Back to Languages
Persian - Chapter 19
Translation by Mohammad Kazem Moezzi
Verse 1
کهیعص
Verse 2
یادی از رحمت پروردگار تو به بنده خویش زکریّا
Verse 3
هنگامی که خواند پروردگار خود را خواندی آهسته (نهانی)
Verse 4
گفت پروردگارا همانا سست شد استخوان از من و درخشید مرا سر به پیری و نبودم به خواندن تو پروردگار را تیرهبخت
Verse 5
و همانا ترسیدم خویشاوندانم را پس از من و بوده است زنم نازا پس ببخش مرا از نزد خود سرپرستی (فرزندی)
Verse 6
که ارث برد از من و ارث برد از خاندان یعقوب و بگردانش پروردگارا پسندیده
Verse 7
ای زکریّا همانا مژده دهیمت به پسری که نامش یحیی است قرار ندادیم برایش پیش از این همنامی
Verse 8
گفت پروردگارا چگونه باشدم پسری و بوده است زنم نازا و بدرست رسیدهام از پیری خشکیدگی را
Verse 9
گفت بدینسان گفت پروردگار تو آن است بر من آسان و همانا آفریدمت پیش از این و نبودی چیزی
Verse 10
گفت پروردگارا بگذار برای من آیتی گفت آیت تو آنکه سخن نگوئی با مردم سه شب تمامی
Verse 11
پس برون آمد بر قوم خود از محراب پس رساند بدانان که تسبیح کنید بامداد و شبهنگام
Verse 12
ای یحیی بگیر کتاب را به نیرومندی و دادیمش حکم را به کودکی
Verse 13
و مهربانی از نزد ما و پاکی و بوده است پرهیزکاری
Verse 14
و نکوکاری به پدر و مادر خویش و نبود گردنکشی نابفرمان
Verse 15
و درود بر او روزی که بزاد و روزی که بمیرد و روزی که برانگیخته شود زنده
Verse 16
و یاد کن در کتاب مریم را گاهی که برگرفت دور از خاندان خویش جایگاهی خاوری را
Verse 17
پس برگرفت دور از آنان پوششی پس فرستادیم بسوی او روح خود را تا نمایان شد برای او مردی درست
Verse 18
گفت همانا پناه برم به خدای مهربان از تو اگر هستی پرهیزکار
Verse 19
گفت همانا منم فرستاده پروردگار تو تا ببخشم به تو پسری پاک
Verse 20
گفت چگونه باشدم پسری و به من نزدیک نشده است بشری و نبودهام بدکاره
Verse 21
گفت بدینسان گفت پروردگار تو آن است بر من آسان تا بگردانیمش آیتی برای مردم و رحمتی از ما و بوده است کاری گذشته
Verse 22
پس بارور شد بدو پس کناره گرفت بدو جایگاهی دور را
Verse 23
پس بیاوردش درد زائیدن بسوی شاخه خرما گفت کاش مرده بودم پیش از این و میشدم فراموشی فراموششده
Verse 24
پس بانگ بدو زد از زیرش که اندوهگین نباش همانا نهاد پروردگار تو زیر تو جوئی را
Verse 25
و بجنبان بسوی خود شاخه خرما را میریزد بر تو رطبی تازهچیده را
Verse 26
پس بخور و بیاشام و چشمروشن باش و اگر دیدی از بشر کسی را بگو همانا نذر کردم برای خداوند مهربان روزه را و هرگز سخن نگویم امروز را انسی را
Verse 27
پس بیاورد او را به نزد قومش حالی که به دوش همیکشیدش گفتند ای مریم هر آینه آوردی چیزی دروغآمیز را
Verse 28
ای خواهر هارون نبود پدر تو مردی زشت و نبود مادرت بدکاره
Verse 29
پس او را نشان داد گفتند چگونه سخن گوئیم آن را که بوده است در گهواره کودکی
Verse 30
گفت همانا منم بنده خدا داد به من کتاب را و گردانید مرا پمیبری
Verse 31
و گردانید مرا فرخنده هر کجا باشم و توصیه کرد مرا به نماز و زکات مادامی که هستم زنده
Verse 32
و نکوکاری به مادرم و نگردانیدم فرمانفرمائی تیرهبخت
Verse 33
و درود بر من روزی که زادم و روزی که میمیرم و روزی که برانگیخته شوم زنده
Verse 34
این است عیسی پسر مریم سخن حقّی که در آن شک میکنند
Verse 35
نبوده است خدا که برگیرد فرزندی منزه است او هر گاه بگذراند کاری را جز این نیست که گوید بدو بشو پس میشود
Verse 36
و همانا خدا است پروردگار من و پروردگار شما پس بپرستیدش این است راه راست
Verse 37
پس اختلاف کردند گروهها از میان ایشان پس وای بر آنان که کفر ورزیدند از دیدار روزی بزرگ
Verse 38
چه شنوایند به ایشان و چه بینا روزی که آیند ما را لیکن ستمگرانند در آن روز در گمراهی آشکار
Verse 39
و بترسانشان روز دریغ (حسرت) را هنگامی که گذشت کار و ایشانند در غفلتی و ایمان نمیآورند
Verse 40
همانا ما خود میراث بریم زمین را و آنکه بر آن است و بسوی ما بازگردانیده شوند
Verse 41
و یاد کن در کتاب ابراهیم را که بوده است او راستگوی پیمبری
Verse 42
هنگامی که گفت به پدر خود ای پدر من چرا میپرستی آنچه را نمیشنود و نمیبیند و نه بینیاز میکند از تو به چیزی
Verse 43
ای پدر من همانا بیامده است مرا از دانش آنچه نیامده است تو را پس پیرویم کن تا رهبریت کنم راهی راست را
Verse 44
ای پدر من پرستش نکن شیطان را که شیطان است برای خدای مهربان نابفرمان
Verse 45
ای پدر من همانا میترسم برسدت عذابی از خدای مهربان که بشوی برای شیطان دوستی
Verse 46
گفت آیا روی گردانندهای از خدایانم ای ابراهیم اگر کوتاه نیائی هر آینه سنگسارت میکنم و دوری گزین از من روزگاری دراز (یا اندک اندک)
Verse 47
گفت سلام بر تو زود است آمرزش خواهم برای تو از پروردگار خویش همانا او بوده است به من مهربان
Verse 48
و دوری گزینم از شما و آنچه خوانید جز خدا و میخوانم پروردگار خود را شاید نباشم به خواندن پروردگارم تیرهروز
Verse 49
پس هنگامی که دوری گزید از ایشان و آنچه میپرستیدند جز خدا بخشیدیم بدو اسحق و یعقوب را و هر کدام را گردانیدیم پیمبری
Verse 50
و بخشیدیم بدیشان از رحمت خود و نهادیم برای ایشان زبان راستیی فرازنده
Verse 51
و یاد کن در کتاب موسی را که او است ناآلوده و بوده است پیمبری فرستاده شده
Verse 52
و خواندیمش از کنار راست طور و نزدیک گردانیدیمش رازگویان
Verse 53
و بخشیدیم بدو از رحمت خود برادرش هارون را پیمبری
Verse 54
و یاد کن در کتاب اسماعیل را که او بوده است راستوعده و بوده است فرستاده پیمبری
Verse 55
و بود میفرمود خاندان خود را به نماز و زکات و بود نزد پروردگار خویش پسندیده
Verse 56
و یاد کن در کتاب ادریس را که بوده است راستگوی پیمبری
Verse 57
و بالا بردیمش جایگاهی بلند
Verse 58
اینانند که بخشید خدا بدیشان از پیمبران از فرزندان آدم و از آنان که سوار کردیم با نوح و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از آنان که هدایت کردیم و برگزیدیم که هرگاه خوانده شود بر ایشان آیتهای خدای مهربان بیفتند سجدهکنان و گریان
Verse 59
پس جانشین شد از پس ایشان پشتی که تباه کردند نماز را و پیروی کردند شهوتها را پس زود است برسند گمراهی را
Verse 60
مگر آنکه توبه کرد و ایمان آورد و عمل صالح کرد که آنان درآیند بهشت را و ستم نشوند چیزی را
Verse 61
بهشتهای جاودانی که وعده داد خدای مهربان بندگان خویش را پنهانی همانا بوده است وعده او آورده
Verse 62
نشنوند در آن جز درودی و ایشان را است روزیشان در آن بامداد و شبهنگام
Verse 63
این است آن بهشتی که ارث دهیم بندگان خود را آنکو بوده است پرهیزکار
Verse 64
و فرود نیائیم مگر به دستور پروردگار تو وی را است آنچه پیش روی ما است و آنچه پشت سر ما و آنچه میان آن است و نیست پروردگار تو فراموشکننده
Verse 65
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است پس پرستش کن او را و شکیبائی گزین برای پرستش او آیا میدانی برای او همنامی را
Verse 66
و گوید انسان آیا هر گاه بمُردم هر آینه بزودی برون آورده میشوم زنده
Verse 67
آیا یاد نمیآورد انسان که ما آفریدیمش از پیش حالی که نبود به چیزی
Verse 68
سوگند به پروردگار تو هر آینه گردآوریمشان البته با شیاطین پس احضارشان کنیم البته پیرامون دوزخ بر زانو نشستگان
Verse 69
سپس البته برگیریم از هر گروهی هر کدام را از ایشان که سختتر است بر خدای مهربان در سرکشی
Verse 70
سپس ما هر آینه داناتریم بدانان که سزاوارترند بدان چشیدن را
Verse 71
و نیست از شما جز دراینده آن است بوده است بر پروردگار تو بایستهای گذرانیده
Verse 72
پس میرهانیم آنان را که پرهیزکاری کردند و بگذرایم ستمگران را در آن به زانو درآیندگان
Verse 73
و هر گاه خوانده شود بر ایشان آیتهای ما تابناک گویند آنان که کفر ورزیدند بدانان که ایمان آوردند کدام از دو گروهند بهتر در جایگاه و نکوتر در انجمن
Verse 74
و بسا نابود کردیم پیش از ایشان از قرنهائی که نکوتر بودند در ابزار (کالاها) و در منظر
Verse 75
بگو آنکه در گمراهی است پس باید مهلت دهد بدو خداوند مهربان مهلتی تا گاهی که بینند آنچه را وعده داده شوند یا شکنجه و یا ساعت را زود است بدانند کیست آنکه بدتر است در جایگاه و سستتر است در سپاه
Verse 76
و بیفزاید خدا آنان را که پیجوی هدایتند هدایت را و بازماندههای شایسته بهتر است نزد پروردگار تو در پاداش و بهتر است در بازگشت
Verse 77
آیا دیدهای آن را که کفر ورزید به آیتهای ما و گفت هر آینه داده شوم مال و فرزندی را
Verse 78
آیا آگهی یافت بر ناپیدا یا برگرفته است نزد خدای مهربان عهدی را
Verse 79
نه چنین است زود است بنویسیم آنچه را گوید و کِشش دهیم در عذاب برای او کششی
Verse 80
و ارث بریم از او آنچه را گوید (یا ارث دهیمش آنچه را گوید) و بیاید ما را تنها
Verse 81
و برگرفتند جز خدا خدایانی تا باشند برای آنان عزّتی
Verse 82
نه چنین است زود است کفر ورزند به پرستش ایشان و باشند برای ایشان برابری (ضدّی)
Verse 83
آیا ندیدی که ما فرستادیم شیاطین را بر کافران تا بیازارندشان آزردنی (یا برانگیزندشان انگیختنی)
Verse 84
پس مشتاب بر ایشان جز این نیست که میشماریم برای ایشان (شمردنی)
Verse 85
روزی که گردآوریم پرهیزکاران را بسوی خدای مهربان میهمانانی
Verse 86
و برانیم گنهکاران را بسوی دوزخ تشنگانی
Verse 87
دارای شفاعت نیستند جز آنکو بگرفته است نزد خداوند مهربان پیمانی
Verse 88
و گفتند برگرفت خدا فرزندی
Verse 89
همانا آوردید چیزی گران را
Verse 90
که نزدیک است آسمانها پاشیده شوند از آن و از هم بشکافد زمین و بیفتد کوهها فروریخته
Verse 91
چرا که خواندند برای خدای مهربان فرزندی
Verse 92
و نیست شایسته برای خداوند مهربان که گیرد فرزندی را
Verse 93
نیست هر کدام از آنان که در آسمانها و زمینند جز آینده است خداوند مهربان را بندهای
Verse 94
همانا فراگرفتشان و بشمردشان شمردنی
Verse 95
و همگیشان آیندهاند او را روز قیامت تنها
Verse 96
همانا آنان که ایمان آوردند و عمل صالح کردند زود است بنهد برای ایشان خداوند مهربان دوستی را
Verse 97
جز این نیست که روانش گردانیدیم بر زبان تو تا بشارت دهی بدان پرهیزکاران را و بترسانی بدان قومی سرسخت را
Verse 98
و بسا نابود کردیم پیش از ایشان قرنهائی آیا احساس میکنی از ایشان کسی را یا میشنوی برای ایشان آوازی را