Back to Languages
Dari - Chapter 20
Translation by Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani
Verse 1
طه، مفهوم این حروف به الله معلوم است و بس. (نام پیغمبر ج نمیباشد)
Verse 2
ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا خود را به رنج و مشقت اندازی
Verse 3
بلکه (آن را نازل کردیم) برای پند آموزی کسانی که از الله میترسند
Verse 4
کتابی است نازل شده از سوی کسی که زمین و آسمانهای بلند را آفریده است
Verse 5
همان پروردگار بخشنده که بر عرش قرار گرفت
Verse 6
هر آنچه در آسمانها و هر آنچه در زمین است و هر آنچه در میان آن دو است و هر آنچه زیر خاک است؛ همه از الله است (و در تصرف او قرار دارند)
Verse 7
و اگر سخن را آشکارا گویی (یا آن را پنهان کنی، بدان که) او سخن پنهان و پنهانتر را میداند
Verse 8
الله آن ذاتی است که هیچ معبودی برحق به جز او نیست، برای اوست نامهای نیکو و زیبا
Verse 9
و آیا خبر موسی به تو رسیده است
Verse 10
هنگامی که آتشی دید، پس به خانوادهاش گفت: توقف کنید، زیرا من آتشی دیدم، امیدوارم از آن آتش شعلهای برای شما بیاورم یا بر آن آتش راهنمایی بیابم
Verse 11
پس چون به آن آتش نزدیک شد، صدا کرده شد که ای موسی!.۔
Verse 12
يقينا من پروردگار توام، پس نعلهایت را از پا بیرون آر، زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی
Verse 13
و من تو را (به رسالتم) برگزیدهام، پس به آنچه که وحی میشود، گوش کن
Verse 14
البته من «الله» هستم، و معبودی بر حق جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز را برای یاد کردن من برپا کن
Verse 15
بیگمان قیامت آمدنی است، (ولی) میخواهم (وقت) آن را (كاملاً) پنهان دارم تا هرکس برابر کوشش خود (خیر یا شر) جزا داده شود
Verse 16
پس نباید که تو را از آن (ایمان به روز قیامت و عمل نیک) کسی باز دارد که به قیامت ایمان ندارد و از هوی و هوس خود پیروی کرده است، پس در نتیجه هلاک شوی
Verse 17
(باز الله پرسید:) ای موسی! در دست راست تو چیست؟
Verse 18
موسی گفت: این عصای من است، بر آن تکیه میکنم و با آن برای گوسفندانم برگ میتکانم و نیازهای دیگری (نیز) برای من از آن بر میآید
Verse 19
الله فرمود: ای موسی! آن را بانداز
Verse 20
پس موسی آن را انداخت که ناگهان ماری گردید که میدوید
Verse 21
الله فرمود: آن را بگیر و نترس، به زودی آن را به حالت اولیاش بر میگردانیم
Verse 22
و دست خود را در زیر بازویت ببر، تا سفید و درخشان، بدون هیچ عیبی به عنوان نشانۀ دیگر بیرون آید
Verse 23
تا از آیات بزرگ خود به تو نشان دهیم
Verse 24
(اکنون) بهسوی فرعون برو، که او طغیان و سرکشی کرده است
Verse 25
موسی (درخواست نموده) گفت: ای پروردگارم! سینهام را برایم بگشا
Verse 26
و کارم را برایم آسان کن
Verse 27
و گره را از زبانم بگشا
Verse 28
تا مردم سخنم را بفهمند
Verse 29
و برایم از خانوادهام وزیری قرار ده
Verse 30
برادرم هارون را
Verse 31
پشتِ مرا به او استوار کن
Verse 32
و او را در کارم (رسالت) شریک کن
Verse 33
تا تو را بسیار تسبیح گوییم
Verse 34
و بسیار تو را یاد کنیم
Verse 35
چون تو به احوال ما بینایی
Verse 36
الله فرمود: ای موسی! البته خواستهات به تو داده شد
Verse 37
و به راستی بار دیگر (پیش از این) هم بر تو منت نهادیم
Verse 38
هنگامی که به مادرت آنچه را که باید الهام میشد، الهام کردیم
Verse 39
(آن الهام این بود) که او را در صندوقی قرار ده، پس او را در دریا بانداز تا دریا او را به ساحل افگند، و دشمن من و دشمن او، وی را بگیرد، و من محبتی از جانب خود بر تو افگندم، و تا زیر نظر من پرورش یابی
Verse 40
وقتی که خواهرت میرفت و میگفت: آیا کسی را به شما نشان دهم که پرورش او را به عهده گیرد؟ باز تو را به مادرت باز گردانیدیم تا چشمش روشن شود، و غمگین نگردد، و تو کسی را کشتی و ما تو را از غم و اندوه نجات دادیم، و تو را با آزمایشهای سخت آزمودیم، پس چندین سال در میان اهل مدین ماندی، باز ای موسی! در زمان مقدر (به مصر) بازگشتی
Verse 41
تو را برای (رسانیدن پیغام) خود ساختم
Verse 42
برو تو و برادرت با معجزههای من (برای دعوت فرعون و قوم او) و در یاد کردن من سستی مکنید
Verse 43
بهسوی فرعون بروید که البته او سرکشی و طغیان کرده است
Verse 44
و با او سخن نرم بگویید، شاید پند گیرد یا (از عذاب الله) بترسد
Verse 45
گفتند: (موسی و هارون) ای پروردگار ما! همانا از آن میترسیم که او بر ما تجاوز کند یا آن که طغیان کند
Verse 46
(الله) فرمود: نترسید، يقينا من با شما هستم بیگمان میشنوم و میبینیم
Verse 47
پس نزد او بروید و بگویید: همانا ما دو فرستادۀ پروردگار تو هستیم، پس بنی اسرائیل را همرای ما بفرست و آنان را عذاب مکن. به درستی که ما معجزهای از سوی پروردگارت برایت آوردهایم. و سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند
Verse 48
چون به ما وحی شده است که عذاب بر کسی واقع میشود که (آیات آسمانی و معجزات را) تکذیب کند و روی بگرداند
Verse 49
فرعون گفت: ای موسی! پس پروردگار شما کیست (که بهسوی او مرا دعوت میدهید)؟
Verse 50
موسی (در جواب) گفت: پروردگار ما کسی است که هر چیزی را وجود بخشیده باز آن را (در راستای آن چیزی که برایش آفریده شده) هدایت کرده است
Verse 51
(فرعون) گفت: پس حال (و سرنوشت) نسلهای پیشین چگونه است؟
Verse 52
(موسی) گفت: علم آن در کتابی نزد پروردگارم است، پروردگارم نه خطا میکند و نه فراموش میکند
Verse 53
پروردگاری که زمین را برای شما فرشی (مانند گهواره) ساخت و در آن برای شما راهها را مهیا کرد و از آسمان آبی فرود آورد، پس به وسیلۀ آن انواع مختلف از نباتات را جفت جفت بیرون آوردیم
Verse 54
بخورید و چهارپایانتان را بچرانید، يقينا در این امر برای صاحبان خرد نشانههایی است
Verse 55
از این زمین شما را آفریدیم و در این زمین شما را باز میگردانیم و از آن بار دیگر شما را بیرون (زنده) میکنیم
Verse 56
البته همۀ آیات خود را به او (فرعون) نشان دادیم، ولی او تکذیب کرد و نپذیرفت
Verse 57
(فرعون) گفت: ای موسی! آیا آمدهای که ما را با جادوی خود از سرزمین خود ما بیرونی کنی؟
Verse 58
پس بدان که ما نیز حتما جادویی مانند آن را برای تو میآوریم، پس بین ما و خودت وعدهای در مکان هموار بگذار که نه ما و نه تو از آن تخلف کنیم
Verse 59
موسی گفت: وعده گاهتان روز جشن است. و اینکه همۀ مردم در وقت چاشت جمع کرده شوند
Verse 60
پس فرعون برگشت و همۀ مکر و فریب خود را جمع کرد، باز (برای مقابله) آمد
Verse 61
موسی به آنان گفت: وای بر شما! بر الله دروغ نبندید، که الله شما را با عذاب سخت ریشه کن خواهد کرد، و کسی که بر الله دروغ بست حتما ناکام میگردد
Verse 62
پس (جادوگران) در میان خود اختلاف نمودند و مخفیانه باهم گفتگو کردند
Verse 63
(بالآخره به نتیجه رسیدند و) گفتند: البته این دو جادوگرند که میخواهند با جادوی خویش شما را از سرزمینتان بیرون کنند و آیین بهتر شما را از بین ببرند
Verse 64
لذا تمام حیله و تدبير خود را جمع کنید، باز صف بسته (به میدان) پیش آیید، بیگمان امروز هرکس غالب گردد، پیروز شده است
Verse 65
(جادوگران در آغاز مبارزه) گفتند: ای موسی! یا تو (اول عصایت را) میاندازی يا ما اولین کسی باشیم که میافگند؟
Verse 66
موسی گفت: بلکه شما اول بافگنید، پس ناگهان بر اثر سحر آنان، ریسمانها و عصاهایشان (در نظر موسی) چنان معلوم شد که میدوند
Verse 67
پس موسی در دل خود احساس ترس کرد (ولی آن را پنهان داشت)
Verse 68
گفتیم: نترس، بدون شک تو غالب و برتری
Verse 69
و آنچه را که در دست راست داری بیانداز، تا هر چه را ساختهاند ببلعد، در حقیقت آنچه را که ساختهاند، نیرنگ جادوگر است. و جادوگر هرجا برود پیروز نمیشود
Verse 70
پس (با دیدنِ غلبۀ حق) جادوگران سجدهکنان افتادند و گفتند: به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم
Verse 71
(فرعون) گفت: آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ بیگمان او بزرگ شماست که به شما جادو آموخته است، پس دستها و پاهای شما را بر خلاف یکدیگر قطع میکنم، و شما را بر تنههای درخت خرما به دار میآویزم، و البته خواهید دانست کدام یک از ما و شما (در عذاب دادن) سختتر و (در دنیا) پایندهتر است
Verse 72
(جادوگران به فرعون) گفتند: هرگز تو را بر دلایل روشنی که به ما رسیده و بر کسی که ما را آفریده است، ترجیح نمیدهیم. پس هر حکمی که (در حق ما) میخواهی، بکن. تو فقط در این زندگانی دنیاست که حکم میرانی
Verse 73
البته ما به پروردگار ما ایمان آوردیم تا گناهان ما را بیامرزد و آنچه از جادو را که ما را بر آن مجبور کردی (نیز بیامرزد)، و الله بهتر و پایندهتر است
Verse 74
و واقعا هرکس نزد پروردگارش مجرم بیاید، پس یقینا دوزخ برای اوست، که نه در آنجا میمیرد و نه زنده میماند
Verse 75
و هرکس نزد او مؤمن بیاید، در حالیکه اعمال نیک انجام داده باشد، پس این جماعت برایشان رتبههای بلند است
Verse 76
باغهای همیشگی، که از زیر (قصرها و درختان) آن نهرها روان است، و همیشه در آن میمانند و این است پاداش کسی که پاکی اختیار کرده است
Verse 77
و همانا به موسی وحی فرستادیم که بندگانم را در شب ببر، و راه خشک برای آنان در دریا باز کن، که نه از رسیدن (لشکر دشمن) بترسی و نه (از غرق شدن در آن) بیمناک باشی
Verse 78
پس فرعون با لشکریانش آنان را تعقیب کرد، پس پوشانید از (امواج) دریا آنچه آنان را پوشانید
Verse 79
و (نتیجه این شد که) فرعون قومش را گمراه ساخت و (به راه راست) هدایت نکرد
Verse 80
ای بنی اسرائیل! در حقیقت ما شما را از دشمنتان نجات دادیم و در جانب راست کوه طور با شما وعده نهادیم و بر شما من و سلوی نازل کردیم
Verse 81
و از چیزهای پاکیزهای که به شما روزی دادهایم بخورید و در آن از حد تجاوز نکنید که غضب من بر شما نازل خواهد شد، و هر کس که غضب من بر او نازل گردد یقینا که نابود شده است
Verse 82
و يقينا من بسیار آمرزندهام برای کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل نیک انجام دهد، باز به راه مستقیم راهیاب شود
Verse 83
و ای موسی! چه چیز (سبب شد که) تو را از نزد قومت به شتاب آورد؟
Verse 84
(موسی) گفت: آنان پی مناند، و ای پروردگارم! من بهسوی تو شتافتم تا راضی شوی
Verse 85
الله فرمود: اما ما پس از (آمدن) تو قومت را آزمایش کردیم، و سامری آنها را گمراه ساخت
Verse 86
پس موسی خشمگین و با تأسف شدید بهسوی قومش بازگشت و گفت: ای قوم من! آیا پروردگارتان وعدۀ نیک به شما نداد؟ آیا مدت بر شما دراز شد، یا خواستید که غضبی از سوی پروردگارتان بر شما نازل شود؟ چرا که با وعدۀ من مخالفت کردید
Verse 87
گفتند: ما به اختیار خود از وعدۀ تو مخالفت نکردیم، بلکه بارهای سنگین از زر و زیور قوم (قبط) بر ما تحمیل شده بود، پس آنها را دور انداختیم، و سامری نیز دور انداخت
Verse 88
پس (سامری) مجسمۀ گوسالهای را برایشان بیرون آورد که (مانند) صدای گوساله داشت، پس گفتند: این معبود شما و معبود موسی است و موسی آن را فراموش کرده است
Verse 89
پس (چگونه گوساله را معبود قرار دادند) آیا نمیبینند که پاسخ سخنانشان را نمیدهد و مالک هیچ زیان و سودی برایشان نیست؟
Verse 90
و در حالیکه پیش از این هارون به آنان گفته بود: ای قوم من! شما با این (گوساله) مورد ابتلا و آزمون قرار گرفتهاید، پروردگار شما الله مهربان است، پس از من پیروی کنید و امر مرا بجا آورید
Verse 91
(منحرفان بنی اسرائیل) گفتند: ما پیوسته به عبادت گوساله ادامه میدهیم تا آنکه موسی به نزد ما باز گردد
Verse 92
پس (وقتی موسی برگشت) گفت: ای هارون! وقتی آنان را دیدی که گمراه شدند چه چیزی تو را بازداشت؟
Verse 93
که از من پیروی کنی؟ آیا دستور مرا نافرمانی کردی؟
Verse 94
گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه موی سرم را، من از آن ترسیدیم که بگویی بین بنی اسرائیل تفرقه انداختی و سخن مرا رعایت نکردی
Verse 95
(موسی) گفت: ای سامری! مقصود و هدف تو چه بود؟
Verse 96
(سامری) گفت: من چیزی را دیدم که (مردم) آن را نديدند، پس مشتی خاک از نقش پای فرستاده (الله) را گرفتم، پس آن را افگندم. این چنین نفس من (این کار را) در نظرم آراست
Verse 97
موسی گفت: پس برو، یقینا سزای تو در زندگی دنیا این باشد که بگویی: (به من) دست نزنید و نزدیک نشوید، البته وعدۀ دیگر داری که هرگز در آن با تو خلاف نشود. و به آن معبودت که برای عبادت وی معتكف بودی بنگر، که البته آن را میسوزانیم، باز آن را در دریا پراکنده میکنیم به پراگندگی خاص
Verse 98
بدون شک معبود شما تنها الله است که هیچ معبودی (بر حق) جز او نیست، علم او همه چیز را فرا گرفته است
Verse 99
این چنین اخبار گذشته را برای تو حکایت میکنیم، و يقينا از جانب خود پند (قرآن) به تو دادیم
Verse 100
هر کس که از آن روی گردان شود، پس او در روز قیامت بار گناه را بر میدارد
Verse 101
که همیشه در آن خواهند ماند و چه بد باری است که در روز قیامت خواهند داشت
Verse 102
روزی که در صور دمیده میشود و گناهکاران را در آن روز کبود چشم جمع میکنیم
Verse 103
در حالی که پنهانی در میان خویش میگویند: شما نماندهاید (در دنیا) جز ده شبانه روز
Verse 104
ما به آنچه میگویند داناتریم، وقتی نیک روشترینشان میگوید: نماندهاید مگر یک روز
Verse 105
و از تو دربارۀ کوهها میپرسند (که در روز قیامت چه خواهند شد) پس بگو: پروردگارم آنها را در هوا پراگنده خواهد کرد
Verse 106
پس آنها را به شکل میدان هموار میگذارد
Verse 107
که (تو ای مخاطب) در آن هیچ نشیب و فرازی را نمیبینی
Verse 108
در آن روز از دعوت دهندهای پیروی میکنند که در آن هیچ کجی نباشد. و صداها در برابر پروردگار مهربان پست و خاموش میگردد و جز صدای آهسته نمیشنوی
Verse 109
در آن روز شفاعت (احدی) سود نمیبخشد، مگر کسی که پروردگار مهربان به او اجازه داده است و او را از روی گفتار بپسندد
Verse 110
الله میداند آنچه را که پیش روی مردم است و آنچه را که پشت سر آنهاست، ولی (مردم) از نگاه علم به او آگاهی ندارند
Verse 111
و چهرهها برای (الله) زنده پاینده که مدبر کائنات است اظهار تواضع میکنند و کسی که بار ظلم را بر دوش داشت، ناکام میگردد
Verse 112
و هرکس کارهای نیک کند و او مؤمن باشد، پس نه از ظلم (در حق خود) میترسد و نه از کمی ثواب
Verse 113
و این چنین آن را قرآن عربی نازل کردیم و در آن بیم دادن و ترساندن را به (شیوههایی گوناگون) آوردیم، تا پرهیزگار شوند، یا باعث یادآوری و پند ایشان شود
Verse 114
پس الله پادشاه حقیقی و برحق، بزرگ و بلند مرتبه است. و در (خواندن) قرآن عجله مکن پیش از آنکه وحی آن بر تو به انجام رسانده شود، و بگو: پروردگارم! بر علم و دانشم بیافزای
Verse 115
و به یقین پیش از این بهسوی آدم حکم کردیم، پس (آن را) فراموش کرد و برای او عزم محکم نیافتیم
Verse 116
و یادآور شو وقتی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید، پس همه سجده کردند به جز ابلیس که (از سجده کردن) سرباز زد
Verse 117
پس گفتیم: ای آدم! در حقیقت این ابلیس برای تو و همسرت دشمن است، پس شما را از جنت بیرون نکند، که در رنج و مشقت افتی
Verse 118
و تو در آن (جنت) نه گرسنه میشوی و نه برهنه میمانی
Verse 119
و هم اینکه در آنجا نه تشنه میشوی و نه گرما زدۀ آفتاب
Verse 120
پس شیطان بهسوی او وسوسه انداخت، گفت: ای آدم! آیا تو را به درخت همیشگی و ملکی که زایل نمیشود، راهنمایی کنم؟
Verse 121
پس هر دو از آن درخت خوردند، در نتیجه، شرمگاههایشان بر آنها آشکار شد و شروع کردند به چسپانیدن برگهای جنت بر خود، و این گونه آدم به پروردگارش عصیان کرد و راه را گم کرد
Verse 122
باز پروردگارش او را برگزید، زیرا توبۀ او را قبول کرد و هدایتش کرد
Verse 123
(الله) فرمود: پس هر دو با هم از آن پایان شوید، در حالی که بعضی از (نسل) شما دشمن بعضی دیگر خواهند بود، پس اگر برای شما از جانب من هدایت رسد، هر کس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه میشود و نه رنج میکشد
Verse 124
و هرکس از یاد من روی بگرداند زندگی تنگ و سخت خواهد داشت. و روز قیامت او را نابینا حشر خواهیم کرد
Verse 125
میگوید: ای پروردگارم! چرا مرا نابینا حشر کردی؟ حال آنکه (در دنیا) بينا بودم
Verse 126
(الله) فرماید: همان طور که آیات ما به تو رسید و آنها را فراموش کردی، همانگونه امروز فراموش میشوی
Verse 127
و این چنین سزا میدهیم کسی را که اسراف کرده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده است. و البته عذاب آخرت سختتر و پایندهتر است
Verse 128
آیا برای آنان روشن نشده است که پیش از ایشان چه بسیار نسلها را نابود کردیم که (اکنون آنان) در محل سکونتشان رفت و آمد میکنند؟ یقینا در این (امر) نشانههایی برای خردمندان است
Verse 129
و اگر سخنی که سابقا از پروردگارت صادر شده، و موعدی مشخص مقرر نشده بود، بدون شک (عذاب آنها در همین دنیا) حتما لازم و واقع میشد
Verse 130
پس در مقابل آنچه میگویند صبر کن. و قبل از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن و در بخشی از ساعات شب و در بخشهایی از روز پروردگارت را به پاکی یاد کن، تا راضی و خشنود گردی،
Verse 131
و بهسوی آنچه از زیب و زینت زندگی دنیا که برخی از آنان را بهرهمند ساختهایم چشم مدوز تا آنان را در آن بیازماییم، و روزی پروردگار تو بهتر و پایدارتر است
Verse 132
وخانوادهات را به نماز امر کن و (خودت نیز) بر آن صابر باش، ما از تو روزی نمیخواهیم، ما تو را روزی میدهیم و عاقبت از تقوا است
Verse 133
و (کافران) گفتند: چرا معجزهای از سوی پروردگارش برای ما نمیآورد؟ آیا دليل واضح که در صحیفههای پیشین است، برایشان نیامده است؟
Verse 134
و اگر ما آنان را پیش از وی به عذابی هلاک میکردیم، میگفتند: پروردگارا! چرا پیغمبری را برای ما نفرستادی تا آیات تو را پیروی میکردیم، پیش از آنکه خوار و رسوا میشدیم؟
Verse 135
بگو: همه منتظرند پس (شما نیز) در انتظار باشید، پس به زودی خواهید دانست که چه کسانی اهل راه راست هستند و چه کسی راه یافته است