Back to Languages
Persian - Chapter 2
Translation by Mohammad Kazem Moezzi
Verse 1
الم
Verse 2
این نامه که تردیدی در آن نیست راهنمای پرهیزکاران است
Verse 3
که به نادیده ایمان آوردند و برپای دارند نماز را و از آنچه بدانان دادهایم ببخشند
Verse 4
و آن کسانی که ایمان آوردند بدانچه بر تو و پیش از تو نازل شده است و به آخرت یقین دارند
Verse 5
آنانند بر هدایتی از پروردگار خویش و آنانند رستگاران
Verse 6
همانا گروه کفّار یکسان است بر ایشان بترسانیشان یا نترسانیشان ایمان نیاورند
Verse 7
مهر نهاد خدا بر دلهاشان و بر گوش ایشان و بر دیدگان ایشان است پردهای و برای ایشان است شکنجه بزرگ
Verse 8
و از مردمند گروهی که گویند ایمان آوردیم به خدا و به روز بازپسین حالی که نیستند مؤمنان
Verse 9
نیرنگ با خدا و مؤمنان میبازند حالی که فریب نمیدهند جز خویشتن را و درنمییابند
Verse 10
در دلهای آنان است مرضی و خدا بیفزودشان مرضی و ایشان را است عذابی دردناک بدانچه بودند دروغ میگفتند
Verse 11
و اگر گفته شود بدیشان فساد نکنید در زمین گویند نیستیم ما جز اصلاحکنندگان
Verse 12
همانا آنانند مفسدان و لیکن درنمییابند
Verse 13
و هرگاه گفته شود بدیشان ایمان آرید چنان که ایمان آوردند مردم گویند آیا ایمان آریم چنان که ایمان آوردند بیخردان همانا ایشانند بیخردان و لیکن نمیدانند
Verse 14
و هرگاه ملاقات کنند مؤمنان را گویند ایمان آوردیم و چون خلوت کنند با شیاطین خود گویند همانا ما با شمائیم نیستیم ما جز مسخرهکنندگان
Verse 15
خدا مسخره کند بدیشان و مهلتشان دهد در سرکشی خود فرو روند
Verse 16
آنانند که خریدند گمراهی را به هدایت پس نه سودمند شد سوداگریشان و نبودند راهیافتگان
Verse 17
مثَل ایشان مثَل آن است که افروخت آتشی تا گاهی که روشن کرد پیرامونش را ببرد خدا نور ایشان را و بگذاردشان در تاریکیهائی که نمیبینند
Verse 18
کرانند گنگانند کورانند پس باز نمیگردند
Verse 19
یا مانند بارانی از آسمان که در آن است تاریکیهائی و رعد و برقی مینهند انگشتان خویش را در گوشهاشان از صاعقهها از ترس مرگ و خداوند فراگیرنده است به کافران
Verse 20
نزدیک است برق برباید دیدگان ایشان را هرگاه روشنائیشان دهد روان شوند در آن و گاهی که تاریکی افکند بر ایشان بایستند و اگر میخواست خدا میبرد گوش و دیدگان ایشان را همانا خداوند است بر همه چیز توانا
Verse 21
ای مردم پرستش کنید پروردگار خویش را آنکه بیافرید شما و پیشینیان را شاید که شما پرهیزکاری کنید
Verse 22
آنکه گردانید برای شما زمین را فرش و بستری و آسمان را سازمانی و پوششی و فرو ریخت از آسمان آبی پس برون آورد بدان از میوهها روزیی برای شما پس قرار ندهید برای خدا همتایانی و خود میدانید
Verse 23
و اگر در شکّی هستید بدانچه فرستادیم بر بنده خود پس بیارید سورهای همانند آن و بخوانید گواهان خویش را جز خدا اگر هستید راستگویان
Verse 24
پس اگر نکردید و هرگز نمیکنید پس بپرهیزید آتشی را که سوختش مردم است و سنگ آماده شده است برای کافران
Verse 25
و مژده ده آنان را که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند که ایشان را است باغهائی که روان است از زیر آنها نهرها هرگاه روزیمند شوند از آن میوهای گویند این است همانکه روزیمند بودیم از پیش و آوردهشدندش همانند و ایشان را است در آن زنانی پاکشده و ایشانند در آن جاودانان
Verse 26
همانا پروا ندارد خدا که مثَلی زند پشهای تا برتر از آن پس آنان که ایمان آوردند دانند آن را حقّّ از نزد پروردگار خود و آنان که کفر ورزیدند گویند آیا خدا را غرض چه باشد از این مثَل که گروهی را بدان گمراه و گروهی را بدان هدایت کند حالی که گمراه نمیکند بدان مگر فاسقان را
Verse 27
آنان که بشکنند پیمان خدا را پس از بستنش و ببرند آنچه را که خدا دستور پیوندش داده و فساد کنند در زمین همانا آنانند زیانکاران
Verse 28
چگونه کافر شوید به خدا با آنکه مردگانی بودید که زنده کرد شما را پس میمیراند و سپس زنده کند شما را پس بسوی او بازگردانیده شوید
Verse 29
اوست آن که آفرید برای شما هرچه در زمین است و سپس پرداخت به آسمان و آن را هفت آسمان ساخت و اوست به هر چیز دانا
Verse 30
و هنگامی که گفت پروردگار تو به فرشتگان که خواهم قرار داد در زمین جانشینی گفتند آیا قرار دهی در زمین آن را که فساد جوید در آن و خون ریزد حالی که ما ستایش و سپاس تو گوئیم و تو را تقدیس کنیم گفت من میدانم آنچه را که نمیدانید
Verse 31
و آموخت به آدم نامها را همگی سپس عرضشان کرد بر ملائکه و گفت خبر دهید مرا از نامهای اینان اگر هستید راستگویان
Verse 32
گفتند منزّهی تو نیست ما را دانشی جز آنچه تو آموختی همانا توئی دانشمند حکیم
Verse 33
گفت ای آدم آگهیشان ده به نامهای آنان و گاهی که آگهیشان داد به نامهای آنان گفت آیا نگفتم شما را که من میدانم غیب آسمانها و زمین را و میدانم آنچه را که فاش و پنهان سازید
Verse 34
و هنگامی که گفتیم به فرشتگان سجده کنید به آدم پس سجده کردند همه جز ابلیس که سر پیچید و بزرگی طلبید و بود از گروه کافران
Verse 35
و به آدم گفتیم که با همسر خویش در بهشت بیارام و بخورید از آن گوارا آنچه خواهید و نزدیک نشوید بدین درخت که میشوید از ستمگران
Verse 36
پس بلغزانیدشان شیطان و برون راندشان از آنچه بودند در آن و گفتیم فرود شوید گروهی از شما دشمن گروهی و شما را است در زمین آرامشگاه و بهرهای تا زمانی
Verse 37
پس دریافت آدم از پروردگار خود سخنانی که توبهاش پذیرفت و همانا اوست بسی توبهپذیرنده مهربان
Verse 38
گفتیم فرود شوید از آن همگی هرگاه شما را راهنمائی از جانب من آید پس آنانکه پیروی کنند راهنمائی مرا نه برایشان است ترسی و نه اندوهگین شوند
Verse 39
و آنان که کفر ورزیدند و تکذیب آیتهای ما کردند ایشانند یاران آتش در آنند جاودانان
Verse 40
ای بنیاسرائیل یاد آورید نعمتی را که به شما ارزانی فرمودم و وفا کنید به عهد من وفا کنم به عهد شما و مرا پس بترسید
Verse 41
و ایمان آرید بدانچه فرستادم که مصدّق آنچه با شما است و نباشید نخستین کس که بدان کفر ورزد و نفروشید آیتهای مرا به بهائی کم و از من پس بترسید
Verse 42
و نپوشانید حقّّ را به باطل و کتمان نکنید حقّّّ را و شما میدانید
Verse 43
و بپای دارید نماز را و بدهید زکوة را و رکوع گزارید (نماز گزارید) با رکوعگزاران
Verse 44
آیا مردم را به نیکی خوانید و خود را فراموش کنید حالی که میخوانید کتاب را آیا بخرد نمییابید
Verse 45
و کمک جوئید از صبر و نماز و همانا گران است آن جز بر فروتنان
Verse 46
آنان که ملاقات پروردگار خویش را گمان دارند و آن که ایشانند بسوی او بازگشتکنندگان
Verse 47
ای بنی اسرائیل یاد آرید نعمتم را که به شما ارزانی داشتم و آنکه برتری دادم شما را بر جهانیان
Verse 48
و بترسید از روزی که انجام ندهد کسی برای کسی چیزی را و نه از کسی شفاعتی پذیرفته شود و نه بدلی از او قبول گردد و نه ایشان یاری شوند
Verse 49
و زمانی که نجات دادیم شما را از آل فرعون که روا میداشتند بر شما شکنجه زشت را میکشتند به سختی پسران شما را و زنده میگذاشتند زنان شما را و در آنتان بود آزمایشی از پروردگار شما بزرگ
Verse 50
و هنگامی که بشکافتیم برای شما دریا را پس نجات دادیم شما را و غرق نمودیم آل فرعون را حالی که بودید نگران
Verse 51
و هنگامی که میعاد نهادیم با موسی چهل شب سپس برگرفتید گوساله را از آن پس و بودید ستمگران
Verse 52
پس بخشودیم بر شما پس از آن باشد که شما شکر گزارید
Verse 53
و هنگامی که دادیم به موسی کتاب و فرقان را شاید رهبری شوید
Verse 54
و هنگامی که گفت موسی به قوم خود ای قوم من همانا ستم بر خود کردید به گرفتن شما گوساله را پس بازگردید به آفریدگار خود و بکشید نفوس خویش را آن بهتر است از برای شما نزد پروردگارتان پس پذیرفت توبه شما را که اوست توبهپذیرنده مهربان
Verse 55
و هنگامی که گفتید ای موسی ایمان نیاریم به تو تا ببینیم خدا را آشکارا پس بگرفت شما را صاعقه حالی که بودید نگران
Verse 56
سپس زنده کردیم شما را پس از مرگتان شاید که شما شکر گزارید
Verse 57
و سایبان گردانیدیم بر شما ابر را و فرود آوردیم بر شما «مَنّ» و «سَلوی» را بخورید از پاکهای آنچه روزیتان دادیم و ستم نکردند ما را لیکن بودند نفوس خویش را ستمکنندگان
Verse 58
و هنگامی که گفتیم درآئید این قریه را و بخورید از آن هر جا خواهید گوارا و درآئید در را سجدهکنان و بگوئید کاهشی تا بیامرزیم از برای شما لغزشهای شما را و بزودی بیش دهیم به نیکوکاران
Verse 59
پس تبدیل کردند ستمگران سخن را به غیر از آنچه به ایشان گفته شد پس فرستادیم بر ستمپیشهگان شکنجهای را از آسمان بدانچه بودند نافرمانیکنندگان
Verse 60
و هنگامی که آب خواست موسی برای قوم خود پس گفتیم بزن عصایت را به سنگ پس منفجر شد از آن دوازده چشمه که بشناخت هر گروهی آبشخور خود را بخورید و بنوشید از روزی خدا و نکوشید در زمین فسادکنندگان
Verse 61
و هنگامی که گفتید ای موسی هرگز شکیبا نشویم بر یک خوراک پس بخوان برای ما پروردگار خود را تا بیرون آرد برای ما از رستنیهای زمین از سبزیش و خیارش و سیرش و عدسش و پیازش گفت آیا تبدیل کنید آن را که پستتر است به بهتر به شهر درآئید (فرود آئید) که شما را است آنچه را خواستید و زده شد بر ایشان خواری و بینوائی و بازگشتند به خشمی از خدا این بدان شد که بودند کفر میورزیدند به آیتهای خدا و میکشتند پیمبران را به ناحقّّ این بدان شد که نافرمانی کردند و بودند تجاوزکنندگان
Verse 62
همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که جهود شدند و ترسایان و صائبان هر کس ایمان آرد به خدا و روز بازپسین و کردار نیک کند آنان را است پاداششان نزد پروردگارشان نه ترسی است بر ایشان و نه اندوهگین شوند
Verse 63
و هنگامی که گرفتیم پیمان شما را و برافراشتیم بر فراز شما طور را بگیرید آنچه را به شما دادیم به نیرومندی و یاد آرید آنچه را در آن است شاید پرهیزکاری کنید
Verse 64
سپس پشت کردید پس از آن که اگر نبود فضل خدا بر شما و رحمتش هرآینه میشدید از زیانکاران
Verse 65
و همانا دانستید آنان را که تجاوز کردند از شما در روز شنبه که گفتیم ایشان را باشید بوزینههایی سرافکندگان
Verse 66
پس قرارش دادیم عبرتی برای پیش روی آن و پشت سر آن و اندرزی برای پرهیزکاران
Verse 67
و هنگامی که گفت موسی به قوم خود که خدا فرمانتان دهد که بکشید گاوی گفتند ما را به مسخره گیری گفت پناه میبرم به خدا که باشم از نادانان
Verse 68
گفتند بخوان پروردگارت را بیان کند برای ما چیست آن گفت او گوید همانا آن گاوی است نه پیر و نه جوان میانه بین آن پس بکنید آنچه را مأمور میشوید
Verse 69
گفتند بخوان پروردگار خود را بیان کند برای ما چیست رنگش گفت او گوید همانا آن گاوی است به سختی زردفام که رنگش سرور آورد برای بینندگان
Verse 70
گفتند بخوان پروردگار خود را بیان کند برای ما چیست آن همانا گاو بر ما مشتبه شده است و همانا مائیم اگر خدا خواهد هدایتیافتگان
Verse 71
گفت او گوید همانا آن گاوی است نه رام تا زمین را شیار کند و نه کشت را آب دهد تندرست است نیست لکّهای در آن گفتند اکنون حقّّ را آوردی پس سربریدندش و نزدیک نبودند آن را کنندگان
Verse 72
و هنگامی که کشتید تنی را پس بیزاری جستید در آن و خداست بیرونآرنده آنچه بودید نهانکنندگان
Verse 73
پس گفتیم بزنیدش با پارهای از آن چنین زنده کند خدا مُردگان را و بنمایاند به شما آیتهای خویش را شاید بخرد آئید
Verse 74
سپس سخت شد دلهای شما پس از آن که مانند سنگ است یا سنگینتر و همانا از سنگها است آنچه روان گردد از آن جویها و از آنها است آنچه بشکافد پس برون آید از آن آب و از آنها است آنچه فرودآید از ترس خدا و نیست خدا غافل از آنچه میکنید
Verse 75
آیا طمع دارید که ایمان آرند به شما حالی که بودند گروهی از ایشان میشنیدند سخن خدا را پس دگرگونش میکردند از پس آنکه مییافتندش بخرد و ایشان میدانستند
Verse 76
و هرگاه ملاقات کنند مؤمنان را گویند ایمان آوردیم و چون خلوت کند بعضی از ایشان با بعضی گویند آیا حدیث کنید ایشان را بدانچه بگشود است خدا بر شما تا بدان بستیزند با شما نزد پروردگارتان آیا بخرد نمییابید
Verse 77
آیا نمیدانند که خدا میداند آنچه را نهان میکنند و آنچه را آشکار میکنند
Verse 78
و از ایشانند گروهی اُمّی و مادرزاد که نمیدانند کتاب را جز آرزو و افسانههایی و نیستند جز پندارندگان
Verse 79
پس وای بر آنان که مینویسند کتاب را با دستهای خود و سپس گویند که آن از نزد خدا است تا بخرند بدان بهائی اندک را پس وای بر آنان از آنچه بنوشت دستهای ایشان و وای بر آنان از آنچه فراهم میکنند
Verse 80
گفتند هرگز نرسد ما را آتش جز روزکی چند بگو آیا برگرفتید نزد خدا پیمانی که هرگز نشکند خدا پیمان خود را یا گوئید بر خدا آنچه را نمیدانید
Verse 81
بلکه آن کس که بدی را فراهم کرد و فراگرفتش گناه او آنانند یاران آتش ایشانند در آن جاودانان
Verse 82
و آنانکه ایمان آوردند و کردارهای نیک کردند آنانند یاران بهشت ایشانند در آن جاودانان
Verse 83
و هنگامی که گرفتیم پیمان بنی اسرائیل را که پرستش نکنید جز خدا را و به والدین نیکی را و به نزدیکان و یتیمان و بینوایان و بگوئید با مردم گفتاری نیک و برپا دارید نماز را و بدهید زکات را سپس پشت کردید جز کمی از شما حالی که بودید رویگردانان
Verse 84
و هنگامی که گرفتیم پیمان شما را که نریزید خونهای خود را و بیرون نرانید همدیگر را از دیار خویش پس اقرار کردید حالی که بودید گواهان
Verse 85
سپس اینک شمائید که میکشید همدیگر را و بیرون میرانید گروهی را از شما از خانههای ایشان پشتیبانی جوئید بر ایشان به گناه و ستم و اگر بیایند شما را اسیران فدیه از ایشان دهید حالی که حرام است بر شما برون راندن ایشان آیا ایمان آرید به بعض کتاب و کفر ورزید به بعضی پس چیست کیفر آنکه این کار را کند از شما جز خواریی در زندگانی دنیا و روز قیامت برگردانیده شوند بسوی اشدّ عذاب و نیست خدا غافل از آنچه میکنید
Verse 86
آنانند که خریدند زندگانی دنیا را به آخرت پس سبک نشود از ایشان عذاب و نه یاری شوند
Verse 87
همانا دادیم به موسی کتاب را و در پی آوردیم پس از وی پیمبران را و دادیم عیسی بن مریم را بیّنات و مؤیدش داشتیم به روحالقدس آیا هرگاه بیاید شما را پیمبری بدانچه نپسندد نفوستان سرکشی کردید پس گروهی را تکذیب کردید و گروهی را میکشتید
Verse 88
و گفتند دلهای ما نهان در پرده است بلکه لعنت کرد خدا ایشان را به کفرشان پس به کمی ایمان آرند
Verse 89
هنگامی که بیامدشان کتابی از نزد خدا که مصدق بود آنچه را با ایشان است و بودند از پیش پیروزی میجستند بر آنان که کفر ورزیدند تا گاهی که بیامدشان بشناختند آنچه کافر شدند بدان پس لعنت خدا باد بر کافران
Verse 90
چه زشت است آنچه بدان فروختند نفوس خود را که کفر ورزند بدانچه فرستاده است خدا به ستمگری که چرا میفرستد از فضلش بر هر که از بندگانش که خواهد پس جلب کردند بر خود غضبی را بر غضبی و کافران را است عذابی خوارکننده
Verse 91
و هرگاه گفته شود بدانان ایمان آرید بدانچه خدا فرستاده است گویند ایمان آوریم بدانچه فرو شده است بر ما و کفر ورزند به ماورای آن حالی که آن است حقّ تصدیقکننده آنچه با ایشان است بگو پس چرا میکشتید پیمبران خدا را از پیش اگر هستید مؤمنان
Verse 92
و همانا بیامد شما را موسی با بینات پس برگرفتید گوساله را پس از او حالی که بودید ستمگران
Verse 93
و هنگامی که گرفتیم پیمان شما را و برافراشتیم بر فراز شما طور را بگیرید آنچه را به شما دادیم به نیرومندی و بشنوید گفتند شنیدیم و نافرمانی کردیم و نوشانیده شدند در دلهای خود گوساله را (دوستی گوساله با دلشان آمیخته شد) به کفرشان بگو چه زشت است آنچه فرمانتان دهد ایمانتان اگر هستید مؤمنان
Verse 94
بگو اگر برای شما است خانه آخرت نزد خدا مختص شما جز مردم پس آرزوی مرگ کنید اگر هستید راستگویان
Verse 95
و آرزو نکندش هیچگاه بدانچه پیش آورده است دستهای ایشان و خدا عالم است به ظالمان
Verse 96
و همانا یابیشان حریصترین مردم بر زندگی و از مشرکانند آنان که دوست دارد هر کدام که عمر داده شود هزار سال و نیستش دورکننده از عذاب که سالمند باشد و خدا بینا است بدانچه میکنند
Verse 97
بگو هر کس دشمن جبرئیل باشد همانا او فرود آوردش بر دلت با دستوری از خدا مصدق آنچه پیش روی آن است و هدایت و بشارتی از برای مؤمنان
Verse 98
کسی که دشمن خدا و فرشتگان او و پیمبرانش و جبرئیل و میکائیل باشد همانا خداوند است دشمن کافران
Verse 99
و همانا فرستادیم بسوی تو نشانیهای تابناک و کفر نورزند بدانها جز فاسقان
Verse 100
آیا هرگاه پیمانی بستند دور افکندش گروهی از ایشان بلکه بیشتر ایشان ایمان نیاورند
Verse 101
و هنگامی که بیامدشان پیکی از نزد خدا تصدیقکننده آنچه با ایشان افکندند گروهی از آنان که داده شدند کتاب را کتاب خدا را پشت سر خود چنان که گوئی نمیدانند
Verse 102
و پیروی کردند آنچه میخواندند شیاطین بر پادشاهی (کشور) سلیمان و کافر نشد سلیمان و لکن شیاطین کافر شدند میآموختند به مردم جادو را و آنچه فرستاده شد بر دو فرشته در بابل هاروت و ماروت و نمیآموختند کسی را تا میگفتند جز این نیست که ما آزمایشیم زنهار کافر مشو پس میآموختند از آنان آنچه را جدائی بدان میافکندند میان مرد و زنش و زیان نمیرساندند بدان کس را جز با اذن خدا و یاد میگرفتند آنچه را زیانشان داشت و سودشان نمیرسانید و همانا دانسته بودند که هر کس آن را بخرد نیست او را بهرهای در آخرت چه زشت است آنچه فروختند بدان خویشتن را اگر بودند میدانستند
Verse 103
و اگر ایمان میآوردند و پرهیزکاری میکردند همانا ثوابی از نزد خدا بهتر است اگر بودند میدانستند
Verse 104
ای مؤمنان نگوئید راعنا (رعایت کن ما را) و بگوئید اُنظرنا (منظور دار ما را) و بشنوید و کافران راست عذابی دردناک
Verse 105
دوست ندارند آنانکه کافر شدند از اهل کتاب و از مشرکان که فرود شود بر شما خیری از پروردگار شما و خدا مخصوص کند به رحمت خود هر که را خواهد و خدا است دارنده فضلی بزرگ
Verse 106
آنچه براندازیم از آیتها یا از یاد بریمش بیاریم بهتر از آن یا مانند آن را آیا ندانی که خدا بر همه چیز تواناست
Verse 107
آیا ندانی که خدا راست پادشاهی آسمانها و زمین و نیست شما را جز خدا دوست و نه یاوری
Verse 108
یا خواهید پرسید پیمبر خود را بدانسان که پرسیده شد موسی از پیش و آنکه تبدیل کند کفر را به ایمان همانا گم کرده است راه راست را
Verse 109
دوست داشتند بسیاری از اهل کتاب که برگردانند شما را پس از ایمان شما کافران به رشکی از نزد خود از پس آنکه آشکار شد برای ایشان حقّ پس درگذرید و گذشت کنید تا بیارد خدا امر خویش را همانا خدا بر همه چیز است توانا
Verse 110
و بپای دارید نماز را و بدهید زکات را و آنچه پیش فرستید برای خود از خوبی یابیدش نزد خدا همانا خدا است بدانچه میکنید بینا
Verse 111
و گفتند به بهشت درنیاید جز آنکو جهود است یا ترسا این است آرزوهای ایشان بگو بیارید دستاویز خویش را اگر هستید راستگویان
Verse 112
بلکه هر که رویش را به خدا آورد و نیکوکار باشد او را است پاداش او نزد خدا و نه بیمی بر ایشان است و نه اندوهگین شوند
Verse 113
و گفتند جهودان نیستند ترسایان بر چیزی و گفتند ترسایان نیستند جهودان بر چیزی و ایشان همیخوانند کتاب را بدینسان گفتند آنان که نمیدانند همانا گفتار ایشان پس خدا حکم کند میان ایشان روز قیامت در آنچه بودند در آن اختلافکنندگان
Verse 114
و کیست ستمگرتر از آنکه بازداشت است مساجد خدا را از آنکه برده شود در آنها نامش و بکوشید است در ویرانی آنها آنان را نرسد که در آنها درآیند مگر هراسان ایشان را است در دنیا خواریی و ایشان را است در آخرت عذابی بزرگ
Verse 115
و از آنِ خدا است مشرق و مغرب به هر سو که روی آرید همانجا است روی خدا همانا خدا است گشایشمند دانا
Verse 116
و گفتند برگرفت خدا فرزندی منزه است او بلکه او را است آنچه در آسمانها است و زمین همگی برای اویند فروتنان
Verse 117
پدیدآرنده آسمانها و زمین و هرگاه بگذارند امری را جز این نیست که گویدش بشو پس بشود
Verse 118
و گفتند آنان که نمی دانند چرا سخن نگوید با ما خدا یا نیاید ما را آیتی بدینسان گفتند آنان که پیش از ایشان بودند همانند گفتار ایشان ماننده شده است دلهای آنان همانا بیان کردیم آیتها را برای گروهی که یقین دارند
Verse 119
همانا فرستادیمت به حقّ بشارتدهنده و ترساننده و پرسیده نمیشوی تو از دوزخیان
Verse 120
و هرگز راضی نشوند از تو جهودان و نه ترسایان تا پیروی کنی آیین آنان را بگو همانا هدایت خدا است هدایت و اگر پیروی کنی هوسهای آنان را پس از آنچه بیامدت از دانش نباشدت از خدا دوست و نه یاوری
Verse 121
آنان که بدیشان دادیم کتاب را تلاوتش کنند حقّ تلاوت آن، آنان ایمان آرند بدان و کسی که کفر ورزد بدان همانا ایشانند زیانکاران
Verse 122
ای بنیاسرائیل یاد آرید نعمت مرا که به شما دادم و آنکه برتری دادم شما را بر جهانیان
Verse 123
و بترسید روزی را که کفایت نکند کسی از کسی چیزی را و نه پذیرفته شود از او بدلی و نه سود دهدش شفاعتی و نه یاری شوند
Verse 124
و هنگامی که بیازمود ابراهیم را پروردگار او با کلماتی پس به انجام رسانید آنها را گفت همانا گرداننده تواَم از برای مردم پیشوائی گفت و از نژاد من گفت نرسد عهد من به ستمگران
Verse 125
و هنگامی که گردانیدیم خانه را بازگشتگاهی برای مردم و امنی برگیرید از مقام ابراهیم نمازگاهی و سپردیم به ابراهیم و اسماعیل که پاک دارید خانه مرا برای طوافکنندگان و معتکفان و رکوعگزاران سجدهکنان
Verse 126
و هنگامی که گفت ابراهیم پروردگارا بگردان این را شهرستانی امن و روزی ده اهلش را از ثمرات آن که ایمان آورده است از ایشان به خدا و روز بازپسین گفت و آن کس که کفر ورزیده است کامیابیش دهم اندکی و سپس کشانمش بسوی عذاب آتش و چه زشت است آن بازگشتگاه
Verse 127
و هنگامی که برمیافراشت ابراهیم ستونهای خانه را و اسماعیل پروردگارا بپذیر از ما همانا توئی شنونده دانا
Verse 128
بار پروردگارا بگردان ما را اسلام آرندگانی برای تو و از نژاد ما مردمی اسلامآورنده برای تو و بنمای به ما عبادتهای ما را و توبه کن بر ما که توئی توبهپذیرنده مهربان
Verse 129
بار پروردگارا و برانگیز در ایشان پیمبری از ایشان که تلاوت کند بر ایشان آیتهای تو را و بیاموزدشان کتاب و حکمت را و پاکشان سازد که توئی عزتمند حکیم
Verse 130
و کیست که روی بگرداند از آئین ابراهیم جز آن کس که تباه کرده است خویشتن را و همانا برگزیدیمش در دنیا و او است در آخرت از شایستگان
Verse 131
هنگامی که بدو گفت پروردگارش اسلام آور گفت اسلام آوردم برای پروردگار جهانیان
Verse 132
و وصیت کرد بدان ابراهیم فرزندان خویش را و یعقوب ای فرزندان من همانا برگزید خدا برای شما دین را پس نمیرید جز آنکه باشید مسلمانان
Verse 133
یا بودید گواهان هنگامی که رسید یعقوب را مرگ گاهی که گفت به فرزندان خود چه را میپرستید پس از من گفتند میپرستیم خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحق را خداوندی یگانه و مائیم برای او اسلامآورندگان
Verse 134
این است امّتی که گذشت وی را است دسترنج او و شما را است دسترنج شما و پرسش نشوید از آنچه بودند میکردند
Verse 135
و گفتند جهود شوید یا ترسا تا هدایت یابید بگو بلکه ملّت ابراهیم یکتاپرست و نبود از شرکورزندگان
Verse 136
بگوئید ایمان آوردیم به خدا و بدانچه فرستاده شد بسوی ما و بدانچه فرستاده شد بسوی ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و اسباط و بدانچه داده شدند موسی و عیسی و آنچه آورده شدند پیمبران از پروردگارشان جدائی نیفکنیم میان هیچکدام از آنان و مائیم از برای او اسلامآورندگان
Verse 137
پس اگر ایمان آوردند به مثل آنچه بدان ایمان آوردید همانا هدایت یافتند و اگر روی گردانیدند جز این نیست که ایشانند در خلافی بزودی کفایت کند شما را از ایشان خدا و او است شنوای دانا
Verse 138
رنگ خدا و کیست نکوتر از خدا در رنگ و مائیم برای او پرستشگران
Verse 139
بگو آیا در خدا با ما میستیزید و او است پروردگار ما و شما و ما را است کردار ما و شما را است کردار شما و مائیم برای او اخلاصآورندگان
Verse 140
یا گوئید ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و سبطها بودند جهودان یا ترسایان بگو آیا شما داناترید یا خدا و کیست ستمگرتر از آنکه نهان کرده است گواهیی را که نزد او است از خدا و نیست خدا غافل از آنچه میکنید
Verse 141
این است ملّتی که گذشت ایشان را است دسترنجشان و شما را است دسترنج شما و پرسش نشوید از آنچه بودند میکردند
Verse 142
بزودی گویند نابخردان از مردم که چه چیز برگردانیدشان از قبلهای که بر آن بودند بگو از آن خدا است مشرق و مغرب هدایت کند هر که را خواهد به راه راست
Verse 143
و بدینسان گردانیدیم شما را امّتی میانه تا باشید گواهانی بر مردم و باشد پیمبر گواهی بر شما و ننهادیم قبلهای را که بر آن بودی مگر تا بشناسیم آن را که پیروی کند پیمبر را از آنکه بر پاشنه پای خود برگردد و همانا گران است آن مگر بر آنان که هدایت کرده است خدا و نیست خدا تباهکننده ایمان شما همانا خداوند است به مردم رؤوف مهربان
Verse 144
هر آینه دیدیم گردش (بیتابی) روی تو را بسوی آسمان همانا خواهیم گردانید تو را بسوی (یا ارزانی داشت به تو) قبلهای که راضی از آن باشی پس بگردان رویت را بسوی مسجد حرام و هر جا باشید بگردانید رویهای خود را بسوی آن و آنان که داده شدند کتاب را هر آینه دانند که آن است حقّ از پروردگارشان و نیست خدا غافل از آنچه میکنند
Verse 145
و اگر بیاری آنان را که کتاب را داده شدند هر آیتی هرآینه پیروی نکنند قبله تو را و نه توئی پیرویکننده قبله آنان و نه بعضی از ایشان است پیرو قبله بعضی و اگر پیروی کنی هوسهای آنان را پس از آنچه بیامده است تو را از دانش همانا باشی از ستمگران
Verse 146
آنان که بدیشان دادیم کتاب را بشناسندش چنان که بشناسند فرزندان خویش را و همانا گروهی از ایشان فروپوشند حقّ را حالی که میدانند
Verse 147
حقّ از پروردگار تو است پس نباش از شکّکنندگان
Verse 148
و هر کدام را وجههای (سوئی) است که بدان رویآورنده پس مسابقه کنید بسوی خیرات هرجا باشید بیارد شما را همگی خدا زیرا خدا است بر همه چیز توانا
Verse 149
و هرگاه (یا هرجا) برون رفتی پس بگردان روی خود را بسوی مسجد حرام و همانا آن است حقّ از پروردگار تو و نیست خدا غافل از آنچه میکنید
Verse 150
و هرگاه (یا هرجا) برون رفتی پس بگردان روی خود بسوی مسجد حرام و هر جا باشید بگردانید رویهای خود را بسوی آن تا نباشد مردم را بر شما دستاویزی مگر آنان که ستم کردند از ایشان پس نترسید از ایشان و مرا بترسید و تا تمام کنم نعمتم را بر شما و شاید هدایت یابید
Verse 151
چنان که فرستادیم بر شما فرستادهای از شما که میخواند بر شما آیتهای ما را و پاکیزه میسازد شما را و میآموزد به شما کتاب و حکمت را و میآموزد شما را آنچه نبودید بدانید
Verse 152
پس یاد کنید مرا یاد کنم شما را و سپاس گزارید برای من و به من کفر نورزید
Verse 153
ای آنان که ایمان آوردید کمک جوئید از صبر و نماز همانا خداوند است با صبرکنندگان
Verse 154
و نگوئید بدانان که کشته شدند در راه خدا مردگان بلکه زندگانند و لیکن درنمییابید
Verse 155
و هرآینه بیازمائیم شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی از مالها و جانها و میوهها و مژده ده به صبرکنندگان
Verse 156
آنان که هرگاه پیشامدی بدیشان رسد گویند ما از خدائیم و مائیم بسوی او بازگردندگان
Verse 157
آنانند که بر ایشان است درودهائی از پروردگارشان و رحمتی و آنانند هدایتشدگان
Verse 158
همانا صفا و مروه از شعارها (پرستشگاهها)ی خدا است پس کسی که حجّ بیت کند یا عمره به جا آورد نیست بر او باکی که طواف کند بر آنها و کسی که خواستار نکوئی شود همانا خداست سپاسگزار دانا
Verse 159
همانا آنان که کتمان میکنند آنچه را فرستادیم از نشانیها و راهنمائی پس از آنکه بیانش کردیم برای مردم در کتاب آنان را لعن کند خدا و لعن کنند لعنکنندگان
Verse 160
مگر آنان که بازگشتند و درستی کردند و بیان کردند که بر ایشان بازگشت کنم و منم بازگشتکننده مهربان
Verse 161
همانا آنان که کفر ورزیدند و مُردند حالی که کافرند بر ایشان است لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگی
Verse 162
جاودانان در آن نه کاسته شود از ایشان عذاب و نه مهلت داده شوند
Verse 163
و خدای شما خداوند یکتا است نیست خدائی جز او بخشنده مهربان
Verse 164
همانا در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز و کشتیی که روان شود در دریا بدانچه سود دهد به مردم و آنچه فرو فرستاده است خدا از آسمان از آبی که زنده ساخته است بدان زمین را پس از مُردنش و پراکنده است در آن از هر جنبندهای و گردش بادها و ابری که مسخّر است میان آسمان و زمین همانا آیتهائی است برای قومی که بخرد یابند
Verse 165
و از مردمند گروهی که برگیرند جز خدا همتایانی دوستشان دارند مانند دوستی خدا و آنان که ایمان آوردند سختترند در دوستی خدا و اگر میدیدند آنانکه ستم ورزیدند گاهی که بینند عذاب را آنکه نیرو از آن خدا است همگی و آنکه خدا است سخت شکنجه
Verse 166
هنگامی که بیزاری جستند آنان که پیروی شدند از آنان که پیروی کردند و نگریستند عذاب را و گسیخته شد از ایشان رشتهها
Verse 167
و گویند آنان که پیروی کردند کاش ما را بازگشتی میبود تا بیزاری میجستیم از ایشان بدانسان که بیزاری جستند از ما بدینگونه بنمایدشان خدا کردارهای ایشان را حسرتهائی بر ایشان و نیستند برونروندگان از آتش
Verse 168
ای مردم بخورید از آنچه در زمین است حلال پاک و پیروی نکنید گامهای شیطان را که او شما را دشمنی است آشکار
Verse 169
جز این نیست که شما را امر کند به بدی و فحشاء و اینکه گوئید بر خدا آنچه را نمیدانید
Verse 170
و اگر گفته شود بدیشان پیروی کنید آنچه را خدا فرستاده گویند بلکه پیروی کنیم آنچه را یافتیم بر آن پدران خویش را و اگر چه باشند پدرانشان نه چیزی را تعقّل کنند و نه هدایت یابند
Verse 171
و مثَل آنان که کفر ورزیدند مثَل آن کس است که بانگ زند بر حیوانی که نمیشنود جز فراخواندن و بانگزدن را کرانند گنگانند کورانند که تعقل نمیکنند
Verse 172
ای آنان که ایمان آوردید بخورید از پاکهای آنچه روزی دادیم به شما و سپاس گزارید برای خدا اگر هستید او را پرستشکنندگان
Verse 173
جز این نیست حرام کرد بر شما مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را برده شده است بر آن نام جز خدا پس اگر کسی ناچار شود نه ستمکننده و نه تجاوزکننده نیست گناهی بر او همانا خداوند است آمرزنده مهربان
Verse 174
همانا آنان که کتمان کنند آنچه را خدا فرستاده است از کتاب و بفروشندش به بهائی کم آنان نمیخورند در شکمهای خویش جز آتش و نه سخن گوید با ایشان خدا روز قیامت و نه پاک سازدشان و ایشان را است عذابی دردناک
Verse 175
آنانند که خریدند گمراهی را به هدایت و عذاب را به مغفرت شگفتا چه بردبارند بر آتش
Verse 176
این بدان است که فرستاد خدا کتاب را به حقّ و آنان که اختلاف کردند در کتاب همانا ایشانند در ستیزشی دور
Verse 177
نیکی آن نیست که گردانید رویهای خود را بسوی مشرق و مغرب لیکن نکوکار آن است که ایمان آورده است به خدا و به روز بازپسین و فرشتگان و کتاب و پیمبران و داده است مال را با همه دوستی آن به نزدیکان و یتیمان و بینوایان و درماندگان و دریوزگان و در راه آزادکردن بندگان و بپای داشته است نماز را و داده است آکو را و آنان که وفا به پیمان کنند هرگاه پیمان بندند و بردباران در پریشانی و رنجوری و هنگام ترس جنگ آنانند که راست گفتهاند و آنانند پرهیزکاران
Verse 178
ای گروه مؤمنان نوشته شده است بر شما قصاص (خونخواهی) در کشتگان آزاد به آزاد و بنده به بنده و زن به زن و آن کس که بخشیده شده است بدو از برادرش چیزی پس پیرویکردن خوبی و پرداختنی بدو به نکوئی این کاهشی است از پروردگار شما و رحمتی پس آنکه تعدّی کند پس از این او را است عذابی دردناک
Verse 179
و شما را است در قصاص (خون خواستن) زندگانیی ای خردمندان شاید پرهیزکاری کنید
Verse 180
نوشته شده است بر شما گاهی که برسد یکی از شما را مرگ اگر مالی باز گذاشته است وصیّت برای والدین و نزدیکان بخوبی حقّی است بر پرهیزکاران
Verse 181
پس آنکو بگرداندش پس از شنیدنش همانا گناه آن بر آنان است که بگردانندش همانا خدا شنوای دانا است
Verse 182
و کسی که بترسیده است از وصیّتکننده ستم یا گناهی را پس اصلاح افکنده است میان ایشان پس نیست گناهی بر او همانا خدا است آمرزنده مهربان
Verse 183
ای گروه مؤمنان نوشته شده است بر شما روزه بدانسان که نوشته شده است بر آنان که پیش از شما بودند شاید پرهیزکاری کنید
Verse 184
روزکی چند و هر کس از شما بیمار یا در سفری باشد پس چند روز از روزهای دیگر و بر آنان که نتوانندش فدیه است خوراک بینوائی و آن کس که خواستار نکوئی شود بهتر است او را و روزه بگیرید بهتر است از برای شما اگر بدانید
Verse 185
ماه رمضان که فرو شد در آن قرآن راهنمائی برای مردم و تابشهائی یا نشانیها از هدایت و فرقان پس هر کس شهر باشد از شما در این ماه روزه بگیردش و آن کس که بیمار یا در سفری باشد چند روز از روزهای دیگر خدا بر شما آسانی خواهد و نخواهد برای شما سختی را و تا به انجام رسانید شما را و تا بزرگ شمرید خدا را بدانچه رهبریتان کرد و شاید شکر گزارید
Verse 186
و هرگاه پرسندت بندگان من از من همانا منم نزدیک اجابت کنم دعای آنکه مرا خواند پس بپذیرند از من و ایمان آورند به من شاید رهبری شوند
Verse 187
حلال شد برای شما شب روزه درآمیختن با زنان خود آنانند پوشاک شما و شمائید پوشاک آنان دانست خدا که بودید شما خیانت میورزیدید با خویشتن پس توبه کرد بر شما و ببخشود بر شما اکنون درآمیزید با آنان و بخواهید آنچه را خدا برای شما نوشت و بخورید و بنوشید تا پدیدار شود برای شما رشته سفید از رشته سیاه در بامدادگاه سپس به انجام رسانید روزه را تا شب و درنیامیزید با آنان حالی که معتکفید در مساجد این است حدود خدا زنهار بدانها نزدیک نشوید بدینسان بیان کند خدا آیتهای خویش را برای مردم شاید پرهیزکاری کنند
Verse 188
و نخورید مالهای خویش را میان خویش به بیهوده و نیفکنید آنها را بسوی فرمانداران تا بخورید پارهای از اموال مردم را به گناه حالی که خود میدانید
Verse 189
پرسندت از ماههای تو بگو آنها گاهنماهائی است برای مردم و حجّ و نیست نکوئی که درآئید به خانهها از پشت آنها بلکه نکوکار آن است که پرهیزکاری کند و به خانهها درآئید از درگاههای آنها و بترسید خدا را باشد رستگار شوید
Verse 190
و پیکار کنید در راه خدا آنان را که پیکارتان کنند و تجاوز نکنید که خدا دوست ندارد تجاوزگران را
Verse 191
و بکشیدشان هر جا که یابیدشان و برون کنیدشان بدانسان که برون کردندتان و آشوب و نیرنگ سختتر است از کشتن و پیکارشان نکنید نزد مسجد حرام تا پیکارتان کنند در آن پس اگر کشتند شما را بکشید ایشان را چنین است کیفر کافران
Verse 192
و اگر دست کشیدند همانا خداوند است آمرزنده مهربان
Verse 193
و نبرد کنید با ایشان تا نماند آشوبی و بشود دین از آن خدا پس اگر دست برداشتند همانا نیست ستمی مگر بر ستمگران
Verse 194
ماه ارجمند (یا حرام) به ماه ارجمند و ارجمندیها (حرمتها) برابر است پس آن کس که تجاوز کند بر شما تجاوز کنید بر او برابر آنچه بر شما تجاوز کرده است و بترسید خدا را و بدانید که خدا است با پرهیزکاران
Verse 195
و ببخشید در راه خدا و خود را با دست خود به پرتگاه نیفکنید و نکوئی کنید که خدا دوست دارد نکوکاران را
Verse 196
به انجام رسانید حج و عمره را برای خدا و اگر بازداشته شدید پس آنچه فراهم شود از قربانی و نتراشید سرهای خویش را تا برسد قربانی به جایگاه خود و آن کس از شما که بیمار یا به او آزاری از سرش باشد پس فدیهای از روزه یا صدقه یا قربانی تا گاهی که ایمن شدید پس هر کس متمتع شده است عمره را بسوی حجّ پس آنچه فراهم شود از قربانی و آنکس که نیابد پس روزه سه روز در حجّ و هفت روز گاهی که بازگردید اینک ده روز کامل این برای آن کس است که نیستند خاندان او نزدیک مسجد حرام و بترسید خدا را و بدانید که خداوند است سختشکنجه
Verse 197
حجّ ماههائی است دانسته پس آنکه حجّ در آنها کند نه آمیزش نه نافرمانی و نه ستیزهکردنی است در حج و آنچه خوبی کنید میداندش خدا و توشه برگیرید که بهترین توشهها تقوی است و بترسید مرا ای خردمندان
Verse 198
نیست بر شما باکی که بخواهید فزونیی از پروردگار خود سپس گاهی که کوچ کردید از عرفات پس یاد خدا کنید نزد مشعر حرام و یاد او کنید بدانسان که رهبری کرد شما را و اگر چه بودید پیش از آن همانا از گمراهان
Verse 199
سپس کوچ کنید بدانسان که کوچ کردند مردم و استغفار کنید خدا را که خدا است آمرزنده مهربان
Verse 200
و هنگامی که جای آوردید عبادات خویش را پس یاد کنید خدا را مانند یادکردن پدران خویش یا سختتر و از مردم است کسی که گوید پروردگارا بده ما را در دنیا و نیستش در آخرت بهرهای
Verse 201
و از آنان است آنکه گوید پروردگارا بده ما را در دنیا نکوئی و در آخرت نکوئی و نگهدار ما را از عذاب آتش
Verse 202
آنان را است بهرهای از آنچه فراهم کردند و خدا است شتابنده در حساب
Verse 203
و یاد کنید خدا را روزهائی چند پس آن کس که بشتابد در دو روز نیست بر او گناهی و آن کس که دیر کند نیست بر او گناهی برای آن کس که پرهیز کرده است و بترسید خدا را و بدانید که بسوی او گرد آورده شوید
Verse 204
و از مردم است آنکه شگفت آورد تو را سخنش در زندگانی دنیا و گواه گیرد خدا را بر آنچه در دل او است و او است سختترین دشمنان
Verse 205
و هرگاه پشت کند بکوشد در زمین تا فساد کند در آن و نابود کند کِشت و نژاد را و خدا را خوش نیاید فساد
Verse 206
و هرگاه بدو گفته شود بترس از خدا بگیردش تکبر به گناه بس است وی را دوزخ و چه زشت است آرامشگاه
Verse 207
و از مردم است آنکه بفروشد خود را در پی خوشنودی خدا و خداوند است مهربان به بندگان
Verse 208
ای گروه مؤمنان اندرآئید به صلح همگی و پیروی نکنید گامهای شیطان را که او است برای شما دشمنی آشکار
Verse 209
و اگر لغزیدید از پس آنکه بیامده است شما را نشانیها پس بدانید که خدا است عزّتمند حکیم
Verse 210
آیا انتظار دارند جز آنکه بیایدشان خدا در سایبانهائی از ابر و فرشتگان و بگذرد کار و بسوی خدا بازگردانیده شوند کارها
Verse 211
بپرس بنیاسرائیل را چند آوردیمشان از آیتهای پدیدار و کسی که تبدیل کند نعمت خدا را پس از آنکه بیامدستش همانا خدا است سختشکنجه
Verse 212
آراسته شد برای کافران زندگانی دنیا و مسخره کنند به مؤمنان و آنان که پرهیزکاری کردهاند برتر از ایشانند روز قیامت و خدا روزی دهد هر که را که خواهد بیحساب
Verse 213
بودند مردم یک امت پس برانگیخت خدا پیمبران را بشارتدهندگان و ترسانندگان و فرستاد با ایشان کتاب را به حقّ تا حکم کند میان مردم در آنچه اختلاف کردند در آن و اختلاف نکردند در آن مگر آنان که داده شدندش پس از رسیدن نشانیها بدیشان به ستمی میان خویش پس هدایت کرد خدا مؤمنان را بدانچه اختلاف کردند در آن از حقّ به اذن خود و خدا هدایت کند هر که را خواهد به راه راست
Verse 214
یا گمان کردید که به بهشت درآئید و هنوز نیامده است شما را نمونه آنان که پیش از شما بودند که بدیشان رسید پریشانی و رنجوری و بر خود لرزیدند تا گفت پیمبر و آنان که ایمان آورده و با او بودند چه وقت است یاری خدا همانا یاری خدا است نزدیک
Verse 215
پرسندت چه را انفاق کنند بگو آنچه انفاق کنید از مال پس برای والدین و نزدیکان و یتیمان و بینوایان و درماندگان راه است و آنچه نیکی کنید همانا خداوند است بدان دانا
Verse 216
نوشته شد بر شما جنگ و آن ناپسند شما است و چه بسا ناخوش دارید چیزی را و آن است خوب برای شما و چه بسا دوست دارید چیزی را و آن است بد برای شما و خدا میداند و شما نمیدانید
Verse 217
پرسندت از ماه حرام جنگ کردن در آن بگو جنگ کردن در آن گران است و بازداشتن است از راه خدا و کفر است بدو و به مسجد حرام و برون راندن مردمش از آن بزرگتر است نزد خدا و فتنه بزرگتر است از کشتن و پیوسته همی جنگ کنند با شما تا بازگردانند شما را از کیشتان اگر بتوانند و کسی که بازگردد از کیش خود پس بمیرد حالی که او است کافر آنان تباه شده است کردارشان در دنیا و آخرت و آنانند یاران آتش در آنند جاودانان
Verse 218
همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که هجرت کردند و جهاد کردند در راه خدا امید دارند رحمت خدا را و خداست آمرزنده مهربان
Verse 219
پرسندت از باده و قمار بگو در آنها است گناهی بزرگ و سودهائی برای مردم و گناه آنها بزرگتر است از سود آنها و پرسندت چه چیز انفاق کنند بگو گذشت یا فزونی را چنین بیان کند خدا برای شما آیات را شاید بیندیشید
Verse 220
در دنیا و آخرت و پرسندت از یتیمان بگو کارسازی ایشان بهتر است و اگر با آنان اختلاط کنید پس برادران شمایند و خدا میشناسد تبهکار را از کارساز و اگر میخواست خدا به ستوه میآورد شما را و خدا است عزّتمند حکیم
Verse 221
و همسر نگیرید زنان مشرکه را تا ایمان آرند و همانا یک کنیزک مؤمنه بهتر است از زنی مشرکه اگر چه شیفته سازد شما را و همسر نگیرید مردان مشرک را تا ایمان آرند و همانا بنده مؤمن بهتر است از مشرک و اگر چه شگفت آورد شما را آنان دعوت کنند بسوی آتش و خدا دعوت کند بسوی بهشت و آمرزش به فرمان او و بیان کند آیتهای خویش را برای مردم شاید یادآور شوند
Verse 222
پرسندت از حیض (خون زنان) بگو آن آزاری است پس کناره گیرید زنان را در حیض و نزدیکی نکنید با ایشان تا پاک شوند سپس گاهی که پاک شدند نزدیکی کنید با ایشان بدانسان که خدا دستورتان داده است همانا خدا دوست دارد توبهکنندگان و دوست دارد پاکیزگیجویان را
Verse 223
زنان شما کشتزار شمایند پس به کشتزار خویش درآئید هر جا خواهید و پیش فرستید برای خود و بترسید خدا را و بدانید شمائید ملاقاتکننده او و بشارت ده به مؤمنان
Verse 224
نگردانید خدا را آماج سوگندهای خویش که نکوکاری کنید و پرهیزکاری کنید و کارسازی کنید میان مردم و خدا است شنوای دانا
Verse 225
نگیرد شما را خدا به یاوهگویی در سوگندهای شما و لیکن بگیردتان بدانچه فراهم کرده است دلهای شما و خدا است آمرزنده بردبار
Verse 226
برای آنان که به سوگند از زنان خود کنارهگیری کنند انتظار چهار ماه است پس اگر بازگشتند همانا خدا است آمرزنده مهربان
Verse 227
و اگر خواستار طلاق شدند همانا خدا است شنوای دانا
Verse 228
و زنان طلاق گرفته در انتظار نگه دارند خویشتن را مدت سه پاک شدن و روا نیست آنان را که نهان دارند آنچه بیافریده است خدا در رحمهای ایشان اگر ایمان دارند به خدا و روز آخر شوهران ایشان سزاوارترند به بازگردانیدشان در آن اگر خواستار آشتی شدند و برای آن زنان است مثل آنچه بر آنان است به متعارف و مردان را است بر فراز ایشان پایهای و خدا است عزّتمند حکیم
Verse 229
طلاق دو بار است پس نگه داشتنی به خوبی یا رها ساختنی با نیکی و روا نیست شما را که بازستانید از آنچه بدانان دادهاید چیزی را مگر آنکه بترسند که بپای ندارند حدود خدا را و اگر ترسیدید که بپای ندارند حدود خدا را نیست باکی بر آنان در آنچه زن به فدیه دهد (کابین بخشد و جان آزاد سازد) این است حدود خدا پس تجاوز نکنید آنها را و هر که تجاوز کند حدود خدا را آنانند ستمکاران
Verse 230
و اگر طلاقش داد پس وی را روا نیست از آن پس تا درآمیزد با شوهری جز او سپس اگر طلاقش داد نیست باکی بر آنان که بازگردند به همدیگر اگر پنداشتند که بپای میکنند حدود خدا را این است حدود خدا بیان سازدش برای قومی که میدانند
Verse 231
و اگر طلاق دادید زنان را و رسیدند به سرآمد خویش پس نگه داریدشان بخوبی یا رهاشان کنید بخوبی و نگهداری نکنید آنان را به آزار تا ستم کنید و آنکه این کار را کند ستم کرده است خویشتن را و نگیرید آیتهای خدا را به مسخره و یاد آرید نعمت خدا را بر شما و آنچه فرستاده است بر شما از کتاب و حکمت که اندرز دهد شما را بدان و بترسید خدا را و بدانید که خدا است به هر چیزی دانا
Verse 232
و هنگامی که طلاق دادید زنان را و رسیدند به سرآمدشان پس بازندارید آنان را از آنکه همسر شوند با شوهران خویش اگر تراضی کنند فی ما بَین خویش به خوبی بدین اندرز داده شود آن کس از شما که ایمان دارد به خدا و روز بازپسین این پاکتر است برای شما و پاکیزهتر و خدا می داند و شما نمیدانید
Verse 233
و مادران شیر دهند کودکان خویش را دو سال کامل برای کسی که بخواهد تمام کند شیر دادن را و بر مولودله (پدر کودک) است خوراک و پوشاک آنان به متعارف تکلیف نشود کسی جز به اندازه توانائیش آزار نشود مادر به کودکش و نه مولودله (پدر) به فرزندش و بر وارث است مانند این پس اگر خواستند از شیر بازگرفتن را با تراضی و مشاورت هر دو باکی بر آنان نیست و اگر برای کودکان خود شیرده خواستید باکی بر شما نیست اگر بپردازید آنچه را دهید بخوبی و بترسید خدا را و بدانید که خدا بدانچه میکنید بینا است
Verse 234
و آنان که بمیرند از شما و بازمی گذارند زنانی در انتظار بگذارند آن زنان خویشتن را چهار ماه و ده روز تا گاهی که به سرآمد خود رسیدند باکی نیست بر شما در آنچه در باره خود کنند به نیکی و خدا بدانچه میکنید دانا است
Verse 235
و نیست باکی بر شما در آنچه بدان اشارت کردهاید به خواستگاری زنان یا نهان داشتهاید نزد خویشتن (در دل خویش) دانست خدا که خواهید سخن گفت با آنان و لیکن وعده ندهید ایشان را در خلوت (پنهانی) مگر آنکه بگوئید گفتاری متعارف و نبندید گره نکاح را (زناشوئی را) تا برسد نامه به سررسید خود و بدانید که خدا میداند آنچه را در دلهای شما است پس بترسیدش و بدانید که خدا است آمرزنده بردبار
Verse 236
نیست باکی بر شما اگر طلاق دهید زنان را مادامی که دست بدیشان نرسانیده یا چیزی برای ایشان معین نکرده باشید و بهرهمندشان (برخوردارشان) کنید بر توانگر است به مقدار توانائیش و بر تنگدست است به اندازه قدرتش بهره به خوبی حقی است بر نکوکاران
Verse 237
و اگر طلاقشان دادید پیش از آنکه دست بدانان رسانید حالی که فریضهای برای آنان فرض کرده باشید (کابینی بسته باشید) پس نیمی از آنچه فرض کردهاید مگر آنکه ببخشند یا ببخشد آنکه به دست اوست گره زناشوئی و ببخشید نزدیکتر است به تقوی و فراموش نکنید نکوکاری را میان خود همانا خدا بدانچه میکنید بینا است
Verse 238
مواظبت کنید بر نمازها و نماز میانه و بپای ایستید برای خدا فروتنان
Verse 239
و اگر ترسیدید پس پیادگان یا سواران تا گاهی که ایمن شدید یاد کنید خدا را بدانچه بیاموخت شما را آنچه نمیدانستید
Verse 240
و آنان که میمیرند از شما و باز میگذارند زنانی وصیّتی است برای زنانشان بهرهای تا یک سال بیبرونکردن پس اگر برون شدند نیست باکی بر شما در آنچه درباره خویش کردهاند به متعارف و خدا است عزّتمند حکیم
Verse 241
و برای زنان طلاق گرفته است بهره به متعارف حقّی است بر پرهیزکاران
Verse 242
چنین بیان کند خدا آیتهای خود را برای شما شاید تعقّل کنید
Verse 243
آیا ندیدی آنان را که برون شدند از کشور خود حالی که هزاران بودند از ترس مرگ پس بدیشان گفت خدا بمیرید سپس زنده کردشان همانا خدا است خداوند افزایش و بخشایش بر مردم و لیکن بیشتر مردم سپاس نمیگزارند
Verse 244
و جنگ کنید در راه خدا و بدانید که خدا است شنوای دانا
Verse 245
کیست آنکه وام دهد خدا را وامی نیکو تا بیافزایدش برای او چندین برابر و خدا تنگی و گشایش دهد و بسوی او بازگردانیده میشوید
Verse 246
آیا ننگری بدان گروه از بنیاسرائیل پس از موسی هنگامی که گفتند به پیمبری که ایشان را بود برانگیز برای ما پادشاهی (فرماندهی) تا جنگ کنیم در راه خدا گفت آیا چنین نیستید که اگر جنگ بر شما نوشته شود نکنید گفتند چه شود ما را که پیکار نکنیم در راه خدا و برون رانده شدیم از خانمان و فرزندان خویش امّا گاهی که نوشته شد بر ایشان جنگ پشت کردند جز کمی از ایشان و خدا دانا است به ستمگران
Verse 247
و گفت بدیشان پیغمبرشان همانا خدا برانگیخت برای شما طالوت را پادشاهی گفتند چگونه وی را بر ما فرمانروائی باشد و ما سزاوارتریم از او به پادشاهی و داده نشده است گشایشی در مال گفت همانا خدا برگزیدش بر شما و بیفزودش عظمتی در دانش و پیکر و خدا دهد پادشاهیش را به هر که خواهد و خدا است گشایشمند دانا
Verse 248
و گفت بدیشان پیمبرشان همانا نشانی پادشاهی او آن است که بیاید شما را تابوت در آن آرامشی از پروردگار شما و بازماندهای از آنچه بازگذاردند خاندان موسی و هارون که حمل کنندش فرشتگان همانا در این است نشانیی برای شما اگر هستید مؤمنان
Verse 249
و هنگامی که سان داد و براند طالوت سپاه را گفت هرآینه خداوند است آزماینده شما به وسیله جویی تا هر کس بنوشد از آن نباشد از من و آن کس که نچشدش از من باشد مگر آنکه با دست خویش کفی از آن برگیرد پس نوشیدند از آن جز کمی از ایشان سپس گاهی که بگذشت از آن او و آنان که ایمان آورده بودند با او گفتند نیست ما را نیرویی امروز برابر جالوت و لشکرش گفتند آنان که می پنداشتند که ایشانند ملاقاتکننده خدا چه بسا گروهی کم پیروز شدند بر گروهی بسیار به اذن خدا و خدا است با شکیبایان
Verse 250
و هنگامی که برابر شدند با جالوت و سپاهش گفتند پروردگارا بریز بر ما شکیبایی را و استوار ساز پاهای ما را و یاری کن ما را بر گروه کافران
Verse 251
پس شکستشان دادند به اذن خدا و کشت داود جالوت را و داد خدا بدو پادشاهی و حکمت را و بیاموختش از آنچه میخواست و اگر نبود برکنارکردن خدا مردم را بعضی را با بعضی هرآینه تباه میشد زمین و لیکن خدا دارای فضل است بر جهانیان
Verse 252
این است آیتهای خدا که میخوانیمش بر تو به حقّ و همانا توئی از فرستادگان
Verse 253
اینک پیمبران برتری دادیم بعضیشان را بر بعضی از آنان است آنکه سخن گفت با او خدا و بالا برد بعضی را از ایشان پایههائی و دادیم به عیسی ابن مریم نشانیها را و مؤیّدش داشتیم به روحالقدس و اگر میخواست خدا هرآینه کارزار نمیکردند آنان که پس از ایشانند از پس آنچه بیامدشان نشانیها و لکن اختلاف کردند پس بعضی از ایشان ایمان آوردند و بعضی کفر ورزیدند و اگر میخواست خدا کارزار نمیکردند و لیکن خدا میکند آنچه را بخواهد
Verse 254
ای آنان که ایمان آوردید انفاق کنید از آنچه شما را روزی دادیم پیش از آنکه بیاید روزی که نیست در آن سوداگری و نه دوستی و نه شفاعتی و کافرانند ستمگران
Verse 255
خدا که نیست خداوندی جز او زنده پاینده نگیردش خمار و نه خوابی (یا بیداری و خوابی) او را است آنچه در آسمانها است و آنچه در زمین کیست که شفاعت کند به نزدش جز با اذن او میداند آنچه را پیش روی ایشان و آنچه را پشت سر ایشان است و فرانگیرند به چیزی از دانش او جز بدانچه خواهد فراگرفته است کرسیش آسمانها و زمین را و بر او گران نیاید نگهداری آنها و او است برتر بزرگوار
Verse 256
نیست به ناخواه واداشتنی در دین همانا آشکار شد رهبری از گمراهی پس آنکه کفر ورزد به ستمگر و ایمان آورد به خدا همانا چنگ زده است به دستآویزی استوار که نیستش گسیختنی و خدا است شنوای دانا
Verse 257
خدا دوست آنان است که ایمان آوردند برون آردشان از تاریکیها بسوی روشنائی و آنان که کفر ورزیدند دوستانشان ستمگرانند که برون رانندشان از روشنائی بسوی تاریکیها آنانند یاران آتش در آنند جاودانان
Verse 258
آیا ندیدی آن را که ستیزه کرد با ابراهیم درباره پروردگارش زیرا که خدا داده بودش پادشاهی را هنگامی که گفت ابراهیم پروردگار من آن است که زنده کند و بمیراند گفت من زنده کنم و بمیرانم ابراهیم گفت همانا خدا بیاورد خورشید را از خاور پس بیارش از باختر پس سراسیمه شد آنکه کفر ورزید و خدا هدایت نکند گروه ستمگران را
Verse 259
یا مانند آنکه بگذشت بر شهری که فرو خوابیده بود بر ستونها (یا بر پوشهای) خود گفت کی (چگونه) خدا زنده کند این را پس از مردنش پس بمیرانیدش خدا صد سال سپس برانگیختش گفت چند ماندهای گفت ماندهام روزی یا پارهای از روز گفت بلکه ماندهای صد سال پس بنگر به خوراک و نوشابه خویش که بویش نگشته و بنگر به درازگوش خود و تا بگردانیمت آیتی برای مردم و بنگر به استخوانها چگونه پیوند کنیم سپس آنها را به گوشت پوشانیم پس هنگامی که آشکار شد برای او گفت میدانم که خدا به هر چیز است توانا
Verse 260
و هنگامی که گفت ابراهیم پروردگارا بنمایانم چگونه زنده کنی مردگان را گفت مگر ایمان نیاوردی گفت بلی و لیکن تا آرام گیرد دلم گفت پس برگیر چهار مرغ را و پاره گردان آنها را به نزد خود پس بگذار فراز هر کوهی از آنها پارهای را پس فراخوانشان بیایندت به دویدن و بدان که خدا است عزتمند حکیم
Verse 261
مثَل آنان که بخشند مال خود را در راه خدا مانند دانه است که برویاند هفت خوشه در هر خوشه صد دانه و خدا چند برابر کند برای هر که خواهد و خدا است گشایشمند دانا
Verse 262
آنان که بخشند مال خود را در راه خدا و در پی نیارند آنچه را بخشیدند منتی و نه آزاری ایشان را است پاداش ایشان نزد پروردگار خویش و نه ترسی بر ایشان است و نه اندوهگین شوند
Verse 263
گفتاری نیک و آمرزش گنهی بهتر است از تصدقّی که در پیش آزاری باشد و خدا است بینیاز بردبار
Verse 264
ای آنان که ایمان آوردید تباه نکنید تصدقهای خود را به منّت و آزار مانند آنکه انفاق کند مال خویش را برای ریای (خودنمائی) مردم و ایمان نیارد به خدا و روز جزا پس مثَل او مانند سنگی است لغزان که بر آن باشد خاکی و رسیده باشدش بارانی سخت که بازگذاردش لغزنده قدرت ندارند بر چیزی از آنچه فراهم آوردند و خدا هدایت نکند گروه کافران را
Verse 265
و مثَل آنان که میبخشند مال خویش را در پیجوئی رضای خدا و برای استوارساختن نفوس خود مانند باغی است بر پشتهای که رسیده باشدش بارانی سخت پس داده باشد میوه خود را چهار برابر و اگر نرسیده باشدش بارانی درشت پس بارانی خرد و خدا بدانچه میکنید بینا است
Verse 266
آیا دوست دارد یکی از شما که وی را باغی باشد از نخلستان و تاکستان روان باشد زیر آن جویها و برای او در آن از تمام میوهها باشد و رسیده باشدش پیری و او را فرزندانی بینوا باشند پس برسدش بادی که در آن باشد آتشی پس بسوخته باشد چنین بیان کند خدا برای شما آیتهای خویش را شاید اندیشه کنید
Verse 267
ای گروه مؤمنان ببخشید از پاکیزههای آنچه فراهم کردید و از آنچه بیرون آوردیم از زمین و آهنگ پلید نکنید که از آن انفاق کنید و نیستید ستاننده آن جز با فروخواباندن چشم در آن و بدانید که خدا است بینیاز ستوده
Verse 268
شیطان به شما وعده فقر دهد و بفرمایدتان به فحشاء و خدا نویدتان دهد به آمرزشی از خویش و فزونیی و خداست گشایشمند دانا
Verse 269
دهد حکمت را به هر که خواهد و آن کس که حکمت را داده شده است همانا داده شده است خیری بسیار و یادآور نشوند جز خردمندان
Verse 270
و آنچه انفاق کردهاید از نفقه یا نذر کردهاید از نذر همانا میداندش خدا و نیست ستمگران را یاران
Verse 271
اگر آشکارا دهید تصدقها را چه خوب و اگر پنهان دارید و به فقراء دهید بهتر باشد برای شما و جبران کند از گناهان شما و خدا بدانچه میکنید دانا است
Verse 272
نیست بر تو هدایت ایشان و لیکن خدا هدایت کند آنکه را خواهد و آنچه انفاق کنید از مال برای خود شما است و انفاق نمیکنید جز در پیجوئی روی خدا و آنچه انفاق کنید از مال داده میشود به شما و ستم کرده نمیشوید
Verse 273
برای بینوایانی که در راه خدا دچار تنگی شدند نتوانند گشتن را در زمین از پی روزی پنداردشان نادان توانگرانی از عفتنمائی بشناسیشان به چهرههای ایشان دریوزگی نکنند از مردم به سماجت و آنچه انفاق کنید از مال همانا خداوند است بدان دانا
Verse 274
آنان که انفاق کنند مال خود را در شب و روز نهان و آشکارا ایشان را است پاداش ایشان نزد پروردگار خود و نه ترسی بر ایشان است و نه اندوهگین شوند
Verse 275
آنان که ربا (سود) میخورند برنخیزند جز مانند برخاستن آن که آشفته سازدش شیطان به دیوانگی این بدان است که گفتند همانا سوداگری مانند مانند ربا است حالی که حلال کرد خدا سوداگری را و حرام کرده است سودخوری را و آن کس که بیایدش اندرزی از پروردگار او پس باز ایستد او را است آنچه بگذشت و کار او با خدا است و آن کس که بازگردد پس آنانند یاران آتش در آنند جاودانان
Verse 276
نابود کند خدا ربا را و برکت دهد به صدقات و خدا دوست ندارد هر ناسپاس تبهکاری را
Verse 277
همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و بپا کردند نماز را و دادند زکات را ایشان را است پاداششان نزد پروردگارشان نه ترسی بر ایشان است و نه اندوهگین شوند
Verse 278
ای آنان که ایمان آوردید بترسید خدا را و رها کنید آنچه را به جای مانده است از ربا اگر هستید مؤمنان
Verse 279
و اگر نکردید پس اعلام کنید جنگی را با خدا و پیمبرش و اگر توبه کردید شما را است سرمایههای شما نه ستم کنید و نه ستم کرده شوید
Verse 280
و اگر تنگدست باشد پس مهلتی تا گشایش و تصدق کنید بهتر است شما را اگر بدانید
Verse 281
و بترسید روزی را که بازگردانیده شوید در آن بسوی خدا پس داده شود به هر کس آنچه را فراهم کرده است و ستم نشوند
Verse 282
ای آنان که ایمان آوردید هرگاه وام دهید یا گیرید تا سرآمدی نامبرده پس بنویسیدش و باید نویسد میان شما نویسندهای به داد و نباید خودداری کند نویسندهای از آنکه بنویسد بدانسان که خدا بیاموخته است او را پس بنویسد و املاء کند بر او آن کس که بر او است حق و بترسد خدا را پروردگار خویش و نکاهد از آن چیزی و اگر آن کس که بر او است حق کم خرد بود یا ناتوان یا نتوانست املاء کند پس املاء کند ولی او به داد و گواه گیرید دو گواه از مردان خویش را و اگر نبود دو مرد پس یک مرد و دو زن از آنان که پسند کنید از گواهان تا چون فراموش کند یکی به یاد آردش دیگری و خودداری نکنند گواهان هرگاه خوانده شدند و خسته نشوید از نوشتن آن خرد یا کلان تا سرآمدش این است دادگرانهتر نزد خدا و استوارتر برای گواهی و نزدیکتر بدانکه شک نیارید مگر آنکه باشد داد ستدی جاری که میگردانیدش میان خویش که نیست باکی بر شما ننوشتن آن و گواه گیرید گاهی که داد ستد کنید و آزار نشود نویسندهای و نه گواهی و اگر بکنید همانا آن نافرمانیی است از شما و بترسید خدا را و میآموزدتان خدا و خدا است به هر چیز دانا
Verse 283
و اگر بر سفری باشید و نیابید نویسندهای پس گروگانی به دست و اگر بسپرد یکی از شما به دیگری پس باید بپردازد آن کس که سپرده شده است سپرده خویش را و باید بترسد خدا را پروردگار خود و کتمان نکنید گواهی را و هر کس کتمان کند آن را همانا گنهکار است دلش و خدا بدانچه میکنید دانا است
Verse 284
خدا را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و اگر آشکار کنید آنچه را در دلهای شما است یا نهان داریدش حساب کند شما را بدان خدا پس بیامرزد هر که را خواهد و عذاب کند هر که را خواهد و خدا بر هر چیزی توانا است
Verse 285
ایمان آورده است پیمبر بدانچه فرستاده شده به سوی او از پروردگار خویش و مؤمنان هر کدام ایمان آوردند به خدا و فرشتگان او و کتابهای او و پیمبران او فرق نگذاریم بین احدی از پیمبرانش و گفتند شنیدیم و فرمان بردیم آمرزشی از تو پروردگارا و به سوی تو است بازگشت
Verse 286
تکلیف نکند خدا کسی را جز به قدر طاقت او برای او است آنچه دست آورد اوست و بر او است آنچه دست آورده است پروردگارا مگیر بر ما اگر فراموش کردیم یا خطا کردیم پروردگارا بار مکن ما را گرانی چنانکه بار کردی آن را بر آنان که پیش از ما بودند پروردگارا و نه تحمیل کن بر ما آنچه را بدان طاقتی نیست و ببخش بر ما و بیامرز ما را و رحم کن ما را توئی سرپرست ما پس یاری کن ما را بر گروه کافران