[ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «آیا به چیزهایی که به جاى الله [به نیایش] مىخوانید توجه كردهاید؟ به من نشان دهید چه چیز از [اجزاى] زمین را آفریدهاند. آیا در [آفرینش] آسمانها شركت داشتهاند؟ اگر راست مىگویید، از کتابهای آسمانى پیشین یا بازماندهای از دانش [گذشتگان، دلیل] بیاورید»
كیست گمراهتر از کسی كه به جاى الله، افرادى را به دعا مىخواند كه تا روز قیامت به او پاسخ نمىدهند و آنان [= معبودهای باطل، اساساً] از درخواست آنها [= عبادتگزارانشان] بىخبرند؟
یا میگویند: «[محمد] این [قرآن] را خود جعل كرده [و به الله نسبت داده] است». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «اگر من آن را جعل کرده [و به الله نسبت داده] باشم، شما نمیتوانید در برابر [عذاب و خشم] الله از من دفاع کنید. الله به آنچه شما دربارۀ او [= قرآن، با طعنه] گفتگو میکنید، آگاهتر است، و به عنوان گواه بین من و شما كافى است؛ و او آمرزگارِ مهربان است»
بگو: «من پدیدهاى نوظهور در میان پیامبران نیستم و نمىدانم سرنوشت من و شما چه خواهد شد؛ تنها از آنچه به من وحى مىشود پیروى مىكنم و فقط هشداردهندهاى آشكارم»
بگو: «به من بگویید: اگر قرآن از جانب الله باشد و شما به آن کفر ورزید و شاهدى از بنیاسرائیل، به مشابهت آن [با تورات و با تکیه بر آنچه در تورات در مورد آن آمده بر حقانیّت آن] گواهى داده و ایمان آورده باشد و شما در برابرش [انكار و] تكبر ورزید، [آیا گمراه و ستمگر نیستید]؟ بىگمان، الله ستمکاران را هدایت نخواهد كرد»
و کافران به مؤمنان گفتند: «اگر این [قرآن] خوب بود، کسانی [كه بردگان و فقیرانی ناچیزند] در پذیرش آن بر ما سبقت نمىگرفتند»؛ و چون به وسیله آن هدایت نیافتهاند، مىگویند: «این [قرآن]، دروغى قدیمی است»
و [در حالى كه] پیش از آن [= قرآن]، كتاب موسى راهنما و رحمت بود؛ و این [قرآن،] كتابى است كه [تورات را] به زبان [شیوای] عربی تصدیق مىكند تا به ستمکاران هشدار دهد و براى نیكوكاران بشارت باشد
و انسان را به نيكى كردن به پدر و مادرش سفارش كرديم؛ [به ویژه] مادر كه به دشوارى بارِ حمل او را بر عهده دارد و با دشوارى وضع حمل میكند؛ و [دوران] باردارى و شیرخوارگىاش [مجموعاً] سى ماه است؛ [او پرورش مییابد] تا به حد رشد برسد و در چهل سالگى [كه توان جسمی و ذهنیاش کامل است] میگوید: «پروردگارا، به من توفیق بده تا شکرِ نعمتی را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى، به جای آورم و كار شایستهاى انجام دهم كه از آن راضی گردى؛ و فرزندانم را شایسته گردان؛ به درگاهت [توبه نموده و] بازگشتهام و تسلیم [فرمانت] هستم»
و کسی كه به پدر و مادرش گفت: «اف بر شما! چگونه به من وعده مىدهید كه [از گور] بیرون آورده خواهم شد؛ در حالى كه نسلهای فراوانی پیش از من رفتند [و بازنگشتند]؟» پدر و مادرش به درگاه الهی زاری مىكنند [که فرزندشان را هدایت کند و به او مىگویند:] «واى بر تو! ایمان بیاور كه وعدۀ الهی راست است»؛ [اما] او پاسخ مىدهد: «این [وعدهها] فقط افسانههاى [خیالی] پیشینیان است»
روزى كه کافران بر آتش عرضه مىشوند، [به آنان خطاب مىشود:] «نعمتهای پاكیزۀ خود را در زندگی دنیا از بین بردید و از آنها بهرهمند شدید؛ پس امروز به خاطر برتریجوییِ ناحق و انحرافی كه در زمین داشتید، با عذابى خفتبار مجازات مىشوید»
[ای پیامبر، سرگذشت هود،] برادر قوم عاد را یاد کن؛ آنگاه كه در سرزمین «احقاف» [= ریگزاری در جنوب شبه جزیرۀ عربستان] قومش را هشدار مىداد ـ در حالى كه هشداردهندگان [دیگرى نیز] در گذشتههاى دور و نزدیک آمده بودند ـ [و چنین میگفت] كه: «تنها الله را عبادت کنید كه من از عذاب روزى بزرگ بر شما مىترسم»
و چون آن [عذاب] را كه به صورت ابرى در جهت [دشت و] درهها[ى حاصلخیز]شان پیش مىآمد، مشاهده كردند، [با شادمانی] گفتند: «این ابرى است كه [رحمت] بر ما مىبارد»؛ [هود گفت: «نه،] بلكه همان [عذابى] است كه براى رسیدنش شتاب داشتید؛ تندبادى است که عذابى دردناک با خود دارد
[طوفانی است که] هر چیزى را به فرمان پروردگارش در هم مىكوبد»؛ آنگاه چنان [هلاک] شدند كه جز خانههاى [ویران] آنان، اثرى به چشم نمىخورد. ما بزهكاران را این گونه كیفر مىدهیم
یقیناً به آنها [= قوم عاد]، چنان امکاناتی داده بودیم كه به شما [اهل مکه، چنان] امکاناتی ندادهایم؛ و برای آنان چشم و گوش و دل [نیرومندتر از دیگران] قرار داده بودیم، و[لی] گوش و چشم و دلهایشان سودى به حالشان نداشت؛ زیرا آیات الهی را انكار مىكردند و [سرانجام،] عذابی كه آن را مسخره مىكردند، دامنگیرشان شد
[بسیارى از مردم] شهرهاى پیرامون شما [مكّیان] را هلاک كردیم؛ و[لى قبلاً] نشانهها [و دلایل توحید] را به شکلهای مختلف در میان آوردیم؛ باشد که [از کفر و گمراهى] بازگردند
پس چرا کسانی كه [مشرکان آنان را] براى تقرب [به الله،] معبودان خود گرفتند، [به هنگام بلا] یاریشان نكردند؟ بلكه از نظرشان ناپدید شدند؛ و [سرانجامِ] دروغها و تهمتهایشان همین بود
[ای پیامبر، به یاد آور] هنگامی که گروهى از جن را به سوی تو فرستادیم كه قرآن را بشنوند؛ هنگامی که نزد پیامبر حضور یافتند، [به یكدیگر] گفتند: «خاموش باشید [تا به آیات قرآن گوش فرادهیم] و چون [تلاوتش] به پایان رسید، نزد قوم خود بازگشتند تا به آنان [در مورد عواقبِ سرپیچی از فرمان حق] هشدار دهند
گفتند: «اى قوم، ما [آیاتِ] كتابى را شنیدیم كه پس از موسى نازل شده است و کتابهای [آسمانیِ] پیش از خود را تصدیق میکند و به [سوى] حق و راه راست هدایت مىنماید
ای قوم، [سخنان توحیدیِ] این دعوتگر را که به سوی الله فرامیخوانَد بپذیرید و به او ایمان آورید تا [الله] برخى از گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابى دردناک در امان بدارد
و هر کس [سخنان] دعوتگری را که به سوی الله فرامیخوانَد نپذیرد [و به وی ایمان نیاورد، هرگز الله را] در زمین به تنگ نمىآورَد؛ و در برابر الله [یاور و] كارسازى نخواهد داشت. چنین کسانی در گمراهىِ آشكارند»
آیا مشرکان ندیدهاند [و نمیدانند] الله که آسمانها و زمین را آفرید و از آفرینش آنها درمانده نشد، قادر است مردگان را [نیز] زنده كند؟ آرى، او بر هر كارى تواناست
روزى كه کافران بر آتش عرضه مىشوند، [از آنان پرسیده مىشود:] «آیا این آتش حق نیست [و حقیقت ندارد]؟» آنان میگویند: «آری؛ سوگند به پروردگارمان [که چنین است]»؛ [آنگاه الله] میفرماید: «پس به سزاى آنكه [قیامت را] انكار مىکردید، عذاب را بچشید»
[ای پیامبر،] تو نیز همچون پیامبران اولوالعزم [كه همواره ثابتقدم بودند، در برابر آزار و تکذیبِ قومت] شکیبا باش و در مورد [درخواست عذابِ] آنان شتاب نكن. روزى كه [این کافران] عذابِ موعودشان را [در جهان آخرت] ببینند، [کیفرشان چنان طولانی است که] گویى فقط بخشی از روز را [در دنیا] به سر بردهاند. این قرآن، پیامى [عمومى برای جن و انس] است. آیا جز نافرمانان هلاک مىشوند؟