Persian

Translation: fas-unknown

Author: Unknown

الفاتحه

Surah 1

﴿1﴾ به نام خداوند بخشنده ی مهربان

﴿2﴾ ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است

﴿3﴾ بخشنده ی مهربان است

﴿4﴾ مالک روز جزاء است

﴿5﴾ تنها تو را می پرستیم؛ و تنها از تو یاری می جوییم

﴿6﴾ ما را به راه راست هدایت کن

﴿7﴾ راه کسانی که بر آنان نعمت دادی؛ نه خشم گرفتگان بر آنها؛ و نه گمراهان

البقرة

Surah 2

﴿1﴾ الف . لام . میم

﴿2﴾ این کتابی است که هیچ شکی در آن نیست و مایه هدایت پرهیزگاران است

﴿3﴾ آن کسانی که به غیب ایمان می آورند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزی شان داده ایم انفاق می کنند

﴿4﴾ و آنان که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه (بر پیامبران) پیش از تو نازل شده، ایمان می آورند، و به روز رستاخیز یقین دارند

﴿5﴾ آنان بر هدایت از جانب پروردگارشانند و آنان رستگارانند

﴿6﴾ کسانی که کافر شدند، برای شان یکسان است که آنان را بترسانی یا نترسانی، ایمان نمی آورند

﴿7﴾ خدا بر دلها و گوشهایشان مهر زده است و بر چشم هایشان پرده ای است، و برای آنها عذاب بزرگی است

﴿8﴾ گروهی از مردان هستند که می گویند: به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده ایم، در حالی که ایمان ندارند

﴿9﴾ آنان(به نظرشان) خدا و مومنان را فریب می دهند، در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند ولی نمی فهمند

﴿10﴾ در دلهای آنان بیماری است و خداوند بر بیماری آنان افزوده، و بخاطر دروغ هایی که می گفتند، برای شان عذاب دردناکی است

﴿11﴾ و هنگامی که به آنها گفته شود: « در زمین فساد نکنید» می گویند: « ما فقط اصلاح کننده ایم »

﴿12﴾ آگاه باشید! آنها همان مفسدانند؛ ولی نمی فهمند

﴿13﴾ و هنگامی که به آنان گفته شود: « ایمان بیاورید؛ چنانکه مردم ایمان آورده اند» می گویند: « آیا ایمان بیاوریم چنانکه بی خردان ایمان آوردند؟» آگاه باشید، آنها همان نابخردانند؛ ولی نمی دانند

﴿14﴾ و هنگامی که افراد با ایمان را ملاقات می کنند، می گویند: «ما ایمان آورده ایم»، و هنگامی که با شیطان های خود خلوت می کنند، می گویند:« ما با شماییم، ما فقط (آنها را ) مسخره می کنیم»

﴿15﴾ خداوند آنان را مسخره می کند، و آنها را در طغیانشان نگه می دارد تا سرگردان شوند

﴿16﴾ آنان کسانی هستند که گمراهی را به هدایت خریدند، پس تجارت آنها سودی نداد، و هدایت نیافتند

﴿17﴾ داستان اینان همانند داستان کسی است که آتشی افروخته پس چون آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند نورشان را بگرفت و در تاریکیهای که نمی بینند رهایشان کرد

﴿18﴾ کرانند، گنگانند، کورانند،پس باز نمی گردند

﴿19﴾ یا همچون بارانی است که از آسمان (فرو ریزد) و در آن تاریکی ها و رعد و برق باشد، و آنها از ترس مرگ، انگشتان خود را در گوشهایشان فرو می برند تا صدای صاعقه را نشنوند، و خداوند به کافران احاطه دارد

﴿20﴾ نزدیک است که برق چشمانشان را برباید، هرگاه که برای آنها روشن شود در (روشنائی) آن راه می روند و چون تاریک شود(در جای خود) بایستند. و اگر خدا بخواهد گوش و چشمانشان را از بین می برد، چرا که خداوند بر هر چیز توانا است

﴿21﴾ ای مردم، پروردگار خود را پرستش کنید، آن کسی که شما و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید، تا پرهیزگار شوید

﴿22﴾ آن کس که زمین را برای شما بگسترد و آسمان را همچون سقفی بالای سر شما قرار داد .و از آسمان آبی فرو فرستاد و بوسیله آن انواع میوه ها را بوجود آورد تا روزی شما باشد. بنا براین برای خدا همتایانی قرار ندهید، در حالی که می دانید

﴿23﴾ و اگر درباره آنچه بر بنده خود (محمد صلی الله علیه وآله وسلم) نازل کرده ایم؛در شک و تردید هستید، سوره ای همانند آن بیاورید و گواهان خود را -غیر از خدا- فرا خوانید؛ اگر راست می گویید

﴿24﴾ پس اگر چنین نکردید - و هرگز نتوانید کرد- از آتشی بترسید که هیزم آن مردم و سنگها است، و برای کافران آماده شده است

﴿25﴾ به کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده اند مژده ده که باغهایی از بهشت برای آنهاست که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است. هر زمان که میوه ای از آن به آنان داده شود گویند: «این همان است که قبلاً به ما روزی داده شده بود» و میوه هایی همانند آورده شود، و برای آنان همسرانی پاکیزه است و جاودانه در آن خواهند بود

﴿26﴾ به راستی خداوند از اینکه به پشه ای یا بالاتر از آن مثال بزند شرم نمی کند. آنان که ایمان آورده اند می دانند که آن (مثل) حق است از طرف پروردگارشان و اما آنهای که کافرند می گویند: خداوند از این مثل چه خواسته است؟ خداوند بسیاری را با آن گمراه، و گروه بسیاری را هدایت می کند، و تنها فاسقان را با آن گمراه می سازد

﴿27﴾ کسانی که پیمان خدا را،پس از محکم ساختن آن می شکنند، و آنچه را که خدا دستور داده بر قرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد می کنند، اینها زیانکارانند

﴿28﴾ چگونه به خداوند کافر می شوید؟ در حالی که شما مردگان بودید، و او شما را زنده کرد، سپس شما را می میراند، سپس شما را زنده می کند، آنگاه به سوی او باز گردانده می شوید

﴿29﴾ او (خدایی) است که همه آنچه را که در زمین است برای شما آفرید، آنگاه آهنگ آسمان کرد وآنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود، و او به هر چیز آگاه است

﴿30﴾ و(بیاد بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت:« من در زمین جانشینی قرار خواهم داد». گفتند: «آیا کسی را در آن قرار می دهی که در آن فساد و خونریزی کند؟ ما تسبیح و حمد تو را به جا می آوریم و تو را تقدیس می کنیم». پروردگار فرمود:« یقیناً من می دانم آنچه را که شما نمی دانید»

﴿31﴾ و نامها را همگی به آدم آموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت، و فرمود:« اگر راستگویید، نامهای اینها را به من خبر دهید»

﴿32﴾ (فرشتگان) گفتند: «منزهی تو!. ما چیزی جز آنچه به ما آموخته ای نمی دانیم، تو دانا ی حکیمی»

﴿33﴾ فرمود: «ای آدم! آنان را از نامهایشان آگاه کن» هنگامی که آنان را آگاه کرد (خداوند) فرمود: «آیا به شما نگفتم که من غیب آسمانها و زمین را می دانم؟! و نیز می دانم آنچه را که آشکار می کنید، و آنچه را پنهان می داشتید»

﴿34﴾ (یاد بیاور) هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید» پس (همگی) سجده کردند، جز ابلیس که سرباز زد، و تکبر ورزید، و از کافران شد

﴿35﴾ و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن، و از (میوه های) آن هرجا می خواهید، گوارا بخورید، و لیکن به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمگران خواهید شد»

﴿36﴾ پس شیطان موجب لغزش آن دو شد ، سپس آنان را از آنچه در آن بودند (= بهشت) بیرون کرد. و گفتیم: «همگی (به زمین) فرود آیید در حالی که بعضی دشمن بعضی خواهید بود. و برای شما در زمین تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود»

﴿37﴾ آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و خداوند توبه او را پذیرفت، چرا که خداوند توبه پذیر مهربان است

﴿38﴾ گفتیم: «همگی از آن فرود آیید! پس هر گاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه غمگین خواهند شد»

﴿39﴾ و کسانی که کافر شدند و نشانه های ما را دروغ پنداشتند آنان اهل دوزخند، و همیشه در آن خواهند بود

﴿40﴾ ای فرزندان اسرائیل (= یعقوب)! نعمت مرا که به شما ارزانی داشتم به یاد آورید ،و به پیمانی که با من بسته اید وفا کنید، تا من نیز به پیمان شما وفا کنم و تنها از من بترسید

﴿41﴾ و به آنچه نازل کرده ام (= قرآن) ایمان بیاورید که تصدیق کننده چیزی است که با شما است، و نخستین کافر به آن نباشید، و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید، و تنها از من بترسید

﴿42﴾ و حق را با باطل نیامیزید، و حق را پنهان نکنید، در حالی که می دانید

﴿43﴾ و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید، و با نماز گزاران نماز بخوانید

﴿44﴾ آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید، و خودتان را فراموش می کنید، در حالی که شما کتاب(آسمانی) را می خوانید؟! آیا نمی اندیشید؟

﴿45﴾ و از شکیبائی و نماز یاری جویید، و نماز؛ جز بر فروتنان، دشوارو گران است

﴿46﴾ آن کسانی که یقینا می دانند دیدار کننده ی پروردگار خویش اند و به سوی او باز می گردند

﴿47﴾ ای فرزندان اسرائیل (= یعقوب)! نعمت مرا که به شما ارزانی داشتم به یاد آورید، و (نیز) اینکه من شما را بر جهانیان برتری دادم

﴿48﴾ و از روزی بترسید که کسی از کسی کفایتی نکند، و از او شفاعت پذیرفته نمی شود، و نه از او تاوان و فدیه گرفته می شود، و نه یاری می شوند

﴿49﴾ و (نیز به یاد آورید) هنگامی که شما را از چنگال فرعونیان نجات دادیم، (آنان) شما را به بدترین صورت آزار و شکنجه می دادند، پسران شما را سر می بریدند، و زنان شما را زنده نگه می داشتند، و در اینها آزمایش بزرگی از جانب پروردگارتان برای شما بود

﴿50﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که دریا را برای شما شکافتیم، و شما را نجات دادیم، و فرعونیان را غرق ساختیم، در حالی که شما می نگریستید

﴿51﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که با موسی چهل شب وعده گذاردیم، آنگاه شما بعد از او گوساله را (به پرستش) گرفتید، در حالی که ستمکار بودید

﴿52﴾ سپس شما را بعد از آن بخشیدیم، شاید سپاسگزاری کنید

﴿53﴾ و (نیز به یاد آورید) هنگامی را که به موسی کتاب (تورات) و فرقان(معجزه های جدا کننده میان حق و باطل) را عطا کردیم، تا اینکه هدایت شوید

﴿54﴾ و (به یاد آورید) زمانی را که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! شما با (به پرستش) گرفتن گوساله به خود ستم کرده اید، پس بسوی آفریدگار خود باز گردید و توبه کنید، و خود را (همدیگر را) بکشید، این کار برای شما در پیشگاه پروردگارتان بهتر است». آنگاه خداوند توبه شما را پذیرفت، زیرا که او توبه پذیر مهربان است

﴿55﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که گفتید: «ای موسی! ما هرگز به تو ایمان نمی آوریم، مگر اینکه خدا را آشکارا ببینیم». پس صاعقه شما را گرفت، در حالی که می نگریستید

﴿56﴾ سپس شما را پس از مردنتان بر انگیختیم، شاید سپاسگزاری کنید

﴿57﴾ و ابر را بر شما سایبان قرار دادیم،و"من" (ترنجبین) و "سلوی" (بلدرچین) را بر شما فرو فرستادیم، (و گفتیم:)« از پاکیزه های که به شما روزی داده ایم؛ بخورید»(ولی شما کفر ورزیدید). آنها به ما ستم نکردند؛ بلکه به خود ستم می نمودند

﴿58﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که گفتیم: « به این شهر (= بیت المقدس) وارد شوید، و از نعمتهای آن از هر جا كه می خواهید به فراوانی بخورید، و با خشوع و فروتنی به دروازه در آیید و بگویید:"خواسته ما آمرزش گناهان است" تا گناهان شما را ببخشیم، و به نیکو کاران فزونتر می بخشیم»

﴿59﴾ آنگاه ستمگران این سخن را که به آنها گفته شده بود، تغییر دادند(و به جای آن کلمه ی مسخره آمیزی گفتند) لذا بر ستمگران در برابر این نافرمانی شان، عذابی از آسمان نازل کردیم

﴿60﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که موسی برای قوم خویش، آب خواست، پس گفتیم: «عصای خود رابر سنگ بزن» آنگاه دوازده چشمه ی آب از آن جوشید، و هر گروهی آبشخور خود را دانست، (و گفتیم:) «از روزی خدا بخورید و بیاشامید، و در زمین به تباهی مکوشید»

﴿61﴾ و (به یاد آورید) زمانی را که گفتید: « ای موسی! ما هرگز بر یک نوع غذا شکیبائی نداریم، پس پروردگار خویش را بخوان، تا از آنچه زمین می رویاند, از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیازش برای ما بیرون آورد».(موسی) گفت: «آیا چیزی را که پست تر است به جای چیز بهتر جایگزین می کنید؟ به شهری فرود آیید، زیرا آنچه را خواستید در آنجا برای شما هست» و (مهر) ذلت و بینوائی بر آنان زده شد، و سزاوار خشم خدا گردیدند، چرا که آنان به آیات خدا کفر می ورزیدند، و پیامبران را به ناحق می کشتند. اینها بخاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند

﴿62﴾ بدرستی کسانی که ایمان آورده اند، و کسانی که یهودی شدند و نصاری و صابئان (= ستاره پرستان) آنان که به خدا و روز قیامت ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان است، و نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه غمگین خواهند شد

﴿63﴾ و (به یاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم، و (کوه) طور را بالای سر شما بر افراشتیم،(و به شما گفتیم:) «آنچه را به شما داده ایم، با قدرت بگیرید، و آنچه را در آن است یاد کنید، شاید پرهیزگار شوید»

﴿64﴾ سپس شما بعد از این روی گرداندید، پس اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، از زیانکاران بودید

﴿65﴾ بی گمان شما از حال کسانی از شما که در روز شنبه نافرمانی و تجاوز کردند، آگاه شده اید، پس ما به آنها گفتیم: « بو زینه های خوار و رانده شده باشید»

﴿66﴾ پس ما این (کیفر) را عبرتی برای مردم آن زمان و نسلهای بعد از آنان، و پند و اندرزی برای پرهیزگاران قرار دادیم

﴿67﴾ و (به یاد آورید) زمانی را که موسی به قوم خود گفت: « خداوند به شما دستور می دهد که گاوی را ذبح کنید» گفتند: «آیا ما را مسخره می کنی؟» (موسی) گفت: « به خدا پناه می برم از اینکه از نادانان باشم»

﴿68﴾ گفتند: «از خدای خود بخواه که برای ما روشن کند که آن چگونه (گاوی) است؟» (موسی) گفت: (خداوند) می فرماید:« آن گاوی است که نه پیر و نه جوان، بلکه میان سالی بین این دو باشد، پس آنچه به شما دستور داده شده است؛انجام دهید»

﴿69﴾ گفتند:« از پروردگارت بخواه تا برای ما روشن سازد، رنگ آن چگونه است؟» (موسی) گفت: (خداوند) می فرماید: «آن گاو زرد پر رنگی است که بینندگان را شاد می کند»

﴿70﴾ گفتند: «از پروردگارت بخواه تا برای ما روشن سازد که آن چگونه (گاوی) است؟ براستی این گاو بر ما مشتبه شده، و اگر خدا بخواهد ما هدایت خواهیم شد»

﴿71﴾ (موسی) گفت: (خداوند) می فرماید: «آن گاوی است که نه برای شخم زدن رام شده، و نه برای زراعت آبکشی کند، بی عیب است و یک رنگ و در آن خالی نیست» گفتند: «اینک سخن درست آوردی» پس گاو را سر بریدند، و نزدیک بود که این کار نکنند

﴿72﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که فردی را کشتید، آنگاه درباره ی او به نزاع پرداختید، و خداوند آشکار کننده آن چیزی است که پنهان می کردید

﴿73﴾ پس گفتیم: « پاره ای از گاو را به مقتول بزنید، خداوند این گونه مردگان را زنده می کند، و نشانه های خود را به شما می نمایاند، شاید اندیشه کنید»

﴿74﴾ سپس بعد از این دلهای شما سخت شد، همچون سنگ، یا سخت تر! زیرا که پاره ای از سنگها می شکافد، و از آنها نهرها جاری می شود، و پاره ای از ترس خدا فرو می افتد، و خداوند از آنچه می کنید؛ غافل نیست

﴿75﴾ آیا امید دارید که (یهودیان) به (آیین) شما ایمان بیاورند، با اینکه گروهی از آنان سخنان خدا (تورات) را می شنیدند و پس از فهمیدنش آن را تحریف می کردند، و حال آنکه علم و اطلاع داشتند؟

﴿76﴾ و چون با مؤمنان ملاقات کنند؛ گویند: «ایمان آورده ایم» و لی هنگامی که با یکدیگر خلوت می کنند، می گویند: «چرا مطالبی را که خداوند برای شما بیان کرده، برای مسلمانان بازگو می کنید تا (روز قیامت) در پیشگاه پروردگارتان بر ضد شما به آن استدلال کنند؟ آیا نمی فهمید؟»

﴿77﴾ آیا نمی دانند که آنچه را پنهان می دارند، و آنچه را آشکار می کنند؛ خداوند می داند؟

﴿78﴾ و برخی از آنان بیسوادانی هستند که کتاب خدا (تورات) را جز یک مشت خیالات و آرزوها نمی دانند، و تنها به پندارهایشان دل بسته اند

﴿79﴾ پس وای بر کسانی که با دست خود می نویسند، سپس می گویند: « این از جانب خداست» تا آن را به بهای اندک بفروشند، پس وای بر آنها از آنچه دستهايشان نوشته، و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می آورند

﴿80﴾ و گفتند: «آتش دوزخ؛ جز چند روز محدودی، هرگز به ما نخواهد رسید. بگو: « آیا از نزد خدا پیمانی گرفته اید؟! که خدا هرگز خلاف پیمانش نکند؟ یا چیزی را که نمی دانید به خدا نسبت می دهید؟!»

﴿81﴾ آری هر کس که مرتکب گناه شود، و گناهانش او را احاطه کنند، آنها اهل آتشند، و جاودانه در آن خواهند بود

﴿82﴾ و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، آنان اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند

﴿83﴾ و (به یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدای یگانه را پرستش نکنید، و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید،وبه مردم (سخن) نیک بگویید، و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید، سپس همه ی شما؛ جز عده کمی پشت کردید و رویگردان شدید

﴿84﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم که خون های همدیگر را نریزید و یکدیگر را از سرزمین خود، بیرون نکنید. سپس شما اقرار کردید، و شما (بر آن پیمان) گواهی می دهید

﴿85﴾ پس از آن این شما هستید که یکدیگر را می کشید و گروهی از خودتان را از سرزمین شان بیرون می کنید و علیه آنها به گناه و ستم یکدیگر را کمک می کنید. و اگر (بعضی از آنان به صورت) اسیران نزد شما آیند،فدیه می دهید (و آنان را آزاد می کنید) و حال اینکه بیرون کردن آنان بر شما حرام بود. آیا به بخشی از (دستورات) کتاب(آسمانی) ایمان می آورید، و به بخشی کافر می شوید؟! پس جزای کسی از شما که چنین کند چیست، جز رسوایی و خواری در این جهان، و در روز قیامت به شدیدترین عذاب بر گردانیده می شوند،و خداوند از آنچه انجام می دهید غافل نیست

﴿86﴾ اینان کسانی هستند که زندگانی دنیا را به بهای آخرت خریدند، پس عذاب آنها تخفیف داده نمی شود، و کسی آنها را یاری نخواهد کرد

﴿87﴾ بدرستی که به موسی کتاب(تورات) دادیم، و بعد از او، پیامبرانی پشت سر هم فرستادیم، و به عیسی پسر مریم معجزه ها و دلایل روشن دادیم، و او را به وسیله روح القدس (= جبریل) تأیید کردیم، آیا هر زمان؛ پیامبری چیزی بر خلاف هوای نفس شما آورد، در برابر او تکبّر کردید، پس گروهی را تکذیب کرده و گروهی را کشتید

﴿88﴾ و گفتند: « دلهای ما در پرده است»، بلکه خداوند آنان را به خاطر کفرشان نفرین کرده است، پس اندکی ایمان می آورند

﴿89﴾ و هنگامی که از طرف خداوند کتابی (= قرآن) برای آنها آمد که تصدیق کننده چیزهائی بود که با خود داشتند، و پیش از این بر کافران خواستار پیروزی بودند، پس چون آن چه را که (از قبل) شناخته بودند، نزد آنها آمد، به او کافر شدند ، پس لعنت خدا بر کافران باد

﴿90﴾ چه بد است چیزی که خود را به بهای آن فروختند.و از روی حسد به آن چه خدا فرستاده بود، کافر شوند، که چرا خداوند از فضل خویش برهر کس از بندگانش که بخواهد نازل می کند؟!پس سزاوار خشمی بر خشمی دیگر شدند، و برای کافران عذاب خوار کننده است

﴿91﴾ و چون به آنها گفته شود: « به آنچه خداوند نازل کرده، ایمان بیاورید» می گویند: «ما به چیزی ایمان می آوریم که بر خود ما نازل شده است» و به غیر آن، کافر می شوند، در حالی که آن حق است و تصدیق کننده چیزی است که با خود دارند. بگو: « اگر (راست می گویید و) مؤمنید پس چرا پیامبران خدا را پیش از این می کشتید؟!»

﴿92﴾ و به راستی موسی معجزه ها و نشانه های روشنی برای شما آورد، و آنگاه شما پس از وی، گوساله را به پرستش گرفتید، در حالی که ستمگر بودید

﴿93﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم، و (کوه) طور را بالای سر شما برافراشتیم، (و گفتیم:) « آنچه را به شما داده ایم محکم بگیرید و بشنوید». گفتند: « شنیدیم و نا فرمانی کردیم» و دلهایشان بر اثر کفرشان، با(محبت) گوساله آمیخته شد. بگو: « ایمانتان چه فرمان بدی به شما می دهد، اگر شما مؤمن هستید!»

﴿94﴾ بگو: « اگر سرای آخرت در نزد خدا، مخصوص شماست، نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید؛ اگر راستگوئید»

﴿95﴾ ولی آنها، بخاطر آنچه دستهایشان پیش فرستاده است، هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد، و خداوند به ستمگران داناست

﴿96﴾ و هر آینه آنان را حریص ترین مردم - (حتی) حریص تر از مشرکان - بر زندگی خواهی یافت، هر یک از آنان دوست دارد هزار سال عمر کند، در حالی که اگر این عمر (دراز)، به او داده شود، او را از عذاب دور نمی کند، و خداوند به آنچه می کنند بیناست

﴿97﴾ بگو: « کسی که دشمن جبرئیل باشد، (در حقیقت دشمن خداست) زیرا که او به فرمان خداوند قرآن را بر قلب تو نازل کرده است، در حالی که تصدیق کننده آنچه پیش از آن است، و برای مؤمنان راهنما و مژده است»

﴿98﴾ کسی که دشمن خدا و فرشتگان و پیامبران او، و جبرئیل و میکائیل باشد، پس بدرستی که خداوند دشمن کافران است

﴿99﴾ و هر آینه که ما نشانه های روشنی بر تو نازل کردیم، و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی ورزد

﴿100﴾ آیا(چنین نیست) هر گاه آنها پیمانی بستند گروهی از آنان آن را دور افکندند؟! بلکه بیشترشان ایمان نمی آورند

﴿101﴾ و هنگامی که فرستاده ای از جانب خدا به سوی شان آمد، که تصدیق کننده آنچه با خود داشتند است، گروهی از آنان که به آنها کتاب داده شده بود، کتاب خدا را پشت سرشان افکندند، گویی آنان نمی دانند

﴿102﴾ و از آنچه شیاطین در(عهد) فرمانروایی سلیمان(بر مردم) می خواندند پیروی کردند، ودرحالیکه سلیمان(هرگز دست به سحر نیالود) و کافر نشد، و لیکن شیاطین کفر ورزیدند،به مردم سحر آموختند.و(نیز)از آنچه بر دو فرشته «هاروت» و «ماروت» در بابل نازل شده بود(پیروی کردند).و(آن دو فرشته) به هیچ کس چیزی یاد نمی دادند،مگر اینکه (از پیش به او) می گفتند:«ما وسیله آزمایشیم،پس کافر نشو» پس از آن دو(فرشته) چیزهایی می آموختند که به وسیله آن،میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند، و حال آنکه بدون اجازه خداوند نمی توانند به وسیله آن به کسی زیانی برسانند.و چیزی می آموختند که به آنان زیان می رسانید، و به آنان سودی نمی داد.و قطعاً می دانستند که هرکس خریدار آن باشد،در آخرت بهره ای نخواهد داشت.و چه بد و زشت است آنچه خود را به آن فروختند،اگر می دانستند

﴿103﴾ و اگر آنها ایمان می آوردند، و پرهیزگاری می کردند، همانا پاداشی از نزد خدا بهتر بود، اگر می دانستند

﴿104﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید (در گفتگو با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم) نگویید: « راعنا» (یعنی رعایتمان کن) بلکه بگویید: «انظرنا» (یعنی: به ما بنگر، ملاحظه ما کن، زیرا که کلمه اول دو معنی دارد که معنای دیگر آن، یعنی: حماقت، و یهود هدفشان این معنی بود). و بشنوید، و برای کافران عذاب دردناکی است

﴿105﴾ کافران از اهل کتاب و مشرکان دوست ندارند که از جانب پروردگارتان خیر و برکتی بر شما نازل گردد، در حالی که خداوند رحمت خود را به هر کس بخواهد اختصاص می دهد، و خداوند دارای فضل بزرگ است

﴿106﴾ هر آیه ای را نسخ کنیم، یا (از دل مردم بزدائیم و) فراموشش گردانیم، بهتر از آن یا همانند آن را می آوریم، آیا نمی دانی که خداوند بر هر چیز تواناست؟

﴿107﴾ آیا نمی دانی که فرمانروایی آسمانها و زمین، از آن خداست ،و جز خدا سرپرست و یاوری برای شما نیست

﴿108﴾ آیا می خواهید از پیامبر خود، (همان چیزی را) در خواست کنید که پیش از این از موسی خواسته شد؟ و کسی که کفر را به (جای) ایمان بر گزیند، مسلماً راه راست را گم کرده است

﴿109﴾ بسیاری از اهل کتاب، از روی حسدی که در وجودشان است، آرزو دارند که شما را بعد از ایمانتان به حال کفر باز گردانند، پس از اینکه حق برای آنها روشن شده است، پس شما عفو کنید و در گذرید، تا خداوند فرمان خویش را (برای جهاد با آنها) صادر نماید، همانا خداوند بر هر چیزی تواناست

﴿110﴾ و نماز را بر پا دارید و زکات را ادا کنید، و هر کار نیکی را که برای خود از پیش می فرستید، آن را نزد خدا خواهید یافت، یقیناً خدا به آنچه می کنید بینا است

﴿111﴾ و گفتند: « هرگز داخل بهشت نخواهد شد، جز کسی که یهودی یا مسیحی باشد، این آرزوهای (باطل) آنهاست. بگو: « اگر راستگویید دلیل خود را بیاورید!»

﴿112﴾ آری، کسی که مخلصانه روی خود را تسلیم خدا کند، و نیکوکار باشد، پس پاداش وی نزد پروردگارش (محفوظ) است، و نه ترسی بر آنهاست و نه اندوهگین می شوند

﴿113﴾ یهودیان گفتند: « مسیحیان بر چیزی نیستند» و مسیحیان (نیز) گفتند: « یهودیان بر چیزی نیستند» در حالی که آنان کتاب (آسمانی) را می خوانند. همچنین کسانی که نمی دانند (سخنی) همانند آنان گفتند.پس خداوند روز قیامت، در آنچه که در آن اختلاف داشتند میان آنان داوری می کند

﴿114﴾ و کیست ستمکارتر از آن کس که مسجد های خدا را باز داشت که در آن نام خدا برده شود،و در ویرانی آنها کوشید؟! شایسته آنان نیست ، جز به حال ترس وارد این مساجد شوند، بهره آنان در دنیا خواری و رسوائی، و در آخرت عذاب بزرگی است

﴿115﴾ مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر سو رو کنید، روی خدا آنجاست.همانا خداوند گشایشگر داناست

﴿116﴾ و (یهود و نصاری و مشرکان) گفتند:«خداوند فرزندی (برای خود) بر گزیده است» - منزّه است او- بلکه آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست،(و )همه فرمانبردار اویند

﴿117﴾ پدید آورنده آسمانها و زمین است، و چون به کاری اراده فرماید، تنها به آن می گوید: « باش »، پس می شود

﴿118﴾ و آنانکه نمی دانند گفتند : « چرا خدا با ما سخن نمی گوید؟! و یا (چرا) معجزه و نشانه ای برای ما نمی آید؟!» کسانی که پیش از آنان نیز بودند همین گونه سخن می گفتند، دلهایشان به یکدیگر همانند است. همانا ما آیات و نشانه ها را برای گروهی که یقین دارند، آشکار و روشن ساخته ایم

﴿119﴾ همانا ما تو را به حق مژده رسان و بیم دهنده فرستادیم.و در باره دوزخیان از تو پرسیده نخواهد شد

﴿120﴾ و هرگز یهود و نصاری از تو خشنود نخواهند شد، تا اینکه از آیین آنان، پیروی کنی. بگو: « همانا هدایت خدا، تنها هدایت است»، و اگر از خواسته ها و آرزوهای آنان پیروی کنی، بعد از اینکه دانشی به تو رسیده است، هیچ سر پرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود

﴿121﴾ کسانی که کتاب (آسمانی، تورات) به آنها داده ایم، آن را چنان که شایسته آن است می خوانند، آنها به آن (هدایت) ایمان می آورند، و کسانی که به او کافر شوند پس بی گمان ایشان زیانکارانند

﴿122﴾ ای بنی اسرائیل! نعمت مرا، که بر شما ارزانی داشتم به یاد آورید، و (نیز) آنکه من شما را بر جهانیان (معاصرتان) برتری بخشیدم

﴿123﴾ و از روزی بترسید که کسی از کسی هیچ کفایتی نکند و هیچ گونه تاوان و فدیه از او پذیرفته نمی شود،و شفاعت او را سود نمی دهد، و یاری نمی شوند

﴿124﴾ و (به یاد آورید) هنگامیکه خداوند، ابراهیم را با سخنانی(مشتمل بر اوامر و نواهی و تکالیف) آزمود، پس او همه را بخوبی به انجام رسانید. (خداوند به او) فرمود:« بدرستی که من تو را پیشوای مردم قرار می دهم». (ابراهیم) گفت: « و از فرزندانم (نیز پیشوایانی قرار بده)». (خداوند) فرمود: «پیمان و عهد من به ستمکاران نمی رسد»

﴿125﴾ و (به یاد آورید) هنگامی که خانه (کعبه) را محل بازگشت، و (جای) امنی برای مردم قرار دادیم.و از مقام ابراهیم نماز گاهی برای خود برگیرید. و ما به ابراهیم و اسماعیل وحی کردیم که : « خانه مرا برای طواف کنندگان و مقیمان و رکوع و سجود کنندگان (= نماز گزاران) پاک و پاکیزه کنید»

﴿126﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم گفت: « پروردگارا! این (سر زمین) را شهری امن بگردان، و اهل آن را - کسانی که از ایشان به خدا و روز قیامت، ایمان آورده اند- از میوه های (گوناگون) روزی ده».(خداوند) فرمود: « و هر کس که کافر شود، اندکی بهره مندش می سازم، سپس او را (ناچار) به عذاب آتش می کشانم، و بد سرانجامی است!»

﴿127﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم و اسماعیل پایه های خانه (کعبه) را بالا می بردند،(و می گفتند:) « پروردگارا! از ما بپذیر، همانا که تویی شنوای دانا

﴿128﴾ پروردگارا! ما را فرمانبردار خودت قرار ده، و از فرزندانمان امتی فرمانبردار خود (پدید آور) و طرز عبادتمان را به ما نشان ده، و توبه ما را بپذیر، بدرستی که تو توبه پذیر مهربانی

﴿129﴾ پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان را پاکیزه کند، همانا که تو پیروزمند حکیمی»

﴿130﴾ و چه کسی از آیین ابراهیم روی گردان خواهد شد؟! جز کسی که خود رابه نادانی و سبکسری افکند، و بدرستی که ما او را در دنیا برگزیدیم، و همانا او در آخرت از شایستگان است

﴿131﴾ آنگاه که پروردگارش به او فرمود: « تسلیم شو» گفت:« برای پروردگار جهانیان تسلیم شدم»

﴿132﴾ و ابراهیم و یعقوب،فرزندان خود را به این آیین سفارش کردند، (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) «ای فرزندان من! خداوند این آیین را برای شمابرگزیده است،پس نمیرید جزاینکه مسلمان باشید »

﴿133﴾ آیا هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟ آنگاه که به فرزندان خود گفت: « پس از من چه چیز را می پرستید؟» گفتند: « خدای تو، و خدای پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، می پرستیم، و ما تسلیم او هستیم»

﴿134﴾ آنها امتی بودند که در گذشتند، برای آنها است آنچه که کسب کرده اند، و برای شماست آنچه کسب کرده اید.و از آنچه (آنان) می کردند، شما پرسیده نمی شوید

﴿135﴾ و (اهل کتاب) گفتند: « یهودی یا مسیحی شوید، تا راه یابید». بگو: « بلکه از آیین ابراهیم که یکتا پرست بود و هرگز از مشرکان نبود(پیروی می کنیم)»

﴿136﴾ بگویید: « ما به خدا ایمان آوردیم، و به آنچه بر ما نازل شده، و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل، و اسحاق و یعقوب و نوادگان یعقوب نازل گردید، و به آنچه که به موسی و عیسی داده شده، و به آنچه که پیامبران (دیگر) از طرف پروردگارشان داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایی نمی اندازیم و ما تسلیم خدا هستیم»

﴿137﴾ پس اگر آنها (نیز) به مانند آنچه شما ایمان آورده اید، ایمان بیاورند، قطعاً هدایت یافته اند. و اگر پشت کنند، پس جز این نیست که آنان در ستیزند، پس بزودی خداوند تو را از (شر) آنها کفایت کند، واو ست شنوای دانا

﴿138﴾ رنگ خدایی (را بپذیرید) و چه کس در رنگ کردن از خداوند نیکوتر است؟! و ما تنها او را می پرستیم

﴿139﴾ بگو:« آیا در (باره) خداوند با ما مجادله می کنید؟! در حالی که او، پروردگار ما و شماست، و کردار ما از آن ما، و کردار شما از آن شماست، و ما او را با اخلاص پرستش می کنیم»

﴿140﴾ یا می گویید: « که همانا ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط (= نوادگان یعقوب) یهودی یا نصرانی بودند ؟!» بگو:« شما داناترید یا خدا؟!» و چه کسی ستمکار تر است از آن کسی که گواهی و شهادتی را که از (جانب) خدا نزد اوست، کتمان می کند؟! و خدا از آنچه می کنید غافل نیست

﴿141﴾ (به هر حال) آنها امتی بودند که در گذشتند، برای ایشان است آنچه بدست آورده اند، و برای شماست آنچه به دست آورده اید، و از آنچه آنان می کرده اند شما پرسیده نمی شوید

﴿142﴾ بزودی بی خردان از مردم می گویند: «چه چیز آنها را از قبله شان که بر آن بودند باز گردانید؟» بگو: مشرق و مغرب از آن خداست هر کس را بخواهد به راه راست هدایت می کند

﴿143﴾ و همچنین شما را امت میانه قرار دادیم ، تا بر مردم گواه باشید، و پیامبر هم بر شما گواه باشد، و ما آن قبله ای را که بر آن بودی (قبله) قرار دادیم. مگر برای اینکه بدانیم کسی را که از پیامبر پیروی می نماید از کسی که بر پاشنه های خود به عقب باز می گردد. و اگر چه این (حکم) جز بر کسانی که خداوند آنها را هدایت کرده دشوار است. و خداوند هرگز ایمان (= نماز) شما را ضایع نمی گرداند، همانا خداوند نسبت به مردم رؤوف مهربان است

﴿144﴾ به تحقیق ما گرداندن روی تو را به (سوی) آسمان می بینیم، اکنون تو را به (سوی) قبله ای که به آن خشنود شوی باز می گردانیم، پس روی خود را به سوی مسجد الحرام کن، و هر جا باشید، روی خود را به سوی آن بگردانید، وکسانی که کتاب (آسمانی) به آنها داده شد، بخوبی می دانند این (تغییر قبله) حق است (و) از جانب پروردگارشان می باشد، و خدا از آنچه می کنند؛ غافل نیست

﴿145﴾ و اگر برای آنان که کتاب بدیشان داده شده، هر گونه نشانه (و حجتی) بیاوری، از قبله تو پیروی نمی کنند، و تو (نیز) از قبله آنان پیروی نخواهی کرد،و برخی از آنان هم قبله برخی دیگر پیروی نمی کنند. و اگر بعد از آنکه علم و دانش به تو رسیده است از خواسته ها و آرزوهای آنان پیروی کنی، در این صورت مسلماً از ستمکاران خواهی بود

﴿146﴾ کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده ایم او(پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم) را می شناسند، چنانکه فرزندان خود را می شناسند ،و همانا گروهی از آنان در حالی که می دانند حق را کتمان می کنند

﴿147﴾ حق از جانب پروردگار تو است، پس هرگز از شک کنندگان مباش

﴿148﴾ و برای هر یک جهتی است که (هنگام نماز) بدان رو می کند پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت بگیرید. هر جا که باشید، خداوند همه شما را حاضر می کند، همانا خداوند بر هر چیزی تواناست

﴿149﴾ و از هر جا که بیرون شدی، پس (به هنگام نماز) روی خود را بسوی مسجد الحرام کن. و بدرستی که این (رو کردنت) حقی از جانب پروردگارت است و خداوند از آنچه می کنید غافل نیست

﴿150﴾ و از هر جا که بیرون شدی پس روی خود را بسوی مسجد الحرام کن، و (ای مؤمنان) هر جا که بودید روی خود را به سوی آن کنید، تا مردم؛- جز کسانی از ایشان که ستم کردند - بر شما حجتی نداشته باشند. پس از آنها نترسید، واز من بترسید،و تا نعمت خود را بر شما تمام کنم، و باشد که هدایت شوید

﴿151﴾ چنانکه پیامبری از خودتان در میان شما فرستادیم، که آیات ما را بر شما می خواند، و شما را پاک می گرداند، و به شما کتاب (قرآن) و حکمت می آموزد، و آنچه نمی دانستید به شما یاد می دهد

﴿152﴾ پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و سپاس مرا گویید و ناسپاسی من نکنید

﴿153﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید، از شکیبائی و نماز یاری بجویید، که همانا خداوند با شکیبایان است

﴿154﴾ و به آنها که در راه خدا کشته می شوند، مرده نگویید، بلکه آنان زنده اند ، ولی شما نمی فهمید

﴿155﴾ و قطعاً شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش مالها و جانها و میو ه ها آزمایش می کنیم.و مژده بده به صبر کنندگان

﴿156﴾ آنها که هرگاه مصیبتی به ایشان برسد می گویند: ما از آن خداییم، و به سوی او باز می گردیم

﴿157﴾ اینها هستند که درودها و رحمتی از پروردگارشان بر ایشان است و اینانند هدایت یافتگان

﴿158﴾ همانا«صفا» و «مروه» از شعائر (نشانه های) خداست، پس هر که حج خانه (خدا) کند و یا عمره انجام دهد، بر او گناهی نیست که میان آن دو طواف(سعی) کند، و کسی که به رغبت خود کار نیکی را انجام دهد پس بدرستی که خداوند سپاسگزار داناست

﴿159﴾ همانا کسانی که آنچه را که از دلائل روشن و هدایت نازل کرده ایم؛ بعد از آنکه آن را در کتاب (تورات) برای مردم بیان نمودیم، کتمان می کنند، خدا آنها را لعنت می کند، و لعنت کنندگان (از مؤمنان و فرشتگان نیز) آنها را لعنت می کنند

﴿160﴾ مگر کسانی که توبه کردند و (اعمال خود را) اصلاح نمودند (و آنچه را کتمان کرده بودند) آشکار ساختند، پس اینانند که توبه ایشان را می پذیرم، و من توبه پذیر مهربانم

﴿161﴾ همانا کسانی که کافر شدند، و در حالی که کافر بودند مردند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود

﴿162﴾ در آن (لعنت) جاودانه باقی می مانند، و نه عذاب آنان تخفیف داده می شود، و نه ایشان مهلت داده می شوند

﴿163﴾ و خدای شما خداوند یگانه است که غیر از او معبودی نیست؛ بخشنده ی مهربان است

﴿164﴾ همانا در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز، و کشتیهایی که در دریا روانند با آنچه به مردم سود می رساند و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده که با آن زمین را پس از مردنش زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن پراکنده کرده و (در) تغییر مسیر بادها و ابرهایی که در میان زمین و آسمانها مسخرند؛ بی گمان نشانه هایی است برای مردمی که تعقل می کند و می اندیشند

﴿165﴾ و از مردم کسانی هستند غیر از خداوند همتایانی را انتخاب می کنند، و آنها را مانند دوست داشتن خدا دوست می دارند، و کسانی که ایمان آورد ه اند خدا را بیشتر دوست می دارند، کسانی که ستم کردند. اگر می دیدند هنگامی که عذاب (روز قیامت) را مشاهده می کنند (خواهند دانست) که تمام قدرت از آن خداست و اینکه خداوند سخت کیفر است

﴿166﴾ هنگامی که رهبران(گمراه کننده) از پیروان خود، بیزاری می جویند و عذاب را مشاهده می کنند، و روابط و پیوندشان گسیخته شود

﴿167﴾ و(در این هنگام) پیروان می گویند:« کاش برای ما بازگشتی (به دنیا) بود، تا از آنها بیزاری جوییم؛ همان گونه که آنان از ما بیزاری جستند، این چنین خداوند کردارهایشان را به صورت حسرت زایی به آنان نشان می دهد، و هرگز از آتش(دوزخ) بیرون نخواهند آمد

﴿168﴾ ای مردم از آنچه در زمین است؛ حلال و پاکیزه را بخورید، و از گامهای شیطان پیروی نکنید ، چرا که او دشمن آشکار شماست

﴿169﴾ (او) شما را فقط به بدی و زشتی فرمان می دهد و اینکه به خداوند نسبت دهید آنچه را که نمی دانید

﴿170﴾ و هنگامی که به آنها گفته شود: از آنچه خدا نازل کرده است پیروی کنید می گویند: (نه) بلکه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم پیروی می کنیم. آیا اگر پدران آنها چیزی نمی فهمیدند و هدایت نیافتند(باز هم کور کورانه از آنها پیروی می کنند؟)

﴿171﴾ مثل (دعوت کننده ی) کسانی که کافر شدند، همچون مثل کسی است که چیزی را که جز صدا و ندایی نمی شنود، بانگ می زند،(این کافران) کر، گنگ، و نابینا هستند، و از این رو نمی اندیشند

﴿172﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید از چیزهای پاکیزه ای که روزی شما کرده ایم بخورید و شکر خدا را به جای آورید اگر تنها او را می پرستید

﴿173﴾ (خداوند) تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که(هنگام ذبح) نام غیر خدا بر آن برده شده،برشما حرام کرده است. واگر کسی (برای حفظ جان خود به خوردن آنها) ناچار شود،در صورتی که ستمگر و متجاوز نباشد،پس گناهی بر او نیست. همانا خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿174﴾ به راستی کسانی که کتمان می کنند آنچه را خدا از کتاب(آسمانی) نازل کرده و آن را به بهای اندکی می فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی خوردند، و خداوند روز قیامت با آنها سخن نمی گوید و آنان را پاکیزه نمی کند، برای آنها عذاب درد ناکی است

﴿175﴾ اینان کسانی هستند که گمراهی را به (بهای) هدایت و عذاب را به (بهای) آمرزش خریدند،پس بر آتش (دوزخ) چه شکیبا هستند

﴿176﴾ این بخاطر آن است که خداوند کتاب(آسمانی) را به حق نازل کرده است، و کسانی که در آن اختلاف کردند در ستیزی دور (از حق و حقیقت) هستند

﴿177﴾ نیکی این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید،بلکه نیکی (ونیکوکار)کسی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران، ایمان آورده باشد،و مال(خود) را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و گدایان و در(راه آزادی) بردگان بدهد، و نماز را بر پای دارد و زکات را بدهد، و وفا کنندگان به پیمانشان چون پیمان بندند و (کسانی که) در فقر و سختی و زیان و بیماری و به هنگام نبرد؛ شکیبایند . اینها کسانی هستند که راست گفتند، و آنها پرهیزگارانند

﴿178﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید در (مورد) کشتگان (حکم) قصاص بر شما نوشته شده است, آزاد به آزاد، و برده به برده،و زن به زن (کشته می شوند). پس اگر کسی از سوی برادر (دینی)اش (یعنی ولی مقتول) چیزی به او بخشیده شد،(و حکم قصاص تبدیل به خون بهاء گردید) باید (ولی مقتول) از راه پسندیده پیروی کند و (قاتل نیز) به نیکی (دیه) به او بپردازد، این تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان پس اگر کسی بعد از آن (گذشت و عفو) تجاوز کند؛ او را عذاب درد ناکی است

﴿179﴾ و ای صاحبان خرد برای شما در قصاص حیات و زندگی است، باشد که شما تقوا پیشه کنید

﴿180﴾ بر شما نوشته شده هنگامی که یکی شما را مرگ فرا رسد، اگر مالی از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و خویشاوندان به نیکی وصیت کند. این حقی است بر پرهیزگاران

﴿181﴾ پس هر کس که بعد از شنیدنش آن را تغییر دهد، بدرستی که گناهش بر کسانی است که آن (وصیت) را تغییر می دهند، همانا خداوند شنوای داناست

﴿182﴾ پس کسی که از بی عدالتی (و میل بی جای) وصیت کننده(نسبت به ورثه) یا از گناه او (در وصیت به کار خلاف) بترسد، آنگاه میان آنها را اصلاح نمود، پس گناهی بر او نیست بدرستی که خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿183﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! روزه بر شما فرض شده است همان گونه که بر کسی که پیش از شما بودند؛ فرض شده بود، تا پرهیزگار شوید

﴿184﴾ (روزه در) روزهایی معدود و اندکی است، پس هر کس از شما که بیمار یا مسافر باشد، (به اندازه آن روزهای که افطار کرده) تعدادی از روزهای دیگر (روزه بگیرید). و بر کسانی که توانائی آن را ندارند؛ لازم است کفاره بدهند، (و آن) خوراک دادن به مسکینی است، و هر کس که رغبت خود (بیشتر) نیکی انجام دهد پس آن برای او بهتر است، و اگر بدانید روزه گرفتن برای شما بهتر است

﴿185﴾ (آن چند روز محدود و اندک) ماه رمضان است(ماهی) که قرآن در آن نازل شده است، (کتابی) که راهنمای مردم است،و (در بردارنده) نشانه ها و دلایل آشکار و روشن از هدایت و جدا کننده حق از باطل است. پس هر کس از شما این ماه را(در حضر) دریابد، باید که آن را روزه بدارد، و هر کس که بیمار یا در سفر بود، پس (باید به تعداد روزهای که افطار کرده) روزهای دیگر را (روزه بگیرید). خداوند برای شما آسانی می خواهد، و برای شما دشواری نمی خواهد، و تا شمار(روزهای رمضان) را کامل کنید، و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بدارید، و باشد که شکر گزاری کنید

﴿186﴾ و چون بندگانم، از تو درباره من بپرسند، بگو: به راستی که من نزدیکم، دعای دعا کننده را هنگامی که مرا بخواند؛ اجابت می کنم. پس (آنان) باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، باشد که راه یابند

﴿187﴾ آمیزش و نزدیکی با همسرانتان در شب روز بر شما حلال گردیده است، آنان لباس شما هستند و شما لباس آنها، خداوند می دانست که شما به خودتان خیانت می کردید، پس توبه ی شما را پذیرفت و شما را بخشید، پس اکنون (در شبهای رمضان می توانید) با آنان آمیزش کنید، و آنچه را خدا برای شما مقرر داشته طلب کنید. و بخورید و بیاشامید،تا رشته ی سپید صبح از رشته ی سیاه (شب) برای شما آشکار شود، سپس روزه را تا شب به پایان رسانید، و در حالی که در مساجد معتکف هستید؛ با زنان آمیزش نکنید، این مرز های الهی است پس به آن نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیات خود را برای مردم روشن می سازد؛ باشد که پرهیزگار شوند

﴿188﴾ و اموالتان را در بین خود بباطل (و ناحق) نخورید، و(به عنوان رشوه قسمتی از) آن را به حاکمان (و قضات) ندهید ؛ تا بخشی از اموال مردم را به گناه بخورید، درحالی که شما می دانید(این کار گناه است)

﴿189﴾ درباره هلالهای (ماه) از تو سؤال می کنند، بگو آنها بیان اوقات برای مردم و (تعیین وقت) حج است. و نیکوکاری آن نیست که(در حال احرام) از پشت خانه ها وارد شوید، بلکه نیکوکار کسی است، که تقوا پیشه کند، و به خانه ها از درهایشان وارد شوید، و از خدا بترسید تا رستگار شوید

﴿190﴾ و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند، جنگ کنید، و از حد تجاوز نکنید، که خداوند تجاوز گران را دوست نمی دارد

﴿191﴾ و آنها را هر کجا یافتید، بکشید، و از آنجا (مکه) که شما را بیرون کرده اند؛ آنها را بیرون کنید، و فتنه (شرک) از کشتن بدتر است. و با آنها در نزد مسجد الحرام جنگ نکنید، تا اینکه با شما در آنجا بجنگند، پس اگر (در آنجا) با شما جنگیدند، ایشان را بکشید، سزای کافران چنین است

﴿192﴾ پس اگر دست برداشتند، بی گمان خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿193﴾ و با آنها جنگ کنید؛ تا فتنه (شرک) باقی نماند، و دین (خالصانه) از آن خدا گردد. پس اگر دست برداشتند؛ تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست

﴿194﴾ ماه حرام در برابر ماه حرام است، و حرمت (شکنی ها) دارای قصاص است، پس هر کس تعدی و تجاوز کرد، همان گونه که بر شما تعدی کرده؛ بر او تعدی کنید، و از خداوند بترسید و بدانید که خدا با پرهیزگاران است

﴿195﴾ و در راه خدا انفاق کنید و ( با ترک انفاق) خود را با دست خویش به هلاکت نیفکنید، و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست می دارد

﴿196﴾ و حج و عمره را برای خدا به اتمام برسانید، و اگر باز داشته شدید ( بوسیله دشمن یا بیماری وغیره) پس آنچه از قربانی فراهم شود ( ذبح کنید، و آنگاه از احرام بیرون شوید) و سرهای خود را نتراشید تا قربانی به جایگاهش برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود، و یا ناراحتی درسر داشت.(وناچار شود در حال احرام سر خود را بتراشد) پس فدیه دهد از(قبیل: سه روز) روزه یا صدقه ( خوراک دادن به شش مسکين) یا قربانی کردن گوسفندی( که میان فقرا تقسیم شود) پس هنگامی که در امان بودید ،هر کس از عمره بهره مند گردد؛ سپس(اعمال) حج را آغاز کند، آنچه از قربانی ( برای او) میسر شد ( ذبح می کند) و هر کس نیافت سه روز در( ایام) حج و هفت روز هنگامی که باز گشتید روزه بگیرید. این ده ( روز) کامل است، این (حکم) برای کسی است که خانواده او ساکن مسجد الحرام ( = مکه و اطراف آن) نباشد، واز خدا بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است

﴿197﴾ حج در ماههای معلوم و معینی است، پس کسی که در این ماهها حج را (بر خود) فرض گرداند. (باید بداند که) در حج آمیزش جنسی و گناه و جدال (روا) نیست، و آنچه از کارهای نیک انجام دهید؛ خدا آن را می داند، و توشه بر گیرید؛ که بهترین توشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان از من بپرهیزید

﴿198﴾ گناهی بر شما نیست که(درایام حج با خرید و فروش) از فضل پروردگارتان (روزی) طلب کنید، و هنگامی که از عرفات کوچ کردید؛ خدا را نزد مشعر الحرام یاد کنید، و او را یاد کنید همچنان که شما را هدایت کرد، و اگر چه پیش از آن از گمراهان بودید

﴿199﴾ پس از آنجا که مردم کوچ می کنند؛ کوچ کنید، و از خداوند آمرزش بخواهید همانا خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿200﴾ پس چون مناسک (حج) خود را به جای آورید، خدا را یاد کنید همانند یاد کردن پدرانتان بلکه بیشتر از آن، از مردم کسانی هستند که می گویند « پروردگارا! به ما در دنیا عطا کن» و او را در آخرت بهره ای نیست

﴿201﴾ و از آنان کسانی هستند که می گویند: « پروردگارا! به ما در دنیا نیکی عطا کن، و در آخرت (نیز) نیکی(عطا فرما) و ما را از عذاب آتش نگه دار»

﴿202﴾ اینانند که از آنچه بدست آورده اند، بهره ای دارند.و خداوند سریع الحساب (زود شمار) است

﴿203﴾ و خدا را در روزهای معین و شمرده (که سه روز ایام تشریق:11و12و13 ماه ذیحجه است) یاد کنید.پس کسی که شتاب کند؛ و در دو روز (اعمال را انجام دهد) گناهی بر او نیست. و کسی که تأخیر کند (و اعمال را در سه روز انجام دهد) گناهی بر او نیست (این رخصت) برای کسی که تقوا پیشه کند، و از خدا بترسید، و بدانید که شما به سوی او محشور خواهید شد

﴿204﴾ و از مردم کسی هست که گفتارش در (باره) زندگی دنیا تو را به شگفت می اندازد و خدا را بر آنچه در دل خود دارد؛ گواه می گیرد، و حال آنکه او سرسخت ترین دشمنان است

﴿205﴾ او هنگامی که روی بر می گرداند و می رود (و یا به ریاستی می رسد) در راه فساد در زمین کوشش می کند و کشت و نسل را نابود می سازد، و خداوند فساد (و تبهکاری) را دوست نمی دارد

﴿206﴾ و چون به او گفته شود: «از خدا بترس» خود بزرگ بینی (و تکبر) او را به گناه می کشاند. پس (آتش) جهنم او را کافی است و چه بد آرامگاهی است

﴿207﴾ و از مردمان کسی هست که جان خود را برای به دست آوردن خشنودی خدا می فروشد، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است

﴿208﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! همگی به اسلام (و اطاعت خدا) در آیید و گامهای شیطان را پیروی نکنید، بدرستی که او برای شما دشمن آشکار است

﴿209﴾ پس اگر بعد از آنکه نشانه های روشن و آشکار برای شما آمد؛ لغزش کردید(و منحرف شدید)، بدانید که خداوند توانمند حکیم است

﴿210﴾ آیا(کسانی که راه اسلام نمی پویند و در زمین فساد می کنند) جز این انتظار ندارند، که خداوند(برای داوری و قضاوت میان بندگان) در سایه هایی از ابرها به سوی آنان بیایید. و (نیز) فرشتگان(برای اجرا فرمان الهی بیایند) و کار یکسره شود ؟! و کارها به سوی خدا برگردانده می شود

﴿211﴾ از بنی اسرائیل بپرس: «چه اندازه نشانه های روشن و آشکار به آنها داده ایم؟» (ولی آنها نعمت ها را نادیده گرفته و ناسپاس شدند) و کسی که نعمت خدا را پس از آنکه برایش آمد دگرگون کند (عذاب سختی خواهد داشت) همانا خداوند سخت کیفر است

﴿212﴾ زندگی دنیا برای کافران آراسته شده است، و مؤمنان را مسخره می کنند، و (حال آنکه) پرهیزگاران در روز قیامت بالاتر از آنان هستند، و خداوند هر کس را بخواهد بی شمار روزی می دهد

﴿213﴾ (در آغاز) مردم یک امت بودند، آنگاه خداوند پیامبران را مژده آور و بیم دهنده بر انگیخت و با آنان کتاب(آسمانی) را بحق نازل کرد، تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کنند، و تنها کسانی که (کتاب) به آنان داده شده بود، پس از آنکه نشانه های روشن به آنها رسیده بود، بخاطر ستم و حسادتی که در میانشان بود، در آن اختلاف کردند، پس خداوند به فرمان خویش کسانی را که ایمان آورده بودند؛ به آن حق (و حقیقتی) که در آن اختلاف داشتند،هدایت کرد. و خداوند هر کس را بخواهد به راه راست هدایت می کند

﴿214﴾ آیا گمان کرده اید که داخل بهشت می شوید و حال آنکه هنوز بر (سر) شما نیامده است، مانند آنچه که بر (سر) پیشینیان شما آمد؟ سختی و زیان به آنها رسید، و (آنچنان) تکان خوردند تا که پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده بودند، گفتند:« یاری خدا کی خواهد بود؟ » آگاه باشید که یاری خدا نزدیک است

﴿215﴾ از تو می پرسند چه چیزی انفاق کنند؟ بگو: «هر مالی که انفاق کردید، پس برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است. و هر کار نیکی که انجام دهید، بدرستی که خداوند به آن آگاه است. »

﴿216﴾ جهاد(در راه خدا) بر شما واجب شده است، در حالی که برای شما ناگوار است، چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه آن برای شما بهتر باشد، و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه آن برای شما بد باشد، و خدا می داند، و شما نمی دانید

﴿217﴾ از تو درباره جنگ کردن در ماه حرام، می پرسند. بگو:«جنگ در آن (گناهی)بزرگ؛است، و بازداشتن از راه خدا و کفر ورزیدن به او و (باز داشتن از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهلش از آن؛ نزد خداوند (گناهی) بزرگتر ، وفتنه(=شرک و شکنجه مؤمنان) از کشتار بزرگتر است. » و پیوسته با شما می جنگند، تا آنکه اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند، و هر کس از شما که از دینش بر گردد و در حال کفر بمیرد، پس آنان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده است، و آنان اهل آتش (دوزخ) اند، و همیشه در آن خواهند بود

﴿218﴾ بدرستی کسانی که ایمان آوردند و کسانی که هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند، آنان به رحمت خدا امیدوارند، و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿219﴾ از تو درباره شراب و قمار می پرسند بگو:« در آن دو گناهی بزرگ است و سودهایی برای مردم در بر دارد، و گناه هر دو از سودشان بزرگتر است». و از تو می پرسند«چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: مازاد (نیازمندی خود) اینچنین خداوند آیات را برای شما روشن می سازد، باشد که اندیشه کنید

﴿220﴾ در دنیا و آخرت، و از تو درباره یتیمان می پرسند، بگو:«اصلاح کردن (کار) آنان بهتراست، و اگر با آنان همزیستی کنید؛ آنها برادران(دینی) شما هستند». و خداوند تبهکار را از درستکار می شناسد، و اگر خدا می خواست شما را به زحمت می انداخت، به راستی که خداوند توانمند حکیم است

﴿221﴾ و با زنان مشرک تا ایمان نیاورده اند؛ ازدواج نکنید، و بی گمان کنیز با ایمان از زن (آزاد) مشرک بهتر است، اگر چه (زیبایی یا دارائی او) شما را به شگفت آورد. و (زنان خود را) به ازدواج مردان مشرک در نیاورید؛ تا ایمان بیاورند. و قطعاً برده ی با ایمان از مرد (آزاد) مشرک؛ بهتر است، اگر چه (زیبائی یا دارائی و موقعیت او) شما را به شگفت آورد. آنان به سوی آتش (دوزخ) دعوت می کنند و خدا به فرمان(و توفیق) خویش به سوی بهشت و آمرزش دعوت می کند، و آیات(و احکام) خود را برای مردم روشن می سازد،باشد که متذکر شوند

﴿222﴾ واز تو درباره ی حیض(عادت ماهانه زنان) می پرسند،بگو «آن پلید و زیانبار است،پس در حالت قاعدگی از زنان کناره گیری کنید، و با آنها نزدیکی نکنید؛ تا پاک شوند،پس هنگامی که پاک شدند و غسل کردند. از همان جا که خداوند به شما فرمان داده،با آنها آمیزش کنید،به راستی که خداوند توبه کنندگان را دوست می دارد و(نیز) پاکان را دوست می دارد»

﴿223﴾ زنان شما کشتزار شما هستند، پس هر گونه که بخواهید به کشتزار خود درآیید، و (توشه ای) برای خود از پیش بفرستید، و از خدا بترسید، و بدانید که شما او را ملاقات خواهید کرد، و به مؤمنان بشارت ده

﴿224﴾ و خدا را دستاویز سوگند های خود قرار ندهید، برای اینکه نیکی کنید و تقوا پیشه سازید، و در میان مردم آشتی دهید(قسم یاد نکنید) و خداوند شنوای داناست

﴿225﴾ خداوند شما را بخاطر سوگند هایی که بیهوده و بدون قصد یاد می کنید، مؤاخذه نمی کند، ولی شما را به آنچه دلهایتان کسب کرده (از روی اختیار و قصد بوده) مؤاخذه می کند و خداوند آمرزنده ی بردبار است

﴿226﴾ برای کسانی که سوگند می خورند با زنان خود آمیزش نکنند(ایلاء) چهار ماه انتظار (و مهلت) است.پس اگر (سوگند خود را نادیده گرفتند و) بازگشتند، همانا خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿227﴾ و اگر تصمیم طلاق گرفتند، به راستی که خداوند شنوای داناست

﴿228﴾ و زنان مطلقه باید مدت سه پاکی(یا دیدن سه بار عادت ماهانه) انتظار بکشند، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند؛ برای آنها روا نیست که آنچه را خدا در رحمهایشان آفریده، کتمان کنند. و شوهرانشان اگر خواهان آشتی هستند، برای بازگرداند آنها (به زندگی زناشوئی) در این (مدت از دیگران) سزاوارترند. و برای زنان حقوق شایسته ای است همانند(حقوق و وظایفی) که بر عهده آنهاست، و مردان بر آنان برتری دارند، و خداوند توانمند حکیم است

﴿229﴾ طلاق (رجعی) دوبار است پس (از آن یا باید همسر را) بطور شایسته نگاه داشتن، یا با نیکی رها کردن.و برای شما روانیست که از آنچه به آنان داده اید، چیزی پس بگیرید، مگر آنکه (زن و شوهر) بترسند که نتوانند حدود الهی را بر پا دارند،پس (ای مؤمنان) اگر ترسیدید که حدود الهی را بر پا ندارند، گناهی بر آن دو نیست، که زن فدیه و عوضی بپردازد(و طلاق بگیرد) اینها حدود الهی است، پس از آنها تجاوز نکنید و هر کس از حدود خدا تجاوز کند، پس اینانند که ستمگرند

﴿230﴾ پس اگر(شوهر برای بار سوم) او را طلاق داد، پس از آن (زن) برای او حلال نیست تا اینکه شوهری غیر از او ازدواج کند (و با او آمیزش جنسی نماید) پس اگر (شوهر بعدی ) او را طلاق داد، گناهی برآن دو نیست که (با ازدواج مجدد) به یکدیگر بازگردند، اگرآن دو پندارند که حدود خدا را بر پا می دارند، اینها حدود خداست که آنها را برای مردمی که می دانند بیان می نماید

﴿231﴾ و هنگامی که زنان را طلاق (رجعی) دادید، آنگاه به پایان (روزهای )عده خویش رسیدند. پس به شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی و خوبی آنها را رها سازید، و آنان را بخاطر زیان رساندن نگاه ندارید تا (به حقوقشان ) تعدی و تجاوز کنید، و کسی که چنین کند قطعاً به خود ستم کرده است، و آیات خدا را به مسخره نگیرید.و نعمت خدا را بر خود و آ نچه را که از کتاب(قرآن) و حکمت(سنت و اسرار شریعت) بر شما نازل کرده و شما را با آن پند می دهد، به یاد بیاورید و از خدا بترسید و بدانید که خدا به همه چیز داناست

﴿232﴾ وهنگامی که زنان را طلاق دادید، آنگاه (مدت) عده خود را به پایان رساندند، آنان را از ازدواج با شوهران (سابق) خود باز ندارید، وقتی که بطرزپسندیده ای در بین خویش تراضی کنند. این (دستوری است) که هر کس از شما که به خدا و روز قیامت ایمان دارد؛ به آن پند داده می شود، و این (دستور) برای شما پر برکت تر و پاکیزه تر است، و خدا می داند و شما نمی دانید

﴿233﴾ و مادران (باید) فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. (این دستور) برای کسی است که بخواهد دوران شیر خوارگی را تکمیل کند. و بر آن کس که فرزند برای او متولد شده(پدر) لازم است خوراک و پوشاک آنان(= مادران) را بطور شایسته(در مدت شیر دادن بپردازد) هیچ کس جز به اندازه توانایی اش مکلف نمی شود. نه مادر به خاطر فرزندش و نه پدر به سبب فرزندش باید زیان ببیند. و مانند همین(احکام) بر وارث (نیز)لازم است، پس اگر آن دو با رضایت و مشورت یکدیگر بخواهند.(کودک را زودتر) از شیر بازگیرند، گناهی بر آنها نیست، و اگر خواستید که برای فرزندان خود دایه ای بگیرید، گناهی بر شما نیست؛ به شرط اینکه آنچه را که مقرر کرده اید، بطور شایسته بپردازید. و از خدا بترسید، و بدانید که خدا به آنچه انجام می دهید؛ بیناست

﴿234﴾ و کسانی از شما که می میرند و همسرانی باقی می گذارند؛ باید چهار ماه و ده روز انتظار بکشند( و عدّه نگه دارند) پس هنگامی که مدت عدت خود را به پایان رساندند، در آنچه آنان به طور شایسته درباره خود انجام دهند؛ گناهی بر شما نیست، و خدا به آنچه می کنید آگاه است

﴿235﴾ و گناهی بر شما نیست در آنچه که بطور کنایه از خواستگاری زنانی(که در عدت اند) بر زبان آورید، یا در دلهای خود پنهان دارید. خدا دانست که شما به زودی به یاد آنان خواهید افتاد، ولی پنهانی با آنها وعده (زناشوئی) ندهید، مگر اینکه سخنی پسندیده (بطور کنایه) بگویید، و تصمیم به عقد ازدواج نگیرید تا مدت مقرر(عده) به سرآید، و بدانید که خداوند آنچه را که در دلهای شماست می داند، پس از (مخالفت) او بترسید، و بدانید که خداوند آمرزنده ی بردبار است

﴿236﴾ اگر زنان را مادامی که با آنان آمیزش جنسی نکرده اید و مهری برایشان معین نکرده اید طلاق دادید؛ گناهی بر شما نیست، و (در این حالت) آنها را (با هدیه ای مناسب) بهرمند سازید، بر توانگر به اندازه توانش، و بر تنگدست به اندازه توانش هدیه ای شایسته است(و این حکم) بر نیکو کاران الزامی است

﴿237﴾ اگر زنان را پیش از آنکه با آنان نزدیکی کنید، طلاق دادید در حالی که برای آنها مهری تعیین کرده اید؛ پس نصف آنچه را تعیین کرده اید(به آنها بدهید) مگر اینکه آنان (حق خود را) ببخشند. یا کسی که پیوند نکاح به دست اوست(شوهر) ببخشد(و تمام مهر را بدهد) و آنکه ببخشید به پرهیزگاری نزدیکتر است. و بزرگواری و نیکی را در میان خود فراموش نکنید، به راستی خداوند به آنچه می کنید؛ بیناست

﴿238﴾ بر( بجا آوردن) نمازها و(بخصوص) نماز میانه(نماز عصر) محافظت کنید، و فروتنانه برای خدا به پا خیزید

﴿239﴾ پس اگر(از دشمن و غیره) ترسیدید، در حال پیاده یاسواره(نماز را بجای آورید) پس هنگامی که ایمن شدید، خدا را یاد کنید. (و نماز ها را به تمام و کمال بجای آورید) همانگونه که چیزهای را که نمی دانستید به شما یاد داد

﴿240﴾ و کسانی از شما که می میرند و همسرانی به جا می گذارند، باید برای همسران خود وصیت کنند که تا یک سال آنها را(با پرداختن هزینه زندگی) بهره مند سازند بدون آنکه(از خانه شوهر) بیرون کنند. پس اگر بیرون روند، درباره آنچه که آنان نسبت بخود بطور شایسته انجام می دهند(از قبیل زینت دادن خود و ازدواج مجدد) گناهی بر شما نیست، و خداوند توانمند حکیم است

﴿241﴾ و برای زنان طلاق داده شده، هدیه ای مناسب و شایسته (بر شوهر) لازم است؛ این حقی است بر پرهیزگاران

﴿242﴾ این چنین خداوند آیات خود را برای شما روشن می سازد؛ باشد که بیندیشید

﴿243﴾ آیا ندیدی کسانی را که از ترس مرگ از خانه های خود بیرون شدند در حالی که هزاران نفر بودند؟ پس خداوند به آنان گفت: « بمیرید» سپس آنها را زنده کرد،همانا خداوند بر مردم بخشش و فضل دارد، ولی بیشتر مردم شکر بجا نمی آورند

﴿244﴾ و در راه خدا بجنگید و بدانید که خداوند شنوای داناست

﴿245﴾ کیست که به خدا قرض دهد قرض نیکو تا آن را برای او چندین برابر کند؟ و خداوند است که (روزی بندگان را) تنگ و گشاده می سازد، و به سوی او باز گردانده می شوید

﴿246﴾ آیا ندیدی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی هنگامی که به پیامبر خود گفتند: پادشاهی برای ما انتخاب کن؛ تا در راه خدا جنگ کنیم(پیامبر آنها) گفت: شاید اگر جهاد بر شما مقرر شود (سر پیچی کنید و) در راه خدا جهاد نکنید. گفتند: چرا در راه خدا جهاد نکنیم در حالی که از خانه ها و فرزندانمان بیرون رانده شده ایم. پس هنگامی که جنگ بر آنان مقرر شد، جز عده کمی از آنان همه (سر پیچی و) روی گردانی کردند، و خداوند به ستمکاران آگاه است

﴿247﴾ و پیامبرشان به آنها گفت: همانا خداوند «طالوت» را (به عنوان) پادشاه برای شما مبعوث (و انتخاب) کرده است، گفتند: چگونه او بر ما پادشاهی کند با اینکه ما به پادشاهی از او سزاوارتریم، و از مال (دنیا) بهره چندانی داده نشده است؟ گفت: به راستی خداوند او را بر شما برگزیده است، و او را در علم و (نیروی) بدن وسعت و برتری بخشیده است. و خداوند پادشاهی خود را به هر کس که بخواهد می دهد، و خدا گشایشگر داناست

﴿248﴾ و پیامبرشان به آنها گفت: همانا نشانه پادشاهی او این است که تابوت(عهد) که در آن آرامشی از پروردگار شما و باقیمانده از آنچه آل موسی و آل هارون بر جای گذشته اند(قرار دارد) در حالی که فرشتگان آن را حمل می کنند به سوی شما خواهد آمد،مسلماً دراین نشانه ای برای شماست، اگر مؤمن باشید

﴿249﴾ پس هنگامی که طالوت با لشکریان رهسپار شد، به آنها گفت: همانا خداوند شما را بوسیله یک جوی (آب) آزمایش می کند.پس هر کس از آن بنوشد از (یاران) من نیست. و هر کس از آن نخورد، قطعاً او از (یاران) من است، مگر کسی که با دست خویش کفی(از آب) برگیرد. پس جز عده ی کمی ؛همگی از آن (آب) نوشیدند. و هنگامی که او و کسانی که با او ایمان آورده بودند، از آن (نهر) گذشتند. (از کمی افراد خود ناراحت شدند و عده ای) گفتند: «امروز ما توانایی(مقابله) با جالوت و سپاهیانش را نداریم». (اما) آنانی که به دیدار خدا یقین داشتند، گفتند: «چه بسا گروه کوچکی که به فرمان خدا بر گروهی بسیار پیروز شدند و خدا با بردباران است»

﴿250﴾ و هنگامی که برای (مبارزه) با جالوت و سپاهیانش به میدان آمدند،گفتند:«پرودگارا! بر(دلهای) ما صبر و شکیبائی فرو ریز و گامهای ما را استوار و ثابت بدار، و ما را بر گروه کافران پیروز بگردان»

﴿251﴾ پس به فرمان خدا،آنها را شکست دادند، و داوود(جوان نیرومند و شجاعی که در لشکر طالوت بود) جالوت را کشت،و خداوند پادشاهی و نبوت را به او بخشید و از آنچه می خواست به او آموخت، و اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی کرد،قطعاً زمین تباه می گرديد.ولی خداوند بر جهانیان فضل و بخشش دارد

﴿252﴾ اینها،آیات خداست که ما آن را بحق بر تو می خوانیم و به راستی تو از پیامبران هستی

﴿253﴾ این پیامبران (که نام برخی از آنان گذشت) بعضی از ایشان را بر بعضی ایشان برتری دادیم، از آنان کسی بود که خدا با او سخن گفت و درجات بعضی از آنان را بالا برد. و به عیسی بن مريم نشانه های روشن دادیم و او را بوسیله ی روح القدس(= جبرئیل) تأیید کردیم. و اگر خدا می خواست کسانی که بعد از آنها بودند، پس از آن(همه) نشانه های روشن که برایشان آمد با یکدیگر جنگ نمی کردند. ولی(آنان با هم) اختلاف کردند، پس برخی از آنان ایمان آورد، و برخی از آنان کفر ورزید، و اگر خدا می خواست با هم جنگ نمی کردند. ولی خداوند آنچه را می خواهد انجام می دهد

﴿254﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزی داده ایم؛ انفاق کنید پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعتی، و کافران خود ستمکارانند

﴿255﴾ الله (معبود بر حق است) هیچ معبودی بحق جز او نیست، زنده (و جهان هستی را) نگه دار و مدبر است ، نه چرت او را فرا گیرد و نه خواب، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست کیست که در نزد اوجز به فرمان او شفاعت کند ؟ آنچه در پیش روی آنان و آنچه در پشت سرشان است می داند. و به چیزی از علم او، جز به آنچه بخواهد احاطه نمی یابد، کرسی او آسمانها و زمین را در بر گرفته،و نگاهداری آن دو (زمین و آسمان) بر او گران و دشوار نیاید، و او بلند مرتبه و بزرگ است

﴿256﴾ در (قبول) دین هیچ اجباری نیست، به راستی که راه راست (و هدایت) از راه انحراف (و گمراهی) روشن شده است. پس هر کس به طاغوت (شیطان و بت و انسانهای گمراه و طغیانگر) کفر ورزد و به خدا ایمان آورد،پس به راستی که به دستگیره محکمی چنگ زده است، که آن را گسستن نیست، و خداوند شنوای داناست

﴿257﴾ خداوند یاور (و سر پرست) کسانی است که ایمان آورده اند، آنها را از تاریکیها به سوی نور بیرون می برد. و کسانی که کافر شدند یاور و سر پرست آنها طاغوت است که آنان را از نور، به سوی تاریکیها بیرون می برد، آنها اهل آتشند و جاودان در آن خواهند ماند

﴿258﴾ آیا ندیدی (وآ گاهی نداری از) کسی (= نمرود پادشاه بابل) که با ابراهیم درباره ی پروردگارش به مجادله و گفتگو پرداخت؟بدان خاطر که خداوند به او پادشاهی داده بود.(و از کبر و غرور سرمست شده بود،) هنگامی که ابراهیم گفت: «پروردگار من کسی است که زنده می کند و می میراند» (نمرود) گفت:« من (نیز) زنده می کنم و می میرانم». ابراهیم گفت: «همانا خداوند، خورشید را از مشرق می آورد، پس تو آن را از مغرب بیاور! » (در اینجا) آن کسی که کفر ورزیده بود مبهوت شد. و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند

﴿259﴾ یا همانند آن کسی که بردهی گذشت، در حالی که دیوارهای آن به روی سقفها فرو ریخته بود. (او با خود) گفت: چگونه خداوند (اهل) این (ده) را پس از مرگشان زنده می کند؟!پس خداوند او را (به مدت) صد سال میراند، پس زنده اش کرد(و به او) فرمود: «چه قدر درنگ کردی؟» گفت: « یک روز، یا بخشی از یک روز را درنگ کردم». فرمود:«(نه) بلکه صد سال درنگ کردی، پس به غذا و نوشیدنی خود نگاه کن (که طعم و رنگ آن) تغییر نکرده است، و به الاغ خود نگاه کن ( که چگونه متلاشی شده است ما چنین کردیم تا به تو پاسخ گوییم) و ( هم) تو را نشانه ای برای مردم ( در مورد معاد) قرار دهیم و ( اکنون) به استخوانها (ی الاغ خود) نگاه کن ( که) چگونه آنها را برداشته به هم پیوند می دهیم، سپس گوشت بر آن می پوشانیم» پس هنگامی که ( قدرت الهی بر زنده کردن مردگان) برایش آشکار شد، گفت :« می دانم که خداوند بر هر چیزی تواناست »

﴿260﴾ و ( به یاد بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت :« پروردگارا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می کنی ؟ »فرمود :«مگر ایمان نیاورده ای ؟!»گفت:«چرا، ولی ( می خواهم) که قلبم آرام بگیرد» فرمود :« پس چهار پرنده را برگیر، آنگاه آنها را پیش خود قطعه قطعه کن ( و در هم بیامیز) سپس بر هر کوهی قسمتی از آن را بگذار،آنگاه آنها را بخوان؛ شتابان به سوی تو می آیند، و بدان که خداوند توانمند حکیم است

﴿261﴾ مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند ،همانند دانه ای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه یکصد دانه باشد، و خداوند برای هر کس که بخواهد چند برابر می کند و خدا گشایشگر داناست

﴿262﴾ کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند سپس در پی آنچه اتفاق کرده اند، منت نمی گذارند و آزاری نمی رسانند، پاداش آنها برایشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است. و ترسی بر آنان نیست و نه ایشان اندوهگین شوند

﴿263﴾ سخن پسندیده و گذشت بهتر از صدقه ای است که آزاری به دنبال آن باشد، و خداوند بی نیاز (و) بردبار است

﴿264﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! صدقه های خود را با منت و آزار، باطل مکنید، مانند کسی که مالش را برای نشان دادن به مردم، انفاق می کند، و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد، پس مثل او همچون مثل سنگ صافی است که برروی آن (اندکی) خاک باشد.آنگاه باران تندی به آن برسد، و آن را صاف و سخت بر جای گذارد. آنان (ریا کاران) از آنچه که انجام داده اند چیزی به دست نمی آورند، و خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند

﴿265﴾ و مثل کسانی که اموال خود را برای طلب خشنودی خدا،و بخاطر یقین و باوری که در دلهایشان(به پاداش خدا) دارند، انفاق می کنند؛ همچون مثل باغی است که بر پشته ای قرار دارد، و باران تندی به آن برسد. پس میوه های خود را دو چندان دهد. و اگر باران تند به آن نرسد، باران نرمی(برای آن کافی است).و خداوند به آنچه می کنید؛ بیناست

﴿266﴾ آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر آنها نهرها روان است.و برای او در آن باغ از هر گونه میوه ای (فراهم) باشد. و در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (خردسال و) ناتوان دارد. آنگاه گردبادی که در آن آتش (سوزانی) است، به آن بر خورد کند و (یکسره) بسوزد؟! (همین طور است، حال کسانی که صدقه های خود را با منت و آزار وریا باطل می کنند).این چنین خداوند آیات (خود) را برای شما روشن می سازد، شاید که شما بیندیشید

﴿267﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! از چیزهای پاکیزه ای که به دست آورده اید، و از آنچه از زمین برای شما بیرون آورده ایم، انفاق کنید، و برای انفاق کردن قصد نا پاک آن را نکنید، در حالی که خود شما حاضر نیستید آنها را بپذیرید، مگر آنکه در آن چشم پوشی کنید. و بدانید که خداوند بی نیاز ستوده است

﴿268﴾ شیطان شما را(به هنگام انفاق می ترساند و) وعده تهی دستی می دهد، و شما را به زشتیها امر می کند. و در حالی که خدا از جانب خود به شما وعده آمرزش و فزونی (نعمت) می دهد، و خداوند گشایشگر داناست

﴿269﴾ (خداوند) به هر کس که بخواهد حکمت (و دانش) می دهد، و به هر کس حکمت داده شود، بی شک خیر فراوانی داده شده است، و جز خردمندان پند نمی گیرد

﴿270﴾ و هر چیزی را که انفاق کنید یا هر نذری که ببندید، قطعاً خداوند آن را می داند، و برای ستمگران هیچ یاوری نیست

﴿271﴾ اگر صدقه ها را آشکار کنید چه نیکوست، و اگر آنها را پنهان دارید و به تهی دستان بدهید، پس این برای شما بهتر است، و برخی از گناهان شما را می زداید، و خداوند به آنچه می کنید، آگاه است

﴿272﴾ هدایت آنان بر عهده تو نیست ،ولیکن خداوند هر که را بخواهد هدایت می کند. و آنچه از مال انفاق می کنید، برای خودتان است، و جز برای طلب خشنودی خدا انفاق نکنید، و آنچه از مال انفاق می کنید، (پاداش آن) بطور کامل و تمام به شما داده می شود، و به شما ستم نخواهد شد

﴿273﴾ (صدقات شما) برای تهی دستانی است که در راه خدا محصور و بازداشته شده اند، و نمی توانند (برای تأمین هزینه زندگی) در زمین سفر کنند. از شدّت خویشتن داری ، افراد ناگاه آنها را بی نیاز می پندارد، آنها را از چهره هایشان می شناسی، با اصرار (چیزی) از مردم نمی خواهند. و آنچه از مال انفاق می کنید، قطعاً خدا به آن آگاه است

﴿274﴾ کسانی که اموال خود را، در شب و روز پنهان و آشکار انفاق می کنند، مزد آنها نزد پروردگارشان برایشان(محفوظ) است؛ و نه ترسی بر آنهاست، و نه ایشان اندوهگین می شوند

﴿275﴾ کسانی که ربا می خورند(روز قیامت از گور) بر نمی خیزند؛ مگر مانند بر خاستن کسی که بر اثرتماس شیطان دیوانه شده (و نمی تواند تعادل خود را حفظ کند) این بدان سبب است که آنان گفتند: « همانا داد و ستد هم مثل ربا است» و در حالی که خدا داد و ستد را حلال کرده و ربا را حرام نموده است. پس همانا هر کس که از (جانب) پروردگارش پندی به او برسد، آنگاه (از ربا خواری) باز ایستاد، آنچه گذشته (و قبل از نزول حکم دریافت کرده است) از آن اوست. و کارش به خدا واگذار می شود، و کسی که (به ربا خواری) باز گردد، آنان اهل آتشند و در آن جاویدان خواهند بود

﴿276﴾ خداوند ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش (و برکت) می دهد.و خداوند هیچ ( انسان) ناسپاس گنهکاری را دوست نمی دارد

﴿277﴾ به راستی کسانی که ایمان آورده اند و اعمال شایسته انجام داده اند، و نماز را بر پا داشته اند و زکات را پرداخته اند؛ پاداش آنان نزد پروردگارشان برایشان ( محفوظ) است،ونه ترسی بر آنهاست و نه ایشان اندوهگین می شوند

﴿278﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا بترسید و آنچه از ( مطالبات) ربا باقی مانده است رها کنید؛ اگر مؤمن هستید

﴿279﴾ پس اگر ( چنین) نکردید، یقین داشته باشید که خدا و رسولش با شما جنگ خواهند کرد. و اگر توبه کردید اصل سرمایه هایتان از آن شماست، نه ستم می کنید و نه بر شما ستم وارد می شود

﴿280﴾ و اگر (بدهکار) تنگدست بود، پس تا ( هنگام) گشایش ( و توانایی) مهلت دهید، و ( اگر توانایی پرداخت ندارد) بخشیدن آن برای شما بهتر است؛ اگر بدانید

﴿281﴾ و از روزی بترسید که در آن (روز) به سوی خدا باز گردانده می شوید، سپس به هر کس (پاداش) آنچه انجام داده ؛ تمام و کامل داده می شود، و به آنان ستم نخواهد شد

﴿282﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید ! هر گاه به همدیگر تا مدت معینی وامی دادید ( یا معامله ی نسیه ای انجام دادید). آن را بنویسید، و باید نویسنده ای ( آن را) دادگرانه بین شما بنویسد، و هیچ نویسنده ای نباید از نوشتن همانگونه که خدا به او آموزش داده، خود داری کند. پس باید بنویسد و ( آن) کسی که حق بر ذمه ی اوست (= بدهکار) باید املا کند، و باید از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد، و از آن چیزی نکاهد، پس اگر کسی که حق بر ذمه ی اوست سفیه یا ناتوان باشد، یا خود نمی تواند املا کند، پس باید ولی او با ( رعایت) عدالت؛ املا کند، و دو شاهد از مردانتان را گواه بگیرید، پس اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن از میان گواهانی که ( به عدالت آنان) رضایت دارید ( گواه بگیرید). تا اگر یکی از آن دو ( زن) فراموش کرد، دیگری به او یاد آوری کند.و گواهان نباید به هنگامی که آنها را ( برای گواهی) دعوت می کنند؛ خود داری کنند . و از نوشتن ( بدهی) تا سر رسیدش چه کوچک باشد یا بزرگ ملول نشوید.این ( نوشتن شما) در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و برای گواهی دادن استوارتر، و برای آنکه دچار شک و تردید نشوید؛ بهتر می باشد. مگر اینکه داد وستدی نقدی باشد که بین خود دست به دست می کنید. پس در این صورت گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید. و هنگامی که داد وستد ( نقدی) کردید؛ گواه بگیرید.و نباید به نویسنده و شاهد زیانی برسد و اگر ( چنین) کنید؛ بی شک ( بیانگر) نافرمانی شما خواهد بود. و از خدا بترسید. و ( آنچه که برای شما مفید است) خداوند به شما آموزش می دهد، و خدا به همه چیز داناست

﴿283﴾ و اگر در سفر بودید و نویسنده ای نیافتید، پس(چیزی) گروگان بگیرید (گروی که در دست طلبکار قرار گیرد). و اگر برخی از شما برخی دیگر را امین دانست، پس آن کس که امین شمرده شده، باید امانت(بدهی) خود را باز پس دهد و باید از الله که پروردگار اوست بترسد، و شهادت را کتمان نکنید، و هر کس آن را کتمان کند، بی شک قلبش گناهکار است. و خدا به آنچه می کنید، داناست

﴿284﴾ آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست. و اگر آنچه را در دل خود دارید، آشکار کنید یا آن را پنهان نمایید، خداوند شما را به آن محاسبه می کند. پس هر کس را بخواهد می بخشد، و هر کس را بخواهد؛ عذاب می کند، و خداوند بر هر چیزی تواناست

﴿285﴾ پیامبر به آنچه از (سوی) پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است، و مؤمنان (نیز) همه به خدا و فرشتگان او و کتابهایش و پیامبرانش ایمان آورده اند.(و گفتند:) «میان هیچ یک از پیامبرانش فرق نمی گذاریم» و گفتند: « شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! آمرزش تو را (خواهانیم) و بازگشت به سوی توست»

﴿286﴾ خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی کند.آنچه (از خوبی) بدست آورده به سود او، و آنچه (از بدی) به دست آورده به زیان اوست. پروردگارا! اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن، پروردگارا! بارگران (و تکلیف سنگین) را بر (دوش) ما مگذار، چنانکه آن را بر (دوش) کسانی که پیش از ما بودند؛ گذاشتی، پروردگارا! آنچه را که طاقت تحمل آن را نداریم بر (دوش) ما مگذار، و ما را بیامرز و به ما رحم فرمای. تو مولا و سرورمایی پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان

آل عمران

Surah 3

﴿1﴾ الم (الف . لام . میم)

﴿2﴾ الله (معبود بر حق است) هیچ معبودی بحق جز او نیست، زنده(و جهان هستی را) نگه دار و مدّبر است

﴿3﴾ کتاب (قرآن) را بحق بر تو نازل کرد، که تصدیق کننده آنچه (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن است.و تورات و انجیل را

﴿4﴾ پیش از آن برای هدایت مردم نازل کرد و (نیز) فرقان را نازل کرد. به راستی کسانی که به آیات خدا کافر شدند، عذاب سختی دارند.و خداوند توانمند و صاحب انتقام است

﴿5﴾ بی شک هیچ چیز، (نه) در زمین و نه در آسمان بر خدا پوشیده نمی ماند

﴿6﴾ او کسی است که شما را در رحمها، هرگونه که بخواهد صورتگری می کند. هیچ معبودی (بحق) جز او نیست، که توانمند حکیم است

﴿7﴾ او کسی است که کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرد. بخشی از آن، آیات محکم (صریح و روشن) است، که آنها اساس کتاب است.و (بخش) دیگر «متشابهات» است (آن آیاتی که درنگاه اول معانی و احتمالات مختلفی دارد و قابل تأویل است، ولی با رجوع به آیات محکم، تفسیر و معنای آنها روشن می گردد). اما کسانی که دردلهایشان کژی و انحراف است، برای فتنه جویی (و گمراه کردن مردم) و بخاطر تأویل آن (به دلخواه خود) از متشابه آن پیروی می کنند. و در حالی که تأویل آن جز خدا نمی داند، و را سخان در علم می گویند: « ما به همه آن (چه محکم و چه متشابه) ایمان آوردیم، همه از طرف پروردگار ماست» و جز خردمندان متذکر نمی شوند

﴿8﴾ می گویند: پروردگارا! دلهای ما را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی (از راه حق) منحرف مگردان، و از سوی خود،رحمتی بر ما ببخش براستی که تو بخشنده ای

﴿9﴾ پروردگار! بی شک تو مردم را برای روزی که در آن تریدی نیست، جمع خواهی کرد، قطعاً خداوند وعده (خود) را خلاف نمی کند

﴿10﴾ به راستی کسانی که کافر شدند، اموال و فرزندانشان چیزی از (عذاب) خدا را از آنان باز ندارد.و آنان خود هیزم آتش (دوزخ) هستند

﴿11﴾ (عادت این کافران) همچون عادت آل فرعون و کسانی است که پیش از آنها بودند. آیات ما را تکذیب کردند، پس خداوند آنها را به (سزای) گناهانشان گرفت، و خداوند سخت کیفر است

﴿12﴾ به کسانی که کافر شدند بگو: « بزودی مغلوب خواهید شد، و (سپس در قیامت) به سوی جهنم، محشور می شوید، و چه بد جایگاهی است»

﴿13﴾ قطعاً در دو گروهی که (در میان بدر) با هم روبه رو شدند، نشانه (و عبرتی) برای شما بود.یک گروه در راه خدا می جنگید، و (گروهی) دیگر کافر بودند، آنها (مؤمنان) را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند می دیدند.و خداوند هر کس را بخواهد با نصرت و یاری خود، تأیید می کند. براستی دراین( ماجرا) برای صاحبان بینش عبرتی است

﴿14﴾ محبت خواستنی ها(ی مادی) از (جمله) زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره، و اسبهای نشاندار، و چهار پایان و زراعت، برای مردم آراسته شده است، اینها (همه) کالا و متاع(زود گذر) زندگی دنیاست.و (حال آنکه) سر انجام نیک نزد خداست

﴿15﴾ بگو: « آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم؟» برای کسانی که تقوا پیشه کرده اند، در نزد پروردگارشان باغهایی است که از زیر(درختان) آنها نهرها روان است، در آن جاودانه خواهند بود. و همسرانی پاکیزه (دارند)، و (همچنین) از خشنودی خداوند(برخور دارند) و خداوند به (احوال) بندگان بیناست

﴿16﴾ کسانی که می گویند: « پروردگارا! به راستی ما ایمان آورده ایم، پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذاب آتش نگاه دار»

﴿17﴾ همانا شکیبایان و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و آمرزش خواهان در سحرگاهان

﴿18﴾ خداوند گواهی داده است که معبودی (بحق) جز او نیست، و فرشتگان و صاحبان دانش، (نیز بر این مطلب گواهی می دهند).در حالی که (خداوند در جهان هستی) قیام به عدالت دارد، معبودی (بحق) جز او نیست، که توانمند حکیم است

﴿19﴾ همانا دین(حق) نزد خدا، اسلام است. و کسانی که کتاب (آسمانی) به آنان داده شد، اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه علم و آگاهی برای آنان آمد، آن هم بخاطر سرکشی و حسدی که میان آنان بود، و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، پس (بداند که) خداوند سریع الحساب(زود شمار) است

﴿20﴾ پس اگر (درباره ی دین و توحید) با تو محاجه و ستیز کردند، بگو:«من روی خود را تسلیم خداوند نموده ام» و هر کس که پیرو من است(نیز خود را تسلیم خدا نموده است). و به اهل کتاب(= یهود و نصاری) و بی سوادان(مشرکان عرب) بگو:«آیا شما هم تسلیم شده اید؟» پس اگر تسلیم شوند، قطعاًهدایت یافته اند.و اگر روی گردان شدند(و سر پیچی کردند) پس(نگران مباش زیرا) بر تو فقط رساندن (پیام خدا) است. و خداوند به (احوال) بندگان بیناست

﴿21﴾ به راستی کسانی که به آیات خدا کفر می ورزند، و پیامبران را به ناحق می کشند و (نیز) کسانی از مردم را که به عدالت امر می کنند؛ به قتل می رسانند، پس آنان را به عذابی درد ناک مژده بده

﴿22﴾ آنان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده، و برای آنان هیچ یاور و مددکاری نیست

﴿23﴾ آیا ندیدی کسانی را که بهره ای از کتاب (آسمانی) داده شدند، به سوی کتاب خدا(قرآن) دعوت می شوند تا در میان آنها داوری (و حکم) کند، پس گروهی از آنان روی می گردانند در حالی که اعراض دارند؟

﴿24﴾ این(عمل آنها) بدان سبب است که آنان گفتند: « آتش (دوزخ) جز چند روزی به ما نخواهد رسید».و این(افتراها و) دروغهایی که می بافتند آنان را در دینشان فریفته و مغرور ساخت

﴿25﴾ پس چگونه خواهد بود (حالشان) هنگامی که آنها برای روزی که شکی در آن نیست، گرد آوریم و به هر کس (پاداش) آنچه فراهم کرده به تمام و کمال داده شود؟ و به آنها ستم نخواهد شد

﴿26﴾ بگو: «بارالها! ای دارنده پادشاهی (و هستی) به هر کس که بخواهی، پادشاهی(و فرمانروایی) می بخشی، و از هر کس بخواهی پادشاهی (و فرمانروایی) را می گیری ، و هر کس را بخواهی عزت مى دهى، وهر كه بخواهى خوار می کنی، همه خوبیها به دست توست، بی شک تو بر هر چیز توانایی

﴿27﴾ شب را در روز داخل می کنی، و روز را در شب داخل می کنی، و زنده را از مرده بیرون می آوری، و مرده را از زنده بیرون می آوری،وبه هر کس بخواهی بی شمار روزی می دهی»

﴿28﴾ مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست و ولی خود بگیرند، و هر کس چنین کند، با خدا هیچ رابطه ای ندارند(و عهد و پیمان او با خدا گسسته شده است). مگر اینکه (از آزار و اذیت) آنها بترسید(در ظاهر با آنان دوستی کنید).و خداوند شما را از (کیفر) خودش برحذر می دارد، و بازگشت به سوی خداست

﴿29﴾ بگو: «اگر آنچه در سینه های شماست ، پنهان دارید یا آشکارش کنید، خداوند آن را می داند، (و نیز) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است می داند، و خداوند بر هر چیزی تواناست»

﴿30﴾ روزی که هر کس آنچه را از خیر و نیکی انجام داده، و آنچه از بدی مرتکب شده، حاضر شده می یابد. و آرزو می کند، ای کاش میان او و آن (کارهای بد) فاصله ای دور بود، و خداوند شما را از(کیفر) خودش بر حذر می دارد، و (در عین حال) خدا به بندگان مهربان است

﴿31﴾ بگو:«اگر خدا را دوست می دارید، پس ازمن پیروی کنید ،تا خدا شما را دوست بدارد،وگناهانتان را برایتان بیامرزد ،وخداوند آمرزنده ی مهربان است »

﴿32﴾ بگو:«خدا وپیامبر(او) را اطاعت کنید ». پس اگرپشت کردند(وسر پیچی نمودند)،قطعاً خداوند کافران را دوست نمی دارد

﴿33﴾ به راستی خداوند آدم ونوح وآل ابراهیم وآل عمران را برجهانیان بر گزید

﴿34﴾ فرزندانی که بعضی ازآنان از (نسل) بعضی دیگرند،وخداوند شنوای داناست

﴿35﴾ هنگامی که همسر عمران گفت:« پروردگارا! من آنچه را در شکم دارم برای تو نذر کردم که آزاد، (برای خدمت بیت المقدس و پرستشگر تو) باشد. پس از من بپذیر که تو خود شنوای دانایی»

﴿36﴾ پس هنگامی که او را بزاد، گفت: « پروردگارا! من او را دختر زاده ام - و خدا به آنچه او زایید داناتر بود- و پسر همانند دختر نیست، و من او را مریم نام گذاردم، و من او را و فرزندانش را از (شر) شیطان رانده شده، به تو پناه می دهم»

﴿37﴾ آنگاه پروردگارش او (= مریم) را به طرز نیکوئی پذیرفت، و به طرز شایسته ای او را رویانید(و پرورش داد) و کفالت او را به زکریا سپرد، هرگاه زکریا وارد محراب (و عبادتگاه) او می شد، نزد او غذا ورزقی می یافت،(زکریا) می گفت: « ای مریم این از کجا برای تو آمده است؟» (مریم) می گفت:«این از جانب خداست، که خدا به هر کس بخواهد بی شمار روزی می دهد»

﴿38﴾ آنجا (بود که) زکریا پروردگارش را خواند، (و) گفت: «پروردگارا! از طرف خود فرزند پاکیزه ای به من عطا کن، به درستی توشنونده دعایی»

﴿39﴾ پس در حالی که او ایستاده درمحراب نماز می خواند، فرشتگان او را ندا کردند که: «خداوند تو را به یحیی بشارت می دهد، (و او) تصدیق کننده ی کلمه خدا (عیسی) است، و سرور و خویشتندار(از رغبت به زنان) و پیامبری از صالحان است»

﴿40﴾ (زکریا) گفت:«پروردگارا! چگونه مرا فرزندی خواهد بود؟ در حالی که پیری به سراغ من آمده، و همسرم نازا است». (فرشته) گفت:« بدین گونه خداوند هر چه بخواهد انجام می دهد»

﴿41﴾ (زکریا) گفت: «پروردگارا! برای من نشانه ای قرار ده». فرمود:«نشانه ات این است که سه روز با مردم، جز با اشاره سخن نگویی، و پروردگارت را بسیار یاد کن، و شامگاهان و صبحگاهان (او را) تسبیح بگو»

﴿42﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برتری داده است

﴿43﴾ ای مریم! فرمانبر پروردگار خود باش و سجده کن و با رکوع کنندگان رکوع کن»

﴿44﴾ (ای پیامبر!) این از خبرهای غیبی است که به تو وحی می کنیم، و تو در آن هنگام که قلمهای خود را (برای قرعه کشی به آب) می افکندند تا کدام یک سرپرستی مریم را به عهده گیرد، نزد آنان نبودی، و (نیز) وقتی که با یکدیگر کشمکش می کردند،نزدشان نبودی

﴿45﴾ و (به یاد آورید) هنگامی که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خداوند تو را به کلمه ای از جانب خود، که نامش مسیح ، عیسی بن مریم است؛ بشارت می دهد، در حالی که(او) در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان (در گاه الهی) است

﴿46﴾ ودرگهواره ودرحالت کهولت (ومیانسالی) با مردم سخن می گوید واز شایستگان است»

﴿47﴾ (مریم) گفت: «پروردگارا! چگونه مرا فرزندی خواهد بود، در حالی بشری به من دست نزده است؟» (فرشته) گفت: « خداوند بدینسان هر چه را بخواهد می آفریند، (و) هر گاه که اراده چیزی کند، فقط به آن می گوید: « موجود باش » پس (آن بی درنگ) موجود می شود

﴿48﴾ و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می آموزد

﴿49﴾ و (او را به عنوان) پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می فرستد که او به آنان می گوید:)«من از سوی پروردگارتان برایتان نشانه ای آورده ام، من از گل برای شما(چیزی) به شکل پرنده می سازم، آنگاه در آن می دمم، پس به فرمان خدا پرنده ای می شود. و به فرمان خدا کور مادرزاد و مبتلایان به برص (پیسی) را بهبودی می بخشم، و مرد گان را زنده می کنم ،و از آنچه می خورید و در خانه ها یتان ذخیره می کنید؛ به شما خبر می دهم ، مسلماً در اینها ، نشانه ای برای شماست اگر ایمان داشته باشید

﴿50﴾ وآنچه را پیش از من از تورات بوده ، تصد یق می کنم، و( فرستاده شده ام) تا بعضی از چیزهایی را که بر شما حرام شده بود،حلال کنم ،و نشانه ای از طرف پروردگارتان برای شما آورده ام، پس از خدا بترسید، ومرا اطاعت کنید

﴿51﴾ به راستی که خداوند ،پروردگار من وپروردگار شماست، پس او را بپرستید،این است راه راست»

﴿52﴾ پس هنگامی که عیسی از آنان احساس کفر کرد، گفت: « یاوران من (در راه دعوت) به سوی خدا چه کسانی هستند؟» حواریان گفتند: « ما یاوران (دین) خدا هستیم، به خدا ایمان آورده ایم، و(تو نیز) گواه باش که ما تسلیم (او) هستیم

﴿53﴾ پروردگارا! به آنچه نازل کرده ای، ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم؛ پس ما را از زمره گواهان بنویس»

﴿54﴾ و (یهود و دشمنان مسیح برای کشتن او) نقشه کشیدند، و خدا چاره جوئی کرد(و مکر و نقشه آنان را نابود نمود). و خداوند بهترین چاره جویان است

﴿55﴾ (به یاد آورید) هنگامی را که خدا (به عیسی) فرمود:« ای عیسی، بی گمان من تو را برگرفته و به سوی خویش بالا می برم، و تو را از (آلایش و تهمت) کسانی که کافر شدند؛ پاک می گردانم، و کسانی را که از تو پیروی کردند، تا روز قیامت برتر از کسانی را که کافر شدند قرار می دهم، سپس بازگشت شما به سوی من است، آنگاه در آنچه در آن اختلاف می کردید در میان شما داوری می کنم

﴿56﴾ اما کسانی که کافر شدند، در دنیا و آخرت آنان را به عذابی سخت عذاب می کنم، و برای آنها یاورانی نیست

﴿57﴾ و اما کسانی که ایمان آورده اند وکارهای شایسته انجام دادند، پس (خداوند) مزدشان را بطور کامل به آنان خواهد داد، و خداوند ستمکاران را دوست نمی دارد

﴿58﴾ (ای محمد) اینها که بر تو می خوانیم از آیات (و نشانه های خداوند) و قرآن حکمت آمیز است

﴿59﴾ همانا مثل عیسی نزد خدا؛ همچون مثل (خلقت) آدم است (که) او را از خاک آفرید، پس به او فرمود: «باش» پس (بی درنگ) موجود شد

﴿60﴾ (آنچه درباره عیسی بیان کردیم) حق از جانب پروردگار توست، پس هرگز از تردید کنندگان مباش

﴿61﴾ پس هر کس که در این (باره) پس از دانشی که به تو رسیده با تو محاجه و ستیز کند، بگو: « بیایید تا فرزندان مان و فرزندانتان و زنان مان وزنانتان، و (نفوس و) نزدیکان مان و(نفوس و) نزدیکانتان را فرا خوانیم، آنگاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»

﴿62﴾ حقا که این همان داستان حق و واقعی (مسیح) است، و معبودی جز خدا نیست، و بی گمان خداست که توانمند حکیم است

﴿63﴾ پس اگر روی گردانند(بدان که) خدا به (حال) تبهکاران آگاه است

﴿64﴾ بگو: « ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خدا را نپرستیم، و چیزی را شریک او نسازیم، بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد». پس اگر (از این دعوت) روی گرداندند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم»

﴿65﴾ ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم مجادله و ستیز می کنید، در حالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شده است؟ آیا اندیشه نمی کنید

﴿66﴾ هان! شما (اهل کتاب) کسانی هستید که درباره ی آنچه نسبت به آن آگاهی و علم داشتید محاجه و ستیز کردید، پس چرا در مورد چیزی که بدان علم ندارید محاجه و ستیز می کنید؟ و خدا می داند و شما نمی دانید

﴿67﴾ ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه یکتا پرستی مسلمان بود، و هرگز از مشرکان نبود

﴿68﴾ به راستی سزاوار ترین مردم به ابراهیم همان کسانی هستند که او را پیروی کرده اند. و (نیز) این پیامبر و کسانی که (به او) ایمان آورده اند، و خداوند یاور و ولی مؤمنان است

﴿69﴾ گروهی از اهل کتاب (آرزو می کردند و) دوست داشتند کاش شما را گمراه می کردند، در حالی که جز خودشان (کسی) را گمراه نمی کنند، و نمی فهمند

﴿70﴾ ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کافر می شوید، در حالی که خودتان (به صدق و درستی آن) گواهی می دهید؟

﴿71﴾ ای اهل کتاب! چرا حق را به باطل می آمیزید. و حق را کتمان می کنید در حالی که خودتان می دانید

﴿72﴾ و گروهی از اهل کتاب (به همدیگر) گفتند: « به آنچه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید، و در پایان (روز) کافر شوید، شاید آنان (از اسلام) برگردند»

﴿73﴾ و جز به کسی که از دین شما پیروی می کند ؛ایمان نیاورید، بگو:« همانا هدایت، هدایت خدا است» .(گفتند:) مبادا به کسی همانند آنچه به شما داده شده داده شود، یا در پیشگاه پروردگارتان با شما محاجه و ستیز کنند. بگو:« به راستی فضل و برتری به دست خداست، آن را به هر کس که بخواهد می دهد و خداوند گشایشگر داناست

﴿74﴾ هر کس را که بخواهد به رحمت خود مخصوص می گرداند، و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگ است»

﴿75﴾ و از اهل کتاب کسی است که اگر او را بر مال فراوانی امین شمری، آن را به تو باز می گرداند، و از آنان کسی است که اگر او را بر دیناری امین شمری آن را به تو باز نمی گرداند، مگر تا زمانی که بر (سر) او ایستاده باشی، این بدان خاطر است که آنان می گویند:«در مورد (خوردن مال) امییّن(عربها، غیر یهود) گناهی بر ما نیست». و بر خدا دروغ می بندند، در حالی که می دانند

﴿76﴾ آری (گناه هست) هر که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری نماید، پس بی گمان خداوند پرهیزگاران را دوست دارد

﴿77﴾ همانا کسانی که پیمان خدا و سوگند های خود را به بهای ناچیزی می فروشند، آنها بهره ای در آخرت نخواهند داشت، و خداوند در روز قیامت با آنها سخن نمی گوید، و به آنان نمی نگرد و آنها را(از گناه) پاک نمی سازد و عذاب دردناکی برای آنهاست

﴿78﴾ و از میان آنها(= یهود) گروهی هستند که زبان خود را به (هنگام تلاوت) کتاب (آسمانی) چنان می گردانند که گمان کنید(آنچه را می خوانند) از کتاب (آسمان) است، در حالی که از کتاب (آسمانی) نیست. و می گویند: «آن از جانب خداست»؛ در صورتی که از جانب خدا نیست، و بر خدا دروغ می بندند در حالی که خودشان (هم) می دانند

﴿79﴾ برای هیچ بشری سزاوار نیست که خداوند به او کتاب و حکم و پیامبری بدهد، سپس او به مردم بگوید:« به جای خدا، بندگان من باشید». بلکه( سزاوار پیامبران این است که به مردم بگویند:) « به سبب آنکه کتاب (آسمانی) آموزش می دادید و از آن رو که درس می خواندید (مردمانی) ربانی و خدائی باشید»

﴿80﴾ و نه اینکه به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را به خدایی بگیرید، آیا شما را پس از آنکه مسلمان شدید، به کفر فرمان می دهد؟

﴿81﴾ و (به یاد بیاورید) هنگامی را که خداوند، از پیامبران پیمان گرفت که هرگاه به شما کتاب و حکمت دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه را با شماست تصدیق می کند، باید به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید. (آنگاه) فرمود:« آیا اقرار کردید، و بر این امر پیمانم را پذیرفتید؟» گفتند: «اقرار کردیم» فرمود: « پس گواه باشید و من (نیز) با شما از گواهانم

﴿82﴾ پس هر کس که بعد از این(پیمان) روی گرداند، آنانند که فاسق و نافرمانند»

﴿83﴾ آیا (کافران) جز دین خدا را می جویند؟ حال آنکه هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است، و به سوی او باز گردانده می شوند

﴿84﴾ بگو: «به خداوند و آنچه بر ما نازل شده، و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط (= فرزندان یعقوب) نازل گردیده و آنچه به موسی و عیسی و (دیگر) پیامبران از جانب پروردگارشان داده شده؛ ایمان آوردیم، میان هیچ یک از آنان فرقی نمی گذاریم، و ما او را فرمانبرداریم»

﴿85﴾ و هر کس که دینی غیر از اسلام بر گزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد، و او در آخرت از زیانکاران است

﴿86﴾ چگونه خداوند قومی را هدایت می کند که بعد از ایمانشان و (پس از آنکه) گواهی دادند به اینکه پیامبر بر حق است، و برایشان دلایل روشن آمد، کافر شدند؟! و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی کند

﴿87﴾ آنان جزایشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگی بر آنهاست

﴿88﴾ در آن (لعنت) جاودانه می مانند، نه عذاب از ایشان کاسته می شود، و نه آنان مهلت یابند

﴿89﴾ مگر کسانی که پس از آن توبه کردند و اصلاح و درستکاری نمودند، پس بی گمان خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿90﴾ همانا کسانی که پس از ایمان خود کافر شدند، پس بر کفر (خود) افزودند، هرگز توبه آنان پذیرفته نخواهند شد، و آنانند که خود گمراهانند

﴿91﴾ به درستی کسانی که کافر شدند و در حال کفر مردند، اگر چه زمین را پر از طلا کنند، و آن را (برای خود) فدیه دهند، هرگز از هیچ یک از آنها پذیرفته نمی شود، آنان را عذابی دردناک خواهد بود، و یاورانی نخواهند داشت

﴿92﴾ هرگز به نیکوکاری نمی رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید، و آنچه انفاق می کنید، بی شک خداوند به آن آگاه است

﴿93﴾ همه غذاها برای بنی اسرائیل حلال بود، مگر آنچه پیش از نزول تورات اسرائیل (= یعقوب) بر خود حرام کرده بود. بگو: «اگر راست می گویید، تورات را بیاورید و آن را بخوانید»

﴿94﴾ پس کسی که بعد از این بر خدا دروغ بندد، آنانند که ستمکارند

﴿95﴾ بگو:«خدا راست گفت، پس از آیین ابراهیم که یکتا پرست و حق گرا بود، و از مشرکان نبود، پیروی کنید»

﴿96﴾ براستی نخستین خانه ای که برای (عبادت) مردم قرار داده شده، همان است که در مکه است، که پر برکت و (مایه) هدایت جهانیان است

﴿97﴾ در آن نشانه های روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است. و هر کس داخل آن (حرم) شود؛ در امان خواهد بود، و برای خدا، حج خانه (کعبه) بر مردم واجب است،(البته) کسانی که توانایی رفتن به سوی آن دارند، و هر کس کفر ورزد، بی شک خداوند از جهانیان بی نیاز است

﴿98﴾ بگو: «ای اهل کتاب! چرا به خدا کفر می ورزید، حال آنکه خداوند بر آنچه می کنید؛ گواه است»

﴿99﴾ بگو: «ای اهل کتاب! چرا کسی را که ایمان آورده است، از راه خدا باز می دارید، و می خواهید آن (راه) را کج نشان دهید؟! در حالی که شما (به راستی آن) گواه هستید، و خداوند از آنچه می کنید، غافل نیست»

﴿100﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر از گروهی از اهل کتاب اطاعت کنید، شما را بعد از ایمانتان به کفر بر می گردانند

﴿101﴾ و چگونه ممکن است شما کافر شوید، در حالی که آیات خدا بر شما خوانده می شود و پیامبر او در میان شماست؟! و هر کس که به خدا تمسک جوید؛ قطعاً به راه راست، هدایت شده است

﴿102﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! از خداوند؛ آن گونه که شایسته ترسیدن از او است؛ بترسید، و نمیرید مگر اینکه مسلمان باشید

﴿103﴾ و همگی به ریسمان خدا(= قرآن و اسلام) چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آنگاه که دشمنان (یکدیگر) بودید، پس میان دلهای شما الفت داد، آنگاه به (فضل) نعمت او برادر (یکدیگر) شدید، و شما بر لبه گودلی از آتش بودید، (او) شما را از آن نجات داد. این گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن می سازد، باشد که شما راه یابید

﴿104﴾ و باید از میان شما، گروهی باشند که (مردم را) به نیکی دعوت کنند، و به کار شایسته وا دارند و از زشتی باز دارند، و آنانند که رستگارند

﴿105﴾ و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، و اینان برایشان عذاب بزرگی است

﴿106﴾ روزی که چهره هایی سفید و چهره هایی سیاه می گردد، اما آنها که چهره هایشان سیاه شده (به آنان گفته می شود) «آیا بعد از ایمان تان کافر شدید؟!پس به سبب آنچه کفر می ورزیدید؛ عذاب را بچشید»

﴿107﴾ و اما آنها که چهره هایشان سفیده شده است، در رحمت خدا (= بهشت) خواهند بود، آنان در آن جاویدانند

﴿108﴾ اینها آیات خداست، که آن را به حق بر تو می خوانیم، و خداوند (هیچ گاه) ستمی برای جهانیان نمی خواهد

﴿109﴾ و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست، و (همه) کارها، به سوی خدا باز گردانده می شود

﴿110﴾ شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده اید: امر به معروف می کنید و نهی از منکر می نمائید، و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب ایمان می آوردند؛ قطعاً برایشان بهتر بود، برخی از آنان مؤمنند و بیشتر آنان فاسق و نافرمانند

﴿111﴾ (اهل کتاب) هرگز به شما زیانی نخواهند رسانید؛ جز آزاری اندک، و اگر با شما بجنگند، به شما پشت خواهند کرد، سپس یاری نمی شوند

﴿112﴾ هر کجا یافته شوند، (مهر) ذلت و خواری بر آنان زده شده است. مگر آنکه در پناه امان خدا، و امان مردم باشند. و به خشمی از خدا گرفتار شده اند، و (مهر) بیچارگی بر آنها زده شده، این بدان سبب بود که به آیات خدا کفر می ورزیدند و پیامبران را به ناحق می کشتند، (و نیز) این (سزا) بخاطر آن بود که نافرمانی کردند و از حدود (الهی) تجاوز می نمودند

﴿113﴾ (و لی همه ی آنان) یکسان نیستند، ازاهل کتاب گروهی هستند که درست کردارند، در دل شب در حالی که به نماز ایستاده اند، آیات خدا را می خوانند

﴿114﴾ به خدا و روز قیامت ایمان دارند و امر به معروف می کنند و از کار زشت و منکر باز می دارند، و در (انجام) کارهای نیک، می شتابند، و آنان از شایستگانند

﴿115﴾ و هر کار نیکی انجام دهند، هرگز کفران نخواهد شد، و خدا به (حال) پرهیزگاران آگاه است

﴿116﴾ بی گمان کسانی که کافر شدند، هرگز اموالشان و فرزندانشان چیزی از (عذاب) خدا را از آنان دفع نخواهد کرد. و آنان اهل آتشند، آنها در آن جاودانه خواهند بود

﴿117﴾ مثل آنچه (کافران) در این زندگی دنیا انفاق می کنند؛ همانند بادی است که در آن سرمای سخت و سوزانی است که به کشتزار قومی که بر خود ستم کرده اند؛ برسد ،و آن را نابود سازد. خدا به آنها ستم نکرده، بلکه آنها خود بر خویشتن ستم کرده اند

﴿118﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید، از غیر خودتان (دوست و) محرم اسرار نگیرید، آنها از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی کنند. آنها دوست دارند که شما در رنج و زحمت باشید. به راستی دشمنی از دهان (و زبان) شان آشکار شده است، و آنچه سینه ها یشان پنهان می دارد؛ بزرگتر است، بی شک ما آیات و نشانه ها (ی دشمنی آنان) را برای شما بیان کردیم، اگر اندیشه کنید

﴿119﴾ هان! شما کسانی هستید که آنها را دوست می دارید، در حالی که آنها شما را دوست ندارند، و شما به همه کتاب (های آسمانی) ایمان دارید، (و آنها به کتاب شما ایمان ندارند). و چون با شما ملاقات می کنند می گویند: «ایمان آورده ایم». و هنگامی که تنها می شوند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می گزند. بگو: «به خشم خود بمیرید». بی گمان خداوند به (راز) درون سینه ها آگاه است

﴿120﴾ اگر به شما نیکی (و خوشی) برسد؛ آنها را ناراحت می کند، و اگر به شما بدی (و گزندی) برسد؛ بدان خوشحال می شوند. و اگر شما صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، مکر و نیرنگ شان هیچ زیانی به شما نمی رسد، بی شک خداوند به آنچه می کنند؛ احاطه دارد

﴿121﴾ و (به یاد آور) زمانی را که (در جنگ احد) بامدادان از میان خانواده خود بیرون آمدی (و) مؤمنان را برای جنگیدن در مواضعی می گماردی، و خداوند شنوای داناست

﴿122﴾ و (نیز به یاد آور) هنگامی که دو گروه از شما (= بنوسلمه و بنو حارثه) خواستند که سستی ورزند، و خداوند یاور (و نگهدار) آنها بود، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند

﴿123﴾ و بی گمان خداوند شما را در (جنگ) بدر یاری کرد در حالی که شما ناتوان بودید، پس از خدا بترسید، باشد که سپاسگزاری نمایید

﴿124﴾ آنگاه که به مؤمنان می گفتی: «آیا شما را کافی نیست، که پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته که (از آسمان) فرود می آیند، یاری کند؟»

﴿125﴾ آری، اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و (دشمن) با همین جوش (و خروش) سراغ شما بیاید. پروردگارتان شما را به پنج هزار فرشته نشاندار یاری خواهد کرد

﴿126﴾ و خداوند آن (یاری با فرشتگان) را جز مژده ای برای (پیروزی) شما قرار نداد، تا(بدین وسیله) دلهای شما بدان آرامش گیرد، و گرنه نصرو پیروزی جز از جانب خداوند توانمند حکیم نیست

﴿127﴾ تا گروهی از کسانی که کافر شده اند؛ هلاک و نابود کند، یا آنان را خوار و مغلوب نماید، آنگاه مأیوس و نا امیدانه باز گردند

﴿128﴾ هیچ چیز از کار (بندگان) در دست تو نیست، یا (خداوند) توبه آنان را می پذیرد (و آنان را می بخشاید) یا عذابشان می کند ، زیرا آنان ستمکارند

﴿129﴾ و آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین است، از آن خداست، هر کس را که بخواهد می آمرزد، و هر کس را بخواهد عذاب می کند، و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿130﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! ربا را چند برابر نخوريد، و از خدا بترسید تا رستگار شوید

﴿131﴾ و از آتشی که برای کافران آماده شده است بترسید

﴿132﴾ و خدا و پیامبر را اطاعت کنید، تا مورد رحمت (خدا) قرار گیرید

﴿133﴾ و به سوی آمرزش پروردگارتان، و بهشتی که پهنای آن (به قدر) آسمانها و زمین است، (و) برای پرهیزگاران آماده شده است، بشتابید

﴿134﴾ آن کسانی که در توانگری و تنگدستی انفاق می کنند، و خشم خود را فرو می برند، و از مردم در می گذرند، و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد

﴿135﴾ و کسانی که چون مرتکب کار زشتی شوند یا بر خود ستم کنند، خدا را به یاد می آورند، پس برای گناهانشان آمرزش می خواهند، و چه کسی جز خدا گناهان را می آمرزد؟ و به آنچه کرده اند، در حالی که می دانند (که گناه است) پا فشاری و اصرار نمی کنند

﴿136﴾ آنها پاداششان آمرزشی از (جانب) پروردگارشان و باغهایی است که از زیر (درختان) آن جویها جاری است،جاودانه در آن می مانند، و پاداش (نیکو کاران و) اهل عمل چه خوب است

﴿137﴾ بی شک پیش از شما (ملتهایی و) سنتهایی گذشته است، پس در زمین گردش کنید و ببینید؛ سرانجام تکذیب کنندگان چگونه است؟

﴿138﴾ این (قرآن) بیانی است برای مردم و هدایت واندرزی برای پرهیزگاران است

﴿139﴾ و سست نشوید و اندوهگین نگردید، و شما برتر هستید؛ اگر مؤمن باشید

﴿140﴾ اگر (در روز احد) به شما زخم و آسیبی رسید؛ به راستی به آن گروه (کافر نیز در روز بدر) زخم و آسیبی همانند آن رسید. و ما این روزها (ی شکست و پیروزی) را در میان مردم می گردانیم. و تا خداوند افرادی را که (واقعاً) ایمان آورده اند؛ معلوم بدارد، و از میان شما شاهدانی بگیرد، و خداوند ستمکاران را دوست نمی دارد

﴿141﴾ و تا خداوند کسانی را که ایمان آورده اند؛ پاک و خالص گرداند، و کافران را نابود سازد

﴿142﴾ آیا پنداشتید که (تنها با ادعای ایمان) به بهشت داخل می شوید؛ در حالی که خداوند هنوز مجاهدان از شما معلوم نداشته، و صابران را مشخص و جدا نساخته است؟

﴿143﴾ و به راستی شما مرگ (و شهادت) را پیش از آنکه با آن روبرو شوید، آرزو می کردید، پس آن را دیدید، در حالی که به آن نگاه می کردید

﴿144﴾ و محمد جز فرستاده ای نیست، که به راستی پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده اند و) گذشتند. آیا اگر بمیرد یا کشته شود، شما به عقب می گردید (و عقیده و دین خود را رها می کنید؟) و هر کس به عقب بازگردد (و عقیده و دین راستین را رها کند) هرگز به خدا زیانی نمی رساند، و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش می دهد

﴿145﴾ و هیچ کسی جز به فرمان خدا نمی میرد، سر نوشتی است معین و مشخص شده، و هر کس که پاداش این دنیا را بخواهد از آن به او می دهیم، و هر کس که پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او می دهیم، و بزودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد

﴿146﴾ و چه بسیار پیامبرانی که همراه او توده های انبوه،مردان خدايي نبرد کردند،آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید، سستی نورزیدند و ناتوان نشدند، و زبونی نشان ندادند (و تسلیم دشمن نشدند) و خداوند شکیبایان را دوست دارد

﴿147﴾ و سخن آنان جز این نبود که گفتند: «پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و از زیاده روی ما، در کارمان (بر ما بیامرز) و گامهای ما را استوار بدار و ما را بر گروه کافران، پیروز گردان»

﴿148﴾ پس خداوند پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنها عطا کرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد

﴿149﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر از کسانی که کافر شده اند؛ اطاعت کنید، شما را (به کفر) بر می گردانند، آنگاه زیان دیده بر می گردید

﴿150﴾ (بر کافران تکیه نکنید) بلکه، خداوند یاور و مولای شما است، و او بهترین یاری دهندگان است

﴿151﴾ به زودی در دلهای کسانی که کافر شدند، بیم و ترس خواهیم افکند؛ بخاطر اینکه چیزی را شریک خدا قرار داده اند که هیچگونه دلیلی بر (حقانیت) آن نازل نکرده است. و جایگاه آنها آتش است، و جایگاه ستمکاران چه بد است

﴿152﴾ و به راستی خداوند، وعده خود را با شما (در جنگ احد) تحقق بخشید، آنگاه که در (درآغاز جنگ) به فرمان او، آنان می کشتید. تا اینکه سست شدید و در کار (جنگ و جمع آوری غنیمت) با یکدیگر به نزاع پرداختید، و بعد از آنکه آنچه را دوست می داشتید(از پیروزی بر دشمن) به شما نشان داد، نافرمانی کردید، بعضی از شما خواهان دنیا بود، و بعضی خواهان آخرت. سپس برای آنکه شما را آزمایش کند از (تعقیب) آنان منصرفتان کرد،(و پیروزی شما به شکست انجامید). و از (معصیت و تقصیر) شما (که نافرمانی از دستور پیامبر بود) در گذشت.و خداوند نسبت به مؤمنان فضل و بخشش دارد

﴿153﴾ و (بیاد آورید) هنگامی را که (در حال گریز از کوه) بالا می رفتید، و به هیچ کس توجه نمی کردید. و پیامبر از پشت سرتان شما را صدا می زد، پس (خداوند) با غم و اندوهی در پی غم و اندوهی (دیگر) به شما سزا داد.این بدین خاطر بود که بر آنچه از دست داده اید و بر آنچه به شما رسیده است؛ اندوهگین نشوید.و خداوند از آنچه می کنید؛ آگاه است

﴿154﴾ سپس بعد از آن غم و اندوه، آرامشی (به صورت) خواب سبکی بر شما فرو فرستاده، که گروهی از شما را فرا گرفت. و گروهی دیگر (= منافقین) در فکرجان خود بودند، و درباره ی خدا، گمانهای ناروا و باطل، همچون گمانهای زمان جاهلیت داشتند. می گفتند: «آیا چیزی از نصرت و پیروزی نصیب ما می شود؟» بگو: «همه کارها (شکست و پیروزی) به دست خداست». آنها چیزی را در دلهایشان پنهان می دارند که برای تو آشکار نمی سازند، می گویند: «اگر ما را در این کار اختیاری بود(و بهره ای از پیروزی داشتیم) در اینجا کشته نمی شدیم». بگو: «اگر شما در خانه های خود هم بودید، کسانی که کشته شدن بر آنان نوشته شده بود؛ قطعاً به قتلگاههای خود، بیرون می آمدند». و (اینها) برای این است که خداوند، آنچه را در سینه هایتان (پنهان) دارید، بیازماید، و آنچه را در دلهایتان است ؛خالص و پاک گرداند. و خداوند به (راز) درون سینه ها آگاه است

﴿155﴾ به راستی کسانی از شما که در روز بر خورد دو گروه(مسلمانان و کافران در جنگ احد) فرار کردند، در حقیقت شیطان آنان را به سبب بعضی از کردار(و گناهانی) که مرتکب شده بودند، بلغزانید، و قطعاً خداوند از آنان در گذشت، بی گمان خداوند آمرزنده ی بردبار است

﴿156﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! مانند کسانی نباشید که کفر ورزیدند، و درباره برادرانشان چون به سفر رفتند (و مردند) یا در جنگ شرکت کردند (و کشته شدند) گفتند: «اگر آنها نزد ما بودند، نمی مردند و کشته نمی شدند» تا خداوند این (گفتار) را حسرتی در دلهایشان قرار دهد ، و خداوند،زنده می کند و می میراند( زندگی و مرگ همه به دست خداست)

﴿157﴾ و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید،بی گمان آمرزش و رحمت از ( جانب) خدا ،از آنچه آنها جمع می کنند،بهتر است

﴿158﴾ و اگر بمیرید یا کشته شوید؛ قطعاً به سوی خدا محشور می شوید

﴿159﴾ پس به ( سبب) رحمت الهی است که تو با آنان نرم خو ( و مهربان) شدی، و اگر تند خو و سخت دل بودی،قطعاٌ از اطراف تو پراکنده می شدند،پس از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه،و در کارها،با آنان مشورت کن، و آنگاه که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن، زیرا که خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد

﴿160﴾ اگر خداوند شما را یاری کند،هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد،و اگر شما را به خود واگذارد ( و یاریتان نکند) پس چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد کرد؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند

﴿161﴾ وهیچ پیامبری را نسزد که خیانت کند،و هر کس خیانت کند،روز قیامت،با آنچه( در آن) خیانت کرده بیاید. سپس به هر کس آنچه را کسب کرده است ( از نیکی یا بدی) بطور کامل ( پاداش یا سزا) داده می شود،و به آنان ستم نخواهد شد

﴿162﴾ آیا کسی که خشنودی خدا را پیروی می کند، همانند کسی است که به خشم خدا دچار گردد و جایگاه او جهنم است، و ( آن) چه بد جائی است

﴿163﴾ (هر یک از) ایشان، درجاتی در نزد خدا دارند، وخداوند به آنچه می کنند؛ بیناست

﴿164﴾ به راستی که خداوند بر مؤمنان منّت نهاد، هنگامی که در میان آنان پیامبری از خودشان بر انگیخت،که آیات او (= قرآن) را بر آنها می خواند و پاکیزه شان می دارد و به آنان کتاب (= قرآن) و حکمت (= سنت) می آموزد، و اگر چه پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند

﴿165﴾ آیا هنگامی که مصیبتی( در جنگ احد) به شما رسید، در حالی که دو برابر آن را ( در جنگ بدر به کافران) رسانده بودید، گفتید:« این ( مصیبت) از کجا است؟» بگو:« آن از جانب خود تان است» (و نتیجه نا فرمانی دستور پیامبر است) بی گمان خداوند بر هر چیز تواناست

﴿166﴾ و آنچه ( در روز احد) روزی که دو گروه ( مؤمنان و کافران) با هم برخورد کردند، به شما رسید، به فرمان خدا بود، و برای این بود که مؤمنان را معلوم بدارد

﴿167﴾ و ( نیز) کسانی که نفاق ورزیدند معلوم بدارد. و به ایشان گفته شد:« بیایید در راه خدا بجنگید یا ( حداقل از خود و شهرتان) دفاع کنید». گفتند: « اگر می دانستیم جنگی روی خواهد داد، مسلماً از شما پیروی می کردیم». آنان در آن هنگام، به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان، به زبان خویش چیزی می گویند که در دلهایشان نیست، و خدا به آنچه کتمان می کنند؛ آگاه تر است

﴿168﴾ کسانی که (خود در خانه) نشستند و درباره ی برادران خود گفتند:«اگر آنها از ما پیروی می کردند، کشته نمی شدند» بگو: «اگر راست می گویید؛ پس مرگ را از خودتان دور سازید»

﴿169﴾ و هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند؛ مرده مپندار، بلکه زنده اند، نزد پروردگارشان روزی داده می شوند

﴿170﴾ به آنچه خداوند از فضل و کرم خود به ایشان داده است، شادمانند، و به کسانی که هنوز به آنها نپیوسته اند، خوش وقتند، که نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می شوند

﴿171﴾ به نعمت و فضل خدا شادمانند، و اینکه (می بینند) خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمی کند

﴿172﴾ کسانی که دعوت خدا و پیامبر را پس از آنکه (در میدان احد) به آنان زخم و جراحت رسید اجابت کردند. (و برای تعقیب مشرکان به سوی«حمراء الأسد» رفتند) برای کسانی از آنها که نیکی و پرهیزگاری کردند، پاداش بزرگی است

﴿173﴾ کسانی که مردم به آنان گفتند: « مردم (= مشرکان مکه) برای (جنگ با ) شما گرد آمده اند، پس از آنها بترسید».(این سخن) برایمانشان افزوده و گفتند:«خدا ما را بس است، و بهترین حامی است»

﴿174﴾ پس به نعمت و فضل خداوند (از میدان جنگ) بازگشتند، هیچ آسیبی به آنان نرسید، و خشنودی خدا را پیروی کردند، و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است

﴿175﴾ (در حقيقت) این شیطان است که دوستانش را می ترساند، پس اگر ایمان دارید از آنها نترسید، و از من بترسید

﴿176﴾ و کسانی که در(یاری) کفر شتاب می کنند، تو را اندوهگین نسازد! یقیناً آنها هرگز زیانی به خداوند نمی رسانند، خداوند می خواهد که بهره ای برای آنان در آخرت قرار ندهد و برای آنها، عذاب بزرگی است

﴿177﴾ به راستی کسانی که کفر را به (بهای) ایمان خریدند، هرگز به خدا زیانی نمی رسانند، و برای آنها، عذاب دردناکی است

﴿178﴾ و کسانی که کافرشدند، مپندارید که به آنان مهلت می دهیم، برایشان بهتر است، ما فقط به آنها مهلت می دهیم؛ تا بر گناه (خود) بیفزایند، و برای آنها عذاب خوار کننده ای است

﴿179﴾ چنین نبود که خداوند، مؤمنان را به این (حالی) که شما بر آن هستید، وا گذارد، تا آنکه پلید را از پاک جدا سازد، و چنین نبود که خداوند شما را از غیب آگاه کند، ولی خداوند از میان فرستادگانش، هر کس را بخواهد بر می گزیند، پس به خدا و فرستادگانش ایمان بیاورید، و اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، پاداش بزرگی برای شماست

﴿180﴾ و کسانی که به آنچه خداوند از فضل خویش به آنان داده، بخل می ورزند، گمان نکنند که آن (بخل) برای آنان خیر است. بلکه برای آنها شّر است، به زودی آنچه را که نسبت به آن بخل ورزدیدن، روز قیامت طوق گردنشان می شود. و میراث آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند به آنچه می کنید؛آگاه است

﴿181﴾ به راستی که خداوند، سخن کسانی را که گفتند: «خدا فقیر است، و ما بی نیازیم!» شنید، به زودی آنچه را گفتند، و به ناحق کشتن پیامبران را خواهیم نوشت، و می گوییم: «بچشید عذاب سوزان را»

﴿182﴾ این (عقوبت) بخاطر چیزی است که دست های شما از پیش فرستاده است، و (گرنه) خداوند هرگز به بندگان (خود) ستمگر نیست

﴿183﴾ کسانی که گفتند: «خداوند با ما عهد و پیمان بسته، که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم، تا برای ما قربانیی بیاورد که آتش (= صاعقه آسمانی) آن را بخورد» بگو: « قطعاً پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند با معجزه ها و دلایل روشن، و آنچه را گفتید، (برای شما آوردند) پس اگر راست می گویید چرا آنها را کشتید؟!»

﴿184﴾ پس اگر تو را تکذیب کردند، (غمگین مباش) پیامبرانی (هم) که پیش از تو، دلایل روشن، و نوشته ها و کتاب روشن آورده بودند، تکذیب شدند

﴿185﴾ هر کس چشنده (طعم) مرگ است، و همانا روز قیامت پاداشهایتان را بطور کامل به شما داده می شود، پس هر که از آتش (دوزخ ) دور داشته شد، و به بهشت در آورده شد، قطعاً رستگار شده است. و زندگی دنیا چیزی جز مایه فریب نیست

﴿186﴾ قطعاً در اموالتان و جانهایتان، آزمایش می شوید، و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب (آسمانی) داده شده است (= یهود و نصاری) و (نیز) از کسانی که شرک ورزیدند، سخنان آزار دهنده ی بسیاری خواهید شنید، و اگر صبر کنید، و تقوا پیشه سازید، (بدانید که) این از کارهای مهم و سترگ است

﴿187﴾ و (به یاد بیاورید) هنگامی را که خداوند، از کسانی که کتاب (آسمانی) به آنها داده شده، پیمان گرفت، که حتماً آن را برای مردم بیان کنید، و آن را کتمان نکنید، پس آن (عهد) را پشت سر خود انداختند، و به بهای کمی فروختند، چه بد است آنچه می خرند؟

﴿188﴾ گمان مبر کسانی که به آنچه کرده اند خوشحال می شوند،ودو ست دارند به آنچه نکرده اند ستوده شوند، قطعاً گمان مبر از عذاب (الهی) نجات و رهایی یابند، (بلکه) برای آنها، عذاب دردناکی است

﴿189﴾ و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند بر هر چیزی تواناست

﴿190﴾ به راستی در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه های (آشکاری) برای خردمندان است

﴿191﴾ کسانی که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و بر پهلوی خویش (آرمیده) یاد می کنند، و در آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، (و می گویند:) پروردگارا اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهّی تو! پس ما را از عذاب آتش (دوزخ) نگاه دار

﴿192﴾ پروردگارا! کسی را که تو به آتش (دوزخ) درآوری،یقیناً او را خوار و رسوا کرده ای، و برای ستمکاران یاورانی نیست

﴿193﴾ پروردگارا! ما شنیدیم که ندا دهنده ای به ایمان فرا می خواند، که:« به پروردگار خود ایمان بیاورید» پس ایمان آوردیم، پروردگارا! پس گناهان ما را ببخش، و بدیهای ما را بپوشان، و ما را با نیکان بمیران

﴿194﴾ پروردگارا!آنچه را که بر ( زبان) فرستادگانت به ما وعده داده ای به ما عطا کن، و ما را در روز قیامت رسوا مگردان، بدرستی که تو خلاف وعده نمی کنی

﴿195﴾ پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد . ( و فرمود:) من عمل هیچ عمل کننده ای از شما را، زن باشد یا مرد؛ تباه و ضایع نمی کنم، برخی از برخی دیگرید ( و همنوعید). پس،کسانی که هجرت کردند و از خانه های خود رانده شدند،ودر راه من آزار ديدند وجنگیدند وکشته شدند, قطعاٌ گناهانشان را می بخشم و آنان را به باغهای ( بهشتی) که از زیر( درختان) آن نهرها جاری است، در می آورم. ( این) پاداشی است از جانب خدا، و پاداش نیکو تنها نزد خداست

﴿196﴾ رفت و آمد کافران درشهرها، تو را نفریبد

﴿197﴾ (این) متاع ناچیزی است، پس جایگاهشان دوزخ است، و چه بد جایگاهی است

﴿198﴾ ولی کسانی که از پروردگارشان ترسیدند، برای آنها باغهایی است که از زیر ( درختان) آن نهرها جاری است، جاودانه در آن می مانند، ( این) پذیرائی از جانب خدا است، و آنچه در نزد خداوند است؛ برای نیکوکاران بهتر است

﴿199﴾ و از اهل کتاب کسانی هستند که به خدا، و آنچه بر شما نازل شده و آنچه بر خودشان نازل شده؛ ایمان دارند، در برابر ( فرمان) خدا خاشع و فروتنند، وآیات خدا را به بهای ناچیزی نمی فروشند، اینانند که پاداششان را در نزد پروردگارشان خواهند داشت، بی گمان خداوند سریع الحساب ( زود شمار) است

﴿200﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! صبر کنید، و دیگران را به صبر و شیکبائی فرا خوانید ( و پایداری کنید) و مرزها را نگهبانی کنید، و از خدا بترسید، شاید رستگار شوید

النساء

Surah 4

﴿1﴾ ای مردم از پروردگارتان بترسید، آن کسی که شما را از یک تن آفرید، و همسرش را (نیز) از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، و از خدایی که به (نام) او از همدیگر درخواست می کنید، و (همچنین) از (گسستن) پیوند خویشاوندی بپرهیزید. بی گمان خداوند همواره بر شما مراقب (و نگهبان) است

﴿2﴾ و به یتیمان اموالشان را بدهید، و (اموال) ناپاک (خود) را با (اموال) پاک (یتیمان) عوض نکنید، و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط کردن) نخورید، به راستی که این گناه بزرگی است

﴿3﴾ و اگر ترسیدید که در حق دختران یتیم نتوانید عدالت را رعایت کنید، (از ازدواج با آنها صرف نظر کنید و) با زنانی (دیگر) که مورد پسند شماست دو دو، و سه سه ، چهار چهار، ازدواج کنید. پس اگر بیم دارید که نتوانید عدالت کنید، به یک (زن) یا به آنچه (از کنیزان) که مالک آنهایید (اکتفاء نمایید) این (کار) نزدیکتر است به اینکه ستم نکنید (و عیالمند نشوید)

﴿4﴾ و مهریه زنان را به عنوان هدیه (و فریضه ای الهی) با طیب خاطر به آنان بدهید، پس اگر آنان چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما بخشیدند، آن را حلال و گوارا بخورید

﴿5﴾ و اموال خود را که خداوند آن را وسیله قوام (زندگی) شما قرار داده است، به سفیهان (و کم خردان) ندهید، و از آن ، به آنها روزی دهید، و آنان را لباس بپوشانید، و با آنان سخن شایسته بگویید

﴿6﴾ و یتیمان را بیازمایید تا وقتی که به (سن) ازدواج (و بلوغت) رسند، پس اگر در ایشان رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنان بدهید، و آن را (از بیم) آنکه بزرگ شوند، به اسراف و شتاب مخورید، و هر کس که بی نیاز است؛ باید (از گرفتن حق الزحمه) خود داری کند،و هر کس که نیازمند است؛ باید به طرز شایسته (و به اندازه حق الرحمه و نیاز خود از آن) بخورد، پس هر گاه اموالشان را به آنها باز گرداندید؛ بر ایشان گواه بگیرید، و خداوند برای محاسبه کافی است

﴿7﴾ برای مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان (از خود) بر جای گذاشته اند؛ سهمی است، و برای زنان (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای گذاشته اند، سهمی است، خواه آن (مال)کم باشد یا زیاد، این بهره وسهمی فرض و تعین شده است

﴿8﴾ و هر گاه ،خویشاوندان و یتیمان و مستمندان بر تقسیم (میراث) حاضر شدند، (چیزی) از آن (اموال) به آنان بدهید، و با آنان بطور شایسته و نیک سخن بگویید

﴿9﴾ و کسانی که اگر فرزندان ناتوانی پس از خود بر جای بگذارند، بر( آینده) آنان می ترسند؛ باید (از ستم درباره ی یتیمان مردم نیز) بترسند، پس باید که از خدا بترسند و سخنی سنجیده و درست بگویند

﴿10﴾ بی گمان کسانی که اموال یتیمان را به ستم می خورند، جز این نیست که آتش را در شکم خود (فرو می برند و) می خورند، و به زودی به آتشی برافروخته درآیند

﴿11﴾ خداوند درباره ی فرزندانتان به شما سفارش می کند، سهم پسر، چون سهم دو دختر است. پس اگر (فرزندان میت همه) دختر (دو دختر یا) بیش از دو دختر باشند، دو سوم ترکه بهره ایشان است، و اگر یک دختر باشد، نیمی از ترکه از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر وی (= میت) یک ششم از ترکه می باشد، در صورتی که (میت) فرزندی داشته باشد، پس اگر فرزندی نداشته باشد و (تنها) پدر و مادرش از او ارث برند، برای مادرش یک سوم است (و باقی از آن پدر خواهد بود) و اگر او (= میت) برادرانی داشته باشد، سهم مادرش یک ششم است، (همه اینها) پس ازانجام وصیتی است که او (= میت) به آن سفارش کرده و بعد از ادای دین است، شما نمی دانید پدرانتان و فرزندانتان کدام یک برای شما سودمندترند. (این احکام) فریضه ای (معین و مقرر شده) از جانب خدا است و بی گمان خداوند دانای حکیم است

﴿12﴾ و برای شما نصف ترکه همسرانتان است، اگر آنها فرزندی نداشته باشند، و اگر فرزندی داشته باشند یک چهارم ترکه از آن شماست. پس از انجام وصیتی که به آن سفارش کرده اند، و بعد از ادای دین (آنها) است. و برای زنان شما یک چهارم ترکه شماست، اگر شما فرزندی نداشته باشید، پس اگر فرزندی داشته باشید یک هشتم از ترکه شما از آن آنهاست، بعد از انجام وصیتی که به آن سفارش کرده اید و بعد از ادای دین. و اگر مرد یا زنی که از او ارث می برند کلاله (= بی فرزند و بی پدر) باشد، و برای او برادر یا خواهر (مادری) باشد؛ پس برای هر یک از آن دو یک ششم است، و اگر آنها بیش از این باشند؛ در یک سوم شریکند، پس از انجام وصیتی که به آن سفارش شده و بعد از ادای دین، (به شرط آنکه) زیانی (به ورثه) نرساند، این (حکم و) سفارش خداست، و خداوند دانای بردبار است

﴿13﴾ اینها ( احکام و) حدود الهی است، و هر کس از خدا و پیامبرش اطاعت کند، وی را به باغهایی در آورد که از زیر( درختان) آن نهرها جاری است، در آن جاودانه اند، و این پیروزی بزرگی است

﴿14﴾ و هر کس از خدا و پیامبرش نافرمانی کند و از حدود او تجاوز کند، وی را در آتشی وارد می کند که جاودانه در آن خواهد ماند، و برای او عذاب خوار کننده ای است

﴿15﴾ و کسانی از زنان شما که مرتکب زنا می شود، چهار نفر از خودتان بر آنان گواه گیرید، پس اگر گواهی دادند، آنان(= زنان) را در خانه ها نگاه دارید، تا مرگشان فرا رسد، یا خدا راهی برای آنان قرار دهد

﴿16﴾ و از میان شما، آن مرد و زنی که مرتکب آن ( عمل زشت) می شوند؛ آنها را آزاردهید، پس اگر توبه کردند و درستکار شدند، از آنها صرف نظر کنید، زیرا خداوند توبه پذیر مهربان است

﴿17﴾ جز این نیست، که ( پذیرش) توبه از سوی خدا،برای کسانی است که از روی جهالت و نادانی کار بدی انجام می دهند. سپس به زودی توبه می کنند، اینانند که خدا توبه شان را می پذیرد، و خداوند دانای حکیم است

﴿18﴾ وبرای کسانی که کارهای بد مرتکب می شوند،تا وقتی که مرگ یکی ازایشان فرا رسد؛ می گوید: « اکنون توبه کردم» توبه نیست، ونه برای کسانی که در حال کفر می میرند ، اینها کسانی هستند که برای شان عذاب دردناکی آماده کردیم

﴿19﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! برای شما حلال نیست که اززنان به اکراه ارث برید ، وانان را زیر فشار قرار ندهید ، تا برخی از آنچه را که به آنان داده اید؛ پس بگیرید ، مگر اینکه آنها مرتکب عمل زشت آشکاری شوند ، وبا آنها بطورشایسته رفتار کنید، و اگر از آنان ( خوشتان نیامد و) کراهت داشتید، پس چه بسا چیزی را خوش نمی دارید ، و خدا در آن خیر بسیار قرار می دهد

﴿20﴾ واگر خواستید همسری (دیگر) به جای همسر ( پیشین خود) برگزینید ، و به یکی از آنان مال فراوانی (بعنوان مهریه) پرداخته اید،چیزی ازآن را پس نگیرید،آیا آن(مال) رابه بهتان وگناه آشکاربازپس می گیرید ؟

﴿21﴾ وچگونه آن را بازپس می گیرید در حالی که شما با یکدیگرآمیزش نموده اید،وآنان (هنگام عقد ازدواج ) ازشما پیمانی محکم واستوارگرفته اند؟

﴿22﴾ وبا زنانی که پد رانتان (باآنها) ازدواج کرده اند، ازدواج نکنید، مگرآنچه(زمان جاهلیت بوده و) گذشته است ،چرا که این کار،عملی زشت ومنفور و راه وروش بسیار بدی است

﴿23﴾ حرام شده است بر شما: مادرانتان ، و دخترانتان، و خواهرانتان ، و عمه هایتان، و خاله هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرانتان که به شما شیر داده اند، وخواهران رضاعی شما، و مادران زنانتان، و دختران همسرانتان که در دامان شما پرورش یافته اند از همسرانی که با آنها همبستری کرده اید، پس اگر با آنها همبستری نکرده اید؛ بر شما گناهی نیست ( که با دخترانشان ازدواج کنید) و ( همچنین) زنان پسرانتان که از پشت و صلب خوتان هستند، و( نیز) جمع میان دو خواهر ( بر شما حرام است) مگر آنچه که در گذشته رخ داده باشد که خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿24﴾ و زنان شوهردار ( بر شما حرام است) مگرزنانی که مالک آنان شده اید. (این) فریضه ی الهی است که بر شما مقرر داشته است. و غیر از اینها ( که گفته شد) برای شما حلال است با اموال خود ( زنان دیگر را) طلب کنید ـ در حالی که پاکدامن باشید و زناکار نباشد ـ پس آن زنانی را که ( به ازدواج در آوردید و) از آنان کام گرفتید، باید مهرشان را به عنوان فریضه ای به آنان بدهید، و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهریه با یکدیگر توافق کنید، بی گمان خداوند دانای حکیم است

﴿25﴾ و هر کس از شما از لحاظ مالی توانایی ازدواج با زنان آزاده مؤمن؛ نداشته باشد، پس با کنیزان با ایمانی که ملک یمین شما هستند ( ازدواج کند) و خداوند به ایمان شما داناتر است. برخی از برخی هستند، پس آنان را با اجازه صاحبانشان به ازدواج خود در آورید، و مهرشان به طور پسندیده به آنان بدهید. ( به شرط آنکه) پاکدامن باشند، نه زناکار، و نه آنان که در پنهانی دوست گیرند. پس چون ازدواج کردند، اگر مرتکب زنا شدند،پس مجازاتشان؛ نصف مجازات زنان آزاد ( پنجاه تازیانه) است. این ( اجازه از دواج با کنیزان) برای کسانی از شماست که از آلایش گناه بترسد، و صبر ( و پاکدامنی) پیشه کردن؛ برایتان بهتر است. و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿26﴾ خداوند می خواهد که ( احکام خویش را) برای شما روشن سازد، و شما را به راه و روش کسانی که پیش از شما بودند؛ راهنمایی کند، و خداوند دانای حکیم است

﴿27﴾ وخداوند می خواهد توبه شما را بپذیرد ( و از آلودگی پاک نماید ) وکسانی که از خواسته های نفسانی پیروی می کنند؛ می خواهند شما دستخوش انحراف بزرگی شوید

﴿28﴾ خداوند می خواهد کار را بر شما سبک و آسان کند، و انسان، ضعیف و ناتوان آفریده شده است

﴿29﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! اموال یکدیگر را به باطل( و از راههای نامشروع) نخورید، مگر اینکه تجارتی با رضایت شما( انجام گرفته) باشد. و خودتان را مکشید، زیرا خداوند( نسبت) به شما مهربان است

﴿30﴾ و هر کس که روی تجاوز و ستم چنین کند، پس بزودی او را در آتشی (سوزان) در آوریم، و این بر خدا آسان است

﴿31﴾ اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی شده اید؛ دوری کنید، گناهان(صغیره) شما را از شما می زداییم، و شما را در جایگاه خوبی (= بهشت) وارد می کنیم

﴿32﴾ آنچه را که خداوند بدان بعضی از شما را بر بعضی دیگر برتری بخشیده است، آرزو مکنید، مردان از آنچه به دست آورده اند؛ بهره ای است، و زنان (نیز) از آنچه به دست آورده اند؛ بهره ای است، و از خداوند از فضل و بخشش او بخواهید، بی گمان خداوند به هر چیزی داناست

﴿33﴾ و ما برای هر کس، وارثانی قرار داده ایم، که از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای گذاشته اند؛ ارث ببرند، و (نیز) کسانی که شما (با آنان) پیمان بسته اید؛ نصیبشان را بدهید.بی گمان خداوند بر هر چیزی گواه است

﴿34﴾ مردان بر زنان سر پرست و نگهبانند، بخاطر آنکه خداوند برخی از ایشان را بر برخی برتری داده، و (نیز) بخاطر آنکه از اموالشان خرج می کنند. پس زنان صالح، فرمانبردارند، (و) به پاس آنچه خدا (برای آنان) حفظ کرده،(اسرار و حقوق شوهران خود) را در غیبت (آنان) حفظ می کنند. و زنانی را که نافرمانی آنها بیم دارید، پند و اندرزشان دهید، (اگر فرمانبردار نشد) در بستر از ایشان دوری کنید، (و اگر تأثیر نکرد) آنان را بزنید، پس اگر از شما اطاعت کردند، هیچ راهی برای (سرزنش و) تعدّی بر آنها مجویید، (بدانید) که خداوند، بلند مرتبه ی بزرگ است

﴿35﴾ و اگر از اختلاف و جدائی میان آن دو (زن و شوهر) بیم داشتید، پس داوری از خانواده شوهر و داوری از خانواده زن(تعیین کنید و) بفرستید، اگر این دو (داور) قصد اصلاح داشته باشند، خداوند میان آن دو (زن و شوهر) سازگاری خواهد داد. بی گمان خداوند دانای آگاه است

﴿36﴾ و خدا را بپرستید، و چیزی را با او شریک مگردانید. و به پدر و مادر نیکی کنید، و (نیز) به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و همسایه خویشاوند و همسایه بیگانه و همنشین و در راه ماندگان و بردگانی که مالک آنها هستید، (نیکی کنید) بی گمان خداوند کسی را که متکبر و فخر فروش است؛ دوست نمی دارد

﴿37﴾ کسانی که بخل می ورزند ، ومردم را به بخل وا می دارند ، وآنچه را که خداوند از فضل خویش به آنها داده، کتمان می نمایند،وبرای کافران (وناسپاسان) عذابی خوار کننده آماده کرده ایم

﴿38﴾ و(نیز برای) کسانی که اموالشان را برای نشان دادن به مردم انفاق می کنند،و به خدا و روز آخرت ایمان ندارند،وکسی که شیطان همدم او باشد،چه بد همدمی است

﴿39﴾ و اگر آنها به خدا و روز آخرت ایمان می آوردند، واز آنچه خدا به آنان روزی داده ،انفاق می کردند؛ چه زیانی برای آنان داشت؟! وخداوند به (حال واعمال ) آنها داناست

﴿40﴾ بی گمان خداوند به اندازه ی ذره ای ستم نمی کند،و اگر کار نیکی با شد ،آن را دو چندان می کند،و از نزد خود ، پاداش بزرگی عطا می کند

﴿41﴾ پس چگونه است (حالشان)آنگاه که از هر امتی گواهی آوریم ، وتو را بر اینان گواه آوریم؟

﴿42﴾ آن روز ،کسانی که کافر شدند ،و از پیامبر نافرمانی کردند،آرزو می کنند که ای کاش با خاک یکسان می شدند ، و هیچ سخنی را نمی توانند از خدا پنهان کنند

﴿43﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می گویید، و (نیز) در حال جنابت، تا غسل کنید، مگر اینکه رهگذار باشید. و اگر بیمار، یا مسافر بودید، و یا یکی از شما از مکان قضای حاجت آمد، یا با زنان آمیزش کرده اید، و آب نیافتید، پس با خاک پاک تیممّ کنید، (به این روش که) چهره و دستهایتان را (با آن) مسح کنید، بی گمان خداوند بخشنده ی آمرزنده است

﴿44﴾ آیا ندیدی کسانی را که بهره ای از کتاب به آنها داده شده است، گمراهی را می خرند، و می خواهند شما (نیز) گمراه شوید؟

﴿45﴾ و خداوند به دشمنان شما داناتر است، و کافی است که خدا سر پرست (شما) باشد، و کافی است که خدا یاور (شما) باشد

﴿46﴾ برخی از یهود، کلمات (خدا) را از جای خود تحریف می کنند،می گویند:« شنیدیم ونافرمانی کردیم» و(نیز می گویند: ) « بشنو، که هرگز نشنوی». و(از روی تمسخر می گویند : « راعنا (= ما را تحمیق کن)» تا با پیچانیدن زبان خود به دین (اسلام) طعنه بزنند، ولی اگر آنها می گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم، و (سخنان ما را) بشنو و به ما مهلت بده». قطعاً برای آنان بهتر و درست تر بود، ولی خداوند آنها را بخاطر کفرشان لعنت کرده است، لذا جز (گروهی) اندک ایمان نمی آورند

﴿47﴾ ای کسانی که کتاب (آسمانی) به شما داده شده است! به آنچه (بر پیامبر خود) نازل کردیم، و تصدیق کننده ی همان چیزی است که با شماست، ایمان بیاورید، پیش از آنکه صورتهایی را محو کنیم، آنگاه آنها را به پشت سر باز گردانیم، یا آنها را لعنت کنیم، همانگونه که اصحاب شنبه (گروهی از یهود که نافرمانی کردند و در روز شنبه ماهی گرفتند) را لعنت کردیم. و فرمان خدا انجام شدنی است

﴿48﴾ بی گمان خداوند این را که به او شرک آورده شود، نمی بخشد، و غیر از آن را برای هر کس بخواهد می بخشد، و هر کس که به خدا شرک ورزد، یقیناً گناهی بزرگ بر بافته است

﴿49﴾ آیا ندیدی کسانی را که خویشتن را پاک می شمارند، (و خودستائی می کنند) بلکه خداوند هر کس را بخواهد پاک می گرداند، و به آنها اندازه ی نخ روی هسته خرمایی ستم نمی شوند

﴿50﴾ ببین چگونه بر خدا دروغ می بندند، و همین کافی است که این، گناه آشکاری باشد

﴿51﴾ آیا ندیدی کسانی را که بهره ای از کتاب (آسمانی) به آنان داده شدند، به جبت (= بت و سحر) و طاغوت (= معبودان باطل) ایمان می آورند، و درباره کسانی که کفر ورزیده اند می گویند: «اینان از کسانی که ایمان آورده اند، هدایت یافته ترند»؟

﴿52﴾ آنها کسانی هستند که خداوند لعنت شان کرده، و هر که را خدا لعنت کند، هرگز برای او یاوری نخواهی یافت

﴿53﴾ آیا آنها بهره ای از فرمانروایی و حکومت دارند؟ پس در این صورت به اندازه پوست هسته خرمایی (چیزی) به مردم نمی دادند

﴿54﴾ آیا به مردم(= پیامبر و یارانش) بر آنچه خداوند از فضل خویش به آنان عطا کرده حسد می ورزند؟ در حقیقت ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم، و به آنان فرمانروایی بزرگ بخشیدیم

﴿55﴾ پس برخی از آنان به وی (= محمد صلی الله علیه وآله وسلم) ایمان آوردند و برخی از آنان از او روی گرداندند، و (برای آنها) آتش افروخته ی جهنم کافی است

﴿56﴾ بی گمان کسانی که به آیات ما کفر ورزیدند، بزودی آنها را در آتشی (سوزان) وارد می کنیم که هر چه پوستشان بریان گردد، پوستهای دیگری به جایش قراردهیم، تا (طعم) عذاب را بچشند، حقا که خداوند توانمند حکیم است

﴿57﴾ و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، بزودی آنها را به باغهایی (از بهشت) وارد می کنیم، که از زیر (درختان) آن نهرها جاری است، همیشه در آن خواهند ماند، و در آنجا همسران پاکیزه دارند، و آنان را به سایه های گسترده (و آرام بخش) در آوریم

﴿58﴾ بی گمان خداوند به شما فرمان می دهد که امانتها را به صاحبان آنها باز گردانید. و هنگامی که میان مردم داوری می کنید، به عدالت داوری کنید، در حقیقت، نیکو چیزی است که خداوند شما را به آن اندرز می دهد، بی گمان خداوند شنوای بیناست

﴿59﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر، و صاحبان امرتان را، و اگر درچیزی اختلاف کردید، آن را به خدا و پیامبر باز گردانید؛ اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجام تر است

﴿60﴾ آیا ندید ه ای کسانی را که گمان می کنند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل شده است؛ ایمان آورده اند، (ولی) می خواهند برای داوری نزد طاغوت (و حکام سرکش) بروند با آن که به آنها دستور داده شده که به او کفر ورزند، و شیطان می خواهد گمراه شان کند، (و به) گمراهی دوری (بیفکند)

﴿61﴾ و چون به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خداوند نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید» منافقان را می بینی که از تو سخت روی می گردانند

﴿62﴾ پس چگونه وقتی که به خاطر اعمال بدشان،مصیبتی به آنان برسد،آنگاه نزد تو می آیند،سوگند به خدا یاد می کنند که منظور ما(از رفتن برای داوری نزد دیگران) جز نیکی و توافق (میان طرفین) نبوده است

﴿63﴾ آنان کسانی هستند که خدا آنچه را در دل دارند،می داند. پس از آنان روی برگردان،و اندرزشان بده،و با بیانی رسا ( نتایج )کردار شان را به آنها گوش زد کن

﴿64﴾ ما هیچ پیامبری را نفرستادیم؛ مگر برای اینکه به فرمان خدا(از وی) اطاعت شود. و اگر آنها هنگامی که بر خویشتن ستم می کردند، نزد تو می آمدند، و از خدا طلب آمرزش می کردند، بی گمان خدا را توبه پذیر مهربان می یافتند

﴿65﴾ نه، سوگند به پروردگارت که آنها ایمان نمی آورند، مگر اینکه در اختلافات خویش تو را داور قرار دهند، و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند

﴿66﴾ و اگر (مانند بنی اسرائیل) بر آنان مقرر می کردیم که خود را بکشید، یا از خانه و شهرتان بیرون روید، جز اندکی از آنها عمل نمی کردند، و اگر اندرز های که به آنان داده می شود انجام می دادند، برای آنها بهتر بود و (برای ایمانشان) استوار تر بود

﴿67﴾ و در این صورت از جانب خود پاداش بزرگی به آنها می دادیم

﴿68﴾ و به راه راست، هدایتشان می کردیم

﴿69﴾ و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند (روز قیامت) همنشین کسانی خواهد بود که خداوند بر آنان انعام نموده است، از پیامبران، و صدیقان و شهدا و صالحان، و اینان چه نیکو رفیقانی هستند

﴿70﴾ این فضل و بخشایش از جانب خداست، و کافی است که او دانا است

﴿71﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! سلاح خود را بر گیرید، آنگاه گروه گروه بیرون روید یا یکپارچه (به سوی دشمن) بیرون شوید

﴿72﴾ و به راستی از (میان) شما کسی است که (از شرکت در جهاد) سستی می کند، پس اگر مصیبتی به شما برسد، می گوید: خداوند بر من انعام کرد که با آنان حاضر نبودم

﴿73﴾ و اگر فضل و غنیمتی از جانب خدا به شما برسد، چنان که گویا هرگز میان شما و آنان دوستی و مودتی نبوده، می گویند: ای کاش من هم با آنها بودم، و به کامیابی بزرگی نائل می شدم

﴿74﴾ پس کسانی که زندگی دنیا را به آخرت فروخته اند، باید در راه خدا پیکار کنند، و آن کسی که در راه خدا پیکار کند، چه کشته شود یا پیروز گردد، به زودی پاداش بزرگی خواهیم داد

﴿75﴾ و شما را چه شده است که در راه خدا و (برای یاری) مردان و زنان و کودکان،مستضعف پیکار نمی کنید، آنان که می گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر، و از جانب خود، برای ما سر پرستی قرار بده، و از جانب خود یار و مدکاری برای ما مقرر کن»

﴿76﴾ کسانی که ایمان آورده اند در راه خدا پیکار می کنند، و آنان که کافرند در راه طاغوت (= بت و شیطان) پیکار می کنند، پس شما با یاران شیطان پیکار کنید، قطعاً نیرنگ (و نقشه) شیطان ضعیف است

﴿77﴾ آیا ندیدی کسانی را که (در مکه) به آنها گفته شد:«(اکنون) دست از جنگ بردارید، و نماز را بر پا کنید و زکات بدهید» پس چون (در مدینه) جهاد بر آنان مقرر شد، ناگاه جمعی از آنان، از مردم می ترسیدند همانگونه که از خدا می ترسند یا بیشتر می ترسیدند، و گفتند: « پروردگارا، چرا جهاد را بر ما مقرر کردی؟! چرا ما را تا زمانی نزدیک مهلت ندادی؟» بگو: «متاع دنیا ناچیز است، و سرای آخرت، برای کسی که پرهیزگار باشد، بهتر است، به اندازه ی رشته ای (که در میان هسته خرماست) به شما ستم نخواهد شد

﴿78﴾ هر کجا باشید، مرگ شما را در می یابد، هر چند در بر جهای محکم باشید، و اگر به آنها (= منافقان) خیری برسد، می گویند: «این از جانب خداست» و اگر بدی به آنها برسد می گویند: «این از جانب توست». بگو: «همه از جانب خداست» پس چرا این قوم حاضر نیستند سخنی را درک کنند؟

﴿79﴾ آنچه از نیکیها به تو رسد؛ پس از جانب خداست، و آنچه از بدی به تو رسد؛ از جانب خود توست،و ما تو را رسول برای مردم فرستادیم، و گواهی خدا (در این باره) کافی است

﴿80﴾ کسی که از پیامبر اطاعت کند در حقیقت خدا را اطاعت کرده است، و کسی که سرباز زند، تو را برایشان نگهبان (و مراقب) نفرستادیم

﴿81﴾ و آنان (در حضور تو) می گویند:«فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان بر خلاف گفته های تو، جلسات سرّی شبانه تشکیل می دهند. و آنچه (در آنجا) شبانه نقشه می کشند؛ خداوند می نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است

﴿82﴾ آیا در قرآن نمی اندیشند؟ که اگر از سوی غیر خدا بود، قطعاً اختلاف بسیار در آن می یافتند

﴿83﴾ و هنگامی که خبری از ایمنی (و پیروزی) یا ترس (و شکست) به آنها برسد آن را شایع می سازند،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان باز می گرداندند،از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،جز اندکی،(همگی) از شیطان پیروی می کردید

﴿84﴾ پس در راه خدا پیکار کن،جز بر نفس خودت مکلف نیستی،و مؤمنان را (به جهاد) تشویق کن، امید است خداوند از آسیب (و قدرت) کافران جلوگیری کند، و خداوند قدرتش بیشتر، و کیفرش سخت تر است

﴿85﴾ کسی که شفاعتی (= میانجی) نیک کند، نصیبی از آن برای او خواهد بود. و کسی که شفاعت بدی کند؛ سهمی از آن خواهد داشت، و خداوند بر هر چیز توانا (و نگهبانان) است

﴿86﴾ و چون شما را تحیت (و سلام) گویند، پس پاسخی بهتر و یا همانند آن بدهید، خداوند بر همه چیز حسابرس است

﴿87﴾ الله (معبود بر حق است) معبودی جز او نیست، و یقیناً همه ی شما را در روز قیامت - که شکی در آن نیست؛- جمع می کند، و کیست که ازخداوند راستگو تر باشد

﴿88﴾ چیست شما را که درباره ی منافقان دو گروه شده اید؟ در حالی که خداوند بخاطر اعمالشان، آنان را سرنگون (و مردود) کرده است، آیا شما می خواهید کسی را که خدا گمراه کرده است، هدایت کنید؟ در حالی که هر کس را خدا گمراه کند، برای او راهی نخواهی یافت

﴿89﴾ آنان آرزو می کنند که شما هم مانند آنها کافر شوید تا با هم یکسان شوید، بنابراین از آنها دوستانی انتخاب نکنید، تا اینکه (مسلمان شوند و) در راه خدا هجرت کنند، پس هر گاه از این کار سرباز زدند، هر جا که آنها را یافتید، بگیرید. و بکشید،و از میان آنها یار و یاوری اختیار نکنید

﴿90﴾ مگر آنهایی که با هم پیمانان شما پیمان بسته اند، یا آنهایی که بسوی شما می آیند و از پیکار با شما یا پیکار با قومشان دلتنگ باشند،و اگر خدا بخواهد،آنان را بر شما مسلط می کند تا با شما پیکار کنند،پس اگر از شما کناره گیری کردند و با شما پیکار نکردند و به شما پیشنهاد صلح دادند،پس (بدانید که) خداوند برای شما برعلیه آنان راهی قرار نداده است

﴿91﴾ و بزودی (گروه) دیگری را خواهید یافت که (ظاهراً) می خواهند از شما در امان باشند، و (نیز) از قومشان در امان باشند، و هر گاه به فتنه (و بت پرستی) باز گردانده شوند، در آن فرو می روند، پس اگر از شما کناره نگیرند و پیشنهاد صلح نفرستند، و دستشان را (از شما) باز ندارند، هر کجا که آنان را یافتید، آنان را(به اسارت) بگیرید و (یا) بکشید، آنها کسانی اند که ما برای شما تسلط آشکاری بر آنان قرار داده ایم

﴿92﴾ هیچ مؤمنی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر از روی اشتباه و خطا، و کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند، و خونبهایی به خانواده او بپردازد، مگر اینکه آنها ببخشند، پس اگر (مقتول) از قومی باشد که دشمنان شما هستند؛ ولی او مؤمن بوده، باید (قاتل) یک برده مؤمن را آزاد کند، و اگر (مقتول) از قومی باشد که میان شما و آنها پیمانی بر قرار است، باید خونبهایی به خانواده او بپردازد، و (نیز) یک برده مؤمن را آزاده کند، و هر کس که (برده ای) نیافت، پس دو ماه پی در پی روزه بگیرید، این توبه ای از جانب خداوند است، و خداوند دانا ی حکیم است

﴿93﴾ و هر کس مؤمنی را از روی عمد به قتل برساند، کیفرش دوزخ است، که در آن جاودانه می ماند، و خداوند بر او غضب می کند، و او را از رحمتش دور می سازد و عذاب بزرگی برای او آماده ساخته است

﴿94﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که در راه خدا (برای جهاد) رهسپار شدید، پس بررسی کنید، و به کسی که بر شما سلام کرد (و اظهار صلح و اسلام نمود) نگویید: «مؤمن نیستی» تا اینکه (غنایم و) سرمایه ی ناپایدار دنیا به دست آورید، زیرا غنیمتهای بسیاری (برای شما) نزد خداست، شما نیز پیش از این چنین بودید، آنگاه خداوند بر شما منت گذارد(و هدایت شدید) بنابراین بررسی کنید، که هر آیینه خداوند به آنچه انجام می دهید؛ آگاه است

﴿95﴾ (هرگز) مؤمنانی که بدون بیماری و آسیب، از جهاد باز نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند، خداوند کسانی را که با مال و جان شان جهاد کردند؛ بر بازنشستگان (= ترک کنندگان جهاد باعذر) مرتبه برتری بخشیده است، و خداوند به هر یک (از آنها) وعده ی نیکو (= بهشت) داده است. و خداوند مجاهدان را بر قاعدان(= بازنشستگان )با پاداشی بزرگ برتری بخشیده است

﴿96﴾ درجاتی (در بهشت) از جانب خداوند، و آمرزش و رحمت (نصیب آنان می گردد) و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿97﴾ همانا کسانی که فرشتگان جانشان را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند (فرشتگان) به آنان گفتند: شما در چه حالی بودید؟ گفتند: «ما در زمین مستضعف بودیم» (فرشتگان) گفتند: «مگر سر زمین خدا، پهناور نبود که در آن مهاجرت کنید؟» بنابراین جایگاهشان دوزخ است و بدجایی است

﴿98﴾ مگر آن مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که نه چاره ای دارند و نه راهی (برای نجات) می یابند

﴿99﴾ پس اینان را امید است که خداوند از ایشان در گذرد (و ببخشاید) و خداوند بخشاینده ی آمرزنده است

﴿100﴾ و کسی که در را خدا هجرت کند در زمین جاهای امن فراوان و گشایش (در رزق و روزی) می یابد. و کسی که به قصد هجرت به سوی خدا و پیامبرش ، از خانه خود بیرون رود، آنگاه مرگش فرا رسد، قطعاً پاداشش بر خداست. و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿101﴾ و چون در زمین سفر کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه (= قصر) کنید، اگر ترسید که کافران به شما زیانی برسانند، زیرا کافران، برای شما دشمن آشکاری هستند

﴿102﴾ و چون (وقت خوف) در میان آنها باشی،و برای آنها نماز بر پا کردی،باید دسته ای از آنها با تو(به نماز) بایستند،و باید سلاحهایشان را با خود برگیرند . و چون سجده کردند(و نماز را تمام نمودند) باید (دسته دوم) پشت سرتان باشند، و باید آن دسته ای که نماز نخوانده اند؛ بیایند و با تو نماز بخوانند، و باید آنها احتیاط کنند و سلاحهایشان را(در نماز) با خود بگیرند،(زیرا) کافران آرزو دارند که شما از سلاحهای و متاعهای خود غافل شوید؛ پس یکباره بر شما یورش برند، و اگر برای شما از باران رنجی بود و بیمار(و مجروح) بودید؛ بر شما گناهی نیست (و مانعی ندارد) که سلاحهای خود را (بر زمین) بگذارید،ولی (وسایل دفاعی و) احتیاط خود را بر گیرید. همانا خداوند برای کافران عذابی خوارکننده آماده کرده است

﴿103﴾ پس چون نماز را به پایان رساندید، خدا را ایستاده، و نشسته و بر پهلوی خویش(خوابیده) یاد کنید، و هرگاه آرامش یافتید (و خوف زایل شد) نماز را (تمام و کامل) بر پا دارید، که همانا نماز (فریضه ای است که) در اوقات معینی بر مؤمنان واجب (و نوشته) شده است

﴿104﴾ و در تعقیب دشمن سست نشوید.اگر شما رنج می برید؛ آنها نیز مانند شما رنج می کشند، ولی شما امیدی از خدا دارید که آنها ندارند، و خداوند دانا ی حکیم است

﴿105﴾ یقیناً (این) کتاب را بحق بر تو نازل کردیم. تا به آنچه خداوند به تو آموخته در میان مردم داوری کنی، و مدافع (و حمایت کننده) خائنان مباش

﴿106﴾ و از خداوند آمرزش بخواه، حقا که خداوند، آمرزنده ی مهربان است

﴿107﴾ و از کسانی که به خود خیانت کردند، دفاع مکن، یقیناً خداوند، افراد خیانت پیشه ی گنهکار را دوست ندارد

﴿108﴾ آنها (زشتکاریهای خود را) از مردم پنهان می دارند، اما از خدا پنهان نمی دارند، و او با ایشان است؛ هنگامی که در جلسات شبانه سخنانی را که خداوند نمی پسندد، تدبیر می کنند، و خداوند به آنچه انجام می دهند؛ احاطه دارد

﴿109﴾ هان!شما کسانی هستید که در زندگی دنیا، از آنان دفاع کردید، پس کیست که در روز قیامت در برابر خداوند از آنها دفاع کند؟ یا چه کسی است که وکیل و حامی آنها خواهد بود؟

﴿110﴾ و کسی که کار بدی انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند، پس از خداوند آمرزش بطلبد، خدا را آمرزنده ی مهربان خواهد یافت

﴿111﴾ و هر کس گناهی مرتکب شود، پس تنها به زیان خود مرتکب شده است، و خداوند دانای حکیم است

﴿112﴾ و هر کس خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را به آن متهم کند، قطعاً بار بهتان و گناه آشکاری را بر دوش گرفته است

﴿113﴾ و اگر فضل خدا و رحمتش شامل حال تو نبود، هر آینه گروهی از آنان قصد داشتند که تو را گمراه کنند، و جز خودشان را گمراه نمی کنند، و هیچ زیانی به تو نمی رسانند، و خداوند کتاب و حکمت (= سنت) برتو نازل کرد، و آنچه را نمی دانستی، به تو آموخت، و فضل خدا بر تو (همیشه) بزرگ بوده است

﴿114﴾ در بسیاری از (در گوشی و) نجواهایشان خیری نیست، مگر که (با این کار) امر به صدقه دادن یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند. و هر کس برای خشنودی خداوند چنین کند، به زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد

﴿115﴾ و کسی که پس از آنکه هدایت (و راه حق) برایش روشن شد؛ با پیامبر مخالفت کند، و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند، ما او را به آنچه پیروی کرده؛ واگذاریم، و او را به جهنم در افکنیم، و بد جایگاهی است

﴿116﴾ قطعاً خداوند، شرک آوردن به او را نمی آمرزد، و جز آن (هرگناهی) را برای هر که بخواهد می آمرزد. و هر کس به خدا شرک آورد، پس بدون شک در گمراهی دوری افتاده است

﴿117﴾ (مشرکان) جز خدا چیزهایی (= بتهای) ماده را می خوانند و (در حقیقت) جز شیطان سر کش را نمی خوانند

﴿118﴾ خداوند او را از رحمت خویش دور ساخته ، و او گفت: «از بندگان تو، سهمی معین خواهم گرفت

﴿119﴾ و مسلماً آنها را گمراه می کنم، و آنان را به آرزوهای باطل افکنم، و به آنان دستور می دهم که گوش چهار پایان بشکافند، و وادارشان می کنم؛ تا خلقت و آفرینش خدا را تغییر دهند». و هر کس شیطان را به جای خدا ولی و دوست خود بگیرد، قطعاً زیانی آشکار کرده است

﴿120﴾ (شیطان) به آنها وعده می دهد و آنان را به آرزو افکند، و شیطان جز فریب و باطل به آنان وعده نمی دهد

﴿121﴾ آنها (= پیروان شیطان) جایگاهشان جهنم است، و هیچ راه فراری از آن نخواهند یافت

﴿122﴾ و کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند، بزودی آنان را درباغهایی (از بهشت) وارد می کنیم که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند، وعده خدا حق است، و کیست که در گفتار (و وعده هایش) از خدا راستگوتر باشد؟

﴿123﴾ (این فضلیت و برتری) به آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست، هر کس کار بدی انجام دهد، به کیفر آن خواهد رسید و جز خدا، یار و مددکاری برای خود نخواهد یافت

﴿124﴾ و کسی که چیزی از کارها شایسته را انجام دهد، چه مرد باشد یا زن، در حالی که او مؤمن باشد، اینان به بهشت داخل می شوند و کمترین ستمی (باندازه ی گودی پشت هسته ی خرما) به آنها نخواهد شد

﴿125﴾ و چه کسی نیک آیین تر است از کسی که روی خود را به خدا سپرد (و مخلصانه تسلیم شد) و نیکو کار (و فرمانبردار) بود و آیین پاک ابراهیم را پیروی کرد؟ و خداوند ابراهیم را به دوستی خود بر گزیده است

﴿126﴾ و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن خداست، و خداوند به هر چیزی احاطه دارد

﴿127﴾ از تو (ای پیامبر) درباره ی زنان فتوا می خواهند، بگو: خداوند درباره آنان به شما فتوا می دهد و (همچنین) آنچه در کتاب(= قرآن کریم) بر شما خوانده می شود؛ درباره ی زنان یتیمی که آنچه را که برای آنان مقرر شده است (از مهر و میراث و حقوق) به آنها نمی دهید، و می خواهید که با آنها ازدواج کنید. و (نیز به شما توصیه می کند و فتوا می دهد در مورد) کودکان صغیر ناتوان ، و اینکه با یتیمان به عدالت رفتار کنید، و آنچه از نیکیها انجام می دهید، خداوند به آن آگاه است

﴿128﴾ و اگر زنی، از ناسازگاری یا اعراض شوهرش بیم داشت، پس بر آن دو گناهی نیست که با هم صلح کنند، و صلح، بهتر است،ـ اگر چه نفسها را بخل فرا گرفته است ـ و اگر نیکی کنید و پرهیزگاری پیشه سازید(و گذشت کنید) قطعاً خداوند به آن چه انجام می دهید؛ آگاه است

﴿129﴾ و هر چند بکوشید هرگز نمی توانید (از نظر محبت قلبی) در میان زنان عدالت بر قرار کنید. پس یکسره به سوی یکی میل نکنید، که دیگری را بلاتکلیف (و سر گشته) رها کنید، و اگر راه اصلاح پیش گیرید، و پرهیزگاری کنید، خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿130﴾ و اگر آن دو از یکدیگر جدا شوند، خداوند هر کدام از آنها را با فضل و کرم خود بی نیاز می کند، و خداوند گشایشگر حکیم است

﴿131﴾ و آنچه در آسمانها وآنچه در زمین است از آن خداست، و ما به کسانی که پیش از شما کتاب (آسمانی) به آنها داده شدند و (نیز) به شما سفارش کردیم که «از خدا بترسید» (و یکتا پرست باشید) و اگر کافر شوید(بدانید) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست، و خداوند بی نیاز( و) ستوده است

﴿132﴾ و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست، و خداوند برای کارسازی کافی است

﴿133﴾ ای مردم! اگر او بخواهد، شما را از میان می برد و دیگران را(به جای شما) می آورد، و خداوند بر این (کار) تواناست

﴿134﴾ هر کس که پاداش دنیوی بخواهد؛ پس (بداند که) پاداش دنیا و آخرت نزد خداست. و خداوند شنوا ی بینا است

﴿135﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! برپا دارنده ی عدالت باشید، برای خدا شهادت دهید؛ اگر چه به زیان خود شما یا پدر و مادر و نزدیکان (شما) باشد، اگر (مدعی علیه) توانگر یا فقیر باشد.(به هر حال) خداوند به آنان سزاوارتر (و مهربانتر) است. پس از هوای نفس پیروی نکنید، که از حق منحرف می شوید و اگر زبان را بگردانید (و حق را تحریف کنید) یا (از اظهار حق) اعراض کنید، مسلماً خداوند به آنچه انجام می دهید؛ آگاه است

﴿136﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! به خداوند و پیامبرش و کتابی که بر او نازل کرده و کتابی که پیش از این فرستاده است؛ ایمان بیاورید (و بر آن پایدار باشید) و هر کس به خدا و فرشتگان و کتابهایش و پیامبرانش و روز قیامت کافر شود؛ بتحقیق در گمراهی دور و درازی افتاده است

﴿137﴾ همانا کسانی که ایمان آورده اند، سپس کافر شدند، باز ایمان آوردند، سپس کافر شدند،آنگاه بر کفر ( خود) افزودند؛ خداوند هرگز آنان را نخواهد بخشید، و آنها را به راه ( راست) هدایت نخواهد کرد

﴿138﴾ به منافقان بشارت ده که برایشان عذابی دردناک است

﴿139﴾ آنان که کافران را به جای مؤمنان به دوستی بر می گزینند، آیا به نزد آنان عزت می جویند؟ پس (بدانند که) عزت همه ازآن خداست

﴿140﴾ و مسلماً ( خداوند) در قرآن ( این حکم) را بر شما نازل کرده که چون شنیدید ( افرادی) آیات خدا را انکار می کنند و آن را به ریشخند می گیرند با آنان ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند (و اگر با آنان بنشیند) در این صورت قطعاً شما (نیز) هم مانند آنها خواهید بود. همانا خداوند همه ی منافقان و کافران را در جهنم گرد می آورد

﴿141﴾ کسانی که همواره انتظار می کشند (و مراقب شما هستند) اگر فتح و پیروزی از جانب خدا نصیب شما گردد، می گویند: «مگر ما شما نبودیم؟» واگر بهره ای نصیب کافران گردد، گویند: « مگر ما بر شما چیره نشده ایم (و پشتیبان شما نبودیم) و شما را از (آسیب) مؤمنان بازنداشتیم؟». پس خداوند در روز قیامت میان شما داوری می کند، و خداوند هرگز برای کافران راهی به (زیان) مؤمنان قرار نداده است

﴿142﴾ بی شک منافقان (بگمان خودشان) خدا را فریب می دهند، در حالی که او آنها را فریب می دهد، و چون به نماز برخیزند؛ با سستی و کاهلی بر می خیزند، در چشم مردم خود نمایی می کنند و(در نمازشان) خدا را جز اندکی یاد نمی کنند

﴿143﴾ (منافقان) بین این دو (گروه مؤمنان و کافران) دو دل و سرگشته اند. نه با اینانند و نه با آنان اند، و هر کس را که خداوند گمراهی کند، راهی برای او نخواهی یافت

﴿144﴾ ای کسانی که ایمان آوردید! کافران را به جای مؤمنان دوستان (خود) نگیرید،آیا می خواهید (با این کار) برای خداوند دلیل آشکاری بر ضد خود پدید آورید؟

﴿145﴾ همانا منافقان در پایین ترین طبقه (= درکات) آتش (جهنم) هستند، و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت

﴿146﴾ مگر آنان که توبه کردند و جبران و اصلاح نمودند، و به خداوند تمسک جستند و دین خود رابرای خدا خالص گرداندند، پس اینان با مؤمنان خواهند بود، وخداوند به زودی مؤمنان را پاداش بزرگی خواهد داد

﴿147﴾ خدا چه نیازی به عذاب شما دارد اگر سپاسگزاری کنید و ایمان آورید؟! و خداوند شکرگزار داناست

﴿148﴾ خداوند بانگ برداشتن به سخنان ناروا را دوست ندارد، مگر (از جانب) آن کس که مورد ستم واقع شده باشد، و خداوند شنوای داناست

﴿149﴾ اگر کار نیک آشکار کنید یا آن را پنهان دارید، یا از بدی و (ستمی که به شما رسیده) گذشت نمايید، پس (بدانید که) خداوند آمرزنده ی تواناست

﴿150﴾ همانا کسانی که به خدا و پیامبرانش کفر می ورزند و می خواهند میان خدا وپیامبرانش جدایی بیندازند؛ ومی گویند: «به بعضی ایمان می آوریم ؛ وبعضی را انکار می کنیم » ومی خواهند بین این (وآن) راهی (برای خود) برگزینند

﴿151﴾ آنها در حقیقت کافرند،و برای کافران عذاب خوارکننده ای؛ آماده کرده ایم

﴿152﴾ وکسانی که به خدا وپیامبرانش ایمان آورده ومیان هیچ یک ازآنان جدائی نیفکندند؛ اینان (خداوند) بزودی پاداششان راخواهد داد، وخداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿153﴾ اهل کتاب (= یهودیان) از تو می خواهند که کتابی از آسمان (یکجا) بر آنها نازل کنی، همانا آنها از موسی، بزرگتر از این را خواستند و گفتند:« خدا را آشکارا به ما نشان بده». پس بخاطر این ظلم و ستمکاری شان صاعقه آنها را فرو گرفت، سپس بعد از آنکه معجزه و دلایل روشن برایشان آمد، گوساله را (به خدائی) گرفتند، و ما از آن گناه در گذشتیم (و بخشیدیم). و به موسی حجت (و برهان) آشکاری دادیم

﴿154﴾ و بخاطر گرفتن پیمان از ایشان (کوه) طور را بر فراز آنها بر افراشتیم و به آنها گفتیم: «سجده کنان به دروازه (بیت المقدس) داخل شوید». و (نیز) به آنان گفتیم: در روز شنبه تجاوز نکنید (و از صید ماهی دست بکشید) و از آنان پیمان محکمی گرفتیم

﴿155﴾ پس بخاطر پیمان شکنی شان و انکار آیات خدا، و به ناحق کشتن پیامبران و (این) گفته شان که دلهای ما در پرده است (و سخنان پیامبر را درک نمی کنیم). بلکه خداوند به سبب کفرشان بر (دلهای) آنها مهرزده است؛ پس جز عده کمی ایمان نمی آورند

﴿156﴾ و (نیز) بخاطر کفرشان و تهمت بزرگی که بر مریم زدند

﴿157﴾ و (نیز) بخاطر این گفته شان که « ما مسیح، عیسی پسر مریم پیامبر خدا را کشتیم». در حالی که نه او را کشتند و نه به دار آوریختند، لکن امر بر آنها مشتبه شد، و هر آینه آنان که در (باره ی قتل) او اختلاف کردند، قطعاً از آن در شک هستند، و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می کنند و به یقین او را نکشته اند

﴿158﴾ بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد، و خداوند پیروزمند حکیم است

﴿159﴾ و (کسی) از اهل کتاب نیست مگر این که قبل از مرگش به او (= حضرت عیسی) ایمان می آورد، و(عيسی) روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود

﴿160﴾ پس به (کیفر) ستمی که قوم یهود مرتکب شدند، و (نیز) بخاطر جلو گیری بسیار آنها از راه خدا، چیزیهای پاکیزه ای را که برایشان حلال بود؛ بر آنها حرام کردیم

﴿161﴾ و (نیز) به سبب ربا گرفتنشان، در حالی که از آن نهی شده بودند، و (نیز) به سبب آنکه اموال مردم را به ناحق می خورند، و ما برای کافرانشان عذاب دردناکی آماده کردیم

﴿162﴾ ولی (دانشمندان و) راسخان در علم از آنان و مؤمنان، به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گردیده؛ ایمان می آورند، و (همچنین) بر پا دارندگان نماز و زکات دهندگان، و مؤمنان به خدا و روز قیامت؛ بزودی به همه ی آنها پاداش بزرگی خواهیم داد

﴿163﴾ همانا ما به تو وحی فرستادیم همان گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحی فرستادیم و (نیز) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط (= نوادگان دوازده گانه) و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داود زبور دادیم

﴿164﴾ و پیامبرانی که سر گذشت آنها را پیش از این برای تو بیان کرده ایم، و پیامبرانی که سر گذشت آنها را بیان نکردیم، و خداوند (بدون واسطه) با موسی سخن گفت

﴿165﴾ پیامبرانی که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند، تا بعد از (آمدن) این پیامبران برای مردم بر خدا حجتی نباشد و خداوند پیروزمند حکیم است

﴿166﴾ لیکن خداوند به آنچه بر تو نازل کرده است؛ گواهی می دهد، که آن را به علم خود نازل کرده است، و فرشتگان (نیز) گواهی می دهند، و (اگر چه) گواهی خدا کافی است

﴿167﴾ هر آینه آنان که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، محققاً در گمراهی دوری گرفتار شده اند

﴿168﴾ آنان که کافر شدند و ستم کردند، خداوند هرگز آنها را نخواهد بخشید و آنها را به راهی هدایت نخواهد کرد

﴿169﴾ مگر راه جهنم، که جاودانه در آن خواهند ماند و این (کار) بر خداوند آسان است

﴿170﴾ ای مردم، بی گمان پیامبر (موعود محمد صلی الله علیه وآله وسلم) با (آیین) حق از جانب پروردگارتان برای شما آمد، پس به او ایمان بیاورید که برای شما بهتر است، و اگر کافر شوید؛ پس یقیناً (بدانید که) آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، (و کفر شما به او زیانی نمی رساند) و خداوند دانا ی حکیم است

﴿171﴾ ای اهل کتاب! در دین خود غلو نکنید و درباره ی خدا جز حق نگویید، همانا مسیح عیسی پسر مریم فرستاده ی خدا و کلمه ی اوست؛ که او را به مریم القا نمود، و روحی از جانب اوست، پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید، و نگویید: (خداوند) سه گانه است، (از این سخن) باز آیید که برای شما بهتر است، خدا تنها معبود یگانه است و از این که فرزندی داشته باشد پاک (و منزه) است، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و خداوند برای کارسازی کافی است

﴿172﴾ مسیح هرگز ابا ندارد که بنده ی خدا باشد، و نه فرشتگان مقرب(ابا دارند) و هر کس از بنده گی او سر باز زند و تکبر کند، بزودی همه ی آنها را (در قیامت) نزد خود محشور خواهد کرد

﴿173﴾ اما آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پاداشهایشان را بطور کامل خواهد داد، و از فضل خویش بر آنها خواهد افزود، و اما آنان که ابا کردند و تکبر ورزیدند، آنان را به عذابی دردناک عذاب می کند، و برای خود غیر از خدا، دوست و یاوری نخواهند یافت

﴿174﴾ ای مردم! همانا دلیل و حجتی از جانب پروردگارتان برای شما آمد، و نوری آشکار به سوی شما نازل کردیم

﴿175﴾ اما آنان که به خدا ایمان آوردند و به او تمسک جستند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد کرد، و آنان را در راه راستی به سوی خود هدایتشان می کند

﴿176﴾ از تو (درباره ی کلاله= مرده نه فرزند دارد نه پدر) فتوا می خواهند، بگو: « خداوند در (باره ی ) کلاله برای شما فتوی می دهد، اگر مردی بمیرد که فرزند نداشته باشد و برای او خواهری باشد، نصف اموالی را که به جا گذاشته، برای او است. و او تمام مال خواهر را به ارث می برد، (اگر خواهر بمیرد) در صورتی که فرزند نداشته باشد، و چنانچه دو (خواهرش) باقی باشند؛ دو سوم ترکه را می برند، و اگر چندین مردان و زنانی برادر و خواهر باشند برای هر مرد دو برابر سهم زن خواهد بود، خداوند (احکام خویش را) برای شما بیان می کند تا گمراه نشوید، و خداوند به همه چیز داناست»

المائدة

Surah 5

﴿1﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! به پیمانها (و قرار دادهای خود) وفا کنید، (گوشت) چهار پایان برای شما حلال شده است، مگر آنچه بر شما خوانده می شود، و در حال احرام شکار را حلال نشمارید، همانا خداوند هر چه بخواهد حکم می کند

﴿2﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! (حرمت) شعائر الهی (را نگه دارید و بی حرمتی به آنها) را حلال ندانید، و نه ماه حرام را، و نه قربانیهای بی نشان و نشاندار را، و نه قاصدان خانه خدا را که فضل و خشنودی پروردگارشان را می طلبند. و چون از احرام بیرون آمدید، پس شکار کنید، و دشمنی گروهی که شما از مسجد الحرام باز داشتند، نباید شما را به تعدی و تجاوز وادار کند. و در راه نیکو کاری و پرهیزگاری با همدیگر همکاری کنید و (هرگز) در راه گناه و تجاوز همکاری نکنید، و از خدا بترسید، بی گمان خداوند سخت کیفر است

﴿3﴾ (گوشت) مردار، و خون و گوشت خوک و آنچه (هنگام ذبح) نام غیر خدا بر آن برده شود، و (حیوانات) خفه شده، و با ضربه مرده، و از بلندی افتاده، و به ضرب شاخ (حیوان دیگری) مرده، و آنچه درندگان خورده باشند،- مگر آنکه ذبح (شرعی) کرده باشید- ، و آنچه برای بتها ذبح شده، و آنکه با تیرهای فال؛ بخت و قسمت طلب کنید (همه) بر شما حرام شده، و (روی آوردن به تمام) اینها فسق و نافرمانی است. امروز کافران از آیین شما مأیوس شدند، بنابراین از آنها نترسید و از من بترسید ، امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را (بعنوان) دین برای شما بر گزیدم. اما هر کس که از گرسنگی درمانده شود و مایل به گناه نباشد (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورد) پس (بداند که) خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿4﴾ از تو می پرسند چه چیز برای آنها حلال شده است؟ بگو: پاکیزه ها برای شما حلال گردیده و (نیز) آنچه از (صید) حیوانات شکاری و سگهای آموخته (و تربیت شده) که از آنچه خدا به شما آموخته است به آنها آموخته اید (بر شما حلال است) پس آنچه برای شما (صید می کنند و) نگاه می دارند، بخورید، و نام خدا را (به هنگام فرستادن حیوان برای شکار) بر آن ببرید، و از خدا بترسید، بی گمان خداوند زود شمار است

﴿5﴾ امروز پاکیزه ها برای شما حلال شده، و (همچنین) طعام اهل کتاب برای شما حلال است، و طعام شما برای آنها حلال است و (نیز) زنان پاکدامن از مسلمانان و زنان پاکدامن از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب (آسمانی) داده شده، هر گاه که مهر آنها را بپردازید، در حالی که پاکدامن باشید، نه زنا کار و نه دوست پنهانی گیرنده (برای شما حلال است) و کسی که به (ارکان) ایمان کفر ورزد، همانا عملش تباه شده است و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود

﴿6﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! چون به نماز برخاستید؛ پس صورت خود و دستهایتان را تا آرنج بشویید و سرتان را مسح کنید، و پاهایتان را تا دو قوزک (بشویید) و اگر جنب بودید؛ پس خود را پاک سازید (و غسل کنید)، و اگر بیمار یا مسافر هستید، یا یکی از شما از محل قضای حاجت آمده (= قضای حاجت کرده) یا با زنان (تماس گرفته و) آمیزش کرده باشید، آنگاه آب نیابید؛ پس با خاک پاکی تیمم کنید. و از آن بر صورتتان و دستهایتان بکشید. خداوند نمی خواهد بر شما دشواری قرار دهد، بلکه می خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام کند، باشد که شکر گزارید

﴿7﴾ و به یاد آورید نعمت خدا را بر خویش، و (به یاد آورید) پیمانی را که با تأکید از شما گرفت، آن هنگام که گفتید: «شنیدیم و اطاعت کردیم» و از خداوند بترسید، بی گمان خداوند از آنچه درون سینه هاست آگاه است

﴿8﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! همواره برای خدا قیام کنید و به عدالت گواهی دهید، دشمنی با گروهی شما را بر آن ندارد که عدالت نکنید؛ عدالت کنید که به پرهیزگاری نزدیکتر است و از خدا بترسید، همانا خداوند به آنچه می کنید؛ آگاه است

﴿9﴾ خداوند به آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند وعده ی آمرزش و پاداش بزرگی داده است

﴿10﴾ و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند؛ آنان اهل دوزخند

﴿11﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! نعمت خدا را بر خود به یاد آورید، آنگاه که گروهی ( از دشمنان) قصد کردند که به سوی شما دست دراز کنند، پس ( خداوند) دست آنها را از شما باز داشت و از خدا بترسید، و مومنان باید تنها بر خدا توکل کنند

﴿12﴾ همانا خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از آنها دوازده نقیب (= سرپرست) بر انگیختیم. و خداوند ( به آنان) فرمود: « من با شما هستم اگر نماز را بر پاداشتید و زکات را پرداختید و به پیامبران من ایمان آوردید و آنها را یاری نمودید و به خداوند قرض الحسنه دادید (در راه او انفاق نمودید) یقیناً گناهانتان را از شما می زدایم و شما را به باغهایی (از بهشت) وارد می کنم که نهرها از زیر(درختان) آن جاری است، پس هر کس از شما بعد از این کافر شود؛ مسلماً از راه راست منحرف گردیده است»

﴿13﴾ پس به خاطر پیمان شکنی شان آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم سخنان (خدا) را از موردش تحریف می کنند و بخشی از آنچه را که به آن پند داده شده بودند؛ فراموش کردند، و پیوسته تو به خیانت (تازه ای) از آنها آگاه می شوی؛ مگر عده کمی از آنان، پس از آنها درگذرو روی بگردان، بی گمان خداوند نیکو کاران را دوست می دارد

﴿14﴾ و از کسانی که گفتند: ما نصرانی هستیم؛ پیمان گرفتیم، پس بخشی از آنچه را که به آنان پند داده شده بودند؛ فراموش کردند، لذا ما (نیز) بین آنان تا روزقیامت عداوت و دشمنی افکندیم، و خداوند بزودی آنها را از آنچه انجام می دادند؛ آگاه خواهد ساخت

﴿15﴾ ای اهل کتاب! بتحقیق پیامبر ما به سوی شما آمد تا بسیاری از حقایق از کتاب (آسمان) را که کتمان کرده اید برای شما روشن سازد و از بسیاری درگذرد، به راستی از جانب خدا نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد

﴿16﴾ خداوند بوسیله ی آن کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند به راههای سلامت هدایت می کند و به فرمان خود آنها را از تاریکیها به سوی روشنایی می برد و آنها را به راه راست هدایت می کند

﴿17﴾ کسانی که گفتند:«خدا، همان مسیح پسر مریم است» یقیناً کافر شدند. بگو:«اگر خداوند بخواهد مسیح پسر مریم و مادرش و همه ی کسانی را که روی زمین هستند؛ هلاک کند، چه کسی قدرت بر جلوگیری دارد؟ فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن خداست، هر چه بخواهد می آفریند و خداوند بر هر چیز تواناست»

﴿18﴾ یهود و نصاری گفتند :« ما فرزندان خدا و دوستان او هستیم». بگو :« پس چرا شما را به کیفر گناهانتان عذاب می کند؟ بلکه شما ( هم ) بشری هستید از آنچه آفریده است، هر کس رابخواهد می آمرزد و هر کس رابخواهد عذاب می کند و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن خداست و بازگشت (همه) به سوی اوست»

﴿19﴾ ای اهل کتاب! پیامبر ما پس از (انقطاع وحی و) فترتی از پیامبران به سوی شما آمد، که حقایق را برایتان بیان کند، تا مبادا (روز قیامت) بگویید: « نه بشارت دهنده ای به سوی ما آمد و نه بیم دهندای» پس بتحقیق (اینک) پیامبر بشارت دهنده و بیم دهنده به سوی شما آمده است. و خداوند بر همه چیز تواناست

﴿20﴾ (به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت:« ای قوم من، نعمت خدا را بر خود بیاد آورید، آنگاه که در میان شما، پیامبرانی قرار داد و شما را فرمانروا (و شاهان) قرار داد و چیزهایی به شما بخشید که به هیچ یک از جهانیان نداده بود

﴿21﴾ ای قوم! به سرزمین مقدس که خدا برایتان مقرر نموده است، وارد شوید، و به پشت سر خود باز نگردید(و عقب گرد نکنید) که زیانکار خواهید شد»

﴿22﴾ گفتند: « ای موسی! بی گمان در آنجا قومی (زورمند و) ستمگرند، و ما هرگز وارد آن نمی شویم تا آنها از آن بیرون شوند، پس اگر آنها از آن بیرون شوند، قطعاً ما وارد خواهیم شد»

﴿23﴾ دو تن از مردانی که (از خدا) می ترسیدند و خداوند به آنها نعمت ارزانی داشته بود گفتند: «شما از دروازه بر آنان پس هنگامی که وارد شدید، قطعاً شما پیروز خواهید شد، و بر خدا توکل کنید؛ اگر ایمان دارید»

﴿24﴾ (بنی اسرائیل) گفتند:«ای موسی! تا زمانی که آنها در آنجا هستند؛ ما هرگز وارد نخواهیم شد، تو و پروردگارت بروید و بجنگید؛ ما همین جا نشسته ایم.»

﴿25﴾ (موسی) گفت:« پروردگارا ! من تنها اختیار خودم و برادرم (هارون) را دارم ؛ پس میان ما و این گروه نافرمان جدایی بیفکن»

﴿26﴾ (خداوند) فرمود:« آن (سرزمین مقدس) تا چهل سال بر آنها حرام شده است پیوسته در زمین سر گردان خواهند بود، پس بر این گروه نافرمان غمگین مباش»

﴿27﴾ و ( ای پیامبر ما) داستان دو فرزندان آدم (هابیل وقابیل) به حق بر آنها بخوان: هنگامی که (هر کدام) برای تقرب (الهی) قربانی تقدیم کردند؛ پس از یکی پذیرفته شد واز دیگری پذیرفته نشد ( او) گفت:« قطعاً تو را خواهم کشت» (برادرش) گفت:«خداوند فقط از پرهیزگاران می پذیرد (من تقصیری ندارم)

﴿28﴾ اگر تو دستت برای کشتن من دراز کنی من هرگز دست خود را به سوی تو دراز نخواهم کرد تا تو را بکشم، زیرا من از الله پروردگار جهانیان می ترسم

﴿29﴾ من می خواهم که تو با گناه من و گناه خودت باز گردی (و بار هر دو را بر دوش کشی) و از اهل دوزخ باشی و این است سزای ستمکاران»

﴿30﴾ پس نفس (سرکش) او؛ کشتن برادرش را برایش آراسته (و موجه و آسان) جلوه داد، و او را کشت و از زیانکاران شد

﴿31﴾ آنگاه خداوند کلاغی را فرستاد که در زمین جستجو (و کاوش) می کرد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را بپوشاند او گفت:«وای بر من ! آیا من آنقدر درمانده ام که همچون این کلاغ باشم و جسد برادرم را بپوشانم ؟» و سرانجام ( از کار زشت خود) پشیمان شد

﴿32﴾ به همین سبب بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانی را بدون اینکه مرتکب قتل نفس یا فسادی در زمین شده باشد؛ بکشد، چنان است که گویی همه ی مردم را کشته باشد و هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد؛ چنان است که گویی همه ی مردم را زنده کرده است، و بی گمان پیامبران ما ، با دلایل روشن برای آنها آمدند، بازهم بسیاری از آنها پس از آن در روی زمین تجاوز و اسراف کردند

﴿33﴾ سزای کسانی که با خدا و پیامبرش می جنگند، و در زمین به فساد می کوشند، فقط این است که کشته شوند، یا به دار آویخته شوند، یا دست (راست) و پای (چپ) آنها بعکس یکدیگر بریده شود، و یا از سر زمین خود تبعید گردند، این رسوایی آنها در دنیاست، و در آخرت عذاب بزرگی خواهند داشت

﴿34﴾ مگر کسانی که پیش ازآنکه بر آنان دست یابید، توبه کنند،پس بدانید که همانا خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿35﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید!ازخدا بترسید،وبه سوی اوتقرب جویید ودر راه او جهاد کنید ،باشد که رستگارشوید

﴿36﴾ یقینا کسانی که کافرشدند،اگرتمام آنچه در روی زمین است وهما نند آن ،متعلق به آنها باشد ،و همه ی آن را برای نجات ازعذاب روز قیامت فدیه بدهند ،از آنان یذیرفته نخواهدشد،وعذاب دردناکی خواهند داشت

﴿37﴾ می خواهند از آتش (جهنم) بیرون شوند،ولی نمی توانند از آن بیرون شوند (و راه گریزی نیست) و برای آنها عذابی پایدار است

﴿38﴾ دست مرد دزد و زن دزد را به سزای عملی که مرتکب شده اند؛ بعنوان یک عقوبتی از جانب خدا؛ قطع کنید، و خداوند نیرومند حکیم است

﴿39﴾ پس هر کس که بعد از (گناه و) ستمش توبه کند و ( اعمال خود را) اصلاح و جبران نماید، همانا خداوند توبه او را می پذیرد، بی گمان خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿40﴾ آیا نمی دانی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست؟! هر کس را بخواهد عذاب می کند و هر کس را بخواهد می بخشد، و خداوند بر هر چیزی قادر است

﴿41﴾ ای پیامبر! کسانی که در (راه) کفر شتاب می کنند؛ تو را اندوهگین نسازند، (چه) از کسانی که به زبانشان می گویند: «ایمان آوردیم» و قلب آنها ایمان نیاورده است، و (چه) از کسانی که یهودی هستند؛ گوش سپردگان به دروغند، و برای گروهی که نزد تو نیامده اند (برای جاسوسی) گوش فرا می دهند، آنها سخنان (خدا) را از جایگاهشان تحریف می کنند. و (به یکدیگر) می گویند: «اگر این (حکم تحریف شده) به شما داده شد، پس بپذیرید، و اگر آن را به شما داده نشد (از او) دوری کنید». و هر کس که خداوند گمراهی اش را خواسته باشد، هرگز در برابر خداوند برای او اختیار نداری (و نمی توانی از او دفاع نمانی) آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک کند، برای آنان در دنیا رسوایی، و در آخرت برایشان عذاب بزرگی است

﴿42﴾ آنان گوش سپردگان دروغند (و) مال حرام فراوان می خورند، پس اگر نزد تو آمدند در میان آنان داوری کن، یا از آنان روی بگردان، و اگر از آنان روی گردانی به تو هیچ زیانی نمی رسانند، و اگر داوری کردی، با عدالت در میان آنها داوری کن، یقیناً خداوند عادلان را دوست دارد

﴿43﴾ و چگونه تو را به داوری می طلبند؟ در حالی که تورات نزد ایشان است، (و) حکم خدا در آن است، سپس بعد از آن (از حکم تو) روی می گردانند، و اینان مؤمن نیستند

﴿44﴾ ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است، پیامبرانی که (در برابر فرمان خدا) تسلیم بودند، بر اساس آن برای یهود حکم می کردند و (همچنین) خدا پرستان و دانشمندان، که حفاظت و پاسداری کتاب خدا به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، (به آن حکم می کردند) پس از مردم نترسید، و از من بترسید، و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید، و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده است حکم نکند؛ کافر است

﴿45﴾ و در آن (= تورات) بر آنها (= بنی اسرائیل) مقرر داشتیم که جان در برابر جان، و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی، و گوش در برابر گوش، و دندان در برابر دندان می باشد، و (نیز) زخمها را قصاص است. پس هر کس که از آن در گذرد (و ببخشد) آن کفاره (گناهان) او است، و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده است حکم نکند؛ ستمگر است

﴿46﴾ و در پی آنها (= پیامبران پیشین) عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیق کننده ی توراتی بود که پیش از او فرستاده شده بود، و انجیل را که در آن هدایت و نور بود به او دادیم که تصدیق کننده ی تورات پیش از او بود، و هدایت و موعظه ای برای پرهیزگاران بود

﴿47﴾ و اهل انجیل باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند، و هر کس به آنچه خداوند نازل کرده حکم نکند؛ نافرمانند

﴿48﴾ و (این) کتاب (= قرآن) را به حق بر تو نازل کردیم در حالی که تصدیق کننده ی کتابهای که پیش از آن است و بر آنها شاهد ونگاهبان است، پس به آنچه خدا نازل کرده است در میان آنها حکم کن و از هوی و هوسهای آنان به جای آنچه از حق که به تو رسیده است، پیروی نکن (و از احکام الهی روی مگردان) ما برای هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنی قرار دادیم و اگر خدا می خواست همه ی شما را یک امت قرار می داد، ولی (خدا می خواهد) شما در آنچه به شما داده است بیازماید، پس در نیکیها بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه ی شما به سوی خداست، آنگاه از آنچه در آن اختلاف می کردید به شماخبر می هد

﴿49﴾ و در میان آنها (= یهود) بر اساس آنچه خداوند (در قرآن) نازل کرده حکم کن، و از هوسهای آنان پیروی مکن، و از آنان بر حذر باش، مبادا تو را از بعضی از چیزهایی که خدا بر تو نازل کرده منحرف کنند، و اگر آنها (از حکم تو) روی گردانند، پس بدان که خداوند می خواهد آنان را به (خاطر) پاره ای از گناهانشان مجازات کند، و بی گمان بسیاری از مردم نافرمانند

﴿50﴾ آیا آنها حکم جاهلیت را می خواهند؟!چه کسی بهتر از خداوند، برای گروهی که یقین دارند، حکم می کند؟

﴿51﴾ ای کسانی که ایمان آوردید! یهود و نصاری را به دوستی بر نگزینید، آنان دوستان یکدیگرند، و کسانی که از شما با آنها دوستی کنند، از آنها هستند، هماناخداوند گروه ستمکار را هدایت نمی کند

﴿52﴾ پس کسانی را که در دلهایشان بیماری (= نفاق) است می بینی که در (دوستی با) آنان می شتابتند(و) می گویند: «می ترسیم که آسیبی به ما برسد» پس نزدیک است که خداوند پیروزی یا چیزی (دیگر) از سوی خود (برای مسلمانان) پیش آورد، آنگاه (این افراد) از آنچه در دل خود پنهان داشتند، پشیمان گردند

﴿53﴾ و آنهای که ایمان آورده اند می گویند: «آیا اینها (= منافقان) همان کسانی هستند که با نهایت تأکید به خدا سوگند یاد می کردند، که آنان با شما هستند؟!» اعمالشان تباه شد، و زیانکار شدند

﴿54﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! هر کس از شما که از دین خود برگردد(به خدا زیانی نمی رساند) خداوند بزودی گروهی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنها (نیز) او را دوست دارند، (آنان) در برابر مؤمنان فروتن و در برابر کافران سر سخت و گردان فراز هستند، در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نمی هراسند، این فضل خداست که به هر کس بخواهد می دهد، و خداوند گشایشگر داناست

﴿55﴾ یار و ولی شما تنها خداست، و پیامبراش و آنها که ایمان آورده اند، (همان)کسانی که نماز را بر پا می دارند و آنان با خشوع و فروتنی زکات را می دهند

﴿56﴾ و هر کس خداوند و پیامبر او و کسانی که ایمان آورده اند، دوست بدارد، (او از حزب خداست و) یقیناً حزب خدا پیروز است

﴿57﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! آنان که دین شما را به تمسخر و بازی گرفته اند؛ از (اهل کتاب) کسانی که پیش از شما کتاب داده شده اند و (همچنین) کفار را؛ دوست نگیرید. و اگر ایمان دارید از خدا بترسید

﴿58﴾ و چون به نماز ندا دهید آن را به مسخره و بازی می گیرند، این بخاطر آن است که آنها مردمی نابخردند

﴿59﴾ بگو: « ای اهل کتاب آیا از ما خرده و عیب می گیرید؟! (مگر ما چه کرده ایم؟) جز اینکه به خداوند و آنچه بر ما نازل شده و آنچه پیش از این نازل شده است؛ ایمان آورده ایم، و حال آنکه بیشتر شما نافرمان (و از راه حق منحرف) هستید؟!»

﴿60﴾ بگو:« آیا شما را خبر بدهم از کسانی که نزد خدا کیفرشان بدتر از این است. کسانی که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته و بر آنها خشم گرفته و بعضی از آنها را بوزینه ها و خوکها گردانیده و بت (= طاغوت) را پرستیده اند، اینان بد جایگاه تر و از راه راست گم گشته ترند»

﴿61﴾ و چون نزد شما می آیند، می گویند:« ایمان آورده ایم». حال آنکه باکفر وارد شدند و با کفر خارج گشتند، و خداوند به آنچه کتمان می کنند، آگاه تر است

﴿62﴾ و بسیاری از آنها را می بینی که در گناه و تجاوز، و خوردن مال حرام،شتاب می کنند، چه بد است عملی که انجام می دادند

﴿63﴾ چرا خدا پرستان و دانشمندان آنها را از سخنان گناه آلود، و خوردن مال حرام، نهی نمی کنند؟! چه بد است کاری که که انجام می دادند

﴿64﴾ و یهود گفتند:« دست خدا بسته است» دستهایشان بسته باد! و بخاطر آنچه گفتند، لعنت شدند. بلکه دو دست او گشاده است، هر گونه بخواهد می بخشد، و این آیات که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده بر سر کشی و کفر بسیاری از آنها می افزاید، و ما در میان آنان تا روز قیامت دشمنی و کینه افکندیم، و هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش کرد، و آنان برای فساد در زمین می کوشند، و خداوند مفسدان را دوست ندارد

﴿65﴾ و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، یقیناً گناهانشان را خواهیم زدود و آنها را به باغهایی پر نعمت (بهشت) وارد خواهیم کرد

﴿66﴾ و اگر آنان تورات و انجیل، و آنچه را که از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده (از کتابهای آسمانی و فرآن) بر پا دارند (و به آن عمل نمایند) از فراز و فرود پاهایشان (= از آسمان و زمین) روزی خواهند خورد، گروهی از آنها معتدل و میانه رو هستند، و بسیاری از آنان اعمال بدی انجام می دهند

﴿67﴾ ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است، (به مردم) برسان، و اگر (این کار) نکنی، رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از (شر) مردم حفظ می کند، همانا خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند

﴿68﴾ بگو: « ای اهل کتاب! شما بر هیچ (آیین درستی) نیستید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را که از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، بر پا دارید». و بتحقیق آنچه بر تواز سوی پروردگارت نازل شده ، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنها می افزاید، پس بر (این) گروه کافران، غمگین مباش

﴿69﴾ همانا کسانی که ایمان آورده اند، و کسانی که یهودی هستند، و صابئان و نصاری، هر کس که به خداوند و روز قیامت ایمان بیاورد و کارهای شایسته انجام دهد، نه ترسی بر آنها خواهد بود و نه آنان اندوهگین شوند

﴿70﴾ یقیناً ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم ، و رسولانی به سوی آنها فرستادیم، هر گاه که پیامبری چیزی بر خلاف دلخواه آنها می آورد، گروهی را تکذیب می کردند و گروهی را می کشتند

﴿71﴾ و پنداشتند که آزمایش (و مجازاتی) در کار نیست، لذا کور و کر شدند. سپس (توبه کردند و) خداوند توبه ی آنها را پذیرفت، باز بسیاری از آنها کور و کر شدند، و خداوند به آنچه انجام می دهند؛ بیناست

﴿72﴾ آنها که گفتند: «خداوند، همان مسیح پسر مریم است» یقیناً کافر شدند، در حالی که (خود) مسیح گفت: «ای بنی اسرائیل! خدا را که پروردگار من و پروردگار شما است؛ پرستش کنید، همانا هر کس به خداوند شرک آورد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است، و جایگاه او دوزخ است، و ستمکاران را یاوری نیست»

﴿73﴾ آنها که گفتند:«خداوند سومین (اقنوم) ثلاثه است» به یقین کافر شدند، معبودی (به حق) جز معبود یگانه نیست، و اگر از آنچه می گویند باز نایستند، قطعاً به کافران شان عذاب دردناکی خواهد رسید

﴿74﴾ آیا به سوی خدا باز نمی گردند ، و از او طلب آمرزش نمی کنند؟! و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿75﴾ مسیح پسر مریم فرستاده ای بیش نیست که پیش از او (نیز) فرستادگان دیگری بودند، و مادرش زنی راستگوی بود، هر دو غذا می خوردند، بنگر چگونه نشانه ها را برای آنها روشن می سازیم، پس بنگر چگونه (از حق) باز گردانده می شوند

﴿76﴾ بگو:«آیا چیزی را به جای خدا می پرستید که دارای سود و زیانی برای شما نیست؟! و خداوند شنوای داناست»

﴿77﴾ بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود به ناحق غلو (و زیاده روی) نکنید، و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه شدند و بسیاری را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند؛ پیروی نکنید»

﴿78﴾ کافران بنی اسرائیل، بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدند، این بخاطر آن بود که نافرمانی (و گناه) کردند و (از حد) تجاوز می نمودند

﴿79﴾ آنها از کار زشتی که انجام می دادند، یکدیگر را نهی نمی کردند، قطعاً بد کاری انجام می دادند

﴿80﴾ بسیاری از آنها را می بینی که با کافران (و بت پرستان) دوستی می کنند، چه بد است آنچه نفسهایشان برای آنان پیش فرستاده است، که خداوند بر آنها خشم بیاورد، و آنان در عذاب جاودانه خواهند ماند

﴿81﴾ واگربه خدا و پیا مبر و آنچه براو نازل شده،ایمان می آوردند (هرگز) آنان (کافران) را به دوستی برنمی گزیدند،ولی بسیاری از آنها فاسقند

﴿82﴾ به یقین دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان را؛ یهود ومشرکان خواهی یافت،ونزد یکترین دوستان به مؤمنان را؛ کسانی می یابی که می گویند :«ما نصاری هستیم ». این بخاطر آن است که از(میان) آنها کشیشان وتارکان دنیا هستند ،وآنها تکبّر نمی ورزند

﴿83﴾ و چون آیاتی را که بر پیامبر نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را می بینی که اشک ریزان می شود، بخاطر حقیقتی که در یافته اند، و می گویند:« پروردگارا! ایمان آوردیم، پس ما را در زمره گواهان بنویس

﴿84﴾ چرا به خدا و آنچه از حق به ما رسیده است، ایمان نیاوریم، در حالی که آرزو داریم پروردگارمان ما را در زمره صالحان در آورد»

﴿85﴾ پس خداوند به خاطر این سخن که گفتند، به آنها باغهایی (از بهشت) پاداش داد که از زیر (درختان) آن نهرها جاری است، و جاودانه در آن خواهند ماند، و این است جزای نیکو کاران

﴿86﴾ و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنها اهل دوزخند

﴿87﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! چیزهای پاکیزه ای را که خداوند برای شما حلال کرده است (بر خود) حرام نکنید، و از حد تجاوز ننمایید، همانا خداوند متجاوزان را دوست نمی دارد

﴿88﴾ و از چیزهای حلال (و) پاکیزه ای که خداوند به شما روزی داده است؛ بخورید، و از خداوندی که به او ایمان دارید؛ بترسید

﴿89﴾ خداوند شما را بخاطر سوگندهای لغو (و بیهوده) تان مؤاخذه نمی کند، ولی شما را بخاطر سوگندهایی که (از روی قصد) محکم کرده اید؛ مؤاخده می کند، پس کفاره ی آن اطعام ده مسکین است از غذاهای متوسطی که به خانواده ی خود می خورانید، یا لباس پوشانید آنها، و یا آزاد کردن یک برده، پس اگر کسی (هیچ یک از اینها) نیابد، سه روز روزه بگیرد، این کفاره ی سوگندهای شماست، هر گاه که سوگند یاد کردید (و به آن وفا نکردید) و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید) این چنین خداوند آیات خود را برای شما بیان می کند، باشد که شکر گزارید

﴿90﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! همانا شراب و قمار و بتها، و تیرهای قرعه، پلید و از عمل شیطان است. پس از آنها دوری کنید، تا رستگار شوید

﴿91﴾ همانا شیطان می خواهد با شراب و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد؛ پس آیا شما خودداری خواهید کرد ؟

﴿92﴾ و خدا را اطاعت کنید و (نیز) پیامبر را اطاعت کنید و (از نافرمانی) برحذرباشید، پس اگر روی گرداندید؛ بدانید که بر پیامبر ما جز ابلاغ آشکار چیز دیگری نیست

﴿93﴾ بر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند گناهی در آنچه خورده اند نیست؛ اگر پرهیزکاری کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته انجام دهند، سپس پرهیز کاری کنند و ایمان آورند، سپس پرهیز کاری کنند و نیکی نمایند، و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد

﴿94﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید!خداوند شما را به چیزی از شکار که دستها و نیزه هایتان به آن می رسد؛ آزمایش می کند تا خداوند معلوم بدارد چه کسی در نهان از او می ترسد، پس هر کس بعد از آن تجاوز کند؛ برایش عذاب دردناکی خواهد بود

﴿95﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! در حال احرام شکار را نکشید، و هر کس از شما به عمد آن را بکشد؛ باید کفاره ای همانند آن از چهارپایان بدهد (بشرطی) که دو نفر عادل از شما (برابر بودن) آن را تصدیق کنند و (بصورت) قربانی به کعبه برساند یا (به جای قربانی) اطعام مساکین کند یا معادل آن روزه بگیرد تا کیفر عمل خود را بچشد، خداوند از آنچه گذشته در گذشت، و هر کس که (به این گناه) باز گردد؛ خدا از او انتقام می گیرد، و خداوند نیرومند (و)انتقام گیر است

﴿96﴾ شکار دریا و طعام آن برای شما حلال شده است تا برای شما و کاروانیان بهره ای باشد، و شکار بیابان تا موقعی که در احرام هستید، بر شما حرام است، و از خداوندی که بسوی او محشور می شوید؛ بترسید

﴿97﴾ خداوند کعبه ـ بیت الحرام ـ ، و ماه حرام وقربانی (بی نشان) و قربانی نشاندار را وسیله ای برای استواری و سامان بخشیدن (به کار) مردم قرار داد، این (گونه احکام برای اینست که) بدانید بتحقیق خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است می داند، و مسلماً خداوند به هر چیز داناست

﴿98﴾ بدانید که خداوند سخت کیفر است و (در عین حال) خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿99﴾ بر پیامبر (وظیفه ای) جز رسانیدن (پیام الهی) نیست، و خداوند آنچه را که آشکار می کنید و آنچه را که پنهان می دارید؛ می داند

﴿100﴾ بگو:« ناپاک و پاک یکسان نیست. و اگر چه کثرت ناپاکها، تو را به شگفتی اندازد»، پس ای خردمندان، از خدا بترسید تا رستگار شوید

﴿101﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! از چیزهای نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را اندوهگین کند، و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید برای شما آشکار می شود خداوند از آنها عفو کرده است، و خداوند آمرزنده ی بردبار است

﴿102﴾ به راستی گروهی قبل از شما از آن سؤال کردند، سپس (وقتی که جواشان آمد) بدان کافر شدند

﴿103﴾ خداوند هیچ گونه «بحیره» و نه«سائبه» و نه«وصیله» و نه«حام» را قرار نداده است، ولی کسانی که کافر شدند، بر خدا دروغ می بندند، و بیشترشان در نمی یابند

﴿104﴾ و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید» گویند: «آنچه نیا کانمان را بر آن یافته ایم ،ما را بس است ». آیا اگر نیا کان آنهاچیزی نمی دانستند وهدایت نیافته بودند (بازهم از آنها پیروی می کنند)؟

﴿105﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! مراقب خود باشید اگر شما هدایت یافته باشید، گمراهی کسانی که گمراه شده اند به شما زیانی نمی رساند، بازگشت همه ی شما به سوی خداست، آنگاه شما را از آنچه عمل می کردید؛ آگاه می سازد

﴿106﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! چون مرگ یکی از شما فرا رسد در موقع وصیت باید از میان شما دو نفر عادل را گواه بگیرید یا اگر مسافرت کردید و مصیبت مرگ به شما رسید (و مسلمانی را نیافتید) دو نفر از غیر خودتان را به گواهی بطلبید و اگر (هنگام ادای شهادت در صدق آنها) شک کردید آن دو را بعد از نماز نگاه دارید تا به خداوند سوگند بخورند که:« ما حاضر نیستیم حق را به چیزی بفروشیم اگر چه خویشانمان باشند و شهادت خدا را کتمان نمی کنیم که در این صورت از گناهکاران خواهیم بود»

﴿107﴾ پس اگر معلوم شد که آن دو مرتکب گناه ( خیانت) شده اند ( و حق را کتمان نموده اند) دو نفر از کسانی که ستم دیده اند و نسبت به میت أولی هستند جای آنها را خواهند گرفت، آنگاه به خدا سوگند یاد کنند که:« گواهی ما از گواهی آن دو درست تر است؛ و ما تجاوزی نکرده ایم، و اگر چنین کرده باشیم از ستمکاران خواهیم بود»

﴿108﴾ این (روش) به آنکه گواهی را به گونه ی درستش ادا کنند؛ نزدیکتر است، و یا بترسند که بعد از سوگندها (ی ورثه) سوگندهایشان رد شود؛ و از خدا بترسید، و گوش فرا دهید و ( بدانید که) خداوند گروه فاسقان را هدایت نمی کند

﴿109﴾ روزی که خداوند پیامبران را گرد آورد؛ آنگاه بگوید:« (دربرابر دعوت حق) چه پاسخی به شما داده شد؟ » گویند:« ما را علمی نیست؛ بی گمان تو خود دانای رازهای نهانی»

﴿110﴾ (به یاد بیاور) هنگامی را که خداوند ( به عیسی پسر مریم) می فرماید:«ای عیسی پسر مریم ! نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم به یاد آور؛ زمانی که تو را با « روح القدس» ( جبرئیل) تقویت کردم، در گهواره و بزرگی با مردم سخن گفتی، و هنگامی که کتاب و حکمت، و تورات و انجیل را به تو آموختم، و هنگامی که به فرمان من از گل چیزی مانند شکل پرنده ای ساختی؛ پس در آن می دمیدی و به فرمان من پرنده ای می شد، و کور مادر زاد و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من شفا می دادی، و آنگاه که مردگان را به فرمان من (زنده) بيرون می آوردی، و هنگامی که بنی اسرائیل را از آسیب رساندن به تو بازداشتم،آنگاه که دلایل روشن برای آنها آوردی ،پس کسانی از آنها کافر شدند؛ گفتند:« اینها جز جادوی آشکار (چیزی دیگر) نیست»

﴿111﴾ و (به یادآور) زمانی را که به حواریون وحی فرستادم که:«به من و فرستاده من ،ایمان بیاورید » گفتند: «ایمان آوردیم ،وگواه باش که ما تسلیم شده ایم»

﴿112﴾ (وبه یاد آور) چون حواریون گفتند:« ای عیسی پسر مریم! آیا پروردگارت می تواند سفره ای از آسمان بر ما نازل کند ؟». ( عیسی در پاسخ) گفت: «اگر مؤمن هستید از خدا بترسید»

﴿113﴾ گفتند:« می خواهیم از آن بخوریم و دلهایمان آرام گیرد و بدانیم که به ما راست گفته ای و بر آن از گواهان باشیم»

﴿114﴾ عیسی پسر مریم(دعا کرد و) گفت:« پروردگارا!خداوندا! از آسمان سفره ای بر ما بفرست تا برای اول و آخر ما عیدی باشد و نشانه ای از تو، و به ما روزی ده که تو بهترین روزی دهندگانی»

﴿115﴾ خداوند (دعای او را اجابت کرد و) فرمود:« من آن را بر شما نازل می کنم ؛ اما هر یک از شما که بعد از آن کافر شود، او را چنان عذابی می کنم که هیچ کس از جهانیان را چنان عذاب نکرده باشم!»

﴿116﴾ و ( بیاد بیاور) که خداوند می فرماید:«ای عیسی پسرمریم! آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به عنوان دو معبود به جای خدا انتخاب کنید؟» (عیسی) گوید: « تو منزهی! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم؛ بی گمان تو می دانی، تو از آنچه در ضمیر من است آگاهی و من از آنچه در ذات (پاک) توست؛ نمی دانم، یقیناً تو خود دانای رازهای نهانی

﴿117﴾ من چیزی جز آنچه مرا به آن فرمان دادی به آنها نگفتم (به آنها گفتم:) خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست و تا زمانی که در میان آنها بودم مراقب و گواهشان بودم و چون مرا بر گرفتی تو خودت مراقب آنها بودی و تو بر هر چیز گواهی

﴿118﴾ اگر آنها را عذاب کنی آنان بندگان تو هستند و اگر آنها را بیامرزی تو نیرومند حکیمی»

﴿119﴾ خداوند فرمود:« امروز؛ روزی است که راستی راستگویان به آنها سود می بخشد، برای آنها باغهای ( از بهشت) است که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است و تا ابد، جاودانه در آن می مانند، خداوند از آنها خشنود است وآنها از او خشنودند، این رستگاری بزرگ است»

﴿120﴾ فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست از آن خداست؛ و او بر هر چیز تواناست

الأنعام

Surah 6

﴿1﴾ ستایش برای خداوندی است که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکها و نور را پدید آورد، و با این همه آنهایی که کافران شدند با پروردگار خویش دیگری را برابر می دارند (و به اوشرک می آورند)

﴿2﴾ او کسی است که شما را از گل آفرید، سپس مدتی را مقرر کرد، و (برای قیامت) مدتی معین نزد اوست، با این همه شک می کنید

﴿3﴾ و اوست خداوند معبود در آسمانها و در زمین، نهان شما و آشکار شما را می داند، و آنچه به دست می آورید (و انجام می دهید) می داند

﴿4﴾ و هیچ نشانه ای از نشانه های پروردگارشان برای آنان نمی آید، مگر اینکه رویگردان می شوند

﴿5﴾ به راستی آنان حق را هنگامی که سراغشان آمد، تکذیب کردند، پس به زودی خبر چیزهایی که به مسخره می گرفتند به آنهاخواهد رسید

﴿6﴾ آیا ندیدند که پیش از آنها چه قدر از امتها را هلاک کردیم؟ (امتهای) که در زمین به آنها (قدرت و) افتدار داده بودیم که به شما (چنان قدرت و) اقتداری نداده ایم، و بارانهای پی در پی از آسمان بر آنها فرستادیم، و از زیر (آبادیهای) آنها رودها را جای ساختیم، آنگاه آنان را به کیفر گناهاشان نابودشان کردیم، و پس از آنها گروهی دیگر را پدید آوردیم

﴿7﴾ و اگر کتابی (نوشته) بر کاغذ بر تو نازل کنیم، که آن را با دستهای خود لمس کنند؛ قطعاً کسانی که کافر شدند، می گویند:« این (چیزی) جز جادویی آشکار نیست»

﴿8﴾ و گفتند:« چرا فرشته ای بر او نازل نشده است؟ (تا او را تصدیق کند؟)» و اگر فرشته ای می فرستادیم، (و ایمان نمی آوردند) قطعاً کار به پایان می رسید، سپس به آنها (هیچگونه) مهلتی داده نمی شد (و هلاک می شدند)

﴿9﴾ و اگر او (= فرستاده) را فرشته ای قرار می دادیم، حتماٌ وی را به صورت یک مرد در می آوردیم، باز هم (به گمان آنان کار را بر آنها) مشتبه می ساختیم همانگونه که آنها (بر خود و دیگران) مشتبه می سازند (و جای شبه باقی می ماند)

﴿10﴾ (ای پیامبر) بتحقیق پیامبران پیش از تو (نیز) مسخره شدند، پس (سزای) آنچه مسخره اش می کردند؛ بر سر تمسخر کنندگان فرود آمد (و آنها را احاطه کرد)

﴿11﴾ بگو: «در زمین گردش کنید، سپس بنگرید سر انجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است»

﴿12﴾ بگو: «آنچه در آسمانها و زمین است، از آن کیست؟» بگو: «از آن خداست، که رحمت را بر خود مقرر داشته است، قطعاً شما را در روز قیامت که در آن شکی نیست، گرد خواهد آورد، کسانی که به خویش زیان رسانده اند پس ایمان نمی آورند

﴿13﴾ و از آن اوست، آنچه در شب و روز آرام گیرد، و او شنوایی داناست»

﴿14﴾ بگو: «آیا غیر خدا را ولی و یاور گیرم؟ (خدایی) که پدید آورنده ی آسمانها و زمین است، اوست که روزی می دهد، و به او روزی نمی دهند». بگو:«من مأمورم که نخستین کسی باشم که اسلام آورده است، و (فرمان یافته ام که) از مشرکان نباش»

﴿15﴾ بگو: «همانا من اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روز بزرگ می ترسم»

﴿16﴾ هر کس که در آن روز (عذاب را) از او بگردانند (و به وی عذاب نرسد) قطعاً (خداوند) به او رحم نموده است؛ و این پیروزی آشکار است

﴿17﴾ اگر خداوند (بخواهد) زیانی به تو برساند، هیچ کس جز او نمی تواند آن را دفع کند، و اگر خیری به تو رساند، پس او بر همه چیز تواناست

﴿18﴾ و اوست که بر بندگان خود مسلط و چیره است، و او حکیم آگاه است

﴿19﴾ بگو: «چه چیز در گواهی بزرگتر (و برتر) است؟» بگو: «خداوند، میان من و شما گواه است، و این قرآن بر من وحی شده تا شما و تمام کسانی را که به آنها می رسد؛ با آن بیم دهم، آیا براستی شما گواهی می دهید که با خداوند معبودهای دیگری هستند؟» بگو: «من گواهی نمی دهم» بگو: «همانا او تنها معبود یگانه است، و من از آنچه با او شریک قرار می دهید، بیزارم»

﴿20﴾ کسانی که به آنها کتاب داده ایم، به خوبی او را می شناسند، همان گونه که فرزندان خود را می شناسند، کسانی که به خویش زیان رسانده اند پس ایمان نمی آورند

﴿21﴾ و چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد، یا آیاتش را تکذیب کند؟ به راستی ستمکاران رستگار نخواهند شد

﴿22﴾ و روزی که همه آنها را گرد آوریم، سپس به کسانی که شرک ورزیده اند؛ می گوییم: «معبودهایی که آنها را شریک خدا می پنداشتید؛ کجا هستند؟»

﴿23﴾ آنگاه پاسخ و عذرشان جز این نباشد که گویند: «به خداوند پروردگارمان سوگند، که ما مشرک نبودیم!»

﴿24﴾ بنگر چگونه بر خویشتن دروغ گفتند، و آن دروغهایی که ساخته بودند همه محو و نابود شد

﴿25﴾ و از آنان کسانی هستند که به تو گوش فرا می دهند، و ما بر دلهایشان پرده ها افکنده ایم تا آن را نفهمند،و در گوشهایشان سنگینی (قرار داده ایم) و اگر تمام معجزه ها را ببینند، به آن ایمان نمی آورند، تا اینکه نزد تو آیند و با تو مجادله کنند، کسانی که کافر شدند، گویند: «این جز افسانه های پیشینیان نیست»

﴿26﴾ و آنها (مردم را) از (پیروی) او (= پیامبر) باز می دارند، و خود (نیز) از او دور می شوند، آنها جز خویشتن (کسی) را هلاک نمی کنند و نمی دانند

﴿27﴾ و اگر (آنها را) هنگامی که در برابر آتش نگه داشته اند؛ ببینی (شگفت زده می شوی) پس می گویند: «ای کاش باز گردانده می شدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی کردیم، و از مؤمنان می بودیم»

﴿28﴾ (نه چنین نیست) بلکه آنچه را که پیش از این پنهان می کردند برایشان آشکار شده، و اگر باز گردانده شوند، بی تردید به آنچه از آن نهی شده بودند؛ باز می گردند، و اینان دروغگو یانند

﴿29﴾ و گفتند: «هیچ چیزی جز این زندگی دنیای ما نیست، و ما هرگز بر انگیخته نخواهیم شد»

﴿30﴾ و اگر آنها را به هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان باز داشته شده اند ببینی (شگفت زده می شوی، و خداوند به آنها) می فرماید: «آیا این حق نیست؟» گویند: «چرا قسم به پروردگارمان (حق است)(خداوند) می فرماید: « پس به سزای آنکه کفر می ورزیدید عذاب را بچشید»

﴿31﴾ آنها که لقای پروردگار را تکذیب کردند؛ قطعاً زیان دیدند، هنگامی که ناگهان قیامت به سراغشان بیاید، گویند: «ای افسوس بر ما که درباره ی آن کوتاهی کردیم». و آنها (بار) گناهانشان را بر پشت های خود حمل می کنند، چه بد باری است آنچه را حمل می کنند

﴿32﴾ زندگی دنیا چیزی جز بازیچه و سرگرمی نیست، و قطعاً سرای آخرت برای کسانی که پرهیزگارند، بهتر است، آیا نمی اندیشید؟

﴿33﴾ یقیناً ما می دانیم که آنچه می گویند، تو را غمگین می کند، پس آنها (در حقیقت) تو را تکذیب نمی کنند، بلکه (این) ستمکاران، آیات خدا را انکار می کنند

﴿34﴾ و براستی پیامبرانی پیش از تو تکذیب شدند، و در برابر تکذیب ها صبر کردند و (در این راه) آزاردیدند؛ تا یاری ما به آنها رسید، وهیچ کس نمی تواند کلام خدا را تغییر دهد، و بی گمان اخبار پیامبران به تو رسیده است

﴿35﴾ و اگر روی گردانی آنها بر تو گران آمده است،پس اگر می توانی نقبی در زمین (بزنی) یا نردبانی به آسمان بجوی، آنگاه نشانه ای (دیگر) برای آنها بیاوری! (پس چنان کن). و اگر خدا بخواهد آنها را بر هدایت گرد می آورد، پس هرگز از نادانان مباش

﴿36﴾ تنها کسانی (دعوت تو را) اجابت می کنند که گوش شنوا دارند، و خداوند مردگان را (در روز قیامت) بر می انگیزد، سپس به سوی او باز گردانده می شوند

﴿37﴾ و گفتند: «چرا نشانه ای از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است؟» بگو: « بی گمان خداوند، قادر است که نشانه ای نازل کند» ولی بیشتر آنها نمی دانند

﴿38﴾ هیچ جننبده ای در زمین نیست، و نه هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند، مگر اینکه امتهایی مانند شما هستند، ما در کتاب (لوح محفوظ) هیچ چیز را فرو گذار نکردیم، سپس به سوی پروردگارشان محشور می گردند

﴿39﴾ و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، کر و لال هستند (از شنیدن حق و گفتن حق و) در تاریکیهای قرار دارند، هر کس را خدا بخواهد گمراه می کند، و هر کس را بخواهد؛ او را بر راه راست قرار خواهد داد

﴿40﴾ بگو: «اگر راست می گویید، به من خبر دهید اگر عذاب خدا به سراغ شما آید، یا قیامت بر پا شود، آیا غیر از خدا را می خوانید؟!»

﴿41﴾ (نه) بلکه تنها او را می خوانید، و اگر او بخواهد مشکلی را که برای آن؛ او را خوانده اید، بر طرف می سازد، و آنچه را شریک او قرار می دهید ؛ فراموش خواهید کرد

﴿42﴾ و ما بتحقیق به سوی امتهایی که پیش از تو بودند، (پیامبرانی) فرستادیم، (چون نافرمانی کردند) پس آنها را به رنج و سختیها گرفتار ساختیم، تا زاری کنند (و تسلیم گردند)

﴿43﴾ پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنها رسید زاری نکردند؟(و تسلیم نشدند؟!) بلکه دلهای آنها سخت شد، و شیطان، هر کاری که می کردند، در نظرشان آراست

﴿44﴾ پس چون آنچه را به آنها یاد آوری شده بود فراموش کردند، درهای همه چیز را به روی آنها گشودیم تا وقتی که به آنچه داده شدند شاد گشتند، ناگهان آنها را گرفتیم، در این هنگام همه مأیوس شدند

﴿45﴾ پس ریشه قومی که ستم کرده بودند، قطع شد، و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است

﴿46﴾ بگو: «به من خبر دهید، اگر خداوند، گوش شما و چشمهایتان را بگیرد، و بر دلهای شما مهر بزند کدام معبود جز خدا (می تواند) آنها را به شما بازگرداند؟!» ببین چگونه آیات را (به شیوهای) گوناگون (بیان) می کنیم، سپس آنها روی می گردانند

﴿47﴾ بگو :« به من خبر دهید اگر عذاب خدا ناگهان یا آشکارا به سراغ شما بیاید؛ آیا جز قوم ستمکاران نابود می شوند؟!»

﴿48﴾ وما پیامبران را جزبشارت دهنده وبیم دهنده نمی فرستیم، پس هر کس که ایمان آورد و ( خویشتن را) اصلاح کند نه ترسی بر آنان است و نه آنان اندوهگین می شوند

﴿49﴾ و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند؛ بخاطر ( کفر و) نافرمانی شان عذاب به آنان می رسد

﴿50﴾ بگو :«من نمی گویم خزاین خدا نزد من است و غیب نمی دانم، و به شما نمی گویم من فرشته هستم، جز از آنچه به من وحی می شود؛ پیروی نمی کنم». بگو :« آیا نابینا و بینا یکسانند؟! چرا نمی اندیشید؟!»

﴿51﴾ و با آن (= قرآن) کسانی را که می ترسند به سوی پروردگارشان گرد آیند؛ بیم ده (زیرا که) برایشان ( در آن روز) دوست و شفیعی جز او (= خدا) نیست؛ باشد که پرهیزگاری پیشه کنند

﴿52﴾ و کسانی را که صبح و شام پروردگارشان را می خوانند (و) خشنودی او را می خواهند (از خود) دور مکن، نه چیزی از حساب آنها بر توست و نه چیزی از حساب تو بر آنها؛ پس اگر آنها را طرد کنی از ستمکاران خواهی بود

﴿53﴾ و این چنین بعضی از آنها را با بعض دیگر آزمودیم؛ تا بگویند:« آیا اینها هستند که خدا از میان ما بر آنان منت نهاده (و نعمت هدایت بخشیده)است؟!» آیا خداوند به سپاسگزاران دانا تر نیست؟

﴿54﴾ و هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند (به آنها) بگو:« سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود فرض کرده که هر کس از شما از روی نادانی کار بدی مرتکب شود؛ سپس بعد از آن توبه و درستکاری کند، البته او آمرزنده ی مهربان است»

﴿55﴾ و این چنین آیات را به تفصیل بیان می کنیم و تا راه مجرمان (و گناهکاران) آشکار گردد

﴿56﴾ بگو:« من از پرستش کسانی که غیر از خدا می خوانید؛ نهی شده ام». بگو:«من از هوسهای شما پیروی نمی کنم که اگر چنین کنم؛ قطعاً گمراه شده ام و از هدایت یافتگان نخواهم بود»

﴿57﴾ بگو :«من دلیل روشنی از پروردگارم دارم و شما آن را تکذیب کرده اید و آنچه شما بدان شتاب دارید( از نزول عذاب) نزد من نیست؛ حکم و فرمان تنها از آن خداست، حق را بیان می کند و او بهترین جدا کننده (ی حق از باطل) است»

﴿58﴾ بگو:«اگر آنچه که شما بدان شتاب دارید ( از نزول عذاب) نزد من بود (بر شما نازل می کردم و) کار میان من و شما به پایان می رسید، و خداوند به ستمکاران داناتر است»

﴿59﴾ و کلیدهای غیب نزد اوست؛ و جز او کسی آنها را نمی داند، آنچه را در خشکی و دریاست می داند، و هیچ برگی ( از درختی) نمی افتد؛ مگر اینکه آن را می داند، و نه هیچ دانه ای در تاریکیهای زمین و نه هیچ تر و خشکی (وجود دارد) مگر اینکه در کتابی آشکار ( = لوح محفوظ ثبت) است

﴿60﴾ و او کسی است که (روح) شما را درشب ( هنگام خواب) می گیرد و آنچه در روز کرده اید می داند، سپس شما را در آن (روز از خواب) بر می انگیزد تا موعد مقرر فرا رسد، سپس بازگشت شما به سوی اوست، آنگاه شما را از آنچه انجام می دادید؛ آگاه می سازد

﴿61﴾ و او بر بندگانش چیره است و نگهبانانی ( از فرشتگان) بر شما می فرستد تا زمانی که یکی از شما را مرگ فرا رسد؛ فرستادگان ما ( ملک الموت ودستیارانش) جانش را می گیرند، و آنها (در انجام مأموریت خود) کوتاهی نمی کنند

﴿62﴾ سپس به سوی خدا که مولای حقیقی آنهاست باز می گردند، بدانید که حکم (و داوری) مخصوص اوست، و او زود شمار ترین حسابگران است

﴿63﴾ بگو: «چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا رهایی می بخشد؟! او را با تضرع و زاری و (در) پنهانی می خوانید (و می گویید:) اگر ما را از این (خطرات و بلاها) رهایی بخشد؛ مسلماً از شکر گزاران خواهیم بود»

﴿64﴾ بگو:«خداوند شما را ازاینها وازهراندوهی می رهاند، باز هم شما شرک می ورزید»

﴿65﴾ بگو:« او قادر است بر آنکه عذابی از بالای (سر) تان یا از زیر پایتان؛ بر شما بفرستد، یا شما را بصورت گروه گروه (و پراکنده) با هم بیامیزد و ( طعم) جنگ ( و دو دستگی) را به هر یک از شما بوسیله ی دیگری بچشاند». بنگر، چگونه آیات را گوناگون بیان می کنیم؛ تا آنان دریابند

﴿66﴾ قوم تو آن(= قرآن) را تکذیب کردند در حالی که آن حق است. بگو: «من بر شما نگهبان نیستم»

﴿67﴾ هر خبری (سر انجام و) قرار گاهی دارد، و به زودی خواهید دانست

﴿68﴾ و هر گاه کسانی را دیدی که در آیات ما (از روی عناد و مسخره) به بحث و گفتگو می پردازند، از آنان روی بگردان؛ تا به سخن دیگری بپردازند. و اگر شیطان تو را به فراموشی افکند، پس هرگز بعد از یاد آوردن با گروه ستمگران منشین

﴿69﴾ و چیزی از حساب (و گناه) آنها بر (عهده) پرهیزگاران نیست، ولی (همنشینی باید) برای پند دادن (و یاد آوری) باشد، شاید که پرهیزگاری پیشه کنند

﴿70﴾ و کسانی را که آیین خود را به بازیچه و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را فریب داده است، رها کن، و با این (قرآن) اندرز شان بده، تا مبادا کسی به (کیفر) آنچه کرده است، (از کردار بد و گناه) گرفتار (و هلاک) شود، (و در قیامت) جز خدا؛ نه یاوری دارند، و نه شفاعت کننده ای، و (چنین افرادی) هر فدیده ای را به جای خود بدهند، از او پذیرفته نخواهد شد. آنها کسانی هستند که به (کیفر) آنچه کرده اند؛ گرفتار شده اند، نوشابه ای از آب جوشیده برای آنهاست و عذاب دردناکی؛ بخاطر اینکه کفر می ورزیدند

﴿71﴾ بگو: «آیا غیر از خدا، چیزی را بخوانیم که نه ما را سود می دهد و نه زیان می رساند؟! و به عقب بر گردیم بعد از آنکه خداوند ما را هدایت کرده است؟! همچون کسی که شیطان او را (با وسوسه) در زمین گمراه کرده و سر گردان مانده است، در حالی که او یارانی دارد، او را به هدایت دعوت می کنند، (و می گویند:) به سوی ما بیا». بگو:« به راستی هدایت خداوند، هدایت (واقعی) است، و به ما امر شده که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم

﴿72﴾ و اینکه نماز را بر پا دارید، و از او بترسید، و تنها اوست که به سویش محشور می شوید»

﴿73﴾ و اوست (آن خالق یکتا) که آسمانها و زمین را به حق آفرید، و روزی که می فرماید: «باش» پس موجود می شود، گفتار او حق است، و روزی که در صور (= شیپور) دمیده می شود؛ فرمانروایی از آن اوست، دانای پنهان و آشکار است، و او حکیم آگاه است

﴿74﴾ و (بیاد آور) هنگامی را که ابراهیم به پدرش آزر گفت: «آیا بتها را به خدایی می گیری؟!من تو و قوم تو را در گمراهی آشکار می بینم»

﴿75﴾ و اینچنین، ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم، تا از یقین کنندگان باشد

﴿76﴾ پس هنگامی که (تاریکی) شب او را پوشانید، ستاره ای دید، گفت:«این پروردگار من است» و چون غروب کرد؛ گفت:«غروب کنندگان را دوست ندارم»

﴿77﴾ پس هنگامی که ماه را تابنده دید؛ گفت: «این پروردگار من است». و چون غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلماً از گروه گمراهان خواهم بود»

﴿78﴾ پس هنگامی که خورشید را درخشنده دید، گفت: « این پروردگار من است؛ این بزرگتر است». اما وقتی که غروب کرد، گفت: «ای قوم! من از آنچه (برای خدا) شریک قرار می دهید، بیزارم»

﴿79﴾ بتحقیق من روی خود را به سوی کسی آوردم که آسمانها و زمین را پدپد آورد، حقگرایم و از مشرکان نیستم

﴿80﴾ و قومش با وی به مجادله و ستیز پرداختند، گفت: «آیا درباره ی خدا با من مجادله وستیز می کنید؛ در حالی که مرا هدایت کرده است؟! و من از آنچه با او شریک قرار می دهید، نمی ترسم، مگر پروردگارم چیزی را بخواهد، علم و دانش پروردگارم همه چیز را در برگرفته است، آیا پند نمی گیرید؟

﴿81﴾ و چگونه از چیزی که شریک او قرار داده اید؛ بترسم؟! در حالی که شما نمی ترسید از آنکه چیزی را شریک خداوند قرار داده اید که هیچ گونه دلیلی درباره ی آن بر شما نازل نکرده است، پس اگر می دانید کدام یک از این دو دسته به ایمنی شایسته تر است؟

﴿82﴾ آنان که ایمان آورده اند، و ایمان خود را به شرک نیالودند، ایمنی از آن آنهاست؛ و آنها هدایت شدگانند»

﴿83﴾ و اینها حجت و دلایل ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم، درجات هر کس را بخواهیم بالا می بریم،همانا پروردگار تو، حکیم داناست

﴿84﴾ و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم، و هر یک را هدایت کردیم، و نوح را (نیز) پیش از آن هدایت نمودیم، و از فرزندان او داوود، و سلیمان، و ایوب و یوسف و موسی و هارون را (هدایت کردیم) و این چنین نیکوکاران را پاداش می دهیم

﴿85﴾ و (نیز) زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (هدایت نمودیم) همه از صالحان بودند

﴿86﴾ و اسماعیل و الیسع، و یونس و لوط را (هدایت کردیم) و همه را بر جهانیان برتری داده ایم

﴿87﴾ و (نیز) از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان و(برخی را برتری دادیم) و برگزیدیم وبه راه راست هدایت نمودیم

﴿88﴾ این هدایت خداست، که هر کس از بندگانش را بخواهد با آن هدایت می کند. و اگر شرک می ورزیدند؛ هرآینه آنچه را که انجام داده بودند از (اعمال نیک) آنها نابود می شد

﴿89﴾ آنها کسانی هستند که کتاب و حکمت و نبوت به آنان دادیم، پس اگر این (مشرکان) به آن (آیات قرآن) کفر ورزند، بتحقیق ما گروهی را بر آن می گماریم که نسبت به آن کافر نیستند

﴿90﴾ آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده است ؛ پس به روش آنان اقتدا کن، بگو: « من در برابر این (رسالت) پاداشی از شما نمی طلبم، این (رسالت و دعوت) چیزی جز (پند و) یاد آوری برای جهانیان نیست»

﴿91﴾ و آنها (مقام و عظمت) خداوند را آن گونه که شایسته است؛ نشناخته اند، که گفتند: «خداوند بر هیچ بشری چیزی را نازل نکرده است» بگو:« کتابی را که موسی برای روشنایی و هدایت مردم آورد، چه کسی نازل کرده است؟! (شما) آن را به صورت نوشته های پراکنده قرار می دهید، قسمتی را آشکار و بسیاری را پنهان می کنید، و چیزی هایی به شما آموزش داده شده که نه شما می دانستید و نه پدرانتان، (از آن با خبر بودند)» بگو: « خدا (آن را نازل کرده است)» سپس آنها را با سخنان باطل شان، رها کن تا (سر گرم باشند) و بازی کنند

﴿92﴾ و این (قرآن) کتابی است مبارک که نازل کردیم، که آنچه را پیش از آن (از کتابهای آسمانی) آمده تصدیق می کند، و تا اهالی مکه و کسانی را که گرد آن ساکنند؛ بیم دهی، و کسانی که به آخرت ایمان دارند به آن (نیز) ایمان می آورند، و آنان بر نمازهای خود محافظت می کنند

﴿93﴾ و چه کسی ستمکار تر است از کسی که دروغی به خدا ببندد، یا بگوید: «به من وحی شده است». در حالی که به او وحی نشده است، و کسی که بگوید: «من (نیز) همانند آنچه خدا نازل کرده است، نازل می کنم!» و (شگفت زده می شوی) اگر ببینی هنگامی که (این) ستمکاران در سکرات مرگ فرو رفته اند، و فرشتگان (قبض روح) دستها را گشوده (و به آنان می گویند:) «جانهایتان را بیرون آورید! امروز عذاب خفت باری در برابر آنچه ناحق بر خدا می گفتید، و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، خواهید دید»

﴿94﴾ و (در روز قیامت خداوند می فرماید:) «همانا شما یکه (و تنها) به سوی ما آمدید، همان گونه که روز اول شما را آفریدیم، و آنچه را به شما بخشیده بودیم، پشت سرتان رها کردید، و شفیعانی را که شریک در (امور) خود می پنداشتید با شما نمی بینیم، مسلماً (پیوند و روابط) میان شما بریده شده است، و آنچه را (خدایان و حامیان خود) می پنداشتید، از شما دور و گم شده اند

﴿95﴾ همانا خداوند شکافنده ی دانه و هسته است، زنده را از مرده خارج می سازد، و مرده را از زنده بیرون می آورد، این است خدای شما، پس چگونه (از حق) منحرف می شوید؟

﴿96﴾ (او) شکافنده ی صبح است، و شب را (مایه ی) آرامش و خورشید و ماه را (وسیله ی) حساب (زمان) قرار داده است، این اندازه گیری خداوند توانای داناست

﴿97﴾ و او کسی است که ستارگان را برای شما قرار داد، تا در تاریکیهای خشکی و دریا بوسیله ی آنها راه یابید. بتحقیق ما آیات (و نشانه های خود) را برای گروهی که می دانند (بتفصیل) بیان داشتیم

﴿98﴾ و او کسی است شما را از یک تن آفرید، پس شما را قرار گاه و امانت گاهی است، ما آیات (خود) را برای گروهی که در می یابند (به تفصیل) بیان نمودیم

﴿99﴾ و او کسی است که از آسمان آبی نازل کرد، پس بوسیله ی آن گیاهان گوناگون (از زمین) بیرون آوردیم، سپس از آن سبزه ها پدید آوردیم، که از آن دانه های متراکم، و از شکوفه ی نخل خوشه هایی نزدیک به یکدیگربیرون آوردیم. و باغهایی از انگور، و زیتون و انار، (میوه هایی) که برخی شبیه هم و برخی بی شباهت به هم هستند (بیرون آوردیم). هنگامی که میوه داد (و به بارنشست) به میوه ی آن، و (به) رسیدنش بنگرید که همانا در آن نشانه هایی است برای گروهی که ایمان دارند

﴿100﴾ و (مشرکان) برای خدا شریکهای ازجن قرار دادند، در حالی که (خداوند) آنها را آفریده است، و از روی نادانی برای خدا پسران و دخترانی ساختند، خداوند منزه و برتر است از آنچه توصیف می کنند

﴿101﴾ (او) پدید آورنده ی آسمانها و زمین است، چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! در حالی که همسری ندارد؟ و همه چیز را آفریده، و او به هر چیز داناست

﴿102﴾ این است خداوند، پروردگار شما، هیچ معبودی (بحق) جز او نیست، آفریننده ی همه چیز است، پس او را بپرستید، و او بر همه چیز (کار ساز و) نگهبان است

﴿103﴾ چشمها او را در نمی یابند، و او چشمها را در می یابد، و او بار یک بین آگاه است

﴿104﴾ (ای پیامبر به مشرکین بگو:) (دلائل و) بینشهایی از (جانب) پروردگارتان برای شما آمد، پس کسی که ببیند، به (سود) خود اوست، و کسی که (از دیدن آن چشم بپوشد و) نابینا شود، پس به زیان خود اوست، و من (مراقب و) نگهبان شما نیستم

﴿105﴾ و اینچنین آیات را گوناگون بیان می کنیم، تا مبادا بگویند: «درس خوانده ای» و ما این آیات را برای گروهی که می دانند (و درک می کنند) بیان می کنیم

﴿106﴾ از آنچه که از سوی پروردگارت بر تو وحی شده، پیروی کن، هیچ معبودی (بحق) جز او نیست، و از مشرکان روی بگردان

﴿107﴾ و اگر خدا می خواست شرک نمی ورزیدند، (و به اجبار ایمان می آوردند) و ما تو را بر آنان نگهبان قرار نداده ایم، و تو کار سازشان نیستی

﴿108﴾ و کسانی را که (مشرکان) به جای خدا می پرستند؛ دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روی دشمنی و جهالت؛ خدا را دشنام دهند، اینچنین برای هر امتی عملشان را آراستیم، آنگاه باز گشت آنها به سوی پروردگارشان است، پس آنها را از آنچه عمل می کردند، آگاه می سازد

﴿109﴾ و آنها به سخت ترین سوگند هایش به خدا سوگند یاد کردند که اگر معجزه ای برای آنان بیاید، قطعاً به آن ایمان می آورند، بگو: «معجزات فقط نزد خداست (و در اختیار من نیست) و (شما ای مؤمنان) چه می دانید که هر گاه معجزه ای (هم) بیاید، ایمان نمی آورند؟!»

﴿110﴾ و ما دلهایشان و دیدگانشان را دگرگون می کنیم همانگونه که از اول به آن ایمان نیاوردند، و آنان را در سر کشی شان سرگردان رها می سازیم

﴿111﴾ و اگر فرشتگان را بر آنها نازل می کردیم، و مردگان با آنها سخن می گفتند، و همه چیز را در برابرشان گرد می آوردیم، هرگز ایمان نمی آورند، مگر آنکه خدا بخواهد، ولی بیشترشان نمی دانند

﴿112﴾ و این چنین برای هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم، که سخنان فریبنده و بی اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر القاء می کردند، و اگر پروردگارت می خواست، چنین نمی کردند، پس آنها را با (تهمت و) دروغهایشان واگذار

﴿113﴾ و تا دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند به آن متمایل گردد، و به آن خوشنود شوند، و هر گناهی که بخواهند، انجام دهند

﴿114﴾ (ای پیامبر بگو:) آیا غیر خدا را به داوری طلب کنم؟! و حال آنکه او کسی است که (این) کتاب روشن (که همه چیز در آمد بیان شده) به سوی شما نازل کرده است، و کسانی که به آنها کتاب (آسمانی) داده ایم؛ می دانند که این (قرآن) به حق از سوی پروردگارت نازل شده است، بنابراین هرگز از تردید کنندگان مباش

﴿115﴾ و کلام پروردگار تو با صدق و عدل به انجام رسید، هیچ کس نمی تواند کلمات او را دگرگون سازد، و او شنوای داناست

﴿116﴾ و اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند،زیرا (آنها) جز از گمان پیروی نمی کنند، و جز به دروغ سخن نمی گویند

﴿117﴾ به راستی پروردگارت به کسانی که از راه او گمراه می شوند، آگاه تر است، و او به هدایت یافتگان (نیز) آگاه تر است

﴿118﴾ پس اگر به آیات او ایمان دارید از (گوشت) آنچه نام خدا (هنگام ذبح) بر آن برده شده، بخورید

﴿119﴾ و چرا از چیزهایی که (هنگام ذبح) نام خدا بر آنها برده شده نمی خورید؟! حال آنکه (خداوند) آنچه را بر شما حرام کرده، به روشنی بیان نموده است! مگر اینکه ناچار باشید. و همانا بسیاری (از مردم) به خاطر هوی و هوس و بی دانشی (دیگران را) گمراه می کنند، بی گمان پروردگارت به (حال) تجاوز کاران داناتر است

﴿120﴾ و گناه آشکار و پنهان را رها کنید، همانا آنانکه مرتکب گناه می شوند، بزودی در برابر آنچه مرتکب می شوند، مجازات خواهند شد

﴿121﴾ و از آنچه (هنگام ذبح) نام خدا بر آن برده نشده، نخورید و همانا این (عمل) نافرمانی (و گناه) است و به راستی شیاطین به دوستان خود (شبه های) القا می کنند، تا با شما مجادله کنند، و اگر از آنها اطاعت کنید بی گمان مشرک خواهید بود

﴿122﴾ آیا کسی که (با کفر) مرده بود، پس (با هدایت) او را زنده کردیم، و نوری برایش قرار دادیم که با آن در (میان) مردم راه می رود، همانند کسی است که در تاریکیها باشد، و از آن خارج نگردد؟! این چنین برای کافران آنچه که انجام می دادند آراسته شده است

﴿123﴾ و اين گونه در هر شهر و دياری, بزرگان (وسران) گنا ه کارانشان را قرار داديم, تا در آن نيرنگ کنند, ولی نمی دانند که جز با خودشان مکر نمی ورزند

﴿124﴾ وچون نشانه ای برای آنها بيايد, می گويند: «ماهر گز ايمان نمیآوريم, مگر اينکه همانند آنچه به پيامبران خدا داده شده, (به ما هم) داده شود». خداوند آگاه تراست که رسالت خويش را کجا قرار دهد, بزودی به کسانی که مرتکب گناه شدند, به سزای مکری كه می ورزيدند؛ از جانب خدا خواری, وعذاب سختی خواهد رسيد

﴿125﴾ پس هرکس را که خدا بخواهد هدايت کند, سنيه اش را برای (قبول) اسلام می گشايد, و هرکس را که بخواهد گمراه کند, سينه اش راچنان تنگ می کند که گويا به آسمان بالا می رود, اين چنين خداوند پليدی را بر کسانی که ايمان نمی آورند؛ قرار می دهد

﴿126﴾ واين راه مستقيم پروردگار توست, بتحقيق ما آيات (خود) را برای گروهی که پند می گيرند, بيان کرديم

﴿127﴾ برای آنها (در بهشت) سرای آرامش وسلامتی نزد پروردگارشان خواهد بود, واو ولی ودوستدار آنهاست بخاطر اعمال (پسنديده ای) که انجام می دادند

﴿128﴾ وروزی که (خداوند) همه ی آنان را گرد آورد (ومی فرمايد:) «ای گروه جن, شما افراد زيادی از انسانها را گمراه کرديد». ودوستان آنها از آدميان می گويند: «پروردگارا! هر يک از ما دوگروه از يکديگر بهرمنده شديم, وبه آن مدتی که برای ما مقرر داشته بودی رسيديم». (خداوند) می فرمايد: «آتش جايگاه شماست, جاودانه در آن خواهيد ماند, مگر آنچه خدا بخواهد» بی گمان پروردگارتو حکيم داناست

﴿129﴾ واينچنين بعضی از ستمگران را به کيفر آنچه انجام می دادند به بعض ديگر وا می گذاريم

﴿130﴾ ای گروه جن وانس! آيا پيامبرانی از شما به سوی شما نيامدند که آيات مرا برايتان بخوانند, وشما را از ملاقات اين روزتان هشدار دهند گويند: «بر (ضد) خودمان گواهی می دهيم». وزندگی دنيا آنها را فريب داد, وبر (زيان) خودشان گواهی دهند که کافر بودند

﴿131﴾ اين (فرستادن پيامبران) بدان سبب است که پروردگارت هيچ گاه شهرها در حالی که مردمش غافل وبی خبر باشند, به ستم هلاک نمی کند

﴿132﴾ وبرای هر يک در برابر آنچه انجام داده اند درجاتی است, وپرودگارت از آنچه انجام می دهند؛ غافل نيست

﴿133﴾ وپروردگارت بی نياز (و) صاحب رحمت (بيکران) است, اگر بخواهد شما را می برد, وپس از شما هرکس را بخواهد جانشين می کند, چنانکه شما را از نسل گروهی ديگر به وجود آورد

﴿134﴾ مسلّماً آنچه به شما وعده داده می شود, خواهد آمد, وشما نمی توانيد (خدا را) ناتوان سازيد (واز کيفر الهی فرار کنيد)

﴿135﴾ بگو: «ای قوم من! به شيوۀ خود عمل کنيد, همانا من (نيز به شيوۀ خود) عمل می کنم, اما بزودی خواهيد دانست که چه کسی سرانجام نيک خواهد داشت, بتحقيق ستمکاران رستگار نخواهند شد»

﴿136﴾ و(مشرکان) از آنچه خداوند از زراعت وچهارپايان آفريده است, بهره ای برای او قرار دادند (ونيز بهره ای برای بتها) وبه گمان خود گفتند: «اين برای خداست, واين (هم) برای شريکان ما (= بتها) است, پس آنچه از آنِ شريکانشان بود به خدا نمی رسيد, وآنچه از آنِ خدا بود, به شريکانشان می رسيد, چه بد حکم می کنند

﴿137﴾ واين چنين شريکانشان برای بسياری از مشرکان؛ کشتن فرزندانشان را آراسته جلوه دادند. تا هلاکشان کنند, وآيين شان را برآنان مشتبه سازند, واگر خدا می خواست, چنين نمی کردند, پس آنهارا با تهمت هايشان واگذار

﴿138﴾ وگفتند: «اين چهار پايان وکشتزار ها (برای همه) ممنوع است, مگر کسانی که مابخواهيم ـ به گمان آنان ـ نبايد (از) آن بخورد». وچهار پايانی ديگراست که (سوار شدن بر) پشت آنها حرام است. و(نيز) چهار پايانی (ديگر) است که (هنگام ذبح) نام خدا را بر آن نمی بردند, (وبا اين کارشان) به خدا دروغ می بستند. و(خداوند) به زودی کيفر افتراهايشان را خواهد داد

﴿139﴾ وگفتند: «آنچه در شکم اين چهارپايان است مخصوص مردان ماست، و برهمسرانمان حرام است, واگر مرده باشد پس (همگی) در آن شريکند».بزودی (خداوند) کيفر اين توصيف آنها را می دهد, بی گمان او حکيم داناست

﴿140﴾ مسلّماً زيان کردند آنها که فرزندان خود را به نادانی کشتند؛ واز روی افتراء بر خداوند, آنچه را خدا روزی شان نموده بود (بر خود) تحريم کردند, بتحقيق آنها گمراه شدند وراه هدايت را نيافته بودند

﴿141﴾ و اوست که باغهايی دار بست وبی دار بست, ودرخت خرما وکشتزار با ميوه های گوناگون, وزيتون وانار را شبيه وبی شباهت پديد آورد. از ميوۀ آن به هنگامی که رسيد, بخوريد, وحق (= زکات) آن را در روز دروش بپردازيد, واسراف نکنيد، بی گمان او اسراف کنندگان را دوست ندارد

﴿142﴾ و (نيز) از چهار پايان, (حيوانات) باربر و(حيوانات) کوچک (که توان حمل بار ندارند آفريد). از آنچه خدا به شما روزی داده است بخوريد, واز گامهای شيطان پيروی مکنيد, بی گمان او دشمن آشکار شماست

﴿143﴾ هشت جفت (از چهار پايان آفريد) از ميش يک جفت (نروماده) واز بز يک جفت (نرو ماده), بگو: «آيا (خداوند) دونر را حرام کرده است, يا دو ماده را؟! يا آنچه که رحم های (اين) دو ماده در بر دارد؟! اگر راست می گوييد از روی علم به من خبر دهيد»

﴿144﴾ و از شتر يک جفت (نروماده) واز گاو يک جفت (نروماده, آفريد). بگو: «آيا دو نر را حرام کرده است يا دو ماده را؟! يا آنچه که رحم های (اين) دو ماده در بر دارد؟! آيا هنگامی که خداوند شما را به (تحريم) آن توصيه کرد, (حاضر و) گواه بوديد؟! پس چه کسی ستمکارتراست از آن کس که بر خدا دروغ بندد, تا مردم را از روی نادانی گمراه سازد؟! مسلّماً خداوند گروه ستمکاران را هدايت نمی کند»

﴿145﴾ بگو: «در آنچه بر من وحی شده است, (چيز) حرامی را که خوردن آن بر خورنده ای حرام باشد؛ نمی يابم, بجز اينکه مردار باشد يا خون ريخته شده يا گوشت خوک که پليداست, يا (حيوانی که در کشتنش) نافرمانی (خدا) شده, (هنگام ذبح) نام غيرخدا برآن برده شده باشد, اما کسی که (به خوردن آنها) ناچار گردد, بی آنکه خواهان لذت آن باشد ويا زياده روی وتجاوز کند (گناهی بر وی نيست) بی گمان پروردگارت آمرزندۀ مهربان است

﴿146﴾ و بر يهوديان, هر (حيوان) ناخن دار را حرام کرديم, واز گاو وگوسفند, پيه آن دو را بر آنها حرام ساختيم, مگر آنچه (از پيه وچربی) که بر پشت آنها قرار دارد, ويا در لابه لای روده ها يا آنچه به استخوان آميخته است, اين را به سبب سرکشی (وستمی) که می کردند؛ به آنها کيفر داديم, وحقاً ما راستگوييم

﴿147﴾ پس اگر تو را تکذيب کنند, بگو: «پروردگار شما دارای رحمتی گسترده است, وعذابش از گروه مجرم (وگناهکار) دفع نخواهد شد»

﴿148﴾ به زودی کسانی که شرک ورزيدند می گويند: «اگر خدا می خواست, نه ما شرک می آورديم ونه پدران ما, ونه چيزی را تحريم می کرديم» کسانی که پيش از آنها بودند (نيز) اين چنين تکذيب کردند, تا آنکه (طعم) عذاب ما را چشيدند. بگو: «آيا نزد شما (دليل و) دانشی است که آن را برای ما آشکار سازيد؟! شما فقط از پندارهای بی اساس پيروی می کنيد, وشما جز گزافه و دروغ نمی گوييد»

﴿149﴾ بگو: «دليل رسا (وقاطع) از آنِ خداست, پس اگر می خواست همه ی شما را هدايت می کرد»

﴿150﴾ بگو: «گواهان خود را که گواهی می دهند که خداوند اين را حرام کرده است, بياوريد!». پس اگر آنها (به دروغ) گواهی دهند, تو با آنان گواهی نده, واز هوی وهوس کسانی که آيات ما را تکذيب کردند, وکسانی که به آخرت ايمان ندارند و(بتها را) با خداوند برابر (وشريک) قرار می دهند, پيروی مکن

﴿151﴾ بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است, برايتان بخوانم: آنکه چيزی را شريک او قرار ندهيد, وبه پدر ومادر نيکی کنيد, وفرزندانتان را از (بيم) فقر نکشيد, ما شما وآنها را روزی می دهيم, وبه (کارهای) زشت ونا شايست آنچه آشکار باشد يا پنهان نزديک نشويد, وکسی را که خداوند (کشتنش) را حرام کرده است, جز به حق؛ نکشيد, اين چيزی است که خداوند شما را به آن سفارش نموده است, باشد که خرد ورزيد

﴿152﴾ وبه مال يتيم نزديک نشويد, مگر به نيکو ترين وجهی (که برای اصلاح باشد), تا به سن رشد خود (وبلوغ) برسد, و(حق) پيمانه و وزن را به عدالت ادا کنيد, ما هيچ کس را جز به اندازۀ توانش, تکليف نمی کنيم. وهرگاه سخن گوييد (يا داوری کنيد ويا شهادت می دهيد), پس عدالت را رعايت کنيد, حتی اگر در مورد نزديکان (شما) بوده باشد. وبه عهد وييمان خدا وفا کنيد, اين چيزی است که خداوند شما را به آن سفارش نموده است, تا متذکر شويد

﴿153﴾ واين راه مستقيم من است, پس از آن پيروی کنيد واز راههای (پراکنده) پيروی نکنيد, که شما را از راه خدا دور می کند, اين چيزی است که خداوند شما را به آن سفارش نموده است, شايد پر هيزگار شويد»

﴿154﴾ سپس به موسی کتاب (آسمانی) داديم تا (نعمت خود را) بر کسی که نيکو کار بوده تمام (وکامل) کنيم. وهمه چيز را به تفصيل بيان کرديم, و(آن را) مايه هدايت ورحمت (قرار داديم) شايد به لقای پروردگارشان ايمان بياورند

﴿155﴾ واين (قرآن) کتابی است پر برکت, که ما نازل کرديم, از آن پيروی کنيد, وپر هيزگار باشيد, تا مورد رحمت قرار گيريد

﴿156﴾ تا نگوييد: «کتاب (آسمانی) تنها بر دو طايفه پيش از ما (يهود ونصاری) نازل شده بود, وما از خواندن وآموختن آنها بی خبر بوديم»

﴿157﴾ يا بگوييد:«اگرکتاب (آسمانی) بر ما نازل می شد,از آنها راه يافته تر بوديم». مسلماً از جانب پروردگارتان دليل روشن, وهدايت ورحمت برای شما آمده است. پس چه کسی ستمکارتر است از کسی که آيات خدا را تکذيب کند, واز آن روی گرداند, به زودی کسانی را از آيات ما روی می گردانند, به عذابی سخت مجازات خواهيم داد

﴿158﴾ آيا انتظاری جز آن دارند که فرشتگان (مرگ) نزدشان بيايند؟ يا پروردگارت (خودش به سوی آنها) بيايد؟ يا بعضی از آيات پروردگارت بيايد؟! روزی که بعضی از آيات پروردگارت بيايد (وبر آنها ظاهر شود), ايمان آوردن افرادی که قبلاً ايمان نياورده اند, يا در ايمانشان (عمل) نيکی انجام نداده اند, سودی به حال آنها نخواهد داشت. بگو: «منتظر باشيد، بی گمان ما (نيز) منتظر خواهيم بود»

﴿159﴾ به راستی کسانی که آيين خود را پراکنده ساختند و ودسته دسته شدند, تو را با آنان هيچ گونه کاری نيست, کار آنها تنها با خداست, سپس آنها را از آنچه انجام می دادند, آگاه می سازد

﴿160﴾ (روز قيامت) هر کس (کار) نيکی آورد, پس ده برابر آن پاداش دارد, وهرکس (کار) بدی آورد, جز به مانند آن کيفر نخواهد ديد, وبر آنها ستمی نخواهد شد

﴿161﴾ بگو: «بتحقيق پروردگارم مرا به راه راست هدايت کرده است, دين درست (وپا برجا), دين (حنيف) ابراهيم حق پرست, که از مشرکان نبود»

﴿162﴾ بگو: «بی گمان نمازم, وعبادت (وقربانی) من, وزندگی ومرگ من, همه برای خداوند پروردگار جهانيان است

﴿163﴾ شريکی برای او نيست, وبه اين مأمور شده ام, ومن نخستين مسلمانم»

﴿164﴾ بگو: «آيا غير خدا, پروردگاری را بجويم در حالی که او پروردگار همه چيزاست؟! وهيچ کس گناهی مرتکب نمی شود؛ مگر آنکه به (زيان) خود اوست. وهيچ گناهکاری بارگناه ديگری را به دوش نمی گيرد, سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است, پس شما را از آنچه در آن اختلاف داشتيد, آگاه می کند

﴿165﴾ واو کسی است که شما را جانشينان در زمين قرار داد, ودرجات بعضی از شما را نسبت به بعضی ديگر برتری داد, تا شما را (بوسيله ی) آنچه که به شما داده است بيازمايد. مسلّماً پروردگارتو زود کيفراست وهمانا او آمرزندۀ مهربان است

الأعراف

Surah 7

﴿1﴾ المص (الف . لام . ميم. صاد)

﴿2﴾ اين کتابی است که بر تو نازل شده است, پس نبايد در سينه ات از آن تنگی باشد, تا به آن (مردم را) بيم دهی, وبرای مؤمنان پند (وتذکری) باشد

﴿3﴾ آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده, پيروی کنيد, واز اولياء (ومعبودهای) ديگر جز او, پيروی نکنيد, چه اندک پند می پذيريد

﴿4﴾ چه بسيار شهرها (وآباديها) که آنها را نابود کرديم, وعذاب ما به هنگام شب, يا در هنگام خواب نيمروز, به سراغشان آمد

﴿5﴾ وچون عذاب ما به سراغ آنها آمد, سخنی نداشتند جز اينکه گفتند: «بی گمان ما ستمکار بوديم»

﴿6﴾ مسلّماً ما از کسانی که (پيامبران) به سوی آنها فرستاده شدند, سؤال خواهيم کرد, والبته از پيامبران (نيز) سؤال می کنيم

﴿7﴾ يقيناً (کردارشان را) با علم (خود) برای شان بيان می کنيم, وما هرگز غايب نبوده ايم

﴿8﴾ وزن (وسنجش اعمال) در آن روز حق است, پس کسانی که کفهٴ ترازوی شان سنگين است, آنان که رستگارند

﴿9﴾ وکسانی که کفهٴ ترازوی شان سبک است, آنان کسانی هستند که به (خاطر انکار و) ستمی که نسبت به آيات ما می کردند به خويش زيان رساندند (وسر مايهٴ وجود خود را ازدست داده اند)

﴿10﴾ وبه راستی ما شما را در زمين اقتدار (واستقرار) داديم, ودر آن وسايل معيشت را برای شما قرار داديم. چه اندک شکر گزاری می کنيد

﴿11﴾ وبتحقيق ما شما را آفريديم, آنگاه شما را شکل وصورت داديم. سپس به فرشتگان گفتيم: «برای آدم سجده کنيد» پس (همه) سجده کردند؛ جز ابليس که از سجده کنندگان نبود

﴿12﴾ (خداوند) فرمود: «وقتی که تو را فرمان دادم, چه چيز مانع سجده کردنت شد؟!» (ابليس) گفت: «من از او بهترم, مرا ازآتش آفريده ای و او را از گِل (آفريده ای)»

﴿13﴾ فرمود: «از آن (بهشت) فرود آی, که حق تونيست که در آن تکبر ورزی, پس بيرون رو, بی شک تو از خوارشدگانی»

﴿14﴾ (ابليس) گفت: «تا روزی که (مردم) بر انگيخه می شوند, مرا مهلت ده»

﴿15﴾ (خداوند) فرمود: «مسلّماً تواز مهلت يافتگانی»

﴿16﴾ (ابليس) گفت: «پس به سبب آنکه مرا گمراه کردی, من (نيز) بر سر راه مستقيم تو برای (گمراه ساختن) آنها در کمين می نشينم

﴿17﴾ سپس از پيش روی شان واز پشت سرشان واز (سمت) راست شان واز (سمت) چپ شان بر آنها می تازم, وبيشترشان را شکر گزار نخواهی يافت»

﴿18﴾ (خداوند) فرمود: «از آن نکوهيده وخوار بيرون رو, قطعاً هرکس از آنها از تو پيروی کند, جهنم را از شما همگی پر خواهم کرد

﴿19﴾ وای آدم! تو وهمسرت در بهشت ساکن شو(يد), پس از هر جا که خواستيد, بخوريد, وبه اين درخت نزديک نشويد, که از ستمکاران خواهيد بود»

﴿20﴾ پس شيطان آن دو را وسوسه کرد, تا آنچه را از شرمگاهشان که از آنها پوشيده بود؛ در نظرشان آشکار سازد, وگفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اينکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شويد, يا از جاودانان گرديد»

﴿21﴾ وبرای آن دو سوگند ياد کرد که من برای شما از خير خواهانم

﴿22﴾ پس (به اين ترتيب) آنها را با فريب (از مقام ومنزلشان) فرود آورد, وچون از آن درخت چشيدند, شرمگاهشان بر آنها آشکار شد, وشروع کردند به قرار دادن برگ (درختان) بهشت بر خود (تا آن را بپوشانند) وپروردگارشان آنها را ندا داد: «آيا شما را از آن درخت منع نکردم, وبه شما نگفته بودم که شيطان دشمن آشکار شماست؟!»

﴿23﴾ (آن دو) گفتند: «پروردگارا! ما به خود ستم کرديم, واگر ما را نيامرزی وبر ما رحم نکنی, مسلّماً از زيانکاران خواهيم بود»

﴿24﴾ (خداوند) فرمود: «فرود آييد, در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود, وبرای شما در زمين تا مدت معينی قرارگاه وبهرمندی خواهد بود»

﴿25﴾ فرمود: «در آن زندگی می کنيد ودر آن می ميريد, و(در رستاخيز) از آن بيرون آورده خواهيد شد»

﴿26﴾ ای فرزندان آدم! به راستی برای شما لباسی که شرمگاهتان را می پوشاند و(مايهٴ) زينت شماست, نازل کرديم, ولباس تقوا بهتراست, اين از آيات (ونشانه های) خداوند است تا (انسانها) متذکر شوند

﴿27﴾ ای فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد, چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون کرد, ولباسشان را از تنشان کند؛ تا شرمگاهشان را به آنها نشان دهد. بی گمان او وهمکارانش شما را می بينند از جايی که شما آنهارا نمی بينيد, براستی ما شيطانها را دوستان کسانی قرار داديم که ايمان نمی آورند

﴿28﴾ وچون کارزشتی انجام دهند, گويند: «نياکان خود را بر اين (کار) يافته ايم, وخداوند ما را بدان فرمان داده است». بگو: «خداوند (هرگز) به کار زشت فرمان نمی دهد, آيا چيزی را که نمی دانيد به خدا نسبت می دهيد؟!»

﴿29﴾ بگو: «پروردگارم به عدالت فرمان داده است, و (نيز) در هر مسجدی (و به هنگام هر نمازی) روی هايتان را به سوی او کنيد و اورا (به دعا ونيايش) بخوانيد؛ در حالی که دين (خود) را برای او خالص گردانيد. همانطور که در آغاز شما را آفريد (بعد از مرگ, بارديگر بسويش) باز می گرديد

﴿30﴾ گروهی را هدايت نمود وگروهی (ديگر) گمراهی بر آنها محقق (وثابت) گشت, زيرا آنها شيطانها را به جای خداوند, سرپرست (ودوستان خويش) برگزيدند, وگمان می کنند که آنان هدايت يافته اند»

﴿31﴾ ای فرزندان آدم! به هنگام رفتن به مسجد (ودر هرنمازی) زينت خود را بر گيريد (ولباسهای شايسته بپوشيد) و(نيز) بخوريد وبياشاميد ولی اسراف نکنيد, بی گمان خداوند اسرافکاران را دوست نمی دارد

﴿32﴾ بگو: «چه کسی لباس (وزينتهای) را که خدا برای بندگانش پديد آورده وروزی های پاکيزه را حرام کرده است؟!». بگو: «اين (چيزها) در زندگی دنيا, برای کسانی است که ايمان آورده اند, (اگر چه کافران نيز از آنها بهره مند می شوند اما) روز قيامت خاص (برای مومنان) خواهد بود. اين چنين آيات (خود) را برای گروهی که می دانند بيان می کنيم

﴿33﴾ بگو: «خداوند فقط کارهای زشت را, چه آشکارا باشد وچه پنهان, و(نيز) گناه وسرکشی بنا حق را؛ حرام کرده است, واين که چيزی را شريک خدا قرار دهيد که خداوند دليلی بر (حقانيت) آن نازل نکرده است, وچيزی را که نمی دانيد به خدا نسبت دهيد (حرام نموده است)

﴿34﴾ وبرای هر امتی زمان (ومدت معينی) است, پس هنگامی که اجلشان فرارسد, نه لحظه ای (از آن) تأخير کنند ونه (بر آن) پيشی گيرند

﴿35﴾ ای فرزندان آدم! هرگاه پيامبرانی از خود شما (به نزد شما) بيايند که آيات مرا برای شما بخوانند (از آنها پيروی کنيد) پس هرکس که پرهيزگاری کند و(اعمال خود را) اصلاح کند, نه ترسی بر آنهاست, ونه آنان اندوهگين شوند

﴿36﴾ و کسانی که آيات ما را تکذيب کنند, و در برابر آن (گرد نکشی و) تکبر ورزند, آنان اهل دوزخند, جاودانه در آن خواهند ماند

﴿37﴾ پس چه کسی ستمکارتراست از کسی که بر خدا دروغ می بندد, يا آيات او را تکذيب می کند؟! آنها نصيب (وبهرهٴ) شان از کتاب (لوح محفوظ, آنچه مقرر شده) به آنان می رسد, تا زمانی که فرستادگان ما به سراغشان روند که جانشان را بگيرند, گويند: «کجايند آن چيز هايی که به جای خدا می پرستيديد؟!» (آنها) گويند: «آنها (نا بود و) گم شدند» وبر (زيان) خود گواهی دهند که کافر بوده اند

﴿38﴾ (خداوند به آنان) می فرمايد: «در بين گروههای از جن وانس که پيش از شما گذشته اند, در آتش (دوزخ) وارد شويد!». هرگاه که گروهی وارد می شوند, گروه ديگر را لعنت کنند, تا هنگامی که همگی در آنجا به هم رسند, گروه آخر (وپيروان) در باره ی گروه اول (وپيشوايان خود) گويند: «پروردگارا! اينها بودند که ما را گمراه کردند, پس عذابی دو چندان از آتش به آنان بده» (خداوند) می فرمايد: «برای هر کدام (از شما عذاب) دو چندان است, ولی شما نمی دانيد»

﴿39﴾ وگروه اول (وپيشوايانشان) به گروه آخر (وپيروانشان) گويند: «شما را بر ما هيچ برتری نيست, پس به (کيفر) آنچه انجام می داديد؛ عذاب را بچشيد»

﴿40﴾ بی گمان کسانی که آيات ما را تکذيب کردند, ودر برابر آن (گردنکشی و) تکبر ورزيدند, درهای آسمان (هرگز) برايشان گشوده نمی شود, وبه بهشت داخل نخواهند شد, مگر اين که شتراز سوراخ سوزن درآيد, واين چنين, گناهکاران را کيفر می دهيم

﴿41﴾ برای آنها بستری از (آتش) جهنم و(نيز) روی آنها پوششهای (از آتش جهنم) است. واين چنين ستمکاران را کيفر می دهيم

﴿42﴾ و کسانی که ايمان آوردند و کارهای شايسته انجام دادند – هيچ کس را جز به اندازهٴ توانش تکليف نمی کنيم – آنها اهل بهشت هستند, وجاودانه در آن خواهد ماند

﴿43﴾ وآنچه از کينه (ونفرت) که در سينه هايشان است بر می کنيم. واز زير (درختان ومسکن های) آنها نهرها جاری است. وگويند: «ستايش مخصوص خداوندی است که ما را به اين (بهشت) هدايت نمود, واگر خداوند ما را هدايت نمی کرد؛ ما هرگز راه نمی يافتيم. مسلّماً فرستادگان پروردگار ما به حق آمدند». و(آنگاه) به آنان ندا داده می شود که: «اين بهشت را به پاداش آنچه که انجام می داديد, به (شما داده اند و) ارث برديد»

﴿44﴾ واهل بهشت, اهل دوزخ را صدا می زنند که: «آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود, (همه را) حق يافتيم, پس آيا شما (نيز) آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود؛ حق يافتيد؟!». گويند: «آری». پس ندا دهنده ای در ميان آنها ندا دهد که: «لعنت خدا بر ستمکاران باد

﴿45﴾ (همان) کسانی که (مردم را) از راه خدا باز میداشتند, وآن را کج می طلبيدند, و(نيز) آنها به آخرت کافر بودند»

﴿46﴾ ودر ميان آن دو (گروه بهشتی ودوزخی) حجابی است, وبر اعراف (= بلنديهای آن) مردانی هستند که هريک (از آن دو گروه) را از سيما (وچهره) شان می شناسند, واهل بهشت را صدا می زنند که: «سلام بر شما باد» اينان هر چند طمع (واميد) بهشت دارند, وهنوز بدان در نيامده اند

﴿47﴾ وچون چشمشان به سوی اهل دوزخ گردانده شود, گويند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمکاران قرار مده»

﴿48﴾ واهل اعراف, مردانی (از اهل دوزخ را) که از سيما (وچهره) شان آنها را می شناسند, صدا می زنند, گويند: «جمعيت (ومال اندوزی) شما, وآن سرکشی (وتکبر) های شما, به حالتان فايده ای نبخشيد!»

﴿49﴾ آيا اينها (همان) کسانی هستند که سوگند ياد میکرديد که (هر گز) خداوند رحمتی به آنان نمیرساند؟ (به آنها گفته می شود): «به بهشت داخل شويد, نه ترسی بر شماست, ونه شما اندو هگين میشويد»

﴿50﴾ واهل دوزخ, اهل بهشت را صدا می زنند که: «اندکی از آب, يا از آنچه خداوند به شما روزی داده, بر ما بريزيد» (آنها) گويند: «بی گمان خداوند هر دو را بر کافران حرام کرده است»

﴿51﴾ آنان که دين خود را سرگرمی وبازيچه گرفتند, وزندگی دنيا آنها را فريفت, پس امروز ما آنها را فراموش می کنيم, همانطور که آنها ديدار چنين روزی را فراموش کردند, وآنکه آيات ما را انکار می کردند

﴿52﴾ وبتحقيق ما کتابی برای آنها آورديم که آن را از روی دانش به تفصيل بيان کرديم, که مايهٴ هدايت ورحمت برای قومی است که ايمان می آورند

﴿53﴾ آيا آنها جز انتظار (سرانجام و) تأويلش را دارند؟! روزی که (نتيجه و) تأويلش فرارسد, کسانی که آن را پيش از اين فراموش کرده بودند می گويند: «مسلّماً فرستادگان پروردگارمان به حق آمده بودند, پس آيا (امروز) برای ما شفيعانی هستند که برای ما شفاعت کنند, يا باز گرديم آنگاه اعمالی غير از آنچه میکرديم, انجام دهيم؟!». بتحقيق آنها به خود زيان رسانيدند, و(معبودهايی ساختگی و) آنچه دروغ میبافتند (همگی) از (نظر) آنان ناپديد (وگم) شد

﴿54﴾ (ای مردم) بی گمان پروردگارشما الله است که آسمانها وزمين را در شش روز آفريد, سپس بر عرش مستقر شد, شب را به روز می پوشاند که شتابان در پی آن می رود, وخورشيد و ماه و ستارگان (را آفريد) که مسخر فرمان او هستند, آگاه باشيد که آفرينش وفرمانروايی از آنِ او است, پر برکت (وبه غايت بزرگ) است خداوندی که پروردگار جهانيان است

﴿55﴾ پروردگارتان را با تضرع (وزاری) ودر پنهانی, بخوانيد, همانا او از حد درگذرندگان را دوست نمیدارد

﴿56﴾ ودر زمين, پس از اصلاح آن فساد نکنيد, واو را با بيم واميد بخوانيد, همانا رحمت خدا به نيکوکاران نزديک است

﴿57﴾ واو کسی است که بادها را بشارت دهنده در پيشاپيش (باران) رحمتش می فرستد, تا هنگامی که ابرهای سنگين بار را بر دارند, ما آن را به سوی (شهر و) سرزمينی مرده می فرستيم, سپس از آن؛ آب را نازل می کنيم, آنگاه از آن (آب) ازهر گونه ميوهای (ازدل خاک) بيرون می آوريم, اين گونه مردگان را (زنده می کنيم واز قبرها) بيرون می آوريم, شايد پند گيريد

﴿58﴾ سرزمين پاکيزه (وخوب) گياهش به فرمان پروردگارش می رويد, وسره زمين نا پاک (وبد) جز اندک وبی ارزش, از آن نمی رويد, اينگونه آيات (خود) را برای گروهی که سپاس می گزارند, گوناگون بيان می کنيم

﴿59﴾ همانا ما نوح را به سوی قومش فردستاديم, پس گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستيد, که جز او معبودی (راستين) برای شما نيست, (واگر اورا عبادت نکرديد) بی گمان من بر شما از عذاب روزی بزرگ می ترسم»

﴿60﴾ اشراف (وبزرگان) قومش گفتند: «به راستی ما تو را در گمراهی آشکار می بينيم»

﴿61﴾ گفت: «ای قوم من! هيچ گونه گمراهی در من نيست, بلکه من فرستاده ای از (جانب) پروردگار جهانيان هستم

﴿62﴾ پيامهای پروردگارم را به شما می رسانم وشما را اندرز می دهم, واز (شريعت) خداوند چيزهايی می دانم که شما نمی دانيد

﴿63﴾ آيا تعجب کرده ايد که پندی از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از خود شما, برای شما برسد تا شما را بيم دهد وتا پر هيزگاری پيشه کنيد وباشد که مشمول رحمت گرديد؟!»

﴿64﴾ پس او را تکذيب کردند, آنگاه ما او وکسانی را که با وی در کشتی بودند, نجات داديم, وکسانی که آيات ما را تکذيب کردند, غرق کرديم, براستی آنها گروهی نابينا (وکوردل) بودند

﴿65﴾ وبه (سوی قوم) عاد, برادرشان هود را (فرستاديم) گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنيد که جز او معبودی (راستين) برای شما نيست, آيا پر هيزگاری پيشه نمی کنيد؟!»

﴿66﴾ اشراف (وبزرگان) قوم او که کافر بودند گفتند: «بی گمان ما تو را در سفاهت (ونادانی) می بينيم, وما مسلماً تو را از دروغگويان می پنداريم»

﴿67﴾ گفت: «ای قوم من! هيچ گونه سفاهت (ونادانی) در من نيست, بلکه من فرستاده ای از (جانب) پروردگار جهانيان هستم

﴿68﴾ پيامهای پروردگارم را به شما می رسانم. ومن خير خواه امينی برای شما هستم

﴿69﴾ آيا تعجب کرده ايد که پندی از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از خود شما, برای شما برسد تا شما را بيم دهد؟! وبه ياد آوريد هنگامی که پس از قوم نوح شما را جانشينان (آنان) قرار داد, وشما را در آفرينش فزونی (وقدرت) داد. پس نعمتهای خدا را به ياد آوريد, شايد رستگار شويد»

﴿70﴾ گفتند: «آيا به (نزد) ما آمده ای که تنها خدا را عبادت کنيم, وآنچه را نياکانمان می پرستيدند, رها کنيم؟! پس اگر از راستگويان هستی, آنچه را (از عذاب الهی) به ما وعده می دهی, بياور»

﴿71﴾ (هود) گفت: «به تحقيق عذاب وغضب از (جانب) پروردگارتان بر شما واقع شده (وشما را فراگرفته) است, آيا با من در (بارهٴ) نامهايی مجادله می کنيد که شما ونياکانتان (بر بتها) نهاده ايد, در حالی که خداوند هيچ دليل (وبرهانی) در بارهٴ آن نازل نکرده است, پس شما منتظر باشيد, بی گمان من (نيز) باشما از منتظرانم»

﴿72﴾ پس او, وکسانی را که با او بودند؛ به رحمت (ولطفی) از (سوی) خويش نجات داديم, وريشه کسانی که آيات ما را تکذيب کردند و از مؤمنان نبودند, قطع کرديم

﴿73﴾ و به (سوی قوم) ثمود, برادرشان صالح را (فرستاديم) گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستيد, که جز او معبودی (راستين) برای شما نيست. همانا دليل روشنی از (سوی) پروردگارتان برای شما آمده است, اين ماده شتر خدا, برای شما معجزه ای است, پس او را (به حال خود) واگذاريد که در زمين خدا (بچرد وعلف) بخورد, وآن را آزار (وآسيبی) نرسانيد, که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت

﴿74﴾ وبه ياد آوريد هنگامی که شما را پس از (قوم) عاد جانشينان (آنان) قرار داد, ودر زمين مستقر ساخت, که در دشتهای آن قصرهايی بنا می کنيد, ودر کوهها خانه هايی می تراشيد. پس نعمتهای خدا را بياد آوريد, ودر زمين به فساد (وتباهی) نکوشيد»

﴿75﴾ اشراف (وبزرگان) از قوم او که گرد نکشی میکردند به مستضعفان, به (همان) کسانی از آنان که ايمان آورده بودند گفتند: «آيا شما براستی يقين داريد که صالح از (طرف) پروردگارش فرستاده شده است؟!» (آنها) گفتند: «ما به آنچه او بدان فرستاده شده, ايمان داريم»

﴿76﴾ آنان که گردنکشی می کردند گفتند: « ما به آنچه شما به آن ايمان آورده ايد, (منکر و) کافريم»

﴿77﴾ پس ماده شتر را پی کردند, واز فرمان پروردگارشان سر باز زدند, وگفتند: «ای صالح! اگر تو از پيامبران (خدا) هستی, آنچه را به ما وعده می دهی بياور!»

﴿78﴾ آنگاه زلزله ای آنها را فرا گرفت, در نتيجه در خانههای خود از پای در آمدند (ومردند)

﴿79﴾ پس (صالح) از آنها روی گردانيد وگفت: «ای قوم! من پيام پروردگارم را به شما رساندم, وبرای شما خير خواهی کردم, ولی شما خير خواهان را دوست نداريد»

﴿80﴾ و (به ياد آوريد) لوط را, هنگامی که به قوم خود گفت: «آيا کار بسيار زشتی را انجام می دهيد که پيش از شما هيچ يک از جهانيان انجام نداده است؟

﴿81﴾ همانا شما به جای زنان با مردان شهوت می رانيد, راستی که شما قومی تجاوز کار هستيد»

﴿82﴾ و پاسخ قومش جز اين نبود که گفتند: «اينها را از شهر (وديار) تان بيرون کنيد, که اينها مردمی هستند که پاکيزگی می طلبند (واز کار ما بيزارند)»

﴿83﴾ پس ما او وخانداش را نجات داديم, جز همسرش که از باز ماندگان بود

﴿84﴾ و بارانی (از سنگ) بر آنها بارانيديم (که آنها را نابود ساخت) پس بنگر که سر انجام گنا هکاران چگونه بود

﴿85﴾ وبه سوی (مردم) مدين برادرشان شعيب را (فرستاديم) گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستيد, که جز او معبودی (راستين) برای شما نيست, مسلّماً دليل روشنی از (طرف) پروردگارتان برای شما آمده است, پس (حق) پيمانه وترازو را کامل (و درست) ادا کنيد, واز (اموال و) چيزهای مردم را (چيزی) نکاهيد, ودر زمين, پس از اصلاحش, فساد نکنيد, اگر ايمان داريد, اين برای شما بهتر است

﴿86﴾ وبر سر هر راهی ننشينيد که (مردم را) تهديد کنيد, و از راه خدا کسی را که به او ايمان آورده است, بازداريد, وآن را کج می خواهيد, وبه ياد آوريد زمانی را که اندک بوديد, و او شما را بسيار گرداند, وبنگريد سرانجام مفسدان چگونه بود

﴿87﴾ واگر گروهی از شما به آنچه من به آن فرستاده شده ام, ايمان آورده اند, وگروهی (ديگر) ايمان نياورده اند, پس صبر کنيد (ومنتظر بمانيد) تا خداوند ميان ما داوری کند, که او بهترين داوران است»

﴿88﴾ اشراف (وبزرگان) از قوم اوکه سرکشی می کردند, گفتند: «ای شعیب! قطعاً تو وکسانی را که با تو ایمان آورده اند, از شهر (ودیار) خویش بیرون خواهیم کرد، یا اینکه به آیین ما باز گردید». (شعیب) گفت: «آیا (باز گردیم) اگر چه از آن کراهت داشته (وبیزار) باشیم؟

﴿89﴾ اگر ما به آیین شما باز گردیم, بعد از آنکه خدا ما را از آن نجات داد, بتحقیق بر خدا دروغ بسته ایم, وشایسته ما نیست که به آن باز گردیم, مگر آنکه الله, پروردگار ما بخواهد, (زیرا) علم (ودانش) پروردگارما, بر همه چیز احاطه دارد, ما بر خدا توکل کرده ایم, پروردگارا! میان ما وقوم مان بحق (راهی بگشا و) داوری کن, که تو بهترین (راهگشایان و) داورانى»

﴿90﴾ و اشراف (وبزرگان) از قوم اوکه کافر بودند, گفتند: «اگر از شعیب پیروی کنید, قطعاً شما زیانکار خواهید بود»

﴿91﴾ آنگاه زلزلۀ (شدیدی) آنها را فرا گرفت, پس در خانه های خود از پا در آمدند (و مردند)

﴿92﴾ آنان که شعیب را تکذیب کردند (چنان نابود شدند) که گویا هرگز در آن (دیار وخانه ها) نبوده اند, وآنان که شعیب را تکذیب کردند؛ خود زیانکار بودند

﴿93﴾ آنگاه (شعیب) از آنان روی گرداند, وگفت: «ای قوم من! به راستی من پیامهای پروردگارم را به شما رساندم و برای شما خیر خواهی (ونصیحت) نمودم, پس چگونه بر گروه کافر (وبی ایمان) افسوس بخورم؟!»

﴿94﴾ وما در هیچ شهر (ودیاری) پیامبری نفرستادیم؛ مگر اینکه اهلش را به رنجها وسختیها گرفتار ساختیم, شاید تضرع وزاری کنند (وبه سوی خدا بر گردند)

﴿95﴾ سپس به جای نا خوشی (وبدی), خوشی (ونیکی) آوردیم, تا اینکه افزون شدند, وگفتند: «بی گمان به نیاکان ما (نیز) رنج و راحتی رسیده بود» پس نا گهان آنها را در حالی که بی خبر (وغافل) بودند گرفتیم

﴿96﴾ واگر اهل شهرها (وآبادیها) ایمان می آوردند وتقوا پیشه می کردند, قطعاً (درهای) برکات از آسمان وزمین را بر آنها می گشودیم, ولکن (آنها آیات وپیامبران ما را) تکذیب کردند, پس ما (نیز) آنها را به کیفر آنچه انجام می دادند, فرو گرفتیم

﴿97﴾ آیا اهل (این) شهرها (وآبادیها) ایمن هستند از اینکه عذاب ما؛ در شب, هنگامی که خفته باشند سراغشان بیاید؟

﴿98﴾ آیا اهل (این) شهرها (وآبادیها) ایمن هستند از اینکه عذاب ما؛ در روز، هنگامی که سرگرم بازی (وامور بیهوده) هستند, به سراغشان بیاید؟

﴿99﴾ آیا آنها از مکر (وگرفت) خدا در امانند؟! در حالی که جز زیانکاران (کسی) از مکر (وگرفت) خدا ایمن نمی شود

﴿100﴾ آیا برای آنان که زمین را پس از (نابود کردن) اهلش به ارث می برند, روشن (وواضح) نشده است که اگر بخواهیم آنها را (نیز) به (کیفر) گناهانشان هلاک می کنیم, وبر دلهایشان مهرمی نهیم، آنگاه آنان (صدای حق وپندی را) نمی شنوند

﴿101﴾ اینها, شهرها (وآبادیهایی) است که برخی از اخبار آن را بر تو حکایت می کنیم, ومحققاً پیامبرانشان دلایل (ومعجزات) روشن برای آنان آورند, پس هرگز به آنچه از پیش تکذیب کرده بودند, ایمان نیاوردند, اینگونه خداوند بر دلهای کافران مهر می نهد

﴿102﴾ ودر بیشترشان (وفای به) عهد نیافتیم, وبه راستی بیشتر آنها را نا فرمان (وفاسق) یافتیم

﴿103﴾ سپس بعد آنها موسی را با آیات (ونشانه های) خویش به سوی فوعون واطرافیان او فرستادیم, آنگاه آنها به آن (آیات) ستم کردند (وکافر شدند) پس بنگر عاقبت مفسدان چگونه بود

﴿104﴾ وموسی گفت: «ای فرعون! من فرستاده ای از (سوی) پروردگار جهانیان هستم

﴿105﴾ سزاواراست که جز (سخن) حق بر خداوند نگویم, بتحقیق من دلیل (ومعجزه ای روشن) از پروردگارتان برای شما آورده ام, پس بنی اسرائیل را با من بفرست»

﴿106﴾ (فرعون) گفت: «اگر معجزه ای آورده ای, آن را بیاور اگر از راستگویانى»

﴿107﴾ پس (موسی) عصای خود را انداخت, ناگهان آن اژدهای آشکار شد

﴿108﴾ ودست خود را (از گریبان) بیرون آورد، پس ناگهان آن سفید (ودرخشان) برای بینندگان بود

﴿109﴾ اشراف (وبزرگان) از قوم فرعون گفتند: « به راستی این (شخص) جادوگری (ماهرو) داناست

﴿110﴾ می خواهد شما را از سرزمین تان بیرون کند, پس چه فرمان می دهید؟»

﴿111﴾ (آنگاه به فرعون) گفتند: «او وبرادرش را بازداشت کن, (ومهلت دهید) وجمع آوری کنندگان را به (همۀ) شهرها بفرست

﴿112﴾ تا همۀ ساحران دانا (وماهر) را به نزد تو بیاورند

﴿113﴾ و ساحران نزد فرعون آمدند, گفتند: «آیا اگر ما پیروز شدیم, پاداشی برای ما خواهد بود؟»

﴿114﴾ (فرعون) گفت: «آری! بتحقیق شما از مقربان خواهید بود»

﴿115﴾ (روز موعد فرا رسید, ساحران) گفتند: «ای موسی! یا نخست تو (عصای خود را) بیفکن, یا ما (ابزار خود را) می افکنیم»

﴿116﴾ (موسی) گفت: «شما بیفکنید» چون (ابزار خود را) افکندند, چشمهای مردم را افسون کردند وآنها را ترساندند, وسحر عظیمی (پدید) آوردند

﴿117﴾ و (ما) به موسی وحی کردیم که: «عصای خود را بیفکن» پس ناگهان آن (عصا, به صورت اژدهای درآمد) آنچه را که به دروغ بر ساخته بودند, می بلعید

﴿118﴾ آنگاه حق آشکار (وپیروز) شد وآنچه آنها (ساخته بودند و) انجام می دادند باطل گشت

﴿119﴾ پس در آن جا (فرعون وفرعونیان همگی) مغلوب شدند وخوار وزبون بازگشتند

﴿120﴾ و ساحران به سجده افتادند

﴿121﴾ گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم

﴿122﴾ پروردگار موسی وهارون»

﴿123﴾ فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم, به او ایمان آوردید؟! قطعاً این دسیسه ونیرنگی است که در شهر اندیشیده اید, تا اهلش را از آن بیرون کنید, پس بزودی خواهید دانست

﴿124﴾ البته دستهایتان و پاهایتان را به خلاف یکدیگر خواهم برید, سپس همگی شما را به دار خواهم زد»

﴿125﴾ گفتند: «(پس از شهادت) ما به سوی پروردگارمان باز می گردیم

﴿126﴾ وتنها انتقام تو از ما بخاطر این است که ما به آیات پروردگارمان هنگامی که به سوی ما آمد, ایمان آوردیم, پروردگارا! بر ما صبر (واستقامت) فرو ریز, وما را مسلمان بمیران»

﴿127﴾ و اشراف (وبزرگان) از قوم فرعون (به او) گفتند: «آیا موسی وقومش را رها می کنی تا در زمین فساد کنند, و تو و معبودانت را واگذارند؟». (فرعون) گفت: «بزودی پسرانشان را می کشیم, وزنانشان را (برای خدمتکاری) زنده نگه می داریم, وبی گمان ما برآنها چیره ومسلط هستیم»

﴿128﴾ موسی به قومش گفت: «از خدا یاری بجویید, وصبر (واستقامت) پیشه کنید, همانا زمین از آنٍ خداست, به هرکس از بندگانش که بخواهد آن را به میراث می دهد (ومی بخشد) وعاقبت (نیک) از آنٍ پرهیزگاران است»

﴿129﴾ (قوم موسی) گفتند: «پیش از آنکه به سوی ما بیایی آزار دیده ایم, وبعد از آنکه نزد ما آمدی (نیز آزار می بینیم!)». (موسی) گفت: «امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند, وشما را در زمین جانشین سازد, پس بنگرد چگونه عمل می کنید»

﴿130﴾ وبه راستی ما قوم (ونزدیكان) فرعون را به قحط سالی وکمبود میوه ها گرفتار کردیم, شاید که آنان پندگیرند

﴿131﴾ پس هنگامی که نیکی (ونعمت) به آنها روی آورد, گفتند: «این حق ماست» واگر بدی (ورنجی) به آنها می رسید, به موسی وکسانی که با او بودند فال بد می زدند. آگاه باشید, همانا فال بدشان فقط به نزد خداست, (وبه کیفر گناهانشان می باشد) ولیکن بیشتر آنها نمی دانند

﴿132﴾ وگفتند: «هرچه را که از نشانه (ومعجزه) برای ما بیاوری, تا ما را بدان جادو کنی, ما به تو ایمان نمی آوریم»

﴿133﴾ پس (عذاب و بلاهای آشکار از قبیل: ) طوفان, وملخ, وشپش, و قورباغه ها, وخون را (که هر کدام معجزه و) نشانه هایی روشن وجدا جدا بود, بر آنها فرستادیم, باز سرکشی کردند, وگروهی گناهکار (ومجرم) بودند

﴿134﴾ وهنگامی که عذاب بر آنها واقع می شد, می گفتند: «ای موسی! پروردگارت را برای ما بخوان, به آنچه به تو وحی (وعهد) کرده است, اگر این عذاب را از ما بر طرف کنی, قطعاً به تو ایمان می آوریم, وبنی اسرائیل را با تو خواهیم فرستاد»

﴿135﴾ پس هنگامی که عذاب را, تا مدت معینی که آنان به آن می رسیدند, از آنها بر طرف کردیم, ناگهان پیمان شکنی کردند

﴿136﴾ پس از آنها انتقام گرفتیم, وآنها را در دریا غرق کردیم, زیرا که آیات ما را تکذیب کردند, واز آن غافل بودند

﴿137﴾ و شرق وغرب زمین را که در آن برکت داده بودیم؛ به گروهی که ناتوان (ومستضعف) شمرده می شدند, به میراث دادیم, و وعدۀ نیک پروردگارت بر بنی اسرائیل, بخاطر صبر (واستقامتی) که کردند, تحقق یافت, وآنچه فرعون وقوم او می ساختند, وآنچه را که بر می افراشتند در هم کوبیدیم (و ویران کردیم)

﴿138﴾ وما بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم, آنگاه بر گروهی گذشتند که اطراف بتهای خود با تواضع وفروتنی گرد آمده بودند. گفتند: «ای موسی برای ما (نیز) معبودی قرار ده, همانگونه که آنها معبودهای دارند». (موسی) گفت: «حقا, شما گروهی نادان وجاهل هستید (وعظمت خدا را نمی دانید)

﴿139﴾ بی گمان اینها عاقبت کارشان نا بودی است وآنچه انجام می دادند (نیز) باطل است»

﴿140﴾ (سپس) گفت: «آیا غیر از خداوند, معبودی برای شما بجویم؟! در حالی که او شما را بر جهانیان (= مردم عصرتان) برتری داد»

﴿141﴾ و(به یاد آورید) زمانی را که شما را از (فرعون و) فرعونیان نجات دادیم, آنها پیوسته شما را به بدترین صورت شکنجه می دادند, پسرانتان را می کشتند وزنانتان را زنده نگه می داشتند, ودراین, (برای) شما آز مایش بزرگی از جانب پروردگارتان بود

﴿142﴾ وبا موسی, سی شب وعده نهادیم, وآن را با ده شب (دیگر) کامل کردیم, پس میعاد پروردگارش (با او) چهل شب تمام شد. وموسی به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قوم من باش, و(آنها را) اصلاح کن, واز راه مفسدان پیروی نکن»

﴿143﴾ وهنگامی که موسی به میعاد ما آمد, وپروردگارش با او سخن گفت, عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان بده, تا به تو بنگرم» فرمود: «(در دنیا) هرگز مرا نخواهی دید, ولیکن به کوه بنگر, پس اگر در جایش ثابت ماند, تو (نیز) مرا خواهی دید». پس چون پروردگارش بر (آن) کوه تجلی کرد, آن را متلاشی (وهموار) ساخت, وموسی بیهوش افتاد, پس هنگامی که به هوش آمد, عرض کرد: «تو پاک ومنزهی, من به سوی تو بازگشتم (و توبه کردم) ومن نخستین مؤمنانم»

﴿144﴾ (خداوند) فرمود: «ای موسی! من تو را با پیامهایم وبا سخن خود, بر مردم (برتری دادم و) برگزیدم, پس آنچه را به تو داده ام, بگیر, واز سپاسگزاران باش»

﴿145﴾ و برای او در لوح ها هرگونه پند, و تفصیل وبیان هر چیز را نوشتیم, (وبه موسی فرمودیم:) «پس آن را با نیرومندی (وجدیت) بگیر, وبه قومت فرمان ده تا به نیکوترین آن, عمل کنند, وبه زودی (جایگاه و) سرای نا فرمانان را به شما نشان خواهم داد»

﴿146﴾ بزودی کسانی را که به نا حق در روی زمین تکبر می ورزند, از آیات خود باز می دارم, واگر هر (معجزه و) نشانه ای را ببینند, به آن ایمان نمی آورند, واگر راه هدایت را ببینند, آن را در پیش نمی گیرند, واگر راه گمراهی را ببینند, آن را بر می گزینند, این بدان (خاطر) است که آیات ما را تکذیب کردند واز آن غافل بودند

﴿147﴾ وکسانی که آیات ما, ودیدار آخرت را تکذیب کردند, اعمالشان تباه (ونا بود) شد, آیا جز آنچه را عمل می کردند, کیفر داده می شوند؟

﴿148﴾ وقوم موسی بعد از (رفتن) او (به میعادگاه) از زیورهایشان گوساله ای ساختند, جسد بی جانی که صدای گوساله داشت, آیا نمی دیدند که با آنها سخن نمی گوید, و به راهی هدایتشان نمی کند؟! آن را (به خدایی) گرفتند وستمکار بودند

﴿149﴾ وچون پشیمان شدند, ودیدند که به راستی گمراه شده اند, گفتند: «اگر پروردگارمان به رحم نکند و ما را نیامرزد, مسلّماً از زیانکاران خواهیم بود»

﴿150﴾ وچون موسی خشمگین واندوه ناک به سوی قومش بازگشت, گفت: « پس از من, چه بد جانشینانی برایم بودید, آیا از حکم پروردگارتان پیشی گرفتید؟!». ولوح ها را انداخت, وسر برادر خود را گرفت وبه سوی خود كشید, (هارون) گفت: «ای پسر مادرم! به راستی این قوم مرا (در تنگا قرار دادند و) ناتوان کردند, ونزدیک بود مرا بکشند, پس با (اهانت) من (کاری نکن که) دشمنان مرا شماتت کنند, ومرا با گروه ستمکاران قرار مده»

﴿151﴾ (موسی) گفت: «پروردگارا! من وبرادرم را بیامرز, وما را در رحمت خویش داخل کن, وتو مهربانترین مهربانان هستی»

﴿152﴾ به راستی کسانی که گوساله را (به خدایی) گرفتند, بزودی خشمی از پروردگارشان, وذلت (وخواری) در زندگی دنیا به آنها می رسد, واین چنین دروغ پردازان را کیفر می دهیم

﴿153﴾ وکسانی كه مرتکب کارهای بد شدند, سپس بعد از آن توبه نمودند, وایمان آوردند, همانا پروردگار تو پس از آن, مسلّماً آمرزندۀ مهربان است

﴿154﴾ وچون خشم از (خاطر) موسی فرو نشست, الواح (تورات) را بر گرفت ودر نوشته های آن, هدایت ورحمت برای کسانی بود که از پروردگارشان می ترسند

﴿155﴾ وموسی از قومش, هفتاد مرد را برای میعاد ما برگزید, پس هنگامی که زلزله آنها را فرا گرفت, (وهمه مردند, موسی) گفت: « پروردگارا اگر می خواستی پیش از این آنها ومرا هلاک می کردی, آیا ما را به آنچه نادانان انجام داده اند, هلاک می کنی؟! این جز آزمایش تو چیزی نیست, هر که را بخواهی به (وسیلۀ) آن گمراه می سازی, وهر که را بخواهی, هدایت می کنی, تو یاور (وکارساز) مایی, پس ما را بیامرز, وبر ما رحم کن, وتو بهترین آمرزندگانی

﴿156﴾ وبرای ما در این دنیا, ودر سرای آخرت, نیکی مقرر فرما, ما به سوی تو باز گشته ایم». (خداوند) فرمود: «عذابم را به هرکس که بخواهم می رسانم, ورحمتم همه چیز را فرا گرفته است, پس آن را برای کسانی که تقوا پیشه می کنند, وزکات می دهند, وکسانی که به آیات ما ایمان می آورند, مقرر خواهم داشت

﴿157﴾ آنان که از (این) رسول (خدا), پیامبر «أمی» (= درس ناخوانده) پیروی می کنند, که صفاتش را در تورات وانجیلی که نزدشان است, نوشته می یابند. آنها را به (کارهای) خوب وپسندیده فرمان می دهد واز زشتی (وکارهای نا پسند) بازشان می دارد. وپاکیزه ها را برایشان حلال می گرداند, وپلیدیها را بر آنان حرام می کند, وبارهای سنگین, وقید (وزنجیرهایی) را که بر آنها بود, از (دوش) آنها بر می دارد, پس کسانی که به او ایمان آوردند, و او را گرامی داشتند, و او را یاری دادند, واز نوری که با او نازل شده پیروی نمودند, آنانند که رستگا رند»

﴿158﴾ بگو: «ای مردم! من فرستادۀ خدا به سوی همۀ شما هستم, آن خدایی که فرمانروایی آسمانها وزمین از آنٍ اوست, معبود (راستینی) جز او نیست, زنده می کند, ومی میراند, پس به خدا وفرستاده اش آن پیامبر «أمّی» (درس ناخوانده) که به خدا و کلماتش ایمان دارد،ایمان بیاورید, واز او پیروی کنید؛ باشد که هدایت شوید

﴿159﴾ واز قوم موسی, گروهی هستند که (مردم را) به (سوی) حق هدایت می کنند, وبه آن (حق) عدالت (وحکم) می کنند

﴿160﴾ و آنها را به دوازده قبیله, گروه گروه (که هریک شاخه ای از دود مان یعقوب بود) تقسیم کردیم, وبه موسی, آنگاه که قومش از او آب خواستند, وحی کردیم, که: «عصایت را بر سنگ بزن» ناگهان دوازده چشمه از آن بیرون جست, هر گروهی آبشخور خود را دانست. وابر را بر (سر) آنها سایبان ساختیم, وبر آنها «من» (= ترنجبین) و«سلوی» (= بلدر چین) فرو فرستادیم, (وبه آنان گفتیم:) از آنچه از پاکیزه ها روزیتان کرده ایم, بخورید, آنها (با نافرمانی شان) بر ما ستم نکردند؛ بلکه بر خویشتن ستم می نمودند

﴿161﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که به آنها گفته شد: « در این شهر (بیت المقدس) ساکن شوید, واز هر جا که خواستید, از (نعمتهای) آن بخورید, وبگویید: «گناهان ما را بریز» و با خشوع وفروتنی به دروازه در آیید, (اگر چنین کنید) گناهان شما را می بخشم, (و) نیکوکاران را (پاداش) افزونتری خواهیم داد»

﴿162﴾ آنگاه ستمگران آنها, این سخن را که به آنها گفته شده بود, تغییر دادند, (وبه جای آن کلمۀ مسخره آمیزی گفتند) پس به (کیفر) ستمی که می کردند, عذابی از آسمان بر آنها نازل کردیم

﴿163﴾ واز آنها دربارۀ (اهل) قریه ای که نزدیک دریا (ی سرخ) بود بپرس, هنگامی که آنها در (روز) شنبه تجاوز می کردند, چون ماهیان آنها در (روز) شنبه شان (که روز تعطیل وعبادت, بود روی آب) آشکار می شدند, وروزی که (تعظیم) شنبه نمی کردند, به (سراغ) آنها نمی آمدند, این چنین آنها را به (کیفر) آنکه نافرمانی می کردند, آزمایش کردیم

﴿164﴾ و (به یاد آور) هنگامی را که گروهی از آنها (به گروه دیگر) گفتند: «چرا گروهی را اندرز می دهید که خداوند آنها را هلاک یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهد کرد؟!» گفتند: «تا ما را نزد پروردگارتان عذری باشد, وشاید آنها تقوا پیشه کنند»

﴿165﴾ پس چون آنچه را که به آن پند داده شدند, فراموش کردند, کسانی را که از بدی نهی می کردند, نجات دادیم, وکسانی را که ستم کردند, به (کیفر) آنکه نافرمان بودند, به عذابی سخت گرفتار ساختیم

﴿166﴾ پس چون از (ترک) آنچه از آن نهی شده بودند, سرپیچی کردند, به آنها گفتیم: « به صورت بوزینه های (خوار و) مطرود در آیید»

﴿167﴾ و (نیز به یاد آور) هنگامی که پروردگارت اعلام کرد, مسلّماً تا روز قیامت, کسی را بر آنها مسلط خواهد کرد, که همواه به آنها عذاب سختی بچشاند, بی گمان پروردگارت زود کیفر است, و(برای توبه کننده گان) همانا او آمرزندۀ مهربان است

﴿168﴾ وآنها را در زمین, بصورت گروه گروه, پراکنده ساختیم, (گروهی) از آنها صالح, و(گروهی) غیر صالح اند, وآنها را با نیکیها وبدیها آزمودیم, شاید (توبه کرده ، به راه راست) باز گردند

﴿169﴾ پس از آنها, گروهی (غیر صالح) جانشین آنها شدند, که کتاب (تورات) را به ارث بردند, متاع این (دنیای) پست را می گیرند, ومی گویند: «به زودی آمرزیده خواهیم شد». واگر متاع (دیگری) همانند آن برایشان بیاید, آن را (نیز) می گیرند، آیا پیمان کتاب (خدا) از آنها گرفته نشده است که بر خدا جز حق نگویند؟ وآنچه در آن است خوانده اند؟ وسرای آخرت برای کسانی که تقوا پیشه کنند, بهتراست, آیا نمی اندیشید؟

﴿170﴾ و کسانی که به کتاب (خدا) تمسک می جویند, ونماز را بر پا می دارند, (پاداش بزرگی خواهند داشت) به راستی ما پا داش درست کاران را ضایع نخواهیم کرد

﴿171﴾ و (به یاد آورید) هنگامی که کوه را همچون سایبانی بر فرازشان برافراشتیم, وپنداشتد که بر آنان فرود می آید, (ودر چنین حالت از آنها عهد گرفتیم, وگفتیم:) آنچه را که به شما داده ایم, با نیرو (وجدیّت) بگیرید, وآنچه را که در آن است, یاد کنید, (وبه آن عمل نمائید) تا پرهیزگار شوید

﴿172﴾ و (به یاد بیاور) هنگامی که پروردگارت از پشتهای فرزندان آدم, ذریۀ آنها را بر گرفت, وایشان را بر خودشان گواه ساخت, (وفرمود:) «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری, (هستی) گواهی می دهیم». و(این گواهی بدین خاطر بود که مبادا) در روز قیامت بگویید: « ما ازاین, بی خبر بودیم»

﴿173﴾ یا (مبادا) بگویید: «پدرانمان, از پیش شرک آورده بودند, وما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم, آیا ما را به آنچه باطل گرایان انجام دادند, نابود (ومجازات) می کنی؟»

﴿174﴾ و این چنین, آیات را بتفصیل بیان می کنیم, وشاید (به سوی حق) باز گردند

﴿175﴾ و (ای پیامبر!) بر آنها بخوان سر گذشت کسی را که آیات خود را به او دادیم, آنگاه از آن جدا (وعاری) گشت, پس شیطان درپی او افتاد, واز گمراهان شد

﴿176﴾ و اگر می خواستیم (مقام ومنزلت) او را با آن (آیات) بالا می بردیم, ولی او بسوی زمین (ودنیا) مایل شد (وبه پستی گرایید) واز هوای خویش پیروی کرد, پس مثل او چون مثل سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی, زبان از دهان بیرون می آورد, واگر اورا به حال خود واگذاری, (بازهم) زبانش را از دهان بیرون می آورد, این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند, پس (این) داستانها را (بر آنها) باز گوکن, شاید بیندیشند

﴿177﴾ چه بد مثلی دارند, گروهی که آیات ما را تکذیب کردند, وآنها بر خویشتن ستم می کردند

﴿178﴾ هرکس را که خدا هدایت کند, پس او هدایت یافته (واقعی) است, وهرکس را که گمراه سازد, پس آنها زیانکاران (واقعی) هستند

﴿179﴾ بتحقیق, گروه بسیاری از جن وانس را برای جهنم آفریده ایم, آنها دلهایی دارند که با آن نمی فهمند, وچشمانی دارند که با آن نمی بینند, وگوشهایی دارند که با آن نمی شنوند, آنان مانند چهار پایانند, بلکه اینان گمراه ترند, اینان همان غافلاًنند

﴿180﴾ وبرای خدا, نامهای نیک است, پس به آن (نامها) اورا بخوانید, وکسانی را که در نامهایش تحریف (وکجروی) می کنند, رها کنید, بزودی آنها کیفر آنچه را می کردند, خواهند دهد

﴿181﴾ و از (میان) آنان که آفریده ایم, گروهی هستند که به حق هدایت می نمایند, وبه آن (حکم و) عدالت می کنند

﴿182﴾ وکسانی که آیات ما را تکذیب کردند, به تدریج از جایی که نمی دانند, گرفتارشان خواهیم کرد

﴿183﴾ و به آنها مهلت می دهم, بی گمان تدبیر من متین (واستوار) است

﴿184﴾ آیا فکر نکرده اند که همنشین آنها (= رسول خدا) هیچ گونه (نشانی از) دیوانگی ندارد؟ او تنها بیم دهنده ی آشکار است

﴿185﴾ آیا در ملکوت آسمانها وزمین, وآنچه خدا آفریده است, نمی نگرند؟! و(آیا فکر نمی کنند) شاید اجلشان نزدیک شده باشد؟! پس بعد از این (قرآن), به کدام سخن, ایمان خواهند آورد؟

﴿186﴾ هرکس را که خدا گمراه کند, پس هدایت کننده ای برایش نیست, وآنها را در سرکشی وطغیانشان سر گردان رها می کند

﴿187﴾ (ای پیامبر) دربارۀ قیامت از تو سؤال می کنند, کی واقع می شود؟ بگو: «مسلماً علم آن فقط نزد پروردگار من است, وجز او کسی وقتش را (نمی داند و) آشکار نسازد , (دانستن آن) در آسمانها وزمین سنگین (و پوشیده) است, وجز بطور ناگهانی, به سوی شما نمی آید». (چنان) از تو سؤال می کنند که گویی تو از وقوع آن خبر داری, بگو: «علم آن, فقط نزد خداست, ولی بیشتر مردم نمی دانند»

﴿188﴾ بگو: «من مالک سود وزیان خویشتن نیستم, مگر آنچه را خدا بخواهد, واگر غیب می دانستم, خیر (وسود) بسیاری (برای خود) فراهم می ساختم, وهیج بدی (وزیانی) به من نمی رسید, من (کسی) نیستم, جز بیم دهنده, وبشارت دهنده ای برای گروهی که ایمان دارند

﴿189﴾ اوست که شما را از یک تن آفرید, وهمسرش را (نیز) از خودش پدید آورد؛ تا در کناراو آرام بگیرد, پس چون (مرد باهمسرش) آمیزش کرد, حملی سبک بر داشت, پس مدتی با آن (حمل) گذرانید, وچون سنگین شد, هر دو (زن وشوهر) به درگاه الله, پروردگارشان دعا کردند, که: «اگر (فرزندی) تندرست (وشایسته) به ما بدهی, مسلماً از سپاسگزاران خواهیم بود»

﴿190﴾ پس چون (خداوند, فرزندی) تندرست (وشایسته) به آنها داد, برای او در آنچه به آنان داده بود, شریکانی قرار دادند, پس خداوند برتراست از آنچه شریک (وهمتای) او قرار می دهند

﴿191﴾ آیا چیزی را شریک می گیرند که چیزی را نمی آفریند وخودشان مخلوقند

﴿192﴾ ونمی توانند آنها را یاری کنند, ونه خودشان را یاری می دهند

﴿193﴾ واگر آنها را به سوی هدایت دعوت کنید, از شما پیروی نمی کنند, برای شما یکسان است, خواه آنها را دعوت کنید ویا خاموش باشید

﴿194﴾ بی گمان آنهایی را که غیر از الله می خوانید, بندگانی همچون شما هستند, پس آنها را بخوانید, اگر راست می گویید (وآنها خدا هستند), پس باید (دعای) شما را اجابت کنند

﴿195﴾ آیا پاهایی دارند که با آن راه بروند؟! یا دستهایی دارند, که با آن چیزی را بگیرند؟! یا چشمانی دارند, که با آن ببینند؟! یا گوشهایی دارند, که با آن بشنوند؟! (ای پیامبر! به مشرکین) بگو: «شریکانتان را بخوانید, سپس (بر ضد من) تدبیر (ونیرنگ) کنید, ومرا مهلت ندهید

﴿196﴾ همانا یاور (و سرپرست) من, خداوندی است که (این) کتاب را نازل کرده, واو یاور (وکارساز) صالحان است

﴿197﴾ وکسانی را که به جای او می خوانید, نمی توانند شما را یاری کنند, و نه خودشان را یاری دهند

﴿198﴾ واگر آنها را به سوی هدایت دعوت کنید, (سخنانتان را) نمی شنوند, وآنان را می بینی که به تو نگاه می کنند, در حالی که نمی بینند»

﴿199﴾ (ای پیامبر!) گذشت را پیشه کن, وبه نیکی فرمان ده, واز نادانان روی بگردان

﴿200﴾ واگر از سوی شیطان وسوسه ای به تو رسد, به خدا پناه ببر, بی گمان او شنوای داناست

﴿201﴾ همانا کسانی که پرهیزگاری می کنند, چون (خاطره و) وسوسه ای از شیطان به آنها برسد, به یاد (خدا) می افتند (وخدا را یاد می کنند) پس نا گهان بینا می گردند

﴿202﴾ و برادرانشان (از شیطان) آنان را به گمراهی می کشانند, سپس (در این زمینه) کوتاهی نمی کنند

﴿203﴾ وچون آیه (و معجزه) ای برای آنان نیاوری, گویند: «چرا خودت آن را بر نگزیدی؟!». بگو: «من فقط از چیزی پیروی می کنم که از پروردگارم به من وحی می شود, این (قرآن) حجتها (وبینا)یی از طرف پروردگارتان, ومایۀ هدایت و رحمت است برای گروهی که ایمان می آورند»

﴿204﴾ وچون قرآن خوانده شود, پس به آن گوش فرا دهید, وخاموش باشید, تا مشمول رحمت شوید

﴿205﴾ وپروردگارت را در دل خود, با تضرع وبیم, نه با صدای بلند, در صبحگاهان وشامگاهان, یادکن, واز غافلان مباش

﴿206﴾ همانا کسانی که در نزد پروردگار تو هستند, از عبادتش تکبر نمی ورزند, واو را به پاکی یاد می کنند, وبرایش سجده می کنند

الأنفال

Surah 8

﴿1﴾ از تو در بارۀ انفال (= غنایم) سؤال می کنند، بگو: «انفال از آنِ خدا و پیامبر است, پس از خدا بترسید؛ و میانۀ خودتان را اصلاح کنید, وخدا و پیامبرش را اطاعت کنید؛ اگر ایمان دارید

﴿2﴾ مؤمنان تنها کسانی هستند که چون نام خدا برده شود, دلهایشان ترسان گردد, وچون آیات او بر آنها خوانده شود, ایمانشان افزون گردد, و بر پروردگارشان توکل می کنند

﴿3﴾ کسانی که نماز را بر پا می دارند, واز آنچه به آنان روزی داده ایم, انفاق می کنند

﴿4﴾ اینان, مؤمنان حقیقی هستند, برای آنان درجاتی پیاپی (عالی) نزد پروردگارشان است, و(همچنین) آمرزش, وروزی فراوان ونیکو (در بهشت) است

﴿5﴾ همانگونه که پروردگارت تو را به حق از خانه ات (= مدینه, به سوی میدان بدر) بیرون آورد, در حالی که گروهی از مؤمنان نا خشنود بودند

﴿6﴾ آنها پس از آن که حقیقت آشکار شد؛ در بارۀ حق (= جهاد) با تو مجادله می کنند, گویی به سوی مرگ رانده می شوند, وخود می نگرند

﴿7﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه (= کاروان تجاری یا لشکر) نصیب شما خواهد بود, وشما دوست می داشتید که کاروان غیر جنگی (تجاری) برای شما باشد, وخداوند می خواست با سخنان خویش حق را پا یدار (واستوار) کند وریشۀ کافران را قطع کند

﴿8﴾ تا حق را ثابت, وباطل را از میان بر دارد, اگر چه گنهکاران نا خشنود باشند

﴿9﴾ (بیاد آورید) هنگامی که از پروردگارتان (فریاد و) یاری می خواستید, پس او (خواستۀ) شما را پذیرفت. (وفرمود:): «من شما را با يک هزار از فرشتگان, که پیاپی فرود می آیند, یاری می کنم»

﴿10﴾ وخداوند این (یاری ومدد) را تنها برای شادی واطمینان قلب شما قرار داد, وگرنه, پیروزی جز از طرف خدا نیست, به راستی خداوند پیروزمند حکیم است

﴿11﴾ (وبه یاد آورید) هنگامی را که خواب سبکی که آرامشی از سوی او بود, شما را فرا گرفت, واز آسمان آبی بر شما فرو فرستاد, تا شما را با آن پاک کند, وپلیدی شیطان را از شما دور سازد, ودلهای شما را محکم بدارد, و گامهایتان را با آن استوار کند

﴿12﴾ (وبه یاد آور) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: « من با شما هستم, پس کسانی را که ایمان آورده اند؛ ثابت قدم دارید, به زودی دردل کسانی که کافر شدند؛ ترس وهراس می افکنم, پس بر فراز گردنها بزنید, وهمۀ انگشتانشان را بزنید (وقطع کنید)

﴿13﴾ این بخاطر آن است که آنها با خدا ورسولش مخالفت کردند, وهر کس با خدا و رسولش مخالفت کند, پس (بداند که) خداوند سخت کیفراست

﴿14﴾ (ای کافران) شما این (عذاب ومجازات در دنیا) را بچشید! و(بدانید) که برای کافران (در قیامت) عذاب آتش است

﴿15﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! چون با انبوه کافران (در میدان جنگ) روبرو شوید, پس به آنها پشت نکنید

﴿16﴾ وهر کس در آن روز به آنها پشت کند ـ مگر آنکه (هدفش از کناره گیری) برای حملۀ دوباره یا ( به قصد) پیوستن به گروهی (دیگر باشد) ـ به خشم خدا بازگشته (وسزاوار) است, وجایگاه او جهنم است, وچه بد جایگاهی است

﴿17﴾ پس شما آنها را نکشتید, بلکه خداوند آنها را کشت. وهنگامی که (به سوی آنها خاک وسنگ) انداختی, تو نینداختی, بلکه خدا انداخت, تا مؤمنان را به آزمایشی نیکو از جانب خود بیازماید, بی گمان خداوند شنوای داناست

﴿18﴾ این (واقعه) چنین بود (که دیدید) و(بدانید که) همانا خداوند سست کنندۀ مکر (ونقشه های) کافران است

﴿19﴾ (ای کافران!) خواهان فتح وپیروزی (حق) هستید, پس بی گمان فتح وپیروزی (مسلمانان) برایتان آمد, واگر (از کفر ومخالفت وجنگ) دست بردارید, برای شما بهتراست. واگر باز گردید, (ما هم) باز خواهیم گشت, وگروه شما هر چند زیاد باشد, شما را بی نیاز نخواهد کرد, (زیرا) که خداوند با مؤمنان است

﴿20﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا و رسولش را اطاعت کنید, و از او روی نگردانید در حالی که (سخن او را) می شنوید

﴿21﴾ و مانند کسانی نباشید که گفتند: «شنیدیم» حال آنکه آنان نمی شنیدند

﴿22﴾ همانا بدترین جنبدگان نزد خدا, (افراد) کر و لالی هستند, که نمی اندیشند

﴿23﴾ واگر خداوند خیری در آنها می دانست, قطعاً به آنان می شنواند, واگر (هم با این حال) به آنان می شنواند, باز روی می گرداندند و اعراض (وسرپیچی) می کردند

﴿24﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! (دعوت) خدا و پیامبر (او) را اجابت کنید, هنگامی که شما را به سوی چیزی فرا می خواند که شما را حیات (وزندگی) می بخشد, وبدانید که خداوند میان شخص وقلب او حایل می شود, و(بدانید) که به سوی او محشور خواهید شد

﴿25﴾ واز فتنه ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی رسد, (بلکه همه را فرا می گیرد) وبدانید که خداوند سخت کیفراست

﴿26﴾ وبه یاد آورید زمانی را که شما در روی زمین اندک وناتوان بودید, می ترسیدید که مردم شما را بربایند, پس خداوند شما را پناه داد, وبا یاری خود شمارا تأیید (وتقویت) کرد, واز چیزهای پاکیزه به شما روزی بخشید, شاید شما سپاسگزار باشید

﴿27﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! به خدا وپیامبر (او) خیانت نکنید, و(نیز) در امانتهای خود, در حالی که می دانید خیانت نورزید

﴿28﴾ وبدانید که اموال شما, واولاد شما, (وسیلۀ) آزمایش است, وهمانا خداوند است که پاداش بزرگ نزد اواست

﴿29﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر از خدا بترسید برای شما راه نجات (و وسیله ای برای جدایی حق از باطل) قرار می دهد, وگناهانتان را می پوشاند, وشما را می آمرزد, وخداوند صاحب فضل وبخشش بزرگ است

﴿30﴾ و (به یاد آور) آنگاه که کافران در (بارۀ) تو نقشه می کشیدند, که تو را به زندان بیفکنند, یا تو را بکشند, ویا (از مکه) بیرونت کنند, آنها چاره ومکرمی اندیشیدند, وخدا (هم) تدبیر می کرد, وخداوند بهترین (چاره جویان و) تدبیر کنندگان است

﴿31﴾ وچون آیات ما بر آنها خوانده شود, گویند: «همانا شیندیم, اگر ما (هم) بخواهیم, مانند آن را می گوییم, اینها جز افسانه های پیشینیان نیست»

﴿32﴾ و (به یاد آور) آنگاه که گفتند: «پروردگارا! اگر این (قرآن) حق است, واز جانب توست, پس از آسمان سنگی بر ما بباران, یا عذاب دردناکی بر ما بفرست»

﴿33﴾ وتا تو (ای پیامبر) در میان آنها هستی, خداوند آنها را عذاب نخواهد کرد, و(نیز) تا زمانی که استغفار می کنند؛ خداوند عذابشان نمی کند

﴿34﴾ وچرا خداوند آنها را عذاب نکند, حال آنکه آنان (مردم را) از مسجد الحرام باز می دارند, در حالی که آنان متولیان و سرپرست آن نیستند (ولیاقت آن را ندارند) متولی و سرپرست آن تنها پرهیزگارانند, ولی بیشترشان نمی دانند

﴿35﴾ ونمازشان نزد خانۀ (کعبه) چیزی جز سوت کشیدن وکف زدن نبود, پس به (کیفر) کفرتان, عذاب را بچشید

﴿36﴾ به راستی کسانی که کافر شدند, اموالشان را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج می کنند, پس به زودی همه را خرج می کنند, آنگاه (مایۀ) حسرت وپیشمانی بر آنان خواهد بود, سپس شکست می خورند, و(سرانجام) کسانی که کافر شدند, بسوی (آتش) جهنم رانده می شوند

﴿37﴾ تا خداوند پلید را از پاک جدا سازد, وپلیدان را روی هم بگذارد, آنگاه همگی را متراکم سازد, وسپس یک جا در دوزخ قرار دهد, اینها همان زیانکاران (واقعی) هستند

﴿38﴾ (ای پیامبر!) به کسانی که کافر شدند بگو: «اگر (از کفر ودشمنی) دست بر دارند, گذشته هایشان آمرزیده می شود, واگر (به همان اعمال خود) بازگردند, پس بی گمان سنت (وروش خداوند دربارۀ) پیشینیان گذشته است (ودربارۀ آنها نیزاجرا می شود)

﴿39﴾ و با آنها پیکار کنید, تا فتنۀ (شرک) ریشه کن شود, و(پرستش و) دین , همه از آن خدا باشد, پس اگر آنها (از شرک وآزار واذیت) دست بر دارند, خداوند به آنچه می کنند؛ بیناست

﴿40﴾ واگر (سرپیچی و) روی گردانی کنند, پس بدانید که خداوند سرپرست (ومولای) شماست, چه نیکو سرپرست وچه نیکو یاوری است

﴿41﴾ وبدانید که هرگونه غنیمتی به دست آوردید, یک پنجمش برای خدا, وبرای پیامبر, وبرای خویشان, ویتیمان ومسکینان ودر راه ماندگان است, اگر به خدا وآنچه بر بندۀ خود در روز فرقان (= جدایی حق از باطل), روز بر خورد دو گروه (مؤمنین ومشرکین در بدر) نازل کردیم, ایمان آورده اید, وخداوند بر هرچیز تواناست

﴿42﴾ آنگاه که شما به کنارۀ نزدیکتر بودید، وآنها به کنارۀ دورتر بودند، وکاروان (قریش) پایین تر از شما بود, واگر با یکدیگر وعده می گذاشتید, قطعاٌ در(انجام) وعدۀ (خود) اختلاف می کردید, ولی خداوند (بدون میعاد, شما را جمع کرد وروبروی یکدیگر قرار داد) تا کاری را که می بایست انجام شود, به انجام برساند, تا آن که هلاک (ونابود) می شود, از روی دلیل (وحجت) هلاک شود, وکسی که زنده می ماند, از روی دلیل (وحجت) زنده ماند, وهمانا خداوند شنوای داناست

﴿43﴾ (بیاد آور) آنگاه که خداوند (عدۀ) آنها را در خوابت به تو اندک نشان داد, واگر زیاد نشان می داد؛ مسلماً سست می شدید, ودر این کار اختلاف می کردید, ولی خداوند (شما را از سستی واختلاف) سلامت داشت, بی گمان او به آنچه در سینه هاست؛ آگاه است

﴿44﴾ و(بیاد آور) آنگاه که چون باهم روبروشدید, آنها را به چشم شما کم نشان داد, وشما را (نیز) به چشم آنها کم جلوه داد, تا خداوند, کاری را که می بایست انجام شود, به انجام برساند, وهمۀ کارها به خدا باز گردانده می شود

﴿45﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی می که با گروهی (از دشمن) روبرو شدید, پایدار (وثابت قدم) باشید, و خدا را بسیار یاد کنید, تا رستگار شوید

﴿46﴾ و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید, وبا همدیگر نزاع نکنید, که سست شوید, وقوت (ومهابت) شما از میان برود, وصبر کنید, بی گمان خداوند با صابران است

﴿47﴾ ومانند کسانی نباشید که باسرکشی وخود نمایی به مردم, از سرزمین خود (مکه) بیرون آمدند, و(مردم را) از راه خدا باز می داشتند, وخداوند به آنچه می کنند؛ احاطه دارد

﴿48﴾ و(به یاد بیاورید) هنگامی را که شیطان اعمال آنها را در نظرشان بیاراست, وگفت: «امروز هیچ کس از مردم بر شما پیروز نخواهد شد, ومن حامی (وپناه دهندۀ) شما هستم». پس هنگامی که دو گروه روبرو شدند, به عقب بازگشت, وگفت: «بی گمان من از شما بیزارم, به راستی من چیزی را می بینم که شما نمی بینید, همانا من از خدا می ترسم, وخداوند سخت کیفر است!»

﴿49﴾ و (به یاد آورید) هنگامی را که منافقان وآنان که در دلهایشان بیماری است, می گفتند: «اینان را دینشان بفریفته است». وهرکس بر خدا توکل کند, پس بی گمان خداوند پیروزمند حکیم است

﴿50﴾ واگر ببینی هنگامی که فرشتگان (مرگ) جان کافران را می گیرند, به صورت وپشت آنها می زنند و(می گویند: ) «عذاب سوزنده را بچشید» (هر آینه تعجب می کردی)

﴿51﴾ این به (خاطر) کارهایی است که پیش از این فرستاده اید, وآنکه خداوند هرگز نسبت به بندگانش ستم روا نمی دارد

﴿52﴾ همانند شیوۀ فرعونیان, وکسانی که پیش از آنان بودند, به آیات خدا کفر ورزیدند, پس خداوند آنها را به کیفر گناهانشان فرو گرفت, مسلماً خداوند نیرومند سخت کیفر است

﴿53﴾ این, بدان خاطر است که خداوند, هیچ نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته, تغییر نمی دهد, تا آنکه آنها (روش) خودشان را تغییر دهند, وبی گمان خداوند شنوای داناست

﴿54﴾ مانند شیوۀ فرعونیان وکسانی که پیش از آنان بودند, آیات پروردگارشان را تکذیب کردند, پس آنان را به کیفر گناهانشان هلاک کردیم, وفرعونیان را غرق نمودیم, وهمۀ (آنها) ستمکار بودند

﴿55﴾ یقیناً, بدترین جنبندگان نزد خدا, کسانی هستند که کافر شدند, پس آنان ایمان نمی آورند

﴿56﴾ کسانی که با آنها پیمان بستی, سپس هربار پیمان خود را می شکنند, وآنها (در خیانت وپیمان شکنی از خدا) نمی ترسند

﴿57﴾ پس اگر آنها را در (میدان) جنگ بیابی, چنان به آنان حمله ببر تا کسانی که پشت سر آنها هستند (بترسند و) باشد که پند گیرند

﴿58﴾ واگر از خیانت قومی بیم داشتی؛ منصفانه (پیمان شان را) به سوی آنان بیانداز (وفسخ پیمانشان را برای همگان اعلان کن), به راستی که خداوند خائنان را دوست نمی دارد

﴿59﴾ وکسانی که کافر شدند, نپندارند که پیشی گرفته اند؛ آنها هرگز ما را ناتوان نخواهند کرد

﴿60﴾ وآنچه از نیرو درتوان دارید؛ برای (مقابله با ) آنها آماده سازید, و(همچنین) از اسبان بسته ( ی ورزیده, مهیا کنید) تا به وسیلۀ آن دشمن خدا ودشمن خود را بترسانید, و(همچنین) دشمنان دیگری غیر از آنها را, که شما نمی شناسید وخدا آنها را می شناسد (بترسانید) وهر چیزی را که در راه خدا خرج می کنید, (پاداشش) به تمام وکمال به شما داده می شود, وبه شما ستم نخواهد شد

﴿61﴾ واگر به صلح مایل شدند, پس تو (نیز) از در صلح درآی, وبر خدا توکل کن, بی گمان او شنوای داناست

﴿62﴾ واگر بخواهند تو را فریب دهند, پس خدا برای تو کافی است, اوست که با یاری خود و مؤمنان تو را تأیید (وتقویت) کرد

﴿63﴾ وبین دلهای آنها الفت داد, اگر تمام آنچه را که در روی زمین است خرج می کردی, نمی توانستی بین دلهایشان الفت دهی, ولی خدا در میان آنها الفت داد, همانا او پیروزمند حکیم است

﴿64﴾ ای پیامبر! خداوند تو را و کسانی از مؤمنان را که از تو پیروی کرده اند؛ (از شر دشمنان) کفایت می کند

﴿65﴾ ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ تشویق کن, اگر بیست نفر بردبار از شما باشند, بر دویست نفر (از کافران) غلبه می کنند, واگر صد نفر از شما باشند بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند, غلبه می کنند, زیرا آنان گروهی هستند که نمی فهمند

﴿66﴾ اکنون خداوند به شما تخفیف داد, ودانست که در شما ناتوانی است, پس اگر صدنفر بردبار از شما باشند؛ بر دویست نفر پیروز می شوند, واگر از شما هزار نفر باشند, به فرمان خدا بر دو هزار نفر پیروز خواهند شد, وخداوند با صابران است

﴿67﴾ هیچ پیامبری را سزاوار نیست که اسیرانی داشته باشد؛ تا آنکه در زمین کشتار بسیار کند, شما (با گرفتن فدیه از اسیران) متاع دنیا را می خواهید، وخداوند (سرای) آخرت را (برای شما) می خواهد, وخداوند پیروزمند حکیم است

﴿68﴾ اگر حکم پیشین الهی نبود(که غنیمت وفدیه ی اسیر حلال است) , قطعاً در آنچه گرفتید, عذاب بزرگی به شما می رسید

﴿69﴾ پس از آنچه غنیمت گرفته اید, حلال پاکیزه بخورید, واز خدا بترسید, همانا خداوند آمرزندۀ مهربان است

﴿70﴾ ای پیامبر! به اسیرانی که در دست شما هستند بگو: «اگر خداوند خیری در دلهای شما بداند, بهتر از آنچه از شما گرفته شد, به شما خواهد داد, وشما را می آمرزد, وخداوند آمرزندۀ مهربان است»

﴿71﴾ واگر بخواهند به تو خیانت کنند, پس آنها پیش از این (نیز) به خدا خیانت کردند, وخداوند (تو را) بر آنها پیروز گردانید, وخداوند دانای حکیم است

﴿72﴾ همانا کسانی که ایمان آوردند, وهجرت کردند, وبا اموال وجانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، وکسانی که (ایشان را) پناه دادند ویاری نمودند, اینان یاران (ودوستدار) یکدیگرند, وکسانی که ایمان آوردند وهجرت نکرده اند, شما هیچ گونه دوستی (ومسؤلیتی) در برابر آنها ندارید؛ تا آنکه هجرت کنند، واگر در (کار) دین از شما یاری خواستند, پس برشماست که (آنها را) یاری کنید, مگر بر علیه گروهی که میان شما وآنها پیمانی است، وخداوند به آنچه می کنید؛ بیناست

﴿73﴾ وکسانی که کافر شدند, دوستدار (ویاور) یکدیگرند, اگر (شما ای مؤمنان این کار را) نکنید, فتنه وفسادی بزرگ در زمین بر پا خواهد شد

﴿74﴾ وکسانی که ایمان آوردند, وهجرت نمودند, ودر راه خدا جهاد کردند, وکسانی که (ایشان را) پناه دادند ویاری نمودند, اینان مؤمنان حقیقی هستند, برای آنها آمرزش وروزی شایسته ای خواهد بود

﴿75﴾ وکسانی که بعد از آنها ایمان آوردند وهجرت نمودند, وبه همراه شما جهاد کردند, پس آنان از شما هستند. وخویشاوندان در کتاب خدا نسبت به یکدیگر سزاوارترند, وهمانا خداوند به همه چیز داناست

التوبة

Surah 9

﴿1﴾ (اعلام) بیزاری از سوی خدا وپیامبرش, به کسانی از مشرکان است که (با آنها) پیمان بسته اید

﴿2﴾ پس چهارماه (مهلت دارید که) در زمین سیر کنید, وبدانید که شما نمی توانید خدا را نا توان سازید, وهمانا خداوند خوار و رسوا کنندۀ کافران است

﴿3﴾ و (این) اعلامی است از جانب خدا وپیامبرش به مردم, در روز حج اکبر ( = روز عید قربان) که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند, پس اگر توبه کنید, برای شما بهتراست, واگر روی بگردانید (وسر پیچی کنید) پس بدانید که شما نمی توانید خدا را نا توان سازید, وکسانی که کافر شدند به عذاب دردناکی بشارت ده

﴿4﴾ مگر کسانی از مشرکان که با آنها پیمان بسته اید, آنگاه آنها چیزی (از آن در حق شما) فرو گذارنکردند, وکسی را بر (علیه) شما یاری ندادند, پس پیمان آنها را تا مدت (پیمان) شان به آخر (واتمام) برسانید, همانا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد

﴿5﴾ پس هنگامی که ماههای حرام پایان پذیرفت؛ مشرکان را هر کجا یافتید, بکشید, وآنها را (اسیر) بگیرید, وآنها را محاصره کنید, ودر هر کمینگاه, بر سر راهشان بنشینید, پس اگر توبه کردند, ونماز را برپا داشتند, وزکات را پرداختند؛ آنها را رها کنید, بی گمان خداوند آمرزندۀ مهربان است

﴿6﴾ واگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست, پس اورا پناه بده, تا سخن خدا را بشنود, سپس اورا به محل امنش برسان, این بدان سبب است که آنها گروهی اند که نمی دانند

﴿7﴾ چگونه برای مشرکان نزد خدا ونزد رسولش (عهد و) پیمانی خواهد بود, مگر کسانی که نزد مسجد الحرام با آنها پیمان بستید, تا زمانی که (برپیمانشان) وفا دارماندند, شما نیز(بر سرپیمانتان) وفادارباشید, بی گمان خداوند پرهیزگاران را دوست دارد

﴿8﴾ چگونه (پیمانی باشد) درحالی که اگر بر شما پیروز شوند, نه خویشاوندی را رعایت می کنند و نه پیمان را؟! شما را با زبان های شان خشنود می کنند, و(لی) دلهایشان ابا دارد, وبیشتر شان نافرمانند

﴿9﴾ آیات خدا را به بهای اندکی فروختند, پس (مردم را) از راه او (= خدا) بازداشتند, آنها کار بدی انجام می دادند

﴿10﴾ در بارۀ هیچ فرد مؤمنی خویشاوندی وپیمان را رعایت نمی کنند, وآنان مردمی تجاوز کاراند

﴿11﴾ پس اگر توبه کنند, ونماز را بر پا دارند, وزکات را بدهند, برادران دینی شما هستند, وما آیات خود را برای گروهی که می دانند بیان می کنیم

﴿12﴾ واگر سوگند (وپیمانهای) خود را پس از عهد (وبیمان) خویش شکستند, ودر دین شما طعن زدند, پس با پیشوایان کفر جنگ کنید, زیرا آنها عهد (وپیمانی) ندارند, باشد که (از کردار خود) دست بر دارند

﴿13﴾ آیا با گروهی که پیمانهای خود را شکستند, وقصد اخراج پیامبر کردند, نمی جنگید؟! درحالی که آنها نخستین بار (جنگ با شما را) آغاز کردند, آیا از آنها می ترسید؟! پس خداوند سزاوارتر است که ازاوبترسید, اگرایمان دارید

﴿14﴾ با آنها بجنگید, تا خداوند با دستان شما عذابشان کند, وآنان را رسوا سازد, وشما را بر آنها پیروزی دهد, وسينۀ گروه مؤمنان راشفا می بخشد

﴿15﴾ وخشم دلهایشان را از میان می برد, وخداوند توبه ی هرکس را بخواهد می پذیرد, وخداوند دانای حکیم است

﴿16﴾ آیا گمان کردید که (به حال خود) رها می شوید؛ در حالی که خداوند هنوز کسانی را که از شما جهاد کردند, وغیر از الله ورسولش ومؤمنان را همراز (خویش) نگرفته اند (از دیگران) مشخص نکرده است؟! وخداوند به آنچه انجام می دهید؛ آگاه است

﴿17﴾ مشرکان را (سزاوار) نیست, که مساجد خدا را آباد کنند, در حالی که به کفر خویش گواهی می دهند, آنها اعمالشان نابود (وحبط) شده, ودر آتش (جهنم) جاودانه خواهند ماند

﴿18﴾ مساجد خدا را فقط کسی آباد می کند که به خدا وروز آخرت ایمان آورده, ونماز را بر پا دارد, وزکات را بدهد, و جز از خدا نترسد, امید است که اینان از هدایت یا فتگان باشند

﴿19﴾ آیا آب دادن به حجاج, وآباد ساختن مسجد الحرام را, همچون (عمل) کسی که به خدا وروز قیامت ایمان آورده, ودر راه خدا جهاد کرده است, برابر می گیرید؟! (خیر, آنها) نزد خداوند برابر نيستند، وخداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند

﴿20﴾ (مقام) کسانی که ایمان آوردند, وهجرت کردند, وبا اموالشان وجانهایشان در راه خدا جهاد کردند, نزد خدا برتر (وبلند مرتبه تر) است, وآنها همان رستگارانند

﴿21﴾ پروردگارشان آنها را به رحمتی از نزد خود وخشنودی (خویش) وبه باغهایی (از بهشت) که درآن نعمتهای جاویدانه دارند, بشارت می دهد

﴿22﴾ همواره در آن جاودانند, بی گمان اجر (وپاداش) بزرگ نزد خداوند است

﴿23﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! پدران خود وبرادران خود را دوستان (واولیاء) خود قرار ندهید, اگر کفر را بر ایمان ترجیح دادند, وکسانی از شما که آنان را دوست (وولی) خود قرار دهند, پس آنان ستمکارانند

﴿24﴾ بگو: «اگر پدرانتان, وفرزندانتان, وبرادرانتان وهمسرانتان, وخویشاوندانتان, واموالی که به دست آورده اید, وتجارتی که از کساد آن می ترسید, وخانه هایی که بدان دلخوش هستید, در نزد شما از خدا وپیامبرش وجهاد در راه او محبنوتر است, پس منتظر باشید, تا خداوند فرمان (عذاب) خویش را بیاورد, وخداوند گروه نافرمان را هدایت نمی کند»

﴿25﴾ به راستی خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد, (و پیروزی بخشید) ودر روز حنین (نیزیاری کرد) آنگاه که فزونی جمعیت تان شما را شگفت آورده بود (ومغرور ساخت) پس سودی به حالتان نداشت, وزمین با همۀ فراخی و وسعتش بر شما تنگ آمد, وسپس پشت (به میدان جنگ) نموده, فرار کردید

﴿26﴾ آنگاه خداوند آرامش خود را بر پیامبرش وبر مؤمنان نازل کرد, ولشکریانی فرستاد که شما آنها را نمی دیدید, وکسانی که کافر شدند عذاب (ومجازات) کرد, واین است کیفر کافران

﴿27﴾ سپس خداوند بعد از آن توبه ی هر کس را بخواهد می پذیرد, وخداوند آمرزندۀ مهربان است

﴿28﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! بی گمان مشرکان پلیداند, پس نباید بعد از امسال, به مسجد الحرام نزدیک شوند, واگر از فقر (وتنگدستی) می ترسید, پس هرگاه خدا بخواهد شما را از فضل خود بی نیازتان می سازد, بی گمان خداوند دانای حکیم است

﴿29﴾ با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا ونه به روز قیامت ایمان دارند, ونه آنچه را خدا ورسولش حرام کرده, حرام می دانند, ونه دین حق را می پذیرند, بجنگید, تا زمانی که باذلت وخواری به دست خویش جزیه بدهند

﴿30﴾ ویهود گفتند: «عزیر پسر خداست» ونصار گفتند: «مسیح پسر خداست». این سخنی است که با زبانهایشان می گویند, مشابهت (وتقلید) می کنند سخن کسانی که پیش از این کافر بودند, خدا آنها را بکشد, چگونه (از حق) منحرف می شوند؟

﴿31﴾ (آنها) دانشمندان ورهبان خویش, و (همچنین) مسیح پسر مریم را معبودانی بجای الله گرفتند؛ در حالی که دستور نداشتند جز خداوند یکتایی را که هیچ معبودی (به حق) جز او نیست؛ بپرستند, او پاک ومنزه است از آنچه شریک او قرار می دهند

﴿32﴾ (آنها) می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند, وخداوند ابا می کند, مگر اینکه نورش را کامل (وتمام) کند, اگر چه کافران کراهت داشته باشند

﴿33﴾ او کسی است که رسول خود را با هدایت ودین حق فرستاد, تا آن را بر همۀ دین ها غالب گرداند, اگر چه مشرکان کراهت داشته باشند

﴿34﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! بی گمان بسیاری از احبار ورهبان اموال مردم را به باطل می خورند, و(دیگران را) از راه خدا باز می دارند, وکسانی که طلا ونقره را می اندوزند (وگنجینه می کنند) ودر راه خدا انفاق نمی کنند, پس آنهارا به عذابی درد ناک بشارت ده

﴿35﴾ روزی که آن را در آتش جهنم گرم (وتفته اش) کنند, پس با آن پیشانی هایشان وپهلوهایشان, وپشتهایشان را داغ کنند, (وبه آنها گفته شود) این همان چیزی است که برای خود اندوختید, پس بچشید (طعم) آنچه را می اند و ختید

﴿36﴾ بی گمان تعداد ماهها نزد خداوند در کتاب خدا, از آن روز که آسمانها وزمین را آفریده, دوازده ماه است, که چهار ماه از آن, (ماه) حرام است. این, دین ثابت ودرست (الهی) است. پس در این ماهها به خود ستم نکنید, و دسته جمعی با مشرکان بجنگید, همان گونه که آنها دسته جمعی با شما می جنگند, وبدانید که خداوند با پرهیزگاران است

﴿37﴾ همانا به تأخیر افکندن (وجابجای ما ههای حرام) افزونی در کفر است, کسانی که کافر شدند, با آن گمراه می شوند, یک سال؛ آن را حلال, ویک سال (دیگر) آن را حرام می کنند, تا مطابق با تعداد ماههایی شود که خداوند تحریم کرده است, پس آنچه را که خدا حرام کرده, حلال می شمارند, اعمال زشت شان در نظرشان آراسته شده است, وخداوند گروه کافران را هدایت نمی کند

﴿38﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! شما را چه شده, هنگامی که به شما گفته می شود: « (به سوی جهاد) در راه خدا حرکت کنید» به زمین می چسپید (وسستی می کنید) آیا به جای آخرت به زندگی دنیا راضی شده اید؟! حال آنکه متاع زندگی دنیا, در (برابر) آخرت, جز اندکی (هیچ) نیست

﴿39﴾ اگر (برای جهاد) کوچ نکنید, (خداوند) شما را به عذاب دردناکی, عذاب می کند, وقوم دیگری را به جای شما قرار می دهد, وهیچ زیانی به او نمی رسانید, وخداوند بر هر چیزی تواناست

﴿40﴾ اگر او (= پیامبر) را یاری نکنید, به راستی که خداوند او را یاری کرد, آنگاه که کافران او را (از مکه) بیرون کردند, نفر دوم از دو نفری که آن دو در غار بودند, به یار خود (ابو بکر) می گفت: «اندوهگین مباش, یقیناً خدا با ماست». پس خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد, وبا لشکرهایی که شما آن را نمی دیدید, او را تأیید (وتقویت) نمود, وکلام (وگفتار شرک) کسانی که کافر شدند؛ پایین قرار داد, وکلام (وآیین) خدا بالا (وپیروز) است, وخداوند پیروزمند حکیم است

﴿41﴾ سبکبار وگرانبار (همگی برای جهاد) کوچ کنید, وبا اموال تان, وجانهایتان در راه خدا جهاد کنید, این برای شما بهتراست, اگر بدانید

﴿42﴾ اگر متاعی نزدیک (ودست یافتنی) بود,وسفری آسان (ونزدیک درپیش) بود, البته از تو پیروی می کردند, ولیکن مسافت راه (تبوک) بر آنها دور (وپر مشقت) است, وبه زودی به خدا سوگند یاد می کنند که: «اگر توانایی داشتیم, البته همراه شما بیرون می شدیم» (آنها با این کارها) خود را هلاک می کنند, وخداوند می داند که آنها دروغگو هستند

﴿43﴾ (ای پیامبر!) خدا تو را ببخشاید! چرا به آنها اجازه دادی؟! پیش از آنکه راستگویان بر تو آشکار شوند, ودروغگویان را بشناسی

﴿44﴾ کسانی که به خدا وروز آخرت ایمان دارند, هیچ گاه برای (ترک) جهاد با اموال شان وجانهایشان, از تو اجازه نمی خواهند, وخداوند نسبت به پرهیزگاران داناست

﴿45﴾ تنها کسانی از تو اجازه می خواهند؛ که به خدا وروز آخرت ایمان ندارند, ودلهایشان گرفتار شک است, وآنها در شک (وترید) خود سر گردانند

﴿46﴾ واگر آنها می خواستند که (همراه شما) بیرون شوند, سازو برگی برای آن آماده می کردند, ولیکن خداوند از حرکت آنها کراهت داشت, لذا آنها را (از حرکت) بازداشت, وبه آنان گفته شد: «با نشستگان بنشینید»

﴿47﴾ اگر (آنها) همراه شما بیرون می آمدند, جز فساد (وتباهی) چیزی بر شما نمی افزودند, وبه سرعت در میان شما فتنه انگیزی می کردند, ودر میان شما افرادی (ضعیف الایمان) هستند که به (سخنان) آنها گوش فرا می دهند, وخداوند, (نسبت) به ستمکاران داناست

﴿48﴾ به راستی که آنها پیش از این (نیز) فتنه گری می کردند, وکارها را برای تو دگرگون کردند, تا آنکه حق فرا رسید, وفرمان خدا آشکار شد، (وشما پیروز شدید) در حالی که آنها کراهت داشتند

﴿49﴾ بعضی از آنها می گویند: «(در ترک جهاد) به من اجازه بده, ومرا به فتنه (وگناه) نیفکن». آگاه باشید که آنها در فتنه افتاده اند, وبی گمان جهنم کافران را احاطه کرده است

﴿50﴾ اگر به تو نیکی برسد, آنها را ناراحت می کند, واگر مصیبتی به تورسد, می گویند: «ما پیش از این چارۀ کار خود را اندیشیده ایم» وشادمانه باز می گردند

﴿51﴾ بگو: «هرگز (مصیبتی) به ما نرسد, جز آنچه خداوند برای ما نوشته است, او مولای ماست, ومؤمنان باید بر خدا توکل کنند»

﴿52﴾ بگو: «آیا برای ما جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟! (یا پیروزی یا شهادت) وما برای شما انتظار داریم که خداوند, عذابی از نزد خودش به شما برساند, یا بدست ما (شما را مجازات کند) پس شما انتظار بکشید, بی گمان ما (نیز) با شما انتظار می کشیم»

﴿53﴾ بگو: «انفاق کنید, چه از روی میل باشد یا به اکراه, هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد, زیرا شما مردمی فاسق (ونافرمان) هستید»

﴿54﴾ وهیچ چیز مانع قبول انفاقهای آنها نشد, مگر آنکه به خدا وپیامبرش کافر شدند, وجز با کسالت (وبی میلی) برای نماز حاضر نمی شوند, وجز با کراهت انفاق نمی کنند

﴿55﴾ پس (فزونی) اموال شان واولاد شان , تو را شگفت زده نکند, زیرا خداوند می خواهد به (وسیلۀ) آن آنها را در زندگی دنیا عذاب کند, ودرحالی که کافرند جانشان بر آید

﴿56﴾ وآنها (= منافقان) به خدا سوگند یاد می کنند که از شما هستند, درحالی که از شما نیستند, ولیکن آنها گروهی اند که می ترسند، (بدین سبب سوگند می خورند)

﴿57﴾ اگر پناهگاه یا غارها یا تونلی (در زیر زمین) بیابند, شتابان به سوی آن می گریزند

﴿58﴾ واز آنها کسانی هستند که در (قسیم) صدقات (وغنایم) به تو خرده می گیرند, پس اگر از آن (اموال, بهره ای) به آنها داده شود, راضی می شوند, واگر از آن (چیزی) داده نشود, فوراً خشم می گیرند

﴿59﴾ اگر به آنچه خدا ورسولش به آنها داده است, راضی باشند, وبگویند: «خداوند برای ما کافی است, به زودی خدا ورسولش از فضل خود به ما عطا می فرماید, ما تنها به سوی خدا رغبت می وزریم». (برای آنها بهتر بود)

﴿60﴾ صدقات (وزکاتها) مخصوص فقراء ومساکین وکار گزاران (جمع آوری) آن, ودلجوئی شدگان, وبرای (آزاد کردن) بردگان, و(ادای وام) بدهکاران, ودر راه خدا, وبه راه ماندگان, (است, این) فریضه ای (مقرر شده) از جانب خداست، وخداوند دانای حکیم است

﴿61﴾ واز آنها (= منافقان) کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند, و می گویند: «گوش (وخوش باور) است». بگو: «برای شما گوش نیکی است, به خدا ایمان دارد, ومؤمنان را تصدیق می کند, ورحمت است برای کسانی از شما که ایمان آورده اند». وکسانی که رسول خدا را آزار می دهند, برایشان عذاب درد ناکی است

﴿62﴾ (منافقان) برای شما به خدا سوگند یاد می کنند, تا شما را خشنود سازند, درحالی که اگر ایمان داشتند, شایسته تر (این) است که خدا ورسولش را خشنود سازند

﴿63﴾ آیا نمی دانند, بی گمان هر کس با خدا ورسولش مخالفت (ودشمنی) کند, پس مسلماً برای او آتش جهنم است, جاودانه در آن خواهد بود؟! این (همان) رسوایی بزرگ است

﴿64﴾ منافقان می ترسند که مبادا سوره ای بر (علیه) آنان نازل شود, وبه آنها از آنچه درون دلهایشان (نهفته) است, آگاه سازد, بگو: «استهزا کنید, بی گمان خداوند, آنچه را که از آن می ترسید, آشکار می سازد»

﴿65﴾ و (ای پیامبر!) اگر از آنها بپرسی: (« چرا چنین کرده اید؟»). گویند: «ما حرف می زدیم, (شوخی و) بازی می کردیم» بگو: «آیا خدا وآیات او وپیامبرش را مسخره می کردید؟»

﴿66﴾ عذر نیاورید, به راستی که شما پس از ایمان (آوردن) تان کافر شده اید, اگر گروهی از شما را (بخاطر توبه) ببخشیم, گروه دیگری را عذاب خواهیم کرد, زیرا که مجرم بودند

﴿67﴾ مردان منافق وزنان منافق, همه (همانند هم و) از یک گروه اند, به کارهای زشت فرمان می دهند, واز نیکیها باز می دارند, ودستهایشان را (از بخشش) می بندند, خدا را فراموش کردند, پس خدا (نیز) آنها را فراموش کرد، بی گمان منافقان همان فاسقان هستند

﴿68﴾ خداوند به مردان منافق وزنان منافق وکفار, وعدۀ آتش جهنم داده است, جاوانه در آن خواهند ماند, همان برای آنها کافی است, وخدا آنها را لعنت کرده است, وبرای آنها عذاب همیشگی است

﴿69﴾ (شما منافقان) همانند کسانی که پیش از شما بودند, (هستید, بلکه) آنها از شما نیرومندتر, واموال وفرزندانشان بیشتر بود, آنها از نصیب خود بهره مند شدند, پس شما نیز از نصیب خود بهره مند شده اید, همچنانکه کسانی که پیش از شما بوده اند, از نصیب خویش بهره مند شده بودند, وشما (در سخنان ناپسند) فرورفتید, همان گونه که آنها فرورفتند؛ آنان اعمالشان در دنیا وآخرت نابود شد, وآنان همان زیانکارانند

﴿70﴾ آیا خبر کسانی که پیش از آنها بودند, (چون) قوم نوح, وعاد وثمود, وقوم ابراهیم, واصحاب مدین (= قوم شعیب) وشهرهای زیر ورو شده (قوم لوط) به آنها نرسیده است, که پیامبرانشان با دلایل روشن به (سوی) آنها آمدند, (ولی نپذیرفتند) پس خداوند (با هلاکشان) به آنها ستم نکرد, ولیکن خودشان بر خویشتن ستم می کردند

﴿71﴾ ومردان مؤمن وزنان مؤمن دوستان (و یاور) یکدیگرند, امر به معروف ونهی از منکر می کنند, ونماز را بر پا می دارند, وزکات را می پردازند, وخدا وپیامبرش را اطاعت می کنند, اینانند که خداوند به زودی آنها را مورد رحمت قرار می دهد, بی گمان خداوند پیروزمند حکیم است

﴿72﴾ خداوند به مردان مؤمن وزنان مؤمن, باغهایی (از بهشت) وعده داده که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است, جاودانه در آن خواهند ماند, و(نیز) خانه های پاکیزه ای در بهشتهای جاوید (نصیب شان فرموده) وخشنودی خداوند (از همۀ اینها) برتراست, این, همان کامیابی بزرگ است

﴿73﴾ ای پیامبر! با کافران ومنافقان جهاد کن, وبرآنان سخت بگیر, وجایگاهشان جهنم است, وچه بد سرانجامی است

﴿74﴾ (منافقان) به خدا سوگند یاد می کنند که (سخنان نادرست) نگفته اند, وبه راستی که سخن کفر گفته اند, وپس از اسلام آوردنشان, کافر شده اند, وقصد چیزی (خطرناک) کردند, که به آن نرسیدند, تنها به این سبب عیبجوئی می کنند که خدا ورسولش, آنها را از فضل خود بی نیاز کرد, پس اگر توبه کنند, برای آنها بهتراست, واگر روی بگردانند؛ خداوند آنها را در دنیا وآخرت, با عذابی دردناک عذابشان می کند, ودر (روی) زمین هیچ کارساز و یاوری نخواهند داشت

﴿75﴾ بعضی از آنها با خدا (عهد و) پیمان بستند که: اگر (خداوند) از فضل خود (نصیبی) به ما دهد, قطعاً صدقه (وزکات) خواهیم داد, واز نیکوکاران خواهیم بود

﴿76﴾ پس چون (خداوند) از فضل خود به آنها (نصیبی) بخشید, به آن بخل ورزیدند, واعراض کنان روی گرداندند (وسر پیچی کردند)

﴿77﴾ پس (این عمل) نفاق را تا روزی که او (= خدا) را ملاقات کنند, در دلهایشان بر قرار ساخت, به (سبب) آنچه که با خدا وعده کرده بودند, خلاف نمودند, (وعهد شکنی کردند) وبه (سبب) آنکه دروغ می گفتند

﴿78﴾ آیا نمی دانستند که خداوند اسرارشان, و(سخنان) در گوشی شان را می داند, وبی گمان خداوند دانای غیبها است

﴿79﴾ کسانی که از مؤمنان رغبت کننده (وفرمانبردار) در صدقات (شان) عیبجویی می کنند, وکسانی را که جز به اندازۀ (ناچیز) توانایی خود (چیزی) نمی یابند, پس (عیبجوئی و) مسخره شان می کنند, خداوند آنها را مسخره می کند, وبرای آنها عذاب دردناکی است

﴿80﴾ (ای پیامبر) برای آنها آمرزش بخواه یا برای شان آمرزش نخواه, اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی, هرگز خداوند آنها را نمی آمرزد, این بدان سبب است که آنها به خدا وپیامبرش کافر شدند, وخداوند گروه فاسقان را هدایت نمی کند

﴿81﴾ واپس ماندگان (از غزوۀ تبوک) از نشستن خود بعد از (مخالفت با) رسول خدا, خوشحال شدند، وکراهت داشتند که با اموال خود, وجانهای خود, در راه خدا جهاد کنند, و(به یکدیگر) گفتند: «در این گرما, (برای جهاد) بیرون نروید», (ای پیامبر! به آنان) بگو: «آتش جهنم (از این) گرمتراست» اگر در می یافتند

﴿82﴾ پس آنها باید کمتر بخندند, وبسیار گریه کنند, (این) جزای آنچه که انجام می دادند

﴿83﴾ پس اگر خداوند تو را به سوی گروهی از آنها باز گرداند, واز تو اجازۀ خروج (برای جهاد) خواستند, پس بگو: «هرگز با من خارج نخواهید شد, وهرگز همراه من, با هیچ دشمنی نخواهید جنگید, زیرا شما نخستین بار به نشستن (و کناره گیری) راضی شدید, پس با پس ماندگان بمانید»

﴿84﴾ وهرگز بر هیچ یک از آنها که مرده است, نماز نخوان, وبر (کنار) قبرش نایست, بی گمان آنها به خدا ورسولش کافر شدند, ودر حالی که فاسق (ونافرمان) بودند؛ مردند

﴿85﴾ و(فزونی) اموال شان واولادشان, تو را شگفت زده نکند, زیرا خداوند می خواهد به (وسیلۀ) آن, آنها را در زندگی دنیا عذاب کند, ودر حالی که کافراند؛جانشان بر آید

﴿86﴾ وهنگامی که سوره ای نازل شود که به خدا ایمان آورید, وهمراه پیامبرش جهاد کنید, توانگرانشان از تو اجازه می خواهند, وگویند: « بگذار ما با خانه نشینان (که معذورند) باشیم»

﴿87﴾ آنها راضی شدند که با (زنان و) باز ماندگان باشند, وبردلهایشان مهر زده شده, پس آنان (چیزی) نمی فهمند

﴿88﴾ لیکن پیامبر وکسانی که با او ایمان آوردند, با اموال خود وجانهای خود (در راه خدا) جهاد کردند, نیکی ها (همه) از آنِ آنهاست, وآنانند که رستگارانند

﴿89﴾ خداوند برای آنها باغهایی (از بهشت) آماده کرده است, که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است, جاودانه در آن خواهند ماند, این کامیابی بزرگ است

﴿90﴾ و عذر آورندگان از اعراب (بادیه نشین, نزد تو) آمدند, تا به آنها اجازه داده شود, وکسانی که به خدا ورسولش دروغ گفته بودند (در خانه) نشستند, به زودی به کسانی از آنها که کافر شدند, عذاب دردناکی خواهد رسید

﴿91﴾ بر ناتوانان گناهی نیست ونه بر بیماران, ونه بر کسانی که چیزی نمی یابند, خرج کنند, (گناهی است). هرگاه برای خدا وپیامبرش خیر خواهی کنند, بر نیکو کاران هیچ راه (سرزنش) نیست, وخداوند آمرزندۀ مهربان است

﴿92﴾ ونه بر کسانی که وقتی نزد تو آمدند که آنها را (بر مرکبی) سوار کنی, گفتی: «چیزی که شما را برآن سوار کنم, نمی یابم» آنها باز گشتند, در حالی که از اندوه چشمانشان اشک ریزان بود, چرا که هیچ چیزی برای انفاق (در راه خدا) نیافتند

﴿93﴾ تنها راه (سرزنش) بر کسانی (باز) است که از تو اجازه می خواهند, در حالی که توانگراند, (آنها) راضی شدند که با (زنان و) بازماندگان باشند, وخداوند بر دلهایشان مهر نهاده است, پس آنان (چیزی) نمی دانند

﴿94﴾ هنگامی که به سوی آنها باز گردید ، از شما عذر خواهی می کنند ، بگو : « عذر خواهی نکنید؛ ما هرگز (گفتار) شما باور نخواهیم کرد ، به راستی که خداوند ما را از اخبار شما آگاه کرده است ، و به زودی خدا و رسولش ، اعمال شما را خواهند دید ، آنگاه به سوی (خدای) دانای پنهان و آشکار باز گردانده می شوید؛ پس شما را به آنچه انجام می دادید؛ آگاه می کند »

﴿95﴾ هنگامی که به سوی آنان باز گردید ، برای شما به خدا سوگند یاد می کنند ، تا از آنها چشم پوشی (و اعراض) کنید ، پس از آنها روی بگرانید (و اعراض کنید) بی گمان آنها (مردمی) پلیدند ، و جایگاهشان جهنم است ، به کیفر آنچه که انجام می دادند

﴿96﴾ برای شما سوگند یاد می کنند ، تا از آنها راضی شوید ، اگر شما از آنها راضی شوید ، پس بی تردید خداوند از گروه فاسقان راضی نخواهد شد

﴿97﴾ کفر و نفاق اعراب (بادیه نشین) ، شدیدتر است ، و به نا آگاهی از حدود (و احکامی) که خدا بر پیامبرش نازل کرده ، سزاوارترند، و خداوند دانای حکیم است

﴿98﴾ از اعراب (بادیه نشین ) کسانی اند که آنچه را (در راه خدا) انفاق می کنند ، غرامت به حساب می آورند ، و منتظرند حوادث (و پیشامد ناگواری) به شما برسد، حوادث بد (و ناگوار) بر خودشان باد ، و خداوند شنوای داناست

﴿99﴾ و از اعراب (بادیه نشین) کسانی اند که به خدا و روز آخرت ایمان دارند ، و آنچه را ( در راه خدا) انفاق می کنند ، سبب تقرب به خدا ، و دعای پیامبر می دانند ، آگاه باشید ، بی گمان اینها سبب تقربشان خواهد بود ، و خداوند به زودی آنها را در رحمت خود وارد خواهد کرد ، بی گمان خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿100﴾ و پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار ، و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت ، و آنها (نیز) از او خشنود شدند ، و برای آنها باغهایی (از بهشت) آماده کرده است ، که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است ، جاودانه در آن خواهند ماند ، این کامیابی بزرگ است

﴿101﴾ و از (میان) اعراب (بادیه نشین) که پیرامون شما هستند ، گروهی منافقند ، و از اهل مدینه (نیز) گروهی خوی نفاق گرفته اند ، تو آنها را نمی شناسی ، (ولی) ما آنها را می شناسیم، به زودی آنها را دو بار عذاب خواهیم کرد ، سپس به سوی عذابی بزرگ (در قیامت) فرستاده می شوند

﴿102﴾ و گروه دیگری (نیز) هستند که به گناهان خود اعتراف کردند ، کارهای شایسته و ناشایسته را به هم آمیختند ، امید است که خداوند توبه ی آن را بپذیرد ، بی گمان خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿103﴾ از اموال آنها صدقه (و زکات) بگیر، تا بوسیله ی آن آنها را پاک سازی و تزکیه شان کنی ، و برای شان دعا کن ، یقیناً دعای تو مایه ی آرامش برای آنهاست ، و خداوند شنوای داناست

﴿104﴾ آیا نمی دانند ، که تنها خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد ، و صدقات را می گیرد ، وبی گمان خداست که توبه پذیر مهربان است

﴿105﴾ وبگو:«عمل کنید ، پس بزودی خداوند ،وپیامبرش ومؤمنان اعمال شما را خواهند دید ، و به زودی به سوی (خدای ) دانای پنهان و آشکار ، باز گردانده می شوید ، پس شما را به آنچه انجام می دادید؛ آگاه می کند »

﴿106﴾ و گروه دیگری (نیز) موقوف به فرمان (و مشیت ) خداست ، یا آنها را عذاب می کند ، و یا توبه ی آنها را می پذیرد ، وخداوند دانای حکیم است

﴿107﴾ و کسانی که برای زیان رسانیدن (به مسلمانان ) و(تقویت ) کفر وتفرقه افکنی میان مؤمنان ،مسجدی ساختند ، و(تا) کمینگاهی برای کسانی که از پیش با خدا ورسولش مبارزه کرده اند باشد ، و البته آنها سوگند یاد می کنند که قصدی جز نیکی (و خدمت ) نداشته ایم و خداوند گواهی می دهد که یقیناً آنها دروغگو هستند

﴿108﴾ (ای پیامبر!) هر گز در آن مسجد (برای نماز) نایست ، آن مسجد که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده ، شایسته تر است که در آن (به نماز) بایستی ، در آن مردانی هستند که دوست دارند که پاکیزه شوند ، و خداوند پاکیزگان را دوست دارد

﴿109﴾ آیا کسی که اساس (وبنیان) آن را بر ترس از خدا و خشنودی (او) آن را بنا کرده بهتر است ،یا کسی که اساس (وبنیان) آن برکنار پرتگاه سستی بنا نهاده است ، پس (نا گهان ) با او در آتش جهنم فرو ریزد ؟ و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند

﴿110﴾ آن بنای که آنها نهاده اند، پیوسته در دلهایشان مایه ی شک (ونفاق ) خواهد بود ، مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود (وبمیرند) و خداوند دانای حکیم است

﴿111﴾ بی گمان خداوند از مؤمنان جانهايشان و اموالشان را خريده است ، به (بهاى) اينكه بهشت برای آنها باشد.(بدین صورت که): در راه خدا جنگ می کنند، پس می کشند، و کشته می شوند، (این) وعده ی حقی است بر او، (که) در تورات و انجیل و قرآن (آمده است) وچه کسی از خدا به عهدش وفا دارتر است ؟! پس شاد باشید، به داد وستدی که شما با او کرده اید، و این همان کامیابی بزرگ است

﴿112﴾ (آنها) توبه کنندگان ،عابدان،سپاسگزاران ، روزه داران ، رکوع کنندگان، سجده کنندگان،فرمان دهندگان به معروف و بازدارندگان از منکر، و حافظان (و نگه دارندگان ) حدود (و احکام )الهی هستند، و مؤمنان را بشارت ده

﴿113﴾ برای پیامبر وکسانی که ایمان آوردند (شایسته) نبود که برای مشرکان طلب آمرزش کنند ، - هر چند از نزدیکانشان باشند- بعد از آنکه برای آنها روشن شد که آنها اهل دوزخند

﴿114﴾ و آمرزش خواستن ابراهیم برای پدرش نبود؛ مگر به خاطر وعده ای که به او داده بود، پس چون برای او آشکار شد که او دشمن خداست؛ از او بیزاری جست ، بی گمان ابراهیم لابه کننده ی برد بار بود

﴿115﴾ و هرگز خداوند قومی را ، بعد ازآنکه آنها را هدایت کرد گمراه نمی کند ، تا آنکه چیزهای را که باید از آن بپرهیزند ،برای آنها بیان کند ، بی گمان خداوند به هر چیزی داناست

﴿116﴾ یقیناً فرمانروایی آسمانها وزمین از آن خداست ، زنده می کند و می میراند ، وشما را جز خدا کارساز و یاوری نیست

﴿117﴾ قطعاً خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران وانصار ، آنان که در زمان سختی (وتنگدستی ) از او پیروی کردند ؛ نمود ، بعد ازآنکه نزدیک بود ، دلهای گروهی از آنها (از حق) منحرف شود ، سپس توبه ی آنها را پذیرفت ، بی گمان او(نسبت ) به آنها رؤوف مهربان است

﴿118﴾ و(همچنین) بر آن سه نفری که موقوف گذاشته شدند ، تا آنگاه که زمین با همۀ فراخی اش بر آنها تنگ شد ، و از خود به تنگ آمدند ، و دانستند که پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست ، سپس رحمت خود را شامل حال آنها نمود ، تا توبه کنند (وتوبه ی آنان را پذیرفت) بی گمان خداوند است که توبه پذیر مهربان است

﴿119﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید،وبا راستگویان باشید

﴿120﴾ سزاوار نیست که اهل مدینه،و اعراب (بادیه نشین) که اطراف آنها هستند ، از(همراهی) رسول خدا باز پس مانند ، و نه برای (حفظ) جان خود ، از جان او چشم بپوشند،این بدان سبب است که هیچ تشنگی و خستگی و گرسنگی در راه خدا به آنها نمی رسد، و هیچ (جا منزل نمی کنند و) گامی که موجب خشم کافران شود؛ بر نمی دارند ، وهیچ (دستبرد و) و گزندی به دشمن نمی رسانند ، مگر اینکه به (سبب) آن ،عمل صالحی برای شان نوشته شود ، بی گمان خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند

﴿121﴾ و هیچ مال کوچک یا بزرگی را (در راه خدا) انفاق نمی کنند، و هیچ وادی (و سرزمینی) نمی پیمایند ، مگر اینکه برای آنها نوشته می شود ، تا خداوند پاداش نیکوترین کردارشان را به آنها بدهد

﴿122﴾ و(ممکن) نیست که مؤمنان همگی(برای جهاد) کوچک کنند ، پس چرا از هر گروهی از آنان ، دسته ای کوچ نمی کنند ، تا در دین دانش بیاموزند، وقوم خود را هشدار دهند ، هنگامی که به سوی آنها باز گشتند ، باشد که آنها بترسند

﴿123﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید ! با کسانی که از کافران که نزدیک شمایند، جنگ کنید ، و باید آنها در شما شدت و درشتی بیابند، و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است

﴿124﴾ و هنگامی که سوره ای نازل شود، پس بعضی از آنها (به دیگری) می گوید : «این سوره ، ایمان کدام یک از شما را افزود ؟!» (به آنها بگو:) اما کسانی که ایمان آوده اند ، پس به ایمانشان افزوده ، و آنها شادمانی می کنند

﴿125﴾ و اما کسانی که در دلهایشان بیماری است ، پس پلیدی به پلیدیشان افزوده ، و در حالی که کافر بودند ؛ مردند

﴿126﴾ آیا آنها نمی بینند که در هر سال ، یک یا دوبار آزمایش می شوند ؟! باز توبه نمی کنند، و نه آنها پند می گیرند

﴿127﴾ و هنگامی که سوره ای نازل شود، بعضی از آنها به بعضی دیگر نگاه می کنند (گویند:) « آیا کسی شما را می بیند ؟!» سپس باز می گردند ، خداوند دلهای آنها را از (از حق) باز گردانید ، زیرا که آنها گروهی اند که نمی فهمند

﴿128﴾ یقیناً پیامبری از (میان) خودتان به سویتان آمد که رنجهای شما بر او دشوار (و گران) است، و بر (هدایت) شما سخت اصرار دارد، و(نسبت) به مؤمنان روؤف ( و) مهربان است

﴿129﴾ پس اگر روی بر گردانند ، بگو :« خدا برای من کافی است ، هیچ معبودی (به حق) جز او نیست ،براو توکل کردم، و او پروردگار عرش عظیم است »

یونس

Surah 10

﴿1﴾ الر. (الف . لام . را) این آیات کتاب محکم (و با حکمت) است

﴿2﴾ آیا برای مردم موجب شگفتی است که به مردی از خودشان وحی کرده ایم که : « مردم را بترسان و کسانی که ایمان آورده اند بشارت ده که برای آنها سابقه ی نیکو (و پاداشی حتمی) نزد پروردگارشان است ». کافران گفتند :«این (مرد) جادوگرآشکاری است »

﴿3﴾ بی گمان پروردگار شما ، الله است ، که آسمانها وزمین را درشش روز آفرید ، سپس بر عرش مستوی شد ، کار (جهان) را تدبیر می کند . هیچ شفاعت کننده ای نیست ، مگر بعد از فرمان او ، این است الله پروردگار شما ، پس او را پرستش کنید ، آیا پند نمی گیرید ؟

﴿4﴾ باز گشت همه شما به سوی اوست ، وعدۀ خداوند حق است ، بی گمان او آفرینش را آغاز می کند ، سپس آنها را باز می گرداند ، تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند به عدالت پاداش دهد ، و کسانی که کافر شدند ، برای شان نوشیدنی از آب جوشان است ، وعذابی دردناک، به سبب آنکه کفر می ورزیدند

﴿5﴾ او کسی است که خورشید را روشنایی ، و ماه را نور قرار داد ، و برای آن منازلی مقدر کرد ، تا عدد سالها و حساب را بدانید ، خداوند این را جز به حق نیافریده است ، آیات را برای گروهی که می دانند ، به تفصیل بیان می کند

﴿6﴾ بی گمان در آمد وشد شب وروز ، و آنچه خدا در آسمانها و زمین آفریده است ، نشانه های است برای گروهی که پرهیز گاری می کنند

﴿7﴾ همانا کسانی که ملاقات ما را (در روز قیامت ) امید ندارند ، وبه زندگی دنیا خشنود شده و بدان دل بسته اند، و کسانی که از آیات ما غافلند،

﴿8﴾ آنها (همه ) جایگاهشان آتش (جهنم) است ، به سبب کارهایی که انجام می دادند

﴿9﴾ بی گمان کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند ، پروردگارشان به سبب ایمانشان آنها را به باغهای (بهشت) پر نعمت هدایت می کنند که نهرها زیر (درختان) آن جاری است

﴿10﴾ دعایشان در آن :«خداوندا! تو منزهی» باشد ، و تحیت شان در آن : «سلام» و پایان دعایشان این است که :«حمد وسپاس،مخصوص خدا ، پروردگار جهانیان است »

﴿11﴾ و اگر خداوند زود مردم را مجازات می کرد ، همانگونه که آنها برای خیر عجله دارند ، عمرشان به پایان می رسید ، (و نابود می شدند) پس کسانی که به ملاقات ما امید ندارند (به حال خود ) رها می کنیم تا در طغیان خود سرگردان بمانند

﴿12﴾ وچون به انسان زیان (و رنجی) برسد ، (در هر حال که باشد) به پهلو خوابیده ، یا نشسته ، یا ایستاده، ما را می خواند . پس هنگامی که آن زیان (و رنج) از او بر طرف کریم ، چنان می رود که گویی هرگز ما را برای دفع زیان (و رنج) که به او رسیده بود ، نخوانده است ، این گونه برای اسرافکاران ،آنچه می کردند (در نظرشان) زینت داده شده است

﴿13﴾ به راستی که ما امتهای پیش از شما را هنگامی که ستم کردند ، هلاک کردیم ، در حالی که پیامبران آنها با دلیل روشن به سوی آنان آمدند وآنها ایمان نیاوردند ، این گونه گروه مجرمان را کیفر می دهیم

﴿14﴾ سپس شما را پس از آنها (روی) زمین جانشینان قرار دادیم ، تا بنگریم که چگونه عمل می کنید

﴿15﴾ و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده شود ، کسانی که به ملاقات ما (در روز قیامت ) امید ندارند ، گویند : «قرآنی غیر از این بیاور یا آن را تغییر بده ». ( ای پیامبر!) بگو : «من حق ندارم که آن را از پیش خود تغییر دهم ، و من پیروی نمی کنم مگر آنچه را که بر من وحی می شود ، ومن اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روز بزرگ می ترسم »

﴿16﴾ بگو: « اگر خدا می خواست من آن را بر شما نمی خواندم، ونه(خداوند ) شما را از آن آگاه می کرد ، به راستی که پیش از این عمری را در میان شما گذرانده ام ، آیا نمی اندیشید ؟!»

﴿17﴾ پس چه کسی ستمکارتر است از آن کسی که برخدا دروغ می بندد، ویا آیات او را تکذیب می کند؟! بی گمان مجرمان رستگار نخواهند شد

﴿18﴾ و غیر از خدا چیزهای را می پرستند که نه به آنها زیانی می رساند ونه سودشان می بخشد، و می گویند : «اینها (= بتها ) شفیعان ما نزد خدا هستند » بگو: «آیا خدا را به چیزی که در آسمانها ودر زمین نمی داند، خبر می دهید ؟!» منزه است او،و از آنچه با او شریک می سازند برتر است

﴿19﴾ (در آغاز) مردم جز امت واحدی نبودند ، پس اختلاف کردند ، و اگر فرمانی نبود پیش از این ، از پروردگار صادر شده بود ، در میان آنها در آنچه که در آن اختلاف داشتند، داوری می شد

﴿20﴾ و می گویند «چرا معجزه ای از (جانب ) پروردگارش بر او نازل نشده است ؟ » . پس بگو :«(علم) غیب تنها از آن خداست، پس شما انتظار بکشید که من (نیز) با شما ازمنتظرانم »

﴿21﴾ وهنگامی که به مردم ، پس از رنج (و زیانی) که به آنها رسیده است رحمتی بچشانیم ، آنگاه آنها در آیات ما نیرنگ می کنند ، بگو: «خداوند در نیرنگ زدن سریعتر است ،بی تردید رسولان (= فرشتگان) ما آنچه نیرنگ می کنید ،می نویسند »

﴿22﴾ او کسی است که شما را در خشکی و دریا به حرکت در می آورد ، تا آنگاه که در کشتی قرار می گیرید ، و(کشتیها) با بادی ملایم آنها را (به سوی مقصد) حرکت می دهند و (آنها) به آن شادمان می شوند . (نا گهان) طوفان شدیدی می وزد ، و موج از هر سو (به سوی آنها ) بیاید ، وگمان کنند، که راه گریزی ندارند(و هلاک خواهند شد) ، خدا را از روی اخلاص می خوانند که :«که اگر ما را از این (گرفتاری) نجات دهی،قطعاً از سپاسگزاران خواهیم بود »

﴿23﴾ پس چون (خداوند) آنها را نجات داد ، آنها به نا حق در زمین سرکشی ( وستم ) می کنند ای مردم! سر کشی(و ستم) شما تنها به زیان خوددتان است ، متاع (چند روز) زندگی دنیاست ، سپس باز گشتتان به سوی ماست ، پس شما را به آنچه انجام می دادید، خبر می دهیم

﴿24﴾ مثل زندگی دنیا، همانند آبی است که از آسمان نازل کردیم، سپس براثر آن گیاهان گوناگون زمین از آنچه مردم وچهارپایان می خورند ؛ رویید، تا زمانی که زمین پیرایه خود بگرفت ، و آراسته شد، و اهل آن گمان کردند که خود بر آن چیره اند ،(نا گهان) فرمان ما در شب یا روزی فرا رسد، و آنچنان آن (کشتزار) را درو کنیم که گوی دیروز هرگز (کشتزاری) نبوده است . این گونه آیات (خود) را برای گروهی که می اندیشند به تفصیل بیان می کنیم

﴿25﴾ و خداوند به سرای سلامتی (= بهشت) دعوت می کند ، و هر کس را بخواهد به راه راست هدایت می کند

﴿26﴾ برای کسانی که نیکی کردند ، پاداش نیک (= بهشت) است وافزون بر آن (=رؤیت باری تعالی است ). و تیرگی و خواری چهره هایشان را نپوشاند، اینان اهل بهشتند ، و جاودانه در آن خواهند ماند

﴿27﴾ و کسانی که مرتکب بدیها شدند، پاداش هر بدی همانند آن است ، و خواری (چهره های) آنها را می پوشانند و هیچ کسی نمی تواند آنها را از(عذاب) خدا نگه دارد (چنان شوند که ) گوی با پاره ای از شب تاریک چهره هایشان پوشیده شده است ،اینان اهل آتش (دوزخ) اند و جاودانه در آن خواهند ماند

﴿28﴾ (و به یاد آورید ) روزی که همه ی آنها را گرد آوریم ، سپس به کسانی که شرک آوردند گویم: «شما و معبودهایتان در مکان خوددتان بمانید » پس آنها را از یکدیگر جدا می کنیم ، و معبودهایشان (به آنها) می گویند :«شما ما را عبادت نمی کردید،

﴿29﴾ پس ، بس است که خدا میان ما و شما گواه باشد ، که ما یقیناً از عبادت شما بی خبر بودیم »

﴿30﴾ آنجا هر کس هر چه پیش فرستاده است ، می آزماید ، و همه به سوی الله مالک حقیقی شان بازگردانده می شوند ، وچیزها ی را که افترا می بستند (از نظرشان ) گم ونابود می شوند

﴿31﴾ بگو: «چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می دهد ؟کیست که مالک شنوایی وبینوایی هاست ؟ و چه کسی زنده را از مرده بیرون می آورد ، و مرده را از زنده بیرون می آورد؟ وچه کسی کار(جهان) را تدبیر می کند ؟ پس بی درنگ خواهند گفت: «الله» پس بگو: «آیا (از او) نمی ترسید ؟

﴿32﴾ پس آن الله پروردگار حقیقی شماست ، پس بعد از حق ، چه چیزی است جز گمراهی ؟ پس چگونه (از پرستش او) روی گران می شوید ؟! »

﴿33﴾ این چنین سخن پروردگارت بر کسانی که فاسق شدند؛ ثابت شده که آنها ایمان نمی آورند

﴿34﴾ بگو: «آیا از این معبودها ی شما کسی هست که آفرینش شما را آغاز می کند ،سپس آن را باز می گرداند؟!» بگو:«الله آفرینش را آغاز می کند ، سپس آن را باز می گرداند ،پس چگونه (از حق ) منحرف می شوید ؟! »

﴿35﴾ بگو :«آیا از این معبودهای شما کسی هست که به (سوی) حق هدایت می کند ؟! » بگو:«الله به(سوی) حق هدایت می کند، آیا کسی که به (سوی) حق هدایت می کند، برای پیروی سزاوارتر است یا کسی که خود هدایت نمی شود؛ مگر آن که هدایتش کنند؟ً! پس شما را چه شده ؟! چگونه داوری می کنید؟!»

﴿36﴾ و بیشتر آنها جزاز گمان پیروی نمی کنند ، بی تردید، گمان ، از حق بی نیاز نمی کند ، یقیناً خداوند به آنچه می کنند ، داناست

﴿37﴾ و (سزاوار ) نیست این قرآن ، به دروغ (بدون وحی الهی) به خدا نسبت داده شود؛ بلکه تصدیق کننده چیزی است که پیش از آن (نازل شده) است، و بیان و تفصیل (آن) کتاب است، شکی در آن نیست ، از (جانب) پروردگار جهانیان است

﴿38﴾ آیا آنها می گویند: «(او) آن را به دروغ (به خدا) نسبت داده است ؟!» بگو :« اگر راست می گویید ، پس یک سوره همانند آن بیاورید، و جز خدا هر که را که می توانید به یاری بخوانید »

﴿39﴾ بلکه آنها چیزی را تکذیب کردند که به آن علم و احاطه نداشتند ، و هنوز برای آنها مصداق (و حقیقت) آن نیامده است، بدین گونه کسانی که پیش از آنها بودند (نیز) تکذیب کردند ، پس بنگر سرانجام ستمکاران چگونه بوده است

﴿40﴾ و از آنها کسی هست که به آن ایمان می آورد ، و از آنها کسی هست که به آن ایمان نمی آورد ، و پروردگار تو به مفسدان آگاه تر است

﴿41﴾ و اگر (کافران) تو را تکذیب کردند ، پس بگو :« عمل من برای خودم ، و عمل شما برای خودتان است ، شما از آنچه من می کنم بیزارید ، و من (نیز ) از آنچه ( شما) می کنید بیزارم»

﴿42﴾ و ازآنها کسانی هستند که به تو گوش فرا می دهند ، آیا تو می توانی کران را بشنوانی ، وهر چند نفهمند ؟

﴿43﴾ و از آنها کسانی اند که به تو می نگرند ، آیا تو می توانی کران را راهنمایی کنی ، وهر چند نبینند ؟

﴿44﴾ یقیناً خداوند به مردم هیچ ستم نمی کند ، ولی مردم به خویشن ستم می کنند

﴿45﴾ و روزی که (خداوند) آنها را محشور می کند ، (چنان احساس می کنند) گویی جز ساعتی از روز که یکدیگر را بشناسند (در دنیا) درنگ نکرده اند، به راستی کسانی که لقای خداوند را تکذیب کردند ، زیان کردند ، وهدایت نیافتند

﴿46﴾ و اگر پاره ای از چیز های را که به آنها وعده داده ایم به تو نشان دهیم ، یا تو را بمیرانیم ، پس باز گشت شان به سوی ماست ، پس خداوند بر آنچه که می کنند ، گواه است

﴿47﴾ برای هر امتی پیامبری است ، پس هنگامی که پیامبرشان آمد ، میان آنها به عدالت داوری شود ، وبه آنها ستم نخواهد شد

﴿48﴾ ومی گویند :«اگر راست می گویید این وعده (عذاب) کی خواهد بود ؟!»

﴿49﴾ بگو :«من برای خودم مالک هیچ زیانی و سودی نیستم ، جز آنچه خدا بخواهد ، برای هر امتی سر آمدی است ، هنگامی که سر آمد آنها فرا رسد، پس نه ساعتی تأخیر می کنند ، ونه پیشی می گیرند »

﴿50﴾ بگو :« به من خبر دهید؛ اگر عذاب او شبانگاه یا در روز به سراغ شما آید ، مجرمان چه چیز را (اینگونه) به شتاب می طلبند ؟! »

﴿51﴾ باز هنگامی که (عذاب ) واقع شد ، آیا به آن ایمان می آورید؟ (آنگاه گفته می شود) : حالا ، در حالی که با شتاب آن را می خواستید

﴿52﴾ سپس به کسانی که ستم کردند گفته می شود :«عذاب جاوید را بچشید ! آیا جز به آنچه که می کردید کیفر داده می شوید ؟!»

﴿53﴾ و از تو خبر می گیرند :آیا آن حق است ؟! بگو :«آری ، سو گند به پروردگارم ، قطعاً آن حق است ، وشما عاجز کننده نیستید( و نمی توانید از آن فرار کنید ) »

﴿54﴾ و هر کس که ستم کرده ، اگر تمام آنچه در زمین است داشته باشد، حتماً (همه را ) برای نجات خودش بدهد ، و هنگامی که عذاب را ببیند ، پشیمانی ( خود) را کتمان کنند ، و میان آنها به عدالت داوری شود، و به آنها ستم نخواهد شد

﴿55﴾ آگاه باشید ، بی شک آنچه در آسمانها و زمین است ، از آن خداست ، آگاه باشید همانا وعده ی خدا حق است ، و لیکن بیشتر آنها نمی دانند

﴿56﴾ اوست که زنده می کند و می میراند ، و(همه) به سوی او باز گردانده می شوید

﴿57﴾ ای مردم ! به راستی که برای شما از جانب پروردگارتان موعظه ای آمد، و شفایی برای آنچه در سینه هاست و هدایت و رحمتی برای مؤمنان است

﴿58﴾ بگو:«به فضل خدا و به رحمت او ، پس باید بدان خوشحال شوند، که آن از آنچه می اندوزند؛ بهتر است »

﴿59﴾ بگو:« به من خبر دهید؛ آنچه از روزی که خداوند برای شما نازل کرده است ، پس بخشی از آن را حلال ، و بخشی را حرام نموده اید ؟! » بگو:« آیا خداوند به شما اجازه داده است یا بر خدا دروغ می بندید؟»

﴿60﴾ و کسانی که بر خدا دروغ می بندند ، (در باره ی ) روز قیامت چه می پندارند ؟! بی گمان خداوند بر (همه ی) مردم فضل (و کرم) دارد،ولیکن بیشترشان سپاسگزاری نمی کنند

﴿61﴾ و در هیچ کار(و حالی) نباشی ، وهیچ بخشی از قرآن را نمی خوانی، و هیچ عملی را انجام نمی دهید ، مگر اینکه ما (حاضر و) گواه بر شما هستیم ، هنگامی که درآن (عمل) وارد می شوید ، و هموزن ذره ای در زمین و نه در آسمان بر پروردگارت پوشیده نمی ماند ، و نه کوچکتر از آن (ذره) و نه بزرگتر ، مگر اینکه در کتاب روشن (لوح محفوظ ، ثبت ) است

﴿62﴾ آگاه باشید ! همانا دوستان خدا ، نه ترسی بر آنهاست ، و نه آنها غمگین می شوند

﴿63﴾ (همان) کسانی که ایمان آوردند ، و پرهیزگاری می کردند

﴿64﴾ برای آنان در زندگی دنیا و در آخرت بشارت است ، سخنان خدا تغییر ناپذیر است ، این همان کامیابی بزرگ است

﴿65﴾ (ای پیامبر!) سخن آنها تو را غمگین نکند بی گمان تمام عزت (و پیروزمندی) از آن خداست ، او شنوای داناست

﴿66﴾ آگاه باشید ، هر که در آسمانها و هر که در زمین است ، از آن خداست ، و کسانی که غیر خدا؛ شریکان را می خوانند ، پیروی (از دلیلی) نمی کنند ، آنها تنها از گمان پیروی می کنند ، و آنها فقط دروغ می گویند

﴿67﴾ او کسی است که شب را برای شما قرار داد، تا در آن آرام بگیرید ، و روز را روشن (قرار داد) بی گمان در اینها نشانه هایی است برای گروهی که می شنوند

﴿68﴾ (مشرکان) گفتند: « خداوند فرزندی برگزیده است» او منزه است ، او بی نیاز است ، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست،هیچ دلیلی نزد شما بر این (ادعا) نیست ، آیا بر خدا چیزی می گویید که نمی دانید؟

﴿69﴾ بگو : « بی گمان کسانی که به خدا دروغ می بندند، رستگار نمی شوند»

﴿70﴾ بر خورداری (نا چیز) در دنیا دارند، آنگاه باز گشت شان به سوی ماست، سپس عذاب سختی بسبب آنکه کفر می ورزیدند؛ به آنها می چشانیم

﴿71﴾ و داستان نوح را بر آنها بخوان ، چون به قوم خود گفت :« ای قوم من ! اگر اقامت من ، و یاد آوری من به آیات خدا ، بر شما گران آمده است ، پس من بر خدا تو کل کردم ، شما تدبیر (و اندیشه ی) خود و معبودهایتان را جمع کنید، سپس هیچ چیز از کارهایتان بر شما پوشیده نماند ، آنگاه (برای کشتنم ) به سوی من هجوم آورید ، و (لحظه ای) مرا مهلت ندهید

﴿72﴾ پس اگر روی بگردانید ، من (در مقابل دعوتم) از شما هیچ مزدی نخواسته ام ، مزد من ، تنها بر خداست ، و من مأمور شده ام که از مسلمانان باشم»

﴿73﴾ پس آنها او را تکذیب کردند، آنگاه ما او، وآنان که با او در کشتی بودند ، نجات دادیم ، و آنها را جانشین( گذشتگان) قرار دادیم ، وکسانی را که آیات ما را تکذیب کردند؛ غرق کردیم . پس بنگر که سرانجام بیم دادگان چگونه بود

﴿74﴾ سپس بعد از او(= نوح) پیامبرانی به سوی قومشان فرستادیم ، پس آنان دلایل روشنی برای شان آوردند ،پس آنها (مستعد) نبودند که به آنچه پیش از آن تکذیب کرده بودند ، ایمان آوردند. این چنین بر دلهای تجاوزکاران مهر می نهیم

﴿75﴾ سپس بعد از آنها موسی و(برادرش) هارون را با آیات خود به سوی فرعون و اطرافیانش فرستادیم ، پس آنها تکبر ورزیدند ، و آنها گروه مجرم بودند

﴿76﴾ پس چون حق از نزد ما برای آنها آمد ،گفتند : « بی گمان این جادویی آشکار است »

﴿77﴾ موسی گفت: « آیا درباره ی حق ،چون برای شما آمده است (چنین) می گویید ؟! آیا این جادو است ؟در حالی که جادوگران رستگار نمی شوند »

﴿78﴾ (فرعونیان) گفتند : آیا آمده ای که ما را از آنچه نیاکانمان بر آن یافتیم ،باز داری ، وبزرگی (و حکومت ) در روی زمین ،از آن شما دو تن باشد ؟ ما به شما دو نفر ایمان نمی آوریم

﴿79﴾ و فرعون گفت:«تمام جادوگران (ماهر و) دانا نزد من بیاورید »

﴿80﴾ پس چون جادوگران آمدند ، موسی به آنها گفت : «آنچه شما (از وسایل سحر) می توانید بیفکنید ، (اکنون بر زمین ) بیفکنید »

﴿81﴾ پس چون افکندند، موسی گفت : «آنچه شما آورده اید ، سحر است ، بی گمان خداوند آن را باطل خواهد کرد ، همانا خداوند عمل مفسدان را اصلاح نمی کند

﴿82﴾ و خداوند با کلمات خود ، حق را (ثابت و) پایدار می کند گرچه مجرمان کراهت داشته باشند»

﴿83﴾ پس هیچ کس به موسی ایمان نیاورد ، جز گروهی اندک از قوم او ،(آن هم ) با ترس فرعون واطرافیانش ، که مبادا آنها را بیازارد ، و بی شک فرعون در زمین سر کش (و جاه طلب ) بود ، و همانا او از اسرافکاران بود

﴿84﴾ موسی گفت :« ای قوم من! اگرشما به خدا ایمان آورده اید ، پس بر اوتوکل کنید ،اگر مسلمان هستید »

﴿85﴾ گفتند:« بر خدا توکل کرده ایم، پروردگارا! ما را دستخوش فتنه ی گروه ستمگر قرار نده ،

﴿86﴾ و به رحمتت ما را از (شر) گروه کافران نجات بده »

﴿87﴾ و به موسی وبرادرش (هارون) وحی کردیم که : برای قوم خود ، خانه های در(سرزمین) مصر انتخاب کنید ، وخانه هایتان را عبادتگاه قرار دهید ، و نماز را بر پا دارید، و (ای موسی!) مؤمنان را (به پیروزی وبهشت ) بشارت بده»

﴿88﴾ و موسی گفت :« پروردگارا ! تو به فرعون واطرافیانش زینت و اموالی (فراوان) در زندگی دنیا داده ای ، پروردگارا! تا (بدین وسیله دیگران را) از راه توگمراه کنند. پروردگارا! اموالشان را نابود کن، و دلهایشان را سخت کن، پس آنها ایمان نمی آورند، تا عذاب دردناک را ببینند »

﴿89﴾ (خداوند) فرمود:« قطعاً دعای شما دو نفر پذیرفته شد، پس استقامت کنید،و از راه کسانی که نمی دانند، پیروی نکنید »

﴿90﴾ و (سر انجام ما ) بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم ،پس فرعون وسپاهیانش از روی ستم وتعدی ، در پی آنها رفتند ، چون (فرعون) هنگام غرق شدنش فرا رسید ، گفت:«ایمان آوردم،که هیچ معبودی (به حق)نیست؛ جز کسی که بنی اسرائیل به اوایمان آورده اند ،و من از مسلمانان هستم »

﴿91﴾ (به او گفته شد:) حالا ؟ در حالی که قبلاً نافرمانی کردی و از مفسدان بودی

﴿92﴾ پس امروز بدنت را (از دریا) نجات می دهیم ، تا عبرتی برای کسانی که بعد از تو می آیند باشی ، و بی گمان بسیاری از مردم از آیات ما غافلند

﴿93﴾ و به راستی که بنی اسرائیل را در جایگاه نیکو منزل دادیم ، و از پاکیزه ها روزیشان دادیم ،پس اختلاف نکردند تا اینکه علم (و آگاهی) برای شان آمد، بی گمان پروردگارتو ، روز قیامت در آنچه در آن اختلاف می کردند، میانشان داوری خواهد کرد

﴿94﴾ پس اگر در آنچه بر تو نازل کرده ایم در تردید هستی ، از کسانی که کتاب (آسمانی) پیش از تو را می خوانند؛ بپرس، یقیناً حق از طرف پروردگارت به تو رسیده است ، پس هرگز از تردید کنندگان مباش

﴿95﴾ ومباش هر گز از کسانی که آیات خدا را تکذیب کردند ،آنگاه از زیانکاران خواهی بود

﴿96﴾ بی گمان کسانی که فرمان پروردگار بر آنها تحقق یافته ، ایمان نمی آورند ،

﴿97﴾ هر چند که هرگونه آیه (و معجزه ) برای آنها بیاید ، تا زمانی که عذاب دردناک را ببیند

﴿98﴾ پس چرا هیچ شهر( وآبادی ) ایمان نیاورد که ایمانشان سودشان دهد ، مگر قوم یونس، چون ایمان آوردند عذاب رسوا کننده را درزندگی دنیا از آنها بر طرف کردیم ، و تا مدتی معین آنها را بهرمند ساختیم

﴿99﴾ و اگر پروردگار تو می خواست ، مسلماً تمام کسانی که در (روی) زمین هستند، همگی ایمان می آوردند ، آیا تو می خواهی مردم را مجبور کنی تا که ایمان بیاورند ؟

﴿100﴾ و هیچ کس جز به فرمان خدا نمی تواند؛ ایمان بیاورد ، و(خداوند) پلیدی را بر کسانی که نمی اندیشند؛ قرار می دهد

﴿101﴾ بگو :«بنگرید چه چیز (از نشانه های یگانگی اش) در آسمانها و زمین است ؟» واین آیات و هشدارها به حال گروهی که ایمان نمی آورند ، سودی نمی بخشد

﴿102﴾ پس آیا آنها (چیزی) جزهمانند روزهای کسانی را که پیش از آنها گذشتند ، انتظار می کشند ؟! بگو :«پس منتظر باشید، که بی گمان من(نیز) با شما از منتظرانم »

﴿103﴾ سپس پیامبران مان ، وکسانی را که ایمان آورده اند نجات می دهیم ، اینگونه ، بر ما حق است که مؤمنان را نجات دهیم

﴿104﴾ بگو :«ای مردم ! اگر از دین من در شک هستید، پس من کسانی را که شما به جای الله پرستش می کنید ؛ نمی پرستم، ولیکن من تنها الله را می پرستم که شما رامی میراند ، و من مأمور شده ام از مؤمنان باشم

﴿105﴾ واینکه روی خود را به آیین حنیف متوجه کن ، وهر گز از مشرکان مباش

﴿106﴾ و به جای الله ، چیزی را که نه سودی به تو می رساند ونه زیانی به تو می رساند ؛ نخوان، پس اگر چنین کنی ، بی گمان از ستمکاران خواهی بود

﴿107﴾ و اگر خداوند زیانی به تو برساند ، پس جز او هیچ کس نتواند آن را بر طرف کند ، و اگر اراده ی خیری برای تو کند ، پس هیچ کس فضل او را باز نتواند داشت ، به هرکس از بندگانش که بخواهد می رساند و او آمرزنده ی مهربان است»

﴿108﴾ بگو:«ای مردم! بی تردید حق از طرف پروردگارتان برای شما آمد ، پس هر کس هدایت شد ، برای خود هدایت شده ، و هر کس گمراه شد ، پس به زیان خود گمراه شده است ، و من نگهبان بر شما نیستم »

﴿109﴾ و از آنچه به تو وحی می شود پیروی کن ، وصبر کن ، تا خداوند داوری کند ، و او بهترین داوران است

هود

Surah 11

﴿1﴾ الر (الف. لام. را) این کتابی است که آیاتش استوار ، سپس روشن شده ، از نزد حکیم آگاه (نازل گردیده) است

﴿2﴾ که جز«الله» را نپرستید ، که من از سوی او هشدار دهنده و بشارت هنده برای شما هستم

﴿3﴾ و اینکه: از پروردگارتان آمرزش بخواهید ، سپس به سوی او توبه کنید ، تا شما را تا مدت معینی به بهره ی خوبی بهرمند سازد ، و هر صاحب فضلی را به اندازه فضلش ببخشد ، و اگر روی بگردانید ، پس من بر شما از عذاب روز بزرگ بیمناک هستم

﴿4﴾ باز گشت شما به سوی «الله» است ، و او بر همه چیز تواناست

﴿5﴾ آگاه باشید آنها سینه ها شان را خم می کنند (و سرها به هم نزدیک می کنند ) تا خود را از او پنهان دارند ، آگاه باشید ، وقتی كه آنها لباسهای خویش را به سر می کشند ، (خداوند) می داند آنچه را (در دل) پنهان می کنند وآنچه را آشکار می سازند ، بی تردید او به راز دلها آگاه است

﴿6﴾ و هیچ جنبنده ای در زمین نیست؛ مگر اینکه روزیش بر(عهده ی) خداست ، و (او) قرار گاه و مکان دفنش را می داند ، همه ی اینها در کتابی روشن (ثبت) است

﴿7﴾ و او کسی هست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید ، و عرش او بر آب بود ، تا شما را بیازماید که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است ، و اگر (به آنها) بگویی : «شما پس از مرگ برانگیخته می شوید» مسلماً کافران می گویند :« این (سخن) جز جادوی آشکار نیست»

﴿8﴾ و اگر تا زمان محدودی عذاب را از آنها به تأخیر اندازیم ، البته (از روی تمسخر) می گویند: «چه چیزی مانع آن شده است ؟!» آگاه باشید ، روزی که (عذاب) به سراغشان آید ، از آنها برگرداند ه نخواهد شد، و آنچه را به مسخره می گرفتند ، آنان را در بر خواهد گرفت

﴿9﴾ و اگر از جانب خویش رحمتی به انسان بچشانیم ،سپس آن را ازاو بگیریم ، همانا او بسیار نا امید (و) ناسپاس خواهد شد

﴿10﴾ و اگر پس از رنج وسختی که به او رسیده است؛ نعمت و آسایشی به او بچشانیم ، البته می گوید :« سختیها از من دور شد» . همانا او شادمان (و) فخرفروش می شود

﴿11﴾ مگر کسانی که صبر کردند ، و کارها نیک انجام دادند ، آنان برایشان آمرزش وپاداش بزرگی است

﴿12﴾ پس (ای پیامبر!) شاید برخی از آنچه که به تو وحی می شود ، واگذاری ، و سینه ات از این جهت تنگ (و ناراحت) شود که گویند: «چرا گنجی براو نازل نشده ، یا فرشته ای همراه او نیامده است ؟!» تو تنها هشدار دهنده ای ، وخداوند بر همه چیز نگاهبان است

﴿13﴾ آیا می گویند : « این (قرآن) را از خود بافته (و به خدا نسبت داده) است» بگو: «اگر راست می گویید ، شما هم ده سوره ی به هم بافته ی مانند آن بیا ورید ، و غیر از خدا هر که می توانید (به یاری ) بطلبید»

﴿14﴾ پس اگر آنها دعوت شما را نپذیرفتند، بدانید که (قرآن) فقط به علم خدا نازل شده است ، و اینکه هیچ معبودی( به حق) جز او نیست ، پس آیا شما مسلمان می شوید ؟

﴿15﴾ کسی که زندگانی دنيا و زینت آن را بخواهد ، (پاداش) اعمالش را در این (دنیا ) به طور کامل و تمام به آنها می دهیم ، و چیزی از آنها کم وکاست نخواهند شد

﴿16﴾ اینان کسانی هستند که در آخرت ، جز آتش (جهنم،نصیبی) نخواهند داشت ، وآنچه را در دنیا انجام داده اند ، بر باد رفته است ، و آنچه را عمل می کردند؛ باطل است

﴿17﴾ آیا کسی که از سوی پروردگارش دلیل روشن دارد ، و به دنبال آن شاهدی از سوی او باشد ، و پیش از آن کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود (بر صحت آن گواهی دارد، همانند کسی است که دلیلی ندارد ؟!) . اینان به آن(قرآن) ایمان می آورند ، و از گروهای مختلف هر کس به آن کافر شود؛ پس آتش وعده گاه اوست ، پس تردیدی در آن نداشته باش ، بی گمان آن حق است ، از (جانب) پروردگارت (نازل شده است)، و لیکن بیشتر مردم ایمان نمی آورند

﴿18﴾ و چه کسی ستمکارتر است ؛ از کسی که بر خدا دروغ می بندد؟! آنان (روزقیامت) بر پروردگارشان عرضه می شوند ، و گواهان می گویند: « اینها همان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بسته اند» هان، لعنت خدا بر ستمکاران باد

﴿19﴾ (همان) کسانی که (مردم را) از راه خدا باز می دارند ، وآن را کج و منحرف می جویند، و آنان به آخرت کافرند

﴿20﴾ اینان (هیچ گاه) نمی توانند در زمین (خدا را)عاجز کنند (و بگریزند) و جز خدا (دوستان و) یاورانی ندارند ، عذاب برای آنان دو چندان خواهد شد ، توان شنیدن (حق) را نداشتند ، و(حقیقت را) نمی دیدند

﴿21﴾ اینان کسانی هستند که به خود شان زیان زده اند (و خویش را از دست داده اند) و آنچه بر می بافتند از (نظر) آنها گم (و دور) شدند

﴿22﴾ بدون شک آنها در آخرت ازهمه زیان کارترند

﴿23﴾ بی گمان کسانی که ایمان آورده اند و کارها ی شایسته انجام داده اند ، (و توجه کنان ) به سوی پروردگارشان فروتنی کردند ، آنها اهل بهشتند ، آنان در آن جاودان خواهند ماند

﴿24﴾ مثل این دو گروه (مؤمنان وکافران) مانند کور و کر ، و بینا و شنواست ، آیا این دو در وصف یکسانند ؟! آیا پند نمی گیرید ؟

﴿25﴾ و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم ،(و به آنها گفت :)«همانا من برای شما هشدار دهنده آشکار هستم

﴿26﴾ جز الله را نپرستید ، همانا من از عذاب روز درد ناک بر شما می ترسم »

﴿27﴾ پس اشراف کافر قومش گفتند :«ما تو را جز بشری همانند خودمان نمی بینیم ،و نمی بینیم کسانی که از توپیروی کرده اند؛ مگر (گروهی) ارازل (= فرو مایگان) ساده لوح (قوم) ما هستند ، و ما برای شما فضیلتی بر خود نمی بینیم ، بلکه شما را دروغگو می پنداریم»

﴿28﴾ (نوح) گفت: «ای قوم من ! به من خبر دهید ، اگر من دلیل (وحجت) آشکاری از پروردگارم داشته باشم و از نزد خود رحمتی به من عطا کرده باشد ، پس (آن) بر شما پوشیده مانده است ،آیا می توانیم شما را به (پذیرش) آن اجبار کنیم ، در حالی که شما از آن کراهت دارید ؟

﴿29﴾ و ای قوم من ! بر (رساندن) این (دعوت) از شما مالی نمی طلبم ، پاداش من تنها بر خداست ، ومن (هرگز) کسانی را که ایمان آورده اند ، (از خود) طرد نمی کنم ، همانا آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد ، ولیکن من شما را قومی نادان می بینم

﴿30﴾ و ای قوم من ! اگر من آنها را طرد کنم ، چه کسی من را در برابر (عقوبت) خدا یاری می کند ؟! آیا پند نمی گیرید ؟

﴿31﴾ ومن به شما نمی گویم که گنج های خدا نزد من است ، و غیب نمی دانم ، و نمی گویم که من فرشته ام ، و (نیز) نمی گویم کسانی که در نظر شما حقیر می آیند ، خداوند به آنها خیری نخواهد داد ، خدا به آنچه در دلها ی آنان است آگاه تر است ، (و اگر آنها را طرد کنم ) قطعاً آنگاه از ستمکاران خواهم بود »

﴿32﴾ (قوم) گفتند : «ای نوح ! به راستی که با ما جدال (و بحث) کردی ، و زیاد هم جدال و بحث کردی ، پس اگر از راستگویانی آنچه را که به وعده می دهی؛ بیاور»

﴿33﴾ (نوح) گفت: «اگر خدا بخواهد آن را برای شما می آورد ، و شما (عاجز کننده نیستید و) از آن نتوانید گریخت

﴿34﴾ و اگر خداوند بخواهد شما را گمراه سازد ، و من بخواهم شما را نصیحت کنم، نصیحت من سودی برای شما نخواهد داشت ، او پروردگار شماست ، و(همه) به سوی او بازگرداند ه می شوید»

﴿35﴾ آیا (مشرکان) می گویند: (پیامبر) آن قرآن را بافته (و به خدا نسبت داده)است ؟ (ای پیامبر!) بگو:«اگر من آن را بافته باشم، پس گناهم بر عهده ی من است ، و من از گناهانی که شما می کنید؛ بیزارم»

﴿36﴾ و به نوح وحی شد که : از قوم تو جز آنهای که ایمان آورده اند ، دیگر هیچ کسی ایمان نخواهد آورد ، پس بر آنچه که می کردند؛ غمگین مباش

﴿37﴾ و (اکنون) به دیدگان ما و به وحی ما ، کشتی بساز ، و در(باره ی) کسانی که ستم کردند، با من سخن مگو ، که آنان غرق شدنی هستند »

﴿38﴾ و (نوح) کشتی را می ساخت ، و هر گاه گروهی از اشراف قومش بر او می گذشتند ، او را مسخره می کردند ،(نوح) می گفت : «اگر ما را مسخره می کنید ، پس ما (نیز) شما را مسخره خواهیم کرد؛ همین گونه که مسخره می کنید،

﴿39﴾ پس به زودی خواهید دانست ، چه کسی عذاب به سراغش می آید که خوارش سازد ، و عذاب جاودان بر چه کسی وارد خواهد شد »

﴿40﴾ (این حالت همچنان ادامه داشت) تا زمانی که فرمان فرا رسید ، و (آب از) تنور جوشیدن گرفت (به نوح) گفتیم :«از هر جفتی (از حیوانات) دو تا (نر ماده) در آن (کشتی) برگیر ، و(همچنین) خاندانت را؛ جز کسی که وعده ی (هلاک) قبلاً بر او مقرر شده است ، و (نیز) کسانی که ایمان آورده اند (را برگیر) » و جز عده ی اندکی همراه اوایمان نیاوردند

﴿41﴾ (نوح) گفت: «در آن (کشتی) سوار شوید ، حرکت آن وتوقف آن به نام خداست ، همانا پروردگارم آمرزنده ی مهربان است»

﴿42﴾ و آن (کشتی) آنها را در موجی همچون کوهها می برد و در آن هنگام نوح فرزندش را که در کناره ای بود؛ صدا زد :«ای فرزندم ! همراه ما سوار شو ، و با کافران مباش »

﴿43﴾ گفت: «به زودی به کوهی پناه می برم که مرا از آب حفظ می کند !» (نوح) گفت: «امروز هیچ نگه دارنده ای در برابر فرمان خدا نیست ، مگر کسی که خدا به او رحم کند» و (نا گاه) موج در میان آن دو حائل شد ، پس (او) ازغرق شدگان گردید

﴿44﴾ و گفته شد :«ای زمین آبت را فرو بر، وای آسمان (بارانت را) فرو بند. و آب فرو نشست، و کار به انجام رسید و (کشتی) بر (کوه) جودی قرار گرفت ، و گفته شد : « دوری (و هلاکت) باد بر گروه ستمکاران»

﴿45﴾ و نوح پروردگارش را ندا داد، پس گفت: «پروردگارا ! همانا پسرم از خاندان من است ، و بی گمان وعده ی تو (درباره ی نجات خاندانم ) حق است ، و تو بهترین داورانی »

﴿46﴾ فرمود : «ای نوح ! همانا اواز خاندان تو نیست ، بی گمان او عمل غیر صالحی است . پس چیزی که به آن علم نداری از من مخواه ، من به تو اندرز می دهم (مبادا) که از جاهلان باشی »

﴿47﴾ (نوح) گفت: «پروردگارا ! همانا من به تو پناه می برم ، که از توچیزی بخواهم که به آن علم ندارم ، واگر مرا نبخشی و بر من رحم نکنی ، از زیانکاران خواهم بود»

﴿48﴾ گفته شد :«ای نوح به سلامتی از سوی ما و (همراه با) برکت ها(ی فراوان) بر تو و بر امتهای که با تواند؛ فرود آی ، و امتهایی (نیز) هستند که به زودی آنها را (از نعمتها) بهرمند سازیم ،سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها خواهد رسید»

﴿49﴾ اینها از خبرهای غیب است که آن را به تو (ای پیامبر) وحی می کنیم ، نه تو ، و نه قومت پیش از این آن را نمی دانستید، پس صبر کن، بی گمان عاقبت از آن پرهیز گاران است

﴿50﴾ و (ما) به سوی قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم ، گفت:«ای قوم من ! خدا را بپرستید که معبودی جز او برای شما نیست ، وشما جز افترا زن نیستید (که بتها راشریک او قرار می دهید)

﴿51﴾ « ای قوم من ! بر (رساندن) این (دعوت) از شما پاداشی نمی طلبم ، پاداش من تنها بر(عهده ی) که مرا آفرید ،آیا خرد نمی ورزید ؟

﴿52﴾ و ای قوم من ! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید ، سپس به سوی او باز گردید (و توبه کنید) تا (باران) آسمانی را پی در پی بر شما فرو ریزد ، و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید ، و گناهکارانه روی نگردانید»

﴿53﴾ گفتند : «ای هود ! برای ما دلیل روشنی نیاورده ای وما به (خاطر) گفتار تو معبودها یمان را رها نمی کنیم ،و ما به تو ایمان نمی آوریم

﴿54﴾ ما (چیزی) جزاین نمی گویم که« بعضی از معبودانمان آسیبی به تو رسانده اند». (هود) گفت :«همانا من خدا را گواه می گیرم ، و شما (نیز) گواه باشید ، که من از آنچه شریک (خدا) قرار می دهید، بیزارم ،

﴿55﴾ غیر از او ، پس همگی برای من نقشه بکشید ،آنگاه مرا مهلت ندهید

﴿56﴾ همانا من بر الله که پروردگارمن وپروردگار شماست توکل کردم ، هیچ جنبنده ای نیست مگر آنکه او (= خداوند) گیرنده پیشانی اش است (و برآن چیره است) بی گمان پرودگارم بر راه راست است

﴿57﴾ پس اگر روی برگردانید ، به راستی که (من) آنچه را که با آن به سوی شما فرستاده شده بودم به شما رساندم ، و پروردگارم گروه دیگری را جانشین شما خواهد کرد ، و (شما)هیچ زیانی به او نمی توانید برسانید ، بی گمان پروردگارم بر همه چیز نگهبان است »

﴿58﴾ و هنگامی که فرمان ما فرا رسید ، هود وکسانی که با او ایمان آورده بودند ، به رحمتی از (سوی) خویش نجات دادیم ، و آنها را از عذاب سخت رهاندیم

﴿59﴾ و این (قوم) عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند ، و از پیامبران او نا فرمانی کردند ، و از فرمان هر سرکش دشمن حق ، پیروی کردند

﴿60﴾ آنها در این دنیا و(نیز) روز قیامت ، لعنت به دنبال دارند ،آگاه باشید که (قوم) عاد به پروردگارشان کفر ورزیدند ،هان بر عاد، قوم هود دوری (وهلاکت) باد

﴿61﴾ و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم) گفت:«ای قوم من ! الله را بپرستید، که معبودی جز او برای شما نیست ، او شما را از زمین پدید آورد ، و شما را در آن به آباد کردنش گمارد ، پس از او آمرزش بطلبید ، سپس به سوی اوبازگردید (و توبه کنید) همانا پروردگارم نزدیک (و) اجابت کننده است »

﴿62﴾ گفتند: «ای صالح! پیش از این ما به تو امید می داشتیم ، آیا ما را از پرستش آنچه نیاکانمان می پرستیدند ، باز می داری ؟ و به راستی ما ازآنچه ما را به سوی آن دعوت می کنی سخت در شک و تردید هستیم »

﴿63﴾ گفت : «ای قوم من ! به من خبر دهید که اگر من دلیل (و حجت) آشکاری از پروردگارم داشته باشم ، و از جانب خود رحمتی به من عطا کرده باشد ، پس اگر نافرمانی او کنم ، چه کسی مرا در برابر خدا یاری می کند ؟! پس شما جز زیان بر من نخواهید افزود

﴿64﴾ ای قوم من ! این ماده شترِ خداوند است ، که برای شما نشانه ای است ، پس بگذاریدش در زمین خدا بچرد ، و هیچ آزاری به آن نرسانید ، که (آنگاه) عذابی نزدیک شما را فرا گیرد»

﴿65﴾ پس آنها ،آن (ماده شتر) را پی کردند ،آنگاه (صالح به آنها) گفت: « سه روز در خانه هایتان بهرمند گردید ، (و بعد از آن عذاب خواهد آمد) این وعده ای است که دروغ نخواهد بود»

﴿66﴾ پس چون فرمان (عذاب) ما فرا رسید، صالح وکسانی که با او ایمان آورده بودند ، به رحمتی از(سوی) خویش (از آن عذاب) و از رسوایی آن روز نجات دادیم ، بی گمان پروردگار تو همان قوی پیروزمند است

﴿67﴾ و کسانی که ستم کرده بودند ، صیحه ی ( = بانگی مرگبار) فرو گرفت ، پس در خانه های خود به روی افتادند و مردند

﴿68﴾ چنان که گویی در آن (دیار) نبوده اند ، آگاه باشید که (قوم) ثمود به پروردگارشان کفر می ورزیدند، هان! بر (قوم) ثمود دوری (و هلاکت) باد

﴿69﴾ به راستی فرستندگان ما با بشارت نزد ابراهیم آمدند، گفتند:«سلام» ،(ابراهیم نیز در پاسخ) گفت:«سلام» پس طولی نکشید که گوساله ای بریان (برای آنان) آورد

﴿70﴾ پس چون دید دستانشان به سوی آن نمی رسد ( و نمی خورند) به آنها گمان بد برد ، و (در دل) از آنان احساس ترس کرد ، (فرشتگان) گفتند :« نترس ،بی شک ما به سوی قوم لوط فرستاده شده ایم »

﴿71﴾ و همسرش (ساره) ایستاده بود، پس (از خوشحالی) خندید ، آنگاه او را به اسحاق، وبعد از او به یعقوب بشارت دادیم

﴿72﴾ (ساره) گفت : «ای وای بر من ! آیا من می زایم ، در حالی که پیرزنم و این شوهرم (نیز) پیر است ؟! به راستی این چیز عجیبی است !»

﴿73﴾ (فرشتگان) گفتند :«آیا از فرمان خدا تعجب می کنی ؟! رحمت خدا و برکاتش بر شما اهل بیت باد ، همانا او ستوده ی بزرگوار است »

﴿74﴾ پس چون ترس از (دل) ابراهیم (بیرون) رفت ، وبشارت به او رسید ، در باره ی قوم لوط با ما مجادله (و گفت گو) شروع کرد

﴿75﴾ بی گمان ابراهیم ، برد بار ، لابه گر بازگشت کننده (به سوی خدا) بود

﴿76﴾ ای ابراهیم! از این(سخن) بگذر، که به راستی فرمان (عذاب) پروردگارت فرا رسیده است ، و مسلماً عذابی بدون برگشت برایشان خواهد آمد

﴿77﴾ و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از (آمدن) آنان نگران ودلتنگ شد ، و گفت :«این روز بسیار سختی است »

﴿78﴾ و قوم او شتابان به سوی اوآمدند ، و پیش از این کارهای زشت مرتکب می شدند ، (لوط) گفت : «ای قوم من ! اینها دختران من هستند ، (با آنها ازدواج کنید) آنان برای شما پاکیزه ترند، و از خدا بترسید و مرا در(مورد) مهمانانم رسوا نکنید ، در میان شما یک مرد عاقلی وجود ندارد ؟! »

﴿79﴾ گفتند : « به راستی تو می دانی که ما به دختران تو نیازی نداریم ، و تو خوب می دانی که ما چه می خواهیم»

﴿80﴾ (لوط) گفت:«کاش در برابر شما قدرتی داشتم ، ویا به تکیه گاه محکمی پناه می بردم »

﴿81﴾ (فرشتگان ) گفتند : « ای لوط ! ما فرستادگان ، پروردگار تو هستیم ، (آنها ) هرگز به تو نخواهند رسید ، پس در پاسی از شب گذشته خانواه ات را (از این شهر ) ببر ، و هیچ یک از شما روی بر نگرداند جز همسرت ، که به او خواهد رسید آنچه که به آنها رسد ، بی گمان وعده گاه شان (وقت) صبح است ، آیا صبح نزدیک نیست ؟!»

﴿82﴾ پس چون فرمان ما فرا رسید ، آن (شهر و سرزمین) را زیر و رو کردیم ، و بر (سر) آنها سنگهای از سنگ و گل متراکم روی هم فرو باریدیم

﴿83﴾ (سنگهای که) نزد پروردگارت نشاندار بود ، و این (سنگها و عذاب) از (سایر) ستمگران دور نیست

﴿84﴾ و به سوی (قوم) مدین برادرشان شعیب را (فرستادیم). گفت:« ای قوم من! الله را بپرستید ، که معبودی جز او برای شما نیست ، و پیمانه و میزان را کم نکنید ، من شما را در نعمت می بینم ، و من بر شما از عذاب روز فراگیر می ترسم

﴿85﴾ و ای قوم من ! پیمانه و میزان را با عدالت ، تمام (و کامل) دهید ، و اشیاء مردم را کم ندهید ، ودر زمین به فساد (وتباهی) نکوشید

﴿86﴾ اگر ایمان داشته باشید ، باقی گذاشته خداوند (از مال حلال) برای شما بهتر است ، ومن بر شما نگهبان نیستم »

﴿87﴾ گفتند :«ای شعیب ! آیا نمازت به تو فرمان می دهد که آنچه را که نیاکانمان می پرستیدند، رها کنیم، یا آنچه را می خواهیم در اموالمان انجام دهیم ؟! بی گمان تو (مردی) بردبارعاقلی هستی ! »

﴿88﴾ (شعیب) گفت : «ای قوم من !به من خبر دهید؛ اگر من دلیل (و حجت) آشکاری از پروردگارم داشته باشم ، و از سوی خود رزق نیکوی به من عطا کرده باشد ، (آیا نباید از او اطاعت کنم ؟!)و من نمی خواهم با شما مخالفت کنم،در باره ی چیزی که شما را از آن نهی می کنم ، (و خود مرتکب شوم) من جز اصلاح؛ - تا آنجا که توانای دارم- نمی خواهم، و توفیق من جز به (فضل) خدا نیست ، بر او توکل کردم ، و به سوی او باز می گردم

﴿89﴾ وای قوم من ! دشمنی (ومخالفت) با من سبب نشود که به شما (نیز، عذابی) برسد ، همانند آنچه که به قوم نوح یا قوم هود ، یا قوم صالح رسید، و قوم لوط از شما چندان دور نیست

﴿90﴾ و از پروردگارتان آمرزش بطلبید ، سپس به سوی او باز گردید (و توبه کنید) همانا پروردگارم مهربان دوستدار است »

﴿91﴾ گفتند :«ای شعیب ! بسیاری از آنچه را که می گویی، نمی فهمیم ، و به درستی که ما تو را در میان خود ناتوان می بینیم ، و اگر(احترام) قبیله ات نبود؛ مسلماً تو را سنگسار می کردیم ، وتو نزد ما گرانقدر نیستی »

﴿92﴾ (شعیب) گفت:« ای قوم من ! آیا قبیله ی من نزد شما گرامی تر از خداوند است ؟! و (فرمان) او را پشت سر خویش انداخته اید ! بی گمان پروردگارم به آنچه انجام می دهید احاطه دارد

﴿93﴾ و ای قوم من ! شما به روش خودتان عمل کنید ، من هم (به روش خود) عمل می کنم ، به زودی خواهید دانست ، چه کسی عذاب به سراغشان می آید که رسوایش کند ، و چه کسی خود دروغگو است! شما انتظار بکشید و من (نیز) با شما در انتظارم !»

﴿94﴾ و چون فرمان ما فرا رسید، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمتی از (سوی) خود نجات دادیم وکسانی را که ستم کردند؛ صیحه ای (= بانگی مرگبار) فرو گرفت،پس در دیار خود به رو افتادند (و مردند)

﴿95﴾ چنان که گویی هر گز در آن (دیار) نبودند! آگاه باشید! دوری (وهلاکت) باد بر (قوم) مدین ، همان گونه که (قوم) ثمود دور (و هلاک) شدند

﴿96﴾ و به راستی موسی را با آیات خود و دلیلی آشکار فرستادیم

﴿97﴾ به سوی فرعون و اطرافیانش ؛ پس (آنها) از فرمان فرعون پیروی کردند ، و فرمان فرعون درست (و بخردانه) نبود

﴿98﴾ (فرعون) روز قیامت پیش رو قومش است، پس آنها را وارد آتش (جهنم) کرد ، و(جهنم) چه بد آبشخور (و جایگاهی) است که بر آن وارد شدند

﴿99﴾ و در این (دنیا) و روز قیامت لعنتی به دنبال دارند ، چه بد عطایی است (لعنت) که (به آنها ) داده شد

﴿100﴾ این (برخی) از اخبار (آبادیها و) شهرهاست که آن را برای تو باز گو می کنیم ، که برخی از آنها (هنوز) باقی است ، وبرخی (دیگر) درو شده (و از بین رفته) است

﴿101﴾ و (ما) به آنها ستم نکردیم ، ولیکن آنها خود بر خویشتن ستم کردند ، پس هنگامی که فرمان پروردگارت فرا رسید ، معبودان شان که به جای خداوند می خواندند؛ پس چیزی از آنان دفع نکردند (و یاریشان ندادند) و آنها را جز هلاکت (ونا بودی) نیفزودند

﴿102﴾ و این چنین است (مجازات و) گرفت پروردگارت ، هنگامی که فرو گیرد و مجازات کند آبادیها و شهرها را که (مردمش) ستمکار باشند ، بی گمان (مجازات و) گرفت او دردناک سخت است

﴿103﴾ یقیناً در این ، (پند و) نشانه ای است برای کسی که از عذاب آخرت بترسد ، آن (روز) روزی است که مردم (همه) در آن گرد آورده شوند، و آن (روز) روزی است که (همگی) حاضر شوند

﴿104﴾ و ما آن را مدتی معین به تأخیر نمی اندازیم

﴿105﴾ روزی بیاید که هیچ کس جز به اذن او سخن نگوید ، پس بعضی از آنها بدبختند ، و (بعضی دیگر) خوشبخت

﴿106﴾ اما کسانی که بدبخت شدند ، پس در آتش (دوزخ) اند، برای آنها در آن ناله و فریاد (= دم و بازدم) است

﴿107﴾ در آن جاودانه خواهند ماند، تا آسمانها و زمین (باقی) است ، مگر آنچه پروردگارت بخواهد ، بی گمان پروردگارت آنچه را که بخواهد؛ انجام دهد

﴿108﴾ و اما کسانی که خوشبخت (و سعادتمند) شدند ، پس جاودانه در بهشت خواهند ماند ، تا آسمانها و زمین (باقی) است . مگر آنچه پروردگارت بخواهد ، عطایی است قطع نشدنی

﴿109﴾ پس از (باطل بودن) آنچه اینان می پرستند در شک مباش. آنها نمی پرستند جز همانگونه که نیاکانشان از پیش می پرستیدند ، و مسلماً ما نصیب آنان را بی کم و کاست خواهیم داد

﴿110﴾ و به راستی (ما) به موسی کتاب دادیم ، پس در آن اختلاف شد ، و اگر فرمان پیشین پروردگارت نبود ، قطعاً در میان آنان داوری می شد ، و همانا آنها در این (قرآن) سخت در شک وتردید هستند

﴿111﴾ و بی گمان هر کدام (چون بر انگیخته شوند) پروردگارت (پاداش) اعمالشان را قطعاً بطور کامل و تمام خواهد داد ، زیرا که او به آنچه می کنند؛ آگاه است

﴿112﴾ پس (ای پیامبر!) همانگونه که فرمان یافته ای ، (در برابر مشرکان) استقامت کن ، و (نیز) کسی که با تو (به خدا) رو آورده است (باید استقامت کند ) و سر کشی نکنید ، بی گمان او به آنچه که می کنید؛ بیناست

﴿113﴾ به کسانی که ستم کردند تمایل (و تکیه) نکنید ، که آتش (جهنم) به شما خواهد رسید ، و برای شما (سرپرست و) دوستانی جز خداوند وجود ندارد ، آنگاه یاری نمی شوید

﴿114﴾ و(ای پیامبر!) در دو طرف روز، و ساعاتی از شب ، نماز را بر پادار، بی شک نیکیها بدیها را از بین می برند ، این پندی برای پند پذیران است

﴿115﴾ و (ای پیامبر!) صبر کن ، پس بی گمان خداوند پاداش نیکو کاران را ضایع نخواهد کرد

﴿116﴾ پس چرا از امتهایی پیش از شما ، خردمندانی نبودند که (مردمان را) از فساد در زمین باز دارند ؟! مگر اندکی از آنان که نجاتشان دادیم ، و کسانی که ستم کردند ، از لذات (دینوی) و آسودگی پیروی کردند ، و گناهکار بودند (و نابود شدند)

﴿117﴾ و (ای پیامبر!) پروردگارت چنین نبود که شهرها (و آبادیها) را به ظلم نابود کند ، در حالی که اهل آن (افرادی شایسته و) نیکو کار باشند

﴿118﴾ و اگر پروردگارت می خواست ، (همه ی) مردم را یک امت قرار می داد ، ولی (آنها) همواره مختلف اند

﴿119﴾ مگر کسی که پروردگارت (بر او) رحم کند، و برای همین آنها را آفریده است ، و سخن پروردگار تو محقق شد که: مسلماً جهنم را از همه ی (عاصیان و مجرمان) جن وانس پر خواهم کرد

﴿120﴾ و ما هر یک از اخبار پیامبران را بر تو باز گو کردیم تا بوسیله ی آن ، دلت را استوار گردانیم ، و در این (قرآن) برای تو حق ، و برای مؤمنان موعظه و تذکری آمده است

﴿121﴾ و به کسانی که ایمان نمی آورند ، بگو: « بر روش خودتان عمل کنید ، ما (نیز بر روش خود) عمل می کنیم ،

﴿122﴾ و منتظر باشید ، ما هم منتظریم!»

﴿123﴾ و (آگاهی از) غیب آسمانها و زمین ، از آن خداست ، و همه ی کارها به سوی او باز گردانده می شود ، پس او را بپرست و بر او توکل کن ، و پروردگارت از آنچه می کنید؛ (هرگز) غافل نیست

یوسف

Surah 12

﴿1﴾ الر (الف.لام. را) این آیات کتاب روشنگر است

﴿2﴾ همانا ما آن را قرآن عربی نازل کردیم ؛ شاید شما در یابید

﴿3﴾ (ای پیامبر!) ما بهترین داستانها را با وحی کردن این قرآن بر تو بازگو می کنیم، و مسلماً توپیش از آن ازبی خبران بودی (و آگاهی نداشتی)

﴿4﴾ (به یاد آور) هنگامی را که یوسف به پدرش یعقوب گفت : «پدرم ! همانا من (در خواب) یازده ستاره وخورشید و ماه را دیدم ، آنها را برای خود سجده کنان دیدم »

﴿5﴾ (یعقوب) گفت : « ای پسرکم !خواب خود برای برادرانت باز گو نکن ، که برای تو نقشه ی بدی می اندیشند، بی گمان شیطان برای انسان دشمن آشکار است

﴿6﴾ و این گونه پروردگات تو را بر می گزیند، و از تأ ویل احادیث (= تعبیر خوابها) می آموزد ، و نعمتش را بر تو و بر آل یعقوب تمام می کند ، همان گون که پیش از این بر اجدادت ابراهیم و اسحاق تمام کرد ، یقیناً پروردگارت دانای حکیم است »

﴿7﴾ بی شک در (داستان) یو سف و برادرانش برای سؤال کنندگان نشانه ها و (عبرت ها) است

﴿8﴾ هنگامی که با خود گفتند: «یو سف وبرادر ش(بنیامین) نزد پدر مان از ما محبوب ترند ، در حالی که ما گروهی (نیرومند) هستیم، بی تردید پدرمان در اشتباهی آشکار است

﴿9﴾ یوسف را بکشید ، یا او را به سرزمینی (دور دست) بیفکنید ، تا توجه پدرتان فقط به(سوی) شما باشد، و بعد از آن(توبه کنید و) افرادی صالح باشید»

﴿10﴾ یکی از آنها گفت :« یوسف را نکشید، و اگر می خواهید( کاری) انجام دهید، او را به قعر چاه بیندازید ، تا بعضی از کاروانها (ی رهگذر) او را بر گیرد (و به جای دوری ببرد ) »

﴿11﴾ (و آنگاه نزد پدر آمدند، و) گفتند: «پدرجان ! تو را چه شده است که ما را بر (برادرمان) یوسف امین نمی شماری ، در حالی که ما خیر خواه اوهستیم ؟

﴿12﴾ فردا او را با ما (به صحرا) بفرست ، تا(از میوه ها) بهره برد و بازی کند ، همانا ما نگهبان اوهستیم »

﴿13﴾ (یعقوب) گفت:«آنکه او را ببرید مرا اندوهگین می کند، و از این می ترسم که گرگ اورا بخورد، در حالی که شما از او غافل باشید! »

﴿14﴾ گفتند: «با این که ما گروهی ( نیرومند) هستیم ، اگر گرگ او را بخورد ، براستی آنگاه ما زیانکار خواهیم بود »

﴿15﴾ پس چون او را با خود بردند ، و تصمیم گرفتند که او را در قعر چاه قرار دهند ، و (تصمیم خود را عملی نمودند) به او وحی کردیم که قطعاً آنها را از این کارشان آگاه خواهی کرد ، در حالی که آنها نمی دانند

﴿16﴾ و (برادران) شبانگاه گریان به نزد پدرشان آمدند

﴿17﴾ گفتند : «ای پدرما ! همانا ما رفتیم که مسابقه دهیم ، و یوسف را نزد اثاث خود گذاشتیم ، پس گرگ او را خورد ، و تو (هرگز سخن ) ما را باورنخواهی کرد، هر چند راستگو باشیم »

﴿18﴾ و پیراهن او را با خونی دروغین (برای یعقوب) آوردند ، (او) گفت :« (چنین نیست) بلکه (هوای) نفس شما کاری (ناشایست) را برای شما آراسته است ، پس (کار من) صبر جمیل است ، و بر آنچه می گویید ، خداوند مدد کار(من) است »

﴿19﴾ و کاروانی فرا رسید ، و پس آنها آب آورشان را فرستادند ، و (او) دلو خود را در (چاه) انداخت (پس چون بیرون آورد، یوسف را در آن دید، صدا زد و) گفت: «مژده باد! این کودکی است» و او را بعنوان یک کالا (از دیگران ) پنهان داشتند ، و خداوند به آنچه می کردند ، آگاه است

﴿20﴾ و (سر انجام) او را به بهای اندک – چند درهم –فروختند ، و در(باره ی) او بی رغبت بودند

﴿21﴾ و کسی از(اهل) مصر که او را خرید؛ به همسرش گفت: « جای او را گرامی دار، امید است برای ما سودمند باشد ، یا او را به فرزندی گیریم» و این چنین یوسف را در (آن سر) زمین متمکن ساختیم ، و تا از تأویل احادیث (= تعبیر خواب )به او بیاموزیم، و خداوند بر کارش چیره است ، ولیکن بیشتر مردم نمی دانند

﴿22﴾ وچون (یوسف به مرحله ی بلوغ و) کمال قوت رسید ،به او حکم(= نبوت) و علم عطا کردیم. ، و این چنین نیکوکاران را پاداش می دهیم

﴿23﴾ و آن زنی که او( یوسف) در خانه اش بود ، ازاو در خواست کامجویی کرد ، و درها را بست وگفت: « بیا ، (در اختیار تو هستم) ». (یوسف) گفت: «به خدا پناه می برم! بی گمان او (عزیز مصر) سرور من است ، جایگاه مرا گرامی داشته است (پس چگونه به او خیانت کنم ؟!) مسلماً ستمکاران رستگار نمی شوند »

﴿24﴾ و به راستی آن زن قصد او(= یوسف) کرد ، و او نیز اگر برهان پروردگارش ندیده بود؛ قصد وی می کرد ، این چنین (کردیم) تا بدی و فحشا از او دور سازیم ، بی گمان او از بندگان مخلص ماست

﴿25﴾ و هر دو به طرف درشتافتند، و(همسر عزیز) پیراهن او را از پشت پاره کرد ، و(در این هنگام) شوهرش را نزد در یافتند . (آن) زن گفت : «کیفر کسی که خواسته باشد به خانواده ی تو بدی (و خیانت) کند چیست؟، جز اینکه زندان شود ، یا عذاب درد ناکی (ببیند)

﴿26﴾ (یوسف ) گفت : «او با اصرارمرا به سوی خود خوانده است ! » و(درآن هنگام) شاهدی از بستگان آن زن شهادت داد، اگر پیراهن او ازجلو پاره شده ، پس آن زن راست می گوید ، و او از دروغگویان است

﴿27﴾ و اگر پیراهن اش از پشت پاره شده ، (آن) زن دروغ می گوید ، و او از راستگویان است »

﴿28﴾ پس چون (عزیز مصر) دید که پیراهن او از پشت پاره شده است ، گفت:« این از مکر شما (زنان) است ، بی گمان مکر شما زنان بزرگ است

﴿29﴾ ای یوسف! از این (ماجرا) صرف نظر کن ، و (تو ای زن) برای گناه خود آمرزش بخواه ، همانا تو از خطا کاران بوده ای »

﴿30﴾ و (این خبر به شهر رسید) زنانی در شهر گفتند :«همسر عزیز، برای کامجویی غلام (= جوان) خود را به سوی خود می خواند ، به راستی محبت (و عشق این جوان) در قلبش نفوذ کرده است ، مسلماً ما او را در گمراهی آشکار می بینیم

﴿31﴾ پس چون (همسر عزیز) سخنان مکر آمیزشان را شنید ، (کسی را) به دنبال آنها فرستاد (و آنها را دعوت نمود) و برای آنها مجلس (با شکوه و با پشتی های زیبا ) فراهم کرد ، وبه(دست) هر کدام چاقویی (برای بریدن میوه ) داد ، و به یوسف گفت: «بر آنان بیرون شو» . پس زنان چون او را دیدند ، بزرگش یافتند ، و دستهای خود را بریدند ، و « گفتند: پناه بر خدا ! این بشر نیست ، این جز فرشته ای بزگوار نیست »

﴿32﴾ (همسر عزیز) گفت: «این هست همان کسی که مرا در (باره ی) او سرزنش کردید ، (آری) به راستی من او را برای کامجویی به خود دعوت کردم ، پس او خود داری کرد ، و اگر آنچه را که به او دستور می دهم ، انجام ندهد؛ قطعاً زندانی می شود و مسلماً خوار وزبون خواهد بود »

﴿33﴾ (یوسف) گفت : «پروردگارا ! زندان نزد من از آنچه (اینها) مرا به سوی آن می خوانند ، محبوبتر است، و اگر مکر آنها را از من نگردانی ، به سوی آنان متمایل می شوم، و از نادانان خواهم بود»

﴿34﴾ پس پروردگارش (دعای) او را اجابت کرد ، و مکر آنان را از او باز گردانید، بی گمان او شنوای داناست

﴿35﴾ سپس بعد از آنکه نشانه ها (ی پاکی یوسف) را دیدند؛ تصمیم گرفتند تا مدتی او را زندانی کنند

﴿36﴾ و دو جوان همراه او وارد زندان شدند، یکی از آن دو گفت: «من خواب دیده ام که(انگور برای) شراب می فشارم » و دیگری گفت:«من خواب دیده ام که نان بر سر حمل می کنم ، پرندگان از آن می خورند ، ما را از تعبیر آن آگاه کن ، بی گمان ما تو را از نیکو کاران می بینیم »

﴿37﴾ (یوسف) گفت:« پیش از آنکه (جیره ) طعام شما را بیاورند و تناول کنید ، شما را از تعبیر خوابتان آگاه می سازم ، این (تعبیر خواب) چیزهای است که پروردگارم به من آموخته است، همانا من کیش قومی را که به خدا ایمان نمی آورند ، و آنان به (سرای) آخرت (نیز) کافرند، ترک کرده ام

﴿38﴾ و از کیش نیاکانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کرده ام ، برای ما سزاوار نیست که چیزی را شریک خدا قرار دهیم ، این از فضل خدا بر ما و بر(همه) مردم است، ولیکن بیشتر مردم شکر نمی گذارند

﴿39﴾ ای رفقای زندای من ! آیا خدایان پراکنده (متعدد) بهترند یا خداوند یکتای قهار؟

﴿40﴾ شما به جای خدا (چیزی را) نمی پرستید ، مگر نامهایی را که خود ونیاکان تان به آنها داده اید ، خداوند هیچ دلیلی بر (اثبات) آنها نازل نکرده است ، فرمانروایی تنها از آن خداوند است ، فرمان داده است که جز او را نپرستید ، این است دین راست و استوار ، ولیکن بیشتر مردم نمی دانند

﴿41﴾ ای رفقای زندانی من! اما یکی ازشما (آزاد می شود) پس سرور خویش را شراب خواهد نوشانید ، واما دیگری پس به دار آویخته می شود ، آنگاه پرندگان از (گوشت) سر او خواهند خورد ، امری که در (باره ی) آن از من نظر خواستید ،(چنین) مقدر شده است »

﴿42﴾ و (یوسف) به آن کسی از دو نفر که دانست رهایی می یابد ، گفت: «مرا نزد سرورت (= حاکم) یاد کن». ولی شیطان یاد کردن (اورا نزد) سرورش از خاطر او برد، پس (یوسف) چند سال در زندان باقی ماند

﴿43﴾ و پادشاه گفت :«همانا من (در خواب) هفت گاو چاق را دیدم که هفت گاو لاغر آنها را می خورند ، و هفت خوشه ی سبز، و (هفت خوشه ی) دیگر را خشک (می بینم). ای بزرگان ! در (باره ی) خوابم نظر دهید؛ اگر خواب را تعبیرمی کنید

﴿44﴾ «(اینها) خوابهای (آشفته و) پریشان است ، و ما از تعبیر خوابهای پریشان آگاه نیستیم »

﴿45﴾ و یکی از آن دو نفر که نجات یافته بود ، بعد از مدتی (یوسف) را به یاد آورد ، گفت: «من شما را از تأویل (= تعبیر) آن خبر می دهم ، پس مرا (به سوی جوان زندانی) بفرستید»

﴿46﴾ (چون نزد یوسف آمد، گفت: ) «یوسف ، ای (مرد) راستگو ! در( باره ی این خواب که:) هفت گاو چاق ، هفت گاو لاغر آنها را می خورند ، و هفت خوشه ی سبز و (هفت خوشه ی) دیگر خشک ، برای ما نظر بده (و تعبیر کن) تا من به سوی مردم باز گردم ، شاید آنان (از تعبیر این خواب ) با خبر شوند»

﴿47﴾ (یوسف) گفت: «هفت سال پی درپی(با جدیت) زراعت کنید ، پس آنچه را دور کردید ، جز اندکی که می خورید ، (بقیه) در خوشه اش باقی بگذارید

﴿48﴾ سپس بعد از آن هفت (سال) سخت (قحطی) می آید ، که آنچه را برای آن سالها ذخیره کرده اید ، می خورید ، جز اندکی از آنچه که (برای بذر) ذخیره خواهید کرد

﴿49﴾ سپس بعد از آن هفت (سال) سالی فرا می رسد که باران فراوانی نصیب مردم می شود ، و درآن (سال ، مردم افشردنیها را) می فشرند»

﴿50﴾ و پادشاه (چون این تعبیر را شنید) گفت : «او را نزد من بیاورید». پس چون فرستاده ی (پادشاه) نزد او آمد ، (یوسف) گفت: «به سوی سرورت باز گرد ، پس از او بپرس ماجرای زنانی که دستهای خود را بریدند چه بود ؟! قطعاً پروردگارم به نیرنگ آنها آگاه است »

﴿51﴾ (پادشاه آن زنان را خواست و) گفت: «جریان کارتان چه بود؛ هنگامی که یوسف را به سوی خود دعوت دادید ؟!». گفتند :« پناه بر خدا! ما هیچ گناهی بر او ندانسته ایم » (در این هنگام) همسرعزیز گفت: «اکنون حق آشکار شد ، من (بودم که) او را به سوی خود خواندم ، (و خواهش مرا رد کرد ) و بی گمان او از راستگویان است

﴿52﴾ این (سخن را) بدین خاطر است تا (عزیز) بداند که من در نهان به او خیانت نکرده ام ، و اینکه خداوند مکر خائنان را به هدف نمی رساند

﴿53﴾ من هرگز نفس خود را تبرئه نمی کنم ، بی شک نفس (اماره ،انسان) پیوسته به بدی فرمان می دهد ، مگر آنچه پروردگام رحم کند، بی گمان پروردگارم آمرزنده ی مهربان است»

﴿54﴾ و پادشاه گفت :«او (= یوسف) را نزد من بیاورید ،(تا) او را مخصوص خود گردانم » پس چون(یوسف نزد او آمد و) با او صحبت کرد ، (پادشاه) گفت: «تو امروز نزد ما صاحب مقام والا (و) امین هستی »

﴿55﴾ (یوسف) گفت: «مرا بر(سر پرستی) خزائن زمین (مصر) قرار بده ، که من نگهدارنده ای آگاهم »

﴿56﴾ و این گونه به یوسف در آن سرزمین تمکن (و قدرت ) دادیم ، از آن (سرزمین) هر جا که می خواست منزل می گرفت ، ما رحمت خود را به هرکس که بخواهیم می رسانیم ، و پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کنیم

﴿57﴾ ویقیناً پاداش آخرت ، برای کسانی که ایمان آوردند وپرهیز گاری می کردند ، بهتر است

﴿58﴾ و(چون سرزمین کنعان خشک سالی فرا گرفت) برادران یوسف (برای تهیه گندم به مصر) آمدند، پس بر او وارد شدند ، آنگاه او آنان را شناخت ، در حالی که آنها او را نشناختند

﴿59﴾ پس چون بارهایشان را آماده کرد ،(به آنان ) گفت:«آن برادری که از پدرتان دارید،(نوبت آینده) نزد من بیاورید ، آیا نمی بینید که من پیمانه را تمام می دهم ، و من بهترین میزبان هستم ؟

﴿60﴾ پس اگر او را نزد من نیاوردید، نه پیمانه ای نزد من خواهید داشت ، و نه به من نزدیک شوید»

﴿61﴾ گفتند :«ما در (باره ی) او با پدرش با اصرار گفتگو خواهیم کرد ، و مسلماً این کا را می کنیم »

﴿62﴾ و(یوسف) به غلامانش گفت: «سرمایه شان را در بارهایشان بگذارید ، شاید هنگامی که به سوی خانواده ی خود ، باز گشتند ، آن را بشناسند، شاید باز آیند »

﴿63﴾ پس چون به سوی پدرشان بازگشتند : «ای پدرما ! پیمانه (غله) از ما باز داشته شده است، پس برادرمان (بنیامین ) با ما بفرست تا سهمی (از غله) بگیریم ، و بی گمان ما نگهبان اوخواهیم بود»

﴿64﴾ (یعقوب) گفت :«آیا شما را بر او امین دانم ، همانگونه که پیش از این نسبت به برادرش (یوسف) امین داشتم ، پس خداوند بهترین نگهبان است ، و او مهربانترین مهربانان است»

﴿65﴾ و چون بار خود را گشودند ، سرمایه شان یافتند که به آنها بازگردانده شده است . گفتند:«ای پدرما ! (ما دیگر) چه می خواهیم ؟ این سرمایه ماست که به ما باز گردانده شده است ،(پس او را با ما بفرست) و برای خانواده ی خود آذوقه می آوریم ، و برادرمان را حفظ می کنیم ، و یک بار شتر افزون خواهیم آورد؛ این پیمانه (برای عزیز مصر ، کار) آسانی است

﴿66﴾ (یعقوب) گفت :«هرگز او را با شما نمی فرستم؛ تا آنکه به نام خدا به من پیمان دهید که حتماً او را به نزد من باز خواهید آورد ، مگر اینکه قدرت از شما گرفته شود (و خود گرفتار آیید ) پس چون (تعهد و) پیمان استوار به او دادند ، (یعقوب) گفت :«خداوند بر آنچه می گوییم نگهبان است »

﴿67﴾ و(همچنین به آنها) گفت:«ای پسران من ! از یک در وارد نشوید ، بلکه از درهای متفرق داخل شوید ، و(من) نمی توانم چیزی از (قضای) خداوند (که مقرر کرده است) از شما دفع کنم، حکم تنها از آن خداست ، بر او توکل کرده ام ، و (همه ی) متوکلان بر او توکل کنند

﴿68﴾ و چون به همان گونه که پدرشان به آنها دستور داده بود ، داخل شدند ،ـ (این کار) نمی توانست چیزی از (قضای) خداوند را از آنان دفع کند ــ جز حاجت (و خواهشی)در دل یعقوب که آن برآورده شد ، و بی گمان او علمی داشت که ما به آموخته بودیم ، ولیکن بیشتر مردم نمی دانند

﴿69﴾ و چون (برادران) بر یوسف وارد شدند ، برادرش (بنیامین) را نزد خود جای داد ، (و) گفت: «بدون شک من برادر تو(یوسف) هستم ، پس ازآنچه آنها انجام می دادند ، اندوهگین مباش »

﴿70﴾ پس هنگامی که بارهای آنها مهیا کرد ، جام (آبخوری پادشاه) را در بار برادرش گذاشت، سپس ندا دهنده ی ندا داد :«ای کاروانیان ، بدون شک شما دزد هستید»

﴿71﴾ به طرف آنها رو کرده وگفتند : «چه چیز گم کرده اید ؟!»

﴿72﴾ گفتند : «پیمانه ی پادشاه را گم کرده ایم ، و هر کس آن را بیاورد یک بار شتر (جایزه) دارد، و من ضامن این (وعده) هستم

﴿73﴾ گفتند :« به خداوند سوگند ، شما می دانید که ما نیامده ایم تا در این سرزمین فساد کنیم ، و ما (هرگز) دزد نبوده ایم »

﴿74﴾ (آنها) گفتند: «پس اگر دروغگو باشید؛ کیفرش چیست ؟»

﴿75﴾ گفتند:«کیفر کسی که (آن پیمانه) در بارش پیدا شود ، پس خودش کیفر آن خواهد بود (که برده ی شما خواهد بود) ما این گونه ستم کاران را کیفر می دهیم »

﴿76﴾ پس شروع به (جست جوی) بارهای آنها ، پیش از بار برادرش پرداخت ، آنگاه آن را از بار برادرش بیرون آورد ، این گونه برای یوسف چاره اندیشی کردیم ، او (هرگز) نمی توانست در آیین پادشاه برادرش را بگیرد ، مگر آنکه خدا بخواهد ، درجات هرکس را بخواهیم بالا می بریم ، و بالاتر از هر صاحب علمی ، دانا تری است

﴿77﴾ (برادران) گفتند :«اگر او دزدی کرده است (تعجب ندارد)؛ برادرش (نیز) پیش از این دزدی کرده بود ، پس یوسف آن (سخن) را در دل خود پنهان داشت ، و برای آنها آشکار نکرد ، (در دل خود) گفت :«شما از نظر منزلت بدترین (مردم) هستید ، و خداوند به آنچه توصیف می کنید ، آگاه تراست »

﴿78﴾ گفتند :«ای عزیز ! همانا او پدر پیری دارد ، (که از دوری او سخت ناراحت می شود) لذا یکی ازما را به جای او بگیر ، بی گمان ما تو را از نیکو کاران می بینیم »

﴿79﴾ (یوسف) گفت : «پناه بر خدا ، که ما جز آن کسی که کالایمان را نزد او یافته ایم،(دیگری را) بگیریم ، بی گمان در آن صورت ستم کار خواهیم بود »

﴿80﴾ پس چون (برادران) از او نامید شدند ، نجوا کنان به گوشه ای رفتند ، (برادر) بزرگشان گفت :«آیا نمی دانید که پدرتان از شما به نام خدا پیمان (استوار) گرفته است وپیش از این (نیز) در باره ی یوسف کوتاهی کرده اید؟! پس من هرگز از این سرزمین (مصر) بیرون نمی شوم ، تا پدرم به من اجازه دهد ، یا خداوند درباره ی من داوری کند ، و او بهترین داوران است

﴿81﴾ (شما) به سوی پدرتان باز گردید ، و بگویید :«ای پدر جان ! بی گمان پسرت دزدی کرد، و ما جز به آنچه می دانستیم گواهی ندادیم ، و ما از غیب آگاه نبودیم

﴿82﴾ و از(مردم) شهری که در آن بودیم ، و از کاروانی که با آن بودیم بپرس ، و بدون شک ما راستگو هستیم »

﴿83﴾ (یعقوب) گفت: «(حقیقت چنین نیست) بلکه (هوای) نفس شما ، کاری (ناشایست) را برای شما آراسته است؛ پس (کار من) صبر جمیل است ، امید است خداوند همه ی آنها را به من باز گرداند ، بی گمان او دانای حکیم است »

﴿84﴾ و از آنها روی بر گرداند وگفت: «افسوس بر یوسف» و چشمان او از اندوه سفید شد ، در حالی که (سرشارازغم بود) اندوه خود را فرو می برد

﴿85﴾ گفتند :«به خدا سو گند ، پیوسته یوسف را یاد می کنی ، تا آنکه سخت بیمار گردی یا بمیری »

﴿86﴾ (یعقوب) گفت: «من شرح غم و پریشانی خود را تنها به خدا می گویم ، (و به سوی او شکایت می برم) و از (سوی) خدا چیزهای می دانم که شما نمی دانید»

﴿87﴾ ای پسران من! بروید و از یوسف و برادرش جست جو کنید ، و از رحمت خدا نامید نشوید ، چرا که جز گروه کافران کسی از رحمت خدا نامید نمی شود »

﴿88﴾ پس چون (به مصر رفتند و) بر او(= یوسف) وارد شدند ، گفتند :«ای عزیز! به ما و خاندان ما سختی (و ناراحتی ) رسیده است،و(اینک) کالای نا چیز(واندکی) با خود آورده ایم؛ پس پیمانه را برای ما کامل کن ، وبر ما صدقه (و بخشش) کن ، بی گمان خداوند بخشندگان را پاداش می دهد »

﴿89﴾ (یوسف) گفت:«آیا دانستید با یوسف چه کردید ، هنگامی که نادان بودید ؟! »

﴿90﴾ (برادران ) گفتند:«آیا به راستی تو همان یوسفی ؟! ». (یوسف) گفت:«(آری) من یوسفم، و این برادر من است ، یقینا ً خداوند بر ما منّت گذاشت ، همانا هر کس پرهیزگاری کند و صبر نماید ، بی گمان خداوند پاداش نیکو کاران را ضایع نمی کند »

﴿91﴾ (برادران) گفتند:«به خدا سوگند ، یقیناً خداوند تو را بر ما برتری داده ، و حقاً ما خطا کار بودیم »

﴿92﴾ (یوسف ) گفت:« امروز هیچ سرزنشی بر شما نیست ، خداوند شما را می آمرزد، و او مهربانترین مهربانان است»

﴿93﴾ این پیراهن مرا ببرید ، وبر چهره ی پدرم بیندازید تا بینا گردد ، و همه ی خانواده ی خود را نزد من بیاورید »

﴿94﴾ و چون کاروان (از سرزمین مصر) جدا شد (و حرکت کرد ) پدرشان (به اطرافیان) گفت:«یقیناً من بوی یوسف را میابم ، اگر مرا به کم عقلی نسبت ندهید »

﴿95﴾ (آنها) گفتند :«به خدا سوگند، بی گمان تو در همان اشتباه دیرینه ات هستی »

﴿96﴾ پس چون بشارت دهنده آمد و آن (پیراهن) را برچهره او افکند ، نا گهان بینا شد ، گفت: «آیا به شما نگفتم که من از (سوی) خدا چیزهای می دانم که شما نمی دانید ؟! »

﴿97﴾ گفتند :«ای پدر(جان) ما ! برای ما (در باره ی ) گناهانمان آمرزش بخواه ، بی گمان ما خطا کار بودیم »

﴿98﴾ (یعقوب) گفت:« به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش می طلبم ، بدون شک او آمرزنده ی مهربان است »

﴿99﴾ پس چون بر یوسف وارد شدند ، او پدر ومادرش را (در آغوش گرفت و) نزد خود جای داد و گفت :«(همگی) به مصر درآیید؛ اگر خدا بخواهد در امن (و امان) خواهید بود»

﴿100﴾ و پدر ومادر خود را بر تخت نشاند ، و (همگی) برای او به سجده افتادند ، و(یوسف) گفت:« ای پدرجان! این تعبیرخوابم است ، که از پیش دیده بودم ، پروردگارم آن را راست گرداند (و تحقق بخشید ) ، یقیناً به من نیکی کرد هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد ، و شما را از آن بیابان (به اینجا) آورد ، بعد از آنکه شیطان میان من وبرادرانم (فتنه و) فساد کرد ، بی گمان پروردگارم به آنچه که می خواهد (تدبیر کند) باریک بین است ، همان او دانا ی حکیم است

﴿101﴾ پروردگارا! (بهره ی عظیمی) از فرمانروایی به من عطا کردی ، و از علم (تأویل احادیث =)تعبیر خوابها به من آموختی ، پدید آورنده ای آسمانها و زمین ! تویی کار ساز من در دنیا و آخرت ، مرا مسلمان بمیران و به شایستگان ملحق فرما»

﴿102﴾ (ای پیامبر!) این از خبرهای غیب است که به تو وحی می کنیم ، و هنگامی که (برادران یوسف) بد اندیشی می کردند و تصمیم (قطعی )گرفتند ، تونزد آنها نبودی

﴿103﴾ و بیشتر مردم – و اگر چه (برایمان شان) حرص ورزی – مؤمن نخواهند بود

﴿104﴾ و تو بر این (دعوت) از آنها پاداشی نمی طلبی ، آن جز پندی برای جهانیان نیست

﴿105﴾ و چه بسا نشانه ای در آسمانها و زمین وجود دارد که آنها از کنارش می گذرند و از آن روی می گردانند

﴿106﴾ و بیشتر آنها به خداوند ایمان نمی آورند ؛ مگر اینکه آنان (به نوعی) مشرک اند

﴿107﴾ آیا ایمن هستند از اینکه عذاب فراگیری از سوی خدا به سراغ آنها بیاید ، یا ناگهان قیامت به سراغشان آید ، در حالی که آنان بی خبرند

﴿108﴾ (ای پیامبر!) بگو:«این راه من است ، من با بصیرت (کامل) به سوی خدا دعوت می کنم، و کسانی که از من پیروی کردند (نیز چنین می کند ) و خداوند پاک ومنزه است ، ومن از مشرکان نیستم»

﴿109﴾ و ما پیش از تو نفرستادیم ، جزمردمی از اهل قریه ها که به آنها وحی می کردیم ، آیا (مشرکان) در زمین سیر نکردند؛ تا ببیند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند، چگونه بود ؟! و یقیناً سرای آخرت برای کسانی که پرهیزگاری کردند ، بهتر است ، آیا نمی اندیشید؟

﴿110﴾ (کافران پیوسته به انکار خود ادامه دادند) تا آنگاه که پیامبران (از قومشان) ناامید شدند، و (مردم) پنداشتند که به آنها دروغ گفته شده است، (در این هنگام) یاری ما به سراغشان آمد ، پس هر کس را که خواستیم نجات یافت ، و عذاب ما از قوم گنهکار را باز نخواهد گشت

﴿111﴾ یقیناً در داستانهایشان عبرتی برای خرد مندان است ، این (قرآن) سخنی نبود که (به دروغ) بافته شود ، بلکه تصدیق کننده ی کتابهای است که پیش از آن است ، و بیان کننده (و شرح) هر چیز است ، و هدایت و رحمت برای گروهی است که ایمان می آورند

الرعد

Surah 13

﴿1﴾ المر (الف . لام . میم . را) اینها آیات کتاب (قرآن) است، و آنچه از (سوی) پروردگارت برتو نازل شده ، حق است ، ولیکن بیشتر مردم ایمان نمی آورند

﴿2﴾ خداوند کسی است که آسمانها را بدون ستون بر افراشت که می بینید ، آنگاه بر عرش مستقر شد، و خورشید وماه را مسخر ساخت ، که هر کدام تا مدت معینی روان است ، کار(و امور هستی) را تدبیر می کند ، نشانه های را (روشن) بیان می کند ، شاید شما به لقای پروردگارتان یقین حاصل کنید

﴿3﴾ و او کسی است که زمین را گسترد ، و در آن کوهها ونهرها قرار داد ، ودر آن از هر نوع میوه ها دو قسم (ترش وشیرین و...) پدید آورد ، شب را بر روزمی پوشاند ، بی گمان در این (امور) نشانه ها (وعبرتها) است برای گروهی که می اندیشند

﴿4﴾ و در زمین قطعه های (گوناگون) کنارهم (قرار دارد) و باغها يی از انگور و کشتزار و نخلهای که گاه از یک بن می رویند و گاه از چند بن ، (در صورتی) که از یک آب سیراب می شوند ، و(با این حال) میوه بعضی از آنها را بعضی (دیگر) برتری دادیم ، بدون شک در این (امور) نشانها (و عبرتها) است برای گروهی که خرد می ورزند

﴿5﴾ و( ای پیامبر!) اگر (از ایمان نیاوردن کفار) تعجب می کنی ، پس سخن آنان عجیب (تر) است ، که (می گویند:) «آیا هنگامی که (مردیم و) خاک شدیم (بار دیگر زنده می شویم و) و به آفرینش نوینی باز می گردیم ؟!» اینان کسانی هستند که به پروردگارشان کافر شده اند، واینان غل ها (و زنجیرها ) در گردنهایشان است ، واینان اهل آتش (جهنم ) اند ، و جاودانه درآن خواهند ماند

﴿6﴾ و آنها پیش از نیکی (و رحمت) بدی (و عذاب) را به شتاب از تو می خواهند ، با اینکه (بر امتها) پیش از آنها بلاها (و عقوبتهای عبرت انگیز) گذشته است، و بی گمان پروردگارتو نسبت به مردم – با وجود ستمکار بودنشان – دارای مغفرت است (و می آمرزد) و همانا پروردگارتو سخت کیفراست

﴿7﴾ و کسانی که کافر شدند می گویند : «چرا نشانه ها (ومعجزه ای) از (سوی) پروردگارش بر او نازل نشده است ؟! » (ای پیامبر!) تو فقط هشدار دهند ه ای، و برای هر قومی هدایت کننده ای است

﴿8﴾ خداوند می داند آنچه را که هر ماده ای بدان بار دار می شود ، و آنچه را که رحم ها می کاهند و آنچه افزون می کنند، و هر چیز نزد او مقدار معینی دارد

﴿9﴾ (او) دانای غیب و آشکار، بزرگ بلند مرتبه است

﴿10﴾ (برای خداوند) یکسان است که کسی از شما پنهانی سخن بگوید ، و کسی که آن را آشکار سازد ، و کسی که در (تاریکی) شب پنهان می شود، یا در (روشنایی) روز(آشکارا) راه می رود

﴿11﴾ برای او (= انسان ) فرشتگانی است که پی درپی (صبح وشام ) از پیش رویش و از پشت سرش او را به امر خدا حفظ می کنند ، بی گمان خداوند حالت (و سرنوشت) هیچ قومی را تغیر نمی دهد ، تا وقتی که آنان آنچه را که در ضمیرشان است، تغیر دهند . و هنگامی که خداوند برای قومی (بخاطر اعمالشان) بدی را اراده کند ، پس هیچ چیز مانع آن نخواهد شد ، و آنان را جز او هیچ کارسازی نیست

﴿12﴾ او کسی است که برق را برای ترساندن ، و امیدوارشدن به شما می نمایاند، و ابرهای سنگین (بار) را پدید می آورد

﴿13﴾ و رعد به ستایش او و فرشتگان از ترس او تسبیح می گویند. و صاعقه ها را می فرستد ، پس هر کس که بخواهد بدان آسیب می رساند ، و آنها (با وجود مشاهده این همه آیات الهی همچنان ) در باره ی خدا مجادله می کنند ، و او بسیار نیرومند (و سخت گیر) است

﴿14﴾ دعوت حق از آن اوست ، و کسانی را که (مشرکان) به جای او می خوانند ، (هرگز) دعوتشان اجابت نمی کنند ، مگر مانند کسی که کف دستش را به سوی آب می گشاید تا (آب) به دهانش برسد ، و (هرگز) به آن نخواهد رسید ، و دعای کافران جز در گمراهی نیست

﴿15﴾ (تمام) کسانی که در آسمانها و زمین هستند – از روی اطاعت (و دل خواه) یا اکراه (و نا خواه) – و (همچنین) سایه هاشان؛ صبحگاهانه و شامگاهان برای خدا سجده می کنند

﴿16﴾ (ای پیامبر! به مشرکان) بگو: « پروردگار آسمانها و زمین کیست ؟» بگو :«الله» (سپس به آنها) بگو :« آیا به جای او اولیاء (و معبودانی) بر گزیده اید که مالک سود و زیان خود نیستند ». بگو :« آیا نابینا وبینا برابرند ، یا تاریکی ها و نور یکسان است ؟ آیا آنها شریکانی برای خدا قرار داده اند که همچون آفرینش او آفریده اند ، پس (این) آفرینش (ها) بر آنها مشبه شده است ؟! ».بگو :«الله آفریننده ی همه چیز است ، و او یگانه ی چیره است

﴿17﴾ (خداوند) از آسمانها آب را فرو فرستاد ، پس رودخانه ها به اندازه ی (ظرفیت) خویش روان شد ، آنگاه سیل بر روی خود کفی بالا آمده برداشت، وازآنچه (در کوره ها ) برای بدست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگی آتش روی آن روشن می کنند ، کفی مانند آن به وجود می آید ، خداوند (مثال) حق و باطل را این گونه بیان می کند ، پس اما کفها کنار افتاده ، از بین می رود ، و آنچه به مردم سود می بخشد در زمین (باقی) می ماند ، این گونه خداوند (برای روشن شدن حق از باطل ) مثال می زند

﴿18﴾ برای کسانی که (دعوت) پروردگارشان را اجابت کردند ، پاداش نیک (= بهشت ) است و کسانی که (دعوت) او را اجابت نکردند ، اگرتمام آنچه در زمین است و (نیز) همانندش ، از آن آنها باشد برای رهایی خود (از عذاب ) فدیه بدهند ، (از آنها پذیرفته نخواهد شد ) آنها سختی حساب را خواهند داشت ، و جایگاهشان جهنم است ، و چه بد جایگاهی است

﴿19﴾ آیا کسی که می داند آنچه از (طرف) پروردگارت بر تو نازل شده حق است ، مانند کسی است که او نابیناست ؟! تنها خرد مندان پند می گیرند

﴿20﴾ (همان) کسانی که به پیمان خدا وفا می کنند ، وعهد (وپیمان) را نمی شکنند

﴿21﴾ و کسانی که آنچه را خداوند به پیوستن آن فرمان داده؛ پیوند می دهند ، و از پروردگارشان می ترسند ، و از سختی حساب بیم دارند

﴿22﴾ و کسانی که به طلب روی پروردگارشان صبر کردند ، و نماز را بر پا داشتند و از آنچه به آنها روزی داده ایم ، پنهان و آشکارا انفاق کردند، و بدی را با نیکی دفع می کنند ، فرجام (نیک) سرای آخرت از آن آنهاست

﴿23﴾ (همان) باغها ی جاویدان (بهشتی) که وارد آن می شوند ، و(همچنین) هر کس از پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان که نیکو کار بوده اند ، و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می شوند

﴿24﴾ (و به آنها می گویند : ) «سلام بر شما به (خاطر) آنچه صبر نمو ده اید ، پس چه خوب است عاقبت آن سرا(ی جاویدان)»

﴿25﴾ و کسانی که پیمان خدا را پس از استوار کردنش می شکنند ، و آنچه را که خداوند به پیوستن آن فرمان داده ؛ قطع می کنند ، و در زمین فساد می نمایند ، لعنت برای آنهاست ، و برای آنها سختی (و بدی) آن سرا ( ی آخرت) است

﴿26﴾ خداوند روزی را برای هرکسی که بخواهد وسیع می گرداند ، و (هر کس که بخواهد) تنگ می دارد ، و (کافران) به زندگی دنیا شاد شدند ، در حالی که زندگی دنیا در (برابر) آخرت جز متاعی (ناچیز) نیست

﴿27﴾ و کسانی که کافر شدند می گویند : «چرا نشانه (و معجزه ای) از (سوی) پروردگارش براو نازل نشده است ؟!». (ای پیامبر!) بگو:« بی گمان خداوند هرکس را بخواهد گمراه می کند ، و هر کس که باز گردد (و توبه کند ) به سوی خویش هدایت می کند»

﴿28﴾ (همانا) کسانی که ایمان آوردند ، و دلهایشان به یاد خدا آرام می گیرد ،آگاه باشید! (تنها) با یاد خدا دلها آرام می گیرند

﴿29﴾ وکسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند ، برای شان خوشی است، وبازگشتگاه نیکو (دارند)

﴿30﴾ (ای پیامبر!) این گونه تو را در (میان ) امتی فرستادیم که پیش از آنها امتهای (دیگر، بودند و) رفتند ، تا آنچه را به تو وحی کردیم بر آنها بخوانی ، در حالی که آنها به (خدای) رحمان کفر می ورزند . بگو:«او پروردگار من است ، معبودی (به حق) جز او نیست ، بر او توکل کردم ، و بازگشتم به سوی اوست »

﴿31﴾ اگر (چنین ) قرآنی بود که کوهها به آن به حرکت آیند یا زمین به آن پاره پاره شود یا مردگان را به سخن آرد ، (باز هم ایمان نمی آورند ) بلکه همه امور از آن خداست ،آیا کسانی که ایمان آورده اند (هنوز) ندانسته اند که اگر خداوند می خواست؛ قطعاً همه ی مردم را هدایت می کرد ؟!وپیوسته کسانی که کافر شدند بخاطر آنچه کرده اند بلاهای کوبنده می رسد،ویا به نزدیکی خانه ی آنها فرود می آید،تا وعده ی خدا فرا رسد ،بی گمان خداون خلاوف وعده نمی کند

﴿32﴾ و به راستی به پیامبرانی پیش از تو (نیز) تمسخر(و استهزاء) کردند ، پس (من) به کسانی که کفر ورزیدند مهلت دادم؛ آنگاه آنان را (فرو) گرفتم، پس (بنگر) مجازات من چگونه بود ؟

﴿33﴾ آیا کسی که بالای سر همه ایستاده (و نگهبان) است (همانند بتان است؟!) وبرای خداوند شریکانی قرار دادند،(ای پیامبر!) بگو:«آنها را نام ببرید ! آیا او را به چه چیزی که در زمین نمی داند ، آگاه می کنید؟! یا سخن بیهوده (و بی محتوا) می گویید ؟! » بلکه (حق این است که) برای کسانی که کافر شدند؛ مکرشان آراسته شده است ، و از راه (راست) باز داشته شده اند ، و کسی را که خدا گمراه کند، پس هیچ راهنمایی برای او وجود نخواهد داشت

﴿34﴾ در زندگی دنیا برای آنها عذاب (دردناکی ) است و قطعاً عذاب آخرت سخت تر است، و آنها را هیچ نگه دارنده ای از(عذاب ) خداوند نیست

﴿35﴾ وصف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده است ، (چنین است که:) نهرها از زیر( درختان) آن جاری است ، میوه هایش همیشگی ، و (نیز) سایه اش (دائمی است) ، این است سرانجام کسانی که پرهیزگاری کردند ، و سر انجام کافران آتش (جهنم) است

﴿36﴾ و کسانی که به آنها کتاب (آسمانی) دادیم ، از آنچه بر تو نازل شده ، خوشحال می شوند ، و از احزاب (و گروهها ) کسانی هستند که قسمتی از آن را انکار می کنند ، (ای پیامبر!) بگو:«من مأمورم که «الله» را بپرستم ، و به او شرک نیاورم ، و تنها به سوی او دعوت می کنم ، وبازگشت من به سوی اوست »

﴿37﴾ و این گونه این (قرآن) را (به عنوان) حکم (و فرمانی به زبان) عربی نازل کردیم ، و اگر بعد از آن که آگاهی برای توآمده ، از هوسهای آنها پیروی کنی، در برابر(عذاب) خداوند هیچ کارساز و نگهدارنده ای نخواهی داشت

﴿38﴾ و به راستی پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و برای آنها همسران وفرزندانی قرار دادیم ، و هیچ پیامبری حق نداشت ، که جز به فرمان خدا معجزه ای بیاورد ، برای هر(امر و) زمانی ، نوشته ای مقرر است

﴿39﴾ خداوند هر چه را که بخواهد محو و(هر چه بخواهد ) اثبات می کند و ام الکتاب (= لوح محفوظ) نزد اوست

﴿40﴾ و اگر برخی از آنچه را که به آنها وعده می دهیم به تو نشان دهیم، یا (بیش از فرا رسیدن آنها) تو را بمیرانیم، در هر حال بر(عهد ه ی) تو تنها تبلیغ (رسالت) است ، و حساب (آنها) بر ماست

﴿41﴾ آیا ندیده اند که ما پیوسته به سراغ (این سر) زمین (کفر) می آییم ، که آن را از اطراف (و دامنه هایش ) می کاهیم ؟! (و به سرزمین اسلام می افزاییم؟) و خداوند حکم می کند، و هیچ کس نمی تواند حکم او را رد کند ، و او سریع الحساب (= زود شمار) است

﴿42﴾ و به راستی کسانی که پیش از آنها بودند مکر ورزیدند (و نقشه کشیدند ) پس (باید دانست که) تمام مکرها (و نقشه ها ) از آن خداست ، می داند آنچه را که هر کس انجام می دهد ، و به زودی کافران خواهند دانست که سرا نجام (نیک) سرا (ی آخرت) از آن کیست

﴿43﴾ و کسانی که کافر شدند می گویند :«تو پیامبر (خدا) نیستی» بگو:«کافی است که خدا و کسی که علم ( پیشین ) نزد اوست ، میان من و شما گواه باشند »

ابراهیم

Surah 14

﴿1﴾ الر(الف . لام . را ) این (قرآن) کتابی است که برتو (ای پیامبر) نازل کردیم ، تا مردم را به فرمان پروردگارشان از تاریکها (ی شرک وجهالت ) به سوی روشنایی (ایمان ودانش) در آوری ، به سوی راه (خداوند) پیروزمند ستوده

﴿2﴾ (همان ) خدای که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است ، از آن اوست ، و وای بر کافران از عذاب سخت

﴿3﴾ (همانا) کسانی که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند ، و (مردم را) از راه خدا باز می دارند، و کجی (و انحراف) آن راه را می خواهند، اینان در گمراهی دوری هستند

﴿4﴾ ما هیچ پیامبری را، مگر به زبان قومش، نفرستادیم ؛ تا (حقایق را ) برای آنها بیان کند، پس خداوند هر کس را بخواهد گمراه می سازد و هر کس را بخواهد هدایت می کند ، و او پیروزمند حکیم است

﴿5﴾ و به راستی ما موسی رابا نشانه ها ی خود فرستادیم ، (و به او دستور دادیم) که : قومت را از تاریکیها به روشنای بیرون آر، و ایام الله (= روزهای پیروزی حق بر باطل) را به یادشان آور، بی گمان دراین (امر) برای هر صبر کننده ی شکر گزاری نشانه های است

﴿6﴾ و (ای پیامبر!به یاد آور) هنگامی که موسی به قومش گفت : «نعمت خدا را بر خود بیاد آورید ،چون شما را از(چنگال) فرعونیان نجات داد ، که به بدترین عذابها شما را عذاب می کردند ، پسرانتان را سرمی بریدند ، و زنانتان را (برای خدمتکاری) زنده می گذاشتند، و در این (امر) از جانب پروردگارتان برای شما آزمایش بزرگ بود »

﴿7﴾ و(و به یاد آورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که: «اگر شکر گزاری کنید ، یقیناً (نعمت خود را ) به شما افززون می دهم ، و اگر کفران کنید ، بی گمان عذاب من سخت است »

﴿8﴾ و موسی به (آنها) گفت :«اگر شما وهمه ی مردم روی زمین کافر شوید ، پس (به خداوند هیچ زیانی نمی رسد) بی گمان خداوند بی نیاز ستوده است»

﴿9﴾ آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند ، (مانند) قوم نوح وعاد وثمود ،به شما نرسیده است ؟! و (خبر) کسانی که پس از ایشان بودند ، که جز خداوند آنان را نمی شناسد ؟! پیامبران شان با دلایل (و معجزات) روشن به سوی آنها آمدند ، پس آنها دستانشان در دهانهای شان گرفتند ، و گفتند : «ما به آنچه شما فرستاده شده اید ، کافریم ، و ما نسبت به آنچه ما را به سوی آن فرا می خوانید ، سخت در شک و تردید هستیم »

﴿10﴾ پیامبران شان گفتند: «آیا در (وجود) خدا آفرینده آسمانها و زمین شک است ؟ (او) شما را فرا می خواند تا گناهانتان را برای تان بیامرزد ، و شما را تا مدت معینی مهلت دهد ». (آنها) گفتند : «شما جز بشری همانند ما نیستید ، می خواهید ما را از آنچه که نیاکانمان می پرستیدند باز دارید ، پس معجزه (و دلیل) آشکاری برای ما بیاورید »

﴿11﴾ پیامبران شان گفتند :«ما جز بشری همانند شما نیستیم ، ولیکن خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد منّت می گذارد (و به پیامری بر می گزیند) و ما (هرگز) نمی توانیم (و حق نداریم) که معجزه ای جز به فرمان خدا برایتان بیاوریم . و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند

﴿12﴾ و ما را چه شده است که بر خدا توکل نکنیم ، در حالی که ما را به راههای (سعادت بخش) مان هدایت فرموده است ؟! و مسلماً ما برآزارهای که به می رسانید صبر خواهیم کرد ، (ورسالت خود را خواهیم رساند) و توکل کنندگان باید تنها بر خدا توکل کنند»

﴿13﴾ و کسانی که کافر شدند به پیامبران شان گفتند :« ما قطعاً شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد ، یا اینکه به آیین ما باز گردید ». پس پروردگارشان به آنها وحی فرستاد که: « یقیناً ستمگران را نابود خواهیم کرد ،

﴿14﴾ و شما را بعد از آنها در زمین سکونت خواهیم داد ، این (وعده) برای کسی است که از وقوف در پیشگاه من بترسد ، و از وعید (عذاب) من بیمناک باشد »

﴿15﴾ و (پیامبران از خدا) طلب فتح و پیروزی (بر کفار) کردند، و (سرانجام) هر گردنکش وستیزه جو ناکام (و نابود) شد

﴿16﴾ پشت سرش جهنم است ، و از آب چرک وخون (بد بو) نوشانده شود

﴿17﴾ که جرعه جرعه آن را می نوشد ، و نمی تواند آن را (به آسانی) فرو برد (و گوارایش نیست) و مرگ از هر سو به سراغ او می آید ، در حالی که او نخواهد مرد ، و عذاب سختی در پیش رو دارد

﴿18﴾ وصف کسانی که به پروردگارشان کافر شدند ، اعمالشان همچون خاکستر است که تند بادی در یک روز طوفانی سخت برآن وزیده باشد ، توان نگه داشتن آنچه را که به دست آورده اند؛ ندارند ، واین همان گمراهی دور (و دراز) است

﴿19﴾ (ای انسان) آیا ندیدی که خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده است ؟! اگر بخواهد شما را می برد و خلق جدیدی (به جای شما پدید) می آورد

﴿20﴾ و این (کار) برخداوند دشوار نیست

﴿21﴾ و(در روز قیامت) همگی در پیشگاه خداوند حاضر (و آشکار) شوند ، پس (در این هنگام) ضعیفان به مستکبران می گویند : «همانا ما پیرو شما بودیم ، پس آیا می توانید چیزی از عذاب خدا را از ما دفع کنید ؟». (آنها) گویند: «اگر خداوند ما راهدایت کرده بود ، ما (نیز) شما راهدایت می کردیم ، چه بی تابی کنیم وچه صبر نماییم ، برای ما یکسان است ، (هیچ) گریز گاهی برای ما نیست»

﴿22﴾ و چون (داوری و) کار تمام شود ، شیطان گوید: « بی گمان خداوند به شما وعده ی حق (و راستین) داد ، و من به شما وعده دادم ، آنگاه خلاف وعده کردم ، من بر شما هیچ تسلطی نداشتم ، جز اینکه دعوتتان کردم ، وشما (دعوت) مرا پذیرفتید ، پس مرا سرزنش نکنید ، و (بلکه) خویش را سرزنش کنید ، نه من فریاد رس شما هستم ، و نه شما فریاد رس من ، همانا من از این که مرا پیش از این شریک (خدا) ساختید ، بیزارم » بی گمان برای ستمکاران عذاب دردناکی است

﴿23﴾ و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند به باغهای (بهشتی) در آورند، که نهرها از زیر(درختان) آن جاری است ، به فرمان پروردگارشان جاودانه در آن می مانند ، و تحیت آنها در آن سلام است

﴿24﴾ آیا ندیدی که خداوند چگونه مثل زده است ؟ کلمه ی طیبه (= توحید ، و گفتار پاکیزه ) همچون درخت طیبه و پاکی است که ریشه ی آن (درزمین) ثابت ، و شاخه اش در آسمان است

﴿25﴾ هر زمان (وفصلی) میوه ی خود را به فرمان پروردگارش می دهد ، و خداوند برای (هدایت) مردم مثلها می زند ، باشد که متذکر شوند (وپند گیرند)

﴿26﴾ و مثل کلمه ی خبیثه (= شرک ، و گفتار پلید) همچون درخت پلید (وناپاکی) است که از زمین برکنده شده ، (و هیچ) قرار وثباتی ندارد

﴿27﴾ خداوند کسانی را که ایمان آوردند ، با گفتار ثابت (کلمه توحید ) در زندگی دنیا و(هم) آخرت پایدار (و ثابت قدم) می دارد ، و ستمکاران را گمراه می سازد ، و خداوند هر چه بخواهد؛ انجام می دهد

﴿28﴾ آیا ندیدی آن کسانی را که (شکر) نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند ، و قوم خود را به سرای نابودی کشاندند ؟

﴿29﴾ که (همان) جهنم است ، (که آنها) به آن در آیند ، و بد قرار گاهی است

﴿30﴾ (آنها) برای خداوند همتایانی قرار دادند تا (مردم را) از راه او گمراه کنند ، بگو : « (چند روزی) بهره گیرید ، پس یقیناً باز گشت تان به سوی آتش (دوزخ) است »

﴿31﴾ به بندگان من که ایمان آورده اند؛ بگو: نماز را بر پا دارند ، و از آنچه به آنها روزی داده ایم ، پنهان و آشکار انفاق کنند ، پیش از آن که روزی فرار رسد که در آن نه خرید و فروش است و نه دوستی

﴿32﴾ الله (همان) کسی است که آسمانها و زمین را آفرید ، و از آسمان ، آبی (گوارا) نازل کرد ، پس با آن (آب) میوه ها (ی گوناگون) برای روزی شما (از زمین) بیرون آورد ، و کشتی (ها) را برای شما مسخر گرداند ، تا به فرمان او در دریا روان باشد ، و نهرها (نیز) برای شما مسخر گرداند ،

﴿33﴾ و خورشید وماه را که پیوسته در گردش اند برای شما مسخر ساخت ، و شب وروز را (نیز) برای شما مسخر گرداند

﴿34﴾ و ازهر چه از او خواستید به شما ارزانی داشت ، و اگر (بخواهید) نعمت (های) خدا را بشمارید ، نمی توانید آن را بشمارید ، بی شک انسان ستمگری ناسپاس است

﴿35﴾ و(به یاد آورید ) چون ابراهیم گفت : « پروردگارا ! این شهر (مکه) را مکان امن قرار بده ، و مرا و فرزندانم را از آنکه بتها را پرستش کنیم دور بدار

﴿36﴾ پروردگارا ! بی گمان آنها ( = بتها) بسیاری از مردم را گمراه ساختند ، پس کسی که از من پیروی کند، بدون شک او از من است ، و کسی که از من نافرمانی کند ، بی گمان تو آمرزنده ی مهربانی

﴿37﴾ پروردگارا ! من (برخی) از فرزندانم را در وادی (خشک) و بی آب و بی گیاه ، نزد خا نه گرامی تو ساکن ساختم . پروردگارا ! تا نماز را بر پا دارند ، پس تو دلهای (گروهی) از مردم را به آنها مایل بگردان و از میوه ها به آنها روزی ده ، باشد که آنان سپاس گزارند

﴿38﴾ پروردگارا ! تو می دانی آنچه را که ما پنهان می کنیم و آنچه را که آشکار می سازیم، وچیزی نه در زمین و نه در آسمان بر خداوند پوشیده نمی ماند

﴿39﴾ ستایش از آن خداوند است که در (سن) پیری ، اسماعیل و اسحاق به من عطا فرمود، مسلماً پروردگار من شنونده ی دعاست

﴿40﴾ پروردگارا ! مرا بر پا دارنده ی نماز قرار بده ، و از فرزندانم (چنین فرما) ، پروردگارا ! و دعای مرا بپذیر

﴿41﴾ پروردگارا ! مرا و پدر و مادر مرا ، و مؤمنان را (در) روزی که حساب بر پا می شود بیامرز»

﴿42﴾ و گمان مبر که خدا ، از آنچه ستمکاران می کنند غافل است ، (نه ، بلکه کیفر) آنها را برای روزی که چشمها در آن خیره می شوند ، به تأخیر می افکند

﴿43﴾ شتابان سرها رو به بالا گرفته و چشم برهم نمی زنند ، و دلهایشان (فرو ریخته و) خالی است

﴿44﴾ و (ای پیامبر!) مردم را از روز ی که عذاب به سراغشان می آید ؛ بترسان ، آنگاه آنان که ستم کرده اند، گویند :«پروردگارا ! ما را تا یک مدت نزدیک (وکمی) مهلت بده ، (تا) دعوت تو را اجابت کنیم ، و پیامبران را پیروی نماییم ». (به آنان گفته می شود:) آیا شما نبودید که پیش از این سو گند یاد می کردید که هیچ (فنا و) زوال برایتان نیست

﴿45﴾ و در مسکن کسانی که به خویشتن ستم کردند ، ساکن شدید ، و برای شما روشن شد که با آنها چگونه رفتار کردیم ، و برای شما مثلها (از سر گذشت پشینیان) زدیم

﴿46﴾ و به راستی آنها (نهایت) مکر خود را بکار بردند ، و (همه ی) مکرشان نزد خدا (آشکار) است، و هر چند که با مکرشان کوهها از جا کنده شود

﴿47﴾ پس گمان مبر که خداوند (وعده ای را که) به پیامبرانش (داده) ، خلف وعده کند ، بی گمان خداوند پیروزمند انتقام گیر است

﴿48﴾ روزی که (این) زمین به زمین دیگر ، و آسمانها (به گونه ای دیگر) مبدل می شود ، و آنها (همگی) به پیشگاه خداوند یکتای قهار ظاهر و (آشکار) می شوند

﴿49﴾ و در آن روز مجرمان را (دست و پا) به هم بسته در غلها می بینی

﴿50﴾ جامهایشان از قطران است و چهره هایشان را آتش (جهنم) می پوشاند

﴿51﴾ تا خداوند هر کس را به (سزای) آنچه کرده است؛ کیفر دهد ، همانا خداوند سریع الحساب (= زود شمار) است

﴿52﴾ این (قرآن) پیامی برای مردم است ، و تا بدان هشدار یابند ، و تا بدانند که او معبودی یکتاست ، و تا خردمندان پندگیرند

الحجر

Surah 15

﴿1﴾ الر (الف . لام . را) این آیات کتاب و قرآن روشنگر است

﴿2﴾ چه بسا کسانی که کافر شدند دوست دارند (و آرزو می کنند) که ای کاش مسلمان بودند

﴿3﴾ بگذار آنها بخورند ، و بهره گیرند ، و آرزوها (ی دراز) سرگرم (وغافل) شان سازد ، پس بزودی خواهند دانست

﴿4﴾ و ما (اهل) هیچ دیار (و شهر) ی را هلاک نکردیم؛ مگر اینکه (مهلت و) اجلی معین (و معلوم) داشت

﴿5﴾ هیچ امتی براجل خود پیش نمی گیرد ، و از آن عقب نخواهد افتاد

﴿6﴾ و (کافران) گفتند:« ای کسی که قرآن بر تو نازل شده است ، بی تردید تو دیوانه ای

﴿7﴾ اگر از راستگویانی چرا فرشتگان را برای ما نمی آوری ؟»

﴿8﴾ ما فرشتگان را جز به حق نازل نمی کنیم ، و (هر گاه نازل شوند) آنگاه به آنها مهلت داده نمی شود ، (و کارشان یکسره می شود)

﴿9﴾ همانا ما قرآن را نازل کردیم و قطعاً ما نگهبان آن هستیم

﴿10﴾ و یقیناً ما پیش از تو (پیامبرانی) در (میان) گروها (و امتها) ی نخستین فرستاده ایم

﴿11﴾ هیچ پیامبری به (سوی) آنها نمی آمد مگر آن که مسخره اش می کردند

﴿12﴾ این چنین آن (تکذیب و استهزاء) را در دلهای مجرمان راه می دهیم

﴿13﴾ آنها به آن (قرآن) ایمان نمی آورند ، و به راستی سنت (و روش) پیشینیان (نیز چنین) گذشته است

﴿14﴾ و اگر دری از آسمان به روی آنها بگشاییم که پیوسته در آن بالا روند ،

﴿15﴾ باز هم می گویند: « یقیناً ما را چشم بندی کرده اند ، بلکه ما گروهی سحر شده ایم ! »

﴿16﴾ و به راستی ما در آسمان برجهایی قرار دادیم ، و آنها را برای بینندگان آراستیم

﴿17﴾ وآن را از هر شیطان رانده شده ای حفظ کردیم

﴿18﴾ مگر آن کسی که دزدانه گوش فرا دهد ، پس (در آن صورت) شهابی آشکار دنبالش کند

﴿19﴾ و زمین را گستردیم ، و در آن کوههای استواری افکندیم ، و از هر چیز سنجیده (و مناسب) در آن رویاندیم

﴿20﴾ و برای شما (انواع) وسایل زندگی ، و (همچنین برای) کسانی که روزی دهنده ی آنها نیستید ، در آن قرار دادیم

﴿21﴾ و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه هایش نزد ماست ، و ما جز به اندازه ای معین آن را نازل نمی کنیم

﴿22﴾ و ما بادها را بارور کننده ی (ابر ها و گیاهان) فرستادیم ، پس از آسمانها آبی نازل کردیم و با آن (آب) شما را سیراب ساختیم ، در حالی که شما خازن (و نگهدارنده ی) آن نیستید

﴿23﴾ و یقیناً ماییم که زنده می کنیم و می میرانیم ، و ما وارث (همه ی جهانیان) هستیم

﴿24﴾ و به یقین (حال) گذشتگان شما را دانسته ایم ، و به یقین (حال) آیندگان را (هم به خوبی) دانسته ایم

﴿25﴾ و (ای پیامبر!) بی گمان پروردگار تو ،(همه ی) آنها را (در قیامت) محشور می کند ، همانا او حکیم داناست

﴿26﴾ و به راستی ما انسان را از گِل خشکیده ای ، که از گِل بویناک تیره ای (گرفته شده) بود آفریدیم

﴿27﴾ و جن را پیش از آن از آتش سوزان آفریدیم

﴿28﴾ و (به یاد آور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: « همانا من آفریننده ی بشری از گِل خشکیده ای که از گِل بویناک تیره ای (گرفته شده) ، هستم

﴿29﴾ پس چون (او را آفریدم و) به او سامان دادم ، و از روح خود در آن دمیدم ، (همگی) برای او سجده کنید »

﴿30﴾ پس همه ی فرشتگان با همدیگر سجده کردند

﴿31﴾ جز ابلیس ، که سر پیچی کرد از آنکه با سجده کنندگان باشد

﴿32﴾ (خداوند) فرمود : « ای ابلیس! تو را چه شده که با سجده کنندگان (همراه) نیستی؟!»

﴿33﴾ گفت :«من هرگز برای بشری که او را از گِل خشکیده ای که از گل بویناک تیره ای (گرفته شده) آفریده ای ، سجده نخواهم کرد »

﴿34﴾ (خداوند) فرمود:« از آن (بهشت) بیرون شو ، بی گمان تو رانده شده ای ،

﴿35﴾ و همانا تا روز قیامت بر تو لعنت خواهد بود »

﴿36﴾ (ابلیس) گفت :«پروردگارا ! مرا تا روزی که (مردم) برانگیخته می شوند مهلت ده »

﴿37﴾ (خداوند) فرمود:« یقیناً تو از مهلت یافتگانی ،

﴿38﴾ تا (آن) روز وقت مقرر (ومعین شده) »

﴿39﴾ گفت :« پروردگارا ! به سبب اینکه مرا گمراه ساختی ، قطعاً من (گناه و بدیها) در زمین در نظرشان زینت می دهم ، و همگی آنها را گمراه خواهم کرد ،

﴿40﴾ مگر بندگان مخلص تو را از (میان) آنها »

﴿41﴾ (خداوند) فرمود: « این (اخلاص) راه مستقیم است که به من می رسد

﴿42﴾ یقیناً تو را بر بندگانم تسلطی نیست ، مگر (بر آن) گمراهانی که از تو پیروی می کنند

﴿43﴾ و بی گمان جهنم میعاد گاه برای همه ی آنهاست

﴿44﴾ برای آن هفت در هست ،برای هر دری گروهی از آنها تقسیم (ومعین) شده اند»

﴿45﴾ یقیناً پرهیز گاران درباغها (ی بهشت) و در(کنار) چشمه ها هستند

﴿46﴾ (به آنها گفته می شود:) به سلامت و ایمنی به آن (باغها) وارد شوید

﴿47﴾ آنچه در دلهایشان از کینه (و حسد) بود ، بیرون کشیدیم ، برادرانه بر تختها روبرروی یکدیگر قرار دارند

﴿48﴾ در آنجا هیچ خستگی و رنجی به آنها نمی رسد ، و هیچ گاه از آنجا بیرونشان نرانند

﴿49﴾ (ای پیامبر!) بندگانم را خبر ده که یقیناً من آمرزنده ی مهربانم

﴿50﴾ و آنکه عذاب من همان عذاب درد ناک است

﴿51﴾ و آنها را از مهمانان ابراهیم خبر ده

﴿52﴾ چون بر او وارد شدند ، و سلام گفتند. (ابراهیم) گفت: « همانا ما از شما می ترسیم »

﴿53﴾ گفتند:« نترس ، بی گمان ما تو را به پسری دانا بشارت می دهیم »

﴿54﴾ (ابراهیم) گفت: « آیا به من (این) بشارت می دهید با اینکه پیری به من رسیده است ؟ پس به چه چیز بشارت می دهید ؟! »

﴿55﴾ گفتند :« تو را به حق بشارت دادیم ، پس از نا امیدان نباش »

﴿56﴾ (ابراهیم) گفت: «و چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش نا امید می شود؟! »

﴿57﴾ (آنگاه) گفت :«پس ای فرستادگان (خدا) مقصود شما چیست ؟ »

﴿58﴾ گفتند:« همانا ما به سوی قوم گنهکار فرستاده شده ایم (تا آنها را هلاک کنیم)

﴿59﴾ جز خاندان لوط که ما حتماً همه ی آنها را نجات خواهیم داد

﴿60﴾ مگر همسر او که مقدر داشتیم او قطعاً از بازماندگان (و هلاکت شوند گان) باشد »

﴿61﴾ پس هنگامی که که فرستادگان (خدا) نزد خاندان لوط آمدند

﴿62﴾ (لوط) گفت:«همانا شما گروهی نا شناس هستید ! »

﴿63﴾ (فرشتگان) گفتند :« بلکه ، ما (همان) چیزی را برای تو آورده ایم که آنها در آن تردید داشتند

﴿64﴾ و ما حق را برای تو آورده ایم ، و ما قطعاً راستگویانیم

﴿65﴾ پس پاسی از شب گذشته خانواده ات با خود بردار، (و از این جا) ببر ، و (خودت) به دنبال آنها برو ، و کسی از شما پشت سرش ننگرد ، و به آن جایی که فرمان یافته اید بروید

﴿66﴾ و ما این امر را به او(= لوط) وحی کردیم که همانا صبحگاهان همه ی آنها ریشه کن خواهند شد

﴿67﴾ و اهل شهر شادی کنان (به طرف خانه ی لوط) آمدند

﴿68﴾ (لوط) گفت:« به راستی اینها میهمانان من هستند ، پس مرا رسوا (و شرمنده) نکنید ،

﴿69﴾ و از خدا بترسید و مرا خوار نسازید »

﴿70﴾ (آنها ) گفتند:«مگر ما تو را از (مهمانی وحمایت) مردمان نهی نکرده بودیم ؟!»

﴿71﴾ (لوط) گفت:«اینها دختران(قوم) من هستند ، (با آنها ازدواج کنید) اگر انجام دهنده ی کاری (مشروع) هستید»

﴿72﴾ سوگند به جان تو (ای پیامبر) که آنها در مستی خود سر گردانند

﴿73﴾ پس هنگام طلوع آفتاب صیحه (= بانگ مرگبار) آنها را فرو گرفت

﴿74﴾ آنگاه بالای آن (آبادیها) را پایین قرار دادیم . (و زیررو کردیم) و بر(سر) آنان سنگهای از سنگ گل بارانیدیم

﴿75﴾ بی گمان در این (سر گذشت) نشانه های برای هوشیاران است

﴿76﴾ و همانا آن (شهرهای ویرانه) بر سر راه (کاروانیان) پا برجاست

﴿77﴾ بی گمان در این نشانه ای برای مؤمنان است

﴿78﴾ و بی شک اصحاب أیکه (= قوم شعیب) ستمکار بودند

﴿79﴾ پس (ما) از آنها انتقام گرفتیم ، و (شهرهای ویرانه شده) این دو (قوم) بر سر راه آشکار است

﴿80﴾ و به راستی اصحاب حجر (= قوم ثمود) پیامبران را تکذیب کردند

﴿81﴾ و (ما) آیات خود را به آنها دادیم ، پس آنها از آنان روی گردان بودند

﴿82﴾ آنها با خاطری مطمئن و آسوده از کوهها خانه هایی (برای خود) می تراشیدند

﴿83﴾ پس صبحگاهان صیحه(= بانگ مرگبار) آنها را فرو گرفت

﴿84﴾ و آنچه را به دست آورده بودند (عذاب الهی را) از آنها دفع نکرد

﴿85﴾ و (ما) آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است ، جز به حق نیافریدیم ، و قیامت قطعاً خواهد آمد ، پس (ای پیامبر) بطرز شایسته ای گذشت کن (و از آنها صرف نظر فرما)

﴿86﴾ بی گمان پروردگار تو ، همان آفریننده ی داناست

﴿87﴾ و به راستی (ما) به تو سبع المثانی (= سوره ی فاتحه) و قرآن عظیم دادیم

﴿88﴾ (پس) هرگز چشم خود را به (سوی) آنچه (از نعمتها ومتاع دنیوی) که گروههایی از آنان را از آن بهرمند ساخته ایم ، ندوز، وبر آنها غمگین نباش ، و بال (شفقت) خود را برای مؤمنان فرود آر (و نسبت به آنها فروتن باش)

﴿89﴾ و بگو: «همانا من هشدار دهند ه ی آشکارم »

﴿90﴾ (و آنها را از عذابی بترسان) همانگونه که برتقسیم کنندگان (آیات الهی) نازل کردیم

﴿91﴾ (همان) کسانی که قرآن را تقسیم (و بخش،بخش) کردند

﴿92﴾ پس سوگند به پروردگارت ، قطعاً (در قیامت) از همه آنها سؤال خواهیم کرد

﴿93﴾ از آنچه می کردند

﴿94﴾ پس (ای پیامبر!) به آنچه مأمور شده ای آشکارا ابلاغ کن ، و از مشرکان روی بگردان

﴿95﴾ بی گمان ما (شر) مسخره کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد

﴿96﴾ کسانی که معبود دیگری با خدا قرار می دهند ، پس بزودی خواهند دانست

﴿97﴾ و به راستی ما می دانیم که سینه تو (ای پیامبر) از آنچه آنها می گویند تنگ می شود (و تو را آزرده و نا راحت می کند)

﴿98﴾ پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از سجده کنندگان باش

﴿99﴾ و پروردگارت را عبادت کن تا هنگامی که یقین (= مرگ) به سراغت آید

النحل

Surah 16

﴿1﴾ فرمان خدا فرا رسیده است ، پس برای آن شتاب نکنید ، او پاک وبرتر است از آنچه شریک او قرار می دهند

﴿2﴾ (خداوند) فرشتگان را با روح (= وحی) به فرمان خویش بر هرکس از بندگانش بخواهد نازل می کند ، (با این پیام) که (مردم را) هشدار دهید ، (و بگویید:) معبودی (به حق) جز من نیست ، پس از من بترسید

﴿3﴾ آسمانها و زمین را به حق آفرید ، از آنچه که شریکش می سازند برتر است

﴿4﴾ انسان را از نطفه آفرید ، آنگاه او (دشمنی) ستیزه جویی آشکار شده است

﴿5﴾ و چهار پایان را برای شما آفرید ، که در آنها پوشش (گرم) و منافع (دیگری) است ، و از(گوشت ، برخی) آنها می خورید

﴿6﴾ و در آنها برای شما (زینت و) زیبائی است ، چون شامگاهان (از صحرا) باز می گردانید، وچون صبحگاهان (به صحرا) می فرستید

﴿7﴾ و (آنها) بارهای سنگین شما را به شهری که جز با رنج و مشقت زیاد ، به آن نمی رسیدید ، حمل می کنند ، بی گمان پروردگارتان روؤف مهربان است

﴿8﴾ و (همچنین) اسبان واستران و خران را (آفرید) تا برآنها سوار شوید ، و (نیز برای شما) زینت است ، و چیزهایی را می آفریند که نمی دانید

﴿9﴾ و برخداست که راه راست را (به بند گانش) بنمایاند ، و برخی از آن راهها بیراهه (و کج) است ، و اگر می خواست همه ی شما را هدایت می کرد

﴿10﴾ او کسی است که از آسمان برایتان آبی نازل کرد ، که از آن (آب) آشامیدنی است ، و از آن (گیاهان و) درختانی (می روید) که (حیوانات خود را) در آن می چرانید

﴿11﴾ (خداوند) با آن (آب) برای شما زراعت و زیتون و (درختان) خرما و تاکستانها ، و از همه نوع میوه ها می رویاند. بی گمان در این نشانه ای است برای گروهی که اندیشه می کنند

﴿12﴾ و شب و روز و خورشید و ماه را برای شما مسخر کرد ، و ستارگان (نیز) به فرمان او مسخر هستند ، بی تردید در این نشانه ای است برای گروهی که خرد می ورزند

﴿13﴾ و (همچنین مسخر گرداند) آنچه را که برای شما در زمین به رنگهای گوناگون آفرید ، مسلماً در این نشانه ای است برای گروهی که پند می پذیرند

﴿14﴾ و او کسی است که دریا را مسخر ساخت ، تا از آن گوشت تازه بخورید ، و زینتی (مانند مروارید) که آن را بپوشید؛ بیرون آرید ، و کشتیها را می بینی که در آن روانند (و سینه ی دریا را می شکافند) و تا از فضل او (= خداوند) روزی بجویید ، و باشد که شکر گزارید

﴿15﴾ و در زمین کوههای استوار (و محکمی) افکند ، که مبادا شما را بلرزاند ، و نهرها و راهها (پدید آورد) شاید هدایت شوید

﴿16﴾ و (نیز) نشانه ها (قرار داد) و (در هنگام شب) بوسیله ستارگان راه می یابند

﴿17﴾ آیا کسی که می آفریند ، مانند کسی است که نمی آفریند ؟! آیا پند نمی گیرید ؟

﴿18﴾ و اگر (بخواهید) نعمت (های) خدا را بشمارید ، نمی توانید آن را بشمارید ، بی تردید خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿19﴾ و خداوند آنچه را پنهان می دارید، و آنچه را آشکار می کنید ؛ می داند

﴿20﴾ و آنهایی را که به جای الله (به خدایی) می خوانند؛ چیزی را نمی آفرینند ، و خودشان (نیز) آفریده می شوند

﴿21﴾ (آنها) مردگانی هستند غیر زنده ، و نمی دانند در چه زمانی برانگیخته می شوند

﴿22﴾ معبود شما ، معبودی یگانه است ، پس کسانی که به آخرت ایمان نمی آورند ، دلهایشان (حق را) انکار کند ، و خودشان مستکبرند

﴿23﴾ قطعاً آنچه را پنهان می دارند ، وآنچه را آشکار می کنند ؛ می داند ، بی گمان اومستکبران را دوست ندارد

﴿24﴾ و چون به آنها گفته شود :« پروردگارتان چه چیز نازل کرده است ؟ » گویند: «افسانه های پیشینیان»

﴿25﴾ تا در روز قیامت بار گناهان خود را بطور کامل بر دوش کشند ، و (نیز) بخشی از گناهان کسانی را که به نادانی گمراهشان می سازند ، آگاه باشید ، چه بد است آنچه بر دوش می کشند

﴿26﴾ به راستی کسانی که پیش از ایشان بودند (نیز) مکر ورزیدند ، پس خداوند بنیاد شان را از اساس وپایه ویران کرد ، که سقف از بالا بر سرشان فرو ریخت ، و عذاب (الهی) ازآنجای که نمی دانستند به سراغشان آمد

﴿27﴾ آنگاه روز قیامت (خداوند) آنها را رسوا می سازد ، می فرماید :«آن شریکان (دروغین) من ، (آن) کسانی که شما در باره ی آنها (با پیامبران) دشمنی (و مجادله) می کردید ، کجا هستند ؟! کسانی که به آنها علم داده شده گویند :«همانا رسوایی و سختی امروز بر کافران است »

﴿28﴾ (همان) کسانی که فرشتگان (عذاب) جانشان را می گیرند ، در حالی که به خود ستم کرده بودند ، پس سر تسلیم فرود می آورند (و گویند :) ما هیچ (کار) بدی انجام نمی دادیم ، آری ، مسلماً خداوند به آنچه انجام می دادید؛ داناست

﴿29﴾ پس از درهای جهنم داخل شوید در حالی که جاودانه در آن خواهید بود ، چه بد است جایگاه مستکبران

﴿30﴾ و به که کسانی پرهیزگاری نمودند، گفته شد: « پروردگارتان چه چیز نازل کرده است ؟ » گویند :«خیر (و هدایت را)». برای کسانی که نیکی کردند ، در این دنیا نیکی است ، و قطعاً سرای آخرت (بسی) بهتر است ، و چه خوب است سرای پرهیزگاران

﴿31﴾ باغهایی (از بهشت) جاویدان است ، که به در آیند، نهرها از زیر (درختان) آن جاری است ، در آنجا هر چه بخواهند برای شان (مهیا) است ، این گونه خداوند پرهیزگاران را پاداش می دهد

﴿32﴾ (همان) کسانی که فرشتگان (رحمت) جانشان را می گیرند ، در حالی که پاکند ، (به آنها) می گویند:« سلام بر شما ، به خاطر آنچه که می کردید به بهشت وارد شوید »

﴿33﴾ آیا (کافران) جز این انتظار دارند که فرشتگان (برای گرفتن جانشان) به سراغ آنها بیایند ، یا فرمان پروردگارت (برای عذابشان) فرا رسد ، کسانی که پیش از آنها بودند (نیز) چنین کردند ، و خداوند به آنها ستم نکرد ، لیکن آنها به خویشتن ستم می کردند

﴿34﴾ پس بدیهای آنچه را که می کردند به آنها رسید ، و آنچه به آن مسخره می کردند ، برآنان فرود آمد

﴿35﴾ و کسانی که شر ک ورزیدند گفتند : «اگر خدا می خواست ، نه ما و نه پدرانمان ، غیر از او هیچ چیزی را پرستش نمی کردیم ، و نه چیزی را بدون فرمان او حرام می ساختیم » کسانی که پیش از آنها بودند (نیز) چنین کردند، پس آیا بر پیامبران جز ابلاغ آشکار (مسئولیت دیگری) هست ؟

﴿36﴾ یقیناً ما در (میان) هر امتی پیامبری را فرستادیم که :«خدای یکتا را بپرستید ، و از طاغوت اجتناب کنید » . پس خداوند بعضی از آنان را هدایت کرد و بر بعضی از آنان گمراهی محقق گشت ، پس در زمین بگردید ، آنگاه بنگرید عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بود

﴿37﴾ (ای پیامبر!) هر اندازه بر هدایت آنها حریص باشی (سودی ندارد ، زیرا که) خداوند کسی را که گمراه کرده است ، هدایت نمی کند، و آنها یاورانی ندارند

﴿38﴾ و آنها با شدید ترین سوگند هایشان به خداوند سوگند یاد کردند که :«خداوند کسی را که می میرد، بر نمی انگیزد ! » آری (این) وعده ی قطعی بر اوست (که همه ی مردگان را بر می انگیزد ) ولی بیشتر مردم نمی دانند

﴿39﴾ تا آنچه را که درآن اختلاف می کردند برای شان روشن سازد، و تا کسانی که کافر شدند ، بدانند که آنها دروغگو بوده اند

﴿40﴾ فرمان ما به هر چیزکه چون اراده اش کنیم ، فقط این است که به او گوییم :«موجود باش » پس (بلا فاصله) موجود می شود

﴿41﴾ و کسانی که پس از آن که ستم دیدند، در راه خدا هجرت کردند ، یقیناً در این دنیا جایگاه خوبی خواهیم داد ، و مسلماً پاداش آخرت بزرگتر است ، ای کاش می دانستند

﴿42﴾ (همان) کسانی که صبر کردند ، و (تنها) بر پروردگارشان توکل می کنند

﴿43﴾ وپیش از تو (ای پیامبر) جز مردانی که به آنها وحی می کردیم نفرستادیم ، پس (ای مردم ) اگر نمی دانید از (آگاهان) اهل کتاب بپرسید

﴿44﴾ (که آنها را) با دلایل روشن و کتابها (فرستادیم) و (ما این) قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم روشن سازی ، آنچه را که به سوی آنها نازل شده است ، و باشد که آنها بیندیشند

﴿45﴾ آیا کسانی که بد اندیشی (و توطئه) کردند ، (از این) ایمن هستند که خدا (همه ی) آنها را در زمین فرو برد ، و یا عذاب (الهی) از جایی که نمی دانند ، به سراغشان بیاید ؟

﴿46﴾ یا (آن که) به هنگام رفت و آمدشان (گریبان) آنها را بگیرد ، پس نتوانند که (ما را ناتوان کنند و) بگریزند

﴿47﴾ یا (آن که) آنان رادر حال ترس (و وحشت) بگیرد ، پس بی تردید پروردگارشما روؤف مهربان است

﴿48﴾ آیا آنها به چیزهای که خداوند آفریده است نمی نگرند که (چگونه) سایه هایش از راست و چپ سجده کنان برای خداوند در حرکتند ، و آنها (عاجز و) فروتن هستند ؟

﴿49﴾ و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبندگان وجود دارد، و (نیز) فرشتگان؛ برای خدا سجده می کنند، و آنان تکبر نمی ورزند

﴿50﴾ آنها از پروردگارشان که بر فرازشان است ، می ترسند، و آنچه فرمان می یابند ، انجام دهند

﴿51﴾ و خداوند فرمود :« دو معبود را نگیرید ، فقط او معبود یگانه است ، پس (تنها) از من بترسید »

﴿52﴾ و آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست ، و (نیز) دین (و پرستش) ابدی از آن اوست، آیا از غیر خدا می ترسید ؟

﴿53﴾ آنچه از نعمت دارید ، پس (همه) از (جانب) خداوند است ، سپس هنگامی که نا راحتی به شما رسد ، باز به سوی او زاری می کنید

﴿54﴾ سپس هنگامی که آن ناراحتی را از شما بر طرف ساخت ، آنگاه گروهی از شما به پروردگارشان شرک می آورند

﴿55﴾ تا آنچه را که به آنها دادایم کفران کنند ، پس (چند روزی) بهره گیرید ، که بزودی خواهید دانست

﴿56﴾ و آنها برای چیزی (= بتانی) که نمی دانند ، سهمی از آنچه روزیشان داده ایم قرار می دهند ، به خدا سو گند، البته از آنچه افترا می بندید، باز خواست خواهید شد

﴿57﴾ و (آنها) برای خدا دختران قرار می دهند ، - او منزه است - و برای خودشان آنچه را میل دارند

﴿58﴾ و هرگاه به یکی از آنها به (تولد) دختر بشار دهند ، چهره اش سیاه می شود در حالی که او خشم خود را فرو می خورد

﴿59﴾ و به سبب بشارت بدی که به او داده شده ، از قوم (خود) پنهان می شود (می اندیشد که) آیا با خواری او را نگه دارد یا در خاک پنهانش کند ؟! آگاه باشید آنچه را که حکم می کنند ، بد (حکمی) است

﴿60﴾ برای کسانی که به (سرای) آخرت ایمان ندارند ، مثل (و صفت) بد است . و برای خداوند صفت برتر (و عالی) است ، و او پیروزمند حکیم است

﴿61﴾ و اگر خداوند مردم را به (خاطر) ستمشان مؤاخذه می کرد ، هیچ جنبنده ای بر روی آن (= زمین) باقی نمی گذارد ، و لیکن آنها را تا زمان معین مهلت می دهد ، پس هنگامی که اجلشان فرا رسد ، نه ساعتی تأخیر می کنند و نه ساعتی پیشی می گیرند

﴿62﴾ و (آنها) برای خدا چیزهایی قرار می دهند که خودشان (از آن) کراهت دارند ، و زبانهایشان (سخن) دروغ بیان می کند که نیکیها از آن ایشان است، بی تردید برای آنان آتش (جهنم) است ، و قطعاً آنها از پیشگامان (جهنم) هستند

﴿63﴾ (ای پیامبر!) به خدا سوگند که به سوی امتهای پیش از تو (پیامبرانی) فرستادیم ، پس شیطان اعمالشان را برای آنها بیا راست ، لذا امروز او دوست (و یاور) شان است ، و عذاب درد ناکی برای آنهاست

﴿64﴾ و (ای پیامبر! ما) کتاب (قرآن) را بر تو نازل نکردیم؛ مگر برای اینکه آنچه را که در آن اختلاف کردند ، برای آنها روشن سازی ، و (نیز) مایه ی هدایت ورحمت برای گروهی که ایمان می آورند؛ باشد

﴿65﴾ و خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد ، پس با آن زمین را بعد از مردنش زنده گرداند . بی گمان در این ، نشانه ای است برای گروهی که می شنوند

﴿66﴾ و همانا در (وجود) چهار پایان برای شما عبرتی است ، از آنچه در شکم آنها ، از میان سرگین و خون ، شیر خالص که برای نوشندگان گوارا است، به شما می نوشانیم

﴿67﴾ و (نیز) از میوه های در ختان خرما و انگور، مسکرات (نا پاک) و روزی خوب (و پاکیزه) می گیرید . بی گمان در این نشانه ای است برای گروهی که خرد می ورزند

﴿68﴾ و پروردگار تو به زنبور عسل الهام کرد که :«از کوهها و درختان و داربستهایی که (مردم) می سازند ، خانه هایی برگزین ،

﴿69﴾ آنگاه از (شیره ی) تمام میوه ها (و گلها) بخور ، سپس راههای هموار پروردگارت را بپیما » از شکم آنها ، نوشیدنی با رنگهای گوناگون بیرون می آید که در آن شفا برای مردم است. بی شک در این نشانه ای است برای گروهی که می اندیشند

﴿70﴾ و خداوند شما را آفرید ، سپس می میراند، و بعضی از شما به پیری و (فرتوتی) می رساند ، تا بعد از علم (وآگاهی) چیزی نداند (و همه را فراموش کند) بی گمان خداوند دانای تواناست

﴿71﴾ و خداوند برخی از شما را بر برخی (دیگر) در روزی برتری داده است ، پس کسانی که برتری داده شده اند، حاضر نیستند از روزی خود به بردگانشان بدهند ، تا همگی در آن برابر شوند ، آیا آنها نعمت خدا را انکار می کند ؟

﴿72﴾ و خداوند برای شما از (جنس) خودتان همسرانی قرار داد ، و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوادگان پدید آورد ، و از پاکیزه ها به شما روزی داد ، آیا به باطل ایمان می آورند ، و به نعمت خدا آنها کفر می ورزند ؟

﴿73﴾ و آنها غیر از خدا ، چیزی را می پرستند که هیچ روزی را برای آنها از آسمانها و زمین در اختیار ندارند ، و (هرگز) نمی توانند

﴿74﴾ پس برای خدا مثلها مزنید ، یقیناً خداوند می داند ، و شما نمی دانید

﴿75﴾ خداوند مثلی زده : برده ی مملوکی را که بر هیچ چیز توانا نیست ، و کسی را که از جانب خود ، روزی نیکو بخشیده ایم ، پس او پنهان و آشکار از آن (روزی) انفاق می کند ، آیا (این دو نفر) برابرند ؟! ستایش مخصوص خداست ، بلکه بیشترشان نمی دانند

﴿76﴾ و خداوند مثل (دیگری) زده است : دو مرد را ، که یکی از آن دو ،گنگ است ، و بر هیچ چیزی توانا نیست ، سر بار صاحب (و مولای) خود است ، هر کجا او را بفرستد ، هیچ خیری را نمی آورد .(و مأموریتش را خوب انجام نمی دهد). آیا او و کسی که به عدل فرمان می دهد ، و خود بر راه مستقیم قرار دارد ، برابر است ؟

﴿77﴾ (علم) غیب آسمانها و زمین از آن خداست (و تنها او همه را می داند) و امر قیامت مانند چشم برهم زدن و یا از آن هم نزدیکتر است ، بی گمان خداوند بر همه چیز تواناست

﴿78﴾ و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد ، در حالی که هیچ چیز نمی دانستید ، و برای شما گوش و دیدگان و دلها پدید آورد ، شاید سپاس گزارید

﴿79﴾ آیا آنها به پرندگانی که درجوّ آسمان مسخر (فرمان خدا) هستند ، نمی نگرند ، مسلماً در این (امر) نشانه هایی است برای گروهی که ایمان می آورند

﴿80﴾ و خداوند برای شما از خانه هایتان جای آرامش (و سکونت) قرار داد ، و از پوست چهار پایان (نیز) برای شما خانه هایی (= خیمه هایی) قرار داد که آن را در روز کوچ کردنتان و روز اقامتتان سبک می یابید (و به آسانی آن را جا به جا می کنید) و از پشمهایش و کرکهایش و موهایش اثاثیه (خانه) و متاع (و اسباب و وسایل زندگی ) تا مدت معینی (برایتان) قرار داد

﴿81﴾ و (نیز) خداوند از آنچه آفریده است سایه هایی برای شما قرار داده ، و از کوهها پناهگاهایی برای شما قرار داده است، و برای شما جامه هایی برای شما قرار داد که شما را از از گرما (و سرما) حفظ می کند ، و جامه هایی که شما را در (هنگام) جنگ (و درگیری) مصون می دارد . این گونه (خداوند) نعمتهایش را بر شما تمام می کند ، باشد که تسلیم (فرمان او) شوید

﴿82﴾ پس (ای پیامبر!) اگر (آنها) روی گرداندند ؛ جزاین نیست که بر (عهده ی) تو ابلاغ آشکار است

﴿83﴾ (آنها ) نعمت خدا را می شناسند ، سپس انکارش می کنند ، و بیشترشان کافرند

﴿84﴾ و روزی که از هر امتی گواهی (بر آنان) بر می انگیزیم ، آنگاه به کسانی که کافر شدند ، اجازه ی (سخن گفتن) داده نمی شود ، و نه از آنها تقاضای توبه (و عذر خواهی) می شود

﴿85﴾ و کسانی که ستم کردند ، هنگامی که عذاب را ببینند ، پس نه از (عذاب) آنها کاسته می شود ، و نه آنها مهلت می یابند

﴿86﴾ و کسانی که شرک ورزیدند هنگامی که شریکان (= معبودهایی خود ساخته) خود را ببینند ، می گویند :«پروردگارا ! اینان شریکان (و معبودان) ما هستند ، کسانی که ما به جای تو می خواندیم». آنگاه (معبودانشان) به آنها پاسخ می دهند :«به راستی که شما دروغگو هستید »

﴿87﴾ و در آن روز (همگی) در پیشگاه خدا تسلیم شوند ، و(تمام ) آنچه را افتراء می بستند ، از (نظر) آنان گم (و نابود) شوند

﴿88﴾ کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند ، به (کیفر) آنکه فساد می کردند ، عذابی بر عذابشان خواهیم افزود

﴿89﴾ و روزی که در (میان) هر امتی ، گواهی از خودشان بر آنها بر می انگیزیم ، و تو را بر آنها گواه آوریم . و (ما این) کتاب را بر تو نازل کردیم ، که بیانگر همه چیز ، و هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است

﴿90﴾ به راستی خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد ، و از فحشا و منکر و ستم نهی می کند ، و شما را پند می دهد؛ شاید متذکر شوید

﴿91﴾ و به عهد (و پیمان) خدا وفا کنید ، هرگاه عهد (و پیمان) بستید ، و سو گندها را پس از محکم ساختنش نشکنید، درحالی که شما خدا را کفیل (و ضامن) بر خود قرارداده اید ، یقیناً خداوند آنچه را می کنید ؛ می داند

﴿92﴾ و مانند آن زن نباشید که پشم های تابیده ی خود را پس از محکم شدن وا می تابد . (و قطعه قطعه می کند ) ، که سوگندهای خود را وسیله ی (خیانت و) فریب سازید ، به خاطر اینکه گروهی از گروه (دیگر) بیشتراست . جز این نیست که خداوند شما را با این وسیله آزمایش می کند ، یقیناً روز قیامت ، آنچه را درآن اختلاف می کردید ، برای شما روشن خواهد کرد

﴿93﴾ و اگر خدا می خواست همه ی شما را یک امت قرار می داد ، و لیکن هر کس را بخواهد؛ گمراه می کند ، و هر کس را بخواهد؛ هدایت می نماید ، و قطعاً از آنچه می کردید ، باز خواست خواهید شد

﴿94﴾ و سوگندهایتان را وسیله ی (خیانت و) فریب در میان خود قرار ندهید ، که (مبادا) گامی بعد از استواری اش (بر ایمان) متزلزل شود ، و به خاطر باز داشتن (مردم) از راه خدا ، بدی آن را (در دنیا) بچشید ، و (در آخرت) برای شما عذاب بزرگی خواهد بود

﴿95﴾ و پیمان (و عهد) خدا را به بهای اندک نفروشید ، اگر بدانید ! آنچه نزد خداوند است ، یقیناً برای شما بهتر است

﴿96﴾ آنچه نزد شماست، فنا می شود، و آنچه نزد خداست باقی است ، و قطعاً به کسانی که صبر کردند ، پاداششان را به (حسب) بهترین اعمالی که انجام می دادند؛ می دهیم

﴿97﴾ هر کسی که کار شایسته ای انجام دهد ، (خواه) مرد باشد یا زن ، در حالی که مؤمن است ، او را به حیاتی پاک زنده می داریم ، و مسلماً پاداششان را به (حسب) بهترین اعمالی که انجام می دادند ؛ به آنها می دهیم

﴿98﴾ پس هنگامی که قرآن می خوانی، از (شر) شیطان رانده شده ، به خدا پناه ببر

﴿99﴾ بی گمان او بر کسانی که ایمان آورده اند و بر پروردگارشان توکل می کنند ، (هیچ) تسلطی ندارد

﴿100﴾ تسلط او تنها بر کسانی است که او را به دوستی (و سر پرستی) خود بر گزیده اند ، و کسانی که (به پیروی از وی) به او (= خدا) شرک می ورزند

﴿101﴾ و هنگامی که آیه ای را به جای آیه ی دیگر جایگزین (= نسخ) کنیم - و خداوند به آنچه که نازل می کند، داناتر است - (آنها) گویند :« بی گمان تو افترا زنی » (هر گز چنین نیست) بلکه بیشتر آنها نمی دانند

﴿102﴾ بگو :« روح القدس (= جبرئیل) آن را از جانب پروردگارت به حق نازل کرده است ، تا کسانی که ایمان آورده اند ، ثابت قدم گرداند ، و برای (عموم) مسلمانان هدایت وبشارت باشد»

﴿103﴾ و به راستی (ما) می دانیم که آنها می گویند: «همانا بشری (این آیات را) به او آموزش می دهد » در حالی که زبان کسی که اینها به او نسبت می دهند عجمی (= غیر عربی) است ، و این (قرآن به) زبان عربی آشکار است

﴿104﴾ یقیناً کسانی که به آیات خدا ایمان نمی آورند ، خدا آنها را هدایت نمی کند ، و برای آنها عذاب درد ناکی است

﴿105﴾ تنها کسانی دروغ می بندند که به آیات خدا ایمان ندارند ، و ایشانند که دروغگویان (واقعی) هستند

﴿106﴾ کسی که بعد از ایمانش به خدا کافر شود (باز خواست می شود) مگر کسی که به زور (به کفر) واداشته شود در حالی که قلبش به ایمان آرام باشد ، لیکن کسی که سینه ی خود را برای (پذیرش) کفر بگشاید، پس خشم خدا برآنهاست ، و برای آنها عذاب بزرگی است

﴿107﴾ این به (خاطر) آن است که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند ، و همانا خداوند گروه کافران (لجوج) را هدایت نمی کند

﴿108﴾ اینان کسانی هستند که (بر اثر گناهان شان ) خداوند بر دلهایشان و گوششان و چشمانشان مهر نهاده است ، و اینان غافلان (واقعی) هستند

﴿109﴾ بدون شک آنها در آخرت زیانکارانند

﴿110﴾ آنگاه پروردگارتو برای کسانی که هجرت کردند ، بعد از آن که شکنجه (و عذاب) کشیدند (تا سخن کفر بگویند) سپس (در راه خدا) جهاد کردند ، و صبر نمودند ، بی گمان پروردگارت بعد از این (رنج ها) آمرزنده ی مهربان است

﴿111﴾ (به یاد آورید روز قیامت ، آن) روزی که هرکس (به دفاع) از خود به مجادله بر می خیزد ، و به هر کسی (پاداش) آنچه کرده است؛ به طور کامل (و تمام) داده می شود ، و به آنها ستم نخواهد شد

﴿112﴾ و خداوند مثلی زده است : قریه ای که ایمن و آسوده بود ، همواره روزی اش به فراوانی از هرجا می رسید ، پس (اهلش) به نعمت های خدا ناسپاسی کردند ، آنگاه خداوند به (کیفر) آنچه که انجام می دادند ؛ لباس گرسنگی و ترس (و نا امنی) را بر آنها پوشانید (و طعمش را چشانید)

﴿113﴾ و به راستی پیامبری از خودشان به سوی آنها آمد، پس او را تکذیب کردند ، آنگاه در حالی که ظالم بودند ، عذاب (الهی) آنها را فرو گرفت

﴿114﴾ پس از آنچه که خدا به شما روزی داده است ؛ حلال (و) پاکیزه بخورید ، و شکر ونعمت خدا را بجای می آورید ، اگر او را می پرستید

﴿115﴾ (خداوند) تنها مردار ، و خون و گوشت خوک و آنچه را که (هنگام ذبح) نام غیر خدا برآن برده شده است؛ بر شما حرام کرده است ، پس کسی که ناچار شود در حالی که نه ستمکار باشد و نه از حد تجاوز کند (و از آنها بخورد) پس بی گمان خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿116﴾ و چیزی را که زبانتان به دروغ توصیف می کند ؛ نگویید : « این حلال است ،و آن حرام » تا برخدا افترا ببندید، یقیناً کسانی که بر خدا افترا می بندند ؛ رستگار نمی شوند

﴿117﴾ (در این دنیا) بهره ی اند ک (نصیبشان می شود) و برای آنها (در آخرت) عذاب دردناک است

﴿118﴾ و برکسانی که یهودی شدند ؛ حرام کرده بودیم ، چیزهای را که پیش از این بر تو حکایت کردیم ، و (ما) به آنها ستم نکردیم ، ولیکن آنها به خودشان ستم کردند

﴿119﴾ سپس پروردگار تو برای کسانی که ازروی جهالت بدی کردند ، آنگاه بعد از آن توبه کردند ، و (اعمال خود را) اصلاح کردند ، یقیناً پروردگارت بعد از آن (توبه ، برای آنها) آمرزنده ی مهربان است

﴿120﴾ به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی بود ، فرمانبردار خدا ، حنیف (= خالی از انحراف) بود و (هرگز) از مشرکان نبود

﴿121﴾ شکر گزار نعمتهای خدا بود ، (خداوند) او را برگزید ، و به راه راست هدایتش نمود

﴿122﴾ (ما) در دنیا به او نیکی عطا کردیم ؛ و قطعاً او در آخرت از صالحان است

﴿123﴾ سپس به تو (ای پیامبر!) وحی کردیم که از آیین ابراهیم که حنیف بود و از مشرکان نبود ؛ پیروی کن

﴿124﴾ (رعایت تعظیم روز) شنبه تنها بر کسانی که در آن اختلاف کردند (بعنوان مجازات) مقرر شد ، و بی گمان پروردگارت روز قیامت در آنچه اختلاف می کردند؛ میان آنها داوری می کند

﴿125﴾ با حکمت وپند نیکو (مردم را) به راه پروردگارت دعوت نما ، و با روشی که نیکو تر است ، با آنها (بحث و) مناظره کن ، بی تردید پروردگارت به (حال) کسی که از راه او گمراه شده است؛ دانا تر است ، و (نیز) او به هدایت یافتگان؛ دانا تر است

﴿126﴾ و اگر خواستید مجازات کنید ، پس چنان مجازات کنید که شما را مجازات کرده اند ، و اگر صبر نمایید ، مسلماً آن برای صابران بهتر است

﴿127﴾ و (ای پیامبر گرامی) صبر کن و صبر تو جز به (توفیق) خدا نیست ، و بر آنها اندوهگین مشو، و از آنچه مکر می ورزند؛ دلتنگ مباش

﴿128﴾ همانا خداوند با کسانی است که تقوا پیشه کردند ، و کسانی که نیکو کارانند

الإسراء

Surah 17

﴿1﴾ پاک ومنزه است کسی که بنده اش را شبی از مسجد الحرام به مسجد الأقصی - که گرداگردش را برکت داده ایم - برد؛ تا برخی از آیات خود را به او بنمایانیم ، بی گمان اوست که شنوای بیناست

﴿2﴾ و (ما) به موسی کتاب (تورات) دادیم، و آن را (مایه ی) هدایت برای بنی اسرائیل گرداندیم، (و فرمودیم : ) که جز من کارسازی بر مگزینید

﴿3﴾ ای فرزندان کسانی که با نوح (بر کشتی) سوار کردیم، به راستی او(= نوح) بنده ای شکر گزار بود

﴿4﴾ و (ما) به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) وحی کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد، و برتری جویی (و طغیان) بزرگی خواهید نمود

﴿5﴾ پس هنگامی که وعده ی نخستین آن دو (بار) فرا رسد؛ گروهی از بندگان بسیار نیرومند (پیکار جوی) خود را بر شما برانگیزیم (تا شما را درهم کوبند و نابود کنند) پس (برای قتل و کشتار) درون خانه ها را جستجو کنند، و این و عده شدنی (و قطعی) است

﴿6﴾ آنگاه شما را بر آنها چیره گردانیم، و شما را با اموال و فرزندان یاریتان کنیم ، و (تعداد) نفرات شما را بیشتر (از دشمن) گردانیم

﴿7﴾ اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی کرده اید، و اگر بدی کنید، باز به خود کرده اید، پس هنگامی که وعده ی دیگر فرا رسد، (چنان دشمنان برشما مسلط هستند که) آثارغم واندوه در چهره هایتان ظاهر می شود، و به مسجد (الأقصی) در آیند؛ همانگونه که در مرتبه ی اول وارد شدند ، و آنچه را زیر سلطه ی خود یابند؛ یکسره نابود گردانند

﴿8﴾ امید است که پروردگارتان به شما رحم فرماید ، و اگر برگردید ، ماهم باز می گردیم، و جهنم را برای کافران زندان قرار داده ایم

﴿9﴾ بی شک این قرآن، به راهی که آن استوارترین راههاست؛ هدایت می کند ، و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام می دهند بشارت می دهد که برای آنها پاداش بزرگی است

﴿10﴾ و این که برای کسانی که به آخرت ایمان ندارند عذاب دردناکی را آماده کرده ایم

﴿11﴾ و انسان بدیها را می طلبد، آن گونه که نیکیها را طلب می کند، و انسان همیشه عجول است

﴿12﴾ و (ما) شب و روز را دو نشانه قرار دادیم، پس نشانه شب را محو کردیم، و نشانه ی روز را روشنی بخش ساختیم، تا (در پرتو آن) از پروردگارتان فضل (و روزی) بجویید، و تا شمارش سالها و حساب را بدانید، و هرچیز را به تفصیل بیان کرده ایم

﴿13﴾ و هر انسانی اعمال (خیر و شر) ش را در گردنش آویخته ایم، و روز قیامت کتابی برای او بیرون می آوریم که آن را سرگشوده می بینید (که همانا نامه ی اعمالش است)

﴿14﴾ (و به او می فرماییم :) کتابت را بخوان، کافی است که امروزخود حساب گر خویش باشی

﴿15﴾ کسی که هدایت یابد برای خود هدایت یافته است، و کسی که گمراه گردد، فقط به زیان خود گمراه شده است . و هیچ کس بار (گناه) دیگری را به دوش نمی کشد، و ما هرگز عذاب نخواهیم کرد؛ مگر آنکه پیامبری بفرستیم

﴿16﴾ و هنگامی که بخواهیم دیاری را نابود کنیم، به مترفین (و سرکشان) آنجا فرمان (اطاعت) می دهیم، پس چون در آنجا به فسق (و فساد) بر خاستند، آنگاه وعده ی (عذاب) بر آنها محقق می گردد، پس آنها را به کلی نابود گردانیم

﴿17﴾ و چه بسیار نسلها را که بعد از نوح (زندگی می کردند) هلاک کردیم ، و کافی است که پروردگارت (نسبت)به گناهان بندگانش دانای بیناست

﴿18﴾ هر کس که (دنیای) زود گذر را بخواهد، در آن(دنیا) برای هر که بخواهیم؛ همان اندازه که بخواهیم؛ زود خواهیم داد، سپس جهنم را برای او قرار خواهیم داد که نکوهیده ی مردود در (آتش سوزان) آن درآید

﴿19﴾ و کسی که (سرای) آخرت را بخواهد، و برای آن سعی و تلاش خود را بکند، در حالی که مؤمن باشد ، پس اینان سعی (و تلاش) شان مشکور است (و پاداش داده خواهد شد)

﴿20﴾ هر یک از اینان و آنان (از هر دو گروه) از عطای پروردگارت (بهره و) کمک می دهیم، و عطای پروردگارت هرگز (از کسی) باز داشته شده نیست (مؤمن وکافر همه از نعمتهای دنیوی بهره مند می شوند)

﴿21﴾ بنگر چگونه بعضی را بربعضی دیگر برتری داده ایم ، و یقیناً درجات آخرت و برتریهایش از این هم بیشتر است

﴿22﴾ (هرگز) معبود دیگری را با الله (شریک) قرار مده، که آنگاه نکوهیده ی خوار (بی یار ویاور) خواهی نشست

﴿23﴾ و پروردگارت (چنین) مقرر داشته است که : جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید، هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری رسند، (حتی) به آنها (کلمه ی) افّ (= کمترین کلمه رنج آور) نگو، و بر(سر) آنها فریاد نزن، و با نیکی (و بزرگوارانه) با آنها سخن بگو

﴿24﴾ و از روی مهربانی بال فروتنی (و خاکساری) برای آنها فرود آور، و بگو : « پروردگارا ! به آنان رحمت آور ، همانگونه که مرا در کودکی پرورش دادند »

﴿25﴾ پروردگار شما به آنچه در دلهایتان است؛ آگاه تر است، اگر صالح باشید، بی گمان او برای توبه کنندگان آمرزنده است

﴿26﴾ و حق خویشاوندان را بپرداز، و (همچنین حق) مسکین ، و در راه مانده را (بپرداز) و هرگز اسراف (و تبذیر) نکن

﴿27﴾ به راستی که تبذیر کنند گان؛ برادران شیاطین هستند، و شیطان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است

﴿28﴾ و هرگاه امیدوار رحمت (و گشایش) پروردگارت باشی، از آنان (= مسکینان و در راه ماندگان) اعراض کنی، پس با گفتاری نرم با آنان سخن بگو

﴿29﴾ و (هرگز) دستت را به گردن خوددت نبند، (و ترک انفاق منما) و بیش از حد آن را مگشا ، آنگاه سرزنش شده ی درمانده بنشینی

﴿30﴾ یقیناً پروردگارت روزی را برای هرکس که بخواهد گشاده و (یا) تنگ می دارد، بی گمان او به بندگانش دانای بیناست

﴿31﴾ و فرزندانتان از ترس تنگدستی نکشید، ما آنها وشما را روزی می دهیم، به راستی کشتن آنها گناه بزرگی است

﴿32﴾ و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت، و بد راهی است

﴿33﴾ و جانی که خداوند (خونش را) حرام شمرده ،جز به حق نکشید، و کسی که مظلوم کشته شود ، برای ولیش (برای حق قصاص) قدرتی قرار داده ایم ، پس در کشتن (و خونخواهی) اسراف نکند، بی گمان او مورد حمایت است

﴿34﴾ و به مال یتیم نزدیک نشوید، جز به روشی که آن بهتر است ، تا آنکه به (حد بلوغ) و رشدش برسد، و به عهد (خویش) وفا کنید ، بی گمان از عهد سؤال می شود

﴿35﴾ و هنگامی که پیمانه می کنید، پیمانه را کامل (و تمام) دهید، و با ترازوی درست وزن کنید، این برای شما بهتر و عاقبتش نیکوتر است

﴿36﴾ و از آنچه به آن علم نداری، پیروی نکن، بدون شک گوش و چشم و دل ، هر یک از اینها از آن باز خواست خواهند شد

﴿37﴾ و در روی (روی) زمین با تکبر راه مرو، بی گمان تو نمی توانی زمین را بشکافی ، و (هرگز) در بلندی (و قامت) به کوهها نمی رسی

﴿38﴾ همه ی این کارها (ی ذکر شده) بدی (و گناه) آن نزد پروردگارت ناپسند است

﴿39﴾ این (احکام) از آن حکمتی است که پروردگارت به تو وحی فرستاده، و هرگز معبودی را با خدا قرار نده، که نکوهیده ی مطرود در جهنم افکنده می شوی

﴿40﴾ آیا پروردگارتان برای شما پسران برگزید، و (خودش) از فرشتگان دختران را برگزیده است ؟! بی گمان شما سخن بزرگ (و زشتی) می گویید

﴿41﴾ و به راستی (ما) در این قرآن (سخنان) گوناگون آوردیم ، تا متذکر شوند، ولی جز به رمیدنشان نمی افزاید

﴿42﴾ (ای پیامبر!) بگو : «اگر آن چنان که آنها (= مشرکان) می گویند با او معبودانی بود، در این صورت، (معبودان) سعی می کردند راهی به سوی (خداوند) صاحب عرش پیدا کنند »

﴿43﴾ او منزه و پاک است، و از آنچه آنها می گویند بسی برتر است

﴿44﴾ آسمانهای هفتگانه و زمین و هرکس که در آنهاست همه تسبیح او می گویند، و هیچ چیز نیست؛ مگر آنکه به ستایش او تسبیح می گوید، ولیکن شما تسبیح آنها را در نمی یابید ، بی گمان او بردبار آمرزنده است

﴿45﴾ و(ای پیامبر!) هنگامی که قرآن بخوانی، میان تو و میان کسانی که به آخرت ایمان نمی آورند، پرده ای پوشیده قرار می دهیم

﴿46﴾ و بر دلهایشان پوششهایی قرار می دهیم تا آن را در نیابند، و در گوشهایشان سنگینی (می گذاریم که نشنوند) . و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی، آنها با نفرت پشت می کنند (و می گریزند)

﴿47﴾ وچون به تو گوش فرا می دهند، ما داناتریم به چه (منظور) به آن (= قرآن) گوش فرا می دهند، و (نیز) هنگامی که آنان نجوی می کنند، آنگاه که ستمگران می گویند: «شما جز از مردی که جادوشده پیروی نمی کنید »

﴿48﴾ بنگرچگونه برای تو مثلها زدند ، پس گمراه شدند، لذا نمی توانند راهی (به سوی حق) بیابند

﴿49﴾ و (کافران) گفتند: «آیا هنگامی که ما استخوانها یی (پوسیده) و پراکنده ای شدیم، آیا دگر بار با آفرینش تازه ای بر انگیخته خواهیم شد؟! »

﴿50﴾ بگو: «سنگ باشید یا آهن ،

﴿51﴾ یا (هر) مخلوقی که درخاطرتان بزرگ می نماید ، (باز هم خداوند قادر است شما را دوباره زنده کند ). پس خواهند گفت : «چه کسی ما را بازمی گرداند ؟!» بگو:« (همان) کسی که نخستین بار شما را آفرید» . پس آنان سرهایشان را (از روی تردید) به تو می جنبانند و می گویند : «آن چه زمانی خواهد بود ؟! » بگو: «شاید که نزدیک باشد ،

﴿52﴾ روزی که (خداوند) شما را (از قبرهایتان) فرا می خواند ، پس شما هم سپاس گویان (دعوت) اورا اجابت می کنید، و می پندارید جز مدت کوتاهی (در دنیا) درنگ نکرده اید »

﴿53﴾ و به بند گانم بگو: «(با یکدیگر) سخنی بگویند که آن بهترین باشد ، بی گمان شیطان میان آنها فتنه (و فساد) می کند، به راستی که شیطان دشمن آشکاری برای انسان است»

﴿54﴾ و پروردگارشما به (حال) شما داناتر است، اگر بخواهد بر شما رحمت می آورد، یا اگر بخواهد عذابتان می کند،و(ای پیامبر!) ما تو را بر آنها نگهبان نفرستاده ایم

﴿55﴾ پروردگار تو، به (حال هر) کسی که در آسمانها و زمین است، داناتر است، و به راستی (ما) بعضی پیامبران را بر بعضی (دیگر) برتری دادیم، و به داود زبور عطا کردیم

﴿56﴾ (ای پیامبر!) بگو: « کسانی را که به جای او (معبود خود) می پندارید؛ بخوانید ، پس آنها نه می توانند بلا (و مشکلی) را از شما دورسازند ، و نه تغییر دهند

﴿57﴾ کسانی را که (کافران) آنان را می خوانند ، خودشان به سوی پروردگارشان وسیله ی (تقرب) می جویند، که کدام یک از آنها نزدیکترند، و به رحمت او امیدوارند و از عذابش می ترسند ، بی گمان عذاب پروردگارت همواره ترسناک است»

﴿58﴾ و هیچ (آبادی و) قریه ای نیست؛ مگر اینکه پیش از (فرا رسیدن) روز قیامت، ما آنان را هلاک خواهیم کرد، یا به عذاب شدیدی عذابشان می کنیم، این در کتاب (= لوح محفوظ) ثبت است

﴿59﴾ و (هیچ چیز) ما را از فرستادن معجزات باز نداشت؛ جز اینکه پیشینیان آن را تکذیب کردند، و به (قوم) ثمود، ماده شتر که (معجزه ای) روشنگر بود ، دادیم، پس (آنها) به آن ستم کردند (و آن را کشتند) . و ما معجزات را جز برای ترسانیدن نمی فرستیم

﴿60﴾ (و ای پیامبر! به یاد آور) هنگامی را که به تو گفتیم : «بی شک پروردگارت به مردم احاطه (کامل) دارد، و رؤیایی را که (در شب اسراء و معراج عیاناً) به تو نشان دادیم و (همچنین) درخت ملعون در قرآن ، (چیزی) جز برای آزمایش مردم قرار ندادیم ، ما آنها را می ترسانیم، پس (این ترسانیدن) جز سرکشی بزرگ، چیزی بر آنها نمی افزاید »

﴿61﴾ و (به یاد آور) چون به فرشتگان گفتیم : «برای آدم سجده کنید» پس (همگی) سجده کردند؛ جز ابلیس که گفت : «آیا برای کسی سجده کنم که (او را) از گل آفریده ای؟!»

﴿62﴾ (سپس) گفت : «به من خبر بده، این کسی را که بر من برتری داده ای (به چه دلیل بوده است ؟ !) اگر مرا تا روز قیامت مهلت دهی، فرزندانش را؛ جز عده ی کمی (گمراه و) ریشه کن خواهم کرد»

﴿63﴾ (خداوند) فرمود : «برو، پس هر کس از آنان، از تو پیروی کند ، بی تردید جهنم کیفر شماست، که کیفری کامل (و فراوان) است،

﴿64﴾ و هرکس از آنان را که می توانی با صدایت بر انگیز، و با (یاری) سواران و پیادگانت بر آنها بتاز، و در اموال و فرزندان با آنها شرکت جوی، و به آنها وعده بده - و شیطان جز فریب به آنها وعده نمی دهد

﴿65﴾ بی گمان توهرگز بر بندگان من سلطه ای نخواهی داشت؛ و پروردگار تو برای نگهبانی آنها کافی است »

﴿66﴾ پروردگارشما کسی است که کشتی را در دریا برای شما به حرکت در می آورد، تا از فضلش بهره مند شوید، بی گمان او نسبت به شما مهربان است

﴿67﴾ و هنگامی که در دریا سختی به شما برسد، جز او همه کسانی را که می خوانید؛ فراموش می کنید، پس چون شما را به خشکی نجات دهد؛ روی می گردانید، و انسان بسیار ناسپاس است

﴿68﴾ آیا از آن که شما را به کناره ای از خشکی فرو برد؛ یا تند بادی از سنگریزه بر شما بفرستد؛ ایمن شده اید؟! آنگاه برای خود هیچ نگهبان (و کارسازی) نیابید

﴿69﴾ آیا از آن که بار دیگر شما را به دریا باز گرداند؛ سپس تند باد کوبنده ای بر شما بفرستد، آنگاه شما را به (کیفر) کفرتان غرق کند؛ ایمن شده اید؟! سپس در برابر ما بازخواست کننده (و خونخواهی برای خود) نیابید

﴿70﴾ و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم، و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکبها) حمل کردیم ، و از انواع (روزیهای) پاکیزه به آنها روزی دادیم، و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که آفریده ایم؛ چنانکه باید برتری بخشیدیم

﴿71﴾ (به یاد آورید) روزی را که هرگروهی را با پیشوایشان فرا خوانیم، پس کسی که نامه ی (اعمال) اش را به (دست) راستش داده شود، پس اینان نامه شان را (با شادمانی) می خوانند، و به اندازه ی رشته ی شکاف هسته ی خرمایی ستم نمی بینند

﴿72﴾ و (اما) کسی که در این (دنیا از دیدن حق) نا بینا بوده است؛ پس او در آخرت (نیز) نابینا و گمراه تر است

﴿73﴾ و (ای پیامبر!) نزدیک بود (مشرکان) تو را (با وسوسه های خود ) از آنچه بر تو وحی کرده ایم؛ منصرف کنند، تا غیر آن را به ما نسبت دهی، و آنگاه تو را دوست خود بگیرند

﴿74﴾ و اگر (ما) تو را ثابت قدم نمی کردیم؛ به راستی نزدیک بود اندکی به آنها تمایل کنی

﴿75﴾ (اگر چنین می کردی) آنگاه دو چندان عذاب در زندگی دنیا و دو چندان عذاب (بعد از) مرگ به تو می چشاندیم، سپس در برابر ما برای خود یاوری نمی یافتی

﴿76﴾ ونزدیک بود (با مکر و توطئه) تو را از (سر)زمین (مکه) بلغزانند، تا تو را از آن بیرون کنند، (و اگر چنین می کردند) آنگاه پس از تو جز مدت کمی (باقی) نمی ماندند

﴿77﴾ این (روش و) سنت (ما درباره ی) پیامبرانی است که پیش از تو فرستادیم، و (هرگز) برای سنت ما تغییر و دگرگونی نخواهی یافت

﴿78﴾ نماز را از زوال آفتاب (هنگام ظهر) تا تاریکی شب بر پا دار، و (نیز) قرآن فجر (= نماز صبح) را؛ بی گمان قرآن (خواندن ، در نماز) فجر (فرشتگان) حاضر آیند

﴿79﴾ و پاسی از شب را (از خواب) بر خیز و با آن (= قرآن) نماز بخوان، که برای تو افزون (بر دیگران) است،امید است پروردگارت تو را به مقامی پسندیده برانگیزد

﴿80﴾ و بگو :« پروردگارا ! مرا به در آوردنی راست (به مدینه) در آور، و به بیرون آوردنی راست، مرا (از مکه) بیرون آور ، و از سوی خود حجتی یاری کننده برایم قرار بده»

﴿81﴾ و بگو:«حق آمد، و باطل نابود شد ، بی گمان باطل نابود شدنی است»

﴿82﴾ و از قرآن آنچه را که شفا و رحمت برای مؤمنان است؛ نازل می کنیم، و ستمکاران را جز زیان نمی افزاید

﴿83﴾ و هنگامی که برانسان نعمت بخشیم ، (از حق) روی بگرداند، و (متکبرانه) پهلویش را دورکند، و هنگامی که (کمترین) بدی به او برسد، نا امید گردد

﴿84﴾ (ای پیامبر!) بگو :«هر کس به روش خود عمل می کند، پس پروردگارتان به کسی که او هدایت یافته تر است؛ داناتر است»

﴿85﴾ و (ای پیامبر!) از تو درباره ی روح سؤال می کنند، بگو :«روح از فرمان پروردگار من است، و جز اندکی از دانش به شما داده نشده است »

﴿86﴾ و اگر بخواهیم آنچه را که به تو وحی کرده ایم؛ (از سینه ات) می بریم، آنگاه در برابر ما برای خود هیچ کارسازی (و مدد کننده ای) نخواهی یافت،

﴿87﴾ لیکن (باقی ماندنش به سبب) رحمتی از جانب پروردگارت است؛ بدون شک فضل او بر تو بزرگ است

﴿88﴾ (ای پیامبر!) بگو :«اگر انس و جن (همگی) گرد آیند بر آن که همانند این قرآن را بیاورند، (هرگز) همانند آن را نخواهند آورد، هر چند برخی از آنان یاور برخی (دیگر) باشند»

﴿89﴾ و به تحقیق (ما) در این قرآن، برای مردم هر مثلی را گوناگون بیان کردیم، پس بیشتر مردم جز ناسپاسی را قبول نکردند،

﴿90﴾ و گفتند : «ما هرگز به تو ایمان نمی آوریم؛ تااینکه از زمین چشمه ای برای ما جاری کنی

﴿91﴾ یا باغی از نخل و انگور داشته باشی، آنگاه نهرها در میان آن به خوبی جاری سازی

﴿92﴾ یا آسمان را آنچنان که می پنداری پاره پاره بر (سر) ما فرود آوری، یا خداوند و فرشتگان را روبروی (ما) بیاوری،

﴿93﴾ یا اینکه خانه ای (پر نقش و نگار) از سیم ورز داشته باشی، یا در آسمان بالا روی، و هرگز به بالا رفتنت ایمان نمی آوریم؛ مگر آنکه کتابی بر ما نازل کنی، که آن را بخوانیم» . بگو :«پروردگارم منزه است،آیا من جز بشری فرستاده شده هستم ؟!»

﴿94﴾ و مردم را (هیچ چیز) باز نداشت، از آنکه ایمان آوردند هنگامی که هدایت به سوی آنان آمد؛ مگر این که گفتند : «آیا خداوند بشری را (بعنوان) پیامبر فرستاده است ؟!»

﴿95﴾ (ای پیامبر!) بگو :«اگر در زمین فرشتگانی بودند که با آرامش (و مطمئن) راه می رفتند، مسلماً از آسمان فرشته ای را (بعنوان) پیامبر بر آنها نازل می کردیم» (اما چون شما انسان هستید پیامبرتان نیز از خودتان است)

﴿96﴾ (ای پیامبر!) بگو :«همین کافی است که خداوند میان من وشما گواه باشد، بی گمان او (نسبت) به بندگانش دانای بیناست

﴿97﴾ و هرکسی را که خدا هدایت کند، پس او هدایت یافته ی (واقعی) است، و هرکسی را که گمراه سازد؛ پس جز خدا (سر پرستان و) دوستانی برای او نخواهی یافت، و روز قیامت آنان را بر چهره هایشان، نابینا و گنگ و کر محشور می کنیم، جایگاهشان جهنم است، هرگاه (آتش آن) فرو نشیند، بر آنان شعله ای (سوزان) می افزاییم

﴿98﴾ این کیفر آنهاست، به (خاطر) این که به آیات ما کافر شدند، و گفتند : «آیا هنگامی که ما استخوانهایی (پوسیده) و پراکنده ای شدیم، آیا دگر بار با آفرینش تازه ای برانگیخته خواهیم شد ؟!»

﴿99﴾ آیا نمی دانند، که خداوندی که آسمانها و زمین را آفریده؛ قادر است که مانند آنها را بیافریند، و برای آنان سر آمدی مقررکرده که شکی در آن نیست، سپس ستمکاران جز ناسپاسی را قبول نکردند

﴿100﴾ (ای پیامبر!) بگو : «اگرشما مالک گنجینه های (بخشش و) رحمت پروردگار من بودید، آنگاه از ترس فقر (و تنگدستی) از انفاق خود داری می کردید، و انسان بسیار بخیل (و تنگ نظر) است»

﴿101﴾ و به راستی (ما) به موسی نه معجزه ی روشن دادیم، پس (ای پیامبر) از بنی اسرائیل بپرس، آن زمان که (موسی) به سوی آنان آمد، فرعون به او گفت : «ای موسی گمان می کنم تو سحر شده ای»

﴿102﴾ (موسی) گفت : «تو قطعاً می دانی که این (معجزه) ها را جز پروردگار آسمانها و زمین؛ برای روشنگری نفرستاده است، و من ای فرعون، یقیناً تو را هلاک شده می پندارم»

﴿103﴾ پس (فرعون) تصمیم گرفت که آنان (= بنی اسرائیل) را از آن سرزمین بیرون کند، پس (ما) او وهمه ی کسانی را که با او بودند؛ غرق کردیم

﴿104﴾ و بعد از (هلاکت) او به بنی اسرائیل گفتیم: « در (این) سرزمین (شام) ساکن شوید، پس هنگامی که وعده آخرت فرا رسد، همه ی شما دسته جمعی خواهیم آورد »

﴿105﴾ و (ما) این (قرآن) را به حق نازل کردیم، و به حق نازل شد، و تو را (ای پیامبر) جز بشارت دهنده و هشدار دهنده نفرستادیم

﴿106﴾ و قرآنی که (آیات و سوره هایش را) جدا ساختیم، تا آن را با درنگ (وتأنّی) بر مردم بخوانی، و آن را تدریج (و کم کم) نازل کردیم

﴿107﴾ (ای پیامبر!) بگو :«(خواه) به آن ایمان آورید، یا ایمان نیاورید، بی گمان کسانی که پیش از آن به آنها دانش داده شده، هنگامی که (آیات قرآن) بر آنها خوانده می شود، سجده کنان به رو در می افتند»

﴿108﴾ و می گویند: «منزه است پروردگار ما، که یقیناً وعده هایش انجام شدنی است »

﴿109﴾ و (آنها) گریه کنان به رو در می افتند، و (تلاوت این قرآن) بر فروتنی شان می افزاید

﴿110﴾ بگو :«الله» را بخوانید یا « رحمان» را بخوانید، هر کدام را بخوانید، پس (فرقی ندارد) برای او نامهای نیکوست، و نمازت را نه زیاد بلند بخوان، و نه آن را خیلی آهسته بخوان، و میان آن دو؛ راهی (معتدل) برگزین

﴿111﴾ و بگو : « ستایش برای خداوند است که فرزندی (برای خود) بر نگزیده و او را در فرمانروای هیچ شریکی نیست، و بخاطر ناتوانی (و ذلت حامی و) سرپرستی برای او نیست، و او را به شایستگی بزرگ بشمار»

الکهف

Surah 18

﴿1﴾ حمد وسپاس مخصوص خدايی است که بر بنده اش (محمد) کتاب (قرآن) را نازل کرد، و هیچ گونه کجی و انحرافی در آن قرار نداد

﴿2﴾ در حالی که ثابت و مستقیم (و نگاهبان کتابهای آسمانی) است، تا (بدکاران را) از عذاب سخت او بیم دهد، و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می دهند، مژده دهد که پاداش نیکویی برای آنهاست

﴿3﴾ (همان بهشتی) که جاودانه در آن خواهند ماند

﴿4﴾ و (نیز) کسانی که گفتند : خداوند فرزندی (برای خود) برگزیده است، بیم دهد

﴿5﴾ نه ایشان به این سخن علم و آگاهی دارند ونه پدرانشان، سخن بزرگی از دهانشان بیرون می شود ! آنان جز دروغ نمی گویند

﴿6﴾ پس گویی می خواهی درپی ایشان خود را از غم و اندوه هلاک سازی، اگر به این سخن (قرآن) ایمان نیاورند

﴿7﴾ ما آنچه که روی زمین است، زینت آن قرار داده ایم، تا آنها را بیازماییم که کدامیک شان بهتر عمل می کنند

﴿8﴾ و ما (سرانجام) آنچه که روی زمین است، (صاف می کنیم) به خاکی هموار وبی گیاه (بیابانی خشک) تبدیل می کنیم

﴿9﴾ آیا گمان کردی که اصحاب کهف (= غار) و رقیم (= نوشته) از جمله نشانه های شگفت انگیز ما بوده اند؟

﴿10﴾ (بیاد آور) آنگاه که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا ! ما را از سوی خود رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برایمان فراهم ساز»

﴿11﴾ پس (ما پرده های خواب را) در غار بر گوش هایشان زدیم، و سالها در خواب فرورفتند

﴿12﴾ سپس آنان بر انگیختیم تا بدانیم کدام یک از آن دو گروه مدت ماندن خود را بهتر حساب کرده است

﴿13﴾ ما داستان آنان را به حق برای تو باز گو می کنیم . آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند ، و ما برهدایتشان افزودیم

﴿14﴾ و (ما) دلهای آنها را محکم ساختیم، هنگامی که قیام کردند، و گفتند : «پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمین است، و ما هرگز غیر از او معبودی نمی پرستیم (اگر چنین کنیم) سخنی گزاف و بیهوده گفته ایم

﴿15﴾ این قوم ما، معبودهای جز خدا انتخاب کرده اند، چرا دلیل آشکاری (بر این معبودان) نمی آورند ؟! چه کسی ستمکارتراست از آن فردی که بر خدا دروغ ببندد؟! »

﴿16﴾ و(به آنها گفتیم :) هنگامی که از آنها و آنچه را جز خدا می پرستند؛ کناره گیری کردید، پس به غار پناه برید، که پروردگارتان نعمتش را بر شما می گستراند، و راه آسایش ونجات از این امر را برای شما فراهم می سازد

﴿17﴾ و خورشید را می دیدی که به هنگام طلوع به سمت راست غارشان متمایل می گردد، و به هنگام غروب به سمت چپ، و آنها در محل وسیعی از آن (غار) قرار داشتند، این از آیات خدا است، هر کس را هدایت کند، پس او هدایت یافته (واقعی) است، و هرکه را گمراه کند، سرپرست و راهنمائی هرگز برای او نخواهی یافت

﴿18﴾ و (اگر به آنها نگاه می کردی) می پنداشتی بیدارند، در حالی که آنها خفته بودند، و ما آنها را به سمت راست و چپ می گرداندیم، و سگ آنها دستهای خود را (بحالت پاسبانی) بر دهانه غار گشوده بود . اگر به آنها نگاه می کردی قطعاً فرار می کردی، و تو از آنها سخت می ترسیدی (و وجودت از وحشت پر می شد)

﴿19﴾ و این گونه ما آنها را (از خواب) بر انگیختیم تا از یکدیگر سؤال کنند، یکی از آنها گفت: «چه مدت خوابیدید ؟» گفتند : «یک روز یا بخشی از یک روز» (وقتی که نتوانستند مدت خوابشان را بدانند) گفتند: «پروردگارتان داناتر است که چقدر مانده اید، پس (اکنون) یک نفر از خودتان را با این سکه ای که دارید به شهر بفرستید، و باید بنگرد کدام یک از غذا ها پاکیزه تر است، پس روزی و طعامی از آن برای شما بیاورد، و باید دقت کند، و هیچ کس را از حال شما آگاه نسازد

﴿20﴾ بدرستی که اگر آنها (از وضع شما آگاه شوند و)، بر شما دست یابند، سنگسار تان می کنند، یا شما را به آئین خویش باز می گردانند، و در آن صورت هرگزرستگار نخواهید شد»

﴿21﴾ و این چنین مردم را متوجه حال آنها کردیم، تا بدانند که وعده ی خداوند حق است، و آنکه در (قیام) قیامت شکی نیست، هنگامی که (مردم) میان خود در این باره نزاع می کردند، پس گروهی گفتند: «بنائی بر آن بسازید»، پروردگارشان از آنها آگاه تر است . برخی دیگر که قدرت بدست (و اکثریت) داشتند گفتند: « بر (غار) ایشان پرستشگاهی می سازیم»

﴿22﴾ (گروهی) خواهند گفت : «آنها سه نفر بودند، که چهارمین آنها سگشان بود، » و (گروهی) می گویند : «پنج نفر بودند، که ششمین آنها سگشان بود » - همه ی اینها سخنانی بدون دلیل است - و (گروهی) می گویند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمین آنها سگشان بود » ، بگو :«پروردگار من از تعداد آنها آگاه تر است». جز گروه کمی تعداد آنها را نمی دانند. پس درباره ی آنان گفتگوی مختصر و ساده (و مجادله روشن و آرام) داشته باش، و از هیچ کس درباره ی آنها سؤال مکن

﴿23﴾ و هرگز درباره ی هیچ چیز نگو : «من فردا آن را انجام می دهم»

﴿24﴾ مگر اینکه خدا بخواهد، و هرگاه فراموش کردی(و إن شاء الله نگفتی) پروردگارت را به خاطر بیاور، و بگو : «امیداورم که پروردگارم مرا به راهی روشن تر از این هدایت کند»

﴿25﴾ و آنها (= اصحاب کهف) مدت سیصد سال در غارشان درنگ کردند، و نه سال (نیز) بر آن افزودند

﴿26﴾ (ای پیامبر!) بگو :«خداوند از مدت ماندنشان (در غار) آگاهتر است، غیب آسمانها و زمین از آن اوست، چقدر بیناست و چقدر شنواست ! آنها هیچ ولی (و سرپرستی) جز او ندارند، و او تعالی هیچ کس را در حکم خود شریک نمی کند »

﴿27﴾ و آنچه از کتاب پروردگارت به سوی تو وحی شده؛ تلاوت کن، هیچ کسی نمی تواند سخنان پروردگارت را دگرگون سازد ، و هرگز پناهگاهی جز او نمی یابی

﴿28﴾ و با کسانی باش که پروردگار خود را صبحگاهان و شامگاهان می خوانند، (و تنها) وجه او را می طلبند، و هرگز بخاطر زیورهای دنیا، چشمانت از آنها بر مگیر، و پیروی نکن از کسانی که دلهایشان را از یاد خود غافل ساخته ایم، و هوای نفس خویش را پیروی کردند، و کارهایشان از حد گذشته (و بر باد) است

﴿29﴾ (ای پیامبر!) بگو : «(این قرآن) حق است از سوی پروردگارتان، پس هر کس می خواهد ایمان بیاورد، و هرکس می خواهد کافر گردد ». ما برای ستمکاران آتشی آماده کرده ایم که سرا پرده اش آنان را از هر طرف احاطه کرده است . و اگر تقاضای آب کنند، آبی ، همچون فلز گداخته که صورتها را بریان می کند، برای آنان می آورند، چه بد نوشیدنی، و چه بد آرامگاهی است

﴿30﴾ بدرستی کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، همانا ما پاداش نیکو کاران را ضایع نخواهیم کرد

﴿31﴾ آنها کسانی هستند که بهشتهای جاویدان از آن ایشان است، (بهشتهای که) نهرها از زیر (کاخها و درختان) آن جاری است، در آنجا با دستبندهایی از طلا آراسته می شوند، و لباسهایی (فاخر) سبز رنگ از حریر نازک و ضخیم در بر می کنند، در حالی که بر تختها تکیه زده اند، چه پاداش خوبی و چه منزل نیکو و خوبی است

﴿32﴾ و (ای پیامبر!) برای آنها مثالی بزن، (مثال) آن دو مرد که برای یکی از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار دادیم، و گرداگرد آن دو (باغ ) را با درختان نخل پوشاندیم، و در میان آن زراعت (پربرکتی) قرار دادیم

﴿33﴾ هر دو باغ، میوه آورده بود (میوه های بسیار) و چیزی فرو گذار نکرده بود ، و میان آن دو (باغ) ، نهر بزرگی جاری ساخته بودیم

﴿34﴾ (صاحب این دو باغ) میوه های بسیار(و درآمد فراوانی) داشت؛ پس به همین خاطر با دوستش در حالی که با او گفتگو می کرد گفت : «من از لحاظ ثروت از تو بیشترم و از لحاظ نفرات نیرومند ترم »

﴿35﴾ و در حالی که به خود ستمکار بود، در باغ خویش داخل شد، و گفت : «من باور نمی کنم هرگز این (باغ) نابود شود

﴿36﴾ و باور نمی کنم که قیامت بر پا گردد، و اگر به سوی پروردگارم باز گردانده شوم (به فرض این که قیامتی باشد) قطعاً جایگاهی بهتر از این خواهم یافت»

﴿37﴾ دوست وی - در حالی که با اوگفتگو می کرد - به او گفت: «آیا به آن کسی که تو را از خاک، سپس از نطفه آفرید، آنگاه تو را مردی (کامل) قرار داد، کافر شدی ؟

﴿38﴾ لیکن من (می گویم) الله پروردگار من است، و هیچ کس را شریک پروردگارم قرار نمی دهم

﴿39﴾ چرا هنگامی که به باغ خویش وارد شدی، نگفتی : ما شاء الله ، نیرو و قوتی جز از ناحیه خدا نیست، اگر مرا از نظر مال و فرزند کمتر از خود ببینی

﴿40﴾ پس امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد، و بر باغ تو آفتی از آسمان فرو فرستد؛تا به زمینی بی گیاه لغزنده ای تبدیل گردد

﴿41﴾ یا آب آن در عمق زمین فرو رفته تا هرگز نتوانی آن را به دست آوری»

﴿42﴾ (سر انجام عذاب الهی فرا رسید) و تمام میوه هایش را در بر گرفت و نابود شد . و او بخاطر هزینه هائی که صرف آن کرده بود؛ پیوسته دستهایش را به هم می مالید - در حالی که داربستهای آن فرو ریخته بود- و می گفت : «ای کاش کسی را شریک پروردگارم قرار نداده بودم! »

﴿43﴾ و او را گروهی نبود که در برابر خداوند یاریش کنند، و نتوانست که خود را یاری کند

﴿44﴾ در آنجا (ثابت گردید) که یاری و کمک از آن خداوند برحق است، اوست که بهترین پاداش و بهترین عاقبت را (برای مطیعان) دارد

﴿45﴾ (ای پیامبر!) برای آنان مثل زندگی دنیا را بزن که ماند آبی است که آن را از آسمان فرو فرستادیم، سپس گیاه هان زمین با آن درهم آمیخت سپس خشک گردید، و باد ها آن را به هر سو پراکنده اش کردند. و خداوند بر همه چیز تواناست

﴿46﴾ مال و فرزندان زینت زندگی دنیاست، و کارهای ماندگار شایسته، نزد پروردگارت بهترین ثواب دارد، و بهترین امید است

﴿47﴾ و (بیاد بیاور) روزی که کوهها را به حرکت در آوریم ، و زمین را آشکار (و صاف) می بینی، همگان را گرد می آوریم ، و احدی از آنان را فرو نمی گذاریم

﴿48﴾ و ایشان به صف بر پروردگارت عرضه می شوند (و به آنها می فرماید :) «همگی نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شمار را آفریدیم ، بلکه شما گمان می کردید، ما هرگز موعدی برای شما قرار نخواهیم داد»

﴿49﴾ و کتاب (نامه ی اعمال) در آنجا گذارده می شود، پس گنهکاران را می بینی که از آنچه در آن است ترسانند، و می گویند :«ای وای بر ما ، این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک وبزرگی را فرو نگذاشته؛ مگر اینکه آن را به شمار آورده است؟!» و آنچه را انجام داده اند؛ حاضر یابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی کند

﴿50﴾ و (ای پیامبر! برایشان بیان کن) زمانی که به فرشتگان گفتیم :«برای آدم سجده کنید » پس (همه) سجده کردند، بجز ابلیس - که از جن بود - و از فرمان پروردگارش سرپیچید ، آیا او و فرزندانش به جای من دوستان خود می گیرید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! ستمکاران چه جایگزین بدی دارند

﴿51﴾ من آنان (= ابلیس و فرزندانش) را به هنگام آفرینش آسمان و زمین، و نه به هنگام آفرینش خودشان حاضر نکردم . و من هیچ وقت گمراه کنندگان را دستیار ومددکار خود قرار نمی دهم (و اصلاً نیازی ندارم)

﴿52﴾ و (بیاد بیاورید) روزی را که خداوند می فرماید: شریک هائی را که برای من می پنداشتید، بخوانید (تا شما را از عذاب رها سازند) . پس آنها را بخوانند، ولی اجابتشان نکنند، و ما درمیان این دو گروه هلاکت گاهی قرار داده ایم

﴿53﴾ و گناهکاران آتش (دوزخ) را می بینند،پس یقین می کنند که درآن خواهند افتاد ، و از آن هیچ راه گریزی نیابند

﴿54﴾ و به راستی در این قرآن ، هر گونه مثلی برای مردم بیان کرده ایم ، ولی انسان بیش از هر چیز به مجادله می پردازد

﴿55﴾ و چیزی مردم را باز نداشت از اینکه - وقتی هدایت به سویشان آمد - ایمان بیاورند، و از پروردگارشان طلب آمرزش کنند؛ جز اینکه (می خواستند) سر نوشت پیشینیان برای آنان بیاید، یا عذاب در برابر شان قرار گیرد

﴿56﴾ و ما پیامبران را جز بشارت دهنده و هشدار دهنده نمی فرستیم، و کسانی که کافر شدند، همواره به باطل مجادله می کنند تا بوسیله آن، حق را از میان بردارند، و آیات و نشانه ها ی من و آنچه به آن بیم داده شده اند به باد مسخره گرفتند

﴿57﴾ و چه کسی ستم کار تر از آن کسی است که به آیات پروردگارش پند داده شود، سپس از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاده فراموش کرد؟! ما بر دلهای آنان پرده هایی افکنده ایم تا نفهمند، و در گوشهایشان سنگینی (قرار داده ایم). و اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، پس هرگز هدایت نمی شوند

﴿58﴾ و پروردگارت آمرزنده، و صاحب رحمت است، اگر به خاطر آنچه مرتکب شده اند، آنها را مؤاخذه می کرد، قطعاً هر چه زود تر عذاب را برای آنها می فرستاد، ولی برای آنها موعدی است که هرگز از آن راه فراری نخواهند داشت

﴿59﴾ و این شهرها و آبادیها هنگامی که ستم کردند؛ هلاکشان نمودیم، و برای هلاکتشان موعدی قرار دادیم

﴿60﴾ و (بیاد بیاور) هنگامی را که موسی به جوان (خدمتکار) خود (یوشع بن نون) گفت: «من دست از جستجو بر نمی دارم تا به محل بر خورد دو دریا برسم هر چند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم »

﴿61﴾ پس چون به محل برخورد دو دریا رسیدند، ماهی خود را (که برای تغذیه همراه داشتند) فراموش کردند و ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت (و رفت)

﴿62﴾ پس هنگامی که (از آنجا) گذشتند،(موسی) به جوان (خدمتکار) خود (یوشع) گفت:«غذایمان را بیاور، که سخت از این سفرمان خسته شده ایم »

﴿63﴾ گفت : «به یاد داری، هنگامی که (برای استراحت) به کنار آن تخته سنگ پناه بردیم، من (در آنجا) ماهی را فراموش کردم؛ و جز شیطان (کسی) آن را از یاد من نبرد تا به یادش باشم، و ماهی بطرز شگفت آوری راه خود را در دریا پیش گرفت»

﴿64﴾ (موسی) گفت : «آن همان چیزی بود که ما می خواستیم» پس جستجو کنان از همان راه باز گشتند

﴿65﴾ پس (در آنجا) بنده ای از بندگانم (= خضر) را یافتند که از جانب خود به او رحمتی عطا کرده و علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم

﴿66﴾ موسی به او گفت : «آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو آموخته شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟»

﴿67﴾ (خضر) گفت : « تو هرگز نمی توانی با من شکیبایی کنی

﴿68﴾ و چگونه می توانی بر چیزی که به (راز) آن آگاه نیستی، شکیبا باشی؟!»

﴿69﴾ (موسی) گفت : «به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت، و در هیچ کاری تو را نا فرمانی نکنم»

﴿70﴾ (خضر) گفت :«پس اگر همراهی مرا نمودی، از هیچ چیز مپرس تا آنکه خودم درباره ی آن برای تو سخن بگویم»

﴿71﴾ پس آن دو به راه افتادند، تا آنکه سوار کشتی شدند (خضر) کشتی را سوراخ کرد. (موسی) گفت : «آیا آن را سوراخ کردی تا سرنشینان آن غرق کنی؟ راستی چه کاربدی انجام دادی !»

﴿72﴾ (خضر) گفت : «آیا نگفتم تو هرگز نمی توانی با من شکیبایی کنی ؟!»

﴿73﴾ (موسی) گفت : «بخاطر آنچه فراموش کردم، مرا مؤاخذه مکن و از این کارم بر من سخت مگیر»

﴿74﴾ پس به راه خود ادامه دادند؛ تا هنگامی که به نوجوانی بر خوردند، پس (خضر) او را کشت، (موسی) گفت: «آیا انسان پاکی را، بدون آنکه کسی را کشته باشد؛ کشتی ؟ براستی کار زشتی انجام دادی ! »

﴿75﴾ گفت : «آیا به تو نگفتم که هرگز نمی توانی با من صبر کنی؟!»

﴿76﴾ (موسی) گفت : «بعد از این اگر از تو درباره ی چیزی سؤال کردم، دیگر با من همراهی نکن، به راستی از جانب من معذور خواهی بود»

﴿77﴾ پس به راه خود ادامه دادند، تا به اهل قریه ای رسیدند، از آنان خواستند که به ایشان غذا دهند، ولی آنان از مهمان نمودن آنان خود داری کردند. آنگاه در آنجا دیواری یافتند که می خواست فروریزد، پس (خضر)آن را راست و استوار کرد، (موسی) گفت : «اگر می خواستی (می توانستی) در مقابل این کار؛ مزدی بگیری»

﴿78﴾ (خضر) گفت :«اینک زمان جدای من و تو فرا رسیده، بزودی تو را از راز (و حکمت) آنچه که نتوانستی در برابر آن صبر کنی؛ آگاه خواهم ساخت

﴿79﴾ اما کشتی، از آن بینوایانی بود که در دریا کار می کردند، پس من خواستم آن رامعیوب کنم، (چرا که) پشت سر آنها پادشاهی (ستمگر) بود که هر کشتی (سالمی) را بزور می گرفت

﴿80﴾ و اما نوجوان، پدر و مادرش (هر دو) با ایمان بودند، پس بیم داشتیم که آنان را به سرکشی و کفر وا دارد

﴿81﴾ از این رو، خواستیم که پروردگارشان فرزند پاکتر و پر محبت تری بجای اوبه آن دو عطاء فرماید

﴿82﴾ و اما دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، و زیر آن، گنجی متعلق به آن دو وجود داشت، و پدرشان مردی صالح بود، پس پروردگارت خواست که آنان به حد بلوغ برسند و گنج خود را بیرون آورند، این رحمتی ازپروردگارت بود، این (کارها) را من خود سرانه انجام ندادم، این بود راز(و حکمت) کارهای که نتوانستی در برابر آنها صبر کنی»

﴿83﴾ و (ای پیامبر!) از تو درباره ی «ذوالقرنین» می پرسند؛ بگو : « به زودی چیزی از سر گذشت او برای شما خواهم خواند»

﴿84﴾ یقیناً ما به او در زمین قدرت و حکومت دادیم، و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم

﴿85﴾ پس او (از این) اسباب (پیروی و) استفاده کرد

﴿86﴾ تا آن که به غروب گاه آفتاب رسید، (چنین به نظرش رسید) که خورشید در چشمه ای گل آلود و سیاه غروب می کند، و در آنجا مردمی را یافت، گفتیم:«ای ذوالقرنین! یا (آنان را) مجازات می کنی، و یا روش خوبی در باره ی آنها انتخاب می نمایی»

﴿87﴾ (ذو القرنین) گفت : «اما کسی که ستم کرده است، مجازات خواهیم کرد، سپس به سوی پروردگارش باز گردانده می شود، آنگاه او را مجازات سختی خواهد کرد

﴿88﴾ و اما کسی که ایمان آورد و کار شایسته انجام داد، پس (در آخرت) پاداشی نیکو دارد، و ما دستور، آسانی به او خواهیم داد»

﴿89﴾ سپس از اسبابی (که در اختیارش بود) استفاده کرد

﴿90﴾ تا آنکه به جایگاه بر آمدن آفتاب رسید، (در آنجا) دید که آفتاب بر مردمانی طلوع می کند که در برابر (تابش) آفتاب برای شان پوششی قرار نداده بودیم

﴿91﴾ اینچنین بود (کار ذی القرنین) و به راستی ما از آنچه در اختیار داشت (و انجام می داد) کاملاً آگاه بودیم

﴿92﴾ سپس از وسایل و اسباب استفاده کرد

﴿93﴾ (و به سفر ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید، و در کنار آن دو (کوه) مردمی را یافت که هیچ سخنی را نمی فهمیدند

﴿94﴾ (آنان به او) گفتند : «ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می کنند، پس آیا هزینه ای برای تو قرار دهیم، که میان ما و آنها سدی بسازی؟! »

﴿95﴾ (ذوالقرنین) گفت : «آنچه پروردگارم در اختیار من قرار داده (از قدرت و ثروت) بهتر است(از آنچه شما پیشنهاد می کنید) پس مرا با نیرو یاری کنید، تا میان شما وآنها سدّ محکمی بسازم

﴿96﴾ قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید، (و روی هم بچینید)» تا وقتی که کاملاً میان دو کوه برابر کرد (و پوشانید)، گفت : «(در اطراف آن آتش بیفروزید) و در آن بدمید» (آنها دمیدند) تا وقتی قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد. گفت:«(اکنون) مس ذوب شده برایم بیاورید؛ تا بر روی آن بریزم»

﴿97﴾ (سر انجام سد محکمی ساخت) پس آنها (= یأجوج و مأجوج) اصلاً نتوانستند از آن بالا روند، و نتوانستند سوراخ و نقبی درآن ایجاد کنند

﴿98﴾ (آنگاه) گفت : «این از رحمت پروردگار من است (و تا خدا بخواهد پا برجا می ماند) اما هنگامی که وعده ی پروردگارم فرا رسد، آن را درهم می کوبد، و وعده ی پروردگارم حق است»

﴿99﴾ و در آن روز(که جهان پایان می پذیرد) ما آنها را (چنان) رها می کنیم که در هم موج می زنند، و در شیپور دمیده می شود، سپس ما همه را (در یکجا) جمع می کنیم

﴿100﴾ و درآن روز، جهنم را بر کافران عرضه می داریم

﴿101﴾ (آن) کسانی که چشمانشان از یاد من درپرده ی (غفلت) بود، و توان شنیدن (حق را) نداشتند

﴿102﴾ آیا کسانی که کافر شدند؛ گمان می برند که بندگان مرا بجای من اولیای خود بگیرند ؟! بی گمان ما جهنم را برای پذیرائی کافران آماده کرده ایم

﴿103﴾ (ای پیامبر!) بگو :«آیا شما را به زیان کارترین(مردم) در کارها، خبر دهیم

﴿104﴾ کسانی که تلاش و کوشش شان در زندگی دنیا تباه و ضایع شده، وبا این حال گمان می کنند که کار نیک انجام می دهند»

﴿105﴾ آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان ولقای او (در جهان آخرت) کافرشدند، در نتیجه اعمالشان تباه و نابود شد، سپس در روز قیامت برای آنها (ارزشی قائل نیستیم و) وزنی بر پا نخواهیم کرد

﴿106﴾ (آری) این (گونه) است سزای ایشان دوزخ است، بخاطر آنکه کافر شدند، و آیات من و پیامبرانم را مسخره گرفتند

﴿107﴾ بی گمان کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام دادند، باغهای (بهشت) برین محل پذیرائی آنان خواهد بود

﴿108﴾ جاودانه در آن خواهند ماند و هرگز تقاضای نقل مکان از آنجا نمی کنند

﴿109﴾ (ای پیامبر!) بگو :«اگر دریا برای (نگارش) کلمات پروردگارم جوهر شود؛ قطعاً دریا به پایان می رسد، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد، هر چند همانند آن (دریا) به کمک آن بیاوریم»

﴿110﴾ (ای پیامبر!) بگو :«من فقط بشری هستم مثل شما، (امتیاز من این است که) به من وحی می شود، که تنها معبودتان معبود یگانه است، پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کار شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نسازد»

مریم

Surah 19

﴿1﴾ کهیعص (کاف. ها. یا. عین. صاد)

﴿2﴾ (این) بیان رحمت پروردگارت (نسبت) به بنده اش زکریا است

﴿3﴾ چون پروردگارش را به ندایی پنهان (به دعا) خواند

﴿4﴾ گفت: «پروردگارا ! به راستی که استخوانم سست شده، و شعله ی پیری سرم را فرا گرفته (و موهایم سفید گشته است) و من (هرگز) در دعای تو، ای پروردگارم! محروم نبوده ام

﴿5﴾ و به راستی که من بعد از (مرگ) خودم از وارثانم بیمناکم، و همسرم نازا (و عقیم) است، پس از نزد خویش وارثی به من عطا فرما

﴿6﴾ که وارث من و (نیز) وارث آل یعقوب باشد، و پروردگارا ! او را پسندیده قرار ده»

﴿7﴾ (خداوند فرمود :) «ای زکریا ! همانا ما تو را به پسری بشارت می دهیم که نامش یحیی است، (که) پیش از این همنامی برای او قرار نداده ایم »

﴿8﴾ (زکریا) گفت : «پروردگارا ! چگونه برای من پسری خواهد بود؟! درحالی که همسرم نازا است، و من (نیز) از شدت پیری به ناتوانی رسیده ام! »

﴿9﴾ (فرشته) گفت : «این گونه است، پروردگارت فرموده است: این بر من آسان است، و به راستی پیش از این تو را آفریدم در حالی که چیزی نبودی»

﴿10﴾ (زکریا) گفت : «پروردگارا ! برای من نشانه ای قرار ده » فرمود :«نشانه ی تو این است که سه شبانه (روز) در حالی که (تندرست و) سالمی؛ نتوانی با مردم سخن بگویی»

﴿11﴾ پس (او) از محراب (= جایگاه عبادتش) بر قومش بیرون آمد، آنگاه به آنها اشاره کرد که: صبح وشام (خدا را) تسبیح گویید»

﴿12﴾ (خداوند فرمود: ) ای زکریا ! کتاب (تورات) را با قوت (و جدیت) بگیر، و در کودکی به او دانش (و نبوت) دادیم

﴿13﴾ و (نیز به او) شفقت و پاکیزگی ازجانب خود (عطا کردیم). و (او) پرهیزگاربود

﴿14﴾ و (او) نسبت به پدر و مادرش نیکو کار بود، و سرکش (و) نا فرمان نبود

﴿15﴾ و سلام بر او باد، روزی که متولد شد، و روزی که می میرد، و روزی که زنده برانگیخته می شود

﴿16﴾ و در (این) کتاب (قرآن) مریم را یاد کن، هنگامی که از خانواده اش کناره گرفت، (و در) ناحیه ی شرقی (بیت المقدس) مستقر شد

﴿17﴾ پس میان خود وآنها پرده ای کشید، آنگاه (ما) روح خود (= جبر ئیل) را به سوی اوفرستادیم، پس به هیئت انسانی کامل بر اوظاهر شد

﴿18﴾ (مریم) گفت : «همانا من از (شر) تو، به (خدای) رحمان پناه می برم ، اگر تو پرهیزگار هستی »

﴿19﴾ (فرشته) گفت : «یقیناً من فرستاده ی پروردگار تو هستم، تا پسر پاکیزه ای به تو ببخشم »

﴿20﴾ (مریم) گفت : «چگونه ممکن است مرا پسری باشد در حالی که تاکنون انسانی با من تماس نداشته است، و هرگز (زن) بدکاره ای (هم) نبوده ام ؟!»

﴿21﴾ (فرشته) گفت : «این گونه است، پروردگارت فرموده است: این (کار) بر من آسان است، و او را برای مردم نشانه ای قرار می دهیم، و (نیز) رحمتی از سوی ماست، و این امری است انجام یافته»

﴿22﴾ پس (مریم) به او بار دار شد، آنگاه با اوبه جایی دور دستی (رفت و از مردم) کناره گرفت

﴿23﴾ پس درد زایمان او را به سوی تنه ی (درخت) خرمایی کشاند، گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم، و بکلی از یادها رفته (و فراموش شده) بودم »

﴿24﴾ نا گهان از (سمت) پایینش (فرشته یا عیسی) او را صدا زد که: «غمگین مباش، به راستی پروردگارت زیر (پای) توچشمه ای (جاری) قرار داده است

﴿25﴾ و (این) تنه ی (درخت) خرما رابه طرف خود تکان بده، (که) رطب تازه ای بر تو فرو می ریزد

﴿26﴾ پس (از آن) بخور و (از آب چشمه) بنوش، و دیدگان را(به این مولود) روشن دار، پس اگر کسی از انسانها را دیدی (با اشاره) بگو : «همانا من برای (خدای) رحمان روزه (سکوت) نذر کرده ام، لذا امروز با هیچ بشری سخن نمی گویم »

﴿27﴾ پس (مریم) در حالی که او (= عیسی) را برداشته بود، نزد قومش آمد، گفتند : «ای مریم ! به راستی کاری (بسیار) زشت (و شگفت انگیزی) انجام داده ای

﴿28﴾ ای خواهر هارون ! پدرت مرد بدی نبود، و مادرت (نیز) زن بد کاره ای نبود!»

﴿29﴾ پس (مریم) به او (=عیسی) اشاره کرد، گفتند : «چگونه با کسی که کودکی است در گهواره، سخن بگوییم ؟! »

﴿30﴾ (عیسی) گفت : «من بنده ی خدا هستم، به من کتاب داده، و مرا پیامبر قرار داده است

﴿31﴾ و مرا هر جا که باشم پر برکت و فرخنده قرار داده، و تا زنده ام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است

﴿32﴾ و (مرا) نسبت به مادرم نیکو کار (قرار داده) ومرا سرکش (و) بدبخت قرار نداده است

﴿33﴾ و سلام بر من، روزی که متولد شدم، و روزی که می میرم، و روزی که زنده برانگیخته شوم »

﴿34﴾ این است (حکایت) عیسی پسر مریم، گفتار راستی که در آن تردید (و اختلاف) می کنند

﴿35﴾ (هرگز) شایسته خدا نیست که فرزندی برگیرد، اومنزه است، هرگاه کاری را فرمان دهد (و بخواهد) ، فقط به آن می گوید : «موجود شو» پس (بی درنگ) موجود می شود

﴿36﴾ و (عیسی به قومش گفت :) «یقیناً الله پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را پرستش کنید، (که) راه راست این است»

﴿37﴾ آنگاه گروه ها (ی یهود و نصاری) درمیان خود اختلاف کردند، پس وای بر کسانی که کافر شدند، از حضور (در آن) روز بزرگ (قیامت)

﴿38﴾ (آن) روزی که نزد ما می آیند، چه خوب شنوا و چه خوب بینا هستند، لیکن ستمکاران امروز در گمراهی آشکارند

﴿39﴾ و (ای پیامبر!) آنها را از روز حسرت بترسان، آنگاه که کار پایان پذیرد، و آنها (همچنان) در غفلتند و ایمان نمی آورند

﴿40﴾ همانا ماییم که زمین و کسانی را که بر آن هستند، به ارث می بریم، و (همگی) به سوی ما باز گردانده می شوند

﴿41﴾ و (ای پیامبر!) در (این) کتاب ابراهیم را یاد کن، بی گمان او پیامبری راستگو بود

﴿42﴾ هنگامی که به پدرش گفت : «ای پدر جان ! چرا چیزی را پرستش می کنی که نه می شنود و نه می بیند، و نه هیچ نیازی از تو بر آورده می سازد ؟

﴿43﴾ ای پدر جان ! یقیناً (از جانب خدا) دانشی برای من آمده که برای تو نیامده است، پس از من پیروی کن، تا تو را به راه راست هدایت کنم

﴿44﴾ ای پدرجان ! شیطان را پرستش نکن، زیرا که شیطان نسبت به (خداوند) رحمان نافرمان بود

﴿45﴾ ای پدر جان ! من از این می ترسم که از (سوی خداوند) رحمان عذابی به تو برسد، آنگاه از دوستان شیطان (و همنشینان او در آتش) باشی »

﴿46﴾ (پدرش) گفت : «ای ابراهیم ! آیا تو از معبود های من روی گردانی ؟ اگر باز نیایی، قطعاً تو را سنگسار می کنم، و برای مدت طولانی از من دور شو»

﴿47﴾ (ابراهیم) گفت : «سلام بر تو ! به زودی از پروردگارم برای تو طلب آمرزش خواهم کرد، بی گمان او نسبت به من مهربان است

﴿48﴾ و از شما و آنچه به جای خدا می خوانید، کناره گیری می کنم، و پروردگارم را می خوانم، امید است که در خواندن پروردگارم محروم نباشم »

﴿49﴾ پس چون از آنها وآنچه به جای خدا می پرستیدند کناره گیری کرد، اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم، و هر یک (از آنان) را پیامبر گردانیدیم

﴿50﴾ و از رحمت خود به آنها عطا کردیم، و برای شان (در میان امتها) ذکر خیر بلند آوازه ای قرار دادیم

﴿51﴾ و (ای پیامبر!) در (این) کتاب موسی را یاد کن، به راستی او مخلص بود، و فرستاده ای پیامبر بود

﴿52﴾ و (ما) او را از طرف راست (کوه) طور ندا دادیم، و رازگویان او را (به خود) نزدیک ساختیم

﴿53﴾ و (ما) از رحمت خود برادرش هارون را - که پیامبر بود - به او عطا کردیم

﴿54﴾ و در (این) کتاب اسماعیل را یاد کن، بی گمان او راست وعده، و فرستاده ای پیامبر بود

﴿55﴾ و (او همواره) خانوده اش را به نماز و زکات فرمان می داد، و نزد پروردگارش پسندیده بود

﴿56﴾ و در (این) کتاب ادریس را یاد کن بی شک او پیامبری راستگو بود

﴿57﴾ و (ما) او را به جایگاهی بلند فرا بردیم

﴿58﴾ اینان کسانی از پیامبران بودند که خداوند بر آنان انعام کرده بود، از فرزندان آدم و از کسانی که با نوح (بر کشتی) سوار کردیم، و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل (= یعقوب) و از کسانی که آنها را هدایت کردیم و بر گزیدیم. چون آیات (خداوند) رحمان بر آنها تلاوت می شد، سجد کنان و گریان (به خاک) می افتادند

﴿59﴾ آنگاه پس از آنان (فرزندان) نا خلفانی جانشین شدند که نماز را (ضایع و) ترک کردند واز شهوات پیروی کردند، پس به زودی (کیفر) گمراهی (خود) را خواهند یافت

﴿60﴾ مگر آن که توبه کرد و ایمان آورد، و کار شایسته انجام داد، پس اینان به بهشت داخل می شوند، و بر آنان هیچ ستمی نخواهند شد

﴿61﴾ باغهایی (بهشتی) جاودانی است که (خداوند) رحمان به غیب (= نادیده) بندگانش را به آن وعده داده است، مسلماً وعده ی او فرا خواهد رسید

﴿62﴾ در آنجا سخن بیهوده نمی شنوند، جز سلام (می شنوند) و بر آنها (هر) صبح وشام روزی شان (در بهشت آماده) است

﴿63﴾ این همان بهشتی است که از (میان) بندگانمان (به) آن کسی که (در دنیا) پرهیزگار بوده به ارث می دهیم

﴿64﴾ و (جبرئیل به پیامبر عرض کرد :) (ما فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت نازل نمی شویم، (آگاهی از) آنچه پیش روی ما، و آنچه پشت سرما ، و آنچه میان این دو است، (همه) از آن اوست، و پروردگارت هر گز فراموشکار نیست

﴿65﴾ (همان) پروردگار آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو است، پس او را پرستش کن، و بر عبادتش شکیبا (و پایدار) باش. آیا (مانند و) همنامی برای او می شناسی؟

﴿66﴾ و انسان (کافر) می گوید: «آیا زمانی که بمیریم، زنده (از گور) بیرون آورده خواهم شد ؟!»

﴿67﴾ آیا انسان به یاد نمی آورد که ما پیش از این او را آفریدیم در حالی که هیچ چیز نبود؟

﴿68﴾ پس سوگند به پروردگارت که محققاً (همه ی) آنها را با شیاطین محشور خواهیم کرد، سپس (همه ی) آنها را به زانو در آمده پیرامون جهنم حاضر می سازیم

﴿69﴾ آنگاه از هر گروه، کسانی را که در برابر (فرمان خداوند) رحمان (از همه) سرکش تر (و پر جرأت تر) بوده اند، جدا خواهیم کرد

﴿70﴾ سپس ما به (حال) کسانی که (برای سوختن) در آتش (جهنم) سزاوارترند؛ دانا تریم

﴿71﴾ و هیچ یک از شما نیست؛ مگر آن که وارد آن (= جهنم) شود، این (وعده) برپروردگارت فرمانی حتمی (و شدنی) است

﴿72﴾ سپس کسانی را که تقوا پیشه کردند از آن رهایی می بخشیم، و ستمکاران را به زانو در آمده در آن رها می کنیم

﴿73﴾ و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها تلاوت شود، کسانی که کافر شدند به کسانی که ایمان آوردند؛ می گویند : «کدام یک از دو گروه (ما و شما) در جایگاه (و مقام ) بهتر، و از لحاظ محفل، (محفلشان) نیکو تر است »

﴿74﴾ چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم که آنها از لحاظ ثروت از اینها بهتر بودند و ظاهر شان (نیز) آراسته تربود

﴿75﴾ (ای پیامبر!) بگو : «کسی که در گمراهی است، پس (خداوند) رحمان (از روی استدراج) او را به فزونی مهلت دهد، تا زمانی که آنچه را به آن وعده داده شده اند؛ یا عذاب و یا قیامت را ببینند، آنگاه به زودی خواهند دانست چه کسی جایگاهش بدتر، و سپاهش نا توان تر است

﴿76﴾ و کسانی که هدایت یا فته اند، خداوند بر هدایتشان می افزاید، و (آثار و) نیکهای شایسته ماندگار در نزد پرردگارت پاداش بهتر، و عاقبت خوبتر دارد

﴿77﴾ آیا دیده ای کسی که به آیات ما کافر شد، و گفت : «قطعاً مال و فرزند (فراوانی) به من داده خواهد شد»؟

﴿78﴾ آیا بر غیب آگاهی یافته است، یا نزد (خدای) رحمان عهدی گرفته است ؟

﴿79﴾ (هرگز) چنین نیست، (ما) به زودی آنچه را می گوید خواهیم نوشت، و بر عذاب او بسیار می افزاییم

﴿80﴾ و آنچه را می گوید از او می گیریم، و تنها نزد ما می آید

﴿81﴾ و (آنها) به جای خدا معبودانی را (برای خود) بر گزیدند، تا سبب عزتشان باشد

﴿82﴾ چنین نیست، (بلکه) به زودی (معبودها) عبادت آنان را انکار خواهند کرد، و برضدشان برخیزند

﴿83﴾ (ای پیامبر!) آیا ندیدی که ما شیا طین را بر کافران فرستادیم (و مسلط نبودیم) تا آنها را سخت بر انگیزند

﴿84﴾ پس (ای پیامبر!) درباره ی آنها شتاب نکن، ما با دقت (اجل و اعمال) آنها را می شماریم

﴿85﴾ روزی که پرهیز گاران را (دسته جمعی) - به صورت مهمان - به سوی (خداوند) رحمان گرد آوریم

﴿86﴾ و مجرمان را تشنه کام به سوی جهنم برانیم

﴿87﴾ آنها مالک شفاعت نیستند؛ مگر کسی که نزد (خداوند) رحمان عهدی گرفته باشد

﴿88﴾ و (مشرکان) گفتند: «(خداوند) رحمان فرزندی (برای خود) برگزیده است»

﴿89﴾ به راستی چیزی بسیار زشت (و زننده ای، در میان) آوردید

﴿90﴾ نزدیک است آسمانها از این (سخن) از هم متلاشی گردد، و زمین شکافته شود، و کوهها درهم شکافته فرو ریزند

﴿91﴾ (از این رو) که برای (خداوند) رحمان فرزندی ادعا کرده اند

﴿92﴾ و هرگز برای (خداوند) رحمان سزاوار نیست که فرزندی بر گزیند

﴿93﴾ هیچ چیز در آسمانها و زمین نیست؛ مگر این که به بندگی سوی (خداوند) رحمان بیاید

﴿94﴾ یقیناً (خداوندهمه ی) آنها را سر شماری کرده، و به دقت شمرده است،

﴿95﴾ و همه ی آنها روز قیامت، تنها نزد او حاضر می شوند

﴿96﴾ بی گمان کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، (خداوند) رحمان برای آنها محبتی (در دلها) قرار می دهد

﴿97﴾ پس همانا (ای پیامبر!) ما آن (= قرآن) به زبان تو آسان نمودیم، تا پرهیز گاران را با آن بشارت دهی، و گروه ستیزه گران (سر سخت) رابا آن هشدار دهی

﴿98﴾ و چه بسیار نسلها که پیش از آنها هلاک کردیم، آیا کسی از آنها را احساس می کنی، یا کمترین صدایی از آنها می شنوی؟

طه

Surah 20

﴿1﴾ طه (طا. ها)

﴿2﴾ (ای پیامبر! ما) قرآن را برتو نازل نکردیم که به مشقت افتی

﴿3﴾ مگر (آن) یاد آوری برای کسی است که (از خدا) می ترسد

﴿4﴾ (این قرآن) فرو فرستاده شده از سوی کسی که زمین و آسمانهای بلند را آفریده است

﴿5﴾ (خداوند) رحمان (است که) بر عرش قرار گرفت

﴿6﴾ از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو است، و آنچه زیر خاک (پنهان) است

﴿7﴾ و اگر سخن آشکارا بگویی (یا آن را پنهان داری) بی گمان او (راز) نهان و نهان تر را می داند

﴿8﴾ (او) الله است، که هیچ معبودی جزاو نیست؛ نامهای نیکو از آن اوست

﴿9﴾ و(ای پیامبر!) آیا خبر موسی به تو رسیده است ؟

﴿10﴾ هنگامی که آتشی را (ازدور) دید، پس به خانواده ی خود گفت: «(لحظه ای) درنگ کنید، همانا من آتشی را دیده ام شاید شعله ای از آن برای شما بیاورم، یا بر آن آتش راهنمایی بیابم»

﴿11﴾ پس چون نزد آن (آتش) آمد، ندا داده شد که : «ای موسی

﴿12﴾ همانا من پروردگار تو هستم، پس کفشهایت را بیرون کن، که تو در وادی مقدس طوی هستی

﴿13﴾ و من تو را (به پیامبری) بر گزیدم، پس به آنچه (بر تو) وحی می شود، گوش فرا ده

﴿14﴾ یقیناً من «الله» هستم، هیچ معبودی (به حق) جز من نیست، پس مرا پرستش کن، و نماز را برای یاد من بر پا دار

﴿15﴾ قطعاً قیامت خواهد آمد، می خواهم (وقت) آن را پنهان دارم، تا هر کس در برابر سعی (و اعمالی) که می کند جزا داده شود

﴿16﴾ پس مبادا کسی که به آن ایمان ندارد، و از هوسهای خود پیروی می کند، تو را از آن باز دارد، که هلاک خواهی شد

﴿17﴾ و ای موسی ! آن چیست به (دست) راستت؟»

﴿18﴾ گفت: «این عصای من است، بر آن تکیه می کنم، و با آن برای گوسفندانم (برگ درختان) فرو می ریزم، و مرا با آن کارهای دیگری (نیز) است (که بر آورده می کنم)

﴿19﴾ فرمود: «ای موسی! آن را بیفکن»

﴿20﴾ پس (موسی) آن (عصا) را افکند، که ناگهان ماری شد که (به هر سو) می دوید

﴿21﴾ فرمود :«آن را بگیر و نترس، به زودی آن را به صورت اولش باز می گردانیم

﴿22﴾ و دستت در بغل خود کن، تا سفید (و) بی عیب بیرون آید، (این نیز) معجزه ی دیگری است

﴿23﴾ تا آیات (و نشانه های) بزرگ خود را به تو نشان دهیم

﴿24﴾ (اینک) به سوی فرعون برو، بی گمان او سرکشی کرده است »

﴿25﴾ (موسی) گفت : «پروردگارا ! سینه ام را برایم بگشا

﴿26﴾ و کارم را برایم آسان گردان

﴿27﴾ و گره از زبانم باز کن

﴿28﴾ تا سخنانم را بفهمند

﴿29﴾ و برای من (یاور و) وزیری از خاندانم قرار ده

﴿30﴾ برادرم هارون را

﴿31﴾ به (وسیله ی) او پشت مرا محکم کن،

﴿32﴾ و او را در کار (رسالت) من شریک ساز،

﴿33﴾ تا تو را بسیار تسبیح گوییم،

﴿34﴾ و بسیار تو را یاد کنیم،

﴿35﴾ بی شک تو به (حال) ما خوب بینایی »

﴿36﴾ فرمود :«ای موسی ! هر چه خواستی به تو داده شد

﴿37﴾ و به تحقیق ما بار دیگر (نیز) بر تو منت نهاده ایم (و نعمت بخشیده ایم)

﴿38﴾ آن هنگام که به مادرت الهام کردیم، آنچه راکه باید الهام می شد،

﴿39﴾ که :«او را در صندوقی بگذار، آنگاه آن (صندوق) را به دریا بینداز، تا دریا او را به ساحل افکند، (و) دشمن من و دشمن او، او را برگیرد ». و من محبتی از سوی خود بر تو افکندم و تا در برابر دیدگان من پرورش یابی

﴿40﴾ آنگاه که خواهرت می رفت و می گفت : «آیا کسی به شما نشان دهم که سرپرستی اش را به عهده گیرد ؟! » پس تو را به مادرت باز گرداندیم، تا چشمش (به دیدار تو) روشن شود، و اندوهگین نگردد، و (بعدها) تو یک نفر (قبطی) را کشتی، پس (ما) تو را از اندوه (و گرفتاری) نجات دادیم، و بارها (چنانکه باید) تو را آزمودیم. پس (از آن) سالها در میان مردم مدین ماندی، سپس ای موسی! بر (طبق) تقدیر (الهی به اینجا) آمدی

﴿41﴾ و تو را برای خودم خاص ساختم (و پرورش دادم)

﴿42﴾ (اینک) تو و برادرت با آیات من برو، و در یاد من سستی نکنید

﴿43﴾ به سوی فرعون بروید، بی گمان او سرکشی کرده است

﴿44﴾ پس به نرمی با او سخن بگویید، شاید که او پند گیرد یا (از پروردگارش) بترسد،

﴿45﴾ (موسی وهارون) گفتند :«پروردگارا ! به راستی ما می ترسیم که بر ما پیش دستی نماید (و قبل از بیان حق ما را آزار دهد) یا طغیان کند»

﴿46﴾ فرمود :«نترسید! بی شک من با شما هستم، می شنوم و می بینم

﴿47﴾ پس به نز د او بروید و بگویید : ما فرستادگان پروردگارت هستیم، بنی اسرائیل را با ما بفرست، و آنها را آزار و شکنجه نکن، به راستی که ما نشانه ى روشنى از سوی پروردگارت برای تو آورده ایم ، و سلام بر آن کسی که از هدایت پیروی کند

﴿48﴾ همانا به ما وحی شده که محققاً عذاب (الهی) بر کسی است که (آیات و معجزات را) تکذیب کند، و (از ایمان) روی بگرداند»

﴿49﴾ (فرعون) گفت :«ای موسی! پروردگار شما کیست ؟»

﴿50﴾ (موسی) گفت : «پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیزی را به او ارزانی داشته، سپس (آنها را) هدایت کرده است»

﴿51﴾ (فرعون) گفت : «پس حال (و سرنوشت) نسلهای گذشته چه می شود؟ »

﴿52﴾ (موسی) گفت :«علم آن نزد پروردگارم در کتابی (ثبت) است، پروردگارم نه اشتباه می کند و نه فراموش می کند

﴿53﴾ (همان) کسی که زمین را برای شما گهواره (و محل آسایش) قرار داد، و برای شما در آن راههایی ایجاد نمود، و از آسمان آبی فرو فرستاد پس با آن، انواع گوناگون گیاه را (از زمین) بیرون آوردیم

﴿54﴾ بخورید، و (نیز) چهار پایانتان را بچرانید، بی گمان در این (امور) نشانه های برای خردمندان است

﴿55﴾ (ما) شما را از آن (= زمین) آفریدیم، و در آن باز می گردانیم، و بار دیگرشما را از آن بیرون می آوریم

﴿56﴾ و به راستی (ما) همه ی آیات خود را به او نشان دادیم، پس (او همه را) تکذیب کرد و سر باز زد

﴿57﴾ گفت :«ای موسی ! آیا به نزد ما آمده ای که با سحر خود، ما را از سرزمین مان بیرون کنی ؟

﴿58﴾ پس یقیناً ما هم سحری مانند آن برای تو می آوریم، پس (هم اکنون) در مکانی هموار (و مقبول همه) موعدی میان ما و خودت قرار بده که نه ما و نه تو از آن تخلف نکنیم،

﴿59﴾ (موسی) گفت : «موعد شما روز (عید) زینت است و آن که (همه ی) مردم چاشتگاه گرد آورده شوند»

﴿60﴾ آنگاه فرعون باز گشت، پس (همه ی) مکر و حیله خود را جمع کرد، سپس آمد

﴿61﴾ موسی به آنها گفت : «وای بر شما ! برخدا دروغ نبندید، که شما را با عذابی نابود می سازد، و یقیناً کسی که (بر خدا) افترا بندد، نا کام (و نا امید) می شود»

﴿62﴾ پس آنها در کارشان میان خود اختلاف کردند، و رازشان را پنهان داشتند

﴿63﴾ گفتند : «مسلماً این دو (نفر) جادو گرند، می خواهند شما را با جادوشان از سرزمین تان بیرون کنند، و آیین (و راه و رسم) برتر شما را از بین ببرند

﴿64﴾ پس (همه ی) حیله (و تدبیر) خود را گرد آورید (و به کار بندید) سپس در یک صف (برای مبازه) بیایید، و به راستی امروز کسی رستگار خواهد شد که چیره (و غالب) گردد

﴿65﴾ (ساحران) گفتند :«ای موسی ! یا این است که (اول) تو (عصا را) بیفکنی یا آنکه ما کسانی باشیم که اول بیفکنیم ؟! »

﴿66﴾ (موسی) گفت :« بلکه، (شما) بیفکنید» پس نا گهان ریسمانهایشان و عصا هایشان از (اثر) سحرشان چنان به نظرش رسید که حرکت می کند (و می دوند)

﴿67﴾ پس موسی در دل خود ترسی احساس کرد (مبادا در ایمان مردم خللی ایجاد شود)

﴿68﴾ گفتیم : «نترس! مسلماً تو (غالب و) برتری،

﴿69﴾ و آنچه را در دست راست خود داری بیفکن، تا (تمام) آنچه را که ساخته اند، ببلعد، بی شک آنچه ساخته اند، تنها مکر ساحر است، و ساحر هر جا رود رستگار (و موفق) نخواهد شد»

﴿70﴾ (پس موسی عصای خود را افکند، ناگهان به مار بزرگی تبدیل شد و همه ی آنها را که ساخته بودند بلعید) آنگاه ساحران (همگی) به سجده افتادند، گفتند: «(ما) به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم»

﴿71﴾ (فرعون) گفت: «آیا پیش از آن که به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! بی تردید او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است، پس یقیناً دستانتان و پاهایتان بر خلاف یکدیگر قطع می کنم، و شما را بر تنه های نخل به دار می آویزم، و بی شک خواهید دانست که عذاب (و شکنجه) کدامیک از ما سخت تر است و پایدارتر است!»

﴿72﴾ گفتند: «سوگند به آن که ما را آفریده است، هرگز تو را بر این دلایل روشنی که برای ما آمده، ترجیح نمی دهيم، پس به هر حکمی که می خواهی حکم کن، تو تنها می توانی در این زندگی دنیا حکم کنی

﴿73﴾ همانا ما به پروردگارمان ایمان آورده ایم تا گناهانمان و آنچه را از سحر که ما را به آن وادار کردی، برای مان ببخشاید، و خداوند بهتر و پایدارتر است»

﴿74﴾ بی گمان کسی که گناهکار به نزد پروردگارش حاضر شود، پس آتش جهنم برای اوست، در آن جا نه می میرد، و نه زنده می ماند

﴿75﴾ و کسی که مؤمن نزد او آید، در حالی که کارهای شایسته انجام داده باشد، پس اینان برای شان درجات بلند است

﴿76﴾ باغهای جاویدان (بهشتی) که نهرها زیر (درختان) آن جاری است، همیشه در آن خواهند بود، و این است پاداش کسی که خود را (از شرک و گناهان) پاک نموده است

﴿77﴾ و به راستی (ما) به موسی وحی کردیم که: «شبانه بندگان مرا (از مصر بیرون) ببر، سپس برای آنها در دریا راهی خشک بگشا، که نه از تعقیب (دشمنان) خواهی ترسید، و نه (از غرق شدن در دریا) هراسی داری

﴿78﴾ پس فرعون با لشکریانش آنان را دنبال کردند، آنگاه دریا چنانکه باید آنان را (بطور کامل در میان امواج خود) فرو پوشانید

﴿79﴾ و فرعون قوم خود را گمراه نمود، و هدایت نکرد

﴿80﴾ ای بنی اسرائیل! به راستی (ما) شما را از (دست) دشمنانتان نجات دادیم، و در طرف راست (کوه) طور با شما وعده گذاردیم، (تا تورات را بر شما نازل کنیم) و بر شما «منّ» (= ترنجبین) و «سلوی» (= بلدرچین) نازل کردیم

﴿81﴾ از پاکیزه ها آنچه به شما روزی داده ایم؛ بخورید، و در آن سرکشی نکنید، که خشم من بر شما وارد می شود، وکسی که خشم من بر او وارد شود، قطعاً نابود شده است

﴿82﴾ و همانا من آمرزنده ام برای کسی که توبه کرد و ایمان آورد، و کار شایسته انجام داد، سپس هدایت یافت

﴿83﴾ ای موسی! چه چیز سبب شد که از قوم خود پیشی گیری؟

﴿84﴾ (موسی) گفت:«پروردگارا! آنان به دنبال من هستند، و من به سوی تو شتاب کردم، تا(از من) خشنود شوی»

﴿85﴾ فرمود:«بی گمان ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم، و سامری آنها را گمراه کرد»

﴿86﴾ پس موسی خشمگین (و) اندوهناک به سوی قومش بازگشت، (و) گفت:«ای قوم من! مگر پروردگارتان وعده ی نیکو به شما نداده بود؟ آیا مدت (جدایی من از شما) به درازا کشید، یا خواستید خشمی از (سوی) پروردگارتان بر شما نازل شود، که وعده ی مرا خلاف کردید؟»

﴿87﴾ گفتند:«(ما) به اختیار خود وعده ی تو را خلاف نکردیم، لیکن بارهای سنگینی از زینت (و زیورهای) قوم (فرعون) که با خود داشتیم، آن را (در آتش) افکندیم» پس بدینسان سامری نیز (آنچه داشت) افکند

﴿88﴾ آنگاه برای آنها مجسمه ی گوساله ای که صدای (چون صدای گوساله) داشت، پدید آورد، پس (سامری و پیروانش به مردم) گفتند:«این معبود شما، و معبود موسی است، که آن را فراموش کرده است»

﴿89﴾ آیا نمی بینند که (این گوساله) هیچ پاسخی به آنها نمی دهد، و مالک هیچ سود و زیانی برای آنها نیست؟

﴿90﴾ و بی شک هارون پیش از این به آنها گفته بود:« ای قوم من ! یقیناً شما به (وسیله ی) این (گوساله) آزمون شده اید، و بی گمان پروردگار شما (خداوند) رحمان است، پس از من پیروی نمائید و فرمانم را اطاعت کنید»

﴿91﴾ (آنها) گفتند:«(ما) پیوسته پیرامون آن (برای پرستش) می نشینیم (و آن را عبادت می کنیم)،تا موسی به سوی ما باز گردد»

﴿92﴾ (چون موسی آمد) گفت:«ای هارون! چه چیزی تو را بازداشت، هنگامی که آنها را دیدی گمراه شده اند،

﴿93﴾ از من پیروی نکردی؟ آیا فرمان مرا عصیان (و سرپیچی) کردی؟!»

﴿94﴾ (هارون) گفت:«ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر، و نه (موی) سرم را، همانا من ترسیدم که بگویی میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی، و سخن (و سفارش) مرا به کار نبستی »

﴿95﴾ (موسی رو به سامری کرد و) گفت:«ای سامری! (این) کار تو چیست؟ (چرا چنین کرده ای؟)»

﴿96﴾ گفت:« من چیزی را دیدم که آنها ندیدند، پس مشتی (خاک) از رد پای (اسب) رسول (= جبرئیل) را گرفتم، آنگاه آن را (بر پیکر) افکندم ، و این چنین (هوای) نفسم (این کار را) برایم آراسته جلوه داد»

﴿97﴾ (موسی) گفت:« پس برو، بی شک بهره ی تو در زندگی دنیا این است که بگویی:«(به من) دست نزنید (و نزدیک نشوید)» و همانا وعده ای (از عذاب) داری، که هرگز تخلف نخواهد شد، و (اکنون) به معبودت بنگر که پیوسته عبادتش می کردی (و آن را رها نمی کردی) آن را خواهیم سوزاند، سپس (خاکستر و ذرات) آن را در دریا پراکنده می سازیم

﴿98﴾ معبود شما تنها الله است که جز او هیچ معبودی نیست؛ و علم او همه چیز را فرا گرفته است»

﴿99﴾ (ای پیامبر!) این گونه از خبرهای آنچه گذشته است بر تو باز گو می کنیم، و به راستی (ما) از جانب خود به تو ذکر (= قرآن) داده ایم

﴿100﴾ کسی که از آن (قرآن) روی گردان شود، پس بی گمان او روز قیامت بار سنگینی (از گناه) بر دوش خواهد کشید

﴿101﴾ که در آن (رنج) جاودانه خواهند ماند، و برای آنها روز قیامت بد باری است

﴿102﴾ (همان) روزی که در «صور» دمیده شود، و مجرمان را کبود (چشم) در آن روز گرد آوریم

﴿103﴾ آنها در میان خود آهسته سخن می گویند، (و به یکدیگر می گویند:) «(شما) فقط ده روز (در دنیا) درنگ کرده اید»

﴿104﴾ ما به آنچه می گویند؛ داناتریم، چون نیکو روش ترین آنها بگوید :«(شما) تنها یک روز درنگ کرده اید»

﴿105﴾ و (ای پیامبر!)از تو درباره ی کوهها می پرسند، پس بگو:«پروردگارم آنها را سخت متلاشی (و پراکنده) خواهد کرد،

﴿106﴾ پس آنها را (زمینی) صاف و هموار می گرداند،

﴿107﴾ که در آن هیچ پستی وبلندی را نبینی»

﴿108﴾ (در) آن روز، (همگی) دعوت کننده را پیروی کنند، هیچ راه سرپیچی (و مخالفت) نیست، و همه ی صداها در برابر (خداوند) رحمان خاشع می شود، پس جز صدای آهسته (چیزی) نشنوی

﴿109﴾ آن روز شفاعت (هیچ کس) سود نمی بخشد، جز کسی را که (خداوند) رحمان به او اجازه داده، و گفتار او را پسندیده است

﴿110﴾ آنچه را پیش رو دارند، و آنچه را پشت سرشان است می داند، و آنها به علم او احاطه ندارند

﴿111﴾ و (همه ی) چهره ها در برابر (خداوند) زنده ی پاینده فروتن می شود، و آن که (بار) ستم بر دوش دارد، ناکام (و مأیوس) می گردد

﴿112﴾ و کسی که کارهای شایسته انجام دهد در حالی که او مؤمن باشد، پس نه از ستمی می ترسد و نه از کم و کاستی، (در حقش می هراسد)

﴿113﴾ و این گونه آن را قرآنی عربی نازل کردیم، و وعید (و هشدارها) را در آن گوناگون بیان داشتیم، و شاید آنها تقوا پیشه کنند، یا برای آنها پندی پدید آورد

﴿114﴾ پس بلند مرتبه است خداوندی که فرمانروای حق است، به (تلاوت) قرآن شتاب مکن؛ پیش از آن که وحی آن برتو تمام شود، و بگو:«پروردگارا! به علم من بیفزا»

﴿115﴾ و به راستی پیش از این به آدم سفارش کردیم (و عهد بستیم) پس او فراموش کرد، و برای او عزمی (استوار) نیافتیم

﴿116﴾ و (به یاد آور) آنگاه که به فرشتگان گفتیم:«برای آدم سجده کنید» پس (همگی) سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد

﴿117﴾ پس گفتیم:«ای آدم! بی گمان این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسرت است، پس مبادا شما را از بهشت بیرون کند که به رنج (و مشقت) افتی

﴿118﴾ همانا برای تو این است که در آن نه گرسنه می شوی و نه برهنه می مانی

﴿119﴾ و آن که تو در آن نه تشنه می شوی و نه گرما (و سوزش آفتاب) می یابی

﴿120﴾ پس شیطان او را به وسوسه انداخت، گفت:«ای آدم! آیا (می خواهی) تو را به درخت جاودانگی و فرمانروایی بی زوال راهنمایی کنم؟!»

﴿121﴾ آنگاه (آدم و حوا) از آن (درخت) خوردند، (و لباسهای بهشتی آنها ریخت) پس عورتشان برایشان آشکار گشت، و شروع کردند که از برگ (درختان) بهشت بر خودشان می چسپاندند، و آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، پس گمراه شد

﴿122﴾ سپس پروردگارش او را برگزید، پس توبه اش را پذیرفت، و (او را) هدایت کرد

﴿123﴾ فرمود:«(شما دو تن با ابلیس) همگی از آن (بهشت) فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود، پس اگر از (سوی) من هدایتی برای شما بیاید، هر کس از هدایت من پیروی کند، پس نه گمراه می شود و نه به رنج افتد (و بدبخت شود)

﴿124﴾ و کسی که از یاد من روی گردان شود، پس بی گمان زندگانی (سخت و) تنگی خواهد داشت، و روز قیامت او را نابینا بر انگیزیم

﴿125﴾ گوید:«پروردگار! چرا مرا نا بینا برانگیختی؟ و حال آنکه من (در دنیا) بینا بودم!»

﴿126﴾ فرمود:«همان گونه که آیات ما برای تو آمد پس آنها را فراموش کردی؛ و این گونه امروز (تو در آتش) فراموش خواهی شد»

﴿127﴾ و این گونه کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد؛ جزا می دهیم، و یقیناً عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است

﴿128﴾ آیا برای هدایت (و بیداری) آنها کافی نیست که پیش از اینان چه بسیار از نسلها را هلاک کردیم که در مساکن آنها راه می روند؟! بی گمان در این (امر) نشانه های برای خردمندان است

﴿129﴾ و اگر فرمانی که پیش از این از پروردگارت مقرر شده (مبنی بر تأخیر عذاب) و وقت معین، نبود، مسلماً (عذاب الهی) بر آنها محقق می شد

﴿130﴾ پس (ای پیامبر!) بر آنچه می گویند، صبر کن، و پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن به ستایش پروردگارت تسبیح گوی، و (نیز) در ساعاتی از شب و اطراف روز تسبیح گوی، باشد که خشنود شوی

﴿131﴾ و هرگز چشمان خود را به (سوی) آنچه (از نعمتها و متاع دینوی) که گروههایی از آنان را از آن بهره مند ساخته ایم، ندوز، اینها زینت ها (و شکوفه های) زندگی دنیا است، تا ،آنان را در آن بیازماییم، و روزی پروردگار تو بهتر و پایدارتر است

﴿132﴾ و خانواده ات را به نماز فرمان بده، و (خود) بر (انجام) آن شکیبا باش، (ما) از تو روزی نمی خواهیم، (بلکه) ما به تو روزی می دهیم، و سرانجام نیک برای پرهیزگاران است

﴿133﴾ و (مشرکان) گفتند:«چرا معجزه ای از جانب پروردگارش برای ما نمی آورد؟!» بگو:«آیا دلایل روشنی که در کتابهای پیشین بوده برای آنها نیامده است؟

﴿134﴾ اگر (ما) آنها را پیش از آمدن او (= پیامبر) با عذابی هلاک می کردیم؛ قطعاً (روز قیامت) می گفتند:«پروردگارا! چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی،تا پیش از آن که خوار و رسوا شویم از آیات تو پیروی کنیم؟!»

﴿135﴾ (ای پیامبر!) بگو:« همه منتظرند، شما (نیز) منتظرباشید، پس به زودی خواهید دانست که چه کسی اصحاب راه راست، و چه کسی هدایت یافته اند»

الأنبیاء

Surah 21

﴿1﴾ حساب مردم به آنها نزدیک شده است، در حالی که آنها در غفلت روی گردانند

﴿2﴾ هیچ پند تازه ای از جانب پروردگارشان برای آنها نمی آید، مگر آنکه بازی کنان به آن گوش می دهند

﴿3﴾ (در حالی که) دلهایشان غافل (و در لهو سرگرم) است . و کسانی که ستمکار بودند پنهانی نجوی کردند (و گفتند:) «آیا جز این است که او بشری مانند شماست ؟! آیا به جادو روی می آورید، در حالی که (حقیقت را) می بینید ؟!»

﴿4﴾ (پیامبر) گفت : «پروردگارم هر سخنی را که در آسمان و زمین باشد، می داند، و او شنوای داناست»

﴿5﴾ بلکه (آنها) گفتند : «(آنچه او آورده) خوابهای آشفته است، بلکه آن را به دروغ (به خدا) افترا بسته است، (نه) بلکه اوشاعر است، پس (اگر راست می گوید) برای ما معجزه ای بیاورد، چنانکه پیامبران پیشین (با معجزات) فرستاده شدند»

﴿6﴾ پیش از آنها هیچ (آبادی و) قریه ای که آن را هلاک کردیم؛ ایمان نیاورده بودند، آیا اینها ایمان می آورند؟

﴿7﴾ و (ای پیامبر!) پیش از تو، جز مردانی را که به آنها وحی می کردیم؛ نفرستادیم، پس (ای مردم!) اگر نمی دانید از اهل کتاب بپرسید

﴿8﴾ و (ما) آنها را پیکرهایی که غذا نخورند، قرار ندادیم، و (در دنیا) جاوید هم نبودند

﴿9﴾ سپس وعده ای را که به آنها داده بودیم راست گردانیدیم (و وفا کردیم) پس آنها و هر که را خواستیم (از دشمنانشان) نجات دادیم، و مسرفان را هلاک کردیم

﴿10﴾ به راستی به سوی شما کتابی نازل کردیم که آوازه (و عزت) شما در آن است، آیا خرد نمی ورزید ؟

﴿11﴾ چه بسیار شهرهایی را که (ساکنانش) ستمکار بودند؛ درهم شکستیم، و بعد از آنها قوم دیگری را پدید آوردیم

﴿12﴾ پس چون عذاب ما را احساس کردند، ناگهان آنها ازآنجا می گریختند

﴿13﴾ (گفتیم :) فرار نکنید، به سوی خانه هایتان و نعمتهای که در آن آسوده بودید، باز گردید، باشد که باز خواست شوید

﴿14﴾ گفتند : «وای بر ما، یقیناً ما ستمکار بودیم»

﴿15﴾ پس پیوسته فریاد شان این بود، تا آنکه آنها را (چون کشت) درو شده خاموش ساختیم

﴿16﴾ و (ما) آسمان و زمین، و آنچه را که در میان آن دو است به بازیچه نیافریدیم

﴿17﴾ (به فرض محال) اگر می خواستیم که سر گرمی بگیریم، همانا آن را از نزد خودمان بر می گرفتیم، اگر (چنین کاری) می کردیم

﴿18﴾ بلکه ما حق را بر باطل می افکنیم، پس آن را درهم می شکند و ناگاه آن (باطل) نابود می شود، و وای بر شما (ای کافران) از آنچه توصیف می کنید

﴿19﴾ و هرکس که در آسمانها و زمین است، از آن اوست، و آنان که نزد او هستند، (هیچ گاه) از عبادتش سرکشی نمی کنند، و (هرگز) خسته نمی شوند

﴿20﴾ شب وروز تسبیح می گویند، سستی نمی ورزند

﴿21﴾ آیا آنها معبودانی از زمین برگزیده اند، که آنها (مردگان را) بر می انگیزند

﴿22﴾ اگر در این دو (= آسمان و زمین) معبودانی جز «الله» بود، مسلماً هر دو (= آسمان و زمین) تباه می شدند (و نظام هستی به هم می خورد) پس منزه است خداوند، پروردگار عرش، از آنچه آنها توصیف می کنند

﴿23﴾ (او) از آنچه می کند، باز خواست نمی شود، و آنان باز خواست می شوند

﴿24﴾ آیا به جز او معبودانی را بر گزیده اند ؟! بگو : «دلیل تان را بیاورید، این پند کسانی است که با من هستند، وپند آنان که پیش از من بودند » بلکه بیشتر آنها حق را نمی دانند، لذا آنها (از آن) روی گردانند

﴿25﴾ و (ما) پیش از توهیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که : «معبودی جز من نیست، پس تنها مرا عبادت کنید»

﴿26﴾ و گفتند : «(خداوند) رحمان فززندی برگزیده است » او منزه است، بلکه آنان (= فرشتگان) بندگان گرامی (او) هستند،

﴿27﴾ (هرگز) در سخن بر او پیشی نمی گیرند، و به فرمان او کار می کنند

﴿28﴾ (خداوند) آنچه که در پیش روی آنها است، و آنچه که پشت سر آنهاست می داند، و آنها جز برای کسی که (خداوند از او خشنود باشد و) بپسندد، شفاعت نمی کنند، و آنها از ترس او بیمناکند

﴿29﴾ و هر کس از آنها بگوید : «همانا من به جای او معبود هستم » پس سزای چنین کسی را جهنم می دهیم،وستمکاران را این گونه سزا می دهیم

﴿30﴾ آیا کسانی که کافر شدند؛ ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، پس (ما) آنها را از یکدیگر باز کردیم، و هر چیز زنده ای را از آب پدید آوردیم ؟! آیا ایمان نمی آورند ؟

﴿31﴾ و در زمین، کوهها (ی استوار) قرار دادیم، که (مبادا) آنها را بلرزاند، و در آن راههایی گشاده قرار دادیم؛ باشد که آنان راه یابند

﴿32﴾ و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم، و آنها از آیات آن روی گردانند

﴿33﴾ و او کسی است که شب و روز، و خورشید و ماه را آفرید، هر یک در مداری شناورند

﴿34﴾ و پیش از تو (ای پیامبر!) برای هیچ بشری جاودانگی قرار ندادیم، آیا اگرتو بمیری، پس آنها جاوید خواهند بود ؟

﴿35﴾ هر کسی چشنده ی مرگ است، و شما را به بدی و نیکی (کاملاٌ) آزمایش می کنیم، و به سوی ما باز گردانده می شوید

﴿36﴾ و کسانی که کافر شدند؛ هنگامی که تو را ببینند، فقط تو را به ریشخند می گیرند، (ومی گویند :) «آیا این همان کسی است که معبودان شما را (به بدی) یاد می کند؟! » در حالی که خودشان یاد (خداوند) رحمان را انکار می کنند

﴿37﴾ انسان از شتاب آفریده شده، به زودی آیات خود را به شما نشان خواهیم داد، پس شتاب نکنید

﴿38﴾ و می گویند : «اگر راست می گویید، این وعده ی (قیامت) کی خواهد بود ؟!»

﴿39﴾ اگر کسانی که کافر شدند؛ می دانستند زمانی که (قیامت فرا رسد) نمی توانند (شعله ها ی) آتش را از چهره هایشان و نه از پشتهایشان باز دارند، و نه کسی آنها را یاری می کند، (چنین نمی گفتند)

﴿40﴾ بلکه (حق این است که آن) ناگهانی به سراغشان می آید، پس مبهوتشان می کند، آنگاه نمی توانند آن را دفع کنند، و نه به آنها مهلت داده شود

﴿41﴾ و به راستی به پیامبران پیش از تو (نیز) استهزاء شد (و مورد تمسخر قرار گرفتند)، پس آنچه را مسخره می کردند، (از عذاب الهی) دامان کسانی از آنها را که مسخره می کردند گرفت (و هلاک شدند)

﴿42﴾ (ای پیامبر!) بگو : « چه کسی شما را در شب و روز از (عذاب خداوند) رحمان نگاه می دارد ؟ بلکه (حق این است که) آنها از یاد پروردگارشان روی گردانند

﴿43﴾ آیا آنها معبودانی دارند که (می توانند) آنها را در برابر (عذاب) ما (حفظ کنند و ) باز دارند . (آنها) نمی توانند خودشان را یاری دهند، و نه آنها از (عذاب) ما محفوظ هستند

﴿44﴾ بلکه، (ما) آنها و پدرانشان را (از نعمتهای دنیوی) بهرمند ساختیم، تا اینکه عمرشان به درازا کشید (و مغرور شدند) آیا نمی بینند که ما پیوسته به سراغ (سر) زمین (کفر) می آییم، که آن را از اطراف (و دامنه هایش) می کاهیم ؟! آیا آنها پیروزند، (یا ما) ؟

﴿45﴾ (ای پیامبر!) بگو : «من تنها شما را به وحی هشدار می دهم » و کران هنگامی که هشدار می شوند، ندا را نمی شنوند

﴿46﴾ اگر شمّه ای از عذاب پروردگارت به آنها برسد، قطعاً خواهند گفت : «ای وای بر ما ! بی گمان ما (همگی) ستمکار بودیم »

﴿47﴾ و (ما) در روز قیامت ترازوهای عدل را می نهیم، پس به هیچ کس، هیچ ستمی نمی شود، و اگر (عملی) به مقدار سنگینی یک دانه ی خردل باشد، آن را (به حساب) می آوریم، و حسابرسی ما کافی است

﴿48﴾ و به راستی به موسی و هارون فرقان (= جدا کننده ی حق از باطل) و روشنی و پندی برای پرهیزگاران، دادیم

﴿49﴾ (همانا) کسانی که در نهان از پروردگارشان می ترسند، و آنان از قیامت بیم دارند

﴿50﴾ و این (قرآن) پند مبارکی است که آن را نازل کردیم، آیا شما آن را انکار می کنید ؟

﴿51﴾ به راستی (ما) پیش از این به ابراهیم رشد (و راه یابی اش) را دادیم، و به (حال) او آگاه بودیم

﴿52﴾ چون به پدرش و قومش گفت : «این مجسمه ها چیست که شما به (پرستش) آنها دل نهاده اید ؟

﴿53﴾ گفتند: «ما پدران خود را پرستش کنند گان آنها یافته ایم»

﴿54﴾ (ابراهیم) گفت : «به راستی شما وپدرانتان، در گمراهی آشکار بوده اید »

﴿55﴾ گفتند : «آیا برای ما (سخن) حق را آورده ای، یا تو از بازی کنندگانی (و شوخی می کنی) ؟! »

﴿56﴾ گفت : « بلکه پروردگار شما، پروردگار آسمانها و زمین است، آن که آنها را پدید آورد، و من بر این (سخن) از گواهانم

﴿57﴾ و (آهسته گفت :) به خدا سوگند، بعد از آن که پشت کنان روی بگردانید برای (نابودی) بتهای شما تدبیری خواهم اندیشید

﴿58﴾ پس (در غیاب بت پرستان) همه ی آنها - جز (بت) بزرگشان - را قطعه قطعه کرد، باشد که به سوی او باز گردند

﴿59﴾ (و هنگامی که به بت خانه آمدند و دیدند) گفتند : «هر کسی که با خدایان ما چنین کرده است، مسلماً او از ستمکاران است»

﴿60﴾ (عده ای) گفتند : «شنیدیم جوانی که او را ابراهیم می گویند، آنها (= بتها) را (به بدی) یاد می کرد»

﴿61﴾ گفتند : « پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید، باشد که آنها گواهی دهند»

﴿62﴾ (هنگامی که ابراهیم را حاضر کردند) گفتند : «ای ابراهیم ! آیا تو این (کار) را با خدایان ما کرده ای؟! »

﴿63﴾ گفت :«بلکه این بزرگشان این (کار) را کرده است، پس از آنها بپرسید اگر سخن می گویند!»

﴿64﴾ آنگاه (آنها) به خود باز گشتند، پس گفتند : «بی گمان شما خود ستمکار هستید»

﴿65﴾ سپس (با شرمندگی) سر به زیر انداختند (و گفتند :) « مسلماً تو می دانی که اینها سخن نمی گویند»

﴿66﴾ (ابراهیم) گفت : «آیا به جای الله چیزی را می پرستید که هیچ نفعی برای شما ندارد، و نه زیانی به شما می رساند؟

﴿67﴾ اف برشما، و بر آنچه به جای الله می پرستید، آیا نمی اندیشید؟!»

﴿68﴾ گفتند :«او را بسوزانید، و معبودان خود را یاری کنید، اگر کننده ی (کاری) هستید»

﴿69﴾ (سر انجا م آنها او را به آتش انداختند، ولی ما) گفتیم : «ای آتش ! بر ابراهیم سرد و سلامت باش»

﴿70﴾ و آنها خواستند برای (نابودی) او نیرنگ (خطرناکی) ورزند، پس آنها را زیانکارترین (مردم) قرار دادیم

﴿71﴾ و او ولوط را به سرزمینی که در آن برای جهانیان برکت داده ایم، نجات دادیم

﴿72﴾ و اسحاق، و افزون (بر او نوه اش) یعقوب را به او بخشیدیم، وهمه ی آنان را شایسته قرار دادیم

﴿73﴾ و (نیز) آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می کردند، و انجام کارهای نیک و بر پاداشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم، و آنها (همه) عبادتگزار ما بودند

﴿74﴾ و لوط را حکمت (= نبوت) و دانش دادیم، و او را از شهری که (مردمانش) اعمال زشت (و پلید) انجام می دادند، نجات دادیم، بی شک آنها مردم بدِ فاسقی بودند

﴿75﴾ و او را در رحمت خود داخل کردیم، بی گمان او از صالحان بود

﴿76﴾ و (ای پیامبر!) نوح را (به یاد آور) هنگامی که پیش از آن (ما را) ندا داد، پس ما (دعایش) برای او اجابت کردیم، آنگاه او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات دادیم

﴿77﴾ و او را بر قومی که آیات ما را تکذیب کرده بودند؛ یاری دادیم، بی گمان آنها قوم بدی بودند، پس همه ی آنها را غرق کردیم

﴿78﴾ و داود و سلیمان را(به یاد آور) هنگامی که در (باره ی) کشتزاری که گوسفندان قوم، شبانه در آن چریده بودند، داوری می کردند، و ما بر حکم (و قضاوت) آنها شاهد بودیم

﴿79﴾ پس آن (شیوه ی قضاوت عادلانه و درست) را به سلیمان فهماندیم، و به هر یک از آنان حکمت (= داوری) و دانش عطا کردیم، و کوهها و پرندگان را با داود مسخر ساختیم که (همراه او) تسبیح می گفتند، و ما این (همه) را انجام دادیم

﴿80﴾ و ساختن زره را بخاطر شما به او آموختیم، تا شما را از (آسیب) جنگ های تان محفوظ دارد، پس آیا شکر گزار هستید؟

﴿81﴾ و تند باد را مسخر (و مطیع) سلیمان کردیم، که به فرمان او به سوی سرزمینی که در آن برکت دادیم، حرکت می کرد، و ما بر هر چیز آگاهیم

﴿82﴾ و(نیز) از شیاطین کسانی را (مسخر کردیم) که برایش غواصی می کردند، و کارهایی غیر از این (نیز) انجام می دادند، و (ما) حافظ آنها بودیم

﴿83﴾ و (ای پیامبر!) ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را ندا داد:« رنج و بیماری به من رسیده است، و تو مهربانترین مهربانانی»

﴿84﴾ پس (ما) دعای او را اجابت کردیم، و رنج و ناراحتی که داشت بر طرف ساختیم، و خانواده اش و (نیز) همانندشان را با آنها به او بازگرداندیم، (تا) رحمتی از جانب ما، و پندی برای عبادت کنندگان باشد

﴿85﴾ و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را (به یاد آور) که همگی از صابران بودند

﴿86﴾ و (ما) آنها را در رحمت خود وارد کردیم، بی گمان آنها از صالحان بودند

﴿87﴾ و ذوالنون (= یونس) را (به یاد آور) هنگامی که خشمگین (از میان قومش) رفت، پس چنین پنداشت که ما هرگز بر او تنگ نمی گیریم، پس (وقتی که در شکم ماهی فرو رفت) در تاریکیها ندا داد که:«(خداوندا !) هیچ معبودی جز تو نیست، تو منزهی! بی گمان من از ستمکاران بودم»

﴿88﴾ پس دعای او را اجابت کردیم، و از اندوه نجاتش دادیم، و این گونه مؤمنان را نجات می دهیم

﴿89﴾ و زکریا را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را ندا داد:«پروردگارا! مرا تنها مگذار، و تو بهترین وارثانی»

﴿90﴾ پس دعای او را اجابت کردیم، و یحیی را به او بخشیدیم، و همسرش را (بعد از آن که نازا بود) برایش شایسته (و آماده بار داری) گردانیدیم. بی گمان آنها همواره در کارهای خیر می شتافتند، و در حال بیم و امید ما را می خواندند، و پیوسته برای ما (خاشع و) فروتن بودند

﴿91﴾ و (ای پیامبر! به یاد آور) زنی را که شرمگاهش را پاک نگاه داشت، پس (ما) از روح خود در آن دمیدیم، و او و فرزندنش را نشانه ای برای جهانیان قرار دادیم

﴿92﴾ بی تردید این است آیین شما که آیینی یگانه است، و من پروردگار شما هستم، پس مرا پرستش کنید

﴿93﴾ و (گروهی از پیروان انبیا) در میان خود در امر(دین) شان فرقه فرقه شدند، همگی به سوی ما باز می گردند

﴿94﴾ پس کسی که از کارهای شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن باشد، کوشش او ناسپاسی نخواهد شد، و بی گمان ما (اعمالش را) برایش می نویسیم

﴿95﴾ و (مردم)هر شهری را که (بر اثر کفر و گناه) آن را هلاک کردیم، محال است که (به دنیا) بازگردند

﴿96﴾ تا وقتی که (سد) یأجوج و مأجوج گشوده شود، و آنها از هر (تبه و) بلندی شتابان سرازیر گردند

﴿97﴾ و وعده ی حق (= قیامت) نزدیک شود، پس در آن هنگام چشمهای کسانی که کافر شدند (از وحشت) خیره ماند (گویند:) ای وای برما که از این (واقعه) در غفلت بودیم، بلکه ما ستمکار بودیم

﴿98﴾ یقیناً شما و آنچه به جای خدا می پرستید، هیزم جهنم هستید، شما در آن وارد خواهید شد

﴿99﴾ اگر اینها (= بتها) معبودانی (برحق) بودند، هرگز وارد آن نمی شدند، و (آنها) همگی در آن جاودان خواهند ماند

﴿100﴾ برای آنها در آن (= جهنم) ناله ها (ی دردناکی) است، و آنها در آن (چیزی) نمی شنوند

﴿101﴾ به راستی کسانی که پیشتر از سوی ما (وعده ی) نیکوی برای آنها مقرر شده است، آنها از آن (= جهنم) دور نگاه داشته می شوند

﴿102﴾ آنها (حتی) صدایش را نمی شنوند، و در آنچه دلشان بخواهد جاودانه (متنعم) هستند

﴿103﴾ وحشت بزرگ (قیامت) آنها را اندوهگین نسازد، و فرشتگان به استقبالشان آیند (گویند:) « این همان روز تان است که به شما وعده داده می شد»

﴿104﴾ روزی که آسمان را چون طوماری نوشته شده درهم می پیچیم، همانگونه که نخستین آفرینش را آغاز کردیم، (دیگر بار) آن را باز می گردانیم، (این) وعده ای بر ما است، قطعاً آن را انجام خواهیم داد

﴿105﴾ و به راستی بعد از ذکر (= تورات) در زبور نوشتیم که:« زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد»

﴿106﴾ بی گمان در این (امر) برای گروه عبادت کنند گان پیام روشنی است

﴿107﴾ و (ای پیامبر!) تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم

﴿108﴾ بگو:«تنها به سوی من وحی می شود که همانا معبود شما، معبود یگانه است، پس آیا شما تسلیم می شوید؟!»

﴿109﴾ پس اگر (باز) روی گردان شوند، بگو:« من شما را یکسان آگاه کردم (و اعلام خطر می کنم) و نمی دانم آنچه که به شما وعده داده می شود؛ نزدیک است یا دور؟

﴿110﴾ بی شک او سخن آشکار را می داند، و (نیز) آنچه را (در دل خود) کتمان می کنید؛ می داند

﴿111﴾ و من نمی دانم، شاید این (تأخیر عذاب) برای شما آزمایشی، و بهره مندی تا مدتی (معین) باشد»

﴿112﴾ (و پیامبر) گفت:«ای پروردگارا! به حق داوری کن، و پروردگار ما (خداوند) رحمان است، که از او استمداد می شود در برابر آنچه شما بیان می کنید»

الحج

Surah 22

﴿1﴾ ای مردم! از پروردگارتان بترسید، بدون شک زلزله ی قیامت حادثه ی عظیمی است

﴿2﴾ روزی که آن را می بینید، هر مادر شیر دهی، (کودک) شیر خوارش از یاد خود می برد، و هر (زن) بارداری، بار خود را بر زمین می گذارد، و مردم را مست می بینی، در حالی که مست نیستند، و لیکن عذاب خدا شدید است

﴿3﴾ و بعضی از مردم، بدون (هیچ) علم ودانشی، در (باره ی) خداوند به مجادله بر می خیزند، و از هر شیطان سرکشی پیروی می کنند،

﴿4﴾ (در قضای الهی) بر او (= شیطان) نوشته شده که هر کس با او دوستی کند، مسلماً او گمراهش می کند، و او را به عذاب (آتش) سوزان (جهنم) می کشاند

﴿5﴾ ای مردم! اگر از بر انگیخته شدن در شک هستید، پس (به این نکته دقت کنید:) همانا ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از مضغه (= پاره گوشتی) شکل یافته و شکل نایافته، تا (قدرت و حکمت خود را) برای شما آشکار سازیم، و هر چه را که بخواهیم تا زمانی معین در رحم (مادران) نگه می داریم، آنگاه شما را به صورت طفل بیرون می آوریم، سپس تا به حد رشد (و بلوغ) خود برسید، و از شما کسی هست که می میرد، و از شما کسی هست که (آنقدر عمر می کند که) به نهایت فرتوتی (و پیری) باز برده می شود، تا آنکه پس از (آن همه) علم ودانش، چیزی نداند، و (به مثال دیگر توجه کنید :) زمین را خشکیده می بینی، پس هنگامی که آب (باران) بر آن فرو فرستیم، به حرکت در آید، و رشد کند، و از هرنوع گیاه زیبا (و خرم) برویاند

﴿6﴾ این به خاطر آن است که (بدانید) خداوند حق است، و آنکه او مردگان را زنده می کند، و آن که او بر هر چیز تواناست

﴿7﴾ و آنکه قیامت آمدنی است، شکی در آن نیست، و آنکه خداوند (همه ی) کسانی که در گورها هستند، بر می انگیزد

﴿8﴾ از مردم کسی است که بدون هیچ دانش و هیچ هدایت و کتاب روشنی بخشی درباره ی خدا مجادله می کند

﴿9﴾ (تکبر کنان) پهلو (و گردن) خود را می پیچد، تا (مردم را) از راه خدا گمراه سازد، برای او در دنیا رسوایی است، و روز قیامت آتش سوزان را به او می چشانیم

﴿10﴾ (و به او می گوییم :) این (کیفر) در برابر چیزی است که دستهایت از پیش فرستاده است، و بی گمان خداوند (هرگز) به بندگان ستم نمی کند

﴿11﴾ و از (میان) مردم کسی است که خدا را بر کناره (با تردید) می پرستد (و ایمانش بسیار ضعیف و سست است) پس اگر خیری به او برسد(دلش) به آن آرام می گیرد، و اگر بلایی (برای آزمایش) به او برسد، روی می گرداند (و به کفر باز می گردد)، در دنیا و آخرت زیان کرده است، این همان زیان آشکار است،

﴿12﴾ (او) به جای خدا چیزی را می خواند که نه زیانی به او می رساند و نه سودی به او می بخشد، این همان گمراهی دور است

﴿13﴾ (او) کسی را می خواند که زیانش نزدیکتر از نفعش است، چه بد (سر پرست و) یاوری است، و چه بد(همدم و) معاشری است

﴿14﴾ بی گمان خداوند کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، به باغهایی (از بهشت) وارد می کند که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است، مسلماً خداوند آنچه را می خواهد، انجام می دهد

﴿15﴾ کسی که گمان می کند که خداوند او (= پیامبر) را در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد، (و بدین خاطر عصبانی است) پس ریسمانی به سقف (خانه اش) بیاویزید (و خود را حلق آویز کند) سپس آن را قطع کند، آنگاه بنگرد آیا (این) تدبیرش خشم او را از میان خواهد برد ؟

﴿16﴾ و این گونه (ما) آن (= قرآن) را (بصورت) آیات روشن نازل کردیم، و بی گمان خداوند هر کس را بخواهد هدایت می کند

﴿17﴾ یقیناً کسانی که ایمان ایمان آوردند، و کسانی که یهودی شدند، و صابئان (= بی دینان) و نصاری و مجوس و کسانی که (به خدا) شرک آوردند، خداوند در میان آنها روز قیامت داوری می کند، بی گمان خداوند بر هر چیز گواه است

﴿18﴾ آیا ندیدی که هر کس در آسمانها و هر کس که در زمین است، و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای خدا سجده می کنند، و بسیارند که (فرمان) عذاب برآنان تحقق یافته است، و هر که را خدا خوارسازد، پس کسی او را گرامی نخواهد داشت، بی گمان خداوند هر چه را بخواهد، می کند

﴿19﴾ این دو (گروه) دشمنان یکدیگرند درباره ی پروردگارشان (ستیز و ) خصومت کردند، پس کسانی که کافر شدند لباسهایی از آتش برای آنها بریده شده است، از بالای سرشان آب سوزان ریخته می شود

﴿20﴾ که آنچه در درونشان است و (نیز) پوستها (یشان) با آن گداخته می شود

﴿21﴾ و برای (زدن) آنها گرزهای از آهن (داغ) است

﴿22﴾ هر گاه بخواهند از (شدت) اندوه از آنجا (= دوزخ) خارج شوند، به آن باز گردانده می شوند، و (به آنها گفته می شود: ) عذاب سوزان (جهنم) را بچشید

﴿23﴾ بی گمان خداوند کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند به باغهایی (از بهشت) وارد می کند که از زیر (درختان) آن نهرها جاری است، در آنجا به دستبندها ی از طلا و مروارید آراسته می شوند، و لباسشان در آنجا ابریشم است

﴿24﴾ و به سوی گفتار پاکیزه هدایت می شوند، و به راه (خداوند) ستوده راهنمایی می گردند

﴿25﴾ بی گمان کسانی که کافر شدند، و (مردم را) از راه خدا باز می دارند و (همچنین از) مسجد الحرام، که آن را برای (همه ی) مردم یکسان قرار دادیم، (چه) مقیم در آنجا و یا وارد بر آن، و کسی که از روی ستم در آنجا کجروی (و انحراف از حق را) بخواهد، از عذاب دردناک به او می چشانیم

﴿26﴾ و (به یاد آور) زمانی را که جای خانه (کعبه) را برای ابراهیم تعیین کردیم؛ (و گفتیم :) چیزی را شریک من قرار مده، و خانه ی مرا برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع (و) سجود کنندگان پاک گردان

﴿27﴾ و در (میان) مردم به حج ندا بده، تا پیاده و (سوار) بر هر (مرکب و) شتر لاغری از هر راه دوری به سوی تو بیایند

﴿28﴾ تا شاهد منافع (گوناگون) خویش باشند، و در روزهای معین (به هنگام قربانی) نام خدا را بر چهارپایانی که به آنها روزی داده ایم؛ یاد کنند، پس از (گوشت) آن بخورید، و بینوای فقیر را (نیز) اطعام کنید

﴿29﴾ سپس، باید آلودگیهای شان را بر طرف سازند، و به نذرهای خود وفا کنند، و (برگرد) خانه های کهنسال (کعبه) طواف کنند

﴿30﴾ (حکم) این است، و هر کس (مقدسات و) حرمت نهاده های خدا را بزرگ دارد، پس این (کار) نزد پروردگارش برای او بهتر است . و چهارپایان برای شما حلال شده، مگر آنچه بر شما خوانده می شود، پس از پلیدی بتها اجتناب کنید، و از گفتار باطل (و دروغ) دوری کنید

﴿31﴾ در حالی که حقگرا و مخلص خدا و شریک نیاورندگان به او باشید، و کسی که به خدا شرک آورد، پس گویی از آسمان سقوط کرده است، آنگاه پرندگان (گوشت خوار) او را می ربایند، یا باد او را به جایی بسیار دور پرتاب می کند

﴿32﴾ (حکم) این است، و کسی که شعائر الهی را بزرگ دارد، پس بی گمان این (کار) از پرهیزگاری دلهاست

﴿33﴾ در آن (چهارپایان قربانی) تا زمان معین برای شما منافع (و بهره ها) است، پس قربانگاه آن خانه ی کهنسال (کعبه) است

﴿34﴾ و برای هر امتی (رسم) قربانی دادیم، تا نام خدا را (به هنگام ذبح) بر چهار پایانی که روزی شان کرده است؛ ببرند، پس معبود شما، معبود یگانه است، (همه) برای او تسلیم شوید، و به فروتنان بشارت ده

﴿35﴾ (همان) کسانی که چون نام خدا برده شود، دلهایشان ترسان گردد، و شکیبایان در برابر مصیبتهایی که به آنها می رسد، و آنها که نماز را بر پا می دارند، و از آنچه روزی شان کرده ایم؛ انفاق می کنند

﴿36﴾ و (قربانی) شتران (فربه) را (در حج) برای شما از شعائر الهی قرار دادیم، در آن برای شما خیر (و برکت) است. پس (هنگام قربانی) در حالی که بر پا ایستاده اند؛ نام خدا را بر آنها ببرید، آنگاه چون پهلوها یشان (بر زمین) افتاد، از (گوشت) آنها بخورید، و (فقیران) قانع (غیر سائل) و(فقیران) سائل را اطعام کنید. این گونه (ما) آنها را برای شما رام کردیم؛ باشد که شما سپاسگزاری کنید

﴿37﴾ گوشتهای قربانی و خونهای آنها هرگز به خدا نمی رسد، ولیکن پرهیزگاری شما به او می رسد، این گونه (خداوند) آنها را برای شما مسخر کرده تا خداوند را به (شکرانه ی)آن که شما را هدایت کرده است؛ بزرگ بشمارید، و نیکوکاران را بشارت ده

﴿38﴾ یقیناً خداوند از کسانی که ایمان آورده اند؛ دفاع می کند، بی گمان خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد

﴿39﴾ به کسانی که با آنان جنگ می شود، اجازه (جهاد) داده شده است، از آن روی که مورد ستم قرار گرفته اند، و یقیناً خداوند بر یاری آنها تواناست

﴿40﴾ (همان) کسانی که به ناحق از دیارشان رانده شدند؛ جز اینکه می گفتند:« پروردگار ما الله است». و اگر خداوند بعضی از مردم را به (وسیله ی) بعضی دیگر دفع نمی کرد، بی گمان دیرها(ی راهبان) و کلیساها(ی مسیحیان) و کنشتها(ی یهودیان) و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده می شود؛ ویران می گردید، و مسلماً خداوند یاری می کند کسی که (دین) او را یاری دهد، بی گمان خداوند قوی پیروزمند است

﴿41﴾ (همان) کسانی که اگر در زمین به آنها قدرت (و حکومت) بخشیم، نماز را بر پا می دارند، و زکات را می دهند، و امر به معروف و نهی ازمنکر می کنند، و سرانجام کارها از آن خداست

﴿42﴾ (ای پیامبر) اگر (این قوم بت پرست) تو را تکذیب می کنند، (غمگین نباش) به راستی پیش از آنها قوم نوح و عاد وثمود (پیامبرانشان را) تکذیب کردند

﴿43﴾ و (همچنین) قوم ابراهیم و قوم لوط

﴿44﴾ و اصحاب مدین (قوم شعیب)، و موسی (نیز) تکذیب شد، پس به کافران مهلت دادم آنگاه آنها را فرو گرفتم، پس (بنگر) انکار (و عقوبت) من چگونه بود

﴿45﴾ پس چه بسیار آبادیها را در حالی که (مردمش) ستمگر بودند؛ نابودشان کردیم، پس (اینک) بر سقفهایش فروریخته (و ویران شده) است، و (چه بسیار) چاه (پر آب) که بی حاصل مانده، و (چه) قصر(های) بر افراشته استوار (که بی صاحب مانده است)

﴿46﴾ آیا آنها در زمین سیر نکردند، تا دلهایی داشته باشند که با آن (حقیقت را) دریابند، یا گوشهای که با آن (اخبار گذشتگان را) بشنوند ؟! پس بی گمان چشمها (ی ظاهر) نا بینا نمی شود، ولیکن دلهایی که در سینه هاست؛ نابینا می شود

﴿47﴾ و آنها به شتاب از تو عذاب می طلبند، و خداوند هر گز وعده اش را خلاف نمی کند، وبی گمان یک روز نزد پروردگارت، مانند هزار سال از آنچه است که (شما) می شمارید

﴿48﴾ و چه بسیار آبادیها که به آنها مهلت دادم؛ در حالی که (مردمش) ستمگر بودند، آنگاه آنها را گرفتم، و باز گشت (همه) به سوی من است

﴿49﴾ (ای پیامبر!) بگو : «ای مردم ! جز این نیست که من برای شما بیم دهنده ی آشکاری هستم »

﴿50﴾ پس کسانی که ایمان آوردند و کارها ی شایسته انجام دادند، برای آنها آمرزش و روزی نیک است

﴿51﴾ و کسانی که مبارزه کنان در (انکار) آیات ما تلاش کردند، (و پنداشتند که ما را به ستوه می آورند) آنان اهل دوزخ هستند

﴿52﴾ و (ما) هیچ رسول و پیامبری را پیش از تو نفرستادیم؛ مگر اینکه چون (آیات ما را) تلاوت می کرد، شیطان در تلاوت او (چیزی) القاء می کرد، آنگاه خدا آنچه شیطان القاء می کند؛ از میان می برد، سپس خداوند آیاتش را استوار (و محکم) می دارد، و خداوند دانای حکیم است

﴿53﴾ تا (خداوند) آنچه را که شیطان القاء می کند، آزمونی قرار دهد برای کسانی که در دلهایش بیماری است، و آنهایی که دلهایشان سخت است، و بی گمان ستمکاران در مخالفت (و دشمنی) دور (و دراز) هستند

﴿54﴾ و تا کسانی که به آنان دانش داده شده بدانند که مسلماً آن (قرآن) از سوی پروردگارت حق است، پس به آن ایمان بیاورند، آنگاه دلهایشان برای آن (حق) خاضع گردد، و یقیناً خداوند کسانی را که ایمان آوردند به راه راست هدایت می کند

﴿55﴾ و کسانی که کافر شدند همواره در آن (= قرآن) شک دارند، تا آنکه نا گهان قیامت فرا رسد یا عذاب روز نحس بر آنها (فرود) آید

﴿56﴾ فرمانروایی در آن روز از آن خداست، میان آنها داوری می کند، پس کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده اند؛ در باغهای پر نعمت (بهشت) هستند

﴿57﴾ و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، برای آنها عذاب خوار کننده ای است

﴿58﴾ و کسانی که در راه خدا هجرت کردند، سپس کشته شدند یا (به مرگ طبیعی) مردند، مسلماً خداوند به آنها روزی نیکویی می دهد، یقیناً خداوند بهترین روزی دهندگان است

﴿59﴾ بدون شک آنها را به جایگاهی وارد می کند که از آن خشنود باشند، و بی گمان خداوند دانای برد بار است

﴿60﴾ (احکام) این است، و هر کس به همان مقدار که به او ستم شده مجازات کند، سپس بر او ستم کنند، بدون شک خداوند او را یاری خواهد کرد، یقیناً خداوند بخشنده ی آمرزنده است

﴿61﴾ این (یاری الهی) به خاطر آن است که خداوند شب را در روز داخل می کند، و روز را در شب داخل می گرداند، و بی گمان خداوند شنوای بیناست

﴿62﴾ این بخاطر آن است که خداوند حق است، و آنچه جز او (به خدای) می خوانند باطل است، و به راستی که خداوند بلند مرتبه ی بزرگ است

﴿63﴾ آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد، سپس زمین (بر اثر آن) سبز و خرم می گردد؟ بی گمان خداوند باریک بین آگاه است

﴿64﴾ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست، و بدون شک خداوند بی نیاز ستوده است

﴿65﴾ آیا ندیدی که خداوند آنچه را در زمین است مسخر شما کرده است، و (نیز) کشتیها به فرمان او در دریا روان است، و آسمان را از آن که بر زمین افتد - جز به فرمانش - نگه می دارد، بی گمان خداوند (نسبت) به مردم رؤوف مهربان است

﴿66﴾ و او کسی است که شما را زنده کرد، سپس شما را می میراند، آنگاه بار دیگر زنده می کند، به راستی که انسان بسیار ناسپاس است

﴿67﴾ برای هر امتی (روش عبادت و) آیینی مقرر کردیم که آنان به آن عمل کنند، پس نباید در این امر با تو به نزاع بر خیزند، به سوی پروردگارت دعوت کن، بی گمان تو بر هدایت مستقیم قرار داری

﴿68﴾ و اگر با تو مجادله کردند، پس بگو : «خداوند به آنچه انجام می دهید؛ داناتر است،

﴿69﴾ خداوند روز قیامت میان شما در آنچه در آن اختلاف می کردید، داوری می کند»

﴿70﴾ آیا ندانسته ای که خداوند آنچه را در آسمان و زمین است می داند ؟! بی گمان (همه ی) اینها در کتابی (ثبت) است، مسلماً این برخداوند آسان است

﴿71﴾ و (آنها) به جای خداوند چیزی را می پرستند که (او) هیچ دلیلی بر آن نازل نکرده است، و چیزی را که علم به آن ندارند، و برای ستمگران هیچ یاوری نیست

﴿72﴾ و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده می شود، در چهره ی کسانی که کافر شدند (آثار) ناخوشی (و انکار) را می شناسی که نزدیک است بر کسانی که آیات ما را بر آنان می خواند، حمله ور شوند، بگو: «آیا شما را به بدتر از این خبر دهم ؟ (همان) آتش (جهنم) است که خداوند به کسانی که کافر شدند؛ وعده داده است، و بد سرانجامی است»

﴿73﴾ ای مردم! مثلی زده شده است، پس به آن گوش فرا دهید : بی گمان کسانی را که به جای الله (به خدایی) می خوانید؛ هر گز نمی توانند مگسی را بیافرینند، اگر چه (همگی) برای این (کار) گرد آیند، و اگر مگس چیزی از آنها برباید، نمی توانند از آن باز پس گیرند، (آری) طالب و مطلوب (= عابد ومعبود) نا توانند

﴿74﴾ (آنها) خداوند را چنانکه سزاوار اوست نشناختند، یقیناً خداوند قوی پیروزمند است

﴿75﴾ خداوند از فرشتگان رسولانی را بر می گزیند، و (نیز) از مردم، بی گمان خداوند شنوای بیناست

﴿76﴾ آنچه را در پیش روی آنها، و آنچه پشت سر آنهاست می داند، و (همه ی) کارها به سوی خدا باز گردانده می شود

﴿77﴾ ای کسانی که ایمان آوره اید ! رکوع کنید، و سجده کنید، و پروردگارتان را بپرستید، و کار نیک انجام دهید باشد که رستگار شوید

﴿78﴾ و در راه خدا جهاد کنید، چنانکه سزاوار جهاد (در راه) او است، او شما را بر گزید، و در دین برای شما هیچ سختی (و تنگنایی) قرار نداد، (همان) آیین پدرتان ابراهیم است، او (= خداوند) پیش از این (در کتب سابقه) و در این (قرآن نیز) شما را مسلمان نامید، تا پیامبر گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم باشید، پس نماز را بر پا دارید، و زکات را بدهید، و به خدا تمسک جویید، که او مولای شماست، چه خوب مولا، وچه خوب یاوری است

المؤمنون

Surah 23

﴿1﴾ به راستی مؤمنان رستگار شدند

﴿2﴾ همان کسانی که در نمازشان خاشع (و فروتن) هستند

﴿3﴾ و کسانی که از لغو (و کارهای بیهوده) روی گردانند

﴿4﴾ و کسانی که زکات را انجام می دهند

﴿5﴾ و آنها که شرمگاهشان را حفظ می کنند

﴿6﴾ جز بر همسران شان یا (بر) کنیزان شان، پس بی گمان اینان (در بهره گیری از آنان) ملامت نمی شوند

﴿7﴾ پس کسی که فراتر از این بخواهد، آنانند که تجاوز گرند

﴿8﴾ و کسانی که امانتهای شان و عهد خود را رعایت می کنند

﴿9﴾ و کسانی که برنمازهای شان مواظبت می نمایند

﴿10﴾ (آری) اینانند که وارثند

﴿11﴾ کسانی که (بهشت) فردوس را ارث می برند، و جاودانه در آن خواهند ماند

﴿12﴾ و به راستی انسان را از چکیده ای از گِل آفریدیم

﴿13﴾ سپس او را از نطفه ای در قرار گاهی استوار (= رحم) قرار دادیم

﴿14﴾ سپس نطفه را (به صورت) علقه (= خون بسته) گرداندیم، آنگاه علقه را (به صورت) مضغه (= پاره گوشتی) در آوردیم، آنگاه مضغه را (به صورت) استخوانهایی گردانیدیم، پس بر استخوانها گوشت پوشاندیم، سپس آن را آفرینشی دیگر بخشیدیم، پس (پر برکت و) بزرگوار است، خدایی که بهترین آفرینندگان است

﴿15﴾ سپس مسلماً شما بعد از این خواهید مرد

﴿16﴾ آنگاه یقیناً شما روز قیامت بر انگیخته می شوید

﴿17﴾ وبه راستی بر فرازتان هفت آسمان آفریدیم، و (ما هرگز) از آفرینش (خود) غافل نبوده ایم

﴿18﴾ و از آسمان آبی به اندازه ی معین نازل کردیم، پس آن را در زمین جای دادیم، و بی گمان ما بر ازبین بردن آن کاملاً قادر هستیم

﴿19﴾ پس بوسیله ی آن باغهایی از درختان خرما و انگور برای شما پدید آوردیم، شما را در آن (باغها) میوه های بسیار است، و از آن می خورید

﴿20﴾ و (نیز) درختی را که از طور سینا بیرون می آید (= درخت زیتون) که از آن روغن و (نان) خورش برای خورندگان فراهم می شود

﴿21﴾ و بی گمان برای شما در چهارپایان عبرتی است، از آنچه درونشان است (= از شیر آنها) شما را سیراب می کنیم ؛ و برای شما در آنها منافع فراوان است، و از (گوشت) آنها می خورید

﴿22﴾ و بر آنها و بر کشتیها سوار می شوید

﴿23﴾ و به راستی (ما) نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس (او به آنها) گفت :«ای قوم من! الله را بپرستید، که جز او معبودی برای شما نیست، آیا پرهیز نمی کنید ؟

﴿24﴾ پس اشراف قومش، (آن) کسانی که کافر بودند؛ گفتند: «این (مرد) جز بشری همچون شما نیست، که می خواهد بر شما برتری جوید، اگر خدا می خواست، همانا فرشتگانی را نازل می کرد، ما (هرگز) چنین چیزی را در (میان) نیاکان خود نشنیده ایم

﴿25﴾ او مرد دیوانه ای بیش نیست، پس تا مدتی در باره ی او صبر کنید،

﴿26﴾ (نوح) گفت : « پروردگارا! مرا در برابر تکذیب آنها یاری کن »

﴿27﴾ پس به او وحی کردیدم که : « به دیدگان ما و به وحی ما کشتی بساز، پس هنگامی که فرمان ما فرا رسد، و آب از تنور بجوشد، آنگاه از هرنوع (حیوان) یک جفت (نر و ماده) در کشتی سوار کن و (نیز) خانواده خود را (سوار کن) جز کسی از آنان را که وعده ی (هلاک) از پیش بر او مقرر شده است. و در (باره ی) کسانی که ستم کردند، با من سخن مگو، که آنان غرق شدنی هستند»

﴿28﴾ هنگامی که تو و همراهانت بر کشتی سوار شدید؛ بگو:« ستایش برای خدایی است که ما را از قوم ستمگر نجات داد»

﴿29﴾ و (نیز) بگو : « پروردگارا ! ما را در منزلگاهی پر برکت فرود آور، و تو بهترین فرود آورندگانی»

﴿30﴾ بی گمان در این (ماجرا) نشانه هایی است، و (ما) به راستی آزمایش می کنیم

﴿31﴾ سپس قوم دیگری را بعد از آنها به وجود آوردیم

﴿32﴾ پس از خودشان پیامبری در (میان) آنان فرستایم که : «خدا را بپرستید، که جز او معبودی برای شما نیست، آیا پرهیز نمی کنید ؟! »

﴿33﴾ و گروهی از اشراف قومش که کافر بودند، و دیدار آخرت را تکذیب می کردند، ودر زندگی دنیا به آنها نعمت و آسایش داده بودیم، گفتند :«این(مرد) بشری همچون شما است، از آنچه که (شما) می خورید، می خورد، واز آنچه که شما می نوشید، می نوشد

﴿34﴾ و اگر از بشری همچون خود اطاعت کردید، یقیناً شما زیانکار خواهید شد

﴿35﴾ آیا (او) به شما وعده می دهد : که همانا شما چون مردید و خاک و استخوانهایی (پوسیده) شدید، (بار دیگر از گور) بیرون آورده می شوید ؟

﴿36﴾ هیهات، هیهات (= دور است، دور است) آنچه به شما وعده داده می شود

﴿37﴾ جز زندگی دنیوی ما چیزی نیست، می میریم و زنده می شویم، و هرگز برانگیخته نخواهیم شد

﴿38﴾ او جز مردی نیست که بر خدا دروغ بسته است، و ما به او ایمان نمی آوریم »

﴿39﴾ (پیامبرشان) گفت : «پروردگارا ! مرا در برابر تکذیب آنها یاری کن»

﴿40﴾ (خداوند) فرمود :«به زودی (از کار خود) پشیمان خواهند شد»

﴿41﴾ پس صیحه (= بانگ مرگبار) آنها را به حق فرو گرفت، آنگاه آنها را (همچون) خاشاکی (بر سیلاب) قرار دادیم، پس قوم ستمکار (از رحمت خدا) دور (و نابود) باد

﴿42﴾ سپس اقوام دیگری را بعد از آنها پدید آوردیم

﴿43﴾ هیچ امتی از اجل خود پیشی نمی گیرد، و نه تأخیر می کند

﴿44﴾ سپس پیامبران خود را پی در پی فرستادیم، هر زمان پیامبری برای (هدایت) امتی می آمد، او را تکذیب می کردند، پس (ما نیز) آنها (= امتهای کافر) را یکی پس از دیگری هلاک کردیم، و آنها را افسانه هایی (برای آیندگان) قرار دادیم. پس دور باد قومی که ایمان نمی آورند

﴿45﴾ سپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود، و دلایل آشکار فرستادیم،

﴿46﴾ به سوی فرعون و اشراف (قوم) او، پس آنها تکبر کردند، و مردمی (سرکش و) برتری جوی بودند

﴿47﴾ پس گفتند : «آیا (ما) به دو انسان مانند خود ایمان بیاوریم، در حالی که قوم آنها بردگان (و زیر دستان) ما هستند؟! »

﴿48﴾ پس (آنها) آن دو (پیامبر) را تکذیب کردند، سرانجام (همگی) از هلاک شدگان گشتند

﴿49﴾ و به راستی به موسی کتاب (تورات) دادیم، باشد که آنان (= بنی اسرائیل) هدایت شوند

﴿50﴾ و پسر مریم و مادرش را آیتی قرار دادیم، و آنها را در مکانی بلند و هموار که دارای امنیت و آب جاری بود، جای دادیم

﴿51﴾ ای پیامبران ! از (غذاهای) پاکیزه بخورید، و کار شایسته انجام دهید، بی شک من به آنچه انجام می دهید؛ آگاهم

﴿52﴾ و بی گمان این امت شما، امت واحدی است، و من پروردگار شما هستم، پس از من بترسید

﴿53﴾ پس آنها در میان خود در کار (دین) شان فرقه فرقه و پراکنده شدند، و هرگروه به آنچه نزد خود دارند؛ خوشحالند

﴿54﴾ پس (ای پیامبر!) آنها را تا مدتی در جهل و غفلتشان بگذار

﴿55﴾ آیا گمان می کنند که آن مال و فرزند که با آنها به آنان یاری می دهیم

﴿56﴾ برای این است که شتابان خیرات (و نیکیها) به آنها برسانیم ؟! (چنین نیست) بلکه آنها (حقیقت را) درنمی یابند

﴿57﴾ بی گمان کسانی که از خوف پروردگارشان بیمناکند

﴿58﴾ و کسانی که به آیات پروردگارشان ایمان می آورند

﴿59﴾ و کسانی که به پروردگارشان شرک نمی آورند

﴿60﴾ و کسانی که (در راه خدا) آنچه را باید بدهند، می دهند، و (با این حال) دلهایشان بیم ناک است، که بی گمان آنان به سوی پروردگارشان باز می گردند

﴿61﴾ (آری) اینانند که در نیکیها شتاب می کنند، و در انجام آن (از دیگران) پیشی می گیرند

﴿62﴾ (ما) هیچ کس را جز به اندازه ی توانش تکلیف نمی کنیم، و نزد ما کتابی است که به حق سخن می گوید، و به آنها هیچ ستمی نمی شود

﴿63﴾ بلکه دلهای آنها از این (کتاب) در غفلت است، و آنها جز این؛ اعمال (زشت) دیگری (نیز) دارند که پیوسته آن را انجام می دهند

﴿64﴾ تا زمانی که متنعمان آنها را به عذاب گرفتار کنیم، در این هنگام آنها ناله و فریاد سر می دهند

﴿65﴾ (به آنها گفته می شود :) امروز فریاد نکنید، یقیناً شما از سوی ما یاری نخواهید شد

﴿66﴾ به راستی آیات من پیوسته بر شما خوانده می شد، پس شما (از حق اعراض می کردید و) به عقب باز می گشتید

﴿67﴾ در حالی که در برابر آن تکبر می کردید، (و در مجالس) شبانه ی (خود) به بدگویی می پرداختید (و افسانه سرایی می کردید)

﴿68﴾ آیا (آنها) در این گفتار نیندیشیدند، یا (اینکه) چیزی برای آنان آمده که برای نیاکان نخستین شان نیامده است ؟

﴿69﴾ یا (اینکه) پیامبرشان را نشناخته اند، پس او را انکار می کنند ؟

﴿70﴾ یا می گویند او جنون دارد؟ (چنین نیست) بلکه (او) حق را برای آنها آورده است، و بیشترشان از حق کراهت دارند

﴿71﴾ و اگر حق از هوسهای آنها پیروی کند، آسمانها و زمین و هرکه در آنهاست، تباه شوند، بلکه (ما) برای آنها پند و اندرزشان آورده ایم، پس آنها از پندشان روی گردانند

﴿72﴾ یا (اینکه) تو از آنها مزدی طلب می کنی ؟ پس پاداش پروردگارت بهتر است، و او بهترین روزی دهندگان است

﴿73﴾ و یقیناً تو آنها را به راه راست دعوت می کنی

﴿74﴾ و بی گمان کسانی که به آخرت ایمان ندارند از (این) راه (راست) منحرف هستند

﴿75﴾ و اگر به آنها رحم کنیم و بلا و رنجی را که بدان گرفتارند، از آنها بر طرف سازیم، در طغیان خود لجاجت (و پافشاری) می کنند (و) سر گردان می مانند

﴿76﴾ و به راستی (ما) آنها را به عذاب (و بلا) گرفتار ساختیم، (تا بیدار شوند) پس برای پروردگارشان فروتنی ننمودند، و (به درگاهش تضرع و) زاری نکردند

﴿77﴾ تا زمانی که دری از عذاب سخت به روی آنها گشودیم، آنگاه آنها در آن بکلی نا امید گردند

﴿78﴾ و او کسی است که برای شما گوش و چشم و دل پدید آورد، چه اندک سپاس می گزارید

﴿79﴾ و او کسی است که شما را در زمین (آفرید و) پراکنده نمود، و به سوی او گرد آورده می شوید

﴿80﴾ و او کسی است که زنده می کند و می میراند، و رفت و آمد شب و روز از آن اوست، آیا نمی اندیشید ؟

﴿81﴾ (چنین نکردند) بلکه آنها (نیز) مثل آنچه پیشینیان گفته بودند، گفتند

﴿82﴾ گفتند : « آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوانها (ی پوسیده) شدیم، آیا (دوباره) برانگیخته می شویم،

﴿83﴾ به راستی این وعده به ما و نیاکان ما از قبل داده شده، این (چیزی) جز افسانه های پیشینیان نیست»

﴿84﴾ (ای پیامبر!) بگو: «اگر می دانید، زمین و هرکه در آن است از آنِ کیست ؟! »

﴿85﴾ به زودی خواهند گفت :«(همه) از آن خداست» بگو: «آیا پند نمی گیرید؟!»

﴿86﴾ بگو: «چه کسی پروردگار آسمانهای هفتگانه، و پروردگار عرش عظیم است ؟!»

﴿87﴾ خواهند گفت: «(همه) از آنِ الله است» بگو: «آیا (از خدا) نمی ترسید ؟!»

﴿88﴾ بگو: «اگر می دانید، چه کسی فرمانروایی همه ی موجودات در دست دارد، و او پناه می دهد، و کسی در برابر او پناه داده نمی شود ؟

﴿89﴾ خواهند گفت: «ازآن خداست» بگو: «پس چگونه جادو می شوید ؟!»

﴿90﴾ (چنین نیست) بلکه حق را برای آنها آوردیم، و بی گمان آنان دروغگو هستند

﴿91﴾ خداوند هر گز فرزندی بر نگزیده است، و هیچ معبود (دیگری) با او نیست، (اگر چنین بود) آنگاه هر معبودی آنچه را که آفریده بود؛ می برد، و مسلماً بعضی بر بعضی دیگر برتری می جستند، خداوند منزه (و پاک) است از آنچه آنها توصیف می کنند

﴿92﴾ دانای نهان و آشکار است، پس برتر است از آنچه شریک او می سازند

﴿93﴾ (ای پیامبر!) بگو: «پروردگارا ! اگر آنچه را که به آنها وعده داده می شود، به من نشان دهی

﴿94﴾ پروردگارا ! پس مرا در (زمره ی) قوم ستمگران قرار مده »

﴿95﴾ و یقیناً ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می دهیم؛ به تو نشان دهیم

﴿96﴾ بدی را به روشی که آن بهتر است، دفع کن، ما به آنچه توصیف می کنند؛ داناتریم

﴿97﴾ و بگو: «پروردگارا ! من از وسوسه های شیطان به تو پناه می برم،

﴿98﴾ و پروردگارا ! از اینکه آنان نزد من حاضر شوند، به تو پناه می برم »

﴿99﴾ (کافران پیوسته به راه و روش خود ادامه می دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد، گوید: «پروردگارا ! مرا (به دنیا) باز گردان ،

﴿100﴾ باشد که در آنچه (در دنیا) ترک (و کوتاهی) کرده ام، کار شایسته ای انجام دهم». هرگز چنین نیست، بی گمان این سخنی است که او به زبان می گوید، ( و به فرض محال اگر باز گردد، به کارهای گذشته اش ادامه می دهد) و پشت سر آنها برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند

﴿101﴾ پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز هیچ گونه پیوندهای خویشاوندی در میان آنها نخواهد بود، و از (حال) یکدیگر نپرسند

﴿102﴾ و کسانی که (کفه ی) ترازوی (اعمال) شان سنگین شود، پس آنانند که رستگار هستند

﴿103﴾ و کسانی که (کفه ی) ترازوی (اعمال) شان سبک باشد، پس آنها کسانی هستند که (وجود خود را از دست داده و) به خود زیان رسانده اند و در جهنم جاودانه خواهند ماند

﴿104﴾ (شعله های) آتش چهره هایشان را می سوزاند، و آنها درآن ترشرو (و عبوس) هستند

﴿105﴾ (به آنها گفته می شود:) مگر آیات من بر شما خوانده نمی شد، پس شما آنها را تکذیب می کردید ؟

﴿106﴾ (در پاسخ) گویند: «پروردگارا ! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قومی گمراه بودیم

﴿107﴾ پروردگارا ! ما را از این (جهنم) بیرون کن، پس اگر (به کفر و نافرمانی) باز گردیم، قطعاً ستمکار خواهیم بود »

﴿108﴾ (خداوند) می فرماید:«در آن گم شوید و با من سخن مگویید

﴿109﴾ بی گمان گروهی از بندگانم می گفتند: پروردگارا ! (ما) ایمان آوردیم، پس ما را ببخش و بر ما رحم کن، و تو بهترین رحم کنندگانی

﴿110﴾ پس شما آنها را به مسخره گرفتید؛ تا یاد مرا فراموش تان کردند، و شما به آنها می خندیدید

﴿111﴾ همانا من امروز آنها را بخاطر صبری که کرده اند پاداش دادم، قطعاً آنها کامیاب هستند»

﴿112﴾ (خداوند) می فرماید: « (شمار) چند سال در زمین درنگ کردید؟!»

﴿113﴾ گویند:« یک روز، یا قسمتی از یک روز درنگ کرده ایم، پس از حسابگران بپرس»

﴿114﴾ می فرماید: «(آری) اگر می دانستید، شما جز مقدار اندکی (در دنیا) درنگ نکردید،

﴿115﴾ آیا گمان کردید که ما شما را بیهوده آفریده ایم، و همانا شما به سوی ما باز گردانده نمی شوید ؟

﴿116﴾ پس بلند مرتبه (و برتر) است خداوند ی که فرمانروای حق است، هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، پروردگار عرش کریم است

﴿117﴾ و هر کس که با خداوند معبود دیگری را بخواند، مسلماً هیچ دلیلی بر (حقانیت) آن نخواهد داشت، جز این نیست که حسابش نزد پروردگارش خواهد بود، یقیناً کافران رستگار نمی شوند

﴿118﴾ و (ای پیامبر) بگو :« پروردگارا ! ببخش و رحم کن! و تو بهترین رحم کنندگانی »

النور

Surah 24

﴿1﴾ (این) سوره ای است که آن را نازل کرده ایم، و (احکام) آن واجب نموده ایم، و در آن آیات روشنی نازل کرده ایم، شاید شما پند گیرید

﴿2﴾ هر یک از زن و مرد زنا کار را صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز آخرت ایمان داریدإ نباید در (اجرای احکام) دین خدا نسبت به آن دو (زن و مرد) رأفت (و رحمت کاذب) داشته باشید، وباید گروهی از مؤمنان بر مجازاتشان (شاهد و) حاضر باشند

﴿3﴾ مرد زنا کار جز با زن زنا کار یا مشرک ازدواج نمی کند، و زن زنا کار را جز مرد زنا کار یا مشرک به ازدواج خود در نمی آورد، و این (امر) بر مؤمنان حرام شده است

﴿4﴾ و کسانی که زنان پاکدامن را (به زنا) متهم می کنند، سپس چهار شاهد نمی آورند، پس آنها را هشتاد تازیانه بزنید، و هرگز شهادتشان را نپذیرید، و اینانند که فاسق اند

﴿5﴾ مگر کسانی که بعد از آن توبه کردند، و (اعمال خود را) اصلاح (و جبران) نمودند، پس بی گمان خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿6﴾ و کسانی که همسران خود را (به زنا) متهم می کنند، و جز خودشان گواهانی ندارند، پس هر یک از آنها باید چهار مرتبه به نام خدا سوگند یاد کنند که او از راستگویان است

﴿7﴾ و پنجمین بار (چنین گوید :) که لعنت خدا بر او باد؛ اگر از دروغگویان باشد

﴿8﴾ و از آن (زن) کیفر (رجم) را دور می کند، (به) آن که چهار بار خدا را شاهد بگیرد (و سوگند یاد کند) که او (= شوهرش) از دروغگویان است

﴿9﴾ و بار پنجم (بگوید :) که خشم خداوند بر او باد؛ اگر (شوهرش) از راستگویان باشد

﴿10﴾ و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نمی بود، و اینکه خداوند توبه پذیر حکیم است (گرفتار عقوبت الهی می شدید)

﴿11﴾ مسلماً کسانی که تهمت بزرگ (درباره ی ام المؤمنین عایشه) آوردند، گروهی از خود شما هستند، گمان نکنید که این (ماجرا) برای شما بد است، بلکه آن برای شما خیر است، برای هر کدام از آنها سهمی از گناه است که مرتکب شده است، و کسی از آنان که (بخش) بزرگی (و مهمی)از آن (تهمت) را به عهده داشته است، برای او عذاب عظیمی است

﴿12﴾ چرا هنگامی که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان مؤمن نسبت به خود گمان خیر نبردند، و نگفتند: این تهمتی (بزرگ و) آشکار است

﴿13﴾ چرا چهار شاهد بر آن نیاوردند؟! پس چون گواهان را نیاوردند، آنان در نزد خدا دروغگویانند

﴿14﴾ و اگر فضل خدا و رحمت او در دنیا و آخرت نبود، قطعاً در آنچه به آن پرداختید، عذاب (سخت و) بزرگی به شما می رسید

﴿15﴾ زمانی که آن (شایعه) را از زبان یکدیگر می گرفتید، و با دهان خود سخنی می گفتید که به آن علم (و یقین) نداشتید، و آن را سهل (و کوچک) می پنداشتید در حالی که آن نزد خدا بسیار بزرگ است

﴿16﴾ چرا هنگامی که آن را شنیدید؛ نگفتید : «ما حق نداریم که آن (سخن) را بر زبان آوریم، (خداوندا) تو منزهی! این بهتان بزرگی است ؟!»

﴿17﴾ خداوند شما را اندرز می دهد که اگر مؤمن هستید؛ هرگز به چنین کاری باز نگردید

﴿18﴾ و خداوند آیات (خود) را برای شما بیان می کند، و خداوند دانای حکیم است

﴿19﴾ بی گمان کسانی که دوست دارند زشتیها در (میان) مؤمنان شایع شود، عذاب درد ناکی برای آنها در دنیا و آخرت است، و خداوند می داند وشما نمی دانید

﴿20﴾ و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نمی بود، و اینکه خداوند روؤف مهربان است، (عقوبت سختی شما را در بر می گرفت)

﴿21﴾ ای کسانی که ایمان آوردید! از گامهای شیطان پیروی نکنید، و هرکس که از گامهای شیطان پیروی کند، پس بی گمان ( گمراهش می کند، و) او(= شیطان) به فحشا و منکر فرمان می دهد، و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نمی بود، هرگز کسی از شما پاک نمی شد، و لیکن خداوند هر که را بخواهد پاک می کند، و خدا شنوای داناست

﴿22﴾ کسانی از میان شما كه توانگر و (دارای) وسعت (زندگی) هستند، نباید سوگند بخورند بر آن که به خویشاوندان و مستمندان و مهاجران در راه خدا چیزی ندهند، آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمی دارید که خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿23﴾ بی گمان کسانی که زنان پاکدامن بی خبر (از هرگونه بدکاری و) مؤمن را متهم (به زنا) می سازند، در دنیا و آخرت لعنت شده اند، و عذاب بزرگی برای آنهاست

﴿24﴾ روزی که زبانهایشان و دستهایشان و پاهایشان به آنچه می کردند بر علیه آنها گواهی می دهند

﴿25﴾ آن روز، خداوند جزای واقعی آنها را به تمام (و بی کم و کاست) می دهد، و خواهند دانست که خداوند همان حق آشکار است

﴿26﴾ زنان ناپاک از آن مردان نا پاکند، و مردان ناپاک (نیز) برای زنان ناپاک هستند، و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاک اند. اینان از آنچه (مردم درباره شان) می گویند، مبّرا (و پاک) هستند، برای آنها آمرزش (الهی) و روزی ارزشمندی است

﴿27﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! وارد خانه هایی جز خانه های خود نشوید، تا اجازه بگیرید، و براهل آن (خانه) سلام کنید، این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید

﴿28﴾ پس اگر کسی در آن (خانه) نیافتید، وارد نشوید، تا به شما اجازه داده شود، و اگر به شما گفته شد :« باز گردید» پس باز گردید، که آن برای شما پاکیزه تر است، و خداوند به آنچه انجام می دهید؛ داناست

﴿29﴾ و برشما گناهی نیست که وارد خانه هایی غیر مسکونی بشوید، که در آن متاعی دارید، و خداوند می داند آنچه را آشکار می سازید و آنچه را پنهان می کنید

﴿30﴾ (ای پیامبر!) به مردان مؤمن بگو چشمهای خود را (از نگاه به نا محرم) فرو گیرند، و شرمگاهشان را حفظ کنند، این (کار) برای آنها پاکیزه تر است، بی گمان خداوند به آنچه انجام می دهند؛ آگاه است

﴿31﴾ و به زنان مؤمن بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرم) فرو گیرند، و شرمگاهشان را حفظ کنند، و زینت خود را آشکار نکنند؛ جز آنچه از آن که (طبعاً خودش) نمایان است، و باید (اطراف) مقنعه های خود را بر گریبانهایشان بیفکنند (تا گردن و سینه با آن پوشیده گردد) و زینت خود را آشکار نسازند؛ مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم کیش) شان یا بردگانشان یا مردان (سفیه) خدمتکاری که رغبتی (به زنان) ندارند، یا کودکانی که بر شرمگاه زنان آگاهی نیافته اند، و (زنان) نباید (هنگام راه رفتن) پاهای خود را (به زمین) بکوبند، تا آنچه از زینت شان را که پنهان کرده اند، دانسته شود، و ای مؤمنان ! همگی به سوی خدا توبه کنید، تا رستگار شوید

﴿32﴾ مردان وزنان مجرد (و بی همسر) خود را همسر دهید، و (نیز) غلامان و کنیزانتان که شایسته (و نیکوکار) هستند، (همسر دهید) اگر فقیر باشند، خداوند از فضل (و کرم) خویش آنها را بی نیاز می کند، و خداوند گشایش دهنده ی آگاه است

﴿33﴾ و کسانی که (اسباب و امکانات) ازدواج نمی یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند؛ تا خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز گرداند، و کسانی از بردگانتان که خواستار مکاتبه (= باز خریدن خویش) هستند، پس با آنها قرار داد ببندید، اگر خیر و صلاح در آنها احساس می کنید، و چیزی از مال خدا را که به شما داده است؛ به آنها بدهید، و کنیزان خود را که می خواهند پاکدامنی کنند، برای بدست آوردن متاع ناچیز زندگانی دنیا به زنا وادار نکنید، و کسی که آنها را (بر این کار) مجبور کند، پس بی گمان خداوند بعد از اجبار آنها (برای آنان) آمرزنده ی مهربان است

﴿34﴾ و به راستی ما بر شما آیاتی روشن نازل کردیم، و مثلی از (حال) کسانی که پیش از شما گذشتند، و اندرزی برای پرهیزگاران

﴿35﴾ الله نور آسمانها وز مین است، مَثل نور او همانند چراغدانی است که در آن چراغی (افروخته) باشد، که آن چراغ در (میان) شیشه ای است، آن شیشه گویی ستاره ای درخشان است، این چراغ با (روغن) درخت پر برکت زیتون افروخته می شود، که نه شرقی است و نه غربی، نزدیک است که روغنش بدون تماس با آتش شعله ور شود، نوری است افزون بر نور، و خداوند هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می کند، و خداوند برای مردم مثلها می زند، و خداوند به هرچیزی آگاه است

﴿36﴾ (این چراغ پر نور) در خانه های است که خداوند اجازه داده است که بلند شود، و نامش در آنها برده شود، (و) صبح وشام در آنها تسبیح او گویند

﴿37﴾ مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنها را از یاد خدا و بر پاداشتن نماز و ادای زکات غافل نمی کند، (آنها) از روزی می ترسند که در آن دلها و چشمها دگرگون (و بی تاب) می شود

﴿38﴾ تا خداوند بهتر از آنچه انجام داده اند به آنها پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداش آنها بیفزاید، و خداوند هر کس را که بخواهد بی حساب روزی می دهد

﴿39﴾ و کسانی که کافر شدند؛ اعمالشان همچون سرابی است در بیابانی، که (انسان) تشنه (از دور) آن را آب می پندارد، تا آنکه به آن نزدیک شود، چیزی نمی یابد، و خدا را نزد خود یابد که حساب او را کامل بدهد، و خداوند زود شمار است

﴿40﴾ یا (اعمالشان) همچون تاریکیهایی در دریای پهناور که موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج دیگری است، (و) بر فرازآن ابری (تاریک) است،تاریکیهایی است یکی بر فراز دیگری، (آن گونه که) هرگاه دست خود را بیرون آورد، ممکن نیست آن را ببیند، و کسی را که خدا نوری برای او قرار نداده است، پس (هیچ) نوری برای او نیست

﴿41﴾ آیا ندیدی که همه ی آنان که در آسمانها و زمین هستند، و پرندگان بال گسترده خدا را تسبیح می گویند. (خداوند) نماز و تسبیح هریک از آنها را می داند، و خداوند به آنچه انجام می دهند؛ داناست

﴿42﴾ و فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ خداست، و بازگشت (همه) به سوی خداست

﴿43﴾ آیا ندیدی که خداوند ابرهایی را به آرامی می راند، سپس بین آنها پیوند می دهد، آنگاه آن را متراکم می کند، پس قطره (باران) را می بینی که از میان آن بیرون می شود، و از آسمان، از کوههای که در آنجاست، دانه های تگرگ نازل می کند، پس آن را به هر کس که بخواهد می رساند، و آن را از هرکس که بخواهد باز می دارد، نزدیک است درخشندگی برق آن (نور) چشمها را (از بین) ببرد

﴿44﴾ خداوند شب وروز را دگرگون می سازد، بی گمان در این (امر) برای دیده وران عبرتی است

﴿45﴾ و خداوند هر جنبنده ای را از آب آفرید، پس برخی از آنها بر شکم خود راه می روند، و برخی بر دو پا را می روند، و برخی از آنها بر چهار (پا) راه می روند، خداوند هر چه را بخواهد می آفریند، بی گمان خداوند بر همه چیز تواناست

﴿46﴾ به راستی (ما) آیات روشنگری نازل کردیم، و خداوند هر کس را که بخواهد به راه راست هدایت می کند

﴿47﴾ و (منافقان) می گویند: « به خدا و به پیامبر (او) ایمان آوردیم، و اطاعت کردیم» سپس گروهی از آنها بعد از این (ادعا) روی گردان می شوند، و اینان (در حقیقت) مؤمن نیستند

﴿48﴾ و هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش فرا خوانده شوند تا در میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنها اعراض می کنند

﴿49﴾ و اگر حق با آنها باشد، گردن نهاده (با سرعت) به سوی اومی آیند

﴿50﴾ آیا در دلهایشان بیماری است ؟ یا تردید و شک دارند؟ یا می ترسند خدا و پیامبرش بر آنها ستم کنند ؟! (نه) بلکه آنها خودشان ستمگرند

﴿51﴾ سخن مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میان آنها داوری کند، فقط این است که می گویند :« شنیدیم و اطاعت کردیم» و اینان همان رستگارانند

﴿52﴾ و کسی که خدا و پیامبرش را اطاعت کند، و از خدا بترسد، و از (مخالفت فرمان) او بپرهیزد، پس اینانند که کامیاب (واقعی) هستند

﴿53﴾ (منافقان) با (نهایت تاکید و) سخت ترین سوگندهای شان، به خدا سوگند یاد کردند که اگر به آنها فرمان دهی (برای جهاد) بیرون می روند، (ای پیامبر ! به آنها) بگو : «سوگند یاد نکنید، طاعت پسندیده (و خالصانه مطلوب) است، بی گمان خداوند به آنچه انجام می دهید؛ آگاه است»

﴿54﴾ (ای پیامبر!) بگو :« خدا را اطاعت کنید، و از پیامبر اطاعت کنید، پس اگر سر پیچی کردید، بر او (= پیامبر) است آنچه که به آن مکلّف شده است، و بر شماست آنچه که بر شما تکلیف کرده اند، و اگر از او اطاعت کنید ؛هدایت خواهید شد، و بر (عهده ی) پیامبر (چیزی) جز ابلاغ آشکار نیست»

﴿55﴾ خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند؛ وعده داده است که قطعاً آنها را در زمین جانشین (و حکمران) خواهد کرد، همان گونه که کسانی را که پیش از آنها بودند جانشین (وحکمران) ساخت ، و دینشان را که برای آنها پسندیده است برای آنها استوار (و پا برجا) سازد، و یقیناً (خوف و) ترسشان را به آرامش و امنیت مبدل می کند، تنها مرا پرستش می کنند و چیزی را با من شریک نمی سازند، و کسانی که بعد از این کافر شوند، اینانند که فاسقند

﴿56﴾ و نماز را بر پا دارید وز کات را بدهید، و پیامبر (خدا) را اطاعت کنید، تا شما مورد رحمت قرار گیرید

﴿57﴾ گمان مبر کسانی که کافر شدند؛ می توانند ما را در زمین به ستوه آورند (و از عقوبت ما فرار کنند) جایگاهشان آتش است، و چه بد بازگشتگاهی است

﴿58﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید ! باید بردگان شما، و کسانی از (کودکان) شما که به حد بلوغ نرسیده اند، در سه وقت از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامی که لباسهایتان را بیرون می آورید، و بعد از نماز عشا،(این) سه (وقت) وقت عورت (و خلوت) برای شما است. بعد از این (سه وقت) بر شما و بر آنها هیچ گناهی نیست (که بدون اجازه وارد شوند). آنها بر اطراف (و پیرامون) شما در رفت آمدند (و) بعضی بر بعضی دیگر (وارد می شوید). این گونه خداوند آیات (خود) را برای شما بیان می کند، و خداوند دانای حکیم است

﴿59﴾ و هنگامی که کودکان شما به سن بلوغ رسیدند؛ باید اجازه بگیرند، همانند کسانی که پیش از آنها بودند، اجازه می گرفتند، این گونه خداوند آیاتش را برای شما بیان می کند و خداوند دانای حکیم است

﴿60﴾ و (پیر) زنان (یائسه) از کار افتاده ای که امید ازدواج ندارند، بر آنها گناهی نیست که لباسهای (رویین) خود را بگذارند، در صورتی که زینت (و زیبایی خود) را آشکار نکنند، و اگر خوداری کنند (و خود را بپوشانند) برای آنها بهتر است، و خداوند شنوای داناست

﴿61﴾ بر نابینا گناهی نیست، و بر (افراد) لنگ گناهی نیست، و بر بیمار (نیز) گناهی نیست، و (همچنین) بر خود شما گناهی نیست؛ در آن که از خانه های خود، یا خانه های پدرانتان یا خانه های مادرانتان یا خانه های برادرانتان یا خانه های خواهرانتان یا خانه های عموهایتان یا خانه های عمّه هایتان یا خانه های دائی هایتان یا خانه های خاله هایتان، یا خانه ای که کلیدش در اختیار شماست، یا (خانه های) دوستانتان (چیزی) بخورید، بر شما گناهی نیست که دسته جمعی یا جداگانه (غذا) بخورید، پس هنگامی که به خانه ها وارد شدید بر خویشتن سلام کنید که تحیتی مبارک (و) پاکیزه از سوی خداوند (مقرر)است، این گونه خداوند آیات (خود) را برای شما روشن می کند، باشد که شما خرد ورزید

﴿62﴾ مؤمنان (واقعی) کسانی هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده اند و هنگامی که در کار همگانی با اوباشند (به جایی) نمی روند تا از او اجازه بگیرند، بی گمان کسانی که از تو اجازه می گیرند، آنها کسانی اند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده اند، پس اگر برای بعضی کارهای (مهم) خود از تو اجازه بخواهند، به هرکس از آنها که می خواهی اجازه بده، و برای شان از خداوند آمرزش بخواه، یقیناً خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿63﴾ صدا زدن پیامبر (خدا) را در میان خود همچون صدا زدن یکدیگر قرار ندهید، یقیناً خداوند کسانی از شما را که پشت سر دیگران پنهان می شوند، و یکی بعد از دیگری فرار می کنند می داند، پس کسانی که با فرمان او مخالفت می کنند ؛ باید بترسند از این که فتنه ای گریبان آنها را بگیرد، یا عذابی دردناک به آنها برسد

﴿64﴾ آگاه باشید، بی گمان آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، و یقیناً او آنچه را که شما بر آن هستید؛ می داند، و روزی که به سوی او باز گردانده می شوند، آنها را به آنچه انجام داده اند؛ آگاه می سازد، و خداوند به هر چیزی داناست

الفرقان

Surah 25

﴿1﴾ پر برکت وبزرگوار است کسی که فرقان (= قرآن) را بربنده اش نازل کرد؛ تا بیم دهنده ی جهانیان باشد

﴿2﴾ (همان) کسی که فرمانروایی آسمانها وزمین از آن اوست، و فرزندی (برای خود) بر نگزیده است، و در فرمانروایی هیچ شریکی ندارد، و همه چیز را آفرید، پس اندازه هر چیز چنان که می باید؛ معین کرده است

﴿3﴾ و (مشرکان) به جای او معبودانی (برای خود) بر گزیدند که چیزی نمی آفرینند، و خودشان مخلوقند، و مالک زیان و سود خود نیستند، و (نیز) مالک مرگ حیات و برانگیختن نیستند

﴿4﴾ و کسانی که کافر شدند؛ گفتند : « این (قرآن) جز دروغی نیست که (خود) بافته است، و گروهی دیگر او را بر این (کار) یاری داده اند » به راستی آنها (با این سخن شان) ستم و دروغ بزرگی مرتکب شده اند

﴿5﴾ و گفتند:«(این همان) افسانه های پیشینیان است که آن را رونویسی کرده و هر صبح و شام بر او املا می شود»

﴿6﴾ (ای پیامبر!) بگو :« کسی آن را نازل کرده که راز (نهان) آسمانها و زمین را می داند، بی گمان اوآمرزنده ی مهربان است

﴿7﴾ و گفتند :«این پیامبر را چه شده است که غذا می خورد و در بازارها راه می رود ؟! چرا فرشته ای بر او نازل نشده است؛ پس همراه او بیم دهنده باشد ؟

﴿8﴾ یا گنجی (از آسمان) بر او افکنده شود، و یا باغی داشته باشد که از (میوه های) آن بخورد ؟! » و ستمگران گفتند :« شما فقط از مردی سحر شده پیروی می کنید»

﴿9﴾ بنگر چگونه برای تو مثلها زدند، پس گمراه شدند (آن گونه) که نمی توانند راهی را بیابند

﴿10﴾ پر برکت و بزرگوار است کسی که اگر بخواهد برای تو بهتر از این قرار می دهد: باغهایی که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است، و (نیز) برایت کاخهایی (مجلل) قرار می دهد

﴿11﴾ (اینها همه بهانه است) بلکه (حقیقت این است که) آنها قیامت را تکذیب کرده اند، و (ما) برای کسی که قیامت را تکذیب کند، آتش سوزان (جهنم) فراهم کرده ایم

﴿12﴾ هنگامی که (جهنم) آنها را از مکانی دور ببیند؛ از آن خشم و خروشی (و حشتناک) می شنوند

﴿13﴾ و هنگامی که دست و پا بسته (باغل و زنجیر) در مکان تنگی از آن انداخته شوند، در آنجا مرگ (و نابودی خود) را به فریاد می خوانند

﴿14﴾ (به آنها گفته شود:) امروز یک بار مرگ (و نابودی) را نخوانید، و (بلکه) بسیار (و بارها) فریادش کنید

﴿15﴾ (ای پیامبر!) بگو:«آیا این بهتر است؛ یا بهشت جاویدانی که به پرهیزگاران وعده داده شده است ؟! (بهشتی) که پاداش آنها، و باز گشتگاه شان است»

﴿16﴾ هر چه بخواهند در آنجا برای شان (مهیا) است ؛ جاودانه در آن خواهند ماند، این وعده ای است بر (عهده ی) پروردگارت که (تحقق) آن را ازاو خواسته اند

﴿17﴾ و روزی که (همه ی) آنها و آنچه را که به جای خدا می پرستیدند؛ گرد آورد، پس (به معبودان باطل) می فرماید : « آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید، یا خودشان راه را گم کردند ؟!»

﴿18﴾ گویند :« تو منزهی! برای ما شایسته نبود که به جای تو (اولیاء و) دوستانی برگزینیم، و لیکن آنها و پدرانشان را (از نعمتها) بهرمند نمودی تا اینکه یاد (تو) را فراموش کردند، و گروهی هلاک (و تباه) شده شدند»

﴿19﴾ (خداوند به آنها می فرماید :) به راستی (این معبودان) شما را در آنچه می گویید؛ تکذیب کردند،پس (اکنون) نمی توانید (عذاب را) برطرف کنید، و نه (از کسی) یاری بجویید، و هرکس از شما که ستم (= شرک) کند، عذاب بزرگی به او می چشانیم

﴿20﴾ (ای پیامبر!) پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر اینکه آنها هم غذا می خورند، و در بازارها راه می رفتند، و ما بعضی از شما را وسیله ی آزمایش بعضی دیگر قرار داده ایم، آیا صبر می کنید ؟! و پروردگار تو بیناست

﴿21﴾ کسانی که به دیدار ما امید ندارند گفتند :« چرا فرشتگانی بر ما نازل نشدند، یا (چرا) پرروردگارمان را نمی بینیم؟! » به راستی آنها در باره ی خود تکبر ورزیدند، و طغیان (و سرکشی) بزرگی کردند

﴿22﴾ روزی که فرشتگان را ببینند، در آن روز هیچ بشارتی برای مجرمان نخواهند بود؛ (بلکه روز مجازات و عذاب است) و (فرشتگان) می گویند :«(بهشت) بر شما ممنوع (و حرام) است (و بهره ای جز حرمان ندارید)»

﴿23﴾ و ما به هرگونه عملی که انجام داده اند؛ می پردازیم، پس آن را (چون) غبار پراکنده (در هوا) قرار می دهیم

﴿24﴾ بهشتیان در آن روز جایگاهشان (ازهمه) بهتر، و استراحتگاهشان نیکوتر است

﴿25﴾ و (به یاد آور) که آسمان با ابرها شکافته شود، و فرشتگان چنانکه باید (پی در پی) فرود آورده شوند

﴿26﴾ فرمانروایی راستین (و حقیقی) در آن روز از آن (خداوند) رحمان است، و (آن روز) روز سختی بر کافران خواهد بود

﴿27﴾ و (به یاد آور) روزی که ستمکار (از حسرت) دست خود را می گزد، می گوید :« ای کاش من با رسول (خدا) راهی بر گزیده بودم،

﴿28﴾ ای وای بر من، ای کاش فلانی را دوست نمی گرفتم

﴿29﴾ به راستی او مرا از ذکر (= قرآن) گمراه ساخت، بعد از آن که به سوی من آمده بود، و شیطان همواره انسان را تنها (و خوار) می گذارد»

﴿30﴾ و پیامبر (خدا) گوید :« پروردگارا ! بی گمان قوم من این قرآن را رها کردند»

﴿31﴾ و این گونه برای هر پیامبری دشمنی از مجرمان قرار دادیم، وپروردگار تو برای راهنمایی و یاری (تو) کافی است

﴿32﴾ و کسانی که کافر شدند؛ گفتند :« چرا قرآن یکباره براو نازل نمی شود ؟! » این گونه (آن را بخش بخش نازل کردیم) تا با آن قلب تو را استوار داریم ، و آن را آرام آرام (و به تدریج بر تو) بخوانیم

﴿33﴾ و (کافران) هیچ (اعتراض و) مثلی برای تو نمی آورند؛ مگر آن که برای تو حق و (پاسخی) نیک بیان تر می آوریم

﴿34﴾ کسانی که بر چهره هایشان به سوی جهنم محشور می شوند، اینان بد جایگاه تر و گمراه تر هستند

﴿35﴾ و به راستی (ما) به موسی کتاب (تورات) دادیم، و برادرش هارون را همراه او مدد کار (او) قرار دادیم

﴿36﴾ آنگاه گفتیم :« شما دو نفر سوی قومی که آیات ما را تکذیب کردند، بروید» پس آنها را بشدت (هلاک و) نابود کردیم

﴿37﴾ وقوم نوح را هنگامی که پیامبران را تکذیب کردند، آنها را غرق کردیم، و آنها را برای مردم (نشانه و) عبرت قرار دادیم، و برای ستمکاران عذاب درد ناکی آماده کرده ایم

﴿38﴾ و (همچنین) عاد و ثمود و اصحاب رس و نسلهای بسیار را که بین آنها بودند (هلاک کردیم)

﴿39﴾ و برای هر یک از آنها مثلها زدیم، و همگی (آنها) را سخت نابود (و هلاک) کردیم

﴿40﴾ و به راستی آنها (= مشرکان مکه) بر قریه ای که باران بلا بر آن باریده بود، گذشتند، آیا آن را نمی دیدند ؟! (آری، می دیدند) بلکه به (قیامت و) زنده شدن امید (و ایمان) ندارند

﴿41﴾ و هنگامی که تو را ببینند، فقط تو را به ریشخند (و مسخره) می گیرند، (و می گویند:) آیا این همان کسی است که خداوند او را به پیامبری فرستاده است ؟

﴿42﴾ اگر ما بر (پرستش) خدایان مان استقامت نمی کردیم، نزدیک بود که ما را از (پرستش) آنها گمراه کند! و چون عذاب (الهی) را ببینند؛ به زودی خواهند دانست چه کسی گمراه تر (بوده) است

﴿43﴾ آیا دیدی کسی را که هوای (نفس) خود را معبود خود برگزیده است ؟! آیا تو می توانی بر او (وکیل و) نگهبان باشی؟

﴿44﴾ آیا گمان می کنی بیشتر آنها می شنوند یا می فهمند ؟! آنها همچون چهارپایانی بیش نیستند، بلکه اینان گمراه ترند

﴿45﴾ آیا ندیدی چگونه پروردگارت سایه را گسترانیده است، و اگر می خواست آن را ساکن قرار می داد، پس خورشید را بر (وجود) آن دلیل قرار دادیم

﴿46﴾ سپس آن (سایه) را اندک اندک به سوی خود باز می گیریم

﴿47﴾ و او کسی است که شب را برای شما پوششی قرار داد، و خواب را مایه ی آسایش، و روز را (هنگام) بر خاستن (و جنبش) قرار داد

﴿48﴾ و او کسی است که بادها را بشارت دهندگانی پیشاپیش رحمتش فرستاد، و از آسمان آبی پاک نازل کردیم

﴿49﴾ تا به آن سرزمین مرده ای را زنده کنیم، و آن را به چهارپایان و انسانهای بسیاری را که آفریده ایم؛ بنوشانیم

﴿50﴾ و به راستی (ما) آن (آب باران) را در میان آنها تقسیم کردیم تا متذکر شوند، پس بیشتر مردم جز ناسپاسی را قبول نکردند

﴿51﴾ و اگر می خواستیم در هر قریه و دیاری بیم دهنده ای می فرستادیم

﴿52﴾ پس (ای پیامبر!) از کافران اطاعت مکن، و بوسیله ی آن (= قرآن) با آنها جهاد بزرگی بنما

﴿53﴾ و او کسی است که دو دریا را به هم آمیخت، این گوارا وشیرین، و آن شور تلخ است، و در میان آن دو حائل و مانعی استوار قرار داد

﴿54﴾ و او کسی است که از آب انسانی را آفرید، آنگاه او را (پیوند) نسبی و سببی قرار داد، و پروردگار تو تواناست

﴿55﴾ و (مشرکان) به جای خداوند چیزی را می پرستند که نه به آنها سود می بخشد و نه به آنها زیانی می رساند. و کافر پیوسته در برابر پروردگارش پشتیبان (یکدیگر و یاور شیطان) است

﴿56﴾ و (ای پیامبر!) ما تو را جز بشارت دهنده و بیم دهنده نفرستادیم

﴿57﴾ بگو :« من در برابر (تبلیغ) آن هیچ گونه مزدی از شما نمی طلبم، مگر کسی که بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزیند»

﴿58﴾ و برزنده ای که هرگز نمی میرد؛ توکل کن، و به ستایش او تسبیح گوی، و همین بس که او به گناهان بندگانش آگاه است

﴿59﴾ (همان) کسی که آسمانها و زمین و آنچه را در میان آن دو است، در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت (او خداوند) رحمان است. پس درباره ی او (تعالی) از کسی (= پیامبر) بپرس که آگاه است

﴿60﴾ و هنگامی که به آنها گفته شود: « برای (خداوند) رحمان سجده کنید» گویند :« رحمان چیست ؟! (او را نمی شناسیم) آیا برای چیزی که تو به ما فرمان می دهی سجده کنیم ؟!» و برنفرت (و گریز شان) افزوده شد

﴿61﴾ پر برکت و بزرگوار است کسی که در آسمان برجهایی قرار داد، و در (میان) آن چراغ روشن و ماه تابانی قرار داد

﴿62﴾ و او (همان) کسی است که شب و روز را در پی یکدیگر قرار داد برای کسی که بخواهد متذکر شود یا بخواهد شکر گذاری کند

﴿63﴾ و بندگان (خاص) رحمان، کسانی هستند که با فروتنی (و آرامش) بر زمین راه می روند، و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب قرار دهند (و سخنان نا بخردانه و ناسزا گویند) به آنها سلام گویند (و از آنها روی می گردانند)

﴿64﴾ و کسانی که شب را برای پروردگارشان سجده کنان و قیام کنان می گذرانند

﴿65﴾ و کسانی که می گویند: « پروردگارا ! عذاب جهنم را از ما بر طرف کن، بی تردید عذابش (سخت و) پایدار است

﴿66﴾ بی گمان آن (جهنم) بد قرار گاه و (بد) اقامتگاهی است

﴿67﴾ و کسانی که چون انفاق کنند، اسراف نمی نمایند و سختگیری نمی کنند، و بین این دو (روش) اعتدال دارند

﴿68﴾ و کسانی که با خداوند معبود دیگر را نمی خوانند، و نفسی را که خداوند (کشتنش را) حرام کرده است، جز به حق نمی کشند، و زنا نمی کنند، و هر کس چنین کند، مجازات گناه (خود) را خواه دید

﴿69﴾ عذاب او در روز قیامت مضاعف می گردد و با خواری (و ذلت) در آن جاودان خواهد ماند

﴿70﴾ مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، پس اینانند که خداوند بدی هایشان را به نیکیها مبدل می کند، و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿71﴾ و کسی که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، پس بی گمان او چنانکه باید به سوی خداوند بازگشت می کند

﴿72﴾ و کسانی که شهادت دروغ نمی دهند، و چون بر (کار) لغو (وبیهوده) بگذرند، بزرگوارانه (از آن) می گذرند

﴿73﴾ و کسانی که چون به آیات پروردگارشان پند داده شدند، کر و کور بر روی آن نمی افتند

﴿74﴾ و کسانی که می گویند: « پروردگارا! از همسرانمان، و فرزندانمان مایه ی روشنی چشم به ما عطا فرما، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا قرار بده»

﴿75﴾ (آری) اینان به (خاطر) صبری که کرده اند درجات (و منازل) عالی (بهشت) به آنها پاداش داده می شود، و در آن با تحیت و سلام استقبال می شوند

﴿76﴾ در آن جادانه خواهند ماند، چه نیکو قرار گاه و(نیکو) اقامتگاهی است

﴿77﴾ (ای پیامبر !) بگو :« پروردگار به شما اعتنایی ندارد؛اگر دعای شما نباشد، به راستی شما (حق را) تکذیب کردید، پس به زودی (کیفرش، گردن گیر و) ملازمتان خواهد بود

الشعراء

Surah 26

﴿1﴾ طسم (طا. سین. میم)

﴿2﴾ این آیات کتاب روشن است

﴿3﴾ گویی می خواهی از (شدت غم واندوه) این که آنها ایمان نمی آورند؛ خود را هلاک کنی

﴿4﴾ اگر بخواهیم از آسمان بر آنها نشانه ای نازل می کنیم که گردنهایشان در برابر آن تسلیم (و خاضع) گردد

﴿5﴾ و هیچ پند تازه ای از سوی (خداوند) رحمان برای آنها نمی آید؛ مگر این که از آن روی گردان هستند

﴿6﴾ به راستی آنها تکذیب کردند، پس به زودی اخبار آنچه را که به آن استهزاء (و تمسخر) می کردند؛ به آنها خواهد رسید

﴿7﴾ آیا به زمین ننگریسته اند که چه قدر از هر گونه گیاهان (نیکو و) پر ارزش در آن رویانده ایم ؟

﴿8﴾ بی گمان در این نشانه ی (بزرگی) است، و بیشتر آنها مؤمن نیستند

﴿9﴾ و به راستی پروردگارتو پیروزمند مهربان است

﴿10﴾ و (به یاد بیاور) هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که به سوی قوم ستمکار برو،

﴿11﴾ قوم فرعون، آیا آنها نمی ترسند ؟

﴿12﴾ (موسی) گفت :« پروردگارا ! من می ترسم که مرا تکذیب کنند

﴿13﴾ و سینه ام تنگ گردد و زبانم باز نشود، پس (برادرم) هارون را (نیز) رسالت ده (تا مرا یاری کند)

﴿14﴾ و آنها بر (گردن) من (ادعای) گناهی دارند، پس می ترسم که مرا بکشند»

﴿15﴾ (خداوند) فرمود:«چنین نیست، پس شما هر دو با آیات ما بروید، یقیناً ما با شما شنوندگان هستیم

﴿16﴾ پس (به نزد) فرعون بروید، و بگویید:«ما فرستاده ی پروردگار جهانیان هستیم،

﴿17﴾ که بنی اسرائیل را با ما بفرست»

﴿18﴾ (فرعون) گفت : «آیا ما تو را در کوکی نزد خود پرورش ندادیم، و سالهایی از عمرت را در میان ما نگذراندی؟

﴿19﴾ و (بالآخره) آن کارت را (که نبایست انجام می دادی) انجام دادی، و تو از ناسپاسانی»

﴿20﴾ (موسی) گفت : «(من) آن (کار) را آنگاه انجام دادم که من از بی خبران بودم

﴿21﴾ پس چون از شما ترسیدم از شما فرار کردم، آنگاه پروردگارم به من دانش (و نبوت) بخشید و مرا از پیامبران قرار داد

﴿22﴾ و آیا این نعمتی است که تو بر من منت می گذاری که بنی اسرائیل را برده ی خود ساخته ای؟!»

﴿23﴾ فرعون گفت :«پروردگار جهانیان چیست؟!»

﴿24﴾ (موسی) گفت :« پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید»

﴿25﴾ (فرعون) به آنهای که در اطرافش بودند؛ گفت :«آیا نمی شنوید ؟»

﴿26﴾ (موسی) گفت :«( او) پروردگار شما و پروردگار نیاکان پیشین شماست

﴿27﴾ (فرعون) گفت :« بی تردید پیامبرتان که به سوی شما فرستاده شده دیوانه است»

﴿28﴾ (موسی) گفت :«(او) پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است، اگر بیندیشید»

﴿29﴾ (فرعون) گفت :«اگر معبودی جز من برگزینی، البته تو را از زندانیان قرار خواهم داد»

﴿30﴾ (موسی) گفت :« حتی اگر معجزه ای روشنی برای تو آورده باشم ؟!»

﴿31﴾ (فرعون) گفت :« پس اگر از راستگویانی، آن را بیاور»

﴿32﴾ پس (موسی) عصای خود را افکند، که ناگهان آن اژدهایی آشکار شد

﴿33﴾ و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد که ناگهان در برابر بینندگان سفید (و روشن) بود

﴿34﴾ (فرعون) به اشرافی که اطراف او بودند؛ گفت :« بی گمان این (مرد) جادوگر دانایی است

﴿35﴾ (او) می خواهد با سحرش شما را از سرزمینتان بیرون کند، پس شما چه نظر می دهید ؟!»

﴿36﴾ گفتند :«(کار) او و برادرش را به تأخیر انداز، و جمع آوری کنندگان را در (همه ی) شهرها بفرست»

﴿37﴾ تا هر جادوگر ماهر (و) دانایی را نزد تو آورند»

﴿38﴾ پس (سرانجام) جادوگران برای وعده گاه روز معینی گرد آورده شدند

﴿39﴾ و به مردم گفته شد :«آیا شما (نیز) جمع می شوید،

﴿40﴾ تا اگر ساحران پیروز شدند، ما از آنها پیروی کنیم؟!»

﴿41﴾ پس هنگامی که ساحران آمدند، به فرعون گفتند : «اگر ما پیروز شویم، آیا ما پاداشی خواهیم داشت ؟!»

﴿42﴾ گفت :«آری، و بی گمان آنگاه شما از مقربان خواهید بود»

﴿43﴾ موسی به آنها گفت :«هر چه می خواهید بیفکنید، بیفکنید»

﴿44﴾ پس آنها ریسمانها و عصاهای خود را افکندند، و گفتند:« به عزت فرعون، قطعاً ما پیروزیم»

﴿45﴾ پس موسی عصایش را افکند، ناگهان آنچه را به دروغ بر ساخته بودند، بلعید

﴿46﴾ پس ساحران سجده کنان (به زمین) افتادند

﴿47﴾ گفتند :« ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،

﴿48﴾ پروردگار موسی و هارون»

﴿49﴾ (فرعون) گفت:«آیا پیش از آن که به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید ؟! مسلماً او بزرگتر شماست که سحر را به شما یاد داده است، پس به زودی خواهید دانست ! دستانتان و پاهایتان را به عکس یکدیگر قطع می کنم، و همه ی شما را به دار می آویزم»

﴿50﴾ گفتند :« با کی نیست، ما به سوی پروردگار مان باز می گردیم

﴿51﴾ ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد، که ما از نخستین ایمان آورندگان بودیم»

﴿52﴾ و به موسی وحی کردیم که : « شبانه بندگانم را (از مصر) بیرون ببر، بی گمان شما تعقیب می شوید»

﴿53﴾ پس فرعون (چون از ماجرا آگاه گردید) گرد آورندگان (نیرو) را به شهرها فرستاد

﴿54﴾ (و گفت:) اینها (= بنی اسرائیل) گروهی اندک (و ناچیز) هستند،

﴿55﴾ و اینها ما را به خشم آورده اند،

﴿56﴾ و ما همگی آماده (و بیدار) هستیم»

﴿57﴾ پس آنها را از باغها و چشمه ها بیرون کردیم

﴿58﴾ و (نیز) از گنجها و منزلگاه نیکو (و قصرهای مجلل بیرون راندیم)

﴿59﴾ (آری) این چنین (کردیم) و بنی اسرائیل را وارث آنها ساختیم

﴿60﴾ پس آنها (صبحگاهان به) هنگام طلوع آفتاب به تعقیبشان پرداختند

﴿61﴾ پس چون دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: « یقیناً ما (در چنگال فرعونیان) گرفتار شدیم»

﴿62﴾ (موسی) گفت :« چنین نیست، بی گمان پروردگارم با من است، به زودی مرا هدایت خواهد کرد»

﴿63﴾ پس به موسی وحی کردیم :«عصایت به دریا بزن» آنگاه (دریا) شکافته شد، پس هر بخشی (از آن) همچون کوه عظیمی شد

﴿64﴾ و دیگران (= فرعون و فرعونیان) را (نیز) به آنجا نزدیک ساختیم

﴿65﴾ و موسی و همراهانش را همگی نجات دادیم

﴿66﴾ سپس دیگران را غرق کردیم

﴿67﴾ بی گمان در این (ماجرا) نشانه ای (روشن) است

﴿68﴾ و بی تردید پرورگارتو پیروزمند مهربان است

﴿69﴾ و خبر ابراهیم را بر آنها بخوان

﴿70﴾ هنگامی که به پدرو قومش گفت :«چه چیز را می پرستید ؟!»

﴿71﴾ گفتند :« بتهایی را می پرستیم، و پیوسته برای (عبادت) آنها معتکف هستیم

﴿72﴾ (ابراهیم) گفت : «آیا هنگامی که آنها را می خوانید (صدای) شما را می شنوند ؟

﴿73﴾ یا سود وزیانی به شما می رسانند؟!»

﴿74﴾ گفتند :«(نه) بلکه ما نیاکان خود را یافتیم که چنین می کردند»

﴿75﴾ (ابراهیم) گفت :«آیا دیدید چیزهایی را که پیوسته عبادت می کردید،

﴿76﴾ شما و نیاکان پیشین شما

﴿77﴾ پس همه آنها دشمن من هستند، جز پروردگار جهانیان

﴿78﴾ (همان) کسی که مرا آفرید، پس او مرا هدایت می کند

﴿79﴾ و کسی که او به من غذای می دهد و سیراب می نماید

﴿80﴾ و هنگامی که بیمار شوم پس او مرا شفا می دهد

﴿81﴾ و کسی که مرا می میراند؛ سپس زنده می کند

﴿82﴾ و کسی که امیدوارم گناهانم را در روز جزا برایم ببخشد

﴿83﴾ پروردگارا! به من (دانش و) حکمت ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن

﴿84﴾ و برای من در میان آیندگان آوازه نیک (و ذکر خیر) قرار بده

﴿85﴾ و مرا از وارثان بهشت پر نعمت بگردان

﴿86﴾ و پدرم را بیامرز، بی گمان او از گمراهان بود

﴿87﴾ و در روزی که (همه ی مردم) برانگیخته می شوند، مرا رسوا (و شرمنده ) مکن

﴿88﴾ روزی که مال و فرزندان سودی نبخشد

﴿89﴾ مگر کسی که با قلب سلیم (خالی از شرک و کفر و نفاق) به پیشگاه خداوند بیاید»

﴿90﴾ و (در آن روز) بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده شود

﴿91﴾ و دوزخ برای گمراهان آشکار کنند

﴿92﴾ و به آنها گفته می شود:« کجا هستند آنچه که به جای خدا پرستش می کردید ؟

﴿93﴾ آیا آنها شما را یاری می کنند، یا (خود) انتقام می گیرند ؟

﴿94﴾ پس آنها و گمراهان (به رو) در آن افکنده می شوند

﴿95﴾ و(نیز) همه ی لشکریان ابلیس

﴿96﴾ آنها در آنجا در حالی که با یکدیگر مخاصمه می کنند، گویند

﴿97﴾ « به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکار بودیم

﴿98﴾ چون شما را با پروردگار جهانیان برابر می دانستیم

﴿99﴾ و کسی جز مجرمان ما را گمراه نکرد

﴿100﴾ پس (اکنون) هیچ شفاعت کنندگانی برای ما نیست

﴿101﴾ و نه هیچ دوست (مخلص و) مهربانی

﴿102﴾ پس ای کاش بار دیگر (به دنیا) باز گردیم، تا از مؤمنان باشیم »

﴿103﴾ بی گمان در این (ماجرا) نشانه ای (روشن) است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند

﴿104﴾ و بی تردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است

﴿105﴾ قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند

﴿106﴾ هنگامی که برادرشان نوح به آنها گفت :« آیا (از خدا) نمی ترسید؟!»

﴿107﴾ مسلماً من برای شما پیامبری امین هستم

﴿108﴾ پس از خدا بترسید، و مرا اطاعت کنید

﴿109﴾ و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمی طلبم، مزد من تنها بر (عهده ی) پروردگار جهانیان است

﴿110﴾ پس از خدا بترسید، و مرا اطاعت کنید»

﴿111﴾ گفتند:« آیا به تو ایمان بیاوریم در حالی که فرومایگان از تو پیروی کرده اند ؟!»

﴿112﴾ (نوح) گفت :« من چه می دانم آنها چه کارها کرده اند

﴿113﴾ اگر می فهمید، حساب آنها تنها با پروردگار من است

﴿114﴾ و من (هرگز) مؤمنان را طرد نخواهم کرد

﴿115﴾ من جز بیم دهنده ای آشکار نیستم»

﴿116﴾ گفتند :«ای نوح ! اگر (از دعوتت) دست بر نداری، حتماً سنگسار خواهی شد»

﴿117﴾ (نوح) گفت :«پروردگارا ! همانا قوم من، مرا تکذیب کردند

﴿118﴾ پس میان من وآنها داوری کن، و مرا و مؤمنانی را که با من هستند؛ نجات بده»

﴿119﴾ پس او و کسانی را که همراه او بودند، در (آن) کشتی پر (و انباشته) نجات دادیم

﴿120﴾ سپس بقیه را غرق کردیم

﴿121﴾ بی گمان در این (ماجرا) نشانه ای (روشن) است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند

﴿122﴾ و بی تردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است

﴿123﴾ (قوم) عاد (نیز) پیامبران (خدا) را تکذیب کردند

﴿124﴾ هنگامی که برادرشان هود به آنها گفت :«آیا (از خدا) نمی ترسید ؟!»

﴿125﴾ به راستی من برای شما پیامبری امین هستم

﴿126﴾ پس از خدا بترسید، و مرا اطاعت کنید

﴿127﴾ و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمی طلبم، مزد من تنها بر (عهده ی) پرودگار جهانیان است

﴿128﴾ آیا بر هر مکان مرتفعی نشانه ای (از روی هوا و هوس و) بیهوده می سازید ؟

﴿129﴾ و قصرها (و قلعه ها) محکم و استوار بنا می کنید، گویی که (در دنیا) جاودانه می مانید

﴿130﴾ و چون (کسی را) کیفر دهید، همچون جباران کیفر می دهید

﴿131﴾ پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید

﴿132﴾ و از کسی بترسید که شما را به آنچه می دانید مدد کرده است

﴿133﴾ شما را به چهارپایان و فرزندان مدد (و یاری) فرموده است

﴿134﴾ و (همچنین به) باغها و چشمه ها

﴿135﴾ همانا من از عذاب روزی بزرگ بر شما می ترسم! »

﴿136﴾ گفتند :« برای ما یکسان است، چه ما را پند دهی یا پند ندهی

﴿137﴾ این جز (همان) روش پیشینیان نیست

﴿138﴾ و ما (هرگز) عذاب نخواهیم شد»

﴿139﴾ پس او (= هود) را تکذیب کردند، در نتیجه ما آنها را هلاک کردیم، بی گمان در این (ماجرا) نشانه ای است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند

﴿140﴾ و بی تردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است

﴿141﴾ (قوم) ثمود پیامبران (خدا) را تکذیب کردند

﴿142﴾ هنگامی که برادرشان صالح به آنها گفت :«آیا (از خدا) نمی ترسید ؟

﴿143﴾ بی گمان من برای شما پیامبری امین هستم

﴿144﴾ پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید

﴿145﴾ و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمی طلبم، مزد من تنها بر (عهده ی) پروردگار جهانیان است

﴿146﴾ آیا (می پندارید که) شما در (نعمتهایی) اینجا ایمن رها می کنند ؟

﴿147﴾ در (این) باغها و چشمه ها

﴿148﴾ و (در این) زراعتها و نخلهایی که شکوفه هایش (نرم و) رسیده است ؟

﴿149﴾ و شادمانه از کوهها خانه هایی می تراشید؟

﴿150﴾ پس از خدا بترسید و مرا اطاعت نکنید

﴿151﴾ و فرمان اسراف کاران را اطاعت نکنید

﴿152﴾ (همان) کسانی که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند»

﴿153﴾ گفتند :«(ای صالح) جز این نیست که تو از جادوشدگانی

﴿154﴾ تو جز بشری همانند ما نیستی، پس اگر از راستگویانی نشانه ای بیاور»

﴿155﴾ (صالح) گفت :«این ماده شتری است، که برای او یک نوبت آب خوردن، و برای شما (نیز) نوبت روز معینی است

﴿156﴾ و (کمترین) آزاری به آن نرسانید، که عذاب روزی بزرگ شما را فرو می گیرد»

﴿157﴾ پس آن را پی کردند، آنگاه (از کرده ی خود) پشیمان شدند

﴿158﴾ پس عذاب (الهی) آنها را فرو گرفت، بی گمان در این (ماجرا) نشانه ای است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند

﴿159﴾ و بی تردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است

﴿160﴾ قوم لوط (نیز) پیامبران (خدا) را تکذیب کردند

﴿161﴾ هنگامی که برادرشان لوط به آنها گفت :«آیا (از خدا) نمی ترسید ؟

﴿162﴾ بی گمان من برای شما پیامبری امین هستم

﴿163﴾ پس از خدا بترسید، و مرا اطاعت کنید

﴿164﴾ و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمی طلبم، مزد من تنها بر (عهده ی) پروردگار جهانیان است

﴿165﴾ آیا در میان جهانیان شما به سراغ مردان می روید ؟

﴿166﴾ و همسرانی که خدا برای شما آفریده است؛ رها می کنید، بلکه شما قومی متجاوز هستید

﴿167﴾ گفتند :«ای لوط، اگر دست بر نداری، یقیناً از اخراج شدگان خواهی بود»

﴿168﴾ (لوط) گفت : «من دشمن سر سخت عمل شما هستم

﴿169﴾ پروردگارا ! من و خانواده ام را از (عاقبت) آنچه (اینها) انجام می دهند، نجات بده»

﴿170﴾ پس او وخانواده اش را همگی نجات دادیم

﴿171﴾ مگر پیرزنی که در میان بازماندگان بود

﴿172﴾ سپس دیگران را نابود ساختیم

﴿173﴾ و بر آنها بارانی (از سنگ) بارانیدیم، پس باران بیم داده شدگان چه بد بود

﴿174﴾ بی گمان در این (ماجرا) نشانه ای است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند

﴿175﴾ و بی تردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است

﴿176﴾ اصحاب ایکه (= قوم شعیب) پیامبران (خدا) را تکذیب کردند

﴿177﴾ هنگامی که شعیب به آنها گفت :«آیا (از خدا) نمی ترسید ؟

﴿178﴾ همانا من برای شما پیامبری امین هستم

﴿179﴾ پس از خدا بترسید، و مرا اطاعت کنید

﴿180﴾ و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمی طلبم، مزد من تنها بر (عهده ی) پروردگار جهانیان است

﴿181﴾ پیمانه را تمام بدهید، و از کاهندگان (و کم فروشان) نباشید

﴿182﴾ و با ترازوی درست وزن کنید

﴿183﴾ و چیزهای مردم را کم ندهید (و حق آنها را ضایع نکنید) و در زمین به فساد نکوشید

﴿184﴾ و از کسی که شما و آفریدگان نخستین را آفرید بترسید

﴿185﴾ گفتند :«(ای شعیب!) جز این نیست که تو از جادو شدگانی،

﴿186﴾ تو جز بشری همانند ما نیستی، و تو را از دروغگویان می پنداریم

﴿187﴾ پس اگر از راستگویانی، پاره ی از آسمان را بر (سر) ما بینداز»

﴿188﴾ (شعیب) گفت :«پروردگارم ! به آنچه انجام می دهید؛ داناتر است

﴿189﴾ پس او را تکذیب کردند، آنگاه عذاب روز سایه آنها را فرو گرفت، بی گمان آن عذاب روز بزرگی بود

﴿190﴾ بی گمان در این (ماجرا) نشانه ای است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند

﴿191﴾ و بی تردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است

﴿192﴾ و همانا این (قرآن) نازل شده (از جانب) پروردگار جهانیان است

﴿193﴾ روح الامین (= جبرئیل) آن را فرود آورده است

﴿194﴾ بر قلب تو، تا از هشدار دهندگان باشی

﴿195﴾ (آن را) به زبان عربی روشن (نازل کرد)

﴿196﴾ و همانا (توصیف) آن در کتابهای پیشینیان (نیز آمده) است

﴿197﴾ آیا همین نشانه برای آنها کافی نیست که علمای بنی اسرائیل از آن آگاهند؟

﴿198﴾ و اگر آن را بر بعضی از عجمیان (= غیر عربها) نازل می کردیم

﴿199﴾ پس او آن را برایشان می خواند، به آن ایمان نمی آورند

﴿200﴾ (آری) این گونه آن (تکذیب) را در دلهای مجرمان در آوردیم

﴿201﴾ به آن ایمان نمی آورند تا عذاب دردناک را (با چشم خود) ببینند

﴿202﴾ پس ناگهان در حالی که بی خبرند به سراغ آنها می آید

﴿203﴾ آنگاه می گویند:«آیا مهلتی به ما داده خواهد شد؟!»

﴿204﴾ آیا برای عذاب ما شتاب می کنند؟

﴿205﴾ آیا دیدی که اگر سالیانی آنها را (از این زندگی دنیا) بهره مند سازیم

﴿206﴾ سپس آنچه که به آنها وعده داده شده است به سراغشان بیاید

﴿207﴾ این بهره مندیشان (از دنیا) سودی برای آنها نخواهد داشت

﴿208﴾ و هیچ قریه ای را هلاک نکردیم؛ مگراین که هشدار دهندگانی (از پیامبران) داشتند

﴿209﴾ برای پند دادن، و ما هرگز ستمکار نبودیم

﴿210﴾ و شیطانها (هرگز) این (قرآن) را نازل نکرده اند

﴿211﴾ و برای آنها سزاوار نیست؛ و نمی توانند

﴿212﴾ بی گمان آنها از شنیدن (وحی، و استراق سمع) برکنارند

﴿213﴾ پس (ای پیامبر!) هیچ معبودی را با الله مخوان، که از عذاب شدگان خواهی بود

﴿214﴾ و خویشاوندان نزدیکت را هشدار بده

﴿215﴾ و بال (رحمت و فروتنی) خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می کنند؛ بگستر

﴿216﴾ پس اگر از (فرمان) تو سرپیچی کردند، بگو :«همانا من از آنچه انجام می دهید؛ بیزارم»

﴿217﴾ و بر خداوند پیروزمند مهربان توکل کن

﴿218﴾ (همان) کسی که تو را به هنگامی که (برای عبادت) بر می خیزی می بیند

﴿219﴾ و (نیز) حرکت (و نشست و بر خاست) تو را میان سجده کنندگان (را می بیند)

﴿220﴾ همانا او شنوای داناست

﴿221﴾ آیا به شما خبردهم که شیاطین بر چه کسی نازل می شوند؟

﴿222﴾ بر هر دروغگوی گنهکار نازل می گردند

﴿223﴾ (به شیاطین) گوش فرا می دهند و بیشترشان دروغگو هستند

﴿224﴾ و شاعران (کسانی) هستند که گمراهان از آنها پیروی می کنند

﴿225﴾ آیا ندیدی که آنها درهر وادیی سرگشته (و حیران) هستند ؟

﴿226﴾ و بی گمان آنها چیزی می گویند که (خود به آن) عمل نمی کنند ؟

﴿227﴾ مگر کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و خدا را بسیار یاد کردند، و بعد از آن که ستم دیدند، انتقام گرفتند،(و با شعر خود از اسلام و مسلمین دفاع نمودند)، و کسانی که ستم کردند؛ به زودی خواهند دانست به چه بازگشتگاهی باز می گردند

النمل

Surah 27

﴿1﴾ طس (طا. سین) این آیات قرآن و کتاب مبین است

﴿2﴾ که هدایت و بشارت برای مؤمنان است

﴿3﴾ (همان) کسانی که نماز را بر پا می دارند، و زکات را ادا می کنند، و آنان به آخرت یقین دارند

﴿4﴾ بی گمان کسانی که به آخرت ایمان نمی آورند،اعمال شان را برای آنها زینت داده ایم، پس آنها سر گردان می شوند

﴿5﴾ آنها کسانی هستند که عذاب بد (و درد ناک) برای شان است،و آنها در آخرت زیانکارترینند

﴿6﴾ و بی تردید تو (این) قرآن را از سوی (خداوند) حکیم دانا دریافت می داری

﴿7﴾ (به یاد بیاور) هنگامی را که موسی به خانواده ی خود گفت : «(بایستید) همانا من آتشی (از دور) دیده ام، به زودی خبری از آن برای شما می آورم یا شعله ی آتشی از آن می آورم تا گرم شوید»

﴿8﴾ پس چون به آن (آتش) رسید، ندا داده شد که :«مبارک باد کسی که در آتش است و کسی که پیرامون آن است. و منزه است خداوندی که پروردگار جهانیان است

﴿9﴾ ای موسی! همانا من خداوند پیروزمند حکیم هستم

﴿10﴾ و عصایت را بیفکن- پس چون آن را دید که (با سرعت) می جنبد، گویی که آن ماری است،(ترسید و) به عقب برگشت،و پشت سر خود نگاه نکرد- ای موسی ! نترس، که پیامبران در نزد من نمی ترسند

﴿11﴾ مگر کسی که ستم کند، پس (توبه کند و) بدی را به نیکی تبدیل نماید، پس بی گمان من آمرزنده ی مهربان هستم

﴿12﴾ و دستت در گریبانت فرو کن، که سفید (و در خشنده ی) بی عیب بیرون بیاید، (این معجزه) در زمره ی معجزات نه گانه است، به سوی فرعون و قومش (برو) که آنها قومی فاسقند»

﴿13﴾ پس چون آیات روشن (و کاملاً آشکار) ما به سراغ آنها آمد؛ گفتند : «این جادویی آشکار است»

﴿14﴾ و آن را از روی ستم و سرکشی انکار کردند، در حالی که دلهایشان به آن یقین داشت، پس بنگر عاقبت مفسدان چگونه بود

﴿15﴾ و به راستی به داوود و سلیمان دانش (عظیمی) دادیم، و (آنان) گفتند :« ستایش از آن خدایی است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمن خود برتری بخشید»

﴿16﴾ و سلیمان وارث داوود شد، و گفت :«ای مردم ! زبان پرندگان به ما آموخته اند، و از هر چیز به ما عطا شده، بی تردید این فضل آشکاری است»

﴿17﴾ و برای سلیمان لشکریانش از جن و انس و پرندگان گرد آورده شدند، آنگاه نگاه داشته شدند (تا همه آنها به یکدیگر بپیوندند)

﴿18﴾ (بعد حرکت کردند) تا هنگامی که به وادی مورچگان رسیدند، مورچه ای گفت:«ای مورچگان ! به لانه های خود بروید تا سلیمان و لشکریانش شما را پایمال نکنند در حالی که نمی فهمند»

﴿19﴾ پس (سلیمان) از سخن آن (مورچه) تبسمی کرد (و) خندید، گفت :« پروردگارا ! به من توفیق ده تا شکر نعمتهایی را که بر من وبر پدر و مادرم ارزانی داشته ای بجای آورم، و (توفیق عطا فرما تا) کار(های) شایسته ای که تو خشنود شوی، انجام دهم، ومرا به رحمت خود در( زمره ی) بندگان صالحت در آور »

﴿20﴾ و (سلیمان) از حال پرندگان جویا شد، و گفت : «مرا چه شده است که هدهد را نمی بینم، یا اینکه او از غایبان است ؟

﴿21﴾ قطعاً او را به کیفر شدید کیفر خواهم داد، یا او را ذبح خواهم کرد، یا (باید) دلیلی روشن (برای غیبتش) برای من بیاورد »

﴿22﴾ پس درنگش چندان طول نکشید (که هدهد آمد) آنگاه گفت : « من به چیزی دست یافته ام که تو به آن دست نیافته ای، و از (سرزمین) سبا برایت خبر قطعی آورده ام

﴿23﴾ من زنی را یافتم که بر آنها فرمانروایی می کند ، و (به او) از هر گونه نعمتی داده شده است، و تخت عظیمی دارد

﴿24﴾ او وقومش را دیدم که به جای خدا برای خورشید سجده می کنند، و شیطان اعمال آنها را در نظرشان آراسته پس آنها را از راه (خدا) باز داشته است، از این رو آنها هدایت نمی شوند»

﴿25﴾ چرا برای خداوندی سجده نمی کنند که آنچه را در آسمانها و زمین پنهان است بیرون می آورد، و آنچه را پنهان می دارید و آنچه را آشکار می کنید (همه) می داند

﴿26﴾ خداوندی که جز او معبودی نیست، پروردگار عرش عظیم است

﴿27﴾ (سلیمان) گفت :«اکنون خواهیم دید که آیا راست گفته ای یا از دروغگویان هستی

﴿28﴾ این نامه ی مرا ببر، و بر آنها بیفکن، سپس از آنها روی بگردان ، پس (در گوشه ای توقف کن) بنگر که چه جواب می دهند»

﴿29﴾ (ملکه ی سبا) گفت :«ای بزرگان، به راستی نامه ی پر ارزشی به سوی من افکنده شده

﴿30﴾ همانا آن (نامه) از سلیمان است، و چنین است : به نام خداوند بخشنده ی مهربان

﴿31﴾ بر من برتری مجویید، و تسلیم شده نزد من بیایید »

﴿32﴾ (ملکه) گفت :« ای بزرگان ، در کار من رأی دهید، که من هیچ کار مهمی را بدون حضور (و مشورت) شما تصمیم نگرفته ام (و انجام نداده ام)»

﴿33﴾ گفتند :« ما دارای نیروی کافی و جنگجویان با قدرتی هستیم، و اختیار (و تصمیم نهایی) با توست، پس بنگر که چه فرمان می دهی»

﴿34﴾ گفت : « بی تردید پادشاهان هنگامی که وارد قریه ای شوند آن را ویران (و تباه) سازند، و عزیزانش را ذلیل می کنند، و این گونه رفتار می کنند

﴿35﴾ و همانا من هدیه ای برای آنها می فرستم، پس می نگرم که فرستادگان چه جواب می آورند»

﴿36﴾ پس چون (فرستاده ی ملکه) نزد سلیمان آمد، (سلیمان) گفت:«آیا می خواهید مرا با مال یاری کنید ؟! آنچه خدا به من داده، بهتر است از آنچه به شما داده است. بلکه شما به هدیه تان شادمان می شوید

﴿37﴾ (اکنون) به سوی آنها باز گرد، پس البته با لشکریانی به سوی آنها خواهیم آمد که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند، و بی تردید آنها را از آن (سرزمین) با ذلت و خواری بیرون می کنیم !»

﴿38﴾ (سلیمان) گفت :«ای بزرگان! کدام یک از شما تخت او را برای من می آورد، پیش از آن که تسلیم شده نزد من آیند ؟»

﴿39﴾ عفریتی از جن گفت :« من آن را نزد تو می آورم پیش از آنکه از جایت برخیزی، و همانا من بر آن توانای امین هستم»

﴿40﴾ کسی که دانشی از کتاب (الهی) داشت گفت :« من پیش از آن که چشم بر هم زنی، آن را نزد تو می آورم». پس چون (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود مستقر دید؛ گفت :«این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا شکراو را به جای می آورم یا ناسپاسی می کنم ! » پس هر که شکر کند، تنها به نفع خود شکر می کند، و هر که ناسپاسی کند پس (به زیان خود نموده است،) بی گمان پروردگار من بی نیاز کریم است

﴿41﴾ (سلیمان) گفت :« تخت او را برایش نا شناس کنید، (تا) ببینیم آیا (آن را) باز می شناسد، یا از آنهاست که باز نتوانند شناخت

﴿42﴾ پس چون (ملکه ی سبا) آمد، (به او) گفته شد :«آیا تخت تو این گونه است؟» گفت :« گویی همان است، و ما پیش از این هم (به قدرت خداوند و حقانیت سلیمان) دانش یافته بوده ایم، و مسلمان (و فرمانبردار) بودیم

﴿43﴾ و آنچه به جای خدا می پرستید او را (از ایمان به خدا) باز داشته بود، بی گمان او (= ملکه سبا) از قوم کافران بود

﴿44﴾ به او گفته شد :« به صحن (قصر) داخل شو» پس هنگامی که آن را دید پنداشت که آب عمیقی است، و دو ساق (پای) خود را برهنه کرد (تا از آب بگذرد، سلیمان) گفت :«(این آب نیست) این صحنی صاف از آبگینه است». (ملکه) گفت :« پروردگارا ! من به خود ستم کردم، و (اینک) با سلیمان برای خداوند پروردگار جهانیان تسلیم شدم»

﴿45﴾ و به راستی به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم که : خدای یگانه را بپرستید، آنگاه آنها دو گروه شدند که به مخاصمه پرداختند

﴿46﴾ (صالح) گفت :« ای قوم من ! چرا پیش از نیکی بر بدی می شتابید (و بجای رحمت، عذاب الهی را می طلبید) چرا از خداوند آمرزش نمی خواهید، تا شاید مود رحمت قرار گیرید ؟!»

﴿47﴾ گفتند:« ما به تو و کسانی که با تو هستند فال بد زده ایم» (صالح) گفت :« فال بد شما نزد خداست، بلکه شما گروهی هستید که مورد آزمایش قرار می گیرید»

﴿48﴾ و در (آن) شهر (حِجر) نه نفر بودند که در زمین فساد می کردند و اصلاح نمی کردند

﴿49﴾ گفتند :« به خدا سوگند یاد کنید که حتماً بر او (= صالح) و خانواده اش شبیخون می زنیم، (و آنها را می کشیم) سپس به ولی (دم) او می گوییم : ما هنگام هلاکت و نا بودی خانواده اش؛ هرگز حاضر نبودیم (و از آنها خبرنداریم) و بی گمان ما راستگو هستیم»

﴿50﴾ و آنها (برای قتل صالح و پیروانش) حیله و نیرنگی به کار بردند و ما (نیز) حیله و تدبیری (برای هلاک آنها و نجات صالح و پیروانش ) اندیشیدیم، در حالی که آنها نمی دانستند

﴿51﴾ پس بنگر عاقبت نیرنگشان چه شد ؟! ما آنها و قومشان همگی را نابود کردیم

﴿52﴾ پس این خانه های آنهاست که به سزای ستمی که می کردند خالی مانده است، بی گمان در این (ماجرا) نشانه ای است برای گروهی که می دانند

﴿53﴾ و کسانی را که ایمان آورده، و پرهیزگار بودند، نجات دادیم

﴿54﴾ و لوط را (به یاد آور) هنگامی که به قومش گفت :«آیا کار بسیار زشت (لواط) مرتکب می شوید؛ در حالی که خود (سرانجام وزشتی آن را) می بینید ؟

﴿55﴾ آیا شما به جای زنان، از روی شهوت سراغ مردان می روید ؟! بلکه شما مردمی نادان هستید»

﴿56﴾ پس جواب قومش جز این نبود که (به یکدیگر) گفتند : « خاندان لوط را از قریه ی خود بیرون کنید، که اینها مردمانی (پاکدامن و) پاکیزه جو هستند ! »

﴿57﴾ آنگاه او و خانوده اش را نجات دادیم؛ مگر همسرش که مقدر کردیم او از باز ماندگان (در آن شهر) باشد

﴿58﴾ و بارانی (از سنگ) بر (سر) آنها باراندیم، پس باران بیم داده شدگان چه بد است

﴿59﴾ (ای پیامبر) بگو :« حمد و سپاس مخصوص خداوند است، و سلام بر بندگانش، کسانی که او (آنها را) بر گزیده است».آیا خداوند بهتر است یا آن چیزهای که شرک می آورند ؟

﴿60﴾ (آیا این معبودان باطل شما بهتراند) یا کسی که آسمانها و زمین را آفرید، و از آسمان برای شما آبی نازل کرد، پس با آن باغهای خرم (و زیبا) رویاندیم، که شما هرگز توان رویاندن درختان آن را نداشتید،آیا معبودی دیگری با الله است؟! (نه) بلکه آنها گروهی هستند که (از حق منحرف می شوند و بتها را) همطراز (الله) قرار می دهند

﴿61﴾ (آیا این بتها بهتراند) یا کسی که زمین را قرار گاه ساخت، و میان آن نهرهایی قرار داد، و برای آن کوهها (ی ثابت و استوار) پدید آورد، و میان دو دریا مانعی قرار داد، آیا معبود دیگری با الله است ؟! (نه) بلکه بیشترشان نمی دانند

﴿62﴾ (آیا این بتها بهتراند) یا کسی که (دعای) مضطر (= درمانده) را اجابت می کند؛ چون او را بخواند، و گرفتاری را بر طرف می سازد، و شما را جانشینان زمین قرار می دهد، آیا معبودی دیگری با الله است ؟! چه اندک پند می گیرید

﴿63﴾ (آیا این بتها بهتراند) یا کسی که شما را در تاریکیهای بیابان و دریا هدایت می کند، و کسی که پیش از (باران) رحمت خود بادها را به مژده می فرستد، آیا معبودی دیگر با الله است ؟! الله برتر است از آنچه برای او شریک قرار می دهند

﴿64﴾ (آیا این معبودان باطل بهتراند) یا کسی که آفرینش را آغاز کرد، سپس آن را (بار دیگر) باز می گرداند، و کسی که شما را از آسمان و زمین روزی می دهد، آیا معبود دیگری با الله است ؟! (ای پیامبر!) بگو :«اگر راست می گویید دلیلتان را بیاورید»

﴿65﴾ بگو :« در آسمانها و زمین جز الله هیچ کس غیب نمی داند و (آن معبودان با طل) نمی دانند که کی برانگیخته می شوند

﴿66﴾ بلکه علم آنها (= مشرکان) درباره ی آخرت به پایان رسیده است (و هیچ اطلاعی ندارند) بلکه آنها در (وقوع) آن شک دارند، بلکه آنها نسبت به آن نابینایند

﴿67﴾ و کسانی که کافر شدند؛ گفتند :«آیا هنگامی که ما و پدران مان خاک شدیم، آیا (باز زنده می شویم واز گورها) بیرون آورده می شویم؟

﴿68﴾ به راستی این وعده ای است که از پیش به ما و نیاکان مان داده شده است، این جز افسانه های پیشینیان نیست»

﴿69﴾ (ای پیامبر!) بگو :« در زمین سیر کنید، پس بنگرید عاقبت مجرمان چگونه بود»

﴿70﴾ و بر آنها غمگین مباش و از آنچه مکر می ورزند؛ دلتنگ نشو

﴿71﴾ و می گویند :«اگر راست می گویید، این وعده کی خواهد بود؟!»

﴿72﴾ (ای پیامبر!) بگو :« شاید پاره ای از آنچه را که به شتاب می طلبید به شما نزدیک شده باشد»

﴿73﴾ و بی گمان پروردگار تو نسبت به مردم دارای فضل (و رحمت) است، و لیکن بیشترشان شکر نمی گزارند

﴿74﴾ و بی تردید پروردگار تو آنچه در سینه هایشان پنهان می دارند و آنچه را آشکار می کنند؛ بخوبی می داند

﴿75﴾ و هیچ پنهانی در آسمان و زمین نیست؛ مگر آن که در کتاب روشن (لوح محفوظ، نوشته شده) است

﴿76﴾ بی گمان این قرآن بر بنی اسرائیل بیشتر چیزهایی را که آنها در آن اختلاف دارند، بیان می کند

﴿77﴾ و به راستی آن (قرآن) هدایت و رحمت برای مؤمنان است

﴿78﴾ مسلماً پروردگار تو میان آنها (در قیامت) به حکم خود داوری می کند، و او پیروزمند داناست

﴿79﴾ پس (ای پیامبر!) بر خدا تو کل کن، بی شک تو بر حق آشکار هستی

﴿80﴾ و بی گمان تو نمی توانی (سخنت را) به (گوش) مردگان بشنوانی، و نمی توانی کران را هنگامی که پشت کنان روی می گردانند؛ سخن (وندای خود را) بشنوانی

﴿81﴾ و تو نمی توانی کوران را از گمراهی شان (باز گردانی و) هدایت کنی، تو تنها می توانی (سخن خود را) به کسانی بشنوانی که به آیات ما ایمان دارند؛ پس آنها (در برابر حق) تسلیم شدگان هستند

﴿82﴾ و هنگامی که فرمان (عذاب) بر آنها واقع شود (و حادثه قیامت نزدیک شود) جنبنده ای را از زمین برای آنها بیرون می آوریم که با آنها سخن گوید، که مردم به آیات ما یقین نمی آورند

﴿83﴾ و (به یاد آور) روزی را که ما از هر امتی گروهی را از آنان که آیات ما را تکذیب می کردند؛ محشور می کنیم، آنگاه آنها (به صف) نگاه داشته می شوند

﴿84﴾ تا هنگامی که (به سرزمین محشر) می آیند (خداوند) می فرماید:« آیا مرا تکذیب کردید در حالی که به آن احاطه علمی نداشتید، یا چه(کاری) بود که می کردید؟!»

﴿85﴾ و بخاطر ستمی که کرده اند؛ فرمان (عذاب) بر آنها واقع می شود، پس آنها هیچ سخنی نمی گویند

﴿86﴾ آیا ندیدند که ما شب را برای آرامش آنها قرار دادیم، و روز را روشنی بخش (قرار دادیم) بی گمان در این (امور) نشانه های (روشنی) است برای گروهی که ایمان می آورند

﴿87﴾ و (به یاد آور) روزی را که در صور دمیده می شود، پس (تمام) کسانی که در آسمانها و زمین هستند و حشت کنند (و بترسند) جز کسی که خدا بخواهد، و همگی با خواری (و ذلت) به پیشگاه او (تعالی) بیایند

﴿88﴾ و کوهها را می بینی، (و) آنها را جامد (و بی حرکت) پنداری، در حالی که مانند حرکت ابرها در حرکت هستند (این) صنع (و آفرینش) خداوندی است که هر چیزی را محکم (واستوار) ساخته است، بی گمان او از آنچه انجام می دهید؛ با خبر است

﴿89﴾ هر کس که نیکی آورد، پس (پاداشی) بهتر از آن خواهد داشت، و آنان از وحشت آن روز در امان هستند

﴿90﴾ و هر کس که بدی آورد، پس چهره شان در آتش نگونسار شود، (و به آنها گفته می شود :) آیا جزایی جز آنچه می کردید به شما داده می شود ؟

﴿91﴾ (ای پیامبر! بگو:) من فقط مأمورم که پروردگار این شهر (مکه) را عبادت کنم، همان کسی که این (شهر) را حرمت بخشید، و همه چیز از آنِِ اوست، و من مأمورم که از مسلمانان باشم

﴿92﴾ و این که قر آن را تلاوت کنم، پس هر کس هدایت شود به نفع خود هدایت شده است، و هر کس که گمراه گردد؛ بگو :« من فقط ازهشدار دهندگان هستم»

﴿93﴾ و بگو :«حمد و ستایش مخصوص خداست، به زود آیاتش را به شما نشان می دهد، پس آنها را خواهید شناخت، و پروردگار تو از آنچه انجام می دهید؛ غافل نیست

القصص

Surah 28

﴿1﴾ طسم (طا. سین. میم)

﴿2﴾ این آیات کتاب مبین است

﴿3﴾ از داستان موسی و فرعون به حق بر تو می خوانیم، برای گروهی که ایمان می آورند

﴿4﴾ بی گمان فرعون در زمین برتری جست و اهل آن را گروه گروه کرد، گروهی از آنها را به ضعف و ناتوانی می کشاند، پسرانشان را سر می برید و زنانشان را (برای خدمت) زنده نگه می داشت، بی تردید او از مفسدان بود

﴿5﴾ و می خواهیم بر کسانی که در زمین به استضعاف کشیده شده اند، منت گذاریم و آنان را پیشوایان سازیم، و آنان را وارثان (زمین) قرار دهیم

﴿6﴾ و آنها را در زمین تمکّن (و حکومت) دهیم و به فرعون و هامان و لشکریان آن دو، از (دست) آنها (= بنی اسرائیل) آنچه را که از آن می ترسیدند، نشان دهیم

﴿7﴾ و به مادر موسی الهام کردیم که : «او را شیر بده، پس هنگامی که بر او ترسیدی، او را به دریا (ی نیل) بینداز، و نترس، و اندوهگین مشو، یقیناً ما او را به تو باز می گردانیم و او را از پیامبران قرار می دهیم »

﴿8﴾ پس (هنگامی که مادر موسی او را به دریا افکند) خاندان فرعون او را (از آب) بر گرفتند، تا سرانجام دشمن و مایه ی اندوه شان شود، مسلماً فرعون و هامان و لشکریان شان خطا کار بودند

﴿9﴾ و (آسیه) همسر فرعون گفت :«(این کودک) نور چشم من وتوست! او را نکشید، شاید به ما سود بخشد، یا او را به فرزندی گیریم» و آنان (از عاقبت آن) بی خبر بودند (و نمی فهمیدند)

﴿10﴾ و قلب مادر موسی (از همه چیز) تهی گشت، اگر دل او را (به ایمان) محکم نکرده بودیم تا از باور دارندگان باشد، نزدیک بود آن (راز) را فاش کند

﴿11﴾ و (مادر موسی) به خواهر او گفت : «به دنبالش برو» پس (خواهرش) او را از دور دید، در حالی که آنها بی خبر بودند

﴿12﴾ و (پستان) همه ی زنان شیر ده را از پیش بر او حرام کردیم، آنگاه (خواهرش) گفت: « آیا شما را به خانواده ای راهنمایی کنم که او را برایتان نگه دارند در حالی که آنها خیر خواه او باشند ؟!»

﴿13﴾ پس او را به مادرش باز گرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد، و تا بداند که وعده ی الله حق است، و لیکن بیشتر آنها نمی دانند

﴿14﴾ و چون (موسی) به (مرحله ی بلوغ و) کمال قوت رسید و برومند شد، به او حکمت و علم دادیم، و این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم

﴿15﴾ او هنگامی به شهر وارد شد که اهل آن در غفلت بودند، ناگهان دو مرد را دید با هم نزاع (و جنگ) می کردند، یکی از آنها از پیروان او بود، و دیگری از دشمنانش، پس آن که از پیروان او بود بر(علیه) کسی که از دشمنانش بود از وی یاری خواست. پس (موسی) به او مشت (محکمی) زد و کارش را ساخت، (ومُرد، موسی) گفت : «این از عمل شیطان بود، بی گمان او دشمن گمراه کننده ی آشکاری است»

﴿16﴾ (سپس) گفت :«پروردگارا ! من به خود ستم کردم، پس مرا ببخش» آنگاه (خداوند) او را بخشید، بی تردید او آمرزنده ی مهربان است

﴿17﴾ گفت :« پروردگارا ! به شکرانه ی نعمتی که بر من عطا کردی، پس هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود»

﴿18﴾ پس (موسی) در شهر ترسان، و چشم به راه حادثه (شب را) صبح نمود، که ناگهان (دید) همان کسی که دیروز از او یاری خواسته بود، او را فریاد می زند (و کمک می خواهد) موسی به او گفت:« بی گمان تو آشکارا (انسان ماجرا جو و) گمراه هستی»

﴿19﴾ پس هنگامی که (موسی) خواست به کسی که دشمن هر دوی آنها بود، حمله برد (و بزند، او فریاد زد و) گفت: «ای موسی ! آیا می خواهی مرا بکشی همان گونه که دیروز کسی را کشتی ؟! تو فقط می خواهی در زمین جبّاری باشی، و نمی خواهی که از مصلحان باشی !»

﴿20﴾ و(در این هنگام) مردی از دورترین نقطه ی شهر شتابان آمد (و) گفت : «ای موسی ! همانا بزرگان (و اشراف قوم) درباره ی تو مشورت می کنند؛ تا تو را بکشند، پس بی درنگ (از شهر) بیرون شو، بی تردید من از خیر خواهان تو هستم»

﴿21﴾ پس ترسان و چشم به راه حادثه،از شهر بیرون شد، گفت : « پروردگارا ! مرا از قوم ستمکار نجات بده»

﴿22﴾ و هنگامی که به (جانب شهر) مدین رو آورد؛ گفت :«امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند»

﴿23﴾ وچون به (چاه) آب مدین رسید، بر آن (چاه) گروهی از مردم را دید که (چهارپایان خود را) آب می دهند، و در کنار آنان دو زن را دید که (گوسفندان خود را) باز می دارند (و به چاه نزدیک نمی شوند، موسی) گفت :«کار شما چیست ؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمی دهید ؟!) گفتند:« ما (آنها را) آب نمی دهیم تا چوپانها باز گردند (و بروند) و پدر ما پیر کهنسال است (و توانایی این کار را ندارد)»

﴿24﴾ پس (موسی) برای گوسفندان آن دو آب داد، سپس رو به سایه آورد،آنگاه گفت : « پروردگارا! من هرخیری که بر من بفرستی نیازمند هستم»

﴿25﴾ آنگاه یکی از آن دو (زن) در حالی که با نهایت حیا گام بر می داشت، نزد او آمد، گفت :«همانا پدرم تو را دعوت می کند؛ تا مزد آب دادن (گوسفندان) را که برای ما انجام دادی، به تو بدهد» پس چون (موسی) به نزد او آمد و داستان (سرگذشت خود) را بر او حکایت کرد، گفت : « نترس، از گروه ستمکاران نجات یافتی»

﴿26﴾ یکی از آن دو (دختر) گفت : « پدرجان ! او را اجیر کن، بی تردید بهترین کسی را که می توانی اجیر کنی، کسی است که نیرومند امین باشد (و او چنین است)»

﴿27﴾ (شعیب) گفت : «من می خواهم یکی از این دو دختر را به ازدواج تو در بیاورم به شرطی که هشت سال برای من کار کنی، و اگر (آن را) تا ده سال تمام کنی، پس (لطف و) محبتی از سوی توست، من نمی خواهم بر تو سختگیری کنم، اگر خدا بخواهد مرا از صالحان خواهی یافت

﴿28﴾ (موسی) گفت : «این (قرار داد) میان من و تو باشد که هر کدام از این دو مدت را انجام دادم بر من ستمی نخواهد بود، و خداوند بر آنچه می گوییم گواه است»

﴿29﴾ پس هنگامی که موسی (آن) مدت (معین) را به پایان رسانید، و همراه خانواده اش حرکت کرد، از سوی (کوه) طور آتشی دید؛ به خانواده اش گفت :« درنگ کنید، همانا من آتشی دیدم، شاید خبری از آن برای شما بیاورم، یا شعله ای از آتش (بیاورم) تا شما (با آن) گرم شوید »

﴿30﴾ پس هنگامی که به (نزدیکی) آن رسید، از کرانه ی راست وادی در جایگاه پر برکت، از (میان) یک درخت ندا داده شد که :«ای موسی ! یقیناً من الله، پروردگار جهانیانم

﴿31﴾ و اینکه عصایت را بیفکن»- پس چون آن را دید که (با سرعت) می جنبد گوی که آن ماری است، (ترسید و) به عقب برگشت و پشت سر خود را نگاه نکرد - (فرمود: ) «ای موسی ! پیش آی، و نترس، بی گمان تو از ایمنان هستی

﴿32﴾ دستت را در گریبان خود فرو کن، که سفید (و درخشنده) بی عیب بیرون بیاید، و بازویت را (برای حذر) از ترس به سوی خود (بیار و) جمع کن، پس این دو (معجزه عصا و ید بیضا) دو برهان (روشن) از پروردگارت به سوی فرعون و اشراف (قوم) اوست، بی گمان آنها گروهی فاسق هستند»

﴿33﴾ (موسی) گفت :« پروردگارا ! همانا من یک تن از آنها را کشته ام، پس می ترسم که مرا بکشند

﴿34﴾ و برادرم هارون زبانش از من فصیح تر است، پس او را همراه من بفرست تا یاورم باشد و مرا تصدیق کند، زیرا که می ترسم مرا تکذیب کنند»

﴿35﴾ فرمود:« به زودی بازوی تو را با برادرت قوی (و نیرومند) خواهیم کرد، و برای شما سلطه و برتری قرار می دهیم، پس به سبب آیات ما، بر شما دست نیابند، و شما دو نفر و کسی که از شما پیروی کند؛ پیروزید»

﴿36﴾ پس هنگامی که موسی با آیات روشن ما به سوی آنها آمد، گفتند :«این (چیزی) جز سحر ساختگی نیست، و ما چنین چیزی را در نیاکان پیشینیان خود نشنیده ایم»

﴿37﴾ و موسی گفت : « پروردگار من از (حال) کسی که هدایت را از نزد او آورده، و کسی که سرانجام سرا(ی دیگر) از آن اوست، داناتر است، بی گمان ستمکاران رستگار نخواهند شد»

﴿38﴾ و فرعون گفت :«ای بزرگان! من معبودی جز خودم برای شما نمی شناسم، پس ای هامان! برایم آتشی بر گل بیفروز (و آجر بپز) آنگاه برایم برج بلندی بساز، شاید که از خدای موسی با خبر شوم، و هرچند من گمان می کنم که او از دروغگویان است»

﴿39﴾ و او (= فرعون) و لشکریانش به ناحق در زمین سرکشی کردند، و پنداشتند که آنها به سوی ما باز گردانده نمی شوند

﴿40﴾ پس (ما) او و لشکریانش را فرو گرفتیم، آنگاه در دریا انداختیم، پس بنگر عاقبت ستمکاران چگونه بود ؟

﴿41﴾ و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به سوی آتش (دوزخ) دعوت می کنند، و روز قیامت یاری نخواهند شد

﴿42﴾ در این دنیا لعنتی به دنبال آنان روانه کردیم؛ و روز قیامت از زشت رویانند

﴿43﴾ و به راستی بعد از آنکه امتهای پیشین را هلاک نمودیم؛ به موسی کتاب (تورات) دادیم که برای مردم بصیرت و هدایت و رحمت باشد، شاید پند گیرند

﴿44﴾ و تو (ای پیامبر!) در ناحیه غربی نبودی، هنگامی که فرمان (نبوت) را به موسی دادیم و تو از حاضران نبودی

﴿45﴾ ولیکن (ما) نسلها آفریدیم که عمر دراز یافتند، و تو در میان اهل مدین اقامت نداشتی که آیات ما را بر آنها بخوانی، و لیکن ما بودیم که (پیامبرانی) می فرستادیم

﴿46﴾ و تو در کنار طور نبودی آنگاه که ندا دادیم، ولی این (وحی) رحمتی از جانب پروردگارت است؛ تا گروهی را بیم دهی که پیش از تو بیم دهنده ای برای آنها نیامده بود، شاید که آنها پند گیرند

﴿47﴾ و اگر آن نبود که به (سبب) اعمالی که مرتکب شده اند؛ مصیبتی به آنها برسد، آنگاه بگویند :« پروردگارا ! چرا به سوی ما پیامبری نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم ؟»

﴿48﴾ پس هنگامی که حق از نزد ما برای آنها آمد، گفتند :« چرا (به این پیامبر) مانند آنچه به موسی داده شد، داده نشده است ؟!» آیا به آنچه پیش از این به موسی داده شد، کفر نورزیدند؟ گفتند : «این دو (قرآن و تورات) جادوی تأیید کننده یکدیگرند» و گفتند : « همانا ما به هر کدام (ازآنها) کافریم»

﴿49﴾ بگو:«اگر راست می گویید، پس کتابی هدایت کننده تر از این دو (کتاب) از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم»

﴿50﴾ پس اگر (این سخن) تو را نپذیرفتند، بدان که آنها فقط از هوسهای خود پیروی می کنند، و گمراه تر از آن کس که هوای نفس خویش را بدون (هیچ) هدایتی از (سوی) خدا پیروی می کند؛ کیست ؟! بی گمان خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند

﴿51﴾ و به راستی (ما این) سخن را یکی پس از دیگری برای آنها آوردیم؛ شاید متذکر شوند

﴿52﴾ کسانی که پیش از این (قرآن) به آنان کتاب (آسمانی) داده ایم؛ به آن ایمان می آورند

﴿53﴾ و چون (قرآن) بر آنها خوانده شود، گویند :«به آن ایمان آوردیم، بی تردید، این حق از سوی پروردگارما است، همانا ما پیش از (نزول) آن هم مسلمان بودیم»

﴿54﴾ اینان (کسانی اند که) به (سبب) صبری که کرده اند، پاداششان دوبار (به آنان) داده می شود، و (اینها) با نیکیها بدی ها را دفع می کنند، و از آنچه به آنها روزی داده ایم؛ انفاق می کنند

﴿55﴾ و هنگامی که سخن لغو (و بیهوده) بشوند، از آن روی می گردانند و گویند:«اعمال ما از آن ماست، و اعمال شما از آن شما، سلام بر شما ما خواستار جاهلان نیستیم»

﴿56﴾ (ای پیامبر!) بی تردید تو هر کس را دوست داری نمی توانی هدایت کنی، ولی خداوند هر کس را بخواهد هدایت می کند، و او به هدایت شدگان آگاه تر است

﴿57﴾ و (مشرکان) گفتند :«اگر به همراه تو از هدایت پیروی کنیم، ما را از سرزمین مان می ربایند» آیا ما (آنها را) در حرم امنی جایشان ندادیم، که ثمرات (و فرآورده های) هر چیزی (از هر سو) به سوی آن آورده می شود، (این) رزقی است از جانب ما، ولیکن بیشتر آنها نمی دانند

﴿58﴾ و چه بسیار از قریه ها (و آبادیها) یی را که بر اثر فزونی نعمت، مست و مغرور شده بودند؛ هلاک کردیم، پس این خانه های (ویران شده ی) آنهاست، که بعد از آنها جز اندکی (کسی) در آنها سکونت نکرد، و ما وارث آنها بودیم

﴿59﴾ و پروردگار تو هرگز نابود کننده ی قریه ها (و آبادیها) نبود، تا اینکه در کانون آنها پیامبری بفرستد، که آیات ما را برآنها بخواند، و ما هرگز قریه ها (و آبادیها) را هلاک نکردیم؛ مگر آن که اهالی آن ستمکار بودند

﴿60﴾ و آنچه به شما داده شده، متاع زندگی دنیا و زینت آن است، و آنچه نزد الله است، بهتر و پایدار تر است، آیا نمی اندیشید؟

﴿61﴾ آیا کسی که به او وعده نیک داده ایم، پس او به آن (وعده) خواهد رسید، همانند کسی است که او را از متاع زندگی دنیا بهرمند ساخته ایم، سپس روز قیامت از احضار شدگان (در عذاب) خواهد بود ؟

﴿62﴾ و روزی که (خداوند) آنان را ندا دهد، آنگاه فرماید: «کجا هستند، شریکانی که برای من می پنداشتید؟!»

﴿63﴾ کسانی (از معبودان) که فرمان (عذاب) بر آنان تحقیق یافته است. می گویند:« پروردگارا ! اینها (= عابدان) کسانی اند که گمراه شان کردیم؛ (آری) آنها را گمراه کردیم، همان گونه که (خودمان) گمراه شدیم، از آنها به سوی تو بیزاری می جوییم، آنها (در حقیقت) ما را نمی پرستیدند (بلکه آنها شیطان را پرستش می کردند)»

﴿64﴾ و (به عابدان) گفته می شود :«معبودهایتان را (که شریک خدا می پنداشتید) بخوانید (تا شما را یاری کنند)» پس آنها را می خوانند، ولی جوابی به ایشان نمی دهند، و عذاب (الهی) را (با چشم خود) ببینید، (و آرزو کنند) که ای کاش هدایت یافته بودند

﴿65﴾ و روزی که (خداوند) آنان را ندا دهد، آنگاه فرماید :«پیامبران را چه پاسخی دادید؟!»

﴿66﴾ در آن روز همه ی خبرها (و حجتها) بر آنها پوشیده ماند، (و همه چیز را فراموش کنند) پس آنان از یکدیگر نپرسند

﴿67﴾ اما کسی که توبه کرد و ایمان آورد و عمل شایسته انجام داد، پس امید است که از رستگاران باشد

﴿68﴾ و پروردگار تو هر چه بخواهد می آفریند، و (هر چه بخواهد) بر می گزیند، آنان را (هیچ) اختیاری نیست، خداوند منزه و برتر است از آنچه شریک او قرار می دهند

﴿69﴾ و پروردگار تو می داند آنچه را که سینه های آنان پنهان می دارد، و آنچه را آشکار می کنند

﴿70﴾ و او خدایی است که هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، ستایش در دنیا و آخرت برای اوست، و حکم (و فرمانروایی) از آن اوست، و (همه ی شما) به سوی او باز گردانده می شوید

﴿71﴾ (ای پیامبر!) بگو :« به من خبر دهید اگر خداوند شب را تا روز قیامت بر شما پایدار سازد، کیست معبودی جز الله که برای شما روشنی آورد ؟! آیا نمی شنوید؟!»

﴿72﴾ بگو :« به من خبر دهید اگر خداوند روز را تا روز قیامت بر شما پایدار گرداند، کیست معبودی جز الله که برای شما شبی آورد که در آن آرام بگیرید؟! آیا نمی بینید؟

﴿73﴾ و از رحمت خویش شب و روز را برای شما قرار داد، تا در آن (= شب) آرام بگیرید، و تا (در روز) از فضل او (روزی) بجویید، و شاید سپاس گزارید

﴿74﴾ و روزی که (خداوند) آنان را ندا دهد، آنگاه فرماید :«کجا هستند، شریکانی را که برای من می پنداشتید ؟!»

﴿75﴾ و از هر امتی گواهی بر می گزینیم، آنگاه می گوییم : « دلیل خود را بیاورید» آنگاه بدانند که حق از آن خداست، و (تمام) آنچه را افترا می بستند از (نظر) آنان ناپدید شود (و تباه گردد)

﴿76﴾ بی گمان قارون از قوم موسی بود، پس بر آنها ستم کرد، آن قدر از گنجها به او داده بودیم که حمل کلید هایش بر گروهی زورمند دشوار (و سنگین) بود . هنگامی که قومش به او گفت: «(به خاطر مالت این همه مغرورانه ) شادی نکن، همانا خداوند شادی کنندگان (مغرور) را دوست ندارد

﴿77﴾ و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بجوی و بهره ات را از دنیا فراموش نکن، و همانگونه که خداوند به تو نیکی کرده است؛ نیکی کن، و هر گز در زمین در پی فساد مباش، بی گمان خداوند مفسدان را دوست ندارد»

﴿78﴾ (قارون) گفت :« تنها به سبب دانشی که نزد من است آن (مال و ثروت) به من داده شده است» آیا او نمی دانست که خداوند پیش از او اقوامی را هلاک کرد که از او نیرومندتر و ثروتمندتر بودند؟! و مجرمان از گناهانشان پرسیده نمی شوند

﴿79﴾ پس (روزی قارون) با آرایش و زینت خویش بر قومش بیرون آمد، کسانی که خواهان زندگی دنیا بودند، گفتند :«ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است؛ ما نیز داشتیم، به راستی که او بر خوردار از بهره ی عظیمی است»

﴿80﴾ و کسانی که دانش به آنها داده شده بود، گفتند :« وای بر شما ! ثواب خدا برای کسی که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد بهتر است، و آن (سخن را کسانی) جز صابران نمی پذیرند»

﴿81﴾ پس او وخانه اش در زمین فرو بردیم، و هیچ گروهی نداشت که او را در برابر (عذاب) خدا یاری کنند، و خود (نیز) نمی توانست خویش را یاری کند

﴿82﴾ و کسانی که دیروز آرزو می کردند به جای او باشند، می گفتند :« وای بر ما ! گویی خدا روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد فراخ می گرداند، و (یا) تنگ می گیرد، اگر خدا بر ما منّت ننهاده بود، بی تردید ما را (نیز به قعر زمین) فرو می برد، ای وای ! گویی کافران هرگز رستگار نمی شوند

﴿83﴾ (آری) این سرای آخرت را (فقط) برای کسانی قرار می دهیم که نه خواهان برتری جویی هستند ونه خواهان فساد، و سرانجام نیک برای پرهیز گاران است

﴿84﴾ کسی که نیکی آورد، پس برای او پاداش بهتر از آن است، و کسی که بدی آورد، پس کسانی که بدیها انجام دادند، جز (به اندازه) آنچه می کردند، مجازات نخواهند داشت

﴿85﴾ بی تردید کسی که قرآن را بر تو فرض (و نازل) کرد، قطعاً تو را به جایگاهت (= مکه) باز می گرداند. بگو: « پروردگار من بهتر می داند چه کسی هدایت آورده، و چه کسی در گمراهی آشکار است»

﴿86﴾ و تو امید نداشتی که کتاب (آسمانی) بر تو القا شود، جز این که رحمت پروردگارت بود، پس هرگز پشتیبان کافران مباش

﴿87﴾ و هرگز (کافران) تو را از آیات خدا، بعد از آن که برتو نازل شد، باز ندارند، و به سوی پروردگارت دعوت کن، و هرگز از مشرکان مباش

﴿88﴾ و معبود دیگری با الله مخوان، هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، همه چیز جز روی (= ذات) او نابود می شود، فرمانروایی (تنها) از آن اوست، و (همه) به سوی او باز گردانده می شوید

العنکبوت

Surah 29

﴿1﴾ الم (الف. لام. میم)

﴿2﴾ آیا مردم پنداشتند که چون بگویند: «ایمان آوردیم» (به حال خود) رها می شوند، و آنان آزمایش نمی شوند ؟

﴿3﴾ و به راستی کسانی را که پیش از آنها بودند؛ آزمودیم، پس البته خداوند کسانی را که راست گفتند معلوم می دارد، و دروغگویان را (نیز) معلوم خواهد داشت

﴿4﴾ آیا کسانی که اعمال بد انجام می دهند؛ گمان کردند که از ما پیشی می گیرند؟ چه بد داوری می کنند

﴿5﴾ کسی که به دیدار خدا امید دارد، پس به راستی که وعده ی خداوند خواهد آمد، و او شنوای داناست

﴿6﴾ کسی که (در راه خدا) جهاد کند، تنها برای (نفع) خودش جهاد می کند، بی گمان خداوند از (همه ی) جهانیان بی نیاز است

﴿7﴾ و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، قطعاً گناهانشان را از آنان می زداییم، و آنان را به بهترین اعمالی که انجام می داند، پاداش می دهیم

﴿8﴾ و انسان را به نیک رفتاری (نسبت) به پدر و مادرش سفارش کردیم، و اگر آن دو(مشرک باشند و) تلاش کنند که تو چیزی را که به آن علم نداری شریک من قرار دهی، پس از آنان اطاعت نکن، بازگشت شما به سوی من است، آنگاه شما را به آنچه انجام می دادید؛ آگاه خواهم کرد

﴿9﴾ و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، هر آیینه آنها را در (زمره ی) صالحان در می آوریم

﴿10﴾ و از مردم کسانی هستند که می گویند: « به خدا ایمان آورده ایم» پس هنگامی که در راه خدا آزار بیند، آزار (و اذیت) مردم را همچون عذاب خدا بشمار می آورد، و اگر پیروزی از سوی پروردگارت (برای شما) بیاید؛ حتماً می گویند :« به راستی که ما (نیز) با شما بودیم» آیا خداوند به آنچه در سینه های جهانیان است؛ داناتر نیست؟

﴿11﴾ و مسلماً خداوند کسانی را که ایمان آوردند معلوم می دارد، و یقیناً منافقان را (نیز) معلوم خواهد داشت

﴿12﴾ و کسانی که کافر شدند به کسانی که ایمان آوردند؛ گفتند :«از راه ما پیروی کنید، و البته ما (بار) گناهانتان را بر می داریم». و آنها هر گز چیزی از گناهان ایشان را بر نخواهند داشت، بی گمان آنها دروغگو هستند

﴿13﴾ و البته بارهای سنگین (گناهان) خویش را بر می دارند، و (همچنین) بارهای دیگری را با بارهای سنگین خود بر می دارند، و روز قیامت یقیناً از آنچه افترا می بستند پرسیده خواهند شد

﴿14﴾ و به راستی که (ما) نوح را به سوی قومش فرستادیم ، پس او در میان آنان هزار سال به جز پنجاه سال (= نهصد و پنجاه سال) درنگ کرد، آنگاه طوفان (و سیلاب) آنان را فرو گرفت در حالی که ستمکار بودند

﴿15﴾ آنگاه او و سرنشینان کشتی را نجات دادیم، و آن (کشتی) را نشانه (ی عبرتی) برای جهانیان قرار دادیم

﴿16﴾ و ابراهیم را (نیز فرستادیم)، هنگامی که به قومش گفت :« خدا را بپرستید و از او بترسید، که اگر بدانید این برای شما بهتر است

﴿17﴾ شما به جای خدا فقط بتها (یی از سنگ و چوب) را می پرستید، و دروغی (بزرگ) به هم می بافید، بی گمان کسانی را که به جای خدا می پرستید، مالک هیچ رزقی برای شما نیستند، پس روزی را تنها (از) نزد خدا طلب کنید، و او را بپرستید، و شکر او را بجای آورید، که به سوی او باز گردانیده می شوید

﴿18﴾ و اگر شما تکذیب کنید (عجیب نیست) به راستی که امتهایی پیش از شما نیز تکذیب کردند، و بر (عهده ی) پیامبر (خدا) چیزی جز تبلیغ آشکار نیست»

﴿19﴾ آیا ندیدند که خدا چگونه آفرینش را آغاز می کند، سپس باز می گرداند؟! بی تردید این (کار) بر خدا آسان است

﴿20﴾ (ای پیامبر!) بگو :« در زمین بگردید؛ آنگاه بنگرید (خداوند) چگونه آفرینش را آغاز کرد، سپس خداوند (به همین گونه) پیدایش باز پسین را پدید می آورد، بی گمان خداوند بر هر چیز تواناست

﴿21﴾ هر کس را بخواهد عذاب می کند، و هر کس را بخواهد رحمت می آورد، و (شما) به سوی او باز گردانیده می شوید

﴿22﴾ و شما هرگز نمی توانید ما را در زمین و نه در آسمان به ستوه آورید (و از عقوبت ما فرار کنید) و برای شما جز خدا هیچ کار ساز و یاوری نیست»

﴿23﴾ و کسانی که به آیات خدا و دیدار او کافر شدند، اینانند که از رحمت من نومید هستند، و آنان برای شان عذاب درد ناکی است

﴿24﴾ آنگاه جواب قوم او (= ابراهیم) جز این نبود که گفتند :«او را بکشید، یا او را بسوزانید» پس خداوند او را از آتش نجات داد، بی گمان در این (ماجرا) نشانه هایی است برای گروهی که ایمان می آورند

﴿25﴾ و (ابراهیم) گفت :« شما غیر از خدا بتهایی را برای خود برگزیده اید که مایه ی دوستی و محبت میان شما در زندگی دنیا باشد، سپس روز قیامت برخی از شما برخی (دیگر) را انکار می کند، و برخی از شما برخی (دیگر) را لعنت می کند، و جایگاه شما آتش است، و هیچ یاوری برای شما نخواهد بود

﴿26﴾ پس لوط به او (= ابراهیم) ایمان آورد، و (ابراهیم) گفت : « من به سوی پروردگارم هجرت می کنم، بی گمان او پیروزمند حکیم است»

﴿27﴾ و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم، و در فرزندانش نبوت و کتاب (آسمانی) قرار دادیم، و پاداش او را در دنیا دادیم، و بی تردید او در آخرت از صالحان است

﴿28﴾ و لوط را (فرستادیم) هنگامی که به قومش گفت :« بی گمان شما (عمل) بسیار زشتی انجام می دهید، که هیچ کس از جهانیان پیش از شما آن را انجام نداده است

﴿29﴾ آیا شما (برای کامجویی) به سراغ مردان می روید، و راه را قطع می کنید، و در محافل خود اعمال نا پسند انجام می دهید ؟!» پس جواب قومش جزاین نبود که گفتند :« اگر از راستگویانی عذاب خدا را برای ما بیاور»

﴿30﴾ (لوط) گفت :« پروردگارا ! مرا بر قوم مفسدان یاری فرما»

﴿31﴾ و هنگامی که فرستادگان ما ابراهیم را بشارت (تولد فرزند) آوردند، گفتند :« به راستی ما اهل این قریه (سدوم) را هلاک خواهیم کرد، بی شک اهل آن ستمکار بودند»

﴿32﴾ (ابراهیم) گفت :«همانا لوط در آنجاست ! » (فرشتگان) گفتند :« ما به هر کس که در آنجاست داناتریم، یقیناً او و خانواده اش را نجات می دهیم، جز همسرش که از بازماندگان خواهد بود»

﴿33﴾ و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از (دیدن) آنها اندوهگین، و به خاطر آنها دلتنگ شد، و (فرشتگان) گفتند: « نترس، و غمگین مباش، بی گمان ما تو و خانواده ات را نجات خواهیم داد؛ جز همسرت که از بازماندگان خواهد بود

﴿34﴾ همانا ما بر اهل این قریه به (خاطر) آن که نافرمانی (و گناه) می کردند، عذابی از آسمان فرو خواهیم ریخت»

﴿35﴾ و به راستی از آن (قریه) نشانه (و عبرت) روشنی برای گروهی که خرد می ورزند؛ باقی گذاشتیم

﴿36﴾ وبه سوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم، پس گفت :«ای قوم من! خدا را بپرستید، و به روز باز پسین امیدوار باشید، و در زمین به فساد نکوشید»

﴿37﴾ آنگاه او را تکذیب کردند، پس زلزله آنان را فرو گرفت، پس در خانه های خود به رو افتادند (و مردند)

﴿38﴾ و (قوم) عاد و ثمود را (نیز هلاک کردیم) و یقیناً برخی از مساکن (ویران شده ی) آنها برای شما آشکار شده است. و شیطان اعمالشان را برای آنها بیاراست، پس آنها را از راه (خدا) بازداشت در حالی که بینا بودند

﴿39﴾ و قارون و فرعون و هامان را (نیز هلاک کردیم) و به راستی موسی با دلایل روشن نزد آنان آمد، پس آنها در زمین سرکشی کردند و پیشی گیرندگان (بر خدا) نبودند

﴿40﴾ آنگاه هر یک از آنها را به (کیفر) گناهش گرفتیم، پس بر بعضی از آنها طوفانی از سنگریزه فرستادیم، و بعضی از آنها را صیحه (= بانگ مرگبار) فرو گرفت، و بعضی را در زمین فرو بردیم، و بعضی را غرق کردیم، و خداوند هرگز به آنها ستم نکرد، و لیکن آنها (خود) بر خویشتن ستم می کردند

﴿41﴾ مثل کسانی که بجای خدا اولیاء (و دوستانی برای خود) بر گزیدند، همچون مثل عنکبوت است، که خانه ای (برای خود) برگزیده است،و بی گمان سست ترین خانه ها خانه ی عنکبوت است، اگر می دانستند

﴿42﴾ یقیتاً خداوند هر آنچه را که به جای او می خوانند، می داند، و او پیروزمند حکیم است

﴿43﴾ و این مثالهایی است که آنها را برای مردم می زنیم، و جز دانایان آنها را در نمی یابند

﴿44﴾ خداوند آسمانها و زمین را به حق آفرید، بی گمان در این نشانه ی (بزرگ) برای مؤمنان است

﴿45﴾ (ای پیامبر!) آنچه را از (این) کتاب بر تو وحی شده است تلاوت کن، و نماز را بر پا دار، یقیناً نماز (انسان را) از زشتیها و منکر باز می دارد، و البته یاد خدا بزرگتر است، و خداوند آنچه را انجام می دهید؛ می داند

﴿46﴾ و با اهل کتاب جز به روشی که آن بهتر است مجادله نکنید، مگر کسانی از آنان که ستم کردند، و بگویید :« به آنچه (از سوی خدا) بر ما نازل شده و آنچه بر شما نازل شده، ایمان آورده ایم، و معبود ما و معبود شما یکی است، و ما برای او تسلیم هستیم»

﴿47﴾ و این گونه کتاب (= قرآن) را بر تو نازل کردیم، پس کسانی که به آنها کتاب (آسمانی) دادیم، به آن ایمان می آورند، و از همین گروه (مشرکان نیز) کسی است که به آن ایمان می آورد، و آیات ما را جز کافران انکار نمی کنند

﴿48﴾ و تو (هرگز) پیش از این (قرآن) هیچ کتابی را نمی خواندی، و با (دست) راست خود چیزی نمی نوشتی، اگر چنین بود، باطل گرایان به شک (و تردید) می افتادند

﴿49﴾ بلکه آن (قرآن) آیات روشنی است که در سینه ی کسانی که دانش داده شده اند، جای دارد، و آیات ما را جز ستمکاران انکار نمی کنند

﴿50﴾ و گفتند :«چرا نشانه هایی از سوی پروردگارش بر او نازل نشده است ؟!» (ای پیامبر!) بگو :«همانا نشانه ها (همه) نزد خداست (و به فرمان او نازل می شود) و من تنها هشدا دهنده ای آشکار هستم»

﴿51﴾ آیا برای آنها کافی نیست که همانا ما (این) کتاب (قرآن) را بر تو نازل کردیم که (پیوسته) بر آنها تلاوت می شود؟! بی گمان در این (قرآن) رحمت و پندی است برای کسانی که ایمان می آورند

﴿52﴾ بگو :«همین بس که خدا میان من و شما گواه است، آنچه را در آسمانها و زمین است می داند، و کسانی به که باطل ایمان آوردند و به خدا کافر شدند، اینان زیانکاران (واقعی) هستند»

﴿53﴾ و آنها با شتاب عذاب را از تو طلب می کنند، و اگر موعد مقرری تعیین نشده بود، یقیناً عذاب (الهی) به (سراغ) آنها می آمد، و ناگهان در حالی که نمی دانند به (سراغ) آنها خواهد آمد

﴿54﴾ و آنها با شتاب عذاب را از تو می طلبند، و بی گمان جهنم به کافران احاطه دارد

﴿55﴾ روزی که عذاب آنها را از بالای (سر)شان و از زیر پاهایشان در بر می گیرد، و (خداوند به آنها) می فرماید:« بچشید آنچه را انجام می دادید

﴿56﴾ ای بندگان من که ایمان آورده اید ! بی گمان زمین من وسیع است، پس تنها مرا بپرستید»

﴿57﴾ هر کسی چشنده ی مرگ است، سپس به سوی ما باز گردانده می شوید

﴿58﴾ و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، قطعاً آنها را در غرفه هایی از بهشت جای می دهیم که نهر ها درزیر آن جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند، چه خوب است پاداش عمل کنندگان

﴿59﴾ (همان) کسانی که صبر کردند و تنها بر پروردگارشان توکل می کنند

﴿60﴾ و چه بسیار جنبدگانی که روزی خود را بر دوش نمی گیرند، خداوند به آنها و شما روزی می دهد، و او شنوای داناست

﴿61﴾ و اگر از آنها بپرسی :«چه کسی آسمانها و زمین را آفریده، و خورشید و ماه را مسخر کرده است ؟!» البته می گویند:«الله» پس چگونه (از حق) منحرف می شوند ؟

﴿62﴾ خداوند روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد فراخ می گرداند، و (یا) برایش تنگ می دارد، بی گمان خداوند به همه چیز داناست

﴿63﴾ و اگر از آنها بپرسی :«چه کسی از آسمان آبی را نازل کرد، آنگاه با آن (آب) زمین را بعد از مردنش زنده کرد ؟» البته می گویند :«الله» بگو :« حمد و ستایش مخصوص خداوند است» بلکه بیشتر آنها در نمی یابند

﴿64﴾ و این زندگی دنیا (چیزی) جز سرگرمی و بازیچه نیست، و بی تردید اگر می دانستند سرای آخرت همان زندگی (واقعی) است

﴿65﴾ پس هنگامی که در کشتی سوار شوند، خدا را با اخلاص می خوانند، پس چون (خدا) آنها را (با آوردن) به خشکی نجات داد، باز آنان شرک می آورند

﴿66﴾ تا آنچه را به آنها داده ایم؛ کفران کنند، و تا (از لذات زندگی دنیا) بهره گیرند، پس به زودی خواهند دانست

﴿67﴾ آیا ندیدند که همانا ما حرم امنی (برای آنها) قرار دادیم، در حالی که مردم از اطراف آنان ربوده می شوند؟! آیا به باطل ایمان می آورند و به نعمت خدا ناسپاسی می کنند؟

﴿68﴾ و کیست ستمکارتر از آن کسی که بر خدا دروغ بندد یا حق را چون به سوی او آید تکذیب کند ؟! آیا جایگاه کافران در جهنم نیست ؟

﴿69﴾ و کسانی که در راه ما (کوشش و) جهاد کنند؛ قطعاً به راههای خویش هدایت شان می کنیم، و یقیناً خداوند با نیکوکاران است

الروم

Surah 30

﴿1﴾ الم (الف. لام. میم)

﴿2﴾ رومیان مغلوب شدند

﴿3﴾ در نزدیکترین سرزمین، و آنها بعد از مغلوب شدنشان به زودی غالب خواهند شد

﴿4﴾ در (ظرف) چند سال؛ پیش از (این پیروزی) و بعد از این (پیروزی) فرمان از آن خداست، و در آن روز مؤمنان شادمان خواهند شد

﴿5﴾ به (سبب) یاری خداوند، و (خداوند) هر که را بخواهد یاری می کند، و او پیروزمند مهربان است

﴿6﴾ خداوند وعده داده است، خداوند هرگز وعده ی خویش را خلاف نمی کند، و لیکن بیشتر مردم نمی دانند

﴿7﴾ آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می دانند، وآنها از آخرت غافلند

﴿8﴾ آیا در ضمیر خود نیندیشیده اند که (دریابند) خداوند آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است؛ جز به حق و (تا) زمان معینی نیافریده است؟! و بی تردید بسیاری از مردم به دیدار پروردگارشان (در روز قیامت) نا باورند

﴿9﴾ آیا در زمین گردش نکردند، تا بنگرند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند؛ چگونه بود ؟! (آنها) نیرمند تر از اینان بودند، و در زمین دگرگونی به وجود آوردند و آن را بیشتر از آنچه (اینان) آبادش کرده اند، آباد کردند، و پیامبرانشان با دلایل روشن به سوی آنها آمدند، پس خداوند بر آن نبود که برآنها ستم کند، و لیکن (آنها) به خودشان ستم می کردند

﴿10﴾ سپس سرانجام کسانی که بدی کردند، بدتر شد، که آیات خدا را تکذیب کردند، و آن را به مسخره می گرفتند

﴿11﴾ خداوند آفرینش را آغاز می کند، سپس آن را باز می گرداند، آنگاه به سوی او باز گردانده می شوید

﴿12﴾ و روزی که قیامت بر پا شود، مجرمان نومید شوند

﴿13﴾ و برای آنها از معبودانشان شفیعانی نخواهد بود، و نسبت به معبودانشان (که آنها را همتهای خدا قرار داده بودند) کافر می شوند

﴿14﴾ و روزی که قیامت بر پا شود، آن روز (مردم) از هم جدا می شوند

﴿15﴾ اما کسانی که ایمان آورده اند و کار های شایسته انجام داده اند، آنان در باغی (از بهشت) شادمان و مسرور خواهند بود

﴿16﴾ و اما کسانی که کافر شدند و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، پس اینان در عذاب (الهی) احضار شوند

﴿17﴾ پس خدا را تسبیح گویید؛ هنگامی که شام می کنید و هنگامی که صبح می کنید

﴿18﴾ و حمد و ستایش مخصوص اوست، در آسمانها و زمین، و عصرگاهان و هنگامی که ظهر می کنید

﴿19﴾ زنده را از مرده بیرون می آورد، و مرده را از زنده بیرون می آورد، و زمین را پس از مردنش زنده می سازد، و همین گونه (روز قیامت از گورها) بیرون آورده می شوید

﴿20﴾ و از نشانه های او (این) است که شما را از خاک آفرید، پس ناگاه شما انسانهای (زیادی شدید و در زمین) پراکنده گشتید

﴿21﴾ و از نشانه های او (این) است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید؛ تا به آنها آرام گیرید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد، بی گمان در این (امر) نشانه های است برای گروهی که تفکر می کنند

﴿22﴾ و از نشانه های او آفرینش آسمانها و زمین، و اختلاف زبانهایتان و رنگهایتان است، بی تردید در این نشانه های برای دانایان است

﴿23﴾ و از نشانه های او خوابیدن شما در شب و روز است، و تلاش و بهره جستن شما از فضل اوست، بی شک در این نشانه های است؛ برای گروهی که می شنوند

﴿24﴾ و از نشانه های او (این) است که برق را برای بیم و امید به شما نشان می دهد، و از آسمان آبی نازل می کند، آنگاه زمین را بعد از مردنش به آن (آب) زنده می کند؛ بی گمان در این نشانه های است؛ برای گروهی که می اندیشند

﴿25﴾ و از نشانه های او (این) است که آسمانها وزمین به فرمانش (بر جای) می ایستند، پس هنگامی که با ندایی شما را از زمین فرار خواند، ناگهان شما خارج می شوید

﴿26﴾ و از آن اوست هر که در آسمانها وزمین است، و همگی فرمانبردار او هستند

﴿27﴾ و او کسی است آفرینش را آغاز می کند، سپس آن را باز می گرداند و این (باز گرداندن) بر او آسان تر است، و توصیف برتر در آسمانها و زمین برای اوست، و او پیرزومند حکیم است

﴿28﴾ (خداوند) برای شما از خودتان مثلی زده است؛ آیا بردگانتان در آنچه به شما روزی دادایم، با شما شریک هستند، تا شما در آن برابر (ویکسان) باشید، همانگونه که شما از (شرکای آزاد) خود بیم دارید از آنها هم بیم داشته باشید؟! این چنین آیات را برای گروهی که تعقل می کنند به روشنی بیان می کنیم

﴿29﴾ بلکه ستمکاران بدون علم و آگاهی از هوی و هوسهای خود پیروی کردند، پس آن را که خدا گمراه کرده است چه کسی هدایت می کند؟! و برای آنها هیچ یاوری نخواهد بود

﴿30﴾ پس روی خود را با حق گرایی (و اخلاص) به سوی دین آور، فطرت الهی است، که (خداوند) مردم را بر آن آفریده است، دگرگونی در آفرینش خدا نیست، این است دین استوار، و لیکن بیشتر مردم نمی دانند

﴿31﴾ به سوی او باز گردید، و از او بترسید، و نماز را بر پا دارید، و از مشرکان نباشید

﴿32﴾ از کسانی که دین خود را پاره پاره کردند، و فرقه فرقه شدند، و هر گروهی به آنچه نزد خود دارند؛ خوشحالند

﴿33﴾ و هنگامی که (رنج و) زیانی به مردم برسد پروردگارشان را می خوانند، (و توبه کنان) به سوی او باز می گردند، سپس هنگامی که رحمتی از خودش به آنان بچشاند، ناگاه گروهی از آنان به پروردگارشان شرک می آورند

﴿34﴾ تا به آنچه که به آنها داده ایم؛ کفران کنند ، پس (از لذات دنیا) بهره بگیرید، که به زودی خواهید دانست

﴿35﴾ آیا دلیل محکمی بر آنها نازل کردیم ، پس آن (دلیل) از چیزی که با خدا شریک می سازند، سخن می گوید ؟

﴿36﴾ و هنگامی که رحمتی به مردم بچشانیم به آن خوشحال می شوند، و اگر به خاطر اعمالی که انجام داده اند؛ رنج و مصیبتی به آنها برسد، ناگهان مأیوس می شوند

﴿37﴾ آیا ندیدند که خداوند روزی را برای هر کس که بخواهد فراخ می گرداند، و (یا) تنگ می گیرد؟! بی گمان در این (گشایش و تنگی) نشانه هایی است برای گروهی که ایمان می آورند

﴿38﴾ پس حق خویشاوندان و مسکینان و در راه ماندگان را بده، این برای کسانی که روی خدا می طلبند؛ بهتر است، و اینانند که رستگارند

﴿39﴾ و آنچه (به قصد) ربا می دهید تا در اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت، وآنچه را (به عنوان) زکات می پردازید که تنها وجه الله را می طلبید (برکت و فزونی می یابد) پس (کسانی که چنین کنند) اینان فزونی یافتگانند

﴿40﴾ الله همان کسی است که شما را آفرید، آنگاه به شما روزی داد، پس شما را می میراند، آنگاه شما را زنده می کند، آیا هیچ یک از شریکان تان می توانند چیزی از این (کارها) انجام دهند ؟! او منزه و برتر است از آنچه شریک او قرار می دهند

﴿41﴾ به سبب کارهای که مردم انجام داده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار شده است، تا (خداوند) جزای بعضی از آنچه را که انجام داده اند، به آنان بچشاند، باشد که آنان (به سوی حق) باز گردند

﴿42﴾ (ای پیامبر!) بگو :« در زمین سیر کنید، پس بنگرید عاقبت کسانی که پیش از این بودند؛ چگونه بود، بیشتر آنها مشرک بودند

﴿43﴾ پس روی خود را به آیین پایدار بیاور، پیش از آن که روزی فرا رسد که برایش هیچ بازگشتی از (سوی) خداوند نیست، آن روز (مردم) متفرق شوند

﴿44﴾ کسی که کفر ورزد، پس کفرش بر زیان (خود) اوست، و کسی که کار شایسته انجام دهد، پس برای خودشان آماده می سازند

﴿45﴾ تا (خداوند) کسانی را ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند از فضل خود پاداش دهد، بی گمان او کافران را دوست نمی دارد

﴿46﴾ و از نشانه های (عظمت) او آن است که بادهای مژده دهنده را می فرستد، و تا از رحمت خود به شما بچشاند، و تا کشتیها به فرمان او حرکت کنند، و تا از فضل او (روزی) بجویید، و باشد که سپاس گویید

﴿47﴾ و به راستی پیش از تو پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم، پس با دلایل روشن نزدشان آمدند، آنگاه از کسانی که گناه کردند، انتقام گرفتیم، (و مؤمنان را یاری دادیم) و یاری دادن مؤمنان بر (عهده ی) ما بود

﴿48﴾ الله همان کسی است که بادها را می فرستد، آنگاه ابرها را به حرکت در می آورد، سپس آن (ابرها) را در آسمان آن گونه که بخواهد می گستراند، و آن را پاره پاره می گرداند، پس می بینی که دانه های باران از لابه لای آن خارج می شود . پس هنگامی که این (باران حیات بخش) را به هر کس از بندگانش که بخواهد برساند، ناگهان آنان خوشحال می شوند

﴿49﴾ و اگر چه پیش از آن که (باران رحمت) بر آنان نازل شود؛ مأیوس بودند

﴿50﴾ پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده می کند، یقیناً این (خداوند) زنده کننده ی مردگان است، و او بر همه چیز تواناست

﴿51﴾ و اگر بادی بفرستیم (گرم و سوزان) آنگاه آن (کشتزارها) را زرد شده ببینند، (مأیوس شده، و) پس از آن ناسپاس می شوند

﴿52﴾ پس (ای پیامبر!) تو نمی توانی (سخنت را) به (گوش) مردگان بشنوانی، و نمی توانی کران را هنگامی که پشت کنان روی می گردانند؛ سخن (و ندای خود را) بشنوانی

﴿53﴾ و تو نمی توانی کوران را از گمراهی شان (باز گردانی و) هدایت کنی، تو تنها می توانی (سخن خود را) به کسانی بشنوانی که به آیات ما ایمان دارند، پس آنها (در برابر حق) تسلیم شدگان هستند

﴿54﴾ الله همان کسی است که شما راناتوان آفرید، سپس بعد از ناتوانی، قوت بخشید، و آنگاه بعد از قوت ناتوانی و پیری قرار داد، هرچه بخواهد می آفریند، و او دانای تواناست

﴿55﴾ و روزی که قیامت بر پا شود، مجرمان سوگند یاد می کنند که جز ساعتی (در دنیا) درنگ نکردند! (آری) این گونه (از حقیقت و راه حق) باز گردانده می شوند

﴿56﴾ و کسانی که دانش و ایمان داده شده اند، گویند: «به راستی شما به فرمان کتاب خدا (لوح محفوظ) تا روز رستاخیز درنگ کردید، پس این روز رستاخیز است، لیکن شما نمی دانستید»

﴿57﴾ پس آن روز کسانی که ستم کردند؛ عذر خواهی شان سودی ندارد و به آنان مهلت (توبه) داده نخواهد شد

﴿58﴾ به راستی برای مردم در این قرآن از هر گونه مثلی آوردیم، و اگر نشانه ای برای آنان بیاوری، البته کسانی که کافر شدند، گویند:«شما جز بیهوده گویان نیستید»

﴿59﴾ این گونه خداوند بر دلهای کسانی که نمی دانند، مهر می نهد

﴿60﴾ پس (ای پیامبر گرامی !) صبر پیشه کن، بی گمان وعده ی خدا حق است، و هرگز کسانی که یقین ندارند تو را سبکسر نگردانند

لقمان

Surah 31

﴿1﴾ الم (الف. لام. میم)

﴿2﴾ این آیات کتاب حکیم است

﴿3﴾ هدایت ورحمت برای نیکوکاران است

﴿4﴾ کسانی که نماز را بر پا می دارند، و زکات را می پردازند، و آنها به آخرت یقین دارند

﴿5﴾ اینان از جانب پرودگارشان بر هدایت هستند، و اینان رستگارانند

﴿6﴾ و از مردم کسی هست که سخنان بیهوده را می خرد؛ تا به نادانی (مردم را) از راه خدا گمراه سازد، و آن (آیات) را به ریخشند می گیرد، اینان برای شان عذاب خوار کننده است

﴿7﴾ و هنگامی که آیات ما براو خوانده شود، تکبر کنان روی می گرداند، گویی که آن را نشنیده است، گویی در گوشهایش سنگینی است، پس او را به عذابی دردناک بشارت ده

﴿8﴾ بی گمان کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، برای آنها باغهای پر نعمت (بهشت) است

﴿9﴾ جاودانه در آن خواهند ماند، وعده ی خداوند راست است، و او پیروزمند حکیم است

﴿10﴾ (خداوند) آسمانها را بدون ستون آفرید که می بینید، و در زمین کوه های استوار افکند تا شما را نلرزاند، و از هرگونه جنبنده ای در آن بپراکند، و از آسمان آبی نازل کردیم، آنگاه در آن ( زمین) هر جفت (گیاه) پر ارزش (و نیکو) رویاندیم

﴿11﴾ این آفرینش خداوند است، پس به من نشان دهید کسانی که غیر او هستند، چه چیزی را آفریده اند؟! بلکه ستمکاران در گمراهی آشکاری هستند

﴿12﴾ و به راستی به لقمان حکمت دادیم، (و به او گفتیم) که : شکر خدا را به جای آور؛ و هرکس شکر کند تنها به سود خود شکر کرده است، وهر کس که کفران کند، پس بی تردید خداوند بی نیاز ستوده است

﴿13﴾ و (به یاد آور) هنگامی را که لقمان به فرزندش در حالی که او را پند می داد، گفت :«ای پسرک من! به خدا شرک نیاور، بی گمان شرک، ستم بزرگی است

﴿14﴾ و به انسان درباره ی پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد، و از شیر باز گرفتنش در دو سال است، (آری، سفارش کردیم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر به جای آور که باز گشت (همه ی شما) به سوی من است

﴿15﴾ و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که تو چیزی را که به آن علم نداری شریک من قرار دهی، پس از آنان اطاعت نکن، ودر دنیا با آنان به شایستگی رفتار کن، و از راه کسی پیروی کن که (توبه کنان) به سوی من باز آمده است، سپس بازگشت (همه ی) شما به سوی من است، آنگاه شما را از آنچه انجام می دادید؛ آگاه می کنم

﴿16﴾ ای پسرک من! اگر (عمل نیک یا بد) به اندازه سنگینی دانه ی خردل باشد، آنگاه در درون تخته سنگی یا در آسمانها یا در زمین باشد، خداوند آن را (در روز قیامت برای حساب) می آورد، بی گمان خداوند باریک بین آگاه است

﴿17﴾ ای پسرک من! نماز را بر پا دار، و امر به معروف کن و نهی از منکر کن، و بر هر آنچه به تو برسد صبر کن، بی تردید این از کارهای سترگ است

﴿18﴾ و با بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه در زمین راه مرو، بی گمان خداوند هیچ متکبر فخروشی را دوست ندارد

﴿19﴾ و در راه رفتنت اعتدال را رعایت کن، و از صدای خود بکا (و هرگز فریاد نزن) زیرا زشت ترین صداها؛ صدای خران است

﴿20﴾ آیا ندیدید که خداوند آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است؛ مسخر شما کرده است، و نعمتهای خود را آشکار و پنهان (بطور فراوان) بر شما ارزانی داشته است؟! و از مردم کسی هست که بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگری درباره ی خدا مجادله می کند

﴿21﴾ و هنگامی که به آنان گفته شود : «از آنچه خدا نازل کرده است؛ پیروی کنید» گویند: « (نه) بلکه ما از چیزی پیروی می کنیم که نیاکان خود را بر آن یافتیم». آیا حتی اگر شیطان آنان را به سوی عذاب (آتش) سوزان دعوت کند (باز هم ازآنها پیروی می کنند؟)

﴿22﴾ و کسی که روی خویش را تسلیم خدا کند در حالی که نیکوکار باشد، به راستی به دستگیره ی محکمی چنگ زده است، و سرانجام (همه ی) کارها به سوی خداست

﴿23﴾ و کسی که کافر شود، پس کفر او تو را غمگین نسازد، بازگشت (همه ی) آنان به سوی ماست، پس آنان را از آنچه انجام داده اند؛ آگاه خواهیم کرد، بی تردید خداوند به آنچه درون سینه هاست؛ دانا است

﴿24﴾ آنها را اندکی (از متاع دنیا) بهرمند می کنیم، سپس آنها را به (تحمل) عذاب سختی ناگزیر سازیم

﴿25﴾ و اگر از آنها بپرسی :« چه کسی آسمانها و زمین را آفرید ؟!» مسلماً می گویند:«الله». بگو :« حمد و ستایش مخصوص خداوند است» بلکه بیشتر آنها نمی دانند

﴿26﴾ آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، بی گمان خداوند است که بی نیاز ستوده است

﴿27﴾ و اگر (همه ی) درختان روی زمین قلم شود، و دریا (مرکب گردد) و هفت دریای دیگر به مدد آن بیاید، سخنان خدا پایان نمی یابد، بی تردید خداوند پیروزمند حکیم است

﴿28﴾ آفرینش و بر انگیختن (همه ی) شما (در روز قیامت) جز مانند (آفرینش و زنده کردن) یک تن بیش نیست، بی گمان خداوند شنوای بیناست

﴿29﴾ آیا ندیدی که خداوند شب را در روز داخل می کند، و روز را در شب داخل می گرداند، و خورشید و ماه را مسخر کرده که هر یک تا زمانی معین در حرکت است، و یقیناً خداوند به آنچه انجام می دهید؛ آگاه است

﴿30﴾ این بدان (سبب) است که خداوند حق است، و همانا آنچه به جز او می خوانند؛ باطل است، و همانا خداوند است که بلند مرتبه ی بزرگ است

﴿31﴾ آیا ندیدی که کشتی به (فرمان و) نعمت خدا در دریا حرکت می کند، تا (خداوند) بخشی از نشانه های خود را به شما نشان دهد؟! بی گمان در این برای هر شکیبای سپاسگزار نشانه هایی است

﴿32﴾ و هنگامی که (در دریا) موجی همچون سایه بان آنها را بپوشاند، خدا را با اخلاص می خوانند، پس چون آنها را (با آوردن) به خشکی نجات داد، آنگاه بعضی از آنان راه اعتدال را پیش می گیرند. (و بر ایمان و عهد خود می مانند، در حالی که بعضی دیگر راه کفر را پیش می گیرند) و آیات ما را هیچ کس جزپیمان شکنان ناسپاس؛ انکار نمی کند

﴿33﴾ ای مردم! از پروردگارتان بپرهیزید، و از روزی بترسید که نه پدر کیفر فرزندش را به عهده می گیرید، و نه فرزند چیزی از کیفر (اعمال) پدرش را عهده دار می شود، یقیناً وعده خداوند حق است، پس زندگی دنیا شما را نفریبد، و (شیطان) فریبکار شما را نسبت به خدا نفریبد

﴿34﴾ بی گمان علم (زمان) قیامت نزد خداست، و (او) باران را نازل می کند، و آنچه را که در رحمهاست می داند، و هیچ کس نمی داند فردا چه چیز به دست می آورد، و هیچ کس نمی داند که در کدام سرزمین می میرد، یقیناً خداوند دانای آگاه است

السجدة

Surah 32

﴿1﴾ الم (الف . لام .میم)

﴿2﴾ نازل شدن (این) کتاب، که در آن هیچ شکی نیست، از سوی پروردگار جهانیان است

﴿3﴾ آیا می گویند : «(محمد) آن را به دروغ بافته است؟» (نه) بلکه آن حق است، از جانب پرودگار توست، تا هشدار دهی قومی را که پیش از تو هشدار دهنده ای برای شان نیامده است، شاید هدایت شوند

﴿4﴾ الله کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت، شما را جز او هیچ کار ساز و شفیعی نیست، آیا پند نمی گیرید؟

﴿5﴾ کار (جهان هستی) را از آسمان تا زمین تدبیر می کند، سپس در روزی که مقدار آن هزار سال از سالهایی است که شما می شمارید؛ به سوی او بالا می رود

﴿6﴾ این (توصیف) دانای پنهان و آشکار، پیروزمند مهربان است

﴿7﴾ (همان) کسی که هر چه را آفرید به نیکوترین (وجه) آفرید، و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد

﴿8﴾ سپس نسل او را از عصاره ای از آب نا چیز پدید آورد

﴿9﴾ آنگاه (اندام) او را سامان داد، و از روح خود در آن دمید، و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد، چه اندک سپاس می گزارید

﴿10﴾ و (کافران) گفتند :«آیا هنگامی که (مردیم و) در زمین نا پدید شدیم، آیا در آفرینش تازه ای خواهیم بود ؟!» بلکه آنان به دیدار پروردگارشان کافرند

﴿11﴾ (ای پیامبر!) بگو :«فرشته ی مرگ که بر شما گماشته شده؛ جانتان را می گیرد، سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می شوید»

﴿12﴾ و اگر ببینی مجرمان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان سرهایشان به زیر افکنده اند، (گویند:) «پروردگارا ! دیدیم، و شنیدیم، پس ما را بازگردان تا کار شایسته ای انجام دهیم، بی گمان ما (به قیامت) یقین داریم»

﴿13﴾ و اگر می خواستیم به هرکس هدایتش را می دادیم، ولیکن سخن (و وعده ی) من حق است که جهنم را از جنیان و آدمیان همگی پر می کنم

﴿14﴾ پس به کیفر آن که دیدار امروزتان را فراموش کردید، (عذاب را) بچشید، بی گمان ما (نیز) شما را فراموش کردیم. و عذاب جاودان را بخاطر اعمالی که انجام می دادید؛ بچشید

﴿15﴾ تنها کسانی به آیات ما ایمان می آورند که چون به آن پند داده شوند، سجده کنان (به زمین) افتند، و پروردگارشان را به پاکی بستایند، و آنان تکبر نمی کنند

﴿16﴾ پهلوهایشان از بسترها (در دل شب) دور می شود، پروردگارشان را با بیم و امید می خوانند، و از آنچه به آنها روزی داده ایم انفاق می کنند

﴿17﴾ پس هیچ کس نمی داند چه پاداشها(ی عظیمی) که مایه ی روشنی چشمهاست برای آنها نهفته شده است، به؛ (پاس) آنچه که (در دنیا) انجام می دادند

﴿18﴾ آیا کسی که مؤمن است همچون کسی است که فاسق است؟! (نه) هرگز برابر نیستند

﴿19﴾ اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پس برای آنها باغهای بهشت جاویدان خواهد بود، (این به عنوان) محل پذیرایی (از آنها) است؛ به پاداش آنچه که انجام می دادند

﴿20﴾ و اما کسانی که فاسق شدند، پس جایگاهشان آتش (جهنم) است، هرگاه که بخواهند از آن خارج شوند، به آن باز گردانده شوند،و به آنها گفته شود: «بچشید عذاب آتشی را که آن را تکذیب می کردید»

﴿21﴾ و یقیناً به آنان از عذاب نزدیک (این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) می چشانیم، شاید باز گردند

﴿22﴾ و کیست ستمکار تر از آن کسی که به آیات پروردگارش پند دهند، آنگاه از آن اعراض کند؟ بی گمان ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت

﴿23﴾ به راستی به موسی کتاب (تورات) دادیم، پس (ای پیامبر گرامی!) از دیدار او (= موسی) در شک و تردید مباش و ما آن (تورات) را (وسیله ی) هدایت برای بنی اسرائیل قرار دادیم

﴿24﴾ و از آنان پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می کردند، چون شکیبایی ورزیدند، و به آیات ما یقین داشتند

﴿25﴾ مسلماً پروردگارتوست که در روز قیامت میان آنها در آنچه اختلاف می کردند؛ داوری می کند

﴿26﴾ آیا برای آنها روشن نشده است که چه نسلهای بسیاری را پیش از آنها هلاک کردیم ؟! که اینان در خانه های (ویران شده ی) آنها راه می روند، بی گمان در این نشانه ها (و عبرتها) است، آیا نمی شنوند؟

﴿27﴾ آیا ندیدند که ما آب را به سوی زمین خشک (و بی گیاه) می رانیم، پس به (وسیله ی) آن کشتزار را بیرون می آوریم، که چهارپایان شان و خودشان از آن می خورند، آیا نمی بینند؟

﴿28﴾ و گویند:«اگر راستگویید، این پیروزی کی خواهد بود؟!»

﴿29﴾ بگو :« روز پیروزی، کسانی که کافر شدند؛ ایمان شان سودی نخواهد داشت، ونه به آنها مهلت داده می شود»

﴿30﴾ سپس (ای پیامبر!) از آنها روی بگردان، و منتظر باش که آنها (نیز) منتظر هستند

الأحزاب

Surah 33

﴿1﴾ ای پیامبر ! از خدا بترس، و از کافران و منافقان اطاعت نکن، بی گمان خداوند دانای حکیم است

﴿2﴾ و از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی می شود؛ پیروی کن، یقیناً خداوند به آنچه انجام می دهید؛ آگاه است

﴿3﴾ و بر خدا توکل کن، و خداوند (به عنوان) کارساز(و مدافع) بسنده است

﴿4﴾ خداوند برای هیچ کس دو قلب در درونش قرار نداده است، و هرگز همسرانتان را که مورد ظهار قرار می دهید؛ مادران شما قرار نداده است، و (نیز) فرزند خوانده های شما را فرزند (حقیقی) شما قرار نداده است، این سخن (باطل) شماست که به دهان خود می گویید، و خداوند سخن حق را می گوید، و او به راه راست هدایت می کند

﴿5﴾ آنها (= فرزند خوانده ها) را به نام پدرانشان بخوانید که این (کار) نزد خدا منصفانه تر است، پس اگر پدرانشان را نمی شناسید، برادران دینی شما، و موالی شما هستند. و در آنچه که (قبلاً) اشتباه کرده اید؛ گناهی بر شما نیست، و لیکن آنچه را که دلهای شما از روی عمد می خواهد (و می گویید، گناه است) و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿6﴾ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است، و همسران او مادران آنها هستند، و در کتاب خدا خویشاوندان برخی از آنان به برخی (دیگر) از (سایر) مؤمنان و مهاجران سزاوارترند، مگر این که به دوستان تان نیکی کنید (و سهمی از اموال خود را به آنان بدهید) این (حکم) در کتاب (لوح محفوظ) نوشته شده است

﴿7﴾ و (ای پیامبر گرامی ! به یاد آور) هنگامی را که از پیامبران پیمان شان را گرفتیم و (همچنین) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و از همه ی آنان پیمان محکمی گرفتیم

﴿8﴾ تا (خداوند) راستگویان را از صدقشان بپرسد، و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است

﴿9﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! نعمت خدا را بر خود به یاد آورید، هنگامی که لشکرهایی به سوی شما آمدند، پس ما تند باد (سختی) بر آنها فرستادیم، و لشکرهایی (از فرشتگان) که آنها را نمی دیدید، (و آنها را درهم کوبیدیم) و خداوند به آنچه انجام می دهید؛ بیناست

﴿10﴾ هنگامی که آنها (= دشمنان) از (سمت) بالای (شهر) شما و از (سمت) پایین (شهر) تان به سوی شما آمدند (و شما را محاصره کردند) و زمانی را که چشمها (از شدت وحشت) خیره شد، و دلها به حنجره ها رسید، و گمان های گوناگونی به خدا می بردید

﴿11﴾ آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و به سختی تکان خوردند

﴿12﴾ و (نیز به یاد آورید) هنگامی را که منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماری است، می گفتند :«خدا و پیامبرش جز فریب به ما وعده ای نداده است»

﴿13﴾ و (نیز) هنگامی که گروهی از آنان گفتند :«ای اهل یثرب ! اینجا جای ماندن شما نیست، پس (به خانه های خود) برگردید» و گروهی از آنان از پیامبر اجازه (ی بازگشت) می خواستند، می گفتند :«بی شک خانه های ما بی حفاظ است» در حالی که بی حفاظ نبود، آنها فقط می خواستند (از جهاد) فرار کنند

﴿14﴾ و اگر (لشکر دشمنان) از اطراف مدینه بر آنان وارد می شدند (و خانه هایشان را محاصره می کردند) سپس پیشنهاد بازگشت به کفر و شرک (به آنها) می کردند، می پذیرفتند، و جز اندکی برای (انتخاب) آن درنگ نمی کردند

﴿15﴾ و به راستی که آنان پیش از این با خدا عهد کرده بودند که پشت (به دشمن) نکنند، و عهد (و پیمان) خدا باز خواست دارد

﴿16﴾ (ای پیامبر!) بگو:«اگر از مرگ یا کشته شدن فرار کنید، هرگز فرار سودی به حال شما نخواهد داشت، و آنگاه جز اندکی (از زندگی دنیا) بهره مند نخواهید شد»

﴿17﴾ (ای پیامبر!) بگو:«چه کسی است که شما را از(اراده ی) خدا حفظ می کند، اگر (او) برای شما بدی اراده کرده باشد، یا رحمتی برای شما اراده کرده باشد ؟!» و آنها برای خود جز خدا هیچ دوست و یاوری نخواهند یافت

﴿18﴾ قطعاً خداوند باز دارندگان را (از جهاد) از شما، و آنان را که به برادران شان گفتند:«به سوی ما بیایید» و جز اندکی به کارزار نمی آیند؛ می شناسد

﴿19﴾ (در حالی که) آنها بر شما بخل می ورزند، پس هنگامی که (زمان) ترس (پیش) آید، می بینی که به تو نگاه می کنند، در حالی که چشمهایشان (در حدقه) می چرخد، مانند کسی که از (سکرات) مرگ بی هوش شده باشد، پس چون ترس ( و وحشت) بر طرف شد، شما را با زبانهای تیز (و تند خود) می رنجانند، در حالی که بر مال (غنایم) سخت حریص و آزمندند، اینان (هرگز) ایمان نیاورده اند، لذا خداوند اعمالشان را تباه (و نابود) کرد، و این (کار) بر خدا آسان است

﴿20﴾ آنها گمان می کنند که (لشکریان) احزاب (هنوز) نرفته اند، و اگر (لشکریان) احزاب (بار دیگر) بر گردند، آرزو می کنند، ای کاش! آنان در میان اعراب بادیه نشین بودند، که از اخبار شما جویا می شدند، و اگر در میان شما باشند؛ جز اندکی پیکار نکنند

﴿21﴾ یقیناً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی است، برای آنان که به خدا و روز آخرت امید دارند، و خدا را بسیار یاد می کنند

﴿22﴾ و چون مؤمنان (لشکر) احزاب را دیدند، گفتند :« این همان چیزی است که خدا و پیامبرش به ما وعده داده، و خدا و پیامبرش راست گفته اند» و (این امر) جز بر ایمان و تسلیم شان نیفزود

﴿23﴾ از مؤمنان مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بسته بودند (صادقانه) وفا کردند، پس کسی از آنان هست که پیمان خود را به آخر رساند (وشهید شد) و از آنان کسی هست که در انتظار (و چشم براه) است، و هرگز تغییر و تبدیلی (در پیمان خود) نیاورده اند

﴿24﴾ تا خدا راستگویان را به (خاطر) صدقشان پاداش دهد، و منافقان را اگر بخواهد عذاب کند، یا توبه ی آنها را بپذیرد، بی تردید خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿25﴾ و (در غزوه ی احزاب) خداوند کافران را با خشم شان (از مدینه) باز گرداند، (در حالی) که هیچ خیر و منفعتی نیافتند، و خداوند مؤمنان را از جنگ بی نیاز کرد، (و پیروزی نصیبشان ساخت) و خداوند توانای پیروزمند است

﴿26﴾ و (خداوند) کسانی از اهل کتاب (= یهود بنی قریظه) را که از آنها (= مشرکان) حمایت کرده بودند؛ از قلعه هایشان فرود آورد، و در دلهایشان وحشت انداخت، (و شما) گروهی را می کشتید و گروهی را اسیر می گرفتید

﴿27﴾ و (خداوند) زمین آنان و خانه هایشان و اموالشان را به شما وا گذاشت و (همچنین) زمینی را که در آن گام ننهاده بودید، و خداوند بر هر چیز تواناست

﴿28﴾ ای پیامبر ! به همسرانت بگو :«اگر شما زندگی دنیا و زینت آن می خواهید، پس بیایید تا (با هدیه ای مناسب) شما را بهرمند سازم، و شما را به طرز نیکوئی رها کنم

﴿29﴾ و اگر شما خدا و پیامبرش و سرای آخرت را می خواهید، پس (بدانید که) خداوند برای نیکوکارانتان پاداش عظیمی آماده کرده است»

﴿30﴾ ای زنان پیامبر ! هر کس از شما که (گناه) نا شایست آشکاری مرتکب شود، عذاب او دو چندان افزوده می شود، و این بر خدا آسان است

﴿31﴾ و هر کس از شما برای خدا و پیامبرش خضوع (و فرمانبرداری) کند، و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دوبار به او خواهیم داد، و روزی ارزشمندی برای او آماده کرده ایم

﴿32﴾ ای زنان پیامبر! شما مانند هیچ یک از زنان (عادی دیگر) نیستید، اگر پرهیزگاری کنید؛ پس در سخن گفتن نرمی نکنید که آنگاه کسی که در دلش بیماری است؛ طمع کند، و سخن شایسته بگویید

﴿33﴾ و در خانه های خود بمانید، و به شیوه ی جاهلیت نخستین زینتهای خود را آشکار نکنید، و نماز را بر پا دارید، و زکات را بدهید، و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید، خداوند قطعاً می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و چنانکه باید شما را پاک سازد

﴿34﴾ و آنچه را در خانه هایتان از آیات خداوند و حکمت (= سنت پیامبر) خوانده می شود یاد کنید؛ بی گمان خداوند باریک بین آگاه است

﴿35﴾ همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان مؤمن و زنان مؤمن، مردان فرمانبردار و زنان فرمانبردار، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردانی که شرمگاه خود را حفظ می کنند، و زنانی که شرمگاه خود را حفظ می کنند، و مردانی که خدا را بسیار یاد می کنند، و زنانی که خدا را بسیار یاد می کنند، خداوند برای (همه ی) آنان آمرزش و پاداش عظیمی آماده کرده است

﴿36﴾ و هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنی را نرسد ؛هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم کند، آنکه آنها در کارشان اختیاری باشد، و هرکس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند، به راستی که در گمراهی آشکاری گرفتار شده است

﴿37﴾ و (به یاد بیاور) زمانی را که به آن کس که خدا به او نعمت داده بود، و تو (نیز) به او نعمت داده بودی، می گفتی :«همسرت را نگاه دار و از خدا بترس» و در دل خود چیزی را پنهان می داشتی که خداوند آن را آشکار می کند، و از مردم می ترسیدی؛ در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی، پس چون زید از او حاجت خویش بگزارد، (و طلاقش داد) او را به ازدواج تو در آوردیم؛ تا بر مؤمنان در (باره ی ازدواج با) زنان پسر خواندگان شان هیچ حرجی نباشد؛ هنگامی که حاجت خویش از او بگزارده (و طلاقشان داده) باشند، و فرمان خدا انجام شدنی است

﴿38﴾ بر پیامبر در آنچه خدا برای او حلال (و مقرر) کرده است؛ هیچ حرجی نیست، این سنت خداوند است در (باره ی) کسانی که پیش از این بوده اند، و فرمان خداوند حساب شده و دقیق است

﴿39﴾ (همان) کسانی که پیامهای خدا را می رسانند و از او می ترسند و از هیچ کس جز او نمی ترسند، و خداوند برای حسابگری (اعمالشان) کافی است

﴿40﴾ محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن رسول خدا و خاتم پیامبران است، و خداوند به هر چیز آگاه است

﴿41﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد کنید

﴿42﴾ و صبح و شام او را تسبیح گویید

﴿43﴾ او کسی است که بر شما درود می فرستد، و فرشتگانش (نیز بر شما درود می فرستند) تا شما را از تاریکیها به سوی نور بیرون برد، و (خداوند) نسبت به مؤمنان مهربان است

﴿44﴾ تحیت آنان در روزی که با او دیدار می کنند «سلام» است، و برای آنها پاداش ارزشمندی آماده کرده است

﴿45﴾ ای پیامبر! ما تو را گواه، و بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم

﴿46﴾ و دعوت کننده به سوی خداوند به فرمان او، و چراغی روشنی بخش قرار دادیم

﴿47﴾ و مؤمنان را بشارت ده که برای آنها از سوی خداوند فضل بزرگی است

﴿48﴾ و از کافران و منافقان اطاعت مکن، و آزارشان را واگذار (و به آنا اعتنای نکن) و بر خدا توکل کن، و خداوند (به عنوان) کارساز(و مدافع) بسنده است

﴿49﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که با زنان با ایمان ازدواج کردید، آنگاه پیش از آن که با آنها همبستری کنید، طلاقشان دادید، پس عدّه ای برای شما بر آنها نیست که شما آن را بشمارید، لذا آنها را (با هدیه ی مناسب) بهرمند سازید و به نیکوترین وجه رهایشان کنید

﴿50﴾ ای پیامبر! ما همسرانت را که مهرشان را پرداخته ای برای تو حلال کردیم، و (نیز) کنیزانی را که (از طریق غنایم جنگی) خدا به تو ارزانی داشته است، و دختران عمویت، و دختران عمه هایت و دختران دایی ات، و دختران خاله هایت که با تو هجرت کرده اند، (ازدواج با آنها برای تو حلال کرده ایم) و (نیز) زن مؤمنی را که اگر خود را به پیامبر ببخشد، اگر پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد، (این حکم) ویژه ی توست؛ نه دیگر مؤمنان، به راستی که ما می دانیم آنچه را که بر آنها در (باره ی) همسرانشان و کنیزانشان واجب کرده ایم، تا بر تو هیچ حرجی نباشد، و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿51﴾ (نوبت) هر یک از همسرانت را که بخواهی (می توانی) به تأخیر اندازی، و هر کدام را بخواهی نزد خود جای دهی، و اگر (بعضی) از آنها که بر کنار ساخته ای بخواهی نزد خود جای دهی، هیچ گناهی بر تو نیست، این (گزینش) برای آن که چشم آنان روشن گردد و این که غمگین نباشند، و همگی شان به آنچه به آنان می دهی خشنود گردند، و خدا آنچه را که در دلهای شماست می داند، و خداوند دانای بردبار است

﴿52﴾ بعد از این، (دیگر) هیچ زنی برای تو حلال نیست، و نه (حلال است) آن که همسران دیگری جای گزین آنها کنی، هر چند زیبایی آنها تو را به شگفت آورد، مگر آنچه که (بصورت کنیز) دست تو مالک شد، و خداوند بر همه چیز نگهبان است

﴿53﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! به خانه های پیامبر داخل نشوید؛ مگر آنکه برای (صرف) غذا به شما اجازه داده شود، بی آنکه منتظر پخته شدنش باشید، ولی چون دعوت شدید، داخل شوید، پس هنگامی که غذا خوردید؛ پراکنده شوید، و (بعد از صرف غذا) برای بحث و گفتگو ننشینید، بی گمان این (عمل) پیامبر را آزار می دهد، پس (او) از شما شرم می کند (و چیزی نمی گوید) و خداوند از (بیان) حق شرم نمی کند، و هنگامی که چیزی (از وسایل زندگی به عاریت) خواستید، پس از آنان (= زنان پیامبر) ازپشت پرده بخواهید، این (کار) برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزه تر است، و شما را نرسد که پیامبر خدا را بیازارید، و نه آن که همسرانش را بعد از او هرگز به همسری گیرید، بی تردید این (کار) نزد خدا (گناهی) بزرگ است

﴿54﴾ اگر چیزی را آشکار کنید یا آن را پنهان دارید، پس بی گمان خداوند به هر چیز آگاه است

﴿55﴾ بر آنان (= زنان) گناهی نیست (که) در (حضور) پدرانشان و پسرانشان و برادرانشان و پسران برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنان (هم دین) شان و بردگانشان (بدون حجاب باشند) و (ای زنان!) از خدا بترسید، قطعاً خداوند بر همه چیز گواه است

﴿56﴾ بی گمان خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! بر او درود فرستید، و سلام بگویید، سلامی نیکو

﴿57﴾ همانا کسانی که خدا و پیامبرش را آزار می دهند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت لعنت کرده، و برای آنها عذاب خوار کننده ای آماده کرده است

﴿58﴾ و کسانی که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بی هیچ گناهی که مرتکب شده باشند؛ آزار می دهند، به راستی (بار) بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده اند

﴿59﴾ ای پیامبر ! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو :«چادرهای خود را بر خویش فرو افکنند، (و با آن سر و صورت و سینه هایشان را بپوشانند) این مناسب تر است تا شناخته شوند؛ پس مورد آزار قرار نگیرند، و خداوند آمرزنده ی مهربان است

﴿60﴾ اگر منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماری است، و شایعه پراکنان در مدینه (از کار خود) باز نایستند، یقیناً تو را بر (ضد) آنها می شورانیم (و بر آنها مسلط می گردانیم) سپس جز اندکی در کنار تو در آن (شهر مدینه) نباشند

﴿61﴾ طرد شدگانند، هر کجا یافت شوند، گرفته خواهند شد، و به سختی کشته خواهند شد

﴿62﴾ (این)سنت خداوند است در (باره ی) کسانی که پیش از این گذشتند، و هرگز برای سنت خدا دگرگونی نخواهی یافت

﴿63﴾ (ای پیامبر !) مردم تو را از (زمان قیام) قیامت می پرسند، بگو :«علم آن تنها نزد الله است» و تو چه می دانی شاید که قیامت نزدیک باشد

﴿64﴾ بی تردید خداوند کافران را لعنت کرده، و برای آنها آتش سوزان آماده کرده است

﴿65﴾ که جاودانه در آن خوهند ماند، هیچ دوست و یاوری نخواهند یافت

﴿66﴾ روزی که صورتهایشان در آتش (جهنم) گردانیده شود (پشیمان می شوند و) می گویند :«ای کاش خدا را اطاعت کرده بودیم، ورسول (خدا) را اطاعت کرده بودیم»

﴿67﴾ و گفتند :« پروردگارا ! ما از سروران و بزرگان خود اطاعت کردیم، پس ما را از راه به در بردند(و گمراه کردند)

﴿68﴾ پروردگارا ! آنها را از عذاب دو چندان ده، و آنها را به لعنتی بزرگ (و سخت) لعنت فرما»

﴿69﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند، آنگاه خداوند او را از آنچه (در حق او) گفته بودند؛ مبّرا ساخت، و (او) نزد خداوند آبرومند (و صاحب منزلت) بود

﴿70﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا بترسید، و سخن درست (و حق) بگویید

﴿71﴾ تا (خداوند) کارهایتان را برای تان اصلاح کند، و گناهان تان را بیامرزد، و هرکس که از خدا و پیامبرش اطاعت کند؛ یقیناً به کامیابی عظیمی نائل شده است

﴿72﴾ همانا ما امانت (خویش) را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، پس آنها از تحمل آن سر باز زدند و از آن ترسیدند، و انسان آن را بر دوش گرفت که او بسیار ستمکار نادان است

﴿73﴾ تا (سرانجام) خداوند مردان منافق و زنان منافق و مردان مشرک و زنان مشرک را عذاب کند، و خداوند توبه ی مردان مؤمن و زنان مؤمن را بپذیرد (و از گناهان شان در گذرد) و خداوند آمرزنده ی مهربان است

سبأ

Surah 34

﴿1﴾ حمد (و ستایش) مخصوص خدایی است که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست، و ستایش در (سرای) آخرت (نیز) از آن اوست ،و او حکیم آگاه است

﴿2﴾ آنچه را که در زمین فرو می رود و آنچه را که از آن بیرون می آید، و آنچه را که از آسمان نازل می شود و آنچه را که در آن بالا می رود؛ می داند، و او مهربان آمرزنده است

﴿3﴾ و کسانی که کافر شدند، گفتند :« قیامت به سراغ ما نخواهد آمد» (ای پیامبر!) بگو:«آری، به پروردگارم (آن) دانای غیب سوگند که حتماً به سراغ شما خواهد آمد، به اندازه ی ذره ای در آسمانها و در زمین از او پنهان نیست، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر (اینکه) در کتابی آشکار (ثبت) است

﴿4﴾ تا کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند؛ پاداش دهد، آنان برای شان مغفرت و روزی ارزشمندی است

﴿5﴾ و کسانی که مبارزه کنان در (انکار) آیات ما تلاش کردند (و گمان کردند که ما را به ستوه می آورند) برای آنان عذابی از کیفر دردناک خواهد بود

﴿6﴾ و کسانی که به ایشان علم داده شده است؛ می دانند آنچه را که از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، حق است، و به راه (خداوند) پیروزمند ستوده هدایت می کند

﴿7﴾ و کسانی که کافر شدند، گفتند :«آیا مردی به شما نشان دهیم که به شما خبر می دهد هنگامی که (مردید و) کاملاً متلاشی (و پراکنده) شدید، همانا شما (بار دیگر) در آفرینش تازه ای خواهید بود؟

﴿8﴾ آیا بر خدا دروغ بسته یا به او دیوانگی است ؟!» (چنین نیست) بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمی آورند در عذاب و گمراهی دور و درازی هستند

﴿9﴾ آیا به آنچه پیش روی و آنچه پشت سر آنان از آسمان و زمین است، نگاه نکرده اند ؟! اگر بخواهیم آنها را در زمین فرو می بریم، یا تکه ای از آسمان را بر (سر) آنان می افکنیم، بی گمان در این نشانه ای برای هر بنده ی بازگشت کننده ای است

﴿10﴾ و به راستی (ما) به داوود از سوی خود فضیلتی (بزرگ) دادیم، (گفتیم:) ای کوهها و ای پرندگان ! با او (در تسبیح گفتن) هم آواز شوید، و آهن را برای او نرم کردیم

﴿11﴾ (و به او دستور دادیم) که زره های بلند ( و فراخ) بساز و در بافتن (حلقه ها) اندازه نگه دار، و کار شایسته انجام دهید، همانا من به آنچه انجام می دهید؛ بینا هستم

﴿12﴾ و برای سلیمان باد را (مسخر ساختیم) که صبحگاهان مسیر یک ماه را طی می کرد، و شامگاهان مسیر یک ماه را، و چشمه ی مس (مذاب) را برایش روان ساختیم، و از جن کسانی را (مسخر کردیم) که به فرمان پروردگارش در پیش او کار می کردند، و هر که از آنان که از فرمان ما سرپیچی می کرد، او را از عذاب آتش سوزان می چشاندیم

﴿13﴾ (سلیمان) هر چه می خواست (جن ها) برایش می ساختند: از (قبیل) معبدها، و تمثالها، و کاسه هایی (غذا خوری) همچون حوضها، و دیگهای ثابت (که از بزرگی قابل حمل و نقل نبود، و به آنها گفتیم:) ای آل داوود! سپاس (این همه نعمت را) به جا آوردید، و اندکی از بندگان من سپاسگزارند

﴿14﴾ پس چون مرگ را بر او (= سلیمان) مقرر داشتیم، (کسی) آنها را از مرگش آگاه نساخت؛ مگر جنبنده ی زمین (= موریانه) که عصایش را می خورد، پس چون (بر زمین) افتاد، جنیان دریافتند که اگر غیب می دانستند در (آن) عذاب خوار کننده نمی ماندند

﴿15﴾ همانا برای (قوم) سبا در مساکن شان نشانه ای بود، دو باغ (بزرگ) از راست و چپ، (و به آنها گفتیم:) از روزی پروردگارتان بخورید و برای او شکر گزارید، شهری است پاکیزه، و پروردگاری آمرزنده

﴿16﴾ پس آنها روی گرداندند، آنگاه سیلی ویرانگر را برآنها فرستادیم، و دو باغ (پر میوه) شان را به دو باغ (بی ارزش) با میوه های تلخ و (درختان) شوره گز و اندکی از (درخت) کنار مبّدل ساختیم

﴿17﴾ این کیفر را به (خاطر) آن که نا سپاسی کردند؛ به آنها دادیم، و آیا جز نا سپاسان را مجازات می کنیم؟

﴿18﴾ و میان آنها و قریه هایی که برکت داده بودیم، قریه هایی (آباد و) به هم پیوسته (بر سر راه) قرار دادیم، و در (میان) آنها آمدو شد مقرر داشتیم (و به آنان گفتیم:) در این (آبادی)ها با امن (و امان) شبها و روزها سفر کنید

﴿19﴾ پس گفتند :«پروردگارا ! میان سفرهای ما دوری بیفکن» و بر خویشتن ستم کردند، پس ما آنها را داستانهایی (برای عبرت دیگران) قرار دادیم، و آنان را سخت پراکنده (و متلاشی) ساختیم، بی گمان در این (ماجرا) برای هر صبر کننده ی سپاسگزاری نشانه هایی است

﴿20﴾ و یقیناً ابلیس گمان خود را در باره ی آنها درست یافت، پس (همگی) از او پیروی کردند؛ جز گروهی (اندک) از مؤمنان

﴿21﴾ و او (= شیطان) را بر آنان هیچ سلطه ای نبود؛ مگر اینکه (خواستیم) معلوم بداریم کسی را که به آخرت ایمان می آورد، از کسی که او از آن در شک (و تردید) است. و پروردگار تو بر همه چیز نگاهبان است

﴿22﴾ (ای پیامبر!) بگو :«کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می پندارید، (به فریاد) بخوانید، (آنها) هموزن ذره ای در آسمانها و در زمین مالک نیستند، و در (آفرینش و تدبیر) آن دو هیچ شرکتی ندارند، و او (= خداوند) از میان آنها یاور و پشتیبانی ندارد

﴿23﴾ و شفاعت نزد او سود نبخشد؛ مگر برای کسی که (او خود) برایش اجازت داده باشد، تا زمانی که اضطراب (و نگرانی) از دلهایشان بر طرف شود، گویند:«پروردگارتان چه گفت ؟» گویند :«حق را (فرمود)، و او بلند مرتبه ی بزرگ است»

﴿24﴾ (ای پیامبر! به مشرکان) بگو :«چه کسی شما را از آسمانها و زمین روزی می دهد؟» (در پاسخ) بگو :«الله، و ما یا شما بر (طریق) هدایت یا در گمراهی آشکار هستیم»

﴿25﴾ بگو :«شما از گناهی که ما مرتکب شده ایم ؛ باز خواست نمی شوید، و ما (نیز) از آنچه شما انجام می دهید؛ باز خواست نمی شویم»

﴿26﴾ بگو :« پروردگار ما، (همه ی) ما (وشما) را گرد می آورد؛ سپس در میان ما به حق داوری می کند، و او داور داناست»

﴿27﴾ بگو :«کسانی را که به عنوان شریک به او ملحق ساخته اید؛ به من نشان دهید، (هرگز) چنین نیست، بلکه او خداوند پیروزمند حکیم است

﴿28﴾ و (ای پیامبر!) ما تو را برای همه ی مردم؛ جز بشارت دهنده و بیم دهنده نفرستادیم، و لیکن بیشتر مردم نمی دانند

﴿29﴾ و می گویند :«اگر راستگویید؛ این وعده (ی قیامت) کی خواهد بود ؟!»

﴿30﴾ بگو :« میعاد شما روزی خواهد بود که نه ساعتی از آن تأخیر می کنید و نه (بر آن ) پیشی می گیرید»

﴿31﴾ و کسانی که کافر شدند، گفتند :« ما هرگز به این قرآن ایمان نمی آوریم و نه به آن (کتابهای) که پیش از آن بوده». (ای پیامبر!) اگر ببینی (در در روزقیامت) هنگامی که ستمکاران در پیشگاه پروردگارشان (برای حسابرسی) نگه داشته شده اند، (از حال آنها به شگفت می آیی) برخی از آنها سخن برخی دیگر را پاسخ می دهند (و هر کدام گناه خود را به گردن دیگری می اندازد) کسانی که به استضعاف کشیده شده اند، به کسانی که استکبار (و سرکشی) نمودند، گویند :«اگر شما نبودید ما قطعاً مؤمن بودیم»

﴿32﴾ کسانی که سرکشی (و تکبر) کردند (= مستکبران) به کسانی که به استضعاف کشیده شده اند، (= مستضعفان) گویند:«آیا ما شما را از هدایت باز داشتیم بعد از آن که به سراغ شما آمد ؟! (هرگز) بلکه شما خود مجرم بودید»

﴿33﴾ و مستضعفان به مستکبران گویند :« بلکه، مکر و حیله شب و روز شما (سبب شد که از هدایت بازمانیم) هنگامی که به ما دستور می دادید که به خدا کافر شویم و برای او همتایانی قرار دهیم». و هنگامی که عذاب (الهی) را ببینند، پشیمانی (خود) را (در دل) پنهان دارند، و ما غلها در گردنهای کسانی که کافر شدند؛ بگذاریم، آیا جز آنچه عمل می کردند، به آنها جزا داده می شود؟

﴿34﴾ ما در هیچ قریه ای هشدار دهنده ای نفرستادیم؛ مگر اینکه متنعّمان آنها (که مست ناز و نعمت و قدرت بودند) گفتند: « بی تردید ما به آنچه فرستاده شده اید؛ کافریم »

﴿35﴾ و گفتند :«اموال و اولاد ما (از شما) بیشتر است، (و این دلیل آن است که خدا از ما خشنود است) و ما هرگز مجازات نخواهیم شد»

﴿36﴾ (ای پیامبر!) بگو :« بی گمان پروردگارم روزی را برای هر کس که بخواهد فراخ و (یا) تنگ می کند، (و این نشانه ی محبت و رضایت خداوند نیست) و لیکن بیشتر مردم نمی دانند»

﴿37﴾ و اموالتان و اولادتان چیزی نیستند که شما را نزد ما نزدیک و مقّرب سازند، جز کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دهند، پس اینان پاداش مضاعف در برابر کارهای که انجام داده اند؛ دارند، و آنها در غرفه های (بلند بهشتی) در امن و (امان) هستند»

﴿38﴾ و کسانی که مبارزه کنان در (انکار) آیات ما تلاش کردند (و گمان کردند که ما را به ستوده می آورند) اینان در عذاب احضار می شوند

﴿39﴾ (ای پیامبر!) بگو :« بی گمان پروردگارم روزی را برای هرکس که بخواهد فراخ می گرداند، و (یا) برای او تنگ (و محدود) می سازد، و هر چیزی را (در راه خدا) انفاق کنید، پس او عوض آن را می دهد، و او بهترین روزی دهندگان است»

﴿40﴾ و (به یاد آور) روزی را که (خداوند) همه ی آنان را بر می انگیزد، سپس به فرشتگان می گوید :« آیا اینها شما را پرستش می کردند؟!»

﴿41﴾ (فرشتگان) گویند :« تو منزهی! (تنها) تو ولی (و کار ساز) ما هستی، نه آنها، (آنان هرگز ما را پرستش نمی کردند) بلکه جن (و شیاطین) را پرستش می کردند، بیشتر شان به آنها ایمان داشتند»

﴿42﴾ پس امروز برخی از شما برای برخی دیگر مالک هیچ سود و زیانی نیست، و به کسانی که ستم (= شرک) کردند، می گوییم :« بچشید عذاب آتشی را که آن را تکذیب می کردید»

﴿43﴾ و هنگامی که آیات روشن (و واضع) ما بر آنان خوانده شود، گویند:«این (محمد) جز مردی نیست که می خواهد شما را از آنچه نیاکانتان می پرستیدند؛ باز دارد» و گویند:« این (قرآن) جز دروغ بزرگی که به هم بافته شده نیست ». و کسانی که کافر شدند، هنگامی که حق به سراغ آنها آمد، درباره ی آن گفتند :«این (قرآن) جز سحری آشکار نیست»

﴿44﴾ و ما (پیش از این) چیزی از کتاب (های آسمانی) را به آنها نداده ایم که آن را بخوانند (و بر اساس آن تو را تکذیب کنند) و پیش از تو هیچ هشدار دهنده ای به سوی آنها نفرستادیم

﴿45﴾ و کسانی که پیش از آنها بودند (نیز پیامبران ما را) تکذیب کردند، در حالی که اینها به یک دهم آنچه به آنها داده بودیم؛ نرسیده اند، آنگاه آنها پیامبران مرا تکذیب کردند، (بنگر) مجازات من چگونه بود ؟

﴿46﴾ (ای پیامبر!) بگو :«همانا من شما را به یک (خصلت) اندرز می دهم، که : دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا بر خیزید، سپس بیندیشید که این همنشین شما (= محمد صلی الله علیه وآله وسلم ) هیچ گونه دیوانگی ای ندارد، او برای شما جز هشدار دهنده ای پیشاپیش عذاب شدید نیست»

﴿47﴾ (ای پیامبر!) بگو :«هر مزدی که از شما خواسته ام؛ پس آن برای خود شما باد، پاداش من تنها بر (عهده ی) خداوند است، و او بر همه چیز گواه است»

﴿48﴾ (ای پیامبر!)بگو :« بی گمان پروردگارم حق را (بر قلب پیامبران خود) می افکند، (آن پروردگاری که) دانای غیبهاست»

﴿49﴾ (ای پیامبر!) بگو :«حق آمد، و (معبودان) باطل نه (آفرینش را) آغاز می کند، و نه (دوباره) باز می گرداند»

﴿50﴾ (ای پیامبر!) بگو :«اگر من گمراه شوم، تنها بر زیان خودم گمراه می شوم، و اگر هدایت یابم، پس به (خاطر) آن چیزی است که پروردگارم به من وحی می کند، یقیناً او شنوای نزدیک است»

﴿51﴾ و (ای پیامبر!) اگر ببینی هنگامی که مضطرب (و نگران) شوند، آنگاه رهایی (از عذاب) نباشد، و از جای نزدیکی گرفته شوند (تعجب خواهی کرد)

﴿52﴾ و(در آن حال) گویند:« به آن (قرآن) ایمان آوردیم» ولی چگونه می توانند از فاصله ی دور به آن دست یابند؟

﴿53﴾ در حالی که آنها پیش از این (در دنیا) به آن کافر شدند، و از جای دور نادیده (و بدون آگاهی، نسبتهای ناروایی می داند و تیری) می افکندند

﴿54﴾ و میان آنها و آنچه می خواستند جدایی افکنده شد، همان گونه که از پیش با امثال آنها انجام شد، بی گمان آنها سخت در شک (و تردید) بودند

فاطر

Surah 35

﴿1﴾ حمد (و ستایش) مخصوص خداوند است، آفرینند ه ی آسمانها و زمین، (کسی) که فرشتگان را رسولانی قرار داد؛ دارای بالهای دوگانه و سه گانه و چهارگانه، هر چه بخواهد در آفرینش می افزاید، بی گمان خداوند بر هر چیزی تواناست

﴿2﴾ (هر) رحمتی را که خدا برای مردم بگشاید، کسی نمی تواند که بازش دارد، وآنچه را باز دارد کسی جز او نمی تواند آن را روان سازد، و او پیروزمند حکیم است

﴿3﴾ ای مردم! نعمت خدا را بر خود به یاد آورید، آیا آفریننده ای جز الله هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟! هیچ معبودی جز او نیست، پس چگونه (از حق) منحرف می شوید ؟

﴿4﴾ و اگر تو را تکذیب کنند (غمگین نباش) همانا پیامبران پیش از تو (نیز) تکذیب شدند، و (همه ی) کارها به سوی خدا باز گردانده می شود

﴿5﴾ ای مردم! یقیناً و عده ی خدا حق است، پس زندگی دنیا شما را نفریبد، و (شیطان) فریبکار شما را نسبت به خدا نفریبد

﴿6﴾ مسلماَ شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن گیرید، او فقط پیروانش دعوت می کند تا (همه) از اهل آتش سوزان (جهنم) باشند

﴿7﴾ کسانی که کافر شدند، بر ای آنان عذابی سخت است، و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، برای شان آمرزش و پاداش بزرگی است

﴿8﴾ آیا کسی که کردار بدش برای او آراسته شده، پس آن را نیک (و زیبا) می بیند (همانند کسی است که چنین نیست؟) پس بی گمان خداوند هر کس را که بخواهد گمراه می سازد و هر کس را که بخواهد هدایت می کند، پس نباید که جانت به خاطر شدت تأسف (و حسرت) بر آنان از بین برود، بی شک خداوند به آنچه انجام می دهند؛ داناست

﴿9﴾ و الله کسی است که بادها را فرستاد، آنگاه (آن بادها) ابرها را بر می انگیزند، پس آن (ابرها) را به سوی سرزمین مرده راندیم، آنگاه بوسیله ی آن زمین را بعد از مردنش زنده کردیم، بر انگیختن (مردگان از گورها نیز) چنین است

﴿10﴾ کسی که خواهان عزت است، پس (بداند که) عزت همگی از آن خداست، سخن پاکیزه به سوی او بالا می رود، و (خداوند) عمل صالح را بالا می برد، و کسانی که (نقشه و) نیرنگهای بد می کشند، بر ای آنها عذاب سختی است، و نیرنگ (و نقشه های بد) آنها نابود می شود

﴿11﴾ و خداوند شما را از خاک، سپس از نطفه آفرید، آنگاه شما را جفتهای یکدیگر قرار داد، و هیچ ماده ای باردار نمی شود، و نمی زاید؛ مگربه علم او،وهیچ سالخورده ای عمر طولانی نمی کند، و (یا) از عمرش کاسته نمی شود؛ مگر آنکه در کتاب (لوح محفوظ ثبت) است، بی گمان این (کارها) بر خدا آسان است

﴿12﴾ و (آن) دو دریا یکسان نیستند: این یکی (آبش) شیرین گوارا است که نوشیدنش خوشگوار است، وآن یکی شور تلخ است، و از هر دو گوشتی تازه می خورید، و (از آنها) چیزهایی زینتی بیرون می آورید که می پوشید، و کشتی را در آن (دریا) می بینی که (آبها را) می شکافد (و به سوی مقصد خویش پیش می رود) تا از فضل خدا (روزی) بجویید، و شاید که سپاسگزارید

﴿13﴾ (او) شب را در روز داخل می کند و روز را در شب داخل می گرداند، و خورشید و ماه را مسخر کرده که هر یک تا زمانی معین در حرکت است، این است الله پروردگار شما، فرمانروایی از آن اوست، و کسانی را که به جای او می خوانید (هموزن) پوست نازک هسته ی خرما مالک نیستند

﴿14﴾ اگر آنها را بخوانید (صدای) خواندن شما را نمی شنوند، و (به فرض) اگر بشنوند به شما پاسخ نمی گویند، و روز قیامت شرک شما را انکار می کنند، و هیچ کس مانند (خداوند) آگاه خبر دارت نمی کند

﴿15﴾ ای مردم ! شما (همگی) به خدا نیازمندید، و (تنها) خداوند است که بی نیاز ستوده است

﴿16﴾ اگر بخواهد شما را (از بین) می برد، و آفرینش تازه ای می آورد

﴿17﴾ و این (کار) بر خداوند دشوار نیست

﴿18﴾ و هیچ کس بار (گناه) دیگری را به دوش نمی کشد، و اگر (شخص) گرانباری (دیگری را) برای حمل بار (گناه) خود بخواند، چیزی از آن (بار) برداشته نمی شود، هر چند خویشاوند (نزدیک او) باشد. تو (ای پیامبر!) تنها کسانی را هشدار می دهی که از پروردگارشان در پنهانی می ترسند، و نماز را بر پا می دارند، و هر کس پاک گردد (و تقوا پیشه کند) پس (بداند که) تنها به سود خویش پاک شده است، و باز گشت (همه) به سوی خداست

﴿19﴾ و نابینا و بینا (هرگز) برابر نیستند

﴿20﴾ و نه تاریکیها و نور،

﴿21﴾ و نه سایه و باد سوزان

﴿22﴾ و (هرگز) زندگان و مرد گان یکسان نیستند، بی گمان خداوند هر کس را بخواهد می شنواند، و تو (ای پیامبر!) نمی توانی (سخنت را) به در گور خفتگان بشنوانی

﴿23﴾ تو جز هشدار دهنده ای نیستی،

﴿24﴾ یقیناً ما تو را به حق بشارت دهنده و هشداردهنده فرستادیم، و هیچ امتی نیست؛ مگر آن که در (میان) آن هشدار دهنده ای (آمده و) گذشته است

﴿25﴾ و اگر تو را تکذیب کنند، (چیز تازه ای نیست) همانا کسانی که پیش از آنان بودند (نیز پیامبران خود را) تکذیب کردند، پیامبران شان با دلایل روشن و نوشته ها (ی مشتمل بر پند و موعظه) و کتاب روشنگر به سراغ آنها آمدند

﴿26﴾ سپس کسانی که کفر ورزیدند؛ فرو گرفتم، پس (بنگر) مجازات من چگونه بود ؟

﴿27﴾ آیا ندیدی همانا خداوند از آسمان آبی نازل کرد که بوسیله ی آن میوه هایی با رنگهای گوناگون (از زمین) بیرون آوردیم، و از کوهها (نیز) راههای (به رنگ) سفید و سرخ رنگارنگ و به غایت سیاه (پدید آوردیم)

﴿28﴾ و همچنین از مردم و جنبندگان و چهارپایان با رنگهای مختلف (پدید آوردیم)، جز این نیست که از میان بندگان خدا دانایان از او می ترسند، بی تردید خداوند پیروزمند آمرزنده است

﴿29﴾ بی گمان کسانی که کلام خدا را تلاوت می کنند و نماز را بر پا می دارند، و از آنچه روزی شان داده ایم؛ پنهان و آشکار انفاق می کنند، به تجارتی (پر سود) که هرگز زیان (و کساد) ندارد؛ امید دارند

﴿30﴾ تا (خداوند) پاداش آنها را به تمامی بدهد و از فضل خود بر آنها بیفزاید، بی گمان او آمرزنده ی سپاسگزار است

﴿31﴾ و (ای پیامبر!) آنچه از (این) کتاب به تو وحی کردیم؛ حق است که تصدیق کننده ی آنچه پیش از آن است، یقیناً خداوند به (حال) بندگانش آگاه بیناست

﴿32﴾ سپس (این) کتاب را به کسانی از بندگان مان که بر گزیده بودیم؛ به میراث دادیم، پس (برخی) از آنان بر خود ستم کردند و (برخی) از آنان میانه رو بودند، و (برخی) از آنان به فرمان خدا در نیکیها پیشتازند، این همان فضل (و بخشایش) بزرگی است

﴿33﴾ (پاداش آنها) باغهای جاویدان (بهشتی) است که به آن وارد می شوند، در آنجا به دستبندهای از طلا و مروارید آراسته می گردند، و لباسهایشان در آنجا حریر است

﴿34﴾ و گویند :«حمد (و ستایش) مخصوص خداوند است که اندوه را از ما دور کرد، یقیناً پروردگار ما آمرزنده ی سپاسگزار است

﴿35﴾ (همان) کسی که از فضل خویش ما را در این سرای اقامت (جاویدان) جای داد که در آنجا هیچ رنجی به ما نمی رسد ،و در آنجا هیچ خستگی (و واماندگی) به ما نمی رسد

﴿36﴾ و کسانی که کافر شدند؛ برای آنها آتش جهنم است، نه فرمان (مرگ) بر آن صادر شود تا بمیرند (و راحت گردند) و نه چیزی از عذابش از آنها کاسته شود، این گونه هر نا سپاسی را کیفر می دهیم

﴿37﴾ و آنها در آن (آتش) فریاد می زنند :«پروردگارا ! ما را بیرون آر تا عمل صالحی انجام دهیم؛ غیر از آنچه انجام می دادیم» (در پاسخ آنان می فرماییم :) آیا آن قدر شما را عمر ندادیم که پند گیرندگان در آن پند گیرند ؟! و هشدار دهنده (نیز) به سراغ شما آمد ؟! پس (طعم عذاب را ) بچشید که برای ستمکاران هیچ یاوری نیست

﴿38﴾ بی گمان خداوند دانای نهان آسمانها و زمین است و همانا او به آنچه در درون سینه هاست؛ دانا است

﴿39﴾ او کسی است که شما را در زمین جانشینان (پیشینیان) قرار داد، پس هر کس که کافر شود، او به زیان خودش خواهد بود، و کافران را کفرشان جز خشم (و دشمنی) در نزد پروردگارشان (چیزی) نمی افزاید، و (نیز) کافران را کفرشان جز زیان (چیزی) نمی افزاید

﴿40﴾ (ای پیامبر!) بگو:«آیا معبودانتان که به جای خدا می خوانید؛ دیده اید؟ به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریده اند؟ یا اینکه در (آفرینش) آسمانها شرکتی دارند؟ یا به آنها کتابی داده ایم که آنها دلیلی از آن (برای شرک خود) دارند ؟» (نه هیچ یک از اینها نیست) بلکه ستمکاران جز فریب به یکدیگر وعده ای نمی دهند

﴿41﴾ بی تردید خداوند آسمانها و زمین را نگه می دارد از آن که (از نظام خود) منحرف شوند، و اگر منحرف گردند، کسی جز او نمی تواند آنها را نگه دارد، بی گمان او بردبار آمرزنده است

﴿42﴾ و (کفار قریش) با محکمترین سوگند های شان (و با نهایت تأکید) به خدا سوگند یاد کردند که اگر هشدار دهنده ای برای آنان بیاید، از هدایت یافته ترین امتها خواهند بود، پس چون (پیامبر) هشدار دهند ه ای بر آنان آمد، جز (فرار و) نفرت (از حق چیزی) بر آنان نیفزود

﴿43﴾ (اینها) بخاطر استکبار در زمین و نیرنگهای بد (شان) بود، و نیرنگهای بد جز دامنگیر صاحبانش نمی گردد، آنگاه آیا آنان (چیزی) جز سنت (و شیوه خدا با) پیشینیان را انتظار دارند؟! پس هر گز برای سنت (و شیوه ی) خداوند دگرگونی نمی یابی

﴿44﴾ آیا (آنها) در زمین نگشته اند؛ تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند؛ چگونه بود ؟! در حالی که آنان از اینان نیرومند تر بودند، و هیچ چیزی در آسمانها و زمین نیست که خدا را ناتوان سازد (و از حوزه ی قدرت او بیرون رود) بی گمان او دانای تواناست

﴿45﴾ و اگر خداوند مردم را به (سبب) آنچه که انجام داده اند؛ مجازات کند، هیچ جنبنده ای را بر روی آن (= زمین) باقی نخواهد گذاشت، ولیکن آنها را تا زمانی معین به تأخیر می اندازد، پس هنگامی که اجل آنها فرا رسد، یقیناً خداوند به بندگانش بیناست

یس

Surah 36

﴿1﴾ یس (یا.سین)

﴿2﴾ سوگند به قرآن حکیم

﴿3﴾ که تو قطعاً از پیامبران (ما) هستی

﴿4﴾ بر راه راست (قرار داری)

﴿5﴾ (این قرآن) فرو فرستاده ی (خداوند) پیروزمند مهربان (است)

﴿6﴾ تا گروهی را هشدار دهی که نیاکانشان هشدار نیافته اند، پس آنان غافلند

﴿7﴾ به راستی فرمان (الهی) بر بیشتر آنان تحقق یافته است، پس آنان ایمان نمی آورند

﴿8﴾ بی گمان ما در گردنهای آنان غلهایی قرار دادیم پس آن (غلها) تا چانه ها است، لذا سرهایشان را بالا نگاه داشته است

﴿9﴾ و پیش روی آنان سدی (= دیواری) و از پشت سرشان (نیز) سدی قراردادیم، آنگاه (دیدگان) آنان را پوشاندیم، لذا آنان نمی بینند

﴿10﴾ و (ای پیامبر) بر آنان یکسان است، چه آنها را هشدار دهی و یا هشدارشان ندهی، ایمان نمی آورند

﴿11﴾ (ای پیامبر) تو تنها کسی را هشدار می دهی که از (این) پند پیروی کند، و در نهان از (خدای) رحمان بترسد، پس او را به آمرزش و پاداشی گرامی بشارت ده

﴿12﴾ یقیناً ماییم که مردگان را زنده می کنیم، و آنچه را (از اعمال نیک و بد) که از پیش فرستاده اند، و آثار (و گامهای) شان را می نویسیم، و همه چیز را در کتاب روشنگر (لوح محفوظ) شمار کرده ایم

﴿13﴾ و (ای پیامبر) برای آنها مثال (و داستان) مردم آن قریه (انطاکیه) را بزن، چون رسولان (ما) بدان جا آمدند

﴿14﴾ آنگاه که دو نفر (از رسولان) را به سوی آنها فرستادیم، پس آنان را تکذیب کردند، سپس با (فرستادن) سومی (آن دو را) تقویت کردیم، پس گفتند: «همانا ما به سوی شما فرستاده شده ایم»

﴿15﴾ (آنها در پاسخ) گفتند: شما جز بشری همانند ما نیستید، و (خداوند) رحمان چیزی را نازل نکرده است، شما فقط دروغ می گویید

﴿16﴾ (پیامبران) گفتند:« پروردگار ما می داند که ما قطعاً به سوی شما فرستاده شده ایم

﴿17﴾ و بر (عهده ی) ما جز رساندن (پیام) آشکار نیست»

﴿18﴾ (آنها) گفتند: «بی گمان ما شما را به فال بد گرفته ایم، اگر دست بر ندارید البته سنگسارتان خواهیم کرد، و ازسوی ما عذاب (و شکنجه) دردناکی به شما خواهد رسید»

﴿19﴾ (پیامبران) گفتند:« شومی (و فال بد) تان با خود شماست، اگر به شما پند داده شود (چنین می گویید، و به فال بد می گیرید؟!) بلکه (حقیقت این است که) شما مردمی اسرافکار هستید»

﴿20﴾ و مرد (مؤمنی) از دورترین نقطه شهر شتابان آمد، (و خطاب به مردم) گفت: «ای قوم من! پیامبران (خدا) را پیروی کنید

﴿21﴾ کسانی را پیروی کنید که از شما مزدی طلب نمی کنند، و خودشان هدایت یافته اند

﴿22﴾ و چه شده است مرا که پرستش نکنم کسی را که مرا آفریده است، (همه) به سوی او باز گردانده می شوید؟

﴿23﴾ آیا غیر از او معبودهایی را بر گزینم که اگر (خداوند) رحمان بخواهد به من زیانی برساند، شفاعت آنها چیزی را از من دفع نمی کند (و کمترین فایده ای برایم ندارد) و مرا نجات نخواهند داد؟

﴿24﴾ (اگر چنین کنم) یقیناً آنگاه من در گمراهی آشکاری خواهم بود

﴿25﴾ من به پروردگارتان ایمان آورده ام، پس (سخنان) مرا بشنوید

﴿26﴾ (پس او را شهید کردند) به او گفته شد: «وارد بهشت شو» گفت: ای کاش قوم من می دانستند( )،

﴿27﴾ که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی شدگان قرار داده است

﴿28﴾ و بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان فرو نفرستادیم و ما فرو فرستنده نبودیم

﴿29﴾ (بلکه کیفر آنها) جز یک بانگ مرگبار نبود، پس ناگاه همه خاموش(=هلاك) شدند

﴿30﴾ ای افسوس بر (این) بندگان، هیچ پیامبری به سوی آنها نمی آمد مگر اینکه او را استهزاء می کردند

﴿31﴾ آیا ندیدند که پیش از آنها چه بسیار نسلها را نابود کردیم، که آنها هرگز به سوی ایشان باز نمی گردند؟

﴿32﴾ و همه آنها (برای حساب) نزد ما جمع و احضار می شوند

﴿33﴾ و زمین مرده برای شان نشانه (و عبرتی) است که ما آن را زنده گردانیدیم، و دانه ای (غذایی) که از آن می خورند، بیرون آوردیم

﴿34﴾ و در آن باغهایی از نخلها و انگورها قرار دادیم، و در آن چشمه های جاری ساختیم

﴿35﴾ تا از میوه ی آن بخورند در حالی که دست آنان (در تولید آنها) هیچ دخالتی نداشته است( )، آیا سپاس نمی گویند

﴿36﴾ منزه است کسی که همه ی جفتها را آفرید، از آنچه زمین می رویاند، و از (جنس) خودشان، و از آنچه نمی دانند

﴿37﴾ و شب (نیز) برای آنها نشانه (و عبرتی) است ما روز را از آن بر می کشیم، پس آنگاه همه در تاریکی فرو می روند

﴿38﴾ و خورشید(نیز که) پیوسته به سوی قرار گاهش( ) در حرکت است، این تقدیر (خداوند) پیروزمند داناست

﴿39﴾ و برای ماه منزلگاههای مقدر کرده ایم، تا چون شاخه ی (خشک و) کهنه خرما باز گردد

﴿40﴾ نه خورشید را سزد که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می گیرد، و هر یک در مدار خود شناورند

﴿41﴾ نشانه ای (دیگر) برای آنان این است که فرزندانشان را بر کشتی( ) پر بار سوار کردیم

﴿42﴾ و(مرکبهای دیگری) همانند آن برای آنها آفریدیم، که سوار می شوند

﴿43﴾ و اگر بخواهیم آنها را غرق می کنیم، پس آنها را هیچ فریاد رسی نباشد، نه آنها رهایی یابند

﴿44﴾ مگر اینکه رحمتی از سوی ما (شامل حال آنها شود) و تا زمان معینی (از دنیا) بهره بگیرند

﴿45﴾ و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه پیش روی شماست، و از آنچه پشت سر شماست، بترسید، شاید مورد رحمت قرار گیرید» (اعراض می کننند)

﴿46﴾ و هیچ آیه ای از آیات پروردگارشان برای آنها نیاید مگر آنان از آن روی بگردانند

﴿47﴾ و هنگامی که به آنها گفته شود: از آنچه خدا به شما روزی داده است، انفاق کنید، کسانی که کافر شدند، به کسانی که ایمان آوردند می گویند: آیا ما کسی را طعام بدهیم که اگر خداوند می خواست، (خود) به او طعام می داد و شما جز در گمراهی آشکار نیستید

﴿48﴾ و می گویند: « اگر راست می گویید، این وعده (عذاب) کی خواهد بود؟!»

﴿49﴾ آنها جز انتظار یک بانگ مرگبار نمی کشند، که آنها را فرو گیرد در حالی که سر گرم جدال (و دشمنی) هستند

﴿50﴾ پس (در آن وقت) نمی توانند وصیتی کنند، و نه به سوی خانواده ی خود باز گردند

﴿51﴾ و (چون بار دیگر) در صور دمیده شود( )، پس ناگهان آنها از قبرها (بیرون آیند) شتابان به سوی پروردگارشان می روند

﴿52﴾ گویند:« وای بر ما چه کسی ما را از خوابگاهمان بر انگیخت؟!» (به آنها گفته شود:) این همان است که (خداوند) رحمان وعده داده بود، و پیامبران (خدا) راست گفتند

﴿53﴾ (آن) جز یک بانگ مرگبار نخواهد بود، پس ناگهان همه نزد ما جمع و احضار می شوند

﴿54﴾ پس امروز به هیچ کس ذره ای ستم نخواهند شد، و جز به آنچه عمل می کردید، جزا داده نمی شوید

﴿55﴾ بی گمان اهل بهشت امروز در کاری (لذت بخش) مشغولند (و) شادمان هستند

﴿56﴾ آنها و همسرانشان در سایه هایی (گسترده بهشتی) بر تختها تکیه زده اند

﴿57﴾ برای آنها در آن (= بهشت، انواع) میوه است، و هر چه که بخواهند برایشان (فراهم) است

﴿58﴾ (به آنها گفته می شود) سلام (بر شما باد) این سخنی است از جانب پروردگار مهربان

﴿59﴾ ای گنهکاران امروز(از نیکان) جدا شوید

﴿60﴾ ای فرزندان آدم! آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکار است؟

﴿61﴾ و اینکه مرا بپرستید، این راه مستقیم است

﴿62﴾ و به راستی او گروه زیادی از شما را گمراه ساخت آیا اندیشه نکردید؟

﴿63﴾ این (همان) جهنمی است که به شما وعده داده می شد

﴿64﴾ امروز به سزای کفری که ورزیده اید به آن در آیید

﴿65﴾ امروز بر دهانهایشان مهر می نهیم، و دستهایشان با ما سخن می گویند، و پاهایشان به آنچه می کردند گواهی می دهند

﴿66﴾ و اگر بخواهیم چشمانشان را محو (ونابود) می کنیم، پس شتابان آهنگ راه می کنند، اما چگونه می توانند ببینند؟

﴿67﴾ و اگر بخواهیم آنها را در جایگاهشان مسخ(ومیخ کوب) می کنیم، پس نتوانند که به پیش قدم بر دارند، و نه به عقب باز گردند

﴿68﴾ و هر کس را طول عمر دهیم، در آفرینش دگرگونش کنیم، (و به حالت ناتوانی کودکی بر می گردانیم) آیا اندیشه نمی کنند؟

﴿69﴾ ما (هرگز) شعر به او (= رسول) نیاموخته ایم و شایسته او نیست، این (کتاب چیزی) جز اندرز، و قرآنی روشنگر نیست

﴿70﴾ تا هر کس را که زنده (دل) باشد، بیم دهد و سخن حق بر کافران ثابت شود

﴿71﴾ آیا ندیدند که ما برای آنها از آنچه ساخته ی دست های ماست، چهار پایانی را آفریده ایم، پس آنان مالک آن هستند

﴿72﴾ و آنها را برایشان رام کردیم، پس بر بعضی سوار می شوند، و از (گوشت) بعضی می خورند

﴿73﴾ و برای آنها بهره های دیگر، و نوشیدنیها در آن (حیوانات) است، آیا سپاس نمی گویند؟

﴿74﴾ و آنها غیر از خدا معبودانی (برای خود) بر گزیدند، (به این امید) شاید که یاری شوند

﴿75﴾ آنها قادر به یاری ایشان نیستند، و آنان (= مشرکان) اینها (= معبودان) لشکری احضار شده (و آماده) هستند

﴿76﴾ پس (ای پیامبر) سخن آنان تو را غمگین نسازد، بی گمان ما آنچه را که پنهان می دارند و آنچه را که آشکار می کنند، می دانیم

﴿77﴾ آیا انسان ندیده است که ما او را از نطفه ای آفریده ایم، پس او ستیزه جویی آشکار شده است

﴿78﴾ و برای ما مثلی زد، و آفرینش خود را فراموش کرد، گفت:« چه کسی (این) استخوانها را (دوباره) زنده می کند در حالی که پوسیده است؟!»

﴿79﴾ بگو:« (همان) کسی آن را زنده می کند که نخستین بار آن را پدید آورد، و او به هر آفرینشی داناست،

﴿80﴾ (همان) کسی که از درخت سبز برای شما آتش پدید آورد، پس آنگاه شما از آن (آتش) می افروزید»

﴿81﴾ آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده است، نمی تواند همانند آنها (= انسانها) را بیافریند؟! آری (می تواند) و او آفریننده ی داناست

﴿82﴾ جز این نیست که فرمان او، چون چیزی را اراده کند، (این است) که به آن می گوید: «موجود شو» پس (بی درنگ) موجود می شود

﴿83﴾ پس منزه است، کسی که پادشاهی همه چیز در دست اوست، و (همه) به سوی او باز گردانده می شوید

الصافات

Surah 37

﴿1﴾ سوگند به (فرشتگان) صف کشیده

﴿2﴾ پس سوگند به (فرشتگان) باز دارنده،

﴿3﴾ و به تلاوت کنندگان ذکر (= قرآن)،

﴿4﴾ که همانا معبود شما یکی است

﴿5﴾ پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرقها

﴿6﴾ بی گمان ما آسمان دنیا(= پایین) را به زیور ستارگان بیاراستیم

﴿7﴾ و از هر شیطان سر کشی حفظ کردیم

﴿8﴾ (تا) به (سخنان) عالم بالا گوش فرا ندهند، و از هر سوء (بوسیله شهاب) زده (ورانده) می شوند

﴿9﴾ (آنها به سختی) عقب رانده می شوند، و برای آنها عذاب دایمی است

﴿10﴾ مگر کسی که ناگهان چیزی را برباید، پس شهابی درخشان او را دنبال می کند

﴿11﴾ پس (ای پیامبر) از آنها بپرس که آیا آفرینش آنها سخت تر است، یا (آفرینش) آنچه ما آفریده ایم، ما آنها را از گل چسپنده ای آفریدیم

﴿12﴾ بلکه تو (از انکار آنها) در شگفت شدی، و آنها مسخره می کنند

﴿13﴾ و هنگامی که پند داده شوند، پند نمی پذیرند

﴿14﴾ و هنگامی که معجزه ای ببینند (آن را) مسخره می کنند

﴿15﴾ و می گویند:« این جز جادویی آشکار نیست،

﴿16﴾ آیا هنگامی که مردیم و به خاک و استخوانها (ی پوسیده ، مبدل) شدیم، (دوباره) بر انگیخته خواهیم شد؟

﴿17﴾ آیا نیاکان نخستین ما(نیز بر انگیخته می شوند؟!)»

﴿18﴾ بگو:« آری، و شما خوار و زبون (زنده) می شوید»

﴿19﴾ پس آن تنها یک بانگ (سهمناک) است، ناگهان آنها (از قبرها بیرون می آیند و) می نگرند

﴿20﴾ و گویند:« وای بر ما این (همان) روز جزا است!»

﴿21﴾ (آری) این (همان) روز داوری است، که شما آن را تکذیب می کردید

﴿22﴾ (به فرشتگان فرمان داده می شود) گرد آورید کسانی را که ستم کردند، و (همپایگان و) همراهانشان و آنچه را می پرستیدند

﴿23﴾ به جای خدا، پس (همه ی) آنها را به راه دوزخ هدایت کنید

﴿24﴾ و آنها را نگاهدارید که يقينا باز خواست خواهند شد

﴿25﴾ شما را چه شده است که یکدیگر را یاری نمی دهید؟

﴿26﴾ بلکه آنها امروز (همه) تسلیم (و فرمانبردار) هستند

﴿27﴾ آنها سؤال کنان رو به یکدیگر کنند،

﴿28﴾ (به سردمداران) گویند:« به راستی که شما (برای گمراه کردن ما) از (راه) خیر خواهی به نزد ما می آمدید»

﴿29﴾ (سرد مداران در پاسخ) گویند:« بلکه، شما خودتان مؤمن نبودید (تقصیر ما چیست؟)

﴿30﴾ و ما هیچ گونه تسلطی بر شما نداشتیم، بلکه شما خود گروهی سر کش بودید

﴿31﴾ پس فرمان پروردگارمان بر ما ثابت شد،البته ما چشنده ی (عذاب) خواهیم بود

﴿32﴾ پس شما را گمراه کردیم، بی گمان ما(نیز) خود گمراه بودیم»

﴿33﴾ پس مسلماً در آن روز همه آنها (= پیروان و سردمداران) در عذاب شریک خواهند بود

﴿34﴾ بی شک ما با مجرمان این گونه رفتار می کنیم

﴿35﴾ آنها (در دنیا چنان) بودند که چون به آنها گفته می شد: «معبودی (به حق) جز الله نیست» سر کشی (و تکبر) می کردند

﴿36﴾ و می گفتند: « آیا ما معبودانمان را به خاطر (سخن) شاعری دیوانه رها کنیم؟!»

﴿37﴾ (چنین نیست) بلکه (پیامبر خدا) حق را آورد، و پیامبران (پیشین) را تصدیق کرد

﴿38﴾ مسلماً شما عذاب دردناک را خواهید چشید

﴿39﴾ و جز به آنچه می کردید، کیفر داده نمی شوید

﴿40﴾ مگر بندگان مخلص خدا،

﴿41﴾ (که) آنها رزق و روزی معین دارند

﴿42﴾ (انواع) میوه ها، و آنان گرامی داشتگانند

﴿43﴾ در باغهایی پر نعمت (بهشت)،

﴿44﴾ بر تختها رو به روی یکدیگر (نشسته اند)

﴿45﴾ گرداگرشان جامی از (شراب) روان می گردانند

﴿46﴾ (شرابی) سفید (و) لذتبخش برای نوشندگان است

﴿47﴾ نه در آن تبهکاری (و فساد) است، و نه آنها از آن (شراب) مست شوند

﴿48﴾ و نزدشان (همسرانی) سیه چشم، دیده فرو هشته (که تنها به شوهران خود نظر دارند) خواهند بود

﴿49﴾ گویی آنها بیضه های (شتر مرغ) در پرده پوشیده اند

﴿50﴾ پس آنها سؤال کنان رو به یکدیگر کنند

﴿51﴾ یکی از آنها گوید:« به راستی من (در دنیا) همنشینی داشتم

﴿52﴾ که (پیوسته) می گفت: آیا (واقعاً) تو از باور کنندگان (بعث و قیامت) هستی؟

﴿53﴾ آیا وقتی که مردیم و خاک و استخوانها(ی پوسیده) شدیم، (زنده می شویم و) کیفرمان می دهند؟!»

﴿54﴾ (او به دوستان بهشتی اش) گوید:« آیا شما می توانید (به دوزخیان) بنگرید (و از او خبری بگیرید)؟!»

﴿55﴾ پس (چشم برگرداند و) نگریست، ناگاه او را در میان دوزخ دید

﴿56﴾ گوید: به خدا سوگند، نزدیک بود که مرا به هلاکت افکنی

﴿57﴾ و اگر نعمت پروردگارم نبود، من (نیز) از احضار شدگان (دوزخ) بودم

﴿58﴾ (سپس به دوستان بهشتی خود گوید:) آیا ما (هرگز) نمی میریم (و در بهشت جاودان هستیم)

﴿59﴾ جز همان مرگ نخستین خود، (دیگر مرگی به سراغمان نخواهد آمد) و ما (هرگز) عذاب نخواهیم شد؟

﴿60﴾ بی گمان این همان کامیابی بزرگ است

﴿61﴾ (آری) عمل کنندگان باید برای چنین (پاداشی) عمل کنند

﴿62﴾ آیا برای پذیرایی این (نعمتهای بهشتی) بهتر است یا درخت زقوّم؟

﴿63﴾ همانا ما آن را ابتلای برای ستمکاران قرار دادیم

﴿64﴾ به راستی آن درختی است که از قعر جهنم می روید

﴿65﴾ شکوفه اش همانند سرهای شیاطین است

﴿66﴾ پس آنها (= جهنمیان) از آن می خورند، و شکمها را از آن پر می کنند

﴿67﴾ آنگاه برروی آن (خوراک) آمیزه ای از آب گرم (سوزان) دارند

﴿68﴾ سپس باز گشت آنها به سوی جهنم است

﴿69﴾ بی گمان آنها نیاکان خود را گمراه یافتند

﴿70﴾ پس اینها در دنبال آنان شتابان می روند

﴿71﴾ و به راستی پیش از آنها بیشتر پیشینیان گمراه شدند

﴿72﴾ و به تحقیق ما هشدار دهندگانی در میان آنها فرستادیم

﴿73﴾ پس بنگر عاقبت هشدار یافتگان چگونه بود

﴿74﴾ مگر بندگان مخلص خدا

﴿75﴾ و یقیناً نوح ما را ندا داد، پس (ما) چه خوب اجابت کننده ای هستیم

﴿76﴾ و او وخاندانش را از اندوه بزرگ نجات دادیم

﴿77﴾ و تنها فرزندانش را باقی گذاشتیم

﴿78﴾ و برای او در میان امتهای بعد (نام نیک) بر جای نهادیم

﴿79﴾ در میان جهانیان سلام بر نوح باد

﴿80﴾ بی گمان ما این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم

﴿81﴾ یقیناً او از بندگان مؤمن ما بود

﴿82﴾ آنگاه دیگران (= تکذیب کنندگان) را غرق کردیم

﴿83﴾ و همانا ابراهیم از پیروان او بود

﴿84﴾ چون با قلب سلیم (خالی از شرک و شک و شهوت) به پیشگاه پروردگارش آمد

﴿85﴾ چون به پدر وقومش گفت:« چه چیزی را می پرستید؟

﴿86﴾ آیا به جای خدا، معبودهای دروغین می خواهید؟

﴿87﴾ پس شما نسبت به پروردگار جهانیان چه گمان می برید؟!»

﴿88﴾ پس (ابراهیم) یک نگاه به ستارگان نگریست

﴿89﴾ آنگاه گفت: « من بیمارم (و با شما به جشن نمی آیم)»

﴿90﴾ پس آنها پشت کنان از او دور شدند (و رفتند)

﴿91﴾ آنگاه پنهانی نزد معبودانشان رفت و گفت:« آیا (چیزی) نمی خورید؟

﴿92﴾ شما را چه شده است که سخن نمی گویید»

﴿93﴾ پس به سوی آنان روی آورد (و) ضربه ای محکم (با دست راست) بر آنها زد (و بجز بت بزرگ همه بتها را درهم شکست)

﴿94﴾ پس آنها (= قومش) شتابان به سوی او روی آوردند

﴿95﴾ (ابراهیم) گفت: «آیا چیزی را می پرستید که خود تراشیده اید؟

﴿96﴾ در حالی که خداوند شما را و آنچه را که انجام می دهید (و می سازید) آفریده است؟!»

﴿97﴾ (بت پرستان) گفتند:« بنای (بلندی) برایش بسازید، و او را در (خرمن) آتش بیفکنید»

﴿98﴾ پس آنها در حق او نیرنگ و مکر ورزیدند و ما آنها را (مغلوب و) پست ساختیم.(و آتش به فرمان خدا سرد شد)

﴿99﴾ و(ابراهیم) گفت:« من به سوی پروردگارم می روم، (او) مرا هدایت خواهد کرد

﴿100﴾ پروردگارا! به من (فرزندی) از صالحان عطا فرما»

﴿101﴾ ما او را به (تولد) پسری بردبار( ) بشارت دادیم

﴿102﴾ پس هنگامی که (فرزندش) با او به (سن) سعی و کوشش رسید گفت:« ای فرزندم! من در خواب( ) دیدم که تو را قربانی می کنم، ببین، تو چه نظر داری؟!» گفت: «پدرم، به آنچه مأمور شده ای، عمل کن، اگر خدا بخواهد، مرا از صابران خواهی یافت»

﴿103﴾ پس چون هر دو تسلیم شدند، و (ابراهیم) او را به پیشانی (بر زمین) افکند

﴿104﴾ و او را ندا دادیم: «ای ابراهیم

﴿105﴾ یقیناً خواب (خویش) را تحقق بخشیدی». بدون شک ما این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم

﴿106﴾ مسلماً این (خواب) آزمایشی آشکار بود

﴿107﴾ و او را به ذبح بزرگی( ) فدا دادیم

﴿108﴾ و برای او در(میان) امتهای بعد (نام نیک) بر جای نهادیم

﴿109﴾ سلام بر ابراهیم

﴿110﴾ این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم

﴿111﴾ بی گمان او از بندگان مؤمن ما بود

﴿112﴾ و او را به (تولد) اسحاق پیامبری از شایستگان بشارت دادیم

﴿113﴾ و (ما) بر او و اسحاق برکت دادیم، و از دودمان آن دو،(افرادی) نیکوکار بودند، و (افرادی) آشکار بر خود ستم کردند

﴿114﴾ و به راستی (ما) بر موسی و هارون منت نهادیم

﴿115﴾ و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ نجات دادیم

﴿116﴾ و یاریشان کردیم، پس آنان پیروز شدند

﴿117﴾ و به آن دو کتاب روشنگر دادیم

﴿118﴾ و آن دو را به راه راست هدایت کردیم

﴿119﴾ و برای آنان در (میان) امتهای بعد (نام نیک) باقی گذاشتیم

﴿120﴾ سلام بر موسی و هارون

﴿121﴾ بی گمان ما این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم

﴿122﴾ یقیناً آن دو از بندگان مؤمن ما بودند

﴿123﴾ و بی گمان الیاس از رسولان (ما) بود

﴿124﴾ چون به قومش گفت:« آیا پرهیزگاری نمی کنید؟

﴿125﴾ آیا (بت)" بعل" را می خوانید، و بهترین آفرینندگان را رها می کنید؟

﴿126﴾ الله که پروردگار شما و پروردگار نیاکان نخستین شماست

﴿127﴾ پس (آنها) او را تکذیب کردند، و یقیناً (همه) آنان (به جهنم) احضار خواهند شد

﴿128﴾ مگر بندگان مخلص خدا

﴿129﴾ و برای او در (میان) امتهای بعد (نام نیک) باقی گذاشتیم

﴿130﴾ سلام بر «ال یاسین» (= الیاس)

﴿131﴾ ما این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم

﴿132﴾ بی گمان او از بندگان مؤمن ما بود

﴿133﴾ و یقیناً لوط از رسولان (ما) بود

﴿134﴾ هنگامی که او و خانواده اش را همگی نجات دادیم

﴿135﴾ مگر پیرزنی که از باقی ماندگان بود

﴿136﴾ سپس دیگران را هلاک کردیم

﴿137﴾ و شما (پیوسته) صبحگاهان بر (ویرانه های شهرهای) آنها می گذرید

﴿138﴾ و (همچنین) شامگاهان آیا نمی اندیشید؟

﴿139﴾ و یقیناً یونس از رسولان (ما) بود

﴿140﴾ هنگامی به کشتی پر (از مسافر و بار) گریخت

﴿141﴾ پس (اهل کشتی) قرعه زدند، پس (قرعه بنام او افتاد و) مغلوب شد

﴿142﴾ آنگاه ماهی (عظیمی) او را بلعید، در حالی که او سزاوار نکوهش بود

﴿143﴾ پس اگر او از تسبیح گویان نبود

﴿144﴾ یقیناً تا روزی که (مردم) بر انگیخته می شوند، در شکمش باقی می ماند

﴿145﴾ پس او را به سرزمین خشک (و خالی از گیاه) افکندیم، در حالی که او بیمار بود،

﴿146﴾ و درخت کدویی بر (فراز) او رویاندیم (تا زیر سایه آن آرام بگیرد)

﴿147﴾ و او را بسوی یکصد هزار نفر (از قومش) یا بیشتر فرستادیم

﴿148﴾ پس (آنها) ایمان آوردند، بنابراین تا مدتی آنان را (از نعمتهای زندگی) بهره مند ساختیم

﴿149﴾ پس (ای پیامبر) از آنان (= مشرکان) بپرس: آیا دختران از آن پروردگارت است، و پسران از آن آنهاست؟

﴿150﴾ آیا ما فرشتگان را مؤنث آفریدیم و آنها حاضر بودند؟

﴿151﴾ آگاه باش! بی گمان آنها از (روی تهمت و) دروغگوییشان است که می گویند

﴿152﴾ «خداوند (فرزندی) زاده است» و یقیناً آنها دروغگو هستند

﴿153﴾ آیا (خدا) دختران را بر پسران ترجیح داد؟

﴿154﴾ شما را چه شده است؟ چگونه حکم می کنید؟

﴿155﴾ آیا نمی اندیشید؟

﴿156﴾ یا شما (بر ادعای خود) دلیل روشنی دارید؟

﴿157﴾ پس اگر راستگویید، کتابتان را بیاورید

﴿158﴾ و آنها (= مشرکان) میان او (= خداوند) و جنیان (نسب و) خویشاوندی قرار دادند، در حالی که جنیان به خوبی می دانند که آنان احضار خواهند شد

﴿159﴾ خداوند منزه است از آنچه توصیف می کنند

﴿160﴾ مگر بندگان مخلص خدا

﴿161﴾ پس شما (مشرکان) و آنچه می پرستید

﴿162﴾ (هرگز) نمی توانید بر (پرستش) آن (بتها کسی را) گمراه کنید

﴿163﴾ مگر کسی که راهی (آتش) جهنم باشد

﴿164﴾ (فرشتگان گفتند:) «و هیچ کس از ما نیست، مگر آن که جایگاه (و مقام) معلومی دارد

﴿165﴾ وهمانا ما (برای اطاعت فرمان خداوند) به صف ایستاده ایم

﴿166﴾ و بی گمان ما تسبیح گویان (او) هستیم»

﴿167﴾ و (کافران) پیوسته می گفتند

﴿168﴾ «اگر نزد ما کتابی از (کتابهای) پیشینیان مي بود

﴿169﴾ مسلماً ما از بندگان مخلص خداوند می شدیم»

﴿170﴾ پس (هنگامی که پیامبر برای آنها قرآن آورد) آنها به آن (قرآن) کافر شدند، و به زودی خواهند دانست

﴿171﴾ و به راستی وعده ی ما برای بندگان فرستاده ما از پیش صادر شده است

﴿172﴾ که هر آینه آنها یاری شدگانند

﴿173﴾ و بی گمان لشکر ما پیروزند

﴿174﴾ پس (ای پیامبر) تا مدتی از آنها (= مشرکان) روی بگردان

﴿175﴾ و آنها را ببین، پس (آنها نیز، نتیجه کردار خود را) به زودی خواهند دید

﴿176﴾ آیا آنها برای (دیدن) عذاب ما شتاب دارند؟

﴿177﴾ پس چون (عذاب) بر آستانه ی خانه هایشان فرود آید، هشدار یافتگان چه صبحگاه بدی خواهند داشت

﴿178﴾ و تا مدتی از آنها روی بگردان

﴿179﴾ و (آنها را) ببین، پس (آنها نیز) به زودی خواهند دید

﴿180﴾ پاک و منزه است پروردگار تو، پروردگار عزت، از آنچه (مشرکان) توصیف می کنند

﴿181﴾ و سلام، بر رسولان

﴿182﴾ و سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است

ص

Surah 38

﴿1﴾ ص (صاد) سوگند به قرآنی که دارای پند و اندرز است

﴿2﴾ بلکه، کسانی که کافر شدند در سر کشی و اختلافند

﴿3﴾ چه بسیار نسلهای را که پیش از آنها هلاک کردیم، پس (هنگام نزول عذاب) فریاد می زدند، اما (آن زمان) وقت نجات نبود

﴿4﴾ و آنها به شگفت آمدند که (پیامبر) هشدار دهنده ای از میان (خود) شان به سوی شان آمده است، و کافران گفتند: «این جادوگری بسیار دروغگو است،

﴿5﴾ آیا (همه ی) معبودان را یک معبود قرار داده است؟ بی گمان این چیز عجیبی است»

﴿6﴾ و بزرگان (و اشراف) شان، به راه افتادند و گفتند: « بروید و بر (پرستش) خدایانتان پایدار باشید، بی گمان این (دعوت) چیزی است خواسته شده (که شما را گمراه کنند)

﴿7﴾ ما (هرگز) این (چنین سخنی) در آیین واپسین نشنیده ایم، این جز دروغ (چیزی) نیست

﴿8﴾ آیا از میان (همه ی) ما قرآن بر او نازل شده است؟!» (در حقیقت چنین نیست که آنها می گویند) بلکه آنها در (وحی و) قرآن من تردید دارند، بلکه هنوز عذاب را نچشیده اند

﴿9﴾ یا آنکه گنجینه های رحمت پروردگار پیروزمند بخشنده ات نزد آنهاست؟

﴿10﴾ یا فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آن دوست از آن آنهاست؟! پس (اگر چنین است) با ریسمان (و هر وسیله ای دیگر به آسمان) بالا روند

﴿11﴾ (اینها) لشکری شکست خورده ی از احزاب هستند

﴿12﴾ پیش از آنها قوم نوح و عاد و فرعون صاحب میخها (و سپاه، نیز پیامبران ما را) تکذیب کردند

﴿13﴾ و (نیز) ثمود، و قوم لوط، و اصحاب ایکه (= قوم شعیب) اینها احزاب (و گروههای) بودند (که پیامبران را تکذیب کردند)

﴿14﴾ هر یک (از اینها) بودند که پیامبران را تکذیب کردند، پس عقوبت (من) تحقق یافت

﴿15﴾ و اینها جز بانگی سهمناک را انتظار نمی کشند، که هیچ مهلت بازگشتی ندارد

﴿16﴾ و (آنها) گفتند:« پروردگارا! بهره ی ما را (از عذاب) پیش از فرا رسیدن روز حساب به ما بده»

﴿17﴾ بر آنچه می گویند، صبر کن، و بنده ی ما داود صاحب (نیرو و) قوت را یاد آور، بی گمان او بسیار رجوع کننده بود

﴿18﴾ همانا ما کوهها را با او مسخر (و رام) کردیم، که شامگاهان و صبحگاهان (با او) تسبیح می گفتند

﴿19﴾ و پرندگان را (نیز، مسخر او کردیم) که گرد می آمدند، همه ی (اینها) فرمانبردار (و باز گشت کننده به سوی) او بودند

﴿20﴾ و فرمانروایی او را استوار کردیم، و به او حکمت و سخنان فصیح (فیصله کننده) عطا کردیم

﴿21﴾ و آیا خبر شاکیان هنگامی که از (دیوار) عبادتگاه (داود) بالا رفتند، به تو رسیده است؟

﴿22﴾ چون بر داود وارد شدند، پس (او) از آنها وحشت کرد، (آنها) گفتند: «نترس، دو نفر شاکی هستیم که یکی به دیگران ستم کرده است. پس بین ما به حق داوری کن، و ستم نکن، و ما را به راه راست راهنمایی کن

﴿23﴾ بی گمان این برادر من است، او نود و نه میش دارد، و من یک میش دارم. پس (او) می گوید: آن (یک میش) را به من واگذار، و در سخن بر من غلبه کرده است»

﴿24﴾ (داوود) گفت: به راستی او با در خواست یک میش تو که آن را به میشهایش بیفزاید بر تو ستم کرده است، و البته بسیاری از شریکان به یکدیگر ستم می کنند، مگر کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند، و اینان (نیز) اندک هستند. و داوود دانست که ما او را آزموده ایم، پس از پروردگارش آمرزش خواست، (و فرو تنانه) به (رکوع =) سجده افتاد( ) و (به سوی خدا) رجوع کرد

﴿25﴾ پس ما او را بخشیدیم، و بی گمان برای او نزد ما (قرب و) مقامی والا و باز گشت نیکوست

﴿26﴾ ای داوود! ما تو را در زمین خلیفه (= فرمانروا) قرار دادیم، پس به حق در میان مردم داوری کن، و از هوای (نفس) پیروی نکن که تو را از راه خدا گمراه می کند، بی گمان کسانی که از راه خدا گمراه می شوند، به خاطر آنکه روز حساب را فراموش کردند، عذاب شدیدی (در پیش) دارند

﴿27﴾ (ما) آسمان و زمین و آنچه میان آنهاست بیهوده نیافریده ایم، این گمان کسانی است که کافر شدند، پس وای بر کسانی که کافر شدند از آتش (دوزخ)

﴿28﴾ آیا کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند، مانند مفسدان در زمین قرار می دهیم؟! آیا پرهیزگاران را مانند بدکاران قرار می دهیم؟

﴿29﴾ کتابی است پر برکت، که آن را بر تو نازل کردیم، تا در آیاتش تدبّر کنند، و خردمندان پند گیرند

﴿30﴾ و (ما) سلیمان را به داود عطا کردیم، چه بنده ی خوبی! بی گمان او بسیار رجوع کننده بود

﴿31﴾ (به یاد بیاور) چون عصرگاهان اسبان چابک تیزرو بر او عرضه شد،

﴿32﴾ پس گفت:« من این اسبان را به خاطر (فرمان) پروردگارم دوست دارم» (و پیوسته به آنها نگاه می کرد) تا از دیدگانش پنهان شدند

﴿33﴾ گفت: «آن اسبان را نزد من باز گردانید». سپس به ساقها و گردنها (ی آنها) دست کشید (و نوازش کرد)

﴿34﴾ و به راستی (ما) سلیمان را آزمودیم، و بر تخت او جسدی افکندیم، سپس (او) رو (به درگاه خداوند) آورد (و توبه کرد)

﴿35﴾ گفت: «پروردگارا! مرا ببخش، و به من فرمانروایی عطا فرما که پس از من کسی را سزاوار نباشد، بی گمان تو بخشاینده ای»

﴿36﴾ پس (ما) باد را برای او مسخر کردیم، تا به فرمانش به نرمی حرکت کند، هر کجا می خواست، برود

﴿37﴾ و (نیز) دیوان را، هر بنا و غواصی (از آنها برای او مسخر کردیم)

﴿38﴾ و (گروه) دیگری (از دیوان) را (که همه) در غل و زنجیر بودند (برایش مسخر کردیم)

﴿39﴾ این عطای ماست، پس (به هر کس می خواهی) ببخش، و یا نگه دار، حسابی بر تو نیست

﴿40﴾ و بی گمان برای او (= سلیمان) نزد ما (قرب و) مقامی والا، و بازگشت نیکوست

﴿41﴾ و به یاد بیاور، بنده ی ما ایوب را، هنگامی که پروردگارش را ندا داد که: همانا شیطان به من رنج و عذاب رسانده است

﴿42﴾ (به او فرمان دادیم:) پای خود را بر زمین بکوب، (چشمه ای می جوشد) این (چشمه آبی) خنک برای شستشو و آشامیدنی است

﴿43﴾ و خانواده اش و همانند آنان همراهشان را به او بخشیدیم، که رحمتی از سوی ما و اندرزی برای خردمندان باشد

﴿44﴾ و (به او فرمان دادیم) دسته ای از شاخه ها (ی باریک) را برگیر، پس با آن (همسرت را) بزن، و سوگند خود را مشکن( )، بی گمان ما او را شکیبا یافتیم، چه بنده ی خوبی، که بسیار رجوع کننده بود

﴿45﴾ و (ای پیامبر) به یاد آور، بندگان ما، ابراهیم، و اسحاق و یعقوب را، صاحبان دستها (ی توانمند) و چشمها (ی بینا)

﴿46﴾ ما آنها را با خصلت ویژه ای، که آن یاد سرای آخرت بود، خالص گرداندیم،

﴿47﴾ و یقیناً آنها نزد ما از بر گزیدگان نیکان بودند

﴿48﴾ و به یاد آور، اسماعیل، و الیسع و ذوالکفل را که همگی از نیکان بودند

﴿49﴾ این (قرآن) پندی است، و بی گمان برای پرهیزگاران منزلگاهی نیکوست

﴿50﴾ باغهای جاویدان (بهشتی) که درهایش برای آنان باز است

﴿51﴾ در آنجا تکیه زده اند، و در آن میوه ی فراوان و نوشیدنی را می طلبند

﴿52﴾ و نزد آنان (همسرانی) فرو هشته چشم همسال (که تنها به شوهران خود نظر دارند) است

﴿53﴾ این است چیزهایی که برای روز حساب به شما وعده داده می شود

﴿54﴾ بی گمان این روزی ماست که آن را هیچ پایانی نیست

﴿55﴾ این (پاداش پرهیزگاران) است، و بی گمان برای سرکشان بدترین بازگشتهاست

﴿56﴾ جهنم، که در آن وارد می شوند، پس چه بد آرامگاهی است

﴿57﴾ این(عذاب) آب جوشان و چرک و خونابه است، که باید آن را بچشند

﴿58﴾ و (کیفرهای) دیگر همانند آن به انواع گوناگون (دارند)

﴿59﴾ (به سرداران آنها گفته می شود:) این گروهی است که با شما (به جهنم) وارد می شوند، (آنها می گویند:) خوش آمد (و گشایش) بر آنها مباد. بی گمان آنها داخل شدگان به آتش هستند

﴿60﴾ (پیروان) گویند: «بلکه، شما را خوشامد مباد، که این (عذاب) را پیشاپیش شما برای ما فراهم کرده اید، پس چه بد قرار گاهی است»

﴿61﴾ (سپس) گویند: پروردگارا! هر کس که این (عذاب) را پیشاپیش برای ما فراهم کرده است، پس عذابی دو چنان در آتش بر او بیفزار»

﴿62﴾ و گویند: «ما را چه شده است، مردمانی را که ما آنها را اشرار می شمردیم، (در جهنم) نمی بینیم؟

﴿63﴾ آیا آنها را به مسخره گرفتیم یا (اینکه) از نظرها دور مانده اند؟!»

﴿64﴾ بی گمان این مخاصمه (و گفتگوی) دوزخیان حق (و واقعیت) است

﴿65﴾ (ای پیامبر) بگو: من تنها یک هشدار دهنده ام، و هیچ معبودی (به حق) جز خداوند یکتای قهّار نیست

﴿66﴾ پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دواست، (آن) پیروزمند آمرزنده»

﴿67﴾ (ای پیامبر) بگو:«این خبری بزرگ است،

﴿68﴾ که شما از آن روی گردانید

﴿69﴾ مـن از سـاکـنان عــالــم بالا (= فرشتگان) چون (درباره ی آفرینش آدم) با یکدیگر جدال می کردند، خبری ندارم

﴿70﴾ به من وحی نمی شود مگر این که من هشدار دهنده ای آشکار هستم»

﴿71﴾ (و به یاد آور) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: بی تردید من بشری را از گل می آفرینم،

﴿72﴾ پس هنگامی که درستش کردم، و از روح خود در آن دمیدم، برای او سجده کنان بیفتید»

﴿73﴾ پس فرشتگان همگی یکپارچه سجده کردند

﴿74﴾ جز ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران بود

﴿75﴾ (خداوند) فرمود:« ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد، از آنکه برای آنچه من با دو دست خود آفریده ام، سجده کنی؟ آیا تکبر ورزیدی یا از بلند پایگان هستی؟!»

﴿76﴾ گفت: « من از او بهترم، مرا از آتش آفریده ای، و او را از گل آفریده ای»

﴿77﴾ فرمود: «پس از اینجا بیرون شو، که تو رانده شدی

﴿78﴾ و همانا لعنت من تا روز قیامت بر تو خواهد بود»

﴿79﴾ (ابلیس) گفت: «پروردگارا! پس مرا تا روزی که (دوباره) برانگیخته می شوند، مهلت ده»

﴿80﴾ (خداوند) فرمود: «همانا تو از مهلت یافتگانی،

﴿81﴾ تا آن روز زمان معین»

﴿82﴾ (ابلیس) گفت: «پس به عزتت سوگند، که همه ی آنها را گمراه خواهم کرد،

﴿83﴾ مگر بندگان مخلص تو را، از میان آنها»

﴿84﴾ (خداوند) فرمود: «پس (این سخن) حق است، و حق را می گویم،

﴿85﴾ یقیناً جهنم را از تو و از آنان که از تو پیروی کنند، پر خواهم کرد»

﴿86﴾ (ای پیامبر) بگو: «من بر (رساندن) این (دین) هیچ مزدی از شما در خواست نمی کنم، و من از متکلفان نیستم »

﴿87﴾ این (قرآن) جزپند برای جهانیان نیست

﴿88﴾ و قطعاً خبر (صدق) آن را بعد از مدتی خواهید دانست

الزمر

Surah 39

﴿1﴾ نازل شدن (این) کتاب از سوی خداوند پیروزمند حکیم است

﴿2﴾ بی گمان ما (این) کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، پس خدا را پرستش کن و دین را برای او خالص گردان

﴿3﴾ آگاه باشید که دین خالص از آن خداست، و کسانی که به جای او معبودان (و اولیای) گرفتند که بی گمان خداوند (روز قیامت) میان آنها در آنچه اختلاف داشتند، داوری می کند، خداوند آن کسی که دروغگوی ناسپاس است، هدایت نمی کند

﴿4﴾ اگر (به فرض محال) خداوند می خواست فرزندی بگیرد، مسلماً از میان آنچه را می آفریند، چیزی را که می خواست بر می گزید، او پاک و منزه است، او خداوند یکتای قهار است

﴿5﴾ آسمانها و زمین را به حق آفرید، شب را بر روز می پیچد، و روز را بر شب می پیچد، و خورشید و ماه را مسخر (و رام) گردانید، هر کدام تا زمانی معین در حرکتند، آگاه باشید، که او پیروزمند آمرزنده است

﴿6﴾ (او) شما را از یک تن آفرید، سپس همسرش را از آن پدید آورد، و از چهار پایان برای شما هشت جفت فرو فرستاد، و شما را در شکمهای مادرانتان آفرینشی بعد از آفرینش دیگر، در تاریکهای سه گانه، می آفریند، این خداوند، پروردگار شماست که فرمانروایی از آن اوست، و جز او معبودی (به حق) نیست، پس چگونه (از حق) منحرف ( وروی گردان) می شوید؟

﴿7﴾ اگر ناسپاسی کنید، پس (بدانید که) خداوند از شما بی نیاز است، و هرگز ناسپاسی را برای بندگانش نمی پسندد.و اگر شکر او را به جای آورید آن را برای شما می پسندد.و هیچ کس بار گناه دیگررا بر دوش نمی کشد، پس بازگشتتان به سوی پروردگارتان است، آنگاه شما را به آنچه انجام می دادید، آگاه می کند، یقیناً او به راز دلها آگاه است

﴿8﴾ وهنگامی که به انسان (رنج و) زیانی برسد، پروردگارش را می خواند، و به سوی او باز می گردد، پس هنگامی كه نعمتی از سوی خود به او بخشید، آنچه را که از پیش برای آن دعا می کرد فراموش می کند، و برای خداوند همتایانی قرار می دهد، تا (مردم را) از راه او گمراه کند. بگو: « اندکی از کفرت (در دنیا) بهره مند شو، بی شک تو از دوزخیان خواهی بود»

﴿9﴾ آیا (این مشرک بهتر است، یا) کسی که در ساعات شب در حال سجده و قیام به عبادت مشغول است، و از (عذاب) آخرت بیم ناک است، و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو: «آیا کسانی که می دانند، و کسانی که نمی دانند یکسان هستند؟! تنها خردمندان پند می پذیرند»

﴿10﴾ (ای پیامبر) بگو: «ای بندگان من که ایمان آورده اید! از پروردگارتان بترسید، برای کسانی که در این دنیا نیکی کرده اند، پاداش نیکوست، و (اگر در شکنجه و آزار مشرکان بودید، هجرت کنید،كه) زمين خدا وسیع است، جز این نیست که صابران، پاداش خود را بی شمار و تمام دریافت می دارند»

﴿11﴾ بگو: «من مأمور شده ام که خدا را پرستش کنم،(و) دینم را برای او خالص گردانم»

﴿12﴾ و مأمور شده ام که نخستین مسلمانان باشم»

﴿13﴾ بگو: «همانا من اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روزبزرگ ( قیامت) می ترسم»

﴿14﴾ (ای پیامبر) بگو: « من خدا را می پرستم، در حالی که دینم را برای او خالص می گردانم،

﴿15﴾ پس شما هر چه را که می خواهید به جای او پرستش کنید. بگو: «بی گمان زیانکاران (واقعی) کسانی اند که خود و خاندانشان را در روز قیامت از دست داده اند، آگاه باشید این همان زیان آشکار است

﴿16﴾ برای آنها از بالای (سر) شان سایبانهایی از آتش، و در زیر (پای) شان (نیز) سایبانهایی است، این (چیزی) است که خداوند با آن بندگانش را می ترساند، ای بندگان من! از من بترسید

﴿17﴾ و کسانی که از طاغوت(= شیطان و بتها) اجتناب کردند از آنکه آن را عبادت کنند، و رو به سوی خدا آوردند، برای آنان بشارت است، پس بندگان مرا بشارت ده

﴿18﴾ (همان) کسانی که سخن (ها) را می شنوند، پس (از) نیکوترین آن پیروی می کنند، آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده است، و آنها خردمندانند

﴿19﴾ آیا (تو می توانی) کسی که فرمان عذاب بر او تحقق یافته است (نجات دهی؟!) آیا تو (می توانی) کسی که در آتش است نجات دهی؟

﴿20﴾ لکن برای کسانی که از پروردگارشان ترسیدند، غرفه هایی( ) (در بهشت) است، که بر فراز آنها غرفه های دیگر بنا شده است، و از زیر آنها نهرها جاری است، (این) وعده ی خداوند است (و) خداوند وعده ی خود را خلاف نمی کند

﴿21﴾ آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی را نازل کرد، پس آن را بصورت چشمه هایی در زمین به جریان در آورد، سپس با آن کشت و زرعی که رنگهای گوناگون دارد بیرون می آورد، آنگاه خشک می شود، و آن را زرد می بینی، سپس آن را (ریزه ریزه و) درهم می شکند؟! بی گمان در این (امر) پندی برای خردمندان است

﴿22﴾ آیا کسی که خدا سینه اش را برای (پذیرش) اسلام گشوده است، پس او از سوی پروردگارش بر نور (وروشنی) است (همچون سخت دلان است؟!) پس وای بر آنان که دلهایشان در برابر ذکر خدا سخت است. آنان در گمراهی آشکار هستند

﴿23﴾ خداوند بهترین سخن را نازل کرده است، کتابی که (آیاتش) متشابه (= همانند یکدیگر، و) مکرر است‘که از (شنیدن) آن پوستهای کسانی که از پروردگارشان می ترسند، به لرزه می افتد، آنگاه پوستهایشان و دلهایشان با یاد خدا نرم می شود (و آرام می گیرد) . این هدایت خداست که هر کس را بخواهد با آن هدایت می کند، و هر کس را که گمراه سازد، پس برای او هیچ هدایت کننده ای نخواهد بود

﴿24﴾ آیا کسی که با چهره اش سختی عذاب روز قیامت را (از خود) دور می سازد، (همانند بهشتیان هستند؟!) و به ستمکاران گفته می شود: « بچشید (کیفر) آنچه را که بدست می آوردید»

﴿25﴾ کسانی که پیش از آنها بودند (نیز آیات ما را) تکذیب کردند، پس عذاب (الهی) از جایی که نمی دانستند، به سراغشان آمد

﴿26﴾ پس خداوند (طعم) خواری را در زندگی دنیا به آنها چشاند، و مسلماً عذاب آخرت بزرگتر (و سخت تر) است، اگر می دانستند

﴿27﴾ و به راستی ما برای مردم در این قرآن از هر (نوع) مثلی زده ایم، شاید که آنان پند گیرند

﴿28﴾ قرآنی عربی، بی هیچ انحراف (و کجی را نازل کردیم) شاید آنان تقوا پیشه کنند

﴿29﴾ خداوند مردی (مملوک) را مثل زده که در (بردگی) او شریکانی است که پیوسته با هم اختلاف (و مشاجره) دارند، و مردی (مملوک) که تنها تسلیم یک شخص است، آیا (این دو) در وصف یکسانند؟! حمد و ستایش مخصوص خداوند است، بلکه بیشتر آنها نمی دانند

﴿30﴾ (ای پیامبر) قطعاً تو خواهی مرد، و آنها (نیز) خواهند مرد

﴿31﴾ سپس بی گمان شما روز قیامت نزد پروردگارتان مخاصمه( ) (و جدال) می کنید

﴿32﴾ پس چه کسی ستمکار تر است از کسی که بر خدا دروغ ببندد، و سخن راست را چون به سراغ او آمد تکذیب کند؟ آیا در جهنم جایگاهی برای کافران نیست؟

﴿33﴾ و کسی که سخن راست را آورد و آن را تصدیق کرد، اینانند که پرهیزگارانند

﴿34﴾ برای شان هر چه بخواهند نزد پروردگارشان (آماده) است، این پاداش نیکوکاران است

﴿35﴾ تا خداوند بدترین اعمالی را که مرتکب شده اند، از آنها دور کند (و بزداید) و آنها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند پاداش دهد

﴿36﴾ آیا خداوند برای بند ه اش کافی نیست؟! و تو را به کسانی غیر از او می ترسانند، و هر کس را خدا گمراه کند، پس او را هیچ هدایتگری نیست

﴿37﴾ و هر کس را خدا هدایت کند، پس او را هیچ گمراه کننده ای نیست. آیا خداوند پیروزمند انتقام گیر نیست؟

﴿38﴾ و اگر از آنها (= مشرکان) بپرسی: « چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلماً گویند: «خدا» بگو: «آیا دیدید آنچه را که به جای خداوند می خوانید، اگر خداوند زیانی برای من بخواهد، آیا آنها (= معبودان) خواهند توانست زیان او را بر طرف کنند؟! و یا اگر رحمتی برای من بخواهد، آیا آنها خواهند توانست رحمت او را باز دارند؟!». بگو: « خدا مرا کافی است، و (همه) توکل کنندگان بر او توکل می کنند»

﴿39﴾ بگو: «ای قوم من! شما بر روش خود عمل کنید، من (نیز به روش خود) عمل می کنم ، پس به زودی خواهید دانست،

﴿40﴾ چه کسی عذاب خوار کننده ای به سراغش می آید، و عذابی دایم بر او فرود می آید»

﴿41﴾ بی گمان ما (این) کتاب (آسمانی) را برای مردم به حق بر تو نازل کردیم، پس هر کس که هدایت شود به سود خود اوست، و هر کس که گمراه شود، تنها به زیان خودش خواهد بود، و تو بر آنها نگهبان نیستی (که آنها را به هدایت اجبار کنی)

﴿42﴾ خداوند جانها را به هنگام مرگشان قبض می کند،و(نیز جان) آنها که درخواب خود نمرده اند،(قبض می کند) آنگاه (جان) کسانی که فرمان مرگشان را صادر کرده نگه می داد، و (جان) دیگری را تا مدتی معین باز پس می فرستد، بی گمان در این (امر) نشانه های (روشنی) است برای گروهی که اندیشه می کنند

﴿43﴾ آیا غیر از خدا شفیعانی گرفته اند؟! (به آنها) بگو: اگر چه مالک چیزی نباشند، و (چیزی را) درک نکنند (باز هم از آنها شفاعت می طلبید)

﴿44﴾ بگو: « تمام شفاعت از آن خداست، فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، سپس (همگی) به سوی او باز گردانده می شوید»

﴿45﴾ و هنگامی که خداوند به تنهایی یاد شود دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند متنفر (و بیزار) می شود، و هنگامی که کسانی غیر از او یاد شوند، آنگاه است که آنها شادمان می شوند

﴿46﴾ بگو: پروردگارا! (ای) آفریننده آسمانها و زمین دانای نهان و آشکار، تو در میان بندگانت در آنچه اختلاف می کردند، داوری خواهی کرد

﴿47﴾ و اگر تمام آنچه که در روی زمین است و همانند آن همراهش از آن کسانی باشد که ستم کردند( )، یقیناً همه را بخاطر سختی عذاب روز قیامت (برای رهایی خود از عذاب) فدا کنند، و برای آنها از سوی خداوند چیزهایی آشکار می شود که هرگز گمان نمی کردند

﴿48﴾ وبدیها آنچه انجام داده اند برای آنها آشکار می شود وآنچه به آن مسخره می کردند، آنها را فرو می گیرد

﴿49﴾ پس چون به انسان (رنج و) زیانی برسد ما را می خواند، آنگاه چون از جانب خود به او نعمتی عطا کنیم، می گوید:« به سبب دانایی (ولیاقت) خودم به من داده اند» بلکه این آزمایشی است، ولیکن بیشتر شان نمی دانند

﴿50﴾ به راستی این سخن را کسانی که پیش از آنها بودند (نیز) گفتند، پس آنچه را بدست آوردند، برای آنها سودی نبخشید (و عذاب را دفع نکرد)

﴿51﴾ پس بدیهای آنچه می کردند به آنها رسید، و کسانی از آنها که ستم کردند (نیز) بدیهای آنچه می کردند به زودی به آنها خواهد رسید، و آنها (خدا را) عاجز کننده نیستند (و راه گریزی ندارند)

﴿52﴾ آیا آنها ندانستند که خداوند روزی را برای هر کس که بخواهد گسترده یا تنگ می سازد، بی گمان در این، نشانه هایی است برای گروهی که ایمان می آورند

﴿53﴾ (ای پیامبر، از جانب من) بگو:«ای بندگان من که بر خود اسراف (و ستم) کرده اید! از رحمت خدا نا امید نشوید، همانا خداوند همه گناهان را می بخشد، یقیناً او بسیار آمرزنده مهربان است

﴿54﴾ و به سوی پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، آنگاه (از سوی هیچ کس) یاری نشوید

﴿55﴾ و از نیکوترین چیزی که از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید، پیش از آنکه ناگهان عذاب به سراغ شما آید، در حالی که شما از آن بی خبرید

﴿56﴾ تا (مبادا) کسی (در روز قیامت) بگوید:«ای افسوس بر من، که در حق خدا کوتاهی کردم، و بی گمان از مسخره کنندگان (آیین او) بودم»

﴿57﴾ یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می کرد، یقیناً از پرهیزگاران بودم»

﴿58﴾ یا هنگامی که عذاب را می بیند، بگوید: «ای کاش بار دیگر (به دنیا) باز می گشتم تا از نیکوکاران می شدم»

﴿59﴾ (خداوند می فرماید:) آری، آیات من برایت آمد، و تو آن را تکذیب نمودی، و تکبّر ورزیدی، و از کافران بودی

﴿60﴾ و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بسته اند، می بینی که چهره هایشان سیاه شده است، آیا در جهنم جایگاهی برای متکبران نیست؟

﴿61﴾ و خداوند کسانی را که پرهیزگاری کردند با رستگاری شان نجات می دهد، نه رنجی به آنها رسد، و نه آنها اندوهگین شوند

﴿62﴾ خداوند آفریدگار همه چیز است، و او بر همه چیز نگهبان است

﴿63﴾ کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست، و کسانی که به آیات خدا کافر شدند، اینان زیانکارانند

﴿64﴾ بگو:«ای نادانان آیا به من فرمان می دهید که غیر خدا را پرستش کنم؟»

﴿65﴾ و به راستی که به تو و به کسانی که پیش از تو بودند، وحی شد که اگر شرک آوری، یقیناً اعمالت (تباه و) نابود می شود، و از زیان کاران خواهی بود

﴿66﴾ بلکه تنها خدا را پرستش کن، و از شکر گزاران باش

﴿67﴾ و آنها (= مشرکان) خدا را چنانکه سزاوار بزرگی اوست نشناختند در حالی که روز قیامت تمام زمین در مشت اوست و آسمانها درهم پیچیده در دست راست اوست( )، او منزه و برتر است از آنچه شریک او می پندارند

﴿68﴾ و در «صور» دمیده شود( )، پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است ) جز آنها که خدا بخواهد ) (بی هوش شده و) بمیرند. سپس بار دیگر در آن دمیده می شود، ناگهان آنها به پا خیزند (و) می نگرند

﴿69﴾ و زمین به نور پروردگارش روشن می شود، و نامه (اعمال) نهاده شود، و پیامبران و گواهان را بیاورند، و در میان آنها به حق داوری شود، و به آنها ستم نخواهند شد

﴿70﴾ و به هر کس (پاداش) آنچه کرده است به تمام داده شود، و او به آنچه انجام می دهند داناتر است

﴿71﴾ و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنم رانده می شوند، تا وقتی به (کنار) آن (= دوزخ) رسند درهایش گشوده شود، و نگهبانانش به آنان گویند: « آیا پیامبرانی از میان خودتان به سوی شما نیامدند که آیات پروردگارتان را برای شما بخوانند، و شما را از دیدار امروزتان هشدار دهند؟!» گویند:«آری، ولیکن فرمان عذاب (الهی) بر کافران محقق شده است»

﴿72﴾ گفته شود: «از درهای جهنم وارد شوید، جاودانه در آن بمانید، پس چه بد است، جایگاه متکبران»

﴿73﴾ و کسانی که از پروردگارشان ترسیده اند، گروه گروه به بهشت برده می شوند، تا وقتی به (کنار) آن رسند، و درهایش گشوده شود، و نگهبانانش به آنان گویند: « سلام بر شما پاکیزه بوده اید (خوش باشید) پس به جاودانه به آن (= بهشت) وارد شوید»

﴿74﴾ و (بهشتی ها) گویند: «حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که وعده اش در حق ما راست بود، و سرزمین (بهشت) را به ارث به ما داد، که از بهشت هر جا که بخواهیم منزل می گیریم، پس چه نیکو است پاداش عمل کنندگان.»

﴿75﴾ و فرشتگان را می بینی که بر گرد عرش حلقه زده اند به ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند، و در میان مردم به حق داوری می شود، و گفته شود: «حمد و ستایش مخصوص خداوند پروردگار جهانیان است»

غافر

Surah 40

﴿1﴾ حم (حا. میم)

﴿2﴾ نازل شدن (این) کتاب از سوی خداوند پیروزمند داناست

﴿3﴾ آمرزنده گناه، و پذیرنده توبه، سخت عقوبت، صاحب نعمت است، هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، بازگشت به سوی اوست

﴿4﴾ در آیات خدا جز کسانی که کافر شدند، جدال نمی کنند، پس رفت و آمد آنان در شهرها تو را نفریبد

﴿5﴾ پیش از آنها قوم نوح و گروههای (دیگر) پس از آنان (بودند، پیامبرانشان را) تکذیب کردند، و هر امتی آهنگ آن کرد که پیامبرش را دستگیر کند، و به باطل جدال کردند، تا با آن حق را از میان بردارند، پس من آنها را (فرو) گرفتم پس (بنگر) عقوبت من چگونه بود؟

﴿6﴾ و این گونه فرمان پروردگارت بر کسانی که کافر شدند محقق شد، که آنها اهل آتشند

﴿7﴾ کسانی که عرش را حمل می کنند، و آنان که بر گرد آن هستند به ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند، و به او ایمان دارند و برای کسانی که ایمان آورده اند استغفار می کنند. (می گویند:) «پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فرا گرفته است، پس برای کسانی که توبه کرده اند، و راه تو را پیروی کرده اند، بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگه دار»

﴿8﴾ پروردگارا! و آنها را به باغهای جاویدان (بهشت) که به آنها وعده داده ای وارد کن، و (همچنین) هر که صالح باشد از پدران شان، و همسرانشان و فرزندانشان (به همان بهشت وارد کن) همانا تویی که پیروزمند حکیمی

﴿9﴾ و آنها را از بدیها نگاهدار، و هر کس را که در آن روز از (کیفر) بدیها نگاهداری مسلماً به او رحم کرده ای، و این همان کامیابی بزرگ است

﴿10﴾ بی گمان کسانی را که کافر شدند (روز قیامت) ندا می زنند که: حقا که خشم (و دشمنی) خداوند (نسبت به شما) از خشم (و دشمنی) خودتان (نسبت به خودتان) بیشتر است، آنگاه که به (سوی) ایمان دعوت می شدید، پس شما انکار می کردید

﴿11﴾ گویند:«پروردگارا! ما را دوبار میراندی و دو با زنده کردی( )، پس (اکنون) به گناهان خود اعتراف کردیم، آیا راهی برای خروج (از جهنم) وجود دارد؟»

﴿12﴾ (به آنها گفته می شود:) این (عذاب) بدان سبب است که چون خدا به تنهایی خوانده می شد، انکار می کردید، و اگر به او شرک آورده می شد ایمان می آوردید، پس (اینک) داوری از آن خداوند بلند مرتبه است

﴿13﴾ او کسی است که آیات خود را به شما نشان می دهد و از آسمان برای شما روزی می فرستد، تنها کسی پند می گیرد که (به سوی خدا) رجوع می کند

﴿14﴾ پس خدا را در حالی که دین خود را برای او خالص گردانیدید بخوانید ، و اگر چه کافران خوش نداشته باشند

﴿15﴾ (او) بالا برنده درجات( ) صاحب عرش، که روح (= وحی) را به فرمان خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد می فرستد، تا (او مردم را) از روز ملاقات (= قیامت) بترساند

﴿16﴾ روزی که (همه) آنان آشکار شوند چیزی از آنها بر خدا پوشیده نخواهد ماند، (خداوند می فرماید:) « امروز فرمانروایی از آن کیست؟»( ) (آنگاه خود می فرماید:) از آن خداوند یگانه قهّار است

﴿17﴾ امروز هر کس به (حسب) آنچه کرده است، پاداش داده می شود، امروز هیچ ستمی نیست، بی گمان خداوند زود شمار است

﴿18﴾ و آنها را از روز نزدیک (= قیامت) بترسان، آنگاه که دلها لبریز از غم به حنجره ها رسد، برای ستمکاران نه دوستی وجود دارد، و نه شفیعی که (شفاعتش) پذیرفته شود

﴿19﴾ (خدا) خیانت چشم ها و آنچه را که سینه ها پنهان می دارند، می داند

﴿20﴾ و خداوند به حق داوری می کند، و کسانی را که بجای او می خوانند، به هیچ چیزی داوری نمی کنند، بی گمان خداوند همان شنوای بیناست

﴿21﴾ آیا آنها در زمین سیر نکرده اند پس بنگرند که سر انجام کسانی که پیش از آنها بودند، چگونه بود؟! آنها در توانایی و (پدید آوردن) آثار در زمین از اینها برتر (و سخت تر) بودند، پس خداوند آنها را به (سبب) گناهانشان (فرو) گرفت، و برای آنها از(عذاب) خدا هیچ پناه دهنده ای نبود

﴿22﴾ این بدان سبب بود که پیامبرانشان با دلایل روشن به سوی آنها می آمدند پس آنها کفر می ورزیدند، بنابراین خداوند آنها را (فرو) گرفت، بی گمان او نیرومند سخت کیفر است

﴿23﴾ به راستی ما موسی را با آیات خود و حجتی آشکار فرستادیم

﴿24﴾ به سوی فرعون و هامان و قارون، پس (آنها) گفتند: «(او) جادوگری دروغگوست»

﴿25﴾ پس چون حق را از جانب ما برای آنها آورد، گفتند:« پسران کسانی را که با او ایمان آورده اند، بکشید و زنانشان را (برای خدمتکاری) زنده بگذارید». و نیرنگ کافران جز در گمراهی نیست

﴿26﴾ و فرعون گفت:« بگذارید موسی را بکشم، و او پروردگارش را (برای نجات) بخواند، بی گمان من می ترسم که دین شما را دگرگون کند یا در (این سر) زمین فساد انگیزد»

﴿27﴾ و موسی گفت:« من از (شر) هر متکبری که به روز حساب ایمان نمی آورد ،به پروردگارم و پروردگار شما پناه می برم»

﴿28﴾ و مرد مؤمنی از آل فرعون( ) که ایمانش را پنهان می داشت، گفت: آیا مردی را می کشید (برای آن) که می گوید: پروردگار من الله است، و همانا دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده است؟!( ) و اگر او درغگو باشد، (گناه) دروغش بر گردن اوست، و اگر راست گو باشد پاره ای از آنچه به شما وعده می دهد به شما خواهد رسید، بی گمان خداوند کسی را که اسرافکار دروغگو است، هدایت نمی کند

﴿29﴾ « ای قوم من! امروز فرمانروایی از آن شماست، در این سرزمین پیروزید پس چه کسی ما را از عذاب خدا یاری می دهد، اگر (عذاب) بیاید». فرعون گفت: «من شما را جز به راهی که (مصلحت) می بینم، (سفارش نمی کنم) و شما را جز به راه صحیح (و رشد) هدایت نمی کنم »

﴿30﴾ و کسی که ایمان آورده بود، گفت: «ای قوم من! به راستی من بر شما (از روزی) همانند روز گروههای (پیشین) می ترسم »

﴿31﴾ مانند (حال و) شیوه قوم نوح و عاد و ثمود ، و کسانی که بعد از آنها بودند، و خداوند برای بندگانش خواستار ستم نیست

﴿32﴾ وای قوم من! بی گمان من بر شما از روزی که (مردم) یکدیگر را صدا می زنند، (روز قیامت) می ترسم،

﴿33﴾ (همان) روزی که پشت کنان روی می گردانید، و برای شما هیچ نگه دارنده ای از (عذاب) خدا نیست، و هر کس را که خداوند گمراه کند،پس هدایت کننده ای برای او نیست

﴿34﴾ و به راستی پیش از این یوسف با دلایل روشن به (نزد) شما آمده بود، پس شما از آنچه او برای شما آورده بود پیوسته در شک بودید، تا زمانی که او مرد گفتید:«هرگز خداوند بعد از او پیامبری را مبعوث نخواهد کرد». این گونه خداوند کسی را که اسرافکار شکاک است گمراه می سازد

﴿35﴾ (همان) کسانی که بی آنکه حجتی برایشان آمده باشد، در آیات خدا مجادله می کنند (این عمل) نزد خدا و نزد کسانی که ایمان آورده اند سخت ناپسند (و موجب خشم) است. این گونه خداوند بر دل هر متکبر سر کشی مهر می نهد»

﴿36﴾ و فرعون گفت:« ای هامان! برای من کوشک بلندی بساز، باشد که به آن درها (وراهها) دست یابم

﴿37﴾ (راهها و) درهای آسمانها، تا به معبود موسی بنگرم (و از او آگاه شوم)، و هر چند من او را دروغگو می پندارم». و این گونه برای فرعون زشتی کردارش (در نظرش) آراسته شد، و از راه (حق) باز داشته شد، وحیله (و نیرنگ) فرعون جز در تباهی نبود

﴿38﴾ و کسی که ایمان آورده بود، گفت: «ای قوم من! از من پیروی کنید، تا شما را به راه درست (وصواب) هدایت کنم»

﴿39﴾ ای قوم من! این زندگی دنیا تنها متاع (زود گذر) است و همانا آخرت سرای همیشگی است،

﴿40﴾ هر کس کار بدی مرتکب شود، پس جز به همانند آن کیفر نیابد، و هر کس از مرد یا زن در حالی که مؤمن است، کار شایسته ای انجام دهد، پس آنها وارد بهشت می شوند، و در آن روزی بی شمار به آنها داده خواهد شد

﴿41﴾ وای قوم! چیست مرا که من شما را به سوی نجات می خوانم، و (شما) مرا به سوی آتش می خوانید؟

﴿42﴾ مرا دعوت می کنید که به الله کافر شوم و چیزی را که به آن علم ندارم شریک او قرار دهم، و من شما را به سوی (خداوند) پیروزمند آمرزگار دعوت می کنم

﴿43﴾ قطعاً آنچه مرا به سوی آن دعوت می دهید نه (حق) دعوت در دنیا دارد و نه در آخرت، و همانا بازگشت ما به سوی خداست و بی گمان اسرافکارانند که اهل آتشند

﴿44﴾ پس به زودی آنچه را به شما می گویم به یاد خواهید آورد، من کار خودم را به خدا واگذار می کنم، بی گمان خداوند (نسبت) به بندگان بیناست»

﴿45﴾ پس خداوند او را از آسیب آنچه که (برایش) مکر کرده بودند، حفظ کرد، و بدترین عذاب آل فرعون را در میان گرفت

﴿46﴾ (آن عذاب) آتش (دوزخ است) که هر صبح و شام بر آن عرضه می شوند( ). و روزی که قیامت بر پا می شود (گفته می شود:) «آل فرعون را در سخترین عذاب وارد کنید»

﴿47﴾ و چون در آتش (جهنم) با همدیگر مجادله (و کشمکش) می کنند، پس ناتوانان به کسانی كه تکبر ورزیدند، می گویند: « بی شک ما (در دنیا) پیرو شما بودیم، پس آیا شما (امروز) می توانید بخشی از آتش را که نصیب ما شده از ما دور کنید؟!»

﴿48﴾ کسانی که تکبر ورزیدند، گویند: «بی گمان ما همگی در آن (آتش) هستیم، همانا خداوند در میان بندگان داوری کرده است»

﴿49﴾ و کسانی که در آتشند به نگهبانان جهنم می گویند:« از پروردگارتان بخواهید تا یک روز عذاب را از ما بکاهد»

﴿50﴾ (آنها) می گویند: «آیا پیامبران شما با دلایل روشن نزد شما نیامدند؟!» گویند:«آری» (نگهبانان) گویند: «پس (خودتان) دعا کنید، و دعای کافران جز در تباهی نیست»

﴿51﴾ یقیناً ما پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده اند، در زندگی دنیا و روزی که گواهان (برای گواهی) بر خیزند، یاری می کنیم

﴿52﴾ روزی که عذر خواهی ستمکاران سودی ندهد، و لعنت (خدا) برای آنان است، و (نیز) سرای بد (= جهنم) برای آنهاست

﴿53﴾ و به راستی ما به موسی هدایت عطا کردیم، و بنی اسرائیل را وارثان کتاب (تورات) قرار دادیم

﴿54﴾ (کتابی که) برای خردمندان هدایت و پند است

﴿55﴾ پس (ای پیامبر) صبر کن، بی گمان وعده خداوند حق است، و برای گناهت آمرزش بخواه و هر صبح و شام به ستایش پروردگارت تسبیح گوی

﴿56﴾ همانا کسانی که در آیات خدا بدون هیچ حجت (و دلیلی) که برای آنها آمده باشد، مجادله می کنند، در سینه هایشان جز تکبر نیست، که خود به آن نخواهند رسید، پس به خدا پناه ببر، بی گمان اوست که شنوای بیناست

﴿57﴾ مسلماً آفرینش آسمانها و زمین بزرگتر از آفرینش مردم است، ولیکن بیشتر مردم نمی دانند

﴿58﴾ و هرگز نابینا و بینا یکسان نیستند و (همچنین) کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده اند با (افراد) بد کار (یکسان نباشند) چه اندک پند می پذیرید

﴿59﴾ یقیناً قیامت آمدنی است، شکی در آن نیست ولیکن بیشتر مردم ایمان نمی آورند

﴿60﴾ و پروردگار شما فرمود: «مرا بخوانید، تا (دعای) شما را اجابت کنم همانا کسانی که از عبادت من سر کشی می کنند، به زودی با خواری به جهنم وارد می شوند»

﴿61﴾ خداوند کسی است که شب را برای شما قرار داد تا در آن آرام گیرید، و روز را روشن (قرار داد)، بی گمان خداوند بر مردم فضل (و کرم) دارد، ولیکن بیشتر مردم سپاس نمی گزارند

﴿62﴾ این است خداوند، پروردگار شما، (که) آفریننده همه چیز (است) هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، پس چگونه (از حق) منحرف می شوید؟

﴿63﴾ این گونه کسانی که آیات خدا را انکار می کردند، (از حق) منحرف می شوند

﴿64﴾ خداوند کسی است که زمین را برای شما قرار گاه، و آسمان را (همچون) سقفی قرار داد، و شما را صورت بخشید، پس صورتتان را نیکو گرداند، و از چیزهای پاکیزه به شما روزی داد این است خداوند پروردگار شما ،پس پر برکت و بزرگوار است خداوندی که پروردگار جهانیان است

﴿65﴾ او زنده است، هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، پس در حالی که دین خود را خالص گردانیده او را بخوانید، حمد و ستایش مخصوص خداوند پروردگار جهانیان است

﴿66﴾ (ای پیامبر) بگو: «همانا من نهی شده ام از اینکه کسانی را پرستش کنم که شما بجای خدا می خوانید، چون نشانه های روشن از جانب پروردگارم برای من آمده است، و مأمور شده ام كه برای پروردگار جهانیان تسلیم باشم»

﴿67﴾ او کسی است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، سپس از خون بسته، سپس شما را (به صورت) کودکی (از شکم مادر) بیرون می آورد،سپس (بزرگ می شود) تا به کمال نیرو و قوت خود می رسید، سپس (زندگی می کنید) تا بعد از آن پیر می شوید، و از (میان) شما کسی است که پیش از این (مرحله) می میرد و (به بعضی از شما مهلت می دهد) تا به اجل معین برسید، و شاید بیندیشید

﴿68﴾ او کسی است که زنده می کند و می میراند، پس هنگامی که چیزی را بخواهد، تنها به او می گوید: «موجود شو» پس (بی درنگ) موجود می شود

﴿69﴾ آیا ندیدی کسانی را که در آیات خدا مجادله می کنند، چگونه (از راه حق) منحرف می شوند؟

﴿70﴾ کسانی که کتاب (آسمانی) و آنچه پیامبرانمان را بدان فرستاده ایم، تکذیب کردند، پس به زودی خواهند دانست

﴿71﴾ آنگاه که غلها و زنجیرها در گردنشان خواهد بود، و کشیده می شوند

﴿72﴾ در آب جوش، سپس در آتش (جهنم) افروخته می شوند

﴿73﴾ آنگاه به آنها گفته می شود: کجایند آنچه را شریک قرار می دادید

﴿74﴾ بجای خدا؟!»گویند:«از (نظر) ما ناپدید شدند، بلکه ما هرگز پیش از این چیزی را نمی خواندیم». این گونه خداوند کافران را گمراه می کند

﴿75﴾ این بدان (سبب) است که به ناحق در زمین شادمان می شدید، و به آنکه می نازیدید

﴿76﴾ از درهای جهنم وارد شوید، جاودانه در آن بمانید، پس جایگاه متکبران چه بد است

﴿77﴾ پس (ای پیامبر) صبر کن، بی گمان وعده خدا حق است، پس اگر قسمتی از چیزهایی را که به آنها وعده داده ایم به تو نشان دهیم، یا تو را بمیرانیم، پس (در هر صورت) به سوی ما باز گردانده می شوند (و آنجا کیفر می شوند)

﴿78﴾ و به راستی پیش از تو پیامبرانی فرستادیم، (داستان) بعضی از آنها را برای تو باز گو کردیم و (داستان) بعضی را برای تو باز گو نکرده ایم، و هیچ پیامبر را نرسد که معجزه ای جز به فرمان خدا بیاورد، پس چون فرمان خدا در رسد، به حق داوری شود، و آنجا بیهوده گویان (اهل باطل) زیان خواهند کرد

﴿79﴾ خداوند کسی است که چهار پایان را برای شما آفرید، تا بر بعضی از آنها سوار شوید،و از بعضی بخورید

﴿80﴾ و برای شما در آنها منافعی است، و تا (با سوار شدن) بر آنها به مقصدی که در دل دارید برسید، و بر آنها و (نیز) بر کشتی (ها) سوار می شوید

﴿81﴾ و (خداوند) آیاتش را به شما نشان می دهد، پس کدام یک از آیات خدا را انکار می کنید

﴿82﴾ آیا در (روی) زمین سیر نکردند، پس ببینند سر انجام کسانی که پیش از آنها بودند، چگونه بود؟ آنها (از لحاظ) تعداد افراد از اینها بیشتر بودند، و در توانایی (و پدید آوردن) آثار در زمین از اینها برتر (و سختر) بودند، پس آنچه بدست می آوردند نتوانست آنها را بی نیاز کند (و عذابشان را دور نماید)

﴿83﴾ پس چون پیامبرانشان با دلایل روشن به سوی آنها آمدند، به دانشی که نزد خود داشتند خوشحال شدند، و آنچه را که مسخره اش می گرفتند آنها را فرا گرفت

﴿84﴾ پس چون عذاب ما را دیدند گفتند: «تنها به الله ایمان آوردیم ، و به معبودهایی که شریک او قرار داده بودیم، کافر شدیم»

﴿85﴾ پس هنگامی که عذاب ما را دیدند، ایمانشان برای آنها سودی نبخشید، (چنین) سنت خدا است که در میان بندگانش گذشته است، و آنجا کافران زیانکار شدند

فصلت

Surah 41

﴿1﴾ حم (حا.میم)

﴿2﴾ نازل شدن (این) از سوی (خداوند) بخشنده ی مهربان است

﴿3﴾ کتابی است که آیاتش به روشنی بیان شده است، در حالی که (بزبان) عربی است، برای گروهی که می دانند

﴿4﴾ بشارت دهنده، و هشدار دهنده است، پس بیشتر آنها روی گردان شدند، پس آنها نمی شنوند

﴿5﴾ و گفتند: « دلهای ما از آنچه ما را به آن دعوت می کنی در پوششهای است، و در گوشهایمان سنگینی است، و میان ما و تو حجابی است، پس تو (به شیوه خود) عمل کن، ما (نیز به شیوه خود) عمل می کنیم»

﴿6﴾ بگو: «من فقط انسانی مانند شما هستم، به من وحی می شود که معبود شما معبود یگانه است، پس به او روی آورید و ازاو طلب آمرزش کنید، و وای بر مشرکان»

﴿7﴾ (همان) کسانی که زکات نمی دهند( )، و آنها که به آخرت ایمان ندارد

﴿8﴾ بی گمان کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، برای آنها پاداش بی پایان است

﴿9﴾ بگو: آیا شما به آن کسی که زمین را در دو روز آفرید کافر می شوید، و برای او همتایانی قرار می دهید؟! او پروردگار جهانیان است

﴿10﴾ و در آن (زمین) کوهها را ازفرازش پدید آورد، و در آن برکت داد، و خوراک (و رزق، اهل) آن را مقدر (و معین) فرمود، (اینها همه) در چهار روز بود، (بنابراین) برای سؤال کنندگان (واضح و) روشن گردید

﴿11﴾ سپس به سوی آسمان متوجه شد، در حالی که بصورت دود بود، پس به آن و به زمین فرمود: «خواسته یا ناخواسته بیایید» گفتند:« به دلخواه آمدیم»

﴿12﴾ پس آنها را (بصورت) هفت آسمان در دو روز ساخت، و در هر آسمانی کار (و تدبیر) آن (آسمان) را وحی کرد، و آسمان دنیا را با چراغهایی (= ستارگان) بیاراستیم (و از شیاطین) حفظ کردیم، این است تقدیر (خداوند) پیروزمند دانا

﴿13﴾ پس اگر آنها روی گرداندند، بگو:« من شما را از صاعقه ای همانند صاعقه عاد و ثمود بیم می دهم( )»

﴿14﴾ چون پیامبران ازپیش رو و پشت سر (از هر سو) نزدشان آمدند، (گفتند) که جز خدا را نپرستید، (آنها) گفتند: «اگر پروردگار ما می خواست، فرشتگانی را نازل می کرد، پس ما به آنچه شما بدان فرستاده شده اید، کافر هستیم»

﴿15﴾ اما (قوم)عاد به ناحق در زمین تکبر ورزیدند، و گفتند:« چه کسی از ما نیرومند تر است؟!» آیا ندیدند که خدای که آنان را آفریده از آنها نیرومندتر است؟! و آنها همواره آیات ما را انکار می کردند

﴿16﴾ پس (ما) تند بادی شدید (و سرد) در روزهایی شوم بر آنها فرستادیم، تا عذاب خوار کننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم، و بی گمان عذاب آخرت خوار کننده تر است، و آنها (از هیچ سویی) یاری نخواهند شد

﴿17﴾ و اما (قوم) ثمود را هدایت کردیم، پس آنها نابینایی را بر هدایت ترجیح دادند، لذا به (خاطر) آنچه می کردند، صاعقه ی عذاب خوار کننده آنها را (فرو) گرفت

﴿18﴾ و کسانی را که ایمان آورده بودند و پرهیزگار بودند، نجات دادیم

﴿19﴾ و روزی که دشمنان خدا را به سوی آتش گرد آورند، پس آنها (برای پیوستن دیگران) باز داشته شوند

﴿20﴾ تا چون (همگی) به آن (آتش دوزخ) برسند، گوشهایشان و چشم هایشان و پوستهایشان به آنچه می کردند بر علیه آنها گواهی می دهند

﴿21﴾ و آنها به پوستهایشان گویند: «چرا بر علیه ما گواهی دادید؟!» (در جواب) گویند: «همان خدایی که هر چیز را به سخن آورده است، ما را گویا ساخته است، و او نخستین بار شما را آفرید، و به سوی او باز گردانده می شوید»

﴿22﴾ از اینکه (مبادا) گوشهایتان و چشمهایتان و پوستهایتان بر علیه شما گواهی دهند (گناهانتان را) پنهان نمی کردید، ولیکن شما گمان می کردید که خداوند بسیار از آنچه را که انجام می دهید نمی داند

﴿23﴾ این گمان (بد) شما بود، که درباره پروردگارتان داشتید، شما را هلاک کرد، پس از زیانکاران شدید

﴿24﴾ پس اگر صبر کنند آتش (جهنم) جایگاهشان است، و اگر پوزش بخواهند، پس عذرشان پذیرفته نمی شود

﴿25﴾ و ما برای آنها همنشینانی (از شیاطین) قرار دادیم، پس (زشتیها را) از پیش رو و پشت سر آنها برای شان بیاراستند، و بر آنها نیز همانند امتهایی از جن و انس که پیش از آنها بودند، فرمان (عذاب) تحقق یافت، بی گمان آنها زیانکار بودند

﴿26﴾ و کسانی که کافر شدند گفتند: «به این قرآن گوش فرا ندهید، و در (هنگام تلاوت) آن جنجال کنید (و سخنان بیهوده بگویید) شاید پیروز گردید»

﴿27﴾ پس یقیناً کسانی را که کافر شدند، عذاب سختی می چشانیم، و آنها را به (خاطر) بدترین اعمالی که انجام می دادند، کیفر می دهیم

﴿28﴾ این آتش کیفر دشمنان خداست، که آنان در آن سرای جاوید دارند، کیفری است به (سبب) آنکه آيات ما را انکار می کردند

﴿29﴾ و کسانی که کافر شدند، گفتند: « پروردگارا! آن دو کسان از جن و انس که ما را گمراه کردند، به ما نشان بده، که آن دو را زیر پای خود قرار دهیم (ولگد کوبشان کنیم) تا از پست ترین (مردم) باشند»

﴿30﴾ بی گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است» سپس استقامت کردند( )، فرشتگان بر آنها نازل می شوند (و می گویند:) «نترسید، و اندوهگین نباشید، و بشارت باد، به بهشتی که شما وعده داده می شدید

﴿31﴾ ما در زندگی دنیا و (نیز) در آخرت دوستان (و یاران) شما هستیم، و برای شما در آن (بهشت) هر چه دلتان بخواهد فراهم است، و هر چه در خواست کنید برایتان (حاضر) است

﴿32﴾ (اینها) پذیرایی از سوی (خداوند) آمرزنده مهربان است»

﴿33﴾ و چه کسی خوش گفتار تر است از کسی که به سوی خدا دعوت کند، و کار شایسته انجام دهد، و گوید: « بی شک من از مسلمانان هستم؟!»

﴿34﴾ و (هرگز) نیکی و بدی یکسان نیست، همیشه به نیکوترین شیوه پاسخ ده، پس ناگاه (می بینی) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوست صمیمی است

﴿35﴾ و (اما) جز کسانی که شکیبا باشند آن را نپذیرند، و جز دارنده بهره بزرگ (از ایمان و اخلاق) آن را نپذیرد

﴿36﴾ وهر گاه وسوسه ای (باز دارنده) از سوی شیطان تو را باز گرداند، پس به خدا پناه ببر، یقیناً اوست که شنوای داناست

﴿37﴾ و از نشانه های او، شب و روز، و خورشید و ماه است، برای خورشید و برای ماه سجده نکنید، و برای خدایی که آنها را آفریده است، سجده کنید، اگر تنها او را می پرستید

﴿38﴾ پس اگر (کافران) تکبر کنند، (باکی نیست) پس کسانی که نزد پروردگارت هستند، شب و روز او را تسبیح می گویند و آنان خسته نمی شوند

﴿39﴾ و از نشانه های او (این) است که زمین را خشک (و بی جان) می بینی، پس هنگامی که آب (باران) را بر آن فرو فرستیم، به جنبش در آید و برویاند، بی گمان کسی که آن را زنده کرد، یقیناً مردگان را زنده می کند، بی شک او بر هر چیز تواناست

﴿40﴾ بی گمان کسانی که در آیات ما کجروی می کنند، بر ما پوشیده نیستند، آیا کسی که در آتش انداخته شود بهتر است، یا کسی که روز قیامت ایمن (و بدون وحشت) بیاید؟! هر چه می خواهید بکنید، مسلماً او به آنچه انجام می دهید بیناست

﴿41﴾ بی گمان کسانی که به ذکـر (= قرآن) هنگامی که برای (هدایت) آنان آمده کافر شدند، (نیز بر ما پوشیده نیستند). و به راستی که آن کتابی ارجمند است

﴿42﴾ که هیچ گونه باطلی نه از پیش رو آن و نه از پشت سر آن، بدو راه نیابد، از سوی حکیم ستوده نازل شده است

﴿43﴾ (ای پیامبر) به تو (چیزی) گفته نمی شود، مگر آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شد، مسلماً پروردگار تو دارای آمرزش، و (هم) دارای مجازات دردناک است

﴿44﴾ و اگر آن را قرآنی عجمی (= غیر عربی) قرار می دادیم، یقیناً مـی گفتند:«چرا آیاتش روشن (و واضح) نیست؟! آیا (قرآن) عجمی است، و (مخاطب آن) عربی است؟!» بگو:« این (قرآن) برای کسانی که ایمان آوردند، هدایت و شفاست، و کسانی که ایمان نمی آورند، در گوشهایشان سنگینی است، و آن (قرآن) برایشان (مایه) کوری است، آنان (همچون کسانی اند که گـویا) از جـایی دور ندا داده مـی شوند»

﴿45﴾ و به راستی ما به موسی کتاب (تورات) دادیم، پس در آن اختلاف شد، و اگر فرمانی از پروردگار تو پیش از این نبود، مسلماً در میان آنها داوری می شد، و بی گمان آنها درباره آن (= قرآن) در شکی قوی هستند

﴿46﴾ هر کس که کار شایسته ای انجام دهد، پس به سود خود اوست، و هر کس بدی کند، پس به زیان اوست، و پروردگار تو هرگز به بندگان ستم نمی کند

﴿47﴾ علم به(وقوع) قیامت تنها به سوی او (الله) باز گردانده می شود( ), وهیچ میوه ای از غلافش بیرون نمی شود وهیچ ما ده ای بار دار نمی شود ونمی زاید مگر به علم او, و روزی که آنها را ندا می دهد (ومی فرماید:) کجایند شریكانی (که برای) من (می پنداشتید؟!) گویند: «(پروردگارا!) ما (در درگاه تو) عرضه داشتیم که هیچ کس از ما (بر شرک) گواهی نمی دهد»

﴿48﴾ وآنچه را پیش از این می خواندند, از (نظرشان) ناپدید (ونابود) شد, ودریافتند که (در آن روز) هیچ راه گریزی ندارند

﴿49﴾ انسان (هرگز) از طلب خیر (ونیکی) خسته نمی شود, واگر شر (وبدی) به او برسد, مأیوس ونا امید می شود

﴿50﴾ واگر پس از رنجی که به او رسیده است, رحمتی از سوی خود به او بچشانیم, مسلماً می گوید: «این حق من است, وگمان نمی کنم قیامت بر پا می شود, و (به فرض) اگر به سوی پروردگارم باز گردانده شوم, بی گمان برای من نزد او (پاداشهای) نیکو (وخوش) است». پس بی گمان کسانی که کافر شدند به آنچه کرده اند آگاه خواهیم کرد, واز عذاب سخت به آنها می چشانیم

﴿51﴾ وهرگاه بر انسان (خیر و) نعمتی عطاء نمائیم, روی می گرداند, ومتکبرانه (از حق) دور می شود, وهرگاه شر (وبدی) به او برسد, پس دعا (وتقاضا) یش (برای دفع آن) افزون می شود

﴿52﴾ (ای پیامبر!) بگو: «به من خبر دهید اگر این (قرآن) از سوی خدا باشد, سپس شما به آن کافر شوید, چه کسی گمراه تر خواهد بود از کسی که (با آن) در مخالفت (شدید و) دور است

﴿53﴾ به زودی نشانه های خود را در آفاق ودر نفس خودشان به آنها نشان خواهیم داد, تا برای آنها روشن گردد که او حق است, آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟

﴿54﴾ آگاه باش, که آنها از لقای پروردگارشان در شک اند, وآگاه باش که او به همه چیز احاطه دارد

الشوری

Surah 42

﴿1﴾ حم (حا . میم)

﴿2﴾ عسق ( عین . سین . قاف)

﴿3﴾ این گونه خداوند پیروزمند حکیم به سوی تو و پیامبرانی که پیش از تو بودند, وحی می کند

﴿4﴾ آنچه در آسمانها وآنچه در زمین است از آنِ اوست, واو بلند مرتبۀ بزرگ است

﴿5﴾ نزدیک است که آسمانها (بخاطر عظمت الهی) بر فراز یکدیگر شکافته (ومتلاشی) شوند, وفرشتگان به ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند, وبرای کسانی که در زمین هستند آمرزش می طلبند, آگاه باش, همانا خداوند آمرزندۀ مهربان است

﴿6﴾ وکسانی که جز او دوستان (وسرپرستانی) گرفته اند, خداوند بر آنها نگهبان (ومراقب) است, وتو (ای پیامبر) متعهد (ومسئول) بر آنها نیستی

﴿7﴾ واین چنین قرآنی عربی به تو وحی کردیم تا «ام القری» (= مکه) وکسانی را که پیرامون آن هستند هشدار دهی, واز روز جمع شدن (= روز قیامت) که در آن شک وتردیدی نیست, بترسانی, (که در آن روز) گروهی در بهشت, وگروهی در آتش سوزانند

﴿8﴾ واگر خدا می خواست یقیناً (همه ی) آنها را یک امت قرار می داد, ولیکن هرکس را که بخواهد در رحمتش داخل می کند, وبرای ستمکاران هیج یار ویاوری نیست

﴿9﴾ آیا آنها جز او دوستانی (برای خود) بر گزیده اند؟ در حالی که الله فقط کارساز (ودوست حقیقی) است, واوست که مردگان را زنده می کند, واوست که بر هر چیزی تواناست

﴿10﴾ ودر هر چیزی که در آن اختلاف کنید, پس حکم (وداوری) آن با الله است, این الله, پروردگار من است. بر او توکل کردم, وبه (سوی) او باز می گردم

﴿11﴾ (او) آفرینندۀ آسمانها وزمین است, واز خودتان برای شما همسرانی قرار داد, و(نیز) جفتهایی از چهار پایان (آفرید) شما را بدین (وسیله) افزون می کند, هیچ چیز همانند او نیست, و او شنوای بیناست

﴿12﴾ کلید های آسمانها وزمین از آن اوست, روزی هر که را بخواهد گسترش می دهد, و(برای هر کس که بخواهد) تنگ می گیرد,به درستى كه او به همه چیزداناست

﴿13﴾ دینی را برای شما تشریع کرد, از همان گونه که به نوح توصیه کرده بود, واز آنچه بر تو وحی کرده ایم, وبه ابراهیم وموسی وعیسی سفارش کرده ایم( ), که دین را بر پا دارید ودر آن فرقه فرقه نشوید, بر مشرکان گران است, آنچه شما آنها را بدان دعوت می کنید. خداوند هر که را بخواهد بر می گزیند, وهر که به سوی او باز گردد, هدایت می کند

﴿14﴾ آنها پراکنده نشدند مگر بعد از آنکه علم (ودانش) به سراغشان آمد (وکاملاً آگاهی یافتند, آن هم) از روی حسادت در میان خود (بود) واگر فرمانی پیش از این از جانب پروردگارت صادر نشده بود, (که آنها) تا زمانی معین (مهلت) داده است, یقیناً در میان آنها داوری می شد, وبی گمان کسانی که بعد از آنها وارث کتاب شده اند, در بارۀ آن سخت در شک وتردیدند, (ونسبت به آن بد بینند)

﴿15﴾ پس به این (دین) دعوت کن, وهمانگونه که مأمور شده ای پایداری (واستقامت) ورز, واز هوی وهوسهای آنان پیروی مکن, وبگو: « به هر کتابی که خداوند نازل کرده است, ایمان آورده ام, ومأمورم در میان شما به عدالت رفتار کنم, خداوند پروردگار ما, وپروردگار شماست, (نتیجۀ) اعمال ما از آنِ ما, و(نتیجۀ) اعمال شما از آنٍ شماست, بین ما و شما هیچ جدال (وخصومتی) نیست, خداوند ما و شما را (دریک جا) گرد می آورد, وبازگشت (همه) به سوی اوست»

﴿16﴾ وکسانی که در (بارۀ) خداوند محاجه می کنند, پس از آنکه (فرمان) او پذیرفته شد, دلیلشان نزد پروردگارشان باطل (وبی اساس) است, وخشم (خداوند) بر آنهاست. وعذاب شدیدی برای آنهاست

﴿17﴾ خداوند کسی است که کتاب ومیزان را به حق نازل کرد, و تو چه می دانی شاید قیامت نزدیک باشد

﴿18﴾ کسانی که به آن ایمان ندارند, در (رسیدن) آن شتاب می کنند, وکسانی که ایمان آورده اند (پیوسته) ازآن بیمناکند, ومی دانند که آن حق است, آگاه باشید, بی گمان کسانی که در (بارۀ) قیامت جدال می کنند, در گمراهی دور ودراز هستند

﴿19﴾ خداوند نسبت به بندگانش لطیف (ومهربان) است, هر کس را بخواهد روزی می دهد, واو توانای پیروزمنداست

﴿20﴾ کسی که کِشت آخرت را بخواهد, در کشت او (برکت می دهیم, و) می افزاییم, وکسی کشت دنیا را بخواهد, از آن به او می دهیم,و او در آخرت هیچ (نصیب و) بهره ای ندارد

﴿21﴾ آیا (مشرکان) معبودانی دارند که بدون اجازۀ خداوند آیینی برای آنها مقرر داشته اند؟! واگر وعدۀ فیصله بخش (سابق, در تأخیر عذابشان) نبود, یقیناً در میان آنها داوری می شد, وبی گمان برای ستمکاران عذابی دردناک است

﴿22﴾ (در روز قیامت) ستمکاران را می بینی که از آنچه به دست آورده اند, بیمناکند, و(کیفر) آن به آنها خواهد رسید. وکسانی که ایمان آورده اند وکارهای شایسته انجام داده اند در باغهای بهشتند, وهرچه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها (مهیا) است. این همان فضل (وبخشش) بزرگ است

﴿23﴾ این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده اند وکارهای شایسته انجام داده اند, به آن مژده می دهد. بگو: «من بر (رساندن) آن هیچ پاداشی از شما در خواست نمی کنم, جز محبت خویشاوندی, (که بجای آورید)»( ). وهرکس که نیکی کند, بر نیکی اش می افزاییم, بی گمان خداوند آمرزندۀ قدر شناس است

﴿24﴾ آیا می گویند: «(پیامبر) بر خدا دروغ بسته است؟!» پس اگر خدا بخواهد بر قلب تو مهر می زند, وخداوند باطل را محو می کند, وحق را با سخنان خویش محقق (وپا برجا) می سازد, بی گمان او به راز سینه ها آگاه است

﴿25﴾ و او کسی است که از بندگانش توبه می پذیرد, واز بدیها در می گذرد, وآنچه را انجام می دهید می داند

﴿26﴾ (دعای) کسانی را که ایمان آورده وکارهای شایسته انجام داده اند, اجابت می کند, واز فضل (وکرم) خویش آنان را افزون می دهد, وبرای کافران, عذاب شدیدی است

﴿27﴾ واگر خداوند روزی را برای بندگانش فراخ (وگشاده) می گرداند, یقیناً در زمین فساد می کردند, ولکن به اندازه ای که بخواهد نازل می کند, بی گمان او به بندگانش دانای بیناست

﴿28﴾ و او کسی است که باران (سودمند) را پس از آنکه نا امید شدند, نازل می کند, ورحمت خود را می گستراند, و اوکارسازٍ ستوده است

﴿29﴾ واز نشانه های او آفرینش آسمانها وزمین است, وآنچه از جنبدگان که در آن دو پراکنده است. و او هرگاه بخواهد, بر گرد آوری آنها تواناست

﴿30﴾ وهر مصیبتی که به شما رسد, به خاطر کارهایی است که انجام داده اید, و(خداوند) از بسیاری (گناهان) در می گذرد

﴿31﴾ وشما هرگز در زمین عاجز کننده نیستید (ونمی توانید از او بگریزید) و شما را غیر از خدا, هیچ یار ویاوری نیست

﴿32﴾ واز نشانه های او کشتیهایی است که همچون کوه در دریا روانند

﴿33﴾ اگر بخواهد باد را (از حرکت) باز می دارد, پس کشتیها بر پشت آن (دریا) بی حرکت بمانند, بی گمان در این نشانه هایی برای هر صبر کنندۀ شکر گزاری است

﴿34﴾ یا (اگر بخواهد) آنها (= سرنشینان کشتی) را به خاطر اعمالشان نابود (وغرق) می سازد, واز بسیاری (گناهان) در می گذرد

﴿35﴾ و(تا) کسانی که در آیات ما مجادله می کنند, بدانند که هیچ گریزگاهی ندارند

﴿36﴾ پس آنچه به شما داده است, متاع زود گذر زندگی دنیاست, وآنچه نزد خداست برای کسانی که ایمان آورده اند وبر پروردگارشان توکّل می کنند بهتر وپایدار تراست

﴿37﴾ و(همان) کسانی که از گناهان بزرگ( ) وزشتیها اجتناب می کنند, وهنگامی که خشمگین شوند, گذشت می کنند

﴿38﴾ و کسانی که (دعوت) پروردگارشان را اجابت کردند, ونماز را بر پا می دارند, وکارهایشان بین آنان به (صورت) مشورت است, واز آنچه به آنها روزی داده ایم. (در راه خدا) انفاق می کنند

﴿39﴾ وکسانی که چون ستمی به آنها برسد, انتقام می گیرند

﴿40﴾ و جزایی بدی, بدیی است همانند آن, پس هر کس که در گذرد, واصلاح (وآشتی) کند, پاداشش بر خداوند است, بی گمان او ستمکاران را دوست ندارد

﴿41﴾ وکسی که پس از ستمی که بر او رفته است, انتقام بگیرد, پس اینانند که هیچ راه (ملامتی) بر آنان نیست

﴿42﴾ تنها راه (ملامت) بر کسانی است که به مردم ستم می کنند, ودر زمین به ناحق سرکشی (وستم) می کنند, اینانند که بر ایشان عذابی دردناک است

﴿43﴾ وکسی که شکیبایی کند, و در گذرد, بی گمان این از کارهای سترگ (پسندیده) است

﴿44﴾ و کسی را که خدا گمراه کند, پس بعد از او برایش هیچ ولی (وکارسازی) نیست, وستمکاران را (روز قیامت) می بینی که چون عذاب (الهی) را مشاهده کنند, می گویند: «آیا هیچ راهی به سوی بازگشت وجود دارد؟!»

﴿45﴾ وآنها را می بینی که بر آن (= آتش) عرضه می شوند, که از شدت خواری خاشعند, از گوشۀ چشم نیم گشوده, نگاه می کنند, وکسانی که ایمان آورده اند می گویند: «بی گمان زیانکاران کسانی هستند که در روز قیامت خود وخانواده ی خویش را به زیان افکندند». آگاه باشید که ستمکاران در عذابی دایم خواهند بود

﴿46﴾ وآنها جز خدا, یا ورانی ندارند, که یاریشان کنند, وکسی را که خدا گمراه سازد, پس برایش هیچ راه (نجاتی) نیست

﴿47﴾ (دعوت) پروردگارتان را اجابت کنید, پیش از آنکه روزی فرا رسد که از (جانب) خدا (راه) بازگشتی در آن نیست, در آن روز پناهی نخواهید داشت, وهیچ مدافعی (وراه انکاری) ندارید

﴿48﴾ پس (ای پیامبر) اگر (مشرکان اعراض کنند, (نگران نباش), ما تو را نگهبان بر آنها نفرستاده ایم, بر (عهده ی) تو جز تبلیغ (رسالت) نیست, وما چون رحمتی از سوی خود به انسان بچشانیم, به آن شاد می شود, واگر به خاطر کارهایی که انجام داده اند بلایی به آنها برسد, پس (به ناسپاسی می پردازند) بی گمان انسان بسیار نا سپاس است

﴿49﴾ فرمانروایی آسمانها وزمین از آن خداست, هر چه را بخواهد می آفریند, به هر کس بخواهد دختر می بخشد, وبه هرکس بخواهد پسر می بخشد

﴿50﴾ یا پسر و دختر ـ هر دو ـ با هم می دهد, وهرکس را که بخواهد عقیم می گرداند, بی گمان او دانای قادر است

﴿51﴾ و برای هیچ بشری (ممکن) نیست که خدا با او سخن بگوید, مگر با وحی یا از پس پرده یا رسولی بفرستد که به فرمان او (= خداوند) آنچه را بخواهد (به او) وحی کند, بی گمان او بلند مرتبه ی حکیم است

﴿52﴾ واین گونه بر تو (ای پیامبر) روحی (= قرآن کریم) را به فرمان خود وحی کردیم, تو (پیش از این) نمی دانستی کتاب وایمان چیست, ولی ما آن را نوری قرار دادیم, با آن هر کس از بندگانمان را که بخواهیم, هدایت می کنیم, ومسلماً تو (ای پیامبر) به راه راست هدایت می کنی

﴿53﴾ راه خدایی که آنچه در آسمانها وآنچه در زمین است از آنٍ اوست, آگاه باشید, که (همه ی) کارها به سوی خدا باز می گردد

الزخرف

Surah 43

﴿1﴾ حم (حا . میم)

﴿2﴾ سوگند به کتاب روشنگر

﴿3﴾ بی گمان ما این (کتاب) را قرآنی عربی قرار دادیم, شاید که شما (آن را) در یابید

﴿4﴾ و به راستی که آن در ام الکتاب (= لوح محفوظ) نزد ما بلند مرتبه (و) حکمت آمیزاست

﴿5﴾ آیا بدان سبب که شما (مشرکان) گروهی اسرافکارید, اعراض کنان این پند (قرآن) را از شما بگیریم؟

﴿6﴾ و چه بسیار پیامبرانی که (برای هدایت) به میان پیشینیان فردستادیم

﴿7﴾ وهیچ پیامبری به سوی آنان نیامد, مگر این که اورا مسخره (واستهزاء) می کردند

﴿8﴾ پس ما (کافرانی) نیرومند تر از اینها (= کفار قریش) را هلاک کردیم, و داستان پیشینیان گذشت

﴿9﴾ (ای پیامبر) اگر از آنها (= مشرکان) بپرسی: «چه کسی آسمانها وزمین را آفریده است؟» یقیناً می گویند: «(خداوند) پیروزمند دانا آنها را آفریده است»

﴿10﴾ (همان) کسی که زمین را برای شما بستر قرار داد, و برای شما در آن را ههایی قرار داد, باشد که هدایت شوید

﴿11﴾ و (آن) کسی که از آسمان آبی به اندازه (معین) فرو فرستاد, پس با آن (آب) سر زمین مرده را زنده کردیم شما (نیز) این گونه (پس از مرگ, از گورها) بیرون آورده می شوید

﴿12﴾ و(آن) کسی که همه ی اصناف را (جفت) آفرید, وبرای شما از کشتی وچهار پایان مرکبهایی قرار داد که (بر آنها) سوار شوید

﴿13﴾ تا بر پشتشان (درست) قرار گیرید, آنگاه چون بر آنها قرار گرفتید (وسوار شدید) نعمت پروردگارتان را یاد کنید, وبگویید: «پاک ومنزه است کسی که این را برایمان مسخر گرداند, و(گرنه) ما توانایی آن را نداشتیم

﴿14﴾ وما به سوی پروردگارمان باز می گردیم»

﴿15﴾ وآنها برای او (= خداوند) از میان بندگانش جزئی (= فرزندی) قرار دادند, بی گمان انسان نا سپاس آشکاری است

﴿16﴾ آیا از (میان) آنچه می آفریند دختران را (برای خود) انتخاب کرده است, وپسران را برای شما بر گزیده است؟

﴿17﴾ وچون یکی از آنها را به (تولد) همان چیزی که برای (خدای) رحمان نسبت داده, مژده دهند, (از شدت ناراحتی) چهره اش سیاه گردد, واو خشمگین شود

﴿18﴾ آیا کسی را که در زیور (وزینت) پرورده می شود, و او در (هنگام) جدال (قادر به) آشکار (وتبین مقصودش) نیست (به خدا نسبت می دهید؟)

﴿19﴾ و آنها فرشتگان را که بندگان (خدای) رحمان هستند, مونث پنداشتند, آیا به هنگام آفرینش آنها (آنجا) حاضر بوده اند؟ به زودی گواهی آنان نوشته خواهد شد, و(ازآن) باز خواست می شوند

﴿20﴾ و گفتند: «اگر (خدای) رحمان می خواست, ما آنها را پرستش نمی کردیم» آنان به این (امر) هیچ گونه علمی ندارند, آنان جز دروغ (چیزی) نمی گویند

﴿21﴾ آیا پیش از این (قرآن) کتابی به آنان داده ایم پس آنان به آن تمسک می جویند؟

﴿22﴾ بلکه می گویند: «بی گمان ما نیاکان خود را بر آیینی یافتیم, وما (نیز) از پی آنها (می رویم و) هدایت یافته ایم»

﴿23﴾ واین گونه در هیچ (شهر و) قریه ای پیش از تو هشدار دهنده ای نفرستادیم, مگر اینکه متنعمانش گفتند: «ما نیاکان خود را بر آیینی یافتیم, وبی گمان ما به (اعمال و) آثار آنها اقتداء می کنیم»

﴿24﴾ (پیامبرشان) گفت: «آیا اگر برای شما چیزی هدایت کننده تر از آنچه که نیاکانتان را بر آن یافتید, آورده باشم؟! (بازهم به آنها اقتداء می کنید؟!) گفتند: «(آری,) ما به آنچه که شما به آن فرستاده شده اید, کافریم»

﴿25﴾ بنابراین از آنها انتقام گرفتیم, پس بنگر سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود

﴿26﴾ و(به یاد آور) هنگامی که ابراهیم به پدرش وقومش گفت: «بی گمان من از آنچه می پرستید, بیزارم

﴿27﴾ مگر آن کسی که مرا آفریده, واو به زودی هدایتم خواهد کرد»

﴿28﴾ و (ابراهیم) این کلمۀ (توحید) را (کلمۀ پاینده) در نسلهای بعد از خود قرار داد, باشد که (به سوی خدا) باز گردند

﴿29﴾ بلکه, آنان وپدرانشان را (از زندگی) بهره مند ساختیم, تا حق وفرستادۀ آشکار برای شان آمد

﴿30﴾ وهنگامی که حق برایشان آمد, گفتند: «این سحراست, وما (نسبت) به آن کافریم»

﴿31﴾ وگفتند: «چرا این قرآن بر مرد بزرگ, از (مردم) این دو شهر (مکه وطایف) نازل نشده است؟!»

﴿32﴾ آیا آنها رحمت پروردگارت را تقسیم می کنند؟! ما روزی (و معیشت) آنها را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کردیم, وبعضی را بر بعضی (درجات و) بر تری دادیم, تا بعضی از آنان بعضی دیگر را به خدمت گیرند, ورحمت پروردگارت از (تمام) آنچه گرد می آورند, بهتراست

﴿33﴾ اگر (چنین) نبود که همه ی مردم یک امت می شدند, یقیناً ما برای خانه های کسانی که به (خدای) رحمان کافر می شدند, سقفهای از نقره قرار می دادیم, و(نیز) نرد بانهایی که از آن بالا روند

﴿34﴾ وبرای خانه هایشان درها و تختهایی (نقره ای, قرار می دادیم) که بر آن تکیه زنند

﴿35﴾ و تجمل (وزینت های) فراوان (برایشان قرار می دادیم) وتمام اینها بهرۀ (نا چیز) زندگی دنیاست, وآخرت نزد پروردگارت برای پرهیزگاران است

﴿36﴾ وهرکس از یاد (خدای) رحمان غافل (ورویگردان) شود, برای او شیطانی بر می گماریم, پس همواره آن (شیطان) قرین (وهمنشین) او باشد

﴿37﴾ وآنها (= شیاطین) اینها (=انسانها) را از راه (خدا) باز می دارند, وگمان می کنند که آنان هدایت یافته اند

﴿38﴾ تا زمانی که (در روز قیامت) نزد ما آید, (به همنشین خود) می گوید: « ای کاش میان من وتو مسافت شرق وغرب فاصله بود, پس تو چه بد همنشینی بودی»

﴿39﴾ (خداوند می فرماید:) «چون ستم کردید, امروز (این گفته ها) هرگز سودتان ندهد, چرا که (همه) شما در عذاب شریک هستید»

﴿40﴾ (ای پیامبر) آیا تو می توانی به کران (سخنی) بشنوانی, یا کوران, وآنهایی را که در گمراهی آشکار هستند, هدایت کنی؟

﴿41﴾ پس اگر تو را (از این دنیا) ببریم, بی گمان ما از آنها انتقام خواهیم گرفت

﴿42﴾ یا آنچه را که به آنها وعده داده ایم, به تو نشان می دهیم, پس یقیناً ما بر آنها تواناهستیم

﴿43﴾ پس به چیزی که به تو وحی شده است تمسک بجوی, که بی شک تو بر راه راست هستی

﴿44﴾ و بی گمان این (قرآن) برای تو وقومت پند (وسربلند) ی است, و به زودی باز خواست خواهید شد

﴿45﴾ و از پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از (خدای) رحمان, معبودانی برای پر ستش قرار دادیم؟

﴿46﴾ وبه راستی ما موسی را با نشانه های خود به سوی فرعون و در باریان او فرستادیم, پس گفت: «بی گمان من فرستادۀ پروردگار جهانیان هستم»

﴿47﴾ پس چون با نشانه های ما (به سوی) آنها آمد, ناگاه (همه) از آن خندیدند

﴿48﴾ وما هیچ نشانه (و معجزه) ای به آنها نشان نمی دادیم, مگر اینکه از دیگری بزرگتر (ومهمتر) بود, وآنها را به عذاب گرفتار کردیم, باشد که (توبه کنند و) باز گردند

﴿49﴾ و(به موسی) گفتند: «ای جادوگر! پروردگارت را با عهدی که با تو کرده, برای ما بخوان, بی گمان ما هدایت خواهیم یافت»

﴿50﴾ پس چون عذاب را از آنها بر طرف ساختیم, آنگاه آنها عهد شکنی کردند

﴿51﴾ و فرعون در (میان) قوم خود ندا داد, گفت: «ای قوم من! آیا فرمانروایی مصر, واین نهرها که زیر (کاخ) من روان است, از آنِ من نیست؟! آیا نمی بینید؟

﴿52﴾ بلکه من بهترم, از این مردی که خوار است, ونمی تواند درست سخن بگوید

﴿53﴾ پس چرا بر او دستنبدهای طلا فرو فرستاده نشده, یا (چرا) فرشتگان صف کشیده همراه او نیامده اند, (تا اورا یاری کنند)؟!»

﴿54﴾ پس (فرعون) قوم خود را (بی خرد و) سبک شمرد, پس آنها از او اطاعت کردند, بی گمان آنها گروهی فاسق بودند

﴿55﴾ پس چون ما را به خشم آوردند از آنها انتقام گرفتیم, وهمگی شان را (در دریا) غرق کردیم

﴿56﴾ آنگاه آنها را در شمار گذشتگان وعبرتی (برای آیندگان) قرار دادیم

﴿57﴾ وچون (در باره آفرینش) فرزند مریم مثلی زده شد, ناگهان قوم تو از آن (شادی کنان) داد وفریاد زدند

﴿58﴾ وگفتند: «آیا معبودان ما بهترند یا او؟». آنها (آن (مثل) را جز برای جدال (ولجاجت) با تو نزدند, بلکه آنها گروهی ستیزه جویند

﴿59﴾ او (= مسیح) جز بنده ای نبود که ما بر او نعمت بخشیدیم, واورا (مایه) عبرت برای بنی اسرائیل گرداندیم

﴿60﴾ واگر می خواستیم به جای شما فرشتگانی قرار می دادیم که در (روی) زمین جانشین (شما) باشند

﴿61﴾ وبی گمان او (= عیسی) نشانه ای برای قیامت است( ), پس هرگز در آن (= قیامت) شک نکنید, واز من پیروی کنید, (که) این راه راست است

﴿62﴾ وشیطان شما را (از راه حق) باز ندارد, بی گمان او برای شما دشمنی آشکار است

﴿63﴾ وچون عیسی با دلایل (ومعجزات) روشن آمد, گفت: «من برای شما حکمت آورده ام, و(آمده ام) تا چیزهایی را که درآن اختلاف دارید, برایتان روشن کنم, پس ازالله بترسید, واز من اطاعت کنید

﴿64﴾ بی گمان الله پروردگار من, وپروردگار شما ست, پس اورا بپرستید, (که) این راه راست است»

﴿65﴾ آنگاه گروها (ی مختلف, بنی اسرائیل) میان خود (دربارۀ عیسی) اختلاف کردند, پس وای بر کسانی که ستم کردند, از عذاب روز دردناک

﴿66﴾ آیا (چیزی) جز قیامت را انتظار می کشند, که ناگهان ودر حالی که بی خبرند به سراغشان بیاید

﴿67﴾ دوستان درآن روز (قیامت) دشمن یکدیگرند, جز پرهیزگاران

﴿68﴾ ای بندگان من! امروز نه ترسی بر شما است, ونه شما اندوهگین می شوید

﴿69﴾ (همان) کسانی که به آیات ما ایمان آوردند ومسلمان بودند

﴿70﴾ شما وهمسرانتان با شادمانی (واکرام) به بهشت وارد شوید

﴿71﴾ بر (گرداگرد) آنها سینی هایی زرین (غذا) و (نیز) جامهای (طلایی, شراب) می گردانند, ودر آن (بهشت) آنچه دلها تمنا می کند, وچشمها از آن لذّت می برد, وجود دارد, وشما در آن همیشه خواهید بود

﴿72﴾ و(این) همان بهشتی است, که به (پاداش) آنچه که انجام می دادید, آن را به ارث برده اید

﴿73﴾ در آن (بهشت) برای شما میوۀ فراوانی است, که از آن می خورید

﴿74﴾ بی گمان مجرمان در عذاب جهنم جاودانند

﴿75﴾ (عذاب) از آنها کاهش نمی یابد, وآنها در آن (از همه چیز) نا امید هستند

﴿76﴾ و(ما) به آنها ستم نکردیم, لیکن آنان خود ستمکار بودند

﴿77﴾ و(آنها) فریاد می زنند: «ای مالک, (بخواه) که پروردگارت کار ما را یکسره کند (وبمیراند)». (او) گوید: «بی گمان شما (در این جا) ماندنی هستید»

﴿78﴾ به راستی ما حق را برای شما آوردیم, ولیکن بیشترتان از حق کراهت داشتید

﴿79﴾ آیا آنها (= مشرکان مکه) تصمیم قاطع بر کاری گرفتند, پس ما (نیز) تصمیم (واردۀ) قاطع (دربارۀ آنها) داریم

﴿80﴾ آیا آنها می پندارند که ما راز گویی و(سخنان) در گوشی آنان را نمی شنویم؟! آری, (می شنویم) وفرستادگان ما (از فرشتگان) نزد آنها (هستند و) می نویسند

﴿81﴾ (ای پیامبر, به مشرکان) بگو: «اگر (به فرض محال) برای (خدای) رحمان فرزندی بود, پس من نخستین پرستندگانش بودم»

﴿82﴾ پاک ومنزه است پروردگار آسمانها وزمین, پروردگار عرش, از آنچه آنها توصیف می کنند

﴿83﴾ پس (ای پیامبر) آنها را (به حال خود) رها کن, تا (در باطل) غوطه بخورند, وبه بازی سرگرم باشند, تا روزی را که به آنها وعده شده است, ملاقات کنند (وسزای اعمال خود را ببینند)

﴿84﴾ و او کسی است که در آسمان معبوداست, ودر زمین (نیز) معبود است, و او حکیم داناست

﴿85﴾ وپر برکت وبزرگوار است کسی که فرمانر وایی آسمانها وزمین وآنچه در میان آن دواست, از آنِ اوست. وعلم (بر پاشدن) قیامت نزد اوست, و(همه) به سوی او باز گردانده می شوید

﴿86﴾ و کسانی را که به جای او می خوانند, اختیار شفاعت ندارند, مگر کسانی که به حق گواهی دادند, و آنان (به خوبی) می دانند

﴿87﴾ واگر از آنها (= مشرکان) بپرسی, چه کسی آنها را آفریده است, قطعاً می گویند: «خدا» پس چگونه (از حق) منحرف می شوند؟

﴿88﴾ و (شکایت و) گفتار او (= پیامبر) (این بود:) «پروردگارا! بی گمان اینها قومی هستند که ایمان نمی آورند»

﴿89﴾ پس (ای پیامبر) از آنها در گذر, وبگو: «سلام (بر شما)». پس به زودی خواهند دانست

الدخان

Surah 44

﴿1﴾ حم (حا. میم)

﴿2﴾ سوگند به کتاب روشنگر

﴿3﴾ بی گمان ما آن را در شب مبارک (وفرخندۀ قدر) نازل کردیم, بی شک ما (همواره) هشدار دهنده بوده ایم

﴿4﴾ در آن شب هر امر با حکمت (و استواری) فیصله (وتدبیر) می شود

﴿5﴾ فرمانی از جانب ما (بود), بی گمان ما فرستنده (آن) بوده ایم

﴿6﴾ رحمتی است از سوی پروردگارت, بی گمان او ست که شنوای داناست

﴿7﴾ پروردگار آسمانها وزمین وآنچه در میان آن دوست, اگر شما یقین دارید

﴿8﴾ هیچ معبودی (به حق) جز او نیست, زنده می کند ومی میراند, پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست

﴿9﴾ بلکه, آنها در شک اند (و) بازی می کنند

﴿10﴾ پس (ای پیامبر) منتظر روزی باش که آسمان دودی آشکار (پدید) آورد

﴿11﴾ که (تمام) مردم را فرا می گیرد, این عذابی دردناک است

﴿12﴾ (آنگاه کافران می گویند:) «پروردگارا! (این) عذاب را از ما برطرف کن, بی گمان ما ایمان می آوریم»

﴿13﴾ چگونه (واز کجا) پند می پذیرند در حالی که پیامبر روشنگر برای شان آمد

﴿14﴾ سپس از او روی گرداندند, وگفتند: «(او) آموزش یافته ای دیوانه است»

﴿15﴾ بی گمان ما اندکی عذاب را برطرف می کنیم, (ولی) شما (به کفر واعمال زشت خود) باز می گردید

﴿16﴾ روزی که به گرفتنی سخت (آنها را) فروگیریم, بی گمان ما انتقام گیرنده ایم

﴿17﴾ وبه راستی ما پیش از آنها قوم فرعون را آزمودیم, وپیامبری بزرگوار به سوی شان آمد

﴿18﴾ (وبه آنها گفت:) که «بندگان خدا (= بنی اسرائیل) را به من واگذارید, بی گمان من برای شما فرستادۀ امینی هستم

﴿19﴾ و(نیز) بر خدا برتری مجویید, بی تردید من برای شما دلیل روشنی آورده ام

﴿20﴾ وهمانا من به پروردگار خود وپروردگار شما پناه می برم, از اینکه مرا سنگسار کنید

﴿21﴾ واگر به من ایمان نمی آورید, پس از من کناره بگیرید

﴿22﴾ آنگاه به درگاه پروردگارش دعا کرد که: اینها گروهی مجرمند

﴿23﴾ پس (به او حکم داده شد:) بندگان مرا شبانه ببر, یقیناً شما تعقیب می شوید

﴿24﴾ ودر یا را آرام واگذار, بی گمان آنها لشکری غرق شده خواهند بود

﴿25﴾ چه بسیار باغها وچشمه ها را (بعد از غرق شدنشان) رها کردند

﴿26﴾ و (نیز) زراعتها وقصرهای نیکو (وزیبا)

﴿27﴾ و نعمتی که در آن (شادمان) بودند

﴿28﴾ اینچنین بود, وما (همۀ) آنها را به مرد می دیگر واگذاشتیم

﴿29﴾ پس آسمان وزمین بر آنها نگریست, و(به آنها) مهلت داده نشد

﴿30﴾ ومسلماً بنی اسرائیل را از عذاب ذلت بار نجات دادیم

﴿31﴾ از فرعون, که او سرکشی از اسرافکاران بود

﴿32﴾ وبه راستی ما آنها را با علم (وآگاهی) بر جهانیان (زمانشان) برگزیدیم

﴿33﴾ و از نشانه ها آنچه به آنها دادیم که آزمایش آشکاری در آن بود

﴿34﴾ بی گمان اینها (= مشرکان) می گویند

﴿35﴾ «سرانجام جز همین مرگ نخستین ما نیست, و ما هرگز بر انگیخته نخواهیم شد

﴿36﴾ پس اگر راست می گویید: نیاکان ما را (زنده کنید و) بیاورید»

﴿37﴾ آیا آنها بهترند یا قوم "تبّع" وکسانی که پیش از آنها بودند؟ ما آنها را هلاک نمودیم, بی گمان آنها مجرم بودند

﴿38﴾ و(ما) آسمانها وزمین وآنچه را که در میان دو است, به بازیچه نیافریده ایم

﴿39﴾ و (ما) آن دو را جز به حق نیافریدیم, ولیکن بیشتر آنها نمی دانند

﴿40﴾ بی گمان (روز جدایی (= روز قیامت) وعده گاه همۀ آنهاست

﴿41﴾ روزی که هیچ دوستی برای دوست خود سودمند نباشد, وآنها (از سوی کسی) یاری نمی شوند

﴿42﴾ مگر کسی که خدا اورا مورد رحمت قرار داده, یقیناً او پیروزمند مهربان است

﴿43﴾ بی گمان درخت زقوم

﴿44﴾ غذای گناهکاران است

﴿45﴾ همانند مس گداخته در شکمها می جوشد

﴿46﴾ جوششی همچون آب جوشان

﴿47﴾ (آنگاه به فرشتگان می گوییم:) او را بگیرید, پس به سختی او را میان دوزخ بکشید

﴿48﴾ سپس بر سرش از عذاب جوشان بریزید

﴿49﴾ (و به او می گوییم:) بچش که تو (به پندار خود) پیروزمند بزرگواری

﴿50﴾ بی گمان این (همان) چیزی است که در آن شک داشتید

﴿51﴾ یقیناً پر هیزگاران در جایگاه امنی هستند

﴿52﴾ در (میان) باغها و(کنار) چشمه ها

﴿53﴾ (لباسهایی) از دیبای نازک ودیبای ضخیم می پوشند, رو بروی هم می نشینند

﴿54﴾ بدین سان (است) وحوریان گشاده چشم (بهشتی) را به همسری آنها در می آوریم

﴿55﴾ در آن (بهشت) با امن (وآرامش خاطر) هر میوه ای را (که بخواهند) می طلبند

﴿56﴾ در آن (بهشت) مرگ را نمی چشند, مگر همان مرگ نخستین (که در دنیا چشیده اند)( ) و(خداوند) آنها را از عذاب دوزخ حفظ کند

﴿57﴾ (این) بخششی است از (سوی) پروردگارت, این همان کامیابی بزرگ است

﴿58﴾ پس (ای پیامبر) ما آن (= قرآن) را به زبان تو آسان کردیم, تا که آنها پند گیرند

﴿59﴾ پس (ای پیامبر) منتظر (وعده های الهی) باش, بی گمان آنها (نیز) منتظرند

الجاثیة

Surah 45

﴿1﴾ حم (حا . میم)

﴿2﴾ نازل شدن (این) کتاب از سوی خداوند پیروزمند حکیم است

﴿3﴾ یقیناً در آسمانها وزمین نشانه های برای مومنان است

﴿4﴾ و (نیز) در آفرینش شما, و(در) آنچه از جنبندگان پراکنده می سازد, نشانه های است برای گروهی که یقین دارند

﴿5﴾ و (نیز در) آمد وشد شب وروز, ورزقی (= بارانی) که خداوند از آسمان نازل کرده پس بوسیلۀ آن زمین را بعد از مردنش زنده گرداند و(نیز در) وزش بادها, نشانه های است برای گروهی که خرد می ورزند

﴿6﴾ اینها آیات خداوند است که ما آنها را به حق, بر تو می خوانیم, پس به کدام سخن بعد (از سخن) خدا, وآیات او ایمان می آورند؟

﴿7﴾ وای بر هر دروغگوی گنهکار

﴿8﴾ که آیات خدا را که بر او خوانده می شود, می شنود, سپس متکبرانه اصرار (بر کفر) دارد, گویی که آن را نشینده است, پس او را به عذابی دردناک بشارت ده

﴿9﴾ و هرگاه چیزی از آیات ما را فراگیرد, آن را به مسخرۀ می گیرد, اینان برایشان عذاب خوار کننده ای است

﴿10﴾ از پشت سرشان جهنم است, وآنچه را بدست آورده اند به حالشان سودمند نخواهد بود, ونه آنچه به جای خدا (برای خود) دوست (ومعبود) بر گزیده اند (آنها را نجات می دهد) وبرای آنها عذاب بزرگی است

﴿11﴾ این (قرآن) هدایت است, وکسانی که به آیات پروردگارشان کافر شدند, برای شان عذابی از سخت ترین عذابهای درد آور است

﴿12﴾ خداوند (همان) کسی است که دریا را برای شما مسخر کرد, تا کشتیها به فرمان او در آن روان باشند, و(نیز) تا شما (با سفر وتجارت) از فضل او (روزی) بجویید, وباشد که شما سپاسگزارید

﴿13﴾ وآنچه را که در آسمانها وآنچه را که در زمین است همگی از آن اوست که برای شما مسخّر (و رام) کرد, بی گمان در این نشانه های است برای گروهی که اندیشه می کنند

﴿14﴾ (ای پیامبر) به مؤمنان بگو: « از (خطای) کسانی که به ایام الله (= روزهای گرفت وپیروزی ایمان بر کفر) امید ندارند, در گذرند( ), تا (خداوند) هر گروهی را به (سبب) آنچه که انجام می دادند, سزا دهد»

﴿15﴾ هرکس کار شایسته ای انجام دهد, پس به سود خود اوست, وکسی که مرتکب کار بدی شود, پس به زیان خود اوست, آنگاه (همه) به سوی پروردگارتان باز گردانده می شوید

﴿16﴾ ویقیناً ما بنی اسرائیل را کتاب (آسمانی) وحکومت ونبوت بخشیدیم, و از پاکیزه ها روزیشان دادیم, وآنها را بر جهانیان (زمانشان) برتری دادیم

﴿17﴾ وآنها را در امر (دین) نشانه های روشنی عطا کردیم, پس آنها اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه برای آنان علم ودانش آمد, (آن هم) از روی تجاوز (و ستم) به یکدیگر بود. بی گمان پروردگارتو روز قیامت در آنچه اختلاف می کردند در میان آنها داوری می کند

﴿18﴾ سپس تو را (ای پیامبر) بر راه (و شریعتی) روشن از دین قرار دادیم. پس از آن پیروی کن, و از (هوی و) هوسهای کسانی که نمی دانند پیروی نکن

﴿19﴾ بی شک آنها هرگز نمی توانند تو را از خدا بی نیاز کنند, (وعذاب اورا از تو دفع نمایند) ومسلماً ستمکاران برخی شان یاور برخی دیگراند, وخداوند یاور پر هیزگاران است

﴿20﴾ این (قرآن) برای مردم مایۀ بصیرت است, وبرای گروهی که یقین دارند, هدایت ورحمت است

﴿21﴾ آیا کسانی که مرتکب بدیها شدند, گمان کردند که (ما) آنها را همچون کسانی قرار می دهیم که ایمان آورده اند وکارهای شایسته انجام داده اند, که زندگی شان ومرگشان یکسان باشد؟! چه بد داوری می کنند

﴿22﴾ و خداوند آسمانها وزمین را به حق آفریده است, وتا هرکس را در برابر آنچه که انجام داده است پاداش دهد, و به آنها ستمی نخواهد شد

﴿23﴾ آیا دیده ای کسی را که معبود خود را هوای (نفسانی) خویش قرار داد, وخداوند از روی علم او را گمراه کرد, وبر گوشش ودلش مهر نهاد, وبر دیده اش پرده قرار داد؟! پس (اگر خدا هدایتش نکند( چه کسی بعد از خدا اورا هدایت خواهد کرد؟ آیا پند نمی گیرید؟)

﴿24﴾ و (مشرکان) گفتند: «چیزی جز (این) زندگانی دنیای ما, (در کار) نیست, می میریم وزنده می شویم, وجز طبیعت (و روزگار) ما را هلاک نمی سازد» وآنها به این (امر) هیچ علمی ندارند, وآنها جز (وهم و) گمان می کنند

﴿25﴾ وهنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده شود, حجتشان جز این نیست که گویند: «اگر را ستگویید, نیاکان ما را (زنده کنید و) بیاورید»

﴿26﴾ (ای پیامبر) بگو: «خداوند شما را زنده می کند, سپس شما را می میراند, باز شما را در روز قیامت ـ که تردیدی در آن نیست ـ جمع می کند. ولیکن بیشتر مردم نمی دانند

﴿27﴾ وفرمانروایی آسمانها وزمین از آنِ خداست, وروزی که قیامت بر پا شود, اهل باطل زیان خواهند کرد

﴿28﴾ و (در آن روز) هرامتی را می بینی که به زانو در آمده, هر امتی به سوی نامۀ اعمالش خوانده می شود, (وبه آنها گفته می شود:) «امروز در برابر آنچه می کردید, پاداش می یابید»

﴿29﴾ این کتاب ماست که به حق بر علیه شما سخن می گوید (و گواهی می دهد) البته ما آنچه را که می کردید, می نوشتیم

﴿30﴾ پس اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند, پروردگارشان آنها در رحمت خود (= بهشت) داخل می کند, این همان کامیابی بزرگ است

﴿31﴾ واما کسانی که کافر شدند, (به آنها گفته می شود:) آیا آیات من بر شما خوانده نمی شد, پس شما تکبر کردید, و قومی مجرم بودید؟

﴿32﴾ وچون گفته می شود: «بی گمان وعدۀ خداوند حق است, و(در آمدن) قیامت هیچ شکی نیست» می گفتید: «ما نمی دانیم قیامت چیست؟ ما فقط گمانی داریم, و ما (در بارۀ آن) یقین کننده نیستیم»

﴿33﴾ وبدیهای آنچه کرده اند, برای آنان آشکار شد, وآنچه که مسخره اش می کردند آنها را فرو گرفت

﴿34﴾ و (به آنها) گفته می شود: «امروز شما را فراموش می کنیم, همان گونه که (شما) دیدار امروزتان را فراموش کردید, وجایگاه شما آتش (دوزخ) است, وشما هیچ یاوری ندارید

﴿35﴾ این بدان سبب است که شما آیات خدا را به مسخره گرفتید, وزندگی دنیا شما را فریفت». پس امروز نه آنها از آن (دوزخ) بیرون آورده می شوند, ونه هیچ عذری از آنها پذیرفته می شود

﴿36﴾ پس ستایش مخصوص خداست, پروردگار آسمانها و پروردگار زمین, پروردگار جهانیان

﴿37﴾ وکبریاء وبزرگی در آسمانها وزمین, از آنِ اوست( ), واو پیروزمند حکیم است

الأحقاف

Surah 46

﴿1﴾ حم

﴿2﴾ نازل شدن (این) کتاب از سوی خداوند پیروزمند حکیم است

﴿3﴾ ما آسمانها وزمین وآنچه را که در میان آن دواست جز به حق و(برای) مدتی معین نیافریده ایم.وکسانی که کافر شدند از آنچه بیم شان می دهند روی گردانند

﴿4﴾ (ای پیامبر, به آنها) بگو: «آیا دیده اید آنچه را که جز خدا می خوانید, به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریده اند؟ یا اینکه آنها در (آفرینش) آسمانها شرکت داشته اند؟! اگر راست می گویید کتابی (آسمانی) پیش از این (قرآن), یا اثری از علم (گذشتگان, بر صدق ادعای خود) برای من بیاورید»

﴿5﴾ وچه کسی گمراه تراست از آن که (معبودی) غیر از الله را می خواند که تا روز قیامت (هم دعای) او را اجابت نکند, وآنها (= معبودان باطل) از خواندن (ودعای) ایشان (کاملاً) بی خبرند؟

﴿6﴾ وهنگامی که مردم (در قیامت) گرد آورده شوند, آنها (معبودان باطل) دشمنانشان خواهند بود, وعبادت شان را انکار می کنند

﴿7﴾ و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده شود, کسانی که کافر شدند, در برابر حقی که برای آنها آمده است گویند: «این جادویی آشکار است»

﴿8﴾ یا می گویند: «(پیامبر خود) آن را بافته (وبه خدا نسبت داده) است». (ای پیامبر) بگو: «اگر من آن را بافته (وبه خدا نسبت داده) باشم پس شما نمی توانید در برابر (عذاب و خشم) خداوند از من دفاع کنید, (تنها) او به آنچه شما دربارۀ آن (= قرآن می گویید وگفتگو می کنید) آگاه تراست, وگواهی او (= خداوند) میان من وشما کافی است, و او آمرزندۀ مهربان است»

﴿9﴾ (ای پیامبر) بگو: «من از میان پیامبران (وجودی) نو ظهور نیستم. ونمی دانم که با من وشما چگونه رفتار خواهد شد, من تنها از چیزی پیروی می کنم که به من وحی می شود, وجز بیم دهنده ی آشکاری نیستم»

﴿10﴾ (ای پیامبر) بگو: «به من خبر دهید اگر (این قرآن) از سوی خدا باشد, وشما به آن کافر شوید, وشاهدی از بنی اسرائیل بر (نشانه های) آن (در تورات) شهادت داد پس (او) ایمان آورد( ), وشما سرکشی (وتکبر) می وزرید (چه بر سر شما خواهد آمد؟) مسلماً خداوند گروه ستمگر را هدایت نمی کند»

﴿11﴾ و کسانی که کافر شدند به کسانی که ایمان آوردند گفتند: «اگر (این دین) بهتر بود, هرگز آنها (در پذیرش آن) بر ما پیشی نمی گرفتند». وچون بدان هدایت نشدند, خواهند گفت: «این (یک) دروغ قدیم است»

﴿12﴾ وپیش از آن, کتاب موسی پیشوا ورحمت بود, واین (قرآن) کتابی است تصدیق کنندۀ (آن) که به زبان عربی است, تا کسانی که ستم کردند بیم دهد وبرای نیکوکاران بشارتی باشد

﴿13﴾ بی گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است, سپس استقامت کردند, پس بر آنها ترسی نیست ونه آنها اندوهگین شوند

﴿14﴾ آنها اهل بهشتند, جاودانه در آن باشند, (این) پاداش اعمالی است که انجام می دادند

﴿15﴾ ما به انسان سفارش کردیم که به پدر ومادرش نیکی کند( ), مادرش او را به دشواری حمل می کند, وبه دشواری بر زمین گذارد, ودوران حمل او و از شیر باز گرفتن او سی ماه است( ), تا هنگامی که به کمال (توانمندی و) رشدش برسد, وبه (سن) چهل سالگی برسد, گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتت را که بر من وبر پدر ومادرم ارزانی داشته ای به جای آورم وکار شایسته ای انجام دهم که تو از آن خشنود شوی, وفرزندانم را صالح گردان, بی گمان من به سوی تو بازگشتم (وتوبه نمودم), وبی شک من از مسلمانانم»

﴿16﴾ آنها کسانی هستند که ما نیکوترین کارشان را می پذیریم, واز گناهانشان می گذریم ودر زمرۀ اهل بهشت هستند, این وعدۀ راستی است که وعده داده می شدند

﴿17﴾ وکسی که به پدر ومادرش گفت: «اف بر شما! آیا شما به من وعدۀ می دهید که (از گورم) بیرون آورده می شوم؟ در حالی که نسلها پیش از من گذشته اند؟! (وهرگز برانگیخته نشدند) وآن دو (= پدر ومادر) خدا را به یاری می طلبند که: «وای برتو! ایمان بیا ور, یقیناً وعدۀ خدا حق است», پس (او) می گوید: «اینها چیزی جز افسانه های پیشینیان نیست»

﴿18﴾ آنها کسانی هستند که همان سخن (= وعدۀ عذاب) در (زمرۀ) امتهای که پیش از آنها از جن وانس گذشته اند, بر آنها محقق شده است, بی گمان آنها زیانکار بودند

﴿19﴾ وبرای هر یک (از آنها) درجاتی است به (حسب) آنچه انجام داده اند, وتا خداوند (پاداش) کارهایشان را به تمامی به آنها بدهد, وبه آنها هیچ ستمی نخواهد شد

﴿20﴾ وروزی که کسانی که کافر شدند بر آتش عرضه کنند, (وبه آنها گفته شود:) «در زندگی دنیا (نعمتهای) پاکیزه (ولذتهای) خود را از بین بردید واز آنها بهره مند شدید, پس (ای کافران) امروز به عذاب خوار کننده پاداشتان می دهند, (و این) به (خاطر) گردنکشی (واستکباری) که به نا حق در زمین می کردید, وبه (خاطر) نا فرمانی (وگناهانی) که انجام می دادید

﴿21﴾ (ای پیامبر, داستان هود) برادر (قوم) عاد, را به یاد آور که چون قومش را در (سرزمین) "احقاف" (= ریگستانها) هشدار داد, ـ و به راستی هشدار دهندگانی پیش از او و بعد از او گذشته بودند ـ که: جز الله را نپرستید, بی گمان من از عذاب روزی بزرگ بر شما می ترسم

﴿22﴾ (آنها) گفتند: «آیا آمده ای تا ما را از (پرستش) معبودهایمان برگردانی, پس اگر از راستگویانی آنچه به ما وعده داده ای برایمان بیاور»

﴿23﴾ (هود) گفت: «علم (تحقق آن وعده ها) تنها نزد خداست, ومن آنچه را که به آن فرستاده شده ام به شما می رسانم, ولیکن من شما را قومی می بینم که (پیوسته) نادانی می کنید»

﴿24﴾ پس هنگامی که آن (عذاب) را به صورت ابری که رو به راه وادیهایشان است, دیدند, (خوشحال شدند) گفتند: «این ابری است که بر ما (باران) می بارد»( ). (هود گفت: نه,) بلکه این همان (عذابی) است که در آمدنش شتاب می کردید, بادی است که عذاب دردناکی در آن است

﴿25﴾ همه چیز را به فرمان پروردگارش (ویران و) نا بود می کند, پس چنان شدند که جز خانه هایشان دیده نمی شد, ما این گونه گروه مجرمان را کیفر می دهیم

﴿26﴾ به راستی ما به آنها (= قوم عاد) چنان (تمکّن و) قدرتی دادیم که به شما آن قدرت (وتمکن) نداده ایم وبرای آنها گوش وچشمها و دلها قرار دادیم. پس گوشهایشان ونه چشمهایشان ونه دلهایشان چیزی (از عذاب الهی) را از آنها دفع نکرد (وبه حالشان سودی نبخشید), چون آیات خدا را انکار می کردند, و(سرانجام) آنچه را که به (مسخره و) ریشخند می گرفتند آنها را فرو گرفت

﴿27﴾ وبه راستی ما قریه ها (وآبادیها) یی را که اطراف شما بوده اند هلاک کردیم, وآیات (خود) را (به صورتهای) گوناگون (برای آنها) بیان کردیم, تا شاید باز گردند

﴿28﴾ پس چرا کسانی را که آنها به جای خداوند برای (قصد) تقرب (به خدا) معبود (خود) گرفتند, یاریشان نکردند؟ بلکه از نظرشان گم شدند, واین بود (نتیجۀ) دروغشان, وآنچه را افترا می بستند

﴿29﴾ و(بیاد آور, ای پیامبر) هنگامی که گروهی از جن را به سوی تو متوجه ساختیم که قرآن را بشنوند( ), پس چون نزد او (= پیامبر) حضور یافتند, (به یکدیگر) گفتند: «خاموش باشید» آنگاه چون (تلاوت قرآن) به پایان رسید, (همچون) بیم دهندگانی به سوی قوم خود بازگشتند

﴿30﴾ گفتند: «ای قوم ما! یقیناً ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده است که تصدیق کنندۀ (کتابهای) پیش از خود است, به سوی حق وبه سوی راه راست هدایت می کند

﴿31﴾ ای قوم ما! (دعوت, این) دعوت کنندۀ خدا را اجابت کنید, و به او ایمان آورید تا (خداوند) برخی از گناهانتان را برای شما بیامرزد, وشما را از عذابی دردناک پناه دهد

﴿32﴾ وهرکس (دعوت) دعوت کنندۀ خدا را پاسخ نگوید, پس هرگز نمی تواند در زمین (از عذاب خدا) بگریزد و او را غیر از خدا هیچ یاوری نیست, آنان در گمراهی آشکاری هستند»

﴿33﴾ آیا ندیدند خداوندى که آسمانها وزمین را آفریده است, ودر آفرینش آنها (ناتوان و) در مانده نشده, قادر است بر آنکه مردگان را زنده کند؟! آری, او بر هر چیزی تواناست

﴿34﴾ و(روز قیامت) روزی (است) که کسانی که کافر شدند (برای عذاب) بر آتش عرضه می شوند, (وبه آنها گفته می شود:) «آیا این (عذاب) حق نیست؟» گویند: «چرا, سوگند به پروردگارمان (که حق است)». گوید: «پس به خاطر کفری که می ورزیدید عذاب را بچشید»

﴿35﴾ پس (ای پیامبر) صبر کن, همچنانکه پیامبران اولو العزم صبر کردند( ), وبرای (عذاب) آنها شتاب نکن, روزی که آنچه را که وعده داده می شوند ببینند, گویی جز ساعتی از روز (در دنیا) درنگ نکرده اند, این (قرآن) ابلاغی است, پس آیا (قومی) جز قوم فاسق (ونافرمان) هلاک می شوند؟

محمد

Surah 47

﴿1﴾ کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند, (خداوند) اعمال آنان را نابود کرد

﴿2﴾ وکسانی که ایمان آوردند وکارهای شایسته انجام دادند وبه آنچه بر محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) نازل شده ـ وهمه از سوی پروردگارشان حق است ـ (نیز) ایمان آوردند, (خداوند) گناهانشان را از آنها دور ساخت (وبخشید) وکارشان را اصلاح نمود

﴿3﴾ این بدان سبب است که کسانی که کافر شدند از باطل پیروی کردند, وهمانا کسانی که ایمان آوردند از حقی که از سوی پروردگارشان (نازل شده) است پیروی کردند, این گونه خداوند برای مردم مثلهایشان را بیان می کند

﴿4﴾ پس هنگامی که (در میدان نبرد) روبرو شدید با کسانی که کفر ورزیدند, گردنها (یشان) را بزنید, (ونبرد را ادامه دهید) تا هنگامی که (بسیاری از) آنها را از پای در آوردید و) کشتید, پس بند (اسیران) را محکم ببندید, آنگاه پس از آن یا بر آنان منت گذارید (وآزادشان کنید) یا (از آنان) فدیه بگیرید (و رهایشان کنید) تا جنگ بار سنگین خود را (بر زمین) نهد, (حکم) این است, واگر خدا می خواست از آنها انتقام می گرفت ولیکن (می خواهد) بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید, وکسانی که در راه خدا کشته شدند, پس (خداوند) هرگز اعمال آنها را نابود نمی کند

﴿5﴾ به زودی آنها را هدایت می نماید و(حال و) کارشان را اصلاح می کند

﴿6﴾ وآنها را به بهشتی که (اوصافش) برای آنها بیان داشته است, وارد می کند

﴿7﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر (دین) خدا را یاری کنید, (خداوند) شما را یاری می کند وگامهایتان را (ثابت و) استوار می دارد

﴿8﴾ وکسانی که کافر شدند, مرگ بر آنان باد! و(خداوند)اعمالشان را نابود كرد

﴿9﴾ این بدان سبب است که آنان آنچه را که خداوند نازل کرده است ناپسند داشتند, پس خداوند اعمالشان را تباه (ونابود) کرد

﴿10﴾ آیا در زمین سیر نکردند تا بنگرند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند چگونه بود؟ خداوند (اموال و دیارشان را) بر سرشان ویران کرد, (و آنها را نابود ساخت), وبرای کافران (کیفری) مانند آن خواهد بود

﴿11﴾ این بدان سبب است که خداوند یاور (ومولای) کسانی است که ایمان آوردند, وآنکه کافران (مولا و) یاوری ندارند

﴿12﴾ بی گمان خداوند کسانی را که ایمان آوردند وکارهای شایسته انجام دادند به باغهایی (از بهشت) وارد می کند که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است, وکسانی که کافر شدند (از متاع دنیوی) بهره می گیرند ومی خورند همچنانکه چار پایان می خورند, وآتش (جهنم) جایگاه آنان است

﴿13﴾ وچه بسیار شهرهایی که (مردم) آنها از (مردم) شهر تو که بیرونت کرده اند( ), توانمندتر بودند, ما هلاکشان کردیم, پس هیچ یاوری نداشتند

﴿14﴾ آیا کسی که از سوی پروردگارش بر شیوه روشنی باشد, همانند کسی است که کردار بد او در نظرش آراسته شده واز هواهای (نفسانی) خود پیروی می کنند؟

﴿15﴾ وصف بهشتی که به پر هیزگاران وعده داده شده, چنین است که: در آن نهرهایی از آب (زلال) بد بو نشده, ونهرهایی از شیر که طعم آن دگرگون نگشته, ونهرهایی از شراب (ناب) که مایۀ لذت نوشندگان است, ونهرهایی از عسل مصفی وجود دارد, و(نیز) در آن برای آنها از هرگونه میوه ها (مهیا) است, و(از همه برتر) آمرزشی از سوی پروردگارشان است. (آیا اینها) همانند کسانی هستند که همیشه در آتش (جهنم) اند, واز آب جوشان نوشانده شوند که روده هایشان را پاره پاره (و متلاشی) کند؟

﴿16﴾ (ای پیامبر) گروهی از آنها (= منافقان) به تو گوش فرا می دهند, تا وقتی که از نزدت بیرون رفتند, به کسانی که به آنان علم عطا کرده شده, (از روی استهزاء) می گویند: «الآن (محمد) چه گفت؟!» آنها کسانی هستند که خداوند بر دلهایشان مهر نهاده, واز هواهای (نفسانی) خود پیروی کرده اند

﴿17﴾ وکسانی که هدایت یافته اند (خداوند) بر هدایتشان افزود, وبه آنان پر هیزگاری عطا فرمود

﴿18﴾ پس آیا آنها (= کافران) جز این انتظار دارند که قیامت ناگهان فرارسد؟ به راستی نشانه هایش آمده است( ), پس چون فرا رسد, پند گرفتن (و ایمان) شان چه سودی خواهد داشت؟

﴿19﴾ پس (ای پیامبر) بدان که معبودی (به حق) جز "الله" نیست, وبرای گناه خود وبرای مردان وزنان مؤمن آمرزش طلب کن, وخداوند محل حرکت شما وقرار گاه شما را می داند

﴿20﴾ وکسانی که ایمان آورده اند می گویند: «چرا سوره ای نازل نشده؟! (که فرمان جهاد را بدهد؟)». پس چون سوره ای محکم (وروشن) نازل شود ودر آن (سخن از) جنگ ذکر شده باشد, کسانی که در دلهایشان بیماری است می بینی که همچون کسی که در سکرات مرگ (قرار گرفته و) بیهوش شده باشد به تو نگاه می کنند, پس برای آنان شایسته تر است

﴿21﴾ فرمانبر داری (نمودن) وسخن نیکو (گفتن), پس چون تصمیم قطعی (جهاد) گرفته شد, اگر با خدا صادق باشند برای آنها بهتر است

﴿22﴾ پس آیا اگر به حکومت رسیدید, جز این (امید) است که در زمین فساد کنید, وپیوند خویشاوندانتان را ببرید؟

﴿23﴾ اینان کسانی هستند که خداوند لعنتشان کرده است, پس (گوشهای) آنان را کر نموده وچشمهایشان را نابینا کرده است

﴿24﴾ آیا در قرآن تدبّر نمی کنند یا بر دلهایشان قفلهاست؟

﴿25﴾ بی گمان کسانی که بعد از روشن شدن (راه) هدایت برای آنها, به پشت سر خود باز گشتند (ومرتد شدند) شیطان (اعمال زشتشان را) برای آنها بیا راست, و(با آرزوهای دراز) فریبشان داد

﴿26﴾ این بدان سبب است که آنها (=منافقان) به کسانی (= یهودیان) که نسبت به آنچه خدا نازل کرده (از وحی) کراهت داشتند, گفتند: «ما در پاره ای از امور از شما پیروی می کنیم» وخداوند پنهانکاری آنها را می داند

﴿27﴾ پس (حال آنها) چگونه خواهد بود هنگامی که فرشتگان (مرگ) جانهایشان را می گیرند, بر چهره ها وپشتهایشان می زنند

﴿28﴾ این (کیفر) بدان سبب است که آنها از آنچه خدا را به خشم می آورد پیروی کردند, و خشنودیش را کراهت داشتند, پس (خداوند) اعمالشان را نابود کرد

﴿29﴾ آیا کسانی که در دلهایشان بیماری (نفاق) است گمان کردند که خداوند کینه هایشان را آشکار نخواهد کرد؟

﴿30﴾ واگر ما بخواهیم آنها را به تو (ای پیامبر) نشان می دهیم, آنگاه آنان را با سیما (وقیافه) هایشان بشناسی, ومسلماً تو آنان را در طرز سخن گفتنشان می شناسی, وخداوند اعمال شما را می داند

﴿31﴾ و(همۀ) شما را قطعاً آزمایش می کنیم تا مجاهدان از شما و صابران را معلوم کنیم, و(اخبار و) احوال شما را بیازماییم

﴿32﴾ بی گمان کسانی که کافر شدند و(دیگران را) از راه خدا باز داشتند و بعد از آشکار شدن (راه) هدایت برای آنها با پیامبر مخالفت ورزیدند, هرگز زیانی به خداوند نمی رسانند, و(خداوند) به زودی اعمالشان را تباه خواهد کرد

﴿33﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را اطاعت کنید, ورسول (خدا) را اطاعت کنید, واعمالتان را باطل نکنید

﴿34﴾ بی گمان کسانی که کافر شدند و(دیگران را) از راه خدا باز داشتند سپس در حال کفر مردند, پس خداوند هرگز آنها را نخواهد آمرزید

﴿35﴾ پس (ای مؤمنان) هرگز (هنگام جهاد) سست نشوید, و(دشمنان را) به صلح وآشتی دعوت نکنید, در حالی که شما برتر هستید وخدا با شماست, و(چیزی از پاداش) اعمالتان را نخواهد کاست

﴿36﴾ جز این نیست که زندگی دنیا بازی وسرگرمی است, واگر ایمان بیاورید وپرهیزگاری کنید (خداوند) پاداشهایتان را به شما خواهد داد, و(تمام) اموالتان را از شما نمی طلبد

﴿37﴾ اگر (تمام) آن را از شما مطالبه کند, آنگاه اصرار نماید, بخل می ورزید, وکینه های شما را آشکار می سازد

﴿38﴾ آگاه باشید, شما همان کسانی هستید که برای انفاق در راه خدا فرا خوانده می شوید, پس بعضی از شما بخل می ورزند, وهرکس بخل ورزد, جز این نیست که بر خویشتن بخل ورزیده است, وخداوند بی نیازاست وشما (همه) فقیر (ونیازمند) ید, واگر روی بگردانید (خداوند) گروهی دیگر را بجای شما می آورد, آنگاه آنها مانند شما نخواهند بود

الفتح

Surah 48

﴿1﴾ به راستی ما برای تو (فتح و) پیروزی( ) آشکاری مقرر کرده ایم

﴿2﴾ تا خداوند گناه گذشته وآیندۀ تو را بیامرزد( ), ونعمتش را بر تو تمام کند, وبه راه راست هدایتت نماید

﴿3﴾ و خداوند به پیروزی شکست ناپذیری تو را یاری کند

﴿4﴾ او کسی است که در دلهای مؤمنان آرامش نازل کرد, تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند, وسپاهیان آسمانها وزمین از آن خداست, وخداوند دانای حکیم است

﴿5﴾ تا (سرانجام) مردان وزنان مؤمن را به باغهایی (از بهشت) وارد کند, که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است, جاودانه در آنجا خواهند بود, وگناهانشان را از آنها می زداید (ومی بخشد) واین نزد خدا کامیابی بزرگی است

﴿6﴾ و (نیز) مردان وزنان منافق ومردان وزنان مشرک را که به خدا گمان بد می برند, عذاب کند, حوادث نا گوار وبد بر آنان باد, وخداوند بر آنها خشم گرفته, وآنها را لعنت کرده, وجهنم را برای آنها آماده ساخته است, وچه بد جایگاهی است

﴿7﴾ وسپاهیان آسمانها وزمین از آن خداست, وخداوند پیروزمند حکیم است

﴿8﴾ (ای پیامبر) به راستی ما تو را گواه ومژده دهنده وبیم دهنده فرستادیم

﴿9﴾ تا (شما ای مردم) به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و(دین) اورا یاری کنید, و اورا بزرگ دارید, وبامداد وشامگاه اورا تسبیح گویید

﴿10﴾ بی گمان کسانی که با تو بیعت می کنند( ), جز این نیست که با خدا بیعت می کنند, دست خدا بالای دست آنهاست, پس هرکس که پیمان شکنی کند, تنها به زیان خودش پیمان شکسته است, وهرکس به آنچه که بر آن با خدا عهد بسته وفا کند, بزودی پاداش عظیمی به او خواهد داد

﴿11﴾ به زودی باز ماندگان از اعراب (بادیه نشین, عذر آورده و) به تو (ای پیامبر) می گویند: «(نگهداری) اموال وزن و فرزندانمان ما را به خود مشغول داشت, (ونتوانستیم در سفر حدیبیه همراه شما باشیم) پس برای ما طلب آمرزش کن» آنها با زبانهای خود چیزی می گویند که در دلهای آنها نیست, بگو: «چه کسی می تواند در برابر خدا از شما دفاع کند, اگر در حق شما زیانی بخواهد ویا در حق شما نفی بخواهد؟! بلکه خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است»

﴿12﴾ بلکه شما گمان بردید که پیامبر (خدا) ومؤمنان هرگز به سوی خانوادۀ خویش باز نخواهند گشت, و این (گمان) در دلهای شما زینت یافته بود, وگمان بد بردید, وقومی هلاک شده (ونابود) گشتید

﴿13﴾ وهرکس که به خدا وپیامبرش ایمان نیاورد, پس (بداند که) ما برای کافران آتش سوزان (جهنم) آماده کرده ایم

﴿14﴾ فرمانروایی آسمانها وزمین از آن خداست, هر که را بخواهد می آمرزد, وهر که را بخواهد عذاب می کند, و خداواند آمرزندۀ مهربان است

﴿15﴾ هنگامی که به سوی غنایم( ) (خیبر) حرکت نمودید تا آنها را برگیرید, بازماندگان (حدیبیه) خواهند گفت: «بگذارید ما (نیز) درپی شما بیاییم». آنها می خواهند کلام خدا را تغییر دهند, (ای پیامبر) بگو: «هرگز از پی ما نیایید, این چنین خداوند از پیش فرموده است». پس آنها خواهند گفت: «(نه) بلکه, شما به ما حسادت می ورزید». بلکه (حقیقیت این است که) جزاندکی در نمی یابند

﴿16﴾ (ای پیامبر) به باز ماندگان از اعراب (بادیه نیشن) بگو: «به زودی فراخوانده می شوید به سوی قومی سخت جنگجو (ونیرومند) که با آنها نبرد کنید, یا اسلام بیاورند, پس اگر اطاعت کنید, خداوند پاداش نیکی به شما می دهد, واگر سرپیچی کنید همان گونه که پیش از این سر پیچی کردید, شما را به عذابی دردناک عذاب می دهد»

﴿17﴾ بر نا بینا گناهی نیست, وبر لنگ (نیز) گناهی نیست, وبر بیمار (هم) گناهی نیست, (اگر اینها در جهاد شرکت نکنند). و هرکس از خدا و رسولش اطاعت نماید, او را در باغهایی (از بهشت) وارد می سازد که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است, وهر کس که سر پیچی کند به عذابی دردناک او را عذاب می کند

﴿18﴾ به راستی خداوند از مؤمنان ـ هنگامی که زیر درخت با تو بیعت کردند ـ خشنود شد( ), پس آنچه که در درون دلهایشان بود دانست, لذا آرامش را بر آنها نازل کرد و پیروزی (وفتحی) نزدیک را به آنها پاداش داد

﴿19﴾ و (همچنین) غنیمتهای فراوانی که آن را به دست می آوردند, وخداوند پیروزمند حکیم است

﴿20﴾ خداوند غنیمتهای فراوانی به شما وعده داده است که آنها را به دست می آورید, پس این (غنیمت خیبر) را برای شما زودتر فراهم ساخت, ودست (تعدّی) مردم (مخالف و دشمن) را از شما باز داشت, وتا (عبرت و) نشانه ای برای مؤمنان باشد, وشما را به راه راست هدایت کند

﴿21﴾ و (نیز غنیمتهای) دیگری که هنوز به آنها دست نیافته اید, به تحقیق خداوند به آن احاطه دارد, وخداوند بر همه چیز تواناست

﴿22﴾ واگر کسانی که کافر شدند, با شما می جنگیدند, یقیناَ پشت می کردند (واز میدان فرار می کردند) آنگاه یارو یاوری نمی یافتند

﴿23﴾ (این) سنت خداوند است, که پیش از این (نیز) گذشته است, وبرای سنت خدا هرگز دگرگونی نخواهی یافت

﴿24﴾ و او کسی است که دست آنها را از شما, ودست شما را از آنها در درون مکه بعد از آنکه شما را بر آنها پیروز گرداند, (باز داشت و) کوتاه کرد. وخداوند به آنچه انجام می دهید بیناست

﴿25﴾ آنها کسانی هستند که کافر شدند وشما را از مسجد الحرام بازداشتند, واز رسیدن قربانی به قربانگاهش (بازداشتند), واگر مردان وزنان مومن (مستضعف در مکه) نبودند, که شما آنها را نمی شناسید, (وبیم آن نبود) که آنها را پایمال (وهلاک) کنید, پس ندانسته (از کشتن) آنها به شما گناه (و ننگ ورنج) می رسید, (خداوند هرگز از این جنگ جلوگیری نمی کرد) تا خداوند هرکس را بخواهد در رحمت خود وارد کند, اگر (مؤمنان وکافران در مکه) از یکدیگر جدا بودند, مسلماً کافرانشان را به عذابی دردناک عذاب می کردیم

﴿26﴾ آنگاه که کسانی که کافر شدند در دلهای خود حمیت (= تعصب ونخوت) ـ همان حمیت جاهلیت ـ نهادند( ), پس خداوند آرامش خود را بر رسولش وبر مؤمنان نازل فرمود, وآنها را به کلمۀ تقوا ملزم ساخت, وآنها از هر کس سزاوار تر واهل آن بودند, وخداوند به همه چیز داناست

﴿27﴾ به راستی خداوند رؤیای رسولش را به حق تحقق بخشید, قطعاً اگر خدا بخواهد همه شما در نهایت امنیت (و) در حالی که سرهای خود را تراشیده و(یا) کوتاه کرده اید, و از هیچ کس ترس ندارید وارد مسجد الحرام خواهید شد, پس (خداوند) چیزهایی را می دانست که شما نمی دانستید, و پیش از آن, فتح (وپیروزی) نزدیکی (برای شما) مقرر نمود

﴿28﴾ او کسی است که رسولش را به هدایت و دین حق فرستاد, تا آن را بر همۀ ادیان پیروز گرداند وکافی است که خداوند گواه باشد

﴿29﴾ محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) رسول خداست, وکسانی که با او هستند, بر کافران سخت گیر (وشدید) و در میان خود مهربانند, آنها را در حال رکوع وسجده می بینی که از خداوند فضل و خشنودی می طلبند, نشانۀ (درستکاری) آنها در چهره هایشان از اثر سجده (نمایان) است. این توصیف آنها در تورات است, وتوصیف آنها در انجیل همانند زراعتی که جوانه بزند, سپس آن را تقویت کرد, تا محکم گردیده, وبر پای خودایستاده است, وکشاورزان را به شگفتی وا می دارد, تا از (دیدن) آنها کافران را به خشم آورد, خداوند به کسانی از آنها که ایمان آوردند وکارهای شایسته انجام دادند وعدۀ آمرزش و پاداش عظیمی داده است

الحجرات

Surah 49

﴿1﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! فرا روی خدا و رسولش پیش دستی نکنید, واز خدا بترسید, بی گمان خداوند شنوای داناست

﴿2﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! صدایتان را فراتر از صدای پیامبر نکنید, وبا او با آو از بلند سخن نگویید, همان گونه که با یکدیگر بلند سخن می گویید, که مبادا در حالی که نمی دانید اعمال شما نا بود گردد

﴿3﴾ بی گمان کسانی که صدای خود را نزد رسول خدا پایین می آورند, آنها کسانی هستند که خدا دلهایشان را برای تقوا آزموده (و خالص گردانیده) است, برای آنها آمرزش و پاداش عظیمی است

﴿4﴾ بی گمان کسانی که از پشت حجره ها صدایت می زنند, بیشترشان بی خردانند

﴿5﴾ واگر آنها صبر می کردند تا که (خود) به سوی آنان بیرون آیی برای آنها بهتر بود, وخداوند آمرزندۀ مهربان است

﴿6﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر (شخص) فاسقی خبری برای شما آورد, پس (در بارۀ آن) بررسی (وتحقیق) کنید, تا آنکه (مبادا) به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید, آنگاه بر آنچه انجام داده اید پشیمان شوید

﴿7﴾ وبدانید همانا رسول خدا در میان شماست, اگر در بسیاری از کارها از شما اطاعت کند, یقیناً به مشقّت خواهید افتاد, ولیکن خداوند ایمان را محبوب شما ساخت وآن را در دلهایتان زینت بخشید, وکفر وفسق ونافرمانی را برایتان (منفور و) ناپسند گرداند, اینانند که هدایت یافتگانند

﴿8﴾ واین (خیر) فضل ونعمتی از سوی خداست, وخداوند دانای حکیم است

﴿9﴾ واگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ بر خاستند, میانشان آشتی بر قرار کنید, پس اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کرد, با گروه متجاوز بجنگید تا به فرمان خدا باز گردد, پس اگر بازگشت, میان آنها به عدالت صلح بر قرار کنید, وعدالت پیشه کنید, بی گمان خداوند عادلان را دوست می دارد

﴿10﴾ یقیناً مؤمنان برادرند, پس میان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنید, واز خدا بترسید, باشد که شما مشمول رحمت شوید

﴿11﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! گروهی (از مردان) گروه دیگر را مسخره نکند, شاید آنان (= مسخره شدگان) از اینها بهتر باشند, ونه زنانی, زنان دیگر را, شاید آنان (= مسخره شدگان) از اینها بهتر باشند, واز یکدیگر عیبجوئی نکنید, ویکدیگر را با القاب زشت نخوانید, که پس از ایمان (آوردن) نام فسق بسیار (زشت و) بد است و هر که توبه نکرد, پس آنانند که ستمکارند

﴿12﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمان (های بد) بپرهیزید, بی شک بعضی از گمان (ها) گناه است, و(در امور دیگران) تجسس (وکنجکاوی) نکنید, وبعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکند, آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادرش را در حالی که مرده است, بخورد؟! پس (البته) آن را ناپسند دارید( ), واز خدا بترسید, بی گمان خداوند توبه پذیر مهربان است

﴿13﴾ ای مردم! بی شک ما شما را از یک مرد وزن آفریدیم, وشما را تیره ها وقبیله ها قرار دادیم, تا یکدیگر را بشناسید, همانا گرامی ترین شما نزد خدا پر هیز گارترین شماست( ), بی گمان خداوند دانای آگاه است

﴿14﴾ اعراب (بادیه نشین) گفتند: «ایمان آورده ایم» (ای پیامبر!) بگو: «شما ایمان نیاورده اید, لیکن بگوئید: اسلام آورده ایم, وهنوز ایمان در دلهایتان وارد نشده است. واگر خدا وپیامبرش را اطاعت کنید چیزی از (پاداش) اعمالتان کاسته نمی شود, همانا خداوند آمرزندۀ مهربان است»

﴿15﴾ مؤمنان (حقیقی) تنها کسانی اند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده اند, سپس (در این باره) شک (وتردید) نکرده اند, وبا اموال خود وجان های خود در راه خدا جهاد کرده اند, اینانند که راستگویانند

﴿16﴾ (ای پیامبر!) بگو: «آیا خدا را به دین خود با خبر می سازید؟! در حالی که خداوند آنچه در آسمانها وآنچه در زمین است می داند, وخداوند به همه چیز آگاه است»

﴿17﴾ آنها بر تو (ای پیامبر) منتّ می گذارند که اسلام آورده اند, بگو: «اسلام آوردنتان را بر من منّت نگذارید, بلکه اگر را ستگویید خداوند بر شما منّت می نهد که شما را به (سوی) ایمان هدایت کرده است»

﴿18﴾ همانا خداوند غیب آسمانها وزمین را می داند, وخداوند به آنچه انجام می دهید بیناست

ق

Surah 50

﴿1﴾ ق, سوگند به قرآن مجید (که تو پیامبر خدایی)

﴿2﴾ بلکه آنها تعجب کردند که هشدار دهنده ای از (میان) خودشان به سوی آنان آمده, پس کافران گفتند: «این چیزی عجیب است

﴿3﴾ آیا هنگامی که مردیم وخاک شدیم, (دوباره برا نگیخته خواهیم شد؟!) این باز گشتی بعید است»

﴿4﴾ به راستی ما می دانیم آنچه را زمین از آنها می کاهد, وکتابی که همه چیز درآن نگهداری شده, نزد ماست

﴿5﴾ بلکه آنها حق را هنگامی که به سراغشان آمد تکذیب کردند, پس آنان در کاری سر گردان (وپریشان) هستند

﴿6﴾ آیا آنها به آسمان بالای سرشان نمی نگرند که چگونه آن را بنا کرده ایم وآراسته ایم, وهیچ شکافی در آن نیست؟

﴿7﴾ وزمین را گستردیم ودر آن کوههای بلند (واستوار) افکندیم, واز هر نوع (گیاه) خوش منظر در آن رویاندیم

﴿8﴾ (تا همۀ اینها) بینش وپندی برای هر بندۀ توبه کاری باشد

﴿9﴾ واز آسمان آبی پر برکت نازل کردیم, پس با آن باغها ودانه (های) درو شدنی رویاندیم

﴿10﴾ ونخلهای بلند (قامت) که خوشه های برهم چیده دارند

﴿11﴾ (همه ی اینها) برای روزی بندگان (رویا نیدیم) وبا آن (باران) سرزمین مرده را زنده کردیم, بر آمدن (از گور وزنده شدن نیز) چنین است

﴿12﴾ پیش از آنها قوم نوح واصحاب رسّ (= چاه, که در یمامه بودند). و(قوم) ثمود (پیامبرانشان را) تکذیب کردند

﴿13﴾ و (همچنین قوم) عاد و فرعون وقوم لوط

﴿14﴾ و اصحاب "ایکه" (= قوم شعیب) وقوم "تبّع" (حمیری, که در یمن بودند) هر یک (از آنها) رسولان (الهی) را تکذیب کردند, پس وعدۀ عذاب (وبیم) من (بر آنها) تحقّق یافت

﴿15﴾ آیا ما از آفرینش نخستین عاجز ماندیم؟! (خیر) بلکه آنها (با این همه دلایل) از آفرینش جدید در تردید (وشک) اند

﴿16﴾ به راستی ما انسان را آفریده ایم وچیزی را که نفسش به او وسوسه می کند می دانیم, وما از (شاه) رگ گردن به او نزدیکتریم

﴿17﴾ هنگامی که دو (فرشته ی) فراگیرنده بر جانب راست وچپ نشسته اند, (واعمالش را) فرا می گیرند

﴿18﴾ هیچ سخنی را بر زبان نمی آورد, مگر اینکه نزدش مراقبی حاضر (وآماده نوشتن) است

﴿19﴾ وسکرات (وسختی) مرگ به راستی فرا رسید, (وبه او گفته می شود: ای انسان,) این همان چیزی است که تو از آن می گریختی

﴿20﴾ ودر "صور" دمیده شود, آن روز, (روز تحقق) وعدۀ (عذاب) است

﴿21﴾ وهرکسی (به عرصۀ محشر) می آید در حالی که همراه او سوق دهنده وگواهی است

﴿22﴾ به او گفته می شود(: به راستی تو از این (صحنه) غافل بودی, پس ما پرده را از (چشم) تو برداشتیم, لذا امروز چشمانت تیز بین است

﴿23﴾ و (فرشته) همنشین او می گوید: «این (اعمال اوست) آنچه که نزد من آماده (وحاضر) است»

﴿24﴾ (خداوند به فرشتگان مراقب فرمان می دهد) «هر نا سپاس سرکشی را در جهنم افکنید

﴿25﴾ (همان) باز دارندۀ خیر, تجاوز گر شکّاک را

﴿26﴾ (همان) کسی که با خدا معبود دیگری قرار داده است, پس او را در عذاب سخت بیفکنید»

﴿27﴾ همنشین او (از شیاطین) گوید: «پروردگارا! (من) اورا به طغیان (وگمراهی) وادار نکردم, لیکن (او خود) در گمراهی دور و درازی بود»

﴿28﴾ (خداوند) می فرماید: «نزد من (مجادله و) مخاصمه نکنید, ومسلماً من (پیش از این) برای شما هشدار فرستاده بودم

﴿29﴾ (آن) سخن نزد من تغییر داده نمى شود, ومن هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد»

﴿30﴾ (وبه یاد آور) روزی که به جهنم می گوییم: «آیا پرشده ای؟!» و(او) می گوید: «آیا هیچ افزون براین (هم) هست؟!»

﴿31﴾ (در آن روز) بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک آورند (تا آنها از آن) دور نباشند

﴿32﴾ (به آنها گفته می شود:) این چیزی است که به شما وعده داده می شود, برای هر رجوع کنندۀ (به سوی خدا و) نگهدارنده (پیمان واحکام الهی) است

﴿33﴾ کسی که در نهان از (خداوند) رحمان بترسد, وبا قلبی توبه کار (در محضر او) آمده باشد

﴿34﴾ (به آنها گفته می شود:) «به سلامت وارد آن (بهشت) شوید, (که) این روز جاودانگی است»

﴿35﴾ هر چه بخواهند در آنجا برای آنها هست, ودر نزد ما افزون (براین) است

﴿36﴾ وچه بسیار امتهایی را که پیش از آنها هلاک کردیم, که آنها از اینها قویتر بودند, پس در شهرها (سیر و) جستجو کردند, آیا هیچ راه فراری وجود دارد؟

﴿37﴾ بی گمان دراین (سخن) برای صاحب دلان یا آنان که با حضور (خاطر) گوش فرا دهند, پندی است

﴿38﴾ وبه راستی ما آسمانها وزمین وآنچه در میان آن دوست در شش روز آفریدیم, وهیچ (گونه) خستگی (و رنجی) به ما نرسید

﴿39﴾ پس بر آنچه آنها می گویند شکیبا باش, وپیش از طلوع خورشید و پیش از غروب (آن) به ستایش پروردگارت تسبیح گوی

﴿40﴾ و (نیز) پاره ای از شب وبعد از سجده ها اورا تسبیح گوی

﴿41﴾ و (ای پیامبر) گوش فرا ده, روزی که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد

﴿42﴾ روزی که همگان صیحه (= بانگ سهمناک رستاخیز) را بحق می شنوند, آن روز خروج (از گورها) است

﴿43﴾ همانا ماییم که زنده می کنیم ومی میرانیم, وبازگشت (همگان) به سوی ماست

﴿44﴾ روزی که زمین از (روی) آنها شکافته شود, (وآنها) شتابان (از گورها بیرون آیند), این گرد آوری برای ما آسان است

﴿45﴾ ما به آنچه (مشرکان) می گویند داناتریم, وتو (ای پیامبر) بر آنها زورگونیستی (که آنها را به ایمان آوردن اجبار کنی) پس کسی را که از عذاب (وهشدار) من می ترسد, به (وسیلۀ) قرآن پند (واندرز) بده

الذاریات

Surah 51

﴿1﴾ سوگند به بادهای که (خاک را) می پراکند

﴿2﴾ وسوگند به ابر های که بار سنگینی (از باران را) با خود حمل می کنند

﴿3﴾ وسوگند به کشتیهایی که به آسانی (بر روی دریاها) در حرکتند

﴿4﴾ وسوگند به فرشتگانی که کارها را تقسیم می کنند

﴿5﴾ بی گمان آنچه به شما وعده داده شد قطعاً راست است

﴿6﴾ ویقیناً (روز) جزا (ی اعمال) واقع شدنی است

﴿7﴾ قسم به آسمان که دارای راهها (وستارگان زیباست)

﴿8﴾ بی گمان شما (کفار) در گفتار مختلف وگوناگون هستید

﴿9﴾ کسی که (در علم الهی از خیر ونیکی) دورنگه داشته شده است از (ایمان آوردن به) آن ( = قرآن) دورنگه داشته می شود

﴿10﴾ مرگ (ولعنت) بر دروغگویان

﴿11﴾ کسانی که آنان در غفلت (وجهل) فرو رفته اند

﴿12﴾ پیوسته می پرسند: «روز جزا کی خواهد بود؟»

﴿13﴾ (همان) روزی که آنها بر آتش عذاب می شوند

﴿14﴾ (وبه آنها گفته می شود:) «عذاب خود را بچشید, این همان چیزی است که برای آن شتاب داشتید»

﴿15﴾ (در روز قیامت) مسلماً پرهیزگاران در باغها وچشمه سارها (ی بهشت) هستند

﴿16﴾ وآنچه پروردگارشان به آنها عطا فرموده, دریافت کرده اند, بی گمان آنها پیش از این (در دنیا) نیکوکار بودند

﴿17﴾ آنها بخش اندکی از شب را می خوابیدند (وبه نماز ونیایش مشغول بودند)

﴿18﴾ ودر سحر گاهان آمرزش طلب می کردند

﴿19﴾ ودر اموالشان برای سائل و(تنگدست) محروم (بهره و) حقی بود

﴿20﴾ ودر زمین (عبرت و) نشانه های برای اهل یقین است

﴿21﴾ و(نیز) در وجود خودتان, آیا نمی بینید؟

﴿22﴾ و رزق (وروزی) شما, وآنچه به شما وعده داده می شود در آسمان است

﴿23﴾ پس سوگند به پروردگار آسمان وزمین که آن (وعده ها) حق است, همان گونه که شما (با یکدیگر) سخن می گویید

﴿24﴾ (ای پیامبر) آیا خبر مهما نان گرامی ابراهیم به تو رسیده است؟

﴿25﴾ آنگاه که بر او وارد شدند وگفتند: «سلام» (ابراهیم در جواب) گفت: «سلام» (وبا خود گفت:) گروهی نا شناس هستید»

﴿26﴾ پس پنهانی به سوی همسرش رفت وگوسالۀ (بریان شده) فربهی (برای آنها) آورد

﴿27﴾ سپس آن را به آنان نزدیک کرد, وگفت: «آیا نمی خورید؟»

﴿28﴾ پس (چون دید دست به سوی غذا دراز نمی کنند) از آنها احساس ترس (ووحشت) کرد, (آنها) گفتند: «نترس (ما فرستادگان پروردگار توایم)» و اورا به (تولد) پسری دانا بشارت دادند

﴿29﴾ آنگاه همسرش (ساره) فریاد زنان پیش آمد وبه صورت خود زد وگفت: «(من) پیر زنی نازا هستم (چگونه فرزند می زایم؟!)( )»

﴿30﴾ (فرشتگان) گفتند: «پروردگارتو این چنین فرموده است, وبی گمان او حکیم داناست»

﴿31﴾ (ابراهیم) گفت: «پس ای فرستادگان (خدا) کار و مأموریت شما چیست؟!»

﴿32﴾ (فرشتگان) گفتند: «بی گمان ما بسوی قومی مجرم (وگناهکار)( ) فرستاده شده ایم

﴿33﴾ تا سنگهای از گل بر (سر) آنها فرود آوریم

﴿34﴾ (سنگهایی) که نزد پروردگارت برای اسرافکاران نشان گذاری شده است

﴿35﴾ پس کسانی از مؤمنان را که در آن (شهرهای قوم لوط) بودند (پیش از نزول عذاب) بیرون آوردیم

﴿36﴾ وجز یک خانه از مسلمانان در آن (شهرها) نیافتیم

﴿37﴾ ودر آن (شهرهای ویران شده) نشانه ای (روشن) برای کسانی که از عذاب دردناک می ترسند بر جای گذاشتیم

﴿38﴾ و(نیز) در (داستان) موسی (نشانه وعبرتی است) هنگامی که اورا با دلیلی آشکار به سوی فرعون فرستادیم

﴿39﴾ پس (فرعون) با قدرت (ولشکر) خویش روی گرداند, وگفت: «(این مرد) جادوگر یا دیوانه است»

﴿40﴾ آنگاه او ولشکریانش را گرفتیم وآنان را به دریا افکندیم در حالی که او سزاوار سرزنش بود

﴿41﴾ و (نیز) در (داستان قوم) عاد (نشانه ای است) هنگامی که تندبادی بی خیر وبرکت بر آنان فرستادیم

﴿42﴾ (تندبادی) که بر هیچ چیز نمی گذشت مگر اینکه آن را مانند استخوان پوسیده می گرداند

﴿43﴾ و (همچنین) در (داستان قوم) ثمود (نشانه ای است) هنگامی که به آنها گفته شد: «مدتی کوتاه (از زندگی) بهره مند شوید (که تنها سه روز فرصت دارید)»

﴿44﴾ آنگاه آنها از فرمان پروردگارشان سر پیچی کردند, پس صاعقه آنها را در بر گرفت در حالی كه آنان (به عقوبت خود) نگاه می کردند

﴿45﴾ (چنان بر زمین افتادند) که توان بر خاستن نداشتند, ونتوانستند (برای خود) انتقام بگیرند

﴿46﴾ و قوم نوح را پیش از این (هلاک نمودیم), زیرا آنها قومی بدکار (وفاسق) بودند

﴿47﴾ و (ما) آسمان را با قوت (و قدرت عظیم) بنا کردیم وبی گمان (بر وسعت پهناوری آن) تواناییم

﴿48﴾ وزمین را گستردیم پس چه نیک گستراننده ای هستیم

﴿49﴾ واز هر چیز جفت آفریدیم, شاید شما پند گیرید

﴿50﴾ (ای پیامبر! بگو:) «پس به سوی خدا بگریزید, بی گمان من از جانب او برای شما هشدار دهنده ای آشکار هستم

﴿51﴾ و معبود دیگری با خدا قرار ندهید, به راستی من از جانب او برای شما هشدار دهنده ای آشکار هستم»

﴿52﴾ همچنین بر پیشينیان آنها هیچ پیامبری نیامد, مگر اینکه گفتند: «(او) جادوگر یا دیوانه است»

﴿53﴾ آیا آنها یکدیگر را به آن سفارش کرده بودند؟ بلکه آنها مردمی طغیانگر هستند

﴿54﴾ پس (ای پیامبر) از آنها روی بگردان, که هرگز تو سزاوار ملامت نیستی

﴿55﴾ و(پیوسته) پند (وتذکر) بده, زیرا که بی گمان (پند و) تذکر مؤمنان را سود می بخشد

﴿56﴾ و من جن وانس را نیافریده ام مگر برای اینکه مرا عبادت کنند

﴿57﴾ هرگز از آنها روزی ای نمی خواهم, ونمی خواهم که مرا اطعام دهند

﴿58﴾ بی گمان خداوند است که روزی دهنده است, (و او) قدرتمند استوار است

﴿59﴾ پس بی شک برای کسانی که ستم کردند بهره ای (از عذاب) است همانند بهره ی یارانشان (از ستمگران پیشین), پس نباید شتاب بکنند

﴿60﴾ پس وای بر کسانی که کافر شدند, از روزشان (= روز قیامت) که وعده داده می شوند

الطور

Surah 52

﴿1﴾ سوگند به (کوه) طور

﴿2﴾ و(سوگند) به کتاب نوشته شده

﴿3﴾ در صحیفه ای گشوده

﴿4﴾ و(سوگند) به «بیت المعمور»

﴿5﴾ وبه سقف برا فراشته شده

﴿6﴾ و در یای مملو

﴿7﴾ بی گمان عذاب پروردگارت واقع شدنی است

﴿8﴾ آن را هیچ دفع کننده ای نیست

﴿9﴾ روزی که آسمان بشدت بلرزد, (وبه حرکت درآید)

﴿10﴾ وکوهها (از جاکنده) به تندی روان گردد

﴿11﴾ پس در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب کنندگان

﴿12﴾ کسانی که در سخنان (وکارهای) باطل به بازی مشغولند

﴿13﴾ روزی که آنها را به زور به سوی آتش (جهنم) می رانند

﴿14﴾ (خازنان جهنم به آنها می گویند:) «این (همان) آتشی است که شما آن را تکذیب می کردید

﴿15﴾ آیا این (آتش وعذاب) جادواست یا شما نمی بینید؟

﴿16﴾ به آن در آیید (وبسوزید) پس صبر کنید یا نکنید, برای شما یکسان است, تنها (به کیفر) آنچه انجام می دادید جزا داده می شوید!»

﴿17﴾ بی گمان پرهیزگاران در باغها (ی بهشت) ونعمتها (ی فراوان) هستند

﴿18﴾ واز آنچه پروردگارشان به آنها داده مسرورند, وپروردگارشان آنها را از عذاب جهنم محفوظ داشته است

﴿19﴾ (به آنها گفته می شود:) «بخورید وبیاشامید, گورارایتان باد, به (خاطر) آنچه که (در دنیا) انجام می دادید»

﴿20﴾ (در حالی که آنها) بر تختهایی که کنارهم نهاده شده تکیه می زنند, وحوریان گشاده چشم (بهشتی) را به همسری آنها در می آوریم

﴿21﴾ و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان (نیز) در ایمان از آنان پیروی کردند, فرزندانشان را (در بهشت) به آنها ملحق می کنیم, واز عمل آنها چیزی نمی کاهیم, وهرکس درگرو دستاوردِ (و اعمال) خویش است

﴿22﴾ وپیوسته ازهر میوه وگوشتی که بخواهند در اختیارشان می گذاریم

﴿23﴾ در آنجا از یکدیگر جام (شراب طهور) می گیرند که نه بیهوده گویی در آن است ونه گناهی

﴿24﴾ و همواره پسرانی همچون مرواید درون صدف برای (خدمت) آنان بر گردشان می چرخند

﴿25﴾ و(بهشتیان) رو به یکدیگر می کنند واز (حال گذشته) یکدیگر سؤال می نمایند

﴿26﴾ می گویند: «ما پیش از این در میان خانوادۀ خود (از عذاب الهی) ترسان بودیم

﴿27﴾ پس خداوند بر ما منتّ نهاد وما را از عذاب گرم وکشنده (جهنم) حفظ کرد

﴿28﴾ همانا ما پیش از این اورا می خواندیم, بی گمان او نیکوکار مهربان است

﴿29﴾ پس (ای پیامبر) پند (وتذکّر) ده, که تو به فضل ونعمت پروردگارت کاهن و دیوانه نیستی

﴿30﴾ آیا می گویند: «او شاعری است که درباره ی او منتظر حوادث روزگاریم, (و مرگش را انتظار می کشیم)»

﴿31﴾ بگو: «انتظار بکشید, که من (نیز) با شما انتظار می کشم»

﴿32﴾ آیا عقلهایشان آنها را به این (خیالات باطل) دستور می دهد, یا آنها گروهی طغیانگرند؟

﴿33﴾ آیا می گویند: «(محمد) آن (= قرآن) را بافته (وبه خدا نسبت داده) است؟» (خیر, چنین نیست) بلکه ایمان نمی آورند

﴿34﴾ پس اگر راست گویند باید سخنی مانند آن بیاورند

﴿35﴾ آیا آنها از هیچ (و بدون آفریننده), آفریده شده اند, یا خود خالق (خویش) اند

﴿36﴾ آیا آنها آسمانها وزمین را آفریده اند؟! (خیر) بلکه آنها یقین نمی کنند

﴿37﴾ آیا خزائن پروردگارت نزد آنهاست؟! یا آنها (بر همه چیز) تسلط دارند؟

﴿38﴾ آیا نردبانی دارند (که از آن به آسمانها بالا می روند و) از آن (اسرار وحی را) می شنوند؟ پس باید شنونده شان (براین ادعا) دلیل روشنی بیاورد

﴿39﴾ آیا برای او (= خداوند) دختران است وبرای شما پسران؟

﴿40﴾ (ای پیامبر) آیا از آنها پاداشی درخواست می کنی, که (آنها از ادای آن در رنجند و) برایشان (گران و) سنگین است؟

﴿41﴾ آیا (اسرار) غیب نزد آنهاست, پس آنان (از آن) می نویسند؟

﴿42﴾ آیا نیرنگ (ونقشۀ پلیدی برای تو) می خواهند (بکشند)؟!, پس کسانی که کافر شدند خودشان گرفتار نیرنگ اند

﴿43﴾ آیا آنها معبودی غیر الله دارند؟! پاک ومنزه است خداوند, از آنچه شریک او قرار می دهند

﴿44﴾ واگر (مشرکان) پاره ای از آسمان (برای عذابشان) افتاده ببینند, می گویند: «(این) ابری متراکم است»

﴿45﴾ پس (ای پیامبر) آنها را واگذار, تا آن روزشان (= روز قیامت) را که در آن بی هوش می شوند ملاقات کنند

﴿46﴾ روزی که نیرنگ (وحیلۀ) شان سودی به حالشان ندارد, ونه آنها یاری می شوند

﴿47﴾ وبی گمان برای کسانی که ستم کردند, عذابی غیر از آن (نیز در همین دنیا) است, ولی بیشترشان نمی دانند

﴿48﴾ (ای پیامبر) برای حکم پروردگارت شکیبا باش, زیرا تو زیر نظر (ودر حفاظت) ماهستی, وهنگامی که بر می خیزی به ستایش پروردگارت تسبیح گوی

﴿49﴾ و(همچنین) بخشی از شب اورا تسبیح گوی و(نیز) هنگام ناپدید شدن ستارگان

النجم

Surah 53

﴿1﴾ سوگند به ستاره چون فرود افتد

﴿2﴾ (که) یار شما (= محمد) گمراه نشده و راه را گم نکرده است

﴿3﴾ واز روی هوای نفس سخن نمی گوید

﴿4﴾ این نیست جز آنچه به او وحی می شود (وبجز وحی چیزی نمی گوید)

﴿5﴾ (فرشتۀ) بس نیرومند (= جبرئیل) او را تعلیم داده است

﴿6﴾ (همان فرشتۀ) نیرومندی که آنگاه راست ودرست (به شکل حقیقی فرا رویش) ایستاد

﴿7﴾ در حالی که او در افق اعلی (آسمان) بود

﴿8﴾ سپس (جبرئیل) نزدیک شد, آنگاه فرو آمد (ونزدیکترشد)

﴿9﴾ پس (فاصلۀ او با پیامبر) به قدر دو کمان یا کمتر بود

﴿10﴾ آنگاه (خداوند) آنچه را باید وحی می کرد, به بنده اش وحی نمود

﴿11﴾ قلب (پیامبر) آنچه را دید, دروغ نگفت

﴿12﴾ آیا با او در بارۀ آنچه می بیند مجادله می کنید؟

﴿13﴾ وبه راستی بار دیگر (نیز) اورا دید

﴿14﴾ نزد «سدرة المنتهی»

﴿15﴾ که «جنة المأوی» نزد آن (درخت) است

﴿16﴾ چون (درخت) سدرة را چیزی (= نوری) پوشاند

﴿17﴾ چشم (پیامبر) خطا نکرد و(از حد) در نگذشت

﴿18﴾ به راستی (او) پاره ای از نشانه های بزرگ پروردگارش را دید

﴿19﴾ آیا «لات» و«عزّی» را دیده اید؟

﴿20﴾ و«منات» (بت) سومی بی ارزش را؟

﴿21﴾ آیا شما را پسر باشد و اورا دختر؟

﴿22﴾ در این صورت, این تقسیمی غیر عادلانه است

﴿23﴾ اینها چیزی جز نامهایی نیست که شما و پدارنتان بر آنها گذاشته اید وخداوند دلیلی بر (صدق مدعی شما) نازل نکرده است. آنها جز از گمان (های بد وبی اساس) و هوای نفس پیروی نمی کنند, در حالی که هدایت از (سوی) پروردگارشان برای آنها آمده است

﴿24﴾ آیا انسان هر چه آرزو کند برایش میسّر است؟

﴿25﴾ پس آخرت ودنیا از آنِ خداست

﴿26﴾ وچه بسیار فرشتگانی که در آسمانها هستند که شفاعت آنها هیچ سودی نمی بخشد, مگر پس از آنکه خداوند برای هرکس که بخواهد اجازه دهد وراضی باشد

﴿27﴾ بی گمان کسانی که به آخرت ایمان ندارند, فرشتگان را به نام دختران نا مگذاری می کنند

﴿28﴾ وآنها به آن هیچ دانشی ندارند, جزاز گمان (بی اساس) پیروی نمی کنند, ویقیناً گمان (انسان را) از (شناخت) حق بی نیاز نمی کند

﴿29﴾ پس (ای پیامبر) از کسی که از ذکر ما روی می گرداند, وجز زندگی (مادی) دنیا را نخواهد, اعراض کن

﴿30﴾ این آخرین حد دانش آنهاست, بی گمان پروردگار تو به کسانی که از راه او گمراه شده اند داناتر است, و او (نیز) به کسانی که هدایت یافتند داناتر است

﴿31﴾ وآنچه در آسمانها وآنچه در زمین است از آنِ خداست تا کسانی را که (کار) بد کردند به (سبب) آنچه کرده اند کیفر دهد, وکسانی را که نیکوکاری کردند با (بهشت) نیکو پاداش دهد

﴿32﴾ (همان) کسانی که از گناهان کبیره( ) واعمال زشت ـ جز گناهان صغیره ـ دوری می کنند بی گمان پروردگارتو گسترده آمرزش است, و او نسبت به شما داناتر است, هنگامی که شما را از زمین پدید آورد, وهنگامی که شما در شکم ما درانتان بصورت جنینهایی بودید, پس خودتان را نستائید (وپاک نشمارید) او به کسانی که پرهیز کاری نمودند داناتر است

﴿33﴾ آیا دیده ای کسی را که (از حق) روی گرداند؟

﴿34﴾ واندکی (مال) بخشید و(سپس سنگدل شد و) خود داری کرد

﴿35﴾ آیا نزد او علم غیب است پس او (همه چیز را) می بیند؟

﴿36﴾ یا از آنچه در صحیفه های موسی بوده, آگاه نشده است؟

﴿37﴾ و (نیز آنچه در صحیفه های) ابراهیم, همان کسی که وفا دار بود؟

﴿38﴾ که هیچ کس بارگناه دیگری را بر دوش نمی کشد

﴿39﴾ و اینکه برای انسان (بهره ای) جز آنچه سعی کرده, نیست

﴿40﴾ و اینکه به زودی (حاصل) تلاش وسعی او دیده خواهد شد

﴿41﴾ سپس او به پاداشی تمام (وکافی) پاداش داده خواهد شد

﴿42﴾ ویقیناً بازگشت (همۀ امور) به سوی پروردگار توست

﴿43﴾ واینکه او خنداند وگریاند

﴿44﴾ واینکه او میراند وزنده کرد

﴿45﴾ واینکه او دو جفت نروماده آفرید

﴿46﴾ از نطفه ای چون (در رحم) ریخته شود

﴿47﴾ واینکه پدید آوردن باردیگر بر (عهدۀ) او (= خداوند) است

﴿48﴾ واینکه او ست که بی نیاز کرد و سرمایه بخشید

﴿49﴾ و اینکه او ست که پروردگار (ستاره) «شعری»( ) است

﴿50﴾ واینکه او ست که «عاد نخستین» را هلاک کرد

﴿51﴾ و(نیز) «ثمود» را (هلاک کرد) پس (کسی را) باقی نگذاشت

﴿52﴾ و(همچنین) قوم نوح را پیش از آن (هلاک نمود). بی گمان آنها از همه ظالم تر و سرکش تر بودند

﴿53﴾ و(شهرهای) موتفکه (= قوم لوط) را زیر و رو (ونابود) کرد

﴿54﴾ پس آنها را با آنچه سزاوار بودند از عذاب سنگین ودردناک پو شانید

﴿55﴾ پس (ای انسان نا سپاس) به کدامیک از نعمتهای پروردگارت شک داری؟

﴿56﴾ این (پیامبر) هشدار دهنده ای از (قبیل) هشدار دهندگان پیشین است

﴿57﴾ قیامت نزدیک شده است

﴿58﴾ وهیچ کس جز خدا آشکارش نکند (ونتواند سختیهای آن را دفع کند)

﴿59﴾ آیا از این سخن تعجب می کنید؟

﴿60﴾ ومی خندید ونمی گریید؟

﴿61﴾ وشما همواره در غفلت (وهوس رانی) هستید

﴿62﴾ پس (همه) برای خدا سجده کنید, واورا بپرستید

القمر

Surah 54

﴿1﴾ قیامت نزدیک شد وماه بشکافت

﴿2﴾ واگر (کافران) معجزه ای ببینند, روی بگردانند وگویند: «(این) جادویی قوی است»

﴿3﴾ وآنها (آیات ونشانه های الهی را) تکذیب کردند و از هوی نفس خود پیروی کردند, وهرکاری قرار گاهی دارد

﴿4﴾ وبه راستی برای آنان به اندازه ی کافی خبر هایی (پندآمیزی) آمده است که (از گناهان وبدیها) باز می دارد

﴿5﴾ (این آیات) حکمت (ودانش) تمام (ورسا) است. پس (برای افراد جاهل ولجوج) هشدارها سودی نمی بخشد

﴿6﴾ بنابر این (ای پیامبر) از آنها روی بگردان, (تا آن) روزی که دعوت کننده ای (مردم را) به امر وحشتناکی دعوت کند

﴿7﴾ در حالی که چشمانشان فرو هشته باشد از قبرها بیرون آیند گویی که آنها ملخهایی پراکنده هستند

﴿8﴾ وبه سوی دعوت کننده می شتابند. کافران می گویند: «این روز سختی است»

﴿9﴾ پیش از آنها قوم نوح تکذیب کرده بودند, پس بنده ی ما (نوح) را تکذیب کردند وگفتند: «(او) دیوانه است» و(با او) درشتی کردند (وآزردند)

﴿10﴾ پس او پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «من مغلوب شده ام, پس یاریم فرما (واز آنها انتقام بگیر)»

﴿11﴾ آنگاه درهای آسمان را با آبی (فراوان و) فروریزنده گشودیم

﴿12﴾ واز زمین چشمه‌های جوشاندیم (وجاری نمودیم). پس این (دو) آب (آسمان وزمین) برای امری که مقدر شده بود باهم در آمیختند

﴿13﴾ و او (= نوح) را بر (مرکبی) ساخته شده از تخته ومیخ سوار کردیم

﴿14﴾ زیر نظر (وحفاظت) ما روان بود, کیفری بود برای کسانی که کافر شده بودند

﴿15﴾ وبه راستی ما این (ماجرا) را (به عنوان) نشانه ای بر جای گذاشتیم, پس آیا کسی هست که پند گیرد؟

﴿16﴾ پس (بنگرید) عذاب وهشدارهای من چگونه بود؟

﴿17﴾ ویقیناً ما قرآن را برای تذکر آسان نمودیم, پس آیا کسی هست که متذکر شود؟

﴿18﴾ (قوم) عاد (نیز) تکذیب کردند, پس (بنگرید) عذاب وهشدارهای من چگونه بود؟

﴿19﴾ ما تند باد (سرد (وحشتناکی) در روزی شوم طولانی بر آنها فرستادیم

﴿20﴾ که مردم را (از جا) بر می کند, گویی که آنها تنه های نخل ریشه کن شده اند

﴿21﴾ پس (بنگرید) عذاب وهشدارهای من چگونه بود؟

﴿22﴾ ویقیناً ما قرآن را برای تذکر آسان نمودیم, پس آیا کسی هست که متذکر شود؟

﴿23﴾ (قوم) ثمود (نیز) هشدار دهندگان را تکذیب کردند

﴿24﴾ وگفتند: «آیا از یک بشری از (جنس) خودمان پیروی کنیم؟! (اگر چنین کنیم) آنگاه ما در گمراهی ودیوانگی خواهیم بود

﴿25﴾ آیا از میان ما تنها بر او وحی نازل شده است؟ (خیر) بلکه او دروغگوی خود پسند است»

﴿26﴾ فردا خواهند دانست چه کسی دروغگوی خود پسنداست

﴿27﴾ بی گمان ما ماده شتر( ) را برای آزمایش آنها می فرستیم, پس (ای صالح) منتظر (پایان کار) شان باش وصبر پیشه کن

﴿28﴾ وبه آنها خبر ده که همانا آب (قریه) در میان آنها (وناقه) تقسیم شده است, هرکه در نوبت خود باید حاضر شود

﴿29﴾ پس آنها یار خود( ) را صدا زدند, آنگاه (آمد و) دست بکار شد و (شتر را) پی کرد

﴿30﴾ پس (بنگرید) عذاب وهشدارهای من چگونه بود؟

﴿31﴾ بی گمان ما یک صیحه (= بانگ مرگباری) بر آنها فرستادیم, پس (همگی) به صورت گیاه خشک خردشده ای در آمدند

﴿32﴾ و یقیناً ما قرآن را برای تذکر آسان نمودیم, پس آیا کسی هست که متذکر شود؟

﴿33﴾ قوم لوط هشدار دهندگان را تکذیب کردند

﴿34﴾ بی گمان ما شن باد تندی بر آنها فرستادیم (وهمگی هلاک کردیم) جز خاندان لوط که سحرگاهان نجاتشان دادیم

﴿35﴾ (این) نعمتی بود از سوی ما, این گونه کسی را که شکر کند پاداش می دهیم

﴿36﴾ و به راستی (لوط) آنها را از عقوبت (سخت) ما بیم داد, پس آنها با هشدارها مجادله (وستیز) کردند

﴿37﴾ و به راستی آنها از او (= لوط) خواستند که مهمانش را (برای کار زشت) در اختیارشان بگذارد, پس ما دیدگانشان را کور کردیم, (وگفتیم:) «پس (طعم) عذاب مرا و(طعم) هشدارهای مرا بچشید»

﴿38﴾ و یقیناً صبحگاهان عذابی پایدار آنها را فروگرفت (وهلاک کرد)

﴿39﴾ (وگفتیم:) «پس (طعم) عذاب مرا (وطعم) هشدارهای مرا بچشید»

﴿40﴾ و یقیناً ما قرآن را برای تذکر آسان نمودیم, پس آیا کسی هست که متذکر شود؟

﴿41﴾ وبه راستی هشدار دهندگان به سراغ خاندان فرعون آمدند

﴿42﴾ (آنها) همۀ آیات (ومعجزات) ما را تکذیب کردند, پس ما آنها را گرفتیم, گرفتن پیروزمندی توانا

﴿43﴾ (ای قریش) آیا کفار شما از آنها بهترند یا برای شما امان نامه ای در کتابها (ی آسمانی پیشین) است

﴿44﴾ یا می گویند: «ما جماعتی (نیرومند و) پیروزیم»

﴿45﴾ به زودی آن جمع (کفار قریش) شکست می خورد و پشت می کنند, (و پا به فرار می گذارند)

﴿46﴾ بلکه قیامت وعده گاه آنها ست, وقیامت سخت تر وتلخ تر است

﴿47﴾ بی گمان گناهکاران در گمراهی ودیوانگی هستند

﴿48﴾ روزی که بر چهره هایشان در آتش (جهنم) کشیده می شوند (وبه آنها گفته می شود:) «(طعم) آتش دوزخ را بچشید»

﴿49﴾ بی گمان ما همه چیز را به اندازه آفریدیم

﴿50﴾ وفرمان ما جزیک بار نیست, همچون یک چشم برهم زدنی است

﴿51﴾ وبه راستی ما (کسانی که) همانند شما (بودند), هلاک کردیم پس آیا کسی هست که متذکر شود (وپندگیرد)؟

﴿52﴾ و هر چیزی را که انجام داده اند در نامه ها (ی اعمالشان ثبت) است

﴿53﴾ وهر (کار) کوچک و بزرگ نوشته شده است

﴿54﴾ بی گمان پر هیزگاران در باغها و(کنار) نهرها (ی بهشتی) هستند

﴿55﴾ در (جایگاه و) مجلس صدق (وراستی) نزد فرمانروایی مقتدر

الرحمن

Surah 55

﴿1﴾ (خداوند) رحمن

﴿2﴾ قرآن را تعلیم داد

﴿3﴾ انسان را آفرید

﴿4﴾ به او (نطق و) سخن گفتن آموخت

﴿5﴾ خورشید وماه به حساب منظم (و دقیقی) در حرکتند

﴿6﴾ وگیاه( ) و درخت (برای او) سجده می کنند

﴿7﴾ و آسمان را برافراشت ومیزان را قرار داد

﴿8﴾ تا در میزان تجاوز نکنید

﴿9﴾ و وزن را بر اساس عدل بر پا دارید و میزان را کم نکنید

﴿10﴾ و زمین را برای مردمان قرار داد (وگسترانید)

﴿11﴾ که در آن میوه ها ونخلهای خوشه دار است

﴿12﴾ و (در آن) دانۀ برگ دار (که بصورت کاه در می آید) و ریحان (وگیاهان خوشبو) است

﴿13﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿14﴾ انسان را از گِل خشکیده ای چون سفال آفرید

﴿15﴾ و جن را از شعله ای از آتش خلق کرد

﴿16﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿17﴾ (او) پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است

﴿18﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿19﴾ دو دریا (ی مختلف شور وشیرین) را به جریان آورد در حالی که با یکدیگر بر خورد می کنند

﴿20﴾ میان آن دو حایلی است که یکی بر دیگری غلبه نمی کند. (و در هم نیا میزند)

﴿21﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿22﴾ از آن دو (دریا) مروارید ومرجان بیرون می آید

﴿23﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿24﴾ و برای اوست کشتیهایی همچون کوه که در دریا به حرکت در می آیند

﴿25﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿26﴾ هر چه بر روی آن (= زمین) است, فانی شود

﴿27﴾ و (تنها) روی پروردگار ذو الجلال وگرامی توست که باقی می ماند

﴿28﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿29﴾ (تمام) کسانی که در آسمانها وزمین هستند از او سؤال (ودرخواست نیاز) می کنند, و او هر روز در کاری است

﴿30﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿31﴾ ای دوگروه (انس وجن) بزودی به (حساب) شما می پردازیم

﴿32﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿33﴾ ای گروه جن وانس اگر می توانید از کناره ها (و مرزهای) آسمانها وزمین بگذرید, پس بگذرید, ولی جز با غلبه و نیرو (بی فوق العاده) نمی توانید بگذرید (که شما ندارید)

﴿34﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿35﴾ شعله هایی از آتش, ودود بر شما (جن وانس) فرستاده می شود پس نمی توانید از خودتان دفاع کنید

﴿36﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿37﴾ پس آنگاه که آسمان بشکافد, پس همچون چرم (و روغن مذاب) سرخ گون شود (در آن روز قیامت حوادث هولناکی رخ می دهد)

﴿38﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿39﴾ پس در آن روز (قیامت) هیچ جن وانسی از گناهش پرسیده نشود (چون با علامات چهره شان شناخته می شوند)

﴿40﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿41﴾ گناهکاران از چهره هایشان شناخته می شوند, پس (آنها را) با موی جلو سر وپاها (یشان) گرفته (وبه دوزخ افکنده) می شوند

﴿42﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿43﴾ این (همان) جهنمی است که گناهکاران آن را انکار می کردند

﴿44﴾ (امروز آنها) در میان آن و آب سوزان می گردند

﴿45﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿46﴾ وبرای کسی که از ایستادن در پیشگاه پروردگارش بترسد, دو باغ (بهشتی) است

﴿47﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿48﴾ (آن دو باغ) دارای (درختان و) شاخسارهای بسیار است

﴿49﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿50﴾ در آن دو (باغ) دو چشمه روان است

﴿51﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿52﴾ در آن دو (باغ) ازهر میوه ای دو نوع است

﴿53﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿54﴾ (بهشتیان) بر فرشهایی که آسترشان از دیبای ضخیم است, تکیه کرده اند, ومیوه ی (آن) دوباغ) (بهشتی) در دسترس است

﴿55﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿56﴾ در آن (کاخها و باغهای بهشتی) حوریانی دیده فروهشته هستند, که هیچ انس وجن پیش از اینها (= مؤمنان) با آنان تماس نگرفته است

﴿57﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿58﴾ گویی آنها (= حوریان) یاقوت ومرجانند

﴿59﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿60﴾ آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟

﴿61﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿62﴾ وغیر از آن دو (باغ) دو باغ (بهشتی) دیگر است

﴿63﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿64﴾ (آن دو باغ) سر سبز که (از شدت سبزی) به سیاهی متمایل است

﴿65﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿66﴾ در آن دو (باغ بهشتی) دو چشمۀ جوشان است

﴿67﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿68﴾ در آن دو (باغ) میوه ونخل وانار است

﴿69﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿70﴾ در آن (کاخها وباغهای بهشتی زنانی) نیک سیرت وصورت هستند

﴿71﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿72﴾ حورانی که در خیمه ها (ی بهشتی مستور) نگاه داشته شده اند

﴿73﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿74﴾ (دو شیزگانی که) هیچ انس وجن پیش از اینها (= مؤمنان) با آنان تماس نگرفته است

﴿75﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿76﴾ (در حالی که بهشتیان) بر بالشهای سبز وفرشهای نیکو تکیه زده اند

﴿77﴾ پس (ای گروه انس وجن) کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید؟

﴿78﴾ (ای پیامبر) نام پروردگار صاحب جلال وگرامی تو با برکت وفرخنده است

الواقعة

Surah 56

﴿1﴾ هنگامی که واقعه ی قیامت واقع شود

﴿2﴾ که در واقع شدنش هیچ دروغی نیست

﴿3﴾ (گروهی را) خوار کننده, (وگروهی را) برافرازنده است

﴿4﴾ هنگامی که زمین بشدّت بلرزد

﴿5﴾ وکوهها (درهم کوبیده و) متلاشی شود

﴿6﴾ پس چون غبار پراکنده گردد

﴿7﴾ وشما سه گروه (تقسیم) شوید

﴿8﴾ پس (گروه نخست سعاد تمندان) دست راست, (سعاد تمندان) دست راست چه حال دارند؟

﴿9﴾ و (گروه دیگر شقاوتمندان) دست چپ, (شقاوتمندان) دست چپ چه حال دارند؟

﴿10﴾ و (سومین گروه) پیشگامان پیشرو

﴿11﴾ آنها مقربان هستند

﴿12﴾ در با غهای پر نعمت (بهشت جای دارند)

﴿13﴾ گروهی از پیشینیان

﴿14﴾ واندکی از آیندگان هستند

﴿15﴾ بر تختهایی مرصّع

﴿16﴾ رو به روی هم بر آن تکیه زده اند

﴿17﴾ نو جوانانی جاودان پیوسته بر گردشان می چرخند

﴿18﴾ با قدحها وکوزه ها و جامهایی از شرابی که (در جویها) جاری است

﴿19﴾ (شرابی) که از آن نه سر درد گیرند ونه بیهوش شوند

﴿20﴾ و هر میوه ای که خود انتخاب کنند

﴿21﴾ و (نیز) گوشت پرنده (از هر نوعی) که میل داشته باشند

﴿22﴾ و(همسرانی از) حوریان سیه چشم (دارند)

﴿23﴾ همچون مروارید پنهان در صدف

﴿24﴾ (اینها) پاداشی است در برابر آنچه که انجام می دادند

﴿25﴾ در آن (باغها ی بهشتی) نه سخن لغو وبیهوده ای می شنوند ونه گفتار گناه آلود

﴿26﴾ تنها یک سخن (می شنوند) سلام است, سلام

﴿27﴾ واصحاب دست راست (سعادتمند) چه (وضع و) حالی دارند اصحاب دست راست (سعادتمند)؟؟

﴿28﴾ در (میان) درختان «سدر» (= کنار) بی خار

﴿29﴾ و درختان موز پربار تو برتو

﴿30﴾ وسایه ای گسترده

﴿31﴾ و(در کنار) آبی جاری (وروان)

﴿32﴾ ومیوه ای فراوان

﴿33﴾ نه پایان پذیرد ونه (کسی را از آن) باز دارند

﴿34﴾ وبسترهای برافراشته شده (وهمسرانی گرانقدر)

﴿35﴾ بی گمان ما آنها را به آفرینش نوینی آفریده ایم

﴿36﴾ وآنها را دو شیزه قرار داده ایم

﴿37﴾ شوهر دوستان هم سن وسال

﴿38﴾ (همه ی اینها) برای اصحاب دست راست (سعادتمند) است

﴿39﴾ که گروهی از پیشینیان

﴿40﴾ وعدّه ای از آیندگان هستند

﴿41﴾ واصحاب دست چپ (شقاوتمند) چه (وضع و) حالی دارند اصحاب دست چپ (شقاوتمند)؟

﴿42﴾ در (میان) باد سوزان وآب جوشان, قرار دارند

﴿43﴾ و(در) سایه ای از دود های متراکم وسیاه

﴿44﴾ نه خنک باشد ونه خوش

﴿45﴾ بی گمان آنها پیش از این (در دنیا) ناز پرورده (ومترف) بودند

﴿46﴾ و برگناه بزرگِ (شرک) اصرار می ورزیدند

﴿47﴾ ومی گفتند: «آیا هنگامی که مردیم وخاک واستخوان شدیم, آیا باز هم ما بر انگیخته می شویم؟

﴿48﴾ آیا پدران نخستین ما (نیز بر انگیخته می شوند)؟!»

﴿49﴾ (ای پیامبر) بگو: «بی گمان گذشتگان وآیندگان

﴿50﴾ (همگی) در موعد روزی معین گرد آورده می شوند»

﴿51﴾ سپس شما ای گمراهان تکذیب کننده

﴿52﴾ قطعاً از درخت زقوم خواهید خورد

﴿53﴾ پس شکمها (ی خود) را از آن پر می کنید

﴿54﴾ آنگاه بر آن از آب جوشان می نوشید

﴿55﴾ پس مانند شتران (مبتلا به بیماری عطش) از آن (آب جوشان) می نوشید

﴿56﴾ این پذیرایی آنها در روز قیامت است

﴿57﴾ ما شما را آفریدیم, پس چرا (دو باره زنده شدن را) تصدیق نمی کنید؟

﴿58﴾ آیا نطفه ای را که (در رحم همسرانتان) می ریزید, دیده اید؟

﴿59﴾ آیا شما او را می آفرینید یا ما آفریدگاریم؟

﴿60﴾ ما در میان شما مرگ را مقدر کردیم وما ناتوان (از آن) نیستیم

﴿61﴾ که همانند شما را جای گزین کنیم, وشما را به صورتی که آن را نمی دانید باز آفرینیم

﴿62﴾ ویقیناً شما آفرینش نخستین را دانسته اید, پس چرا متذکر نمی شوید؟

﴿63﴾ آیا چیزی را که می کارید, دیده اید؟

﴿64﴾ آیا شما آن را می رویانید, یا ما می رویانیم؟

﴿65﴾ اگر بخواهیم آن را به کاه درهم کوبیده مبدل می کنیم که تعجب کنید

﴿66﴾ (بگوئید:) براستی ما زیان کرده ایم

﴿67﴾ بلکه ما بکلی (از محصول) محروم شده ایم

﴿68﴾ آیا آبی را که می نوشید, دیده اید؟

﴿69﴾ آیا شما آن را از ابر نازل کرده اید یا ما نازل می کنیم؟

﴿70﴾ اگر بخواهیم آن را تلخ (وشور) قرار می دهیم, پس چرا شکر نمی کنید؟

﴿71﴾ آیا آتشی را که می افروزید, دیده اید؟

﴿72﴾ آیا شما درخت آن را آفریده اید یا ما آفریده ایم؟

﴿73﴾ ما آن (= آتش) را (مایه ی) یاد آوری و وسیله ی زندگی برای مسافران قرار دادیم

﴿74﴾ پس (ای پیامبر) به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی( ) (و اورا به پاکی یا دکن)

﴿75﴾ پس سوگند به جایگاه ستارگان

﴿76﴾ و اگر بدانید این سوگندی بزرگ است

﴿77﴾ همانا این (کتاب) قرآنی کریم (وگرامی قدر) است

﴿78﴾ در کتاب پوشیده (= لوح محفوظ) است

﴿79﴾ که جز پاکان (= فرشتگان) به آن دست نمی زنند

﴿80﴾ از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است

﴿81﴾ آیا شما نسبت به این کلام (الهی = قرآن کریم) انکار کننده اید؟! (و از پیروی آن ستی می کنید)

﴿82﴾ و (به جای شکر) روزی خود, (رازق) را تکذیب می کنید؟

﴿83﴾ پس چرا هنگامی که (جان) به گلوگاه می رسد

﴿84﴾ وشما در این هنگام نظاره می کنید

﴿85﴾ وما از شما به او نزدیکتر هستیم, ولی شما نمی بینید

﴿86﴾ پس اگر (در برابر اعمالتان) جزا داده نمی شوید

﴿87﴾ اگر راست می گویید آن (روح) را باز گردانید

﴿88﴾ پس اما اگر (آن شخص) از مقربان باشد

﴿89﴾ پس (در) آسایش وریحان وباغ (بهشت) پر نعمت است

﴿90﴾ واما اگر از اصحاب راست (سعادتمند) باشد

﴿91﴾ پس (به او گفته می شود:) سلام بر تو باد, (که) از اصحاب دست راست (هستی)

﴿92﴾ واما اگر از تکذیب کنندگان گمراه (دست چپ) باشد

﴿93﴾ پس با آب جوشان (دوزخ از او) پذیرایی می شود

﴿94﴾ وبه (آتش) جهنم در آورده (وسوزانده) شود

﴿95﴾ بی گمان این (خبر) حق یقین است

﴿96﴾ پس (ای پیامبر) به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی (واو را به پاکی یادکن)

الحدید

Surah 57

﴿1﴾ آنچه در آسمانها وزمین است برای خدا تسبیح می گویند( ), و او پیروزمند حکیم است

﴿2﴾ فرمانروایی آسمانها وزمین از آنِ اوست, زنده می کند ومی میراند, واو بر هر چیز تواناست

﴿3﴾ او اوّل وآخر وظاهر وباطن است, و او به هر چیز داناست

﴿4﴾ او کسی است که آسمانها وزمین را در شش روز آفرید, سپس بر عرش مستقر شد, آنچه را در زمین فرو می رود وآنچه را از ان خارج می شود, وآنچه را از آسمان نازل می شود و آنچه را که در آن بالا می رود( ) می داند. وهر کجا باشید او باشماست, وخداوند به آنچه می کنید بیناست

﴿5﴾ فرمانروایی آسمانها وزمین از آنِ اوست, و(همه ی) کارها به خداوند باز می گردد

﴿6﴾ شب را در روز (داخل) می کند, وروز را در شب (داخل) می کند, واو به آنچه در سینه هاست داناست

﴿7﴾ به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید واز آنچه شما را در آن جانشین قرار داده انفاق کنید, پس کسانی که از شما ایمان آوردند و(در راه خدا) انفاق کردند برای آنها پاداش بزرگی است

﴿8﴾ وشما را چه شده است که به خدا ایمان نمی آورید, در حالی که پیامبر شما را می خواند که به پروردگارتان ایمان بیاورید, وبه راستی اگر باور دارید از شما پیمان گرفته است؟

﴿9﴾ او کسی است که آیات روشن بر بنده اش نازل می کند تا شما را از تاریکیها (ی کفر وشرک) به سوی نور (ایمان) ببرد, ویقیناً خداوند نسبت به شما رؤوف و مهربان است

﴿10﴾ وشما را چه شده است که در راه خدا انفاق نمی کنید, در حالی که میراث آسمانها وزمین از آنِ خداست, کسانی از شما که قبل از فتح (مکه) انفاق کردند و(با مشرکان) جنگیدند (با کسانی که پس از فتح انفاق کردند وجنگیدند) یکسان نیستند. آنها مقام (ومنزلت) شان والاتر (وبرتر) است از کسانی که بعد از فتح (مکه) انفاق کردند وجنگیدند, وخداوند به هر یک وعده نیک (= بهشت) داده است, وخداوند به آنچه می کنید آگاه است

﴿11﴾ کیست که به خداوند «قرض الحسنه» (= وام نیکو) دهد, (ودر راه او انفاق نماید) پس برای او دو چندانش کند, وبرای او پا داش ارجمندی است

﴿12﴾ روزی که مردان وزنان مؤمن را بنگری که نورشان پیشاپیش آنها ودر سمت راستشان بسرعت حرکت می کند, (به آنها گفته می شود) امروز شما را بشارت باد, به باغهایی (از بهشت) که نهرها زیر (درختان) آن جاری است, جاودانه در آن خواهید ماند, این کامیابی بزرگی است

﴿13﴾ روزی که مردان وزنان منافق به کسانی که ایمان آورده اند می گویند: «درنگی کنید (وبه ما بنگرید) تا از نور شما پرتوی برگیریم». گفته شود: «به پشت سر خودتان (به دنیا) باز گردید, پس (در آنجا) نور بجوئید». پس دیواری میان آنها زده می شود که دری دارد, درونش رحمت است واز سمت بیرونش عذاب است

﴿14﴾ (منافقان) آنها را صدا می زنند: «آیا ما با شما نبودیم» (مؤمنان) می گویند: «آری, ولی شما خودتان را به بلا افکندید و منتظر ماندید وشک آوردید وآرزوها (ی باطل) شما را فریب داد تا فرمان خدا فرا رسید و(شیطان) فریبکار شما را در برابر (فرمان) خدا فریب داد»

﴿15﴾ پس امروز نه از شما فدیه ای پذیرفته می شود ونه از کسانی که کافر شدند, وجایگاه شما آتش (جهنم) است. همان شایسته شماست, وچه بد جایگاهی است

﴿16﴾ آیا برای کسانی که ایمان آورده اند وقت آن نرسیده است که دلهایشان برای ذکر خدا وآنچه از حق نازل شده است خاشع گردد؟ ومانند کسانی نباشند که پیش از این به آنها کتاب (آسمانی) داده شد, پس مدت زمان طولانی بر آنها گذشت, آنگاه قلبهایشان سخت شد, وبسیاری از آنها (گنهکار و) فاسقند

﴿17﴾ بدانید که خداوند زمین را بعد از مردنش زنده می کند, به راستی ما آیات (خود) را برای شما (به روشنی) بیان کردیم باشد که شما اندیشه کنید

﴿18﴾ بی گمان مردان وزنان صدقه دهنده و(آنها که) به خداوند «قرض الحسنه» دهند, برایشان دوچندان می شود وبرای آنها پاداش ارجمندی است

﴿19﴾ وکسانی که به خدا وپیامبرانش ایمان آوردند, آنها نزد پروردگارشان صدیقین وشهداء هستند, برای آنها است پاداششان ونورشان, وکسانی که کافر شدند وآیات ما را تکذیب کردند, آنها دوزخی اند

﴿20﴾ بدانید که زندگی دنیا تنها بازیچه وسرگرمی وتجمل, وفخر فروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال وفرزاندان است, همانند بارانی که روییدنی اش کشا ورزان را به شگفت آورد سپس خشک شود (به گونه ای که) آن را زرد رنگ بینی, سپس خرد (وبه کاه تبدیل) شود ودر آخرت (برای کفار) عذاب سخت است و(برای مؤمنان) آمرزشی از جانب خداوند وخشنودی است, وزندگی دنیا چیزی جز متاع فریبنده نیست

﴿21﴾ برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان وبهشتی که پهنای آن مانند پهنای آسمانها وزمین است بر یکدیگر پیشی گیرید (که آن) برای کسانی که به خدا وپیامبرانش ایمان آورده اند آماده شده است, این فضل خداست که به هرکس بخواهد می دهد, وخداوند دارای فضل عظیم است

﴿22﴾ هیچ مصیبتی در زمین ونه در وجود شما روی نمی دهد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم در کتاب (لوح محفوظ نوشته) است( ). مسلماً این امر بر خداوند آسان است

﴿23﴾ (این را بیان کردیم) تا به خاطر آنچه از دستان رفته است افسوس نخورید, وبه آنچه (خداوند) به شما داده است شادمان نشوید, وخداوند هیچ خود پسند فخر فروشی را دوست ندارد

﴿24﴾ (همان) کسانی که بخل می ورزند ومردم را (نیز) به بخل فرمان می دهند, وهرکس که (از فرمان الهی) روی یگردان شود, پس (بداند که) خداوند بی نیاز ستوده است

﴿25﴾ به راستی که پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم, وبا آنها کتاب (آسمانی) ومیزان (عدالت) نازل کردیم. تا مردم به عدالت قیام کنند, وآهن را نازل کردیم که در آن نیروی سخت ومنافعی برای مردم است. وتا خداوند معلوم بدارد چه کسی به نادیده او وپیامبرانش را یاری می کند, بی گمان خداوند توانای پیروزمند است

﴿26﴾ وبه راستی ما نوح وابراهیم را فرستادیم, ودر دودمان آن دو نبوت وکتاب قرار دادیم. پس بعضی از آنها هدایت یافته اند وبسیاری از آنها (بدکار و) فاسقند

﴿27﴾ سپس در پی آنها پیامبران (دیگر) خود را فرستادیم, وبعد از آنان عیسی پسر مریم را آوردیم وبه او انجیل عطا کردیم, ودر دلهای کسانی که از او پیروی کردند رأفت ورحمت قرار دادیم, ورهبانیتی که خود آن را پدید آوردند, ما بر آنها مقرر نداشته بودیم, گرچه هدفشان بدست آوردن خشنودی خداوند بود, ولی چنانکه باید حق آن را رعایت نکردند, لذا ما به کسانی از آنها که ایمان آوردند پاداششان را دادیم, و بسیاری از آنها (بدکار و) فاسقند

﴿28﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا بترسید وبه پیامبرش ایمان بیاورید تا دو بهره از رحمتش به شما ببخشد وبرای شما نوری قرار دهد که با آن راه بروید وگناهان شما را بیامرزد, وخداوند آمرزندۀ مهربان است

﴿29﴾ (این را بیان کردیم) تا اهل کتاب بدانند که قادر بر چیزی از فضل خداوند نیستند, وآنکه فضل به دست خداست به هرکس که بخواهد آن را می دهد, وخداوند دارای فضل بزرگ است

المجادلة

Surah 58

﴿1﴾ به راستی الله سخن زنی را که در بارة شوهرش با تو مجادله می‌کرد، و به الله شکایت می‌برد شنید، و الله گفتگوی شما را می‌شنید، بی‌گمان الله شنوای بیناست

﴿2﴾ کسانی از شما که زنانشان را ظهار می‌کنند، آنان هرگز مادران‌شان نیستند، مادران‌شان فقط کسانی اند که آنها را زاده اند، بی‌گمان آنها سخنی زشت و دروغ می‌گویند، و همانا الله عفوکنندة آمرزگار است

﴿3﴾ و کسانی که زنانشان را ظهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته اند باز می‌گردند، پس باید پیش از آمیزش جنسی باهم برده‌ای را آزاد کنند، این حکمی است که به آن (پند و) اندرز داده می‌شوید، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿4﴾ پس کسی که (برده‌ای را) نیابد، پیش از آمیزش جنسی، دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و کسی که نتواند پس شصت مسکین را طعام دهد، این (حکم) برای آن است که به الله و رسولش ایمان بیاورید، و اینها حدود (و احکام) الهی است، و برای کافران عذاب دردناکی است

﴿5﴾ همانا کسانی که با الله و رسولش دشمنی می‌کنند خوار (و ذلیل) می‌شوند، همانگونه کسانی که پیش از آنها بودند خوار (و ذلیل) شدند، و به راستی ما آیات روشنی نازل کردیم و برای کافران عذاب خوار (و رسوا) کننده‌ای است

﴿6﴾ روزی که الله همة آنها را برمی‌انگیزد، پس آنها را از آنچه کرده اند باخبر می‌سازد، (همان اعمالی که) الله حساب آن را نگه داشته و آنها فراموشش کرده اند، و الله بر همه چیز گواه (و ناظر) است

﴿7﴾ مگر ندیده‌ای که الله آنچه را که در آسمان‌ها و آنچه را که در زمین است می‌داند؟ هیچ نجوایی میان سه نفر نباشد مگر آن که او چهارمین آنهاست، و پنج نفری نیست مگر آن که او ششمین آنهاست، و نه کمتر از آن و نه بیشتر، مگر آن که هرکجا باشند او همراه آنهاست، سپس روز قیامت آنها را به آنچه کرده اند باخبر می‌سازد، بی‌گمان الله به همه چیز داناست

﴿8﴾ (ای پیامبر!) مگر ندیده‌ای کسانی را که از نجوا نهی شدند سپس به آنچه از آن نهی شده بودند باز می‌گردند و به گناه و تجاوز و نافرمانی پیامبر نجوا می‌کنند، و هنگامی که نزد تو می‌آیند تو را تحیتّی گویند (با کلماتی) که الله با آن تو را تحیت و سلام نگفته است، و در دل خود می‌گویند: ,,چرا الله ما را به (کیفر) آنچه می‌گوییم عذاب نمی‌کند؟،، جهنم برای آنها کافی است، به آن وارد می‌شوند، پس (آن) بد (سرانجام و) جایگاهی است

﴿9﴾ ای کسانی که ایمان آوریده اید! هنگامی که با یکدیگر نجوا می‌کنید پس به گناه و تجاوز و نافرمانی رسول الله نجوا نکنید، و به نیکی و پرهیزگاری نجوا کنید، و از الله بترسید که به سوی او محشور خواهید شد

﴿10﴾ جز این نیست که نجوا از (سوی) شیطان است، تا کسانی را که ایمان آورده اند اندوهگین سازد، و جز به فرمان الله نمی‌تواند هیچ ضرری به آنها برساند، پس مؤمنان باید بر الله توکل کنند

﴿11﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که به شما گفته شود: ,,در مجالس جا باز کنید،، پس (جا) باز کنید، الله برای شما گشایش می‌آورد، و هنگامی که گفته شود: ,,برخیزید،، پس برخیزید، الله مقام (و درجات) کسانی را از شما که ایمان آورده اند و کسانی را که علم داده شده اند بالا می‌برد، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿12﴾ ای کسانی که ایمان آوریده اید! هنگامی که می‌خواهید با رسول الله نجوا کنید، پس پیش از نجوایتان صدقه‌ای (در راه الله) بدهید، این (کار) برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است. پس اگر نیابید، بی‌گمان الله آمرزندة مهربان است

﴿13﴾ آیا (از فقر) ترسیدید که پیش از نجوایتان صدقاتی دهید؟ پس چون چنین نکردید، و الله از شما درگذشت، پس نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید، و الله و پیامبرش را اطاعت کنید، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿14﴾ (ای پیامبر!) آیا ندیدی کسانی را که دوستی کردیند با قومی که الله بر آنان خشم (و غضب) کرده است، آنها نه از شما هستند و نه از آنان، و بر دروغ سوگند یاد می‌کنند (که مسلمان هستند) در حالی خودشان می‌دانند (که منافق هستند)

﴿15﴾ الله عذاب سختی برای آنها آماده کرده است، بی‌گمان بد است آنچه انجام می‌دادند

﴿16﴾ آنها سوگندهای خود را سپر قرار دادند، پس (مردم را) از راه الله باز داشتند، لذا برای آنها عذاب خوارکننده‌ای است

﴿17﴾ هرگز اموال‌شان و فرزندان‌شان چیزی از عذاب الله را از آنها دفع نخواهد کرد، آنها اهل (آتش) دوزخند، و جاودانه درآن می‌مانند

﴿18﴾ روزی که الله همة آنها را برمی‌انگیزد، پس آنها برای او (نیز) سوگند یاد می‌کنند، همانگونه که (امروز در دنیا) برای شما سوگند یاد می‌کنند، و گمان می‌کنند که بر چیزی (سودمند) هستند، آگاه باشید (و بدانید) که آنها دروغگویانند

﴿19﴾ شیطان بر آنها چیره شده پس یاد الله را از خاطر آنها برده است، آنها حزب شیطان هستند، و آگاه باشید (و بدانید) که حزب شیطان زیانکارانند

﴿20﴾ بی‌گمان کسانی که با الله و پیامبرش مخالفت (و دشمنی) می‌کنند، آنها در زمرة خوارترین (افراد) اند

﴿21﴾ الله مقرر داشته است که یقیناً من و رسولانم پیروز می‌شویم؛ بی‌گمان الله نیرومند شکست‌ناپذیر است

﴿22﴾ (ای پیامبر!) هیچ قومی را که ایمان به الله و روز قیامت دارند نمی‌یابی که با کسانی که با الله و رسولش (دشمنی و) مخالفت می‌ورزند، دوستی کنند، اگرچه پدران‌شان یا فرزندان‌شان یا برادران‌شان یا خویشاوندان‌شان باشند، آنها کسانی هستند که الله ایمان را در (صفحة) دل‌هایشان نوشته است، و به روحی از جانب خود آنها را تقویت (و تأیید) نموده است، و آنها را به باغ‌هایی (از بهشت) وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است، جاودانه در آن می‌مانند، الله از آنها خشنود است، و آنها (نیز) از الله خشنودند، آنها حزب الله هستند، آگاه باشید (و بدانید) همانا حزب الله رستگارانند

الحشر

Surah 59

﴿1﴾ آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است برای الله تسبیح می‌گویند، و او پیروزمند حکیم است

﴿2﴾ او کسی است که کسانی از اهل کتاب را که کافر شدند، با نخستین برخورد (و گرد‌آوری لشکر) از دیارشان بیرون راند، گمان نمی‌کردید که آنها خارج شوند، و خودشان (نیز) گمان می‌کردند که دژهای (محکم) شان آنها را از (عذاب) الله مانع می‌شود، پس (عذاب) الله از جایی که گمان نمی‌کردند به سراغ‌شان آمد، و در دل‌هایشان ترس و وشحت افکند، (به گونه‌ای که) خانه‌های خود را با دست خود، و با دست مؤمنان ویران می‌کردند، پس ای دیده وران عبرت گیرید

﴿3﴾ و اگر الله ترک وطن (و آوارگی) را بر آنان مقرر نداشته بود، یقیناً آنها را در (همین) دنیا عذاب می‌کرد، و برای آنان در آخرت عذاب آتش (جهنم) است

﴿4﴾ این (آوارگی و عذاب) به خاطر آن است که آنها با الله و پیامبرش مخالفت (و دشمنی) کردند وهرکس با الله مخالفت (و دشمنی) کند، پس بی‌گمان الله سخت کیفر است

﴿5﴾ آنچه از درخت خرما بریدید، و یا آن را ایستاده بر ریشه اش باقی گذاردید، به فرمان الله بود، تا فاسقان را خوار (و رسوا) سازد

﴿6﴾ و آنچه الله از (اموال) آنها به پیامبرش بازگردانده (و بخشیده) است، پس برآن (اموال) نه اسبی تاختید و نه شتری، و لیکن الله رسولانش را بر هرکس بخواهد چیره می‌گرداند، و الله بر هرچیز تواناست

﴿7﴾ و آنچه الله از (اموال) اهل آبادی‌ها به پیامبرش بازگردانده (و بخشیده) است، پس از آنِ الله و رسول، و خویشاوندان او، و یتیمان، و بینوایان، و در راه ماندگان است. تا (این اموال) در میان ثروتمندان شما دست به دست نشود، و آنچه که رسول الله به شما بدهد آن را بگیرید، و از آنچه که شما را از آن نهی کرده است پس خودداری کنید، و از الله بترسید، بی‌گمان الله سخت کیفر است

﴿8﴾ (این اموال فَی) برای فقرای مهاجری است که از خانه و اموال‌شان بیرون رانده شدند، از الله فضل و خشنودی می‌طلبند، و الله و پیامبرش را یاری می‌کنند، آنها راستگویانند

﴿9﴾ و (نیز برای) کسانی که پیش از آنان در دیار خود (مدینه دار الاسلام) جای گرفتند و (نیز) ایمان آورده بودند، کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست می‌دارند، و در دل‌های خود از آنچه (به مهاجران) داده شده احساس حسد (و نیازی) نمی‌کنند، و آنها را بر خود مقدم می‌دارند، هرچند خودشان نیازمند باشند، و کسانی که از بخل (و حرص) نفس خویش باز داشته شده اند، پس آنها راستگارانند

﴿10﴾ و (نیز) کسانی که بعد از آنها (بعد از مهاجران و انصار) آمدند، می‌گویند: ,,پروردگارا! ما را و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دل‌هایمان کینه‌ای نسبت به کسانی که ایمان آورده اند قرار مده، پروردگارا! بی‌گمان تو رؤوف و مهربانی،،

﴿11﴾ آیا منافقان را ندیدی که پیوسته به برادران اهل کتاب‌شان که کفر ورزیده اند می‌گویند: ,,اگر شما را (از سرزمین تان) بیرون کنند، ما (نیز) با شما بیرون خواهیم آمد، و هرگز (سخن) کسی را در مورد شما اطاعت نخواهیم کرد، و اگر با شما جنگ شود، البته یاریتان خواهیم کرد!،، و الله گواهی می‌دهد که آنها دروغگو هستند

﴿12﴾ اگر آنها را (از وطن) بیرون کنند با آنها بیرون نمی‌روند، و اگر با آنها جنگ شود یاریشان نخواهند کرد، و اگر (هم) یاریشان کنند، البته پشت (به میدان) کرده فرار می‌کنند، سپس یاری نمی‌شوند

﴿13﴾ (ای مؤمنان) همانا وحشت از شما در دلهای آنها بیشتر از (ترسشان از) الله است، این بدان سبب است که آنها قومی هستند که نمی‌فهمند

﴿14﴾ آنها (یهود) هرگز دسته‌جمعی با شما نمی‌جنگند جز در آبادیها (و دژهای) محکم یا از پشت دیوارها، نزاع (و جنگ) شان در میان خودشان سخت است، تو آنها را متحد می‌پنداری، در حالی که دلهایشان پراکنده است، این بدان سبب است که آنها قومی هستند که تعقل نمی‌کنند

﴿15﴾ (داستان اینها) مانند (داستان) کسانی است که اندکی پیش از آنان بودند، (طعم) عاقبت کار (بد) شان را چشیدند، و برای آنها عذاب دردناکی است

﴿16﴾ همچون (داستان شیطان است، هنگامی که به انسان گفت: «کافر شو» پس چون کافر شد، گفت: «بی‌گمان من از تو بیزارم، من از الله پروردگار جهانیان می‌ترسم»)

﴿17﴾ پس سرانجام (کار) هردوی آنها این شد که هردوی آنهادر آتش (دوزخ) خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند، و این است کیفر ستمکاران

﴿18﴾ ای کسانی که ایمان آوریده اید! از الله بترسید، وهرکس باید بنگرد که برای فردا چه پیش فرستاده است، و از الله بترسید، بی‌گمان الله به آنچه انجام می‌دهید آگاه است

﴿19﴾ و همچون کسانی نباشید که الله را فراموش کردند، پس الله (نیز) خودشان را فراموش‌شان ساخت، آنها (بدکار و) نافرمانند

﴿20﴾ هرگز اهل جهنم و اهل بهشت یکسان نیستند، اهل بهشت رستگارانند

﴿21﴾ اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، یقیناً آن را از ترس الله خاکسار و از هم پاشیده می‌دیدی( ) و این مثلها را برای مردم می‌زنیم، شاید که بیندیشند

﴿22﴾ او الله است که جز او معبودی (راستین) نیست، دانای غیب و آشکار است، او بخشندة مهربان است

﴿23﴾ او الله است که جز او معبودی (راستین) نیست، پادشاه، نهایت پاک، منزّه (و سالم از هر عیب)، ایمنی دهنده، نگهبان پیروزمند، جبار (جبران‌کننده) و شایستة عظمت و بزرگی است. الله پاک و منزّه است از آنچه (برای او) شریک می‌آورند

﴿24﴾ او الله است، خالق، نوآفرین، نقشبند (بی‌نظیر) برای او نامهای نیک است، آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او می‌گویند، و او پیروزمند حکیم است

الممتحنة

Surah 60

﴿1﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید که با آنها طرع دوستی می‌افکنید، در حالی که آنها به آنچه از حق برای شما آمده کافر شده اند، و رسول الله و شما را به خاطر ایمان‌آوردن به الله که پروردگارتان است (از شهر و دیارتان) بیرون می‌کنند، اگر شما برای جهاد در راه من (بیرون آمده اید) و برای خشنودی من هجرت کرده اید (هرگز پیوند دوستی با آنها برقرار نکنید) شما پنهانی با آنها پیوند دوستی برقرار می‌کنید در حالی که من به آنچه که پنهان می‌دارید و آنچه که آشکار می‌سازید داناترم. و هرکس از شما چنین (کاری) کند یقیناً راه راست را گم کرده است

﴿2﴾ اگر آنها بر شما دست یابند، دشمنان‌تان خواهند بود، و به آزارتان دست و زبان می‌گشایند و دوست دارند که شما (نیز) کافر گردید

﴿3﴾ هرگز خویشاوندان‌تان و فرزندان‌تان روز قیامت به حالتان سودی نخواهند داشت. الله در میان شما جدایی می‌اندازد، و الله به آنچه انجام می‌دهید بیناست

﴿4﴾ یقیناً برای شما سر مشق خوبی در (زندگی) ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود دارد، آنگاه که به قوم خود گفتند: «ما از شما و از آنچه غیر از الله می‌پرستید بیزاریم، به شما کافر (و منکر) شده ایم، و میان ما و شما برای همیشه عداوت و دشمنی آشکار شده است، تا این که به الله یگانه ایمان آورید – مگر آن سخن ابراهیم که به پدرش (آزر) گفت: «البته من برایت آمرزش طلب می‌کنم، و در برابر الله برای تو اختیار چیزی را ندارم» - پروردگارا! بر تو توکل کردیم، و به سوی تو روی آوردیم، و بازگشت (همه) به سوی توست

﴿5﴾ پروردگارا! ما را دستخوش (فتنه) کافران قرار مده، و ما را بیامرز ای پروردگار ما! بی‌گمان تو پیروزمند حکیمی»

﴿6﴾ مسلماً برای شما در (زندگی) آنها (ابراهیم و یارانش) سرمشق خوبی است، برای کسانی که امید به الله و روز قیامت دارند، و هرکس روی گردان شود، پس همانا الله بی‌نیاز ستوده است

﴿7﴾ امید است که الله میان شما و کسانی (از مشرکین) که با آنها دشمنی داشته اید (پیوند) دوستی (و محبت) برقرار کند، و الله تواناست، و الله آمرزندة مهربان است

﴿8﴾ الله شما را از نیکی‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در (امر) دین با شما نجنگیده اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده اند، نهی نمی‌کند، بی‌گمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد

﴿9﴾ تنها شما را از دوستی با کسانی نهی می‌کند که در (امر) دین با شما جنگیده اند و شما را از دیارتان بیرون کرده اند، و بر بیرون‌راندن شما (دیگران را) کمک (و پشتیبانی) کرده اند، و هرکس با آنها (رابط) دوستی بگیرد، پس آنان ستمکارانند

﴿10﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که زنان مؤمن هجرت کرده به نزد شما آیند، پس آنها را آزمایش کنید، الله به ایمان‌شان داناتر است، پس اگر آنها را (زنانی) مؤمن یافتید، آنها را به سوی کفار باز نگردانید، نه آنها برای آنان (کافران) حلالند و نه آنها (کافران) برای اینها حلالند و آنچه را (شوهران کافر) خرج کرده اند به آنها بدهید، و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مهریه‌شان را به آنان بدهید، و (در صورت ارتداد از اسلام) به عقد زنان کافر تمسک مجویید (و آنها را رها کنید). و آنچه را خرج کرده اید مطالبه کنید، و (کافران نیز) آنچه را خرج کرده اند مطالبه کنند. این حکم الله است که در میان شما حکم می‌کند و الله دانای حکیم است

﴿11﴾ و اگر یکی از همسران شما به سوی کافران رفت آنگاه شما (در جنگ بر آنان پیروز شدید و) به انتقام از کافران برخاستید، پس به کسانی که همسرانشان رفته اند، همانند آنچه خرج کرده اند بدهید، و از خدایی که شما به او ایمان دارید بترسید

﴿12﴾ ای پیامبر! هنگامی که زنان مؤمن نزد تو آمدند تا با تو بیعت کنند بر آن که چیزی را با الله شریک نسازند، و دزدی نکنند، و مرتکب زنا نشوند، و فرزندان خود را نکشند، و بهتان وافترایی را پیش دست و پای خود نیاورند (که فرزندی را به دروغ به شوهرانشان نسبت دهند)، و در کارهای نیک نافرمانی تو نکنند، پس با آنها بیعت کن و از الله برای آنها آمرزش بخواه، بی‌گمان الله آمرزندة مهربان است

﴿13﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! با قومی که الله برآنان خشم (و غضب) گرفته است دوستی نکنید، آنها از آخرت مأیوسند همانگونه که کفار از گور خفتگان مأیوس هستند

الصف

Surah 61

﴿1﴾ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است تسبیح الله می‌گویند، و او پیروزمند حکیم است

﴿2﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا چیزی را می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟

﴿3﴾ نزد الله سخت ناپسند (و موجب خشم) است آن که چیزی را بگویید که عمل نمی‌کنید

﴿4﴾ بی‌گمان الله کسانی را که چون بنیانی آهنین صف بسته در راه او پیکار می‌کنند دوست دارد

﴿5﴾ و (ای پیامبر! به یاد آور) هنگامی را که موسی به قومش گفت: «ای قوم من! چرا مرا آزار (و اذیت) می‌رسانید، در حالی که می‌دانید بی‌گمان من فرستادة الله به سوی شما هستم؟» پس چون آنها (از حق) منحرف شدند، الله دلهایشان را منحرف ساخت، و الله قوم نافرمان را هدایت نمی‌کند

﴿6﴾ و (یادآور باش) هنگامی که عیسی پسر مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! بی‌گمان من فرستادة الله به سوی شما هستم، آنچه از تورات که پیش از من بوده تصدیق می‌کنم و (نیز) مژده دهنده به رسولی هستم که بعد از من می‌آید، و نامش «احمد» است» پس هنگامی که او (احمد) با معجزه‌ها (و دلایل روشن) به سوی آنان آمد، گفتند: «این جادوی آشکار است»

﴿7﴾ و چه کسی ستمکارتر است از آنکس که بر الله دروغ ببندد، در حالی که او به (دین) اسلام دعوت می‌شود؟! و الله گروه ستمگاران را هدایت نمی‌کند

﴿8﴾ آنها می‌خواهند نور الله را با دهان خود خاموش کنند، ولی الله کامل‌کنندة نور خویش است هرچند کافران خوش نداشته باشند

﴿9﴾ او کسی است که رسول خدا را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همة ادیان غالب گرداند، هرچند مشرکان خوش نداشته باشند

﴿10﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک نجات می‌دهد؟

﴿11﴾ به الله و پیامبرش ایمان بیاورید، و با اموال و جان‌هایتان در راه الله جهاد کنید، اگر بدانید این (کار) برای شما بهتر است

﴿12﴾ (اگر چنین کردید، الله) گناهان‌تان را می‌بخشد، و شما را در باغ‌هایی (از بهشت) وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است، و در خانه‌های پاکیزه در بهشت جاویدان (جای می‌دهد)، این کامیابی بزرگی است

﴿13﴾ و (نعمت) دیگری که آن را دوست دارید (نیز به شما عنایت می‌فرماید) که آن یاری از سوی الله و پیروزی نزدیک است، و مؤمنان را (به این پیروزی) بشارت ده

﴿14﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! یاوران (دین) الله باشید، همانگونه که عیسی پسر مریم به حواریون گفت: «چه کسانی یاوران من (در دعوت) به سوی الله هستند؟!» حواریون گفتند: «ما یاوران (دین) الله هستیم» پس گروهی از بنی اسرائیل ایمان آوردند، و گروهی کافر شدند، آنگاه ما کسانی را که ایمان آورده بودند بر دشمنان‌شان قوت (و توانایی) دادیم و سرانجام پیروز شدند

الجمعة

Surah 62

﴿1﴾ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است تسبیح الله می‌گویند، (الله) که فرمانروا، پاک پیروزمندِ حکیم است

﴿2﴾ او کسی است که در میان درس ناخواندگان رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند، و آنها را پاک (و تزکیه) می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت (سنت) می‌آموزد، و اگرچه پیش از این در گمراهی آشکار بودند

﴿3﴾ و (نیز این پیامبر) بر گروه دیگری از آنان (برانگیخته شده) که هنوز به آنها نپیوسته اند، و او پیروزمند حکیم است

﴿4﴾ این فضل الله است که آن را به هرکس که بخواهد می‌بخشد و الله دارای فضل عظیم است

﴿5﴾ مَثَل کسانی که به تورات مکلّف شدند، آنگاه برنداشتند آن را (یعنی: حق آن را ادا نکردند) همچون خری است که کتاب‌هایی را حمل می‌کند (اما از آن چیزی نمی‌فهمد) چه بد است مَثَل گروهی که آیات الله را تکذیب کردند، و الله گروه ستمکاران هدایت نمی‌کند

﴿6﴾ (ای پیامبر!) بگو: «ای کسانی که یهودی شدید! اگر گمان دارید که (تنها) شما دوستان الله هستید نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید، اگر راست می‌گویید»

﴿7﴾ ولی آنها به خاطر آنچه از پیش فرستاده اند هرگز آن آرزو را نخواهند کرد، و الله ستمکاران را خوب می‌شناسد

﴿8﴾ (ای پیامبر!) بگو: «بی‌گمان آن مرگی که از آن فرار می‌کنید، یقیناً به شما خواهد رسید، سپس به سوی (الله آن) دانای غیب و آشکار باز گردانده می‌شوید، آنگاه شما را از آنچه انجام می‌دادید خبر می‌دهد»

﴿9﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که در روز جمعه برای نماز اذان گفته شد به سوی (نماز و) ذکر الله بشتابید و خرید و فروش را رها کنید، اگر بدانید این برای شما بهتر است

﴿10﴾ پس هنگامی که نماز پایان یافت، (برای کسب رزق و روزی) در زمین پراکنده شوید، و از فضل الله طلب کنید، و الله را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید

﴿11﴾ و (ای پیامبر! برخی از این مردم) هنگامی که تجارتی یا سرگرمیی را ببینند به سوی آن پراکنده می‌شوند و تو را ایستاده (بر منبر) رها می‌کنند، بگو: «آنچه در نزد الله است بهتر از سرگرمی و تجارت است، و الله بهترین روزی‌دهندگان است»

المنافقون

Surah 63

﴿1﴾ هنگامی که منافقان نزد تو آیند، گویند: «ما گواهی می‌دهیم که یقیناً تو فرستادة الله هستی» و الله می‌داند که بی‌گمان تو فرستادة او هستی، و الله گواهی می‌دهد که منافقان یقیناً دروغگو هستند

﴿2﴾ آنها سوگندهای خود را سپر قرار دادند، پس (مردم را) از راه الله باز داشتند، به راستی کار بسیار بدی انجام می‌دهند

﴿3﴾ این بدان خاطر است که آنها ایمان آوردند، سپس کافر شدند، آنگاه بر دلهایشان مهر نهاده شد، پس آنها درنمی‌یابند

﴿4﴾ و هنگامی که آنها را ببینی، جسم (و قیافه) شان تو را به شگفت آورد، و اگر (سخن) گویند به سخنان‌شان گوش فرا می‌دهی، گویی آنها چوب‌های تکیه داده به دیوارند، هر بانگی را علیه خود می‌پندارند، آنها دشمن (واقعی) هستند، پس از آنان برحذر باش! الله آنها را بکشد، چگونه (از حق) منحرف می‌شوند؟

﴿5﴾ و هنگامی که به آنها گفته شود: «بیایید تا رسول الله برای شما آمرزش بخواهد» سرهای خود را تکان می‌دهند، و آنها را می‌بینی که (از سخنان تو) اعراض می‌کنند و تکبر می‌ورزند

﴿6﴾ برای آنها یکسان است که برایشان آمرزش بخواهی یا آمرزش نخواهی، الله هرگز آنان را نمی‌بخشد، بی‌گمان الله قوم نافرمان را هدایت نمی‌کند

﴿7﴾ آنها کسانی هستند که می‌گویند: «برآنان که نزد رسول الله هستند (چیزی) انفاق نکنید تا پراکنده شوند و حال آن که خزاین آسمانها و زمین از آنِ الله است، ولی منافقان درنمی‌یابند

﴿8﴾ آنها می‌گویند: «اگر به مدینه باز گردیم، یقیناً صاحبان عزت، ذلیلان را از آنجا بیرون می‌کنند» در حالی که عزت از آنِ الله، و فرستادة او و مؤمنان است، ولی منافقان نمی‌دانند

﴿9﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! اموالتان، و فرزندانتان شما را از یاد الله غافل نکند، و هرکس که چنین کند، پس انان زیانکارانند

﴿10﴾ و از آنچه به شما روزی داده ایم، (در راه الله) انفاق کنید، پیش از آن که مرگ به سراغ یکی از شما آید، پس بگوید: «پروردگارا! ای کاش (مرگ) مرا مدت کمی با تأخیر می‌انداختی، تا (در راه تو) صدقه بدهم و از صالحان باشم»

﴿11﴾ و الله هرگز (مرگ) کسی را هنگامی که اجلش فرا رسد به تأخیر نمی‌اندازد، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

التغابن

Surah 64

﴿1﴾ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه تسبیح الله می‌گویند، فرمانروایی از آنِ اوست، و سپاس (و ستایش نیز) از آنِ او است، و او بر همه چیز تواناست

﴿2﴾ او کسی است که شما را آفرید، پس (گروهی) از شما کافرند و (گروهی) از شما مؤمن هستند، و الله به آنچه می‌کنید بیناست

﴿3﴾ آسمانها و زمین را به حق آفرید، و شما را (در رحم مادرانتان) شکل و صورت بخشید، پس شکل و صورت‌تان را نیکو (و زیبا) گرداند، و بازگشت (همه) به سوی اوست

﴿4﴾ آنچه را که در آسمانها و زمین است می‌داند، و آنچه را که پنهان می‌دارید و آنچه را که آشکار می‌کنید می‌داند، و الله از آنچه در سینه‌هاست آگاه است

﴿5﴾ آیا خبر کسانی که پیش از این کافر شدند، به شما نرسیده است؟! پس آنها (طعم) کیفر کار خود را چشیدند، و برای آنها عذاب دردناکی است

﴿6﴾ این بدان سبب است که پیامبران‌شان با معجزات (و دلایل روشن) به سوی آنان آمدند، پس (آنها از روی تکبر) گفتند: «آیا بشری (مانند ما) می‌خواهد ما را هدایت کند؟!» آنگاه کافر شدند و روی گرداندند، و الله (از آنها و ایمانشان) بی‌نیاز بود، و الله بی‌نیاز ستوده است

﴿7﴾ کسانی که کافر شدند گمان بردند که هرگز برانگیخته نخواهند شد، (ای پیامبر!) بگو: «آری، به پروردگارم سوگند، یقیناً (همه) برانگیخته خواهید شد، آنگاه از آنچه می‌کردید به شما خبر خواهند داد، و این (کار) بر الله آسان است»

﴿8﴾ پس به الله و پیامبرش و نوری که نازل کرده ایم ایمان بیاورید، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است

﴿9﴾ روزی که همة شما را (در محشر) گرد می‌آورد، آن روز، روز مغبونی است، وهرکس به الله ایمان آورد و کارهای شایسته انجام دهد، گناهان او را می‌بخشد و او را به باغ‌هایی (از بهشت) وارد می‌کند که نهرها زیر (درختان) آن جاری است، جاودانه در آن می‌مانند، این کامیابی بزرگ است

﴿10﴾ و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند آنان اهل آتش (دوزخ) اند که جاودانه درآن می‌مانند، و بد (سرانجام و) جایگاهی است

﴿11﴾ هیچ مصیبتی (به انسان) نمی‌رسد، مگر به حکم (و فرمان) الله و هرکس به الله ایمان آورد (الله) قلبش را هدایت می‌کند، و الله به همه چیز داناست

﴿12﴾ الله را اطاعت کنید، و رسول الله را اطاعت کنید، پس اگر روی بگردانید، (بدانید که) بر فرستادة ما وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار نیست

﴿13﴾ الله کسی است که هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، پس مؤمنان باید بر الله توکل کنند

﴿14﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! به راستی (بعضی) از همسرانتان و فرزندانتان دشمنان شما هستند، پس از آنها برحذر باشید، و اگر عفو کنید، و چشم بپوشید، و ببخشید، بی‌گمان الله آمرزندة مهربان است

﴿15﴾ جز این نیست که اموالتان و اولادتان مایة آزمایش هستند، و الله است که پاداش بزرگ نزد اوست

﴿16﴾ پس تا (جایی که) می‌توانید از الله بترسید، و گوش دهید، و فرمان برید، و انفاق کنید که برای خود شما بهتر است، و کسانی که از بخل و حرص نفس خود مصون بمانند آنانند که رستگارند

﴿17﴾ اگر به الله قرض الحسنه بدهید، آن را برای شما افزون می‌کند، و شما را بیامرزد، و الله قدر شناس بدبار است

﴿18﴾ دانای پنهان و آشکار، و پیروزمند حکیم است

الطلاق

Surah 65

﴿1﴾ ای پیامبر! هرگاه خواستید زنان را طلاق دهید، پس آنها را در زمان (آغاز) عدّه طلاق دهید، و حساب عدّه را نگه دارید، و از الله که پروردگار شماست بترسید، نه شما آنها را از خانه‌هایشان بیرون کنید، و نه آنها بیرون روند، مگر آن که کار زشت آشکاری مرتکب شوند، و این حدود الله است، و هرکس از حدود الله تجاوز کند پس مسلماً به خود ستم کرده است. تو نمی‌دانی، شاید الله پس از آن وضع تازه‌ای فراهم آورد (که به صلح و آشتی منجر شود)

﴿2﴾ پس چون (آنها را طلاق دادید و) عدّة آنها به سر رسید، آنها را بطرز شایسته‌ای نگه دارید یا بطرز شایسته‌ای از آنها جدا شوید، و دو فرد عادل از خودتان را گواه بگیرید، و شهادت را برای الله برپا دارید، این (حکمی است) که کسی که به الله و روز قیامت ایمان دارد به آن پند و اندرز داده می‌شود، و هرکس که از الله بترسد، (الله) راه نجاتی برای او قرار می‌دهد

﴿3﴾ و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر الله توکل کند، پس همان او را کافی است. بی‌گمان الله فرمان خود را به انجام می‌رساند، مسلّماً الله برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است

﴿4﴾ و کسانی از زنان‌تان که از عادت ماهانه مأیوس شده اند، - اگر شک کردید - عدّة آنها سه ماه است و (نیز) آنها که حیض نشده اند. و عدّة زنان بار دار این است که بار خود را بگذارند، و هرکس از الله بترسد، (الله) کارش را برایش آسان می‌سازد

﴿5﴾ این فرمان الله است که بر شما نازل کرده است، و هرکس از الله بترسد، الله گناهانش را از او می‌زداید (و می‌بخشد) و پاداش او را بزرگ می‌گرداند

﴿6﴾ آنان (زنان مطلقه) را در حد توانتان هر جای که خودتان سکونت دارید، سکونت دهید، و به آنها زیان نرسانید تا (عرصه را) بر آنان تنگ کنید، (و پیش از پایان عده مجبور به ترک منزل شوند) و اگر بار دار باشند نفقة آنها را بدهید تا آن که حمل خود را بگذارند. پس اگر (فرزندتان را) برای شما شیر می‌دهند، مزدشان را بپردازید، و (این کار را) به نیکی و با مشورت همدیگر انجام دهید، و اگر به توافق نرسیدید، پس زن دیگری (به درخواست شوهر) او را شیر دهد

﴿7﴾ آنان که دارا (و ثروتمند) هستند باید از دارایی (و ثروت) خود انفاق کنند، و کسی که تنگدست است پس باید از آنچه که الله به او داده انفاق کند، الله هیچکس را جز به اندازة (توانایی) که به او داده مکلّف نمی‌کند، الله به زودی بعد از سختی (و تنگدستی) آسانی (و گشایش) قرار می‌دهد

﴿8﴾ چه بسیار (اهالی) آبادی‌ها که از فرمان پروردگارشان و (فرمان) پیامبران او سرپیچی کردند، پس ما به شدت از آنها حساب کشیدیم، و به عذابی سخت (و سهمناک) آنان را عذاب کردیم

﴿9﴾ پس آنها (طعم) عقوبت کار خود را چشیدند، و سرانجام کارشان زیان بود

﴿10﴾ الله عذاب سختی برای آنها آماده کرده است. پس ای خرمندانی که ایمان آورده اید! از الله بترسید، محققاً الله ذکر (قرآن) را به سوی شما نازل کرده است

﴿11﴾ (و نیز) پیامبری (به سوی شما فرستاده) که آیات روشن الله را بر شما می‌خواند، تا کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. و هرکس به الله ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد (الله) او را به باغ‌هایی (از بهشت) وارد می‌کند که از زیر (درختان) آن نهرها جاری است، جاودانه در آن بمانند، به راستی الله رزق و روزیش را نیکو گردانیده است

﴿12﴾ الله (همان) کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین (نیز) همانند آنها را (آفرید). و فرمان (الله) پیوسته در میان آنها نازل می‌شود تا بدانید که الله بر هرچیز تواناست، و آن که علم الله بر همه چیز احاطه دارد

التحریم

Surah 66

﴿1﴾ ای پیامبر! چرا چیزی را که الله بر تو حلال کرده است به خاطر خشنودی همسرانت (بر خود) حرام می‌کنی؟! و الله آمرزندة مهربان است

﴿2﴾ به راستی الله (راه) گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرر داشته است، و الله دوستدار (و مولای) شماست، و او دانای حکیم است

﴿3﴾ و هنگامی که پیامبر به بعضی از همسرانش سخنانی را به راز گفت، پس چون (آن همسر) آن را (به دیگری) خبر داد، و الله او (پیامبر) را بر آن آگاه کرد، قسمتی از آن را برای او بیان کرد و از قسمتی (دیگر) خودداری نمود، پس هنگامی که (پیامبر) او را از آن خبر داد، گفت: «چه کسی این را به تو خبر داده است؟» (پیامبر) فرمود: «(الله) دانای آگاه مرا خبر داده است»

﴿4﴾ (ای همسران پیامبرا!) اگر شما دو نفر به درگاه الله توبه کنید (به سود شماست) بی‌گمان دلهایتان (از حق) منحرف گشته است، و اگر شما دو نفر بر علیه او همدست (متفق) شوید پس (بدانید) که الله یاور (و مولای) اوست، و (نیز) جبرئیل و مردمان شایسته از مؤمنان، و فرشتگان (نیز) بعد از آن پشتیبان (و مددکار او) هستند

﴿5﴾ چه بسا اگر شما را طلاق دهد، پروردگارش همسرانی بهتر از شما برایش جایگزین کند، (که) مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، توبه‌کار، عبادت‌کننده، روزه‌دار، بیوه و دوشیزه باشند

﴿6﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! خودتان و خانواده‌تان را از آتشی که هیمة آن مردم و سنگهاست نگه دارید (آتشی که) برآن فرشتگان خشن و سخت‌گیر (گمارده شده) که هرگز الله را در آنچه به آنان فرمان داده نافرمانی نمی‌کنند، و هرچه فرمان می‌یابند انجام می‌دهند

﴿7﴾ ای کسانی که کافر شده اید! امروز عذرخواهی نکنید، جز این نیست که در برابر آنچه می‌کردید جزا داده می‌شوید

﴿8﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید! به سوی الله توبه کنید، توبه‌ای خالص، امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما بزداید، و شما را به باغ‌هایی (از بهشت) که نرها زیر (درختان) آن جاری است وارد کند، روزی که الله، پیامبر و کسانی را که با او ایمان آورده اند خوار نمی‌کند، نورشان پیشاپیش آنان و سمت راست‌شان در حرکت است، می‌گویند: «پروردگارا! نور ما را به تمام (و کمال) برسان، و ما را بیامرز بی‌گمان تو بر هرچیز توانایی»

﴿9﴾ ای پیامبر! با کفار و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر، و جایگاه‌شان جهنم است، و بد جایگاهی است

﴿10﴾ الله برای کسانی که کافر شده اند، همسر نوح و همسر لوط را مَثَل زده است که آن دو در نکاح دو تن از بندگان صالح ما بودند، پس به آن دو خیانت کردند، آنگاه (آن دو بندة صالح) نتوانستند چیزی از (عذاب) الله را از آن دو دفع کنند، و (به آن دو) گفته شد: «همراه واردشوندگان به آتش (جهنم) وارد شوید»

﴿11﴾ و الله برای کسانی که ایمان آورده اند، همسر فرعون (آسیه) را مَثَل زده است، هنگامی که گفت: «پروردگارا! خانه‌ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کردارش نجات بده، و مرا از قوم ستمگر رهایی بخش»

﴿12﴾ و (نیز) مریم دختر عمران را (مَثَل زده) که شرمگاه خویش را (پاک) نگه داشت، پس ما از روح خود در آن دمیدیم، و (او) کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود

الملک

Surah 67

﴿1﴾ پر برکت وبزرکواراست کسی که فرمانروایی جهان هستی به دست اوست, و او بر هر چیز تواناست

﴿2﴾ (همان) کسی که مرگ وزندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما نیکو کار تراست, و او پیروزمند بخشنده است

﴿3﴾ (آن) کس که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید, در آفرینش (خدای) رحمان هیچ خلل وبی نظمی نمی بینی, باز چشم بگردان, آیا نقصانی (وشکافی) می بینی؟

﴿4﴾ سپس بار دیگر چشم بگردان, چشم تو در حالی که خسته ونا توان است به سوی تو باز می گردد

﴿5﴾ به راستی ما آسمان دنیا را با چراغها آراستیم, وآنها را برای راندن شیاطین قرار دادیم, وبرای آنها عذاب (آتش) سوزان آماده ساختیم

﴿6﴾ وبرای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند عذاب جهنم است, وچه بد جایگاهی است

﴿7﴾ هنگامی که در آن انداخته شوند, از آن نفره ای (وحشتناک) می شنوند, در حالی که آن می جوشد

﴿8﴾ از شدت خشم نزدیک است پاره پاره شود, هرگاه که گروهی در آن انداخته می شوند, نگهبانانش از آنها می پرسند: «آیا بیم دهندۀ به سراغ شما نیامد؟!»

﴿9﴾ گویند: «چرا, بیم دهنده به سوی ما آمد, پس ما اورا تکذیب کردیم, وگفتیم: هرگز خداوند چیزی نازل نکرده است, شما جز در گمراهی بزرگ نیستید»

﴿10﴾ وگویند: «اگر ما می شنیدیم یا تعقل می کردیم, در (زمرۀ) دوزخیان نبودیم»

﴿11﴾ پس آنها به گناه خود اعتراف کنند, دور باد دوزخیان از رحمت خداوند

﴿12﴾ بی گمان کسانی که درنهان از پروردگارشان می ترسند, آنان آمرزش و پاداش بزرگی دارند

﴿13﴾ گفتار خود را پنهان دارید یا آن را آشکار سازید, (به هر حال) او به آنچه در دلهاست آگاه است

﴿14﴾ آیا کسی که (همۀ موجودات را) آفریده است, (از حال آنها) نمی داند؟ در حالی که او باریک بین وآگاه است

﴿15﴾ او کسی است که زمینن را برای شما رام گردانید, پس در گوشه ونواحی آن راه بروید واز روزی او بخورید, وبازگشت (همه) به سوی اوست

﴿16﴾ آیا خود را از کسی که در آسمان است, در امان می دانید, که (فرمان دهد) زمین شما را فرو برد, پس آن ناگهان به لرزش در آید؟

﴿17﴾ یا خودرا از کسی که در آسمان است, در امام می دانید, که تند بادی همراه با سنگریزه بر شما فرستد؟ پس بزودی خواهید دانست که هشدار من چگونه است

﴿18﴾ وبه راستی کسانی که پیش از آنان بودند (نیز دعوت پیامبران را) تکذیب کردند, پس عقوبت مذ چگونه بود

﴿19﴾ آیا به پرندگانی که بر فواز سرشان است, که گاهی بالهای خود را می گشانید, وگاهی فرو می بندند, نگاه نکردند؟! جز (خدای) رحمان (کسی) آنها را (بر فراز آسمان) نگاه نمی دارد, بی گمان او به هر چیز بیناست

﴿20﴾ آیا این چه کسی است آن که لشکر شما ست, که به جای (خدای) رحمان شما را یاری می کند؟ کافران جز در فریب (وغرورشان) نیستند

﴿21﴾ آیا آن کیست که به شما روزی دهد اگر او روزیش را باز دارد؟ بلکه آنها در سر کشی و دوری از حق لجاجت می کنند

﴿22﴾ آیا کسی که به رو افتاده حرکت می کند به هدایت نزدیکتراست, یا آن کسی که راست واستوار بر راه راست گام بر می دارد؟

﴿23﴾ بگو: «او کسی است که شما را آفرید, وبرای شما گوش وچشمان و دل قرار داد, (اما شما) اندکی سپاس گزاری می کنید»

﴿24﴾ بگو: «او کسی است شما را در زمین پراکند وبه سوی او گرد آورده می شوید»

﴿25﴾ ومی گویند: «اگر راست می گویید این وعدۀ (قیامت) چه زمانی است؟»

﴿26﴾ (ای پیامبر) بگو: «علم (قیامت) تنها نزد خداست, ومن فقط هشدار دهندۀ آشکار هستم»

﴿27﴾ پس چون آن (وعده وعذاب الهی) را از نزدیک ببینند, چهرۀ کسانی که کافر شدند سیاه واند وهگین می گردد, و(به آنها) گفته می شود: این همان چیزی است که شما آن را می طلبیدید

﴿28﴾ (ای پیامبر) بگو: «به من خبر دهید, اگر خداوند مرا وکسانی که با من هستند, هلاک کند, یا بر ما رحمت آورد, پس چه کسی کافران را از عذاب دردناک پناه می دهد؟!»

﴿29﴾ بگو: «او (خدای) رحمان است, به او ایمان آورده ایم, وبر او توکل کرده ایم, پس (ای کافران) بزودی خواهید دانست چه کسی در گمراهی آشکار است!»

﴿30﴾ (ای پیامبر) بگو: «به من خبر دهید اگر آب (شرب) شما (در زمین) فرو رود, پس چه کسی می تواند برای شما آب روان (وگوار) بیاورد؟!»

القلم

Surah 68

﴿1﴾ نون, سوگند به قلم وآنچه می نویسند

﴿2﴾ که تو (ای پیامبر) به نعمت (وفضل) پروردگارت دیوانه نیستی

﴿3﴾ وبی گمان برای تو (ای پیامبر) پاداشی بی پایان (وعظیم) است

﴿4﴾ و یقیناَ تو (ای محمد) بر اخلاق وخوی بسیار عظیم و والایی هستی

﴿5﴾ پس تو بزودی خواهی دید و آنها (نیز) خواهند دید

﴿6﴾ که کدام یک از شما دیوانه است

﴿7﴾ همانا پروردگارت بهتر می داند چه کسی از راه او گمراه گشته است, و (نیز) او به هدایت یافتگان دانا تراست

﴿8﴾ پس از تکذیب کنندگان اطاعت مکن

﴿9﴾ آنها دوست دارند (و می خواهند) که نرمی (ومدارا) کنی, پس آنها (نیز) نرمی (ومدارا) کنند

﴿10﴾ و از هر فرمایه ای که بسیار سوگند (دروغ) یاد می کند, اطاعت مکن

﴿11﴾ (آن) بسیار عیبجوی که به سخن چینی آمد و رفت می کند

﴿12﴾ وبسیار بازدارنده (کار) خیر, ومتجاوز وگنا هکار است

﴿13﴾ خشن (و کینه توز) و(بدتر) از آن (بی نسب و) حرام زاده است

﴿14﴾ بدان خاطر که صاحب مال و فرزندان بسیار است (مبادا از او اطاعت کنی)

﴿15﴾ هنگامی که آیات ما براو خواند شود, گوید: «(اینها) افسانه های گذشتگان است

﴿16﴾ به زودی بر بینی او داغ گذاریم

﴿17﴾ ما آنها را آز مایش کردیم, همانگونه که صاحبان باغ را آز مودیم, هنگامی که سوگند یاد کردند که صبحگاهان (که مستندان نباشند) میوه های باغ را بچینند

﴿18﴾ و ان شاء الله (گر خدا بخواهد) نگفتند

﴿19﴾ پس عذابی (فراگیر) از سوی پروردگارت بر (باغ) آنها فرو آمد, در حالی که همه در خواب بودند

﴿20﴾ پس آن باغ (سبز وخرم) همچون شب سیاه شد

﴿21﴾ آنگاه صبحگاهان یکدیگر را ندا دادند

﴿22﴾ که اگر می خواهید درو کنید, به سوی کشتزار (وباغ) خویش بروید

﴿23﴾ پس آنها (به سوی کشتزار) حرکت کردند. در حالی که آهسته باهم می گفتند

﴿24﴾ «(مراقب باشید) که امروز هیچ بینوا (ومسکینی) در آن (باغ) وارد نشود»

﴿25﴾ وصبحگاهان با تصمیم جدی بر منع و جلوگیری (از مستنمدان) بیرون شدند

﴿26﴾ پس هنگامی که آن (باغ) را دیدند, گفتند: «یقیناً ما راه گم کرده ایم

﴿27﴾ نه, بلکه ما (از حاصلان) بی بهره ومحروم هستیم»

﴿28﴾ یکی از بهترین آنها گفت: «آیا به شما نگفتم, چرا (شکر و) تسبیح (خدا را) نمی گوئید ؟!»

﴿29﴾ گفتند: «پروردگار ما پاک ومنزه است, مسلّماً ما ستمکار بودیم»

﴿30﴾ آنگاه ملامت کنان به یکدیگر رو آوردند

﴿31﴾ گفتند: «وای بر ما که طغیانگر (وسرکش) بودیم

﴿32﴾ امیدواریم که پروردگارمان (مارا ببخشد و) در عوض چیزی بهتر از آن (باغ) به ما بدهد, بی گمان ما به سوی پروردگار خود روی آورده ایم»

﴿33﴾ عذاب (خدا در دنیا) این چنین است, وعذاب آخرت مسلماً بزرگتر (وبشیتر) است, اگر آنها می دانستند

﴿34﴾ به راستی برای پر هیزگاران نزد پروردگارشان با غهای پر نعمت است

﴿35﴾ آیا ما مسلمانان را همچون مجرمان (وگناهکاران) قرار می دهیم؟

﴿36﴾ شما را چه شده است, چگونه داوری می کنید؟

﴿37﴾ آیا شما کتابی (آسمانی) دارید که در آن می خوانید؟

﴿38﴾ و در آن (کتاب) آنچه را انتخاب کنید, برای شما (نوشته شده) است؟

﴿39﴾ یا اینکه شما بر (عهدۀ) ما عهد وبیمان استواری تا روز قیامت دارید, که هر چه را حکم کنید, (حق) برای شما باشد؟

﴿40﴾ (ای پیامبر) از آنها بیرس, کدامیک از آنان در برابر این (ادعاها) متعهد است؟

﴿41﴾ ویا اینکه آنها (معبودان و) شریکانی دارند, پس اگر است می گویند باید شریکان (ومعبودان) خویش را بیاورند

﴿42﴾ روزی که (کار بالا گیرد وخداوند متعال برای داوری میان خلائق بیاید) ساق برهنه ومکشوف گردد, و(شرکان) دعوت به سجود می شوند, ولی نمی توانند (سجده کنند)

﴿43﴾ (در حالی که) دید گانشان (از ندامت وخجالت) فرو افتاده وذلّت وخواری وجودشان را در بر گرفته است, ویقیناً که پیش از آن (در دنیا) در حالی که سالم بودند به سجود فرا خوانده می شدند

﴿44﴾ پس (ای پیامبر) مرا با آن کسی که این سخن (قرآن) را تکذیب می کند واگذار, ما آنان را از آنجای که نمی دانند بتدریج خواهیم گرفت

﴿45﴾ وبه آنها مهلت می دهم, بی گمان مکر (وتربیر) من استوار (و محکم) است

﴿46﴾ (ای پیامبر) آیا تو از آنها مزدی درخواست می کنی, که (آنها از ادای آن در رنجند, و) برایشان سنگین است؟

﴿47﴾ یا (اسرار) غیب نزد آنهاست, پس آنان (از آن) می نویسند

﴿48﴾ پس (ای پیامبر) برای فرمان (وحکم) پروردگارت صبر کن, ومانند صاحب ماهی (= یونس بن متی) مباش, هنگامی که سرشار از غم واندوه بود (خدا را) نداد کرد

﴿49﴾ اگر نعمت (ورحمتی) از سوی پروردگارش اورا در نمی یافت, یقیناً (از شکم ماهی) به صحرای بی آب وعلف بیرون افکنده می شد, در حالی که او بدحال (ونکوهیده) بود

﴿50﴾ پس پروردگارش اورا برگزید, و اورا از صالحان قرار داد

﴿51﴾ و(ای پیامبر) نزدیک است کسانی که کافر شدند, هنگامی که آیات قرآن را می شنوند, با چشمهای خود تو را چشم زخم بزنند (وبلغزانند) ومی گویند: «قطعاً او دیوانه است»

﴿52﴾ در حالی که این (قرآن) جز پندی برای جهانیان نیست

الحاقة

Surah 69

﴿1﴾ (روز) واقع شدنی (رستاخیز)

﴿2﴾ آن واقع شدنی چیست؟

﴿3﴾ و تو چه دانی آن واقع شدنی چیست (وچگونه است)؟

﴿4﴾ (قوم) ثمود و(قوم) عاد (قیامت) درهم کوبنده را تکذیب کردند

﴿5﴾ پس اما (قوم) ثمود, به بانگ سهمگین هلاک شدند

﴿6﴾ واما (قوم) عاد با تند بادی سرکش وسرد به هلاکت رسیدند

﴿7﴾ (خداوند) هفت شب وهشت روز پی در پی بر آنها مسلط نمود, آنگاه (آن) قوم را آن (تندباد) مانند تنه های پوسیدۀ تو خالی درختان خرما, بر زمین افتاده (وهلاک شده) می دیدی

﴿8﴾ پس آیا از آنها کسی را می بینی که باقی مانده باشد؟

﴿9﴾ و فرعون وکسانی که پیش از او بودند, و(مردم) شهرهای ویران شده (قوم لوط) مرتکب گناهان (بزرگ) شدند

﴿10﴾ پس آنها از (فرمان) فرستادۀ پروردگارشان سر پیچی کردند, آنگاه (خداوند) آنها را به عذاب سختی گرفتارشان کرد

﴿11﴾ همانا هنگامی که آب طغیان کرد, شما را در کشتی سوار کردیم

﴿12﴾ تا که پندی برای شما قرار دهیم, وگوشهای شنوا آن را بشنوند و به یاد بسپارند

﴿13﴾ پس هنگامی که یک بار در "صور" دمیده شود

﴿14﴾ وزمین وکوهها از جاکنده شوند, پس یکباره درهم کوبیده (ومتلاشی) شوند

﴿15﴾ پس در آن روز واقعۀ (عظیم) قیامت به وقوع می پیوندد

﴿16﴾ وآسمان شکافته می شود, پس در آن روز سست می گردد (وفرو می ریزد)

﴿17﴾ وفرشتگان بر کناره های آن (= آسمان) قرار می گیرند, وآن روز هشت (فرشنه) عرش پروردگارت را بر فرازشان حمل می کنند

﴿18﴾ در آن روز شما (همگی برای کسابرسی, به پشیگاه خداوند) عرضه می شوید, وهیچ چیز از (کارهای) شما پنهان نخواهد ماند

﴿19﴾ پس اما کسی که نامۀ (اعمالش) را به دست راستش دهند, گوید:«بیایید نامۀ (اعمال) مرا بخوانید

﴿20﴾ من یقین داشتم که به حساب (اعمال) خودم خواهم رسید»

﴿21﴾ پس او در یک زندگی پسندیده (و رضایت بخشی) خواهد بود

﴿22﴾ در بهشتی برین

﴿23﴾ که میوه هایش (برای چیده شدن) در دسترس است

﴿24﴾ وبه آنها گفته می شود(: «بخورید و بیاشامید, گوارایتان باد, به (خاطر) آنچه در ایام گذشته پیش فرستاده اید»

﴿25﴾ و اما کسی که نامۀ (اعمالش) را بهه دست چیش دهند, گوید: «ای کاش هرگز نامۀ (اعمال) مرا به من داده نمی شد

﴿26﴾ ونمی دانستم حسابم چیست

﴿27﴾ ای کاش (با مرگ) همه چیز تمام می شد (وپایان کاربود)

﴿28﴾ مال و دارایی ام مرا بی نیاز نکرد (و سودی نبخشید)

﴿29﴾ قدرت و فرمانروایی ام (نیز) از (دست) من رفت (وبکلی نا بودشد)»

﴿30﴾ (به فرشتگان گفته می شود:) «اورا بگیرید, پس طوق (به گردن) او اندازید

﴿31﴾ سپس اورا به (آتش) دوزخ بیفکنید

﴿32﴾ آنگاه اورا در زنجیری که طول آن هفتاد ذراع است, ببندید

﴿33﴾ بی گمان او هرگز به خداوند بزرگ ایمان نمی آورد

﴿34﴾ و هرگز (مردم را) بر اطعام بینوا (یان) تشویق نمی کرد

﴿35﴾ پس امروز در این جا دوست صمیمی (ومهربانی) ندارد (که کمکش کند)

﴿36﴾ و عذابی جز از چرک وخون ندارد

﴿37﴾ (غذابی که) گناهکاران آن را نخورند»

﴿38﴾ پس سوگند به آنچه می بینید

﴿39﴾ وبه آنچه نمی بینید

﴿40﴾ بی تردید این (قرآن) گفتار رسول بزرگوار است

﴿41﴾ و اینها گفتار یک شاعر نیست, (اما شما) اندکی ایمان می آورید

﴿42﴾ و (نیز) گفتار یک کاهن نیست, (لیکن شما ) کمتر پند می گیرید

﴿43﴾ (این قرآن) از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است

﴿44﴾ و اگر (پیامبر) سخنانی (به دروغ) بر ما می بست

﴿45﴾ مسلّماً ما دست راست اورا می گرفتیم

﴿46﴾ سپس (شاه) رگ قلبش را قطع می کردیم

﴿47﴾ پس هیچ کس از شما نمی توانست از (عذاب) او مانع شود

﴿48﴾ ویقیناً این (قرآن) پند وت÷کری برای پر هیزگاران است

﴿49﴾ وما محققاً می دانیم که برخی از شما تکذیب کنندگان (این کلام الهی) هستید

﴿50﴾ و همانا این (قرآن) بر کافران مایۀ حسرت وندامت است

﴿51﴾ وبی گمان این (قرآن) حق الیقین است

﴿52﴾ پس (ای پیامبر) به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی

المعارج

Surah 70

﴿1﴾ تقاضاکننده‌ای، تقاضای عذابی وقوع یافتنی کرد

﴿2﴾ (این عذاب) برای کافران است. هیچ دفع‌کننده‌ای ندارد

﴿3﴾ از سوی الله صاحب مراتب و درجات است

﴿4﴾ فرشتگان و روح (جبرئیل) به سوی او عروج می‌کنند، در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است

﴿5﴾ پس تو (ای پیامبر!) صبر جمیل پیشه کن

﴿6﴾ بی‌گمان آنها آن (روز) را دور می‌بینند

﴿7﴾ و ما آن را نزدیک می‌بینیم

﴿8﴾ (همان) روزی که اسمان چون مس گداخته شود

﴿9﴾ و کوه‌ها مانند پشم رنگین (متلاشی و پراکنده) شود

﴿10﴾ و هیچ دوست صمیمی (و خویشاوندی) از (حال) دوست صمیمی (و خویشاوند خود) نپرسد

﴿11﴾ (در حالی که) آنان به یکدیگر نشان داده می‌شوند گناهکار (دوست دارد و) آرزو کند خویشتن را از عذاب آن روز باز خرد به فرزندانش

﴿12﴾ و زنش و برادرش

﴿13﴾ و قبیله اش که ( همیشه) او را جای و پناه می‌داد

﴿14﴾ و همة آنهایی که روی زمین اند (همگی فدا کند) سپس او نجات یابد

﴿15﴾ (اما) هرگز چنین نیست، بی‌گمان آن شعله‌های (آتش) سوزان است

﴿16﴾ پوست از سر و صورت بر می‌کند

﴿17﴾ کسانی را که (به فرمان الله) پشت کردند و (از حق) روی گرداندند، فرا می‌خواند

﴿18﴾ و (نیز کسانی را که) اموال را جمع‌آوری و ذخیره کردند. (و حق آن را نپرداختند)

﴿19﴾ یقیناً انسان کم طاقت (و حریص) آفریده شده است

﴿20﴾ هنگامی که بدی (و مصیبتی) به او رسد، بی‌تابی می‌کند

﴿21﴾ و هنگامی که خوبی به او رسد، بازدارنده (و بخیل) می‌شود

﴿22﴾ مگر نمازگزاران

﴿23﴾ همان کسانی که بر نمازهایشان همیشه مداومت می‌کنند

﴿24﴾ و کسانی که در اموال‌شان حق (معین و) معلومی است

﴿25﴾ برای گدا و محروم

﴿26﴾ و کسانی که روز جزا را تصدیق می‌کنند

﴿27﴾ و کسانی که از عذاب پروردگارشان می‌ترسند

﴿28﴾ بی‌گمان از عذاب پروردگارشان در امان نتواند بود

﴿29﴾ و کسانی که شرمگاه‌هایشان را نگه می‌دارند

﴿30﴾ مگر با همسران و کنیزانی که مالک آنها هستند که (در این صورت) ملامت و سرزنشی بر آنها نیست

﴿31﴾ پس هرکس غیر از اینها را بخواهد، آنان متجاوزان هستند

﴿32﴾ و کسانی که امانت‌ها و عهدشان را رعایت می‌کنند

﴿33﴾ و کسانی که به شهادت‌های خود متعهد هستند

﴿34﴾ و کسانی که بر نمازشان محافظت می‌کنند

﴿35﴾ اینان در باغ‌های (بهشت) گرامی داشته می‌شوند

﴿36﴾ پس (ای پیامبر!) کافران را چه شده که به سوی تو می‌شتابند؟

﴿37﴾ از راست و چپ، گروه گروه (و پراکنده) می‌شوند؟

﴿38﴾ آیا هرکدام از آنها (با آن اعمال ناپسندش) طمع دارد که او در بهشت پرنعمت (الهی) درآورده شود؟

﴿39﴾ هرگز چنین نیست، بی‌گمان ما آنها را از آنچه (خودشان) می‌دانند آفریده ایم

﴿40﴾ پس به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها سوگند می‌خورم که ما یقیناً قادریم

﴿41﴾ بر آن که (کسانی دیگر) بهتر از آنها را جایگزین کنیم، و ما (برای این کار) عاجز و ناتوان نیستیم

﴿42﴾ پس (ای پیامبر!) آنان را به حال خود واگذار تا در باطل خود فرو روند، و بازی کنند تا به روزی که به آنها وعده داده شده است برسند

﴿43﴾ (همان) روزی که شتابان از قبرها خارج می‌شوند، گویی به سوی نشانه (و بتها) می‌دوند

﴿44﴾ (در حالی که) چشم‌هایشان (از شرم و وحشت) به زیر افتاده، و ذلت (و خواری) آنها را پوشانده است. این همان روزی است که به آنها وعده داده می‌شد

نوح

Surah 71

﴿1﴾ بی‌گمان ما نوع را به سوی قومش فرستادیم، (و گفتیم): «قوم خود را پیش از آن که عذاب دردناک به سراغ‌شان آید، هشدار ده (و بترسان)

﴿2﴾ (نوح) گفت: «ای قوم! همانا من برای شما بیم‌دهندة آشکاری هستم

﴿3﴾ که الله را پرستش کنید و از او بترسید، و مرا اطاعت کنید

﴿4﴾ (پس اگر چنین کردید، الله) گناهان شما را می‌آمرزد، و شما را تا زمان معینی مهلت می‌دهد، زیرا هنگامی که اجل الهی فرا رسد تأخیر نخواهد داشت، اگر می‌دانید»

﴿5﴾ و نوح (پس از نهصد و پنجاه سال نصیحتگری و دعوت) گفت: پروردگارا! به راستی که من قوم خود را شب و روز (به ایمان) دعوت کردم

﴿6﴾ اما دعوت من (در حق آنان چیزی) جز گریز نیفزود

﴿7﴾ و من هرگاه آنها را دعوت کردم تا تو آنان را بیامرزی انگشتان‌شان را در گوش‌هایشان فرو کردند و لباس‌هایشان را (به خود) پیچیدند، و (در مخالفت) اصرار (و پافشاری) کردند و به شدت گردن کشی و تکبر نمودند

﴿8﴾ سپس من آنها را با صدای بلند (و آشکار) دعوت کردم

﴿9﴾ آنگاه به آشکار برایشان گفتم، و در نهان برای (هرکدام از) آنان بیان کردم

﴿10﴾ پس (به آنها) گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بخواهید، بی‌گمان او بسیار آمرزنده است

﴿11﴾ تا از آسمان (باران) پی در پی بر شما بفرستد

﴿12﴾ و شما را با اموال و فرزندان بسیار مدد کند، به شما باغ‌های (سرسبز) بدهد، و برای شما نهرهای (جاری) قرار دهد

﴿13﴾ شما را چه شده است که برای الله، عظمت (و شکوه) قایل نیستید؟

﴿14﴾ در حالی که شما را در مراحل گوناگون آفرید. (از نطفه سپس خون لخته شده، آنگاه تکة گوشت، تا این که انسان کامل شد)

﴿15﴾ آیا نمی‌بینید چگونه الله هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید؟

﴿16﴾ و ماه را در میان آسمان‌ها مایة روشنایی قرار داد، و خورشید را چراغ (فروزانی) گردانید

﴿17﴾ و الله شما را همچون گیاه و نباتی از زمین رویانید

﴿18﴾ سپس شما را به آن (زمین) باز می‌گرداند، و بار دیگر شما را بیرون می‌آورد

﴿19﴾ و الله زمین را برای شما گسترده ساخت

﴿20﴾ تا از راه‌های پهناور آن (به سوی مقصد خود) رفت و آمد کنید»

﴿21﴾ نوح گفت: «پروردگارا! بی‌گمان آنها مرا نافرمانی کردند، و از کسی پیروی کردند که مال وف رزندش چیزی جز زیانکاری بر او نیفزوده است

﴿22﴾ و (آن پیشوایان گمراه) نیرنگ (و مکر) بزرگی به کار بردند

﴿23﴾ و گفتند: معبودان خود را رها نکنید. و (بخصوص) «ود» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را رها نکنید

﴿24﴾ و به راستی آنها بسیاری را گمراه کردند، و (تو ای پروردگار!) ستمکاران را جز گمراهی میفزا»

﴿25﴾ (سرانجام) به کیفر گناهانشان (همگی) غرق شدند، پس در آتش (دوزخ) درآورده شدند، و در برابر (عذاب) الهی یاور (و مددکاری) برای خود نیافتند

﴿26﴾ و نوح گفت: «چروردگارا! هیچ یک از کافران (و دیارشان) را بر روی زمین باقی نگذار

﴿27﴾ چرا که اگر آنها را باقی گذاری بندگانت را گمراه می‌کنند، و جز (نسلی) بدکار و کافر به وجود نمی‌آورند

﴿28﴾ پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و هرآن کس که با ایان وارد خانة من شود، و (تمام) مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز، و ستمکاران راجز هلاکت (و نابودی) میفزا»

الجن

Surah 72

﴿1﴾ (ای پیامبر!) بگو: «به من وحی شده است که همانا گروهی از جنیان (به این قرآن) گوش فرا داده اند، پس گفتند: بی‌گمان ما قرآن عجیبی شنیدیم

﴿2﴾ که به راه راست هدایت می‌کند، پس ما به آن ایمان آوردیم، و هرگز کسی را با پروردگارمان شریک قرار نمی‌دهیم

﴿3﴾ و این که شأن و عظمت پروردگارمان بس (عظیم و) بلند است، او (هرگز برای خود) همسر و فرزندی انتخاب نکرده است

﴿4﴾ و این که سفیه (و نادان) ما (شیطان) در بارة الله سخنان ناروایی می‌گفت

﴿5﴾ و ما (چنین) گمان می‌کردیم که هرگز انس و جن بر الله دروغ نمی‌بندند

﴿6﴾ و این که مردانی از آدمیان به مردانی از جنیان پناه می‌بردند، پس آنها به گمراهی و سرکشی شان افزودند

﴿7﴾ و این که آنها گمان کردند، همانگونه که شما (جنیان) گمان می‌کردید که الله هیچ کس را (دوباره) زنده نمی‌گرداند

﴿8﴾ و این که ما آسمان را جستجو کردیم، پس آن را پر از محافظان نیرومند و تیرهای شهاب یافتیم

﴿9﴾ و این که ما پیش از این در جاهایی (از آسمان) به استراق سمع می‌نشستیم، پس اکنون هرکس (بخواهد) استراق سمع کند، شهابی را در کمین خود خواهد یافت

﴿10﴾ و این که ما ننمی‌دانیم آیا برای اهل زمین شرّ اراده شده، یا پروردگارشان خیر و هدایت آنها را خواسته است

﴿11﴾ و این که در میان ما افرادی صالح و افرادی نادرستند، ما گروه‌هایی متفاوت (و گوناگون) هستیم

﴿12﴾ و این که ما یقین داریم که هرگز نمی‌توانیم در روی زمین الله را عاجز و ناتوان کنیم، و هرگز با گریز نمی‌توانیم او را ناتوان سازیم. (و راه فراری نداریم)

﴿13﴾ و این که ما هنگامی که (سخن) هدایت را شنیدیم به آن ایمان آوردیم، پس هرکس که به پروردگارش ایمان آورد، نه از نقصان می‌ترسد، و نه از ستم (بیم دارد)

﴿14﴾ و این که گروهی از ما مسلمان و گروهی کافر (و ظالم) هستند، پس هرکس که اسلام آورده آنانند که راه رستگاری را جستجو کرده (و برگزیده) اند

﴿15﴾ و اما کافران (و ستمکاران) هیزم (آتش) جهنم خواهند بود

﴿16﴾ و این که اگر آنها بر راه راست استقامت و پایداری کنند، البته با آب فراوان سیرابشان می‌کنیم

﴿17﴾ تا آنها را با آن (نعمت‌ها) بیازماییم، و هرکس از یاد (و ذکر) پروردگارش روی برتابد، (الله) او را به عذابی سخت گرفتار می‌سازد

﴿18﴾ و این که مساجد از آنِ الله است، پس کسی را با الله نخوانید

﴿19﴾ و این که هنگامی که بندة الله (محمد ) قیام کرد تا او را بخواند (و عبادت کند) نزدیک بود که (از ازدحام بر گرد او) بر سرهم فرو ریزند

﴿20﴾ (ای پیامبر! به آنها) بگو: «من تنها پروردگارم را می‌خوانم، و کسی را شریک او نمی‌سازم»

﴿21﴾ بگو: «بی‌گمان من نمی‌توانم به شما زیانی برسانم، و نه خیر و سودی (برسانم)»

﴿22﴾ (ای پیامبر!) بگو: «هیچکس مرا از (کیفر) الله پناه نخواهد داد، و غیر از او هرگز پشت و پناهی نخواهم یافت

﴿23﴾ مگر (تنها وظیفة من) رساندن پیامی از جانب الله و (انجام) رسالت‌هایش است، و هرکس نافرمانی الله و پیامبرش کند، پس بی‌گمان آتش جهنم از آنِ اوست جاودانه در آن خواهد ماند»

﴿24﴾ (کار کفار همچنین ادامه دارد) تا زمانی که آنچه را به آنها وعده داده شده ببینند، آنگاه خواهند دانست چه کسی یاورش ناتوان‌تر و جمیعتش کمتر است

﴿25﴾ (ای پیامبر!) بگو: «نمی‌دانم آیا آنچه که به شما وعده داده شده نزدیک است یا این که پروردگارم زمانی (دور) برای آن قرار می‌دهد؟!»

﴿26﴾ (الله) دانای غیب است، و هیچکس را بر (اسرار) غیب خود آگاه نمی‌سازد

﴿27﴾ مگر رسولانی که آنان را پسندیده (و برگزیده) است، پس بی‌گمان از پیش روی او و پشت سرش نگهبانی (و مراقبیتی از فرشتگان) می‌گمارد

﴿28﴾ تا بداند که رسالت‌های پروردگارشان را ابلاغ کرده اند، و (الله) به آنچه نزد آنهاست احاطت دارد، و عدد هرچیز را شمارش کرده است

المزمل

Surah 73

﴿1﴾ ای جامه برخود پیچیده

﴿2﴾ شب را جز اندکی بپا خیز (و عبادت کن)

﴿3﴾ نیمه‌ای از آن را، یا اندکی از آن کم کن

﴿4﴾ یا اندکی بر (نصف) آن بیفزا، و قرآن را با ترتیل و تأمل بخوان

﴿5﴾ یقیناً ما به زودی سخنی سنگین بر تو نازل خواهیم کرد

﴿6﴾ بی‌گمان شب زنده‌داری (بر نفس) دشوار است و برای گفتار (و نیایش) مناسب و استوارتر است

﴿7﴾ یقیناً تو در روز مشغلة بسیار داری

﴿8﴾ و نام پروردگارت را یاد کن، و تنها به او دل ببند

﴿9﴾ (همان) پروردگار مشرق و مغرب که معبودی (بحق) جز او نیست پس او را کارساز ( و نگاهبان خود) برگزین

﴿10﴾ و بر آنچه (مشرکان) می‌گویند، شکیبا باش، و به شیوه‌ای نیکو (و شایسته) از آنها دوری کن

﴿11﴾ و مرا با این تکذیب‌کنندگان مرفه و منعّم واگذار، و آنها را کمی مهلت ده

﴿12﴾ بی‌گمان نزد ما قید (و بندهای) گران و (آتش) دوزخ

﴿13﴾ و غذایی گلوگیر، و عذابی دردناک است

﴿14﴾ روزی که زمین و کوه‌ها به لرزه درآید، و کوه‌ها (متلاشی می‌شود و) همچون تودة شن نرم (روان) می‌گردد

﴿15﴾ یقیناً ما پیامبری به سوی شما فرستادیم که بر شما شاهد (و گواه) است، همانگونه که به سوی فرعون پیامبری فرستادیم

﴿16﴾ آنگاه فرعون آن پیامبر را نافرمانی (و مخالفت) کرد، پس ما او را به سختی مجازات کردیم

﴿17﴾ پس اگر کافر شوید چگونه خود را (از عذاب) در امان می‌دارید، روزی که کودکان را پیر می‌کند

﴿18﴾ (در آن روز) آسمان شکافته می‌شود، وعدة او شدنی است

﴿19﴾ بی‌گمان این (آیات) پند (و هشداری) است، پس هرکس که بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزیند

﴿20﴾ (ای پیامبر!) یقیناً پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم شب و (یا) نصف (یا) ثلث آن را بپا می‌خیزید، و الله شب و روز را اندازه‌گیری می‌کند، می‌داند که شما نمی‌توانید حساب آن را (دقیق) محاسبه کنید، لذا شما را بخشید، پس اکنون آنچه (برای شما) میسر باشد از قرآن بخوانید، (الله) می‌داند که برخی از شما بیمار خواهند شد، و گروهی (دیگر) برای بدست‌آوردن فضل و نعمت الله در زمین سفر می‌کنند، و گروهی (نیز) در راه الله جهاد می‌کنند، پس آنچه میسر باشد از آن بخوانید، و نماز را برپا دارید، و زکات بدهید، و به الله قرض الحسنه (وام نیکو) دهید، و (بدانید که) آنچه از کارهای خیر پیشاپیش برای خودتان می‌فرستید نزد الله به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت، و از الله آمرزش بخواهید که همانا الله آمرزندة مهربان است

المدثر

Surah 74

﴿1﴾ ای جامه بر سر کشیده

﴿2﴾ برخیز و بیم ده

﴿3﴾ و پروردگارت را بزرگ شمار

﴿4﴾ و لباسهایت را پاکیزه دار

﴿5﴾ و از پلیدی دوری کن

﴿6﴾ و نباید برای افزون خواهی چیزی را بدهی

﴿7﴾ و برای (خوشنودی) پروردگارت شکیبا باش

﴿8﴾ پس هنگامی که در «صور» دمیده شود

﴿9﴾ آن روز، روز سخت (و دشواری) است

﴿10﴾ بر کافران آسان نیست

﴿11﴾ (ای پیامبر!) مرا با کسی که او را تنها آفریده‌ام واگذار

﴿12﴾ و (همان که) مال فراونی برایش قرار دادم

﴿13﴾ و فرزندانی که همیشه (در خدمت او و) با او هستند

﴿14﴾ و همه وسایل (و امکانات) زندگی را در اختیارش قرار دادم

﴿15﴾ باز (هم) طمع دارد که (برآن) بیفزایم

﴿16﴾ هرگز، (چنین نخواهد شد) بی‌گمان او نسبت به آیات ما دشمنی (و عناد) دارد

﴿17﴾ و به زودی او را به مشقت و سختی می‌اندازم

﴿18﴾ زیرا که او (برای مبارزه با قرآن) اندیشید، و اندازه (و محاسبه) کرد

﴿19﴾ پس مرگ بر او باد! چگونه اندازه (و محاسبه) کرد؟

﴿20﴾ باز (هم)، مرگ بر او باد! چگونه اندازه (و محاسبه) کرد؟

﴿21﴾ سپس نگاهی افکند

﴿22﴾ آنگاه چهره درهم کشید و روی ترش کرد

﴿23﴾ سپس (به حق) پشت نمود و تکبر ورزید

﴿24﴾ آنگاه گفت: «این (قرآن) چیزی جز جادویی که (از دیگران) آموخته شده، نیست

﴿25﴾ و این (چیزی) جز گفتار بشر نیست»

﴿26﴾ به زودی او را به سقر (جهنم) درخواهم آورد

﴿27﴾ و تو چه ذاتی «سقر» چیست؟

﴿28﴾ (آتش سوزانی که) نه (چیزی را) باقی می‌گذارد و نه (چیزی را) رها می‌کند

﴿29﴾ پوست را (دگرگون کرده و) می‌سوزاند

﴿30﴾ برآن (آتش) نوزده (فرشته) گمارده شده است

﴿31﴾ و ما مأموران دوزخ را جز فرشتگان قرار ندادیم، و شمار آنها را جز برای آزمایش کافران معین نکردیم، تا اهل کتاب یقین کنند، و کسانی که ایمان آورده اند بر ایمان خود بیفزایند، و اهل کتاب و مؤمنان، گرفتار شک و تردید نشوند، و تا کسانی که در دلهایشان مرض است و (نیز) کافران بگویند: «الله از این مثل (و توصیف) چه خواسته است؟» بدینگونه الله هرکس را بخواهد گمراه می‌سازد، و هرکس را بخواهد هدایت می‌کند، و (شمار) لشکریان پروردگارت را جز او (کسی) نمی‌داند، و این جز پند و اندرزی برای انسانها نیست

﴿32﴾ آری، (هرگز اینچنین نیست که آنها تصور می‌کنند) سوگند به ماه

﴿33﴾ و به شب هنگامی که پشت کند

﴿34﴾ و به صبح هنگامی که روشن شود

﴿35﴾ که آن (آتش دوزخ) یکی از (چیزهای) بزرگ (و هولناک) است

﴿36﴾ (ترساننده و) هشداردهنده برای انسانهاست

﴿37﴾ برای کسی از شما که بخواهد (در راه راست) پیش افتد، یا (از آن) عقب بماند

﴿38﴾ هرکس در گرو اعمال خویش است

﴿39﴾ مگر «اصحاب یمین»

﴿40﴾ که در باغ‌های (بهشت) هستند، و می‌پرسند

﴿41﴾ از گناهکاران

﴿42﴾ چه چیز شما را به «سقر» (دوزخ) درآورد؟

﴿43﴾ گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم

﴿44﴾ و بینوا (یان) را طعام نمی‌دادیم

﴿45﴾ و پیوسته همراه یاوه‌گویان (و اهل باطل) همصدا می‌شدیم

﴿46﴾ و همواره روز جزا را تکذیب می‌کردیم

﴿47﴾ تا زمانی که مرگ به سراغمان آمد

﴿48﴾ پس شفاعت شفاعت‌کنندگان به آنها سودی نمی‌بخشد

﴿49﴾ پس آنها را چه شده است که از پند (و تذکر) روی گردانند؟

﴿50﴾ گویی که آنها (گور) خران رم کرده اند

﴿51﴾ که از شیر گریخته اند

﴿52﴾ بلکه هرکدام از آنها (توقع دارد و) می‌خواهد که (به او) نامة گشاده (و جداگانه از سوی الله) داده شود

﴿53﴾ هرگز چنین نیست (که آنان می‌پندارند) بلکه آنها از (عذاب) آخرت نمی‌ترسند

﴿54﴾ نه، حقاً که این (قرآن) پند (و یادآوری) است

﴿55﴾ پس هرکس که بخواهد آن را یاد کند (پند گیرد)

﴿56﴾ و یاد نمی‌کنند (و پند نمی‌گیرند) مگر این که الله بخواهد، او اهل تقوا و اهل آمرزش است

القیامة

Surah 75

﴿1﴾ به روز قیامت سوگند می‌خورم

﴿2﴾ و به نفس ملامتگر سوگند می‌خورم

﴿3﴾ آیا انسان می‌پندارد که (پس از مرگ) هرگز استخوان‌هایش را جمع نخواهیم کرد؟

﴿4﴾ آری، ما قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتانش را یکسان و مرتب کنیم

﴿5﴾ بلکه انسان می‌خواهد که (آزادانه و بدون ترس از آخرت) در گناه و بدکاری مداومت داشته باشد

﴿6﴾ (از این رو) می‌پرسد: «روز قیامت کی خواهد بود؟!»

﴿7﴾ پس هنگامی که چشم خیره شود

﴿8﴾ و ماه تیره (و بی‌نور) گردد

﴿9﴾ و خوشرید و ماه یکجا جمع کرده شود

﴿10﴾ آن روز انسان می‌گوید: «راه گریز کجاست؟»

﴿11﴾ هرگز، هیچ گریزگاهی وجود ندارد

﴿12﴾ آن روز قرارگاه (نهایی) به سوی پروردگار توست

﴿13﴾ در آن روز انسان را از آنچه پیش یا پس فرستاده است خبر داده می‌شود

﴿14﴾ بلکه انسان به خوبی بر خویشتن آگاه است

﴿15﴾ اگر چه (در دفاع از خود) عذرهایش را در میان آورد

﴿16﴾ (ای پیامبر! هنگام نزول قرآن) زبانت را برای (تکرار و خواندن) آن شتابزده حرکت مده

﴿17﴾ مسلماً جمع‌آوری و خواندن آن بر (عهدة) ماست

﴿18﴾ پس هرگاه (توسط جبرئیل) آن را (بر تو) خواندیم، خواندن او را پیروی کن

﴿19﴾ سپس بیان‌کردنش بر (عهدة) ماست

﴿20﴾ هرگز چنین نیست (که شما مشرکان می‌پندارید) بلکه شما دنیا (ی زودگذر) را دوست دارید

﴿21﴾ و آخرت را رها می‌کنید

﴿22﴾ آن روز چهره‌هایی تازه (و شاداب) است

﴿23﴾ به سوی پروردگارش می‌نگرد

﴿24﴾ و در آن روز چهره‌هایی عبوس (و درهم کشیده) است

﴿25﴾ یقین دارد که آسیبی کمرشکن به او می‌رسد

﴿26﴾ آری، چون (جان) به گلوگاهش برسد

﴿27﴾ و گفته شود: چه کسی است که افسون بخواند؟ (و او را نجات دهد)

﴿28﴾ و یقین کند که زمان جدایی (از دنیا) است

﴿29﴾ و ساقها (ی پایش) به هم بپیچد

﴿30﴾ در آن روز راندن (و مسیر همه) به سوی پروردگارت خواهد بود

﴿31﴾ پس (او) نه تصدیق کرده است و نه نماز گزارده است

﴿32﴾ بلکه (قرآن را) تکذیب کرد و (از ایمان) روی گرداند

﴿33﴾ سپس خرامان به سوی خانواده اش بازگشت

﴿34﴾ وای برتو! پس وای برتو

﴿35﴾ بازهم وای برتو! پس وای برتو

﴿36﴾ آیا انسان گمان می‌کند که (بی‌هدف و بدون حساب و جزا) به خود رها می‌شود؟

﴿37﴾ آیا (او) نطفه‌ای از منی که (در رحم) ریخته می‌شود نبود؟

﴿38﴾ آنگاه به صورت خون بسته درآمد، پس (الله او را) آفرید، و درست و استوار ساخت

﴿39﴾ پس از او دو زوج نر و ماده پدید آورد

﴿40﴾ آیا (چنین آفریدگاری) قادر نیست که مردگان را (دوباره) زنده کند؟

الإنسان

Surah 76

﴿1﴾ یقیناً زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیزی (مهم و) قابل ذکر نبود

﴿2﴾ به راستی ما انسان را از نطفة مختلطی آفریدیم، او را می‌آزماییم، پس او را شنوای بینا قرار دادیم

﴿3﴾ همانا ما راه را به او نشان دادیم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس

﴿4﴾ به راستی ما برای کافران زنجیرها و غل‌ها و آتش سوزان مهیا کرده ایم

﴿5﴾ بی‌گمان نیکوکاران (در بهشت) از جامی می‌نوشند که آمیزه اش کافور است

﴿6﴾ (از) چشمه‌ای که بندگان (خاص) الله از آن می‌نوشند، (هروقت و) هر جا بخواهند آن را جاری می‌سازند

﴿7﴾ (بندگان نیکوکار) به نذر وفا می‌کنند و از روزی می‌ترسند که (عذاب و) شرّ آن فراگیر است

﴿8﴾ و غذا را با این که (نیاز و) دوست دارند به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» می‌بخشند

﴿9﴾ (و می‌گویند:) «ما فقط به خاطر الله به شما غذا می‌دهیم، نه از شما پاداشی می‌خواهیم و نه سپاسی

﴿10﴾ همانا ما از پروردگارمان می‌ترسیم، روزی که عبوس و سخت و دشوار است»

﴿11﴾ پس الله آنان را از (سختی و) شر آن روز نگه داشت و آنها را شادمانی و سرور بخشید

﴿12﴾ و به (پاداش) صبری که کردند، بهشت و (لباس‌های) حریر (بهشتی) را به آنان پاداش داد

﴿13﴾ در آنجا بر تختها (ی زیبا) تکیه کرده اند، نه آفتابی در آنجا می‌بینند و نه سرمایی

﴿14﴾ و سایه‌هایش بر آنها فرو افتاده، و میوه‌هایش (برای چیدن) در دسترس (و به فرمان) است

﴿15﴾ و در گرداگرد آنها ظرف‌های سیمین (غذاها) و کاسه‌های بلورین (نوشیدنی‌ها) گردانده می‌شود

﴿16﴾ (کاسه‌های) بلورین از نقره که آنها را به اندازة مناسب (پر و) آماده کرده اند

﴿17﴾ و در آنجا از جام‌هایی سیراب می‌شوند که آمیزه اش زنجبیل است

﴿18﴾ (از) چشمه‌ای، در آنجا که سلسبیل نامیده می‌شود

﴿19﴾ و همواره نوجوانانی جاودانه بر گردشان می‌چرخند که هرگاه آنها را ببینی، گمان می‌کنی که مروارید پراکنده هستند

﴿20﴾ و چون (به هرسمتی) بنگری، آنجا نعمت بسیار و فرمانروایی عظیمی را می‌بینی

﴿21﴾ بر آنان (بهشتیان) لباس‌هایی سبزرنگ از دیبای نازک و دیبای ضخیم است، و با دستبندهایی از نقره آراسته شده اند، و پروردگارشان شراب پاک به آنها می‌نوشاند

﴿22﴾ (و به آنها گفته می‌شود:) «این (نعمت‌ها) پاداش شماست، و سعی و کوشش شما قدردانی شده است»

﴿23﴾ (ای پیامبر!) یقیناً ما قرآن را بر تو تدریجاً نازل کردیم

﴿24﴾ پس برای حکم پروردگارت شکیبا باش، و از هیچ گنهگار یا ناسپاسی از آنان فرمان نبر

﴿25﴾ و صبح و شام نام پروردگارت را یاد کن

﴿26﴾ و (نیز) بخشی از شب برایش سجده کن (و نماز گزار) و بخش درازی از شب او را تسبیح گوی

﴿27﴾ بی‌گمان اینان (کافران) دنیای زودگذر را دوست دراند، و روز سختی (را که در پیش دارند) پشت سر خود رها می‌کنند

﴿28﴾ ما آنها را آفریدیم و پیوند (مفاصل) شان را محکم کردیم، و هر زمان بخواهیم جای آنان را به (گروه دیگری) مانندشان می‌دهیم

﴿29﴾ بی‌گمان این یادآوری (و پند) است، پس هرکس که بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمی‌گزیند

﴿30﴾ و شما چیزی را نمی‌خواهید مگر این که الله بخواهد، بی‌گمان الله دانای حکیم است

﴿31﴾ هرکس را که بخواهد در رحمت خود وارد می‌کند، و برای ستمکاران عذاب دردناکی آماده کرده است

المرسلات

Surah 77

﴿1﴾ سوگند به فرشتگانی که پی در پی فرستاده شدند

﴿2﴾ پس سوگند به فرشتگانی که همچون تندباد می‌روند

﴿3﴾ و سوگند به فرشتگانی که (ابرها را) پراکنده می‌کنند

﴿4﴾ پس سوگند به فرشتگانی که جداکننده (حق از باطل) اند

﴿5﴾ و سوگند به فرشتگانی که وحی (الهی) را (به پیامبران) القا می‌کنند

﴿6﴾ برای اتمام حجت یا برای بیم و هشدار

﴿7﴾ بی‌گمان آنچه به شما وعده داده می‌شود، واقع خواهد شد

﴿8﴾ پس هنگامی که ستارگان تیره (و محو) شود

﴿9﴾ و هنگامی که آسمان شکافته شود

﴿10﴾ و هنگامی که کوه‌ها (از جا کنده و) پراکنده شود

﴿11﴾ و هنگامی که پیامبران را (جهت گواهی بر امتها) وقت معین شود

﴿12﴾ این (امر) برای چه روزی به تأخیر افتاده است؟

﴿13﴾ برای روز جدایی، (و داوری)

﴿14﴾ و تو چه دانی روز جدایی (و داوری) چیست؟

﴿15﴾ در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿16﴾ آیا ما پیشینیان (مجرم) را نابود نکردیم؟

﴿17﴾ سپس دیگران را در پی آنها خواهیم آورد

﴿18﴾ این چنین با گنهکاران رفتار می‌کنیم

﴿19﴾ در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿20﴾ آیا شما را از آبی پست (و ناچیز) نیافریدیم؟

﴿21﴾ پس آن را در (رحم) قرارگاهی محفوظ (و استوار) قرار دادیم

﴿22﴾ تا زمانی معین؟

﴿23﴾ پس ما (بر این کار) توانا بودیم، و چه نیک توانا (و قدرتمند) هستیم

﴿24﴾ در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿25﴾ آیا زمین را جایگاه (تجمع مردم) قرار ندادیم

﴿26﴾ هم در حال حیات و زندگی‌شان و هم مرگ‌شان؟

﴿27﴾ و در آن کوه‌های بسیار بلند (و استوار) قرار دادیم، و ابی شیرین (و گوار) به شما نوشاندیم

﴿28﴾ در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب‌گنندگان

﴿29﴾ (به آنها گفته می‌شود:) به سوی همان چیزی بروید که پیوسته تکذیبش می‌کردید

﴿30﴾ بروید به سوی سایة (دودهای آتش) سه شاخه

﴿31﴾ نه سایه افکن (و خنک) است، و نه از (گرمی) شعله‌های آتش جلوگیری می‌کند

﴿32﴾ همانا (جهنم) شراره‌هایی چون کوشک پرتاب می‌کند

﴿33﴾ گویی که آن (شراره‌ها) شتران زرد رنگ هستند

﴿34﴾ در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿35﴾ این (همان) روزی است که سخن نمی‌گویند

﴿36﴾ و به آنها اجازه داده نمی‌شود تا عذرخواهی کنند

﴿37﴾ در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿38﴾ این (همان) روز جدایی (و داوری) است که شما و گذشتگان را گرد آورده ایم

﴿39﴾ پس اگر (حیله و) نیرنگی دارید، آن را در حق من بکار گیرید

﴿40﴾ در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿41﴾ به راستی که (در آن روز) پرهیزگاران در سایه‌ها و (کنار) چشمه‌ها قرار دارند

﴿42﴾ و میوه‌هایی که میل داشته باشند

﴿43﴾ (به آنها گفته می‌شود:) گوارا بخورید و بنوشید به پاداش آنچه می‌کردید

﴿44﴾ ما اینگونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم»

﴿45﴾ در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿46﴾ «(ای کافران! در این دنیا) اندکی بخورید و بهره گیرید، زیرا شما گناهکار هستید»

﴿47﴾ در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿48﴾ و هنگامی که به آنها گفته شود: (نماز بگزارید و) رکوع کنید، (نماز نمی‌گزارند و) رکوع نمی‌کنند

﴿49﴾ در آن روز (قیامت) وای بر تکذیب‌کنندگان

﴿50﴾ (ای پیامبر! اگر این مردم به این قرآن ایمان نمی‌آورند) پس بعد از آن به کدام سخن ایمان می‌آورند؟

النبأ

Surah 78

﴿1﴾ (کافران) از چه چیز از یکدیگر سؤال می کنند؟

﴿2﴾ از خبری بزرگ

﴿3﴾ همان (خبری) که آنها در آن اختلاف دارند

﴿4﴾ چنین نیست (که آنها می اندیشند), بزودی خواهند دانست

﴿5﴾ باز هم چنین نیست, بزودی خواهند دانست

﴿6﴾ آیا زمین را بستری (برای آسایش شما) قرار ندادیم؟

﴿7﴾ وکوهها را میخها (ی آن قرار ندادیم؟)

﴿8﴾ و شما را جفت (نروماده) آفریدیم

﴿9﴾ وخواب شما را (مایۀ) آرامش تان قرار دادیم

﴿10﴾ وشب را پوششی (برای شما) قرار دادیم

﴿11﴾ وروز را (وسیله ای) برای زندگی ومعاش قرار دادیم

﴿12﴾ وبر فرار شما هفت (آسمان) اشوار بنا کردیم

﴿13﴾ و (خورشید را) چراغی درخشان آفریدیم

﴿14﴾ واز ابرهای باران زا آبی فراوان فروفرشاریم

﴿15﴾ تا بدان دانه وگیاه بسیار برویانیم

﴿16﴾ و با غهایی پر درخت (با آن آب پرورش دهیم)

﴿17﴾ بی گمان روز داوری (وجدای) میعاد (همگان) است

﴿18﴾ روزی که در "صور" دمیده می شود, سپس شما گروه گروه (به محشر) می آیید

﴿19﴾ و آسمان گشوده می شود, پس دروازه, دروازه می گردد

﴿20﴾ و کوهها به حرکت آنید, پس (چون) سراب گردند

﴿21﴾ وبی گمان جهنم کمینگاهی است

﴿22﴾ محل بازگشت برای سرکشان است

﴿23﴾ مدت زمانی دراز در آنجا بمانند

﴿24﴾ ودر آنجا نه (چیز) خنکی می چشند ونه آشامیدنی (گوارایی خواهند داشت)

﴿25﴾ جز آبی سوزان, و(مایعی که) جرک وخون (است)

﴿26﴾ (این) کیفری است مناسب ودر خور (اعمالشان)

﴿27﴾ زیرا که آنها هیج امیدی به (روز) حساب نداشتند

﴿28﴾ و آیات ما را بشدّت تکذیب کردند

﴿29﴾ وما همه جیز را (در کتاب لوح محفوظ) بشما رش نوشتیم

﴿30﴾ پس (کیفر اعمال خودرا) بچشید, که چیزی جز عذاب بر شما نمی افزاییم

﴿31﴾ بی گمان برای پر هیزگاران کامیابی است

﴿32﴾ با غها (ی میوه) و تاکستانها

﴿33﴾ وحوریانی جوان وهم سن وسال

﴿34﴾ وجامهایی لبریز وپیاپی (از شراب پاکیزه بهشت)

﴿35﴾ در آنجا نه سخن بیهوده ای می شنوند ونه دروغی

﴿36﴾ (این) پاداش از جانب پروردگارتوانیست وبختشی بنده (ودر خور آنهاست)

﴿37﴾ (همان) پروردگار آسمانها وزمین, وآنجه در میان آنهاست, (همان خدای) رحمان هیچ کس (درآن روز) یارای سخن گفتن با اوندارد

﴿38﴾ روزی که روح (= جبرییل) وفرشتگان به صف ایستند, هیچ کس سخن نگویید, جز کسی که خدای رحمان به او اجازه داده, و(او) سخن درست (وصواب) گوید

﴿39﴾ آن روز حق است, پس هر کس که بخواهد بازگشتگاهی به سوی پروردگارش بر گزنید

﴿40﴾ به راستی ما شما را از عذابی نزدیکی بیم دادیم, روزی که انسان آنچه را از قبل با رستهای خود فرستاده است می بیند, وکافر می گوید: «ای کاش من خاک بود». (وبرای حساب بر انگیخته نمی شد)

النازعات

Surah 79

﴿1﴾ سوگند به فرشتگانی که جانها (می کافران) را به شدّت بیرون می کشتند

﴿2﴾ و سوگند به فرشتگانی که جانها (ی مؤمنان) را به نرمی وآسانی می گیرند

﴿3﴾ و سوگند به فرشتگانی که شناورند

﴿4﴾ وسوگند به فرشتگانی که (در اجرامی اوامر الهی) بر یگدیگر سبقت می گیرند

﴿5﴾ و سوگند به فرشتگانی (که به امر الهی) کارهارا تدبیر می کنند

﴿6﴾ روزی که (سپس از اولین دمیدن در صور) زمین (وکوهها وهمه چیز) را بلرزاند

﴿7﴾ رد پی آن (دمیدن دوم حشر) بیاید

﴿8﴾ دلها در آن روز سخت مضطرب (وترسان) است

﴿9﴾ وچشمهای آنان (از ترس وشرمساری) فرو افتاده است

﴿10﴾ (کافران در دنیا) می گونید: «آیا ما (پس از مرگ دوباره) به حال اول خود باز می گردیم؟

﴿11﴾ آیا هنگامی که استخوانهای پوسیده ای شدیم (وبه خاک تبدیل گشتیم, باز هم زنده می شویم؟!)»

﴿12﴾ گونید: «(اگر چنین وعده ای درست باشد) آنگاه آن بازکشتی زیانبار است!»

﴿13﴾ پس آن (بازگشت) تنها با یک بانگ مهیب است

﴿14﴾ پس ناگهان همگی بر عرصۀ زمین (محشر) ظاهر می شوند

﴿15﴾ (ای پیامبر) آیا داستان موسی به تو رسیده است؟

﴿16﴾ آنگاه که پروردگارش او را در وادی مقدس «طوی» ندا داد (وفرمود)

﴿17﴾ به سوی فرعون برو, که او طغیان کرده است

﴿18﴾ پس به او بگو: «آیا می خواهی پاکیزه شوی؟

﴿19﴾ ومن تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم, آنگاه (از او) بترسی, (وفرمانیز دار شوی)

﴿20﴾ پس (موسی) معجزۀ بزرگ را به او نشان داد

﴿21﴾ اما او تکذیب کرد وعصیان ورزید

﴿22﴾ سپس پشت کرد وبه کوشش وتلاش (علیه او) پرداخت

﴿23﴾ پس (قومش را) جمع کرد ونداداد

﴿24﴾ وآنگاه گفت: «من پروردگار برتر شما هستم»

﴿25﴾ پس خداوند اورا به عذاب آخرت ودنیا گرفتار کرد

﴿26﴾ بی گمان در این (واقعه) عبرتی است برای کسی که (از خدا) می ترسد

﴿27﴾ آیا آفرنیش شما (بعد از مرگ) سخت تراست یا آسمان که (خداوند) آن را بنا کرد؟

﴿28﴾ سقف آن را برا فراشت, پس به آن شکل ونظم داد

﴿29﴾ وشبش را تاریک, وروزش را روشن گردانید

﴿30﴾ وزمین را بعد از آن گسترانید

﴿31﴾ واز آن آب (چشمه ها وچاهها) وچراگاهش را بیرون آورد

﴿32﴾ وکوهها را محکم واشوار (بر روی زمین) قرار داد

﴿33﴾ (همۀ اینها) برای بهره گیری شما و جهار پایانتان است

﴿34﴾ پس هنگامی که (آن) حادثۀ بزرگ (قیامت) فرا رسد

﴿35﴾ در آن روز انسان (تمام اعمال و) تلاشهای خود را به یاد آورد

﴿36﴾ و جهنم برای هو بیننده ای آشکار می شود

﴿37﴾ پس آن کس که طغیان (وسرکشتی) کرده باشد

﴿38﴾ وزندگی دنیا را (بر آخرت) ترجیح داده باشد

﴿39﴾ پس بی ترید جهنم جایگاه اوست

﴿40﴾ و اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگارش بیمناک بوده, ونفس را از هوی (وهوس) باز داشته باش

﴿41﴾ پس قطعاً بهشت جایگاه اوست

﴿42﴾ (ای پیامبر) دربارۀ قیامت از تو می پرسند, که در چه زمانی واقع می شود؟

﴿43﴾ تو را با یا آوری این سخن چه کار است؟

﴿44﴾ (سر انجام و) منتهای (علم) آن نزد پروردگارتواست

﴿45﴾ (ای پیامبر) توتنها بیم دهندۀ کسانی هستی که از آن می ترسند

﴿46﴾ روزی که (کافران قیامت را) ببیند, (چنین احساس می کنند که) گویی (در دنیا) جز یک شامگاه یا چاشتگاه درنگ نکرده اند

عبس

Surah 80

﴿1﴾ چهره درهم کشید, وروی بر گردانید

﴿2﴾ از این که (عبد الله بن ام مکتوم) نابینا به نزدش آمد

﴿3﴾ و (ای پیامبر) چه می دانی شاید که او پاک می شد

﴿4﴾ یا پندگیرد, واین پند به او نفع می داد

﴿5﴾ اما آن کس که مجد نیازی نمود

﴿6﴾ پس تو به او روی من آوری

﴿7﴾ در حالی که اگر او خود را (از کفر) پاک نسازد, چیزی بر تو نیست

﴿8﴾ اما کسی شتابان به مراغ تو می آید

﴿9﴾ و او (از خدا) می ترسد

﴿10﴾ پس تو از او غافل می شوی (وبه ار تو جه نمی کنی؟)

﴿11﴾ هرگز چنین نیست, بی گمان این (سوره) تذکر ویاد آوری است

﴿12﴾ پس هرکس بخواهد از آن پند گیرد

﴿13﴾ در صحیفه های پر ارزشی (ثبت) است

﴿14﴾ بلند پایه وپاکیزه

﴿15﴾ به دست (فرشتگان =) سفیران (وحی است)

﴿16﴾ بزرگوار ونیکو کار

﴿17﴾ مرگ بر (این) انسان, چقدر نا سپاس است؟

﴿18﴾ (خداوند) او را از چه چیز آفریده است؟

﴿19﴾ او را از نطفه ای (نا چیز) آفریده است, آنگاه او را موزون ساخت

﴿20﴾ سپس راه را برای او آسان نمود

﴿21﴾ آنگاه (بعد از پایان عمر) او را میراند, پس او را در قبر (پنهان) کرد

﴿22﴾ سپس هرگاه که بخواهد او را (زیاده می کند و از قبر) بر می انگیزد

﴿23﴾ هرگز چنین نیست, (که او می پندارد) او هنوز آنچه را که (خدا) فرمان داده, به جای نیاورده است

﴿24﴾ پس انسان باید به غذای خود بنگرد

﴿25﴾ بی گمان ما آب فراوان (از آسمان) فروریختیم

﴿26﴾ سپس زمین را به نیکی شگافتیم

﴿27﴾ آنگاه در آن دانه (های فراون) رویاندیم

﴿28﴾ وانگور وسبزی (بسیار)

﴿29﴾ و زیتون ونخل

﴿30﴾ وبا غهایی (ابنوه و) پردرخت

﴿31﴾ و(انواع) میوه و علوفه (پدید آوردیم)

﴿32﴾ (همۀ اینها) برای بهره گیری شما وچهار یایانتان است

﴿33﴾ پس هنگامی که (آن) صدای مهیب (قیامت) فرا رسد

﴿34﴾ روزی که انسان از برادرش می گریزد

﴿35﴾ واز ما درش و از پدرش

﴿36﴾ واز زنش وفرزندانش (نیز می گریزد)

﴿37﴾ در آن روز هرکس را کاری است که اورا به خود مشغولش دارد

﴿38﴾ چهره هایی در آن روز گشاده وروشن است

﴿39﴾ خندان وشاد است

﴿40﴾ وچهره هایی در آن روز غبار آلود است

﴿41﴾ سیاهی (وتاریکی) آنهارا پوشانده است

﴿42﴾ اینان همان کافران فاجرند

التکویر

Surah 81

﴿1﴾ هنگامی که خورشید درهم پیچیده شود

﴿2﴾ وهنگامی که ستارگان بی نور شوند

﴿3﴾ وهنگامی که کوهها به حرکت درآنید

﴿4﴾ وهنگامی که ماده شتران باردار رها شوند

﴿5﴾ وهنگامی که جانوران وحشی گرده آورده شوند

﴿6﴾ وهگامی که دریاها (جوشان و) بر افروخته شود

﴿7﴾ وهنگامی که روحها (باتنها) قرین شوند

﴿8﴾ وهنگامی که از دختر زنده به گورشده پرسیده شود

﴿9﴾ به کدامین گناه کشته شده است؟

﴿10﴾ وهنگامی که نامه های (اعمال) گشوده شود

﴿11﴾ وهنگامی که پرده از روی آسمان برگرفته شود

﴿12﴾ وهنگامی که دوزخ افروخته (وشعله ور) گردد

﴿13﴾ وهنگامی که بهشت نزدیک آورده شود

﴿14﴾ (در آن هنگام) هرکس خواهد دانست چه چیزی را (برای آفرت خود) حاضر (وآماده) کرده است

﴿15﴾ پس سوگند به شارگانی که باز می گردند

﴿16﴾ (شتابان) حرکت می کنند (واز نظر) پنهان می شوند

﴿17﴾ وسوگند به شب, هنگامی که (تاریکی اش کاسته نودو) پشت کند

﴿18﴾ وسوگند به صبح, هنگامی که بد مد

﴿19﴾ بی گمان این (قرآن) سخن فرستادۀ بزدگوار (= جبرئیل) است

﴿20﴾ که (مقتدر و) نیرومند است, ونزد (خداوند) صاحب عرش مقام ومنزلت والایی دارد

﴿21﴾ (در آسمانها) مودر اطاعت (فرشتکان) وامین (وحی) است

﴿22﴾ و (ای مردم) همنشین شما (محمد) دیوانه نیست

﴿23﴾ وبه راستی او (= جبرئیل) را در افق روشن دیده است

﴿24﴾ و او بر (آنچه از طریق) غیب (به او وحی شده) بخیل نیست

﴿25﴾ و این (قرآن) گفتۀ شیطان رانده شده نیست

﴿26﴾ پس به کجا می روید؟

﴿27﴾ این (قرآن) چیزی جز پند واندرز برای جهانیان نیست

﴿28﴾ برای کسی از شما که بخواهد راه راست درپشین گیرد

﴿29﴾ وشما نمی خواهید مگر آنکه پروردگار جهانیان بخواهد

الإنفطار

Surah 82

﴿1﴾ هنگامی که آسمان شکافته شود

﴿2﴾ وهنگامی که شارگان پراکنده شوند (وفرو ریزند)

﴿3﴾ وهنگامی که دریاها (به هم آمیزند و) روان گردند

﴿4﴾ وهنگامی که قبرها زیرورو شوند

﴿5﴾ (در آن هنگامی) هرکس خواهد دانست آنچه را که پیش فرستاده وآنچه را که باز پس داشته است

﴿6﴾ ای انسان! چه چیزی تو را (نسبت) به پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟

﴿7﴾ آن که تو را آفرید, آنگاه شکل واعضایت را تمام کرد سپس معتدل گرداند

﴿8﴾ و به هر شکلی (وصورتی) که خواست, تو را ترکیب نمود

﴿9﴾ هرگز چنین نیست (که شما گمان می کنید) بلکه شما روز جزارا تکذیب می کنید

﴿10﴾ و بی گمان نگهبانانی (از فرشتگان) بر شما گمارده شده

﴿11﴾ که نویسندگانی بزرگوار هستند

﴿12﴾ آنچه را انجام می دهید می دانند (واعمال نیک وبد شما را یار داشت می کنند)

﴿13﴾ مسلماً نیکان در نعمت (های بهشت) هستند

﴿14﴾ ویقیناً بدکاران در (آتش) جهنم اند

﴿15﴾ روز جزا به آن در آیند (وسبوزند)

﴿16﴾ وهر گز آنان از آنجا غایب نباشند

﴿17﴾ و تو چه می دانی که روز جزا چیست؟

﴿18﴾ باز تو چه می دانی که روز جزا چیست؟

﴿19﴾ روزی که هیچ کس قادر به انجام کاری برای دیگری نیست, ودر آن روز حکم (وفرمان) از آنٍ خداست

المطففین

Surah 83

﴿1﴾ وای بر کم فروشان

﴿2﴾ کسانی که چون (برای خود) از مردم پیمانه می کنند, حق خود را کامل می گیرند

﴿3﴾ وهنگامی که (می خواهند) برای آنان پیمانه یا وزن کنند, کم می گذارند

﴿4﴾ آیا آنها گمان نمی کنند که (قیامت فرا می رسد واز قبرها) برانگیخته می شود

﴿5﴾ در روزی بزرک؟

﴿6﴾ (همان) روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند

﴿7﴾ هرگز چنین نیست (که کافران پنداشته اند) حقا که نامۀ (اعمال) بدکاران در سجین است

﴿8﴾ و تو چه دانی که سجین چیست؟

﴿9﴾ کتابی است که (اعمال بدکاران در آن) نوشته شده است

﴿10﴾ در آن روز وای بر تکذیب کنندگان

﴿11﴾ آنان که روز جزا را (انکارو) تکذیب می کنند

﴿12﴾ وجز ستمکاران گنهکار (کسی) آن (روز) را تکذیب نمی کنند

﴿13﴾ چون آیات ما بر آنها تلاوت شود, گوید: «(این) افسانه های گذشتگان است»

﴿14﴾ هرگز چنین نیست (که آنها گمان می کنند) بلکه (بسب) آنچه کرده اند بر دلهایشان زنگار بسته است

﴿15﴾ هرگز چنین نیست (که آنها می پندارند) بی گمان آنها در آن روز از (دیدار) پروردگارشان یقیناً محجوب و محرومند

﴿16﴾ سپس (بعد از حساب) مسلماً وارد دوزخ می شوند

﴿17﴾ آنگاه به آنها گفته می شود: «این (آتش) همان جیزی است که آن را تکذیب می کردید!»

﴿18﴾ هرگز چنین نیست (که آنها می پندارند) بی گمان نامۀ (اعمال) نیکوکاران در علیین است

﴿19﴾ و تو چه دانی که علیین چیست؟

﴿20﴾ کتابی است که (اعمال نیکوکاران در آن) نوشته شده است

﴿21﴾ که مقربان (درگاه الهی) بر آن حاضر شوند (وگواهی دهند)

﴿22﴾ همانا نیکوکاران در نعمت (های بهشت) هستند

﴿23﴾ برتختها (تکیه زده و) می نگرند

﴿24﴾ خرمی ونشاط نعمت را در چهره هایشان (می بینی و) می شناسی

﴿25﴾ آنها از شواب ناب مهرشده, (نوشانده و) سیراب می شوند

﴿26﴾ مهری که بر آن نهاده شده از شک است, ودر این (شراب ونعمتهایی دیگر بهشت) مشتاقان باید بر یکدیگر پیشی گیرند

﴿27﴾ و آمیزه اش از تسنیم است

﴿28﴾ (همان) چشمه ای که مقربان (درگاه الهی) از آن می نوشنده

﴿29﴾ همانا کسانی که جرم وگناه کردند پیوسته (در دنیا) بر کسانی که ایمان آورده بودند می خندیدند

﴿30﴾ وهرگاه (مؤمنان) از کنارشان می گذشتند با چشم وابرو بهم اشاره می کردند

﴿31﴾ و چون به سوی خانوارۀ خود باز می گشتند, شادمان وخندان باز می گشتند

﴿32﴾ و هنگامی که مؤمنان را می دیدند می گفتند: «بی گمان اینها گمراهانند»

﴿33﴾ در حالی که آنان برای مراقبت (ونگهبانی) بر مؤمنان فرستاده نشده بودند

﴿34﴾ پس امروز کسانی که ایمان آورده اند به کافر می خندند

﴿35﴾ بر تختها (ی آراسته نشته و) می نگرند

﴿36﴾ آیا کافران پاداش آنچه می کردند دریافت کرده اند؟

الإنشقاق

Surah 84

﴿1﴾ هنگامی که آسمان شکافته شود

﴿2﴾ و به (فرمان) پروردگارش گوش دهد (وتسلیم شود) وسزاواراست (که چنین کند)

﴿3﴾ وهنگامی که زمین گسترده (و هموار) شود

﴿4﴾ و هر چه را درون خود دارد بیرون ریزد, وتهی گردد

﴿5﴾ و به (فرمان) پروردگارش گوش دهد (وتسلیم شود). وسزاوار است (که چنین کند)

﴿6﴾ ای انسان! بی گمان تو در راه (رسیدن به) پروردگارت سخت تلاش و کوشش می کنی, پس اورا ملاقات خواهی کرد

﴿7﴾ پس اما کسی که نامۀ (اعمالش) به دست راستش داده شود

﴿8﴾ بزودی به حسابی آسان, محاسبه می شود

﴿9﴾ و شادو مسرور به سوی خانواده اش باز می گردد

﴿10﴾ و اما کسی که نامۀ (اعمالش) از پشت سرش به او داده شود

﴿11﴾ پس بزودی (مرگ و) نابودی را می طلبند

﴿12﴾ و به (آتش) جهنم شعله ور در آید

﴿13﴾ بی گمان او در (دنیا) میان خانوادۀ خود شادمان بود

﴿14﴾ به راستی او گمان می کرد هرگز باز نخواهد گشت

﴿15﴾ آری, همانا پروردگارش (نسبت) به او بینا بود

﴿16﴾ پس به شفق سوگند می خورم

﴿17﴾ و سوگند به شاب وآنچه را فرو می پوشد

﴿18﴾ و سوگند به ماه چون (فروفش) کامل شود

﴿19﴾ که شما پیوسته از حالی به حال دیگر (منتقل) می شوید

﴿20﴾ پس آنان را چه شده که ایمان نمی آورند؟

﴿21﴾ وهنگامی که قرأن بر آنها تلاوت شود سجده نمی کنند؟

﴿22﴾ بلکه کسانی که کافر شدند, پیوسته (آیات الهی را) تکذیب می کنند

﴿23﴾ و خداوند به آنچه در دل پنهان می دارند داناتراست

﴿24﴾ پس (ای پیامبر) آنان را به عذابی دردناک بشات ده

﴿25﴾ مگر کسانی که ایمان آوردنده اند و کارهای شایسته انجام داده اند, که برای آنها پاداشی قطع نشدنی است

البروج

Surah 85

﴿1﴾ قسم به آسمان که دارندۀ بر جها است

﴿2﴾ و سوگند به روز موعود (= روز قیامت)

﴿3﴾ و سوگند به. شاهد (= روز جمعه) و"مشهود" (= روز عرفه)

﴿4﴾ اصحاب اخدود (= خندق داران) به هلاکت (وا بودی) رسیدند

﴿5﴾ (خندقهای پر از) افروخته از هیزمهای بسیار

﴿6﴾ هنگامی که بر (کنارۀ) آن نشسته بودند

﴿7﴾ وآنان آنچه را با مؤمنان انجام می دادند تماشا می کردند

﴿8﴾ وهیچ ایرادی از آنان نگرفتند, جز اینکه به خداوند پیروزمند ستوده ایمان آورده بودند

﴿9﴾ (همان) کسی که فرمانروایی آسمانها وزمین از آنٍ اوست, وخداوند وبر همه چیز گواه است

﴿10﴾ به راستی کسانی که مردان مومن را وزنان مؤمنه را شکنجه (وآزار) دادند, سپس توبه نکردند, پس برای آنها عذاب جهنم است, وبرایشان عذاب (آتش) سوزان است

﴿11﴾ همانا برای کسانی که ایمان آوردند وکارهای شایسته کردند, باغهایی (از بهشت) است که نهرها زیر (درختان) آن جاری است, واین کامیابابی بزرگ است

﴿12﴾ به راستی (مجازات و) فرو گرفتن پروردگارت سخت است

﴿13﴾ همانا اوست که (آفریش را) آغاز می کند و دوباره (بعد از مرگ) باز می گرداند

﴿14﴾ و او آمرزندۀ دوستدار است

﴿15﴾ صاحب عرش مجید است

﴿16﴾ آنچه را بخواهد انجام می دهد

﴿17﴾ (ای پیامبر) آیا راستان لشکرها به تو رسیده است

﴿18﴾ (لشکریان) فرعون و(قوم) ثمود؟

﴿19﴾ بلکه کسانی که کافر شدند پیوسته در تکذیب (حق) هستند

﴿20﴾ و خداوند از هر سو بر آنها احاطه دارد

﴿21﴾ بلکه این قرآن مجید است

﴿22﴾ که در لوح محفوظ (نگاشته شده) است

الطارق

Surah 86

﴿1﴾ سوگند به آسمان و سوگند به طارق (= آنچه در شب آید)

﴿2﴾ و تو چه می دانی طارق چیست؟

﴿3﴾ (همان) ستارۀ در خشان است

﴿4﴾ هیچ کس نیست مگر آنکه بر او نگهبان ومحافظی (از فرشتگان) است

﴿5﴾ پس انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است

﴿6﴾ از یک آب جهنده آفریده شده است

﴿7﴾ که از میان پشت وسینه بیرون می آید

﴿8﴾ بی گمان او (= خداوند) بر باز گردانیدن او (پس از مرگ) قادر است

﴿9﴾ روزی که نهانها آشکار می شود

﴿10﴾ پس اورا هیچ نیرو ویاوری نیست

﴿11﴾ سوگند به آسمان پر باران

﴿12﴾ و سوگند به زمین پر شکاف

﴿13﴾ بی گمان این (قرآن) سخن جدا کنندۀ حق از باطل است

﴿14﴾ و آن (سخن) هزل وبیهوده نیست

﴿15﴾ بی گمان آنها پیوسته حیله ونیرتگ می کنند

﴿16﴾ ومن (هم) حیله (وتدبیر) می کنم

﴿17﴾ پس کافران را مهلت بده, اندکی آنان را رهاکن

الأعلی

Surah 87

﴿1﴾ نام پروردگار بلند مرتبه ات را به پاکی یاد کن

﴿2﴾ (همان) که آفرید پس درست واستوار ساخت

﴿3﴾ و(همان) کسی که اندازه گیری کرد پس هدایت نمود

﴿4﴾ و (آن) کسی که چراگاه را رویانید

﴿5﴾ سپس آن را خشک وسیاه گردانید

﴿6﴾ ما بزودی (قرآن را) بر تو می خوانیم, پس هرگز فراموش نخواهی کرد

﴿7﴾ مگر آنچه را که خدا بخواهد, همانا او آشکار ونهان را می داند

﴿8﴾ و ما تورا برای (راه) آسان توفیق می دهیم

﴿9﴾ پس اگر پند مفید باشد, پندده

﴿10﴾ بزودوی کسی که (از خدا) می ترسد, پند می پذیرد

﴿11﴾ و بدبخت ترین (مردم) از آن دوری می گزیند

﴿12﴾ (همان) کسی که در آتش بزرگ (جهنم) در خواهد آمد

﴿13﴾ سپس در آن (آتش) نه می میردونه زنده می ماند

﴿14﴾ یقیناً کسی که خود را پاک (وتزکیه) کند, رستگار شد

﴿15﴾ و (نیز کسی که) نام پروردگارش را یادکرد پس نماز گزارد

﴿16﴾ بلکه شما (مردم) زندگی دنیا را (بر آخرت) ترجیح می دهید

﴿17﴾ در حالی که آخرت بهتر و پایندتر است

﴿18﴾ به راستی این (نیدها) در صحیفه های پیشین (نیز) بود

﴿19﴾ صحیفه های ابراهیم وموسی

الغاشیة

Surah 88

﴿1﴾ (ای پیامبر) آیا خبر غاشیه ( = قیامت فراگیر) به تورسیده است؟

﴿2﴾ چهره هایی در آن روز خوار وذلیل خواهند بود

﴿3﴾ (در دنیا) پیوسته تلاش کیرده (و) خسته شده (وچونه در راه حق نبوده نتیجه ای ندیده اند)

﴿4﴾ در آتش سوزان در آنید

﴿5﴾ از جشمۀ بسیار داغ به آنها نوشانده می شود

﴿6﴾ طعامی جز از ضریع (= خارخشک وتلخ) ندارند

﴿7﴾ که نه (آنها را) فر به کند, ونه دفع گرسنگی نماید

﴿8﴾ وچهره هایی در آن روز شاداب وتازه باشند

﴿9﴾ واز سعی (وتلاش) خود خوشنودند

﴿10﴾ در بهشت برین هستند

﴿11﴾ در آن هیچ سخن بیهوده ای نمی شنوند

﴿12﴾ در آن چشمه (های آب) روان باشد

﴿13﴾ در آن تختهای (زیبای) بلند (پایه) است

﴿14﴾ و جامهایی (که رد کنار چشمه ها) نهاده شده

﴿15﴾ و پشتی ها بالشهای منظم چیده شده

﴿16﴾ و (نیز) فرشهای گرانبها لگسترده شده است

﴿17﴾ آیا (کافران) به شتر نمی نگرند, گه چگونه آفریده شده است؟

﴿18﴾ و به آسمان (نمی نگرند,) که چگونه برافراشته شده است؟

﴿19﴾ وبه کوهها (نگاه نمی کنند) که چگونه (محکم بر زمین محکم) نصب شده است؟

﴿20﴾ وبه زمین (نمی نگرند,) که چگونه گسترده شده است؟

﴿21﴾ پس (ای پیامبر) پندبده, که تو تنها پند دهنده ای

﴿22﴾ تو بر آنها مسلط (وچیره) نیستی (که بر ایمان مجبورشان کنی)

﴿23﴾ مگر کسی که روی گرداند کافر شود

﴿24﴾ پس خداوند با عذاب بزرگ اورا عذاب می کند

﴿25﴾ همانا بازگشت آنها به سوی ماست

﴿26﴾ سپس بی گمان حسابشان (نیز) با ماست

الفجر

Surah 89

﴿1﴾ سوگند به صبح

﴿2﴾ وبه شبهای دهگانه (ذیحجه)

﴿3﴾ وبه زوج وفرد

﴿4﴾ و سوگند به شب هنگامی که (حرکت می کند و) می رود

﴿5﴾ آیا در این (چیزها) سوگندی برای صاحب خرد نیست؟

﴿6﴾ (ای پیامبر) آیا ندیدی که که پروردگارت با (قوم) عاد چه کرد؟

﴿7﴾ (همان عاد) ارم که دارای شونها (وقامت بلند) بودند

﴿8﴾ که همانند آن در شهرها آفریده نشده بود

﴿9﴾ و (نیز قوم) ثمود, آنهایی که صخره های سخت را از (کنار) وادی می تراشیدند (وبرای خود خانه می ساختند)؟

﴿10﴾ و فرعون صاحب میخها (شکنجه ها و سپاه)

﴿11﴾ (همان) کسانی که در شهرها طغیان (وسرکشی) کردند

﴿12﴾ پس در آنها بسیار فساد به بار آوردند

﴿13﴾ آنگاه پروردگارت تازیانه عذاب را بر آنان فرو آورد

﴿14﴾ یقیناً پروردگارتو در کمین گاه است

﴿15﴾ پس اما انسان هنگانمی که پروردگارش اورا بیازماید و اورا گرامی دارد و به او نعمت بخشد, (مغرور می شود و) می گوید: «پروردگارم مرا گرامی داشته است»

﴿16﴾ و اما هنگامی که اورا بیازماید, پس روزیش را بر او تنگ گیرد (نا اسید می شود و) می گوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است»

﴿17﴾ هرگز چنین نیست (که شما می پندارید), بلگه یتیم را گرامی نمی دارید

﴿18﴾ و یکدیگر را بر اطعام مستمندان ترغیب وتشویق نمی کنید

﴿19﴾ و میراث را حریصانه می خورید (وحق دیگران را نمی دهید)

﴿20﴾ ومال وثروت (دنیا) را بسیار دوست دارید

﴿21﴾ هرگز چنین نیست (که شما گمان می کنید) هنگامی که زمین سخت درهم گوبیده شود (وهموار گردد)

﴿22﴾ و پروردگارت (برای دادری) بیاید و (نیز) فرشتگان صف رد صف (بیانید)

﴿23﴾ ودر آن روز جهنم را بیاورند, در آن روز انسان متذکر می شود, و(اما) این تذکر چه فایده ای برای او دارد؟

﴿24﴾ می گوید: «ای کاش (در دنیا) برای (این) زندگیم (چیزی از) پیش فرستاده بودم

﴿25﴾ پس در آن روز هیچ کسی همانند عذاب او (= خداوند) عذاب نمی کند

﴿26﴾ و هیچ کس همچون نبدگشیدن او (= خداوند) کسی را بند نکشد

﴿27﴾ «ای روح آرام یافته

﴿28﴾ به سوی پروردگارت باز گرد, در حالی که تو از او خوشنوی و او از تو خشنود است

﴿29﴾ پس در زمرۀ نبدگان (خاص) من در آی

﴿30﴾ وبه بهشت من وارد شو»

البلد

Surah 90

﴿1﴾ سوگند به این شهر (مکه)

﴿2﴾ و تو در این شهر ساکنی (وجنگ در این شهر برای تو حلال خواهد شد)

﴿3﴾ و سوگند به پدر (= آدم) وفرزندانش

﴿4﴾ یقیناً ما انسان را در رنج آفریدیم

﴿5﴾ آیا او گمان می کند هیچ کس بر او (تواناو) قادر نیست؟

﴿6﴾ می گوید: «مال زیادی را تباه (وخرج) کرده ام»

﴿7﴾ آیا می پندارد هیچ کس او را ندیده است؟

﴿8﴾ آیا برای او دو چشم قرار ندادیم

﴿9﴾ ویک زبان و دولب؟

﴿10﴾ و او را به دوراه (خیر وشر) را هنمائی کردیم

﴿11﴾ پس به گردنۀ (سخت) قدم نگذاشت (ونیامد)

﴿12﴾ و تو چه دانی گردنۀ (سخت) چیست؟

﴿13﴾ آزاد کردن برده است

﴿14﴾ یا طعام دادن در روز قحطی (وگرسنگی)

﴿15﴾ یتیمی از خویشاوندان

﴿16﴾ یا مستمندی خاک نشین را

﴿17﴾ آنگاه از کسانی باشد که ایمان آورده اند ویکدیگر را به صبر سفارش کرده اند, ویکدیگرا به (محبت و) مهربانی توصیه نموده اند

﴿18﴾ اینان اهل سعادتند (که فامۀ اعمالشان به دست راستشان می دهند وبه بهشت می روند)

﴿19﴾ وکسانی که به آیات (ونشانه های) ما کفر ورزیدند, آنان اهل شقاوتند (که نامۀ اعمالشان به دست چیشان داده می شود وبه جهنم می روند)

﴿20﴾ بر آنها (ازهر سو) آتشی سر پوشیده است (که راه فرار ندارند)

الشمس

Surah 91

﴿1﴾ سوگند به خورشید و روشنی آن (به هنگام جاشت)

﴿2﴾ و سوگند به ماه هنگامی که بعد از آن در آید

﴿3﴾ و سوگند به روز هنگامی که آن را روشن (وجلوه گر) کند

﴿4﴾ و سوگند به شب هنگامی که را بپوشاند

﴿5﴾ و سوگند به آسمان وبه آنکه آن را بنا کرد

﴿6﴾ و سوگند به زمین و به آنکه آن را گسترانید

﴿7﴾ و سوگند به جان (انسان) وآنکه آن را (آفریدو) نیکو گردانید

﴿8﴾ سپس بدیها و پرهیزگاریهایش را (به او) الهام کرد

﴿9﴾ محققاً هرکس نفس خود را تزکیه (وپاک) کرد, رستگار شد

﴿10﴾ ویقیناً هرکس که آن را (باگناه) آلوده ساخت, نومید (وزیانکار) شد

﴿11﴾ (قوم) شهود از روی سرکشی. (وطنیانشان, پیامبرشان را) تکذیب کردند

﴿12﴾ آنگاه که شقی ترینشان (برای اقدام به جنایت) برخاست

﴿13﴾ پس پیامبر خدا (صالح) به آنها گفت: «ماده شتر خدا را با آبشخورش واگدارید»

﴿14﴾ (ولی آنها) او را تکذیب کردند, آنگاه ماده شتر را پی کردند, پس پروردگارشان به بسبب گناهانشان بر سرشان عذاب آورد, وبا خاک یگسان کرد

﴿15﴾ و (خداوند) از سرانجام آن بیم ندارد

اللیل

Surah 92

﴿1﴾ سوگند به شب هنگامی که (همه چیز را) بپوشاند

﴿2﴾ و سوگند به روز هنگامی که آشکار شود

﴿3﴾ و سوگند به آنکه نر وماده را آفرید

﴿4﴾ که یقیناً سعی (وتلاش) شما مختلف است

﴿5﴾ پس اما کسی که (در راه خدا) بخشید وپرهیزگاری کرد

﴿6﴾ و (سخنان) نیک را تصدیق کرد

﴿7﴾ پس ما اورا برای (راه) آسان توفیق می دهیم

﴿8﴾ و اما کسی که بخل ورزید و بی نیازی طلبید

﴿9﴾ و (نیز سخنان) نیک را تکذیب کرد

﴿10﴾ پس بزوری اورا برای (راه) دشوار سوق می دهیم

﴿11﴾ وهنگامی که سرازیر (جهنم) شود, مالش به حال او سودی نخواهد داشت

﴿12﴾ مسلماً هدایت (وراهنمائی) کردن بر (عهدۀ) ماست

﴿13﴾ ومحققاً آخرت ودنیا از آنٍ ماست

﴿14﴾ پس من شما را از آتشی شعله ور بیم دادم

﴿15﴾ به آن (آتش کسی) جز بدبخت ترین (مردم) در نیفتد

﴿16﴾ (همان) کسی که (آیات مارا) تکذیب کرد

﴿17﴾ وبزودی پرهیزکار ترین (مردم) از آن دور داشته می شود

﴿18﴾ (همان) کسی مال خود را (در راه خدا) می بخشد تا پاک شود

﴿19﴾ وهیچ کس را بر او نعمت (وحقی) نیست, تا بخواهد (با انفاق) پاداش دهد

﴿20﴾ مگر (برای) بدست آوردن وجه (و خشودی) پروردگار برترین

﴿21﴾ وبه راستی خشنود خواهد شد

الضحی

Surah 93

﴿1﴾ سوگند به آغاز روز

﴿2﴾ و سوگند به شب هنگامی که آرام گیرد

﴿3﴾ (که) پروردگارت تو را وانگذاشته و (بر تو) خشم نگرفته است

﴿4﴾ ومسلماً آخرت برای تو از دنیا بهتراست

﴿5﴾ وبزودی پروردگارت به تو (آن قدر) عطا کند که خشنود گردی

﴿6﴾ آیا تو را یتیم نیافت, پس پناه داد؟

﴿7﴾ و تو را (راه نا یافته و) سرگشته یافت, پس هدایت کرد

﴿8﴾ و تو را فقیر یافت, پس بی نیاز نمود

﴿9﴾ پس (توهم) یتیم را میازار

﴿10﴾ و سؤال کننده را مران (و با او خشونت نکن)

﴿11﴾ و (وسپاس بگفرار) نعمتهای پروردگارت را باز گوکن

الشرح

Surah 94

﴿1﴾ (ای پیامبر) آیا ما سینه ات را برایت نگشودیم؟

﴿2﴾ وبار (سنگین) تو را از (دوش) تو بر نداشتیم؟

﴿3﴾ همان (باری) که بر پشت تو سنگینی می کرد (ونزدیک بود نیست تو را بشکند)؟

﴿4﴾ و (نام و) آورازۀ تو را بلند ساختیم

﴿5﴾ پس مسلماً با (هر) دشواری آسانی است

﴿6﴾ مسلماً با (هر) دشواری آسانی است

﴿7﴾ پس هنگامی که (از کار وامور دنیا) فارغ شدی (به عبادت پروردگارت) بکوش

﴿8﴾ وبه سوی پروردگارت راغب (ومشتاق) شو

التین

Surah 95

﴿1﴾ سوگند به انجیر وزیتون

﴿2﴾ و سوگند به طور سینا

﴿3﴾ و سوگند به این شهر امن (= مکه)

﴿4﴾ یقیناً ما انسان را در بهترین صورت (و هیئت) آفریدیم

﴿5﴾ سپس اورا به پایین تر مرحله بر گردا ندیم

﴿6﴾ مگر کسانی که ایمان آوردند وکارهای شایسته انجام دادند, پس برای آنها پاداشی قطع نشدنی است

﴿7﴾ پس (ای انسان) چه چیز بعد (از این همه دلایل روشن) تو را به تکذیب (روز) جزاط وا می دارد؟

﴿8﴾ آیا خداوند بهترین داوران (وحکم مطلق) نیست؟

العلق

Surah 96

﴿1﴾ (ای پیامبر) بخوان به نام پروردگارت که (هستی را) آفرید

﴿2﴾ (همان خدایی که) انسان را از خون بسته آفرید

﴿3﴾ بخوان, وپروردگارت (از همه) بزرگوار تراست

﴿4﴾ (همان) کسی که بوسیلۀ قلم (نوشتن) آموخت

﴿5﴾ به انسان آنچه را که نمی دانست آموخت

﴿6﴾ حقا که انسان طغیان (وسرکشی) می کند

﴿7﴾ چون خون را بی نیاز ببیند

﴿8﴾ یقیناً بازگشت (همه) به سوی پروردگارتو ست

﴿9﴾ (ای پیامبر) آیا دیده ای آن کسی که باز می دارد

﴿10﴾ بنده ای را هنگامی که نماز می خواند؟

﴿11﴾ به من خبر بده اگر این (بنده) بر (راه) هدایت باشد

﴿12﴾ یا (مردم را) به پر هیزگاری فرمان دهد (سزای کسی که اورا آزاد دهد جیست؟)

﴿13﴾ به من خبر ده اگر این (شخص سرکش, حق را) تکذیب کرد, و رویگردان شد (آیا سزا اور عذاب نیست؟)

﴿14﴾ آیا نمی داند که مسلماً, خداوند (همه اعمالش را) می بیند؟

﴿15﴾ چنین نیست (که او گمان می کند) اگر باز نیاید (دوست از شرارت بر ندارد) محققاً ناصیه اش = (موی یشانی اش) را خواهیم گرفت وکشید

﴿16﴾ (همان) پیشانی در وغگوی خطا کار را

﴿17﴾ پس باید اهل مجلسش (وهمدمانش) را بخواند

﴿18﴾ ما (نیز) بزودی ماموران آتش را فرا می خوانیم

﴿19﴾ چنین نیست (که او می پندارد) هرگز اورا اطاعت نکن, وسجد کن و (به خداوند) تقرب جوی

القدر

Surah 97

﴿1﴾ همانا ما آن (= قرآن) را درشب قدر نازل کردیم

﴿2﴾ و تو چه دانی شب قدر چیست؟

﴿3﴾ شب قدر, بهتر از هزار ماه است

﴿4﴾ فرشتگان و روح (= جبرئیل) در آن (شب) به فرمان پروردگارشان برای (انجام) هر کاری نازل می شوند

﴿5﴾ (آن شب) تا طلوع فجر سلامتی (ورحمت) باشد

البینة

Surah 98

﴿1﴾ کسانی که کافر شدن از اهل کتاب ومشرکان, (از آیین کفر) دست بردار نبودند تا اینکه برای آنها دلیل روشنی بیاید

﴿2﴾ پیامبری از سوی خداوند (بیاید) که صحیفه های پاک را نخواند

﴿3﴾ و در آن (صحیفه ها) نوشته هایی استوار (ودرست) است

﴿4﴾ و کسانی که به آنان کتاب داده شد (از یهود ونصارد) پراکنده نشدند (واختلاف نکردند) مگر بعد از آنکه دلیل روشن برای آنها آمد

﴿5﴾ و آنان فرمان نیافتند جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین خود رابرای او خالص گردانند (واز شرک وبت برستی) به توحید (ودین ابراهیم) روی آورند. ونماز را بر پا دارند وزکات را بپردازند, واین است آیین راستین ومستقیم

﴿6﴾ بی گمان کسانی که کافر شدند از اهل کتاب و مشرکان, در آتش جهنم اند که درآن جاودانه خواهند ماند, آنان بدترین آفریدگان هستند

﴿7﴾ همانا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند, آنها بهترین آفریدگان هستند

﴿8﴾ پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهای (بهشت) جاویدان است که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است, همیشه در آن خواهند ماند, خداوند از آنها خشنود است, وآنها (نیز) از او خشنودند, واین (مقام وپاداش) برای کسی است که از پروردگارش بترسد

الزلزلة

Surah 99

﴿1﴾ هنگامی که زمین باشدیدترین لرزه هایش به لرزه در آید

﴿2﴾ وزمین بارهای سنگینش را بیرون ریزد

﴿3﴾ وانسان گوید: «آن (= زمین) را چه شده است؟!»

﴿4﴾ در آن روز (زمین) تمام خبرهایش را باز گومی کند

﴿5﴾ زیرا که پروردگارت به او (چنین) وحی (وحکم) کرده است

﴿6﴾ در آن روز مردم پراکنده (از موقف حساب) باز می گردند, تا اعمالشان به آنها نشان داده شود

﴿7﴾ پس هرکس به اندازۀ ذره ای کار نیک انجام داده باشد (پاراش) آن را می بیند

﴿8﴾ وهرکس به اندازه ذره ای کار بد کرده باشد, (کیفر) آن را می بیند

العادیات

Surah 100

﴿1﴾ سوگند به اسبهای دونده که نفس زنان (به سوی میدان) پیش می رفتند

﴿2﴾ و سوگند به اسبهایی که (در اثر اصطکاک سمشان باسنگها) جرقۀ (آتش) ایجاد کردند

﴿3﴾ باز سوگند به اسبهای که در صبحگاهان (بر دشمن) یورش برنده

﴿4﴾ پس در آن هنگام گرد وغبار بر انگیرند

﴿5﴾ آنگاه به میان جمع (سپاه دشمن) در آیند, (وآنها را محاصره کننده)

﴿6﴾ محققاً انسان در برابر (نعمتهای) پروردگارش بسیار نا سپاس است

﴿7﴾ وبی گمان او براین (نا سپاسی) گواه است

﴿8﴾ وهمانا او علاقه فراوان و شدیدی به مال دارد

﴿9﴾ آیا او نمی داند که چون آنچه در گورهاست, (همه زنده و) برانگیخته شوند؟

﴿10﴾ وآنچه در سینه هاهست (همه) آشکار گردد

﴿11﴾ یقیناً در آن روز پروردگارشان به (وضع وحال) آنها گاملاٌ آگاه است

القارعة

Surah 101

﴿1﴾ فرو كوبنده

﴿2﴾ چیست (آن) فرو كوبنده؟

﴿3﴾ و تو چه دانی که (آن) فرو کوبنده چیست؟

﴿4﴾ روزی که مردم مانند پروانه های پراگنده خواهند بود

﴿5﴾ و گوهها مانند پشم رنگین حلاجی شده خواهد بود

﴿6﴾ پس اما هرکس که (در آن روز) کفۀ میزانش سنگین باشد

﴿7﴾ در یک زندگی خشنود (وپسندیده ای) خواهد بود

﴿8﴾ و اما هرکس که کفۀ میزانش سبک باشد

﴿9﴾ پس (مسکن و) پناهگاهش هاویه است

﴿10﴾ و تو جه دانی که آن (هاویه) چیست؟

﴿11﴾ آتشی سوزان (وشعله ور) است

التکاثر

Surah 102

﴿1﴾ افزون طلبی شما را به خود مشغول (وغافل) ساخته است

﴿2﴾ تا اینکه (مردید و) به گورستانها رسیدند

﴿3﴾ هرگز چنین نیست (که شما می پندارید) بزودی خواهید دانست

﴿4﴾ باز (هم) چنین نیست, بزودی خواهید دانست

﴿5﴾ چنین نیست (که شما گمان می کنید) اگر شما به علم یقین (حقیقت را) می دانستید. (از فزون طلبی وغفلت دست بر می داستید)

﴿6﴾ قطعاً جهنم را خواهید دید

﴿7﴾ سپس محققاً آن با چشم یقین خواهید دید

﴿8﴾ آنگاه حتماً در آن روز از (همۀ) نعمتها باز خواست خواهید شد

العصر

Surah 103

﴿1﴾ سوگند به عصر

﴿2﴾ که انسان در (خسران و) زیان است

﴿3﴾ مگر کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند, ویکدیگر را به حق سفارش نموده, ویکدیگر را به صبر سفارش کرده اند

الهمزة

Surah 104

﴿1﴾ وای بر هر عیب جوی غیبت کننده ای

﴿2﴾ (همان) کسی که مال فراونی گرد آورد وشمارش کرد

﴿3﴾ گمان می کند که مالش او را جاو دانه می سازد

﴿4﴾ هرگز چنین نیست (که او گمان می کند) مسلماً در "حطمه" انداخته خواهد شد

﴿5﴾ و تو چه دانی "حطمه" جیست؟

﴿6﴾ آتش برا فروخته الهی است

﴿7﴾ (آتشی) که بر دلها چیره گردد (و بسوزاند)

﴿8﴾ بی گمان آن (آتش) بر آنها فروبسته (و ازهر سوء آنها را محاصره کرده است)

﴿9﴾ در ستونهای بلند (وکشیده شده) است

الفیل

Surah 105

﴿1﴾ (ای پیامبر) آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟

﴿2﴾ آیا (حیله و) نقشۀ آنها را در تباهی قرار نداد؟

﴿3﴾ و پرندگانی گروه گروه بر (سر) آنها فرستاد

﴿4﴾ (که) با سنگهای (بسیار کوچکی) از سنگ گل (که در منقار و چنگال داشتند) به سوی آنها می انداختند (و آنها را سنگباران می کردند)

﴿5﴾ پس آنها را همچون کاه جویده شده قرار داد

قریش

Surah 106

﴿1﴾ برای (شکر) الفت وانس قریش

﴿2﴾ (همان) الفت آنها در سفرهای (تجاری) زستانی (به یمن) وتا بستانی (به شام)

﴿3﴾ پس باید پروردگار این خانۀ (کعبه) را پرستش کنند

﴿4﴾ همان (پروردگاری) که آنها را از گرسنگی (نجات و) طعام داد, واز ترس وخوف ایمنشان داشت

الماعون

Surah 107

﴿1﴾ (ای پیامبر) آیا کسی که روز جزا را تکذیب می کند دیده ای؟

﴿2﴾ پس او (همان) کسی که یتیم را (با خشونت از خود) می راند

﴿3﴾ و (دیگران را) به اطعام بینوا (ومسکین) ترغیب وتشویق نمی کند

﴿4﴾ پس وای بر نماز گزارن

﴿5﴾ همان کسانی که از نماز شان غافلند

﴿6﴾ کسانی که خودنمایی می کنند

﴿7﴾ و (از پرداخت زکات و) عاریت دارن وسایل ضروری زندگی دریغ می ورزند

الکوثر

Surah 108

﴿1﴾ (ای پیامبر) به راستی که ما به تو کوثر عطا کردیم

﴿2﴾ پس برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی کن

﴿3﴾ بدون شک دشمن تو, بریده نسل وبی عقب است

الکافرون

Surah 109

﴿1﴾ (ای پیامبر) بگو: «ای کافران

﴿2﴾ من نمی پرستم آنچه را که شما می پرستید

﴿3﴾ و شما (نیز) نمی پرستید آنچه را که من می پرستم

﴿4﴾ و نه من پرستثگر آنچه را که شما پرستش کرده اید خواهم بود

﴿5﴾ ونه شما پرستشگر آنچه را که من می پرستم خواهید بود

﴿6﴾ (بنابراین) آیین شما برای خودتان, وآیین من برای خودم»

النصر

Surah 110

﴿1﴾ (ای پیامبر) هنگامی که یاری خدا وپیروزی فرارسد

﴿2﴾ ومردم را ببینی که گروه گروه در دین خدا وارد می شوند

﴿3﴾ پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی واز او آمرزش بخواه, همانا او بسیار توبه پذیر است

اللهب

Surah 111

﴿1﴾ بریده باد هر دودست ابو لهب وهلاک باد

﴿2﴾ مال وثروتش وآنچه را به دست آورده بود به او سودی نبخشید

﴿3﴾ بزودی به آتش شعله ور در خواهد آمد

﴿4﴾ و(نیز) همسرش (ام جمیل, آن) هیزم کش (وارد آتش می شود)

﴿5﴾ در گردنش طنابی از لیف خرماست

الإخلاص

Surah 112

﴿1﴾ (ای پیامبر) بگو: «او خدای یکتا ویگانه است

﴿2﴾ خدا بی نیاز است (وهمه نیاز مند اوهستند)

﴿3﴾ نه (فرزندی) زاده و نه زاده شده است

﴿4﴾ وهیچ کس همانند وهمتای او نبوده ونیست»

الفلق

Surah 113

﴿1﴾ (ای پیامبر) بگو: «به پروردگار سپیده دم پناه می برم

﴿2﴾ از شر تمام آنچه آفریده است

﴿3﴾ واز شر تاریکی شب, آنگاه که همه جا را فراگیرد

﴿4﴾ واز شر (زنان جادوگر) که با افسون در گره ها می دمند

﴿5﴾ واز شر حسود آنگاه که حسد ورزد»

الناس

Surah 114

﴿1﴾ (ای پیامبر) بگو: «به پروردگار مردم پناه می برم

﴿2﴾ فرمانروای مردم

﴿3﴾ (إله و) معبود مردم

﴿4﴾ از شر (شیطان) وسوسه گر باز پس رونده (به هنگام ذکر خدا)

﴿5﴾ همو که در دلهای مردم وسوسه می کند

﴿6﴾ از جنیان (باشد) و (یا از) آدمیان»