Back to Languages
Persian - Chapter 15
Translation by Abdolmohammad Ayati
Verse 1
الف، لام، را. اين است آيات كتاب و قرآن روشنگر
Verse 2
بسا كه كافران آرزو كنند كه اىكاش مسلمان مىبودند
Verse 3
واگذارشان تا بخورند و بهرهور شوند و آرزو به خود مشغولشان دارد، زودا كه خواهند دانست
Verse 4
هيچ قريهاى را هلاك نكرديم، مگر آنكه زمانى معلوم داشت
Verse 5
هيچ امتى از اجل خويش نه پيش مىافتد و نه پس مىماند
Verse 6
و گفتند: اى مردى كه قرآن بر تو نازل شده، حقا كه تو ديوانهاى
Verse 7
اگر راست مىگويى، چرا فرشتگان را براى ما نمىآورى؟
Verse 8
ما فرشتگان را جز به حق نازل نمىكنيم و در آن هنگام ديگر مهلتشان ندهند
Verse 9
ما قرآن را خود نازل كردهايم و خود نگهبانش هستيم
Verse 10
و ما رسولان خود را پيش از تو به ميان اقوام پيشين فرستادهايم
Verse 11
هيچ پيامبرى بر آنها مبعوث نشد، جز آنكه مسخرهاش كردند
Verse 12
راهش را در دل مجرمان اينچنين مىگشاييم
Verse 13
به آن ايمان نمىآورند و سنت پيشينيان چنين بوده است
Verse 14
اگر بر ايشان از آسمان درى بگشاييم كه از آن بالا روند،
Verse 15
گويند: چشمان ما را جادو كردهاند، بلكه ما مردمى جادوزده هستيم
Verse 16
و هرآينه در آسمان برجهايى آفريديم و براى بينندگانشان بياراستيم
Verse 17
و از هر شيطان رجيمى حفظشان كرديم
Verse 18
مگر آنكه دزدانه گوش مىداد و شهابى روشن تعقيبش كرد
Verse 19
و زمين را گسترديم و در آن كوههاى عظيم افكنديم. و از هر چيز به شيوهاى سنجيده در آن رويانيديم
Verse 20
و معيشت شما و كسانى را كه شما روزىدهشان نيستيد، در آنجا قرار داديم
Verse 21
هر چه هست خزاين آن نزد ماست و ما جز به اندازهاى معين آن را فرو نمىفرستيم
Verse 22
و بادهاى آبستنكننده را فرستاديم، و از آسمان آبى نازل كرديم و شما را بدان سيراب ساختيم و شما را نرسد كه خازنان آن باشيد
Verse 23
هرآينه ما هستيم كه زنده مىكنيم و مىميرانيم و بعد از همه باقى مىمانيم
Verse 24
و مىدانيم چه كسانى از شما از اين پيش رفتهاند و چه كسانى واپس ماندهاند
Verse 25
و پروردگار تو همه را محشور مىگرداند، زيرا اوست كه حكيم و داناست
Verse 26
ما آدمى را از گل خشك، از لجن بويناك آفريديم
Verse 27
و جن را پيش از آن از آتش سوزنده بىدود آفريده بوديم
Verse 28
و پروردگارت به فرشتگان گفت: مىخواهم بشرى از گل خشك، از لجن بويناك بيافرينم
Verse 29
چون آفرينشش را به پايان بردم و از روح خود در آن دميدم، در برابر او به سجده بيفتيد
Verse 30
فرشتگان همگى سجده كردند،
Verse 31
مگر ابليس كه سرباز زد كه با سجدهكنندگان باشد
Verse 32
گفت: اى ابليس، چرا تو از سجدهكنندگان نبودى؟
Verse 33
گفت: من براى بشرى كه از گل خشك، از لجن بويناك آفريدهاى سجده نمىكنم
Verse 34
گفت: از آنجا بيرون شو كه مطرود هستى
Verse 35
تا روز قيامت بر تو لعنت است
Verse 36
گفت: اى پروردگار من، مرا تا روزى كه دوباره زنده مىشوند مهلت ده
Verse 37
گفت: تو در شمار مهلتيافتگانى
Verse 38
تا آن روزى كه وقتش معلوم است
Verse 39
گفت: اى پروردگار من، چون مرا نوميد كردى، در روى زمين بديها را در نظرشان بيارايم و همگان را گمراه كنم،
Verse 40
مگر آنها كه بندگان با اخلاص تو باشند
Verse 41
گفت: راه اخلاص راه راستى است كه به من مىرسد
Verse 42
تو را بر بندگان من تسلطى نيست، مگر بر آن گمراهانى كه تو را پيروى كنند
Verse 43
و جهنم ميعادگاه همه است
Verse 44
هفت در دارد و براى هر در گروهى از آنان معين شدهاند
Verse 45
پرهيزگاران در بهشتها، كنار چشمهسارانند
Verse 46
به سلامت و ايمنى داخل شويد
Verse 47
هر كينهاى را از دلشان بركندهايم، همه برادرند، بر تختها روبهروى همند
Verse 48
هيچ رنجى به آنها نمىرسد و از آنجا بيرونشان نرانند
Verse 49
به بندگانم خبر ده كه من آمرزنده و مهربانم،
Verse 50
و عذاب من عذابى دردآور است
Verse 51
و از مهمانان ابراهيم خبر دارشان كن
Verse 52
آنگاه كه بر او داخل شدند و گفتند: سلام. ابراهيم گفت: ما از شما مىترسيم
Verse 53
گفتند: مترس، ما تو را به پسرى دانا بشارت مىدهيم
Verse 54
گفت: آيا مرا بشارت مىدهيد با آنكه پير شدهام؟ به چه چيز بشارتم مىدهيد؟
Verse 55
گفتند: به حق بشارتت داديم، از نوميدان مباش
Verse 56
گفت: جز گمراهان چه كسى از رحمت پروردگارش نوميد مىشود؟
Verse 57
گفت: اى رسولان، كار شما چيست؟
Verse 58
گفتند: ما بر سر مردمى گنهكار فرستاده شدهايم
Verse 59
مگر خاندان لوط، كه همه را نجات مىدهيم،
Verse 60
جز زنش را كه مقرر كردهايم كه از باقىماندگان باشد
Verse 61
چون رسولان نزد خاندان لوط آمدند،
Verse 62
لوط گفت: شما بيگانهايد
Verse 63
گفتند: نه، چيزى را كه در آن شك مىكردند آوردهايم
Verse 64
ما تو را خبر راست آوردهايم و ما راستگويانيم
Verse 65
چون پاسى از شب بگذرد، خاندان خود را بيرون ببر. و خود از پى آنها رو و نبايد هيچ يك از شما به عقب بنگرد. به هر جا كه فرمانتان دادهاند برويد
Verse 66
و براى او حادثه را حكايت كرديم كه چون صبح فرارسد ريشه آنها بركنده شود
Verse 67
اهل شهر شادىكنان آمدند
Verse 68
گفت: اينان مهمانان منند، مرا رسوا مكنيد
Verse 69
از خداوند بترسيد و مرا شرمسار مسازيد
Verse 70
گفتند: مگر تو را از مردم منع نكرده بوديم؟
Verse 71
گفت: اگر قصدى داريد، اينك دختران من هستند
Verse 72
به جان تو سوگند كه آنها در مستى خويش سرگشته بودند
Verse 73
چون صبح طالع شد آنان را صيحه فروگرفت
Verse 74
شهر را زيروزبر كرديم و بارانى از سجيل بر آنان بارانيديم
Verse 75
در اين عبرتهاست براى پژوهندگان
Verse 76
و آن شهر اكنون بر سر راه كاروانيان است
Verse 77
و مؤمنان را در آن عبرتى است
Verse 78
مردم ايكه نيز ستمكار بودند
Verse 79
از آنان انتقام گرفتيم و شهرهاى آن دو قوم آشكارا بر سر راهند
Verse 80
مردم حجر نيز پيامبران را به دروغ نسبت دادند
Verse 81
آيات خويش را بر آنان رسانيديم ولى از آن اعراض مىكردند
Verse 82
خانههاى خود را تا ايمن باشند در كوهها مىكندند
Verse 83
صبحگاهان آنان را صيحه فروگرفت
Verse 84
كردارشان از آنان دفع بلا نكرد
Verse 85
آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست جز به حق نيافريدهايم. و بىترديد قيامت فرا مىرسد. پس گذشت كن، گذشتى نيكو
Verse 86
هرآينه پروردگار تو آفرينندهاى داناست
Verse 87
ما سبعالمثانى و قرآن بزرگ را به تو داديم
Verse 88
اگر بعضى از مردان و زنانشان را به چيزى بهرهور ساختهايم تو بدان نگاه مكن. و غم آنان را مخور. و در برابر مؤمنان فروتن باش
Verse 89
و بگو: من بيمدهندهاى روشنگرم
Verse 90
همانند عذابى كه بر تقسيمكنندگان نازل كرديم
Verse 91
آنان كه قرآن را به اقسام تقسيم كرده بودند
Verse 92
به پروردگارت سوگند كه همه را بازخواست كنيم،
Verse 93
به خاطر كارهايى كه مىكردهاند
Verse 94
به هر چه مأمور شدهاى صريح و بلند بگو و از مشركان رويگردان باش
Verse 95
ما مسخرهكنندگان را از تو باز مىداريم؛
Verse 96
آنان كه با الله خداى ديگر قائل مىشوند. پس به زودى خواهند دانست
Verse 97
و مىدانيم كه تو از گفتارشان دلتنگ مىشوى
Verse 98
به ستايش پروردگارت تسبيح كن و از سجدهكنندگان باش
Verse 99
و پروردگارت را بپرست، تا لحظه مرگت فرا رسد