Back to Languages

    Persian - Chapter 14

    Translation by Mohammad Kazem Moezzi

    Verse 1

    کتابی است فرستادیمش به سویت تا برون آری مردم را از تاریکیها بسوی روشنائی به اذن پروردگار ایشان بسوی راه خداوند ارجمند ستوده‌

    Verse 2

    خدا است آنکه وی را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و وای برای کافران از شکنجه سخت‌

    Verse 3

    آنان که برگزینند زندگانی دنیا را بر آخرت و بازدارند از راه خداوند و خواهندش کج آنانند در گمراهی دور

    Verse 4

    و نفرستادیم فرستاده‌ای جز با زبان قوم خود تا آشکار کند برای ایشان پس گمراه کند خدا هر که را خواهد و هدایت کند هر که را خواهد و او است عزتمند حکیم‌

    Verse 5

    و همانا فرستادیم موسی را به آیتهای خود که برون آور قوم خویش را از تاریکیها بسوی روشنائی و یادآوریشان کن به روزهای خدا همانا در این است آیتهایی برای هر شکیبائی سپاسگزار

    Verse 6

    و هنگامی که گفت موسی به قوم خود یاد آرید نعمت خدا را بر خویشتن گاهی که رهانید شما را از خاندان فرعون روامی‌داشتند بر شما زشتی عذاب را و به سختی می‌کشتند پسران شما را و به جای می‌گذاردند زنان شما را و در این بود آزمایشی از پروردگار شما بزرگ‌

    Verse 7

    و هنگامی که اعلام کرد پروردگار شما اگر سپاسگزارید هر آینه بیفزایم شما را و اگر کفر ورزیدید همانا عذاب من است سخت‌

    Verse 8

    و گفت موسی اگر کفر ورزید شما و هر که در زمین است همگی همانا خدا بی‌نیازی است ستوده‌

    Verse 9

    آیا نرسید به شما داستان آنان که پیش از شما بودند قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند نداندشان جز خدا بیامدشان فرستادگان ایشان به نشانیها پس بازگردانیدند دستهای خویش را در دهانهای خود و گفتند همانا کفر ورزیدیم بدانچه فرستاده شده‌اید بدان و همانا مائیم در شکی از آنچه ما را بدان خوانید شک‌آورنده‌

    Verse 10

    گفتند فرستادگان ایشان آیا در خدا هست شکی پدیدآرنده آسمانها و زمین می‌خواند شما را تا بیامرزد برای شما از گناهان شما و پس اندازد شما را تا سرآمدی نامبرده گفتند نیستید شما مگر بشری همانند ما خواهید که بازدارید ما را از آنچه می‌پرستیدند پدران ما پس بیاورید ما را به فرمانروائی آشکار

    Verse 11

    گفت بدیشان فرستادگان ایشان نیستیم ما جز بشری همانند شما و لیکن خدا منّت نهد بر هرکه خواهد از بندگان خویش و نرسد ما را که بیاریمتان فرمانروائیی مگر به اذن خدا و بر خدا پس باید توکّل کنند مؤمنان‌

    Verse 12

    و چه شود ما را توکّل نکنیم بر خدا حالی که به راستی هدایت کرده است ما را به راه‌های ما و همانا شکیبا شویم بر آنچه ما را بیازرده‌اید و بر خدا پس باید توکّل کنند توکل‌کنان‌

    Verse 13

    و گفتند آنان که کفر ورزیدند به پیمبران خود همانا برون رانیم شما را از سرزمین خود یا که بازگردید در کیش ما پس وحی کرد بسوی ایشان پروردگارشان که البته هلاک کنیم ستمگران را

    Verse 14

    و البته جایگزین سازیم شما را در زمین پس از ایشان این برای آن کس است که بترسد جایگاه مرا و بترسد از تهدید من‌

    Verse 15

    و پیروزی (یا گشایش) جستند و نومید شد هر گردنکش کینه‌ورزی‌

    Verse 16

    پشت سر او است دوزخ و نوشانیده شود از آب چرک خون آلود

    Verse 17

    جرعه جرعه نوشدش و نیارد فروبردش (گوارا شودش) و بیایدش مرگ از همه سوی و نیست او مرده و از پس او است عذابی انبوه‌

    Verse 18

    مثَل آنان که کفر ورزیدند به پروردگار خویش کردار ایشان مانند خاکستری است که بوزد بدان باد در روزی تند قادر نباشند از آنچه فراهم کردند بر چیزی این است آن گمراهی دور

    Verse 19

    آیا نبینی که خدا بیافریده است آسمانها و زمین را به حقّ اگر خواهد می‌برد شما را و می‌آورد آفرینشی نوین‌

    Verse 20

    و نیست آن بر خدا گران‌

    Verse 21

    و برون آمدند پیشگاه خدا همگی پس گفتند ناتوانان بدانان که سرکشی ورزیدند که بودیم ما شما را پیروانی آیا هستید بی‌نیازکننده ما از عذاب خدا به چیزی گفتند اگر رهبری می‌کرد ما را خدا هر آینه راهبریتان می‌کردیم یکسان است بر ما چه بی‌تابی کنیم و چه شکیبا شویم نیست ما را چاره‌ای‌

    Verse 22

    و گفت شیطان هنگامی که گذشت کار همانا خدا وعده داد شما را وعده حقّ و وعده دادم شما را پس خلف کردم با شما و نبود مرا بر شما فرمانروائیی جز آنکه خواندم شما را پس اجابتم کردید پس سرزنش نکنید مرا و سرزنش کنید خویشتن را نه من فریاد شما رسم و نه شمائید دادرس من همانا کفر ورزیدم بدانچه مرا شریک گردانیدید از پیش همانا ستمگران را است عذابی دردناک‌

    Verse 23

    و درآورده شدند آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانند در آن به اذن پروردگار خویش درود ایشان است در آن سلام‌

    Verse 24

    آیا ندیدی چگونه برزد است خدا مثَلی سخنی پاک مانند درختی است پاک بیخ و بنش برجا و شاخ و برگش در آسمان‌

    Verse 25

    می‌دهد خوراک خود را هرگاه (همیشه) به اذن پروردگار خویش و می‌زند خدا مثَلها را برای مردم شاید یادآور شوند

    Verse 26

    و مثَل سخنی پلید همانند درختی است پلید که برجهیده است از روی زمین نیستش آرامشی‌

    Verse 27

    استوار دارد خدا آنان را که ایمان آوردند به گفتار استوار در زندگانی دنیا و در آخرت و گمراه کند خدا ستمگران را و می‌کند خدا هر چه خواهد

    Verse 28

    آیا ننگریستی بدانان که تبدیل کردند نعمت خدا را به ناسپاسی و درآوردند قوم خویش را به خانه مرگ (نابودی)

    Verse 29

    دوزخ می‌چشندش و چه زشت است آن آرامشگاه‌

    Verse 30

    و قرار دادند برای خدا همتایانی تا گم کنند از راهش بگو کامیاب شوید که بازگشت شما است بسوی آتش‌

    Verse 31

    بگو به بندگان من آنان که ایمان آوردند بپای دارند نماز را و بدهند از آنچه روزیشان دادیم نهان و آشکارا پیش از آنکه بیاید روزی که نیست سوداگریی در آن و نه دوستیی‌

    Verse 32

    خدا است آنکه آفرید آسمانها و زمین را و فرستاد از آسمان آبی پس برون آورد بدان از میوه‌ها روزیی برای شما و رام کرد برای شما کشتی را تا روان شود در دریا به فرمان او و رام کرد برای شما جویها را

    Verse 33

    و رام کرد برای شما مِهر و ماه را از پی هم درآیندگان و رام کرد برای شما شب و روز را

    Verse 34

    و داد به شما از هرچه مسئلتش کردید و اگر بشمرید نعمت خدا را شمار آن را نتوانید همانا انسان است ستمگری ناسپاس‌

    Verse 35

    و هنگامی که گفت ابراهیم پروردگارا بگردان این شهر را آسوده و برکنار دار مرا و فرزندانم از پرستش بتها

    Verse 36

    پروردگارا همانا آنها گمراه کردند بسیاری را از مردم پس هر که پیرویم کند همانا او از من است و هر که نافرمانیم کند همانا توئی آمرزنده مهربان‌

    Verse 37

    پروردگارا همانا جای دادم از خاندانم (نژادم) در درّه بی‌گیاه (کشت) نزد خانه محترم تو پروردگارا تا بپای دارند نماز را پس بگردان دلهائی را از مردم بگروند بسوی آنان و روزیشان ده از میوه‌ها شاید سپاس گزارند

    Verse 38

    پروردگارا همانا تو دانی آنچه را نهان کنیم و آنچه را آشکار سازیم و نهان نیست بر خدا چیزی در زمین و نه در آسمان‌

    Verse 39

    سپاس خدائی را که بخشید به من سر پیری اسماعیل و اسحق را همانا پروردگار من است شنونده دعاء

    Verse 40

    پروردگارا بگردانم برپاکننده نماز و از فرزندانم پروردگارا و بپذیر درخواست مرا

    Verse 41

    پروردگارا بیامرز برای من و برای پدر و مادرم و برای مؤمنان روزی که بپای شود حساب‌

    Verse 42

    و مپندار البتّه خدا را غافل از آنچه می‌کنند ستمگران جز این نیست که پس اندازدشان برای روزی که در آن بازمانند از گردش دیدگان‌

    Verse 43

    شتاب‌زدگان بالا نگهدارندگان سرهای خویش بازنگردد بسوی ایشان مژگان ایشان و دلهای ایشان است تهی‌

    Verse 44

    و بترسان مردم را روزی که بیایدشان عذاب پس گویند آنان که ستم کردند پروردگارا پس انداز ما را تا سرآمدی نزدیک بپذیریم دعوتت را و پیروی کنیم پیمبران را آیا نبودید شما سوگند یاد کردید پیش از این که نیست شما را زوال (برافتادن)

    Verse 45

    و آرمیدید در نشیمنهای آنان که ستم کردند خویش را و آشکار شد برای شما چه کردیم با ایشان و زدیم برای شما مثَلها را

    Verse 46

    و همانا آوردند نیرنگ خویش را و نزد خدا است نیرنگ ایشان و هر چند باشد نیرنگ ایشان که نابود شود از آن کوه‌ها

    Verse 47

    پس گمان مبر خدا را شکننده وعده خویش به فرستادگان خود همانا خدا عزّتمند است دارای انتقام‌

    Verse 48

    روزی که دگرگون شود زمین به غیر از زمین و آسمانها و بیایند پیشگاه خداوند یگانه چیرگی‌جوی‌

    Verse 49

    و بینی گناهکاران را در آن روز بستگان به زنجیرها

    Verse 50

    جامه‌های ایشان است از قَطران و بپوشد رویهای ایشان را آتش‌

    Verse 51

    تا پاداش دهد خدا به هر کس آنچه فراهم آورده است و همانا خداوند است شتابنده در حساب‌

    Verse 52

    این است آگهیی برای مردم و تا بیم داده شوند بدان و تا بدانند همانا او خداوندی است یکتا و تا یادآور شوند خداوندان خردها