Back to Languages
Persian - Chapter 26
Translation by Mohammad Kazem Moezzi
Verse 1
طسم
Verse 2
این است آیتهای کتاب روشن
Verse 3
شاید ببازی تو جان خویش را چرا نیستند مؤمنان
Verse 4
اگر بخواهیم بفرستیم بر ایشان آیتی از آسمان پس بگردد گردنهاشان پیش آن فروتنان
Verse 5
و نیایدشان یادآوریی از خدای مهربان نوینی مگر آنکه باشند از آن روگردانان
Verse 6
همانا تکذیب کردند پس زود هست بیایدشان داستانهای آنچه بودند بدان استهزاکنان
Verse 7
آیا ننگرند بسوی زمین چه فراوان رویانیدیم در آن از هر جفتی گرامی
Verse 8
در این است هر آینه آیتی و نیستند بیشترشان ایمانآرندگان
Verse 9
و همانا پروردگار تو است عزّتمند مهربان
Verse 10
هنگامی که خواند پروردگار تو موسی را که برو به نزد گروه ستمگران
Verse 11
قوم فرعون چرا پرهیزکاری نکنند
Verse 12
گفت پروردگارا ترسم تکذیبم کنند
Verse 13
و تنگ شود سینهام و روان نگردد زبانم پس بفرست بسوی هارون
Verse 14
و ایشان را است بر من گناهی و ترسم مرا بکشند
Verse 15
گفت نه چنین است بروید شما هر دو به آیتهای ما که مائیم با شما شنوندگان
Verse 16
پس درآئید بر فرعون و بگوئید مائیم فرستاده پروردگار جهانیان
Verse 17
که بفرست با ما بنیاسرائیل را
Verse 18
گفت آیا نپروریدمت نزد ما به نوزادی و ماندی نزد ما از عمر خویش سالیانی
Verse 19
و کردی کارت را آن را که کردی و بودی از ناسپاسان
Verse 20
گفت کردمش آن هنگام و بودم من از گمراهان
Verse 21
پس گریختم از شما گاهی که ترسیدمتان پس بخشید مرا پروردگار من فرمانی و گردانیدم از پیمبران
Verse 22
و این نعمتی است که منّتش را بر من نهی که بنده گرفتی بنیاسرائیل را
Verse 23
گفت فرعون و چیست پروردگار جهانیان
Verse 24
گفت پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است اگر هستید یقیندارندگان
Verse 25
گفت بدانان که در پیرامونش بودند آیا نمیشنوید
Verse 26
گفت پروردگار شما و پروردگار پدران شما پیشینیان
Verse 27
گفت همانا پیمبر شما که فرستاده شده است بسوی شما هر آینه او است دیوانه
Verse 28
گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آنها است اگر هستید خردمندان
Verse 29
گفت اگر بگرفتی خدائی جز من هر آینه بگردانمت از زندانیان
Verse 30
گفت و اگر چه بیارمت چیزی آشکار
Verse 31
گفت پس بیارش اگر هستی از راستگویان
Verse 32
پس افکند چوبدست خود را ناگهان آن است اژدری نمایان
Verse 33
و برآورد دست خود را ناگهان آن است پرتوی برای بینندگان
Verse 34
گفت بدان گروه که در گردش بودند همانا این است جادوگری دانشمند
Verse 35
خواهد برون کند شما را از سرزمین شما به جادوی خویش تا چه فرمان دهید
Verse 36
گفتند نگهدار او و برادرش را و بفرست در شهرستانها گردآورندگان
Verse 37
تا بیارندت بهر جادوگری دانشمند
Verse 38
پس گرد آورده شدند جادوگران برای وعدهگاه روزی شناخته
Verse 39
و گفته شد به مردم آیا شمائید گردآیندگان
Verse 40
شاید پیروی کنیم جادوگران را اگر بودند پیروزمندان
Verse 41
پس هنگامی که آمدند جادوگران گفتند به فرعون آیا ما را است مزدی اگر شدیم پیروزمندان
Verse 42
گفت آری و همانا شمائید در آن هنگام از نزدیکان
Verse 43
گفت بدیشان موسی بیفکنید آنچه را شمائید افکنندگان
Verse 44
پس بیفکندند ریسمانها و چوبهای خود را و گفتند به فَر فرعون مائیم همانا پیروزمندان
Verse 45
پس افکند موسی چوبدست خویش را ناگهان فروبرد آنچه را به دروغ آوردند
Verse 46
پس بیفتادند جادوگران سجدهکنان
Verse 47
گفتند ایمان آوردیم به پروردگار جهانیان
Verse 48
پروردگار موسی و هارون
Verse 49
گفت ایمان آوردید بدو پیش از آنکه دستورتان دهم همانا او بزرگ شما است که آموخت به شما جادوگری را پس زود است بدانید همانا سخت ببرّم دستها و پایهای شما را از برابر و هر آینه به دارتان کشم همگی
Verse 50
گفتند نیست باکی مائیم بسوی پروردگار خویش بازگشتگان
Verse 51
همانا امیدواریم بیامرزد برای ما پروردگار ما گناهان ما را که بودیم نخستین ایمانآرندگان
Verse 52
و وحی کردیم به موسی که شبانه بر بندگانم را همانا شمائید پیروی شدگان
Verse 53
پس فرستاد فرعون در شهرستانها گردآرندگان
Verse 54
که اینانند همانا گروهی اندک
Verse 55
و همانا ایشانند بر ما خشمآرندگان
Verse 56
و هر آینه مائیم همگی بیمناکان
Verse 57
پس برون راندیمشان از باغها و چشمهسارها
Verse 58
و گنجها و جایگاهی گرامی
Verse 59
بدینسان و ارث دادیمش به بنیاسرائیل
Verse 60
پس از پی ایشان بیامدند به هنگام خورشید تابان
Verse 61
تا گاهی که نمودار شدند (دیدار کردند) دو گروه گفتند یاران موسی که مائیم دریافتگان
Verse 62
گفت نچنین است همانا با من است پروردگارم زود است رهبریم کند
Verse 63
پس وحی کردیم به موسی که بزن چوبدست خود را به دریا پس بشکافت و شد هر دیواری چون کوهی بزرگ
Verse 64
و جای دادیم در آنجا دگران را
Verse 65
و رهانیدیم موسی و آنان را که با او بودند همگی
Verse 66
سپس به دریا فروبردیم دگران را
Verse 67
همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان ایمان آرندگان
Verse 68
و همانا پروردگار تو است هرآینه عزّتمند مهربان
Verse 69
و بخوان بر ایشان داستان ابراهیم را
Verse 70
هنگامی که گفت به پدر خویش و قومش چه میپرستید
Verse 71
گفتند میپرستیم بتانی را پس میباشیم پیرامون آنها گردآمدگان
Verse 72
گفت آیا میشنوند شما را گاهی که میخوانید
Verse 73
یا سودتان بخشند یا آیان رسانند
Verse 74
گفتند بلکه یافتیم پدران خود را چنین میکردند
Verse 75
گفت آیا دیدید آنچه را بودید میپرستیدید
Verse 76
شما و پدران شما پیشتران
Verse 77
که ایشان مرا دشمنند مگر پروردگار جهانیان
Verse 78
آنکه مرا آفرید پس رهبریم کند
Verse 79
و آنکه بخوراندم و بنوشاندم
Verse 80
و گاهی که بیمار شوم پس او بهبودیم دهد
Verse 81
و آنکه بمیراندم سپس زنده سازدم
Verse 82
و آنکه امیدوارم که بیامرزد برای من گناهم را روز دین
Verse 83
پروردگارا ارزانی دار مرا حُکمی و برسانم به شایستگان
Verse 84
و قرار ده برای من زبان راستی در آخران
Verse 85
و بگردانم از ارثبرندگان بهشت نعمتها
Verse 86
و بیامرز برای پدرم که او بود همانا از گمراهان
Verse 87
و خوارم نکن روزی که برانگیخته شوند
Verse 88
روزی که سود ندهد مال و نه فرزندان
Verse 89
مگر آنکه بیاید خدا را با دلی درست
Verse 90
و آماده شد بهشت برای پرهیزکاران
Verse 91
و پدید آورده شد دوزخ برای گمراهان
Verse 92
و گفته شد بدیشان کجا بودید میپرستیدید
Verse 93
جز خدا را آیا یاری کنند شما را یا یاری جویند
Verse 94
پس به روی افکنده شدند در آن ایشان و گمراهان
Verse 95
و سپاههای ابلیس همگان
Verse 96
گفتند و ستیزه میکردند در آن
Verse 97
سوگند به خدا همانا بودیم ما در گمراهی آشکار
Verse 98
هنگامی که یکسان داشتیم شما را با پروردگار جهانیان
Verse 99
و گمراه نکردند ما را مگر گنهکاران
Verse 100
پس نیست ما را شفاعتگرانی
Verse 101
و نه دوستی مهربان
Verse 102
کاش ما را بازگشتی بودی تا میشدیم از مؤمنان
Verse 103
همانا در این است آیتی و نیستند بیشتر ایشان ایمانآرندگان
Verse 104
و همانا پروردگار تو او است عزّتمند مهربان
Verse 105
تکذیب کردند قوم نوح فرستادگان را
Verse 106
هنگامی که گفت بدیشان برادرشان نوح چرا پرهیزکاری نکنید
Verse 107
همانا منم برای شما فرستادهای امین
Verse 108
پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید
Verse 109
و نپرسمتان بر آن مزدی نیست مزد من جز بر پروردگار جهانیان
Verse 110
پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید
Verse 111
گفتند آیا ایمان آوریم برایت و پیرویت کردند فرومایگان
Verse 112
گفت چه دانائی است مرا بدانچه بودند میکردند
Verse 113
نیست حسابشان جز بر پروردگار من اگر دریابید
Verse 114
و نیستم من دورکننده مؤمنان
Verse 115
نیستم من جز ترساننده آشکار
Verse 116
گفتند اگر دست برنداری ای نوح هرآینه بشوی از سنگسارشدگان
Verse 117
گفت پروردگارا همانا قومم تکذیبم کردند
Verse 118
پس بگشای میان من و ایشان گشایشی و برهانم و آنان را که با منند از مؤمنان
Verse 119
پس رهانیدیمش و آنان که با او بودند در کشتی پرشدهای
Verse 120
سپس غرق کردیم پس از این بازماندگان را
Verse 121
همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان مؤمنان
Verse 122
و همانا پروردگار تو است عزّتمند مهربان
Verse 123
تکذیب کردند عاد فرستادگان را
Verse 124
هنگامی که گفت بدیشان برادرشان هود چرا پرهیزکاری نکنید
Verse 125
همانا منم برای شما فرستاده امین
Verse 126
پس بترسید از خدا و مرا فرمان برید
Verse 127
و نپرسمتان بر آن پاداشی نیست مزدم مگر بر پروردگار جهانیان
Verse 128
آیا بنیاد مینهید به هر پشتهای نشانی بیهده بازی کنید
Verse 129
و برگیرید کوشکهائی شاید شما جاودان مانید
Verse 130
و هر گاه خشمگین شوید خشمگین شوید ستمگرانه
Verse 131
پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید
Verse 132
و بترسید آن را که یاری کرده است شما را بدانچه میدانید
Verse 133
کمک کرده است شما را به دامها و فرزندان
Verse 134
و باغها و چشمهسارها
Verse 135
همانا میترسم بر شما از عذاب روزی بزرگ
Verse 136
گفتند یکسان است بر ما چه اندرز دهی یا نباشی از اندرزگویان
Verse 137
نیست این مگر این خوی پیشینیان
Verse 138
و نیستیم ما عذابشدگان
Verse 139
پس تکذیبش کردند پس نابودشان ساختیم همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان مؤمنان
Verse 140
و همانا پروردگار تو است عزّتمند مهربان
Verse 141
تکذیب کردند ثمود فرستادگان را
Verse 142
هنگامی که گفت بدیشان برادرشان صالح چرا پرهیز نکنید
Verse 143
همانا منم برای شما فرستاده امین
Verse 144
پس پرهیز کنید خدا را و مرا فرمان برید
Verse 145
و پرسش نکنم شما را بر آن مزدی نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان
Verse 146
آیا رها میشوید در آنچه اینجا است آرمیدگان
Verse 147
در باغها و چشمهسارها
Verse 148
و کشتزارها و نخلستانهائی که شکوفه آنها است رسیده (یا گوارا)
Verse 149
و میتراشید از کوهها خانههائی کامرانان
Verse 150
پس بترسید خدا را و فرمانم برید
Verse 151
و اطاعت نکنید از دستور اسرافکنندگان
Verse 152
آنان که تبهکاری کنند در زمین و درست کاری نکنند (اصلاح نکنند)
Verse 153
گفتند جز این نیست که توئی از جادوشدگان
Verse 154
نیستی تو جز بشری همانند ما پس بیاور آیتی اگر هستی از راستگویان
Verse 155
گفت این است اشتری برای آن آبشخوری و برای شما است آبشخور روزی دانسته
Verse 156
و نگردید گردش به بدی که بگیرد شما را شکنجه روزی بزرگ
Verse 157
پس پی کردندش پس بامداد کردند پشیمانان
Verse 158
پس گرفت ایشان را عذاب همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان ایمان آرندگان
Verse 159
و همانا پروردگار تو او است عزّتمند مهربان
Verse 160
تکذیب کردند قوم لوط فرستادگان را
Verse 161
گاهی که گفت بدیشان برادرشان لوط چرا پرهیزکاری نکنید
Verse 162
همانا منم برای شما فرستاده امین
Verse 163
پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید
Verse 164
و نپرسم شما را بر آن پاداشی نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان
Verse 165
آیا درآمیزید با نران از جهانیان
Verse 166
و میگذارید آنچه را آفریده است برای شما پروردگار شما از همسران خویش بلکه شمائید گروهی تجاوزگران
Verse 167
گفتند اگر بس نکنی ای لوط همانا شوی از برونراندگان
Verse 168
گفت همانا منم کار شما را از رهاکنندگان
Verse 169
پروردگارا برهان مرا و خاندانم را از آنچه میکنند
Verse 170
پس نجاتش دادیم و خاندانش را همگی
Verse 171
مگر پیرزنی در گذشتگان
Verse 172
پس نگونسار کردیم دگران را
Verse 173
و باریدیم بر آنان بارانی پس چه زشت است باران بیمدادگان
Verse 174
همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان ایمانآرندگان
Verse 175
و همانا پروردگار تو است عزّتمند مهربان
Verse 176
تکذیب کردند یاران ایکه فرستادگان را
Verse 177
هنگامی که گفت بدیشان شعیب چرا پرهیزکاری نکنید
Verse 178
همانا منم شما را فرستادهای امین
Verse 179
پس بترسید خدا را و فرمانم برید
Verse 180
و نپرسم شما را بر آن مزدی نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان
Verse 181
تمام دهید پیمانه را و نباشید از کمدهندگان
Verse 182
و بسنجید با سنگ (ترازوی) راست
Verse 183
و کم ندهید به مردم چیزهای ایشان را و نکوشید در زمین تباهکنندگان
Verse 184
و بترسید آن را که آفرید شما را و آفریدگان پیشینیان
Verse 185
گفتند جز این نیست که توئی از جادوشدگان
Verse 186
و نیستی تو مگر بشری مانند ما و همانا پنداریمت از دروغگویان
Verse 187
پس بیفکن بر ما پارههائی از آسمان اگر هستی از راستگویان
Verse 188
گفت پروردگار من داناتر است بدانچه میکنید
Verse 189
پس تکذیبش کردند پس بگرفتشان عذاب روز ظلّه (سایبان) که بوده است آن عذاب روزی بزرگ
Verse 190
همانا در این است آیتی و نیستند بیشتر ایشان مؤمنان
Verse 191
و همانا پروردگار تو است عزّتمند مهربان
Verse 192
و همانا آن است فرودآوردن پروردگار جهانیان
Verse 193
فرود آوردش روح الأمین
Verse 194
بر دل تو تا باشی از ترسانندگان
Verse 195
به زبان عربی آشکار
Verse 196
و همانا آن است در کتب پیشینیان
Verse 197
آیا نیست برای ایشان آیتی که بدانندش دانشمندان بنیاسرائیل
Verse 198
و اگر میفرستادیمش بر یکی از گنگزبانان
Verse 199
پس میخواندش بر ایشان نبودند بدان ایمانآرندگان
Verse 200
بدینسان راهش دادیم در دلهای گنهکاران
Verse 201
که ایمان نیارند بدان تا ببینند عذاب دردناک را
Verse 202
که بیایدشان ناگاه و ایشان ندانند
Verse 203
پس گویند آیا مائیم مهلتدادگان
Verse 204
آیا به عذاب ما میشتابند
Verse 205
آیا دیده باشی که اگر کامروا گردانیمشان سالیانی
Verse 206
پس بیایدشان آنچه وعده داده میشوند
Verse 207
بی نیاز نکند از ایشان آنچه بودند بهرهور میشدند
Verse 208
و نابود نساختیم شهری را مگر برای آن بود ترسانندگانی
Verse 209
یادآوردنی است و نیستیم ما ستمکاران
Verse 210
و فرود نیاوردندش شیاطین
Verse 211
و نسزد ایشان را و نتوانند
Verse 212
همانا ایشانند از شنیدن دورماندگان
Verse 213
پس نخوان با خدا خدائی دیگر را که باشی از عذابشدگان
Verse 214
و بترسان خویشاوندان خویش را نزدیکان
Verse 215
و فرود کن بال خود را برای هر که پیرویت کند از مؤمنان
Verse 216
پس اگر عصیانت کردند بگو من بیزارم از آنچه میکنید
Verse 217
و توکّل کن بر خدای عزّتمند مهربان
Verse 218
آنکه میبیندت گاهی که بپا میشوی
Verse 219
و گردش تو را در سجدهکنندگان
Verse 220
که او است همانا شنوای دانا
Verse 221
آیا آگهیتان دهم که بر که فرود میآیند شیاطین
Verse 222
فرود آیند بر هر دروغپرداز گنهباری
Verse 223
که فرادهند گوش را و بیشتر ایشانند دروغگویان
Verse 224
و شاعران و پیروی کنند گمراهان
Verse 225
آیا نبینی که ایشانند در هر بیغولهای سرگردان
Verse 226
و آنکه گویند آنچه را نکنند
Verse 227
مگر آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و یاد کردند خدا را بسیار و یاری جستند پس از آن که ستم شدند و زود است بدانند آنان که ستم کردند چه بازگشتگاهی بازمیگردند