Persian

Translation: fas-islamhousecompe

Author: Islamhouse.com Persian Team

الفاتحه

Surah 1

﴿1﴾ به نام الله بخشندۀ مهربان

﴿2﴾ تمام ستایش‌ها [و سپاس‌ها] از آنِ الله ـ پروردگار جهانیان‌ ـ است؛

﴿3﴾ بخشندۀ مهربان است؛

﴿4﴾ مالک روزِ جزاست

﴿5﴾ [پروردگارا] تنها تو را عبادت می‌کنیم و تنها از تو یاری [و مدد] می‌جوییم

﴿6﴾ ما را به راه راست هدایت فرما [و همواره در این راه، ثابت‌قدم بدار]؛

﴿7﴾ راه کسانی [همچون پیامبران، شهیدان، راستگویان و نیکوکاران] ‌که به آنان نعمت داده‌ای، نه [راه] کسانی که بر آنان خشم گرفته شده است [= یهود] و نه [راه] گمراهان [= نصاری]

البقرة

Surah 2

﴿1﴾ الم [= الف. لام. میم]

﴿2﴾ این کتابی است که هیچ تردیدی در [الهی بودنِ] آن نیست و مایۀ هدایت پرهیزگاران است؛

﴿3﴾ همان کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی‌ داده‌ایم انفاق می‌کنند؛

﴿4﴾ و آن کسانی که به آنچه بر تو و [بر پیامبران] پیش از تو نازل شده است ایمان می‌آورند و به روز رستاخیز یقین دارند

﴿5﴾ اینان از جانب پروردگارشان از هدایت برخوردارند و رستگاران [واقعی] همین‌ها هستند

﴿6﴾ قطعاً برای کسانی که [آگاهانه و از روی دشمنی] کفر می‌ورزند، تفاوتی ندارد که آنان را بیم دهی یا بیم ندهی؛ [در هر حال] ایمان نمی‌آورند

﴿7﴾ [چون] الله بر دل‌ها و گوش‌هایشان مُهر [غفلت] زده و بر چشم‌هایشان پرده‌ای است و عذاب بزرگی [در پیش] دارند

﴿8﴾ برخی از مردم [= منافقان] می‌گویند: «به الله و روز قیامت ایمان آورده‌ایم»؛ در حالی که ایمان ندارند

﴿9﴾ آنان [گمان می‌کنند] الله و مؤمنان را فریب می‌دهند؛ در حالی که فقط خود را فریب می‌دهند؛ ولی نمی‌فهمند

﴿10﴾ در دل‌هایشان بیماری [= شکّ و نفاق] است و الله بر بیماری آنان افزوده است و به خاطر دروغ‌هایی که می‌گفتند عذاب دردناکی [در پیش] دارند

﴿11﴾ هر گاه به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» [به دروغ] می‌گویند: «ما خود اصلاح‌گریم»

﴿12﴾ آگاه باشید! که آنان [تبهکار و] مفسد هستند؛ ولی نمی‌فهمند

﴿13﴾ و هنگامی که به آنان گفته شود: «شما نیز همچون مردم [منصِف و واقع‌بین] ایمان بیاورید»، می‌گویند: «آیا [انتظار دارید] همچون کم‌خردان ایمان بیاوریم؟» آگاه باشید! خودشان کم‌خرد هستند؛ ولی [این را] نمی‌دانند

﴿14﴾ و هنگام ملاقات با مؤمنان می‌گویند: «ما [نیز همچون شما] ایمان آورده‌ایم» و هنگامی که با بزرگان شیطان‌صفتِ خود خلوت می‌کنند می‌گویند: «ما با شما هستیم و فقط [آنان را] مسخره می‌کنیم»

﴿15﴾ الله آنان را مسخره مى‌كند و مهلت‌شان می‌دهد [تا] در طُغیانشان سرگشته بمانند

﴿16﴾ آنان کسانی هستند که گمراهی را به [بهایِ] هدایت خریدند؛ پس تجارتشان سودی نداد و هدایت‌یافته نبودند

﴿17﴾ داستان اینان [= منافقان] همانند داستان کسانی است که آتشی بیفروزند؛ و چون آتش، اطراف آنان را روشن سازد، الله نورشان را بگیرد و در تاریکی‌هایی که نمی‌بینند رهایشان کند

﴿18﴾ [در برابر حقیقت] کر و لال و کورند و [از گمراهىِ خود] بازنمى‌گردند

﴿19﴾ یا [داستان آنان] همچون [داستان گرفتارشدگان در] بارانِ ‌شدیدی است که از آسمان [فرو می‌ریزد] و دارای تاریکی‌ها و رعد و برق است و آنان از ترسِ مرگ، انگشتان خویش را در گوش‌هایشان فرو می‌برند تا صدای صاعقه را نشنوند؛ و الله به کافران احاطه دارد [و آنان در قبضه قدرت الله متعال هستند]

﴿20﴾ نزدیک است که برق، چشمانشان را برباید؛ هرگاه كه [برق مى‌زند و راه را] بر آنان روشن مى‌سازد، گامى در [پرتوِ] آن برمى‌دارند و چون تاریكى آنان را فراگیرد، [حیرت‌زده بر جای خود] بازمی‌ایستند؛ و اگر الله بخواهد، شنوایی و بینایی‌شان را از بین می‌برد؛ زیرا الله بر هر کاری تواناست

﴿21﴾ ای مردم! پروردگار خویش را عبادت کنید؛ همان ذاتی که شما و پیشینیانتان را آفرید؛ باشد که پرهیزگار شوید

﴿22﴾ همان ذاتی که زمین را برای شما گستراند و آسمان را [همچون سقفی] بالای سرتان قرار داد و از آسمان، آبی فروفرستاد و به وسیلۀ آن، انواع میوه‌ها را به وجود آورد تا روزیِ شما باشد؛ پس همتایانی برای الله قرار ندهید، در حالی ‌که [حقیقت را] می‌دانید

﴿23﴾ و اگر دربارۀ آنچه بر بندۀ خود [محمد] نازل کرده‌ایم در شک و تردید هستید، اگر راست می‌گویید، سوره‌ای همانند آن بیاورید و گواهان [و یاوران] خود را ـ غیر از الله ـ فراخوانید

﴿24﴾ پس اگر این کار را نکردید ـ و هرگز قادر بر انجام این کار نخواهید بود ـ از آتشی بترسید که هیزمِ آن، مردم و سنگ‌ها هستند و برای کافران آماده شده است

﴿25﴾ [ای پیامبر!] به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، مژده بده که باغ‌هایی [از بهشت] برایشان [در پیش] است که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است. هر زمان که میوه‌ای از آن [باغ‌ها] به آنان داده شود، می‌گویند: «این همان است که پیش از این روزیِ ما شده بود»؛ در حالی که شبیهِ آن به آنان داده شده بود؛ و [در آنجا] همسرانی پاک دارند و جاودانه در آن خواهند ماند

﴿26﴾ الله از اینکه به پشه‌ای ـ یا بالاتر از آن [از نظر کوچکی] ـ مثال بزند، شرم نمی‌کند. کسانی که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن [مَثَل] حق و از جانب پروردگارشان است [و از آن پند مى‌گیرند]؛ و اما کافران می‌گویند: «هدف الله از این مَثَل چیست؟» [الله با بیان این مَثَل‌ها] گروه بسیاری را [كه در آنها تدبر نمی‌کنند، حیران و] گمراه و گروه بسیاری را هدایت می‌کند؛ و تنها [منافقان و] فاسقان را با آن گمراه می‌سازد

﴿27﴾ [همان] کسانی که پیمان الله را ـ پس از محکم ساختنش ـ می‌شکنند و روابط [نیكوى خویشاوندى] را كه الله به برقرارىِ آن فرمان داده است قطع مى‌نمایند و در زمین فساد برپا می‌کنند. اینان [در دنیا و آخرت] زیانکارانند

﴿28﴾ چگونه [یگانگیِ] الله را انکار می‌کنید در حالى كه وجودی نداشتید و او به شما زندگی بخشید؛ سپس شما را دستخوش مرگ مى‌گردانَد و دوباره زنده خواهد كرد؛ آنگاه [برای حساب و جزا] به پیشگاهش بازگردانده مى‌شوید؟

﴿29﴾ اوست که همۀ آنچه را که در زمین است برایتان آفرید؛ آنگاه به [آفرینش] آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان سامان داد و او به همه چیز داناست

﴿30﴾ و [یاد کن] هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: «من در زمین جانشینى خواهم گماشت». [فرشتگان] گفتند: آیا كسى را در آنجا مى‌گمارى كه تبهكارى و خونریزی به راه اندازد؛ در حالی که ما تو را با سپاس به پاکی می‌ستاییم و مقدس می‌داریم؟ الله فرمود: «من [دربارۀ هدف و مصلحتِ آفرینشِ او] چیزهایی مى‌دانم كه شما نمى‌دانید»

﴿31﴾ آنگاه [الله] همۀ نام‌ها[ی اشیا و موجودات] را به آدم آموخت؛ سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مى‌گویید، از نام‌های اینها به من خبر دهید»

﴿32﴾ [فرشتگان] گفتند: «منزّهی تو! ما چیزی جز آنچه [خود] به ما آموخته‌ای نمی‌دانیم. تو دانای حکیمی»

﴿33﴾ فرمود: «ای آدم، آنان را از نام‌هایشان آگاه کن». هنگامی که وی [آدم] آنان را آگاه کرد، [الله خطاب به فرشتگان] فرمود: «آیا به شما نگفتم که من اسرار آسمان‌ها و زمین را می‌دانم و [نیز] از آنچه که آشکار می‌کنید و پنهان می‌داشتید آگاهم؟»

﴿34﴾ [یاد کن] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای [بزرگداشت و احترام، بر] آدم سجده کنید»؛ پس [همگی] سجده کردند جز ابلیس که خودداری کرد و تکبر ورزید و از کافران شد

﴿35﴾ و گفتیم: «ای آدم! تو و همسرت [حوّا] در بهشت سکونت کنید و از [نعمت‌های] آن ـ از هر جا که می‌خواهید ـ گوارا بخورید؛ اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد»

﴿36﴾ اما شیطان موجب لغزش [و سرپیچیِ] آن دو شد؛ سپس الله آنان را از آنچه در آن بودند [= بهشت] اخراج کرد؛ و [به آن دو و شیطان] گفتیم: «همگی [به زمین] فرود آیید در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود؛ و برایتان در زمین، تا مدتی معیّن قرارگاه و وسیلۀ بهره‌برداری وجود خواهد داشت»

﴿37﴾ آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فراگرفت [و درخواستِ بخشایش نمود] و الله توبۀ او را پذیرفت؛ زیرا الله، توبه‌پذیرِ مهربان است

﴿38﴾ گفتیم: «همگی از آن [= بهشت] فرود آیید و هر ‌گاه از جانبِ من رهنمودی برایتان آمد، کسانی که از آن [هدایت] پیروی کنند، نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند»

﴿39﴾ و[لی] کسانی که کافر شدند و نشانه‌های [قدرت و یگانگیِ] ما را دروغ پنداشتند، آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود

﴿40﴾ ای بنی‌اسرائیل [= فرزندانِ یعقوب] نعمت‌هایی را که به شما ارزانی داشتم به یاد آورید و به پیمانی که با من بسته‌اید وفا کنید تا من نیز به پیمانِ [خود با] شما [دربارۀ نعمت‌های دنیا و آخرت] وفا کنم؛ و تنها از من بترسید

﴿41﴾ و به آنچه نازل کرده‌ام [= قرآن] ایمان بیاورید که تصدیق‌کنندۀ همان چیزی است که با شماست؛ و نخستین کافر به آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و تنها از من بترسید

﴿42﴾ و در حالی که [حقیقت را] می‌دانید، حق را با باطل نیامیزید و آن را کتمان نکنید

﴿43﴾ و نماز برپا دارید و زکات بپردازید و با نمازگزاران نماز بخوانید

﴿44﴾ آیا در حالی که کتاب [تورات] را می‌خوانید، مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید؟ آیا نمی‌اندیشید؟

﴿45﴾ و از شکیبایی و نماز یاری جویید؛ و به راستی که آن [= نماز] جز بر فروتنان، دشوار و گران است

﴿46﴾ همان کسانی که یقین دارند پروردگار خویش را [در آخرت] ملاقات خواهند کرد، و به پیشگاه او بازمی‌گردند

﴿47﴾ ای بنی‌اسرائیل، نعمت‌هایی را که به شما ارزانی داشتم به یاد آورید و [نیز] اینکه شما را [با برخورداری از موهبتِ هدایت] بر جهانیان [زمان خودتان] برتری دادم

﴿48﴾ و از روزی بترسید که کسی ذره‌ای [از عذاب الله] را از دیگری دفع نمى‌كند و از او نه شفاعتی پذیرفته می‌شود و نه غرامت و فِدیه‌ای گرفته می‌شود و نه یاری می‌شوند

﴿49﴾ و [نیز به یاد آورید] هنگامی که شما را از چنگال فرعونیان نجات دادیم. [آنان] بدترین [و خفت‌بارترین] عذاب را بر سرتان می‌آوردند: پسرانتان را می‌کشتند و زنانتان را [برای کنیزی] زنده نگه می‌داشتند؛ و در این امر، آزمایش بزرگی از جانب پروردگارتان برای شما بود

﴿50﴾ و [به یاد آورید] هنگامی که دریا را برایتان شکافتیم و شما را نجات دادیم و فرعونیان را ـ در حالی که [عذابِ آنان را به چشمِ خود] می‌نگریستیدـ غرق ساختیم

﴿51﴾ و [به یاد آورید] هنگامی را که [برای نزولِ تورات] چهل شب با موسی وعده گذاشتیم؛ آنگاه شما در غیابِ او، گوساله را [به عبادت] گرفتید، در حالی که [نسبت به خویشتن] ستمکار بودید

﴿52﴾ سپس شما را بعد از آن [گناه] بخشیدیم؛ باشد که سپاسگزاری کنید

﴿53﴾ و [نیز به یاد آورید] هنگامی که به موسی کتاب [تورات] را که جداکنندۀ [حق از باطل] است عطا کردیم؛ باشد که هدایت شوید

﴿54﴾ و [به یاد آورید] زمانی را که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! شما با انتخاب گوساله [برای عبادت]، بر خويشتن ستم کرده‌اید؛ پس به سوی آفریدگار خود بازگردید و توبه کنید و [خطاکارانِ] خود را بکشید. این کار، در پیشگاه پروردگارتان برای شما بهتر است». آنگاه الله توبۀ شما را پذیرفت. به راستی که او توبه‌پذیرِ مهربان است

﴿55﴾ و [به یاد آورید] هنگامی را که گفتید: «ای موسی، ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم مگر اینکه الله را آشکارا ببینیم»؛ پس صاعقه شما را در حالی گرفت که [عذابِ خود را به چشمِ خویش] می‌نگریستید

﴿56﴾ سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم؛ باشد که سپاسگزاری کنید

﴿57﴾ و ابر را بر شما سایبان قرار دادیم و تَرَنجَبین و بِلدرچین برایتان فروفرستادیم [و گفتیم]: «از نعمت‌های پاکیز‌ه‌ای که به شما روزی داده‌ایم بخورید» [ولی کفر ورزیدید]. آنان [با ناسپاسى و نافرمانى] به ما ستم نکردند؛ بلکه به خود ستم روا می‌داشتند

﴿58﴾ و [به یاد آورید] آنگاه که گفتیم: «به این شهر [= بیت‌المقدس] وارد شوید و از [نعمت‌های] آن ـ از هر جا [و هر وقت] که خواستید ـ بخورید و با فروتنی از دروازه وارد شوید و بگویید: «[پروردگارا، گناهانمان را] فرو ریز»؛ تا گناهانتان را بیامرزیم و [یقیناً] بر [پاداش] نیكوكاران خواهیم افزود

﴿59﴾ امّا ستمگران این سخن را که به آنها گفته شده بود تغییر دادند [و به جای آن، کلمات تمسخرآمیزی گفتند]؛ پس [ما نیز] به سزایِ این نافرمانی‌ ستمگران، عذابی از آسمان بر آنان نازل کردیم

﴿60﴾ و [به یاد آورید] هنگامی را که موسی برای قومش آب خواست؛ [به او] گفتیم: «عصایت را بر سنگ بزن»؛ آنگاه دوازده چشمه از آن جوشید و هر گروهی آبشخورِ خود را دانست [و گفتیم]: «از روزیِ الله بخورید و بیاشامید و[لی] در زمین به فساد [و تباهی] نکوشید»

﴿61﴾ و [به یاد آورید] زمانی را که گفتید: «ای موسی، ما هرگز تابِ تحملِ یک [نوع] غذا را نداریم؛ از پروردگار خویش برای ما بخواه تا از روییدنی‌های زمین ـ از سبزی و خیار و گندم و عدس و پیاز ـ برایمان برویانَد». [موسی] گفت: «آیا چیزی را که پست‌تر است جایگزین چیز بهتر می‌کنید؟ پس به شهری فرود آیید که آنچه خواستید در آنجا برایتان وجود دارد»؛ و [اینچنین مُهرِ] ذلت و بینوایی بر آنان زده شد و سزاوار خشمِ الله گردیدند؛ چرا که آنان به آیات الله کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند. اين [كفرورزى و كشتن پيامبران‌] به این سبب بود كه [از من‌] نافرمانی کردند و پيوسته [از حدود حق‌] تجاوز مى‌نمودند

﴿62﴾ در حقیقت، کسانی که [به رسالت محمد صلی الله علیه وسلم] ایمان آورده‌ و نیز کسانی [از امت‌های پیشین، قبل از بعثت محمد صلی الله علیه وسلم از] یهود و نصاری و صابئان [= پیروان برخی پیامبران]؛ هر کس [از آنان] به الله و روز قیامت ایمان آورند و کارهای شایسته انجام دهند، پاداش آنان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند

﴿63﴾ و [به یاد آورید] زمانی را که از شما پیمان گرفتیم و [کوه] طور را بالای سرتان برافراشتیم [و گفتیم]: «آنچه [از احكام تورات] به شما داده‌ایم با جدیت بگیرید و آنچه را که در آن است به یاد داشته باشید [و به آن عمل کنید]؛ باشد که پرهیزگار شوید»

﴿64﴾ ولى بعد [از آن همه عهد و پیمان] از این [فرمان] روى برتافتید و اگر فضل و بخشش الله بر شما نبود، یقیناً در زمرۀ زیانکاران بودید

﴿65﴾ مسلماً از [شرح حال] كسانى از خودتان آگاه شده‌اید كه در [مورد حكمِ حرمتِ صید ماهى در روز] شنبه تجاوز كردند؛ پس به آنها گفتیم: «بوزینه‌هایی خوار و رانده‌شده باشید»

﴿66﴾ پس آن [کیفر] را عبرتی برای مردم آن زمان و نسل‌های پس از آنان و [همچنین] پند و اندرزی برای پرهیزگاران قرار دادیم

﴿67﴾ و [به یاد آورید] هنگامی که موسی به قوم خود گفت: «الله به شما دستور می‌دهد که گاوی را ذبح کنید». آنان گفتند: «آیا ما را مسخره می‌کنی؟» [موسی] گفت: «[تمسخر كار جاهلان است و] به الله پناه می‌برم از اینکه در زمرۀ جاهلان باشم»

﴿68﴾ گفتند: «از پروردگارت بخواه تا برای ما روشن کند که آن چگونه [گاوی] است؟» [موسی] گفت: «[الله] می‌فرماید: "آن گاوی است نه پیر و نه جوان؛ بلکه میانسالی بین این دو است. پس [اکنون] آنچه را که دستور یافته‌اید انجام دهید"»

﴿69﴾ گفتند: «از پروردگارت بخواه تا برای ما روشن سازد که رنگش چگونه است؟» [موسی] گفت: «[الله] می‌فرماید: "آن گاوِ زرد پررنگی است که [رنگش] بینندگان را خوش آید"»

﴿70﴾ گفتند: «از پروردگارت [باز هم] بخواه تا چگونگیِ آن گاو را [از هر جهت] برای ما روشن سازد؛ زیرا [ویژگی‌های] این گاو [هنوز] بر ما مبهم است، و ان شاء الله [با توضیحاتِ تو] هدایت خواهیم شد»

﴿71﴾ [موسی] گفت: «الله می‌فرماید: "آن گاوی است نه چنان رام كه زمین را شخم بزند و یا كشتزار آب بدهد؛ [اما] بی‌عیب و یکرنگ است، هيچ لكه‌اى در آن نيست"». آنان گفتند: «اینک سخن درستی آوردی»؛ سپس [چنان گاوی را پیدا کردند و] آن را سر بریدند و [البته] نزدیک بود این کار را انجام ندهند

﴿72﴾ و [به یاد آورید] هنگامی که شخصی را کشتید و دربارۀ [قاتلِ] او به نزاع پرداختید و الله چیزی را که پنهان می‌کردید آشکار نمود

﴿73﴾ پس گفتیم: «قسمتی از آن [گاو سر بریده شده] را به آن [مقتول] بزنید[تا زنده شود و قاتل خویش را معرفى كند]. الله این گونه مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های [آشکار قدرتِ] خویش را به شما نشان می‌دهد؛ باشد که بیندیشید»

﴿74﴾ پس از آن، [با وجود این معجزه بزرگ] دل‌های شما سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت‌تر؛ زیرا [حال دل‌هایتان هرگز تغییر نمی‌کند؛ اما سنگ‌ها دچار تغییر و تحول می‌شوند‌؛ چنان که] برخی از سنگ‌ها می‌شکافند و جویبارهایی از آنها جاری می‌شود و برخی می‌شکافند و [چشمه‌هاى] آب از آنها مى‌جوشد و برخی از ترسِ الله [از فرازِ کوهها] فرو می‌افتند؛ و الله از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست

﴿75﴾ [ای مؤمنان! حال که حقیقت دشمنیِ یهود برایتان آشکار گردید،] آیا امید دارید که به [آیین] شما ایمان بیاورند، با اینکه گروهی از [علمای] آنان سخنان الله را [در تورات] می‌شنیدند و پس از فهمیدنش [الفاظ و معانیِ] آن را تحریف می‌کردند؛ حال آنکه [از بزرگیِ گناه خویش] اطلاع داشتند؟

﴿76﴾ و [یک مورد از فریب‌کاری‌هایشان این است که] وقتی با مؤمنان روبرو می‌شوند می‌گویند: «[ما هم] ایمان آورده‌ایم»؛ ولی هنگامی که با یکدیگر خلوت می‌کنند می‌گویند: «چرا مطالبی را که [دربارۀ ویژگی‌های پیامبر و حقانیتِ اسلام در تورات آمده و] الله برای شما بیان کرده است به مسلمانان بازگو می‌کنید تا [روز قیامت] در پیشگاه پروردگارتان علیه شما به آن استدلال کنند؟ آیا نمی‌فهمید؟»

﴿77﴾ آیا نمی‌دانند که الله [تمام] آنچه را پنهان می‌دارند و آشکار می‌سازند [همه را] می‌داند؟

﴿78﴾ و برخی از آنان بی‌سوادانی هستند که [از] کتابِ [الله، تورات] جز [مُشتی از] دروغ‌های خود بافته، چیزی نمی‌دانند و تنها به پندارهای خویش [که از بزرگانشان فراگرفته‌اند] دل بسته‌اند

﴿79﴾ پس وای بر کسانی که [کتابی تحریف‌شده] با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این از جانب الله است» تا آن را به بهای اندک بفروشند! پس وای بر آنها از آنچه دست‌هایشان نوشته است و وای بر آنان از آنچه [از این راه] به دست می‌آورند

﴿80﴾ و [یهود] گفتند: «آتش دوزخ جز چند روز محدودی، هرگز به ما نخواهد رسید». بگو: «آیا از نزد الله پیمانی گرفته‌اید؟! - و الله هرگز از پیمانش تخلف نمی‌ورزد- یا چیزی را که نمی‌دانید به الله نسبت می‌دهید؟!»

﴿81﴾ آری، هر‌ کس مرتکب گناه [= كفر و شرک] شود و گناهانش او را احاطه کند، آنان اهل آتشند و جاودانه در آن خواهند بود

﴿82﴾ و کسانی که ایمان آورند و کارهای شایسته انجام دهند، آنان اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند

﴿83﴾ و [به یاد آورید] هنگامی که از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم که: «جز الله یگانه را عبادت نکنید و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید و به مردم [سخن] نیک بگویید و نماز برپا دارید و زکات بپردازید»؛ ولی همۀ شما ـ جز عدۀ کمی ـ پشت کردید و رویگردان شدید

﴿84﴾ و [به یاد آورید] هنگامی که از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر را نریزید و همدیگر را از سرزمینتان بیرون نکنید؛ سپس شما اقرار کردید و خود [بر آن پیمان] گواهی می‌دهید

﴿85﴾ [امّا] باز همین شما هستید که یکدیگر را می‌کشید و گروهی از خودتان را از سرزمینشان بیرون می‌کنید و به گناه و ستم علیه آنها به یکدیگر کمک می‌کنید؛ و اگر [بعضی از آنان در جنگ با هم‌پیمانانِ عربِ شما گرفتار شوند و به صورت] اسیر نزدتان بیایند، [برای این‌که آنها از بنی‌اسرائیل و هم‌دینِ شما هستند، در برابرِ آزادی‌شان می‌کوشید و] فدیه می‌دهید؛ حال آنکه آواره‌کردن شان بر شما حرام بود. آیا به بخشی از [دستورات] کتاب [تورات در مورد فدیه دادن] ایمان می‌آورید و به بخشی [که شما را از کشتن و آواره‌کردن هم‌دینانتان منع می‌کند] کافر می‌شوید؟! پس جزای هر کس از شما که چنین [تبعیضی در آیات الله ایجاد] کند، جز رسوایی و خواری در زندگی دنیا نخواهد بود و در روز قیامت به سخت‌ترین عذاب گرفتار می‌شوند؛ و [یقین بدانید که] الله از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست

﴿86﴾ اینان کسانی هستند که زندگانی دنیا را به بهای آخرت خریدند؛ پس عذاب آنها تخفیف داده نمی‌شود و کسی یاری‌شان نخواهد کرد

﴿87﴾ همانا به موسی کتاب [= تورات] دادیم و پس از او پیامبرانی پی در پی فرستادیم؛ و به عیسی ـ پسر مریم ـ معجزات و دلایل روشن دادیم و او را به وسیلۀ روح‌القُدُس [= جبرئیل] تقویت کردیم. آیا چنین نیست که هر گاه پیامبری چیزی بر خلافِ هوای نفستان آورد، در برابرش تکبر نمودید و گروهی [از پیامبران] را تکذیب کردید و گروهی را کشتید؟

﴿88﴾ و [یهود برای پیروی نکردن از محمد صلی الله علیه وسلم، از روی تمسخر] گفتند: «دل‌های ما پوشیده و در غلاف است»؛ [چنین نیست؛] بلكه الله آنان را به سزاى كفرشان لعنت كرده است؛ پس [به همین سبب است که] بسیار كم ایمان مى‌آورند

﴿89﴾ و هنگامی که از جانب الله کتابی [= قرآن] برای آنان آمد که تصدیق‌کنندۀ مطالبی [= تورات] بود که با خود داشتند و [به انتظار رسیدن این كتاب] از قبل به خود نوید پیروزی بر کافران را می‌دادند، با این همه، وقتی آن کسی را که از پیش شناخته بودند [= محمد صلی الله علیه وسلم] نزدشان آمد، انکارش کردند. پس لعنت الله بر کافران باد

﴿90﴾ به چه بهای بدی خود را فروختند که از روی حسد [و برتری‌خواهی] به آنچه الله فرستاده بود کافر شدند که چرا الله از فضل خویش بر هر ‌کس از بندگانش که می‌خواهد [وحی] نازل می‌کند. پس [به خاطرِ این حسادت] بیش از پیش به خشم [الهی] گرفتار شدند؛ و عذابی خفت‌بار برای کافران [در پیش] است

﴿91﴾ و چون به آنان گفته شود: «به آنچه الله نازل کرده است ایمان بیاورید»، می‌گویند: «ما به چیزی ایمان می‌آوریم که بر خودِ ما نازل شده است»، و به غیرِ آن، کافر می‌شوند، در حالی که آن [قرآن، سخنِ] حق و تصدیق‌کنندۀ مطالبی است که با خود دارند. [ای پیامبر، به آنان] بگو: «اگر [راست می‌گویید] و مؤمن هستید، پس چرا پیامبرانِ الله را پیش از این می‌کشتید؟»

﴿92﴾ و به راستی موسی معجزه‌ها و نشانه‌های روشنی برایتان آورد؛ اما شما پس از وی، در حالی گوساله را [برای عبادت] برگزیدید که [به خاطر این شرک‌ورزی، نسبت به خود] ستمکار بودید

﴿93﴾ و [به یاد آورید] هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم [که از اوامر الهی و رهنمودهای موسی پیروی کنید] و [کوه] طور را بالای سرتان برافراشتیم [و گفتیم]: «آنچه [از احکام تورات] به شما داده‌ایم محکم بگیرید و [به كلام الله] گوش فرادهید». گفتند: «[با گوش‌هایمان] شنیدیم و[لی با رفتارمان] نافرمانی کردیم»؛ و به سبب کفرشان، [محبتِ] گوساله در دل‌هایشان جای گرفت. [ای پیامبر! به آنان] بگو: «اگر [واقعاً] مؤمن هستید، ایمانتان چه فرمان بدی به شما می‌دهد!»

﴿94﴾ بگو: «[ای قوم یهود!] اگر نزد الله، سرای آخرت ویژۀ شماست نه سایر مردم، پس اگر راست می‌گویید، آرزوی مرگ کنید [تا هر چه زودتر به این جایگاه دست یابید]»

﴿95﴾ ولی آنان به خاطر آنچه [که از کفر و تکذیب و تحریف] پیش فرستاده‌اند هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد؛ و الله به [احوال] ستمکاران داناست

﴿96﴾ [ای پیامبر!] قطعاً اینان [= یهود] را حریص‌ترین مردم بر زندگی خواهی یافت؛ [حتی] حریص‌تر از مشرکان. هر یک از آنان دوست دارد هزار سال عمر کند؛ در حالی که [حتی] اگر این عمر [دراز] به او داده شود، [باز هم طول عمرش] او را از عذاب دور نمی‌کند؛ و الله به آنچه انجام می‌دهند بیناست

﴿97﴾ بگو: «کسی که دشمن جبرئیل باشد، [در حقیقت، دشمنِ الله است؛ زیرا] او به فرمان الله قرآن را بر قلب تو نازل کرده است که [کتاب‌های آسمانی] پیش از خود را تصدیق می‌کند و برای مؤمنان، هدایت و بشارت است»

﴿98﴾ هر کس دشمنِ الله و فرشتگان او و پیامبرانش و جبرئیل و میکائیل باشد، [بداند که] الله دشمنِ کافران است

﴿99﴾ [ای پیامبر،] به راستی که ما نشانه‌های روشنی بر تو نازل کردیم و جز منحرفان [از دین،] کسی به آنها کفر نمی‌ورزد

﴿100﴾ آیا چنین نیست که هر گاه [یهود] پیمانی [با الله و رسول] بستند، گروهی از آنان آن را دور افکندند [و پیمان شکستند]؟ آری، بیشترشان ایمان نمی‌آورند

﴿101﴾ و وقتی فرستاده‌ای از جانب الله برایشان آمد -که آنچه را با آنان بود تصديق می‌کرد-، گروهی از کسانی که به آنها کتاب [= تورات] داده شده بود، کتابِ الله را پشت سر افکندند؛ گویی [از آن هیچ] نمی‌دانند

﴿102﴾ و [یهود] از آنچه شیاطین در [عهدِ] فرمانروایی سلیمان [از علم سحر بر مردم] می‌خواندند پیروی کردند [و مدعی شدند که سلیمان پادشاهی خویش را با سحر استوار کرده است]؛ و [حال آنکه] سلیمان [هرگز دست به سحر نیالود و] کافر نشد؛ ولی شیاطین [که] کفر ورزیدند، به مردم سحر می‌آموختند؛ و [نیز] از آنچه بر دو فرشته «هاروت» و «ماروت» در بابِل نازل شده بود [پیروی کردند]؛ و[لی آن دو فرشته] به هیچ کس چیزی نمی‌آموختند مگر اینکه [قبلاً از روی خیرخواهی به او] می‌گفتند: «ما وسیلۀ آزمایش هستیم؛ پس [با به کار بستن سحر] کافر نشو». [یهودیان] از آن دو [فرشته] چیزهایی می‌آموختند که [بتوانند] توسط آن میان مرد و همسرش جدایی افکنند؛ هر چند بدون اجازۀ الله نمی‌توانستند به وسیلۀ آن به کسی زیان برسانند؛ و چیزی می‌آموختند که [فقط] به آنان زیان می‌رساند و [هیچ] سودی به آنان نمی‌بخشید؛ و قطعاً [یهودیان] می‌دانستند که هر کس [مشتاق و] خریدارِ آن [جادوها] باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت. اگر [حقیقت را] می‌دانستند، [متوجه می‌شدند که] چه بد و زشت بود آنچه خود را به آن فروختند

﴿103﴾ و اگر آنها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌کردند، اگر آگاهی داشتند [درمی‌یافتند که] پاداشی که نزد الله وجود دارد برایشان بهتر است

﴿104﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [هنگامی که از پیامبر برای درک آیات قرآن درخواست مهلت می‌کنید] نگویید: «راعِنا» [زیرا علاوه بر معنای اصلی‌اش، مفهوم توهین‌آمیز «نادانی» را می‌رساند] بلکه بگویید: «اُنظُرنا» [= کمی به ما فرصت بده] و [آنگاه به آیات قرآن] گوش کنید و [یقین بدانید که] کافران [و تمسخركنندگانِ پیامبر،] عذابى دردناک [در پیش] دارند

﴿105﴾ کافران ـ چه اهل کتاب و چه مشرکان ـ دوست ندارند که از جانب پروردگارتان خیر و برکتی بر شما نازل گردد؛ در حالی که الله، رحمت خود را به هر ‌کس که بخواهد اختصاص می‌دهد؛ و الله دارای فضل بزرگ است

﴿106﴾ هر آیه‌ای را نسخ کنیم یا [از دل مردم بزداییم و] از یادها ببریم، بهتر از آن یا همانندش را می‌آوریم. [ای پیامبر،] آیا نمی‌دانی که الله بر هر چیزی تواناست؟

﴿107﴾ آیا نمی‌دانی که فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است و شما جز الله [هیچ] دوست و یاوری ندارید [که کارسازتان باشد]؟

﴿108﴾ [ای مؤمنان،] آیا می‌خواهید از پیامبر خود [موارد نامعقولی را] درخواست کنید که پیش از این از موسی خواسته شد؟ کسی که کفر را به [جای] ایمان برگزیند، مسلماً راهِ راست را گم کرده است

﴿109﴾ بسیاری از اهل کتاب پس از اینکه حق برایشان آشکار گردید، به خاطرِ حسادتی که در وجودشان است آرزو دارند که شما را بعد از ایمانتان به حالِ کفر بازگردانند؛ پس شما عفو کنید و [از آنان] درگذرید تا الله فرمان خویش را [برای جهاد با آنان] صادر نماید. همانا الله بر هر چیزی تواناست

﴿110﴾ و نماز برپا دارید و زکات بپردازید؛ و [بدانید که] هر کار نیکی که برای خود پیش می‌فرستید، [پاداشِ] آن را نزد الله خواهید یافت. یقیناً الله به آنچه انجام می‌دهید بیناست

﴿111﴾ [اهل کتاب] گفتند: «جز یهودی یا نصرانی، [هیچ کس] هرگز وارد بهشت نخواهد شد. این آرزو‌های [واهی و باطلِ] آنهاست. [ای پیامبر، به آنان] بگو: «اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید»

﴿112﴾ آری، کسی ‌که روی خود را مخلصانه تسلیم الله کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش [محفوظ] است و [چنین کسانی] نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند

﴿113﴾ یهود گفتند: «نصاری بر حق نیستند [و آیین صحیحی ندارند]» و نصاری [نیز] گفتند: «یهود بر حق نیستند [و آیین صحیحی ندارند]»؛ در حالی که [هر دو گروهِ] آنان کتاب [آسمانی] را می‌خوانند؛ همچنین کسانی [مانند مشرکان] که [از پیام الهی هیچ] نمی‌دانند، [سخنی] همانند آنان گفتند. پس الله روز قیامت، در مورد آنچه با هم اختلاف داشتند، میانشان داوری خواهد کرد

﴿114﴾ کیست ستمکارتر از آن کس که از بردنِ نام الله در مساجد جلوگیری کند و در ویرانی آنها بکوشد؟ شایسته نیست که آنان جز با حالِ وحشت و ترس وارد این مساجد شوند. بهرۀ آنان در دنیا، خواری و رسوایی است و در آخرت [نیز] عذاب بزرگی [در پیش] دارند

﴿115﴾ مشرق و مغرب، از آنِ الله است؛ پس به هر سو رو کنید، آنجا وجه الله [= قبله] است. همانا الله گشایشگرِ داناست

﴿116﴾ [اهل کتاب و مشرکان] گفتند: «الله [برای خود] فرزندی برگزیده است». او [از چنین نسبت‌هایی] منزّه است. [الله نه تنها نیازی به فرزند ندارد] بلکه [هر] آنچه در آسمان‌ها و زمین است متعلق به اوست [و] همه فرمانبردارِ او هستند

﴿117﴾ [او] پدیدآورندۀ آسمان‌ها و زمین است و چون به کاری اراده فرماید، فقط به آن می‌گوید: «باش»؛ پس [بی‌درنگ] به وجود می‌آید

﴿118﴾ کسانی که [از اهل کتاب و مشرکان هستند و از آیین الهی چیزی] نمی‌دانند گفتند: «چرا الله با ما سخن نمی‌گوید؟ یا [چرا] معجزه و نشانه‌ای برای ما نمی‌آید؟» کسانی که پیش از اینان بودند [نیز] مانند همین سخن را می‌گفتند. [افکار و] دل‌هایشان، همانندِ یکدیگر است. بی‌تردید، ما نشانه‌ها[ی یگانگی و قدرتِ خویش] را برای گروهی که یقین دارند، آشکار و روشن ساخته‌ایم

﴿119﴾ [ای پیامبر،] ما تو را به‌حق فرستادیم تا بشارت‌بخش و بیم‌دهنده باشی و [تو هرگز در آخرت] دربارۀ [کفر و بی‌دینیِ] دوزخیان بازخواست نخواهی شد

﴿120﴾ یهود و نصاری هرگز از تو راضی نخواهند شد، مگر اینکه از آیین آنان پیروی کنی. بگو: «بی‌تردید، هدایت [راستین]، هدایتِ الله است»؛ و [یقین بدان] اگر پس از دانشی که به تو رسیده است از هوس‌های آنان پیروی کنی، در برابرِ الله هیچ دوست و یاوری نخواهی داشت

﴿121﴾ کسانی که کتاب آسمانی [= تورات و انجیل] به آنها داده‌ایم [و] آن را چنان که شایسته است می‌خوانند، به [مطالبِ] آن [که دربارۀ حقانیت محمد صلی الله علیه وسلم و رسالتش است] ایمان می‌آورند؛ و کسانی که به او [و آیینش] کافر شوند آنانند که زیانکارند

﴿122﴾ ای بنی‌اسرائیل، نعمتم را که بر شما ارزانی داشتم به یاد آورید و اینکه شما را [به دلیل برخورداری از پیامبران متعدد و حقِ فرمانروایی،] بر مردم [زمان خودتان] برتری بخشیدم

﴿123﴾ از روزی بترسید که هیچ کس از دیگری دفاع نمی‌کند و هیچ تاوان و فدیه‌ای از او پذیرفته نمی‌شود و هیچ شفاعتی سودی برایش ندارد و [انسان‌ها] یاری نمی‌شوند

﴿124﴾ و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که الله ابراهیم را با سخنانی [مشتمل بر احکام و تکالیف شرعی] آزمود و او همه را به خوبی به انجام رساند. [الله به وی] فرمود: «من تو را پیشوای مردم قرار می‌دهم». [ابراهیم] گفت: «[پروردگارا] از فرزندانم [نیز پیشوایانی قرار بده تا مردم به آنان اقتدا کنند]». [الله] فرمود: «عهد و پیمانِ من [با تو در مورد پیشواییِ دین]، به ستمکاران نمی‌رسد»

﴿125﴾ و [یاد کن از] هنگامی که خانۀ [کعبه] را محلِ بازگشت [حاجیان مشتاق] و [مکانِ] امنی برای مردم قرار دادیم و [مقرر کردیم که] مقام ابراهیم را نمازگاهی برای خویش انتخاب کنید؛ و ما به ابراهیم و اسماعیل وحی کردیم که: «خانۀ مرا برای طواف‌کنندگان و مُعتکفان و رکوع و سجده‌کنندگان [= نمازگزاران] پاک و پاکیزه کنید»

﴿126﴾ و [یاد کن از] هنگامی که ابراهیم گفت: «پروردگارا، این [سرزمین مکه] را شهری امن بگردان و اهل آن را ـ [یعنی] کسانی از ایشان را که به الله و روز قیامت ایمان آورده‌اند ـ از میوه‌های [گوناگون] روزی ده». [الله] فرمود: «هر کس کافر شود، اندکی بهره‌مندش می‌سازم، سپس او را به عذابِ آتش [دوزخ] می‌کشانم؛ و چه بد سرانجامی است!»

﴿127﴾ و [یاد کن از] هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه [کعبه] را بالا می‌بردند [و می‌گفتند]: «پروردگارا، [اعمالِ نیک ما ـ از جمله بنای این خانۀ مقدس را] از ما بپذیر که بی‌تردید، تو شنوای دانایی

﴿128﴾ پروردگارا! ما را [تسلیم و] فرمانبردارِ خود قرار بده و از نسل ما [نیز] امتی فرمانبردارِ خود [پدید آور] و آداب عبادتمان را به ما نشان بده و توبۀ ما را بپذیر. حقا که تو توبه‌پذیرِ مهربانی

﴿129﴾ پروردگارا، در میان آنان [= مردم مکه] پیامبری از خودشان [از نسلِ اسماعیل] برانگیز تا آیاتِ تو را بر آنان بخوانَد و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و [از شرک و نادانی] پاکیزه‌شان گردانَد. همانا که تو پیروزمندِ حکیمی»

﴿130﴾ و چه کسی جز آن که خود را به [سبکسری و] نادانی می‌اندازد از آیین ابراهیم رویگردان می‌گردد؟ و به راستی که ما او را در دنیا برگزیدیم و بی‌تردید، در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود

﴿131﴾ آنگاه که پروردگارش به او فرمود: «[خالصانه] تسلیم شو» [و او در پاسخ] گفت: «تسلیمِ پروردگار جهانیان شدم»

﴿132﴾ و ابراهیم و یعقوب فرزندانشان را به این [آیین] سفارش کردند [و هر یک به آنان می‌گفتند]: «ای فرزندان من، الله این آیین را برای شما برگزیده است [پس به آن بگروید] و از دنیا نروید مگر اینکه تسلیم [فرمانِ حق] باشید»

﴿133﴾ آیا هنگامی که مرگِ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟ آنگاه که به فرزندانش گفت: «بعد از من چه چیز را عبادت می‌کنید؟» گفتند: «معبودِ تو و معبودِ پدرانت ـ ابراهیم و اسماعیل و اسحاق ـ الله یکتا را عبادت می‌کنیم و ما تسلیم او هستیم»

﴿134﴾ آنان امتی بودند که درگذشتند؛ آنچه که [از نتیجۀ اعمالشان] کسب کرده‌اند، از آنِ خودشان است و آنچه شما کسب کرده‌اید از آنِ خودتان است؛ و شما دربارۀ آنچه [آنان] انجام می‌دادند بازخواست نخواهید شد

﴿135﴾ و [اهل کتاب] گفتند: «یهودی یا نصرانی شوید تا هدایت یابید». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «[نه از آیین شما] بلکه از آیین ابراهیم [پیروی می‌کنیم] که حقگرا بود و هرگز در زمرۀ مشرکان نبود»

﴿136﴾ [ای مؤمنان، به اهل کتاب] بگویید: «ما به الله ایمان آورده‌ایم و به آنچه بر ما نازل شده است و به آنچه که بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [یعقوب] نازل گردید و [همچنین] به آنچه که به موسی و عیسی داده شده است و به آنچه که به پیامبران [دیگر] از طرف پروردگارشان داده شده است؛ [آری به همۀ آنان ایمان می‌آوریم] و میان هیچ یک از ایشان تفاوت نمی‌گذاریم و ما [همگی] تسلیمِ الله هستیم»

﴿137﴾ پس اگر آنان [نیز] به آنچه شما ایمان آورده‌اید ایمان آوردند، قطعاً هدایت یافته‌اند؛ و اگر پشت کنند، پس جز این نیست که قطعاً سرِ ستیز [و جدایی] دارند؛ پس [ای پیامبر، پروردگار یکتا برای حمایتِ تو کافی است و] به زودی الله [شرِّ] آنها را از تو دفع خواهد نمود و او شنوای داناست

﴿138﴾ رنگِ الهی [و دینِ او را بپذیرید و به آن پایبند باشید] و چه کسی خوش‌نگارتر از الله است؟ و ما تنها او را عبادت می‌کنیم

﴿139﴾ [ای پیامبر، به اهل کتاب] بگو: «آیا دربارۀ الله با ما مجادله می‌کنید؟! در حالی که او پروردگارِ ما و شماست و کردار ما از آنِ ما و کردار شما از آنِ شماست؛ و ما او را با اخلاص عبادت می‌کنیم»

﴿140﴾ [آیا] می‌گویید: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [یعقوب] یهودی یا نصرانی بودند [در حالى كه یهودیّت و نصرانيّت پس از این پیامبران به‌وجود آمده‌اند]؟» بگو: «شما داناترید یا الله؟» و کیست ستمکارتر از آن کس که شهادتی را که از [جانب] الله [در کتاب‌های آسمانی دربارۀ این پیامبران آمده و] نزد اوست کتمان می‌کند؟ و [یقین بدانید که] الله از آنچه می‌کنید غافل نیست

﴿141﴾ [به هر حال،] آنان امتی بودند که درگذشتند؛ آنچه که [از نتیجۀ اعمالشان] کسب کرده‌اند، از آنِ خودشان است و آنچه شما کسب کرده‌اید از آنِ خودتان است؛ و شما دربارۀ آنچه [آنان] انجام می‌دادند بازخواست نخواهید شد

﴿142﴾ به زودی گروهی از مردمِ کم‌خرد [یهودی] خواهند گفت: «چه چیزی آنها [=مسلمانان] را از قبله‌شان [= بیت‌المقدس] که بر آن بودند [به سوی کعبه] بازگردانْد؟» [ای پیامبر،] بگو: «مشرق و مغرب از آنِ الله است؛ هرکس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند»

﴿143﴾ همان‌گونه [که قبله‌ای پسندیده برای شما برگزیدیم] شما را نیز، امتی میانه[رو و اهل اعتدال] قرار دادیم تا [در روز قیامت] بر مردم گواه باشید [که پیامبران الهی پیامشان را به درستی ابلاغ کردند]؛ و پیامبر بر شما گواه باشد [که کلام الله را به شما رسانده است]؛ و ما قبله‌اى را كه پیشتر بر آن بودى [= بیت‌المقدس، قبله] قرار ندادیم، مگر به این هدف تا كسى را كه از پیامبر پیروى مى‌كند، از كسى كه به عقب بازمى‌گردد [و از اطاعت الله و رسولش رویگردان می‌شود] مشخص کنیم. مسلّماً این [حکم،] جز بر کسانی ‌که الله هدایتشان کرده باشد، سنگین و دشوار است. الله هرگز ایمان [و نماز] شما را ضایع نمی‌گردانَد. به راستی که الله نسبت به مردم، دلسوز و مهربان است

﴿144﴾ [ای پیامبر،] به راستی که ما گرداندنِ رویت به [سوی] آسمان را [که در انتظار وحی الهی برای تغییر قبله هستی] می‌بینیم. اکنون تو را به [سوی] قبله‌ای بازمی‌گردانیم که به آن راضی ‌شوی؛ پس روی خود را به سوی مسجدالحرام کن و [شما نیز ای مؤمنان، برای ادای نماز] هر جا بودید، روی خود را به سوی آن بگردانید. کسانی که کتاب [آسمانی] به آنها داده شد، به خوبی می‌دانند که این [تغییر قبله، فرمانی] حق [و] از جانب پروردگارشان است؛ و الله از آنچه می‌کنند غافل نیست

﴿145﴾ اگر برای کسانی که کتاب [آسمانی] به آنان داده شده است هر گونه نشانه [و دلیلی برای حقانیتِ تغییر قبله] بیاوری، [باز هم] از قبلۀ تو پیروی نمی‌کنند و تو [نیز] از قبلۀ آنان پیروی نخواهی کرد و برخی از آنان نیز از قبلۀ برخی دیگر پیروی نمی‌کنند؛ و اگر پس از آنکه علم و دانش به تو رسیده است، از خواسته‌های [نفسانیِ] آنان [در مورد قبله و سایر احکام] پیروی کنی، مسلماً از ستمکاران خواهی بود

﴿146﴾ کسانی که به آنان کتاب [آسمانی] داده‌ایم، او [= محمد صلی الله علیه وسلم] را چنان می‌شناسند که فرزندان خود را می‌شناسند [و می‌دانند که سخنش برحق است]؛ و[لی] گروهی از آنان ـ در حالی که خود نیز می‌دانند ـ حق را کتمان می‌کنند

﴿147﴾ [ای پیامبر، آنچه بر تو نازل می‌گردد، حکمِ] حق از جانب پروردگارِ توست؛ پس هرگز از تردید‌کنندگان مباش

﴿148﴾ هر [امتی] جهتی دارد که [هنگام نماز] به آن رو می‌کند؛ پس [شما ای مؤمنان] در نیکی‌ها [بر یکدیگر] سبقت بگیرید. هر جا که باشید، الله [در روزِ قیامت،] همۀ شما را حاضر می‌کند. همانا الله بر هر چیزی تواناست

﴿149﴾ [ای پیامبر،] از هر مکانی که [به قصدِ سفر] خارج شدی، [هنگام نماز] روی خود را به سوی مسجدالحرام کن؛ و به درستی که این [قبله] حق [و] از جانب پروردگارت است؛ و الله از آنچه می‌کنید غافل نیست

﴿150﴾ و از هر مکانی که بیرون رفتی، [هنگام نماز] روی خود را به سوی مسجدالحرام کن و [شما ای مؤمنان،] هر جا که بودید، روی خود را به سوی آن [مسجد] کنید تا مردم علیه شما حجتی نداشته باشند [تا با استناد به آنها بهانه‌تراشی کنند]؛ مگر کسانی از آنان که ستم کردند [و همواره دشمنتان خواهند بود]؛ پس از آنان نترسید و از من بترسید [این تغییر قبله به این هدف بود] که نعمتم را بر شما تمام کنم [و شما را متمایز سازم]؛ باشد که هدایت شوید

﴿151﴾ همچنان که [نعمت دیگری نیز به شما ارزانی داشتیم و] پیامبری از خودتان به میانتان فرستادیم که آیات ما را بر شما می‌خوانَد و شما را [با امر به معروف و نهی از منکر، از پلیدی‌ها] پاک می‌گردانَد و کتاب [= قرآن] و حکمت به شما می‌آموزد و آنچه را [که از امور دین و دنیایتان که] نمی‌دانستید به شما آموزش می‌دهد

﴿152﴾ پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر مرا به جای آورید و از من ناسپاسی نکنید

﴿153﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از شکیبایی و نماز یاری بجویید [که] بی‌تردید، الله با شکیبایان است

﴿154﴾ و به کسانی که در راه الله کشته می‌شوند، مُرده نگویید؛ بلکه آنان [نزد پروردگارشان] زنده‌اند؛ ولی شما نمی‌فهمید

﴿155﴾ و قطعاً شما را با چیزی از [قبیل] ترس و گرسنگی [= قحطی] و زیان مالی [= نابودی یا دشواریِ کسبِ آن] و جانی [= مرگ و میر یا شهادت] و زیان محصولات [کشاورزی] می‌آزماییم؛ و [ای پیامبر،] شکیبایان را [به آنچه در دنیا و آخرت برایشان فراهم می‌آید] بشارت بده؛

﴿156﴾ همان کسانی که هر گاه مصیبتی به ایشان می‌رسد [از روی رضایت و تسلیم] می‌گویند: «به راستی که ما از آنِ الله هستیم و به سوی او بازمی‌گردیم»

﴿157﴾ اینها هستند که درودها و رحمتی از پروردگارشان برایشان است و همینان هدایت‌یافتگانند

﴿158﴾ «صفا» و «مروه» از نشانه‌های [ظاهریِ شریعتِ] الله است؛ پس هر کس که حج خانه [کعبه] یا عمره به جای می‌آورد بر او گناهی نیست که طواف [= سعی] بین آن دو را [نیز] انجام دهد [و این کار، از رفتارهای جاهلیت تلقی نمی‌گردد]؛ و کسی که به میلِ خود کارِ نیکی انجام دهد، [بداند که] بی‌تردید، الله سپاس‌گزار و داناست

﴿159﴾ کسانی ‌که دلایل روشن و هدایتی را که نازل کرده‌ایم ـ پس از آنکه در کتاب [= تورات و انجیل] برای مردم بیان نمودیم ـ پنهان می‌دارند، الله آنان را لعنت می‌کند و لعنت‌کنندگان [ـ اعم از فرشتگان و مؤمنان ‌ـ نیز] بر آنان لعنت می‌کنند؛

﴿160﴾ مگر کسانی ‌که توبه کنند و [کارهای ناشایستِ خود را] اصلاح نمایند و [حقیقت را] آشکار سازند؛ اینان هستند که توبه‌شان را می‌پذیرم و من توبه‌پذیرِ مهربانم

﴿161﴾ کسانی ‌که کفر ورزیدند [و به انکار حق کوشیدند] و در حال کفر مُردند، لعنتِ الله و فرشتگان و همۀ مردم بر آنها خواهد بود

﴿162﴾ در آن [لعنت و عذاب] جاودانه باقی می‌مانند و نه از عذابشان کاسته می‌شود و نه مهلت [عذرخواهی] می‌یابند

﴿163﴾ [ای مردم،] معبودِ شما معبودی یگانه است [که] جز او [هیچ] معبودی [به‌حق] نیست؛ [او] بخشندۀ مهربان است

﴿164﴾ به راستی، در آفرینش آسمان‌ها و زمین و گذرِ شب و روز و کشتی‌هایی که برای بهره‌برداریِ مردم در دریا روانند و آبی که الله از آسمان نازل نموده است که با آن زمین را پس از مردنش‌ [و نابود شدن گياه آن] زنده کرده و انواع جنبندگان را در آن پراکنده است و [همچنین] در تغییر مسیرِ بادها و ابرهایی که در میان آسمان و زمین به خدمت [انسان] گماشته شده‌اند، برای کسانی که می‌اندیشند، نشانه‌هایی [واضح از قدرت پروردگار] است

﴿165﴾ [با وجود این آیات روشن،] برخی از مردم، همتایانی غیر از الله را [برای عبادت] برمی‌گزینند و آنها را همچون الله دوست می‌دارند؛ و[لی] کسانی ‌که ایمان آورده‌اند الله را بیشتر دوست ‌دارند؛ و کسانی که [با ارتکاب شرک و گناهان، بر خود] ستم کردند، هنگامی که عذاب [قیامت] را ببینند، [خواهند دانست] که تمام قدرت از آنِ الله است و اینکه الله سخت‌کیفر است

﴿166﴾ آنگاه ‌که رهبران [گمراهگر،] از پیروان خود بیزاری می‌جویند و عذاب را می‌بینند و اسباب [و تمام روابطی که موجب نجاتشان می‌شد، همگی] قطع شود

﴿167﴾ و [در آن هنگام،] کسانی که [در دنیا از رهبران گمراهگر] پیروی کرده بودند می‌گویند: «کاش بازگشتی [به دنیا] برای ما بود تا همان گونه که آنان از ما بیزاری جستند [ما نیز] از آنها بیزاری می‌جستیم». الله اینچنین رفتارشان را که مایۀ حسرتشان است به آنان نشان می‌دهد و [کافران] هرگز از آتش [دوزخ] بیرون نخواهند آمد

﴿168﴾ ای مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه بخورید و از [راه‌ها و] گام‌های شیطان [که به وسیلۀ آنها به تدریج شما را به سوی عذاب می‌کشد] پیروی نکنید که به راستی او دشمن آشکارِ شماست

﴿169﴾ [او] شما را فقط به بدی و زشتی فرمان می‌دهد و اینکه [بر آن می‌دارد تا] آنچه را که نمی‌دانید به الله نسبت دهید

﴿170﴾ و هنگامی که به آنان [= کافران] گفته شود: «از آنچه الله نازل کرده است پیروی کنید»، می‌گویند: [نه،] بلکه ما از چیزی که پدران خود را بر آن یافتیم پیروی می‌کنیم. آیا اگر پدرانشان [از حقیقت] چیزی نفهمیده و هدایت نیافته باشند [باز هم کورکورانه از آنان پیروی می‌کنند]؟

﴿171﴾ مَثَل [دعوت تو ـ ای محمد ـ برای هدایتِ این] کافران، همچون کسی است که چهارپایی را صدا می‌زند ولی آن [چهارپا] چیزی جز صدا و آوایی نمی‌شنود؛ [و حقیقت آن را درک نمی‌کند. این کافران نیز چنین‌اند که در مواجهه با حق،] کر و لال و کور هستند و از این رو نمی‌اندیشند

﴿172﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از نعمت‌های پاکیزه‌ای که روزیِ شما کرده‌ایم بخورید و شکرِ الله را به جای آورید اگر تنها او را عبادت می‌کنید

﴿173﴾ به تحقیق، [الله] مُردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که [هنگام ذبح،] نامِ غیر الله بر آن برده شود بر شما حرام کرده است؛ پس هر كس [برای حفظ جان خود، به خوردن آنها] ناچار شود، در صورتی که سركش و زیاده‌خواه نباشد، بر او گناهی نیست. به راستی که الله آمرزندۀ مهربان است

﴿174﴾ کسانی ‌که آنچه را الله در کتاب [تورات دربارۀ نبوت محمد صلی الله علیه وسلم] نازل کرده است کتمان می‌کنند و آن را [برای کسبِ مال و مقامِ دنیا] به بهای اندکی می‌فروشند، [در حقیقت] جز آتش در شکم‌هایشان فرو نمی‌برند و الله روز قیامت با آنان سخن نمی‌گوید و [از پلیدیِ گناه] پاکشان نمی‌کند و عذاب دردناکی خواهند داشت

﴿175﴾ اینان همان کسانی هستند که گمراهی را به [بهای] هدایت و عذاب را به [بهای] آمرزش خریدند؛ پس بر [تحمّل] آتش [دوزخ] چه شکیبا هستند

﴿176﴾ این [مجازات بر کتمان حق،] به خاطر آن است که الله کتاب[های آسمانی] را به‌حق نازل کرده است و کسانی ‌که در آن اختلاف کردند، دشمنی بسیار دور و درازی [با حقیقت] دارند

﴿177﴾ نیکی [فقط] این نیست که [برای نماز] روی خود را به سوی مشرق و [یا] مغرب بگردانید؛ بلکه نيكى آن است كه كسى به الله و روز قیامت و فرشتگان و کتاب [آسمانی] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را ـ با وجود دوست داشتنش‌ـ به خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و در راه‌‌ماندگان و درخواست‌کنندگان [= گدایان] و در [راه آزادیِ] بردگان ببخشد و نماز برپا ‌دارد و زکات ‌بپردازد؛ و [نیز] کسانی که چون عهد می‌بندند به پیمانشان وفا می‌کنند و [کسانی که] در فقر و سختی و زیان و بیماری و به هنگام [شدت گرفتنِ] نبرد، [پایداری و] شکیبایی می‌کنند؛ آنان [که به این ویژگی‌ها آراسته‌اند] کسانی هستند که راست گفتند و همانان پرهیزگارانند

﴿178﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در [مورد] کشتگان[ی که از روی عمد به قتل رسیده‌اند، حکمِ] قصاص بر شما مقرر گشته است: آزاد در برابرِ آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن. پس اگر کسی از جانب برادر [دينى‌]اش [يعنى ولىّ مقتول‌]، چيزى [از حق قصاص‌] به او گذشت شود، [از سوی عفو کننده] باید خوشرفتاری شود [و سختگیری و بدرفتاری نشود، و از سوی قاتل نیز به ولی مقتول] پرداختِ [دیه] با نیکی انجام گیرد [و در آن کم و کاست نباشد]. این [حکم،] تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان؛ پس اگر کسی بعد از آن [گذشت و قبول دیه] تجاوز کند، عذابی دردناک [در انتظار] دارد

﴿179﴾ ای خردمندان، در قصاص برای شما [تداومِ] زندگی است؛ باشد که تقوا پیشه کنید

﴿180﴾ بر شما مقرر شده است که هر گاه زمانِ مرگِ یکی از شما فرا رسید، اگر مالی از خود به جای گذاشته است، برای پدر و مادر و خویشاوندان، به شیوه‌ای شایسته وصیت کند. این [کار،] حقی است بر پرهیزگاران [که باید انجام دهند]

﴿181﴾ پس هر کس آن [وصیت] را پس از شنیدنش تغییر دهد، گناهش تنها بر [عهدۀ] کسانی است که آن را تغییر می‌دهند. به راستی که الله شنوای داناست

﴿182﴾ اما کسی ‌که از بی‌عدالتی [و تمایل بی‌جای] وصیت‌کننده [نسبت به بعضی ورثه] یا از گناه او [در وصیت نامشروع] بترسد و [با اصلاحِ وصیت] میان آنان [= وارثان]، سازش برقرار کند، بر او گناهی نیست [و مشمولِ حکم تبدیلِ وصیّت نمی‌باشد]. همانا الله آمرزندۀ مهربان است

﴿183﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما واجب شده است همان‌گونه که بر کسانی‌ که پیش از شما بودند [نیز] واجب شده بود؛ باشد که پرهیزگار شوید

﴿184﴾ روزهایی معین [را روزه‌دارى كنید]؛ و هر ‌کس از شما که بیمار یا مسافر باشد، [به‌ اندازۀ آن روزهایی که نتوانسته است روزه بگیرد] تعدادی از روزهای دیگر [را روزه بگیرد]؛ و بر کسانی که توانایی آن را ندارند، لازم است فدیه بدهند [و آن، به ازای هر روز،] خوراک‌دادن به یک مسکین است؛ و هر کس به میلِ خود [بیشتر] نیکویی کند، آن [افزون‌بخشی، به سودِ اوست و] برایش بهتر است؛ و اگر [فضیلت روزه‌داری را] بدانید، روزه برایتان بهتر [از افطار و پرداختِ فدیه] است

﴿185﴾ ماه رمضان، [ماهی] است که قرآن در آن نازل شده است؛ [کتابی] که راهنمای مردم است و دلایل آشکاری از هدایت [با خود دارد] و جداکننده [حق از باطل] است. پس هر یک از شما [که مُقیم و سالم است و] این ماه را دریابد، باید آن را روزه بدارد و هر‌ کس که بیمار یا در سفر باشد، [باید به تعداد روزهایی که روزه نگرفته است] روزهای دیگری [را روزه بگیرد]. الله [با بیان این احکام،] برایتان آسانی می‌خواهد و دشواری نمی‌خواهد تا [بتوانید روزه ماه رمضان] را کامل کنید و الله را برای آنکه شما را هدایت کرده است، به بزرگی یاد کنید؛ باشد که شکر گزارید

﴿186﴾ و [ای پیامبر،] هرگاه بندگانم دربارۀ من از تو بپرسند، [به آنان بگو] من نزدیکم و دعای دعاکننده را ـ هنگامی که مرا بخوانَد ـ اجابت می‌کنم؛ پس [آنان فقط] باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند؛ باشد که راه ‌یابند

﴿187﴾ [ای مؤمنان،] آمیزش با همسرانتان در شب[های] روزه، بر شما حلال گردیده است. آنان لباس شما هستند و شما لباس آنان [= مایه آرامش و سبب پاکدامنی یکدیگر] هستید. الله می‌دانست که شما به خود خیانت می‌کردید [و با آنکه در اوایل اسلام، آمیزش پس از نماز عشاء در شب روزه حرام بود، شما به آن بی‌توجه بودید]؛ پس توبه‌تان را پذیرفت و از شما درگذشت؛ پس اکنون [در شب‌های روزه می‌توانید] با آنان آمیزش کنید و آنچه را که الله برایتان مقرر داشته است [از ایشان] طلب کنید. بخورید و بیاشامید تا رشتۀ سپیدِ صبح [= فجرِ صادق] از رشتۀ سیاه [شب] برایتان آشکار گردد؛ آنگاه روزه را تا شب به پایان برسانید؛ و در حالی ‌که در مساجد معتکف هستید با زنان آمیزش نکنید. این مرزهای [احکامِ] الهی است؛ پس به آنها نزدیک نشوید. الله اینچنین آیات [و احکامِ] خود را برای مردم روشن می‌سازد؛ باشد که پرهیزگار شوند

﴿188﴾ و اموالتان را بین خود به باطل [و ناحق] نخورید و برای آنکه بخشی از مال مردم را به گناه بخورید، قضیه را به حاکمان ارجاع ندهید، در حالی که خودتان می‌دانید [که این کار، گناه است]

﴿189﴾ [ای پیامبر،] از تو دربارۀ هلال‌ها[ی ماه] می‌پرسند؛ بگو: «آنها بیان اوقات [و تقویم طبیعی] برای مردم و [وسیلۀ تعیینِ وقتِ] حج هستند». نیکوکاری آن نیست که [مانند دوران جاهلیت، در حال احرام،] از پشت خانه‌ها وارد شوید؛ بلكه نيكى آن است كه شخص تقوا پيشه كند؛ [پس پرهیزگار باشید] و به خانه‌ها از درهایشان وارد شوید و از الله بترسید؛ باشد که رستگار شوید

﴿190﴾ و در راه الله با کسانی ‌که با شما می‌جنگند، بجنگید و[لی با مُثله‌کردن و کشتن کودکان و زنان و کهنسالان] از حد تجاوز نکنید [که] به راستی، الله تجاوزگران را دوست ندارد

﴿191﴾ و آنان [= مشرکان] را هر کجا یافتید، بکشید و از آنجا [= مکه] که شما را بیرون کرده‌اند اخراجشان کنید؛ زیرا فتنه [کفر و شرک و آزار رساندن به مسلمانان،] بدتر از قتل است؛ و [با وجود این،] در کنار مسجدالحرام با آنان پیکار نکنید مگر اینکه در آنجا با شما بجنگند؛ پس اگر [در آنجا] با شما جنگیدند، آنان را بکشید [که] سزای کافران چنین است

﴿192﴾ پس اگر [از کفرشان] دست برداشتند [از نبرد دست بکشید که] بی‌گمان، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿193﴾ و با آنها بجنگید تا فتنه [= شرک] باقی نمانَد و دین، [خالصانه] از آنِ الله گردد. پس اگر دست برداشتند، [ستم نکنید که] ستم، جز بر ستمکاران روا نیست

﴿194﴾ [این] ماه حرام [(سال هفتم هجری) که امکان عمره‌گزاردن یافتید]، در برابر ماه حرام [سال گذشته] است [که مشرکان شما را از ادای حج بازداشتند] و [هتکِ] حُرمتها[ی سرزمین و ماه حرام] قصاص دارد؛ پس هر‌کس‌ که دشمنی کرد، همان گونه که بر شما دشمنی کرده است، با او دشمنی نمایید و از الله پروا کنید؛ و بدانید که الله با پرهیزگاران است

﴿195﴾ و در راه الله انفاق کنید و [با فرار از میدان جهاد و ترک انفاق،] خود را با دست خویشتن به هلاکت نیفکنید؛ و نیکی کنید [که] به راستی الله نیکوکاران را دوست ‌دارد

﴿196﴾ و حج و عمره را برای الله به پایان رسانید و اگر [به سبب مانعی مانند ترس از دشمن یا ابتلا به بیماری از این کار] بازماندید‌، آنچه از قربانی [اعم از شتر، گاو یا گوسفند] میسر شد [ذبح کنید و آنگاه از احرام خارج شوید] و سرهایتان را نتراشید تا قربانی به جایگاهش [در قربانگاه] برسد؛ و اگر کسی از شما بیمار بود و یا ناراحتی‌ای در سر داشت [که ناچار بود به سبب آن، در حال احرام سرش را بتراشد،] فدیه بدهد؛ از [قبیل: سه روز] روزه یا صدقه [= خوراک دادن به شش مسکینِ حرم] یا قربانی کردن گوسفندی [که میان فقرای حرم تقسیم شود]. پس هنگامی‌ که در امان بودید، هر‌ کس از عمره بهره‌مند گردید و سپس [اعمال] حج را آغاز کرد، آنچه از قربانی [برایش] میسر شد [ذبح ‌کند]؛ و هر ‌کس [قربانی] نیافت، [باید] سه روز در [ایام] حج و هفت روز [دیگر] هنگامی ‌که [به خانه] بازگشتید روزه بگیرد. این، ده [روزِ] کامل است. این [حکم] برای کسی است که خانواده‌اش ساکن مسجدالحرام [= مکه و اطراف آن] نباشد؛ و از الله پروا کنید و بدانید که الله سخت‌کیفر است

﴿197﴾ [موسمِ] حج ماه‌های مشخصی است [از آغاز شوال تا دهم ذیحجه]؛ پس کسی‌ که در این ماه‌ها حج را [بر خود] واجب گردانَد، [باید بداند که] در حج، آمیزش جنسی و [ارتکابِ] گناه و درگیری [و جدال، روا] نیست؛ و هر کار نیکی که انجام دهید، الله آن را می‌داند؛ و [خوراک و پوشاک مورد نیاز حج را برای خود فراهم کنید و] توشه برگیرید [ولی به یاد داشته باشید که] به راستی، بهترین توشه، پرهیزگاری است؛ و ای خردمندان، از من پروا کنید

﴿198﴾ گناهی بر شما نیست که [در ایام حج، با خرید و فروش] از فضل پروردگارتان [منفعت و روزی] طلب کنید؛ و هنگامی‌ که [روز نهم، پس از وقوف] از عرفات کوچ کردید، الله را در «مَشعَر الحرام» یاد کنید؛ و او را یاد کنید، زیرا شما را که پیشتر از گمراهان بودید [به ادای مناسک حج و دیگر اعمال عبادی] هدایت کرد

﴿199﴾ سپس از همانجا که مردم [= پیروان ابراهیم] روانه می‌شوند [شما نیز از عرفات به سوی مِنی] حرکت کنید و از الله آمرزش بخواهید [زیرا] بی‌تردید، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿200﴾ پس چون مناسک [حج] خود را به جای آوردید، همان گونه که پدرانتان را [با فخر و غرور] یاد می‌کردید ـ بلکه [بهتر و] بیشتر از آن ـ الله را یاد کنید؛ و برخی از مردم [کافرانی] هستند که می‌گویند: «پروردگارا، در دنیا [مال و فرزند] به ما عطا کن». این شخص در آخرت بهره‌ای [از نعمت‌های الهی] ندارد

﴿201﴾ و برخی [دیگر] از ایشان [مؤمنانی] هستند که می‌گویند: «پروردگارا، در دنیا نیکی [= روزی، سلامتی، دانش و ایمان] به ما عطا کن و در آخرت [نیز] نیکی [عطا فرما] و ما را از عذاب آتش نگه دار»

﴿202﴾ اینانند که از دستاوردشان بهره‌ای دارند؛ و الله در حسابرسى، سریع است

﴿203﴾ الله را در روزهای معیّن [= سه روز ایام تَشریق (یازدهم تا سیزدهم ذی‌حجه)] یاد کنید؛ پس کسی ‌که شتاب کند و طی دو روز [اعمال را انجام دهد،] گناهی بر او نیست؛ و کسی که تأخیر کند [و اعمال را در سه روز انجام دهد،] گناهی بر او نیست. [این حق اختیار،] برای کسی‌ است که تقوا پیشه کند؛ و [ای مؤمنان،] از الله پروا کنید و بدانید که به سوی او محشور خواهید شد

﴿204﴾ و [ای پیامبر،] از مردم کسی هست که گفتارش در [مورد] زندگی دنیا تو را به شگفت می‌اندازد و الله را بر [ایمان قلبی و] آنچه در دلش دارد گواه می‌گیرد [تا جایی که او را راستگو می‌پنداری] و حال آنکه او [در زمرۀ] سرسخت‌ترینِ دشمنان [و بدخواهانِ اسلام و مسلمین] است

﴿205﴾ او هنگامی ‌که [از تو] روی برمی‌گردانَد و [از نزدت] می‌رود [یا به ریاستی می‌رسد،] در راهِ فساد در زمین می‌کوشد و [محصولات] کشاورزی و چهارپایان را نابود می‌سازد؛ و الله فساد و [تباهکاری] را دوست ندارد

﴿206﴾ و هنگامی که به او گفته می‌شود: «از الله بترس»، خودبزرگ‌بینی [و غرور] او را به [استمرار بر انجام] گناه می‌کشانَد؛ پس [آتش] جهنم برایش کافی است و چه بد جایگاهی است

﴿207﴾ و از مردم کسی [نیز] هست که جان خود را برای کسبِ خشنودی الله می‌فروشد؛ و الله نسبت به بندگان مهربان است

﴿208﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، همگی به اسلام [و اطاعتِ الله] درآیید و از [راه‌ها و] گام‌های شیطان پیروی نکنید. به راستی که او دشمن آشکار شماست

﴿209﴾ و اگر پس از آنکه نشانه‌های روشن و آشکار برایتان آمد، لغزش کردید و [منحرف شدید]، بدانید که الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿210﴾ آیا انتظارِ [پیروان شیطان] غیر از این است که الله [در روز قیامت، برای داوری] در سایبان‌هایی از ابر به سویشان بیاید و فرشتگان [نیز برای اجرای عذاب الهی آنان را احاطه کنند] و کار یکسره شود؟ و [آگاه باشید كه همۀ] کارها به سوی الله بازگردانده می‌شود

﴿211﴾ [ای پیامبر،] از بنی‌اسرائیل بپرس [که] چه اندازه نشانه‌های آشکار به آنها داده‌ایم؛ و کسی‌ که نعمتِ الله را ـ پس از آنکه نصیبش شدـ [به کفر و ناسپاسی] تبدیل کند، [عذاب سختی خواهد داشت و باید بداند که] الله سخت‌کیفر است

﴿212﴾ زندگی دنیا برای کافران آراسته شده است و [آنان] مؤمنان را مسخره می‌کنند؛ و [حال آنکه] پرهیزگاران در روز قیامت بالاتر از آنان هستند؛ [زیرا در بهشت جاودانند] و الله هر ‌کس را بخواهد، بی‌شمار روزی می‌دهد

﴿213﴾ [در آغاز،] مردم یک امت [و پیرو یک دین] بودند [اما پس از آنکه اختلاف کردند]؛ آنگاه الله پیامبران را بشارت‌بخش و بیم‌دهنده برانگیخت و همراه با آنان کتاب [آسمانی] را به‌حق نازل کرد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کنند؛ و فقط کسانی‌ که [تورات] به آنان داده شده بود ـ پس از آنکه نشانه‌های روشن به آنها رسیدـ به خاطر ستم و حسادتی که بینشان بود، در مورد آن اختلاف کردند؛ پس الله به فرمانِ خویش کسانی را که ایمان آورده بودند، به حقیقتی که در آن اختلاف داشتند هدایت نمود؛ و الله هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند

﴿214﴾ [ای مؤمنان،] آیا پنداشته‌اید که وارد بهشت می‌شوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر [سرِ] پیشینیان شما آمد، بر [سرِ] شما نیامده است؟ دشواری و زیان به آنان رسید و [چنان سختی کشیدند و] به لرزه افتادند که پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده بودند گفتند: «یاریِ الله کی فرا خواهد رسید؟» آگاه باشید! بی‌تردید، یاریِ الله نزدیک است

﴿215﴾ [ای پیامبر، یارانت] از تو می‌پرسند چه چیزی انفاق کنند؛ بگو: «هر مالی که انفاق کردید، باید به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و نیازمندان و درراه‌ماندگان باشد؛ و هر کار نیکی که می‌کنید، الله به آن داناست»

﴿216﴾ [ای مؤمنان،] جهاد [در راه الله] بر شما واجب شده است، در حالی که [به سبب هزینۀ مالی و جانی] برایتان ناخوشایند است. چه بسا از چیزی خوشتان نیاید، حال آنکه برایتان بهتر است و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه برایتان شرّ است؛ و الله [خیر و شرِّ امور را] می‌داند و شما نمی‌دانید

﴿217﴾ [ای پیامبر،] دربارۀ [حکم] جنگ در ماه حرام [= محرم، رجب، ذی‌قعده و ذی‌حجه] از تو می‌پرسند؛ بگو: «جنگ در این [ماه‌ها، گناهی] بزرگ است و بازداشتن از راه الله و کفر ورزیدن به او و [جلوگیری از ورود مردم به] مسجدالحرام و بیرون راندن اهلش از آنجا، نزد الله [گناهی] بزرگ‌تر است؛ و فتنه[ی شرک] از قتل بزرگ‌تر است». و [ای مؤمنان، مشرکان] پیوسته با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند، شما را از دینتان برگردانند؛ و کسانی از شما که از دینشان باز‌گردند و در حال کفر بمیرند، اعمالشان در دنیا و آخرت تباه می‌گردد و اینان اهلِ آتشند و همیشه در آن خواهند بود

﴿218﴾ کسانی که ایمان آوردند و کسانی که [برای برپاییِ دین حق] هجرت نمودند و در راه الله جهاد کردند، آنان به رحمتِ الله امیدوارند و الله [نسبت به اینان] آمرزندۀ مهربان است

﴿219﴾ [ای پیامبر، اصحابت] دربارۀ شراب و قمار، از تو می‌پرسند؛ بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ و [نیز] سودهایی برای مردم وجود دارد؛ ولی گناهِ آن دو، از سودشان [بیشتر و] بزرگ‌تر است»؛ و از تو می‌پرسند: چه چیزی انفاق کنند؟ بگو: «مازاد [از نیازمندی خود را]». الله اینچنین آیات [خود] را برای شما روشن می‌سازد؛ باشد که بیندیشید

﴿220﴾ دربارۀ دنیا و آخرت [بیندیشید]؛ و [ای پیامبر،] از تو در مورد [نحوۀ سرپرستی‌شان بر] یتیمان می‌پرسند؛ بگو: «اصلاحِ [کار و پرهیز از درآمیختن اموالِ] آنان بهتر است؛ و اگر با [تجمیع اموال آنان با داراییِ خود، در هزینه‌های زندگی و مسکن با] آنان همزیستی ‌کنید، [ایرادی در این کار نیست؛ زیرا] آنها برادرانِ [دینی] شما هستند». و الله تبهکار را از درستکار می‌شناسد؛ و اگر الله می‌خواست، [در مورد یتیمان سخت‌گیری می‌کرد و] شما را به زحمت می‌انداخت. به راستی که الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿221﴾ و [ای مؤمنان] با زنان مشرک تا ایمان نیاورده‌اند ازدواج نکنید؛ و بی‌گمان، کنیزِ مؤمن، از زنِ [آزادِ] مشرک بهتر است؛ گرچه [زیبایی یا دارایی‌اش] مورد پسندتان واقع گردد؛ و [زنان مسلمان را] به ازدواج مردان مشرک درنیاورید، مگر آنکه ایمان بیاورند؛ و قطعاً بردۀ مؤمن، از مردِ [آزاد] مشرک بهتر است؛ گرچه شیفتۀ [دارایی و موقعیتِ] او شده باشید. آنان به سوی آتش [دوزخ] فرا می‌خوانند و الله به فرمان [و توفیق] خویش به سوی بهشت و آمرزش دعوت می‌کند و آیات [و احکام] خویش را برای مردم روشن می‌سازد؛ باشد که پند گیرند

﴿222﴾ و [ای پیامبر،] از تو دربارۀ حیض [= عادت ماهانۀ زنان] می‌پرسند؛ بگو: «آن پلید و زیانبار است؛ پس در حالت قاعدگی از [آمیزش با] زنان کناره‌گیری کنید و با آنان نزدیکی نکنید تا پاک شوند. پس هنگامی که پاک شدند [و غسل کردند،] از همان جا که الله به شما فرمان داده است [یعنی از راه قُبُل و نه از راه دُبُر] با آنان آمیزش کنید. به راستی که الله توبه‌کنندگان را دوست دارد و پاکیزگان را [نیز] دوست ‌دارد»

﴿223﴾ زنان شما، [در حُکمِ] کشتزاری برای شما هستند؛ پس هر گونه که می‌خواهید به کشتزار [= رَحِمِ همسرِ] خود درآیید، و [توشه‌ای همچون فرزند صالح] برای خود پیش بفرستید و از الله پروا کنید و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد، و [ای پیامبر، دربارۀ نعمت‌های الهی] به مؤمنان بشارت بده

﴿224﴾ و الله را دستاویز سوگندهایتان قرار ندهید تا [به این بهانه] از نیکوکاری و پرهیزگاری و آشتی‌دادن میان مردم [دست بردارید]؛ و [بدانید که] الله شنوای داناست

﴿225﴾ الله شما را به خاطر سوگند‌هایی که بیهوده و بدون قصد یاد می‌کنید، مؤاخذه نمی‌کند؛ ولی به خاطر آنچه دل‌هایتان [عمداً] کسب کرده است [و سوگندهای دروغی که آگاهانه بر زبان آورده‌اید] بازخواست می‌کند؛ و [اگر توبه کنید،] الله آمرزندۀ بردبار است

﴿226﴾ براى كسانى كه [به رسم جاهلیت] بر ترک آمیزش با زنان خود سوگند یاد كنند [= ایلاء می‌کنند] چهار ماه انتظار [و مهلت] است. پس اگر [در مدت چهار ماه یا کمتر، پشیمان شدند و به زنانشان] بازگشتند، [بدانند که] الله آمرزندۀ مهربان است

﴿227﴾ و اگر [بر ترک زنانشان پافشاری کردند و] تصمیم به طلاق گرفتند، [بدانند که] همانا الله شنوای داناست

﴿228﴾ زنان مطلّقه [پیش از ازدواج مجدد] باید به مدت سه بار پاکی [= دیدن سه بار عادت ماهیانه] انتظار بکشند؛ و اگر به الله و روز قیامت ایمان دارند، بر آنان روا نیست که آنچه را الله در رحِم‌هایشان آفریده است کتمان کنند؛ و اگر شوهرانشان خواهان آشتی هستند، برای بازگرداندن آنان [به زندگی زناشویی] در این [مدت، از دیگران] سزاوارترند؛ و زنان حقوق شایسته‌ای [بر عهده مردان] دارند همانند [و همسنگِ وظایفی] که بر عهده دارند و مردان [در سرپرستی و امرِ طلاق] بر آنان برتری دارند؛ و الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿229﴾ طلاق [رجعی] دو بار است؛ پس [از آن، مرد یا باید همسرش را] به طرزی شایسته نگاه دارد یا به نیکی رها کند؛ و [ای مردان مسلمان،] برایتان حلال نیست که [ذره‌ای] از آنچه را به آنان داده‌اید [= مهریه و مانند آن] پس بگیرید؛ مگر آنکه [زن و شوهر] بترسند که نتوانند [حقوق زناشویی و] حدود الهی را بر پا دارند؛ پس [حل اختلاف را به خویشاوندان یا دوستان خود می‌سپارند؛ و شما ای مؤمنان] اگر ترسیدید که [ممکن است زوجین] حدود الهی را برپا ندارند، گناهی بر آن دو نیست که زن [برای کسب رضایت مرد به طلاق و آزاد کردن خود، مهریه‌اش را ببخشد یا به او] فدیه‌ای بپردازد [و طلاق خُلع بگیرد]. اینها حدودِ [احکامِ] الهی است؛ پس از آنها تجاوز نکنید؛ و هر‌ کس از حدود الله تجاوز کند، ستمکار است

﴿230﴾ اگر [شوهر برای بار سوم] او را طلاق داد، پس از آن، [زن] برایش حلال نیست؛ مگر اینکه [به قصد ازدواج حقیقی و نه برای حلال‌شدن] با شوهری غیر از او ازدواج کند [و با وی همبستر شود. در این صورت،] اگر [شوهر دوم فوت کرد یا] او را طلاق داد، اگر [آن دو زوجِ سابق] می‌پندارند که حدود [احکامِ] الله را برپا می‌دارند، گناهی بر آن دو نیست که [با ازدواج مجدد،] به یکدیگر بازگردند. اینها حدود الله است که آنها را برای مردمی که می‌دانند [و به اسلام ایمان دارند] بیان می‌کند

﴿231﴾ و هنگامی که زنان را طلاق [رجعی] دادید و به پایان [روزهای] عدۀ خویش رسیدند، آنان را به شایستگی نگه دارید یا به نیکی و خوبی رهایشان سازید؛ و [همچون دوران جاهلیت،] آنان را به قصد [آزار و] زیان‌رساندن نگه ندارید تا [به حقوقشان] تجاوز کنید؛ و هر کس چنین کند، قطعاً بر خویشتن ستم کرده است؛ و آیات الله را به مسخره نگیرید و نعمتِ الله را بر خود و آنچه را که از کتاب [= قرآن] و حکمت بر شما نازل کرده است و شما را با آن پند می‌دهد به یاد بیاورید و از الله پروا داشته باشید و بدانید که الله به همه چیز داناست

﴿232﴾ و هنگامی که زنان را طلاق دادید و [مدت] عدّۀ خود را به پایان رساندند، [شما ای سرپرستان،] آنان را بازندارید که اگر [بر اساس موازین شرعی] به طرز پسندیده‌ای بین خویش به توافق رسیده بودند، با شوهران [سابق] خود ازدواج کنند. این [دستوری است] که هر یک از شما که به الله و روز قیامت ایمان دارد، به آن [حکم] پند داده می‌شود؛ و این [دستور،] برایتان پربرکت‌تر و پاکیزه‌تر است؛ و الله [خیر و صلاح شما را] می‌داند و شما نمی‌دانید

﴿233﴾ و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. [این دستور،] برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی [فرزندش] را تکمیل کند؛ و بر صاحبِ فرزند [= پدر] لازم است خوراک و پوشاک آنان [= مادران] را [در مدت شیردادن] به طور شایسته‌ای [فراهم کند]. هیچ کس جز به‌ اندازۀ توانایی‌اش مکلف نمی‌شود؛ نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان ببیند و نه پدر به سبب فرزندش. [اگر پدر کودک فوت کرده بود و مالی هم نداشت] مانند همین [تعهدات پدر] بر وارث [نیز] لازم است؛ پس اگر آن دو [= پدر و مادر] با رضایت و مشورت یکدیگر بخواهند [کودک را زودتر] از شیر بازگیرند، گناهی بر آنها نیست؛ و اگر خواستید که برای فرزندانتان دایه‌ای بگیرید، گناهی بر شما نیست؛ به شرط اینکه آنچه [از حقوق و دستمزد] مقرر کرده‌اید، به طور شایسته بپردازید؛ و از الله پروا کنید و بدانید که الله به آنچه انجام می‌دهید بیناست

﴿234﴾ و افرادی از شما که می‌میرند و همسرانی [غیرباردار از خود] باقی می‌گذارند، [آن زنان برای ازدواج مجدد] باید چهار ماه و ده روز انتظار بکشند [و عده نگه دارند] و هنگامی که مدت عدۀ خود را به پایان رساندند، در مورد آنچه آنان به طور شایسته [و مشروع] دربارۀ [زندگیِ] خود انجام دهند، گناهی بر شما [سرپرستان] نیست؛ و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿235﴾ و گناهی بر شما نیست که به طور کنایه، از زنانی [که در عده وفات یا عده طلاق بائن قرار دارند] خواستگاری کنید و یا در دل [بر این کار] تصمیم بگیرید [بدون اینکه آن را بیان کنید]. الله می‌دانست که شما به زودی به یاد آنان خواهید افتاد؛ ولی پنهانی به آنها وعدۀ [زناشویی] ندهید مگر اینکه [به کنایه و اشاره] سخنی پسندیده بگویید و [همچنین] تصمیم به عقد ازدواج نگیرید تا مدت مقرر [= عدّه] به سرآید؛ و بدانید که الله آنچه را که در دل‌های شماست می‌داند؛ پس از [مخالفت با] او پروا کنید و بدانید که به راستی الله آمرزندۀ بردبار است

﴿236﴾ اگر زنان را قبل از آمیزش و قبل از تعیین مهریه، [به دلایلی] طلاق دادید، گناهی بر شما نیست و [در این صورت، دلجویی کنید و] آنان را [با اهدای هدیه‌ای مناسب] بهره‌مند سازید؛ توانگر به‌ اندازۀ توانش و تنگدست به ‌اندازۀ توانش. [اجرای این حُکم،] بر نیکوکاران [حقی ثابت و] الزامی است

﴿237﴾ اگر پیش از نزدیکی با آنان، خواستید طلاقشان بدهید و مهریه‌ای برایشان تعیین کرده بودید، نصف آنچه را که تعیین کرده‌اید [به آنان بپردازید]؛ مگر اینکه [حق خود را] ببخشند یا [شوهر، یعنی] کسی ‌که [تصمیم‌گیری در مورد] پیوند ازدواج با اوست، گذشت کند [و تمام مهریه را بپردازد]. گذشتِ شما [و بخشیدن تمام مهریه به زنان] به پرهیزگاری نزدیک‌تر است. [ای مؤمنان، هنگام پرداخت حقوق، آسان‌گیری و] نیکی را میان خود فراموش نکنید [و بدانید که] به راستی الله به آنچه می‌کنید بیناست

﴿238﴾ [ای مسمانان،] بر [ادای] همه نمازها و [به خصوص] نماز عصر کوشا باشید و با فروتنی و فرمانبرداری برای الله به پا خیزید

﴿239﴾ اگر [از خطر] ترسیدید، در حال پیاده یا سواره [یا حتی با ایما و اشاره نماز را به جای آورید] و چون ایمن شدید، الله را [چنان که به شما آموخته است] یاد کنید [و شکر او تعالی را به جای آورید] که آنچه را نمی‌دانستید به شما یاد داد

﴿240﴾ کسانی از شما که مرگشان فرامی‌رسد و همسرانی [از خود] به جا می‌گذارند، باید به نفع همسرانشان وصیت کنند که [وارثان] تا یک سال آنان را [با پرداختن هزینۀ زندگی] بهره‌مند سازند، بدون آنکه [آنان را از خانۀ شوهر] بیرون کنند. اما اگر [به میل خود، پیش از پایان یک سال، خانه را ترک کنند و] بیرون بروند، دربارۀ آنچه که نسبت به [ظاهر و زندگی] خود به طور شایسته [و مشروع] انجام می‌دهند [از قبیل زینت‌کردن و ازدواج مجدد] گناهی بر شما نیست؛ و الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿241﴾ و برای زنان مطلّقه، هدیه‌ای مناسب و شایسته لازم است [که از طرف شوهر پرداخت شود تا دلشکستگی‌اش جبران گردد. اجرای این حکم،] حقی است بر مردان پرهیزگار

﴿242﴾ [ای مؤمنان،] الله اینچنین آیات خویش را [که مشتمل بر حدود و احکام است] به روشنی برایتان بیان می‌کند؛ باشد که بیندیشید

﴿243﴾ [ای پیامبر،] آیا نمی‌دانی [داستانِ] افرادی [از بنی‌اسرائیل] را که هزاران نفر بودند و از ترسِ [بیماری و] مرگ از خانه‌هایشان فرار کردند؟ آنگاه الله به آنان فرمود: بمیرید؛ [پس مُردند.] سپس الله آنها را زنده کرد [تا برایشان روشن گرداند که تمام کارها به دست اوست]. به راستی که الله نسبت به بندگانش صاحب بخشایش است؛ ولی بیشتر مردم شُکر [نعمت‌هایش را] به جای نمی‌آورند

﴿244﴾ و [ای مؤمنان،] در راه الله بجنگید و بدانید که بی‌تردید، الله شنوای داناست

﴿245﴾ کیست که به الله قرض دهد؛ قرضی نیکو [و از اموالش در راه خشنودیِ پروردگار انفاق کند] تا [الله] آن را برایش چندین برابر کند؟ و الله است که [از روی حکمت و عدالت، در روزیِ بندگانش] تنگی و گشایش پدید می‌آورد؛ و [همگی در آخرت] به سوی او بازگردانده می‌شوید

﴿246﴾ [ای پیامبر،] آیا [از داستان] گروهی از [اشراف و بزرگان] بنی‌اسرائیل پس از موسی خبر داری ‌که به پیامبر خود گفتند: «فرمانروایی برایمان انتخاب کن تا [به دستورش] در راه الله بجنگیم»؟ [پیامبرشان] گفت: «شاید اگر جهاد بر شما مقرر شود، [سرپیچی کنید و] جهاد نکنید»؛ گفتند: «چرا در راه الله جهاد نکنیم، در حالی که از خانه‌هایمان رانده شده‌ایم و پسرانمان [را به اسارت برده‌ا‌ند]؟» اما هنگامی ‌که جنگ بر آنان مقرر شد ـ جز عدۀ کمی از آنان ـ [همگی] سرپیچی کردند؛ و الله به [حالِ پیمان‌شکنان و] ستمکاران داناست

﴿247﴾ پیامبرشان به آنان گفت: «الله طالوت را به فروانرواییِ شما برگزیده است». [آنان] گفتند: «چگونه او بر ما فرمانروایی کند در حالی که ما به فرمانروایی از او سزاوارتریم و از مال [دنیا نیز] بهرۀ چندانی [به وی] داده نشده است؟» [پیامبرشان] گفت: «به راستی که الله او را بر شما برگزیده و دانش و نیروى جسمى‌اش را فزونی بخشیده است؛ و الله فرمانرواییِ خود را به هر ‌کس بخواهد می‌دهد و الله گشایشگرِ داناست»

﴿248﴾ پیامبرشان به آنها گفت: «نشانۀ [راستی و درستیِ] فرمانرواییِ او، این است که صندوق [عهد] به شما مى‌رسد که مایۀ آرامشی از سوی پروردگارتان است و بازماندۀ میراث خاندان ‌موسی و ‌هارون [همچون عصا و برخی الواح تورات] در آن قرار دارد و در حالى [مى‌رسد] که فرشتگان آن را حمل می‌کنند. اگر مؤمن باشید، مسلماً در این [امر،] نشانه‌ای [در مورد حقانیتِ طالوت] برایتان وجود دارد»

﴿249﴾ پس هنگامی که طالوت با لشکریان رهسپار شد، به آنان گفت: «الله [شکیباییِ] شما را به وسیلۀ یک نهر [آب] آزمایش می‌کند؛ هر کس از آن بنوشد، از [یاران] من نیست و هر‌ کس از آن ننوشد، قطعاً از [یاران] من است؛ مگر كسى كه با دست خود مُشتی [از آن آب] برگیرد [و به اندازۀ كف دستى بیاشامد]». پس جز عدۀ کمی، همگی از آن [آب] نوشیدند؛ و هنگامی که او و کسانی که با او ایمان آورده بودند از آن [نهر] گذشتند [از کمیِ افراد خود ناراحت شدند و برخی] گفتند: «امروز ما توانایی [مقابله] با جالوت و سپاهیانش را نداریم». [در این هنگام،] کسانی که به دیدار الله [در آخرت] یقین داشتند گفتند: «چه بسا گروه کوچکی که به فرمان الله بر گروهی بسیار پیروز شدند و [بدانید که همواره] الله همراه شکیبایان است»

﴿250﴾ و هنگامی ‌که [طالوت و همراهانش] برای [مبارزه] با جالوت و سپاهیانش به میدان آمدند، گفتند: «پروردگارا، بر [دل‌های] ما صبر و شکیبایی فرو ریز و گام‌هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان»

﴿251﴾ پس به فرمان الله، آنها را شکست دادند و داود [= جوان نیرومند و شجاعی که در لشکر طالوت بود] جالوت را کشت و الله فرمانروایی و نبوت را به او بخشید و از آنچه می‌خواست به او آموخت؛ و اگر الله [فتنۀ] برخى از مردم را توسط برخى دیگر دفع نمی‌کرد، قطعاً زمین تباه می‌گردید؛ ولی الله نسبت به جهانیان فضل [و بخشش] دارد

﴿252﴾ [ای پیامبر،] اینها، آیات الله است که آن را به‌حق بر تو می‌خوانیم و به راستی، تو از پیامبران هستی

﴿253﴾ این پیامبران [که نام برخی از آنان گذشت] برخی از آنان را [در دریافت وحی و تعداد پیروان] بر برخی دیگر برتری دادیم. از [میان] اینان کسی [مانند موسی] بود که الله با او سخن گفت و درجات برخی [دیگر] از آنان را بالا برد؛ و به عیسی - پسر مریم‌ـ نشانه‌های روشنی [بر اثبات نبوتش] دادیم و او را توسط روح ‌القُدُس [= جبرئیل] تأیید [و تقویت] کردیم؛ و اگر الله می‌خواست، کسانی‌ که بعد از آنها آمدند پس از آن [همه] نشانه‌های روشنی که برایشان آمد، با یکدیگر نمی‌جنگیدند؛ ولی [با هم] اختلاف کردند و برخی از آنان ایمان آوردند و برخی کفر ورزیدند؛ و اگر الله می‌خواست، [هرگز] با هم نمی‌جنگیدند؛ ولی الله آنچه را می‌خواهد، انجام می‌دهد

﴿254﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی فرارسد که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی و شفاعتی؛ و کافران [به سببِ کفرشان] همان ستمکارانند

﴿255﴾ الله [معبودِ راستین است؛] هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ زندۀ پاینده [و قائم به ذات] است؛ نه خوابی سبک او را فرا می‌گیرد و نه خوابی سنگین؛ [و لحظه‌ای از تدبیر جهان هستی، غافل نمی‌ماند]؛ آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ اوست. کیست که نزد او جز به فرمانش شفاعت کند؟ گذشته و آیندۀ آنان [= بندگان] را می‌داند و [آنان] به چیزی از علم او احاطه [و آگاهی] نمی‌یابند، مگر آنچه خود [الله] بخواهد. کرسیِ او آسمان‌ها و زمین را در بر گرفته است و نگهداشتنِ آنها بر او [سنگین و] دشوار نیست و او بلندمرتبه [و] بزرگ است

﴿256﴾ در [پذیرش] دین، هیچ اجباری نیست؛ به راستی که راه راست [و هدایت] از راه انحراف [و گمراهی] روشن شده است؛ پس هر ‌کس به طاغوت [= هر آنچه به جای الله عبادت می‌شود] کفر بورزد و به الله ایمان بیاورد، قطعاً به محكم‌ترین دستاویز چنگ زده است كه هرگز نخواهد گسست؛ و الله شنواى داناست

﴿257﴾ الله یاور [و کارسازِ] کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون می‌بَرد؛ و کسانی ‌که کافر شدند، [کارساز و] یاورشان طاغوت است [که] آنان را از نور [ایمان و علم] به سوی تاریکی‌ها[ی کفر و نادانی] بیرون می‌بَرد. آنان اهل آتش هستند [و] در آن جاودانند

﴿258﴾ [ای پیامبر،] آیا [داستان] آن شخص [= نمرود] را ندانسته‌ای که از [سرمستیِ] آنکه الله به او فرمانروایی بخشیده بود با ابراهیم دربارۀ پروردگارش مجادله می‌کرد؟ هنگامی که ابراهیم گفت: «پروردگار من ذاتی است که زنده می‌کند و می‌میرانَد». [نمرود] گفت: «من [نیز] زنده می‌کنم و می‌میرانم». ابراهیم گفت: «الله خورشید را از مشرق [بیرون] می‌آورَد؛ پس تو آن را از مغرب بیاور». [آنگاه] آن کس که کفر ورزیده بود، مبهوت شد [و از ارائه دلیل ناتوان ماند]؛ و الله ستمکاران را هدایت نمی‌کند

﴿259﴾ یا همچون آن کس که از شهری [ویران و متروک] که سقف‌ها و دیوارهایش فروریخته بود گذشت، [و با خود‌] گفت: «چگونه الله [اهالی‌] این [دیار] را پس از مرگشان زنده می‌کند؟» پس الله او را [به مدت‌] صد سال میراند سپس او را زنده کرد [و به او] فرمود: «چه مدت [در این حال‌] مانده‌ای؟» گفت: «یک روز یا بخشی از یک روز [در این حال‌] مانده‌ام». فرمود: «چنین نیست؛ صد سال [در چنین حالی‌] مانده‌ای. به خوردنی و نوشیدنی‌ات بنگر که [رنگ و طعم آن] با گذشت زمان دگرگون نشده است و به اُلاغِ خود بنگر [که چگونه متلاشی شده است. ما چنین کردیم تا به سؤالت پاسخ گوییم] و تو را برای مردم نشانه‌ای [در مورد معاد] قرار دهیم. [اکنون] به استخوان‌های آن [مرکب سواری خود] نگاه کن که چگونه آنها را برداشته و به هم پیوند می‌دهیم و سپس گوشت بر آن می‌پوشانیم». پس هنگامی ‌که [قدرت الهی بر زنده کردن مردگان] برایش آشکار شد، گفت: «[به یقین]می‌دانم که الله بر هر کاری تواناست»

﴿260﴾ و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که ابراهیم گفت: «پروردگارا، به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» [الله] فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟» گفت: «بله؛ ولی [می‌خواهم] قلبم آرام بگیرد». فرمود: «پس چهار پرنده بگیر [و آنها را ذبح‌] و ریزه‌ریزه كن [و درهم بیامیز]، سپس بر هر كوهى پاره‌اى از آنها را بگذار [و] آنگاه آنها را [به سوی خود] فراخوان؛ [خواهی دید که زنده می‌شوند و] شتابان به سوی تو می‌آیند؛ و [ای ابراهیم،] بدان که الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است»

﴿261﴾ مَثَل [اجر و ثواب] کسانی‌ که اموال خود را در راه الله انفاق می‌کنند، همانند دانه‌ای است که هفت خوشه می‌رویانَد که در هر خوشه یکصد دانه است؛ و الله برای هر ‌کس بخواهد [پاداش او را] چند برابر می‌کند و الله گشایشگرِ داناست

﴿262﴾ کسانی که اموالشان را در راه الله می‌بخشند و در پیِ بخشش خود، منّت و آزار روا نمی‌دارند، پاداش آنان نزد پروردگارشان [محفوظ] است؛ نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند

﴿263﴾ سخنی پسندیده [در برخورد با نیازمندان] و گذشت [از اصرار و تندیِ آنان]، بهتر از صدقه‌ای است که آزاری در پی دارد؛ و الله بی‌نیازِ بردبار است

﴿264﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقه‌های خود را با منت و آزار باطل نکنید همچون کسی که مال خود را برای نمایش دادن به مردم انفاق می‌کند و به الله و روز قیامت ایمان ندارد؛ پس مَثَل او همچون مَثل سنگ صافی است که بر روی آن [اندکی] خاک نشسته است؛ آنگاه بارانِ تندی بر آن می‌زند [و همۀ خاک‌ها را از سنگ می‌شوید] و آن را صاف [و بدون خاک] رها می‌کند. آنان [= ریاکاران] از آنچه که انجام داده‌اند، چیزی به دست نمی‌آورند؛ و الله گروه کافران را هدایت نمی‌کند

﴿265﴾ و مَثَل کسانی‌ که اموال خود را در طلب رضایت الله و به خاطر باوری که در دل‌هایشان [به پاداشِ الله] دارند انفاق می‌کنند، همچون باغی بر بالای تپه‌اى است كه باران فراوانی بر آن ببارد و حاصلی دو چندان دهد؛ و اگر باران فراوانی هم به آن نرسد، بارانی سبک [نیز برایش کافی است و زمین پاکش را پرثمر می‌سازد]؛ و الله از آنچه مى‌كنید آگاه است

﴿266﴾ آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر آنها جویبارها[ی گوارا] روان است و هر گونه میوه برایش به بار می‌آورَد و[لی] در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی [خردسال] و ناتوان دارد، ناگهان گرد‌بادی آتشین در آن زنَد و [همۀ باغ] بسوزد؟ [حالِ کسانی‌ که صدقه‌های خود را با منت و آزار و ریا باطل می‌کنند نیز چنین است]. الله بدین گونه آیات [خود] را برای شما روشن می‌سازد؛ باشد که بیندیشید

﴿267﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، از چیزهای پاکیزه‌ای که به دست آورده‌اید و از آنچه از زمین برای شما برآورده‌ایم، انفاق کنید؛ و به سراغ [مالِ] ناپاک نروید که از آن انفاق نمایید؛ در حالی که خودتان حاضر به پذیرفتنش نیستید، مگر با چشم‌پوشى [و بی‌میلی] نسبت به آن؛ [پس چگونه چیزی را که برای خود نمی‌پسندید، برای الله روا می‌دارید؟] و بدانید كه الله بى‌نیاز [و در ذات و صفات و افعالش] ستوده است

﴿268﴾ شیطان، شما را [به هنگام انفاق می‌ترساند و] وعدۀ فقر [و تنگدستی] می‌دهد و شما را به زشتی‌ها [= ارتکاب گناه] امر می‌کند؛ ولی الله از جانب خود به شما وعدۀ آمرزش و افزونی [نعمت] می‌دهد و الله گشایشگرِ داناست

﴿269﴾ [الله] به هر ‌کس بخواهد حکمت [= راستی در گفتار و کردار] می‌دهد و بی‌تردید، به هر ‌کس حکمت داده شود، يقيناً خیرِ فراوانی [به او] عطا شده است؛ و جز خردمندان، کسی [از آیات الهی] پند نمی‌گیرد

﴿270﴾ هر نفقه‌ای [کم یا زیاد] انفاق کنید یا هر نذری که [با خود] عهد کنید، قطعاً الله آن را می‌داند. [هر ‌کس از اجرای اوامر الهی جلوگیری کند، ستمکار است] و ستمکاران [در آخرت،] هیچ یاوری ندارند

﴿271﴾ اگر صدقه‌ها را آشکار کنید، چه نیکوست! و اگر آنها را پنهان دارید و به نیازمندان بدهید، برایتان بهتر است و [این گونه صدقۀ خالصانه و پنهانی، بخشی] از گناهانتان را می‌زداید؛ و [بدانید که در هر حال،] الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿272﴾ [ای پیامبر،] هدایتِ آنان بر عهدۀ تو نیست؛ بلکه الله هر ‌کس را بخواهد هدایت می‌کند؛ و [ای مؤمنان،] آنچه از مال [خود] انفاق می‌کنید، به سودِ خودتان است و [به یاد داشته باشید که] جز برای رضایت الله انفاق نکنید؛ و آنچه از مال انفاق می‌کنید، [پاداش آن] به طور کامل و تمام به شما داده می‌شود و [هرگز] به شما ستم نخواهد شد

﴿273﴾ [صدقات شما] برای افراد تنگدستی است که خود را وقف [جهاد] در راه الله کرده‌اند و نمی‌توانند [برای تأمین هزینه‌های زندگی] در زمین سفر کنند. از شدت [نجابت و] خویشتنداری، افرادِ بی‌اطلاع [از حالشان]، آنان را بی‌نیاز می‌پندارند. اینان را از نشانه‌هایشان [که در لباس و وضعیت ظاهری‌شان آشکار است، به وضوح] می‌شناسی [و آنان هرگز] با اصرار [چیزی] از مردم نمی‌خواهند؛ و آنچه از مال انفاق می‌کنید، قطعاً الله از آن آگاه است

﴿274﴾ کسانی ‌که اموال خود را شب و روز، پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان [محفوظ] است؛ نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند

﴿275﴾ کسانی که ربا می‌خورند [روز قیامت از قبر] برنمی‌خیزند؛ مگر مانند برخاستن کسی‌ که بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده است [و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند]. این، به خاطر آن است که آنان [= رباخواران] گفتند: «داد و ستد نیز مانند رباست [و هر دو، مال را افزون می‌کند]»؛ در حالی که الله، داد و ستد را حلال و ربا را حرام نموده است. پس هر کس که از [جانب] پروردگارش پندی به او برسد و [از رباخواری] دست بردارد، آنچه گذشته و [سودهایی که قبل از نزولِ حکمِ ربا دریافت کرده است] از آنِ اوست و [در مورد آینده نیز] کارش به الله واگذار می‌شود؛ و[لی] کسانی که [به رباخواری] بازگردند، اهل آتش [دوزخ] هستند و در آن جاودانند [= مدت طولانی در آن خواهند بود]

﴿276﴾ الله ربا را نابود [و بی‌برکت] می‌گردانَد و صدقات را [با افزودن بر ثوابش] افزایش و [برکت] می‌دهد؛ و الله هیچ کافرِ لجوج و گناهکاری را دوست ندارد

﴿277﴾ کسانی ‌که ایمان آورده‌اند‌ و کارهای شایسته انجام داده‌اند و نماز برپا داشته‌اند و زکات پرداخته‌اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان [محفوظ] است؛ نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند

﴿278﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، از الله پروا کنید و اگر مؤمن هستید، آنچه را که از [مطالبات] ربا باقی مانده است رها کنید

﴿279﴾ اگر [چنین] نکردید، بدانید که الله و رسولش با شما پیکار خواهند کرد؛ و اگر توبه کردید، اصلِ سرمایه‌هایتان از آنِ شماست؛ نه [با گرفتنِ سودِ سرمایه‌تان به کسی] ستم می‌کنید و نه [با چشم‌پوشی از آن سودِ حرام] بر شما ستم می‌رود

﴿280﴾ و اگر [شخصِ بدهکار،] تنگدست بود، تا [هنگام] گشایش [و تواناییِ بازپرداخت، به او] مهلت دهید و [اگر توانایی پرداخت نداشت،] بخشیدن آن [بدهی] برایتان بهتر است، اگر [ثواب این کار را] بدانید

﴿281﴾ و از [عذابِ] روزی بترسید که در آن به سوی الله بازگردانده می‌شوید؛ سپس به هر ‌کس [پاداش] آنچه انجام داده است به طور کامل داده می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد

﴿282﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر به یکدیگر وامی [پرداختید یا معاملۀ نسیه‌ای انجام] دادید که سررسیدِ معیّنی داشت، آن را بنویسید؛ و باید نویسنده‌ای [قراردادِ این کار را] بر اساسِ عدالت بین شما بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتنش خودداری کند، همان‌گونه [و به شکرانۀ آن] که الله به او آموزش داده است؛ و کسی که وام بر عهدۀ اوست [= بدهکار] باید املا [و اقرار] کند و او [= نویسنده] بنویسد؛ و باید از الله، که پروردگارِ اوست، بترسد و از [مبلغ و مدتِ] آن [وام] چیزی نکاهد. اگر کسی که وام بر عهدۀ اوست سَفیه [=کم‌خرد]، یا [به سبب خردسالی یا بیماری یا پیری] ناتوان است، یا خود نمی‌تواند املا کند، باید قَیِّمِ او با [رعایت] عدالت املا کند و دو شاهد از مردانتان را [بر آن قرارداد] گواه بگیرید. اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن از میان گواهانی که [به عدالت آنان] رضایت دارید [گواه بگیرید] تا اگر یکی از آن دو [زن] فراموش کرد، دیگری به او یادآوری کند؛ و هنگامی ‌که شاهدان [برای ادای شهادت] دعوت شدند، نباید [از آمدن] خودداری کنند. و از نوشتن [بدهی] تا سررسیدش [سستی نکنید و] دلگیر نشوید خواه [مبلغ آن] کم باشد خواه زیاد. این [کار،] در نزد الله به عدالت نزدیک‌تر و برای گواهی‌دادن، استوارتر است و برای آنکه [در مقدار و مدتِ وام] دچار تردید نشوید، [به احتیاط] نزدیک‌تر است؛ مگر اینکه داد و ستدی نقدی باشد که بین خود دست به دست می‌کنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید؛ و هنگامی که داد و ستد [نقدی] کردید، گواه بگیرید و [در این میان] نباید به نویسنده و گواه [هیچ] رنج و زیانی برسد؛ و اگر [چنین] کنید بی‌شک [بیانگر] نافرمانیِ شما خواهد بود؛ و [ای مؤمنان،] از الله پروا کنید [و معاملات را به همان شکلی که امر می‌کند انجام دهید]. الله [آنچه را که برای دنیا و آخرتتان سودمند است] به شما آموزش می‌دهد و الله به همه چیز داناست

﴿283﴾ اگر در سفر بودید و نویسنده‌ای نیافتید [که سندِ وام را بنویسد، چیزی] گرو بگیرید و اگر یکی از شما دیگری را امین دانست [و چیزی گرو نگرفت و نوشته و گواه نیز نداشت]، آن که امین شمرده شده است، باید امانت [و بدهی] خود را بازپس دهد و باید از الله، که پروردگار اوست، پروا کند؛ و شهادت را کتمان نکنید و [بدانید که] هر ‌کس آن را کتمان کند، بی‌شک، قلبش گناهکار است؛ و الله به آنچه می‌کنید، داناست

﴿284﴾ آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ الله است. اگر آنچه را در دل خود دارید، آشکار کنید یا پنهانش نمایید، الله شما را بر [اساسِ] آن محاسبه می‌کند؛ آنگاه [بر اساس بخشش و رحمت خویش] هر‌ کس را بخواهد می‌بخشد و [از روی عدالت و حکمتش نیز] هر کس را بخواهد عذاب می‌کند؛ و الله بر [انجام] هر کاری تواناست

﴿285﴾ رسول [الله] به آنچه از [سوی] پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده است و مؤمنان [نیز] همگی به الله و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبرانش ایمان آورده‌اند؛ [و رسول و مؤمنان گفتند]: «میان هیچ‌یک از پیامبرانش فرق نمی‌گذاریم [و به همه شان ایمان داریم]. و گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا، آمرزش تو را [خواهانیم] و بازگشت [تمام امور] به سوی توست»

﴿286﴾ الله هیچ‌ کس را جز به اندازۀ توانش مکلّف نمی‌کند. آنچه [از خوبی] به دست آورده است به سودِ اوست و آنچه [بدی] کسب کرده است به زیان اوست. [پیامبران و مؤمنان گفتند:] «پروردگارا، اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را بازخواست نکن. پروردگارا، بارِ گران [و تکلیف سنگین] بر [دوش] ما مگذار؛ چنان که آن را [به مجازات گناه و سرکشی،] بر [دوش] کسانی که پیش از ما بودند [= یهوديان] نهادی. پروردگارا، آنچه که تاب تحملش را نداریم بر [دوش] ما مگذار و از ما درگذر و ما را بیامرز و به ما رحم کن. تو یار [و کارسازِ] مایی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان»

آل عمران

Surah 3

﴿1﴾ الم [= الف لام میم]

﴿2﴾ الله [معبودِ راستین است؛] هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ زندۀ پاینده [و قائم به ذات] است

﴿3﴾ این کتاب [= قرآن] را که تأییدکنندۀ کتاب‌های [آسمانی] پیشین است، به حق و راستی بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را

﴿4﴾ پیش از آن برای هدایت مردم نازل کرد؛ و [نیز] فرقان را [که جداکنندۀ حق از باطل است] نازل نمود. کسانی‌ که به آیات الله کافر شدند، عذاب سختی [در پیش] دارند؛ و الله شکست‌ناپذیر [و] انتقام‌گیرنده است

﴿5﴾ بی‌تردید، هیچ چیز ـ [نه] در زمین و نه در آسمان ‌ـ از الله پوشیده نمی‌مانَد

﴿6﴾ اوست که شما را هر گونه که بخواهد در رحِم‌ها شکل می‌دهد. هیچ معبودی [به‌حق] جز آن ذاتِ شکست‌ناپذیرِ حکیم نیست

﴿7﴾ [ای پیامبر،] اوست که کتاب [= قرآن] را بر تو نازل کرد. بخشی از آن، آیات محکم [صریح و روشن] است که آنها اساسِ کتابند و [بخشی] دیگر متشابهات است [که تأویل‌پذیرند]؛ اما کسانی ‌که در دل‌هایشان انحراف است، برای فتنه‌جویی [و گمراه کردن مردم] و به خاطرِ تأویل آن [به دلخواه خود،] از متشابهِ آن پیروی می‌کنند؛ حال آنکه تأویلش را [کسی] جز الله نمی‌داند؛ و راسخان در علم [= علمای دین] می‌گویند: «ما به همۀ آن [آیات ـ چه محکم و چه متشابه‌ـ] ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست»؛ و جز خردمندان کسی پند نمی‌گیرد

﴿8﴾ آنان می‌گویند: «پروردگارا، بعد از آنکه ما را هدایت فرمودی، دل‌هایمان را [از راه حق] منحرف مگردان و از سوی خود، رحمتی به ما ارزانی دار [که] بی‌تردید، تو بسیار بخشنده‌ای

﴿9﴾ پروردگارا، بی‌شک، تو مردم را برای روزی ‌که در [آمدنِ] آن تردیدی نیست جمع خواهی کرد. قطعاً الله در وعدۀ [خود] خلاف نمی‌کند»

﴿10﴾ در حقیقت، کسانی‌ که کفر ورزیدند، اموال و فرزندانشان چیزی از [عذاب] الله را از آنان دور نخواهد کرد و آنان خود هیزم آتش [دوزخ] هستند

﴿11﴾ [شیوۀ این کافران] همچون شیوۀ خاندان ‌فرعون و [روشِ] کسانی است که پیش از آنها بودند: آیات ما را تکذیب کردند؛ پس الله آنان را به [سزای] گناهانشان عذاب کرد؛ و الله [نسبت به کافران] سخت‌کیفر است

﴿12﴾ به کسانی که کفر ورزیدند بگو: «به زودی [از مؤمنان] شکست خواهید خورد و [سپس در قیامت] به سوی جهنم محشور می‌شوید؛ و چه بد جایگاهی است!»

﴿13﴾ قطعاً در [رویاروییِ] دو گروهی که [در بدر] با هم روبرو شدند، [عبرت و] نشانه‌ای برای شما بود؛ یک گروه در راه الله می‌جنگید و [گروهی] دیگر کافر بودند. [مؤمنان] با چشم خود، آنان [=کافران] را دوبرابر خود [و کمتر از تعداد واقعی‌شان] می‌دیدند؛ و الله هر کس را بخواهد با یاری خود تأیید می‌کند. به راستی در این [ماجرا] برای اهل بینش، عبرتی است

﴿14﴾ دلبستگی به خواستنی‌های [مادی،] از [جمله] زنان و فرزندان و اموال هنگفت ـ از طلا و نقره و اسب‌های نشاندار و دام‌ها و کشتزار[ها]ـ برای مردم آراسته شده است. [امّا تمام] این[ها، لذت‌ها و] کالای [زودگذرِ] زندگی دنیاست و [حال آنکه] سرانجام نیک، نزد الله است

﴿15﴾ [ای پیامبر، به آنان] بگو: «آیا [می‌خواهید] شما را از چیزی آگاه کنم که از این [دارایی‌ها و لذت‌های مادی] بهتر باشد؟» کسانی که تقوا پیشه کرده‌اند، نزد پروردگارشان باغ‌هایی دارند که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است؛ جاودانه در آن خواهند بود و همسرانی پاکیزه [و بی‌عیب دارند] و [همچنین از] خشنودی الله [برخوردارند]؛ و الله به [احوالِ] بندگان بیناست

﴿16﴾ [این بهشتیان] کسانی‌ [هستند] که می‌گویند: «پروردگارا، به راستی که ما ایمان آورده‌ایم؛ پس گناهانمان را بیامرز و ما را از عذاب آتش نگه دار»

﴿17﴾ آنان [در برابر مشکلات و در راه اطاعت و ترک گناه] شکیبایی می‌ورزند و [در گفتار و رفتارشان] راستگو هستند و [در برابر اوامرِ الهی] فرمانبردارند و [برای خشنودی باری تعالی] انفاق می‌کنند و در سحرگاهان آمرزش می‌طلبند

﴿18﴾ الله، ‌که [در جهان هستی] برپادارندۀ عدل است، گواهی داده است که معبودی [به‌حق] جز او نیست و فرشتگان و علما [نیز بر یگانگی و عدالتِ الهی گواهی می‌دهند]. معبودی [به‌حق] جز او نیست [که] شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿19﴾ در حقیقت، دین [پسندیده] نزد الله همان اسلام است؛ و كسانى كه كتاب [آسمانى‌] به آنان داده شده است، با یكدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم برایشان [حاصل‌] آمد [و حجت بر آنان تمام شد]. آن [اختلاف و تفرقه] هم به خاطر سرکشی و حسدى [بود] كه میانشان وجود داشت؛ و هر‌ کس به آیات الله کفر بورزد، [بداند که] الله در حسابرسی سریع است

﴿20﴾ [ای پیامبر،] اگر [دربارۀ اسلام و توحید] با تو مجادله کردند، بگو: «من در برابر الله [و اوامر و احکامش] تسلیم شده‌ام و پیروانم [نیز چنین هستند]»؛ و به اهل کتاب [= یهود و نصاری] و مشرکان بگو: «آیا شما هم تسلیم شده‌اید؟» اگر تسلیم شوند، قطعاً هدایت یافته‌اند و اگر رویگردان شدند [و سرپیچی کردند، اندوه مدار؛ زیرا] تو وظیفه‌ای جز رساندن [وحی] نداری؛ و الله به [احوال] بندگان بیناست

﴿21﴾ به راستی، کسانی ‌که به آیات الله کفر می‌ورزند و پیامبران را به ناحق [و فقط از روی ستم و دشمنی] می‌کشند و [نیز] کسانی را که به عدالت امر می‌کنند، به قتل می‌رسانند، آنان را به عذابی دردناک بشارت ده

﴿22﴾ آنان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده است و [در آخرت] هیچ یاوری ندارند

﴿23﴾ [ای پیامبر،] آیا داستان كسانى را كه بهره‌اى از كتاب [تورات‌] یافته‌اند ندانسته‌اى كه چون به [بازگشت به] سوى كتاب الله فراخوانده مى‌شوند تا میانشان حكم كند، گروهى از [علما و بزرگان] آنان [که حقیقت را خلاف میل و منفعت خود می‌بینند] به حال سرپیچی روى برمى‌تابند؟

﴿24﴾ این [رویگردانی از حق،] به سبب آن است که [به خیال خام خود] گفتند: «آتش [دوزخ] جز چند روزی به ما نخواهد رسید»؛ و این [افتراها] و دروغ‌هایی که می‌بافتند آنان را در دینشان فریفته ساخت

﴿25﴾ پس [حال پشیمانی‌شان] چگونه خواهد بود؟ [آری، در بدترین حال خواهد بود] آنگاه که آنان را برای روزی ‌که [هیچ] تردیدی در [وقوع] آن نیست گرد آوریم و به هر ‌کس [پاداش] آنچه که فراهم کرده است به تمام و کمال داده شود و به آنان ستم نخواهد شد

﴿26﴾ [ای پیامبر،] بگو: «بار الها، ای فرمانروایِ هستی، هر ‌کس را بخواهی حکومت می‌بخشی و از هر ‌کس بخواهی حکومت را بازپس می‌گیری؛ و به هر ‌کس بخواهی عزت [و قدرت] می‌دهی و هر ‌کس را بخواهی خوار می‌داری. [پروردگارا،] خوبی به دست توست و بی‌گمان، تو بر هر چیزی توانایی

﴿27﴾ شب را به روز در مى‌آورى و روز را به شب در مى‌آورى [و از طولِ یکی می‌کاهی و بر دیگری می‌افزایی] و [موجودِ] زنده را از [مادۀ] بی‌جان بیرون مى‌آورى [= رویشِ گیاه از دانه] و [مادۀ] بی‌جان را از [موجود] زنده خارج مى‌سازى [= بیرون آمدنِ تخم از پرندگان] و به هر ‌کس بخواهی، بی‌شمار روزی می‌دهی»

﴿28﴾ مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان، دوست خود بگیرند؛ و هر کس چنین کند، هیچ پیوندی با الله ندارد [و الله از او بیزار است]؛ مگر آنکه [ضعیف باشید و ناچار شوید با نرمی در گفتار و رفتار،] خویشتن را از [آزارِ] آنان در امان دارید [و به خاطر حفظ جانتان احتیاط کنید]؛ و الله شما را از [نافرمانی] خویش برحذر می‌دارد؛ و بازگشت [همه] به سوی الله است

﴿29﴾ [ای پیامبر، به مؤمنان] بگو: «اگر هر آنچه [از دوستی و محبتِ کافران که] در دل‌هایتان است، پنهان دارید یا آشکارش کنید، الله آن را می‌داند [و نیز] آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند؛ و الله بر هر چیزی تواناست»

﴿30﴾ [روز قیامت،] روزی [است] که هر کس آنچه را از کار نیک [و بد] انجام داده است حاضر می‌بیند و آرزو می‌کند میان او و اعمال بدی که انجام داده است فاصلۀ زیادی باشد؛ و الله شما را از [نافرمانی و کیفر] خود بر حذر می‌دارد؛ و الله نسبت به بندگان [خود] دلسوز است

﴿31﴾ [ای پیامبر،] بگو: «اگر الله را دوست ‌دارید، از من پیروی کنید تا الله شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد؛ و الله آمرزندۀ مهربان است»

﴿32﴾ [ای پیامبر،] بگو: «از الله و پیامبر [او] اطاعت کنید»؛ پس اگر پشت کردند [و سرپیچی نمودند]، قطعاً الله کافران را دوست ندارد

﴿33﴾ به راستی که الله، آدم و نوح و خاندان ‌ابراهیم و خاندان ‌عمران را بر جهانیان برگزید

﴿34﴾ فرزندانی که برخی از آنان، از [نسلِ] برخی دیگرند؛ [توحید، اعمال صالح، و اخلاق والا را از یکدیگر به میراث برده‌اند]؛ و الله شنوای داناست

﴿35﴾ [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی‌ که همسر عمران گفت: «پروردگارا، من آنچه را در شکم دارم برای تو نذر کردم که آزاد [از همه چیز، در خدمت بیت‌المقدس و عبادت‌کننده تو] باشد؛ پس از من بپذیر که تو خود شنوای دانایی»

﴿36﴾ پس هنگامی‌ که او را به دنیا آورد، گفت: «پروردگارا، من او را دختر زاده‌ام ـ ولی الله به آنچه او به دنیا آورده بود، داناتر بود ـ و پسر همانند دختر نیست، و من او را مریم نام نهادم و او و فرزندانش را از [شرِ] شیطانِ رانده‌شده، در پناه تو قرار مى‌دهم»

﴿37﴾ آنگاه پروردگارش او [= مریم] را به نیکویی پذیرفت و [نهالِ وجودش را] به شیوۀ شایسته‌ای پرورش داد و سرپرستی‌اش را به زکریا سپرد. هر گاه زکریا وارد عبادتگاه [او] می‌شد، نزدش غذایی می‌یافت [پس با شگفتی] می‌گفت: «ای مریم، این [غذا] از کجا برایت آمده است؟» [مریم] می‌گفت: «این [غذا] از جانب الله است. بی‌گمان، الله به هر ‌کس بخواهد، بی‌شمار روزی می‌بخشد»

﴿38﴾ آنجا [بود که] زکریا پروردگارش را خواند [و] گفت: «پروردگارا، از جانب خویش فرزندى پاک و پسندیده به من عطا كن [که] بی‌تردید، تو شنوندۀ دعایی»

﴿39﴾ پس در حالی ‌که او [= زکریا] ایستاده در عبادتگاه [خود] نماز می‌خواند، فرشتگان او را ندا دادند که: «الله تو را به [ولادتِ] یحیی بشارت می‌دهد [که] تصدیق‌کنندۀ کلمۀ الله [= عیسی] است و [در علم و عبادت، بر قوم خویش] سرور است و پارساست [= به شهوات توجهی ندارد] و پیامبری از شایستگان است»

﴿40﴾ [زکریا] گفت: «پروردگارا، چگونه فرزندی خواهم داشت، حال آنکه پیری به سراغم آمده و همسرم [نیز] نازاست؟» [الله] فرمود: «[امر آفرینش] چنین است [که] الله هر چه بخواهد، انجام مى‌دهد»

﴿41﴾ [زکریا] گفت: «پروردگارا، برایم نشانه‌ای قرار بده»؛ [الله] فرمود: «نشانه‌ات این است که سه [شبانه] روز، [بدون اینکه بیمار باشی] جز با اشاره، قادر به سخن گفتن با مردم نیستی [پس صبور باش] و پروردگارت را بسیار یاد کن و شامگاهان و صبحگاهان [او را] تسبیح گوی»

﴿42﴾ و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که فرشتگان گفتند: «ای مریم، الله تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را [در عصرِ خودت،] بر زنان جهان برتری داده است

﴿43﴾ ای مریم، [همواره] عبادتگرِ پروردگار خویش باش و [برای او] سجده بگزار و همراه رکوع‌کنندگان رکوع کن»

﴿44﴾ [ای پیامبر،] این [خبر،] از خبرهای غیبی است که به تو وحی می‌کنیم. و تو هنگامی که [علمای مذهبی یهود] قلم‌هایشان را [برای قرعه‌کشی به آب] می‌افکندند تا [تعیین کنند] کدام‌یک سرپرستی مریم را به عهده گیرد، نزدشان نبودی؛ و [نیز] وقتی که [بر سر این موضوع] با یکدیگر کشمکش می‌کردند، کنارشان حضور نداشتی

﴿45﴾ و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که فرشتگان گفتند: «ای مریم، الله تو را به کلمه‌ای از جانب خویش بشارت می‌دهد که نامش مسیح ـ عیسی پسر مریم ـ است؛ در حالی ‌که [او] در دنیا و آخرت آبرومند و از نزدیکان [درگاه الهی] است

﴿46﴾ او در گهواره [به اعجاز،] و در میانسالی [به وحی الهی‌] با مردم سخن می‌گوید و از شایستگان است»

﴿47﴾ [مریم] گفت: «پروردگارا، چگونه فرزندی خواهم داشت در حالی که [هیچ] بشری به من دست نزده است؟» [فرشته] گفت: «الله بدین‌سان هر چه را بخواهد می‌آفریند [و] هر گاه چیزی را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: "باش" آنگاه آن [چیز بی‌درنگ] موجود می‌شود»

﴿48﴾ و [نیز بشارت داد كه الله] به او نوشتن و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد

﴿49﴾ و پیامبری به سوی بنی‌اسرائیل است که [به آنان می‌گوید:] «من از سوی پروردگارتان برای شما نشانه‌ای آورده‌ام: من از گِل برایتان [چیزی] به شکل پرنده می‌سازم؛ آنگاه در آن می‌دَمم و به فرمان الله [آن گِلِ بی‌جان، تبدیل به] پرنده‌ای می‌شود؛ و [همچنین] به فرمان الله، کورِ مادرزاد و مبتلایان به پیسی را بهبودی می‌بخشم و مردگان را زنده می‌کنم و از آنچه می‌خورید و در خانه‌هایتان ذخیره می‌کنید به شما خبر می‌دهم. مسلماً اگر ایمان داشته باشید، در این [معجزات] نشانه‌ای برای شماست [که نبوّتم را باور کنید]

﴿50﴾ و [مى‌گوید: «آمده‌ام تا] تصدیق‌كنندۀ تورات باشم كه پیش از من [نازل شده‌] است؛ و [فرستاده شده‌ام] تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده بود، حلال کنم؛ و نشانه‌ای از طرف پروردگارتان برای شما آورده‌ام؛ پس از الله پروا نمایید و مرا اطاعت کنید

﴿51﴾ به راستی که الله، پروردگار من و پروردگار شماست؛ پس او را عبادت کنید [که] راه راست این است»

﴿52﴾ سپس چون عیسی به کفر آنان پی برد گفت: «چه کسانی یاوران من [در راه دعوت] به سوی الله هستند؟» حواریون گفتند: «ما یاوران [دینِ] الله هستیم؛ به الله ایمان آورده‌ایم و [تو نیز ای عیسی،] گواه باش که ما تسلیم [او] هستیم

﴿53﴾ پروردگارا، به آنچه نازل کرده‌ای ایمان آوردیم و از فرستادۀ [تو] پیروی نمودیم؛ پس ما را در زمرۀ گواهان [به حق و مؤمنان به پیامبرت] بنویس»

﴿54﴾ [پس از مدتی کافران بنی‌اسرائیل برای کشتن عیسی] مکر ورزیدند و الله [نیز در پاسخشان] تدبیر نمود و الله بهترینِ تدبیرکنندگان است

﴿55﴾ [یاد کن از] هنگامی که الله [به عیسی] فرمود: «ای عیسی، من تو را [از زمین] برمی‌گیرم و به سوی خویش بالا می‌برم و تو را از [آلایش و تهمتِ] کسانی ‌که کفر ورزیدند، پاک می‌گردانم و تا روز رستاخیز، کسانی را که از تو پیروی کردند [و به محمد ایمان آوردند]، برتر از کسانی قرار می‌دهم که کفر ورزیدند. سپس بازگشتتان به سوی من است؛ آنگاه در [مورد] آنچه در آن اختلاف می‌کردید، میانتان داوری می‌کنم

﴿56﴾ اما کسانی را ‌که کفر ورزیدند، در دنیا و آخرت به عذابی سخت مجازات می‌کنم و یاورانی نخواهند داشت

﴿57﴾ و اما کسانی‌ که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، [الله] پاداششان را به طور کامل به آنان خواهد داد؛ و الله ستمکاران را دوست ندارد

﴿58﴾ [ای پیامبر،] اینها که [از ماجرای عیسی] بر تو می‌خوانیم، از نشانه‌ها[ی روشن] است [که بر راستگوییِ تو] و [درستیِ این] اندرز حکمت‌آمیز [= قرآن] دلالت دارد

﴿59﴾ در حقیقت، مَثَل عیسی نزد الله، همچون مَثل [خلقتِ] آدم است [که] او را از خاک آفرید سپس به او فرمود: «باش»؛ پس [بی‌درنگ] موجود شد

﴿60﴾ [آنچه دربارۀ عیسی بیان کردیم،] حقیقتی از جانب پروردگار توست؛ پس هرگز از تردید‌کنندگان مباش

﴿61﴾ پس [ای پیامبر،] هر کس [از نصرانی‌های نَجْران] پس از آن دانشى كه دربارۀ او [= عیسی] برایت [حاصل‌] آمده است با تو بحث و جدل ‌كند، [به آنها] بگو: «بیایید [همگی را] فرابخوانیم: پسران ما و پسران شما و زنان ما و زنان شما و خود ما و شما [نیز حاضر شویم]؛ سپس به [درگاه الهی تضرّع و] دعا كنیم و لعنتِ الله را بر دروغگویان قرار دهیم»

﴿62﴾ این همان داستان حقیقی [مسیح] است، و هیچ معبودی [به‌حق] جز الله نیست و بی‌گمان، الله ذات شکست‌ناپذیر [و] حکیم است

﴿63﴾ پس اگر [از سخن حق] روی گردانند، [بدان که] الله از [حال] مفسدان آگاه است

﴿64﴾ [ای پیامبر،] بگو: «ای اهل کتاب، به سوی سخنی بیایید که میان ما و شما عادلانه است [و انحرافی از حق در آن نیست:] که جز الله را عبادت نکنیم و چیزی را [در قدرت و تدبیر] با او شریک نسازیم و برخی از ما برخی دیگر را به جای الله، معبود نگیرند». اگر آنان [از این دعوت] روی گرداندند، پس [ای مؤمنان، به آنان] بگویید: «گواه باشید كه ما تسلیم [اوامر الهی] هستیم»

﴿65﴾ ای اهل کتاب، چرا دربارۀ ابراهیم مجادله می‌کنید؛ در حالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شده است؟ آیا نمی‌اندیشید؟

﴿66﴾ هان! شما [اهل کتاب] کسانی هستید که دربارۀ آنچه نسبت به آن آگاهی و علم داشتید، بحث و ستیز می‌کردید؛ پس چرا [اینک] در مورد چیزی که به آن علم ندارید [و در کتاب‌هایتان نیامده است] بحث و ستیز می‌کنید؟ در حالی که الله [حقایق امور را] می‌داند و شما نمی‌دانید

﴿67﴾ ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه حق‌گرایی مسلمان بود و هرگز از زمرۀ مشرکان نبود

﴿68﴾ به راستی، سزاوارترین مردم به ابراهیم همان کسانی هستند که از او پیروی کرده‌اند؛ و [از جمله] این پیامبر [شما محمد] و کسانی‌ که [مسلمانند و به او] ایمان آورده‌اند؛ و الله [یار و] کارسازِ مؤمنان است

﴿69﴾ [ای مؤمنان،] گروهی از اهل کتاب آرزو می‌کردند کاش شما را گمراه می‌کردند؛ در حالی‌ که جز خودشان [کسی] را گمراه نمی‌کنند و[لی] نمی‌فهمند

﴿70﴾ ای اهل کتاب، چرا به آیات الله کافر می‌شوید، در حالی که خود [به درستیِ آن] گواهی می‌دهید؟

﴿71﴾ ای اهل کتاب، چرا حق را به باطل می‌آمیزید و حقیقت [= پیامبریِ محمد] را پنهان می‌کنید در حالی که خود می‌دانید؟

﴿72﴾ گروهی از [علمای] اهل کتاب [به یکدیگر] گفتند: «در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان نازل شده است ایمان بیاورید و در پایان [روز] کافر شوید؛ شاید آنان [نیز تردید کنند و از اسلام] برگردند

﴿73﴾ و [اینکه] ایمان نیاورید مگر به کسی‌ که از دین شما پیروی می‌کند». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «در حقیقت، هدایت [راستین]، هدایتِ الله است. [دوباره گفتند: «هرگز چیزی به مسلمانان نیاموزید و اجازه ندهید] به کسی نظیر آنچه به شما داده شده است، داده شود یا [دلیلی در اختیارشان نگذارید که بتوانند] در پیشگاه پروردگارتان با شما بحث کنند». [ای پیامبر،] بگو: «بی‌تردید، فضل [و برتری] به دست الله است؛ آن را به هر ‌کس بخواهد می‌بخشد؛ و الله گشایشگرِ داناست

﴿74﴾ رحمت خویش را به هر ‌کس بخواهد اختصاص می‌دهد؛ و الله دارای بخشش بزرگ [و بی‌اندازه] است»

﴿75﴾ از اهل کتاب کسی هست که اگر مال فراوانی به او امانت دهی، آن را به تو بازمی‌گرداند؛ و از [میان] آنان کسی هست که اگر او را بر دیناری امین بشماری، آن را به تو بازنمی‌گردانَد؛ مگر آنکه پیوسته بر [دریافتِ] آن ایستادگى كنى. این به سبب آن است که آنان می‌گویند: «در مورد [خوردن اموالِ] امّیها [= غیر یهود]، گناهی بر ما نیست»؛ و [بدین گونه، آنان] در حالی ‌که [حقیقت را] می‌دانند، بر الله دروغ می‌بندند

﴿76﴾ آری، [این کار، گناه است؛ اما] هر ‌کس به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری نماید، [بداند که] بی‌تردید، الله پرهیزگاران را دوست دارد

﴿77﴾ کسانی که پیمان الله [دربارۀ اجرای احکام] و سوگند‌های خود [دربارۀ پیروی از محمد] را به بهای ناچیزی می‌فروشند، یقیناً بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت و الله روز قیامت با آنان سخن نمی‌گوید و به آنان نمی‌نگرد و آنها را [از گناه] پاک نمی‌سازد و عذاب دردناکی [در پیش] دارند

﴿78﴾ و گروهی از آنان [= یهود] هستند که زبان خود را به [هنگام تلاوت] کتاب [تورات] چنان می‌گردانند [و آن را تحریف می‌کنند] که گمان کنید [آنچه می‌خوانند واقعاً] از [مطالبِ آن] کتاب [آسمانی] است، در حالی که از آن کتاب نیست؛ و [باز به دروغ] می‌گویند: «آن [جملات] از جانب الله است»؛ در صورتی که از جانب الله نیست و بر الله دروغ می‌بندند، در حالی که خود [نیز حقیقت را] می‌دانند

﴿79﴾ برای هیچ بشری سزاوار نیست که الله به او کتاب و حُکم [= دانش و فهم] و پیامبری دهد، سپس او به مردم بگوید: «به جای الله، بندگان من باشید». بلکه [سزاوار است که پیامبران به مردم بگویند:] «به خاطر آنکه کتاب [تورات] را آموزش می‌دادید و از آنجا که [عقاید و احکام آن را] فرا می‌گرفتید، [فقیهان و دانشمندان] الهی باشید»

﴿80﴾ و نه اینکه به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را [به جای الله،] صاحب‌اختیار [معبود] بگیرید. آیا [این شخص] شما را پس از آنکه مسلمان شدید، به کفر فرمان می‌دهد؟

﴿81﴾ و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامى كه الله از پیامبران پیمان گرفت [و فرمود:] «هر گاه به شما كتاب و حكمتى دادم و آنگاه فرستاده‌اى [= محمد] به سویتان آمد كه آنچه را با شماست تصدیق كرد، باید به او ایمان آورید و یاری‌اش کنید». [آنگاه] فرمود: «آیا اقرار کردید و پیمان محکم مرا در این باره پذیرفتید؟» [آنان] گفتند: «اقرار کردیم». [الله] فرمود: «پس [بر خود و امت‌هایتان] گواه باشید و من [نیز] با شما از گواهانم»

﴿82﴾ پس هر ‌کس بعد از این [پیمان، از عهد خویش] روی بگردانَد، آنانند که فاسقند»

﴿83﴾ آیا [کافران، آیینی] جز دین الله را می‌جویند؟ حال آنکه هر ‌کس [و هر چه] در آسمان‌ها و زمین است ـ خواه ناخواه ـ سر به فرمان او نهاده است و [همگی] به سوی او بازگردانده می‌شوند

﴿84﴾ [ای پیامبر،] بگو: «به الله و آنچه بر ما نازل شده است ایمان آوردیم و [همچنین به] آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و [پیامبرانی که از] نوادگان [یعقوب بودند] نازل گردیده است و آنچه به موسی و عیسی و [دیگر] پیامبران از جانب پروردگارشان داده شده است؛ میان هیچ‌یک از آنان فرقی نمی‌گذاریم و تسلیمِ او هستیم»

﴿85﴾ هر ‌کس دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است

﴿86﴾ چگونه الله قومی را هدایت می‌کند که بعد از ایمانشان و [پس از آنکه] گواهی دادند به اینکه پیامبر [اسلام] بر حق است و برایشان دلایل روشن آمد، کافر شدند؟ و قطعاً الله قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند

﴿87﴾ جَزایشان این است که لعنتِ الله و فرشتگان و مردم، همگی بر آنهاست

﴿88﴾ در آن [لعنت،] جاودانه می‌مانند؛ نه عذاب از اینان کاسته می‌شود و نه مهلت [عذر و توبه] می‌یابند

﴿89﴾ مگر کسانی‌ که پس از آن توبه کردند و [با درستکاری، رفتارشان را] اصلاح نمودند؛ که بی‌گمان، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿90﴾ به راستی، کسانی که پس از ایمان خود کافر شدند و بر کفر [خویش] افزودند، هرگز توبۀ آنان پذیرفته نخواهد شد و آنان قطعاً گمراهند

﴿91﴾ کسانی که کفر ورزیدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر زمین پر از طلا باشد و [بتوانند] آن را به عنوان فدیه [و کفّارۀ اعمال بدِ خویش] بپردازند، هرگز از هیچ‌یک از آنها پذیرفته نخواهد شد و مجازاتی دردناک [در پیش] دارند و یاورانی نخواهند داشت

﴿92﴾ [ای مؤمنان،] هرگز به [منزلت و ثواب] نیکوکاری دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و بی‌تردید، الله به آنچه انفاق می‌کنید داناست

﴿93﴾ همۀ غذاها برای بنی‌اسرائیل حلال بود، مگر آنچه یعقوب پیش از نزول تورات بر خود حرام کرده بود. [ای پیامبر، به یهود] بگو: «اگر راست می‌گویید [و سخنم را باور ندارید]، تورات را بیاورید و آن را بخوانید»

﴿94﴾ پس هر ‌کس بعد از این، بر الله دروغ بندد، آنانند که ستمکارند

﴿95﴾ [ای پیامبر،] بگو: «الله [در مورد یعقوب و هر چه نازل فرموده است] راست گفت؛ پس از آیین ابراهیم پیروی کنید که حق‌گرا بود و هرگز در زمرۀ مشرکان نبود»

﴿96﴾ در حقیقت، نخستین خانه‌ای که برای [عبادت] مردم قرار داده شد، همانی است که در مکه قرار دارد که پربرکت و [مایۀ] هدایت جهانیان است

﴿97﴾ در آن [خانه،] نشانه‌های روشن، [از جمله] مقام ابراهیم است و [دیگر اینکه] هر ‌کس وارد آن [حرم] شود، در امان خواهد بود؛ و بر مردم [واجب] است كه براى [عبادتِ] الله قصد آن خانه كنند [البته برای] کسی که توانایی [مالی و جسمی] رفتن به سوی آن را دارد؛ و هر ‌کس [به فریضۀ حج] کفر ورزد، بی‌تردید، الله از جهانیان بی‌نیاز است

﴿98﴾ [ای پیامبر،] بگو: «ای اهل کتاب، چرا به آیات الله کفر می‌ورزید؟ حال آنکه الله بر آنچه می‌کنید، گواه است»

﴿99﴾ بگو: «ای اهل کتاب، چرا کسی را که ایمان آورده ‌است از راهِ الله باز می‌دارید و آن را منحرف می‌خواهید؟ در حالی که شما [خود به درستیِ آن] گواهید؛ و الله از آنچه می‌کنید غافل نیست»

﴿100﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، اگر از گروهی از اهل کتاب اطاعت کنید، شما را پس از ایمانتان به کفر بازمی‌گردانند

﴿101﴾ و چگونه شما کافر مى‌شوید در حالی که آیات الله بر شما خوانده می‌شود و پیامبرش میان شماست؟ و هر ‌کس به [کتاب] الله [و سنت پیامبرش] تمسّک جوید، قطعاً به راه راست هدایت شده ‌است

﴿102﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، از الله ـ‌آن گونه که شایستۀ پروا کردن از اوست‌ـ پروا کنید و جز در حال مسلمانی نمیرید

﴿103﴾ و همگی به ریسمان الله [= دین الله] چنگ زنید و پراکنده نشوید؛ و نعمت [بزرگِ] الله را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل‌هایتان الفت ایجاد کرد و به [لطف و برکتِ] نعمتش برادر [یکدیگر] شدید؛ در حالی‌که [پیش از آن، به خاطر کفرتان،] بر لبِ پرتگاه آتش قرار داشتید [که] الله شما را از آن نجات داد. الله اینچنین آیات خود را برایتان آشکار می‌سازد؛ باشد که هدایت یابید

﴿104﴾ و [ای مؤمنان،] باید گروهی از شما باشند که [مردم را] به نیکی دعوت کنند و به [کارهای] شایسته فرمان دهند و از [امور] ناپسند بازدارند؛ و آنانند که رستگارند

﴿105﴾ و مانند کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، پراکنده شدند و اختلاف کردند. اینان عذابی سهمگین [در پیش] دارند

﴿106﴾ روزی‌ که چهره‌هایی سپید و چهره‌هایی سیاه می‌گردد؛ اما [به] کسانی که چهره‌هایشان سیاه شده است [گفته می‌شود:] «آیا بعد از ایمانتان کافر شدید؟ پس به سبب آنچه کفر می‌ورزیدید، عذاب را بچشید»

﴿107﴾ و اما کسانی که چهره‌هایشان سپید گشته است، در رحمتِ الله [در بهشتِ برین] جای می‌گیرند و در آن جاودانند

﴿108﴾ [ای پیامبر،] اینها آیات الله است که آن را به‌حق بر تو می‌خوانیم؛ و الله [هیچ گاه] ستمی برای جهانیان نمی‌خواهد

﴿109﴾ و هر چه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ الله است و [همۀ] کارها به سوی الله بازگردانده می‌شود

﴿110﴾ [ای امت محمد،] شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‌اید: به کار نیک فرمان می‌دهید و از کارِ ناپسند بازمی‌دارید و به الله ایمان دارید؛ و اگر اهل کتاب [نیز] ایمان می‌آوردند، قطعاً برایشان بهتر بود؛ برخی از آنان مؤمنند و[لی] بیشتر آنان [فاسق و] نافرمانند

﴿111﴾ [فاسقان اهل کتاب] جز آزاری اندک [همچون طعنه و تمسخر] هرگز زیانی به شما نخواهند رساند و اگر با شما بجنگند، [شکست می‌خورند و] به شما پشت می‌کنند؛ آنگاه [نیز از سوی هیچ کس] یاری نمی‌شوند

﴿112﴾ [یهود] هر کجا یافت شوند، [داغِ ننگ و] خواری بر آنان زده شده است؛ جز در پناه الله یا پناه مردم، [امنیت نمی‌یابند]؛ و آنان به خشمی از الله گرفتار شده‌اند و [داغِ] درماندگی [و بدبختی] بر آنان زده شده است. این به سبب آن بود که به آیات الله کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند؛ [و نیز] این [کیفر] به خاطر آن بود که نافرمانی کردند و از حدود [الهی] تجاوز می‌نمودند

﴿113﴾ [ولی همۀ آنان] یکسان نیستند. گروهی از اهل کتاب هستند که درستکارند [و] در دل شب، در حالی که به نماز ایستاده‌اند، آیات الله را می‌خوانند،

﴿114﴾ [برخی از] آنان به الله و روز قیامت ایمان دارند و [مردم را] به نیکی امر می‌کنند و از بدی باز می‌دارند و در [انجام] کارهای نیک می‌شتابند و آنان از زمرۀ شایستگانند

﴿115﴾ و هر کار نیکی که انجام دهند، هرگز دربارۀ آن ناسپاسی نخواهند دید [=نیکی‌هایشان نزد الله محفوظ است]؛ و الله به [حال] پرهیزگاران داناست

﴿116﴾ بی‌گمان، کسانی که کفر ورزیدند، هرگز اموال و فرزندانشان چیزی از [عذاب] الله را از آنان دفع نخواهد کرد و آنان اهل آتشند [و] جاودانه در آن می‌مانند

﴿117﴾ مَثَل آنچه [کافران] در این زندگی دنیا انفاق می‌کنند، همانند بادی است که سرمای سختی با خود دارد و به کشتزار قومی که بر خود ستم کرده‌اند می‌رسد و نابودش می‌سازد. الله به آنان ستم نکرده است، بلکه آنان خود بر خویشتن ستم کرده‌اند

﴿118﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان [دوست و] همراز نگیرید. آنان از هیچ نابکاری [و شرّی] در حق شما کوتاهی نمی‌کنند [و] دوست دارند که شما در رنج و زحمت باشید. در حقیقت، [نشانه‌های] دشمنی، از گفتارشان آشکار ‌است و آنچه در دل‌هایشان پنهان می‌دارند بزرگ‌تر است. اگر بیندیشید، قطعاً [خواهید دانست که] ما نشانه‌ها[ی پندآموز و راه سعادت دنیا و آخرت] را برایتان به روشنی بیان کرده‌ایم

﴿119﴾ هان! شما [ای مؤمنان،] کسانی هستید که آنان را دوست ‌دارید در حالی‌ که آنها شما را دوست ندارند و شما به همۀ کتاب[های آسمانی] ایمان دارید [ولی آنان به قرآن ایمان ندارند]؛ و چون با شما ملاقات می‌کنند می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم» و چون تنها می‌شوند، از شدت خشم بر شما، سرانگشتان [خود] را به دندان می‌گزند. [ای پیامبر، به آنان] بگو: «به خشمِ خود بمیرید». بی‌گمان، الله از [راز] درون سینه‌ها آگاه است

﴿120﴾ [ای مؤمنان،] اگر به شما نیکی [و خوشی] رسد، آنان را اندوهگین می‌سازد و اگر به شما بدی [و گزندی] رسد، به آن شادمان می‌شوند؛ و اگر [بر تقدیر الهی] صبر و پرهیزگاری نمایید، مکر و نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند؛ [چرا که] بی‌تردید، الله به آنچه می‌کنند احاطه دارد

﴿121﴾ و [ای پیامبر، به یاد آور] زمانی که [در جنگ احد،] بامدادان از خانه و کاشانه‌ات بیرون آمدی [و] مؤمنان را برای جنگیدن در سنگرهای نظامی مستقر می‌کردی؛ و الله شنوای داناست

﴿122﴾ و [به یاد آور] هنگامی که دو گروه از شما [= بنی‌سَلَمه و بنی‌حارثه] خواستند سستی ورزند [و همراه منافقان به مدینه بازگردند]؛ ولی الله یاور [و نگهدار] آنان بود؛ و مؤمنان باید تنها بر الله توکل کنند

﴿123﴾ و [ای مؤمنان،] بی‌گمان، الله شما را در [جنگ] بدر در حالی یاری کرد که [به سبب کمبود افراد و اسلحه] ناتوان بودید؛ پس از الله پروا کنید؛ باشد که شکر [نعمت‌هایش را] به جای آورید

﴿124﴾ [ای پیامبر، به یاد آور] آنگاه که به مؤمنان می‌گفتی: «آیا برایتان کافی نیست که پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته که [از آسمان] فرود می‌آیند یاری کند؟»

﴿125﴾ آرى، اگر شكیبایى و پارسایى كنید و دشمنان در این [هیجان و] شتاب خویش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشتۀ نشاندار یارى خواهد كرد

﴿126﴾ و الله آن [وعده یاری] را جز بشارتی برای [پیروزی] شما قرار نداد تا [به وسیله آن] دل‌هایتان به آن آرامش گیرد؛ و [گرنه] پیروزی جز از جانب الله شکست‌ناپذیرِ حکیم نیست

﴿127﴾ [این پیروزی برای آن بوده]تا [الله] گروهی از کسانی ‌را که کفر ورزیدند، هلاک سازد یا خوار و مغلوبشان نماید تا مأیوس [و خوار به مکه] بازگردند

﴿128﴾ [ای پیامبر،] هیچ چیزی از کار [بندگان] در دست تو نیست؛ یا [الله] توبۀ آنان [= مشرکان] را می‌پذیرد [و از گناهشان درمی‌گذرد] یا عذابشان می‌کند؛ زیرا آنان ستمکارند

﴿129﴾ آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ الله است. او تعالی هر کس را که بخواهد [به رحمت] می‌آمرزد و هر کس را بخواهد [به عدالت] عذاب می‌کند؛ و الله آمرزندۀ مهربان است

﴿130﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ربا را [با سودِ] چندبرابر نخورید و از الله پروا کنید؛ باشد که رستگار شوید

﴿131﴾ و از آتشی که برای کافران آماده شده است بپرهیزید

﴿132﴾ و از الله و پیامبر اطاعت کنید؛ باشد که مورد رحمت [الله] قرار گیرید

﴿133﴾ و به سوی آمرزش پروردگارتان و بهشتی بشتابید که گسترۀ آن [به اندازۀ] آسمان‌ها و زمین است [و] برای پرهیزگاران مهیا شده‌ است

﴿134﴾ آن کسانی ‌که در [هنگام] توانگری و تنگدستی انفاق می‌کنند و خشم خود را فرومی‌برند و از مردم درمی‌گذرند؛ و الله نیکوکاران را دوست دارد

﴿135﴾ و [همان] کسانی که چون مرتکب کار زشتی شدند یا بر خود ستم کردند، الله را یاد می‌کنند و برای گناهانشان آمرزش می‌خواهند ـ و جز الله چه کسی گناهان را می‌آمرزد؟ـ و بر آنچه کرده‌اند پافشاری نمی‌کنند در حالی ‌که می‌دانند [گناهکارند و الله بخشاینده و توبه‌پذیر است]

﴿136﴾ پاداش اینان، آمرزشی از [جانب] پروردگارشان است و باغ‌هایی که از زیر [درختان] آن جویبار‌ها جاری است؛ جاودانه در آن می‌مانند؛ و پاداش [نیکوکاران و] اهل عمل چه نیکوست

﴿137﴾ [ای آسیب‌دیدگانِ اُحُد،] بی‌تردید، پیش از شما [نیز مؤمنانی بوده‌اند که رنج کشیدند و] سنت‌هایی گذشته است؛ پس در زمین بگردید و بنگرید که سرانجامِ تکذیب‌کنندگان [آیات الهی] چگونه بوده است

﴿138﴾ این [قرآن،] بیانی آشکار برای مردم و هدایت و اندرزی برای پرهیزگاران است

﴿139﴾ و [ای مؤمنان، از جهاد در راه الله] سست [و ضعیف] نشوید و اندوهگین نگردید؛ و [بدانید که] اگر ایمان داشته باشید، شما برترید

﴿140﴾ اگر [در اُحد] به شما جراحت [و آسیبی] رسید، به دشمنان شما نیز [در جنگ بدر به همان شکل] آسیب رسید [پس مقاومت کنید]. ما این روزها[ى شكست و پیروزى‌] را میان مردم مى‌گردانیم تا الله، مؤمنان [واقعى‌] را معلوم کند و از میان شما [مؤمنان]، شهیدانی برگیرد؛ و الله ستمکاران را دوست ندارد

﴿141﴾ و [ماجرای اُحُد وسیلۀ امتحان بود] تا الله کسانی را که ایمان آورده‌اند [از گناهانشان پاک کند] و خالص گرداند و کافران را نابود سازد

﴿142﴾ [ای اصحاب محمد،] آیا پنداشته‌اید که [تنها با ادعای ایمان،] به بهشت می‌روید، حال آنکه الله هنوز جهادگران و شکیبایان شما را معلوم نکرده است؟

﴿143﴾ و [ای مؤمنان،] به راستی که پیش از روبه‌روشدن با مرگ [در غزوۀ اُحُد]، آرزوی شهادت داشتید. سرانجام آن [معرکۀ جنگ‌] را دیدید و [اکنون پیش روی شماست و] به آن می‌نگرید

﴿144﴾ و محمد جز فرستاده‌ای نیست که پیش از او [نیز] رسولانی [بودند و] گذشتند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، به عقب بازمی‌گردید [و دین خود را رها می‌کنید]؟ و هر ‌کس [از عقیدۀ راستین خود] بازگردد، [بداند که‌] هرگز به الله زیانی نمی‌رساند و [به زودی] الله سپاسگزاران را پاداش خواهد داد

﴿145﴾ و هیچ کسی جز به فرمان الله نمی‌میرد [چرا که مرگ،] سرنوشتی است زماندار [و معین]؛ و هر ‌کس پاداش این دنیا را بخواهد، نصیبش می‌کنیم و هر ‌کس پاداش آخرت را بخواهد [نیز] نصیبش خواهیم کرد و [به زودی] سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد

﴿146﴾ و چه بسیار پیامبرانی که توده‌های انبوهی همراهشان نبرد کردند؛ آنان هیچ‎گاه در برابر [سختی‌ها و] آنچه که در راه الله به ایشان رسید سستی نورزیدند و [در مقابل دشمن] درمانده نشدند؛ و الله شکیبایان را دوست دارد

﴿147﴾ و سخنشان تنها این بود که: «پروردگارا، گناهانمان را بیامرز و از زیاده‌رویِ ما در کارمان [درگذر] و گام‌هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان»

﴿148﴾ پس الله، پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد؛ و الله نیکوکاران را دوست دارد

﴿149﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، اگر از کسانی ‌که کفر ورزیدند اطاعت کنید، شما را [به کفر] بازمی‌گردانند، آنگاه [در دنیا و آخرت] زیانکار می‌گردید

﴿150﴾ [بر کافران تکیه نکنید] بلکه، الله [یار و] کارسازِ شماست و او بهترینِ یاریگران است

﴿151﴾ به زودی در دل‌های کسانی که کفر ورزیدند بیم و هراس خواهیم افکند؛ به خاطر اینکه چیزی را شریک الله قرار داده‌اند که هیچ دلیلی بر [حقانیتِ] آن نازل نکرده ‌است؛ و جایگاهشان آتش است و جایگاه ستمکاران چه بد است

﴿152﴾ و آنگاه که در [آغاز جنگ احد،] به فرمان او، آنان [= کافران] را می‌کشتید، به راستی الله وعدۀ خود با شما را تحقق بخشید تا [اینکه در حفظ موقعیتِ خود] سست شدید و در کار [جنگ و جمع‌آوری غنیمت] با یکدیگر به نزاع پرداختید؛ و پس از آنکه [الله] آنچه را دوست می‌داشتید [= پیروزی] به شما نشان داد، [از دستور پیامبر] سرپیچی کردید؛ برخی از شما خواهان دنیا بودند و برخی خواهان آخرت. سپس [الله] برای آنکه شما را بیازماید، از [تعقیب] آنان منصرفتان کرد [و پیروزیتان به شکست انجامید] و [چون از گناه و کوتاهی خود در نافرمانی از رسول پشیمان شدید] از شما درگذشت؛ و الله نسبت به مؤمنان بخشش [بسیار] دارد

﴿153﴾ و [ای مؤمنان، به یاد آورید] هنگامی که [از میدان جنگ] مى‌گريختيد و [چنان ترسیده بودید که] به هیچ کس توجه نمی‌کردید و پیامبر [که در میدان جنگ مقاومت می‌کرد] از پشت سرتان شما را صدا می‌زد [که: «ای بندگان الله، به سوی من بشتابید»؛ ولی شما توجه نمی‌کردید]؛ پس [الله نیز] با اندوهی در پی اندوهی [دیگر] شما را مجازات کرد. این به سبب آن بود که بر آنچه از دست داده‌اید [= پیروزی و غنیمت] و آنچه بر سرتان آمده است [= شکست و ترس] اندوهگین نشوید و [بدانید که] الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿154﴾ سپس [الله] بعد از آن اندوه، آرامشی بر شما فروفرستاد [به گونه‌اى] كه گروهى از شما را [به سبب اطمینان و آرامشی که در دل‌هایشان بود] خوابى سبک فراگرفت و گروهی دیگر [= منافقان] تنها در فکر جان خود بودند و دربارۀ الله گمان‌های ناروا [و باطلی] همچون گمان‌های [دوران] جاهلیت داشتند. آنان می‌گفتند: «آیا ما در این کار اختیاری داریم؟» [ای پیامبر، به آنان] بگو: «همۀ کارها [و شکست و پیروزی] به دست الله است». آنها چیزی را در دل‌هایشان پنهان می‌دارند که برای تو آشکار نمی‌سازند [و] می‌گویند: «اگر در این کار اختیار داشتیم، در اینجا کشته نمی‌شدیم». بگو: «اگر شما در خانه‌های خود نیز بودید، کسانی ‌که کشته‌شدن بر آنان مقرر شده بود، قطعاً [با پاى خود] به سوى قتلگاه‌های خویش مى‌رفتند». و [این رویدادها] برای آن است که الله آنچه را در سینه‌هایتان [پنهان] ‌دارید [در عمل] بیازماید و آنچه را در دل‌هایتان است پاک گردانَد؛ و الله از [راز] درون سینه‌ها آگاه است

﴿155﴾ [ای اصحاب پیامبر،] افرادی از شما که در روزِ برخورد دو گروه [مسلمانان و کافران در جنگ احد] فرار کردند، در حقیقت، شیطان آنان را به سبب بعضی از کردار [و گناهانی] که مرتکب شده بودند دچار لغزش نمود و قطعاً الله از آنان درگذشت. بی‌گمان، الله آمرزندۀ بردبار است

﴿156﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، مانند افرادی نباشید که کفر ورزیدند و دربارۀ برادرانشان ـ هنگامی که [در پیِ کسبِ روزی] به سفر رفتند [و مُردند] یا در جنگ شرکت کردند [و کشته شدند]ـ گفتند: «اگر آنان نزد ما بودند، نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند». [این اعتقاد، در وجودشان نهاده شد] تا [این گونه،] الله [اندوه و] حسرتی در دل‌هایشان قرار دهد؛ و الله [است که] زنده می‌کند و می‌میراند؛ و الله به آنچه می‌کنید، بیناست.‌

﴿157﴾ و اگر در راه الله کشته شوید یا بمیرید، قطعاً آمرزش و رحمت الله بهتر است از [تمام] آنچه آنان [= دنیادوستان] جمع‌آوری می‌کنند

﴿158﴾ و اگر بمیرید یا [در عرصۀ جهاد] کشته شوید، یقیناً به سوی الله محشور می‌شوید

﴿159﴾ [ای پیامبر،] به [برکتِ] رحمت الهی است که تو با آنان [= اصحاب،] نرم‌خو [و مهربان] شدی؛ و اگر تندخو و سنگدل بودی، قطعاً از اطرافت پراکنده می‌شدند؛ پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن و آنگاه که تصمیم [بر انجام کاری] گرفتی، بر الله توکل کن؛ [چرا که] بی‌تردید، الله توکل‌کنندگان را دوست ‌دارد

﴿160﴾ اگر الله شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد و[لی] اگر شما را به خود واگذارد، کیست که پس از او یاری‌تان کند؟ و مؤمنان باید تنها بر الله توکل کنند

﴿161﴾ و سزاوار نیست هیچ پیامبری [با گرفتن سهمی اضافی از غنایم، به اصحابش] خیانت کند؛ و هر کس خیانت کند، روز قیامت، با آنچه [در آن] خیانت کرده است می‌آید؛ سپس به هر ‌کس [جزای] آنچه [از نیک و بد] کرده است به طور کامل داده می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد

﴿162﴾ آیا کسی‌ که در پیِ رضایتِ الله است، همانند کسی است که دچار خشمی از جانب الله گشته و جایگاهش دوزخ است؟ و [دوزخ] چه بد جایگاهی است

﴿163﴾ [هر یک از] اینان، درجاتی [متفاوت] نزد الله دارند و الله به آنچه می‌کنند بیناست

﴿164﴾ به راستی، الله بر مؤمنان منت نهاد ‌که میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او [= قرآن] را برایشان بخوانَد و [از گناه] پاکشان گردانَد و به آنان کتاب [= قرآن] و حکمت [= سنت] بیا‌موزد؛ و قطعاً پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند

﴿165﴾ [ای مؤمنان،] آیا چون [در جنگ اُحُد] به شما مصیبتى رسید ـ [با آنكه در جنگ بدر] دو برابرش را [به دشمنان خود] رساندید ـ گفتید: «این [مصیبت‌] از كجا [به ما] رسید؟» [ای پیامبر،] بگو: «آن [شکست] از جانب خودتان [و نتیجۀ نافرمانی از دستور پیامبر] است». بی‌گمان، الله بر هر کاری تواناست

﴿166﴾ و روزی‌ که [در جنگ احد] دو گروه [مؤمنان و کافران] با هم برخورد کردند، آنچه به شما رسید، به فرمانِ الله بود [تا شما را بیازماید] و مؤمنان را معلوم نمايد

﴿167﴾ و کسانی‌ را که نفاق ورزیدند [نیز] معلوم نمايد که [چون] به ایشان گفته شد: «بیایید در راه الله بجنگید یا [از خانواده و قبیله‌تان] دفاع کنید». گفتند: «اگر می‌دانستیم جنگی روی خواهد داد، حتماً از شما پیروی می‌کردیم». آنان در آن هنگام به کفر نزدیک‌تر بودند تا ایمان؛ به زبان خویش چیزی می‌گویند که در دل‌هایشان نیست و الله به آنچه [در دل] پنهان می‌کنند، آگاه‌تر است

﴿168﴾ کسانی‌ که [خود در خانه] نشستند [از جهاد سر باز زدند] و دربارۀ برادران شان گفتند: «اگر آنها از ما پیروی می‌کردند، کشته نمی‌شدند». [ای پیامبر، به این منافقان] بگو: «اگر راست می‌گویید، پس مرگ را از خود دور سازید»

﴿169﴾ هرگز کسانی را که در راه الله کشته شده‌اند مُرده مپندار؛ بلکه زنده‌اند [و] نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند

﴿170﴾ آنان به آنچه الله از فضل خود برایشان داده ‌است شادمانند و براى [سرانجامِ نیک] كسانى كه [راه] آنان را پى گرفته‌اند و [هنوز] به آنان نپیوسته‌اند شادى مى‌كنند؛ چرا كه [هیچ یک از] اینان ترس و ‌اندوهى نخواهند داشت

﴿171﴾ [همچنین] به نعمت و فضل الله شادمانند و اینکه [می‌بینند] الله پاداش مؤمنان را تباه نمی‌کند

﴿172﴾ کسانی ‌که دعوت الله و پیامبر را ـ پس از آنکه [در غزوۀ احد] به آنان جراحت [و سختی بسیار] رسید ـ اجابت کردند [و برای تعقیب مشرکان به سوی «حَمراء الاسد» رفتند]، برای [آن عده از] اینان که نیکی و پرهیزگاری کردند، پاداش بزرگی [در پیش] است

﴿173﴾ همان کسانی‌ که برخی [از مشرکان] به آنان گفتند: «مردم [مکه] برای [جنگ با] شما گِرد آمده‌اند؛ پس از آنها بترسید» و[لی این سخن] بر ایمانشان افزود و گفتند: «الله برای [محافظت از] ما بس است و [او] بهترین [مراقب و] کارساز است»

﴿174﴾ پس به نعمت و فضل الله [از حمراء الاسد به مدینه] بازگشتند در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود و همچنان در پیِ [کسبِ] رضایتِ الله بودند؛ و الله فضل و بخشش بزرگی دارد

﴿175﴾ در حقیقت، این شیطان است که [شما را از هیبت پوشالیِ] دوستانش می‌ترساند؛ پس اگر ایمان دارید، از آنان [= مشرکان] نترسید و از من بترسید

﴿176﴾ و [ای پیامبر،] کسانی‌ که در [یاری کردنِ] کفر می‌شتابند، تو را اندوهگین نسازند. یقیناً آنان هرگز زیانی به الله نمی‌رسانند. الله می‌خواهد که بهره‌ای برایشان در آخرت قرار ندهد و عذابی بزرگ [در پیش] دارند

﴿177﴾ به راستی، کسانی ‌که کفر را به [بهای] ایمان خریدند، هرگز به الله زیانی نمی‌رسانند و عذابی دردناک [در پیش] دارند

﴿178﴾ و کسانی ‌که کافر شدند، مپندارند که چون [با زندگی طولانی] به آنان مهلت می‌دهیم به سودشان است. جز این نیست که به آنان مهلت می‌دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و عذابی خفت‌بار [در پیش‌] دارند

﴿179﴾ [ای مؤمنان،] چنین نبود [و از حکمت الهی نیست] که الله، مؤمنان را بر این حال كه شما هستید [واگذارد و مؤمن و منافق را در کنار یکدیگر] رها سازد [بلكه شما را با تکالیف و آزمایش‌های گوناگون می‌آزماید] تا پلید را از پاک متمایز كند؛ و چنین نبود که الله [برای مشخص‌نمودن مؤمنان از منافقان،] شما را از [اسرارِ] غیب آگاه کند؛ ولی الله از میان رسولانش هر کس را بخواهد برمی‌گزیند [و او را بر بخشی از غیب آگاه می‌کند]؛ پس به الله و رسولانش ایمان بیاورید؛ و اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، پاداش بزرگی برایتان [در پیش] است

﴿180﴾ و کسانی‌ که به آنچه الله از فضل خویش به آنان داده است بخل می‌ورزند، گمان نکنند که آن [بخل] برایشان خیر است؛ بلکه برایشان شر است. در روز قیامت، آنچه به آن بخل می‌ورزیدند، طوق گردنشان خواهد شد [و با آن عذاب می‌شوند]؛ و میراث آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿181﴾ بی‌تردید، الله سخن کسانی را شنید که گفتند: «الله فقیر است و [از ما قرض می‌خواهد و] ما بی‌نیازیم». [ما این] گفتارشان و [نیز] قتل ناحق پیامبران را خواهیم نوشت و [روز قیامت به [آنان] می‌گوییم: «عذاب سوزان [دوزخ] را بچشید»

﴿182﴾ [ای یهودیان،] این [مجازات،] به خاطر کردار پیشین شماست؛ و [گرنه] الله هرگز به بندگان [خود] ستمکار نیست

﴿183﴾ [این یهودیان، همان] کسانی‌ هستند که گفتند: «الله به ما سفارش کرده که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا [پیامبری همراه خود] برایمان قربانی‌ای بیاورد که آتش [ناشی از صاعقه،] آن را [به نشانۀ پذیرش بسوزانَد و] ببلعد». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «قطعاً پیش از من پیامبرانى بودند كه دلایل آشكار را همراه آنچه گفتید برایتان آوردند. اگر راست مى‌گویید، پس چرا آنان را كشتید؟»

﴿184﴾ پس اگر [یهود و کافران] تو را تکذیب کردند، [غمگین مباش و بدان] پیامبرانی که پیش از تو بودند و معجزات و نوشته‌ها و کتاب‌های روشنگر آورده بودند [نیز] تکذیب شدند

﴿185﴾ هر جانداری چشندۀ [طعم‌] مرگ است و یقیناً روز قیامت پاداش‌هایتان را به صورت کامل دریافت خواهید کرد؛ پس هر كه را از آتش دور دارند و در بهشت درآورند، قطعاً رستگار شده ‌است؛ و زندگی دنیا چیزی جز مایۀ فریب نیست

﴿186﴾ [ای مؤمنان،] بی‌تردید شما در [مورد بذلِ] اموال و جان‌هایتان آزمایش می‌شوید و [همچنین] از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب [آسمانی] داده شده است [= یهود و نصاری] و [نیز] از کسانی‌ که شرک ورزیدند سخنان آزاردهندۀ بسیاری خواهید شنید؛ و[لی] اگر صبر کنید و تقوا پیشه سازید، [شایسته‌تر است؛ زیرا] این [ایستادگى‌] حاكى از عزم استوار [شما] در كارهاست

﴿187﴾ و [ای پیامبر، یاد کن] هنگامی که الله از کسانی‌ که کتاب [آسمانی] به آنان داده شده بود پیمان گرفت که: «حتماً [آموزه‌های هدایت‌بخش] آن را برای مردم بیان نمایید و [آنچه را که از نبوت محمد صلی الله علیه وسلم خبر می‌دهد] کتمانش نکنید»؛ و[لی] آن [عهد] را پشت سر خویش انداختند [به آن توجهی نکردند] و به بهای اندکی [همچون مال و مقام] فروختند. چه بد است آنچه می‌خرند

﴿188﴾ کسانی که از اعمال [زشت] خود خشنود می‌گردند و دوست دارند در ازای کار [نیکی] که انجام نداده‌اند مورد ستایش قرار گیرند، گمان مبر که از عذاب [الهی] برکنارند؛ [بلکه] برای آنان عذاب دردناکی [در پیش] است

﴿189﴾ فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است و الله بر هر چیزی تواناست

﴿190﴾ به راستی در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و شدِ شب و روز، نشانه‌های [آشکاری] برای خردمندان است

﴿191﴾ [همان] کسانی‌ که الله را [در همۀ احوال‌] ایستاده و نشسته و بر پهلو آرمیده یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند [و می‌گویند:] «پروردگارا، اینها را بیهوده نیافریده‌ای؛ منزّهی تو؛ پس ما را از عذاب آتش [دوزخ] نگاه دار

﴿192﴾ پروردگارا، کسی را که تو به آتش [دوزخ] درآوری، یقیناً خوار و رسوایش کرده‌ای و ستمکاران [هیچ] یاوری ندارند

﴿193﴾ پروردگارا، ما [ندای] دعوتگری [= پیامبرت محمد صلی الله علیه وسلم] را شنیدیم که به ایمان فرامی‌خوانَد که: "به پروردگار خود ایمان آورید"؛ پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا، پس گناهانمان را ببخش و بدی‌هایمان را بپوشان و ما را در زمرۀ نیکان بمیران

﴿194﴾ پروردگارا، آنچه را که به وسیلۀ رسولانت به ما وعده داده‌ای به ما عطا کن و در روز قیامت رسوایمان مگردان. بی‌تردید، تو خلاف وعده نمی‌کنی»

﴿195﴾ پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد [و فرمود:] «من [پاداش] عمل هیچ صاحبْ‌عملى از شما را ـ چه مرد و چه زن ـ كه همنوعِ یكدیگرید تباه نمى‌كنم؛ پس كسانى كه [از وطن خود] هجرت كرده‌اند و [یا] از خانه‌هاى خود رانده شده‌اند و در راه من آزار دیده‌اند و جنگیده‌اند و كشته شده‌اند، قطعاً بدی‌هایشان را از آنان مى‌زدایم و [به عنوان] پاداشى از جانب الله، آنان را در باغ‌هایی درمى‌آورم كه از زیرِ [درختان‌] آن جویبارها جاری است؛ و الله است که پاداش نیكو نزد اوست

﴿196﴾ [ای پیامبر،] رفت و آمدِ کافران [برای تجارت] در شهرها [و مال و مقام آنان] تو را نفریبد

﴿197﴾ [این] بهره‌مندی ناچیزی است؛ سپس جایگاهشان دوزخ است و چه بد جایگاهی است

﴿198﴾ اما کسانی ‌که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، [در بهشت] باغ‌هایی دارند که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است [و] جاودانه در آن می‌مانند. [این] محلّ پذیرایی از جانب الله [برای آنان مهیّا شده] است و آنچه نزد الله است، برای نیکوکاران بهتر است

﴿199﴾ و کسانی از اهل کتاب هستند که به الله و آنچه بر شما نازل شده و آنچه بر خودشان نازل شده است ایمان دارند؛ در برابر الله فروتن هستند و آیات الله را به بهای ناچیزی نمی‌فروشند. اینانند که پاداششان نزد پروردگارشان [محفوظ] است. به راستی که الله در حسابرسی سریع است

﴿200﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [بر تکالیف دینی و رنج‌های دنیوی] شکیبایی ورزید و [در برابر دشمنان] پایدار باشید و مرزها[ی سرزمین اسلامی] را نگهبانى كنيد و پرهیزگاری پیشه کنید؛ باشد که رستگار شوید

النساء

Surah 4

﴿1﴾ ای مردم، از پروردگارتان پروا کنید [همان ذاتی] که شما را از یک تن آفرید و همسرش را [نیز] از او آفرید و از [نسلِ] آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکند؛ و از الله که به [نام] او از یکدیگر درخواست می‌کنید پروا نمایید و از [گسستن] پیوند خویشاوندی بپرهیزید. بی‌گمان، الله همواره مراقب [و نگهبان] شماست

﴿2﴾ و [ای سرپرستان،] اموال یتیمان را [پس از بلوغ و رشد] به آنان بازگردانید و [مال کم‌ارزش و] نامرغوب [خود] را با [مال ارزشمند و‌] مرغوب [آنان] عوض نكنید و اموالشان را همراه اموال خود نخورید. به راستی که این [کار] گناه بزرگی است

﴿3﴾ و اگر ترسیدید که [به خاطر کاستن از مهریه یا بدرفتاری] نتوانید عدالت را در حق دختران یتیم رعایت نمایید، [از ازدواج با آنان صرف‌نظر کنید و] از زنانی [دیگر] که مورد پسند شماست، [یک یا] دو و [یا] سه و [یا] چهار تن را به همسری درآورید. پس اگر بیم دارید که نتوانید عدالت کنید، به یک [زن] یا به آنچه [از کنیزان] که مالک آنها هستید [اکتفا نمایید]. این [کار] نزدیک‌تر است به اینکه ستم نکنید

﴿4﴾ و مهریه‌های زنان را به عنوان هدیه [و فریضه‌ای الهی] با خوشدلی به آنان بدهید. پس اگر آنان چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما بخشیدند، آن را نوشین و گوارا بخورید

﴿5﴾ و اموالتان را که الله مایه قِوام [زندگی] شما قرار داده است به سفیهان [و کم‌خردان] نسپارید و[لی] از [درآمدِ] آن [اموال] به آنان خوراک و پوشاک بدهید و به شایستگی با آنان سخن بگویید

﴿6﴾ و یتیمان را [از لحاظ توانایی بر مراقبت از اموالشان] بیازمایید تا وقتی به [سن] ازدواج برسند؛ پس اگر رشد [فکریِ کافی] در آنان یافتید، اموالشان را به آنان بدهید و آن را [از بیم آنکه مبادا] بزرگ شوند [و از شما پس بگیرند] به اسراف و شتاب مخورید؛ و هر کس بی‌نیاز است، باید [از گرفتن اجرتِ سرپرستی] خودداری کند و هر کس نیازمند است، باید به طرز شایسته [و مطابقِ عُرف از آن] بخورد. پس هر گاه اموالشان را به آنان بازگرداندید، بر آنان گواه بگیرید و [بدانید] الله برای حسابرسی کافی است

﴿7﴾ مردان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان [شان به عنوان ارث] بر جای گذاشته‌اند، سهمی دارند و زنان [نیز] از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشته‌اند، سهمی دارند ـ خواه آن [مال]کم باشد یا زیاد. [چنین] بهره‌ای [از جانب الله] معیّن [و مقرر شده] است‌

﴿8﴾ و هر گاه خویشاوندان [غیر وارث] و یتیمان و مستمندان در تقسیم [میراث] حاضر شدند، [پیش از تقسیم، چیزی] از آن [اموال را از باب استحباب] برایشان بدهید و به شایستگی با آنان سخن بگویید

﴿9﴾ و کسانی كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بر جاى بگذارند، بر [آیندۀ‌] آنان بیم دارند، باید [از ستم دربارۀ یتیمان مردم نیز] بترسند؛ پس باید از الله پروا کنند و سخنی [سنجیده و] درست بگویند

﴿10﴾ در حقیقت، کسانی‌ که اموال یتیمان را به ستم می‌خورند، جز این نیست که آتش در شکم خویش فرومی‌برند و به زودی به آتشی برافروخته درمی‌آیند

﴿11﴾ الله دربارۀ فرزندانتان به شما سفارش می‌کند: سهم پسر، مانند سهم دو دختر است؛ و اگر [وارثان، دو دختر یا] بیشتر از دو دختر باشند، سهم آنان دو سومِ تَرَکه [= میراث] است؛ و اگر فقط یک دختر باشد، سهم او نصف ترکه است. اگر [متوفی‌] فرزند [چه پسر و چه دختر] داشته باشد، برای هر یک از پدر و مادر او [= متوفَّی]، یک‌ششمِ ترکه است و اگر فرزند نداشته باشد و [تنها] پدر و مادرش از او ارث ببرند، در این صورت، برای مادرش یک‌سوم‌ است [و بقیه که دو سوم می‌شود سهم پدر است‌]؛ و اگر او [= متوفی] برادرانی داشته باشد، سهم مادرش یک‌ششم است. [این تقسیم میراث،‌] پس از اجرای وصیتی که [میت] بدان سفارش نموده یا [پرداخت] بِدِهی‌[ها و قَرض‌هایی که دارد انجام می‌گیرد]. شما نمی‌دانید که پدرانتان و [یا] فرزندانتان، کدام‌یک برایتان سودمندترند. [این احکام،] فریضه‌ای [معیّن و مقرر] از جانب الله است. به راستی که الله دانای حکیم است

﴿12﴾ و [ای شوهران،] اگر همسرانتان فرزندی نداشته باشند، نیمی از تَرَکه برای شماست و اگر فرزندی داشته باشند، یک‌چهارمِ ترکه از آنِ شماست؛ [البته] پس از [عمل به‌] وصیتی که کرده‌اند یا [پرداخت‌] بِدِهی‌[ها و قَرض‌هایی] که دارند؛ و اگر شما فرزندی نداشته باشید، یک‌چهارمِ ترکۀ شما برای زنانتان است و اگر فرزندی داشته باشید، یک‌هشتم ترکۀ شما از آنِ ایشان است؛ [البته] پس از عمل به وصیتی که کرده‌اید و [پرداخت] بِدِهی[ها و قَرض‌هایی که دارید]؛ و اگر مرد یا زنی که از او ارث می‌برند، کَلاله [= بدون پدر و مادر و بدون فرزند] باشد و یک برادر [مادری] یا یک خواهری [مادری] داشته باشد، برای هر یک از آنان یک‌ششم [تَرَکه] است؛ و اگر [برادران و خواهران مادری میت] بیش از این [دو نفر] باشند، در این صورت، در یک‌سوم [از ترکه] شریکند؛ [البته‌] پس از انجام وصیتى كه به آن سفارش شده یا بِدِهی[ها و قَرض‌هایی] كه [باید پرداخت گردد؛ به شرط آنكه از این طریق،‌] زیانى [به ورثه‌] نرساند. [این حُکم،] سفارش الله است و الله دانای بردبار است

﴿13﴾ اینها حدود الهی است و هر ‌کس از الله و پیامبرش اطاعت کند، وی را به باغ‌هایی درمی‌آورد که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است؛ در آن جاودانه‌اند و این همان کامیابی بزرگ است

﴿14﴾ و هر ‌کس از الله و پیامبرش نافرمانی نماید و از حدود او تجاوز کند، وی را در آتشی وارد می‌کند که جاودانه در آن خواهد ماند و برایش عذابی خفت‌بار [در پیش] است

﴿15﴾ و کسانی از زنان شما که مرتکب زنا می‌شوند، چهار نفر [مرد عادل] از خودتان را بر آنان گواه گیرید؛ پس اگر گواهی دادند، آن زنان را در خانه‌ها نگه دارید تا مرگشان فرارسد یا الله راهی برایشان قرار دهد

﴿16﴾ از میان شما، آن مرد و زنی که مرتکب آن [عمل زشت] می‌شوند، [با تنبیه و توبیخ] آزارشان دهید؛ پس اگر توبه کردند و درستکار شدند، از آنان صرف‌نظر کنید؛ [چرا که] بی‌تردید، الله توبه‌پذیر مهربان است

﴿17﴾ [پذیرش] توبه از سوی الله، تنها برای کسانی است که از روی نادانی [و سفاهت] کار ناشایستی انجام می‌دهند، آنگاه به زودی [و پیش از فرارسیدنِ مرگ] توبه می‌کنند. اینانند که الله توبه‌شان را می‌پذیرد و الله دانای حکیم است

﴿18﴾ و برای کسانی که [تا پایان عمر همواره] مرتکب کارهای ناشایست می‌شوند و هنگامی که مرگ یکی از آنان فرامی‌رسد می‌گوید: «اکنون توبه کردم» [هیچ] توبه [و بخششی در کار] نیست و نه برای کسانی‌ که در حال کفر می‌میرند. اینان هستند که برایشان عذاب دردناکی مهیّا ساخته‌ایم

﴿19﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، برای شما حلال نیست که زنان [پدرانتان] را بر خلاف میلشان به ارث برید [یا مجبور به ازدواج با دیگران کنید] و [در مورد همسران خودتان نیز حکم این است که] آنان را زیر فشار قرار ندهید تا برخی از آنچه را که [به عنوان مهریه] به آنان داده‌اید پس بگیرید؛ مگر اینکه مرتکب عمل ناشایستِ آشکاری [مانند زنا] شوند؛ [اما در مورد زنان پاکدامنِ خود نیکوگفتار باشید] و با آنها به طور شایسته رفتار کنید و اگر از آنان [خوشتان نیامد و] کراهت داشتید، پس [شکیبایی کنید؛] چه بسا از چیزی خوشتان نمی‌آید و الله خیر بسیاری در آن قرار می‌دهد

﴿20﴾ اگر خواستید همسری [دیگر] به جای همسر [پیشین خود] برگزینید و به یکی از آنان مال فراوانی [به عنوان مهریه] پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید. آیا می‌خواهید آن [مال] را به ناحق و گناهِ آشکار بازپس ‌بگیرید؟

﴿21﴾ و چگونه آن [مهریه] را بازپس می‌گیرید در حالی‌ که از یکدیگر بهره‌مند شده‌اید [و از اسرار یکدیگر آگاهید] و آنان [هنگام عقد ازدواج] از شما پیمانی محکم و استوار گرفته‌اند؟

﴿22﴾ و با زنانی که پدرانتان [با آنها] ازدواج کرده‌اند، [پس از مرگ پدر] ازدواج نکنید؛ مگر آنچه در گذشته [از این نوع ازدواج، پیش از اعلام این حکم] رخ داده است؛ [چرا که] بی‌تردید، این کار، عملی بسیار زشت و مبغوض [الله] و راهی نادرست است

﴿23﴾ [ازدواج با این زنان] بر شما حرام شده ‌است: مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادری که به شما شیر داده‌ است و خواهر رِضاعی و مادر زن و دخترِ همسری که [آن دختر] در خانۀ شما پرورش یافته است و با آن همسر همبستر شده‌اید ـ ولی اگر با آن زن آمیزش نکرده‌اید، گناهی نیست [که با دخترش ازدواج کنید]ـ همچنین همسرِ پسرتان که از پشت خودتان است و ازدواج با دو خواهر [در یک زمان، نیز بر شما حرام است]؛ مگر آنچه در گذشته [از این نوع ازدواج، پیش از اعلام این حکم] رخ داده است [چرا که] بی‌تردید، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿24﴾ و زنان شوهردار [نیز بر شما حرامند]؛ مگر زنانی که [کنیزتان هستند و شما از راه اسارت] مالک آنها شده‌اید. [این] فریضۀ الهی است که بر شما مقرر داشته است و غیر از اینها [که گفته شد،] برایتان حلال است که ـ در حالی‌ که پاکدامنی می‌ورزید و زناکار نیستید ـ با اموال خود [زنان دیگر را] طلب کنید. پس آن زنانی را که [به ازدواج درآوردید و] از آنان کام گرفتید، باید مهریه‌شان را به عنوان فریضه‌ای به آنان بدهید و در مورد آنچه بعد از تعیین مهریه [در مورد بیش و کمِ آن] با یکدیگر توافق می‌کنید، گناهی بر شما نیست. بی‌گمان، الله دانای حکیم است

﴿25﴾ و هر یک از شما از لحاظ مالی توانایی ازدواج با زنان آزادۀ مؤمن را ندارد، با کنیزکان باایمانی که در اختیار شما [یا دیگر مسلمانان] هستند [ازدواج کند]؛ و الله به ایمانتان داناتر است. [شما و آنان] همگی از جنس یكدیگر [و با یکدیگر برابر] هستید؛ پس با اجازۀ سرپرستشان با آنان ازدواج کنید و مهریه‌هایشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند نه زناکار، و نه [در زمرۀ] کسانی که پنهانی [برای خود] دوست می‌گیرند. آنگاه چون ازدواج کردند، اگر مرتکب زنا شدند، مجازاتشان [پنجاه تازیانه، یعنی] نصف مجازات زنان آزاد است. این [جواز ازدواج با کنیزان،] برای کسی از شماست که از مشقت [غریزه جنسی و دچار شدن به زنا] بترسد؛ و[لی در مورد ازدواج با کنیزان] اگر شکیبایی [و پاکدامنی] پیشه کنید، برایتان بهتر است؛ و الله آمرزندۀ مهربان است

﴿26﴾ الله می‌خواهد که [احکام خویش را] برایتان روشن سازد و شما را به راه و روش کسانی ‌که پیش از شما بودند راهنمایی کند و توبه تان را بپذیرد؛ و الله دانای حکیم است

﴿27﴾ و الله می‌خواهد توبۀ شما را بپذیرد [و از آلودگیِ گناه پاکتان نماید]؛ و[لی] کسانی ‌که پیرو شهوات هستند، می‌خواهند که شما دستخوش انحراف بزرگی شوید

﴿28﴾ الله [با تشریع این احکام] می‌خواهد بر شما آسان بگیرد؛ و انسان ناتوان آفریده شده‌ است

﴿29﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، اموال یکدیگر را به باطل [و از راه‌های نامشروعی همچون غصب و دزدی و رشوه] نخورید؛ مگر اینکه تجارتی با رضایتِ شما [انجام گرفته] باشد؛ و [همچنین] یکدیگر را نکشید و خودکشی نکنید؛ همانا الله [نسبت] به شما مهربان است [و شما را از این کارها بازمی‌دارد]

﴿30﴾ و هر‌ کس [آگاهانه و] از روی تجاوز و ستم چنین کند، به زودی او را در آتشی [سوزان] درمی‌آوریم و این [کار] برای الله آسان است

﴿31﴾ [ای مؤمنان،] اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی شده‌اید دوری کنید، گناهان [صغیره]تان را از شما می‌زداییم و شما را در جایگاهی شایسته [= بهشت] وارد می‌کنیم

﴿32﴾ [ای مؤمنان،] آنچه را که الله به وسیلۀ آن، برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده‌ است، آرزو مکنید [تا دچار حسد نشوید]. مردان از آنچه به دست آورده‌اند [پاداش و] بهره‌ای دارند و زنان [نیز] از آنچه به دست آورده‌اند [اجر و] بهره‌ای دارند؛ و از بخشش الله [چیزی] بخواهید. بی‌تردید، الله به هر چیزی داناست

﴿33﴾ ما برای هر‌ کس وارثانی قرار داده‌ایم که از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشته‌اند ارث ببرند؛ و [نیز] به کسانی که [با آنان] پیمان [برادری و یاری] بسته‌اید، سهمشان را [از ارث] بدهید. بی‌گمان، الله بر هر چیزی گواه است

﴿34﴾ مردان بر زنان سرپرست و نگهبانند، به دلیل آنکه الله برخی از اینان را بر برخی برتری داده است و [نیز] به دلیل آنکه از اموال خویش [برای زنان] خرج می‌کنند. پس زنانِ صالح، [آنانند که هم از الله و هم از شوهرانشان] فرمانبردارند [و] به پاس آنچه الله [برایشان] حفظ کرده است [اسرار و حقوق شوهران خود را] در غیابِ [آنان] حفظ می‌کنند؛ و [ای شوهران،] به زنانی که از نافرمانی‌شان بیم دارید، پند و اندرز‌ دهید؛ [اگر فرمانبردار نشدند،] در بستر از آنان دوری کنید [و اگر تأثیر نکرد،] آنان را [طوری که آزار نبینند] بزنید؛ پس اگر از شما اطاعت کردند، هیچ راهی برای [بهانه‌جویی و سرزنش] بر آنها مجویید [و بدانید که] به راستی الله بلندمرتبۀ بزرگ است

﴿35﴾ و [شما ای اولیای زن و مرد،] اگر از اختلاف و جدایی میان آن دو [= زن و شوهر] بیم داشتید، یک داور از خانوادۀ شوهر و یک داور از خانوادۀ زن [تعیین کنید و برای تصمیم‌گیری] بفرستید. اگر این دو [داور] قصد اصلاح [و آشتی بین زوجین] داشته باشند، الله میان آن دو [زن و شوهر] سازگاری خواهد داد. بی‌گمان، الله دانای آگاه است

﴿36﴾ و الله را عبادت کنید و چیزی را با او شریک نگردانید و به پدر و مادر نیکی کنید و [نیز] به خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایۀ خویشاوند و همسایۀ غیرخویشاوند و [دوست و] همنشین و [مسافرِ] درراه‌مانده و [کنیزان و] بردگانی که مالک آنها هستید [نیکی کنید و بدانید که] یقیناً الله کسی را که متکبر و فخرفروش باشد دوست ندارد

﴿37﴾ [همان] کسانی ‌که بخل می‌ورزند و مردم را به بخل وامی‌دارند و آنچه [از ثروت و دانش] را که الله از فضل خویش به آنان بخشیده است پنهان می‌کنند؛ و ما برای کافران [و ناسپاسان،] عذابی خفت‌بار مهیّا کرده‌ایم

﴿38﴾ و [نیز برای] کسانی ‌که اموالشان را برای [خودنمایی و] نشان‌دادن به مردم انفاق می‌کنند و به الله و روز آخرت ایمان ندارند؛ [چنین شخصی یارِ شیطان است] و کسی ‌که شیطان همدمش باشد، چه بد همدمی دارد

﴿39﴾ و برای آنان چه زیانی داشت اگر به الله و روز آخرت ایمان می‌آوردند و از آنچه الله به آنان روزی داده است انفاق می‌کردند؟ و الله به [حال و اعمال] اینان داناست

﴿40﴾ بی‌گمان، الله به ‌اندازۀ ذره‌ای [به بندگانش] ستم نمی‌کند و اگر [ذره‌ای] کار نیک باشد، آن را چندین برابر می‌کند و از پیشگاه خود [به آنان] پاداش بزرگی عطا می‌کند

﴿41﴾ و [حال و روزِ ناباوران] چگونه باشد آنگاه که از هر امتی شاهدی را [که پیامبر همان امت باشد] به میان ‌آوریم و تو را [نیز ای پیامبر، دربارۀ ابلاغ پیام الهی] بر اینان گواه ‌آوریم‌؟

﴿42﴾ آن روز کسانی ‌که کافر شدند و از پیامبر نافرمانی کردند، آرزو می‌کنند که ای کاش با خاک یکسان می‌شدند و هیچ سخنی را نمی‌توانند از الله پنهان کنند

﴿43﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، در حال مستی به نماز نزديک نشويد تا زمانی که بدانید چه می‌گویید و [همچنین] هنگامی که جُنُب هستید، تا غسل نکرده‌اید، به نماز [و مسجد] نزدیک نشوید مگر آنکه رهگذر باشید؛ و اگر بیمار یا مسافر بودید یا یکی از شما از مکان قضای حاجت آمد یا با زنان آمیزش کردید و [برای وضو یا غسل] آب نیافته‌اید، پس [باید] با خاکی پاک تیمم کنید؛ [به این روش که] چهره و دست‌هایتان را [با خاک] مسح نمایید. بی‌گمان، الله بخشایندۀ آمرزگار ‌است

﴿44﴾ [ای پیامبر،] آیا کسانی [از یهود] را که بهره‌ای از کتاب به آنها داده شده ‌است ندیده‌ای [که چگونه] گمراهی را می‌خرند و می‌خواهند شما [مؤمنان نیز مانند آنان] گمراه شوید؟

﴿45﴾ و [ای مؤمنان،] الله به دشمنان شما داناتر است و کافی است که الله یار [و کارسازتان] باشد و کافی است که الله یاور [و مددکارتان] باشد

﴿46﴾ برخی از یهود، کلمات [الله] را از جای خود تحریف می‌کنند و با پیچاندن زبان خود و به قصد طعنه‌زدن در دین [با درآمیختن زبان عبرى با عربى، به پیامبر‌] مى‌گویند: «شنیدیم و نافرمانى كردیم» و «بشنو كه [كاش‌] ناشنوا گردى!» و [نیز به تمسخر مى‌گویند:] «راعِنا» [که در عبری مفهوم توهین‌آمیزی دارد؛] ولی اگر آنان می‌گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم» و «[سخنان ما را] بشنو و به ما مهلت بده»، قطعاً برایشان بهتر و درست‌تر بود؛ ولی الله آنان را به خاطر کفر‌شان لعنت کرده‌ است؛ پس جز [گروهی] اندک ایمان نمی‌آورند

﴿47﴾ ای اهل کتاب، به آنچه که [بر محمد] نازل کردیم و کتاب آسمانی شما را تصدیق می‌کند ایمان بیاورید، پیش از آنکه [اندام‌های حسّی] چهره‌ها را محو کنیم و آنها را [همچون] پشت سرشان [صاف و زشت] بگردانیدم؛ یا آنان را همچون اصحاب سَبت [= یهودیان نافرمانی که روز شنبه ماهی گرفتند] لعنت کنیم [و به شکل میمون درآوریم]؛ و [بدانید که] فرمان الله قطعاً به وقوع می‌پیوندد

﴿48﴾ بی‌گمان، الله این گناه را که به او شرک آورده شود نمی‌بخشد و غیر از آن را ـ برای هر ‌کس بخواهد ـ می‌بخشد؛ و هر ‌کس به الله شرک ورزد، یقیناً گناهی بزرگ بربافته است

﴿49﴾ [ای پیامبر،] آیا ندیدی کسانی را که خویشتن را پاک می‌شمارند [و خودستایی می‌کنند؟ چنین نیست؛] بلکه الله هر ‌کس را بخواهد پاک می‌گردانَد، و به آنان به اندازۀ ذره‌ای ناچیز [حتی به اندازۀ نخ روی هستۀ خرما] ستم نمی‌شود

﴿50﴾ [ای پیامبر،] بنگر که چگونه بر الله دروغ می‌بندند! و همین [عمل به عنوان] گناهی آشکار کافی است

﴿51﴾ آیا افرادی [از قوم یهود] را که بهره‌ای از کتاب [آسمانی] به آنان داده شده است ندیده‌ای [که چگونه] به جِبت [= سحر] و طاغوت [= معبودان باطل] ایمان می‌آورند؟ [این افراد از روی دوستی و مدارا] دربارۀ کسانی‌ که کفر ورزیده‌اند می‌گویند: «اینان از کسانی‌ که ایمان آورده‌اند هدایت‌یافته‌ترند»

﴿52﴾ آنان کسانی هستند که الله لعنتشان کرده است و هر ‌که را الله لعنت کند، هرگز برایش یاوری نخواهی یافت

﴿53﴾ آیا آنان بهره‌ای از حكومت [= فرمانروایی] دارند؟ [اگر هم داشتند،] به قدر نقطه پشت هسته خرما [چيزى‌] به مردم نمى‌دادند

﴿54﴾ آیا به مردم [= محمد و یارانش] به خاطر آنچه الله از فضل خویش به آنان بخشیده است حسد می‌ورزند؟ در حقیقت، ما [پیشتر نیز] به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان فرمانرواییِ بزرگی بخشیدیم

﴿55﴾ پس برخی از آنان به وی ایمان آوردند و برخی از آنان از او روی گرداندند [پس نسبت به دعوت محمد نیز چنین کردند] و [برای این کافران] آتش افروختۀ دوزخ کافی است

﴿56﴾ بی‌گمان، کسانی‌ را که به آیات ما کفر ورزیدند، در آتشی [سوزان] وارد خواهیم کرد که هر چه پوستشان بریان گردد، پوست‌های دیگری به جایش قرار می‌دهیم تا [طعم] عذاب را بچشند. به راستی که الله، شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿57﴾ و کسانی‌ را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به باغ‌هایی [از بهشت] وارد خواهیم نمود که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است؛ همواره در آن خواهند ماند و در آنجا همسران پاکیزه دارند و آنان را زیر سایه‌هایی گسترده [و انبوه] جای می‌دهیم

﴿58﴾ الله به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را [به طور کامل] به صاحبانشان بازگردانید و هنگامی ‌که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید. الله شما را به امری نیک پند می‌دهد. به راستی که الله شنوای بیناست

﴿59﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، از الله و پیامبر و کارگزاران [و فرماندهان مسلمانِ] خود اطاعت کنید و اگر در چیزی اختلاف کردید، آن را به [کتاب] الله و [سنت] پیامبر بازگردانید. اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید، [یقین داشته باشید که] این [بازگشت به قرآن و سنت، برایتان] بهتر و خوش‌فرجام‌تر است

﴿60﴾ [ای پیامبر،] آیا ندیدی افرادی را که گمان می‌کنند به آنچه بر تو نازل شده و [به] آنچه پیش از تو نازل شده،‌ ایمان آورده‌اند، و[لی] می‌خواهند برای داوری [به جای شریعت الهی] نزد طاغوت بروند؟ [و حُکم باطل را به جای حُکم الله بپذیرند] با آنکه به آنان دستور داده شده است که به طاغوت کفر ورزند؛ و[لی] شیطان می‌خواهد آنان را در گمراهی دور و درازی قرار دهد

﴿61﴾ و چون به آنان گفته شود: «به سوی آنچه الله نازل کرده است [= قرآن] و به سوی پیامبر [او] بیایید» منافقان را می‌بینی که از تو سخت روی می‌گردانند

﴿62﴾ اما چگونه است که وقتی به [سزای] کارهای بدشان مصیبتی به آنان می‌رسد، نزد تو می‌آیند و به الله سوگند یاد می‌کنند که: «منظور ما [از دادخواهی نزد دیگران، چیزی] جز نیکی و توافق [میان طرفین] نبوده ‌است»؟

﴿63﴾ اینان همان کسانی هستند که الله می‌داند چه در دل دارند؛ پس [ای پیامبر،] از آنان روی بگردان و[لی] اندرزشان بده و با بیانی رسا [نتایجِ] کردار‌شان را بر آنان گوشزد کن

﴿64﴾ و هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به این هدف که به فرمان الله [مردم از وی] اطاعت کنند؛ و اگر هنگامی‌ که آنان [با گناه و نافرمانی] بر خویشتن ستم می‌کردند، [در حالی‌که زنده هستی] نزد تو می‌آمدند و از الله آمرزش می‌خواستند، و پیامبر هم برایشان آمرزش می‌طلبید؛ بی‌تردید، الله را توبه‌پذیرِ مهربان می‌یافتند

﴿65﴾ نه؛ سوگند به پروردگارت [ای محمد] که آنان ایمان نمی‌آورند مگر اینکه در اختلافاتشان تو را داور قرار دهند و از داوری تو در دلِ خویش احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم [حکم تو] باشند

﴿66﴾ و اگر [مانند بنی‌اسرائیل] بر آنان مقرر می‌کردیم که «[نافرمانانِ] خود را بکشید یا از خانه و شهرتان بیرون بروید»، جز اندکی از آنان [به آن دستورها] عمل نمی‌کردند؛ و اگر به آنچه اندرز داده شدند عمل می‌کردند، بی‌تردید برایشان بهتر و در پایداری‌شان [بر دین] مؤثرتر بود

﴿67﴾ و در این صورت، از نزد خود پاداش بزرگی به آنان می‌دادیم،

﴿68﴾ و به راه راست هدایتشان می‌کردیم

﴿69﴾ و کسی‌ که الله و پیامبر را اطاعت کند [روز قیامت] همنشین کسانی خواهد بود که الله آنان را گرامی داشته است؛ [یعنی] با پیامبران و صدّیقان [= تصدیق‌کنندگان پیامبر] و شهیدان و صالحان؛ و اینان چه نیکو رفیقانی هستند

﴿70﴾ این فضل و بخشش از جانب الله است و همین بس که الله [به احوال بندگان] داناست

﴿71﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، سلاح خود را برگیرید؛ سپس گروه‌گروه یا یکپارچه [برای جهاد با دشمن] رهسپار گردید

﴿72﴾ و [ای مسلمانان،] بی‌تردید، از [میان] شما کسی هست که [به خاطر ترس، از شرکت در میدان جهاد] سستی می‌ورزد و اگر مصیبتی به شما برسد می‌گوید: «الله به من لطف کرد که همراه آنان [در جنگ] حاضر نبودم»

﴿73﴾ و[لی] اگر بخشش و غنیمتی از جانب الله به شما رسد ـ چنان که گویا هرگز میان شما و او [رابطۀ] دوستی نبوده است ـ [با حسرت] می‌گوید: «ای کاش من نیز همراه آنان بودم و به کامیابی بزرگی می‌رسیدم»

﴿74﴾ پس کسانی‌ که زندگی دنیا را به آخرت فروخته‌اند، باید در راه الله پیکار کنند؛ و به هر کسی‌ که در راه الله پیکار کند ـ خواه کشته شود یا پیروز گردد ـ به زودی پاداش بزرگی خواهیم داد

﴿75﴾ و [ای مؤمنان،] شما را چه شده ‌است که در راه الله و [برای یاریِ] مردان و زنان و کودکان ستمدیده پیکار نمی‌کنید؟ همان کسانی که می‌گویند: «پروردگارا، ما را از این شهر [مکه] که اهالی‌اش ستمکارند بیرون ببر و از سوی خویش برای ما یار و کارسازی قرار بده و از جانب خود یاور و مددکاری برایمان بگمار»

﴿76﴾ کسانی ‌که ایمان آورده‌اند، در راه الله پیکار می‌کنند و کافران، در راه طاغوت [و حاکمان خودکامه] می‌جنگند؛ پس با یاران شیطان بجنگید که قطعاً نیرنگ [و نقشۀ] شیطان ضعیف است

﴿77﴾ [ای پیامبر،] آیا کسانی را ندیدی که [در مکه] به آنها گفته شد: «[اکنون] دست [از جنگ] بازدارید و نماز برپا دارید و زکات بپردازید» و[لی] چون [در مدینه] جهاد بر آنان مقرر شد، آنگاه گروهی از آنان از مردم [مشرکِ مکه] ‌ترسیدند ـ مانند ترس از الله یا [حتی] بیشتر ـ و گفتند: «پروردگارا، چرا جهاد را بر ما مقرر نمودی؟ چرا تا مدتی کوتاه به ما مهلت ندادی [تا از نعمت‌های دنیوی بهره‌مند گردیم]؟» [به آنان] بگو: «برخورداری [از لذت‌های این] دنیا ناچیز است و برای کسی‌ که پرهیزگار باشد سرای آخرت بهتر است و [در آنجا] به قدر نخ هسته خرمايى به شما ستم نخواهد شد

﴿78﴾ هر کجا باشید، مرگ شما را درمی‌یابد؛ هر چند که در برج‌های استوار باشید؛ و اگر به آنان [= منافقان] خیری [همچون فرزند و مال فراوان] برسد، می‌گویند: «این از جانب الله است» و اگر شری [همچون مرگ و زیان مالی] به ایشان برسد [رسول الله را بَدْیُمن می‌دانند و به او] می‌گویند: «این از جانب توست». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «همه [چیز] از جانب الله است». چرا این قوم حاضر نیستند سخنی را درک کنند؟

﴿79﴾ [ای انسان،] آنچه از نیکی‌ها به تو می‌رسد، از جانب الله است و آنچه از بدی‌ها به تو می‌رسد، از جانب خود توست؛ و [ای پیامبر،] ما تو را برای [هدایتِ] مردم فرستادیم و گواهی الله [در این ‌باره] کافی است

﴿80﴾ هر‌ کس از پیامبر اطاعت کند، در حقیقت، از الله اطاعت کرده‌ است؛ و هر‌ کس رویگردان شود، [از او اندوهگین نباش ای پیامبر؛ زیرا ما هرگز] تو را بر آنان نگهبان [و مراقب] نفرستادیم

﴿81﴾ آنان [نزد تو] می‌گویند: «فرمانبرداریم»، ولی چون از نزد تو بیرون می‌روند، گروهی از آنان شبانه چیزی جز آنچه تو گفته‌ای نقشه مى‌كشند؛ و الله هر چه را كه شبانه، تدبیر می‌کنند [در پرونده اعمالشان] می‌نویسد. پس از آنان روی بگردان و بر الله توکل کن و همین بس که الله [مراقب و] کارساز [تو] باشد

﴿82﴾ آیا در قرآن نمی‌اندیشند که اگر از سوی [کسی] غیر از الله بود، قطعاً اختلاف [و تناقض] بسیاری در آن می‌یافتند؟

﴿83﴾ هنگامی ‌که خبری [حاکی] از ایمنی [و پیروزی] یا ترس [و شکست] به آنان می‌رسد، [بدون هیچ تحقیقی] آن را فاش می‌سازند؛ و[لی] اگر آن را به پیامبر و فرماندهانشان باز‌گردانند، افرادی از آنان که اهل [فهم و] استنباط هستند قطعاً [مصلحتِ اعلام یا کتمان اخبار را بهتر] می‌دانند؛ و [ای مؤمنان،] اگر فضل و رحمت الله بر شما نبود، جز اندکی، [همگی] از شیطان پیروی می‌کردید

﴿84﴾ پس [ای پیامبر،] در راه الله پیکار کن. تو عهده‌دارِ کسی جز خود نیستی و[لی] مؤمنان را [نیز به جهاد] تشویق کن. امید است که الله آسیب کافران را از شما بازدارد؛ و الله قدرتش، بیشتر و کیفرش سخت‌تر است

﴿85﴾ کسی‌ که شفاعت [= میانجی‌گریِ] پسندیده‌ای کند، از [خیرِ] آن نصیبی خواهد داشت و کسی ‌که شفاعت ناپسندی کند، از [شرِ] آن سهمی خواهد داشت؛ و الله همواره بر هر چیزی شاهد و مراقب است

﴿86﴾ [ای مؤمنان،] هر گاه با درودی صمیمانه به شما سلام گویند، شما پاسخی بهتر ـ و یا همانند آن‌ ـ بگویید؛ [چرا که] بی‌تردید، الله همواره بر هر چیزی حسابگر است

﴿87﴾ الله [که معبودِ راستین است و] هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست، یقیناً همگی شما را روز قیامت ـ که تردیدی در [وقوعِ] آن نیست ـ جمع می‌کند؛ و کیست که از الله راستگوتر باشد؟

﴿88﴾ [ای مؤمنان،] شما را چه شده است که در مورد [نحوۀ رفتار با] منافقان دو گروه شده‌اید، حال ‌آنکه الله آنان را به خاطر آنچه انجام داده‌اند سرنگون ساخته [و به کفر و گمراهی بازگردانده] ‌است؟ آیا می‌خواهید کسی را که الله گمراه کرده‌ است هدایت کنید؟ و[لی] هر کس که الله او را گمراه کند، راهی [به سوی هدایت] برایش نخواهی یافت

﴿89﴾ آنان [= منافقان] آرزو می‌کنند که شما نیز همچون خودشان کفر بورزید تا با هم برابر شوید؛ پس هیچ‌یک از آنان را به دوستی نگیرید، مگر آنکه [مسلمان شوند و] در راه الله هجرت کنند؛ پس اگر از [اسلام و هجرت] روی برتافتند [و رفتارشان را ادامه دادند]، آنها را هر جا که یافتید، دستگیر کنید و بکشید و دوست و یاوری [از میان] آنان اختیار نکنید

﴿90﴾ مگر آنهایی که با هم‌پیمانان شما پیمان بسته‌اند یا آنهایی که نزدتان می‌آیند در حالی که از جنگ با شما یا قوم خود به تنگ آمده‌اند؛ و اگر الله می‌خواست، آنان را بر شما مسلط می‌کرد که با شما بجنگند؛ پس اگر از شما کناره‌گیری کردند و با شما نجنگیدند و تسلیم [و فرمانبردارِ] شما شدند، [بدانید که دیگر] الله برای شما راهی [برای تجاوز] بر آنان قرار نداده ‌است

﴿91﴾ [ای مؤمنان،] به زودی [گروه] دیگری [از منافقان] را خواهید یافت که [ظاهراً] می‌خواهند از شما و قومِ خود در امان باشند؛ و[لی] هر گاه به فتنه [شرک] بازگردانده شوند، در آن فرو می‌روند. پس اگر از شما کناره نگرفتند و از درِ صلح و آشتی وارد نشدند و دست‌ از [جنگ با] شما برنداشتند، آنگاه آنان را هر کجا یافتید، دستگیر کنید و بکشید. آنان هستند كه ما براى شما علیه آنان دلیلی آشكار [برای دستگیری و قتلشان] قرار داده‌ایم

﴿92﴾ هیچ مؤمنی مجاز نیست که مؤمنی را بکشد، مگر به اشتباه [و غیرعمد]؛ و کسی‌ که مؤمنی را به اشتباه بکشد، باید یک بردۀ مؤمن آزاد کند و خون‌بهایی به خانوادۀ او [= به وارثان مقتول] بپردازد؛ مگر اینکه آنها گذشت کنند؛ و اگر [مقتول] از قومی باشد که دشمنان شما هستند و [خودِ] او مؤمن است، آزاد کردنِ یک بردۀ مؤمن [توسط قاتل به عنوان کفاره کافی است و پرداخت خون‌بها به وارثانش لازم نیست] و اگر [مقتول مؤمن نباشد ولی] از قومی باشد که میان شما و آنان پیمانی برقرار است، باید خون‌بهایی به خانوادۀ او بپردازد و یک بردۀ مؤمن را [نیز] آزاد کند؛ و هر کس [توان مالی نداشت یا برده‌ای برای آزاد کردن] نیافت، [باید] به عنوان توبه‌ای به درگاه الله، دو ماه پیاپی روزه بگیرد؛ و الله همواره دانای حکیم است

﴿93﴾ و هر کس مؤمنی را عمداً به قتل برساند، کیفرش دوزخ است [که] در آن جاودانه می‌مانَد و الله بر وی خشم می‌گیرد و او را از رحمت خویش دور می‌سازد و عذاب بزرگی برایش آماده ساخته است

﴿94﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، هنگامی ‌که در راه الله [برای جهاد] رهسپار شدید، [جوانب امر را به دقت] بررسی کنید و به کسی‌ که اظهار صلح و اسلام نمود، نگویید: «تو مؤمن نیستی» تا [به این بهانه بتوانید او را بکشید و غنیمت و] سرمایۀ ناپایدار زندگی دنیا را به دست آورید؛ زیرا غنیمت‌های بسیاری [برای شما] نزد الله است. شما نیز قبلاً اینچنین بودید [و ایمانتان را پنهان می‌کردید]؛ سپس الله بر شما منت نهاد [و هدایت شدید]. بنابراین به درستی بررسی کنید؛ [چرا که] بی‌تردید، الله به آنچه انجام می‌دهید آگاه است

﴿95﴾ آن مؤمنان [خانه‌نشینی] که بدون هیچ بیماری و رنجی از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه الله با مال و جان خود جهاد کردند [هرگز] یکسان نیستند. الله کسانی را که با مال و جانشان جهاد کردند بر خانه‌نشینان به مرتبه‌ای [بزرگ] برتری بخشیده است و الله به هر یک [مجاهدان یا خانه‌نشینانِ معذور] وعدۀ [پاداش] نیکو داده ‌است و[لی] الله مجاهدان را بر خانه‌نشینان با پاداشی بزرگ برتری داده ‌است

﴿96﴾ [پاداشی كه‌] به عنوان درجات و آمرزش و رحمتى از [پیشگاه] او [نصیبشان مى‌گردد] و الله آمرزندۀ مهربان است

﴿97﴾ کسانی كه [با ماندن در سرزمین کفر] نسبت به خویش ستمكار بوده‌اند، [وقتى‌] فرشتگان جانشان را مى‌گیرند [به آنان] مى‌گویند: «در چه [حال‌] بودید؟» پاسخ مى‌دهند: «ما در زمین از ستمدیدگان بودیم». [فرشتگان] مى‌گویند: «آیا زمینِ الله گسترده نبود تا در آن مهاجرت كنید [و ایمانتان را حفظ نمایید]؟» پس جایگاهشان دوزخ است و چه بد سرانجامى است

﴿98﴾ مگر آن مردان و زنان و کودکان ستم‌دیده‌ای که نمی‌توانند چاره‌ای بیندیشند و راه به جایی نمی‌برند

﴿99﴾ پس آنان [كه عذرى دارند] امید است الله از اینان درگذرد و الله همواره بخشایندۀ آمرزگار ‌است

﴿100﴾ و هر کس در راه الله هجرت کند، در زمین سرپناه بسیار و گشایش[ی در مصالح دین و دنیا] می‌یابد و کسی‌ که به قصد هجرت به سوی الله و پیامبرش از خانه‌اش خارج شود و آنگاه مرگش فرا رسد، قطعاً پاداش او بر [عهدۀ] الله است و الله آمرزندۀ مهربان است

﴿101﴾ و [ای مؤمنان،] هر گاه در زمین سفر ‌کردید، اگر ترسیدید کسانی که کفر ورزیدند زیانی به شما برسانند، گناهی بر شما نیست که از [رکعات] نماز بکاهید [و آن را شکسته بخوانید]؛ زیرا کافران همواره برایتان دشمن آشکاری هستند

﴿102﴾ و [ای پیامبر،] چون [وقت جنگ] در میان آنان بودى و برایشان نماز برپا داشتى، باید گروهى از آنان با تو [به نماز] بایستند و [همچنین] باید جنگ‌افزارهایشان را با خود برگیرند [و یک رکعت را همراه تو بخوانند و نماز را به صورت فُرادی ادامه دهند] و چون سجده کردند [و نمازشان تمام شد]، باید پشت سرتان قرار گیرند و آن دسته دیگری که نماز نخوانده‌اند باید بیایند و [یک رکعت] با تو نماز بخوانند [و پس از اینکه نمازت به پایان رسید، ادامۀ نمازشان را کامل کنند] و [آنان نیز] باید احتیاط کنند و جنگ‌افزارهایشان را [در نماز با خود] برگیرند؛ [زیرا] کافران آرزو دارند که شما از جنگ‌افزارها و تجهیزات خود غافل شوید تا یکباره بر شما بتازند؛ و اگر از باران [یا موانع دیگر] در رنج بودید و [یا] بیمار [و مجروح] بودید، گناهی بر شما نیست که جنگ‌افزارهاى خود را [بر زمین] بگذارید؛ ولی جانب احتیاط را رعایت کنید. به راستی که الله برای کافران عذابی خفت‌بار مهیّا کرده ‌است

﴿103﴾ چون نماز را به پایان رساندید، الله را [در همه حال،] ایستاده و نشسته و بر پهلو خفته [= خوابیده] یاد کنید؛ و هر گاه آرامش یافتید [و ترس از بین رفت]، نماز را [کامل] بر پا دارید [چرا که] بی‌تردید، نماز [فریضه‌ای است که] در اوقات معیّنی بر مؤمنان واجب شده ‌است

﴿104﴾ و [ای مؤمنان،] در تعقیب آن گروه [دشمن] سستی نکنید. اگر شما [از خستگی و جراحت] رنج می‌برید، آنان نیز چنان که شما رنج می‌برید رنج برده‌اند؛ ولی شما از الله چیزی را امید دارید که آنان ندارند؛ و الله دانای حکیم است

﴿105﴾ [ای پیامبر،] ما [این] کتاب را به‌حق بر تو نازل کردیم تا به [موجبِ] آنچه الله به تو آموخته است در میان مردم داوری کنی؛ و مدافع خیانتکاران مباش

﴿106﴾ و از الله آمرزش بخواه. بی‌تردید، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿107﴾ و از کسانی ‌که [با ارتکاب گناه] به خود خیانت می‌کنند دفاع نکن [زیرا] بی‌گمان، الله هر ‌کس را که خیانتکار [و] گناهکار باشد دوست ندارد

﴿108﴾ آنها [زشتکاری‌های خود را] از مردم پنهان می‌دارند، ولی نمی‌توانند چیزی را از الله پنهان کنند؛ و [حال آنکه] او تعالی همراهشان است آنگاه که شبانه چاره‌اندیشی می‌کنند و [از سرِ دروغ و افترا] سخنانی می‌گویند که او نمی‌پسندد؛ و الله همواره به آنچه می‌کنند احاطه دارد

﴿109﴾ هان! شما کسانی هستید که در زندگی دنیا از آنان دفاع کردید؛ پس کیست که روز قیامت در برابر الله از آنان دفاع کند؟ یا چه کسی است که [مراقب و‌] کارسازشان باشد؟

﴿110﴾ و هر کس عمل ناشایستی مرتکب شود یا [با نافرمانی از دستور الله و رسولش] به خود ستم کند [و] سپس از الله آمرزش بخواهد، الله را آمرزندۀ مهربان خواهد یافت

﴿111﴾ و هر کس گناهی مرتکب شود، تنها به زیان خویش [چنین] می‌کند؛ و الله همواره دانای حکیم است

﴿112﴾ و هر کس خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس آن را بر گردن بی‌گناهی بیندازد، قطعاً [بارِ] بهتان و گناه آشکاری را بر دوش گرفته است

﴿113﴾ و [ای پیامبر،] اگر فضلِ الله و رحمتش بر تو نبود، گروهی از آنان قصد داشتند که تو را گمراه کنند [تا ناعادلانه قضاوت کنی]؛ و[لى‌] جز خودشان [كسى‌] را گمراه نمى‌سازند و هیچ زیانی به تو نمی‌رسانند؛ و الله کتاب [= قرآن] و حکمت [= سنت] را بر تو نازل کرد و آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت؛ و همواره فضلِ الله بر تو بزرگ [و بسیار] بوده ‌است

﴿114﴾ در بسیاری از [سخنان درگوشی و] نجواهای آنان خیری نیست، مگر [در گفتارِ] كسى كه به [دادنِ] صدقه‌ای یا كاری پسندیده یا سازشى میان مردم فرمان دهد؛ و هر کس برای رضایت الله چنین کند، به زودی پاداش بزرگی به وی خواهیم داد

﴿115﴾ و هر کس ‌پس از آنکه [راه حق و] هدایت برایش روشن شد با پیامبر مخالفت ورزد و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند، او را به آنچه [برای خود برگزیده و از آن] پیروی کرده است وامی‌گذاریم و به دوزخ می‌کشانیم؛ و [حقا که دوزخ] چه بد جایگاهی است

﴿116﴾ الله این [گناه] را كه به او شرک آورده شود، قطعاً نمى‌آمرزد و غیر آن [هر گناهی] را برای هر ‌کس که بخواهد می‌آمرزد؛ و هر ‌کس به الله شرک آورَد، بی‌تردید در گمراهی دور و درازی افتاده‌ است

﴿117﴾ [مشرکان] به جای الله بُت‌های مادینه‌ای [همچون لات و عُزّی و منات] را می‌خوانند و [در حقیقت،] جز شیطان سرکش را نمی‌خوانند

﴿118﴾ [همان که] الله او را از رحمت خویش دور ساخت و او گفت: «از بندگان تو، سهمی معیّن برخواهم گرفت

﴿119﴾ و مسلماً آنان را گمراه می‌کنم و به آرزوهای باطل می‌افکنم؛ و به آنان دستور می‌دهم که گوش چهارپایان را بشکافند و وادارشان می‌کنم تا آفرینش الله را تغییر دهند»؛ و هر ‌کس شیطان را به جای الله دوست [و کارساز] خود گیرد، قطعاً زیانی آشکار کرده ‌است

﴿120﴾ [آرى،] شیطان به آنان وعده مى‌دهد و آنها را در [دامِ] آرزوها می‌اندازد و به آنان وعده‌ای جز فریب نمى‌دهد

﴿121﴾ آنان [= پیروان شیطان] جایگاهشان دوزخ است و هیچ راه فراری از آن نمی‌یابند

﴿122﴾ و کسانی‌ که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به زودی آنان را در باغ‌هایی [از بهشت] وارد می‌کنیم که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ وعدۀ الله حق است و کیست که در گفتار [و وعده‌هایش] از الله راستگوتر باشد؟

﴿123﴾ [ای مسلمانان، نجات و رستگاری وابسته] به آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست. هر‌ کس کار ناشایستی انجام دهد، به کیفرش خواهد رسید و دوست و یاوری جز الله برای خود نخواهد یافت

﴿124﴾ و هر کس ـ چه مرد و چه زن ـ که کارهای شایسته کند و مؤمن باشد، [همۀ] آنان وارد بهشت می‌شوند و به اندازۀ ذرۀ ناچیزی [حتی به اندازۀ شکافِ پشت هستۀ خرمایی نیز] به آنان ستم نخواهد شد

﴿125﴾ و دین چه کسی بهتر از [دین] کسی است که خالصانه خود را تسلیم الله كرده و نیكوكار است و از آیین ابراهیمِ حق‌گرا پیروى نموده است؟ و الله ابراهیم را به دوستی خالصانه خود برگزید

﴿126﴾ و آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ الله است و الله همواره به هر چیزی احاطه دارد

﴿127﴾ و [ای پیامبر، مسلمانان] از تو دربارۀ زنان نظرخواهی می‌کنند؛ بگو: «الله درباره آنان فتوا می‌دهد و در آنچه از کتاب [الله] بر شما خوانده می‌شود [نیز] آمده است که [حکمِ او] دربارۀ دختران یتیمی که حقِ مقررشان [از مهریه و ارث] را نمی‌پردازید و به ازدواج با آنان تمایل ندارید [و از روی طمع در اموالشان، آنان را از ازدواج با دیگران نیز منع می‌کنید]، و [همچنین دستور او تعالی در مورد] کودکان ناتوان [این است] که: «در حق یتیمان به عدل و انصاف بکوشید»؛ و هر آنچه از نیکی‌ها که انجام ‌دهید، الله به آن آگاه است

﴿128﴾ و اگر زنی از ناسازگاری یا روی‌گردانیِ شوهرش بیم داشت، بر آن دو گناهی نیست که [با صرف‌نظر از برخی حقوق و وظایف] با یکدیگر آشتی کنند؛ و آشتی بهتر [از طلاق] است و[لی طمع و] بُخل، نفْس‌ها را فراگرفته است [و هیچ کس از حق خویش نمی‌گذرد]؛ و اگر نیکی کنید و پرهیزگاری پیشه سازید، قطعاً الله به آنچه انجام می‌‌دهید آگاه است

﴿129﴾ و [شما مردان] هر چند بکوشید هرگز نمی‌توانید [از نظر محبت قلبی] میان زنان عدالت برقرار کنید؛ پس یکسره [به یکی میل نکنید و] از یكى روى نگردانید که او را بلاتکلیف رها کنید؛ و اگر سازش نمایید و پرهیزگاری کنید، بی‌تردید الله آمرزندۀ مهربان است

﴿130﴾ و اگر آن دو [= زن و شوهر] از یکدیگر جدا شوند، الله هر یک از آنان را از گشایش [و بخشش] خویش بی‌نیاز می‌سازد؛ و الله همواره گشایشگرِ حکیم است

﴿131﴾ و آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ الله است؛ و ما به کسانی که پیش از شما به آنان کتاب [آسمانی] داده شد و [همچنین] به شما سفارش کردیم که: «از الله پروا کنید»، و اگر کافر شدید، [بدانید که] آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ الله است و الله بی‌نیازِ ستوده ‌است

﴿132﴾ و آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ الله است و همین بس که الله [مراقب و] کارگزار [بندگان] باشد

﴿133﴾ ای مردم، اگر او تعالی بخواهد، شما را از میان می‌برد و دیگرانی را می‌آورد؛ و الله همواره بر این [کار] تواناست

﴿134﴾ هر‌ کس [در قبال کارهایش] پاداش دنیا را می‌خواهد، [بداند که] پاداش دنیا و آخرت نزد الله است و الله همواره شنوای بیناست

﴿135﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برپادارندۀ عدالت باشید [و] برای الله شهادت دهید؛ هر چند به زیان خودتان یا پدر و مادر و نزدیکان [شما] باشد. اگر [یكى از دو طرف دعوا] توانگر یا نیازمند باشد، [باز هم] الله [از شما] به آن دو نفر سزاوارتر است؛ پس از هوای نفس پیروی نکنید که [از حق] منحرف می‌شوید؛ و اگر زبان را بگردانید [و حق را تحریف کنید] یا [از اظهار آن] خودداری نمایید، مسلّماً الله به آنچه انجام می‌دهید آگاه است

﴿136﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، به الله و پیامبرش و کتابی که بر او نازل کرده است و [به هر] کتابی که پیش از این فرستاده ‌است ایمان بیاورید [و بر آن پایدار باشید]؛ و هر ‌کس به الله و فرشتگانِ او و کتاب‌ها و پیامبرانش و روز قیامت کفر بورزد، بی‌تردید، در گمراهیِ دور و درازی افتاده ‌است

﴿137﴾ بی‌تردید، کسانی‌ که ایمان آوردند، سپس کافر شدند و پس از آن ایمان آوردند و باز کافر شدند و آنگاه بر کفر [خود] افزودند، الله هرگز بر آن نیست که آنان را ببخشاید و به راهی [راست که به سعادت ابدی ختم می‌گردد] هدایتشان کند

﴿138﴾ [ای پیامبر،] به منافقان خبر بده که عذابی دردناک برایشان [در پیش] است

﴿139﴾ [همان] کسانی که کافران را به جای مؤمنان به دوستی برمی‌گزینند. آیا سربلندی را نزد آنان می‌جویند؟ [باید بدانند که] همۀ سربلندی از آنِ الله است

﴿140﴾ و [ای مؤمنان،] مسلماً [الله این حُکم را] در این کتاب [= قرآن] بر شما نازل کرده است که: «چون شنیدید [افرادی] آیات الله را انکار می‌کنند و آن را به تمسخر می‌گیرند، با آنان ننشینید تا به سخنی دیگر بپردازند. [اگر با آنان بنشینید،] در این صورت، قطعاً شما [نیز] همانند آنان خواهید بود». بی‌تردید، الله همۀ منافقان و کافران را در دوزخ گِردِ هم می‌آورد

﴿141﴾ [همان] کسانی ‌که [از سرِ بدخواهی، همواره] شما را زیر نظر دارند [و منتظر هستند که چه چیزی به شما می‌رسد]؛ اگر پیروزی و گشایشی از جانب الله نصیبتان گردد، می‌گویند: «مگر ما با شما نبودیم؟» و اگر بهره‌ای نصیب کافران گردد، [به آنان] می‌گویند: «مگر ما پشتیبانتان نبودیم و شما را از [گزندِ] مؤمنان باز نمی‌نداشتیم؟»؛ پس الله روز قیامت میان شما داوری می‌کند؛ و الله هرگز برای کافران راهی [برای تسلط] بر مؤمنان قرار نداده ‌است

﴿142﴾ بی‌تردید، منافقان [با دروغگویی و تظاهرشان] با الله فریبکاری می‌کنند [و حال آنکه به سزای رفتارشان] الله فریب‌دهندۀ آنان است؛ و چون به نماز برخیزند، با سستی و‌ کاهلی برمی‌خیزند [و] با مردم ریاکاری می‌کنند و الله را جز اندکی یاد نمی‌کنند

﴿143﴾ [منافقان] بین این دو [گروه مؤمنان و کافران] متحیّر و سرگردانند؛ نه با اینانند و نه با آنان؛ و [ای پیامبر،] هر‌ کس که الله او را گمراه کند، راهی برای [هدایتِ] او نخواهی یافت

﴿144﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، کافران را به جای مؤمنان، دوستان [خود] نگیرید. آیا می‌خواهید برای الله دلیل آشکاری به زیانِ خود [برای عذاب] پدید آورید؟

﴿145﴾ همانا منافقان در پایین‌ترین درجاتِ دوزخند و هرگز یاوری برایشان نخواهی یافت

﴿146﴾ مگر کسانی که توبه کردند و [باطنِ خویش را] اصلاح نمودند و به [کتابِ] الله تمسک جستند و دین خود را برای الله خالص گرداندند؛ که اینان با مؤمنانند و الله پاداش بزرگی به مؤمنان خواهد داد

﴿147﴾ اگر شکر کنید و ایمان آورید، الله چه نیازی به مجازات شما دارد؟ و الله همواره قدردانِ داناست

﴿148﴾ الله بدگوییِ آشکار را دوست ندارد، مگر از جانب کسی که به او ستم شده است [و ناچار زبان به شکایت و نفرین می‌گشاید]؛ و الله همواره شنوای داناست

﴿149﴾ اگر کار نیک را آشکار کنید یا آن را پنهان دارید یا از بدی [و ستمی که به شما رسیده است] درگذرید، [بدانید که] بی‌تردید، الله همواره آمرزندۀ تواناست

﴿150﴾ كسانى كه به الله و پیامبرانش كفر مى‌ورزند و مى‌خواهند میان الله و پیامبرانش جدایى اندازند و مى‌گویند: «ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انكار مى‌كنیم» و مى‌خواهند در این [میان، بین کفر و ایمان برای خود] راهى برگزینند

﴿151﴾ آنان به راستی كافرند و ما براى كافران عذابى خفت‌بار مهیا كرده‌ایم

﴿152﴾ و كسانى كه به الله و پیامبرانش ایمان آورده‌اند و میان هیچ یک از آنان تفاوت نمى‌گذارند، به زودى [الله] پاداششان را عطا مى‌كند و الله همواره آمرزندۀ مهربان است

﴿153﴾ [ای پیامبر،] اهل کتاب از تو می‌خواهند که [به نشانۀ راستگویی، یکباره] کتابی از آسمان برایشان نازل کنی. [این درخواستشان را بزرگ مشمار؛ زیرا آنان] از موسی [چیزی بزرگ‌تر و] عجیب‌تر از این خواستند و گفتند: «الله را آشکارا به ما نشان بده»؛ به خاطر درخواستِ ناحقشان، صاعقه‌[ی مرگ‌] آنان را فرو گرفت؛ آنگاه [چون الله آنان را دوباره زنده کرد] پس از آنکه نشانه‌های آشکار برایشان آمد، گوساله را [به عنوان معبود] گرفتند و[لی ما پس از آنکه توبه کردند] از آن [گناهشان نیز] درگذشتیم و به موسی دلیلی آشکار بخشیدیم.‌

﴿154﴾ و به سببِ پیمان [گرفتن از] آنان [کوه] طور را بالای سرشان برافراشتیم و [نیز] به آنان گفتیم: «با فروتنی از دروازۀ [بیت‌المقدس] وارد شوید» و [همچنین] به آنان گفتیم: «حرمتِ شنبه را نشکنید [و از صید ماهی در این روز دست بکشید]» و از آنان پیمانی سخت و استوار گرفتیم

﴿155﴾ [آنان را لعنت کردیم] به خاطر اینکه پیمانشان را شکستند و به آیاتِ الله کفر ورزیدند و پیامبران را به ناحق کشتند و [نیز از روی تمسخر] گفتند كه: «بر دل‌های ما، پرده [انداخته شده] است [که سخن حق را درک نمی‌کنیم]»؛ بلكه الله به خاطر کفرشان بر دل‌هایشان مُهر زده است؛ بنابراین جز اندکی [از آنان] ایمان نمى‌آورند

﴿156﴾ و [نیز آنان را لعنت کردیم] به سبب كفرشان و آن تهمت بزرگى كه به مریم زدند؛

﴿157﴾ و [همچنان آنان را لعنت کردیم به خاطر این] سخنشان که: «ما مسیح ـ عیسی پسر مریم ‌ـ پیامبر الله را کشتیم»؛ در حالی که نه او را کشتند و نه به دار آویختند؛ بلکه [امر] بر آنان مُشتَبَه شد [و مردی را که شبیه عیسی بود به دار کشیدند] و كسانى كه دربارۀ او اختلاف كردند، قطعاً راجع به وی دچار تردیدند و هیچ علمى به آن ندارند، مگر آنكه از گمان پیروى مى‌كنند؛ و یقیناً او را نکشته‌اند

﴿158﴾ بلکه الله او را به سوی خویش بالا بُرد؛ و الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿159﴾ و [کسی] از اهل کتاب نیست، مگر اینکه پیش از مرگش [= مرگ عیسی]، حتماً به او ایمان می‌آورَد و روز قیامت [نیز] وی بر [کفر و ایمانِ] آنان گواه خواهد بود

﴿160﴾ پس به سزاى ستمى كه از یهود سر زد و به سبب اینکه [مردم را] بسیار از راه الله بازداشتند، ما چیزهای پاکیزه‌ای را که برایشان حلال بود، بر آنان حرام کردیم

﴿161﴾ و [نیز به سزای‌] ربا گرفتن شان ـ با آنكه از آن نهى شده بودند ـ و اینکه مالِ مردم را به ناروا می‌خوردند؛ و ما براى كافرانشان عذابى دردناک مهیّا كرده‌ایم

﴿162﴾ ولی از میان آنان راسخان در علم [= علمای یهود] و مؤمنان [یعنی کسانی که] به آنچه بر تو نازل شده است و [به] آنچه که پیش از تو نازل شده است ایمان می‌آورند؛ و [همچنین] نمازگزاران و زکات‌دهندگان و ایمان‌آورندگان به الله و روز بازپسین؛ به [همۀ] اینها پاداش بزرگی خواهیم داد

﴿163﴾ [ای پیامبر،] بی‌تردید، ما به تو وحی فرستادیم؛ همان گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحی فرستادیم و [نیز] به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [یعقوب] و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم؛ و به داود زبور دادیم

﴿164﴾ و پیامبرانى [فرستادیم‌] كه در حقیقت، [سرگذشت‌] آنان را پیش از این برای تو حكایت نمودیم و پیامبرانى [را نیز برانگیخته‌ایم‌] كه [داستان] آنان را برایت بیان نكرده‌ایم؛ و الله با موسى آشكارا [و بی‌واسطه] سخن گفت

﴿165﴾ پیامبرانى [فرستادیم] كه بشارت‌بخش و بیم‌دهنده بودند تا براى مردم پس از [بعثت‌] پیامبران، در مقابل الله [هیچ بهانه و] حجتى نباشد؛ و الله همواره شکست‌ناپذیزِ حكیم است

﴿166﴾ [ای پیامبر، کافران پیامت را انکار می‌کنند] ولی الله به [درستیِ] آنچه بر تو نازل کرده است گواهی می‌دهد؛ آن را به علم خویش نازل کرده است و فرشتگان نیز گواهی می‌دهند؛ و [برای حقانیتِ قرآن،] کافی است که الله گواه باشد

﴿167﴾ بى‌تردید، كسانى كه كفر ورزیدند و [مردم را] از راه الله بازداشتند، به گمراهىِ دور و درازى افتاده‌اند

﴿168﴾ بى‌تردید، كسانى كه كفر ورزیدند و [با این کار بر خود] ستم كردند، الله هرگز بر آن نیست که آنان را بیامرزد و آنان را به راهى [درست نیز] هدایت نمی‌کند

﴿169﴾ مگر راه جهنم که جاودانه در آن می‌مانند؛ و این [کار] بر الله آسان است

﴿170﴾ ای مردم، این پیامبر، از جانب پروردگارتان [هدایت و دینِ] حق را برایتان آورده است؛ پس ایمان بیاورید که به خیر [و صلاحِ‌] شماست؛ و اگر [سخنش را نپذیرید و] کفر بورزید، [بدانید که] آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ الله است [و کفر شما زیانی به او نمی‌رساند] و الله همواره دانای حکیم است

﴿171﴾ ای اهل کتاب، در دین خود غلو نکنید و دربارۀ الله جز [سخنِ] حق نگویید. بی‌تردید، مسیح ـ عیسی پسر مریم ـ فرستادۀ الله و کلمۀ اوست که [امر کرد: «باش» که بی‌درنگ موجود شد و به این صورت، به امرِ الله، جبرئیل] وی را به مریم القا کرد و [عیسی] روحی از جانب اوست؛ پس به الله و پیامبرانش ایمان بیاورید و نگویید: «[معبود] سه‌گانه است». [از این سخن] بازایستید که برای شما بهتر است. الله تنها معبود یگانه است [و] از اینکه فرزندی داشته باشد، پاک [و منزه] است. آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ اوست و همین بس که الله کارگزار [و مراقبِ مخلوقات] باشد

﴿172﴾ مسیح و فرشتگان مقرّب هرگز اِبا ندارند از اینکه بندۀ الله باشند؛ و هر کس از عبادت او تعالی سرپیچی کند و تکبر ورزد، همۀ آنان را [برای حسابرسی‌] نزد خویش جمع خواهد کرد

﴿173﴾ اما کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، [الله] پاداش‌هایشان را به طور کامل می‌دهد و از فضل خویش بر آنها می‌افزاید؛ و اما کسانی را که اِبا کردند و تکبر ورزیدند، به عذابی دردناک عذاب می‌کند و دوست و یاوری غیر از الله برای خود نمی‌یابند

﴿174﴾ ای مردم، به راستی که برای شما از جانب پروردگارتان دلیلی روشن [= محمد صلی الله علیه وسلم] آمد و نوری آشکار [= قرآن] را به سویتان نازل کردیم

﴿175﴾ اما کسانی را که به الله ایمان آوردند و به آن [= قرآن] تمسک جستند، به زودی [الله] آنان را در رحمت و فضل خویش وارد خواهد کرد و به راهی راست به سوی خویش هدایت خواهد نمود

﴿176﴾ [ای پیامبر، دربارۀ نحوۀ تقسیم ارث بین برادر و خواهرِ متوفایی که پدر و مادر و فرزند ندارد] از تو می‌پرسند. بگو: «الله در [مورد] کـَـلاله برایتان حکم صادر می‌کند: اگر مردی که [پدر و مادر و] فرزندی ندارد فوت کند و خواهری داشته باشد، نصف تَرَکه از آنِ اوست؛ [و اگر زنی فوت کند و برادری داشته باشد] در صورتی که [متوفی] فرزند نداشته باشد، آن مرد [همۀ ترکه را] از او به ارث می‌برد؛ و اگر [فقط] دو خواهر [یا بیشتر از متوفی] باقی بماند، دو سومِ تَرَکه برای آنهاست؛ و اگر [چند] برادر و خواهر [با هم] باشند، هر مردی [معادل] سهم دو زن را دارد. الله [این احکام را] برایتان روشن می‌سازد تا گمراه نشوید [و در تقسیم ارث، به راه خطا نروید]؛ و الله به هر چیزی داناست»

المائدة

Surah 5

﴿1﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به پیمان‌ها[یتان] وفا کنید. [خوردن گوشت‌] چهارپایان بر شما حلال است، مگر آنچه [حکمش] بر شما خوانده شود و [به شرط آنکه‌] در حال احرام [حج یا عمره] شکار را حلال نشمارید. همانا الله هر چه بخواهد حکم می‌کند

﴿2﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [حرمت] شعایر الهی و ماه حرام [را نگه دارید] و [همچنین حرمتِ] قربانى بى‌نشان و قربانی‌های قلاده‌دار و راهیان بیت ‌الحرام كه فضل و رضایتِ پروردگارشان را مى‌طلبند؛ و چون از احرام [و سرزمین حرم] خارج شدید، [می‌توانید آزادانه] به شکار بپردازید؛ و [مبادا کینه‌توزی و] دشمنی گروهی که شما را از مسجد الحرام بازداشتند، شما را به تعدّی و تجاوز وادار کند؛ و در نیكوكارى و پرهیزگاری به یكدیگر یاری رسانید و در گناه و تجاوز دستیار هم نشوید و از الله پروا كنید [چرا كه] بی‌تردید، الله سخت‌كیفر است

﴿3﴾ [اینها همه] بر شما حرام شده است: [گوشت] مُردار و خون و گوشت خوک و آنچه [هنگام ذبح] نام غیر الله بر آن برده شود و [حیوانات حلال‌گوشتِ‌] خفه‌شده و به ضرب [چوب و سنگ‌ و...] مُرده و از بلندی افتاده [و مُرده‌] و [آنها که از حیوانی دیگر] شاخ‌خورده [و مُرده‌اند] و نیم‌خوردۀ [حیواناتِ] درنده ـ مگر آنچه [پیش از مردن] ذبح [شرعی] کرده باشید ـ و [همچنین] آنچه در برابر نشانه‌های معبودان باطل ذبح می‌شود و [همچنان بر شما حرام است که] باتیر‌های بخت‌آزمایی تصمیم‌گیری و اقدام کنید؛ و [به یقین بدانید که روی آوردن به تمام] اینها نافرمانی [از الله] است. امروز کافران از دین شما [و بازگشتتان به کفر] ناامید شده‌اند؛ پس از آنان نترسید و از من بترسید. امروز دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را [به عنوان بهترین] دین برایتان برگزیدم. اما هر کس [برای حفظ جان خود و] بدون آنكه به گناه متمایل باشد، [به خوردن گوشت‌های ممنوعه] ناچار شود [گناهی بر او نیست]. به راستی که الله آمرزندۀ مهربان است

﴿4﴾ [ای پیامبر، اصحابت] از تو می‌پرسند چه چیز برایشان حلال شده است. بگو: «چیزهاى پاكیزه و [شکارِ] حیوانات شکاری که از آنچه الله به شما تعلیم داده، به آنها آموخته‌ايد، برایتان حلال شده است. پس، از آنچه [این حیوانات] برای شما گرفته‌اند [و خود از آن نخورده‌اند] بخورید. و [به هنگام ذبح یا فرستادن حیوانات شکاری] نام الله را بر آن ببرید و از الله پروا کنید. بی‌گمان الله، حسابرسی سریع است»

﴿5﴾ [ای مسلمانان،] امروز خوراکی‌های پاکیزه‌ برایتان حلال شده است و [ذبایح و] غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما [نیز] برای آنان حلال است؛ و [همچنین ازدواج با] زنان پاکدامن مسلمان و زنان پاکدامن از [اهل کتاب، یعنی] کسانی‌ که پیش از شما به آنان کتاب [آسمانی] داده شده است [حلال است]؛ به شرط آنکه مهریه‌های‌ آنان را بپردازید، در حالی ‌که خود پاکدامن باشید، نه زناكار باشید و نه [زنان را] پنهانى به دوستی بگیرید؛ و هر‌ کس به [ارکان] ایمان کفر بورزد، قطعاً عملش تباه شده است و در آخرت از زیانکاران خواهد بود

﴿6﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، چون به [قصدِ] نماز برخاستید، صورت و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید و سرتان را مسح کنید و پاهایتان را تا دو قوزک [بشویید] و اگر جُنُب بودید، خود را [با غسل کردن] پاک سازید؛ و اگر بیمار یا مسافرید یا هر یک از شما از محل قضای حاجت آمده است یا با زنان آمیزش کرده‌اید و آب نمی‌یابید، با خاکی پاک تیمم کنید و از آن بر صورت و دست‌هایتان بکشید. الله نمی‌خواهد شما را به سختی بیندازد؛ بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمت خویش را بر شما تمام کند؛ باشد که شکر به جای آورید

﴿7﴾ و به یاد آورید نعمت الله را بر خویش و [نیز] پیمانى كه شما را به [انجام‌] آن متعهد گردانده است آنگاه كه [دربارۀ دعوت به فرمانبرداری از پیامبر] گفتید: «شنیدیم و اطاعت کردیم»؛ و از الله پروا کنید [که] بی‌تردید، الله به آنچه درون سینه‌هاست داناست

﴿8﴾ اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، براى الله به عدل برخیزید [و] به عدالت گواهی دهید؛ و البته نباید دشمنى یک گروه، شما را بر آن دارد كه عدالت نكنید. عدالت كنید كه این [کار] به پرهیزگاری نزدیک‌تر است؛ و از الله پروا دارید [كه] بی‌تردید، الله به آنچه انجام مى‌دهید، آگاه است

﴿9﴾ الله به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعدۀ آمرزش و پاداش بزرگی داده است

﴿10﴾ و کسانی ‌که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل دوزخند

﴿11﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، نعمتِ الله را بر خود به یاد آورید، آنگاه که گروهی [از دشمنان] قصد کردند به سویتان دست‌درازی کنند، اما [الله] دستشان را از شما بازداشت؛ و از الله پروا کنید؛ و مؤمنان باید تنها بر الله توکل کنند

﴿12﴾ و بی‌تردید، الله از بنی‌اسرائیل پیمان گرفت و از میان آنان [به تعداد قبایلشان] دوازده سالار برگماشتیم و الله فرمود: «من با شما هستم. اگر نماز برپا دارید و زکات بپردازید و به پیامبران من ایمان آورید و آنان را یاری کنید و در راه الله قرضی نیکو دهید، گناهانتان را می‌زدایم و شما را به باغ‌هایی [از بهشت] وارد می‌کنم که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است. اما هر‌ یک از شما که بعد از این کافر شود، مسلماً راه راست را گم کرده است»

﴿13﴾ پس به [سزای] پیمان‌شکنی‌شان، آنان را از رحمت خویش دور ساختیم و دل‌هایشان را سخت گرداندیم؛ [زیرا با تغییرِ لفظ و تأویلِ معنا] سخنان [الله] را از جایگاهش تحریف می‌کنند و بخشى از آنچه را به آن پند داده شدند فراموش کردند؛ و [ای پیامبر،] تو پیوسته دربارۀ خیانتى از سوی آنان آگاه مى‌شوى، مگر [شمارى‌] اندک از اینان [كه خیانتكار نیستند]؛ پس از آنان درگذر و چشم‌پوشى كن [كه] بی‌تردید، الله نیكوكاران را دوست ‌دارد

﴿14﴾ و [همچنین] از کسانی ‌که گفتند: «ما نصرانی هستیم» پیمان گرفتیم، [که پیرو قرآن و رسول الله باشند] و[لى دینشان را تحریف نمودند و‌] بخشى از آنچه را که به آن پند داده شدند به فراموشی سپردند و ما [نیز‌] تا روز قیامت میانشان دشمنى و كینه افكندیم؛ و [در آن روز] الله آنان را [از نتیجۀ‌] آنچه کرده‌اند آگاه خواهد ساخت

﴿15﴾ ای اهل کتاب، همانا پیامبر ما به سوى شما آمده است كه بسیارى از [مطالب و آموزه‌های] كتاب [آسمانى خود] را كه پنهان می‌کردید، برایتان به روشنی بیان ‌كند و از [بیان موارد] بسیاری در‌گذرد. قطعاً از جانب الله برایتان نور و كتابى روشنگر آمده است

﴿16﴾ الله به وسیلۀ این [کتاب،] کسانی را که به دنبال رضایتش باشند به راه‌های [امنیت و] سلامت هدایت می‌کند و به فرمان خویش آنان را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی می‌بَرد و به راهی راست هدایتشان می‌کند

﴿17﴾ کسانی که گفتند: «الله همان مسیح ـ پسر مریم ـ است» یقیناً کافر شدند. [ای پیامبر، به آنان] بگو: «اگر الله بخواهد که مسیح ـ پسر مریم ـ و مادرش و همۀ کسانی را که روی زمین هستند نابود کند، چه كسى در برابر الله اختیارى دارد [كه مانع شود]؟ فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد از آنِ الله است؛ هر چه بخواهد می‌آفریند؛ و الله بر همه چیز تواناست»

﴿18﴾ یهود و نصاری گفتند: «ما پسران و دوستان الله هستیم». [ای پیامبر، در پاسخ به آنان] بگو: «پس چرا او شما را به کیفر گناهانتان عذاب می‌کند؟! [هرگز چنین نیست] بلکه شما [نیز] بشری هستید از جمله افرادی که آفریده است؛ هر ‌کس را بخواهد می‌آمرزد و هر ‌کس را بخواهد عذاب می‌کند؛ و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، از آنِ الله است و بازگشت [همه] به سوی اوست»

﴿19﴾ ای اهل کتاب، پیامبر ما، پس از [انقطاع وحی، و] فترتی از پیامبران [=فاصله بین بعثت عیسی و محمد علیهما السلام]، به سوی شما آمد که [احکام و آموزه‌های الهی را] به روشنی برایتان بیان کند تا مبادا [روز قیامت] بگویید: «نه بشارت‌دهنده‌ای به سراغمان آمد، نه بیم‌دهنده‌ای». یقیناً [اینک] پیامبر بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده به سویتان آمده است؛ و الله بر همه چیز تواناست

﴿20﴾ و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که موسی به قومش گفت: «ای قوم من، نعمت الله را بر خود به یاد آورید، آنگاه که پیامبرانی میان شما برانگیخت و [پس از بردگیِ فرعون، افرادی از] شما را فرمانروایان [خودتان] ساخت و چیزهایی به شما بخشید که به هیچ یک از جهانیان [معاصرتان] نداده بود

﴿21﴾ ای قوم من، به سرزمین مقدسی که الله برایتان مقرر نموده است وارد شوید و به عقب بازنگردید [و از دینتان دست نکشید] که زیانکار خواهید شد»

﴿22﴾ [آنان] گفتند: «ای موسی، بی‌گمان آنجا قومی زورمند هستند [و] تا آنان از آنجا بیرون نروند، ما هرگز در آن وارد نمى‌شویم؛ اگر از آنجا بیرون بروند، ما وارد خواهیم شد»

﴿23﴾ دو تن از مردانی که [از نافرمانی و عذاب الهی] می‌ترسیدند و الله به آنان نعمت [اطاعت و بندگی] داده بود گفتند: «از آن دروازه بر آنان [هجوم برید و] وارد شوید كه اگر از آن درآمدید، قطعاً پیروز خواهید شد؛ و اگر مؤمنید، بر الله توكل كنید»

﴿24﴾ [بنی‌اسرائیل] گفتند: «ای موسی، تا زمانی که آنان در آن [شهر] هستند ما هرگز وارد نمی‌شویم. تو و پروردگارت بروید و بجنگید. ما همینجا نشسته‌ایم»

﴿25﴾ [موسی] گفت: «پروردگارا، من جز اختیار خودم و برادرم [اختیار کس دیگری] را ندارم؛ پس میان ما و این گروهِ نافرمان جدایی بینداز»

﴿26﴾ [الله] فرمود: «در این صورت، [ورود به] آن [سرزمین مقدس] تا چهل سال بر آنان حرام شده است؛ [و پیوسته] در زمین سرگردان خواهند بود؛ پس بر این گروهِ نافرمان افسوس مخور»

﴿27﴾ و [ای پیامبر،] داستان دو پسر آدم [= هابیل و قابیل] را به‌حق برایشان بخوان: هنگامی ‌که [هر کدام] برای نزدیکی‌جستن [به درگاه الله] یک قربانی تقدیم کردند؛ اما از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. [قابیل به هابیل] گفت: «قطعاً تو را خواهم کشت». [هابیل] گفت: «الله [قربانی را] فقط از پرهیزگاران می‌پذیرد

﴿28﴾ اگر تو دستت را برای کشتن من دراز کنی، من هرگز دستم را برای کشتن به سویت دراز نخواهم کرد؛ [زیرا] بی‌تردید، من از الله ـ پروردگار جهانیان‌ـ می‌ترسم

﴿29﴾ [آنگاه برای آنکه او را بترساند گفت:] من می‌خواهم که تو با گناه [قتلِ] من و گناه [اعمال] خودت [به سوی الله] بازگردی و از اهل دوزخ باشی؛ و این است سزای ستمکاران»

﴿30﴾ پس نفسِ [سرکشِ] او کشتن برادرش را برایش آراست [و موجّه و آسان جلوه داد]؛ پس او را کشت و از زیانکاران شد

﴿31﴾ آنگاه الله کلاغی را فرستاد که زمین را می‌کاوید تا [کلاغ مرده‌ای را دفن کند و این گونه] به وی نشان دهد که چگونه جسد برادرش را بپوشاند. [قابیل] گفت: «وای بر من! آیا ناتوان بودم از اینکه همچون این کلاغ باشم و جسد برادرم را بپوشانم؟» آنگاه [به شدّت از کارِ زشت خویش] پشیمان شد

﴿32﴾ به همین سبب، بر بنی‌اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانی را جز برای [قصاص] کسی یا [به کیفر] فسادی [که] در زمین [مرتکب شده است] به قتل برسانَد، چنان است که گویی همۀ مردم را کشته است و هر ‌کس [با خودداری از قتل‌های خودسرانه و بیهوده،] انسانی را زنده بدارد، چنان است که همۀ مردم را زنده کرده است؛ و بی‌گمان، پیامبران ما با دلایل روشن نزد آنان [= بنی‌اسرائیل] آمدند، [ولی] باز هم بسیاری از آنان پس از آن [با ارتکاب گناه] در زمین [پا از حدود الهی فراتر گذاشتند و] زیاده‌روی کردند

﴿33﴾ سزای کسانی ‌که با الله و پیامبرش می‌جنگند و [با قتل و دزدی و فحشا] در زمین به فساد می‌کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا به دار آویخته شوند یا دست [راست] و پای [چپ] آنها در خلاف [جهت یکدیگر] قطع شود یا از سرزمین [خود] تبعید گردند. این [مجازات، مایۀ] رسوایی آنها در دنیاست و در آخرت [نیز] عذابی بزرگ [در پیش] دارند

﴿34﴾ مگر کسانی‌ که [شما حاکمان] پیش از آنکه بر آنان دست یابید توبه کنند؛ پس [اگر چنین کردند، از آنان درگذرید و] بدانید که الله آمرزندۀ مهربان است

﴿35﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله پروا کنید و [با انجام کارهای نیک، برای تقرب] به سوی او وسیله‌ بجویید و در راهش جهاد کنید؛ باشد که رستگار شوید

﴿36﴾ در حقیقت، كسانى كه كفر ورزیدند، اگر تمام آنچه در زمین است براى آنان باشد و همانندش [نیز] با آن [در اختیار شان باشد و بخواهند] به وسیله آن خود را از عذاب روز قیامت بازخرند، از آنان پذیرفته نمى‌شود و عذابى دردناک [در پیش] دارند

﴿37﴾ [این کافران] می‌خواهند از آتش [دوزخ] بیرون روند؛ و[لی] از آن [عذاب] خارج‌شدنی نیستند و برایشان عذابی پایدار [مهیا] است

﴿38﴾ دست مرد و زن دزد را به سزای عملی که مرتکب شده‌اند، به عنوان مجازاتی از جانب الله قطع کنید و [بدانید که] الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿39﴾ اما هر کس بعد از [گناه و] ستم‌کردنش توبه کند و [اعمال خود را جبران و] اصلاح نماید، بی‌تردید الله توبه‌اش را می‌پذیرد. به راستی که الله آمرزندۀ مهربان است

﴿40﴾ آیا نمی‌دانی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است [و] هر کس را بخواهد عذاب می‌کند و هر کس را بخواهد می‌بخشد؟ و الله بر هر چیزی تواناست

﴿41﴾ ای پیامبر، کسانی که در [راه] کفر شتاب می‌کنند؛ تو را غمگین نسازند ـ [خواه] از کسانی که به زبانشان می‌گویند: «ایمان آوردیم» و قلبشان ایمان نیاورده است و [خواه‌] از یهودیانی باشند که به سخنان دروغ گوش مى‌سپارند و از گروهی که خودشان [از روی کبر و حسد] نزد تو نیامده‌اند، می‌شنوند [و از آنها فرمان می‌برند]. آنان سخنان [الله] را [بر اساس میل و منفعتِ خود] از جایگاهشان تحریف می‌کنند و [به یکدیگر] می‌گویند: «اگر این [حکم از سوی محمد] به شما داده شد، [از او] بپذیرید و اگر آن [چیزی که دل‌خواهتان است] به شما داده نشد، [از او] دوری کنید». و [ای پیامبر،] هر کس که الله گمراهی‌اش را خواسته باشد، تو هرگز در برابر الله برایش اختیاری نداری [و نمی‌توانی از او دفاع کنی]. آنان [= یهود و منافقان] کسانی هستند که الله نخواسته است دل‌هایشان را [از پلیدیِ کفر] پاک کند. آنان در دنیا رسوایی [و خواری در انتظار] دارند و در آخرت برایشان عذاب بزرگی [در پیش] است

﴿42﴾ آنان [= یهود] بسیار به دروغ گوش می‌سپارند [و] مال حرام فراوان می‌خورند؛ پس [ای پیامبر،] اگر [برای داوری] نزدت آمدند، میانشان داوری کن یا از آنان روی بگردان؛ و [یقین بدان که] اگر از آنان روی بگردانی، هیچ زیانی به تو نمی‌رسانند؛ و[لی] اگر داوری کردی، با عدالت میانشان داوری کن. بی‌تردید، الله دادگران را دوست دارد

﴿43﴾ و آنان چگونه تو را به داوری می‌طلبند در حالی که تورات نزدشان است [و] حکم الله در آن وجود دارد؟ سپس بعد از آن [داوری، اگر سخنی خلاف میلشان بگویی، از دستور تورات و حکمِ تو] روی می‌گردانند؛ و اینان مؤمن نیستند

﴿44﴾ به راستی ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است. پیامبرانی که [در برابر فرمان الله] تسلیم بودند، بر اساس [آموزه‌های] آن برای یهود داوری می‌کردند و [نیز] مصلحان و دانشمندان [یهود] که پاسداری از كتاب الله [و جلوگیری از تحریف تورات] به آنان سپرده شده بود و بر [حقانیتِ] آن گواه بودند [و بنا به دستورهایش حکم می‌کردند]؛ پس [ای یهود، در اجرای احکام الهی] از مردم نترسید و از من بترسید و آیاتم را به بهایی ناچیز نفروشید؛ و هر کس بر [اساس قوانین و] احکامی که الله نازل کرده است داوری [و حکم] نکند، کافر است

﴿45﴾ و در آن [= تورات] بر آنان [= بنی‌اسرائیل] مقرر داشتیم که: «جان در برابر جان و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است؛ و [حتی] زخم‌ها قصاص دارند». اما هر کس از آن [قصاص] گذشت نماید، آن [بخشش،] کفارۀ [گناهان] اوست؛ و هر کس بر [اساس قوانین و] احکامی که الله نازل کرده است داوری [و حکم] نکند، ستمکار است

﴿46﴾ و به دنبال آنان [= پیامبران بنی‌اسرائیل] عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیق‌کنندۀ تورات بود که پیش از او فرستاده بودیم؛ و انجیل را که در آن هدایت و نور بود به او دادیم که تصدیق‌کنندۀ توراتِ پیش از وی بود و هدایت و اندرزی برای پرهیزگاران بود

﴿47﴾ و پیروان انجیل باید به آنچه الله در آن [کتاب] نازل کرده است حکم کنند؛ و هر کس بر [اساس قوانین و] احکامی که الله نازل کرده است داوری [و حکم] نکند، فاسق است

﴿48﴾ و [ای پیامبر، ما این] کتاب را به‌حق بر تو نازل کردیم [که] تصدیق‌کنندۀ کتاب‌های پیشین و نگهبان و گواه بر آنهاست. پس بین آنان بر اساس آنچه الله نازل کرده است حکم کن و به جای حقیقتی که [از جانب قرآن] به تو رسیده است، از هوس‌های آنان پیروی نکن. [ای مردم،] ما برای هر یک از شما [امت‌ها] آیین و راهی روشن قرار دادیم؛ و اگر الله می‌خواست، همۀ شما را امتی واحد قرار می‌داد؛ ولی [الله می‌خواهد] شما را در [مورد] آنچه به شما بخشیده است بیازماید؛ پس در نیکی‌ها بر یکدیگر پیشی گیرید. بازگشت همگی شما به سوی الله است؛ آنگاه او تعالی شما را از آنچه در آن اختلاف می‌کردید، آگاه می‌سازد

﴿49﴾ و [ای پیامبر،] میان آنان [= یهود] بر اساس آنچه الله [در قرآن] نازل کرده است حکم کن و از هوس‌هایشان پیروی مکن و بر حذر باش از اینکه تو را از برخی از آنچه الله بر تو نازل کرده است منحرف کنند؛ پس اگر [از پذیرشِ داوریِ تو] روی گردانند، بدان که الله می‌خواهد آنان را به [خاطر] برخی از گناهانشان مجازات کند؛ و به راستی که بسیاری از مردم نافرمانند

﴿50﴾ آیا آنان حکم [و داوری بر اساس موازین] جاهلیت را می‌خواهند؟ و براى اهل یقین، حکم [و داورىِ] چه كسى بهتر از الله است؟

﴿51﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به دوستی نگیرید. آنان دوستان یکدیگرند؛ و هر یک‌ از شما که با آنان دوستی [و همکاری] کنند، حتماً از آنهاست. بی‌تردید، الله گروه ستمکاران را [به خاطر دوستی‌ با کافران] هدایت نمی‌کند

﴿52﴾ پس [ای پیامبر،] کسانی را که در دل‌هایشان بیماری [نفاق] است می‌بینی که در [دوستی با] آنان می‌شتابند [و] می‌گویند: «می‌ترسیم که [اگر پیروز شوند، از جانب آنان] آسیبی به ما برسد». امید است که الله [برای مسلمانان] از جانب خود فتح [و پیروزی] یا امر [دیگری] را پیش آورَد، آنگاه [این منافقان] از آنچه در دل خود پنهان می‌داشتند پشیمان شوند

﴿53﴾ و کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند: «آیا اینها [= منافقان] همان کسانی هستند که با بیشترین تأکید به الله سوگند مى‌خوردند كه با شما هستند؟» اعمالشان تباه گشت و زیانکار شدند

﴿54﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، هر یک از شما که از دین خود برگردد [به الله زیانی نمی‌رساند]، الله به زودی گروهی را می‌آورد که آنان را دوست دارد و آنها [نیز] او تعالی را دوست دارند، [آنان] نسبت به مؤمنان فروتن [و مهربان] و در برابر کافران سرسخت هستند، در راه الله جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌هراسند. این فضل الله است که به هر کس بخواهد می‌بخشد؛ و الله گشایشگرِ داناست

﴿55﴾ [ای مؤمنان،] بی‌تردید، [یاور و] دوست شما فقط الله و پیامبرش و [همچنین] افرادی هستند که ایمان آورده‌اند؛ [همان] کسانی که نماز برپا می‌دارند و با فروتنی [و رضایت کامل] زکات می‌پردازند

﴿56﴾ و هر کس الله و پیامبرش و مؤمنان را به دوستی بگیرد، [از گروه الله است و] یقیناً گروه الله پیروزند

﴿57﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، کسانی را که دینتان را به تمسخر و بازی گرفته‌اند دوستان [خود] مگیرید؛ [خواه] از كسانى [باشند] كه پیش از شما به آنان كتاب داده شده است و [خواه از] كافران؛ و اگر ایمان دارید، از الله پروا کنید

﴿58﴾ و [این افراد کسانی هستند که] وقتی [توسط اذان، مردم را] به نماز مى‌خوانید، آن را به مسخره و بازى مى‌گیرند؛ زیرا آنان گروهی هستند كه نمى‌اندیشند

﴿59﴾ [ای پیامبر،] بگو: «ای اهل کتاب، آیا [علت اینكه‌] بر ما خرده مى‌گیرید جز این است که ما به الله و آنچه بر ما نازل شده و [به] آنچه پیش از ما نازل گردیده است ایمان آورده‌ایم و [همچنین بر این باوریم] که اغلب شما نافرمانید؟»

﴿60﴾ بگو: «آیا [می‌خواهید] شما را از [حال] کسانی آگاه کنم که کیفری از این بدتر نزد الله دارند؟ [آنان‌] کسانی [هستند] که الله لعنتشان کرد و بر آنان خشم گرفت و برخى از آنان را [مسخ نمود و به شکل] بوزینه و خوک درآورد و [نیز] كسانى كه [به جاى الله،] طاغوت‌ [=معبودان باطل] را عبادت [و بندگی] كردند. اینان [از همه] بدمقام‌تر و از راه راست گمگشته‌ترند

﴿61﴾ و [ای پیامبر،] وقتی [یهودیان منافق] نزدتان می‌آیند، می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم»؛ حال آنکه با کفر وارد شدند و قطعاً با همان [کفر] بیرون رفته‌اند؛ و الله به آنچه پنهان می‌کردند داناتر است

﴿62﴾ و بسیاری از آنان را می‌بینی که در گناه و تجاوز [به حقوق دیگران] و حرام‌خواری شتاب می‌کنند. چه بد است آنچه می‌کنند

﴿63﴾ چرا دانشمندان و فقهای [یهود] آنان را از گفتارِ گناه‌[آلود] و حرام‌خوارگی‌شان بازنمى‌دارند؟ راستى چه بد است آنچه انجام مى‌دهند

﴿64﴾ و یهود [هنگام سختی و تنگدستی] گفتند: «دست الله [از خیر و بخشش] بسته است». دست‌هایشان بسته باد و به سزاى آنچه گفتند لعنت بر آنان باد! [هرگز چنین نیست؛] بلکه هر دو دستِ او گشاده است [و] هر گونه که بخواهد، می‌بخشد. [ای پیامبر،] این آیات که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، بر سرکشی و کفرِ بسیاری از آنان می‌افزاید. ما در میان آنان تا روز قیامت دشمنی و کینه افکندیم. هر زمان آتش جنگ برافروختند، الله آن را خاموش کرد. آنان [پیوسته] در زمین به تبهکاری [و فساد] می‌کوشند؛ و الله تبهکاران را دوست ندارد

﴿65﴾ و اگر اهل کتاب ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌کردند، یقیناً گناهانشان را می‌زدودیم و آنان را به باغ‌های پرنعمت [بهشت] وارد می‌کردیم

﴿66﴾ و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده است [= قرآن] عمل می‌کردند، قطعاً از [برکات آسمانِ] بالای سرشان و از [نعمت‌های زمینِ] زیر پایشان برخوردار می‌شدند. برخی از آنان میانه‌رو [و بر حق، پایدار] هستند و[لی] بسیاری از آنان [به سبب بی‌ایمانی] کارهای بدی مرتکب می‌شوند

﴿67﴾ ای پیامبر، آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن؛ و اگر [چنین] نکنی، رسالت او را [به انجام] نرسانده‌ای؛ و الله تو را از [گزندِ] مردم حفظ می‌کند. بی‌تردید، الله گروه کافران را هدایت نمی‌کند

﴿68﴾ بگو: «ای اهل کتاب، شما بر هیچ [آیین درستی] نیستید؛ مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را که از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است برپا دارید». و [ای پیامبر،] بی‌تردید آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، بر سرکشی و کفرِ بسیاری از آنان می‌افزاید؛ پس بر [این] گروه کافران، افسوس مخور

﴿69﴾ در حقیقت، کسانی که [به رسالت محمد صلی الله علیه وسلم] ایمان آورده‌اند‌ و نیز کسانی [از امت‌های پیشین، قبل از بعثت محمد صلی الله علیه وسلم از] یهود و صابئان [= پیروان برخی پیامبران]، و نصاری؛ هر کس [از آنان] به الله و روز قیامت ایمان آورند و کارهای شایسته انجام دهند، پاداش آنان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند

﴿70﴾ یقیناً ما از بنی‌اسرائیل [در مورد اطاعت از فرمان حق] پیمان گرفتیم و پیامبرانی به سویشان فرستادیم؛ هر گاه پیامبری چیزی آورد که هوای نفسشان نمی‌پسندید، گروهی را دروغگو خواندند و گروهی را کشتند

﴿71﴾ [آری، یهود پیمان شکستند] و پنداشتند که [عذاب و] مجازاتی در کار نیست؛ پس کور گشتند [و حق را ندیدند] و کر شدند [و حق را نشنیدند]؛ آنگاه [توبه کردند و] الله توبه‌شان را پذیرفت. سپس بسیاری از آنان [باز هم در برابرِ هدایت] کور و کر شدند؛ و الله به آنچه انجام می‌دهند بیناست

﴿72﴾ کسانی که گفتند: «الله همان مسیح پسر مریم است» یقیناً کافر شدند؛ در حالی ‌که [خودِ] مسیح گفت: «ای بنی‌اسرائیل، الله را عبادت کنید که پروردگار من و پروردگار شماست. بی‌تردید، هر ‌کس به الله شرک ورزد، الله بهشت را بر او حرام کرده است و جایگاهش دوزخ است؛ و ستمکاران هیچ یاوری ندارند»

﴿73﴾ كسانى كه [به تثلیث قائل شدند و معبود حقیقی را مجموعۀ پدر، پسر و روح القُدُس دانستند و] گفتند: «الله، یکی از [این] سه تاست [پدر، پسر، روح‌القدس]» قطعاً کافر شدند. معبودی [به‌حق] جز معبود یگانه نیست؛ و اگر از آنچه می‌گویند بازنایستند، قطعاً به افرادی از آنان که کفر ورزیدند عذاب دردناکی خواهد رسید

﴿74﴾ آیا به سوی الله بازنمی‌گردند و از او طلب آمرزش نمی‌کنند؟ حال آنکه الله آمرزندۀ مهربان است

﴿75﴾ مسیح پسر مریم، جز پیامبری نیست که پیش از او [نیز] پیامبران دیگری بودند و مادرش زن بسیار راستگو [و درستکار] بود؛ هر دو [مانند انسان‌های دیگر] غذا می‌خوردند. [ای پیامبر] بنگر که چگونه آیات [خود] را برایشان روشن می‌سازیم و باز بنگر که چگونه [از حقیقت] رویگردان می‌شوند

﴿76﴾ [ای پیامبر،] بگو: «آیا چیزی را به جای الله عبادت می‌کنید که سود و زیانی برایتان ندارد؟ و [حال آنكه] الله شنوای داناست»

﴿77﴾ بگو: «ای اهل کتاب، در دین خود به ناحق غلو [و زیاده‌روی] نکنید و از هوس‌های گروهی پیروی نکنید که پیشتر گمراه شدند و بسیاری [از پیروانشان] را گمراه کردند و [خودشان] از راه راست منحرف گشتند»

﴿78﴾ [افرادی] از بنی‌اسرائیل كه کفر ورزیدند، از زبان داوود [در زبور] و [از قول] عیسی پسر مریم [در انجیل] مورد لعن قرار گرفتند. این [نفرین،] به خاطر آن بود که نافرمانی ‌کردند و [از حدود الهی] تجاوز ‌می‌نمودند

﴿79﴾ آنان یکدیگر را از [گناهان و] کار[های] زشتی که انجام می‌دادند نهی نمی‌کردند. به راستى، چه بد بود آنچه انجام می‌دادند

﴿80﴾ [ای پیامبر،] بسیاری از آنان را می‌بینی که با کافران دوستی [و همکاری] می‌کنند. به راستى چه زشت است آنچه براى خود پیش فرستادند كه [در نتیجۀ آن نیز] الله بر آنان خشم گرفت و جاودانه در عذاب مى‌مانند

﴿81﴾ و اگر [یهود] به الله و پیامبر و آنچه بر او نازل شده است ایمان می‌آوردند، آنان [= کافران] را به دوستی نمی‌گرفتند؛ ولی بسیاری از آنان نافرمانند

﴿82﴾ [ای پیامبر،] یقیناً یهود و كسانى را كه شرک ورزیده‌اند، دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهى یافت؛ و نزدیک‌ترین دوستان به مؤمنان را کسانی خواهى یافت که می‌گویند: «ما نَصرانی هستیم». این به سبب آن است که در میان آنان کشیشان و راهبانی [حق‌پرست‌] هستند و [نیز] از آن روست که تکبر نمی‌ورزند

﴿83﴾ و چون آیاتی را که بر پیامبر نازل شده است می‌شنوند، مى‌بینى بر اثر آنچه از حق شناخته‌اند، چشمانشان اشک می‌بارد و می‌گویند: «پروردگارا، ایمان آوردیم؛ پس ما را در زمرۀ [مسلمانان و] گواهان بنویس

﴿84﴾ چرا به الله و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم؛ حال آنكه امید داریم پروردگارمان ما را با گروه شایستگان [به بهشت‌] درآورد؟»

﴿85﴾ پس الله به پاس آنچه گفتند، به آنان باغ‌هایی [از بهشت] پاداش داد که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است و جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است جزای نیکوکاران

﴿86﴾ و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل دوزخند

﴿87﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چیزهای پاکیزه‌ای را که الله برای [استفادۀ‌] شما حلال کرده است، [به بهانۀ زهد و دینداری بر خود] حرام نکنید و [از حد] تجاوز ننمایید. به راستی که الله متجاوزان [از حدود الهی] را دوست ندارد

﴿88﴾ و از چیزهای حلال [و] پاکیزه‌ای که الله به شما روزی داده است بخورید، و از الله که به او ایمان دارید پروا کنید

﴿89﴾ الله شما را به خاطر سوگندهای بیهوده [و بی‌اختیارتان] بازخواست نمی‌کند؛ ولی در سوگندهایی که [آگاهانه‌] می‌خورید [و می‌شکنید] مؤاخذه می‌کند. پس کفارۀ آن، خوراک‌ دادن به ده مستمند از غذاهای [معمولی و] متوسطِ مردم شهرتان است یا لباس ‌دادن به ده نفر [از مستمندان] یا آزاد کردن یک برده. اگر کسی [توانایی مالی ندارد یا هیچ یک از اینها را] نمی‌یابد، [باید] سه روز روزه [بگیرد]. این، کفارۀ سوگندهای شماست [برای] هر‌ زمان که سوگند یاد کردید [و آن را شکستید]؛ و سوگندهایتان را حفظ کنید [و نشکنید]. الله اینچنین آیات خود را برای شما بیان می‌کند؛ باشد که شکر به جای آورید

﴿90﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بی‌تردید، شراب و قمار و نشانه‌های معبودان باطل و تیرهای قرعه‌کشی [برای فالگیری]، پلید [و] از کار[های] شیطان هستند؛ پس از آنها دوری کنید؛ باشد که رستگار شوید

﴿91﴾ در حقیقت، شیطان می‌خواهد با شراب و قمار، در میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد الله و از نماز بازدارد؛ پس [ای مؤمنان، حال که حقیقت را دانستید،] آیا از آنها دست برمی‌دارید؟

﴿92﴾ و از الله اطاعت کنید و فرمانبرِ پیامبر باشید و [از گناه و نافرمانی] پرهیز کنید. اما اگر روی گرداندید، بدانید که وظیفۀ پیامبر ما [چیزی] جز ابلاغ آشکار نیست

﴿93﴾ بر کسانی‌ که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، [ایراد و] گناهی در آنچه [پیش از حکم تحریم شراب] خورده‌اند نیست؛ [البته] در صورتى كه [از محرّمات] پروا كنند و ایمان بیاورند و كارهاى شایسته انجام دهند؛ سپس پرهیزگاری كنند و ایمان بیاورند؛ آنگاه [بیش از پیش] پرهیزگاری كنند و نیکی نمایند؛ و الله نیکوکاران را دوست ‌دارد

﴿94﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، الله شما را [در حالی که مُحرِم هستید] به چیزى از شكار [صحرایی] كه در دسترس شما و نیزه‌هایتان باشد می‌آزماید تا معلوم دارد چه كسى در نهان از او مى‌ترسد. پس هر کس بعد از این [آزمون] از حد درگذرد [و در حال حج یا عمره شکار کند]، عذابی دردناک [در پیش‌] دارد

﴿95﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در حال احرام، شکار را نکشید؛ و هر ‌یک از شما که به عمد آن را بکشد، باید همانند آنچه که کشته است، کفاره‌ای از چهارپایان بدهد؛ [به شرطی] که دو نفر عادل از شما [برابریِ ارزشِ] آن را تأیید کنند و [آنگاه آن کفاره را به صورت] قربانی به [مستمندان پیرامون] کعبه برساند؛ یا [معادلِ بهای آن را] به مستمندان [حرم] غذا دهد یا [اگر توان مالى نداشت] معادل آن را [به ازای هر فقیر، یک روز] روزه بگیرد تا کیفر عمل خود را بچشد. الله آنچه را که [پیش از این تحریم] گذشته است عفو نمود؛ و[لی] هر کس [به این گناه] بازگردد، [بداند که] الله از او انتقام می‌گیرد؛ و الله شکست‌ناپذیرِ انتقام‌گیرنده است

﴿96﴾ [ای مسلمانان، در حال احرام] صید دریایی و خوراک آن برای شما حلال شده است تا شما [که در مکه مقیم هستید] و کاروانیان [که مسافرند، همگی‌] از آن برخوردار شوید؛ و[لی] تا زمانی که مُحرِم هستید، صید صحرایی بر شما حرام است؛ و از الله که [روز قیامت] نزد او جمع می‌شوید، پروا کنید

﴿97﴾ الله کعبۀ بیت ‌الحرام را وسیله‌ای برای استواری [و سامان بخشیدن به کار] مردم قرار داد و [همچنین حرمتِ جنگ و درگیری در] ماه حرام و [کشتنِ] قربانی [بی‌نشان] و قربانی قلاده‌دار [را برای آسایش مردم وضع کرد]. این [گونه احکام،] برای آن است که بدانید الله آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند و اینکه الله به همه چیز داناست

﴿98﴾ [ای مردم،] بدانید که الله سخت‌کیفر است و [در عین حال،] الله آمرزندۀ مهربان است

﴿99﴾ پیامبر وظیفه‌ای جز رساندن [وحی] ندارد؛ و الله آنچه را که آشکار می‌کنید و پنهان می‌دارید [همه را] می‌داند

﴿100﴾ [ای پیامبر،] بگو: «پلید و پاک یكسان نیستند؛ هر چند که فراوانیِ پلید[ی] تو را به شگفت آورَد. پس اى خردمندان، از الله پروا كنید؛ باشد كه رستگار شوید»

﴿101﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از چیزهایی نپرسید که اگر [پاسخِ حقیقی‌اش] برایتان آشکار گردد، شما را اندوهگین می‌کند و اگر زمانی که قرآن نازل می‌گردد پرس‌وجو کنید، [حکم و پاسخِ پرسش‌هایتان] بر شما آشکار می‌گردد. الله از آن [سوالات نابجای قبلی و پاسخ به آنها] درگذشت؛ و الله آمرزندۀ بردبار است‌

﴿102﴾ در حقیقت، گروهی [که] پیش از شما [بودند نیز] از این [گونه] سؤال‌ها پرسیدند؛ سپس [وقتی که جوابی ناگوار برایشان آمد،] به آن [عمل نکردند و] کفر ورزیدند

﴿103﴾ الله هیچ گونه «بَحیره» و «سائِبه» و «وَصیله» و «حام» [= انواع شترهای مختلفی که مشرکان وقف معبود‌هایشان می‌کردند] را [برای خود] قرار نداده است؛ ولی کسانی ‌که کفر ورزیدند، [با ادعای حرمتِ این حیوانات] بر الله دروغ می‌بندند؛ و بیشتر آنان نمی‌اندیشند

﴿104﴾ و هنگامی ‌که به آنان گفته شود: «به سوی آنچه الله نازل کرده است و به سوی پیامبر بیایید» می‌گویند: «آنچه نیاکانمان را بر آن یافته‌ایم، برایمان کافی است». آیا اگر نیاکانشان چیزی نمی‌دانستند و هدایت نیافته بودند [باز هم از آنان پیروی می‌کنند]؟

﴿105﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مراقب [ایمان و طاعت] خود باشید. اگر هدایت یافته باشید، گمراهیِ کسانی‌ که گمراه شده‌اند [چنانچه به امر به معروف و نهی از منکر پایبند باشید] زیانی به شما نمی‌رساند. بازگشت همۀ شما به سوی الله است؛ آنگاه شما را از آنچه می‌کردید، آگاه می‌سازد

﴿106﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هنگامی که [نشانه‌های] مرگ یکی از شما فرا رسید، در هنگام وصیت، باید از میان خودتان دو نفر عادل را گواه بگیرید یا اگر به سفر رفتید و پیشامدِ مرگ به شما رسید [و شاهد مسلمان نیافتید،] دو نفر از غیر خود [= غیرمسلمانان] را به گواهی بطلبید؛ و اگر [در راستگویی آنها] تردید داشتید، آن دو را بعد از نماز نگاه دارید تا به الله سوگند بخورند که: «ما حاضر نیستیم آن [وصیت] را به چیزی بفروشیم، اگرچه [به سودِ] خویشانمان باشد؛ و گواهیِ الله را کتمان نمی‌کنیم که در این صورت قطعاً از گناهکاران خواهیم بود»

﴿107﴾ پس اگر مشخص شد که آن دو مرتکب گناه [خیانت و دروغگویی] شده‌اند، دو تن از کسانی که مورد جفای گواهان قرار گرفته‌اند و از نزدیکان [متوفی‌] هستند، به جای آنان برخیزند و به الله سوگند بخورند که: «گواهیِ ما از گواهیِ آن دو درست‌تر است و ما [از حق] تجاوز نمی‌کنیم و در غیر این صورت، از ستمکاران خواهیم بود»

﴿108﴾ این [روش،] نزدیک‌تر است به آنکه شهادت به صورت درست آن ادا شود یا شاهدان بترسند که پس از سوگند آنان [= ورثه‌] سوگندهایشان رد شود [و خیانتشان آشکار گردد]؛ و از الله پروا کنید و [این پندها را] بشنوید و [بدانید که‌] الله مردم [بدکار و] نافرمان را هدایت نمی‌کند

﴿109﴾ روزی [خواهد رسید] که الله پیامبران را گرد می‌آورد و می‌پرسد: «[امت‌هایتان] چه پاسخی به [دعوت] شما دادند؟» آنان گویند: «ما دانشی [به حقیقتِ امر] نداریم. بی‌تردید، تویی که دانای رازهای نهانی»‌

﴿110﴾ [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامى كه الله فرمود: «اى عیسى پسر مریم، نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور؛ آنگاه كه تو را با روح ‌القُدُس [= جبرئیل] تأیید [و یاری] كردم كه در گهواره [به اعجاز،] و در میانسالی [به وحى‌] با مردم سخن می‌گفتى؛ و آنگاه كه به تو نوشتن و حكمت و تورات و انجیل ‌آموختم؛ و آنگاه كه به فرمان من، از گِل، [چیزی] به شكل پرنده مى‌ساختى و در آن مى‌دمیدى و به فرمان من پرنده‌اى مى‌شد؛ و كورِ مادرزاد و بیمار مبتلا به پیسی را به فرمان من شفا مى‌دادى؛ و آنگاه كه مردگان را به فرمان من [زنده از قبر] بیرون مى‌آوردى؛ و آنگاه كه [آزارِ‌] بنى‌اسرائیل را ـ وقتی معجزات آشکار برایشان آورده بودى ـ از تو بازداشتم. پس كسانى از آنان كه كفر ورزیده بودند گفتند: «این‌ [کارها چیزى‌] نیست مگر افسونى آشكار»

﴿111﴾ و [ای عیسی، به یاد آور] زمانی که به حواریون وحی فرستادم که: «به من و به فرستاده‌ام ایمان بیاورید». آنان گفتند: «ایمان آوردیم و گواه باش که ما تسلیم [فرمانت] شده‌ایم»

﴿112﴾ و [یاد کن از] آنگاه که حواریون گفتند: «ای عیسی پسر مریم، آیا پروردگارت می‌تواند سفره‌ای [پر از غذا] از آسمان بر ما نازل کند؟». [عیسی در پاسخ] گفت: «اگر مؤمن هستید، از الله پروا کنید»

﴿113﴾ آنان گفتند: «می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌هایمان [به رسالت تو] اطمینان یابد و بدانیم که به ما راست گفته‌ای و خود از گواهانِ آن باشیم»

﴿114﴾ عیسی ـ پسر مریم ـ [دعا کرد و] گفت: «بار الها، ای پروردگار ما، سفره‌ای [پرغذا] از آسمان بر ما بفرست تا عیدی برای امروزیان و آیندگانمان باشد و [همچنین] معجزه‌ای از جانب تو باشد؛ و به ما روزی ده که تو بهترین روزی‌دهنده‌ای»

﴿115﴾ الله [دعای او را اجابت کرد و] فرمود: «من آن [سفره] را بر شما نازل می‌کنم؛ اما هر یک از شما که پس از آن کفر بورزد، او را به چنان عذابی [سخت] دچار می‌کنم که هیچ یک از جهانیان را آنچنان، عذاب نکرده باشم»

﴿116﴾ و [یاد کن از] هنگامی که [روز قیامت] الله می‌فرماید: «ای عیسی ـ پسر مریم، آیا تو به مردم گفتی که: «من و مادرم را [همچون] دو معبود به جای الله برگزینید؟» [عیسی] می‌گوید: «[بار الها،] تو منزّهی. شایسته نیست كه من [دربارۀ خویشتن‌] چیزى كه حقم نیست بگویم. اگر چنین [سخنی] گفته باشم، بی‌گمان، تو می‌دانی. تو آنچه را که در نفْس من است مى‌دانى و[لی] من آنچه را که در ذات [پاکِ] توست نمى‌دانم. بی‌تردید، تو خود داناى رازهاى نهانى

﴿117﴾ جز آنچه مرا به آن فرمان دادی چیزی به آنان نگفتم. [بلکه گفتم که:] «الله را عبادت کنید که پروردگار من و شماست»؛ و تا زمانی که در میان آنان به سر می‌بردم، بر [سخنان] آنان گواه بودم؛ و چون مرا [به سوی خویش] برگرفتی، تو خود مراقبشان بودی؛ و تو بر هر چیز گواهی

﴿118﴾ اگر آنان را [با عدالت خویش] عذاب کنی، بندگان تو هستند؛ و اگر آنان را [با رحمت خود] ببخشایی، تویی که شکست‌ناپذیرِ حکیمی»

﴿119﴾ الله می‌فرماید: «امروز روزی است که راستیِ راستگویان به آنان سود می‌بخشد. آنان باغ‌هایی [در بهشت] دارند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است و تا ابد جاودانه در آن می‌مانند. الله از [اعمال] آنان راضی است و آنان [نیز] از [پاداشِ] او راضی هستند. این همان رستگاری بزرگ است»

﴿120﴾ فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست از آنِ الله است و او بر هر چیزی تواناست

الأنعام

Surah 6

﴿1﴾ ستایش الله را كه آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنایى [= شب و روز] را پدید آورد. با این همه، كسانى كه كفر ورزیده‌اند، [دیگران را] با پروردگار خود برابر مى‌دانند

﴿2﴾ اوست كه شما را از گِل آفرید، آنگاه مدتى را [براى حیات شما] مقرر داشت؛ و اَجلِ حتمى نزد اوست. با این همه، شما [در قدرت او برای برپایی قیامت] تردید دارید

﴿3﴾ و اوست الله [معبود حقیقی و یگانه] در آسمان‌ها و زمین؛ نهان و آشكارتان را مى‌داند و آنچه را به دست مى‌آورید [و انجام می‌دهید نیز] مى‌داند

﴿4﴾ و هیچ یک از نشانه‌های پروردگارشان برای آنان [= کافران] نمی‌آید، مگر اینکه از آن رویگردان می‌شوند

﴿5﴾ همانا آنان حق را هنگامى كه به سویشان آمد دروغ شمردند؛ پس به زودى [حقیقت] خبرهاى آنچه را كه مسخره‌اش می‌کردند، به آنان خواهد رسید

﴿6﴾ آیا [کافران] ندیده‌اند که پیش از آنان چه [بسیار] گروه‌هایی از مردم را نابود کردیم؟ [امت‌هایی] که در زمین به آنان چنان اقتدار [و نیرویی] داده بودیم که [هرگز] به شما چنان امکاناتی نداده‌ایم؛ و باران آسمان را [فراوان و] پیاپى بر آنان فرستادیم و نهرها پدید آوردیم كه زیر [خانه‌های] آنان جارى بود. اما [هنگامی که ناسپاسی کردند ما] آنان را به [سزاى‌] گناهانشان نابود كردیم و پس از آنان گروهی دیگر پدید آوردیم

﴿7﴾ و [ای پیامبر، حتی] اگر کتابی [نوشته] بر کاغذ بر تو نازل می‌کردیم و اینان آن [کتاب] را با دستان خویش لمس می‌کردند، قطعاً کسانی ‌که کفر ورزیدند می‌گفتند: «این [کتاب، چیزی] نیست مگر جادویی آشکار»

﴿8﴾ و [کافران] گفتند: «چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده است [تا گواه راستگویی‌اش باشد]؟» و اگر فرشته‌ای می‌فرستادیم [و ایمان نمی‌آوردند]، قطعاً کار به پایان می‌رسید و مهلتی [برای توبه] نمی‌یافتند [و هلاک می‌شدند]

﴿9﴾ و اگر آن [فرستاده] را فرشته‌ای قرار می‌دادیم، حتماً وى را به شکل مردى درمی‌آوردیم [تا بتوانند او را ببینند و سخنانش را بفهمند] و یقیناً آنان را دچار همان اشتباهی می‌کردیم که قبلاً در آن بودند [زیرا آن فرشته نیز صورت انسان داشت]

﴿10﴾ [ای پیامبر،] قطعاً پیامبرانِ پیش از تو [نیز از سوی کافران] مورد تمسخر واقع شدند؛ پس آنچه که مسخره‌اش می‌کردند دامانشان را ‌گرفت [و گرفتار عذاب شدند]

﴿11﴾ [ای پیامبر، به کافران] بگو: «در زمین بگردید و بنگرید که سرانجامِ تکذیب‌کنندگان [آیات الهی] چگونه بوده است»

﴿12﴾ بگو: «آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ کیست؟» بگو: «از آنِ الله است که رحمت را بر خویش واجب گردانیده است [و] قطعاً شما را در روز قیامت ـ که در [وقوع] آن شکی نیست ـ [نزد خود] جمع خواهد کرد؛ و کسانی که خویش را تباه کرده‌اند، ایمان نمی‌آورند

﴿13﴾ و هر چه در شب و روز، آرام [و قرار] دارد از آنِ اوست؛ و او شنواى داناست»

﴿14﴾ بگو: «آیا غیر الله را [برای خود دوست و] کارساز گیرم؟ [پروردگاری] که پدیدآورندۀ آسمان‌ها و زمین است و اوست که روزی می‌دهد و خود روزی داده نمی‌شود». بگو: «من فرمان یافته‌ام که نخستین کسی [از این امت] باشم که تسلیم [اوامر الهی] شده است و [الله به من فرمان داد که:] "هرگز از مشرکان نباش"»

﴿15﴾ بگو: «اگر من از [حُکمِ] پروردگارم نافرمانی کنم، بی‌تردید از عذاب روز بزرگ می‌ترسم»

﴿16﴾ هر کس که در آن روز به او عذاب نرسد، قطعاً [الله] به وی رحم کرده است و این همان پیروزی آشکار است

﴿17﴾ [ای انسان،] اگر الله [بخواهد] زیانی به تو رسانَد، هیچ کس جز او برطرف‌کنندۀ آن نیست؛ و اگر [اراده کند که] خیری به تو رسانَد، [کسی بازدارندۀ آن نیست] پس او بر همه چیز تواناست

﴿18﴾ و او بر بندگانش چیره و فوق [آنان] است؛ و او حکیمِ آگاه است

﴿19﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «گواهى چه كسى از همه برتر است؟» بگو: «الله [که] میان من و شما گواه است؛ و این قرآن [از جانب او] بر من وحی شده است تا به وسیلۀ آن به شما و هر کس [این پیام به او] می‌رسد هشدار دهم. آیا شما به راستی گواهی می‌دهید که با الله معبودان دیگری هست؟» بگو: «من [هرگز به چنین چیزی] گواهی نمی‌دهم». بگو: «یقیناً او تنها معبود یگانه است و من از آنچه [با او] شریک قرار می‌دهید بیزارم»

﴿20﴾ كسانى كه به آنان كتاب [آسمانى‌] داده‌ایم، همان گونه كه پسران خود را می‌شناسند، او [= پیامبر] را مى‌شناسد. کسانی ‌که [با پیروی از هوای نفس] به خویش زیان رسانده‌اند، ایمان نمی‌آورند

﴿21﴾ و کیست ستمکارتر از آن کس که بر الله دروغ می‌بندد [و برایش شریک می‌پندارد] یا آیاتش را دروغ می‌انگارد؟ یقیناً ستمکاران [مشرک] رستگار نمی‌شوند

﴿22﴾ و [یاد کن از قیامت:] روزی ‌که همۀ آنان را جمع می‌کنیم و به کسانی‌ که شرک ورزیده‌اند می‌گوییم: «معبودانتان که [شریک الله] می‌پنداشتید کجا هستند؟»

﴿23﴾ آنگاه [پاسخ و] عذرشان جز این نیست که می‌گویند: «به الله ـ پروردگارمان ـ سوگند که ما مشرک نبودیم»

﴿24﴾ [ای پیامبر،] بنگر چگونه بر خود دروغ ‌بستند و آنچه [در مورد شفاعت معبودانشان] به دروغ می‌گفتند، [همه] محو و نابود شد

﴿25﴾ و افرادی از آنان [= مشرکان] هستند که [هنگام تلاوت قرآن] به تو گوش می‌سپارند و[لی] ما بر دل‌هایشان پرده‌ای افکنده‌ایم تا آن را نفهمند و در گوش‌هایشان سنگینی [قرار داده‌ایم]؛ و اگر تمام معجزات [و دلایل توحید] را ببینند، [باز هم] به آن ایمان نمی‌آورند تا نزدت بیایند و با تو مجادله کنند. کسانی‌ که کفر ورزیدند می‌گویند: «این [قرآن، چیزی] نیست مگر افسانه‌های [خیالی] پیشینیان»

﴿26﴾ و آنان [مردم] را از پیروی او [= پیامبر] بازمی‌دارند و خود [نیز] از او دور می‌شوند و [کسی] جز خویشتن را هلاک نمی‌کنند و[لی] نمی‌دانند

﴿27﴾ و اگر [آنان را] هنگامی‌ که در برابر آتش [دوزخ] نگه داشته‌ شده‌اند ببینی، [از حالشان شگفت‌زده می‌شوی که] می‌گویند: «ای کاش [به دنیا] بازگردانده می‌شدیم و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم و از مؤمنان ‌بودیم!»

﴿28﴾ [چنین نیست که می‌گویند؛] بلکه آنچه پیش از این پنهان می‌کردند برایشان آشکار شده است و اگر [هم به دنیا] بازگردانده ‌شوند، بی‌تردید، به آنچه از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند و اینان دروغگو هستند

﴿29﴾ و [مشرکان] گفتند: «جز زندگى ما در دنیا هیچ [زندگى دیگرى‌] نیست و هرگز برانگیخته نخواهیم شد»

﴿30﴾ و اگر آنان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان نگه داشته شده‌اند ببینی، [شگفت‌زده می‌شوی. الله به آنان] می‌فرماید: «آیا این [زندگی پس از مرگ] حق نیست؟» آنان می‌گویند: «بله، قسم به پروردگارمان [که حق است]. [الله] می‌فرماید: «پس به سزای آنکه کفر می‌ورزیدید، این عذاب را بچشید»

﴿31﴾ کسانی که دیدار پروردگار را تکذیب کردند، قطعاً زیان دیدند؛ [پس] هنگامی ‌که ناگهان قیامت بر آنان فرا رسد، در حالى كه بار [سنگین] گناهان خویش را بر پشتشان حمل مى‌كنند می‌گویند: «اى دریغ بر ما از آنچه دربارۀ آن [در دنیا] كوتاهى كردیم!». هان! چه بد است باری که[بر دوش] می‌کشند

﴿32﴾ زندگی دنیا [چیزی] جز بازیچه و سرگرمی نیست؛ و قطعاً سرای آخرت برای کسانی ‌که پروا پیشه می‌کنند بهتر است. آیا نمی‌اندیشید؟

﴿33﴾ [ای پیامبر،] به یقین ما مى‌دانیم كه آنچه [مشرکان] مى‌گویند، تو را سخت غمگین مى‌كند. در واقع، آنان [در دل،] تو را تكذیب نمى‌كنند؛ بلکه ستمكاران [با آنکه حقیقت را می‌دانند] آیاتِ الله را انكار مى‌كنند

﴿34﴾ و پیش از تو نیز پیامبرانى تكذیب شدند؛ ولى بر آنچه تكذیب شدند و آزار دیدند، شكیبایى كردند تا [سرانجام] یارى ما به آنان فرارسید؛ و سخنان الله [در مورد پیروزی پیامبرانش] را هیچ تغییردهنده‌ای نیست [که مانع گردد]؛ و مسلّماً اخبار پیامبران [پیشین و داستان شکست دشمنانشان] به تو رسیده است

﴿35﴾ و [ای پیامبر،] اگر رویگردانیِ آنان [از قرآن،‌] بر تو ناگوار [و دشوار] است، اگر مى‌توانى حفره‌ای در زمین یا نردبانى در آسمان بجویى تا معجزه‌اى [دیگر] برایشان بیاورى [پس چنان كن. ولی سودی ندارد‌]؛ و اگر الله مى‌خواست، قطعاً آنان را بر [مسیر] هدایت جمع می‌کرد؛ پس هرگز از نادانان مباش

﴿36﴾ به راستی، تنها كسانى [دعوت حق را] می‌پذیرند كه می‌شنوند [و درک می‌کنند]؛ و الله مردگان را [روز قیامت‌] برمی‌انگیزد سپس به سوى او بازگردانده مى‌شوند

﴿37﴾ و [مشرکان] گفتند: «چرا نشانه‌ای [دربارۀ حقّانیتِ محمد] از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است؟» [ای پیامبر،] بگو: «بی‌گمان، الله تواناست که نشانه‌ای [مطابق خواست آنان] نازل کند»؛ ولی بیشتر آنان نمی‌دانند [که نزول وحی، بر اساس حکمت و تدبیر است]

﴿38﴾ و هیچ جنبنده‌اى در زمین نیست و نه هیچ پرنده‌اى كه با دو بال‌ خود پرواز مى‌كند، مگر آنكه آنها [نیز در آفرینش و زندگی،] گروه‌هایی مانند شما هستند. ما هیچ چیزى را در كتاب [= لوح محفوظ] فروگذار نكرده‌ایم؛ سپس [همه، روز قیامت‌] نزد پروردگارشان گرد آورده می‌شوند

﴿39﴾ و کسانی ‌که آیات ما را تکذیب کردند، کر و گُنگ و در تاریکی‌ها[ى جهل و کفر، سرگشته] هستند. الله هر کس را بخواهد گمراه می‌کند و هر ‌کس را بخواهد بر راه راست قرار می‌دهد

﴿40﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «اگر راست می‌گویید، به من خبر دهید که اگر عذابِ الله به سراغتان بیاید یا [ناگهان] قیامت برپا شود، آیا غیر از الله را [به یاری] می‌خوانید؟»

﴿41﴾ آری، تنها او را [به دعا] می‌خوانید؛ و اگر او بخواهد، رنج و بلا را که به خاطر آن او را فرامی‌خوانید از بین می‌برد و شما [نیز از ترس عذاب،] شریکی را که برایش قائل شده‌اید، از یاد می‌برید

﴿42﴾ [ای پیامبر،] بی‌تردید، پیش از تو [نیز پیامبرانی را] به سوی امت‌ها[ی پیشین‌] فرستادیم و آنان [= امت‌ها] را به تنگدستی و ناخوشی دچار ساختیم؛ باشد که [به درگاه الهی فروتنی و] تضرع کنند

﴿43﴾ پس چرا هنگامی‌ که عذاب ما به آنان رسید تضرع نکردند؟ ولى [واقعیت این است که] دل‌هایشان سخت شده است و شیطان آنچه را انجام مى‌دادند برایشان آراسته است

﴿44﴾ وقتی [مشرکان] آنچه را كه به آن پند داده شده بودند فراموش كردند، درهاى هر چیزى [از نعمت‌های الهی] را بر آنان گشودیم تا وقتی که به آنچه داده شدند شاد گشتند؛ ناگهان آنان را [به کیفر] گرفتیم؛ پس همان دَم [همگی از نجات و رحمت] مأیوس شدند

﴿45﴾ بنابر این، ریشۀ آن گروهى كه ستم كردند بركنده شد؛ و ستایش مخصوص الله ـ پروردگار جهانیان‌ـ است

﴿46﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «به من خبر دهید اگر الله گوش و چشم‌هایتان را بگیرد و بر دل‌هایتان مُهر بزند، کدام معبود جز الله [می‌تواند] آنها را به شما بازگرداند؟» ببین چگونه آیات را [به شیوه‌های] گوناگون [بیان] می‌کنیم آنگاه آنان روی می‌گردانند

﴿47﴾ بگو: «بیندیشید اگر عذاب الهی به ناگاه یا آشکارا به سراغ شما بیاید، آیا جز گروه ستمکاران [كسى‌] نابود می‌شود؟»

﴿48﴾ و ما پیامبران را جز بشارت‌گر و بیم‌دهنده نمی‌فرستیم؛ پس هر‌ کس ایمان بیاورد و [خویشتن را] اصلاح کند، نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند

﴿49﴾ و كسانى كه آیات ما را دروغ شمردند، به [سزاى‌] آنكه نافرمانى مى‌كردند، عذاب [الهی] دامنگیرشان خواهد شد

﴿50﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «من نمی‌گویم گنجینه‌های الله نزد من است و غیب [نیز] نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام. من از چیزی پیروی نمی‌کنم مگر از آنچه که به من وحی می‌گردد». بگو: «آیا نابینا و بینا [= کافر و مؤمن] یکسانند؟ آیا نمی‌اندیشید؟»

﴿51﴾ و [ای پیامبر،] با این [قرآن،‌] به آنان كه می‌ترسند به سوى پروردگارشان [برانگیخته] و گرد آورده شوند هشدار ده؛ [چرا] كه جز او نه [دوست و] کارسازی برایشان هست و نه شفاعتگری؛ باشد كه پروا كنند

﴿52﴾ و کسانی را که [فقیرند و] سحرگاهان و شامگاهان پروردگارشان را می‌خوانند [و] خشنودی او را می‌طلبند [از مجالس خود] طرد نکن [تا به بزرگان مشرکان توجه کنی]؛ نه چیزی از حساب آنها بر عهدۀ توست و نه چیزی از حساب تو بر عهدۀ آنهاست که [بخواهی] آنها را [از پیرامونت] طرد کنی و از ستمکاران شوی

﴿53﴾ و اینچنین برخى از آنان را با برخى دیگر آزمودیم تا [کافران ثروتمند دربارۀ مؤمنان مستمند] بگویند: «آیا از میان ما اینها هستند كه الله [با بخشش توفیق ایمان] بر آنان منت نهاده است؟» آیا الله به [حال‌] سپاسگزاران داناتر نیست؟

﴿54﴾ و [ای پیامبر،] هر گاه كسانى كه به آیات ما ایمان دارند نزد تو ‌آیند، بگو: «سلام بر شما. پروردگارتان [در حق شما بخشایش و] رحمت را بر خود مقرر داشته است. هر یک از شما که از روی نادانى كار بدى انجام دهد سپس توبه کند و [گذشتۀ خویش را] اصلاح نماید، [بداند که] یقیناً اوتعالی آمرزندۀ مهربان است»

﴿55﴾ و اینچنین آیات [خود] را شرح می‌دهیم تا راه گناهكاران روشن شود [و شما از آن دوری کنید]

﴿56﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «من نهی شده‌ام از اینکه کسانی‌ را عبادت کنم که شما به جای الله می‌خوانید». بگو: «من از هوس‌هایتان پیروی نمی‌کنم که [اگر چنین کنم،] قطعاً گمراه شده‌ام و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود»

﴿57﴾ بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم و[لی] شما آن را دروغ پنداشتید؛ و آنچه به شتاب خواستارش هستید [= عذاب الهی] نزد من نیست. فرمان، تنها از آنِ الله است [که] حق را بیان می‌کند و او بهترین جداکننده[ی حق از باطل] است»

﴿58﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «اگر آنچه که به شتاب خواستارش هستید نزد من بود، [بر سرتان فرود می‌آوردم و] کار میان من و شما به پایان می‌رسید؛ و[لی] الله به [حال] ستمکاران داناتر است [و به آنان مهلت می‌دهد]»

﴿59﴾ و کلیدهای [گنجینه‌های‌] نهان نزد اوست [و] جز او [هیچ کس] آن را نمی‌داند و [اوست که] آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند و هیچ برگی [از درخت‌] نمی‌افتد مگر اینکه آن را می‌داند؛ و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینكه در كتابى روشن [= لوح محفوظ] قرار دارد

﴿60﴾ و اوست كه شبانگاه روحتان را [هنگام خواب‌] مى‌گیرد و آنچه را در روز به دست آورده‌اید مى‌داند؛ سپس شما را در آن [= روز] بیدار مى‌كند تا آنکه هنگامى معیّن سپری گردد؛ آنگاه [که وفات کردید، در قیامت] بازگشتتان به سوى اوست؛ سپس شما را از آنچه انجام مى‌دادید، آگاه می‌کند

﴿61﴾ و او بر بندگانش چیره [و فوق آنان] است و نگهبانانی [از فرشتگان] بر شما می‌فرستد تا زمانی که مرگ یکی از شما فرارسد فرستادگان ما [با همراهی فرشتۀ مرگ] جانش را می‌گیرند و آنان [در مأموریت خود] کوتاهی نمی‌کنند

﴿62﴾ آنگاه به سوی الله که [یار و] کارسازِ راستینشان است بازگردانده می‌شوند. آگاه باشید! حکم از آنِ اوست و او سریع‌ترین حسابرس است‌

﴿63﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «کیست که شما را از تاریکی‌ها [و سختی‌های] خشکی و دریا نجات می‌دهد؟ [در حالی که] او را به زاری و پنهانی می‌خوانید [و می‌گویید:] "اگر ما را از این [ورطۀ مرگ‌] نجات دهد، قطعاً از سپاسگزاران خواهیم بود"»

﴿64﴾ بگو: «الله شما را از این [تاریکی‌ها] و از تمام سختی‌ها نجات می‌دهد؛ سپس شما [باز هم] شرک می‌ورزید»

﴿65﴾ بگو: «او تواناست كه بر شما عذابى [همچون صاعقه و طوفان] از بالاى سرتان یا [همچون خشکسالی و زلزله] از زیر پاهایتان بفرستد یا شما را به صورت گروه‌هایی پراکنده [و جدا از هم] درآورَد و عذاب برخی از شما را به برخی [دیگر] بچشاند». بنگر چگونه آیات [خود] را گوناگون بیان مى‌كنیم؛ باشد كه دریابند

﴿66﴾ [ای پیامبر،] قوم تو آن [= قرآن‌] را دروغ شمردند، در حالى كه آن [کتاب،] حق است. [به کافرانِ قومت] بگو: «من [مراقب و] کارگزارِ شما نیستم

﴿67﴾ هر خبرى سررسیدی [برای وقوع] دارد؛ و [به زودی] خواهید دانست [که سرانجامتان چگونه است]»

﴿68﴾ و هر گاه کسانی را دیدی که در آیات ما [با دشمنی و تمسخر] گفتگو می‌کنند، از آنان روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند؛ و اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت، پس از آنکه به یاد آوردی، دیگر با قوم ستمکار [مشرک‌] منشین‌

﴿69﴾ و [هر چند] چیزی از حساب [و گناه] آنان بر [عهدۀ] پرهیزگاران نیست، ولی یادآورى [و ارشاد، لازم‌] است؛ باشد که پروا کنند

﴿70﴾ و كسانى را كه دینشان را به بازى و سرگرمى گرفته‌اند و زندگى دنیا آنان را فریفته است رها كن؛ و [مردم را] با این [قرآن‌] اندرز ده تا مبادا كسى به [كیفر] آنچه به دست آورده است به هلاكت بیفتد در حالى كه در برابر الله برای [رهایی از عذابِ] آن نه [دوست و] کارسازی دارد و نه شفاعتگرى؛ و [حتی] اگر [بخواهد براى نجات خویش] هر فدیه‌اى دهد، از او پذیرفته نمی‌شود. اینان هستند كه به [کیفر‌] آنچه به دست آورده‌اند، هلاک گشته‌اند و به [سزای] آنكه كفر مى‌ورزیدند، شرابى از آبِ جوشان و عذابى پردرد [در پیش] دارند

﴿71﴾ [ای پیامبر،] بگو: «آیا به جای الله چیزی را بخوانیم که نه به ما سود می‌دهد و نه زیان می‌رساند؟ و آیا پس از آنکه الله ما را هدایت کرده است [به سوی گمراهی] به عقب بازگردیم؟ همچون کسی ‌که شیاطین او را [فریب داده و از راه راست] به در بُرده‌اند و او در زمین حیران و سرگشته مانده است، در حالی‌ که او یارانی [دلسوز] دارد که به هدایت دعوتش می‌کنند [و می‌گویند:] "به سوی ما بیا"». بگو: «بی‌تردید، هدایت [راستین]، هدایت الله است و ما فرمان یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم؛

﴿72﴾ و اینكه نماز برپا دارید و از او پروا کنید؛ و اوست كه به پیشگاهش محشور خواهید شد»

﴿73﴾ و اوست که آسمان‌ها و زمین را به‌حق آفرید و روزی که [الله به هر چیزی] بگوید: «موجود شو»، بی‌درنگ موجود می‌شود. سخن او حق است؛ و روزی که در صور دمیده می‌شود، فرمانروایی از آنِ اوست. او دانای پنهان و پیداست و اوست که حکیمِ آگاه است.‌

﴿74﴾ و [یاد کن از] هنگامی که ابراهیم به پدرش ـ آزرـ گفت: «آیا بُت‌ها را معبود [خویش] می‌گیری؟ به راستی که من تو و قومت را در گمراهیِ آشکاری می‌بینم»

﴿75﴾ و این گونه فرماندهیِ [شکوهمندِ] آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا [یگانگی الله و گمراهیِ آزر و قومش را دریابد و] از اهل یقین باشد

﴿76﴾ پس هنگامی‌ که [تاریکی] شب او را در بر گرفت، ستاره‌ای دید [و] گفت: «این پروردگارِ من است» و چون غروب کرد [و ناپدید شد] گفت: «غروب‌کنندگان را دوست ندارم»

﴿77﴾ پس هنگامی‌ که ماه را تابنده دید گفت: «این پروردگارِ من است» و چون غروب کرد گفت: «اگر پروردگارم مرا هدایت نكرده بود، قطعاً از گمراهان بودم»

﴿78﴾ پس هنگامی ‌که خورشید را درخشنده دید گفت: «این پروردگارِ من است. این بزرگ‌تر است»؛ اما وقتی که غروب کرد گفت: «ای قوم، من از آنچه [برای الله] شریک قرار می‌دهید بیزارم»

﴿79﴾ به راستی که من حقگرایانه دین [و عبادتِ] خویش را برای کسی خالص کرده‌ام که آسمان‌ها و زمین را پدید آورده است و هرگز در زمرۀ مشرکان نیستم»

﴿80﴾ و قوم او با وی به مجادله پرداختند [و او را از خشم معبودها ترساندند. ابراهیم] گفت: «آیا دربارۀ الله با من مجادله می‌کنید در حالی که او مرا [به راهِ راست] هدایت کرده است و از چیزهایی که با او شریک می‌پندارید هیچ نمی‌ترسم، مگر آنکه پروردگارم چیزی [از سود و زیان برایم] خواسته باشد. علمِ پروردگارم همه چیز را فرا گرفته است. آیا پند نمی‌گیرید؟

﴿81﴾ و چگونه از چیزهایی که شریک [الله] می‌پندارید بترسم با آنكه شما خود نمى‌هراسید از اینكه چیزى را شریک الله ساخته‌اید كه او تعالی [هیچ] دلیلى دربارۀ [حقانیتِ] آن بر شما نازل نكرده است؟ پس اگر مى‌دانید، [بگویید] كدام یک از این دو گروه [موحد و مشرک] به امنیت [و دوری از عذاب] سزاوارتر است؟

﴿82﴾ کسانی که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به [هیچ] شرکی نیالوده‌اند، آنانند که امنیت [و آرامش‌] دارند و رهیافتگانند»

﴿83﴾ و این [استدلال،] حجت ما بود كه به ابراهیم در برابر قومش دادیم. [در دنیا و آخرت، مقام] هر کس را كه بخواهیم به درجاتی بالا مى‌بریم. [ای پیامبر،] بی‌تردید، پروردگارت حكیم داناست

﴿84﴾ و به او [= ابراهیم] اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را [به راه راست] هدایت کردیم؛ و پیشتر نوح را [نیز] هدایت کرده بودیم و از نسل او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را [به راه حق رهنمون ساختیم‌] و نیكوكاران را این گونه پاداش مى‌دهیم

﴿85﴾ و [همچنین] زکریا و یحیی و عیسی و الیاس [را راه نمودیم که] همه از شایستگان بودند

﴿86﴾ و اسماعیل و یَسَع و یونس و لوط [را نیز هدایت کردیم] و جملگى را بر جهانیان برترى دادیم

﴿87﴾ و [نیز] از پدران‌ و فرزندان‌ و برادرانشان [برخی را برتری دادیم و] آنان را برگزیدیم و به راه راست هدایت کردیم

﴿88﴾ این هدایتِ الله است که هر یک از بندگانش را که بخواهد، با آن هدایت می‌کند؛ و اگر شرک می‌ورزیدند، آنچه [از اعمال نیک] انجام داده بودند تباه می‌شد

﴿89﴾ اینان کسانی هستند که به ایشان کتاب و حکمت و نبوت بخشیدیم. پس [ای پیامبر،] اگر اینان [= مشركان‌] به این [پیامبران و کتاب‌های الهی] كفر بورزند، قطعاً گروهى [= مهاجران و انصار و تابعین] را بر [حفظ و نگهبانیِ] آن [اصول و عقاید] می‌گماریم كه نسبت به آن كافر نباشند

﴿90﴾ آنان [= پیامبران] کسانی هستند که الله هدایتشان کرده است؛ پس [ای پیامبر،] از هدایت [و راه راستِ] ایشان پیروی کن [و به قومت] بگو: «من در برابر این [رسالت،] پاداشی از شما نمی‌خواهم. این [قرآن، چیزی] نیست مگر [یادآوری و] پندی برای جهانیان»

﴿91﴾ و [مشرکان، بزرگی و مقام] الله را چنان که سزاوار اوست نشناختند؛ چرا که گفتند: «الله بر [هیچ] بشری چیزی نازل نکرده است». [ای پیامبر،] بگو: «آن کتابی را که موسی آورد چه کسی نازل کرده است؟ [همان كتابى كه‌] براى مردم روشنایى و رهنمودی بود [و شما یهودیان] آن را به صورت [پراکنده بر] طومارها درمى‌آورید [و هر چه را که می‌خواهید] از آن آشكار می‌سازید و بسیارى را پنهان مى‌كنید؛ و [اکنون ای قوم عرب،] چیزهایی [از آیات و اخبار قرآن] به شما آموخته شد كه نه خود مى‌دانستید و نه پدرانتان». [ای پیامبر،] بگو: «الله [آن را نازل کرده است]»؛ آنگاه [در جهل و گمراهی] رهایشان کن تا در ژرفاى [عقاید باطل‌] خود سرگرم بازى باشند

﴿92﴾ و این [قرآن] کتاب مبارکی است که آن را نازل کردیم [تا] تصدیق‌کنندۀ چیزی باشد که پیش از آن نازل شده است و [همچنین] به این منظور است كه به [ساکنانِ] اُمّ القُری [= مكه] و [مردم] پیرامونش هشدار دهى؛ و كسانى كه به آخرت ایمان مى‌آورند، به این [کتاب] نیز ایمان مى‌آورند و بر نماز خویش مواظبت می‌كنند

﴿93﴾ و کیست ستمکارتر از آن کس که‌ دروغی به الله ببندد یا بگوید: «به من [نیز] وحی شده است»؛ در حالی که هیچ وحیی به او نرسیده است و [یا] کسی ‌که بگوید: «من [هم] مانند آنچه را که الله نازل کرده است [برایتان] نازل می‌کنم»؟ و [ای پیامبر، صحنۀ هولناکی است] اگر هنگامی را ببینی ‌که [این] ستمکاران، در [ترس و] سختی‌های مرگ فرورفته‌اند و فرشتگان [قبضِ روح،‌] دست‌هایشان را [به سوی آنان] گشوده‌اند [و فریاد مى‌زنند:] «جان‌هایتان را [از بدن] بیرون دهید. امروز به [سزاى‌] آنچه به ناحق بر الله دروغ مى‌بستید و در برابر آیاتش تكبر مى‌كردید، به عذابی خفت‌بار مجازات می‌شوید»

﴿94﴾ و [روز قیامت الله می‌فرماید:] «همان گونه كه شما را نخستین بار [بدون مال و مقام] آفریدیم، [اكنون نیز] قطعاً تنها به سوى ما آمده‌اید و آنچه [از متاع دنیا] را که به شما ارزانی كرده بودیم، پشت سر خود [در دنیا] واگذاشتید و [معبودان و] شفاعتگرانی را كه در [امور] خودتان شریكان [الله] مى‌پنداشتید، همراه شما نمى‌بینیم. به راستی پیوند میان شما گسسته است و آنچه [شریک ما و شفیع خود] مى‌پنداشتید، گم گشته است»

﴿95﴾ بی‌تردید، الله شکافندۀ دانه[ی گیاهان] و هسته[ی خرما در دل زمین] است؛ [موجود] زنده را از [مادۀ] بی‌جان بیرون مى‌آورد [= رویشِ گیاه از دانه] و [مادۀ به ظاهر] بی‌جان را از [موجود] زنده خارج مى‌سازد [= بیرون آمدنِ تخم یا نطفه از حیوانات]. این الله است [که چنین قدرت مطلقی دارد]؛ پس چگونه [از راه بندگى او] منحرف مى‌شوید؟

﴿96﴾ [او] شکافندۀ سپیده‌دم است و شب را [مایۀ] آرامش قرار داد و خورشید و ماه را [نیز] با حساب [و نظمی دقیق پدید آورد]. تقدیرِ [پروردگار] شکست‌ناپذیرِ دانا چنین است‌

﴿97﴾ و [ای فرزندان آدم،] اوست که ستارگان را برایتان قرار داد تا در تاریکی‌های خشکی و دریا به [کمک] آنها راه یابید. به راستی که ما نشانه‌های [توان و تدبیر خویش] را برای مردمی که می‌دانند به تفصیل بیان كرده‌ایم

﴿98﴾ و اوست که شما را از یک تن آفرید؛ پس برای شما [در رحِمِ مادر] قرارگاهی است و [در پشتِ پدر] امانتگاهی. ما آیات [خود] را برای مردمی که [کلام الهی را] می‌فهمند به تفصیل بیان كرده‌ایم

﴿99﴾ و اوست که از آسمان، آبی فرو ریخت و از آن [باران] هر گونه روییدنی برآوردیم و از آن [نیز هر کِشت و گیاه] سبزی را رویاندیم [که] از آن [گیاهان نیز برای تغذیۀ شما] دانه‌هاى متراكمى [همچون گندم و جو] پدید می‌آوریم؛ و [همچنین] از شکوفۀ نخل، خوشه‌هایی نزدیک به یکدیگر [رویاندیم] و باغ‌هایی از انگور و زیتون و انار [آفریدیم؛ میوه‌هایی که] برخی همانند و برخی ناهمانند هستند. وقتی به بار نشست، به میوه‌هاى آن و [نحوۀ] رسیدنش بنگرید. در این [آفرینش] برای مردمی که ایمان دارند، نشانه‌هایی [روشن از قدرت الهی] است‌

﴿100﴾ و [مشرکان‌] شریکانی از جن برای الله قایل شده‌اند؛ حال آنکه [الله خود] آنها را آفریده است؛ و [همچنین] از روی نادانی برایش [فرزندان‌] پسر و دختر می‌سازند [و به او تعالی نسبت می‌دهند]. او از آنچه توصیف مى‌كنند پاک و برتر است

﴿101﴾ [او] پدید آورندۀ آسمان‌ها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد در حالی که همسری ندارد؟ و همه چیز را آفریده و او به همه چیز داناست

﴿102﴾ این است الله، پروردگار شما؛ هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ آفرینندۀ همه چیز است؛ پس او را عبادت کنید و [بدانید که] او [مراقب و] کارگزار همه چیز است

﴿103﴾ چشم‌ها او را درنمی‌یابند و[لی] او چشم‌ها را درمی‌یابد و اوست که باریک‌بین و آگاه است

﴿104﴾ [ای پیامبر، به مشرکان بگو:] «به راستى دلایل آشکاری از جانب پروردگارتان براى شما آمده است؛ پس هر کس [با بصیرت و منطق دربارۀ آن] بیندیشد به سود اوست و هر کس چشم [بر حقیقت] ببندد، به زیانِ اوست؛ و من نگهبان شما نیستم»

﴿105﴾ و اینچنین نشانه‌ها [و دلایل قدرت الهی] را گوناگون بیان می‌کنیم تا مبادا [مشرکان] بگویند: «[آنها را از اهل کتاب] آموخته‌ای»؛ و ما آنها را برای گروهی که می‌دانند [و می‌فهمند] به روشنی بیان می‌کنیم

﴿106﴾ [ای پیامبر،] از آنچه که از جانب پروردگارت بر تو وحی شده است پیروی کن ـ هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست‌ـ و از مشرکان روی بگردان

﴿107﴾ و اگر الله می‌خواست، [آنان هرگز] شرک نمی‌ورزیدند؛ و ما تو را بر آنان نگهبان قرار نداده‌ایم و تو [هرگز مراقب و] کارگزارشان نیستی

﴿108﴾ و [ای مؤمنان، هرگز] به آنها [=معبودهای باطل] که [مشرکان] به جای الله [به نیایش] مى‌خوانند دشنام ندهید [چرا كه] آنان نیز از روى دشمنى [و] نادانى به الله دشنام می‌دهند. این گونه براى هر امتى كردارشان را آراستیم؛ سپس بازگشت آنان [در قیامت] به سوى پروردگارشان است و آنان را از آنچه انجام مى‌دادند آگاه می‌سازد

﴿109﴾ و [مشرکان] با سخت‌ترین سوگندهایشان به الله سوگند خوردند كه اگر معجزه‌اى [که خواسته‌اند] برایشان بیاید، حتماً ایمان می‌آورند. [ای پیامبر،] بگو: «معجزات فقط در اختیار الله است» و شما [ای مؤمنان،] چه مى‌دانید كه اگر [معجزه‌ای هم‌] بیاید، ایمان نمى‌آورند

﴿110﴾ و ما دل‌ها و دیدگانشان را [از درک حقایق] برمى‌گردانیم، [در نتيجه، به معجزات ما ايمان نمى‌آورند] چنانكه نخستین بار به آن ایمان نیاوردند. و آنان را در [نافرمانی و] طغیانشان سرگشته رها می‌کنیم

﴿111﴾ و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مى‌فرستادیم و [حتی] اگر مردگان با آنان به سخن مى‌آمدند و هر چیزى را دسته‌دسته در برابرشان گرد مى‌آوردیم [تا راستگویی‌ پیامبر را گواهی دهند]، باز هم ایمان نمى‌آوردند ـ مگر اینكه الله بخواهد ـ ولى بیشتر آنان نادانی می‌کنند

﴿112﴾ و [ای پیامبر محمد، تو را با دشمنیِ مشرکان آزمودیم و] همچنین برای هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم که برخی از آنان در نهان، به برخی دیگر سخنان فریبنده [و بی‌اساس] القا می‌کنند و اگر پروردگارت می‌خواست، [هرگز] چنین نمی‌کردند؛ پس آنان را با دروغ‌هایی که می‌بافند واگذار

﴿113﴾ و [چنین کردیم تا آنان را بیازماییم، خواستیم] تا دل‌های كسانى كه به آخرت ایمان نمى‌آورند، به آن [سخن فریبنده‌] بگراید و آن را بپسندد و هر گناهی که می‌خواهند مرتکب شوند

﴿114﴾ [ای پیامبر به مشرکان بگو:] «آیا [سزاست که برای قضاوت دربارۀ اختلاف من و شما] داورى جز الله بجویم؟ و حال آنکه اوست ذاتی كه این كتاب را به تفصیل به سوى شما نازل كرده است»؛ و کسانی كه كتاب [آسمانى‌] به ایشان داده‌ایم مى‌دانند كه آن [قرآن] از جانب پروردگارت به‌حق نازل شده است؛ پس هرگز از تردیدكنندگان نباش

﴿115﴾ و سخن پروردگارت [= قرآن] با راستى [در گفتار] و عدل [در احکام] به حد تمام و کمال رسید. هیچ تغییردهنده‌اى براى سخنانش نیست؛ و او شنواى داناست

﴿116﴾ و اگر از بیشتر مردم زمین اطاعت كنى، تو را از راه الله گمراه مى‌كنند. آنان جز گمان [بی‌اساسِ خود از چیزی] پیروى نمى‌كنند و جز دروغ نمی‌بافند

﴿117﴾ بی‌تردید، پروردگارت به [حال‌] كسى كه از راه او منحرف مى‌شود داناتر است؛ و او به [حال‌] راه‌یافتگان [نیز] داناتر است

﴿118﴾ پس [ای مردم،] اگر به آیاتش ایمان دارید، [فقط] از [گوشتِ] آنچه نام الله [هنگام ذبح‌] بر آن برده شده است بخورید

﴿119﴾ و [ای مسلمانان،] شما را چه شده است كه از آنچه [از گوشت‌هایی که] نام الله بر آن برده شده است نمى‌خورید؟ حال آنکه [الله] آنچه را بر شما حرام کرده است به تفصیل برایتان بیان داشته است [پس از آنها دوری کنید؛] مگر چیزی که به [خوردن‌] آن ناچار شوید؛ و بی‌تردید، بسیارى [از مردم، دیگران را] از روى نادانى با هوس‌های خویش گمراه مى‌كنند. [ای پیامبر،] یقیناً پروردگارت به [حال‌] تجاوزكاران [از حدود الهی] داناتر است

﴿120﴾ و [ای مردم،] گناه آشكار و پنهان را رها كنید؛ [چرا که] بی‌تردید، كسانى كه مرتكب گناه مى‌شوند، به زودى در ازای آنچه می‌کردند مجازات خواهند شد

﴿121﴾ و [ای مؤمنان،] از آنچه [هنگام ذبح] نام الله بر آن برده نشده است نخورید؛ چرا كه آن [کار] قطعاً نافرمانى است؛ و در حقیقت، شیاطین به دوستان خود القا مى‌كنند که با شما [در این مورد] مجادله نمایند؛ و اگر از آنان اطاعت كنید، قطعاً شما [نیز در زمرۀ] مشرکان هستید

﴿122﴾ آیا كسى كه [دلش بر اثر جهل و شرک] مرده‌ بود و ما [با توحید و ایمان] زنده‌اش گرداندیم و نورى برایش پدید آوردیم تا در پرتوی [هدایتِ] آن، میان مردم گام بردارد، همچون كسى است كه در تاریکی‌ها [گرفتار] است و از آن بیرون‌آمدنى نیست؟ آنچه كافران می‌کردند، این گونه برایشان آراسته شده است

﴿123﴾ و این گونه در هر شهرى بزرگان گناهکارش را مى‌گماریم تا در آن به نیرنگ بپردازند [و مردم را از راه الله بازدارند]؛ و[لى‌] آنان جز به خود نیرنگ نمى‌زنند و [این حقیقت را] درک نمى‌كنند

﴿124﴾ و [مشرکان] چون آیه‌ای [از قرآن] برایشان می‌آید می‌گویند: «هرگز به آن ایمان نمی‌آوریم، مگر آنکه همانند آنچه به پیامبران الهی داده شده است، به ما نیز داده شود». الله بهتر می‌داند رسالت خویش را کجا [و بر عهدۀ چه کسی‌] قرار دهد. به زودی بر کسانی که مرتکب [نافرمانی و] گناه شدند، به سزای نیرنگی که ورزیده بودند، از جانب الله، خواری و عذابی سخت خواهد رسید

﴿125﴾ پس هر کس که الله بخواهد او را هدایت کند، دلش را برای [پذیرش] اسلام می‌گشاید؛ و هر کس را بخواهد در گمراهی واگذارد، دلش را بسیار تنگ [و بسته] می‌سازد [و پذیرش حق را چنان برایش محال می‌گردانَد که] گویی می‌خواهد از آسمان بالا رود [ولی نمی‌تواند]. الله اینچنین عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند، می‌گمارد

﴿126﴾ و [ای پیامبر،] این [دین اسلام] راهِ راستِ پروردگار توست. به راستی که ما آیات [خود] را برای گروهی که پند می‌گیرند، به تفصیل بیان کردیم

﴿127﴾ برای آنان نزد پروردگارشان سرای سلامت و امنیت است و او به [پاداش‌] کارهایی که می‌کردند، [دوست و] کارسازشان است.‌

﴿128﴾ و [یاد كن از قیامت؛‌] روزى كه [الله] همه آنان [= انس و جن] را گرد مى‌آورَد [و مى‌فرماید:] «اى گروه جنّیان، از آدمیان [بسیاری را گمراه کردید و پیروان‌] فراوان یافتید»؛ و دوستان [مشرکِ] آنان از [میان] انسان‌ها مى‌گویند: «پروردگارا، برخى از ما از برخى دیگر بهره‌بردارى كردند [و در کفر و گناه به یکدیگر یاری رساندند] و [اینک] ما به پایانى كه برایمان مقرر كرده بودى رسیده‌ایم». [الله] مى‌فرماید: «جایگاهتان آتش است [و] در آن جاودان خواهید بود؛ مگر آنچه را الله بخواهد [از آن بکاهد یا ببخشاید]. بی‌تردید، پروردگارت حكیم داناست»

﴿129﴾ و اینچنین بعضی از ستمکاران را بر بعضی دیگر به [سزای] آنچه می‌کردند، مسلط می‌گردانیم.‌

﴿130﴾ ای گروه جن و انس، آیا رسولانی از میان خود شما برایتان نیامدند كه آیات مرا بر شما بخوانند و از دیدار این روز به شما هشدار دهند؟ آنان می‌گویند: «[آری،] ما علیه خویش گواهى می‌دهیم [كه آمدند]»؛ و زندگى دنیا آنان [= کافران] را فریب داد و به زیان خود گواهى دادند كه كافر بوده‌اند

﴿131﴾ این [اتمام حجت‌] به خاطر آن است كه پروردگارت هیچ‌گاه شهرها را ـ در حالی که مردمش [از پیام الهی بی‌خبر و] غافلند ـ به ستم نابود نكرده است

﴿132﴾ و هر یک [از بندگان‌] در برابر آنچه انجام داده‌اند، [نزد الله] درجات [و مراتبی از ثواب و عذاب] دارند، و پروردگارت از آنچه انجام می‌دهند غافل نیست

﴿133﴾ و پروردگارت بى‌نیاز و دارای رحمت [بیکران] است. [ای بندگان گنهکار، الله] اگر بخواهد، شما را [با عذاب از میان] مى‌بَرد و پس از شما هر کس را بخواهد جانشین می‌سازد؛ همچنان كه شما را نیز از نسل گروهى دیگر آفرید

﴿134﴾ [ای کافران،] آنچه به شما وعده داده می‌شود، یقیناً خواهد آمد و شما نمی‌توانید [الله را] ناتوان سازید [و از کیفرش بگریزید]

﴿135﴾ بگو: «ای قوم من، به شیوۀ خود عمل کنید [و بر کفر و گمراهی خود بمانید که] بی‌تردید، من [نیز به ایمان خویش] عمل می‌کنم؛ پس به زودی خواهید دانست که [پیروزی دنیا و] فرجامِ [نیکوی] آن سرا از آنِ کیست. بی‌گمان، ستمکاران [مشرک] رستگار نخواهند شد»

﴿136﴾ و [مشركان] براى الله از آنچه آفریده است ‌ـ از كِشت و چهارپایان ـ سهمى تعیین کردند و به گمان خود گفتند: «این مخصوصِ الله است و این مخصوصِ شریکان ما [= معبودان]». آنچه برای شریکانشان بود به الله نمى‌رسد؛ و[لى‌] آنچه برای الله بود، به شریکان آنها مى‌رسد. چه بد داورى مى‌كنند

﴿137﴾ و این گونه بود که شریکان آنها [اعم از شیاطین و...،] در نظر بسیاری از مشرکان [که فقیر بودند] قتل فرزندانشان را آراستند [و زیبا جلوه دادند] تا هلاكشان كنند و آیینشان را بر آنان [آشفته و] مشتبه سازند؛ و اگر الله می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ پس [ای پیامبر، تو نیز] آنان را با [تهمت و] دروغ‌هایشان واگذار

﴿138﴾ و به پندار خویش گفتند: «[استفاده از] این چهارپایان و كشتزارها[یی که وقف معبود‌ها شده] ممنوع است و هیچ‌کس از آن نمی‌خورد مگر آن [گروه از خادمان معبود‌ها] كه ما بخواهیم؛ و چهارپایانی [نیز] هستند كه [سوارشدن بر] پشتشان حرام شده است»؛ و دام‌هایی [داشتند] كه [هنگام ذبح‌] نام الله را بر آنها نمى‌بردند. [اینها همه باورهایی بود که] به دروغ به الله نسبت می‌دادند [و الله] به زودی جزای دروغ‌هایی را که می‌بافتند به آنان خواهد داد

﴿139﴾ و گفتند: «آنچه در شكمِ این چهارپایان است [اگر زنده متولد شود،] به مردان ما اختصاص دارد و بر همسرانمان حرام شده است؛ و[لی] اگر [جنین‌] مرده باشد، همۀ آنان [از زن و مرد] در آن شریكند». به زودى [الله] آنان را به سزای این توصیفشان کیفر خواهد داد. به راستی که او حكیم داناست

﴿140﴾ كسانى كه از روى [جهل و] بى‌خردى، فرزندان خود را [از ترس فقر] كشتند و با دروغ بستن به الله، آنچه را که الله روزی‌شان كرده بود [بر خود] حرام دانستند، سخت زیان كردند. بی‌تردید، آنان گمراه شدند و هدایت‌یافته نبودند

﴿141﴾ اوست که باغ‌هایی [با بوته‌های‌] داربست‌دار [مانند انگور] و [درختان] بی‌داربست [مانند خرما] پدید آورد و [نیز] درخت خرما و زراعتی که میوه‌هایش گوناگون است و درخت زیتون و انار که [برگ‌هایشان] همانند و [میوه‌هایشان] متفاوت است. [ای مردم،] از میوۀ آن - چون به بار نشست‌ـ بخورید و روزِ چیدنش، حقّ [زکاتِ بینوایان از] آن را بپردازید و[لی] اسراف نکنید [چرا که] بی‌تردید، او تعالی اسرافکاران را دوست ندارد

﴿142﴾ و [نیز] از چهارپایان، [حیوانات] باربر و [حیوانات] غیرباری [برای منافع دیگر، آفرید]. از آنچه الله به شما روزی داده است بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید. بی‌گمان، او دشمن آشکاری برای شماست

﴿143﴾ هشت [رأس] نر و ماده [برای استفادۀ ‌شما آفرید:] از گوسفند یک جفت و از بز یک جفت. [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «آیا [الله] آن دو نر را حرام کرده است یا ماده‌ها را؟ یا آنچه که رحِم‌های [این] دو ماده در بر دارد؟ اگر راست می‌گویید [و بر تحریم آنها دلیلی دارید]، از روی علم [و منطق] به من خبر دهید

﴿144﴾ و از شتر یک جفت و از گاو یک جفت [آفرید]. بگو: «آیا [الله] آن دو نر را حرام کرده است یا دو ماده را؟ یا آنچه که رحِم‌های [این] دو ماده در بر دارد؟ آیا وقتى الله شما را به این [تحریم‌] سفارش می‌كرد [آنجا] حاضر بودید؟ پس كیست ستمكارتر از آن کس كه بر الله دروغ می‌بندد تا بدون هیچ [استناد و] علمی مردم را گمراه كند؟ به راستی که الله گروه ستمكاران را هدایت نمى‌كند»

﴿145﴾ بگو: «در آنچه [از احکام الهی که] به من وحى شده است، [غذای] حرامی را که خوردنش برای خورنده‌ای حرام باشد نمی‌یابم؛ مگر [گوشتِ] مردار یا خونِ ریخته یا گوشت خوک ـ که قطعاً پلید [و حرام] است ـ یا [قربانی‌اى كه‌ هنگام ذبح] از روى نافرمانى، نام غیرِ الله را بر آن بُرده باشند». اما هر کس [برای حفظ جان خود، به خوردن آنها] ناچار شود ـ بدون آنکه سركش و زیاده‌خواه باشد، [بر او گناهی نیست]. به راستی که پروردگارت آمرزندۀ مهربان است

﴿146﴾ و هر [حیوان‌] چنگال‌دارى را بر یهود حرام كردیم و از گاو و گوسفند، چربی‌های آن دو را بر آنان حرام كردیم؛ مگر چربی‌هایی كه بر پشت آنها یا دورِ روده‌هاست یا چربی‌هایی که با استخوان درآمیخته است. این گونه آنان را به سزاى سرکشی‌شان مجازات کردیم و بی‌تردید، ما راستگوییم

﴿147﴾ پس [ای پیامبر،] اگر تو را تكذیب كردند، بگو: «پروردگارتان رحمتى گسترده دارد؛ و[لی] عذابش از گروه گناهکاران بازگردانده نخواهد شد»

﴿148﴾ كسانى كه شرک ورزیدند خواهند گفت: «اگر الله مى‌خواست، نه ما شرک می‌آوردیم و نه پدرانمان و [همچنین] چیزى را [خودسرانه‌] تحریم نمى‌كردیم». كسانى كه پیش از آنان بودند نیز همین گونه [پیامبران خود را] تكذیب كردند تا عذاب ما را چشیدند. [ای پیامبر، به این مشرکان] بگو: «آیا [دانش و] دلیلی نزدتان هست كه آن را براى ما آشکار كنید؟ [در حقیقت،] شما جز پندار [از چیزی] پیروی نمی‌کنید و جز دروغ نمى‌گویید»

﴿149﴾ بگو: «دلیل رسا و روشن از آنِ الله است و اگر [او تعالی] می‌خواست، همۀ شما را هدایت می‌کرد»

﴿150﴾ بگو: «گواهانتان را كه گواهى مى‌دهند الله اینها را حرام كرده است بیاورید». پس [حتی] اگر گواهی دادند، تو با آنان [به چنین دروغی] گواهی نده و از هوس‌های كسانى كه آیات ما را دروغ شمردند و كسانى كه به آخرت ایمان نمى‌آورند و [معبودان باطل را] با پروردگارشان همتا قرار مى‌دهند، پیروى نكن

﴿151﴾ بگو: «بیایید آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام كرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزى را با او شریک قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی كنید و فرزندان خود را از [ترس] تنگدستى نكشید،‌ ‌ما به شما و آنان روزى مى‌دهیم و به كارهاى زشت ـ چه آشکار و چه پنهان‌ـ نزدیک نشوید و کسی را كه الله [قتلش را] حرام کرده است جز به‌حق نكشید. این است [آنچه الله] شما را به [پیروی از] آن سفارش كرده است؛ باشد كه بیندیشید

﴿152﴾ و به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر به بهترین شکل [که به سود و صلاحِ او باشد] تا به سن [بلوغ و] رشد خود برسد؛ و [سنجشِ] پیمانه و ترازو را به عدالت کامل کنید ـ ما هیچ کس را جز به ‌اندازۀ توانش مکلّف نمی‌کنیم‌ـ و هنگامی که سخن می‌گویید [یا گواهی می‌دهید] عدالت را رعایت کنید؛ هر چند [دربارۀ] خویشاوند[تان] باشد و به عهد و پیمان الله وفا کنید. این است [آنچه الله] شما را به [پیروی از] آن سفارش كرده است؛ باشد که پند گیرید

﴿153﴾ و [بدانید] که این راهِ راست من است؛ پس از آن پیروى كنید و از [دیگر] راه‌ها پیروى نكنید [چرا که] شما را از راه او جدا مى‌سازد. این است [آنچه الله] شما را به [پیروی از] آن سفارش كرده است؛ باشد که پروا کنید

﴿154﴾ سپس به موسى كتاب [تورات] دادیم تا بر كسى كه نیكى كرده است نعمت را تمام كنیم و به این هدف که [حکمِ] هر چیزی را به تفصیل بیان نماییم و رهنمود و رحمتى گردد؛ باشد كه به دیدار پروردگارشان ایمان بیاورند

﴿155﴾ و این [قرآن] که آن را نازل کردیم کتابی پُربرکت است؛ از آن پیروی کنید و پروا نمایید؛ باشد که مورد رحمت [الله] قرار گیرید

﴿156﴾ [آن را نازل کردیم] تا نگویید: «کتاب [آسمانی] تنها بر دو طایفۀ پیش از ما [= یهود و نصاری] نازل شده بود و ما از آموختن [کتاب‌های] آنان بی‌خبر بودیم»

﴿157﴾ یا نگویید: «اگر کتاب [آسمانی] بر ما نازل می‌شد، از آنان راه‌یافته‌تر بودیم». پس بی‌تردید [اینک] از جانب پروردگارتان دلیل روشن و هدایت و رحمتی برایتان آمده است. پس کیست ستمکارتر از آن کس که آیات الله را دروغ انگارد و از آن روی بگرداند؟ به زودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، به سزای آنکه [به کلام الهی] پشت می‌کردند، به عذابی سخت [و خفت‌بار] مجازات خواهیم کرد

﴿158﴾ آیا [کافران] انتظاری جز این دارند که فرشتگان [مرگ] نزد‌شان بیایند یا پروردگارت [خود برای داوری] بیاید یا برخی از نشانه‌های پروردگارت [در مورد قیامت] فرارسد؟ روزی ‌که برخی از نشانه‌های پروردگارت آشکار گردد، ایمان آوردن کسی که پیشتر ایمان نیاورده یا با ایمانش خیری حاصل نکرده است، سودی به حالش ندارد. [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «منتظر باشید. بی‌گمان، ما [نیز] منتظریم»

﴿159﴾ [ای پیامبر،] كسانى كه دین خود را پراكنده ساختند و فرقه‌فرقه شدند، بی‌تردید، تو را با آنان کاری نیست؛ آنان كارشان فقط با الله است؛ آنگاه [الله در روز قیامت] آنان را از آنچه انجام می‌دادند، آگاه می‌سازد

﴿160﴾ [در آن روز،] هر [مؤمنی] كه كار نیكى بیاورد، ده برابر آن [پاداش‌] خواهد داشت و هر کس كار بدى بیاورد، جز مانند آن کیفر نخواهد دید؛ و به آنان ستم نخواهد شد

﴿161﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «بی‌تردید، پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است: دین پایدار [و] آیینِ ابراهیم که حقگرا بود و هرگز در زمرۀ مشرکان نبود»

﴿162﴾ بگو: «بی‌تردید، نمازم و قربانی‌های من و زندگی و مرگم همه برای الله ـ پروردگار جهانیان‌ـ است

﴿163﴾ [همان ذاتی كه‌] شریكى ندارد؛ و به این [عبادت الله به یگانگی و خالصانه] دستور یافته‌ام و من نخستین مسلمان [از این قوم] هستم»

﴿164﴾ بگو: «آیا به جز الله پروردگاری را بجویم و حال آنکه او پروردگار همه چیز است؟ و هیچ کس [کار ناشایستی] انجام نمی‌دهد، مگر آنکه [بارِ گناهش] بر خود اوست؛ و هیچ گناهکاری بارِ [گناه] دیگری را به دوش نمی‌کشد؛ سپس بازگشت [همۀ] شما به سوی پروردگارتان است؛ سرانجام [همه] شما را [در روز قیامت، از حقیقت‌] آنچه در آن اختلاف داشتید، آگاه می‌سازد

﴿165﴾ و اوست که شما را جانشین [پیشینیان در] زمین قرار داد و درجات برخی از شما را [در آفرینش و ثروت] بر برخی دیگر برتری داد تا شما را [به وسیلۀ] آنچه به شما داده است بیازماید. بی‌تردید، پروردگارت زودكیفر است و یقیناً او بسیار آمرزنده [و] مهربان است

الأعراف

Surah 7

﴿1﴾ المص [= الف. لام. میم. صاد]

﴿2﴾ [ای پیامبر، این قرآن،] کتابی است که بر تو نازل شده است؛ پس نباید در سینه‌ات نسبت به آن تردیدی باشد؛ [نازل شده] تا با آن [مردم را] بیم دهی و برای مؤمنان پند [و تذکری] باشد

﴿3﴾ [ای مردم،] از آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است پیروی کنید و از [دوستان و] کارسازانِ دیگر به جز او پیروی نکنید؛ چه اندک پند می‌پذیرید

﴿4﴾ چه بسیار [ساکنانِ روستاها و] شهر‌ها که نابودشان کردیم و عذاب ما شب‌هنگام [که در خواب بودند] یا در حالی که به خواب نیمروزی فرورفته بودند به سراغشان آمد

﴿5﴾ و چون عذاب ما به سراغشان آمد، سخن[و دعای]شان جز این نبود که گفتند: «به راستی که ما [کافر و] ستمکار بودیم [و پشیمانیم]»

﴿6﴾ مسلّماً ما از کسانی ‌که [پیامبرانمان] به سویشان فرستاده شدند، [دربارۀ پذیرش پیام حق] سؤال خواهیم کرد؛ و قطعاً از پیامبران [نیز دربارۀ پاسخ امت‌هایشان به دعوت آنان] خواهیم پرسید

﴿7﴾ یقیناً [کردار بندگان را] با علم [خود] برایشان بیان می‌کنیم؛ و ما هرگز غایب [و غافل از احوال آنان‌] نبوده‌ایم‌

﴿8﴾ در آن روز، وزن [و معیار سنجشِ اعمال، عادلانه و] درست است؛ پس هر‌ کس كفه ميزان [اعمال‌] وی سنگین باشد، چنین کسانی رستگارند

﴿9﴾ و هر کس كفه ميزان [اعمال‌] وی سبک باشد، اینانند که به خود زیان رسانده‌اند؛ چرا که [با انکار قرآن،] به آیاتِ ما ستم می‌کردند

﴿10﴾ و [ای مردم،] به راستی که ما شما را در زمین جای دادیم و وسایل [و امکاناتِ] زندگی را در آن برایتان نهادیم. چه اندک شکر می‌گزارید

﴿11﴾ و بی‌تردید، ما [نسلِ] شما را [در زمین] پدید آوردیم، سپس شما را [به بهترین حالت] شکل دادیم، آنگاه به فرشتگان گفتیم: «برای [بزرگداشت و احترام، به] آدم سجده کنید»؛ پس [همگی] سجده کردند، مگر ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود

﴿12﴾ [الله] فرمود: «وقتی که تو را [به سجده] فرمان دادم، چه چیز تو را بازداشت از اینکه سجده کنی؟» [ابلیس] گفت: «من از او بهترم: مرا از آتش آفریدی و[لی] او را از گِل پدید آوردی»

﴿13﴾ [الله] فرمود: «از این [بهشت برین] فرود آی [زیرا] حق تو نیست که در آن [مکان، گردنکشی و] تکبر کنی؛ پس بیرون رو [که] بی‌تردید، تو از خوارشدگانی»

﴿14﴾ [ابلیس] گفت: «تا روزی‌ که [انسان‌ها] برانگیخته ‌شوند، مرا مهلت بده»

﴿15﴾ [الله] فرمود: «قطعاً تو از مهلت‌یافتگانی»

﴿16﴾ [ابلیس] گفت: «پس به خاطر آنکه مرا در گمراهی [و هلاکت] افکندی، من نیز بر سر راه مستقیم تو برای [فریب] آنان می‌نشینم،

﴿17﴾ سپس بر آنان ـ از روبرو و از پشت سر و از طرف راست و چپشان‌ـ درمى‌آیم و [چنان می‌کنم که] بیشتر آنان را شكرگزار [نعمت‌های خود] نیابی»

﴿18﴾ [الله] فرمود: «از آنجا [= بهشت] نکوهیده و رانده‌شده بیرون رو. هر یک از آنان که از تو پیروی کند، [در سپاهِ توست و روز قیامت،] قطعاً دوزخ را از همۀ شما پر خواهم کرد

﴿19﴾ و ای آدم، تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از [خوردنی‌های آن از] هر جا که خواستید بخورید؛ و[لی] به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران [نافرمان] خواهید بود»

﴿20﴾ پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاهشان بر آنان پوشیده مانده بود، برایشان آشکار سازد [پس حیله‌ای اندیشید] و گفت: «پروردگارتان شما را از [خوردن میوۀ] این درخت منع نكرد مگر [براى‌] آنكه [مبادا تبدیل به] دو فرشته گردید یا از جاودانان شوید»

﴿21﴾ و برای آن‌ دو سوگند یاد کرد که: «من قطعاً خیرخواهتان هستم»‌

﴿22﴾ پس آنها را با فریب [از مقام و منزلشان] فرود آورد و چون از [میوۀ] آن درخت [ممنوعه] چشیدند، شرمگاهشان بر آنان نمایان شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگ[های درختانِ] بهشت بر [شرمگاه] خود [تا آن را بپوشانند]؛ و پروردگارشان [اینچنین] به آنها ندا داد: «آیا شما را از [خوردنِ میوۀ] آن درخت منع نکردم و به شما نگفتم که بی‌تردید، شیطان دشمن آشکار شماست؟»

﴿23﴾ [آن دو] گفتند: «پروردگارا، ما [با سرپیچی از دستور تو] به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی، قطعاً از زیانکاران خواهیم بود»

﴿24﴾ [الله] فرمود: «[از بهشت بر زمین] فرود آیید. [در حالی که زین پس] برخی از شما دشمن برخی دیگرید و در زمین تا مدتی [معیّن] قرارگاه و بهره‌مندی برایتان خواهد بود»

﴿25﴾ [و] فرمود: «در آن زندگی می‌کنید و در همان[جا] می‌میرید و [روز قیامت نیز] از آن بیرون آورده می‌شوید»

﴿26﴾ ای فرزندان آدم، همانا لباسی برایتان فرو فرستادیم که شرمگاهتان را می‌پوشانَد و [مایۀ] زینت شماست؛ و [برای مؤمن،] لباس پرهیزگاری بهتر است. این از نشانه‌های [قدرتِ] الله است؛ باشد که [انسان‌ها] پند گیرند

﴿27﴾ ای فرزندان آدم، [آگاه باشید که] شیطان شما را نفریبد چنان که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون کرد و لباس آن دو را از تنشان [بیرون] کشید تا شرمگاهشان را به آنان نشان دهد. بی‌تردید، او و گروهش، از جایی که آنها را نمی‌بینید، شما را می‌بینند. به راستی که ما شیاطین‌ را دوستان کسانی قرار داده‌ایم که ایمان نمی‌آورند

﴿28﴾ و چون [مشرکان] کار‌‌ زشتی [از قبیل شرک یا طواف در حال برهنگی] انجام می‌دهند، می‌گویند: «ما نیاکان خود را بر این [کار] یافته‌ایم و الله ما را به [انجامِ] آن فرمان داده است». بگو: «الله هرگز به زشتکاری فرمان نمی‌دهد. آیا سخنی را که نمی‌دانید به الله نسبت می‌دهید؟»

﴿29﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «پروردگارم به عدالت فرمان داده است و [اینکه همه جا، به ویژه] در هر مسجدی [خالصانه] به سوی [قبلۀ او] روی آورید و او را در حالی [به عبادت و دعا] بخوانید که دین [خود] را برایش خالص نموده‌اید. [و بدانید] همان گونه که شما را در آغاز پدید آورْد، [پس از مرگ نیز بار دیگر به سویش] بازمی‌گردید

﴿30﴾ [الله] گروهی را هدایت کرد و بر گروهی [دیگر] گمراهی مقرر گشته است؛ زیرا آنان به جای الله، شیاطین را [به عنوان] دوستان [خویش] برگزیدند و گمان می‌کنند که هدایت‌یافته‌اند»

﴿31﴾ ای فرزندان آدم، هنگام رفتن به مسجد [و در هر نمازی] زینت خود را برگیرید [و عورت‌هایتان را بپوشانید و لباس شایسته بپوشید] و [در زندگی، از خوراکی‌های پاکیزه] بخورید و بیاشامید؛ و[لی] اسراف نکنید [که] بی‌تردید، الله اسرافکاران را دوست ندارد

﴿32﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «لباس [و زینت‌هایی] را که الله برای بندگانش پدید آورده و [همچنین] روزی‌های پاکیزه را چه کسی حرام کرده است؟». بگو: «این [نعمت‌ها] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند [و اگر چه کافران نیز از آنها بهره‌مندند،] روز قیامت، مخصوص [مؤمنان] خواهد بود. ما اینچنین آیات [خود] را برای گروهی که می‌دانند، به تفصیل بیان می‌کنیم

﴿33﴾ بگو: «پروردگارم زشتکاری‌ها را ـ چه آشكار [باشد] و چه پنهان‌ـ و گناه و ستم ناحق را حرام نموده است و اینكه کسی [یا چیزى] را شریک الله بدانید كه دلیلى بر [حقانیت‌] آن نازل نكرده است و اینكه چیزى را كه نمى‌دانید به الله نسبت دهید

﴿34﴾ هر امتی، اَجَلی دارد؛ و هنگامی‌ که اجلشان به سر آید، نه لحظه‌ای [از آن] تأخیر ‌می‌کنند و نه [بر آن] پیشی می‌گیرند

﴿35﴾ ای فرزندان آدم، اگر پیامبرانی از خود شما [نزدتان] بیایند که آیات مرا برایتان بخوانند، [از آنان پیروی کنید]؛ پس کسانی که پرهیزگاری نمایند و [رفتارهای گذشته‌ را] اصلاح کنند، نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند

﴿36﴾ و کسانی‌ که آیات ما را دروغ می‌پندارند و در برابر آنها [گردنکشی و] تکبر می‌ورزند، اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند

﴿37﴾ پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر الله دروغ می‌بندد یا آیاتش را دروغ می‌پندارد؟ آنان کسانی هستند که نصیبشان از آنچه [در لوح محفوظ برایشان] مقرر شده است، به آنان خواهد رسید تا آنگاه که فرستادگان ما به سراغشان می‌آیند که جانشان را بگیرند [به آنان] می‌گویند: «آنهایی که به جای الله [به یاری و دعا] می‌خواندید کجا هستند؟» [آنان] می‌گویند: «از [نزد] ما گم شدند»؛ و [این گونه] علیه خود گواهی می‌دهند که کافر بوده‌اند

﴿38﴾ [فرشتگان] به آنها می‌گویند: «در بین گروه‌هایی از جن و انس که پیش از شما [کافر و گمراه] بوده‌اند، در آتش [دوزخ] وارد شوید». هر گاه گروهی وارد می‌شوند، گروه دیگر را لعنت می‌کنند تا هنگامی‌ که [سرانجام] همگی در آنجا به هم می‌رسند. [آنگاه] پیروان [فریب‌خوردۀ] آنها دربارۀ رهبرانشان می‌گویند: «پروردگارا، اینان بودند که ما را گمراه کردند؛ پس عذابی چند برابر از آتش به آنان بده». [الله] می‌فرماید: «برای هر کدام [از شما عذابی] چند برابر است؛ ولی نمی‌دانید»

﴿39﴾ رهبران آنها به پیروانشان می‌گویند: «شما هیچ امتیازی بر ما ندارید؛ پس به [کیفر] آنچه می‌کردید، عذاب را بچشید»

﴿40﴾ کسانی‌ که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آنها [گردنکشی و] تکبر نمودند، درهای آسمان هرگز برایشان گشوده نمی‌شود و به بهشت وارد نخواهند شد، مگر آنکه شتر از سوراخ سوزن وارد شود؛ و گناهکاران را اینچنین کیفر می‌دهیم

﴿41﴾ بستری از [آتش] دوزخ برایشان [مهیّاست] و [رواندازشان نیز] پوشش‌هایی [از آتش است]؛ و ستمکاران را اینچنین کیفر می‌دهیم

﴿42﴾ کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، [هر اندازه عمل نیک كرده‌اند می‌پذیریم؛ چرا كه‌] بر هیچ کس جز به اندازۀ توانش تکلیف نمی‌کنیم‌. اینان بهشتی‌اند و در آن جاودان خواهند بود

﴿43﴾ و هر كینه‌اى را از سینه‌هایشان مى‌زداییم؛ از زیر [قصرهای] آنان جویبارها جاری است و می‌گویند: «سپاس مخصوص الله است که ما را [توفیقِ عبادت داد و] به این [بهشت] هدایت نمود؛ و اگر الله ما را هدایت نمی‌کرد، هرگز راه نمی‌یافتیم. بی‌تردید، رسولان پروردگارمان، حق را آوردند». [آنگاه] به آنان نِدا داده می‌شود که: «این بهشت، به پاداش آنچه می‌کردید به شما رسیده است»

﴿44﴾ بهشتیان به دوزخیان ندا مى‌دهند كه: «ما آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود درست یافتیم. آیا شما [نیز] آنچه را که پروردگارتان وعده داده بود درست یافتید؟» آنان مى‌گویند: «آرى». آنگاه ندادهنده‌ای در میان آنان ندا درمى‌دهد كه: «لعنتِ الله بر ستمكاران [کافر] باد!»

﴿45﴾ [همان] کسانی‌ که [مردم را] از راه الله باز می‌داشتند و آن را [با القاى شُبهات‌] منحرف مى‌خواستند و آخرت را باور نداشتند»

﴿46﴾ در میان آن دو [گروه بهشتی و دوزخی،] مانعی است و بر اَعراف [= بلندی‌های آن مانع] مردانی هستند که هر یک [از آن دو گروه] را از [نشانه‌های] چهره‌شان می‌شناسند و [از بلندای اعراف،] اهل بهشت را ندا می‌دهند که: «سلام بر شما باد». اینان امید [ورود به] بهشت دارند و هنوز به آن وارد نشده‌اند

﴿47﴾ و هنگامی که چشمانشان متوجه اهل دوزخ می‌شود، می‌گویند: «پروردگارا، ما را با گروه ستمکاران [در یکجا] قرار نده»

﴿48﴾ اهل اعراف، مردانی [از دوزخیان را] که آنان را از چهره‌هایشان می‌شناسند، صدا می‌زنند [و] می‌گویند: «جمعیت [و مال‌اندوزیِ] شما و آن [همه‌] گردنكشى [و تکبر] كه مى‌كردید، سودی به حالتان نداشت»

﴿49﴾ آیا اینها [= بهشتیان] همان کسانی هستند که سوگند یاد می‌کردید که الله [هرگز] رحمتی به آنان نمی‌رسانَد؟ [سپس الله می‌فرماید: ای مؤمنان،] به بهشت وارد شوید [که در آنجا] نه ترسی خواهید داشت و نه اندوهگین می‌شوید

﴿50﴾ اهل دوزخ، به بهشتیان ندا می‌دهند که: «از آن آب یا آنچه الله روزی‌تان کرده است اندکی ما را بهره‌مند سازید». [آنان در پاسخ] می‌گویند: «الله هر دو را بر کافران حرام کرده است»

﴿51﴾ [همان] کسانی كه دین خود را به سرگرمى و بازى گرفتند و زندگى دنیا فریبشان داد. پس چنان كه آنان دیدار امروزشان را از یاد بردند و آیات ما را انكار ‌كردند، ما [نیز‌] امروز آنان را از یاد مى‌بریم [و در عذاب رها می‌کنیم]

﴿52﴾ به راستی، ما کتابی برایشان آوردیم كه آن را بر [اساسِ] علم [بیکران الهی] به تفصیل بیان کرده‌ایم [و نازل کردیم] تا براى گروهى كه ایمان مى‌آورند، هدایت و رحمتى باشد

﴿53﴾ آیا آنان [= کافران] جز تأویل آیات [و فرا رسیدنِ قیامت] انتظار [دیگری] دارند؟ روزی ‌که تأویلش [= قیامت] فرارسد، کسانی‌ که آن را پیشتر فراموش کرده بودند می‌گویند: «یقیناً رسولانِ پروردگارمان حق را آوردند؛ پس آیا [امروز] شفاعتگرانی داریم که شفاعت ما را بكنند یا [می‌توانیم به دنیا] بازگردیم تا کارهایی غیر از آنچه می‌کردیم انجام دهیم؟» بی‌تردید، [آنان‌] به خود زیان زدند و آنچه را به دروغ [معبودِ خود] مى‌ساختند [همه] محو و نابود شد

﴿54﴾ [ای مردم،] بی‌گمان، پروردگار شما الله است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس [آن گونه كه شايسته جلال و عظمت اوست] بر عرش قرار گرفت. [تاریکیِ] شب را با [روشناییِ] روز می‌پوشانَد که [هر یک،] آن [دیگری] را شتابان [و پیوسته] می‌جوید و خورشید و ماه و ستارگان را [پدید آورد] كه [همگی] به فرمانِ او به خدمت [انسان] گماشته شده‌اند. آگاه باشید! آفرینش و فرمانروایی، از آنِ اوست. پربرکت [و بزرگ] است الله که پروردگار جهانیان است

﴿55﴾ [ای مؤمنان،] پروردگارتان را به زاری و پنهانی بخوانید که او متجاوزان [از حدود الهی] را دوست ندارد

﴿56﴾ و در زمین ـ پس از آنکه [با بعثت پیامبران و دینداریِ مؤمنان] اصلاح گشته است ـ فتنه و فساد نکنید و او [= الله] را با بیم و امید بخوانید [که] بی‌تردید، رحمت الله به نیکوکاران نزدیک است

﴿57﴾ او ذاتی است که پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش، بادها را بشارت‌بخش می‌فرستد تا ابرهای سنگین‌بار [از آب] را [بر دوش] کشند [و] آن را به سوی سرزمینی [خشک و] مرده می‌فرستیم؛ آنگاه بر آن [سرزمین،] آب فرو می‌باریم و با [برکتِ] آن [آب] هر گونه میوه‌اى برمی‌آوریم. این‌گونه، مردگان را [نیز از قبر] خارج مى‌سازیم؛ باشد كه پند گیرید

﴿58﴾ سرزمین پاکیزه [و آماده،] گیاهش به فرمان پروردگارش [فراوان و پُربار] می‌روید و از آن [شوره‌زاری] که ناپاک است، جز [گیاهی] اندک و بی‌ارزش نمی‌روید. این گونه آیات [خود] را برای گروهی که سپاس می‌گزارند، گوناگون بیان می‌کنیم

﴿59﴾ بی‌تردید، ما نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که جز او معبودی [به‌حق] ندارید. [اگر او را عبادت نکنید،] من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم»

﴿60﴾ اشراف [و بزرگان] قومش گفتند: «به راستی که ما تو را در گمراهیِ آشکار می‌بینیم»

﴿61﴾ او گفت: «ای قوم من، هیچ گونه گمراهی [و انحرافی] در من نیست؛ بلکه من فرستاده‌ای از [جانب] پروردگار جهانیان هستم

﴿62﴾ پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و برایتان خیرخواهی می‌کنم و از [شریعتِ] الله چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید

﴿63﴾ آیا تعجب كرد‌ه‌اید كه پندى از جانب پروردگارتان توسط مردى از خودِ شما برایتان آمده است تا شما را [از عذاب قیامت] بیم دهد که پروا پیشه کنید و باشد که مشمول رحمت گردید؟»

﴿64﴾ اما وی را دروغگو پنداشتند؛ آنگاه ما او و کسانی را که همراهش در کشتی بودند نجات دادیم و کسانی ‌که آیات ما را تکذیب کرده بودند غرق کردیم. به راستی که آنان [در قبال حق،] گروهی نابینا بودند

﴿65﴾ و به [سوی قوم] عاد، برادرشان ـ هودـ را [فرستادیم]. او گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که جز او معبودی [به‌حق] ندارید. آیا پروا نمی‌کنید؟»

﴿66﴾ اشراف [و بزرگان] قوم او که کافر بودند گفتند: «بی‌گمان، ما تو را در نادانی می‌بینیم؛ و ما قطعاً تو را از دروغگویان می‌پنداریم»

﴿67﴾ گفت: «ای قوم من، هیچ‌ گونه نادانی‌ای در من نیست؛ بلکه من فرستاده‌ای از [جانب] پروردگار جهانیان هستم

﴿68﴾ پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و من خیرخواهی امین برایتان هستم

﴿69﴾ آیا تعجب كرد‌ه‌اید كه پندى از جانب پروردگارتان توسط مردى از خودِ شما برایتان آمده است تا شما را [از عذاب قیامت] بیم دهد؟ و به یاد آورید هنگامی ‌که [الله] پس از قوم نوح، شما را جانشینان [آنان] قرار داد و به شما در آفرینش، فزونی [و قدرت] داد. پس نعمت‌های الله را به یاد آورید؛ باشد که رستگار شوید»

﴿70﴾ [کافران] گفتند: «آیا به سوی ما آمده‌ای که فقط الله را عبادت کنیم و آنچه را پدرانمان عبادت می‌کردند رها کنیم؟ پس اگر از راستگویانی، آنچه [از عذاب الهی که] به ما وعده می‌دهی، بیاور»

﴿71﴾ [هود] گفت: «بی‌تردید، عذاب و خشمی [سخت] از [سوی] پروردگارتان بر شما واقع شده [و شما را فراگرفته] است. آیا دربارۀ اسم‌هایی که خودِ شما و پدرانتان آنها را [معبود] نام نهاده‌اید و الله هیچ دلیلی بر [حقانیتِ] آنها نازل نکرده است با من مجادله می‌کنید؟ پس منتظر باشید [که] بی‌گمان، من [نیز] با شما از منتظرانم»

﴿72﴾ پس او و کسانی را که همراهش بودند به رحمت [و لطفی] از [جانب] خویش نجات دادیم و ریشۀ کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و از مؤمنان نبودند، برانداختیم

﴿73﴾ و به [سوی قوم] ثَمود، برادرشان ـ صالح ـ را [فرستادیم]. او گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که جز او معبودی [به‌حق] ندارید. بی‌تردید، دلیل روشنی از [سوی] پروردگارتان برای شما آمده است. این ماده‌شترِ الله [که از دلِ صخره‌ها بیرون آمده است] معجزه‌ای برایتان است؛ پس او را [به حال خود] واگذارید تا در زمین الله [بچرد و علف] بخورد و به او آزار [و آسیبی] نرسانید که شما را عذابی دردناک فرا خواهد گرفت

﴿74﴾ و به یاد آورید هنگامی ‌که [الله] شما را پس از [قوم] عاد، جانشینان [آنان] قرار داد و در زمین مستقر ساخت که در دشت‌هایش قصرهایی بنا می‌کنید و در کوه‌ها خانه‌هایی می‌تراشید. پس نعمت‌های الله را به یاد آورید و در زمین به فساد [و تباهی] نکوشید»

﴿75﴾ اشراف [و بزرگان] قومِ او که گردنکشی می‌کردند، به مستضعفان ـ به [همان] کسانی از آنان که ایمان آورده بودندـ گفتند: «آیا [به یقین] می‌دانید که صالح از [طرف] پروردگارش فرستاده شده است؟» [آنان] گفتند: «ما به آنچه او با آن فرستاده شده است ایمان داریم»

﴿76﴾ کسانی که گردنکشی می‌کردند گفتند: «ما به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، باور نداریم»

﴿77﴾ پس ماده‌شتر را پِی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچی نمودند و گفتند: «ای صالح، اگر از پیامبران [الهی] هستی، آنچه از عذاب که به ما وعده می‌دهی [بر سرمان] بیاور»

﴿78﴾ سرانجام زمین‌لرزه [شدیدی] آنان را فراگرفت؛ و در خانه‌های خود به روی افتادند [و هلاک شدند]

﴿79﴾ پس [صالح] از آنان روی گردانْد و گفت: «ای قوم من، من پیام پروردگارم را به شما رساندم و برایتان خیرخواهی کردم؛ ولى شما [خیرخواهان و] نصیحت‌گران را دوست ندارید»

﴿80﴾ و لوط را [به پیامبری فرستادیم‌] ‌که به قوم خود گفت: «آیا کار بسیار زشتی را انجام می‌دهید که پیش از شما هیچ یک از جهانیان انجام نداده است؟

﴿81﴾ شما از روى شهوت، به جاى زنان، با مردان مى‌آمیزید. آرى، شما [از حدود الهی فراتر رفته‌اید و] گروهى تجاوزكارید»

﴿82﴾ و[لى] پاسخ قومش جز این نبود كه گفتند: «آنان را از شهرتان بیرون كنید؛ [چرا که] بی‌تردید، اینها افرادی پاکدامن [و مقدس‌مَآب] هستند»

﴿83﴾ پس ما او و خاندانش را نجات دادیم؛ مگر همسرش که از بازماندگان [در عذاب] بود

﴿84﴾ و بارانی [از سنگ] بر آنان باریدیم. پس بنگر که سرانجام گناهکاران چگونه بود

﴿85﴾ و به سوی [مردم] مَدیَن، برادرشان شُعیب را [فرستادیم]. او گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که جز او معبودی [به‌حق] ندارید. یقیناً از [سوی] پروردگارتان دلیلی روشن برای شما آمده است؛ پس [حقِ] پیمانه و ترازو را کامل [و درست] ادا کنید و از اجناس مردم نکاهید و در زمین ـ پس از اصلاحش ـ فساد نکنید. اگر ایمان دارید، این برای شما بهتر است؛

﴿86﴾ و بر سر هر راهى ننشینید كه [با زورگیری و دزدی و تهدید به قتل، مردم را] بترسانید و هر کس را که ایمان دارد از راه الله بازدارید و راهش را منحرف بخواهید [که به هدایت دست نیابد]؛ و به یاد آورید هنگامى را كه اندک بودید، سپس الله [تعداد] شما را فزونی بخشید؛ و بنگرید که سرانجامِ مفسدان [تبهکار] چگونه بود

﴿87﴾ اگر گروهى از شما به آنچه با آن فرستاده شده‌ام ایمان آوردند و گروه دیگر ایمان نیاوردند، صبر كنید تا الله میان ما داورى كند و او بهترین داور است»

﴿88﴾ اشراف [و بزرگان] قومش كه تكبر مى‌ورزیدند گفتند: «ای شعیب، قطعاً تو و کسانی را که همراهت ایمان آورده‌اند از شهرمان بیرون می‌کنیم؛ [پس یا بروید] یا به آیین ما باز‌گردید». [شعیب] گفت: «آیا [بازگردیم حتی] اگر از آن کراهت داشته [و بیزار] باشیم؟

﴿89﴾ اگر به آیین شما برگردیم پس از آنكه الله ما را از آن نجات بخشید، در حقیقت، به الله دروغ بسته‌ایم؛ و سزاوار ما نیست كه به آن بازگردیم، مگر آنكه الله ـ پروردگار ما ـ بخواهد. علم پروردگارمان همه چیز را فراگرفته است؛ بر الله توكل كرده‌ایم. پروردگارا، میان ما و قوممان به حق داورى كن و تو بهترین داورى»

﴿90﴾ و اشراف [و بزرگان] قومش که کافر بودند گفتند: «اگر از شعیب پیروی کنید، قطعاً زیانکار خواهید بود»

﴿91﴾ آنگاه زلزلۀ [شدیدی] آنان را فراگرفت؛ و در خانه‌های خود به رویْ درافتادند [و هلاک شدند]

﴿92﴾ کسانی که شعیب را دروغگو انگاشتند [چنان از بین رفتند که] گویی هرگز در آن [دیار] نبوده‌اند؛ و آنان که شعیب را دروغگو انگاشتند، خود زیانکار بودند

﴿93﴾ پس [شعیب‌] از آنان روى برگرداند و گفت: «اى قوم من، بی‌تردید، پیام‌های پروردگارم را به شما رساندم و پندتان دادم. پس چگونه برای گروهى كافر [لجوج] اندوهگین باشم؟»

﴿94﴾ و ما در هیچ شهر [و دیاری] پیامبری نفرستادیم، مگر اینکه ساکنانش را به رنج‌ها و سختی‌ها گرفتار ساختیم؛ باشد که [به درگاه الهی، فروتنی و] تضرع کنند

﴿95﴾ سپس به جای ناخوشی [و بدی،] نیکی [و خوشی] آوردیم تا افزون شدند و گفتند: «بی‌تردید، به پدران ما [نیز به حكم طبیعت،‌] سختی و راحتی مى‌رسید». پس در حالى كه بی‌خبر بودند، ناگهان آنان را [به عذاب سخت] گرفتیم

﴿96﴾ و اگر اهل آن شهرها ایمان می‌آوردند و پروا می‌کردند، [درهای‌] برکات آسمان و زمین را بر آنان می‌گشودیم؛ ولی [آیات و پیام‌های ما را] تکذیب کردند؛ پس به [كیفرِ] آنچه می‌کردند، آنان را [به عذاب] فروگرفتیم‌

﴿97﴾ آیا ساکنان [این] شهرها در امانند از اینکه عذاب ما [ناگهان] شب‌هنگام‌ که خفته‌اند به سراغشان بیاید؟

﴿98﴾ و آیا ساکنان [این] شهرها در امانند از اینکه عذاب ما نیمروز ‌که به بازی [و امور بیهوده] سرگرمند، به سراغشان بیاید؟

﴿99﴾ آیا خود را از مكر [و تدبیر] الله ایمن دانسته‌اند؟ [حال آنكه‌] جز مردمِ زیانكار، [كسى‌] خود را از مكرِ الله در امان نمى‌داند

﴿100﴾ مگر براى كسانى كه زمین را پس از ساكنان [پیشین‌] آن به ارث مى‌برند، روشن نشده است كه اگر می‌خواستیم، آنان را به [كیفر] گناهانشان نابود می‌کردیم و بر دل‌هایشان مُهر مى‌نهادیم تا دیگر [ندای حق را] نشنوند؟

﴿101﴾ [ای پیامبر،] اینها شهرهایی است كه برخى از خبرهایشان را بر تو حكایت مى‌كنیم. بی‌تردید، پیامبران آنها دلایل روشن را برایشان آوردند؛ ولی آنان نمی‌خواستند به چیزی که پیشتر دروغ شمرده بودند ایمان بیاورند. الله بر دل‌های کافران، این گونه مُهر [غفلت] می‌نهد

﴿102﴾ و در بیشتر آنان وفای به عهد نیافتیم و اکثرشان را جداً نافرمان یافتیم.‌

﴿103﴾ سپس بعد از آنها موسی را با آیات خویش به سوی فرعون و بزرگان قومش فرستادیم؛ ولى آنها به آن [آیات‌] كفر ورزیدند؛ پس بنگر که سرانجامِ تبهکاران چگونه بوده است‌

﴿104﴾ و موسی گفت: «ای فرعون، من فرستاده‌ای از [سوی] پروردگار جهانیانم

﴿105﴾ سزاوار است كه در مورد الله جز [به راستى و] حق سخن نگویم. بی‌تردید، من دلیل [و معجزه‌ای روشن] از پروردگارتان برای شما آورده‌ام؛ پس بنی‌اسرائیل را همراه من بفرست»

﴿106﴾ [فرعون] گفت: «اگر معجزه‌ای آورده‌ای [و] اگر راست می‌گویى، آن را بیاور»

﴿107﴾ پس [موسی] عصایش را انداخت و ناگهان [تبدیل به] اژدهایی آشکار [و بزرگ تبدیل] شد

﴿108﴾ و دستش را [از گریبان‌] بیرون آورد و ناگهان براى تماشاگران سپید [و درخشان‌] می‌نمود

﴿109﴾ اشراف [و بزرگان] قوم فرعون گفتند: «حقا که این [مرد] جادوگری داناست»

﴿110﴾ [فرعون گفت:] «او می‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند؛ پس نظرتان چیست؟»

﴿111﴾ آنان گفتند: «کارِ او و برادرش را به تأخیر بینداز و مأمورانِ جمع‌آوری‌ را به [همۀ] شهرها بفرست؛

﴿112﴾ تا همۀ جادوگران دانا [و ماهر] را نزدت بیاورند»

﴿113﴾ و [سرانجام‌،] جادوگران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: «آیا اگر ما پیروز شدیم، [نزد تو] پاداشی خواهیم داشت؟»

﴿114﴾ [فرعون] گفت: «آری، قطعاً شما از مقرّبان [درگاهم] خواهید بود»

﴿115﴾ [در روز موعود، جادوگران مغرورانه] گفتند: «ای موسی، یا تو نخست [عصایت را] بیفکن یا ما [ابزار خود را] می‌افکنیم»

﴿116﴾ [موسی] گفت: «شما بیفکنید». هنگامی که [ابزارشان را] افکندند، چشمان مردم را افسون کردند و آنان را سخت ترساندند و جادویی بزرگ [پدید] آوردند

﴿117﴾ و [ما] به موسی وحی کردیم که: «عصایت را بینداز». ناگهان آن [عصا، به مار بزرگی تبدیل شد و] آنچه را به دروغ ساخته بودند، فرو ‌بلعید

﴿118﴾ پس حقیقت آشكار گردید و آنچه مى‌كردند باطل شد

﴿119﴾ و [فرعون و فرعونیان همگی در] آنجا شکست خوردند و خوار گردیدند،

﴿120﴾ و جادوگران به سجده افتادند

﴿121﴾ گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم؛

﴿122﴾ پروردگار موسی و هارون»

﴿123﴾ فرعون گفت: «پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ قطعاً این نیرنگى است كه در شهر به راه انداخته‌اید تا ساکنانش را از آن بیرون كنید. پس به زودى [نتیجۀ کارتان را] خواهید دانست

﴿124﴾ یقیناً دست و پایتان را بر خلافِ یكدیگر [از چپ و راست] قطع مى‌كنم و همگی شما را به دار مى‌آویزم»

﴿125﴾ آنان گفتند: «بی‌تردید، ما [پس از مرگ] به سوی پروردگارمان بازمی‌گردیم

﴿126﴾ و [ای فرعون،] تو از ما ایراد نمى‌گیری جز به این سبب كه به معجزات پروردگارمان ـ آنگاه که به ما رسید ـ ایمان آوردیم. پروردگارا، بر ما شکیبایی [و استقامت] ببار و ما را در حالی بمیران که تسلیم [فرمان تو] هستیم»

﴿127﴾ و بزرگان قوم فرعون [به او] گفتند: «آیا موسی و قومش را رها می‌کنی تا در این سرزمین فساد کنند و تو و معبودانت را رها كنند؟». [فرعون] گفت: «[هرگز؛ بلکه] پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را [برای کنیزی‌] زنده خواهیم گذاشت؛ و ما بر آنان چیره‌ایم»

﴿128﴾ موسی به قومش گفت: «از الله یاری بجویید و شکیبایی [و استقامت] پیشه کنید. بی‌تردید، زمین از آنِ الله است [و] آن را به هر‌ یک از بندگانش که بخواهد، به میراث می‌دهد؛ و سرانجام نیک، از آنِ پرهیزگاران است»

﴿129﴾ [بنی‌اسرائیل] گفتند: «پیش از آنکه نزد ما بیایی و [حتی] پس از آنکه نزد ما آمدی، [از ستم‌های فرعون] آزار و اذیت دیده‌ایم». [موسی] گفت: «امید است که پروردگار شما دشمنتان را هلاک کند و شما را در زمین جانشین [آنان] سازد؛ آنگاه بنگرد که چگونه رفتار می‌کنید»

﴿130﴾ و بی‌تردید، ما فرعونیان را به خشكسالى و كمبود محصولات دچار كردیم؛ باشد كه پند گیرند [و توبه کنند]

﴿131﴾ اما وقتی نیکی [و فراوانیِ نعمت] به آنان می‌رسید، می‌گفتند: «این به سبب [شایستگىِ‌] خود ماست» و اگر بدی [و خشکسالی] به آنان می‌رسید، به موسی و کسانی که همراهش بودند، شگونِ بد می‌زدند. آگاه باشید! سرنوشتِ شوم آنان، تنها نزد الله [و به قضا و قدر او] است؛ اما بیشتر آنان نمی‌دانند

﴿132﴾ و [پیروان فرعون به او] گفتند: «هر [معجزه و] نشانه‌ای برایمان بیاوری تا ما را با آن جادو کنی، [هرگز] به تو ایمان نمی‌آوریم»

﴿133﴾ پس [بلاهایی همچون] طوفان و ملخ و شته و قورباغه‌ها و [رودِ پر] خون بر آنان فرستادیم [که] نشانه‌هایی جدا [از هم و پیاپی] بودند؛ اما [باز هم] گردنکشی کردند و گروهی گناهکار بودند

﴿134﴾ و هنگامی که عذاب بر آنان واقع ‌شد، ‌گفتند: «ای موسی، از پروردگارت برای ما بخواه، بنا به پیمانی که با تو دارد [تا این عذاب و بلا را از ما دور کند]. اگر این عذاب را از ما برداری، قطعاً به تو ایمان می‌آوریم و بنى‌اسرائیل را همراه تو روانه می‌کنیم»

﴿135﴾ اما چون عذاب را تا مدت معینی که [پیش از هلاکت] فرصت داشتند از آنان دور کردیم، باز هم پیمان‌شکنی کردند

﴿136﴾ پس از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان ساختیم؛ زیرا آیات [و معجزات] ما را دروغ می‌انگاشتند و از آن غافل بودند

﴿137﴾ و به آن گروهى كه همواره مورد ستم واقع مى‌شدند، [بخش‌های] شرقی و غربیِ سرزمین [شام‌] را ـ كه به آن بركت بخشیده بودیم ـ به میراث عطا كردیم و به پاداش آنكه شکیبایی كردند، وعدۀ نیكوى پروردگارت به بنی‌اسرائیل [= یاریِ ستمدیدگان] تحقق یافت و آنچه را كه فرعون و قومش می‌ساختند و برمی‌افراشتند [یکسره] ویران كردیم

﴿138﴾ و بنی‌اسرائیل را از دریا گذراندیم و [در راه] به قومى رسیدند كه برای [عبادت‌] بُت‌هایشان گرد آمده بودند؛[در این هنگام بنی­اسرائیل] گفتند: «اى موسى، همان گونه كه آنان معبودانی دارند، براى ما [نیز] معبودی تعیین کن». [موسی] گفت: «بی‌تردید، شما گروهی هستید که جهالت [و نادانى] مى‌كنید [و عظمتِ الله را نمی‌دانید]

﴿139﴾ یقیناً آیین [مشرکانۀ] اینها نابودشدنى است و آنچه می‌کنند [نیز] باطل است»

﴿140﴾ [سپس] گفت: «آیا به جز الله معبودی [دیگر] برایتان بجویم در حالی‌ که او شما را بر جهانیان [هم‌عصرتان] برتری داده است؟»

﴿141﴾ و [به یاد آورید] زمانی که شما را از [آسیبِ] فرعونیان نجات دادیم [که] بدترین [و خفت‌بارترین] عذاب را بر سرتان می‌آوردند: پسرانتان را می‌کشتند و زنانتان را [برای کنیزی] زنده نگه می‌داشتند؛ و در این [عذاب و نجات،] آزمایشی بزرگ از جانب پروردگارتان برای شما بود

﴿142﴾ و با موسی سی شب [برای مناجات] وعده نهادیم و آن را با ده شب [دیگر] کامل کردیم؛ به این ترتیب وعدۀ پروردگارش [با او] در چهل شب تمام شد. و موسی [هنگام رفتن به كوه طور] به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قومم باش و [امورشان را] اصلاح کن و از راهِ مفسدان پیروی نکن»

﴿143﴾ و هنگامی‌ که موسی به وعده‌گاهِ ما آمد و پروردگارش [بی‌واسطه] با او سخن گفت. [موسی] عرض کرد: «پروردگارا، خود را به من نشان بده تا به تو بنگرم». [الله] فرمود: «[در دنیا] هرگز مرا نخواهی دید؛ ولی به این کوه بنگر؛ اگر در جای خود برقرار باقی ماند، تو [نیز] مرا خواهی دید». پس چون پروردگارش بر [آن] کوه تجلی کرد، آن را متلاشی [و پراکنده] ساخت و موسی مدهوش افتاد و چون به هوش آمد، عرض کرد: «[بار الها،] تو پاک و منزّهی. به درگاهت توبه كردم و بی‌تردید، من [میان قومِ خود] نخستین مؤمن هستم»

﴿144﴾ [الله] فرمود: «ای موسی، [بدان که‌] من تو را به پیام‌ها و کلام [بی‌واسطۀ] خویش، بر مردمان برگزیدم. آنچه به تو می‌بخشم بگیر و سپاسگزار باش»‌

﴿145﴾ و در الواح [تورات‌] براى او در هر موردى پندى [آوردیم] و براى هر امری شرحی نگاشتیم [و به موسی فرمودیم:] «آن را با جدیّت بگیر و به قومت دستور بده که نیکوترین آنها را فراگیرند [و به آن عمل کنند]؛ و به زودی [جایگاه و] سرای نافرمانان را به شما نشان خواهم داد»

﴿146﴾ به زودی کسانی را که به ناحق در زمین [برتری‌جویی و] تکبر می‌کنند، از [فهمِ] آیات خویش باز خواهم داشت [چنان كه‌] اگر هر نشانه‌اى [از قدرتم‌] را بنگرند، به آن ایمان نیاورند و اگر راهِ حق را ببینند، آن را در پیش نگیرند و اگر راهِ گمراهی را ببینند آن را بر‌گزینند. این [مجازات،] برای آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل بودند

﴿147﴾ و کسانی‌ که آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، کارهایشان تباه گشته است. آیا جز [در برابر] آنچه مى‌كردند مجازات می‌شوند؟

﴿148﴾ و قوم موسی پس از [رفتنِ] او [به کوه طور،] از زیورهایشان مجسمۀ گوساله‌ای را ساختند [و عبادت کردند] که صدایی [همچون صدای گوساله] داشت. آیا نمی‌دیدند که [آن پیکرِ بی‌جان] با آنان سخن نمی‌گوید و آنان را به راهی هدایت نمی‌کند؟ آن را [معبود] گرفتند و [به خاطر این شرک، نسبت به خویش] ستمكار بودند

﴿149﴾ و چون [از کردۀ خویش] پشیمان شدند و دیدند که به راستی گمراه شده‌اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، مسلّماً زیانکار خواهیم بود»

﴿150﴾ و چون موسی به سوی قومش بازگشت [و آنان را بر شرک و گمراهی یافت،] با خشم و اندوه گفت: «پس از من، چه بد جانشینی کردید! آیا از حکم پروردگارتان پیشی گرفتید؟» و [آنگاه] الواح را انداخت و [ریش و موی] سرِ برادر خود را گرفت و به سوی خود کشید. [هارون] گفت: «ای پسرِ مادرم، به راستی این قوم، مرا ناتوان پنداشتند [و تحقیر کردند] و نزدیک بود مرا بکشند؛ پس دشمنان را با [سرزنش] من ‌شادمان نکن و مرا در زمرۀ گروه ستمکار [و نافرمان] قرار نده»

﴿151﴾ [موسی] گفت: «پروردگارا، من و برادرم را بیامرز و ما را در [پناه‌] رحمت خویش درآور؛ و تو مهربان‌ترین مهربانانی»

﴿152﴾ بی‌تردید، کسانی ‌که گوساله را [معبود] گرفتند، به زودی خشمی از پروردگارشان و ذلّتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و ما دروغ‌پردازان را اینچنین کیفر می‌دهیم

﴿153﴾ و کسانی که مرتکب کارهای ناشایست [= کفر و گناه] شدند، سپس بعد از آن توبه نمودند و ایمان آوردند، بی‌گمان، پروردگارت از آن پس، آمرزندۀ مهربان است‌

﴿154﴾ و چون خشم موسی فرونشست، الواح [تورات] را برگرفت و در نوشته‌هایش برای کسانی که از پروردگارشان می‌ترسند، هدایت و رحمتی [بزرگ] بود

﴿155﴾ و موسی از قومش، هفتاد مرد را برای وعده‌گاهِ ما [در طور سینا] برگزید [تا به خاطر شرک و گناه قومشان به درگاه الهی توبه کنند]. هنگامی‌ که [به دلیل نافرمانی و درخواستِ رؤیت الله،] زلزله [شدید] آنان را فراگرفت [و همگی مردند، موسی] گفت: «پروردگارا، اگر می‌خواستی، آنان و مرا پیش از این هلاک می‌کردی. آیا ما را به خاطر آنچه افراد بی‌خبر ما کرده‌اند هلاک می‌کنی؟ این [عذاب، چیزی] نیست، مگر آزمایش تو؛ به [وسیلۀ] آن هر کس را بخواهی، گمراه می‌سازی و هر کس را بخواهی، هدایت می‌کنی. تو [دوست و] کارسازِ مایی؛ پس ما را بیامرز و بر ما رحم آور؛ و تو بهترین آمرزنده‌ای

﴿156﴾ و در این دنیا و در سرای آخرت، نیکی برایمان مقرر فرما [که] بی‌تردید، ما به سوی تو بازگشتیم». [الله] فرمود: «عذابم را به هر کس بخواهم می‌رسانم و رحمتم همه چیز را فراگرفته است؛ پس آن را برای کسانی‌ مقرر خواهم داشت که پروا پیشه می‌کنند و زکات می‌دهند و [همچنین برای] کسانی ‌که به آیات ما ایمان می‌آورند

﴿157﴾ همان کسانی که از فرستاده و پیامبرِ درس‌ناخوانده [= اُمّی] پیروی می‌کنند؛ [همان] که نام [و نشانه‌های‌] او را نزد خود در تورات و انجیل نوشته‌شده می‌یابند؛ [همو] که آنان را به نیکی‌ها فرمان می‌دهد و از زشتی‌ها [و کارهای ناپسند] باز می‌دارد و پاکیزه‌ها را برایشان حلال می‌گردانَد و پلیدی‌ها را بر آنان حرام می‌کند و اعمال مشقت‌بار و قید و بندهایی را که بدان مکلف شده بودند از [عهدۀ] آنان برمى‌دارد. پس کسانی‌ که به او ایمان آوردند و گرامی‌اش داشتند و یاری‌اش کردند و از نوری که با او نازل شده است پیروی نمودند، آنانند که رستگارند»

﴿158﴾ بگو: «ای مردم، من فرستادۀ الله به سوی همۀ شما هستم؛ همان [پروردگاری] که فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست؛ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ پس به الله و فرستاده‌اش ـ‌آن پیامبرِ درس‌ناخوانده‌ای که به الله و سخنانش باور داردـ ایمان بیاورید و از او پیروی کنید؛ باشد که هدایت شوید»

﴿159﴾ و گروهی از قوم موسی هستند که [مردم را] به [راه] حق هدایت می‌کنند و بر اساس آن [نیز قضاوت و] عدالت می‌کنند

﴿160﴾ و آنان را به دوازده قبیله [که هر کدام] شاخه‌ای از نوادگان [یعقوب] بودند تقسیم کردیم؛ و به موسی ـ آنگاه که قومش از او آب خواستند ـ وحی کردیم که: «عصایت را بر سنگ بزن»؛ به‌ناگاه دوازده چشمه از آن جوشید [و] هر گروهی آبشخورِ خود را شناخت؛ و ابر را بر [سرِ] آنان سایه‌گستر نمودیم و تَرَنجَبین و بلدرچین بر آنان فروفرستادیم [و گفتیم:] «از چیزهای پاکیزه‌ای که روزی‌تان کرده‌ایم بخورید». آنان [با نافرمانی‌ و مخالفت، در حقیقت] به ما ستم نکردند؛ بلکه به خویشتن ستم می‌نمودند

﴿161﴾ و [یاد کن از] هنگامی که به آنان گفته شد: «در این شهر [= بیت‌المقدس] ساکن شوید و [از نعمت‌های] آن ـ از هر جا [و هر وقت] که - خواستید- بخورید و [برای عذرخواهی‌] بگویید: «[پروردگارا،] گناهانمان را فرو ریز» و با فروتنی از دروازه[ی شهر] وارد شوید تا گناهانتان را بیامرزیم؛ [و پاداش دنیا و آخرتِ] نیکوکاران را خواهیم افزود»

﴿162﴾ اما افرادی از آنها که [نافرمان و] ستمکار بودند، سخن را به چیزی غیر از آنچه كه به آنان گفته شده بود تبدیل کردند [و به جای طلب آمرزش، کلمات تمسخرآمیزی گفتند]؛ پس به [کیفرِ] آنکه ‌ستم می‌کردند، عذابی از آسمان بر آنان فروفرستادیم

﴿163﴾ و [ای پیامبر،] از آنان دربارۀ [ساکنان] شهری که نزدیک دریا بود بپرس؛ هنگامی ‌که آنان از [حکمِ تحریمِ صید در روز] شنبه تجاوز می‌کردند، و ماهی‌هایشان در روزهای شنبه [که روز تعطیل و عبادت بود] روی آب ظاهر می‌شدند و روزهای غیرشنبه به سوی آنان نمی‌آمد. آنان را به [خاطر] آنکه نافرمانی می‌کردند، اینچنین آزمودیم

﴿164﴾ و [یاد کن از] هنگامی که گروهی از آنان [به گروه دیگر] گفتند: «چرا قومی را پند می‌دهید [که سرانجام،] الله آنان را هلاک خواهد کرد یا به عذابی شدید گرفتار خواهد نمود؟» [ناصحان] گفتند: «این [پند و نهی، در حُکمِ‌] معذرتی به درگاه پروردگار شماست و باشد که پروا کنند»

﴿165﴾ اما چون آنچه را به آنان پند داده بودند به فراموشی سپردند، كسانى را كه از [كارِ] بد بازمى‌داشتند نجات دادیم و كسانى را كه [با نادیده گرفتن حکمِ الهی به خود] ستم کرده بودند ـ به سزاى آنكه نافرمانى مى‌كردند ـ به عذابى شدید گرفتار نمودیم

﴿166﴾ و چون در برابر آنچه از آن نهى شده بودند [لجاجت و] سرپیچى كردند، به آنان گفتیم: «به صورت بوزینه‌هایی [خوار و] رانده‌شده درآیید»

﴿167﴾ و [یاد کن از] هنگامی ‌که پروردگارت فرمود یقیناً تا روز قیامت، کسی را بر آنان [=یهود] خواهد گماشت که همواره بدترین [و خفت‌بارترین] عذاب را بر سرشان ‌بیاورد. بی‌گمان، پروردگارت زودکیفر است، و[لی] او تعالی قطعاً آمرزندۀ مهربان است

﴿168﴾ و آنان را در زمین به صورت گروه‌هایی [مختلف] پراکنده ساختیم. [برخی] از آنان نیکوکار اند و [برخی میانه‌رو هستند و گروهی نیز] غیر از اینند؛ و آنان را با خوشی‌ها و ناخوشی‌ها آزمودیم؛ باشد که [به راه حق‌] بازگردند

﴿169﴾ و پس از آنان، جانشینان [ناشایستی‌] آمدند که کتاب [تورات] را به ارث بردند. آنان [ثروت و] کالای این [دنیای] پست را می‌گیرند [که سخنان الله را تحریف و به ناحق حکم کنند] و می‌گویند: «بخشیده خواهیم شد»؛ و اگر کالایی [دیگر] همانند آن برایشان بیاید، آن را [نیز] می‌گیرند. آیا در کتاب [آسمانی] از آنان پیمان گرفته نشده است که دربارۀ الله جز [سخن] حق نگویند؟ [پس نافرمانی‌شان از روی نادانی نیست؛ زیرا بارها تورات را خوانده‌اند] و آنچه را که در آن است آموخته‌اند؛ و سرای آخرت برای کسانی که پروا پیشه کنند بهتر است. آیا نمی‌اندیشید؟

﴿170﴾ و کسانی که به کتاب [الله] تمسّک می‌جویند و نماز را برپا می‌دارند، به یقین [بدانند که] ما پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کنیم

﴿171﴾ و [یاد کن از] هنگامی ‌که کوه [طور] را [از جای برکندیم و] همچون سایبانی بر فرازشان بر‌افراشتیم و پنداشتند که بر آنان فرود می‌آید [و در این حالت، از آنان عهد گرفتیم و گفتیم:] «آنچه را که به شما داده‌ایم، با نیرو [و جدیّت] بگیرید و آنچه را که در آن است به یاد داشته باشید [و به آن عمل نمایید]؛ باشد که پروا کنید

﴿172﴾ و [یاد کن از] هنگامی ‌که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، نسلشان را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] «آیا من پروردگار شما نیستم؟» آنان گفتند: «آری؛ [بر این حقیقت] گواهی می‌دهیم». [الله فرمود: «از شما اقرار گرفتم] تا مبادا روز قیامت بگویید که "ما قطعاً از این [امر] بی‌خبر بودیم

﴿173﴾ یا [مبادا] بگویید که پدرانمان پیشتر شرک آورده بودند و ما نیز فرزندانی پس از آنان بودیم. آیا ما را به [سزای] آنچه [کافران و] باطل‌اندیشان انجام دادند، هلاک می‌کنی؟»

﴿174﴾ و اینچنین آیات [خود] را به تفصیل بیان می‌کنیم [تا آنها را بفهمند] و باشد که [به توحید] بازگردند

﴿175﴾ و [ای پیامبر،] سرگذشت کسی را بر آنان حکایت کن که آیات [و نشانه‌های] خویش را به او دادیم و [او حقانیت این آیات را درک کرد؛ ولی] از آنها جدا [و عاری] گشت؛ پس شیطان به دنبالش افتاد [و بر وی مسلط گردید] و او از گمراهان شد

﴿176﴾ و اگر می‌خواستیم، [مقام و منزلت] او را به خاطر [پایبندی و عمل به] آن [آیات] بالا می‌بردیم؛ ولی او به دنیا [و پستی‌] گرایید و از هوای نفس خویش پیروی کرد. پس مَثَل او [در دنیادوستی] همچون مَثل سگ است که اگر به او حمله کنی [و او را برانی]، زبان از دهان بیرون می‌آورد و اگر او را [به حال خود] واگذاری، [باز هم] زبان از دهان بیرون می‌آورد [چنین شخصی را نیز چه پند بدهی یا پند ندهی، تفاوتی ندارد]. این، مَثَلِ گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را [برایشان‌] حكایت كن؛ باشد كه بیندیشند

﴿177﴾ چه زشت است داستان گروهى كه آیات ما را تکذیب کردند و به خویش ستم ‌نمودند

﴿178﴾ کسی که الله او را هدایت کند، هدایت‌یافته [واقعی] است؛ و کسی که الله او را گمراه سازد، آنانند که زیانکارند

﴿179﴾ و بی‌تردید، بسیارى از جنّیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‌ایم؛ [زیرا‌] دل‌هایی دارند كه با آنها [حقایق را] درک نمى‌كنند و چشمانى دارند كه با آنها [نشانه‌های توان و تدبیر الهی را] نمى‌بینند و گوش‌هایی دارند كه با آنها [سخنان حق را] نمى‌شنوند. آنان همچون چهارپایانند، بلكه [از آنها هم] گمراه‌تر. [آرى،] آنانند که [از آخرت] غافلند

﴿180﴾ و الله زیباترین نام‌ها را دارد؛ پس او را به آن [نام‌ها] بخوانید و کسانی را که در [مورد] نام‌هایش بيراهه می‌روند [و آنها را تحریف می‌کنند] رها کنید. آنان به [سزاى‌] آنچه مى‌کردند، مجازات خواهند شد

﴿181﴾ و از [میان] کسانی که آفریده‌ایم، گروهی هستند که [مردم را] به حق هدایت می‌نمایند و بر [اساسِ] آن، به عدالت رفتار می‌کنند

﴿182﴾ و کسانی ‌که آیات ما را تکذیب کردند، [درهای روزی را به رویشان می‌گشاییم تا بیشتر در گناه غرق شوند، و این‌گونه] آنان را به تدریج از جایى كه نمى‌دانند [به كیفر خود] گرفتار خواهیم ساخت

﴿183﴾ و به آنان مهلت می‌دهم. به راستی که تدبیرِ من، استوار [و حساب‌شده] است

﴿184﴾ آیا نیندیشیده‌اند که همنشینِ آنان [= رسول الله] هیچ جنونی ندارد؟ او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست

﴿185﴾ آیا در فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین و آنچه الله آفریده است نمی‌نگرند و اینکه چه بسا هنگام مرگشان نزدیک شده باشد؟ پس بعد از این [قرآن] به کدام سخن ایمان می‌آورند؟

﴿186﴾ هر‌ کس که الله او را گمراه کند، [هیچ] راهنمایی برایش نیست و آنان را در سرکشیِ خویش سرگردان رها می‌کند

﴿187﴾ [ای پیامبر، کافران مکه] دربارۀ قیامت از تو می‌پرسند [که] چه زمانی واقع می‌شود؟ بگو: «بی‌تردید، دانش آن فقط نزد پروردگار من است و هیچ‌ کس جز او تعالی [نمی‌تواند] آن را در وقت معیّنش پدیدار سازد؛ این امر [= ظهور قیامت] بر اهل آسمان‌ها و زمین دشوار است و جز به طور ناگهانی به سویتان نمی‌آید». [آنان چنان] از تو می‌پرسند که گویی تو خود مشتاق [دانستن زمان] آن هستی [حال آنکه تو دربارۀ زمان وقوعش هیچ نمی‌پرسی]. بگو: «دانش آن فقط نزد الله است؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند»

﴿188﴾ [ای پیامبر،] بگو: «من مالکِ سود و زیان خویشتن نیستم، مگر آنچه را که الله بخواهد؛ و اگر غیب می‌دانستم، خیر [و سود] بسیاری [برای خود] فراهم می‌ساختم و هیچ بدی [و زیانی] به من نمی‌رسید. من [کسی] نیستم، مگر بیم‌دهنده و بشارت‌بخشی [دلسوز] برای گروهی که ایمان دارند

﴿189﴾ [ای مردم،] او ذاتی است که شما را از یک تن آفرید و همسرش را از او پدید آورد تا در کنارش آرام گیرد. پس [نظام تولد و تناسل آغاز شد؛] چون شوهری با همسرش آمیزش نمود، زن به حملی سبک باردار شد، و [نخستین ماه‌های بارداری‌ را] گذرانید؛ و چون سنگین‌بار شد، زن و شوهر، الله ـ پروردگار خود- را [به دعا] ‌خواندند كه: «اگر [فرزندى تندرست و‌] شایسته به ما عطا كنى، قطعاً سپاسگزار خواهیم بود»

﴿190﴾ اما هنگامی که [الله، فرزندى تندرست و‌] شایسته به آنان داد، در این نعمت که به آنها بخشیده بود، شریکانی برایش قرار دادند؛ و الله از آنچه که شریک [و همتای] او می‌سازند برتر و منزه است

﴿191﴾ آیا چیزهایی را شریک [الله] قرار می‌دهند که چیزی نمی‌آفرینند و خود آفریده می‌شوند؟

﴿192﴾ و نه می‌توانند آنان را یاری کنند و نه به خویشتن یاری می‌رسانند

﴿193﴾ و [ای مشرکان،] اگر آنها [= معبودها] را به [راه] هدایت دعوت کنید، از شما پیروی نمی‌کنند. چه آنها را دعوت کنید و چه خاموش باشید، برایتان یکسان است [و پاسخی نخواهید شنید]

﴿194﴾ بی‌گمان، آنهایی که به جای الله [به یاری و دعا] می‌خوانید، بندگان[و آفریدگان]ی همچون خودتان هستند؛ پس آنها را [در سختی‌ها به یاری و دعا] بخوانید. اگر راست مى‌گویید، باید پاسخ شما را بدهند

﴿195﴾ آیا آنها پاهایی دارند که با آنها راه بروند یا دست‌هایی دارند که با آنها [یاری‌تان دهند و از شما] دفاع کنند؟ آیا چشمانی دارند که با آنها ببینند یا گوش‌هایی دارند که با آنها بشنوند؟ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «شریکانتان را بخوانید، سپس [علیه من] تدبیر [و نیرنگ] کنید و به من مهلت ندهید

﴿196﴾ بی‌تردید، [دوست و] کارسازِ من الله است که [این] کتاب را نازل کرده است و او برای شایستگان [دوستی و] کارسازی می‌کند

﴿197﴾ و کسانی را که [شما مشرکان] به جای او [به یاری و دعا] می‌خوانید، نه می‌توانند شما را یاری کنند و نه به خویشتن یاری رسانند

﴿198﴾ و اگر آنان را به [راه] هدایت دعوت کنید، [سخنانتان را] نمی‌شنوند؛ و آنان را می‌بینی که [ظاهراً] به تو نگاه می‌کنند، در حالی ‌که نمی‌بینند»

﴿199﴾ [ای پیامبر، با آنان] مدارا کن و به نیکی فرمان بده و از نادانان روی بگردان

﴿200﴾ و اگر وسوسه‌ای از سوی شیطان به تو رسید، به الله پناه ببر [که] بی‌تردید، او شنوای داناست

﴿201﴾ در حقیقت، كسانى كه [از الله] پروا می‌کنند، چون وسوسه‌اى از جانب شیطان به آنان برسد، [الله را] به یاد می‌آورند و آنگاه [نسبت به حقیقت] بینا می‌شوند

﴿202﴾ و برادرانشان [= برادران كافران و مشركان که شیاطین هستند] آنان را به گمراهی می‌کشانند و [هرگز در این کار] کوتاهی نمی‌کنند

﴿203﴾ و [ای پیامبر،] هنگامی که [نزول وحی به تأخیر می‌افتد و] تو آیه‌ای برایشان نمی‌آوری، می‌گویند: «چرا تو خود آن را نمی‌سازی؟». بگو: «من فقط از چیزی پیروی می‌کنم که از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود. این [قرآن، شامل] روشنگری‌هایی از سوی پروردگارتان است و برای گروهی که ایمان می‌آورند، هدایت و رحمت است

﴿204﴾ و هنگامی که قرآن خوانده می‌شود، به آن گوش فرادهید و خاموش باشید؛ باشد که مشمول رحمت شوید»

﴿205﴾ و پروردگارت را در دل خویش با تضرّع و ترس، بدون آواى بلند [در] بامدادان و شامگاهان یاد كن و [از یاد الله] غافل نباش

﴿206﴾ [ای پیامبر،] كسانى كه نزد پروردگار تو هستند [= فرشتگان] یقیناً از عبادت وی [سرکشی و] تكبر نمى‌ورزند و او را به پاكى مى‌ستایند و برایش سجده مى‌كنند

الأنفال

Surah 8

﴿1﴾ [ای پیامبر،] از تو دربارۀ [تقسیمِ] انفال [= غنایم جنگی] می‌پرسند؛ بگو: «انفال از آنِ الله و پیامبر است؛ پس از الله پروا کنید و با یكدیگر سازش نمایید و اگر ایمان دارید، از الله و پیامبرش اطاعت کنید

﴿2﴾ بی‌تردید، مؤمنان فقط کسانی هستند که وقتی الله یاد می‌شود، دل‌هایشان هراسان می‌گردد و هرگاه آیاتش بر آنان خوانده می‌شود، بر ایمانشان می‌افزاید و بر پروردگارشان توکل می‌کنند

﴿3﴾ همان کسانی‌ که نماز برپا می‌دارند و از آنچه روزی‌شان کرده‌ایم انفاق می‌کنند

﴿4﴾ آنان هستند كه به راستی مؤمنند. براى آنان نزد پروردگارشان، درجاتی [والا] و آمرزش و روزىِ نیكو خواهد بود

﴿5﴾ [ای پیامبر، اختیار کاملِ تو بر غنایم، موجب ناخشنودی برخی افراد است؛ درست] همان‌ طور که پروردگارت تو را به‌حق از خانه‌ات [در مدینه به سوی میدان بدر] بیرون آورد و قطعاً گروهی از مؤمنان [از جنگیدن] ناخشنود بودند

﴿6﴾ آنان پس از آنکه حقیقت آشکار شد، دربارۀ حق [= جهاد] با تو مجادله می‌کنند؛ گویى آنان را به سوى مرگ مى‌رانند در حالی که خود [به مُردنشان‌] مى‌نگرند

﴿7﴾ و [ای مجاهدان، به یاد آورید] هنگامی که الله به شما وعده داد که [غنایمِ] یکی از دو گروه [= کاروان تجاری یا لشکر] نصیبتان خواهد شد و شما دوست ‌داشتید که کاروانِ غیرنظامی [= تجاری] برای شما باشد؛ و[لی] الله می‌خواست با سخنان خویش [دربارۀ کشتار کفار]، حق [= اسلام] را پایدار گردانَد و ریشۀ کافران را قطع کند

﴿8﴾ [الله اسلام را پیروز کرد] تا حق را ثابت نماید و باطل را از میان بردارد؛ هر چند که گناهکاران [مشرک] نا‌خشنود باشند

﴿9﴾ [روز بدر را به یاد آورید؛] آنگاه كه از پروردگارتان فریادرسى [و یارى‌] مى‌خواستید و او [درخواستِ] شما را پذیرفت [و فرمود:] «بی‌گمان، شما را با هزار فرشته که پیاپی فرود می‌آیند یاری می‌کنم»

﴿10﴾ و الله این [یاری] را جز مژده‌ای [برای شما] قرار نداد تا دل‌هایتان با آن آرام گیرد؛ و [بدانید که] پیروزی جز از جانب الله نیست. به راستی که الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿11﴾ [و به یاد آورید] هنگامی که [الله آن] خواب سبک را که [امنیت و] آرامشی از سوی او تعالی بود، بر شما افکند و آبی از آسمان برایتان فروفرستاد تا شما را با آن پاک کند و پلیدی [= وسوسه‌های] شیطان را از شما دور سازد و دل‌هایتان را محکم بدارد و گام‌هایتان را با آن استوار نماید

﴿12﴾ [و ای پیامبر، به یاد آور] هنگامی‌ که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: «من با شما هستم؛ پس کسانی را که ایمان آورده‌اند، ثابت‌قدم دارید. به زودی در دل کسانی که کفر ورزیدند، هراس می‌افکنم؛ پس [ای مجاهدان، شمشیر خویش را] بر فرازِ گردن‌هایشان بزنید و همۀ انگشتانشان را قطع کنید [تا سلاح برنگیرند]

﴿13﴾ این [کیفر] به خاطر آن است که آنان با الله و رسولش مخالفت کردند؛ و هر کس با الله و رسولش مخالفت کند، [بداند که] الله سخت‌کیفر است

﴿14﴾ [ای کافران،] این [عذاب دنیا] را بچشید و [بدانید که] برای کافران [در قیامت،] عذاب آتش است

﴿15﴾ اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، هر گاه [در میدان جنگ] با انبوهِ كافران روبرو شدید، به آنان پشت نكنید [و نگریزید]

﴿16﴾ و هر کس در آن هنگام به آنان پشت كند ـ مگر آنكه [انگیزه‌اش فریب دشمن یا] كناره‌گیرى براى نبردى [دوباره] یا پیوستن به گروهی [دیگر از سپاه مسلمانان‌] باشد ـ قطعاً به خشم الله گرفتار می‌گردد و جایگاهش دوزخ است؛ و چه بد سرانجامى است

﴿17﴾ پس [ای مؤمنان، در روز نبرد با مشرکان در بدر] شما [با نیروی خود] آنان را نکشتید؛ بلکه الله آنان را کشت؛ و [ای پیامبر،] هنگامی که [به سویشان خاک و سنگ] می‌انداختی، [در حقیقت،] تو نینداختی؛ بلکه الله انداخت تا مؤمنان را به آزمایشی نیکو از جانب خود بیازماید. بی‌تردید، الله شنوای داناست

﴿18﴾ این [شکست و فرارِ مشرکان و سرافرازیِ مؤمنان، همه از جانب الله] بود و الله نیرنگِ كافران را سست [و بی‌اثر] مى‌گردانَد

﴿19﴾ [اى مشركان،‌] اگر خواهان پیروزی [بر مسلمانان و فرارسیدنِ عذاب الهی هستید]، اینک پیروزى [اسلام، که بزرگ‌ترین رنج و عذاب شماست] به سراغتان آمد؛ و اگر [از کفر و دشمنى با پیامبر‌] دست بردارید، آن [کار] برایتان بهتر است؛ و[لی] اگر [به جنگ با مسلمانان‌] برگردید، ما نیز برمى‌گردیم؛ و [این را بدانید] كه گروه شما ـ هر چند زیاد باشدـ هرگز نمی‌تواند شما را از چیزی بی‌نیاز کند و [دیگر] اینكه [همواره] الله با مؤمنان است

﴿20﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله و رسولش اطاعت کنید و از [احکام و فرمان‌های] او روی نگردانید؛ در حالی که [آیات قرآن و سخنان پیامبر را] می‌شنوید

﴿21﴾ و مانند کسانی نباشید که گفتند: «[آیات الهی و سخن رسولان را] شنیدیم»؛ حال آنکه نمی‌شنیدند

﴿22﴾ بی‌گمان، بدترین جنبندگان نزد الله، آن [کسانی هستند که در برابر حق] كر و گُنگ هستند [و حقا] که نمی‌اندیشند

﴿23﴾ و اگر الله خیری در آنان سراغ داشت، [در برابر کلام حق] شنوایشان می‌نمود؛ و[لی حتی] اگر آنان را شنوا می‌ساخت، باز هم پشت می‌کردند و رویگردان می‌شدند

﴿24﴾ اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، هر گاه الله و پیامبر، شما را به چیزى فراخواندند كه به شما زندگی مى‌بخشد، [فرمان] آنان را اجابت كنید و بدانید كه الله میان انسان و دلش حایل می‌شود [و از اسرار آگاه است] و اینکه [در قیامت، همگی] نزد او گِرد آورده می‌شوید

﴿25﴾ و [ای مؤمنان،] از عذابی بپرهیزید كه تنها دامن ستمکارانتان را نمی‌گیرد؛ و بدانید که الله سخت‌کیفر است

﴿26﴾ و به یاد آورید زمانی را که شما در سرزمین [مکه] اندک و ناتوان بودید [و] می‌ترسیدید که مردمان [مشرک،] شما را بربایند؛ ولی الله شما را [در مدینه] پناه داد و با یاری خویش نیرومندتان ساخت و از چیزهای پاکیزه به شما روزی بخشید؛ باشد که سپاسگزاری کنید

﴿27﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [با سرپیچی از اوامر و نَواهی،] به الله و پیامبر خیانت نکنید و [همچنین] در امانت‌هایتان خیانت نکنید، در حالی ‌که می‌دانید [این کار، گناه است]

﴿28﴾ و بدانید که بی‌تردید، اموال و فرزندانتان [وسیلۀ] آزمایش [شما] هستند و پاداشی بزرگ نزد الله است

﴿29﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، اگر از الله پروا کنید، براى شما [نیروى‌] تشخیص [حق و باطل‌] قرار مى‌دهد و گناهانتان را از شما مى‌زداید و شما را مى‌آمرزد؛ و الله داراى بخشش بزرگ است

﴿30﴾ و [ای پیامبر، به یاد آور] آنگاه که کافران درباره تو دسیسه می‌کردند که تو را به زندان بیفکنند یا بکشند یا تو را [از مکه] بیرون کنند. آنان مکر می‌اندیشیدند و الله [نیز تدبیر و] مکر می‌کرد؛ و الله بهترینِ مکرانگیزان است

﴿31﴾ و چون آیات ما بر آنان خوانده شود، می‌گویند: «به خوبى شنیدیم. اگر مى‌خواستیم، ما نیز قطعاً همانند این [سخنان] را مى‌گفتیم. این [قرآن، چیزی] نیست، مگر افسانه‌هاى [خیالی] پیشینیان»

﴿32﴾ و [به یاد آور] آنگاه که گفتند: «پروردگارا، اگر این [قرآن] به راستی، حق و از جانب توست، سنگ‌هایی [ویرانگر] از آسمان بر ما ببار یا عذابی دردناک بر ما بفرست»

﴿33﴾ و[لى‌ ای محمد،] تا تو در میان آنان هستى، الله بر آن نیست كه عذابشان كند و تا زمانی که [از درگاه الهی] آمرزش می‌طلبند، الله عذاب‌كنندۀ آنان نیست

﴿34﴾ و چرا الله آنان را [در آخرت‌] عذاب نكند، با اینكه آنان [مردم را] از [طواف و عبادت در] مسجدالحرام بازمى‌دارند؟ و [مشرکان] هرگز دوستان الله نبوده‌اند؛ [زیرا] دوستان الله کسی جز پرهیزگاران نیستند؛ ولى بیشتر آنان نمى‌دانند

﴿35﴾ و نمازشان نزد خانه [کعبه] چیزی جز سوت‌کشیدن و کف‌زدن نبود؛ پس به سزای آنکه کفر می‌ورزیدید، عذاب [شکست و اسارت در بدر] را بچشید

﴿36﴾ کسانی‌ که کفر ورزیدند، اموالشان را خرج می‌کنند تا [مردم را] از راه الله بازدارند؛ پس به زودی همه را خرج می‌کنند، آنگاه [این کار، مایۀ] حسرت و پیشمانی‌شان می‌گردد و سپس شکست می‌خورند؛ و [سرانجام،] کسانی ‌که کفر ورزیدند، به سوی [آتش] دوزخ کشانده می‌شوند

﴿37﴾ تا الله، پلید را از پاکیزه جدا کند و پلیدان را روى يكديگر نهد و همگی را متراكم سازد، سپس [یکجا] در دوزخ قرار دهد. اینان همان زیانکاران [واقعی] هستند

﴿38﴾ [ای پیامبر،] به کسانی‌ که کفر ورزیدند بگو [که] اگر [از شرک و دشمنی] دست بردارند، گذشته‌هایشان بخشوده می‌شود و[لی] اگر [به رفتار گذشتۀ خود] بازگردند، سنت [و عذاب الهى كه در مورد] پیشینیان گذشت [تكرار خواهد شد]

﴿39﴾ و [ای مؤمنان،] با آنان پیکار کنید تا فتنه [ی شرک] ریشه‌کن شود و [عبادت و] دین، همه از آنِ الله گردد. پس اگر آنان [از شرک و آزار] دست برداشتند، [رهایشان کنید؛ چرا که] بی‌تردید، الله به آنچه می‌کنند بیناست

﴿40﴾ و اگر [از اوامر الهی] سرپیچی کردند، بدانید که الله [دوست و] کارسازِ شماست. چه نیکو کارساز و چه نیک یاوری است

﴿41﴾ و بدانید هر غنیمتی که به دست آوردید، یک‌پنجم آن برای الله و پیامبر و برای خویشاوندان [پیامبر، از بنی‌هاشم و بنی‌مطّلب] و یتیمان [نابالغ] و مستمندان و درراه‌ماندگان است. اگر به الله و آنچه که بر بندۀ خود در روز جدایی [حق از باطل]، روز برخورد دو گروه [مؤمنان و مشرکان] نازل کردیم، ایمان دارید [به این احکام عمل کنید] و [بدانید که] الله بر هر چیز تواناست

﴿42﴾ آنگاه كه شما [مؤمنان] بر دامنۀ نزدیک‌تر [دره، به سمت مدینه] بودید و آنان در دامنۀ دورتر [دره، به سمت مکه] قرار داشتند و کاروان [تجاری قریش‌] پایین‌تر از [میدان جنگ و دور از تیررسِ‌] شما بود و اگر [شما و مشرکان] با یكدیگر [در مورد محل درگیری] وعده گذاشته بودید، قطعاً در وعده‌گاهِ خود اختلاف مى‌كردید؛ ولى [به ارادۀ الهی در بدر جمع شدید] تا الله كارى را كه قطعاً [باید] به وقوع می‌پیوست انجام دهد تا هر [کافری] كه هلاک می‌شود [با وجود برتری نظامی و عددی، در شرک و گمراهى] هلاک گردد و هر [مؤمنی] که زنده می‌ماند [به هدایت] زندگى ‌یابد [و این مرگ و زندگی] بر اساس دلیلی روشن باشد؛ و به راستی که الله شنوای داناست‌

﴿43﴾ [به یاد آور] آنگاه که الله [تعداد] آنان را در خوابت به تو اندک نشان داد؛ و اگر آنان را بسیار نشان می‌داد، مسلماً سست [و بددل] می‌شدید و در کار [جنگ] اختلاف می‌کردید؛ ولی الله [شما را از سستی و اختلاف] در امان نگاه داشت. بی‌گمان، او تعالی به آنچه در سینه‌هاست، داناست

﴿44﴾ و [به یاد آور] هنگامی که با هم روبرو شدید، آنان را به چشم شما کم‌تعداد نمود و شما را [نیز] به چشم آنان اندک جلوه داد، تا الله كارى را كه قطعاً [باید] به وقوع می‌پیوست انجام دهد؛ و [بدانید که همۀ] کارها به الله بازگردانده می‌شود

﴿45﴾ اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، هنگامی ‌که با گروهی [از دشمنان] روبرو شدید، پایداری نمایید و الله را بسیار یاد کنید؛ باشد که رستگار شوید

﴿46﴾ و از الله و پیامبرش اطاعت کنید و [در تصمیم‌گیری] با یکدیگر کشمکش نکنید که سست می‌شوید و [توان و] اقتدارتان از بین می‌رود؛ و شکیبایی کنید که بی‌گمان، الله با شکیبایان است

﴿47﴾ و مانند کسانی نباشید که با سرکشی و خودنمایی در برابر مردم، از سرزمین خود [= مکه] خارج شدند و [مردم را] از راه الله باز‌داشتند؛ و الله به آنچه می‌کنند احاطه دارد

﴿48﴾ و [ای مؤمنان، به یاد آورید] هنگامی که شیطان، اعمال آنان را در نظرشان آراست و گفت: «امروز هیچ کس بر شما پیروز نمی‌شود و من [یاور و] پناهتان هستم»؛ اما هنگامی ‌که دو گروه [با هم] روبرو شدند، [شیطان] به عقب بازگشت و گفت: «به راستی که من از شما بیزارم و چیزی [= فرشتگان یاریگر] را می‌بینم که شما نمی‌بینید. من از الله می‌ترسم و [از هلاکت بیم دارم؛ چرا که] الله سخت‌کیفر است»

﴿49﴾ و [به یاد آورید] هنگامی که منافقان و كسانى كه در دل‌هایشان بیمارى بود می‌گفتند: «اینان [= مؤمنان] را دینشان فریفته است»؛ و هر ‌کس بر الله توکل کند، پس [آسوده‌خاطر باشد؛ چرا که] بی‌تردید، الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿50﴾ و اگر مى‌دیدى آنگاه كه فرشتگان جان كافران را مى‌ستانند، بر صورت و پشتشان مى‌زنند و [می‌گویند:] «عذاب سوزان را بچشید

﴿51﴾ این [جان دادنِ خفت‌بار و عذاب دردناک] در مقابل کارهایی است که از پیش فرستاده‌اید؛ و [گرنه‌] الله نسبت به بندگان [خود] ستمكار نیست»

﴿52﴾ [عذاب این کافران حق‌ستیز،] همانند شیوۀ [مجازات] فرعونیان و [دیگر] کسانی است‌ که پیش از آنان بودند [که همگی] به آیات الله کفر ورزیدند و الله آنان را به [سزاى‌] گناهانشان گرفتار كرد. بی‌تردید، الله نیرومندِ سخت‌کیفر است

﴿53﴾ این [كیفر سخت،] از آن روست كه الله هرگز بر آن نبوده است كه نعمتى را كه بر مردمى ارزانى داشته است دگرگون كند؛ مگر آنکه آنان [رفتار موحدانۀ] خود را تغییر دهند [و کفر و ناسپاسی بورزند]؛ و بی‌تردید، الله شنوای داناست

﴿54﴾ [کافران رفتارى دارند‌] همچون رفتار فرعونیان و كسانى كه پیش از آنان بودند كه آیات پروردگارشان را دروغ می‌انگاشتند؛ پس [ما نیز] آنان را به کیفر گناهانشان هلاک کردیم و فرعونیان را غرق نمودیم و همگی [مشرک و] ستمکار بودند

﴿55﴾ یقیناً بدترین جنبندگان نزد الله کسانی هستند که کفر می‌ورزند و ایمان نمی‌آورند

﴿56﴾ [همان] کسانی‌ که با آنان پیمان بستی؛ ولى هر بار پیمانشان را مى‌شكنند و [از الله] پروا نمى‌کنند

﴿57﴾ و [ای پیامبر،] اگر در جنگ بر آنان دست یافتی، چنان آنان را در هم بکوب که مایۀ عبرت دیگران گردد؛ باشد که [دیگران] پند گیرند

﴿58﴾ و اگر از گروهى بیم خیانت دارى، [پیمانشان را] به آنان بازگردان [و از لغو پیمان، آنان را آگاه کن تا آگاهی طرفین از نقض پیمان] به طور یكسان [باشد]. بی‌تردید، الله خائنان را دوست ندارد

﴿59﴾ و کسانی که کفر ورزیدند، هرگز مپندارند که جان به در برده‌اند [و نجات یافته‌اند]؛ آنان هرگز [از مرگ و عذاب،] راهِ گریزی ندارند

﴿60﴾ و [ای مؤمنان،] هر چه در توان دارید ـ از نیرو و اسب‌های آماده [و جنگ‌افزار]ـ بسیج كنید تا با این [تداركات‌]، دشمن الله و دشمن خویش را بترسانید، همچنین [با این تجهیزات، دشمنان‌] دیگرى را غیر از اینان که شما آنان را نمی‌شناسید و[لی] الله آنان را می‌شناسد [به وحشت بیندازید]؛ و هر چه در راه الله انفاق کنید، پاداش آن به شما بازگردانده مى‌شود و بر شما ستم نمی‌رود

﴿61﴾ و اگر [کافران] به صلح مایل شدند، پس تو [نیز ای پیامبر،] از درِ صلح درآی و بر الله توکل کن. بی‌گمان، اوست که شنوای داناست

﴿62﴾ و اگر [کافران با تظاهر به آشتی] بخواهند تو را فریب دهند، الله برایت کافی است. او تعالی همان ذاتی است که با یاری خود و مؤمنان، تو را تأیید [و تقویت] نمود

﴿63﴾ و بین دل‌هایشان [مهربانی و] اُلفَت برقرار نمود. [ای پیامبر،] اگر تو تمام آنچه را که در روی زمین است خرج می‌کردی، [هرگز] نمی‌توانستی بین دل‌هایشان الفت برقرار کنی؛ ولی الله میان آنان الفت انداخت. به راستی که او شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿64﴾ ای پیامبر، [حمایتِ] الله برای تو و [نیز] برای مؤمنانی که از تو پیروی کرده‌اند، كافى است

﴿65﴾ ای پیامبر، مؤمنان را به جنگ تشویق کن. اگر از [میان] شما [مؤمنان] بیست نفر [بر جهاد] شکیبا باشند، بر دویست نفر [از کافران] غلبه می‌کنند و اگر صد نفر از شما [اینچنین] باشند، بر هزار نفر از کسانی ‌که کفر ورزیدند غلبه می‌کنند؛ زیرا آنان گروهی هستند که [ارزش حقیقیِ جهاد را] نمی‌فهمند

﴿66﴾ اکنون الله به شما تخفیف داد و دانست که [بر اثر جنگ،] ضعفی در وجودتان است. پس اگر از [میان] شما صد نفر شکیبا باشند، بر دویست نفر [از کافران] پیروز می‌شوند و اگر از شما هزار نفر باشند، به فرمان الله، بر دو هزار نفر پیروز خواهند شد؛ و الله با شکیبایان است

﴿67﴾ برای هیچ پیامبری سزاوار نیست که اسیران [جنگی] داشته باشد [تا آنان را در مقابل دریافت فدیه رها کند، مگر] تا [زمانی‌که با ریختن خون آنها] در زمین کشتار بسیار به راه اندازد [و به این وسیله، دشمن را به وحشت بیندازد]. شما [مؤمنان، با گرفتن فدیه از اسیران بدر، ثروت و] کالای دنیا را می‌خواهید و الله آخرت را [برایتان] می‌خواهد؛ و الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿68﴾ اگر در آنچه [از غنایم و فدیه‌ها که] گرفتید، حکم پیشین الهی وجود نداشت [و آن را برایتان حلال نکرده بود]، قطعاً عذابی بزرگ به شما می‌رسید

﴿69﴾ پس [اکنون] از آنچه غنیمت گرفته‌اید، حلال و پاکیزه بخورید و از الله پروا کنید. به راستی که الله آمرزندۀ مهربان است

﴿70﴾ ای پیامبر، به اسیرانی که در دست شما هستند بگو: «اگر الله خیری در دل‌هایتان سراغ داشته باشد، بهتر از [فدیه و] آنچه را که از شما گرفته شده است به شما می‌دهد و شما را می‌آمرزد؛ و الله آمرزندۀ مهربان است»

﴿71﴾ و [ای پیامبر،] اگر بخواهند به تو خیانت کنند، [بدان که] آنان قطعاً پیش از این [نیز] به الله خیانت کرده‌اند و الله [تو را] بر آنان پیروز نمود؛ و الله دانای حکیم است

﴿72﴾ کسانی ‌که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان‌هایشان در راه الله جهاد نمودند و کسانی ‌که [مهاجران را] پناه دادند و یاری نمودند، اینان [همه] دوستان یکدیگرند؛ و کسانی‌ که ایمان آوردند و[لی از سرزمین کفر] هجرت نکردند، شما هیچ دوستی [و پیوندی] با آنان ندارید؛ مگر آنکه هجرت کنند؛ و اگر در [کار] دین از شما یاری خواستند، بر شما [واجب] است که [به آنان] یاری رسانید، مگر [اینکه این یاری‌خواهی] علیه گروهی باشد که میان شما و آنان پیمانی برقرار است؛ و الله به آنچه می‌کنید بیناست

﴿73﴾ و کسانی که کفر ورزیدند، [آنان نیز] دوستان یکدیگرند. اگر [شما مؤمنان به این سفارش دربارۀ دوست و دشمن] عمل نکنید، فتنه و فسادی بزرگ در زمین بر پا می‌گردد

﴿74﴾ و کسانی‌ که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه الله جهاد کردند و کسانی ‌که [این مهاجران را] پناه دادند و یاری نمودند، اینان مؤمنان حقیقی هستند. برای آنان [در بهشت] آمرزش و روزیِ شایسته‌ای خواهد بود

﴿75﴾ و کسانی‌ که پس از آنان ایمان آوردند و هجرت نمودند و به همراه شما [مؤمنان] جهاد کردند، آنان [نیز] از شما هستند؛ و در [حکمِ] کتابِ الله، خویشاوندان [در میراث،] نسبت به یکدیگر سزاوارترند. به راستی که الله به همه چیز داناست

التوبة

Surah 9

﴿1﴾ [این آیات،‌] اعلام بیزارى [و پایان تعهد] از طرف الله و پیامبرش نسبت به مشركانى است كه [شما مسلمانان] با آنان پیمان بسته‌اید

﴿2﴾ پس [اى مشركان، فقط] چهار ماه [فرصت دارید که با امنیت كامل‌] در زمین بگردید و بدانید كه [هرگز] نمى‌توانید الله را ناتوان سازید [و از عذابش بگریزید] و الله رسواكنندۀ كافران است

﴿3﴾ و [این،] اعلامی است از جانب الله و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر [= عید قربان] که: «الله و پیامبرش از مشرکان بیزارند؛ پس اگر توبه کنید، برای شما بهتر است و اگر روی بگردانید [و سرپیچی کنید] بدانید که شما [هرگز] نمی‌توانید الله را ناتوان سازید [و از عذابش بگریزید]؛ و [تو ای پیامبر،] کسانی را ‌که کفر ورزیدند، به عذاب دردناکی بشارت بده

﴿4﴾ مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بسته‌اید و چیزى از [تعهدات خود نسبت به‌] شما فروگذار نكرده‌اند و کسی را علیه شما پشتیبانی نکردند؛ پیمان آنان را تا پایان مدتشان به پایان برسانید [که] بی‌تردید، الله پرهیزگاران را دوست دارد

﴿5﴾ وقتی ماه‌های حرام سپرى شد، مشركان را هر كجا یافتید، بکُشید و آنان را دستگیر كنید و در محاصره بگذارید و در هر گذرگاهی به كمین آنان بنشینید؛ پس اگر توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات پرداختند، رهایشان کنید [چرا که] بی‌تردید الله آمرزندۀ مهربان است

﴿6﴾ و [ای پیامبر،] اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پناهش بده تا سخن الله را بشنود؛ سپس او را به محل امنش برسان. این [امان‌دادن به مشرکان،] به سبب آن است که آنان گروهی نادانند

﴿7﴾ چگونه مشرکان می‌توانند نزد الله و پیامبرش [عهد و] پیمانی داشته باشند؟ مگر [در مورد] کسانی که با آنان نزدیک مسجدالحرام [در حدیبیه‌] پیمان بسته‌اید. پس تا [مشرکان در مورد آن عهد،] با شما پایدارند، شما [نیز] با آنان پایدار باشید؛ [چرا که] بی‌تردید، الله پرهیزگاران را دوست ‌دارد

﴿8﴾ چگونه [پیمان مشرکان ارزش دارد] با اینكه اگر بر شما پیروز [و مسلط] شوند، دربارۀ شما نه [حقِ] خویشاوندى را مراعات مى‌كنند و نه هیچ پیمانی را؟ آنان شما را با زبان خود راضی می‌کنند و حال آنكه دل‌هایشان امتناع مى‌ورزد و بیشتر آنان نافرمانند

﴿9﴾ آیات الله را به بهای ناچیزی فروختند و [مردم را] از راهِ او بازداشتند. به راستى چه بد اعمالى انجام مى‌دادند

﴿10﴾ اینان در حق هیچ مؤمنی، نه [حق] خویشاوندی را مراعات می‌کنند و نه پیمانی را؛ و اینانند که تجاوزکارند

﴿11﴾ پس [با این حال،] اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات پرداختند، برادران دینیِ شما [مسلمانان] هستند؛ و ما آیات خود را برای گروهی که می‌دانند، به تفصیل بیان می‌کنیم

﴿12﴾ و اگر [تعهد و] سوگندشان را پس از پیمان خویش شکستند و در دینتان طعنه زدند، با پیشوایان کفر بجنگید؛ زیرا آنان را [نسبت به پیمان‌هایشان] هیچ تعهدی نیست؛ باشد که [از رفتار خود] دست بردارند

﴿13﴾ [ای مؤمنان،] چرا با گروهى نمى‌جنگید كه سوگند [و پیمان] خود را شكستند و در بیرون راندنِ پیامبر [از مکه] کوشیدند؟ آنان بودند كه نخستین ‌بار [با یاری کردن قبیلۀ بَکْر در برابر خُزاعه، جنگ را] با شما آغاز كردند. آیا از آنان مى‌ترسید؟ در حالی که اگر ایمان دارید، الله سزاوارتر است که از او بترسید

﴿14﴾ با آنان بجنگید تا الله آنان را به دست شما عذاب كند و خوار سازد و شما را بر آنان پیروز گرداند و دل‌های مؤمنان را آرام بخشد

﴿15﴾ و [با شکست کافران،] خشم دل‌های آنان [= مؤمنان] را برطرف کند؛ و الله از هر کس بخواهد درمی‌گذرد؛ و الله دانای حکیم است

﴿16﴾ آیا پنداشته‌اید كه [بدون امتحان الهی] به حال خود رها مى‌شوید؟ در حالى كه الله هنوز كسانى از شما را كه جهاد كرده‌اند و جز الله و پیامبر و مؤمنان [کسی را به دوستی و] همرازى نگرفته‌اند معلوم نکرده است؟ و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿17﴾ سزاوار نیست که مشرکان، مساجدِ الله را آباد کنند، در حالی ‌که آنان [عملاً] به کفرِ خویش گواهند [و آن را اظهار می‌کنند]. آنانند كه اعمالشان تباه گشته است و خود در آتش [دوزخ] جاودانند

﴿18﴾ مساجدِ الله را فقط کسانی [باید] آباد کنند که به الله و روز آخرت ایمان آورده‌اند و نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از غیر الله نمی‌ترسند. امید است که اینان از هدایت‌یافتگان باشند

﴿19﴾ [ای مشرکان،] آیا آب‌دادن به حاجیان و آباد‌کردن مسجد الحرام را با [ایمان و عملِ] كسى كه به الله و روز واپسین ایمان آورده و در راه الله جهاد كرده است برابر می‌دانید؟ [این دو هرگز] نزد الله برابر نیستند؛ و الله ستمکاران [مشرک] را هدایت نمى‌كند

﴿20﴾ كسانى كه ایمان آوردند و هجرت كردند و در راه الله با اموال و جان‌های خویش جهاد کردند، نزد الله مقام برتری دارند؛ و اینان همان رستگارانند

﴿21﴾ پروردگارشان آنان را از جانب خویش به رحمت و خشنودى و باغ‌هایی [در بهشت‌] مژده مى‌دهد كه در آنها نعمت‌هایی پایدار دارند

﴿22﴾ همواره در آن جاودانند. به راستی که پاداش بزرگ [فقط] نزد الله است

﴿23﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، اگر پدران و برادرانتان كفر را بر ایمان ترجیح ‌دهند، [آنان را] به دوستى نگیرید؛ و هر کس از شما که آنان را به دوستى بگیرد، آنان همان ستمكارانند

﴿24﴾ [ای پیامبر، به مؤمنان] بگو: «اگر پدران‌ و فرزندان و برادران و همسران و خویشاوندانتان و اموالی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از [بی‌رونقی و] کسادی‌اش می‌ترسید و خانه‌هایی که به آن دلخوش هستید، نزد شما از الله و پیامبرش و جهاد در راه او محبوب‌ترند، منتظر باشید تا الله فرمان [عذاب] خویش را نازل کند؛ و الله گروه نافرمان را هدایت نمی‌کند»

﴿25﴾ بی‌تردید، الله شما [مؤمنان] را در موقعیت‌های زیادی یاری کرده است و نیز در جنگ حُنَین، آنگاه که فراوانی تعدادتان، شما را [شاد و] شگفت‌زده کرد؛ ولی هیچ سودی به حالتان نداشت و زمین ـ با همۀ گستردگی‌ ـ بر شما تنگ آمد؛ آنگاه [به دشمن‌] پشت کردید [و گریختید]

﴿26﴾ سپس الله آرامش خویش را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که شما نمی‌دیدید [به یاری‌تان] فرستاد و کسانی را که کفر ورزیده بودند عذاب کرد؛ و جزای کافران چنین است‌

﴿27﴾ سپس الله بعد از آن [عذاب خفت‌بار،] توبۀ‌ هر ‌کس را بخواهد می‌پذیرد؛ و الله آمرزندۀ مهربان است

﴿28﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، مشرکان قطعاً پلید‌ند؛ پس نباید بعد از امسال به مسجدالحرام نزدیک شوند؛ و اگر [به خاطر قطع تجارت با آنان] از تنگدستی بیم دارید، [بدانید که] اگر الله بخواهد، شما را از بخشش خویش بی‌نیاز می‌سازد. بی‌تردید، الله دانای حکیم است

﴿29﴾ با کسانی [از اهل کتاب] که به الله و روز قیامت ایمان نمی‌آورند و آنچه را الله و پیامبرش حرام کرده‌اند حرام نمی‌شمارند و دین حق را نمی‌پذیرند بجنگید تا آنگاه که با شکست و خواری به دست خویش جِزیه دهند

﴿30﴾ و یهود گفتند: «عُزَیر پسر الله است» و نصاری گفتند: «مسیح پسر الله است». این سخن [باطلى‌] است كه بر زبان مى‌آورند و به گفتار كسانى كه پیش از این كفر ورزیدند شباهت دارد. الله آنان را نابود کند! چگونه [از حق] منحرف می‌شوند؟

﴿31﴾ [این مشرکان،] علما و راهبان خود و [همچنین] مسیح ـ پسر مریم ـ را به جای الله [به عنوان] معبودان خویش تلقی کردند؛ حال آنكه دستوری جز این نداشتند که فقط الله یگانه را عبادت کنند كه معبودى [به‌حق] جز او نیست. او تعالی از آنچه [با وی] شریک قرار می‌دهند، منزه است

﴿32﴾ آنان مى‌خواهند نورِ الله را با سخنان خویش خاموش كنند؛ ولی الله جز این نمی‌خواهد که نورِ خویش را کامل کند؛ هر چند کافران خوش نداشته باشند

﴿33﴾ اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آن را بر همۀ ادیان پیروز گرداند؛ هر چند مشركان دوست نداشته باشند

﴿34﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بی‌تردید، بسیارى از علما[ی یهودی] و راهبان، اموال مردم را به ناحق مى‌خورند و [آنان را] از راه الله باز مى‌دارند؛ و كسانى كه زر و سیم مى‌اندوزند و آن را در راه الله انفاق نمى‌كنند، آنان را به عذابی دردناک بشارت بده

﴿35﴾ روزى كه آن [گنجینه‌ها] را در آتش دوزخ سرخ كنند و پیشانى و پهلو و پشتشان را با آن داغ نهند [و بگویند:] «این است آنچه براى خویش مى‌اندوختید؛ پس بچشید آنچه را كه مى‌اندوختید»

﴿36﴾ شمار ماه‌ها نزد الله، [از] روزی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است، در کتاب الله [= لوح محفوظ] دوازده ماه است که [جنگ و درگیری در] چهار ماه از آن، حرام است؛ [ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب]. این است آیینِ استوار [و راهِ حق]؛ پس در این [چهار ماه،] بر خود ستم نكنید و با همۀ [انواع] مشركان [و کافران] بجنگید، چنان كه آنان با همۀ شما مى‌جنگند؛ و بدانید كه الله همراه پرهیزگاران است

﴿37﴾ بی‌تردید، به تأخیر‌ انداختن [ماه‌های حرام و بر هم زدن ترتیب اصلىِ آنها، موجب] افزایش کفر است [و] کسانی که کفر ورزیدند با این کار، به گمراهی کشیده می‌شوند. آن [ماه] را یک سال حلال مى‌شمارند و یک سالِ [دیگر] حرام مى‌دانند تا با تعداد ماه‌هایی كه الله حرام كرده است یکسان سازند؛ پس [به این سبب،‌] آنچه را که الله حرام كرده است [بر خود] حلال می‌کنند؛ زشتىِ اعمال آنان برایشان آراسته شده است؛ و الله گروه كافران را هدایت نمى‌كند

﴿38﴾ اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، شما را چه شده است كه چون به شما گفته مى‌شود: «در راه الله رهسپار [جهاد] شوید»، سستی به خرج مى‌دهید [و در خانه‌هایتان می‌نشینید]؟ آیا به جاى آخرت، به زندگى دنیا دل خوش كرده‌اید؟ [پس بدانید که] کالای زندگى دنیا در برابر آخرت، جز اندكى نیست

﴿39﴾ [ای مؤمنان،] اگر رهسپار [جهاد] نگردید، [الله] شما را به عذابى دردناک گرفتار مى‌كند و به جاى شما گروهى دیگر را مى‌آورَد و [شما با نافرمانی، هرگز] به او تعالی زیانى نمی‌رسانید؛ و الله بر هر چیزى تواناست

﴿40﴾ [ای اصحاب پیامبر،] اگر شما او را یارى نكنید، قطعاً الله [او را ياری می‌كند، همان گونه كه قبلاً] یارى‌اش نمود؛ هنگامى كه کافران او را [از مكه‌] بیرون كردند، در حالی که او دوّمین نفر بود [و یک نفر بیشتر همراه نداشت]؛ آنگاه که آن دو در غار [ثور پناه گرفته] بودند، به یار خود [= ابوبکر] ‌گفت: «غم مخور [كه] بی‌تردید الله با ماست»؛ پس الله آرامشِ خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهیانى كه آنها را نمى‌دیدید، تأیید [و تقویت] كرد و سخن كسانى را كه كفر ورزیدند پست‌تر گردانْد؛ و سخن الله است كه برتر است؛ و الله شكست‌ناپذیرِ حكیم است

﴿41﴾ سبكبار و گرانبار [به هر حالتی، برای جهاد] رهسپار شوید و با اموال و جان‌هایتان در راه الله جهاد كنید. اگر بدانید، این براى شما بهتر است

﴿42﴾ [ای پیامبر،] اگر مالی در دسترس و سفری [آسان و] کوتاه در پیش بود، قطعاً [منافقان] به دنبال تو مى‌آمدند؛ ولى آن راهِ پر مشقت [= شام] بر آنان دور [و دشوار] نمود؛ و به زودى به الله سوگند خواهند خورد كه: «اگر مى‌توانستیم، حتماً با شما رهسپار می‌شدیم». [آنان با نافرمانی و سوگند دروغ‌،] خود را به هلاكت افکندند و الله مى‌داند كه آنان یقیناً دروغگو هستند

﴿43﴾ [ای پیامبر،] الله از تو درگذرد! چرا پیش از آنكه [حال‌] راستگویان بر تو روشن گردد و دروغگویان را بازشناسى، به آنان اجازه دادى [که در جهاد شركت نكنند]؟

﴿44﴾ كسانى كه به الله و روز واپسین ایمان دارند، در جهاد با اموال و جان‌هایشان از تو اجازه [معافیت] نمى‌خواهند؛ و الله به [حال‌] پرهیزگاران داناست

﴿45﴾ تنها كسانى از تو اجازه [معافیت از جهاد] مى‌خواهند كه به الله و روز واپسین ایمان ندارند و دل‌هایشان به تردید آلوده است و در تردید خود سرگردانند

﴿46﴾ و اگر [به راستى‌] ارادۀ رهسپاری [به قصد جهاد] داشتند، قطعاً ساز و برگی برایش فراهم مى‌کردند؛ ولى الله رهسپاریِ آنان را [برای جهاد در رکاب تو] نپسندید؛ پس آنان را منصرف نمود و [به آنان‌] گفته شد: «با خانه‌نشینان بمانید»

﴿47﴾ [ای مؤمنان،] اگر [منافقان] همراه شما رهسپار می‌شدند، [به سبب بزدلی و فرار از میدان جنگ،] جز فتنه و فساد برایتان به بار نمی‌آوردند و در میانتان نفوذ مى‌نمودند و در حق شما فتنه‌جویی می‌کردند و در جمع شما جاسوسانی دارند؛ و الله به [حال‌] ستمکاران آگاه است‌

﴿48﴾ یقیناً پیش از این [نیز منافقان، بسیار] فتنه‌جویى کردند و كارها را بر تو [وارونه و] آشفته جلوه دادند تا آنکه حق آمد و فرمان الله آشكار گردید، در حالى كه آنان کراهت داشتند

﴿49﴾ و از میان آنان کسی هست که می‌گوید: «به من اجازه بده [که جهاد نکنم] و مرا در فتنه نینداز». آگاه باشید! [منافقان] هم اکنون نیز در فتنه افتاده‌اند و بی‌تردید، دوزخ بر کافران احاطه دارد

﴿50﴾ [ای پیامبر،] اگر به تو نیکی برسد، آنان را ناراحت می‌کند و اگر مصیبتی به تو رسد، می‌گویند: «ما پیش از این چارۀ کار خود را اندیشیده‌ایم» و شادمان [نزد خانواده‌هایشان] بازمی‌گردند

﴿51﴾ بگو: «هرگز [مصیبتی] به ما نمی‌رسد، جز آنچه الله برایمان مقرر کرده است. او [دوست و] کارسازِ ماست و مؤمنان باید بر الله توکل کنند»

﴿52﴾ [به منافقان] بگو: «آیا برای ما جز یکی از دو نیکی [پیروزی یا شهادت] را انتظار دارید؟ در حالى كه ما انتظار مى‌كشیم الله از جانب خویش یا به دست ما، شما را به عذابى [سخت] گرفتار کند. پس انتظار بكشید كه بی‌تردید، ما [نیز] با شما منتظریم»

﴿53﴾ [به منافقان] بگو: «چه با رغبت چه با کراهت انفاق كنید، هرگز از شما پذیرفته نمی‌شود [چرا که] بی‌تردید، شما گروهى نافرمان بوده‌اید»

﴿54﴾ و هیچ چیز مانع قبول انفاق‌هایشان نشد، جز اینكه آنان به الله و پیامبرش كفر ورزیدند و جز با کسالت [و سستی] نماز نمى‌گزارند و جز به كراهت [و بی‌میلی] انفاق نمى‌كنند

﴿55﴾ پس [ای پیامبر،] اموال و فرزندانشان تو را شگفت‌زده نکند. بی‌تردید، الله مى‌خواهد آنان را در زندگى دنیا به این وسیله عذاب كند و در حالی که کافرند جانشان برآید

﴿56﴾ و آنان [= منافقان] به الله سوگند یاد می‌کنند که از شما [مؤمنان] هستند، در حالی‌ که از شما نیستند؛ بلکه آنان گروهی هستند که می‌ترسند [و به این سبب سوگند می‌خورند]

﴿57﴾ اگر پناهگاه یا غار یا گریزگاهى پیدا ‌كنند، شتابان به سوى آن روى مى‌آورند

﴿58﴾ و برخی از آنان در [تقسیم] صدقات [و غنایم] بر تو خرده می‌گیرند؛ اگر از آن [اموال‌] به آنان داده شود راضی مى‌گردند و اگر چیزی از آن به آنان داده نشود، خشمگین می‌شوند

﴿59﴾ و [قطعاً برایشان بهتر بود] اگر به آنچه الله و پیامبرش به آنان داده‌اند راضی مى‌گشتند و مى‌گفتند: «الله برایمان کافی است؛ به زودى الله و پیامبرش از فضل و بخشش خود به ما مى‌دهند و ما به الله [امیدوار و] مشتاقیم»

﴿60﴾ زکات‌ اختصاص دارد به فقیران و مستمندان و کارگزاران [جمع‌آوری و توزیعِ] آن و دلجویی‌شدگان [تازه مسلمان] و برای [آزاد کردن] بردگان و [پرداختِ وام] بدهکاران و [جهادگران] در راهِ الله و [کمک به] درراه‌ماندگان. [این] فریضه‌ای [مقررشده] از جانب الله است؛ و الله دانای حکیم است

﴿61﴾ و برخی از آنان [= منافقان] هستند که پیامبر را می‌آزارند و می‌گویند: «او زود‌باور [و سراپا گوش] است»؛ [ای پیامبر،] بگو: «او براى شما [فقط] شنوندۀ سخنِ خیر است. [وی] به الله ایمان دارد و [سخن‌] مؤمنان را باور دارد و براى كسانى از شما كه ایمان آورده‌اند رحمتى است»؛ و كسانى كه رسول الله را می‌آزارند، عذابى دردناک [در پیش‌] دارند

﴿62﴾ [ای مؤمنان، منافقان] برایتان به الله سوگند یاد می‌کنند تا شما را راضی سازند؛ در حالی‌ که اگر ایمان داشتند، شایسته‌تر [این] بود که الله و پیامبرش را راضی سازند

﴿63﴾ آیا نمی‌دانند هر‌ کس با الله و رسولش مخالفت [و دشمنی] کند، مسلماً آتش جهنم برای اوست [و] جاودانه در آن خواهد بود؟ این همان رسوایی بزرگ است

﴿64﴾ منافقان بیم دارند كه [مبادا] سوره‌اى دربارۀ آنان [بر پیامبر] نازل شود و آنان [= مؤمنان] را از آنچه در دل‌های آنان [= منافقان] است آگاه سازد. [ای پیامبر، به آنان] بگو: «[هر چه می‌خواهید،] مسخره كنید [که] بى‌تردید، الله آنچه را كه [از آن‌ می‌پرهیزید و] هراس دارید، افشا خواهد كرد»

﴿65﴾ و اگر از آنان بپرسی: [«چرا تمسخر می‌کردید؟»] مسلّماً می‌گویند: «ما جدی نمی‌گفتیم و [شوخی و] بازی می‌کردیم». بگو: «آیا الله و آیات او و پیامبرش را مسخره می‌کردید؟»

﴿66﴾ عذر نیاورید. به راستی که شما پس از ایمانتان کافر شده‌اید. اگر گروهی از شما را [به خاطر توبه‌شان] ببخشیم، گروهی دیگر را [به سببِ سرکشی و ترک انفاق] عذاب خواهیم کرد؛ چرا که بی‌تردید، آنان تبهکار بودند

﴿67﴾ مردان و زنان منافق، [مانند یکدیگر و] از یک گروهند: به کارهای زشت فرمان می‌دهند و از نیکی‌ها بازمی‌دارند و دست‌های خویش را [از انفاق‌] فرومى‌بندند [و] الله را فراموش کردند؛ الله [نیز با بی‌تفاوتی] آنان را به فراموشی سپرد [= رحمت و توفیقش را از آنان سلب نمود]. در حقيقت، اين منافقانند كه فاسق [و سرکش و گناهکار] هستند

﴿68﴾ الله به مردان و زنان منافق و [همچنین به] کافران، آتش دوزخ را وعده داده است؛ جاودانه در آن خواهند ماند. همان [آتش‌] برایشان كافى است و الله لعنتشان كرده است و عذابى پایدار [در پیش] دارند

﴿69﴾ [شما منافقان] همانند کسانی‌ [هستید] که پیش از شما بودند [بلکه] آنان از شما نیرومندتر بودند و اموال و فرزندان بیشتری داشتند. پس، از بهرۀ خویش [در دنیا] برخوردار شدند؛ و شما [نیز] از بهرۀ خود برخوردار شدید چنانکه کسانی که پیش از شما بودند [نیز] از بهرۀ خویش برخوردار شدند؛ و شما [در گناه تکذیب حق و توهین به پیامبر خود] فرو رفتید، همان طور كه آنان فرو رفتند. آنان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه گشت و آنانند که زیانكارند

﴿70﴾ آیا خبر کسانی‌ که پیش از آنان بودند به آنان نرسیده است؟ [کسانی همچون] قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مَدیَن [= قوم شعیب] و شهرهای زیر و رو شده [قوم لوط] که پیامبران آنان دلایل روشن برایشان آوردند [ولی آنان نپذیرفتند]؛ پس الله بر آن نبود که [با نزولِ عذاب] به آنان ستم کند؛ بلکه خود بر خویشتن ستم می‌کردند

﴿71﴾ و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند؛ [مردم را] به نیکی فرمان می‌دهند و از کارهای ناپسند بازمی‌دارند و نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از الله و پیامبرش اطاعت می‌نمایند. اینانند که الله آنان را مورد رحمت قرار خواهد داد. بی‌تردید، الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿72﴾ الله به مردان و زنان مؤمن، باغ‌هایی [از بهشت] وعده داده است که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و [نیز] خانه‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان [به آنان وعده داده است‌]؛ و رضایت الله [از همۀ اینها] برتر است. این همان [رستگاری و] کامیابیِ بزرگ است

﴿73﴾ ای پیامبر، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سختگیر باش؛ و جایگاهشان دوزخ است و چه بد سرانجامی است

﴿74﴾ [منافقان] به الله سوگند یاد می‌کنند که [سخنان ناپسندی دربارۀ الله و پیامبرش] نگفته‌اند و به راستی که سخن کفر گفته‌اند و پس از اسلام آوردنشان [باز] کافر شدند [و با دسیسه برای قتل پیامبر،] تصمیم به کاری گرفتند كه در آن موفق نشدند. و به عیب‌جویی [و مخالفت] برنخاستند مگر پس از آنکه الله و پیامبرش [با بخشیدنِ غنایم،] آنان را از فضل خویش بی‌نیاز کردند؛ پس اگر توبه کنند، برایشان بهتر است و اگر روی بگردانند، الله آنان را در دنیا و آخرت، به عذابی دردناک دچار می‌سازد و در زمین هیچ کارساز و یاوری نخواهند داشت

﴿75﴾ بعضی از آنان با الله [عهد و] پیمان بستند که: «اگر [الله] از فضل خود [نصیبی] به ما دهد، قطعاً صدقه [و زکات] خواهیم داد و از نیکوکاران خواهیم بود»

﴿76﴾ اما وقتی [الله] از فضل خود به آنان [نصیبی] بخشید، نسبت به آن بُخل ورزیدند و [از آن پیمان] روی گرداندند و [از حق] سرپیچی کردند

﴿77﴾ پس به سزاى آنكه با الله خُلفِ وعده كردند و به خاطر آن كه دروغ مى‌گفتند، [الله نیز] تا روزى كه او را [در قیامت] ملاقات می‌کنند، در دل‌هایشان داغ [و ننگِ] نفاق نهاد

﴿78﴾ آیا ندانسته‌اند كه الله راز و نجوایشان را [که در محافل خویش بیان می‌شود، به خوبی] مى‌داند و الله دانای رازهای نهان است؟

﴿79﴾ [منافقان] كسانى [هستند] كه بر مؤمنانى عیب مى‌گیرند كه داوطلبانه صدقات [مستحبی زیادی، علاوه بر صدقه واجب] مى‌دهند و [همچنین فقرا و‌] افرادی را كه بیش از توان مالی خویش چیزی [برای صدقه] نمى‌یابند مسخره می‌کنند. الله آنان را به تمسخر مى‌گیرد و برایشان عذابى دردناک [در پیش] خواهد بود

﴿80﴾ [ای پیامبر،] چه برای آنان آمرزش بخواهی، چه آمرزش نخواهی، [سودی به حالشان ندارد. حتی] اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهی، الله هرگز آنان را نمی‌آمرزد؛ چرا که به الله و پیامبرش کفر ورزیدند، و الله گروه نافرمان را هدایت نمی‌کند

﴿81﴾ واگذاشته‌شدگان [از غزوۀ تبوک]پس از [مخالفت با] رسول الله، از خانه‌نشینیِ خود شادمان شدند و از اینكه با اموال و جان‌هایشان در راه الله جهاد كنند كراهت داشتند و [به افراد سست‌ایمان] می‌گفتند: «در این گرما، رهسپار [جهاد] نشوید». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «آتش دوزخ [از این بسیار] سوزان‌تر است»، اگر می‌فهمیدند»

﴿82﴾ به سزای آنچه می‌کردند، باید [در دنیا] كم بخندند و [در آخرت] بسیار بگریند

﴿83﴾ و اگر الله تو را به سوى گروهى از آنها بازگردانْد و از تو براى همراهی [در جهادی دیگر‌] اجازه خواستند بگو: «[از این پس،] هرگز با من رهسپار [جهاد‌] نخواهید شد و هرگز همراه من با هیچ دشمنى نبرد نخواهید كرد؛ زیرا شما نخستین بار به خانه‌نشینی رضایت دادید؛ پس [اکنون نیز] با بازماندگان [از جهاد] بنشینید

﴿84﴾ و هرگز بر هیچ‌ مُرده‌ای از آنان نماز نخوان و [برای دعا خواندن و طلب آمرزش] بر سر قبرش نایست؛ [چرا که] بی‌تردید، آنان به الله و پیامبرش کفر ورزیده‌اند و در حالی مُردند که نافرمان بودند

﴿85﴾ و [ای پیامبر، افزونیِ] اموال و فرزندانشان تو را شگفت‌زده نکند. به راستی جز این نیست که الله می‌خواهد به این [وسیله] آنان را در دنیا عذاب کند و در حالی ‌که کافرند جانشان برآید

﴿86﴾ و هنگامی ‌که سوره‌ای نازل شود [و امر می‌کند] که «به الله ایمان بیاورید و همراه پیامبرش جهاد کنید»، ثروتمندانشان [برای نرفتن به جهاد] از تو اجازه می‌خواهند و می‌گویند: «بگذار ما با خانه‌نشینان باشیم»

﴿87﴾ آنان راضی شدند که با خانه‌نشینان باشند و بر دل‌هایشان مُهر [نفاق‌] نهاده شده است؛ پس [خیر و صلاح خویش را] درنمی‌یابند

﴿88﴾ اما پیامبر و کسانی‌ که با او ایمان آورده‌اند، با اموال و جان‌هایشان [در راه الله] جهاد کردند. آنانند كه همۀ نیکی‌ها برایشان است و آنان همان رستگارانند

﴿89﴾ الله برایشان باغ‌هایی [از بهشت] مهیّا کرده است که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است [و] جاودانه در آن می‌مانند. این [همان رستگاری و] کامیابی بزرگ است

﴿90﴾ و بهانه‌جویان [و عذرتراشانِ] بادیه‌نشین [نزد تو] آمدند تا به آنان اجازه [معافیت از رفتن به جهاد‌] داده شود و كسانى كه [در ادعاى ایمان خود] به الله و پیامبرش دروغ مى‌گفتند [بدون هیچ عذر و اجازه‌اى، به جای جهاد،] خانه‌نشین شدند. به زودی به کسانی از آنان که کفر ورزیدند، عذابی دردناک خواهد رسید

﴿91﴾ بر ناتوانان [= زنان و کودکان] و بیماران و بر كسانى كه چیزى نمى‌یابند [تا در راه جهاد] هزینه كنند ـ اگر براى الله و پیامبرش خیرخواهى كنندـ گناهی نیست [که در جهاد شرکت نکنند]. بر نیكوكاران[شان نیز] هیچ راهی [برای سرزنش و مجازات] نیست؛ و الله آمرزندۀ مهربان است

﴿92﴾ و [همچنین] گناهى نیست بر كسانى كه چون نزدت آمدند تا آنان را [برای رفتن به جهاد، بر چهارپایی] سوار كنى، [به آنان] گفتى: «چیزى پیدا نمى‌كنم که شما را بر آن بنشانم». آنان بازگشتند در حالی که چشمانشان از این اندوه، اشکبار بود كه چیزى نمى‌یابند تا [در راه جهاد] هزینه كنند

﴿93﴾ راه [سرزنش و مجازات] تنها بر كسانى [گشوده] است كه با آنکه توانگرند [و امکان جهاد دارند]، از تو اجازه مى‌خواهند [که در جهاد شركت نكنند]. آنان به این رضایت داده‌اند كه با خانه‌نشینان باشند و الله بر دل‌هایشان مُهر [نفاق] زده است؛ پس [خیر و صلاح خویش را] درنمی‌یابند

﴿94﴾ وقتی [از غزوۀ تبوک] به سویشان بازگردید، برایتان عذر مى‌آورند. [ای پیامبر،] بگو: «عذر نیاورید؛ ما هرگز [سخن] شما را باور نمی‌کنیم. در حقیقت، الله ما را از اخبار شما آگاه کرده است و به زودی الله و پیامبرش رفتارتان را خواهند دید [که آیا توبه می‌کنید یا بر نفاق می‌مانید]. آنگاه به سوی [الله] دانای پنهان و آشکار بازگردانده می‌شوید و او شما را از آنچه می‌کردید آگاه می‌کند»

﴿95﴾ [ای مؤمنان، پس از جنگ] وقتی به سوی آنان [= منافقان] بازگردید، برایتان به الله سوگند یاد می‌کنند تا از [گناهِ] آنان چشم‌پوشی کنید. پس از آنان روی بگردانید؛ [چرا كه] بی‌تردید، آنان پلیدند و به [سزاى‌] آنچه می‌کردند، جایگاهشان دوزخ است

﴿96﴾ برایتان سوگند یاد می‌کنند تا از آنان راضی شوید. [حتی] اگر شما از آنان راضی شوید، الله هرگز از گروه نافرمان راضی نمی‌گردد

﴿97﴾ کفر و نفاق اعراب [بادیه‌نشین، از دیگران] شدیدتر است و سزاوارترند كه حدودِ آنچه را كه الله بر پیامبرش نازل كرده است ندانند؛ و الله دانای حکیم است

﴿98﴾ و برخی از اعراب [بادیه‌نشین] هستند كه آنچه را [در راه الله] هزینه مى‌كنند، خسارتى [براى خود] مى‌دانند و پیشامدهای بد را برایتان انتظار می‌کشند [تا از شما رهایی یابند]. پیشامدِ بد بر خودشان باد؛ و الله شنواى داناست

﴿99﴾ و برخی [دیگر] از اعراب [بادیه‌نشین] هستند كه به الله و روز واپسین ایمان دارند و آنچه را که انفاق مى‌كنند باعث نزدیکی به الله و [نتیجه] دعاهاى پیامبر [در حق خویش] مى‌دانند. آگاه باشید! [این انفاق،] مایۀ نزدیکی آنهاست. الله [در قیامت] آنان را در جوارِ رحمتِ خویش درخواهد آورد. بی‌تردید، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿100﴾ و پیشگامان نخستین ـ از مهاجران و انصارـ و کسانی ‌که به نیکی از آنان پیروی کردند، الله از آنان راضی گشت و آنان [نیز] از او راضی شدند؛ و باغ‌هایی [در بهشت] برایشان مهیّا کرده است که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند. این همان [رستگاری و] کامیابی بزرگ است

﴿101﴾ و برخی از اعراب [بادیه‌نشین مدینه] که پیرامون شما هستند، [گروهی] منافقند و از اهل مدینه [نیز] گروهی به نفاق خو گرفته‌اند. [ای پیامبر،] تو آنان را نمی‌شناسی [ولی] ما آنان را می‌شناسیم. آنان را دو بار عذاب خواهیم کرد، سپس به سوی عذابی بزرگ [در قیامت] فرستاده می‌شوند

﴿102﴾ و گروهی دیگر به گناهان خود [دربارۀ فرار از جهاد] اعتراف کرده‌اند. [آنان‌] كار شایسته و ناشایست را به هم آمیخته‌اند. امید است که الله توبۀ آنان را بپذیرد؛ [چرا كه] بى‌تردید، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿103﴾ از اموال آنان [= توبه‌کاران] صدقه [و زکات] بگیر، تا به وسیله‌ آن، آنان را [از گناه] پاک گردانی و درجاتشان را بالا ببری؛ و برایشان دعا کن [چرا که] یقیناً دعای تو [رحمتی برایشان و] مایه آرامش برای آنان است؛ و الله شنوای داناست

﴿104﴾ آیا نمی‌دانند الله است که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌ستانَد؛ و بی‌تردید، الله است که توبه‌پذیرِ مهربان است

﴿105﴾ و [ای پیامبر، به متخلفان از جهاد و توبه‌کاران] بگو: «به عمل بكوشید [و آنچه را که از دست داده‌اید جبران کنید] که الله و پیامبرش و مؤمنان، کارهای شما را خواهند دید؛ و به زودی به سوی [الله] دانای پنهان و آشکار بازگردانده می‌شوید، سپس او [در قیامت] شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌سازد»

﴿106﴾ و گروهی دیگر [از متخلفانِ تبوک هستند که سرنوشت آنان] به فرمان الله موکول است: یا آنان را عذاب مى‌كند و یا توبه‌شان را مى‌پذیرد؛ و الله داناى حکیم است

﴿107﴾ و کسانی‌ [از منافقان هستند] که به هدف زیان رساندن [به مسلمانان] و [تقویت] کفر و تفرقه‌افکنی میان مؤمنان، مسجدی ساختند [تا] کمینگاهی باشد برای کسانی‌ که با الله و پیامبرش از پیش در جنگ بودند؛ و البته آنان سوگند یاد می‌کنند که قصدی جز نیکی [و خدمت] نداشته‌ایم؛ و[لی] الله گواهی می‌دهد که آنان قطعاً دروغگو هستند

﴿108﴾ [ای پیامبر،] هرگز در آن مسجد [به نماز] نایست؛ [زیرا] شایسته‌تر است در مسجدی [به نماز] بایستی که از روز نخست، بر پایه پرهیزگاری بنا شده است. [آری، مسجد قُباست] که در آن، مردانی هستند که دوست دارند [از گناه و آلودگی] پاک و پاکیزه گردند؛ و الله پاکیزگان را دوست دارد

﴿109﴾ آیا كسى كه بنیان [كار] خویش را بر پایه پرهیزگاری و رضایت الله بنا نهاده بهتر است یا كسى كه بنیان خویش را بر لبۀ پرتگاهى در شرف ریزش [و سقوط] بنا نهاده است و با آن در آتش دوزخ سرنگون مى‌گردد؟ و الله گروه ستمکاران را [به سبب کفر و نفاقشان] هدایت نمی‌کند

﴿110﴾ آن بنایی که آنان بنیان نهاده‌اند، پیوسته در دل‌هایشان مایۀ تردید [و نفاق] خواهد بود مگر آنکه دل‌هایشان پاره‌پاره شود [و بمیرند]؛ و الله دانای حکیم است

﴿111﴾ بی‌تردید، الله از مؤمنان، جان‌ها و اموالشان را به [بهاى‌] اینكه بهشت براى آنان باشد، خریده است؛ همان كسانى كه در راه الله مى‌جنگند و [کافران را] مى‌كُشند و [یا خود به دست آنها] كشته مى‌شوند. [این‌ پاداش،] به عنوان وعده‌ای راست و درست در تورات و انجیل و قرآن بر عهدۀ اوست؛ و کیست که از الله به پیمان خویش وفادارتر است؟ پس [ای مؤمنان،] به معامله‌اى كه با او كرده‌اید شادمان باشید؛ و این همان [رستگاری و] كامیابى بزرگ است

﴿112﴾ [کسانی که چنین پاداشی دارند، همان] توبه‌کنندگان، عبادت‌کنندگان، سپاسگزاران، روزه‌داران، رکوع‌کنندگان، سجده‌کنندگان، فرمان‌دهندگان به کارهای پسندیده و بازدارندگان از کارهای ناپسند و پاسدارانِ حدود [و احکام] الهی هستند؛ و آن مؤمنان را [که چنین هستند، به بهشت] بشارت بده

﴿113﴾ برای پیامبر و کسانی‌ که ایمان آوردند سزاوار نیست که برای مشرکان ـ پس از اینکه برایشان آشکار شد که آنان اهل دوزخند ـ آمرزش بخواهند؛ هر چند از نزدیکان [شان] باشند

﴿114﴾ آمرزش‌خواهیِ ابراهیم براى پدرش [آزر]، جز به خاطر وعده‌اى كه به او داده بود صورت نگرفت؛ اما وقتی برایش آشکار شد كه وى دشمن الله است، از او بیزارى جست [و برایش دعا نکرد]. به راستی که ابراهیم، بسى نیایشگر و بردبار بود

﴿115﴾ و الله هرگز بر آن نیست كه گروهی را پس از آنکه هدایتشان کرده است گمراه بگذارد؛ مگر آنکه چیزی را که باید [از آن] پرهیز کنند برایشان روشن کرده باشد [و آنان به آن عمل نکرده باشند]. بی‌تردید، الله به هر چیزی داناست.‌

﴿116﴾ در حقیقت، فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است. [اوست که] زنده می‌کند و می‌میرانَد؛ و شما به جز الله هیچ کارساز و یاوری ندارید

﴿117﴾ بی‌گمان، الله بر پیامبر و مهاجران و انصار كه در هنگام دشواری [غزوۀ تبوک] از او پیروى كردند رحمت آورد؛ بعد از آنکه نزدیک بود دل‌های گروهی از آنان بلغزد [و به سبب سختی‌های فراوان، جهاد را ترک كنند] سپس [باز هم] توبۀ آنان را پذیرفت. بی‌تردید، او تعالی [نسبت] به آنان دلسوز [و] مهربان است

﴿118﴾ و [همچنین توبه] آن سه نفری [را قبول کرد] که امرشان به تأخير انداخته شد؛ آنگاه که [مسلمانان از آنان بریدند و] زمین با همۀ فراخی‌اش بر آنان تنگ شد و از خود [نیز] به تنگ آمدند و دانستند که از الله، جز به سوی خودِ او پناهگاهى نیست؛ پس [الله با بخشایشِ خویش] به آنان بازگشت تا توبه کنند [و از آنان درگذشت]. یقیناً الله است که توبه‌پذیرِ مهربان است

﴿119﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، از الله پروا کنید و با راستگویان باشید

﴿120﴾ سزاوار نیست که اهل مدینه و اعراب [بادیه‌نشینِ] پیرامونِ آنان، از [همراهى با] رسول الله بازمانند و حفظ جان خویش را بر او مقدّم شمارند؛ زیرا در راه الله هیچ تشنگى و رنج و گرسنگی‌ای به آنان نمى‌رسد و در هیچ مكانى كه كافران را به خشم مى‌آورد قدم نمى‌گذارند و به دشمن هیچ [گزند و] دستبردی نمی‌رسانند، مگر اینكه به [پاداشِ] آن، کاری شایسته برای آنان [در نامه‌های اعمالشان] ثبت مى‌شود. به راستی که الله پاداش نیكوكاران را ضایع نمى‌گردانَد

﴿121﴾ و هیچ مال کوچک یا بزرگی را [در راه الله] انفاق نمی‌کنند و [در راه جهاد] از هیچ سرزمینی نمی‌گذرند مگر اینکه [پاداش آن] برایشان ثبت می‌شود تا الله بر اساس نیکوترین [طاعت و] کردارشان به آنان پاداش دهد

﴿122﴾ و سزاوار نیست که مؤمنان همگی رهسپار [جهاد] شوند. پس چرا از هر گروهی از آنان، عده‌ای رهسپار نمی‌شوند [و عده‌ای نیز همراه پیامبر نمی‌مانند] تا [به سبب آنچه از او فرامی‌گیرند] در دین آگاهی بیابند و قوم خود را ـ وقتی به سویشان بازگشتندـ بیم دهند؟ باشد كه آنان [از كیفر الهى بترسند و] بپرهیزند

﴿123﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، با کافرانی که نزدیک [محل زندگی] شما هستند بجنگید [تا خطرشان را دفع نمایید]؛ و آنان باید در شما شدت و خشونت بیابند؛ و بدانید که الله با پرهیزگاران است

﴿124﴾ و هنگامی‌ که سوره‌ای نازل می‌گردد، بعضی از آنان [به دیگران] می‌گوید: «این [سوره]، به ایمانِ کدام‌یک از شما افزود؟». اما کسانی که ایمان آورده‌اند، بر ایمانشان می‌افزاید و [به آن] شادمان می‌گردند

﴿125﴾ و اما کسانی ‌که در دل‌هایشان بیماری [شک و نفاق] است، پلیدی‌ای بر پلیدی‌شان می‌افزاید و در حالی که کافرند می‌میرند

﴿126﴾ آیا آنان نمی‌بینند که هر سال، یک یا دو بار آزمایش می‌شوند؟ اما نه توبه می‌کنند و نه پند می‌پذیرند

﴿127﴾ و هنگامی‌ که سوره‌ای نازل می‌شود [که احوال منافقان را بیان نموده است]، بعضی از آنان به بعضی دیگر نگاه می‌کنند [و می‌گویند:] «آیا کسی شما را می‌بیند؟» سپس [مخفیانه از مجلس پیامبر] بازمی‌گردند. الله دل‌هایشان را [از خیر و هدایت] بازگردانده است؛ زیرا آنان گروهی‌ هستند که نمی‌فهمند

﴿128﴾ یقیناً پیامبری از [میان] خود شما به سویتان آمد که رنج‌دیدنتان بر او [گران و] دشوار است و بر [هدایت] شما سخت اصرار دارد و [نسبت] به مؤمنان، دلسوز [و] مهربان است

﴿129﴾ پس [ای پیامبر،] اگر [مشرکان و منافقان از حق] رویگردان شدند، بگو: «الله برای من کافی است. هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ تنها بر او توکل کردم و او پروردگارِ عرش بزرگ است»

یونس

Surah 10

﴿1﴾ الر [= الف. لام. را]. این آیات کتاب پرحکمت است

﴿2﴾ آیا برای مردم موجب شگفتی است که به مردی از خودشان وحی کرده‌ایم که: «به مردم [دربارۀ عذاب آخرت] هشدار بده و به کسانی‌ که ایمان آورده‌اند بشارت بده که برای آنان نزد پروردگار‌شان پاداشی نیکوست»؟ کافران گفتند: «این [مرد] قطعاً جادوگری آشکار است»

﴿3﴾ بی‌گمان، پروردگار شما الله است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس [آن گونه كه شايسته جلال و مقام اوست] بر عرش قرار گرفت. او کار [جهان] را تدبیر می‌کند [و در روز قیامت] هیچ شفاعتگری نیست مگر پس از اجازۀ او. این الله است، پروردگارتان؛ پس او را عبادت کنید. آیا پند نمی‌گیرید؟

﴿4﴾ بازگشتِ همۀ شما به سوی اوست. وعدۀ الله [در مورد قیامت] حق است. اوست که آفرینش را آغاز می‌کند، آنگاه [پس از مرگ] آن را بازمی‌گردانَد تا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، به عدالت پاداش دهد؛ و کسانی ‌که کفر ورزیدند ـ به سزای آنکه کافر بودند ـ شربتی از آبِ جوشان و عذابی دردناک [در پیش] دارند

﴿5﴾ اوست که خورشید را درخشان نمود و ماه را تابان کرد و جایگاه‌ها[ی مشخصی] برایش قرار داد تا [با تغییر وضع ماه] شمارشِ سال‌ها و حساب [زندگی خود] را بدانید. الله اینها را جز به‌حق نیافریده است. او نشانه‌[های خود] را برای گروهی که می‌دانند، به تفصیل بیان می‌کند

﴿6﴾ بی‌گمان، در آمد و شدِ شب و روز و آنچه الله در آسمان‌ها و زمین آفریده است برای کسانی که پروا می‌کنند، نشانه‌ها[ی قدرت الهی] است

﴿7﴾ کسانی که به دیدارِ ما امید [و باور] ندارند و به زندگانی دنیا راضی شدند و به آن دل بسته‌اند و کسانی که از آیات ما غافلند،

﴿8﴾ اینان به سزای آنچه انجام می‌دادند، جایگاهشان آتش [دوزخ] است

﴿9﴾ بی‌تردید، کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، پروردگارشان آنان را به پاسِ ایمانشان، به باغ‌های [بهشتِ پُر]نعمت هدایت می‌کند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است

﴿10﴾ دعایشان در آنجا [این است:] «الهی، تو پاک و منزّهی» و درودشان [در آنجا] «سلام» است و پایان دعایشان این است که: «حمد و سپاس، مخصوص الله ـ پروردگار جهانیان ـ است»

﴿11﴾ و اگر [الله] براى مردم، بدی را با همان شتاب می‌خواست که آنان نیکی را می‌خواهند [و نفرین‌هایی را که در حق خود و اموال و فرزندانشان می‌کنند مستجاب می‌کرد]، قطعاً اَجلشان فرا ‌رسیده بود. اما كسانى را كه به دیدار ما امید [و باور] ندارند، وامی‌گذاریم تا در [گمراهی و] سرکشی‌شان سرگردان بمانند

﴿12﴾ و چون به انسان گزندی می‌رسد، [در هر حال که باشد] به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده ما را می‌خواند. اما همین ‌که آن گزند را از وی برطرف کردیم، چنان می‌رود که گویی هرگز ما را برای دفع گزندی که به او رسیده بود نخوانده است. به همین صورت، برای اسرافکاران [نیز] آنچه می‌کردند [در نظرشان] آراسته شده است

﴿13﴾ و [ای مشرکان،] بی‌تردید، ما امت‌های پیش از شما را هنگامی‌ که ظلم کردند هلاک کردیم، در حالی ‌که پیامبرانشان با دلایل روشن به سویشان آمدند و[لى] آنان بر آن نبودند كه ایمان بیاورند. ما گروه مجرمان را این گونه کیفر می‌دهیم

﴿14﴾ سپس بعد از [نابودی] آنان، شما [مردم] را جانشینان آنها [در] زمین قرار دادیم تا بنگریم که چگونه رفتار می‌کنید

﴿15﴾ و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده می‌شود، کسانی که به دیدارِ ما [در قیامت] امید ندارند می‌گویند: «[ای محمد،] قرآنی غیر از این بیاور [که مطابق میل ما باشد] یا آن را تغییر بده». [تو ای پیامبر، به آنان] بگو: «من حق ندارم که آن را از پیش خود تغییر دهم و پیروی نمی‌کنم مگر از چیزی که بر من وحی می‌شود و اگر از پروردگارم نافرمانی کنم، از عذاب روز بزرگ می‌ترسم»

﴿16﴾ بگو: «اگر الله می‌خواست، نه من آن را بر شما می‌خواندم و نه او [= الله] شما را از آن آگاه می‌کرد. به راستی که پیش از این [دعوت،] عمری را در میان شما گذرانده‌ام. آیا نمی‌اندیشید؟»

﴿17﴾ پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر الله دروغ ‌بندد یا آیاتش را تکذیب کند؟ بی‌گمان، مجرمان رستگار نخواهند شد

﴿18﴾ و [مشرکان] به جای الله چیزهایی را عبادت می‌کنند که نه به آنان زیانی می‌رساند و نه سودی به آنان می‌بخشد و می‌گویند: «اینها، [واسطه‌ها و] شفاعتگرانِ ما نزد الله هستند». [ای پیامبر،] بگو: «آیا [به گمان خود،] الله را از چیزی [= شریکی] آگاه می‌سازید که در آسمان‌ها و زمین [برایش قائلید و خود] نمی‌داند؟» او تعالی منزّه است و از چیزهایی که با وی شریک می‌سازند، برتر است

﴿19﴾ [در آغاز،] مردم جز امتی واحد [که الله را به یگانگی عبادت می‌کردند] نبودند، سپس اختلاف کردند؛ و اگر پیشتر [در مورد مهلت به گناهکاران و حسابرسی در قیامت] سخنی از جانب پروردگارت بیان نشده بود، یقیناً [در همین دنیا] دربارۀ آنچه با هم اختلاف مى‌كنند، میانشان داورى مى‌شد

﴿20﴾ و [مشرکان] می‌گویند «چرا [معجزه و] نشانه‌ای از [جانب] پروردگارش بر او نازل نشده است؟». [ای پیامبر،] بگو: «[آگاهی از] غیب، تنها از آنِ الله است؛ پس انتظار بکشید که من [نیز] با شما از منتظرانم»

﴿21﴾ و هنگامی که به مردم ـ پس از [زیان و] رنجی که به آنان رسیده است ـ [نعمت و] رحمتی بچشانیم، به‌ناگاه در آیات ما [تمسخر و] نیرنگ می‌کنند. بگو: «الله در نیرنگ‌زدن سریع‌تر است». بی‌تردید، فرستادگان [= فرشتگان] ما هر چه را نیرنگ می‌کنید، می‌نویسند

﴿22﴾ [ای مردم،] او همان ذاتی است که شما را در خشکی و دریا به حرکت درمی‌آورَد تا آنگاه که در [دریا بر] کشتی قرار می‌گیرید و [کشتی‌ها] با بادی دلپذیر آنان را [به سوی مقصد] حرکت می‌دهند و [سرنشینان] به آن شادمان می‌شوند. [ناگهان] طوفان شدیدی می‌وزد و موج از هر طرف [به سویشان] می‌آید و گمان می‌کنند که راهِ گریزی ندارند [و هلاک خواهند شد؛ آنگاه] الله را از روی اخلاص می‌خوانند که: «اگر ما را از این [گرفتاری] نجات دهی، قطعاً از سپاسگزاران خواهیم شد»

﴿23﴾ اما وقتی [الله] آنان را نجات می‌دهد، به ناحق در زمین سرکشی [و ستم] می‌کنند. ای مردم، سرکشی [و ستمِ] شما تنها به زیان خودتان است؛ [چرا که فقط] بهره[ی ناچیزی از] زندگى دنیا [مى‌برید و] سپس بازگشتتان به سوى ما خواهد بود؛ آنگاه شما را از آنچه [در دنیا] انجام می‌دادید، باخبر می‌سازیم

﴿24﴾ جز این نیست که مثال زندگى دنیا همچون آبى است كه از آسمان فروریختیم؛ پس گیاهان [گوناگونِ] زمین ـ از آنچه مردم و دام‌ها مى‌خورند ـ با آن درآمیخت [و رویید] تا آنگاه كه زمین پیرایۀ خود را [با گل‌ها و گیاهان] برگرفت و آراسته شد و ساکنانش پنداشتند كه آنان بر آن توانایی دارند [تا از محصولاتش بهره‌مند گردند؛ ولی ناگهان] شبى یا روزى، فرمان [ویرانىِ‌] ما آمد و آن [کِشت و میوه] را چنان درو كردیم كه گویى دیروز هیچ نبوده است. ما نشانه‌ها[ى خود] را براى مردمى كه می‌اندیشند، اینچنین به روشنى بیان مى‌كنیم

﴿25﴾ و الله [شما را] به سراى سلامت [= بهشت] فرامى‌خوانَد و هر کس را بخواهد به راه راست هدایت مى‌كند

﴿26﴾ برای کسانی که نیکی کرده‌اند، پاداش نیک [= بهشت] است و افزون بر آن، [رؤیت باری تعالی است؛] و تیرگی و خواری، چهره‌هایشان را نخواهد پوشاند. اینان اهل بهشتند [و] جاودانه در آن خواهند ماند

﴿27﴾ و کسانی‌ که مرتکب بدی‌ها شدند، [بدانند] سزای [هر] بدی، همانند آن است؛ و خواری [چهره‌های] آنان را می‌پوشانَد و در برابر [عذاب] الله هیچ [مانع و] محافظی ندارند. [چنان می‌شوند که] گویی چهره‌هایشان با پاره‌ای از شبِ تاریک پوشانده شده است. اینان اهل آتشند و جاودانه در آن خواهند ماند

﴿28﴾ [و ای پیامبر، یاد کن از] روزى كه همۀ آنان را گرد مى‌آوریم؛ آنگاه به كسانى كه شرک ورزیده‌اند مى‌گوییم: «شما و شریكانتان [= معبودانتان] بر جاى خود بمانید»؛ سپس میان آنها جدایى مى‌افكنیم و شریكانشان مى‌گویند: «در حقیقت، شما ما را عبادت نمی‌کردید،

﴿29﴾ و کافی است که الله میان ما و شما گواهى دهد [که ما به شرک‌ورزیِ شما راضی نبودیم و] از عبادت شما کاملاً بى‌خبر بودیم»

﴿30﴾ آنجاست كه هر كسى آنچه را از پیش فرستاده است [بررسی کرده و] مى‌آزماید و همگی به سوی الله ـ کارسازِ حقیقی‌شان‌ـ بازگردانده می‌شوند و دروغ‌هایی که [دربارۀ شفاعت معبود‌ها] می‌بافتند همه محو و نابود می‌گردد

﴿31﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «كیست كه از آسمان و زمین به شما روزى مى‌بخشد؟ یا كیست كه بر گوش‌ها و دیدگان حاكم است؟ و كیست كه [موجودِ] زنده را از [مادۀ] بی‌جان بیرون مى‌آورد و [مادۀ] بی‌جان مرده را از [موجودِ] زنده خارج مى‌سازد؟ و كیست كه كار [جهان و جهانیان‌] را تدبیر مى‌كند؟» خواهند گفت: «الله». پس بگو: «آیا پروا نمى‌كنید؟»

﴿32﴾ پس آن الله [یکتا]، پروردگار حقیقی شماست و بعد از حقیقت، جز گمراهى چیست؟ پس چگونه [از حق‌] بازگردانده مى‌شوید؟

﴿33﴾ این گونه سخن پروردگارت دربارۀ كسانى كه [از فرمان او] نافرمانى كردند به حقیقت پیوست كه «آنان ایمان نمى‌آورند»

﴿34﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «آیا از شریکان[=معبودانِ]تان كسى هست كه آفرینش را آغاز كند و سپس آن را [پس از مرگ] بازگردانَد؟» بگو: «الله است كه آفرینش را آغاز مى‌كند سپس آن را بازمى‌گردانَد؛ پس به كجا منحرف مى‌شوید؟»

﴿35﴾ بگو: «آیا از معبودانتان كسى هست كه به سوى حق رهبرى كند؟» بگو: «[تنها] الله است كه به سوى حق رهبرى مى‌كند؛ پس آیا كسى كه به سوى حق رهبرى مى‌كند سزاوارتر است پیروى شود یا كسى كه خود راه نمى‌یابد مگر آنكه هدایتش كنند؟ پس شما را چه شده است؟ چگونه داوری مى‌كنید؟»

﴿36﴾ و بیشتر آنان جز از گمان پیروى نمى‌كنند؛ [در حالى كه‌] گمان هرگز [انسان را] از [شناخت] حق بی‌نیاز نمی‌گرداند. بی‌تردید، الله به آنچه مى‌كنند داناست

﴿37﴾ و نشاید كه این قرآن از جانب غیرِ الله [و] به دروغ ساخته شده باشد؛ بلكه تصدیق‌کننده کتاب‌هایی است كه پیش از آن آمده است و شرح [احکام] آنهاست و تردیدى در آن نیست [و] از [جانبِ] پروردگار جهانیان [نازل شده] است

﴿38﴾ یا می‌گویند: «[محمد] آن [سخنان] را به دروغ [به الله] نسبت داده است؟» بگو: «اگر راست می‌گویید، یک سوره همانند آن بیاورید و به جز الله، هر‌ کس را می‌توانید [به یاری] بخوانید»

﴿39﴾ [چنین نیست] بلكه چیزى را تکذیب کردند كه به شناختش احاطه نداشتند و هنوز واقعیتِ آن [و حقیقت اخبارش] برایشان روشن نشده است. كسانى كه پیش از آنان بودند نیز [پیامبران و آیات الله را] همین گونه تکذیب کردند. پس [ای پیامبر،] بنگر که عاقبت ستمکاران چگونه بود

﴿40﴾ و از میان آنان [= مشرکان] کسی هست که به آن [= قرآن] ایمان می‌آورد و از آنان کسی هست که [هرگز] به آن ایمان نمی‌آورد؛ و پروردگارت به [حال] مفسدان آگاه‌تر است

﴿41﴾ و اگر [کافران] تو را دروغگو انگاشتند، پس بگو: «[نتیجۀ] عمل من برای خودم و [سزای] عمل شما برای خودتان است. شما از آنچه من می‌کنم بیزارید و من [نیز] از آنچه [شما] می‌کنید بیزارم»

﴿42﴾ و برخى از آنها [در ظاهر] به تو گوش فرامى‌دهند؛ اما مگر تو مى‌توانى ناشنوایان را [که از شنیدنِ کلام حق عاجزند] شنوا كنى، هر چند خردورزی نکنند؟

﴿43﴾ و از میان آنان کسانی هستند که [با چشم ظاهری] تو را می‌نگرند؛ اما آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند كه اهل‌بصیرت نباشند؟

﴿44﴾ یقیناً الله هیچ ستمی به مردم نمی‌کند؛ ولی مردم [هستند که با شرک و نافرمانی] به خویشتن ستم می‌کنند

﴿45﴾ و روزی ‌که [الله] آنان را [در پیشگاه خویش] گرد می‌آورد، [چنان احساس می‌کنند که] گویی جز ساعتی از روز [در دنیا] درنگ نکرده‌اند [و در آنجا] یکدیگر را می‌شناسند. بی‌تردید، کسانی که دیدارِ الله را دروغ می‌انگاشتند، زیان دیدند و هدایت نیافتند

﴿46﴾ و [ای پیامبر،] اگر بخشی از آنچه [از عذاب] را که به آنان وعده داده‌ایم به تو نشان دهیم یا جان تو را [پیش از عذابِ آنان‌] بگیریم، [در هر حال،] بازگشتشان به سوی ماست؛ آنگاه الله بر آنچه می‌کنند گواه است.‌

﴿47﴾ هر امتی پیامبری دارد؛ هنگامی که پیامبرشان آمد [برخى مؤمن و برخى كافر شدند؛ و روز قیامت] میان آنان به عدالت داوری می‌شود و [هرگز] به آنان ستم نخواهد شد

﴿48﴾ [مشرکان به پیامبر] می‌گویند: «اگر [تو و پیروانت] راست می‌گویید، این وعدۀ [عذاب] چه زمانی خواهد بود؟»

﴿49﴾ بگو: «من مالک هیچ زیان و سودی برای خویش نیستم، مگر آنچه الله بخواهد. هر امتى، اَجَلی دارد و آنگاه كه اجلشان به سر آید، نه ساعتى [از آن‌] تأخیر می‌كنند و نه پیشى می‌گیرند»

﴿50﴾ [ای پیامبر، به کافران] بگو: «به من بگویید اگر عذاب او تعالی شبانه یا در [وقتِ] روز بر شما نازل گردد، [چه می‌کنید و] گناهکاران چه چیزی را از آن [عذاب] به شتاب می‌خواهند؟»

﴿51﴾ آیا پس از آنکه [عذاب] واقع شد آن را باور می‌کنید؟ آیا اکنون [ايمان می‌آورید]؟ و حال آنکه [پیشتر] آن [=عذاب] را به شتاب می‌خواستید

﴿52﴾ سپس به کسانی ‌که ستم کردند گفته می‌شود: «عذاب جاودان را بچشید. آیا جز در برابر آنچه می‌کردید مجازات می‌شوید؟»

﴿53﴾ و [ای پیامبر، مشرکان] از تو خبر مى‌گیرند [که]: «آیا آن [عذاب] حقیقت دارد؟» بگو: «آرى، سوگند به پروردگارم كه قطعاً حقیقت دارد و شما نمى‌توانید [الله را از وقوع معاد و عذاب] درمانده كنید»

﴿54﴾ و هر کس [با ارتکاب شرک و گناه] ستم كرده است، اگر [تمام] آنچه را در زمین وجود دارد [در اختیار] داشته باشد، قطعاً آن را براى [رهایی و] بازخرید [خود از عذاب] خود مى‌دهد و [مشرکان] وقتی عذاب را ببینند، پشیمانى خود را پنهان می‌کنند و به عدالت در میانشان داورى می‌شود و بر آنان ستم نمی‌رود

﴿55﴾ آگاه باشید! در حقیقت، آنچه در آسمان‌ها و زمین است [همه] از آنِ الله است. آگاه باشید! بی‌تردید، وعدۀ الله [در مورد کیفرِ کافران] راست است؛ ولى بیشتر آنان نمى‌دانند

﴿56﴾ اوست که زنده می‌کند و می‌میرانَد و [همگی] به سوی او بازگردانده می‌شوید

﴿57﴾ اى مردم، به راستى براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‌اى آمده است و شفایى براى آنچه در دل‌هاست و هدایت و رحمتى براى مؤمنان

﴿58﴾ بگو: «[مؤمنان] باید به بخشش و رحمت الله شادمان شوند كه این [نعمت] از آنچه مى‌اندوزند بهتر است»

﴿59﴾ بگو: «به من خبر دهید که آنچه از [نعمت و] روزى كه الله برایتان فرستاده است [چرا] بخشى از آن را حرام و [بخشی دیگر را] حلال تلقی کرده‌اید؟» بگو: «آیا الله چنین دستوری به شما داده است یا بر الله دروغ مى‌بندید؟»

﴿60﴾ و کسانی‌ که بر الله دروغ می‌بندند، [دربارۀ] روز قیامت چه می‌پندارند؟ بی‌گمان، الله بر [همۀ] مردم فضل [و بخشش] دارد؛ ولی بیشتر آنان سپاس نمی‌گزارند

﴿61﴾ و [ای پیامبر،] تو مشغول هیچ كارى نیستی و هیچ [آیه‌اى از‌] آن [= قرآن] را نمی‌خوانى؛ و [شما نیز ای مردم،] هیچ كارى نمی‌كنید، مگر اینكه آنگاه كه به آن می‌پردازید، ما بر [کارهای] شما گواهیم؛ و هم‌وزنِ ذرّه‌اى ـ‌ [نه] در زمین و نه در آسمان‌ـ از پروردگارت پنهان نیست؛ و [حتی] كوچک‌تر یا بزرگ‌تر از آن [نیز] چیزى نیست، مگر اینكه در كتابى روشن [ثبت شده‌] است

﴿62﴾ آگاه باشید! دوستان الله نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌شوند

﴿63﴾ [همان] کسانی‌ که ایمان آوردند و پرهیزگاری می‌کردند

﴿64﴾ برای آنان در زندگی دنیا و در آخرت بشارت است. سخنان الله [دربارۀ پیروزی و پاداشِ دو جهان،] تغییرناپذیر است. این همان [رستگاری و] کامیابیِ بزرگ است

﴿65﴾ [ای پیامبر،] سخن آنان تو را غمگین نکند. بی‌تردید، تمام عزت [و پیروزمندی] از آنِ الله است [و] او شنوای داناست

﴿66﴾ آگاه باشید! هر کس [و هر چه‌] در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ الله است؛ پس كسانى كه به جای الله شریكانى را مى‌خوانند، از چه پیروى مى‌كنند؟ اینان جز از [تردید و] گمان پیروى نمى‌كنند و جز دروغ نمی‌گویند

﴿67﴾ او ذاتی است كه شب را برایتان پدید آورد تا در آن بیارامید و روز را روشن ساخت [تا در پرتوی نورش به کار بپردازید]. بی‌تردید، در این [امور] براى گروهی كه [سخنِ حق را] مى‌شنوند نشانه‌هاست

﴿68﴾ [مشرکان] گفتند: «الله فرزندى براى خود اختیار كرده است». منزّه است او تعالی [و] بى‌نیاز است. آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ اوست. [ای مشرکان،] شما بر این [ادعا] دلیلی ندارید. آیا چیزى را كه نمى‌دانید به دروغ به الله نسبت می‌دهید؟

﴿69﴾ بگو: «کسانی‌ که به الله نسبت دروغ می‌دهند، هرگز رستگار نمی‌شوند»

﴿70﴾ آنان بهره‌اى [اندک‌] در دنیا [دارند]؛ سپس بازگشتشان به سوى ماست. آنگاه به [سزاى‌] آنكه كفر مى‌ورزیدند، عذابی سخت به آنان مى‌چشانیم

﴿71﴾ [ای پیامبر،] داستان نوح را بر آنان بازگو؛ آنگاه كه به قومش گفت: «اى قوم من، اگر ماندنِ من [در میان شما] و اندرز دادن من به آیات الله، بر شما گران آمده است، [بدانید كه من‌] بر الله توكل كرده‌ام؛ پس [در توطئه و] كارتان با شریكان خود، [علیه من] همدست شوید و در کارتان پرده‌پوشی نکنید؛ آنگاه [هر چه در دل دارید و می‌توانید] علیه من به كار بندید و به من مهلت ندهید

﴿72﴾ اگر [از دعوتِ حق] رویگردان شدید، [بدانید که] من پاداشی از شما نخواسته‌ام؛ [چرا که] پاداشم تنها بر الله است و من دستور یافته‌ام که از تسلیم‌شدگان [اوامر الهی] باشم»

﴿73﴾ اما [قومش] او را دروغگو انگاشتند و ما او و کسانی را كه در كشتى همراهش بودند نجات دادیم و آنان را جانشین [غرق‌شدگان] ساختیم و كسانى را كه آیات ما را دروغ می‌انگاشتند غرق کردیم. پس بنگر که سرانجامِ هشداریافتگان چگونه بود

﴿74﴾ سپس، بعد از او [= نوح] پیامبرانی به سوی قومشان فرستادیم و معجزات روشن [برایشان] آوردند؛ ولی آنها برآن نبودند که به چیزی ایمان بیاورند که از پیش، آن را دروغ شمرده بودند. بدین‌سان، بر دل‌های تجاوزکاران [از حدود الهی] مُهر می‌نهیم.‌

﴿75﴾ سپس بعد از آنان، موسی و هارون را با معجزات خویش به سوی فرعون و بزرگان قومش فرستادیم؛ و[لی آنان] گردنكشى کردند و قومی گناهکار بودند

﴿76﴾ اما هنگامی که حق از نزد ما به سویشان آمد، گفتند: «این قطعاً جادویی آشکار است»

﴿77﴾ موسى گفت: «آیا وقتى حق به سویتان آمد، مى‌گویید [جادوست]؟ آیا این جادوست؟ و حال آنكه جادوگران رستگار نمى‌شوند»

﴿78﴾ [فرعونیان] گفتند: «آیا به سوى ما آمده‌اى تا ما را از شیوه‌اى كه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم بازگردانى و [عزت و] بزرگى در این سرزمین براى شما دو تن باشد؟ ما هرگز به شما دو نفر ایمان نمی‌آوریم»

﴿79﴾ و فرعون گفت: «تمام جادوگرانِ [ماهر و] دانا را نزد من بیاورید»

﴿80﴾ وقتی جادوگران آمدند، موسی به آنان گفت: «آنچه [از وسایل جادو] می‌خواهید بیفکنید، [اکنون] بیفکنید»

﴿81﴾ هنگامی که افکندند، موسی گفت: «آنچه آورده‌اید، جادوست. یقیناً الله آن را باطل خواهد کرد. بی‌تردید، الله کارِ مفسدان را اصلاح نمی‌کند

﴿82﴾ و الله با سخنان خویش حق را [ثابت و] پایدار می‌کند؛ هر چند که مجرمان نپسندند»

﴿83﴾ پس هیچ کس به موسی ایمان نیاورد، مگر گروهی از از قومش، [آن هم] با ترسی [شدید] از فرعون و اطرافیانش که [مبادا] آنان را مورد [شکنجه] و آزار قرار دهند؛ و بی‌شک، فرعون در زمین سرکش [و جاه‌طلب] بود و به راستی که او از اسرافکاران [در کفر و جنایت] بود

﴿84﴾ و موسی گفت: «ای قوم من، اگر به الله ایمان آورده‌اید و اگر اهل تسلیم هستید، پس بر او توکل کنید»

﴿85﴾ آنان گفتند: «بر الله توکل کرده‌ایم. پروردگارا، ما را دستخوشِ فتنه [و شکنجه و آزارِ] گروه ستمکاران قرار نده؛

﴿86﴾ و به [فضل و] رحمت خویش ما را از [شر] گروه کافران رهایی بخش»

﴿87﴾ و به موسی و برادرش [هارون] وحی کردیم که: «برای قوم خود، خانه‌هایی در [سرزمین] مصر برگیرید و خانه‌هایتان را عبادتگاه قرار دهید و نماز را برپا دارید؛ و [ای موسی،] مؤمنان را [به پیروزی و بهشت] بشارت بده»

﴿88﴾ موسی گفت: «پروردگارا، بی‌گمان، تو به فرعون و اطرافیانش زینت و اموالی [فراوان] در زندگی دنیا داده‌ای؛ پروردگارا، تا [به وسیله آن، مردم را] از راهت گمراه کنند. پروردگارا، اموالشان را نابود کن و دل‌هایشان را سخت بگردان که ایمان نیاورند تا [وقتی که] عذاب دردناک را ببینند»

﴿89﴾ [الله] فرمود: «قطعاً دعای شما دو نفر پذیرفته شد؛ پس استقامت کنید و از راه کسانی ‌که نمی‌دانند پیروی نکنید»

﴿90﴾ و [سرانجام] بنی‌اسرائیل را از دریا گذراندیم؛ آنگاه فرعون و سپاهیانش از روی ستم و تجاوز، در پی آنان رفتند تا هنگامی که غرقاب، او [= فرعون] را فراگرفت [با ناامیدی] گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی [به‌حق] نیست مگر کسی‌ که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند و من از تسلیم‌شدگانم»

﴿91﴾ [به او گفته شد:] «اینک [ایمان می‌آوری‌]؟ و حال آنکه پیشتر سرپیچی می‌کردی و از مفسدان بودی؟

﴿92﴾ [بدان که] امروز پیکر [بی‌جانِ] تو را بر بلندی [ساحل] می‌اندازیم‌ تا برای آیندگانت مایۀ عبرت باشد؛ و به راستی، بسیاری از مردم از نشانه‌های [توان و تدبیرِ] ما غافلند

﴿93﴾ و بی‌تردید، ما بنى‌اسرائیل را در جایگاهى شایسته [در سرزمین شام و مصر] جاى دادیم و از نعمت‌های پاكیزه روزی‌شان كردیم. پس آنها اختلاف نكردند، مگر پس از آنكه علم [به حقانیت قرآن] به سویشان آمد. [ای پیامبر،] پروردگارت روز قیامت دربارۀ آنچه اختلاف مى‌كردند، قطعاً در میانشان داوری می‌کند

﴿94﴾ پس اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی‌ که پیش از تو کتاب [تورات و انجیل] را می‌خواندند سؤال کن. یقیناً حق از طرف پروردگارت به سوی تو آمده است؛ پس هرگز از تردیدکنندگان نباش

﴿95﴾ و [همچنین] از کسانی نباش که آیات الله را تکذیب کردند که از زیانکاران خواهی بود

﴿96﴾ بی‌تردید، كسانى كه سخن پروردگارت دربارۀ [کفر در دنیا بر] آنان تحقق یافته است، ایمان نمى‌آورند؛

﴿97﴾ هر چند تمام نشانه‌ها [و پندها] برایشان بیاید؛ [مگر] وقتى كه عذاب دردناک را ببینند

﴿98﴾ هیچ شهرى نبود كه [اهلش هنگام مشاهده عذاب،] ایمان بیاورد و ایمانش به حال آن سود بخشد، مگر قوم یونس كه چون [به موقع] ایمان آوردند، عذابِ خواری [و رسوایی] در زندگىِ دنیا را از آنان برطرف نمودیم و آنان را تا مدتی [که زنده بودند از نعمت‌های دنیوی] برخوردار ساختیم

﴿99﴾ و [ای پیامبر،] اگر پروردگارت می‌خواست، قطعاً تمام کسانی که در زمین هستند، ایمان می‌آوردند. پس آیا تو مردم را وادار می‌کنی که مؤمن شوند؟

﴿100﴾ و هیچ کس نمی‌تواند [به ارادۀ خویش] ایمان بیاورد مگر به فرمان الله؛ و [الله] پلیدى [عذاب و خواری] را بر كسانى قرار مى‌دهد كه نمى‌اندیشند

﴿101﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «بنگرید كه در آسمان‌ها و زمین چه [نشانه‌ها] است» و[لى همۀ‌] نشانه‌ها و هشدارها، برای گروهى كه ایمان نمى‌آورند، سودی نمى‌بخشد

﴿102﴾ آیا آنها [چیزی] جز همانند روزگار پیشینیان [و عذاب‌ها و مجازات‌هایشان] را انتظار می‌کشند؟ بگو: «منتظر باشید كه من [نیز] با شما از منتظرانم»

﴿103﴾ سپس [هنگام نزول عذاب‌،] پیامبرانمان و كسانى را كه [به الله] ایمان آورده‌اند نجات مى‌دهیم؛ زیرا حقی بر عهدۀ ماست كه مؤمنان را نجات دهیم

﴿104﴾ بگو: «ای مردم، اگر در دینِ من تردید دارید، پس [آگاه باشید كه من‌] كسانى را كه شما به جاى الله عبادت می‌کنید، عبادت نمی‌کنم؛ بلكه آن الله را عبادت می‌کنم كه جانتان را می‌گیرد و فرمان یافته‌ام كه از مؤمنان باشم»

﴿105﴾ و [به من امر شده است‌] كه: «حقگرایانه به این دین روى آور و هرگز در زمرۀ مشركان نباش

﴿106﴾ و به جای الله، چیزى را كه سود و زیانى به تو نمى‌رساند [به عبادت و نیازخواهی] نخوان كه اگر چنین كنى، قطعاً از ستمكاران [مشرک] خواهی بود

﴿107﴾ و اگر الله زیانی به تو برساند، هیچ بازدارنده‌ای جز او تعالی برایش نیست؛ و اگر برایت ارادۀ خیری نماید، برای فضل [و بخششِ] او هیچ مانعی نیست. [او بخشش خویش را] به هر یک از بندگانش که بخواهد، می‌رساند و او آمرزندۀ مهربان است»

﴿108﴾ بگو: «اى مردم، از جانب پروردگارتان حق برای شما آمده است؛ پس هر کس هدایت یابد، به سود خویش هدایت مى‌یابد و هر کس گمراه گردد، به زیان خویش گمراه مى‌گردد؛ و من [مراقب و] کارگزارِ شما نیستم»

﴿109﴾ و [ای پیامبر،] از آنچه بر تو وحى مى‌شود پیروى كن و شكیبا باش تا الله [بین تو و کافران‌] داورى كند؛ و او تعالی بهترین داور است

هود

Surah 11

﴿1﴾ الر [= الف. لام. را]. این [قرآن،] كتابى است كه آیات آن استحكام یافته [که هیچ خلل و نقصانی در آن وجود ندارد]، سپس از جانب [ذات] حكیمى آگاه، به روشنى بیان شده است

﴿2﴾ [پیام پیامبر این است] که جز الله را عبادت نکنید [که] بی‌تردید، من از سوی او برایتان بیم‌دهنده و بشارتگر هستم

﴿3﴾ و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به درگاهش توبه کنید تا شما را [در زندگی دنیا‌] تا سرآمدی معیّن، به خیر و خوبی بهره‌مند سازد و به هر صاحب فضیلتی [که الله را به یگانگی عبادت نموده و نیکوکاری پیشه کرده است، پاداش و] فزونی بخشد؛ و اگر [از ایمان] روی بگردانید، [بدانید که من] به راستی از عذاب روزی سهمگین برایتان می‌ترسم‌

﴿4﴾ [شما ای مردم،] بازگشتتان به سوى الله است و او بر هر چیزى تواناست

﴿5﴾ آگاه باشید! آنها [کفر را] در سینه‌هایشان نهان می‌کنند تا آن را از او [= الله] پنهان دارند. آگاه باشید! آنگاه كه آنان جامه‌هایشان را بر سر مى‌كشند، الله آنچه پنهان می‌سازند و آنچه آشكار مى‌دارند، [همه را] مى‌داند. بی‌تردید، او به اسرارِ سینه‌ها داناست

﴿6﴾ و هیچ جنبنده‌اى در زمین نیست، مگر [اینكه‌] روزی‌اش بر عهدۀ الله است و [او] قرارگاه و محل مرگش را مى‌داند. همه [اینها] در كتابى روشن [ثبت‌] است

﴿7﴾ و اوست كه آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید و [پیش از آن،] عرشِ او بر آب بود، تا شما را بیازماید كه كدامتان نیكوكارترید. و اگر [به مشرکان] بگویى: «شما پس از مرگ برانگیخته مى‌شوید»، كسانى كه كفر ورزیدند می‌گویند: «این [قرآن چیزی] نیست مگر جادویی آشكار»

﴿8﴾ و اگر ما عذابشان را تا مدت محدودی به تأخیر بیندازیم، البته [از روی تمسخر] می‌گویند: «چه چیزی مانع [وقوعِ] آن شده است؟» آگاه باشید! روزی‌ که [عذاب] به سراغشان بیاید، از آنان بازگردانده نخواهد شد و آنچه را به مسخره می‌گرفتند، دامنگیرشان خواهد شد

﴿9﴾ و اگر از جانب خویش رحمتی به انسان بچشانیم، سپس آن را از او بگیریم، قطعاً دلسرد [و] ناسپاس می‌گردد

﴿10﴾ و اگر پس از رنجی كه به او رسیده است نعمتى به او بچشانیم قطعاً می‌گوید: «سختی‌ها [و ناگواری‌ها] از من دور شد». حقا که او [از روی ناسپاسی] سَرخوش و [به داشتن نعمت‌ها] فخرفروش است

﴿11﴾ مگر کسانی ‌که شکیبایی نمودند و کارهای نیکو انجام دادند [که] برای اینان آمرزش و پاداش بزرگی [در پیش] است

﴿12﴾ و [ای پیامبر،] مبادا [ابلاغِ] برخى از آنچه را كه به سویت وحى مى‌شود ترک کنی و سینه‌ات از آن به تنگ آید که [مشرکان] مى‌گویند: «چرا گنجى بر او نازل نگشته است یا فرشته‌اى با او نیامده است؟». جز این نیست که تو فقط بیم‌دهنده‌اى و الله [مراقب و] کارگزارِ هر چیزى است

﴿13﴾ یا می‌گویند: «[محمد] آن [کتاب‌] را برساخته است». بگو: «اگر راست می‌گویید، ده سورۀ برساخته همانند آن بیاورید و جز الله هر ‌کس را می‌توانید به یاری بخوانید»

﴿14﴾ پس اگر آنان دعوتتان را نپذیرفتند، بدانید که [قرآن] فقط به علم الله نازل شده است و اینکه هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ پس آیا تسلیم [امرِ الله و پیامبر] مى‌شوید؟

﴿15﴾ کسانی که زندگی دنیا و زیور آن را می‌خواهند، [پاداش] کارهایشان را در این [دنیا] به تمامی به آنان می‌دهیم و در آن [پاداش، هیچ] کم و کاستی نخواهند دید

﴿16﴾ اینان کسانی هستند که در آخرت جز آتش [دوزخ، هیچ نصیبی] نخواهند داشت و آنچه در دنیا انجام داده‌اند، بر باد رفته است و آنچه می‌کردند، تباه است

﴿17﴾ آیا کسی که از سوی پروردگارش بر دلیل روشنی [از بصیرت و بینش] متکی باشد و [قرآن، به عنوان] گواهی از جانب او [تعالی] به دنبال آن آید [و آن را تصدیق نماید]، و قبل از آن [= قرآن]، کتاب موسی که پیشوا و مایۀ رحمت بود [بر حقانیّت آن گواهی می‌دهد، همانند کافران گمراه است که چنین دلایلی ندارند؟!] اینان [= مسلمانان] به آن [کتاب] ایمان دارند؛ و هر کسی از گروه‌ها[ی مختلف مشرکان] که به آن کفر بورزد [و آن را انکار کند] آتش دوزخ وعده‌گاهِ اوست. پس [ای پیامبر،] از [قرآن و حقیقتِ وعده‌های‌] آن در تردید مباش. بی‌تردید، آن [کتابی] راست و درست از سوی پروردگار توست؛ ولی بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند

﴿18﴾ و کیست ستمکارتر از آن کس که [با نسبت دادن فرزند یا شریک،] بر الله دروغ می‌بندد؟ آنان [روز قیامت] بر پروردگارشان عرضه می‌شوند و گواهان [= پیامبران و فرشتگان] می‌گویند: «اینها همان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ می‌بستند». هان! لعنت الله بر ستمکاران [مشرک] باد

﴿19﴾ [همان] کسانی ‌که [مردم را] از راه الله بازمی‌دارند و آن را منحرف می‌خواهند؛ و همان‌ها آخرت را باور ندارند

﴿20﴾ آنان در زمین ناتوان‌کننده[ی الله از وقوع عذاب خویش] نیستند و جز الله، دوستانى ندارند. عذاب برایشان چندین برابر مى‌شود [چرا که] آنان نه توان شنیدن [حق را] داشتند و نه [حقایق را] مى‌دیدند

﴿21﴾ آنان کسانی هستند كه به خویش زیان زدند و دروغ‌هایی که می‌بافتند، [همه] محو و نابود شد

﴿22﴾ ناگزیر، آنان در آخرت از همه زیانکارترند

﴿23﴾ کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و در برابر پروردگارشان فروتنی نموده‌اند، اینان یقیناً بهشتی‌اند [و] هم اینان در آن جاودانند

﴿24﴾ مَثَل این دو گروه [کافر و مؤمن]، همانند نابینا و ناشنوا [از یک سو] و بینا و شنوا [از سوی دیگر] است. آیا با یکدیگر برابرند؟ آیا پند نمی‌گیرید؟

﴿25﴾ و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم [با این پیام] که: «به راستی که من بیم‌دهنده‌ای‌ آشکار برایتان هستم

﴿26﴾ جز الله را عبادت نکنید [که] بی‌تردید، من از عذاب روزی دردناک بر شما می‌ترسم»

﴿27﴾ بزرگانی از قوم او که کفر ورزیده بودند، [در پاسخ] گفتند: «تو را جز بشری همانند خویش نمی‌بینیم و جز فرومایگان ما ـ [آن هم ندانسته و‌] نسنجیده‌‌ـ [کسی دیگر را] نمی‌بینیم که از تو پیروی کرده باشد؛ و برایتان [هیچ] برتری‌ای بر خود نمی‌بینیم؛ بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم»‌

﴿28﴾ [نوح] گفت: «ای قوم من، به من بگویید [که] اگر از سوی پروردگارم دلیل [و معجزۀ] آشکاری داشته باشم و او از جانب خویش رحمتی [= نبوت] به من بخشیده باشد و [این موهبت] از دید شما پوشیده باشد، آیا ما می‌توانیم شما را به [پذیرشِ] آن وادار کنیم و حال آنکه کراهت دارید؟

﴿29﴾ و ای قوم من، برای این [رسالت‌، من هیچ ثروت و] مالى از شما درخواست نمى‌كنم. پاداش من جز بر [عهدۀ] الله نیست؛ و كسانى را كه ایمان آورده‌اند از خود نمى‌رانم. بی‌تردید، [روز قیامت] آنان ملاقات‌کنندۀ پروردگارِ خویشند؛ ولی من شما را گروهی مى‌بینم که نادانی می‌کنید

﴿30﴾ و ای قوم من، اگر من آنان[= مومنان] را طرد کنم، کیست که مرا در برابر [کیفرِ] الله یاری رساند؟ پس آیا پند نمی‌گیرید؟

﴿31﴾ و به شما نمى‌گویم كه گنجینه‌هاى الله نزد من است و غیب [نیز] نمى‌دانم و نمى‌گویم كه من فرشته‌ام و دربارۀ كسانى كه به چشم شما حقیر مى‌آیند، نمى‌گویم كه الله خیرى نصیبشان نخواهد كرد. الله به آنچه در دل‌هایشان وجود دارد آگاه‌تر است. [اگر چنین بگویم،‌] در آن صورت، قطعاً از ستمكاران خواهم بود»

﴿32﴾ [قومش] گفتند: «ای نوح، به راستی که با ما جدال کردی و بسیار [هم] جدال کردی؛ پس اگر راست می‌گویی، آنچه [از عذاب] را که به ما وعده می‌دهی بیاور»

﴿33﴾ [نوح] گفت: «تنها الله است كه اگر بخواهد، آن را بر [سرِ] شما مى‌آورَد و شما ناتوان‌کننده [او از عذاب کردن] نیستید

﴿34﴾ و اگر من بخواهم شما را نصیحت کنم، نصیحت کردنِ من سودی برایتان ندارد اگر الله بخواهد [که نابود و] گمراهتان سازد. او پروردگار شماست و [همگی] به سویش بازگردانده می‌شوید»

﴿35﴾ آیا [مشرکان] می‌گویند: «او [= محمد] این سخنان را به دروغ به الله نسبت داده است؟ بگو: «اگر من اینها را از پیش خود ساخته باشم و به او نسبت دهم، گناهش بر [عهدۀ] من است و[لی] من از گناهان شما بیزارم»

﴿36﴾ و به نوح وحی شد که: «از قوم تو ـ‌ جز کسانی که ایمان آورده‌اندـ دیگر هیچ کس ایمان نمی‌آورد؛ پس بر آنچه می‌کردند غم مخور

﴿37﴾ و [اکنون] کِشتی را زیر نظر ما و به وحی [و راهنماییِ] ما بساز و دربارۀ [گذشت از] كسانى كه ستم كردند با من سخن مگو [چرا که] آنها قطعاً غرق‌شدنى هستند»

﴿38﴾ و [نوح‌] کشتی را می‌ساخت و هر گاه بزرگانی از قومش بر او می‌گذشتند، مسخره‌اش می‌کردند. [او] می‌گفت: «اگر ما را مسخره کنید، ما [نیز] به همان صورت که ما را مسخره می‌کنید، شما را مسخره خواهیم کرد

﴿39﴾ به زودى خواهید دانست كه عذاب [الهى‌] سراغ چه كسى مى‌آید كه خوارش سازد و عذابى پایدار بر او فرود آید»

﴿40﴾ [این حالت همچنان ادامه داشت] تا زمانی که فرمان [عذاب] فرارسید و [آب از] تنور فوران كرد. [به نوح] گفتیم: «از هر [صنف حیوان] یک جفت [نر و ماده] در آن [کشتی] سوار کن و [همچنین] خاندان خود را؛ مگر کسی‌ که وعدۀ [هلاکت] قبلاً بر او مقرر شده است و [نیز] کسانی‌ را که ایمان آورده‌اند [سوار کن]»؛ و جز [افراد] اندکی همراه او ایمان نیاورده بودند

﴿41﴾ [نوح] گفت: «در آن [کشتی] سوار شوید. حرکت و توقفش با نام [و خواستِ] الله است. بی‌تردید، پروردگارم آمرزندۀ مهربان است»

﴿42﴾ و آن [كشتى‌،] آنان را در میان امواجى کوه‌پیکر [پیش] مى‌بُرد و نوح پسرش را كه در كنارى [ایستاده] بود صدا زد: «پسرم، با ما سوار شو و همراه كافران نباش»

﴿43﴾ [پسرِ نوح] گفت: «به کوهی پناه خواهم ‌برد که مرا از آب محافظت ‌کند». [نوح] گفت: «امروز هیچ نگهدارنده‌ای در برابر فرمان الله نیست، مگر کسی ‌که [الله] به او رحم کند» و[لی ناگاه] موج در میان آن دو فاصله انداخت؛ پس [پسر نوح نیز] از غرق‌شدگان گردید

﴿44﴾ و گفته شد: «ای زمین، آبت را فرو بَر و ای آسمان، [از باریدن] باز ایست؛ و آب فرونشست و کار به انجام رسید و [کشتی] بر [کوه] جودی قرار گرفت؛ و گفته شد: «دوری [از رحمت الهی] بر گروه ستمکاران باد!»

﴿45﴾ و نوح پروردگارش را ندا داد و گفت: «پروردگارا، پسرم از خاندان من است و بی‌گمان، وعدۀ تو [دربارۀ نجات خاندانم] حق است؛ و تو بهترین داوری»

﴿46﴾ [الله] فرمود: «ای نوح، در حقیقت، او از خاندان تو نیست. [کردارِ] او، کرداری ناشایست است. پس چیزی را که به آن دانش نداری از من نخواه. من به تو پند می‌دهم که مبادا از جاهلان باشی»

﴿47﴾ [نوح] گفت: «پروردگارا، من به تو پناه می‌برم از اینکه چیزی را که به آن دانشی ندارم از تو بخواهم و اگر مرا نبخشی و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود»

﴿48﴾ گفته شد: «ای نوح، با [امنیت و] سلامتی از جانب ما و [نیز همراه با] برکت‌های [فراوان] بر تو و بر گروه‌هایی که همراهت هستند، [بر زمین] فرود آی؛ و گروه‌هایی [نیز] هستند که به زودی آنان را [از نعمت‌ها] بهره‌مند می‌سازیم، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنان خواهد رسید»

﴿49﴾ [ای پیامبر،] اینها از خبرهای غیب است که آن را به تو وحی می‌کنیم. نه تو آنها را پیش از این می‌دانستی و نه قومت؛ پس [در برابر آزارشان] شکیبایی کن. یقیناً عاقبت [نیکو] از آنِ پرهیزگاران است

﴿50﴾ و به سوی قوم عاد، برادرشان هود را [فرستادیم که] گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که معبودی [به‌حق] جز او ندارید [و] شما [در شرک به الله] دروغ‌بافانی بیش نیستید

﴿51﴾ «ای قوم من، برای [رساندن] این [دعوت] از شما پاداشی نمی‌طلبم. پاداش من تنها بر [عهدۀ] ذاتی است که مرا آفرید. آیا نمی‌اندیشید؟

﴿52﴾ و ای قوم من، از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او بازگردید [و توبه کنید] تا [باران] آسمان را پیاپی بر شما بفرستد و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید و گنهکارانه [از حق] روی نگردانید»

﴿53﴾ آنان گفتند: «ای هود، دلیل روشنی برایمان نیاورده‌ای و ما به [خاطر] گفتار تو، معبودانمان را رها نمی‌کنیم و به تو ایمان نمی‌آوریم

﴿54﴾ [ما چیزی] جز این نمی‌گوییم که برخی از معبودانمان به تو گزندی رسانده‌اند [و دیوانه شده‌ای]». [هود] گفت: «الله را گواه می‌گیرم و شما [نیز] گواه باشید که من از آنچه [با الله] شریک قرار می‌دهید بیزارم

﴿55﴾ [آری،] به جز او [تعالی، از هر معبودی بیزارم]. پس همگى [در باره] من نقشه بکشید و مهلتم ندهید

﴿56﴾ من بر الله که پروردگار من و شماست توکل کرده‌ام. هیچ جنبنده‌ای نیست، مگر اینکه در حیطۀ قدرت و فرمانروایىِ اوست. بی‌تردید، پروردگارم بر راه راست است

﴿57﴾ پس اگر روی بگردانید، [بدانید که‌] من یقیناً آنچه را كه به خاطر آن به سوى شما فرستاده شده‌ام به شما رساندم؛ و پروردگار من، قومی غیر از شما را جانشین [تان] می‌کند و شما نمی‌توانید هیچ زیانی به او برسانید [چرا که] بی‌تردید، پروردگارم بر همه چیز، نگهبان است»

﴿58﴾ و هنگامی‌ که فرمان [عذاب] ما فرارسید، هود و کسانی را ‌که همراهش ایمان آورده بودند، به رحمتی از [جانب] خویش نجات دادیم و آنان را از عذاب سخت رهاندیم

﴿59﴾ و این [قوم] عاد بودند که آیات پروردگارشان را انکار کردند و از پیامبرانش نافرمانی نمودند و از فرمان هر سرکشِ ستیزه‌گری پیروی کردند

﴿60﴾ و در این دنیا و روز قیامت [نیز] لعنتی به دنبالشان است. آگاه باشید! قوم عاد به پروردگارشان کفر ورزیدند. هان! عاد ـ قوم هودـ [از رحمت الهی] دور باد

﴿61﴾ و به سوی [قوم] ثمود، برادرشان ـ صالح ـ را [فرستادیم]. او گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که جز او معبودی [به‌حق] ندارید. او شما را از زمین پدید آورد و آبادانىِ آن را به شما واگذاشت؛ پس از او آمرزش بطلبید سپس به سویش بازگردید [و توبه کنید]. بی‌تردید، پروردگارم نزدیک [و] اجابتگر است»

﴿62﴾ آنان گفتند: «ای صالح، پیش از این، تو میان ما مایۀ امیدوارى بودى. آیا ما را از عبادت آنچه پدرانمان عبادت می‌کردند بازمی‌داری؟ و به راستی، ما از آنچه که ما را به سوی آن دعوت می‌کنی، سخت تردید داریم»

﴿63﴾ [صالح] گفت: «ای قوم من، به من بگویید [که] اگر از سوی پروردگارم دلیل [و معجزۀ] آشکاری داشته باشم و او از جانب خویش رحمتی [= نبوت] به من بخشیده باشد، اگر از او نافرمانی کنم، چه کسی مرا در برابرِ الله یاری می‌کند؟ [آنگاه] شما جز [گمراهی و] زیانکاری، [چیزی] بر من نمی‌افزایید

﴿64﴾ ای قوم من، این ماده‌شترِ الله است که برای شما نشانه‌ای است [بر درستیِ دعوتم]؛ پس بگذارید تا در زمینِ الله بچرد و آزاری به او نرسانید که [در غیر این صورت،] عذابی زودرس شما را فرامی‌گیرد»

﴿65﴾ اما آن [ماده شتر] را پِی کردند؛ آنگاه [صالح به آنان] گفت: «سه روز در خانه‌هایتان [از نعمت‌های دنیا] بهره‌مند گردید [و پس از آن، عذاب خواهد آمد]. این وعده‌ای است که دروغ نخواهد بود»

﴿66﴾ پس چون فرمان [عذاب] ما فرارسید، صالح و کسانی‌ را که همراهش ایمان آورده بودند به رحمتی از [جانب] خویش از [عذاب و] رسوایی آن روز نجات دادیم. بی‌گمان، پروردگارت همان توانمندِ شکست‌ناپذیر است

﴿67﴾ و کسانی را که ستم کرده بودند، بانگی [مرگبار] فروگرفت؛ و در جای خویش به روی افتادند و هلاک شدند

﴿68﴾ چنان که گویی هرگز در آن [دیار] نبوده‌اند. آگاه باشید! [قوم] ثمود به پروردگارشان کفر ‌ورزیدند. هان! ثمود [از رحمت الهی] دور باد

﴿69﴾ به راستی، فرستادگان ما با بشارت [تولد فرزند] نزد ابراهیم آمدند [و] گفتند: «سلام [بر تو]». [او نیز در پاسخ] گفت: «سلام [بر شما]» و دیری نپایید که [ابراهیم برایشان] گوساله‌ای بریان آورد

﴿70﴾ اما چون دید به سوی آن [غذا] دست نمی‌برند [و چیزی نمی‌خورند]، با آنان احساس بیگانگی کرد و [از بیم آنکه قصد جانش را داشته باشند،] ترسی از آنان به دل گرفت. [فرشتگان] گفتند: «نترس؛ ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم»

﴿71﴾ و همسرش [ساره که پشتِ پرده] ایستاده بود، [از شنیدنِ مژده تولد فرزند] خندید؛ آنگاه او را به اسحاق و پس از او به یعقوب بشارت دادیم

﴿72﴾ [ساره] گفت: «ای وای بر من! آیا در حالی که خودم پیرزنم و این شوهرم پیرمردی [فرتوت‌] است، فرزند می‌زایم؟ به راستی، این امری شگفت‌آور است‌»

﴿73﴾ [فرشتگان] گفتند: «آیا از فرمان الله تعجب می‌کنی؟ رحمت الله و برکاتش بر شما اهل خانه [نبوت] باد. بی‌تردید، او [تعالی در ذات و صفات و افعالش] ستوده‌ای بزرگوار است»

﴿74﴾ هنگامی که ترس از [دل] ابراهیم [بیرون] رفت و بشارت [تولد فرزند] به او رسید، دربارۀ [تأخیرِ عذاب یا نجات مؤمنانِ] قوم لوط با ما به بحث [و چون و چرا] پرداخت

﴿75﴾ به راستی که ابراهیم بردبار و بسیار نیایشگر و بازآینده [به درگاه ما] بود

﴿76﴾ [فرشتگان گفتند:] «ای ابراهیم، از این [سخن] بگذر؛ [چرا که] به راستی فرمان [عذاب] پروردگارت فرارسیده است و مسلماً عذابی بازگشت‌ناپذیر برایشان خواهد آمد»

﴿77﴾ و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از [تصور بی‌شرمىِ قومش نسبت به] آنان نگران و دلتنگ شد و گفت: «امروز، روز بسیار سختی است»

﴿78﴾ و قوم او شتابان [به قصد کامجویی از مهمانان لوط‌] به سوى [خانۀ] او هجوم آوردند، در حالى كه پیش از آن [نیز‌] مرتكب کارهای زشتى مى‌شدند. [لوط] گفت: «ای قوم من، اینان دختران [= زنانِ امتِ] من هستند؛ [با آنها ازدواج کنید.] آنان برای شما پاکیزه‌ترند؛ پس از الله بترسید و مرا در [مقابل] مهمانانم شرمسار نکنید. آیا بین شما مرد خردمندی نیست [که شما را از این کار بازدارد]؟»

﴿79﴾ آنان گفتند: «تو خود می‌دانی که ما به دختران [= زنانِ امتِ] تو نیازی نداریم و خوب می‌دانی که ما چه می‌خواهیم»

﴿80﴾ [لوط] گفت: «کاش در برابر شما قدرتی داشتم یا می‌توانستم به تکیه‌گاهی استوار [همچون خانواده و قبیله‌ام] پناه ‌ببرم»

﴿81﴾ [فرشتگان] گفتند: «ای لوط، ما فرستادگان پروردگارت هستیم. آنان هرگز به تو دست نمی‌یابند؛ خانواده‌ات را در پاسی از شب،[از این شهر بیرون] ببر و هیچ یک از شما به پشت سر نگاه نکند؛ مگر همسرت که آنچه [از عذاب] که به آنان می‌رسد، قطعاً به او [نیز] خواهد رسید. در حقیقت، وعده‌گاهشان صبح است. آیا صبح نزدیک نیست؟»

﴿82﴾ هنگامی که فرمان ما فرارسید، آن [سرزمین] را زیر و رو کردیم و بر آنان سنگ‌گِل‌هایی پیاپی باریدیم

﴿83﴾ [سنگ‌هایی که] نزد پروردگارت نشاندار بود؛ و این [عذاب دردناک،] از ستمکاران [دیگر‌] دور نیست

﴿84﴾ و به سوی [مردم] مَدیَن، برادرشان شعیب را [فرستادیم]. او گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که معبودی [به‌حق] جز او ندارید؛ و پیمانه و میزان را کم نکنید. به راستی، شما را در نعمت می‌بینم؛ و[لی] از عذاب روز فراگیر بر شما می‌ترسم

﴿85﴾ و ای قوم من، پیمانه و میزان را با عدالت، تمام [و کامل] بپردازید و کالاهای مردم را کم ندهید و در زمین به فساد [و گناه] نکوشید

﴿86﴾ اگر ایمان داشته باشید، آنچه [از كسب حلال که‌] الله [پس از تحویل کامل پیمانه و ترازو]، برایتان باقى می‌گذارد بهتر است؛ و من بر شما نگهبان نیستم»

﴿87﴾ آنان گفتند: «ای شعیب، آیا نمازت تو را بر آن می‌دارد که [به ما امر کنی تا‌] دست از آنچه پدرانمان عبادت می‌کردند برداریم یا در اموالمان هر کاری که می‌خواهیم نکنیم؟ تو که بردبار [و] خردمندی [پس چرا چنین می‌گویی؟]»

﴿88﴾ [شعیب] گفت: «ای قوم من، به من بگویید [که] اگر از سوی پروردگارم دلیل [و معجزۀ] آشکاری داشته باشم و از جانب خویش روزیِ نیکویی به من عطا کرده باشد، [آنگاه چه می‌کنید؟] و من نمی‌خواهم در آنچه شما را از آن بازمی‌دارم با شما مخالفت کنم [و خودم انجامش دهم‌]. تا آنجا که در توان دارم، جز اصلاح نمی‌خواهم؛ و توفیق من، جز به [لطف و خواستِ] الله نیست؛ بر او توکل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم

﴿89﴾ و ای قوم من، دشمنی [و مخالفت] با من سبب نشود که همانند آنچه که به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید، به شما [نیز] برسد؛ و [به خصوص عذاب] قوم لوط [که از لحاظ زمان و مکان] چندان از شما دور نیست

﴿90﴾ و از پروردگارتان آمرزش بخواهید؛ سپس به سوی او بازگردید [و توبه کنید که] بی‌تردید، پروردگارم مهربان [و] دوستدار [توبه‌کنندگان‌] است»

﴿91﴾ آنان گفتند: «ای شعیب، بسیاری از آنچه را که می‌گویی نمی‌فهمیم و یقیناً تو را در میان خود ناتوان می‌بینیم؛ و اگر [احترام] قبیله‌ات نبود، مسلماً سنگسارت می‌کردیم و تو نزد ما توانمند [و گرانقدر] نیستی»

﴿92﴾ [شعیب] گفت: «ای قوم من، آیا قبیله‌ام نزد شما گرامی‌تر از الله است که [فرمان] او را [فراموش کردید و] پشت سر خویش انداخته‌اید. بی‌تردید، پروردگارم به آنچه انجام می‌دهید احاطه دارد

﴿93﴾ و ای قوم من، شما به روش خود عمل کنید، من نیز [به روش خود] عمل می‌کنم. به زودى خواهید دانست كه عذاب رسواكننده بر چه كسى فرود مى‌آید و دروغگو كیست. شما منتظر باشید و من [نیز] با شما در انتظارم»

﴿94﴾ و چون فرمان ما فرارسید، شعیب و کسانی را که همراهش ایمان آورده بودند، به رحمتی از [جانب] خویش نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند، بانگی [مرگبار] فروگرفت، که در جای خود به روی افتادند و هلاک شدند؛

﴿95﴾ چنان [هلاک شدند] که گویی هرگز در آن [دیار] نبودند. هان! [قوم] مَدیَن [از رحمت الهی] دور باد! چنان که [قوم] ثمود دور شدند

﴿96﴾ و به راستی موسی را با آیات خود و دلیلی آشکار فرستادیم

﴿97﴾ به سوی فرعون و بزرگان [و اشرافِ قومِ] او؛ اما آنان از فرمان فرعون پیروی کردند و فرمان فرعون درست [و بخردانه] نبود

﴿98﴾ [فرعون] روز قیامت پیشاپیش قومش مى‌رود و آنان را به آتش [دوزخ] وارد مى‌كند؛ و چه بد جایگاهی است که به آن وارد می‌شوند

﴿99﴾ و در این [دنیا] و روز قیامت، نفرین به دنبال دارند و چه بد ارمغانی به آنان مى‌بخشند

﴿100﴾ [ای پیامبر،] این [برخی] از خبرهای آن [سرزمین‌ها و] شهرهاست که آنها را برایت بازگو می‌کنیم؛ برخی از آنها [هنوز] پابرجاست و [برخی دیگر] ویران [گشته است]

﴿101﴾ و ما به آنان ستم نکردیم؛ بلکه آنان [خود] به خویشتن ستم کردند؛ و هنگامی ‌که فرمان پروردگارت [برای عذابشان] فرارسید، معبودانشان که [آنها را] به جای الله می‌خواندند، سودی برایشان نرساندند [و یاری‌شان ندادند] و بر آنان جز هلاکت [و تباهی] نیفزودند

﴿102﴾ و چنین است بازخواستِ پروردگارت که اهالی شهرهایی را که ستمکار [و مشرک‌] بودند فرومی‌گرفت. بی‌گمان، بازخواستِ او دردناک و سخت است‌

﴿103﴾ یقیناً در این [داستان‌ها، پند و] نشانه‌ای است برای کسی‌ که از عذاب آخرت می‌ترسد. آن [روز،] روزی است که مردم را برای [حسابرسی در] آن جمع می‌کنند و آن [روز،] روزی است که [تمام اهل محشر] آن را می‌بینند

﴿104﴾ و ما آن [روز] را جز تا مدتی معیّن به تأخیر نمی‌اندازیم

﴿105﴾ وقتی این روز فرا رسد هیچ کس جز به اجازۀ او [= الله] سخن نمی‌گوید؛ [در آن روز] برخی از آنان بدبختند و [برخی دیگر] نیکبخت

﴿106﴾ اما کسانی‌ که بدبخت شدند، [دوزخی‌اند و] در آتش [با هر دم و بازدمی] ضجّه و ناله‌ای برایشان است

﴿107﴾ تا آسمان‌ها و زمین [باقی] است، در آن [عذاب] جاودانند؛ مگر آنکه پروردگارت بخواهد [که موحدان گناهکار را از دوزخ خارج سازد]. بی‌تردید، پروردگارت آنچه را که بخواهد انجام می‌دهد

﴿108﴾ و اما کسانی ‌که نیکبخت [و سعادتمند] شدند، تا آسمان‌ها و زمین [باقی] است، جاودانه در بهشتند؛ مگر آنکه پروردگارت بخواهد [موحدان گناهکار را پیش از ورود به بهشت، در دوزخ مجازات کند. این نعمت،] بخششی بی‌پایان است

﴿109﴾ پس، از [باطل بودنِ] آنچه اینان [= مشرکان] عبادت می‌کنند در تردید نباش. آنان این معبودان را عبادت نمی‌کنند مگر به [تقلید و] همان‌ شکلی که پدرانشان [نیز] پیشتر عبادت می‌کردند؛ و ما سهمشان را [از عذاب] بی‌کم‌وکاست به آنان خواهیم داد

﴿110﴾ و به راستی [ما] به موسی کتاب دادیم؛ سپس در آن اختلاف شد؛ و اگر پیشتر [در مورد مهلت به گناهکاران و حسابرسی در قیامت] سخنی از جانب پروردگارت بیان نشده بود، یقیناً [در همین دنیا] در میانشان داورى مى‌شد [و عذاب نازل می‌گشت]؛ و به راستی که آنان [= یهود و مشرکان] دربارۀ [حقانیتِ] این [قرآن] سخت در تردیدند

﴿111﴾ و پروردگارت [پاداش] اعمال همگان را قطعاً بی‌کم‌وکاست خواهد داد. بی‌تردید، او به آنچه می‌کنند آگاه است

﴿112﴾ پس [ای پیامبر،] چنان که فرمان یافته‌ای، [در برابر مشرکان] استقامت کن و کسی‌ که همراه تو [به پیشگاه الهی] روی آورده است [نیز باید در دینداری استقامت کند] و [از حدود الهی] تجازو نکنید. بی‌تردید، او به آنچه می‌کنید بیناست

﴿113﴾ به کسانی‌ که ستم کردند [= کافران‌] گرایش نیابید که [اگر چنین کنید،] آتش [دوزخ] به شما نیز خواهد رسید و در برابر الله [هیچ] دوستی ندارید و آنگاه یاری نمی‌شوید

﴿114﴾ و در دو طرف روز [= آغاز و پایان روز] و ساعاتی از شب، نماز بگزار. بی‌تردید، نیکی‌ها بدی‌ها را از بین می‌برد. این [سخن،] پندی است برای پندپذیران

﴿115﴾ و شکیبایی کن [که] بی‌تردید، الله پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند

﴿116﴾ پس چرا در میان امت‌های پیش از شما ـ جز اندکی از کسانی که آنان را [از عذاب] نجات دادیم ـ [مؤمنان و] خردمندانی نبودند که [مردم را] از فساد در زمین بازدارند؟ و كسانى كه ستم كردند، به دنبال ناز و نعمتی که یافته بودند رفتند و گناهکار بودند

﴿117﴾ و [سنتِ] پروردگارت [هرگز] چنین نبوده است که شهرها را ـ در حالی‌ که ساکنانش [افرادی] نیکوکار بودند ـ به ستم نابود کند

﴿118﴾ و اگر پروردگارت می‌خواست، [همۀ] مردم را یک امت [موحد و درستکار] قرار می‌داد؛ ولی [آنان] همواره مختلفند

﴿119﴾ مگر كسانى كه پروردگارت به آنان رحم کرده باشد و به همین هدف [آزمودن به وسیله اختلاف] آنان را آفریده است؛ و وعدۀ پروردگارت [چنین‌] تحقق پذیرفته است [كه:] «قطعاً دوزخ را از جن و انسان [گناهکار] انباشته خواهم ساخت»

﴿120﴾ و [ای محمد،] از اخبار پیامبران این همه را بر تو حكایت مى‌كنیم تا دلت را با [بیان] آنها ثبات [و آرامش] ‌بخشیم؛ و در این [سرگذشت‌ها] حقیقت برایت آمده است و [این داستان‌ها] پندی است [برای کافران] و تذکری است براى مؤمنان

﴿121﴾ و به کسانی که ایمان نمی‌آورند بگو: «شما به روش خود عمل کنید، ما [نیز به شیوۀ خود] عمل می‌کنیم

﴿122﴾ و منتظر باشید [كه] بی‌تردید، ما [نیز] منتظریم»

﴿123﴾ و [آگاهی از] غیبِ آسمان‌ها و زمین، از آنِ الله است و همۀ کارها به سوی او بازگردانده می‌شود؛ پس او را عبادت کن و بر او توکل نما؛ و پروردگارت از آنچه می‌کنید [هرگز] غافل نیست

یوسف

Surah 12

﴿1﴾ الر [= الف. لام. را]. این آیاتِ کتاب روشنگر است

﴿2﴾ ما آن را قرآنی [به زبان] عربی نازل کردیم؛ باشد که [در مفاهیمش] بیندیشید

﴿3﴾ [ای پیامبر،] ما بهترین داستان‌ها را با وحی کردنِ این قرآن بر تو حکایت می‌کنیم؛ و مسلّماً پیشتر تو [از این داستان‌ها] بی‌خبر بودی

﴿4﴾ [یاد کن از] هنگامی که یوسف به پدرش [یعقوب] گفت: «پدر جان، من [در خواب] یازده ستاره و خورشید و ماه دیدم. آنها را دیدم که برایم سجده می‌کردند»

﴿5﴾ [یعقوب] گفت: «پسرم، خوابت را به برادران خویش باز‌گو نکن كه نیرنگى برایت مى‌اندیشند؛ [چرا که] بی‌تردید، شیطان دشمنِ آشكاری برای انسان است

﴿6﴾ پروردگارت تو را این گونه برمی‌گزیند و [علمِ] تعبیر خواب‌ها را به تو می‌آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام می‌گردانَد؛ چنان که پیش از این [نیز] بر اجدادت ـ ابراهیم و اسحاق ـ تمام کرد. بی‌تردید، پروردگارت دانای حکیم است»

﴿7﴾ به راستی که در [داستان] یوسف و برادرانش، برای پُرسشگران [دربارۀ یوسف، عبرت‌ها و] نشانه‌هاست

﴿8﴾ آنگاه ‌که [برادرانش به یکدیگر] گفتند: «یوسف و برادرش [بنیامین] نزد پدر‌مان از ما محبوب‌ترند؛ در حالی‌ که ما یک گروه [نیرومند] هستیم. حقا که پدرمان [با این مهرورزیِ بی‌دلیل] در گمراهیِ آشکاری است

﴿9﴾ [یکی از برادران گفت:] یوسف را بکُشید یا او را به سرزمینی [دوردست] بیفکنید تا توجه پدر‌تان فقط به [سوی] شما باشد و پس از آن [توبه کنید و] افرادی شایسته باشید»

﴿10﴾ یکی [دیگر] از آنان گفت: «یوسف را نکشید و اگر [می‌خواهید] کاری انجام دهید، او را در قعر چاه بیندازید تا برخی از مسافران [کاروان] او را برگیرند [و با خود به جایی دور ببرند]»

﴿11﴾ [سپس نزد یعقوب رفتند] و گفتند: «پدر جان، چرا ما را بر یوسف امین نمی‌شماری؛ حال‌ آنکه ما خیرخواهش هستیم؟

﴿12﴾ فردا او را با ما [به دشت] بفرست تا [در چمنزارها و گلزارها] بگردد و بازی کند؛ و ما به خوبی مراقب او هستیم»

﴿13﴾ [یعقوب] گفت: «اینکه او را ببرید، مرا اندوهگین می‌کند و از این می‌ترسم كه گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشید»

﴿14﴾ آنان گفتند: «با وجود اینکه ما یک گروه [نیرومند] هستیم، اگر [اجازه دهیم که] گرگ او را بخورد، قطعاً زیانکار خواهیم بود»

﴿15﴾ هنگامی که او را [همراه خود‌] بردند و همدست شدند که او را در قعر چاه بیندازند، به او وحی کردیم که: «[سرانجام‌] قطعاً آنان را در حالی که هیچ [درباره‌ات] نمی‌دانند، از [چند و چون] این کارشان آگاه خواهی ساخت»‌

﴿16﴾ و شبانگاه، گریه‌کنان نزد پدر‌شان آمدند

﴿17﴾ گفتند: «پدرجان، ما [دورتر] رفتیم که مسابقه دهیم و یوسف را نزد اثاث خود گذاشتیم و گرگ او را خورد؛ و هر چند که راستگو باشیم، تو [هرگز سخن] ما را باور نخواهی کرد»

﴿18﴾ و پیراهن او را [آغشته] با خونی دروغین [برای یعقوب] آوردند. [او] گفت: «[چنین نیست؛] بلکه [هوای] نفس شما کاری [ناشایست] را برایتان آراسته است؛ پس صبرى نیكو [برایم بهتر است‌] و الله در [مورد] آنچه می‌گویید یاریگرِ [من‌] است»

﴿19﴾ و کاروانی آمد و آنان آب‌آورِ خود را فرستادند؛ او دَلوش را [در چاه‌] انداخت [و چون یوسف را بالا کشید] گفت: «مژده دهید! این یک نوجوان است»؛ و [پس از نجاتش] او را همچون یک کالا[ی ارزشمند از دیگران] پنهان داشتند؛ و[لی] الله به آنچه می‌کردند آگاه بود

﴿20﴾ و [سرانجام] او را به بهایی اندک ـ چند درهم ـ فروختند و در[بارۀ نگه داشتنِ] او بی‌میل بودند

﴿21﴾ و آن شخص از [مردم] مصر [= عزیز] که او را خریده بود، به همسرش گفت: «مقامش را گرامی بدار. امید است که برایمان سودمند باشد یا او را به فرزندی بگیریم». و اینچنین بود که یوسف را در [آن] سرزمین، ارجمند [و مقتدر] گرداندیم تا تعبیر خواب به او بیاموزیم؛ و الله بر کار خویش [توانا و] چیره است؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند

﴿22﴾ و چون [یوسف به اوج] نیروی جوانی رسید، حکمت و دانش به او عطا کردیم؛ و نیکو‌کاران را اینچنین پاداش می‌دهیم

﴿23﴾ و آن زنی که او [= یوسف] در خانه‌اش بود، از وی تقاضای کامجویی کرد و در‌ها را بست و گفت: «بیا [که] در اختیارِ تو [هستم]». [یوسف] گفت: «پناه بر الله! آن مرد، [شوهرِ تو و] سرورِ من است [و] جایگاهم را گرامی داشته است [پس چگونه به او خیانت کنم؟] یقیناً ستمکاران رستگار نمی‌شوند»

﴿24﴾ و در حقیقت، [آن زن] قصد او کرد و او [= یوسف نیز] ـ اگر بُرهان پروردگارش را ندیده بودـ قصد آن زن می‌کرد. ما اینچنین [کردیم] تا بدی و زشتکاری را از او دور سازیم. به راستی که او از بندگان مخلصِ ما بود

﴿25﴾ و هر‌ دو به طرف در شتافتند و [همسرِ عزیزِ مصر] پیراهن او[= یوسف] را از پشت پاره کرد و [در این هنگام] شوهرش را در آستانۀ در یافتند. [آن] زن گفت: «کیفر کسی ‌که قصد بدی به خانوادۀ تو داشته باشد چیست؛ جز اینکه زندانی شود یا عذابی دردناک [ببیند]؟»

﴿26﴾ [یوسف] گفت: «او از من کامجویی کرد؛» و [در آن هنگام] شاهدی از بستگان آن زن، [چنین] شهادت داد: «اگر پیراهنش از جلو پاره شده باشد، این زن راست می‌گوید و آن مرد [= یوسف] دروغگوست؛

﴿27﴾ و[لی] اگر پیراهنش از پشت پاره شده باشد، این زن دروغ می‌گوید و آن مرد راستگوست»

﴿28﴾ چون [عزیز مصر] دید که پیراهن او از پشت پاره شده است، [به حقیقت پی بُرد و] گفت: «این از نیرنگِ شما [زنان] است. به راستی که نیرنگ شما بزرگ است

﴿29﴾ ای یوسف، از این [ماجرا] درگذر و [تو ای زن،] برای گناهت آمرزش بخواه که بی‌تردید خطا‌کار بوده‌ای»

﴿30﴾ [هنگامی که این خبر منتشر شد] برخی از زنان در شهر گفتند: «همسر عزیز [مصر]، از غلام [جوان] خویش تقاضای کامجویی می‌کند [و] سخت شیفته‌اش گشته است. ما او را واقعاً در گمراهی آشکاری می‌بینیم»

﴿31﴾ وقتی [همسرِ عزیز] نیرنگ [و بدگوییِ] آنان را شنید، [شخصی را برای دعوت] به سراغشان فرستاد و مجلسی برایشان ترتیب داد و به هر یک از آنان [برای بریدن غذا] چاقویی داد و به یوسف گفت: «بر [جمعِ] آنان وارد شو». [زنان] چون او را دیدند، [او را] بسیار بزرگ[وار و زیبا] شمردند و [از شدت شگفتی] دست‌هایشان را زخمی کردند و گفتند: «پناه بر الله! این بشر نیست؛ این جز فرشته‌ای بزرگوار نیست»

﴿32﴾ [همسر عزیز] گفت: «این [جوانِ زیباروی،] همان است که مرا دربارۀ او سرزنش می‌کردید. [آری،] در حقیقت، من از او تقاضای کامجویی نمودم و[لی] او خویشتنداری کرد؛ و [اینک] اگر آنچه را به او دستور می‌دهم انجام ندهد، قطعاً زندانی می‌شود و مسلماً از خوارشدگان خواهد بود»

﴿33﴾ [یوسف] گفت: «پروردگارا، زندان برای من از آنچه [اینها] مرا به سویش می‌خوانند محبوب‌تر است؛ و اگر نیرنگشان را از من نگردانی، به آنان گرایش می‌یابم و [اگر چنین کنم،] نادان خواهم بود»

﴿34﴾ پروردگارش [دعای] او را اجابت کرد و نیرنگشان را از او بازگردانْد. بی‌تردید، او شنوای داناست

﴿35﴾ آنگاه پس از آنکه [عزیز مصر و اطرافیانش] نشانه‌ها[ی پاکدامنیِ یوسف] را دیدند، تصمیم گرفتند [برای سرپوش گذاشتن بر این بی‌آبرویی،] او را تا مدتی زندانی کنند

﴿36﴾ و دو جوان همراه او وارد زندان شدند. [روزى‌] یکی از آن دو گفت: «من [در خواب،] خود را دیدم که [انگور برای] شراب می‌فشارم» و دیگری گفت: «من خواب دیده‌ام که بر سر خویش [ظرف] نانی می‌برم [و] پرندگان از آن می‌خورند. ما را از تعبیر آن آگاه کن [که] قطعاً تو را از نیکو‌کاران می‌بینیم»

﴿37﴾ [یوسف] گفت: «هیچ غذایی برای خوردن نزدتان نمی‌رسد، مگر آنکه پیش از رسیدنش، شما را از [کیفیت و] حقیقت آن [= خواب‌ها] آگاه خواهم ساخت. این [اخبار غیبی و تعبیر خواب،] از چیزهایی است که پروردگارم به من آموخته است. در حقیقت، من آیینِ قومی را که به الله ایمان نمی‌آورند و به [سرای] آخرت [نیز] کفر می‌ورزند، ترک کرده‌ام

﴿38﴾ و از آیین پدرانم ـ ابراهیم و اسحاق و یعقوب ـ پیروی نموده‌ام. برای ما سزاوار نیست که چیزی را شریک الله قرار دهیم. این [عبادت الله به یگانگی،] از فضل الله بر ما و بر [همۀ] مردم است؛ ولی بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند

﴿39﴾ ای رفقای زندانی من، آیا معبودان پراکنده [و متعدد] بهترند، یا الله یگانۀ پیروزمند؟

﴿40﴾ شما به جای او [معبودی را] عبادت نمی‌کنید، مگر نام‌هایی [بی‌معنی] که خود و پدرانتان بر آنها نهاده‌اید. الله هیچ دلیلی بر [حقانیت] آنها نازل نکرده است. فرمانروایی، تنها از آن الله است [و] فرمان داده است که جز او را عبادت نکنید. این همان دین راست و استوار است؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند

﴿41﴾ ای رفقای زندانی من، یکی از شما [آزاد می‌شود] و به سَروَر خویش شراب خواهد نوشاند؛ و اما دیگری به دار آویخته می‌شود و پرندگان از [مغز] سرش خواهند خورد. امری که در [مورد] آن از من نظر خواستید، [چنین] مقدر شده است»

﴿42﴾ و [یوسف] به یکی از آن دو [جوان] که دانست رها می‌شود، گفت: «نزد سرورت [= پادشاه] از من یاد کن»؛ و[لی] شیطان یاد کردن [از یوسف نزد] سَرورش را از خاطرِ وی [= ساقی پادشاه] بُرد و او [= یوسف] چندین سال [دیگر نیز] در زندان باقی ماند

﴿43﴾ و [روزی] پادشاه گفت: «من [در خواب] دیدم که هفت گاو چاق را هفت [گاو] لاغر می‌خورند؛ و هفت خوشۀ سبز و [هفت خوشۀ] دیگر را خشک [دیدم]. ای بزرگان، اگر تعبیر خواب می‌کنید، در[بارۀ] خوابم نظر دهید»

﴿44﴾ آنان گفتند: «[اینها] خواب‌هایی پریشان است و ما به تعبیر این [گونه] خواب‌ها دانا نیستیم»

﴿45﴾ و یکی از آن دو [زندانی] که نجات یافته بود، پس از مدت‌ها [یوسف] را به یاد آورد [و] گفت: «مرا به [زندان‌] بفرستید تا دربارۀ تعبیر آن [خواب] به شما خبر دهم»

﴿46﴾ [او به زندان رفت و گفت:] «یوسف، ای [مرد] راستگو، در[بارۀ این خواب که] هفت گاو چاق را هفت گاو [لاغر] می‌خورند و هفت خوشۀ سبز و [هفت خوشۀ‌] خشکیدۀ دیگر، برایمان نظر بده [و آن را تعبیر كن] تا نزد مردم برگردم؛ شاید آنها [تعبیر این خواب و توانایی‌های تو را‌] بدانند

﴿47﴾ [یوسف] گفت: «هفت سال پیاپی [با جدیّت] کشاورزی کنید و آنچه را که درو می‌کنید ـ جز اندکی که می‌خورید ـ با خوشه‌اش [کنار] بگذارید

﴿48﴾ سپس بعد از آن [دورانِ رونق]، هفت [سال قحطیِ] سخت می‌آید که آنچه را برای آن سال‌ها [کنار] گذاشته‌اید می‌خورید، جز اندکی که آن را [برای بذر] ذخیره می‌کنید

﴿49﴾ سپس بعد از آن هفت [سال،] سالی فرامی‌رسد كه باران فراوانی نصیب مردم مى‌شود و در آن سال، [بر اثر فراوانى، از میوه‌ها و دانه‌های روغنی] عصاره مى‌گیرند»

﴿50﴾ پادشاه [چون این تعبیر را شنید] گفت: «او را نزد من بیاورید». اما وقتی فرستادۀ [پادشاه] نزد او آمد، [یوسف] گفت: «نزد سرورت بازگرد و از او بپرس که ماجرای زنانی که دست‌های خود را بریدند چه بود؟ قطعاً پروردگارم به نیرنگِ آنان آگاه است»

﴿51﴾ [پادشاه آن زنان را خواست و] گفت: «هنگامی‌ که یوسف را به سوی خویش دعوت کردید، جریان کارتان چه بود؟» گفتند: «پناه بر الله! ما هیچ گناهی در او سراغ نداریم». [در این هنگام] همسر عزیز گفت: «اکنون حق آشکار شد: من [بودم که] از وی تقاضای کامجویی کردم [و او پاکدامنی ورزید] و یقیناً راستگوست

﴿52﴾ این [اعتراف] برای آن است که [عزیز مصر] بداند من در پنهان به او خیانت نکرده‌ام و اینکه الله نیرنگِ خائنان را به جایى نمى‌رسانَد

﴿53﴾ من هرگز خود را بیگناه نمی‌شمارم. بی‌شک، نفس [وسوسه‌گرِ انسان، او را] پیوسته به بدی فرمان می‌دهد مگر نفس [کسی] که پروردگارم به او رحم كند. بی‌تردید، پروردگارم آمرزندۀ مهربان است»

﴿54﴾ و پادشاه گفت: «او [= یوسف] را نزدم بیاورید [تا مشاورِ] ویژۀ خود گردانم». پس چون [یوسف نزدش آمد و] با وی صحبت کرد، [پادشاه] گفت: «تو امروز نزد ما ارجمند [و] امین هستی»

﴿55﴾ [یوسف‌] گفت: «مرا بر [سرپرستىِ] خزانه‌هاى [مالی و غذاییِ این‌] سرزمین بگمار [كه] بی‌تردید، من نگهبانى دانا هستم»

﴿56﴾ و این گونه به یوسف در سرزمین [مصر] منزلت [و قدرت] دادیم [آنچنان] كه [می‌توانست به هر جا برود و] در هر جایی از آن که مى‌خواست، اقامت مى‌گزید. ما رحمت خود را به هر کس که بخواهیم می‌رسانیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کنیم

﴿57﴾ و یقیناً پاداش آخرت برای کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و پرهیزگاری ‌کرده‌اند، بهتر است

﴿58﴾ و [چون سرزمین کنعان را خشکسالی فراگرفت] برادران یوسف [برای تهیۀ‌ گندم به مصر] آمدند و بر او وارد شدند. [او] آنها را شناخت در حالی‌ که آنان وی را نشناختند

﴿59﴾ هنگامی که بار‌هایشان را آماده کرد، [به آنان] گفت: «[نوبت آینده،] برادری را که از پدرتان دارید، نزد من بیاورید. آیا نمی‌بینید که من پیمانه را تمام می‌دهم و بهترین میزبانم؟

﴿60﴾ و اگر او را نزدم نیاوردید، پیمانه‌ای نزد من نخواهید داشت و به من نزدیک نشوید»

﴿61﴾ [برادران] گفتند: «او را از پدرش خواهیم خواست و حتماً این کار را می‌کنیم»

﴿62﴾ و [یوسف] به غلامانش گفت: «سرمایه‌ها‌یشان را [که برای خرید غله آورده‌اند، مخفیانه] در بار‌هایشان بگذارید؛ شاید هنگامی ‌که به سوی خانوادۀ خود بازگشتند، آن را [ببینند و] بشناسند. امید است که بازآیند»

﴿63﴾ هنگامی که به سوی پدر‌شان بازگشتند، گفتند: «پدر جان، پیمانه [و سهمِ غلّۀ نوبت آینده] را از ما بازداشتند؛ پس برادرمان [بنیامین] را با ما بفرست تا سهمی [از غلّه] بگیریم و ما حتماً مراقبش خواهیم بود»

﴿64﴾ [یعقوب] گفت: «آیا همان‌ گونه که پیشتر شما را نسبت به برادرش [یوسف] امین داشتم، [این بار هم] بر او امین بدانم؟ الله بهترین نگهبان است و او مهربان‌ترینِ مهربانان است»

﴿65﴾ و چون بار خود را گشودند، سرمایه‌شان را یافتند که به آنان بازگردانده شده بود. گفتند: «پدر جان، [دیگر] چه می‌خواهیم؟ این سرمایۀ ماست که به ما بازگردانده شده است؛ [به این وسیله] براى خانوادۀ خود آذوقه [فراوانی] مى‌آوریم و از برادرمان [نیز] محافظت مى‌كنیم و [با بردنِ بنیامین] یک بارِ شتر اضافه می‌گیریم. این پیمانه [برای عزیز مصر، کار] آسانی است»

﴿66﴾ [یعقوب] گفت: «هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا با من به نام الله پیمان استوارى ببندید كه قطعاً او را نزد من بازمی‌آورید، مگر آنكه گرفتار [حادثه‌ای] شوید [و هیچ‌ یک نجات نیابید]». وقتی [عهد و] پیمان استوار خویش را به او دادند، [یعقوب] گفت: «الله بر آنچه می‌گوییم [گواه و] نگهبان است»

﴿67﴾ و [همچنین] گفت: «ای پسرانم، [برای آنکه جلب‌توجه نکنید، همگی] از یک دروازه وارد [شهر] نشوید؛ بلکه از دروازه‌های مختلف وارد شوید و [البته من با این سفارش] نمی‌توانم چیزی از [قضا و قدَرِ] الله را از شما دور کنم. حُکم، جز برای الله نیست؛ بر او توکل کرده‌ام و توکل‌کنندگان باید بر او توکل ‌کنند

﴿68﴾ و وقتی همان گونه که پدرشان به آنان دستور داده بود وارد شدند، [این شیوۀ ورود،] آنان را از [قضای] الله بازنداشت؛ ولی [هر چه بود،] خواسته قلبی یعقوب را برآورده کرد. او از [بركتِ‌] آنچه به او آموخته بودیم، داراى دانشى [فراوان‌] بود؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند

﴿69﴾ و چون [برادران] بر یوسف وارد شدند، برادرش [بنیامین] را نزد خود جای داد [و به آهستگی به او] گفت: «من برادرت هستم؛ و از کارهایی که [برادرانمان] می‌کردند اندوهگین نباش»

﴿70﴾ هنگامی‌ که بارهایشان را آماده کرد، جام [پادشاه] را در بارِ برادرش [بنیامین] گذاشت؛ آنگاه ندادهنده‌ای بانگ برآورد [که]: «ای کاروانیان، قطعاً شما دزد هستید»

﴿71﴾ [برادرانِ یوسف] رو به آنان ‌کردند و گفتند: «چه گم کرده‌اید؟»

﴿72﴾ [کارگزاران] گفتند: «پیمانۀ پادشاه را گم کرده‌ایم و [آن که بانگ برآورده بود گفت:] هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر [جایزه] دارد و من ضامن این [پاداش] هستم»

﴿73﴾ [برادران یوسف] گفتند: «به الله سوگند، شما می‌دانید که ما نیامده‌ایم تا در این سرزمین فساد کنیم و ما [هرگز] دزد نبوده‌ایم»

﴿74﴾ [آنان] گفتند: «اگر دروغگو باشید، کیفرش چیست؟»

﴿75﴾ گفتند: «کیفر کسی ‌که [آن پیمانه] در بارش پیدا شود، [این است که] خودش کیفر آن باشد [و به بردگیِ شما درآید]. ما ستمکاران را این گونه مجازات می‌کنیم»

﴿76﴾ آنگاه [یوسف] پیش از بار برادرش، شروع به [جست‌وجوی] بار‌های آنان کرد؛ سپس آن [پیمانه] را از بار برادرش بیرون کشید. این گونه برای یوسف چاره‌اندیشی کردیم؛ [تا بتواند بنیامین را نزد خود نگه دارد؛ زیرا او] طبق آیین پادشاه [مصر] نمى‌توانست برادرش را بازداشت كند، مگر اینكه الله بخواهد. ما هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا مى‌بریم؛ و [بدانید که] فراتر از هر صاحب‌دانشى، دانشورى است

﴿77﴾ [برادران] گفتند: «اگر او دزدی کرده است [شگفت نیست؛ چرا که] برادرش [نیز] پیش از این دزدی کرده بود. یوسف آن را در دل خویش پنهان داشت و [ناراحتی‌ را] بر آنان آشکار نکرد [و با خود] گفت: «شما از نظر جایگاه، [از آنچه وانمود مى‌كنید] بد‌ترید و الله به آنچه بیان می‌کنید، داناتر است»

﴿78﴾ گفتند: «ای عزیز، او پدر پیری دارد [که طاقت دوری‌ فرزندش را ندارد]؛ پس یکی از ما را به جای او بگیر. به راستی که ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم»

﴿79﴾ [یوسف] گفت: «پناه بر الله از اینکه جز آن كسی را كه كالایمان را نزدش یافته‌ایم بازداشت كنیم! در این صورت [اگر کس دیگری را به جای او بازداشت کنیم،] قطعاً ستمكار خواهیم بود»

﴿80﴾ هنگامی که [برادران] از او ناامید شدند، نجواکنان [برای مشورت] به گوشه‌ای رفتند. [برادر] بزرگشان گفت: «مگر نمى‌دانید كه پدرتان با نام الله پیمانى استوار از شما گرفته است و پیشتر [نیز‌] در مورد یوسف چه کوتاهی‌ای كردید؟ من هرگز از این سرزمین نمى‌روم تا پدرم به من اجازه [بازگشت] دهد یا [آنکه] الله درباره‌ام داورى كند [که] بی‌تردید، او بهترین داور است

﴿81﴾ [شما] نزد پدر‌تان بازگردید و بگویید: ای پدر، پسرت دزدی کرد و ما جز به آنچه می‌دانستیم گواهی ندادیم و از غیب آگاه نبودیم [که بدانیم دزدی می‌کند]

﴿82﴾ و از [مردم] شهری که در آن بودیم و از کاروانی که با آن آمدیم بپرس؛ و ما قطعاً راستگوییم»

﴿83﴾ [یعقوب] گفت: «[چنین نیست؛] بلکه [هوای] نفس شما کاری [ناشایست] را برایتان آراسته است؛ پس [چارۀ کار،‌] صبرى نیكوست. امید است که الله همۀ آنان را به من برساند. بی‌تردید، او دانای حکیم است»

﴿84﴾ و از آنان روی برگرداند و گفت: «دریغ از یوسف!» و چشمانش از شدت اندوه [و گریستن برای فرزندش] سفید شد و همچنان اندوه خود را فرومى‌خورد

﴿85﴾ [پسرانش] گفتند: «به الله سوگند، تو [آنقدر] پیوسته از یوسف یاد می‌کنی تا [عاقبت،] به سختی بیمار شوی یا بمیری»

﴿86﴾ [یعقوب] گفت: «من از درد و اندوه خویش به [درگاه] الله می‌نالم و از [لطف و بزرگیِ] الله چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؛

﴿87﴾ ای پسرانم، بروید و دربارۀ یوسف و برادرش جستجو کنید [و خبر بگیرید] و از رحمتِ الله مأیوس نشوید؛ [چرا که] جز گروه کافران، کسی از رحمت الله مأیوس نمی‌گردد»

﴿88﴾ وقتی [پسران یعقوب به مصر رفتند و] بر او [= یوسف] وارد شدند، گفتند: «ای عزیز، به ما و خاندانمان [در اثر فقر و خشکسالی] سختی فراوانی رسیده است و [اینک] کالای ناچیز [و مال اندکی برای خرید آذوقه] با خود آورده‌ایم؛ پس پیمانه را برایمان کامل کن و بر ما صدقه [و بخشش] کن. بی‌تردید، الله بخشندگان را پاداش می‌دهد»

﴿89﴾ [یوسف‌] گفت: «آیا دانستید که وقتی [از عاقبتِ کارتان] بی‌خبر بودید، در حق یوسف و برادرش چه کردید؟»

﴿90﴾ [آنان] گفتند: «آیا به راستی تو [همان] یوسفی؟» او گفت: «[آری،] من یوسفم و این برادر من است. یقیناً الله بر ما منّت نهاد. به راستی، هر کس پرهیزگاری و شکیبایی کند، [بداند که] بی‌تردید، الله پاداش نیکو‌کاران را تباه نمی‌کند»

﴿91﴾ [برادرانش] گفتند: «به الله سوگند [که] یقیناً الله تو را بر ما برتری داده است و ما قطعاً خطاکار بودیم»

﴿92﴾ [یوسف] گفت: «امروز هیچ سرزنشی بر شما نیست. الله شما را می‌آمرزد و او مهربان‌ترینِ مهربانان است

﴿93﴾ [اکنون] این پیراهن مرا ببرید و بر صورت پدرم بیندازید تا بینا گردد و [سپس] همۀ خانواده‌ خود را نزد من بیاورید»

﴿94﴾ و چون کاروان [از مصر به سوی کنعان] به راه افتاد، پدر‌شان [به اطرافیانش] گفت: «اگر مرا کم‌خرد نشمارید، [می‌گویم که] یقیناً بوی یوسف را احساس می‌کنم»

﴿95﴾ [آنان] گفتند: «به الله سوگند که حتماً [باز هم] در اشتباه دیرینه‌ات هستی»

﴿96﴾ هنگامی که مژده‌رسان آمد و آن [پیراهن] را بر چهرۀ‌ او افکند، ناگهان بینا شد [و] گفت: «آیا به شما نگفتم که من از [لطف و بزرگی] الله چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟»

﴿97﴾ گفتند: «ای پدر، برای ما [به خاطرِ] گناهانمان آمرزش بخواه [چرا که] یقیناً ما گناهکار بودیم»

﴿98﴾ [یعقوب] گفت: «به زودی از پروردگارم برایتان آمرزش می‌طلبم. بی‌تردید، او آمرزندۀ مهربان است»

﴿99﴾ [همگی به مصر رفتند و] چون بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادرش را [در آغوش گرفت و] نزد خود جای داد و گفت: «[همگی] به مصر درآیید که ان شاء الله [از هر گونه آزاری] ایمن خواهید بود»

﴿100﴾ و پدر و مادرش را بر تخت نشاند و [همگی] در برابرش به سجده افتادند و [یوسف] گفت: «پدر جان، این تعبیر [همان] خوابم است که پیشتر دیده بودم. پروردگارم آن را راست گردانْد [و تحقق بخشید]. یقیناً او به من نیکی کرد ‌که مرا از زندان بیرون آورد و ـ پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم فتنه برپا کرد ـ شما را از بیابان [کنعان به مصر] آورد. بی‌تردید، پروردگارم در آنچه می‌خواهد، باریک‌بین است. به راستی که او دانای حکیم است

﴿101﴾ پروردگارا، مرا از فرمانروایی [بهره‌ای] عطا کردی و از علم تعبیر خواب‌ها به من آموختی. ای پدیدآورندۀ آسمان‌ها و زمین، تویی که در دنیا و آخرت [دوست و] کارسازِ منی. مرا مسلمان [= فرمانبردار] بمیران و به شایستگان ملحق فرما»

﴿102﴾ [ای پیامبر،] این [داستان،] از خبرهای غیب است که به تو وحی می‌کنیم؛ و هنگامی ‌که [برادران یوسف علیه وی] بداندیشی می‌کردند و نیرنگ می‌زدند، تو نزدشان نبودی

﴿103﴾ و بیشتر مردم مؤمن نخواهند شد؛ حتی اگر [برای ایمان آوردنشان] حرص بورزی‌

﴿104﴾ تو از آنان برای این [رسالت‌] پاداشی نمی‌خواهی. این [قرآن، چیزی] نیست، مگر پندی برای جهانیان

﴿105﴾ و چه بسیار نشانه‌ها در آسمان‌ها و زمین وجود دارد كه بر آنها مى‌گذرند و[لی] از آنها روى برمى‌گردانند [و توجه نمى‌كنند]

﴿106﴾ و بیشتر آنان [در ظاهر] به الله ایمان نمی‌آورند، مگر آنکه [در عمل، به نوعی‌] مشرکند

﴿107﴾ آیا [مشرکان] ایمن هستند از اینکه عذابی فراگیر از جانب الله بر آنان فرود آید یا در حالی که غافلند، ناگهان قیامت آنان را فرا گیرد؟

﴿108﴾ [ای پیامبر، به مردم] بگو: «این راه من است. من با دلیلی آشکار به سوی الله دعوت می‌کنم و کسانی‌ که از من پیروی کردند [نیز چنین می‌کنند]؛ و الله پاک و منزّه است و من از مشرکان نیستم»

﴿109﴾ و ما پیش از تو جز مردانی از اهل [همین‌] شهرها [را به پیامبری] نفرستاده‌ایم که به آنان وحی می‌کردیم. آیا در زمین نگشته‌اند تا ببینند سرانجامِ کسانی که پیش از آنان بودند چگونه بوده است؟ و یقیناً سرای آخرت برای پرهیزگاران بهتر است. آیا نمی‌اندیشید؟

﴿110﴾ [ما همچنان به کافران مهلت می‌دادیم] تا آنگاه که پیامبران [از ایمان‌آوردن اقوام‌شان] مأیوس شدند و [مردم] پنداشتند [در آنچه رسولان از جانب الله آورده‌اند،] به آنان دروغ گفته شده است. [در این هنگام] یاریِ ما به سراغشان آمد. پس هر کس را که خواستیم، نجات یافت؛ و[لى‌] عذاب سختِ ما از گروه مجرمان بازگردانده نمی‌شود

﴿111﴾ یقیناً در داستان آنان برای خردمندان عبرتی است. این [قرآن] سخنى نیست كه به دروغ ساخته شده باشد؛ بلکه تصدیق‌کنندۀ آنچه [از کتاب‌هایی] است كه پیش از آن [آمده] است و روشنگرِ همه چیز است و رهنمود و رحمتی است برای گروهی که ایمان می‌آورند

الرعد

Surah 13

﴿1﴾ المر [= الف. لام. میم. را]. این آیاتِ کتاب [آسمانی] و آنچه از [سوی] پروردگارت بر تو نازل شده است، حق است؛ ولی بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند

﴿2﴾ الله است که آسمان‌ها را بدون ستون‌هایی که آنها را ببینید برافراشت، آنگاه [آن گونه كه شايسته جلال و مقام اوست] بر عرش قرار گرفت؛ و خورشید و ماه را به خدمت [انسان] گماشته است که هر یک تا زمانی معیّن در [مدار خود] در حرکت باشند. [الله] کار [جهان‌] را تدبیر می‌کند و آیات [خویش‌] را به روشنی بیان می‌دارد؛ باشد که به دیدارِ پروردگارتان یقین پیدا کنید

﴿3﴾ و او همان ذاتی است كه زمین را بگسترد و در آن، کوه‌های استوار و جویبارها پدید آورد و در آن از هر گونه میوه‌اى دو گونه آفرید؛ شب را به روز [و روز را به شب‌] می‌پوشانَد. قطعاً در این [امور] براى مردمى كه می‌اندیشند نشانه‌هایی [از قدرت پروردگار] است

﴿4﴾ و در زمین، قطعاتی است در کنار هم [که با یکدیگر متفاوتند]؛ و [نیز] باغ‌هایی از انگور و کشتزارها و درختان خرما که [نر و ماده‌اند و] گاه از یک ریشه می‌رویند و گاه از ریشه‌های متفاوتند و [همۀ آنها] با یک آب سیراب می‌شوند. و [با این حال،] بعضی از آنها را در [طعم و خواص] میوه بر دیگری برتری می‌دهیم. بی‌تردید، در این [امر نیز] برای مردمی که خرد می‌ورزند، نشانه‌های [روشنى‌] است

﴿5﴾ و [ای پیامبر،] اگر [از بی‌ایمانیِ کافران] تعجب می‌کنی، عجیب[تر] گفتار آنان است كه [دربارۀ معاد می‌گویند:] «آیا وقتى خاک شدیم، واقعاً [زنده می‌شویم و] در آفرینش جدیدی خواهیم بود؟» اینانند كه به پروردگارشان كفر ورزیده‌اند و در گردن‌هایشان [از آتش،] زنجیرهاست و آنان اهل آتشند [و] در آن جاودانند

﴿6﴾ و [ای پیامبر، مشرکان] پیش از نیکی [= رحمت] به شتاب از تو بدی [= عذاب] را درخواست می‌کنند و حال آنكه پیش از اینان [نیز بر كافران‌] عقوبت‌های عبرت‌آموز رفته است؛ و به راستى، پروردگارت نسبت به مردم ـ با وجود ستمکاری‌شان ‌ـ آمرزنده است؛ و بی‌تردید، پروردگارت سخت‌كیفر است

﴿7﴾ و کسانی‌ که کفر ورزیدند می‌گویند: «چرا نشانه‌ها [و معجزاتی همانند موسی و عیسی] از پروردگارش بر او نازل نشده است؟» [ای پیامبر،] بی‌تردید، تو فقط بیم‌دهنده‌ای؛ و هر قومی، [پیامبرِ] هدایتگری دارد

﴿8﴾ الله مى‌داند آنچه را كه هر ماده‌اى [در رحِم‌] بار مى‌گیرد و [نیز] آنچه را كه رحِم‌ها مى‌كاهند و آنچه را مى‌افزایند؛ و هر چیزى نزد او به اندازه [و دقیق] است

﴿9﴾ [او] دانای نهان و آشکار [و] بزرگِ بلندمرتبه است

﴿10﴾ [ای مردم،] هر یک از شما که سخن [خود] را پنهان کند یا آن را آشكارا بیان سازد و هر کس در [تاریکیِ] شب پنهان گردد یا در روز [به دنبال انجام کارهایش] برود، [در علم الهی] یکسان است [و او همه را می‌داند]

﴿11﴾ برای او [= انسان] فرشتگانی است که همواره از پیش رو و از پشت سرش، او را به فرمان الله حفاظت می‌کنند. بی‌گمان، الله حال [و سرنوشت نیکوی] هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را که در دل‌هایشان دارند دگرگون سازند [و مرتکب گناه شوند]؛ و هنگامی ‌که الله برای قومی [گرفتاری و] بدی بخواهد، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد و آنان جز [ذات پاکِ] او هیچ کارسازی ندارند

﴿12﴾ اوست که برق را برای بیم[از صاعقه و آتش‌] و امید [به باران‌] به شما می‌نمایانَد و ابرهای گرانبار را پدید می‌آورَد

﴿13﴾ رعد به ستایش او و [تمام] فرشتگان از خوف و خشیت، او را تسبیح می‌گویند؛ و [اوست که‌] صاعقه‌ها را می‌فرستد؛ و آن [صاعقۀ مرگبار] به هر کس که او بخواهد برخورد می‌کند؛ و آنان [= کافران] دربارۀ [یگانگیِ] الله مجادله می‌کنند و او تعالی سختگیر [و سخت‌کیفر] است.‌

﴿14﴾ دعای حقیقی [و عبادت به یگانگی] فقط از آنِ او [= الله] است؛ و کسانی را که [مشرکان] به جای او [به دعا و یاری] می‌خوانند، به هیچ وجه دعایشان را اجابت نمی‌کنند؛ مگر مانند كسى كه دو دستش را به سوى آب بگشاید تا [آب‌] به دهانش برساند، در حالى كه [هیچ آبی‌] به [دهان‌] او نمی‌رسد؛ و دعای کافران [در برابر معبودهایشان] جز در گمراهی نیست

﴿15﴾ و هر کس [و هر چه] در آسمان‌ها و زمین است ـ خواه و ناخواه ـ و [حتی] سایه‌هایشان، بامداد و شامگاه براى الله سجده [و فروتنی] مى‌كنند

﴿16﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست؟» بگو: «الله». [سپس] بگو: «آیا به جای او [دوستان و] کارسازانی برگزیده‌اید که [حتی] مالک سود و زیان خود نیستند؟». بگو: «آیا نابینا و بینا برابرند؟ یا تاریکی‌ها و نور یکسانند؟ یا آنان شریکانی برای الله قرار داده‌اند که همچون آفرینش او آفریده‌اند و [در نتیجه، امرِ] آفرینش بر آنان مُشتبه شده است؟» بگو: «الله آفرینندۀ همه چیز است و او یگانۀ پیروزمند است

﴿17﴾ [الله] از آسمان آبی فرو بارید؛ آنگاه رودها هر یک به اندازۀ [گنجایش] خود جاری شدند و سیلاب، کف روی خود را برآورد؛ و از آنچه بر آتش می‌افروزند [و می‌گدازند] تا زیور یا کالایی به دست آورند [نیز] کفی همانند آن [آب‌ برمی‌آید]. الله حق و باطل را اینچنین مثال می‌زند. و اما کف، به کناری می‌رود و نیست می‌گردد؛ ولی آنچه به مردم سود می‌رسانَد بر زمین [باقی] می‌مانَد. الله مَثَل‌ها را اینچنین بیان می‌کند

﴿18﴾ برای کسانی‌ که [دعوت] پروردگارشان را اجابت کردند، پاداش نیک [= بهشت در پیش] است؛ و کسانی‌ که [دعوت] او را اجابت نکردند، اگر تمام آنچه در زمین است و [نیز] همانندش را با آن داشتند، یقیناً [حاضر بودند که همه را] برای رهاییِ خویش [از عذاب] بپردازند، [ولی از آنان پذیرفته نخواهد شد]. آنان حسابی بد [و بازخواستی بسیار سخت] دارند و جایگاهشان دوزخ است و چه بد جایگاهی است

﴿19﴾ آیا کسی ‌که می‌داند آنچه از [طرف] پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسی است که [نسبت به حق] نابیناست؟ تنها خردمندان پند می‌گیرند

﴿20﴾ [همان] کسانی‌ که به پیمان الله وفا می‌کنند و عهد نمی‌شکنند

﴿21﴾ و كسانى كه هر آنچه را الله به پیوند کردنِ آن فرمان داده است مى‌پیوندند [= صلۀ رحِم برقرار می‌کنند] و از پروردگارشان مى‌ترسند و از سختیِ حساب می‌هراسند

﴿22﴾ و کسانی‌ که برای کسب خشنودی پروردگار‌شان شکیبایی کرده‌اند و نماز بر پا داشته‌اند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، پنهان و آشکارا انفاق کرده‌اند و بدی را با نیکی می‌زدایند. آنانند که فَرجامی نیک‌ خواهند داشت

﴿23﴾ [پاداششان] باغ‌های جاودان [بهشت است] که آنان و هر یک از پدران و همسران و فرزندانشان که نیکوکار بوده‌اند، به آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند

﴿24﴾ [و به آنان می‌گویند:] «سلام بر شما به [پاداشِ] آنچه [بر ایمانتان] شکیبایی کرده‌اید. پس چه نیکوست فرجامِ آن سرای!»

﴿25﴾ و کسانی‌ که پیمان الله را پس از استوارکردنش می‌شکنند و آنچه را که الله به پیوستنش فرمان داده است [= صلۀ رحِم] می‌گسلند و در زمین [فتنه و] فساد می‌کنند، اینانند که [در آخرت] لعنت و فَرجامی بد دارند

﴿26﴾ الله [نعمت و] روزی را بر هر کس که بخواهد گسترده می‌دارد و یا تنگ می‌کند؛ و [کافران] به زندگی دنیا شاد شدند و[لی] زندگی دنیا در [برابر] آخرت، جز بهره‌ای [ناچیز] نیست

﴿27﴾ و کسانی ‌که کفر ورزیدند می‌گویند: «چرا نشانه‌ای از [سوی] پروردگارش بر او نازل نشده است؟» بگو: «بی‌تردید، الله هر کس را که بخواهد گمراه می‌کند؛ و هر کس را که توبه نماید به سوی خویش هدایت می‌کند»

﴿28﴾ [همان‌] کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان به یاد الله آرام می‌گیرد. آگاه باشید که تنها با یاد الله دل‌ها آرام می‌گیرد

﴿29﴾ کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، خوشا بر آنان! و سرانجامی نیک دارند

﴿30﴾ [ای پیامبر،] این‌گونه، تو را بین امتی فرستادیم که پیش از آنها امت‌هایی [دیگر] آمده [و رفته‌] بودند تا آنچه بر تو وحی کرده‌ایم بر آنان بخوانی و حال آنکه آنان به [پروردگار] رحمان کفر می‌ورزند. بگو: «او پروردگار من است [و] معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ بر او توکل کرده‌ام و بازگشتم به سوی اوست».‌

﴿31﴾ و [حتی] اگر قرآنی بود که کوه‌ها از [هیبت‌] آن به حرکت درمی‌آمد و زمین پاره‌پاره می‌شکافت یا مردگان از [تلاوتِ] آن به سخن درمی‌آمدند [باز هم کافران ایمان نمی‌آوردند]. امر [تدبیر جهان و نزول معجزات،] از آنِ الله است. آیا کسانی که ایمان آورده‌اند نمی‌دانند که اگر الله می‌خواست قطعاً همۀ مردم را هدایت می‌کرد؟ و كسانى كه كفر ورزیدند، پیوسته به [سزاى‌] آنچه كرده‌اند گرفتار مصیبت كوبنده‌اى مى‌شوند یا [عذاب الهی] نزدیک خانه‌هایشان فرود مى‌آید تا [سرانجام] وعدۀ الله فرارسد. بی‌تردید، الله خُلف وعده نمى‌كند

﴿32﴾ [ای پیامبر،] یقیناً پیامبرانی که پیش از تو بودند [نیز] مورد تمسخر واقع شدند، آنگاه به کسانی که کفر ورزیدند مهلت دادم، سپس آنان را [به عذاب] فروگرفتم. پس [بنگر که‌] کیفرِ من چگونه بود.‌

﴿33﴾ آیا آن [پروردگاری] که حاکم بر هر کس و [ناظر بر] رفتار و کردارِ اوست [به عبادت سزاوارتر است یا معبودهای باطل و بی‌خبر]؟ و [کافران] شریکانی براى الله قرار دادند. بگو: «آنان را نام ببرید». آیا [می‌خواهید به] او تعالی دربارۀ آنچه در زمین است و او نمى‌داند خبر ‌دهید، یا فقط سخنى سطحى [و بی‌اساس‌] مى‌گویید؟ [چنین نیست‌؛] بلكه براى كسانى كه كفر ورزیده‌اند، نیرنگشان آراسته شده است و از راه [حق‌] بازداشته شده‌اند؛ و هر کس که الله او را گمراه گذارد، هدایتگری نخواهد داشت

﴿34﴾ آنان در زندگی دنیا عذاب [درد‌ناکی] دارند و قطعاً عذاب آخرت سخت‌تر است؛ و در برابر [عذابِ] الله، هیچ [یار و] محافظی ندارند

﴿35﴾ ویژگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده [چنین است که:] جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است، میوه‌هایش همیشگی و سایه‌اش [نیز دائمی است]. این، سرانجامِ کسانی است ‌که پرهیزگاری کرده‌اند؛ و سرانجامِ کافران، آتش [دوزخ] است

﴿36﴾ و كسانى كه به آنان كتاب آسمانى داده‌ایم، از آنچه بر تو نازل شده است شادمان مى‌شوند و برخى از گروه‌ها[ی اهل کتاب]، بخشى از آن را انكار مى‌كنند. [ای پیامبر، به آنان] بگو: «جز این نیست كه من دستور یافته‌ام الله را عبادت کنم و به او شرک نورزم؛ به سوى او دعوت مى‌دهم و بازگشتم به سوى اوست»

﴿37﴾ و این‌گونه، این [قرآن] را فرمانى به زبان عربى [فصیح] نازل كردیم؛ و اگر پس از دانشى كه [از جانب پروردگار] برایت آمده است، از هوس‌های آنان [= مشرکان] پیروى كنى، در برابر [عذابِ] الله هیچ کارساز و نگهدارنده‌ای نخواهى داشت

﴿38﴾ و بی‌تردید، پیش از تو [نیز] پیامبرانی فرستادیم و برای آنان [مانند دیگر انسان‌ها] همسران و فرزندانی قرار دادیم؛ و برای هیچ پیامبری سزاوار نیست که جز به فرمان الله [معجزه و] آیه‌ای بیاورد. هر امری، [تقدیر و] نوشته‌ای [معلوم] دارد

﴿39﴾ الله هر چه را که بخواهد از میان می‌برد و [آنچه را بخواهد] استوار می‌دارد؛ و اُمّ الکتاب [= لوح محفوظ] نزد اوست

﴿40﴾ و [ای پیامبر،] اگر برخی از آنچه را که به آنان وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم یا [پیش از فرارسیدنِ عذاب،] تو را بمیرانیم، [در هر حال] فقط تبلیغ [رسالت] بر [عهدۀ] توست و حساب [و مجازاتشان] بر ماست

﴿41﴾ آیا [کافران] ندیده‌اند که ما [با فتوحات لشکرِ اسلام،] از دامنه‌های سرزمین [کفر] می‌کاهیم [و بر قلمروی اسلام می‌افزاییم‌]؟ و الله حکم می‌کند و [هیچ] بازدارنده‌ای برای حُکمش نیست و او در حسابرسی سریع است‌

﴿42﴾ و به راستی، کسانی ‌که پیش از آنان بودند [برای مقابله با پیامبرانشان] مکر ورزیدند؛ ولی تمام مکرها [و تدبیرها] از آنِ الله است. او تعالی می‌داند که هر ‌کسی چه کاری انجام می‌دهد؛ و به زودی کافران خواهند دانست که فرجامِ [نیکوی] سرای [آخرت] از آنِ کیست

﴿43﴾ و کسانی‌ که کفر ورزیدند می‌گویند: «[ای محمد،] تو رسول [الله] نیستی». بگو: «کافی است که الله و کسانی‌ که دانش [کتاب‌های آسمانیِ پیشین] نزدشان است، میان من و شما گواه باشند»

ابراهیم

Surah 14

﴿1﴾ الر [= الف. لام. را]. این [قرآن] کتابی است که بر تو نازل کردیم تا مردم را به فرمان پروردگارشان، از تاریکی‌ها[ی شرک و جهل] به روشنایی [ایمان و دانش] بیرون آوری؛ به راه [پروردگارِ] شکست‌ناپذیرِ ستوده

﴿2﴾ [همان] الله که آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ اوست؛ و وای بر کافران از عذاب سخت

﴿3﴾ کسانی‌ که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند و [مردم را] از راه الله بازمی‌دارند و آن راه را منحرف [و سازگار با هوای نفس‌شان] می‌خواهند، اینان در گمراهی دور و درازی هستند

﴿4﴾ ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [بتواند پیام الهی را] برایشان بیان کند. الله هر ‌کس را که بخواهد [به عدالتِ خویش] گمراه می‌سازد و [به فضل خویش] هر ‌کس را که بخواهد هدایت می‌کند و او شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿5﴾ و به راستی، ما موسی را با نشانه‌های روشنِ خود فرستادیم [و به او دستور دادیم] که: «قومت را از تاریکی‌ها[ی کفر] به روشنایی [توحید] بیرون آور و روزهای الله را به آنان یادآوری کن. بی‌تردید، در این [یادآوری]، برای هر شکیبای شکرگزار، نشانه‌هایی [از یگانگی و بزرگیِ الله] است

﴿6﴾ و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی‌ که موسی به قومش گفت: «نعمت الله را بر خود به یاد آورید، آنگاه که شما را از [چنگال] فرعونیان نجات داد، [همان کسانی] که بدترین [و خفت‌بارترین] عذاب را بر سرتان می‌آوردند: پسرانتان را می‌کشتند و زنانتان را [برای کنیزی] زنده می‌گذاشتند؛ و در این [امر]، آزمایشی بزرگ از جانب پروردگارتان برای شما بود [تا شکیبایی‌تان را بیازماید]»

﴿7﴾ و [یاد کنید از] هنگامی که پروردگارتان اعلام کرد: «اگر شکر گزارید، یقیناً [نعمتم را] بر شما می‌افزایم و اگر ناسپاسی کنید، یقیناً عذاب من سخت است»

﴿8﴾ و موسی به [آنان] گفت: «اگر شما و همۀ مردم روی زمین کافر شوید، [هیچ زیانی به الله نمی‌رسد؛ چرا که] بی‌تردید، الله بی‌نیازِ ستوده است»

﴿9﴾ [ای کافران،] آیا خبر [هلاکتِ] کسانی ‌که پیش از شما بودند، ـ [مانند] قوم نوح و عاد و ثمود ـ و [نیز] کسانی كه بعد از آنان بودند [و] جز الله كسى از آنان خبر ندارد، به شما نرسیده است؟ پیامبرانشان با دلایل [و معجزات] روشن به سویشان آمدند؛ ولى آنان [به نشانۀ مخالفت] دست‌های خود را بر دهان‌هایشان نهادند و [انگشت به دندان گزیدند و] گفتند: «ما آنچه را که شما برای [ابلاغِ] آن فرستاده شده‌اید انکار می‌کنیم و دربارۀ آنچه ما را به سویش مى‌خوانید، سخت در تردید هستیم»

﴿10﴾ پیامبرانشان گفتند: «آیا در [یگانگیِ] الله ـ آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین ـ تردیدی هست؟ او شما را [به ایمان] فرامی‌خوانَد تا گناهانتان را ببخشاید و تا مدتی معیّن به شما مهلت دهد». آنان گفتند: «شما جز بشری همانند ما نیستید [و] می‌خواهید ما را از آنچه که پدرانمان عبادت می‌کردند بازدارید. پس دلیلی آشکار [در مورد راستگویی‌تان] برایمان بیاورید»

﴿11﴾ پیامبرانشان به آنان گفتند: «[آری،‌] ما جز انسان‌هایی مانند شما نیستیم؛ ولی الله بر هر یک از بندگانش که بخواهد [با نعمتِ نبوت] منت می‌نهد؛ و سزاوار نیست که ما جز به اجازۀ الله دلیلی برای شما بیاوریم؛ پس مؤمنان باید بر الله توکل کنند

﴿12﴾ و چرا بر الله توكل نكنیم، و حال آنكه او ما را به راه‌های [سعادت]مان هدایت نمود؟ و ما بر آزارى كه شما [در راه رسالت] به ما می‌رسانید، قطعاً شکیبایی می‌کنیم؛ و توكل‌کنندگان باید فقط بر الله توكل كنند»

﴿13﴾ و کسانی ‌که کفر ورزیدند به پیامبرانشان گفتند: «یا شما را از سرزمینمان بیرون می‌کنیم یا به آیین ما بازگردید». پروردگارشان به آنان وحی کرد که: «یقیناً ستمکاران را نابود می‌کنیم

﴿14﴾ و قطعاً شما را پس از آنان در زمین جای خواهیم داد. این [عذاب و پاداش] برای کسی است که از ایستادن [به هنگام حسابرسی‌] در پیشگاهِ من بترسد و از تهدیدم بهراسد»

﴿15﴾ و [پیامبران از الله] درخواست پیروزی [بر کافران را] کردند و [سرانجام] هر گردنکشِ ستیزه‌جویی، ناکام [و نابود] شد

﴿16﴾ [همان کسی كه‌] دوزخ پیش روى اوست و آبى از چرک خون‌آلود [دوزخیان] به وی می‌نوشانند

﴿17﴾ [آبی] که آن را جرعه‌جرعه می‌آشامد و [از فرطِ تعفن و تلخی،] فروبردنش آسان و گوارا نیست و مرگ از هر طرف به سویش رو می‌آورَد ولی نمی‌میرد و عذابی سخت [و سهمگین] پیش رویِ اوست

﴿18﴾ مَثل کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیده‌اند، [این است که] اعمالشان همچون خاکستری است که در روز طوفانی باد شدیدی بر آن می‌وزد [و] از آنچه کرده‌اند، چیزی در دست ندارند. این، همان گمراهیِ دور و دراز است‌

﴿19﴾ [ای انسان،] آیا ندیدی که الله آسمان‌ها و زمین را به‌حق آفریده است؟ اگر بخواهد، شما را [از میان] می‌بَرد و خلق جدیدی [به جای شما پدید] می‌آورد

﴿20﴾ و این [کار] بر الله دشوار نیست

﴿21﴾ و [روز قیامت] همگی در پیشگاه الله حاضر [و آشکار] می‌شوند؛ [در این هنگام] ستمدیدگان به کسانی که گردنکشی می‌کردند می‌گویند: «ما [در دنیا] پیرو شما بودیم؛ آیا [امروز] مى‌توانید چیزى از عذاب الله را از ما بازدارید؟» آنان می‌گویند: «اگر الله ما را [در دنیا به سوی رستگاری] راهنمایی کرده بود، ما نیز راه را به شما نشان می‌دادیم. چه بی‌تابی کنیم چه شکیبایی نماییم، برایمان یکسان است؛ [هیچ] گریزگاهی نداریم»

﴿22﴾ و چون كار [داورى] انجام شد، شیطان مى‌گوید: «بی‌تردید، الله به شما وعده داد؛ وعده‌ای راست و درست؛ و من به شما وعده [دروغین] دادم و با شما خُلفِ وعده کردم؛ و من هیچ تسلطى بر شما نداشتم جز اینكه شما را دعوت دادم و شما [نیز دعوت] مرا اجابت کردید؛ پس مرا سرزنش نكنید و خودتان را سرزنش كنید. [امروز] نه من فریادرسِ شما هستم و نه شما فریادرسِ من هستید. من بیزارم از اینكه پیش از این مرا [با الله] شریک می‌گرفتید. ستمكاران [مشرک] عذابى پردرد خواهند داشت

﴿23﴾ و کسانی ‌که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، به باغ‌های [بهشتی] درآورده می‌شوند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ به فرمان پروردگارشان در آن جاودانند و درودشان در آنجا «سلام» است‌

﴿24﴾ [ای پیامبر،] آیا ندیدی که الله چگونه مَثل زده است؟ کلمۀ پاک [لا اله الا الله] همچون درخت [نخل تنومند و] پاکی است که ریشه‌اش [در اعماق زمین‌] استوار است و شاخه‌اش بر آسمان [سر برآورده] است

﴿25﴾ میوه‌اش را هر لحظه به فرمان پروردگارش مى‌دهد؛ و الله برای [هدایت مردم] مَثل‌ها مى‌زند؛ باشد که پند گیرند

﴿26﴾ و مَثل کلمۀ پلید [شرک]، همچون درخت پلیدی است که از زمین برکنده شده [و هیچ] قرار و ثباتی ندارد

﴿27﴾ الله كسانى را كه ایمان آورده‌اند در زندگى دنیا و در آخرت، با سخن استوار [توحید] ثابت مى‌گردانَد و ستمگران [مشرک] را گمراه مى‌كند؛ و الله هر کاری بخواهد انجام می‌دهد

﴿28﴾ آیا ندیدی آن کسانی [از قریش] را که [سپاس‌] نعمتِ الله [= حرم امن و وجود پیامبر] را به [ناسپاسی و] کفر تبدیل کردند و قومشان را به سرای هلاکت درآوردند؟

﴿29﴾ [آن سراى هلاکت،‌] دوزخ است [که] در آن وارد مى‌شوند و چه بد جایگاهی است

﴿30﴾ [مشرکان] همتایانی برای الله قرار دادند تا [مردم را] از راه او گمراه کنند. بگو: «[چند روزی از نعمت‌های دنیا] بهره گیرید؛ که یقیناً بازگشتتان به سوی آتش [دوزخ] است»

﴿31﴾ [ای پیامبر،] به بندگان من که ایمان آورده‌اند بگو نماز را برپا دارند و از آنچه روزی‌شان کرده‌ایم پنهانی و آشکارا انفاق کنند؛ پیش از آنکه روزی فرارسد که در آن نه خرید و فروشی هست و نه دوستی‌ای

﴿32﴾ الله است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و آبی از آسمان فروفرستاد و با آن، [انواع] میوه‌ها را برای روزیِ شما پدید آورد؛ و کشتی‌ها را به خدمتتان گماشت تا به فرمانش در دریا در حرکت باشند و جویبارها را [نیز] در خدمت شما نهاد؛

﴿33﴾ و خورشید و ماه را که پیوسته [در مدارِ خود] در حرکتند و [همچنین] شب و روز را به خدمتتان گماشت

﴿34﴾ و از هر آنچه از او خواستید به شما بخشید؛ و اگر نعمت الله را بشمارید، [چنان فراوان است که] نمی‌توانید آن را شمارش کنید. به راستی که انسان، [در حق خویش،] ستمکار [و نسبت به الله،] ناسپاس است‌

﴿35﴾ و [یاد کن از] ابراهیم هنگامی که گفت: «پروردگارا، این شهر [= مکه] را امن بگردان و من و فرزندانم را از عبادت بُت‌ها دور بدار

﴿36﴾ پروردگارا، به راستی که آنها [=معبود‌ها] بسیاری از مردم را [با تصور شفاعت] گمراه ساخته‌اند؛ پس هر کس [در عبادت الله به یگانگی] از من پیروی کند، یقیناً از من است و هر‌ کس از من نافرمانی کند، بی‌تردید، تو آمرزندۀ مهربانی

﴿37﴾ پروردگارا، من [یکی] از فرزندانم را در تنگه‌ای بى‌آب و ‌كِشت، نزد خانۀ محترم [و شکوهمندِ] تو جای دادم. پروردگارا، [چنین کردم] تا نماز را برپا دارند؛ پس دل‌های برخى از مردم را چنان كن که به سوی آنان [و این سرزمین] متمایل گردد و از محصولات [مورد نیازشان‌] به آنان روزى‌ ببخش؛ باشد كه سپاس گزارند

﴿38﴾ پروردگارا، تو آنچه را که پنهان می‌کنیم و آشکار می‌سازیم، [همه را] می‌دانی؛ و چیزی در زمین و آسمان از الله پوشیده نیست

﴿39﴾ ستایش از آن الله است که در کهنسالی، اسماعیل و اسحاق را به من عطا فرمود. بی‌تردید، پروردگارم شنوندۀ دعاست

﴿40﴾ پروردگارا، مرا برپادارندۀ نماز قرار بده و از فرزندانم [نیز چنین کن]. پروردگارا، دعایم را بپذیر

﴿41﴾ پروردگارا، من و پدر و مادرم و [همۀ] مؤمنان را در روزی‌ که حساب برپا می‌شود بیامرز»

﴿42﴾ و [ای پیامبر، هرگز] مپندار که الله از آنچه ستمکاران می‌کنند غافل است؛ [نه، بلکه کیفر] آنان را برای روزی‌ به تأخیر می‌افکنَد که چشم‌ها در آن [از وحشت] خیره می‌شوند،

﴿43﴾ در حالى كه [به سوى منادى محشر] شتابانند و سرها را بالا گرفته‌اند [و با بی‌قراری به آسمان می‌نگرند] و چشم بر هم نمى‌زنند و دل‌هایشان [از وحشت‌] تهى گشته است

﴿44﴾ و [ای پیامبر،] مردم را از روزى بترسان كه عذاب الهى به سراغشان مى‌آید؛ و کسانی كه [با کفر و شرک به خویش] ستم كرده‌اند مى‌گویند: «پروردگارا، اندکی به ما مهلت بده تا [به دنیا بازگردیم و] دعوتت را پاسخ گوییم و از پیامبران پیروى كنیم. [به آنان گفته می‌شود: «مگر شما نبودید كه پیشتر سوگند مى‌خوردید شما را فنایى نیست؟»]

﴿45﴾ و [مگر نه این است كه] در خانه‌های کسانی ‌که [با شرک و ناسپاسی] به خویشتن ستم کرده بودند [= قوم هود و صالح] ساکن شدید و برایتان روشن شد که [چون کفر ورزیدند] با آنان چگونه رفتار کردیم و [از سرگذشت پشینیان] برایتان مَثَل‌ها زدیم [ولی باز هم پند نگرفتید]

﴿46﴾ و آنان نهایت نیرنگ خود را [برای مخالفت با پیامبر و کشتنِ او] به كار بردند، و مكرشان نزد الله [آشکار‌] است؛ هر چند نیرنگشان [در حدی نیست که] به سبب آن کوه‌ها از جایش کنده شود

﴿47﴾ پس هرگز مپندار كه الله وعدۀ خویش را [دربارۀ پیروزی حق] با پیامبرانش خلاف مى‌كند. بی‌تردید، الله شكست‌ناپذیرِ انتقام‌گیرنده است

﴿48﴾ در آن روز، [این] زمین، به زمینی دیگر و آسمان‌ها [به آسمان‌های دیگر] تبدیل می‌شوند و [مردم‌] در مقابل الله یگانۀ پیروزمند ظاهر می‌گردند

﴿49﴾ و در آن روز گناهكاران را مى‌بینى كه در زنجیرها بسته شده‌اند

﴿50﴾ لباس‌هایشان از قیرِ گداخته است و آتش صورت‌هایشان را مى‌پوشانَد

﴿51﴾ تا الله هر‌ کس را به [سزای] آنچه کرده است کیفر دهد. به راستی که الله در حسابرسی سریع است

﴿52﴾ این [قرآن‌] پیامی رسا براى مردم است [تا به وسیلۀ آن هدایت شوند] و با آن هشدار یابند و بدانند كه او تعالی معبودى یکتاست؛ و تا خردمندان پند گیرند

الحجر

Surah 15

﴿1﴾ الر [= الف. لام. را]. این آیات كتاب [الهى] و قرآنِ روشنگر است

﴿2﴾ چه بسا کافران [هنگام مواجهه با عذاب قیامت] آرزو ‌کنند که کاش مسلمان بودند

﴿3﴾ بگذار بخورند و [از لذت‌های دنیا] بهره‌مند شوند و آرزوها[ی مادّی،] سرگرمشان سازد؛ پس به زودی خواهند دانست

﴿4﴾ ما [ساکنان] هیچ [شهر و] دیاری را هلاک نکردیم؛ مگر اینکه [مهلت و] اَجلی معیّن داشتند

﴿5﴾ هیچ امتى از اَجلِ [مقررِ] خود نه پیشى می‌گیرد و نه [از آن] عقب می‌مانَد

﴿6﴾ [کافران] گفتند: «ای کسی‌ که [ادعا می‌کنی] قرآن بر تو نازل شده است، یقیناً تو دیوانه‌ای

﴿7﴾ اگر راست می‌گویی، چرا فرشتگان را نزدمان نمی‌آوری [تا دربارۀ پیامبری‌ات گواهی دهند]؟»

﴿8﴾ [باید بدانند که‌] ما فرشتگان را به‌حق [و فقط در هنگام عذاب کافران] نازل می‌کنیم؛ و [اگر برای عذابشان نازل شوند] دیگر مهلتی نمی‌یابند

﴿9﴾ به راستی که ما خود، قرآن را نازل کردیم و قطعاً خودمان نیز نگهبان آن [از هر گونه تبدیل و تحریفی] هستیم

﴿10﴾ [ای پیامبر،] پیش از تو نیز [رسولان خود را] میان گروه‌های پیشین فرستادیم

﴿11﴾ هیچ پیامبری نزدشان نمی‌آمد، مگر آنکه مسخره‌اش می‌کردند

﴿12﴾ اینچنین آن [تکذیب و تمسخر] را در دل‌های گناهکاران [= کافران] راه می‌دهیم

﴿13﴾ آنان به آن [قرآن] ایمان نمی‌آورند؛ و شیوۀ [الله در مجازات] پیشینیان [نیز چنین] رفته است [كه آنان را با عذابی دردناک هلاک نماید]

﴿14﴾ و [حتی] اگر دری از آسمان به روی آنان می‌گشودیم تا پیوسته در آن بالا روند [و شگفتی‌های ملکوت را ببینند]،

﴿15﴾ یقیناً باز هم می‌گفتند: «بی‌تردید، ما را چشم‌بندی کرده‌اند؛ بلکه ما گروهی جادو‌شده‌ایم»

﴿16﴾ و به راستی، ما برجهایی در آسمان قرار داده‌ایم و آن را برای تماشاگران آراسته‌ایم

﴿17﴾ و آن [= آسمان] را از [ورود و دستبردِ] هر شیطانِ رانده‌شده‌ای حفظ کردیم

﴿18﴾ مگر آن کس که دزدانه سخنی [از ملکوتیان] بشنود که [در آن صورت،] شهابی روشن او را دنبال می‌کند [و می‌سوزاند]

﴿19﴾ و زمین را گستردیم و کوه‌های استواری در آن افکندیم و از هر گیاه سنجیده [و مناسبی] در آن رویاندیم

﴿20﴾ و براى شما و کسانی كه روزى‌دهنده آنان نیستید اسباب زندگی در آن قرار دادیم

﴿21﴾ و هیچ چیز نیست، مگر آنکه گنجینه‌هایش نزد ماست و ما آن را جز به ‌اندازه‌ای معیّن فرو نمی‌فرستیم

﴿22﴾ و بادها را بارورکننده[ی ابرها] فرستادیم، سپس آبی از آسمان‌ها نازل کردیم و شما را با آن سیراب ساختیم؛ در حالى كه شما ذخیره‌كننده‌اش نیستید

﴿23﴾ و یقیناً ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم، و ما [بازماندۀ جاوید و] وارث [همۀ جهانیان] هستیم

﴿24﴾ و بی‌تردید، [تولد و مرگ] گذشتگان شما را دانسته‌ایم و یقیناً [تولد و مرگ] آیندگان را [نیز به خوبی] می‌دانیم

﴿25﴾ و [ای پیامبر،] بی‌گمان، پروردگارت [همۀ] آنان را [در قیامت] محشور می‌کند. به راستی که او حکیم داناست

﴿26﴾ و در حقیقت، ما [نخستین] انسان [= آدم] را از گِلِ خشک [بازمانده] از لجنی بدبو آفریدیم‌

﴿27﴾ و پیش از آن، جن را از آتشی سوزان و بى‌دود آفریدیم

﴿28﴾ و [یاد کن] از هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: «همانا من بشری را از گِلِ خشک [بازمانده] از لجنی بدبو خواهم آفرید

﴿29﴾ پس چون [او را آفریدم و] به او سامان دادم و از روح خویش در وی دمیدم، [به نشانۀ اطاعت از فرمان من، همگی] بر او سجده کنید»

﴿30﴾ فرشتگان همگی سجده کردند،

﴿31﴾ مگر ابلیس که سرپیچی کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد

﴿32﴾ [الله] فرمود: «ای ابلیس، چرا تو با سجده‌کنندگان [همراه] نیستی؟»

﴿33﴾ [ابلیس] گفت: «من آن نیستم که برای بشری که او را از گِلِ خشک [بازمانده] از لجنی بدبو آفریده‌ای سجده ‌کنم»

﴿34﴾ [الله] فرمود: «از آنجا [= بهشت] بیرون شو [که] بی‌تردید، تو [از بارگاهِ ما] رانده‌شده‌ای

﴿35﴾ و یقیناً تا روز قیامت بر تو لعنت خواهد بود»

﴿36﴾ [ابلیس] گفت: «پروردگارا، تا روزی ‌که [مردم] برانگیخته می‌شوند به من مهلت بده [و مرا نمیران]»

﴿37﴾ [الله] فرمود: «[برو که] یقیناً تو از مهلت‌یافتگانی،

﴿38﴾ تا روزِ آن وقتِ معلوم [که تمام مخلوقات با نفخۀ نخست می‌میرند]»

﴿39﴾ [او] گفت: «پروردگارا، به سببِ آنکه مرا گمراه ساختی، [من نیز] در زمین [بدی‌ها را] در نظرشان نیک جلوه می‌دهم و همۀ آنان را به گمراهی می‌کشانم؛

﴿40﴾ مگر بندگان خالصِ تو از [میان] آنان، [که هدایتشان کرده‌ای]»

﴿41﴾ [الله] فرمود: «این [اخلاص،] راه مستقیمی است [که به من می‌رسد]

﴿42﴾ یقیناً تو بر بندگانم تسلطی نداری، مگر [بر آن مشرکان و] گمراهانی که از تو پیروی می‌کنند

﴿43﴾ و بی‌تردید، دوزخ وعده‌گاه همۀ آنان است

﴿44﴾ [دوزخ] هفت در دارد [و] برای هر دری، گروهی از آنان تقسیم [و مشخص] شده‌اند»

﴿45﴾ یقیناً پرهیزگاران در باغ‌ها[ی بهشت] و در [کنار] چشمه‌ها هستند

﴿46﴾ [هنگام ورود به آنان گفته می‌شود:] «به سلامت و ایمنی به آن [باغ‌ها] وارد شوید»

﴿47﴾ آنچه از کینه [و حسد که] در دل‌هایشان است برمی‌کنیم؛ برادرانه بر تخت‌ها مقابل یکدیگرند

﴿48﴾ در آنجا نه رنجى به آنان مى‌رسد و نه از آنجا بیرون رانده مى‌شوند

﴿49﴾ [ای پیامبر،] به بندگانم خبر بده که من آمرزندۀ مهربانم

﴿50﴾ و اینکه عذاب من، عذابی دردناک است

﴿51﴾ و از مهمانان ابراهیم [نیز] به آنان خبر بده

﴿52﴾ هنگامی که بر او وارد شدند، سلام گفتند؛ [اما چون دست به غذا نبردند، ابراهیم‌] گفت: «ما از شما هراسانیم»

﴿53﴾ آنان گفتند: «نترس؛ ما تو را به پسری دانا مژده می‌دهیم»

﴿54﴾ [ابراهیم] گفت: «آیا با اینكه سالخورده شده‌ام مژده[ی تولد فرزند] به من مى‌دهید؟ به چه [دلیل اینچنین] بشارت مى‌دهید؟»

﴿55﴾ آنان گفتند: «ما تو را به درستی بشارت دادیم؛ پس ناامید نباش»

﴿56﴾ [ابراهیم] گفت: «و جز گمراهان، چه کسی از رحمتِ پروردگارش ناامید می‌گردد؟»

﴿57﴾ [آنگاه به فرشتگان] گفت: «اى فرستادگان، كار [و مأموریت دیگر] شما چیست؟»

﴿58﴾ آنان گفتند: «در حقیقت، ما به سوی قوم گنهکار [لوط] فرستاده شده‌ایم [تا هلاکشان کنیم]

﴿59﴾ مگر خانوادۀ لوط که ما یقیناً همۀ آنان را نجات خواهیم داد

﴿60﴾ جز همسرش که مقدر کرده‌ایم از بازماندگان [در عذاب] باشد»

﴿61﴾ هنگامی‌ که فرستادگان [الله به شکل انسان] نزد خاندان لوط آمدند،

﴿62﴾ [لوط] گفت: «شما گروهی ناشناس هستید»

﴿63﴾ [فرشتگان] گفتند: «بلکه ما همان چیزی را برایت آورده‌ایم كه [این مردم گناهکار] درباره‌اش تردید مى‌كردند [= نزول عذاب]

﴿64﴾ و ما برایت [خبرِ حقیقی و] راست آورده‌ایم و قطعاً ما راستگوییم

﴿65﴾ پس پاسی از شب [که گذشت] خانواده‌ات را [از این جا] ببر و [خودت] به دنبالشان برو؛ و هیچ‌یک از شما [نباید] پشت سرش را نگاه نکند و به جایی که به شما فرمان می‌دهند بروید»

﴿66﴾ و ما او [= لوط] را از این امر آگاه كردیم که صبحگاهان ریشۀ آنان برکنده خواهد شد

﴿67﴾ و اهالی شهر، در حالی که [دربارۀ آمدن افراد جدید] با شادی‌ [به یکدیگر] خبر می‌دادند [به سوی خانۀ لوط] آمدند

﴿68﴾ [لوط] گفت: «اینها مهمانان من هستند؛ پس مرا رسوا [و شرمندۀ مهمانانم] نکنید،

﴿69﴾ و از الله بترسید و سرشکسته‌ام نسازید»

﴿70﴾ [آنان] گفتند: «مگر ما تو را از [میزبانیِ] افراد [بیگانه] نهی نکردیم؟»

﴿71﴾ [لوط] گفت: «اگر مى‌خواهید [كارى حلال‌] انجام دهید، اینها دختران [قوم] من هستند؛ [با آنها ازدواج كنید]»

﴿72﴾ سوگند به جان تو [ای پیامبر] که آنان در مستیِ خویش سرگشته بودند

﴿73﴾ پس هنگام برآمدنِ آفتاب، بانگ [مرگبار] آنان را فراگرفت

﴿74﴾ آنگاه آن [سرزمین] را زیر و رو کردیم و سنگ‌گل‌هایی پیاپی بر آنان باریدیم

﴿75﴾ به یقین، در این [كیفر،] براى هوشیاران عبرت‌هاست

﴿76﴾ و [آثار] آن [شهرهای ویرانه، هنوز] بر سر راه [مسافران] پابرجاست

﴿77﴾ یقیناً در این [عذاب،] نشانه‌ای برای [عبرت گرفتنِ] مؤمنان است

﴿78﴾ و اصحاب اَیکه [= قوم شعیب] قطعاً ستمکار بودند

﴿79﴾ [ما] از آنان انتقام گرفتیم و [شهرهای ویران‌شدۀ] این دو [قوم،] بر سر راه آشکار است

﴿80﴾ و بی‌تردید، اهل حِجر [= قوم ثمود] پیامبران را دروغگو انگاشتند

﴿81﴾ و [ما معجزات و] نشانه‌های خود را به آنان دادیم، و[لی] از آنها رویگردان شدند

﴿82﴾ و از کوه‌ها خانه‌هایی [برای خود] می‌تراشیدند که در امان بمانند

﴿83﴾ پس صبحگاهان بانگ [مرگبار] آنان را فراگرفت

﴿84﴾ و آنچه [از اموال و خانه‌های محکم] به دست آورده بودند، سودی به حالشان نداشت [و عذاب الهی را دفع نکرد]

﴿85﴾ و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آنهاست جز به‌حق نیافریده‌ایم؛ و قیامت قطعاً آمدنی است؛ پس [ای پیامبر، از کافران‌] به نیکویی گذشت کن.‌

﴿86﴾ بی‌تردید، پروردگارت همان آفریدگارِ داناست. ‌

﴿87﴾ و به راستی، ما به تو «سبعُ المثانی» [= سورۀ فاتحه] و قرآن بزرگ را دادیم

﴿88﴾ [بنابراین،] هرگز به آنچه [از نعمت‌های دنیوی] که گروه‌هایی از آنان [= کافران] را بهره‌مند کرده‌ایم چشم ندوز و به خاطر [ناسپاسی و شرکِ] آنان اندوهگین نباش و با مؤمنان فروتنی کن

﴿89﴾ و بگو: «به راستی که من همان بیم‌دهندۀ آشکارم»

﴿90﴾ [و آنان را از عذاب بترسان] همان گونه که [آن را] بر تقسیم‌کنندگان [آیات الهی] فرستادیم؛

﴿91﴾ همان کسانی كه قرآن را بخش بخش کردند [و آن را شعر، سحر، کذب، و اساطیر ‌نامیدند]

﴿92﴾ سوگند به پروردگارت، قطعاً [در قیامت] از همۀ آنان سؤال خواهیم کرد،

﴿93﴾ از آنچه می‌کردند

﴿94﴾ پس [ای پیامبر،] آنچه [را که از سوی الله] دستور یافته‌ای، آشکار کن و از مشرکان روی بگردان‌

﴿95﴾ بی‌تردید، ما [شرّ] مسخره‌کنندگان را از تو دور می‌کنیم

﴿96﴾ همان کسانی که [برای خود،] با الله، معبود دیگری قرار می‌دهند؛ پس به زودی [نتیجۀ شرکِ خویش را] خواهند دانست

﴿97﴾ و [ای پیامبر،] یقیناً ما می‌دانیم که تو از آنچه آنان [= کافران] می‌گویند آزرده‌خاطر می‌گردی

﴿98﴾ پس به ستایش پروردگارت تسبیح بگو و از سجده‌کنندگان باش

﴿99﴾ و تا هنگامی‌ که مرگت فرامی‌رسد پروردگارت را عبادت کن

النحل

Surah 16

﴿1﴾ [ای کافران، لحظۀ وقوع قیامت و] فرمانِ الله [برای عذابتان] نزدیک شده است؛ پس برای [رسیدنِ] آن شتاب نکنید. او منزّه است و از چیزهایی که با وی شریک می‌سازند برتر است

﴿2﴾ [الله] به فرمان خویش فرشتگان را با وحی بر هر ‌یک از بندگانش که بخواهد نازل می‌کند [با این پیام] که: «[ای پیامبران، مردم را از شرک به الله] بیم دهید [و به آنان بگویید که] معبودی [به‌حق] جز من نیست؛ پس [ای مردم،] از من پروا کنید»

﴿3﴾ او تعالی آسمان‌ها و زمین را به‌حق [و هدفمند] آفرید [و] از چیزهایی که [با وى‌] شریک مى‌سازند برتر است

﴿4﴾ [الله] انسان را از نطفه‌ای آفرید و ناگهان او ستیزه‌گری سرسخت و آشکار شد

﴿5﴾ و چهارپایان را برایتان آفرید که در آنها پوشش [گرم] و منافع [دیگری] است و از [گوشت برخی از] آنها می‌خورید

﴿6﴾ و در آنها زیبایى [و شكوه‌] برایتان است، آنگاه كه [آنها را شامگاهان] از چَرا بازمى‌آورید و [بامدادان] برای چَرا [به صحرا] مى‌فرستید

﴿7﴾ [آنها] بارهاى سنگین شما را [از شهری] به شهرى [دیگر] مى‌بَرند كه [اگر چنین نمی‌کردند،] جز با زحمتی جانکاه نمى‌توانستید به آنجا برسید. به راستی که پروردگارتان دلسوز و مهربان است

﴿8﴾ و اسبان و قاطِران و خران را [نیز آفرید] تا بر آنها سوار شوید و [نیز برایتان مایۀ] تجمل [است] و چیزهایی می‌آفریند که نمی‌دانید

﴿9﴾ بر الله است که راهِ راست [= اسلام] را [به بند‌گانش بنمایاند] و برخی از آن [راه‌ها] بیراهه است؛ و اگر [الله] می‌خواست، همۀ شما را هدایت می‌کرد

﴿10﴾ او همان ذاتی است که آبی از آسمان فروفرستاد که آشامیدنیِ شما از آن است و [گیاه و] درختی كه [چهارپایان خود را] در آن مى‌چرانید [نیز] از آن [آب] است

﴿11﴾ [الله] به وسیله آن، كِشت و زیتون و درختان خرما و انگور و همه نوع محصولات [و میوه‌های دیگر] برایتان مى‌رویانَد. به راستی که در اینها براى مردمی که می‌اندیشند نشانه‌اى [از قدرت پروردگار] است

﴿12﴾ و شب و روز و خورشید و ماه را به خدمتتان گماشت؛ و ستارگان [نیز] به فرمانش در خدمت [انسان] هستند. بی‌تردید، در این [آفرینش،] برای مردم كه خردورزی می‌کنند نشانه‌ای [از قدرت پروردگار] است

﴿13﴾ و آنچه را که در زمین به رنگ‌های گوناگون برایتان آفرید [نیز به خدمت شما گماشت‌]. بى‌تردید، در این [امور،] براى مردمى كه پند مى‌گیرند، نشانه‌اى [از قدرت پروردگار] است

﴿14﴾ اوست كه دریا را به خدمتتان گماشت تا از [صیدِ] آن، گوشت تازه بخورید و زیورى [همچون مروارید و مرجان] از آن بیرون مى‌آورید که می‌پوشید؛ و کشتی‌ها را در آن [دریا] مى‌بینى كه [امواج را] مى‌شكافند تا شما از فضل [و بخشش] الله بهره‌مند گردید و باشد كه سپاس گزارید

﴿15﴾ و کوه‌های استوار [و محکمی] در زمین درافکند که مبادا شما را بلرزاند و جویبارها و راه‌ها[یی پدید آورد] تا [بدون گم‌شدن،] راه خود را بیابید

﴿16﴾ و نشانه‌هایى [برای یافتن مسیرها در طول روز آفرید] و توسط ستاره[ها نیز در شب] راه‌یابی مى‌كنند

﴿17﴾ آیا آن ذاتی که می‌آفریند همچون کسی است که [هیچ] نمی‌آفریند؟ آیا پند نمی‌گیرید؟

﴿18﴾ اگر [بخواهید] نعمت[های] الله را بشمارید، نمی‌توانید آنها را به شمارش درآورید. بی‌تردید، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿19﴾ و الله آنچه پنهان می‌کنید و آشکار می‌سازید، [همه را] می‌داند

﴿20﴾ و آنهایی را که [مشرکان] به جای الله [به یاری و دعا] می‌خوانند، چیزی را نمی‌آفرینند و خود آفریده می‌شوند

﴿21﴾ [این معبود‌ها در حقیقت،] مُرده‌اند نه زنده؛ و خود نمی‌دانند که چه هنگام برانگیخته می‌شوند

﴿22﴾ معبود شما، معبودی یگانه است؛ و کسانی‌ که به آخرت ایمان ندارند، دل‌هایشان انکارکننده[ی حق] است و خود متکبرند

﴿23﴾ قطعاً الله آنچه را پنهان می‌کنند و آشکار می‌سازند [همه را] می‌داند. بی‌تردید، او متکبران را دوست ندارد

﴿24﴾ هنگامی که به آنان گفته می‌شود: «پروردگارتان چه چیزی نازل کرده است؟» می‌گویند: «افسانه‌های [خیالی] پیشینیان»

﴿25﴾ [همچنان در کفر می‌مانند] تا روز قیامت، [هم] بارِ گناهان خود را به تمامی بر دوش کشند و [هم بخشی] از بارِ گناهان کسانی را که از روی نادانی [و تقلید] گمراهشان کرده‌اند. هان! چه بد است آنچه بر دوش می‌کشند

﴿26﴾ در حقیقت، کسانی که پیش از آنان بودند [نیز] نیرنگ [و بداندیشی] کردند؛ اما فرمان الله دررسید که بنیادشان را از اساس برانداخت و سقف بر سرشان فرو ریخت و از [همان] جایی که گمان نمی‌کردند عذاب دامنگیرشان شد

﴿27﴾ سپس روز قیامت، [الله با عذابی دردناک،] آنان را خوار می‌سازد و می‌فرماید: «کجا هستند شریکان من که دربارۀ آنان [با پیامبران و مؤمنان] ستیز می‌کردید؟» کسانی که به آنان علم داده شده است [= علمای ربانی] می‌گویند: «امروز خواری و عذاب، نصیب کافران است»

﴿28﴾ [همان] کسانی ‌که فرشتگان [عذاب،] در حالی‌ جانشان را می‌گیرند که [به سبب شرک در دنیا] به خود ستم کرده بودند. [آنان در هنگام مرگ] سرِ تسلیم فرود می‌آورند [و می‌گویند:] «ما هیچ [کارِ] بدی نمی‌کردیم. آری، مسلماً الله به آنچه می‌کردید داناست

﴿29﴾ پس، از دروازه‌های دوزخ وارد شوید [که] جاودانه در آن خواهید بود؛ و به راستی، جایگاه گردنکشان چه بد است‌

﴿30﴾ و به کسانی‌ که پرهیزگاری کردند گفته می‌شود: «پروردگارتان [بر پیامبر] چه چیز نازل کرده است؟» آنان می‌گویند: «خیر [و نیکوییِ بسیار]». براى كسانى كه در این دنیا نیكى كرده‌اند، [پاداش‌] نیكویى است و قطعاً سراى آخرت بهتر است؛ و به راستی، چه نیكوست سراى پرهیزگاران

﴿31﴾ [جایگاهشان،] باغ‌هایی [از بهشت] جاودان است که به آن وارد می‌شوند. از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است [و] در آنجا هر چه بخواهند برایشان [فراهم] است. الله پرهیزگاران را اینچنین پاداش می‌دهد

﴿32﴾ [همان] كسانى كه فرشتگان در حالى جانشان را مى‌ستانند كه [از آلودگیِ کفر و گناه] پاكند [و به آنان‌] مى‌گویند: «درود بر شما. به [پاداش‌] آنچه می‌کردید [اینک] به بهشت درآیید»

﴿33﴾ آیا [کافران] جز این انتظار دارند که فرشتگان [برای قبض روح] به سراغشان بیایند یا فرمان پروردگارت [برای عذابشان] بیاید؟ کسانی ‌که پیش از آنان بودند [نیز] چنین می‌کردند و الله به آنان ستم نکرد؛ بلکه آنان خود به خویشتن ستم می‌کردند

﴿34﴾ پس [كیفر] بدی‌هایی كه مرتکب شده بودند گریبانگیرشان شد و آنچه که آن را مسخره مى‌كردند آنان را فروگرفت

﴿35﴾ و کسانی‌ که شرک ورزیدند گفتند: «اگر الله مى‌خواست، نه ما و نه پدرانمان چیزى را غیر از او عبادت نمی‌کردیم و چیزى را جز به [خواست و فرمان] او حرام نمى‌كردیم». كسانى كه پیش از آنان بودند نیز چنین کردند؛ پس آیا پیامبران وظیفه‌ای جز رساندن آشكار [وحی] دارند؟

﴿36﴾ یقیناً ما در هر امتی، پیامبری را [با این پیام] برانگیختیم که: «الله یکتا را عبادت کنید و از طاغوت [= معبودان غیر الله] دوری کنید». الله برخی از آنان را هدایت كرده است و برخی از آنان نیز سزاوار گمراهى شدند. پس در زمین بگردید و بنگرید که سرانجامِ تكذیب‌كنندگان [آیات الهی] چگونه بوده است

﴿37﴾ [ای پیامبر،] هر اندازه بر هدایت آنان مشتاق باشی [سودی ندارد؛ زیرا] الله کسی را که گمراه نماید، هدایت نخواهد کرد و آنان [هیچ] یاوری ندارند

﴿38﴾ [مشرکان] با سخت‌ترین سوگندهایشان به الله سوگند خوردند که: «الله کسی را که می‌میرد برنمی‌انگیزد». آری، این [برانگیختنِ مردگان]، وعده‌ای است که به‌حق بر عهدۀ اوست؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند

﴿39﴾ [او مردگان را زنده می‌کند] تا سرانجام [حقیقتِ] آنچه را که در آن اختلاف می‌کنند برایشان روشن سازد و تا کسانی ‌که کفر ورزیدند بدانند که دروغگو بوده‌اند

﴿40﴾ سخن ما دربارۀ چیزی که آن را اراده کرده‌ایم فقط این است که به آن می‌گوییم: «موجود شو»، پس بی‌درنگ موجود می‌شود

﴿41﴾ و کسانی که در [راه] الله ـ پس از آنكه مورد ستم واقع شدندـ هجرت کردند، قطعاً در دنیا [در سرزمین‌ و] مکانی نیکو آنان را جای می‌دهیم؛ و یقیناً پاداش آخرت بزرگ‌تر است‌. اگر [کسانی که از هجرت امتناع کردند، پاداش این کار را] می‌دانستند، [هرگز از هجرت بازنمی‌ماندند]

﴿42﴾ [مهاجران در راه الله،] کسانی‌ [هستند] که شکیبایی نمودند و بر پروردگار‌شان توکل می‌کنند

﴿43﴾ و [ای پیامبر،] ما پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی می‌کردیم [کسی را به رسالت] نفرستادیم؛ پس [ای مشرکان،] اگر نمی‌دانید، از اهل ذکر [= دانشمندان اهل کتاب] بپرسید

﴿44﴾ [آن پیامبران را] با دلایل روشن و کتاب‌ها[ی آسمانی فرستادیم]؛ و [ما این] قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که برایشان نازل شده است روشن سازی؛ باشد که [در مفاهیمش] بیندیشند

﴿45﴾ آیا کسانی‌ که بداندیشی [و توطئه] کردند، ایمن هستند [از این] که الله [همۀ] آنان را در زمین فروبَرد یا عذاب [الهی] از جایی که نمی‌دانند [به سراغشان] بیاید؟

﴿46﴾ یا [آنکه] به هنگام رفت و آمدشان [گریبان] آنان را بگیرد؟ پس آنان مانع [رسیدن عذاب] نیستند

﴿47﴾ یا [آنکه عذاب الهی] در حالی که [از آن] می‌ترسند گریبانگیرشان شود؟ پس بی‌تردید، پروردگارتان دلسوزِ مهربان است [که در مجازات شما شتاب نمی‌کند]

﴿48﴾ آیا آنان به چیزهایی [همچون درختان و کوه‌ها] که الله آفریده است نمی‌نگرند که [چگونه با حرکت خورشید و ماه] سایه‌هایشان از راست و چپ می‌گسترد و در حالی برای الله سجده می‌کنند که [در برابر عظمتش] خاکسارند؟

﴿49﴾ و هر چه در آسمان‌ها و زمین است ـ از جنبندگان و فرشتگان‌ـ [همگی] برای الله سجده می‌آورند و گردنکشی نمی‌کنند

﴿50﴾ [فرشتگان] از پروردگار خویش كه [به ذات و غلبه و قدرتش] بالای آنان است مى‌ترسند و آنچه را فرمان داده مى‌شوند انجام می‌دهند

﴿51﴾ و الله فرمود: «دو معبود [را براى خود به عبادت] نگیرید. جز این نیست كه [معبود شما] همان الله یکتاست؛ پس تنها از من پروا کنید»

﴿52﴾ و آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ اوست و عبادت و فرمانبردارى [نیز] همیشه و پیوسته براى اوست. آیا از غیر الله پروا می‌کنید؟

﴿53﴾ و [ای مردم،] هر نعمتی که دارید، از سوی الله است؛ به علاوه، وقتی گزندی به شما می‌رسد، به پیشگاه او ناله و زاری می‌کنید

﴿54﴾ سپس وقتی آن گزند را از شما برطرف ساخت، گروهی از شما به پروردگارشان شرک می‌ورزند

﴿55﴾ تا سرانجام به آنچه به آنان داده‌ایم ناسپاسی کنند. پس [چند روزی از نعمت‌های دنیا] برخوردار شوید که به زودی [نتایج کردارتان را] خواهید دانست

﴿56﴾ و [مشرکان‌] از آنچه روزی‌شان کرده‌ایم، برای معبودانی که [چیزی] نمی‌دانند سهمی قرار می‌دهند. به الله سوگند که دربارۀ آنچه افترا می‌بستید، قطعاً بازخواست خواهید شد

﴿57﴾ و [آنان فرشتگان را] دخترانی برای الله قرار می‌دهند ـ او تعالی منزّه است‌ ـ و آنچه را میل دارند [= پسران] برای خودشان [قرار می‌دهند]

﴿58﴾ و هر گاه یکی از آنان را به [تولد] دختری بشارت دهند، در حالی ‌که خشمش را فرومی‌خورد، چهره‌اش [از اندوه] تیره می‌شود

﴿59﴾ از بدی [و ناراحتیِ] آنچه به او مژده داده‌اند، از قوم [خویش] پنهان می‌شود [و با خود می‌اندیشد که] آیا او را با سرافکندگی نگه دارد یا در خاک پنهانش کند. هان! چه بد داورى مى‌كنند

﴿60﴾ صفت زشت [جهل و کفر] براى كسانى است كه به آخرت ایمان ندارند و صفتِ برتر، از آنِ الله است و او شکست‌ناپذیرِ حكیم است

﴿61﴾ و اگر الله مردم را به خاطر ظلمشان بازخواست مى‌كرد، جنبنده‌اى روى زمین باقى نمى‌گذاشت؛ ولی [كیفرِ] آنان را تا زمانی معیّن به تأخیر مى‌اندازد؛ و چون اَجَلشان به سر آید، نه ساعتى [از آن‌] تأخیر می‌كنند و نه پیشى می‌گیرند

﴿62﴾ و [مشرکان] آنچه را نمی‌پسندند برای الله قرار می‌دهند و زبانشان [چنین] دروغ مى‌سازد كه [رستگاری و] نیكویی از آنِ آنان است. حقا که آتش نصیبشان است و آنان قطعاً در [دوزخ] رها [و فراموش] می‌شوند

﴿63﴾ [ای پیامبر،] سوگند به الله كه به سوى امت‌هایی که پیش از تو بودند [نیز پیامبرانی‌] فرستادیم؛ اما شیطان کارهایشان را برایشان آراست؛ از این رو، امروز [نیز‌ دوست و] کارسازشان همو[= شیطان] است و برایشان عذابى دردناک [در پیش] است

﴿64﴾ و [ای پیامبر،] این كتاب را بر تو نازل نكردیم مگر برای اینكه [حقیقتِ] آنچه را که [مردم] در آن اختلاف دارند برایشان بیان كنى و هدایت و رحمتى باشد براى گروهی كه ایمان مى‌آورند

﴿65﴾ و الله آبی از آسمان فرو فرستاد و با آن، زمین را پس از خزان و خشکی‌اش زنده كرد. قطعاً در این [امر] براى مردمى كه [سخن حق را] می‌شنوند، نشانه‌ای [از قدرت پروردگار] است

﴿66﴾ و [ای مردم،] قطعاً در [آفرینش] چهارپایان عبرتى برای شماست: از آنچه در شكمِ آنهاست، از میان غذاهای هضم‌شده و خون، شیرِ خالصی به شما مى‌نوشانیم كه براى نوشندگان گواراست

﴿67﴾ و [نیز] از میوه‌های درختان خرما و انگور، هم شراب [مستی‌آور] و هم روزیِ نیکو [و پاکیزه] به دست می‌آورید. بی‌گمان، در این [امر]، برای کسانی که خرد می‌ورزند، نشانه‌ای [از لطف و قدرتِ پروردگار] است

﴿68﴾ پروردگارت به زنبور عسل الهام كرد كه: «از کوه‌ها و درختان و از آنچه [مردم‌] بنا می‌کنند [برای خود] خانه‌هایی برگیر

﴿69﴾ آنگاه از [شیرۀ] تمام میوه‌ها [و گل‌ها] بخور و راه‌های پروردگارت را فروتنانه طی کن». از شكم آنها شهدی رنگارنگ بیرون مى‌آید كه شفاى مردم در آن است. به راستى، در این [ویژگی و کار زنبور عسل،] براى مردمى كه می‌اندیشند، نشانه‌ای [از علم و قدرتِ پروردگار] است

﴿70﴾ و الله شما را آفریده است سپس جانتان را می‌گیرد؛ و برخی از شما به فروترین [دوران] عمر [= کُهنسالی] می‌رسد چنان که پس از دانستن [بسیاری چیزها، دیگر] چیزی نمی‌داند [و همه را فراموش می‌کند]. بی‌تردید، الله دانای تواناست‌

﴿71﴾ و الله برخی از شما را بر برخی [دیگر] در [نعمت و] روزی برتری داده است؛ ولی کسانی ‌که برتری داده شده‌اند، حاضر نیستند از روزی خود به بردگانشان بدهند، تا همگی در آن [نعمت و دارایی] برابر شوند. [اگر خود از شریک بیزارند، چرا برای الله شریک قرار می‌دهند؟] پس آیا [با این شرک‌ورزی،] نعمت الله را انكار مى‌كنند؟

﴿72﴾ و الله از [جنس] خودتان همسرانی برای شما قرار داد و از همسرانتان فرزندان و نوادگانی برای شما آفرید و از چیزهای پاكیزه به شما روزى بخشید. پس آیا [باز هم‌] به باطل ایمان می‌آورند و نعمت الله را ناسپاسی می‌کنند؟

﴿73﴾ و [مشرکان] به جاى الله چیزهایى را عبادت می‌کنند كه مالک هیچ روزى‌ای در آسمان‌ها و زمین برایشان نیستند و توانایی [هیچ کاری] ندارند

﴿74﴾ پس براى الله امثال [و شریک‌ها] قائل نشوید. بی‌تردید، الله مى‌داند و شما نمى‌دانید

﴿75﴾ الله مثالی زده است: بردۀ مملوکی که قادر به هیچ کاری نیست و [در مقابل،] کسی که از جانب خویش به او روزیِ نیکویی بخشیده‌ایم و او از همان [نعمت‌های الهی] پنهان و آشکار انفاق می‌کند. آیا این دو برابرند؟ [پس شما مشرکان چگونه مالک مطلق را با معبودهای ناتوان یکسان می‌دانید؟] ستایش مخصوص الله است؛ اما بیشتر آنان [حقِ یگانگی‌اش را] نمی‌دانند

﴿76﴾ و الله مَثل [دیگری] زده است: دو مرد را [فرض کنید] که یکی از آنها گنگ است و هیچ کاری از وی برنمی‌آید و سربارِ سرور خود می‌باشد، هر کجا او را می‌فرستد، هیچ خیری به همراه نمی‌آورد [و وظایفش را به درستی انجام نمی‌دهد]؛ آیا او با کسی ‌که به عدالت فرمان می‌دهد و خود بر راهی مستقیم قرار دارد برابر است؟ [پس شما مشرکان چگونه قادر مطلق را با مردگان و بُت‌های بی‌احساسِ ناتوان یکسان می‌دانید؟]

﴿77﴾ [علم] غیب آسمان‌ها و زمین، تنها از آنِ الله است و امرِ [برپاییِ] قیامت، جز [به سرعت‌] یک چشم بر هم زدن نیست؛ یا [حتی] سریع‌تر. بی‌تردید، الله بر هر چیزی تواناست

﴿78﴾ [ای مردم،] الله شما را از شکمِ مادرانتان خارج نمود در حالی ‌که هیچ چیز نمی‌دانستید؛ و گوش و چشم و دل [= عقل] برایتان پدید آورد [تا قدرت‌های الهی را درک کنید]؛ باشد که سپاس گزارید

﴿79﴾ آیا [مشرکان] پرندگان را ندیده‌اند که در فضای آسمان رام شده‌اند [و] کسی جز الله آنها را [در آن حال‌] نگه نمی‌دارد؟ به راستی، در این [امر‌]، براى مردمى كه ایمان دارند، نشانه‌هایى [از قدرت پروردگار] است

﴿80﴾ الله از خانه‌هایتان محلِ سکونت [و آرامش] برای شما قرار داد و از پوست چهارپایان [نیز] خانه‌هایی [= خیمه‌هایی] برایتان قرار داد تا روز کوچ کردن‌ سبکبار باشید و روز اقامتتان [نیز برپایی‌اش آسان باشد]؛ و از پشم و کُرک و مو‌هایشان تا مدتی معیّن اثاث [خانه] و اسباب [و وسایل زندگی، برایتان] فراهم کرد

﴿81﴾ الله از آنچه [مانند درختان] آفرید، سایه‌هایی برایتان فراهم آورده است و از کوه‌ها [نیز راه‌ها و] پناهگاه‌هایی برایتان قرار داده است و جامه‌هایى برایتان پدید آورده است كه شما را از [سرما] و گرما نگاه می‌دارد و [زِره‌ها و] تن‌پوشهایی كه در جنگ[های]تان از شما محافظت مى‌کند. او اینچنین نعمتش را بر شما تمام مى‌گردانَد؛ باشد که [در برابرِ توحید] تسلیم شوید [و شرک نورزید]

﴿82﴾ پس [ای پیامبر،] اگر [مشرکان] روی گرداندند، جز این نیست که وظیفۀ تو [فقط] پیام‌رسانیِ آشکار است

﴿83﴾ [آنان] نعمت الله را می‌شناسند؛ اما [باز هم] آن را انکار می‌کنند و بیشتر آنان ناسپاس و کافرند

﴿84﴾ و [یاد کن از] روزی‌ که از هر امتی، گواهی [بر آنان] برمی‌انگیزیم؛ آنگاه به کسانی‌ که کفر ورزیدند نه اجازۀ [سخن گفتن] داده می‌شود و نه از آنان خواسته می‌شود که پوزش بخواهند

﴿85﴾ و کسانی‌ که ستم کردند، هنگامی ‌که عذاب [آخرت] را می‌بینند؛ نه عذابشان سبک می‌شود و نه مهلت داده می‌شوند

﴿86﴾ کسانی كه شرک ورزیدند، وقتی شریكان خود را می‌بینند مى‌گویند: «پروردگارا، اینها بودند آن شریكانى كه ما به جاى تو مى‌خواندیم» و[لى شریكان‌،] سخنِ آنان را [اینگونه] رد مى‌كنند كه: «یقیناً شما دروغگویید»

﴿87﴾ در آن روز، در برابرِ الله، سرِ تسلیم می‌افكنند و دروغ‌هایی که [دربارۀ شفاعتِ غیر الله] می‌بافتند همه محو و نابود می‌گردد

﴿88﴾ کسانی‌ که کفر ورزیدند و [مردم را] از راهِ الله بازداشتند، به [کیفر] آنکه فساد می‌کردند، عذابی بر عذابشان می‌افزاییم

﴿89﴾ و روزی [را یاد کن] که از هر امتی، گواهی از خودشان بر آنان می‌گماریم [تا به کفر و ایمانشان گواهی دهد] و تو را [نیز ای محمد،] بر اینان گواه می‌گیریم؛ و ما این کتاب [= قرآن‌] را بر تو نازل کردیم که روشنگرِ همه چیز است و برای مسلمانان، رهنمود و رحمت و بشارت است.‌

﴿90﴾ در حقیقت، الله [شما را] به عدالت و نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان مى‌دهد و از فحشا و زشت‌کاری و سرکشی نهى مى‌كند. او شما را پند مى‌دهد؛ باشد كه پند گیرید

﴿91﴾ و چون با الله [یا با مردم] پیمان بستید، به آن وفا كنید؛ و سوگندها[ى خود] را پس از محكم ساختنشان نشكنید، در حالى كه الله را بر [وفاداریِ] خویش گواه قرار داده‌اید. بى‌تردید، الله می‌داند که چه مى‌كنید

﴿92﴾ و مانند آن زن [نادانی] نباشید که رشتۀ [پشمی تابیدۀ] خویش را پس از محکم‌بودن از هم باز‌گشود [و گسست؛ پس مبادا] سوگندهاى خود را وسیلۀ فریب یکدیگر قرار دهید [آن هم تنها] به سبب این كه [ثروت و] جمعیت گروهی افزون‌تر از دیگرى است. جز این نیست که الله شما را با این [کار] می‌آزماید و یقیناً روز قیامت، آنچه را که در آن اختلاف می‌کردید، برایتان روشن می‌سازد

﴿93﴾ و اگر الله می‌خواست، همۀ شما را یک امت قرار می‌داد؛ ولی [با عدالت خویش] هر کس را که بخواهد گمراه می‌کند و [با فضل خویش] هر کس را که بخواهد هدایت می‌نماید؛ و شما [روز قیامت] قطعاً از آنچه می‌کردید، بازخواست خواهید شد

﴿94﴾ و سوگندهایتان را وسیلۀ نیرنگ [و فریبکاری] میان خویش قرار ندهید، تا مبادا [ایمانتان به خطر بیفتد و] گامى پس از استواری‌اش بلغزد و به سزاى آنكه [مردم را] از راه الله بازداشته‌اید، [کیفرِ] ناگواری بچشید و عذابی بزرگ برایتان [در پیش‌] باشد‌

﴿95﴾ و پیمان الله را به بهای اندک نفروشید. اگر بدانید، یقیناً آنچه نزد الله است، برایتان بهتر است

﴿96﴾ آنچه نزد شماست، پایان می‌پذیرد و[لی] آنچه نزد الله است، باقی [و جاوید] است؛ و قطعاً به كسانى كه شكیبایى كرده‌اند، اجرشان را بر اساس نیکوترین [طاعت و] كارى كه مى‌كردند خواهیم داد

﴿97﴾ هر کس ـ مرد یا زن ـ که کار نیک کند و مؤمن باشد، قطعاً او را [در دنیا] به زندگانی پاک و پسندیده‌ای زنده می‌داریم و [در آخرت نیز] بر اساس نیکوترین [طاعت و] كارى كه مى‌كردند، به آنان پاداش می‌دهیم

﴿98﴾ پس [ای مؤمن،] هنگامی ‌که قرآن می‌خوانی، از [شرّ] شیطانِ رانده‌شده [از رحمت الهی]، به الله پناه ببر

﴿99﴾ بی‌تردید، او بر کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و بر پروردگار‌شان توکل می‌کنند [هیچ] تسلطی ندارد

﴿100﴾ تسلط او تنها بر کسانی است که او را [دوست و] کارساز خود گرفته‌اند و [همچنین بر] کسانی ‌که به سبب [اغوای] شیطان، [به الله] شرک می‌ورزند

﴿101﴾ و هنگامی که [حكمِ] آیه‌اى را جایگزین آیه‌ای [دیگر] می‌کنیم ـ حال آنكه الله به آنچه نازل مى‌كند داناتر است ـ [کافران] مى‌گویند: «[ای محمد،] جز این نیست كه تو دروغ‌بافی». [چنین نیست؛] بلکه بیشتر آنان [از احکام شرع و حمکت الهی چیزی] نمى‌دانند

﴿102﴾ بگو: «روح القُدُس [= جبرئیل] آن را از جانب پروردگارت به‌حق نازل کرده است تا کسانی را که ایمان آورده‌اند ثابت‌قدم گرداند و هدایت و بشارتی برای مسلمانان باشد»

﴿103﴾ و یقیناً می‌دانیم که آنان می‌گویند: «حتماً بشری [این آیات را] به او آموزش می‌دهد». [نه، چنین نیست؛ زیرا] زبان كسى كه [این‌] نسبت را به او مى‌دهند غیرعربى است؛ حال آنکه این [قرآن‌،] به زبان عربىِ روشن [و با بلاغت و فصاحت عالی نازل شده] است

﴿104﴾ یقیناً کسانی ‌که به آیات الله ایمان نمی‌آورند، الله آنان را هدایت نمی‌کند و عذاب دردناکی برای آنان [در پیش] است

﴿105﴾ [محمد صلی الله علیه وسلم دروغگو نیست؛ بلکه] کسانی دروغ می‌بافند که به آیات الله ایمان ندارند و اینان دروغگویان [واقعی] هستند

﴿106﴾ هر کس بعد از ایمانش به الله کفر بورزد، [گرفتار عذاب الهی خواهد شد]؛ مگر کسی که [به این کار،] وادار شده باشد و[لی] دلش به ایمان، آرام [و استوار] باشد؛ اما هر کس سینه‌اش را به کفر بگشاید، خشم الله بر آنان است و عذابی سهمگین [در پیش‌] دارند

﴿107﴾ این [مجازات،] از آن روست که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند؛ و [نیز] اینکه الله گروه کافران را هدایت نمی‌کند

﴿108﴾ اینان کسانی هستند که [بر اثر گناهانشان] الله بر دل‌ها و گوش‌ها و چشمانشان مُهر نهاده است؛ و اینان غافلان [واقعی] هستند

﴿109﴾ یقیناً آنان در آخرت زیانکارند

﴿110﴾ سپس پروردگارت نسبت به كسانى كه پس از زجر کشیدن [از آزار مشرکان] هجرت كردند سپس به جهاد برخاستند و شکیبایی نمودند، پس از آن [همه سختی‌ها‌] قطعاً آمرزندۀ مهربان است

﴿111﴾ [ای پیامبر، یاد کن از] روزى كه هر كس در حالی [به پیشگاه عدل الهی] مى‌آید که [تنها] از خود دفاع مى‌كند؛ و هر كس در برابر آنچه كرده است، بى‌كم‌وكاست پاداش مى‌گیرد و بر آنان ستم نمى‌رود

﴿112﴾ و الله شهری [همچون مکه] را مثال می‌زند که امن و آرام بود [و] روزی‌اش از هر سو به آسانی و فراوانی می‌رسید؛ ولی [مردمانش] نسبت به نعمت‌های الهی ناسپاسی نمودند و آنگاه الله [نیز] به سزاى آنچه مرتکب می‌شدند، طعم گرسنگى و ترس را به [اهالی‌] آن چشانید

﴿113﴾ و پیامبری از خودشان به سوی آنان آمد، اما او را دروغگو انگاشتند؛ و در حالی ‌که ستمکار [و مشرک] بودند، عذاب [الهی] آنان را فروگرفت

﴿114﴾ پس، از آنچه الله روزی‌تان کرده است حلال [و] پاکیزه بخورید و اگر فقط او را عبادت می‌کنید [و شرک نمی‌ورزید]، بر نعمت الهی شکر گزارید

﴿115﴾ جز این نیست که [الله] فقط مُردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که [هنگام ذبح،] نامِ غیر الله بر آن برده شده است بر شما حرام کرده است؛ اما هر کس [برای حفظ جانش به خوردن آنها] ناچار شود [و] سركش و زیاده‌خواه نباشد، [بر او گناهی نیست؛ چرا که] بی‌تردید، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿116﴾ و [ای مشرکان،] با دروغی که بر زبانتان جاری می‌شود نگویید: «این حلال است و آن حرام» تا بر الله دروغ بندید. كسانى كه بر الله دروغ مى‌بندند، هرگز رستگار نمى‌شوند

﴿117﴾ [نتیجۀ دنیادوستی‌شان] بهره‌ای اندک است و [در آخرت] عذابى دردناک [در پیش] دارند

﴿118﴾ و بر یهود آنچه را پیش‌تر بر تو حكایت کردیم حرام نمودیم و ما به آنان ستم نكردیم؛ بلكه آنها خود [بودند که در نتیجۀ نافرمانی،] به خویشتن ستم مى‌كردند

﴿119﴾ با وجود این، پروردگارت نسبت به كسانى كه از روى نادانی گناه كردند و سپس از آن [اشتباهات] توبه نمودند و درستكارى كردند، قطعاً پس از آن، آمرزندۀ مهربان است

﴿120﴾ بی‌گمان، ابراهیم پیشوایی فروتن در برابر الله [و] حقگرا بود و [هرگز] در زمرۀ مشرکان نبود

﴿121﴾ [او] شکرگزارِ نعمت‌های الله بود. [الله] وی را برگزید و به راه راست هدایت نمود

﴿122﴾ [ما] در دنیا به او نیکی عطا کردیم و قطعاً او در آخرت [نیز] از شایستگان است

﴿123﴾ سپس [ای پیامبر،] به تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم پیروی کن که حقگرا بود و [هرگز] در زمرۀ مشرکان نبود

﴿124﴾ [وجوبِ بزرگداشتِ روزهای] شنبه، تنها بر کسانی‌ قرار داده شد که در آن اختلاف کردند؛ و قطعاً پروردگارت روز قیامت، در مورد آنچه اختلاف می‌کردند، میان آنان داوری خواهد کرد

﴿125﴾ [ای پیامبر، مردم را] با حکمت و پند نیکو به راه پروردگارت دعوت نما و با روشی که نیکو‌تر است با آنان [بحث و] مناظره کن. بی‌تردید، پروردگارت به [حال] کسی‌ که از راه او گمراه می‌شود دانا‌تر است و او به [حال] هدایت‌یافتگان [نیز] دانا‌تر است

﴿126﴾ و اگر [شما مؤمنان] خواستید [دشمنانتان را] مجازات کنید، چنان مجازات کنید که [آنان] شما را مجازات کرده‌اند؛ و اگر [خویشتنداری و‌] شکیبایی کنید، [بدانید که] قطعاً این [کار] برای شکیبایان بهتر است‌

﴿127﴾ و [ای پیامبر،] صبر پیشه کن و صبر تو جز به [یاری و] توفیق الله نیست؛ و بر آنان [= کافران] اندوه مخور و از نیرنگی که می‌ورزند دلتنگ مباش‌

﴿128﴾ بی‌تردید، الله با كسانى است كه پرهیزگاری کردند و كسانى كه نیكوكارند

الإسراء

Surah 17

﴿1﴾ پاک و منزّه است آن [پروردگاری‌] كه بنده‌اش [محمد] را شبانگاه از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى ـ كه پیرامونش را بركت داده‌ایم ـ سِیر داد تا برخی از نشانه‌هاى [قدرت] خویش را به او بنمایانیم. بی‌تردید، او همان شنواى بیناست

﴿2﴾ و ما به موسی کتاب [تورات] دادیم و آن را [مایۀ] هدایتِ بنی‌اسرائیل ساختیم [و فرمودیم] که: «کارگزاری جز من [برای خود] برنگزینید»

﴿3﴾ ای فرزندانِ کسانی‌ که آنان را با نوح [در کشتی] سوار کردیم، به راستی او [= نوح] بنده‌ای شکرگزار بود

﴿4﴾ و در کتاب [تورات] به بنی‌اسرائیل وحی کردیم که قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعاً سرکشی [و طغیانِ] بزرگی خواهید نمود

﴿5﴾ پس هر گاه وعدۀ نخستین از آن دو [بار] فرارسید، گروهی از بندگانِ بسیار نیرومند [و پیکارجویِ] خود را بر شما برمی‌انگیزیم تا میان خانه‌ها[یتان براى قتل و غارتِ شما] به جستجو درآیند؛ و این وعده‌ای انجام‌شدنی [و قطعی] بود

﴿6﴾ آنگاه [پس از مدتی] شما را بر آنان مسلط می‌گردانیم و با اموال و فرزندان یاری‌تان می‌کنیم، و [تعداد] نفرات شما را بیشتر [از دشمن] می‌گردانیم

﴿7﴾ اگر [در گفتار و رفتار] نیکی کنید، به خود نیکی کرده‌اید؛ و اگر بدی کنید، [باز هم به] خود کرده‌اید. پس هنگامی‌ که وعدۀ دیگر فرارسید، [دشمن آنچنان شما را خوار می‌سازد] که آثار غم و اندوه در چهره‌هایتان ظاهر می‌شود و همان گونه که بارِ نخست وارد شدند، [این بار نیز حمله می‌آورند] تا به مسجد[الاقصی] داخل ‌شوند و تا بر هر چه دست یابند [آن را] یکسره نابود کنند

﴿8﴾ [ای بنی‌اسرائیل، اگر توبه كنید] امید است كه پروردگارتان بر شما رحمت آورد و اگر [به تباهی] بازگشتید، ما نیز [به عذاب‌کردن شما] بازمى‌گردیم و دوزخ را زندان [ابدیِ] كافران کرده‌ایم

﴿9﴾ به راستی که این قرآن به استوارترین راه هدایت مى‌کند و به مؤمنانى كه كارهاى شایسته مى‌كنند مژده مى‌دهد كه پاداشى بزرگ برایشان [در پیش] است

﴿10﴾ و براى كسانى كه به آخرت ایمان نمى‌آورند، عذابى دردناک مهیّا كرده‌ایم

﴿11﴾ انسان [در هنگام خشم، از روی نادانی و شتاب، نفرین می‌کند و] بدى را مى‌طلبد، همان گونه كه نیکی را درخواست می‌کند؛ و انسان همواره شتابزده است‌

﴿12﴾ شب و روز را دو نشانه[ی قدرت و یگانگی خویش] قرار دادیم؛ و نشانۀ شب را محو [و تیره‌] كردیم و نشانۀ روز را روشنى‌بخش قرار دادیم تا از پروردگارتان روزى بجویید و شمار سال‌ها و حساب [وقایع] را بدانید؛ و هر چیزى را به تفصیل بیان كردیم

﴿13﴾ و [سرنوشتِ‌] رفتار هر انسانى را [تا لحظۀ حسابرسی] در گردنش بسته‌ایم و روز قیامت نوشته‌اى برایش بیرون می‌آوریم كه آن را گشوده می‌بیند

﴿14﴾ [به او می‌گوییم:] «نامه‌ات را بخوان. کافی است که امروز خود حسابگرِ خویش باشی»

﴿15﴾ هر کس راه [راست‌] یافت، جز این نیست كه به سود خویش راه یافته است و هر کس گمراه شد، یقیناً به زیان خود گمراه شده است؛ و هیچ گناهکاری، بارِ گناه دیگری را برنمی‌دارد؛ و ما هرگز [قومی را] مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه [میانشان] پیامبری مبعوث کرده باشیم [تا وظایفشان را بیان کند]

﴿16﴾ و هر گاه بخواهیم [مردم] شهری را نابود کنیم، [نخست] به ثروتمندانِ سرکشِ آنجا فرمان [اطاعت از الله و پیروی از پیامبران را] می‌دهیم، سپس وقتی در آنجا به فساد [و مخالفت] برخاستند، وعده[ی عذاب الهی بر] آنجا محقق می‌گردد؛ آنگاه آنجا را به شدت در هم می‌کوبیم [و ساکنانش را از بین می‌بریم]

﴿17﴾ و چه بسیار نسل‌هایی را که پس از نوح [زندگی می‌کردند] هلاک کردیم و [همین] کافی است که پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه [و نسبت به آنان] بیناست

﴿18﴾ هر کس خواهان [دنیاى‌] زودگذر است، هر چه بخواهیم [و] به هر كه بخواهیم [بهره‌ای] از آن مى‌دهیم؛ آنگاه دوزخ را نصیبش می‌کنیم كه در آنجا خوار و رانده‌شده [از رحمت الله،] وارد می‌گردد

﴿19﴾ و هر کس [زندگی] آخرت را بخواهد و برای [رسیدن به] آن با جدیّت بکوشد و مؤمن باشد، اینان کسانی هستند که از تلاششان قدردانی خواهد شد

﴿20﴾ همه را ـ [خواه] این گروه [بدکار] و [یا] آن گروه [نیکوکار]ـ از بخشش [و نعمت‌های دنیویِ] پروردگارت بهره‌مند می‌سازیم و بخششِ پروردگارت [از کسی] منع نشده است

﴿21﴾ بنگر که چگونه برخی از آنان را [از لحاظ مال و مقام] بر برخی دیگر برترى داده‌ایم؛ و قطعاً آخرت [در مقایسه با دنیا] از نظرِ درجات، بزرگ‌تر و از لحاظ فضیلت، برتر است [پس مومن باید به آن اشتیاق ورزد]

﴿22﴾ [ای انسان، هرگز هیچ] معبود دیگری را با الله [شریک] قرار نده که نکوهیده و بی‌یاور خواهی ماند

﴿23﴾ و پروردگارت چنین فرمان داده است که: «جز او را عبادت نکنید و به پدر و مادر [تان] نیکی کنید. هر گاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها در کنارِ تو به سن پیری رسیدند، حتی کمترین اهانتی به ایشان نکن و بر سرشان فریاد نزن و به نیکی [و مهربانی] با آنان سخن بگو

﴿24﴾ و از روی مهربانی، در برابرشان فروتن باش و بگو: «پروردگارا، همان‌ گونه که [بر من رحمت آوردند و] مرا در کودکی پرورش دادند، [تو نیز] به آنان رحمت آور»

﴿25﴾ پروردگارِ شما، به آنچه در دل‌هایتان است آگاه‌تر است. اگر شایسته باشید، یقیناً او در حقِ توبه‌کاران آمرزنده است

﴿26﴾ و حق خویشاوند را به او بده [= صلۀ رحِم به جای آور] و نیازمند و درراه‌مانده [را یاری كن‌] و ولخرجى و اسراف نكن

﴿27﴾ در حقیقت، اسرافكاران برادرانِ شیاطین هستند و شیطان نسبت به پروردگارش همواره ناسپاس بوده است

﴿28﴾ و اگر به امید رحمت و [گشایش روزی] از جانب پروردگارت [به ناچار] از آنان روی می‌گردانی، سخنی نرم به آنان بگو

﴿29﴾ و [هرگز] دست از انفاق نبند و [نیز] گشاده‌دستیِ بسیار نکن که ملامت‌شده و حسرت‌زده می‌گردی

﴿30﴾ بی‌گمان، پروردگارت، [نعمت و] روزی را بر هر کس که بخواهد گسترده می‌دارد و یا تنگ می‌گرداند. بی‌تردید، او همواره به [احوالِ] بندگانش آگاه و بیناست‌

﴿31﴾ و فرزندانتان را از بیم تنگدستى نكشید. ما به آنان و شما روزى مى‌بخشیم. یقیناً كشتنِ آنها همواره خطایى بزرگ است

﴿32﴾ و نزدیک زنا نشوید. بی‌تردید، آن [کار،] بسیار زشت و راهی ناپسند است

﴿33﴾ و كسى را كه الله [كشتنش را] حرام كرده است جز به‌حق نكشید؛ و هر کس به ستم كشته شود، به قیّمِ او قدرت [و حق قصاص] داده‌ایم؛ او نیز نباید در [کیفرِ‌] قتل زیاده‌روى كند. بی‌تردید، او [= ولیّ دَم] تحت حمایت [الله و شریعت او تعالی] قرار دارد

﴿34﴾ و به مال یتیم ـ جز به شیوه‌ای که نیکوتر است‌ـ نزدیک نشوید تا آنگاه که به حدِ [رشد و] بلوغش برسد و به پیمان [خویش] وفا کنید؛ چرا که [از شما] دربارۀ پیمان پرسیده خواهد شد

﴿35﴾ و هنگامی ‌که [در خرید و فروش، اجناس را] پیمانه می‌کنید، پیمانه را کامل [و تمام] بدهید و [آنها را] با ترازوی درست وزن کنید. این [کار] برای شما بهتر است و سرانجام نیکو‌تری دارد

﴿36﴾ و از آنچه دانشی دربارۀ آن نداری پیروی نکن. بی‌تردید [در قیامت،] گوش و چشم و دل، از همۀ اینها بازخواست خواهد شد

﴿37﴾ و در زمین با تکبر راه نرو. تو هرگز نمی‌توانی [با راه رفتنِ غرورآمیزت] زمین را بشکافی و در بلندی [و گردن‌فرازی نیز] به کوه‌ها نمی‌رسی

﴿38﴾ همۀ این [کارها]، گناهش نزد پروردگارت ناپسند است

﴿39﴾ این [سفارش‌ها] از آن حکمت[هایی] است که از جانب پروردگارت به تو وحی شده است؛ و معبودِ دیگری با الله قرار نده که نکوهیده و رانده‌شده [از رحمت الله] به دوزخ خواهی افتاد

﴿40﴾ آیا [شما مشرکان گمان می‌کنید كه‌] پروردگارتان [داشتن‌] پسران را به شما اختصاص داده است و خود از [میانِ] فرشتگان، دخترانى برگرفته است؟ به راستی که سخنى بسیار بزرگ [و ناروا] مى‌گویید

﴿41﴾ و بی‌تردید، ما در این قرآن [احکام و اندرزها را با شیوه‌های روشن و] گونا‌گون بیان كردیم تا [مردم] پند بگیرند؛ و[لى‌ این سخنان،] جز دوری [از حق] بر آنان نمى‌افزاید

﴿42﴾ [ای پیامبر،] بگو: «اگر [بر فرضِ محال،] چنان که [مشرکان] می‌گویند، با او [= الله] معبودانی [دیگر] بود، در این صورت، آنان [برای تقرّب و کسبِ خشنودی پروردگار] به سوی [اللهِ] صاحب‌عرش راهی می‌جستند»

﴿43﴾ او تعالی پاک و منزّه است و از آنچه آنان می‌گویند، بسی برتر است

﴿44﴾ آسمان‌های هفتگانه و زمین و هر ‌کس در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند؛ و هیچ چیز نیست مگر آنکه او را به پاکی یاد می‌کند؛ ولی شما تسبیح‌ آنان را درنمی‌یابید. بی‌تردید، او همواره بردبار [و] آمرزنده است

﴿45﴾ و [ای پیامبر،] هنگامی‌ که قرآن می‌خوانی، میان تو و کسانی ‌که به آخرت ایمان ندارند، پرده‌ای پوشیده قرار می‌دهیم

﴿46﴾ و پوششی بر دل‌هایشان قرار دادیم تا [پیام] آن را درنیابند و در گوش‌هایشان سنگینى [نهادیم تا حق را نشنوند‌]؛ و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگى یاد می‌كنى، با نفرت پشت مى‌كنند [و می‌گریزند]

﴿47﴾ و آنگاه كه [کافران] به تو گوش می‌سپارند، ما بهتر مى‌دانیم که به چه [منظور و چگونه] گوش مى‌دهند و [نیز] آنگاه كه نجوا مى‌کنند [ما از سخنانشان آگاهیم]؛ آنگاه که ستمکاران [مشرک به مردم] می‌گویند: «شما جز از مردى جادوشده پیروى نمى‌كنید»

﴿48﴾ بنگر که چگونه برایت مثال‌ها زدند، پس گمراه شدند و در نتیجه، نمی‌توانند راهی [به سوی حق] بیابند

﴿49﴾ و [مشرکان] گفتند: «آیا هنگامی‌ که استخوان‌هایی [پوسیده و] پراکنده شدیم، دوباره با آفرینشی جدید برانگیخته می‌شویم؟»

﴿50﴾ بگو: «[حتی اگر] سنگ باشید یا آهن

﴿51﴾ یا [هر] آفریده‌ای که در خاطرتان بزرگ می‌نماید، [باز هم الله می‌تواند شما را زنده کند]. پس خواهند گفت: «چه کسی ما را بازمی‌گردانَد؟» بگو: «[همان پروردگاری] ‌که نخستین بار شما را آفرید». آنگاه سرهایشان را [به نشانۀ ناباوری و تمسخر] در برابر تو تکان می‌دهند و مى‌گویند: «آن [حادثه] كى خواهد بود؟» بگو: «چه بسا نزدیک باشد

﴿52﴾ روزى كه [الله] شما را [به صحرای محشر] فرامى‌خوانَد و شما با سپاس و ستایش اجابتش مى‌کنید و مى‌پندارید كه جز اندكى [در دنیا] به سر نبرده‌اید»

﴿53﴾ و [ای پیامبر،] به بندگانم بگو با بهترین [الفاظ با یكدیگر] صحبت كنند [و از بددهانی بپرهیزند؛ چرا که] بی‌تردید، شیطان میان آنان دشمنی می‌افکنَد. به راستی که شیطان برای انسان، دشمنی آشکار است‌

﴿54﴾ [ای مردم،] پروردگارتان به [احوال‌] شما داناتر است؛ اگر بخواهد، بر شما رحمت می‌آورد یا اگر بخواهد، عذابتان می‌کند؛ و [ای پیامبر،] ما تو را [برای آنان، نگهبان و] کارگزار نفرستاده‌ایم‌

﴿55﴾ پروردگارت به [هر چه و] هر ‌کس در آسمان‌ها و زمین است داناتر است؛ و به راستی [ما] برخی پیامبران را [با افزونیِ پیروان و اعطای کتاب،] بر برخی [دیگر] برتری بخشیدیم و به داوود زَبور دادیم

﴿56﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «كسانى را كه به جاى او [معبود و کارسازِ خویش] پنداشته‌اید فرابخوانید؛ [خواهید دید که آنها] نه مى‌توانند گزندی را از شما دور کنند و نه قادرند آن را [به سوی دیگری] بگردانند»

﴿57﴾ کسانی را که آنان [به یاری و دعا] می‌خوانند، خود [با عبادت و عمل صالح] وسیله‌ای [برای تقرّب] به پروردگارشان می‌جویند [و در رقابتند تا بدانند] كدام‌یک از آنان [به عبادت الله] نزدیک‌ترند و به رحمتش امیدوارند و از عذابش می‌ترسند؛ [چرا که] بی‌تردید، عذاب پروردگارت همواره شایستۀ پرهیز است

﴿58﴾ و هیچ شهرى نیست مگر اینكه [به سبب کفر و نافرمانى، مردمِ] آن را پیش از روز قیامت نابود می‌کنیم یا به عذابى سخت گرفتار مى‌سازیم. این [کیفر] در کتاب الهی [= لوح محفوظ] ثبت است

﴿59﴾ [چیزى‌] ما را از فرستادن معجزات [درخواستى مشركان‌] بازنداشت، مگر اینكه پیشینیان آن را دروغ پنداشتند؛ و ما به ثمود [قوم صالح] آن ماده‌شتر را به عنوان نشانه‌ای روشن دادیم؛ اما به آن ستم كردند و ما نشانه‌ها [و معجزات] را جز براى بیم‌دادن [مردم] نمى‌فرستیم

﴿60﴾ و [به یاد آور‌] هنگامى كه به تو گفتیم: «یقیناً پروردگارت بر مردم احاطه دارد [و در قبضه قدرت او هستند]»؛ و آن رؤیایى را كه [در شب معراج] به تو نمایاندیم؛ و [همچنین] آن درختِ لعنت‌شده [زَقّوم] در قرآن را جز براى آزمایش مردم قرار ندادیم؛ و ما آنان را بیم مى‌دهیم، ولى جز بر سرکشیِ بیشتر آنان نمى‌افزاید

﴿61﴾ و [یاد کن از] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید»؛ پس [همگی] سجده کردند، جز ابلیس که [از روی تکبر سر باز زد و] گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که [او را] از گِل آفریده‌ای؟»

﴿62﴾ [و] گفت: «به من خبر بده آیا این همان کسی است که او را بر من [برتری دادی و] گرامی داشتی؟ اگر تا روز قیامت به من مهلت دهی، فرزندانش را ـ جز عدۀ کمی ـ [مهار زده و] ریشه‌کن خواهم کرد»

﴿63﴾ [الله] فرمود: «برو که هر یک از آنان که از تو پیروی کند، یقیناً دوزخ پاداشتان خواهد بود كه پاداشی کامل است

﴿64﴾ و هر کس از آنان را توانستى به آواى خود برانگیز [و به سوی گناه بکشان] و با سواران و پیادگانت بر آنان بانگ بزن [تا آلودۀ گناه گردند] و در اموال و فرزندان، شریکشان شو و به آنان وعده[های واهی] بده؛ و[لى] شیطان به آنان وعده نمى‌دهد مگر به فریب

﴿65﴾ [ای شیطان،] تو هرگز تسلطی بر بندگان من نخواهی داشت»؛ و [ای پیامبر،] همین بس که پروردگارت [کارگزار و] نگهبانِ آنان [= مؤمنان] باشد

﴿66﴾ [ای مردم،] پروردگار شما کسی است که کشتی را در دریا برایتان به حرکت درمی‌آورد تا از فضلش بهره‌مند گردید. بی‌تردید، او همواره نسبت به شما مهربان است

﴿67﴾ و آنگاه که در دریا گزندی به شما می‌رسد، هر کس را [به حاجت‌خواهی] مى‌خوانید، ناپدید [و فراموش‌] مى‌گردد مگر [ذات پاکِ] او؛ اما وقتی شما را [از خطر مرگ] رهاند و به خشکی ‌رساند، [از عبادت الله به یگانگی] رویگردان مى‌شوید؛ و انسان همواره ناسپاس است

﴿68﴾ آیا [می‌پندارید] از اینکه [الله] شما را در کنارۀ خشکی [در زمین] فرو بَرد یا طوفان شن به سوی شما بفرستد [و سنگبارانتان کند] ایمن شده‌اید؟ آنگاه برای خود هیچ [کارگزار و] نگهبانی نمی‌یابید

﴿69﴾ یا ایمن شده‌اید از اینكه بار دیگر شما را به دریا بازگردانَد و تُندبادى کوبنده به سویتان بفرستد و به سزاى كفرتان شما را غرق كند؟ آنگاه در برابر ما هیچ بازپرسی برای خود نمی‌یابید [که دلیل کارمان را جویا شود]

﴿70﴾ و به راستی، ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا [بر وسایل سفر] سوار کردیم و از انواع [نعمت‌های] پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنان را بر بسیاری از موجوداتی که آفریده‌ایم، برتری بسیار بخشیدیم

﴿71﴾ [یاد کن از] روزی که هر گروهی را با پیشوایشان فرامی‌خوانیم؛ آنگاه کسانی که نامه[ی اعمال]شان به [دست] راستشان داده می‌شود، اینان نامۀ خود را [با شادمانی] می‌خوانند و [کوچکترین] ستمی[حتی] به اندازۀ رشتۀ میان هستۀ خرما نمی‌بینند

﴿72﴾ و[لی] کسی‌ که در این [دنیا از دیدن حق] نابینا بوده است، در آخرت [نیز] نابینا و گمراه‌تر است

﴿73﴾ [ای پیامبر،] نزدیک بود آنها تو را [با وسوسه‌های خود] از آنچه بر تو وحی کرده‌ایم بفریبند تا [الفاظی] غیر از آن را [که وحی کرده‌ایم] به دروغ به ما نسبت دهی و آنگاه تو را به دوستی بگیرند

﴿74﴾ و اگر [ما] تو را ثابت‌قدم نمی‌کردیم، به راستی نزدیک بود اندکی به آنان متمایل شوی [و در آن‌چه که بر تو پیشنهاد داده‌اند و بخاطر اشتیاق زیاد بر ایمان آوردنشان با آن‌ها موافقت کنی]

﴿75﴾ در آن صورت، قطعاً چند برابر عذاب زندگی در دنیا و چند برابر عذاب مرگ در آخرت به تو می‌چشاندیم و آنگاه در برابر ما یاورى برای خویش نمى‌یافتى

﴿76﴾ و نزدیک بود [که کافران با نیرنگ و دشمنی،] تو را از سرزمین [مکه] برکَنند تا از آنجا بیرونت کنند و [اگر چنین می‌کردند] در آن صورت، آنان [نیز‌] پس از تو جز [زمان‌] اندكى نمى‌ماندند [و گرفتار عذاب می‌شدند]

﴿77﴾ این [شیوۀ برخورد با ملت‌های ناسپاس،] سنتِ [ما دربارۀ] پیامبرانی است که پیش از تو فرستادیم؛ و [هرگز] در سنت ما [دگرگونی و] تغییری نمی‌یابی

﴿78﴾ نماز را از زوال خورشید [= هنگام ظهر] تا نهایت تاریکی شب [= نیمه شب‌] برپا دار و [به ویژه] نماز صبح‌ را. به راستی که نماز صبح [و تلاوت قرآن در این وقت،] مورد مشاهده [و در حضورِ فرشتگانِ روز و شب‌] است

﴿79﴾ و [ای پیامبر،] پاسی از شب را [از خواب] برخیز و نماز بگزار. قطعاً [این نماز شب،‌] برای افزونی مقام و مرتبۀ توست [تا درجاتت را برتری بخشد]. امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایشِ [همگان] برانگیزد! [= مقام شفاعت کبری را به تو عطا فرماید]

﴿80﴾ و بگو: «پروردگارا، مرا [در هر كارى‌] به درستی داخل نما و به درستی خارج ساز [چنان که موردِ رضای توست]؛ و از جانب خویش حجتی یاری‌کننده برای من [در برابر دشمنانم‌] قرار بده»

﴿81﴾ و بگو: «حق [= اسلام] آمد و باطل [= شرک] نابود شد. به راستی که باطل نابودشدنی است»

﴿82﴾ و از قرآن، آنچه درمان [شرک و کفر] و رحمتی برای مؤمنان است نازل می‌کنیم و [این کتاب،‌] بر ستمکاران [مشرک‌] جز زیان نمی‌افزاید

﴿83﴾ و چون به انسان نعمت [ثروت و سلامتی] می‌دهیم، روى مى‌گردانَد و [از شکرگزاری و عبادت] دورى مى‌کند و چون بدی [و گزندی] به او می‌رسد، [از رحمت الهی] ناامید مى‌گردد

﴿84﴾ [ای پیامبر،] بگو: «هر کس طبق روش خویش [و متناسب با هدایت یا گمراهی‌اش] رفتار می‌کند؛ و پروردگارتان بهتر مى‌داند که چه کسی‌ هدایت‌یافته‌تر است»

﴿85﴾ و [ای پیامبر، کافران] از تو دربارۀ روح می‌پرسند؛ بگو: «روح از [جمله امور غیبی و ناشی از] فرمانِ پروردگارِ من است و جز اندکی از دانش به شما نداده‌اند»

﴿86﴾ و اگر مى‌خواستیم، قطعاً آنچه را به تو وحى كرده‌ایم [از یادت] مى‌بردیم؛ آنگاه هیچ [کارگزار و] نگهبانی در برابر ما برای خود نمی‌یافتی [که مانع فراموشی‌ات گردد]

﴿87﴾ ولی [چنین نکردیم و این لطف، به خاطرِ] رحمتی از جانب پروردگارِ توست. بی‌تردید، همواره بخشش او بر تو بسیار است

﴿88﴾ [ای پیامبر،] بگو: «اگر انس و جن [همگی] جمع شوند تا همانند این قرآن را بیاورند، [هرگز] همانندش را نخواهند آورد؛ هر چند آنان پشتیبان یکدیگر باشند»

﴿89﴾ و به راستى ما در این قرآن از هر گونه مثال [و اندرز و داستان] برای مردم آوردیم؛ ولى بیشتر مردم [از پذیرشِ آن] خودداری کردند [و] جز سرِ انكار نداشتند

﴿90﴾ و گفتند: «ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم، مگر اینکه از زمین [مکه] چشمه‌هایی برایمان جاری کنی

﴿91﴾ یا باغی از نخل و انگور داشته باشی و میان [درختان‌] آن، جوی‌ها روان گردانی‌

﴿92﴾ یا چنان كه ادعا کردی، یا آسمان را پاره پاره بر [سر] ما بیفکنی یا الله و فرشتگان را در برابرمان حاضر کنی [تا به راستگویی‌ات گواهی دهند]

﴿93﴾ یا خانه‌ای [آراسته] از طلا داشته باشی یا در آسمان بالا روی؛ و [البته] هرگز بالا رفتنت را باور نمی‌کنیم مگر آنکه نوشته‌ای بر ما فرود آوری که آن را بخوانیم». بگو: «پروردگارم منزّه است. آیا من جز بشری فرستاده‌شده هستم؟»

﴿94﴾ و [چیزى‌] مانع ایمان‌آوردنِ مردم نشد ـ آنگاه كه هدایت برایشان آمد ـ جز اینكه گفتند: «آیا الله یک انسان را به پیامبری برانگیخته است؟»

﴿95﴾ [ای پیامبر،] بگو: «اگر در زمین [به جای انسان،] فرشتگانی بودند که [همچون شما] با آرامش راه می‌رفتند، قطعاً از آسمان فرشته‌ای را [از جنس خودشان به عنوان] پیامبر بر آنان نازل می‌کردیم»

﴿96﴾ بگو: «کافی است که الله میان من و شما گواه باشد. بی‌تردید، او همواره [نسبت] به بندگانش آگاه [و] بیناست

﴿97﴾ و هر کس که الله او را هدایت کند، هدایت‌یافته[ی واقعی] است و هر کس را که گمراه سازد، هرگز جز او [= الله] دوستانی برایشان نخواهی یافت؛ و آنان را در قیامت، نابینا و گنگ و ناشنوا محشور می‌گردانیم [در حالی که] بر صورت‌هایشان [کشیده می‌شوند]؛ جایگاهشان دوزخ است [که] هر گاه شعله‌اش فرونشیند، شراره‌ای [تازه] بر آنان مى‌افزاییم‌

﴿98﴾ این جزای آنان است؛ چرا كه آیات ما را انكار كردند و گفتند: «آیا هنگامی‌ که استخوان‌هایی [پوسیده و] پراکنده شدیم، دوباره با آفرینشی جدید‌ برانگیخته می‌شویم؟»

﴿99﴾ آیا ندانستند الله كه آسمان‌ها و زمین را آفریده است، می‌تواند همانند آنان را بیافریند و اَجَلی برایشان تعیین کرده است كه هیچ تردیدی در آن نیست؟ و[لى‌] ستمکاران جز انكار [چیزى را] نپذیرفتند

﴿100﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «اگر شما مالک گنجینه‌های [بخشش و] رحمتِ پروردگارم بودید، [باز هم] از بیم خرج کردن [و تنگدستی] از انفاق خوداری می‌کردید؛ و انسان همواره بخیل [و تنگ‌نظر] است»

﴿101﴾ و به راستی، ما نُه معجزۀ روشن [را به عنوان نشانه‌های پیامبری] به موسی دادیم؛ پس از بنی‌اسرائیل بپرس آنگاه که [موسی‌] نزدشان آمد و فرعون به او گفت: «ای موسی، یقیناً تو را افسون‌شده می‌پندارم»

﴿102﴾ [موسی] گفت: «تو قطعاً مى‌دانى كه اینها [= معجزات] را [کسی] جز پروردگار آسمان‌ها و زمین نفرستاده است. [این معجزات،] دلایلی روشن [دربارۀ قدرت و یگانگی الله و راستگوییِ پیامبرش هستند]؛ و اى فرعون، به راستى که تو را هلاک‌شده [و زیان‌دیده] مى‌پندارم»

﴿103﴾ [فرعون] خواست که آنان [= بنی‌اسرائیل] را از آن سرزمین [مصر] بیرون کند؛ و[لی ما] او و تمام کسانی را که همراهش بودند غرق کردیم

﴿104﴾ و پس از [نابودیِ] او به بنی‌اسرائیل گفتیم: «در سرزمین [شام] ساکن شوید و هنگامی‌ که وعدۀ آخرت فرارسید، همۀ شما را با هم [به صحرای محشر] می‌آوریم»

﴿105﴾ و این [قرآن] را به‌حق نازل کردیم و به‌حق [و بدون هیچ تحریف و تغییری] نازل شد؛ و [ای محمد،] تو را جز بشارتگر و بیم‌دهنده نفرستادیم

﴿106﴾ و قرآنى [گرانقدر] را با بیان استوار [و به مرور زمان] نازل كردیم تا آن را با درنگ [و آهستگی] برای مردم بخوانى؛ و آن را به تدریج [و بر حسب رویدادهای مختلف] نازل كردیم

﴿107﴾ [ای پیامبر، به کافران] بگو: «[چه‌] به آن ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید [فرقی به حالتان ندارد]. بی‌تردید، كسانى كه قبل از [نزول‌] آن، دانش [کتاب‌های آسمانیِ پیشین را] یافته‌اند، چون [آیات قرآن‌] بر آنان خوانده شود، سجده‌كنان بر [زمین] مى‌افتند»

﴿108﴾ و می‌گویند: «پروردگارمان پاک و منزّه است. یقیناً وعدۀ پروردگارمان انجام‌شدنی است»

﴿109﴾ و [آنگاه] گریه‌کنان بر [زمین] مى‌افتند و [تلاوتِ قرآن و تدبر در آیاتش] بر فروتنی‌شان می‌افزاید

﴿110﴾ بگو: «الله» را بخوانید یا «رحمان» را بخوانید؛ هر كدام را که بخوانید، نیكوترین نام‌ها براى اوست». و [ای پیامبر،] نمازت را [آنچنان] به صدای بلند نخوان [که مشرکان بشنوند] و آن را [آنقدر نیز] آهسته نخوان [که حتی اصحابت نشوند]؛ و میان این [دو حالت،] راهى [میانه‌] بجوى

﴿111﴾ و بگو: «ستایش مخصوص الله است که فرزندی [برای خویش] برنگزیده است و در فرمانروایی، هیچ شریکی ندارد و هرگز خوار و ناتوان نمی‌گردد که [نیاز به دوست و] کارساز داشته باشد» و او را بزرگ بدار؛ بزرگداشتی شایسته

الکهف

Surah 18

﴿1﴾ حمد و سپاس مخصوص الله است که این کتاب [= قرآن] را بر بنده‌اش [محمد] نازل کرد و هیچ گونه انحرافی در آن قرار نداد

﴿2﴾ [کتابی] استوار تا [الله، کافران را] از عذابی سخت از جانبِ خود بیم دهد و به مؤمنانی که کارهای شایسته می‌کنند مژده دهد که پاداش نیکویی برایشان [در پیش] است

﴿3﴾ [همان بهشتی] که جاودانه در آن خواهند ماند

﴿4﴾ و [نیز] کسانی‌ را که گفتند: «الله فرزندی [برای خود] برگزیده است» بیم دهد

﴿5﴾ نه خودشان به این [ادعای باطل،] علم [و یقین‌] دارند نه پدرانشان. سخن بسیار ناپسندی است که از دهانشان بیرون می‌آید [و] جز دروغ نمی‌گویند

﴿6﴾ پس [ای پیامبر،] نزدیک است اگر [قومت] به این سخن [= قرآن] ایمان نیاورند، در پی [بی‌ایمانیِ] آنان، خود را [از تأسف و اندوه] هلاک کنی

﴿7﴾ در حقیقت، ما آنچه را که روی زمین است، زیوری برای آن قرار داده‌ایم تا آنان را بیازماییم که کدامشان نیکوکارترند

﴿8﴾ و ما [پس از پایان حیات،] آنچه را که روی زمین است، به بیابانی خشک و بی‌گیاه تبدیل خواهیم کرد

﴿9﴾ آیا پنداشته‌ای که [ماجرای] اصحاب کهف و آن سنگ‌نوشته [که نامشان بر آن حک شده بود]، از جمله نشانه‌های شگفت‌انگیز [و غیرممکنِ] ما بوده ‌است؟

﴿10﴾ هنگامی که آن جوانمردان به غار پناه بردند و گفتند: «پروردگارا، رحمتی از جانب خویش بر ما ارزانی دار و در كارمان برای ما هدایت و تعالى فراهم ساز»

﴿11﴾ در آن غار، تا سالیان دراز [پرده‌ای از سکوت و آرامش] بر گوش‌هایشان زدیم [تا به خواب روند]‌

﴿12﴾ سپس بیدارشان کردیم تا معلوم بداریم کدام یک از آن دو گروه مدتی را که [در خواب] مانده‌اند درست‌تر حساب کرده است

﴿13﴾ [ای پیامبر،] ما داستان آنان را به درستی برایت بازگو می‌کنیم. آنان جوانانی [شایسته] بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و ما [نیز] بر هدایتشان افزودیم

﴿14﴾ و دل‌هایشان را [بر ایمان] استوار ساختیم، آنگاه ‌که [در برابر پادشاه کافر] قیام کردند و گفتند: «پروردگارِ ما، پروردگار آسمان‌ها و زمین است؛ و ما هرگز جز او معبودی را عبادت نمی‌کنیم که آنگاه [اگر چنین کنیم،] سخنی گزاف و ناروا گفته‌ایم»

﴿15﴾ [سپس به همفکرانشان گفتند:] «این قوم ما [که] به جای او [= الله] معبودانی [دیگر] برگزیده‌اند‌، چرا دلیل آشکاری بر [حقانیتِ] آنان نمی‌آورند؟ پس کیست ستمکار‌تر از آن کس که بر الله دروغ بندد [و برایش شریک قائل شود]؟

﴿16﴾ و چون از آنان و از آنچه به جای الله عبادت می‌کنند کناره‌گیری کردید، به غار پناه ببرید تا پروردگارتان از [سایۀ] رحمت خویش بر شما بگسترانَد و در کارتان [آسایش و] گشایشی پدید آورَد

﴿17﴾ و [ای محمد، اگر آنجا بودی،] خورشید را می‌دیدی که وقتی طلوع می‌کند به سمت راست [غار‌] متمایل می‌گردد و وقتی غروب می‌کند، از سمت چپ آنان دور می‌شد [و گرما آزارشان نمی‌داد]؛ و آنان در محلی گسترده [و گشاده] از آن [غار] بودند. این، از نشانه‌های [قدرتِ] الله است. هر کس که الله او را هدایت کند، او هدایت‌یافته[ی واقعی] است و هر ‌کس را که گمراه کند، هرگز دوست [و] راهنمایی برایش نمی‌یابی

﴿18﴾ و [اگر به آنها نگاه می‌کردی،] می‌پنداشتی بیدارند؛ در حالی‌ که [با چشمانِ باز] خفته بودند؛ و ما آنان را به پهلوی راست و چپ می‌گرداندیم [تا بدنشان آسیب نبیند]؛ و سگشان بر آستانۀ غار [نشسته و به حالت پاسبانی] دست‌هایش را گشوده بود. اگر [به آنان نگاه می‌کردی و] از حالشان آگاه می‌شدی، قطعاً [از وحشت] فرار می‌کردی و دلت از ترس آنان آکنده می‌شد

﴿19﴾ و همان گونه [كه آنان را در خواب فرو بردیم] آنان را [از خواب] بیدار نمودیم تا بین خود از یکدیگر سوال کنند. یکی از آنان گفت: «چه مدت [در خواب] ماندید؟» [بقیه] گفتند: «یک روز یا بخشی از یک روز». [سرانجام] گفتند: «پروردگارتان داناتر است که چقدر [در این حالت] مانده‌اید. [اکنون] یک نفر از خودتان را با این سکه[‌های]تان به شهر بفرستید تا ببیند کدام‌ یک از [فروشندگانِ آنجا، کاسبی و] غذا‌یش پاکیزه‌تر است و از [نزد] او غذایی برایتان بیاورد؛ و باید [در رفت‌وآمد و خرید، پنهان‌کاری و] زیرکی نماید و هیچ کس را از [حالِ] شما آگاه نسازد

﴿20﴾ بی‌تردید، اگر آنان [از مکان شما آگاه شوند و] بر شما دست یابند، سنگسار‌تان می‌کنند یا شما را به آیین خویش بازمی‌گردانند و در آن صورت، هرگز رستگار نخواهید شد»

﴿21﴾ و این‌گونه، [مردم آن سرزمین] را از حال آنان آگاه کردیم تا بدانند وعدۀ الله [دربارۀ یاریِ مؤمنان و برانگیختنِ مردگان] راست و درست است و اینکه در [فرارسیدنِ] قیامت تردیدی نیست. هنگامی ‌که [مردم شهر] بین خود [دربارۀ آن جوانمردان متوفی] دچار اختلاف شدند، گروهی گفتند: «دیواری بر [ورودیِ] آن [غار] بسازید. پروردگارشان به حال آنان آگاه‌تر است». برخی دیگر که [ناآگاه بودند و نفوذ و] قدرت داشتند گفتند: «[به نشانۀ بزرگداشت،] بر [غارِ] آنان عبادتگاهی می‌سازیم»

﴿22﴾ [دربارۀ تعدادشان] خواهند گفت: «سه نفر بودند [و] چهارمینِ آنان سگشان بود» و [گروهی] می‌گویند: «پنج نفر بودند [و] ششمینِ آنان سگشان بود» ـ [که البته] همه از روی حدس و گمان است ـ و [گروهی] می‌گویند: «هفت نفر بودند و هشتمینِ آنان سگشان بود». بگو: «پروردگارم از [تعداد] آنان آگاه‌تر است [و] جز گروهی اندک، کسی از تعدادشان آگاه نیست. پس دربارۀ آنان گفتگویی مختصر [و بحثی آرام و گذرا] داشته باش و دربارۀ آنان از هیچ کس سؤال نکن

﴿23﴾ و هرگز در مورد کاری نگو: «فردا آن را انجام می‌دهم»،

﴿24﴾ مگر اینکه [بگویی:] «ان شاء الله»؛ و هر گاه فراموش کردی، [با گفتن این لفظ] پروردگارت را یاد کن و بگو: «امیدوارم پروردگارم مرا به راهی رهنمون گردد که از این [راه]، به هدایت [و صلاح] نزدیک‌تر باشد»

﴿25﴾ و آنان [= اصحاب کهف] سیصد سال در غار‌شان [در حالت خواب] ماندند و نُه سال [نیز] بر آن افزودند

﴿26﴾ [ای پیامبر،] بگو: «الله از [مدت] ماندنشان [در غار] آگاه‌تر است؛ غیب آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست. [به راستی که] او تعالی چه بینا و چه شنواست! آنان [= جهانیان] هیچ [دوست و] کارسازی جز او ندارند و او هیچ کس را در حکم [و فرمان] خویش شریک نمی‌سازد»

﴿27﴾ و [ای پیامبر،] از کتاب پروردگارت آنچه را به تو وحی شده است تلاوت کن. هیچ کس تغییردهندۀ سخنان او [= الله] نیست و هرگز پناهگاهی جز او نمی‌یابی

﴿28﴾ و خود را [بر همنشینی] با کسانی همراه [و شکیبا] گردان که بامداد و شامگاه پروردگارشان را می‌خوانند [و با آنکه فقیرند، تنها] رضایتِ او را می‌خواهند؛ و مبادا چشمانت از آنان [به سوی ثروتمندان] برگردد تا زیورهای دنیا [و همنشینی با اشراف و قدرتمندان] را بخواهی و [همچنین] از کسی پیروی نکن ‌که دلش را از یاد خویش غافل ساخته‌ایم و از هوای نفس خود پیروی کرده و کارش تباه است

﴿29﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «[این قرآن، سخنِ] حق از جانب پروردگارتان است؛ پس هر‌ کس می‌خواهد، ایمان بیاورد و هر کس می‌خواهد، کافر شود». ما برای ستمکاران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده‌ها‌یش آنان را از هر سو فرامی‌گیرد؛ و اگر [در طلبِ آب،] فریادرسى بجویند، با آبی همچون مسِ گداخته به فریادشان می‌رسند؛ [آبی که حرارتش] چهره‌ها را بریان می‌کند. چه بد نوشیدنی و چه بد جایگاهی است

﴿30﴾ کسانی‌ که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، [به یقین بدانند که] ما پاداش کسی را که کار نیکو کرده باشد هرگز تباه نمی‌کنیم

﴿31﴾ آنان کسانی هستند که باغ‌های جاودانی [در بهشت] دارند که از زیر [قصرها] شان جویبارها جاری است. در آنجا با دستبندهای زرین آراسته می‌شوند و جامه‌های [فاخر] سبزرنگ از حریر نازک و حریر ضخیم بر تن می‌کنند، در حالی که بر تخت‌ها تکیه زده‌اند. چه پاداش شایسته و چه نیکو جایگاهی است

﴿32﴾ و [ای پیامبر،] مثالی برای آنان بزن: دو مرد [کافر و مؤمن] که برای یکی از آنان [که کافر است] دو باغ انگور قرار دادیم و پیرامونِ آن دو [باغ] را با درختان نخل پوشاندیم و میان آن، کشتزاری [پُربار] نهادیم

﴿33﴾ هر دو باغ، میوه خود را [فراوان] می‌داد و چیزی از آن نمی‌کاست؛ و میان آن دو [باغ] نهری بزرگ جاری کردیم

﴿34﴾ او [= صاحب باغ] میوه‌هایی [بسیار و درآمدی فراوان] داشت؛ پس به دوست خود‌ که با او گفتگو می‌کرد گفت: «ثروتِ من از تو بیشتر است و از لحاظ خانواده [و نفرات] از تو توانمندترم»

﴿35﴾ و او در حالی به باغ خویش داخل شد ‌که [به خاطر کفر و غرور،] در حق خویش ستمکار بود؛ [پس رو به دوستش] گفت: «گمان نمی‌کنم که این [باغ] هرگز نابود گردد

﴿36﴾ و گمان نمی‌کنم که قیامت بر پا گردد؛ و اگر [قیامتی در کار باشد و] به سوی پروردگارم بازگردانده شوم، قطعاً جایگاهی بهتر از این می‌یابم»

﴿37﴾ دوستش که با وی گفتگو می‌کرد به او گفت: «آیا به آن ذاتی‌ که تو را از خاک [و] سپس از نطفه آفرید و سپس تو را مردی [کامل] سامان داد کافر شده‌ای؟

﴿38﴾ اما من [می‌گویم:] او الله پروردگارِ من است و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی‌دانم

﴿39﴾ وقتی وارد باغت شدی، چرا نگفتی هر چه الله بخواهد [همان می‌شود] و هیچ نیرویى جز به [تأیید] الله نیست؟ اگر می‌بینی من از نظر مال و فرزند از تو کمترم، [مهم نیست]

﴿40﴾ چه بسا پروردگارم [چیزی] بهتر از باغ تو به من بدهد و از آسمان چنان عذابی [آتشبار] بر باغت فروبارد که به زمین صاف و بی‌گیاهِ لغزنده‌ای تبدیل شود

﴿41﴾ یا آبش در [اعماق زمین چنان] فرو رود که هرگز نتوانی به آن دست بیابی»

﴿42﴾ [سرانجام، عذاب الهی فرارسید] و تمام میوه‌هایش را در بر گرفت [و نابود شد]. و او به خاطر هزینه‌هایی که صرف آنجا کرده بود، پیوسته دست‌هایش را [از پشیمانی و اندوه] بر هم می‌زد و در حالی‌ که داربستهایش فروریخته بود می‌گفت: «ای کاش [در عبادت،] کسی را شریک پروردگارم قرار نداده بودم»

﴿43﴾ و او [که به خاندان خود می‌بالید، اینک] گروهی نداشت که در برابرِ [عذابِ] الله یاری‌اش کنند و خود [نیز] یاری‌کنندۀ خویش نبود

﴿44﴾ آنجا [ثابت شد که یاری و] کارسازی از آنِ [پروردگارِ] حق است. او پاداش [عبادتش] بهتر است و سرانجام [بندگان مؤمنش] نیکوتر

﴿45﴾ و [ای پیامبر، فناپذیریِ] زندگی دنیا را به آبی مَثل بزن که از آسمان فروفرستادیم و به وسیلۀ آن، گیاه زمین [سرسبز شد و] در هم ‌آمیخت؛ سپس [چنان‌] خشک و شكسته شد كه بادها [به هر سو] پراكنده‌اش مى‌گرداند؛ و الله بر هر چیزی تواناست

﴿46﴾ مال و فرزندان، زینت زندگی دنیاست و نیکی‌های پایدار [= رفتار و گفتار شایسته] نزد پروردگارت، پاداشش بهتر است و امیدداشتن [به ثوابش] نیکوتر

﴿47﴾ و [یاد کن از] روزی که کوه‌ها را به حرکت درمی‌آوریم و زمین را آشکار [و هموار] می‌بینی و همه [مخلوقات] را جمع می‌کنیم و هیچ‌یک از آنان را [به حال خود] رها نمی‌کنیم

﴿48﴾ و [همگی] صف‌کشیده بر پروردگارت عرضه می‌شوند [و به آنان می‌گوید:] «بی‌تردید، چنان که نخستین بار شما را آفریدیم، [امروز نیز تنها و پابرهنه] نزد ما آمدید؛ بلکه می‌پنداشتید که ما هرگز وعده‌گاهی برایتان قرار نمی‌دهیم»

﴿49﴾ و نامه[ی اعمال در میان] نهاده می‌شود؛ آنگاه گناهکاران را می‌بینی که از آنچه در آن [نامه] است ترسان و نگرانند و می‌گویند: «ای وای بر ما! این چه نامه‌ای است که هیچ [گفتار و رفتارِ] کوچک و بزرگی را رها نکرده است، مگر اینکه آن را در شمار آورده است؟» و هر چه کرده‌اند حاضر می‌یابند و پروردگارت به هیچ کسی ستم نمی‌کند

﴿50﴾ و [یاد کن از] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید»؛ آنگاه [همه] سجده کردند، مگر ابلیس ‌که از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید. پس [ای مردم،] آیا به جای من، او و فرزندانش را دوستان [خود] می‌گیرید، حال آنکه آنان دشمنتان هستند؟ [اطاعت از ابلیس و نسلش به جای اطاعت الله] چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران

﴿51﴾ من آنان را [که مشرکانه به عبادت می‌گیرید] نه هنگام آفرینش آسمان و زمین به گواهی گرفتم و نه هنگام آفرینش خودشان؛ و من هرگز گمراه‌کنندگان را یار و مددکار [خویش] نگرفته‌ام

﴿52﴾ و [یاد کن از] روزی که الله [به مشرکان] می‌فرماید: «شریکانی را که برای من می‌پنداشتید، فرابخوانید [تا شما را از عذاب برهانند]؛ آنها را می‌خوانند، ولی پاسخشان را نمی‌دهند؛ و ما در میان این دو گروه، مهلکه‌ای [از آتشِ دوزخ] قرار داده‌ایم

﴿53﴾ و گناهکاران آتش [دوزخ] را می‌بینند و به یقین درمی‌یابند که در آن خواهند افتاد و هیچ راه بازگشتی از آنجا ندارند

﴿54﴾ و به راستی در این قرآن، برای مردم از هر گونه مثلی آوردیم؛ و[لی] انسان بیش از هر چیزی به ستیز [و چون‌وچرا] می‌پردازد

﴿55﴾ و چیزی مردم را بازنداشت که وقتی هدایت [= پیامبر و قرآن] به سویشان آمد ایمان بیاورند و از پروردگارشان آمرزش بخواهند، مگر اینکه [از روی لجاجت می‌خواستند] سنت [الله در مورد عذابِ] پیشینیان، بر [سرِ] آنان [نیز] بیاید یا عذاب رو در رو به آنان برسد

﴿56﴾ و ما پیامبران را جز بشارتگر و بیم‌دهنده نمی‌فرستیم و کسانی ‌که کفر ورزیدند، به [سخنان بیهوده و] باطل ستیز می‌کنند تا به وسیلۀ آن، حق [= قرآن] را پایمال کنند و [معجزات و] آیات من و آنچه را که به آن بیم داده شده‌اند، به تمسخر گرفتند

﴿57﴾ کیست ستمکار‌تر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شود ولی از آن روی بگردانَد و کارهای [زشت] گذشته‌اش را فراموش کند؟ ما بر دل‌هایشان پرده‌هایی افکنده‌ایم تا [پیامِ حق] را درنیابند و در گوش‌هایشان سنگینی [نهاده‌ایم تا سخن حق را نشنوند]؛ و اگر آنان را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمی‌شوند

﴿58﴾ [ای پیامبر،] پروردگارت آمرزنده و دارای رحمت [فراوان] است. اگر آنان [= کافران] را به [سزاى] آنچه کرده‌اند بازخواست می‌كرد، قطعاً در عذابشان شتاب می‌نمود؛ [اما چنین نمی‌کند؛] بلکه آنان موعدی دارند که هرگز از آن گریزی نخواهند داشت

﴿59﴾ ما [ساکنانِ] آن شهر‌ها را هنگامی‌ هلاک نمودیم که [به خاطر کفر و گناه، به خود] ستم کردند و برای هلاکتشان موعدی تعیین کردیم

﴿60﴾ [یاد کن از] هنگامی که موسی به [خدمتکارِ] جوان خود [یوشَع بن نون] گفت: «همچنان خواهم رفت تا به محل بر‌خورد دو دریا برسم یا برای مدت طولانی راه بپیمایم [تا بندۀ درستکاری بیابم و نادانسته‌هایم را از او بیاموزم]»

﴿61﴾ وقتی به محل برخورد دو دریا رسیدند، ماهیِ خود را [که برای خوردن همراه داشتند] فراموش کردند [و الله آن را زنده کرد و به آب انداخت] و ماهی، راهِ خود را در دریا [مانند تونلی] در پیش گرفت [و رفت]

﴿62﴾ هنگامی‌ که [به راه افتادند و از آنجا] گذشتند، [موسی] به [خدمتکار] جوان خود گفت: «غذایمان را بیاور که از این سفر بسیار خسته شده‌ایم»

﴿63﴾ [یوشع] گفت: «به یاد داری هنگامی ‌که [برای استراحت] به کنار آن تخته‌سنگ جای گرفتیم، من [در آنجا داستان زنده شدن] ماهی را فراموش کردم [که به تو بگویم] و جز شیطان، [کسی] مرا از یادآورىِ آن [داستان] به فراموشى نینداخت و ماهی به طرزی شگفت‌آور راهش را در دریا پیش گرفت»

﴿64﴾ [موسی] گفت: «آن همان چیزی است که می‌خواستیم [و جایگاهِ آن بندۀ نیکوکار، همان‌جاست]». پس جستجوکنان ردّ پای خود را گرفتند [و از همان راه] بازگشتند

﴿65﴾ [در آنجا] بنده‌ای از بندگان ما [= خَضِر] را یافتند که از جانب خویش به او رحمتی داده بودیم و از نزد خود به وی دانشی [که این قصه آن را در بر دارد] آموخته بودیم

﴿66﴾ موسی به او گفت: «آیا [اجازه می‌دهی] همراهت بیایم تا از آنچه به تو آموخته شده و مایۀ هدایت و ارشاد است به من بیاموزی؟»

﴿67﴾ [خَضِر] گفت: «تو هرگز نمی‌توانی [در اطاعت و همراهی] با من شکیبایی کنی

﴿68﴾ و چگونه بر [انجام] کاری که به [راز] آن آگاه نیستی شکیبایی می‌کنی؟»

﴿69﴾ [موسی] گفت: «ان شاء الله شکیبا خواهم بود و در هیچ کاری از تو نافرمانی نمی‌کنم»

﴿70﴾ [خَضِر] گفت: «پس اگر با من همراه شدی، دربارۀ هیچ چیز از من سؤال نکن تا خود دربارۀ آن سخنی با تو بگویم»

﴿71﴾ آن دو به راه افتادند تا آنکه سوار کشتی شدند. [خَضِر] کشتی را سوراخ کرد. [موسی] گفت: «آن را سوراخ کردی تا سرنشینانش را غرق کنی؟ راستی چه کار ناروایی کردی!»

﴿72﴾ [خَضِر] گفت: «آیا نگفتم تو هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی؟»

﴿73﴾ [موسی] گفت: «به خاطر آنچه فراموش کردم سرزنشم نکن و در کارم بر من سخت نگیر»

﴿74﴾ پس به راه افتادند تا هنگامی ‌که به نوجوانی رسیدند و [خَضِر] او را کشت. [موسی] گفت: «شخص [بی‌گناه و] پاکی را کُشتی [آن هم] بدون اینکه کسی را کشته باشد؟ واقعاً کار ناپسندی کردی!»

﴿75﴾ [خَضِر] گفت: «به تو نگفتم که هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی؟»

﴿76﴾ [موسی] گفت: «اگر از این پس چیزى از تو پرسیدم، دیگر با من همراهى نكن [و] از جانب من قطعاً معذور خواهى بود»

﴿77﴾ پس به راه افتادند تا به اهالی شهری رسیدند [و] از آنان غذا خواستند؛ [اما آنان] از مهمان‌کردنشان خودداری کردند. سپس در آنجا دیواری یافتند که می‌خواست فرو بریزد و [خضر] آن را راست و استوار کرد. [موسی] گفت: «اگر می‌خواستی، [می‌توانستی] برای آن [کار، از آنان] مزدی بگیری»

﴿78﴾ [خَضِر] گفت: «اینک زمان جدایی من و تو فرارسیده است. به زودی تو را از توضیح [و دلیل] آنچه که نتوانستی در برابرش شکیبایی کنی آگاه خواهم ساخت

﴿79﴾ اما آن کشتی، از آنِ بینوایانی بود که در دریا کار می‌کردند؛ خواستم معیوبش کنم؛ [زیرا] پیش راهشان [در دریا] پادشاهی [ستمکار] بود که هر کشتی [سالمی] را به زور می‌گرفت

﴿80﴾ و اما آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند؛ پس ترسیدیم که آن دو را به سرکشی و کفر وادارد

﴿81﴾ از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جای او [فرزند] پاک‌تر و مهربان‌تری به آنها عطا فرماید

﴿82﴾ و اما آن دیوار، از دو پسربچۀ یتیم در آن شهر بود و گنجی زیر آن بود که به آن دو تعلق داشت و پدرشان [نیز] مردی درستکار بود؛ پس پروردگارت خواست که [آن دو یتیم] به حد بلوغ برسند و گنج خویش را [از زیر آن دیوار] بیرون آورند. این رحمتی از جانب پروردگار تو بود و من این [کار‌ها] را خودسرانه نکردم. این بود توضیح [و دلیل] کارهایی که نتوانستی در برابرش شکیبایی کنی»

﴿83﴾ و [ای پیامبر، مشرکان و یهود] دربارۀ «ذوالقَرنین» از تو می‌پرسند؛ بگو: «به زودی چیزی از سرگذشت او برایتان خواهم خواند»

﴿84﴾ ما در زمین به او قدرت و حکومت دادیم و وسیلۀ [رسیدن به] هر چیزی را در اختیارش نهادیم

﴿85﴾ او [از این] وسایل [برای رسیدن به اهدافش] استفاده کرد

﴿86﴾ [روزی در زمین به راه افتاد] تا به محل غروب خورشید رسید. [چنین به نظرش رسید] که خورشید در چشمه‌ای گرم و گِل‌آلود غروب می‌کند و در [نزدیکیِ] آنجا قومی [کافر] یافت. [به او] گفتیم: «ای ذوالقرنین، یا [آنان را] مجازات می‌کنی یا در میانشان [رفتار] نیکویی پیش می‌گیری»

﴿87﴾ [ذوالقرنین] گفت: «اما کسی‌ را که ستم کرده [و شرک ورزیده] است مجازات خواهیم کرد، سپس به سوی پروردگارش بازگردانده می‌شود، آنگاه او را به عذابی بسیار سخت مجازات خواهد کرد

﴿88﴾ و اما کسی که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، [در آخرت،] نیکوترین پاداش [= بهشت] را خواهد داشت و با ملایمت [و مهربانی] با وی سخن خواهیم گفت»

﴿89﴾ سپس [ذوالقرنین] از وسایل [خود] استفاده کرد [و به سوی مشرق رفت]

﴿90﴾ تا آنکه به جایگاه برآمدن خورشید رسید. [در آنجا خورشید را] دید که بر مردمانی طلوع می‌کند که در برابر [نور و گرمای آفتاب] پوششی برایشان قرار نداده بودیم [نه سرپناهی، نه سایۀ درختی]

﴿91﴾ [کار ذوالقرنین] اینچنین بود و ما به آنچه او در اختیار داشت [و انجام می‌داد] کاملاً آگاه بودیم

﴿92﴾ سپس [ذوالقرنین] از امکانات [خود] استفاده کرد [و به جایی بین شرق و غرب رفت]

﴿93﴾ [او همچنان رفت] تا به [دره‌ای] میان دو کوه رسید و در کنار آن دو [کوه،] مردمی را یافت که سخنی [جز زبان خود را] نمی‌فهمیدند

﴿94﴾ [آنان] گفتند: «ای ذوالقرنین، یأجوج و مأجوج در این سرزمین [تبهکاری و] فساد می‌کنند. آیا [ممکن است] هزینه‌ای در اختیارت قرار دهیم تا میان ما و آنان سدی بسازی؟»

﴿95﴾ او گفت: «آنچه [از قدرت و ثروت] که پروردگارم در آن به من توانایی داده است [از پیشنهاد مالی شما] بهتر است؛ پس مرا با نیرویى [انسانى‌] یارى كنید [تا] میان شما و آنان سدّى محکم استوار سازم

﴿96﴾ قطعات آهن برایم بیاورید [و روی هم بچینید]» تا وقتی ‌کاملاً میان دو کوه را برابر ساخت [و پوشاند. سپس] گفت: «[در اطراف دیوارۀ آهنین آتش بیفروزید و] در آن بدمید». [آنان چنین کردند] تا وقتی آن [قطعات آهن] را گداخته کرد؛ [سپس] گفت: «[اکنون] مسِ مُذاب برایم بیاورید تا روی آن [دیوار] بریزم»

﴿97﴾ [یأجوج و مأجوج] دیگر نتوانستند از آن [سد] بالا روند و [حتی] نتوانستند سوراخی در آن ایجاد کنند

﴿98﴾ [آنگاه ذوالقرنین] گفت: «این [سد،] از رحمت پروردگار من است [و تا الله بخواهد باقی می‌مانَد]؛ اما هنگامی که وعدۀ پروردگارم فرارسد، آن را در هم می‌کوبد و وعدۀ پروردگارم حق است»

﴿99﴾ و در آن روز [که جهان پایان می‌پذیرد] آنان را [چنان] رها می‌کنیم که [از فراوانیِ جمعیت،] در هم می‌آمیزند و [همین که] در صور دمیده ‌شد، همه را [در یک جا] جمع می‌کنیم

﴿100﴾ و آن روز، دوزخ را آشکارا بر کافران عرضه می‌داریم

﴿101﴾ [همان] کسانی‌ که چشمانشان از یاد من در پرده‌[ی غفلت] بود و توان شنیدن [آیات الهی را] نداشتند

﴿102﴾ آیا کسانی‌ که کفر ورزیدند، پنداشته‌اند كه [مى‌توانند] به جاى من، بندگانم را کارساز [و دوستِ خود] بگیرند؟ بی‌تردید، ما دوزخ را برای پذیرایی كافران آماده كرده‌ايم

﴿103﴾ [ای پیامبر،] بگو: «[می‌خواهید] شما را از زیانکارترین [مردم] در کارها آگاه سازم؟

﴿104﴾ [آنان] کسانی هستند‌ که تلاششان در زندگی دنیا تباه گشته است و خود می‌پندارند که کار نیکو می‌کنند»

﴿105﴾ آنان کسانی هستند که به آیات پروردگارشان و دیدارِ او [در آخرت] کافر شدند؛ پس کارهایشان تباه گشت و روز قیامت [هیچ قدر و] ارزشى برایشان قائل نمی‌شویم

﴿106﴾ اینچنین است که به خاطر کفری که ورزیده‌اند و آیات و پیامبرانِ مرا به تمسخر گرفته‌اند مجازات‌شان دوزخ است‌

﴿107﴾ بی‌تردید، کسانی‌ که ایمان آورده‌ و کار‌های شایسته انجام داده‌اند، باغ‌های [بهشت] برین، محلّ پذیرایی آنها خواهد بود

﴿108﴾ جاودانه در آن خواهند ماند و هرگز از آنجا به جای دیگری گرایش ندارند

﴿109﴾ [ای پیامبر،] بگو: «اگر دریا برای [نگارش] کلمات پروردگارم جوهر شود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد، قطعاً دریا به پایان می‌رسد؛ هر چند [دریاهایی دیگر] همانند آن [دریا را نیز] به کمک [آن] بیاوریم»

﴿110﴾ [ای پیامبر،] بگو: «من فقط بشری [عادی] همچون شما هستم. به من وحی می‌شود که تنها معبودتان، اللهِ یکتاست؛ پس هر‌ کس به دیدارِ پروردگارش [در آخرت] امید دارد، باید کار شایسته انجام دهد و هیچ کس را در عبادتِ پروردگارش شریک نسازد»

مریم

Surah 19

﴿1﴾ کهیعص [= کاف. ها. یا. عین. صاد]

﴿2﴾ [این] بیان رحمت پروردگارت [نسبت] به بنده‌اش زکریاست

﴿3﴾ آنگاه که پروردگارش را به ندایی پنهان [به دعا] خواند

﴿4﴾ گفت: «پروردگارا، به راستی که استخوانم سست شده و [موی] سرم از پیری سپید گشته و ای پروردگارم، [هرگز] در دعای تو [از اجابت] بی‌بهره نبوده‌ام

﴿5﴾ و من پس از [مرگ] خود از خویشاوندانم [نسبت به حفظِ دین تو] بیمناکم و همسرم [نیز] نازاست؛ پس به لطف خویش [فرزندی به عنوان وارث و] یاور به من عطا فرما

﴿6﴾ [پسری که] وارث من و وارث خاندانِ یعقوب باشد؛ و پروردگارا، او را [در علم و دین، انسانی] پسندیده گردان»

﴿7﴾ [الله دعایش را اجابت کرد و فرمود:] «ای زکریا، ما تو را به [تولدِ] پسری بشارت می‌دهیم که نامش یحیی است [و] پیش از این، همنامی برایش قرار نداده‌ایم»

﴿8﴾ [زکریا] گفت: «پروردگارا، چگونه پسری خواهم داشت در حالی ‌که همسرم نازاست و من [نیز] از شدت پیری، به ناتوانی رسیده‌ام؟»

﴿9﴾ [فرشته] گفت: «این گونه است [که تو می‌گویی؛ ولی] پروردگارت فرموده است: "این [امر،] برای من آسان است و به راستی پیش از این [نیز] تو را آفریدم، در حالی ‌که چیزی نبودی"»

﴿10﴾ [زکریا] گفت: «پروردگارا، نشانه‌ای [بر تحققِ این بشارت] برایم قرار بده». [الله] فرمود: «نشانۀ تو این است که سه شبانه [روز] در حالی‌ که سالم [و تندرست] هستی، با مردم سخن نمی‌گویی»

﴿11﴾ او از محراب [= جایگاه عبادتش] به سوی قومش رفت و به آنان اشاره کرد که: «بامداد و شامگاه، [پروردگار را] به پاکی یاد کنید»

﴿12﴾ [الله فرمود:] «ای یحیی، کتاب [تورات] را با قوّت [و جدیت] بگیر» و در کودکی به او دانش [و حکمت] دادیم

﴿13﴾ و از جانب خویش [به او] محبت و پاکی [از گناهان عطا کردیم] و او پرهیزگار بود

﴿14﴾ و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و سرکش [و] نافرمان نبود

﴿15﴾ و سلام [و امنیتِ الله] بر او باد، روزی‌ که متولد شد و روزی ‌که می‌میرد و روزی ‌که زنده برانگیخته می‌شود

﴿16﴾ و در [این] کتاب [= قرآن] از مریم یاد کن، آنگاه ‌که از خانواده‌اش کناره گرفت [و در] ناحیۀ شرقی [از آنان] مستقر شد

﴿17﴾ و میان خود و آنها پرده‌اى افكند [تا خلوتگاهِ عبادتش باشد]. آنگاه [ما] روحِ خود [= جبرئیل] را به سویش فرستادیم و به [شكل] انسانی خوش‌اندام بر وی نمایان گشت

﴿18﴾ [مریم] گفت: «من از [شرّ] تو، به [الله] رحمان پناه می‌برم. اگر پرهیزگاری [به من آسیب نرسان]»

﴿19﴾ [جبرئیل] گفت: «یقیناً من فرستادۀ پروردگارت هستم تا پسرِ پاکیزه‌ای به تو بخشم»

﴿20﴾ [مریم] گفت: «چگونه ممکن است پسری داشته باشم؛ حال آنكه دست هیچ انسانی به من نرسیده است و بدكار [نیز] نبوده‌ام؟»

﴿21﴾ [جبرئیل] گفت: «[دستور‌] چنین است. پروردگارت فرمود: "این [کار] بر من آسان است و او را برای مردم نشانه‌ای [از قدرتِ خویش] قرار می‌دهیم و [نیز] رحمتی از سوی ماست؛ و این [شیوۀ تولد،] امری انجام‌یافته [و حتمی] است"»

﴿22﴾ پس [مریم] او [= عیسی] را باردار شد. و با او به جایی دوردست [رفت و از مردم] کناره گرفت

﴿23﴾ درد زایمان او را به سمت یک تنۀ‌ نخل کشاند [و او در حالی که درد می‌کشید] گفت: «ای کاش پیش از این می‌مُردم و به کلی از یادها می‌رفتم [تا کسی درباره‌ام خیال باطل نکند]»

﴿24﴾ ناگهان از زیر [پای] او، [جبرئیل] ندایش داد که: «غمگین مباش. پروردگارت زیر [پاى‌] تو چشمۀ آبى روان ساخته است

﴿25﴾ و تنۀ نخل را به طرف خود تکان بده [تا] خرمای تازه بر تو فرو‌ریزد

﴿26﴾ آنگاه [از آن خرما] بخور و [از آب نهر] بنوش و دیدگان را [به ‌این فرزند] روشن دار [و شاد باش]؛ و اگر هر یک از مردم را دیدی [با اشاره] بگو: "من برای [الله] رحمان روزه[ی سکوت] نذر کرده‌ام و امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت"»

﴿27﴾ [مریم] در حالی‌ که او [= عیسی] را برداشته بود نزد قومش آمد. آنان گفتند: «ای مریم، به راستی دروغ بزرگی می‌گویی [که این نوزاد بدون پدر متولد شده است]

﴿28﴾ ای خواهر هارون، نه پدرت مرد بدکاری بود و نه مادرت [زن] بدکاره‌ای»

﴿29﴾ آنگاه مریم به او [= عیسی] اشاره کرد. آنان گفتند: «چگونه با ‌کودکی در گهواره سخن بگوییم؟»

﴿30﴾ [عیسی به سخن آمد و] گفت: «من بندۀ الله هستم. او به من کتاب داده و مرا پیامبر ساخته است

﴿31﴾ و مرا ـ هر جا که باشم ـ پربرکت نموده و تا زنده‌ هستم مرا به نماز و زکات سفارش کرده است

﴿32﴾ و نسبت به مادرم نیکوکار [گردانده] و مرا [در برابر پروردگارم] سرکش [و] نافرمان قرار نداده است

﴿33﴾ و سلام بر من، روزی‌ که متولد شدم و روزی‌ که می‌میرم و روزی‌ که زنده برانگیخته می‌شوم»

﴿34﴾ این است [حکایت] عیسی پسر مریم؛ [همان] گفتار راستی که [گمراهان] درباره‌اش تردید [و اختلاف] می‌کنند

﴿35﴾ [هرگز] سزاوار نیست که الله [برای خویش] فرزندی بگیرد. او [پاک و] منزّه است. [الله] هر گاه کاری را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: «موجود شو»؛ آنگاه [بی‌درنگ] موجود می‌شود

﴿36﴾ و [عیسی به قومش گفت:] «بی‌تردید، الله پروردگار من و شماست؛ پس او را عبادت کنید [که] راهِ راست همین است»

﴿37﴾ آنگاه گروه‌ها[ی مختلفِ قومش] در میان خود دچار اختلاف شدند؛ پس وای بر کسانی که کفر ورزیدند از مشاهدۀ روز بزرگ [قیامت]

﴿38﴾ آن روز ‌که نزد ما می‌آیند، چه [خوب] شنوا و بینا هستند! اما امروز [در زندگی دنیا] ستمکاران در گمراهیِ آشکارند

﴿39﴾ و [ای پیامبر،] به آنان دربارۀ روز [پشیمانی و] حسرت هشدار بده؛ آنگاه كه کار [داورى] انجام می‌گیرد؛ و [امروز‌] آنان در غفلتند و ایمان نمی‌آورند

﴿40﴾ یقیناً ما زمین و هر ‌کس را بر آن است به ارث می‌بریم و [همه] به سوی ما بازگردانده می‌شوند

﴿41﴾ و [ای پیامبر،] در این کتاب از ابراهیم یاد کن. بی‌تردید، او پیامبری بسیار راستگو بود

﴿42﴾ هنگامی‌ که به پدرش [آزر] گفت: «پدر جان، چرا چیزی را عبادت می‌کنی که نه [دعایت را] می‌شنود و نه [عبادتت را] می‌بیند و نه گزندی را از تو دور می‌سازد؟

﴿43﴾ پدر جان، یقیناً از دانش [وحی] چیزی به من رسیده است که [هرگز] به تو نرسیده است؛ پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت کنم

﴿44﴾ پدر جان، از شیطان پیروی نکن [چرا که] بی‌تردید، شیطان نسبت به [الله] رحمان نافرمان بود

﴿45﴾ پدر جان، من می‌ترسم که از [جانب الله] رحمان عذابی به تو رسد و [در دوزخ] از دوستان [و همنشینانِ] شیطان باشی»

﴿46﴾ [آزر] گفت: «ای ابراهیم، آیا از معبود‌های من رویگردانی؟ اگر [از عقیده‌ات] دست برنداری، قطعاً سنگسارت می‌کنم؛ [برو] و مدت زیادى از من دور شو»

﴿47﴾ [ابراهیم] گفت: «سلام [و امنیت از جانب من] بر تو. به زودی از پروردگارم برایت آمرزش خواهم خواست. بی‌تردید، او نسبت به من بسیار مهربان است

﴿48﴾ و از شما [کافران] و آنچه به جای الله می‌خوانید کناره‌گیری می‌کنم و پروردگارم را می‌خوانم. امید است كه در خواندنِ پروردگارم [از اجابت] بى‌بهره نباشم»

﴿49﴾ هنگامی که از آنان و آنچه به جای الله عبادت می‌کردند کناره‌گیری کرد، [پسرش] اسحاق و [نوه‌اش] یعقوب را به او بخشیدیم و همه [آنان] را پیامبر نمودیم

﴿50﴾ و ایشان را از رحمت خویش بهره‌مند ساختیم و [در میان مردم آوازۀ بلند و] نام نیکو برایشان نهادیم

﴿51﴾ و در این کتاب، از موسی یاد کن. بی‌تردید، او [برگزیده‌ای] مخلص و فرستاده‌ای پیامبر بود

﴿52﴾ و [ما] او [=موسى] را از كناره [كوه] طور و سمت راست [خودش] ندا دادیم و او را مناجات‌کنان [به خویش] نزدیک ساختیم

﴿53﴾ و از رحمت خود، برادرش هارون را به عنوان پیامبر به وی عطا کردیم

﴿54﴾ و در این کتاب، از اسماعیل یاد کن. بی‌تردید، او راست‌وعده و فرستاده‌ای پیامبر بود

﴿55﴾ و [همواره] خانواده‌اش را به نماز و زکات فرمان می‌داد و نزد پروردگارش پسندیده بود

﴿56﴾ و در این کتاب، از ادریس یاد کن. بی‌تردید، او راست‌گفتار پیامبری بود

﴿57﴾ و [ما] او را به مقامی بلند برکشیدیم

﴿58﴾ اینان کسانی از پیامبران هستند که الله نعمت [هدایت] به آنان داد؛ [افرادی] از فرزندان آدم و از كسانى كه همراه نوح [بر كشتى‌] سوار كردیم و از فرزندان ابراهیم و یعقوب و از [جمله] افرادی كه هدایت کردیم و برگزیدیم [و] هر گاه آیات [پرودگار‌] رحمان بر آنان خوانده مى‌شد، سجده‌كنان و گریان به خاک مى‌افتادند

﴿59﴾ پس از آنان، جانشینانى گمراه و ناشایست آمدند كه نماز را تباه ساختند [و در آن سهل‌انگارى نمودند] و از هوس‌ها [و شهوات] پیروى كردند؛ و به زودى [کیفرِ] گمراهى [خویش] را خواهند دید

﴿60﴾ مگر کسی که توبه نمود و ایمان آورد و کاری شایسته کرد، اینان به بهشت داخل می‌شوند و هیچ ستمی بر آنان نمی‌رود

﴿61﴾ باغ‌هایی جاودان که [الله] رحمان از [عالم] غیب [و نادیده] به بندگانش وعده داده است. یقیناً وعدۀ او آمدنی است

﴿62﴾ در آنجا سخن بیهوده‌ای نمی‌شنوند [و گفتارشان] جز سلام [و تحیت نیست]؛ و در آنجا برایشان [هر] صبح و شام روزی‌ [بی‌حساب فراهم] است

﴿63﴾ این همان بهشتی است که به هر كس از بندگانمان که [در دنیا] پرهیزگار باشد به میراث می‌دهیم

﴿64﴾ و [ای جبرئیل، به محمد بگو:‌] «[ما فرشتگان] جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آییم. او حاکم بر آینده و گذشته و حالِ ماست؛ و پروردگارت فراموشکار نیست‌

﴿65﴾ [همان] پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست؛ پس او را عبادت کن و بر عبادتش شکیبا [و پایدار] باش. آیا [همانند و] همنامی برایش می‌شناسی؟»

﴿66﴾ و انسان [کافر] می‌گوید: «آیا هنگامی که بمیرم، به راستی مرا زنده [از گور] بیرون خواهند ‌آورد؟»

﴿67﴾ آیا انسان به یاد نمی‌آورد که ما پیش از این او را آفریدیم، در حالی ‌که هیچ نبود؟

﴿68﴾ پس سوگند به پروردگارت که یقیناً آنان [= منکران قیامت] را با شیاطین محشور خواهیم کرد؛ سپس همه را به‌زانودرآمده گرداگرد دوزخ حاضر می‌کنیم

﴿69﴾ سپس از هر گروهی، کسانی را که در برابر [فرمان الله] رحمان سرکش‌تر بوده‌اند بیرون می‌کشیم

﴿70﴾ آنگاه یقیناً ما به [حال] کسانی ‌که برای [درافتادن به] آن [آتش مهیب] سزاوارترند، داناتریم

﴿71﴾ و هیچ یک از شما [مردم] نیست، مگر آنکه وارد آن می‌گردد؛ [مؤمنان برای عبور و دیدن، کافران برای ورود و ماندن]. این [امر،] همواره بر پروردگارت حکمی حتمی است

﴿72﴾ سپس كسانى را كه پرهیزگاری كرده‌اند [از آتش] نجات مى‌دهیم و ظالمان را به‌زانودرآمده در آن رها مى‌كنیم

﴿73﴾ و هنگامی‌ که آیات روشن ما بر آنان تلاوت می‌شود، کسانی ‌که کفر ورزیده‌اند به افرادی‌ که ایمان آورده‌اند می‌گویند: «كدام یک از [ما] دو گروه، جایگاهی بهتر و مجلسی نیکوتر دارد؟»

﴿74﴾ چه بسیار نسل‌ها را پیش از آنان نابود کردیم که ثروتی بیشتر و ظاهری آراسته‌تر داشتند

﴿75﴾ [ای پیامبر،] بگو: «هر کس که در گمراهى است، [الله‌] رحمان به او مهلت مى‌دهد [تا گمراهی‌اش بیشتر شود] تا زمانی که وعدۀ الهی را [به چشم خود] ببینند: یا عذاب [دنیا] یا [کیفرِ] قیامت. پس به زودى خواهند دانست که چه کسی جایگاهش بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است»

﴿76﴾ و [اما] کسانی ‌که راه‌یافته‌اند، الله بر هدایتشان می‌افزاید؛ و نیکی‌های پایدار [= رفتار و گفتار شایسته] در پیشگاه پروردگارت، پاداشی بهتر و سرانجامی نیکوتر دارد

﴿77﴾ آیا دیدی آن کسی را که به آیات ما کافر شد و گفت: «قطعاً مال و فرزند [فراوانی در آخرت] به من داده خواهد شد»؟

﴿78﴾ آیا او بر غیب آگاهی یافته یا از [الله] رحمان پیمانی گرفته است؟

﴿79﴾ [هرگز] چنین نیست؛ گفته‌اش را می‌نویسیم و بر عذابش می‌افزاییم‌

﴿80﴾ و آنچه [از اموال و فرزندان] که می‌گوید از او به ارث می‌بریم و [روز قیامت، نیازمند و] تنها نزد ما می‌آید

﴿81﴾ و [مشرکان] به جای الله معبودانی برگزیده‌اند تا [یاور و] پشتیبانشان باشند

﴿82﴾ چنین نیست؛ [بلکه آن معبودها در قیامت] عبادت آنان را انکار خواهند کرد و دشمنشان خواهند بود

﴿83﴾ [ای پیامبر،] آیا ندیدی كه ما شیاطین را بر كافران فرستادیم تا آنان را [با وسوسه‌های خود] تحریک كنند [و از راهِ الله بازدارند]؟

﴿84﴾ پس دربارۀ [نابودیِ] آنان شتاب نکن. جز این نیست که ما [روزهای مرگ و فرارسیدنِ عذاب را] به دقت برایشان می‌شماریم

﴿85﴾ [یاد كن از‌] روزى كه پرهیزگاران را [با عزت و احترام] به مهمانی [الله] رحمان گِرد می‌آوریم

﴿86﴾ و مجرمان را تشنه‌کام به سوی جهنم می‌رانیم

﴿87﴾ آنان هرگز [توان] شفاعت ندارند؛ مگر کسی ‌که [با ایمان و عمل شایسته‌اش،] از [الله] رحمان پیمانی گرفته باشد

﴿88﴾ و [مشرکان] گفتند: «[الله] رحمان، فرزندی [برای خویش] برگزیده است»

﴿89﴾ به راستی [با این ادعا] چیزی بسیار زشت [به میان] آوردید

﴿90﴾ از این [سخن کفرآمیز،] نزدیک است آسمان‌ها از هم بپاشد و زمین بشکافد و کوه‌ها در هم بشکنند و فروریزند

﴿91﴾ [چرا] که برای [الله] رحمان فرزندی ادعا کرده‌اند

﴿92﴾ و هرگز سزاوار [الله] رحمان نیست که فرزندی برگزیند

﴿93﴾ در آسمان‌ها و زمین هیچ كسى نیست، مگر آنكه [در روز قیامت، خاکسار و] بنده‌وار نزد الله رحمان مى‌آید

﴿94﴾ یقیناً [الله همۀ] آنان را در شمار آورده و درست برشمرده است

﴿95﴾ و همگی‌شان روز قیامت، تنها [و تهیدست] نزد او حاضر می‌شوند

﴿96﴾ کسانی‌ که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند یقیناً [الله] رحمان [در دل‌های بندگانش] محبتی برایشان خواهد نهاد

﴿97﴾ [ای پیامبر،] بی‌تردید، ما این [قرآن] را بر زبان تو آسان نمودیم تا پرهیزگاران را با آن بشارت دهی و ستیزه‌گران [سرسخت] را بیم دهی

﴿98﴾ و چه بسیار نسل‌های گذشته را پیش از آنان نابود کردیم. آیا [وجود] هیچ‌یک از آنان را احساس می‌کنی یا کمترین صدایی از آنان می‌شنوی؟

طه

Surah 20

﴿1﴾ طه [= طا. ها]

﴿2﴾ [ای پیامبر، ما] قرآن را بر تو نازل نکردیم تا در رنج بیفتی

﴿3﴾ [آن را نفرستادیم] مگر آنکه پندی باشد برای هر کس که [از عذاب الهی] می‌ترسد

﴿4﴾ [این قرآن،] فروفرستاده‌ای است از جانب آن ذاتی که زمین و آسمان‌های بلند را آفریده است

﴿5﴾ [پروردگار] رحمان [آن گونه كه شايسته جلال و مقام اوست] بر عرش قرار گرفت

﴿6﴾ آنچه در آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست و آنچه زیر خاک [پنهان] است [همگی] از آنِ اوست

﴿7﴾ و اگر سخن آشکار بگویی [یا آن را پنهان داری،] یقیناً او [راز] نهان و [حتی] نهان‌تر [از آن] را نیز می‌داند

﴿8﴾ الله است که هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست [و] نیکوترین نام‌ها از آنِ اوست

﴿9﴾ [ای پیامبر،] آیا خبر موسی به تو رسیده است؟

﴿10﴾ آنگاه‌ که آتشی را [از دور] دید و به خانواده‌ا‌ش گفت: «[لحظه‌ای] درنگ کنید [که] من آتشی دیده‌ام. شاید شعله‌ای از آن برایتان بیاورم یا کنار آن آتش راهنمایی بیابم»

﴿11﴾ وقتی نزد آن [آتش] آمد، نِدا داده شد که: «ای موسی،

﴿12﴾ به راستی، من پروردگارت هستم؛ پس [برای مناجات با پروردگار] کفش‌هایت را درآور [که] در حقیقت، تو در سرزمین مقدس «طُوی» هستی

﴿13﴾ و من تو را [به پیامبری] برگزیدم؛ پس به آنچه وحی می‌شود گوش فرا دار

﴿14﴾ بی‌تردید، منم «الله» که هیچ معبودی [به‌حق] جز من نیست؛ پس مرا عبادت کن و برای یاد من نماز برپا دار

﴿15﴾ یقیناً قیامت آمدنی است؛ [ولی] می‌خواهم [وقت] آن را پنهان دارم تا به هر کسی در برابر [کار و] تلاشی که می‌کند پاداش داده شود

﴿16﴾ پس مبادا کسی ‌که به آن ایمان ندارد و از هوس‌هایش پیروی می‌کند، تو را از [نیکوکاری و آمادگی برای] آن بازدارد که هلاک می‌شوی

﴿17﴾ و ای موسی، آن چیست به [دست] راستت؟»

﴿18﴾ او گفت: «این عصای من است؛ بر آن تکیه می‌کنم و با آن برای گوسفندانم [برگ درختان را] فرومی‌ریزم و کارهای دیگری [نیز] با آن دارم [که برآورده می‌کنم]

﴿19﴾ [الله] فرمود: «ای موسی، آن را بیفکن»

﴿20﴾ [موسی] آن را [بر زمین] افکند و ناگهان [تبدیل به] ماری شد که به سرعت می‌خزید

﴿21﴾ [الله] فرمود: «آن را بگیر و نترس. به زودی آن را به شکل اولش بازمی‌گردانیم

﴿22﴾ و دستت را در بغل كن تا بدون ‌هیچ گزندى [به عنوان‌] معجزه‌اى دیگر، سفید [و درخشان‌] بیرون آید

﴿23﴾ [هدف از ارایه این دو معجزه، این بود] که برخی از نشانه‌های بزرگ خویش را به تو نشان دهیم

﴿24﴾ [اینک] به سوی فرعون برو [که] بی‌تردید، [کفر ورزیده و] سرکشی کرده است»

﴿25﴾ [موسی] گفت: «پروردگارا، بر [حوصله و] شکیبایی‌ام بیفزای

﴿26﴾ و کارم را برایم آسان گردان

﴿27﴾ و گره از زبانم باز کن

﴿28﴾ تا سخنم را دریابند

﴿29﴾ و یاوری از [افراد] خاندانم برای من قرار بده؛

﴿30﴾ هارون، برادرم را

﴿31﴾ پشتم را با او محکم کن؛

﴿32﴾ و او را در کار [رسالت] من شریک کن

﴿33﴾ تا تو را بسیار به پاكى بستاییم

﴿34﴾ و بسیار یادت کنیم

﴿35﴾ بی‌تردید، تو به [حال] ما بینایی»

﴿36﴾ [الله] فرمود: «ای موسی، خواسته‌ات به تو داده شد

﴿37﴾ در حقیقت، ما [پیشتر] یک بار دیگر [نیز] بر تو منت نهاده بودیم

﴿38﴾ آنگاه كه آنچه را كه [باید دربارۀ حفاظت از تو] الهام مى‌شد به مادرت الهام كردیم

﴿39﴾ که: «او را در صندوقی بگذار و آن [صندوق] را به دریا [= رود نیل‌] بینداز تا دریا او را به ساحل بیفکنَد [و] دشمن من و دشمن او، آن را [از آب] بگیرد»؛ و از جانب خویش مهرى [در دل‌ها] بر تو افكندم و [تو را حمایت کردم] تا تحت نظرم پرورش یابى

﴿40﴾ آنگاه که خواهرت [در پی صندوقِ تو] راه می‌رفت و [به کسانی که تو را از آب گرفتند] ‌گفت: «می‌خواهید شخصی را به شما نشان دهم که سرپرستی‌ او را به عهده بگیرد؟» پس تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش [به دیدارت] روشن گردد و اندوهگین نباشد؛ و [بعدها] تو شخصی [قِبطی] را کُشتی و ما از اندوه [و مجازاتِ قتل] نجاتت دادیم و تو را بار‌ها آزمودیم. پس [از آن،] چند سال بین مردم مَدیَن به سر بردی؛ آنگاه ای موسی، بر [طبق] تقدیر [الهی و در زمان مقرر به اینجا] آمدی

﴿41﴾ و تو را برای خودم برگزیدم [تا پیامم را به مردم برسانی]

﴿42﴾ [اینک] تو و برادرت با نشانه‌های [قدرت و یگانگیِ] من روانه شوید و در [دعوت حق و] یاد کردنِ من سستی نورزید

﴿43﴾ به سوی فرعون بروید که او [کفر ورزیده و] سرکشی کرده است

﴿44﴾ پس به نرمی با او سخن بگویید؛ باشد که پند گیرد یا [از عذاب الهی] بترسد [و توبه کند]

﴿45﴾ [موسی و هارون] گفتند: «پروردگارا، ما بیمناکیم که بر ما پیشدستی نماید [و پیش از پایان دعوت، مجازاتمان کند] یا [در برابر سخن حق] سرکشی کند»

﴿46﴾ [الله] فرمود: «نترسید [که] یقیناً من همراهتان هستم [و همه چیز را] می‌شنوم و می‌بینم

﴿47﴾ پس به سوی او بروید و بگویید: «ما رسولان پروردگارت هستیم. بنی‌اسرائیل را همراه ما بفرست و آنان را [تحقیر و] آزار نکن. به راستی که ما نشانه‌های روشنی از جانب پروردگارت برای تو آورده‌ایم؛ و سلامتی [از عذاب الهی] بر کسی است که از هدایت پیروی کند

﴿48﴾ در حقیقت، به ما وحی شده است که عذاب [دوزخ] بر کسی است که [آیات و معجزات را] تکذیب کند و [از دعوت پیامبرش] روی گرداند»

﴿49﴾ [فرعون] گفت: «ای موسی، پروردگار شما کیست؟»

﴿50﴾ [موسی] گفت: «پروردگار ما [همان] ذاتی است که به هر چیزی آفرینشِ [= ظاهر و ویژگی‌های مناسب] او را بخشیده و سپس [آن را] هدایت نموده است»

﴿51﴾ [فرعون] گفت: «پس حال [و سرنوشت] نسل‌های گذشته [که کافر بوده‌اند] چیست؟»

﴿52﴾ [موسی] گفت: «دانشِ آن در کتابی [= لوح محفوظ] نزد پروردگار من [ثبت] است. پروردگارم نه اشتباه می‌کند و نه فراموش می‌نماید

﴿53﴾ آن [معبودی] که زمین را برایتان [همچون] گهواره‌ای [محل آسایش] قرار داد و راه‌هایی در آن ایجاد کرد و از آسمان آبی فروفرستاد و به وسیلۀ آن، انواع گوناگون گیاهان را [از زمین] بیرون آوردیم

﴿54﴾ [هم خود از آن] بخورید و [هم] چهارپایانتان را [در آن] بچرانید. بی‌تردید، در این [امور،] نشانه‌هایی [از قدرت الهی] برای خردمندان است

﴿55﴾ شما را از آن [خاک] آفریدیم و به آن بازمی‌گردانیم و بار دیگر [در قیامت] از آن بیرون می‌آوریم

﴿56﴾ و به راستی [ما] همۀ نشانه‌های [قدرت] خود [و صداقت رسالت موسی] را به او نشان دادیم؛ ولی [همه را] دروغ پنداشت و [دعوت حق را] نپذیرفت

﴿57﴾ [آنگاه] گفت: «ای موسی، آیا نزد ما آمده‌ای که با جادویَت ما را از سرزمینمان بیرون کنی؟

﴿58﴾ یقیناً ما نیز جادویی مانند آن برایت می‌آوریم؛ پس در مکانی که [فاصله‌اش از هر دو طرف] یکسان باشد، وعده‌گاهی میان ما و خود تعیین کن که نه ما از آن خلاف کنیم و نه تو

﴿59﴾ [موسی] گفت: «وعده‌گاه شما روز عید باشد که [همۀ] مردم پیش از ظهر جمع می‌شوند»

﴿60﴾ آنگاه فرعون بازگشت و [تمام] نیرنگ و حیلۀ خویش را جمع کرد و [همراه جادوگرانش به محل مورد نظر] آمد

﴿61﴾ موسی به آنان گفت: «وای بر شما! بر الله دروغ نبندید که با عذابی [سخت] نابودتان می‌سازد؛ و یقیناً هر ‌کس [با فریب‌دادنِ مردم بر الله] دروغ بست، زیانکار گشت»

﴿62﴾ [جادوگران پس از هشدار موسی‌] در کار‌شان میان خود اختلاف ورزیدند و پنهانی گفتگو کردند

﴿63﴾ [برخی از آنان] گفتند: «این دو [نفر] قطعاً جادوگرند [و] با جادوی خویش می‌خواهند شما را از سرزمینتان بیرون کنند و آیین [و راه و رسمِ] برتر شما را از میان بردارند

﴿64﴾ پس [همۀ] نیرنگ خویش را فراهم کنید [و به کار بندید]؛ سپس در یک صف [برای مبارزه] به پیش آیید. بی‌تردید، هرکس امروز [بر دشمن] چیره شود، پیروز [و کامیاب] گشته است

﴿65﴾ [جادوگران] گفتند: «اى موسى، آیا تو [آنچه را با خود داری] مى‌افكنى یا [ما] نخستین كسی باشیم كه مى‌افکنَد؟»

﴿66﴾ [موسی] گفت: «[نه،] بلکه، شما بیفکنید». ناگاه ریسمان‌ها و چوبدستی‌های آنان از جادویشان چنان به نظرش رسید كه گویی به شتاب مى‌خزند

﴿67﴾ پس موسى در دلش ترسی احساس كرد

﴿68﴾ گفتیم: «نترس [که] تو قطعاً [پیروز و] برتری

﴿69﴾ و آنچه را که در دست راست خود داری بیفکن تا [تمام] آنچه را که ساخته‌اند ببلعد. بی‌تردید، آنچه آنان ساخته‌اند، فقط نیرنگِ جادوگر است و جادوگر هر جا که باشد [و هر چه کند]، پیروز نمی‌گردد»

﴿70﴾ [هنگامی‌که موسی عصایش را بر زمین انداخت، به مار بزرگی تبدیل شد و ساخته‌های آنان را بلعید] آنگاه جادوگران به سجده افتادند [و] گفتند: «به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم»

﴿71﴾ [فرعون] گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ قطعاً او بزرگِ شماست كه به شما جادوگری آموخته است. پس قطعاً دست و پاى شما را بر عكس یكدیگر [از چپ و راست] قطع مى‌كنم و همگی‌تان را از تنه‌هاى نخل به دار مى‌آویزم و آنگاه خوب خواهید دانست که عذاب [و شکنجۀ] کدام ‌یک از ما سخت‌تر و پاینده‌تر است؛ [من یا پروردگارِ موسی]»

﴿72﴾ [جادوگران] گفتند: «هرگز [پیروی از] تو را بر این دلایل روشنی که برایمان آمده است و [همچنین] بر آن که ما را آفریده است ترجیح نمی‌دهیم؛ پس به هر حکمی که می‌خواهی، حکم کن. تو فقط می‌توانی در زندگیِ این دنیا حکم کنی

﴿73﴾ بی‌تردید، ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهانمان و آنچه را از جادوگری بر ما تحمیل کردی ببخشاید؛ و الله بهتر و پاینده‌تر است»

﴿74﴾ هرکس در پیشگاهِ پروردگارش، گناهکار حاضر شود، یقیناً آتش دوزخ برای اوست؛ در آنجا نه می‌میرد [که رهایی یابد] و نه [به خوشى‌] زندگى كند

﴿75﴾ و هرکس مؤمن نزد او تعالی بیاید در حالی که کارهای شایسته انجام داده باشد، اینان درجات عالی دارند

﴿76﴾ باغ‌های جاودان [بهشت] که جویبارها زیر [درختان] آن جاری است. همیشه در آن خواهند بود؛ و این است پاداش کسی ‌که خود را [از آلودگی‌های شرک و گناه] پاک کرده است

﴿77﴾ و به راستی [ما] به موسی وحی کردیم که: «بندگانم را شبانه [از مصر بیرون] ببر، سپس در دریا راهی خشک برایشان بگشا، که نه از تعقیب [دشمنان] خواهی ترسید و نه [از غرق شدن در دریا] بیم داری

﴿78﴾ آنگاه فرعون با سپاهیانش آنان را دنبال کرد و آب دریا آنان را فروپوشاند؛ چنان پوشاندنی [که حقیقتش را کسی جز الله نمی‌داند]

﴿79﴾ و [بدین‌سان‌] فرعون قوم خود را گمراه نمود و هدایت نکرد

﴿80﴾ ای بنی‌اسرائیل، به راستی [ما] شما را از [چنگ] دشمنانتان نجات دادیم و در سمت راست [کوه] طور با شما وعده گذاشتیم [تا تورات را نازل کنیم] و بر شما تَرَنجَبین و بلدرچین فروفرستادیم

﴿81﴾ از نعمت‌های پاکیزه‌ای که به شما روزی داده‌ایم بخورید و در آن زیاده‌روی نکنید که خشم من بر شما فرود می‌آید؛ و هرکس که خشم من بر او فرود ‌آید، قطعاً هلاک می‌گردد

﴿82﴾ و یقیناً من آمرزندۀ كسى هستم كه توبه كند و ایمان آورد و كاری شایسته کند و آنگاه بر هدایت [خود باقى] بماند

﴿83﴾ ای موسی، چه چیز موجب شد که جلوتر از قومت [به سوی وعده‌گاهِ طور‌] بشتابى؟

﴿84﴾ [موسی] گفت: «پروردگارا، آنان به دنبالم می‌آیند و من به سویت شتافتم تا [از من] راضی گردی»

﴿85﴾ [الله] فرمود: «پس [بدان که] ما قومت را پس از [رفتنِ] تو آزمودیم و سامری گمراهشان کرد»

﴿86﴾ آنگاه موسی خشمگین [و] اندوهناک به سوی قومش بازگشت [و] گفت: «ای قوم من، مگر پروردگارتان [دربارۀ نزول تورات] وعدۀ نیکو به شما نداده بود؟ آیا بر پیمان شما [با الله] زمانی طولانی گذشت [و همه را از یاد بردید] یا خواستید خشمی از [سوی] پروردگارتان بر شما فرود آید که وعدۀ مرا خلاف کردید؟»

﴿87﴾ آنان گفتند: «[ما] به اختیار خود پیمان تو را نشکستیم؛ ولی بارهای سنگینی از زر و زیورهای قوم [فرعون] را که بر ما نهاده بودند [در آتش] انداختیم و سامری نیز [آنچه را که ادعا می‌کرد خاکِ سُمِ اسب جبرئیل است، در آتش] انداخت»

﴿88﴾ سپس مجسمۀ گوساله‌ای برایشان ساخت که صدایی [همچون صدای گوساله] داشت. [سامری و پیروانش به مردم] گفتند: «این معبود شما و معبود موسی است که آن را فراموش [و اینجا رها] کرده است»

﴿89﴾ آیا نمی‌دیدند که [این گوساله] هیچ پاسخی به آنها نمی‌دهد و هیچ زیان و سودی برایشان ندارد؟

﴿90﴾ و در حقیقت، پیش از آن [که موسی بازگردد،] هارون نیز به آنها گفته بود: «اى قوم من، جز این نیست كه شما با این [گوساله] امتحان شده‌اید و بى‌تردید، پروردگار [حقیقىِ] شما [الله] رحمان است؛ پس پیرو من باشید و از فرمانم اطاعت كنید»

﴿91﴾ [آنان] گفتند: «ما پیوسته بر این [عبادت گوساله] مى‌مانیم تا موسى نزدمان بازگردد»

﴿92﴾ [وقتی موسی بازآمد] گفت: «ای هارون، هنگامی ‌که دیدی آنان گمراه شده‌اند، چه چیزی تو را بازداشت

﴿93﴾ از پیرویِ من [و چرا آنان را ترک نکردی]؟ آیا از فرمانم سرپیچی کردی؟»

﴿94﴾ [هارون] گفت: «ای پسر مادرم، ریش و [موی] سرم را نگیر. در حقیقت، ترسیدم که بگویی میان بنی‌اسرائیل تفرقه ‌انداختی و سخن [و سفارش] مرا به کار نبستی»

﴿95﴾ [موسی] گفت: «ای سامری، این چه کاری است که کردی؟»

﴿96﴾ او گفت: «من چیزی را دیدم که آنان ندیدند و مُشتی از خاک پای [اسبِ] فرستاده [= جبرئیل‌] را برداشتم و [در پیكر گوساله‌] انداختم و [هوای] نفسم [این کار را] اینچنین برایم آراست»

﴿97﴾ [موسی] گفت: «پس برو. بی‌تردید، بهرۀ تو در زندگى این است كه [چنان مطرود شوی که به مردم] بگویى: "[به من‌] دست نزنید"؛ و وعده‌گاهی [برای عذاب] خواهی داشت كه هرگز از آن تخلف نخواهد شد؛ و [اکنون‌] به آن معبودی كه پیوسته در عبادتش بودی بنگر؛ آن را مى‌سوزانیم، آنگاه [که کاملاً خاكستر شد،] در دریا پراکنده‌اش می‌سازیم»

﴿98﴾ [ای مردم،] معبود شما الله است که هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست و علمش همه چیز را فراگرفته است

﴿99﴾ [ای پیامبر،] این گونه از اخبار [و داستان‌های پیامبران] گذشته بر تو حکایت می‌کنیم؛ و به راستی که [ما] از جانب خویش به تو قرآنی [پندآموز] داده‌ایم

﴿100﴾ هر‌کس از آن رویگردان شود، یقیناً روز قیامت بارِ سنگینی [از گناه] بر دوش خواهد کشید

﴿101﴾ جاودانه در آن [عذاب] خواهند ماند؛ و چه بد است باری که [کافران] در قیامت خواهند کشید

﴿102﴾ روزی ‌که در «صور» دمیده می‌شود و در آن روز، مجرمان را [که بسیار ترسیده‌اند، با چشم و بدنِ] کبود جمع می‌کنیم

﴿103﴾ بین خود آهسته سخن می‌گویند: «[شما] بیش از ده روز [در دنیا] به سر نبرده‌اید»

﴿104﴾ ما به آنچه آنان می‌گویند داناتریم؛ آنگاه که خردمندترینشان می‌گوید: «[شما] تنها یک روز به سر برده‌اید»

﴿105﴾ و [ای پیامبر،] از تو دربارۀ کوه‌ها [در قیامت] می‌پرسند؛ بگو: «پروردگارم آنان را سخت متلاشی [و پراکنده] می‌کند؛

﴿106﴾ و آنها را صاف و هموار خواهد ‌نمود؛

﴿107﴾ [همچون زمینی] که در آن هیچ پستی و بلندی‌ای نمی‌بینی»

﴿108﴾ در آن روز، [همۀ مردم‌] بدون هیچ مخالفتی از دعوت‌کنندۀ [الهى‌] پیروی می‌کنند و صداها در مقابل [الله] رحمان به خاموشی می‌گراید و جز صدایی آهسته [و زیر لب،‌ چیزى] نمى‌شنوى

﴿109﴾ در آن روز، شفاعت [هیچ کس] سودی ندارد، مگر کسی ‌که [الله] رحمان به او اجازه دهد و سخنش را بپسندد

﴿110﴾ [الله] آنچه را که انسان‌ها [در آخرت] در پیش دارند و آنچه را که [در دنیا] پشت سر گذاشته‌اند [همه را] مى‌داند؛ ولی دانش آنان او را فرانمی‌گیرد

﴿111﴾ و چهره‌ها در برابر [پروردگارِ] زندۀ پایدار، خوار می‌گردد و هرکس [بارِ] ستم برداشت، زیان دید

﴿112﴾ و کسی که از كارهاى شایسته انجام دهد، و مؤمن باشد، نه از هیچ ستمى مى‌هراسد و نه از كاستن [پاداش اعمال نیکش‌]

﴿113﴾ و اینچنین آن را قرآنی [به زبان] عربی نازل کردیم و هشدارهای گوناگون در آن بیان نمودیم؛ باشد که [از عذاب الهی] بپرهیزند یا [این کتاب] برایشان پندی پدید آورَد

﴿114﴾ پس بلند‌مرتبه است الله که فرمانروای حق است. و در [خواندنِ‌] قرآن ـ پیش از آنكه وحىِ آن بر تو پایان یابد ـ شتاب مكن؛ و بگو: «پروردگارا، بر دانشم بیفزاى»

﴿115﴾ به راستی، پیش از این با آدم پیمان بستیم [که از میوۀ درخت ممنوعه نخورَد]؛ ولی [پیمانش را] فراموش کرد و عزمی [استوار] در او نیافتیم

﴿116﴾ و [یاد کن از] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید»؛ پس [همگی] سجده کردند، مگر ابلیس که سرپیچی نمود

﴿117﴾ گفتیم: «ای آدم، این [ابلیس] دشمنی برای تو و همسرت است؛ مبادا شما را از بهشت بیرون کند که به سختی می‌افتی

﴿118﴾ در حقیقت، تو این [نعمت را در بهشت] داری که نه گرسنه می‌شوی و نه برهنه می‌مانی

﴿119﴾ و اینكه در آنجا نه تشنه مى‌شوى و نه آفتاب‌زده

﴿120﴾ اما شیطان او را وسوسه کرد [و] گفت: «ای آدم، آیا [می‌خواهی] درخت جاودانگی و فرمانرواییِ فناناپذیر را به تو نشان دهم؟»

﴿121﴾ آنگاه از آن [درخت ممنوعه] خوردند و شرمگاهشان بر آنان نمایان شد و به قرار‌دادن برگ [درختان] بهشت بر خود شروع کردند [تا عورتشان را بپوشانند]؛ و [اینچنین بود که] آدم از پروردگارش سرپیچی كرد و به بیراهه رفت

﴿122﴾ سپس پروردگارش او را برگزید و توبه‌اش را پذیرفت و هدایتش کرد

﴿123﴾ فرمود: «[شما دو تن همراه ابلیس] همگی از بهشت فرود آیید، در حالی‌ که دشمن یکدیگرید. اگر از [جانب] من رهنمودی برایتان رسید، [بدانید] هرکس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه می‌شود و نه [از عذابِ دوزخ] به رنج می‌افتد

﴿124﴾ و کسی‌ که از یاد من رویگردان شود، یقیناً زندگی سختی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا برمی‌انگیزیم

﴿125﴾ وی می‌گوید: «پروردگارا، چرا مرا نابینا برانگیختی؛ حال آنکه [در دنیا] بینا بودم؟»

﴿126﴾ [الله] می‌فرماید: «همان طور كه آیات ما بر تو آمد و آنها را به فراموشى سپردى، امروز تو [نیز] به همان صورت فراموش مى‌شوى»

﴿127﴾ و کسی را که [در گمراهی و گناه] زیاده‌روی کند و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد، این گونه کیفر می‌دهیم؛ و قطعاً عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است

﴿128﴾ آیا براى هدایتشان كافى نیست كه [بدانند] چه نسل‌هایی را پیش از آنان نابود كردیم كه [اکنون این مشرکان] در خانه‌های آنان [= نسل‌های گذشته] راه مى‌روند؟ به راستى در این [نکته،] نشانه‌هایى [عبرت‌انگیز] برای خردمندان است

﴿129﴾ و اگر از سوی پروردگارت سخنى [دربارۀ اتمام حجت با مردم] نگذشته بود و سررسیدى معین در كار نبود، قطعاً [عذاب الهی در همین دنیا بر آنان] لازم مى‌شد

﴿130﴾ پس [ای پیامبر،] بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از طلوع آفتاب [در نماز صبح] و پیش از غروب [در نماز عصر] به پاکی ستایش کن و ساعاتی از شب [در نماز عشاء] و کناره‌های روز [در نماز ظهر و مغرب نیز به نیایش بپرداز]؛ باشد که [از پاداش الهی] راضی شوی

﴿131﴾ و هرگز به [نعمت‌های دنیوی و] آنچه که گروه‌هایی از آنان [= مشرکان] را از آنها بهره‌مند ساخته‌ایم چشم ندوز. اینها [فقط] زینتِ زندگی دنیاست تا آنان را به آن بیازماییم؛ و روزیِ پروردگارت بهتر و پایدارتر است

﴿132﴾ و خانواده‌ات را به نماز فرمان بده و [خود] بر [انجام] آن شکیبا باش. [ما] از تو روزی نمی‌خواهیم، [بلکه] خود به تو روزی می‌دهیم؛ و سرانجامِ نیک، برای [اهل] پرهیز است

﴿133﴾ [مشرکان] گفتند: «چرا [محمد] معجزه‌ای از جانب پروردگارش برای ما نمی‌آورد؟» بگو: «آیا [قرآن به عنوان] دلیل روشن [و تصدیق‌کننده] آنچه در کتاب‌های پیشین است برایشان نیامده است؟»

﴿134﴾ اگر ما آنان را پیش از آن [که پیامبر و کتاب آسمانی بیاید] با عذابی هلاک می‌کردیم، قطعاً [روز قیامت مشرکان] می‌گفتند: «پروردگارا، چرا پیامبری به سویمان نفرستادی تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم از آیات تو پیروی کنیم؟»

﴿135﴾ [ای پیامبر، به آنان] بگو: «همه منتظرند؛ پس شما [نیز] منتظر باشید. به زودی خواهید دانست که رهروانِ راه راست چه کسانی هستند و هدایت‌یافته کیست»

الأنبیاء

Surah 21

﴿1﴾ [زمان] حساب مردم نزدیک شده است و آنان در ناآگاهی [از بازخواستِ آخرت] رویگردانند

﴿2﴾ هیچ پند تازه‌ای از جانب پروردگارشان برای آنان نمی‌آید، مگر آنکه بازی‌کنان به آن گوش می‌دهند

﴿3﴾ [پیام الهی را در حالی می‌شنوند که] دل‌هایشان غافل است؛ و کسانی ‌که [کافر و] ستمکار بودند، نجواهایشان را پنهان کردند [و گفتند:] «آیا این [مدعى پیامبرى،] جز بشرى همچون شماست؟ آیا در حالی ‌که [حقیقت را] می‌بینید، به جادو روی می‌آورید؟»

﴿4﴾ [پیامبر] گفت: «پروردگارم هر سخنی را که در آسمان و زمین باشد می‌داند و او شنوای داناست»

﴿5﴾ بلکه [کافران در ستیز با قرآن] گفتند: «[آنچه محمد می‌گوید] خواب‌هایی آشفته است؛ بلکه آن را به دروغ [به الله] نسبت می‌دهد؛ [نه،] بلکه او شاعر است. پس [اگر راست می‌گوید،] معجزه‌ای برایمان بیاورد، چنان که پیامبران پیشین [نیز با معجزات] فرستاده شدند»

﴿6﴾ پیش از آنان [نیز ساکنان هر] شهری که نابودش می‌کردیم [به آیات و معجزاتِ ما] ایمان نیاورده بودند. پس آیا [اینها] ایمان می‌آورند؟

﴿7﴾ و [ای پیامبر،] پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی می‌کردیم [برای هدایت مردم] نفرستادیم؛ پس [ای کافران،] اگر نمی‌دانید، از اهل کتاب بپرسید

﴿8﴾ و [ما] آنان را پیکرهایی [مخالف سرشت و طبیعت بشری] که غذا نخورند قرار ندادیم و [در دنیا نیز] جاودان نبودند

﴿9﴾ سپس وعده‌ای را که [دربارۀ پیروزی و نجات] به آنان داده بودیم تحقق بخشیدیم و آنان را به همراه هرکس که خواستیم نجات دادیم و اسرافکاران [کافر] را نابود کردیم

﴿10﴾ بی‌تردید، کتابی به سویتان نازل کردیم که عزت [و شرف دنیا و آخرتِ] شما در آن است. آیا نمی‌اندیشید؟

﴿11﴾ چه بسیار شهرهایی را که [ساکنانش] ستمکار بودند در هم شکستیم و پس از آنان گروهی دیگر پدید آوردیم

﴿12﴾ هنگامی‌که عذاب ما را احساس می‌کردند [و به چشم می‌دیدند،] ناگاه از آنجا می‌گریختند

﴿13﴾ [به تمسخر گفتیم:] «فرار نکنید. به سوی خانه‌هایتان و نعمت‌هایی که در آن آسوده بودید بازگردید؛ باشد که [فقط دربارۀ امور دنیوی] بازخواست شوید»

﴿14﴾ گفتند: «وای بر ما [که] قطعاً ستمکار بوده‌ایم!»

﴿15﴾ پس گفتارشان پیوسته همین بود تا آنکه آنان را [چون گیاهی] درو شده [و] بی‌جان ساختیم

﴿16﴾ و ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست به بازیچه نیافریده‌ایم

﴿17﴾ اگر [به فرض] می‌خواستیم که سرگرمی‌ای [مانند فرزند یا هم‌صحبت برای خود] برگزینیم، آن را [نه از معبود‌های شما بلکه] از نزد خویش برمی‌گزیدیم

﴿18﴾ بلکه ما حق را بر باطل می‌افکنیم؛ که آن را در هم می‌شکند و ناگاه آن [باطل] نابود می‌شود؛ و [ای کافران،] وای بر شما از آنچه توصیف می‌کنید

﴿19﴾ هر کس [و هر چه] در آسمان‌ها و زمین است از آنِ اوست و کسانی که نزد او هستند [= فرشتگان] از عبادتش سرکشی نمی‌کنند و خسته نمی‌شوند

﴿20﴾ آنان شب و روز [الله را] به پاکی می‌ستایند و سستی نمی‌ورزند

﴿21﴾ آیا [این مشرکان] معبودانی از زمین برگزیده‌اند که [مردگان را] زنده می‌کنند؟

﴿22﴾ اگر در آنها [= آسمان و زمین] معبودانی جز الله وجود داشت، [در اثر ناسازگاریِ آنها] قطعاً هر دو تباه مى‌شدند؛ پس الله ـ پروردگار عرش ـ از توصیفی که [مشرکان] می‌کنند پاک و منزه است

﴿23﴾ [الله] به خاطر آنچه می‌کند بازخواست نمی‌شود؛ [ولی] آنان [در برابر رفتارشان] مسئولند

﴿24﴾ آیا [مشرکان] معبودانی جز او برگزیده‌اند؟ [به آنان] بگو: «دلیلتان را بیاورید. این [قرآن] کتابی است که همراه من است و [اینها نیز] کتاب‌هایی است [متعلق به پیامبرانی] که پیش از من بودند؛ [و در هیچ کدام دلیلی بر حقانیتِ شما وجود ندارد]»؛ بلکه بیشتر آنان [به جهل و تقلید استناد می‌کنند و] حق را نمی‌دانند و [از آن] رویگردانند

﴿25﴾ و ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که [به مردم بگوید]: «معبودی [به‌حق] جز من [= الله] نیست؛ پس تنها مرا عبادت کنید»

﴿26﴾ [مشرکان با این تصور که فرشتگان دخترانِ الله هستند] گفتند: «[الله] رحمان فرزندی [برای خویش] برگزیده است». او منزّه است؛ [چنین نیست که می‌پندارند؛] بلکه [فرشتگان] بندگان گرامی‌[اش] هستند

﴿27﴾ آنان هرگز در سخن بر او پیشی نمی‌گیرند و [پیوسته] به فرمانش عمل می‌کنند

﴿28﴾ [الله] گذشته و آیندۀ آنان را مى‌داند و آنان جز براى كسى كه [الله] بپسندد [و از او راضی باشد] شفاعت نمى‌كنند و خود از بیم او هراسانند

﴿29﴾ و هر یک از آنان بگوید: «جز او، من [نیز] معبود هستم»، وی را به دوزخ كیفر مى‌دهیم. [آرى‌،] ستمكاران را اینچنین کیفر مى‌دهیم

﴿30﴾ آیا کسانی که کفر ورزیدند، ندانسته‌اند که آسمان‌ها و زمین به هم چسبیده بودند؛ [نه بارانی می‌بارید و نه گیاهی می‌رویید؛] سپس [ما] آن دو را [به قدرت خویش] از هم جدا کردیم و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم؟ پس آیا [باز هم] ایمان نمی‌آورند؟

﴿31﴾ و کوه‌هایی استوار در زمین نهادیم تا مبادا آنان را بلرزانَد و راه‌هایی [وسیع] در آن پدید آوردیم؛ باشد كه [در سفرهایشان، به مقصد] راه یابند

﴿32﴾ و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم و[لی] آنان [= مشرکان] از [تفکر در] نشانه‌هایش رویگردانند

﴿33﴾ اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید [و چنان منظم ساخت که] هر یک [از اینها] در مداری [معیّن] شناورند

﴿34﴾ [ای پیامبر،] ما پیش از تو برای هیچ بشری جاودانگی [در دنیا] قرار ندادیم. آیا اگر تو بمیری، آنان جاودانند؟

﴿35﴾ هر کسی چشندۀ [طعم‌] مرگ است؛ و [ای مردم،] شما را با بدی و نیکی می‌آزماییم و [سرانجام] به سوی ما بازگردانده می‌شوید

﴿36﴾ کسانی که کفر ورزیدند، هر گاه که تو را می‌بینند، فقط به مسخره‌ات می‌گیرند [و می گویند:] «آیا این همان کسی است که از معبودانتان [به بدی] یاد می‌کند؟» و حال آنکه آنان خود یاد [الله] رحمان را انکار می‌کنند

﴿37﴾ انسان [ذاتاً] عجول آفریده شده است [و همه چیز را پیش از زمان مقررش می‌خواهد]. به زودی نشانه‌های [عذابِ] خویش را به شما نشان خواهیم داد؛ پس [نزولِ عذاب را] به شتاب نخواهید

﴿38﴾ [کافران] می‌گویند: «اگر راستگویید، این وعده‌[ی قیامت] کی خواهد بود؟»

﴿39﴾ کسانی‌ که کفر ورزیدند اگر می‌دانستند زمانی که [به دوزخ می‌افتند] نمی‌توانند [شعله‌های] آتش را از چهره‌ها و پشت‌هایشان بازدارند و [از سوی هیچ کس] یاری نمی‌شوند، [هرگز این گونه شتابان عذاب را نمی‌خواستند]

﴿40﴾ بلكه [آتش، چنان‌] ناگهانى به آنان مى‌رسد و آنان را [چنان سرگشته و] بهت‌زده مى‌كند كه نه مى‌توانند آن را [از خود] دفع کنند و نه مهلت [توبه] به آنان داده مى‌شود

﴿41﴾ یقیناً پیامبران پیش از تو [نیز] مورد تمسخر قرار گرفتند؛ آنگاه بر سرِ کسانی که آنها [= عذاب‌های الهی] را به ریشخند می‌گرفتند، همان چیزی آمد که آن را مسخره می‌کردند

﴿42﴾ [ای پیامبر، به کافران] بگو: «چه کسی شما را در شب و روز از [عذاب الله] رحمان محافظت می‌کند؟ بلکه [حق این است که] آنان از یاد پروردگارشان رویگردانند

﴿43﴾ آیا آنان معبودانی دارند که [می‌توانند] در برابر ما از آنان دفاع کنند؟ [هرگز!] آنان نه می‌توانند خود را یاری دهند و نه از [عذاب] ما در امانند

﴿44﴾ بلکه [ما] آنان و پدرانشان را [از نعمت‌های دنیوی] بهره‌مند ساختیم تا عمرشان به درازا کشید [و مغرور شدند]. آیا نمى‌بینند كه ما [همواره] به سراغ زمین مى‌آییم و آن را از هر طرف مى‌كاهیم [و مردمش را نابود می‌کنیم]؟ پس آیا آنان [بر قدرتِ الله] پیروزند؟

﴿45﴾ بگو: «من فقط شما را به وسیلۀ وحی [از عذاب الهی] بیم می‌دهم» و[لى] چون به كران بیم داده ‌شود، دعوت [حق] را نمى‌شنوند

﴿46﴾ اگر اندکی از عذاب پروردگارت به آنان برسد، قطعاً می‌گویند: «ای وای بر ما [که] یقیناً ستمکار بوده‌ایم!»

﴿47﴾ روز قیامت، ما ترازوهای عدل را [برای حسابرسی در میان] می‌نهیم؛ آنگاه به هیچ کس [کمترین] ستمی نمی‌شود؛ و اگر [کردارشان] همسنگِ دانۀ خَردَلی باشد، آن را [به حساب] می‌آوریم؛ و کافی است که ما حسابرس باشیم

﴿48﴾ به راستی، ما به موسی و هارون فُرقان [= تورات] دادیم و [این کتاب] برای پرهیزگاران، روشنایی و اندرزی است

﴿49﴾ [همان] کسانی ‌که در نهان از پروردگارشان می‌ترسند و از قیامت بیمناکند

﴿50﴾ و این [قرآن،] پند مبارکی است که آن را نازل کردیم. آیا [باز هم] انکارش می‌کنید؟

﴿51﴾ و بی‌تردید، پیش از آن، ما به ابراهیم [رشد فکری و] هدایتش را عطا کردیم و به [شایستگی‌های] او دانا بودیم؛

﴿52﴾ آنگاه که به پدر خود و قومش گفت: «این مجسمه‌ها چیست که به عبادت آنها ایستاده‌اید؟»

﴿53﴾ آنان گفتند: «ما پدرانمان را دیدیم که آنها را عبادت می‌کردند»

﴿54﴾ [ابراهیم] گفت: «قطعاً شما و پدرانتان در گمراهیِ آشکار بوده‌اید»

﴿55﴾ آنان گفتند: «آیا [سخن] حق برایمان آورده‌ای یا شوخی می‌کنی؟»

﴿56﴾ [ابراهیم] گفت: «[نه،] بلکه [سخنم حق است:] پروردگارتان، پروردگار آسمان‌ها و زمین است؛ همان ذاتی که آنها را پدید آورده است و من بر این [سخن] گواهم»

﴿57﴾ و [با خود گفت:] «به الله سوگند، پس از آنکه پشت کردید و [به جشن] رفتید، برای [نابودی] بُت‌هایتان تدبیری می‌اندیشم»

﴿58﴾ و [در غیابِ بت‌پرستان،] همۀ آنها جز [بُت] بزرگشان را خُرد کرد؛ شاید به سراغ آن بروند [تا حقایق را برایشان بازگو کند]

﴿59﴾ [وقتی آنان معبودان خویش را چنین دیدند] گفتند: «چه کسی با معبودان ما چنین کرده است؟ قطعاً او ستمکار است»

﴿60﴾ [برخی] گفتند: «ما شنیدیم جوانی که او را ابراهیم می‌نامند از آنها [به بدی] یاد می‌کند»

﴿61﴾ گفتند: «پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید؛ باشد که [بر اعترافش به گناه] گواه باشند»

﴿62﴾ [وقتی ابراهیم را آوردند] گفتند: «ای ابراهیم، آیا تو این [کار] را با معبودان ما کرده‌ای؟»

﴿63﴾ [او] گفت: «بلکه بزرگشان چنین کرده است. اگر سخن می‌گویند، از آنها بپرسید»

﴿64﴾ آنگاه [آنان] به خود آمدند و [به یکدیگر] گفتند: «واقعاً شما [مشرک و] ستمکارید»

﴿65﴾ سپس [باز هم] سر به دشمنی و انکار برداشتند [و گفتند:] «تو خوب می‌دانی که اینها سخن نمی‌گویند»

﴿66﴾ [ابراهیم] گفت: «آیا به جای الله چیزهایی را عبادت می‌کنید که نه سودی برایتان دارد و نه زیانی به شما می‌رساند؟

﴿67﴾ اُف بر شما و بر آنچه به جای الله عبادت می‌کنید! آیا نمی‌اندیشید؟»

﴿68﴾ آنان گفتند: «اگر مى‌خواهید [برای مجازاتش] كارى كنید، او را بسوزانید و معبودانتان را یاری دهید»

﴿69﴾ [سرانجام او را در آتش انداختند؛ ولی ما] گفتیم: «ای آتش، بر ابراهیم سرد و سلامت باش»

﴿70﴾ و خواستند برای [نابودی] او نیرنگی به کار برند؛ ولی ما آنان را زیانکارترین [مردم] ساختیم؛

﴿71﴾ و او و لوط را [با هجرت‌] به سرزمینی که برای جهانیان در آن برکت نهاده‌ایم [= شام] نجات دادیم؛

﴿72﴾ و اسحاق و [نوه‌اش] یعقوب را [نیز به عنوان بخشش] افزونی به او بخشیدیم و همگی‌شان را [افرادی] شایسته گرداندیم؛

﴿73﴾ و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت می‌کردند و انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و ادای زکات را به آنان وحی کردیم؛ و آنان [همه] عبادت‌کننده ما بودند

﴿74﴾ ما به لوط، [اجازۀ] قضاوت و علم [دین] دادیم و او را از شهری که [ساکنانش] اعمال زشت [و پلید] مرتکب می‌شدند نجات بخشیدیم. به راستی که آنان گروهی پلید و نافرمان بودند

﴿75﴾ و او را در رحمت خود وارد کردیم. بی‌گمان، او از شایستگان بود

﴿76﴾ و نوح را [یاد کن] هنگامی ‌که پیشتر [از سایر پیامبران، ما را] ندا داد؛ ما [نیز دعای] وی را اجابت کردیم آنگاه او و خاندانش را از اندوهِ بزرگ نجات دادیم

﴿77﴾ و در برابر قومی ‌که آیات ما را تکذیب کرده بودند یاری‌اش کردیم. بی‌تردید، آنان گروه بدکاری بودند؛ پس همگی‌شان را غرق کردیم

﴿78﴾ و [یاد کن از] داود و سلیمان، آنگاه ‌که دربارۀ کشتزاری داوری می‌کردند که گوسفندان قوم، شبانه در آن چریده بودند و ما بر داوری آنان گواه بودیم

﴿79﴾ آن [حقیقت] را به سلیمان فهماندیم و به هر یک از آنان پیامبری و دانش [عمل به احکام دین] عطا کردیم؛ و کوه‌ها و پرندگان را در خدمت داود گماشتیم که [همراه با او، پروردگار را] تسبیح می‌گفتند و ما بودیم که این [همه] را انجام دادیم

﴿80﴾ و ساختن زره را به او [= داود] آموختیم تا شما را از [آسیب] جنگ‌هایتان حفظ کند؛ پس آیا شکر می‌گزارید؟

﴿81﴾ و تندباد را برای سلیمان [به خدمت گماشتیم] که به فرمانِ او به سوی سرزمینی که در آن برکت نهاده‌ایم [= شام] روان بود؛ و ما همه چیز را می‌دانستیم

﴿82﴾ و [نیز] از شیاطین کسانی را [گماشتیم] که برایش غواصی می‌کردند [و جواهر استخراج می‌نمودند] و کارهایی غیر از این [نیز] انجام می‌دادند؛ و ما مراقب [رفتار و تعداد] آنان بودیم

﴿83﴾ و ایوب را [یاد کن] آنگاه‌ که پروردگارش را [چنین] ندا داد: «رنج [و بیماری] به من رسیده است و تو مهربان‌ترینِ مهربانانی»

﴿84﴾ ما [دعای] او را اجابت کردیم و رنجی را که به او رسیده بود برطرف ساختیم و خانواده‌اش و [نیز تعدادی] همانندشان را به همراه آنان به وی بازگرداندیم [تا] رحمتی از جانب ما و پندی برای عبادت‌کنندگان باشد

﴿85﴾ و [یاد کن از] اسماعیل و ادریس و ذوالکِفل که همگی از شکیبایان بودند

﴿86﴾ و [ما] آنان را در رحمت خویش وارد کردیم. بی‌تردید، آنان از شایستگان بودند

﴿87﴾ و [یاد کن از] ذوالنون [= یونس] آنگاه که خشمگین [از میان قومش] رفت و چنین پنداشت که ما هرگز بر او سخت نمی‌گیریم [و به خاطر این کار مجازاتش نمی‌کنیم]؛ [وقتی ماهی او را بلعید] در تاریکی‌ها ندا داد که: «[پروردگارا،] هیچ معبودی [به‌حق] جز تو نیست. تو منزّهی. بی‌تردید، من از ستمکاران بوده‌ام»

﴿88﴾ دعایش را اجابت کردیم و او را از اندوه نجات دادیم و مؤمنان را [نیز] اینچنین نجات می‌دهیم

﴿89﴾ و [یاد کن از] زکریا، آنگاه ‌که پروردگارش را [این گونه] ندا داد: «پروردگارا، مرا تنها [و بی‌فرزند] مگذار و تو بهترین وارثانی»

﴿90﴾ دعایش را اجابت کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را [که نازا بود] برایش شایسته [و آمادۀ بارداری] نمودیم. آنان همواره در کارهای خیر می‌شتافتند و در حال بیم و امید ما را می‌خواندند و پیوسته برای ما [فرمانبردار و] فروتن بودند

﴿91﴾ و [یاد کن از مریم،] زنی که دامانِ خود را پاک نگاه داشت و [ما] از روح[ی از جانب] خویش در [وجودِ] او دمیدیم و او و پسرش را برای جهانیان نشانه‌ای [از قدرت الهی] قرار دادیم

﴿92﴾ [ای مردم،] به راستی، این آیین شما، آیینی یگانه [و مبتنی بر یکتاپرستی] است و من پروردگارتان هستم؛ پس مرا عبادت کنید

﴿93﴾ و[لی مردم] میان خود در امر [دین]شان فرقه‌فرقه شدند؛ [ولی سرانجام،] همگی به سوی ما بازمی‌گردند

﴿94﴾ هر کس کارهای شایسته انجام دهد و مؤمن باشد، در برابر کوشش او ناسپاسی نخواهد شد و ما کارهایش را می‌نویسیم‌

﴿95﴾ و [مردم] هر شهری را که [بر اثر کفر و گناه] نابودش کردیم، محال است که [بتوانند به قصدِ توبه به دنیا] بازگردند

﴿96﴾ تا زمانی‌ که [سدّ] یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از هر بلندی [و تپه‌ای] شتابان سرازیر گردند

﴿97﴾ و وعدۀ حق [= قیامت] نزدیک گردد؛ در آن هنگام، چشم‌های کسانی ‌که کفر ورزیدند [از شدت وحشت] خیره می‌مانَد [و می‌گویند:] «ای وای بر ما! قطعاً ما از این [حادثه] در غفلت بودیم! بلکه [کافر و] ستمکار بودیم»

﴿98﴾ [به آنان گفته می‌شود:] «قطعاً شما و آنچه که به جای الله عبادت می‌کنید، هیزمِ دوزخید [و همگی] در آن وارد خواهید شد»

﴿99﴾ اگر اینها معبودانی [به‌حق] بودند، هرگز وارد آن نمی‌شدند؛ و حال آنكه همگی در آن [عذاب سوزان] جاودانند

﴿100﴾ در آنجا ناله‌هایى [دردناک‌] دارند و [از شدت درد و ترس] چیزى نمى‌شنوند

﴿101﴾ [امّا] کسانی ‌که پیشتر، وعدۀ نیکو [= بهشت] از جانب ما به آنان داده شده است، یقیناً از آن [آتش جهنم] دور نگه داشته می‌شوند

﴿102﴾ آنان صدای آن [آتش هولناک و فریادهای دوزخیان] را نمی‌شنوند و در آنچه میل داشته باشند، جاودانه [در آسایش] هستند

﴿103﴾ وحشت بزرگ [قیامت] آنان را اندوهگین نمی‌سازد و فرشتگان به استقبالشان می‌آیند [و به آنان می‌گویند:] «این همان روزی است که به شما وعده داده می‌شد»

﴿104﴾ روزی که آسمان را در هم می‌پیچیم همانگونه که طومار نوشته‌ها را درهم می‌پیچد، [و] همان ‌گونه که نخستین [بار] آفرینش را آغاز کردیم، [بار دیگر] آن را بازمی‌گردانیم. [این] وعده‌ای است بر عهدۀ ما که قطعاً انجامش خواهیم داد

﴿105﴾ و به راستی پس [از اینکه در] لوح محفوظ [ثبت شده بود]، در [تمام] کتاب‌های [آسمانی] نوشتیم که: «زمین را بندگان شایسته‌ام به ارث می‌برند»

﴿106﴾ بی‌گمان، در این [سخن، عبرت و] پیام روشنی برای عبادت‌کنندگان است

﴿107﴾ و [ای محمد،] تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم

﴿108﴾ بگو: «در حقیقت به من وحی می‌شود که: "بی‌تردید، معبود شما معبودی یگانه است؛ پس آیا تسلیم [دعوتِ حق] می‌شوید؟"»

﴿109﴾ اگر رویگردان شدند، بگو: «من [همۀ] شما را به طور یکسان آگاه کردم [و دربارۀ عذاب الهی هشدار دادم] و نمی‌دانم آنچه که به شما وعده داده می‌شود نزدیک است یا دور

﴿110﴾ یقیناً او تعالی سخن آشکار را می‌داند و [نیز] آنچه را [در دل خویش] پنهان می‌کنید می‌داند

﴿111﴾ و نمی‌دانم؛ شاید این [تأخیر عذاب، مایۀ] آزمایش و بهره‌مندیِ شما تا مدتی [معیّن] باشد»

﴿112﴾ [پیامبر] گفت: «پروردگارا، [بین ما و کافران] به حق داوری کن؛ و پروردگار ما، [الله] رحمان است که در برابر آنچه [از کفر و شرک] می‌گویید از او یاری می‌خواهیم»

الحج

Surah 22

﴿1﴾ ای مردم، از پروردگارتان پروا کنید. بی‌تردید، زلزلۀ قیامت امر بزرگی است

﴿2﴾ روزی که آن را ‌می‌بینید، [آنچنان وحشتناک است که] هر مادرِ شیرده‌ای [فرزندِ] شیرخوارش را فراموش می‌کند و هر [موجودِ] بارداری جنین خود را [بر زمین] می‌نهد و مردم را مست می‌بینی، در حالی که مست نیستند؛ بلکه عذاب الله شدید است

﴿3﴾ و از [میان] مردم کسی هست که بدون [هیچ] دانشی، دربارۀ الله مجادله می‌کند و از هر شیطان سرکشی پیروی می‌نماید

﴿4﴾ [در قضای الهی بر شیطان‌] مقرر شده است که هر کس او را به دوستى بگیرد، قطعاً گمراهش مى‌سازد و به عذاب آتش مى‌كشاند

﴿5﴾ ای مردم، اگر دربارۀ برانگیخته شدن [در قیامت] تردید دارید، [بدانید که] بی‌تردید، ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه و آنگاه از خون بسته‌شده، سپس از پاره‌گوشتی دارای خلقت کامل و [بعضاً] خلقت ناقص؛ [چنین کردیم] تا [قدرت خویش را] برایتان آشکار سازیم؛ و هر چه را که بخواهیم، تا مدتی معیّن در رَحِم [مادران] نگه می‌داریم، آنگاه شما را به صورت نوزادی بیرون می‌آوریم، سپس [پرورش می‌یابید] تا به حد رشد [و بلوغ] خود برسید؛ و از شما کسی هست که [در دوران جوانی] می‌میرد و کسی نیز هست [که آنقدر عمر می‌کند تا] به نهایت فرتوتی [و کهنسالی] می‌رسد، چنان که پس از [آن همه] دانش، [همه را فراموش می‌کند و] چیزی نمی‌داند؛ و [اما مثالی دیگر:] زمین را خشکیده می‌بینی؛ ولی چون آب [باران] بر آن فرو می‌فرستیم، به جنبش درمی‌آید و رشد می‌کند و از هر نوع [گیاه] زیبایی می‌رویاند

﴿6﴾ این [شگفتی‌های خلقت،] از آن روست که [بدانید] الله حق است و اوست که مردگان را زنده می‌کند و او بر هر کاری تواناست

﴿7﴾ و اینکه قیامت آمدنی است [و] تردیدی در آن نیست و اینکه الله [همۀ] کسانی ‌را که در گور‌ها هستند، برمی‌انگیزد

﴿8﴾ و از مردم کسی هست که بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنی‌بخشی، دربارۀ الله مجادله می‌کند

﴿9﴾ [از روی تکبر] سر خویش را برمی‌گرداند تا [مردم را] از راه الله گمراه سازد. براى او در این دنیا رسوایی و خوارى است و روز قیامت [نیز] عذاب آتش سوزان را به او مى‌چشانیم

﴿10﴾ این [کیفر،] به سزای کارهایی است که از پیش فرستاده است و الله هرگز نسبت به بندگان [خود] ستمکار نیست

﴿11﴾ و از [میان] مردم کسی هست که الله را با تردید عبادت می‌کند [و ایمانش ضعیف است]؛ پس اگر خیری به او برسد، [دلش] به آن آرام می‌گیرد [و بر ایمانش باقی می‌ماند] و اگر بلایی [برای آزمایش] به او برسد، روی می‌گرداند [و به کفر بازمی‌گردد]. او در دنیا و آخرت زیان کرده است. این همان زیان آشکار است

﴿12﴾ [انسان کافر،] به جای الله چیزی را می‌خوانَد که نه به او زیانی می‌رساند و نه سودی می‌بخشد. این همان گمراهی دور و دراز است

﴿13﴾ او کسی را می‌خوانَد که قطعاً زیانش نزدیک‌تر از سودش می‌باشد؛ و چه بد دوست و چه بد همدمی است

﴿14﴾ بی‌تردید، الله کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داد‌ه‌اند، به باغ‌هایی [از بهشت] وارد می‌کند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است. به راستی، الله آنچه را که می‌خواهد، انجام می‌دهد

﴿15﴾ کسی‌ که گمان می‌کند الله او [= پیامبر] را در دنیا و آخرت هرگز یاری نخواهد کرد [و اکنون حمایت الله را می‌بیند و خشمگین است]، باید ریسمانی به سقف [خانه‌اش] بیاویزد و [خود را دار بزند تا راه نفَس] را قطع کند [و تا سر حد مرگ پیش رود]؛ آنگاه بنگرد که آیا [این ترفند و] نیرنگ او، خشمش را از میان می‌بَرد

﴿16﴾ و این‌گونه، ما این [قرآن] را [به صورت] آیاتی روشن نازل کردیم و الله هر کس را بخواهد، هدایت می‌کند

﴿17﴾ کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و کسانی که یهودی شدند و صابئان [= پیروان برخی پیامبران] و نصاری و زرتشتیان و کسانی ‌که شرک ورزیدند، یقیناً روز قیامت الله میانشان داوری می‌کند. بی‌گمان، الله بر هر چیزی گواه است

﴿18﴾ آیا ندیدی که هر ‌کس در آسمان‌ها و هر ‌کس در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای الله سجده می‌کنند؟ و بسیاری نیز هستند که [در نتیجۀ سرپیچی از عبادت، فرمانِ] عذاب بر آنان تحقق یافته است؛ و هر کس که الله او را خوار سازد، کسی گرامی‌اش نمی‌دارد. بی‌تردید، الله هر چه بخواهد انجام می‌دهد

﴿19﴾ این دو [گروه مؤمن و کافر،] دشمنان یکدیگرند و دربارۀ پروردگارشان ستیز می‌کنند. پس کسانی ‌که کفر ورزیدند، برایشان جامه‌هایی از آتش بریده‌اند [و] از بالای سرشان [بر آنان] آب جوشان می‌ریزند

﴿20﴾ آنچه در درونشان هست و [نیز] پوست‌هایشان با آن گداخته می‌شود

﴿21﴾ و گرز‌های آهنین برایشان [مهیّا] است

﴿22﴾ هرگاه بخواهند از [شدت] اندوه از آنجا [= دوزخ] خارج شوند، به آن بازگردانده می‌شوند و [به آنان گفته می‌شود:] «عذاب سوزان را بچشید»

﴿23﴾ بی‌تردید، الله کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به باغ‌هایی [از بهشت] وارد می‌کند که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است. در آنجا به دستبند‌هایی از طلا و مروارید آراسته می‌شوند و لباسشان در آنجا ابریشم است

﴿24﴾ و [در دنیا] به سوی گفتار پاک [توحید و تکبیر و تحمید] هدایت می‌شوند و به راهِ ستوده [اسلام] راهنمایی می‌گردند

﴿25﴾ بی‌گمان، كسانى كه كفر ورزیدند و [مانند ماجرای حدیبیه، مردم را] از راه الله بازمى‌دارند [عذابی دردناک در پیش دارند]؛ و مسجد الحرام كه آن را براى مردم [قبله و عبادتگاه] قرار دادیم، مقیم و مسافر در آن یكسانند؛ و هر کس در آنجا با ستمکاری [و گناه،] انحراف بخواهد، از عذابى دردناک به او می‌چشانیم

﴿26﴾ و [یاد کن از] آنگاه که محلِ خانه [کعبه] را برای ابراهیم تعیین کردیم [و به او گفتیم] که: «چیزی را شریک من قرار نده و خانه‌ام را برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان [و] سجده‌کنندگان پاک گردان

﴿27﴾ و بین مردم برای [ادای] حج ندا بده تا پیاده و [سوار] بر هر [وسیلۀ سفر یا] شتر لاغری، از هر راه دوری به سویت بیایند

﴿28﴾ تا شاهد منافع [گوناگون] خویش باشند و در روزهایی معیّن، [به هنگام قربانی] نام الله را بر چهارپایانی که به آنان روزی داده‌ایم، یاد کنند؛ پس [خودتان] از [گوشتِ] آن بخورید و به درماندۀ فقیر [نیز] غذا بدهید

﴿29﴾ سپس باید آلودگی‌هایشان را برطرف سازند و به نذرهای خویش وفا کنند و [گرداگردِ] این خانۀ کهن [= کعبه] طواف کنند»

﴿30﴾ این است [حکمِ الله]؛ و هر ‌کس [مُحرّمات و] مقررات الهی را بزرگ بدارد، این [کار] نزد پروردگارش برای او بهتر است؛ و [ای مردم،] چهارپایانی برای [مصرف] شما حلال شده است، مگر آنچه [حُکمش] بر شما خوانده می‌شود؛ پس از پلیدیِ بُت‌ها [و معبودان باطل] دوری کنید و از گفتار باطل [و دروغ] اجتناب نمایید

﴿31﴾ در حالی ‌که [بندۀ مخلصِ الله و] حقگرا باشید و به او شرک نورزید؛ و هر کس به الله شرک ورزد، چنان است که گویى از آسمان افتاده و مرغان [شكارى‌] وی را بربایند یا باد او را به جایى دورافتاده بیندازد

﴿32﴾ این است [فرمان الله]، و هر کس دستورهای دینی و الهی را بزرگ بشمارد، یقیناً این [بزرگداشت، نشانه‌ای] از پرهیزگاری دل‌هاست

﴿33﴾ در آن [چهارپایانِ ویژۀ قربانی،] تا زمان معیّن [= هنگام ذبح] برای شما منافع [و بهره‌هایی] است. سپس قربانگاه آنها خانۀ قدیمی و گرامی [کعبه] است

﴿34﴾ و برای هر امتی آیینی [در قربانی کردن] قرار دادیم تا نام الله را [وقت ذبح] بر چهارپایانی که روزی‌شان کرده است ذکر کنند. معبود شما، معبود یگانه است. [همه] در برابر او تسلیم باشید؛ و [ای پیامبر، خیر دنیا و آخرت را] به فروتنان بشارت بده

﴿35﴾ [همان] کسانی ‌که چون نام الله برده شود، دل‌هایشان می‌ترسد و [کسانی که] در برابر مصیبت‌هایی که به آنان می‌رسد شکیبا هستند و کسانی که نمازگزارند و از آنچه روزی‌شان کرده‌ایم انفاق می‌کنند

﴿36﴾ [قربانی کردنِ] شتر [و گاو در موسمِ حج] را برای شما از شعایر دین [و نشانه‌های عبادت الله] قرار دادیم. در این [کار،] خیر [و برکت] برایتان است. [هنگام قربانی،] در حالی‌ که [شتران] بر پا ایستاده‌اند، نام الله را بر آنها ببرید [و نحرشان کنید]. آنگاه چون بر خاک افتادند، از [گوشت] آنها بخورید و نیازمندان آبرومند و گدایان را نیز اطعام کنید. آنها [=چهارپایان] را اینچنین به خدمت شما گماشتیم؛ باشد که شکر به جای آورید

﴿37﴾ گوشت و خون این [قربانی‌ها] هرگز به الله نمی‌رسد؛ بلکه پرهیزگاری شماست که به او می‌رسد. او تعالی آنها را اینچنین به خدمت شما گماشت تا الله را به [شکرانۀ] آنکه شما را هدایت کرده است، به بزرگی یاد کنید؛ و نیکوکاران را [به خیر و رستگاری] بشارت بده

﴿38﴾ الله از کسانی ‌که ایمان آورده‌اند قطعاً [در برابر دشمنانشان] دفاع می‌کند. بی‌تردید، الله هیچ خیانتکارِ ناسپاسی را دوست ندارد

﴿39﴾ به کسانی‌ که [مشرکان] با آنان جنگیده‌اند اجازۀ [جهاد] داده شده است؛ چرا که ستم دیده‌اند؛ و یقیناً الله بر یاری‌شان تواناست

﴿40﴾ [همان] کسانی که به ناحق از دیار‌شان رانده شدند [و گناهی نداشتند] جز اینکه می‌گفتند: «پروردگارِ ما الله است». و اگر الله [ظلم و کفرِ] برخی از مردم را به وسیلۀ برخی دیگر دفع نمی‌کرد، صومعه‌ها[ی راهبان] و کلیساهای [نصاری] و عبادتگاه‌ها[ی یهود] و مساجدی که نام الله در آنان بسیار برده می‌شود حتماً ویران می‌گردید؛ و الله کسی را ‌که [دین] او را یاری دهد، یقیناً یاری می‌کند. بی‌تردید، الله قدرتمندِ شکست‌ناپذیر است

﴿41﴾ [همان] کسانی ‌که هر گاه در زمین به آنان قدرت [و حکومت] ببخشیم، نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و [مردم را] به نیکی فرمان می‌دهند و از کارهای ناپسند بازمی‌دارند؛ و سرانجامِ کارها از آنِ الله است

﴿42﴾ [ای پیامبر،] اگر [کافران،] تو را دروغگو می‌انگارند، [شکیبا باش.] قطعاً پیش از آنان، قوم نوح و عاد و ثمود [نیز پیامبرانشان را] دروغگو می‌انگاشتند

﴿43﴾ و [همچنین] قوم ابراهیم و قوم لوط

﴿44﴾ و [نیز] اهل مَدیَن [شعیب را دروغگو می‌دانستند] و موسی [نیز توسط فرعونیان] دروغگو خوانده شد. به کافران مهلت دادم؛ آنگاه آنان را [به عذاب] فروگرفتم. پس [بنگر که نتیجۀ] انکار [آیات و مجازات] من چگونه بود

﴿45﴾ چه بسیار شهرهایی را که [چون مردمش کافر و‌] ستمکار بودند نابودشان کردیم و [اینک] سقف‌هایش فروریخته است؛ و چه بسیار چاه[های] متروک و قصر[های] استوار [و باشکوه که ساکنانش را از عذاب الهی نجات نداد].‌

﴿46﴾ آیا آنان در زمین گردش نکرده‌اند، تا دل‌هایی داشته باشند که [حقیقت را] با آن دریابند یا گوش‌هایی که [اخبار گذشتگان را] با آن بشنوند؟ به راستی، تنها چشم‌ها نیست که نابینا می‌گردد؛ بلکه دل‌هایی که در سینه‌هاست [بی‌بصیرت گشته و برای دیدنِ حق،] نابینا می‌شود

﴿47﴾ [ای پیامبر، کافران] به شتاب از تو درخواستِ عذاب می‌کنند و الله هرگز وعده‌اش را خلاف نمی‌کند؛ و در واقع، یک روز [از عذاب آخرت] نزد پروردگارت، با هزار سال كه شما مى‌شمارید یكسان است

﴿48﴾ و چه بسیار [اهالی] شهرهایی که به آنان مهلت دادم، در حالی ‌که ستمکار بودند [اما باز هم سرپیچی کردند]؛ پس آنان را [به عذاب] فروگرفتم و بازگشت [همه] به سوی من است

﴿49﴾ بگو: «ای مردم، جز این نیست که من برای شما بیم‌دهنده‌ای آشکارم»

﴿50﴾ کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، آمرزش و روزیِ نیک [در پیش] دارند

﴿51﴾ و كسانى كه در [راهِ انكار و تکذیب‌] آیات ما می‌كوشند تا [به پندار خویش‌] ما را درمانده کنند، آنان اهل دوزخند

﴿52﴾ و [ما] هیچ رسول و پیامبری را پیش از تو نفرستادیم، مگر اینکه چون [آیات الهی را] تلاوت می‌کرد، شیطان در تلاوتش [کلمات اشتباه] القا می‌کرد؛ آنگاه الله آنچه را که شیطان القا نموده بود از میان می‌بُرد و سپس آیات خویش را استوار می‌ساخت؛ و الله دانای حکیم است

﴿53﴾ تا [بدین وسیله، الله] آنچه را که شیطان القا می‌کند، برای کسانی که در دل‌هایشان بیماری [شک و نفاق] است و [همچنین برای] سنگدلان، وسیلۀ آزمایش قرار دهد؛ و یقیناً ستمکاران [مشرک] در دشمنیِ دور و درازی [با الله و پیامبرش] هستند

﴿54﴾ و تا کسانی كه دانش یافته‌اند، بدانند كه این [قرآن‌] حق است [و] از جانب پروردگار توست و به آن ایمان بیاورند و دل‌هایشان برایش [نرم و] فروتن گردد؛ و بی‌تردید، الله كسانى را كه ایمان آورده‌اند، به راهى راست هدایت می‌کند

﴿55﴾ کسانی که کفر ورزیدند همواره در مورد آن[چه در قرآن نازل کرده‌ایم] تردید دارند تا آنگاه که ناگهان قیامت فرارسد یا عذاب روزی بی‌خیر و رحمت بر آنان [فرود] آید

﴿56﴾ در آن روز، فرمانروایی از آنِ الله است [و] میان آنان داوری می‌کند. کسانی‌ که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در باغ‌های پرنعمت [بهشت] هستند

﴿57﴾ و کسانی‌ که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، عذاب خوارکننده‌ای [در پیش] دارند

﴿58﴾ و کسانی‌ که در راه الله هجرت کردند، سپس کشته شدند یا وفات کردند، یقیناً الله به آنان روزیِ نیکویی می‌دهد. به راستی که الله بهترین روزی‌دهنده است

﴿59﴾ بی‌تردید، آنان را به جایگاهی وارد می‌کند که از آن راضی باشند؛ و به راستی که الله دانای بردبار است

﴿60﴾ این است [حكم الهی دربارۀ كافر و مؤمن‌]؛ و هر کس به همان مقدار که به او ستم شده است مجازات کند، سپس [باز] مورد ستم قرار گیرد، الله یاری‌اش خواهد کرد. بی‌تردید، الله بخشندۀ آمرزنده است

﴿61﴾ این [یاریِ مظلومان‌] از آن روست که الله [بر هر کاری تواناست؛ چنان که] شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند؛ [و از یکی می‌کاهد و بر دیگری می‌افزاید]؛ و بی‌تردید، الله شنوای بیناست

﴿62﴾ این به سبب آن است که الله حق است و آنچه را که [مشرکان] جز او می‌خوانند [همه] باطل است و الله بلندمرتبۀ بزرگ است

﴿63﴾ آیا ندیدی که الله آبی از آسمان فروفرستاد و زمین [بر اثر آن، خرم و] سرسبز می‌گردد؟ بی‌تردید، الله باریک‌بینِ آگاه است

﴿64﴾ آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ اوست؛ و بی‌تردید، الله بی‌نیازِ ستوده است

﴿65﴾ آیا ندیدی که الله آنچه را در زمین است به خدمت شما گماشته است و کشتی‌ها به فرمانش در دریا در حرکتند و آسمان را نگه می‌دارد که جز به اجازۀ او بر زمین نیفتد؟ بی‌تردید، الله [نسبت] به مردم، دلسوزِ مهربان است

﴿66﴾ و او تعالی ذاتی است که شما را زنده کرد، سپس می‌میرانَد، و آنگاه [بارِ دیگر] زنده می‌کند. به راستی که انسان [نسبت به نعمت‌های الهی] بسیار ناسپاس است

﴿67﴾ برای هر امتی آیینی مقرر کرده‌ایم كه به آن عمل ‌كنند؛ پس [ای پیامبر، پیروان سایر ادیان] نباید با تو در این امر ستیز کنند. به راه پروردگارت دعوت كن؛ [چرا که] تو یقیناً بر [آیینی درست و] راهی راست قرار دارى

﴿68﴾ و اگر [دربارۀ حقانیت دین] با تو مجادله کردند، بگو: «الله به آنچه انجام می‌دهید داناتر است

﴿69﴾ الله روز قیامت در مورد آنچه درباره‌اش اختلاف می‌کردید، میان شما داوری می‌کند»

﴿70﴾ آیا ندانسته‌ای که الله آنچه را در آسمان و زمین است می‌داند؟ بی‌گمان [همۀ] اینها در کتابی= [لوح محفوظ، ثبت] است. مسلماً این [کار،] بر الله آسان است

﴿71﴾ و [مشرکان] به جای الله چیزی را عبادت می‌کنند که هیچ دلیلی بر [حقانیت] آن نازل نکرده است و به آن آگاهی [و شناختی نیز] ندارند؛ و ستمکاران [در برابر عذاب الهی] هیچ یاریگری ندارند

﴿72﴾ و هنگامی‌ که آیات روشن ما بر آنان خوانده می‌شود، در چهرۀ کسانی ‌که کفر ورزیده‌اند [آثار کراهت و] ناخوشایندی می‌بینی. نزدیک است به کسانی‌ که آیات ما را برایشان می‌خوانند حمله‌ور شوند. [ای پیامبر، به کافران] بگو: «آیا شما را به بدتر از این [که در انتظارتان است] خبر دهم؟ آتش [دوزخ] است که الله آن را به کسانی ‌که کفر ورزیدند وعده داده است؛ و چه بد سرانجامی است!»

﴿73﴾ ای مردم، [دربارۀ ناتوانیِ معبودان باطل] مَثَلی زده شده است؛ پس به آن گوش دهید: کسانی را که به جای الله [به عبادت و یاری] می‌خوانید، هرگز نمی‌توانند [حتی] مگسی را بیافرینند، حتی اگر [همگی] برای این [کار] جمع شوند؛ و اگر آن مگس چیزی از آنان برُباید، نمی‌توانند آن را بازپس گیرند. [آری،] طالب و مطلوب [= معبود باطل و مگس یا عابد و معبود باطل] هر دو ناتوانند

﴿74﴾ [آنان] الله را چنان که سزاوارِ [بزرگداشتِ] اوست نشناخته‌اند. بی‌تردید، الله نیرومندِ شکست‌ناپذیر است

﴿75﴾ الله از میان فرشتگان، فرستادگانی [برای ابلاغ وحی به پیامبران] برمی‌گزیند و از میان انسان‌ها نیز [پیامبرانی برای رساندنِ پیام الهی به مردم انتخاب می‌کند]. بی‌تردید، الله شنوای بیناست

﴿76﴾ او تعالی آینده و گذشتۀ آنان را می‌داند و [همۀ] کارها به الله بازگردانده می‌شود

﴿77﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، رکوع کنید و سجده گزارید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید؛ باشد که رستگار شوید

﴿78﴾ و در راه الله ـ چنان که سزاوارِ جهاد [در راه] اوست ـ جهاد کنید. او شما را برگزید و هیچ سختی [و تنگنایی] در دین برایتان قرار نداد. [این آیین سهل و آسان،] آیین پدرتان ابراهیم [است]. او [= الله] پیش از این [در کتاب‌های آسمانیِ گذشته] و در این [قرآن] شما را مسلمان نامید تا پیامبر بر [ابلاغِ پیامش به] شما گواه باشد و شما [نیز] بر مردم گواه باشید [که همۀ پیامبران، پیام الهی را به قومِ خود رسانده‌اند]. پس نماز برپا دارید و زکات بپردازید و به الله پناه ببرید [و بر او توکل کنید] که او [دوست و] کارسازِ شماست؛ و چه نیکو کارساز و چه نیک یاوری است

المؤمنون

Surah 23

﴿1﴾ به راستی که مؤمنان رستگار شدند؛

﴿2﴾ همان کسانی ‌که در نمازشان فروتن هستند؛

﴿3﴾ و آنان ‌که از [گفتار و رفتار] بیهوده رویگردانند؛

﴿4﴾ و آنان ‌که زکات می‌پردازند؛

﴿5﴾ و آنان که شرمگاهشان را حفظ می‌کنند؛

﴿6﴾ مگر در مورد همسران‌ یا کنیزانشان که [در بهره‌گیری جنسی از آنها] نکوهشی بر آنان نیست

﴿7﴾ اما کسانی که فراتر از این بخواهند، آنان کسانی هستند که از حد درگذشته‌اند

﴿8﴾ و [در زمرۀ مؤمنانند] کسانی‌ که امانت‌ها و عهد خود را رعایت می‌کنند،

﴿9﴾ و کسانی‌ که بر [ادای] نمازهایشان مراقبت می‌کنند

﴿10﴾ اینانند که وارثان هستند

﴿11﴾ [همان] کسانی‌ که بهشت برین را به ارث می‌برند [و] در آن جاودانند

﴿12﴾ و در حقیقت، انسان را از چکیده‌ای از گِل آفریدیم

﴿13﴾ سپس او را [به شکل] نطفه‌ای در قرارگاهی استوار [= رحِم] نهادیم

﴿14﴾ سپس نطفه را [به شکل] خونِ بسته ساختیم و آنگاه خونِ بسته را [به صورت] پاره‌گوشتی ساختیم؛ سپس پاره‌گوشت را [به شکل] استخوان درآوردیم و آنگاه بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن [جنین] را آفرینشی دیگر بخشیدیم. [پربرکت و] بزرگوار است الله که نیکوترین آفریننده است

﴿15﴾ سپس شما [پس از طی مراحل زندگی] قطعاً خواهید مُرد

﴿16﴾ آنگاه بی‌تردید، در روز قیامت برانگیخته می‌شوید

﴿17﴾ و به یقین، ما بر فرازتان هفت آسمان آفریدیم و [هرگز] از آفرینش غافل نبوده‌ایم

﴿18﴾ و از آسمان به ‌اندازه‌ای معیّن [برای نیاز مخلوقات] آبی فرستادیم و آن را در زمین جای دادیم؛ و قطعاً برای از بین بردنش [نیز] کاملاً تواناییم

﴿19﴾ سپس توسط آن [آب] باغ‌هایی از درختان خرما و انگور برایتان پدید آوردیم که در آن [باغ‌ها،] میوه‌های بسیاری برای شماست و از آن [محصولات] می‌خورید

﴿20﴾ و درختى [آفریدیم] كه از طور سینا برمى‌آید و روغن [زیتون‌] مى‌دهد و خورشى براى خورندگان است

﴿21﴾ و بی‌تردید، در [وجود] چهارپایان عبرتى [از قدرت الله] برایتان است: از آنچه در شكم آنهاست به شما [شیر] مى‌نوشانیم و در [وجود] آنها سودهای بسیاری برایتان وجود دارد و از [گوشت] آنها مى‌خورید

﴿22﴾ [در خشكى] بر آنها و [در آب] بر کشتی‌ها سوار می‌شوید

﴿23﴾ و بی‌تردید، ما نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ [به آنان] گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید [که] جز او معبودی [به‌حق] ندارید. آیا پروا نمی‌کنید؟»

﴿24﴾ اما اشراف و بزرگان قومش ‌که کفر ورزیده بودند گفتند: «این [مرد کسی] نیست مگر بشری همچون شما [که] می‌خواهد بر شما برتری جوید. اگر الله می‌خواست [رسولی بفرستد]، فرشتگانی [به سویتان] نازل می‌کرد. ما این [سخن] را [که نوح می‌گوید] در میان نیاکان خود نشنیده‌ایم

﴿25﴾ او مرد دیوانه‌ای بیش نیست؛ پس تا مدتی منتظر باشید [که یا دروغش آشکار گردد و دست از دعوتش بردارد یا مرگش فرارسد]»

﴿26﴾ [نوح] گفت: «پروردگارا، مرا در برابر تکذیب آنان یاری کن»

﴿27﴾ به او وحی کردیدم: «کشتی را تحت نظرِ ما و به وحی ما بساز و هنگامی‌ که فرمان [عذاب] ما فرارسید و [به نشانۀ رسیدنِ طوفان، آب از] تنور جوشید، از هر نوع [حیوان،] یک جفت [نر و ماده] در کشتی سوار کن و خانواده‌ات را [نیز همراه خود ببر] مگر کسانی که پیشتر وعده[ی هلاکت] بر آنان مقرر شده است و دربارۀ [نجاتِ] کسانی ‌که ستم کرده‌اند با من سخن نگو؛ [چرا که] آنان حتماً غرق خواهند شد

﴿28﴾ هنگامی ‌که تو و همراهانت بر کشتی سوار شدید بگو: "سپاس مخصوص الله است که ما را از [چنگ] گروه ستمکار نجات داد"»

﴿29﴾ و [نیز] بگو: «پروردگارا، ما را در منزل‌گاهی پربرکت فرود آور که تو بهترین فرودآورنده‌ای»

﴿30﴾ بی‌تردید در این [ماجرا] نشانه‌هایی [از قدرت الله در نجات مؤمنان و عذاب کافران] است و یقیناً ما آزمایشگر [ایمان و کفرِ مردم] بوده‌ایم؛

﴿31﴾ آنگاه گروه دیگری را پس از آنان پدید آوردیم؛

﴿32﴾ و پیامبری از خودشان در [میان] آنان فرستادیم [تا بگوید]: «الله را عبادت کنید [که] جز او معبودی [به‌حق] ندارید. آیا پروا نمی‌کنید؟»

﴿33﴾ گروهی از اشراف و بزرگان قومش که کفر ورزیده بودند و دیدار آخرت را دروغ می‌انگاشتند و در زندگی دنیا نعمت و آسایش به آنان داده بودیم، گفتند: «این [مرد کسی] نیست مگر بشری همچون شما؛ از آنچه [شما] می‌خورید [او نیز] می‌خورد و از آنچه که شما می‌نوشید [او نیز] می‌نوشد [پس مزیّتی ندارد که پیامبر باشد]

﴿34﴾ و اگر از بشری همچون خود اطاعت کنید، در آن صورت، یقیناً زیانکارید

﴿35﴾ آیا او به شما وعده می‌دهد که وقتی مردید و خاک و استخوان شدید، [در قیامت از گور] بیرون آورده می‌شوید؟

﴿36﴾ آنچه به شما وعده می‌دهد، چه دور است، چه دور

﴿37﴾ [زندگانی] جز همین زندگی دنیای ما نیست؛ و [گروهى‌] مى‌میریم و [و گروهى به جاى آنها] زنده مى‌شویم و هرگز [پس از مرگ] برانگیخته نخواهیم شد

﴿38﴾ او [کسی] نیست مگر مردی که بر الله دروغ می‌بندد و ما به او ایمان نمی‌آوریم»

﴿39﴾ [پیامبرشان] گفت: «پروردگارا، مرا در برابر تکذیب آنان یاری کن»

﴿40﴾ [الله] فرمود: «پس از اندک زمانی، [از کار خود] سخت پشیمان می‌شوند»

﴿41﴾ پس بانگی [مرگبار] آنان را به‌حق فروگرفت و آنان را [همچون] خس و خاشاک [روی سیل] نمودیم؛ پس قوم ستمکار [از رحمت الله] دور باد

﴿42﴾ سپس بعد از آنان نسل‌هایی دیگر پدید آوردیم

﴿43﴾ هیچ امتی نه از اجل [معینِ] خود پیشی می‌گیرد و نه تأخیر می‌کند

﴿44﴾ سپس پیامبران خود را پیاپی فرستادیم. هر گاه پیامبری برای [هدایت] امتی می‌آمد، او را دروغگو می‌انگاشتند؛ [ما نیز] آنان را یکی پس از دیگری هلاک کردیم و آنان را داستان‌ها[ی عبرت‌آموزی برای آیندگان] قرار دادیم. پس نابود باد قومی که ایمان نمی‌آورند

﴿45﴾ سپس موسی و برادرش هارون را با آیات [نُه‌گانۀ] خویش و دلایل آشکار فرستادیم

﴿46﴾ به سوی فرعون و اشراف [قوم] او؛ و[لی] آنان گردنکشی کردند و گروهی برتری‌خواه بودند

﴿47﴾ و گفتند: «آیا به دو انسان مانند خود ایمان بیاوریم، حال‌ آنکه قومشان بردگان ما هستند؟»

﴿48﴾ پس آن دو را دروغگو انگاشتند [و] سرانجام هلاک شدند

﴿49﴾ و بی‌تردید، به موسی کتاب [تورات] دادیم؛ باشد که [بنی‌اسرائیل] هدایت شوند

﴿50﴾ و پسر مریم و مادرش را نشانه‌ای [از قدرت الهی] قرار دادیم و آنان را در مکان بلند و همواری که دارای امنیت و آبی [زلال و] جاری بود جای دادیم

﴿51﴾ ای پیامبران، از [غذاهای] پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید. یقیناً من از آنچه انجام می‌دهید آگاهم

﴿52﴾ و در حقیقت، این دین شما، دینی واحد [به نام اسلام] است و من پروردگارتان هستم؛ پس از من پروا کنید

﴿53﴾ اما [پیروانشان اختلاف کردند و] در امر [دین]شان میان خود پراکنده و گروه‌گروه شدند [و] هر گروهی به آنچه نزدشان است دلخوشند [چرا که خود را بر حق و دیگران را بر باطل می‌دانند]

﴿54﴾ [ای پیامبر،] آنان را تا وقتی [که عذاب فرامی‌رسد] در جهل و نادانی‌شان رها کن

﴿55﴾ آیا گمان می‌کنند اموال و فرزندانی که به آنان می‌دهیم [به این هدف است که،]

﴿56﴾ شتابان نیکی‌ها را به آنان برسانیم؟ [نه، هرگز چنین نیست؛] بلکه آنان نمی‌فهمند [که این وسیله امتحانشان است]

﴿57﴾ کسانی ‌که از بیم پروردگارشان ترسانند

﴿58﴾ و کسانی‌ که به آیات پروردگارشان ایمان می‌آورند

﴿59﴾ و کسانی‌ که به پروردگارشان شرک نمی‌ورزند

﴿60﴾ و کسانی ‌که در انجام کارهای خیر می‌کوشند و از اینکه به سوی پروردگار‌ خویش بازمی‌گردند دل‌هایشان هراسان است [از اینکه مبادا کارهای نیکشان قبول نشود]

﴿61﴾ اینان در نیکی‌ها شتاب می‌کنند و در انجام آن [از یکدیگر] پیشی می‌گیرند

﴿62﴾ و [ما] به هیچ کس جز به ‌اندازۀ توانش تکلیف نمی‌کنیم و نزد ما کتابی است که [دربارۀ اعمال بندگان] به‌حق سخن می‌گوید و به آنان ستم نمی‌شود

﴿63﴾ [نه،] بلكه دل‌هایشان از این [کتاب‌] در غفلت است و آنان جز این [گناه کفر،] کارهایی [دیگر نیز] انجام مى‌دهند

﴿64﴾ تا هنگامی ‌که ثروتمندانشان را به عذاب گرفتار کنیم، ناگهان فریادِ زاری سر می‌دهند

﴿65﴾ [به آنان گفته می‌شود:] «امروز ناله و زاری نکنید [که] هرگز از سوی ما یاری نخواهید شد

﴿66﴾ بی‌تردید، آیات من پیوسته بر شما خوانده می‌شد؛ ولی [از حق] روی می‌گرداندید

﴿67﴾ در حالی‌ که در برابرش تکبر می‌کردید [و در مجالس شبانۀ خود] به بدگویی می‌پرداختید

﴿68﴾ آیا آنان در این گفتار [= قرآن] نیندیشیده‌اند یا [مگر] چیزی برایشان آمده که برای نیاکانشان نیامده است؟

﴿69﴾ یا پیامبرشان را [به خوبی] نشناخته‌اند و [از این روست که] او را انکار می‌کنند؟

﴿70﴾ یا می‌گویند او جنون دارد؟ [نه، چنین نیست؛] بلکه [او دینِ] حق را برایشان آورده است؛ [ولی] بیشتر آنان [از روی حسادت و تعصبی که به باطل خویش دارند] حق را نمی‌پسندند [و از آن به خشم می‌آیند]

﴿71﴾ اگر الله از هوس‌های آنان پیروی کند [و امورِ هستی به میلِ کافران اداره شود]، آسمان‌ها و زمین و هر ‌کس [و هر چه] در آنهاست تباه می‌گردد؛ بلکه پندشان [= قرآن] را برای آنان آورده‌ایم [که مایۀ عزت و شرفشان است]؛ ولی آنان از پندشان رویگردانند

﴿72﴾ [ای پیامبر،] آیا تو از آنان [برای تبلیغ دین] پاداشی می‌طلبی؟ و حال آنکه پاداش پروردگارت [بسی] بهتر است و او بهترین روزی‌دهنده است

﴿73﴾ و بی‌تردید، تو آنان را به راهی راست دعوت می‌کنی

﴿74﴾ کسانی ‌که به آخرت ایمان ندارند قطعاً از این راه [راست،] منحرف شده‌اند

﴿75﴾ اگر به آنان رحم کنیم و بلا و رنجی را که [از قحطی و گرسنگی] دیده‌اند از آنان بر‌طرف سازیم، بر سرکشی [و گمراهیِ] خویش پافشاری می‌کنند [و همچنان] به بیراهه می‌روند

﴿76﴾ در حقیقت، [ما] آنان را به عذاب [و بلا] گرفتار ساختیم [تا بیدار شوند]؛ اما در برابر پروردگارشان فروتنی ننمودند و [به درگاهش تضرع و] زاری نکردند

﴿77﴾ [آنان پیوسته چنین هستند] تا آنگاه‌ که دری از عذابِ سخت بر آنان می‌گشاییم [و چنان گرفتار ‌شوند] که [از همه جا] مأیوس گردند

﴿78﴾ [ای منکرانِ قیامت،] الله ذاتی است که گوش و چشم و دل برایتان پدید آورد. چه اندک سپاس می‌گزارید

﴿79﴾ و او تعالی است که شما را در زمین [آفرید و] پراکنده کرد و [روز قیامت] به سوی او جمع می‌شوید

﴿80﴾ و اوست که زنده می‌کند و می‌میراند و گردشِ شب و روز از [تدبیرِ] اوست. آیا نمی‌اندیشید؟

﴿81﴾ [چنین نکردند؛] بلكه آنان نیز همان [سخنانی را] گفتند كه پیشینیان مى‌گفتند

﴿82﴾ گفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، برانگیخته خواهیم شد؟

﴿83﴾ بی‌تردید، این وعده را پیش از این نیز به ما و نیاکانمان داده‌اند. این [سخن، چیزی] نیست مگر [دروغ‌ها و] افسانه‌های [خیالی] پیشینیان»

﴿84﴾ [ای پیامبر، به منکرانِ معاد] بگو: «اگر می‌دانید، [بگویید] زمین و هر ‌کس در آن است از آنِ کیست؟»

﴿85﴾ خواهند گفت: «[همه] از آنِ الله است». بگو: «پس آیا پند نمی‌گیرید؟»

﴿86﴾ بگو: «پروردگارِ هفت ‌آسمان و پروردگار عرش بزرگ کیست؟»

﴿87﴾ خواهند گفت: «[همه] از آنِ الله است». بگو: «پس آیا [از الله] پروا نمی‌کنید؟»

﴿88﴾ بگو: «اگر می‌دانید، [بگویید] فرمانرواییِ همه چیز به دست کیست؟ و [کیست که] پناه می‌دهد و کسی در برابر [عذابِ] او پناه‌داده نمی‌شود؟

﴿89﴾ خواهند گفت: «[فرمانرواییِ همه چیز،] از آنِ الله است». بگو: «پس چگونه افسون می‌شوید [و نمی‌اندیشید]؟»

﴿90﴾ [چنین نیست که کافران گمان می‌کنند] بلکه ما حق را برایشان آوردیم و یقیناً آنان دروغگو هستند

﴿91﴾ الله هرگز فرزندی برنگزیده است و هیچ معبودی با او نیست. [اگر چنین بود،] آنگاه هر معبودی آنچه را آفریده بود [با خود] می‌بُرد و مسلماً برخی بر برخی دیگر برتری می‌جستند [و نظامِ هستی تباه می‌گشت]. الله از آنچه [مشرکان] توصیف می‌کنند، منزّه است

﴿92﴾ او دانای نهان و آشکار است و از چیزهایی که با [وی] شریک می‌سازند برتر است

﴿93﴾ بگو: «پروردگارا، اگر آن [عذابی] را که به آنان وعده داده می‌شود به من نشان می‌دهی [که شاهدش باشم]،

﴿94﴾ مرا در این [عذاب‌ها، در کنارِ این] گروه ستمکار قرار نده»

﴿95﴾ و قطعاً ما تواناییم که آنچه را به آنان وعده می‌دهیم، به تو نشان دهیم

﴿96﴾ [ای پیامبر،] بدی را به شیوه‌ای که بهتر است، دفع کن [و ببخش و شکیبا باش]. ما به آنچه [مشرکان دربارۀ تو] توصیف می‌کنند، داناتریم

﴿97﴾ و بگو: «پروردگارا، من از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌برم

﴿98﴾ و پروردگارا، از اینکه آنها نزد من حاضر شوند [نیز] به تو پناه می‌برم»

﴿99﴾ [کافران پیوسته بر عقیدۀ باطلشان هستند] تا هنگامی ‌که مرگ یکی از آنان فرارسد [آنگاه در حالی که] نزد پروردگار [خود ناله و زاری می‌کند، به فرشتگان] می‌گوید: «مرا [به دنیا] بازگردانید

﴿100﴾ شاید در آنچه [کوتاهی نموده و] ترک کرده‌ام، کار شایسته‌ای انجام دهم». هرگز چنین نیست. بی‌تردید، این فقط سخنی است که او به زبان می‌گوید [و هرگز رفتارش تغییر نمی‌کند]؛ و تا روزی ‌که برانگیخته شوند، پشت سرشان برزخی است

﴿101﴾ روزی که در صور دمیده می‌شود، هیچ ‌یک از [افتخارات خانوادگی و] پیوندهای خویشاوندی میانشان [برقرار] نخواهد بود و [از وحشتِ عذاب] از [حال] یکدیگر نمی‌پرسند

﴿102﴾ و هر کس كفه ميزان [اعمال‌] وی سنگین باشد، آنان رستگارانند

﴿103﴾ و هر ‌کس كفه ميزان [اعمال‌] وی سبک باشد، آنانند که به خویش زیان زده‌اند [و] در دوزخ جاودانند

﴿104﴾ آتش چهره‌هایشان را می‌سوزانَد و در آنجا عبوس و زشت‌منظرند

﴿105﴾ [به آنان گفته می‌شود:] «مگر نه این بود كه آیاتم بر شما خوانده مى‌شد و آنها را دروغ می‌انگاشتید؟»

﴿106﴾ [در پاسخ] می‌گویند: «پروردگارا، بدبختی بر ما چیره شد و گروهی گمراه بودیم

﴿107﴾ پروردگارا، ما را از این [دوزخ] بیرون آور. اگر [به کفر و نافرمانی] بازگشتیم، قطعاً ستمکاریم»

﴿108﴾ [الله] می‌فرماید: «در آن [آتش] گم شوید و با من سخن نگویید

﴿109﴾ گروهی از بندگانم می‌گفتند: "پروردگارا، ایمان آوردیم؛ پس ما را ببخشای و بر ما رحم کن [که] بی‌تردید، تو بهترین بخشاینده‌ای"؛

﴿110﴾ ولی شما آنان را مسخره می‌کردید تا جایی که [سرگرم‌شدن به تمسخرِ آنان] ذکر [و عبادتِ] مرا از یادتان برد و همچنان به آنان می‌خندیدید

﴿111﴾ امروز من آنان را از آن رو كه شكیبایى كردند پاداش مى‌دهم. آرى، ایشانند كه رستگارانند»

﴿112﴾ [الله به دوزخیان] می‌فرماید: «چند سال در زمین به سر بردید؟»

﴿113﴾ می‌گویند: «یک روز، یا بخشی از یک روز را به سر بردیم. از حسابگران [که حساب روز و سال را نگه می‌دارند] بپرس»

﴿114﴾ [الله] می‌فرماید: «[آری،] اگر می‌دانستید، جز اندکی [در دنیا] به سر نبردید»

﴿115﴾ آیا پنداشته‌اید که شما را بیهوده آفریده‌ایم و به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟

﴿116﴾ بلندمرتبه [و بزرگ] است الله [که] فرمانروای حق است. هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست [و] پروردگارِ عرشِ گرانقدر است

﴿117﴾ و هرکس معبود دیگری با الله بخواند، یقیناً هیچ دلیلی بر [حقانیتِ] آن نخواهد داشت؛ و حسابِ او با پروردگارش خواهد بود. بی‌تردید، کافران رستگار نمی‌شوند

﴿118﴾ و [ای پیامبر،] بگو: «پروردگارا، [گناهانم را] ببخشای و رحم کن و تو بهترین بخشنده‌ای»

النور

Surah 24

﴿1﴾ [این] سوره‌ای است که آن را نازل کرده‌ایم و [عمل به احکام] آن را واجب نموده‌ایم و آیات روشنی در آن نازل کرده‌ایم؛ باشد که پند گیرید

﴿2﴾ هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید و اگر به الله و روز آخرت ایمان دارید، نباید در [اجرای احکام] دین الله نسبت به آن دو [نفر] دلسوزی [و مهربانیِ بی‌دلیل] داشته باشید؛ و باید گروهی از مؤمنان بر مجازاتشان گواه باشند

﴿3﴾ مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‌کند و زن زناکار را [نیز] جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود درنمی‌آورد؛ و این [ازدواج] بر مؤمنان حرام است

﴿4﴾ و کسانی ‌که [مردان و] زنان پاکدامن را [به زنا] متهم می‌کنند و چهار شاهد [بر ادعای خود] نمی‌آورند، آنان را هشتاد تازیانه بزنید و هرگز شهادتشان را [در هیچ موردی] نپذیرید؛ و اینانند که نافرمانند

﴿5﴾ مگر کسانی ‌که بعد از آن [تهمت،] توبه کنند و [رفتار گذشتۀ خود را] اصلاح [و جبران] نمایند؛ بی‌تردید، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿6﴾ و کسانی‌ که همسران خود را [به زنا] متهم می‌کنند و شاهدی جز خویشتن [بر این ادعا] ندارند، هر یک از آنان باید چهار بار به الله سوگند یاد کند که قطعاً راست می‌گوید

﴿7﴾ و پنجمین بار [شوهر بگوید] که لعنت الله بر او باد اگر دروغگو باشد

﴿8﴾ و کیفرِ زن در صورتی برداشته می‌شود که چهار بار به الله سوگند یاد کند که آن مرد قطعاً دروغگوست

﴿9﴾ و پنجمین بار [بگوید] که خشم الله بر او باد اگر [شوهرش] راست گفته باشد

﴿10﴾ و [ای مردم،] اگر بخشش و رحمت الله بر شما نبود و اینکه الله توبه‌پذیرِ حکیم است، [قطعاً گرفتار عذاب می‌شدید]

﴿11﴾ [ای مؤمنان،] بی‌تردید کسانی ‌که آن تهمت بزرگ را [دربارۀ مادر مؤمنان، عایشه] مطرح کردند، گروهی از خود شما هستند. گمان نکنید که این [ماجرا] برای شما شرّ است؛ بلکه خیری برایتان در آن [نهفته] است. برای هر یک از آنان [که در این شایعه‌پراکنی نقش داشته] کیفر گناهی است که مرتکب شده است؛ و برای آن کسی از آنان که بخش بزرگ آن [تهمت] را به عهده دارد [= عبدالله بن اُبَیّ بن سلول]، عذاب بزرگی [در پیش] است

﴿12﴾ چرا هنگامی‌ که این [بهتان] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند: «این تهمتی [بزرگ و] آشکار [به همسرِ پیامبر] است»؟

﴿13﴾ چرا چهار شاهد بر آن نیاوردند؟ پس چون شاهدان را نیاوردند، آنانند که نزد الله دروغگو هستند

﴿14﴾ و اگر بخشش و رحمت الله در دنیا و آخرت نبود، قطعاً به کیفرِ آنچه به آن پرداختید، به عذابی [سخت و] بزرگ گرفتار می‌شدید

﴿15﴾ آنگاه ‌که آن [شایعه] را از زبان یکدیگر می‌شنیدید و سخنی را ‌دهان‌به‌دهان نقل می‌کردید که هیچ آگاهی [و یقینی] دربارۀ آن نداشتید و آن را ساده [و کوچک] می‌پنداشتید؛ در حالی‌ که آن [تهمت،] نزد الله بسیار بزرگ است

﴿16﴾ چرا هنگامی‌ که آن را شنیدید نگفتید: «سزاوار نیست که این [سخن وقیح] را بر زبان آوریم. [پروردگارا،] تو منزّهی؛ این دروغ بزرگی است؟»

﴿17﴾ الله شما را پند می‌دهد که اگر مؤمن هستید، هرگز این [کار] را تکرار نکنید

﴿18﴾ و الله آیات [خود] را برای شما بیان می‌کند و الله دانای حکیم است

﴿19﴾ کسانی ‌که دوست دارند زشتکاری در میان مؤمنان رایج گردد، قطعاً در دنیا و آخرت عذابی دردناک [در پیش] دارند؛ و الله [حقایق و مصالح را] می‌داند و شما نمی‌دانید

﴿20﴾ و اگر بخشش و رحمت الله بر شما نبود و اینکه الله دلسوز مهربان است، [قطعاً مجازات سختی در انتظارتان بود]

﴿21﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، در راه‌های شیطان گام نگذارید؛ و هرکس راه‌های شیطان را می‌پوید، [بداند که] او تنها به زشتکاری و اعمال ناپسند فرمان می‌دهد؛ و اگر بخشش و رحمت الله بر شما نبود، هرگز هیچ یک از شما [از گناهان] پاک نمی‌شد؛ ولی الله هر کس را که بخواهد پاک می‌کند؛ و الله شنوای داناست

﴿22﴾ افرادی از شما که برتری [ایمانی] و وسعت [مالی] دارند، نباید سوگند یاد کنند که به خویشاوندان و نیازمندان و مهاجران در راه الله [که مرتکب گناه شده‌اند] چیزی ندهند. آنان باید عفو کنند و [از گناه دیگران] چشم بپوشند. آیا دوست ندارید که الله [نیز] شما را ببخشد؟ و الله آمرزندۀ مهربان است

﴿23﴾ کسانی ‌که زنان پاکدامن بی‌خبر [از فحشا و] مؤمن را [به زنا] متهم می‌کنند، در دنیا و آخرت از رحمت الله دور گشته‌اند؛ و [در آخرت] عذابی بزرگ [در پیش] دارند

﴿24﴾ روزی‌ که زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان دربارۀ آنچه می‌کردند [و می‌گفتند] علیه آنان گواهی می‌دهند

﴿25﴾ آن روز، الله جزای واقعی آنان را بی‌کم‌و‌کاست می‌دهد و خواهند دانست که الله همان حق آشکار است

﴿26﴾ زنان پلید برای مردانِ پلیدند و مردان پلید [نیز] برای زنانِ پلیدند؛ و زنان پاک از آنِ مردان پاکند و مردان پاک [نیز] از آنِ زنان پاکند. اینان از آنچه [ناپاکان درباره‌شان] می‌گویند، مبرّا هستند [و] آمرزش [الهی] و روزیِ ارزشمندی [در پیش] دارند

﴿27﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، به خانه‌هایی جز خانه‌های خود وارد نشوید؛ مگر اینکه اجازه بگیرید و بر اهل آن [خانه] سلام کنید. این [کار،] برای شما بهتر است؛ باشد که پند گیرید

﴿28﴾ اگر کسی را در آن [خانه] نیافتید، وارد نشوید تا به شما اجازه داده شود؛ و اگر به شما گفته شد: «برگردید»، پس برگردید؛ [چرا که] این [کسب اجازه،] برای شما شایسته‌تر است؛ و الله به آنچه می‌کنید داناست

﴿29﴾ بر شما گناهی نیست که به خانه‌های غیرمسکونی [و مکان‌های عمومی] که در آنجا [احتیاج یا] بهره‌ای دارید وارد شوید؛ و الله آنچه آشکار می‌سازید و آنچه پنهان می‌دارید [همه را] می‌داند

﴿30﴾ [ای پیامبر،] به مردان مؤمن بگو چشمان خود را [از نگاه به نامحرم] فروگیرند و پاکدامنی پیشه کنند. این [کار] برای آنان پاکیز‌ه‌تر است. بی‌تردید، الله به آنچه انجام می‌دهند آگاه است

﴿31﴾ و به زنان مؤمن [نیز] بگو چشمان خود را [از نگاه به نامحرم] فروگیرند و پاکدامنی ورزند و زیور [و آرایشِ] خود را آشکار نکنند؛ مگر آنچه [به صورت طبیعی] نمایان است؛ و باید روسری خود را بر سینه بیفکنند [تا موها و چهره‌ها و سینه‌هایشان پوشیده گردد] و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهر یا پدر یا پدرشوهر یا پسرِ خود یا پسر شوهرشان یا برادر یا پسر برادر یا پسر خواهر یا زنان [همکیش] خود یا کنیزان و بردگانشان یا خویشاوندانی که [دیگر،] نیاز و تمایلی به زنان ندارند یا کودکانی‌ که از مسایل جنسیِ زنان آگاهی نیافته‌اند؛ همچنین [هنگام راه رفتن] پاها‌ی خود را [چنان بر زمین] نکوبند که [صدای] زینت‌هایی که [زیر لباس] پنهان کرده‌اند [= خلخال] آشکار شود؛ و ای مؤمنان، همگی به سوی الله توبه کنید؛ باشد که رستگار گردید

﴿32﴾ [ای مؤمنان،] مردان و زنان مجردِ خود را همسر دهید و غلامان و کنیزانتان را که شایستگی دارند [نیز همسر دهید]. اگر آنان فقیر [و تنگدست] باشند، الله از بخشش [و لطفِ] خویش بی‌نیازشان می‌سازد؛ و الله گشایشگرِ آگاه است

﴿33﴾ کسانی ‌که [شرایط و امکانات] ازدواج ندارند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا الله آنان را از بخششِ خویش بی‌نیاز نماید؛ و بردگانی که خواستار بازخرید [و آزادی خویش] هستند، اگر [توانایى پرداخت مال و‌] شایستگی در آنان مى‌بینید، [درخواستشان را] بپذیرید و از ثروتی که الله به شما عطا کرده است، [مقداری] به آنان ببخشید [تا به آزادى‌شان کمک کنید]. همچنین کنیزانتان را که می‌خواهند پاکدامن باشند، به زنا وادار نکنید تا بهرۀ [ناچیز] زندگی دنیا را به دست آورید؛ و اگر کسی ‌آنان را [به این کار] وادار نماید، الله پس از مجبورشدنشان قطعاً [نسبت به آنان] آمرزنده [و] مهربان است

﴿34﴾ و به راستی، آیاتی روشنگر و داستانی از زندگیِ پیشینیانتان و پندی برای پرهیزگاران به سوی شما نازل کرده‌ایم

﴿35﴾ الله نور آسمان‌ها و زمین است. مَثلِ نور او همانند چراغدانی است که درونش چراغی [افروخته] است [و] آن چراغ در شیشه‌ای قرار دارد [و] آن شیشه گویی ستاره‌ای درخشان [و روشنایی‌بخش] است. این چراغ، با [روغن] درخت پربرکت زیتون افروخته می‌شود که نه شرقی است و نه غربی [و خورشید همواره بر آن می‌تابد]. روغنش [چنان زلال است که] نزدیک است بدون تماس با آتش شعله‌ور گردد. نوری است افزون بر نور. [قلب مؤمن نیز با نور هدایت این‌گونه روشن می‌شود] و الله هر ‌کس را بخواهد به نور خویش هدایت می‌کند؛ و الله برای مردم مَثل‌ها می‌زند؛ و الله به همه چیز داناست

﴿36﴾ [این چراغ هدایت،] در مساجدی است که الله امر کرده است تا [قدر و منزلتشان] گرامی داشته شود و نامش در آنها برده شود [و] در آنجا بامدادان و شامگاهان او را به پاکی بستایند

﴿37﴾ مردانی‌ که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنان را از یاد الله و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات غافل نمی‌کند [و] از روزی که دل‌ها و چشم‌ها در آن دگرگون می‌شود بیم دارند

﴿38﴾ تا الله بر اساس نیکوترین کردارشان به آنان پاداش دهد و از فضل خود [نیز] بر پاداششان بیفزاید و الله به هر ‌کس که بخواهد، بی‌حساب روزی می‌دهد

﴿39﴾ و کسانی ‌که کفر ورزیدند، اعمالشان همچون سرابی در بیابانی هموار است که [از دور، انسانِ] تشنه آن را آب می‌پندارد تا آنکه نزدیکش می‌شود [و] چیزی نمی‌یابد و [اعمال کافر نیز سرابی است که سودی برایش ندارد و در عوض،] الله را نزد خویش می‌یابد که حسابش را به طور کامل می‌دهد؛ و الله در حسابرسی سریع است

﴿40﴾ یا [اعمالش] همچون تاریکی‌هایی در دریای ژرف است که موجی آن را می‌پوشانَد و بر فرازِ آن، موجی دیگر است [و] بر فرازش ابری [تاریک] قرار دارد. تاریکی‌هایی است یکی بر فراز دیگری؛ [چنان که] اگر [شخصِ گم‌گشته] دست خود را بیرون آورد، ممکن نیست آن را ببیند. و کسی که الله نوری [از هدایت] برایش قرار نداده باشد، [هیچ هدایت و] نوری برایش نیست

﴿41﴾ آیا ندیدی هر كه [و هر چه‌] در آسمان‌ها و زمین است و [حتی] پرندگانِ پرگشوده [در آسمان، همگی] الله را به پاکی می‌ستایند. هر یک از آنان نیایش و ستایش خویش را می‌داند و الله به آنچه می‌کنند آگاه است

﴿42﴾ و فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است و بازگشت [همه] به سوی الله است

﴿43﴾ آیا ندیدی که الله ابرهایی را به آرامی می‌رانَد، سپس بین [اجزای] آن پیوند می‌دهد، آنگاه تودۀ انبوهى پدید مى‌آورَد، پس قطره‌های باران را می‌بینی که از میانش تراوش می‌کند؛ و از کوه‌هایی [از انبوه ابرها] كه در آسمان است دانه‌های تگرگ فرومی‌بارد؛ آنگاه آن را به هر کس که بخواهد فرومی‌ریزد و از هر کس ‌که بخواهد بازمی‌دارد. نزدیک است درخشندگیِ برقش چشم‌ها را [از بین] ببرد

﴿44﴾ الله شب و روز را می‌گردانَد [و پیاپی می‌آورد]. یقیناً در این [گردش،] عبرتی برای اهل بصیرت است

﴿45﴾ و الله هر موجود زنده‌ای را [ابتدا] از آب آفرید؛ برخی از آنها بر شکم خود می‌روند و برخی بر دو پا راه می‌روند و برخی از آنها بر چهار [پا] راه می‌روند. الله هر چه بخواهد می‌آفریند. بی‌تردید، الله بر همه چیز تواناست

﴿46﴾ به راستی که [ما] آیات روشنگری نازل کردیم و الله هر ‌کس را بخواهد به راه راست هدایت می‌کند

﴿47﴾ و [منافقان] می‌گویند: «به الله و پیامبر [او] ایمان آوردیم و [از فرمانشان] اطاعت کردیم»؛ اما پس از این [ادعا]، گروهی از آنان رویگردان می‌شوند و اینان [در حقیقت] مؤمن نیستند

﴿48﴾ و هنگامی ‌که به سوی الله و پیامبرش فرا‌خوانده می‌شوند تا در میانشان داوری کند، ناگاه گروهی از آنان رویگردان می‌شوند

﴿49﴾ و اگر حق با آنان باشد، مطیعانه [و فروتنانه] به سوی او می‌آیند

﴿50﴾ آیا در دل‌هایشان بیماری [نفاق] است یا [دربارۀ رسالتش] تردید دارند؟ یا می‌ترسند که الله و پیامبرش بر آنان ستم کنند؟ [نه،] بلکه آنان خود ستمکارند

﴿51﴾ سخن مؤمنان ـ هنگامی ‌که به سوی الله و پیامبرش فراخوانده می‌شوند تا میانشان داوری کند ـ فقط این است که می‌گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم»؛ و اینان همان رستگارانند

﴿52﴾ و هر ‌کس از الله و پیامبرش اطاعت کند و از الله بترسد و از [نافرمانیِ] او بپرهیزد، اینان کامیابند

﴿53﴾ [منافقان] با سخت‌ترین سوگندهایشان به الله سوگند یاد کردند که اگر به آنان فرمان دهی، [برای جهاد] رهسپار می‌شوند. بگو: «سوگند یاد نکنید. اطاعت [و سخنان دروغتان] شناخته‌شده است. بی‌تردید، الله از آنچه می‌کنید آگاه است»

﴿54﴾ بگو: «از الله و پیامبر اطاعت کنید؛ اگر سرپیچی کردید، پیامبر مسئول چیزى است كه بر او تكلیف شده [= ابلاغِ وحی] و شما نیز مسئول چیزى هستید كه به آن تكلیف شده‌اید؛ اما اگر از او اطاعت كنید، هدایت می‌شوید؛ و پیامبر وظیفه‌ای جز رساندن آشكار [وحی] ندارد»

﴿55﴾ الله به افرادی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده داده است که قطعاً آنان را در زمین جانشین [مشرکان] می‌سازد؛ همان ‌گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند [نیز] جانشین [کافران و ستمگران] نمود؛ و [فرموده است] دینشان را که برای آنان پسندیده است، حتما برایشان استوار [و پیروزمند] می‌سازد و یقینا ترسشان را به آرامش و امنیت تبدیل می‌کند؛ [چرا که] تنها مرا عبادت می‌کنند و چیزی را با من شریک نمی‌سازند؛ و هر کس از این پس کفر بورزد، اینانند که نافرمانند

﴿56﴾ و نماز برپا دارید و زکات بپردازید و از پیامبر اطاعت کنید؛ باشد که مورد رحمت قرار گیرید

﴿57﴾ [ای پیامبر،] هرگز مپندار کسانی که کفر ورزیدند، ناتوان‌کننده[ی الله] در زمینند [و می‌توانند از مجازات الهی بگریزند]. جایگاه اینان آتش است و چه بد بازگشتگاهی است

﴿58﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، بردگانتان و کسانی از [کودکان] شما که به [سن] بلوغ نرسیده‌اند، باید در سه وقت از شما اجازه [ورود] بگیرند: پیش از نماز صبح و نیمروز ـ هنگامی که لباس‌هایتان را بیرون می‌آورید ـ و پس از نماز عشاء. [این] سه [وقت،] هنگام خلوتِ شماست. جز این [سه وقت،] بر شما و بر آنان هیچ گناهی نیست [که بدون اجازه وارد شوند؛ چرا که] آنان پیرامونتان در رفت و آمدند [و] با یکدیگر [معاشرت می‌کنید]. الله اینچنین آیات [خود] را برایتان بیان می‌کند؛ و الله دانای حکیم است

﴿59﴾ و هنگامی ‌که کودکانتان به [سن] بلوغ رسیدند، باید [برای ورود به خانه‌های دیگران] اجازه بگیرند؛ همانگونه که اشخاصی که پیش از آنان [به سنّ بلوغ رسیده بودند]، اجازه می‌گرفتند. الله اینچنین آیاتش را برایتان بیان می‌کند؛ و الله دانای حکیم است

﴿60﴾ و بر زنان [یائسه و] از کار افتاده‌ای که [دیگر میل و] امید زناشویی ندارند، گناهی نیست که پوشش [سر و صورتِ] خویش را کنار گذارند، [به شرط آنکه آرایش و] زینتی را آشکار نکنند؛ و اگر عفت بورزند [و خود را بپوشانند] برایشان بهتر است؛ و الله شنوای داناست

﴿61﴾ بر [افراد] نابینا و لنگ و بیمار [که از تکالیف اجتماعی ـ همچون جهاد ـ معاف شده‌اند] گناهی نیست و [همچنین] بر خود شما گناهی نیست که از خانه‌های خود [یا فرزندان و همسرانتان، غذایی] بخورید یا از خانه‌های پدرانتان یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان یا خانه‌های خواهرانتان یا خانه‌های عمو‌هایتان یا خانه‌های عمه‌هایتان یا خانه‌های دایی‌هایتان یا خانه‌های خاله‌هایتان یا خانه‌ای که کلیدش در اختیار شماست یا [از خانه‌های] دوستانتان. [نیز] بر شما گناهی نیست که دسته‌جمعی یا جداگانه [غذا] بخورید؛ و هنگامی‌ که به خانه‌ها وارد می‌شوید، به یکدیگر سلام کنید که درودی مبارک [و] پسندیده از سوی الله است. الله این گونه آیات [خویش] را برایتان به روشنی بیان می‌کند؛ باشد که بیندیشید

﴿62﴾ مؤمنان [واقعی] کسانی هستند که به الله و پیامبرش ایمان آورده‌اند و هنگامی‌ که برای [اجرای یک] امر اجتماعی با او [= پیامبر] همراه هستند، تا از وی اجازه نگرفته‌اند، [از جمع] خارج نمی‌شوند. بی‌تردید، کسانی ‌که از تو اجازه می‌گیرند، آنان کسانی هستند که به الله و پیامبرش ایمان آورده‌اند. پس اگر برای انجام برخی کارهای [مهم] خود از تو اجازه می‌خواهند، به هر ‌یک از آنان که می‌خواهی اجازه بده و از الله برایشان آمرزش بخواه. به راستی که الله آمرزندۀ مهربان است

﴿63﴾ [ای مؤمنان] آنگونه که یکدیگر را [با نام خودتان یا با نام پدرانتان] صدا می‌زنید، پیامبر را [با نام خودش یا با نام پدرش] صدا نزنید [نگویید: ای محمد، ای پسر عبدالله، بلکه بگویید: ای رسول الله، ای نبی الله]. یقیناً الله افرادی از شما را که پشت دیگران پنهان می‌شوند و مخفیانه [از نزد پیامبر] می‌گریزند [به خوبی] می‌شناسد. پس کسانی ‌که از فرمانش سرپیچی می‌کنند، باید بترسند از اینکه اندوه و بلایی بر سرشان بیاید یا به عذابی دردناک گرفتار شوند

﴿64﴾ آگاه باشید! بی‌تردید، آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ الله است و یقیناً او می‌داند که شما [بر چه کار و] در چه حالى هستید؛ و روزی‌ که [بندگان] به سویش بازگردانده ‌می‌شوند، آنان را از آنچه [در دنیا] کرده‌اند آگاه می‌سازد؛ و الله به همه چیز داناست

الفرقان

Surah 25

﴿1﴾ پربرکت [و بزرگوار] است ذاتی‌ که قرآن را [که جداکنندۀ حق و باطل است] بر بنده‌اش نازل کرد تا بیم‌دهندۀ جهانیان باشد

﴿2﴾ همان ذاتی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست و فرزندی [برای خویش] برنگزیده است و در فرمانروایی، هیچ شریکی ندارد و همه چیز را آفریده است و اندازۀ هر چیز را ـ چنان که مناسبش می‌باشدـ تدبیر نموده است

﴿3﴾ و [مشرکان] به جای او [= الله] معبودانی برگزیده‌اند که چیزی نمی‌آفرینند و خود‌ آفریده می‌شوند و مالک هیچ زیان و سودی برای خود نیستند و [نیز] مالک مرگ و زندگی و [قادر به] برانگیختن [مردگان] نیستند

﴿4﴾ و کسانی که کفر ورزیدند گفتند: «این [قرآن] جز دروغی نیست که [محمد خودش] بافته است و گروهی دیگر او را بر این [کار] یاری داده‌اند». حقا که آنان [با این سخن‌،] به ستم و دروغ بزرگی روی آورده‌اند

﴿5﴾ و [کافران] گفتند: «[این قرآن، همان] افسانه‌های [خیالی] پیشینیان است که [محمد] آن را رو‌نویسی کرده است و هر بامداد و شامگاه بر او املا می‌شود»

﴿6﴾ بگو: «ذاتی آن را نازل کرده است که راز آسمان‌ها و زمین را می‌داند. بی‌تردید، او همواره آمرزنده [و] مهربان است

﴿7﴾ و [مشرکان] گفتند: «این چگونه پیامبری است که [همچون مردم عادی] غذا می‌خورد و در بازار‌ها راه می‌رود؟ چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده است تا [یاری‌اش کند و] همراه او هشدار‌دهنده باشد؟

﴿8﴾ یا چرا گنجی [از آسمان] بر او فرود نمی‌آید و یا چرا باغی ندارد که از [میوه‌های] آن بخورد؟» ستمکاران [مشرک] گفتند: «شما جز از مردى جادوشده پیروى نمى‌كنید»

﴿9﴾ بنگر که چگونه برایت مَثل‌ها زدند و گمراه شدند! چنان که نمی‌توانند راهی [به سوی حقیقت] بیابند

﴿10﴾ پربرکت [و بزرگوار] است ذاتی که اگر بخواهد، برایت بهتر از این قرار می‌دهد: باغ‌هایی که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است و [حتی] کاخ‌هایی [باشکوه] برایت پدید می‌آورد

﴿11﴾ [مشرکان با این سخنان در پیِ حق نرفتند؛] بلکه قیامت را تکذیب کردند و [ما] برای هر کس که قیامت را دروغ انگارد، آتش سوزان [دوزخ را] مهیّا کرده‌ایم

﴿12﴾ هنگامی که [دوزخ] آنان را از دوردست می‌بیند آوای خشم و خروشی [وحشتناک] از آن می‌شنوند

﴿13﴾ و چون دست‌وپابسته [با غُل و زنجیر] در جاى تنگى از آن [= دوزخ]، انداخته ‌شوند، آنجاست كه مرگ [خود] را مى‌خواهند

﴿14﴾ [به آنان گفته می‌شود:] «امروز نه یک بار، بلكه بارها درخواست مرگ كنید»

﴿15﴾ [ای پیامبر، به کافران] بگو: «این [عذاب دردناک] بهتر است یا بهشت جاودانى كه به پرهیزکاران وعده داده شده و پاداش و سرانجام آنان است؟»

﴿16﴾ در آنجا هر چه بخواهند، برایشان [فراهم] است [و] در آن جاودانند. این وعده‌ای است بر [عهدۀ] پروردگارت که [بندگان پرهیزگار، انجامش را] از او خواسته‌اند

﴿17﴾ و روزی که [همۀ] آنان و آنچه را که به جای الله عبادت می‌کردند جمع می‌کند و [به معبودان باطل] می‌فرماید: «آیا شما این بندگانم را گمراه کردید یا خود، راه را گم کردند؟»

﴿18﴾ آنان می‌گویند: «تو منزّهی؛ شایستۀ ما نبود که به جای تو [دوستان و] کارسازانی برگزینیم؛ ولی تو آنان و پدرانشان را [از نعمت‌ها] بهره‌مند ساختی تا اینکه یاد [تو] را فراموش کردند و [به این خاطر،] گروهی هلاک‌شده گشتند»

﴿19﴾ [الله به مشرکان می‌فرماید:] «بی‌تردید، [معبودانتان] ادعای شما را دروغ شمردند. [اکنون] نه می‌توانید [عذاب را از خود] دور کنید و نه [از کسی] یاری بجویید؛ و هر ‌یک از شما که [شرک بورزد و به خود] ستم كند، عذابی بزرگ به وی می‌چشانیم»

﴿20﴾ [ای پیامبر،] پیش از تو پیامبران را نفرستادیم، مگر اینکه آنان [نیز] غذا می‌خوردند و [همچون سایر انسان‌ها] در بازارها راه می‌رفتند؛ و ما برخی از شما را وسیلۀ آزمایش برخی دیگر ساختیم [تا روشن شود] آیا شکیبایی می‌کنید؛ و پروردگارت همواره بیناست

﴿21﴾ کسانی ‌که به دیدار ما [در آخرت] امید ندارند گفتند: «چرا فرشتگانی بر ما نازل نشده‌اند یا [چرا] پروردگار‌مان را نمی‌بینیم؟» بی‌تردید، آنان خود را بزرگ پنداشتند و سرکشیِ بزرگی کردند

﴿22﴾ روزی ‌که [کافران] فرشتگان را می‌بینند، هیچ بشارتی برای مجرمان نخواهد بود [بلکه روز کیفر و عذاب است]؛ و [فرشتگان] می‌گویند: «[بهشت] بر شما ممنوع [و حرام] است»

﴿23﴾ و به [بررسى] کارهایشان مى‌پردازیم و همه را [همچون] غبارى پراكنده مى‌سازیم

﴿24﴾ در آن روز، بهشتیان بهترین جایگاه و نیكوترین استراحتگاه را دارند

﴿25﴾ و [یاد کن از] روزی که آسمان با ابرهای سپید شکافته می‌شود و فرشتگان [پیاپی به سرزمین محشر] فروفرستاده می‌شوند

﴿26﴾ در آن روز، فرمانروایی [راستین] از آنِ [الله] رحمان است و برای کافران روزی دشوار است

﴿27﴾ و [یاد کن از] روزی که ستمکار، دستانش را [از حسرت] می‌گزد و می‌گوید: «ای کاش من راهی [هماهنگ] با پیامبر برگزیده بودم

﴿28﴾ ای وای بر من! ای کاش فلان [کافر] را به دوستی نمی‌گرفتم

﴿29﴾ بی‌تردید، پس از آنکه قرآن [و دعوت پیامبر] به من رسید، او [بود که] مرا به گمراهی کشاند و شیطان همواره انسان را تنها [و خوار] وامی‌گذارد»

﴿30﴾ و پیامبر گفت: «پروردگارا، قوم من این قرآن را رها کرده‌اند»

﴿31﴾ و اینچنین برای هر پیامبری دشمنی از بدکاران [قومش] قرار دادیم؛ و کافی است که پروردگارت راهنما و یاورت باشد

﴿32﴾ و کسانی ‌که کفر ورزیدند گفتند: «چرا قرآن یکباره بر او نازل نشده است؟» ما این‌گونه [کلام الهی را به مرور نازل] کرده‌ایم تا دلت را با آن [آرام و] استوار گردانیم و آن را به تدریج [بر تو] خوانده‌ا‌یم [تا درک و حفظش آسان باشد]

﴿33﴾ و [کافران] هیچ [اعتراض و] مَثلی برایت نمی‌آورند، مگر آنکه ما [نیز پاسخی‌] برحق و خوش‌بیان‌تر برایت ‌می‌آوریم

﴿34﴾ کسانی که به‌رودرافتاده به دوزخ کشانده می‌شوند، اینان بدجایگاه‌تر و گمراه‌ترند

﴿35﴾ و در حقیقت، ما به موسی کتاب [تورات] دادیم و برادرش هارون را همراهش دستیار ساختیم

﴿36﴾ و گفتیم: «شما دو نفر به سوی قومی بروید که آیات ما را تکذیب کردند»؛ پس [چون فرعونیان سرپیچی نمودند] آنان را به شدت نابود ساختیم

﴿37﴾ و قوم نوح را ـ آنگاه که پیامبران را دروغگو انگاشتند ـ غرق کردیم و آنان را [نشانه و] عبرتی برای مردم قرار دادیم؛ و عذابی دردناک برای ستمکاران مهیّا کرده‌ایم

﴿38﴾ و [همچنین] قوم عاد و ثمود و اهالی «رَسّ» [= چاه] و نسل‌های بسیاری را که بین آنان بودند [نابود ساختیم]

﴿39﴾ و برای هر یک از آنها مَثَلها زدیم و [چون پند نگرفتند،] همه را به شدت از میان بردیم

﴿40﴾ و [مشرکان] قطعاً از [سرزمین قوم لوط، همان] شهری که باران بلا بر آن باریده بود گذر کرده‌اند. آیا آن [ویرانه‌های باقی‌مانده از عذاب] را ندیده‌اند؟ [چنین نیست؛] بلکه به زنده ‌شدن [پس از مرگ] امیدی ندارند

﴿41﴾ و هنگامی‌ که تو را می‌بینند، فقط به تمسخر می‌گیرند [و می‌گویند:] «آیا این همان کسی است که الله او را به پیامبری فرستاده است؟

﴿42﴾ اگر بر [عبادتِ] معبودانمان [شکیبایی و] پایداری نمى‌كردیم، نزدیک بود [محمد] ما را از [راهِ] آنها گمراه كند؛ و[لی] آنگاه که عذاب [الهی] را ببینند، خواهند دانست چه کسی گمراه‌تر [بوده] است

﴿43﴾ آیا کسی را که هوای نفسش را معبود خود کرده است دیده‌ای؟ آیا تو [می‌توانی] نگهبانِ [ایمانِ] او باشی؟

﴿44﴾ آیا می‌پنداری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟ آنان جز همانند چهارپایان نیستند؛ بلکه گمراه‌ترند

﴿45﴾ آیا [آفرینش] پروردگارت را ندیده‌ای که چگونه سایه را گسترانده است و اگر می‌خواست، آن را ثابت می‌نمود؟ آنگاه [تغییر جایگاه] خورشید [نسبت به زمین] را دلیل [گسترش و حركت] آن [سایه] قرار دادیم

﴿46﴾ سپس [با تغییر ارتفاع خورشید، سایه را کوتاه می‌کنیم و] آن را اندک‌اندک به سوی خویش بازمی‌گیریم

﴿47﴾ و او تعالی است که شب را [با تاریکیِ فراگیرش] پوششی برای شما قرار داد و خواب را مایۀ آسایش و روز را هنگام برخاستن [و کار و تلاش] ساخت

﴿48﴾ و اوست كه پیش از [باران] رحمتش بادها را بشارت‌بخش فرستاد و از آسمان آبی پاک [و پاک‌کننده] فروفرستادیم

﴿49﴾ تا با آن [آب]، سرزمین [خشک و] مُرده را زنده گردانیم و چهارپایان و انسان‌های بسیاری را که آفریده‌ایم سیراب سازیم

﴿50﴾ و به راستی، آن [دلایل و نشانه‌های قدرت الهی] را به صورت‌های گوناگون بیان کردیم تا پند گیرند؛ ولی بیشتر مردم جز [انکار و] ناسپاسی نکردند

﴿51﴾ و اگر می‌خواستیم، در هر دیاری بیم‌دهنده‌ای برمى‌انگیختیم

﴿52﴾ پس [ای پیامبر،] از کافران اطاعت نکن و به وسیلۀ قرآن به جهادی بزرگ با آنان برخیز [و در این راه شکیبا باش]

﴿53﴾ و او همان ذاتی است که دو دریا را به هم آمیخت: این یکی خوشگوار و شیرین است و آن یکی بسیار شور و تلخ؛ و در میان آن دو مانعی نفوذناپذیر قرار داد [تا با هم نیامیزند]

﴿54﴾ و اوست که انسان را از آب [منی] آفرید و او را دارای [پیوند] نسبی و سببی گردانید؛ و پروردگارت همواره تواناست

﴿55﴾ و [مشرکان] به جای الله چیزی را عبادت می‌کنند که نه به آنان سودی می‌بخشد و نه زیانی می‌رساند؛ و کافر در برابر پروردگارش، پیوسته پشتیبان [شیطان] است

﴿56﴾ و [ای پیامبر،] ما تو را جز بشارت‌بخش و بیم‌دهنده نفرستادیم

﴿57﴾ بگو: «من [در برابر رسالتم] هیچ‌ پاداشی از شما نمی‌خواهم؛ مگر کسی ‌که بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزیند [و همین برایم کافی است]»

﴿58﴾ و بر [پروردگارِ] زنده‌ا‌ی که هرگز نمی‌میرد توکل کن و او را با ستایش به پاکی یاد کن؛ و همین بس که او به گناهان بندگانش آگاه است

﴿59﴾ [همان] ذاتی ‌که آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس [آن گونه كه شايسته جلال و مقام اوست] بر عرش قرار گرفت. [او الله] رحمان است؛ پس در مورد او از کسی كه آگاه است بپرس [و او نیز کسی جز الله نیست]

﴿60﴾ و هنگامی‌ که به آنان گفته شود: «برای [الله] رحمان سجده کنید»، می‌گویند: «رحمان کیست؟ آیا [قرار است] بر هر چه تو امر می‌كنى سجده بریم؟» و [این دعوتِ تو، دوری از حق و] نفرتشان را می‌افزاید

﴿61﴾ پربرکت [و بزرگوار] است آن ذاتی که در آسمان، منزلگاه‌هایی [برای ستارگان] قرار داد و در [میان] آنها خورشیدی [درخشان و روشنایی‌بخش] و ماهی تابان پدید آورد

﴿62﴾ و او تعالی است که شب و روز را در پی یکدیگر قرار داد، برای هر ‌کس که بخواهد [از تدبیر الهی] پند گیرد یا سپاسگزار باشد

﴿63﴾ و بندگان [مؤمن و شایستۀ] رحمان، کسانی هستند که با فروتنی [و متانت] بر زمین راه می‌روند و هنگامی ‌که جاهلان [با سخنان ناپسند] آنان را مورد خطاب قرار ‌دهند، [به جای تلافی، به نیکی پاسخ دهند و] گویند: سلام [و با بی‌اعتنایی درگذرند]

﴿64﴾ و کسانی که برای پروردگارشان، در حال سجده‌ و قیام، شب‌زنده‌داری می‌کنند

﴿65﴾ و کسانی ‌که می‌گویند: «پروردگارا، عذاب دوزخ را از ما بازگردان [که] بی‌تردید، عذابش [سخت و] پایدار است

﴿66﴾ حقا که دوزخ جایگاه و اقامتگاه بدی است»

﴿67﴾ و [مؤمنان] کسانی هستند ‌که چون انفاق می‌نمایند، نه زیاده‌روی می‌کنند و نه سختگیری؛ و بین این دو [حالت، راهِ] اعتدال پیش می‌گیرند

﴿68﴾ و کسانی که معبودی دیگر با الله نمی‌خوانند و کسی که الله [کشتنش را] حرام کرده است، جز به‌حق نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند؛ و هر کس این [گناهان] را مرتکب شود، کیفرِ گناه [خویش] را می‌بیند

﴿69﴾ روز قیامت، عذابش چندین برابر می‌گردد و با خواری در آن [عذاب] جاودان می‌ماند

﴿70﴾ مگر کسی‌ که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته انجام دهد؛ اینانند که الله بدی‌هایشان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و الله همواره آمرزگاری مهربان است

﴿71﴾ و کسی ‌که توبه کند و کاری شایسته انجام دهد، یقیناً به درگاه الله ـ چنان که باید و شاید ـ توبه کرده است‌

﴿72﴾ و کسانی ‌[مؤمن هستند] که گواهیِ دروغ نمی‌دهند [و در مجالس باطل حضور نمی‌یابند] و چون به [کار ناپسند یا] بیهوده‌ای برخورد می‌کنند، بزرگوارانه [از کنارش] می‌گذرند [و خود را آلوده نمى‌سازند]

﴿73﴾ و کسانی‌ که چون به آیات پروردگارشان پند داده می‌شوند، [از آن غفلت نمی‌کنند و در برابر قرآن،] چون کران و کوران نیستند

﴿74﴾ و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا، از همسران و فرزندانمان [کسانی را] به ما عطا فرما که [مایۀ شادیِ دل‌ها و] روشنیِ چشم‌ها باشند و ما را پیشوای پرهیزگاران قرار بده»

﴿75﴾ [آری،] اینان به پاس آنکه شکیبایی کرده‌اند، منازل [عالی بهشت] را پاداش می‌گیرند و در آنجا با درود و سلام [فرشتگان] روبرو می‌گردند

﴿76﴾ در آنجا جاودانند. چه نیکو جایگاه و [چه نیک] اقامتگاهی است

﴿77﴾ [به کافران] بگو: «اگر عبادت و دعایتان نباشد، پروردگارم اعتنایی به شما ندارد [و ارزشی برایتان قائل نیست]. به راستی، شما [دعوت حق را] تکذیب کردید؛ به زودی [کیفرِ این کار،] گریبان‌گیرتان خواهد شد»

الشعراء

Surah 26

﴿1﴾ طسم [= طا. سین. میم]

﴿2﴾ این آیاتِ کتابِ روشنگر است

﴿3﴾ گویی می‌خواهی از [اندوهِ] اینکه [مشرکان] ایمان نمی‌آورند، خود را هلاک کنی

﴿4﴾ اگر بخواهیم، از آسمان نشانه‌اى بر آنان نازل مى‌كنیم كه در برابرش با فروتنى سر فرود آورند

﴿5﴾ و هیچ پند تازه‌ای از سوی [الله] رحمان برایشان نمی‌آید، مگر اینکه از آن رویگردانند

﴿6﴾ به راستی آنان [دعوت پیامبران و عذاب قیامت را] تکذیب کردند؛ به زودی اخبار آنچه مسخره می‌کردند به آنان خواهد رسید

﴿7﴾ آیا به زمین نمى‌نگرند كه چه بسیار از هر گونه [گیاه] زیبا [و سودمندى] در آن رویانده‌ایم؟

﴿8﴾ بی‌تردید، در این [آفرینش،] نشانه‌ای [از قدرت الله بر معاد] است؛ و[لی] بیشتر آنان ایمان نمی‌آورند

﴿9﴾ و بی‌تردید، پروردگارت شکست‌ناپذیرِ مهربان است

﴿10﴾ و [یاد کن از] هنگامی که پروردگارت موسی را ندا داد که: «به سوی قوم ستمکار برو

﴿11﴾ ـ قوم فرعون ـ [و به آنان بگو] آیا [از کفر و سرکشی] نمی‌پرهیزند؟»

﴿12﴾ [موسی] گفت: «پروردگارا، به‌راستی می‌ترسم که مرا تکذیب کنند،

﴿13﴾ و دلم [از تکذیب و کفرشان] تنگ می‌گردد و زبانم [به قدر کافی گویا و] روان نیست؛ پس [جبرئیل را] به سوی هارون بفرست [تا مرا یاری کند]

﴿14﴾ و آنان [به گمان خویش، قصاصِ] گناهی بر [گردن] من دارند؛ می‌ترسم که مرا بکشند»

﴿15﴾ [الله] فرمود: «هرگز! [چنین نیست که بتوانند تو را به قتل برسانند. پس تو و هارون] با آیات [و معجزات] ما بروید. یقیناً [با یاری و تایید] با شماییم و [گفتگویتان را] مى‌شنویم

﴿16﴾ پس نزد فرعون بروید و بگویید: "ما فرستادۀ پروردگار جهانیان هستیم؛

﴿17﴾ که بنی‌اسرائیل را همراه ما بفرست"»

﴿18﴾ [فرعون] گفت: «آیا تو را در كودكى میان خویش پرورش ندادیم و سال‌هایی از عمرت را بین ما نبودی؟

﴿19﴾ و كار خود را ـ چنان که خواستی‌ـ كردى [و برای یاری مردی از قومت آن مرد قِبطی را کشتی]؛ و تو [نسبت به نعمت‌های من] ناسپاسی»

﴿20﴾ [موسی] گفت: «من آن [کار] را زمانی انجام دادم که از بی‌خبران بودم [نمى‌دانستم مشتى سبب قتل می‌گردد]

﴿21﴾ آنگاه چون از شما ترسیدم، فرار کردم. آنگاه پروردگارم به من دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد

﴿22﴾ و این [چه] نعمتی است که تو بر من منت می‌گذاری که بنی‌اسرائیل را بردۀ خود ساخته‌ای؟»

﴿23﴾ فرعون گفت: «پروردگار جهانیان کیست؟»

﴿24﴾ [موسی] گفت: «پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست. اگر اهل یقین هستید [تنها او را عبادت کنید]»

﴿25﴾ [فرعون] به کسانی که در اطرافش بودند [با تمسخر] گفت: «آیا می‌شنوید [چه می‌گوید]؟»

﴿26﴾ [موسی] گفت: «[الله] پروردگار شما و پروردگارِ نیاکان شماست»

﴿27﴾ [فرعون] گفت: «این پیامبرتان که به سوی شما فرستاده شده، یقیناً دیوانه است»

﴿28﴾ [موسی] گفت: «اگر بیندیشید، [خواهید دانست که او] پروردگار مشرق و مغرب و همۀ چیزهایی است که میان آن دو قرار دارد»

﴿29﴾ [فرعون پس از ناتوانی از استدلال با موسی] گفت: «اگر معبودی جز من برگزینی، قطعاً تو را زندانی می‌کنم»

﴿30﴾ [موسی] گفت: «حتی اگر نشانۀ آشکاری [در مورد رسالتم] برایت آورده باشم؟»

﴿31﴾ [فرعون] گفت: «اگر راست می‌گویی، آن را بیاور»

﴿32﴾ آنگاه [موسی] عصایش را افکند که ناگهان [به] اژد‌هایی آشکار [تبدیل] شد

﴿33﴾ و دستش را [از گریبان] بیرون آورد و ناگاه در نظرِ بینندگان سپید [و روشن] بود

﴿34﴾ [فرعون] به بزرگان پیرامونش گفت: «حقا که این [مرد،] جادوگری داناست

﴿35﴾ [او] می‌خواهد شما را با جادویش از سرزمینتان بیرون کند؛ نظرتان چیست؟»

﴿36﴾ آنان گفتند: «[تصمیم دربارۀ مجازاتِ] او و برادرش را به تأخیر انداز و مأمورانِ جمع‌آوری را به [همۀ] شهر‌ها بفرست

﴿37﴾ تا هر جادوگر ماهر [و] دانایی را نزدت بیاورند»

﴿38﴾ [چنین کردند، و سر‌انجام] جادوگران برای وعده‌گاهِ روز معیّن گرد آورده شدند

﴿39﴾ و به مردم گفته شد: «آیا شما [نیز] جمع می‌شوید تا [ببینیم برنده کیست]؟

﴿40﴾ امید که اگر جادوگران پیروز شدند، [همگی] از آنان پیروی کنیم»

﴿41﴾ وقتی جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: «اگر ما پیروز شویم، آیا پاداشی خواهیم داشت؟»

﴿42﴾ او گفت: «آری؛ در آن صورت، قطعاً از نزدیکانم خواهید بود»

﴿43﴾ موسی به آنان گفت: «هر چه [می‌خواهید] بیفکنید، [اکنون] بیفکنید»

﴿44﴾ آنان ریسمان‌ها و عصا‌هایشان را افکندند و گفتند: «به عزت فرعون سوگند که ما حتماً پیروزیم»

﴿45﴾ سپس موسی عصایش را افکند؛ ناگهان [به اژدهایی تبدیل شد و] آنچه را به دروغ ساخته بودند بلعید

﴿46﴾ آنگاه جادوگران به سجده درافتادند

﴿47﴾ [و] گفتند: «ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم؛

﴿48﴾ پروردگار موسی و هارون»

﴿49﴾ [فرعون] گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ بی‌تردید، او همان بزرگِ شماست که به شما جادو آموخته است. به زودی خواهید دانست [که مجازاتتان چیست]. یقیناً دست‌ها و پاهایتان را برعكس [یكدیگر از چپ و راست] قطع مى‌كنم و همگی‌تان را به دار مى‌آویزم»

﴿50﴾ آنان گفتند: «[در این شکنجه و عذاب] هیچ زیانی نیست. بی‌تردید، ما به سوی پروردگارمان بازمی‌گردیم

﴿51﴾ امیدواریم که پروردگارمان گناهان ما را ببخشد که ما نخستین كسانى هستیم كه [از این قوم، به پروردگارِ موسی] ایمان آورده‌ایم»

﴿52﴾ و به موسی وحی کردیم که: «بندگانم را شبانه [از مصر] بیرون ببر؛ [زیرا سپاه فرعون] قطعاً در پیِ شما خواهد آمد»

﴿53﴾ فرعون [چون از ماجرا آگاه گردید] مأمورانِ جمع‌آوری [نیرو] را به شهرها فرستاد

﴿54﴾ [و اعلام کرد:] اینها [= بنی‌اسرائیل] عده‌ای ناچیزند

﴿55﴾ و جداً ما را به خشم آورده‌اند

﴿56﴾ و ما همگی کاملاً [هوشیار و] آمادۀ پیکاریم»

﴿57﴾ [سرانجام] آنان را از باغ‌ها و چشمه‌ها[ی سرزمین مصر] بیرون آوردیم

﴿58﴾ و از گنج‌ها و خانه‌های مجلّل [دور ساختیم]

﴿59﴾ اینچنین [کردیم] و بنی‌اسرائیل را وارث آن [ثروت و داراییِ] نمودیم

﴿60﴾ [سپاه فرعون] هنگام طلوع آفتاب به تعقیب آنان پرداختند

﴿61﴾ و چون دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: «قطعاً [در چنگال فرعونیان] گرفتاریم»

﴿62﴾ [موسی] گفت: «هرگز! بی‌تردید، پروردگارم با من است و مرا [به راه نجات] هدایت خواهد کرد»

﴿63﴾ به موسی وحی کردیم: «عصایت را به دریا بزن»؛ [هنگامی که عصایش را زد، نیل] شکافته شد و هر بخشی [از آن،] همچون کوهی بزرگ گشت

﴿64﴾ و آن گروه دیگر [= فرعون و سپاهش] را به آنجا كشاندیم

﴿65﴾ و موسی و همۀ کسانی را که همراهش بودند نجات دادیم

﴿66﴾ و دیگران را غرق نمودیم

﴿67﴾ قطعاً در این [ماجرا] نشانه‌ای [برای عبرت گرفتن] است؛ و[لی] بیشتر آنان مؤمن نبودند

﴿68﴾ و بی‌تردید، پرورگارت همان شکست‌ناپذیرِ مهربان است

﴿69﴾ [ای پیامبر،] داستان ابراهیم را بر آنان بازگو

﴿70﴾ هنگامى كه به پدر و قومش گفت: «چه چیز را عبادت می‌کنید؟»

﴿71﴾ آنان گفتند: «بُت‌هایی را عبادت می‌کنیم و پیوسته سر بر آستانشان داریم»

﴿72﴾ [ابراهیم] گفت: «آیا وقتی آنها را می‌خوانید، [صدای] شما را می‌شنوند؟

﴿73﴾ یا به شما سود و زیان می‌رسانند؟»

﴿74﴾ آنان گفتند: «[نه،] ولی پدرانمان را یافتیم که چنین می‌کردند [و از آن‌ها تقلید می‌کنیم]»

﴿75﴾ [ابراهیم] گفت: «آیا دیدید [و دانستید] چیزهایی را که همواره عبادت می‌کردید

﴿76﴾ ـ [هم] شما و [هم] پدرانتان‌ـ

﴿77﴾ یقیناً [همۀ] آنها [= معبودان باطل] دشمنِ [عقیدۀ توحیدیِ] من هستند؟ مگر پروردگار جهانیان

﴿78﴾ آن [معبودی] ‌که مرا آفریده و هدایتم می‌کند

﴿79﴾ و همان ذاتی ‌که به من غذا می‌دهد و سیرابم می‌سازد

﴿80﴾ و هنگامی که بیمار می‌شوم، اوست که شفایم می‌دهد

﴿81﴾ و ذاتی ‌که مرا می‌میرانَد و [دوباره] زنده‌ام می‌کند

﴿82﴾ و ذاتی ‌که امیدوارم روز جزا گناهانم را ببخشد

﴿83﴾ پروردگارا، به من دانشی [در دین] ببخش و مرا به شایستگان ملحق کن

﴿84﴾ و در آیندگان آوازه‌ای نیک برایم قرار بده

﴿85﴾ و مرا از وارثان بهشتِ پرنعمت بگردان

﴿86﴾ و پدرم را بیامرز [که] بی‌تردید در زمرۀ گمراهان بود

﴿87﴾ و روزی ‌که [مردم] برانگیخته می‌شوند، مرا رسوا [و شرمنده] نساز

﴿88﴾ همان روزی ‌که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد؛

﴿89﴾ مگر کسی‌که قلبی پاک [و خالی از شرک و نفاق و کینه و ریا] به پیشگاه الله بیاورد»

﴿90﴾ و [آن روز،] بهشت برای پرهیزگاران نزدیک می‌گردد

﴿91﴾ و دوزخ برای گمراهان آشکار می‌شود

﴿92﴾ و به آنان گفته می‌شود: «[اکنون] کجا هستندآنچه عبادت می‌کردید

﴿93﴾ به جای الله؟ آیا [آنها در برابر عذاب الهی] شما را یاری می‌کنند یا [حتی خود] را یاری می‌دهند؟»

﴿94﴾ پس، آنها [= معبودان باطل] همراه گمراهان در آن [آتش مهیب] افکنده می‌شوند

﴿95﴾ و [همراه] تمام لشکریان ابلیس

﴿96﴾ در آنجا [مشرکان] در حال ستیز [با معبودان باطل] می‌گویند

﴿97﴾ «به الله سوگند که ما در گمراهی آشکاری بودیم

﴿98﴾ آنگاه که شما را با پروردگار جهانیان برابر می‌دانستیم

﴿99﴾ و ما را کسی جز مجرمان گمراه نکرد

﴿100﴾ [اکنون] نه هیچ شفاعتگری داریم

﴿101﴾ و نه هیچ دوست مهربانی

﴿102﴾ كاش بازگشتی [به دنیا] داشتیم و در زمرۀ مؤمنان قرار مى‌گرفتیم»

﴿103﴾ قطعاً در این [ماجرا] نشانه‌ای [برای عبرت گرفتن] است؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند

﴿104﴾ و بی‌تردید، پروردگارت همان شکست‌ناپذیرِ مهربان است

﴿105﴾ قوم نوح، پیامبران را دروغگو انگاشتند

﴿106﴾ آنگاه‌ که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا [از الله‌] پروا نمی‌کنید؟

﴿107﴾ به راستی، من پیامبری امین برایتان هستم؛

﴿108﴾ پس، از الله پروا کنید و مطیع [دستورهای] من باشید

﴿109﴾ و من [در برابر رسالتم] هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم. پاداش من، تنها بر [عهدۀ] پروردگار جهانیان است؛

﴿110﴾ پس، از الله پروا کنید و مطیع [دستورهای] من باشید»

﴿111﴾ آنان گفتند: «آیا به تو ایمان بیاوریم در حالی كه [فقط] فرومایگان از تو پیروى كرده‌اند؟»

﴿112﴾ [نوح] گفت: «من به آنچه آنان [در گذشته] مى‌كردند چه دانشی دارم؟

﴿113﴾ حساب آنان تنها با پروردگار من است. اگر می‌فهمید [چنین سخن گزافی نگویید]

﴿114﴾ و من [هرگز] مؤمنان را طرد نمی‌کنم

﴿115﴾ من جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیستم»

﴿116﴾ آنان گفتند: «ای نوح، اگر [از دعوتت] دست برنداری، قطعاً سنگسار می‌شوی»

﴿117﴾ او گفت: «پروردگارا، قومم مرا دروغگو انگاشتند؛

﴿118﴾ پس میان من و آنان داوری کن و من و مؤمنانی را که همراهم هستند نجات بده»

﴿119﴾ او و افرادی را که همراهش بودند، در [آن] کشتیِ آکنده [از انسان و حیوان و کالا] نجات دادیم

﴿120﴾ و باقی‌ماندگان را غرق کردیم

﴿121﴾ قطعاً در این [ماجرا] نشانه‌ای [برای عبرت گرفتن] است؛ و[لی] بیشتر آنان مؤمن نبودند

﴿122﴾ و بی‌تردید، پروردگارت همان شکست‌ناپذیر مهربان است

﴿123﴾ [قوم] عاد [نیز] پیامبران را دروغگو انگاشتند

﴿124﴾ آنگاه‌ که برادر‌شان هود به آنان گفت: «آیا [از الله] پروا نمی‌کنید؟»

﴿125﴾ به راستی، من پیامبری امین برای شما هستم

﴿126﴾ پس، از الله پروا کنید و مطیع [دستورهای] من باشید

﴿127﴾ و من [در برابر رسالتم] هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم. پاداش من، تنها بر [عهدۀ] پروردگار جهانیان است

﴿128﴾ آیا بر هر مکان بلندی، بنایی برافراشته می‌سازید [و در آن] بيهوده‌كارى می‌کنید؟

﴿129﴾ و قصر‌ها و قلعه‌هایی محکم و استوار بنا می‌کنید؛ گویی [در دنیا] جاودانید

﴿130﴾ و چون [به کسی] حمله‌ور می‌شوید، [بی‌رحم و] ظالمانه حمله می‌کنید

﴿131﴾ از الله پروا کنید و مطیع [دستورهای] من باشید

﴿132﴾ و از ذاتی پروا کنید كه [نعمت‌هایی چنان فراوان] به شما عطا کرده است كه خود، [آنها را بهتر] مى‌دانید

﴿133﴾ او به شما چهارپایان و فرزندان [بسیار] عطا کرده است

﴿134﴾ و باغ‌ها و چشمه‌سار‌ها

﴿135﴾ به راستی که من از عذاب روزی بزرگ بر شما می‌ترسم»

﴿136﴾ آنان گفتند: «چه ما را پند بدهی یا ندهی، برایمان یکسان است [و از تو اطاعت نمی‌کنیم]

﴿137﴾ این [آیینِ ما، همان] روش پیشینیان است

﴿138﴾ و ما [هرگز] عذاب نخواهیم شد»

﴿139﴾ آنان هود را دروغگو انگاشتند؛ ما [نیز] هلاکشان کردیم. قطعاً در این [ماجرا] نشانه‌ای [برای عبرت گرفتن] است؛ و بیشتر آنان مؤمن نبودند

﴿140﴾ و بی‌تردید، پروردگارت همان شکست‌ناپذیرِ مهربان است

﴿141﴾ [قوم] ثمود پیامبران را دروغگو انگاشتند

﴿142﴾ آنگاه ‌که برادر‌شان صالح به آنان گفت: «آیا [از الله] پروا نمی‌کنید؟

﴿143﴾ به راستی، من پیامبری امین برایتان هستم

﴿144﴾ پس، از الله پروا کنید و مطیع [دستورهای] من باشید

﴿145﴾ و من [در برابر رسالتم] هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم. پاداش من، تنها بر [عهدۀ] پروردگار جهانیان است

﴿146﴾ آیا [مى‌پندارید كه‌] شما را در این نعمت‌هایی كه اینجاست آسوده رها مى‌كنند؟

﴿147﴾ در [این] باغ‌ها و چشمه‌سارها

﴿148﴾ و [در کنار این] کشتزارها و نخل‌هایی که میوه‌هایش نرم و رسیده است؟

﴿149﴾ و [سرمست و] ماهرانه از کوه‌ها [برای خود] خانه‌هایی می‌تراشید

﴿150﴾ از الله پروا کنید و مطیع [دستورهای] من باشید

﴿151﴾ و از اسرافکاران [گناهکار] پیروی نکنید

﴿152﴾ [همان] کسانی که در زمین به فساد می‌پردازند و [خویشتن را] اصلاح نمی‌کنند»

﴿153﴾ آنان گفتند: «[ای صالح،] جز این نیست که تو جادوشده‌ای

﴿154﴾ تو جز بشری همانند ما نیستی؛ پس اگر راست می‌گویی، نشانه‌ای [بر پیامبری‌ات] بیاور»

﴿155﴾ [صالح] گفت: «این ماده شتری است كه سهمى از آب [چشمه] دارد و [روزهای معیّنى نیز] شما سهمی از آب دارید

﴿156﴾ پس [کمترین] آزاری به آن نرسانید که عذابِ روزی بزرگ شما را فرامی‌گیرد»

﴿157﴾ اما آن را پَى كردند و [از کردۀ خود] پشیمان شدند

﴿158﴾ پس عذاب [الهی] آنان را فروگرفت. بی‌گمان، در این [ماجرا] نشانه‌ای [برای عبرت گرفتن] است؛ و بیشتر آنان مؤمن نبودند

﴿159﴾ و بی‌تردید، پروردگارت همان شکست‌ناپذیرِ مهربان است

﴿160﴾ قوم لوط [نیز] پیامبران را دروغگو انگاشتند

﴿161﴾ آنگاه ‌که برادر‌شان لوط به آنان گفت: «آیا [از الله] پروا نمی‌کنید؟

﴿162﴾ به راستی، من پیامبری امین برای شما هستم

﴿163﴾ پس، از الله پروا کنید و مطیع [دستورهای] من باشید

﴿164﴾ و من [در برابر رسالتم] هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم. پاداش من، تنها بر [عهدۀ] پروردگار جهانیان است

﴿165﴾ آیا از میان جهانیان، با مردان می‌آمیزید،

﴿166﴾ و همسرانی را که الله برایتان آفریده است رها می‌کنید؟! بلکه شما گروهی متجاوزید

﴿167﴾ آنان گفتند: «ای لوط، اگر [از این امر و نهی] دست بر نداری، قطعاً [از شهر] اخراج می‌شوی»

﴿168﴾ [لوط] گفت: «من دشمن [سرسخت] این کارتان هستم

﴿169﴾ پروردگارا، من و خانواده‌ام را از [عاقبت] آنچه [اینها] انجام می‌دهند نجات ده»

﴿170﴾ ما او و همۀ خانواده‌اش را نجات دادیم

﴿171﴾ مگر پیرزنی که در میان بازماندگان [در عذاب] بود

﴿172﴾ سپس دیگران را نابود کردیم

﴿173﴾ و بارانی [از سنگ] بر آنان باراندیم؛ و بارانِ بیم‌داده‌شدگان چه بد بود

﴿174﴾ بی‌گمان، در این [ماجرا] نشانه‌ای [برای عبرت گرفتن] است؛ و بیشتر آنان مؤمن نبودند

﴿175﴾ و بی‌تردید، پروردگارت همان شکست‌ناپذیرِ مهربان است

﴿176﴾ اصحاب اَیکه [نیز] پیامبران را دروغگو انگاشتند

﴿177﴾ آنگاه که شعیب به آنان گفت: «آیا [از الله] پروا نمی‌کنید؟

﴿178﴾ به‌راستی، من پیامبری امین برای شما هستم

﴿179﴾ پس از الله پروا کنید و مطیع [دستورهای] من باشید

﴿180﴾ و من [در برابر رسالتم] هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم. پاداش من، تنها بر [عهدۀ] پروردگار جهانیان است

﴿181﴾ پیمانه را تمام بدهید و کم‌فروشی نکنید

﴿182﴾ و با ترازوی درست وزن کنید

﴿183﴾ و کالای مردم را کم ندهید [و حقشان را ضایع نکنید] و در زمین به فساد [و تباهی] نکوشید

﴿184﴾ و از ذاتی‌ که شما و امت‌های پیشین را آفرید پروا کنید»

﴿185﴾ آنان گفتند: «[ای شعیب،] جز این نیست که تو جادوشده‌ای

﴿186﴾ تو جز بشری همانند ما نیستی و ما تو را دروغگو می‌پنداریم

﴿187﴾ اگر راست می‌گویی، پاره‌های از آسمان را بر [سر] ما بینداز»

﴿188﴾ [شعیب] گفت: «پروردگارم به آنچه می‌کنید داناتر است»

﴿189﴾ او را دروغگو انگاشتند و عذابِ روزِ ابر [آتشبار] آنان را فراگرفت. به راستى که آن [بارانِ آتش،] عذاب روزى هولناک بود

﴿190﴾ بی‌گمان، در این [ماجرا] نشانه‌ای [برای عبرت گرفتن] است؛ و بیشتر آنان مؤمن نبودند

﴿191﴾ و بی‌تردید، پروردگارت همان شکست‌ناپذیرِ مهربان است

﴿192﴾ و به راستی [این] قرآن فروفرستادۀ پروردگار جهانیان است

﴿193﴾ روح‌ الامین [= جبرئیل] آن را فرود آورده است

﴿194﴾ بر قلب تو [نازل کرده است] تا بیم‌دهنده باشی

﴿195﴾ [قرآن را] به زبان عربی روشن [نازل نمود]

﴿196﴾ و بی‌تردید، [بشارت نزولِ] آن، در کتاب‌های پیشینیان [نیز آمده] است

﴿197﴾ آیا همین نشانه برایشان کافی نیست که علمای بنی‌اسرائیل از [حقیقتِ] قرآن آگاهند؟

﴿198﴾ و اگر آن را بر بعضی از غیر عرب‌ها نازل می‌کردیم

﴿199﴾ و [پیامبر،] آن را برایشان می‌خواند، به آن ایمان نمی‌آوردند

﴿200﴾ [آری،] این گونه آن [کفر و تکذیب] را در دل‌های گناهکاران جای دادیم

﴿201﴾ اما به آن ایمان نمی‌آورند تا آنگاه که عذاب دردناک را ببینند

﴿202﴾ ناگهان در حالی ‌که بی‌خبرند، به سراغشان می‌آید

﴿203﴾ [در آن حال] می‌گویند: «آیا مهلتی [برای توبه] خواهیم داشت؟»

﴿204﴾ آیا آنان عذاب ما را به شتاب خواستارند؟

﴿205﴾ آیا دانستی که اگر آنان را سال‌ها [از زندگی دنیا] بهره‌مند سازیم

﴿206﴾ سپس آنچه که به آنان وعده داده شده است به سراغشان بیاید

﴿207﴾ این بهره‌مندی‌شان [از دنیا، در هنگام عذاب] سودی برایشان نخواهد داشت؟

﴿208﴾ و ما [ساکنان] هیچ شهری را هلاک نکردیم مگر اینکه هشداردهندگانی [از پیامبران] داشتند

﴿209﴾ تا آنان را پند دهند؛ و ما هرگز ستمکار نبوده‌ایم [که اتمام حجت نکنیم]

﴿210﴾ و این قرآن را شیاطین نازل نکرده‌اند

﴿211﴾ آنان نه درخورِ این كارند و نه توانش را دارند

﴿212﴾ بى‌تردید، آنان از شنیدن [وحى‌] منع شده‌اند

﴿213﴾ پس [ای پیامبر،] هیچ معبودی را با الله مخوان، که عذاب خواهی شد

﴿214﴾ و خویشاوندان نزدیکت را [از عذاب الهی] بیم ده

﴿215﴾ و با مؤمنانی ‌که از تو پیروی کرده‌اند، مهربان [و فروتن] باش

﴿216﴾ اگر از [فرمان] تو سرپیچی کردند، بگو: «به راستی، من از آنچه می‌کنید بیزارم»

﴿217﴾ و بر [الله] شکست‌ناپذیرِ مهربان توکل کن

﴿218﴾ همان ذاتی ‌که چون [برای عبادت] برمی‌خیزی، تو را می‌بیند

﴿219﴾ و حرکت [و نشست و برخاستِ] تو را میان سجده‌کنندگان [می‌نگرد]

﴿220﴾ بی‌تردید، او همان شنوای داناست

﴿221﴾ آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟

﴿222﴾ بر هر دروغ‌پرداز گنه‌پیشه‌ نازل می‌شوند

﴿223﴾ آنان شنیده‌ها[یی را که دزدانه از ملکوت گوش داده‌اند، به جادوگران و فال‌گیران] القا مى‌كنند و بیشتر آنان دروغگو هستند

﴿224﴾ و [محمد شاعر نیست؛ زیرا‌] شاعران را گمراهان پیروی می‌کنند

﴿225﴾ آیا ندیدی که آنان در هر لغو و بیهوده‌ای [حیران و] سرگشته‌اند؟

﴿226﴾ و چیزی را می‌گویند که [خود به آن اعتقاد ندارند و] عمل نمی‌کنند؟

﴿227﴾ مگر کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند و الله را بسیار یاد کرده‌اند و پس از آنکه ستم دیدند، انتقام گرفتند [و با شعر خود از اسلام و رسول الله و مسلمانان دفاع نمودند]؛ و کسانی ‌که ستم کردند، به زودی خواهند دانست به چه بازگشتگاهی بازمی‌گردند

النمل

Surah 27

﴿1﴾ طس [= طا. سین]. این، آیات قرآن و کتابی روشنگر است

﴿2﴾ [که] هدایت و بشارت برای مؤمنان است

﴿3﴾ [همان] کسانی‌ که نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و به آخرت یقین دارند

﴿4﴾ در حقیقت، کسانی ‌که به آخرت ایمان نمی‌آورند، اعمال آنان را برایشان آراسته‌ایم؛ پس [کوردل و] سرگشته‌اند

﴿5﴾ آنان کسانی هستند که عذاب دردناک [در پیش] دارند و در آخرت زیانکارترین [مردم] هستند

﴿6﴾ و [ای پیامبر،] یقیناً تو قرآن را از پیشگاهِ [پروردگار] حکیم دانا دریافت می‌کنی

﴿7﴾ [یاد کن از] هنگامی که موسی به خانواده‌اش گفت: «[بایستید؛] من آتشی [از دور] دیدم. به زودی خبری از آن برایتان می‌آورم یا شعله‌ آتشی می‌آورم تا گرم شوید»

﴿8﴾ چون به آن [آتش] رسید، ندا داده شد که: «مبارک [و خجسته] باد آن ‌که در آتش است و هر [فرشته‌ای] ‌که پیرامون آن است؛ و پاک و منزّه است الله ـ پروردگار جهانیان

﴿9﴾ ای موسی، به راستی که منم الله شکست‌ناپذیرِ حکیم

﴿10﴾ و عصایت را بیفکن». چون [موسی] آن را دید که همچون ماری [با سرعت] می‌خزد، [از ترس] پشت کرد و گریخت و بازنگشت. [ندا آمد که:] «ای موسی، نترس. پیامبران در پیشگاهِ من هیچ ترسی ندارند

﴿11﴾ اما کسی ‌که ستم کند، آنگاه [پس از توبه،] بدی را به نیکی تبدیل نماید [بداند که] بی‌تردید، من آمرزندۀ مهربانم

﴿12﴾ و دستت را در گریبانت فرو بر [تا] سپید و بدون عیب [و بدون بیماری پیسی] خارج ‌شود. [این معجزه‌ای است] در زمرۀ معجزات نُه‌گانه [که باید] به سوی فرعون و قومش [ببری؛ چرا که] بی‌تردید، آنان گروهی نافرمانند»

﴿13﴾ اما وقتی آیات [و معجزات] ما روشن [و واضح] به سویشان آمد، گفتند: «این، جادویی آشکار است»

﴿14﴾ و آنها را از روی ستم و سرکشی انکار کردند در حالی که دل‌هایشان به آنها یقین داشتند؛ پس بنگر که سرانجام مفسدان چگونه بود

﴿15﴾ و به راستی، به داود و سلیمان دانشی [عظیم] دادیم و آنان گفتند: «ستایش از آنِ الله است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمن خود برتری بخشید»

﴿16﴾ و سلیمان از داود [علم و نبوت و پادشاهی را] میراث برد و گفت: «ای مردم، [فهمِ] زبان پرندگان به ما آموخته شده و از هر چیز به ما [بهره‌ای] داده‌اند. بی‌تردید، این فضلی آشکار [از جانب پروردگار] است»

﴿17﴾ و سپاهیان سلیمان ـ از جن و انس و پرندگان ـ نزدش گِرد آمدند؛ آنگاه منظم [و پیوسته در کنار یکدیگر] می‌رفتند

﴿18﴾ [آنان به راه خود ادامه دادند] تا وقتی به سرزمین مورچگان [در شام] رسیدند. مورچه‌ای گفت: «ای مورچگان، به لانه‌های خود بروید تا سلیمان و لشکریانش شما را [ندیده و] ندانسته پایمال نکنند»

﴿19﴾ [سلیمان] از سخن آن [مورچه] خندید و گفت: «پروردگارا، به من توفیق بده تا شکر نعمتی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای به جای آورم و [یاری‌ام کن تا] کاری شایسته‌ انجام دهم که مایۀ رضایتت گردد و به رحمت خویش مرا در جمعِ بندگان شایسته‌ات وارد کن»

﴿20﴾ و [سلیمان، حالِ] پرندگان را جویا شد و گفت: «چه شده است که هدهد را نمی‌بینم؟ [آیا جایی پنهان شده] یا غایب است؟

﴿21﴾ [چون او را نیافت گفت:] قطعاً او را به سختی مجازات می‌کنم یا سرش را می‌بُرم، مگر اینکه دلیل روشنی [برای غیبتش] بیاورد»

﴿22﴾ دیری نپایید [که هدهد آمد] و گفت: «از چیزی آگاهی یافته‌ام که تو به آن آگاهی نیافته‌ای و از [سرزمین] سبأ خبری موثق برایت آورده‌ام

﴿23﴾ من [آنجا] زنی را یافته‌ام که بر آنان فرمانروایی می‌کند و [به او] از هر گونه نعمتی داده‌اند و تخت بزرگی دارد

﴿24﴾ او و قومش را دیدم که به جای الله، برای خورشید سجده می‌کنند، و شیطان کارهای [باطل و شرکِ] آنان را برایشان آراسته و آنان را از راه [راست] بازداشته است؛ از این رو هدایت نمی‌شوند»

﴿25﴾ [شیطان فریبشان داده است] تا براى الله سجده نكنند؛ [همان معبودی] كه نهان آسمان‌ها و زمین را آشکار می‌کند و آنچه را که پنهان می‌کنید و آشكار مى‌سازید، [همه را] مى‌داند

﴿26﴾ الله، که هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست، پروردگار عرش بزرگ است

﴿27﴾ [سلیمان] گفت: «خواهیم دید که آیا راست گفته‌ای یا دروغگویی

﴿28﴾ این نامۀ مرا ببر و به سوی آنان بیفکن؛ آنگاه دور شو و [در گوشه‌ای بایست و] بنگر که [دربارۀ آن] چه می‌گویند»

﴿29﴾ [ملکۀ سبا] گفت: «ای بزرگان، نامۀ ارجمندی به سوی من افکنده شده است

﴿30﴾ این [نامه] از جانب سلیمان است و چنین است: "به نام الله بخشندۀ مهربان

﴿31﴾ بر من برتری مجویید و در حالی که [از شرک دست برداشته و] تسلیم [حق و توحید] شده‌اید، نزد من بیایید"»

﴿32﴾ [ملکه] گفت: «ای بزرگان، نظرتان را در این مورد بگویید؛ [چرا که] من هرگز بدون حضور [و مشورتِ] شما دربارۀ کاری تصمیم نگرفته‌ام»

﴿33﴾ آنان گفتند: «ما نیروی بسیار و جنگجویانِ قدرتمندی داریم؛ ولی اختیار [و تصمیم نهایی] با توست؛ پس بررسی کن که چه دستوری بدهی»

﴿34﴾ [ملکه] گفت: «بی‌تردید، وقتی پادشاهان [به عنوان فاتح] وارد شهری می‌شوند، آن را ویران [و تباه] می‌سازند و بزرگانش را خوار و ذلیل می‌کنند و رفتارشان همواره چنین بوده است

﴿35﴾ و من هدیه‌ای برایشان می‌فرستم و منتظر می‌مانم تا ببینم فرستادگان چه پاسخی [برایم] می‌آورند»

﴿36﴾ هنگامی که [فرستادۀ ملکه] نزد سلیمان آمد، [سلیمان] گفت: «آیا [می‌خواهید] با مال [و ثروت] به من کمک کنید؟ آنچه الله [از پیامبری و دانش و فرمانروایی] به من بخشیده، از آن چیزی که به شما عطا کرده بهتر است؛ بلکه شمایید که به هدیۀ خویش [و ثروت‌های دنیا] شادمان می‌شوید

﴿37﴾ نزد آنان بازگرد [و بگو که] قطعاً با لشکریانی به سویشان خواهیم آمد که توان مقابله با آن را نداشته باشند و بی‌تردید، آنان را از آن [سرزمین] با خفت و خواری بیرون می‌کنیم»

﴿38﴾ [آنگاه] گفت: «ای بزرگان، کدام‌یک از شما ـ پیش از آنکه آنان تسلیم‌شده نزد من بیایند ـ تخت او را برایم می‌آورد؟»

﴿39﴾ یكى از جنّیانِ تنومند گفت: «پیش از آنکه از جایت برخیزی، من آن را نزدت می‌آورم و قطعاً بر انجام این کار، نیرومند و امینم»

﴿40﴾ کسی‌ که دانشی از کتاب [الهی] داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم بزنی، آن را برایت می‌آورم». وقتی [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر دید، گفت: «این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاس می‌گزارم یا ناسپاسی می‌کنم؛ پس هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس می‌گزارد و هر کس ناسپاسی کند، [به زیانِ خود ناسپاسی کرده است؛ چرا که] بی‌تردید، پروردگارم بی‌نیاز کریم است

﴿41﴾ [سلیمان] گفت: «تختش را [تغییر شكل دهید و] برایش ناشناس کنید تا ببینیم آیا [آن را] تشخیص می‌دهد یا از کسانی است که [اشیا و اموال خود را] نمی‌شناسند

﴿42﴾ هنگامی که [ملکۀ سبأ] آمد، [به او] گفته شد: «آیا تخت تو این گونه است؟» [ملکه] گفت: «گویی همان است» و [سلیمان گفت:] «این دانش [و توانایی] پیش از این به ما داده شده است و همواره فرمانبردار بوده‌ایم»

﴿43﴾ و آنچه [به تقلید از قومش] به جای الله عبادت می‌کرد، او را [از ایمان و توحید] بازداشته بود. بی‌تردید، او [= ملکه] از جملۀ کافران بود

﴿44﴾ به وی گفته شد: «به صحن [قصر] وارد شو». هنگامی که آن را دید، پنداشت که حوضی است و دو ساق [پای] خویش را برهنه کرد [تا از آب بگذرد. سلیمان] گفت: «این [آب نیست؛ بلکه] کاخی است که با [قطعات] بلور فرش ‌شده است». [آنگاه او را به توحید دعوت داد. ملکه سبأ] گفت: «پروردگارا، من به خود ستم کرده‌ام و [اینک] همراه سلیمان، تسلیم الله ـ پروردگار جهانیان ـ شدم»

﴿45﴾ و به سوی قوم ثمود، برادر‌شان صالح را فرستادیم که [بگوید:] «الله یگانه را عبادت کنید»؛ ولی آنان به دو گروه [مؤمن و کافر] تقسیم شدند و به ستیز پرداختند

﴿46﴾ [صالح] گفت: «ای قوم من، چرا به جای رحمت، ‌شتابزده خواهان عذاب الهی هستید؟ چرا از الله آمرزش نمی‌خواهید؟ باشد که مورد رحمت قرار گیرید»

﴿47﴾ آنان گفتند: «ما تو و کسانی را ‌که همراهت هستند به فال بد گرفته‌ایم». [صالح] گفت: «فالِ بد شما [و دانشِ آن] نزد الله است؛ بلکه شما گروهی هستید که آزمایش می‌شوید»

﴿48﴾ و در شهر [حِجر] نُه نفر [سردستۀ گروه] بودند که در آن سرزمین به فساد می‌پرداختند و [هیچ]‌ کارِ شایسته‌ای نمی‌کردند

﴿49﴾ [آنان به یکدیگر] گفتند: «برای همدیگر به الله سوگند یاد کنید که بر او [= صالح] و خانواده‌اش شبیخون بزنیم [و آنان را بکشیم]؛ آنگاه به خونخواهش بگوییم: "ما هنگام کشتارِ خانواده‌اش حاضر نبودیم و قطعاً راست می‌گوییم"»

﴿50﴾ آنان [برای قتل صالح و پیروانش] نیرنگی به کار بردند و ما [نیز برای نابودی کافران] نیرنگی اندیشیدیم؛ در حالی‌ که آنان نمی‌دانستند

﴿51﴾ بنگر عاقبت نیرنگشان چه شد: ما همۀ آن افراد و قومشان را نابود کردیم

﴿52﴾ اینک خانه‌هایشان به سزای ستمی که کردند [ویران و] تهی مانده است. بی‌گمان، در این [کیفر،] برای کسانی که می‌دانند [و ایمان دارند] نشانه‌ای [برای عبرت گرفتن] است

﴿53﴾ و کسانی را که ایمان آورده و پرهیزگار بودند، [همراه صالح] نجات دادیم

﴿54﴾ و [یاد کن از] لوط آنگاه ‌که به قومش گفت: «با آنكه [زشتى و گناهِ لواط را] می‌دانید، آیا [باز هم] مرتکب این عمل بی‌شرمانه مى‌شوید؟

﴿55﴾ آیا از روى شهوت، به جاى زنان، با مردان درمى‌آمیزید؟ بلکه شما گروهى نادانید»

﴿56﴾ امّا پاسخ قومش جز این نبود که [به یکدیگر] گفتند: «خانوادۀ لوط را از شهر خود بیرون کنید [چرا که] بی‌تردید، اینها افرادی پاکدامن [و مقدس‌مَآب] هستند»

﴿57﴾ آنگاه او و خانوده‌اش را نجات دادیم؛ مگر همسرش را که مقدر کردیم از بازماندگان [در عذاب] باشد

﴿58﴾ و بارانی [از سنگ] بر آنان باراندیم؛ و بارانِ بیم‌داده‌شدگان چه بد بود

﴿59﴾ بگو: «ستایش و سپاس از آنِ الله است و سلام بر بندگانش‌ که [آنان را] برگزیده است». آیا الله بهتر است یا آنچه [با او] شریک مى‌سازند؟

﴿60﴾ [آیا معبودان شما بهترند] یا ذاتی که آسمان‌ها و زمین را آفرید و آبی از آسمان برایتان نازل کرد و با آن باران، بوستان‌هایی خرم [و زیبا] رویاندیم که هرگز توان رویاندن درختانش را نداشتید؟ آیا معبود دیگری با الله است؟ [هرگز؛] بلکه آنان مردم منحرف هستند [که مخلوقات را هم‌طرازِ الله قرار می‌دهند]

﴿61﴾ [آیا معبودان شما بهترند] یا ذاتی ‌که زمین را قرارگاه [امنی] ساخت و جویبارهایی میان آن جاری ساخت و کوه‌هایی [استوار] برایش پدید آورد و میان دو دریا مانعی قرار داد [تا آب شور و شیرین با هم نیامیزند]؟ آیا معبود دیگری با الله وجود دارد؟ [هرگز؛] اما بیشتر آنان نمی‌دانند

﴿62﴾ [آیا معبودان شما بهترند] یا ذاتی ‌که [دعای] درمانده را ـ وقتی او را بخواند- اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌سازد و شما را جانشینان [پیشینیان در] زمین قرار می‌دهد؟ آیا معبود دیگری با الله وجود دارد؟ چه اندک پند می‌گیرید

﴿63﴾ [آیا معبودان شما بهترند] یا ذاتی ‌که شما را در تاریکی‌های بیابان و دریا [به وسیلۀ ماه و ستارگان] هدایت می‌کند و آن ‌ذاتی که پیش از [باران] رحمتش، باد‌ها را به مژده می‌فرستد؟ آیا معبود دیگری با الله وجود دارد؟ الله از چیزهایی که [برایش] شریک قرار می‌دهند برتر است

﴿64﴾ [آیا معبودان شما بهترند] یا ذاتی‌ که آفرینش را آغاز کرد و سپس آن را بازمی‌گردانَد و [یا] آن ذاتی ‌که از آسمان و زمین به شما روزی می‌دهد؟ آیا معبود دیگری با الله وجود دارد؟ بگو: «اگر راستگویید، دلیلتان را بیاورید»

﴿65﴾ بگو: «کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند از غیب آگاه نیستند، مگر الله؛ و نمی‌دانند چه زمانی برانگیخته می‌شوند

﴿66﴾ آیا علمشان دربارۀ آخرت به کمال رسیده است [و درباره آن یقین دارند؟ هرگز؛] بلکه آنان در این مورد، در شک [و حیرانی] هستند؛ بلکه آنان نسبت به [فهمِ] آن [بی‌بصیرت و] کوردلند

﴿67﴾ و کسانی ‌که کفر ورزیدند گفتند: «آیا هنگامی ‌که ما و پدرانمان خاک شدیم، ما را [زنده می‌کنند و از گور] بیرون می‌آورند؟

﴿68﴾ در حقیقت، این را به ما و پیش از این به پدرانمان [نیز] وعده داده‌اند. این [سخن، چیزی] نیست، مگر افسانه‌های [خیالی] پیشینیان»

﴿69﴾ [ای پیامبر، به کافران] بگو: «در زمین بگردید و بنگرید که سرانجامِ گناهکاران چگونه بوده است»

﴿70﴾ و از [رویگردانیِ] آنان غمگین نباش و از نیرنگ‌هایی که می‌ورزند، دلتنگ نشو

﴿71﴾ و [کافران] می‌گویند: «اگر راستگویید، این وعده [عذاب] کی خواهد بود؟»

﴿72﴾ بگو: «چه بسا برخى از آنچه به شتاب مى‌خواهید، به شما نزدیک ‌باشد»

﴿73﴾ و بی‌گمان، پروردگارت نسبت به مردم بخشش [و رحمت] دارد؛ ولی بیشتر آنان سپاس نمی‌گزارند

﴿74﴾ و بی‌تردید، پروردگارت آنچه را در سینه‌هایشان پنهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌سازند، به خوبی می‌داند

﴿75﴾ و هیچ پنهانی در آسمان و زمین نیست، مگر آنکه در کتابی روشن [= لوح محفوظ] ثبت است

﴿76﴾ بی‌گمان، این قرآن بیشتر آنچه را بنی‌اسرائیل درباره‌اش اختلاف دارند، برایشان بیان می‌کند

﴿77﴾ و حقا که رهنمود و رحمتی برای مؤمنان است

﴿78﴾ مسلماً پروردگارت [در قیامت] به حکم خویش در میان آنان داوری می‌کند و او شکست‌ناپذیرِ داناست

﴿79﴾ پس بر الله توکل کن. به راستی که تو بر حقیقتی آشکار هستی

﴿80﴾ و تو هرگز نمی‌توانی مرده‌دلان را شنوا سازی و [ندای] دعوت [حق را] را به گوش كران برسانى؛ آنگاه که آنان پشت می‌کنند و روی می‌گردانند

﴿81﴾ و تو نمی‌توانی کوردلان را از گمراهی‌شان [بازگردانی و] هدایت کنی. تو [می‌توانی پیام حق را تنها] به گوش کسانی برسانی که به آیات ما ایمان دارند و [در برابر حق،] تسلیمند

﴿82﴾ و آنگاه که [در آستانۀ قیامت،] فرمان [عذاب] بر آنان واجب گردد، جنبنده‌ای را برایشان از زمین بیرون می‌آوریم که با آنان [در این مورد] سخن بگوید که مردم به آیات ما یقین نداشتند

﴿83﴾ و [یاد کن از] روزی که از هر امتی، گروهی از آنان که آیات ما را دروغ می‌انگاشتند جمع می‌کنیم؛ آنگاه [برای حسابرسی، به صف] نگاه داشته می‌شوند

﴿84﴾ تا هنگامی‌ که [به جایگاه حسابرسی] برسند؛ [در آنجا الله] می‌فرماید: «آیا در حالی که نسبت به [حقیقتِ] آیاتم دانشی نداشتید، آنها را دروغ می‌انگاشتید؟ این چه کاری بود که می‌کردید؟»

﴿85﴾ و به خاطر ستمی که مرتکب شدند، فرمان [عذاب] بر آنان واقع می‌گردد و هیچ سخنی [در دفاع از خود] نمی‌گویند

﴿86﴾ آیا ندیدند که شب را پدید آورده‌ایم تا در آن آرامش یابند و روز را روشنی‌بخش [ساخته‌ایم تا به کار و تلاش بپردازند]؟ بی‌تردید، در این [آفرینش،] برای کسانی که ایمان می‌آورند، نشانه‌هایی [روشن از قدرتِ الله] است

﴿87﴾ و [یاد کن از] روزی که در صور دمیده می‌شود و هر کس در آسمان‌ها و زمین است وحشت می‌کند، مگر آن کس که الله بخواهد؛ و همگی با خواری [و ذلت] به پیشگاه الله می‌آیند

﴿88﴾ و کوه‌ها را می‌بینی [و] آنها را بی‌حرکت می‌پنداری؛ حال آنکه مانند گذرِ ابر‌ها در حرکتند. این، آفرینشِ الهی است که هر چیزی را محکم [و استوار] پدید آورده است. بی‌تردید، او به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿89﴾ هر کس [در روز قیامت] نیکی بیاورد، [پاداشی] بهتر از آن خواهد داشت و از وحشت آن روز در امانند

﴿90﴾ و هر کس بدی بیاورد، با صورت در آتش [دوزخ] نگونسار می‌شوند [و به آنان گفته می‌شود:] «آیا جز در برابر آنچه كرده‌اید مجازات مى‌شوید؟»

﴿91﴾ [ای پیامبر، به کافران بگو:] «من فقط مأمورم که پروردگار این شهر [= مکه] را عبادت کنم؛ همان ذاتی ‌که به اینجا حرمت بخشیده و همه چیز از آنِ اوست؛ و مأمورم که تسلیم [فرمانش] باشم

﴿92﴾ و اینکه قرآن را تلاوت کنم؛ پس هر‌ کس هدایت شود، به سود خویش هدایت یافته است، و [به] هر ‌کس که گمراه می‌گردد بگو: «من فقط بیم‌دهنده‌ام»

﴿93﴾ و بگو: «ستایش از آنِ الله است. به زودى نشانه‌های [قدرتِ] خویش را به شما نشان خواهد داد و آنها را خواهید شناخت»؛ و پروردگارت از آنچه می‌کنید غافل نیست

القصص

Surah 28

﴿1﴾ طسم [= طا. سین. میم]

﴿2﴾ این آیاتِ کتابِ روشنگر است

﴿3﴾ [بخش‌هایی] از داستان موسى و فرعون را براى کسانی که ایمان آورده‌اند، به درستى بر تو تلاوت مى‌كنیم

﴿4﴾ بی‌تردید، فرعون در سرزمین [مصر] برتری‌خواهی کرد و مردمش را به گروه‌هایی تقسیم نمود؛ گروهی از آنان را به ناتوانی [و خواری] می‌کشاند [چنان که] پسرانشان را می‌کشت و زنانشان را [برای کنیزی] زنده نگه می‌داشت. به راستی که او از تبهکاران بود

﴿5﴾ و می‌خواستیم بر بنی‌اسرائیل، ‌که در آن سرزمین به ناتوانی کشیده شده بودند، [با نابود کردنِ دشمنشان] منت بگذاریم و آنان را پیشوایان [مردم] قرار دهیم و [پس از نابودی فرعون] وارثان [سرزمین شام] نماییم

﴿6﴾ و در آن سرزمین به آنان قدرت و تمکین بخشیم و [از طرفی] به فرعون و [وزیرش] هامان و سپاهیانشان، آنچه [= سقوط حکومتشان] را که همواره از جانب آنان [=بنی‌اسرائیل] مى‌ترسیدند، نشان دهیم

﴿7﴾ و به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر بده و هنگامی‌ که [از آسیب فرعونیان] بر او ترسیدى، او را [در جعبه‌ای بگذار و] به رود [نیل] بینداز و نترس و اندوهگین نشو [زیرا] قطعاً او را به تو بازمی‌گردانیم و از پیامبران قرار می‌دهیم»

﴿8﴾ [پس از اینکه مادر موسی چنین کرد،] خاندان فرعون او را [از آب] گرفتند، تا سرانجام [سال‌ها بعد، این فرزند بنی‌اسرائیل] دشمن و [مایۀ] اندوهشان گردد. به راستی که فرعون و هامان و سپاهیانشان گناهکار بودند

﴿9﴾ و [چون فرعون دستور قتل موسی را داد، آسیه] همسر فرعون گفت: «[این پسر] نور چشم [و مایه خوشحالی] من و توست. او را نکشید؛ چه بسا سودی به ما ببخشد یا او را به فرزندی بگیریم»؛ حال آنکه [عاقبتِ کار را] نمی‌دانستند

﴿10﴾ و دل مادر موسی [از همه چیز جز یاد پسرش] تهی گشت و اگر قلبش را مطمئن نكرده بودیم که [به وعدۀ ما] ایمان داشته باشد، نزدیک بود آن [راز] را فاش كند [و آشکارا بگوید که آن نوزاد، پسر اوست]

﴿11﴾ و [مادر موسی پس از آنکه او را در نیل رها کرد] به خواهر او گفت: «به دنبالش برو»؛ [خواهرش] از دور به او می‌نگریست، در حالی ‌که آنان ‌نمی‌دانستند [که آن دختر، خواهرِ این کودک است]

﴿12﴾ و ما [شیرِ] همۀ زنان شیرده را از قبل بر او حرام كردیم [چنان كه سینۀ هیچ یک را نپذیرفت]. آنگاه [خواهرش] گفت: «می‌خواهید خانواده‌ای را به شما نشان دهم که او را برایتان سرپرستی کنند و خیرخواهش باشند؟»

﴿13﴾ [آنان پذیرفتند و به این صورت،] او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش [به او] روشن گردد و غمگین نباشد و بداند که وعدۀ الله حق است؛ ولی بیشتر آنان نمی‌دانند

﴿14﴾ و چون موسی به رشد و كمال خویش رسید و برومند شد، به او حکمت و دانش [آیین بنی‌اسرائیل را] عطا كردیم و نیكوكاران را اینچنین پاداش مى‌دهیم

﴿15﴾ هنگامی که مردم [مشغول استراحت و] بی‌خبر بودند، موسی [مخفیانه] وارد شهر شد و دو مرد را دید که با یکدیگر درگیر شده‌اند. یکی از آنان [از قوم بنی‌اسرائیل و] از دوستان موسی بود و دیگری [قِبطی بود و] از دشمنانش. کسی که از دوستان او بود، علیه دشمنش از موسی یاری خواست؛ [موسی] مشت [محکمی] به وی زد و او را از پای درآورد [آنگاه] گفت: «این کار شیطان بود. حقا که او دشمن [انسان و] گمراه‌کنندۀ آشکاری است»

﴿16﴾ [سپس] گفت: «پروردگارا، من به خود ستم کرده‌ام؛ مرا ببخش» و [الله] او را بخشید. بی‌تردید، او تعالی آمرزندۀ مهربان است

﴿17﴾ [آنگاه] گفت: «پروردگارا، به شکرانۀ آنکه بر من نعمت [قدرت و دانش] ارزانی داشته‌ای، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود»

﴿18﴾ [موسی] شب را با ترس و نگرانى در شهر به صبح رساند كه ناگاه مردى كه دیروز از او یارى خواسته بود، [بار دیگر] به فریاد از او یاری خواست. موسی به او گفت: «واقعاً آشکار است که تو [ماجراجو و] گمراهی»

﴿19﴾ هنگامی ‌که [موسی] خواست به کسی ‌که دشمن هر دوی آنان بود حمله کند، [آن مرد فرياد خواه به تصور آنکه موسی قصد وی را دارد] گفت: «ای موسی، آیا می‌خواهی همان گونه که دیروز کسی را کشتی، [امروز نیز] مرا بکشی؟ قصدِ تو فقط زورگویی در این سرزمین است و نمی‌خواهی از اصلاح‌گران [بین افراد] باشی»

﴿20﴾ و [در این هنگام] مردی [که از دوستان موسی بود] از دورترین نقطۀ شهر شتابان آمد [و] گفت: «ای موسی، بزرگان [قوم فرعون] دربارۀ کشتنت به مشورت نشسته‌اند؛ پس بی‌درنگ [از شهر] خارج شو [که] من قطعاً خیرخواهت هستم»

﴿21﴾ موسی با ترس و نگرانی از شهر خارج شد [و] گفت: «پروردگارا، مرا از [آسیبِ] ستمکاران نجات بده»

﴿22﴾ و چون به سوی [شهر] مَدیَن روی آورد گفت: «امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند»

﴿23﴾ و هنگامی که به [چاه] آب مدین رسید، بر سرِ چاه، گروهی از مردم را دید که [چهارپایان خود را] آب می‌دهند و نزدیک آنان دو زن را دید که [گوسفندانشان را] کنار می‌کشیدند [و از دیگران فاصله می‌گرفتند. [موسی] گفت: «شما چه می‌کنید؟ [چرا گوسفند‌ان خود را آب نمی‌دهید؟]» آنان گفتند: «ما [به گلۀ خود] آب نمی‌دهیم تا این چوپان‌ها [گوسفندانشان را از آب] برگردانند [و چاه آب خلوت ‌شود]. و پدرمان پیرمردی کهنسال است [و توانایی این کار را ندارد]»

﴿24﴾ موسی به [گوسفندان] آن دو زن آب داد؛ آنگاه به سوی سایه بازگشت و گفت: «پروردگارا، به هر خیری که برایم بفرستی، سخت نیازمندم»

﴿25﴾ آنگاه یکی از آن دو [زن] ـ‌ در حالی ‌که با شرم و حیا گام برمی‌داشت‌ـ نزدش آمد و گفت: «پدرم تو را دعوت می‌کند [که نزدش بروی] تا مزد آنکه [گوسفندان] را برایمان آب دادی به تو بپردازد». چون [موسی] نزد او رفت و سرگذشت خویش را برایش حکایت کرد، وی گفت: «نترس که از گروه ستمکار نجات یافته‌ای»

﴿26﴾ یکی از آن دو [دختر] گفت: «پدر جان، او را استخدام کن [زیرا] بی‌تردید، بهترین کسی که می‌توانی به کار بگیری، آن است که نیرومند و امانتدار باشد [و او چنین است]»

﴿27﴾ [پیرمرد به موسی] گفت: «می‌خواهم یکی از دو دخترم را به همسری‌ات درآورم؛ به این [شرط] ‌که هشت سال برایم کار کنی؛ و اگر [این کار را] تا ده سال ادامه دهی، لطف و محبتی از سوی توست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم. ان شاء الله مرا شایسته [و نیکوکار] خواهی یافت»

﴿28﴾ [موسی] گفت: «این [قرارداد] میان من و تو باشد که هر کدام از این دو مدت [هشت یا ده سال] را که انجام دادم [به عهدِ خود وفا کرده‌ام]؛ پس ستمی بر من نباشد [و نخواهی که بیشتر بمانم]؛ و الله بر آنچه می‌گوییم گواه است»

﴿29﴾ هنگامی ‌که موسی [آن] مدت [معیّن] را به پایان رساند و همراه خانواده‌اش [از مدین به سوی مصر] حرکت کرد، [ناگهان در تاریکیِ شب،] از سوی [کوه] طور آتشی دید؛ به خانواده‌اش گفت: «[اینجا] بایستید كه من آتشى [از دور] دیدم. شاید خبری از آن برایتان بیاورم یا شعلۀ آتشی [بیاورم] تا گرم شوید»

﴿30﴾ وقتی به آن آتش نزدیک شد، در کنارۀ راست آن سرزمین، در منطقۀ پربرکت [طور]، از [میان] یک درخت ندا داده شد که: «ای موسی، بی‌تردید من الله، پروردگار جهانیانم

﴿31﴾ و عصایت را بیفکن». وقتی [موسی عصایش را افکند و] آن را دید که همچون ماری مى‌جنبد، [از ترس] پشت کرد و گریخت و بازنگشت. [ندا آمد:] «ای موسی، پیش آی و نترس. قطعاً تو از [آسیب خطرات] ایمن شده‌ای

﴿32﴾ و دستت را در گریبانت فرو بر [تا] سپید و بدون عیب [و بدون بیماری پیسی] خارج ‌شود؛ و [براى رهایى] از این ترس، دستانت را به سمت خود جمع كن [و به سینه‌ات بچسبان]. این دو [معجزۀ عصا و ید بَیضا] دو دلیل [روشن] از سوی پروردگارت برای فرعون و بزرگانِ [قومِ] اوست. به راستی که آنان گروهی نافرمانند»

﴿33﴾ [موسی] گفت: «پروردگارا، من یکی از آنان را [بدون عمد] کشته‌ام؛ می‌ترسم که [به قصاص آن قتل،] مرا بکشند

﴿34﴾ و برادرم ـ هارون‌ـ زبانش از من شیواتر است؛ پس او را همراهم بفرست تا یاورم باشد و راستگویی‌ام را تأیید کند؛ زیرا می‌ترسم مرا تكذیب کنند»

﴿35﴾ [الله] فرمود: «تو را با [پیوستنِ] برادرت تقویت خواهیم نمود و سلطه و برتری برایتان قرار می‌دهیم که [فرعونیان هرگز] به شما دست نیابند؛ و به [برکتِ] معجزاتمان [که در اختیار دارید] شما و هر کس ‌که از شما پیروی کند، پیروزید»

﴿36﴾ هنگامی که موسی با معجزات روشن ما به سویشان آمد، گفتند: «این [چیزی] نیست مگر جادویی ساختگی؛ و ما هرگز این [ادعای عبادت الله به یگانگی] را از پدرانمان نشنیده‌ایم»

﴿37﴾ و موسی گفت: «پروردگارم بهتر مى‌داند چه كسى هدایت را از نزد او آورده است و [آگاه‌تر است که] عاقبت نیکِ آن سرا براى کیست. بی‌تردید، ستمکاران رستگار نمی‌شوند»

﴿38﴾ فرعون گفت: «ای بزرگان، معبودی جز خود برایتان نمی‌شناسم؛ پس ای هامان، برایم آتشی بر گِل برافروز [و آجر بپز] آنگاه برج بلندی بساز؛ باشد که از معبودِ موسی باخبر شوم؛ هر چند که قطعاً او را دروغگو می‌پندارم»

﴿39﴾ و او [= فرعون] و لشکریانش به ناحق در سرزمین [مصر] سر‌کشی کردند و پنداشتند که به سوی ما بازگردانده نمی‌شوند

﴿40﴾ [ما] او و لشکریانش را [به عذاب] فروگرفتیم و آنان را به دریا انداختیم؛ پس بنگر که عاقبت ستمکاران چگونه بود

﴿41﴾ و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که [پیروانشان را] به آتش [دوزخ] دعوت می‌کردند؛ و روز قیامت یاری نمی‌شوند

﴿42﴾ در این دنیا، به دنبالشان لعنت روانه کردیم و روز قیامت [نیز] زشت‌منظرند

﴿43﴾ و به راستی، پس از آنکه امت‌های پیشین را نابود نمودیم، به موسی کتاب [تورات] دادیم که [دارای] روشنگری‌ها و هدایت و رحمتی برای مردم بود؛ باشد که پند پذیرند

﴿44﴾ و تو [ای پیامبر،] آنگاه که فرمان [نبوت] را به موسی می‌دادیم در دامنۀ غربی [کوه طور] حضور نداشتی و از گواهان [نیز] نبودی

﴿45﴾ و [ما پس از موسی] نسل‌هایی آفریدیم و سال‌های طولانی بر آنان گذشت [و پیمان الهی را فراموش کردند]؛ و تو در میان اهل مَدیَن اقامت نداشتی [كه از داستان موسی باخبر باشی و] آیات ما را بر آنان [= مردم مکه] بخوانى؛ بلکه ما بودیم که [این آیات را به سویت] می‌فرستادیم

﴿46﴾ و آنگاه كه [به موسى] ندا دادیم، تو در كنار كوه طور نبودى؛ ولى به عنوان رحمتى از سوی پروردگارت [به تو وحى نمودیم] تا گروهى را كه پیش از تو بیم‌دهنده‌اى به سراغشان نیامده است [با این آیات] بیم دهى؛ باشد که پند پذیرند

﴿47﴾ [با کافران اتمام حجت کردیم] تا وقتی به کیفر کارهایی كه در گذشته مرتكب شده‌اند مصیبتى به آنها می‌رسد نگویند: «پروردگارا، چرا پیامبری بر ما نفرستادی تا از آیاتت پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم؟»

﴿48﴾ ولى هنگامى كه [پیامبرِ] حق، از جانب ما به سراغشان آمد، [یهود از سرِ لجاجت] گفتند: «چرا معجزاتی همانند موسى به او داده نشده است؟» [در پاسخشان بگو:] «مگر [یهود] در گذشته معجزات موسى را انكار نكردند؟» آنان گفتند: «[قرآن و تورات] دو جادو هستند که یکدیگر را تأیید می‌کنند» و گفتند: «ما تمام [مطالب] آنها را انكار مى‌كنیم»

﴿49﴾ بگو: «اگر راستگویید، از جانب الله، كتابى هدایت‌بخش‌تر از این دو [کتاب] بیاورید تا من نیز از آن پیروى كنم»

﴿50﴾ اگر [قریش] به درخواستت پاسخی ندادند، بدان که آنان فقط از هوای نفسشان پیروی می‌کنند؛ و کیست گمراه‌تر از آن کس که بدون رهنمودی از سوی الله، از هوای نفسش پیروی می‌کند؟ بی‌تردید، الله گروه ستمکار را هدایت نمی‌کند

﴿51﴾ و به راستی، ما این آیات [و حکایات] را یکی پس از دیگری برای آنان [= مشرکان و یهود] نازل کردیم؛ باشد که پند گیرند

﴿52﴾ کسانی ‌که پیش از این [آیات الهی] کتاب [تورات] به آنان داده‌ایم، به این [قرآن] نیز ایمان می‌آورند

﴿53﴾ و چون [آیاتش] بر آنان خوانده می‌شود، می‌گویند: «به آن ایمان آوردیم. یقیناً سخن حقی از جانب پروردگارمان است. به راستی که ما پیش از [نزول] آن نیز تسلیم [فرمان پروردگار] بوده‌ایم»

﴿54﴾ اینانند که به پاسِ آنکه شکیبایی ورزیدند، پاداششان را دو بار می‌گیرند و با کارهای نیک، [گناهان و] بدی‌ها را دفع می‌کنند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌نمایند

﴿55﴾ و هر گاه سخنی بیهوده [و ناشایست از اهل کتاب] می‌شنوند، [با بی‌توجهی] از آن روی ‌می‌گردانند و می‌گویند: «[پاداش] کارهای ما برای ماست و [کیفرِ] کارهای شما از آنِ شماست؛ [شما از آزار و ناسزایِ ما] در امانید. ما به دنبالِ [هم‌صحبتی با] جاهلان نیستیم»

﴿56﴾ [ای پیامبر،] بی‌تردید، تو نمی‌توانی هر کس را دوست داشته باشی [به اجبار به راه راست] هدایت ‌کنی؛ بلکه الله است که هر کس را بخواهد هدایت می‌کند و او به [حال] راه‌یافتگان داناتر است‌

﴿57﴾ و [مشرکان] گفتند: «اگر همراه تو از هدایت پیروی کنیم، ما را از سرزمینمان می‌ربایند». آیا ما آنان را در حرم امنی جای ندادیم که انواع محصولات ـ به عنوان روزی‌ای از جانب ما ـ به سویشان سرازیر می‌گردد؟ ولی بیشتر آنان [قدر نعمت‌های الهی را] نمی‌دانند

﴿58﴾ و چه بسیار [مردم] شهرهایی را نابود ساختیم که [از شدّت رفاه‌] در زندگی خویش، طغیان و سرکشی کرده بودند. این خانه‌های [ویران‌شدۀ] آنان است که پس از آنان ـ‌ جز اندکی‌ـ [کسی] در آنها سکونت نکرده است و ما وارث آنان بودیم

﴿59﴾ و پروردگارت هرگز [مردم] شهرها را نابود نمی‌کند، مگر آنکه در شهر بزرگی از آنها [همچون مکه] پیامبری بفرستد که آیات ما را بر آنان بخواند؛ و ما هرگز شهرها را نابود نکردیم، مگر آنکه ساکنانش [کافر و] ستمکار بوده‌اند

﴿60﴾ و آنچه به شما داده شده است، بهره[ی گذرا] و زینتِ زندگی دنیاست؛ و آنچه نزد الله است، بهتر و پایدار‌تر است. آیا نمی‌اندیشید؟

﴿61﴾ آیا کسی که به او وعدۀ نیکو داده‌ایم و به آن خواهد رسید، همچون کسی است که او را از بهرۀ زندگی دنیا برخوردار ساخته‌ایم و روز قیامت از [جمله] احضارشدگان [در آتش دوزخ] است؟

﴿62﴾ و [یاد کن از] روزى كه الله به آنان ندا مى‌دهد و مى‌فرماید‌: افرادى كه شریکانِ من [در عبادت] می‌پنداشتید كجا هستند؟»

﴿63﴾ کسانی [از سران کفار] که عذاب برایشان حتمی است می‌گویند: «پروردگارا، اینها کسانی هستند که ما گمراهشان کردیم. [آری،] آنان را گمراه کردیم، چنان که [خود نیز] گمراه شدیم. از [شرک و توسل] آنان به سویت بیزاری می‌جوییم. [در حقیقت،] آنان ما را عبادت نمی‌کردند [بلکه شیطان را عبادت می‌کردند]»

﴿64﴾ و [به مشرکان] گفته می‌شود: «شریکانتان را [که به جای الله عبادت می‌کردید] فرابخوانید [تا یاری‌تان کنند]»؛ آنگاه آنان را می‌خوانند، ولی پاسخی به اینان نمی‌دهند و عذاب [دوزخ] را می‌بینند [و آرزو می‌کنند] کاش هدایت‌یافته بودند

﴿65﴾ و روزی‌ که [الله] به آنان ندا می‌دهد و می‌فرماید: «به [دعوتِ] پیامبران چه پاسخی دادید؟»

﴿66﴾ در آن روز، همۀ دلایل [و بهانه‌هایی که برای توجیه دارند] از آنان پنهان می‌گردد و از [شدت عذاب، از حالِ] یکدیگر نمی‌پرسند

﴿67﴾ اما کسی ‌که توبه کند و ایمان آورَد و کار شایسته انجام دهد، امید است که از رستگاران باشد

﴿68﴾ و پروردگارت هر چه بخواهد می‌آفریند و [هر کس را بخواهد به عبادت و پیامبری] برمی‌گزیند. مشرکان اختیاری ندارند [که در این مورد اعتراض کنند]. الله از چیزهایی که با او شریک می‌دانند منزه و برتر است

﴿69﴾ و پروردگارت آنچه در سینه‌هایشان پنهان می‌کنند و آنچه آشکار می‌سازند، [همه را] می‌داند

﴿70﴾ و او الله است که هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست. ستایش در دنیا و آخرت برای اوست و حُکم [و فرمانروایی نیز] از آنِ اوست و [همگی] به سوی او بازگردانده می‌شوید

﴿71﴾ [به مشرکان] بگو: «به من بگویید اگر الله [تاریکیِ] شب را تا روز قیامت بر شما پاینده گردانَد، كدام معبود به جز الله برایتان روشنى مى‌آورَد؟ آیا [سخن حق را] نمی‌شنوید؟»

﴿72﴾ بگو: «به من بگویید اگر الله [روشناییِ] روز را تا روز قیامت بر شما پاینده گردانَد، كدام معبود جز الله شبی برایتان می‌آورد که در آن آرام بگیرید؟ آیا [این نشانه‌های قدرت الهی را] نمی‌بینید؟

﴿73﴾ و الله از رحمت خویش شب و روز را برایتان قرار داد تا در شب آرام گیرید و در روز [تلاش کنید و] از بخشش او [روزی] بجویید و باشد که سپاس گزارید

﴿74﴾ و [یاد کن از] روزی‌ که الله به آنان ندا می‌دهد و می‌فرماید: «کجا هستند شریکانی که برای من می‌پنداشتید؟»

﴿75﴾ و از هر امتی، گواهی برمی‌گزینیم [که پیامبر آنان است و در مورد کفرشان گواهی می‌دهد]؛ سپس به آنان می‌گوییم: «دلیل [کفر و شرکِ] خویش را بیاورید»؛ پس می‌دانند که حق از آنِ الله است و دروغ‌هایی که می‌بافتند [و آنچه مشرکانه عبادت می‌کردند] محو و نابود گشته است

﴿76﴾ قارون از قوم موسی بود؛ اما بر آنان فخرفروشی نمود؛ و از گنجینه‌ها، آنقدر به وی داده بودیم که [حتی] حمل کلید‌هایش برای گروهی نیرومند مشکل بود. هنگامی ‌که [مردم] قومش به او گفتند: «[به خاطر ثروتت، چنین مغرور و] سرمست نباش. بی‌تردید، الله سرمستان را دوست ندارد

﴿77﴾ و با آنچه الله به تو بخشیده است، [ثوابِ] سرای آخرت را بجوی و [در عین حال،] بهره‌ات را از [زندگی] دنیا نیز فراموش نکن؛ و چنان که الله به تو نیکی کرده است، تو نیز [به بندگانش] نیکی کن و هرگز در پیِ تبهکاری [و فساد] در زمین نباش. بی‌تردید، الله مفسدان را دوست ندارد»

﴿78﴾ [قارون] گفت: «آنچه به من داده شده، در نتیجۀ [قدرت و] دانشی است که نزد من است». آیا نمی‌دانست که الله نسل‌هایی را پیش از وی نابود کرده بود که از او نیرومندتر و ثروتمندتر بودند؟ و [روز قیامت، اینگونه] مجرمان از گناهانشان پرسيده نمى‌شوند [و بى‌حساب دوزخ مى‌روند]

﴿79﴾ قارون با [تجملات و] زینت‌هایش در برابر قوم خویش ظاهر شد. افرادی ‌[از اطرافیان او] که خواستار زندگی دنیا بودند، گفتند: «ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما [نیز] داشتیم. واقعاً او بهرۀ بزرگی [از مال دنیا] دارد»

﴿80﴾ اما کسانی که دانش [حقیقی] یافته بودند، گفتند: «وای بر شما! برای کسی ‌که ایمان آورده است و کارهای شایسته می‌کند، ثواب الهی بهتر است؛ و این [سخن] را کسانی جز شکیبایان نمی‌پذیرند»

﴿81﴾ سپس قارون‌ را همراه خانه‌اش در زمین فروبردیم؛ آنگاه هیچ گروهى نداشت كه او را در برابر [عذاب‌] الله یاری كنند و [خود نیز] نتوانست به خویشتن یاری رساند

﴿82﴾ و کسانی ‌که دیروز آرزو می‌کردند به جای او باشند، بامداد [روز بعد] می‌گفتند: «وای بر ما! گویی الله است که [نعمت و] روزی را بر هر کس که بخواهد گسترده می‌دارد و [یا] تنگ می‌گرداند. اگر الله بر ما منّت ننهاده بود، قطعاً ما را [نیز به سزای سخنانمان به ژرفای زمین] فرومی‌بُرد، ای وای! گویی کافران هرگز رستگار نمی‌شوند

﴿83﴾ این سرای آخرت را [فقط] برای کسانی قرار می‌دهیم که خواهان گردنکشی و فساد در زمین نیستند؛ و سرانجامِ [نیک]، از آنِ پرهیزگاران است

﴿84﴾ [روز قیامت،] هر ‌کس نیکی بیاورد، [پاداشی] بهتر از آن خواهد داشت و هر ‌کس بدی بیاورد، [بداند] کسانی ‌که کارهای ناشایست کرده‌اند، جز [در برابر] آنچه می‌کردند کیفر نمی‌بینند

﴿85﴾ همان [پروردگاری] ‌که قرآن را [نازل نمود و تبلیغ آن را] بر تو واجب کرد، قطعاً تو را به جایگاهت [در مکه] بازمی‌گردانَد. بگو: «پروردگارم بهتر می‌داند چه کسی هدایت آورده است و چه کسی در گمراهیِ آشکار است»

﴿86﴾ و [پیش از بعثت،] تو انتظار نداشتی که این کتاب [آسمانی] بر تو نازل شود. [این نبود،] مگر رحمتى از جانب پروردگارت. پس هرگز پشتیبان کافران نباش

﴿87﴾ و مبادا [کافران] تو را از [تبلیغ‌] آیات الهی ـ پس از آنكه بر تو نازل شد ـ بازدارند! و [مردم را] به سوی پروردگارت دعوت کن و هرگز از مشرکان نباش

﴿88﴾ و معبود دیگری با الله [به نیایش] نخوان. هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست. همه چیز فناپذیر است؛ مگر [ذات جاوید و] روی او. فرمانروایی [تنها] از آنِ اوست و [روز قیامت، همگی] به پیشگاه او تعالی بازگردانده می‌شوید

العنکبوت

Surah 29

﴿1﴾ الم [= الف. لام. میم]

﴿2﴾ آیا مردم پنداشته‌اند همین که [به زبان] بگویند: «ایمان آوردیم»، آنان را [به حال خود] وامی‌گذارند و آزموده نمی‌شوند؟

﴿3﴾ و به راستی کسانی را که پیش از آنان بودند نیز آزمودیم و تا الله کسانی را که [دربارۀ ایمانشان] راست گفته‌اند جدا سازد و دروغگویان را [نیز] معلوم گردانَد

﴿4﴾ آیا کسانی که کارهای ناشایسته می‌کنند، پنداشته‌اند که می‌توانند ما را مغلوب نمایند [و از عذابمان بگریزند]؟ چه بد داوری می‌کنند

﴿5﴾ هر کس به دیدار الله امید دارد، [بداند که] وعدۀ الله قطعاً خواهد آمد و او تعالی شنوای داناست

﴿6﴾ و هر کس [در راه حق‌] بکوشد، به سود خویش کوشیده است. بی‌تردید، الله از جهانیان بی‌نیاز است‌

﴿7﴾ و کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، یقیناً گناهانشان را می‌زداییم و آنان را بر اساس نیکوترین [طاعت و] کاری که انجام داده‌اند پاداش می‌دهیم‌

﴿8﴾ و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی نماید؛ و [گفتیم:] «اگر آن دو کوشیدند تا چیزی را که تو به آن دانشی نداری شریک من سازی، از آنان اطاعت نکن. بازگشتتان به سوی من است، آنگاه شما را از [حقیقت] آنچه می‌کردید، آگاه خواهم کرد

﴿9﴾ و کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، البته آنان را در [زمرۀ] شایستگان درمی‌آوریم

﴿10﴾ و برخی از مردم هستند که می‌گویند: «به الله ایمان آورده‌ایم»؛ اما هنگامی که در [راه] الله آزار می‌بینند، آزار مردم را همچون عذاب الله [سخت و جانکاه] می‌دانند [و از ایمانشان دست می‌کشند]؛ و اگر از سوی پروردگارت پیروزی [و گشایشی برایتان] پیش آید، می‌گویند: «بی‌تردید، ما [نیز] با شما همراه بودیم». آیا الله به آنچه در دل‌های جهانیان است داناتر نیست؟

﴿11﴾ و به راستی، الله کسانی را که ایمان آورده‌اند به خوبی می‌شناسد و یقیناً منافقان را [نیز] می‌شناسد

﴿12﴾ و کسانی ‌که کفر ورزیدند به کسانی ‌که ایمان آوردند می‌گفتند: «از راه ما پیروی کنید، و قطعاً بار گناهانتان را به عهده می‌گیریم»؛ و[لی] آنان هرگز چیزی از گناهانشان را بر عهده نخواهند گرفت. به راستی که آنان دروغگو هستند

﴿13﴾ و قطعاً بارِ سنگین [گناه] خود و بارهای سنگین [گناه پیروانشان] را همراه بارِ سنگین خود به دوش خواهند کشید؛ و یقیناً روز قیامت، در مورد دروغ‌هایی كه مى‌بافتند بازخواست خواهند شد

﴿14﴾ و ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و او نهصد و پنجاه سال در میان آنان بود. آنگاه در حالی ‌که ستمکار [و کافر] بودند طوفان [سهمگین] آنان را فراگرفت

﴿15﴾ او [= نوح] و سرنشینان کشتی را نجات دادیم و آن [کشتی] را نشانه‌ای برای [عبرت گرفتنِ] جهانیان قرار دادیم

﴿16﴾ و [یاد کن از] ابراهیم آنگاه ‌که به قومش گفت: «الله را عبادت کنید و از او پروا کنید [که] اگر بدانید، این کار برایتان بهتر است

﴿17﴾ جز این نیست که به جای الله، فقط بُت‌هایی را عبادت می‌کنید و [با این کار، به الله] دروغ می‌بندید. در حقیقت، کسانی را که شما به جای الله عبادت می‌کنید، اختیار روزی‌تان را ندارند؛ پس [نعمت و] روزی را تنها از پیشگاهِ الله طلب کنید و او را عبادت کنید و شکر او را به جای آورید [که] به سوی او بازگردانده می‌شوید

﴿18﴾ و [ای مشرکان،] اگر شما [محمد را] دروغگو بدانید، [عجیب نیست.] به راستی که برخی از امت‌های پیش از شما [نیز، پیامبران الهی را] تکذیب کردند؛ و پیامبر وظیفه‌ای جز رساندن آشكار [وحی] ندارد»

﴿19﴾ آیا ندیدند که الله چگونه آفرینش را آغاز می‌کند سپس آن را [پس از مرگش] بازمی‌گرداند؟ قطعاً این کار برای الله آسان است

﴿20﴾ [ای پیامبر، به کافران] بگو: «در زمین بگردید و بنگرید که الله چگونه آفرینش را آغاز کرد؛ [به همین صورت نیز] زندگی دیگر را پدید می‌آورَد. بی‌تردید، الله بر هر کاری تواناست

﴿21﴾ او تعالی هر ‌کس را بخواهد، عذاب می‌کند و بر هر ‌کس که بخواهد، رحمت می‌آورد؛ و [همگی] به سویش بازگردانده می‌شوید

﴿22﴾ شما ـ [نه] در زمین و نه در آسمان ـ هرگز ناتوان‌کنندۀ او تعالی نیستید و جز الله هیچ کارساز و یاوری ندارید»

﴿23﴾ و کسانی که به آیاتِ الله و دیدار او کفر ورزیدند، آنانند که از رحمت من مأیوسند و عذاب دردناکی برایشان [در پیش] است

﴿24﴾ اما پاسخ قوم او [= ابراهیم] جز این نبود که گفتند: «او را بکشید یا بسوزانید»؛ پس الله او را از آتش نجات داد. بی‌تردید، در این [رهایی از آتش،] برای گروهی ‌که ایمان می‌آورند نشانه‌هایی [برای عبرت گرفتن] است

﴿25﴾ و [ابراهیم] گفت: «شما به جای الله بت‌هایی برای خود برگزیده‌اید که [مایۀ دوستی و] محبت میان شما در زندگی دنیا باشد. آنگاه روز قیامت، از یکدیگر بیزاری می‌جویید و همدیگر را لعنت می‌کنید و جایگاهتان آتش است و هیچ یاریگری نخواهید داشت»

﴿26﴾ لوط به او ایمان آورد و [ابراهیم] گفت: «من به سوی پروردگارم [به سرزمین شام] هجرت می‌کنم. بی‌تردید، او شکست‌ناپذیرِ حکیم است»

﴿27﴾ و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و میان فرزندانش، نبوت و کتاب [آسمانی] قرار دادیم و پاداشش را در این دنیا دادیم؛ و یقیناً او در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود

﴿28﴾ و [یاد کن از] لوط هنگامی که به قومش گفت: «واقعاً کار بسیار زشتی می‌کنید که پیش از شما هیچ‌یک از [مردم] جهان، آن را انجام نداده است

﴿29﴾ آیا با مردان می‌آمیزید و [به قصد تجاوز به مسافران،] راه را می‌بندید و در محافل عمومی خود مرتکب کارهای ناپسند می‌شوید؟» پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «اگر راستگویی، عذاب الهی را پیش آور»

﴿30﴾ [لوط] گفت: «پروردگارا، مرا در برابر مفسدان یاری کن»

﴿31﴾ و هنگامی ‌که فرستادگان ما به ابراهیم بشارت [تولد پسرش اسحاق را] دادند، به او گفتند: «ما ساکنان شهر [سَدوم] را قطعاً نابود خواهیم کرد؛ [چرا که] بی‌تردید، مردم آنجا ستمکارند»

﴿32﴾ [ابراهیم] گفت: «لوط [نیز] در آنجاست». فرشتگان گفتند: «ما بهتر مى‌دانیم چه كسانى در آنجا هستند. او و خانواده‌اش را حتماً نجات خواهیم داد؛ مگر همسرش، که از بازماندگان [در عذاب] خواهد بود»

﴿33﴾ و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از [تصور بی‌شرمیِ قومش نسبت به] آنان نگران و دلتنگ شد؛ و [فرشتگان] گفتند: «نترس و اندوهگین نباش. ما تو و خانواده‌ات را حتماً نجات می‌دهیم؛ مگر همسرت را ‌که از بازماندگان [در عذاب] است

﴿34﴾ ما بر ساکنان این شهر ـ به کیفر آنکه نافرمانی [و گناه] ‌کرده‌اندـ عذابی از آسمان فرود می‌آوریم»

﴿35﴾ و در حقیقت، ما از آن شهر [ویران‌شده]، نشانه [و عبرت] آشکاری، برای کسانی که می‌اندیشند باقی گذاشتیم

﴿36﴾ و به سوی [ساکنان] مَدیَن، برادرشان شعیب [را فرستادیم]. او گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید و به روز بازپسین امیدوار باشید و در زمین به فساد [و تباهی] نکوشید»

﴿37﴾ ولی او را دروغگو انگاشتند و زلزله سختی آنان را فراگرفت؛ آنگاه در خانه‌های خود به روی افتادند و هلاک شدند

﴿38﴾ و [قوم] عاد و ثمود را [نیز هلاک کردیم] و یقیناً برخی از خانه‌های [ویران‌شدۀ] آنان برایتان نمایان است؛ و شیطان کارهایشان را در نظرشان بیاراست و آنان را از راه [حق] بازداشت؛ در حالی ‌که [نسبت به حق و باطل] بینا بودند

﴿39﴾ و قارون و فرعون و هامان را [نیز نابود کردیم]؛ و به راستی، موسی دلایل روشن برایشان آورد؛ اما آنان در سرزمین [مصر] سرکشی کردند؛ ولی [از عذاب الهی] پیشی نگرفتند [و راه فرار نداشتند]

﴿40﴾ هر یک از آنان را به [کیفر] گناهشان عذاب کردیم؛ بر برخی از آنان باران سنگ فرستادیم و برخی دیگر را بانگ مرگبار فروگرفت و برخی را در زمین فروبردیم و برخی را غرق کردیم. الله هرگز به آنان ستم نکرد؛ بلکه آنان [خود] به خویشتن ستم ‌می‌کردند

﴿41﴾ مَثَل کسانی ‌که به جای الله دوستانی [از سنگ و چوب و مردگان را به عنوان شفاعتگر] برای خود برگزیده‌اند، همچون مَثل عنکبوت است که خانه‌ای [بی‌دوام را به عنوان پناهگاه خویش] برگزیده است؛ و بی‌تردید، سست‌ترین خانه‌ها، خانۀ عنکبوت است. اگر [مشرکان این حقیقت را] می‌دانستند، [معبودان باطل را به عبادت نمی‌گرفتند]

﴿42﴾ یقیناً الله هر آنچه را به جای او [به عبادت] می‌خوانند می‌داند؛ و او تعالی شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿43﴾ این مَثل‌ها را برای مردم می‌زنیم و جز دانایان کسی آنها را درنمی‌یابد

﴿44﴾ الله آسمان‌ها و زمین را به‌حق آفرید. بی‌تردید، در این [آفرینش،] نشانه‌ای [از قدرت الهی] برای مومنان است

﴿45﴾ [ای پیامبر،] آنچه را از این کتاب بر تو وحی شده است تلاوت کن و نماز برپا دار. به راستی که نماز، انسان را از گناه و زشتکاری بازمی‌دارد؛ و البته یاد الله [از هر کاری] بالا‌تر است؛ و الله می‌داند که چه می‌کنید

﴿46﴾ [ای مؤمنان،] با اهل کتاب جز به بهترین شیوه بحث و مناظره نكنید ـ مگر با کسانی از آنان که ستم کردند [و با شما به جنگ برخاستند] ـ و بگویید: «ما به تمام آنچه [از سوی الله] بر ما و شما نازل شده است ایمان آورده‌ایم و معبود ما و شما یکی است و ما تسلیمِ [فرمانِ] او هستیم»

﴿47﴾ و همان گونه [كه به پيامبران پيشين كتاب آسمانی فرو فرستاديم‌] اين كتاب را [نیز] بر تو نازل کردیم؛ کسانی ‌که [پیش از تو] به آنان کتاب [آسمانی] دادیم به این [قرآن نیز] ایمان می‌آورند و از اینان [= مشرکان قریش] کسانی هستند که به آن ایمان می‌آورند؛ و جز کافران [کسی] آیات ما را انکار نمی‌کند

﴿48﴾ و پیش از [نزول] قرآن، تو [هرگز] هیچ کتابی نمی‌خواندی و با دست خود چیزی نمی‌نوشتی؛ وگرنه، قطعاً باطل‌اندیشان [دربارۀ صحتِ پیامبری‌ات] تردید می‌کردند

﴿49﴾ بلکه آن [کتاب، شامل] آیات روشنی است که در سینۀ دانشوران [مؤمن] جای دارد؛ و جز ستمکاران [مشرک، کسی] آیات ما را انکار نمی‌کند

﴿50﴾ و [مشرکان] گفتند: «چرا معجزاتی از سوی پروردگارش بر او نازل نشده است؟» بگو: «معجزات نزد الله است [و به فرمان او نازل می‌شود] و من فقط بیم‌دهنده‌ای آشکارم»

﴿51﴾ آیا برایشان کافی نیست که ما قرآن را بر تو نازل کردیم که [پیوسته] بر آنان خوانده می‌شود؟ بی‌گمان، در این [قرآن] برای مردمی که ایمان می‌آورند، رحمت و پند است

﴿52﴾ بگو: «همین بس که الله میان من و شما گواه است. او تعالی آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند؛ و کسانی ‌که به باطل گرویده‌اند و به الله کفر ورزیده‌اند، زیانکارانند»

﴿53﴾ و [مشرکان] به شتاب از تو درخواستِ عذاب می‌کنند؛ و اگر موعد مقرری [برای عذابشان] نبود، یقیناً عذاب [الهی] به [سراغ] آنان می‌آمد و [سرانجام] در حالی ‌که غافلند، ناگهان به سراغشان خواهد آمد

﴿54﴾ و [مشرکان] به شتاب از تو درخواستِ عذاب می‌کنند، و یقیناً دوزخ بر کافران احاطه دارد

﴿55﴾ روزی ‌که عذاب، از بالای سر و زیر پایشان آنان را فرامی‌گیرد و [الله به آنان] می‌فرماید: «[کیفر] آنچه را انجام می‌دادید بچشید»

﴿56﴾ «ای بندگان من که ایمان آورده‌اید، بی‌گمان، زمین من گسترده است؛ [پس برای رهایی از فشار مشرکان، هجرت کنید] و تنها مرا عبادت کنید»

﴿57﴾ هر کسی چشندۀ [طعم‌] مرگ است؛ آنگاه به سوی ما بازگردانده می‌شوید

﴿58﴾ و کسانی که ایمان آورده‌اند و کار‌های شایسته انجام داده‌اند، قطعاً آنان را در غرفه‌هایی از بهشت جای می‌دهیم که جویبارها از زیر آن جاری است. جاودانه در آن خواهند ماند. چه نیکوست پاداش عمل‌کنندگان

﴿59﴾ [همان] کسانی‌ که شکیبایی ورزیدند و تنها بر پروردگارشان توکل می‌کنند

﴿60﴾ و چه بسیار جاندارانى كه [نمى‌توانند] روزى خود را حمل [یا ذخیره‌] كنند. الله به آنها و شما روزی می‌دهد و او شنوای داناست

﴿61﴾ و اگر از آنان [= مشرکان] بپرسی: «چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را به خدمت [انسان] گماشته است؟» مسلّماً می‌گویند: «الله»؛ پس چگونه [از حق] رویگردان می‌شوند؟

﴿62﴾ الله [نعمت و] روزی را برای هر کس که بخواهد می‌گشاید و [یا] تنگ می‌گرداند. بی‌تردید، الله به هر چیزی داناست

﴿63﴾ و اگر از آنان بپرسی: «چه کسی از آسمان باران فرستاد و به وسیلۀ آن، زمین را ـ پس از خشکی و خزانش ـ زنده کرد؟»، مسلّماً می‌گویند: «الله». بگو: «حمد و ستایش مخصوص الله است»؛ بلکه بیشتر آنان [در این نشانه‌ها] نمی‌اندیشند

﴿64﴾ و این زندگی دنیا [چیزی] جز سرگرمی و بازیچه نیست؛ و بی‌تردید، سرای آخرت زندگانی [راستین و همیشگی] است. اگر [کافران این حقیقت را] می‌دانستند [دل به دنیا نبسته بودند]

﴿65﴾ وقتی [مشرکان] در کشتی سوار می‌شوند، الله را با اخلاص می‌خوانند؛ اما چون آنان را به خشکی می‌رسانَد و [از خطرِ غرق‌شدن] می‌رهانَد، آنگاه [باز هم] شرک می‌ورزند

﴿66﴾ [چنین می‌کنند] تا نسبت به نعمت‌هایی که به آنان داده‌ایم ناسپاسی کنند و [از لذت‌های زندگی دنیا] بهره‌مند باشند. به زودی [سرانجامِ دردناکشان را] خواهند دانست

﴿67﴾ آیا ندیده‌اند در حالی که مردم پیرامونشان [گرفتارِ قتل و غارت هستند و] مورد دستبرد قرار می‌گیرند، ما حرم امنی [برای مردم مکه] پدید آورده‌ایم؟ آیا [باز هم] به [معبودهای] باطل ایمان می‌آورند و نسبت به نعمت الله ناسپاسی می‌کنند؟

﴿68﴾ و کیست ستمکار‌تر از آن ‌که بر الله دروغ می‌بندد یا حق را ـ آنگاه که به او می‌رسدـ دروغ می‌انگارد؟ آیا در دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟

﴿69﴾ کسانی ‌که در راه [خشنودیِ] ما می‌کوشند، قطعاً آنان را به راه‌های خویش هدایت می‌کنیم و بی‌تردید، الله با نیکوکاران است

الروم

Surah 30

﴿1﴾ الم [= الف. لام. میم]

﴿2﴾ رومیان [در جنگ با فارس] شكست خوردند

﴿3﴾ در نزدیک‌ترین سرزمین [مرزی شام با فارس]؛ و آنان پس از شکستشان، [در نبردی دیگر] پیروز خواهند شد؛

﴿4﴾ در چند سال [آینده]. چه قبل و چه بعد از این [پیروزی، سررشتۀ] کار در اختیار الله است؛ و در آن روز، مؤمنان شادمان می‌گردند

﴿5﴾ [این شادی،] به خاطرِ یاری رساندنِ الله [به اهل کتاب] است؛ و او تعالی هر کس را که بخواهد یاری می‌کند و او شکست‌ناپذیرِ مهربان است

﴿6﴾ [این پیروزی] وعدۀ الله است [و] الله هرگز از وعدۀ خود تخلف نمی‌کند؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند

﴿7﴾ آنان فقط ظاهری از زندگی دنیا را می‌دانند و از آخرت غافلند

﴿8﴾ آیا با خود نمی‌اندیشند که الله آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آنهاست، جز به‌حق و برای مدت معیّنی نیافریده است؟ بی‌تردید، بسیاری از مردم به دیدار پروردگارشان [در قیامت] باور ندارند

﴿9﴾ آیا [مشرکان] در زمین گشت و گذار نکرده‌اند تا ببینند سرانجامِ کسانی که پیش از آنان بودند چگونه بوده است؟ آنها بسیار نیرومندتر از اینان بودند و زمین را [برای کشاورزی و عمران،] بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند؛ و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند [اما آنان انکار کردند و نابود شدند]. الله هرگز بر آن نبود که به آنان ستم کند؛ بلکه آنان خود به خویشتن ستم می‌کردند

﴿10﴾ آنگاه سرانجامِ کسانی‌ که بدی کرده بودند، بسیار بدتر شد؛ چرا که آیات الله را دروغ می‌انگاشتند و آنها را به تمسخر می‌گرفتند

﴿11﴾ الله آفرینش مخلوقات را آغاز می‌کند؛ سپس آنان را [پس از مرگشان] بازمی‌گردانَد؛ آنگاه [در قیامت، همگی] به سویش بازگردانده می‌شوید

﴿12﴾ روزی که قیامت بر پا گردد، گناهکاران [از رحمت الهی] ناامید می‌شوند

﴿13﴾ [در آن روز،] مشرکان از بین معبودان خود [که عبادت می‌کردند] هیچ شفاعتگری نخواهند داشت و نسبت به معبودانشان [که آنها را همتای الله قرار داده بودند] کفر می‌ورزند

﴿14﴾ روزی که قیامت برپا گردد، [مردم بر اساس کارهایشان] از یکدیگر جدا می‌شوند

﴿15﴾ اما کسانی که ایمان آورده‌اند و کار‌های شایسته انجام داده‌اند، در بوستانی [از بهشت] شادمان می‌گردند

﴿16﴾ و اما کسانی ‌که کفر ورزیدند و آیات ما و دیدارمان در آخرت را تکذیب کردند، در عذاب [دوزخ] احضار می‌شوند

﴿17﴾ پس الله را به پاکی ستایش کنید، آنگاه که به شب درمی‌آیید و آن دَم که به صبح می‌رسید

﴿18﴾ و عصرگاهان و هنگامی ‌که به نیمروز می‌رسید؛ و حمد و ستایش در آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست

﴿19﴾ او تعالی [موجود] زنده را از [مادّۀ] بی‌جان [= نطفه] پدید می‌آورد و [مادّۀ] بی‌جان را از [موجود] زنده خارج می‌سازد؛ و زمین را ـ پس از خشکی و خزانش ـ زنده می‌سازد؛ و [شما نیز روز قیامت،] اینچنین برانگیخته می‌شوید

﴿20﴾ و [یکی دیگر] از نشانه‌های او تعالی [این] است که شما را از خاک آفرید، سپس انسان‌هایی شدید [که تولید مثل کردید و در زمین] پراکنده گشتید

﴿21﴾ و از [دیگر] نشانه‌های او [این] است که از جنس خود شما همسرانی برایتان آفرید تا در کنارشان آرام گیرید و در میانتان محبت و مهربانی قرار داد. بی‌گمان، در این [نعمت،] نشانه‌هایی است [از قدرت پروردگار] برای مردمی که تفکر می‌کنند

﴿22﴾ و از [دیگر] نشانه‌های او تعالی، آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف زبان‌ها و رنگ‌های شماست. بی‌تردید، در این [امور،] نشانه‌هایی [از قدرت پروردگار] برای دانشوران است

﴿23﴾ و [یکی دیگر] از نشانه‌های او، خواب شما در شب و روز و تلاشتان برای بهره‌گیری از بخشش پروردگار [و تأمین معاش] است. بی‌گمان، در این امور، برای مردمی که گوش شنوا دارند، نشانه‌هایی [از قدرتِ پروردگار] است

﴿24﴾ و از [دیگر] نشانه‌های او [این] است که برق را برای ترس [از صاعقه] و امید [به باران]، به شما نشان می‌دهد و آبی از آسمان می‌فرستد و زمین را ـ پس از خشکی و خزانش ـ با آن زنده می‌سازد. بی‌گمان، در این امور، برای مردمی که می‌اندیشند، نشانه‌هایی [از قدرتِ پروردگار] است

﴿25﴾ و از نشانه‌های او [این] است که آسمان‌ها و زمین به فرمانش برپاست و [روز قیامت] هنگامی که با ندایی شما را از زمین فرامی‌خوانَد، ناگهان [همگی از گورها] بیرون می‌آیید

﴿26﴾ هر کس [و هر چه] در آسمان‌ها و زمین است از آنِ الله است و همگی [تسلیم و] فرمانبردارِ او هستند

﴿27﴾ او همان ذاتی است که آفرینش مخلوقات را آغاز می‌کند، سپس آنان را [پس از مرگشان] بازمی‌گردانَد و این کار برایش آسان‌تر [از آفرینش نخستین] است؛ و برترین صفت در آسمان‌ها و زمین برای اوست و او تعالی شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿28﴾ [ای مشرکان،] الله برای شما از خودتان مثالی می‌آورد: آیا از بردگانتان کسی هست که در اموالی که به شما داده‌ایم شریکتان ‌باشد؛ چنان که هر دو [در برخورداری از آن اموال،] یکسان باشید و همان طور که [به خاطر تصرف مال] از یکدیگر بیم دارید، از آنان نیز بیم داشته باشید؟ [حال که چنین نیست، پس چرا بندگان و مخلوقات الله را با او شریک می‌دانید؟] ما آیات خویش را برای کسانی که می‌اندیشند، اینچنین به روشنی بیان می‌کنیم

﴿29﴾ [دلیل شرک، کمبود دلایل توحیدی نیست؛] بلکه ستمکاران بدون علم و آگاهی، از هوی و هوس‌ خود پیروی می‌کنند؛ پس کسی را که الله گمراه کرده است چه کسی هدایت می‌کند؟ و آنان [در برابر عذاب الهی] هیچ یاوری نخواهند داشت

﴿30﴾ [ای پیامبر،] حقگرایانه و خالصانه به این دین روی آور. [این آیین پاک،] اسلام است که الله فطرت مردم را بر اساس آن سرشته است. هیچ تغییری در آفرینشِ الله نیست. این است [راه راست و] دین استوار؛ ولی بیشتر مردم [حقیقت را] نمی‌دانند

﴿31﴾ [ای مؤمنان، به درگاه پروردگار توبه کنید و] به سوی او بازگردید و از او پروا کنید و نماز برپا دارید و از مشرکان نباشید

﴿32﴾ از کسانی [نباشید] که در دینشان تفرقه ایجاد کردند و دسته‌دسته شدند و هر گروهی به آنچه نزد خویش دارند خشنودند

﴿33﴾ هنگامی که به مردم [رنج و] زیانی برسد، زاری‌کنان پروردگار‌شان را می‌خوانند؛ سپس چون [الله] رحمتی از جانب خویش به آنان بچشاند [و گره از کارشان بگشاید]، آنگاه گروهی از آنان به پروردگارشان شرک می‌آورند

﴿34﴾ تا به آنچه که به آنان داده‌ایم ناسپاسی کنند. [از لذت‌های دنیوی] بهره بگیرید که به زودی [نتیجۀ کردارتان را] خواهید دانست

﴿35﴾ آیا [در کتاب‌های آسمانی] دلیل محکمی بر آنان نازل کرده‌ایم که از [درستیِ] آنچه به او [= الله] شرک ‌ورزیده‌اند سخن می‌گوید [و این کار را تأیید می‌کند]؟

﴿36﴾ وقتی رحمتی به مردم بچشانیم، از آن [بیش از حد] شاد می‌گردند [و تکبر می‌ورزند] و اگر به سزای کارهایی که می‌کردند رنج و مصیبتی به آنان برسد، [از رحمت الهی و دفع بلا] ناامید می‌شوند

﴿37﴾ آیا ندیدند که الله [نعمت و] روزی را بر هر کس که بخواهد می‌گشاید و [یا] تنگ می‌گرداند؟ بی‌گمان، در این [گشایش و سختی،] نشانه‌هایی [از لطف و رحمت پروردگار،] برای مؤمنان است

﴿38﴾ حقِ [صلۀ رَحِم] خویشاوند و [صدقه و زکاتِ] مستمند و درراه‌مانده را ادا کن. این [کار] برای کسانی‌ که [خشنودی] الله را می‌طلبند بهتر است و آنان همان رستگارانند

﴿39﴾ آنچه از اموال [خود، که به قصد] ربا به مردم می‌دهید تا [با پس گرفتنِ آن به میزان بیشتری بر اموالتان] افزوده گردد، نزد الله افزایش نمی‌یابد و[لی] آنچه برای خشنودی الله [به عنوان] زکات می‌پردازید، [برکت و افزایش می‌یابد] و [کسانی که چنین می‌کنند] اینانند که پاداششان [نزد الله] چند برابر می‌گردد

﴿40﴾ الله است که شما را ‌آفرید و روزی ‌داد؛ آنگاه شما را می‌میراند و باز [در قیامت] زنده می‌کند. آيا در ميان شريكانتان كسى هست که چیزی از این [کار‌ها] را انجام دهد؟ او تعالی منزّه است و از چیزهایی که [با وی] شریک می‌سازند برتر است

﴿41﴾ به سبب گناهانی که مردم مرتکب شده‌اند، فساد [و تباهی] در خشکی و دریا آشکار گشته است تا [الله] جزای برخی از اعمالشان را به آنان بچشاند؛ باشد که [به سوی حق] بازگردند

﴿42﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «در زمین بگردید تا ببینید سرانجامِ کسانی که پیش از شما بودند چگونه بوده است؛ بیشتر آنان مشرک بودند [و به همین سبب هلاک شدند]»

﴿43﴾ به سوى دین مستقیم [و پایدار] روی آور پیش از آنكه روزى از جانب الله فرارسد كه برگشت‌ناپذير است [و قطعاً واقع می‌گردد]. در آن روز، [مردم] پراکنده می‌شوند [سپس گروهی به بهشت می‌روند و گروهی به دوزخ]

﴿44﴾ هر کس کفر بورزد، کفرش به زیان [خودِ] اوست و هر کس کاری شایسته انجام دهد، [بهشت را] برای خود آماده می‌سازند

﴿45﴾ تا [الله] کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، از فضل خود پاداش دهد. بی‌تردید، او تعالی کافران را دوست ندارد

﴿46﴾ از نشانه‌های [قدرتِ] او این است که باد‌های بشارت‌بخش را [با مژدۀ باران] می‌فرستد تا از رحمت خویش به شما بچشاند و کشتی‌ها به فرمانش حرکت کنند تا از بخشش او [روزی] بجویید؛ باشد که شکر به جای آورید

﴿47﴾ و در حقیقت، پیش از تو [نیز] پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم و آنان با دلایل روشن نزد‌شان آمدند [ولی آن دلایل را تکذیب کردند]؛ سپس از کسانی که مرتکب گناه شده بودند انتقام گرفتیم [و مؤمنان را نجات دادیم] و یاری‌دادن مؤمنان [حقی] بر عهدۀ ما است

﴿48﴾ الله است که باد‌ها را روانه می‌کند و [آنها نیز تودۀ] ابری را به حرکت درمی‌آورند و [الله] آنها را چنان که می‌خواهد در [پهنۀ] آسمان می‌گسترانَد و به صورت پاره‌هایی درمی‌آورَد و باران را می‌بینی که از میان آن [ابرها] بیرون می‌آید؛ و چون [پروردگار مهربان] این [بارانِ حیات‌بخش] را به هر یک از بندگانش که بخواهد فرو‌بارَد، آنگاه است که شادمان می‌شوند

﴿49﴾ و قطعاً پیش از آنکه بر آنان ببارد، [آری] پیش از آن، ناامید بودند

﴿50﴾ پس به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را پس از خشکی و خزانش زنده می‌کند. به راستی، اوست که یقیناً زندگی‌بخشِ مردگان است و او تعالی بر هر چیزی تواناست

﴿51﴾ اگر بادی [سوزان] بفرستیم و آن [کشتزارهایشان] را زرد [و پژمرده] ببینند، قطعاً پس از آن، ناسپاسی می‌کنند

﴿52﴾ [ای پیامبر،] تو هرگز نمی‌توانی مردگان را شنوا سازی و آواى دعوت [حق را] را به گوش كران برسانى؛ آنگاه که آنان پشت می‌کنند و روی می‌گردانند

﴿53﴾ و تو راهنمای کوردلان از گمراهی‌شان نیستی. تو تنها [سخن حق را] به گوش کسانی می‌رسانی که به آیات ما ایمان دارند و [در برابر فرمان الله] تسلیمند

﴿54﴾ الله است که شما را از [آب] بی‌ارزشی آفرید؛ سپس بعد از ناتوانى [دوران خردسالی،] نیرومندى بخشید؛ آنگاه پس از نیرومندى، ضعف و کهنسالی پدید آورد. او هر چه بخواهد می‌آفریند و او دانای تواناست

﴿55﴾ و روزی که قیامت برپا گردد، گناهکاران سوگند یاد می‌کنند که جز ساعتی [در گور] درنگ نکرده‌اند. آنان [در دنیا نیز] این گونه به انحراف كشیده مى‌شدند

﴿56﴾ و کسانی که به آنان دانش و ایمان داده شده است [به گناهکاران] می‌گویند: «بی‌تردید، شما [بر اساس آنچه] در كتاب الله [مقدر بوده است] تا روز رستاخیز درنگ کرده‌اید. پس این روز رستاخیز است؛ اما شما نمی‌دانستید [و آن را انکار می‌کردید]»

﴿57﴾ در آن روز، عذرخواهیِ کسانی که ستم کرده‌اند سودی ندارد و از آنان خواسته نمی‌شود که [برای به دست آوردن خشنودی الله] عذرخواهی کنند

﴿58﴾ به راستی که در این قرآن،از هر گونه مَثَلی برای مردم آوردیم؛ و اگر نشانه‌ای [در مورد راستگویی‌ات] برایشان بیاوری، کسانی که کفر ورزیدند می‌گویند: «شما باطل‌اندیشانی بیش نیستید»

﴿59﴾ الله بر دل‌های کسانی که [سخن حق را] نمی‌فهمند، این گونه مُهر [غفلت] می‌نهد

﴿60﴾ [ای پیامبر، بر آزار و تکذیبِ مشرکان] شکیبا باش [که] قطعاً وعدۀ [یاریِ] الله، حق است؛ و مبادا کسانی که [به رستاخیز] باور ندارند، تو را به [بی‌صبری و] سبكسرى وادار کنند

لقمان

Surah 31

﴿1﴾ الم [= الف. لام. میم]

﴿2﴾ این آیات کتاب حکیم است

﴿3﴾ [که] هدایت و رحمتی برای نیکوکاران است

﴿4﴾ همان کسانی ‌که نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و به آخرت یقین دارند

﴿5﴾ آنان از جانب پروردگارشان از هدایتی برخوردارند و آنان قطعاً رستگارند

﴿6﴾ و در میان مردم کسی هست که در پیِ سخن یاوه است تا [دیگران را] از راهِ الله گمراه سازد و آن [آیات روشنگر] را به تمسخر می‌گیرد. آنان [که رفتارشان چنین است] عذابی خفت‌بار [در پیش] دارند

﴿7﴾ و هنگامی که آیات ما بر او خوانده می‌شود، متکبرانه روی می‌گردانَد؛ گویی آن را نشنیده [و] گویی در گوش‌هایش سنگینی است؛ او را به عذابی درد‌ناک بشارت ده

﴿8﴾ بی‌تردید، کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و کار‌های شایسته انجام داده‌اند، باغ‌های پرنعمت [بهشت] برایشان است

﴿9﴾ در آنجا جاودانند. وعدۀ الله راست است و او تعالی شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿10﴾ چنان که می‌بینید، [الله] آسمان‌ها را بدون ستون آفرید و کوه‌های استوار [و محکمی] در زمین پِی افکند تا [زمین] شما را نلرزانَد و از هر گونه جنبنده‌ای در آن پراکنده ساخت و آبی از آسمان فرستادیم و از هر گونه [گیاه زیبا و] سودمندى در آن رویاندیم

﴿11﴾ این آفرینشِ الله است؛ اینک [ای مشرکان،] به من نشان دهید کسانی ‌که غیر از او هستند [و شما آنها را عبادت می‌کنید] چه آفریده‌اند؟ بلکه ستمکاران [مشرک] در گمراهی آشکارند

﴿12﴾ به راستی، ما دانش [فهم دین و تدبیر زندگی] به لقمان بخشیدیم [و به او گفتیم]: «شکر الله را به جای آور؛ و هر ‌کس شکر گزارد، تنها به سود خویش شکر گزارده است؛ و هر‌ کس ناسپاسی کند، [بداند که] بی‌تردید، الله بی‌نیازِ ستوده است

﴿13﴾ و [یاد کن از] آنگاه که لقمان به پسرش [چنین] پند می‌داد: «پسرم، به الله شرک نیاور [و کسی یا چیزی را همتایش قرار نده؛ چرا که] یقیناً شرک، ستم بزرگی است»

﴿14﴾ ما انسان را [دربارۀ نیکویی] به پدر و مادرش سفارش کردیم [از آن رو که] مادرش او را با سستی [و ضعفِ] روزافزون باردار شد و [دوران شیرخوارگی و] بازگرفتنش از شیر دو سال به طول ‌می‌انجامد. [به او گفتیم] که: «شُکرِ من و پدر و مادرت را به جای آور [که] باز‌گشت [همه] به سوی من است

﴿15﴾ و اگر آن دو [مشرک باشند و] تلاش کنند تو چیزی را شریک من قرار دهی که نسبت به آن دانشی نداری، [در این صورت] از آن‌ها اطاعت نکن و[لی] در دنیا با آنان به شایستگی [و نیکویی] رفتار کن و از راه کسی پیروی کن که [موحدانه] به سوی من بازآمده است؛ آنگاه بازگشتتان به سوی من است و شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌کنم»

﴿16﴾ [لقمان گفت:] «پسرم، اگر [عمل نیک یا بد] همسنگِ دانۀ خردل باشد و درون تخته‌سنگی یا در [گوشه‌ای از] آسمان‌ها یا در زمین [نهفته] باشد، الله آن را [روز قیامت به حساب] می‌آورد. بی‌تردید، الله باریک‌بینِ آگاه است

﴿17﴾ پسرم، نماز برپا دار و [مردم را] به نیکی فرمان بده و از کار ناپسند بازدار و بر آنچه [که از سختی‌های این کار] به تو می‌رسد، شکیبا باش. بی‌تردید، این از [جمله کارهایی است که نیازمند ارادۀ قوی و] عزم استوار است

﴿18﴾ و [از روی غرور و تکبر] از مردم روی نگردان و مغرورانه در زمین راه نرو. به راستی که الله هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد

﴿19﴾ و [در منش و رفتارت] میانه‌رو باش و به آرامی سخن بگو [نه با صدای بلند؛ چرا که] قطعاً زشت‌ترین صدا، صدای خران است

﴿20﴾ [ای مردم،] آیا ندیده‌اید که الله آنچه را در آسمان‌ها و زمین است، به خدمتتان گماشته و [بخششِ] نعمت‌های آشکار و پنهان خویش را بر شما تمام کرد؟ [با این حال،] از مردم کسی هست که بدون هیچ دانش و هدایت و کتابِ روشنگری، در [مورد] الله مجادله می‌کند

﴿21﴾ و هنگامی که به آنان گفته می‌شود: «از آنچه الله نازل کرده است پیروی کنید» می‌گویند: «[نه،] بلکه از چیزی پیروی می‌کنیم که پدرانمان را بر آن یافتیم». آیا اگر شیطان آنان را به سوی عذاب [آتش] سوزان دعوت کند [باز هم از پدرانشان پیروی می‌کنند؟]

﴿22﴾ هر کس [خالصانه] به الله رو کند و نیکوکار باشد، به راستی که به محكم‌ترين دستاويز چنگ زده است؛ و سرانجامِ کار‌ها به سوی الله است

﴿23﴾ هر ‌کس کفر ورزید، کفرش تو را غمگین نسازد. بازگشت آنان به سوی ماست؛ آنگاه آنان را از آنچه کرده‌اند آگاه می‌سازیم. بی‌تردید، الله از [رازِ] دل‌ها آگاه است

﴿24﴾ آنان [= کافران] را اندکی [از نعمت‌های دنیا] بهره‌مند می‌سازیم؛ آنگاه آنان را به [تحمل] عذابی سخت دچار می‌کنیم

﴿25﴾ و اگر از مشرکان بپرسی: «چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟» قطعاً می‌گویند: «الله». بگو: «سپاس [و ستایش] مخصوصِ الله است [که شما را از این حقیقت، آگاه نمود]»؛ بلکه بیشتر آنان نمی‌دانند

﴿26﴾ آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ الله است. بی‌تردید، الله بی‌نیازِ ستوده است

﴿27﴾ اگر [همۀ] درختان روی زمین قلم شود و دریا [مرکب گردد] و هفت دریای دیگر به یاری‌اش بیاید [تا دانش الهی را بنویسند]، سخنان الله پایان نمی‌یابد. بی‌تردید، الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿28﴾ [ای مردم،] آفرینش و برانگیختن شما [در قیامت] همچون [آفرینش] یک نفر بیش نیست. بی‌تردید، الله شنوای بیناست

﴿29﴾ آیا ندیدی که الله از شب می‌کاهد و بر روز می‌افزاید و از روز می‌کاهد و بر شب می‌افزاید؛ و خورشید و ماه را به خدمت [انسان] گماشته است ‌که هر یک تا زمانی معیّن در [مدار خود] در حرکت باشد؟ بی‌تردید، الله از آنچه می‌کنید آگاه است

﴿30﴾ این [تقدیر و تدبیر،] از آن روست که الله حق است و آنچه جز او [به یاری و دعا] می‌خوانند [همه] باطل است و الله است که بلندمرتبه [و] بزرگ است

﴿31﴾ آیا ندیدی که کشتی‌ها به [فرمان و] نعمت الله در دریا در حرکتند تا برخی از نشانه‌های خویش را به شما بنمایاند؟ بی‌تردید، در این امر، برای هر شکیبای سپاسگزار، نشانه‌هایی [از قدرت و لطف پروردگار] است

﴿32﴾ و آنگاه‌ که موجی کوه‌پیکر آنان را احاطه می‌کند، الله را در حالی خالصانه می‌خوانند که دین [و عبادت] را تنها ویژۀ او می‌دانند؛ اما چون آنان را [از مرگ] ‌رهاند و به خشکی ‌رساند، برخی از آنان میانه‌رو [می‌شوند، چنان که باید، سپاس نمی‌گزارند؛ در حالی ‌که برخی دیگر ناسپاسند]؛ و آیات ما را کسی جز پیمان‌شکنانِ ناسپاس انکار نمی‌کند

﴿33﴾ ای مردم، از پروردگار‌تان پروا کنید و از روزی بترسید که نه هیچ پدری برای فرزندش سودی دارد و نه هیچ فرزندی سودرسانِ پدر است. یقیناً وعدۀ الله [در مورد قیامت] حقیقت دارد؛ پس [هوشیار باشید که لذت‌های] زندگی دنیا شما را نفریبد و شیطان شما را نسبت به [تأخیر عذاب و شکیباییِ] الله فریب ندهد

﴿34﴾ بی‌تردید، آگاهی [از زمان وقوع] قیامت، [تنها] نزد الله است و [اوست که] باران نازل می‌کند و آنچه را که در رَحِم‌هاست می‌داند؛ و ‌کسی نمی‌داند فردا چه به دست می‌آورد و هیچ‌ ‌کس آگاه نیست که در کدام سرزمین می‌میرد. به راستی که الله دانای آگاه است

السجدة

Surah 32

﴿1﴾ الم [= الف. لام. میم]

﴿2﴾ نزول این کتاب که در [حقانیت] آن هیچ شکی نیست، از جانب پروردگار جهانیان است

﴿3﴾ [کافران] می‌گویند: «[محمد] آن را به دروغ [به پروردگارش] نسبت می‌دهد». [هرگز چنین نیست؛] بلکه آن [آیات، سخنِ] حقی از جانب پروردگار توست تا به قومی که پیش از تو [هیچ] بیم‌دهنده‌ای برایشان نیامده است، هشدار دهی؛ باشد که هدایت شوند

﴿4﴾ الله همان ذاتی است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آنهاست در شش روز آفرید؛ آنگاه [آن گونه كه شايسته جلال و مقام اوست] بر عرش قرار گرفت. شما هیچ کارساز و شفاعتگری جز او ندارید. آیا پند نمی‌گیرید؟

﴿5﴾ کار [جهان هستی] را از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند. آنگاه در روزی که بلندی‌اش، به حساب شما [انسان‌ها] هزار سال است، [این کارها] به سوی او بالا می‌رود

﴿6﴾ این [پروردگار شماست:] دانای پنهان و آشکار، شکست‌ناپذیرِ مهربان

﴿7﴾ [همان] ذاتی ‌که هر چه آفرید، به نیکو‌ترین [شکل] آفرید و آفرینش [نخستین] انسان را از گِل آغاز کرد

﴿8﴾ سپس [تداوم‌] نسل او را از چکیدۀ آبی پست [و بی‌قدر] مقرّر کرد

﴿9﴾ آنگاه [اندام] او را سامان داد و از روح خویش [= روحی که خود آفرید] در وی دمید؛ و [نعمتِ] گوش و چشم‌ و دل برایتان قرار داد. چه اندک سپاس می‌گزارید

﴿10﴾ [مشرکان] می‌گویند: «آیا وقتی [مُردیم و] در زمین [تبدیل به خاک و] ناپدید شدیم، آفرینش جدیدی خواهیم یافت؟» بلکه آنان دیدار پروردگارشان را منکرند

﴿11﴾ [ای پیامبر،] بگو: «فرشتۀ مرگ که بر شما گماشته شده است، جانتان را می‌گیرد؛ آنگاه به سوی پروردگارتان بازگردانده می‌شوید»

﴿12﴾ و چون [در قیامت] گناهکاران را در پیشگاه پروردگارشان ببینی سر به زیر افکنده‌اند [و می‌گویند:] «پروردگارا، [اکنون حقیقت را] دیدیم و شنیدیم؛ پس ما را بازگردان تا کاری شایسته انجام دهیم. بی‌تردید، ما [به قیامت] یقین داریم»

﴿13﴾ اگر می‌خواستیم، به هر‌ کسی [توفیق و] هدایتش را ارزانی می‌داشتیم؛ ليكن اين سخن از جانب من حتمى شده است كه: «دوزخ را از همۀ جنیان و آدمیان [کافر] پر خواهم کرد»

﴿14﴾ [به آنان گفته می‌شود:] «به سزای آنکه دیدار امروزتان را فراموش ‌کردید، [عذاب سوزان را] بچشید. یقیناً ما [نیز] شما را [در آتش] رها کرده‌ایم و [اکنون] به سزای آنچه می‌کردید، عذاب جاودان را بچشید

﴿15﴾ فقط کسانی به آیات ما ایمان می‌آورند که چون به آنها پند داده شوند، به سجده می‌افتند و پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و تکبر نمی‌ورزند

﴿16﴾ [در دل شب،] از بسترها برمی‌خیزند و پروردگار‌شان را با بیم و امید [به نیایش] می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند

﴿17﴾ هیچ کس نمی‌داند به [پاس] آنچه [این مؤمنان در دنیا] انجام می‌دهند، چه [بسیار پاداش‌ها که مایۀ شادمانی و] روشنی چشم‌هاست، برایشان نهفته است

﴿18﴾ آیا [پاداش] کسی که مؤمن است همچون کسی است که نافرمان است؟ هرگز برابر نیستند

﴿19﴾ اما کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، برایشان باغ‌ها[ی بهشتی] است؛ [این به عنوان] محلّ پذیرایی از [آنها] است به [پاس] آنچه می‌کردند

﴿20﴾ و اما کسانی که نافرمانی کردند، جایگاهشان آتش [دوزخ] است. هر گاه بخواهند از آن خارج شوند، به آن بازگردانده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «بچشید عذاب آتشی که همواره آن را انکار می‌کردید»

﴿21﴾ یقیناً پیش از عذاب بزرگ [آخرت]، از عذاب نزدیک‌ [و سختی‌های این دنیا] به آنان می‌چشانیم؛ باشد که [به درگاه الهی] بازگردند

﴿22﴾ کیست ستمکار‌تر از آن ‌کس که به آیات پروردگارش پند داده می‌شود، سپس از آن روی می‌گرداند؟ بی‌تردید، ما از گناهکاران انتقام می‌گیریم

﴿23﴾ ما به موسی کتاب [تورات] دادیم ـ پس [ای پیامبر،] در مورد دیدار [خودت با] او [در شب اسراء و معراج] در تردید نباش‌ـ و آن [= تورات] را رهنمود بنی‌اسرائیل گرداندیم

﴿24﴾ و چون آنان [بر عبادت و دوری از گناه] شکیبایی می‌کردند و به آیات ما یقین داشتند، پیشوایانی از میان آنان برگماشتیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت می‌کردند

﴿25﴾ مسلماً پروردگار توست که روز قیامت در مورد آنچه اختلاف داشتند، میان آنان داوری می‌کند

﴿26﴾ آیا برایشان روشن نشده است كه چه بسیار نسل‌هایی را پیش از آنان نابود كردیم كه [اکنون این کافران] در خانه‌های آنها راه مى‌روند؟ به راستی که در این [عذاب و نابودی] عبرت‌هاست. آیا [باز هم سخن حق را] نمی‌شنوند؟

﴿27﴾ آیا ندیدند که ما باران را به سوی زمین خشک [و بی‌گیاه] می‌فرستیم و به وسیلۀ آن، کشتزاری پدید می‌آوریم که خود و چهارپایانشان از آن می‌خورند؟ آیا [نشانه‌های قدرتِ الله بر رستاخیز را] نمی‌بینند؟

﴿28﴾ و [کافران] می‌گویند: «اگر راستگویید، این داوری [میان ما و شما] کی فرامی‌رسد؟»

﴿29﴾ بگو: «در روز داوری [که جدایی حق و باطل است]، ایمان آوردنِ کسانی که کفر ورزیدند سودی ندارد و به آنان مهلت [توبه] داده نمی‌شود»

﴿30﴾ پس [ای پیامبر، اکنون که بر شرک پافشاری می‌کنند] از آنان روی بگردان و منتظر [عذابشان] باش [که] بی‌تردید، آنان [نیز] منتظر [وقوع حوادث ناگوار بر شما] هستند

الأحزاب

Surah 33

﴿1﴾ ای پیامبر، تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت نکن. بی‌تردید، الله همواره دانای حکیم است

﴿2﴾ و از آنچه از جانب پروردگارت بر تو وحی می‌شود پیروی کن. بی‌تردید، الله همواره به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿3﴾ و بر الله توکل كن و همین بس كه الله کارسازِ [تو] باشد

﴿4﴾ الله درون هیچ ‌مردی دو قلب برایش ننهاده است و [به همین صورت،] هرگز همسرانتان را که مورد ظِهار [و تحریم جنسی] قرار می‌دهید، [همچون] مادرانتان نگردانده است؛ و [همچنین] پسرخوانده‌هایتان را پسران [حقیقی] شما قرار نداده است. این سخنی [نادرست] است که بر زبان می‌آورید و الله حق را می‌گوید و اوست که به راه راست هدایت می‌کند

﴿5﴾ آنان [= پسرخوانده‌ها] را به پدرانشان نسبت دهید [که] نزد الله عادلانه‌تر است. اگر پدرانشان را نمی‌شناسید، برادران دینی و بردگان آزادشده [و در حکمِ دوستان] شما هستند. در مورد آنچه [قبلاً] اشتباه کرده‌اید، گناهی بر شما نیست؛ ولی [در مورد] آنچه دل‌هایتان قصد آن را دارد [و عمداً بر زبان می‌آورید، مسؤول هستید و گناهکار می‌شوید؛ پس اگر توبه کنید،] همواره الله آمرزندۀ مهربان است

﴿6﴾ پیامبر [در تمام امور] نسبت به مؤمنان، از خودشان سزاوار‌تر است [و نظر و خواستش اولویت دارد] و همسران او [از لحاظ حرمت ازدواج و رعایت احترام، در حکمِ] مادرانشان هستند؛ و در کتاب الله، خویشاوندان [در ارث بردن از یكدیگر،] نسبت به مؤمنان و مهاجران اولویت دارند [و مِلاک ارث، خویشاوندی است نه ایمان و هجرت]؛ مگر اینکه [بخواهید] به دوستانتان نیکی کنید [و بخشی از اموالتان را به آنان بدهید]. این [حکم،] در آن کتاب [= لوح محفوظ] نوشته شده است

﴿7﴾ و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که از پیامبران پیمان [عبادت الله به یگانگی و نبوت] گرفتیم و [به ویژه] از تو و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی ـ پسر مریم؛ و از [همۀ] آنان پیمان محکمی [دربارۀ تبلیغ دین] گرفتیم

﴿8﴾ [الله این پیمان را از رسولان گرفت] تا [با کافران اتمام حجت کرده باشد و] از راستگویان [= پیامبران] دربارۀ راستی‌شان بپرسد و برای کافران عذابی دردناک مهیّا کرده است

﴿9﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نعمت الله را بر خود به یاد آورید؛ آنگاه که سپاهیانی [از قبایل عرب] به سویتان آمدند. آنگاه ما تندبادی [سخت] و لشکری [از فرشتگان] که آنها را نمی‌دیدید، بر آنان فرستادیم [و به سختی شکستشان دادیم]؛ و همواره الله به آنچه می‌کنید بیناست

﴿10﴾ وقتی [در غزوۀ خندق] دشمنان از بالا و پایین [و از شرق و غربِ شهر] به سویتان آمدند [و مدینه را محاصره کردند]؛ آنگاه که چشم‌ها [به فراوانیِ دشمن] خیره گشته و جان‌ها [از شدت وحشت] به گلوگاه رسیده بود و شما گمان‌هایی [نابجا] به الله می‌بردید

﴿11﴾ آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و شدیداً به وحشت و اضطراب افتادند

﴿12﴾ و [نیز به یاد آورید] هنگامی که منافقان و کسانی که در دل‌هایشان بیماری [شک و دورویی] بود می‌گفتند: «آنچه الله و پیامبرش [دربارۀ پیروزى بر کافران] وعده داده‌اند، جز فریبى بیش نیست»

﴿13﴾ و [نیز] هنگامی که گروهی از آنان گفتند: «ای اهل یثرب، اینجا جای ماندن شما نیست؛ پس [به خانه‌هایتان] بازگردید»؛ و برخی از آنان از پیامبر اجازۀ [بازگشت] می‌خواستند و می‌گفتند: «خانه‌های ما بی‌حفاظ است»؛ در حالی که بی‌حفاظ نبود. آنان چیزی جز فرار [از جهاد] نمی‌خواستند

﴿14﴾ اگر [لشکر دشمنان] از اطراف آن [= مدینه] بر آنان وارد می‌شدند [و خانه‌هایشان را محاصره می‌کردند] و از آنان خواسته می‌شد به کفر و شرک بازگردند، قطعاً چنین [تعهدی به دشمن] می‌دادند و جز تعدادی اندک [در برابر این درخواست] مقاومت نمی‌کردند

﴿15﴾ و پیش از این [وقتی همین منافقان در جنگ احد از مقابل کافران گریختند] با الله پیمان بستند که [هرگز به دشمن] پشت نکنند [و از میدان نگریزند]؛ و همواره پیمان الهی بازخواست دارد

﴿16﴾ [ای پیامبر، به منافقان] بگو: «اگر از مرگ یا کشته شدن فرار کنید، هرگز سودی به حالتان ندارد؛ و در آن صورت نیز [از زندگی دنیا] جز اندکی بهره‌مند نمی‌شوید»

﴿17﴾ بگو: «اگر الله مصیبت یا رحمتی برایتان خواسته باشد، کیست که شما را در برابرِ [اجرای فرمان] او حفظ ‌کند؟» و آنان هیچ کارساز و یاریگری برای خویش جز الله نمی‌یابند

﴿18﴾ الله کسانی از شما را که بازدارنده[ی مردم از جهاد] هستند و به برادرانشان می‌گویند: «به ما بپیوندید» به خوبی می‌شناسد. [آنان سست‌باورند] و جز اندکی به میدان جنگ نمی‌آیند

﴿19﴾ [منافقان در همه چیز] بر شما بخل می‌ورزند؛ و هنگامی که بیم [جنگ پیش] می‌آید، در حالی که چشم‌هایشان [از وحشت در حدقه] می‌چرخد، همچون کسی که از [سختیِ] مرگ بیهوش شده باشد تو را نگاه می‌کنند؛ و چون [بحران و] ترس برطرف شد، به خاطر حرص و طمعی که به غنایم دارند، با زبان‌های تند و نیشدار شما را می‌رنجانند. آنان [هرگز] ایمان نیاورده‌اند؛ پس الله اعمالشان را تباه می‌گردانَد و این [کار] همواره بر الله آسان است

﴿20﴾ [منافقان] مى‌پندارند [که لشکریان] احزاب [هنوز از اطراف مدینه] نرفته‌اند؛ و اگر احزاب بازگردند، [این سست‌باوران] آرزو می‌کنند که میان بادیه‌نشینان [پنهان] باشند [و از همانجا] اخبارِ [درگیرىِ] شما را جویا شوند؛ و [حتی] اگر بین [سپاه] شما بودند، جز اندکی نمی‌جنگیدند

﴿21﴾ بی‌تردید، در [رفتار و گفتار] رسول الله، سرمشق نیکویی برایتان است؛ برای هر کس که به الله و روز آخرت امید دارد و الله را بسیار یاد می‌کند

﴿22﴾ و چون مؤمنان [لشکر] احزاب را دیدند، گفتند: «این [امتحان الهی و پیروزی نهایی‌اش] همان چیزی است که الله و پیامبرش به ما وعده داده‌اند و [حقا که] الله و پیامبرش راست گفتند» و [مشاهدۀ انبوه دشمن] جز بر ایمان و تسلیمشان [در مقابل پروردگار] نیفزود

﴿23﴾ در میان مؤمنان، مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با الله بسته بودند [صادقانه] وفا کردند؛ برخی از آنان تا آخر بر عهد و پیمان خود ایستادند [و در این راه درگذشتند یا شهید شدند] و برخی دیگر هنوز چشم‌انتظار [شهادت] هستند و هرگز [پیمان خود را] دگرگون نساخته‌اند

﴿24﴾ [این رویدادها پیش می‌آید] تا الله راستگویان را به [پاسِ پایمردی و] راستگویی‌شان پاداش دهد و منافقان را ـ اگر بخواهد ـ عذاب کند یا توبه‌شان را بپذیرد. بی‌تردید، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿25﴾ و الله [سپاه] کسانی را که کفر ورزیده‌اند، بى‌آنكه به غنیمی دست یابند، با [تمام حسرت و] خشمشان [از اطراف مدینه] برگرداند و الله مؤمنان را از جنگ بی‌نیاز ساخت؛ و الله همواره توانای شکست‌ناپذیر است

﴿26﴾ [الله] گروهی از اهل کتاب [= یهود بنی‌قُریظه] را که از آنان [= مشرکان] پشتیبانی کرده بودند، از قلعه‌هایشان پایین کشید و در دل‌هایشان وحشت انداخت؛ [چنان که شما] گروهی [از آنان] را می‌کشتید و گروهی را به اسارت می‌گرفتید

﴿27﴾ و زمین‌های کشاورزی و خانه‌ها و اموالشان و [همچنین] سرزمینی را که هرگز به آنجا پا نگذاشته بودید [= خیبر] در اختیار شما نهاد؛ و الله بر هر چیزی تواناست

﴿28﴾ ای پیامبر، به همسرانت [که نفقۀ بیشتری می‌خواهند] بگو: «اگر زندگی دنیا و زینت‌هایش را می‌خواهید، بیایید تا شما را [با هدیه‌ای مناسب] بهره‌مند سازم و [بدون هیچ آزاری] به نیکویی رهایتان کنم

﴿29﴾ و اگر مشتاق الله و پیامبرش و سرای آخرت هستید، [بدانید که] بی‌تردید، الله پاداش بزرگی برای نیکوکارانتان فراهم کرده است»

﴿30﴾ ای زنان پیامبر، هر یک از شما که [گناه] ناشایستِ آشکاری مرتکب شود، عذابش دو چندان می‌گردد؛ و این [کار] همواره برای الله آسان است

﴿31﴾ و هر‌یک از شما که پیوسته فرمانبردارِ الله و پیامبرش باشد و کاری شایسته کند، پاداش او را دو برابر می‌دهیم و [در بهشت] روزی ارزشمندی برایش فراهم آورده‌ایم

﴿32﴾ ای زنان پیامبر، اگر پرهیزگاری کنید، [در برتری و شرافت] مانند هیچ یک از زنان [دیگر] نخواهید بود؛ پس در هنگام سخن گفتن [با مردان]، ناز و نرمش به کار نبرید تا [مبادا] کسی که در دلش بیماری است [در شما] طمع كند و به شیوه‌ای شایسته سخن بگویید

﴿33﴾ و در خانه‌هایتان بمانید و همچون جلوه‌گری [زنان در دوران] جاهلیت پیشین، جلوه‌گری [و خودنمایی] نکنید و نماز برپا دارید و زکات بپردازید و از الله و پیامبرش اطاعت کنید. ای اهل خانه[ی پیامبر]، جز این نیست الله می‌خواهد پلیدی [و آزارِ بیگانگان] را از شما دور نماید و شما را کاملاً پاک گردانَد

﴿34﴾ و هر آنچه را که از آیات الهی و سنت پیامبر در خانه‌هایتان خوانده می‌شود، به یاد داشته باشید. بی‌تردید، الله همواره باریک‌بین آگاه است

﴿35﴾ الله براى مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن و مردان فرمانبردار و زنان فرمانبردار و مردان راستگو و زنان راستگو و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان فروتن و زنان فروتن و مردان انفاقگر و زنان انفاقگر و مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار و مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که الله را بسیار یاد می‌کنند، برای [همگی] آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم نموده است

﴿36﴾ براى هیچ مرد و زن مؤمنى شایسته نیست كه وقتى الله و رسولش به كارى فرمان می‌دهند، [در اجرای آن فرمان،] اختیارى داشته باشد؛ و هر کس از الله و رسولش نافرمانى كند، حقا که در گمراهىِ آشكارى گرفتار شده است

﴿37﴾ [به یاد آور] وقتی به [زید بن‌حارثه] ـ كسى كه الله به او نعمت [اسلام] داده بود و تو نعمت [آزادى] به او بخشیده بودى‌ـ [به نصیحت] مى‌گفتى: «همسرت را نزد خویش نگه دار و از الله پروا کن» و در دل خویش چیزی را [در مورد ازدواج با زینب پس از طلاقش] پنهان می‌داشتی که الله آشکارکنندۀ آن بود و [چون این ازدواج، با سنت‌های جاهلى مغایر بود] از [سرزنشِ] مردم می‌ترسیدی؛ حال آنکه الله سزاوارتر است که از او بترسی. پس هنگامی که زید نیازش را از وی به پایان بُرد [و طلاقش داد]، او را به ازدواج تو درآوردیم تا براى مؤمنان در مورد ازدواج با همسرانِ پسرخوانده‌هایشان كه از آنان كام گرفته‌اند [و طلاقشان داده‌اند]، هیچ گناهى نباشد؛ و فرمان الله همواره انجام‌پذیر است

﴿38﴾ بر پیامبر، در مورد آنچه الله برایش مقرر [و حلال] داشته است، هیچ گونه گناهی وجود ندارد. [این کار،] سنت الهی است [و] دربارۀ کسانی ‌[= پیامبرانی] که پیش از این بوده‌اند [نیز صدق می‌کند]؛ و فرمان الله همواره دقیق و حساب‌شده است

﴿39﴾ [همان] کسانی که پیام‌های الله را [به مردم] می‌رسانند و تنها از او می‌ترسند و از هیچ کس جز الله ترسی ندارند؛ و الله برای حسابرسی [کارهای بندگانش] کافی است

﴿40﴾ محمد هرگز پدر هیچ‌یک از مردان شما [از جمله زید] نیست؛ بلکه رسول الله و خاتم پیامبران است؛ و الله همواره به همه چیز داناست

﴿41﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، الله را بسیار یاد کنید

﴿42﴾ و بامداد و شامگاه او را به پاکی بستایید

﴿43﴾ اوست که بر شما درود [و رحمت] می‌فرستد و فرشتگانش [نیز دعایتان می‌کنند] تا شما را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد و [الله] همواره نسبت به مؤمنان مهربان است

﴿44﴾ روزی ‌که با او دیدار می‌کنند، درودشان «سلام» است و [الله] پاداشی ارجمند برایشان فراهم ساخته است

﴿45﴾ ای پیامبر، ما تو را گواه و بشارت‌بخش و بیم‌دهنده فرستاده‌ایم

﴿46﴾ و [تو را] دعوتگری به سوی الله به فرمان او و چراغی روشنی‌بخش [قرار دادیم]

﴿47﴾ و به مؤمنان بشارت بده که از جانب الله بخششی بزرگی برایشان [در پیش] است

﴿48﴾ و از کافران و منافقان اطاعت نکن و به آزار‌شان بی‌توجه باش و بر الله توکل کن؛ و همین بس که الله [یاور و] کارگزار تو باشد

﴿49﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرگاه با زنان مؤمن ازدواج کردید، سپس پیش از اینکه با آنان همبستر شوید طلاقشان دادید، از جانب شما هیچ‌‌ عدّه‌اى بر عهدۀ آنان نیست که حسابش را نگاه دارید؛ آنان را [با هدیه‌ای مناسب] بهره‌مند سازید و به نیکوترین وجه رهایشان سازید

﴿50﴾ ای پیامبر، ما همسرانت که مهر‌شان را پرداخته‌ای و [نیز] کنیزانی را که الله [از بهرۀ جنگ] به تو ارزانی داشته است برایت حلال کرده‌ایم و [نیز ازدواج با] دخترعموهایت و دخترعمه‌هایت و دختردایی‌هایت و دخترخاله‌هایت که با تو هجرت کرده‌اند و [همچنین] اگر زن مؤمنی خود را [بدون مهریه] به پیامبر ببخشد، چنانچه پیامبر بخواهد [می‌تواند] با وی ازدواج کند. [این حکم،] ویژۀ توست، نه دیگر مؤمنان. بی‌تردید، ما می‌دانیم در مورد همسران و کنیزانشان چه حکمی برای آنان تعیین کرده‌ایم. [این حکمِ ویژه را برقرار کردیم] تا هیچ تنگنایی [در راه انجام وظیفه] بر تو نباشد؛ و الله همواره آمرزندۀ مهربان است

﴿51﴾ [نوبت] هر یک از آنان [= همسرانت] را که بخواهی [می‌توانی] به تأخیر اندازی و هر کدام را بخواهی، [می‌توانی] نزد خویش جای دهی؛ و اگر هر یک از آنان را که از او کناره گرفته‌ای [و نوبتش به تأخیر افتاده است، دوباره] طلب کنی، [در هر حال] هیچ گناهی بر تو نیست. این [اختیار در انتخاب،] نزدیک‌تر است به اینكه چشمشان روشن شود و ‌اندوهگین نباشند و همگی‌شان از آنچه به آنان بخشیده‌ای راضی گردند؛ و الله می‌داند که شما [مردان دربارۀ محبتِ بیشتر به برخی زنانتان] چه در دل دارید؛ و الله همواره دانای بردبار است

﴿52﴾ از این پس، [دیگر ازدواج با] هیچ زنی برایت حلال نیست و نباید [برخی از همسرانت را طلاق دهی تا] همسرانی را جانشین آنان کنی؛ حتی اگر زیباییِ آنان [= زنان جدید] تو را به شگفت آورَد؛ مگر آن که [به صورت کنیز] در اختیارت باشد؛ و الله همواره بر هر چیزى نگهبان است

﴿53﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خانه‌های پیامبر داخل نشوید؛ مگر آنکه برای [صرف] غذایی به شما اجازه داده شود؛ [آن هم] بى‌آنكه [زودتر از وقت غذا بروید و] منتظر آماده شدنش باشید؛ ولی هنگامى كه شما را فراخواندند وارد شوید و چون غذا خوردید پراكنده گردید و سرگرم [بحث و] گفتگو نشوید. این [رفتارتان] پیامبر را مى‌آزارد و او از [ابراز این موضوع در برابر] شما شرم دارد؛ و[لى] الله از [بیان] حق شرم ندارد. و هنگامى كه از آنان [= همسران پیامبر] چیزی از وسایل زندگی را [به عاریت] خواستید، [نیازتان را] از پشت پرده‌ از آنان بخواهید [چرا که] این [کار] برای دل‌های شما و آنان پاک‌تر است؛ و [همچنین] برایتان سزاوار نیست که رسول الله را بیازارید و هرگز شایستۀ شما نیست که پس از [وفات] او با همسرانش ازدواج کنید. به راستی که این [کار] نزد الله [گناهی] بزرگ است

﴿54﴾ اگر چیزی را آشکار کنید یا پنهان دارید، [بدانید که] بی‌تردید، الله از همه چیز آگاه است

﴿55﴾ بر آنان [= زنان مسلمان] گناهی نیست [در نداشتن حجاب] نزد پدرانشان و پسرانشان و برادرانشان و پسران برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنان [هم‌دین]شان و بردگانشان؛ و [ای زنان مسلمان،] از الله پروا کنید. بی‌تردید، الله بر همه چیز گواه است

﴿56﴾ به راستی، الله و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ [پس] ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [شما نیز] بر او درود فرستید و به شایستگی سلام گویید

﴿57﴾ کسانی که الله و پیامبرش را می‌آزارند، الله در دنیا و آخرت آنان را از رحمت خویش دور می‌کند و عذاب خفت‌باری برایشان آماده کرده است

﴿58﴾ و کسانی که مردان و زنان مؤمن را بدون اینکه مرتكب [عمل زشتى‌] شده باشند [با اتهامات ناروا] می‌آزارند، بارِ دروغ و گناهی آشکار را به دوش می‌کشند

﴿59﴾ ای پیامبر، به همسران و دخترانت و سایر زنان مؤمن بگو که چادر‌هایشان را به شایستگی بر [سر و صورت و سینۀ] خویش بیفکنند. این [گونه پوشش] مناسب‌تر است به اینكه [در جامعه به متانت و وقار] شناخته ‌شوند و [در نتیجه،] مورد آزار [افراد هرزه] قرار نگیرند؛ و الله آمرزندۀ مهربان است

﴿60﴾ اگر منافقان و کسانی که بیماری [نفاق] در دل‌هایشان است و شایعه‌پراکنان در مدینه، [از دروغگویی و شایعه‌سازی] دست برندارند، یقیناً تو را بر آنان مسلط می‌گردانیم. در این صورت، جز مدت کوتاهی نمی‌توانند در این شهر و در کنار تو بمانند

﴿61﴾ لعنت‌شدگانند و هر جا که یافت شوند، باید بی‌محابا دستگیر و کشته شوند

﴿62﴾ [این] سنت الله، در مورد افرادی [از منافقان] که پیشتر بوده‌اند نیز جاری گشته است؛ و هرگز در سنت الله دگرگونی [و تغییری] نمی‌یابی

﴿63﴾ [ای پیامبر،] مردم دربارۀ [زمان وقوعِ] قیامت از تو می‌پرسند؛ بگو: «دانش آن تنها نزد الله است»؛ و تو چه می‌دانی؟ شاید‌ قیامت نزدیک باشد

﴿64﴾ بی‌تردید، الله کافران را از رحمت خویش دور کرده و آتشی افروخته و سوزان برایشان مهیّا نموده است

﴿65﴾ [آتشی] که جاودانه در آن خواهند ماند [و برای دفاع از خود،] هیچ کارساز و یاریگری نمی‌یابند

﴿66﴾ روزى كه چهره‌هایشان در آتش دوزخ دگرگون مى‌شود، [با پشیمانی] می‌گویند: «ای کاش از الله و پیامبر اطاعت کرده بودیم!»

﴿67﴾ [آنان بهانه می‌آورند و] می‌گویند: «پروردگارا، ما از رهبران و بزرگان خود اطاعت [و تقلید] کردیم و آنان [بودند که] ما را گمراه کردند

﴿68﴾ پروردگارا، عذابشان را دو چندان کن و به لعنتی بزرگ [و سخت] لعنت فرما»

﴿69﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [پیامبر را نیازارید و] مانند کسانی نباشید که موسی را [با تهمت‌های ناروا] آزردند، سپس الله او را [از آنچه در حقش می‌گفتند] تبرئه نمود؛ و [موسی] همواره نزد الله آبرومند است

﴿70﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله پروا کنید و سخنی راست و درست بگویید

﴿71﴾ [پرهیزگار و راستگو باشید] تا الله کارهایتا‌ن را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد و [بدانید] هر کس از الله و پیامبرش اطاعت کند، یقیناً به کامیابی بزرگی دست یافته است

﴿72﴾ ما امانت [انجام تکالیف شرعی] را بر آسمان‌ها و زمین و کوهساران عرضه داشتیم و آنها از تحمل آن سر باز زدند و از [احتمال خیانت در] آن ترسیدند و[لی] انسان آن را پذیرفت. حقا که او [در حق خویش] همواره ستمکار و نادان است

﴿73﴾ [انسان چنین کرد] تا الله مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب کند و توبۀ مردان و زنان مؤمن را [که امانتدارانِ شایسته‌ای بوده‌اند] بپذیرد؛ و الله همواره آمرزندۀ مهربان است

سبأ

Surah 34

﴿1﴾ ستایش مخصوص الله است که آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ اوست و در آخرت [نیز] ستایش از آنِ اوست و او تعالی حکیم و آگاه است

﴿2﴾ هر چه در زمین فرو می‌رود و هر چه از آن برمی‌آید و آنچه از آسمان فرود می‌آید و آنچه به سوی آن بالا می‌رود [همه را الله] می‌داند و او مهربانِ آمرزنده است

﴿3﴾ کسانی که کفر ورزیدند می‌گویند: «قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد». بگو: «آری، سوگند به پروردگارم كه دانای غیب است، قطعاً به سراغتان مى‌آید. همسنگِ ذره‌اى در آسمان‌ها و زمین از او پوشیده نیست و كوچک‌تر و بزرگ‌تر از آن ذره چیزى نیست، مگر آنكه در كتابی آشکار [= لوح محفوظ] ثبت است

﴿4﴾ تا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کار‌های شایسته انجام داده‌اند پاداش دهد. اینانند که بخشایش و روزیِ ارزشمندی [در پیش] دارند»

﴿5﴾ و كسانى كه در [راهِ انكار و تکذیب‌] آیات ما کوشیدند تا [به پندار خویش‌] ما را درمانده کنند، عذابی سخت و دردناک [در پیش] دارند

﴿6﴾ اهل دانش [= دانشمندان صحابه و علمای مؤمن اهل کتاب] می‌دانند آنچه که از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، حق است و به راه [الله] شکست‌ناپذیرِ ستوده هدایت می‌کند

﴿7﴾ کسانی که کفر ورزیدند [با تمسخر به یکدیگر] می‌گویند: «می‌خواهید مردی را به شما نشان دهیم که ادعا می‌کند وقتی [پس از مرگ] کاملاً متلاشی شدید، [بارِ دیگر] در آفرینشی نو درخواهید آمد؟

﴿8﴾ آیا [این مرد] بر الله دروغ می‌بندد یا دیوانه است؟» [هرگز چنین نیست؛] بلکه کسانی که به آخرت ایمان ندارند، در عذاب [شدید آخرت] و گمراهی دور و دراز [دنیا] گرفتارند

﴿9﴾ آیا [کافران] به آسمان و زمینی که پیش رو و پشت سرشان است ننگریسته‌اند؟ اگر بخواهیم، آنان را [مانند قارون] در زمین فرومی‌بریم یا [همچون قوم شعیب] پاره‌های از آسمان را بر سرشان می‌افکنیم. بی‌گمان، در این [هشدار،] برای هر بندۀ توبه‌کاری، نشانه‌ای [از قدرتِ الله] است

﴿10﴾ ما از جانب خویش فضیلتی [= حُکمرانی و نبوت] به داود بخشیدیم [و گفتیم:] «ای کوهساران و ای پرندگان، [در تسبیح و نیایشِ الله] با او هم‌آواز شوید». و آهن را برایش نرم کردیم [تا هر چه می‌خواهد بسازد]

﴿11﴾ [به او دستور دادیم] که: «زره‌های بلند [و فراخ] بساز و در ‌بافتن [و پیوستنِ حلقه‌های زره] سنجیده و دقیق کار کن و [شما ای مردم،] نیکوکاری کنید [که] بی‌تردید، من به آنچه می‌کنید بینا هستم»

﴿12﴾ و برای سلیمان، باد را [به خدمت گماشتیم] که [در وزشِ] صبحگاهان، مسیر یک ماهه را طی می‌کرد و شامگاهان [نیز] مسیر یک ماهه را می‌پیمود؛ و چشمۀ مس [گداخته] را برایش روان ساختیم و گروهی از جنیان، به فرمان پروردگارش، نزد او کار می‌کردند و هر یک از آنان که از فرمان ما سرپیچی می‌کرد، از عذاب سوزان به او می‌چشاندیم

﴿13﴾ آنها هر چه می‌خواست برایش می‌ساختند: از [کاخ و] عبادتگاه و مجسمه و کاسه‌هایی [که از بزرگی] همچون حوض [بودند] و دیگ‌هایی بسیار بزرگ و ثابت. [به آنان گفتیم:] «ای آل داود، سپاس [نعمت‌های مرا] به جای آوردید» و[لی] اندکی از بندگانم سپاسگزارند

﴿14﴾ هنگامی که مرگ را بر سلیمان مقرر داشتیم، [هیچ کس] آنان را از مرگش آگاه نساخت، مگر موریانه‌ای که عصایش را [به تدریج] ‌خورد. وقتی [پیکر سلیمان] فروافتاد، جنیان دریافتند که اگر از غیب آگاه بودند، هرگز در آن عذاب خفت‌بار [و کارِ طاقت‌فرسا] باقی نمی‌ماندند

﴿15﴾ در محل سكونتِ [قوم] «سبأ» دو باغ [بزرگ] از راست و چپ [قرار داشت] كه نشانه‌اى [از قدرت و بخشش الهى] بود. [به آنان گفتیم:] «از روزی پروردگار‌تان بخورید و شُکرگزارش باشید [که] سرزمینی پاک و پروردگاری آمرزنده [دارید]»

﴿16﴾ اما آنان [از شُکر و ایمان] روی گرداندند؛ پس ما سیلی ویرانگر به سویشان روانه کردیم و دو باغ [پرمحصول] آنان را به دو باغ [بی‌ارزش] تبدیل نمودیم [که تنها] میوه‌های تلخ و شوره‌گز و اندکی سِدر داشت

﴿17﴾ ما آنان را به سزای ناسپاسی‌شان اینچنین کیفر دادیم و آیا جز ناسپاس را کیفر می‌دهیم؟

﴿18﴾ و [همچنین] میان آنها [= قوم سبأ در یمن] و سرزمین‌هایی که به آنها برکت داده بودیم [= شام] شهرهایی [خرّم و] به‌هم‌پیوسته قرار دادیم و سیر و سفری [آسان] در آن مقرر نمودیم [و به آنان گفتیم:] «شب و روز بین این [راه]ها ایمن [و آسوده] سفر کنید»

﴿19﴾ اما آنان [با ناسپاسی] گفتند: «پروردگارا، میان سفرهای ما فاصلۀ بیشتری ایجاد کن [تا ارزش اسب‌ها و شترهایمان نمایان گردد و بینوایان نتوانند همچون ثروتمندان به راحتى سفر كنند]». آنان به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز سخت آنها را متفرق و پراکنده ساختیم و [سرگذشت] آنان را داستانی [عبرت‌آموز] برای دیگران قرار دادیم. به راستی که در این [ماجرا] برای هر شکیبای سپاسگزاری، نشانه‌هایی [از قدرت الهی] است

﴿20﴾ و یقیناً ابلیس گمان خود را در مورد آنان به تحقق رساند؛ پس جز گروهی [اندک] از مؤمنان، [همگی] از او پیروی کردند

﴿21﴾ [شیطان] بر آنان هیچ تسلطی نداشت؛ بلکه [ما می‌خواستیم] کسی را که به آخرت ایمان دارد، از کسی که دربارۀ آن تردید دارد مشخص کنیم؛ و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است

﴿22﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «کسانی را که به جای الله [یاور و شفاعتگرِ خود] می‌پندارید، [به فریاد] بخوانید. آنان حتی همسنگِ ذره‌ای در آسمان‌ها و زمین مالک چیزی نیستند و نه در [آفرینش و تدبیر] آن دو [= زمین و آسمان] شرکتی دارند و نه او [= الله] از جانب آنان هیچ پشتیبانی دارد

﴿23﴾ شفاعت [هیچ کس] نزد او [= الله] سودی ندارد؛ مگر برای آن کس که [الله] به او اجازه داده باشد. [در آن روز فرشتگان از خوف و هیبت الهی ترسانند] تا آنگاه که اضطراب [و تشویش] از دل‌هایشان برطرف می‌گردد، [گروهی از آنان به گروه دیگر] می‌گویند: «پروردگار‌تان چه گفت؟» [آنان در پاسخ] می‌گویند: «حق را [فرمود] و او بلندمرتبۀ بزرگ است»

﴿24﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «چه کسی از آسمان‌ها و زمین به شما روزی می‌دهد؟» [در پاسخ] بگو: «الله؛ و یقیناً [یک گروه از بین] ما و شما یا بر [راهِ] هدایت است یا در گمراهى آشكار»

﴿25﴾ بگو: «[روز قیامت] شما از گناهی که ما مرتکب شده‌ایم بازخواست نمی‌شوید و ما را [نیز] به خاطر آنچه شما انجام می‌دهید بازخواست نمی‌کنند»

﴿26﴾ بگو: «[آن روز] پروردگارمان [همۀ] ما را گرد می‌آورد؛ سپس میان ما به‌حق [و عدالت] داوری می‌کند و او داورِ داناست»

﴿27﴾ بگو: «کسانی را که [در قدرت و تدبیر] شریک او [= الله] ساخته‌اید به من نشان دهید. هرگز [چنین نیست که می‌پندارید]؛ بلکه او الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿28﴾ [ای پیامبر،] ما تو را جز بشارت‌بخش و بیم‌دهنده‌ای برای همۀ مردم نفرستادیم؛ اما بیشتر مردم [این حقیقت را] نمی‌دانند

﴿29﴾ و [کافران] می‌گویند: «اگر راستگویید، این وعدۀ [قیامت] کی خواهد بود؟»

﴿30﴾ بگو: «وعده‌گاهتان روزی است که نه ساعتی از آن تأخیر می‌کنید و نه [بر آن] پیشی می‌گیرید»

﴿31﴾ و کسانی که کفر ورزیدند می‌گویند: «ما هرگز به این قرآن و به آن [کتاب‌هایی] که پیش از آن بوده است ایمان نمی‌آوریم». كاش مى‌دیدى زمانی را كه این ستمکاران در پیشگاه پروردگارشان [برای حسابرسی] نگاه داشته مى‌شوند [و] سخن یكدیگر را رد مى‌كنند [و هر یک گناه را به گردن دیگری می‌اندازد]. کسانی که [در دنیا] به ناتوانی کشیده شده بودند به کسانی که گردنکشی می‌کردند می‌گویند: «اگر شما نبودید، ما قطعاً ایمان مى‌آوردیم»

﴿32﴾ کسانی که گردنکشی می‌کردند [در پاسخ به] کسانی که به ناتوانی کشیده شده بودند می‌گویند: «آیا ما [بودیم که] شما را از هدایت ـ پس از آنکه به سویتان آمدـ بازداشتیم؟ [هرگز؛] بلکه شما خود گناهکار [و اهل فساد] بودید»

﴿33﴾ کسانی که به ناتوانی کشیده شده بودند به کسانی که گردنکشی می‌کردند می‌گویند: «[چنین نیست؛] بلکه نیرنگ شب و ‌روز [شما سبب شد که از هدایت بازمانیم]؛ آنگاه ‌که به ما دستور می‌دادید به الله کافر شویم و [در قدرت و عبادت] همتایانی برایش قرار دهیم». آنان هنگامی که عذاب [الهی] را می‌بینند، پشیمانی خود را [در دل] پنهان می‌کنند و ما غُل و زنجیرها را در گردن‌ کسانی که کفر ورزیده‌اند می‌اندازیم. آیا جز [به کیفرِ] آنچه می‌کردند مجازات می‌شوند؟

﴿34﴾ و در هیچ شهری بیم‌دهند‌ای نفرستادیم، مگر اینکه ثروتمندانِ سرکشِ آنجا گفتند: «پیامى را كه مأمور به [ابلاغ] آن شده‌اید، قطعاً انكار مى‌كنیم»

﴿35﴾ آنان می‌گفتند: «اموال و فرزندان ما [از شما] بیشتر است و هرگز مجازات نخواهیم شد»

﴿36﴾ [ای پیامبر،] بگو: «بی‌تردید، پروردگارم [برای آزمایش مردم، نعمت و] روزی را بر هر کس که بخواهد، می‌گشاید و [یا] تنگ می‌گرداند؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند»

﴿37﴾ و اموال‌ و فرزندانتان [فضیلتی] نیست که شما را به پیشگاهِ ما نزدیک سازد، مگر کسی ‌که ایمان آورده‌ و کاری شایسته انجام داده‌ است؛ که آنان در برابر آنچه کرده‌اند، پاداش چند برابر دارند و در خانه‌های بلند بهشت، در امن و آسایشند»

﴿38﴾ و كسانى كه در [دور کردنِ مردم از] آیات ما می‌كوشند تا [به پندار خویش‌] ما را درمانده کنند، آنان قطعاً در عذاب [دوزخ] احضار می‌شوند

﴿39﴾ [ای پیامبر،] بگو: «بی‌تردید، پروردگارم [نعمت و] روزی را بر هر کس که بخواهد، می‌گشاید و [یا] تنگ می‌گرداند؛ و هر چیزی را [که در راه الله] انفاق کنید، او به جای آن [مال ـ و بهتر از آن ـ به شما] بازپس می‌دهد؛ و او تعالی بهترین روزی‌دهنده است»

﴿40﴾ و [یاد کن از] روزی که الله همۀ آنان را برمی‌انگیزد، آنگاه به فرشتگان می‌گوید: «آیا اینها شما را عبادت می‌کردند؟»

﴿41﴾ [فرشتگان] می‌گویند: «تو منزّهی؛ [دوست و] کارسازِ ما تو هستی، نه آنان؛ بلکه [این مشرکان] شیاطین را عبادت می‌کردند و بیشتر آنان به آنها ایمان داشتند»

﴿42﴾ امروز هیچ یک از شما سود و زیانی برای دیگری ندارد؛ و به کسانی که [با شرک ورزیدن] به خود ستم می‌کردند می‌گوییم: «عذاب آتشی را بچشید که آن را تکذیب می‌کردید»

﴿43﴾ و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان [= کافران] خوانده می‌شود، می‌گویند: «این جز مردی نیست که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان عبادت می‌کردند بازدارد»؛ و [نیز] می‌گویند: «این [قرآن] جز دروغی بربافته نیست»؛ و کسانی که کفر ورزیدند، دربارۀ حق ـ وقتی به سویشان آمد ـ گفتند: «این [قرآن، چیزی] نیست، مگر جادویی آشکار»

﴿44﴾ ما [پیش از این قرآن] هیچ کتابی به آنان [= مشرکان] نداده‌ایم که آن را بخوانند [و با استناد به مطالبش تو را دروغگو بدانند] و پیش از تو هیچ بیم‌دهنده‌ای به سویشان نفرستاده‌ایم

﴿45﴾ کسانی که پیش از آنان بودند [نیز پیامبران الهی را] دروغگو انگاشتند و [این در حالی است که مشرکانِ قوم تو، حتی] به یک‌دهمِ آنچه [از قدرت و ثروت] به آنان داده بودیم نرسیده‌اند ولی [آن کافران] پیامبرانم را دروغگو انگاشتند؛ [بنگر که] کیفر من چگونه بود

﴿46﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «من شما را فقط به یک [سخن] پند می‌دهم و [آن] اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر [= گروهی یا انفرادی] برای الله برخیزید، سپس [در احوال و زندگی پیامبر] بیندیشید [تا بدانید که] این همنشین شما [محمد] دیوانه نیست؛ او فقط بیم‌دهنده‌ای است که پیش از [فرارسیدن] عذابی سخت، برای [هدایت] شما آمده است»

﴿47﴾ بگو: «هر پاداشی که [برای رسالتم] از شما خواسته‌ام، برای خودتان باشد. پاداش من جز بر [عهدۀ] الله نیست و او تعالی بر هر چیزی گواه است»

﴿48﴾ بگو: «یقیناً پروردگارم، که دانای رازهای نهان است، حق را بر باطل فرومی‌افکنَد [و آن را نابود می‌سازد]»

﴿49﴾ بگو: «حق [= اسلام] فرارسید و باطل [دیگر] نمی‌تواند [تأثیر و قدرت جدیدى] آغاز كند و نه [نفوذ گذشته‌اش را] بازگردانَد»

﴿50﴾ بگو: «اگر [من با رساندن این پیام] گمراه شده باشم، جز این نیست که به زیان خویش گمراه ‌شده‌ام و اگر هدایت یافته باشم، به سببِ آن [سخنی] است که پروردگارم بر من وحی می‌کند. بی‌تردید، او شنوا [و] نزدیک است»

﴿51﴾ [ای پیامبر!] اگر ببینی هنگامی را که [کافران از مشاهدۀ عذاب] وحشت‌زده می‌شوند و [هیچ راهِ] گریزی نیست و آنان را از جای نزدیکی [که انتظارش را ندارند] دستگیر می‌کنند

﴿52﴾ و [در این حال] می‌گویند: «به این [قیامت] ایمان آوردیم»؛ و [اکنون که مرده‌اند] چگونه از جایی [چنین] دور، دسترسی [به ایمان] برایشان ممکن است؟

﴿53﴾ حال آنکه آنان در دنیا این [قیامت] را انکار می‌کردند و از دور [و بدون دانش و آگاهی،] نسبت‌های ناروا [به پیامبر] می‌دادند

﴿54﴾ و [سرانجام،] میان آنان و آنچه [از لذت‌های دنیوی] که میل دارند جدایى افتاد؛ چنان كه پیش از این [نیز] با امثال [و همفكرانِ] اینان نیز چنین رفتاری شد [چرا که] یقیناً آنان [نیز نسبت به قیامت] سخت در تردید بودند

فاطر

Surah 35

﴿1﴾ سپاس [و ستایش] از آنِ الله - آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین- است؛ [پروردگاری که] فرشتگان را با بال‌های دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه، فرستادگان [خویش به سوی مردم] قرار داد [و] هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید. بی‌تردید، الله بر هر چیزی تواناست

﴿2﴾ هر [بخشایش و] رحمتی که الله برای مردمان بگشاید، هیچ بازدارنده‌ای برایش نیست و هر چه را بازگیرد، فرستنده‌ای پس از او وجود ندارد؛ و او تعالی شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿3﴾ ای مردم، نعمت الله را بر خود به یاد آورید. آیا آفریننده‌ای جز الله هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست؛ پس چگونه [از حق] منحرف می‌شوید؟

﴿4﴾ [ای پیامبر،] اگر مشرکان تو را دروغگو می‌انگارند [غمگین نباش؛ زیرا] پیامبران پیش از تو را [نیز] دروغگو انگاشتند و [سرانجام، همۀ] کار‌ها به الله بازگردانده می‌شود

﴿5﴾ ای مردم، یقیناً وعدۀ الله [در مورد قیامت] حق است؛ پس [هوشیار باشید که لذت‌های] زندگی دنیا شما را نفریبد و [شيطانِ‌] فريبنده شما را نسبت به [تأخیر در عذاب و شکیباییِ] الله فریب ندهد

﴿6﴾ بی‌تردید، شیطان دشمن شماست؛ شما نیز او را دشمن [خود] گیرید. جز این نیست که او پیروانش را [به کفر] می‌خواند تا از اهل آتش باشند

﴿7﴾ کسانی که کفر ورزیده‌اند عذابی سخت [در پیش] دارند و کسانی که ایمان آورده‌اند و کار‌های شایسته انجام داده‌اند آمرزش و پاداشی بزرگ [در انتظار] دارند

﴿8﴾ آیا کسی که کردار زشتش در نظرش آراسته گشته است و آن را نیکو می‌بیند [همچون مؤمن حقیقت‌بین است]؟ بی‌تردید، الله هر کس را که بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را که بخواهد هدایت می‌کند؛ پس [ای پیامبر،] جانت به خاطر حسرت‌هایی که بر [گمراهیِ] آنان می‌خوری، از بین نرود. بی‌تردید، الله به آنچه انجام می‌دهند آگاه است

﴿9﴾ الله است که باد‌ها را روانه می‌کند و [آنها نیز] ابری را برمی‌انگیزند؛ سپس ما آن [ابر]‌ را به سوی سرزمینی [خشک و] مرده می‌فرستیم و به [وسیلۀ] آن، زمین را ـ پس از خشکی و خزانش‌ ـ زنده می‌کنیم. برانگیختن [مردگان از قبرها نیز] چنین است

﴿10﴾ هر کس سربلندی [دنیا و آخرت را] می‌خواهد، [بداند که] سربلندی همه از آنِ الله است. گفتار پاک [و ذکر الهی] به سویش اوج می‌گیرد و کردار شایسته، آن [گفتار] را بالا می‌برد؛ و کسانی که زشتی‌ها [و گناهان] را دسیسه‌چینی می‌کنند، عذاب سختی [در پیش] دارند و [نقشه و] نیرنگشان نابود می‌گردد

﴿11﴾ و الله شما را از خاکی آفرید، سپس از نطفه‌ای؛ سپس شما را جفت‌ها[ی یکدیگر] قرار داد. هیچ [جاندارِ] ماده‌ای باردار نمی‌شود و زایمان نمی‌کند، مگر با دانش [و آگاهیِ] او تعالی؛ و هیچ [جاندارِ] کهنسالی عمر طولانی نمی‌کند و از عمرش کاسته نمی‌گردد، مگر آنکه در کتابی [= لوح محفوظ] ثبت است. به راستی که این کار‌ برای الله آسان است

﴿12﴾ و آن دو دریا یکسان نیستند: این یکی شیرین و خوشگوار است و نوشیدنش گواراست و آن یکی شور و تلخ است؛ و از [صیدِ] هر یک گوشتی تازه می‌خورید و زیورى [همچون مروارید و مرجان از اعماقش] بیرون مى‌آورید که آنها را بر تن می‌کنید؛ و کشتی‌ها را در آن دریا مى‌بینى كه [سینه امواج را] مى‌شكافند تا از بخشایش او [روزی خود را] بجویید؛ باشد كه شکر به جای آورید

﴿13﴾ [الله] شب را در روز درمی‌آورد و روز را در شب درمی‌آورد [و اینچنین بر طول هر یک می‌افزاید] و خورشید و ماه را به خدمت [انسان] گماشت که هر یک تا زمانی معیّن [در مدار خود] در حرکت باشند. این است الله ـ پروردگار شما؛ فرمانروایی از آنِ اوست و کسانی را که به جای او [به یاری و دعا] می‌خوانید، [در برابر او تعالی چنان فقیرند که حتی] مالکِ پوست [نازک روی] هستۀ خرمایی نیستند

﴿14﴾ اگر آنان را [به یاری و دعا] بخوانید، صدایتان را نمی‌شنوند و [به فرض محال] اگر بشنوند، پاسختان را نمی‌دهند و روز قیامت از شرک شما بیزاری می‌جویند؛ و [ای پیامبر،] هیچ کس همچون [پروردگارِ] آگاه، تو را [از حقایق] خبردار نمی‌سازد

﴿15﴾ ای مردم، [همۀ] شما به الله نیازمندید و [تنها] الله است که بی‌نیازِ ستوده است

﴿16﴾ اگر بخواهد، شما را [از میان] می‌بَرد و آفرینشی جدید [به جایتان پدید] می‌آورد

﴿17﴾ و [انجام] این کار برای الله دشوار نیست

﴿18﴾ و هیچ گناهکاری بارِ گناه دیگری را به دوش نمی‌گیرد و اگر [شخص] گرانباری، [دیگری را] برای حمل بار [گناهان] خویش فرا بخواند، [چیزی از آن بار] برداشته نمی‌شود؛ هر چند که او خویشاوند [نزدیکش] باشد. [ای پیامبر،] جز این نیست که تو فقط به کسانی هشدار می‌دهی که در نهان از [مجازات] پروردگارشان می‌ترسند و نماز برپا می‌دارند. هر ‌کس [از گناهان] پاک شود، یقیناً تنها به سود خویش پاک گشته است و بازگشت [همه] به سوی الله است

﴿19﴾ و [کافر و مؤمن برابر نیستند؛ چنان که] نابینا و بینا یکسان نیستند؛

﴿20﴾ و نه تاریکی‌ها ‌ و نور؛

﴿21﴾ و نه سایه و باد سوزان؛

﴿22﴾ و زندگان و مردگان یکسان نیستند. بی‌تردید، الله [ندای حق را] به گوش هر کس بخواهد می‌رساند و تو [ای پیامبر،] نمی‌توانی کسانی را که در گورها هستند شنوا سازی

﴿23﴾ تو جز بیم‌دهنده‌ای [بیش] نیستی

﴿24﴾ به راستی، ما تو را به‌حق بشارت‌بخش و بیم‌دهنده فرستادیم و [در نسل‌های گذشته نیز] هیچ امتی نبود، مگر آنکه میانشان بیم‌دهنده‌ای گذشته است

﴿25﴾ و اگر [مشرکان] تو را دروغگو می‌انگارند، [عجیب نیست؛ چرا که] بی‌تردید، کسانی ‌که پیش از آنان بودند [نیز] پیامبرانشان را که با دلایل روشن و کتاب‌های آسمانی و کتاب روشنگر به سراغشان آمدند دروغگو انگاشتند

﴿26﴾ آنگاه [من نیز] کسانی را که کفر ورزیده بودند نابود ساختم؛ پس [بنگر که] کیفر من چگونه بود

﴿27﴾ آیا ندیده‌ای که الله آبی از آسمان نازل کرد و به [وسیلۀ] آن، [از درختان مختلف] میوه‌هایی پدید ‌آوردیم که رنگهایش گوناگون است و از کوه‌ها [نیز رگه‌ها و] راه‌هایی سفید و قرمز و كاملاً سیاه [آفریدیم] که رنگهایش گوناگون است؟

﴿28﴾ و همچنین از انسان‌ها و جنبندگان و چهارپایان [نیز مخلوقاتی آفریدیم که] رنگهایش گوناگون است. به راستی، از [میانِ] بندگان الله، تنها دانایان [هستند که به صفات و احکام الهی آگاهی دارند و] از او می‌ترسند. بی‌تردید، الله شکست‌ناپذیرِ آمرزنده است

﴿29﴾ در حقیقت، کسانی که کتاب الله را می‌خوانند و نماز برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، به تجارتی [پرسود] امید دارند که هرگز زیان [و کسادی] ندارد

﴿30﴾ تا [الله] پاداششان را به صورت کامل بدهد و از فضل خویش، بر [ثواب] آنان بیفزاید. بی‌تردید، او تعالی آمرزندۀ سپاسگزار است

﴿31﴾ [ای پیامبر،] آنچه از این کتاب به تو وحی کردیم حق است و آن [کتاب‌های آسمانی] را که پیشتر بوده است تصدیق می‌کند. بی‌تردید، الله به [حال] بندگانش آگاه و بیناست

﴿32﴾ آنگاه این کتاب [= قرآن] را به آن بندگانمان که [آنان را] برگزیدیم [= امت محمد] به میراث دادیم؛ [برخی] از آنان در حق خویش ستمکارند و [برخی دیگر] از آنان میانه‌رو هستند و [برخی] از آنان به فرمان الله در نیکی‌ها پیشتازند. این [مسلمانی و بهره‌مندی از قرآن، فضیلت و] بخشایش بزرگ است

﴿33﴾ [پاداششان] باغ‌های جاودان [بهشتی] است که به آن وارد می‌شوند. در آنجا به دستبند‌هایی از طلا و مروارید آراسته می‌گردند و لباسشان از حریر است

﴿34﴾ [آنان پس از ورود به بهشت] می‌گویند: «سپاس [و ستایش] از آنِ الله است که اندوه را از ما دور کرد. به راستی که پروردگارمان آمرزندۀ سپاسگزار است

﴿35﴾ آن [معبودی] که از فضل خویش ما را در این سرای جاوید جای داد؛ در آنجا رنجی به ما نمی‌رسد و دچار خستگی [و کسالت نیز] نمی‌شویم

﴿36﴾ و برای کسانی که کفر ورزیدند آتش دوزخ [در پیش] است؛ نه فرمان [مرگ] بر آنان جارى مى‌شود تا بمیرند و نه [چیزی] از عذابش از آنان کاسته مى‌گردد. ما هر ناسپاسى را اینچنین جزا مى‌دهیم

﴿37﴾ [دوزخیان] در آن [آتش] فریاد می‌زنند: «پروردگارا، ما را [از این عذاب] بیرون آور تا غیر از آنچه [پیشتر] می‌کردیم، کار شایسته‌ای انجام دهیم». [به آنان گفته می‌شود:] «آیا به شما [آنقدر فرصت و] عمر ندادیم تا هر کس که پندپذیر است در آن [مدت] پند گیرد؟ و [پیامبر نیز به عنوان] بیم‌دهنده نزدتان آمد؛ پس [حال که اطاعت نکردید، طعم عذاب را] بچشید که ستمکاران هیچ یاریگری ندارند

﴿38﴾ بی‌تردید، الله دانای نهانِ آسمان‌ها و زمین است [و] اوست که به رازِ دل‌ها داناست

﴿39﴾ او همان ذاتی است که شما را در زمین جانشین [پیشینیان] قرار داد؛ هر کس کفر بورزد کفرش به زیان خودِ اوست؛ و کافران را کفرشان نزد پروردگارشان جز خشم [و بیزاری] نمی‌افزاید؛ و کافران را کفرشان جز زیان [و گناه، چیزی] نمی‌افزاید

﴿40﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «آن معبودانی که به جای الله [به یاری و دعا] می‌خوانید، به من نشان دهید که چه چیزی از زمین را آفریده‌اند؟ یا [مگر همراه الله] در آفرینش آسمان‌ها شرکت داشته‌اند؟ یا به آنان [= مشرکان] کتابی داده‌ایم و از [مطالبِ] آن، نشانۀ روشنی [بر حقانیت خود] دارند؟» [چنین نیست؛] بلکه ستمکاران [مشرک] جز فریب، به یکدیگر وعده‌ای نمی‌دهند

﴿41﴾ به راستی، الله است که آسمان‌ها و زمین را نگه مى‌دارد تا [از مسیر و مدارِ خود] منحرف نشوند؛ و اگر انحراف یابند، پس از او كسی آنها را نگه نمی‌دارد. بی‌تردید، الله همواره بردبارِ آمرزنده است

﴿42﴾ [کافران] با سخت‌ترین سوگندهایشان به الله سوگند یاد کردند که اگر [پیامبرِ] بیم‌دهنده‌ای برایشان بیاید، از هر امتی راه‌یافته ‌ترند؛ اما چون [محمد به عنوان] بیم‌دهنده‌ای نزدشان آمد، جز دوری [و نفرت از حق چیزی] بر آنان نیفزود

﴿43﴾ [سوگندهایشان صادقانه نبود؛ بلکه] از روی گردنكشى در زمین و نیرنگ زشت [بود]؛ و نیرنگ‌ زشت، جز دامنگیر صاحبش نمی‌گردد. آیا [کافران، چیزی] جز سنت [الهی و کیفرِ] پیشینیان را انتظار دارند؟ هرگز در سنت الله تبدیلی نمی‌یابی و هرگز در سنت الله تغییری نمی‌یابی

﴿44﴾ آیا [کافران] در زمین نگشته‌اند تا ببینند سرانجامِ کسانی که پیش از آنان ـ و [حتی] نیرومندتر از آنان بودند ـ چگونه شد؟ هیچ چیزی در آسمان‌ها و زمین نیست که الله را ناتوان سازد [و از حوزۀ قدرتش بیرون رود]. بی‌تردید، او تعالی همواره دانای تواناست

﴿45﴾ و اگر الله مردم را به سبب آنچه کرده‌اند مجازات می‌کرد، هیچ جنبنده‌ای را بر پشت زمین باقی نمی‌گذاشت؛ اما [مهلت می‌دهد و کیفرِ] آنان را تا سرآمدی معیّن به تأخیر می‌اندازد. هنگامی که اجلشان [در قیامت] فرارسد، یقیناً الله به حال بندگانش بیناست

یس

Surah 36

﴿1﴾ یس [= یا. سین]

﴿2﴾ سوگند به قرآن حکیم

﴿3﴾ [که] قطعاً تو از پیامبران [ما] هستی

﴿4﴾ [و] بر راه راست [اسلام قرار داری]

﴿5﴾ [این قرآن] فروفرستادۀ [پروردگار] شکست‌ناپذیر مهربان است

﴿6﴾ تا مردمی را [دربارۀ عذاب قیامت] بیم دهى كه پدرانشان هشدار نیافته‌اند و [به این سبب] آنها نیز غافلند

﴿7﴾ یقیناً فرمان [عذاب الهی] بر بیشتر آنان تحقق یافته است؛ پس [لجاجت می‌کنند و] ایمان نمی‌آورند

﴿8﴾ [مثال گمراهیِ‌ کافران، چنان است که گویی] ما زنجیرهایی بر گردن‌هایشان نهاده‌ایم که تا زیر چانه‌هایشان [پیچیده شده] است، چنان كه سرهایشان بالا مانده است [و از انجام هر خیری عاجزند و راه هدایت را نمی‌یابند]

﴿9﴾ و از پیش رویشان دیواری و از پشت سر‌شان نیز دیواری نهاده‌ایم و چشمانشان را با پرده‌ای پوشانده‌ایم؛ از این روست که [حقیقت را] نمی‌بینند

﴿10﴾ [ای پیامبر،] برایشان یکسان است که آنان را بیم دهی یا بیم ندهی؛ [در هر حال،] ایمان نمی‌آورند

﴿11﴾ جز این نیست که تو به كسى بیم می‌دهى [و این کار برای کسی سود دارد] كه پیرو قرآن باشد و در نهان از [پروردگار] رحمان بترسد؛ پس او را [که چنین است] به آمرزش و پاداشى ارجمند بشارت بده

﴿12﴾ یقیناً ماییم که مردگان را زنده می‌کنیم و آنچه [از اعمال خیر و شر] را که از پیش فرستاده‌اند و آثار [به جای‌مانده از] آنان را می‌نویسیم؛ و همه چیز را در کتابی روشن [= لوح محفوظ] به شمار آورده‌ایم

﴿13﴾ [ای پیامبر، ماجرای] مردم آن شهر را برایشان مثال بزن، آنگاه که پیامبران نزدشان رفتند

﴿14﴾ وقتی دو نفر از پیامبران را به سویشان فرستادیم؛ اما [مردم] آنان را تکذیب کردند؛ سپس آن دو را با فرستادن پیامبر سوم، [تأیید و] تقویت کردیم. آنان [به اهالی شهر] می‌گفتند: «ما رسولان [الهی] به سوی شما هستیم»

﴿15﴾ [اهالی شهر در پاسخ] گفتند: «شما جز بشری همانند ما نیستید و [پروردگار] رحمان، چیزی [از وحی] نازل نکرده است. شما جز دروغ نمی‌گویید»

﴿16﴾ [پیامبران] گفتند: «پروردگارمان می‌داند که قطعاً به سوی شما فرستاده شده‌ایم

﴿17﴾ و ما وظیفه‌ای جز رساندن آشکار [وحی] نداریم»

﴿18﴾ [مردم] گفتند: «ما شما را به شگون بد گرفته‌ايم. اگر [از تبلیغ] دست برندارید، حتماً سنگسارتان مى‌كنیم و بی‌تردید، عذابی دردناک از [جانب] ما به شما خواهد رسید»

﴿19﴾ [پیامبران] گفتند: «شومیِ شما با خودتان [و ناشی از کفر و گناه] است. آیا اگر پندتان دهند [آن را شوم می‌پندارید؟] بلکه [حقیقت این است که شما در ارتکاب گناه،] مردمی اسرافکارید»

﴿20﴾ و مردی از دور‌ترین نقطۀ شهر شتابان آمد [و] گفت: «ای قوم من، از این پیامبران پیروی کنید

﴿21﴾ پیرو کسانی باشید که از شما پاداشی نمی‌خواهند و خود هدایت‌یافته‌اند

﴿22﴾ و چرا معبودی را عبادت نکنم که مرا آفریده است و [شما نیز] به سویش بازگردانده می‌شوید؟

﴿23﴾ آیا به جاى او معبودانى برگزینم كه اگر [پروردگار] رحمان بخواهد گزندی به من برساند، نه شفاعتشان برایم سودی دارد و نه مى‌توانند مرا [از عذاب الهی] نجات دهند؟

﴿24﴾ در آن صورت، یقیناً در گمراهی آشکاری خواهم بود

﴿25﴾ من به پروردگارتان ایمان آورده‌ام [و از مرگ هراسی ندارم؛] پس سخنانم را بشنوید

﴿26﴾ [پس از اینکه آن مرد به دست قومش به شهادت رسید،] به وی گفته شد: «وارد بهشت شو». او گفت: «ای کاش قوم من می‌دانستند

﴿27﴾ که پروردگارم مرا آمرزیده و گرامی داشته است»

﴿28﴾ پس از [شهادت] او، هیچ سپاهى از آسمان بر قومش نفرستادیم و [پیش از این نیز] فروفرستنده نبودیم

﴿29﴾ [کیفرشان] جز یک بانگ مرگبار نبود؛ به‌ناگاه همگی [مرده و] خاموش گشتند

﴿30﴾ ای افسوس بر این بندگان! هیچ پیامبری به سویشان نیامد، مگر آنکه او را مسخره می‌کردند

﴿31﴾ آیا ندیده‌اند [و نمى‌دانند] كه قبل از آنان چه بسیار نسل‌ها را هلاک كرده‌ایم كه دیگر نزد اینها [به دنیا] بازنمى‌گردند؟

﴿32﴾ و [روز قیامت] هیچ کس نیست، مگر آنکه همگی [برای حسابرسی و جزادهی] نزد ما احضار می‌شوند

﴿33﴾ برای آنان [که قیامت را باور ندارند،] زمین خشک نشانه‌ای [عبرت‌آموز] است: ما آن [زمین] را زنده کردیم و از [خاک] آن دانه‌هایی ‌رویاندیم که [مخلوقات الهی] از آن می‌خورند

﴿34﴾ و در آن [زمین] باغ‌هایی از نخل و انگور پدید ‌آوردیم و چشمه‌ها در آن جاری ساختیم

﴿35﴾ تا [مردم] از میوه‌اش بخورند در حالی که این [محصولات، حاصل تلاش آنها نیست و آنها] را با دستان خود به عمل نیاورده‌اند [بلکه به رحمتی از جانب الله از آنها برخوردار شده‌اند]. پس آیا شکر به جای نمی‌آورند؟

﴿36﴾ پاک و منزه است آن [پروردگاری] که همۀ گونه‌ها را آفریده است؛ از آنچه زمین می‌رویانَد [= گیاهان و درختان] و از خودشان [=انسان‌ها] و از آنچه نمی‌دانند

﴿37﴾ و شب نشانه‌ای [دیگر از قدرت الهی] برایشان است [كه] روز را از آن بركنار مى‌كنیم و ناگهان [همه] در تاریكى فرومى‌روند

﴿38﴾ و خورشید [نیز پیوسته] به سوی قرار‌گاهش در حرکت است. این تقدیرِ [پروردگارِ] شکست‌ناپذیرِ داناست

﴿39﴾ و براى ماه [نیز] منزلگاه‌هایی مقرر نموده‌ایم تا [سرانجام از قرص كامل به هلال و] به شکل شاخۀ خشک خرما بازگردد

﴿40﴾ نه خورشید را سزاوار است که [در سیر خود] به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر یک از [کُرات و سیارات] در مداری شناورند

﴿41﴾ نشانه‌اى [دیگر از قدرت پروردگار] برای آنان، این است كه پدرانشان را در كشتی انباشته [از سرنشین و بار] حمل کردیم

﴿42﴾ همچنین، چیزی همانند آن [كشتى] برایشان آفریده‌ایم که بر آن سوار شوند

﴿43﴾ اگر بخواهیم، غرقشان می‌کنیم؛ در این صورت، نه فریادرسی دارند و نه [از تقدیر الهی] رهایی می‌یابند؛

﴿44﴾ مگر اینکه رحمتی از جانب ما [بینند] و بهره‌مندی [از نعمت‌های دنیا] تا زمانی [معیّن شامل حالشان شود]

﴿45﴾ و چون به آنان [= مشرکان] گفته می‌شود: «از آنچه [عذاب‌ و سختی دنیا و آخرت] پیش رو و پشت سر دارید، پروا كنید؛ باشد که مورد رحمت قرار گیرید»، [هیچ اعتنا نمی‌کنند]

﴿46﴾ هیچ یک از نشانه‌های [قدرت و بزرگی] پروردگارشان‌ بر آنان عرضه نمی‌گردد، مگر اینکه از آن روی می‌گردانند

﴿47﴾ و چون به آنان گفته می‌شود: «از آنچه الله روزی‌تان کرده است انفاق کنید»، کسانی که کفر ورزیده‌اند به کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند: «آیا به کسی غذا بدهیم که اگر الله می‌خواست، [خود] به او غذا می‌داد؟ شما جز در گمراهی آشکار نیستید»

﴿48﴾ و [با تمسخر به مؤمنان] می‌گویند: «اگر راستگویید، این وعده [قیامت] کی خواهد بود؟»

﴿49﴾ [این منکران قیامت] جز در انتظار یک بانگ مرگبار نیستند كه ناگهان، در حالی که سرگرم جدال [در امور دنیا] هستند، آنان را فراگیرد

﴿50﴾ [در آن هنگام] نه می‌توانند [به کسی] وصیت کنند و نه به سوی خانوادۀ خود بازگردند

﴿51﴾ و [هنگامی که برای دومین بار] در صور دمیده شود و ناگهان از قبرهایشان [بیرون می‌آیند و] به سوی پروردگارشان می‌شتابند

﴿52﴾ [و با ناباوری] می‌گویند: «وای بر ما! چه کسی ما را از قبرهایمان برانگیخت؟» [به آنان گفته می‌شود:] «این همان [روزی] است که [پروردگار] رحمان وعده داده بود؛ و پیامبران [در این باره] راست می‌گفتند

﴿53﴾ [برانگیختن مردگان از گور،] جز یک بانگ هولناک [= دومین دمیدنِ صور] نیست و ناگهان همه را نزد ما حاضر می‌کنند

﴿54﴾ [بدانید که] امروز، به هیچ کس ستمی نمی‌شود و جز در برابرِ آنچه [در دنیا] ‌کرده‌اید، جزا نمی‌بینید

﴿55﴾ بی‌تردید، اهل بهشت امروز با شادمانی سرگرم [نعمت‌های الهی] هستند

﴿56﴾ آنان و همسرانشان در سایه‌ها[ی گستردۀ بهشتی] بر تخت‌ها تکیه زده‌اند

﴿57﴾ در آنجا [هر گونه] میوه و هر چه بخواهند برایشان [فراهم] است

﴿58﴾ [برتر از این نعمت‌ها] سلامی است که سخن پروردگار مهربان است

﴿59﴾ [آنگاه به مشرکان خطاب می‌شود:] «ای گناهکاران، امروز [از مؤمنان] جدا شوید

﴿60﴾ ای فرزندان آدم، آیا با شما پیمان نبستم [و فرمان ندادم] که شیطان را عبادت نکنید [که] قطعاً او دشمن آشکارِ شماست؟

﴿61﴾ و اینكه [تنها] مرا عبادت کنید [كه] راه راست همین است؟

﴿62﴾ و بی‌تردید، شیطان بسیاری از شما را گمراه ساخت. آیا اندیشه نمی‌کردید؟

﴿63﴾ این [همان] دوزخی است که به شما وعده داده می‌شد

﴿64﴾ امروز به سزای آنکه کفر می‌ورزیدید به آن [آتش] وارد شوید»

﴿65﴾ امروز بر دهان‌هایشان مُهر می‌نهیم و دست‌هایشان با ما سخن می‌گویند و پا‌هایشان به آنچه می‌کردند گواهی می‌دهند

﴿66﴾ و اگر بخواهیم، بى‌تردید چشمانشان را محو مى‌كنیم، آنگاه [با چشم بسته‌] به سوی [پل] صراط [از یکدیگر] پیشی مى‌گیرند [تا به بهشت راه یابند]؛ اما مگر كجا را مى‌بینند؟

﴿67﴾ و اگر بخواهیم، [ظاهرشان را تغییر می‌دهیم و چنان] آنان را در جای خود مسخ [و زمینگیر] می‌کنیم که نه بتوانند پیش بروند و نه به عقب بازگردند

﴿68﴾ و ما به هر کس که عمر طولانی بدهیم، در آفرینش دگرگونش می‌کنیم [و او را به ناتوانی ذهنی و بدنیِ دوران کودکی برمی‌گردانیم]. پس آیا [دربارۀ قدرت پروردگار] نمی‌اندیشند؟

﴿69﴾ و ما به او [= محمد] شعر نیاموخته‌ایم و [شاعری،] شایستۀ او نیست. این [که آموخته‌ایم، چیزی] نیست مگر اندرز و قرآنی روشن

﴿70﴾ تا هر کس را که زنده[‌دل] باشد، بیم دهد و فرمان [عذاب الهی] بر کافران محقَّق گردد

﴿71﴾ آیا ندیده‌اند که ما از آنچه دست‌هایمان ساخته است، چهارپایانی برایشان آفریده‌ایم که مالک آنها هستند؟

﴿72﴾ و آنها را برایشان رام کردیم تا بر برخی سوار ‌شوند و از [گوشت] برخی تغدیه کنند

﴿73﴾ و از آن [حیوانات،] بهره‌های دیگر و نوشیدنی‌هایی [= شیر] دارند. پس آیا شکر به جای نمی‌آورند؟

﴿74﴾ [با این همه نعمت، مشرکان] به جای الله معبودانی برگزیده‌اند؛ به این امید که [از سوی آنها] یاری شوند

﴿75﴾ آن [معبودهای باطل] قادر به یاری‌شان نیستند و این [مشرکان نیز در قیامت] لشکری برای آنها [= معبودهای باطل] خواهند بود که [همگی به آتش دوزخ] فراخوانده می‌شوند

﴿76﴾ [ای پیامبر،] سخن آنان تو را غمگین نسازد. بی‌تردید، ما آنچه را پنهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌سازند، [به خوبی] می‌دانیم

﴿77﴾ آیا انسان ندیده است که ما او را از نطفه‌ای آفریده‌ایم؛ [آنگاه مراحل رشد را طی کرد و] سپس دشمنی آشکار شد؟

﴿78﴾ و برای ما مثالی زد و آفرینش خویش را فراموش کرد [و] گفت: «چه کسی این استخوان‌ها را [دوباره] زنده می‌کند در حالی که پوسیده است؟»

﴿79﴾ بگو: «همان ذاتی زنده‌اش می‌کند که نخستین بار آن را پدید آورد و او به هر آفرینشی دانا‌ست

﴿80﴾ همان ذاتی که از درخت سبز، آتشی برایتان پدید آورد و شما [در صورت نیاز،] خود از آن [درخت] آتش می‌افروزید»

﴿81﴾ آیا ذاتی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است، نمی‌تواند همانند اینها را [پس از مرگشان دوباره] بیافریند؟ آری [می‌تواند] و او آفرینندۀ داناست

﴿82﴾ فرمان او چون چیزی را اراده کند تنها این است که به آن می‌گوید: «موجود شو»؛ پس [بی‌درنگ] موجود می‌شود

﴿83﴾ پس پاک و منزه است پروردگاری که [حاکمیت و] اختیارِ همه چیز به دست اوست و [همگی] به سوی او بازگردانده می‌شوید

الصافات

Surah 37

﴿1﴾ سوگند به فرشتگان صف‌به‌صف [که برای عبادت پروردگار ایستاده‌اند]

﴿2﴾ و سوگند به فرشتگانی که ابرها را می‌رانند

﴿3﴾ و سوگند به فرشتگانی که قرآن تلاوت می‌کنند

﴿4﴾ [که] بی‌تردید، معبود شما یکتاست

﴿5﴾ [همان] پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست و پروردگار [خورشید در غروب‌گاه‌ها و] طلوع‌گاه‌ها

﴿6﴾ به راستی که ما آسمان دنیا را با زیورِ ستارگان آراستیم

﴿7﴾ و [آن را] از [دسترس] هر شیطان سرکشی حفظ کردیم

﴿8﴾ [آن شیاطین، هرگز] نمی‌توانند [سخنان فرشتگان] عالم بالا را بشنوند و از هر سو [با شهاب‌های آتشین] تیرباران می‌شوند

﴿9﴾ [از ورود آنان، به عالم فرشتگان جلوگیری می‌شود و همواره به] عقب رانده می‌شوند و عذابی جاودان [در پیش] دارند؛

﴿10﴾ مگر کسی [از شیاطین] که ناگهان چیزی [از گفتگوی فرشتگان را] برباید که [در این صورت،] شهابی درخشان او را دنبال می‌کند

﴿11﴾ پس از آنان [= کافران] بپرس که آیا آفرینش [پیکرهای] آنان سخت‌تر است یا آنچه که ما [از زمین و آسمان‌ها و جهان بیکران] آفریده‌ایم؛ [در حالی که] ما آنها از گِلى [بی‌ارزش و] چسبنده پدید آوردیم

﴿12﴾ تو [از انکار آنان] در شگفتی و آنها [نیز سخنانت را دربارۀ قیامت] مسخره می‌کنند

﴿13﴾ و چون پند داده ‌شوند، نمی‌پذیرند

﴿14﴾ و چون نشانه‌ای [در مورد راستگویی پیامبر] می‌بینند، [آن را] به تمسخر می‌گیرند

﴿15﴾ و می‌گویند: «این [قرآن، چیزی] نیست، مگر جادویی آشکار

﴿16﴾ آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، برانگیخته خواهیم شد؟

﴿17﴾ آیا پدران ما [نیز برانگیخته می‌شوند]؟»

﴿18﴾ بگو: «آری؛ شما در حالی که خوار هستید [زنده می‌شوید]»

﴿19﴾ [وقوع قیامت،] تنها با یک بانگ [سهمناک] است و ناگهان [همه از قبرها بیرون می‌آیند و در انتظار دستور پروردگار، وحشت قیامت را] نظاره می‌کنند

﴿20﴾ و می‌گویند: «وای بر ما! این [همان] روز جزاست»

﴿21﴾ [گفته می‌شود: «آری،] این همان روز داوری است که آن را انکار می‌کردید»

﴿22﴾ [به فرشتگان گفته می‌شود:] «گرد آورید کسانی را که [با شرک به خویش] ستم کرده‌اند با [همفکران و] همانندهایشان و آنچه عبادت می‌کردند

﴿23﴾ به جاى الله؛ و آنان را به راه دوزخ هدایت کنید

﴿24﴾ و آنان را نگه دارید که قطعاً [پیش از رفتن به دوزخ] بازخواست خواهند شد»

﴿25﴾ [از دوزخیان می‌پرسند:] «چرا [مانند دنیا] از یكدیگر حمایت نمى‌كنید؟»

﴿26﴾ بلکه امروز [همگی] تسلیم [امرِ پروردگار] هستند

﴿27﴾ و سرزنش‌کنان به یکدیگر رو می‌کنند

﴿28﴾ [و به رهبران و بزرگان خود] می‌گویند: «شما [برای به کفر کشاندنِ ما، با ادعای دین راستین و] از موضع حق به سراغمان می‌آمدید»

﴿29﴾ [رهبرانشان] می‌گویند: «[ما مقصر نیستیم؛] بلکه شما خود ایمان نداشتید؛

﴿30﴾ و ما هیچ تسلطى بر شما نداشتیم؛ بلکه شما خود گروهى سرکش بودید

﴿31﴾ [اکنون] فرمان مجازاتِ پروردگارمان بر ما محقق شده و به راستی، ما [همگی عذاب دوزخ را] خواهیم چشید

﴿32﴾ شما را گمراه نمودیم [چرا که] در حقیقت، خود نیز گمراه بودیم»

﴿33﴾ یقیناً آن روز [همۀ آنان] در عذاب شریکند

﴿34﴾ بی‌تردید، ما با گناهکاران اینچنین [رفتار] می‌کنیم

﴿35﴾ آنان بودند كه وقتی به آنان گفته مى‌شد: «معبودی [به‌حق] جز الله نیست» سرکشی [و تکبر] می‌کردند

﴿36﴾ و می‌گفتند: «آیا ما معبودانمان را به خاطر [سخن] شاعری دیوانه رها کنیم؟»

﴿37﴾ [چنین نیست] بلکه او حق [= توحید] را آورده و پیامبران [پیشین] را تصدیق کرده است

﴿38﴾ شما [کافران] قطعاً عذاب دردناک [دوزخ] را می‌چشید

﴿39﴾ و جز [در برابر] آنچه می‌کردید مجازات نمی‌شوید

﴿40﴾ [همه عذاب می‌بینند؛] مگر بندگان مخلص الله

﴿41﴾ آنان [در پیشگاهِ پروردگار،] روزیِ مشخصی دارند

﴿42﴾ [انواع] میوه‌ها [را در اختیار خواهند داشت] و گرامی داشته می‌شوند

﴿43﴾ در باغ‌های پرنعمت [بهشت]؛

﴿44﴾ در حالی که مقابل یکدیگر بر تخت‌ها [تکیه زده‌اند]؛

﴿45﴾ جامی از شراب ناب [و زلال] پیرامونشان می‌گردانند؛

﴿46﴾ [شرابی روشن و] سپید که برای نوشندگانش لذت‌بخش است؛

﴿47﴾ [شرابی كه خماری و] سردردى در نوشیدنش نیست و از آن مست نمی‌گردند

﴿48﴾ و نزدشان زنانی زیباچشم است که تنها [به شوهران خود] نظر دارند [و تنها به آنها عشق می‌ورزند]

﴿49﴾ [زنانی که] گویی پردۀ سفید داخلی تخم [پرندگان] هستند که [از دسترس همگان] پنهان مانده‌اند

﴿50﴾ [بهشتیان دربارۀ رخدادهای دنیا صحبت می‌کنند و] برخی از آنان پرسش‌کنان رو به برخی دیگر می‌کنند

﴿51﴾ یکی از آنان می‌گوید: «من [در دنیا] همنشینی داشتم

﴿52﴾ [که پیوسته به من] می‌گفت: آیا تو واقعاً [به قیامت] باور داری؟

﴿53﴾ آیا هنگامی که مُردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا حقیقتاً [زنده می‌شویم و در قبال کارهایمان مورد محاسبه قرار می‌گیریم و] به ما کیفر می‌دهند؟!»

﴿54﴾ [سپس به دوستان بهشتی‌اش] می‌گوید: «آیا [شما نیز همراه من] سر می‌کشید [تا بدانیم او کجاست]؟»

﴿55﴾ آنگاه خود سر می‌کشد و او را در میان دوزخ مى‌بیند

﴿56﴾ به وی می‌گوید: «به الله سوگند که نزدیک بود مرا [با وسوسه‌های کفرآمیزت] نابود سازی

﴿57﴾ اگر نعمتِ [هدایتِ] پروردگارم نبود، من نیز از حاضرشدگان [در دوزخ] بودم»

﴿58﴾ [آنگاه به بهشتیان می‌گوید:] «آیا ما مرگ دیگری نخواهیم داشت

﴿59﴾ جز مرگ نخستین، و عذاب نمی‌شویم؟

﴿60﴾ به راستی که این همان کامیابی بزرگ است»

﴿61﴾ اهل عمل، باید براى چنین [پاداشی] بکوشند

﴿62﴾ آیا این [نعمت بهشت، کریمانه‌تر و] براى پذیرایى بهتر است یا درختِ زَقّوم [در دوزخ]؟

﴿63﴾ بی‌تردید، ما آن درخت را مایۀ آزمایش ستمکاران [مشرک] قرار داده‌ایم [چرا که می‌گویند: «هیچ درختی در آتش نمی‌روید»]

﴿64﴾ در حقیقت، آن [مایۀ عذاب،] درختی است که از ژرفای دوزخ می‌روید

﴿65﴾ میوه‌اش [چنان بدمنظر است که] گویى سرهاى شیاطین است

﴿66﴾ آنان [= دوزخیان] از [میوه‌های تلخ] آن مى‌خورند و شکم‌ها را از آنها انباشته مى‌كنند

﴿67﴾ آنگاه بر روی این [غذای ناپاک، به جای نوشیدنی] آمیزه‌ای از آب جوشان دارند

﴿68﴾ سپس یقیناً باز‌گشتشان به دوزخ است

﴿69﴾ آنان پدران خود را گمراه یافتند؛

﴿70﴾ و [همچنان] در پیِ آنان می‌شتافتند

﴿71﴾ و قطعاً قبل از آنان نیز بیشتر پیشینیان گمراه شدند

﴿72﴾ و بی‌تردید، ما هشدار‌دهندگان [بسیاری] میان آنان فرستادیم

﴿73﴾ پس بنگر که سرانجامِ هشداریافتگان چگونه بود

﴿74﴾ [همه گرفتار عذاب شدند] مگر بندگان مخلص الله

﴿75﴾ نوح به درگاه ما دعا کرد و [ما] چه نیکو اجابت‌کننده بودیم

﴿76﴾ و او و خانواده‌اش را [به همراه مؤمنان] از بلای بزرگ [طوفان] نجات دادیم

﴿77﴾ و [پس از طوفان، فقط پیروان مؤمن و] خانوادۀ او را [در زمین] باقی گذاشتیم

﴿78﴾ و در میان آیندگان [نام نیک] برایش به جا نهادیم

﴿79﴾ سلام [و ستایش] جهانیان بر نوح باد

﴿80﴾ به راستی، ما نیکوکاران را اینچنین پاداش می‌دهیم

﴿81﴾ بی‌تردید، او از بندگان مؤمن ما بود

﴿82﴾ آنگاه دیگران را [که در طوفان مانده بودند] غرق کردیم

﴿83﴾ و قطعاً ابراهیم از پیروان او [= نوح] بود

﴿84﴾ [یاد کن از] هنگامی که وی با دلی پاک [و خالی از شرک] به [درگاه] پروردگارش آمد

﴿85﴾ آنگاه که به پدر و قومش گفت: «چه چیزی عبادت می‌کنید؟

﴿86﴾ آیا به جای الله، این معبودان دروغین را می‌خواهید؟

﴿87﴾ گمانتان دربارۀ پروردگار جهانیان چیست؟»

﴿88﴾ سپس نگاهی به ستارگان افکند [و اندیشید]

﴿89﴾ و گفت: «من بیمارم [و در جشن شرکت نمی‌کنم]»

﴿90﴾ پس [مردم] او را ترک کردند و رفتند

﴿91﴾ آنگاه پنهانی نزد معبودهایشان رفت و [با تمسخر] گفت: «چیزی نمی‌خورید؟

﴿92﴾ شما را چه شده است که سخن نمی‌گویید؟»

﴿93﴾ سپس با دست راست خود ضربه‌ای [محکم] بر آنها وارد آورد [و جز بُت‌ بزرگ، همه را شکست]

﴿94﴾ قومش شتابان به سوی او آمدند

﴿95﴾ [ابراهیم] گفت: «آیا چیزی را که خود می‌تراشید عبادت می‌کنید؟

﴿96﴾ و حال آنکه الله، [هم] شما و [هم] آنچه را انجام می‌دهید آفریده است»

﴿97﴾ [وقتی بُت‌پرستان از پاسخ درماندند،] گفتند: «بنایی [بلند] برایش بسازید و او را در آتش بیفکنید»

﴿98﴾ براى [نابودى‌] او نیرنگی خواستند و[لى] ما آنان را پست و [مغلوب‌] ساختیم [و آتش بر ابراهیم سرد و بی‌اثر شد]

﴿99﴾ و گفت: «من به سوى [سرزمین دیگرى براى عبادتِ] پروردگارم می‌روم [و هجرت می‌کنم] و او مرا هدایت خواهد كرد

﴿100﴾ پروردگارا، [فرزندی] از شایستگان به من عطا کن»

﴿101﴾ ما [دعایش را مستجاب کردیم و] او را به تولد پسری بردبار بشارت دادیم

﴿102﴾ و چون [اسماعیل] به [سن نوجوانى و] حد تلاش [و همكارى] با او [= ابراهیم] رسید، به وی گفت: پسرم، در خواب [به من وحی می‌شود و] مى‌بینم كه تو را ذبح مى‌كنم. نظرت در این باره چیست؟» [اسماعیل] گفت: «پدرجان، آنچه را به تو امر شده است انجام بده. ان شاء الله مرا [در برابر اجرای این فرمان،] شكیبا خواهی یافت»

﴿103﴾ هنگامی که هر دو تسلیم [فرمان پروردگار] شدند و [ابراهیم] او را به پیشانی [بر خاک] نهاد

﴿104﴾ به او ندا دادیم که: «ای ابراهیم،

﴿105﴾ یقیناً که خوابت را تحقق بخشیدی». ما نیکوکاران را اینچنین پاداش می‌دهیم

﴿106﴾ بی‌تردید، این [خواب،] آزمایشی آشکار بود [و ابراهیم از آن سربلند بیرون آمد]

﴿107﴾ و [جان] او را در ازای قربانی بزرگی بازخریدیم

﴿108﴾ و در میان آیندگان، [نام نیک] برایش بر جای نهادیم

﴿109﴾ سلام بر ابراهیم

﴿110﴾ ما نیکوکاران را اینچنین پاداش می‌دهیم

﴿111﴾ بی‌تردید، او از بندگان مؤمن ما بود

﴿112﴾ و او را به [تولد] اسحاق که پیامبری از شایستگان بود بشارت دادیم

﴿113﴾ [ما] به او و اسحاق برکت دادیم؛ و [برخى] از افرادِ دودمانشان نیكوكار بودند و [برخى دیگر] آشكارا نسبت به خویشتن ستمکار بودند

﴿114﴾ و به راستی، بر موسی و هارون منت نهادیم

﴿115﴾ و آن دو را همراه قومشان از اندوه بزرگ [= ستم فرعون و خطر غرق شدن در نیل] نجات دادیم

﴿116﴾ و یاری‌شان کردیم تا پیروز شدند

﴿117﴾ و به آن دو، کتاب روشنگر [= تورات] دادیم

﴿118﴾ و آن دو را به راه راست هدایت کردیم

﴿119﴾ و در میان آیندگان [نام نیک] برایشان بر جای نهادیم

﴿120﴾ سلام بر موسی و هارون

﴿121﴾ ما نیکوکاران را اینچنین پاداش می‌دهیم

﴿122﴾ بی‌تردید، آن دو از بندگان مؤمن ما بودند

﴿123﴾ و قطعاً الیاس [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود

﴿124﴾ [یاد کن از] هنگامی که او به قومش گفت: «آیا [از الله] پروا نمی‌کنید؟

﴿125﴾ آیا [نماد یا همان بتِ] «بَعل» را [به عبادت] می‌خوانید و بهترین آفریننده را رها می‌کنید؟

﴿126﴾ الله [را ترک می‌کنید] که پروردگار شما و پروردگار پدرانتان است»

﴿127﴾ اما او را دروغگو انگاشتند و مسلّماً [برای عذاب] احضار می‌شوند

﴿128﴾ مگر بندگان مخلص الله

﴿129﴾ ما در میان آیندگان [نام نیک] برایش بر جای نهادیم

﴿130﴾ سلام بر الیاس

﴿131﴾ به راستی، ما نیکوکاران را اینچنین پاداش می‌دهیم

﴿132﴾ بی‌تردید، او از بندگان مؤمن ما بود

﴿133﴾ و قطعاً لوط [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود

﴿134﴾ [یاد کن از] هنگامی که او و همۀ خانواده‌اش را نجات دادیم

﴿135﴾ مگر پیرزنی که از باقی‌ماندگان [در عذاب] بود

﴿136﴾ سپس دیگران را هلاک کردیم

﴿137﴾ و شما [در سفر به سرزمین شام] صبحگاهان بر [ویرانه‌های شهرهای] آنان می‌گذرید

﴿138﴾ آیا نمی‌اندیشید [و عبرت نمی‌گیرید]؟

﴿139﴾ و قطعاً یونس [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود

﴿140﴾ [یاد کن از] هنگامی که [خشمگین از کفر قومش، بدون اجازۀ پروردگار] به کشتیِ انباشته [از مسافر و بار] گریخت

﴿141﴾ [چون کشتی در حال غرق شدن بود، یونس با سرنشینان کشتی برای بیرون انداختنِ برخی افراد] قرعه انداخت و خود از باختگان شد [و او را به دریا انداختند]

﴿142﴾ سپس ماهی [بزرگی] او را بلعید؛ در حالى كه [خود را به خاطر ترک وظیفه‌] سرزنش مى‌كرد

﴿143﴾ اگر در زمرۀ تسبیح‌گویان [پروردگار] نبود،

﴿144﴾ یقیناً تا روزی که [مردم] برانگیخته می‌شوند، در شکم آن [ماهی] باقی می‌ماند

﴿145﴾ آنگاه او را در حالی که [ضعیف و] بیمار بود به سرزمینی خشک [و ‌بی‌گیاه] افکندیم

﴿146﴾ و بوتۀ کدو بر [سرِ] او رویاندیم [تا از سایه و میوه‌اش بهره گیرد]؛

﴿147﴾ و [دوباره] او را به سوی صد هزار نفر یا بیشتر [به رسالت] فرستادیم

﴿148﴾ آنان ایمان آوردند و ما نیز آنان را تا مدتی [از نعمت‌های زندگی] بهره‌مند ساختیم

﴿149﴾ از آنان [= مشرکان] بپرس آیا دخترها برای پروردگارِ تو و پسرها برای آنهاست؟

﴿150﴾ آیا ما فرشتگان را دختر آفریدیم و آنان حضور داشتند؟

﴿151﴾ آگاه باش! آنان از [روی تهمت و] دروغگویی‌ می‌گویند

﴿152﴾ «الله فرزند دارد» و یقیناً دروغ می‌گویند

﴿153﴾ آیا [الله] دختران را بر پسران ترجیح داده است؟

﴿154﴾ شما را چه شده است؟ چگونه حکم می‌کنید؟

﴿155﴾ آیا [نمی‌اندیشید و] پند نمی‌گیرید؟

﴿156﴾ آیا [بر ادعای باطل خویش] دلیل روشنی دارید؟

﴿157﴾ اگر راستگویید، کتابتان را بیاورید

﴿158﴾ [مشرکان] بین او [= الله] و فرشتگان، خویشاوندى قائل شده‌اند؛ در حالى كه فرشتگان به یقین می‌دانند كه [مشرکان روز قیامت، براى حسابرسی] احضار می‌شوند

﴿159﴾ الله از آنچه [مشرکان] توصیف می‌کنند منزّه است

﴿160﴾ [مردم در توصیف پروردگار، سخن گزاف مى‌گویند؛] مگر بندگان مخلص الله

﴿161﴾ شما [مشرکان] و آنچه عبادت می‌کنید

﴿162﴾ [هرگز] گمراهگر [کسی از دین حق] نیستید؛

﴿163﴾ مگر کسی که [به تقدیرِ الهی،] اهل دوزخ باشد

﴿164﴾ و [فرشتگان می‌گویند:] «هیچ‌یک از ما نیست، مگر آنکه مقام مشخصی [در پیشگاه الهی] دارد

﴿165﴾ ماییم که [برای عبادت و نیایش به درگاه پروردگار] به صف ایستاده‌ایم

﴿166﴾ و بی‌تردید، ماییم که تسبیح‌گوی [او] هستیم»

﴿167﴾ و [کافران، پیش از بعثت] همواره می‌گفتند

﴿168﴾ «اگر کتابی از [کتاب‌های آسمانیِ] پیشینیان نزدمان بود،

﴿169﴾ یقیناً از بندگان مخلصِ الله می‌شدیم»

﴿170﴾ اما [هنگامی که پیامبر با قرآن به سویشان آمد، حقانیتِ] آن را انکار کردند؛ به زودی [نتیجۀ انکارشان را] خواهند دانست

﴿171﴾ و قطعاً سخن ما دربارۀ بندگان فرستاده‌شده‌مان از پیش صادر شده است [که]

﴿172﴾ آنان قطعاً [از جانب ما] یاری‌شده‌اند

﴿173﴾ و بی‌تردید، لشکر ما پیروزند

﴿174﴾ پس [ای پیامبر،] تا مدتی از آنان [= مشرکان] روی بگردان

﴿175﴾ و آنان را [در هنگام نزول عذاب] بنگر؛ به زودی خود [نیز نتیجۀ کفرشان را] خواهند دید

﴿176﴾ آیا عذاب ما را به شتاب خواستارند؟

﴿177﴾ آنگاه كه [عذاب الهی] بر خانه‌هایشان فرود آید، چه بد است بامداد هشداریافتگان

﴿178﴾ و تا مدتی از آنان روی بگردان،

﴿179﴾ و آنان را [در هنگام نزول عذاب] بنگر؛ به زودی خود [نیز نتیجۀ کفرشان را] خواهند دید

﴿180﴾ پروردگارت ـ پروردگار عزت و قدرت ـ از آنچه [مشرکان به دروغ] توصیف می‌کنند پاک و منزه است

﴿181﴾ و سلام بر پیامبران

﴿182﴾ و سپاس [و ستایش] از آنِ الله ـ پروردگار جهانیان ـ است

ص

Surah 38

﴿1﴾ ص [= صاد]. سوگند به قرآن پندآموز [که الله هیچ شریکی ندارد]

﴿2﴾ بلکه کسانی که کفر ورزیدند در سرکشی و ستیزند

﴿3﴾ چه بسیار نسل‌ها پیش از آنان نابود کردیم که [در هنگام نزول عذاب] فریاد [توبه] برمی‌آوردند؛ و[لی آن زمان، دیگر] وقت [توبه و] رهایی نبود

﴿4﴾ و [مشرکان] از اینکه بیم‌دهنده‌اى از میان خودشان به سراغشان آمده است تعجب کردند و گفتند: «این مرد، جادوگرى دروغگوست

﴿5﴾ آیا معبودان [مختلف و متعدد] را [تبدیل به] معبودی یگانه کرده است؟ این واقعاً چیز عجیبی است»

﴿6﴾ بزرگانشان [= سران قریش] به پا خاستند [و به پیروان خود گفتند]: «بروید و بر [عبادت و حفظ] معبودانتان شکیبا [و پایدار] باشید؛ زیرا این [دعوت به عبادت معبودی یگانه] چیزی است که [برنامه‌ریزی و] خواسته شده است [تا محمد بر شما برتری یابد]

﴿7﴾ ما در آیین اخیر [= نصرانیت] نیز چنین [ادعایی دربارۀ توحید] نشنیده‌ایم. این جز دروغ [چیزی] نیست

﴿8﴾ آیا از میان [همۀ] ما، قرآن بر او نازل شده است؟» [چنین نیست که می‌گویند؛] بلکه آنان دربارۀ وحی من [بر تو] تردید دارند؛ بلکه هنوز عذاب [الهی] را نچشیده‌اند [که چنین گستاخند]

﴿9﴾ آیا گنجینه‌های رحمت پروردگار شکست‌ناپذیر بخشنده‌ات نزدشان است؟

﴿10﴾ یا فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آنهاست از آنِ آنان است؟ [اگر چنین است،] باید با وسایل [و امكانات خود به آسمان] اوج بگیرند [و مانع یا باعث نزول نعمت‌ها گردند]

﴿11﴾ [این کافران] لشکری شکست‌خورده از جمله گروه‌ها[و فرقه‌های مخالف پیامبران] هستند

﴿12﴾ [پیش از آنان نیز] قوم نوح و عاد و فرعونِ صاحب‌سپاه [نیز پیامبران ما را] دروغگو انگاشتند

﴿13﴾ و قوم ثمود و قوم لوط و اصحاب اَیکه [= قوم شعیب] نیز [از] آن گروه‌ها بودند [که به تکذیب پیامبران پرداختند]

﴿14﴾ هر یک [از این کافران] پیامبران را دروغگو انگاشتند و كیفر من [در موردشان] تحقق یافت

﴿15﴾ اینان [= مشرکان] جز یک بانگ [سهمگین] را انتظار نمی‌کشند؛ [بانگی] که هیچ بازگشتی ندارد

﴿16﴾ و [با تمسخر] ‌گفتند: «پروردگارا، پیش از فرارسیدن روز حساب، بهرۀ ما را [از عذاب] به شتاب بده»

﴿17﴾ [ای پیامبر،] در برابر گفتارشان شكیبا باش و از بندۀ ما ـ داود توانمند ـ یاد کن [که] بی‌تردید، بسیار توبه‌کار بود

﴿18﴾ به راستی، ما کوه‌ها را همراهش به خدمت گماشتیم که [هم‌نوا با او] شامگاهان و بامدادان [پروردگار را] به پاکی می‌ستودند

﴿19﴾ و پرندگان را نیز گِردآمده [در آسمان، به خدمت گماشتیم و] همگی به پیروی از وی تسبیح‌گوی بودند

﴿20﴾ و فرمانروایی‌اش را استوار نمودیم و پیامبری و کلامی فیصله‌بخش به او عطا کردیم

﴿21﴾ و آیا خبر آن شاکیان به تو رسیده است، آنگاه که [برای دادخواهی نزد داود] از دیوار عبادتگاه [او] بالا رفتند؟

﴿22﴾ چون [بدون اطلاع] بر داود وارد شده بودند، از آنان ترسید؛ گفتند: «نترس؛ ما دو نفر شاکی هستیم که یکی بر دیگری ستم کرده است؛ به عدالت در میان ما داوری کن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدایت کن»

﴿23﴾ [یکی از آن دو گفت:] «این [مرد،] برادرم است. او نود و نُه میش دارد و من یک میش دارم و [به اصرار] می‌گوید: "آن [یک میش] را هم به من واگذار"؛ و در بحث بر من پیروز شده است»

﴿24﴾ [داود] گفت: «بی‌تردید، او با خواستنِ میش تو [براى افزودن] به میش‌های خودش، بر تو ستم كرده است؛ و البته بسیاری از شریکان [و همكاران] در حق یكدیگر ستم مى‌كنند، مگر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند كه آنها [نیز بسیار] اندکند»؛ و داود [كه بدون توضیح خواستن از طرف دیگر، حكم صادر كرده بود] دریافت كه قطعاً او را امتحان كرده‌ایم؛ بنابر این، از پروردگار خویش آمرزش خواست و سجده‌کنان بر زمین افتاد و [به درگاه الهی] توبه کرد

﴿25﴾ آن [اشتباه] را بر او بخشیدیم؛ و به راستی، او نزد ما مقامی والا و [در آخرت] بازگشتی نیکو دارد

﴿26﴾ ای داود، ما تو را جانشین [خود] در زمین قرار دادیم؛ پس به حق میان مردم داوری کن و پیرو هوای [نفس] نباش که تو را از راه الله گمراه می‌کند. بی‌تردید، کسانی که از راه الله گمراه می‌شوند، به سزای آنکه روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذاب شدیدی [در پیش] دارند

﴿27﴾ ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست، بیهوده نیافریده‌ایم. این، گمان کسانی است که کفر ورزیده‌اند. پس وای بر کسانی که کفر ورزیدند از آتش [دوزخ]

﴿28﴾ آیا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند مانند مفسدان در زمین به حساب می‌آوریم؟ آیا پرهیزگاران را مانند بدکاران به حساب می‌آوریم؟

﴿29﴾ [ای محمد، این قرآن] کتابی است پربرکت که بر تو نازل کردیم تا [مردم] در آیاتش به دقت بیندیشند و خردمندان پند گیرند

﴿30﴾ و سلیمان را به داود عطا کردیم؛ نیکو بنده‌ای بود [و] بی‌تردید، بسیار توبه‌کار بود

﴿31﴾ [یاد کن از] هنگامی که عصرگاهان، اسب‌های [اصیل و] تیزرو را بر او عرضه کردند [و این اسب‌ها پیوسته تا غروب خورشید بر او عرضه می‌شد]

﴿32﴾ [سلیمان سرگرم تماشای اسب‌ها شد و وقت عبادت گذشت؛] گفت: «به راستی که دوست‌داشتن مال [و تماشای اسب‌ها] مرا از یاد پروردگارم غافل کرد تا [آنکه خورشید] در پرده [مغرب] پنهان گشت

﴿33﴾ [بار دیگر] آنها را نزدم بازگردانید». آنگاه [به نشانۀ وقف در راهِ الله] به ساق‌ها و گردن‌ها[ی آن اسب‌ها] دست کشید

﴿34﴾ و بی‌تردید، سلیمان را آزمودیم و جسد [نوزاد]ى را [كه ـ بدون گفتن ان‌شاءالله- مشتاقانه در انتظار تولدش بود، مُرده] بر تختش افكندیم [تا دریابد که ادارۀ امور، به دست الله است]؛ سپس [توبه کرد و به درگاه الهی] بازگشت

﴿35﴾ گفت: «پروردگارا، مرا بیامرز و حكومتى به من ارزانى دار كه پس از من بى‌نظیر باشد [كه] بی‌تردید، تو بسیار بخشاینده‌ای»

﴿36﴾ [ما] باد را در خدمتش گماشتیم که هر کجا اراده می‌کرد به فرمانش به آرامى روانه مى‌شد

﴿37﴾ و هر بنّا و غواصی از جنیان را [که می‌خواست، به فرمانش درآوردیم]

﴿38﴾ و گروه دیگری [از جنیان] را [که همگی] در غل و زنجیر بودند [تحت سلطه‌اش قرار دادیم]

﴿39﴾ [به او گفتیم:] «این عطای ماست؛ بی‌شمار [به هر که می‌خواهی] ببخش یا [از هر کس كه می‌خواهى] بازدار»

﴿40﴾ و به راستی، او نزد ما مقامی والا و [در آخرت] بازگشتی نیکو دارد

﴿41﴾ [ای پیامبر،] از بندۀ ما ـ ایوب ـ یاد کن؛ آنگاه که پروردگارش را ندا داد که: «شیطان مرا به رنج و درد آورده است»

﴿42﴾ [به او فرمان دادیم:] «پایت را بر زمین بکوب [تا چشمه‌ای بجوشد]. این، چشمه‌ساری خنک برای شستشو و آشامیدن است»

﴿43﴾ و خانواده‌اش و مانند آنها [= نوادگان] را همراه آنان به وی بخشیدیم تا [نشانۀ] رحمتى از جانب ما و اندرزی براى خردمندان باشد

﴿44﴾ و [به او فرمان دادیم:] «دسته‌ای گیاه برگیر و [همسرت را] با آن بزن و سوگندت را [که در هنگام خشم یاد کرده بودی] نشکن. به راستی، ما او را شکیبا یافتیم. نیکو بنده‌ای بود [و] بی‌تردید، بسیار توبه‌کار بود

﴿45﴾ و [ای پیامبر،] از بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب یاد کن که [در عبادت] توانمند و [در شناخت حق] بابصیرت بودند

﴿46﴾ ما آنان را با خصلتی [ممتاز] ویژه ساختیم که [همانا] یاد آخرت بود

﴿47﴾ و آنان نزد ما از برگزیدگان و نیکانند

﴿48﴾ و از اسماعیل و یَسَع و ذوالکِفل یاد کن [که] همگی از نیکانند

﴿49﴾ این [قرآن] پندی است و یقیناً پرهیزگاران [در آخرت] بازگشتی نیکو دارند

﴿50﴾ باغ‌هایی جاودان که در‌ها[یش] برای آنان گشوده است

﴿51﴾ در حالى كه [بر تخت‌ها] تكیه زده‌اند، [از خدمتکارانشان] میوه‌هاى فراوان و نوشیدنی مى‌خواهند

﴿52﴾ و زنانی نزدشان است که تنها [به شوهران خود] نظر دارند و [همگی] هم‌سن و سال ‌هستند

﴿53﴾ این است آنچه براى روز حساب به شما وعده داده مى‌شد

﴿54﴾ این روزی [و لطف] ماست که پایانی ندارد

﴿55﴾ این [پاداش پرهیزگاران] است؛ و بی‌تردید، سرکشان بدترین بازگشتگاه را دارند

﴿56﴾ [همان] دوزخ که در آن وارد می‌شوند؛ و چه بد قرارگاهی است

﴿57﴾ این [مجازات،] آب جوشان و خونابۀ چرک‌آلودی است که باید آن را بچشند

﴿58﴾ و از همين گونه، انواع ديگری [عذاب‌ها را خواهند دید]

﴿59﴾ [هنگام ورود دوزخیان به آتش، برخی از آنان به دیگران می‌گویند:] «این گروهی است که همراه شما [به آتش] داخل می‌شوند». [آنان پاسخ مى‌دهند:] «خوشامد بر آنان مباد! به راستی که به آتش درمى‌آیند»

﴿60﴾ [آنان به رهبران خود] می‌گویند: «بلکه بر شما خوشامد مباد؛ [زیرا] شما بودید که این [عذاب] را پیش پای ما نهادید. پس [دوزخ] چه بد قرارگاهی است!»

﴿61﴾ [آنگاه] می‌گویند: «پروردگارا، هر کس این [عذاب] را برای ما فراهم کرده است، عذابش را در آتش چندین برابر بیفزای»

﴿62﴾ [دوزخیان متکبر] می‌گویند: «چرا کسانی را که [در دنیا] از اشرار مى‌پنداشتیم، [در دوزخ] نمى‌بینیم؟

﴿63﴾ آیا [در دنیا، بى‌جهت] آنان را به تمسخر می‌گرفتیم یا [اینجا هستند و] چشمان [ما] به آنان نمی‌افتد؟»

﴿64﴾ بی‌تردید، این ستیز [و مجادله] اهل آتش، راست است [و قطعاً رخ می‌دهد]

﴿65﴾ [ای پیامبر، به کافران] بگو: «من فقط بیم‌دهنده‌ام و معبودی [به‌حق] نیست، مگر الله یگانۀ پیروزمند

﴿66﴾ پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، [آن ذاتِ] شکست‌ناپذیرِ آمرزنده»

﴿67﴾ [به کافران] بگو: «این [قرآن،] خبرى بزرگ است

﴿68﴾ [ولی] شما از آن رویگردانید

﴿69﴾ [اگر به من وحى نمى‌شد، هرگز] از عالم بالاتر ـ آنگاه كه [فرشتگان در مورد آفرینشِ بشر] جدال مى‌كردندـ اطلاعى نداشتم

﴿70﴾ به من وحی نمی‌شود، مگر از آن روى كه من بیم‌دهنده‌اى آشكارم»

﴿71﴾ [یاد کن از] هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری از گِل می‌آفرینم

﴿72﴾ آنگاه كه او را سامان دادم و از روح خویش در او دمیدم، [به نشانۀ بزرگداشتِ الله] برایش به سجده بیفتید»

﴿73﴾ [چون آدم پدید آمد،] فرشتگان همگی سجده کردند

﴿74﴾ مگر ابلیس [که] تکبر نمود و کافر شد

﴿75﴾ [الله] فرمود: «اى ابلیس، چه چیز مانع تو شد از اینکه در برابر آنچه به دستان خویش آفریده‌ام سجده كنى؟ آیا تکبر ورزیدی یا برتری‌جویی کردی؟»

﴿76﴾ او گفت: «من از او برترم: مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گِل»

﴿77﴾ [الله] فرمود: «از آن [بهشت برین] بیرون شو [که] بی‌تردید، تو [منفور و] رانده‌شده‌ای

﴿78﴾ و لعنت من تا روز جزا [= قیامت] بر تو خواهد بود»

﴿79﴾ [ابلیس] گفت: «پروردگارا، پس تا روزی که [بندگانت] برانگیخته می‌شوند، به من مهلت بده»

﴿80﴾ [الله] فرمود: «مهلت خواهی داشت،

﴿81﴾ تا روز [قیامت،] آن وقت معیّن»

﴿82﴾ [ابلیس] گفت: «پس به عزت تو سوگند که قطعاً همۀ آنان را گمراه می‌کنم

﴿83﴾ مگر بندگان مخلصت را از میان آنان»

﴿84﴾ [الله] فرمود: «[سخنِ من] حق است و حق را مى‌گویم

﴿85﴾ و یقیناً جهنم را از تو و از هر یک از آنان که از تو پیروی کند ـ از همه ـ انباشته خواهم ساخت»

﴿86﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «من [در برابر رسالتم] هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم و فریبکار نیستم [و به دروغ ادعای نبوت نمی‌کنم]»

﴿87﴾ این [قرآن] جز پندی برای جهانیان [= انسان و جن] نیست

﴿88﴾ و قطعاً پس از چندی [که مرگ به سراغتان آمد] از خبرِ [راستیِ] آن آگاه خواهید شد

الزمر

Surah 39

﴿1﴾ نزول این کتاب، از سوی الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿2﴾ این کتاب را به‌حق بر تو نازل کردیم؛ پس الله را با خلوص اعتقاد عبادت کن

﴿3﴾ آگاه باشید که دین خالص [و خالی از شرک]، از آنِ الله است و افرادى كه غیر الله را [دوست و] كارساز خود انتخاب كرده‌اند [پندارشان این است كه:] «آنها را فقط به این دلیل عبادت می‌کنیم كه ما را به الله نزدیک ‌گردانند [و منزلتمان را بیشتر کنند]. الله در مواردی که با هم اختلاف دارند میان آنان [و موحدانِ راستین] داورى خواهد كرد. بی‌تردید، الله كسى را كه دروغگوی ناسپاس باشد، هدایت نخواهد كرد

﴿4﴾ اگر الله مى‌خواست فرزندى برگزیند، از میان آفریدگان خود هرچه مى‌خواست برمى‌گزید. او تعالی [از این نسبت‌ها] منزه است، و اوست الله یگانۀ پیروزمند

﴿5﴾ آسمان‌ها و زمین را به‌حق [و با هدف] آفرید. شب را بر روز مى‌گسترانَد و روز را بر شب؛ و خورشید و ماه را در خدمت [شما] گماشت که هر یک تا سرآمدِ معیّنى در حرکت است. آگاه باشید! او شکست‌ناپذیرِ آمرزگار است

﴿6﴾ او شما را از یک تن آفرید، آنگاه همسرش را نیز از وی پدید آورد؛ و براى [استفادۀ] شما، هشت نوع از چهارپایان [= نر و مادۀ شتر، گاو، گوسفند و بز] را آفرید. شما را در شكم مادرتان طى مراحل مختلف در نهانگاه‌های سه‌گانه [پردۀ مَشیمه، رحِم و شكم] مى‌آفریند. این است الله، پروردگار شما كه فرمانروایى، خاص اوست. معبودى [به‌حق] جز او نیست؛ پس چگونه [از عبادت الله] به بیراهه می‌روید؟

﴿7﴾ اگر ناسپاسی کنید، [بدانید که] الله از شما بی‌نیاز است و هرگز ناسپاسیِ بندگانش را نمی‌پسندد؛ و اگر شکر او را به جای آورید، این کار را برایتان می‌پسندد؛ و هیچ گناهکاری، بارِ گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد؛ بازگشتتان به سوی پروردگارتان است؛ آنگاه او شما را از آنچه انجام می‌دادید، آگاه می‌کند. یقیناً او از رازِ دل‌ها آگاه است

﴿8﴾ هر گاه انسان دچار [رنج و] زیانی می‌شود، پروردگارش را [با تضرّع و زاری] می‌خواند و به درگاهش بازمی‌گردد؛ اما هنگامی که نعمتی از جانب خود به وی می‌بخشیم، مشکلی را که قبلاً برایش دعا می‌کرد از یاد می‌بَرد و برای الله [در قدرت،] همتایانی قائل می‌شود تا [دیگران را نیز] از راه او گمراه کند. [ای پیامبر، به چنین کسی] بگو: «چند صباحی با ناسپاسی [از نعمت‌های دنیا] بهره‌مند شو که قطعاً دوزخی خواهی بود»

﴿9﴾ آیا [چنین مشرکی بهتر است یا] کسی که در طول شب، در حال سجده و قیام، به عبادت [الله] مشغول است و از [عذاب] آخرت ترسان است و به رحمت پروردگارش امید دارد؟ بگو: «آیا کسانی که [حق بندگی پروردگار را] می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند، یکسانند؟ تنها خردمندان پند می‌پذیرند»

﴿10﴾ [ای پیامبر،] بگو: «ای بندگان باایمانِ من، از پروردگارتان پروا کنید. افرادى كه نیكویى مى‌كنند، [علاوه بر آخرت، در این دنیا نیز] پاداش نیكو دارند. زمین الله گسترده است [پس اگر براى حفظ عقیدۀ خود دچار مشكل شدید، هجرت كنید]. قطعاً پاداش پایداران، کامل و بى‌دریغ عطا خواهد شد»

﴿11﴾ بگو: «من مأمورم با خلوصِ اعتقاد، الله را عبادت کنم،

﴿12﴾ و مأمور شده‌ام نخستین كسى [در این امت] باشم كه تسلیم [محض در مقابل پروردگار] است»

﴿13﴾ بگو: «اگر در برابر پروردگارم نافرمان باشم، از عذاب روز بزرگ [قیامت] مى‌ترسم»

﴿14﴾ [ای پیامبر] بگو: «من الله را با خلوصِ اعتقاد خود عبادت می‌کنم؛

﴿15﴾ شما نیز غیر از الله، هر چه را می‌خواهید عبادت کنید». بگو: «زیانكاران [واقعى] كسانى هستند كه [به طمع دنیا] خود و خانواده‌هایشان را در رستاخیز به زیان انداختند. آگاه باشید كه این، همان زیان آشکار است

﴿16﴾ بر بالای سر و زیر پایشان طبقاتى از آتش است. این است آنچه الله بندگانش را از آن مى‌ترساند. اى بندگان من، از [نافرمانى] من پروا كنید

﴿17﴾ بشارت براى كسانى است كه از عبادت طاغوت [= معبودان غیر الله] اجتناب ورزیدند و [توبه‌کنان] به درگاه الهی بازگشتند؛ پس [ای پیامبر،] [بهشت را] به بندگانم بشارت بده

﴿18﴾ [همان] کسانی که سخن[های مختلف] را می‌شنوند و از بهترین آن پیروى مى‌كنند. آنان كسانى هستند كه الله هدایتشان کرده و خردمندند

﴿19﴾ آیا كسى را كه فرمان مجازات بر او قطعی شده است [می‌توان هدایت نمود]؟ آیا تو مى‌توانى کسی را كه در آتش است، نجات دهی؟

﴿20﴾ اما كسانى كه از [عذاب] پروردگارشان پروا دارند، برای آنان [در بهشت] غرفه‌هایی است که بر فراز آنها غرفه‌های دیگری ساخته شده‌ [و] جویبارها از زیر آنها جاری است. این وعده را الله داده است و الله در وعده خلاف نمی‌کند

﴿21﴾ آیا ندیده‌ای كه الله بارانى از آسمان فرستاد و آن را [به صورت] چشمه‌هایى در زمین جاری ساخت؛ آنگاه به وسیلۀ آن، كشتزارى با رنگ‌های گوناگون پدید مى‌آورد؛ سپس پژمرده مى‌گردد و مى‌بینى كه زرد شده است؛ آنگاه آن را خُرد و خاشاک مى‌سازد؟ بی‌تردید، در این [دگرگونی‌ها] پندی براى خردمندان است

﴿22﴾ پس آیا كسى كه الله دلش را پذیراى اسلام كرده و از جانب پروردگارش، از نور [هدایت و بصیرت] برخوردار گشته، [همانند سختدلان است]؟ واى بر آنان که در برابرِ ذكر الله سنگدل شده‌اند! آنان در گمراهىِ آشكارند

﴿23﴾ الله بهترین سخن را به صورت كتابى نازل كرده كه [برخی از آیاتش‌] همانند یكدیگر و [برخی نیز] مکرر است. كسانى كه از [مجازات] پروردگارشان بیم دارند، [با شنیدن این آیات،] مو بر تنشان راست می‌شود و سپس دل و جانشان با یاد الله آرام می‌گیرد. این هدایتِ الله است كه هر کس را بخواهد، به آن راه می‌نماید؛ و هر کس که الله او را گمراه سازد، هیچ هدایتگری نخواهد داشت

﴿24﴾ پس آیا كسی كه در روز قیامت [دستانش بسته است و ناچار‌] با صورتش آن عذاب سخت را دفع مى‌كند، [همچون کسی است که در آسایش بهشت قرار دارد]؟ به ستمکاران [مشرک‌] گفته می‌شود: «[نتیجۀ‌] دستاوردتان را بچشید»

﴿25﴾ کسانی که پیش از آنان بودند [نیز آیات الله را] دروغ شمردند و از جایى كه گمان نمى‌كردند، عذاب دامنگیرشان شد

﴿26﴾ الله [طعم] رسوایی و خواری را در زندگی دنیا به آنان چشاند؛ و مسلّماً عذاب آخرت بزرگ‌تر [و سخت‌تر] است. اگر مشرکان می‌دانستند [که رفتارشان چه پیامدی دارد، عبرت می‌گرفتند]

﴿27﴾ در این قرآن، از هر [گونه] مَثلى براى مردم آورده‌ایم؛ باشد که پند پذیرند

﴿28﴾ قرآنى به زبان فصیح عربی و بدون هیچ گونه ابهام و انحراف [نازل كردیم]؛ باشد که [تحت تعلیماتش، از پروردگار یکتا] پروا کنند

﴿29﴾ الله [براى مقایسۀ مشرک و موحد،] مردى را مثال می‌زند كه چند شریک دربارۀ [مالکیتِ] او پیوسته با هم اختلاف و مشاجره دارند؛ و در مقابل آن، مردى كه تحت فرمان یک نفر قرار دارد. آیا این دو نفر، [از نظرِ موقعیت] یكسانند؟ ستایش مخصوص الله است؛ ولى بیشتر آنان نمى‌دانند

﴿30﴾ [ای پیامبر،] قطعاً تو خواهی مُرد و آنان [نیز] خواهند مُرد

﴿31﴾ آنگاه [شما مردم] در روز قیامت، نزد پروردگارتان [دربارۀ مسایل مورد اختلاف،] مجادله خواهید کرد

﴿32﴾ و كیست ستمكارتر از کسی كه به الله، دروغ نسبت می‌دهد و سخن راستی را كه به وی رسیده است، دروغ می‌شمارد؟ آیا در دوزخ، جایگاهى براى کافران نیست؟

﴿33﴾ اما کسانی که پیام راستین بیاورند [و دیگران را به پذیرش آن دعوت کنند] و خود نیز آن را تصدیق نمایند، به راستی پرهیزگارند

﴿34﴾ هر چه بخواهند، نزد پروردگارشان دارند. پاداش نیكوكاران همین است

﴿35﴾ تا الله، بدترین رفتارشان را از [كارنامۀ] آنان بزداید و بر اساس بهترین اعمالشان، به آنان پاداش دهد

﴿36﴾ آیا الله براى دفاع از بنده‌اش كافى نیست؟ اما [مشرکان] تو را از معبودان[باطل]شان مى‌ترسانند؛ و هر کس كه الله او را گمراه کند، هیچ هدایتگری نخواهد داشت

﴿37﴾ و هر کس که الله او را هدایت کند، هیچ کس او را گمراه نخواهد ساخت. آیا الله شکست‌ناپذیر و انتقام‌گیرنده نیست؟

﴿38﴾ [ای پیامبر،] اگر از مشرکان بپرسی: «چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟»، مسلماً می‌گویند: «الله». به آنان بگو: «پس به نظر شما، اگر الله ناخوشی و رنجی برایم بخواهد، آیا آنچه به جاى الله [به نیایش] مى‌خوانید، می‌توانند آسیب او را برطرف کنند؟ یا اگر الله رحمتى براى من بخواهد، آیا مى‌توانند مانع او شوند؟» بگو: [پشتیبانیِ] الله برایم کافی است. اهل توکل، تنها بر او توكل مى‌كنند»

﴿39﴾ بگو: «اى قوم من، شما بر روش خود عمل کنید، من نیز [به وظایف خود] عمل مى‌كنم

﴿40﴾ به زودى خواهید دانست كه كیست آنكه [در دنیا] گرفتارِ عذاب رسواگر می‌شود و [در آخرت،] عذاب پاینده بر سرش می‌بارد»

﴿41﴾ این كتاب آسمانی را براى [هدایت] مردم، به‌حق بر تو نازل كردیم؛ هر کس هدایت شود، به سودِ خود اوست و هر کس گمراه گشت، به زیان خویش گمراه شده است؛ و تو [نگهبان و] کارسازشان نیستى [که آنان را به هدایت اجبار کنی]

﴿42﴾ الله جان‌ها را در لحظۀ مرگ مى‌گیرد و [نیز] جان کسی را كه نمرده است، به هنگام خوابش [مى‌گیرد]؛ آنگاه جان‌هایی را كه حكم مرگ بر آنها رانده است، نگه مى‌دارد و جانِ دیگران را تا هنگام معین [مرگ] بازپس می‌فرستد. در این [امر] براى هر کس که بیندیشد، نشانه‌هایى [از قیامت] وجود دارد

﴿43﴾ آیا مشرکان غیر از الله، شفیعانی [برای خود از میان معبودان باطلشان] انتخاب کرده‌اند؟ [ای پیامبر، به آنان] بگو: «حتی اگر آنها مالک چیزی نباشند و [چیزی را] درک نکنند [باز هم آنها را به شفاعت می‌طلبید]؟»

﴿44﴾ بگو: «تمام شفاعت‌ها، فقط از آنِ الله است. فرمانروایی آسمان‌ها و زمین [نیز] از آن اوست؛ سپس [در روز قیامت، همگی] به پیشگاهِ او بازگردانده می‌شوید»

﴿45﴾ هنگامی که الله به یکتایی [و توحید] یاد می‌شود، دل‌های کسانی که به آخرت ایمان ندارند، متنفر [و بیزار] می‌گردد؛ و چون از معبودانی غیر از الله یاد شود، آنگاه است که مشرکان شادمان می‌گردند

﴿46﴾ بگو: «بار الها، [ای] آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین، ای دانای ‌نهان و آشکار، تو [به تنهایی] میان بندگانت راجع به آنچه [در دنیا] در آن اختلاف می‌ورزیدند داوری خواهی کرد»

﴿47﴾ اگر دو برابر آنچه در زمین است، در اختیار ستمکاران [مشرک] باشد، همه را براى نجات خود از سختىِ عذابِ روز قیامت فدا مى‌كنند؛ [ولى پذیرفتنى نیست]؛ و اموری از جانب الله برایشان آشكار مى‌گردد كه تصورش را هم نمى‌كردند

﴿48﴾ [در آن روز،] دستاورد زشتشان بر آنان آشكار مى‌شود و عذابى كه مسخره مى‌كردند، دامنگیرشان خواهد شد

﴿49﴾ هر گاه انسان دچار [رنج و] زیانی شود، ما را [به نیایش] مى‌خواند؛ و چون از جانب خویش نعمتى به وی ارزانى‌ داریم، می‌گوید: «فقط [لیاقت و] داناییِ‌ خودم موجب این نعمت شده است. [نه،] بلكه این آزمایش [الهی] است؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند

﴿50﴾ پیشینیان آنان نیز همین سخن را گفتند؛ ولى [به هنگام عذاب،] دستاوردشان سودى به حالشان نداشت

﴿51﴾ و [عقوبت] دستاورد زشت آنان دامنگیرشان شد. این ستمکاران [مشرک] نیز به عقوبت دستاوردشان گرفتار خواهند شد و [پروردگار متعال را] به تنگ نخواهند آورد

﴿52﴾ آیا مشرکان نمی‌دانند که الله [نعمت و] روزی را بر هر کس که بخواهد، گسترده می‌دارد و یا تنگ می‌گرداند؟ بی‌گمان در این امر، نشانه‌هایی [از تدبیر و حکمت الهی] برای مومنان است

﴿53﴾ [ای پیامبر،] به بندگانم که [در ارتکاب به شرک و گناه] زیاده‌روی کرده‌اند، بگو: «از رحمت الهی مأیوس نباشید؛ چرا که [اگر توبه کنید،] الله همۀ گناهانتان را می‌بخشد. به راستی که او تعالی بسیار آمرزنده و مهربان است

﴿54﴾ پیش از آنکه عذاب به سراغتان بیاید و هیچ کس نتواند یاری‌تان کند، به سوی پروردگار‌تان بازگردید و تسلیم [فرمانِ] او شوید

﴿55﴾ و پیش از آنكه ناگهان ـ در حالی که غافلید ـ عذاب به سراغتان بیاید، از بهترین دستورهایى كه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است، پیروى کنید

﴿56﴾ [هم‌اکنون بر حذر باشید] تا کسی [در روز قیامت] نگوید: «ای دریغ بر من که در حقِ الله کوتاهی نمودم و [مؤمنان را] مسخره می‌کردم!»

﴿57﴾ یا [گناه خود را بر گردن تقدیر نیندازد و] نگوید: «اگر الله مرا هدایت کرده بود، قطعاً پرهیزگار بودم»

﴿58﴾ یا هنگامی که عذاب را می‌بیند، نگوید: «ای کاش بازگشتی [به دنیا] داشتم تا در زمرۀ نیکوکاران قرار می‌گرفتم»

﴿59﴾ [الله می‌فرماید:] «آری، آیات من برایت آمد و تو آنها را دروغ پنداشتی و تکبر نمودی و کفر ورزیدی»

﴿60﴾ و روز قیامت کسانی را که بر الله دروغ بسته‌اند، سیه‌روی می‌بینی. آیا در دوزخ جایگاهی برای متکبران نیست؟

﴿61﴾ الله، پرهیزگاران را با درآوردن به مکان کامیابی‌شان، [از عذاب] نجات می‌دهد. [در بهشت،] نه رنجی به آنان می‌رسد و نه اندوهگین می‌شوند

﴿62﴾ الله آفریدگار هر چیزی است و او تعالی بر همه چیز [نگهبان و] کارساز است

﴿63﴾ کلید گنجینه‌های آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست؛ و کسانی که به آیات الهی کافر شدند، قطعاً زیانکارند

﴿64﴾ [ای پیامبر،] بگو: «ای بی‌خبران، آیا به من فرمان می‌دهید که [معبودی] غیر از الله را عبادت کنم؟»

﴿65﴾ به تو و پیامبرانِ پیش از تو وحى شده است كه: «اگر شرک بورزى، [پاداشِ] کارهایت قطعاً بر باد خواهد رفت و زیانكار خواهى شد؛

﴿66﴾ بلکه تنها الله را عبادت کن و سپاسگزار باش»

﴿67﴾ مشرکان، الله را چنان كه سزاوار اوست، ارج ننهادند؛ حال آنکه در روز قیامت، زمین یكسره در قبضۀ اوست؛ و آسمان‌ها به دست وی درهم‌پیچیده خواهد شد. پاک و منزه است الله؛ و از چیزهایی که با [وی] شریک می‌سازند، برتر است

﴿68﴾ [در آستانۀ قیامت،] در «صور» دمیده می‌شود؛ آنگاه هر کس که در آسمان‌ها و در زمین است، مدهوشِ مرگ خواهد شد ـ مگر كسى كه الله بخواهد؛ آنگاه بار دیگر در آن دمیده می‌شود و ناگهان [همه از مرگ] برمی‌خیزند و چشم‌به‌راه [فرمان پروردگار] هستند

﴿69﴾ [در روز قیامت،] زمین به نورِ پروردگارش روشن خواهد شد و نامۀ [اعمال] نهاده می‌شود و پیامبران و گواهان را می‌آورند و به حق و عدالت میان مردم داوری می‌شود و هرگز به آنان ستم نخواهد شد

﴿70﴾ و جزای عملکردِ هر کس، به تمام و کمال داده می‌شود؛ و الله نسبت به اعمالشان دانا‌تر است

﴿71﴾ کافران گروه‌گروه به سوى دوزخ رانده مى‌شوند. همین كه به آنجا می‌رسند، درهایش [به روی آنان] گشوده می‌گردد و نگهبانانش می‌گویند: «آیا پیامبرانی از میان خود شما به سراغتان نیامدند كه آیات پروردگارتان را برای شما مى‌خواندند و دربارۀ دیدار این روز هشدار مى‌دادند؟» آنان [در پاسخ] مى‌گویند: «آری؛ ولى [ما آنان را انکار كردیم و] فرمان مجازات، سزاى کافران است»

﴿72﴾ [به آنان] گفته مى‌شود: «از درهاى دوزخ وارد شوید و جاودانه در آن به سر ‌بَرید؛ و [به راستى] جایگاه متكبران، چه بد [جایگاهى] است!»

﴿73﴾ و كسانى كه از پروردگارشان پروا داشتند، گروه‌گروه به سوى بهشت هدایت مى‌شوند؛ همین كه به آنجا می‌رسند ـ در حالی كه درهاى بهشت گشوده شده است ـ [با عزت و احترام وارد می‌شوند] و نگهبانان آنجا می‌گویند: «سلام بر شما. خوش آمدید. [و] برای همیشه [در آن بمانید]»

﴿74﴾ بهشتیان مى‌گویند: «ستایش و سپاس مخصوص الله است كه وعدۀ خویش را در مورد ما تحقق بخشید و سرزمین [پهناور بهشت] را به ما میراث داد كه در هر جاى آن بخواهیم، منزل می‌گیریم؛ و [به راستى] پاداش اهل عمل، چه نیكوست!»

﴿75﴾ [در آن روز،] فرشتگان را خواهی دید كه پیرامون عرش حلقه زده‌اند و پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند؛ و به حق و عدالت میان مردم داورى خواهد شد و گفته مى‌شود: «ستایش و سپاس، مخصوص الله - پروردگار جهانیان- است»

غافر

Surah 40

﴿1﴾ حم [حا. میم]

﴿2﴾ نزول [این] کتاب، از سوی الله شکست‌ناپذیرِ داناست

﴿3﴾ [پروردگاری که] آمرزندۀ گناه و توبه‌پذیر، سخت‌کیفر و نعمت‌بخش است؛ هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست و بازگشت [همه] به سوی اوست

﴿4﴾ تنها کافران هستند که دربارۀ آیات الهی مجادله مى‌كنند؛ پس مبادا رفت و آمدشان در شهرها [برای تجارت و بهره‌مندی‌شان از نعمت‌های دنیا] تو را بفریبد

﴿5﴾ پیش از آنان قوم نوح، و پس از آنان نیز گروه‌های دیگری [همچون قوم عاد و ثمود و لوط نیز پیامبرانشان را] دروغگو شمردند و هر قومی خواست پیامبرش را دستگیر كند [و به قتل برساند]. آنان به باطل مجادله كردند تا به وسیله آن، حق را از میان بردارند؛ من نیز آنان را عذاب کردم؛ [پس بنگرید که] عذابِ من چگونه بود

﴿6﴾ و فرمان عذابِ پروردگارت درباره کافران اینچنین به تحقق پیوست كه آنان اهل آتشند

﴿7﴾ فرشتگانى كه عرش را حمل مى‌كنند و فرشتگانى كه گردِ آن حلقه زده‌اند، پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و به او ایمان دارند و [این گونه] براى اهل ایمان آمرزش مى‌خواهند: «پروردگارا، رحمت و دانشت، هر چیزى را فراگرفته است؛ پس كسانى را كه توبه كردند و پیرو راه تو شدند، بیامرز و از عذاب دوزخ دور نگاه دار»

﴿8﴾ پروردگارا، آنان و پدران [و مادران] و همسران و فرزندان صالحشان را در باغ‌های جاودان بهشت كه وعده داده‌اى، داخل كن، كه بی‌تردید، تو شکست‌ناپذیر و حکیمی

﴿9﴾ [بار الها،] آنان را از [كیفرِ] بدی‌ها حفظ كن؛ و قطعاً هر کس را که در آن روز از [كیفرِ] بدی‌ها نگاه دارى، مشمول رحمتت قرار داده‌اى. این، همان كامیابى بزرگ است»

﴿10﴾ [در دوزخ] به کافران ندا مى‌دهند كه: «دشمنى و خشم الله، سخت‌تر از دشمنى و خشم شما نسبت به خودتان است؛ چرا كه به ایمان دعوت مى‌شدید، ولى [با دشمنى نسبت به خود، عقیدۀ توحیدی را] انكار مى‌كردید»

﴿11﴾ آنان [در پاسخ] می‌گویند: «پروردگارا، ما را دوبار میراندی و دو بار زنده کردی؛ پس [اکنون که] به گناهان خود اعتراف کردیم، آیا راهی برای خروج [از دوزخ] وجود دارد؟»

﴿12﴾ [به آنان گفته می‌شود:] «این [عذاب] به سبب آن است که چون الله به یگانگی خوانده می‌شد، انکار می‌کردید؛ ولی اگر به او شرک آورده می‌شد ایمان می‌آوردید. [اکنون] داوری از آن الله بلندمرتبۀ بزرگ است

﴿13﴾ او همان ذاتی است که نشانه‌های [توان و تدبیر] خود را به شما ارائه می‌دهد و [با نزول باران] از آسمان روزى برایتان مى‌فرستد؛ ولى تنها كسانى پند مى‌گیرند كه [خالصانه به درگاه الهی] توبه ‌کنند

﴿14﴾ [ای مردم! تنها] الله را با خلوصِ اعتقاد بخوانید؛ هر چند کافران خوششان نیاید

﴿15﴾ او دارای درجات رفیع و صاحبِ عرش است؛ و به سوی هر یک از بندگانش كه بخواهد، به فرمان خویش وحى مى‌فرستد تا دربارۀ روز ملاقات [به آنان] هشدار دهد

﴿16﴾ روزی كه مردم حاضر و نمایان می‌شوند و چیزی از آنان بر الله پوشیده نخواهد ماند، [الله می‌فرماید:] «امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟» [آنگاه خود می‌فرماید:] «از آنِ الله یگانه پیروزمند»

﴿17﴾ امروز هر کس در برابر آنچه کرده است، پاداش داده می‌شود و هیچ ستمی در میان نیست. بی‌گمان، الله در حسابرسی سریع است

﴿18﴾ در مورد روز قیامت [که بسیار نزدیک است] به آنان هشدار بده؛ آنگاه كه جان‌ها [از شدت وحشت] به گلوگاه مى‌رسد، در حالى كه سرشار از‌ اندوه شده‌اند. [در آن روز،] ستمگران نه دوستى مهربان دارند و نه شفیعی كه سخنش پذیرفته شود

﴿19﴾ [الله] حركات شرورانۀ چشم‌ها و آنچه را که در دل‌های افراد نهفته است، [به خوبی] مى‌داند

﴿20﴾ الله به عدالت داوری مى‌كند؛ و معبودانى كه [مشركان] به جاى الله عبادت می‌کنند، هیچ گونه [حق] داوری ندارند. به راستی که الله شنوای بیناست

﴿21﴾ آیا مشرکان در زمین نگشته‌اند تا ببینند سرانجامِ کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بوده است؟ آن اقوام گذشته، نیرومندتر از اینها بودند و آثار و بناهای [استوارتر] بیشتری در زمین پدید آوردند؛ اما الله آنان را به [سبب] گناهانشان عذاب کرد، در حالی که در برابرِ [عذاب] الله، هیچ [یار و] مدافعی نداشتند

﴿22﴾ این [كیفر] به سبب آن بود كه پیامبرانشان نشانه‌هاى روشن برایشان ارائه مى‌كردند، ولى آنان انكار می‌ورزیدند و الله [نیز] آنان را عذاب کرد. بی‌گمان، او توانمندى سخت‌كیفر است

﴿23﴾ ما موسى را با معجزاتِ خود و دلیلى قاطع فرستادیم

﴿24﴾ به سوی فرعون و هامان و قارون؛ ولی [آنان] گفتند: «[او] جادوگری دروغگوست»

﴿25﴾ اما هنگامی که موسی، معجزات الهی و دلایل محکم را از جانب ما بر آنان ارائه كرد، [فرعون و یارانش سرکشی کردند و] گفتند: «پسران كسانى را كه به موسى ایمان آورده‌اند، بكشید و زنانشان را [براى کنیزی] زنده نگاه دارید»؛ و[لى] نیرنگ کافران، محكوم به فناست

﴿26﴾ فرعون گفت: «بگذارید موسى را بکشم؛ و [چون كسى را ندارد،] ناگزیر است پروردگارش را به یاری بخواند [و من از وی هراسی ندارم]. مى‌ترسم که او دینتان را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهى به بار آورد»

﴿27﴾ موسی گفت: «من از [شر] هر متکبری که به روز حساب باور ندارد، به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می‌برم»

﴿28﴾ و مرد مؤمنی از خانوادۀ فرعون که ایمانش را پنهان می‌داشت، گفت: «آیا می‌خواهید این مرد را [فقط به این جرم] بکشید که می‌گوید: "پروردگارم الله است" و [در تأیید سخنش نیز] دلایل روشنی از سوی پروردگار‌تان برای شما آورده است؟ اگر دروغگو باشد، [گناه] دروغش بر عهدۀ خودِ اوست؛ و اگر راست گفته باشد، [دست‌کم] برخى از عذاب‌هایی كه وعده مى‌دهد، به شما خواهد رسید. بی‌تردید، الله، کسی را که اسرافکار و دروغگوست، هدایت نمی‌کند

﴿29﴾ ای قوم من، امروز فرمانروایى در اختیار شماست [و] در این سرزمین سُلطه دارید؛ ولى اگر سختگیرىِ الله دامنگیرمان شود، چه كسى ما را یارى خواهد كرد؟» فرعون گفت: «من فقط آنچه را صلاح می‌دانم می‌گویم و شما را به راه راست هدایت مى‌كنم»

﴿30﴾ آن مرد مؤمن گفت: «ای قوم من، می‌ترسم عذابی همچون عذاب اقوام پیشین [که از پیامبرانشان سرپیچی کردند] بر سرتان بیاید؛

﴿31﴾ مانند شیوۀ [عذاب] قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنان بودند؛ در حالی که الله ستمی برای بندگانش نمی‌خواهد

﴿32﴾ و ای قوم من، از روزی بر شما می‌ترسم که مردم به فریاد از یکدیگر یاری‌ می‌خواهند

﴿33﴾ [همان] روزى كه همگی [از ترس] به عقب بازمى‌گردید و در برابر [مجازاتِ] الله، هیچ محافظى ندارید؛ و هر کس که الله او را گمراه كند، هیچ هدایتگری نخواهد داشت

﴿34﴾ پیش از این نیز یوسف با دلایل روشن نزدتان آمد؛ اما شما از آنچه برایتان آورده بود پیوسته در شک بودید، تا زمانی که از دنیا رفت [و بر تردیدتان افزوده شد]؛ آنگاه گفتید: «الله هرگز پس از وی پیامبری را مبعوث نخواهد کرد». الله، اسرافکارِ بدگمان را این‌گونه گمراه می‌سازد

﴿35﴾ كسانى كه در مورد آیات الهی ـ بدون اینکه دلیلى داشته باشند ـ به مجادله برمى‌خیزند، [رفتارشان] نزد الله و مؤمنین، سخت ناپسند است. الله این‌گونه بر دل هر متكبرِ خودكامه‌ای مهر [غفلت] مى‌نهد»

﴿36﴾ فرعون [به وزیرش] گفت: «ای هامان، بنای بلندی برایم بساز؛ شاید به راه‌هایی برسم؛

﴿37﴾ راه‌هایی در‌ آسمان‌ها [که مرا تا عرش الهی ببرد] تا به معبود موسی بنگرم [و از او آگاه شوم]؛ هر چند که من قطعاً او را دروغگو می‌پندارم». این‌گونه، زشتیِ کردارِ فرعون، [در نظرش] آراسته گشت و از راه [حق] بازماند؛ و نیرنگ فرعون، به زیان و تباهی انجامید

﴿38﴾ آن مرد مؤمن گفت: «ای قوم من، از من پیروی کنید تا شما را به راه راست هدایت کنم

﴿39﴾ ای قوم من، این زندگی دنیا، بهره‌ای [اندک و زودگذر] است؛ و آخرت، سرای جاودان است

﴿40﴾ هر ‌کس کار بدی مرتکب شود، به تناسبِ آن کیفر خواهد دید؛ و مردان و زنان مؤمن و نیکوکار، به بهشت وارد می‌شوند و در آنجا از نعمتِ بی‌شمار برخوردار خواهند شد

﴿41﴾ ای قوم من، چه شده كه من شما را به راه نجات دعوت مى‌كنم، و[لى] شما مرا به آتش فرامى‌خوانید؟

﴿42﴾ مرا دعوت مى‌كنید كه الله را انكار كنم و چیزى را [در قدرت] با الله شریک گردانم كه هیچ اطلاعى از آن ندارم؛ در حالى كه من شما را به سوى [پروردگار] شکست‌ناپذیر و آمرزگار فرامى‌خوانم

﴿43﴾ قطعاً، آنچه مرا به آن دعوت مى‌دهید، در دنیا و آخرت [توان اجابت] دعایى را ندارد؛ و بازگشت ما به پیشگاه الله است، و اسرافكاران [در کفر و گناه،] دوزخى هستند

﴿44﴾ به زودى سخنان مرا به یاد خواهید آورد؛ و من كار خود را به الله واگذار مى‌كنم؛ زیرا الله نسبت به [کردارِ] بندگان بیناست»

﴿45﴾ الله او را از آسیب دسیسۀ آنان حفظ نمود و عذاب سخت، دامنگیر فرعونیان شد

﴿46﴾ همان آتشی كه [در قبرهایشان] بامداد و شامگاه بر آن عرضه مى‌شوند؛ و روزی که قیامت برپا گردد، [فرمان می‌رسد که:] «فرعونیان را در سخت‌ترین عذاب درآورید»

﴿47﴾ آنگاه كه در آتش دوزخ کشمکش [و مجادله] می‌کنند، مردمانِ زیردست به رهبران گمراهگر می‌گویند: «ما پیرو شما بودیم؛ آیا ممكن است بخشى از عذاب آتش را از ما دور کنید؟»

﴿48﴾ رهبران گمراهگر می‌گویند: «بی‌تردید، همۀ ما در آتش خواهیم بود. الله میان بندگان [خود] داورى كرده است»

﴿49﴾ و كسانى كه در آتشند، به نگهبانان دوزخ مى‌گویند: «از پروردگارتان بخواهید كه برای یک روز، این عذاب را از ما بردارد»

﴿50﴾ آنان پاسخ مى‌دهند: «مگر پیامبرانتان نشانه‌هاى روشن بر شما ارائه نكردند؟ دوزخیان مى‌گویند: «بله»؛ و مأموران مى‌گویند: «پس [بى‌نتیجه] درخواست كنید که درخواست کافران، [مردود و] تباه است»

﴿51﴾ بی‌گمان، ما پیامبران خویش و اهل ایمان را در زندگى دنیا و روزى كه گواهان [به شهادت] برمی‌خیزند، یارى مى‌كنیم

﴿52﴾ روزى كه عذرخواهىِ ستمگران سودى به حالشان نخواهد داشت؛ آنان از رحمت الهی به دورند و دشوارى عذاب آخرت را [در پیش] دارند

﴿53﴾ ما [مقام] هدایت به موسی بخشیدیم و بنی‌اسرائیل را وارثان تورات قرار دادیم؛

﴿54﴾ [کتابی‌که] برای خردمندان، هدایت و پند است

﴿55﴾ پس [ای پیامبر، بر آزارِ مشرکان] شكیبا باش [كه] قطعاً وعدۀ الهی راست است و براى گناهت آمرزش بخواه و پروردگارت را شامگاه و بامداد، به پاکی ستایش کن

﴿56﴾ كسانى كه در مورد آیات الهی ـ بدون اینکه دلیلى در اختیارشان باشد ـ به مجادله برمى‌خیزند، در دل‌هایشان [غرور و] تکبری است كه هرگز به آن نخواهند رسید؛ پس [از شرِ آنان] به الله پناه ببر كه به راستی، او شنوای بیناست

﴿57﴾ مسلماً آفرینش آسمان‌ها و زمین بزرگ‌تر از آفرینشِ انسان‌هاست؛ [بنابر این برپاییِ قیامت، برای الله دشوار نیست]؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند

﴿58﴾ نابینا و بینا هرگز برابر نیستند، و مؤمنان نیكوكار با بدكاران یكسان نخواهند بود؛ [ولى] عدۀ كمى از شما پند مى‌پذیرید

﴿59﴾ هیچ تردیدی در این نیست که روز قیامت فرامی‌رسد؛ ولی بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند

﴿60﴾ پروردگارتان فرمود: «مرا به دعا بخوانید، تا [دعای] شما را اجابت کنم. کسانی که از عبادت من سرکشی می‌کنند، به زودی با خواری به جهنم وارد می‌شوند»

﴿61﴾ الله است كه شب را برایتان پدید آورد تا در آن آرامش یابید و روز را روشنى‌بخش [قرار داد تا به تلاش پردازید]. به راستى، الله نسبت به مردم [لطف و] بخشش دارد؛ ولى بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند

﴿62﴾ این است الله، پروردگار شما [که] آفرینندۀ هر موجودی [است]. هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ پس چگونه [از عبادت او] منحرف می‌شوید؟

﴿63﴾ به همین صورت، كسانى كه آیات الهی را انكار مى‌كنند نیز [از حق] منحرف می‌گردند

﴿64﴾ الله است که زمین را قرارگاه و آسمان را سرپناهتان مقرر داشت و شما را صورتگرى كرد و نیكو صورتگرى كرد و از نعمت‌های پاكیزه به شما روزى داد؛ این است الله، پروردگار شما؛ پس پر برکت و بزرگوار است الله که پروردگار جهانیان است

﴿65﴾ الله زنده [و پاینده] است و معبودى [به‌حق] جز او نیست؛ پس او را با خلوص اعتقاد بخوانید. ستایش و سپاس مخصوص الله، پروردگار جهانیان است

﴿66﴾ [ای پیامبر،] بگو: «من از عبادت افرادى كه شما به جاى الله [به نیایش] مى‌خوانید، نهى شده‌ام؛ زیرا نشانه‌هاى روشنی از جانب پروردگارم به من رسیده است و فرمان یافته‌ام كه [تنها] در برابر پروردگار جهانیان تسلیم باشم»

﴿67﴾ او تعالی ذاتی است كه شما را از خاک، و سپس [طى مراحل مختلف] از نطفه و آنگاه خون بسته [= جنین ابتدایى] آفرید؛ سپس شما را [به صورت] كودكى [به دنیا] مى‌آورد، و امكان مى‌دهد تا به حد رشد [و کمال نیرو] برسید؛ سپس [سال‌ها زندگی می‌کنید تا] سالخورده می‌شوید. برخی از شما دچار مرگِ زودرس خواهند شد و [به گروهى دیگر امكان می‌دهد] تا به اجل معیّن برسید؛ باشد که بیندیشید

﴿68﴾ او ذاتی است که زنده می‌کند و می‌میرانَد و هنگامی که چیزی را می‌خواهد، تنها به آن می‌گوید: «موجود شو»؛ پس [بی‌درنگ] موجود می‌شود

﴿69﴾ آیا ندیدی کسانی که دربارۀ آیات الهی مجادله می‌کنند، چگونه [از راه حق] منحرف می‌گردند؟

﴿70﴾ کسانی که كتاب [آسمانى] و پیام پیامبران ما را دروغ شمردند، به زودى [نتیجۀ کردارشان را] خواهند دانست

﴿71﴾ آنگاه كه غل و زنجیر بر گردنشان قرار گرفته و كشیده می‌شوند

﴿72﴾ [ابتدا] در آب داغ [و] سپس در آتش دوزخ افروخته مى‌شوند

﴿73﴾ سپس به آنان گفته می‌شود: «چیزهایی که شریک [الله] قرار مى‌دادید، کجا هستند؟

﴿74﴾ [همان معبودانی که آنها را] به جای الله [عبادت می‌کردید]. آنان گویند: «از [نظر] ما ناپدید شدند؛ گویی ما هرگز پیش از این چیزی را [به عبادت] نمی‌خواندیم». این‌گونه الله کافران را گمراه می‌کند

﴿75﴾ این [عذاب] از آن جهت است كه به ناحق در زمین شادمانى و سرمستى مى‌كردید و فخر مى‌فروختید

﴿76﴾ [اکنون] از در‌های جهنم وارد شوید و جاودانه در آنجا بمانید. و [به راستى که] جایگاه متكبران چه بد [جایگاهى] است

﴿77﴾ [ای پیامبر، بر آزار مشرکان] شکیبا باش که وعدۀ الهی حق است؛ و اگر برخى از مجازات‌هایی را كه به آنان وعده داده‌ایم، [در زندگی] به تو بنماییم یا [پیش از نزول عذاب،] جان تو را بگیریم، در هر حال، به پیشگاه ما بازگردانده مى‌شوند [و راه گریزی از عذاب ندارند]

﴿78﴾ پیش از تو نیز پیامبرانی فرستاده‌ایم كه [سرگذشت] برخى از آنان را برایت حكایت كرده‌ایم و [سرگذشت] برخى دیگر را حكایت نكرده‌ایم؛ و هیچ رسولى نمی‌توانست بدون فرمان الهی معجزه‌اى ارائه كند؛ و آنگاه كه فرمان الله [براى پاداش و كیفر] فرارسد، به حق و عدالت داورى خواهد شد و باطل‌اندیشان زیانكار خواهند بود

﴿79﴾ الله است که چهارپایان را برایتان آفرید تا از برخى براى سوارى و از برخى براى تغذیه استفاده كنید

﴿80﴾ و سودهای دیگری نیز در آنها برایتان است؛ و [نیز] برای آنکه سوار بر آنها به مقصدی که در دل دارید برسید؛ و بر آنها و بر کشتی‌ها [به هر جا که می‌خواهید] منتقل می‌شوید

﴿81﴾ الله نشانه‌های [قدرت و تدبیرِ] خود را به شما نشان می‌دهد؛ پس کدام یک از نشانه‌های الهی را انکار می‌کنید؟

﴿82﴾ آیا مشرکان در زمین نگشته‌اند تا ببینند سرانجامِ کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بوده است؟ آن اقوام گذشته، نفراتشان از اینها افزون‌تر بود و آثار و بناهای بیشتری در زمین پدید آورده بودند؛ اما [در هنگام نزول عذاب،] دستاورد آنان سودى به حالشان نداشت

﴿83﴾ هنگامى كه پیامبرانشان با نشانه‌هاى روشن به سراغشان آمدند، به دانش و كاردانىِ خود سرمست [و از توحید، رویگردان] شدند و همان عذابى كه آن را مسخره مى‌كردند، دامنگیرشان شد

﴿84﴾ هنگامی که عذاب ما را دیدند، گفتند: «تنها به الله ایمان آوردیم و معبودانی را که شریک او قرار داده بودیم، انکار می‌کنیم»

﴿85﴾ اما ایمان‌آوردنشان به هنگام مشاهدۀ عذاب، هیچ سودی نداشت. این سنت الهی [که در هنگام عذاب، توبۀ کسی پذیرفته نمی‌گردد، همواره] در مورد بندگانِ الله جارى بوده است؛ و در این هنگام، کافران زیانكار شده‌اند

فصلت

Surah 41

﴿1﴾ حم [حا. میم]

﴿2﴾ [این قرآن،] از سوی الله بخشندۀ مهربان نازل شده است

﴿3﴾ کتابی است که آیاتش به زبان عربی، برای مردمی که می‌دانند، به شیوایی و روشنی بیان شده است

﴿4﴾ [کتابی] بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده است؛ ولی بیشتر مردم رویگردانند و [حقایق را] نمی‌شنوند

﴿5﴾ مشرکان گفتند: «دل‌های ما نسبت به آنچه ما را دعوت می‌کنی در پوششی [از بى‌تفاوتى] قرار دارد و در گوش‌هایمان سنگینی است و میان ما و تو فاصله است؛ پس تو به کارِ خود مشغول باش و ما نیز به کارِ خود»

﴿6﴾ [ای پیامبر، به آنان] بگو: «من فقط بشرى همچون شما هستم [با این تفاوت] كه به من وحى مى‌شود: «معبودِ شما، معبودى است یگانه؛ پس به او روى آورید و از او آمرزش بخواهید؛ و واى به حال مشركان!»

﴿7﴾ همان کسانی که زكات نمى‌پردازند و آخرت را انكار مى‌كنند

﴿8﴾ [ولى] مؤمنانِ نیكوكار پاداشى بى‌پایان دارند

﴿9﴾ بگو: آیا به آن [خالقِ توانمندی] كه زمین را در دو روز آفرید، کفر می‌ورزید و همتایانى برایش قائل مى‌شوید؟ این [آفریدگار یکتاست که] پروردگار جهانیان است

﴿10﴾ او طى چهار روز، کوه‌های استواری بر روى زمین پدید آورد و خیر و بركتِ فراوان در آن نهاد و رزق و روزیِ آن را درست به ‌اندازۀ نیازِ تقاضا‌كنندگان مقدّر نمود

﴿11﴾ آنگاه به آسمان پرداخت، در حالى كه [هنوز به صورت] دودی بود؛ و به آسمان و زمین گفت: «خواه یا ناخواه، از درِ تسلیم درآیید». آن دو گفتند: «با میل، از درِ تسلیم درآمدیم»

﴿12﴾ سپس آن تودۀ گاز را به صورت هفت آسمان، در دو روز آفرید و به هر آسمانى برنامه‌اش را وحى كرد؛ و آسمان دنیا را با چراغ‌هایى [از ستارگان] آراستیم و [آن را از شرِ شیاطین] حفظ نمودیم؛ این است تقدیر [پروردگارِ] شکست‌ناپذیرِ دانا

﴿13﴾ [ای پیامبر،] اگر آنان [از پذیرشِ اسلام] روی گرداندند، بگو: «من شما را از صاعقه‌اى مانند صاعقه [هلاکت قوم] عاد و ثمود هشدار مى‌دهم»

﴿14﴾ آنگاه كه پیامبران الهی پیاپی به سراغشان می‌آمدند [با این پیام] كه: «جز الله را عبادت نکنید»، آنان [در پاسخ] می‌گفتند: «اگر پروردگارمان مى‌خواست [پیامِ هدایتگری بفرستد،] فرشتگانى نازل مى‌كرد. ما پیامى را كه شما مأمور [ابلاغ] آن هستید باور نمى‌كنیم»

﴿15﴾ اما [قوم] عاد به ناحق در زمین تکبر می‌ورزیدند و می‌گفتند: «چه كسى نیرومندتر از ماست؟» آیا نمى‌دانستند الله [آن خالق یکتایی] كه آنان را آفریده، نیرومندتر از آنان است؟ ولى [با لجاجت] آیات ما را انكار مى‌كردند

﴿16﴾ سرانجام تندبادى سرد و سخت در روزهایى شوم بر آنان فرستادیم تا عذابِ رسوایى [و خفت] را در زندگى دنیا به آنان بچشانیم؛ ولى عذاب آخرت رسواكننده‌تر است و [از هیچ سو] یارى نخواهند شد

﴿17﴾ و اما قوم ثمود را نیز هدایت كردیم؛ ولى آنان كوردلى را به هدایت ترجیح دادند و به [سزاى] دستاوردشان، صاعقۀ عذابِ خفت‌بار، آنان را فراگرفت؛

﴿18﴾ و كسانى را كه ایمان آورده و [از گناه و نافرمانی] پروا مى‌كردند، نجات دادیم

﴿19﴾ [ای پیامبر، یاد کن از] روزى كه دشمنان الله را به سوى آتشِ دوزخ احضار مى‌كنند و [از پراكندگى] بازمی‌دارند،

﴿20﴾ تا هنگامی که به دوزخ می‌رسند، گوش و چشم و پوستشان به کارهایی که انجام می‌داده‌اند بر ضدّشان گواهى می‌دهند

﴿21﴾ آنان به پوست خود می‌گویند: «چرا علیه ما گواهی دادید؟» [در جواب] می‌گویند: «الله [همان خالق توانمندی] كه همه موجودات را گویا كرده، ما را نیز به سخن درآورده است؛ و اوست كه نخستین بار شما را آفرید و [سرانجام، همگی] به پیشگاه او بازگردانده مى‌شوید»

﴿22﴾ شما كه [گناهانتان را] پنهان نمى‌كردید، نه از آن بابت بود كه تصور مى‌كردید گوش و چشم‌ و پوستتان علیه شما گواهى نمى‌دهند؛ بلكه گمان می‌کردید الله بر بسیارى از اعمالى كه مى‌كنید، آگاه نیست

﴿23﴾ این پندار شما دربارۀ پروردگارتان بود كه موجب هلاكت شما گردید و [سرانجام] زیانكار شدید

﴿24﴾ اگر شكیبایى و تحمل كنند [یا نكنند]، آتش جایگاهشان است؛ و اگر طلب رضایت [و آمرزش] كنند، پذیرفته نخواهد شد

﴿25﴾ ما همنشینانى [از شیاطین] بر آنان گماشتیم که [کارهای] گذشته و [آرزوهاى] آینده را در نظرشان آراستند؛ و [این‌گونه،] فرمان [عذاب] در مورد آنان تحقق یافت و به عذاب اقوام گمراهی از جن و انس که پیش از آنان بودند گرفتار شدند. بى‌گمان، آنان زیانكار بودند

﴿26﴾ کافران [که در برابر حق عاجز گشته بودند] گفتند: «به این قرآن گوش نکنید و در [هنگام تلاوت] آن، جنجال به راه اندازید [و سخنان بیهوده بگویید]؛ باشد که پیروز گردید»

﴿27﴾ یقیناً عذاب سختی به کافران می‌چشانیم و آنان را بر اساس [جزای] بدترین کارهایشان کیفر می‌دهیم

﴿28﴾ این است سزاى دشمنان الله: آتشی كه در آن سكونتِ جاودان دارند؛ به كیفر آنكه آیات ما را انكار مى‌كردند

﴿29﴾ کافران [به هنگام عذاب] می‌گویند: «پروردگارا، [افرادى] از دو گروه جن و انس را كه عامل گمراهى‌مان بودند، به ما نشان بده که لگدمالشان كنیم تا از همه ذلیل‌تر شوند»

﴿30﴾ [اما] كسانى كه گفتند: «پروردگار ما الله است» سپس [از عبادت و بندگى غیر او سر باز زدند و بر اعتقاد خود] پایداری کردند، [هنگام فرا رسیدن مرگشان] فرشتگان بر آنان فرود مى‌آیند، [و مى‌گویند:] «نترسید و ‌اندوه نداشته باشید؛ و شما را بشارت باد به بهشتی که به آن وعده داده می‌شدید

﴿31﴾ ما در زندگى دنیا و آخرت دوستدار شماییم، و در بهشت هرچه دلتان بخواهد و درخواست كنید، در اختیار شماست

﴿32﴾ به عنوان پذیرایى از جانب آمرزگارى مهربان»

﴿33﴾ کیست خوش‌گفتارتر از آن کس كه به سوى الله دعوت می‌دهد و به شایستگى عمل می‌نماید و می‌گوید: «تسلیم [اوامر الهی] هستم؟»

﴿34﴾ [هرگز] نیکی و بدی یکسان نیست. همواره به شیوه‌اى كه بهتر است، پاسخ بده كه در آن صورت، [خواهی دید] همان كسى كه بین تو و او دشمنى بود، همچون دوستى مهربان [و دلسوز] گشته است

﴿35﴾ تنها شكیبایان و کسانی كه بهرۀ بزرگی [از ایمان و اخلاق] دارند، به چنین مقامى مى‌رسند

﴿36﴾ و هر گاه وسوسه‌ای از جانب شیطان تو را فراگرفت، به الله پناه ببر كه یقیناً او شنوای داناست

﴿37﴾ از نشانه‌هاى [توان و تدبیر] او، شب و روز و خورشید و ماه است. در برابر خورشید و ماه سجده نكنید؛ بلكه اگر تنها او را عبادت می‌کنید، بر الله كه آنها را آفریده است سجده کنید

﴿38﴾ و اگر [گروه‌هایی از نیایش او تعالی] تكبر ورزیدند، [فرشتگان و] مقربان درگاه پروردگارت، شب و روز، بدون خستگى او را به پاکی می‌ستایند

﴿39﴾ از جمله نشانه‌هاى [قدرت] الهى این است كه زمین خشک و فرسوده را مى‌بینى که چون باران بر آن فرومی‌ریزیم، به جنبش درمی‌آید [و گیاه می‌رویاند] و [گیاهانش] رشد می‌كند؛ آن [پروردگار توانمندی] كه زمین را زنده مى‌كند، مردگان را نیز زنده خواهد كرد. به راستی كه او تعالی بر هر كارى تواناست

﴿40﴾ [گفتار و رفتارِ] كسانى كه در مورد آیات ما كجروى [و آن را تحریف] مى‌كنند بر ما پوشیده نخواهند بود. آیا كسی كه به آتش [دوزخ] ‌می‌افتد بهتر است یا کسی كه در روز رستاخیز [از عذاب] ایمن است؟ هر چه مى‌خواهید انجام دهید كه بی‌تردید، الله به آنچه مى‌كنید بیناست

﴿41﴾ کسانی كه این قرآن را كه براى [هدایت]شان آمده است، انكار كرده‌اند، [در قیامت عذاب خواهند شد]. این [کلامِ الهی،] كتابى است شكست‌ناپذیر

﴿42﴾ سخن باطل، نه از پیش رو و نه از پشت سرش [= از هیچ جهت و از هیچ نظری] به آن راه نمی‌یابد و از جانب [پروردگارِ] حکیمِ ستوده نازل شده است

﴿43﴾ [ای پیامبر، کافران] همان [سخنان باطلی] را به تو می‌گویند که به پیامبران پیش از تو نیز می‌گفتند. بى‌گمان، پروردگارت آمرزش و [در عین حال،] كیفرى دردناک دارد

﴿44﴾ اگر قرآن را [به زبانِ] غیرعربی نازل كرده بودیم، کافران مى‌گفتند: «چرا آیاتش [عربی نیست و] به روشنی بیان نشده است؟ کتابی غیرعربی و پیامبری عرب؟» [ای پیامبر، به آنان] بگو: «این كتاب، براى مؤمنان مایۀ هدایت و شفاست و کسانی كه ایمان نمی‌آورند، در گوش‌هایشان سنگینى است و قرآن برایشان نامفهوم است؛ [گویى] آنان را از راهى دور صدا می‌زنند»

﴿45﴾ ما به موسى كتاب [تورات] دادیم؛ اما در [مورد] آن اختلاف[نظر] پدید آمد؛ و اگر فرمانى از پروردگارت [در موردِ مهلت و آزمایش] از پیش مقرر نشده بود، [بى‌درنگ] میانشان داورى مى‌شد. کافران [نیز] در موردِ قرآن در تردید و بدگمانى‌اند

﴿46﴾ هر کس کاری شایسته كند، به سود خودِ اوست؛ و هر کس بدى كند، به زیان خویش بد كرده است؛ و پروردگار تو هرگز به بندگان ستم نمی‌کند

﴿47﴾ آگاهى از [لحظۀ وقوع] قیامت، تنها به الله مربوط است؛ و خروجِ هر میوه‌اى از شكوفه‌اش و باردارى و وضع حملِ هر ماده‌اى، با آگاهىِ اوست؛ و روزی كه [الله] به مشركان ندا مى‌دهد: «افرادى كه [در قدرت،] شریک من تصور مى‌كردید [و به آنان توسل می‌جستید] كجا هستند؟» آنان می‌گویند: «اکنون در برابر تو اعتراف مى‌كنیم كه هیچ یک از ما [بر درستىِ اعتقاد مشرکانۀ خود] گواه نیست»

﴿48﴾ آنچه در گذشته [تكیه‌گاه خود] مى‌خواندند، از نظرشان ناپدید می‌شود و درمى‌یابند كه هیچ راه گریزی [از آتش عذاب الهی] نخواهند داشت

﴿49﴾ انسان در تمناى خیر، خستگی‌ناپذیر است، و[لى] اگر بدى به او برسد، مأیوس و دلسرد خواهد شد

﴿50﴾ و اگر پس از رنجی كه به انسان مى‌رسد، رحمتى از جانب خویش به او برسانیم، [مغرورانه] مى‌گوید: «این حق من است، و گمان نمى‌كنم قیامت برپا شود، و اگر [هم واقع شود و] به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، [ثروت و پاداش‌های] نیکویی نزدش خواهم داشت». مسلّماً کافران را از عملكردشان آگاه خواهیم ساخت و عذابى سخت به آنان می‌چشانیم

﴿51﴾ هرگاه نعمتی به انسان می‌بخشیم، [با سرمستى] روى مى‌گرداند [و شکر نعمت را به جای نمی‌آورد] و متکبرانه [از حق] دور می‌شود؛ و هنگامى كه رنجی [همچون فقر و بیماری] به سراغش می‌آید، [به درگاه الهی] دعا و درخواست فراوان دارد

﴿52﴾ [ای پیامبر، به کافران] بگو: «به من بگویید اگر [قرآن] از جانب الله باشد و شما به آن کافر شوید، کیست گمراه‌تر از کسی كه [با وجود آشکار بودنِ حق،] در ستیزی بى‌پایان [با آن] قرار دارد؟»

﴿53﴾ [در این دنیا و در هنگامۀ قیامت،] نشانه‌هاى [توان و تدبیر] خود را در آفاق [جهان] و در [وجود] خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن شود كه قرآن حق است. آیا كافى نیست كه پروردگارت بر هر چیزی گواه است؟

﴿54﴾ آگاه باشید كه آنان در مورد دیدار پروردگارشان [در قیامت] تردید دارند! [و] آگاه باشید كه الله بر همه چیز احاطه دارد

الشوری

Surah 42

﴿1﴾ حم [حا. میم]

﴿2﴾ عسق [عین. سین. قاف]

﴿3﴾ الله شکست‌ناپذیر حکیم، بر تو و پیامبران پیش از تو چنین وحى مى‌فرستد

﴿4﴾ هرچه در آسمان‌ها و زمین است متعلق به اوست؛ و او بلندمرتبه و بزرگ است

﴿5﴾ نزدیک است آسمان‌ها [از شکوه و عظمت الهی] از فراز یکدیگر بشكافند، و فرشتگان، پروردگارشان را با ستایش تقدیس مى‌كنند و براى ساكنان زمین [كه توبه كرده‌اند] آمرزش مى‌طلبند. آگاه باشید كه الله آمرزندۀ مهربان است

﴿6﴾ [ای پیامبر،] الله خود مراقبِ [رفتارِ] كسانى است كه غیر او را [دوست و] کارسازِ خود برگزیده‌اند و تو كارگزار [و مسئول رفتار] آنان نیستى

﴿7﴾ ما قرآن را این گونه به زبان عربی بر تو وحى كردیم تا اهل مکه و ساكنان اطرافش را بیم دهى و در مورد روز محشر ـ که تردیدی در وقوعش نیست ـ به آنان هشدار دهى. [آن روز،] گروهى بهشتى‌اند و گروهى در آتش سوزان

﴿8﴾ اگر الله مى‌خواست، همۀ مردم را امتی واحد [که الله را به یگانگی عبادت کنند] قرار مى‌داد؛ ولى [به انسان اختیار داد؛ او تعالی] هر کس را بخواهد، به رحمت خویش درمی‌آورد؛ و مشرکان هیچ کارساز و یاورى نخواهند داشت

﴿9﴾ آیا آنان به جای او کسی [دیگر را به عنوان دوست و] کارساز برگزیده‌اند؟ حال آنكه كارساز [جهانیان] الله است و اوست كه مردگان را زنده مى‌كند و بر هر كارى تواناست

﴿10﴾ [بگو: «ای مردم،] هر اختلافى بین شماست، داورى‌اش با الله است. این است الله، پروردگار من؛ بر او توکل كرده‌ام و به پیشگاهش بازمی‌آیم»

﴿11﴾ او آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین است؛ همسرانى از [جنسِ] خود شما برایتان قرار داد و از چهارپایان نیز جفت آفرید؛ به این صورت، تعداد شما را افزایش مى‌دهد. هیچ چیز همانند الله نیست و همو شنوا و بیناست

﴿12﴾ کلید‌ [گنجینه‌های] آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست؛ [نعمت و] روزی را بر هر کس که بخواهد، گسترده می‌دارد و یا تنگ می‌گرداند. به راستی که او بر هر چیزی داناست

﴿13﴾ از دین همان را براى شما مقرر كرد كه به نوح امر كرده بود؛ و نیز آنچه به تو وحى كردیم و آنچه به ابراهیم و موسى و عیسى امر كردیم؛ اینكه: «دین را برپا نگاه دارید و در مورد آن فرقه‌فرقه نشوید [و اختلاف نورزید]». [پذیرشِ] دعوت تو بر مشركان گران آمده است. الله است كه هر كس را بخواهد [توفیقِ عبادت می‌دهد و] به سوى خویش برمى‌گزیند؛ و هر کس را [که توبه کند و به درگاهش] بازآید، به سوى خویش هدایت خواهد كرد

﴿14﴾ هنگامی که دلایل محکمِ نبوتِ پیامبر بر کافران عرضه شد، آنان از روی برترى‌خواهى [و حسادتی] كه بینشان بود، راه تفرقه پیمودند؛ و اگر فرمان پروردگارت [در موردِ مهلت و تأخیرِ عذاب] تا زمانى معین، از پیش مقرر نشده بود، [بی‌درنگ] میانشان داورى مى‌شد؛ و اما پس از کافران [و به دلیل انكار و اختلاف آنان] وارثان كتاب [تورات و انجیل نیز] در مورد قرآن، سخت در تردید و بدگمانى‌ هستند

﴿15﴾ [ای پیامبر، مردم را] به سوی این [آیین الهی] دعوت کن و چنان كه فرمان یافته‌اى پایداری كن و از هوس‌های آنان پیروى نكن و بگو: «به همۀ کتاب‌هایی كه الله نازل كرده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام كه در برابر شما به عدالت رفتار كنم. الله پروردگار ما و شماست. [نتیجۀ] اعمال ما براى ماست و [نتیجۀ] اعمال شما براى شما؛ هیچ [دشمنی و] جدالی بین ما و شما نیست. الله همۀ ما را [در قیامت] جمع خواهد كرد و بازگشت [همه] به سوی اوست»

﴿16﴾ كسانى كه دربارۀ الله [و دین او] پس از آن كه [دعوت او از سوی مردم منصف] پذيرفته شد، به مجادله مى‌پردازند، حجّتشان نزد پروردگارشان [باطل و] بى‌پایه است؛ خشم [الهی] گریبانگیرشان مى‌شود و عذابى سخت [در پیش] دارند

﴿17﴾ الله است که قرآن و مقیاس عدالت را به‌حق نازل كرده است؛ و تو چه می‌دانی؟ شاید قیامت نزدیک باشد

﴿18﴾ كسانى كه قیامت را باور ندارند، [با تمسخر و] به شتاب آن را مى‌خواهند؛ و كسانى كه [به روزِ جزا] باور دارند و مى‌دانند كه حق است، از آن هراسانند. آگاه باشید! کسانی كه در مورد قیامت، جدل و انكار مى‌كنند، در گمراهىِ بى‌پایانى قرار دارند

﴿19﴾ الله نسبت به بندگانش باریک‌بین [و مهربان] است؛ به هر کس بخواهد، روزی می‌بخشد؛ و او توانای شکست‌ناپذیر است

﴿20﴾ کسی كه كِشت آخرت را بخواهد، به كِشته‌اش بركت مى‌بخشیم؛ و هر کس [تنها] كِشت دنیا را بخواهد، در اختیار او قرار مى‌دهیم؛ و[لى] در آخرت بهره‌اى نخواهد داشت

﴿21﴾ آیا [مشرکان] معبودانى دارند كه بدون اجازۀ الله، [قوانین] دینى برایشان مقرر كرده‌اند؟ اگر حُكمِ قطعى [براى مهلت دادن به گناهکاران] در میان نبود، [بى‌درنگ] میانشان داورى مى‌شد؛ و ستمکاران عذابی دردناک [در پیش] دارند

﴿22﴾ [در روز قیامت،] ستمکاران را از دستاوردشان هراسان مى‌بینى و [خواهی دید که كیفر آن کارها] دامنگیرشان است؛ ولى مؤمنان نیكوكار در باغ‌های بهشتند؛ هر چه بخواهند، نزد پروردگارشان دارند؛ فضل [و بخششِ] بزرگ همین است

﴿23﴾ این همان [فضیلتی] است كه الله به بندگان مؤمن و نیكوكارش بشارت مى‌دهد. [ای پیامبر،] بگو: «در برابر این رسالت، پاداشى از شما نمى‌خواهم؛ جز [رعایتِ دوستی و] محبتِ خویشاوندى؛ و هر کس [در این راستا] اقدام نیكویى كند، بر پاداشش در آن [مورد] مى‌افزاییم. به راستی كه الله آمرزگارى قدرشناس است

﴿24﴾ آیا مشرکان مى‌گویند: «[محمد] به الله دروغ نسبت داده است؟» اگر الله بخواهد، بر دل تو مُهر مى‌نهد؛ و[لى] الله باطل را محو مى‌كند و حق را با سخنان [و تمهیداتِ] خویش به كرسى مى‌نشانَد؛ كه او به راز دل‌ها داناست

﴿25﴾ اوست که توبۀ بندگانش را می‌پذیرد و از بدی‌ها درمى‌گذرد و آنچه مى‌كنید مى‌داند

﴿26﴾ او [درخواستِ] مؤمنانِ نیكوكار را مى‌پذیرد و از فضلِ خویش بر [پاداش] آنان مى‌افزاید؛ و کافران عذابى سخت [در پیش] دارند

﴿27﴾ اگر الله روزىِ [برخى از] بندگانش را گشایش مى‌داد، در زمین ستم و سركشى مى‌كردند؛ ولى به ‌اندازه‌اى كه بخواهد مقرر مى‌دارد؛ زیرا او قطعاً به [حال] بندگانش آگاه و بیناست

﴿28﴾ او ذاتی است كه باران را پس از نومیدى [مردم] مى‌فرستد و رحمت خویش را مى‌گسترد؛ و او تعالی كارساز و ستوده است

﴿29﴾ از نشانه‌هاى [توان و تدبیر] او، آفرینش آسمان‌ها و زمین و موجودات زنده‌اى است كه در آنها پراكنده كرده است؛ و هر گاه اراده كند، بر جمع‌آورى آنها نیز تواناست

﴿30﴾ هر مصیبتی که به شما رسد، به خاطر کارهایی است که انجام داده‌اید؛ و [الله] از بسیاری [از گناهانتان] گذشت می‌کند

﴿31﴾ شما هرگز در زمین [و آسمان، الله را] به تنگ نمى‌آورید؛ و در برابر الله هیچ كارساز و یاورى نخواهید داشت

﴿32﴾ از نشانه‌های [توان و تدبیرِ] الهی، کشتی‌های کوه‌پیکری است که در دریاها در حرکتند

﴿33﴾ اگر الله بخواهد، باد را ساكن مى‌گردانَد تا [کشتی‌ها] بر پهنۀ دریا بى‌حركت بمانند. به راستى در این [امر،] براى هر شكیباى سپاسگزاری، نشانه‌هایى است

﴿34﴾ یا [اگر بخواهد، سرنشینانِ] آن کشتی‌ها را به کیفر اعمالشان نابود می‌سازد؛ در حالی که او از بسیاری [از گناهان] ‌گذشت می‌کند

﴿35﴾ [تا موجب عبرت باشد] و كسانى كه در مورد آیات ما به مجادله برمى‌خیزند، بدانند كه [اگر عذاب الهی فرارسد،] راه گریزى نخواهند داشت

﴿36﴾ [ای مردم،] آنچه به شما داده شده است، نعمت‌های [گذراىِ] زندگى دنیاست؛ و آنچه نزد الله است، براى مؤمنانى كه بر پروردگارشان توکل مى‌كنند، بهتر و پاینده‌تر است

﴿37﴾ و [نیز براى] کسانی كه از گناهان بزرگ و بی‌حیایی‌ها اجتناب می‌ورزند و آنگاه كه خشمگین می‌شوند، گذشت مى‌كنند

﴿38﴾ و کسانی كه [دعوت] پروردگارشان را پذیرا مى‌شوند و نماز برپا مى‌دارند و كارشان در ميانشان [بر پايه‌] مشورت است و از آنچه روزى‌شان كرده‌ایم، انفاق مى‌كنند

﴿39﴾ و کسانی که هر گاه ستمی به آنان برسد، [به دفاع و] انتقام برمی‌خیزند

﴿40﴾ و جزای هر بدی، کیفری همانند آن بدی است [نه بیشتر]؛ اما هر کس گذشت کند و کار را به اصلاح [و آشتی] آورَد، پاداشش بر عهدۀ الله است. بی‌گمان، او ستمکاران را دوست ندارد

﴿41﴾ البته کسانی كه پس از ستمى كه دیده‌اند، انتقام می‌گیرند، هیچ [بازخواست و] سرزنشی بر آنان نیست

﴿42﴾ راه [بازخواست و] سرزنش، تنها بر ستمکارانى گشوده است كه به ناحق در زمین برترى‌جویی مى‌كنند. آنان عذابى دردناک [در پیش] دارند

﴿43﴾ اما هر کس شكیبایى و گذشت كند، نشان از قدرت ارادۀ [او] دارد

﴿44﴾ هر کس که الله او را گمراه كند، پس از الله هیچ [یاور و] كارسازى نخواهد داشت؛ و [در روز قیامت،] ستمکاران را مى‌بینى كه چون عذاب را مشاهده كنند، مى‌گویند: «آیا راه بازگشتى [به دنیا] هست؟»

﴿45﴾ [در آن روز،] ستمگران را مشاهده خواهى كرد كه بر آتش عرضه مى‌شوند؛ و در حالى كه از [شدت] خواری، فروتن شده‌اند، زیرچشمى مى‌نگرند؛ و [در آن حال] مؤمنان مى‌گویند: «زیانكاران [واقعى] كسانى هستند كه [به طمع دنیا] خود و خانواده‌شان را در قیامت به زیان‌انداخته‌اند». آگاه باشید! ستمکاران، گرفتارِ عذابى پایدارند

﴿46﴾ و آنان در برابر الله، كارسازى نخواهند داشت كه یارى‌شان كند؛ و هر کس كه الله او را گمراه كند، راهى [براى نجات] نخواهد داشت

﴿47﴾ [ای مردم،] پیش از آنكه روزى فرارسد كه بازگشتى از جانب الله ندارد، دعوت پروردگارتان را بپذیرید. در آن روز، نه پناهگاهى خواهید داشت، نه [فرصتی برای] انكار

﴿48﴾ [ای پیامبر] اگر [مشرکان از دعوتِ تو] روى می‌گردانند، [توفیق را از خود سلب می‌كنند]. ما تو را نگهبان آنان نفرستادیم و تو وظیفه‌اى جز رساندن [وحی] نداری؛ و چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانیم، به آن سرمست مى‌شود؛ و اگر به سزاى رفتار گذشتۀ خود دچار مصیبتى شود، [به جاى بیدارى، ناسپاسی مى‌کند]. به راستی که انسان بسیار ناسپاس است

﴿49﴾ فرمانروایى آسمان‌ها و زمین، از آنِ الله است. او هر چه بخواهد، مى‌آفریند؛ به هر کس که بخواهد، [فرزندِ] دختر مى‌بخشد و به هر کس كه بخواهد، [فرزندِ] پسر

﴿50﴾ یا پسر و دختر را ـ هر دو ـ با هم می‌دهد؛ و هر کس را که بخواهد، نازا مى‌گرداند كه او دانای تواناست

﴿51﴾ درخورِ هیچ بشرى نیست كه الله با او سخن بگوید؛ مگر با وحى یا از فراسویِ حجابى یا [اینکه الله] فرشته‌اى بفرستد كه به فرمانش هر چه بخواهد، وحى كند. بی‌تردید، او تعالی بلندمرتبۀ حکیم است

﴿52﴾ [ای پیامبر] این‌گونه، قرآن را [توسط جبرئیل و] به فرمان خویش بر تو وحى كردیم. [پیش از آن] تو آگاهى نداشتى كه كتاب و ایمان چیست؛ ولى ما آن را نورى ساختیم كه هر یک از بندگان خویش را كه بخواهیم، به آن هدایت كنیم؛ و مسلّماً تو به راهى راست [= اسلام] هدایت مى‌كنى

﴿53﴾ راه الله که آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ اوست. آگاه باشید! [همۀ] امور به سوی الله بازمی‌گردد

الزخرف

Surah 43

﴿1﴾ حم [حا. میم]

﴿2﴾ سوگند به کتاب روشنگر

﴿3﴾ ما آن را قرآنى به زبان عربی قرار دادیم، باشد که خردورزى كنید

﴿4﴾ این كتاب، كه بلندمرتبه و حكمت‌آموز است، در لوح محفوظ نزد ما ثبت شده است [و دستخوش تغییر نخواهد شد]

﴿5﴾ آیا به صِرف اینكه شما [مشرکان،] گروهی اسرافکارید [و پیام الهی را انكار مى‌كنید، نزول] قرآن را از شما بازداریم؟

﴿6﴾ چه بسیار پیامبرانى كه در میان پیشینیان فرستادیم

﴿7﴾ و[لی] هر پیامبری به سوی آنان می‌آمد، مسخره‌اش می‌کردند

﴿8﴾ ما افرادی نیرومند‌تر از مشرکان مکه را هلاک کرده‌ایم؛ و داستان [عبرت‌انگیز] پیشینیان گذشت

﴿9﴾ [ای پیامبر] اگر از مشرکان بپرسی: «آسمان‌ها و زمین را چه کسی آفریده است؟»، قطعاً می‌گویند: «[الله] شکست‌ناپذیر دانا»

﴿10﴾ همان [پروردگاری] كه زمین را محل آسایش شما قرار داد و راه‌هایی در آن برایتان پدید آورد تا راه یابید

﴿11﴾ و همان ذاتی كه باران را از آسمان به مقدار معینى فرستاد؛ آنگاه سرزمین خزان‌زده و خشک را به وسیلۀ آن حیات بخشیدیم؛ شما نیز همین گونه [از گورها] بیرون آورده مى‌شوید

﴿12﴾ پروردگاری كه تمام مخلوقات را آفرید و از کشتی‌ها و چهارپایان، وسیلۀ سوارى برایتان پدید آورد؛

﴿13﴾ تا بر پشت آنها قرار گیرید و آنگاه كه بر آنها قرار گرفتید، نعمت پروردگارتان را یاد كنید و بگویید: «پاک و منزه است ذاتی كه این [وسیله] را در خدمت ما گماشت و[گرنه] ما خود توان این کار را نداشتیم؛

﴿14﴾ و ما به پیشگاهِ پروردگار‌مان بازمی‌گردیم»

﴿15﴾ مشرکان از میان بندگان الله، سهمى [از فرزند] برایش قرار دادند. به راستى كه انسان آشكارا ناسپاس است

﴿16﴾ آیا [می‌پندارید] الله از میان آفریدگانش، دختران را انتخاب كرده و پسران را به شما اختصاص داده است؟

﴿17﴾ اما هر گاه به یكى از آنان، همان چیزی را بشارت دهند که براى [الله] رحمان قائل هستند [= تولد دختر]، در حالى كه خشم خود را فرومى‌خورد، چهره‌اش [از اندوه] تیره مى‌گردد

﴿18﴾ آیا کسی را که در زیور [و راحتی] پرورش می‌یابد و در [هنگام] جدال [قادر به] تبیین مقصودش نیست [به الله نسبت می‌دهید؟]

﴿19﴾ [مشرکان]، فرشتگان را كه بندگانِ [الله] رحمانند، مؤنث پنداشتند. آیا به هنگام آفرینش آنان حضور داشتند؟ سخنانشان ثبت می‌گردد و [در روز قیامت،] بازخواست خواهند شد

﴿20﴾ [آنان برای توجیهِ شرکِ خود] می‌گویند: «اگر [الله] رحمان می‌خواست، ما فرشتگان را عبادت نمی‌کردیم». آنان در مورد این [سخن] بى‌اطلاعند [و] جز سخن دروغ نمى‌گویند

﴿21﴾ آیا پیش از قرآن كتابى به آنان داده‌ایم كه به آن استدلال كنند؟

﴿22﴾ بلکه می‌گویند: «نیاکانمان نیز همین آیین را داشتند و ما [نیز] راه آنان را دنبال می‌کنیم»

﴿23﴾ پیش از تو نیز هر [پیامبرِ] هشداردهنده‌ای را به هر شهری فرستادیم، ثروتمندانِ سرکشِ آن شهر می‌گفتند: «نیاکانمان نیز همین آیین را داشتند و ما [نیز] راه آنان را دنبال می‌کنیم»

﴿24﴾ [پیامبر‌شان] می‌گفت: «اگر آیینى هدایت‌بخش‌تر از آنچه نیاکانتان داشتند آورده باشم [باز هم از آنان پیروی می‌کنید]؟» آنان [در پاسخ] می‌گفتند: «[آری،] پیامى را كه مأمور [ابلاغ] آن شده‌اید، انكار مى‌كنیم»

﴿25﴾ ما نیز از آنان انتقام گرفتیم؛ پس بنگر که سرانجامِ تكذیب‌كنندگان چگونه بود

﴿26﴾ [یاد کن] هنگامی را ‌که ابراهیم به پدر و قومش گفت: «از آنچه شما عبادت می‌کنید، بیزارم؛

﴿27﴾ مگر از ذاتی كه مرا آفریده است كه او هدایتم خواهد كرد»

﴿28﴾ ابراهیم، یكتاپرستى را در میانِ نسل‌های پس از خود، سخنى ماندگار قرار داد؛ باشد که [به پیشگاه الهی] بازگردند

﴿29﴾ بلکه اینان [که در مکه آلوده به شرک هستند] و پدرانشان را [از نعمت‌های دنیا] برخوردار كردم تا آنكه حق [= قرآن] و پیامبری روشنگر به سراغشان آمد؛

﴿30﴾ و آنگاه كه حق [= قرآن] به سویشان آمد، گفتند: «این جادوست و آن را انكار مى‌كنیم»؛

﴿31﴾ و گفتند: «چرا این قرآن بر مردى بزرگ از دو شهرِ [مکه و طائف] نازل نشده است؟»

﴿32﴾ آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم مى‌كنند؟ ماییم كه روزی [و معیشت] آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم كرده‌ایم و آنان را نسبت به هم، به درجاتى برتری بخشیده‌ایم تا از خدماتِ [متقابلِ] یكدیگر استفاده كنند؛ و رحمت پروردگارت از اموالى كه جمع مى‌كنند بهتر است

﴿33﴾ اگر [نگرانى از آن] نبود كه همۀ مردم [در دنیاطلبى و انكار الله] یك گروه ‌شوند، سقف خانۀ كسانى را كه به الله رحمان ایمان ندارند، از نقره قرار مى‌دادیم و نیز پله‌هایى [از نقره در آن می‌نهادیم] كه بتوانند از [طبقاتِ] آن [خانه] بالا روند؛

﴿34﴾ و برای خانه‌هایشان در‌هایی [از طلا] می‌گذاشتیم و تخت‌هایی [قرار می‌دادیم] که بر آن تکیه زنند؛

﴿35﴾ و تجمل [و زینت‌های] فراوان [برایشان فراهم می‌کردیم] و تمام اینها بهرۀ [ناچیز] زندگی دنیاست؛ و آخرت نزد پروردگارت برای پرهیزگاران است

﴿36﴾ هر کس از یاد [الله] رحمان دل بگرداند، شیطانى بر او مى‌گماریم تا [یار و] همنشینش باشد [و همواره او را فریب دهد]

﴿37﴾ شیاطین، این گروه را از راه [الله] بازمی‌دارند؛ و[لی] آنان گمان می‌کنند که هدایت‌یافته‌اند

﴿38﴾ تا آنگاه كه [در قیامت] نزد ما بیاید، [به شیطانِ همنشینش] می‌گوید: ای كاش میان من و تو، فاصله‌اى به دورى شرق و غرب بود! چه همنشین بدی بودى!»

﴿39﴾ [الله می‌فرماید:] «امروز [پشیمانى] سودى به حالتان نخواهد داشت؛ زیرا ستم كرده‌اید و همگی در عذاب شریكید»

﴿40﴾ [ای پیامبر،] آیا می‌توانی [پیام خود را] به گوش ناشنوایان برسانى یا نابینایان و گمراهانِ آشكار را [به راه راست] هدایت كنى؟

﴿41﴾ پس اگر تو را [پیش از عذاب آنان از دنیا] ببریم، [در هر حال،] از آنان انتقام خواهیم گرفت

﴿42﴾ یا عذابى را كه به آنان وعده داده‌ایم، [در دوران زندگی‌ات] به تو نشان خواهیم داد؛ زیرا ما بر آنان اقتدار [کامل] داریم

﴿43﴾ به آنچه بر تو وحی می‌شود تمسّک بجوی که بی‌گمان، بر راه راست قرار داری

﴿44﴾ تردیدی نیست که قرآن برای تو و قومت مایۀ اندرز [و سربلندی] است و [روز قیامت، دربارۀ ایمان و عمل به آن] بازخواست خواهید شد

﴿45﴾ از پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم بپرس که آیا غیر از [الله] رحمان، معبودانی برای عبادت قرار داده‌ایم [مسلّماً چنین نیست]

﴿46﴾ ما موسى را با معجزات خویش به سوى فرعون و سران قومش فرستادیم و به آنان گفت: «من فرستادۀ پروردگار جهانیانم»؛

﴿47﴾ و هنگامی که آیات [و معجزات] ما را به آنان ارائه كرد، همگی به آنها خندیدند

﴿48﴾ هر معجزه‌اى به آنان ارائه دادیم، یكى از دیگرى بزرگ‌تر بود و [چون همه را تكذیب كردند،] آنان را به عذاب گرفتار كردیم؛ باشد که [از کفر] بازگردند

﴿49﴾ [پس هنگامی که گوشه‌ای از عذاب الهی را چشیدند،] گفتند: «اى جادوگر! از پروردگارت ـ بنا به عهدى كه با تو دارد ـ بخواه [تا عذاب را از ما دور كند] كه ما [دیگر] راه‌یافته‌ایم»

﴿50﴾ اما هنگامی که عذاب را از آنان برداشتیم، پیمان شكستند [و بر کفر اصرار ورزیدند]

﴿51﴾ فرعون در میان قوم خود ندا سر داد و گفت: «اى قوم من، آیا فرمانروایىِ مصر در اختیار من نیست و این نهرها از دامنۀ قصرِ من جریان ندارد؟ آیا [قدرت و عظمتم را] نمى‌بینید؟

﴿52﴾ من از این مردِ بى‌مقدار که [حتی] نمى‌تواند به روشنى سخن بگوید، شایسته‌ترم

﴿53﴾ چرا [به نشانۀ سروَرى،] دستبند‌هاى زرین [از آسمان] بر او افكنده نشده است [تا ثابت شود که پیامبر است]؟ یا چرا فرشتگان همراه او نیامده‌اند؟»

﴿54﴾ او [= فرعون] قوم خود را به [بی‌خردی و] سبُكسَرى كشاند و همگی مُطیع او شدند. حقا که آنان [نسبت به اوامر الهی] نافرمان بودند

﴿55﴾ پس چون ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همگی را [در دریا] غرق کردیم

﴿56﴾ آنگاه آنان را در شمارِ پیشگامان [کفر و نافرمانی] و عبرتی [برای آیندگان] قرار دادیم

﴿57﴾ و هنگامی که [داستانِ تولد] پسر مریم مطرح شد، قومِ تو [که گمان ‌کردند می‌توانند مانند نصاری چند معبود داشته باشند] به ناگاه، شادی و هیاهو به راه‌ انداختند

﴿58﴾ و گفتند: «معبودان ما بهترند یا او [= عیسی]؟» آنان این سخن را تنها براى جدال با تو عنوان كردند؛ به راستی که گروهى ستیزه‌جو هستند

﴿59﴾ عیسى فقط بنده‌اى است كه نعمت [رسالت] بر او ارزانى داشتیم و او را نمونه‌ای [از قدرت الهی] براى بنی‌اسرائیل قرار دادیم

﴿60﴾ اگر مى‌خواستیم، [همۀ شما انسان‌ها را نابود می‌کردیم و] به جای شما، فرشتگانى پدید مى‌آوردیم كه در زمین جانشین [شما] شوند

﴿61﴾ قطعاً [نزول] او [= عیسی] نشانه [نزدیکی وقوع] قیامت است؛ پس هرگز در مورد قیامت شک نكنید و پیرو من باشید كه راه راست [به سوی بهشت،] همین است

﴿62﴾ [آگاه باشید تا] شیطان شما را [از راه الله] بازندارد؛ چرا كه او دشمن آشكار شماست

﴿63﴾ و چون عیسى [معجزات و] نشانه‌هاى روشن به آنان ارائه كرد، گفت: «من حکمت برایتان آورده‌ام تا [به آن راه یابید] و برخى از موارد اختلافتان را روشن كنم؛ پس از الله پروا کنید و مطیع [دستورهای] من باشید

﴿64﴾ الله پروردگار من و شماست؛ پس او را عبادت کنید که راهِ راست همین است»

﴿65﴾ آنگاه گروه‌های [مختلف] بنی‌اسرائیل میان خود [دربارۀ عیسی] دچار اختلاف شدند؛ پس وای بر ستمکاران از عذاب روز دردناک

﴿66﴾ آیا جز این انتظار دارند كه قیامت ـ در حالی که غافلند ـ ناگهان بر آنان فرا رسد؟

﴿67﴾ دوستان [دنیایى،] در آن روز، دشمن یكدیگرند؛ مگر پرهیزگاران

﴿68﴾ [الله به آنان می‌فرماید:] «ای بندگانِ [پرهیزكارِ] من، امروز ترس و ‌اندوهى نخواهید داشت

﴿69﴾ همان بندگانى كه به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم [فرمانِ ما] بودند

﴿70﴾ شما و دیگر مؤمنانی که همچون شما هستند، به بهشت درآیید تا [از نعمت‌های جاودانش بهره‌مند گردید و] شادمان شوید

﴿71﴾ ظرف‌ها و جام‌های زرین را پیرامونشان مى‌گردانند؛ و هر چه دل‌ها بخواهد و دیده‌ها از آن لذت بَرَد، در آنجا موجود است؛ و شما در بهشت جاودانه‌اید

﴿72﴾ این همان بهشتى است كه در برابر اعمالتان به شما داده‌اند

﴿73﴾ میوه‌هاى فراوانی آنجا در اختیار دارید كه از آنها مى‌خورید

﴿74﴾ بی‌تردید، مجرمان در عذاب دوزخ جاودانند

﴿75﴾ [در حالى كه عذاب] از آنان كاسته نمی‌شود و در یأس و نومیدی فرورفته‌اند

﴿76﴾ ما به آنان ستم نكردیم؛ بلکه آنها خود به خویشتن ستم می‌کردند

﴿77﴾ [دوزخیان، نگهبان آتش را صدا می‌زنند و] فریاد برمی‌آرند: «اى مالک [كاش] پروردگارت كار ما را یكسره كند [و ما را بمیراند]». او می‌گوید: «نه، شما [در این عذاب] ماندگارید»

﴿78﴾ به راستی ما حق را برای شما آوردیم؛ ولی بیشتر شما از آن کراهت داشتید

﴿79﴾ بلکه آنان عزمِ [خود را برای توطئه علیه تو] جزم كردند؛ ما نیز ارادۀ محکمی [بر ناکام گذاشتنِ آنان] داریم

﴿80﴾ آیا مى‌پندارند كه ما سخنان سِرّى و نجوایشان را نمى‌شنویم؟ آرى، فرشتگان ما در كنارشان [هستند و همه چیز را] ثبت مى‌كنند

﴿81﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «اگر [به فرض محال، الله] رحمان فرزندى داشت، من نخستین عبادت‌کننده [او] بودم»

﴿82﴾ [معبود یگانه‌ای كه] پروردگار آسمان‌ها و زمین و عرش است، از توصیفِ [جاهلانه] آنان منزه است

﴿83﴾ پس [ای پیامبر،] آنان را [به حال خود] بگذار تا یاوه‌گویی کنند و به بازى سرگرم باشند تا سرانجام، با روز موعود [= قیامت] مواجه شوند [و سزای اعمالشان را ببینند]

﴿84﴾ او تعالی است که در آسمان و زمین معبود است؛ و او حکیم داناست

﴿85﴾ پربرکت و بزرگوار است ذاتی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، از آنِ اوست؛ و آگاهى از [لحظۀ برپایىِ] رستاخیز تنها در اختیار اوست و [همگی] به پیشگاه او بازگردانده مى‌شوید

﴿86﴾ كسانی كه [مشركان] به جاى الله [به نیایش] مى‌خوانند، قادر به شفاعت نیستند؛ مگر افرادى كه به [کلمۀ توحید و] حق گواهى مى‌دهند

﴿87﴾ و اگر از مشرکان بپرسی چه کسی آنان را آفریده است، مسلّماً می‌گویند: «الله»؛ پس چگونه [از عبادت الله] بازگردانیده می‌شوند

﴿88﴾ [شکایت و] سخن پیامبر [این بود:] «پروردگارا، اینان قومی هستند که ایمان نمی‌آورند»

﴿89﴾ [ای پیامبر،] از [آزار و اذیت] آنان درگذر و [برای رهایی از شرّشان] بگو: «سلام بر شما»؛ به زودى خواهند دانست [که عذابشان چگونه است]

الدخان

Surah 44

﴿1﴾ حم [حا. میم]

﴿2﴾ و سوگند به کتاب روشنگر

﴿3﴾ [که] ما قرآن را در شب مبارک [و فرخندۀ قدر] نازل کردیم [زیرا] که ما [همواره] هشداردهنده بوده‌ایم

﴿4﴾ در آن [شب،] هر امر مهمى فیصله مى‌یابد [و تدبیر می‌شود]

﴿5﴾ [این‌] كارى است [كه‌] از جانب ما [صورت مى‌گیرد] بى‌گمان، ما فرستنده[ی پیامبران] بوده‌ایم

﴿6﴾ به عنوان رحمتى از پروردگارت. بی‌تردید، او شنوای داناست

﴿7﴾ پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست. اگر [به این حقیقت] یقین دارید [به الله و پیامبرش ایمان بیاورید]

﴿8﴾ هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ زندگی می‌بخشد و می‌میراند؛ پروردگار شما و نیاکان شماست؛

﴿9﴾ ولى مشرکان تردید دارند و سرگرم [لذت‌های دنیا] و بازى هستند

﴿10﴾ پس [ای پیامبر] منتظر روزی باش که آسمان، دودی آشکار [پدید] آورد

﴿11﴾ که [تمام] مردم را فرامی‌گیرد. این عذابی دردناک است

﴿12﴾ [آنگاه کافران می‌گویند:] «پروردگارا، [این] عذاب را از ما برطرف کن که ایمان آورده‌ایم»

﴿13﴾ چگونه [و از کجا] پند می‌پذیرند در حالی که [پیشتر،] پیامبر روشنگر به سویشان آمده بود؟

﴿14﴾ اما از او روی گرداندند و گفتند: «[او] آموزش‌یافته‌ای دیوانه است»

﴿15﴾ [براى آزمایش شما] زمانى ‌اندک عذاب را برمى‌داریم؛ و[لى] شما [به کفرِ خویش] بازمى‌گردید

﴿16﴾ روزی که سخت بر آنان می‌تازیم. [آری،] ما [از کافران به خاطر کفر و تکذیبشان،] انتقام‌ می‌گیریم

﴿17﴾ پیش از آنان نیز قوم فرعون را آزمودیم و پیامبری بزرگوار به سویشان آمد

﴿18﴾ [که به آنان گفت:] «بندگان الله [= بنی‌اسرائیل‌] را به من بسپارید که من پیامبری امین برایتان هستم

﴿19﴾ و [نیز] بر الله برتری مجویید که من دلیل روشنی برایتان آورده‌ام؛

﴿20﴾ و از اینکه سنگسارم کنید به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می‌برم

﴿21﴾ اگر به من ایمان نمی‌آورید، از من کناره بگیرید [و رهایم کنید]»

﴿22﴾ آنگاه به درگاه پروردگارش دعا کرد که: «[بار الها،] اینان گروهی تبهکارند»

﴿23﴾ [به موسی وحی کردیم که:] «بندگانم را شبانه [از مصر] بیرون ببر؛ زیرا [سپاه فرعون] شما را تعقیب خواهند کرد؛

﴿24﴾ و دریا را آرام پشت سر بگذار كه آنان سپاهى هستند كه غرق خواهند شد

﴿25﴾ چه بسیار باغ‌ها و چشمه‌سارها كه رها كردند [و رفتند]،

﴿26﴾ و کشتزارها و قصر‌های نیکو [و زیبا]،

﴿27﴾ و نعمتی که در آن شادمان [و بهر‌ه‌مند] بودند

﴿28﴾ [سرنوشتشان] این گونه [بود] و [تمامى] آن نعمت‌ها را به گروهى دیگر واگذاشتیم

﴿29﴾ آسمان و زمین قطرۀ اشکی بر [نابودى] آنان نریخت و مهلتى [برای توبه] نیز نیافتند

﴿30﴾ بی‌تردید، بنی‌اسرائیل را از عذاب خفت‌بار نجات دادیم؛

﴿31﴾ از فرعون که [رهبر] سرکشی در زمرۀ اسرافکاران بود

﴿32﴾ ما با دانشِ خود بنی‌اسرائیل را بر مردم زمانه برترى دادیم،

﴿33﴾ و نشانه‌هایى [از قدرت خویش] در اختیارشان گذاشتیم كه آزمایشى روشن در آن بود

﴿34﴾ این [کافران] مى‌گویند

﴿35﴾ «جز مرگِ نخستینِ ما، هیچ [زندگیِ دیگری] نیست و هرگز برانگیخته نخواهیم شد؛

﴿36﴾ و اگر راست می‌گویید، نیاکانمان را [زنده کنید و] بیاورید»

﴿37﴾ آیا اینان بهترند یا قوم [نیرومندِ] «تُبَّع» و پیشینیان آنها كه چون بزهكار بودند آنان را نابود كردیم؟

﴿38﴾ ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آنهاست به بازی نیافریده‌ایم؛

﴿39﴾ آنها را به‌حق [و با هدف] آفریده‌ایم؛ ولى بیشتر آنان نمى‌دانند

﴿40﴾ بی‌تردید، روزِ داوری [= قیامت] وعده‌گاه همۀ آنان است

﴿41﴾ روزى كه هیچ دوستى براى دوست خود سودمند نیست و [از هیچ سو] یارى نمی‌شوند؛

﴿42﴾ مگر كسى كه الله [بر او] رحم كند كه او تعالی شکست‌ناپذیرِ مهربان است

﴿43﴾ بی‌گمان، درخت زَقّوم،

﴿44﴾ غذای گناهکاران است

﴿45﴾ [میوه‌اش، به سبب گرمای زیاد،] همچون مسِ گداخته در شکم‌ها می‌جوشد؛

﴿46﴾ مانند جوششِ آب داغ

﴿47﴾ [خطاب مى‌رسد:] «آن [ستمکار] را بگیرید و به میان دوزخ درافكنید؛

﴿48﴾ آنگاه از عذاب آب داغ بر سرش فروریزید»

﴿49﴾ [در آن حال، به او گفته می‌شود:] «بچش که تو [در میان قوم خود] عزتمند و بزرگواری

﴿50﴾ این همان [سرنوشت دردناکی] است که در موردش تردید داشتید»

﴿51﴾ یقیناً پرهیزگاران در جایگاه امنی هستند؛

﴿52﴾ در [میان] باغ‌ها و [کنار] چشمه‌سار‌های بهشت

﴿53﴾ لباس‌هایی از دیبای نازک و دیبای ضخیم می‌پوشند، در حالى كه رویاروى یكدیگر [به صحبت] نشسته‌اند

﴿54﴾ چنین است [وضع آنان]؛ و [نیز] حور العین را به همسری آنان درمی‌آوریم

﴿55﴾ در آنجا هر میوه‌اى كه اراده کنند، بى دغدغه در اختیارشان است

﴿56﴾ در بهشت طعم مرگ را نخواهند چشید؛ جز همان مرگ نخستین [در دنیا]؛ و [پروردگار مهربان] آنان را از مجازات دوزخ محفوظ می‌دارد

﴿57﴾ [این] بخششی است از [جانب] پروردگارت؛ و این همان کامیابی بزرگ است

﴿58﴾ [ای پیامبر،] ما قرآن را به زبان تو روان [و آسان] ساختیم؛ باشد که [مشرکان] پند گیرند

﴿59﴾ پس در انتظار [وعده‌های الهی] باش که بی‌گمان، آنان [نیز] منتظر [شکست و مرگ تو] هستند

الجاثیة

Surah 45

﴿1﴾ حم [حا. میم]

﴿2﴾ نزول [این] کتاب از جانب الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿3﴾ به راستى كه در آسمان‌ها و زمین، نشانه‌هایى [از قدرت الهى] براى مؤمنان [پدیدار] است

﴿4﴾ و [نیز] در آفرینش خودتان و موجودات زنده‌اى كه [در زمین] پراكنده مى‌سازد، نشانه‌هایى [از توان و تدبیر الله] برای اهل یقین [آشکار] است

﴿5﴾ و در گردش پیاپى شب و روز و رِزقى كه الله [به صورت باران] از آسمان مى‌فرستد و با آن، زمین را پس از خزان و خشكى‌اش زنده می‌سازد؛ و [نیز] در گردش بادها، نشانه‌هایى [از قدرت پروردگار،] برای خردورزان است

﴿6﴾ [ای پیامبر،] اینها آیات و [نشانه‌های] الهی است كه به‌حق بر تو مى‌خوانیم. [به راستی، مشرکان] پس از [سخن] الله و آیاتش، كدام سخن را باور مى‌كنند؟

﴿7﴾ وای بر هر دروغگوی گنهکاری

﴿8﴾ [آن کافری] كه آیات الهی را كه بر او خوانده مى‌شود، مى‌شنود؛ ولى متكبرانه بر مخالفت اصرار دارد؛ گویى آنها را نشنیده است؛ پس او را به عذابى دردناک بشارت بده

﴿9﴾ [همان کسی که] چون بر گوشه‌اى از آیات ما واقف شود، آن را به سُخره مى‌گیرد. آنان عذابى خفت‌بار [در پیش] دارند

﴿10﴾ پیش رویشان دوزخ است؛ و دستاوردشان و [یاوران و] كارسازانى كه به جاى الله برگزیده‌اند، هیچ سودی به حالشان نخواهند داشت؛ و عذابى سهمگین [در پیش] دارند

﴿11﴾ این [قرآن، موجبِ] هدایت است؛ و كسانى كه آیات پروردگار‌شان را انكار می‌كنند، عذابی از سخت‌ترین عذاب‌های دردناک [دوزخ را در پیش] دارند

﴿12﴾ الله همان ذاتی است كه دریاها را در خدمت شما گماشت تا کشتی‌ها به فرمانش در آن حرکت کنند و [شما بتوانید] از فضل او [روزى] بجویید؛ باشد که شکر به جای آورید

﴿13﴾ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است، از [رحمت] خویش در خدمت شما گماشت؛ كه در این [امر،] نشانه‌هایی [از لطف و قدرت الهی] برای اندیشمندان است

﴿14﴾ [ای پیامبر] به مؤمنان بگو: «از كسانى كه به روزهاى الله [= روزهای پیروزی بر کفر و گرفتن انتقام از مشرکان] امیدى ندارند، درگذرند تا [الله در زمان مشخص، هر] گروهى را در برابر آنچه که انجام داده‌اند سزا دهد»

﴿15﴾ هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، به سود خود و هر کس کار بدى كند، به زیان خود كرده است؛ آنگاه [براى محاسبه و جزا] به پیشگاه پروردگارتان بازگردانده مى‌شوید

﴿16﴾ به بنی‌اسرائیل، کتاب [تورات و انجیل] و [علمِ] داوری [بین مردم] و نبوت بخشیدیم و از نعمت‌های پاكیزه، روزی‌شان دادیم و آنان را [به موهبت توحید] بر مردم زمانه برترى بخشیدیم؛

﴿17﴾ و در امر [بازشناسی حق از باطل]، آیات روشنى در اختیارشان قرار دادیم؛ پس اختلاف نکردند مگر بعد از اینکه علم [و آگاهی] برایشان حاصل شد [و حجت بر آنان اقامه گشت، آنگاه] به سبب برتری‌جویی [و حسادتی] كه بینشان بود، اختلاف ورزیدند؛ قطعاً، پروردگارت روز قیامت دربارۀ آنچه [در دنیا] راجع به آن اختلاف می‌ورزیدند میان آنان داورى خواهد كرد

﴿18﴾ آنگاه تو را بر روشی [روشن و كامل] از امر [دین] قرار دادیم؛ پس پیرو همان راه باش و از هوس‌های نادانان پیروى نكن

﴿19﴾ آنان در برابر [عذاب] الله هیچ نفعی براى تو ندارند؛ ستمکاران [یاور و] كارساز یكدیگرند؛ و الله كارسازِ پرهیزگاران است

﴿20﴾ این [قرآن] مایۀ بصیرت مردم است و هدایت و رحمتی برای اهل یقین است

﴿21﴾ آیا كسانى كه مرتكب کارهای ناشایست شدند، پنداشته‌اند كه آنان را مانند کسانی قرار می‌دهیم که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند، به گونه‌اى كه زندگى و مرگشان [با آنان] یكسان باشد؟ چه بد داوری می‌کنند

﴿22﴾ الله آسمان‌ها و زمین را [هدفمند و] به‌حق آفرید تا [همه آزمایش شوند] و جزاى دستاوردهاى همه [بندگان] داده شود؛ بدون آنكه ظلمی به آنان شود

﴿23﴾ آیا آن كسی را دیده‌ای كه آگاهانه هواى نفسش را به جاى معبود خود نشانده [و تسلیم آن شده] است؟ الله نیز او را گمراه ساخت و بر گوش و دلش مُهر [غفلت] نهاد و بر دیده‌اش پرده‌اى كشید؛ [اگر الله هدایتش نکند،] پس از الله چه كسى هدایتش خواهد كرد؟ آیا پند نمى‌گیرید؟

﴿24﴾ [مشرکان] می‌گویند: «جز زندگى دنیاى ما هیچ [خبرى] نیست؛ زندگى مى‌كنیم و مى‌میریم؛ و این گردشِ روزگار است كه ما را به كامِ مرگ مى‌برد». آنان در مورد این [امر،] ناآگاه هستند و فقط از حدس و گمان پیروی می‌کنند

﴿25﴾ و چون آیات روشنگر ما [در مورد قیامت] بر آنان خوانده می‌شود، دلیل [انكار]شان فقط این است كه مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، نیاکانمان را [زنده کنید و] بازگردانید»

﴿26﴾ [ای پیامبر، به آنان] بگو: «الله است كه شما را حیات مى‌بخشد و مرگ مى‌دهد؛ آنگاه شما را در روز قیامت ـ که هیچ تردیدی در [وقوع] آن نیست ـ جمع مى‌كند؛ ولى بیشتر مردم [این حقیقت را] نمى‌دانند»

﴿27﴾ فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است و روزی که قیامت برپا شود، اهل باطل زیانکار خواهند بود

﴿28﴾ [در آن روز] هر گروهى را [از وحشت حساب و جزا، خوار و] به‌زانودرآمده مى‌بینى؛ همه را براى [گرفتن] نامۀ اعمالشان فرامی‌خوانند [و به آنان خطاب می‌شود:] «امروز شما در برابر آنچه كرده‌اید، جزا مى‌بینید

﴿29﴾ این نامۀ [اعمالِ شما نزد] ماست كه به‌حق بر شما گواهى مى‌دهد. ما [تمام] اعمالی را که انجام می‌دادید [دقیقاً] ثبت مى‌كردیم

﴿30﴾ مؤمنان نیكوكار را پروردگارشان مشمول رحمت خویش قرار خواهد داد. این همان كامیابى آشكار است»

﴿31﴾ ولى [به] کافران [خطاب می‌شود:] «مگر نه این بود كه در برابر آیات من كه بر شما عرضه مى‌شد، گردنكشى مى‌كردید و گروهى بزهكار بودید؟

﴿32﴾ و چون گفته می‌شد: "وعدۀ الله حق است و [در وقوع] قیامت هیچ تردیدی نیست"، می‌گفتید: "نمی‌دانیم قیامت چیست؛ [آن را] توهّمی بیش نمی‌دانیم و به یقین نرسیده‌ایم"»

﴿33﴾ رفتار زشتشان بر آنان آشكار مى‌شود و عذابى كه آن را مسخره مى‌كردند، دامنگیرشان خواهد شد

﴿34﴾ [به آنان] گفته می‌شود: «امروز شما را [در عذاب دوزخ] رها می‌کنیم؛ چنان كه شما [نیز در دنیا نسبت] به دیدار امروز بی‌اعتنا بودید؛ و جایگاهتان آتش است و هیچ یاورى نخواهید داشت

﴿35﴾ این [گرفتارى] از آن روست كه آیات الهی را مسخره می‌کردید و زندگى دنیا فریبتان داده بود». امروز [کافران را] از آتش بیرون نخواهند آورد و از آنان خواسته نمی‌شود که [با توبه و طاعت، پروردگارشان را از خود] خشنود سازند

﴿36﴾ ستایش مخصوص الله است؛ پروردگار آسمان‌ها و زمین و تمامیِ جهانیان

﴿37﴾ بزرگی در آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست؛ و او تعالی شکست‌ناپذیرِ حکیم است

الأحقاف

Surah 46

﴿1﴾ حم [حا. میم]

﴿2﴾ نزول [این] کتاب از جانب الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿3﴾ آسمان‌ها و زمین و آنچه را که بین آنهاست به‌حق [و هدفمند] و براى مدتى معین آفریده‌ایم؛ و[لى] کافران از آنچه به آنان هشدار داده شده، رویگردانند

﴿4﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «آیا به چیزهایی که به جاى الله [به نیایش] مى‌خوانید توجه كرده‌اید؟ به من نشان دهید چه چیز از [اجزاى] زمین را آفریده‌اند. آیا در [آفرینش] آسمان‌ها شركت داشته‌اند؟ اگر راست مى‌گویید، از کتاب‌های آسمانى پیشین یا بازمانده‌ای از دانش [گذشتگان، دلیل] بیاورید»

﴿5﴾ كیست گمراه‌تر از کسی كه به جاى الله، افرادى را به دعا مى‌خواند كه تا روز قیامت به او پاسخ نمى‌دهند و آنان [= معبود‌های باطل، اساساً] از درخواست آنها [= عبادتگزارانشان] بى‌خبرند؟

﴿6﴾ و آنگاه که [در قیامت] مردم احضار شوند، آن [معبودان باطل] دشمنانشان خواهند بود و عبادتشان را انکار خواهند کرد

﴿7﴾ و چون آیاتِ روشنگر ما بر کافران خوانده می‌شود، آنان در مورد سخن حقى كه به آنها رسیده است می‌گویند: «این جادویى آشكار است»؛

﴿8﴾ یا می‌گویند: «[محمد] این [قرآن] را خود جعل كرده [و به الله نسبت داده] است». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «اگر من آن را جعل کرده [و به الله نسبت داده] باشم، شما نمی‌توانید در برابر [عذاب و خشم] الله از من دفاع کنید. الله به آنچه شما دربارۀ او [= قرآن، با طعنه] گفتگو می‌کنید، آگاه‌تر است، و به عنوان گواه بین من و شما كافى است؛ و او آمرزگارِ مهربان است»

﴿9﴾ بگو: «من پدیده‌اى نوظهور در میان پیامبران نیستم و نمى‌دانم سرنوشت من و شما چه خواهد شد؛ تنها از آنچه به من وحى مى‌شود پیروى مى‌كنم و فقط هشداردهنده‌اى آشكارم»

﴿10﴾ بگو: «به من بگویید: اگر قرآن از جانب الله باشد و شما به آن کفر ورزید و شاهدى از بنی‌اسرائیل، به مشابهت آن [با تورات و با تکیه بر آنچه در تورات در مورد آن آمده بر حقانیّت آن] گواهى داده و ایمان آورده باشد و شما در برابرش [انكار و] تكبر ورزید، [آیا گمراه و ستمگر نیستید]؟ بى‌گمان، الله ستمکاران را هدایت نخواهد كرد»

﴿11﴾ و کافران به مؤمنان گفتند: «اگر این [قرآن] خوب بود، کسانی [كه بردگان و فقیرانی ناچیزند] در پذیرش آن بر ما سبقت نمى‌گرفتند»؛ و چون به وسیله آن هدایت نیافته‌اند، مى‌گویند: «این [قرآن]، دروغى قدیمی است»

﴿12﴾ و [در حالى كه] پیش از آن [= قرآن]، كتاب موسى راهنما و رحمت بود؛ و این [قرآن،] كتابى است كه [تورات را] به زبان [شیوای] عربی تصدیق مى‌كند تا به ستمکاران هشدار دهد و براى نیكوكاران بشارت باشد

﴿13﴾ كسانى كه گفتند: «پروردگارِ ما الله است»؛ آنگاه [از بندگىِ غیرِ او سر باز زدند و بر اعتقاد خود] پاى فشردند، ترس و ‌اندوهى نخواهند داشت

﴿14﴾ آنان اهل بهشتند و جاودانه در آنجا خواهند بود. این، پاداش اعمالی است که انجام ‌داده‌اند

﴿15﴾ و انسان را به نيكى كردن به پدر و مادرش سفارش كرديم؛ [به ویژه] مادر كه به دشوارى بارِ حمل او را بر عهده دارد و با دشوارى وضع حمل می‌كند؛ و [دوران] باردارى و شیرخوارگى‌اش [مجموعاً] سى ماه است؛ [او پرورش می‌یابد] تا به حد رشد برسد و در چهل سالگى [كه توان جسمی و ذهنی‌اش کامل است] می‌گوید: «پروردگارا، به من توفیق بده تا شکرِ نعمتی را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى، به جای آورم و كار شایسته‌اى انجام دهم كه از آن راضی گردى؛ و فرزندانم را شایسته گردان؛ به درگاهت [توبه‌ نموده و] بازگشته‌ام و تسلیم [فرمانت] هستم»

﴿16﴾ آنان کسانی هستند که ما نیکوترین کارهایشان را می‌پذیریم و از گناهانشان درمی‌گذریم و در زمرۀ اهل بهشتند. این وعدۀ راستی است که به آن نوید داده‌ شده‌اند

﴿17﴾ و کسی كه به پدر و مادرش گفت: «اف بر شما! چگونه به من وعده مى‌دهید كه [از گور] بیرون آورده خواهم شد؛ در حالى كه نسل‌های فراوانی پیش از من رفتند [و بازنگشتند]؟» پدر و مادرش به درگاه الهی زاری مى‌كنند [که فرزندشان را هدایت کند و به او مى‌گویند:] «واى بر تو! ایمان بیاور كه وعدۀ الهی راست است»؛ [اما] او پاسخ مى‌دهد: «این [وعده‌ها] فقط افسانه‌هاى [خیالی] پیشینیان است»

﴿18﴾ این افراد، در زمرۀ گروه‌هایی از جن و انس هستند كه پیشتر، فرمان عذاب الهی در موردشان تحقق یافته است. بى‌گمان، آنان زیانكار بودند

﴿19﴾ هر گروه [بهشتی یا دوزخی]، درجاتى بر حسب اعمالشان دارند [تا حقى ضایع نگردد]؛ و الله اعمالشان را به تمام و کمال کیفر می‌دهد؛ بى آنكه در حقشان ستم شود

﴿20﴾ روزى كه کافران بر آتش عرضه مى‌شوند، [به آنان خطاب مى‌شود:] «نعمت‌های پاكیزۀ خود را در زندگی دنیا از بین بردید و از آنها بهره‌مند شدید؛ پس امروز به خاطر برتری‌جوییِ ناحق و انحرافی كه در زمین داشتید، با عذابى خفت‌بار مجازات مى‌شوید»

﴿21﴾ [ای پیامبر، سرگذشت هود،] برادر قوم عاد را یاد کن؛ آنگاه كه در سرزمین «احقاف» [= ریگزاری در جنوب شبه جزیرۀ عربستان] قومش را هشدار مى‌داد ـ در حالى كه هشداردهندگان [دیگرى نیز] در گذشته‌هاى دور و نزدیک آمده بودند ـ [و چنین می‌گفت] كه: «تنها الله را عبادت کنید كه من از عذاب روزى بزرگ بر شما مى‌ترسم»

﴿22﴾ آنان گفتند: «آیا آمده‌اى كه ما را از [عبادت] معبودانمان بازگردانى؟ اگر راست مى‌گویى، عذابى كه به ما وعده مى‌دهى پیش آور»

﴿23﴾ [هود] گفت: «[وقت نزول عذاب را] فقط الله مى‌داند؛ و من پیامى را كه مأمور [ابلاغ] آن شده‌ام به شما مى‌رسانم؛ ولى شما را گروهى نادان مى‌بینم»

﴿24﴾ و چون آن [عذاب] را كه به صورت ابرى در جهت [دشت و] دره‌ها[ى حاصلخیز]شان پیش مى‌آمد، مشاهده كردند، [با شادمانی] گفتند: «این ابرى است كه [رحمت] بر ما مى‌بارد»؛ [هود گفت: «نه،] بلكه همان [عذابى] است كه براى رسیدنش شتاب داشتید؛ تندبادى است که عذابى دردناک با خود دارد

﴿25﴾ [طوفانی است که] هر چیزى را به فرمان پروردگارش در هم مى‌كوبد»؛ آنگاه چنان [هلاک] شدند كه جز خانه‌هاى [ویران] آنان، اثرى به چشم نمى‌خورد. ما بزهكاران را این گونه كیفر مى‌دهیم

﴿26﴾ یقیناً به آنها [= قوم عاد]، چنان امکاناتی داده بودیم كه به شما [اهل مکه، چنان] امکاناتی نداده‌ایم؛ و برای آنان چشم و گوش و دل [نیرومندتر از دیگران] قرار داده بودیم، و[لی] گوش و چشم و دل‌هایشان سودى به حالشان نداشت؛ زیرا آیات الهی را انكار مى‌كردند و [سرانجام،] عذابی كه آن را مسخره مى‌كردند، دامنگیرشان شد

﴿27﴾ [بسیارى از مردم] شهرهاى پیرامون شما [مكّیان] را هلاک كردیم؛ و[لى قبلاً] نشانه‌ها [و دلایل توحید] را به شکل‌های مختلف در میان آوردیم؛ باشد که [از کفر و گمراهى] بازگردند

﴿28﴾ پس چرا کسانی كه [مشرکان آنان را] براى تقرب [به الله،] معبودان خود گرفتند، [به هنگام بلا] یاری‌شان نكردند؟ بلكه از نظرشان ناپدید شدند؛ و [سرانجامِ] دروغ‌ها و تهمت‌هایشان همین بود

﴿29﴾ [ای پیامبر، به یاد آور] هنگامی‌ که گروهى از جن را به سوی تو فرستادیم كه قرآن را بشنوند؛ هنگامی که نزد پیامبر حضور یافتند، [به یكدیگر] گفتند: «خاموش باشید [تا به آیات قرآن گوش فرادهیم] و چون [تلاوتش] به پایان رسید، نزد قوم خود بازگشتند تا به آنان [در مورد عواقبِ سرپیچی از فرمان حق] هشدار دهند

﴿30﴾ گفتند: «اى قوم، ما [آیاتِ] كتابى را شنیدیم كه پس از موسى نازل شده است و کتاب‌های [آسمانیِ] پیش از خود را تصدیق می‌کند و به [سوى] حق و راه راست هدایت مى‌نماید

﴿31﴾ ای قوم، [سخنان توحیدیِ] این دعوتگر را که به سوی الله فرامی‌خوانَد بپذیرید و به او ایمان آورید تا [الله] برخى از گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابى دردناک در امان بدارد

﴿32﴾ و هر کس [سخنان] دعوتگری را که به سوی الله فرامی‌خوانَد نپذیرد [و به وی ایمان نیاورد، هرگز الله را] در زمین به تنگ نمى‌آورَد؛ و در برابر الله [یاور و] كارسازى نخواهد داشت. چنین کسانی در گمراهىِ آشكارند»

﴿33﴾ آیا مشرکان ندیده‌اند [و نمی‌دانند] الله که آسمان‌ها و زمین را آفرید و از آفرینش آنها درمانده نشد، قادر است مردگان را [نیز] زنده كند؟ آرى، او بر هر كارى تواناست

﴿34﴾ روزى كه کافران بر آتش عرضه مى‌شوند، [از آنان پرسیده مى‌شود:] «آیا این آتش حق نیست [و حقیقت ندارد]؟» آنان می‌گویند: «آری؛ سوگند به پروردگارمان [که چنین است]»؛ [آنگاه الله] می‌فرماید: «پس به سزاى آنكه [قیامت را] انكار مى‌کردید، عذاب را بچشید»

﴿35﴾ [ای پیامبر،] تو نیز همچون پیامبران اولوالعزم [كه همواره ثابت‌قدم بودند، در برابر آزار و تکذیبِ قومت] شکیبا باش و در مورد [درخواست عذابِ] آنان شتاب نكن. روزى كه [این کافران] عذابِ موعودشان را [در جهان آخرت] ببینند، [کیفرشان چنان طولانی است که] گویى فقط بخشی از روز را [در دنیا] به سر برده‌اند. این قرآن، پیامى [عمومى برای جن و انس] است. آیا جز نافرمانان هلاک مى‌شوند؟

محمد

Surah 47

﴿1﴾ کسانی که کافر شدند و [مردم را] از راه الله بازمى‌دارند، [الله] اعمال آنان را تباه می‌كند

﴿2﴾ و کسانی كه ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند و به آنچه بر محمد نازل شده- که آن حق و از جانب پروردگارشان است- ایمان آورده‌اند، [الله نیز]، بدی‌هایشان را می‌زداید و امور [دنیا و دین]شان را سامان می‌بخشد [و اصلاح می‌کند]

﴿3﴾ این [پاداش و جزا،] به سبب آن است که کافران پیرو باطل شدند و مؤمنان، پیرو [آیات] حقِ پروردگارشان. الله مَثَل‌های مردم را اینچنین برایشان بیان مى‌كند

﴿4﴾ [ای مومنان!] هر گاه با کافران روبرو شدید، آنان را گردن بزنید تا آنكه [بسیاری از آنان را] بکشید؛ آنگاه [اسیران را] محکم به بند كشید؛ سپس یا بر آنان منت گذارید [و بدون هیچ عوضی آزادشان کنید] یا [از آنان] فدیه بگیرید [و رهایشان کنید] تا سنگینى جنگ فروكش كند. این [حکم الهی] است؛ و اگر الله مى‌خواست، خود از آنان انتقام مى‌گرفت؛ ولى [فرمان جنگ داد] تا شما را در برابر یكدیگر آزمایش كند؛ و کسانی كه در راه الله كشته شدند، [الله هرگز] نتیجه تلاششان را تباه نمى‌كند

﴿5﴾ الله آنان را [به راه راست] هدایت خواهد كرد و امورشان را سامان خواهد بخشید؛

﴿6﴾ و آنان را به بهشتی که [اوصافش را] برایشان بیان کرده است وارد خواهد نمود

﴿7﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر [دین و پیامبر] الله را یاری کنید، او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را [ثابت و] استوار می‌دارد

﴿8﴾ و بر کافران، نگونساری و هلاکت باد! [الله] اعمالشان را تباه می‌گردانَد؛

﴿9﴾ زیرا آنچه را که الله نازل كرده است نپسندیدند؛ [الله] نیز اعمالشان را تباه نمود

﴿10﴾ آیا در زمین گشت و گذار نکرده‌اند تا ببینند سرانجامِ کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بوده است؟ الله [خانه‌هایشان را] بر سر‌شان ویران کرد [و آنان را نابود ساخت] و این کافران [نیز کیفری] همانند آن [در پیش] خواهند داشت

﴿11﴾ زیرا الله [یاور و] كارسازِ مؤمنان است؛ و[لى] کافران هیچ كارسازى ندارند

﴿12﴾ الله مؤمنان نیكوكار را به باغ‌هایی [از بهشت] وارد می‌کند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ و کافران [تنها در دنیا] بهره‌مند مى‌شوند و همچون چهارپایان مى‌خورند و آتش [دوزخ] جایگاهشان است

﴿13﴾ و چه بسیار شهرهایی که ساکنانش از [مردم] شَهرت که تو را از آنجا بیرون کردند، توانمند‌تر بودند؛ ما آنان را نابود کرده‌ایم و هیچ یاوری [در برابر عذاب الهی] نداشتند

﴿14﴾ آیا كسى كه بر شیوۀ روشنى از جانب پروردگار خویش است، همچون كسانى است كه زشتىِ رفتارشان در نظرشان آراسته شده و از هوس‌های خویش پیروى مى‌كنند؟

﴿15﴾ توصیف بهشتى كه به پرهیزگاران وعده داده شده، [چنین است كه:] در آن، جویبارهایی از آبی [خالص و زلال] که بو و مزه‌اش تغییر نکرده؛ و جویبارهایی از شیری كه طعمش دگرگون نگشته؛ و جویبارهایی از شرابی كه مایۀ لذتِ نوشندگان است؛ و جویبارهایی از عسل ناب است؛ و همۀ [انواع] میوه‌ها، در آنجا در دسترسشان است و [از همه برتر، از] آمرزشِ پروردگارشان [برخوردارند]. [آیا بهشتیان] همانند ساكنان جاودان دوزخند كه آبی چنان جوشان به آنان می‌نوشانند كه روده‌هایشان را متلاشى می‌كند؟

﴿16﴾ [ای پیامبر،] برخی از منافقان به [گفتار] تو گوش فرامى‌دهند اما هنگامی که از نزد تو خارج مى‌شوند، به اهل دانش [با تمسخر] مى‌گویند: «[فهمیدید] لحظاتى پیش چه مى‌گفت؟» الله بر دل‌هایشان مُهر [غفلت] نهاده است و آنان از هوس‌های خویش پیروى كرده‌اند

﴿17﴾ الله بر هدایتِ پرهیزگاران مى‌افزاید و پرهیزكاری‌شان [را قوّت] مى‌بخشد

﴿18﴾ آیا [کافران] جز این انتظار دارند که قیامت ناگهان بر آنان فرارسد؟ همانا نشانه‌هاى آن آشكار شده است. آنگاه كه قیامت فرارسد پندگرفتنشان چه سودی خواهد داشت؟

﴿19﴾ [ای پیامبر،] بدان که معبودی [به‌حق] جز الله نیست؛ و برای گناه خویش و [گناهِ] مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه؛ و [به یاد داشته باش که] الله، محل رفت‌وآمدِ [روزانه] و آرمیدن [شبانۀ] شما را مى‌داند

﴿20﴾ مؤمنان می‌گویند: «چرا سوره‌ای [دربارۀ اجازۀ جهاد] نازل نمی‌شود؟»؛ اما هنگامى كه آیات صریحی در مورد جنگ نازل مى‌گردد، [منافقان و] بیماردلان را مى‌بینى كه همچون كسى كه از [سختى] مرگ دستخوش بیهوشى شده باشد به تو مى‌نگرند؛ [مرگ و عذاب الهی] بر آنان شایسته‌تر است

﴿21﴾ اطاعت و گفتار شایسته [بهتر است]؛ و چون تصمیم قطعی [جهاد] گرفته شد، اگر [در تعهد خود با] الله صادق باشند، [از نفاق و سرکشی]، برایشان بهتر است

﴿22﴾ پس [اى منافقان،‌] آیا [جز این‌] انتظار ‌دارید كه اگر [از قرآن و سنت پیامبرش] روی بگردانید، در زمین تباهى كنید و از خویشاوندانتان ببُرید؟ [چنان‌که در جاهلیت این حالت را داشتید]

﴿23﴾ اینان کسانی هستند که الله [با دور ساختن از رحمتِ خویش] لعنتشان کرده است؛ پس [گوشِ دلِ] آنان را کر، و چشم [دلِ] آنان را کور ساخته است

﴿24﴾ آیا در قرآن تدبّر نمی‌کنند یا قفل‌ها[ی غفلت] بر دل‌هایشان نهاده شده است؟

﴿25﴾ کسانی که پس از روشن شدن [راه] هدایت، به راه پیشینِ خویش بازگشتند [و مرتد شدند،] شیطان [اعمال زشتشان را] برایشان آراسته و آنان را [با آرزوهای دراز] فریب داده است

﴿26﴾ این [جهل و گمراهی،] بدان خاطر است که منافقان به مشرکانی که از وحی الهی کراهت داشتند گفتند: «ما در برخی از امور از شما پیروی می‌کنیم»؛ و الله پنهانکاری‌شان را می‌داند

﴿27﴾ آنگاه كه فرشتگان الهی بر چهره و پشتشان مى‌زنند و جانشان را مى‌گیرند، [حال این منافقان] چگونه خواهد بود؟

﴿28﴾ این [کیفر،] از آن روست که آنان پیرو راهی شدند که الله را به خشم می‌آورَد و از انجام کارهایی که موجب خشنودی الهی می‌شود کراهت داشتند؛ پس [الله نیز نتیجۀ] کارهایشان را تباه ساخت

﴿29﴾ آیا بیماردلان [منافق] پنداشته‌اند كه الله هرگز كینه‌هایشان را آشكار نخواهد ساخت؟

﴿30﴾ [ای پیامبر،] اگر مى‌خواستیم، آنان را به تو نشان می‌دادیم كه [باطن] آنان را از ظاهرشان بازشناسى؛ و مسلّماً از شیوه سخنشان به خوبى آنان را خواهى شناخت؛ و [بدانید که] الله از کارهایتان آگاه است

﴿31﴾ قطعاً [همۀ] شما را آزمایش می‌کنیم تا مجاهدان و شکیبایانتان را بازشناسیم و احوال شما را می‌آزماییم [تا راستگویان مشخص گردند]

﴿32﴾ كسانى كه پس از روشن شدن راه هدایت بر آنان، کفر ورزیدند و [مردم را] از راه الله بازداشتند و به مخالفت با پیامبر برخاستند، هرگز زیانى به الله نخواهند رساند؛ و [الله نیز نتیجۀ] اعمالشان را تباه خواهد ساخت

﴿33﴾ ای مؤمنان، از الله و پیامبر اطاعت كنید و [با کفر و ریا] اعمال [شایستۀ] خویش را تباه نكنید

﴿34﴾ کسانی که کفر ورزیدند و [دیگران را نیز] از راه الله بازداشتند و در حال کفر مردند، الله هرگز آنان را نخواهد آمرزید

﴿35﴾ پس [ای مؤمنان، هنگام رویارویی با دشمنان] سستی نورزید و [از ترس جنگ، آنان را] به صلح و آشتی دعوت نکنید؛ در حالى كه شما برترید و الله با شماست و هرگز از [پاداش] اعمالتان نخواهد کاست

﴿36﴾ به راستی که زندگی دنیا، بازیچه و سرگرمى است؛ و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگاری کنید، [الله] پاداشتان را [بی‌کم‌و‌کاست] خواهد داد؛ و [تمام] اموالتان را نمی‌خواهد [بلکه می‌فرماید که زکاتش را بپردازید]

﴿37﴾ اگر [تمام] آن را از شما بخواهد و [بر این دستور] اصرار ‌کند، بخل مى‌ورزید و [این کار،] کینه‌هایتان را آشکار می‌سازد

﴿38﴾ آگاه باشید! شما كسانى هستید كه براى انفاق در راه الله دعوت مى‌شوید؛ ولى برخی از شما بخل مى‌ورزند؛ و هر کس بخل بورزد، به زیان خویش بخل ورزیده است؛ و الله بى‌نیاز است و [این شما هستید كه] نیازمندید؛ و اگر [از اسلام به سوی کفر] بازگردید، الله گروهى دیگر را جایگزین شما خواهد كرد كه همچون شما [به بخل مبتلا] نباشند

الفتح

Surah 48

﴿1﴾ [ای پیامبر،] به راستی که ما پیروزىِ آشكارى را [در صلح حدیبیه] برایت مقدر كردیم

﴿2﴾ تا الله گناهِ گذشته و آینده‌ات را بیامرزد و نعمتش را بر تو تمام گردانَد و تو را به راه راست هدایت نماید؛

﴿3﴾ و الله به پیروزیِ شکست‌ناپذیری یاری‌ات کند

﴿4﴾ اوست که بر دل‌های مؤمنان آرامش [و ثبات] نازل کرد تا بر ایمانشان بیفزایند؛ و سپاهیان آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است؛ و الله دانای حکیم است

﴿5﴾ [آری، چنین کرد] تا مردان و زنان مؤمن را به باغ‌هایی [بهشتی] وارد کند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ جاودانه در آنجا خواهند بود؛ و گناهانشان را بزداید [و بیامرزد]؛ و این نزد الله كامیابى بزرگى [برای مومنان] است؛

﴿6﴾ و [نیز به این هدف که] منافقان و مشرکان را ـ اعم از زن و مرد ـ كه نسبت به الله بدگمانند مجازات كند؛ ناگواری [و عذاب الهی] بر آنان باد! الله بر آنان خشم گرفته و آنان را از رحمت خویش دور کرده و دوزخ را برایشان آماده نموده است؛ و [به راستی که دورخ] چه بد جایگاهی است

﴿7﴾ سپاهیان آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است؛ و الله شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿8﴾ [ای پیامبر،] ما تو را گواه و مژده‌دهنده و هشدار‌دهنده فرستادیم

﴿9﴾ تا [شما مردم] به الله و پیامبرش ایمان بیاورید و [دین] او را یاری کنید و او را بزرگ دارید و بامداد و شامگاه، الله را تسبیح گویید

﴿10﴾ بی‌تردید، كسانى كه با تو بیعت مى‌كنند، در حقیقت، با الله بیعت مى‌كنند؛ دست الله بالای دست‌های آنان است. هر کس [پس از بیعت] پیمان‌شكنى كند، به زیان خویش پیمان شكسته است؛ و هر کس به پیمانش [مبنی بر یاری دین الله و پیامبرش] وفا كند، به زودى [الله] پاداش بزرگی به او خواهد داد

﴿11﴾ بادیه‌نشینان متخلف [كه از شركت در سفر مکه و صلح حدیبیه خودداری کرده‌اند، براى توجیهِ کارِ خود] خواهند گفت: «[محافظت] اموال و خانواده‌مان ما را گرفتار كرد؛ برایمان آمرزش بخواه». آنان چیزى كه در دل‌هایشان نیست بر زبان مى‌آورند. بگو: «اگر الله اراده كند که به شما زیان یا سودی برسد، كیست كه در مقابل [خواستِ] الله از شما دفاع کند؟ آرى، الله از آنچه مى‌كنید آگاه است»

﴿12﴾ [عذرتان این نبود؛] بلكه گمان می‌کردید كه پیامبر و مؤمنان [همراهش، از این سفرِ خطرناک] هرگز نزد خانوادۀ خویش بازنخواهند گشت؛ و این [توهم] در دل‌هایتان آراسته شد و گمانِ بد بردید [که الله دین و پیامبرش را یاری نخواهد کرد؛ پس به خطا رفتید] و هلاک شدید

﴿13﴾ هر کس به الله و پیامبرش ایمان نیاورد، [بداند که] ما آتشی سوزان برای کافران آماده کرده‌ایم

﴿14﴾ فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است؛ هر کس را که بخواهد می‌آمرزد و هر کس را که بخواهد عذاب می‌کند؛ و الله آمرزندۀ مهربان است

﴿15﴾ [ای مؤمنان،] هنگامى كه عازم [خیبر و] گرفتن غنیمت مى‌شوید، متخلفان [از سفر مکه] خواهند گفت: «اجازه دهید ما [نیز] به دنبال شما بیاییم». آنان مى‌خواهند كلام الهی را تغییر دهند. [ای پیامبر،] به آنان بگو: «شما هرگز به دنبال ما نخواهید آمد [زیرا این غنیمت‌ها مخصوص کسانی است که در حدیبیه حضور داشتند و دربارۀ این حُکم،] الله قبلاً چنین فرموده است»؛ آنگاه خواهند گفت: «[نه،] بلكه شما نسبت به ما حسد مى‌ورزید». [هرگز چنین نیست؛] بلكه جز عدۀ كمى [از آنان، اوامر الهی را] درنمى‌یابند

﴿16﴾ [ای پیامبر،] به بادیه‌نشینان متخلف بگو: «به زودى به مقابله با گروهى جنگاور فراخوانده خواهید شد که آنان را از پای درآورید، مگر اینكه تسلیم شوند؛ اگر اطاعت كنید، الله پاداش نیكویى به شما خواهد داد؛ و اگر همچون گذشته سرپیچی نمایید، شما را با عذابى دردناک مجازات خواهد كرد»

﴿17﴾ بر نابینا و لَنگ و بیمار گناهى نیست [كه در جنگ شركت نكنند]؛ و هر کس از الله و پیامبرش اطاعت كند، [الله] او را به باغ‌هایی [از بهشت] وارد می‌کند كه جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ و هر کس را که سرپیچی کند، به عذابى دردناک مجازات خواهد كرد

﴿18﴾ الله از مؤمنانى كه در كنار آن درخت [در حدیبیه] با تو بیعت كردند، راضی شد و دانست كه در دلشان چه مى‌گذرد؛ از این روى آرامش [و ثبات] بر آنان فروفرستاد و به پیروزى نزدیک [در خیبر] پاداششان داد؛

﴿19﴾ و [همچنین] غنیمت‌های فراوانی که [از خیبر] به دست می‌آورند؛ و الله همواره شکست‌ناپذیر [و] حکیم است

﴿20﴾ الله غنیمت‌های فراوانى را به شما وعده داد كه [در فتوحات اسلامی آینده] به آنها دست خواهید یافت؛ این [پیروزى و غنیمت‌های خیبر] را براى شما زودتر فراهم ساخت و دست [تعدی و تجاوز] دشمن [= یهودیان] را از شما کوتاه نمود تا نشانه‌اى [از لطف الهی] برای مومنان باشد و شما را به راهى راست هدایت كند؛

﴿21﴾ و [همچنین غنیمت‌های] دیگرى [در انتظار شماست] كه هنوز به آنها دست نیافته‌اید [و] الله بر آنها احاطه دارد [و از آنها آگاه است]. به راستی که الله بر هر كارى تواناست

﴿22﴾ اگر کافران به جنگ شما بیایند، [از توکل و صلابت شما] پشت كرده و مى‌گریزند؛ سپس هیچ كارساز و یاورى نخواهند یافت

﴿23﴾ این سنت الهی است که پیشتر نیز جاری بوده است؛ و هرگز در سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت‌

﴿24﴾ اوست که در دل مکه [= در حدیبیه] دست آنان را از شما کوتاه نمود [و مانع از آن شد که شما را به جنگ وادارند]، و پس از پيروزساختنِ شما بر آنان، دست‌های شما را از آنان [بازداشت که آنان را بعد از اسارت، نکشید و آزادشان کنید]؛ و الله همواره به آنچه مى‌كنید بیناست

﴿25﴾ آنان كسانى بودند كه کافر شدند و شما را از [ورود به] مسجدالحرام بازداشتند و نیز نگذاشتند قربانی‌هایی که با خود داشتید به قربانگاهش برسد؛ و اگر مردان و زنان مؤمنی [بین مردم مکه] نبودند که [در صورت بروز درگیری، ممکن بود] آنان را ندانسته پایمال کنید و ناخواسته مرتکب گناه شوید، [فرمان حمله به مکه می‌دادیم؛ ولى الله چنین کرد] تا [از اهل مکه] هر کس را که بخواهد، مشمول رحمت خویش قرار دهد؛ و اگر [مؤمنان و کافران در مکه] از یکدیگر جدا بودند، کافرانشان را با عذابى دردناک مجازات مى‌كردیم

﴿26﴾ [به یاد آور] آنگاه كه کافران [مکه در حدیبیه] قلباً دستخوش تعصب، [آن هم] تعصب جاهلیت شده بودند، الله آرامش [خاطرى از جانب] خویش بر پیامبرش و بر مؤمنان فروفرستاد و آنان را به اصل [و اساس توحید و] پرهیزگاری [= لا اله الا الله] پایبند ساخت؛ چرا كه [نسبت به مشرکان،] به آن سزاوارتر و شایسته‌تر بودند؛ و الله به هر چیزى داناست

﴿27﴾ الله رؤیاى رسولش را به درستی تحقق بخشید كه به خواست الهی، در حالى كه سرهایتان را تراشیده و [یا] موهایتان را كوتاه كرده‌اید، در ایمنی و بدون ترس [از دشمن]، به مسجدالحرام وارد خواهید شد. [الله] چیزهایى را مى‌دانست كه شما نمى‌دانستید؛ و علاوه بر فتح مکه، پیروزى نزدیک [خیبر] را [نیز برایتان] مقرر نمود

﴿28﴾ اوست كه پیامبرش را با [کتابِ] هدایت و آیین حق فرستاد تا [حقانیت برتر] آن را بر همۀ ادیان آشکار گردانَد؛ و الله به عنوان گواه كافى است

﴿29﴾ محمد رسول الله و [صحابۀ مؤمن و فداکارش، همان] کسانی که همواره با او هستند، در برابر كافران [ستیزه‌جو]، محکم و سختگیرند و با یكدیگر مهربان؛ آنان را در حال رکوع و سجده می‌بینی كه پیوسته فضل و رضایت الله را مى‌جویند؛ نشان [ایمان و پرهیزگاری] آنان در چهره‌هایشان از اثر سجده و عبادت هویداست؛ این وصف آنان در تورات است؛ و توصیفشان در انجیل [نیز] همچون گیاهی‌ است كه جوانه‌اش را برمی‌آورد و آن را نیرو می‌بخشد تا محکم گردد و بر ساقه‌هایش استوار بایستد؛ چنان كه موجب شگفتى كشاورزان شود؛ در نتیجه، [الله] با [تقویت و پیشرفتِ] مؤمنان، کافران را به خشم می‌آورد. الله به مؤمنان نیكوكار [= صحابه و پیروانشان] وعدۀ آمرزش و پاداشى بزرگ داده است

الحجرات

Surah 49

﴿1﴾ ای مؤمنان، در برابر الله و پیامبرش [در هیچ كارى‌] پیشى نگیرید؛ و از الله پروا کنید كه الله شنواى داناست

﴿2﴾ ای مؤمنان، صدایتان را از صداى پیامبر بلندتر نكنید؛ و همچنان كه برخى از شما با برخى دیگر بلند سخن مى‌گویید، با او به صداى بلند سخن نگویید. مبادا بى‌آنكه بدانید، اعمالتان تباه گردد

﴿3﴾ کسانی که صدای خود را نزد رسول الله پایین می‌آورند، الله دل‌هایشان را برای پرهیزگاری آزموده [و خالص گردانده] است. آمرزش و پاداش بزرگی برایشان [در پیش] است

﴿4﴾ [ولى] کسانی كه از پشت اطاق‌ها[ی همسرانت] تو را صدا مى‌زنند، بیشتر آنان بى‌خردند

﴿5﴾ و اگر صبر مى‌كردند تا خود براى ملاقاتشان خارج شوى، برایشان بهتر بود؛ و الله آمرزگار مهربان است

﴿6﴾ ای مؤمنان، اگر شخص منحرفى خبرى برایتان آورد، تحقیق كنید تا مبادا ندانسته به گروهى [بی‌گناه] آسیب برسانید و از کردۀ خود پشیمان شوید

﴿7﴾ بدانید كه رسول الله میان شماست [و صلاحتان را بهتر می‌داند]؛ اگر در بسیارى از امور از [میل و نظرِ] شما پیروی كند، قطعاً دچار رنج و زحمت می‌شوید؛ ولى الله ایمان را محبوب شما نمود و آن را در دل‌هایتان بیاراست [تا اسلام بیاورید] و کفر و نافرمانى و سرکشی را در نظرتان ناخوشایند گرداند. آنان [كه آراسته به این اوصافند] پویندگانِ راه هدایت و کمالند

﴿8﴾ [این عنایات،] به عنوان فضیلت و نعمتى از جانب الله [مقرر شده است]؛ و الله دانای حکیم است

﴿9﴾ اگر دو گروه از مؤمنان با هم درگیر شدند، میانشان آشتى برقرار كنید؛ و اگر یک گروه بر دیگرى تجاوز كرد، با گروه متجاوز بجنگید تا به فرمان الله بازآید؛ اگر بازگشت، صلحى عادلانه در میان آنان برقرار كنید و به عدالت رفتار نمایید كه الله عادلان را دوست دارد

﴿10﴾ بی‌تردید مؤمنان برادر یكدیگرند؛ پس میان برادران خویش آشتى برقرار كنید و از الله پروا كنید؛ باشد که مورد رحمت قرار گیرید

﴿11﴾ هرگز نباید گروهى [از شما] گروهی دیگر را مسخره کند؛ چه بسا اینان از آنان بهتر باشند؛ و زنان نیز نباید زنان دیگر را مسخره نمایند؛ چه بسا اینان از آنان برتر باشند؛ و از یكدیگر عیبجویى نكنید؛ و یكدیگر را با لقب‌های [زشت] خطاب نكنید [که این کار، مصداقِ نافرمانی از اوامر الهی است]؛ و بدترین ویژگی [برای یک مسلمان] این است که پس از ایمان‌آوردن، [فِسق و] نافرمانی کند؛ و کسانی كه توبه نكنند، [نسبت به نفس خویش] ستمکارند

﴿12﴾ ای مؤمنان، از بسیارى از گمان‌ها بپرهیزید؛ چرا كه برخى از گمان‌ها گناه است؛ و دربارۀ یكدیگر تجسس و غیبت نكنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست دارد كه گوشت برادرِ مرده‌اش را بخورد؟ [حتماً] از آن نفرت دارید، [غیبت نیز به همین زشتى است]؛ از الله پروا كنید كه الله توبه‌پذیرِ مهربان است

﴿13﴾ ای مردم، ما شما را از [آمیزش] مرد و زنى آفریدیم و به تیره‌ها و قبیله‌های مختلف تقسیم كردیم تا یكدیگر را بازشناسید. بی‌تردید، بزرگوارترین شما نزد الله پرهیزگار‌ترینِ شماست؛ و الله [به آنچه می‌کنید] دانا و آگاه است

﴿14﴾ اعراب [بادیه‌نشین، در حضور پیامبر] گفتند: «ایمان آورده‌ایم» [ای پیامبر، به آنان] بگو: «شما ایمان نیاورده‌اید؛ ولى بگویید: "اسلام آورده‌ایم"؛ و هنوز ایمان در قلب‌هایتان نفوذ نكرده است. اگر از الله و پیامبرش اطاعت كنید، از [پاداش] اعمال شما ذره‌ای نخواهد كاست. به راستی كه الله آمرزگارى مهربان است»

﴿15﴾ مؤمنان [حقیقی] كسانى هستند كه به الله و پیامبرش ایمان آورده‌اند و [لحظه‌ای در ایمانشان] تردید نكردند و با مال و جانشان در راه الله به مبارزه برخاستند؛ اینانند كه [در اعتقاد و عمل] صداقت دارند

﴿16﴾ [ای پیامبر، به بادیه‌نشینان] بگو: «آیا می‌خواهید الله را از دین خویش آگاه كنید [که از عمق قلب ایمان آورده‌اید؟!] در حالى كه الله هر چه را که در آسمان‌ها و زمین است مى‌داند؛ و الله به هر چیزى آگاه است»

﴿17﴾ آنان بر تو منت مى‌نهند كه اسلام آورده‌اند؛ بگو: «منتِ اسلامِ خویش را بر من نگذارید؛ بلكه اگر [در ابراز ایمان] صداقت دارید، این الله است كه بر شما منت دارد كه شما را به سوى ایمان هدایت نموده است»

﴿18﴾ بی‌تردید، الله اسرار آسمان‌ها و زمین را مى‌داند و به آنچه مى‌كنید بیناست

ق

Surah 50

﴿1﴾ ق [قاف]؛ سوگند به قرآن ارجمند [كه رستاخیز آمدنى است]

﴿2﴾ مشرکان از اینكه هشداردهنده‌اى از میان خودشان به سراغشان آمده است، ابراز شگفتى می‌کنند و می‌گویند: «ماجرای عجیبى است

﴿3﴾ آیا هنگامی که مُردیم و خاک شدیم، [دوباره برانگیخته خواهیم شد؟] این بازگشتی بعید است»

﴿4﴾ بی‌تردید، ذراتى كه زمین از بدن آنان مى‌كاهد [همه را] مى‌دانیم؛ و كتابى نگاهبان در اختیار داریم [که هر چه بر آنان مقدر گشته، در آن ثبت است]

﴿5﴾ وقتى كه [قرآن، یعنی كلام] حق برایشان آمد، آن را تکذیب كردند؛ پس در حالت سرگردانی [و پریشانی] هستند [و دربارۀ قرآن حیرانند]

﴿6﴾ آیا کافران، آسمان را برفرازشان نمى‌نگرند كه چگونه آن را برافراشتیم و [به زیور ستارگان] آراستیم و عارى از [هرگونه خلل و] شکافی است؟

﴿7﴾ و زمین را گستردیم و کوه‌های ثابت در آن پى افكندیم و از هر نوع گیاه زیبا [و شادی‌انگیزی] در آن رویاندیم

﴿8﴾ [آنها را آفریدیم] تا برای هر بندۀ توبه‌کاری، موجب بینش و پند باشد؛

﴿9﴾ و بارانى پربركت از آسمان فرستادیم و با آن، باغ‌ها[ى میوه] و [مزارعِ] دانه[هاى] دروكردنى رویاندیم،

﴿10﴾ و درختان سركشیدۀ خرما با خوشه‌هاى برهم‌نشسته

﴿11﴾ براى روزى بندگان؛ به وسیلۀ آن [باران،] سرزمین خزان‌زده و خشک را حیات بخشیدیم؛ خروج از قبرها [در قیامت] نیز همین گونه است

﴿12﴾ پیش از آنان نیز قوم نوح و اهالى «رَسّ» [= چاه] و قوم ثمود [پیامبرانشان را] دروغگو شمردند؛

﴿13﴾ و [همچنین قوم] عاد و فرعون و قوم لوط؛

﴿14﴾ و اهالی «اَیکه» [= قوم شعیب] و قوم «تُبَّع»؛ هر یک [از آنان] پیامبران [الهی] را دروغگو شمردند؛ پس وعدۀ عذاب من [بر آنان] تحقّق یافت

﴿15﴾ آیا ما در آفرینش نخستین فروماندیم [تا از بازآفرینیِ آن عاجز باشیم]؟ [هرگز،] بلكه آنان از آفرینش جدید در [حیرت و] تردیدند

﴿16﴾ ما انسان را آفریدیم و از وسوسه‌هاى ضمیرش آگاهیم؛ و از شاهرگ [وی] به او نزدیكتریم

﴿17﴾ وقتی دو فرشته که بر سمت راست و چپ مراقب نشسته‌اند [رفتارش را] ثبت مى‌كنند؛

﴿18﴾ هر سخنى که بر زبان مى‌آورد، [فرشتۀ] مراقبى در کنار او آماده است [و آن سخن را می‌نویسد]

﴿19﴾ سختی‌های مرگ، به راستى دررسید؛ [ای انسان غافل،] این همان چیزى است كه از آن مى‌گریختى؛

﴿20﴾ و [برای دومین بار] در «صور» دمیده می‌شود [و قیامت برپا می‌گردد]. آن روز، [روز تحققِ] وعدۀ [عذاب] است

﴿21﴾ و هر کس در حالی [که دو فرشته او را همراهی می‌کنند به عرصۀ محشر] می‌آید؛ یکی [او را] سوق می‌دهد و دیگری [بر اعمالش] گواه است

﴿22﴾ [به او گفته می‌شود:] «تو از این [روز] در غفلت بودى و ما [با عذاب دوزخ،] پرده[ی غفلت] را از مقابل [چشم‌های] تو برداشتیم؛ اكنون دیده‌ات تیزبین شده است

﴿23﴾ [فرشتۀ] همنشین وى مى‌گوید: «این همان [نامۀ اعمال او] است كه [آن را ثبت کرده‌ام و] نزدم آماده است»

﴿24﴾ [الله خطاب به آن دو فرشته مى‌فرماید:] «هر ستیزه‌جوی حق‌ستیزی را در دوزخ بیفكنید؛

﴿25﴾ [هر] مانع خیر و متجاوز و بدگمان را؛

﴿26﴾ همان كسى كه در كنار الله، معبود دیگرى قرار مى‌داد. او را در عذابى سخت بیفكنید»

﴿27﴾ [شیطانِ] همنشینش مى‌گوید: «پروردگارا، من او را به طغیان نکشیدم؛ بلکه او خود در گمراهیِ بى‌پایانی بود»

﴿28﴾ [الله] می‌فرماید: «در پیشگاه من ستیز نکنید كه پیش از این به شما هشدار داده بودم

﴿29﴾ فرمانِ مجازات، نزد من تغییرپذیر نیست؛ و الله [در کیفر و پاداش] به بندگانش ستم نمی‌کند»

﴿30﴾ روزى كه به دوزخ مى‌گوییم: «آیا پُر شده‌ای؟» [و او] مى‌گوید: «آیا بیش از این هم هست؟»

﴿31﴾ [در آن روز] بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌کنند، و فاصله‌ای از آنان ندارد [تا نعمت‌هایش را از نزدیک ببینند]

﴿32﴾ [به آنان گفته می‌شود:] «این همان پاداشى است كه به شما وعده داده مى‌شد که برای هر توبه‌کاری است که [به سوی پروردگارش بازمی‌گردد و به پیمان و احکام الهی] پایبند است

﴿33﴾ همان كسی كه در نهان از [خشمِ الله] رحمان می‌ترسد و با قلبی توبه‌کار [به پیشگاهش] بازمی‌گردد

﴿34﴾ با سلامت به بهشت درآیید؛ این است روز جاودانگى»

﴿35﴾ در آنجا هرچه بخواهند، در اختیار دارند و حتی بیشتر از آن [نیز] در اختیارِ ماست

﴿36﴾ و پیش از اینان [= مشرکان مکه]، امت‌های زیادی را نابود کردیم که آنان [به مراتب] از اینها قوی‌تر بودند؛ و در گوشه و کنار شهرها به جستجو پرداختند [که ببینند آیا] هیچ پناه و گریزگاهی [از عذاب و هلاکت، برایشان] وجود دارد

﴿37﴾ بی‌گمان در این [سخن] برای صاحبدلان یا کسانی که با حضور [قلب به ندای توحید] گوش فرامی‌دهند و هوشیارند، اندرز است

﴿38﴾ ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آنهاست، در شش روز آفریدیم و [هرگز] رنج و خستگى به ما نرسید

﴿39﴾ [ای پیامبر،] در برابر سخنان مشرکان شکیبا باش؛ و پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن، پروردگارت را به پاکی ستایش كن [و نماز بگزار]

﴿40﴾ و نیز [در پاسى] از شب و پس از هر نماز، او را به پاکی ستایش کن

﴿41﴾ و [ای پیامبر،] آنگاه که منادی [قیامت] از مکانی نزدیک ندا می‌دهد، گوش فرادار

﴿42﴾ روزی که همگان بانگِ هولناک [رستاخیز] را به‌حق می‌شنوند، [آن روز،] روزِ خروج [از گورها] است

﴿43﴾ ماییم كه حیات مى‌بخشیم و مرگ مى‌دهیم؛ و بازگشت [همگان] به سوی ماست

﴿44﴾ روزى كه زمین از [فراز] آنان شكافته مى‌شود، انسان‌ها شتابان [بیرون می‌آیند]. این احضارى است كه براى ما آسان است

﴿45﴾ ما به آنچه [کافران] می‌گویند داناتریم؛ و تو [ای پیامبر،] بر آنان مسلط نیستی [که بخواهی آنان را به ایمان آوردن وادار کنی]؛ کسی را که از عذاب [و هشدار] من می‌ترسد، به [وسیلۀ] قرآن اندرز بده

الذاریات

Surah 51

﴿1﴾ سوگند به بادهاى خاک [و باران] ‌افشان

﴿2﴾ و سوگند به ابرهای سنگین‌بار [از باران]

﴿3﴾ و سوگند به کشتی‌های سبک‌سیر

﴿4﴾ و سوگند به فرشتگانی که کارها را [به امر الله] تقسیم می‌کنند

﴿5﴾ که آنچه [در مورد پاداش و عذاب] به شما وعده داده شده حقیقت دارد؛

﴿6﴾ و [روز] جزا قطعاً به وقوع مى‌پیوندد

﴿7﴾ سوگند به آسمان که [با ستارگان آراسته شده، و گویی] دارای راه‌هاست،

﴿8﴾ كه شما [در مورد پیامبر و قرآن] اختلاف‌نظر دارید

﴿9﴾ هر کس [از راه حق] بازگردانده شود، از [ایمان به] پیامبر و قرآن نیز بازگردانده خواهد شد

﴿10﴾ مرگ [و لعنت] بر دروغگویان

﴿11﴾ همان كسانى كه در ورطۀ جهل، غافلند

﴿12﴾ آنان [پیوسته و از روى انكار] مى‌پرسند: «روز جزا چه زمانى است؟»

﴿13﴾ همان روزى است كه به آتش مجازات مى‌شوند؛

﴿14﴾ [و به آنان گفته می‌شود:] «عذاب خود را بچشید؛ این همان آتشى است كه به شتاب مى‌خواستید»

﴿15﴾ [در روز قیامت،] مسلماً پرهیزگاران در باغ‌هایی [از بهشت] و [كنار] چشمه‌سارها به سر مى‌برند؛

﴿16﴾ آنچه پروردگارشان به آنان عطا كرده است دریافت مى‌دارند؛ زیرا در [زندگیِ] گذشته نیكوكار بوده‌اند

﴿17﴾ آنان ‌اندكى از شب را مى‌خفتند [و بقیه را به نماز و نیایش مشغول بودند]

﴿18﴾ و سحرگاهان [از الله] آمرزش مى‌خواستند

﴿19﴾ و در اموالشان براى سائل و محروم، حقى [معیّن از صدقه و زکات] بود

﴿20﴾ و در زمین نشانه‌ها[ى قدرت الهى] براى اهل یقین پدیدار است؛

﴿21﴾ و در وجود خودتان، آیا نمى‌بینید؟

﴿22﴾ و رِزق و روزی‌تان و آنچه [از کیفر و پاداش و خیر و شر که] به شما وعده داده می‌شود، در آسمان است

﴿23﴾ سوگند به پروردگار آسمان و زمین كه وعده[ی قیامت و پاداش و عذاب] همچون سخن گفتنتان، حقیقی و قطعى است

﴿24﴾ [ای پیامبر] آیا داستان میهمانان گرامى ابراهیم به تو رسیده است؟

﴿25﴾ آنگاه که بر او وارد شدند و سلام گفتند، او گفت: «سلام» [و زیر لب گفت:] «گروهى ناشناسند»

﴿26﴾ آنگاه آهسته نزد خانوادۀ خود رفت و [گوشتِ بریانِ] گوساله‌اى فربه [براى پذیرایى] آورد

﴿27﴾ [او غذا را] نزد آنان گذاشت [و چند لحظه بعد] گفت: «آیا نمی‌خورید؟»

﴿28﴾ [چون دست به غذا نزدند] از آنان احساس ترس كرد؛ گفتند: نترس [ما فرشته‌ایم]؛ و او را به [تولد] پسرى دانا بشارت دادند

﴿29﴾ همسرش با فریاد [و شگفتى] پیش آمد و در حالى كه به صورت خود مى‌زد گفت: «پیرزنى نازا [فرزند می‌زاید]؟!»

﴿30﴾ [فرشتگان] گفتند: «پروردگارت اینچنین فرموده است؛ و بی‌گمان، او حکیمِ داناست»

﴿31﴾ [ابراهیم] گفت: «ای فرستادگان [الله،] کار و مأموریت شما چیست؟»

﴿32﴾ [فرشتگان] گفتند: «ما برای [مجازات] قومی مجرم [و گناهکار] فرستاده شده‌ایم

﴿33﴾ تا سنگ‌هایی از گلِ [سخت‌شده] بر سرشان فروباریم

﴿34﴾ [سنگ‌هایی] که نزد پروردگارت، برای اسرافکاران، نشان گذاشته شده است»

﴿35﴾ مؤمنانی را که در آن [شهرهای قوم لوط] بودند، [پیش از نزول عذاب] بیرون آوردیم؛

﴿36﴾ ولى در آنجا فقط یک خانواده را یافتیم كه [نسبت به اوامر الهی] تسلیم بودند

﴿37﴾ و در آن [شهرها] براى مردمى كه از عذاب دردناک [الهی] ترس دارند، نشانه‌اى روشن بر جاى گذاشتیم

﴿38﴾ در [داستان] موسی [نیز نشانه و عبرتی است]؛ آنگاه که او را با دلیلی روشن نزد فرعون فرستادیم

﴿39﴾ ولى [فرعون] با تكیه بر قدرتش، روی برگرداند [و حق را نپذیرفت] و گفت: «[این مرد، یا] جادوگر است یا دیوانه»

﴿40﴾ او را همراه سپاهیانش گرفتیم و به دریا افكندیم [و هلاک کردیم]؛ در حالى كه [در لحظۀ مرگ، خود را به خاطر نافرمانی و کفرش] سرزنش مى‌كرد

﴿41﴾ در [داستان قوم] عاد [نیز درس عبرتی است]؛ آنگاه که تندبادى بی‌خیر و برکت بر آنان فرستادیم

﴿42﴾ [تندبادی] که بر هر چه وزید، آن را خاک و خاشاک كرد

﴿43﴾ در [داستان قوم] ثمود [نیز درس عبرتی است] آنگاه که [توسط پیامبرشان صالح] به آنان گفته شد: «اندکی [از لذت‌های زندگی] بهره‌مند شوید [که تنها سه روز فرصت دارید]»

﴿44﴾ آنان از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردند؛ پس در حالی که چشم به راه بودند، بانگ عذاب آنان را فراگرفت

﴿45﴾ [چنان بر زمین افتادند که] نه توان برخاستن [و گریز] داشتند و نه یاراى دفاع

﴿46﴾ پیش از آن، قوم نوح را كه گروهى نافرمان بودند [هلاک كردیم]

﴿47﴾ ما آسمان را به توان [خود] بنا نهادیم و همواره آن را وسعت می‌بخشیم؛

﴿48﴾ و زمین را [برای زندگی] گستردیم و چه نیک گستراننده‌ای هستیم

﴿49﴾ و همه چیز را به صورت زوج [= نر و ماده] آفریدیم؛ باشد که [توجه كنید و] پند گیرید

﴿50﴾ [ای پیامبر، به مردم بگو:] «به سوى الله بشتابید كه من هشداردهنده‌ای آشکار از جانب او برای شما هستم؛

﴿51﴾ و در كنار الله معبود دیگرى قرار ندهید كه من از [جانب] او هشداردهنده‌اى آشکار برایتان هستم»

﴿52﴾ هر پیامبری که بر پیشینیانشان مبعوث شد، همین گونه گفتند: «[او یا] جادوگر است یا دیوانه»

﴿53﴾ آیا یكدیگر را به این [کفر و تکذیب] سفارش كرده بودند؟ نه، بلكه مردمی سرکش بودند

﴿54﴾ پس [ای پیامبر،] از آنان روی بگردان که تو [به خاطر کفر آنان] هرگز سزاوار سرزنش نیستی

﴿55﴾ و [پیوسته به آنان] تذكر بده كه قطعاً تذكر براى مؤمنان سودبخش است

﴿56﴾ و جن و انس را فقط برای این آفریده‌ام که مرا عبادت كنند [و از بندگىِ دیگران سر باز زنند]

﴿57﴾ نه از آنان روزى مى‌خواهم، نه اینكه مرا خوراک دهند؛

﴿58﴾ [زیرا] الله است که روزی‌رسانِ نیرومند و برقرار است

﴿59﴾ ستمکاران [مشرک نیز] همچون یاران [گذشتۀ] خویش، سهمى از عذاب دارند؛ پس به شتاب [آن را] از من نخواهند

﴿60﴾ واى بر کافران از [عذاب] روزی که به آن وعده داده می‌شوند

الطور

Surah 52

﴿1﴾ سوگند به کوه طور

﴿2﴾ و سوگند به کتاب نوشته‌شده

﴿3﴾ در صحیفه‌ای گشوده

﴿4﴾ و سوگند به «بیت المَعمور» [که فرشتگان در آن، به عبادت پروردگار مشغولند]

﴿5﴾ و سوگند به [آسمان بلند، همان] سقف برافراشته [بر زمین]

﴿6﴾ و سوگند به دریای آکنده [از آب]

﴿7﴾ که بی‌تردید، عذاب پروردگارت به وقوع خواهد پیوست؛

﴿8﴾ و هیچ بازدارنده‌اى ندارد

﴿9﴾ روزى كه آسمان به سختى در جنبش و اضطراب افتد

﴿10﴾ و کوه‌ها با حركتى شدید روان شوند

﴿11﴾ در آن روز، واى به حال تكذیب‌كنندگان

﴿12﴾ همان کسانی كه در بیهوده‌گویى، سرگرم بازى‌اند

﴿13﴾ روزى كه با خشونت به سوى آتش دوزخ رانده مى‌شوند

﴿14﴾ [به آنان گفته می‌شود:] «این [همان] آتشی است که آن را دروغ می‌پنداشتید

﴿15﴾ آیا این [آتش و عذاب] جادوست یا [هنوز هم آن را] نمی‌بینید؟

﴿16﴾ به آتش درآیید [و بسوزید] كه شکیبایی و ناشکیباییِ شما [در برابر شعله‌های سوزانش] برایتان یكسان است؛ تنها در برابر آنچه كرده‌اید، مجازات مى‌شوید»

﴿17﴾ به راستی که پرهیزگاران در باغ‌های بهشت در ناز و نعمتند؛

﴿18﴾ و از بخشش‌های [بی‌دریغِ] پروردگارشان و از اینكه از عذاب دوزخ نگاهشان داشته است شادمانند

﴿19﴾ [به آنان گفته می‌شود:] «به پاداشِ کردارتان [در دنیا، اینک] گوارا بخورید و بیاشامید»

﴿20﴾ در حالى كه بر تخت‌هایى ردیف‌شده تكیه زده‌اند و حور العین را به همسریِ آنان درمی‌آوریم

﴿21﴾ مؤمنانى كه فرزندانشان در ایمان پیرو آنان بودند، فرزندانشان را [نیز در بهشت] به آنان ملحق خواهیم كرد و از [پاداش] عملشان ذره‌اى نمى‌كاهیم؛ چرا که [سرنوشتِ] هر كس در گرو دستاورد خودِ اوست [و گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد]

﴿22﴾ [در بهشت، از] هر نوع میوه و گوشتى كه بخواهند، پى‌درپى در دسترسشان قرار مى‌دهیم

﴿23﴾ در آنجا جام‌های شرابى از دست یکدیگر مى‌گیرند كه نه موجب بیهوده‌گویى است و نه گناه؛

﴿24﴾ و نوجوانانى [که براى خدمت] پیرامونشان در رفت و آمدند، گویی [از زیبایی و سپیدرویی] همچون مرواریدى پنهان [در صدف] هستند

﴿25﴾ [بهشتیان] به یکدیگر روی می‌آورند [و] از [دنیا و احوال گذشتۀ] خود سؤال می‌کنند

﴿26﴾ می‌گویند: «ما در دنیا، در خانوادۀ خود [از عذاب الهی] می‌ترسیدیم

﴿27﴾ الله [با نعمت اسلام] بر ما منت نهاد و ما را از عذاب سوزان [دوزخ] محافظت کرد

﴿28﴾ ما در زندگی دنیا، همواره او را [عبادت می‌کردیم و به ربوبیت] می‌خواندیم. بی‌تردید، او نیکوکار مهربان است»

﴿29﴾ [ای پیامبر، با آیات قرآن به مردم] اندرز بده که به لطف پروردگارت [تو برخلاف ادعای کافران،] نه كاهنى و نه مجنون

﴿30﴾ آیا می‌گویند: «محمد شاعری است که منتظریم تا مرگش فرارسد [و از سخنانش رهایی یابیم]؟»

﴿31﴾ بگو: «منتظر [مرگِ من] باشید؛ من [نیز] با شما منتظر خواهم ماند [تا عذابتان را به چشم ببینم]»

﴿32﴾ آیا عقل‌هایشان به [بیان] این [سخنان باطل] حُكم مى‌كند یا [اساساً] مردمی سرکش هستند؟

﴿33﴾ آیا می‌گویند: «[محمد] قرآن را جعل کرده است؟» [هرگز چنین نیست؛] بلکه [غرق در تکبرند که] ایمان نمی‌آورند

﴿34﴾ اگر راست مى‌گویند، سخنى مانند آن بیاورند

﴿35﴾ آیا آنان از هیچ آفریده شده‌اند یا خود آفرینندۀ خویشند؟

﴿36﴾ آیا آنان آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟ [نه،] بلکه آنان یقین ندارند [که الله آفرینندۀ مطلق است]

﴿37﴾ آیا گنجینه‌های [نعمت و هدایت] پروردگارت نزد آنان است؟ آیا [بر همه چیز] تسلط دارند؟

﴿38﴾ آیا نردبانى دارند كه [گفتار فرشتگان وحى را] به وسیلۀ آن مى‌شنوند؟ هر کس شنیده است، باید دلیلى روشن بیاورد

﴿39﴾ آیا الله فرزندان دختر دارد و شما پسر؟

﴿40﴾ [ای پیامبر،] آیا پاداشی از آنان درخواست می‌کنی که [که از پرداخت آن در رنجند و هزینه‌اش] برایشان [گران و] سنگین است؟

﴿41﴾ آیا از عالم غیب آگاهند و [خبرهاى نهان را] می‌نویسند؟

﴿42﴾ آیا قصد نیرنگ [و نقشۀ پلیدی برایت] دارند؟ ولى کافران خود گرفتار نیرنگ [و تدبیر الهی] هستند

﴿43﴾ آیا آنان معبودی غیر از الله دارند؟ الله از چیزهایی که [با او] شریک قرار می‌دهند پاک و منزه است

﴿44﴾ [این کافران، حتی] اگر پاره‌هاى از آسمان را نیز در حال سقوط ببینند، [باز هم ایمان نمى‌آورند و] مى‌گویند: «ابرى متراكم است»

﴿45﴾ پس آنان را [به حال خود] رها كن تا با روزِ موعودشان كه [با نخستین دمیدنِ صور] مدهوش مرگ می‌گردند، مواجه شوند

﴿46﴾ روزى كه نیرنگشان سودمند نخواهد بود و [از هیچ سو] یارى نمی‌شوند

﴿47﴾ ستمکاران [در دنیا نیز به دست مؤمنان] به عذاب دیگرى گرفتار خواهند شد؛ ولى بیشتر آنان نمى‌دانند

﴿48﴾ [ای پیامبر،] در برابر حکم پروردگارت شکیبا باش؛ زیرا تو تحت نظر و حفاظت مایی؛ و هنگامی که [از خواب یا به قصد عبادت] برمی‌خیزی، پروردگارت را به پاکی ستایش کن

﴿49﴾ و [نیز در پاسى] از شب او را تسبیح بگوی [و نماز بگزار] و به هنگام افول ستارگان [در سپیده‌دم نیز نماز صبح بگزار]

النجم

Surah 53

﴿1﴾ سوگند به ستاره، آنگاه كه افول كند

﴿2﴾ که یار شما [= محمد صلی الله علیه وسلم] هرگز گمراه نشده و به راه تباهى نیفتاده است؛

﴿3﴾ و از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید

﴿4﴾ [آنچه می‌گوید] نیست جز وحی [الهی] که به [او] وحی می‌شود

﴿5﴾ [جبرئیل که فرشته‌اى است] پُرتوان، به او آموزش داده است

﴿6﴾ [همان فرشتۀ] خوش‌منظری كه [با چهرۀ حقیقی‌اش در برابر پیامبر] ایستاد

﴿7﴾ در حالی که او در افق بالا [در آسمان] قرار داشت

﴿8﴾ سپس [جبرئیل] نزدیک شد؛ و نزدیک‌تر؛

﴿9﴾ تا آنکه [فاصلۀ او با پیامبر] به اندازۀ طول دو کمان یا کمتر بود

﴿10﴾ آنگاه [آن فرشتۀ بزرگوار] آنچه را که باید به بندۀ الله وحی می‌کرد، وحی نمود

﴿11﴾ آنچه را که [پیامبر] دید، قلبش دروغ نپنداشت

﴿12﴾ آیا با او دربارۀ آنچه می‌بیند مجادله می‌کنید؟

﴿13﴾ در حقیقت، پیامبر یک بار دیگر نیز آن فرشته را [به صورت كامل] مشاهده كرده بود

﴿14﴾ در كنارِ [درخت بزرگ] «سِدرةُ المُنتَهی» [در آسمان هفتم]

﴿15﴾ که آرامشگاه بهشت، همان‌جاست

﴿16﴾ آنگاه كه هاله‌اى آن درخت را پوشانده بود

﴿17﴾ چشم [پیامبر، به چپ و راست] منحرف نشد و [از حد] تجاوز نكرد

﴿18﴾ به راستی که او برخی از بزرگ‌ترین نشانه‌هاى پروردگارش را [در آنجا] مشاهده كرد

﴿19﴾ [ای مشرکان،] آیا «لات» و «عُزّی» را دیده‌اید؟

﴿20﴾ و «مَنات» آن سومین [نمادِ بی‌ارزش] را؟ [آیا هیچ سود و زیانی به شما می‌رسانند؟]

﴿21﴾ آیا [ادعا می‌کنید كه] فرزند پسر برای شماست و دختر برای الله؟

﴿22﴾ در این صورت، تقسیمی ناعادلانه است

﴿23﴾ این[نماد]ها فقط اسم‌هایی [بى‌معنا] هستند كه خود و پدرانتان با آنها [معبودهاى دروغین خود را] نام نهاده‌اید و الله هیچ دلیلی [بر حقانیت این کار] نازل نکرده است. [مشرکان، در اعتقاداتشان] فقط پیرو گمان و خواسته‌های دلِ خویشند؛ حال آنكه [موجبات] هدایت، از جانب پروردگارشان بر آنان رسیده است

﴿24﴾ آیا انسان هر چه [از شفاعت این معبودان باطل] آرزو کند برایش میسر است؟

﴿25﴾ دنیا و آخرت از آنِ الله است [و به هر کس، هر چه را صلاح بداند می‌بخشد]

﴿26﴾ چه بسیار فرشتگانی در آسمان‌ها هستند كه شفاعتشان به هیچ وجه سودمند نخواهد بود؛ مگر پس از آنكه الله، براى هر کس که بخواهد و راضی باشد، اجازه دهد

﴿27﴾ كسانى كه به آخرت باور ندارند، بر فرشتگان الهی نام دختر می‌گذارند [و آنان را دختران الله مى‌دانند]

﴿28﴾ آنان در موردِ این امر، [کاملاً] بى‌اطلاعند [و] فقط از حدس و گمان پیروی می‌کنند؛ در حالى كه براى [شناخت] حقیقت، گمان كافى نیست

﴿29﴾ پس [ای پیامبر،] تو نیز از كسى كه از یاد ما روى گردانده و فقط [لذت‌های] زندگى دنیا را مى‌خواهد، روى برتاب

﴿30﴾ نهایت درک و فهمشان همین است. بی‌تردید، پروردگارت به حال كسانى كه از راه او منحرف شده‌اند آگاه‌تر است؛ و نیز به حال راه‌یافتگان

﴿31﴾ هر چه در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ الله است؛ [راه خیر و شر را به انسان ارائه كرد] تا بدكاران را در برابر رفتارشان كیفر دهد و نیكوكاران را [با نعمت‌های بهشت] پاداش نیكو عطا نماید

﴿32﴾ و [نیز براى] کسانی كه از گناهان بزرگ و بی‌حیایی‌ها اجتناب می‌ورزند؛ مگر لغزش‌های كم‌اهمیت [و گناهان صغیره که با توبه و عبادت بخشوده می‌شوند] كه آمرزشِ پروردگارت گسترده است؛ از همان دَم كه شما را از زمین پدید آورد و آنگاه كه به صورت جنین در شكم مادرانتان بودید، به [طبیعتِ] شما آگاه‌تر [از خودتان] است؛ پس خودستایى نكنید، كه او تعالی به حال پرهیزگاران داناتر است

﴿33﴾ آیا آن کسی را که [از حق] روی برتافت دیده‌ای؟

﴿34﴾ و‌ اندكى انفاق كرد و [سپس] خوددارى نمود

﴿35﴾ آیا علم غیب دارد و [آینده را] مى‌بیند؟

﴿36﴾ آیا از مطالب كتاب آسمانى موسى باخبر نشده است؟

﴿37﴾ و [از تعلیمات] ابراهیم، كه حق [رسالت و بندگى ما] را به تمامى ادا كرد،

﴿38﴾ که هیچ ‌گناهکاری بارِ گناه دیگری را بر دوش نخواهد کشید؛

﴿39﴾ و اینكه انسان فقط ثمرۀ تلاش [و نیت] خود را خواهد داشت؛

﴿40﴾ و اینكه بى‌گمان، تلاش او [در محاسبۀ اعمالش در روز قیامت،] منظور خواهد شد؛

﴿41﴾ آنگاه پاداشش را به تمامى خواهند داد،

﴿42﴾ و اینکه بازگشت [همۀ امور] به سوی پروردگار توست؛

﴿43﴾ و اوست که می‌خندانَد و می‌گریانَد؛

﴿44﴾ و اوست که می‌میرانَد و [در آخرت] زنده می‌کند؛

﴿45﴾ و هموست كه زوج نر و ماده را می‌آفریند؛

﴿46﴾ از نطفه‌اى كه [در رحِم] ریخته می‌شود؛

﴿47﴾ و پدیدآوردن دوبارۀ آنها [در قیامت نیز بر عهدۀ] الله است

﴿48﴾ و اوست که [شما را] بى‌نیاز می‌کند و سرمایه می‌بخشد؛

﴿49﴾ و اوست که پروردگار [ستارۀ] «شِعْرىٰ» است؛

﴿50﴾ و اوست که قوم عاد را در گذشته هلاک کرد؛

﴿51﴾ و قوم ثمود را [نیز نابود کرد] و [هیچ یک از آنان را] باقی نگذاشت

﴿52﴾ و قوم نوح را كه ستمكارتر و سركش‌تر بودند نیز پیش از آن [هلاک نمود]؛

﴿53﴾ و شهرهاى زیر و روشده [قوم لوط] را [بالا برد و] درهم كوبید؛

﴿54﴾ و آنان را [با باران سنگ] ـ چنان كه باید ـ فروپوشانید؛

﴿55﴾ حال [اى انسان،] در مورد كدام یک از نعمت‌های پروردگارت تردید روا مى‌دارى [و مجادله می‌کنی]؟

﴿56﴾ این [پیامبر نیز] هشداردهنده‌اى است از [گروه] هشداردهندگان پیشین

﴿57﴾ قیامت نزدیک شد؛

﴿58﴾ و هیچ کس ـ جز الله ـ نمی‌تواند آن را آشکار ‌کند [و سختی‌هایش را برطرف سازد]

﴿59﴾ [ای مشرکان،] آیا از این سخن در شگفتید؟

﴿60﴾ و [به آیات قرآن] مى‌خندید و [از شنیدنِ هشدارهایش نمی‌ترسید و] اشک نمى‌ریزید؟

﴿61﴾ و در حال غفلت و غرور هستید؟

﴿62﴾ پس [همگی] برای الله سجده کنید و [تنها] او را عبادت کنید

القمر

Surah 54

﴿1﴾ قیامت نزدیک شد و ماه [از هم] شکافت

﴿2﴾ اگر [کافران] معجزه‌ای ببینند، روی می‌گردانند و می‌گویند: «[این] جادویی [باطل و] زودگذر است»

﴿3﴾ آنان [آیات و نشانه‌های الهی را] دروغ می‌پندارند و از هوای نفس خویش پیروی می‌کنند؛ و هر امرى [از پاداش و کیفرهای قیامت] در زمان مخصوص به خود قرار دارد

﴿4﴾ و مطمئناً [ماجرای عذاب اقوام گذشته و] اخبارى كه باعث دست کشیدن از گناه می‌شود، به مشرکان رسیده است

﴿5﴾ این [آیات الهى، دانش و] حکمتی رساست؛ ولى [برای افراد لجوج،] هشدارها سودی ندارد؛

﴿6﴾ پس [ای پیامبر،] از آنان روى برتاب [و منتظر] روزى [باش] كه [فرشتۀ] دعوت‌كننده [با دمیدن در صور] آنان را به امرى بس دشوار [و وحشتناک] فرا‌بخوانَد

﴿7﴾ با دیدگانِ فروافتاده [از وحشت] از گورها خارج می‌شوند؛ [حرکتشان به سوی دادگاه الهی، چنان است که] گویى ملخ‌هایی پراكنده‌اند

﴿8﴾ [هراسناک] به سوى مُنادىِ [محشر] می‌شتابند و کافران مى‌گویند: «امروز، روز دشوارى است»

﴿9﴾ پیش از آنان، قوم نوح [نیز پیامبرشان را] تكذیب کردند و بندۀ ما را دروغگو خواندند و گفتند: «دیوانه است»؛ و او را سخت آزردند؛

﴿10﴾ تا آنجا که او پروردگارش را خواند [و گفت]: «من مغلوب شده‌ام؛ پس یاری‌ام فرما [و از آنان انتقام بگیر]»

﴿11﴾ ما نیز درهاى آسمان را براى [ریزشِ] رگبارى سیل‌آسا گشودیم

﴿12﴾ و از زمین نیز چشمه‌ها جارى ساختیم و آبها [از زمین و آسمان] براى طوفانى كه مقدر شده بود، به هم پیوست

﴿13﴾ و نوح را بر [كشتىِ] ساخته و پرداخته از تخته‌ها و میخ‌ها سوار كردیم

﴿14﴾ كه تحت نظر [و حفاظتِ] ما حركت مى‌كرد. این، پاداش كسى بود كه [قومش] او را انکار کرده بودند

﴿15﴾ ما آن [کیفر و نجات] را نشانه‌اى [از قدرتِ خود] بر جاى گذاشتیم؛ آیا پندپذیرى هست؟

﴿16﴾ [بنگرید] که عذاب و هشدارهای من چگونه بود

﴿17﴾ به راستی که قرآن را براى پند گرفتن آسان ساختیم؛ آیا پندپذیرى هست؟

﴿18﴾ قوم عاد [نیز پیامبرشان را] دروغگو پنداشتند؛ [ای اهل مکه، بنگرید که] عذاب و هشدار‌های من چگونه بود

﴿19﴾ ما تندبادى سرد و سخت را در یک روز شوم و طولانی بر آنان فرستادیم

﴿20﴾ [طوفانی وحشتناک] كه مردم را چنان از جاى مى‌كَنْد که گویى تنه‌های نخلِ ریشه‌كن‌شده بودند

﴿21﴾ [ای اهل مکه، بنگرید که] عذاب و هشدار‌های من چگونه بود

﴿22﴾ به راستی که قرآن را براى پندگرفتن آسان ساختیم؛ آیا پندپذیرى هست؟

﴿23﴾ قوم ثمود [نیز] هشداردهندگان را دروغگو پنداشتند

﴿24﴾ آنان گفتند: «آیا [سزاوار است] بشرى از میان خودمان را پیروى كنیم؟ در این صورت، در گمراهى و سردرگمى خواهیم بود

﴿25﴾ آیا از میان همۀ ما، تنها بر او وحی نازل شده است؟ [چنین نیست؛] بلکه او دروغگویی خودپسند است»

﴿26﴾ فردا خواهند دانست که دروغگوی خودپسند کیست

﴿27﴾ [به صالح گفتیم:] «براى آزمایشِ آنان، ماده‌شترى [را كه درخواست كرده‌اند، از دلِ کوه به سویشان] خواهیم فرستاد؛ پس مراقبِ رفتارشان باش و [بر آزارشان] شكیبایى كن

﴿28﴾ و به آنان اعلام كن كه آب [چاه،] بین آنان [و آن ماده‌شتر] سهمیه‌بندی شده است و هر کس باید در نوبت خود حاضر شود»

﴿29﴾ ولى آنان همدستشان را ندا دادند؛ او نیز دست به كار شد و [شتر را] به قتل رساند

﴿30﴾ [ای اهل مکه، بنگرید که] عذاب و هشدار‌های من چگونه بود

﴿31﴾ ما بانگ مرگباری بر آنان فرستادیم؛ به‌ناگاه [همگی] همچون گیاه خشكیده[ی بازمانده از كومه‌ها و حصارهای ساخته‌شده با نی و علف،] خرد و ریز شدند

﴿32﴾ به راستی که قرآن را براى پندگرفتن آسان ساختیم؛ آیا پندپذیرى هست؟

﴿33﴾ قوم لوط [نیز] هشداردهندگان را دروغگو پنداشتند

﴿34﴾ [ما نیز] طوفانى ریگ‌بار بر سرشان فرستادیم [كه همگی را هلاک کرد]؛ مگر خانوادۀ لوط كه سحرگاهان آنان را نجات دادیم

﴿35﴾ [این نجات،] نعمتی از جانب ما بود؛ و به هر کس سپاسگزارى كند، این گونه پاداش مى‌دهیم

﴿36﴾ لوط آنان را از کیفر [سخت] ما بیم داد؛ ولی آنان در برابر هشدار‌ها به مجادله [و ستیز] برخاستند

﴿37﴾ آنان از لوط خواستند که مهمانانش را [برای کام‌جویی] در اختیار‌شان بگذارد؛ ما نیز چشمانشان را کور کردیم [و گفتیم:] «طعم عذاب و [نتیجۀ] هشدار‌هایم را بچشید»

﴿38﴾ و صبحگاهان عذابى پایدار آنان را فراگرفت

﴿39﴾ [و گفتیم:] «طعم عذاب و [نتیجۀ] هشدار‌هایم را بچشید»

﴿40﴾ به راستی که قرآن را براى پندگرفتن آسان ساختیم؛ آیا پندپذیرى هست؟

﴿41﴾ هشداردهندگان به سراغ فرعونیان [نیز] رفتند

﴿42﴾ [ولى] آنان تمامى آیات ما را دروغ شمردند؛ ما نیز چنان [که شایستۀ پروردگار] شکست‌ناپذیرِ مقتدر [است،] آنان را عذاب کردیم

﴿43﴾ [ای اهل مکه،] آیا کافران شما از آنان بهترند یا برای شما امان‌نامه‌ای در کتاب‌های [آسمانی پیشین نوشته شده] است؟

﴿44﴾ یا می‌گویند: «ما جماعتی متحد و انتقام‌جو هستیم»

﴿45﴾ به زودى [در جنگ بدر] جمعشان شکست می‌خورد و فرارى خواهند شد

﴿46﴾ وعده‌گاهشان قیامت است كه [نسبت به میدان بدر، روزگارى بسیار] سخت‌تر و تلخ‌تر است

﴿47﴾ گناهکاران در گمراهی و عذابند

﴿48﴾ روزی‌که با چهره‌هایشان در آتش کشیده می‌شوند [و به آنان می‌گویند:] «آتش دوزخ را بچشید»

﴿49﴾ بی‌تردید، ما هر چیزی را به ‌اندازه آفریده‌ایم؛

﴿50﴾ و [چون چیزی را اراده نماییم] فرمان ما فقط یک [کلمه یعنی «کُن»] است؛ به سرعتِ یک چشم ‌بر هم ‌زدن [یا كمتر، انجام می‌پذیرد]

﴿51﴾ به تحقیق که ما [در گذشته] امثال شما [کافران] را نابود کرده‌ایم؛ پس آیا پندپذیرى هست؟ [که از این امر عبرت بگیرد و از کفر باز ایستد]؟

﴿52﴾ و تمام کارهایی که [بندگان] انجام داده‌اند در نامه‌هاى اعمال[شان] ثبت شده است؛

﴿53﴾ و هر [عمل] کوچک و بزرگی [در آن] نوشته شده است

﴿54﴾ پرهیزگاران در باغ‌ها و [کنار] جویبارهای [بهشتی] جای دارند؛

﴿55﴾ در مجلسى سرشار از راستی [و شایستگی] و نزد فرمانروایی مقتدر

الرحمن

Surah 55

﴿1﴾ [الله] رحمان

﴿2﴾ قرآن را آموزش داد؛

﴿3﴾ انسان را آفرید؛

﴿4﴾ [و] به او سخن‌گفتن آموخت

﴿5﴾ خورشید و ماه، با حسابی منظم [و دقیق] در گردِشَند؛

﴿6﴾ و گیاه و درخت [برایش] سجده می‌کنند

﴿7﴾ و آسمان را برافراشت و میزان [عدالت را در زمین] برقرار نمود

﴿8﴾ [ای مردم، چنین کرد] تا در وزن و پیمانه، [به یکدیگر] ستم نکنید؛

﴿9﴾ و سنجش [حقوق دیگران] را به عدالت برآورد كنید و در سنجش [چیزی] مکاهید [و کم‌فروشی نکنید]

﴿10﴾ و زمین را براى [زندگى] انسان‌ها مقرر داشت،

﴿11﴾ که [انواع] میوه‌ها و نخل‌های خوشه‌دار در آن است

﴿12﴾ و [همچنین] حبوباتِ برگ‌دار و گیاهانِ خوشبو؛

﴿13﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿14﴾ او انسان را از گِل خشکی همچون سفال آفرید؛

﴿15﴾ و جن را از شعله‌ای از آتش خلق کرد؛

﴿16﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿17﴾ [او] پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌هاست؛

﴿18﴾ پس [ای گروه انس و جن] کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید؟

﴿19﴾ او دو دریا[ی شور و شیرین] را روان کرد تا [به یکدیگر] برسند؛

﴿20﴾ [در عین حال،] مانعی میان آن دو است که با هم نمی‌آمیزند؛

﴿21﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿22﴾ از آن دو [دریا] مروارید و مرجان به دست می‌آید؛

﴿23﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿24﴾ کشتی‌های كوه‌پیكرِ بادبان‌برافراشته [و جاری] در دریا برای اوست؛

﴿25﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿26﴾ هر چه روی زمین وجود دارد، فناپذیر است

﴿27﴾ و [تنها ذات جاوید و] روی پروردگار باشکوه و ارجمندت باقی خواهد ماند؛

﴿28﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿29﴾ [تمام] کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند از او درخواستِ نیاز می‌کنند و او هر روز [و هر لحظه] در کاری است؛

﴿30﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿31﴾ ای گروه جن و انس، به زودی به حساب شما می‌پردازیم؛

﴿32﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿33﴾ ای گروه جن و انس، اگر مى‌توانید از كرانه‌هاى آسمان و زمین گذر كنید [تا از مجازات الهی برهید]، پس بگذرید؛ قادر [به این کار] نخواهید بود، مگر با قدرت [و بَیّنه فراوان که شما آن را ندارید]؛

﴿34﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿35﴾ شراره‌اى از آتش و مِس گداخته بر شما باریده مى‌شود كه [در برابر آن] قادر به دفاع [از خود] نیستید؛

﴿36﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿37﴾ آنگاه كه آسمان بشكافد و همچون روغن گداخته، سرخ‌فام گردد [قیامت آغاز خواهد شد]

﴿38﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿39﴾ آن روز، [به علت روشن‌بودن همۀ امور،] از انس و جن [دربارۀ گناهانشان] سؤال نخواهد شد؛

﴿40﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿41﴾ گناهکاران از سيمايشان شناخته می‌شوند؛ آنگاه [آنان را] از موی پیشانی و پاهایشان می‌گیرند [و به دوزخ می‌اندازند]؛

﴿42﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿43﴾ این [همان] جهنمی است که گناهکاران انکارش می‌کردند؛

﴿44﴾ [در آنجا] میان آتش و آب بی‌نهایت داغ در حركتند؛

﴿45﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿46﴾ هر کس از ایستادن در پیشگاهِ پروردگارش [براى حساب] مى‌ترسد، دو باغ [در بهشت] دارد؛

﴿47﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿48﴾ [با درختانى] پر از شاخسارِ [تر و تازه و ثمردهنده]؛

﴿49﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿50﴾ در آن دو [باغ]، دو چشمه جاری است؛

﴿51﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿52﴾ در آن دو [باغ]، از هر میوه‌ای دو نوع وجود دارد؛

﴿53﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿54﴾ [بهشتیان] بر بسترهایی كه آسترش از دیباى ضخیم است تكیه می‌زنند و میوه‌هاى آن باغ‌ها در دسترسشان است؛

﴿55﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿56﴾ در آن باغ‌ها، حوریانی هستند که تنها [به شوهران خود] نظر دارند [و فقط به آنها عشق می‌ورزند]، و دستِ احدى از انس و جن قبلاً به آنان نرسیده است؛

﴿57﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿58﴾ گویی آن حوریان، یاقوت و مرجانند؛

﴿59﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿60﴾ آیا پاداشِ نیکی جز نیکی است؟

﴿61﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿62﴾ در کنار آن باغ‌ها، دو باغ [بهشتیِ] دیگر است؛

﴿63﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿64﴾ [آن دو باغ] كه [درختانش] در نهایت سبزى [و خرمى] است؛

﴿65﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿66﴾ در آن دو [باغ بهشتی،] دو چشمۀ همیشه جوشان جاری است

﴿67﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿68﴾ و در آنها [درختان] میوه و درختان خرما و انار هست؛

﴿69﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿70﴾ در میان آن باغ‌ها، زنان نیک‌سیرت و نیکوروی، حضور دارند؛

﴿71﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿72﴾ حوریانی که در خیمه‌های بهشتی [از چشم بیگانگان] مستورند؛

﴿73﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿74﴾ [دوشیزگانی که] دست هیچ انس و جنی قبلاً به آنان نرسیده است؛

﴿75﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿76﴾ [بهشتیان] بر بالشت‌های سبز و بسترهایى نفیس و زیبا آرمیده‌اند؛

﴿77﴾ پس [ای جن و انس] كدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

﴿78﴾ نامِ پروردگارِ باشکوه و ارجمند تو، بابرکت و فرخنده است

الواقعة

Surah 56

﴿1﴾ هنگامی که واقعۀ [قیامت] رخ دهد،

﴿2﴾ [خواهید دید كه‌] در وقوع آن دروغى نیست؛

﴿3﴾ [گروهى را] خوار مى‌كند [و گروهى را] رفعتِ مقام مى‌بخشد

﴿4﴾ آنگاه كه زمین به سختى لرزانده شود

﴿5﴾ و کوه‌ها به شدت متلاشى شوند

﴿6﴾ و [به صورت] غبارى پراكنده درآیند

﴿7﴾ و شما به سه گروه تقسیم شوید

﴿8﴾ [گروه نخست:] سعادتمندان [هستند]؛ چه سعادتمندانی [و چه نیکو جایگاهی]

﴿9﴾ و [گروه دیگر:] تیره‌بختان [هستند]؛ چه تیره‌بختانی [و چه بد جایگاهی]

﴿10﴾ و [سومین گروه:] پیشگامان که [در نیکی‌ها] سبقت گرفتند

﴿11﴾ آنان مقرّبان [درگاه الهی] هستند

﴿12﴾ در باغ‌های پرنعمت [بهشت جای دارند]

﴿13﴾ گروه بسیاری از آنان، از پیشینیان هستند [خواه از امت اسلام یا از امت‌های گذشته]؛

﴿14﴾ و اندکی از آیندگان [و متأخران] هستند

﴿15﴾ كه بر تخت‌های گوهرنشان،

﴿16﴾ روبروى هم تكیه زده‌اند

﴿17﴾ نوجوانانى جاودان [با طراوت،] همواره گردِ آنان [به خدمت] مى‌گردند

﴿18﴾ با جام‌ها و کوزه‌ها و پیاله‌هایی از شراب جارى؛

﴿19﴾ [شرابی] كه از نوشیدنش سردرد نمی‌گیرند و دستخوشِ مستى نمی‌شوند

﴿20﴾ و از هر میوه‌اى كه بخواهند [در اختیار دارند]؛

﴿21﴾ و از هر گوشتِ پرنده‌اى که میل داشته باشند؛

﴿22﴾ و [همسرانی از] حور العین؛

﴿23﴾ همچون مروارید پنهان در صدف؛

﴿24﴾ [اینها همه،] پاداش اعمالشان است

﴿25﴾ در آنجا [سخن] یاوه و گناه‌آلودی نخواهند شنید؛

﴿26﴾ مگر سلام و درود [فرشتگان و بهشتیان]

﴿27﴾ و [اما] سعادتمندان؛ چه سعادتمندانی

﴿28﴾ در کنار درختان بی‌خارِ سدر [هستند]؛

﴿29﴾ و درختان موز با خوشه‌هاى برهم‌نشسته

﴿30﴾ با سایه‌اى گسترده

﴿31﴾ و آبِ همواره روان؛

﴿32﴾ و میوه‌هاى فراوان

﴿33﴾ كه نه تمام می‌شود و نه ممنوع می‌گردد،

﴿34﴾ و بسترهای برافراشته [و ارزشمند]

﴿35﴾ و همسرانى که با آفرینشى ویژه پدید آوردیم [که زیبایی و جوانیِ جاودان دارند]؛

﴿36﴾ همواره دوشیزه‌اند

﴿37﴾ و شوهردوستانی هم‌سن‌وسال هستند

﴿38﴾ [همۀ این نعمت‌ها،] براى سعادتمندان است

﴿39﴾ كه برخی از آنان از پیشینیان

﴿40﴾ و برخی دیگر از متأخران هستند

﴿41﴾ و [اما] تیره‌بختان؛ چه تیره‌بختانی

﴿42﴾ در میان باد سوزان و آب جوشان قرار دارند

﴿43﴾ و سایه‌هایى از دود سیاه

﴿44﴾ كه نه خنک است و نه خوش

﴿45﴾ آنان در دنیا ثروتمند و سرکش بودند

﴿46﴾ و بر گناه بزرگِ [شرک] اصرار می‌ورزیدند؛

﴿47﴾ و می‌گفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، برانگیخته خواهیم شد؟

﴿48﴾ آیا نیاکان ما [نیز برانگیخته می‌شوند]؟»

﴿49﴾ [ای پیامبر، به کافران] بگو: «بی‌تردید، گذشتگان و آیندگان،

﴿50﴾ همه در وعده‌گاهِ قیامت جمع خواهند شد»

﴿51﴾ آنگاه شما، اى گمراهان تكذیب‌كننده،

﴿52﴾ قطعاً از [میوۀ] درخت زَقّوم خواهید خورد؛

﴿53﴾ و شکم‌ها را از آن انباشته مى‌كنید؛

﴿54﴾ آنگاه روی آن، آب جوشان مى‌نوشید؛

﴿55﴾ همچون شترانِ عطش‌زده

﴿56﴾ این پذیرایىِ آنان در روز جزاست

﴿57﴾ ماییم كه شما را [از هیچ] آفریده‌ایم؛ پس چرا [آفرینشِ دوباره را] باور ندارید؟

﴿58﴾ آیا به نطفه‌ای که [در رحِم همسرانتان] می‌ریزید، توجه كرده‌اید؟

﴿59﴾ آیا شما آن را مى‌آفرینید یا ما آفریننده‌اش هستیم؟

﴿60﴾ ما مرگ را در میان شما مقدر کردیم و ناتوان نیستیم

﴿61﴾ كه امثال شما را جایگزین [خودتان] كنیم و شما را به گونه‌اى كه از آن بى‌خبرید، [در آفرینشى نو] پدید آوریم

﴿62﴾ شما كه از آفرینش نخستین به روشنى آگاه شده‌اید، چرا [به یاد آخرت نمی‌افتید و] پند نمی‌گیرید؟

﴿63﴾ آیا به دانه‌هایى كه مى‌كارید، توجه كرده‌اید؟

﴿64﴾ آیا شما هستید كه آن را مى‌رویانید یا ما رویاننده‌ایم؟

﴿65﴾ اگر مى‌خواستیم، آن را خاشاک مى‌كردیم؛ چنان كه شگفت‌زده شوید

﴿66﴾ [و چنان آن را نابود می‌کردیم که بگویید:] «ما زیان کرده‌ایم؛

﴿67﴾ بلكه همه چیز را از دست داده‌ایم»

﴿68﴾ آیا به آبى كه مى‌نوشید توجه كرده‌اید؟

﴿69﴾ آیا شما آن را از ابر فروباریدید یا ما فرودآورندۀ آن هستیم

﴿70﴾ اگر مى‌خواستیم، آن را بسیار شور و تلخ مى‌کردیم؛ پس چرا شکر به جای نمی‌آورید؟

﴿71﴾ آیا به آتشى كه مى‌افروزید توجه كرده‌اید؟

﴿72﴾ آیا شما درختش را آفریده‌اید یا ما آفریده‌ایم؟

﴿73﴾ ما این آتش را وسیلۀ یادآورى [عذاب دوزخ] و مایۀ برخوردارى [و راحتی] مسافران قرار داده‌ایم

﴿74﴾ پس [ای پیامبر،] به نام پروردگارِ بزرگت تسبیح گوى [و او را به پاکی یاد کن]

﴿75﴾ سوگند به جایگاه ستارگان

﴿76﴾ که اگر بدانید، سوگند بزرگی است

﴿77﴾ كه این [گفتار]، قرآنى گرانقدر است؛

﴿78﴾ در لوح محفوظ قرار دارد

﴿79﴾ جز فرشتگان پاک‌سیرت، کسی [آن را نمی‌بیند و] به آن دسترسی ندارد

﴿80﴾ از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است

﴿81﴾ آیا این سخن را سبک [و غیر قابل اعتنا] مى‌دانید؟

﴿82﴾ و به جای شکرِ روزی‌هایی که به شما داده شده است، آن را دروغ می‌پندارید؟

﴿83﴾ آنگاه كه [جان نزدیكانتان] به گلوگاه مى‌رسد

﴿84﴾ و شما در آن هنگام نظاره مى‌كنید

﴿85﴾ و ما از شما به او نزدیک‌تریم؛ ولى نمى‌بینید

﴿86﴾ اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید [و قیامتی نیست]،

﴿87﴾ و اگر راست مى‌گویید، چرا جانش را بازنمى‌گردانید؟

﴿88﴾ اما اگر او در زمرۀ مقرّبان باشد،

﴿89﴾ در آرامش و گشایش و بهشت پرنعمت است؛

﴿90﴾ و اگر در زمرۀ سعادتمندان باشد،

﴿91﴾ [به او گفته می‌شود:] «سلامت و امنیت بر تو باد، که از سعادتمندان هستی»؛

﴿92﴾ اما اگر از تکذیب‌کنندگان گمراه [و در زمرۀ تیره‌بختان] باشد،

﴿93﴾ با آب جوشان [از او] پذیرایی می‌شود

﴿94﴾ و به [آتش] دوزخ در‌می‌آید

﴿95﴾ این [وعدۀ پاداش و عذاب،] یقیناً حقیقت دارد [و تردیدی در وقوع آن نیست]

﴿96﴾ پس [ای پیامبر،] با [ذکرِ] نامِ پروردگار بزرگت [او را] تسبیح گوی

الحدید

Surah 57

﴿1﴾ آنچه در آسمان‌ها و زمین است برای الله تسبیح می‌گویند؛ و او تعالی پیروزمند حکیم است

﴿2﴾ فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست؛ حیات مى‌بخشد و مرگ مى‌دهد؛ و بر هر كارى تواناست

﴿3﴾ او ازلى و ابدى است و پیدا و ناپیدا؛ و به هر چیزى داناست

﴿4﴾ اوست كه آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید؛ آنگاه [آن گونه كه شايسته جلال و مقام اوست] بر عرش قرار گرفت. هر چه در زمین نفوذ می‌كند یا از آن برمی‌آید و هر چه از آسمان فرود می‌آید یا در آن صعود می‌كند، [همه را] مى‌داند؛ و هر جا كه باشید، همراه شماست؛ و الله به آنچه مى‌كنید، بیناست

﴿5﴾ فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست؛ و همۀ امور تنها به او بازگردانده مى‌شود

﴿6﴾ [با تغییر تدریجى فصول] شب را در روز مى‌كشانَد و روز را در شب؛ و او به راز دل‌ها داناست

﴿7﴾ به الله و پیامبرش ایمان آورید و از اموالى كه شما را جانشین [و نمایندۀ خود در استفاده از آنها] قرار داده است انفاق كنید؛ زیرا افرادی از شما كه ایمان بیاورند و انفاق كنند، پاداش بزرگی [در پیش] دارند

﴿8﴾ چرا به الله ایمان نمى‌آورید؛ حال آنكه پیامبر، شما را فرامى‌خوانَد که به پروردگارتان ایمان بیاورید؟ اگر باور دارید، [به یاد داشته باشید که الله در این مورد] از شما پیمان گرفته است

﴿9﴾ اوست که آیاتی روشنگر بر بنده‌اش نازل می‌کند تا شما را از تاریکی‌های [کفر و شرک] به سوی نور [ایمان] رهسپار گردانَد؛ [زیرا] الله نسبت به شما دلسوز و مهربان است

﴿10﴾ چرا در راه الله انفاق نمی‌كنید، حال آنكه میراثِ آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است؟ كسانى كه پیش از فتح [مكه] انفاق كردند و جنگیدند، [با دیگران] برابر نیستند؛ درجۀ آنان والاتر از كسانى است كه پس از فتح، انفاق كردند و جنگیدند؛ ولى الله به هر دو گروه، نیکوترین [پاداش‌ها] را وعده داده است؛ و الله به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است

﴿11﴾ كیست كه به الله قرضی نیكو دهد [و انفاق کند] تا الله نیز آن را برایش چندین برابر سازد و [در آخرت] پاداشى فاخر داشته باشد؟

﴿12﴾ [این پاداش بزرگ، در] روزى است كه مردان و زنان مؤمن را مى‌بینی كه نورشان، پیش رو و در سمت راستشان به شتاب حرکت می‌کند؛ [و به آنان خطاب مى‌شود:] «امروز بشارتِ باغ‌هایی [از بهشت] بر شما باد كه جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است و جاودانه در آن به سر خواهید برد؛ این است همان كامیابى بزرگ»

﴿13﴾ روزى كه مردان و زنانِ منافق به مؤمنان مى‌گویند: «منتظرمان بمانید تا پرتویی از نورتان برگیریم»؛ به آنان گفته مى‌شود: به عقب بازگردید و كسبِ نور كنید؛ آنگاه دیواری میانشان قرار می‌گیرد كه درى دارد؛ درون آن [كه به سوی مؤمنان است،] رو به رحمت است و بیرون آن [كه به سمت منافقان است] رو به عذاب است

﴿14﴾ [منافقان] به مؤمنان می‌گویند: «مگر ما [در دینداری و عبادت] همراه شما نبودیم؟» آنان پاسخ مى‌دهند: «بله، ولى شما [با دورویی و تزویر،] خود را به فتنه انداختید [و هلاک کردید]؛ و در انتظار [شکست مؤمنان و بازگشت به شرک و کفر] بودید و [دربارۀ یاری رساندنِ الله به پیامبر و مؤمنان] تردید داشتید و آرزوها[ی دروغین] شما را فریب داد تا آنکه فرمان [مرگتان از جانب] الله در حالی فرارسید كه شیطان شما را در برابرِ او تعالی گستاخ کرده بود»

﴿15﴾ امروز نه از شما [منافقان] غرامت مى‌پذیرند و نه از کافران؛ جایگاهتان آتش است كه [به راستی] شایستۀ شماست؛ و چه بد سرانجامى است

﴿16﴾ آیا وقت آن فرا نرسیده است كه دل‌های مؤمنان به یاد الله و كلام حقى كه نازل شده است [نرم و] فروتن گردد و همچون كسانى نباشند كه قبلاً اهل كتاب بودند و چون [از بعثت پیامبرانشان] زمانى طولانى بر آنان گذشت، دل‌هایشان سخت شد و بسیارى از آنان [از دینشان] منحرف شدند؟

﴿17﴾ آگاه باشید كه الله زمین را پس از خزان و خشكى‌اش زنده می‌سازد. [ای مردم،] مسلّماً ما نشانه‌ها[ى توان و تدبیر خود] را به روشنی برایتان بیان كرده‌ایم؛ باشد که بیندیشید

﴿18﴾ بى‌گمان، مردان و زنانى كه انفاق مى‌كنند و قرضی نیكو به الله مى‌دهند، ثوابشان چندین برابر می‌گردد و [در آخرت،] پاداشى فاخر [و نیک] خواهند داشت

﴿19﴾ كسانى كه به الله و پیامبرانش ایمان آوردند، راستگویان [راست‌کردار] هستند؛ و شهیدان نزد پروردگارشان به سر می‌برند و [در آخرت،] پاداش و نورشان محفوظ است؛ و كسانى كه کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ شمردند، دوزخى‌اند

﴿20﴾ بدانید که زندگى دنیا، بازیچه و سرگرمى و زیور، و فخرفروشى در برابر یكدیگر و افزون‌طلبى در اموال و فرزندان است؛ [این زندگى،] همچون بارانى است كه گیاهان [روییده از] آن، كشاورزان را به شگفت می‌آورد؛ سپس [این گیاه شاداب،] پژمرده شود؛ آنگاه مى‌بینى كه زرد می‌شود و سپس خاشاک مى‌گردد؛ و در آخرت، [نصیبِ منافقان و کافران] عذابی شدید است؛ و [نصیبِ مؤمنان،] آمرزش و رضایت الهی است. [در هر حال] زندگى دنیا چیزی جز [لذت و] برخوردارىِ فانی [و فریبنده] نیست

﴿21﴾ [ای مردم،] براى رسیدن به آمرزشِ پروردگارتان و بهشتى كه پهنۀ آن، همچون پهنۀ آسمان و زمین است، از یکدیگر پیشی بگیرید. [این بهشت،] براى كسانى آماده شده است كه به الله و پیامبرانش ایمان آورده‌اند. این [پاداش، ناشی از] فضل الهی است؛ آن را به هر کس که بخواهد [و شایسته بداند] عطا مى‌كند که الله فضل و بخشش بى‌حد دارد

﴿22﴾ هیچ آسیبى در زمین و یا در وجود شما روى نخواهد داد، مگر پیش از آن که آن را پديد آوريم، در دفتر [علم الهی] رقم خورده است. به راستی كه این کار، بر الله آسان است

﴿23﴾ [این نكته را تذکر دادیم] تا بر آنچه از دستتان می‌رود افسوس نخورید و به آنچه به دست می‌آورید سرمست نگردید كه الله هیچ متكبرِ فخرفروشى را دوست ندارد

﴿24﴾ همان كسانى كه بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل وامی‌دارند؛ و هر کس [از انفاق] روى بگرداندَ، [بداند كه] الله بى‌نیازِ ستوده است

﴿25﴾ در حقیقت، ما پیامبران خویش را با نشانه‌هاى روشن فرستادیم و كتاب و میزانِ [تشخیص حق از باطل،] با آنان نازل كردیم تا مردم به عدالت برخیزند؛ و آهن [و سایر فلزات] را پدید آوردیم كه در آن، هم نیرویی شدید وجود دارد و هم منافعى براى مردم؛ [چنین کردیم] تا الله [برای بندگانش] معلوم بدارد چه كسانى بدون آنکه پروردگارشان را ببینند، [با جنگ‌افزارهای آهنین،] او و پیامبرانش را [در میدان‌های جنگ] یارى مى‌كنند. بی‌تردید، الله نیرومندِ شکست‌ناپذیر است

﴿26﴾ ما نوح و ابراهیم را [به رسالت] فرستادیم و در میان فرزندانشان [موهبتِ] پیامبرى و كتاب مقرر داشتیم؛ برخى از آنان راه یافتند و بسیارى از آنان نافرمانی کردند

﴿27﴾ سپس به دنبال آنان، پیامبران دیگرمان را [مبعوث کردیم]؛ و سپس عیسى پسر مریم را فرستادیم و انجیل را به او عطا نمودیم و در دلِ پیروانش، رأفت و مهربانى نهادیم؛ ولی [دنیاگریزی و] رُهبانیتی را که بدعت نهادند، ما بر آنان مقرر نداشتیم؛ و هر چند هدفشان جلب رضایت الهی بود، ولی حقِ آن را [چنان که باید،] رعایت نکردند؛ از این رو، ما به افرادی از آنان که ایمان آوردند، پاداششان را عطا كردیم؛ ولى بسیارى از آنان [به بیراهه رفتند و] نافرمان بودند

﴿28﴾ اى مؤمنان، از الله پروا كنید و به پیامبرش [خالصانه] ایمان بیاورید تا الله از رحمت خویش، بهرۀ دوچندان به شما عطا نماید و نوری برایتان پدید آورَد كه در پرتوی آن گام بردارید و شما را ببخشاید. به راستی كه الله آمرزندۀ مهربان است

﴿29﴾ [این را بیان کردیم] تا اهل كتاب بدانند كه به فضل و بخشش الهی دسترسى ندارند [و نمی‌توانند آن را به کسی اختصاص دهند یا از کسی بازدارند]؛ و اینكه تمامى برترى به دست الله است و به هر کس که بخواهد [و شایسته بداند] عطا مى‌كند. بی‌گمان، الله فضل و بخشش بى‌حد دارد

المجادلة

Surah 58

﴿1﴾ الله سخن آن زن [= خَوله بنت ثَعلَبه] را شنید که دربارۀ شوهرش با تو صحبت می‌کرد و به الله شکایت می‌بُرد. الله گفتگوی شما را می‌شنود؛ چرا که الله شنوای بیناست

﴿2﴾ كسانى از شما كه همسران خویش را [از لحاظ حرمتِ همبستری، همچون] مادر خود تلقی مى‌كنند، [بدانند كه] آن زنان هرگز مادرانشان نخواهند بود؛ مادرانشان فقط زنانى هستند كه آنها را به دنیا آورده‌اند. آنان سخنى ناپسند و ناحق مى‌گویند؛ و [اگر توبه كنند] الله بخشایندۀ آمرزگار است

﴿3﴾ کسانی ‌که زنانشان را ظِهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند باز می‌گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده‌ای را آزاد کنند. این حکمی است که به آن [پند و] اندرز داده می‌شوید؛ و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿4﴾ اگر کسی [برده‌ای را] نیابد، [باید] پیش از آمیزش جنسی، دو ماه پیاپی روزه بگیرد؛ و کسی ‌که نمی‌تواند [روزه بگیرد، در آن صورت،] باید شصت مسکین را اِطعام کند. این [کفّاره،] برای آن است که به الله و رسولش ایمان بیاورید و اینها حدود [احکام] الهی است؛ و برای کافران عذاب دردناکی [در پیش] است

﴿5﴾ همانا کسانی ‌که با الله و رسولش دشمنی می‌کنند، خوار [و ذلیل] می‌شوند؛ همان‌ گونه که پیشینیانِ آنها نیز خوار [و ذلیل] شدند؛ و به راستی ما آیات روشنی نازل کردیم، و برای کافران عذابی خفت‌بار [در پیش] است

﴿6﴾ روزی‌ که الله همۀ آنها را [از گور] برمی‌انگیزد، سپس آنها را از آنچه کرده‌اند باخبر می‌سازد؛ [همان اعمالی که] الله حساب آن را نگه داشته، اما آنها فراموشش کرده‌اند؛ و الله بر همه چیز، گواه [و ناظر] است

﴿7﴾ مگر ندیده‌ای که الله آنچه را که در آسمان‌ها و آنچه را که در زمین است می‌داند؟ هیچ نجوایی میان سه نفر نیست، مگر آنکه او [با علم خویش] چهارمینِ آنهاست؛ و نه میان پنج نفر، مگر آنکه او [با علم خویش] ششمینِ آنهاست؛ و نه کمتر از این [عدد] و نه بیشتر؛ مگر آنکه هر کجا باشند، او [با علم خویش] همراهِ آنهاست. سپس روز قیامت آنها را از آنچه کرده‌اند باخبر می‌سازد. بی‌گمان، الله به همه چیز داناست

﴿8﴾ [ای پیامبر،] مگر ندیده‌ای کسانی [= یهودیانی] را که از نجوا نهی شدند، ولی به آنچه از آن نهی شده بودند باز می‌گردند، و به [قصدِ] گناه و تجاوز و نافرمانی از پیامبر، با هم نجوا می‌کنند، و هنگامی که نزد تو می‌آیند، به نحوی به تو درود می‌فرستند که الله با آن [کلمات،] به تو درود و سلام نگفته است [و به جای السلام عليك، السَّامُ عَلَيكَ یعنی مرگ بر تو می‌گفتند]؛ و [آنها] در دل خود می‌گویند: «چرا الله ما را به [کیفر] آنچه می‌گوییم عذاب نمی‌کند؟» جهنم برایشان کافی است [که] به آن وارد می‌شوند؛ و چه بد [سرانجام و] جایگاهی است

﴿9﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هنگامی که با یکدیگر نجوا می‌کنید، به [قصدِ] گناه و تجاوز و نافرمانی از رسول نجوا نکنید، و به نیکی و پرهیزگاری نجوا کنید؛ و از الله بترسید، که به سوی او محشور خواهید شد

﴿10﴾ همانا سخن پنهانی [که موجب گناه و دشمنی می‌گردد] از سوی شیطان است تا کسانی را که ایمان آورده‌اند [با آنها گرفتار کند و در نتیجه،] اندوهگین سازد؛ و [حال آنکه او] جز به فرمانِ الله، نمی‌تواند هیچ ضرری به آنان برساند؛ پس مؤمنان باید بر الله توکل کنند

﴿11﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، هنگامی ‌که به شما گفته شود: «در مجالس جا باز کنید»، [جا] باز کنید [که با این کار،] الله برای شما گشایش می‌آورد؛ و هنگامی ‌که گفته شود: «برخیزید» برخیزید. الله مقام [و درجاتِ] کسانی از شما را که ایمان آورده‌اند و کسانی را که علم به آنان عطا شده‌است، بالا می‌برد؛ و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿12﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، هنگامی که می‌خواهید با رسول الله نجوا کنید، پیش از نجوایتان، صدقه‌ای [در راه الله] بدهید. این [کار،] برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است. اما اگر چیزی نیافتید، بی‌گمان، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿13﴾ آیا [از فقر] ترسیدید که پیش از نجوایتان صدقاتی دهید؟ حال که چنین نکردید و الله از شما درگذشت، پس نماز برپا دارید و زکات بپردازید، و از الله و پیامبرش اطاعت کنید؛ و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿14﴾ [ای پیامبر،] آیا ندیدی کسانی [=منافقان] را که با قومی دوستی کردند که الله بر آنان خشم [و غضب] کرده است؛ آنها [=منافقان] نه از شما هستند و نه از آنان [= یهود]؛ و به دروغ سوگند یاد می‌کنند [که مسلمانند]، در حالی که خود می‌دانند [که منافقند]

﴿15﴾ الله عذاب سختی برای آنها آماده کرده است؛ چرا که بی‌گمان، اعمال بدی انجام می‌دادند

﴿16﴾ آنها سوگندهای خود را سپر [بلا] قرار دادند و [مردم را] از راهِ الله بازداشتند؛ پس عذاب خفت‌باری [در پیش] دارند

﴿17﴾ هرگز اموال‌ و فرزندانشان چیزی از عذاب الله را از آنها دفع نخواهد کرد. آنها اهل [آتش] دوزخند و جاودانه در آن می‌مانند

﴿18﴾ روزی‌ که الله همگی آنها را برمی‌انگیزد، آنگاه آنها برای او [نیز] سوگند یاد می‌کنند، همان‌گونه که [امروز در دنیا] برای شما سوگند یاد می‌کنند و گمان می‌کنند که بر چیزی [سودمند] هستند. آگاه باشید [و بدانید] که آنها دروغگویانند

﴿19﴾ شیطان بر آنها چیره شده و یاد الله را از خاطرشان برده است. آنها حزب شیطان هستند؛ و آگاه باشید [و بدانید] که حزب شیطان زیانکارانند

﴿20﴾ بی‌گمان، کسانی که با الله و پیامبرش مخالفت [و دشمنی] می‌کنند، در زمرۀ خوارترین [افراد]ند

﴿21﴾ الله مقرر داشته است که «یقیناً من و رسولانم پیروز می‌شویم». بی‌گمان، الله نیرومندِ شکست‌ناپذیر است

﴿22﴾ [ای پیامبر،] هیچ قومی را نمی‌یابی که به الله و روز قیامت ایمان داشته باشند [و در عین حال،] با کسانی که با الله و رسولش [دشمنی و] مخالفت می‌ورزند، دوستی کنند؛ اگر چه پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا خویشاوندانشان باشند. آنها کسانی هستند که [الله] ایمان را در [صفحۀ] دل‌هایشان نوشته است و به روحی از جانب خود، آنها را تقویت [و تأیید] نموده است؛ و آنها را به باغ‌هایی [از بهشت] وارد می‌کند که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است؛ جاودانه در آن می‌مانند. الله از آنها راضی است و آنها [نیز] از الله راضیَند. آنها حزبِ الله هستند. آگاه باشید! بی‌تردید، حزبِ الله رستگارند

الحشر

Surah 59

﴿1﴾ آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، برای الله تسبیح می‌گویند؛ و او پیروزمندِ حکیم است

﴿2﴾ اوست که کسانی از اهل کتاب [= بنی نضیر] را که کافر شدند، با نخستین برخورد [و گرد‌آوریِ لشکر] از دیار‌شان [به سوی شام] بیرون راند. گمان نمی‌کردید که آنها خارج شوند، و خودشان [نیز] گمان می‌کردند که دژهای [محکم]شان آنها را از [عذاب] الله مانع می‌شود؛ اما [عذاب] الله از جایی که گمان نمی‌کردند به سراغشان آمد و در دل‌هایشان ترس و وحشت افکند، [به گونه‌ای که] خانه‌های خود را با دست خود و با دست مؤمنان ویران می‌کردند؛ پس ای صاحبان بینش، عبرت گیرید

﴿3﴾ و اگر الله ترک وطن [و آوارگی] را بر آنان مقرر نداشته بود، یقیناً آنان را در [همین] دنیا عذاب می‌کرد و در آخرت، عذاب آتش [جهنم] برایشان است

﴿4﴾ این [آوارگی و عذاب،] به خاطر آن است که آنها با الله و پیامبرش مخالفت [و دشمنی] کردند؛ و هر‌ کس با الله مخالفت [و دشمنی] کند، بی‌گمان، الله سخت‌کیفر است

﴿5﴾ هر درخت خرمایی که بریدید و یا آن را ایستاده بر ریشه‌اش باقی گذاشتید، به فرمان الله بود، تا [الله،] فاسقان را خوار [و رسوا] سازد

﴿6﴾ و آنچه الله از [اموال] آنها [= بنی نضیر] به پیامبرش بازگردانده [و بخشیده] است، نه اسبی برای آن [اموال] تاختید و نه شتری؛ ولی الله رسولانش را بر هر ‌کس که بخواهد، چیره می‌گردانَد؛ و الله بر همه چیز تواناست

﴿7﴾ و آنچه الله از [اموالِ] اهل آبادی‌ها [بدون پیکار] به پیامبرش بازگردانده [و بخشیده] است، از آنِ الله و رسول و خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان است. تا [این اموال،] در میان ثروتمندانِ شما دست به دست نشود؛ و آنچه که رسول الله به شما داد، بگیرید و از آنچه که شما را از آن نهی کرد دست بردارید؛ و از الله پروا کنید که الله سخت‌کیفر است

﴿8﴾ [بخشی از این اموال،] برای فقرای مهاجری است که از خانه و اموالشان بیرون رانده شدند، [همان کسانی که] فضل و رضامندی الله را می‌طلبند و الله و پیامبرش را یاری می‌کنند. آنها راستگویانند

﴿9﴾ و [نیز انصار، همان] کسانی ‌که پیش از آنان، [در مدینه] وطن گزیده و ایمان آورده‌اند، افرادی را که به سویشان هجرت می‌کنند دوست ‌دارند، و در دل‌های خود، از آنچه [به مهاجران] داده شده احساس حسادت نمی‌کنند، و آنان را بر خود مقدّم می‌دارند، حتی اگر خود [سخت] نیازمند باشند؛ و کسانی که از بُخل [و حرصِ] نفسِ خویش در امان بمانند [و در راه الله انفاق کنند]، آنان رستگارند

﴿10﴾ و [نیز] کسانی ‌که پس از آنها [= مهاجران و انصار] آمده‌اند، می‌گویند: «پروردگارا، ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز و در دل‌هایمان نسبت به کسانی‌ که ایمان آورده‌اند کینه‌ای قرار مده. پروردگارا، بی‌گمان، تو دلسوزِ مهربانی»

﴿11﴾ آیا منافقان را ندیدی که پیوسته به برادران اهل کتابشان که کفر ورزیده‌اند می‌گویند: «اگر شما را [از سرزمینتان] بیرون کنند، ما [نیز] با شما بیرون خواهیم آمد و هرگز [سخن] کسی را در مورد شما اطاعت نخواهیم کرد؛ و اگر با شما جنگ شود، البته یاری‌تان خواهیم کرد»؟ الله گواهی می‌دهد که آنها دروغگو هستند

﴿12﴾ اگر آنها [= یهود] [از وطنشان] اخراج شوند، اینان [=منافقان] همراه آنان بیرون نمی‌روند؛ و اگر با آنها جنگ شود، یاری‌شان نخواهند کرد؛ و اگر [هم] یاری‌شان کنند، قطعاً پشت [به میدان] کرده و فرار می‌کنند، و دیگر یاری نمی‌شوند

﴿13﴾ [ای مؤمنان،] شما قطعاً در دل‌های آنان بیش از الله مایۀ هراسید؛ زیرا آنان مردمانی هستند که نمی‌فهمند

﴿14﴾ آنها [= یهود] هرگز دسته‌جمعی با شما نمی‌جنگند، مگر در روستاها [و دژهای] محکم یا از پشت دیوارها. جنگشان در میان خودشان سخت است. تو آنها را متحد می‌پنداری؛ در حالی‌ که دل‌هایشان پراکنده است؛ زیرا آنها قومی هستند که نمی‌اندیشند

﴿15﴾ [داستان این یهودیان،] مانند [داستان] کسانی است که اندکی پیش از آنان بودند [و در واقعۀ بدر،] سزایِ کار [بدِ] خود را چشیدند؛ و عذابِ دردناکی برایشان [در پیش] است

﴿16﴾ [داستان منافقان با یهودیان] همچون [داستان] شیطان است، هنگامی‌ که به انسان گفت: «کافر شو»؛ اما هنگامی که کافر شد، [به او] گفت: «من از تو بیزارم؛ [چرا که] من از الله ـ پروردگار جهانیان ـ می‌ترسم»

﴿17﴾ سرانجامِ [کار] آنها این شد که آنها هر دو در آتش [دوزخ] خواهند بود. جاودانه در آن می‌مانند و این است کیفرِ ستمکاران

﴿18﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، از الله پروا کنید؛ و هر ‌کس باید بنگرد که برای فردا چه پیش فرستاده است؛ و از الله بترسید. بی‌گمان، الله به آنچه انجام می‌دهید آگاه است

﴿19﴾ و مانند کسانی نباشید که الله را فراموش کردند، و الله [نیز] آنان را دچار خودفراموشی ساخت. آنها [بدکار و] نافرمانند

﴿20﴾ هرگز اهل جهنم و اهل بهشت یکسان نیستند؛ اهل بهشت رستگارانند

﴿21﴾ اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، یقیناً آن را از ترس الله خاکسار [و] از هم‌ ‌پاشیده می‌دیدی؛ و این مَثل‌ها را برای مردم می‌زنیم، باشد که بیندیشند

﴿22﴾ او الله است که معبودی [راستین] جز او نیست؛ دانای غیب و آشکار است؛ او بخشندۀ مهربان است

﴿23﴾ او الله است که معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ [اوست] فرمانروا، منزّه، بی‌عیب و نقص، تصدیق‌کنندۀ پیامبرانش، مراقب [اعمال بندگانش]، قدرتمندِ شکست‌ناپذیر، شکوهمند و شکست‌دهندۀ مطلق، والامقام و شایستۀ عظمت. الله از چیزهایی که [برای او به عنوان] شریک می‌آورند، پاک و منزّه است

﴿24﴾ او الله است: خالقِ هستی، آفریدگارِ آن از نیستی [و] شکل‌دهندۀ مخلوقات؛ نام‌هایی نیک دارد. آنچه در آسمان‌ها و زمین است تسبیحِ او را می‌گویند، و او قدرتمندِ شکست‌ناپذیر [و] حکیم است

الممتحنة

Surah 60

﴿1﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر برای جهاد در راه من و طلبِ رضایت من از [وطن خود] بیرون آمده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را دوست مگیرید که با آنها مهربانی کنید؛ و حال آنکه آنان به دین حقی که برای شما آمده است، کفر و انکار ورزیده‌اند و پیامبر و شما را آواره کرده‌اند؛ چرا که به الله ـ پروردگارتان ـ ایمان دارید. شما پنهانی با آنها پیوند دوستی برقرار می‌کنید، در حالی که من به آنچه که پنهان می‌دارید و آنچه که آشکار می‌سازید داناترم؛ و هر کس از شما که چنین [کاری] کند، یقیناً راهِ راست را گم کرده است

﴿2﴾ اگر آنها بر شما دست یابند، دشمنانتان خواهند بود و به آزارتان دست و زبان می‌گشایند و دوست دارند که شما [نیز] کافر گردید

﴿3﴾ روز قیامت، خویشاوندانتان و فرزندانتان هرگز سودی به حالتان نخواهند داشت. الله در میان شما جدایی می‌اندازد و الله به آنچه انجام می‌دهید بیناست

﴿4﴾ یقیناً در [زندگیِ] ابراهیم و کسانی ‌که با او بودند سرمشق خوبی برایتان وجود دارد؛ آنگاه که به قوم خود گفتند: «ما از شما و از آنچه غیر از الله عبادت می‌کنید بیزاریم؛ به شما کافر شده‌ایم، و میان ما و شما دشمنی و کینۀ همیشگی پدید آمده است، تا وقتی که به الله یگانه ایمان آورید»؛ مگر این سخن ابراهیم [که قابل پیروی نیست، آنگاه] که به پدرش [آزر] گفت: «من برایت آمرزش طلب می‌کنم و در برابر الله برای تو اختیارِ چیزی را ندارم». پروردگارا، بر تو توکل کردیم و به سوی تو روی آوردیم و بازگشت [همه] به سوی توست

﴿5﴾ پروردگارا، ما را دستخوشِ [فتنۀ] کافران قرار مده و ما را بیامرز ای پروردگار ما؛ همانا تو پیروزمندِ حکیمی»

﴿6﴾ مسلماً در [زندگی] آنها [= ابراهیم و یارانش] سرمشق خوبی برای شماست، برای کسانی‌ که به الله و روز قیامت امید دارند؛ و هر ‌کس رویگردان شود [بداند که] الله بی‌نیازِ ستوده است

﴿7﴾ امید است که الله میان شما و کسانی [از مشرکان] که با آن‌ها دشمنی داشته‌اید [با اسلام آوردن‌شان، پیوند] دوستی [و محبت] برقرار کند؛ و الله تواناست؛ و الله آمرزندۀ مهربان است

﴿8﴾ الله شما را از نیکی ‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در [امر] دین، با شما نجنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، نهی نمی‌کند. بی‌گمان، الله عدالت‌پیشگان را دوست دارد

﴿9﴾ [او] تنها شما را از دوستی با کسانی نهی می‌کند که در [امر] دین با شما جنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون کرده‌اند و بر بیرون ‌راندنِ شما [به دیگران] کمک کرده‌اند؛ و هر ‌کس با آنان دوستی کند، آنان همان ستمکارانند

﴿10﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، هنگامی ‌که زنان مؤمنِ مهاجر نزد شما می‌آیند، آنها را بیازمایید [تا از صحت ایمانشان آگاه گردید]؛ الله به ایمانشان داناتر است. اگر آنان را [زنانی] مؤمن یافتید، آنها را به سوی کافران بازنگردانید. نه این [زنان مؤمن] بر آنان [= کافران] حلالند، و نه آن [مردان‌ کافر] بر این [زنان] حلالند؛ و هر چه [شوهران کافر به عنوان مهریه] خرج [این زنان] کرده‌اند، به آنها بدهید؛ و بر شما گناهی نیست که پس از آنکه مهریه‌هایشان را پرداختید [و پس از انقضای عده،] با آنان ازدواج کنید؛ و به [نگه‌داشتن پیوند زناشویی با] زنان کافر، پایبند نباشید؛ [و اگر زنان شما مرتد شدند و نزدِ کافران رفتند، رهایشان کنید] و آنچه را [به عنوان مهریه] خرج کرده‌اید [از کافران] مطالبه کنید؛ و [کافران نیز] آنچه را خرج کرده‌اند [از شما] مطالبه کنند. این حکمِ الله است که در میان شما داوری می‌کند؛ و الله دانای حکیم است

﴿11﴾ اگر یکی از همسران شما به سوی کافران رفت [و مهریه‌اش را از کافران طلب کردید و آن‌ها پرداخت نکردند]، آنگاه شما [در جنگ بر آنان پیروز شدید و] و از آنان غنیمت گرفتید، به کسانی ‌که همسرانشان [به سوی کفار] رفته‌اند، همانند آنچه را که خرج کرده‌اند [از غنایم] بپردازید؛ و از الله که شما به او ایمان دارید پروا کنید

﴿12﴾ ای پیامبر، هنگامی‌ که زنان مؤمن نزد تو آمدند تا با تو بیعت کنند که چیزی را با الله شریک نسازند و دزدی نکنند و مرتکب زنا نشوند و فرزندان خود را نکشند و فرزندی را به دروغ به شوهرانشان نسبت ندهند و در کارهای نیک از تو نافرمانی نکنند، با آنان بیعت کن و از الله برایشان آمرزش بخواه. بی‌گمان، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿13﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، با قومی که الله بر آنان خشم [و غضب] گرفته است دوستی نکنید. آنها از آخرت نومید هستند، همان ‌گونه که کافران، [به سبب کفر به رستاخیز] از [دوباره زنده شدن] گورخفتگان [در قیامت] نومیدند

الصف

Surah 61

﴿1﴾ آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، تسبیح الله را می‌گویند؛ و او پیروزمندِ حکیم است

﴿2﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا چیزی را می‌گویید که [به آن] عمل نمی‌کنید؟

﴿3﴾ نزد الله سخت ناپسند [و موجب خشم] است که چیزی را بگویید که [به آن] عمل نمی‌کنید

﴿4﴾ بی‌گمان، الله کسانی را که چون بنیانی آهنین، صف ‌بسته [و] در راه او پیکار می‌کنند دوست دارد

﴿5﴾ و [ای پیامبر، به یاد آور] هنگامی را که موسی به قومش گفت: «ای قوم من، چرا به من آزار [و اذیت] می‌رسانید، در حالی ‌که می‌دانید بی‌گمان، من فرستادۀ الله به سوی شما هستم؟» آنان چون [از حق] منحرف شدند، الله دل‌هایشان را منحرف ساخت؛ و الله قومِ نافرمان را هدایت نمی‌کند

﴿6﴾ و [به یاد آور] هنگامی‌ که عیسی ـ پسر مریم ـ گفت: «ای بنی‌اسرائیل، بی‌گمان، من فرستادۀ الله به سوی شما هستم. آنچه از تورات را که پیش از من بوده تصدیق می‌کنم و [نیز] مژده‌دهنده به رسولی هستم که بعد از من می‌آید و نامش "احمد" است». اما هنگامی‌ که او [= احمد] با معجزه‌ها [و دلایل روشن] به سوی آنان آمد، گفتند: «این جادوی آشکاری است»

﴿7﴾ چه کسی ستمکارتر از آن ‌کسی است که بر الله دروغ ببندد، در حالی ‌که به [دین] اسلام دعوت می‌شود؟ و الله گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند

﴿8﴾ آنها می‌خواهند نورِ الله را با دهان خود خاموش کنند؛ و[لی] الله کامل‌کنندۀ نور خویش است؛ هر چند کافران خوششان نیاید

﴿9﴾ او ذاتی است که فرستادۀ خود را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همۀ ادیان پیروز گردانَد؛ هر چند مشرکان خوششان نیاید

﴿10﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آیا [می‌خواهید] شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک نجات ‌دهد؟

﴿11﴾ به الله و پیامبرش ایمان بیاورید و با اموال و جان‌هایتان در راهِ الله جهاد کنید. اگر بدانید، این [کار] برای شما بهتر است

﴿12﴾ اگر چنین کردید، [الله] گناهانتان را می‌بخشد و شما را در باغ‌هایی [از بهشت] وارد می‌کند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است و در خانه‌های پاکیزه در بهشت جاویدان [جای می‌دهد]. این کامیابی بزرگی است

﴿13﴾ و [نعمت] دیگری که آن را دوست دارید [نیز به شما عنایت می‌فرماید که آن،] یاری از سوی الله و پیروزیِ نزدیک است؛ و مؤمنان را [به این پیروزی] بشارت ده

﴿14﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، یاورانِ [دین] الله باشید؛ همان ‌گونه که عیسی ـ پسر مریم‌ـ به حواریون گفت: «چه کسانی یاوران من [در دعوت] به سوی الله هستند؟» حواریون گفتند: «ما یاوران [دینِ] الله هستیم». سپس گروهی از بنی‌اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند. آنگاه ما کسانی را که ایمان آورده بودند بر دشمنانشان نیرو [و توانایی] دادیم، و سرانجام پیروز شدند

الجمعة

Surah 62

﴿1﴾ آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، تسبیحِ الله را می‌گویند؛ [الله] که فرمانروا، منزّه [و] پیروزمندِ حکیم است

﴿2﴾ و ذاتی است که از میان بی‌سوادان، پیامبری از میان خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها بخوانَد و آنان را پاک گردانَد و کتاب [= قرآن] و حکمت [= سنت] به آنان بیاموزاند؛ و به راستی که آنان پیش از این[که پیامبر به سویشان فرستاده شود]، در گمراهیِ آشکاری بودند

﴿3﴾ و [این پیامبر نیز] به سوی قومی دیگر از ایشان که هنوز به اینان ملحق نشده‌اند [و بعدها به دنیا خواهند آمد، مبعوث شده است]؛ و او تعالی شکست‌ناپذیرِ حکیم است

﴿4﴾ این فضلِ الله است که آن را به هر‌ کس که بخواهد می‌بخشد؛ و الله دارای فضل عظیم است

﴿5﴾ مَثَل کسانی که [عمل به] تورات به آنان تکلیف شد ولی آن را [چنان که باید و شاید] رعایت نکردند، مانند خری است که کتاب‌هایی را حمل می‌کند، [اما چیزی از آن نمی‌فهمد]. چه بد است مَثَل گروهی که آیات الهی را تکذیب کردند! و الله گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند

﴿6﴾ بگو: «ای یهود، اگر گمان دارید که [تنها] شما دوستان الله هستید نه مردم دیگر، اگر راست می‌گویید، مرگ را آرزو کنید»

﴿7﴾ ولی آنها به خاطر آنچه از پیش فرستاده‌اند، هرگز آن آرزو را نخواهند کرد؛ و الله [از حالِ] ستمکاران آگاه است

﴿8﴾ [ای پیامبر،] بگو: «آن مرگی که از آن فرار می‌کنید، یقیناً به شما خواهد رسید؛ سپس به سوی [الله، آن] دانای غیب و آشکار بازگردانده می‌شوید؛ آنگاه شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌سازد»

﴿9﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هنگامی ‌که برای نماز روز جمعه، اذان گفته شد، به سوی [نماز و] ذکرِ الله بشتابید [و درنگ نکنید]، و خرید و فروش را رها کنید. اگر بدانید، این [کاری که به شما دستور داده می‌شود] برایتان بهتر است

﴿10﴾ و هنگامی ‌که نماز پایان یافت، [برای کسب رزق و روزی] در زمین پراکنده شوید و از فضلِ الله طلب کنید؛ و الله را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید

﴿11﴾ [ای پیامبر، برخی از این مردم] هنگامی ‌که تجارت یا سرگرمی‌ای ببینند، [از اطرافِ تو] به سوی آن پراکنده می‌شوند و تو را ایستاده [بر منبر] رها می‌کنند. بگو: «آنچه در نزد الله است، بهتر از سرگرمی و تجارت است؛ و الله بهترین روزی‌دهنده است»

المنافقون

Surah 63

﴿1﴾ هنگامی که منافقان نزد تو آیند، [سوگند می‌خورند و] می‌گویند: «ما گواهی می‌دهیم که یقیناً تو فرستادۀ الله هستی»؛ و الله می‌داند که بی‌گمان، تو فرستادۀ او هستی؛ و الله گواهی می‌دهد که منافقان یقیناً دروغگو هستند

﴿2﴾ آنها سوگندهای خود را سپر ساخته‌اند، در نتیجه [مردم را] از راه الله بازداشته‌اند. به راستی که آنان چه بد می‌کنند

﴿3﴾ این به خاطر آن است که آنها ایمان آوردند، سپس کافر شدند؛ آنگاه بر دل‌هایشان مُهر نهاده شده، پس درنمی‌یابند

﴿4﴾ و هنگامی‌ که آنها را ببینی، جسم [و ظاهر] شان [از آراستگی و وقار] تو را به شگفت آورَد؛ و اگر [سخن] گویند، [به علت شیرینی و جذابیّت کلام‌شان] به سخنانشان گوش می‌دهی. [ای پیامبر] گویی آنها [در مجلس تو] چوب‌های تکیه‌داده به دیوارند، [که هیچ چیزی نمی‌فهمند و درک نمی‌کنند، و به سبب بزدلی] هر بانگی را علیه خود می‌پندارند. آنان دشمن [حقیقی] هستند؛ پس از آنان بر حذر باش. الله آنها را بکشد! چگونه [از حق] منحرف می‌شوند؟

﴿5﴾ و هنگامی که به آنها گفته شود: «بیایید تا رسول الله برای شما آمرزش بخواهد» [از روی تمسخر و استهزا] سرهایشان را تکان می‌دهند، و آنها را می‌بینی که [از سخنان تو] رویگردان می‌شوند و تکبر می‌ورزند

﴿6﴾ برای آنها یکسان است که برایشان آمرزش بخواهی یا نخواهی؛ الله هرگز آنان را نمی‌بخشد. بی‌گمان، الله قومِ نافرمان را هدایت نمی‌کند

﴿7﴾ آنها کسانی هستند که می‌گویند: «به کسانی که نزد رسول الله هستند [چیزی] انفاق نکنید تا [از گِرد او] پراکنده شوند؛ حال آنکه گنجینه‌های آسمان‌ها و زمین، از آنِ الله است؛ ولی منافقان درنمی‌یابند

﴿8﴾ آنها می‌گویند: «اگر به مدینه بازگردیم، یقیناً صاحبان عزت، فرومایگان را از آنجا بیرون می‌کنند»؛ در حالی که عزت، از آنِ الله و فرستادۀ او و مؤمنان است؛ ولی منافقان نمی‌دانند

﴿9﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال و فرزندانتان شما را از یادِ الله غافل نکند؛ و هر ‌کس که چنین کند، آنان زیانکارانند

﴿10﴾ و از آنچه به شما روزی داده‌ایم، [در راه الله] انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ به سراغ یکی از شما آید و بگوید: «پروردگارا، ای کاش [مرگ] مرا مدت کمی به تأخیر می‌انداختی تا [در راه تو] صدقه دهم و از نیکوکاران باشم»

﴿11﴾ و[لى‌] هر كس اجلش فرارسد، هرگز الله [آن را] به تأخیر نمى‌اندازد، و الله از آنچه مى‌كنید آگاه است

التغابن

Surah 64

﴿1﴾ آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است همه تسبیح الله را می‌گویند. فرمانروایی از آنِ اوست و سپاس [و ستایش نیز] از آنِ اوست؛ و او بر همه چیز تواناست

﴿2﴾ او ذاتی است که شما را آفرید؛ [گروهی] از شما کافرند و [گروهی] از شما مؤمن هستند؛ و الله از آنچه می‌کنید آگاه است

﴿3﴾ آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید و شما را [در رحِم مادرانتان] شکل و صورت بخشید. و شکل و صورتتان را نیکو [و زیبا] گرداند، و بازگشت [همه] به سوی اوست

﴿4﴾ آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند و آنچه را که پنهان می‌دارید و آنچه را که آشکار می‌کنید [نیز] می‌داند؛ و الله از آنچه در سینه‌هاست آگاه است

﴿5﴾ آیا خبر کسانی‌ که پیش از این کافر شدند، به شما نرسیده است؟ آنها [طعم تلخ] کیفر کار خود را چشیدند و عذاب دردناکی خواهند داشت

﴿6﴾ این [کیفر] به سبب آن است که پیامبرانشان با معجزات [و دلایل روشن] به سوی آنان آمدند، اما [آنها از روی تکبر] گفتند: «آیا بشری [مانند خودمان] می‌خواهد ما را هدایت کند؟». آنگاه کافر شدند و [از حق] روی گرداندند و الله [از آنان و ایمانشان] بی‌نیاز بود؛ و الله بی‌نیازِ ستوده است

﴿7﴾ کسانی ‌که کافر شدند، گمان بردند که هرگز برانگیخته نخواهند شد. بگو: «آری؛ به پروردگارم سوگند، یقیناً [همه] برانگیخته خواهید شد؛ آنگاه از آنچه می‌کردید به شما خبر خواهند داد؛ و این [کار] بر الله آسان است»

﴿8﴾ پس به الله و پیامبرش و نوری که نازل کرده‌ایم ایمان بیاورید؛ و الله از آنچه انجام می‌دهید آگاه است

﴿9﴾ روزی ‌که [همۀ] شما را [در محشر] گرد می‌آورَد. آن روز، روز زیانمندی [کافران، و سودمندی مؤمنان] است؛ و هر کس به الله ایمان آورد و کارهای شایسته انجام دهد، گناهان او را می‌بخشد و او را به باغ‌هایی [از بهشت] وارد می‌کند که جویبارها زیر [درختان] آن جاری است؛ جاودانه در آن می‌مانند. این کامیابی بزرگ است

﴿10﴾ و کسانی ‌که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل آتش [دوزخ]ند [و] جاودانه در آن می‌مانند؛ و چه بد [سرانجام و] جایگاهی است

﴿11﴾ هیچ مصیبتی [به انسان] نمی‌رسد، مگر به حکم [و قضا و قدر] الله؛ و هر ‌کس به الله ایمان آورَد، [الله] قلبش را هدایت می‌کند؛ و الله به همه چیز داناست

﴿12﴾ از الله اطاعت کنید و رسول را [نیز] اطاعت کنید. اگر [از اطاعت] روی بگردانید، [بدانید که گناه این رویگردانی بر خودتان است و] فرستادۀ ما وظیفه‌ای جز ابلاغِ آشکار ندارد

﴿13﴾ الله است که هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ پس مؤمنان باید بر الله توکل کنند

﴿14﴾ ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، به راستی که [بعضی] از همسرانتان و فرزندانتان دشمنان شما هستند؛ [چون شما را از یاد الله و جهاد بازمی‌دارند]؛ پس از آنها بر حذر باشید؛ و اگر عفو کنید و [از لغزشهایشان] چشم بپوشید و ببخشید، بی‌گمان، الله آمرزندۀ مهربان است

﴿15﴾ اموال و فرزندانتان فقط وسیلۀ آزمایش [شما] هستند؛ و الله است که پاداش بزرگ نزد اوست

﴿16﴾ تا آنجا که می‌توانید، از الله پروا کنید و [حق را] بشنوید و فرمان برید و مالی برای [مصلحت] خودتان [در راه الله] انفاق کنید؛ و کسانی ‌که از بُخل و حرصِ نفس خویش در امان بمانند، آنانند که رستگارند

﴿17﴾ اگر به الله قرض نیکو دهید، آن را برای شما چندین برابر می‌کند و شما را می‌آمرزد؛ و الله قدرشناسِ بردبار است

﴿18﴾ [او] دانای پنهان و آشکار [و] پیروزمندِ حکیم است

الطلاق

Surah 65

﴿1﴾ ای پیامبر، هرگاه خواستید زنان را طلاق دهید، آنها را در زمان [آغاز] عده طلاق دهید [یعنی پس از پاک شدن از حیض و پیش از آمیزش]، و حساب عدّه را نگه دارید، و از الله که پروردگار شماست پروا کنید. نه شما آنها را [تا پایان عده] از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنها بیرون روند؛ مگر آنکه کار زشتِ آشکاری [مانند زنا] مرتکب شوند؛ و این حدود [احکام] الله است؛ و هر ‌کس از حدود الله تجاوز کند، مسلماً به خود ستم کرده است. تو نمی‌دانی، شاید الله پس از آن، وضع تازه‌ای فراهم آورَد [و رغبتی در دل زوجین بیندازد که به صلح و آشتی منجر شود]

﴿2﴾ و هنگامی که [آنها را طلاق دادید و] عده‌شان به سر رسید، آنان را به طرز شایسته‌ای نگه‌ دارید یا به طرز شایسته‌ای از آنها جدا شوید؛ و دو مرد عادل از خودتان را گواه بگیرید و شهادت را برای الله برپا دارید. این [حکمی است] که هر کس به الله و روز قیامت ایمان دارد، به آن پند و اندرز داده می‌شود؛ و هر‌ کس که از الله بترسد، راه نجاتی برای او قرار می‌دهد

﴿3﴾ و او را از جایی که گمان ندارد، روزی می‌دهد؛ و هر کس بر الله توکل کند، او تعالی برایش کافی است. بی‌گمان، الله فرمان خود را به انجام می‌رسانَد. مسلّماً الله برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است

﴿4﴾ و کسانی از زنانتان که [به سبب سن زیاد و ...] از عادت ماهانه مأیوس شده‌اند، اگر [در چگونگی عده آنان] شک کردید، عدّۀ آنان سه ماه است، و زنانی که عادت ماهانه نديده‌اند [نيز عده‌شان سه ماه است‌]. و عدّۀ زنان باردار این است که وضع حمل کنند؛ و هر کس از الله بترسد، [الله] کارش را برایش آسان می‌سازد

﴿5﴾ این، فرمان الله است که بر شما نازل کرده است؛ و هر کس از الله پروا کند، الله گناهانش را از او می‌زداید [و می‌بخشد] و پاداش او را بزرگ می‌گردانَد

﴿6﴾ آنان [= زنان مطلقه] را در حد توان خود، هر جا که خودتان سکونت دارید [و در تواناییِ شماست] سکونت دهید، و به آنها زیان نرسانید تا [عرصه را] بر آنان تنگ کنید [و پیش از پایان عده، به ترک منزل مجبور شوند]؛ و اگر باردار هستند، نفقۀ آنها را بدهید تا وضع حمل کنند. اگر [فرزندتان را] برای شما شیر می‌دهند، مزدشان را بپردازید و [این کار را] به نیکی و با مشورت یکدیگر انجام دهید؛ و اگر به توافق نرسیدید، زن دیگری [به درخواست شوهر،] او را شیر دهد

﴿7﴾ کسانی که دارا [و ثروتمند] هستند، باید از دارایی [و ثروت] خود [بر زن مطلقه و فرزندش] خرج کنند، و کسی‌ که تنگدست است، باید از آنچه که الله به او داده [و در توانش است] خرج کند. الله هیچ کس را جز به ‌آن اندازه که به او [توان] داده است مکلّف نمی‌کند. الله به زودی بعد از سختی [و تنگدستی،] آسانی [و گشایش] قرار می‌دهد

﴿8﴾ چه بسیار [اهالی] شهرها که از فرمان پروردگارشان و [فرمان] پیامبرانش سرپیچی کردند؛ ما به شدت از آنها حساب کشیدیم و آنها را به عذابی سخت [و سهمناک] عذاب کردیم

﴿9﴾ پس آنان کیفر کار خود را چشیدند، و سرانجامِ کارشان زیان بود

﴿10﴾ الله عذاب سختی برایشان مهیّا کرده است؛ پس ای خردمندانی که ایمان آورده‌اید، از الله پروا کنید. همانا الله ذکر [= قرآن] را به سوی شما نازل کرده است

﴿11﴾ [و نیز] پیامبری [فرستاده] که آیات روشن الله را بر شما می‌خوانَد، تا کسانی را که ایمان آورده‌ و کارهای شایسته انجام داده‌اند، از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورَد؛ و هر کس به الله ایمان آورَد و کار شایسته انجام دهد، [الله] او را به باغ‌هایی [از بهشت] وارد می‌کند که از زیر [درختان] آن جویبارها جاری است؛ جاودانه در آن می‌مانند. به راستی الله رزق و روزی‌اش را نیکو گردانیده است

﴿12﴾ الله است که هفت آسمان را آفرید و از زمین [نیز] همانند آنها را [آفرید]؛ و فرمان [الله] پیوسته در میان آنها نازل می‌شود، تا بدانید که الله بر همه چیز تواناست، و اینکه علم الله بر همه چیز احاطه دارد

التحریم

Surah 66

﴿1﴾ ای پیامبر، چرا چیزی را که الله بر تو حلال کرده است، به خاطر راضی‌کردن همسرانت [بر خود] حرام می‌کنی؟ و [بدان که در همه حال،] الله آمرزندۀ مهربان است

﴿2﴾ به راستی که الله شکستن سوگندهایتان را [با دادن کفّاره‌] بر شما روا داشته است؛ و الله دوستدار [و کارساز] شماست و او دانای حکیم است

﴿3﴾ و [به یاد آور] آنگاه ‌که پیامبر با یکی از همسرانش رازی را در میان نهاد، و [آن همسر] آن راز را [به همسر دیگر] خبر داد و الله او [= پیامبر] را از آن [افشای راز] آگاه کرد، [پیامبر] قسمتی از آن [رازگویی] را [برای همسر رازگویش] بازگو کرد و از [بازگویی] قسمتی [دیگر] خودداری نمود؛ هنگامی ‌که [پیامبر] او را از آن[چه که ذکر کرده بود] باخبر ساخت، [آن زن] گفت: «چه کسی تو را از این امر باخبر کرده است؟» [پیامبر] گفت: «[الله] دانای آگاه مرا باخبر ساخته است»

﴿4﴾ [شما ای دو همسر پیامبر،] اگر به درگاه الله توبه کنید [به سود شماست]؛ بی‌گمان، دل‌هایتان [از حفظ سرّ که پیغمبر دوست می‌داشت] منحرف گشته است، و اگر شما دو نفر علیه او همدست [و متفق] شوید، [بدانید] که الله دوست و یاورِ اوست و [نیز] جبرئیل و مردمان شایسته ـ از مؤمنان و فرشتگان‌ـ [نیز] بعد از آن، پشتیبان [و مددکار او] هستند

﴿5﴾ چه بسا اگر شما را طلاق دهد، پروردگارش همسرانی اعم از بیوه و دوشیزه بهتر از شما برایش جایگزین کند [که] زنانی مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، توبه‌کار، عبادتگر [و] روزه‌دار باشند

﴿6﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده‌تان را از آتشی که هیزمِ آن مردم و سنگ‌هاست نگه دارید؛ [آتشی که] فرشتگانِ خشن و سختگیر بر آن، [گمارده شده‌اند] که هرگز از الله در [مورد] آنچه به آنان فرمان داده، نافرمانی نمی‌کنند، و هر چه فرمان می‌یابند انجام می‌دهند

﴿7﴾ [و در روز قیامت به کافران گفته می‌شود:] ای کسانی‌ که کافر شده‌اید، امروز عذرخواهی نکنید. فقط در برابر آنچه [در دنیا] می‌کردید جزا داده می‌شوید

﴿8﴾ ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید، به سوی الله توبه کنید؛ توبه‌ای خالصانه. امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما بزداید و شما را به باغ‌هایی [از بهشت] وارد کند که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ [در] روزی‌ که الله، پیامبر و کسانی را که همراه او ایمان آورده‌اند، خوار نمی‌کند. نورشان پیشاپیش آنان و سمت راستشان [بر روی صراط] در حرکت است؛ می‌گویند: «پروردگارا، نور ما را به تمام [و کمال] برسان [که وارد بهشت شویم] و ما را بیامرز. بی‌گمان، تو بر هر چیز توانایی»

﴿9﴾ ای پیامبر، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنها سخت بگیر، و جایگاهشان جهنم است؛ و چه بد جایگاهی است

﴿10﴾ الله برای کسانی‌ که کافر شده‌اند، همسر نوح و همسر لوط را مَثَل زده است که آن دو در نکاح دو تن از بندگان صالح ما بودند؛ و به آن دو خیانت کردند، و [آن دو بندۀ صالح] نتوانستند چیزی از [عذاب] الله را از آن دو [زن] دفع کنند؛ و [به آنها] گفته شد: «همراه واردشوندگانِ به آتش [جهنم، شما نیز] وارد شوید»

﴿11﴾ الله برای کسانی ‌که ایمان آورده‌اند، همسر فرعون [= آسیه] را مَثَل زده است؛ هنگامی که گفت: «پروردگارا، نزد خود در بهشت خانه‌ای برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات بده، و مرا از قوم ستمگر رهایی بخش»

﴿12﴾ و [نیز] مریم ـ دختر عمران‌ـ را [مَثَل زده است] که شرمگاه خویش را [پاک] نگه داشت؛ و ما از روح[ی از جانب] خود در آن دمیدیم و [او] کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود

الملک

Surah 67

﴿1﴾ پربرکت [و بزرگوار] است کسی‌ که فرمانرواییِ جهانِ هستی به دست اوست، و او بر همه چیز تواناست

﴿2﴾ [همان] ذاتی که مرگ و زندگی را آفرید، تا شما را بیازماید که کدام یک از شما نیکوکار‌تر است؛ و او پیروزمندِ بخشنده است

﴿3﴾ آن ذاتی که هفت آسمان را بر فرازِ یکدیگر آفرید. در آفرینشِ [الله] رحمان هیچ بی‌نظمی و خللی نمی‌بینی. بار دیگر نگاه کن؛ آیا هیچ شکاف [و نقصی] می‌بینی؟

﴿4﴾ بار دیگر [به عالم هستی] نگاه کن؛ [خلل و نقصی نخواهی دید و] چشمت در حالی ‌که خسته و ناتوان است به سوی تو بازمی‌گردد

﴿5﴾ و به راستی ما آسمان دنیا را با چراغ‌ها آراستیم و آنها را برای راندن شیاطین قرار دادیم، و عذاب [آتش] سوزان را برایشان آماده ساختیم

﴿6﴾ و برای کسانی ‌که به پروردگار‌شان کافر شدند، عذاب جهنم است؛ و چه بد جایگاهی است

﴿7﴾ هنگامی ‌که در آن انداخته شوند، نعره‌ای [وحشتناک] از آن می‌شنوند، در حالی‌ که می‌جوشد

﴿8﴾ از شدت خشم، نزدیک است [جهنم] پاره‌پاره شود. هر گاه گروهی در آن انداخته می‌شوند، نگهبانانش از آنان می‌پرسند: «آیا بیم‌دهنده‌ای به سراغتان نیامد؟»

﴿9﴾ می‌گویند: «بله؛ بیم‌دهنده به سوی ما آمد، اما ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: «هرگز الله چیزی نازل نکرده است. شما جز در گمراهی بزرگ نیستید»

﴿10﴾ و [باز] می‌گویند: «اگر ما می‌شنیدیم یا عقلمان را به کار می‌بردیم، در [زمرۀ] دوزخیان نبودیم»

﴿11﴾ اینجاست که به گناه خود اعتراف می‌کنند. پس دوری [از رحمت الله] بهرۀ دوزخیان باد

﴿12﴾ بی‌گمان، کسانی ‌که در نهان از پروردگار‌شان می‌ترسند، آمرزش و پاداش بزرگی دارند

﴿13﴾ [خواه] گفتار خود را پنهان دارید یا آن را آشکار سازید، [به هر حال،] او به آنچه در دل‌هاست آگاه است

﴿14﴾ آیا کسی‌ که [همۀ موجودات را] آفریده است، [حالِ بندگان را] نمی‌داند؟ در حالی ‌که او باریک‌بین و آگاه است

﴿15﴾ او ذاتی است که زمین را برای شما رام [و هموار] گردانید، پس در گوشه و کنارِ آن راه بروید و از روزیِ او بخورید؛ و بازگشت [همه] به سوی اوست

﴿16﴾ آیا خود را از [عذاب] ذاتی که در آسمان است، در امان می‌دانید، که [فرمان دهد] زمین شما را فرو بَرد و ناگهان به لرزش درآید؟

﴿17﴾ یا خود را از ذاتی ‌که در آسمان است در امان می‌دانید، که طوفان شن بر شما فرستد؟ آنگاه به زودی خواهید دانست که هشدار من چگونه است

﴿18﴾ همانا کسانی ‌که پیش از آنان بودند [نیز دعوت پیامبران را] تکذیب کردند؛ پس [بنگر که] عقوبت من چگونه بود

﴿19﴾ آیا به پرندگانی که بر فرازِ سرشان است نگاه نکردند که [گاهی] بال‌هایشان را می‌گشایند و [گاهی] فرومی‌بندند؟ جز [الله] رحمان [کسی] آنها را [بر فرازِ آسمان] نگاه نمی‌دارد؛ بی‌گمان او به همه چیز بیناست

﴿20﴾ آیا این کسی که لشکر شماست، می‌تواند شما را در برابر الله یاری دهد؟ کافران جز در فریب [و غرور‌شان] نیستند

﴿21﴾ یا آن ذاتی که شما را روزی می‌دهد‌، اگر روزی‌اش را بازدارد، [چه کسی می‌تواند نیاز شما را تأمین کند؟] ولی آنها در سرکشی و فرار از حقیقت، لجاجت می‌ورزند

﴿22﴾ آیا کسی ‌که به رو افتاده [و نگونسار] حرکت می‌کند، به هدایت نزدیک‌تر است، یا کسی ‌که راست و استوار بر راهِ راست گام برمی‌دارد؟

﴿23﴾ بگو: «او ذاتی است که شما را آفرید و گوش و چشمان و دل برایتان قرار داد؛ [اما شما] اندکی سپاسگزاری می‌کنید»

﴿24﴾ بگو: «او ذاتی است که شما را در زمین پراکند، و به سوی او محشور می‌شوید»

﴿25﴾ و می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این وعده [قیامت] چه زمانی است؟»

﴿26﴾ بگو: «علم [قیامت] تنها نزد الله است و من فقط بیم‌دهنده‌ای آشکارم»

﴿27﴾ هنگامی که آن [وعده و عذاب الهی] را از نزدیک ببینند، چهرۀ کسانی‌ که کافر شدند، سیاه و اندوهگین می‌گردد و [به آنان] گفته می‌شود: «این همان چیزی است که درخواست می‌کردید»

﴿28﴾ [ای پیامبر،] بگو: «به من خبر دهید، اگر الله مرا و کسانی را‌ که با من هستند، نابود کند یا بر ما رحمت آورد، کیست که کافران را از عذاب دردناک پناه ‌دهد؟»

﴿29﴾ بگو: «او [الله] رحمان است؛ به او ایمان آورده‌ایم و بر او توکل کرده‌ایم؛ [ای کافران،] به زودی خواهید دانست که چه کسی در گمراهیِ آشکار است»

﴿30﴾ [ای پیامبر،] بگو: «به من خبر دهید اگر آب [آشامیدنیِ] شما [در زمین] فرو رود، چه کسی می‌تواند آب روان [و گوارا] برایتان بیاورد؟»

القلم

Surah 68

﴿1﴾ نون. سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند،

﴿2﴾ که تو [ای پیامبر،] به نعمت [و فضلِ] پروردگارت، دیوانه نیستی،

﴿3﴾ و پاداشی بی‌پایان برای تو [درپیش] است؛

﴿4﴾ و یقیناً تو اخلاقِ بسیار نیکو و والایی داری

﴿5﴾ به زودی خواهی دید و آنها [نیز] خواهند دید

﴿6﴾ که کدام یک از شما دیوانه است

﴿7﴾ پروردگارت بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه گشته، و او به هدایت‌یافتگان [نیز] دانا‌تر است

﴿8﴾ پس از تکذیب‌کنندگان اطاعت مکن

﴿9﴾ آنها دوست دارند [و می‌خواهند] که نرمی [و مدارا] کنی، تا آنان [نیز] نرمی [و مدارا] کنند

﴿10﴾ و از هر فرومایه‌ای که بسیار سوگند [دروغ] یاد می‌کند، اطاعت مکن

﴿11﴾ [همان کسی که] بسیار عیبجوست و به سخن‌چینی آمد و شد می‌کند

﴿12﴾ و بسیار مانع کار خیر، و متجاوز و گناهکار است

﴿13﴾ به علاوه، خشن و بی‌تبار و بدنام است

﴿14﴾ به خاطر آن که صاحب مال و فرزندان بسیار است

﴿15﴾ هنگامی ‌که آیات ما بر او خوانده می‌شود، می‌گوید: «[اینها] افسانه‌های [خیالی] گذشتگان است»

﴿16﴾ به زودی داغ [ننگ و رسوایی] بر بینی او می‌نهیم

﴿17﴾ ما آنها را آزمایش کردیم، همان‌گونه که صاحبان باغ را آزمودیم؛ هنگامی که سوگند یاد کردند که صبحگاهان [که مستمندان نباشند،] میوه‌های باغ را بچینند

﴿18﴾ و[لی] «ان شاء الله» نگفتند

﴿19﴾ عذابی [فرا‌گیر] از سوی پروردگارت بر [باغِ] آنها فرود آمد، در حالی ‌که همه در خواب بودند

﴿20﴾ و آن باغ [سبز و خرم، پس از آتش‌سوزی] همچون شبِ سیاه شد

﴿21﴾ آنگاه صبحگاهان یکدیگر را ندا دادند

﴿22﴾ که اگر می‌خواهید میوه بچینید، به سوی کشتزار [و باغ] خویش بروید

﴿23﴾ آنگاه [به سوی کشتزار] حرکت کردند، در حالی ‌که آهسته با هم می‌گفتند

﴿24﴾ «[مراقب باشید] که امروز هیچ [نیازمند و] بینوایی در آن [باغ] وارد نشود!»

﴿25﴾ و صبحگاهان با تصمیم جدی بر جلوگیری [از ورود مستمندان، به سمتِ باغ] بیرون شدند

﴿26﴾ اما هنگامی ‌که آن [باغ] را دیدند، گفتند: «یقیناً ما [اشتباه آمده‌ایم و] راه را گم کرده‌ایم؛

﴿27﴾ [نه؛] بلکه ما [از حاصلِ آن] بی‌بهره و محروم هستیم»

﴿28﴾ بهترین [و خردمندترین] آنان گفت: «آیا به شما نگفتم چرا [شکر و] تسبیح [الله را] نمی‌گویید؟»

﴿29﴾ گفتند: «پروردگار ما پاک و منزّه است؛ مسلّماً ما ستمکار بودیم»

﴿30﴾ آنگاه ملامت‌کنان به یکدیگر روی آوردند

﴿31﴾ [و] گفتند: «وای بر ما که طغیانگر [و سرکش] بودیم

﴿32﴾ امیدواریم که پروردگارمان [ما را ببخشد و] در عوض، چیزی بهتر از آن [باغ] به ما دهد؛ [چرا که] بی‌گمان، ما به سوی پروردگار خود روی آورده‌ایم»

﴿33﴾ عذاب [الله در دنیا] اینچنین است؛ و اگر می‌دانستند، عذاب آخرت مسلماً بزرگ‌تر [و بیشتر] است

﴿34﴾ به راستی برای پرهیزگاران نزد پروردگارشان باغ‌های پرنعمت است

﴿35﴾ آیا ما مسلمانان را همچون مجرمان [و گناهکاران] قرار می‌دهیم؟

﴿36﴾ شما را چه شده است؟ چگونه داوری می‌کنید؟

﴿37﴾ آیا شما کتابی [آسمانی] دارید که در آن [می‌خوانید و] فرامی‌گیرید؟

﴿38﴾ و [آیا] آنچه را انتخاب می‌کنید، در آن [کتاب] برای شما [نوشته شده] است؟

﴿39﴾ یا اینکه بر [عهدۀ] ما عهد و پیمان استواری تا روز قیامت دارید که هر چه را حکم کنید، [حق] برای شما باشد؟

﴿40﴾ [ای پیامبر،] از آنها بپرس کدام‌یک از آنان در برابر این [ادعا‌ها] متعهد است؟

﴿41﴾ و یا اینکه [معبودان و] شریکانی دارند؟ اگر راست می‌گویند، باید شریکان [و معبودان] خویش را بیاورند

﴿42﴾ روزی ‌که [الله متعال برای داوری میان خلایق بیاید،] ساق [او تعالی که هیچ چیز مانند آن نیست] آشکار می‌گردد و [مردم] به سجده فراخوانده می‌شوند؛ ولی [کافران و منافقان] نمی‌توانند [سجده کنند]

﴿43﴾ [در حالی‌ که] دیدگانشان [از ترس و ندامت] فرو افتاده و ذلت و خواری وجود‌شان را فراگرفته است؛ و یقیناً پیش از این [در دنیا] در حالی ‌که تندرست بودند، به سجده فراخوانده می‌شدند

﴿44﴾ [ای پیامبر،] مرا با آن کسی ‌که این سخن [= قرآن] را تکذیب می‌کند واگذار. ما آنان را اندک‌اندک [و] به گونه‌ای که درنیابند [و از جایی‌که متوجه نگردند]، به سوی عذاب خواهیم کشاند

﴿45﴾ و به آنها مهلت می‌دهم. بی‌گمان، مکر [و تدبیرِ] من استوار [و محکم] است

﴿46﴾ [ای پیامبر،] مگر تو از آنان مزدی درخواست می‌کنی که [از ادایِ آن در رنجند و] برایشان سنگین است؟

﴿47﴾ یا [اسرار] غیب نزد آنهاست و آنان [آنچه را می‌گویند از روی آن] می‌نویسند

﴿48﴾ [ای پیامبر،] در برابر فرمان [و حکم] پروردگارت صبر کن، و مانند صاحبِ ماهی [= یونس] مباش ‌که با دلی سرشار از خشم و اندوه، [الله را] ندا داد

﴿49﴾ اگر نعمت [و رحمتی] از سوی پروردگارش به یاری‌ او نیامده بود، یقیناً در حالی ‌که نکوهیده بود، [از شکم ماهی،] به صحرای خشکیده بیرون افکنده می‌شد

﴿50﴾ آنگاه پروردگارش او را برگُزید و از صالحان قرار داد

﴿51﴾ و [ای پیامبر،] نزدیک است کسانی ‌که کافر شدند، هنگامی‌ که آیات قرآن را می‌شنوند، تو را چشم‌زخم زنند؛ و [به خاطر خشم و حسدشان] می‌گویند: «قطعاً او دیوانه است»؛

﴿52﴾ در حالی ‌که این [قرآن] جز پندی برای جهانیان نیست

الحاقة

Surah 69

﴿1﴾ [روزِ] واقع‌شدنیِ [رستاخیز]

﴿2﴾ آن واقع‌شدنی چیست؟

﴿3﴾ و تو چه دانی آن واقع‌شدنی چیست [و چگونه است]؟

﴿4﴾ [قوم] ثمود و [قوم] عاد، [قیامتِ] درهم‌کوبنده را تکذیب کردند

﴿5﴾ و اما [قوم] ثمود، به بانگِ سهمگین هلاک شدند

﴿6﴾ و اما [قوم] عاد، با تندبادی سرکش و سرد به هلاکت رسیدند

﴿7﴾ [الله] هفت شب و هشت روز پیاپی آن [عذاب] را بر آنها مسلط نمود؛ پس [اگر آنجا ‌بودی، آن] قوم را [در اثرِ آن تندباد،] مانند تنه‌های پوسیده و توخالی درختان خرما، بر زمین‌افتاده [و هلاک‌شده] می‌دیدی

﴿8﴾ آیا کسی از آنها را می‌بینی که باقی مانده باشد؟

﴿9﴾ و فرعون و کسانی ‌که پیش از او بودند و [مردم] شهر‌های ویران شده [= قوم لوط،] مرتکب گناهان [بزرگ] شدند

﴿10﴾ آنها از [فرمان] فرستادۀ پروردگار‌شان سرپیچی کردند، آنگاه [الله] آنان را به عذاب بی‌نهایت سختی گرفتار کرد

﴿11﴾ هنگامی ‌که آب طغیان کرد، ما شما را در کشتی سوار کردیم،

﴿12﴾ تا پندی برای شما قرار دهیم و گوش‌های شنوا آن را بشنوند و به یاد بسپارند

﴿13﴾ آنگاه ‌که یک بار در صور دمیده شود،

﴿14﴾ و زمین و کوه‌ها از جا کنده شده و یکباره درهم‌کوبیده [و متلاشی] شوند

﴿15﴾ در آن روز، واقعۀ [عظیمِ] قیامت به وقوع می‌پیوندد

﴿16﴾ و آسمان شکافته می‌شود و در آن روز، سست می‌گردد [و فرو می‌ریزد]

﴿17﴾ و فرشتگان بر کناره‌های آن [= آسمان] قرار می‌گیرند؛ و آن روز، هشت [فرشته] عرش پروردگارت را بر سرِ خود حمل می‌کنند

﴿18﴾ در آن روز، شما [همگی برای حسابرسی، به پیشگاه الله] عرضه می‌شوید و هیچ چیز از [کار‌های] شما پنهان نخواهد ماند

﴿19﴾ اما کسی‌ که نامۀ [اعمالش] را به دست راستش دهند، می‌گوید: «بیایید نامۀ [اعمال] مرا بخوانید

﴿20﴾ من یقین داشتم که با حساب [اعمال] خود مواجه خواهم شد»

﴿21﴾ پس او در یک زندگی پسندیده [و رضایت‌بخش] خواهد بود؛

﴿22﴾ در بهشتی برین

﴿23﴾ که میوه‌هایش [برای چیدن] در دسترس است

﴿24﴾ و به آنها گفته می‌شود: «به [پاداش] آنچه در ایام گذشته پیش فرستاده‌اید، بخورید و بیاشامید؛ گوارایتان باد»

﴿25﴾ و اما کسی ‌که نامۀ [اعمالش] را به دست چپش دهند، می‌گوید: «ای کاش هرگز نامه[ی اعمالم] را به من نمی‌دادند،

﴿26﴾ و نمی‌دانستم حسابم چیست

﴿27﴾ ای کاش [با مرگ،] همه چیز تمام می‌شد [و پایان کار بود]

﴿28﴾ مال و دارایی‌ام مرا بی‌نیاز نکرد [و سودی نبخشید]

﴿29﴾ قدرت و فرمانروایی‌ام [نیز] از [دست] من رفت [و به کلی نابود شد]»

﴿30﴾ [به فرشتگان گفته می‌شود:] «او را بگیرید و در بند و زنجیر کنید

﴿31﴾ سپس او را به [آتش] دوزخ بیفکنید

﴿32﴾ آنگاه وی را در زنجیری ببندید که طولش هفتاد ذِراع است

﴿33﴾ بی‌گمان، او هرگز به الله بزرگ ایمان نمی‌آورد،

﴿34﴾ و هرگز [مردم را] بر اطعام بینوا[یان] تشویق نمی‌کرد

﴿35﴾ بنابر این، امروز دوست صمیمی [و مهربانی] در اینجا ندارد [که یاری‌اش کند]،

﴿36﴾ و غذایی جز چرک و خون [جهنمیان] ندارد؛

﴿37﴾ [غذایی ‌که] جز گناهکاران آن را نمی‌خورند»

﴿38﴾ سوگند به آنچه می‌بینید

﴿39﴾ و به آنچه نمی‌بینید

﴿40﴾ بی‌تردید، این [قرآن، سخن الله است که ابلاغش به پیامبر، بر عهدۀ] فرستاده‌ای بزرگوار [=جبرئیل] است

﴿41﴾ و اینها گفتار شاعری نیست؛ [اما شما کافران] کمتر ایمان می‌آورید

﴿42﴾ و [نیز] گفتار کاهنی نیست؛ [اما شما] کمتر پند می‌گیرید

﴿43﴾ [این قرآن،] از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است

﴿44﴾ اگر [پیامبر] سخنانی [به دروغ] بر ما می‌بست،

﴿45﴾ مسلّماً ما دست راست او را می‌گرفتیم،

﴿46﴾ سپس [شاه]رگِ قلبش را قطع می‌کردیم،

﴿47﴾ و هیچ‌یک از شما نمی‌توانست مانع [عذابِ] او گردد

﴿48﴾ یقیناً این [قرآن،] پند و تذکری برای پرهیزگاران است

﴿49﴾ و ما یقیناً می‌دانیم که برخی از شما، تکذیب‌کنندگان [این کلام الهی] هستید

﴿50﴾ و همانا این [قرآن،] بر کافران مایۀ حسرت و ندامت است

﴿51﴾ و بی‌گمان، این [قرآن،] حقیقتِ راستین است

﴿52﴾ پس [ای پیامبر،] با [ذکرِ] نامِ پروردگار بزرگت [او را] تسبیح گوی

المعارج

Surah 70

﴿1﴾ درخواست‌کننده‌ای [به تمسخر] تقاضای عذابی را کرد که وقوعش [در قیامت] حتمی است،

﴿2﴾ [این عذاب،] برای کافران است [و] هیچ دفع‌کننده‌ای ندارد

﴿3﴾ از سوی الله [به وقوع می‌پیوندد که دارای عُلُو و] صاحبِ مراتب و درجات والاست

﴿4﴾ فرشتگان و روح [= جبرئیل] به سوی او عروج می‌کنند، در روزی ‌که مقدارش [در مقیاس بشری،] پنجاه‌ هزار سال است

﴿5﴾ پس تو [ای پیامبر، در برابر تمسخرشان] صبرِ نیکو پیشه کن

﴿6﴾ بی‌گمان، آنها آن [روز] را دور می‌بینند

﴿7﴾ و ما آن را نزدیک می‌بینیم

﴿8﴾ [همان] روزی ‌که آسمان چون مسِ گداخته شود،

﴿9﴾ و کوه‌ها مانند پشم رنگین [متلاشی و پراکنده] شود

﴿10﴾ و هیچ دوست صمیمی [و خویشاوندی] از [حال] دوست صمیمی [و خویشاوندش] نمی‌پرسد

﴿11﴾ [در حالی ‌که] آنان به یکدیگر نشان داده می‌شوند، گناهکار [دوست دارد و] آرزو می‌کند که فرزندان خود را در ازای [رهایی] از عذاب آن روز بدهد،

﴿12﴾ و [همچنین] زنش و برادرش را

﴿13﴾ و قبیله‌اش را که [همیشه] به او جا و پناه می‌داد

﴿14﴾ و [همچنین] همۀ کسانی را که روی زمین هستند [فدا کند] تا نجات یابد

﴿15﴾ [اما] هرگز چنین نیست [که برایش راه نجاتی باشد]! بی‌گمان، آن شعله‌های [آتشِ] سوزان است

﴿16﴾ [که] پوست از سر برمی‌کَند

﴿17﴾ کسانی را که [به فرمان الله] پشت کردند و [از حق] روی گرداندند، [به سوی خود] فرامی‌خوانَد

﴿18﴾ و [نیز کسانی را که] اموال را جمع‌آوری و ذخیره کردند [و حق آن را نپرداختند]

﴿19﴾ یقیناً انسان، کم‌طاقت [و حریص] آفریده شده است

﴿20﴾ هر گاه بدی [و مصیبتی] به او رسد، بی‌تابی می‌کند،

﴿21﴾ و هر گاه خوبی به او رسد، بازدارنده [و بخیل] می‌گردد

﴿22﴾ مگر نمازگزاران؛

﴿23﴾ همان کسانی ‌که بر نمازهایشان همیشه پایداری می‌کنند

﴿24﴾ و کسانی‌ که در اموالشان، حق [معیّن و] معلومی است

﴿25﴾ برای مستمند و محروم؛

﴿26﴾ و [همان] کسانی ‌که روز جزا را تصدیق می‌کنند؛

﴿27﴾ و کسانی‌ که از عذاب پروردگارشان می‌ترسند

﴿28﴾ [چرا که] بی‌گمان، از عذاب پروردگارشان نمی‌توان ایمن بود

﴿29﴾ و کسانی ‌که شرمگاه‌هایشان را نگه می‌دارند؛

﴿30﴾ مگر با همسران و کنیزانی که مالک آنها هستند، که [در این صورت،] سرزنشی بر آنها نیست

﴿31﴾ اما هر کس فراتر از اینها را بخواهد، آنان متجاوزان هستند

﴿32﴾ و کسانی‌ که امانت‌ها و پیمان‌هایشان را رعایت می‌کنند،

﴿33﴾ و کسانی ‌که به شهادت‌های خود متعهدند،

﴿34﴾ و کسانی ‌که بر نمازشان پایداری می‌کنند

﴿35﴾ اینان در باغ‌های [بهشت] گرامی داشته می‌شوند

﴿36﴾ پس [ای پیامبر،] کافران را چه شده که به سوی تو می‌شتابند؟

﴿37﴾ [و] از راست و چپ، گروه‌گروه [بر مخالفت تو جمع می‌شوند و بر تو هجوم می‌آورند؟]

﴿38﴾ آیا هر کدام از آنها [با آن اعمال ناپسندش] طمع دارد که در بهشت پرنعمت [الهی] درآورده شود؟

﴿39﴾ هرگز چنین نیست! بی‌گمان، ما آنها را از آنچه [خود‌] می‌دانند آفریده‌ایم

﴿40﴾ به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها سوگند می‌خورم که قطعاً ما تواناییم

﴿41﴾ بر اینکه [کسان دیگری] بهتر از اینان را جایگزین کنیم؛ و ما [برای انجام این کار،] درمانده و ناتوان نیستیم

﴿42﴾ پس [ای پیامبر،] آنان را به حال خود واگذار تا در باطل خود فروروند و بازی کنند، تا به روزی برسند که به آنان وعده داده شده است

﴿43﴾ [همان] روزی ‌که شتابان از قبرها خارج می‌شوند؛ گویی به سوی بت‌ها [و معبودانشان] می‌دوند

﴿44﴾ [در حالی که] چشم‌هایشان [از شرم و وحشت] به زیر افتاده و ذلت [و خواری،] آنان را پوشانده است. این همان روزی است که به آنان وعده داده می‌شد

نوح

Surah 71

﴿1﴾ بی‌گمان، ما نوح را به سوی قومش فرستادیم [و گفتیم]: «قوم خود را ـ پیش از آنکه عذاب دردناک به سراغشان آید ـ هشدار ده [و بترسان]

﴿2﴾ [نوح] گفت: «ای قوم، من بیم‌دهنده‌ای آشکار برایتان هستم،

﴿3﴾ که الله را عبادت کنید، و از او بترسید، و مطیع [دستورهای] من باشید

﴿4﴾ [که اگر چنین کردید، الله] گناهانتان را می‌آمرزد و تا زمان معیّنی به شما مهلت می‌دهد؛ زیرا هنگامی که اجل الهی فرا رسد، تأخیر نخواهد داشت، اگر می‌دانستید»

﴿5﴾ و نوح [پس از نصیحت‌ و دعوت] گفت: «پروردگارا، به راستی که من قومِ خود را شب و روز [به ایمان] دعوت کردم؛

﴿6﴾ ولی دعوت من، جز بر گریزشان [از حق] نیفزود

﴿7﴾ و من هر چه دعوتشان کردم تا سرانجام آنان را بیامرزی، انگشتان‌ خود را در گوش‌هایشان فرو کردند و لباس‌هایشان را [به خود] پیچیدند و [در مخالفت] اصرار [و پا‌فشاری] کردند و به شدت، گردنکشی و تکبر نمودند

﴿8﴾ سپس آنها را با صدای بلند [و آشکار] دعوت کردم

﴿9﴾ به علاوه، آشکارا برایشان گفتم و در نهان برای [هرکدام از] آنان بیان کردم

﴿10﴾ گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بخواهید [که] بی‌گمان، او بسیار آمرزنده است

﴿11﴾ تا از آسمان [باران] پیاپی بر شما بفرستد

﴿12﴾ و شما را با اموال و فرزندانِ بسیار یاری کند، به شما باغ‌های [سرسبز] بدهد و جویبارها[ی جاری] برایتان قرار دهد

﴿13﴾ شما را چه شده است که از عظمت [و شکوه] الله نمی‌ترسید؟

﴿14﴾ در حالی ‌که شما را طی مراحل گوناگون آفرید

﴿15﴾ آیا نمی‌بینید که الله چگونه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید؟

﴿16﴾ و ماه را در میان آسمان‌ها مایۀ روشنایی قرار داد، و خورشید را چراغ [فروزانی] گردانید؟

﴿17﴾ و الله شما را همچون گیاهی از زمین رویانید

﴿18﴾ سپس شما را به آن [زمین] بازمی‌گرداند و بار دیگر شما را بیرون می‌آورَد

﴿19﴾ و الله زمین را برای شما گسترده ساخت

﴿20﴾ تا از راه‌های پهناورِ آن [به سوی مقصد خود] رفت و آمد کنید»

﴿21﴾ نوح گفت: «پروردگارا، آنها از من نافرمانی نمودند و از کسی پیروی کردند که مال و فرزندش، چیزی جز زیانکاری بر او نیفزوده است

﴿22﴾ و [آن پیشوایان گمراه،] نیرنگِ بزرگی به کار بردند

﴿23﴾ و گفتند: معبودان خود را رها نکنید؛ و [به خصوص] «وَدّ» و «سَواع» و «یَغوث» و «یَعوق» و «نَسر» را [رها نکنید]

﴿24﴾ به راستی آنها بسیاری را گمراه کردند؛ و [تو ای پروردگار،] ستمکاران را جز گمراهی میفزای»

﴿25﴾ [سرانجام، آنان] به کیفرِ گناهانشان [همگی] غرق شدند؛ آنگاه در آتش [دوزخ] درآورده شدند و در برابر [عذاب] الهی، یاور [و مددکاری] برای خود نیافتند

﴿26﴾ نوح گفت: «پروردگارا، هیچ‌یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار

﴿27﴾ چرا که اگر آنها را باقی گذاری، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز [نسلی] بدکار و کافر به وجود نمی‌آورند

﴿28﴾ پروردگارا، مرا و پدر و مادرم و هر کسی را که با ایمان وارد خانۀ من شود، و [تمام] مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز؛ و ستمکاران را جز هلاکت [و نابودی] میفزای»

الجن

Surah 72

﴿1﴾ [ای پیامبر،] بگو: «به من وحی شده است که گروهی از جنیان [به این قرآن] گوش فرا دادند، و [پس از بازگشت به میان قوم خویش، به آنان] گفتند: بی‌گمان ما قرآنی شگفت‌آور شنیدیم

﴿2﴾ که به راه راست هدایت می‌کند؛ پس ما به آن ایمان آوردیم و هرگز کسی را با پروردگارمان شریک قرار نمی‌دهیم؛

﴿3﴾ و اینکه شأن و عظمت پروردگارمان، بس [عظیم و] بلند است. او [هرگز برای خود] همسر و فرزندی انتخاب نکرده است؛

﴿4﴾ و اینکه سفیه [و نادانِ] ما [= شیطان] دربارۀ الله سخنان ناروایی می‌گفت؛

﴿5﴾ و ما [چنین] گمان می‌کردیم که هرگز انس و جن بر الله دروغ نمی‌بندند؛

﴿6﴾ و اینکه مردانی از آدمیان، به مردانی از جنّیان پناه می‌بردند و [این‌گونه] بر گمراهی و سرکشیِ‌ آنان می‌افزودند؛

﴿7﴾ و اینکه آنان [= کافران] گمان می‌کردند ـ همان ‌گونه که شما [جنیان] می‌پنداشتید ـ که الله هیچ کس را [دوباره] زنده نمی‌گردانَد؛

﴿8﴾ و اینکه ما آسمان را [در پی شنیدن خبرها] جستجو کردیم؛ و آن را پر از محافظان نیرومند و تیرهای شهاب یافتیم

﴿9﴾ و اینکه در [گذشته] جاهایی [در آسمان‌] براى شنیدن، به كمین مى‌نشستیم؛ [اما] اكنون هر کس بخواهد گوش دهد، تیر شهابى در كمین خود مى‌یابد؛

﴿10﴾ و اینکه ما نمی‌دانیم آیا برای اهل زمین شرّی اراده شده، یا پروردگارشان خیر و هدایتِ آنان را خواسته است؛

﴿11﴾ و اینکه در میان ما افرادی صالح و افرادی نادرستند، ما گروه‌هایی متفاوت [و گوناگون] هستیم

﴿12﴾ و اینکه ما یقین داریم که هرگز نمی‌توانیم در روی زمین، الله را عاجز و ناتوان کنیم؛ و هرگز با گریز نمی‌توانیم او را ناتوان سازیم [و راه فراری از عذابش نداریم]

﴿13﴾ و اینکه ما هنگامی که [سخن] هدایت را شنیدیم، به آن ایمان آوردیم؛ پس هر کس که به پروردگارش ایمان آورَد، نه از نُقصان می‌هراسد و نه از ستم [بیم دارد]

﴿14﴾ و اینکه گروهی از ما، مسلمان، و گروهی، کافر [و ظالم] هستند؛ هر کس که اسلام آورده، آنانند که راه رستگاری را جستجو کرده [و برگزیده]اند

﴿15﴾ و اما کافران [و ستمکاران] هیزم [آتش] جهنم خواهند بود»

﴿16﴾ و اینکه اگر آنها بر راه راست [اسلام]، پایداری کنند، البته با آبِ فراوان سیرابشان می‌کنیم

﴿17﴾ تا آنها را با آن [نعمت‌ها] بیازماییم؛ و هر کس از یاد [و ذکر] پروردگارش روی برتابد، [الله] او را به عذابی سخت گرفتار می‌سازد؛

﴿18﴾ و اینکه مساجد از آنِ الله است؛ پس کسی را [در مساجد] با الله [به عبادت] نخوانید؛

﴿19﴾ و اینکه هنگامی ‌که بندۀ الله [محمد صلی الله علیه وسلم به عبادت] برخاست تا او را بخوانَد، نزدیک بود که [از ازدحام بر گِرد او] بر سرِ هم فروریزند»

﴿20﴾ [ای پیامبر، به آنها] بگو: «من تنها پروردگارم را می‌خوانم و کسی را با او شریک نمی‌سازم»

﴿21﴾ بگو: «بی‌گمان، من نه می‌توانم زیانی به شما برسانم و نه خیر و سودی»

﴿22﴾ بگو: «[اگر من نیز بر خلاف فرمانش رفتار کنم] هیچ کس مرا در برابرِ او حمایت نمی‌کند و پناهگاهی جز او نمی‌یابم

﴿23﴾ [وظیفۀ من‌،] تنها ابلاغی از جانبِ الله و [رساندن‌] پیام‌های اوست. و هر کس از الله و پیامبرش نافرمانی کند، بی‌گمان، آتش جهنم از آنِ اوست؛ جاودانه در آن خواهد ماند»

﴿24﴾ [کار کفار همچنان ادامه دارد] تا زمانی که آنچه را به آنها وعده داده شده، ببینند. آنگاه خواهند دانست که چه کسی یاورش ناتوان‌تر، و جمیعتش کمتر است

﴿25﴾ [ای پیامبر،] بگو: «من نمی‌دانم آیا آنچه که به شما وعده داده شده نزدیک است یا پروردگارم زمانی [دور] برای آن قرار می‌دهد»

﴿26﴾ [الله] دانای غیب است و هیچ کس را بر [اسرارِ] غیبِ خود آگاه نمی‌سازد؛

﴿27﴾ مگر رسولانی که آنان را پسندیده [و برگزیده] است؛ که بی‌گمان، از پیش روی او و پشت سرش، نگهبانی [از فرشتگان برای محافظت از وی] می‌گمارد،

﴿28﴾ تا [پیامبر] بداند که [پیامبران پیش از او نیز] رسالت‌های پروردگار‌شان را ابلاغ کرده‌اند؛ و [الله] به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد؛ و هر چیزی را به عدد برشمرده است

المزمل

Surah 73

﴿1﴾ ای جامه‌به‌خودپیچیده،

﴿2﴾ شب را ـ جز اندکی‌ـ به پا خیز [و عبادت کن]

﴿3﴾ نیمه‌ای از آن را، یا اندکی از آن کم کن

﴿4﴾ یا اندکی بر [نصف] آن بیفزای، و قرآن را با ترتیل [و تأمل] بخوان

﴿5﴾ یقیناً ما به زودی سخنی سنگین بر تو نازل خواهیم کرد

﴿6﴾ بی‌گمان، شب‌زنده‌داری [بر نفس] دشوار است، و برای گفتار [و نیایش،] مناسب‌تر و استوارتر است

﴿7﴾ و یقیناً تو در روز، مشغلۀ بسیار داری

﴿8﴾ و نام پروردگارت را یاد کن و [با خالص نمودن عبادت] تنها به او دل ببند

﴿9﴾ [همان] پروردگار مشرق و مغرب که معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ پس او را کارساز [و نگهبان خود] برگُزین

﴿10﴾ و بر آنچه [مشرکان] می‌گویند، شکیبا باش، و به شیوۀ نیکو [و شایسته] از آنان دوری کن،

﴿11﴾ و مرا با این تکذیب‌کنندگان مرفّه واگذار و کمی به آنان مهلت ده

﴿12﴾ بی‌گمان، نزد ما قید [و بندهایی] سنگین و [آتش] دوزخ است،

﴿13﴾ و غذایی [ناگوار و] گلوگیر و عذابی دردناک

﴿14﴾ روزی ‌که زمین و کوه‌ها به لرزه درآید و کوه‌ها [متلاشی ‌شوند و] همچون تودۀ شنِ نرم [و روان] ‌گردند

﴿15﴾ یقیناً ما پیامبری به سوی شما فرستادیم که بر شما شاهد [و گواه] است؛ همان‌گونه که به سوی فرعون پیامبری فرستادیم

﴿16﴾ آنگاه فرعون از آن پیامبر نافرمانی [و با او مخالفت] کرد، و ما او را به شدّت مجازات کردیم

﴿17﴾ پس اگر کافر شوید، چگونه خود را [از عذاب] در امان می‌دارید [در] روزی‌ که [از هول و سختی] کودکان را پیر می‌گرداند؟

﴿18﴾ [در آن روز،] آسمان شکافته می‌شود [و] وعدۀ او قطعاً به وقوع می‌پیوندد

﴿19﴾ بی‌گمان، این [آیات،] پند [و هشداری] است تا هر کس بخواهد، به سوى پروردگار خود راهى در پیش گیرد

﴿20﴾ [ای پیامبر،] یقیناً پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از کسانی که با تو هستند، نزدیک دو سوم شب و [یا] نصف [یا] یک‌سومِ آن را به [نماز] برمی‌خیزید؛ و الله شب و روز را اندازه‌گیری می‌کند. [او] می‌داند که شما نمی‌توانید شمارشِ آن را [دقیق] محاسبه کنید؛ و شما را بخشید. پس اکنون هر چه از قرآن [برای شما] میسّر باشد، بخوانید. [الله] می‌داند که برخی از شما بیمار خواهند شد، و گروهی [دیگر] برای به دست ‌آوردن فضل و نعمتِ الله، در زمین سفر می‌کنند، و گروهی [نیز] در راه الله جهاد می‌کنند؛ پس آنچه از آن میسر باشد بخوانید و نماز بر پا دارید و زکات دهید و به الله قرض نیکو دهید؛ و [بدانید که] آنچه از کارهای خیر پیشاپیش برای خود می‌فرستید، [آن را] نزد الله به بهترین وجه و بزرگ‌ترین پاداش خواهید یافت؛ و از الله آمرزش بخواهید، که همانا الله آمرزندۀ مهربان است

المدثر

Surah 74

﴿1﴾ ای جامه‌برسرکشیده،

﴿2﴾ برخیز و بیم ده،

﴿3﴾ و پروردگارت را بزرگ شمار،

﴿4﴾ و جامه‌ات را پاکیزه بدار،

﴿5﴾ و از پلیدی [عبادت معبودان باطل] دوری کن

﴿6﴾ به این هدف بذل و بخشش مکن که افزون‌طلبی کنی؛

﴿7﴾ و برای [رضایت] پروردگارت شکیبا باش

﴿8﴾ هنگامی‌ که در «صور» دمیده شود

﴿9﴾ آن روز، روزِ سخت [و دشواری] است

﴿10﴾ بر کافران آسان نیست

﴿11﴾ [ای پیامبر،] مرا با کسی ‌که او را تنها [و بدون اموال و اولاد] آفریده‌ام واگذار؛

﴿12﴾ [همان کسی که] مال فراوانی برایش قرار دادم،

﴿13﴾ و فرزندانی که همیشه [در خدمت او و] با او هستند

﴿14﴾ و همۀ وسایل [و امکانات] زندگی را در اختیارش قرار دادم

﴿15﴾ باز [هم] طمع دارد که [بر آن] بیفزایم

﴿16﴾ هرگز، [چنین نخواهد شد.] بی‌گمان، او نسبت به آیات ما دشمنی دارد،

﴿17﴾ و به زودی او را به مشقّت و سختی می‌اندازم؛

﴿18﴾ زیرا او [برای مبارزه با قرآن] اندیشید و محاسبه کرد

﴿19﴾ پس مرگ بر او باد! چگونه اندازه [و محاسبه] کرد؟

﴿20﴾ باز [هم] مرگ بر او باد! چگونه اندازه [و محاسبه] کرد؟

﴿21﴾ سپس نظر افکند؛

﴿22﴾ آنگاه چهره در هم کشید و روی ترش کرد،

﴿23﴾ سپس [به حق] پشت نمود و تکبر ورزید؛

﴿24﴾ آنگاه گفت: «این [قرآن،] چیزی جز جادویی که [از جادوگران پیشین] نقل شده، نیست؛

﴿25﴾ و این [چیزی] جز گفتار بشر نیست»

﴿26﴾ به زودی او را به دوزخ درخواهم آورد

﴿27﴾ و تو چه ‌دانی که دوزخ چگونه است؟

﴿28﴾ [آتش سوزانی است که] نه [چیزی را] باقی می‌گذارد و نه [چیزی را] رها می‌کند

﴿29﴾ پوست را [دگرگون کرده و] می‌سوزانَد

﴿30﴾ بر آن [آتش،] نوزده [فرشته] گمارده شده است

﴿31﴾ ما مأموران دوزخ را فقط از فرشتگان قرار دادیم، و شمار آنها را تنها برای آزمایش کافران معیّن کرده‌ایم تا اهل کتاب یقین کنند و کسانی ‌که ایمان آورده‌اند بر ایمان خود بیفزایند و اهل کتاب و مؤمنان، گرفتار شک و تردید نشوند؛ و تا کسانی‌ که در دل‌هایشان مرض [نفاق] است و [نیز] کافران بگویند: «هدف الله از این مَثل [و توصیف] چیست؟» این‌گونه، الله هر ‌کس را بخواهد، گمراه می‌سازد و هر کس را بخواهد، هدایت می‌کند؛ و [شمارِ] لشکریان پروردگارت را [کسی] جز [خود] او تعالی نمی‌داند؛ و این جز پند و اندرزی برای انسان‌ها نیست

﴿32﴾ آری؛ سوگند به ماه [که هرگز اینچنین نیست که آنان تصور می‌کنند]

﴿33﴾ و [سوگند به] شب، هنگامی ‌که پشت کند

﴿34﴾ و به صبح، هنگامی ‌که روشن شود

﴿35﴾ که آن [آتش دوزخ،] یکی از [عذاب‌های] بزرگ [و هولناک] است

﴿36﴾ برای انسان، بیم‌دهنده است

﴿37﴾ برای کسی از شما که بخواهد [با انجام کارهای نیکو] پیش افتد، یا [با ارتکاب گناه] عقب بماند

﴿38﴾ هر کس در گروِ اعمال خویش است؛

﴿39﴾ مگر اصحاب یمین [= مؤمنان]

﴿40﴾ که در باغ‌های [بهشت] هستند و می‌پرسند

﴿41﴾ از گناهکاران

﴿42﴾ چه چیز شما را به دوزخ درآورد؟

﴿43﴾ [دوزخیان] می‌گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم

﴿44﴾ و بینوا[یان] را اطعام نمی‌کردیم

﴿45﴾ و پیوسته همراه یاوه‌گویان [و اهل باطل] هم‌صدا می‌شدیم

﴿46﴾ و همواره روزِ جزا را تکذیب می‌کردیم،

﴿47﴾ تا زمانی که مرگ به سراغمان آمد»

﴿48﴾ پس شفاعتِ شفاعت‌کنندگان سودی به آنها نمی‌بخشد

﴿49﴾ آنها را چه شده است که از پند [و تذکر] روی گردانند؟

﴿50﴾ گویى كه گورخرانى رمیده‌اند

﴿51﴾ که از [مقابل] شیر گریخته‌اند

﴿52﴾ بلکه هر کدام از آنها [توقع دارد و] می‌خواهد که [به او] نامه‌های گشاده [و جداگانه از سوی الله] داده شود

﴿53﴾ هرگز چنین نیست [که آنان می‌پندارند]! بلکه آنها از [عذاب] آخرت نمی‌ترسند

﴿54﴾ نه، چنین نیست كه آنها مى‌گویند؛ آن [قرآن] یک تذكر و یادآورى است

﴿55﴾ پس هر ‌کس که بخواهد، [می‌تواند] از آن پند گیرد

﴿56﴾ و یاد نمی‌کنند [و پند نمی‌گیرند] مگر اینکه الله بخواهد. اوست که سزاوار پروا کردن و آمرزیدن است

القیامة

Surah 75

﴿1﴾ به روز قیامت سوگند می‌خورم

﴿2﴾ و به نفسِ ملامت‌گر سوگند می‌خورم

﴿3﴾ آیا انسان می‌پندارد که [پس از مرگ] هرگز استخوان‌هایش را جمع نخواهیم کرد؟

﴿4﴾ آری، ما قادریم که [حتی خطوط سر] انگشتانش را یکسان و مرتب کنیم

﴿5﴾ بلکه انسان می‌خواهد که [آزادانه و بدون ترس از آخرت،] در گناه و بدکاری مداومت کند

﴿6﴾ [از این رو] می‌پرسد: «روز قیامت کی خواهد بود؟»

﴿7﴾ هنگامی ‌که چشم [وحشت‌زده و] خیره شود

﴿8﴾ و ماه تیره [و بی‌نور] گردد

﴿9﴾ و خورشید و ماه، یکجا جمع شوند،

﴿10﴾ آن روز، انسان می‌گوید: «راهِ گریز کجاست؟»

﴿11﴾ هرگز! هیچ گریزگاهی نیست

﴿12﴾ آن روز، قرارگاه [نهایی،] به سوی پروردگار توست

﴿13﴾ در آن روز، انسان را از تمام كارهایى كه پیشاپیش فرستاده و کارهایی که به تاخیر انداخته [و انجام نداده است]، آگاه مى‌كنند

﴿14﴾ بلکه انسان به خوبی بر خویشتن آگاه است

﴿15﴾ اگر چه [در دفاع از خود،] عذرهایش را در میان آورد

﴿16﴾ [ای پیامبر، هنگام نزول قرآن،] زبانت را برای [تکرار و خواندنِ] آن، شتابزده حرکت مده

﴿17﴾ مسلماً جمع‌آوری و خواندنِ آن، بر [عهدۀ] ماست

﴿18﴾ پس هر گاه [توسط جبرئیل] آن را [بر تو] خواندیم، از خواندنِ او پیروی کن

﴿19﴾ سپس بیان‌کردنش بر [عهدۀ] ماست

﴿20﴾ هرگز چنین نیست [که شما مشرکان می‌پندارید]! بلکه شما دنیا[ی زودگذر] را دوست دارید

﴿21﴾ و آخرت را رها می‌کنید

﴿22﴾ آن روز، [اهل ایمان دارای] چهره‌هایی تازه [و شاداب] هستند

﴿23﴾ به سوی پروردگارشان می‌نگرند

﴿24﴾ و در آن روز، [کافران و بدبختان دارای] چهره‌هایی عبوس [و درهم‌کشیده] هستند

﴿25﴾ زیرا یقین دارند که آسیبی کمر‌شکن به آنها می‌رسد

﴿26﴾ آری، چون [جان] به گلوگاهش برسد

﴿27﴾ و گفته شود: چه کسی است که رُقیه بخواند؟ [شاید شفا یابد]

﴿28﴾ و یقین کند که زمان جدایی [از دنیا فرا رسیده] است

﴿29﴾ و [کار بالا گیرد و] ساق‌ها[ی پایش از سختیِ جان دادن] به هم بپیچد

﴿30﴾ در آن روز، مسیرِ همه به سوی پروردگارت خواهد بود

﴿31﴾ [منکرِ معاد،] نه تصدیق کرده و نه نماز گزارده است؛

﴿32﴾ بلکه [قرآن را] تکذیب کرد و [از ایمان] روی گرداند

﴿33﴾ سپس خرامان به سوی خانواده‌اش بازگشت

﴿34﴾ وای بر تو! پس وای بر تو

﴿35﴾ باز هم وای بر تو! پس وای بر تو

﴿36﴾ آیا انسان گمان می‌کند که [بی‌هدف و بدون حساب و جزا] به خود رها می‌شود؟

﴿37﴾ آیا [او] نطفه‌ای از منی نبود که [در رحم] ریخته می‌شود؟

﴿38﴾ سپس به صورت خونِ بسته درآمد و [الله او را] آفرید و درست و استوار ساخت،

﴿39﴾ سپس دو زوج نر و ماده از او پدید آورد

﴿40﴾ آیا [چنین آفریدگاری] قادر نیست که مردگان را [دوباره] زنده کند؟

الإنسان

Surah 76

﴿1﴾ یقیناً زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیزی [مهم و] قابل ذکری نبود

﴿2﴾ [به راستی ما انسان را از نطفۀ مختلطی آفریدیم، او را می‌آزماییم؛ از این رو] او را شنوای بینا قرار دادیم

﴿3﴾ همانا ما راه را به او نشان دادیم؛ خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس

﴿4﴾ به راستی که ما زنجیرها و بند‌ها و آتش سوزان برای کافران مهیا کرده‌ایم

﴿5﴾ بی‌گمان، نیکوکاران [در بهشت] از جامی می‌نوشند که آمیخته به کافور است

﴿6﴾ [از] چشمه‌ای که بندگان [خاص] الله از آن می‌نوشند؛ [هر وقت و] هر جا بخواهند آن [چشمه] را جاری می‌سازند

﴿7﴾ [بندگان نیکوکار] به نذر وفا می‌کنند و از روزی می‌ترسند که [عذاب و] شرّ آن فراگیر است

﴿8﴾ و غذا را با اینکه [نیاز و] دوست دارند به مستمند و یتیم و اسیر می‌بخشند

﴿9﴾ [و در دل می‌گویند:] «ما فقط به خاطر الله به شما غذا می‌دهیم؛ نه از شما پاداشی می‌خواهیم و نه سپاسی

﴿10﴾ همانا ما از پروردگارمان می‌ترسیم، [از عذابِ] روزی ‌که تُرشروی و دشوار است»

﴿11﴾ پس الله آنان را از [سختی و] شرِ آن روز نگه داشت و خرّمی و شادمانی به آنان بخشید

﴿12﴾ و به [پاداش] صبری که کردند، بهشت و [لباس‌های] حریر [بهشتی] به آنان پاداش داد

﴿13﴾ در آنجا بر تخت‌ها[ی زیبا] تکیه کرده‌اند؛ نه [حرارتِ] آفتابی در آنجا می‌بینند و نه [سوزِ] سرمایی،

﴿14﴾ و سایه‌هایش بر آنان فروافتاده و میوه‌هایش [برای چیدن] در دسترس [و آسان] است

﴿15﴾ و ظرف‌های سیمین [غذا‌] و کاسه‌های بلورین [نوشیدنی]، در گِرداگرد آنان، گردانده می‌شود

﴿16﴾ [کاسه‌های] بلورینی از نقره که آنها را به ‌اندازۀ مناسب، [لبریز و] آماده کرده‌اند؛

﴿17﴾ و در آنجا از جام‌هایی سیراب می‌شوند که آمیزه‌اش زَنجبیل است

﴿18﴾ [این جام‌ها، از] چشمه‌ای در آنجا که سَلسَبیل نامیده می‌شود [پر می‌شوند]؛

﴿19﴾ و همواره نوجوانانی جاودانه بر گِردشان می‌چرخند که هر گاه آنها را ببینی، گمان می‌کنی مرواریدِ پراکنده هستند

﴿20﴾ و چون [به هر سَمتی] بنگری، نعمت بسیار و فرمانرواییِ عظیمی آنجا می‌بینی

﴿21﴾ بر آنان [= بهشتیان] لباس‌هایی سبزرنگ از دیبای نازک و دیبای ضخیم [پوشانده شده] است، و با دستبند‌هایی از نقره آراسته شده‌اند، و پروردگارشان شراب پاک به آنان می‌نوشانَد

﴿22﴾ [و به آنها گفته می‌شود:] «این [نعمت‌ها،] پاداش شماست، و [بدانید که] از سعی و کوشش شما قدردانی شده است»

﴿23﴾ [ای پیامبر،] یقیناً ما قرآن را به صورت تدریجی بر تو نازل کردیم؛

﴿24﴾ پس بر حُکم پروردگارت شکیبا باش و از هیچ یک از گناهکاران و بی‌دینان آنان فرمان مبر

﴿25﴾ و صبح و شام، نامِ پروردگارت را یاد کن

﴿26﴾ و [نیز] بخشی از شب برایش سجده کن [و نماز بگزار]، و در بخش بلندی از شب، او را تسبیح گوی

﴿27﴾ بی‌گمان، اینان [= کافران] دنیای زودگذر را دوست دارند و روز سختی [را که در پیش دارند] پشت سر خود رها می‌کنند [و به آن اهمیت نمی‌دهند]

﴿28﴾ ما آنها را آفریدیم و پیوند وجودشان را محکم کردیم، و هر زمان که بخواهیم، جای آنان را به [گروه دیگری] همانندشان می‌دهیم

﴿29﴾ بی‌گمان، این یادآوری [و پند] است؛ پس هر ‌کس که بخواهد، راهی به سوی پروردگارش بر‌گزیند

﴿30﴾ و تا الله اراده نکند، [شما چیزی را] نخواهید خواست. بی‌گمان، الله دانای حکیم است؛

﴿31﴾ هر کس را که بخواهد، در رحمت خود وارد می‌کند؛ و عذاب دردناکی برای ستمکاران آماده کرده است

المرسلات

Surah 77

﴿1﴾ سوگند به فرشتگانی که پیاپی فرستاده می‌شوند،

﴿2﴾ و سوگند به فرشتگانی که همچون تندباد می‌روند،

﴿3﴾ و سوگند به فرشتگانی که [ابرها را] پراکنده می‌کنند،

﴿4﴾ و سوگند به فرشتگانی که جداکننده[ی حق از باطل] هستند

﴿5﴾ و سوگند به فرشتگانی که وحی [الهی] را [به پیامبران] القا می‌کنند،

﴿6﴾ برای اتمامِ‌حجت یا برای بیم و هشدار

﴿7﴾ بی‌گمان، آنچه به شما وعده داده می‌شود، واقع خواهد شد؛

﴿8﴾ آنگاه ‌که ستارگان تیره [و محو] شود

﴿9﴾ و آنگاه‌ که آسمان شکافته شود،

﴿10﴾ و آنگاه ‌که کوه‌ها [از جا کنده و] پراکنده شود،

﴿11﴾ و آنگاه ‌که برای پیامبران [جهت گواهی دادن در مورد امت‌ها]، وقت تعیین گردد،

﴿12﴾ این [امر،] برای چه روزی به تأخیر افتاده است؟

﴿13﴾ برای روز جدایی [و داوری]

﴿14﴾ و تو چه دانی روز جدایی [و داوری] چیست؟

﴿15﴾ در آن روز، [= قیامت] وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿16﴾ آیا ما پیشینیان [مجرم] را نابود نکردیم؟

﴿17﴾ سپس دیگران را در پی آنها خواهیم آورد

﴿18﴾ اینچنین با گنهکاران رفتار می‌کنیم

﴿19﴾ در آن روز، وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿20﴾ آیا شما را از آبی پست [و ناچیز] نیافریدیم؟

﴿21﴾ سپس آن را در قرارگاهی محفوظ [= رحِم] قرار دادیم

﴿22﴾ تا زمانی معین

﴿23﴾ ما [بر این کار] توانا بودیم و چه نیک توانا [و قدرتمند] هستیم

﴿24﴾ در آن روز، وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿25﴾ آیا زمین را جایگاه [تجمع مردم] قرار ندادیم؟

﴿26﴾ هم در حال حیات و هم مرگشان؟

﴿27﴾ و کوه‌های بسیار بلند [و استوار] در آن قرار دادیم و آبی شیرین [و گوارا] به شما نوشاندیم

﴿28﴾ در آن روز، وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿29﴾ [به آنها گفته می‌شود:] «به سوی همان چیزی بروید که پیوسته آن را تکذیب می‌کردید

﴿30﴾ بروید به سوی سایۀ [دودهای آتش] سه‌شاخه،

﴿31﴾ نه سایه‌افکن [و خنک] است و نه از [گرمیِ] شعله‌های آتش جلوگیری می‌کند»

﴿32﴾ همانا [دوزخ،‌] شراره‌هایی چون كاخى [بلند] مى‌افكنَد

﴿33﴾ گویی که آن [شراره‌ها] شتران زردرنگ هستند

﴿34﴾ در آن روز، وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿35﴾ این [همان] روزی است که سخن نمی‌گویند

﴿36﴾ و به آنها اجازه داده نمی‌شود تا عذرخواهی کنند

﴿37﴾ در آن روز، وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿38﴾ این [همان] روز جدایی [و داوری] است که شما و گذشتگان را گرد آورده‌ایم

﴿39﴾ پس اگر [حیله و] نیرنگی دارید، آن را در حق من به کار گیرید

﴿40﴾ در آن روز، وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿41﴾ به راستی که [در آن روز،] پرهیزگاران در سایه‌ها و [کنار] چشمه‌ها قرار دارند،

﴿42﴾ و میوه‌هایی که میل داشته باشند

﴿43﴾ [به آنها گفته می‌شود:] «به پاداش آنچه می‌کردید، گوارا بخورید و بیاشامید

﴿44﴾ ما این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم»

﴿45﴾ در آن روز، وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿46﴾ «[ای کافران، در این دنیا] اندکی بخورید و بهره گیرید؛ زیرا شما گناهکارید»

﴿47﴾ در آن روز، وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿48﴾ و هنگامی‌ که به آنها گفته شود: [نماز بگزارید و] رکوع کنید، [نماز نمی‌گزارند و] رکوع نمی‌کنند

﴿49﴾ در آن روز، وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿50﴾ [وقتی مردم به این قرآن که از جانب پروردگارشان نازل شده است ایمان نمی‌آورند،] پس به کدام سخن دیگری غیر از آن ایمان خواهند آورد؟

النبأ

Surah 78

﴿1﴾ [کافران] دربارۀ چه چیزی از یکدیگر سؤال می‌کنند؟

﴿2﴾ از خبری بزرگ

﴿3﴾ همان [خبری] که در مورد آن با هم اختلاف دارند

﴿4﴾ چنین نیست [که آنها می‌اندیشند]؛ به زودی خواهند دانست

﴿5﴾ باز هم چنین نیست؛ به زودی خواهند دانست

﴿6﴾ آیا زمین را بستری [برای آسایش شما] قرار ندادیم؟

﴿7﴾ و کوه‌ها را میخ‌ها[ی آن قرار ندادیم؟]

﴿8﴾ و شما را جفت [= نر و ماده] آفریدیم

﴿9﴾ و خواب شما را [مایۀ] آرامشتان قرار دادیم

﴿10﴾ و شب را پوششی [برایتان] قرار دادیم

﴿11﴾ و روز را [وسیلۀ] زندگی و [امرارِ معاش] قرار دادیم،

﴿12﴾ و بر فراز شما هفت [آسمان] محکم بنا کردیم،

﴿13﴾ و [خورشید را] چراغی درخشان [و روشنایی‌بخش] آفریدیم،

﴿14﴾ و از ابر‌های باران‌زا، آبی فراوان فرو‌فرستادیم

﴿15﴾ تا دانه و گیاه بسیار با آن برویانیم

﴿16﴾ و باغ‌هایی پردرخت [با آن پرورش دهیم]

﴿17﴾ بی‌گمان، روز داورى [میان مخلوقات]، وعده‌گاه [ما با شما] است

﴿18﴾ روزی ‌که در «صور» دمیده می‌شود و شما گروه‌گروه [به محشر] می‌آیید؛

﴿19﴾ و آسمان گشوده می‌شود و به صورت درهای متعدد درمی‌آید؛

﴿20﴾ و کوه‌ها به حرکت درمی‌آید و به صورت سرابی می‌شود؛

﴿21﴾ و بی‌گمان، جهنم کمینگاهی است

﴿22﴾ [و] محل بازگشتی برای طغیانگران

﴿23﴾ مدت زمانی بی‌پایان در آنجا می‌مانند

﴿24﴾ در آنجا نه [چیز] خنکی می‌چشند و نه آشامیدنی [گوارایی خواهند داشت]

﴿25﴾ جز آبی سوزان و [مایعی که] چرک و خون [جهنمیان است]

﴿26﴾ [این] کیفری است مناسب و درخور [گناهانشان]؛

﴿27﴾ همانا آنان از حساب [و کتاب روز قیامت] نمی‌ترسیدند

﴿28﴾ و آیات ما را به شدت تکذیب کردند؛

﴿29﴾ و ما همه چیز را [در لوح محفوظ] شمارش و ثبت کرده‌ایم

﴿30﴾ پس [کیفرِ اعمال خود را] بچشید که [چیزی] جز عذاب بر شما نمی‌افزاییم

﴿31﴾ بی‌گمان، برای پرهیزگاران کامیابی [بزرگی] است

﴿32﴾ باغ‌های [میوه] و تاکستان‌ها

﴿33﴾ و حوریانی نوجوان و هم‌سن و سال

﴿34﴾ و جام‌هایی لبریز و پیاپی [از شراب پاکیزۀ بهشت]

﴿35﴾ در آنجا نه سخن بیهوده‌ای می‌شنوند و نه دروغی

﴿36﴾ [این] پاداش، از جانب پروردگار توست، و عطایی از روی حساب

﴿37﴾ [همان] پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه در میان آنهاست؛ [همان الله] رحمان [که] هیچ‌ کس [در آن روز] یارای سخن گفتن با او را ندارد

﴿38﴾ روزی ‌که روح [= جبرئیل] و فرشتگان به صف می‌ایستند، [و] هیچ‌ کس سخن نمی‌گوید، جز کسی ‌که [الله] رحمان به او اجازه داده باشد و [او] سخن درست [و صواب] گوید

﴿39﴾ آن [روز]، روزِ حق است [و بدون تردید واقع می‌شود]؛ پس هر کس كه بخواهد، [می‌تواند] راه بازگشتى به سوى پروردگار خود بجوید

﴿40﴾ به راستی، ما شما را از عذابی نزدیک بیم دادیم: روزی ‌که انسان آنچه را از قبل با دست‌های خود فرستاده است می‌بیند، و کافر می‌گوید: «ای کاش من خاک بودم [و برای حساب برانگیخته نمی‌شدم»]

النازعات

Surah 79

﴿1﴾ سوگند به فرشتگانی که جان [کافران] را به شدت بیرون می‌کشند

﴿2﴾ و سوگند به فرشتگانی که جان [مؤمنان] را به نرمی و آسانی می‌گیرند

﴿3﴾ و سوگند به فرشتگانی که [به امرِ الله، از آسمان به سوی زمین و بالعکس] شناورند

﴿4﴾ و سوگند به فرشتگانی که [در اجرای اوامر الهی] بر یکدیگر سبقت می‌گیرند

﴿5﴾ و سوگند به فرشتگانی [که به امر الهی] کارها را تدبیر می‌کنند

﴿6﴾ روزی‌ که [پس از اولین دمیدن در صور] زمین [و کوه‌ها و همه چیز] به لرزه درآید

﴿7﴾ [و] در پی آن، [دمیدن دوم حشر] بیاید،

﴿8﴾ در آن روز، دل‌هایی سخت مضطرب [و ترسان] هستند

﴿9﴾ و چشم‌های آنان [از ترس و شرمساری] فرو افتاده است

﴿10﴾ [کافران در دنیا] می‌گفتند: «آیا ما [پس از مرگ، دوباره] به حال اول خود باز‌گردانده می‌شویم؟

﴿11﴾ آیا هنگامی‌ که استخوان‌هایی پوسیده شدیم [و به خاک تبدیل گشتیم، باز هم زنده می‌شویم]»؟

﴿12﴾ می‌گفتند: «[اگر چنین وعده‌ای درست باشد،] آنگاه آن بازگشتی زیانبار است»

﴿13﴾ آن [بازگشت،] تنها [به] یک بانگِ مهیب است [و بس]

﴿14﴾ و ناگهان همگی بر عرصۀ زمین [محشر] ظاهر می‌شوند

﴿15﴾ [ای پیامبر،] آیا داستان موسی به تو رسیده است؟

﴿16﴾ آنگاه که پروردگارش او را در سرزمین مقدس «طُوی» ندا داد [و فرمود]

﴿17﴾ «به سوی فرعون برو که او طغیان کرده است،

﴿18﴾ و به او بگو: «آیا می‌خواهی [از کفر و گناه] پاک شوی؟

﴿19﴾ و من تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا [از او] بترسی [و فرمانبردار شوی]؟

﴿20﴾ پس [موسی] معجزۀ بزرگ را به او نشان داد

﴿21﴾ اما او تکذیب و سرکشی کرد

﴿22﴾ سپس پشت کرد و به کوشش و تلاش [علیه او] پرداخت

﴿23﴾ آنگاه [قومش را] جمع کرد و ندا داد

﴿24﴾ و گفت: «من پروردگارِ برتر شما هستم»

﴿25﴾ الله او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار کرد

﴿26﴾ بی‌گمان، در این [واقعه،] برای هر کس ‌که [از الله] می‌ترسد، عبرتی است

﴿27﴾ آیا آفرینش شما [بعد از مرگ] سخت‌تر است یا آسمانی که [الله] آن را بنا کرد؟

﴿28﴾ سقف آن را بر افراشت و به آن شکل و نظم داد،

﴿29﴾ و شبش را تاریک و روزش را روشن گردانید،

﴿30﴾ و زمین را بعد از آن گسترانید،

﴿31﴾ و از آن، آب [چشمه‌ها و چاه‌ها و] چراگاهش را بیرون آورد،

﴿32﴾ و کوه‌ها را محکم و استوار [بر روی زمین] قرار داد

﴿33﴾ [همۀ اینها] برای بهره‌گیری شما و چهارپایانتان است

﴿34﴾ هنگامی‌ که [آن] حادثۀ بزرگ [قیامت] فرا رسد،

﴿35﴾ در آن روز، انسان [تمام اعمال و] تلاش‌های خود را به یاد می‌آورد

﴿36﴾ و جهنم برای هر بیننده‌ای آشکار می‌شود

﴿37﴾ اما آن کس که طغیان [و سرکشی] کرده باشد

﴿38﴾ و زندگی دنیا را [بر آخرت] ترجیح داده باشد،

﴿39﴾ بی‌تردید، جهنم جایگاه اوست

﴿40﴾ و اما کسی‌ که از ایستادن در حضور پروردگارش بیمناک بوده و نفس را از هوی [و هوس] بازداشته باشد،

﴿41﴾ قطعاً بهشت جایگاه اوست

﴿42﴾ [ای پیامبر،] دربارۀ قیامت از تو می‌پرسند که در چه زمانی واقع می‌شود؟

﴿43﴾ تو را با یادآوری این سخن چه کار است؟

﴿44﴾ [سرانجام و] منتهای [علمِ] آن، نزد پروردگار توست

﴿45﴾ تو فقط بیم‌دهندۀ کسانی هستی که از آن [= قیامت] می‌ترسند

﴿46﴾ روزی‌ که [کافران قیامت را] ببینند، [چنین احساس می‌کنند که] گویی [در دنیا] جز یک شامگاه یا بامداد به سر نبرده‌اند

عبس

Surah 80

﴿1﴾ [پیامبر] چهره در هم کشید و روی برگردانْد

﴿2﴾ از اینکه آن نابینا [= عبدالله بن اُمّ مَکتوم] نزدش آمد

﴿3﴾ و [ای پیامبر،] تو چه می‌دانی؟ چه بسا او [از گناهانش] پاک ‌شود،

﴿4﴾ یا پند گیرد و این پند به سودش باشد

﴿5﴾ اما آن کس که [از ایمان] بی‌نیازی می‌ورزد

﴿6﴾ تو به او روی می‌آوری؛

﴿7﴾ در حالی که اگر او خود را [از کفر] پاک نسازد، ایرادی بر تو نیست؛

﴿8﴾ اما کسی که شتابان به سراغ تو می‌آید

﴿9﴾ و [از الله] می‌ترسد،

﴿10﴾ تو از او غافل می‌شوی [و به دیگران می‌پردازی]

﴿11﴾ هرگز چنین نیست؛ بی‌گمان، این [آیات برای] تذکر و یادآوری است

﴿12﴾ پس هر کس که بخواهد، [می‌تواند] از آن پند گیرد

﴿13﴾ در صحیفه‌های ارجمندی [ثبت] است

﴿14﴾ [در جایگاهی] بلندپایه و پاکیزه [از پلیدی]

﴿15﴾ در دست سفیران [وحی] است

﴿16﴾ [که] بزرگوار و نیکوکارند

﴿17﴾ مرگ بر انسان [کافر، که] چقدر ناسپاس است

﴿18﴾ [الله] او را از چه چیز آفریده است؟

﴿19﴾ او را از نطفۀ [ناچیزی] آفرید، سپس او را موزون ساخت

﴿20﴾ سپس راه را برایش آسان نمود

﴿21﴾ آنگاه [پس از پایان عمر،] او را میرانْد و در قبر [پنهان] نمود

﴿22﴾ سپس هر گاه بخواهد، او را [زنده می‌کند و] برمی‌انگیزد

﴿23﴾ هرگز چنین نیست [که او می‌پندارد]. او هنوز آنچه را که [الله] فرمان داده به جای نیاورده است

﴿24﴾ انسان باید به غذای خویش [و آفرینشِ آن] بنگرد

﴿25﴾ ما آب فراوان [از آسمان] فروریختیم،

﴿26﴾ سپس زمین را از هم شکافتیم،

﴿27﴾ آنگاه دانه‌[های فراون] در آن رویاندیم،

﴿28﴾ و انگور و سبزی [خوراکی بسیار]،

﴿29﴾ و زیتون و نخل،

﴿30﴾ و باغ‌هایی [انبوه و] پردرخت،

﴿31﴾ و [انواع] میوه و علوفه [پدید آوردیم]

﴿32﴾ [همۀ اینها] برای بهره‌گیری شما و چهارپایانتان است

﴿33﴾ هنگامی ‌که [آن] صدای مهیب [قیامت] فرارسد،

﴿34﴾ روزی ‌که انسان از برادرش می‌گریزد

﴿35﴾ و از مادرش و از پدرش

﴿36﴾ و از زنش و پسرانش [نیز می‌گریزد]،

﴿37﴾ در آن روز، هر کس را کاری است که او را به خودش سرگرم می‌دارد [و از دیگری بازمی‌دارد]

﴿38﴾ چهره‌هایی در آن روز، گشاده و روشن است

﴿39﴾ [به خاطر نعمت و رحمتِ الله] خندان [و] شاد است

﴿40﴾ و چهره‌هایی در آن روز، غبارآلود است

﴿41﴾ [و] سیاهی [و تاریکی] آنها را پوشانده است

﴿42﴾ اینان همان کافرانِ بدکردارند

التکویر

Surah 81

﴿1﴾ آنگاه ‌که خورشید درهم پیچیده [و تاریک] گردد،

﴿2﴾ و آنگاه ‌که ستارگان بی‌فروغ شوند،

﴿3﴾ و آنگاه ‌که کوه‌ها به حرکت درآید،

﴿4﴾ و آنگاه ‌که ماده‌شترانِ باردار رها شوند،

﴿5﴾ و آنگاه ‌که حیوانات وحشی [در کنار انسان] گرد آورده شوند،

﴿6﴾ و آنگاه ‌که دریا‌ها [جوشان و] برافروخته شود،

﴿7﴾ و آنگاه ‌که هر کس با همسانِ خود قرین گردد،

﴿8﴾ و آنگاه ‌که از دختر زنده‌به‌گورشده پرسیده شود

﴿9﴾ [که] به کدامین گناه کشته شده است،

﴿10﴾ و آنگاه ‌که نامه‌های [اعمال] گشوده شود،

﴿11﴾ و آنگاه ‌که پرده از روی آسمان برگرفته شود،

﴿12﴾ و آنگاه ‌که دوزخ، افروخته [و شعله‌ور] گردد،

﴿13﴾ و آنگاه ‌که بهشت [برای پرواپیشگان] نزدیک آورده شود

﴿14﴾ [در آن هنگام،] هر کس خواهد دانست که چه چیزی [برای آخرت خود] آماده کرده است

﴿15﴾ سوگند به ستارگانی که [به جایگاه خود] بازمی‌گردند،

﴿16﴾ [شتابان] حرکت می‌کنند [و از نظر] پنهان می‌شوند؛

﴿17﴾ و سوگند به شب، هنگامی ‌که [از تاریکی‌اش کاسته شود و] پشت کند؛

﴿18﴾ و سوگند به صبح، هنگامی که بدمد؛

﴿19﴾ بی‌تردید، این [قرآن، سخن الله است که ابلاغش به پیامبر، بر عهدۀ] فرستاده‌ای بزرگوار [=جبرئیل] است؛

﴿20﴾ [همان فرشته‌ای] که [مقتدر و] نیرومند است و نزد [اللهِ] صاحب‌عرش، مقام والایی دارد؛

﴿21﴾ [در ملکوت اعلی و عالم فرشتگان] از او فرمان می‌برند و امین [وحی] است

﴿22﴾ [ای مردم،] همنشین شما [= محمد] دیوانه نیست؛

﴿23﴾ و بی‌تردید، [محمد]، او [= جبرئیل] را در افق روشن دیده است

﴿24﴾ و او بر [ابلاغِ آنچه از طریق] غیب [به وی وحی می‌گردد] بخیل نیست [و همانند کاهنان نیز مزد نمی‌گیرد]

﴿25﴾ و این [قرآن] گفتۀ شیطان رانده‌شده نیست

﴿26﴾ پس به کجا می‌روید؟

﴿27﴾ این [قرآن] چیزی جز پند و اندرز برای جهانیان نیست

﴿28﴾ برای هر یک از شما که بخواهد راه راست [حق را] در پیش گیرد

﴿29﴾ و شما [چیزی را] نمی‌خواهید، مگر آنکه پروردگار جهانیان [اراده کند و] بخواهد

الإنفطار

Surah 82

﴿1﴾ آنگاه ‌که آسمان شکافته شود،

﴿2﴾ آنگاه ‌که ستارگان پراکنده شوند [و فرو ریزند]،

﴿3﴾ و آنگاه ‌که دریا‌ها [به هم آمیزند و لبریز و] روان گردند،

﴿4﴾ و آنگاه ‌که قبرها [برای براگیختن مردگان] زیر و رو شود،

﴿5﴾ [در آن هنگام،] هر کس می‌داند چه چیزهایی را پیشاپیش فرستاده و چه چیزهایی را واپس نهاده [و بر جای گذاشته است]

﴿6﴾ ای انسان، چه چیزی تو را [نسبت] به پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟

﴿7﴾ آن [پروردگاری] که تو را آفرید، سپس به تو سر و سامان داد و آنگاه تو را متعادل و متناسب کرد

﴿8﴾ و به هر شکلی [و صورتی] که خواست، تو را ترکیب نمود

﴿9﴾ هرگز چنین نیست [که شما گمان می‌کنید]؛ بلکه شما [روز] جزا را تکذیب می‌کنید

﴿10﴾ و بی‌گمان، نگهبانانی [از فرشتگان] بر شما گمارده شده‌اند

﴿11﴾ که نویسندگانی بزرگوارند؛

﴿12﴾ آنچه را انجام می‌دهید، می‌دانند [و اعمال نیک و بد شما را ثبت می‌کنند]

﴿13﴾ مسلماً نیکوکاران در نعمت[های بهشت] هستند

﴿14﴾ و یقیناً بدکاران در [آتش] جهنمند

﴿15﴾ روز جزا به آن درمی‌آیند [و می‌سوزند]

﴿16﴾ و هرگز آنان از آنجا به دور و [در امان] نباشند

﴿17﴾ و تو چه ‌دانی که روز جزا چیست؟

﴿18﴾ باز تو چه می‌دانی که روز جزا چیست؟

﴿19﴾ روزی‌که هیچ کس قادر به انجام کاری برای دیگری نیست؛ و در آن روز، حکم [و فرمان،] از آنِ الله است

المطففین

Surah 83

﴿1﴾ وای بر کم‌فروشان

﴿2﴾ [همان] کسانی‌ که چون [برای خود] از مردم پیمانه می‌کنند، حق خود را کامل می‌گیرند،

﴿3﴾ و هنگامی ‌که [می‌خواهند] برای آنان پیمانه یا وزن کنند، کم می‌گذارند

﴿4﴾ آیا آنها گمان نمی‌کنند که [قیامت فرا می‌رسد و از قبرها] برانگیخته می‌شوند،

﴿5﴾ در روزی بزرگ؟

﴿6﴾ [همان] روزی‌ که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می‌ایستند

﴿7﴾ هرگز چنین نیست [که کافران پنداشته‌اند]! به راستی که نامۀ [اعمال] بدکاران در سِجّین است

﴿8﴾ و تو چه دانی که سِجّین چیست؟

﴿9﴾ کتابی است که [اعمال بدکاران در آن] نوشته شده است

﴿10﴾ در آن روز، وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿11﴾ همان کسانی که روز جزا را [انکار و] تکذیب می‌کنند؛

﴿12﴾ و جز ستمکارانِ گنهکار، [کسی] آن [روز] را تکذیب نمی‌کند

﴿13﴾ هنگامی که آیات ما بر او تلاوت می‌شود، می‌گوید: «[این] افسانه‌های [خیالی] گذشتگان است»

﴿14﴾ هرگز چنین نیست [که آنها گمان می‌کنند]؛ بلکه [به سبب] آنچه کرده‌اند، بر دل‌هایشان زنگار بسته است

﴿15﴾ هرگز چنین نیست [که آنها می‌پندارند]. بی‌گمان، آنان در آن روز از [دیدار] پروردگار‌شان محرومند

﴿16﴾ و [بعد از حساب،] مسلماً وارد دوزخ می‌شوند

﴿17﴾ آنگاه به آنان گفته می‌شود: «این [آتش،] همان چیزی است که آن را تکذیب می‌کردید»

﴿18﴾ هرگز چنین نیست [که آنها می‌پندارند]؛ بی‌گمان، نامۀ [اعمال] نیکوکاران در «عِلّیین» است

﴿19﴾ و تو چه دانی که «عِلّیین» چیست؟

﴿20﴾ کتابی است که [اعمال نیکوکاران در آن] نوشته شده است،

﴿21﴾ که مقرّبان [درگاه الهی] بر آن حاضر می‌شوند [و گواهی می‌دهند]

﴿22﴾ همانا نیکوکاران در نعمت[های بهشت] هستند

﴿23﴾ بر تخت‌ها [تکیه زده و] می‌نگرند

﴿24﴾ خرمی و نشاطِ نعمت [بهشت] را در چهره‌هایشان [می بینی و] می‌شناسی

﴿25﴾ آنها از شراب نابِ مُهرشده، [نوشانیده و] سیراب می‌شوند

﴿26﴾ مُهری که بر آن نهاده شده، از مُشک است، و مشتاقان [رحمت]، در این [شراب و دیگر نعمت‌های بهشتی] باید بر یکدیگر پیشی گیرند

﴿27﴾ و آمیزه‌اش از [چشمه] تسنیم است؛

﴿28﴾ [همان] چشمه‌ای که مقربان [درگاه الهی] از آن می‌نوشند

﴿29﴾ همانا کسانی که جرم و گناه مرتکب شدند، پیوسته [در دنیا] بر کسانی‌ که ایمان آورده بودند می‌خندیدند

﴿30﴾ و هر گاه [مؤمنان] از کنار‌شان می‌گذشتند، با چشم و ابرو به هم اشاره می‌کردند [و آنان را به سُخره می‌گرفتند]؛

﴿31﴾ و چون به سوی خانوادۀ خود بازمی‌گشتند، [به خاطر تمسخرِ مؤمنان] شادمان و خندان بودند؛

﴿32﴾ و هنگامی که مؤمنان را می‌دیدند می‌گفتند: «بی‌گمان، اینان گمراهانند»؛

﴿33﴾ در حالی ‌که آنان برای مراقبت [و نگهبانی،] بر مؤمنان فرستاده نشده بودند

﴿34﴾ ولی امروز کسانی ‌که ایمان آورده‌اند، به کافران می‌خندند

﴿35﴾ بر تخت‌های [آراسته نشسته و به نعمت‌های الهی که برترین آنها، رؤیت وجه گرامی الله است] می‌نگرند

﴿36﴾ آیا کافران [با چشیدن عذاب،] جزای آنچه را که می‌کردند دریافت نموده‌اند؟

الإنشقاق

Surah 84

﴿1﴾ آنگاه ‌که آسمان شکافته شود،

﴿2﴾ و به [فرمان] پروردگارش گوش فرا دهد [و تسلیم شود]؛ و سزاوار است [که چنین کند]،

﴿3﴾ و آنگاه ‌که زمین گسترده [و هموار] شود،

﴿4﴾ و هر چه را درون خود دارد، بیرون ریزد و تهی گردد،

﴿5﴾ و به [فرمان] پروردگارش گوش دهد [و تسلیم شود]؛ و سزاوار است [که چنین کند]

﴿6﴾ ای انسان، بی‌گمان، تو در راه [رسیدن به] پروردگارت سخت تلاش و کوشش می‌کنی؛ پس او را ملاقات خواهی کرد

﴿7﴾ و اما کسی ‌که نامۀ [اعمال او] به دست راستش داده شود،

﴿8﴾ به زودی به حسابی آسان، محاسبه می‌شود

﴿9﴾ و شادمان به سوی خانواده‌اش بازمی‌گردد؛

﴿10﴾ و اما کسی ‌که نامۀ [اعمال او] از پشت سرش به او داده شود

﴿11﴾ به زودی نابودیِ خود را خواهد ‌طلبید

﴿12﴾ و به [آتش] جهنم شعله‌ور در خواهد آمد

﴿13﴾ بی‌گمان، او در [دنیا به خاطر گناهانش،] در میان خانوادۀ خود شادمان بود

﴿14﴾ او گمان می‌کرد که هرگز [به نزد الله] بازنخواهد گشت

﴿15﴾ آری؛ همانا پروردگارش از حال وی آگاه بود

﴿16﴾ به شفق سوگند می‌خورم،

﴿17﴾ و سوگند به شب و آنچه را فرو می‌پوشد

﴿18﴾ و سوگند به ماه چون [فروغش] کامل شود

﴿19﴾ که قطعاً مراتب و حالات مختلفی را یکی پس از دیگری [در مسیر زندگی دنیوی] طی خواهید کرد

﴿20﴾ آنان را چه شده که ایمان نمی‌آورند؟

﴿21﴾ و [چرا] هنگامی‌ که قرآن بر آنان تلاوت می‌شود سجده نمی‌کنند؟

﴿22﴾ بلکه کسانی‌ که کافر شدند، پیوسته [آیات الهی را] تکذیب می‌کنند

﴿23﴾ و الله به آنچه در دل پنهان می‌دارند، دانا‌تر است

﴿24﴾ پس [ای پیامبر،] آنان را به عذابی دردناک بشارت ده؛

﴿25﴾ مگر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، که پاداشی بی‌منّت و پیوسته برایشان است

البروج

Surah 85

﴿1﴾ سوگند به آسمان که دارندۀ بُرج‌هاست،

﴿2﴾ و سوگند به روز موعود [قیامت]،

﴿3﴾ و سوگند به هر کس که گواهی دهد و به هر کس که مورد گواهی قرار گیرد

﴿4﴾ مرگ بر آدم‌سوزان خندق

﴿5﴾ [همان آتشِ] افروخته از هیزم‌های بسیار [که مؤمنان را در آن می‌سوزاندند]؛

﴿6﴾ هنگامی ‌که بر [کنارۀ] آن نشسته بودند

﴿7﴾ و آنچه را با مؤمنان انجام می‌دادند، تماشا می‌کردند؛

﴿8﴾ و هیچ ایرادی از آنان [=مؤمنان] نگرفتند، جز اینکه به الله پیروزمندِ ستوده ایمان آورده بودند

﴿9﴾ [همان] ذاتی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست؛ و الله بر همه چیز گواه است

﴿10﴾ به راستی کسانی که مردان و زنان مؤمن را شکنجه [و آزار] دادند و پس [از انجام آن کار،] توبه نکردند، عذاب جهنم برایشان [مهیّا] است و عذاب آتش [در پیش دارند]

﴿11﴾ همانا برای کسانی ‌که ایمان آوردند و کار‌های شایسته کردند، باغ‌هایی [از بهشت] است که جویبارها زیر [درختان] آن جاری است؛ و این است کامیابی بزرگ

﴿12﴾ بی‌گمان، [مجازات و] سختگیریِ پروردگارت بسیار شدید است

﴿13﴾ در حقیقت، اوست که [آفرینش را] آغاز می‌کند و دوباره [بعد از مرگ] بازمی‌گرداند؛

﴿14﴾ و همو آمرزنده [و] دوستدار [مؤمنان] است

﴿15﴾ [الله] صاحب‌عرش [و] بلندمرتبه [و شکوهمند] است

﴿16﴾ [و] آنچه را بخواهد، انجام می‌دهد

﴿17﴾ [ای پیامبر،] آیا داستان لشکر‌یان [حق‌ستیز] به تو رسیده است؟

﴿18﴾ [لشکر] فرعون و [قوم] ثمود

﴿19﴾ بلکه کسانی ‌که کافر شدند، پیوسته در تکذیب [حق] هستند،

﴿20﴾ و الله از هر سو بر آنان احاطه دارد

﴿21﴾ آری، این [آیات، شعر و سحر نیست؛ بلکه] قرآن شکوهمند است

﴿22﴾ در لوح محفوظ [از هر گونه تحریف و تبدیل، در امان] است

الطارق

Surah 86

﴿1﴾ سوگند به آسمان و سوگند به ستارۀ شبگرد

﴿2﴾ و تو چه می‌دانی که ستارۀ شبگرد چیست؟

﴿3﴾ [همان] ستارۀ فروزان است

﴿4﴾ هیچ کس نیست، مگر اینکه نگهبانی [از فرشتگان] بر او[گماشته شده] است

﴿5﴾ انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است

﴿6﴾ از یک آب جهنده آفریده شده

﴿7﴾ که از میان [استخوانِ] پشت [مرد] و سینۀ [زن] بیرون می‌آید

﴿8﴾ بی‌گمان، الله بر بازگرداندن او [پس از مرگ] تواناست

﴿9﴾ روزی ‌که [تمام] رازها فاش شود،

﴿10﴾ [در آن روز،] انسان هیچ توان و یاوری ندارد

﴿11﴾ سوگند به آسمان پرباران

﴿12﴾ و سوگند به زمینِ پرشکاف [که گیاهان از آن سر برمی‌آورند]

﴿13﴾ [که] بی‌گمان، این قرآن، سخن جداکنندۀ حق از باطل است

﴿14﴾ و [سخنِ] هزل و بیهوده نیست

﴿15﴾ آنان [= کافران] پیوسته حیله و نیرنگ می‌کنند

﴿16﴾ و من [نیز] حیله [و تدبیر] می‌کنم؛

﴿17﴾ پس به کافران مهلت بده [و] اندکی رهایشان کن [تا غرق گناه باشند]

الأعلی

Surah 87

﴿1﴾ نام پروردگار بلند مرتبه‌ات را به پاکی یاد کن

﴿2﴾ [همان ذاتی] که [انسان را] آفرید و هماهنگ و متعادل ساخت

﴿3﴾ و [همان] ذاتی‌ که اندازه‌گیری کرد و [به شایستگی آفرید] و سپس هدایت نمود

﴿4﴾ و [آن] ذاتی‌ که چراگاه را [برای تغذیۀ جانداران] رویانید

﴿5﴾ سپس آن را خشک و سیاه گردانید

﴿6﴾ ما به زودی [قرآن را] بر تو می‌خوانیم؛ پس تو هرگز [آن را] فراموش نخواهی کرد؛

﴿7﴾ مگر آنچه را که الله بخواهد؛ همانا او آشکار و نهان را می‌داند

﴿8﴾ و آسان‌ترین [راه‌] را برایت فراهم مى‌گردانیم

﴿9﴾ اگر پند مفید باشد، [مردم را با آیات قرآن] پند ده

﴿10﴾ به زودی کسی‌ که [از الله] می‌ترسد، پند می‌پذیرد

﴿11﴾ و بدبخت‌ترین [مردم،] از آن دوری می‌گزیند؛

﴿12﴾ [همان] کسی‌ که در آتش بزرگ [جهنم] درخواهد آمد،

﴿13﴾ و در آن [آتش] نه می‌میرد و نه زنده می‌مانَد

﴿14﴾ یقیناً کسی ‌که خود را [از کفرو گناه] پاک کند، رستگار خواهد شد؛

﴿15﴾ و [نیز کسی که] نام پروردگارش را یاد کند و نماز بگزارد

﴿16﴾ ولی شما [مردم،] زندگی دنیا را [بر آخرت] ترجیح می‌دهید؛

﴿17﴾ در حالی‌ که آخرت، بهتر و پاینده‌تر است

﴿18﴾ به راستی این [پندها] در کتاب‌های آسمانی پیشین [نیز] بود؛

﴿19﴾ کتاب‌های ابراهیم و موسی

الغاشیة

Surah 88

﴿1﴾ [ای پیامبر،] آیا خبرِ قیامت هولناکِ فراگیر به تو رسیده است؟

﴿2﴾ در آن روز، چهره‌هایی خوار و ذلیل خواهند بود

﴿3﴾ [در دنیا] پیوسته تلاش کرده [و] خسته شده [و چون در راه حق نبوده، نتیجه‌ای ندیده‌اند]

﴿4﴾ در آتش سوزان درمی‌آیند،

﴿5﴾ از چشمۀ بسیار داغ به آنها نوشانیده می‌شود

﴿6﴾ غذایی جز خارِ خشک و تلخ ندارند

﴿7﴾ که نه [آنان را] فربه کند و نه گرسنگی را دفع می‌نماید

﴿8﴾ در آن روز، چهره‌هایی شاداب و تازه هستند

﴿9﴾ و از سعی [و تلاش] خود راضیند؛

﴿10﴾ در بهشت برین هستند

﴿11﴾ در آنجا هیچ سخن بیهوده‌ای نمی‌شنوند

﴿12﴾ در آن، چشمه[های آب] روان است

﴿13﴾ تخت‌های [زیبای] بلند [پایه] در آن است

﴿14﴾ و جام‌هایی [که در کنار چشمه‌ها] نهاده شده

﴿15﴾ و بالشت‌های [منظم] چیده‌شده،

﴿16﴾ و [نیز] فرش‌های گرانبها گسترده شده است

﴿17﴾ آیا [کافران] به شتر نمی‌نگرند که چگونه آفریده شده است؟

﴿18﴾ و به آسمان [نمی‌نگرند] که چگونه برافراشته شده است؟

﴿19﴾ و به کوه‌ها [نمی‌نگرند] که چگونه [محکم بر زمین] نصب شده است؟

﴿20﴾ و به زمین [نمی‌نگرند] که چگونه گسترده شده است؟

﴿21﴾ [ای پیامبر،] پند بده، که تو فقط پنددهنده‌ای

﴿22﴾ تو بر آنان مسلط [و چیره] نیستی [که آنان را بر ایمان‌آوردن وادار کنی]

﴿23﴾ اما کسی‌ که روی بگردانَد و کافر شود

﴿24﴾ الله او را با بزرگ‌ترین عذاب، مجازات می‌کند

﴿25﴾ همانا بازگشت آنها به سوی ماست

﴿26﴾ سپس بی‌گمان، حسابشان [نیز] با ماست

الفجر

Surah 89

﴿1﴾ سوگند به سپيده‌دم [صبحگاهان]

﴿2﴾ و به شب‌های دهگانه [آغاز ذی‌حجه]

﴿3﴾ و به زوج و فرد [اشیاء]

﴿4﴾ و سوگند به شب، هنگامی‌ که [حرکت می‌کند و] می‌رود

﴿5﴾ آیا در این [چیزها] سوگندی برای صاحب‌خرد نیست [که او را قانع نماید]؟

﴿6﴾ [ای پیامبر،] آیا ندیدی که پروردگارت با [قوم] عاد چه کرد؟

﴿7﴾ [همان قبیلۀ] اِرَم که دارای [کاخ‌هایی با] ستونهای بلند بودند

﴿8﴾ که همانند آن در شهرها آفریده نشده بود؟

﴿9﴾ و [نیز قوم] ثَمود، کسانی که صخره‌های سخت را از [کنار] وادی می‌تراشیدند [و خانه برای خودشان می‌ساختند]؟

﴿10﴾ و فرعون، صاحب سپاه [بزرگ و قدرتمند]

﴿11﴾ [همان] کسانی که در شهر‌ها طغیان [و سرکشی] کردند

﴿12﴾ و فسادِ بسیار در آنها به بار آوردند

﴿13﴾ آنگاه پروردگارت تازیانۀ عذاب را بر آنان فرود آورد

﴿14﴾ یقیناً پروردگار تو در کمینگاه است

﴿15﴾ و اما انسان هنگامی که پروردگارش او را بیازماید و گرامی دارد و به او نعمت بخشد، [مغرور می‌گردد و گمان می‌کند که این امر به خاطر کرامتی است که نزد الله دارد]، پس می‌گوید: «پروردگارم مرا گرامی داشته است»؛

﴿16﴾ و اما هنگامی که او را بیازماید و روزی‌اش را بر او تنگ سازد، [دلسرد ‌شده و گمان می‌کند که این امر بدان سبب است که نزد الله، خوار و ذلیل است؛] پس می‌گوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است»

﴿17﴾ هرگز چنین نیست [که شما می‌پندارید]؛ بلکه شما یتیم را گرامی نمی‌دارید

﴿18﴾ و یکدیگر را بر اطعام مستمندان ترغیب نمی‌کنید

﴿19﴾ و میراث را حریصانه می‌خورید [و حق ضعیفان را نمی‌دهید]

﴿20﴾ و مال و ثروت [دنیا] را بسیار دوست دارید

﴿21﴾ هرگز چنین نیست [که شما گمان می‌کنید]؛ هنگامی ‌که زمین سخت در هم کوبیده شود [و هموار گردد]

﴿22﴾ و پروردگارت [برای دادرسی] بیاید و [نیز] فرشتگان صف‌درصف [بایستند]

﴿23﴾ و در آن روز جهنم آورده شود، آن روز است که انسان [کافر] پند می‌گیرد [و توبه می‌کند]؛ و [اما] این پند گرفتن، چه سودی برایش دارد؟

﴿24﴾ وی می‌گوید: «ای کاش [در دنیا] برای [این] زندگی‌ام [اعمال نیک، از] پیش فرستاده بودم

﴿25﴾ در آن روز، هیچ کس همانند عذاب او [= الله] عذاب نمی‌کند،

﴿26﴾ و هیچ کس همچون بند کشیدن او [= الله]، کسی را به بند نمی‌کشد

﴿27﴾ [اما به مؤمن ندا می‌شود:] «ای روحِ آرام‌یافته،

﴿28﴾ به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که تو [از پاداشِ الله] راضی هستی، و او از [اعمال] تو راضی است

﴿29﴾ پس در زمرۀ بندگان [خاصّ] من در آی

﴿30﴾ و به بهشت من وارد شو»

البلد

Surah 90

﴿1﴾ سوگند به این شهر [مکه]

﴿2﴾ در حالی که [ای پیامبر!] تو در این شهر ساکنی [و جنگ در این شهر برایت حلال است]

﴿3﴾ و سوگند به پدر [= آدم] و فرزندانش

﴿4﴾ یقیناً ما انسان را در رنج [و دشواری‌های دنیوی] آفریدیم

﴿5﴾ آیا او گمان می‌کند هیچ کس بر [مجازاتِ] وی توانا نیست؟

﴿6﴾ می‌گوید: «[به خاطرِ انفاق،] مال زیادی را تباه کرده‌ام»

﴿7﴾ آیا می‌پندارد که هیچ کس او را ندیده است؟

﴿8﴾ آیا دو چشم برایش قرار ندادیم؟

﴿9﴾ و یک زبان و دو لب؟

﴿10﴾ و او را به دو راه [خیر و شر] راهنمایی کردیم

﴿11﴾ اما به گردنۀ [سخت] قدم نگذاشت [و نیامد]

﴿12﴾ و تو چه می‌دانی که آن گردنۀ [سخت] چیست؟

﴿13﴾ آزاد کردن برده‌ای است

﴿14﴾ یا اطعام در روز قحطی [و گرسنگی]،

﴿15﴾ [خواه] یتیمی از خویشاوندان [باشد]

﴿16﴾ یا مستمندی خاک نشین؛

﴿17﴾ به علاوه، از کسانی باشد که ایمان آورده‌اند و یکدیگر را به صبر [بر عبادت و دوری از گناه] و مهربانی [با بندگان] توصیه نموده‌اند

﴿18﴾ اینان اهل سعادتند [که نامۀ اعمال آنان به دست راستشان داده می‌شود و اهل بهشتند]

﴿19﴾ اما کسانی ‌که به آیات ما کفر ورزیدند، آنان اهل شقاوتند [که نامۀ اعمال به دست چپشان داده می‌شود و به دوزخ می‌روند]

﴿20﴾ [از هر سو] آتش سرپوشید‌ه‌ای بر آنان است [که راه فرار ندارند]

الشمس

Surah 91

﴿1﴾ سوگند به خورشید و روشنیِ آن [به هنگام بامداد]،

﴿2﴾ و سوگند به ماه، هنگامی که بعد از آن [= خورشید] در‌آید،

﴿3﴾ و سوگند به روز، هنگامی‌ که آن [= خورشید] را روشن [و جلوه‌گر] کند،

﴿4﴾ و سوگند به شب، هنگامی که آن را بپوشانَد،

﴿5﴾ و سوگند به آسمان و به ذاتی که آن را بنا کرد،

﴿6﴾ و سوگند به زمین و به ذاتی که آن را گسترانید،

﴿7﴾ و سوگند به جانِ [انسان] و ذاتی که آن را [آفرید و] نیکو گردانید،

﴿8﴾ سپس نافرمانی و پرهیزگاری‌اش را [به او] الهام کرد

﴿9﴾ بی‌تردید، هر کس نفس خود را [از گناهان] پاک کند، رستگار می‌شود

﴿10﴾ و هر کس آن را [با گناه] آلوده سازد، یقیناً زیانکار می‌شود

﴿11﴾ [قوم] ثمود از روی سرکشی، [پیامبر‌شان را] تکذیب کردند،

﴿12﴾ آنگاه که بدکار‌ترین آنان [برای اقدام به جنایت] برخاست

﴿13﴾ پیامبر الله [= صالح] به آنان گفت: «ماده‌شترِ الله و [نوبت‌] آب‌خوردنش را [حرمت نهید]»

﴿14﴾ [ولی آنان] او را تکذیب کردند و آن [ماده‌شتر] را کشتند؛ پس پروردگار آنان به سبب گناهانشان بر سر‌شان عذاب آورد و همگی آنان را با خاک یکسان کرد

﴿15﴾ و [الله] از سرانجام آن [کار،] بیم ندارد

اللیل

Surah 92

﴿1﴾ سوگند به شب، هنگامی ‌که [همه چیز را] بپوشانَد،

﴿2﴾ و سوگند به روز، هنگامی‌ که آشکار شود،

﴿3﴾ و سوگند به ذاتی که نر و ماده را آفرید،

﴿4﴾ که یقیناً سعی [و تلاش] شما مختلف [و نیک و بد] است

﴿5﴾ و اما کسی‌ که [در راه الله] ببخشد و پرهیزگاری نماید

﴿6﴾ و [وعدۀ الله و سخنان] نیک را تصدیق کند،

﴿7﴾ به زودی انجام [کار خیر و] آسانی [= اعمال نیکو و انفاق در راه الله] را برایش آسان می‌کنیم

﴿8﴾ و اما کسی‌که بخل ورزد و بی‌نیازی بجوید،

﴿9﴾ و [وعدۀ الله و سخنانِ] نیک را تکذیب کند،

﴿10﴾ به زودی انجام دشواری [= اعمال شر و پلید] را برایش آسان می‌سازیم [و انجام کار خیر را بر او سخت می‌گردانیم]؛

﴿11﴾ و در هنگام [مرگ و] ورود به دوزخ، دارایی او سودی به حالش نخواهد داشت

﴿12﴾ مسلماً هدایت [بندگان] بر [عهدۀ] ماست

﴿13﴾ و محققاً آخرت و دنیا [نیز] از آنِ ماست

﴿14﴾ من شما را از آتشی شعله‌ور بیم دادم

﴿15﴾ که جز بدبخت‌ترین [مردم] در آن نیفتد؛

﴿16﴾ [همان] کسی ‌که [آیات ما را] تکذیب کرد و روی گرداند

﴿17﴾ و به زودی پرهیزگارترین [مردم] از آن دور نگه داشته می‌شود

﴿18﴾ [همان] کسی‌که مال خود را [در راه الله] می‌بخشد تا [از گناه] پاک شود

﴿19﴾ و هیچ كس را به قصد پاداش‌یافتن نعمت نمى‌بخشد؛

﴿20﴾ مگر [برای] کسبِ رضا [و خشنودی] پروردگار برترش

﴿21﴾ و به راستی که [با پاداشِ الله] راضی خواهد شد

الضحی

Surah 93

﴿1﴾ سوگند به آغاز روز،

﴿2﴾ و سوگند به شب، هنگامی‌ که آرام گیرد

﴿3﴾ [که] پروردگارت تو را وانگذاشته و [بر تو] خشم نگرفته است

﴿4﴾ و مسلماً آخرت برای تو از دنیا بهتر است

﴿5﴾ و به زودی پروردگارت به تو [و امت تو آنقدر] عطا خواهد کرد که راضی گردی

﴿6﴾ آیا تو را یتیم نیافت، و پناه داد؟

﴿7﴾ و تو را [راه‌نایافته و] سرگشته یافت، و هدایت کرد

﴿8﴾ و تو را فقیر یافت، و بی‌نیاز نمود

﴿9﴾ پس [تو نیز] یتیم را میازار،

﴿10﴾ و [مستمندِ] نیازخواه را مران [و با او خشونت مکن]،

﴿11﴾ و نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن [و سپاس گزار]

الشرح

Surah 94

﴿1﴾ [ای پیامبر،] آیا ما سینه‌ات را [برای نزول وحی] برایت نگشودیم؟

﴿2﴾ و سنگینی [بارِ گناه و دشواریِ رسالت] را از [دوشِ] تو برنداشتیم؟

﴿3﴾ همان [باری] که بر پشتت سنگینی می‌کرد

﴿4﴾ و [نام و] آوازۀ تو را بلند ساختیم

﴿5﴾ مسلماً با [هر] دشواری، آسانی است

﴿6﴾ [آری؛] مسلماً با [هر] دشواری، آسانی است

﴿7﴾ پس هنگامی‌ که [از کار و امور دنیا] فارغ شدی، [به عبادت پروردگارت] بکوش

﴿8﴾ و به سوی پروردگارت راغب [و مشتاق] شو

التین

Surah 95

﴿1﴾ سوگند به انجیر و زیتون

﴿2﴾ و سوگند به طورِ سینا

﴿3﴾ و سوگند به این شهر امن [مکه]

﴿4﴾ [که] یقیناً ما انسان را در بهترین صورت [و با فطرت پاک] آفریدیم

﴿5﴾ سپس او را [که انحراف یافت،] به پست‌ترین [مراحلِ] پَستی برگرداندیم

﴿6﴾ مگر کسانی که ایمان آوردند و کار‌های شایسته انجام دادند؛ که پاداشی پایدار برایشان [در پیش] است

﴿7﴾ پس [ای انسان،] چه چیزی بعد [از این همه دلایل روشن،] تو را به تکذیب [روز] جزا وا می‌دارد؟

﴿8﴾ آیا الله بهترین داور [و حاکم مطلق] نیست؟

العلق

Surah 96

﴿1﴾ بخوان به نام پروردگارت که [هستی را] آفرید؛

﴿2﴾ [همان پروردگاری که] انسان را از خونِ بسته آفرید

﴿3﴾ بخوان و پروردگارت [از همه] بزرگوار‌تر است

﴿4﴾ [همان] ذاتی ‌که به وسیلۀ قلم [نوشتن] آموخت

﴿5﴾ به انسان آنچه را که نمی‌دانست [به تدریج] آموخت

﴿6﴾ چنین نیست [که شما می‌پندارید]؛ حقا که انسان طغیان [و سرکشی] می‌کند

﴿7﴾ [بعد] از اینکه خود را بی‌نیاز [و توانگر] ببیند

﴿8﴾ یقیناً بازگشت [همه] به سوی پروردگار توست

﴿9﴾ [ای پیامبر،] آیا دیده‌ای آن کسی [= ابوجهل] را که [از عبادت الله] باز می‌دارد

﴿10﴾ بنده‌ای [= محمد] را هنگامی که [کنار کعبه] نماز می‌خواند

﴿11﴾ به من خبر بده اگر این [بنده بازداشته‌شده] بر [راه] هدایت باشد

﴿12﴾ یا [مردم را] به پرهیزگاری فرمان دهد، [سزای کسی‌ که چنین بنده‌ای را بیازارد چیست؟]

﴿13﴾ به من خبر بده اگر این [شخص سرکش، حق را] تکذیب کند و رویگردان شود [آیا سزاوار عذاب نیست؟]

﴿14﴾ آیا نمی‌داند که بی‌تردید، الله [همه اعمالش را] می‌بیند؟

﴿15﴾ چنین نیست [که او گمان می‌کند]؛ اگر باز نیاید [و دست از شرارت برندارد،] قطعاً موی پیشانی [او] را به شدّت خواهیم گرفت [و به سوی دوزخ خواهیم کشاند]؛

﴿16﴾ موی پیشانیِ [همان] دروغگوی خطاکار را

﴿17﴾ پس باید هم‌مجلسانش را [به کمک] بخواند

﴿18﴾ ما [نیز] آتشبانان [دوزخ] را فرا خواهیم ‌خواند

﴿19﴾ چنین نیست [که او می‌پندارد]؛ هرگز او را اطاعت مکن و سجده کن، و [به الله] تقرّب جوی

القدر

Surah 97

﴿1﴾ همانا ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل کردیم

﴿2﴾ و تو چه دانی شب قدر چیست؟

﴿3﴾ شب قدر، بهتر از هزار ماه است

﴿4﴾ فرشتگان و روح [= جبرئیل] در آن [شب،] به فرمان پروردگارشان برای [انجام] هر کاری نازل می‌شوند

﴿5﴾ [آن شب] تا طلوع فجر، سلامت [و رحمت] است

البینة

Surah 98

﴿1﴾ کسانی از اهل کتاب و مشرکان ‌که کافر شدند، [از آیین کفر] دست برنمی‌دارند تا اینکه دلیل روشنی برایشان بیاید

﴿2﴾ پیامبری از سوی الله [بیاید] که صحیفه‌های پاک را بخواند

﴿3﴾ و نوشته‌هایی استوار [و درست] در آن [صحیفه‌ها] است

﴿4﴾ و کسانی‌ که به آنان کتاب داده شد [از جمله یهود و نصاری] پراکنده نشدند [و اختلاف نکردند،] مگر بعد از آنکه دلیل روشن برایشان آمد

﴿5﴾ و آنان فرمان نیافتند جز اینکه الله را عبادت کنند در حالی ‌که دین [خود] را برای او خالص گردانند [و از شرک و عبادت معبودان باطل،] به توحید روی آورند؛ و نماز برپا دارند و زکات بپردازند؛ و این است آیین راستین و مستقیم

﴿6﴾ بی‌گمان، کسانی از اهل کتاب و مشرکان ‌که کافر شدند، جاودانه در آتش جهنم خواهند ماند. آنان بدترینِ آفریدگان هستند

﴿7﴾ همانا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، آنان بهترینِ آفریدگان هستند

﴿8﴾ پاداش آنان نزد پروردگار‌شان، باغ‌های [بهشت] جاویدان است که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ همیشه در آن خواهند ماند؛ الله از [اعمال] آنها راضی است و آنان [نیز] از [پاداشِ] او راضیند؛ و این [مقام و پاداش،] برای کسی است که از پروردگارش بترسد

الزلزلة

Surah 99

﴿1﴾ هنگامی که زمین با شدید‌ترین تکان‌هایش به لرزه درآید

﴿2﴾ و زمین بار‌های سنگینش را بیرون ریزد

﴿3﴾ و انسان می‌گوید: «آن [= زمین] را چه شده است؟»

﴿4﴾ در آن روز، [زمین] تمام خبرهایش را بازگو می‌کند؛

﴿5﴾ زیرا که پروردگارت به او [چنین] وحی [و حکم] کرده است

﴿6﴾ در آن روز، مردم گروه‌گروه باز می‌گردند تا [نتیجۀ] اعمالشان به آنان نشان داده شود

﴿7﴾ آنگاه هر کس به‌ اندازۀ ذره‌ای کار نیک انجام داده باشد، [پاداشِ] آن را می‌بیند؛

﴿8﴾ و هر کس به اندازه ذره‌ای کار بد کرده باشد، [کیفرِ] آن را می‌بیند

العادیات

Surah 100

﴿1﴾ سوگند به اسب‌های دونده که نفس‌زنان [به سوی میدان جهاد] پیش می‌روند

﴿2﴾ و سوگند به اسب‌هایی که [با برخورد سُم‌هایشان به سنگ‌ها] جرقۀ [آتش] ایجاد می‌کنند

﴿3﴾ باز سوگند به اسب‌هایی که در صبحگاهان [بر دشمن] یورش می‌برند

﴿4﴾ و در آن هنگام گرد و غبار برمی‌انگیزند

﴿5﴾ آنگاه در دل [سپاه دشمن] می‌تازند

﴿6﴾ یقیناً انسان در برابر [نعمت‌های] پروردگارش بسیار ناسپاس است،

﴿7﴾ و بی‌گمان، او [خود] بر این [ناسپاسی] گواه است،

﴿8﴾ و همانا او علاقۀ فراوانی به مال [دنیا] دارد

﴿9﴾ آیا او نمی‌داند که در آن روز، آنچه در گور‌هاست، [همه زنده و] برانگیخته می‌شوند؟

﴿10﴾ و آنچه در سینه‌هاست [همه] آشکار می‌گردد

﴿11﴾ یقیناً در آن روز، پروردگارشان کاملاً به [وضع و حال] آنان آگاه است

القارعة

Surah 101

﴿1﴾ [آن] فروکوبنده

﴿2﴾ [آن] فروکوبنده چیست؟

﴿3﴾ و تو چه ‌دانی که [آن] فروکوبنده چیست؟

﴿4﴾ روزی‌ که مردم مانند پروانه‌های پراکنده [حیران و سرگردان] خواهند بود

﴿5﴾ و کوه‌ها مانند پشم رنگینِ حلاجی‌شده خواهند شد

﴿6﴾ و اما هر کس که [در آن روز،] کفّۀ میزانش سنگین باشد،

﴿7﴾ [در بهشت،] در زندگی رضایت‌بخشی خواهد بود

﴿8﴾ و اما هر کس که کفّۀ میزانش سبک باشد،

﴿9﴾ [مسکن و] پناهگاهش «هاویه» است

﴿10﴾ و تو چه دانی که آن [هاویه] چیست؟

﴿11﴾ آتشی است سوزان [و شعله‌ور]

التکاثر

Surah 102

﴿1﴾ زیاده‌خواهی، شما را به خود مشغول [و از یادِ پروردگار غافل] ساخت

﴿2﴾ تا [پایانِ] كارتان به گورستان رسید

﴿3﴾ هرگز چنین نیست [که شما می‌پندارید]؛ به زودی خواهید دانست

﴿4﴾ باز [هم] چنین نیست؛ به زودی خواهید دانست

﴿5﴾ چنین نیست [که شما گمان می‌کنید]؛ اگر به دانشِ یقینی [و تردیدناپذیر، حقیقتِ قیامت را] می‌دانستید، [از زیاده‌خواهی و افتخار به اموال و فرزندانتان دست برمی‌داشتید]

﴿6﴾ سوگند که دوزخ را خواهید دید

﴿7﴾ باز هم سوگند که آن را با چشم یقین خواهید دید؛

﴿8﴾ آنگاه قطعاً در آن روز، از [تمام] نعمت‌ها بازخواست خواهید شد

العصر

Surah 103

﴿1﴾ سوگند به عصر

﴿2﴾ که انسان در زیان است

﴿3﴾ مگر مؤمنان نیکوکاری که یکدیگر را به حق سفارش نموده‌اند و به شکیبایی توصیه کرده‌اند

الهمزة

Surah 104

﴿1﴾ وای بر هر غیبت‌کننده [و] عیبجوی‌

﴿2﴾ [همان] کسی که مال فراونی گرد می‌آورد و آن را بارها می‌شمارد

﴿3﴾ گمان می‌کند که مالَش او را جاودانه می‌سازد

﴿4﴾ هرگز چنین نیست [که او گمان می‌کند]؛ قطعاً در آتشِ درهم‌کوبنده انداخته خواهد شد

﴿5﴾ و [ای پیامبر،] تو چه می‌دانی که آتشِ درهم‌کوبنده چیست؟

﴿6﴾ آتش برافروختۀ الهی است؛

﴿7﴾ [آتشی] که بر دل‌ها چیره می‌گردد [و می‌سوزانَد]

﴿8﴾ بی‌گمان، آن [آتش] بر آنان بسته شده [و از هر سو محاصره‌شان کرده] است

﴿9﴾ [افروخته] در ستون‌های بلند است

الفیل

Surah 105

﴿1﴾ [ای پیامبر،] آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟

﴿2﴾ آیا [فریب و] نقشۀ آنان را در تباهی قرار نداد؟

﴿3﴾ و پرندگانی گروه‌گروه بر [سر] آنان فرستاد

﴿4﴾ [که] با سنگ‌گِل [که در منقار و چنگال داشتند] آنان را سنگباران می‌کردند؛

﴿5﴾ و آنها را همچون کاهِ جویده‌شده ساخت

قریش

Surah 106

﴿1﴾ برای [سپاسگزاری از] همبستگی و اُنس قریش،

﴿2﴾ [همان] همبستگی و اُنسِ آنان در سفر‌های زمستانی [به یَمَن] و تابستانی [به شام]؛

﴿3﴾ باید پروردگارِ خانۀ کعبه را عبادت کنند؛

﴿4﴾ همان [پروردگاری] که آنان را از گرسنگی [رهانید، به آنان] خوراک داد و از وحشت و ترس ایمن نمود

الماعون

Surah 107

﴿1﴾ [ای پیامبر،] آیا کسی را که [روز] جزا را تکذیب می‌کنند، دیده‌ای؟

﴿2﴾ او [همان] کسی است ‌که یتیم را [با خشونت از خود] می‌رانَد

﴿3﴾ و [دیگران را] به اطعامِ مسکین تشویق نمی‌کند

﴿4﴾ پس وای بر نمازگزاران

﴿5﴾ همان کسانی ‌که از نمازشان غافلند

﴿6﴾ کسانی ‌که خودنمایی می‌کنند

﴿7﴾ و [از امانت دادنِ] وسایل ضروری زندگی دریغ می‌ورزند

الکوثر

Surah 108

﴿1﴾ [ای پیامبر،] به راستی که ما خیرِ بی‌نهایت [از جمله رود کوثر در بهشت را] به تو عطا کردیم؛

﴿2﴾ پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن

﴿3﴾ بی‌تردید، دشمنت [از همۀ خیرات و برکات و نام و نشان، بی‌بهره و] بُریده است

الکافرون

Surah 109

﴿1﴾ [ای پیامبر،] بگو: «ای کافران،

﴿2﴾ آنچه را که شما عبادت می‌کنید، من عبادت نمی‌کنم،

﴿3﴾ و [نیز] آنچه را که من عبادت می‌کنم شما عبادت نمی‌کنید

﴿4﴾ و نه من عبادت‌کننده آنچه شما عبادت کرده‌اید خواهم بود؛

﴿5﴾ و نه شما عبادت‌کننده آنچه من عبادت می‌کنم خواهید بود

﴿6﴾ [بنابراین] آیین شما [که آن را برای خویش ساخته‌اید] برای خود‌تان باد و آیین من [که الله آن را بر من فرستاده است] برای خودم»

النصر

Surah 110

﴿1﴾ [ای پیامبر،] هنگامی ‌که یاری الله و پیروزی فرا رسد [و فتح مکه رخ دهد]،

﴿2﴾ و مردم را ببینی که گروه‌گروه در دین الله داخل می‌شوند

﴿3﴾ پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه؛ همانا او بسیار توبه‌پذیر است

اللهب

Surah 111

﴿1﴾ بریده باد هر دو دست اَبولَهَب و هلاک باد خودش

﴿2﴾ مال و ثروتش و آنچه به دست آورده بود، او را بی‌نیاز نساخت [و برایش سودی نبخشید]

﴿3﴾ به زودی به آتش شعله‌ور درخواهد آمد؛

﴿4﴾ و همسرش [اُمّ‌جمیل، آن] هیزم‌کش [آتش‌افروز نیز وارد آتش دوزخ می‌شود]

﴿5﴾ [در حالی که] طنابی از لیفِ خرما بر گردنش است

الإخلاص

Surah 112

﴿1﴾ [ای پیامبر] بگو: «او الله یکتا و یگانه است

﴿2﴾ الله بی‌نیاز است [و همه نیازمند او هستند]

﴿3﴾ نه [فرزندی] زاده و نه [از کسی] زاده شده است

﴿4﴾ و هیچ کس همانند و همتای او نبوده و نیست»

الفلق

Surah 113

﴿1﴾ [ای پیامبر،] بگو: «به پروردگار سپیده‌دم پناه می‌برم،

﴿2﴾ از شرِ تمام آنچه آفریده است،

﴿3﴾ و از شر تاریکی شب، آنگاه که همه جا را فراگیرد،

﴿4﴾ و از شر [زنان جادوگر] که با افسون در گره‌ها می‌دمند

﴿5﴾ و از شر [هر] حسود، آنگاه که حسد ورزد»

الناس

Surah 114

﴿1﴾ [ای پیامبر،] بگو: «به پروردگار مردم پناه می‌برم،

﴿2﴾ فرمانروای مردم،

﴿3﴾ معبود مردم،

﴿4﴾ از شرِ [شیطانِ] وسوسه‌گر که [به هنگام ذکر الله،] پنهان می‌گردد؛

﴿5﴾ همان [وسوسه‌گری] که در دل‌های مردم وسوسه می‌کند؛

﴿6﴾ از جنیان [باشد] و [یا از] آدمیان»