Back to Languages

    Persian - Chapter 52

    Translation by Mohammad Kazem Moezzi

    Verse 1

    سوگند به طور

    Verse 2

    و نامه نوشته‌

    Verse 3

    در پوستی گسترده‌

    Verse 4

    و خانه آبادان‌

    Verse 5

    و پوش افراشته‌

    Verse 6

    و دریای آکنده‌

    Verse 7

    همانا عذاب پروردگار تو است فرودآینده‌

    Verse 8

    نیستش دورکننده‌

    Verse 9

    روزی که خزد آسمان خزیدنی‌

    Verse 10

    و روان شوند کوه‌ها روان شدنی‌

    Verse 11

    پس وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان‌

    Verse 12

    آنان که در سرگرمیی بازی کنند

    Verse 13

    روزی که رانده شوند بسوی آتش دوزخ راندنی‌

    Verse 14

    این است آن آتش که بودید بدان تکذیب می‌کردید

    Verse 15

    پس آیا جادوئی است این یا شما نمی‌بینید

    Verse 16

    بچشیدش که شکیبا شوید یا ناشکیبا یکسان است بر شما جز این نیست که پاداش داده می‌شوید آنچه را بودید می‌کردید

    Verse 17

    همانا پرهیزکارانند در باغها و نعمتها

    Verse 18

    برخوردارند از آنچه دادشان پروردگارشان و بازداشت ایشان را پروردگارشان از عذاب دوزخ‌

    Verse 19

    بخورید و بیاشامید گوارا بدانچه بودید می‌کردید

    Verse 20

    تکیه کنند بر تختهائی به صف‌آورده و همسر گردانیدیمشان با حورعین (سفید پوستان چشم درشت)

    Verse 21

    و آنان که ایمان آوردند و پیروی کردند ایشان را فرزندانشان به ایمان پیوستیم بدیشان فرزندانشان را و نکاستیمشان از کردارشان چیزی هر مردی است بدانچه فراهم آورده است گروگان‌

    Verse 22

    و کمک کردیمشان به میوه و گوشتی از آنچه هوس کنند

    Verse 23

    بربایند از همدیگر جامی را (یا بستیزند با هم در جامی) که نه هرزه است در آن و نه گناه‌آوری‌

    Verse 24

    و گردش کنند بر ایشان پسرانی گوئیا آنانند مرواریدی پوشیده‌

    Verse 25

    و روی آورد برخی از ایشان به برخی پرسش‌کنان‌

    Verse 26

    گفتند همانا ما بودیم پیش از این در خاندان خویش هراسان‌

    Verse 27

    پس منّت نهاد خدا بر ما و نگهداشت ما را از عذاب نفوذکننده‌

    Verse 28

    که ما بودیم از پیش می‌خواندیمش همانا او است نکوکار مهربان‌

    Verse 29

    پس یادآوری کن که نیستی تو قسم به نعمت پروردگارت پیش‌گوئی و نه دیوانه‌

    Verse 30

    یا گویند شاعری است که چشم به راهیم بدو گردش روزگار را (یا پیش‌آمدهای مرگ)

    Verse 31

    بگو چشم به راه باشید که منم با شما از چشم به راهان‌

    Verse 32

    یا دستورشان دهد خردهاشان بدین بلکه ایشانند گروهی گردنکش‌

    Verse 33

    یا گویند پرداختش (پرداخت این سخن را) بلکه ایمان نیارند

    Verse 34

    پس بیارند داستانی همانندش اگر هستند راستگویان‌

    Verse 35

    یا آفریده شدند بی چیزی یا ایشانند آفرینندگان‌

    Verse 36

    یا آفریدند آسمانها و زمین را بلکه ایشان یقین ندارند

    Verse 37

    یا نزد ایشان است گنجهای پروردگار تو یا ایشانند فرمانفرمایان (فرمانروایان)

    Verse 38

    یا آنان را است نردبانی که بشنوند بر آن پس بیارد شنونده ایشان به فرمانروائی آشکار

    Verse 39

    یا او را است دختران و شما را است پسران‌

    Verse 40

    یا پرسیشان پاداشی پس ایشانند از هزینه سنگین‌باران‌

    Verse 41

    یا نزد ایشان است ناپیدا پس ایشان می‌نویسند

    Verse 42

    یا خواهند نیرنگی را پس آنان که کفر ورزیدند ایشانند فریب‌دادگان‌

    Verse 43

    یا ایشان را است خدائی بجز خدا منزّه است خدا از آنچه شرک می‌ورزند

    Verse 44

    و اگر بینند پاره‌ای را از آسمان فرودآینده گویند ابری است انبوه‌

    Verse 45

    پس بگذارشان تا برسند به روزشان که در آن به صاعقه سوزند

    Verse 46

    روزی که بی‌نیاز نگرداند از ایشان نیرنگشان چیزی را و نه یاری شوند

    Verse 47

    و همانا آنان را که ستم کردند عذابی است نارسیده بدان (نزدیک بدان) و لیکن بیشترشان نمی‌دانند

    Verse 48

    و شکیبا شو برای فرمان پروردگار خویش که توئی پیش چشم ما و تسبیح گوی به سپاس پروردگارت گاهی که برخیزی‌

    Verse 49

    و از شب پس تسبیح گویش و پشت سر ستارگان‌