پیش از این براى هدایت مردم، [تورات و انجیل] و اینک [قرآن را، که کتابِ] فرقان [و جداکنندهی حقّ از باطل است،] نازل کرد. بیگمان کسانى که به آیات الهى کفر ورزند، عذاب شدیدى خواهند داشت و خداوند شکستناپذیرِ صاحبِ انتقام است
او کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرد. بخشى از آن، آیات محکم است که اصل و اساس کتاب را تشکیل مىدهد و بخشى دیگر، آیات متشابه است. امّا کسانى که در دلهایشان انحراف است، به جهت ایجاد فتنه [و گمراه کردن مردم] و نیز به جهت تفسیر آیه به دلخواه خود، به سراغ آیات متشابه میروند، در حالى که تفسیر این آیات را جز خداوند و راسخان در علم نمیدانند. آنان که میگویند: «ما به آن ایمان آوردهایم، همهى آیات از طرف پروردگار ماست، [خواه محکم باشد یا متشابه].» و جز خردمندان پند نگیرند
[راسخان در علم مىگویند:] «پروردگارا! پس از آن که ما را هدایت کردى، دلهاى ما را به باطل مایل مگردان و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش. به راستى که تو خود بسیار بخشندهاى
[شیوهی کفّار در انکار و تحریف حقایق،] مانند روش فرعونیان و کسانى است که پیش از آنها بودند. آیات ما را تکذیب کردند، پس خداوند آنها را به [کیفر] گناهانشان گرفت. و خدا سختکیفر است
به یقین در دو گروهى که [در جنگ بدر] با هم روبهرو شدند، براى شما نشانه [و درس عبرتى] بود: گروهى در راه خدا نبرد مىکردند و گروه دیگر که کافر بودند، به چشم خود مسلمانان را دو برابر مىدیدند [و این عاملى براى ترس آنان مىشد] و خداوند هر کس را بخواهد، به یارى خود تأیید مىکند. در این امر براى اهل بینش، پند و عبرت است
عشق و علاقه به زنان و فرزندان و اموال زیاد از طلا و نقره و اسبان ممتاز و چهارپایان و کشتزارها که همه از شهوات و خواستههاى نفسانى است، در نظر مردم جلوه یافته است، [در حالى که] اینها بهرهاى گذرا از زندگانى دنیاست و سرانجامِ نیکو تنها نزد خداوند است
بگو: «آیا شما را به چیزی بهتر از اینها خبر دهم؟ براى کسانى که تقوا داشته باشند، نزد پروردگارشان باغهایى [بهشتى] است که از زیر [درختان] آن نهرها جارى است. براى همیشه در آنجا [بهرهمند] هستند. و همسرانى پاک [خواهند داشت] و رضا و خشنودى خداوند [شامل حالشان مىشود]. و خداوند به حال بندگان بیناست.»
خدایى که همواره به عدل و قسط قیام دارد، گواهى داده که معبودى جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش [نیز به یگانگى او گواهى دادهاند]، جز او که مقتدر حکیم است، معبودى نیست
دینِ [مورد پذیرش] نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب اختلافى نکردند، مگر بعد از آن که علم [به حقّانیت اسلام] برایشان حاصل شد، [این اختلاف] از روى حسادت و دشمنى میان آنان بود. و هرکس به آیات خداوند کفر ورزد، پس [بداند که] خدا زودحساب است
پس اگر با تو به گفتگو و ستیز و محاجِّه برخاستند، بگو: «من و پیروانم با تمام وجود در برابر خداوند تسلیم شدهایم.» و به اهل کتاب و اُمیین [مشرکان بىسواد مکه] بگو: «آیا شما هم تسلیم شدهاید؟» پس اگر تسلیم شدند و اسلام آوردند، هدایت یافتهاند، و اگر سرپیچى کردند، وظیفه تو فقط رساندن دعوت الهى است، [نه اجبار و اکراه،] و خداوند به حال بندگان بیناست
به راستى کسانى که به آیات خداوند کفر مىورزند و پیامبران را به ناحقّ مىکشند و مردمى را که فرمان به عدالت مىدهند، به قتل مىرسانند، پس آنان را به عذابى دردناک بشارت ده
آیا ندیدى کسانى را که از کتاب [تورات] بهرهاى داشتند؟ چون به کتاب الهى دعوت مىشوند تا میانشان حکم کند، گروهى از آنان روى مىگردانند، در حالى که [از قبول حقّ] ابا دارند
این [روىگردانى] براى آن بود که اهل کتاب میگفتند: «هرگز آتش دوزخ جز چند روزى به ما نمىرسد.» و این افتراها [و خیالبافىها] آنان را در دینشان فریفته ساخت. [و گرفتار انواع گناهان شدند]
پس [کسانى که گمان مىکنند از قهر خداوند دورند،] چگونه خواهد بود حالشان، آنگاه که آنان را در روزى که شکى در آن نیست، گرد آوریم و به هر کس [پاداش یا کیفر] آنچه انجام داده، به طور کامل داده شود؟ و به آنان ستم نخواهد شد
بگو: «خداوندا! تو صاحب فرمان و سلطنتى! به هر کس بخواهى، [طبق مصلحت و حکمت خود] حکومت مىدهى و از هر کس بخواهى، حکومت را مىگیرى و هر که را بخواهى، عزّت مىبخشى و هر که را بخواهى، خوار مىکنى. همه خیرها تنها به دست توست. تو بر هر چیز توانایى
نباید اهل ایمان، به جاى مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود برگزینند و هر کس چنین کند، نزد خدا هیچ ارزشى ندارد، مگر آن که از کفّار تقیه کنید و خداوند شما را از [نافرمانى] خود بر حذر مىدارد و بازگشت [شما] به سوى خداست
بگو: «اگر آنچه در سینهها دارید، پنهان سازید یا آشکار نمایید، خداوند آن را مىداند و [نیز] آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است، مىداند و خدا بر هر چیز تواناست.»
روزى که هر کس، هر کار نیکى انجام داده، حاضر بیابد و آرزو مىکند اى کاش بین او و هر چه بدى کرده، فاصلهاى دور مىبود. و خداوند شما را از [مخالفت امرش] بر حذر مىدارد و [در عین حال] خداوند به بندگان مهربان است
[اى پیامبر!] بگو: «اگر خداوند را دوست مىدارید، پس از من پیروى کنید، تا خدا نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بر شما ببخشد. و خداوند بسیار بخشنده و مهربان است.»
هنگامى که همسر عمران گفت: «پروردگارا! من نذر کردهام آنچه را در رحم دارم، براى تو آزاد باشد [و هیچ مسئولیتى به او نسپارم تا تمام وقت خود را صرف خدمت در بیتالمقدّس کند،] پس از من قبول فرما، که به راستى تو شنواى دانایى!»
پس چون فرزند را به دنیا آورد، گفت: «پروردگارا! من دختر زادهام.» در حالى که خداوند به آنچه او زاده داناتر بود. «و پسر مانند دختر نیست و من او را مریم نامیدم و او و فرزندانش را از [شرّ] شیطان رانده شده، در پناه تو قرار مىدهم.»
پس پروردگارش او را به وجه نیکو پذیرفت و به نحو شایسته پرورش داد و سرپرستى او را به زکریا سپرد. هرگاه زکریا در محرابِ عبادت بر مریم وارد مىشد، غذاى مخصوصى نزد او مىیافت. [روزى] گفت: «اى مریم! این روزى از کجا نصیب تو شده؟!» او در پاسخ گفت: «آن از نزد خداست. خداوند به هر کس که بخواهد، روزىِ بىشمار مىدهد.»
پس در حالى که زکریا در محراب به نماز ایستاده بود، فرشتگان او را ندا دادند که: «خداوند تو را به یحیى بشارت مىدهد که تصدیقکنندهى [مسیح،] کلمة اللّه است و سید و سرور، و خویشتندار و پیامبرى از صالحان است.»
[زکریا] گفت: «پروردگارا! چگونه براى من پسرى خواهد بود؟ در حالىکه پیرىِ من فرارسیده و همسرم نازاست!» [خداوند] فرمود: «این چنین است که خداوند هر چه را بخواهد، انجام مىدهد.»
[زکریا] گفت: «پروردگارا! براى من نشانهاى قرار ده». [خداوند] فرمود: «نشانه تو آن است که تا سه روز [زبان تو، از کار مىافتد و] با مردم سخن نخواهى گفت، مگر با اشاره و رمز. [البتّه به هنگام ذکر خدا زبانت باز مىشود. پس] پروردگار خود را بسیار یاد کن و شبهنگام و صبحگاه او را تسبیح بگو.»
[اى پیامبر!] اینها از خبرهاى غیبى است که ما به تو وحى مىکنیم، حال آن که تو نزد آنان نبودى، آنگاه که قلمهاى خود را [براى قرعهکشى] مىافکندند تا کدام یک کفالت و سرپرستىِ مریم را بر عهده بگیرد. و نزد آنها نبودى آنگاه که [براى کسب افتخار سرپرستى مریم] با هم کشمکش مىکردند
[به یاد آور] هنگامى که فرشتگان گفتند: «اى مریم! خداوند تو را به کلمه و نشانهاى از سوى خویش بشارت مىدهد که نامش مسیح، عیسى پسر مریم است، او که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان است
[مریم] گفت: «پروردگارا! چگونه ممکن است براى من فرزندى باشد، در حالى که هیچ انسانى با من تماس نداشته است؟» خداوند فرمود: «چنین است [کارِ] پروردگار! او هر چه را بخواهد مىآفریند. هرگاه اراده کارى کند، فقط به آن مىگوید: باش، پس موجود مىشود.»
و [عیسى را به] پیامبرى به سوى بنىاسرائیل [فرستاد تا بگوید]: «من از سوى پروردگارتان براى شما نشانهاى آوردهام. من براى شما از گِل، [مجسّمهای] به شکل پرنده مىسازم، سپس در آن مىدمم، پس به اراده و اذن خداوند پرندهاى مىگردد. و نیز با اذن خدا کور مادرزاد و مبتلایان به پیسى را بهبود مىبخشم و مردگان را زنده مىکنم و از آنچه مىخورید و آنچه در خانههایتان ذخیره مىکنید به شما خبر مىدهم، به راستى اگر ایمان داشته باشید، در این معجزات براى شما نشانه و عبرتى است
من تصدیقکنندهی توراتى هستم که پیش روى من است و [آمدهام] تا برخى از چیزهایى را که بر شما [به عنوان تنبیه] حرام شده بود، برایتان حلال کنم. و از جانب پروردگارتان براى شما نشانهاى آوردهام. پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید
پس چون عیسى از بنىاسرائیل احساس کفر کرد، گفت: «کیست که یاور من [در حرکت] به سوى خدا شود؟» حواریون گفتند: «ما یاوران [دین] خداییم، به خداوند ایمان آوردهایم، و تو گواهى ده که ما تسلیم [خدا] هستیم
هنگامى که خدا فرمود: «اى عیسى! من تو را [از زمین] برگرفته، به سوى خود بالا مىبرم و تو را از کسانى که کافر شدند، پاک [و دور] مىسازم، و تا روز قیامت پیروان تو را بر کافران برترى خواهم داد.» سپس بازگشت شما به سوى من است، پس در آنچه اختلاف داشتید، میان شما داورى خواهم کرد
هرگاه بعد از علم و دانشى که به تو رسیده است، [باز] کسى درباره عیسى به ستیز و محاجِّه با تو برخیزد بگو: «بیایید ما پسران خود را دعوت کنیم، شما نیز پسران خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما نیز زنان خود را، ما خودمان را [و کسى را که همچون جان ماست،] دعوت کنیم، شما نیز خودتان را، سپس [به درگاه خدا] مُباهله و زارى کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
به راستى، داستانِ درستِ [زندگى مسیح] همین است [اُلوهّیت او، یا فرزندِ خدا بودنش، بىاساس است.] و هیچ معبودى جز خداوند نیست و به یقین، تنها خدا مقتدر حکیم است
بگو: «اى اهل کتاب! به سوى سخنى بیایید که میان ما و شما مشترک است. که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزى را شریک او قرار ندهیم و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایی نگیرد.» پس اگر [از این پیشنهاد] سر باز زدند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمان و تسلیم خداییم.»
اى اهل کتاب! چرا دربارهى ابراهیم گفتگو و نِزاع مىکنید [و هر کدام او را پیرو آیین خود مىدانید]؟ در حالى که تورات و انجیل، پس از او نازل شده است. چرا نمىاندیشید؟
نزدیکترینِ افراد به ابراهیم، کسانى هستند که از او پیروى کردند و [نیز] این پیامبر و کسانى که [به او] ایمان آوردهاند. و خداوند سرور و سرپرست مؤمنان است
و گروهى از اهل کتاب [از یهود] گفتند: «به آنچه بر مؤمنان نازل شده است، در آغازِ روز [به ظاهر] ایمان بیاورید و در پایان روز کافر شوید، [و اینگونه مؤمنان را در ایمانشان متزلزل سازید.] شاید [آنها از اسلام] بازگردند.»
[بزرگان یهود، به آنان مىگفتند:] «جز به کسى که آیین شما را پیروى کند، ایمان نیاورید. [زیرا دینِ حقّ منحصر به ماست.]» [اى پیامبر! به آنان] بگو: «راه سعادت، راهى است که خدا بنماید [و مانعى ندارد] که به امّتى دیگر نیز همانند آنچه [از کتاب و شریعت] به شما داده شده، داده شود، تا در نزد پروردگار با شما بحث و گفتگو کنند.» [به آنان] بگو: «فضل و رحمت به دست خداست، او به هر که بخواهد، عطا مىکند و خداوند داراى رحمت گسترده و علم بىانتهاست
و از اهل کتاب کسانى هستند که اگر ثروت زیادى به رسم امانت به آنها بسپارى، آن را به تو بازمىگردانند و بعضى از آنان اگر یک دینار هم به آنان بسپارى، آن را به تو برنمىگردانند، مگر آن که [براى مطالبهی آن] پیوسته بالاى سر آنها ایستاده باشى. این [خیانت در امانت،] به جهت آن است که گفتند: «دربارهى غیر یهود هر چه کنیم، بر ما گناهى نیست.» در حالى که آنها آگاهانه بر خداوند دروغ مىبندند
کسانى که پیمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچیزى مىفروشند، بهرهاى در آخرت نخواهند داشت و خداوند در قیامت با آنها سخن نمىگوید و به آنان نیز نظر [لطف] نمىکند، آنها را پاک نمىسازد و براى آنان عذابى دردناک است
و از اهل کتاب گروهى هستند که زبان خود را به خواندن کتاب مىچرخانند که شما گمان کنید آن از کتاب آسمانى است، در حالى که از کتاب خدا نیست. و مىگویند: «آن [چه ما مىخوانیم] از سوى خداست.» در حالى که از جانب خدا نیست و آنها آگاهانه بر خداوند دروغ مىبندند
هیچ بشرى که خداوند به او کتاب و حکم و نبوت داده است، حقّ ندارد به مردم بگوید: «به جاى خدا، بندگان من باشید.» پس [شما دانشمندان اهل کتاب نیز] به خاطر سابقهى آموزش کتاب خدا و تدریسى که دارید، خداپرست باشید
و [خداوند] به شما فرمان نمىدهد که فرشتگان و پیامبران را [به عنوان] پروردگار انتخاب کنید. آیا ممکن است پس از آن که تسلیم خدا شدید، او شما را به کفر فرمان دهد؟
و [به یاد آور] هنگامى که خداوند از پیامبرانِ [پیشین و پیروان آنها] پیمان گرفت که هرگاه به شما کتاب و حکمتى دادم، سپس پیامبرى به سوى شما آمد که با نشانههایى که نزد شماست، هماهنگ بود، باید به او ایمان بیاورید و او را یارى کنید. [سپس خداوند] فرمود: «آیا به این پیمان اقرار دارید و بار سنگین پیمان مرا [بر دوش] مىگیرید؟» گفتند: «[آری!] اقرار داریم و پذیرفتیم.» [خداوند] فرمود: «خود شاهد باشید و من [نیز] با شما از گواهانم.»
بگو: «به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از نسل یعقوب، نازل گردیده، و آنچه به موسى و عیسى و پیامبران دیگر، از طرف پروردگارشان داده شده، [به همهى آنها] ایمان آوردیم و میان هیچ یک از آنها فرقى نمىگذاریم. و ما تنها تسلیم [فرمان] اوییم.»
چگونه خداوند گروهى را هدایت کند که بعد از ایمان و گواهى بر حقّانیت رسول و آمدن معجزات و دلایل روشن بر ایشان، باز هم کافِر شدند؟ و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمىکند
کسانى که کفر ورزیدند و در حال کفر مردند، اگر چه زمین را پر از طلا کرده، به عنوان فدیه و بازخرید [از عذاب] بدهند، هرگز از هیچ یک از آنان پذیرفته نمىشود. براى آنان، مجازاتِ دردناکى است و هیچ یاورى ندارند
همهى خوراکىها براى بنىاسرائیل حلال بود، مگر آنچه یعقوب پیش از نزول تورات بر خود حرام کرده بود. بگو: «اگر راست مىگویید، تورات را بیاورید و آن را بخوانید»
در آن [خانه] نشانههاى روشن، [از جمله] مقام ابراهیم است، و هر کس داخل آن [حرم] شود، در امان است و براى خدا بر مردم [واجب] است که قصد حج آن خانه را نمایند، [البتّه] هر که توانایى این راه را دارد. و هرکس کفر ورزد [و با داشتن توانایى به حج نرود، بداند که] خداوند از همهى جهانیان بىنیاز است
بگو: «اى اهل کتاب! چرا کسانى را که ایمان آوردهاند، از راه خدا بازمىدارید و مىخواهید این راه را نادرست نشان دهید؟ در حالى که شما [به درستى آن] گواه هستید و خداوند از آنچه انجام مىدهید، غافل نیست.»
و چگونه شما کفر مىورزید، در حالى که آیات خدا بر شما تلاوت مىشود و پیامبر او در میان شماست؟ و هر کس به [دین و کتاب] خدا تمسُّک جوید، پس قطعاَ به راه راست هدایت شده است
و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آنگاه که دشمنان یکدیگر بودید، پس خداوند میان دلهایتان الفت انداخت و در سایهی نعمت او برادران یکدیگر شدید، و بر لب پرتگاهى از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد. اینگونه خداوند آیات خود را براى شما بیان مىکند، شاید هدایت شوید
روزى که چهرههایى سپید و نورانى، و چهرههایى سیاه مىشوند. پس کسانى که روسیاه شدند، [به آنان گفته مىشود:] «آیا بعد از ایمانتان کفر ورزیدید؟ پس به خاطر کفرتان، این عذاب را بچشید.»
شما بهترین امّتى بودهاید که [به عنوان الگو] براى مردم پدیدار شدهاید. به خوبىها فرمان مىدهید و از بدىها و زشتىها، نهى مىکنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب [نیز به چنین آیینی] ایمان مىآوردند، قطعاً برایشان بهتر بود. برخى از آنان مؤمنند، ولى بیشترشان فاسقاند
[دشمنان شما به قدرى ترسو و زبون هستند که] هر جا یافت شوند، مهر ذلّت بر آنها خورده است، مگر آن که به ریسمان الهى چنگ زنند [و از انحراف دست برداشته، ایمان آورند] و با مردم پیوندى برقرار کنند. آنها گرفتار خشم خدا گشتند و مهر بیچارگى بر آنها زده شد. این به خاطر آن بود که به آیات خدا کفر مىورزیدند و پیامبران را به ناحق مىکشتند. این بدان سبب بود که نافرمانى کردند و [به حقوق دیگران،] تجاوز مىنمودند
کسانى که کافر شدند، هرگز اموال و فرزندانشان، در برابر [عذاب] خداوند، براى آنان هیچ سودى نخواهد داشت. و آنها همدم آتشند، همواره در آن ماندگار خواهند بود
آنچه در این زندگى دنیا انفاق مىکنند، چون بادى است که در آن سرما یا گرماى شدیدى باشد، [و] بر کشتزارِ قومى که بر خود ستم کرده [و در جایگاه نامناسب، کشت نموده] اند، بوزد، پس آن را از بین ببرد. خداوند به آنان ستم نکرده است، بلکه آنان به خویشتن ستم مىکنند
اى کسانى که ایمان آوردهاید! غیر خودتان را محرم راز نگیرید. آنان در تباهى شما کوتاهى نمىکنند و رنج بردن شما را دوست دارند. به راستی کینه و دشمنى از لحن و سخنانشان پیداست و آنچه در سینههایشان پنهان مىدارند، بزرگتر است. ما آیاتِ [روشنگر و افشاگر] را براى شما بیان کردیم، اگر بیندیشید
هان [اى مسلمانان]! این شمایید که آنان را دوست مىدارید، ولى آنها شما را دوست نمىدارند، در حالى که شما به همهى کتابها[ى آسمانى] ایمان دارید [ولى آنها به کتاب شما ایمان نمىآورند.] و هرگاه با شما دیدار کنند، [منافقانه] مىگویند: «ما ایمان آوردیم.» و چون [با هم] خلوت کنند، از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را مىگزند. بگو: «به خشم خود بمیرید! خداوند از درون سینهها آگاه است.»
اگر خوبى به شما رسد، آنان را غمگین میسازد و اگر بدى به شما رسد، آنها بدان شادمان مىشوند. و اگر [در برابرشان] صبر کنید و پرهیزکار باشید، حیلهى بدخواهانهى آنان هیچ آسیبى به شما نمیرساند. خداوند به آنچه انجام مىدهند، احاطه دارد
آنگاه که دو گروه از شما بر آن شدند که [در جنگ] سستى نمایند [و از وسط راه بازگردند]، حال آن که خداوند یاور آنان بود، پس مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
البتّه اگر صبر و مقاومت کنید و پرهیزکارى نمایید، [گر چه] دشمنان با خشم و خروش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشتهی نشاندار یاری مىرساند
و خداوند این [نزول فرشتگان] را مژده و بشارتی برای شما قرار داد، تا دلهاى شما بدان آرام گیرد و [بدانید که] هیچ پیروزى نیست مگر از جانب خداوند عزیز و حکیم
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ خداست. او [طبق حکمت خود] هر کس را بخواهد مىآمرزد و هر کس را بخواهد، عذاب مىکند. و خداوند آمرزندهی مهربان است
و آنان که هرگاه کار زشتى انجام دهند و یا به خویشتن ستم کنند، خدا را یاد کرده، براى گناهان خود استغفار مىکنند. و جز خدا کیست که گناهان را ببخشد؟ و بر آنچه مرتکب شدهاند، پافشارى نمىکنند، چون [به زشتى گناه] آگاهند
پاداش چنین کسانى آمرزش پروردگار است، و باغهایى بهشتى که از زیر درختان آنها نهرها جارى است و براى همیشه در آن [باغها] هستند. و چه نیکوست پاداش عملکنندگان
به یقین پیش از شما [اقوام و جوامعی با] آداب و سنتهایی [متفاوت، آمده و] از میان رفتهاند. پس در روى زمین گردش کنید و بنگرید که سرانجام تکذیبکنندگانِ چگونه بوده است؟
اگر [در جنگ اُحُد] به شما آسیبی رسید، [در جنگ بدر نیز] به آن قومِ [کافر] آسیبی همانند آن رسید. و این روزگار را در میان مردم [دست به دست] مىگردانیم تا خداوند کسانى را که ایمان آوردهاند، معلوم دارد و از میان شما گواهانى [بر دیگران] بگیرد. و خداوند ستمگران را دوست نمىدارد. [گر چه گاهى به ظاهر پیروز شوند]
و محمّد پیامبرى بیش نیست که پیش از او نیز پیامبرانی [آمده و] درگذشتهاند. پس آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به [دوران جاهلیت و آیین] گذشتگان خود بازمىگردید؟ و هر کس به گذشته خود برگردد، هرگز زیانی به خداوند نمىرساند. و خداوند به زودى پاداش شاکران را خواهد داد
هیچ کس جز به فرمان خدا نمىمیرد، [و این] سرنوشتى است تعیین شده. و هر کس پاداش دنیا را بخواهد سهمى از آن به او مىدهیم، و هرکس پاداش آخرت را بخواهد، سهمى از آن به او مىدهیم، و به زودى سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد
و چه بسیار پیامبرانى که همراه آنان، خداپرستانِ بسیارى جنگیدند، پس در برابر آنچه در راه خدا به آنان رسید، سستى نکردند و ناتوان نشدند و تن به ذلّت ندادند. و خداوند صابران را دوست دارد
و سخنشان تنها این بود که گفتند: «پروردگارا! گناهان ما و زیادهروى ما را در کارمان بر ما ببخش و گامهاى ما را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یارى ده.»
به زودى در دلهاى کسانى که کفر ورزیدند، بیم خواهیم افکند، زیرا چیزى را برای خدا شریک قرار دادهاند که [خداوند] بر [حقّانیت] آن دلیلى نازل نکرده است. و جایگاه آنان آتش دوزخ است و چه بد است جایگاه ستمگران
و خداوند به وعدهى خود [مبنى بر شکست مشرکان در جنگ اُحد] وفا کرد، در آن هنگام که دشمن را با خواست او از میان برمیداشتید، تا آن که سست شدید و در کار [جنگ و تقسیم غنائم] به نزاع پرداختید و پس از آن که آنچه را [از غنائم] دوست داشتید، به شما نشان داد [از دستور پیامبر] نافرمانى کردید. برخى از شما خواهان دنیایند و برخى خواهان آخرت، آنگاه خداوند شما را از [تعقیب] آنان منصرف ساخت [و پیروزى شما به شکست انجامید،] تا شما را بیازماید، ولى از [خطاى] شما درگذشت. و خداوند نسبت به مؤمنان، داراى فضل و بخشش است
[به خاطر بیاورید] هنگامى که [در جنگ احد به هنگام فرار، از کوه] بالا مىرفتید و به هیچ کس توجّه نمىکردید، [در حالى که] پیامبر، شما را از پشت سر فرامىخواند. پس به سزاى آن، خداوند غمى [بزرگتر، که همان شکست از دشمن بود،] بر غمهایتان افزود تا دیگر بر آنچه [از غنائم، که] از کفتان رفته، یا [از آسیب و زخم،] که بر شما وارد آمده، اندوه نخورید و [بدانید که] خداوند از آنچه انجام مىدهید، آگاه است
آنگاه [خداوند] پس از اندوه شکست، با خوابى سبک [در شب بعد از حادثه اُحُد،] آرامشى بر شما فروفرستاد که گروهى از شما را [که از فرار خود پشیمان بودند] فراگرفت؛ ولى گروه دیگر که در اندیشه جان خویش بودند، و به [وعدههاى] خدا همچون دوران جاهلیت گمان ناروا داشتند، مىگفتند: «آیا در کار جنگ، برای ما اختیاری هست؟» بگو: «سررشتهی همهی کارها [چه پیروزى و چه شکست] به دست خداست.» آنها در دلهاى خود چیزى را پنهان مىدارند که براى تو آشکار نمىسازند، مىگویند: «اگر اختیار جنگ به دست ما بود، [و از شهر خارج نمیشدیم،] در این جا کشته نمىشدیم.» [به آنان] بگو: «اگر در خانههایتان نیز بودید، آنهایى که کشتهشدن بر آنها مقرّر شده بود، به سوى قتلگاه خود روانه مىشدند و [حادثهی اُحد] براى آن بود که خدا آنچه را در سینههاى شماست، بیازماید و آنچه را در دل دارید، پاک و خالص گرداند. و خداوند به آنچه در سینههاست داناست.»
کسانى از شما که روز برخورد دو سپاه روى برگرداندند [و فرار کردند،] جز این نبود که شیطان به خاطر بعضى از کردار [ناپسند]شان آنها را لغزانید و البتّه خداوند از آنها گذشت. به راستى که خداوند آمرزندهى بردبار است
اى کسانى که ایمان آوردید! مانند کسانى که راه کفر [و نفاق] در پیش گرفتند، نباشید که چون برادرانشان به مسافرت مىروند [و بازنمیگردند] یا در جنگ شرکت مىکنند [و کشته مىشوند]، مىگویند: «اگر نزد ما بودند، نمىمردند و کشته نمىشدند.» [شما از اینگونه سخنان نگویید] تا خدا، [شنیدن چنین سخنانی از شما را] حسرتى در دلهایشان قرار دهد. و خداوند [است که] زنده مىکند و مىمیراند. و خداوند به آنچه انجام مىدهید، بیناست
[اى پیامبر!] به واسطه مهر و رحمتى از جانب خداست که با مردم مهربان گشتهاى، و اگر خشن و سنگدل بودى، [مردم] از دور تو پراکنده مىشدند. پس از [خطاهای] آنان درگذر و براى آنها طلب آمرزش کن. و در کارها با آنان مشورت نما، اما هنگامى که تصمیم گرفتى [قاطع باش و] بر خداوند توکل کن. به راستى که خداوند توکلکنندگان را دوست دارد
اگر خداوند شما را یارى کند، هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد، و اگر شما را خوار کند، کیست که بعد از او بتواند شما را یارى کند؟ پس مؤمنان تنها بر خداوند توکل کنند
ممکن نیست هیچ پیامبرى خیانت کند. و هر کس خیانت کند، آنچه را که [در آن] خیانت نموده، روز قیامت به همراه مىآورد، آنگاه [نتیجهی] اعمال هرکس، به طور کامل به او داده مىشود. و به آنها ستم نخواهد شد
خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که در میان آنها پیامبرى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنها تلاوت کند و ایشان را پاک سازد و رشد دهد و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، هر چند که پیش از آن، در گمراهى آشکارى بودند
آیا هنگامی که [در جنگ اُحد] مصیبتى به شما رسید که دو برابرش را [در جنگ بدر به دشمن] وارد ساخته بودید، میگویید: «این مصیبت از کجاست؟» بگو: «آن از سوى خود شماست. خداوند بر هر کارى تواناست.»
و [نیز] براى این بود که منافقان شناخته شوند، [کسانى که چون] به آنها گفته شد: «بیایید در راه خدا بجنگید، یا [لااقل از شهر خود] دفاع کنید.» گفتند: «اگر [فنونِ] جنگى را مىدانستیم، حتماً از شما پیروى مىکردیم.» آنها در آن روز، به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان. با زبان خود چیزى مىگویند که در دلشان نیست. و خداوند به آنچه کتمان مىکنند، آگاهتر است
کسانى که [از جنگ سر باز زدند و در خانههاى خود] نشستند، درباره برادران خود گفتند: «اگر از ما پیروى مىکردند، کشته نمىشدند.» به آنان بگو: «اگر راست مىگویید، مرگ را از خودتان دور سازید.»
آنان به خاطر آنچه خداوند از فضل خود به آنها داده، شادمانند و به کسانى که به دنبال ایشانند، ولى هنوز به آنها ملحق نشدهاند، مژده مىدهند که نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت
آنان که دعوت خدا و پیامبر را [براى شرکتِ دوباره در جهاد علیه کفّار] پذیرفتند، با آن که جراحاتى به آنان رسیده بود، براى کسانى از آنها، که نیکى کردند و پرهیزکار بودند، پاداش بزرگى است
[همان] کسانى که مردم [منافق] به ایشان گفتند: «بىشک مردم [کافر مکه] علیه شما گرد آمدهاند، پس از آنان بترسید.» [امّا این سخن، به جاى ترس] بر ایمانشان افزود و گفتند: «خداوند ما را بس است و او چه خوب نگهبان و یاورى است!»
پس به واسطهی نعمت و فضل خداوند، [مجروحانى که براى بار دوم آماده دفاع شدند، بدون بروز جنگ، به مقرّ خود] بازگشتند، در حالى که هیچ گزندى به آنان نرسید و [همچنان] خشنودی خدا را دنبال کردند. و خداوند صاحب فضل بزرگى است
و [اى پیامبر!] کسانى که در راه کفر مىشتابند، تو را اندوهگین نکنند. آنان هرگز به خداوند زیانى نمىرسانند. خداوند میخواهد که براى آنها در قیامت هیچ بهرهاى قرار ندهد و براى آنان عذابى بزرگ است
و کسانى که کافر شدند، مپندارند مهلتى که به آنان مىدهیم، برایشان خوب است، ما به آنان مهلت مىدهیم تا بر گناه [خود] بیافزایند و براى آنان عذابى خوارکننده است
خداوند بر آن نیست که [شما] مؤمنان را به همینگونه که اکنون هستید، رها کند، مگر این که [با پیش آوردن آزمایشهاى پى در پى،] ناپاک را از پاک جدا سازد. و خداوند بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه کند، [تا مؤمنان و منافقان را از این راه بشناسید،] بلکه از میان پیامبرانش [نیز]، هر کس را بخواهد [براى آگاهى از غیب] برمىگزیند، پس به خدا و پیامبرانش ایمان آورید و [بدانید] اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، براى شما پاداش بزرگى خواهد بود
و کسانى که نسبت به [انفاق] آنچه خداوند از فضلش به آنان داده، بخل مىورزند، گمان نکنند که [این بخل] به سود آنهاست، بلکه به زیان آنهاست. به زودى در روز قیامت، آنچه نسبت به آن بخل ورزیدند، [همانند] طوقى بر گردنشان آویخته مىشود. و میراث آسمانها و زمین از آن خداست. و خداوند به آنچه انجام مىدهید، آگاه است
به یقین، خداوند شنید سخن کسانى را که گفتند: «خدا فقیر است و ما توانگریم!» به زودى آنچه را گفتند، و [نیز] این که پیامبران را به ناحق کشتند، خواهیم نوشت و به آنان خواهیم گفت: «بچشید عذاب آتش سوزان را!»
کسانى که گفتند: «خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبرى ایمان نیاوریم، مگر آن که [به عنوان معجزه] یک قربانى براى ما بیاورد، که آتش [صاعقه] آن را بسوزاند!» بگو: «بىگمان پیش از من، پیامبرانى [چون زکریا و یحیى،] دلایل روشن و آنچه را گفتید، براى شما آوردند، پس چرا آنان را کشتید، اگر راست مىگویید؟»
پس اگر [این بهانهجویان] تو را تکذیب کردند، [چیز تازهاى نیست، زیرا] پیامبران پیش از تو نیز که همراه با معجزات و نوشتهها و کتاب روشنگر آمده بودند، تکذیب شدند
هر کسی [طعم] مرگ را مىچشد. و بىگمان روز قیامت پاداشهاى شما به طور کامل داده خواهد شد. پس هر که را از آتش [دوزخ] دور کنند و به بهشت درآورند، قطعاً رستگار است. و زندگانى دنیا، جز مایهى فریب نیست
به یقین [همه شما] در اموال و جانهاى خود آزمایش مىشوید و از کسانى که پیش از شما به آنها کتاب [آسمانى] داده شده و از مشرکان، سخنان آزاردهنده بسیارى مىشنوید. و اگر صبورى و پرهیزکارى پیشه کنید، [برای شما شایستهتر است، زیرا] این [استقامت] از کارهای بزرگ و استوار است
و هنگامى که خداوند از کسانى که به آنان کتاب داده شد، پیمان گرفت که حتماً آن را براى مردم بیان نمایید و کتمانش نکنید، پس آنها آن [عهد] را پشت سر افکندند و به بهاى ناچیزى فروختند، پس چه بد معاملهاى کردند
گمان مبر کسانى که از اعمال [زشت] خود شادمان مىشوند، و دوست دارند براى کار [نیک]ى که نکردهاند، ستایش شوند، از عذاب الهى رستهاند، [بلکه] براى آنها عذابى دردناک است
[همان] کسانى که ایستاده و نشسته، و [خوابیده] بر پهلو، خدا را یاد مىکنند و در آفرینش آسمانها و زمین مىاندیشند [و از عمق جان مىگویند:] «پروردگارا! این هستى را باطل و بىهدف نیافریدهاى، تو [از کار بیهوده] پاک و منزّهى، پس ما را از عذاب آتش نگاهدار
پروردگارا! ما دعوت منادى ایمان را شنیدیم که ندا میداد: «به پروردگارتان ایمان بیاورید.» پس ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز و زشتىهاى ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران
پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده دادهاى، به ما مرحمت فرما. و ما را در روز قیامت خوار مساز، که البتّه تو هیچگاه از وعده خود، تخلّف نمىکنى.»
پس پروردگارشان دعاى آنان را مستجاب کرد [و فرمود:] «هر یک از شما که عملی را انجام دهد، خواه مرد باشد خواه زن، من آن عمل را تباه نمىکنم [زیرا در نزد من، همه] شما همنوع و همانند یکدیگرید، پس کسانى که هجرت کردند و از خانههایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند، قطعاً لغزشهایشان را مىپوشانم و آنها را در باغهایى که نهرها از زیرشان جارى است، وارد مىکنم. [این] پاداشى است از سوی خداوند. و پاداش نیکو تنها نزد خداست
ولى کسانى که از [نافرمانى] پروردگارشان مىپرهیزند، برای آنان باغهایى است که از زیر درختانش نهرها جارى است. جاوِدانه در آن خواهند بود. این [نخستین] پذیرایى از جانب خداوند است، و آنچه در نزد خداست، براى نیکان بهتر است
و بعضى از اهل کتاب، کسانى هستند که به خداوند و آنچه به سوی شما نازل شده و آنچه به سوی خودشان نازل گردیده، خاشعانه ایمان مىآورند و آیات الهى را به بهایى اندک معامله نمىکنند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. بیگمان خداوند [اعمال بندگان را] به سرعت حساب مىکند [و پاداش مىدهد]
اى کسانى که ایمان آوردهاید! [در برابر مشکلات و ناملایمات] صبر کنید و یکدیگر را به صبر فراخوانید [و در برابر دشمنان پایدار باشید] و از مرزها مراقبت کنید و از خداوند پروا داشته باشید، شاید رستگار شوید