Back to Languages

Persian - Chapter 18 - Al-Kahf

Translation by Mohammad Kazem Moezzi — Permalink

Verse 1 — Surah Al-Kahf 18:1

سپاس خدائی را که فرستاد بر بنده خویش کتاب را و قرار نداد برای آن کجی را

Verse 2 — Surah Al-Kahf 18:2

راست است تا بترساند نیروئی سخت را از نزدش و مژده دهد مؤمنان را که کردار شایسته کنند آنکه ایشان را پاداشی نکو است‌

Verse 3 — Surah Al-Kahf 18:3

درنگ‌کنندگان در آن همیشه‌

Verse 4 — Surah Al-Kahf 18:4

و بترساند آنان را که گفتند برگرفت خدا فرزندی را

Verse 5 — Surah Al-Kahf 18:5

نیستشان بدان علمی و نه پدران ایشان را بزرگ سخنی است که برون آید از دهانهای ایشان نمی‌گویند جز دروغی را

Verse 6 — Surah Al-Kahf 18:6

شاید ببازی تو جان خود را از پی ایشان اگر ایمان نیاوردند بدین داستان بدریغ‌

Verse 7 — Surah Al-Kahf 18:7

همانا گردانیدیم آنچه را بر زمین است آرایشی برای آن تا بیازمائیم ایشان را کدامین نکوترند در کردار

Verse 8 — Surah Al-Kahf 18:8

و همانا گرداننده‌ایم آنچه را بر آن است بیابانی خشک‌زار

Verse 9 — Surah Al-Kahf 18:9

یا پنداشتی که یاران کهف و رقیم بودند از آیتهای ما شگفت‌

Verse 10 — Surah Al-Kahf 18:10

هنگامی که پناه بردند جوانان به غار پس گفتند پروردگارا بیاور ما را از نزد خویش رحمتی و آماده کن برای ما از کار ما رهبری را

Verse 11 — Surah Al-Kahf 18:11

پس زدیم بر گوشهای آنان در غار سالیانی بی‌شمار (یعنی خوابانیدنشان)

Verse 12 — Surah Al-Kahf 18:12

سپس برانگیختیمشان تا بدانیم کدام از دو گروه شمرنده‌ترند آنچه را درنگ کردند از مدّت‌

Verse 13 — Surah Al-Kahf 18:13

ما می‌خوانیم بر تو داستان ایشان را به حقّ همانا آنانند جوانانی که ایمان آوردند به پروردگار خویش و بیفزودیمشان هدایت را

Verse 14 — Surah Al-Kahf 18:14

و پیوند زدیم بر دلهای ایشان هنگامی که برخاستند پس گفتند پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است نخوانیم جز او خدائی هر آینه گوئیم در آن هنگام بیهوده را

Verse 15 — Surah Al-Kahf 18:15

اینان قوم ما برگرفتند جز او خدایانی چرا نمی‌آورند بر ایشان فرمانروائیی آشکار پس کیست ستمگرتر از آنکه بست بر خدا دروغی را

Verse 16 — Surah Al-Kahf 18:16

و هنگامی که کنار گرفتید از ایشان و آنچه می‌پرستند جز خدا پس پناه آرید به غار می‌گستراند برای شما پروردگار شما از رحمت خود و آماده کند برای شما از کار شما آسایش را

Verse 17 — Surah Al-Kahf 18:17

و بینی خورشید را گاهی که براید کج شود از غار ایشان بسوی راست و گاهی که فرورود می‌برّدشان بسوی چپ و ایشانند در پهناوری از آن این از آیتهای خدا است آن را که رهبری کند خدا او است هدایت‌شده و آن را که گمراه کند نیابی برایش دوستی راهنما

Verse 18 — Surah Al-Kahf 18:18

و پنداریشان بیداران حالی که خفتگانند و می‌گردانیمشان بسوی راست و چپ و سگ ایشان پهن‌کننده است بازوهای خود را در آستانه اگر سرمی‌کشیدی بر آنان همانا پشت می‌کردی از ایشان گریزان و هر آینه پرمی‌شدی از ایشان ترس را

Verse 19 — Surah Al-Kahf 18:19

و بدینسان برانگیختیمشان تا بپرسند میان خویش (از همدیگر) گفت گوینده‌ای از ایشان چند ماندید گفتند ماندیم روزی یا پاره‌ای از روز گفتند پروردگار شما داناتر است بدانچه ماندید بفرستید یکیتان را با برگ بهای خود این بسوی شهر تا ببیند کدامین پاکیزه‌تر است در خوراک پس بیارد شما را روزیی از آن و باید به نرمی رفتار کند و آگاه نسازد بر شما کسی را

Verse 20 — Surah Al-Kahf 18:20

همانا ایشان اگر دست یابند بر شما سنگسارتان کنند یا برگردانند شما را در کیش خود و هرگز رستگار نشوید در آن هنگام هیچگاه‌

Verse 21 — Surah Al-Kahf 18:21

و بدینسان آگاه ساختیم بر ایشان تا بدانند که وعده خدا است حقّ و آنکه ساعت نیست شکّی در آن هنگامی که ستیزه می‌کردند با همدیگر در کار خویش پس گفتند بسازید بر ایشان سازمانی را پروردگار ایشان داناتر است بدیشان گفتند آنان که دست یافتند بر کار ایشان همانا برگیریم بر ایشان پرستشگاهی را

Verse 22 — Surah Al-Kahf 18:22

بزودی گویند سه تنند چهارمیشان سگشان و گویند پنج تنند ششمی ایشان سگشان انداختنی به ناپیدا و گویند هفت تنند و هشتمینشان سگشان بگو پروردگار من داناتر است به شمار آنان نداندشان مگر کمی پس نستیز در آنان مگر ستیزه‌ای به ظاهر و نپرس در آنان از ایشان احدی را

Verse 23 — Surah Al-Kahf 18:23

و نگوی به چیزی که منم کننده آن فردا

Verse 24 — Surah Al-Kahf 18:24

مگر آنکه بخواهد خدا و یاد کن پروردگار خویش را گاهی که فراموش کردی و بگو امید است آنکه هدایتم کند پروردگار من به نزدیکتر از این راه را

Verse 25 — Surah Al-Kahf 18:25

و ماندند در غار خود سیصد سال و بیفزودند نُه را

Verse 26 — Surah Al-Kahf 18:26

بگو خدا داناتر است بدانچه ماندند وی را است ناپیدای آسمانها و زمین چه بینا و چه شنوا است نیستشان جز او دوستی و شریک نگرداند در حکم خویش کسی را

Verse 27 — Surah Al-Kahf 18:27

و بخوان آنچه وحی شده است بسوی تو از کتاب پروردگارت نیست برگرداننده‌ای برای سخنانش و هرگز نیابی جز او پناهگاهی را

Verse 28 — Surah Al-Kahf 18:28

و شکیبا ساز خویش را با آنان که می‌خوانند پروردگار خویش را بامداد و شب خواهند روی او را و تجاوز نکنند (یا برمگردان) دیدگان تو از ایشان که بخواهی زیور زندگانی دنیا را و فرمانبردار مشو آن را که غافل کردیم دلش را از یاد ما و پیروی کرد هوس خویش را و شد کار او از دست‌رفته‌

Verse 29 — Surah Al-Kahf 18:29

و بگو حقّ از پروردگار شما است پس هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کافر شود همانا آماده کردیم برای ستمکاران آتشی که فراگرفته است بدیشان سراپرده آن و اگر فریاد کنند فریادرسی شوند به آبی چون آهن گداخته بریان کند چهره‌ها را چه زشت نوشابه است و چه زشت آسایشگاهی‌

Verse 30 — Surah Al-Kahf 18:30

همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند ما تباه نمی‌سازیم پاداش آنکه نکو کرد کار را

Verse 31 — Surah Al-Kahf 18:31

ایشان را است بهشتهای جاودان جاری است زیر آنان جویها زیب داده شوند در آن با دستبندها از زر و پوشند جامه‌های سبزی از سُندس و اِستبرق تکیه‌کننده‌اند در آن بر تختها چه خوب پاداشی است و چه نکو است آن آسایشگاه‌

Verse 32 — Surah Al-Kahf 18:32

و بزن برای ایشان مثَلی دو مرد را که قرار دادیم برای یکیشان دو باغ از انگورها و پیچیده داشتیم آنها را با درخت خرما و نهادیم میان آنها کشتزاری‌

Verse 33 — Surah Al-Kahf 18:33

هردو باغ دادند میوه خود را و ستم نکرد از آن چیزی را و شکافتیم میان آنها جوئی‌

Verse 34 — Surah Al-Kahf 18:34

و بود او را میوه‌ای پس گفت به یار خویش حالی که با او گفتگو می‌کرد من بیشترم از تو در مال و نیرومندتر در گروه‌

Verse 35 — Surah Al-Kahf 18:35

و درآمد به باغ خویش حالی که ستم‌کننده بود خویشتن را گفت نپندارم نابود شود این هیچگاه‌

Verse 36 — Surah Al-Kahf 18:36

و نپندارم ساعت را برپا شونده و اگر بازگردم بسوی پروردگار خویش هر آینه بیابم بهتر از این جایگاه را

Verse 37 — Surah Al-Kahf 18:37

گفت بدو یار او حالی که با وی سخن می‌گفت آیا کافر شدی بدانکه بیافریدت از خاکی سپس از چکّه آبی پس بیاراستت مردی‌

Verse 38 — Surah Al-Kahf 18:38

لیکن همانا خدا است پروردگارم و شرک نورزم به پروردگارم کسی را

Verse 39 — Surah Al-Kahf 18:39

و چرا گاهی که در باغ خویش درآمدی نگفتی چه خواسته است خدا نیست نیروئی جز با خدا اگر مرا بینی کمترم از تو درخواسته و فرزند

Verse 40 — Surah Al-Kahf 18:40

امید است پروردگار من بدهدم بهتر از باغ تو و بفرستد بر آن آفتی از آسمان تا بامداد کند خشکزاری لغزنده‌

Verse 41 — Surah Al-Kahf 18:41

یا بامداد کند آب آن فرورفته که هرگز نتوانی برای آن جستنی را

Verse 42 — Surah Al-Kahf 18:42

و نابود شد میوه آن پس بامداد کرد می‌گردانید دستهای خویش را بر آنچه هزینه کرده بود در آن و آن فرود آمده بود بر پایه‌ها (یا پوشها)ی خود و می‌گفت کاش شرک نمی‌ورزیدم به پروردگار خود کسی را

Verse 43 — Surah Al-Kahf 18:43

و نبودش دسته که یاریش کنند جز خدا و نبود یاری شده (یا یاری جوینده)

Verse 44 — Surah Al-Kahf 18:44

در آنجا فرمانروائی از آن خداست حقّ او است بهتر به پاداش و بهتر در فرجام‌

Verse 45 — Surah Al-Kahf 18:45

و بزن برای ایشان مثَل زندگانی دنیا را مانند آبی که فرستادیمش از آسمان پس بیامیخت با آن رستنی زمین پس گردید خُرد که پراکنده می‌سازندش بادها و خدا است بر همه چیز توانا

Verse 46 — Surah Al-Kahf 18:46

خواسته و فرزندان زیب زندگانی دنیا است و بازمانده‌های شایسته بهتر است نزد پروردگار تو به پاداش و بهتر است در آرزو

Verse 47 — Surah Al-Kahf 18:47

و روزی که برانیم کوه‌ها را و بینی زمین را نمودار (یا برآمده) و گردشان آوردیم پس بجای نگذاشتیم از ایشان کسی را

Verse 48 — Surah Al-Kahf 18:48

و عرض شدند بر پروردگار تو صفی همانا آمدید ما را چنانکه آفریدیمتان نخستین بار بلکه پنداشتید که هرگز نگذاریم برای شما وعده‌گاهی را

Verse 49 — Surah Al-Kahf 18:49

و نهاده شد کتاب پس بینی گنهکاران را شوریده از آنچه در آن است و گویند ای وای بر ما چه شود این کتاب را که نگذارد کوچک و نه بزرگی را مگر آنکه برشمردش و یافتند آنچه را کردند حاضر و ستم نکند پروردگار تو کسی را

Verse 50 — Surah Al-Kahf 18:50

و هنگامی که گفتیم به فرشتگان سجده کنید برای آدم پس سجده کردند جز ابلیس بود از جنّ پس سرپیچید از فرمان پروردگار خویش آیا گیریدش او و نژادش را دوستانی جز از من حالی که ایشانند برای شما دشمن چه زشت است ستمگران را بدلی‌

Verse 51 — Surah Al-Kahf 18:51

گواه نگرفتم ایشان را بر آفرینش آسمانها و زمین و نه آفرینش خودشان و نبودم هرگز گیرنده گمراهان بازوئی‌

Verse 52 — Surah Al-Kahf 18:52

و روزی که گوید بخوانید شریکانم را آنان که می‌پنداشتید پس خواندندشان پس پاسخشان نگفتند و نهادیم میانشان پرتگاهی را

Verse 53 — Surah Al-Kahf 18:53

و دیدند گنهکاران آتش را پس پنداشتند که افتادگانند در آن و نیافتند از آن کنارگاهی را

Verse 54 — Surah Al-Kahf 18:54

و همانا گردانیدیم در این قرآن برای مردم از هر مثَلی و انسان بیشتر از هر چیز است ستیزه‌گری را

Verse 55 — Surah Al-Kahf 18:55

و بازنداشت مردم را از آنکه ایمان آرند گاهی که بیامدشان هدایت و از آنکه آمرزش خواهند از پروردگار خویش جز آنکه بیایدشان شیوه پیشینیان یا بیایدشان عذاب روی بروی‌

Verse 56 — Surah Al-Kahf 18:56

و نفرستیم پیمبران را مگر بشارت‌دهندگان و ترسانندگان و می‌ستیزند کافران با باطل تا تباه کنند بدان حقّ را و برگرفتند آیتهای مرا و آنچه بیم داده شدند مسخره‌

Verse 57 — Surah Al-Kahf 18:57

و کیست ستمگرتر از آنکه یادآوری شد به آیتهای خدا پس روی گردانید از آنها و فراموش کرد آنچه را پیش فرستاد دستهایش همانا نهادیم بر دلهای ایشان پوششهائی از آنکه دریابندش و در گوشهای ایشان سنگینی را و اگر خوانیشان بسوی هدایت هرگز هدایت نشوند هیچگاه‌

Verse 58 — Surah Al-Kahf 18:58

و پروردگار تو است آمرزنده صاحب رحمت اگر گرفتارشان کند بدانچه فراهم کردند هر آینه بشتابد برای ایشان در عذاب بلکه ایشان را است وعده‌گاهی که هرگز نیابند جز آن پناهگاهی را

Verse 59 — Surah Al-Kahf 18:59

و اینک شهرها نابود کردیم آنها را گاهی که ستم کردند و نهادیم برای نابودیشان وعده‌گاهی را

Verse 60 — Surah Al-Kahf 18:60

و هنگامی که گفت موسی به جوان خویش نروم (دست برندارم) تا نرسم ملتقای (رسیدنگاه) دو دریا را یا راه سپرم هفتاد سال‌

Verse 61 — Surah Al-Kahf 18:61

پس هنگامی که رسیدند مجمع (رسیدنگاه) آن دو را فراموش کردند ماهی خویش را تا برگرفت راه خویش را در دریا شکافنده‌

Verse 62 — Surah Al-Kahf 18:62

پس هنگامی که گذشتند گفت به جوان خود بیاور برای ما چاشت ما را همانا رسیدیم از سفر خویش این رنجی را

Verse 63 — Surah Al-Kahf 18:63

گفت آیا دیدی گاهی که جای گرفتیم نزدیک آن سنگ همانا فراموش کردم ماهی را و فراموشم نکرد جز شیطان از آنکه به یاد آرمش و برگرفت راه خود را در دریا شگفت‌

Verse 64 — Surah Al-Kahf 18:64

گفت این است آنچه می‌خواستیم پس بازگشتند بر جای پایهای خویش پی‌جویان‌

Verse 65 — Surah Al-Kahf 18:65

تا یافتند بنده‌ای از بندگان ما را که داده بودیمش رحمتی را از نزد خود و آموخته بودیمش از نزد خود دانش را

Verse 66 — Surah Al-Kahf 18:66

گفت بدو موسی آیا پیرویت کنم بر آنکه بیاموزیم از آنچه آموخته شدی رهبری را

Verse 67 — Surah Al-Kahf 18:67

گفت همانا تو نتوانی با من صبرکردن‌

Verse 68 — Surah Al-Kahf 18:68

و چگونه صبر کنی بر آنچه فرانگرفتی بر آن آگاهی را

Verse 69 — Surah Al-Kahf 18:69

گفت زود است بیابیم شکیبا اگر خدا خواهد و نافرمانی نکنمت امری را

Verse 70 — Surah Al-Kahf 18:70

گفت پس اگر پیرویم کردی نپرس مرا از چیزی تا پدید آرم برای تو از آن سخنی را

Verse 71 — Surah Al-Kahf 18:71

پس برفتند تا گاهی که سوار شدند در کشتی بشکافتش گفت آیا سوراخ کردیش که غرق کنی مردمش را همانا بیاوردی چیزی زشت را

Verse 72 — Surah Al-Kahf 18:72

گفت آیا نگفتم که تو نتوانی با من صبرکردن‌

Verse 73 — Surah Al-Kahf 18:73

گفت مرا نگیر بدانچه فراموش کردم و نرسان به من از کارم سختی را

Verse 74 — Surah Al-Kahf 18:74

پس برفتند تا گاهی که به کودکی رسیدند بکشتش گفت آیا کشتی تنی پاک را نه در برابر تنی همانا آوردی چیزی ناپسند را

Verse 75 — Surah Al-Kahf 18:75

گفت آیا نگفتم به تو که نتوانی هرگز با من صبرکردن‌

Verse 76 — Surah Al-Kahf 18:76

گفت اگر پرسیدمت از چیزی پس از این همراهم نگیر به درست رسیدی از نزدم بهانه‌ای را

Verse 77 — Surah Al-Kahf 18:77

پس برفتند تا گاهی که رسیدند مردم شهری را خوراک خواستند از مردمش پس خودداری کردند از آنکه مهمانشان کنند پس یافتند در آن دیواری را که می‌خواست فرو ریزد پس بپای داشتش گفت اگر می‌خواستی می‌گرفتی بر این مزدی را

Verse 78 — Surah Al-Kahf 18:78

گفت این است جدائی میان من و تو بزودی آگهیت دهم به سرانجام آنچه نتوانستی بر آن صبرکردن را

Verse 79 — Surah Al-Kahf 18:79

اما کشتی پس از آنِ بینوایانی بود که کار می‌کردند در دریا خواستم آسیبی بدان رسانم و بود پشت سر ایشان پادشاهی که می‌گرفت هر کشتی را به ستم (بیگاری)

Verse 80 — Surah Al-Kahf 18:80

و امّا کودک بودند پدر و مادرش مؤمنان پس ترسیدیم که واداردشان (یا تنگ آوردشان) به سرکشی و ناسپاسی‌

Verse 81 — Surah Al-Kahf 18:81

پس خواستیم تا بازدهد ایشان را پروردگارشان به جای او بهتر از او را به پاکی و نزدیکتر به رحم‌آوردن‌

Verse 82 — Surah Al-Kahf 18:82

و اما دیوار پس از آن دو کودک یتیم بود در شهر و بود زیر آن گنجی از برای ایشان و بود پدر ایشان شایسته پس خواست پروردگار تو که برسند نیروی (جوانی) خود را و برون آرند گنج خویش را مهربانیی از پروردگار تو و من نکردمش به فرمان خود این است سرانجام آنچه نتوانستی بر آن صبرکردن را

Verse 83 — Surah Al-Kahf 18:83

و پرسندت از ذوالقرنین بگو زود است بخوانم بر شما از او سخنی را

Verse 84 — Surah Al-Kahf 18:84

همانا فرمانروایش ساختیم در زمین و دادیمش از هرچیز دستاویزی‌

Verse 85 — Surah Al-Kahf 18:85

پس پیروی کرد دستاویزی را

Verse 86 — Surah Al-Kahf 18:86

تا گاهی که رسید فرودگاه خورشید را یافتش فرو می‌رود در چشمه گل آلودی و یافت نزد آن گروهی را گفتیم ای ذوالقرنین آیا یا شکنجه می‌کنی و یا برمی‌گیری در ایشان نکوئی را

Verse 87 — Surah Al-Kahf 18:87

گفت اما آنکه ستم کند زود است عذابش کنیم و سپس بازگردانیده شود بسوی پروردگار خویش پس عذابش کند عذابی زشت‌

Verse 88 — Surah Al-Kahf 18:88

و اما آنکو ایمان آرد و کردار شایسته کند پس او را است پاداش نیک و زود است گوئیم برایش از امر خویش گشایش را

Verse 89 — Surah Al-Kahf 18:89

پس پیروی کرد وسیلتی را

Verse 90 — Surah Al-Kahf 18:90

تا گاهی که رسید برآمدنگاه خورشید را یافتش برمی‌آید بر گروهی نگذارده‌ایم برای ایشان جز آن پوششی را

Verse 91 — Surah Al-Kahf 18:91

چنین و همانا فراگرفتیم بدانچه نزد او است به دانش‌

Verse 92 — Surah Al-Kahf 18:92

پس پیروی کرد وسیلتی را

Verse 93 — Surah Al-Kahf 18:93

تا گاهی که رسید میان دو بند را یافت نارسیده بدانها گروهی را که نیارند دریابند گفتاری را

Verse 94 — Surah Al-Kahf 18:94

گفتند ای ذوالقرنین همانا یأجوج و مأجوج تبهکاری کنند در زمین آیا بگذاریم برای تو هزینه‌ای بر آنکه بگذاری میان ما و آنان بندی را

Verse 95 — Surah Al-Kahf 18:95

گفت آنچه فرمانروا کرده است مرا در آن پروردگارم بهتر است پس کمک دهیدم به نیروئی تا بنهم میان شما و ایشان بندی انبوه را

Verse 96 — Surah Al-Kahf 18:96

بیارید مرا خرده‌های آهن تا گاهی که یکسان شد میان دو کوه گفت بدهید تا گاهی که گردانیدش آتش گفت بیارید مرا بریزم بر آن آهن یا مس گداخته را

Verse 97 — Surah Al-Kahf 18:97

پس نتوانستند چیره شوند بر آن و نتوانستندش سوراخ‌کردن را

Verse 98 — Surah Al-Kahf 18:98

گفت این است رحمتی از پروردگارم تا گاهی بیاید وعده پروردگارم بگرداندش خرد و بوده است وعده پروردگارم درست‌

Verse 99 — Surah Al-Kahf 18:99

و گذاردیم گروهی از ایشان را در آن روز موج زنند در گروهی و دمیده شد در صور پس گردشان آوردیم گردآوردنی‌

Verse 100 — Surah Al-Kahf 18:100

و عرض کردیم دوزخ را آن روز بر کافران عرض‌کردنی‌

Verse 101 — Surah Al-Kahf 18:101

آنان که بود دیدگانشان در پرده از یاد من و بودند نمی‌توانستند شنیدن را

Verse 102 — Surah Al-Kahf 18:102

آیا پنداشتند آنان که کفر ورزیدند که برگیرند بندگانم را جز من دوستانی همانا آماده کردیم دوزخ را برای کافران پیشکشی‌

Verse 103 — Surah Al-Kahf 18:103

بگو آیا آگهیتان دهم به زیانکارتران در کردار

Verse 104 — Surah Al-Kahf 18:104

آنان که تباه شده است کوشش ایشان در زندگانی دنیا و می‌پندارند که ایشان نکو می‌کنند عمل را

Verse 105 — Surah Al-Kahf 18:105

آنانند که کفر ورزیدند به آیتهای پروردگار خویش و ملاقات او پس تباه شد اعمال ایشان پس بپای نداریم برای آنان روز قیامت وزنی (ترازوئی) را

Verse 106 — Surah Al-Kahf 18:106

این است پاداش ایشان دوزخ بدانچه کفر ورزیدند و برگرفتند آیتهای مرا و پیمبران مرا ریشخند

Verse 107 — Surah Al-Kahf 18:107

همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند بوده است ایشان را باغهای بهشت پیشکشی‌

Verse 108 — Surah Al-Kahf 18:108

جاودانند در آن نجویند از آن جابجاشدن را

Verse 109 — Surah Al-Kahf 18:109

بگو اگر می‌شد دریا مدادی برای سخنان پروردگارم همانا پایان می‌یافت دریا پیش از آنکه پایان یابند سخنان پروردگارم و هر چند بیاریم همانند آن کمک را

Verse 110 — Surah Al-Kahf 18:110

بگو جز این نیست که من بشری هستم مانند شما وحی می‌شود به سویم که خدای شما است خداوند یکتا پس آنکه امید دارد ملاقات پروردگار خویش را باید بکند کرداری شایسته و شریک نگرداند به پرستش پروردگار خویش کسی را