آنگاه شیطان آنان را وسوسه کرد تا سرانجام عورتشان را که از دید آنان پوشیده بود، آشکار کند، و گفت پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرد مگر از آن روی که [با خوردن از میوه آن] دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید
آنگاه آنان را فریبکارانه به طمع انداخت و چون از [میوه] آن درخت خوردند، عورتهایشان بر آنان آشکار شد و بر آنها از برگ [درختان] بهشتی میچسباندند [تا پوشیده شود] و پروردگارشان به آنان ندا در داد که مگر شما را از این درخت نهی نکرده بودم و به شما نگفته بودم که شیطان دشمن آشکار شماست
ای فرزندان آدم، به راستی که برای شما لباسی پدید آوردیم تا هم عورت شما را بپوشاند و هم مایه تجمل باشد، ولی لباس تقوا بهتر است، این از آیات الهی است باشد که پند گیرند
ای فرزندان آدم، شیطان شما را نفریبد، چنانکه پدر و مادر [نخستین] شما را از بهشت آواره کرد و لباس آنان را از آنان برکند تا عورتشان را بر ایشان آشکار کند، او و همانندانش شما را از جایی که شما آنان را نمیبینید، میبینند، ما شیاطین را سرور نامؤمنان گرداندهایم
و [اینان] چون کار ناشایستی انجام دهند گویند پدران خود را بر همین شیوه یافتهایم، و خداوند ما را به آن فرمان داده است، بگو بیگمان خداوند به ناشایستی فرمان نمیدهد، آیا چیزی را که نمیدانید [به دروغ] به خداوند نسبت میدهید؟
بگو پروردگارم به دادگری فرمان داده است، و در هر مسجدی روی دلتان را به سوی او بدارید، و او را -در حالی که دینتان را برای او پاک و پیراسته میداریدبخوانید، [و بدانید] همچنانکه شما را آفرید، [به سوی او] باز خواهید گشت
بگو چه کسی زینت الهی را که برای بندگانش پدید آورده، و رزق پاکیزه او را حرام کرده است؟ بگو اینها در زندگانی دنیا برای مؤمنان [و نامؤمنان] است و در روز قیامت نیز خاص مؤمنان است، بدینسان آیات خود را برای اهل معرفت به روشنی بیان میکنیم
بگو همانا پروردگارم ناشایستیها را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است، و نیز گناه و سرکشی ناحق را و اینکه برای خداوند شریک بیاورید -که در این باره هیچ حجت و برهانی نفرستاده استو نیز اینکه آنچه نمیدانید به خداوند دروغ ببندید
ای فرزندان آدم، چون پیامبرانی از خودتان به سوی شما آمدند و آیات مرا بر شما خواندند [بدانید که] کسانی که تقوا و صلاح پیشه کنند، نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین شوند
پس کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد و آیات او را دروغ انگارد، اینان کسانی هستند که بهرهای که در کتاب [لوح محفوظ] برایشان مقرر است به ایشان میرسد، تا آنکه فرشتگان ما به سراغشان میآیند و جانشان را میگیرند و [به آنان] گویند کجاست آنچه به جای خداوند میپرستیدید؟ پاسخ دهند ایشان از نظر ما ناپدید شدند، و بر خود گواهی دهند که کافر بودهاند
گوید به میان امتهایی از جن و انس که پیش از شما بودهاند، در آتش جهنم وارد شوید، هرگاه امتی وارد شود همانندش را لعنت کند، تا همه در آن به همدیگر رسند، [آنگاه] پیروان درباره پیشوایانشان گویند پروردگارا اینان ما را گمراه کردند، به ایشان دو چندان از عذاب جهنم بده، فرماید برای همه دو چندان هست ولی نمیدانید
کسانی که آیات ما را دروغ انگاشتند و در برابر آن تکبر ورزیدند، درهای آسمان بر آنان گشوده نگردد و وارد بهشت نشوند مگر آنکه شتر وارد سوراخ سوزن شود، و بدینسان گناهکاران را کیفر میدهیم
و از سینههای آنان هر کینهای که باشد میزداییم، جویباران از فرودست آنان جاری است و گویند سپاس خدای را که ما را به اینجا رهنمون شد و اگر خداوند راهبر نمیشد، هرگز راه نمییافتیم، بیشک فرستادگان پروردگارمان به راستی و درستی آمدند، و ندا داده شود که اینک این بهشتی است که به خاطر کار و کردارتان به شما رسیده است
و بهشتیان دوزخیان را ندا دهند که ما وعده پروردگارمان را راست و درست یافتیم، آیا شما هم آنچه پروردگارتان وعده داده بود راست و درست یافتید؟ گویند آری، آنگاه آوازدهندهای در میان آنان آواز در دهد که لعنت الهی بر ستمگران باد
و بین آنان حایلی است و بر روی اعراف [ بلندیها] مردانی هستند که همگان را به سیمایشان میشناسند، و بهشتیان را ندا دهند که سلام بر شما باد، اینان هنوز وارد آن [بهشت] نشدهاند، اما امید میبرند
آیا هم اینان بودند که شما سوگند یاد میکردید که خداوند مشمول رحمت خود قرارشان نمیدهد؟ [و خطاب به آنان گویند] وارد بهشت شوید، نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین شوید
کسانی که دینشان را به بازیچه گرفتند و زندگانی دنیا فریبشان داد، امروز آنان را فراموش میکنیم چرا که دیدار چنین روزشان را فراموش کردند و آیات ما را انکار میکردند
فقط منتظر سرانجام آن هستند، روزی که سرانجام آن درآید، کسانی که پیشتر آن را فراموش کرده بودند، گویند بیشک فرستادگان پروردگارمان حق و حقیقت را آوردند آیا شفیعانی داریم که برای ما شفاعت کنند یا [به دنیا] بازگردانده شویم و [این بار] کاری جز آنچه میکردیم در پیش بگیریم؟ به راستی که به خود زیان زدند و بر ساختههایشان نابود گردید
همانا پروردگار شما کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس [ملکوتش کامل شد و] بر عرش استیلاء یافت، شب را به روز [و روز را به شب] -که آن را شتابان میجویدمیپوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را [آفرید] که رام شده فرمان اویند، بدانید که خلق و امر او راست، بزرگا خداوندا که پروردگار جهانیان است
و او کسی است که بادها را پیشاپیش رحمتش [باران] مژده بخش میفرستد، تا آنکه ابرهای گرانبار را [همراه] بردارد و آن را به سوی زمین بایری برانیم و از آن آب [باران] فرو فرستیم و به آن هر میوهای برآوریم، مردگان را نیز بدینسان برانگیزانیم، باشد که پند گیرید
آیا تعجب کردهاید که از سوی پروردگارتان پندی بر مردی از قوم خودتان برای شما نازل شده باشد تا شما را هشدار دهد و پروا و پرهیز پیشه کنید، و باشد که مشمول رحمت او شوید
آیا تعجب کردهاید که از سوی پروردگارتان پندی بر مردم از قوم خودتان برای شما نازل شده باشد تا شما را هشدار دهد، و یاد کنید که شما را بعد از قوم نوح جانشین کرد و به شما توانایی بسیار بخشید، پس نعمتهای الهی را یاد کنید، باشد که رستگار شوید
گفتند آیا به سراغ ما آمدهای تا فقط خدا را بپرستیم و آنچه پدرانمان میپرستیدند رها کنیم؟ اگر راست میگویی آنچه [از عذاب] به ما وعده میدهی هماکنون [بر سر ما] بیاور
گفت به راستی که عذاب و غضبی از جانب پروردگارتان بر شما مقرر گردیده است، آیا با من درباره نامهایی که شما خودتان و پدرانتان نهادهاید، و خداوند هیچ حجت و برهانی بر آن نازل نکرده است، مجادله میکنید؟ منتظر باشید که من هم همراه شما از منتظران خواهم بود
و به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را [فرستادیم] [که به آنان] گفت ای قوم من، خداوند را که خدایی جز او ندارید بپرستید، به راستی که پدیدهای از سوی پروردگارتان برای شما آمده است، این شتر خداست که معجزهای برای شماست پس رهایش کنید که در زمین خدا [بچرد و هر چه خواست] بخورد و به او آسیبی نرسانید که عذابی دردناک گریبانگیرتان میشود
و یاد کنید که شما را پس از قوم عاد جانشین قرار داد و در این سرزمین جای داد که در بخشهای هموار و هامونش قصرهایی میساختید و از کوهها برای خود خانههایی میتراشیدید، پس نعمتهای الهی را یاد کنید و در این سرزمین فتنه و فساد برپا مکنید
بزرگان قومش که استکبار میورزیدند، به مؤمنان مستضعف میگفتند آیا مطمئنید که صالح از سوی پروردگارش به پیامبری فرستاده شده است؟ [ایشان در پاسخ] میگفتند [آری] ما به رسالت او مؤمن هستیم
[صالح] از آنان رویگردان شد و گفت ای قوم من، به راستی که پیام پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم، ولی شما خیرخواهان [و اندرزگویان] را دوست ندارید
و به سوی [قوم] مدین برادرشان شعیب را [فرستادیم] که گفت ای قوم من خداوند را که خدایی جز او ندارید بپرستید، به راستی که حکم روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است، پس پیمانه و ترازو را درست بدارید [و تمام بدهید] و به مردم اجناسشان را کم ندهید، و در این سرزمین پس از آنکه به صلاح آمده است، فتنه و فساد نکنید که اگر مؤمن باشید این برایتان بهتر است
بر سر هر راهی [به کمین مردم] منشینید که [مردم را] بترسانید، و هرکسی را که ایمان دارد از راه خدا بازدارید و آن را ناهموار و ناهنجار مشمارید، و یاد کنید که زمانی اندکشمار بودید و او افزونتان کرد، و بنگرید که سرانجام اهل فساد چگونه بود
بزرگان قوم او که استکبار ورزیده بودند گفتند ای شعیب تو و کسانی را که همراه تو ایمان آوردهاند از شهرمان بیرون میکنیم مگر آنکه به آیین ما بازمیگردید، گفت حتی اگر دلمان نخواهد؟
اگر به آیین شما -پس از آنکه خداوند از آن نجاتمان داده استبازگردیم، به راستی که بر خداوند دروغ بستهایم، و ما را نسزد که به آن بازگردیم، مگر آنکه خدا، پروردگارمان بخواهد، که علم او همه چیز را فراگیر است، بر خدا توکل کردیم، پروردگارا بین ما و قوممان به حق داوری کن که تو بهترین داورانی
آنگاه [شعیب] از آنان رویگردان شد و گفت ای قوم من، به راستی که پیامهای پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم، پس چگونه بر قوم کافر دریغ بخورم
سپس به جای ناخوشی، خوشی آوردیم تا آنکه انبوه شدند و گفتند به راستی به پدران ما هم [به همینگونه، از گردش روزگار] رنج و راحت میرسید، آنگاه آنان را ناگهان -در حالی که بیخبر بودندفروگرفتیم
و اگر اهل آن شهرها ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، بر آنان [درهای] برکات آسمان و زمین میگشودیم، ولی [آیات و پیامهای ما را] دروغ انگاشتند، آنگاه به خاطر کار و کردارشان ایشان را فروگرفتیم
آیا برای کسانی که این سرزمین را پس از اهل آن به ارث بردهاند، روشن نشده است که اگر بخواهیم به کیفر گناهانشان گرفتارشان سازیم؟ و بر دلهایشان مهر مینهیم، آنگاه [پندی] نمیشنوند
این شهرهایی است که از اخبارش بر تو میخوانیم، و به راستی که پیامبرانشان برای آنان معجزات آوردند و آنان بر آن نبودند که به چیزی که از پیش انکار کرده بودند، ایمان بیاورند، بدینسان خداوند بر دلهای کافران مهر مینهد
فرعون گفت آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ این مکری است که در شهر با همدیگر سگالیدهاید تا اهل شهر را از آن آواره کنید، به زودی خواهید دانست
و فقط از آن روی با ما کینه میورزی که به آیات پروردگارمان، به هنگامی که بر ما ظاهر شد، ایمان آوردهایم، پروردگارا بر ما [باران] صبر فروریز و ما را مسلمان بمیران
بزرگان قوم فرعون گفتند آیا موسی و قومش را رها میکنی که در این سرزمین فساد برپا کنند، و تو و خدایانت را رها کنند؟ گفت به زودی پسرانشان را خواهیم کشت و زنان [و دختران]شان را [برای کنیزی] زنده خواهیم گذاشت و ما بر آنان چیرهایم
موسی به قومش گفت از خداوند مدد بجویید و شکیبایی کنید، چرا که زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگانش که بخواهد به میراث میدهد و نیک سرانجامی از آن پرهیزگاران است
گفتند پیش از آنکه نزد ما بیایی و پس از آنکه نزد ما آمدی همچنان آزار و اذیت دیدهایم [پس چه باید کرد؟] [موسی] گفت چه بسا پروردگارتان دشمنتان را نابود کند و شما را در این سرزمین جانشین گرداند، و بنگرد تا چه میکنید
آنگاه چون به آنان خوشی میرسید میگفتند سزاوار این هستیم، و چون ناخوشی فرا میرسید، به موسی و همراهان او فال بد میزدند، بدانید که فال [نیک و بد]شان با خداست ولی بیشترشان نمیدانند
آنگاه بر سر آنان [بلای] طوفان و ملخ و شپش و وزغ و [باران] خون فرستادیم که پدیدههای روشن و گوناگونی بود، آنگاه [باز هم] سرکشی کردند و قومی گناهکار بودند
و چون بلا بر سرشان آمد گفتند ای موسی برای ما از پروردگارت بخواه که با پیمانی که با تو دارد [بر ما رحمت آورد] که اگر بلا را از ما بگردانی، به تو ایمان میآوریم و بنیاسرائیل را همراهت میفرستیم
و آن قوم را که مستضعف بودند، وارث مشرقها و مغربهای سرزمینی ساختیم که به آن برکت بخشیده بودیم، و [بدین گونه] به خاطر صبری که کرده بودند وعده نیکوی پروردگارت در حق بنیاسرائیل تحقق یافت و آنچه فرعون و قومش ساخته و برآورده بودند، نابود کردیم
و بنیاسرائیل را از دریا گذراندیم، آنگاه به سروقت قومی رسیدند که به پرستش بتانشان میپرداختند، [بنیاسرائیل] گفتند ای موسی برای ما خدایی قرار بده چنانکه آنان خدایانی دارند گفت به راستی قومی نادان هستید
و چنین بود که شما را [از دست] فرعونیان رهانیدیم که عذابی سخت به شما میچشانیدند، پسرانتان را میکشتند و زنان [و دختران]تان را [برای کنیزی] زنده نگاه میداشتند و در آن آزمونی بزرگ از سوی پروردگارتان بود
و با موسی سی شب وعده گذاشتیم، و آن را به ده شب دیگر پایان بخشیدیم، چندانکه میقات پروردگارش چهل شب کامل شد، و موسی به برادرش هارون گفت در میان قوم من جانشین من باش و در اصلاح بکوش و از راه و روش اهل فساد پیروی مکن
و چون موسی به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت پروردگارا خود را به من بنمایان تا بر تو بنگرم، فرمود هرگز مرا نخواهی دید، ولی [اگر اصرار میورزی] به آن کوه بنگر، اگر در جایش استوار ماند، مرا خواهی دید، و چون پروردگارش بر کوه تجلی کرد، آن را پخش و پریشان کرد و موسی بیهوش در افتاد، سپس چون به خود آمد گفت پاکا که تویی، به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمن [به این حقیقت] هستم
و در الواح [تورات] هر گونه پند و روشنگری در هر باب برای او نوشتهایم، پس آن را به جد و جهد بگیر و به قومت دستور بده که احکام نیکوی آن را دریافت [و به آن عمل] کنند، زودا که سرای نافرمانان را به شما نشان دهم
کسانی را که به ناحق در این سرزمین تکبر میورزند از آیات خود باز میدارم و هر پدیدهای و نشانهای که ببینند به آن ایمان نمیآورند و اگر راه رستگاری را ببینند آن را در پیش نمیگیرند و اگر گمراهه را ببینند آن را در پیش میگیرند، این از آن است که آیات ما را دروغ انگاشتند و از آن غافل بودند
و قوم موسی در غیاب او از آرایههایشان پیکر گوسالهای ساختند و پرداختند که بانگی داشت، آیا نمیدیدند که با آنان سخن نمیگوید و راهی به ایشان نمینمایاند؟ آن را به پرستش گرفتند و مشرک شدند
و چون موسی [آگاه شد و] خشمناک و اندوهگین به سوی قومش بازگشت گفت در پشتسر من چه بد رفتار کردید، چرا مهلت ندادید فرمان پروردگارتان برسد، و الواح [تورات] را بینداخت و سر برادرش را [در دست] گرفت و به سوی خود کشید [هارون] گفت ای پسر مادرم، این قوم مرا زار و زبون کردند و نزدیک بود که مرا بکشند، مرا دشمنشاد مکن، و مرا در زمره ستمکاران قرار مده
و موسی از میان قومش هفتاد مرد را برای میعاد ما برگزید [که درخواست رؤیت الهی را داشتند] آنگاه چون به زلزله گرفتار شدند، موسی گفت پروردگارا اگر میخواستی ایشان و مرا پیشاپیش هلاک میکردی آیا ما را به خاطر آنچه کمخردان ما کردند نابود میکنی؟ این جز آزمون تو نیست که هر کس را که بخواهی به آن گمراه و هر کس را که بخواهی به آن هدایت میکنی، تو سرور مایی، پس ما را بیامرز و بر ما رحمت آور و تو بهترین آمرزشگرانی
و در این جهان و در آخرت برای ما نیکی بنویس که ما به سوی تو بازگشتهایم، فرمود عذاب خود را به هر آن کس که بخواهم میرسانم و رحمت من همهچیز را فراگیر است، پس برای کسانی که تقوا میورزند و زکات میپردازند، و کسانی که به آیات ما ایمان دارند، آن [رحمت] را مقرر میدارم
کسانی که از فرستاده و پیامبر امی پیروی میکنند، که نام [و نشان] او را در تورات و انجیل که در نزدشان است، نوشته مییابند، [همو] که آنان را به نیکی فرمان میدهد و از ناشایستی باز میدارد، و پاکیزهها را بر آنان حلال و پلیدها را حرام میدارد، و از آنان قید و بندهای [پیمانهای] سنگین را که بر آنان مقرر شده بود بر میدارد، و کسانی که به او ایمان آورده و او را گرامی داشته و یاری کردهاند و از نوری که همراه او نازل شده پیروی میکنند، اینان رستگارند
بگو ای مردم من پیامبر الهی به سوی همه شما هستم، همان [خدایی] که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، خدایی جز او نیست، که زنده میدارد و میمیراند، پس به خداوند و فرستادهاش، پیامبر امی، که به خدا و کلمات او ایمان دارد، ایمان بیاورید، و از او پیروی کنید باشد که هدایت یابید
و ایشان را به دوازده سبط و امت تقسیم کردیم، و چون قوم موسی از او آب خواستند به او وحی کردیم که با عصایت به سنگ بزن، آنگاه از آن دوازده چشمه شکافت، و هر گروهی [از اسباط] آبشخور خود را شناختند و ابر را سایبانشان گرداندیم و برایشان من و سلوی فرو فرستادیم [و گفتیم] از روزی پاکیزهای که به شما بخشیدهایم بخورید و بر ما ستم نکردند، بلکه بر خویشتن ستم کردند
چنین بود که به ایشان گفته شد در این شهر سکنا کنید و هرگونه که خواستید [از نعمتهای آن] بخورید و[برای عذرخواهی] حطه بگویید و از آن دروازه فروتنانه وارد شوید تا گناهان شما را ببخشیم و پاداش نیکوکاران را خواهیم افزود
و از ایشان درباره [اهالی] شهری که در کنار دریا بود بپرس که در روز شنبه که باید حرمت [سبت] را نگه میداشتند، بر ایشان ماهیهایشان [بر روی آب] پدیدار میآمد، تجاوز میکردند [و حرمت سبت را میشکستند] و [بر عکس] روزی که سبت نمیداشتند برایشان [ماهی بر روی آب] نمیآمد بدینسان ایشان را به نافرمانیشان میآزماییم
و چون گروهی از ایشان گفتند چرا قومی را پند میدهید که خداوند هلاککننده یا عذابکننده آنان به عذابی شدید است؟ گفتند این [در حکم] معذرتی به درگاه پروردگار شماست و باشد که پروا پیشه کنند
و چون پندی را که به ایشان داده بودند، از یاد بردند، کسانی را که ناهیان از منکر بودند نجات دادیم و ستمکاران را به عذابی شدید گرفتار کردیم چرا که نافرمانی کرده بودند
و یاد کن که پروردگارت فرمود که بر آنان کسی را تا روز قیامت خواهد گماشت که به آنان سختترین عذاب را بچشاند، که پروردگارت زودکیفر است و همو آمرزگار مهربان است
و ایشان را به صورت امتهایی در آن سرزمین تقسیم کردیم، بعضی از ایشان صالحاند و بعضی جز آن، و آنان را به خوشیها و ناخوشیها آزمودیم باشد که [به راه حق] بازگردند
و پس از آنان جانشینان [ناصالحی] آمدند که کتاب آسمانی را از پیشینیان فراستاندند [ولی] متاع زندگی دنیوی را طلب کردند و ادعا کردند که به زودی آمرزیده خواهیم شد، و حال آنکه اگر متاعی همانند آن به دستشان میآمد، باز همچنان آن را میربودند، آیا از آنان در کتاب آسمانی پیمان گرفته نشده است که بر خداوند جز راستی و درستی نسبت ندهند و در آن آموزش هم یافتهاند و سرای آخرت برای پرهیزگاران بهتر است، آیا نمیاندیشید؟
و چنین بود که کوه [طور] را بر سر آنان برافراشتیم، گویی سایبانی بود و گمان بردند بر آنان فروخواهد افتاد [و گفتیم] آنچه به شما دادهایم به جد و جهد بگیرید و آنچه در آن هست به خاطر بسپارید باشد که پروا پیشه کنید
و چون پروردگارت زاد و رود بنیآدم را از پشتهای ایشان برگرفت، و آنان را بر خودشان گواه گرفت [و پرسید] آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند چرا، شهادت میدهیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [حقیقت] بیخبر بودیم
یا مبادا بگویید همانا پدران ما در گذشته شرک آورده بودند و ما زاد و رودی از پی ایشان بودیم، آیا ما را به خاطر کاری که باطلاندیشان کردهاند هلاک میکنی؟
و اگر میخواستیم قدر او را به خاطر آن [علمش به آیات] بلند میداشتیم، ولی او به دنیا [و پستی] گرایید و از هوای نفس خویش پیروی کرد، آری داستان او همچون داستان سگ است که اگر بر او حمله آوری، زبان از دهان بیرون میآورد و اگر هم او را [به حال خود] واگذاری باز زبان از دهان بیرون میآورد، این داستان دروغانگاران آیات ماست، پس برایشان این پند و داستان را بخوان باشد که اندیشه کنند
و به راستی بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدهایم [چرا که] دلهایی دارند که با آن در نمییابند، و دیدگانی دارند که با آن نمیبینند، و گوشهایی دارند که با آن نمیشنوند، اینان همچون چارپایانند، بلکه گمراهتر، اینان غافلانند
آیا در ملکوت آسمانها و زمین و آنچه خداوند آفریده است، ننگریستهاند، و اینکه چه بسا اجلشان نزدیک شده باشد، آنگاه بعد از آن [قرآن] به چه سخنی ایمان میآورند
از تو درباره قیامت میپرسند که استقرار آن چه وقت است؟ بگو علم آن نزد پروردگار من است، هیچکس جز او هنگام آن را آشکار نمیسازد، این امر بر اهل آسمانها و زمین دشوار است، [قیامت] جز ناگهان به سراغ شما نمیآید، از تو میپرسند چنانکه گویا تو از چون و چند آن آگاهی، بگو همانا علم آن با خداوند است ولی بیشتر مردم نمیدانند
بگو که برای خود اختیار سود و زیانی ندارم مگر آنچه خدا بخواهد، و اگر غیب میدانستم خیر فراوان برای خود کسب میکردم و هیچ ناگواری به من نمیرسید، من کسی جز هشداردهنده و مژدهآور اهل ایمان نیستم
او کسی است که شما را از تن یگانهای آفرید و همسرش را از او پدید آورد تا در کنار او آرام گیرد، و چون [آدم] با او [حوا] آمیزش کرد، باری سبک گرفت و با آن آسان به سر میبرد و چون گرانبار شد، هردو خداوند، پروردگارشان را به دعا خواندند که اگر به ما فرزند سالم و شایستهای عطا کنی از سپاسگزاران خواهیم بود
آیا پاهایی دارند که با آن راه روند؟ یا دستانی دارند که با آن کاری انجام دهند، یا چشمانی دارند که با آن ببینند؟ یا گوشهایی دارند که با آن بشنوند؟ بگو شریکانی را که قائلید بخوانید، سپس در حق من هرچه خواهید بسگالید و مرا مهلت ندهید
و چون برای آنان آیهای نیاوری گویند چرا از خود برنمیسازی؟ بگو فقط از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی میشود پیروی میکنم، این روشنگریهایی از سوی پروردگارتان و رهنمود و رحمتی برای اهل ایمان است