Back to Languages
Persian - Chapter 20
Translation by Islamhouse.com Persian Team
Verse 1
طه [= طا. ها]
Verse 2
[ای پیامبر، ما] قرآن را بر تو نازل نکردیم تا در رنج بیفتی
Verse 3
[آن را نفرستادیم] مگر آنکه پندی باشد برای هر کس که [از عذاب الهی] میترسد
Verse 4
[این قرآن،] فروفرستادهای است از جانب آن ذاتی که زمین و آسمانهای بلند را آفریده است
Verse 5
[پروردگار] رحمان [آن گونه كه شايسته جلال و مقام اوست] بر عرش قرار گرفت
Verse 6
آنچه در آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست و آنچه زیر خاک [پنهان] است [همگی] از آنِ اوست
Verse 7
و اگر سخن آشکار بگویی [یا آن را پنهان داری،] یقیناً او [راز] نهان و [حتی] نهانتر [از آن] را نیز میداند
Verse 8
الله است که هیچ معبودی [بهحق] جز او نیست [و] نیکوترین نامها از آنِ اوست
Verse 9
[ای پیامبر،] آیا خبر موسی به تو رسیده است؟
Verse 10
آنگاه که آتشی را [از دور] دید و به خانوادهاش گفت: «[لحظهای] درنگ کنید [که] من آتشی دیدهام. شاید شعلهای از آن برایتان بیاورم یا کنار آن آتش راهنمایی بیابم»
Verse 11
وقتی نزد آن [آتش] آمد، نِدا داده شد که: «ای موسی،
Verse 12
به راستی، من پروردگارت هستم؛ پس [برای مناجات با پروردگار] کفشهایت را درآور [که] در حقیقت، تو در سرزمین مقدس «طُوی» هستی
Verse 13
و من تو را [به پیامبری] برگزیدم؛ پس به آنچه وحی میشود گوش فرا دار
Verse 14
بیتردید، منم «الله» که هیچ معبودی [بهحق] جز من نیست؛ پس مرا عبادت کن و برای یاد من نماز برپا دار
Verse 15
یقیناً قیامت آمدنی است؛ [ولی] میخواهم [وقت] آن را پنهان دارم تا به هر کسی در برابر [کار و] تلاشی که میکند پاداش داده شود
Verse 16
پس مبادا کسی که به آن ایمان ندارد و از هوسهایش پیروی میکند، تو را از [نیکوکاری و آمادگی برای] آن بازدارد که هلاک میشوی
Verse 17
و ای موسی، آن چیست به [دست] راستت؟»
Verse 18
او گفت: «این عصای من است؛ بر آن تکیه میکنم و با آن برای گوسفندانم [برگ درختان را] فرومیریزم و کارهای دیگری [نیز] با آن دارم [که برآورده میکنم]
Verse 19
[الله] فرمود: «ای موسی، آن را بیفکن»
Verse 20
[موسی] آن را [بر زمین] افکند و ناگهان [تبدیل به] ماری شد که به سرعت میخزید
Verse 21
[الله] فرمود: «آن را بگیر و نترس. به زودی آن را به شکل اولش بازمیگردانیم
Verse 22
و دستت را در بغل كن تا بدون هیچ گزندى [به عنوان] معجزهاى دیگر، سفید [و درخشان] بیرون آید
Verse 23
[هدف از ارایه این دو معجزه، این بود] که برخی از نشانههای بزرگ خویش را به تو نشان دهیم
Verse 24
[اینک] به سوی فرعون برو [که] بیتردید، [کفر ورزیده و] سرکشی کرده است»
Verse 25
[موسی] گفت: «پروردگارا، بر [حوصله و] شکیباییام بیفزای
Verse 26
و کارم را برایم آسان گردان
Verse 27
و گره از زبانم باز کن
Verse 28
تا سخنم را دریابند
Verse 29
و یاوری از [افراد] خاندانم برای من قرار بده؛
Verse 30
هارون، برادرم را
Verse 31
پشتم را با او محکم کن؛
Verse 32
و او را در کار [رسالت] من شریک کن
Verse 33
تا تو را بسیار به پاكى بستاییم
Verse 34
و بسیار یادت کنیم
Verse 35
بیتردید، تو به [حال] ما بینایی»
Verse 36
[الله] فرمود: «ای موسی، خواستهات به تو داده شد
Verse 37
در حقیقت، ما [پیشتر] یک بار دیگر [نیز] بر تو منت نهاده بودیم
Verse 38
آنگاه كه آنچه را كه [باید دربارۀ حفاظت از تو] الهام مىشد به مادرت الهام كردیم
Verse 39
که: «او را در صندوقی بگذار و آن [صندوق] را به دریا [= رود نیل] بینداز تا دریا او را به ساحل بیفکنَد [و] دشمن من و دشمن او، آن را [از آب] بگیرد»؛ و از جانب خویش مهرى [در دلها] بر تو افكندم و [تو را حمایت کردم] تا تحت نظرم پرورش یابى
Verse 40
آنگاه که خواهرت [در پی صندوقِ تو] راه میرفت و [به کسانی که تو را از آب گرفتند] گفت: «میخواهید شخصی را به شما نشان دهم که سرپرستی او را به عهده بگیرد؟» پس تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش [به دیدارت] روشن گردد و اندوهگین نباشد؛ و [بعدها] تو شخصی [قِبطی] را کُشتی و ما از اندوه [و مجازاتِ قتل] نجاتت دادیم و تو را بارها آزمودیم. پس [از آن،] چند سال بین مردم مَدیَن به سر بردی؛ آنگاه ای موسی، بر [طبق] تقدیر [الهی و در زمان مقرر به اینجا] آمدی
Verse 41
و تو را برای خودم برگزیدم [تا پیامم را به مردم برسانی]
Verse 42
[اینک] تو و برادرت با نشانههای [قدرت و یگانگیِ] من روانه شوید و در [دعوت حق و] یاد کردنِ من سستی نورزید
Verse 43
به سوی فرعون بروید که او [کفر ورزیده و] سرکشی کرده است
Verse 44
پس به نرمی با او سخن بگویید؛ باشد که پند گیرد یا [از عذاب الهی] بترسد [و توبه کند]
Verse 45
[موسی و هارون] گفتند: «پروردگارا، ما بیمناکیم که بر ما پیشدستی نماید [و پیش از پایان دعوت، مجازاتمان کند] یا [در برابر سخن حق] سرکشی کند»
Verse 46
[الله] فرمود: «نترسید [که] یقیناً من همراهتان هستم [و همه چیز را] میشنوم و میبینم
Verse 47
پس به سوی او بروید و بگویید: «ما رسولان پروردگارت هستیم. بنیاسرائیل را همراه ما بفرست و آنان را [تحقیر و] آزار نکن. به راستی که ما نشانههای روشنی از جانب پروردگارت برای تو آوردهایم؛ و سلامتی [از عذاب الهی] بر کسی است که از هدایت پیروی کند
Verse 48
در حقیقت، به ما وحی شده است که عذاب [دوزخ] بر کسی است که [آیات و معجزات را] تکذیب کند و [از دعوت پیامبرش] روی گرداند»
Verse 49
[فرعون] گفت: «ای موسی، پروردگار شما کیست؟»
Verse 50
[موسی] گفت: «پروردگار ما [همان] ذاتی است که به هر چیزی آفرینشِ [= ظاهر و ویژگیهای مناسب] او را بخشیده و سپس [آن را] هدایت نموده است»
Verse 51
[فرعون] گفت: «پس حال [و سرنوشت] نسلهای گذشته [که کافر بودهاند] چیست؟»
Verse 52
[موسی] گفت: «دانشِ آن در کتابی [= لوح محفوظ] نزد پروردگار من [ثبت] است. پروردگارم نه اشتباه میکند و نه فراموش مینماید
Verse 53
آن [معبودی] که زمین را برایتان [همچون] گهوارهای [محل آسایش] قرار داد و راههایی در آن ایجاد کرد و از آسمان آبی فروفرستاد و به وسیلۀ آن، انواع گوناگون گیاهان را [از زمین] بیرون آوردیم
Verse 54
[هم خود از آن] بخورید و [هم] چهارپایانتان را [در آن] بچرانید. بیتردید، در این [امور،] نشانههایی [از قدرت الهی] برای خردمندان است
Verse 55
شما را از آن [خاک] آفریدیم و به آن بازمیگردانیم و بار دیگر [در قیامت] از آن بیرون میآوریم
Verse 56
و به راستی [ما] همۀ نشانههای [قدرت] خود [و صداقت رسالت موسی] را به او نشان دادیم؛ ولی [همه را] دروغ پنداشت و [دعوت حق را] نپذیرفت
Verse 57
[آنگاه] گفت: «ای موسی، آیا نزد ما آمدهای که با جادویَت ما را از سرزمینمان بیرون کنی؟
Verse 58
یقیناً ما نیز جادویی مانند آن برایت میآوریم؛ پس در مکانی که [فاصلهاش از هر دو طرف] یکسان باشد، وعدهگاهی میان ما و خود تعیین کن که نه ما از آن خلاف کنیم و نه تو
Verse 59
[موسی] گفت: «وعدهگاه شما روز عید باشد که [همۀ] مردم پیش از ظهر جمع میشوند»
Verse 60
آنگاه فرعون بازگشت و [تمام] نیرنگ و حیلۀ خویش را جمع کرد و [همراه جادوگرانش به محل مورد نظر] آمد
Verse 61
موسی به آنان گفت: «وای بر شما! بر الله دروغ نبندید که با عذابی [سخت] نابودتان میسازد؛ و یقیناً هر کس [با فریبدادنِ مردم بر الله] دروغ بست، زیانکار گشت»
Verse 62
[جادوگران پس از هشدار موسی] در کارشان میان خود اختلاف ورزیدند و پنهانی گفتگو کردند
Verse 63
[برخی از آنان] گفتند: «این دو [نفر] قطعاً جادوگرند [و] با جادوی خویش میخواهند شما را از سرزمینتان بیرون کنند و آیین [و راه و رسمِ] برتر شما را از میان بردارند
Verse 64
پس [همۀ] نیرنگ خویش را فراهم کنید [و به کار بندید]؛ سپس در یک صف [برای مبارزه] به پیش آیید. بیتردید، هرکس امروز [بر دشمن] چیره شود، پیروز [و کامیاب] گشته است
Verse 65
[جادوگران] گفتند: «اى موسى، آیا تو [آنچه را با خود داری] مىافكنى یا [ما] نخستین كسی باشیم كه مىافکنَد؟»
Verse 66
[موسی] گفت: «[نه،] بلکه، شما بیفکنید». ناگاه ریسمانها و چوبدستیهای آنان از جادویشان چنان به نظرش رسید كه گویی به شتاب مىخزند
Verse 67
پس موسى در دلش ترسی احساس كرد
Verse 68
گفتیم: «نترس [که] تو قطعاً [پیروز و] برتری
Verse 69
و آنچه را که در دست راست خود داری بیفکن تا [تمام] آنچه را که ساختهاند ببلعد. بیتردید، آنچه آنان ساختهاند، فقط نیرنگِ جادوگر است و جادوگر هر جا که باشد [و هر چه کند]، پیروز نمیگردد»
Verse 70
[هنگامیکه موسی عصایش را بر زمین انداخت، به مار بزرگی تبدیل شد و ساختههای آنان را بلعید] آنگاه جادوگران به سجده افتادند [و] گفتند: «به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم»
Verse 71
[فرعون] گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ قطعاً او بزرگِ شماست كه به شما جادوگری آموخته است. پس قطعاً دست و پاى شما را بر عكس یكدیگر [از چپ و راست] قطع مىكنم و همگیتان را از تنههاى نخل به دار مىآویزم و آنگاه خوب خواهید دانست که عذاب [و شکنجۀ] کدام یک از ما سختتر و پایندهتر است؛ [من یا پروردگارِ موسی]»
Verse 72
[جادوگران] گفتند: «هرگز [پیروی از] تو را بر این دلایل روشنی که برایمان آمده است و [همچنین] بر آن که ما را آفریده است ترجیح نمیدهیم؛ پس به هر حکمی که میخواهی، حکم کن. تو فقط میتوانی در زندگیِ این دنیا حکم کنی
Verse 73
بیتردید، ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهانمان و آنچه را از جادوگری بر ما تحمیل کردی ببخشاید؛ و الله بهتر و پایندهتر است»
Verse 74
هرکس در پیشگاهِ پروردگارش، گناهکار حاضر شود، یقیناً آتش دوزخ برای اوست؛ در آنجا نه میمیرد [که رهایی یابد] و نه [به خوشى] زندگى كند
Verse 75
و هرکس مؤمن نزد او تعالی بیاید در حالی که کارهای شایسته انجام داده باشد، اینان درجات عالی دارند
Verse 76
باغهای جاودان [بهشت] که جویبارها زیر [درختان] آن جاری است. همیشه در آن خواهند بود؛ و این است پاداش کسی که خود را [از آلودگیهای شرک و گناه] پاک کرده است
Verse 77
و به راستی [ما] به موسی وحی کردیم که: «بندگانم را شبانه [از مصر بیرون] ببر، سپس در دریا راهی خشک برایشان بگشا، که نه از تعقیب [دشمنان] خواهی ترسید و نه [از غرق شدن در دریا] بیم داری
Verse 78
آنگاه فرعون با سپاهیانش آنان را دنبال کرد و آب دریا آنان را فروپوشاند؛ چنان پوشاندنی [که حقیقتش را کسی جز الله نمیداند]
Verse 79
و [بدینسان] فرعون قوم خود را گمراه نمود و هدایت نکرد
Verse 80
ای بنیاسرائیل، به راستی [ما] شما را از [چنگ] دشمنانتان نجات دادیم و در سمت راست [کوه] طور با شما وعده گذاشتیم [تا تورات را نازل کنیم] و بر شما تَرَنجَبین و بلدرچین فروفرستادیم
Verse 81
از نعمتهای پاکیزهای که به شما روزی دادهایم بخورید و در آن زیادهروی نکنید که خشم من بر شما فرود میآید؛ و هرکس که خشم من بر او فرود آید، قطعاً هلاک میگردد
Verse 82
و یقیناً من آمرزندۀ كسى هستم كه توبه كند و ایمان آورد و كاری شایسته کند و آنگاه بر هدایت [خود باقى] بماند
Verse 83
ای موسی، چه چیز موجب شد که جلوتر از قومت [به سوی وعدهگاهِ طور] بشتابى؟
Verse 84
[موسی] گفت: «پروردگارا، آنان به دنبالم میآیند و من به سویت شتافتم تا [از من] راضی گردی»
Verse 85
[الله] فرمود: «پس [بدان که] ما قومت را پس از [رفتنِ] تو آزمودیم و سامری گمراهشان کرد»
Verse 86
آنگاه موسی خشمگین [و] اندوهناک به سوی قومش بازگشت [و] گفت: «ای قوم من، مگر پروردگارتان [دربارۀ نزول تورات] وعدۀ نیکو به شما نداده بود؟ آیا بر پیمان شما [با الله] زمانی طولانی گذشت [و همه را از یاد بردید] یا خواستید خشمی از [سوی] پروردگارتان بر شما فرود آید که وعدۀ مرا خلاف کردید؟»
Verse 87
آنان گفتند: «[ما] به اختیار خود پیمان تو را نشکستیم؛ ولی بارهای سنگینی از زر و زیورهای قوم [فرعون] را که بر ما نهاده بودند [در آتش] انداختیم و سامری نیز [آنچه را که ادعا میکرد خاکِ سُمِ اسب جبرئیل است، در آتش] انداخت»
Verse 88
سپس مجسمۀ گوسالهای برایشان ساخت که صدایی [همچون صدای گوساله] داشت. [سامری و پیروانش به مردم] گفتند: «این معبود شما و معبود موسی است که آن را فراموش [و اینجا رها] کرده است»
Verse 89
آیا نمیدیدند که [این گوساله] هیچ پاسخی به آنها نمیدهد و هیچ زیان و سودی برایشان ندارد؟
Verse 90
و در حقیقت، پیش از آن [که موسی بازگردد،] هارون نیز به آنها گفته بود: «اى قوم من، جز این نیست كه شما با این [گوساله] امتحان شدهاید و بىتردید، پروردگار [حقیقىِ] شما [الله] رحمان است؛ پس پیرو من باشید و از فرمانم اطاعت كنید»
Verse 91
[آنان] گفتند: «ما پیوسته بر این [عبادت گوساله] مىمانیم تا موسى نزدمان بازگردد»
Verse 92
[وقتی موسی بازآمد] گفت: «ای هارون، هنگامی که دیدی آنان گمراه شدهاند، چه چیزی تو را بازداشت
Verse 93
از پیرویِ من [و چرا آنان را ترک نکردی]؟ آیا از فرمانم سرپیچی کردی؟»
Verse 94
[هارون] گفت: «ای پسر مادرم، ریش و [موی] سرم را نگیر. در حقیقت، ترسیدم که بگویی میان بنیاسرائیل تفرقه انداختی و سخن [و سفارش] مرا به کار نبستی»
Verse 95
[موسی] گفت: «ای سامری، این چه کاری است که کردی؟»
Verse 96
او گفت: «من چیزی را دیدم که آنان ندیدند و مُشتی از خاک پای [اسبِ] فرستاده [= جبرئیل] را برداشتم و [در پیكر گوساله] انداختم و [هوای] نفسم [این کار را] اینچنین برایم آراست»
Verse 97
[موسی] گفت: «پس برو. بیتردید، بهرۀ تو در زندگى این است كه [چنان مطرود شوی که به مردم] بگویى: "[به من] دست نزنید"؛ و وعدهگاهی [برای عذاب] خواهی داشت كه هرگز از آن تخلف نخواهد شد؛ و [اکنون] به آن معبودی كه پیوسته در عبادتش بودی بنگر؛ آن را مىسوزانیم، آنگاه [که کاملاً خاكستر شد،] در دریا پراکندهاش میسازیم»
Verse 98
[ای مردم،] معبود شما الله است که هیچ معبودی [بهحق] جز او نیست و علمش همه چیز را فراگرفته است
Verse 99
[ای پیامبر،] این گونه از اخبار [و داستانهای پیامبران] گذشته بر تو حکایت میکنیم؛ و به راستی که [ما] از جانب خویش به تو قرآنی [پندآموز] دادهایم
Verse 100
هرکس از آن رویگردان شود، یقیناً روز قیامت بارِ سنگینی [از گناه] بر دوش خواهد کشید
Verse 101
جاودانه در آن [عذاب] خواهند ماند؛ و چه بد است باری که [کافران] در قیامت خواهند کشید
Verse 102
روزی که در «صور» دمیده میشود و در آن روز، مجرمان را [که بسیار ترسیدهاند، با چشم و بدنِ] کبود جمع میکنیم
Verse 103
بین خود آهسته سخن میگویند: «[شما] بیش از ده روز [در دنیا] به سر نبردهاید»
Verse 104
ما به آنچه آنان میگویند داناتریم؛ آنگاه که خردمندترینشان میگوید: «[شما] تنها یک روز به سر بردهاید»
Verse 105
و [ای پیامبر،] از تو دربارۀ کوهها [در قیامت] میپرسند؛ بگو: «پروردگارم آنان را سخت متلاشی [و پراکنده] میکند؛
Verse 106
و آنها را صاف و هموار خواهد نمود؛
Verse 107
[همچون زمینی] که در آن هیچ پستی و بلندیای نمیبینی»
Verse 108
در آن روز، [همۀ مردم] بدون هیچ مخالفتی از دعوتکنندۀ [الهى] پیروی میکنند و صداها در مقابل [الله] رحمان به خاموشی میگراید و جز صدایی آهسته [و زیر لب، چیزى] نمىشنوى
Verse 109
در آن روز، شفاعت [هیچ کس] سودی ندارد، مگر کسی که [الله] رحمان به او اجازه دهد و سخنش را بپسندد
Verse 110
[الله] آنچه را که انسانها [در آخرت] در پیش دارند و آنچه را که [در دنیا] پشت سر گذاشتهاند [همه را] مىداند؛ ولی دانش آنان او را فرانمیگیرد
Verse 111
و چهرهها در برابر [پروردگارِ] زندۀ پایدار، خوار میگردد و هرکس [بارِ] ستم برداشت، زیان دید
Verse 112
و کسی که از كارهاى شایسته انجام دهد، و مؤمن باشد، نه از هیچ ستمى مىهراسد و نه از كاستن [پاداش اعمال نیکش]
Verse 113
و اینچنین آن را قرآنی [به زبان] عربی نازل کردیم و هشدارهای گوناگون در آن بیان نمودیم؛ باشد که [از عذاب الهی] بپرهیزند یا [این کتاب] برایشان پندی پدید آورَد
Verse 114
پس بلندمرتبه است الله که فرمانروای حق است. و در [خواندنِ] قرآن ـ پیش از آنكه وحىِ آن بر تو پایان یابد ـ شتاب مكن؛ و بگو: «پروردگارا، بر دانشم بیفزاى»
Verse 115
به راستی، پیش از این با آدم پیمان بستیم [که از میوۀ درخت ممنوعه نخورَد]؛ ولی [پیمانش را] فراموش کرد و عزمی [استوار] در او نیافتیم
Verse 116
و [یاد کن از] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید»؛ پس [همگی] سجده کردند، مگر ابلیس که سرپیچی نمود
Verse 117
گفتیم: «ای آدم، این [ابلیس] دشمنی برای تو و همسرت است؛ مبادا شما را از بهشت بیرون کند که به سختی میافتی
Verse 118
در حقیقت، تو این [نعمت را در بهشت] داری که نه گرسنه میشوی و نه برهنه میمانی
Verse 119
و اینكه در آنجا نه تشنه مىشوى و نه آفتابزده
Verse 120
اما شیطان او را وسوسه کرد [و] گفت: «ای آدم، آیا [میخواهی] درخت جاودانگی و فرمانرواییِ فناناپذیر را به تو نشان دهم؟»
Verse 121
آنگاه از آن [درخت ممنوعه] خوردند و شرمگاهشان بر آنان نمایان شد و به قراردادن برگ [درختان] بهشت بر خود شروع کردند [تا عورتشان را بپوشانند]؛ و [اینچنین بود که] آدم از پروردگارش سرپیچی كرد و به بیراهه رفت
Verse 122
سپس پروردگارش او را برگزید و توبهاش را پذیرفت و هدایتش کرد
Verse 123
فرمود: «[شما دو تن همراه ابلیس] همگی از بهشت فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگرید. اگر از [جانب] من رهنمودی برایتان رسید، [بدانید] هرکس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه میشود و نه [از عذابِ دوزخ] به رنج میافتد
Verse 124
و کسی که از یاد من رویگردان شود، یقیناً زندگی سختی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا برمیانگیزیم
Verse 125
وی میگوید: «پروردگارا، چرا مرا نابینا برانگیختی؛ حال آنکه [در دنیا] بینا بودم؟»
Verse 126
[الله] میفرماید: «همان طور كه آیات ما بر تو آمد و آنها را به فراموشى سپردى، امروز تو [نیز] به همان صورت فراموش مىشوى»
Verse 127
و کسی را که [در گمراهی و گناه] زیادهروی کند و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد، این گونه کیفر میدهیم؛ و قطعاً عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است
Verse 128
آیا براى هدایتشان كافى نیست كه [بدانند] چه نسلهایی را پیش از آنان نابود كردیم كه [اکنون این مشرکان] در خانههای آنان [= نسلهای گذشته] راه مىروند؟ به راستى در این [نکته،] نشانههایى [عبرتانگیز] برای خردمندان است
Verse 129
و اگر از سوی پروردگارت سخنى [دربارۀ اتمام حجت با مردم] نگذشته بود و سررسیدى معین در كار نبود، قطعاً [عذاب الهی در همین دنیا بر آنان] لازم مىشد
Verse 130
پس [ای پیامبر،] بر آنچه میگویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از طلوع آفتاب [در نماز صبح] و پیش از غروب [در نماز عصر] به پاکی ستایش کن و ساعاتی از شب [در نماز عشاء] و کنارههای روز [در نماز ظهر و مغرب نیز به نیایش بپرداز]؛ باشد که [از پاداش الهی] راضی شوی
Verse 131
و هرگز به [نعمتهای دنیوی و] آنچه که گروههایی از آنان [= مشرکان] را از آنها بهرهمند ساختهایم چشم ندوز. اینها [فقط] زینتِ زندگی دنیاست تا آنان را به آن بیازماییم؛ و روزیِ پروردگارت بهتر و پایدارتر است
Verse 132
و خانوادهات را به نماز فرمان بده و [خود] بر [انجام] آن شکیبا باش. [ما] از تو روزی نمیخواهیم، [بلکه] خود به تو روزی میدهیم؛ و سرانجامِ نیک، برای [اهل] پرهیز است
Verse 133
[مشرکان] گفتند: «چرا [محمد] معجزهای از جانب پروردگارش برای ما نمیآورد؟» بگو: «آیا [قرآن به عنوان] دلیل روشن [و تصدیقکننده] آنچه در کتابهای پیشین است برایشان نیامده است؟»
Verse 134
اگر ما آنان را پیش از آن [که پیامبر و کتاب آسمانی بیاید] با عذابی هلاک میکردیم، قطعاً [روز قیامت مشرکان] میگفتند: «پروردگارا، چرا پیامبری به سویمان نفرستادی تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم از آیات تو پیروی کنیم؟»
Verse 135
[ای پیامبر، به آنان] بگو: «همه منتظرند؛ پس شما [نیز] منتظر باشید. به زودی خواهید دانست که رهروانِ راه راست چه کسانی هستند و هدایتیافته کیست»