Dari

    Translation: prs-mawlawimuhammad

    Author: Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani

    فاتحه

    Surah 1

    بنام الله بخشندۀ مهربان ﴿1﴾

    تمامی سپاس و ستایش‌ها مخصوص ذاتی است که پروردگار تمام جهانیان است ﴿2﴾

    بسیار بخشنده (و) بسیار مهربان است ﴿3﴾

    مالک (و اختیار دار) روز جزا (قیامت) است ﴿4﴾

    (پس ای الله! تنها) تو را عبادت می‌کنیم و (در کارهای خود) تنها از تو کمک می‌خواهیم ﴿5﴾

    ما را به راهِ راست هدایت کن (و ثابت قدم دار) ﴿6﴾

    راه آنانِ که بر آنها نعمت‌ها بخشیده‌ای، نه (راه) آنانِ که بر آنها خشم گرفته‌ای، و نه راه گمراهان ﴿7﴾

    بقره

    Surah 2

    الف. لام. میم. (مفهوم این حروف به الله متعال معلوم است) ﴿1﴾

    این کتابی است که هیچگونه شکی در (حقانیت) آن نیست، راهنمایی برای پرهیزگاران است ﴿2﴾

    آنانکه به غیب ایمان می‌آورند و نماز را برپا می‌کنند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم (در راه الله) انفاق می‌کنند ﴿3﴾

    و آنانکه به آنچه به‌سوی تو فرستاده شده است و به آنچه پیش از تو فرستاده شده است ایمان می‌آورند و آنان‌اند که به روز قیامت يقين دارند ﴿4﴾

    همين کسان (که صفات‌شان ذکر شد) بر هدایتی از جانب پروردگارشان قرار دارند، و تنها ایشان رستگار و نجات یافته گان‌اند ﴿5﴾

    البته کسانی که کفر ورزیدند برایشان برابر است، چه آنها را بترسانی و چه آنها را نترسانی، ایمان نمی‌آورند ﴿6﴾

    (پس به سبب کفر شان) الله بر دلها و گوش‌هایشان مهر نهاده است، و بر چشم‌های آنها پردۀ است، و برای آنها عذاب بس بزرگ است ﴿7﴾

    و از مردم کسی هست که می‌گوید به الله و به روز آخرت ایمان آورده‌ایم، و آنها (در واقع) هرگز مؤمن نیستند ﴿8﴾

    (بلکه به گمان خود) الله و مؤمنان را فریب می‌دهند و (در حقیقت) فریب نمی‌دهند مگر خودشان را و (لیکن) درک نمی‌کنند ﴿9﴾

    (چون) در دل‌هایشان بیماری (نفاق) است، پس (به سبب گناهانشان) الله شک آنها را زیاد کرد، و به سزای دروغی که می‌گفتند عذاب دردناک در پیش دارند ﴿10﴾

    و چون به آنها گفته شود در زمین فساد مکنید، گویند: ما بجز اصلاح دیگر کاری نمی‌کنیم ﴿11﴾

    آگاه باشید که آنها يقينا فسادگرانند، و ليكن (فساد خود را) درک نمی‌کنند ﴿12﴾

    و چون به آنها گفته شود (از دل) ایمان آورید طوریکه مردم دیگر (صحابه) ایمان آورده‌اند، گویند: آیا ما هم مانند نادانان ایمان بیاوریم؟ آگاه باشید که خود آنها نادان‌اند، و لیکن (نادانی خود را) نمی‌دانند ﴿13﴾

    و چون با مؤمنان روبرو شوند می‌گویند: ما (هم) ایمان آورده‌ایم، و چون با شیطان‌های خود در خلوت روند، گویند: البته ما باشماییم، جز این نیست که ما آنها (مؤمنان) را مورد استهزاء قرار می‌دهیم ﴿14﴾

    الله آنان را مسخره می‌نماید و آنان را در سرکشی‌شان می‌گذارد تا (در فسق و فجور) حیران و سرگردان بمانند ﴿15﴾

    این گروه کسانی‌اند که گمراهی را به عوض هدایت خریدند، پس تجارت آنها فائده نکرد (چون در این تجارت خود) راهیاب نبودند ﴿16﴾

    حالت منافقان مانند حالت کسی است که آتش افروخت، پس چون آتش اطراف آن را روشن کرد، الله آن روشنی را از آنها بُرد، و آنها را در تاریکی‌های رها کرد که چیزی را دیده نمی‌توانند ﴿17﴾

    (آنها )در بارۀ دین اسلام( کرند (از شنیدن حق)، و گنگند (از نطق حق) و کورند (از دیدن نور هدایت)؛ پس (آنها از نفاق خود به راه راست) باز نمی‌گردند ﴿18﴾

    یا حالت آنها مانند حالت کسانی است که به باران تندی گرفتار شده باشند که از آسمان فرو می‌ریزد و در آن، تاریکی‌ها و رعد و برق باشد و از ترس صدای صاعقه‌ها و مرگ انگشتان خود را در گوش‌هایشان می‌گذارند ولی الله بر کافران احاطه دارد ﴿19﴾

    نزدیک است که برق چشم‌هایشان را برباید، و هر گاه بر آنها روشنی بخشد پیش روند، و چون راه‌شان را تاریک کند ایستاد شوند، و اگر الله می‌خواست چشم‌ها و گوش‌های آنها را می‌برد، چون الله به هر چیز قادر و تواناست ﴿20﴾

    ای مردم! پروردگارتان را عبادت کنید که شما و کسانی را که پیش از شما بودند آفریده است، تا پرهیزگار شوید ﴿21﴾

    آن ذاتی که زمین را برایتان فرشی و آسمان را سقفی قرار داد و از آسمان آب فرستاد و با وسیله آن انواع میوه‌ها را بیرون آورد تا برای تان روزی باشد، پس برای الله شریکانی مقرر نکنید در حالیکه شما میدانید (که الله شریک ندارد) ﴿22﴾

    و اگر شما در آنچه بر بندۀ خود نازل کرده‌ایم شک دارید، پس یک سوره مانند آن را بیارید، و مددگاران خود -غیر از الله- را طلب کنید، اگر راست می‌گویید ﴿23﴾

    پس اگر چنین نکردید و هرگز نتوانید کرد، پس از آتشی که هیزم آن مردم و سنگ‌ها هستند بترسید که برای کافران آماده و مهیا کرده شده است ﴿24﴾

    و مژده ده آنانی را که ایمان آوردند و اعمال نیک انجام دادند که برای آنها باغ‌هایی است که از زیر آن نهرها روان است، هرگاه به آنها میوه داده شود، گویند: این همان است که پیش‌تر به ما داده شد، و همانند آن برای آنها آورده شود، و برای آنها در جنت زنان پاکیزه است و آنها در آن برای همیشه‌اند ﴿25﴾

    البته الله حیا نمی‌کند از اینکه هر مثلی را بزند، پشۀ باشد یا کوچک‌تر از آن، پس کسانی که ایمان آورده‌اند می‌دانند که آن حق است و از جانب پروردگارشان است. و اما کسانی که کفر ورزیده‌اند می‌گویند: الله از این مثال چه قصدی داشته است؟، (الله) با آن بسیاری را گمراه کرده و با آن بسیاری را هدایت می‌کند ولی جز فاسقان را با آن گمراه نمی‌کند ﴿26﴾

    همان کسانی که عهد الله را پس از بستن آن می‌شکنند و آنچه را الله دستور به پیوستن آن داده است قطع کرده و در زمین فساد می‌کنند، ایشان زیان کاران‌اند ﴿27﴾

    چگونه انکار می‌کنید (وجود و وحدانیت الله را؟) درحالیکه شما مرده و معدوم بودید پس زنده (و ایجاد) کرد شما را، باز شما را می‌میراند، و باز شما را زنده می‌کند، و باز بسوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿28﴾

    او ذاتی است که آنچه در زمین وجود دارد برایتان آفرید، باز به‌سوی آسمان قصد کرد و آن را هفت آسمان ساخت و او به هر چیزی داناست ﴿29﴾

    و یادآور شو وقتی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در زمین جانشینی قرار می‌دهم، (فرشتگان) گفتند: آیا در آن کسی را می‌گماری که در آن فساد می‌کند و خونها را می‌ریزد، در حالی که ما به حمد تو تسبیح می‌گوییم و ستایش و پاکی تو را بیان میداریم؟! گفت: من چیزی را می‌دانم که شما نمی‌دانید ﴿30﴾

    و الله به آدم همه‌ای نامها را آموخت، باز آن را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: نام‌های این اشیا را به من خبر دهید اگر صادق هستید ﴿31﴾

    فرشته‌ها گفتند: منزهی تو، ما نمی‌دانیم جز آنچه به ما آموخته ای، همانا تو دانا و حکیم هستی ﴿32﴾

    الله فرمود: ای آدم! آنها را از نام‌های این چیزها خبر ده. و چون او نام‌های اشیاء را به آنان خبر داد، الله فرمود: آیا به شما نگفتم که من غیب آسمان‌ها و زمین را می‌دانم و آنچه را آشکار می‌سازید و آنچه را پنهان می‌کنید می‌دانم؟ ﴿33﴾

    و یاد آور شو وقتی را که به فرشته‌ها گفتیم برای (تعظيم) آدم سجده کنید، پس فرشته‌ها همه سجده کردند بجز ابلیس که انکار کرد و تکبر ورزید، و از جملۀ کافران (منکران حكم الهی) شد ﴿34﴾

    و گفتیم: ای آدم، تو با همسرت در بهشت سکونت گزین، واز نعمت‌های فراوان آن هر طور که می‌خواهید بخورید، اما به این درخت نزدیک نشوید، که از ظالمان خواهید شد ﴿35﴾

    پس شیطان هر دو را از جنت لغزانید، پس بیرون کرد هر دو را از آن نعمتی که در آن بودند، (بعد از این﴾ برای آنها گفتیم که از جنت پایان شوید، (چون) شما دشمن یکدیگر اید، (البته) برای شما در زمین قرارگاه و جای بهره مندی است تا وقت مقرر ﴿36﴾

    باز آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت نمود، و (الله) توبۀ او را پذیرفت، چون الله بسیار توبه پذیر مهربان است ﴿37﴾

    (تاکیداً) گفتیم همۀ شما از جنت فرود آیید، پس اگر هدایتی از جانب من به شما آمد، پس کسانی که از راهنمایی من پیروی کنند نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه غمگین می‌شوند ﴿38﴾

    و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند همین گروه دوزخی‌اند و همیشه در دوزخ می‌باشند ﴿39﴾

    ای فرزندان یعقوب! به یاد آورید نعمت من را که بر شما ارزانی داشتم، و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم، و تنها از من بترسید ﴿40﴾

    و به آنچه که من نازل کرده ام و تصدیق کننده چیزی است که با شما است، ایمان بیاورید، و نخستین کافر به آن نباشید، و آیات مرا به بهای حقیر نفروشید، و تنها از من بترسید ﴿41﴾

    و حق را با باطل خلط نکنید و حق را کتمان نکنید در حالی که شما می‌دانید ﴿42﴾

    و نماز را بر پا کنید و زکات را بدهید و با نمازگزاران نماز بخوانید ﴿43﴾

    آیا مردم را به نیکی امر می‌کنید و خود را فراموش می‌کنید حال آنکه شما کتاب را می‌خوانید؟! آیا نمی‌اندیشید؟ ﴿44﴾

    و از صبر و نماز یاری بجویید و به راستی که آن دشوار است مگر بر فروتنان ﴿45﴾

    آنانکه يقين دارند که پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد و یقین دارند به‌سوی او باز می‌گردند ﴿46﴾

    ای فرزندان يعقوب! یاد آور شوید نعمت مرا که بر شما ارزانی داشتم و نیز اینکه شما را بر جهانیان (هم عصرتان) فضیلت دادم ﴿47﴾

    و از روزی بترسید که کسی نمی‌تواند برای کسی کاری را انجام دهد، و از کسی شفاعت پذیرفته نمی‌شود، و از کسی بدل و عوض گرفته نشود و نه یاری می‌شوند ﴿48﴾

    و یادآور شوید هنگامی را که شما را از آل فرعون نجات دادیم که می‌چشاندند به شما عذابی سخت را، پسرانتان را می‌کشتند و زنانتان را زنده می‌گذاشتند و در این آزمایش بزرگ از جانب پروردگارتان بود ﴿49﴾

    و یادآور شوید وقتی که دریا را برایتان شگافتیم و آل فرعون را غرق کردیم و شما نظر می‌کردید ﴿50﴾

    و یادآور شوید این را که چون با موسی چهل شب وعده گذاشتیم باز بعد از رفتن او گوساله را معبود گرفتید در حالیکه شما ظالم بودید ﴿51﴾

    باز شما را عفو کردیم تا شکر گزار باشید ﴿52﴾

    و یاد آور شوید وقتی که موسی را کتاب آسمانی و فرقان دادیم تا هدایت شوید ﴿53﴾

    و هنگامی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! شما با پرستش گوساله بر خود ظلم کردید، پس به درگاه خالق تان توبه کنید، (باینطور که) خودتان را بکشید، این نزد خالق تان برایتان بهتر است، همانا او توبه پذیر مهربان است ﴿54﴾

    و یادآور شوید هنگامی که شما گفتید: ای موسی! تا الله را آشکارا نبینیم هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد، پس صاعقه شما را فرا گرفت در حالیکه شما نظر می‌کردید ﴿55﴾

    باز شما را بعد از مردن تان زنده کردیم تا شكر الله را بجا آورید ﴿56﴾

    و ابر را بر شما سایه بان کردیم و برایتان «من» و «سلوا» نازل کردیم، از نعمت‌های پاکیزۀ که به شما روزی داده‌ایم، بخورید، و بر ما ظلم نکردند بلکه آنها بر خود ظلم می‌کردند ﴿57﴾

    و یادآور شوید چون گفتیم: وارد این قریه شوید و از هر کجای آن خواستید به خوشی و فراوانی بخورید و از دروازه آن سجده کنان وارد شوید و بگویید: گناهان ما را بیامرز، تا گناهان شما را بیامرزم و به نیکوکاران پاداش بیشتر خواهیم داد ﴿58﴾

    پس تبدیل نمودند آن ظالمان (فرمودۀ الله را) به سخن دیگر غیر از آنچه به آنها گفته شده بود، پس بر آن ظالمان به سبب اینکه کارهای فاسقانه می‌کردند عذابی از آسمان نازل کردیم ﴿59﴾

    و چون موسی برای قومش آب خواست، پس ما گفتیم: با عصایت به آن سنگ بزن، پس از آن دوازده چشمه روان شد که هر قبیله جای آب خود را می‌دانست. بخورید و بنوشید از روزی الله، و همچون تباهکاران در زمین فساد و تباهی نکنید ﴿60﴾

    و چون گفتید: هرگز ما بر یک طعام صبر کرده نمی‌توانیم، پس از پروردگارت درخواست کن تا از آنچه زمین می‌رویاند از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز برای ما بیرون بیاورد. گفت: آیا چیزی را که پست‌تر است جانشین چیزی می‌کنید که بهتر است؟! به قریه وارد شوید که آنچه می‌خواهید در آنجا برایتان است. و مهر خواری و فقر بر آنها زده شد و سزاوار خشم الله گردیدند. این به آن سبب بود که آنها به آیات الله كفر می‌ورزیدند، و پیغمبران را به ناحق می‌کشتند، این به آن خاطر بود که آنها نافرمان و متجاوز بودند ﴿61﴾

    البته آنانکه ایمان آورده‌اند «مسلمانان» و کسانی که یهودی و صابئی و نصرانی بوده‌اند هر کس که به الله و روز قیامت ایمان آورد و عمل نیک انجام دهد اجرشان نزد پروردگارشان است، نه ترسی بر آنها است و نه غمگین می‌شوند ﴿62﴾

    و چون از شما پیمان محکم گرفتیم و بالای شما کوه طور را برداشتیم (و گفتیم) بگیرید به قوت و کوشش آن کتابی را که به شما داده‌ایم و یاد کنید آنچه در آن است تا پرهیزگار شوید ﴿63﴾

    باز شما بعد از آن پیمان رویگردان شدید، پس اگر فضل الله و مهربانی او بر شما نبود، البته از زیانکاران می‌شديد ﴿64﴾

    و البته کسانی را از شما که در روز شنبه تجاوز کردند خوب شناختید، پس ما به آنها گفتیم: بوزینه‌های خوار و ذلیل باشید ﴿65﴾

    پس آن عقوبت را عبرتی برای حاضران و آیندگان و پندی برای پرهیزگاران قرار دادیم ﴿66﴾

    و یاد آور شوید هنگامی که موسی به قومش گفت: البته الله به شما دستور می‌دهد تا گاوی را ذبح کنید، گفتند: آیا ما را مورد استهزاء قرار می‌دهی؟ موسی گفت: پناه می‌برم به الله از اینکه از جاهلان باشم ﴿67﴾

    گفتند: از پروردگارت درخواست کن که برای ما بیان کند آن گاو چگونه است؟ گفت: او می‌گوید آن گاوی است نه پیر و نه جوان بلکه میان آن دو است. پس آنچه به شما فرمان داده می‌شود، بجا آورید ﴿68﴾

    (باز) گفتند: از پروردگارت درخواست کن که برای ما بیان کند رنگ آن چگونه است؟ گفت: او می‌فرماید: آن گاوی است زرد رنگ که بینندگان را شاد می‌کند ﴿69﴾

    (بار دیگر به موسی) گفتند: از پروردگارت برای ما بخواه تا برای ما بیان کند که آن چگونه است، چون گاو بر ما مشتبه شده است و اگر الله بخواهد ما حتما راهیاب خواهیم شد ﴿70﴾

    موسی گفت: الله می‌فرماید: آن گاوی است که نه رام است که زمین را قلبه کند، و نه آبیاری کند کشتزار را، بی‌عیب و یک رنگ است. گفتند: اکنون سخن حق را بیان کردی، پس آن را ذبح کردند و نزدیک بود این کار را نکنند ﴿71﴾

    و (سبب امر به ذبح گاو این بود که) وقتی فردی را کشتید و در (بارۀ قاتل) آن اختلاف کردید و الله ظاهر کنندۀ چیزی بود که آنرا پنهان می‌کردید ﴿72﴾

    پس حکم کردیم که بزنید جسم مقتول را به یک حصۀ از گوشت گاو، این چنین الله مرده‌ها را زنده می‌کند و به شما نشانه‌های قدرت خود را نشان می‌دهد تا بفهمید ﴿73﴾

    پس از آن، دل‌های شما سخت شد، مانند سنگ یا سخت‌تر (از سنگ). و بعضی از سنگ‌هاست که از آن نهرها جاری می‌شود، و بعضی از آنها است که می‌شگافد و آب از آن بیرون می‌آید، و بعضی از آنها است که از ترس الله زیر می‌افتد، و الله از آنچه می‌کنید غافل نیست ﴿74﴾

    پس آیا شما (مسلمانان) طمع دارید که یهودیان به شما ایمان آورند در حالیکه گروهی از ایشان کلام الله را می‌شنوند. باز آن را پس از فهمیدنش، تحریف می‌کنند با آنکه حق را می‌دانستند؟ ﴿75﴾

    و چون با مؤمنان روبرو شوند، گویند: ایمان آورده‌ایم و چون با همدیگر به خلوت روند، گویند: آیا آنچه را الله برایتان (در باره محمد در تورات) آشکار کرده است با آنان در میان می‌گذارید تا در پیشگاه الله با آن بر شما حجت آورند، آیا نمی‌فهمید؟ ﴿76﴾

    آیا نمی‌دانند که الله آنچه را پنهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌کنند می‌داند؟ ﴿77﴾

    و بعضی از آنان ناخوان هستند که کتاب الله را جز آرزوهای خود نمی‌دانند و تنها از گمان کار می‌گیرند ﴿78﴾

    پس وای بر کسانی که کتاب را با دست‌های خود می‌نویسند باز می‌گویند: این از جانب الله است، تا آن را به بهای اندکی بفروشند، پس وای بر آنها از آنچه دست‌هایشان نوشت و وای بر آنان از آنچه (از این راه) بدست می‌آورند ﴿79﴾

    و گفتند: آتش دوزخ جز چند روزی به ما نمی‌رسد. بگو: آیا از الله عهدی گرفته‌اید که الله هرگز در وعده خود خلاف نخواهد کرد یا اینکه بر الله چیزهایی را نسبت می‌دهید که به آن علم ندارید؟ ﴿80﴾

    بلی! هر که کار بد کند و او را گناهانش احاطه کند، پس همین گروه یاران دوزخ‌اند که در آن تا ابد می‌باشند ﴿81﴾

    و آنانکه ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، همین گروه اهل جنت‌اند که در آن همیشه می‌باشند ﴿82﴾

    و یاد آور شو این را که از اولاد يعقوب عهد محکم گرفتیم که به جز الله چیزی را عبادت نکنید، و با پدر و مادر و با خویشاوندان و با یتیمان و ناتوانان نیکی کنید، و با مردم سخن نیک بگویید، و نماز را برپا کنید، و زکات را بدهید، اما شما (با آنکه عهد بستید) جز عده کمی از شما همه پشت گردانیدید ﴿83﴾

    و یاد آور شوید هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر را نریزید و یکدیگر را از سر زمینتان بیرون نکنید باز شما (به این پیمان) اقرار کردید، در حالیکه خود بر آن گواهید ﴿84﴾

    باز این شما هستید که یکدیگر را می‌کشید و گروهی از خودتان را از سرزمین و خانه‌هایشان بیرون می‌کنید و علیه آنها به گناه و تجاوز یکدیگر را مدد می‌کنید. و اگر به اسارت پیش شما بیایند فدیه می‌دهید و آنان را آزاد می‌کنید حال آنکه بیرون کردن آنها بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی دیگر آن کفر می‌ورزید؟ برای کسی از شما که در دنیا چنین کند جز خواری و رسوایی نیست و روز قیامت به سخت‌ترین شکنجه و عذاب برگردانیده می‌شوند، و الله از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست ﴿85﴾

    این گروه همان کسانی هستند که زندگی دنیا را به عوض آخرت خریدند، پس عذاب آنان تخفیف نمی‌یابد و مدد نخواهند شد ﴿86﴾

    و البته به موسی کتاب دادیم و در پی او پیغمبرانی را فرستادیم، و به عیسی پسر مریم معجزات و دلایل روشنی دادیم و او را به وسیله روح القدس (جبرئیل) تایید کردیم، آیا هرگاه پیغمبری پیش شما (احکامی) به خلاف میل و آرزویتان آورد سرکشی کردید، پس گروهی (از پیغمبران) را تکذیب کردید و گروهی را کشتید؟ ﴿87﴾

    و گفتند که دل‌های ما دارای غلاف و پرده است، (که حق را نمی‌فهمیم؛ حال آنکه در دل‌هایشان پرده نیست) بلکه الله آنها را به سبب كفر‌شان از رحمت خود دور کرده است، پس بسیار کم از آنها ایمان می‌آرند ﴿88﴾

    و چون کتابی از جانب الله پیش آنها آمد که تصدیق کنندۀ کتابی بود که با خود داشتند در حالیکه پیش از آن بر کافران طلب فتح می‌کردند، پس وقتی پیش آنها آمد، آنچه را که از قبل شناخته بودند انکار کردند، پس لعنت الله بر کافران باد ﴿89﴾

    بد است آنچه که خود را به آن فروختند و آنچه را الله نازل کرده بود به سبب حسد انکار کردند، (و این به آن خاطر بود که می‌گفتند:) چرا الله فضل خود را بر هرکس که بخواهد نازل می‌کند؟ پس به خشمی بر خشم دیگر گرفتار شدند و برای کافران عذاب رسواکننده‌ای است ﴿90﴾

    و چون به آنها گفته شود به آنچه الله نازل کرده است ایمان بیاورید، گویند: به آنچه بر ما نازل شده است ایمان می‌آوریم، و به غیر آن کفر می‌ورزند، حال آنکه آن (چه الله بر پیغمبر نازل کرده است) حق، و تصدیق کننده چیزی است که با آنهاست. بگو: پس چرا پیش از این پیغمبران الله را می‌کشتید، اگر مؤمن هستید؟ ﴿91﴾

    و البته موسی با معجزات روشن پیش شما آمد، باز پس از او گوساله را پرستیدید، در حالی که ظالم بودید ﴿92﴾

    و یاد آور شوید وقتی که از شما پیمان محکم گرفتیم و کوه طور را بر سرتان بلند کردیم. آنچه را به شما داده‌ایم محکم بگیرید و بشنوید. گفتند: شنیدیم (مگر) نافرمانی کردیم و به سبب كفر‌شان محبت گوساله در دل‌هایشان جای گرفته بود. بگو: ایمانتان شما را به بد چیزی امر می‌کند اگر مؤمن هستید ﴿93﴾

    بگو: (ای یهودیان!) اگر دار آخرت (جنت) در نزد الله خالص برای شما باشد بدون (شراکت) اهل دیگر ادیان، پس مرگ را آرزو کنید اگر در دعوای خود صادق هستید (تا که به جنت زود برسید) ﴿94﴾

    و هرگز مرگ را آرزو نکنند به سبب گناهانی که بدست خود تقدیم کرده‌اند، و الله به حال ظالمان داناست ﴿95﴾

    و آنها (یهود) را حریص‌ترین مردم بر زندگی دنیا خواهی یافت، حتی حریص‌تر از مشرکین، هر یک از آنان دوست دارد که هزار سال عمر کند، با اینکه اگر چنین عمری به وی داده شود او را از عذاب نجات نمی‌دهد و الله به آنچه می‌کنند بیناست ﴿96﴾

    بگو: هرکس که دشمن جبرئیل باشد، همانا او قرآن را به اذن الله بر قلب تو نازل کرده است، در حالیکه تأیید کننده کتاب‌هایی است که در پیش آنان است و برای مؤمنان هدایت و بشارت است ﴿97﴾

    هرکس که دشمن الله و فرشته‌ها و پیغمبران و جبرئیل و میکاییل باشد پس البته الله دشمن کافران است ﴿98﴾

    و البته آیت‌های روشن و بیانگر حق را بر تو نازل کردیم، و از آن آیات انکار نمی‌کند مگر فاسقان (نافرمانان) ﴿99﴾

    چرا هرگاه که عهد محکم بستند (باز) گروهی از آنها آن را به دور انداخته و شکستند؟ بلکه بیشتر ایشان ایمان نمی‌آرند ﴿100﴾

    و چون پیغمبری از جانب الله نزد آنها آمد که تصديق کننده چیزی بود که با خود داشتند، گروهی از اهل کتاب، کتاب الله (قرآن) را پشت سرشان انداختند گویا (از آن هیچ) نمیدانند ﴿101﴾

    و پیروی کردند از آنچه شیاطین در روزگار فرمانروایی سلیمان می‌خواندند، و سلیمان کفر نورزید، (و سحر و جادو نیاموخت) بلکه شیاطین کفر ورزیدند که به مردم جادو می‌آموختند و (نیز از) آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت در بابل نازل شده بود پیروی می‌کردند. و این دو هیچ کسی را چیزی نمی‌آموختند مگر آنکه می‌گفتند: ما وسیله آزمایش شما هستیم، پس کافر مشو. و مردم از آنان چیزی می‌آموختند که با آن بین مرد و همسرش جدایی می‌افگندند و آنان به کسی زیانی نمی‌رساندند مگر به اذن الله و چیزی را می‌آموختند که به آنها زیان می‌رساند و به آنها سودی نمی‌رساند. و به خوبی می‌دانستند که هرکس خریدار آن باشد در آخرت بهرۀ ندارد، و چه بد بود آنچه به جان خریدند اگر میدانستند ﴿102﴾

    و اگر آنها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌کردند يقينا ثوابی که نزد الله هست برایشان بهتر بود، اگر این را می‌دانستند ﴿103﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، پیغمبر را به لفظ «راعنا» (ما را رعایت کن) خطاب نکنید (بلکه)، بگویید (در خطاب خود) «انظرنا» (ما را نظر کن) و بشنوید (گفته او را چون کلمه توهین آمیز در مقابل پیغمبر کفر است( و برای کفار عذاب دردناک است) ﴿104﴾

    کافران اهل کتاب و مشرکین دوست ندارند که خیری از جانب پروردگارتان بر شما نازل شود، و الله هر کسی را که بخواهد به رحمت خویش اختصاص می‌دهد و الله دارای فضل بزرگ است ﴿105﴾

    هر آیه‌ای را که نسخ کنیم یا آن را (از حافظۀ تو) فراموش گردانیم بهتر از آن یا مانند آن را می‌آوریم، آیا نمی‌دانی که الله بر هر چیز قادر است؟ ﴿106﴾

    آیا نمیدانی (ای مخاطب) که پادشاهی آسمان‌ها و زمین از الله است و برای شما جز او هیچ کارساز و مددگاری نیست ﴿107﴾

    آیا از پیغمبرتان همان را می‌خواهید که پیش از او از موسی خواسته شد؟ و هر کسی کفر را جانشین ایمان گرداند به راستی که از راه راست گمراه شده است ﴿108﴾

    بسیاری از اهل کتاب به خاطر حسدی که در دل دارند دوست دارند که شما پس از ایمان آوردنتان کافر شوید پس از اینکه حق برایشان روشن گردید، پس گذشت و چشم پوشی کنید تا الله فرمان خود را بیاورد. البته الله بر هر چیزی تواناست ﴿109﴾

    و (در اصلاح خود کوشیده) نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و آنچه شما از خوبی و خیر برای خودتان پیش می‌فرستید، آن را نزد الله خواهید یافت. چون الله به آنچه می‌کنید بیناست ﴿110﴾

    و گفتند: (یهود و نصارا) هرگز کسی وارد بهشت نمی‌شود مگر آنکه یهودی یا نصرانی باشد، این آرزوی آنهاست، بگو دلیل خود را بیاورید اگر در دعوای خود صادق هستید ﴿111﴾

    بلی! هر کس که مخلصانه روی به الله کند (و منقاد اوامر او گردد) در حالیکه نیکوکار باشد، پس پاداش او نزد پروردگارش است، و نه ترسی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌گردند ﴿112﴾

    ویهودی‌ها گفتند که نصارا بر چیزی (از حق) نیستند (که قابل اعتماد باشد) و نصارا گفتند که یهودیها بر چیزی (از حق) نیستند (که قابل اعتماد باشد) در حالیکه هر دو کتاب الله را تلاوت می‌کنند و (می دانند که عقیدۀ هر دو خلاف كتاب الله است) همچنین آنانکه (کتاب آسمانی را) نمی‌دانند مانند سخن آنها را گفتند، پس الله حكم خواهد کرد در میان ایشان در روز قیامت در باره چیزی که در آن اختلاف می‌کردند ﴿113﴾

    و کیست ظالم‌تر از کسیکه نگذارد در مساجد الله نام او برده شود و در ویرانی آن بکوشد؟ همان گروه را لایق نبود که داخل شوند در مسجدها مگر اینکه ترسان باشند (از عقوبت الهی)، (پس ) برای آنها در دنیا رسوائی است و در آخرت عذاب بزرگ در پیش دارند ﴿114﴾

    (با بند کردن مساجد، عبادت الله بند نمی‌شود زیرا) برای الله است جانب مشرق و جانب مغرب، پس به هر طرف که روی کنید (برای عبادت الله) همانجاست روی الله؛ همانا الله دارای فضل گشاده و داناست ﴿115﴾

    و گفتند: الله فرزندی برای خود برگزیده است، او پاک و منزه است. بلکه آنچه در آسمان‌ها و زمین است از اوست، و همه فرمانبردار او هستند ﴿116﴾

    (به وجود آورنده آسمان‌ها و زمین )از عدم و بدون هیچ نمونه( است و چون ایجاد چیزی را فیصله کند، به آن می‌گوید: «باش»، پس می‌شود) ﴿117﴾

    و آنان که نمی‌دانند، گفتند: چرا الله با ما سخن نمی‌گوید یا معجزۀ روشنی برای ما نمی‌فرستد؟ کسانی که پیش از آنها بودند مانند سخن آنها را گفتند، دل‌هایشان شبیه همدیگر است. به راستی که آیات را برای قومی روشن ساخته‌ایم که یقین دارند ﴿118﴾

    يقينا ما تو را به حق مژده دهنده و بیم دهنده فرستادیم، و دربارۀ دوزخیان از تو پرسیده نخواهد شد ﴿119﴾

    و یهود و نصارا هرگز از تو راضی نخواهند شد تا اینکه از دینشان پیروی کنی. بگو: البته هدایت الله هدایت حقیقی است. و اگر از خواهشات و آرزوهایشان پیروی کنی پس از اینکه علم و آگاهی به تو آمده است، هیچ مددگار و یاوری از جانب الله برایت نخواهد بود ﴿120﴾

    کسانی که به آنها کتاب داده‌ایم آن را طوری که حق خواندنش است تلاوت می‌کنند، ایشان به آن ایمان می‌آورند و هر کس به آن کفر ورزد پس آنان زیانکاران‌اند ﴿121﴾

    و ای فرزندان يعقوب! یاد کنید نعمت مرا که به شما ارزانی داشتم و اینکه شما را بر جهانیان (هم‌عصرتان) برتری دادم ﴿122﴾

    و (نیز) بترسید از روزی که کسی به داد کسی نمی‌رسد و بدلی از آن پذیرفته نمی‌شود و شفاعت به او سودی نمی‌رساند، و نه آنها یاری خواهند شد ﴿123﴾

    و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی امتحان کرد و آن را به طور کامل انجام داد. الله فرمود: تو را پیشوای مردم قرار می‌دهم، گفت: و از اولاد من (نیز پیشوایان مقرر کن) فرمود: عهد من به ظالمان نمی‌رسد (یعنی: این منصب صرف به صالحان اولاد تو خواهد رسید) ﴿124﴾

    و باز یاد آور شوید وقتی که خانه کعبه را محل اجتماع مردم و جای امنی برای‌شان قرار دادیم و گفتیم از مقام ابراهیم جای نماز بگیرید. و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم تا خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و ركوع کنندگان و سجده کنندگان پاکیزه گردانید ﴿125﴾

    و یاد آور شوید وقتی ابراهیم گفت: ای پروردگارم! اینجا (مکه) را شهر امن بگردان و از اهلش هر آن کس که به الله و روز آخرت ایمان آورد از میوه‌ها به او روزی ببخش. الله فرمود: و هر کس که کفر ورزد او را مدت اندکی بهره‌مند می‌گردانم، باز او را به عذاب آتش ناچار می‌سازم و بد جای بازگشت است دوزخ ﴿126﴾

    (و یاد آور شوید) وقتی که ابراهیم و اسماعيل اساس و پایه‌های خانه کعبه را بلند می‌کردند گفتند: ای پروردگار ما! (بنای کعبه را) از ما قبول کن، چون تو شنوا و دانایی ﴿127﴾

    ای پروردگار ما، ما را فرمانبردار خود بگردان، از فرزندان ما ملتی فرمانبردار پدید آور و به ما طرز عبادت ما را نشان ده، و توبه ما را قبول کن، چون تویی قبول کننده توبه (و) بسیار مهربان ﴿128﴾

    ای پروردگار ما! در میان اولاد من پیغمبری از جنس خود‌شان بفرست که آیات را بر آنها تلاوت کند و به آنها کتاب آسمانی و حکمت (علم و دانش آن( را بیاموزد و آنها را پاک سازد، يقينا تویی بسیار غالب و با حکمت) ﴿129﴾

    و کیست که روی گرداند از دین ابراهیم بجز آنکه خود را خوار دانسته و نشناسد، و البته برگزیدیم ابراهیم را در دنیا، و يقينا او در آخرت نیز از نیکان خواهد بود ﴿130﴾

    (به یاد آور وقتی را که) پروردگارش حکم کرد که فرمان بردار (اوامرم) شو، ابراهیم گفت: فرمان بردار شدم برای پروردگار جهانیان ﴿131﴾

    و ابراهیم و يعقوب پسرانشان را به آن وصیت کردند که ای فرزندان! الله دین را برایتان برگزیده است پس نمیرید مگر اینکه مسلمان باشید ﴿132﴾

    آیا شما حاضر بودید وقتی که مرگ يعقوب فرا رسید؟ وقتی به پسران خود گفت که بعد از من چه چیز را عبادت می‌کنید؟ گفتند: معبودت را، و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را می‌پرستیم که معبودی یگانه است و ما فرمانبردار او هستیم ﴿133﴾

    آنها امتی بودند که در گذشتند و اعمالشان به سود خودشان است و اعمال شما، به سود خودتان است و شما مسؤول اعمال آنها نخواهید بود ﴿134﴾

    (و اهل کتاب) گفتند: یهودی یا نصرانی باشید تا هدایت شوید، بگو: بلکه دین ابراهیم (را انتخاب می‌کنم) که از ادیان باطل رویگردان و یکتاپرست بود و از مشركان نبود ﴿135﴾

    شما بگوید که ما ایمان آوردیم به الله و به آنچه نازل شده به ما، و به آنچه نازل شده به ابراهیم و اسماعیل و اسحق و يعقوب، و به نوادگان يعقوب، و ایمان آوردیم به آنچه که به موسی و عیسی داده شده، و به آنچه پیغمبران از جانب پروردگارشان دریافت کرده‌اند، و (در ایمان آوردن) میان هیچ یک از آنان فرق نمی‌گذاریم و ما تنها به او تعالی منقاديم و بس ﴿136﴾

    پس اگر ایمان آورند (اهل کتاب) مثل ايمان شما (اصحاب پیغمبر) پس یقینا راهیاب شده‌اند، و اگر اعراض نمودند پس جز این نیست که آنها در مخالفت و ستیز قرار دارند، پس الله تو را (از شر آنها) کفایت می‌کند و الله شنوای داناست ﴿137﴾

    (و بگویید) این است رنگ آمیزی الهی (که برترین رنگهاست)، و کیست از الله زیباتر باعتبار رنگ (دین فطرت)؟ و ما تنها او را عبادت می‌کنیم ﴿138﴾

    (ای پیغمبر به اهل کتاب) بگو! آیا در باره الله با ما مجادله می‌کنید؟ در حالیکه که او رب ما و رب شما هم است، و اعمال ما به سود ماست و اعمال شما به سود شماست، و ما برای او تعالی اخلاص می‌ورزیم (او را با اخلاص می‌پرستیم) ﴿139﴾

    آیا (شما اهل کتاب می‌گویید که) ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و نبیرگان او (همه) یهودی یا نصرانی بودند؟ بگو: آیا شما داناتر هستید یا الله؟ و کیست ظالم‌تر از کسی که شهادتی را که از جانب الله نزد او است کتمان کند؟، و الله غافل نیست از چیزیکه شما می‌کنید ﴿140﴾

    آنها امتی بودند که گذشتند، اعمال آنها به سود خود آنهاست و اعمال شما به سود خودتان است و شما دربارۀ اعمال آنها بازخواست نمی‌شوید ﴿141﴾

    زودا که مردمان بی‌خرد بگویند چه چیزی باز گردانید مسلمانان را از قبلۀ که بر آن بودند؟ (یعنی از بیت المقدس) بگو: تنها برای الله است جانب مشرق و مغرب (و همه جوانب)، هر کسی را که بخواهد به راه راست هدایت می‌کند ﴿142﴾

    و این چنین شما را امت میانه رو گردانیدیم تا شما گواه باشید بر مردمان و پیغمبر (نیز) گواه باشد بر شما، و ما لازم نگردانیدیم قبله را که تو بر آن بودی (بیت المقدس ) مگر اینکه بدانیم (با تغییر دادنش) چه کسی از پیغمبر پیروی می‌کند و چه کسی به عقب بر می‌گردد، و اگر چه آن خصلت (پیروی رسول) بسیار دشوار است مگر بر کسانی که الله آنان را هدایت نموده، و الله ایمانتان (یعنی نماز تان) را ضایع نمی‌گرداند، همانا الله نسبت به مردم (مسلمان) مشفق و مهربان است ﴿143﴾

    البته ما می‌بینیم متوجه شدن ترا به طرف آسمان، پس حتما متوجه گردانیم ترا به‌سوی قبله که تو از آن راضی شوی، پس بگردان روی خود را (در نماز) به طرف مسجد الحرام، (کعبه) و شما (مسلمانان هم) هر جا که باشید پس بگردانید (در نماز) روی‌های خود را به طرف آن (کعبه) و البته آنان را که کتاب داده شده می‌دانند که آن (تحویل قبله) حق است از طرف رب شان، و الله از آنچه می‌کنند غافل نیست ﴿144﴾

    واگر به اهل کتاب تمامی آیات و معجزات (مطلوبۀ آنها را( بیاوری باز هم از قبلۀ تو پیروی نمی‌کنند، و نه تو از قبلۀ آنها پیروی می‌کنی، و نه آنها متابعت می‌کنند قبلۀ یکدیگر را، و اگر تو (بالفرض) از خواهشات آنها پس از آگاهی و علمی که به تو رسید، پیروی کنی، البته در آن صورت از جمله ظالمان خواهی بود ﴿145﴾

    آنانی که کتاب را به ایشان داده‌ایم، او (محمد) را می‌شناسند چنانکه فرزندانشان را می‌شناسند، و همانا گروهی از آنان حق را پنهان می‌کنند در حالی که می‌دانند ﴿146﴾

    حق (در تحویل قبله تنها) از سوی پروردگارت می‌باشد، پس از شک کنندگان مباش ﴿147﴾

    و برای هر یک جهت و قبلۀ است که به‌سوی آن روی می‌آورد، پس در کارهای خیر شتاب کنید، و هر جایی که باشید الله همۀ شما را یکجا جمع می‌نماید، همانا الله به هر چیز قادر است ﴿148﴾

    از هر جا (و از هر شهر و نقطه) که بیرون شوی، پس (به هنگام نماز،( روی خود را به طرف مسجد الحرام بگردان، و البته (قبله بودن آن) حق است از جانب پرورد گار تو، و الله از آنچه که شما می‌کنید غافل نیست ﴿149﴾

    و از هر جای که تو بیرون شوی (در سفر) پس بگردان روی خود را به‌سوی مسجد الحرام، و در هر جای که شما باشید (ای مردم) پس بگردانید روی‌های خود را به‌سوی آن (یعنی کعبه) تا نباشد برای مردم اعتراضی بر شما، مگر آنانکه ظلم کرده‌اند از آنها (اهل کتاب) پس از آنها نترسید و از من بترسید (تحویل قبله یکی برای خوشی پیغمبر بود و دیگر برای اینکه) تا تمام کنم نعمت خود را بر شما، و تا راهیاب شوید ﴿150﴾

    همانطور که فرستادیم در میان شما (برای هدایت تان) پیغمبری از جنس خود شما که تلاوت می‌کند بر شما آیات ما را و پاک می‌سازد شما را )از عقائد و اخلاق فاسد) و به شما کتاب و حکمت را می‌آموزد و آنچه را که نمی‌دانستید به شما تعليم می‌دهد ﴿151﴾

    پس شما مرا (به عبادت) یاد کنید، تا من شما را (به اجر و ثواب) یاد کنم، و شکر مرا را بجا آورید و (نعمت‌های) مرا کفران مکنید ﴿152﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، (در مشکلات و مصائب خود) به وسیلۀ صبر و نماز مدد جویید؛ که (رحمت و نصرت) الله با صابران است ﴿153﴾

    و کسانی را که در راه الله کشته می‌شوند مرده نخوانید. بلکه آنان (در نزد الله) زنده‌اند، ولی شما (آن زندگی برزخی را) نمی‌دانید ﴿154﴾

    البته شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و نقصان مالی و جانی و نقصان میوه‌ها می‌آزماییم، و مژده بده صبر کنندگان را (در برابر این مصائب) ﴿155﴾

    آنانی را که چون برسد به آنها مصیبتی گویند: يقينا ما از الله هستیم (و به حکم او به دنیا آمده‌ایم) و ما به‌سوی او باز می‌گردیم ﴿156﴾

    این گروه درود و رحمت الله شامل حال‌شان است و ایشان‌اند هدایت شدگان ﴿157﴾

    يقينا صفا و مروه (که جای صبر هاجر است) یکی از نشانه‌های دین الله‌اند، پس هرکس که (اراده کند) حج بیت الله یا عمره را، پس نیست گناهی بر او که طواف (سعی) کند در میان این هر دو، و هرکسی (داوطلبانه) کاری نیک انجام دهد، پس یقینا الله قدركننده (نیکی او و) داناست ﴿158﴾

    البته کسانی که دلایل روشن، و هدایتی را که ما فرستاده‌ایم پنهان می‌کنند، بعد از آن که آن را در کتاب برای مردم بیان نموده‌ایم، آن گروه مورد لعنت الله و لعنت کنندگان قرار می‌گیرند ﴿159﴾

    مگر آنانکه توبه کرده‌اند، و (عمل خود را) اصلاح کرده‌اند، و دلائل و هدایت ما را بیان داشته‌اند، پس توبه آنها را قبول می‌کنم، و منم قبول کنندۀ توبه، (و) بی‌نهایت مهربان ﴿160﴾

    البته آنانکه کفر ورزیدند و در حال کفر مردند، لعنت الله و فرشتگان و تمام مردم برایشان باد ﴿161﴾

    در آن لعنت همیشه باقی می‌مانند، نه عذاب آنها تخفیف می‌گردد و نه به آنان مهلتی داده می‌شود (که از عذاب بیرون شوند) ﴿162﴾

    و معبود شما معبودی یگانه است، معبود به حقی جز او وجود ندارد، بخشندۀ مهربان است ﴿163﴾

    البته (دليل وحدانیت الله این است که) در ایجاد کردن آسمان‌ها و زمین، و در اختلاف شب و روز، و در کشتی‌های که به نفع مردم در بحر می‌روند، و در آنچه که نازل کرده است از آسمان از آب، تا زمین را بعد از خشکیدنش با آن زنده کند و انواع جانوران را در آن منتشر سازد، و در به‌حرکت درآوردن بادها، و در ابری که مسخر کرده شده در بین آسمان و زمین، نشانه‌ها (و دلائل واضح) است (بر قدرت و وحدانیت او تعالی) برای مردمی که بفهمند (و از عقل کار گیرند) ﴿164﴾

    و از مردم کسانی هستند که غیر از الله شریکهایی می‌گیرند و آنها را دوست می‌دارند مانند دوست داشتن الله، و (اما) آنانکه ایمان آورده‌اند محبت‌شان به الله شدیدتر است (از محبت مشرکین با شریک‌های مقرر کرده خود)، و اگر ظالمان عذاب را ببینند در می‌یابند که همه قوت به دست الله است، و )این را هم در می‌یابند که( الله سخت عذاب دهنده است) ﴿165﴾

    وقتی عذاب را مشاهده کنند، پیشوایان (کفر) از پیروان خود بیزاری جویند و پیوند میانشان گسسته شود ﴿166﴾

    و پیروان گویند: اگر بار دیگر به دنیا برگردانده شویم، تا از آقایان و رؤسای خود بیزاری جوییم، طوریکه اکنون از ما بیزار شده‌اند، این چنین الله نشان می‌دهد به آنها اعمال‌شان را که موجب حسرت ایشان باشد و آنها (پیروان و پیشوایان) از دوزخ بیرون نخواهند شد ﴿167﴾

    ای مردم، از آنچه که در زمین حلال و پاکیزه است بخورید، و از گام‌های شیطان پیروی مکنید؛ همانا او برای شما دشمن آشکار است ﴿168﴾

    جز این نیست که شیطان شما را به کارهای بد و به بی‌حیایی فرمان می‌دهد، و (فرمان می‌دهد به) اینکه آنچه را که (عاقبت بد آن را) نمی‌دانید به الله نسبت دهید ﴿169﴾

    و هنگامی (به مشرکین) گفته شود که پیروی کنید آن (دینی را) که الله نازل کرده است، (در جواب) گویند: بلکه پیروی می‌کنیم از آنچه که پدران خود را بر آن یافته‌ایم، (آیا پیروی می‌کنند پدران خود را) اگر چه پدرانشان چیزی را نمی‌فهمیدند و راه یاب نبودند؟ ﴿170﴾

    مثال کفار مانند حیوانی است که وقتی صدایش کنند نشنود مگر فریاد و آواز را (گویا کافران) کران و گنگان و کوران‌اند، پس (حق و گمراهی را) نمی‌دانند ﴿171﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بخورید از چیزهای پاکیزۀ که به شما روزی داده‌ایم، و شكر الله را بجا آورید، اگر تنها او را عبادت می‌کنید ﴿172﴾

    جز این نیست که الله حرام کرده است بر شما (حیوان و پرندۀ) خود مرده و خون و خوک را و آنچه را که نام غیرالله بر او برده شده، پس هر که مجبور شود (به خوردن این چیزها) بدون آنکه (به خوردن آن) علاقه مند و تجاوزکار باشد، پس بر وی گناهی نیست، بدون شک الله آمرزندۀ مهربان است ﴿173﴾

    همانا کسانی که آنچه را الله از کتاب (آسمانی) نازل کرده، پنهان می‌کنند و آن را به بهای حقیر (دنیا) می‌فروشند، در شکم‌هایشان جز آتش چیزی را فرو نمی‌برند و الله در روز قیامت با آنها سخن نمی‌گوید و آنها را پاکیزه نمی‌گرداند و برای آنها عذاب دردناک است ﴿174﴾

    آنها همان کسانی هستند که گمراهی را به عوض هدایت و عذاب را به عوض آمرزش خریدند، پس چقدر در برابر آتش صبر و تحمل دارند ﴿175﴾

    این عقوبت به سبب آن است که الله كتاب را به حق نازل کرده است و کسانی که در کتاب اختلاف کردند در ستیزۀ عمیق قرار دارند ﴿176﴾

    نیکی (تنها) این نیست که روی خود را به طرف مشرق و یا به طرف مغرب بگردانید، لیکن نیکوکار کسی است که به الله و روز قیامت و فرشتگان و کتاب‌های الله و پیغمبران ایمان آورد، و مال (خود) را (در راه الله) با وجود دوست داشتن آن به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و مسافران و گداها، و در آزاد نمودن برده‌ها (یا قرض داران) دهد، و نماز را برپا کند و زکات را بدهد، و وفا کنندگان به عهد خود چون عهد کنند، و صبر کنندگان در وقت تنگدستی و سختی و در وقت جهاد، این گروه کسانی‌اند که (در دعوای ایمان خود) راست گفتند و همین گروه پرهیزگارانند ﴿177﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در مورد کشته شدگان، قصاص بر شما مقرر شده است، آزاد در مقابل آزاد، و برده در مقابل برده، و زن در مقابل زن، پس هرکسی که از جانب برادرش برای او چیزی بخشوده شد، به خوبی پیروی کند و به نیکی دیه را به او بپردازد. این تخفیف و رحمتی از جانب پروردگارتان برای شماست، پس هرکس بعد از این (پس از گرفتن خونبها) تجاوز کرد، پس برای او عذاب دردناک است ﴿178﴾

    و برای شما در اجرای قصاص زندگانی است ای خردمندان، تا پرهیزگار شوید (و از قتل یکدیگر اجتناب ورزید) ﴿179﴾

    بر شما فرض شده است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسید اگر مالی باقی بگذارد، برای پدر و مادر و خویشاوندان به طور شایسته وصیت کند، و این حقی بر پرهیزگاران است ﴿180﴾

    پس هرکس آن (وصیت) را پس از شنیدنش تغییر داد، پس گناهش تنها بر کسانی است که آن را تغییر می‌دهند. يقينا الله شنوای داناست ﴿181﴾

    پس کسیکه بخاطر ترس از خطا یا ظلم وصیت کننده (وصیت را تبدیل و اصلاح کند) تا صلح را در میان آنها برقرار کند پس بر وی گناهی نیست، بی‌گمان الله آمرزندۀ مهربان است ﴿182﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما فرض شده است طوریکه فرض شده بود بر آنانکه پیش از شما بودند، تا پرهیزگار شوید ﴿183﴾

    (روزه در) روزهای معدود (بر شما فرض است)، پس هر کسی از شما مریض یا در سفر باشد پس بر او شمردن روزهای دیگر (قضای روزه) لازم است، و بر آنانکه طاقت روزه گرفتن را ندارند، فديه لازم است به اندازه خوراک یک مسکین، پس هر کس به خوشی خود کار نیک بکند پس آن برای او بهتر است، و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید (ثواب آن را) ﴿184﴾

    ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل شده است، کتابی که هدایتگر مردم است و متضمن نشانه‌های آشکار هدایت و فرقان است. پس هر کس از شما در ماه رمضان حاضر و مقيم باشد، آن را روزه بگیرد، و هر کس که بیمار یا مسافر باشد، پس تعدادی از روزهای دیگر را روزه بگیرد، الله برای شما آسانی می‌خواهد و برای شما دشواری نمی‌خواهد، تا شمار روزها را کامل کنید و الله را به سبب آنکه شما را هدایت کرده است به بزرگی یاد کنید، و باشد که شکر گزار باشید ﴿185﴾

    و چون بندگانم درباره من از تو سوال کنند، پس (به ایشان بگو) من به آنها نزدیک ام و دعای دعاکننده را هرگاه مرا بخواند قبول می‌کنم، پس باید آنها (نیز) فرمان مرا قبول کننده، و باید به (وحدانیت) من یقین داشته باشند تا راه یابند (و کامیاب شوند) ﴿186﴾

    همبستری با زنانتان در شب روزه برای شما حلال شد، شما لباس آنها هستید و آنها لباس شما هستند، الله می‌دانست که شما در حق خود خیانت می‌کردید، پس توبه شما را پذیرفت و از شما در گذشت. پس اکنون با آنها همبستری کنید و آنچه را که الله برایتان مقرر نموده طلب نمایید، و بخورید و بیاشامید تا رشته سفید از رشته سیاه برایتان روشن شود، باز روزه را تا شب کامل کنید، و در حالیکه در مساجد به اعتکاف نشسته‌اید با زنان مقاربت نکنید. این حدود الله است، پس به آن نزدیک نشوید. این چنین الله آیات خود را برای مردم بیان می‌کند تا پرهیزگار شوند ﴿187﴾

    و مال‌های یکدیگرتان را در میانتان به ناحق نخورید و آن را به حکام تقدیم نکنید تا بخشی از اموال مردم را به گناه بخورید، در حالیکه شما (هم) می‌دانید ﴿188﴾

    دربارۀ (اوضاع مختلف) هلال‌های ماه از تو می‌پرسند، بگو: «اوضاع هلال‌ها) برای شناختن اوقات مردم است، و (خصوصا برای معرفت وقت) حج است، و نیکی این نیست که (مانند عهد جاهلیت در حالت احرام) از پشت خانه‌ها وارد منازل شوید و لیکن نیکی، نیکی کسی است که تقوی پیشه کند، و به خانه‌ها از دروازه‌های آن وارد شوید، و از الله بترسید (و کارها را بر عکس فرموده الله انجام ندهید) تا کامیاب شوید ﴿189﴾

    و در راه الله با کسانی که با شما می‌جنگند، بجنگید و تجاوز نکنید، چرا که الله تجاوز کنندگان را دوست نمی‌دارد ﴿190﴾

    و آنان (مشرکان) را در هر جایی که بیابید بکشید، و آنها را از همان جای که شما را بیرون کرده بودند بیرون کنید، و فتنه (کفر و شرک) از قتل بدتر است، و با مشرکان در نزد مسجد الحرام نجنگید تا آنکه ایشان با شما بجنگند، پس اگر با شما (در آنجا) جنگ کردند پس آنها را بکشید، اینچنین است سزای کافران ﴿191﴾

    پس اگر (از شرک و جنگ) دست برداشتند (الله توبۀ آنها را قبول می‌کند) چون الله بسیار آمرزنده (و) مهربان است ﴿192﴾

    و با آنها بجنگید تا فتنه (کفر و شرک) باقی نماند و دین همه برای الله باشد (و مردم تنها الله را عبادت کنند)، پس اگر از کفر و شرک خود دست برداشتند (با آنها کاری نداشته باشید چرا که) روا نیست تجاوز مگر بر ظالمان (و ایشان از ظلم خود دست برداشتند) ﴿193﴾

    (جنگ در) ماه حرام در مقابل (جنگ در) ماه حرام (جائز) است، چونکه از بی‌حرمتی مقدسات قصاص گرفته می‌شود، پس هرکس بر شما تجاوز کرد به مانند آنچه که به شما تجاوز کرده است به او تجاوز کنید و از الله بترسید، و بدانید که (مدد) الله با پرهیزگاران است ﴿194﴾

    و در راه الله انفاق کنید و خود را با دستهایتان (به وسیله بخل) در هلاکت میندازید، و نیکی کنید، زیرا الله نیکی کنندگان را دوست می‌دارد ﴿195﴾

    و حج و عمره را برای الله به اتمام برسانید، و اگر بازداشته شدید، هر آنچه از قربانی میسر است، ذبح کنید و سرهایتان را نتراشید تا وقتی که قربانی به جایگاه خود برسد، و هر کس از شما بیمار باشد یا آزاری در سر داشته باشد، و سر خود را بتراشد بر اوست که فدیه‌ای بدهد، از قبیل روزه یا صدقه یا قربانی، و چون امنیت و آسایش یافتید، پس هرکس پس از عمره قصد حج کند بر اوست که هر آنچه میسر است قربانی کند و کسی که قربانی نیافت سه روز در حج، و هفت روز وقتی که برگشتید روزه بگیرد؛ این ده روز کاملی است. این (حج تمتع) برای کسی است که خانواده او اهل مسجدالحرام نباشد. (یعنی ساکن مکه نباشد). و از الله بترسید و بدانید که الله عقوبت سخت دارد ﴿196﴾

    (برای ادای) حج ماه‌های معلوم و معین است، پس هر که در آن ماهها ادای حج را بر خود فرض گرداند پس (بداند که) برای او جماع و گناه و جنگ و جدال در ایام حج جائز نیست (زیرا این‌ها منافی حج اند) و هر چه می‌کنید از کارهای نیک الله آن را می‌داند، و (در سفر حج با خود) توشه گیرید، و بهترین توشه پرهیزگاری است و از (عذاب) من بترسید ای صاحبان خرد ﴿197﴾

    بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) از پروردگار خود فضل و رزق طلب کنید (تجارت کنید)، پس چون از عرفات بازگشتید الله را نزد مشعر الحرام (مزدلفه) یاد کنید، او را یاد کنید چنانکه شما را هدایت کرده است، هرچند که پیش از آن از جملۀ گمراهان بودید ﴿198﴾

    باز از همان جا که مردم روانه می‌شوند، شما نیز روانه شوید و از الله آمرزش بخواهید چرا که الله بسیار آمرزنده (و) مهربان است ﴿199﴾

    پس چون مناسک حج تان را ادا کردید پس الله را یاد کنید همانطور که پدران تان را یاد می‌کنید، بلکه بیشتر از آن. پس، از مردمان کسانی هستند که می‌گویند: ای پروردگار ما! به ما در این دنیا نعمت و نیکی بده و در آخرت برای او هیچ سهمی نیست ﴿200﴾

    و (نیز) از (میان) مردمان (حاجیان) کسانی هستند که می‌گویند: ای پروردگار ما در این دنیا به ما خیر و خوبی بده و در آخرت نیز خیر و خوبی بده، و ما را از عذاب دوزخ نگهدار ﴿201﴾

    این گروه از آنچه که کرده‌اند حصه و بهره می‌برند، و الله زود حساب گیرنده (اعمال بندگان خود) است ﴿202﴾

    و الله را در روزهای معین (شمرده شده در منی) یاد کنید، پس هرکسی عجله کند (و اعمال را) در دو روز انجام دهد بر او گناهی نیست، و کسیکه تاخیر کند (تا روز سوم) پس گناهی بر او نیست (بلکه او را ثواب زیاد است)، این (به جا آوردن ذكر الله) برای کسی است که تقوا اختیار کند، و از الله بترسید و بدانید که به دربار او جمع خواهید شد ﴿203﴾

    و از مردمان کسی هست که سخنان او راجع به زندگانی دنیا تو را در تعجب می‌اندازد، و الله را بر آنچه که در دل دارد گواه می‌گیرد (قسم می‌خورد)، در حالیکه او سرسخت‌ترین دشمنان (و خصومت گران) است ﴿204﴾

    و چون (از مجلس پیغمبر) باز گردد می‌کوشد تا در زمین فساد برپا کند، و زراعت و نسل‌های مردم را برباد سازد، و الله فساد (و فسادکاران را) دوست ندارد ﴿205﴾

    و چون به او گفته شود (بطور نصیحت) که از الله بترس، غرور و تکبر می‌ورزد و به گناه (دیگر) وادارش می‌کند پس دوزخ برای او کافی است، و البته دوزخ بدجایی است ﴿206﴾

    و از مردمان کسی هست که جان خود را برای حصول رضای الله می‌فروشد، والله به (همچنین) بندگان خود بسیار مشفق است ﴿207﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بطور کامل در اسلام داخل شوید (در تطبيق همه احکام آن ادامه بدهید)، و از گام‌های شیطان پیروی نکنید، بی‌گمان او برای شما دشمن آشکار است ﴿208﴾

    پس اگر بعد از اینکه دلائل واضح (و بیانگر حق) به شما آمد، بلغزید، پس بدانید که الله غالب است (بر همه مخلوقات و) حکیم است (در تأخیر عذاب مجرمان) ﴿209﴾

    آیا (کفار) انتظار دارند که الله با فرشتگان، در سایه بانهایی از ابر سفید به نزدشان بیاید و معاملۀ مردم فیصله شود (و قضاوت صورت گیرد)؟ و تمام امور (معاملات و قضایای بشری) به بارگاه الله باز گردانیده می‌شود ﴿210﴾

    از بنی اسرائیل بپرس که چه بسیار نشانه‌های روشن به آنها دادیم. و هر کس که نعمت الله را - پس از آنکه پیش او آمد - (به كفران) بدل کند، پس البته الله سخت عقوبت دارد ﴿211﴾

    زندگانی دنیا برای کافران آراسته شده است، و مؤمنان را مسخره می‌کنند. و پرهیزگاران در روز قیامت از آنها برترند، و الله کسی را که بخواهد بدون حساب روزی می‌دهد ﴿212﴾

    مردم (در آغاز) امت واحد بودند، پس الله پیغمبران مژده دهنده و بیم دهنده را فرستاد، و با آنها کتاب را (به حق) نازل کرد تا در میان مردم در آنچه اختلاف کردند به حق حکم کنند، و در آن اختلاف نورزیدند جز کسانی که (کتاب) به آنها داده شد. (و این اختلاف شان) بعد از آمدن دلائل ظاهر بود و آنها از روی ستم و حسد در میان خود اختلاف ورزیدند، پس الله به فرمان خود مؤمنان را در آنچه مردم اختلاف کردند به حق هدایت کرد، و الله هرکس را که بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند ﴿213﴾

    آیا گمان می‌کنید که (به آسانی) وارد جنت میشوید؟! در حالیکه هنوز آنچه که بر سر گذشتگان آمده بود بر سر شما نیامده است. آنها دچار سختی‌ها و مشقتها شدند، و چنان متزلزل و مضطرب شدند، حتی که پیغمبر‌شان و آنانکه با او ایمان آورده بودند می‌گفتند: پس مدد الله کی خواهد آمد؟ (گفته شد) آگاه باشید که مدد الله نزدیک است ﴿214﴾

    (مسلمانان) از تو می‌پرسند چه چیزی انفاق کنند (و به چه کسی بدهند؟) بگو: هر مالی را که انفاق می‌کنید (از مال حلال)، پس برای والدین و خویشاوندان و یتیمان و فقیران، و در راه ماندگان انفاق کنید، و هر نیکی انجام دهید پس یقینا الله به آن داناست ﴿215﴾

    جنگ (جهاد) بر شما فرض شد و آن برای شما ناخوشایند (و مشکل) است و (لیکن) بسا (اوقات) چیزی را نمی‌پسندید در حالیکه به خیر شما می‌باشد و بسا چیزی را دوست دارید ولی به ضرر شما است، و الله میداند (نفع و زیان شما را) و شما نمی‌دانید ﴿216﴾

    تو را دربارۀ جنگ در ماه حرام می‌پرسند، بگو جنگ در آن (گناه) بزرگ است و (لیکن) منع کردن از راه الله، و منع کردن از مسجد الحرام، و بیرون کردن اهل مسجد الحرام از آن، نزد الله (گناه) بزرگتر است، و فتنه (شرک و شکنجه کردن مسلمانان در ماه حرام) بزرگتر و بدتر است، و پیوسته کفار با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دین تان بازگردانند، و هر که از شما از دین خود بازگردد و در حالت کفر بمیرد پس اعمال او در دنیا و در آخرت ضائع و تباه می‌شود، و آن گروه اصحاب دوزخ‌اند و در آن جا همیشه خواهند بود ﴿217﴾

    البته آنانکه ایمان آوردند و آنانکه (بعد از ایمان) هجرت کردند و در راه الله جهاد کردند، آن گروه امید رحمت الله را دارند، و الله بسیار آمرزنده (و) مهربان است (و از رحمت و مغفرت خود آنها را محروم نمی‌سازد) ﴿218﴾

    از تو دربارۀ شراب و قمار می‌پرسند، بگو: در هر دو گناه بزرگ است، و برای مردم منافعی (دنیوی) هم دارند، و گناهشان از نفعشان بیشتر است. و از تو می‌پرسند کدام مال خود را انفاق کنند؟ بگو: اضافه از ضرورت تان را انفاق کنید، این چنین الله آیات را برای شما بیان می‌کند تا تفکر کنید ﴿219﴾

    (این چنین الله نشانه‌ها را برای شما بیان می‌کند تا ) در دنیا و آخرت (تفکر کنید) و از تو درباره اموال يتيمها می‌پرسند، بگو اصلاح نمودن (اموال) آنها بهتر است (برای شما و برای آنها)، و اگر خلط سازید مال آنها را با مال خود حرجی نیست؛ چون آنها برادران شما اند؛ و الله مفسد را از مصلح میداند، و اگر الله می‌خواست شما را در مشقت می‌انداخت، و یقینا الله غالب (و) باحکمت است ﴿220﴾

    و نکاح نکنید با زنان مشرک تا آنکه ایمان آورند، و البته کنیز مؤمن بهتر است از زن آزادی که مشرک باشد، اگرچه (حسن و جمال) زن مشرک شما را در تعجب اندازد، و زنان مسلمان را به نکاح مردان مشرک ندهید، تا آنکه ایمان آورند، البته غلام مؤمن بهتر است از مرد آزاد مشرک اگرچه (مال و جمالش) شما را در تعجب اندازد؛ آنها (زنان و مردان مشرک) مردم را به طرف دوزخ دعوت می‌دهند، و الله به فرمان خود بندگان را به‌سوی بهشت و آمرزش دعوت می‌دهد، و آیات (و احکام) خود را برای مردم بیان می‌کند تا یادآور شوند ﴿221﴾

    و از تو دربارۀ حیض می‌پرسند، بگو: آن رنج و زیان است، و در حالت حیض از (مقاربت با) زنان دوری جویید، و با آنها هم بستری مکنید تا آنکه پاک شوند، پس وقتی پاک شدند با آنان مقاربت کنید، از آنجا که الله شما را دستور داده است، چون الله توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد ﴿222﴾

    زنان شما کشت زار شما‌اند، پس هر گونه که بخواهید به کشتزار خود در آیید، و برای خود (توشۀ) پیش بفرستید، و از الله بترسید، و بدانید که شما با او روبرو خواهید شد، و مژده بده (ای پیغمبر، به نجات آن روز) مؤمنان را ﴿223﴾

    و نام الله را در معرض قسم‌های خود قرار ندهید به غرض اینکه از نیکی و تقوا و اصلاح در بین مردم اجتناب کنید (چون الله به این سه کار امر کرده است پس نام او را برای منع از این کارها چگونه استعمال می‌کنید) و الله شنوا و دانا است ﴿224﴾

    الله شما را به قسم‌های غير قصدی (بیهوده) تان مؤاخذه نمی‌کند، بلکه شما را به آنچه دلهایتان قصد کرده است بازخواست می‌کند، و الله بسیار آمرزنده (و) بردبار است ﴿225﴾

    برای کسانی که قسم می‌خورند با زنان خود آمیزش جنسی نکنند (ایلاء) چهار ماه انتظار و (مهلت) است، پس اگر (از قسم یاد شده) رجوع کنند (مورد عفو قرار می‌گیرند زیرا) به يقين الله آمرزنده (و) مهربان است ﴿226﴾

    و اگر اراده طلاق کنند (یعنی رجوع نکردند) پس یقینا الله شنوای دانا است (بر اینکه به زبان چه گفتند و در دل چه داشتند) ﴿227﴾

    و زنان طلاق داده شده باید به مدت سه حیض (سه بار عادت ماهانه) انتظار بکشند، اگر به الله و روز آخرت ایمان دارند به آنان جایز نیست که آنچه الله در رحم‌هایشان آفریده است بپوشانند (یعنی در صورت حمل به دروغ نگویند که عدت من گذشته است)؛ و شوهرانشان در باز گردانیدن آنها (به نکاح خود در وقت عدت) سزاوارترند، اگر قصد اصلاح دارند، و زنان بر مردان حقی دارند مثل آن حقی که مردان بر زنان دارند که باید بطريقة شایسته ادا نمایند (و لیکن) مردان بر زنان درجه برتری دارند، والله غالب باحکمت است ﴿228﴾

    طلاق (که بعد از آن امکان رجوع است) دوبار است، پس از آن نگاه داشتن (زن) یا به خوبی است، یا به نیکی رها کردن است، و برای شما حلال نیست که چیزی از آن مالی (مهری) که به زنان داده بودید بگیرید، مگر اینکه (زن و شوهر) بترسند از اینکه احكام الله را برپا نمی‌توانند (در صورت باقی داشتن نكاح)، پس اگر ترسیدید از اینکه (زن و شوهر) احکام الله را برپا نمی‌دارند پس گناهی بر آنها نیست که زن فديه دهد (به شوهر خود برای خلاصی از نکاح او)، این حدود الله است، پس از آن تجاوز نکنید، و هر کس که (با مخالفت فرمان الهی) از حدود الله تجاوز کند، پس همان گروه ظالمان‌اند ﴿229﴾

    و اگر (بار سوم) آن را طلاق داد، پس برای او حلال نیست مگر اینکه با شوهری دیگر ازدواج کند، پس اگر (شوهر دوم) او را طلاق داد، گناهی بر آنها نیست که دوباره به یکدیگر باز گردند، البته در صورتی که مطمئن باشند که حدود الهی را رعایت خواهند کرد. این حدود الله است آن را برای قومی که می‌دانند بیان می‌کند ﴿230﴾

    و چون زنان را طلاق دادید و به پایان عدۀ خود نزدیک شدند، پس یا آنها را به خوبی (طريقۀ شرعی) نگاه دارید، و یا به خوبی (طريقۀ شرعی) رها کنید و هرگز آنان را برای ضرر رسانیدن به آنها نزد خود نگاه نکنید تا (در حق آنها) ظلم و از حد گذری کنید، و هرکه چنین کند پس يقينا به خویشتن ظلم کرده است، و آیات (احکام) الله را مورد استهزاء و تمسخر قرار ندهید، و یاد کنید نعمتی را که الله بر شما انعام کرده است، و (یاد کنید) آنچه را که الله از کتاب و حکمت (سنت پیغمبر) بر شما نازل کرده است. الله شما را به وسیله آن (کتاب) پند می‌دهد و از الله بترسید و بدانید که الله به هر چیز داناست ﴿231﴾

    و چون زنان را طلاق دادید و به پایان عدۀ خود رسیدند، آنها را از اینکه با شوهران (قبلی) خود ازدواج کنند - چنانچه در میانشان به طرز پسندیده توافق برقرار گردید - منع نکنید، این همان چیزی است که هرکس از شما که به الله و روز آخرت ایمان داشته باشد، به آن پند داده می‌شود. آن برایتان پاکتر و بهتر است، و الله می‌داند و شما نمی‌دانید ﴿232﴾

    و مادران اولاد خود را تا دو سال کامل شیر دهند، این حکم برای کسی است که بخواهد مدت شیر خوارگی را تمام کند، و بر کسی که اولاد داده شده (پدر) انفاق زنان شیرده، و لباس آنها به طريقة مشروع و پسندیده لازم است، هیچ کس مکلف ساخته نمی‌شود مگر به قدر توان او، و هیچ مادری نباید به سبب فرزندش ضرر بیند، و نه هیچ پدری به سبب فرزندش ضررمند شود، و بر وارث فرزند چنین چیزی (نفقه) لازم است، پس اگر پدر و مادر به رضا و مشورۀ یکدیگر جدایی طفل را از شیر بخواهند پس گناهی بر آنها نیست، و اگر بخواهید که برای اولاد خود دایه‌ای بگیرید، پس گناهی بر شما نیست؛ به شرط اینکه آنچه را که مقرر کرده‌اید، بطور شایسته پرداخت کنید، و از الله بترسید و بدانید که الله به آنچه که می‌کنید بیناست ﴿233﴾

    و کسانی از شما که وفات می‌کنند و زنانی را بجا می‌گذارند (باید آن زنان) تا مدت چهار ماه و ده روز انتظار بکشند، پس چون مهلت (عدت) خود را به پایان رساندند پس بر شما گناهی نیست در آنچه که آنان به طور شایسته دربارۀ خود انجام دهند، و الله به آنچه که شما می‌کنید آگاه است ﴿234﴾

    و بر شما گناهی نیست که به طور تعریض یا کنایه از زنان خواستگاری کنید، و یا در دلهایتان پنهان نمایید، الله میداند که شما آنها را یاد می‌کنید، مگر به آنها وعده پنهانی (نکاح) ندهید به جز آنکه سخنی نیک گویید و قصد عقد نکاح نکنید تا آنکه میعاد عدت به پایان برسد و بدانید که الله آنچه را که در دل‌های شما است می‌داند، پس از او بترسید، و بدانید که الله آمرزنده (و) بردبار است ﴿235﴾

    برشما گناهی نیست اگر زنان را قبل از اینکه با آنها همبستری نکرده باشید یا برای آنها مهری تعیین نکرده باشید، طلاق دهید، آنان (زنان مطلقه) را به طور پسندیده، (به نوعی) بهره مند سازید، ثروتمند به اندازۀ خودش و تنگدست به اندازه خودش (ایشان را بهره مند سازند و این کاری است) شایسته بر ذمۀ نیکوکاران ﴿236﴾

    و اگر زنان را پیش از اینکه با آنها همبستری کرده باشید طلاق دادید در حالیکه مهری برای آنها مقرر کرده‌اید. پس (بر ذمۀ شما پرداخت) نیم آنچه مقرر کرده‌اید لازم است، مگر اینکه (آن را به شما) ببخشند یا کسی که عقد نکاح در دست اوست (آن را) ببخشد، و اگر ببخشید (عفو کنید) به تقوا نزدیک‌تر است، و احسان را در میان خود فراموش نکنید، بی‌گمان الله به آنچه می‌کنید بیناست ﴿237﴾

    بر ادای نمازها محافظت (و پایبندی) کنید و (خصوصا) نماز میانه (نماز عصر)، و منقاد (فروتنانه) برای الله بایستید ﴿238﴾

    پس اگر (در میدان جهاد از ایستادن نماز) ترسیدید (باز هم نماز را ترک نکنید بلکه) پیاده یا سواره نماز را ادا کنید، پس وقتی ایمن شديد، الله را یاد کنید (همانطور که) به شما چیزهایی آموخت که خود نمی‌دانستید ﴿239﴾

    و کسانی از شما که وفات می‌کنند و (بعد از وفات خود) زنانی را بر جای می‌گذارند (باید) برای همسران خود وصیت کنند که (وارثان شوهر) آنها را تا یکسال (در خانه شوهر شان) بگذارند تا نفع ببرند و آنها را از خانه بیرون نکنند، و اگر خودشان بیرون رفتند، پس در آنچه آنها به طور شایسته درباره خود انجام می‌دهند گناهی بر شما نیست، و الله غالب با حکمت است ﴿240﴾

    و برای زنان طلاق داده شده هدیه شایسته است (یعنی نفقه و سکنی) این حقی است بر مردان پرهیزگار ﴿241﴾

    این چنین الله آياتش را برای شما بیان می‌کند تا بفهمید ﴿242﴾

    آیا نشنیدی داستان آنان را که از ترس مرگ از خانه‌های خود برآمدند در حالیکه هزارها نفر بودند؟ پس الله به آنها گفت: بمیرید (و مردند)، باز آنها را زنده کرد، واقعا که الله بر مردم احسان و کرم دارد، و لیکن اکثر مردم شكر (احسان) الله را به جا نمی‌آورند ﴿243﴾

    و در راه الله بجنگید (جهاد کنید و از مرگ نترسید) و بدانید که الله شنوا و داناست ﴿244﴾

    کیست آنکه به الله قرض نیکو بدهد (در راه او انفاق کند) تا (الله) آنرا برای او چندین برابر کند؟ و الله (در رزق بندگان) تنگی و گشایش می‌آورد و به بارگاه او باز می‌گردید ﴿245﴾

    آیا از (داستان) اشراف بنی اسرائیل که بعد از موسی بودند خبر نیافتی، وقتی به پیغمبر خود گفتند که برای ما پادشاهی مقرر کن تا (در زیر فرمان او) در راه الله بجنگیم، پیغمبرشان گفت: ممکن است بر شما جنگ فرض گردد باز شما جنگ نکنید؟ گفتند: ما را چه شده که در راه الله جنگ نکنیم؟ در حالیکه از سرزمین و فرزندان ما بیرون رانده شدیم؟ (لیکن) وقتی جنگ بر آنها لازم شد، جز عدۀ اندکی اعراض کردند، و الله به (احوال) ظالمان داناست ﴿246﴾

    و پیغمبر‌شان به آنها گفت که البته الله طالوت را پادشاه شما فرستاده است، گفتند: چگونه او پادشاه ما باشد در حالی که ما نسبت به او سزاوار فرمانروایی هستیم و به او مال فراوان داده نشده است؟ (پیغمبرشان) گفت: همانا الله او را بر شما برگزیده و در جسم و دانش بر شما برتری بخشیده است و الله ملک (سلطنت) خود را به هر کسی بخواهد می‌دهد، و الله گشایشگر داناست ﴿247﴾

    و پیغمبرشان برای آنها گفت که البته علامت پادشاهی او این است که آن صندوق (عهد) پیش شما بیاید، که در آن سکون و آرامش از جانب پروردگارتان می‌باشد، و در آن (صندوق) باقی ماندۀ آنچه است که آل موسی و آل هارون بر جای گذاشته‌اند، در حالیکه فرشته‌ها آن صندوق را حمل می‌کنند، يقينا در این دلیل (حقانیت طالوت) است برای شما اگر مؤمن هستید ﴿248﴾

    پس وقتی طالوت با لشکر خود (از مردم و منطقۀ خود) جدا شد گفت: البته الله شما را به وسيلۀ (آب) نهر آزمایش می‌کند، پس هر کس از آن بنوشد پس او از من نیست، و هر کس از آن نچشد پس او از من است، به جز کسیکه به اندازۀ یک کف دست گرفته بنوشد، پس همه جز تعداد کمی‌شان از آن نوشیدند، پس وقتی که طالوت و مؤمنان همراهان او از نهر عبور کردند، (افرادی از آنان) گفتند: امروز طاقت جنگ با جالوت و لشکر او را نداریم، و کسانی که یقین داشتند که الله را ملاقات خواهند کرد، گفتند: چه بسا گروه کم بر گروه زیاد به اذن الله غالب می‌گردد و الله با صابران است ﴿249﴾

    وقتی (طالوت و همراهان او) با جالوت و لشکر او روبرو شدند، گفتند: ای پروردگار ما! بر ما صبر و شکیبایی فروریز و ما را ثابت قدم بدار و ما را بر قوم کافر پیروز گردان ﴿250﴾

    پس جالوت و لشکر او را به اذن الله شکست دادند، و داود جالوت را کشت، و الله داود را بادشاهی و پیغمبری داد، و به او از آنچه میخواست چیزهایی آموخت؛ و اگر الله بعضی از مردم را بوسیلۀ بعضی دیگر دفع نمی‌کرد، یقینا زمین تباه (و از فساد پر) می‌شد، و لیکن الله لطف و احسان بسیار بر همه عالم دارد ﴿251﴾

    این آیات، آیات (کتاب) الله است که آن را بر تو تلاوت می‌کنیم و یقینا تو از جملۀ پیغمبران هستی ﴿252﴾

    اینها پیغمبرانی هستند که بعضی آنها را بر بعضی دیگر فضیلت داده‌ایم، از آنها کسی هست که الله با او سخن گفت، و مراتب برخی (از ایشان) را بلند کرده است، و به عیسی پسر مریم معجزات واضح (و بیانگر حق) دادیم، و او را به وسيله روح القدس (جبرئیل) تقویت نمودیم و اگر الله می‌خواست آنانکه بعد از آنها بودند بعد از اینکه دلائل روشن به آنها آمد، با یکدیگر جنگ نمی‌کردند و لیکن اختلاف کردند (که آن سبب قتال گردید)، پس برخی از آنان ایمان آوردند، و برخی از آنان کفر را اختیار کردند، و (تأكيداً گفته می‌شود که) اگر الله می‌خواست با یکدیگر جنگ نمی‌کردند، و ليكن الله آنچه را بخواهد انجام می‌دهد ﴿253﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از آنچه که به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید پیش از اینکه روزی بیاید که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی و نه سفارشی، و کافران همان ظالمان حقیقی‌اند ﴿254﴾

    الله آن ذاتی است که هیچ معبودی برحق غیر از او وجود ندارد (که) همیشه زنده و پایدار است (تدبیر تمام کائنات در دست اوست)، او را نه پینکی می‌آید و نه خواب (یعنی از کائنات یک لحظه غافل نمی‌باشد) هرچه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است خاص از اوست، کیست که نزد او شفاعت کند مگر به اجازه او، آنچه را که پیش (روی) آنها است و آنچه را که پشت سر آنها است می‌داند (یعنی از احوال حاضر و آینده انسانها باخبر است) و مردم از علم او آگاهی نمی‌یابند، مگر آن مقداری که او بخواهد. کرسی او آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته است، و نگهداری آنها (آسمانها و زمین) او را خسته نمی‌سازد، و او عالیتر و بزرگتر است ﴿255﴾

    در (قبول کردن دین اسلام) اجباری نیست (چون) به راستی که هدایت از گمراهی جدا شده است، پس هر کس که به طاغوت كفر ورزد، و به الله ایمان بیاورد، به راستی که به دستاویز محکمی چنگ زده است که قطع شدنی نیست، و الله شنوای داناست (به اقوال و افعال مردم) ﴿256﴾

    (البته) الله کارساز مؤمنان است که بیرون می‌آرد آنها را از تاریکی‌های معاصی به نور اطاعت، و آنانکه کفر ورزیدند کارساز آنها شیطان سرکش است که بیرون می‌آرد ایشان را از نور فطرت به‌سوی تاریکهای کفر، این گروه یاران آتش‌اند و در آن همیشه خواهند بود ﴿257﴾

    آیا از (حال) کسی که الله به او پادشاهی بخشیده بود و با ابراهیم در مورد پروردگارش مجادله کرد خبر داری؟ وقتی ابراهیم گفت: پروردگار من آنست که زنده می‌کند و می‌میراند. (آن کافر) گفت: من (هم) زنده می‌کنم (کسی را بخواهم زنده می‌گذارم) و می‌میرانم (کسی را بخواهم به قتل می‌رسانم)، ابراهیم گفت: الله آفتاب را (هر روز) از جانب مشرق می‌آرد پس (اگر راستگو هستی) تو آفتاب را از مغرب بیار؟ پس آن که کفر ورزیده بود، حیران شد. و الله قوم ظالم را هدایت نمی‌کند ﴿258﴾

    (و) یا در داستان آن شخص بیاندیش که از کنار قريه گذر کرد در حالیکه سقف‌های آن افتیده بود، گفت: الله اهل این قریه را بعد از مردن (و پوسیده شدن) چطور زنده خواهد کرد؟ پس الله او را صد سال میراند، باز او را زنده کرد، و گفت: (در این حالت) چقدر گذرانیدی؟ گفت: یک روز یا بخشی از روز. الله گفت: بلکه صد سال در این حال بودی، پس نظر کن به خوراک و نوشیدنی خود که تا حال تغیر نکرده است، و نظر کن به خر خود (که چگونه زنده می‌کنیم آن را)؟ (و خواستیم) که تو را نشانۀ (قدرت خود) برای مردم بگردانیم و نظر کن به استخوان‌های (خر خود) که چطور آن را پیوند می‌دهیم باز آن را با گوشت می‌پوشانیم؟ پس وقتی (قدرت الله) به آن شخص روشن شد گفت: می‌دانم که الله بر هر چیزی تواناست ﴿259﴾

    و به یاد آور وقتی را که ابراهیم گفت: ای پروردگارم! به من نشان ده که چطور مرده‌ها را زنده می‌کنی؟ الله گفت: آیا ایمان نداری؟ ابراهیم گفت: بلی (ایمان دارم)، و لیکن می‌خواهم که دلم مطمئن شود، الله گفت: پس چهار پرنده را بگیر باز آنها را نزد خود قطعه قطعه کن باز هر قطعه از آنها را بر کوهی بگذار، باز آنها را بخوان، پس (می‌بینی که) دویده به نزد تو می‌آیند، و بدان که الله غالب باحکمت است ﴿260﴾

    مثال کسانی که مالهایشان را در راه الله انفاق می‌کنند مانند دانه ایست که برویاند هفت خوشه را و در هر خوشه آن صد دانه باشد، و الله برای کسی که بخواهد، چندین برابر می‌دهد و الله دارای فضل گشاده (و) دانا است ﴿261﴾

    آنانکه مال‌های خود را در راه الله انفاق می‌کنند، باز بعد از (انفاق کردن) منت نمی‌گذارند و نه اذیت می‌رسانند، پاداششان نزد پروردگارشان است، و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌گردند ﴿262﴾

    سخن نیک (به محتاجان) و گذشت (از اشتباهات آنها) از صدقه که در پی آن آزار باشد بهتر است، و الله (از مخلوق خود) مستغنی (و) بردبار است (که به زودی مؤاخذه نمی‌کند) ﴿263﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقه‌های خود را با منت گذاشتن و آزار رسانی برباد نکنید، مانند کسی که مال خود را برای تظاهر و خود نمایی در برابر مردم انفاق می‌کند در حالیکه به الله و روز آخرت ایمان ندارد، پس مثال آن (شخص منافق) مانند سنگ صافی است که بر بالای آن خاک (نشسته) است، پس باران شدید بر آن بارید، پس آن سنگ را سخت و صاف بر جایش گذاشت، مردمان ریاکار نیز از آنچه بدست آورده‌اند (آنچه را انفاق کرده اند) هیچ سودی (ثوابی) نمی‌برند، و الله قوم کافر را هدایت نمی‌کند ﴿264﴾

    و مثال آنان که مال‌های خود را برای خشنودی الله و به خاطر یقین و باوری که (در دل) دارند انفاق می‌کنند، مانند باغی است که در تپه‌ای قرار دارد، و باران تند بر آن ببارد، پس میوه خود را دو چند دهد، و اگر باران تند بر آن نبارد پس شبنم (یا باران كم) هم به او کافی است (که میوه دهد)، و الله به اعمالی که انجام می‌دهید بیناست ﴿265﴾

    آیا کسی از شما دوست دارد (می خواهد) که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد و در زیر درخت‌های آن جوی‌ها روان باشد و در آن باغ از هرقسم میوه برایش باشد، و در حالی که به پیری رسیده و اولاد ضعیف و ناتوان دارد، پس ناگهان باد گرمی که در آن آتش است به آن (باغ) برسد و بسوزد، این چنین الله آیات خود را برای تان بیان می‌کند تا باشد که فکر کنید (زیرا آتش ریا باغ نیکی‌ها را می‌سوزاند) ﴿266﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از مال‌های پاکیزه که کسب کرده‌اید، و از آنچه که ما از زمین برایتان بیرون آورده‌ایم انفاق کنید، و به دادن چیزهای ناپاک قصد نکنید، در حالی که شما آن چیز ناپاک را نمی‌گیرید، مگر آنکه از بدی آن چشم پوشی کنید، و بدانید که الله بی‌نیاز و ستوده است ﴿267﴾

    شیطان شما را وعدۀ فقر و تنگدستی می‌دهد (از تنگ دستی می‌ترساند)، و شما را به بی‌حیائی دستور می‌دهد، و (لیکن) الله به شما وعده آمرزش و بخشش از جانب خود می‌هد و الله گشایشگر (دارای فضل فراوان) و دانا است ﴿268﴾

    حکمت (علم با عمل) را به کسی که بخواهد می‌بخشد، و هر کس که حکمت به او داده شود يقينا به او خیر بسیار داده شده است، و پند نمی‌گیرد مگر خردمندان ﴿269﴾

    و هر مالی را که در راه الله انفاق کنید و یا نذری را که بر خود لازم کنید پس یقینا الله آن را می‌داند و برای ظالمان هیچ مدد گاری نیست ﴿270﴾

    اگر صدقه‌های خود را علنا و آشکارا بدهید پس خوب است، و اگر دادن آن را پوشیده دارید و به فقیران بدهید برای تان خوب‌تر است، و الله (به سبب انفاق کردن) بعض گناهان شما را محو می‌کند، و الله به آنچه می‌کنید باخبر است ﴿271﴾

    (ای محمد!) هدایت آنها بر ذمۀ تو نیست، بلکه الله هر کسی را که بخواهد هدایت می‌کند، و هرچه انفاق کنید به فائده خودتان است (چون) انفاق نمی‌کنید مگر برای طلب رضای الله، و هر چیز خوبی که انفاق کنید به طور کامل به شما بازگردانده می‌شود (ثواب آن به شما داده می‌شود) و به شما ظلمی نمی‌شود ﴿272﴾

    (صدقه‌ها) برای فقیر‌های است که در راه الله بازمانده‌اند (لذا) قدرت سفر کردن در زمین (برای حصول رزق) را ندارند، و به سبب پاکی‌شان از سوال و گدائی، شخص نادان آنها را ثروت مند می‌پندارد، آنها را از سیمایشان می‌شناسی، با اصرار چیزی از مردم نمی‌خواهند و هر آنچه از خوبی (مال حلال) انفاق کنید پس يقينا الله به آن آگاه است ﴿273﴾

    آنان که مال‌های خود را شب و روز، پوشیده و آشکارا (در راه الله) انفاق می‌کنند، پس ثواب‌شان در نزد پروردگارشان است، و بر آنها (در روز قیامت) نه ترسی است و نه غمگین می‌شوند ﴿274﴾

    آنانکه مال سود را می‌خورند از قبر‌هایشان برنمی خیزند مگر مانند کسی که شیطان به سبب تماس او را دچار دیوانگی کرده است، این (عذاب) به سبب آنست که گفتند: بیع (خرید و فروش) مانند سود است در حالیکه الله بيع (به غیر سود) را حلال قرار داده است و سود را حرام کرده است، پس کسی که نصیحتی از طرف پروردگارش به او آمد، باز از سودخوری اجتناب کرد، پس آنچه در گذشته به دست آورده است از خود او می‌باشد و معامله او با الله است، و هر کس به سود خوری بازگشت، پس ایشان دوزخیان‌اند و در آن همیشه و جاودانه می‌باشند ﴿275﴾

    الله مال سود را از بین می‌برد و صدقات را (مال حلال که از آن صدقه داده می‌شود) افزایش و نمو می‌دهد، و الله هر ناسپاس گنهگار را دوست ندارد ﴿276﴾

    يقينا آنان که ایمان آوردند، و اعمال نیک انجام دادند، و نماز را برپا کردند، و زکات را دادند، ثواب آنها نزد پروردگارشان است، و هیچ ترسی بر آنها (در قیامت) نیست و نه غمگین می‌شوند ﴿277﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از عذاب الله بترسید و باقی مانده (معاملات) سود را ترک کنید اگر مؤمن هستید ﴿278﴾

    پس اگر چنین نکردید (معامله سود را ترک نکردید) آگاه شوید به جنگی از طرف الله و رسول او، و اگر (از سود خواری) توبه کردید پس (اصل) سرمایه اموال تان از خودتان است، نه شما به کسی ظلم کنید و نه بر شما ظلم می‌شود ﴿279﴾

    و اگر قرض دار شما تنگ دست بود پس تا فرا رسیدن آسانی، مهلت داده می‌شود، و اگر ببخشید (قرضدارتان را معاف کنید) برای شما بهتر است اگر می‌دانید ﴿280﴾

    و از روزی بترسید که در آن روز به بارگاه الهی باز گردانیده می‌شوید باز هر شخص (جزای) آنچه را که کسب کرده بود به طور کامل دریافت خواهد کرد، و بر آنها هیچگونه ظلمی نمی‌شود ﴿281﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرگاه با یکدیگر معامله دَین تا میعاد مقرر (معلوم) کردید پس آن را بنویسید، و باید نویسنده عادل و با انصاف در میان شما بنویسد، و نویسنده نباید از نوشتن آن، طوری که الله به او آموخته است ابا ورزد، پس باید بنویسید، و کسی که به ذمه او حق (دَین) است باید بنویسد و املاء کند، و از پروردگارش بترسد، و چیزی از دَین (مردم) را کم نکند، پس اگر کسی که بر ذمه او حق (دَین) است بی‌عقل یا ضعیف یا ناتوان یا نمی‌توانست املا کند، پس باید ولی او به عدل املاء کند، و دو شاهد از مردانتان گواه بگیرید، و اگر دو مرد نبودند پس یک مرد و دو زن از شاهدانی که می‌پسندید (گواه بگیرید)، تا اگر یکی از آن دو (زن) فراموش کرد دیگری به او یادآوری کند. و وقتی گواهان برای گواهی دادن طلب شوند نباید ابا ورزند، و از اینکه دَین را (خواه کم باشد یا بسیار) تا مدت مقرر آن بنویسید خسته نشوید، این (نوشتن) نزد الله به عدالت نزدیکتر است، و هم سبب محکم داشتن گواهی است، و هم برای آنکه (در مقدار دَین) شک نکنید، مگر این که معامله نقدی باشد که در میان خود دست به دست می‌کنید، پس بر شما گناهی نیست در این که نوشته نکنید، و وقتی قصد خرید و فروش کردید گواه بگیرید، و نباید نویسنده و گواه ضررمند شوند، و اگر )چنین( کردید (به یکی از ایشان ضرر رسانیدید) پس يقينا از فرمان الله سرباز زدید )و ضرر آن به شما می‌رسد)، و از الله بترسید و الله به شما (دین تان را) می‌آموزد، و الله به هر چیزی دانا است ﴿282﴾

    و اگر در سفر بودید و نویسنده‌ای نیافتید، پس چیزی را از (قرضدار) به طور گرو بگیرید، پس اگر یکدیگر تان را امین دانستید (و نخواستید از او گرو بگیرید) پس کسی که امین قرار داده شده باید امانتش را ادا کند، و باید از پروردگار خود بترسد، و شهادت را پنهان نکنید، و هر کس که آن را پنهان کند يقينا دلش گناهکار است، و الله به آنچه می‌کنید دانا است ﴿283﴾

    هر آنچه در آسمان‌ها و در زمین است خاص از الله است. و اگر آنچه را که در دل‌های شما است اظهار کنید یا بپوشانید البته الله درباره آن با شما محاسبه می‌کند، (بعد از حساب) پس هر کسی را که بخواهد می‌آمرزد و هرکسی را که بخواهد عذاب می‌دهد، و الله بر هر چیزی قادر است ﴿284﴾

    پیغمبر به آنچه که به او از طرف پروردگارش نازل شد ایمان آورد، و مؤمنان، همگی به الله و فرشتگان وی و به کتاب‌های وی و به پیغمبران وی ایمان آوردند (و گفتند که در ایمان آوردن) در میان هیچ یک از پیغامبران او فرق نمی‌آوریم، و گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم (قبول کردیم احکام الله را)، ای پروردگار ما! ما از تو آمرزش می‌خواهیم! و بازگشت به‌سوی تو است (یعنی به روز آخرت نیز ایمان داریم) ﴿285﴾

    الله هیچ کسی را مکلف نمی‌سازد مگر به قدر طاقت و توان او، (انسان) هرچه (از خیر) انجام داده به نفع خودش است و هرچه (از شر) انجام داده به ضرر خودش است، ای پروردگار ما! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم ما را مواخذه مکن، و ای پروردگار ما! بر ذمۀ ما بار گران را مگذار چنانکه آن (بار گران) را بر آنان که پیش از ما بودند نهادی، ای پروردگار ما! آنچه تاب و توانش را نداریم بر ما مگذار و از ما در گذر و ما را مغفرت کن و بر ما رحمتت را نازل کن (زیرا که) توئی مولی و کارساز ما، پس ما را بر قوم کافر پیروز گردان ﴿286﴾

    آل عمران

    Surah 3

    الم. (معنای این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    الله آن ذاتی است که هیچ معبودی بر حق جز او نیست، همیشه زنده و مدبر تمامی کائنات است ﴿2﴾

    (الله) کتاب (قرآن) را به حق بر تو نازل کرد که (دارای احکام واقعی و) تصدیق کنندۀ آنچه که پیش از آن بوده می‌باشد، و تورات و انجیل را نازل کرد ﴿3﴾

    پیش از این کتاب، برای هدایت مردم، و این کتاب را که فرق کنندۀ حق و باطل است (نیز برای هدایت) نازل کرد، يقينا آنان که به آیات الله كفر ورزیدند، آنها عذاب سخت در پیش دارند، و الله غالب (و) انتقام گیرنده است ﴿4﴾

    بی‌گمان چیزی در زمین و در آسمان از الله پوشیده نمی‌ماند ﴿5﴾

    (الله) آن ذاتی است که شما را در رحمهای (مادران تان) هر طوری که بخواهد صورت می‌بخشد، هیچ معبودی برحق به جز او وجود ندارد (و او) غالب باحکمت است ﴿6﴾

    (الله) آن ذاتی است که قرآن را بر تو نازل کرد که بعضی آن آیاتی محکم است که مفهوم آن واضح و روشن است، و آنها اصل قرآن است (که دیگر آیات در روشنی آن فهمیده می‌شود) و بعضی از آن «متشابهات» هستند (که مفهوم آن مشتبه و مخفی است و احتمال معانی دیگری هم دارند)، اما کسانی که در دل‌هایشان کجی است برای فتنه انگیزی و تاویل نادرست از آیات متشابه پیروی می‌کنند، در حالیکه مفهوم متشابه را به جز الله کسی نمی‌داند. و علمای راسخ در علم می‌گویند: به آن ایمان آوردیم (چون) همۀ قرآن (محکم و متشابه) از نزد پروردگارما است، و پند نمی‌گیرد (از تعلیمات قرآن) مگر صاحبان عقل و خرد ﴿7﴾

    (علمای راسخ در علم می‌گویند که) ای پروردگار ما! بعد ازینکه ما را هدایت کردی دل‌های ما را کج و منحرف مکن و از طرف خود به ما رحمتی ببخش، چون تو بسیار بخشش کننده‌ای ﴿8﴾

    ای پروردگار ما! يقينا تو مردم را در روزی که در (حق بودن) آن شکی نیست، یکجا خواهی کرد، بی‌گمان الله در وعدۀ خود مخالفت نمی‌کند ﴿9﴾

    بی‌گمان آنان که کافر شده‌اند مالها و اولادشان آنها را هرگز از عذاب الله نجات نخواهد داد (بلکه) آنان هیزم (آتش افروز) دوزخ‌اند ﴿10﴾

    مانند شیوۀ (رفتار) آل فرعون و آنان که پیش از ایشان بودند آیات ما را تکذیب نمودند، پس الله آنها را به سبب گناهانشان گرفت، و الله سخت عذاب دهنده است ﴿11﴾

    به کفار بگو که عنقریب (در دنیا) مغلوب خواهید شد و (در آخرت) به طرف دوزخ حشر خواهید شد و دوزخ بد جایگاهی است ﴿12﴾

    (ای یهودیان) يقينا برای شما نشانه است (در شکست مشرکین و غلبۀ مسلمانان) در روبرو شدن دو گروه (در روز بدر)، یک گروه در راه الله می‌جنگید و گروه دیگر کافر بودند (و در عدد زیاد بودند و) مسلمانان را با چشم‌های خود دو چند می‌دیدند. و الله به کمک خود هر کسی را که بخواهد تأیید می‌کند (قوت می‌بخشد)، يقيناً در این (شکست كفار) عبرتی است برای صاحبان بصیرت ﴿13﴾

    برای مردم محبت شهوات (چیزهای مرغوب) از قبیل زنان و پسران و مال‌های فراوان از (نوع) طلا و نقره و اسپهای نشان دار و چارپایان و کشتزارها، آراسته شده است (لیکن) آن (همه) وسائل زندگانی دنیا است، و سرانجام و بازگشت نیک به نزد الله می‌باشد ﴿14﴾

    بگو: آیا شما را به چیزی که بهتر از متاع دنیا است خبر دهم؟ (آن خبر این است که) برای آنان که تقوا پیشه کرده‌اند نزد پروردگارشان باغ‌های است که از زیر درخت‌های آن جوی‌ها جاری است، آنها در آن (باغ‌ها) همیشه می‌باشند، و زنان پاکیزه و رضامندی الله را دارند، و الله به بندگان خود بیناست ﴿15﴾

    کسانی‌اند که می‌گویند! ای پروردگار ما! يقينا ما ایمان آوردیم، پس گناهان ما را بیامرز و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار ﴿16﴾

    (اینها‌اند که در سختی‌ها) صبر کنندگان‌اند و (در اقوال و افعال خود) صادقانند و (به طاعت و نیکی‌ها) مداومت کنندگان‌اند و (در راه الله) انفاق کنندگان‌اند و در سحرگاهان (از الله) آمرزش طلبان‌اند ﴿17﴾

    الله گواهی داد (به وسیله دلائل تکوینی و تشریعی) بر اینکه هیچ معبودی بر حق جز او تعالی نیست و (نیز گواهی داده اند) فرشته‌ها و صاحبان علم (بر توحيد او تعالی) در حالی که الله (مدبر امور مخلوقات) به عدل و انصاف است (پس) هیچ معبودی برحق جز او تعالی نیست، غالب (و) باحکمت است ﴿18﴾

    بی‌گمان دین (معتبر) نزد الله اسلام است، و آنان که کتاب داده شده‌اند (یهود و نصارا) اختلاف نکردند مگر بعد از اینکه آگاهی و علم (به حق بودن اسلام) به آنها آمد و (اختلاف نکردند مگر) به سبب سرکشی و حسدی که در میان‌شان وجود داشت، و هر کس به آيات الله كفر بورزد (و آنرا انکار کند)، پس (بداند که) الله زود حساب گیرنده است ﴿19﴾

    پس اگر (کفار) با تو (دربارۀ دین حق) مجادله کردند، پس بگو من و هرکسی که از من پیروی می‌کند خود را برای الله منقاد و تسلیم ساخته‌ایم، و از اهل کتاب (یهود و نصارا) و از ناخوانان (مشرکین عرب) بپرس که آیا شما به الله منقاد شده‌اید؟ (یعنی کتاب و دین او را قبول کرده‌اید؟) پس اگر منقاد و تسلیم شدند، البته راهیاب شده‌اند، و اگر رویگردان شدند پس تنها رسانیدن (تبلیغ) بر ذمۀ تو است، و الله به بندگان بینا است ﴿20﴾

    البته آنان که به آیات الله کفر می‌ورزند و پیغمبران را به ناحق می‌کشند، و کسانی از مردم را که به عدل و انصاف امر می‌کنند، می‌کشند پس آنها را به عذاب دردناکی مژده بده ﴿21﴾

    این گروه آنانی‌اند که اعمال‌شان در دنیا و آخرت نابود و ضائع گردیده است، و برای آنها هیچ مددگاری نیست ﴿22﴾

    آیا آنان را که حصۀ از علم (کتاب سماوی) داده شده‌اند ندیدی که به‌سوی كتاب الله فراخوانده می‌شوند تا میان آنها قضاوت کند، باز گروهی از آنها در حالی که اعراض کنان‌اند رو می‌گرداند ﴿23﴾

    (سبب روگردانی شان) به این خاطر است که گفتند آتش دوزخ به ما نخواهد رسید مگر چند روزی اندک، و افتراهای‌شان در دینشان آنان را فریب داد ﴿24﴾

    (پس حال آنها چگونه خواهد بود وقتی که آنها را در روزی جمع کنیم که هیچ شکی در )آمدن( آن نیست، و به هر شخص (جزای) آنچه کرده است کاملا داده شود، و بر آنها ظلم نمی‌شود ﴿25﴾

    بگو: ای پروردگار! تو متصرف و صاحب بادشاهی (جهان) هستی، بادشاهی را به هر کسی که بخواهی میدهی، و بادشاهی را از هر کسی که بخواهی سلب می‌کنی، و کسی را که تو بخواهی عزت می‌دهی، و کسی را که تو بخواهی ذلیل می‌کنی، تمامی نیکی‌ها تنها به دست تو است، بی‌گمان تو بر هر چیز قدرت کامل داری ﴿26﴾

    (یکی از علامات قدرت تو این است که) شب را در روز داخل می‌کنی، و روز را در شب داخل می‌کنی، و زنده را از مرده بیرون می‌کنی، و مرده را از زنده بیرون می‌آوری، و هر کسی را که بخواهی بیشمار روزی میدهی ﴿27﴾

    نباید مؤمنان کافران را به جای مؤمنان به دوستی بگیرند، و هر کس این چنین کند پس در مقابل عهد الله در هیچ مرتبه‌ای نیست، مگر اینکه خود را از ضرر آنها نگاه دارید، و الله شما را از (عظمت و جلال) خود می‌ترساند، و بازگشت شما به طرف او است ﴿28﴾

    بگو: اگر آنچه که در سینه‌های تان دارید، بپوشانید یا اظهار کنید (در هر دو صورت) الله آن را می‌داند و (بلکه) الله آنچه که در آسمان‌ها و آنچه که در زمین است می‌داند، و (مانند علم خود) الله به هرچیز قدرت کامل دارد ﴿29﴾

    روزی که هرشخص هر آنچه از نیکی و بدی انجام داده است، حاضر می‌یابد (در آن روز) دوست دارد (و آرزو می‌کند) که ای کاش در بین او و آنچه از بدی انجام داده است مسافۀ دور می‌بود (که بدی‌های خود را نمی‌دید) و الله شما را از (عذاب) خود می‌ترساند، و الله به بندگان خود مشفق و مهربان است ﴿30﴾

    بگو: اگر شما الله را دوست دارید پس از من پیروی کنید تا الله شما را دوست بدارد، و گناهان شما را بیامرزد، والله آمرزندۀ مهربان است ﴿31﴾

    بگو: از الله و رسول او اطاعت کنید، پس اگر (از اطاعت الله و رسول او) رویگردان شدند، پس (بدانند که کافر شده‌اند و) الله کافران را دوست ندارد ﴿32﴾

    بی‌گمان الله آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را (برای پیغامبری) برگزید (و بر دیگر اهل عالم برتری داد) ﴿33﴾

    (در حالیکه همگی از یک نسل‌اند که) بعضی آنها از بعضی دیگر است، و الله شنوا و دانا است ﴿34﴾

    (به یاد آور که) چون زن عمران گفت: ای پروردگارم، البته آنچه را که در شکم من است خاص به رضای تو نذر کردم (بر خود لازم کردم) تا (از کارهای دنیا) آزاد باشد، پس از من قبول کن، بی‌گمان تو شنوا و دانائی ﴿35﴾

    پس چون آن را زائید گفت: ای رب من! من دختر زاده ام، و الله بر آنچه او زاده بود داناتر بود (و به طور حسرت گفت) و مرد مانند زن (کمزور) نمی‌باشد و من آن را مریم نام نهادم و او و اولاد او را از شر شیطان رانده شده در پناه تو می‌سپارم ﴿36﴾

    پس پروردگارش (مریم) را قبول نیک کرد و او را نیک رویانید (بزرگ کرد)، و زکریا را سرپرست او ساخت، هرگاه زکریا داخل عبادتگاه می‌شد نزد او (مریم) خوردنی می‌یافت، زکریا گفت: ای مریم! این رزق به تو از کجا می‌آید؟ مریم گفت: این رزق از جانب الله می‌آید: بی‌گمان الله کسی را که بخواهد بدون حساب روزی می‌دهد (بدون زحمت و تکلیف) ﴿37﴾

    در آنجا زکریا پروردگار خود را به دعا خواند (و) گفت: ای پروردگارم! برای من از نزد خود نسل پاکیزه ببخش؛ بی‌گمان تو شنوندۀ دعائی ﴿38﴾

    در حالیکه او (زکریا) در عبادتگاه نماز می‌خواند فرشته‌ها او را صدا زدند که الله تو را (به پسری بنام) یحیی مژده می‌دهد، که تصدیق کنندۀ کلمه الله (عیسی) است، و سرور و پیشوا، و دور از گناهان، و پیغمبری از صالحان است ﴿39﴾

    زکریا گفت: ای پروردگارم! چطور مرا پسر خواهد بود؟ در حالیکه به عمر پیری رسیده ام. و زنم نازای است، (الله) گفت: هم چنان است، الله چیزی که بخواهد انجام میدهد ﴿40﴾

    (زکریا) گفت: ای پروردگارم! برای من نشانه‌ای تعین کن (که از آن قرار گرفتن حمل را بدانم) الله گفت: نشانۀ تو این است که تا سه روز با مردم سخن نگویی، مگر به اشاره، و (به خاطر شکر) پروردگار خود را بسیار یاد کن و صبح و شام او را تسبیح بگو، ﴿41﴾

    و (به یاد آور) هنگامی که فرشته‌ها گفتند: ای مریم! البته الله تو را برگزیده است (برای عبادت خود) و پاکیزه ات گردانیده و تو را بر دیگر زنان عالم برتری داده است ﴿42﴾

    ای مریم! پروردگارت را باعاجزی و تواضع اطاعت و عبادت کن، و سجده کن و با رکوع کنندگان رکوع کن (با نماز خوانان نماز بخوان) ﴿43﴾

    (این داستان مریم و زکریا) از خبرهای غیبی است که آن را به تو وحی می‌کنیم، و تو نزد آنها حاضر نبودی وقتی که قلم‌های خویش را می‌انداختند تا کدامشان کفالت و سرپرستی مریم را به عهده گیرد، و تو نزد آنها نبودی وقتی (در مورد پرورش مریم) با یکدیگر مناقشه و کشمکش می‌کردند ﴿44﴾

    (یاد آور شو) وقتی که فرشته‌ها گفتند: ای مریم! البته الله تو را به کلمه خود که نامش عیسی پسر مریم است مژده می‌دهد، که در دنیا و آخرت والا مقام، و از جملۀ مقربان (دربار الهی) است ﴿45﴾

    (و از عجائب آن پسر این است که) با مردم در گهواره و در وقت بزرگ سالی (نیز) سخن می‌گوید، و از جملۀ صالحان است ﴿46﴾

    مریم گفت: ای پروردگارم! چطور صاحب فرزند می‌شوم؟ در حالیکه دست هیچ انسانی به من نرسیده است؟ (جبرئیل) گفت: همچنین است، الله هر چیزی را که بخواهد بوجود می‌آرد (زیرا سنت الله این است که) چون آفریدن چیزی را فیصله کند می‌گوید: موجود شو پس فورا موجود می‌شود ﴿47﴾

    (دیگر اوصاف آن پسر این است که الله) کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به او می‌آموزد ﴿48﴾

    و او را (به حیث) پیغمبر به‌سوی بنی اسرائیل می‌فرستد تا (به مردم بگوید) البته من با معجزه‌ای از طرف پروردگارتان پیش شما آمده ام، (آن معجزه این است که) من از گل مانند شکل پرنده برای شما می‌سازم، باز در آن می‌دمم که به امر الله پرنده می‌شود، و کور مادر زاد و شخص مبتلا به مرض برص (پیس) را به امر الله علاج می‌کنم، و مرده را به امر الله زنده می‌کنم، و شما را از چیزی که (روزانه) می‌خورید و از چیزی که در خانه‌های خود (برای آینده) ذخیره می‌کنید خبر می‌دهم، يقينا درین (معجزه‌ها) نشانه‌ای (دلیل نبوت من) برای شما است اگر یقین کننده هستید ﴿49﴾

    و (آمده ام تا) تصدیق کننده تورات باشم که پیش از من آمده بود، و (آمده ام) تا برای شما حلال گردانم بعضی چیزهای که در تورات بر شما حرام است، و به شما نشانه و دلیلی از نزد پروردگارتان آوردم، پس از الله بترسید و مرا اطاعت کنید ﴿50﴾

    بی‌گمان الله (متصرف و) معبود من و (متصرف و) معبود شما است، پس او را عبادت کنید که همین راه راست است (نه که من و مادرم را بپرستید) ﴿51﴾

    باز وقتی عیسی از آنها احساس کفر کرد گفت: کیست یاور من (در دعوت) به‌سوی (دین) الله؟ اصحاب مخلص عیسی (حواریون) گفتند: ما یاوران (دین) الله هستیم (که) به الله ایمان آورده‌ایم، (لذا) گواه باش که ما مسلمانیم ﴿52﴾

    ای پرودگار ما! ما به آنچه که تو نازل کرده‌ای ایمان آوردیم و از این پیغمبر متابعت کردیم، پس ما را همراه گواهان (راه حق) بنویس ﴿53﴾

    و (یهودی‌ها برای کشتن عیسی) حیله و چاره کردند و الله (هم برای نجات عیسی) چاره جویی کرد و الله بهترین چاره جویان است ﴿54﴾

    (به یادآور حيلۀ نجات عیسی را) وقتی که الله گفت: ای عیسی! البته (در آینده) تو را می‌میرانم (ليكن فعلا) به‌سوی خود بالا می‌برم، و تو را از شر کافران پاک می‌کنم، و آنان را که از تو متابعت کردند بر آنان که کافر شده‌اند بالاتر می‌گردانم، (و این فوقیت) تا روز قیامت (خواهد بود)، باز بازگشت شما به طرف من است، باز (در میان شما) در چیزی که با هم اختلاف می‌کردید فیصله خواهم کرد ﴿55﴾

    پس کسانی که کفر ورزیدند آنها را در دنیا و آخرت عذاب سخت خواهم داد، و هیچ یار و مددگاری ندارند (که به آنان امیدی داشته باشند) ﴿56﴾

    و اما آنان که ایمان آوردند و کارهای نیک کردند پس الله ثواب آنها را بطور کامل می‌دهد، و الله ظالمان را دوست ندارد ﴿57﴾

    این کلام (قرآن) را بر تو تلاوت می‌کنیم (که این) از جملۀ آیات ربانی و سرشار از نصیحت‌های حکیمانه است ﴿58﴾

    يقينا مثال عیسی (در آفریدن بدون پدر) نزد الله مانند مثال آدم است که او را از خاک آفرید باز به او فرمود: باش، پس شد ﴿59﴾

    این (سخن) حق (بنده و رسول بودن عیسی) از نزد پروردگار توست پس (تو ای مخاطب) از جملۀ شک کنندگان مباش ﴿60﴾

    (پس هر کس در این باره پس از آنکه علم و دلیل قطعی به تو رسیده است با تو به مجادله پرداخت پس بگو )مخالفین را که( بیایید ما اولاد خود را، و شما اولاد خود را و ما زنان خود را و شما زنان خود را طلب کنیم و ما خود حاضر شویم و شما هم خود حاضر شوید پس دست دعا و عاجزی به‌سوی الله دراز می‌کنیم و لعنت الله را بر دروغگویان قرار می‌دهیم) ﴿61﴾

    يقينا همين است قصۀ راست (دربارۀ عیسی)، و هیچ معبودی برحق غیر از الله نیست، بی‌گمان الله غالب و باحکمت است ﴿62﴾

    پس اگر روی گرداندند (از توحید، پرواه مکن چون) بی‌گمان الله به حال مفسدان دانا است ﴿63﴾

    بگو: ای اهل کتاب بیایید به‌سوی سخنی که بین ما و شما مشترک است (آن سخن این است) که غیر از الله کسی را عبادت نکنیم، و چیزی را شریک او نسازیم، و بعض ما بعض دیگر را بجز الله، رب (مالک تحریم و تحلیل) قرار ندهد، پس اگر (ازین دعوت) رویگردان شدند پس (ای اهل کتاب) گواه باشید که ما مسلمانیم (منقاد حكم الله‌ایم و بس) ﴿64﴾

    ای اهل کتاب چرا دربارۀ ابراهيم مجادله می‌کنید؟ در حالیکه تورات و انجیل نازل نشده مگر بعد از ابراهیم، آیا نمی‌فهمید؟ ﴿65﴾

    آگاه باشید، شما همان گروهی هستید که دربارۀ چیزی که به آن علم داشتید مجادله کردید پس چرا دربارۀ چیزی که به آن علم ندارید مجادله می‌کنید؟ و الله (هرچیز را) می‌داند و شما نمی‌دانید ﴿66﴾

    (حقیقت این است که) ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، و ليكن از شرک متنفر و تسلیم فرمان الله بود، و از جملۀ مشرکان نبود ﴿67﴾

    يقينا نزدیک‌ترین مردمان (در راه توحید) به ابراهیم کسانی بودند که از او پیروی کردند، و (نیز) این پیغمبر و آنان که به او ایمان آوردند و الله کارساز و مددگار مؤمنان است ﴿68﴾

    گروهی از اهل کتاب آرزو داشتند که شما را گمراه سازند، و (در حقیقت) گمراه نمی‌سازند مگر خود را و (لیکن) نمی‌فهمند ﴿69﴾

    ای اهل کتاب! چرا به آيات الله كفر می‌ورزید (انکار می‌کنید؟) در حالیکه شما (نشانه‌های نبوت محمد ج را در کتب خودتان می‌بینید و در دل به حق بودن آن) گواهی می‌دهید ﴿70﴾

    ای اهل کتاب، چرا حق را به باطل می‌پوشانید؟ و حق را (آگاهانه) کتمان می‌کنید؟ در حالیکه میدانید ﴿71﴾

    و گروهی از اهل کتاب (به پیروان خود) گفتند: به آنچه بر مؤمنان نازل شده در اول روز ایمان آورید و در آخر روز به آن کفر ورزید (از ایمان خود برگردید)، تا شاید (این حال شما را دیده) از دین خود برگردند ﴿72﴾

    (و می‌گویند) جز به کسی که از دین شما پیروی کند ایمان نیاورید، بگو: يقينا هدایت (صحیح) همان هدایت الله است (و نیز می‌گویند: ایمان نیاورید به) کسی که مثل آنچه به شما داده شده، داده شود، (یا اینکه کسی بتواند) با شما در نزد پروردگارتان مجادله کند، بگو: (ای پیغمبر)، فضل و رحمت بدست الله است، آن را به کسی که بخواهد می‌دهد، و الله دارای فضل گشاده (و) دانا است ﴿73﴾

    و الله کسی را که بخواهد به رحمت خود مخصوص می‌گرداند، و الله دارای فضل بزرگ است ﴿74﴾

    و از اهل کتاب کسی است که اگر بطور امانت مال بسیار به او بسپاری آن را به تو بر می‌گرداند، و از آنان کسی است که اگر بطور امانت یک دینار را به او بسپاری، آنرا دوباره به تو برنمی‌گرداند، مگر اینکه همیشه بالای سرش ایستاده باشی، این (خیانت) به سبب آن است که گفتند: ما در برابر بی‌سوادان مسئول نیستیم، و بر الله دروغ نسبت می‌دهند، در حالیکه آنان خود می‌دانند ﴿75﴾

    بلی، هرکس به عهد خود وفا کند و پرهیزگار باشد (پس او نزد الله محبوب است و) بی‌گمان الله پرهیزگاران را دوست دارد ﴿76﴾

    يقينا آنان که عهد و پیمان الله و سوگندهایشان را به بهای حقیر دنیا می‌فروشند این گروه در آخرت هیچ سهمی ندارند، و الله با آنها سخن نمی‌گوید، و در روز قیامت به طرف آنها نظر نمی‌کند، و آنها را (از کفر) پاک نمی‌سازد، و برای آنها عذاب دردناک است ﴿77﴾

    و البته گروهی از اهل کتاب هست که زبان‌های خود را در وقت خواندن کتاب (تورات) می‌پیچانند تا شما آن را از کتاب حساب کنید، حالیکه آن از تورات نیست، و می‌گویند: آن از جانب الله است، و در حقیقت از جانب الله نیست، و بر الله دروغ می‌بندند در حالیکه می‌دانند ﴿78﴾

    (برای هیچ بشری مناسب نیست که الله به او کتاب و حکم و پیغامبری بدهد باز به مردم بگوید الله را گذاشته بندگان من شوید، و ليكن )مناسب است که بگوید( به سبب آنچه می‌آموزید و می‌خوانید بندگان الله باشید) ﴿79﴾

    و به شما فرمان نمی‌دهد که فرشته‌ها و پیغامبران را متصرف و معبودان خود قرار دهید، آیا (معقول است که) شما را به کفر دستور دهد پس از اینکه شما مسلمان شدید؟ ﴿80﴾

    و یادآور شو وقتی را که الله از پیغمبران عهد محکم گرفت که هرگاه به شما کتاب و حکمت دادم باز پیغمبری که تصدیق کننده آنچه با شما است نزد شما آید، حتما به او ایمان آرید و او را مدد کنید، فرمود:آیا اقرار کردید (به این عهد) و عهد محکم مرا در باره آن قبول کردید؟ گفتند: اقرار کردیم، (الله) فرمود: پس گواه باشید (بر یکدیگر) و من هم با شما از جملۀ گواهان می‌باشم ﴿81﴾

    پس هرکس پس از آن (از دین اسلام) روی گرداند پس ایشان فاسقان‌اند ﴿82﴾

    آیا دینی غیر از دین الله را می‌خواهند؟ در حالیکه هر چه در آسمان‌ها و زمین است به خوشی یا اجبار منقاد و تسلیم او‌اند، و به‌سوی او بازگردانیده می‌شوند ﴿83﴾

    بگو: (ما دینی غیر از دین الله را نمی‌خواهیم بلکه) به الله و به آنچه بر ما، و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیره‌های یعقوب نازل شده، و آنچه به موسی و عیسی و دیگر پیغمبران از طرف پروردگارشان داده شده، ایمان آوردیم، بین هیچ یک از آنها (در ایمان آوردن) فرق نمی‌گذاریم، و ما تسلیم و منقاد الله هستیم و بس ﴿84﴾

    و هرکه دینی غیر از اسلام اختیار کند، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و در آخرت از جملۀ زیان کاران خواهد بود ﴿85﴾

    چگونه الله قومی را هدایت کند که بعد از ایمانشان کافر شدند (و بعد از اینکه) گواهی دادند که پیغمبر بر حق است (و بعد از اینکه) دلائل روشن به آنها آمد، و الله قوم ظالم را هدایت نمی‌کند (به منزل مقصود نمی‌رساند) ﴿86﴾

    (این گروه) سزایشان این است که لعنت الله و فرشته‌ها و همه مردمان بر آنها است ﴿87﴾

    (در حالیکه) در آن (لعنت) همیشه‌اند پس عذاب از آنها تخفیف نخواهد شد، و به آنها مهلت داده نشده (که از عذاب بیرون شوند)، و به آنان نگاه کرده نمی‌شود ﴿88﴾

    مگر آنان که بعد از آن توبه کردند، و عمل خود را اصلاح کردند، پس (امید است که آنها بخشیده شوند) بی‌گمان الله آمرزندۀ مهربان است ﴿89﴾

    البته آنان که بعد از ایمان‌شان کافر شدند، باز بر کفر خود افزودند، هرگز توبه آنها قبول نمی‌شود، و این گروه، گمراهان‌اند ﴿90﴾

    البته آنان که کافر شدند و در حالت کفر مردند، اگر زمین را پر از طلا کنند و آن را به عنوان فديه بپردازند، هرگز از هیچ کسی از آنها قبول نمی‌شود، و برایشان عذاب دردناک است، و هیچ مدد گاری ندارند (که به آنها امید داشته باشند) ﴿91﴾

    هرگز (مرتبۀ) نیکی را حاصل کرده نمی‌توانید تا از مالی که دوست می‌دارید (در راه الله) انفاق کنید، و الله از آنچه (در راه او) انفاق می‌کنید باخبر است (و اجر آن را به شما میدهد) ﴿92﴾

    (تمام خوردنی‌ها برای بنی اسرائیل حلال بود، به جز آنچه يعقوب پیش از نازل شدن تورات بر خود ممنوع قرار داده بود، بگو: تورات را بیارید و آن را بخوانید؛ اگر راستگو هستید )که این‌ها در تورات حرام بوده است ﴿93﴾

    پس هر کس بعد از این (تفصيل)، بر الله افترا ببندد، پس ایشان ظالمان‌اند ﴿94﴾

    بگو: الله راست گفته است، پس از دین ابراهیم که یگانه پرست و به حق مایل و از شرک بیزار بود، و از جمله مشرکان نبود، پیروی کنید ﴿95﴾

    بی‌گمان اولین خانۀ (عبادتگاهی) که برای مردمان بنا نهاده شد خانه‌ایست که در مکه قرار دارد، محل برکت و سبب هدایت برای عالميان است ﴿96﴾

    در آن (خانه و گرد و پیش آن) علامت‌های واضح است (که یکی از آن) جای ایستادن ابراهیم (در وقت اعمار بيت الله) است و (دیگر این که) هرکه در آن (و حدود آن) داخل شود، در امان است، و الله حج خانۀ کعبه را بر مردمانی که توانایی رفتن به آنجا را دارند واجب گردانیده است (توان رسیدن به آن جا از لحاظ مالی و جانی و وسائل راه را داشته باشند) و هر کس کفر بورزد (حج و دیگر احکام الله را انکار کند، ضرر و نقصانی بر او تعالی نیست) زیرا او تعالی بدون شک از تمام جهانیان بی‌نیاز است ﴿97﴾

    بگو: ای اهل کتاب! چرا به آیات الله كفر می‌ورزید (احکام واضح الله را انکار می‌کنید؟) در حالیکه الله به آنچه می‌کنید گواه (و عالم) است ﴿98﴾

    بگو: ای اهل کتاب! (يهود و نصارا) چرا کسی را که ایمان می‌آورد از راه الله (دین اسلام) منع می‌کنید، (و) آنرا کج و غلط معرفی می‌کنید، و شما (بر این کار خود) گواه هستید، و الله از آنچه می‌کنید غافل نیست ﴿99﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از گروهی اهل کتاب اطاعت کنید، شما را بعد از ایمان تان به (حالت) كفر باز می‌گردانند ﴿100﴾

    و چطور کفر می‌ورزید (کفر را قبول می‌کنید) در حالیکه آيات الله (قرآن) بر شما تلاوت می‌شود (تعليم داده می‌شوید)، و رسول او (سنت پیغمبر) در میان شما است، و هر کس دین الله را محکم بگیرد، پس یقینا به راه راست هدایت شده است ﴿101﴾

    ای کسانیکه ایمان آورده‌اید! از الله بترسید آن طور که سزاوار ترسیدن از اوست، و نباید بمیرید مگر آنکه مسلمان باشید (و تا سرحد مرگ به احکام اسلام پابند باشید) ﴿102﴾

    وهمه یکجا به ریسمان (دین) الله چنگ بزنید (و آنرا محکم بگیرید) و متفرق نشوید و نعمتی را که الله بر شما انعام کرده بود، یاد کنید وقتی که دشمن یکدیگر بودید، پس الله میان دل‌های شما الفت و محبت ایجاد کرد و به نعمت الله (با هم) برادر گشتید، در حالیکه بر کناره گودالی از دوزخ بودید، پس الله شما را از آن نجات بخشید، این چنین الله آیات خود را به شما بیان می‌کند تا راه یاب شوید ﴿103﴾

    و باید از شما گروهی باشند که مردم را به نیکی دعوت دهند، و مردم را به کارهای نیک (و درست) دستور دهند و از کارهای بد (و خلاف شرع) منع کنند، و این جماعت کامیاب‌اند ﴿104﴾

    و ( شما مسلمانان) مانند کسانی مشوید که پراگنده شدند و اختلاف کردند بعد از اینکه دلائل واضح به آنها آمد، و (این گروه) برای‌شان عذاب بزرگ است ﴿105﴾

    (آن عذاب در) روزی است که بعضی چهره‌ها سفید و درخشان می‌شود و چهره‌های (دیگر) سیاه می‌شود، پس کسانی که چهره‌هایشان سیاه گردیده است (برایشان گفته می‌شود) آیا پس از ایمان تان (و آمدن دلائل روشن ) کافر شدید؟ پس به سبب اینکه کفر می‌ورزیدید عذاب را بچشید ﴿106﴾

    و اما کسانی که چهره‌هایشان سفید و درخشان گردیده است، پس آنها در رحمتی از جانب الله (جنت) هستند و آنان برای همیشه در آنجا می‌باشند ﴿107﴾

    این آیات الله است که مشتمل بر حق و حقیقت‌اند، و آن را بر تو (ای پیغمبر) تلاوت می‌کنیم و الله هیچگونه ظلمی را برای مردمان عالم نمی‌خواهد ﴿108﴾

    و (چگونه ظلم را بخواهد در حالیکه) هر چه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است (از مخلوقات) تنها از الله است، و تمامی امور (معاملات بشر) به طرف الله باز گردانیده می‌شود ﴿109﴾

    شما بهترین امتی هستید که برای (نفع) مردم آفریده شده‌اید (مردم را) به کارهای نیک امر می‌کنید، و از کارهای بد (و ناجائز) منع می‌کنید، و به الله ایمان دارید، و اگر اهل کتاب (مثل شما) ایمان می‌آوردند برایشان خیر (و بهتر) بود (لیکن) تعداد (کمی) از آنها مؤمن‌اند، و بیشترشان فاسق‌اند ﴿110﴾

    (كفار اهل کتاب) ضرری به شما رسانیده نمی‌توانند به جز آزار (اندک) و اگر با شما جنگ کنند به شما پشت می‌گردانند (هزیمت می‌یابند) باز مدد نمی‌شوند ﴿111﴾

    هر جایی که باشند بر آنها مهر خواری و حقارت زده شده است، مگر اینکه در پناه الله یا در پناه مردم باشند (دین اسلام را قبول کنند، و یا از قومی مدد طلب کنند) و به غضبی از جانب الله رجوع نموده‌اند، و مهر فقر و تنگدستی بر آنها زده شده است، این (همه) به سبب آن بود که به آيات الله كفر می‌ورزیدند، و پیغمبران را به ناحق قتل می‌کردند، این (کفر و تجاوز بر پیغمبران) به سبب آن بود که (از دستورات الهی) نافرمانی می‌نمودند و از حد تجاوز می‌کردند ﴿112﴾

    آنان همه (اهل کتاب با هم) برابر نیستند (بلکه) از اهل کتاب گروهی هست که (برای عبادت الله) ثابت قدم ایستاده می‌باشند، و در اوقات شب سجدہ کنان آيات الله را تلاوت می‌کنند، (در تهجد مشغول اند) ﴿113﴾

    به الله و روز آخرت ایمان دارند، و (مردم را) به کارهای نیک دستور می‌دهند، و از کارهای بد (و خلاف شرع) منع می‌کنند، و در کارهای خیر شتاب می‌کنند، و این گروه (اهل کتاب) از جملۀ مردمان صالح‌اند ﴿114﴾

    و هر آنچه از نیکی و کار خیر انجام دهند پس هرگز به هدر نخواهد رفت، و الله به پرهیزگاران داناست ﴿115﴾

    البته آنان که کفر ورزیدند مال و اولادشان چیزی از عذاب الله را از آنها دفع نخواهد کرد، و ایشان یاران دوزخ‌اند و در آن همیشه می‌باشند ﴿116﴾

    مثال آنچه کفار در زندگانی دنیا انفاق می‌کنند، مثال بادی است که در آن سرمای سخت است که بر کشت و زراعت قومی که بر خود ظلم کرده‌اند برسد، پس آنرا نابود کند، و الله بر آنها ظلم نکرده است، و لیکن (خود آنها) به جان‌های خویش ظلم می‌کنند ﴿117﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از غیر خود (از غیر مسلمانان) محرم راز نگیرید (مردم دیگر را) که (ایشان) از رساندن هیچگونه ضرر (و فساد انداختن در میان شما) کوتاهی نمی‌کنند، و دوست دارند که شما به هر رنج و مشقت گرفتار شوید، چون دشمنی از دهان ایشان ظاهر شده است، و آنچه (از دشمنی که) در سینه‌هایشان پوشیده می‌دارند بزرگتر است، البته آیات را برای شما بیان کردیم اگر (عقل و خرد دارید) بیاندیشید ﴿118﴾

    خبردار (ای مسلمانان) شما مردمی هستید که آنها را دوست دارید، و آنها شما را دوست ندارند (چون) شما به تمامی کتاب‌های الهی ایمان دارید، و هر وقت با شما روبرو شوند می‌گویند: ایمان آورده‌ایم، و چون در خلوت بروند از شدت قهر و غضب بر شما، انگشتان خود را با دندان می‌گزند، بگو: به (سبب) قهر و غضبی که دارید، بمیرید، بی‌گمان الله به راز سینه‌ها داناست ﴿119﴾

    اگر به شما خوبی و راحتی برسد غمگین می‌شوند و اگر بدی و ناراحتی به شما برسد از آن خوشحال می‌شوند، و اگر صبر کنید و پرهیزگاری پیشه کنید، فریب و حیلۀ آنها هیچ ضرری به شما رسانیده نمی‌تواند، (چون) بی‌گمان الله به آنچه می‌کنند احاطه دارد ﴿120﴾

    و به یاد آور وقتی را که صبحگاهان از میان خانواده ات بیرون شدی و جای مؤمنان را (در سنگرها به قصد جهاد با مشرکین) مشخص کردی، و الله شنوا و دانا است ﴿121﴾

    چون دو گروهی از شما خواستند سستی کنند، و الله کارساز‌شان بود (که آنها را از سستی نگاه داشت) و مؤمنان باید بر الله توکل کنند ﴿122﴾

    البته الله شما را در (جنگ) بدر نصرت داد، در حالیکه (در نظر دشمن) کم و حقیر بودید، پس از الله بترسید تا شکر (او را) به جا آرید ﴿123﴾

    وقتی به مؤمنان می‌گفتی: آیا برای شما کافی نیست که پروردگارتان به وسیله سه هزار فرشتۀ فرود آورده شده از آسمان، شما را کمک کند؟ ﴿124﴾

    بلی، اگر صبر کنید و پرهیزگار شوید و کفار (با جوش و خروش خود) به مقابله شما بیایند، الله شما را با پنج هزار فرشتۀ نشاندار، مدد خواهد کرد ﴿125﴾

    و الله آن (نصرت) را جز بشارتی برای شما نگردانید، و تا دل‌های تان با آن مطمئن شود؛ و نصرت و پیروزی (برای تان) نیست مگر از جانب الله غالب با حکمت (و اینکه نصرت الله به آمدن فرشته‌ها موقوف نیست) ﴿126﴾

    (الله شما را مدد کرد) تا (به وسيلۀ شما) طائفۀ از کافران را نابود یا سرنگون و مغلوب سازد، و ناکام و شکست خورده (از میدان جنگ) باز گردند ﴿127﴾

    (اختیار) هیچ کاری بدست تو نیست، (الله) یا توبۀ آنها را قبول می‌کند، و یا آنها را عذاب می‌دهد، چرا که آنان ظالم‌اند ﴿128﴾

    (قبول توبه یا عذاب به دست الله است زیرا) هر چه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است (تنها) از الله است، هر کس را که بخواهد، عفو می‌کند، و هر کس را که بخواهد، عذاب می‌دهد، و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿129﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! سود (ربا) را چندین برابر مخورید، و از الله بترسید، تا کامیاب و رستگار گردید ﴿130﴾

    و از آتشی که برای کفار آماده شده است بترسید ﴿131﴾

    و از الله و رسول او اطاعت کنید تا مورد رحمت (الهی) قرار گیرید ﴿132﴾

    و بشتابید (به وسیلۀ توبه) به‌سوی مغفرت از جانب پروردگارتان و جنتی که پهنای آن ( برابر) آسمان‌ها و زمین است، (و) برای پرهیزگاران آماده شده است ﴿133﴾

    آنان که مال‌هایشان را در حال ثروتمندی و تنگدستی (در راه الله) انفاق می‌کنند، و غضب خود را فرو می‌برند و از (اشتباهات) مردم می‌گذرند، و الله (اینچنین) خوبی کنندگان را دوست دارد ﴿134﴾

    و آنان که چون عملی زشت (و گناهی) را مرتکب شوند یا بر خویش ظلم کنند، (فورا) الله را یاد می‌کنند پس برای (محو) گناهان خود (از الله) آمرزش می‌خواهند، و (می‌دانند که) چه کسی به جز الله می‌تواند گناهان مردم را بیامرزد؟ و به آنچه (از کردار بد) کرده‌اند اصرار (و مداومت) نمی‌ورزند، در حالیکه (انجام بد آن را) می‌دانند ﴿135﴾

    این گروه جزایشان آمرزشی از طرف پروردگارشان، و باغ‌های که در زیر درختان و قصر‌های آن نهرها جاری است می‌باشد و در آن (باغ‌ها و قصرها) همیشه می‌باشند، و ثواب عمل کنندگان چه ثواب نیک و خوب است ﴿136﴾

    پیش از شما سنت‌های الهی (راجع به نصرت مؤمنان و عذاب کفار) گذشته است پس در زمین سفر کنید و ببینید که سرانجام تکذیب کنندگان چطور بود ﴿137﴾

    این (قرآن) بیانگر (همان سنت‌ها و بیان کنندۀ حقایق واقعی) است برای مردم، و هدایت و پندی برای پرهیزگاران است ﴿138﴾

    و (شما ای مسلمانان) سست و غمگین مشويد؟ زیرا که غالب و برترید، اگر مؤمن باشید ﴿139﴾

    اگر (در جنگ احد) به شما آسیب رسید (پریشان مشوید) چون به قوم کافر نیز مانند شما رسیده است، و این (حوادث) روزگار را در بین مردم می‌گردانیم (تا آنها را آزمایش کنیم) و تا الله مؤمنان (حقیقی) را مشخص سازد، و از شما شهیدانی بگیرد، و الله ظالمان را دوست ندارد ﴿140﴾

    و تا الله مؤمنان را پاک و خالص گرداند (و ایشان را از منافقان متمایز سازد) و تا کافران را محو و نابود کند ﴿141﴾

    آیا گمان دارید که به جنت می‌روید؟ در حالیکه الله (تا هنوز) مجاهدان و صابران شما را معلوم و مشخص نکرده است ﴿142﴾

    والبته آرزوی موت (شهادت) را می‌کردید پیش از آنکه با آن روبرو شوید، پس آن (منظر موت) را دیدید، در حالیکه نگاه می‌کردید ﴿143﴾

    و نیست محمد ج مگر پیغمبری که پیش از او پیغمبران (دیگر) گذشته است، پس آیا اگر وفات کند (به موت طبیعی) و یا کشته شود، پس به عقب باز می‌گردید (مرتد می‌شوید؟) و هرکس به عقب برگردد (مرتد شود) پس هرگز به الله ضرری رسانیده نمی‌تواند، و زود است که الله شکر گزاران را ثواب دهد ﴿144﴾

    و (ممکن نیست) هیچکس جز به حكم الله نمی‌میرد و (الله) اجل (وقت مرگ هرکس ) را نوشته و معین نموده است، و هرکه ثواب دنیا را بخواهد آنرا به او می‌دهیم، و هرکه ثواب آخرت را بخواهد آنرا به او میدهیم، و زودا ثواب شاکران را می‌دهیم ﴿145﴾

    و چه بسا پیغمبرانی گذشته‌اند که همراه آنها مردمان یکتاپرست بسیار (با کفار) قتال (جهاد) کردند، پس به سبب آنچه در راه الله به آنها رسید، سست و ناتوان نشدند، و (در مقابل دشمن) ذلیل نگشتند (و سر تسلیم خم نکردند بلکه صبر کردند) و الله صبر کنندگان را دوست دارد ﴿146﴾

    وگفتار آنها جز این نبود که می‌گفتند: ای پروردگار ما! گناهان ما را بیامرز، و اسراف ما را معاف کن و قدم‌های ما را (در جهاد با دشمن) ثابت گردان، و ما را بر قوم کافر پیروز گردان ﴿147﴾

    پس الله ثواب دنيا (فتح) و ثواب نیک آخرت (مغفرت و رحمت) را به ایشان بخشید و الله نیکوکاران را دوست دارد ﴿148﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از کسانیکه کافر شدند اطاعت کنید، شما را به عقب باز می‌گردانند (مرتد می‌سازند) پس به خسارت و زیانکاری باز خواهید گشت ﴿149﴾

    (شما هیچ کارسازی ندارید) بلکه الله کارساز و مددگار شما است، و الله بهترین مددگاران است (لذا تنها او را اطاعت کنید) ﴿150﴾

    به زودی در دل‌های کافران ترس شما را خواهیم انداخت، به سبب اینکه چیزهایی را با الله شریک مقرر نمودند که هیچ دلیلی بر (صحت) آن نازل نکرده است، و جایگاه آنها دوزخ است، و جایگاه ستمگران چه بد جایگاهی است ﴿151﴾

    و البته الله وعدۀ خود را (مبنی بر پیروزی شما در جنگ احد) محقق گرداند، وقتی که کفار را به حكم الله می‌کشتید تا آن که سست شدید و در مسأله (جنگ و تقسیم غنایم) نزاع کردید، و (از دستور پیغمبر) نافرمانی کردید، با آنکه به شما چیزی را نشان داد که دوست می‌داشتید آن را (نصرت و غنیمت را) و کسی از شما دنیا را می‌خواست، و از کسی از شما آخرت را می‌خواست، باز الله شما را از )تعقیب کردن( آنها منصرف ساخت تا شما را بیازماید، و البته الله (خطای شما) را معاف کرد، بی‌گمان الله بر مؤمنان منت و بخشش (و مهربانی) دارد ﴿152﴾

    به یاد آورید هنگامی که (در جنگ احد در وقت فرار بر کوه) بالا می‌رفتید و به کسی توجه نمی‌کردید، (در حالیکه) پیغمبر شما را از پشت سر فریاد می‌کرد، پس الله (به سبب نافرمانی تان) غمی بر غمهای تان افزود و مجازات نمود (تا کوتاهی خود را بدانید، و) تا بر چیزی که از دست داده‌اید (مال غنیمت) و بر آنچه (از آسیب و زخم و شکست) بر شما رسید؛ غمگین نشوید، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است ﴿153﴾

    باز بعد از (آن) غم و اندوه، خواب پینکی را برای آرامش شما فرود آورد که گروهی از شما را فراگرفت، و گروه دیگر تنها در فکر خود بودند و درباره الله گمان ناحق، مانند گمان جاهلیت می‌کردند و می‌گفتند: آیا ما در این امر (جنگ) اختیاری داریم؟ بگو: البته همه کار و اختیار به دست الله است، در دل‌های خود چیزی را می‌پوشانند که آنرا به تو اظهار نمی‌کنند، می‌گویند: اگر در این کار چیزی اختیار داشتیم در اینجا کشته نمیشدیم، بگو: اگر در خانه‌های تان (هم) می‌بودید البته آنان که کشته شدن در مورد‌شان نوشته شده است به رزمگاه و جای قتل خود بیرون می‌شدند و تا الله آنچه را که در سینه‌های تان بود بیازماید، و تا آنچه که در دل‌های تان بود پاک و خالص کند، و الله به آنچه در سینه‌ها است داناست ﴿154﴾

    يقينا آنان که از میان شما در روز روبرو شدن دو گروه (مسلمانان و کفار) پشت گردانیدند (فرار کردند) جز این نیست که شیطان آنها را به سبب بعضی گناهانی که کرده بودند، لغزانید. البته الله آنها را عفو کرد، بی‌گمان الله آمرزنده بردبار است ﴿155﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مانند کسانی مشوید که کافر شدند و در باره برادران‌شان که به سفر (تجارت) یا برای جهاد رفتند، گفتند: اگر آنها نزد ما (در خانه) بودند، نه می‌مردند و نه کشته می‌شدند، (چنین گفتند) تا الله این سخن را سبب حسرت و افسوس در دل‌هایشان گرداند، در حالیکه الله زنده می‌کند و می‌میراند (زندگی و مرگ به دست الله است) و الله به آنچه می‌کنید بیناست ﴿156﴾

    اگر در راه الله کشته شوید یا بمیرید، البته آمرزش و رحمت الله از آنچه (در زندگی خود) جمع می‌کنند، بهتر است ﴿157﴾

    اگر بمیرید (به مرگ طبیعی) و یا کشته شوید، البته (در هر دو صورت) به‌سوی الله باز گردانده و جمع خواهید شد ﴿158﴾

    پس به سبب رحمت الله است که در مقابل آنها نرمی کردی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی، حتما (مسلمانان) از اطراف تو دور می‌شدند، پس آنها را (در مورد حق خود) عفو کن و برای آنها (در بارۀ حق الله) مغفرت بخواه و در کارها با آنان مشورت کن، پس چون (بر کاری) تصمیم گرفتی پس بر الله توکل کن؛ بی‌گمان الله توکل کنندگان را دوست دارد ﴿159﴾

    اگر الله شما را یاری و مدد کند، پس هیچکس بر شما غالب نخواهد شد، و اگر شما را خوار و ترک کند، کیست که بعد از او شما را مدد کند؟ و مؤمنان باید بر الله توکل کنند ﴿160﴾

    و برای هیچ پیغمبری شایسته نیست که در مال غنیمت خیانت کند (زیرا) هرکه در مال غنیمت خیانت کند، در روز قیامت با خیانت خود حاضر می‌شود، باز به هر کس جزای آنچه کرده است، بطور کامل داده می‌شود، و بر آنها ظلم نمی‌شود ﴿161﴾

    آیا کسی که از رضای الله پیروی می‌کند، مانند کسی است که به قهر و خشم الله بازگشته است (و گرفتار شده است) و جای او دوزخ است؟! و دوزخ بد جای بازگشت است ﴿162﴾

    آنها (پیروان رضای الله) مراتب و مقام‌های مختلفی نزد الله دارند، و الله به آنچه می‌کنند، بیناست ﴿163﴾

    به راستی که الله بر مؤمنان احسان نمود، آن وقت که در میان آنها پیغمبری از جنس خودشان فرستاد تا آيات الله را بر آنها تلاوت کند، و آنها را (از عقائد و اعمال باطل) پاک سازد و به ایشان (احکام) کتاب (قرآن) و حکمت (سنت) را تعلیم دهد، هرچند پیش از آن در گمراهی آشکارا واقع بودند ﴿164﴾

    آیا وقتی که مصیبتی (در جنگ احد) به شما رسید، در حالیکه شما (در جنگ بدر) دوچند آن را (به دشمن تان) رسانیده بودید، (باز) گفتید: این مصیبت از کجا آمد؟ بگو: آن (مصیبت) از طرف خودتان است (وسبب آن خودتان هستید)، یقینا الله بر هرچیز قادر است ﴿165﴾

    و هر چه (از مصائب) در روز روبرو شدن دو گروه (جنگ احد) به شما رسید، پس به حكم الله بود (تا شما را در برابر آن اجر دهد و) تا مؤمنان را مشخص سازد ﴿166﴾

    و تا الله منافقان را آشکار و مشخص سازد، منافقانی که به آنها گفته شد: بیاید در راه الله بجنگید یا دشمن را (از خود) دفع کنید، (در جواب) گفتند: اگر می‌دانستیم این جنگی واقعی است حتما از شما پیروی می‌کردیم، آنان (منافقان) در آن روز، به کفر نزدیک‌تر بودند تا به ایمان، با دهان خویش سخنی را می‌گویند که در دل‌هایشان نیست، و الله به آنچه (در دل‌های خود) می‌پوشانند داناتر است ﴿167﴾

    آنان که به برادران خود گفتند: و (خودشان در خانه‌ها) نشستند، اگر از ما اطاعت می‌کردند (و به جنگ نمی‌رفتند حالا) کشته نمی‌شدند، بگو: اگر در گفتۀ خود صادق هستید، پس مرگ را از خود دور کنید ﴿168﴾

    و آنانی را که در راه الله کشته شده‌اند مرده گمان نکنید، بلکه (در جهان برزخ) زنده‌اند، (و) نزد پروردگارشان روزی (ونعمتها) داده می‌شوند ﴿169﴾

    آنان به آنچه که الله از فضل و کرم خود به آنها داده است، خوشحال‌اند، و به کسانی که بعد از آنان می‌آیند و (لیکن) هنوز با آنها یکجا نشده‌اند، مژده می‌دهند (به این که) هیچ خوفی بر آنها نیست و نه غمگین می‌شوند ﴿170﴾

    به نعمت‌های الله و فضل او مژده می‌دهند (و ابراز خوشی می‌کنند)، و به اینکه الله ثواب مؤمنان را ضائع نمی‌کند ﴿171﴾

    آنها ( آنانی اند) امر الله و پیغمبر را اجابت کردند؛ بعد از اینکه زخمها به آنها رسیده بود، برای کسانی از ایشان که نیکی کردند و تقوی پیشه نمودند، ثواب بس بزرگ است ﴿172﴾

    آنانی که مردم به ایشان گفتند: یقینا مردم (کفار برای قتال شما سپاه) جمع کرده‌اند، پس از آنها بترسید، پس (این سخن) ایمان آنها را زیاد کرد، و گفتند: ما را الله بس است، و او بهترین کارساز است ﴿173﴾

    پس آنان با نعمت و فضل الله بازگشتند و هیچ زیانی به آنها نرسید و جویای رضای الله بودند، و الله دارای فضل بزرگ است ﴿174﴾

    جز این نیست که آن (خبر دهنده) شیطان است که (مسلمانان را) از دوستان خود (کفار) می‌ترساند، پس از آنها مترسید، و از من بترسید، اگر مؤمن هستید ﴿175﴾

    آنان که در قبول و نصرت کفر شتاب می‌کنند، تو را پریشان و غمگین نسازد، (چون) آنها هیچ ضرری به الله رسانده نمی‌توانند، الله می‌خواهد در آخرت هیچ سهمی برای آنها قرار ندهد (بلکه) برای آنها عذاب بزرگ است ﴿176﴾

    يقينا آنان که کفر را به عوض ایمان اختیار نمودند، هرگز به الله ضرری رسانده نمی‌توانند، (بلکه) برایشان عذاب دردناک باشد ﴿177﴾

    و کافران هرگز گمان نکنند که مهلت دادن ما به آنها به خیر‌شان است، (بلکه) جز این نیست که ما آنها را مهلت میدهم تا (به اختیار خود) به گناه خویش بیافزایند، و برای آنها عذاب اهانت آمیز (و رسواکننده) است ﴿178﴾

    چنین نیست که الله مؤمنان را بر آن حالی که شما بر آن هستید بگذارد، تا آن که ناپاک (منافق و کافر) را از پاک (مؤمن) جدا سازد و چنین نیست که الله شما را از چیزهای پوشیده (از عقل و حواس) آگاه سازد، و لیکن الله (برای آگاه ساختن بعضی از امور غیبی) از پیغمبرانش هر که را بخواهد انتخاب می‌کند، پس به الله و به پیغمبران او ایمان بیاورید (ایمان خود را محکم بدارید)، و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگاری کنید، پس برای شما ثواب بزرگ خواهد داد ﴿179﴾

    و کسانی که الله از فضل خود به آنها داده است (و) بخل می‌کنند، گمان نبرند که آن بخل به خیر (و فائدۀ) آنها است، بلکه (آن بخل) به ضرر آنهاست، (چون) زود است که آن چه به آن بخل می‌ورزیدند، در روز قیامت طوق گردن آنها خواهد شد، و میراث آسمان‌ها و زمین تنها از الله است، و الله به هر آنچه می‌کنید، خبردار است ﴿180﴾

    البته الله سخن کسانی را که گفتند: یقینا الله محتاج است، و ما غنى هستیم شنید، به زودی آنچه را گفته‌اند می‌نویسیم، و قضیه به ناحق کشتن پیغمبران را (نیز می‌نویسیم)، و (به ایشان) خواهیم گفت: عذاب سوزان را بچشید ﴿181﴾

    این (عذاب سوزان) به سبب آن اعمالی است که به دست خود پیش فرستادید و (گرنه) الله نسبت به بندگان خود ظالم نیست ﴿182﴾

    (این‌ها) آنانی‌اند که (به دروغ) گفتند: البته الله با ما عهد بسته است که به هیچ پیغمبری ایمان نیاوریم تا آن که قربانی ای برای ما بیاورد که آتش آن را بسوزاند، بگو: البته پیش از من پیغمبرانی بودند که معجزه‌های آشکار را با آن چه که گفتید برایتان آوردند، پس چرا آنها را کشتید، اگر راستگو هستید ﴿183﴾

    پس اگر تو را تکذیب کردند پس (پروا مكن و بدان که) چندین پیغمبر قبل از تو، معجزه‌ها و صحیفه‌ها و کتاب روشن آورده بودند، (لیکن) تکذیب شدند ﴿184﴾

    هر نفسی (جاندار) چشندۀ مرگ است، و البته جزای اعمالتان در روز قیامت بطور کامل به شما داده می‌شود، پس هر کس از دوزخ دور کرده و وارد بهشت کرده شد، یقینا کامیاب شده است، و زندگانی دنیا نیست مگر متاع غرور (سبب نفع و فریب بنده است) ﴿185﴾

    حتما در مالها و جانهایتان آزموده می‌شوید، و حتما از آنانی که پیش از شما کتاب داده شده‌اند (یهود و نصاری) و از مشرکین سخنان اذیت کننده (تمسخر آمیز و طعن) بسیار خواهید شنید، ولی اگر (در این امتحان و اذیت‌ها) صبر و تقوی اختیار کردید، پس یقینا این (خصلت) از چیزهای است که تصمیم را استوار و محکم می‌گرداند ﴿186﴾

    و ياد کن وقتی را که الله از آنانی که کتاب داده شده بود پیمان محکم گرفت که حتما باید کتاب را برای مردم بیان کنید، و (احکام و دستورات) آن را نپوشانید، پس آنها عهد را پشت سر خود انداختند (و آن را پوشانیدند) و آنرا با متاع و عوض کم (و حقیر) فروختند، پس بد است آنچه خریدند ﴿187﴾

    گمان مبر در مورد آنانی که به کرده خویش خرسند می‌شوند و دوست دارند بر آنچه که نکرده‌اند ستایش شوند، و گمان مبر که آنها از عذاب نجات می‌یابند (بلکه) آنها عذاب دردناکی در پیش دارند ﴿188﴾

    بادشاهی آسمان‌ها و زمین تنها از الله است، و الله بر هر چیزی توانا است ﴿189﴾

    يقينا در آفریدن آسمان‌ها و زمین (به هیئت خاص) و در اختلاف (پی در پی آمدن) شب و روز، دلائل واضح (به قدرت و وحدانیت الله) برای صاحبان خرد است ﴿190﴾

    (خردمندان) آنانی‌اند که الله را (به حالت) ایستاده، و نشسته، و بر پهلو آرامیده یاد می‌کنند، و در (حکمت از) آفریدن آسمان‌ها و زمین تفکر می‌کنند (و در دعای خود می‌گویند:) ای پرودگار ما! این (عالم و موجودات) را بی‌فائده نه آفریده ای، پاکی تو (از آنچه لایق شأن تو نیست) پس ما را از عذاب دوزخ نگاه دار ﴿191﴾

    ای پروردگار ما! یقینا کسی را که تو در دوزخ در آوری پس يقينا رسوایش کرده ای، و برای ظالمان هیچ مددگاری نیست (تا آنها را از این رسوائی نجات دهد) ﴿192﴾

    ای پروردگار ما! يقينا ما شنیدیم که دعوت دهندۀ (مردم را) به‌سوی ایمان دعوت می‌دهد، (و می‌گوید:) که به پروردگارتان ایمان آرید، پس ما ایمان آوردیم، پس ای پروردگار ما! گناهان ما را بیامرز، و از ما بدی‌های ما را دور کن، و ما را با نیکان بمیران ﴿193﴾

    ای پروردگار ما! آنچه را که بر زبان پیغمبران خود (از نصرت در دنیا، و جنت در آخرت) به ما وعد کرده‌ای عطا کن، و ما را در روز قیامت رسوا مکن (زیرا ما ایمان داریم که) يقينا تو وعدہ خلافی نمی‌کنی ﴿194﴾

    پس پروردگارشان دعای آنها را قبول کرد (به این طور) که من عمل هیچ عمل کننده‌ای شما را؛ خواه مرد باشد و خواه زن، ضائع نمی‌کنم، شما از جنس یکدیگر هستید (که در ایمان و عمل، مرد و زن فرق ندارند، و یکی از آن اعمال هجرت است) پس آنان که هجرت کردند و از خانه‌هایشان بیرون رانده شدند و در راه من (راه الله) اذیت‌ها دیدند و (با كفار) جنگ کردند و کشته شدند، حتما گناهان‌شان را محو می‌کنیم و حتما آنها را در باغ‌های که در زیر درختان و قصرهای آن نهرها جاری است، داخل کنیم، این ثواب از جانب الله داده می‌شود، و ثواب نیکو و خوب نزد الله است ﴿195﴾

    گشت و گذار کافران در شهرها تو را نفریبد ﴿196﴾

    (این متاع) چند روزه و ناچیز است، باز جایگاه‌شان دوزخ است، و دوزخ (برای کافران) چه بد آرامگاهی است ﴿197﴾

    لیكن آنانی که (تقوی پیشه کردند و) از پروردگار خود ترسیدند برای آنها باغ‌هایی است که از زیر آن نهرها جاری می‌باشد، و در آن همیشه‌اند، (و این) مهمانی است از نزد الله، و آنچه نزد الله است، برای نیکوکاران (از هر چیزی) بهتر است ﴿198﴾

    (همه اهل کتاب دوزخی نیستند) و يقينا از اهل کتاب کسانی هستند که به الله و به آنچه بر شما نازل شده و به آنچه بر خود آنها نازل شده است؛ در حالیکه در برابر الله متواضع‌اند، ایمان دارند، آیات (و احکام) الله را در برابر متاع حقیر (دنيا) عوض نمی‌کنند، این گروه است که نزد پروردگارشان اجر خود را دارند، بی‌گمان الله زود حساب گیرنده است ﴿199﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صبر پیشه کنید، (و در مقابل دشمن) پایداری ورزید و برای جهاد آماده باشید (در انتظار جهاد وسایل جنگی خود را مهیا کنید) و از الله بترسید تا که کامیاب شوید ﴿200﴾

    نساء

    Surah 4

    ای مردم! از پروردگارتان (مالک و متصرف تان) بترسید، آن (پروردگاری) که شما را از یک شخص آفرید، و همسر او (حوا) را (نیز) از همان شخص (آدم) آفرید، و (باز) از آن دو (آدم و حوا)، مرد و زن بسیاری را (در روی زمین) منتشر ساخت، و از الله بترسید که به نام او از یکدیگر سوال (درخواست) می‌کنید، همچنین از قطع صله رحمی (و تلف شدن حقوق) خویشاوندان بترسید؟ بی‌گمان الله بر (کردار و گفتار) شما نگهبان هست ﴿1﴾

    و مال‌های یتیمان را به خودشان (بعد از بلوغ آنها) بسپارید، و (مال) ناپاک را با (مال) پاکیزه تبدیل نکنید و مال‌های آنان (یتیمان) را با مال‌های خود (یکجا کرده) نخورید، چون این (کار) گناه بزرگ است ﴿2﴾

    و اگر ترسیدید از اینکه در حق دختران یتیم عدل کرده نمی‌توانید پس (در این صورت) از دیگر زنانی که مورد پسندتان است؛ دو زن، یا سه زن، یا چهار زن را نکاح کنید، پس اگر ترسیدید که عدل کرده نمی‌توانید پس (فقط) یک زن را نکاح کنید یا (اکتفا کنید به) کنیزی که مالک شده‌اید، این نزدیکتر به آن است که (با عیالمندشدن و فقیر شدن، در حق زنان) ظلم نکنید ﴿3﴾

    و مهرهای زنان را به خوشی و رضایت، به ایشان بدهید، پس اگر از خلوص دل برای شما چیزی از مهر را (معاف کرده) بگذارند، پس آن را خوش و گوارا بخورید ﴿4﴾

    و به نادانان اموال تان را مسپارید که الله آن را سبب بقا و زندگیتان گردانیده است، و از آن مال، خوراک و پوشاک‌شان را بدهید، و با آنها سخن نیک و پسندیده بگویید ﴿5﴾

    و یتیمان را امتحان کنید (که بالغ شده‌اند یا نه؟) تا وقتی که به عمر نکاح (بلوغ) برسند، پس اگر در آنها عقل و تدبیر را احساس کردید پس به آنها مالهایشان را بسپارید، و آن (مال‌ها) را به اسراف و شتاب مخورید (از ترس) اینکه بزرگ شوند (و مال خود را تصرف کنند) و هرکس توانمند (ثروتمند) بود، پس باید (از خوردن مال یتیم) پرهیزگاری و پاکی کند، و کسی که فقیر و تنگدست بود از مال یتیم به قدر ضرورت باید بخورد، پس وقتی خواستید مالهای‌شان را به آنها بسپارید، پس بر آنها گواه بگیرید، و الله بر محاسبه (بندگان) کافی است ﴿6﴾

    مردان از آنچه که پدر و مادر و خویشاوندان به میراث می‌گذارند سهم دارند، و زنان از آنچه که پدر و مادر و خویشاوندان به میراث می‌گذارند سهم دارند، آن سهم (از اموال متروکه) کم باشد یا زیاد باشد (برای هریک) حصه معین مقرر گردیده است ﴿7﴾

    و چون خویشاوندان (که وارث نیستند) و یتیمان و ناتوانان در تقسیم میراث حاضر شوند، پس به آنها چیزی از آن (مال به طور بخشش) بدهید، و با آنها سخن نیک و شایسته بگویید ﴿8﴾

    و آنانی که اگر اولاد ضعیف از خود بجا بگذارند و بر (آینده) آنها ترس دارند (که ضائع نشوند) باید از الله بترسند، پس باید (در وصیت) از الله بترسند و باید سخن محکم و درست بگویند (که مخالف با عدل و حق نباشد) ﴿9﴾

    يقينا آنانی که مال‌های (چنين) يتيمان (ضعیف ) را به ظلم می‌خورند، جز این نیست که در شکم‌های خود آتش را می‌خورند، و زود است که در آتش شعله ور داخل شوند ﴿10﴾

    (چون رعایت اولاد ضروری است لذا) الله شما را دربارۀ اولادتان سفارش می‌کند (که دارایی خود را برباد نکرده و آنها را فقیر نگذارید. و در وقت تقسیم) برای پسر مانند دو سهم دختر است، پس اگر وارثان زن باشند و اضافه از دو نفر باشند، پس برای آنها (از جمله سه حصه ترکه)، دو حصه سهم می‌رسد، و اگر یکی باشد، پس نصف ترکه از اوست، و برای هریک از پدر و مادر میت، یک ششم ترکه است اگر از میت فرزندی باشد، و اگر از میت فرزندی نباشد و پدر و مادر او وارث او گردند، پس برای مادر یک سوم است (و باقی از پدر است) و اگر از میت برادرانی مانده باشد، پس مادر او یک ششم ترکه را می‌برد، البته (تقسیم میراث) بعد از تنفيذ وصیتی است که میت به آن وصیت کرده است یا بعد از ادای دین است (اگر میت دیندار باشد) و شما نمی‌دانید که پدران و پسرانتان کدام یکی از آنها برای تان سودمندتر است، (این احکام) از طرف الله مقرر شده است؛ یقینا الله (به احوال ورثه) دانا و حکیم است ﴿11﴾

    و برای شما (مردان) نصف از ترکۀ است که زنهایتان از خود بجا گذاشته‌اند، اگر آنها اولاد نداشته باشند، ولی اگر اولاد داشته باشند، سهم شما یک چهارم از ترکه است، البته بعد از تنفيذ وصیتی که زنان به آن وصیت می‌کنند یا بعد از ادای دین (اگر دیندار باشند)، و (اما اگر شوهر وفات کرد) سهم زنان یک چهارم از تركه شما است اگر فرزندی نداشته باشید، اما اگر فرزندی داشته باشید، سهم زنان شما یک هشتم تركه شما است (لیکن) بعد از تنفيذ وصیتی که شما به آن وصیت می‌کنید یا بعد از ادای دین (اگر دیندار باشید) و اگر مردی یا زنی که از او ارث برده شود کلاله باشد (یعنی والدین و فرزند نداشته باشد) و او برادر و خواهر داشته باشد، پس برای هریک از آنان یک ششم می‌رسد، پس اگر (خواهر و برادر) بیش از یکی باشند همه‌شان در یک سوم مساویانه شريک‌اند، البته بعد از تنفيذ وصیت یا بعد از ادای دین، (به شرطی که) وصیت (وصیت کننده) به وارث ضرر نرساند، (این حکم) سفارشی از جانب الله است، و الله دانا (و) بردبار است ﴿12﴾

    آن (چه بیان شد) حدود و مقررات الله است، و هر کس از الله و رسول او اطاعت و پیروی کند، الله او را در باغ‌های داخل می‌کند که از زیر درختان و قصرهای آن نهرها جاری است، آنان برای همیشه در آن می‌باشند، و این است کامیابی بزرگ ﴿13﴾

    و هرکس نافرمانی الله و رسول او را کند و از حدود الهی تجاوز کند الله او را در آتشی داخل می‌کند که همیشه در آن می‌ماند، و برای او عذاب رسواکننده (اهانت آمیز) است ﴿14﴾

    و آنانی از زنان شما که مرتکب فاحشه (زنا) می‌شوند، پس بر آنها چهار مرد از خودتان (از مسلمانان عادل) را گواہ طلب کنید، پس اگر گواهی دادند (بر کار بد آنها) پس آنها را در خانه‌ها محبوس کنید تا آن که ملک الموت روح آنها را قبض کند، یا الله برای آنها (قانون و) راهی دیگری مقرر کند ﴿15﴾

    و آن دو کس از شما که زنا می‌کنند (از زن و مرد) پس آنها را (بوسيلۀ حاكم) آزار دهید، پس اگر توبه کردند (از عمل فاحشه) و اصلاح کردند (عمل خود را) پس از آزارسانی‌شان دست بردارید؛ زیرا الله توبه پذیر (و) بسیار مهربان است ﴿16﴾

    جز این نیست که (وعدۀ) قبول توبه بر ذمۀ الله است (الله متعال بر خود واجب گردانیده است). (این) تنها برای آنانی است که به نادانی کار بد می‌کنند، و باز به زودی (از گناه خویش) توبه می‌کنند. پس این گروه است که الله توبه‌شان را قبول می‌کند، و الله دانای باحکمت است ﴿17﴾

    و (وعدۀ) قبول توبه برای کسانی نیست که گناه می‌کنند تا وقتی که مرگ یکی از آنها برسد می‌گوید: البته اکنون توبه کردم، و نیز توبه آنانی که در حالت کفر می‌میرند (قبول نمی‌گردد)، برای این (دو) گروه عذاب دردناک آماده کرده‌ایم ﴿18﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برای شما حلال نیست که زنان را جبرا (بدون رضامندی آنها) به ارث ببرید، و نیز زنان (بیوه) را از نکاح (با مردی دیگر) منع مکنید، تا بخشی از مالی را که به آنها (به طور مهر) داده بودید، پس بگیرید مگر آنکه مرتکب عمل زشت آشکار شوند، و با زنان به طريقۀ نیک و پسندیده زندگانی کنید، پس اگر آنها را دوست ندارید (صبر کنید) زیرا چه بسا؛ چیزی را خوش ندارید و (لیکن) الله در آن خیر و برکت بسیاری گذاشته است ﴿19﴾

    و اگر خواستید همسر (جدید) را به جای همسر (قدیم) قرار دهید (یعنی زن قدیم را طلاق دهید) و به یکی از آنها مال بسیار (به طور مهر) داده باشید، پس از آن (مال) چیزی نگیرید، آیا آن را به ستم و تجاوز آشکار پس می‌گیرید؟ ﴿20﴾

    و چطور آن را می‌گیرید حال آن که با یکدیگر آمیزش (جنسی) کرده‌اید (و هریک بر عورت دیگری اطلاع پیدا کرده است) در حالیکه زنان از شما عهد محکم (در عقد نکاح) گرفته‌اند ﴿21﴾

    و با زنانی ازدواج نکنید که پدران تان با آنها نکاح کرده بودند، مگر آنچه در گذشته (قبل از نزول این آیت) رخ داده است، بی‌گمان این کار، بی‌حیائی و عمل ناشایست و منفور و راه بد است ﴿22﴾

    بر شما مادران تان حرام شده است و دختران تان و خواهران تان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و (حرام شده است) آن مادران شما که شما را شیر داده‌اند و خواهران رضاعی تان و مادران زن‌هایتان، و دختران زنان تان که در کنار شما پرورش یافته اند؛ از بطن آن زنان تان که با آنها همبستر شده‌اید، پس اگر با آنها همبستر نشده‌اید، پس بر شما گناهی نیست (در نکاح کردن دختران آنها)، و (حرام شده است) زنان پسران شما که از پشت (نسل) خود تان باشند، و (حرام شده است) این که دو خواهر را در نکاح خود جمع کنید، مگر آنچه گذشته است، بی‌گمان الله آمرزنده (و) مهربان است ﴿23﴾

    و زنان شوهردار بر شما حرام شده است مگر کنیزهای که مالک آنها شده‌اید، این فریضۀ الهی است که بر شما لازم شده است، و برای شما غیر این محرمات حلال است (به شرطی) که به مال‌های خویش طلب نکاح کنید به قصد پاکی، نه به قصد شهوت رانی و زنا، پس آنچه از زنان نفع گرفته‌اید (بوسيلۀ آمیزش جنسی) پس مهرهایشان را مطابق آنچه (از جانب الله) مقرر شده است بدهید، و بر شما در آنچه با یکدیگر بعد از مهر مقرر توافق نموده‌اید، گناهی نیست، (چون) يقينا الله دانای باحکمت است ﴿24﴾

    و هر که از شما قدرت مالی نداشته باشد که (به وسیلۀ آن) با زنان مسلمان آزاد نکاح کند، پس باید با کنیزهای مسلمانی که مالک آنها شده‌اید نکاح کند، و الله به ایمان شما عالم‌تر است، همۀ شما از جنس یكدیگرید (همه تان فرزندان آدم هستید) پس کنیزان مسلمان را به اجازۀ اهل آنها نکاح کنید و مهرهایشان را به وجه معروف و نیک به آنان بدهید (به شرطی که) پاکدامن باشند و زانی نباشند و نه دوست پنهانی گیرنده باشند، پس وقتی شوهردار شدند، اگر مرتكب فاحشه (زنا) شدند پس بر آنها نیمی از عقوبتی (حدی) که بر زنان آزاد است (اجرای آن لازم است)، این (نکاح کنیزکان) برای کسی از شما است که از واقع شدن در گناه بترسد، و صبر کردن (نسبت به نکاح کنیزها) برایتان بهتر است، و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿25﴾

    الله می‌خواهد برای شما (قواعد دین تان را) بیان کند، و شما را به طریقه‌های (نیک) آنانی که پیش از شما بودند راهنمایی کند، و (می خواهد) توبۀ شما را قبول کند، والله دانای باحکمت است ﴿26﴾

    و الله می‌خواهد شما را ببخشد (و به‌سوی رحمت خود باز گرداند)، و کسانی که از شهوات پیروی می‌کنند، می‌خواهند شما (از راه راست) به کجی بزرگ متمایل شوید (و حق را کاملا ترک گویید) ﴿27﴾

    الله می‌خواهد که (با آسان کردن احکام) بار تکلیف شما را سبک کند (زیرا) انسان ضعیف آفریده شده است ﴿28﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مال‌های یکدیگر را در بین خودتان به ناحق مخورید، مگر این که از راه تجارت به رضامندی یکدیگر باشد، و خود را نکشید، بی‌گمان الله به شما همیشه مهربان است ﴿29﴾

    و هرکه با تجاوز و ظلم چنین کند، پس به زودی او را در آتش سوزان داخل می‌کنیم، و این کار بر الله آسان است ﴿30﴾

    اگر از گناهان بزرگی که از آن منع می‌شوید، پرهیز کنید (پس) گناهان کوچک تان را از شما دور (محو) می‌سازیم، و شما را در جای عزت و کرامت داخل می‌کنیم ﴿31﴾

    و آنچه را که الله سبب فضیلت بعضی شما بر بعضی دیگر قرار داده است تمنی نکنید، برای مردان از آنچه خود کسب کرده‌اند سهمی است، و برای زنان از آنچه خود کسب کرده‌اند سهمی است، و (به جای آرزوهای بی‌مورد) از فضل الله بخواهید، يقينا الله به هر چیزی عالم است ﴿32﴾

    و برای هریک از والدین و خویشان و آنانی که با ایشان پیمان بسته‌اید، در چیزی که از خود بجا می‌گذارند، ورثه و حقدار قرار داده‌ایم، پس سهم آنها را (از ارث) بدهید، زیرا الله بر هر چیز گواه است ﴿33﴾

    مردان بر زنان ولایت دارند (صاحب اداره و حاکم اند) از آن جهت که الله بعضی (مردان) را بر بعضی دیگر (زنان) برتری داده است (از نگاه قدرت بدنی و ارادۀ محکم)، و اینکه از مال‌های خود (بر زنان) انفاق می‌کنند، پس زنان نیکو کار، فرمانبردار شوهران خود می‌باشند، و حقوق و اسرار شوهران خود را در غیاب آنها محافظت می‌کنند، به سبب اینکه الله آنها را (به وسیله شوهرها) محافظت می‌کند. و زنانی که از نافرمانی آنها می‌ترسید پس؛ (اولا) آنها را نصیحت کنید، و (ثانيا: اگر مؤثر نشد) در خوابگاه از آنها دوری کنید، و (ثالثا: اگر پند و جدایی فایده نکرد) پس آنها را بزنید، پس اگر از شما اطاعت کردند، باز بهانه‌ای (برای ظلم و ستم) بر آنها مجویید؛ بی‌گمان الله بلندمرتبه (و) بسیار بزرگ است ﴿34﴾

    و اگر (شما اولیای امور) از اختلاف میان زن و شوهر ترسیدید، پس صلاح کاری (داور) از خانواده شوهر و صلاح کاری (داور) از خانواده زن بفرستید، اگر (صلاح کاران) اصلاح را بخواهند الله میان آن دو (زن و شوهر) موافقت (و الفت) پیدا می‌کند؛ بی‌گمان الله دانای باخبر است ﴿35﴾

    و الله را عبادت کنید و با او چیزی را شریک نسازید، و با پدر و مادر نیکی و احسان کنید، و با خویشاوندان و یتیمان و ناداران، و با همسایۀ خویشاوند و با همسایۀ بیگانه و با همنشین در پهلو نشسته و با مسافران و با کنیزان؛ بی‌گمان الله کسی را که متكبر و خودستا (فخر فروش) باشد، دوست ندارد ﴿36﴾

    (همچنان الله دوست ندارد) آنانی را که بخل می‌ورزند و مردم را (هم) به بخل امر می‌کنند، و آنچه را الله از فضل خود به آنها داده است، می‌پوشانند، و برای کافران عذاب خوار کننده مهیا نموده‌ایم ﴿37﴾

    و آنانی که مال‌های خود را برای نمایش به مردم انفاق می‌کنند و (در حقیقت) به الله و به روز آخرت ایمان ندارند (در واقع شیطان همدم آنها است) و هر کس که شیطان همنشین او باشد، پس وی چه بد همنشینی است ﴿38﴾

    و اگر به الله و به روز آخرت ایمان می‌آوردند، و (به اخلاص ) از آنچه الله به آنها روزی داده است، انفاق می‌کردند؛ چه زیانی بر آنها داشت؟ و الله به (احوال) آنها داناست ﴿39﴾

    البته الله به وزن ذرۀ (بر کسی) ظلم نمی‌کند، و اگر آن (ذره) نیکی باشد، (الله) دو چندانش می‌کند، و از نزد خود (صاحب آن را) ثواب بزرگ میدهد ﴿40﴾

    پس حال مردم چگونه باشد؛ وقتی از هر امتی گواهی بیاوریم، و تو را (نیز ای محمد) بر آنان (امت مسلمان) گواه بیاوریم ﴿41﴾

    در آن روز، آنانی که کفر ورزیده‌اند و از پیغمبر نافرمانی کرده‌اند آرزو می‌کنند که ای کاش زمین بر آنها هموار گردد (در زمین فرو روند) و نمی‌توانند هیچ سخنی را از الله پنهان کنند ﴿42﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در حال مستی و نشه به نماز نزدیک مشويد، تا وقتی که بدانید چه می‌گویید، و در حال جنابت به نماز نزدیک مشوید (و در حال جنابت در مسجد داخل نشوید) مگر اینکه عبور نمایید (از مسجد) تا آن که غسل کنید و اگر بیمار باشید، و یا مسافر باشید، یا یکی از شما از قضای حاجت آمد، یا با زنان هم بستری کرده باشید و آب نیافتید پس تیمم کنید بر زمین (خاک) پاک، پس مسح کنید به آن روی‌ها و دست‌های خود را، بی‌گمان الله عفو کننده (و) آمرزنده است ﴿43﴾

    آیا به‌سوی آنانی که بهرۀ از (علم) کتاب داده شده‌اند ندیدی (یهود) که گمراهی را (در بدل هدایت) می‌خرند و می‌خواهند که شما (هم) راه حق را گم کنید ﴿44﴾

    و (ای مؤمنان) الله به دشمنان شما داناتر است، و کافی است که الله دوست و کارساز شما باشد و کافی است که الله مددگار شما باشد ﴿45﴾

    گروهی از یهودی‌ها ‌اند که کلمات را از جاهای آن تحریف می‌کنند و تغیر می‌دهند، و (به طور استهزاء) می‌گویند: شنیدیم (سخن ترا ای محمد) ولی نافرمانی کردیم، و بشنو (ای پیغمبر و) ناشنیده بگیر، و (می گویند:) حال ما را مراعات کن، و سخن را در زبانهای خود می‌پیچانند، تا در دین طعنه زنند، و اگر می‌گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم، و تو بشنو و به ما نظر كن، البته برای آنها خیر بود و درست‌تر بود، و لیکن الله آنها را به سبب كفر‌شان از رحمت خود محروم کرده است، پس ایمان نمی‌آرند مگر اندک ﴿46﴾

    ای اهل کتاب! به آنچه نازل کرده‌ایم و تصدیق کنندۀ آن کتابی که با شما است، ایمان آورید، پیش از اینکه چهره‌ها را محو و مسخ سازیم و پیش از اینکه آنها را به شکل عقب (مانند پشت سر) برگردانیم، یا اصحاب آن چهره‌ها را از رحمت خود دور سازیم، طوری که صاحبان روز شنبه را از رحمت خود دور کردیم، و امر و ارادۀ الله شدنی (و یقینی) است ﴿47﴾

    البته الله نمی‌بخشد این را که با او چیزی شریک قرار داده شود، و غیر از آن (شرک) را، برای کسی بخواهد می‌بخشد، و هر کس که (چیزی را) با الله شریک گرداند، پس در حقیقت به الله گناه بزرگی را افترا بسته است ﴿48﴾

    آیا به‌سوی آنانی که خود را پاک می‌شمارند، ندیدی؟ بلکه الله هرکه را بخواهد پاک می‌سازد، و به قدر فتیلی (رشتۀ در وسط هسته خرما) ظلم کرده نشوند ﴿49﴾

    ببین چطور بر الله دروغ و افترا می‌بندند؟ و کافی است که این گناه آشکار باشد ﴿50﴾

    آیا آنانی را که بهره‌ای از علم كتاب (الله) داده شده‌اند، ندیدی که به بت و طاغوت (قوتهای سرکش) ایمان دارند، و راجع به کفار می‌گویند: این گروه نسبت به مؤمنان راه یاب‌تر‌اند ﴿51﴾

    این گروه کسانی‌اند که الله آنها را لعنت کرده است، و کسی را که الله لعنت کند، پس برای او هیچ مددگاری نخواهی یافت ﴿52﴾

    آیا برای آنها (یهودیان) سهمی در بادشاهی و حکومت است؟ که در آن صورت، به مردم (چیزی را) برابر شگاف هسته خرما نخواهند داد ﴿53﴾

    یا اینکه (یهودیان) نسبت به مردمان (مسلمان) بخاطر اینکه الله به آنها از فضل خود (کتاب) داده است، حسد می‌ورزند؟ يقينا ما به اولاد ابراهیم (شما بنی اسرائیل) کتاب و حکمت و بادشاهی بزرگ را دادیم ﴿54﴾

    پس برخی از آنها (یهودیان) به او (محمد) ایمان آوردند، و برخی از ایشان (ایمان نیاوردند بلکه) مانع ایمان آوردن مردم شدند، و آتش شعله ور دوزخ برای آنها کافی است ﴿55﴾

    البته آنانی که به آیات ما كفر ورزیدند؛ حتما آنها را در آتش دوزخ در خواهیم آورد، هر قدر پوست‌های (بدن)‌شان بسوزد و پخته شود، پوست‌های دیگری به عوض پوست‌های (اولی)‌شان قرار می‌دهیم، تا عذاب را بچشند؛ بی‌گمان الله غالب باحکمت است ﴿56﴾

    و آنانی که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، البته آنها را به زودی در باغ‌های که در زیر آنها نهرها جاری است، داخل می‌کنیم، آنان برای همیشه در آن می‌باشند، برای آنها در آنجا زنان پاکیزه است و آنها را در سایه دوامدار درمی آریم ﴿57﴾

    البته الله به شما دستور می‌دهد که امانت‌ها را به اهل آن (اصحاب آن) بسپارید و هرگاه میان مردم فیصله کردید، پس به عدل و انصاف حکم کنید، بی‌گمان الله شما را به آنچه نیک است پند و نصیحت می‌دهد؛ يقينا الله (به فیصله‌های شما) شنوا و بیناست ﴿58﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله و پیغمبر و از صاحبان امرتان اطاعت کنید، و اگر در چیزی اختلاف کردید پس آن را به الله و رسول او (قرآن وسنت) برگردانید، اگر به الله و روز آخرت ایمان دارید، این (برای شما در دنیا) بهتر است و از نگاه عاقبت (آخرت) نیکوتر است ﴿59﴾

    آیا ندیدی به‌سوی آنانی که ادعا می‌کنند به کتابی که بر تو نازل شده و به کتابی که پیش از تو نازل شده ایمان آورده‌اند و می‌خواهند فيصله قضایای خود را پیش طاغوت ببرند؟ در حالیکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت كفر بورزند (حکم طاغوت را قبول نکنند) و شیطان می‌خواهد آنها را به گمراهی دور (از حق) دچار کند ﴿60﴾

    و چون به آنها گفته شود بیایید به طرف آنچه الله نازل کرده است، و (بیایید) به طرف رسول، منافقان را می‌بینی از تو سخت روی می‌گردانند ﴿61﴾

    پس چگونه وقتی به سبب آنچه با دست‌های خود انجام داده‌اند، مصیبتی به آنها برسد، باز (بخاطر رهایی از آن) نزد تو می‌آیند و به الله قسم می‌خورند که (هدف ما از داوری نزد طاغوت) جز نیکی و موافقت (بین دو طرف در گیر) نبود ﴿62﴾

    این گروه آنانی‌اند که الله آنچه را در دل (پنهان) دارند می‌داند، پس از (انتقام) آنها در گذر و آنها را وعظ و اندرز ده و به آنها سخنی بگو که به دل‌های آنها بنشیند، و مناسب حال‌شان باشد ﴿63﴾

    و ما هیچ پیغمبری را نفرستادیم مگر اینکه به حكم الله اطاعت شود، و اگر آنها وقتی به جان خویش ظلم کردند نزد تو می‌آمدند، و از الله مغفرت می‌خواستند و پیغمبر هم برای آنها طلب مغفرت می‌کرد، البته الله را توبه پذیر (و) بسیار مهربان می‌یافتند ﴿64﴾

    این چنین نیست، به پروردگارت قسم که آنها مؤمن (واقعی) نمی‌شوند تا آن که در حل اختلاف‌شان تو را محکم و داور مقرر کنند، باز در دل خود هیچگونه دلتنگی راجع به حکم (و قضاوت) تو نیابند، و (در برابر فیصلۀ تو) کاملا تسلیم گردند ﴿65﴾

    و اگر ما به آنها (منافقین) دستور می‌دادیم که خود را بکشید یا از خانه‌های خود بیرون روید، جز عدد کم از آنها این امر (الله) را بجا نمی‌آوردند، و اگر آنها به آنچه پند داده می‌شوند عمل می‌کردند، البته برایشان بهتر می‌بود و در ثابت قدمی (آنها بر ایمان) محکم‌تر می‌بود ﴿66﴾

    و البته در آن صورت به آنها از نزد خود ثواب بزرگ می‌دادیم ﴿67﴾

    و البته آنها را به راه راست هدایت می‌کردیم ﴿68﴾

    و هر کس که از الله و رسول اطاعت کند؛ پس این گروه (در روز قیامت) با آنانی همراه خواهند بود که الله به آنها نعمت‌ها بخشیده است، مانند پیغمبران و صادقان و شهیدان و نیکان، و این گروه چه رفقای خوبی‌اند ﴿69﴾

    این مقام و مرتبه از نزد الله است، و الله (از نگاه دانائی) به احوال بندگان خود کافی است ﴿70﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هوشیار و بیدار باشید و آمادگی تان را (برای رویارویی با دشمن) بگیرید، پس (برای جهاد) دسته دسته یا همه یکجا بیرون شوید ﴿71﴾

    البته از شما کسانی هست که (در بیرون شدن برای جهاد) سستی و تأخیر می‌کند، پس اگر مصیبتی به شما برسد (در آن وقت) می‌گوید: الله بر من احسان و نعمت (خود را ارزانی کرد) که با آنها (در وقت جنگ ) حاضر نبودم ﴿72﴾

    و اگر به شما نعمتی از طرف الله برسد، البته (این منافق) می‌گوید: چنانکه گویا در بین شما و او هیچ دوستی نبود، ای کاش با ایشان (مسلمانان) بودم تا به کامیابی بزرگ فائز میشدم ﴿73﴾

    پس آنانی که زندگی دنیا را به آخرت می‌فروشند، باید در راه الله بجنگند، و هرکه در راه الله بجنگد، پس کشته یا (بر دشمن) غالب شود، پس به زودی ثوابی بزرگ به او خواهیم داد ﴿74﴾

    و چه شده شما را که در راه الله و در راه نجات ضعیفان نمی‌جنگید؟ (که اعم) از مردان و زنان و کودکان‌اند، آنانی که می‌گویند: ای پروردگار ما! ما را از این قریه‌ای که اهل آن ظالم‌اند بیرون کن، و برای ما از جانب خود کار سازی مقرر کن، و برای ما از نزد خود مددگاری مقرر کن ﴿75﴾

    آنانی که مؤمن‌اند در راه الله می‌جنگند و آنانی که کافر‌اند در راه طاغوت (شیطان) می‌جنگند، پس (ای مؤمنان) با دوستان شیطان بجنگید، چونکه حیلۀ شیطان ضعیف است ﴿76﴾

    آیا ندیدی آنانی را که به ایشان گفته شد (فعلا) دست از جنگ بردارید، و نماز را برپا دارید و زکات بدهید، پس چون بر آنها جنگ فرض شد ناگهان گروهی از آنها، از مردم (کفار) می‌ترسند؛ مانند ترس‌شان از الله، بلکه سخت‌تر از آن، و گفتند: ای پروردگار ما! چرا بر ما جنگ را (حالا) فرض کردی؟ چرا جنگ را تا مدتی کوتاه به تأخیر نیانداختی؟ بگو: که بهره مندی دنیا کم است، (ولی کامیابی) آخرت برای کسی که تقوا پیشه کند، بهتر است. و بر شما به اندازۀ رشتۀ پشت خستۀ خرما هم ظلم نخواهد شد ﴿77﴾

    در هر جائی باشید مرگ به سراغ تان می‌آید اگر چه در قلعه‌های مستحکم باشید، و اگر به آنها (منافقان) خوبی و پیروزی برسد می‌گویند: این از طرف الله است، و اگر خساره و بدیی به آنها برسد می‌گویند: این از طرف تو است، بگو: که همه از طرف الله است، پس چه شده است این گروه را که هیچ سخنی را (در موقع فهم و درک) نمی‌فهمند ﴿78﴾

    (ای انسان) هر چه از خوبی و فائده بتو برسد از (فضل) الله است، و هر چه از بدی و مصیبت تو برسد، پس از نفس توست، و (ای پیغمبر، تو مسؤل نیکی و بدی آنها نیستی) چون ما تو را پیغام رسان رسالت خود به مردم فرستاده‌ایم، و گواهی الله در این مورد کافی است ﴿79﴾

    و هرکس رسول (الله) را اطاعت کند، در حقیقت الله را اطاعت کرده است، و هرکس (از پیروی رسول الله) سرکشی کند، (پروا مکن) چون ما تو را بر آنان نگهبان (از گناه) نفرستادیم ﴿80﴾

    و (منافقان در مجلس روزانۀ تو) می‌گویند: کار ما اطاعت و فرمانبرداری است، (لیکن) پس چون از نزد تو بیرون روند، گروهی از آنان در جلسه‌های شبانه بر خلاف سخنان تو عمل می‌کنند (تدبیر و چاره اندیشی می‌کنند) والله آنچه در جلسات شبانه (شان) می‌گذرد می‌نویسد، پس (از انتقام) آنها اعراض کن و بر الله توکل کن، (چون) کافی است که الله کارساز و پشتیبان باشد ﴿81﴾

    آیا در مفهوم و معانی قرآن فکر و تدبر نمی‌کنند؟ و (در حالیکه) اگر قرآن از طرف غير الله بود البته در (احکام و معانی) آن اختلافات بسیاری می‌یافتند ﴿82﴾

    و هرگاه خبری (شایعۀ) دربارۀ امن یا خوف (مسلمانان به منافقان) برسد (فورا) آن را نشر می‌کنند، و اگر آن شایعات را (قبل از پخش نمودن) به پیغمبر یا به صاحبان امر (رأی) برمی گرداندند البته آنانی که اهل فهم و درک و استنباط‌اند (نتیجه و حقیقت) آن خبر را می‌یافتند، و اگر فضل الله و رحمت او بر شما نبود، البته جز اندکی از شما؛ پیروی شیطان را می‌کردید ﴿83﴾

    پس در راه الله بجنگ، که جز خودت کسی بر آن مکلف نیست و مؤمنان را (به جهاد) تشویق کن، امید است که الله از سختی (و گزند) کافران جلوگیری کند، و الله قوی تر، و سزایش (نیز) دردناکتر است ﴿84﴾

    هرکس شفاعت (سفارش ) نیکی بکند، از آن سهمی می‌برد. و هرکس شفاعت بد (ناجائز) بکند، از آن سهمی می‌برد، و الله بر هر چیزی قادر است ﴿85﴾

    و چون بر شما سلامی تقدیم شود، پس با کلمات بهتر از آن، یا همانند آن، جواب دهید، بی‌گمان الله بر هر چیز حسابگر است ﴿86﴾

    الله ذاتی است که هیچ معبودی (برحق) جز او نیست، البته در روز قیامت که هیچ شکی در آن نیست، شما را جمع می‌کند. و صادق‌تر از الله در سخن کیست ﴿87﴾

    پس شما را چه شده که دربارۀ منافقین دو گروه شده‌اید؟ در حالیکه الله آنها را به سزای آنچه کرده‌اند، سرنگون ساخته است، آیا می‌خواهید کسی را که الله گمراه ساخته است هدایت کنید؟ و حال آنکه هیچگاه برای کسی که الله او را گمراه ساخته راهی به‌سوی هدایت نخواهی یافت ﴿88﴾

    و آنان دوست دارند که شما نیز کافر شوید طوری که خودشان کافر شده‌اند، تا شما و آنها (در کفر) برابر شوید، پس از آنها هیچ دوستی نگیرید، تا آن که (ایمان آورده) در راه الله هجرت کنند، پس اگر (از ایمان و هجرت) اعراض نمودند، پس هرجایی آنها را یافتید، آنها را به اسارت بگیرید و بکشید، و از آنها (کسی را) دوست و مددگار خود مگیرید ﴿89﴾

    مگر آنانی که با قومی که بین شما و آنها پیمان است، پیوند (رابطه) دارند (نکشید)، یا آنانی که نزد شما بیایند در حالیکه سینه‌هایشان از جنگیدن با شما، یا از جنگیدن با قوم خود، به تنگ آمده است، و اگر الله می‌خواست آنها را بر شما مسلط می‌ساخت، باز حتما با شما می‌جنگیدند، پس اگر آنها از (جنگ با) شما دوری جستند و با شما نجنگیدند و به شما پیشنهاد صلح دادند، پس الله برای شما راهی (قتال عليه) آنها را قرار نداده است ﴿90﴾

    عنقریب گروه دیگری (از مشرکین) را خواهید یافت که می‌خواهند هم از (ضرر) شما در امن باشند و هم از (ضرر) قوم خود. و هرگاه به فتنه (قتال عليه مسلمانان) باز گردانیده شوند، در آن سرنگون می‌شوند (در جنگ علیه مسلمانان سهم می‌گیرند)، پس اگر از جنگ با شما کناره گیری نکردند و به شما پیشنهاد صلح نکردند و از جنگیدن با شما دست نگرفتند، پس در هر جایی که آنها را یافتید به اسارت بگیرید و آنها را بکشید، و این گروهی است که ما برای شما عليه آنها دلیل ظاهر (بر جواز قتل ایشان) قرار داده‌ایم ﴿91﴾

    و برای هیچ مؤمنی شایسته (جائز) نیست که مؤمن دیگری را بکشد، مگر اینکه به خطا (بدون قصد باشد)، و هر کس که مؤمنی را به خطا بکشد، پس بر او (لازم) است که برده مؤمنی را آزاد کند، و به ورثه مقتول دیت بسپارد، مگر اینکه (اولیای مقتول) صدقه (= معاف) کنند، پس اگر مقتول از گروه دشمن شما باشد (و ليكن خودش) مسلمان است، پس بر او (قاتل لازم) است که یک بردۀ مسلمان را آزاد کند، و اگر (مقتول) از قومی باشد که میان شما و آنها عهدی است، پس باید به خانواده وی (مقتول) دیت سپرده شود و برده مؤمنی را آزاد کند، واگر برده نیافت، پس بر او (لازم) است که دو ماه روزه پی در پی بگیرد، (این کفاره) بخاطر (قبولیت) توبه (قاتل) از جانب الله می‌باشد، و الله دانای باحکمت است ﴿92﴾

    و هرکس که مؤمنی را قصداً (بدون هیچ سببی که موجب قتل باشد) بکشد، پس سزای او دوزخ است، که همیشه در آن می‌باشد و مورد غضب الله قرار می‌گیرد، و الله او را لعنت می‌کند، و برای او عذاب بس بزرگی را آماده کرده است ﴿93﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، وقتی در راه الله (برای جهاد) سفر کردید، پس به درستی تحقیق کنید (تا کافر را از مسلمان تشخیص دهید) و به کسی که به شما (كلمۀ) اسلام را تقدیم کرد، نگوید تو مؤمن نیستی (و قتل تو رواست) تا به وسیلۀ آن (کشتن مؤمن)، متاع زندگانی دنیا (مال غنیمت) را بدست آرید، و نزد الله غنيمت‌های بسیار است، شما نیز پیش از آن (اسلام) همانطور بودید، پس الله بر شما احسان کرد (که مسلمان شدید)، پس به درستی تحقیق (پرس و جو) کنید، بی‌گمان الله به آنچه می‌کنید آگاه است ﴿94﴾

    مؤمنان خانه نشین غیر معذور (و نشسته از جهاد)، با مجاهدانی که در راه الله با مال و جان خود می‌جنگند، برابر نیستند، (بلکه) الله آنانی را که با مال و جانهای خود جهاد می‌کنند درجۀ بر نشستگان (از جهاد) فضیلت داده است و الله همه (ایشان) را وعده نیک داده است، و (لیکن) الله مجاهدان را بر نشستگان به ثواب بس بزرگ برتری داده است ﴿95﴾

    و (نیز) مراتبی بس بزرگ از طرف او (الله)، و مغفرت و رحمت را (به ایشان می‌دهد)، و الله بسیار آمرزنده (و) بسیار مهربان است ﴿96﴾

    البته آنان که فرشته‌ها ارواح‌شان را قبض می‌کنند در حالی که (به سبب ترک هجرت) به جانهای خویش ظلم کردند، قبض کنندگان ارواح به آنها می‌گویند: شما در چه حال بودید؟ (در جواب) گفتند: ما در زمین ضعیف بودیم، (فرشته‌ها) گویند: آیا زمین الله وسيع نبود تا در آن هجرت کنید؟، پس این گروه مسكن‌شان دوزخ است، و (دوزخ) چه بد سر انجامی است ﴿97﴾

    مگر مستضعفان واقعی، از مردان و زنان و کودکانِ که هیچ چاره (و وسيلۀ) ندارند و هیچ راهی (برای هجرت) نمی‌یابند ﴿98﴾

    پس این گروه امید است که الله آنها مورد عفو قرار دهد، و الله همیشه عفو کننده (و) آمرزنده است ﴿99﴾

    و هر کس در راه الله هجرت کند، در زمین اقامتگاه‌های زیاد و کشادگی (در رزق) خواهد یافت، و هرکه از خانۀ خود به قصد هجرت به طرف الله و رسول او بیرون شود، باز مرگش فرا رسد، پس یقینا که ثواب او بر ذمۀ الله ثابت شده است، و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿100﴾

    چون در زمین سفر کردید، پس بر شما گناهی نیست که نماز را کوتاه کنید (نمازهای چهار رکعتی را دو ركعت بخوانید) اگر ترسیدید که کافران شما را در فتنه (و در بلا) می‌اندازند، چون کفار برای شما دشمن علنی و آشکار‌اند ﴿101﴾

    و چون (تو ای محمد، در حالت خوف) در میان آنها (مؤمنان) بودی و برای آنها نماز برپا داشتی، پس باید گروهی از آنها همرای تو (در نماز) بایستند، و باید (هر دو گروه) سلاح خود را نیز بگیرند، پس چون این گروه سجده کردند (یک رکعت را ادا کردند)، پس آن گروه دیگر باید در پشت سر شما (در مقابل دشمن) قرار گیرند و باید آن گروه دیگر که (تاهنوز) نماز نخوانده‌اند، باید بیاید و با تو نماز بخوانند، و باید (آنها نیز) احتیاط و آمادگی و سلاح خود را بگیرند، چون کافران آرزو دارند که شما از سلاحها و سامان خود، غافل شوید، پس یکباره بر شما حمله کنند، و اگر به سبب باران یا بیماری به زحمت بودید، پس بر شما گناهی نیست که سلاح خود را (در نماز) بر زمین بگذارید و ليكن هوشیار جان خود باشید، یقینا الله برای کافران عذاب رسواکننده‌ای آماده کرده است ﴿102﴾

    وقتی نماز را ادا کردید، پس الله را (بعد از نماز هم) ایستاده و نشسته و بر پهلوهای خود یاد کنید و چون آسوده خاطر و آرام شدید، پس نماز را (به طريقۀ قبل از جنگ و در اوقاتش) ادا کنید، زیرا نماز بر مؤمنان در اوقات معین فرض شده است ﴿103﴾

    و (در وقت جهاد) در طلب و تعقیب قوم (کافر) سستی نکنید، اگر شما درد و رنج می‌بینید (در جنگ) پس آنان (کفار) نیز همانطور که شما درد و رنج می‌بینید، درد و رنج می‌بینند و (لیکن) شما (ثوابی را) از الله امید دارید که آنها امید ندارند، و الله دانای باحکمت است ﴿104﴾

    البته ما این کتاب (قرآن) را به حق بر تو نازل کردیم (که دارای احکام حق و واقعی است)، تا بوسیلۀ آنچه الله به تو آموخته، میان مردم قضاوت کنی، و برای خائنان (بخاطر ایشان با اصحاب حق) جدال و خصومت مکن ﴿105﴾

    و از الله آمرزش بخواه؛ چونکه الله آمرزندۀ مهربان است ﴿106﴾

    و از طرف آنانی که به خویشتن خیانت می‌کنند جدال (دفاع) مکن؛ زیرا الله کسی را که خائن و گنهگار باشد، دوست نمی‌دارد ﴿107﴾

    ایشان (اعمال زشت خود را) از مردم می‌پوشانند اما از الله نمی‌پوشانند، (چگونه از الله می‌پوشانند) در حالیکه او تعالی با آنهاست؛ وقتی که در شب (در میان خود) در باره نقشه‌ها و سخنانی که الله آن را نمی‌پسندد طرح‌ریزی می‌کنند، و الله به آنچه می‌کنند (با علم خود) احاطه دارد ﴿108﴾

    آگاه! شما آن گروهی هستید که از خیانت کاران در زندگی دنیا دفاع می‌کردید، پس کیست که در روز قیامت به پیشگاه الله از آنها دفاع کند؟ یا کیست که برای (دفاع) از آنها (در روز قیامت) وکیل باشد؟ ﴿109﴾

    و هر کس کار بدی را (در حق دیگران) انجام دهد، یا بر خود ظلم کند، باز از الله مغفرت بخواهد (توبۀ او قبول خواهد شد چون) الله را آمرزندۀ مهربان می‌یابد ﴿110﴾

    و هرکس گناهی انجام دهد، تنها آن (گناه) را به ضرر خویش مرتکب شده است، و الله دانای باحکمت است ﴿111﴾

    و هر کس خطا یا گناهی مرتکب شود (از روی قصد یا خطا) باز آن (گناه) را به گردن بی‌گناهی باندازد، البته بهتان و گناه آشکار را بر دوش کشیده است ﴿112﴾

    و اگر فضل و مهربانی الله بر تو نبود، البته گروهی از آنها (منافقین یهود) قصد داشتند که تو را (از فیصلۀ حق) گمراه کنند، اما جز خود را گمراه نمی‌کنند و به تو هیچ ضرری رسانده نمی‌توانند و (فضل الله این است که) الله بر تو کتاب و حکمت را نازل کرد و چیزی را که تو نمی‌دانستی به تو آموخت، و فضل الله بر تو بسیار بزرگ است ﴿113﴾

    در بسیاری از سخنان و مشوره‌های سری آنها خیر و فایده‌ای نیست به جز (سخن) کسی که به صدقه، یا کار نیک، یا صلح در بین مردمان حکم کند، و هرکس برای کسب رضای الله چنین (اعمال نیک) کند، پس به زودی او را ثواب بس بزرگ خواهیم داد ﴿114﴾

    و هرکس بعد از اینکه هدایت برایش ظاهر شد، باز به مخالفت رسول الله پرداخت و راه غیر مؤمنان را (غیر دین اسلام را) پیروی کرد؛ او را به همان جهتی که روی آورده می‌سپاریم، و او را به دوزخ داخل می‌کنیم، و (دوزخ) بد سرانجامی است ﴿115﴾

    البته الله از اینکه با او شریک قرار داده شود نمی‌بخشد، و پایین‌تر از شرک را برای کسی که بخواهد می‌بخشد، و هر که با الله شریک مقرر کند يقينا به گمراهی دور از حق گمراه شده است ﴿116﴾

    (مشرکها در رفع حاجات خود) غیر از الله معبودانی را که مؤنث‌اند می‌خوانند (به نام‌های مؤنث یاد می‌شوند، و در حقیقت) شیطان سرکش را می‌خوانند ﴿117﴾

    الله او (شیطان) را از رحمت خود دور کرده است؛ وقتی گفت: من حتما از بندگان تو حصه و مقدار معینی می‌گیرم (تابع خود می‌سازم) ﴿118﴾

    (شیطان گفت:) و حتما آنان (اولاد آدم) را گمراه می‌سازم و به آرزوهای (خام) مشغول‌شان می‌سازم، و حتما آنها را دستور می‌دهم که گوش‌های چارپایان را ببرند (برای مشخص ساختن آنها برای بتان و معبودان باطل) و حتما به آنها دستور می‌دهم که فطرت و آفرینش الله را تغیر دهند. و هر که شیطان را به جز الله دوست خود بگیرد، بیگمان زیان کردہ زیانی آشکار ﴿119﴾

    شیطان به آنها وعده‌های خام می‌دهد و ایشان را در آرزوها غرق می‌کند و شیطان جز فریب، وعدۀ دیگر به آنها نمی‌دهد ﴿120﴾

    این گروه ( پیرو شیطان) سرانجام‌شان دوزخ است، و از آن راه گریز نیابند ﴿121﴾

    و آنانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند به زودی آنها را در باغ‌های که از زیر آنها نهرها جاری می‌باشد وارد می‌کنیم، در آن همیشه جاودانند، (این را الله وعده داده است و) وعدۀ الله راست است، و چه کسی در سخن از الله راستگوتر است؟ ﴿122﴾

    (وعدۀ الله) بر وفق آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست، (بلکه) هر کس بدی کند در برابر آن سزا داده می‌شود، و برای خود غیر از الله هیچ کارساز و مددگاری نمی‌یابید ﴿123﴾

    و هر کس که کارهای نیک کند، خواه مرد باشد یا زن، در حالیکه مؤمن باشند، پس ایشان داخل جنت می‌شوند و به اندازۀ شگاف خسته خرما مورد ظلم قرار نمی‌گیرند ﴿124﴾

    و کیست خوب‌تر به اعتبار دین از آن کس که روی خود را برای الله منقاد گرداند، و نیکوکار باشد و از ملت ابراهیم پیروی کند در حالیکه از ادیان باطل نفرت داشت، و الله ابراهیم را دوست خود گرفت ﴿125﴾

    و هرچه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است، از الله است. و الله بر هر چیز (از نگاه علم و قدرت) احاطه دارد ﴿126﴾

    و از تو دربارۀ زنان فتوا می‌طلبند، بگو: الله به شما درباره زنان فتوا می‌دهد و (فتوا می‌دهد در مورد) آنچه بر شما در قرآن (در اول این سوره) تلاوت می‌شود که دربارۀ زنان یتیم نازل شده که حق مقرر آنها را (از میراث و مهر) به ایشان نمی‌دهید، و (در عین حال) به نکاح آنها رغبت دارید. و شما را دربارۀ کودکان ضعیف (که میراث آنها را نخورید فتوا می‌دهد) و اینکه در حق يتيمان به عدل و انصاف رفتار کنید، و هر چه از کار نیک انجام دهید (ضایع نمی‌شود) بی‌گمان الله به آن داناست ﴿127﴾

    و اگر زنی از بی‌میلی یا نفرت شوهر خود بیم داشت، پس بر آن دو گناهی نیست که در میان خویش صلح آورند به نوعی از (انواع) صلح، و صلح (و آشتی در هرکاری) بهتر است و (طبعا) بخل در هر نفس وجود دارد، و اگر (با زنان) خوبی کنید و (از حق تلفی آنها) پرهیز کنید، (این به خیر شما است) یقینا الله به آنچه می‌کنید آگاه است ﴿128﴾

    و هرگز نمی‌توانید در بین زنان (تان) عدالت کنید، اگر چه بر عدالت (میان آنها) حریص باشید، پس به یک طرف کاملا تمایل نکنید تا آن زن دیگر را آویزان (و بلاتکلیف) بگذارید (که نه او را طلاق دهید و نه حقش را ادا کنید) و (اگر با زنان تان) صلح کنید و پرهیزگاری کنید (به نفع شماست)؛ بی‌گمان الله آمرزندۀ مهربان است ﴿129﴾

    و اگر آن دو (زن و شوهر) از یکدیگر جدا شوند، پس الله هریک را از رحمت گشاده خود بی‌نیاز می‌گرداند، و الله گشایشگر باحکمت است ﴿130﴾

    و هر چه در آسمان‌ها و هرچه در زمین است، از الله است، و به تاکید ما به آنانی که پیش از شما کتاب (آسمانی) داده شد، و نیز به شما حکم کردیم که از الله بترسید، و اگر کافر شوید (به الله هیچ زیانی نیست)، زیرا يقينا هر چه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است از الله می‌باشد، و الله بی‌نیاز (و دارای صفات کمال) ستوده است ﴿131﴾

    و هرچه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است، برای الله است، و کافی است که الله کارساز مخلوقات (در تدبیر و ادارۀ آسمان‌ها و زمین) باشد ﴿132﴾

    (ای مردم) اگر الله بخواهد شما را از بین می‌برد (هلاک می‌سازد)، و مردمان دیگر را می‌آورد (ایجاد می‌کند)، و الله بر این کار قادر است ﴿133﴾

    و هرکس ثواب دنیا را بخواهد؛ پس (بداند که) ثواب دنیا و آخرت نزد الله است، و الله شنوای بیناست ﴿134﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، همیشه بر پا کنندۀ عدل باشید و برای الله گواهی دهید، اگر چه (آن گواهی) به ضرر خودتان، یا والدین، یا خویشاوندان تان باشد، و اگر (یک جانب دعوا) مال دار یا تنگ دست باشند، پس الله نسبت به آنها اولی‌تر است، پس از هوای نفس پیروی مکنید تا (تجاوز نکنید و) به انصاف رفتار کنید، و اگر (در گواهی دادن) زبان بپیچانید (و درست گواهی ندهید) یا (از گواهی دادن به حق) اعراض نمائید، پس (بدانید که) الله به آنچه می‌کنید خبردار است ﴿135﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به الله و رسول او و به کتابی که بر پیغمبرش نازل کرده است، و به کتابی که پیشتر نازل کرده، ایمان محکم و جازم آورید. و هر که به الله و فرشته‌های او و کتاب‌های او و پیغمبران او و به روز آخرت کفر ورزد، پس یقینا به گمراهی دور از حق گمراه شده است ﴿136﴾

    البته آنانی که ایمان آوردند باز کافر شدند، باز ایمان آوردند، باز کافر شدند، باز بر کفر خود افزودند؛ الله آنها را هرگز نمی‌بخشد، و آنها را (به راه حق) هدایت نمی‌کند (چون که منافق اند) ﴿137﴾

    منافقان را مژده ده که برای آنها عذاب دردناک است ﴿138﴾

    کسانی که کفار را به جای مؤمنان دوست خود قرار می‌دهند، آیا عزت را نزد آنان می‌جویند؟ بی‌گمان همه عزت از الله است ﴿139﴾

    و البته الله بر شما در قرآن (این حکم را) نازل کرده است که چون شنیدید که آیات الله مورد کفر و تمسخر قرار می‌گیرد پس با آنان منشینید (در مجالس‌شان شرکت نکنید) تا آن که به سخن دیگر شروع کنند، و گرنه شما هم (در کفر و استهزا) مثل آنها خواهید بود؛ البته الله همه منافقین و کفار را در دوزخ یکجا جمع می‌کند ﴿140﴾

    آنانی که انتظار آمدن حوادثات را بر شما می‌کشند، پس اگر از طرف الله به شما فتحی برسد می‌گویند: آیا ما با شما نبودیم؟ واگر سهمی (از غلبه و پیروزی) نصيب کفار باشد، می‌گویند: آیا ما (برای محافظۀ شما) بر شما احاطه نکرده بودیم، و آیا شما را از ضرر مؤمنان منع نکردیم؟ پس الله در روز قیامت میان تان (شما مؤمنان و منافقان) فیصله خواهد کرد، و هرگز الله برای کافران، بر (ضرر) مؤمنان راه غلبه قرار نداده است ﴿141﴾

    البته منافقین (به گمان خود) با الله نیرنگ می‌کنند، در حالیکه الله (با تدبیر خود) به آنها نیرنگ می‌زند، و چون (منافقان) به‌سوی نماز برخیزند؛ با کسالت برمی خیزند، به مردم (تظاهر نموده نیکی و صلاح خود را) نشان می‌دهند، و الله را یاد نمی‌کنند مگر بسیار کم ﴿142﴾

    در میان ایمان و کفر حیران و متردد‌اند، نه به طرف اینها (مؤمنان)‌اند و نه به طرف آنان (کفار) و هرکس را که الله گمراه کند پس هرگز راهی (هدایت) برای او نخواهی یافت ﴿143﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، کافران را دوست نگیرید به جای مؤمنان، آیا (کفار را دوست گرفته) می‌خواهید در پیشگاه الله دلیلی واضح عليه خود قرار دهید؟ ﴿144﴾

    يقينا منافقین در طبقه زیرین دوزخ‌اند، و (ای مخاطب) برای آنها هیچ مددگاری نخواهی یافت ﴿145﴾

    مگر آنانی که توبه کردند و (عمل خود را) اصلاح کردند و به دین الله چنگ زدند، و دین (عبادت) خود را برای الله خالص کردند، پس این گروه همرای کسانی‌اند که ایمان آورده‌اند، و زود است که الله به مؤمنان ثواب بزرگ دهد ﴿146﴾

    اگر شکر (الله را) کنید و ایمان آورید، الله به عذاب (دادن) شما چه می‌کند؟ و الله قدردان (نیکی‌ها و) داناست (از نیکی بندگان آگاه می‌باشد) ﴿147﴾

    الله فریاد کشیدن به بدزبانی (دشنام و فحش ) را دوست ندارد مگر از کسی که بر او ظلم شده است، و الله شنوای داناست ﴿148﴾

    اگر نیکی را ظاهر کنید، یا آن را بپوشانید، یا از بدی کسی بگذرید (عفو کنید)، پس یقینا الله عفو کننده قادر است ﴿149﴾

    البته آنانی که به الله و پیغمبرانش کفر می‌ورزند و می‌خواهند که (در ایمان آوردن) بين الله و پیغمبرانش جدایی آورند، و می‌گویند: به بعضی (از پیغمبران) ایمان داریم، و بعضی دیگر را انکار می‌کنیم، و می‌خواهند در بین آن دو (کفر و ایمان) راه دیگری را برای خود بگیرند ﴿150﴾

    این گروه به حق کافران (واقعی)‌اند و برای کافران عذاب رسواکننده آماده کرده‌ایم ﴿151﴾

    و آنانی که به الله و پیغمبران او ایمان آورده‌اند و (در ایمان آوردن) بین یکی از آنها فرق نمی‌گذارند، این گروه زود است که الله اجر (و ثواب)‌شان را دهد، و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿152﴾

    اهل کتاب از تو می‌خواهند که یکباره (و یکجا) کتابی از آسمان برای آنها نازل کنی، (ليکن تو مرنج) چون از موسی بزرگتر از این را طلب کردند، و گفتند: الله را به ما آشکارا نشان بده، پس آوازی سخت آنها را گرفت به سبب ظلمشان (و هلاک شدند). باز گوساله را معبود خود قرار دادند، (و این) بعد از آن که معجزه‌های واضح برای آنها آمد، پس آن (جرم آنها) را هم معاف کردیم و به موسی حجت واضح و آشکار دادیم ﴿153﴾

    و کوه طور را برای عهد گرفتن از ایشان، بالای سرشان برداشتیم، و به آنها گفتیم: سجده کنان از دروازه داخل شوید، و به آنها گفتیم: در روز شنبه تجاوز نکنید، (ماهی را شکار نکنید) و از آنها پیمان محکم گرفتیم ﴿154﴾

    پس به سبب عهد شکنی و کفرشان به آیات الله و کشتن پیغمبران به ناحق و گفتن این سخن که بر دل‌های ما پرده است (لذا ما نمی‌فهمیم؛ ما آنان را عذاب کردیم) بلکه الله به سبب كفرشان، بر دل‌هایشان مهر نهاده است و ايمان نمی‌آرند مگر اندکی (از ایشان) ﴿155﴾

    و به سبب کفر آنها و سخنان آنها که بهتان بزرگی بر مریم بستند (مورد غضب ما قرار گرفتند) ﴿156﴾

    و به خاطری (مورد لعنت و عذاب ما قرار گرفتند) که گفتند: ما مسیح؛ عیسی پسر مریم را که رسول الله بود کشتیم، در حالیکه آنان او (عیسی) را نکشتند و نه (او را) به دار کشیدند، بلکه کار بر آنان مشتبه شد (و کسی مشابه عیسی را کشتند)، یقینا آنانی که در بارۀ او (عیسی) اختلاف کردند البته تا هنوز در شک‌اند، و هیچ دلیل و علم يقينی (راجع به قتل او) ندارند جز پیروی از گمان، و به یقین او را نکشتند ﴿157﴾

    بلکه الله او را به نزد خود بالا برد، و الله غالب باحکمت است ﴿158﴾

    وهیچ فردی از اهل کتاب نیست، مگر این که قبل از مرگش به (نبوت) عیسی ایمان می‌آورد، و او (عیسی) روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود ﴿159﴾

    پس به سبب ظلمی که یهودیان مرتکب آن شدند و (به سبب آن که) مردم را از راه الله باز می‌داشتند، چیزهای پاکیزه‌ای را که قبلا بر ایشان حلال بود، حرام کردیم ﴿160﴾

    و به سبب سودخوردن آنها، در حالیکه از (خوردن) آن منع شده بودند، و خوردن‌شان مال مردم را به ناحق، (چیزهای پاکیزه را بر آنان حرام کردیم) و برای کافران ایشان عذاب دردناک را آماده کرده‌ایم ﴿161﴾

    مگر آنانی که در علم راسخ‌اند از یهودیان و مؤمنان، به آنچه بر تو و آنچه قبل از تو نازل شده است، ایمان دارند. مخصوصا برپاکننده گان نماز و ادا کنندگان زکات و ایمان آورندگان به الله و به روز آخرت، این گروه را به زودی ثواب بزرگ می‌دهیم ﴿162﴾

    (ای محمد) البته ما به تو وحی فرستادیم طوری که به نوح و پیغمبرانی که بعد از او بودند، وحی فرستادیم، (همچنین) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب، و به‌سوی نبیرگان اسحاق و به عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان، وحی کردیم. و به داود زبور دادیم ﴿163﴾

    و به پیغمبرانی که قصۀ آنها را پیش از این (داستان) بر تو بیان کردیم، وحی کردیم، و به پیغمبرانی که قصۀ آنها را بر تو بیان نکرده‌ایم نیز وحی کردیم. و الله با موسی (به وسیلۀ وحی) سخن گفت؛ سخنی خاص ﴿164﴾

    پیغمبرانی را (فرستادیم) که مژده دهنده و بیم دهنده بودند، تا بعد از آمدن پیغمبران برای مردم در برابر الله دلیلی (یعنی بهانه ای) نباشد، و الله غالب باحکمت است ﴿165﴾

    (گرچه کافران بابهانه جویی‌هایشان قرآن را قبول نمی‌کنند) لیکن الله (به حق بودن) آنچه بر تو نازل کرده، گواهی می‌دهد، (چون) آن را به علم خود بر تو نازل کرده، و ملائکه (نیز) به (حق بودن آن) گواهی می‌دهند و گواهی الله (برای تو) کافی است ﴿166﴾

    البته آنانی که کفر ورزیدند و دیگران را از راه الله منع نمودند، یقینا گمراه شدند به گمراهی دور (از حق) ﴿167﴾

    هر آئینه آنانی که کافر شدند و ظلم کردند، الله بر آن نیست که آنها را ببخشد و به راهی هدایت‌شان کند ﴿168﴾

    به جز راه دوزخ، که در آن تا ابد برای همیشه بمانند، و این (عذاب) بر الله آسان است ﴿169﴾

    ای مردم! یقینا پیغمبر از سوی پروردگارتان با (دین) حق پیش شما آمده است، پس (به آن) ایمان آورید که به خير شماست، و اگر کفر ورزید (پس بدانید که) هر چه در آسمان‌ها و در زمین است از الله است، و الله دانای حکیم است ﴿170﴾

    ای اهل کتاب! در دین خود غلو نکنید و دربارۀ الله نگویید مگر سخن حق (و مناسب شأن او)، جز این نیست که مسیح؛ عیسی پسر مریم، رسول الله و (پیدا شده از) کلمه اوست (کلمۀ «کن») که به مريم القا کرد و روحی است از جانب الله، پس به الله و پیغمبران وی ایمان آورید و نگویید: (معبود کائنات) سه است؛ (از عقیده تثلیث) باز آیید که به خیر شماست، جز این نیست که معبود برحق فقط الله هست و بس، پاک و منزه است از اینکه فرزندی داشته باشد، هر چه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است، تنها از اوست، و الله برای کارسازی و تدبیر عالم کافی است ﴿171﴾

    (چرا از بنده بودن عیسی انکار می‌کنید؟ در حالیکه) مسیح هرگز از اینکه بندۀ الله باشد ابا (و تكبر) نورزیده، و نه فرشته‌های مقرب (درگاه الهی) از بندگی او ابا می‌ورزند. و هر کس از بندگی الله ابا داشته باشد و تكبر بورزد، پس به زودی الله همه (مردم) را یکجا به دربار خویش جمع خواهد کرد (و سزای متکبران را خواهد داد) ﴿172﴾

    پس آنانی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند، ثواب آنها را تمام و کامل می‌دهد، و آنها را از فضل خود بیشتر خواهد داد، و اما آنانی که از عبادت الله ابا ورزیده و تکبر نمودند، پس به عذاب دردناک گرفتارشان می‌کند و غیر از الله برای خود هیچ دوست و مددگاری نمی‌یابند ﴿173﴾

    ای مردم! یقینا به شما از طرف پروردگارتان برهانی (قاطع) آمده است و (آن برهان این است که) ما به‌سوی شما نوری تابناک (کتابی که ظاهر کنندۀ حق از باطل است) نازل کردیم ﴿174﴾

    پس کسانی که به الله ایمان آوردند و به (دین) او چنگ زدند، پس زود است که آنها را در جوار رحمت و فضلی از جانب خود داخل کند، و آنها را به‌سوی خود؛ به راه راست هدایت کند ﴿175﴾

    از تو فتوا می‌طلبند (دربارۀ کلاله) بگو: الله دربارۀ کلاله به شما چنین فتوا می‌دهد که اگر مردی وفات کند و فرزندی نداشته باشد (و نه پدر) و او خواهری داشته باشد، پس نصف ترکه به خواهر می‌رسد، و آن برادر از او (خواهر) میراث می‌برد اگر (خواهر کلاله باشد) او فرزند نداشته باشد (و نه پدر)، و اگر خواهران (در صورت کلاله بودن برادر) دو تن باشند، پس برای آنان دو سوم ترکه، از آنچه برادر از خود گذاشته می‌رسد، و اگر آنان (ورثۀ کلاله) برادر و خواهر باشند، پس برای هر مرد، سهمی مانند سهم دو زن می‌رسد، الله برای شما (احکام را) بیان می‌کند تا گمراه نشوید، و الله به هر چیزی داناست ﴿176﴾

    مائده

    Surah 5

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به عهد و پیمانهای خود (با الله و مردم) وفا کنید، (خوردن گوشت) چهار پایان برای شما حلال شده، مگر آنچه حرمت آن بر شما (در آینده) تلاوت می‌شود. و شکار را در حالت احرام حلال نشمارید، بی‌گمان الله هرچه که بخواهد حکم می‌کند ﴿1﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، حرمت شعایر (علامات دین) الله و ماه‌های حرام (ذوالقعده ذوالحجه و محرم و رجب) و قربانی‌های قلاده دار و عازمان بیت الله که از پروردگار‌شان فضل و رضایت می‌طلبند؛ حلال نشمارید (به آن بی‌حرمتی نکنید)، و چون از احرام بیرون آمدید پس (می‌توانید) شکار کنید. و عداوت قومی به علت این که شما را از مسجد الحرام منع کردند بر آن واندارد که از حد تجاوز کنید، و بر نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری نمایید و (یکدیگر را) بر گناه و تجاوز همکاری نکنید، و از الله بترسید، چون الله سخت عذاب دهنده است ﴿2﴾

    (طبق وعده) بر شما حیوان خود مرده (مردار) و خون و گوشت خوک و آنچه نام غير الله (در وقت ذبح کردن) بر آن یاد شده و خفه شده و به ضرب (چوب و سنگ) مرده و از بلندی افتاده و به شاخ زده شده و (مرده) و آنچه درندگان خورده باشند، مگر آنچه را که (زنده یابید) و ذبح (شرعی) کرده باشید. و (همچنان) آنچه برای بتان ذبح شده‌اند و آنکه با تیرهای فال تعیین قسمت کنید (همه) بر شما حرام شده است. اینها همه فسق است، امروز کفار از (مغلوب ساختن) دین شما ناامید شده‌اند، پس از آنها نترسید، و از من (از الله) بترسید. امروز دین تان را به شما کامل کردم، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را برای شما (به عنوان) دین پسندیدم، پس هر کس بی‌آنکه متمایل به گناه باشد در (حال) گرسنگی مجبور (به خوردن محرمات) گردد، پس (بداند) که الله آمرزندۀ مهربان است ﴿3﴾

    از تو می‌پرسند که چه چیزی برای آنها حلال شده است؟ بگو: همه چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده است، و (نیز) آنچه از شکار حیوانات پاره کنندۀ (شکاری) در حالیکه (آنها را) برای شکار می‌پرورانید و از آنچه الله به شما آموخته است، به آنها (سگان) می‌آموزید پس از آنچه برای شما نگاه داشته‌اند، بخورید (و ليكن) نام الله را (در وقت ارسال) بر آن یاد کنید، و از الله بترسید، بی‌گمان الله زود حساب گیرنده است ﴿4﴾

    امروز برای شما چیزهای پاکیزه حلال شده است، و طعام اهل کتاب برای شما حلال است، و طعام شما (نیز) به آنها حلال است و زنان پاکدامن از مؤمنات، و نیز زنان پاکدامن از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده برای شما حلال است (به شرطی که) مهر آنها را بدهید در حالیکه پاکدامن باشید نه زناکار و نه دوست پنهانی گیرنده، و هرکه به ایمان (خود یا ارکان ایمان) کفر ورزد؛ البته عمل او تباه شده، و او در آخرت از (جملۀ) زیانکاران است ﴿5﴾

    (از علامات ايمان طهارت و نماز است پس) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون به (قصد) نماز ایستادید، پس روی و دست‌های تان را تا آرنج بشویید و سرهای خود را مسح کنید، و پاهای تان را تا شتالنگ بشوید، و اگر جنب باشید پس خود را پاک کنید (غسل کنید)، و اگر مریض یا مسافر باشید، یا کسی از شما از مکان قضای حاجت بیاید، یا با زنان تماس (آمیزش) کرده باشید و آبی (برای وضو یا غسل) نیابید پس قصد خاک پاک (تیمم) کنید، پس به آن خاک روی و دست‌های تان را مسح کنید، الله نمی‌خواهد بر شما مشقتی را لازم گرداند، و لیکن می‌خواهد که شما را پاک سازد، و نعمت خود را بر شما تمام کند، تا شکر او را به جا آرید ﴿6﴾

    و یاد کنید نعمتی را که الله بر شما انعام کرده است و پیمانی را که با شما محکم بسته است، آن وقت که گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم، و از الله بترسید، زیرا الله به آنچه در دلهاست آگاه است ﴿7﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برای (احقاق حق) الله (طبق عهدتان) برخیزید و به عدل و انصاف گواهی دهید و عداوت با قومی شما را به بی‌عدالتی وادار نکند (بلکه) عدل کنید که (عدل و انصاف) به تقوی نزدیکتر است، و از الله بترسید؛ بی‌گمان الله به آنچه می‌کنید آگاه است ﴿8﴾

    الله به آنانی که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام داده‌اند، وعده کرده است که آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت ﴿9﴾

    و آنانی که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ پنداشتند، همان گروه دوزخیان‌اند ﴿10﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آن نعمتی را که الله بر شما ارزانی نمود یادآور شوید، آن وقت که گروهی (از دشمنان) قصد کردند که به طرف شما دست تجاوز دراز کنند (و پیغمبر را به قتل برسانند) پس الله دست‌های آنها را از شما کوتاه کرد، و از الله بترسید، و مؤمنان باید بر الله توکل کنند ﴿11﴾

    و البته الله از بنی اسرائیل (اولاد يعقوب) پیمان محکم گرفت و از میان آنها دوازده سرپرست (انتخاب کرده و) فرستادیم. و الله (به آنان) فرمود: یقینا من با شما ام؛ اگر نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و به پیغمبران من ایمان آرید و ایشان را مدد و یاری کنید، و به الله قرض نیک دهید (در راه او انفاق کنید)، البته از شما گناهانتان را محو می‌کنم و شما را در باغ‌های که از زیر آنها نهرها جاری است، وارد می‌کنم. پس از این (عهد و وعده)، هر کس از شما کافر شود، به راستی که از راه راست منحرف گشته است ﴿12﴾

    پس (یهود را) به خاطر پیمان شکنی‌شان لعنت کردیم و (از رحمت خود دور ساختیم) دل‌هایشان را سخت گردانیدیم؛ سخنان (الله) را از محل آن تغییر می‌دادند، و بخشی از آنچه را که به آن پند داده شده بودند فراموش کردند، و همیشه تو بر خیانت (تازۀ) از ایشان آگاه می‌شوی، مگر اندکی از آنها (که خیانت نمی‌کنند). پس از آنها در گذر و (از لغزشهای شان) روی بگردان، یقینا الله نیکوکاران را دوست دارد ﴿13﴾

    از آنانی که گفتند ما نصارا هستیم، پیمان گرفتیم. پس (آنان نیز مانند يهود) بخشی از آنچه را که به آن پند داده شده بودند فراموش کردند، پس ما (نیز) دشمنی و کینه را در میان‌شان تا روز قیامت قرار دادیم، و الله به زودی آنها را به آنچه می‌کردند؛ آگاه خواهد ساخت ﴿14﴾

    ای اهل کتاب! بی‌گمان فرستادۀ ما نزد شما آمد تا بسیاری از چیزهای از کتاب (تورات و انجیل) را که پنهان کرده‌اید برای شما بیان کند و از کوتاهی‌های شما در گذرد، البته از طرف الله نور و کتاب آشکار برای شما آمده است ﴿15﴾

    الله به وسيلۀ آن (کتاب) کسانی را که از رضای او پیروی می‌کنند، به‌سوی راه‌های سلامتی هدایت می‌کند، و به حکم خود آنها را از تاریکی‌های (کفر) به روشنی (اسلام) بیرون می‌کند، و به راه راست هدایت می‌کند ﴿16﴾

    هر آئینه آنان که گفتند: الله همان مسیح پسر مریم است یقینا کافر شدند. بگو: اگر الله بخواهد که مسیح پسر مریم و مادرش و همه مردمان روی زمین را یکجا به هلاکت رساند؟ پس چه کسی می‌تواند الله را (از این کار) باز دارد؟ و سلطنت آسمان‌ها و زمین و هر چه در بین آنهاست از الله است، هر چه بخواهد، می‌آفریند. و الله بر هر چیزی تواناست ﴿17﴾

    و یهود و نصارا گفتند: که ما پسران الله و دوستان اوییم (و طوری که پدر پسرش را عذاب نمی‌دهد الله ما را نیز عذاب نمی‌دهد) بگو: پس چرا (الله) شما را (در دنیا) به سبب گناهان تان عذاب می‌دهد، بلکه شما هم بشری هستید از جمله کسانی که آفریده است، هر کسی را که بخواهد مغفرت می‌کند و هر کسی را که بخواهد، عذاب میدهد. و بادشاهی آسمان‌ها و زمین و آنچه در میان آنهاست، تنها از الله است، و بازگشت همه به‌سوی اوست ﴿18﴾

    ای اهل کتاب! البته پیغمبر ما نزد شما آمده است که برای شما بیان کند (احکام ما را) بعد از انقطاع دوران پیغامبران تا نگویید که هیچ مژده دهنده و بیم دهنده‌ای نزد ما نیامد، پس يقينا مژده دهنده و بیم دهنده نزد شما آمد، و الله بر هر چیزی تواناست ﴿19﴾

    و یاد آور شو زمانی را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من، نعمت الله را بر خود یاد کنید، وقتی در میان شما پیغمبرانی قرار داد؛ و شما را بادشاهانی گردانید، و به شما چیزی داد که به هیچ کسی از مردمان جهان نداده بود ﴿20﴾

    (و موسی گفت:) ای قوم من، در سرزمین مقدس داخل شوید که الله برای شما (داخل شدن به آن را) لازم کرده است، و بر پشت خود برنگردید (و از فرمان ما اعراض نکنید) که زیانکار می‌شوید ﴿21﴾

    (بنی اسرائیل در جواب) گفتند: ای موسی! یقینا در آن سرزمین قوم زور آور هستند، و ما داخل آن نمی‌شویم تا آنها از آنجا بیرون نروند، پس اگر از آنجا بیرون شدند، ما حتما داخل می‌شویم ﴿22﴾

    دو تن از آنانی که می‌ترسیدند و الله بر آنان نعمت داده بود، گفتند: از راه دروازه بر آنها درآیید (و هجوم بیاورید)، پس اگر از آن داخل شدید پس حتما غالب خواهید شد (ليکن به این شرط که) بر الله توکل کنید، اگر مؤمن هستید ﴿23﴾

    (بنی اسرائیل در جواب) گفتند: ای موسی! ما تا ابد در آن داخل نمی‌شویم تا وقتی که آنان در آنجا هستند، پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید، ما در اینجا می‌نشینیم ﴿24﴾

    (موسی) گفت: ای پروردگارم! يقينا من جز اختیار خودم و برادرم را ندارم، پس در بین ما و در بین این قوم نافرمان، جدایی بانداز (تا از یکدیگر جدا و متمایز شویم) ﴿25﴾

    الله (دعای موسی را قبول فرموده) گفت: پس آن سرزمین تا چهل سال بر آنها حرام است (و به سبب نافرمانی شان) حیران و سرگردان در زمین بگردند (و به جایی نرسند) پس (تو ای موسی) بر قوم فاسق و نافرمان اندوهگین مشو ﴿26﴾

    (و نافرمانی مردمان در مقابل الله تاریخ قدیمی دارد لهذا اى محمد) بر آنها داستان دو پسر آدم را به راستی تلاوت کن، وقتی که هر یکی از آن دو (به دربار الهی) قربانی پیش کردند، پس از یکی آن دو (هابیل) پذیرفته شد و از دیگری (قابیل) پذیرفته نشد. گفت: (قابیل به هابیل) حتما تو را می‌کشم، (هابیل) گفت: الله تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد ﴿27﴾

    اگر دست به‌سوی من دراز کنی تا مرا بکشی، من دستم را به‌سوی تو دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم (چون) من از الله، پروردگار جهانیان می‌ترسم ﴿28﴾

    چون من می‌خواهم که گناه (قتل) من و گناه (سابقۀ) خودت را (به دربار الله) ببری، پس در نتیجه از جمله دوزخیان باشی، و این (دوزخ) سزای ظالمان است ﴿29﴾

    پس نفس او کشتن برادرش را در نظرش آسان نمود، پس او را کشت و از جمله زیانکاران شد ﴿30﴾

    پس الله زاغی را فرستاد که زمین را می‌کاوید تا به او (قابیل) نشان دهد که چگونه مرده برادرش را (در زمین) بپوشاند، گفت: (قابیل) ای وای بر من! آیا عاجزم از اینکه مانند این زاغ باشم و جسد برادرم را (در زمین) بپوشانم؟ پس از پشیمان شدگان گردید ﴿31﴾

    به این جهت (قتل ناحق بود که) بر بنی اسرائیل حکم کردیم که هر کس کسی را بدون اینکه کسی را کشته باشد یا در زمین فساد کرده باشد، بکشد، پس چنان است که همۀ مردم را کشته باشد، و هر کس کسی را زنده بدارد (سبب حیات انسان گردد) پس چنان است که همۀ مردم را زنده داشته است. بی‌گمان پیغمبران ما دلائل واضح برای آنان (بنی اسرائیل) آوردند، باز )هم( بسیاری از آنها در زمین (با قتل ناحق) از حد تجاوز می‌کنند ﴿32﴾

    جز این نیست که سزای آنانی که با الله و رسول او به جنگ می‌خیزند و در زمین برای فساد سعی می‌ورزند، این است که کشته شوند (اگر نفس بی‌گناه را قتل کرده باشند) یا به دار آویخته شوند (اگر قتل و غارت کرده باشند) یا دست و پایشان از جانب مخالف بریده شود (اگر فقط غارت کرده باشند) یا از زمین (وطن) تبعید شوند. این (سزا) ذلت و رسوایی برای آنها در دنیاست و در آخرت هم برایشان عذاب بزرگ خواهد بود ﴿33﴾

    مگر آنانی که پیش از اینکه بر (گرفتن) آنها قادر شوید، توبه کرده باشند، پس بدانید که الله آمرزندۀ مهربان است ﴿34﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله بترسید و به‌سوی او طلب وسیله کنید (هر نیکی که شما را به بارگاه الهی نزدیک می‌کند)، و در راه او جهاد کنید تا کامیاب شوید ﴿35﴾

    يقينا آنانی که کفر ورزیدند، اگر (بالفرض) تمام آنچه در روی زمین است از آنها باشد، و مثل آن را نیز داشته باشند، تا به عوض عذاب روز قیامت آن را (به دربار الله) فديه دهند، هرگز از آنها پذیرفته نمی‌شود، و برای آنها عذاب دردناک است ﴿36﴾

    (در آخرت کفار) می‌خواهند از دوزخ بیرون شوند در حالیکه از آن بیرون شدنی نیستند و برای آنها عذاب همیشه و پایدار است ﴿37﴾

    و مرد دزد و زن دزد؛ دستهای‌شان را (بعد از ثبوت آن) به سزای آنچه کرده‌اند ببرید، (این سرزنش عبرت انگیز) عذابی از طرف الله است، و الله غالب (و) باحکمت است ﴿38﴾

    پس هر کس پس از ظلم (و گناه) خویش توبه کند، و (عمل) خود را اصلاح و درست کند، پس یقینا الله توبۀ او را قبول می‌کند، چون الله آمرزندۀ مهربان است ﴿39﴾

    آیا ندانسته‌ای (تو ای مخاطب) که پادشاهی آسمان‌ها و زمین از الله است؟ (لذا) هر که را بخواهد عذاب می‌دهد، و هر که را بخواهد می‌بخشد. و الله بر هر چیزی قادر است ﴿40﴾

    ای پیغمبر! آنانی که در کفر شتاب می‌کنند تو را اندوهگین نسازند، (چه) از آنانی که به زبان گفتند: که ما ایمان آوردیم، ولی دل‌هایشان ایمان نیاورده است، و چه از یهود (باشند)، آنان به سخن‌های دروغ گوش می‌دهند، و (نیز) به سخنان قوم دیگر که هنوز به نزد تو نیامده‌اند، گوش می‌دهند و کلمات (تورات) را (بعد از درک آن) از محل آن تغییر می‌دهند و (به پیروان خود) می‌گویند: اگر این (حکم تحریف شده) به شما داده شد، بگیرید (قبول کنید)، و اگر آن به شما داده نشد پس دوری کنید (محتاط باشید)، و هر کس الله گمراهی او را خواسته باشد، هرگز در برابر الله برای او اختیاری نداری (که هدایت شود)، این گروه (منافقین و یهود) کسانی‌اند که الله نخواسته است دل‌هایشان را پاک سازد، برای آنها در دنیا رسوائی است، و برای آنها در آخرت (نیز) عذاب سخت خواهد بود ﴿41﴾

    (آنها) شنوای سخن دروغ و بسیار رشوه خوار‌اند، پس اگر (برای فيصله) نزد تو آیند پس در بین آنها فيصله کن یا از آنها روی بگردان، و اگر روی گردانی (و فیصله نکردی) پس هرگز به تو ضرری رسانده نمی‌توانند، و اگر فیصله کردی؛ پس به عدل و انصاف فیصله کن، بی‌گمان الله عدل کنندگان را دوست می‌دارد ﴿42﴾

    و (ليكن يهودیان) چگونه تو را داور مقرر می‌کنند در حالیکه تورات نزد ایشان است و در آن حكم الله است، آن گاه باز روی می‌گردانند؟ و ایشان مؤمن نیستند (به تورات خود) ﴿43﴾

    البته ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است (برای بشریت). پیغمبرانی که منقاد حكم الله بودند بر طبق آن برای یهودی‌ها حکم می‌کردند. (همچنین) علمای ربانی و دانشمندانی که به حفظ كتاب الله مامور بودند بر آن گواهی دادند. پس از مردم مترسید، از من بترسید و آیات مرا به بهای حقیر و اندک مفروشید و هر که مطابق آیاتی که الله نازل کرده است حكم نکند، پس آن گروه کافر است ﴿44﴾

    و در آن (تورات) برای‌شان مقرر کردیم که نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و زخمها را نیز قصاص است و هر که از قصاص در گذرد، برای گناهش کفاره‌ای خواهد بود و هر که به آنچه الله (در حدود و قصاص) نازل کرده است حکم نکند، پس این گروه ستمکار است ﴿45﴾

    و از پی آنان (پیغمبران پیشین) عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیق کننده آنچه پیش از او بود (تورات)، و به عیسی انجیل را دادیم که در آن نور و هدایت بود، در حالیکه تصدیق کننده آنچه پیش از آن بود که تورات است، و هدایت و پند برای پرهیزگاران است ﴿46﴾

    و باید معتقدان انجيل مطابق آنچه الله نازل کرده است حکم و فیصله کنند، و هر که مطابق آنچه الله نازل کرده است فیصله نکند، پس همان گروه فاسقان‌اند ﴿47﴾

    و این کتاب را به راستی بر تو نازل کردیم، تصدیق کننده و حاکم بر کتاب‌هایی است که پیش از آن بوده است، پس مطابق آنچه الله نازل کرده است در بین آنان حکم کن، و از خواهشات (نفسانی) آنان (به جای) آنچه از حق به تو رسیده است، پیروی مکن، البته برای هر گروهی از شما شریعت و روشی مقرر کردیم، و اگر الله می‌خواست همۀ شما (مسلمانان، یهود و نصاری) را یک امت (پیرو توحيد) می‌گردانید، ولیکن (چنین نکرد) تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید، پس در کارهای نیک سبقت بگیرید، بازگشت همۀ شما بسوی الله است، تا شما را به آنچه در آن اختلاف می‌کردید؛ آگاه سازد ﴿48﴾

    (و قرآن را بر تو نازل کردیم) برای این که در بین آنها مطابق آنچه الله نازل کرده است حکم کنی، و از خواهشات (نفسانی) آنها پیروی مکن، و محتاط باش از اینکه مبادا تو را از بعضی آنچه الله بر تو نازل کرده است منحرف سازند، باز اگر روی گرداندند، پس بدان که الله می‌خواهد آنها را به سزای بعضی از گناهانشان عذاب دهد، ويقينا بسیاری از مردم فاسق‌اند ﴿49﴾

    آیا آنان حکم جاهلیت (ملت‌های جاهل) را می‌خواهند؟ برای آن مردمی که اهل یقین هستند چه حکمی از حكم الله بهتر است؟ ﴿50﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را دوست نگیرید (زیرا آنها هرگز دوست شما نمی‌شوند، بلکه) بعضی از آنها دوستان بعضی دیگراند. و هر کس از شما با آنها دوستی کند يقينا او هم از آنهاست، بی‌گمان الله قوم ظالم را هدایت نمی‌کند ﴿51﴾

    پس آنانی که در دل‌هایشان بیماری (نفاق) است می‌بینی که در دوستی آنها (کفار) شتاب می‌کنند؛ می‌گویند: (به طور بهانه) می‌ترسیم از اینکه مصیبتی (از طرف آنها) بما برسد، پس امید است که الله فتح (مبین) را بیارد و یا امری دیگری از نزد خود، پس از آنچه در دل‌های خود می‌پوشانیدند، پشیمان گردند ﴿52﴾

    و مؤمنان می‌گویند: آیا اینها (منافقان) بودند که قسم‌های محکم به نام الله می‌خوردند که با شما‌اند، اعمال‌شان برباد شد، پس زیان کار گشتند ﴿53﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرکس از شما از دین خود بازگردد (ضرری به دین نمی‌رسد) پس به زودی الله قومی را به میان می‌آورد که ایشان را دوست می‌دارد و ایشان نیز او را دوست می‌دارند، با مؤمنان متواضع و با کفار سخت و شدید‌اند، در راه الله جهاد می‌کنند، و از ملامت، ملامت کننده نمی‌ترسند، این (صفات مذکور) فضل الله است که آنرا به هر کسی بخواهد می‌دهد، و الله گشایشگر داناست ﴿54﴾

    جز این نیست که دوست شما تنها الله و رسول او و آن مؤمنانی است که نماز را برپا می‌کنند و زکات را می‌دهند؛ در حالیکه در رکوع‌اند (در برابر الله متواضع و عاجزاند) ﴿55﴾

    و هر کس که الله و رسول او و مؤمنان را دوست خود قرار دهد، پس (او از جملۀ مؤمنان واقعی است و) یقینا که حزب الله غالبند ﴿56﴾

    (لذا) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آنانی را که دین شما را به استهزا و بازی گرفته‌اند، چه از آنانی که پیش از شما به آنها (یهود و نصارا) کتاب داده شده و چه از (دیگر) کافران، دوست نگیرید و از الله بترسید، اگر مؤمن هستید ﴿57﴾

    و هرگاه به طرف نماز (مردم را) بخوانید، آن را به مسخره و بازی می‌گیرند، این (استهزا) به سبب آن است که آنها مردمی‌اند که تعقل نمی‌کنند (نادان اند) ﴿58﴾

    بگو: ای اهل کتاب! آیا بخاطر این بر ما عيب می‌گیرید که ما به الله و آنچه بر ما و آنچه پیش از ما نازل شده، ایمان آوردیم؟ و این بخاطر آنست که بیشتر شما فاسقید ﴿59﴾

    بگو: آیا شما را به بدتر از آن (شخص عیب دار) به اعتبار جزا در نزد الله آگاه سازم؟ آن کسی که الله او را لعنت کرده است و بر او خشم گرفته و برخی از آنها را بوزینگان و خوکان و (نیز) طاغوت پرستان گردانیده است، این گروه‌اند که از نظر مرتبه بدتر و از راه راست گمراه‌تر‌اند ﴿60﴾

    و هرگاه (منافقان) نزد شما آیند، می‌گویند: ایمان آوردیم و حال آنکه با کفر (نزد شما) در آمده و با کفر (از نزد شما) بیرون رفته‌اند، و الله به آنچه می‌پوشانند داناتر است ﴿61﴾

    و بسیاری از آنها را می‌بینی که در گناه و تجاوز و خوردن حرام و رشوت خواری شان، شتاب می‌کنند، البته بد است آنچه می‌کنند ﴿62﴾

    چرا خداپرستان و دانشمندان، آنها را از دروغ گفتن و حرامخواری‌شان باز نمی‌دارند؟، البته بد است آنچه می‌کردند ﴿63﴾

    و یهودیها گفتند: دست الله بسته است، دست‌های خودشان بسته باد. و به سزای آن گفتار، لعنت شدند. بلکه دو دست الله گشاده است هر طوری که بخواهد انفاق می‌کند، و آنچه بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است، طغیان و كفرشان را بیشتر می‌کند و ما تا روز قیامت دشمنی و کینه را در میان‌شان افگندیم، هرگاه آتش جنگ را افروختند الله خاموشش ساخت و آنان در روی زمین به فساد می‌کوشند، و الله مفسدان را دوست ندارد ﴿64﴾

    و اگر اهل کتاب ایمان آورده و تقوی پیشه می‌کردند البته ما از آنها بدی‌هایشان را محو می‌کردیم و آنها را در باغ‌های پرنعمت بهشت درمی‌آوردیم ﴿65﴾

    و اگر آنها تورات و انجیل و آنچه از طرف پروردگارشان (قرآن) بر آنها نازل شده برپا می‌نمودند (نافذ می‌کردند) البته از بالای سر‌شان و از زیر پاهای‌شان (نعمت‌های آسمان و زمین را) می‌خوردند، گروهی از آنها میانه رو هستند، و بسیاری از آنها آنچه می‌کنند بد است ﴿66﴾

    ای پیغمبر! آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان، اگر چنین نکردی پیغام او را نرسانده ای، الله تو را از (شر) مردم حفظ می‌کند، البته الله مردم کافر را هدایت نمی‌کند ﴿67﴾

    بگو: ای اهل کتاب، شما در هیچ درجه‌ای نیستید تا آن که تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است برپا دارید (نافذ کنید) و البته آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است بر طغیان و كفر‌شان می‌افزاید، پس بر قوم کافر غمگین مشو ﴿68﴾

    البته آنانی که ایمان آورده‌اند و یهودیان و صابئان (بی دینان) و نصارا، هر کس از این‌ها به الله و روز قیامت ایمان داشته باشد و کار شایسته کند (در آخرت) بیمی بر او نیست و غمگین نمی‌شود ﴿69﴾

    البته ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم و به‌سوی آنها پیغمبرانی فرستادیم، (اما) هرگاه پیغمبری پیامی می‌آورد که دلخواهشان نبود، گروهی (از پیغمبران) را تکذیب می‌کردند و گروهی را می‌کشتند ﴿70﴾

    و (یهودیان) گمان کردند که هیچ عذاب و امتحانی برایشان نخواهد بود، لذا (از دیدن حقایق )کور و (از شنیدن حقایق) کر شدند، باز الله توبه‌شان را بپذیرفت باز بسیاری از آنها کور و کر شدند و الله به آنچه می‌کنند بیناست ﴿71﴾

    البته آنانی که گفتند: الله، همان مسیح پسر مریم است، یقینا کافر شدند (در حالیکه) مسیح خود گفته بود که ای بنی اسرائیل! الله را عبادت کنید که رب من و رب شماست؛ يقينا هركس به الله شریک آرد البته الله جنت را بر او حرام کرده و جایگاه او دوزخ است. و برای ظالمان هیچ مدد گاری نیست ﴿72﴾

    البته آنانی که گفتند: الله، سوم معبودهای سه گانه است، کافر شدند. حال آنکه هیچ معبود برحق نیست جز یک معبود برحق و یکتا، و اگر از آنچه می‌گویند (شرک) باز نیامدند، البته به کافران آنها عذاب دردناک خواهد رسید ﴿73﴾

    آیا (بر شرک پایدار اند و) به دربار الله توبه نمی‌کنند و از وی آمرزش نمی‌خواهند؟ در حالیکه الله بخشندۀ مهربان است ﴿74﴾

    مسیح پسر مریم نیست مگر پیغمبری که پیش از او نیز پیغمبرانی گذشته است، و مادر او زن صادق (و تصدیق کننده) بود، و هردو (مادر و پسر) طعام می‌خوردند (حال آنکه الله طعام نمی‌خورد)، بنگر چگونه ما آیات (دلائل توحید) را بیان می‌کنیم، باز بنگر چگونه (از راه حق) باز گردانیده می‌شوند؟ ﴿75﴾

    بگو: آیا غیر از الله چیزی را می‌پرستید که مالک هیچ ضرر و هیچ نفعی برای شما نیست؟، و یقینا الله شنوای داناست (پس تنها او را عبادت کنید) ﴿76﴾

    بگو: ای اهل کتاب! در دین خود به ناحق (و بی‌دلیل) از حد تجاوز مکنید و خواهشات مردمانی را که پیش از این گمراه شدند و بسیاری (از مردم) را گمراه کردند و خود هم (از راه راست) منحرف شدند، پیروی مکنید ﴿77﴾

    کافران بنی اسرائیل بر زبان داود و عیسی پسر مریم، مورد لعنت قرار گرفتند. این (لعنت) به سبب آن بود که نافرمانی می‌کردند و از حد می‌گذشتند ﴿78﴾

    (چون) آنان یکدیگر را از کارهای بدی که می‌کردند، منع نمی‌کردند. البته چه بد است آنچه می‌کردند ﴿79﴾

    بسیاری از ایشان را می‌بینی که با کافران دوستی می‌کنند، البته چه بد است آنچه نفس‌هایشان برای آنها پیش فرستاده است، به سبب اینکه الله از آنها ناراض شده است و آنها در عذاب برای همیشه‌اند ﴿80﴾

    و اگر آنها به الله و پیغمبر و به آنچه به‌سوی او نازل شده، ایمان می‌آوردند، آنان (کفار) را دوست نمی‌گرفتند، و ليكن بسیاری از آنها فاسق (و نافرمان)‌اند ﴿81﴾

    البته یهودیان و مشرکان را سخت‌ترین دشمن مسلمانان می‌یابی، و البته مهربانترین مردم نسبت به مسلمانان آنانی را می‌یابی که گفتند: ما نصاری‌ایم. این (محبت نصاری با مسلمانان) به سبب این است که از آنان کشیشان و گوشه‌نشینان هستند و (نیز) به سبب آن است که آنان (نصاری) تکبر نمی‌ورزند (از پذیرفتن سخن حق) ﴿82﴾

    و چون (دانشمندان و منصفان نصاری) آنچه را که بر پیغمبر (محمد ج) نازل شده بشنوند، می‌بینی که چشمانشان پر از اشک می‌شود به سبب آنچه از حق شناخته‌اند، (و) می‌گویند: ای پروردگار ما! ما ایمان آورده ایم؛ پس ما را در زمرۀ گواهان (بر صدق محمد ج) بنویس ﴿83﴾

    و (می‌گویند:) ما را چه شده که به الله و آنچه از حق به ما آمده، ایمان نیاوریم؟ در حالیکه طمع داریم که پروردگار ما، ما را با قوم نیکوکار يکجا داخل کند ﴿84﴾

    پس به سبب آنچه گفتند، الله به آنها باغ‌های پاداش داد که از زیر آن نهرها جاری می‌باشد، در آن همیشه می‌مانند. و این است پاداش نیکوکاران ﴿85﴾

    و آنانی که کافر شدند و آیات ما را دروغ شمردند، ایشان اهل دوزخ‌اند ﴿86﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چیزهای پاکیزه را که الله بر شما حلال کرده است (بر خود) حرام نکنید، و از حد تجاوز نکنید؛ بی‌گمان الله تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد ﴿87﴾

    و از آنچه الله روزی حلال و پاکیزه به شما داده است، بخورید. و از الله، پروردگاری که شما به او ایمان دارید، بترسید ﴿88﴾

    الله شما را به سبب سوگندهای لغوتان بازخواست نمی‌کند و لیکن به سبب، شکستن سوگندهایی که به قصد می‌خورید، مواخذه می‌کند و کفاره آن اطعام ده مسکین است از غذای متوسطی که به خانواده خویش می‌خورانید یا دادن لباس به آنها یا آزاد کردن یک غلام، و هر که (این موارد را) نیافت پس بر او سه روز روزه لازم است، این کفاره قسم‌های تان است، هرگاه که قسم خوردید (و آنرا شکستید). و قسمهای تان را نگاه دارید. الله اینچنین آیات خود را برای شما بیان می‌کند، باشد که شکر گزار شوید ﴿89﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، جز این نیست که شراب و قمار و بتان و تیرهای قرعه (فال‌بینی) همه پلید و از کار شیطان‌اند، پس از آن پرهیز کنید تا رستگار شوید ﴿90﴾

    جز این نیست که شیطان می‌خواهد به وسیلۀ شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد الله و نماز باز دارد، پس (با این همه مفاسد) آیا باز می‌آیید؟ ﴿91﴾

    (از اطاعت شیطان بر حذر باشید) و الله و رسول را اطاعت کنید، و (از نافرمانی ایشان) حذر کنید، پس اگر (از اطاعت الله و رسول ) رویگردان شدید، بدانید که وظیفۀ پیغمبر ما رسانیدن پیام روشن الهی است ﴿92﴾

    بر آنانی که ایمان آورده و کارهای نیک و شایسته انجام داده‌اند، در مورد آنچه (پیش از تحریم) خورده‌اند، گناهی نیست؛ هرگاه تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند و کارهای نیک انجام دهند، باز تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند، باز تقوا پیشه کنند و نیکی نمایند. و الله نیکوکاران را دوست دارد ﴿93﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، البته الله شما را به شکاری که با دستهای تان می‌گیرید یا با نیزه شکار می‌کنید، می‌آزماید. تا معلوم کند که چه کسی در نهان از او می‌ترسد. و هر کس از این پس از حد بگذرد، عذاب دردناکی (در پیش) دارد ﴿94﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه در احرام باشید شکار را مکشید و هر که شکار را به قصد بکشد جزای او قربانی کردن حیوانی است مانند آنچه کشته است به شرط آنکه دو عادل به آن گواهی دهند و قربانی را به کعبه رساند، یا برای جبران آن به مساكين طعام دهد، یا برابر آن روزه بگیرد، تا سزای کار خود را بچشد. الله از آنچه را در گذشته کرده‌اید عفو کرده است، (لیکن) هر که (به آن اشتباه) باز گردد، الله از او انتقام می‌گیرد، چون الله غالب انتقام گیرنده است ﴿95﴾

    شکار دریا و خوردن آن، برای شما حلال شده که بهره‌ای (توشۀ) برای شما و مسافران است. و شکار صحرایی (خشکه) تا وقتی که در احرام هستید بر شما حرام شده است. و از الله بترسید، پروردگاری که به نزد او حشر می‌شوید ﴿96﴾

    الله، کعبه بیت الحرام را (با) ماه حرام و قربانی بی‌قلاده و قربانی با قلاده وسیلۀ قوام (سبب بقای) مردم گردانید، تا بدانید که الله هر چه را که در آسمان‌ها و زمین است، می‌داند. و او به هر چیزی دانا است ﴿97﴾

    بدانید که عقوبت الله سخت است و (این را نیز بدانید که) الله آمرزندۀ مهربان است ﴿98﴾

    بر (ذمۀ) پیغمبر نیست مگر رسانیدن پیغام. و آنچه را که آشکار می‌کنید یا پنهان می‌دارید الله می‌داند ﴿99﴾

    بگو: (ای مردم) پلید و پاکیزه برابر نیست، اگرچه فراوانی ناپاکان تو را به تعجب اندازد، پس ای صاحبان خرد از الله بترسید، باشد که رستگار و کامیاب گردید ﴿100﴾

    ای کسانی که ايمان آورده‌اید، از چیزهای که اگر (حقیقت آنها) برای شما آشکار شود، شما را اندوهگین می‌سازد، سوال نکنید. و اگر در وقت نزول قرآن از آن سوال کنید، برای تان روشن می‌شود، و (در حالیکه) الله از آن چیزها، عفو کرده است. و الله آمرزندۀ بردبار است ﴿101﴾

    البته مردمی که پیش از شما بودند از آن چیزها سؤال کردند باز به آن کافر شدند ﴿102﴾

    الله در بارۀ بحيره (ماده شتری که به خاطر بتان گوشش بریده می‌شد و شیرش دوشیده نمی‌شد و کسی بر آن سوار نمی‌شد) و سائبه (ماده شتری که برای بتان گذاشته می‌شد و مورد استفاده قرار نمی‌گرفت) و وصیله (ماده شتری که پی در پی دو اولاد ماده می‌زائید باز به خاطر بتان آزاد گذاشته می‌شد) و حام (شتر نری که برای جفت گیری استعمال می‌شد باز به خاطر بتان آزاد گذاشته می‌شد) حکمی نکرده است و لیکن کافران بر الله دروغ می‌بندند و اکثر آنها تعقل نمی‌کنند (بی خرد اند) ﴿103﴾

    و چون به آنها گفته شود که به آنچه الله نازل کرده و به‌سوی پیغمبر بیایید، می‌گویند: آن رسم و رواجی که پدران خود را بر آن یافته‌ایم ما را بس است، اگرچه پدرانشان چیزی را نمی‌دانستند و (به حق) هدایت نشده بودند ﴿104﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، (پیش از همه) به (اصلاح) خود پردازید. اگر شما هدایت شوید، آنانی که گمراه‌اند به شما ضرری نمی‌رسانند. بازگشت همۀ شما به‌سوی الله است، و شما را به آنچه (در دنیا) می‌کردید، آگاه می‌سازد ﴿105﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، وقتی مرگتان فرا رسد به هنگام وصیت؛ دو تن عادل را از میان خودتان به گواهی بگیرید، یا اگر در سفر بودید و مصیبت مرگ برای تان فرا رسید، (شاهد مسلمان نیافتید) دو نفر از غیر خودتان را (به گواهی بطلبید)، اگر در بارۀ آن دو در شک افتادید پس تا بعد از نماز آن دو را نگاه دارید، تا به الله سوگند بخورند که این شهادت را به هیچ قیمتی عوض نمی‌کنیم اگر چه به سود خویشاوندان ما باشد و هرگز شهادت الهی را کتمان نمی‌کنیم، چون در آن صورت از گناهکاران خواهیم بود ﴿106﴾

    پس اگر معلوم شد که آن دو گواه مرتکب گناه (خیانت) شده‌اند، پس دو شاهد دیگر که اولی‌تر از آن دو باشند جای ایشان را بگیرند پس به الله قسم بخورند که شهادت ما از شهادت آن دو درست‌تر است، و ما از حد تجاوز نکرده‌ایم، اگر چنین کنیم (در آن صورت) ما از ظالمان خواهیم بود ﴿107﴾

    این روش نزدیک‌تر است بر اینکه گواهی را به طریقۀ درست آن ادا کنند، یا پس از سوگند خوردن، از رد شدن سوگندهایشان بترسند. و از الله بترسید و (فرمان او را) بشنوید چون الله قوم فاسق و نافرمان را هدایت نمی‌کند ﴿108﴾

    (روزی که الله پیغمبران را جمع کند، پس بگوید: به دعوت شما چه جواب داده شد؟ )در جواب( گویند: ما را هیچ علمی نیست، بی‌گمان دانای چیزهای پوشیده تویی) ﴿109﴾

    وقتی الله به عیسی پسر مریم گوید: نعمت مرا بر خویش و بر مادرت یاد کن، وقتی که تو را به روح القدس (جبرئیل) تائید کردم. با مردم در گهواره و در میانسالی سخن می‌گفتی. و وقتی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم. و وقتی که به حكم من از گل مانند شکل پرنده می‌ساختی، باز در آن می‌دمیدی، پس به حکم من پرنده‌ای می‌شد. و کور مادرزاد و پیس را به حكم من شفا میدادی. و وقتی که مردگان را به حكم من )زنده از گور( بیرون می‌کردی، و چون ضرر بنی اسرائیل را وقتی که برایشان معجزه‌ها آوردی، از تو منع کردیم. پس کافران‌شان (بنی اسرائیل) گفتند: این چیزی جز سحرى آشکار نیست ﴿110﴾

    و چون به حواریان (اصحاب مخلص عیسی) وحی فرستادیم که به من و به پیامبر من (عیسی) ایمان بیاورید، گفتند: ایمان آوردیم، و گواه باش که ما تسلیم (و مسلمان) هستیم ﴿111﴾

    یاد آور شو وقتی که حواریون (همراهان مخلص عیسی) گفتند: ای عیسی پسر مریم! آیا پروردگار تو می‌تواند که بر ما خوانی (پر از طعام) از آسمان فرود آرد؟ عیسی گفت: اگر مؤمن هستید، از الله بترسید ﴿112﴾

    گفتند: می‌خواهیم که از آن بخوریم، و دل‌های ما (آرام گیرد و) مطمئن شود و بدانیم که به ما راست گفته ای، و بر نزول آن از گواهان باشیم ﴿113﴾

    عیسی پسر مریم (در دعای خود) گفت: ای پروردگار ما! از آسمان خوانی (پر از طعام) بر ما نازل فرما تا عیدی برای ما باشد؛ برای اول و آخر ما. و (تا) دلیلی (نبوت من) از جانب تو باشد و ما را روزی ده که تویی بهترین روزی دهندگان ﴿114﴾

    الله فرمود: من نازل کننده آن (خوان) بر شما هستم، ولی هرکس از شما بعد از آن کافر شود (ناشکری کند)، پس او را عذابی می‌دهم که هیچ کس از اهل عالم را چنین عذاب نداده باشم ﴿115﴾

    و (یادآور شو) وقتی را که الله گوید: ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را (دو معبود) غیر از الله گیرید؟ عیسی گفت: تو را به پاکی یاد می‌کنم (ای الله)، سزاوار من نیست آنچه را بگویم که لایق من نیست، اگر این سخن را گفته باشم، پس یقینا تو آن را دانسته ای، میدانی آنچه را در دل من است و نمی‌دانم آنچه در نفس توست، چون تنها توئی دانای رازهای پوشیده ﴿116﴾

    جز آنچه تو مرا به آن فرمان داده بودی، برای آنها نگفته ام این که الله را که پروردگار من و شماست عبادت کنید، و تا وقتی در میان آنها بودم، بر آنها گواه بودم، پس وقتی مرا وفات دادی (به سوی خود بردی) تو خودت بر آنها نگهبان بوده ای، و توئی بر هر چیز گواه (و) نگهبان ﴿117﴾

    حالا( اگر آنها را عذاب دهی، پس آنها بندگان تو اند و اگر آنها را بیامرزی، پس یقینا تویی غالب باحکمت) ﴿118﴾

    الله فرمود: امروز روزیست که راستان را راستی‌شان نفع می‌رساند، برای آنها باغ‌هایی است که از زیر آنها نهرها جاری است، همیشه در آن‌اند تا ابد، الله از آنها راضی شد و آنها از الله راضی شدند، این است کامیابی بزرگ ﴿119﴾

    فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و هر چه در آنهاست برای الله است، و او بر همه چیز تواناست ﴿120﴾

    انعام

    Surah 6

    همه ثنا و ستایش (همه خوبی‌ها) مخصوص الله است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنی را قرار داد. )اما( باز هم کافران به پروردگار خود (مخلوق را) برابر و همتا می‌گیرند ﴿1﴾

    او (الله) ذاتی است که شما را از گل آفرید، باز (برای مرگ تان) اجلی مقرر کرد، و اجلى معين (برای زنده کردن شما در روز قیامت) نزد او است. باز هم شما (در قدرت) او شک می‌کنید ﴿2﴾

    و او (الله) ذاتی است که معبود (حقیقی) در آسمان‌ها و در زمین است. (چون) او رازهای پوشیده شما را و (چیزهای) آشکارای شما را می‌داند و هرچه را بدست می‌آورید می‌داند ﴿3﴾

    و هیچ آیتی از آیات پروردگارشان برایشان (کفار) نمی‌آید، مگر اینکه (به عوض تصدیق و ایمان) از آن رویگردان‌اند ﴿4﴾

    (لذا) وقتی سخن حق به آنها آمد آنرا دروغ شمردند، پس به زودی، خبر چیزهایی که به آن تمسخر می‌کردند به آنها خواهد رسید ﴿5﴾

    آیا ندیدند که پیش از آنها چه (بسیار) مردم را هلاک کرده ایم؟ مردمی که در زمین برای‌شان قوت داده بودیم، آنچنان قوتی که به شما نداده‌ایم و بر آنها از آسمان بارانهای بسیار (پی در پی) فرستادیم و نهرها را از زیر (باغها و کاخهای) شان جاری ساختیم. پس آن‌ها را به سبب گناهانشان هلاک کردیم و پس از آنها مردمی دیگر را آفریدیم ﴿6﴾

    و اگر بر تو کتابی نوشته بر کاغذ نازل می‌کردیم که آن را با دست‌های خود لمس می‌کردند؛ (بازهم) کافران می‌گفتند: این (کتاب) جز جادویی آشکار نیست ﴿7﴾

    و (کافران) گفتند: چرا فرشته‌ای بر او (برای تأیید پیغمبریش) نازل نشد؟ و (در حالیکه) اگر فرشته‌ای را نازل می‌کردیم، البته کار (آنها) به انجام می‌رسید (و هلاک می‌شدند) و هیچ مهلتی به آنان داده نمی‌شد ﴿8﴾

    و اگر او (پیغمبر) را فرشته قرار می‌دادیم، البته او را به صورت مردی در می‌آوردیم، و البته آنها را دچار اشتباهی می‌کردیم که قبلا در آن (مشتبه) بودند ﴿9﴾

    (ای پیامبر،) البته پیغمبرانی پیش از تو هم استهزا شدند، پس مسخره‌کنندگان را عذابی که به مسخره می‌گرفتند، احاطه کرد (و گرفتار عذاب شدند) ﴿10﴾

    بگو: در زمین بگردید باز ببینید که سر انجام (و سرنوشت) تکذیب کنندگان چه شد؟ ﴿11﴾

    بگو: آنچه (از مخلوقاتی) که در آسمان‌ها و در زمین است برای کیست (و در تصرف کیست)؟ بگو: همه از الله (و در تصرف الله) است، رحمت را بر خود لازم کرده است (برای کسی که مستحق رحمت باشد) همۀ شما را در روز قیامت که در آن شکی نیست جمع خواهد کرد. (اما) آنانی که به زیان خود کار کرده‌اند ایمان نمی‌آرند ﴿12﴾

    و تنها برای اوست هرچه در شب و روز قرار گرفته. و او شنوای داناست ﴿13﴾

    بگو: آیا غیر از الله را کارساز خود قرار دهم؟ در حالیکه تنها او آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین است. و او همه (مخلوقات) را روزی می‌دهد، و کسی به او روزی نمی‌دهد (و او تعالی به روزی نیازی ندارد) بگو: به من امر شده که اولین کسی باشم که منقاد و تسلیم اوست، و (نیز به من گفته شده که) هرگز از مشركان مباش ﴿14﴾

    بگو: اگر من پروردگارم را نافرمانی کنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم ﴿15﴾

    در آن روز عذاب از هر کسی دور گردانده شود يقينا مورد رحمت الله واقع شده است، و این کامیابی آشکاری است ﴿16﴾

    اگر الله به تو محنتی برساند، هیچ کس جز خودش برطرف کنندۀ آن نیست، و اگر به تو خیری برساند، پس او بر هر چیزی تواناست ﴿17﴾

    و اوست که بالای بندگان خود قرار داشته و بر آنها غالب و مسلط است، و اوست حکیم (و) آگاه ﴿18﴾

    بگو: گواهی چه کسی بزرگتر و (قابل اعتمادتر) است؟ بگو: الله میان من و شما گواه است. و (گواهی دیگر این است که) این قرآن به من وحى شده، تا شما را و هر کس را که به او (این پیام الهی) برسد بیم دهم، آیا شما گواهی می‌دهید که با الله معبودهای دیگری است؟ بگو: من گواهی نمیدهم، بگو: جز این نیست که او معبودی است یکتا، و از آنچه با او شریک می‌سازید بیزارم ﴿19﴾

    آنانی که کتاب (آسمانی) به ایشان داده‌ایم، او (پیغمبر) را مانند فرزندان خود می‌شناسند. (البته) آنانی که به خود زیان رساندند، ایمان نمی‌آورند ﴿20﴾

    وكيست ظالم‌تر از آنکه بر الله دروغ بندد؟ یا اینکه آیات او را تکذیب کند؟، يقينا ظالمان رستگار نمی‌شوند ﴿21﴾

    و روزی که همۀ آنها را جمع کنیم (معبودها و عبادت کنندگان آنها را) باز به کسانی که شرک آورده بودند می‌گوییم: شریک‌های شما که آنها را شریک الله گمان می‌کردید؛ کجا‌ اند؟ ﴿22﴾

    باز فتنۀ آنان (جواب شان) جز این نیست که می‌گویند: قسم به الله، ای پروردگار ما، ما مشرک نبودیم ﴿23﴾

    ببین، چگونه بر خود دروغ بستند و آنچه از (معبودهای که با الله شریک قرار داده و) افترا می‌کردند، از آنها گم گشت ﴿24﴾

    و از آنها (مشرکان) کسانی هستند که به تو گوش می‌دهند و (لیکن) ما در دل‌های آنها پرده‌ها قرار داده‌ایم تا آن را نفهمند و در گوش‌های آنها سنگینی گذاشته‌ایم (تا نشنوند)، و اگر ببینند هر معجزه را (باز هم) ایمان نمی‌آورند، تا آنجا که وقتی نزد تو می‌آیند با تو مجادله می‌‌کنند. کافران می‌گویند: این (قرآن) نیست مگر افسانه‌های پیشینیان ﴿25﴾

    و آنها (مردم را) از (پیروی) آن (محمد ج) منع می‌کنند و خود نیز از او دور می‌شوند، و هلاک نمی‌کنند مگر خود را، ولی نمی‌دانند ﴿26﴾

    و اگر (تو ای مخاطب) آنان را که وقتی بر کنارۀ آتش (دوزخ) بازداشته شوند، ببینی، می‌گویند: ای کاش باز گردانیده شویم (به دنیا) و باز آیات پروردگار خود را تکذیب نکنیم، و از مؤمنان شویم ﴿27﴾

    نه، بلکه چیزی را که پیش از این می‌پوشانیدند، بر آنها ظاهر شده است، و اگر (بالفرض) بازگردانیده هم شوند (به دنیا)، حتما به‌سوی آنچه از آن منع شده بودند، برمی‌گردند، و یقینا آنها دروغگویند (در این سخن شان) ﴿28﴾

    و گفتند: (منکران آخرت که) حیاتی جز همین زندگی این دنیای ما نیست، و ما (دوباره زنده و) برانگیخته نخواهیم شد ﴿29﴾

    و اگر ببینی (تو ای مخاطب) وقتی به حضور پروردگارشان بازداشته شوند، (پس) پروردگار گوید: آیا این (رستاخيز و حساب و کتاب) حق نیست؟ گویند: بلی قسم به پروردگار ما که راست است. (الله) گوید: پس به سبب آنکه (در دنیا) کفر می‌ورزیدید، این عذاب را بچشید ﴿30﴾

    يقينا آنانی که ملاقات الله را دروغ پنداشتند، (روز قیامت) زیان کار شدند. تا آن که قیامت ناگهانی بر آنها بیاید (پس ) گویند: ای افسوس بر ما، بر اینکه دربارۀ (ایمان به) قیامت کوتاهی کردیم، (در حالیکه) آنها بارهای (گناهان) خود را بر پشت‌هایشان بر می‌دارند، آگاه شوید! چه بد است آنچه بر می‌دارند ﴿31﴾

    و زندگانی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست. و البته خانۀ آخرت برای آنانی که پرهیزگاری می‌کنند، بهتر است. آیا نمی‌اندیشید (عقل ندارید)؟ ﴿32﴾

    البته می‌دانیم که آنچه آنها می‌گویند تو را اندوهگین می‌کند، پس (در حقیقت) آنها تو را تکذیب نمی‌کنند، و ليكن این ظالمان آيات الله را انکار می‌کنند ﴿33﴾

    و البته پیغمبرانی پیش از تو نیز تکذیب شدند، ولی بر آنچه تکذیب شدند و بر اذیت‌های که دیدند، صبر کردند. تا آن که مدد ما به آنها رسید. و برای (مصداق) سخن‌های الله هیچ تغیر دهندۀ نیست، و البته (در این کتاب) از خبر پیغمبران (پیشین) به تو آمده است ﴿34﴾

    و اگر اعراض آنها (از ایمان) بر تو گران تمام شود، پس اگر بتوانی راهی در زیر زمین بجویی، یا زینه‌ای (نردبانی) در آسمان بجویی، تا (از زمین یا آسمان) معجزۀ به آنها بیاوری (ولی چنین نمی‌توانی، پس اندوهگین مشو) و اگر الله می‌خواست البته همه را به راه راست جمع (و هدایت) می‌کرد، پس (به حکمت الله) از نادانان مباش ﴿35﴾

    (جز این نیست که تنها آنانی دعوت تو را می‌پذیرند که )سخن حق را( می‌شنوند. و الله مردگان را (روز قیامت) زنده می‌کند، باز به‌سوی او باز گردانیده می‌شوند ﴿36﴾

    و (مشرکین به طور اعتراض) گفتند: چرا معجزۀ )به خواست آنها( از طرف پروردگارش بر او (پیغمبر) نازل نشد؟ بگو: یقینا الله قادر است بر اینکه معجزه نازل کند. و ليكن بیشتر آنها (حکمت از نازل نکردن معجزۀ فرمایشی را) نمی‌دانند ﴿37﴾

    و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست، و هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود می‌پرد، مگر اینکه آنها (نیز) امت‌های (گوناگونی) مانند شما هستند (که از هدف آفرینش خود تجاوز نمی‌کنند). و ما در کتاب (قرآن) از بیان هیچ چیزی کوتاهی نکردیم، باز همگی به‌سوی پروردگارشان محشور می‌شوند ﴿38﴾

    و آنانی که آیات (و دلائل روشن) ما را تکذیب نمودند، آنها (در حقیقت) کر ‌اند و گنگ‌اند و (همیشه) در تاریکی‌ها‌اند (تاریکی‌های کفر و جهل). الله هر کسی را که بخواهد، گمراه می‌کند، و هر کسی را که بخواهد بر راه راست قرار می‌دهد ﴿39﴾

    بگو: مرا آگاه سازید، اگر عذاب الله بر شما آید، یا قیامت بر شما برسد آیا (در آن وقت هم) کسی جز الله را می‌خوانید اگر (در این گمان تان) صادق هستید؟ ﴿40﴾

    نه، بلکه (در آن وقت) فقط الله را می‌خوانید، پس اگر (الله) بخواهد آنچه را برای دفع آن دعا می‌کنید، از شما دفع می‌کند، و آنچه را که با او شریک مقرر کرده‌اید، (در آن وقت) فراموش می‌کنید ﴿41﴾

    و البته ما به‌سوی امت‌های که پیش از تو بودند، پیغمبرانی فرستادیم (لیکن ایشان را تکذیب نمودند) پس آنها را به سختی‌ها (در اموال) و مصیبت‌ها (در ابدان) دچار کردیم، تا تضرع و زاری نمایند (و منقاد شوند) ﴿42﴾

    پس چرا وقتی که سختی و عذاب ما به ایشان آمد، زاری نکردند (و منقاد نشدند؟) و ليكن (حقیقت این است که) دل‌هایشان سخت شد. و شیطان آنچه (از اعمال زشت) را می‌کردند، در نظر‌شان مزین ساخت ﴿43﴾

    پس وقتی آنچه را که به آن پند داده شده بودند، فراموش کردند، دروازه‌های هر چیز را بر آنها گشودیم، تا چون به آنچه که داده شده بودند خورسند شدند؛ ناگهان آنها را گرفتیم، پس یکباره ناامید شدند ﴿44﴾

    لذا بنیان قوم ظالم ریشه کن شد. و تمامی ستایش مخصوص الله است که پروردگار جهانیان است ﴿45﴾

    بگو: مرا آگاه سازید، اگر الله گوشهایتان (شنوائی تان) را و چشم‌های تان (بینائی تان) را بگیرد و بر دل‌های تان مهر زند، کیست معبودی به جز الله که آنها را به شما برگرداند؟ ببین که چطور آیات خود را به شیوه‌های مختلف بیان می‌کنیم؟ بازهم آنها (از این آیات) اعراض می‌کنند ﴿46﴾

    بگو: مرا آگاه سازید، اگر عذاب الله ناگهانی یا آشکارا بر شما بیاید، (پس شما چه می‌توانید کرد؟ و) آیا جز قوم ظالم و ستمگار (کسی دیگر) هلاک می‌شود؟ ﴿47﴾

    و ما پیغمبران را نمی‌فرستیم مگر مژده دهنده و بیم دهنده، لذا هرکس ایمان آورد و (اعمال خود را) اصلاح کرد، پس هیچ ترسی بر آنها (در روز آخرت) نخواهد بود و نه غمگین می‌شوند ﴿48﴾

    و آنانی که آیات ما را دورغ پنداشتند، به آنها عذاب (ما) به سبب اعمال فاسقانۀ که می‌کردند، می‌رسد ﴿49﴾

    بگو: من به شما نمی‌گویم که خزانه‌های الله نزد من است، و نه می‌گویم که غیب را میدانم، و به شما نمی‌گویم که من فرشته ام. من پیروی نمی‌کنم مگر آنچه را که به من وحی می‌شود، بگو: آیا بینا و نابینا (مسلمان و کافر) برابرند؟ آیا تفکر نمی‌کنید؟ ﴿50﴾

    و به وسیلۀ قرآن آنانی را بترسان که از محشور شدن به دربار پروردگار خود می‌ترسند، (چون) برای آنها غیر از الله هیچ کارساز و شفاعت کننده‌ای نیست. (بترسان آنها را) تا ایشان پرهیزگاری کنند ﴿51﴾

    و آنانی که پروردگار خود را صبح و شام می‌خوانند، در حالیکه خشنودی او را می‌طلبند، از خود مران. چیزی از حساب آنها بر تو نیست و چیزی از حساب تو بر آنها نیست. اگر آنها را از خود برانی، پس از ظالمان خواهی بود ﴿52﴾

    و این گونه ما بعضی از آنها را (مستکبران را) به بعضی دیگر (مستضعفان) آزمودیم، تا (مستکبران) بگویند: آیا این‌ها (همان مردمی)‌اند که الله از میان ما بر آنها منت نهاده است؟ (بلی!) آيا الله به احوال شکر گزاران داناتر نیست؟ ﴿53﴾

    و چون آنانی که به آیات ما ایمان دارند، نزد تو بیایند، پس بگو: سلام بر شما (و اینکه) پروردگار تان بر خود رحمت را لازم گردانیده است. (به این طور که) هر کس از شما به نادانی کار بدی کند، باز بعد از آن توبه کند و (عمل خود را) اصلاح کند، پس بداند که يقينا الله آمرزندۀ مهربان است ﴿54﴾

    و این طور آیات خود را با تفصيل و روشنی بیان می‌کنیم (تا بفهمند) و تا راه مجرمان آشکار گردد ﴿55﴾

    بگو: من نهی شدم از این که آن کسانی را که شما به جز الله عبادت می‌کنید, عبادت کنم. بگو: من از هوا و خواهشات شما پیروی نمی‌کنم، در آن صورت گمراه شده باشم، و از راه یافتگان نباشم ﴿56﴾

    بگو: البته من از طرف پروردگار خود بر حجت و برهان آشکاری قرار دارم، در حالیکه شما آن را تکذیب نموده‌اید، و آنچه (از عذاب الهی) را به شتاب از من می‌طلبید، در نزد من نیست. حکم (نزول عذاب یا رحمت) نیست مگر بدست الله. او بیان کنندۀ سخن حق است، و او بهترین فیصله کنندگان است ﴿57﴾

    بگو: اگر آنچه را که با این شتاب می‌طلبید، نزد من می‌بود. البته کار میان من و شما فیصله می‌شد، زیرا الله (به احوال) ستمگاران داناتر است ﴿58﴾

    کلیدهای غیب تنها نزد اوست. جز او کسی از غیب آگاهی ندارد. هر چه را که در خشکی و دریاست می‌داند. هیچ برگی از درختی نمی‌افتد مگر آنکه الله از آن آگاه است. و هیچ دانه‌ای در تاریکیهای زمین و هیچ ترى و خشکی نیست مگر اینکه (تفصیل آن) در کتاب مبين درج است ﴿59﴾

    و او (الله) ذاتی است که شما را در شب می‌میراند و هر چه را در روز کسب کرده‌اید می‌داند، باز شما را در بامداد زنده می‌سازد، تا آن وقتی که مدت معین عمرتان به پایان رسد. باز بازگشت شما به نزد اوست. باز شما را از آنچه (در دنیا) کرده‌اید آگاه می‌کند ﴿60﴾

    و الله بالای بندگان خود قرار داشته و بر آنها غالب است، و برای شما نگهبانانی می‌فرستد، تا چون مرگ یکی از شما فرا رسد، فرستادگان ما (فرشته‌ها) جان او را بگیرند و در حکم ما هیچ کوتاهی نکنند ﴿61﴾

    باز به سوى الله، مولای حقیقی خویش باز گردانیده شوند. بدان که حکم، حکم اوست و او سریع‌ترین حسابگران است ﴿62﴾

    بگو کیست که شما را از تاریکی‌های بیابان و دریا نجات دهد؟ در حالیکه او را به زاری و در نهان می‌خوانید که اگر از این تاریکی ما را نجات دهد، حتما از شکر گزاران خواهیم بود ﴿63﴾

    بگو: الله شما را از این تاریکی‌ها (بلکه) از هر مصیبتی دیگر، نجات می‌دهد. باز هم شما (به جای شکر) شرک می‌ورزید؟ ﴿64﴾

    بگو: او قادر بر آن است که از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی برشما بفرستد، یا شما را به صورت گروه‌های مختلف باهم درگیر کند و دشمنی و عذاب بعضی از شما را به بعضی دیگر بچشاند. بنگر که آیات را چگونه با شیوه‌های گوناگون بیان می‌کنیم، باشد که بفهمند ﴿65﴾

    و قوم تو این (قرآن) را دروغ پنداشتند، در حالیکه سخن حق و راست است، بگو: من عهده دار و وكيل (ایمان آوردن و عذاب) شما نیستم ﴿66﴾

    برای هر خبری وقت مقرر است، (از جمله فرود آمدن عذاب بر شما) و به زودی خواهید دانست ﴿67﴾

    و چون ببینی که در آیات ما از روی تمسخر گفت و گو می‌کنند، پس از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند. و اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت، پس بعد از یاد آمدن با آن مردم ستمکاره منشین ﴿68﴾

    و پرهیزگاران به گناه آنها (کافران) بازخواست نخواهند شد. و ليكن باید آنان را پند دهند تا شاید پرهیزگار شوند ﴿69﴾

    و بگذار آن کسانی را که دین خویش را به بازی و لهو گرفته‌اند و زندگانی دنیا فریبشان داده است. و به قرآن پندشان ده که به سزای اعمال خویش در جهنم محبوس خواهند ماند در حالیکه جز الله هیچ مددگار و شفیعی ندارند و اگر برای نجات خویش هر گونه فدیه دهند پذیرفته نخواهد شد. آنان به سبب آنچه کرده‌اند در جهنم محبوسند و به سزای آنکه کافر شده‌اند برایشان شرابی از آب جوشان و عذابی دردناک خواهد بود ﴿70﴾

    بگو : آیا غیر از الله کسی را بخوانیم که نه به ما سود می‌رساند و نه زیان می‌رساند؟ و آیا پس از آنکه الله ما را هدایت کرده است، مانند آن کس که شیطان گمراهش ساخته و حیران بر روی زمین رهایش کرده، از دین باز گردیم؟ او یارانی (دلسوز) دارد که به‌سوی هدایت دعوتش می‌دهند که نزد ما بیا. بگو: هدایتی که از سوی الله باشد، هدایت واقعی است و به ما حكم شده که در برابر پروردگار جهانیان منقاد و تسلیم باشیم ﴿71﴾

    و (نیز به ما حكم شده که) نماز را برپا کنید و از الله بترسید، و اوست آن ذاتی که به دربارش حشر می‌شوید ﴿72﴾

    و او (الله) کسی است که آسمان‌ها و زمین را به حق (باعدل و تدبیر محكم) آفرید، و روزی که بگوید: موجود شو، پس بی‌درنگ موجود می‌شود؛ سخن او حق است، و روزی که در صور دمیده شود؛ پادشاهی تنها از اوست، دانای همه چیزهای غائب و آشکار است، و اوست ذات باحکمت (و) آگاه (از هرچیزی) ﴿73﴾

    و یادآور شو چون ابراهیم به پدر خود آزر گفت: آیا بت‌ها را معبود خود قرار میدهی؟ یقینا من تو و قومت را در گمراهی آشکار می‌بینم ﴿74﴾

    و این گونه به ابراهیم پادشاهی عظیم آسمان‌ها و زمین را نشان دادیم تا (بفهمد و) از جملۀ یقین کنندگان باشد ﴿75﴾

    پس چون بر وی شب تاریک شد، او ستاره‌ای را دید، (به طور تعجب) گفت: (آیا) این پروردگار من است! پس چون غروب کرد، گفت: غائب شوندگان را دوست ندارم ﴿76﴾

    باز چون ماه را طلوع کنان دید، گفت: (آيا) این است پروردگار من! پس چون ماه (نیز) غروب کرد گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نکند البته از مردمان گمراه می‌شوم ﴿77﴾

    باز چون آفتاب را طلوع کرده دید، گفت: (آيا) این پروردگار من است! (چونکه) این بزرگتر است، پس چون آفتاب (هم) غروب کرد، گفت: ای قوم من، البته من از آنچه (با الله) شریک می‌سازید بیزارم ﴿78﴾

    بی‌گمان من روی خود را به‌سوی کسی گردانیده ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است (از عدم به وجود آورده است) در حالیکه من از شرک متنفرم، و از مشرکان نیستم ﴿79﴾

    و قومش با او مجادله کردند. گفت: (ابراهیم) آیا با من دربارۀ (وحدانیت) الله مجادله می‌کنید؟ در حالیکه او مرا هدایت کرده است، و من از آنچه با او شریک میسازید بیمی ندارم، مگر این که پروردگارم (دربارۀ من) چیزی بخواهد. و علم پروردگار من به هر چیزی احاطه یافته است، پس آیا یادآور نمی‌شوید و پند نمی‌گیرید؟ ﴿80﴾

    و چگونه از آن چیزی که شریک (الله) ساخته‌اید بترسم، در حالیکه شما چیزهایی را که الله هیچ دلیلی در بارۀ آنها نازل نکرده است می‌پرستید و بیمی به دل راه نمی‌دهید؟ (بگویید) که کدام یک از این دو گروه به ایمنی احق ترند، اگر می‌دانید؟ ﴿81﴾

    آنانی که ایمان آورده‌اند و ایمان‌شان را با شرک آلوده نکرده‌اند، این گروه‌اند که از عذاب در امن‌اند و این گروه راه یاب‌اند ﴿82﴾

    و این (نوع دلیل قطعی) حجت ماست که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم، هرکه را بخواهیم به درجات بالا می‌بریم، یقینا پروردگار تو حکیم (و) داناست ﴿83﴾

    و ما به او (ابراهیم) اسحاق و يعقوب را بخشیدیم. و هر یکی آنها را هدایت نمودیم، و نوح را (هم) پیش از آنها هدایت کرده بودیم، و از نسل او (ابراهیم) داود و سلیمان و ایوب و يوسف و موسی و هارون را (نیز هدایت کردیم) و ما اینگونه نیکوکاران را پاداش میدهیم، ﴿84﴾

    و زکریا و یحیی وعیسی و الیاس را (نیز هدایت نمودیم و) همه از صالحان بودند ﴿85﴾

    و اسماعيل و يسع و يونس و لوط را (نیز هدایت نمودیم)، و همه را بر جهانیان فضیلت دادیم ﴿86﴾

    و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان، کسانی را برگزیدیم و به راه راست هدایت کردیم ﴿87﴾

    این است هدایت الله، هر که از بندگانش را که بخواهد به آن هدایت می‌کند. و اگر (بالفرض ) شرک ورزند البته آنچه انجام داده‌اند نابود می‌گردد ﴿88﴾

    اینها کسانی‌اند که به آنها کتاب و فرمان (فيصله درست) و نبوت دادیم، اگر این قوم (مشرک) به آنان كفر ورزند (غمگین مباش چون ما) قوم دیگری را بر آن گمارده‌ایم که آن را انکار نمی‌کنند ﴿89﴾

    آنان کسانی‌اند که الله آنها را (به راه حق) هدایت کرد، پس (تو ای محمد) به هدایت آنها اقتدا کن. و بگو: من هیچ مزدی از شما بر آن نمی‌طلبم، این کتاب جز اندرزی برای مردم جهان نیست ﴿90﴾

    و (مشركان) الله را آن چنان که لایق اوست، نشناختند. چون گفتند: الله بر هیچ انسانی چیزی نازل نکرده است، بگو: کتابی را که موسی برای نور و هدایت مردم آورد، چه کسی بر او نازل کرده بود؟ (لیکن) آن را بر ورق‌ها نوشتید، بخشی از آن را آشکار می‌سازید ولی اکثر آن را پنهان می‌دارید. و به شما چیزهای آموخته شد که از این پیش نه شما می‌دانستید و نه پدرانتان می‌دانستند، بگو: آن الله است (که آن را بر من نازل کرده است) باز ایشان را بگذار تا در انکار و باطل گویی خود غوطه ور باشند ﴿91﴾

    و (بگو) این است کتابی مبارک؛ که نازل کرده‌ایم، تصديق کننده کتابی است که پیش از آن نازل شده است. تا به وسيله آن مردم ام القرى (مکه) و مردم اطرافش را بترسانی. و آنانی که به روز قیامت ایمان می‌آورند، به آن نیز ایمان دارند. و ایشان بر نمازهای خویش محافظت دارند ﴿92﴾

    و کیست ظالم‌تر از آن که بر الله دروغ بست، یا گفت: به من وحی شده است؟ در حالیکه چیزی بر او وحی نشده است، و (کیست ظالم‌تر از آن که) گفت: من نیز مانند آنچه که الله نازل کرده است، نازل می‌کنم! و اگر ببینی (تو ای مخاطب) وقتی که آن ظالمان در سختی‌های نزع گرفتار‌اند، و فرشتگان دست‌های خود را (به طرف آنها) گشوده‌اند (و می گویند) که جانهای خود را بیرون کنید، امروز شما به عذابی خوارکننده عذاب داده می‌شوید، و این سزا به سبب آن است که در بارۀ الله به ناحق سخن می‌گفتید و از آیات او تكبر (و سرکشی) می‌کردید ﴿93﴾

    البته همان طور که در آغاز شما را آفریدیم، اکنون نیز نزد ما تک و تنها آمده‌اید، در حالیکه هر چه را که به شما داده بودیم (در دنیا) پشت سر گذاشته‌اید و هیچ یک از شفیعانتان را که می‌پنداشتید (در سرنوشت شما) شریکان الله‌اند، با شما نمی‌بینیم. البته روابط میان شما و آنها از هم بریده شده و آنچه (از شریکانی که به نفع خود) می‌پنداشتید، از شما گم گشته است ﴿94﴾

    بی‌گمان الله شگافندۀ (رویانندۀ) دانه و خسته است، زنده را از مرده بیرون می‌آورد و بیرون آورندۀ (ایجاد کنندۀ) مرده از زنده است، آن است (الله) معبود شما، پس چگونه (از حق) گردانیده می‌شوید؟ ﴿95﴾

    (همان الله) شگافندۀ روشنی صبح است و شب را برای آرامش قرار داد و خورشید و ماه را برای حساب کردن اوقات. این است تقدیر پروردگار قدرتمند دانا ﴿96﴾

    و الله آن ذاتی است که برای شما ستاره‌ها را آفرید، تا به وسیلۀ آن در تاریکی‌های خشکی و تاریکی‌های بحر، راه یاب شوید. واقعا ما آیات را برای آنانی که می‌دانند، به تفصیل بیان کرده‌ایم ﴿97﴾

    و الله آن ذاتی است که شما را از یک نفس آفرید، پس برای شما قرارگاه است (در دنیا) و امانت گاه است (در قبر) واقعا آیات (توحید) را برای قومی که می‌فهمند، به تفصیل بیان کرده‌ایم ﴿98﴾

    و الله آن ذاتی است که از آسمان آبی فرو آورد، پس به وسیلۀ آن آب هر گونه گیاه را بیرون آوردیم، و از آن گیاه، جوانه سبزی را بیرون آوردیم که از آن جوانۀ سبز دانه‌های به هم پیوسته را بیرون آوردیم، و از شگوفۀ درختان خرما خوشه‌هایی است نزدیک به زمین، و نیز (رویانیدیم به آن آب) باغ‌های از درخت‌های انگور و زیتون و انار را مشابه به همدیگر و غیر مشابه به همدیگر، به میوۀ آن درخت، چون ثمر آن ظاهر شود نگاه کنید، و (نیز) به پخته شدن آن، وقتی برسد (نگاه کنید). يقينا در این‌ها (نباتات) برای مردمی که ایمان می‌آورند نشانه‌هاست (که دلیل بر قدرت الله است) ﴿99﴾

    و (ليكن كافران به آن آیات یقین نکردند بلکه) با الله شریک‌های از جن مقرر کردند، در حالیکه (الله) آنان را (نیز) آفریده است. و برای الله پسران و دخترانی از روی نادانی خود قرار دادند، در حالیکه پاک و برتر است از آنچه (در حق او تعالی) وصف می‌کنند ﴿100﴾

    ایجاد کنندۀ آسمان‌ها و زمین است (از عدم محض بدون هیچ نمونه ای) چطور برای او فرزندی باشد؟ در صورتی که برای او همسری نبوده و او همه چیز را آفریده است. و او به هر چیزی داناست ﴿101﴾

    این است الله، مالک و متصرف شما، نیست هیچ معبودی برحق به جز او که آفرینندۀ همه چیز است، پس تنها او را عبادت کنید، و او بر هر چیز وکیل و نگهبان است ﴿102﴾

    چشم‌ها (ذات) او را دریافته (و دیده) نمی‌توانند و او چشم‌ها را در می‌یابد، و او مهربان (و) آگاه است ﴿103﴾

    البته دلايل بصیرت و روشنی از نزد پروردگار تان برای شما آمده است، پس هرکس به دیدۀ بصیرت (حق را) بنگرد، پس به سود خود اوست، و هر کس نابینا ماند، پس به ضرر خود اوست. بگو: من بر شما محافظ نیستم ﴿104﴾

    و این گونه آیات (دلائل وحدانیت) خود را به اسلوب‌های مختلف بیان می‌کنیم (تا بفهمند)، و مبادا بگویند: تو (این قرآن را از کسی) درس خوانده ای، و تا اینکه آن (دین) را برای قومی که می‌دانند، بیان کنیم ﴿105﴾

    پیروی کن آنچه را که از طرف پروردگارت به تو وحی شده، هیچ معبودی برحق به جز او نیست. و از مشرکان روی بگردان ﴿106﴾

    و اگر الله می‌خواست آنها شرک نمی‌آوردند. و تو را بر آنها محافظ نگردانیده‌ایم، و تو وکیل آنها نیستی (که معاملۀ آنها به تو تفویض شده باشد) ﴿107﴾

    و (ای مسلمانان) آنانی را که غير الله را می‌خوانند دشنام ندهید. چرا که آنها از روی دشمنی و جهالت الله را دشنام خواهند داد، این گونه برای هر امتی عمل آنها را (در دنیا) زینت داده‌ایم. باز بازگشت آنها به‌سوی پروردگارشان است، پس او (الله) آنها را از (حقیقت) آنچه می‌کردند، آگاه خواهد ساخت ﴿108﴾

    و (مشرکین) با سخت‌ترین قسم‌هایشان به الله قسم خوردند، که اگر معجزه‌ای به آنها بیاید حتما به آن ایمان می‌آورند، بگو آیات (معجزه‌ها) فقط در اختيار الله می‌باشد، و شما چه می‌دانید که اگر معجزۀ هم بیاید باز (به آن) ایمان نمی‌آورند ﴿109﴾

    و دل‌ها و دیدگان آنها را برمی گردانیم، طوری که اولین بار به آن ایمان نیاوردند، و آنها را می‌گذاریم تا در سرکشی‌شان سرگردان و حیران بمانند ﴿110﴾

    و اگر ما فرشته‌ها را بر آنها نازل می‌کردیم و مرده‌ها با ایشان سخن می‌گفتند و هر چیزی را یکجا نزد آنان جمع می‌کردیم، باز هم ایمان نمی‌آوردند، مگر اینکه الله بخواهد (با اجبار ایمان بیاورند). و ليكن بیشترشان جاهلند ﴿111﴾

    و همچنین ما برای هر پیغمبری دشمنی از شیطان‌های انس و جن قرار دادیم. که بعضی از آنها به بعضی دیگر دروغهای مزین را (برای فریب دادن مردم) القا می‌کنند، و اگر پروردگارت می‌خواست این کار را نمی‌کردند، پس ایشان را با افترا و دروغشان بگذار ﴿112﴾

    و (سخن‌های فریبنده را به یکدیگر می‌رسانند) تا دل‌های آنانی که به روز آخرت ایمان نمی‌آورند، به‌سوی آن (سخن‌ها) مایل شود، و تا آن را بپسندند (و به آن خوش شوند)، و تا بدست آورند آن بدی‌های را که در پی بدست آوردن آن‌اند ﴿113﴾

    (بگو:) آیا (با این همه دلايل روشن) داور دیگری غیر از الله را طلب کنم؟ در حالیکه اوست که (برای حَکم ساختن) کتاب (قرآن) را به تفصیل به‌سوی شما نازل کرده است. و آنانی که (قبلا) به آنها کتاب داده‌ایم، می‌دانند که این کتاب (قرآن) از جانب پروردگارت به حق نازل شده است. پس هیچگاه از شک کنندگان مباش ﴿114﴾

    و کلام پروردگارت در راستی و عدالت به حد کمال است، هیچ تغییر دهنده‌ای برای کلمات او نیست. و اوست شنوای دانا ﴿115﴾

    و اگر از اکثر افراد روی زمین اطاعت کنی، تو را از راه الله گمراه می‌کنند (چون اینها) جز از گمان پیروی نمی‌کنند، و جز به دروغ سخن نمی‌گویند ﴿116﴾

    يقينا پروردگار تو به کسانی که از راه او گمراه می‌شوند آگاه‌تر است. و به هدایت یافتگان (نیز) آگاه‌تر است ﴿117﴾

    پس (مطابق هدایت پروردگارتان) بخورید از ذبحی که نام الله بر آن یاد شده، اگر به آيات الله ایمان دارید ﴿118﴾

    و شما را چه شده که از آنچه نام الله بر آن برده شده است نمی‌خورید؟ در حالیکه الله چیزهایی را که بر شما حرام شده است به تفصیل بیان کرده است، مگر آنچه که (به خوردن آن) ناچار گردید. و البته بسیاری از مردم دیگران را از روی جهل و نادانی، با خواهشات خود، گمراه می‌کنند. یقینا پروردگارت به آنانی که از حد تجاوز می‌کنند داناترست ﴿119﴾

    و گناه آشکار و پنهان را ترک کنید؛ البته آنانی که مرتکب گناه می‌شوند، به زودی سزای اعمالی را که مرتکب شده‌اند، خواهند دید ﴿120﴾

    از ذبحی که نام الله بر آن یاد نشده است مخورید چون (خوردن آن) فسق و نافرمانی است، بی‌گمان شیاطین به دوستان خود القا می‌کنند تا با شما مجادله کنند، اگر از ایشان اطاعت کنید، يقينا شما هم مشرک می‌شوید ﴿121﴾

    آیا آن کس که (با جهل و شرک) مرده بود، پس ما او را (با هدایت خود) زنده ساختیم و برای او نوری (ایمانی) بخشیدیم تا به وسيلۀ آن در میان مردم راه خود را بیابد، مانند کسی است که به تاریکی گرفتار است و راه بیرون شدن از آن را نمی‌داند؟ اینچنین اعمال کافران، در نظرشان مزین جلوه داده شده بود ﴿122﴾

    و ما این چنین در هر قریه (دهی) مجرمان را بزرگان‌شان قرار دادیم تا در آن دهات، حيله (و فساد) کنند. اما جز به ضرر خودشان حیله سازی نمی‌کنند و (لیکن) نمی‌فهمند ﴿123﴾

    هرگاه آیه‌ای بر آنها نازل شد، گفتند: هرگز ما ایمان نمی‌آوریم تا آن که آنچه به پیغمبران الله داده شده به ما نیز داده شود. (بگو:) الله داناتر است که رسالت خود را در کجا قرار دهد. به زودی به مجرمانی که گناه می‌کردند، سزای آن مكر و نیرنگی که می‌کردند، خواری و عذابی شدید از نزد الله خواهد رسید ﴿124﴾

    پس الله هر که را بخواهد هدایت کند، سینۀ او را برای پذیرش اسلام می‌گشاید. و هر که را بخواهد گمراه کند، پس سینۀ او را (از پذیرفتن اسلام) تنگ می‌کند، گویا که به آسمان بالا می‌رود، این گونه الله به آنهایی که ایمان نمی‌آورند، پلیدی را قرار می‌دهد ﴿125﴾

    و این است راه راست پروردگارت، البته ما آیات (خود) را برای قومی که عبرت می‌گیرند، به تفصیل بیان کرده‌ایم ﴿126﴾

    برای آنها در نزد پروردگارشان، خانۀ سلامتی و آرامش است. و او دوست و کارساز‌شان است به سبب کارهایی که می‌کردند ﴿127﴾

    و روزی که الله همۀ آنها را یکجا جمع کند (و بگوید:) ای گروه جن! از انسانها پیروان زیادی گرفتید. و دوستان آنها از انسانها گویند: ای پروردگار ما! بعضی ما از بعضی دیگر استفاده کرد، و به میعادی که برای ما مقرر کرده بودی، رسیدیم، (الله در جواب شان) گوید: آتش دوزخ جایگاه شماست همیشه در آن هستید، مگر چیزی را الله بخواهد، بی‌گمان پروردگار تو باحکمت (و) داناست ﴿128﴾

    و این چنین بعضی ظالمان را بر بعضی دیگر به سبب آنچه می‌کردند، مسلط می‌کنیم ﴿129﴾

    ای گروه جن و انس! آیا از میان شما پیغمبرانی برای شما نیامدند که آیات و احکام مرا بر شما بیان می‌کردند، و شما را از ملاقات این روز تان می‌ترسانیدند؟ گویند: بر علیه خود اعتراف کردیم. و زندگانی دنیا آنها را فریب داده بود، و بر خود گواهی دادند که کافر بودند ﴿130﴾

    این (فرستادن پیغمبران) به سبب آن است که هرگز پروردگار تو هلاک کنندۀ قریه‌ها از روی ظلم نیست، در حالیکه اهل آن (از احکام الله) غافل و بی‌خبر باشند ﴿131﴾

    و برای هر یک مطابق کردارشان مراتبی است، و پروردگار تو از آنچه می‌کنند، بی‌خبر نیست ﴿132﴾

    و پروردگار تو بی‌نیاز و صاحب رحمت است. اگر بخواهد شما را می‌برد (هلاک می‌کند) و بعد از شما هر کسی را بخواهد جایگزین می‌کند، همان طوری که شما را از نسل قوم دیگر آفرید (و جایگرین آنها ساخت)، ﴿133﴾

    يقينا آنچه وعده داده می‌شوید آمدنی است. و شما نمی‌توانید (الله را) ناتوان سازید ﴿134﴾

    بگو: ای قوم من، به جایگاه و منزلت خویش عمل کنید، که من هم (بر اساس جایگاه و منزلت خود) عمل می‌کنم، پس به زودی خواهید دانست که سرانجام سرای آخرت از که خواهد بود. يقينا ظالمان کامیاب نمی‌شوند ﴿135﴾

    و برای الله از کشت‌ها و چار پایانی که آفریده است نصیبی مقرر کردند (در حالیکه همه از الله است) و (به گمان باطل خود) گفتند: که این قسمت برای الله است و این قسمت برای بتان ماست. پس آنچه سهم بتانشان بود به الله نمی‌رسید؛ ولی هر آنچه سهم الله بود به بتانشان می‌رسید. چه بد قضاوت (و داوری) می‌کنند ﴿136﴾

    و این چنین برای بسیاری از مشرکان، شیاطین‌شان کشتن فرزندانشان را زیبا جلوه دادند، تا هلاکشان کنند و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند، و اگر الله می‌خواست آنها چنین نمی‌کردند. پس آنان را با دروغ‌هایی که می‌بافند بگذار ﴿137﴾

    و (به گمان فاسد خود) گفتند: اینها چهارپایان و کشتزار (های) ممنوع است، که جز کسی که ما می‌خواهیم نباید از آن بخورد، و چهار پایانی است که (سوار شدن بر) پشت آنها حرام شده است. و چهار پایانی (داشتند) که وقت ذبح نام الله را بر آن ذکر نمی‌کردند. (این احکام را) بر الله به دروغ نسبت دادند، (و الله) به زودی ایشان را به خاطر آنچه افترا می‌کردند، سزا خواهد داد ﴿138﴾

    و گفتند: هر آنچه در شکم این چهار پایان است برای مردان ما حلال و برای زن‌های ما حرام است، و اگر مردار باشد (مرده به دنیا آمده باشد) زن و مرد در آن شریک می‌باشند، الله به سبب این گفتار آنها را سزا خواهد داد. چون او حكيم (و) داناست ﴿139﴾

    البته خساره مند شد کسانی که اولاد خود را به نادانی کشتند، و چیزی را که الله به ایشان روزی داده بود با دروغ بستن بر الله حرام کردند، به راستی که گمراه شدند، و هدایت یافته نبودند ﴿140﴾

    و (الله) اوست که باغهایی آفرید، که برخی درختان آن برداشته شده بر پایه‌ها است و برخی هم غیر برداشته شده بر پایه‌ها است، و درخت خرما و کشتزار، با طعمهای گوناگون، و زیتون و انار، (در شکل) مشابه به یکدیگر، و (در مزه و لذت) مشابهت ندارند. چون میوه دهند و (میوۀ آن) پخته شود پس از آنها بخورید. و در روز درو حق آن را (عشر آن را) نیز بپردازید. و اسراف مکنید چون که الله اسرافکاران را دوست ندارد ﴿141﴾

    و نیز (آفرید)، چهار پایانی که بار می‌برند و بعضی که از پشم و موی آن فرش ساخته می‌شود (و یا حیوانی که مانند فرش در زمین خوابانیده و ذبح می‌شوند) از هر چه الله به شما روزی داده است بخورید و از قدم‌های شیطان پیروی مکنید، چون او دشمن آشکار شماست ﴿142﴾

    (الله برای شما حلال کرده است) هشت جفت، از گوسفند، نر و ماده و از بز، نر و ماده. بگو: آیا، آن دو نر را حرام کرده است یا آن دو ماده را؟ یا آنچه را در شکم ماده‌ها است؟ با علم يقينی و دانش به من خبر دهید اگر (در دعوای تان) صادق هستید ﴿143﴾

    و (الله آفرید) از شتر نر و ماده و از گاو نر و ماده، بگو: آیا آن دو نر را حرام کرده است یا آن دو ماده را با آنچه را که در شکم ماده‌ها است؟ آیا شما حاضر بودید وقتی که الله شما را به این کار امر کرد؟ پس کیست ظالم‌تر از کسی که بر الله افترا کند تا بدون علم مردم را گمراه سازد؟ یقینا الله قوم ظالم را هدایت نمی‌کند ﴿144﴾

    بگو: در میان آنچه بر من وحى شده است چیزی را که خوردن آن حرام باشد، نمی‌یابم، جز مردار یا خون ریخته یا گوشت خوک که همۀ اینها ناپاک‌اند، یا حیوانی که (در وقت ذبح) نام غير الله بر آن برده شده باشد. پس هرکس ناچار به خوردن (این محرمات) گردد بی‌آنکه سرکشی کند و از حد بگذرد، پس بداند که پروردگارت آمرزنده (و) مهربان است ﴿145﴾

    و بر یهود هر حیوان ناخن دار را حرام کردیم و از گاو و گوسفند، چربی آن دو را، بر آنها حرام کردیم مگر آن چربی که بر پشت آن دو، یا بر روده‌ها باشد، یا (آن چربی که) به استخوانها چسپیده باشد. این (تحریم) به سزای سرکشی‌شان (از دین) بود و يقينا ما صادق‌ایم ﴿146﴾

    پس اگر تو را تکذیب کنند، پس بگو: (شما خورسند مشوید) چون پروردگار شما دارای رحمت گشاده است (لذا در عذاب شما تعجیل نمی‌کند ورنه) عذاب او از گروه مجرمان رد نمی‌شود ﴿147﴾

    مشرکان (در بر حق بودن خود) خواهند گفت: اگر الله می‌خواست ما و پدران ما شرک نمی‌آوردیم و نه بر خود چیزی را حرام می‌کردیم، آنانی که پیش از ایشان بودند نیز همچنین (پیغامبران را) تکذیب کردند تا آن که عذاب ما را چشیدند. بگو: آیا نزد شما علمی (دلیلی قطعی) هست (بر این دعوی تان) تا آن را برای ما آشکار کنید؟ (بلکه) شما از گمان پیروی می‌کنید، و دروغگویانی بیش نیستید ﴿148﴾

    بگو: دلیل محکم و رسا خاص برای الله است، اگر می‌خواست همه شما را یکجا هدایت می‌کرد ﴿149﴾

    بگو: شاهدان خود را که گواهی دهند به این که الله اینها را حرام کرده است بیاورید؟ پس اگر گواهی دادند پس تو با آنها گواهی مده (یعنی گواهی آنها را قبول مكن) و از خواهشات آنانی که آیات ما را تکذیب کرده‌اند، و آنانی را که به روز قیامت ایمان ندارند پیروی مکن، و آنها با پروردگار خود همتا قرار می‌دهند ﴿150﴾

    بگو: بیایید تا آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده است، برایتان تلاوت کنم اینکه به الله شریک قرار مدهید و به پدر و مادر نیکی کنید و از بیم فقر و تنگدستی اولاد خود را مکشید ما به شما و ایشان روزی می‌دهیم و به کارهای زشت (بی حیایی) چه ظاهر باشد و چه پوشیده نزدیک مشوید. و کسی را که الله کشتن او را حرام کرده است مگر به حق مکشید. این چیزهایی است که شما را به (ترک) آن سفارش می‌کند، تا درک کنید و دریابید ﴿151﴾

    و به مال يتيم نزدیک مشوید مگر به طريقۀ نیک (و مشروع) تا اینکه به سن رشد (جوانی و بلوغ) برسد. و پیمانه و ترازو را به عدل و انصاف مراعات کنید، هیچکس را مکلف نمی‌سازیم مگر به قدر طاقت و توان او. و هرگاه سخن گفتید پس انصاف (را مراعات) کنید، و اگر چه (کسی که در بارۀ او سخن می‌گویید) خویشاوند شما باشد. و به عهد الله وفا کنید، این‌ها اموری است که (الله) شما را به آن سفارش کرده است، تا عبرت گیرید ﴿152﴾

    و (بگو) این است راه راست من، پس از آن پیروی کنید و از راههای دیگر پیروی مکنید، که شما را از راه (مستقیم) پراکنده می‌سازد. این است آنچه (الله) شما را به آن سفارش می‌کند، تا پرهیزگار شوید ﴿153﴾

    باز به موسی کتاب (تورات) دادیم تا نعمت را بر کسی که نیکی کرده است تمام کنیم، و تفصیل کننده هر چیزی باشد و نیز راهنمایی و رحمت برای مردم باشد. به این امید که (بنی اسرائیل) به ملاقات پروردگارشان ایمان بیاورند ﴿154﴾

    و این (قرآن نیز) کتابی است که بابرکت آن را نازل کرده‌ایم، پس آن را پیروی کنید، و تقوی پیشه کنید. تا مستحق رحمت (الله) گردید ﴿155﴾

    تا نگویید که کتاب تنها بر دو گروهی پیش از ما نازل شده است، و در حالیکه ما از آموختن آنها غافل بوده‌ایم ﴿156﴾

    یا تا نگویید که اگر بر ما هم کتاب نازل می‌شد، بهتر از آنان راه یافته‌تر می‌بودیم. بدون شک بر شما هم از جانب پروردگارتان دلیل روشن و هدایت و رحمت آمده است. پس کیست ظالم‌تر از آن کس که آيات الله را تکذیب کند و از آن روی بگرداند؟ به زودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، به سبب این اعراض‌شان به عذابی سخت سزا خواهیم داد ﴿157﴾

    آیا (این اعراض کنندگان) انتظار می‌کشند که فرشتگان پیش آنها بیایند یا پروردگارت بیاید یا بعضی از نشانه‌های پروردگارت بیاید؟! روزی که بعضی از نشانه‌های پروردگارت بیاید، کسی که از پیش ایمان نیاورده و یا در وقت مومن بودن کار نیکی انجام نداده باشد، ایمانش به او سودی نمی‌رساند. بگو: انتظار بکشید ما هم با شما منتظریم ﴿158﴾

    يقينا آنانی که دین خود را پراگنده کردند و گروه گروه شدند، تو به هیچ وجه از آنان نیستی (تو مسؤل آنان نیستی)، جزء این نیست که کار آنها با الله است. باز الله آنها را به آنچه می‌کردند، آگاه خواهد ساخت ﴿159﴾

    هر کس کار نیکی انجام دهد پس ده برابر به او پاداش است، و هر که کار بدی انجام دهد تنها مانند آن سزا خواهد دید، و به آنها هرگز ظلم نخواهد شد ﴿160﴾

    بگو: یقینا پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است، و آن دین راست و استوار، دین ابراهیم است که از ادیان باطل متنفر بود و از مشرکان نبود ﴿161﴾

    بگو: یقینا نماز من و عبادت من و زندگی من و مرگ من، همه برای الله؛ پروردگار جهانیان است ﴿162﴾

    هیچ شریکی برای او نیست، و به این (توحید) امر شده ام، و من نخستین مسلمانم ﴿163﴾

    بگو: آیا جز الله پروردگار دیگری بجویم؟ در حالیکه او پروردگار (مالک و متصرف) هر چیزی است. و هیچ کس عمل بد را جز به زیان خود انجام نمی‌دهد (عذابش فقط برای خودش است)، و هیچ کسی بار گناه کسی دیگر را بر نمی‌دارد. باز بازگشت همۀ شما به‌سوی پروردگارتان است، و او شما را به آنچه که در آن اختلاف می‌کردید، آگاه می‌سازد ﴿164﴾

    و او (الله) آن ذاتی است که شما را جانشینان (اقوام دیگر) در زمین قرار داده است، و بعضی شما را بر بعضی دیگر در مراتب برتری داد، تا شما را در آنچه (از نعمت‌ها) که داده است بیازماید. یقینا پروردگار تو زود سزادهنده است، و بدون شک او آمرزندۀ مهربان است ﴿165﴾

    اعراف

    Surah 7

    المص. معنای این حروف به الله معلوم است ﴿1﴾

    این کتابی است که به‌سوی تو نازل شده پس نباید در سینه ات به خاطر آن (بخاطر تكذیب مشرکان) تنگی باشد، (این کتاب بر تو نازل شد) تا به وسیلۀ آن (مردم را) بیم دهی، و (تا) برای مؤمنان پندی باشد ﴿2﴾

    (پس) آنچه را از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده، پیروی کنید. و غیر از او (الله) از دوستان دیگر پیروی مکنید، چه اندک پند می‌گیرید ﴿3﴾

    و (به سبب پند نپذیرفتن) چه بسیار قریه‌های که (مردمش را) هلاک کردیم، پس عذاب ما در شب، یا در خواب نیم روز به‌سوی آنان آمد ﴿4﴾

    پس چون عذاب ما به آنها آمد سخنشان جز این نبود که گفتند: ما ظالم بودیم ﴿5﴾

    پس حتما از کسانی که پیغمبران به‌سوی آنها فرستاده شده خواهیم پرسید، و حتما از پیغمبران نیز خواهیم پرسید ﴿6﴾

    و البته (از هر چه کرده اند) با علم و آگاهی برایشان بیان خواهیم کرد، چون ما (از احوال شان) غایب نبودیم ﴿7﴾

    و در آن روز، وزن (اعمال) حق است. لذا هر کس که کفۀ (اعمال نیک ) وزن شدۀ او سنگین باشد پس آن گروه کامیاب‌اند ﴿8﴾

    و هر کس که کفۀ (اعمال نیک) وزن شدۀ او سبک باشد، پس آن گروه آنانی‌اند که خود را خساره مند کرده‌اند، به سبب آنکه به آیات ما ظلم می‌کردند ﴿9﴾

    و البته ما شما را در زمین جایگاه و اسقرار دادیم، و برای شما در آن وسائل معیشت (تان را) گذاشتیم. (اما) چه کم شکر گزاری (الله را ادا) می‌کنید ﴿10﴾

    و البته شما را آفریدیم (پدر شما را از خاک)، باز شما را صورت دادیم (آدم را و به تبع او شما را)، باز به فرشته‌ها گفتیم: (امر کردیم) برای آدم سجده کنید، پس همه (فرشته‌ها) سجده کردند مگر ابلیس که از سجده کنندگان نبود ﴿11﴾

    فرمود: (الله به ابلیس ) چه چیز تو را از سجده کردن بازداشت، وقتی تو را به سجده امر کردم؟ ابلیس گفت: زیرا من از آدم بهترم (چون) مرا از آتش آفریدی و او را از گل ﴿12﴾

    (الله) فرمود: پس از آن (آسمان) پایین شو، تو را چه رسد که در آن تکبر ورزی، پس بیرون شو، یقینا تو از خوار شدگانی ﴿13﴾

    گفت: (ابلیس ای الله!) مرا تا روزی که مردم برانگیخته می‌شوند مهلت ده ﴿14﴾

    (الله) فرمود: یقینا تو از مهلت داده شدگانی ﴿15﴾

    گفت: (ابلیس ای الله!) پس به سبب اینکه مرا گمراه نمودی، من هم (برای گمراه ساختن) آنها (اولاد آدم) در سر راه راست تو می‌نشینم ﴿16﴾

    باز (برای گمراه ساختن آنها) از پیش روی آنها، و از پشت سر آنها، و از طرف راست شان، و از طرف چپ‌شان می‌آیم. و اکثر آنها را شکر گزار نخواهی یافت ﴿17﴾

    (الله) فرمود: از آن نکوهیده و رانده شده بیرون رو، که البته هر کسی از آنها از تو پیروی کند، حتما دوزخ را از همۀ شما (تو و پیروان تو) پر می‌کنم ﴿18﴾

    و (گفتیم:) ای آدم! تو و همسرت در جنت سکونت گزینید، پس از هر جا که می‌خواهید بخورید، ولی به این درخت نزدیک مشوید که از ظالمان می‌شوید ﴿19﴾

    پس شیطان (در دل) هردو وسوسه انداخت تا (در نتیجۀ وسوسه) برای هردو آنچه از شرمگاه‌شان را که (از دیدن) مستور بود، آشکار گرداند. و گفت: (شیطان در وسوسه خود) پروردگارتان شما را از (خوردن) این درخت منع نکرده است، مگر اینکه مبادا (به سبب خوردن آن) دو فرشته گردید، یا از باشندگان دائمی جنت شوید ﴿20﴾

    و برای آن دو قسم خورد که من برای شما از خیرخواهانم ﴿21﴾

    پس آن دو را با فریب (از مرتبه شان) پایین کرد. پس چون آن دو از آن درخت چشیدند، عورتهای‌شان برای آنها آشکار شد، و شروع نمودند به چسپانیدن برگ درختان جنت بر جسم خود. و پروردگارشان ندا داد: آیا شما را از آن درخت منع نکرده بودم و نگفته بودم که بی‌گمان شیطان دشمن آشکار شماست؟ ﴿22﴾

    (آدم و حوا به غفلت خود اعتراف نموده عرض کردند و) گفتند: ای پروردگار ما! ما بر خود ظلم کردیم، و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی، البته از زیان کاران می‌شویم ﴿23﴾

    (الله) فرمود: پایین شوید (که) شما دشمن یکدیگرید، و برای شما در زمین قرارگاه (و مسکن) است، و بهره مندی است تا مدتی معین ﴿24﴾

    (باز الله) فرمود: در آن (زمین) زندگی می‌کنید، و در آن می‌میرید، و از آن (در روز قیامت) برانگیخته می‌شوید ﴿25﴾

    ای اولاد آدم! البته ما برای شما لباسی را فرود آوردیم که عورت‌های شما را می‌پوشاند، و برای شما زینت است. و (لیکن) لباس پرهیزگاری و (عمل صالح) این (از همه) بهتر است. این از نشانه‌های الله (بر اکرام اولاد آدم) است. تا (نعمت او را) یادآور شوند ﴿26﴾

    ای اولاد آدم! مبادا شیطان شما را فریب دهد (و در فتنه و گمراهی بیاندازد) طوری که پدر و مادر شما را از جنت بیرون کرد، لباس‌شان را از تنشان بیرون کشید تا شرمگاهشان را به ایشان نمایان کند. البته شيطان و قبیله اش از جایی که آنها را نمی‌بینید شما را می‌بینند. البته ما شيطانها را دوستان کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند ﴿27﴾

    (لذا) چون کار زشتی (بی حیائی) کنند، می‌گویند: ما پدران خود را بر آن یافته‌ایم، و الله ما را به آن امر کرده است، بگو: هرگز الله به کار زشت امر نمی‌کند، آیا آنچه را که نمی‌دانید به الله نسبت میدهید؟ ﴿28﴾

    بگو: (بلکه) پروردگارم به عدل و انصاف امر کرده است، و اینکه چهره‌های تان را در هر مسجدی (در هر نماز به‌سوی قبله) راست کنید، و او را اطاعت کنید، در حالیکه دین خود را برای او خالص گردانیده‌اید. چنانکه شما را (در ابتدا) آفرید (بار دوم زنده کرده) به‌سوی او بر می‌گردید ﴿29﴾

    گروهی را هدایت کرد، و گروهی گمراهی بر آنها ثابت شده است. (چون) آنها شیاطین را بجای الله کارساز و دوست خود گردانیده‌اند. و (باز هم) گمان می‌کنند که بر راه راست قرار دارند ﴿30﴾

    ای اولاد آدم! زینت خود را (لباس خود را) در هر مسجدی (وقت هر نمازی) بگیرید، و بخورید و بنوشید ولی (در لباس و خورد و نوش ) اسراف (و حد گذری) مکنید. (چون) الله اسراف کنندگان را دوست ندارد ﴿31﴾

    بگو: چه کسی زینت الله را که برای بندگانش بیرون آورده، و چیزهای پاک را حرام کرده است؟ بگو: آن (وسایل زینت و چیزهای پاک) در زندگانی دنیا برای مؤمنان است. و روز قیامت هم خالص از مؤمنان خواهد بود. اینچنین آیات را برای قومی که می‌دانند. بیان می‌کنیم ﴿32﴾

    بگو: جز این نیست که پروردگارم فواحش (بی حیائی‌ها) را حرام کرده است، آنچه آشکار باشد از آن، و آنچه پنهان باشد. و (حرام کرده است) گناه و تجاوز و سرکشی به ناحق را (در حق مردم)، و (حرام کرده است) این که چیزی را با الله شریک مقرر کنید که بر حقانیت آن هیچ دلیلی نازل نکرده است. و (حرام کرده است) این که چیزی را که (بطلان آن را) نمی‌دانید، به الله نسبت دهید ﴿33﴾

    و برای هر امتی اجلی (مقرر) است، پس چون اجلشان آید نه ساعتی پس می‌شود، و نه پیش می‌شود ﴿34﴾

    ای اولاد آدم! اگر برای شما پیغامبران از جنس خود شما بیایند که آیات (و احکام مرا) بر شما بخوانند، پس هرکس از الله بترسد و (اعمال خود را) اصلاح کند، پس بر آنها (در روز قیامت) هیچ ترسی نخواهد بود و نه آنها غمگین می‌شوند ﴿35﴾

    و (اما) آنانی که آیات ما را تکذیب کنند و از (قبول) آنها تكبر ورزند، این گروه اهل دوزخ‌اند و در آن همیشه‌اند ﴿36﴾

    پس کیست ظالم‌تر از آن که بر الله دروغ ببندد یا آیات او را دروغ بشمارد؟ این گروه، به آنها حصه‌شان از آنچه در کتاب (نامۀ اعمال شان) بر آنان نوشته شده، خواهد رسید تا وقتی که چون نزد آنها فرستادگان ما بیایند که ارواح‌شان را قبض کنند، گویند: کجاست آنچه غیر از الله عبادت می‌کردید؟ (تا شما را از مرگ نجات دهند؟ در جواب) گویند: آنها از نظر ما گم شدند، و عليه خود گواهی دهند که کافر بودند ﴿37﴾

    (الله) فرمود: به همراه امت‌هایی از جن‌ها و انسانها که پیش از شما گذشته‌اند داخل دوزخ شوید، هرگاه گروهی داخل دوزخ شود هم مانند خود را لعنت می‌کند، تا اینکه همه در آن یکدیگر را بیابند، آنگاه پیروان به پیشینیان (زعمای) خود می‌گویند: پروردگارا! اینها ما را گمراه کردند، پس به آنان دوچند از عذاب آتش بده. الله می‌فرماید: برای هر یک عذاب دو چندان است ليكن شما نمی‌دانید ﴿38﴾

    و گروه پیشین از آنها به گروه پسین گویند: پس شما را بر ما هیچ فضلی نیست، لذا عذاب آتش را (مانند ما) بچشید به سبب آنچه می‌کردید ﴿39﴾

    البته آنانی که آیات ما را دروغ شمردند و از قبول کردن آن تكبر نمودند، هرگز برای (اعمال و ارواح)‌شان دروازه‌های آسمان گشوده نمی‌شود، و به جنت داخل نمی‌شوند تا آن که شتر در سوراخ سوزن در آید، و این چنین مجرمان را سزا می‌دهیم ﴿40﴾

    برای آنها (مجرمان) فرشهای از آتش دوزخ است، و از بالای‌شان هم پوشش‌ها (لحاف‌ها از آتش دوزخ) و ما این چنین ظالمان را سزا می‌دهیم ﴿41﴾

    و آنانی که ایمان آوردند و کارهای نیک کردند (به قدر طاقت خود) هیچ کس را مکلف نمی‌سازیم مگر به قدر طاقتش. آن گروه اهل جنت‌اند (که) در آن همیشه می‌باشند ﴿42﴾

    و (در جنت) هرگونه کینه‌ای را از سینه‌هایشان (مؤمنان) دور می‌کنیم، در حاليكه نهرها در زیر (قصرهای)‌شان جاری است و گویند: سپاس پروردگاری راست که ما را به این راه هدایت کرد و اگر ما را هدایت نمی‌کرد، هرگز راه خویش را نمی‌یافتیم. البته پیغمبران پروردگار ما به حق آمدند. و ایشان را ندا داده شود که این همان جنتی است که آنرا به پاداش کار‌هایی که می‌کردید، به میراث برده‌اید ﴿43﴾

    و جنتیان دوزخیان را ندا دهند که ما آنچه را پروردگار ما به ما وعده داده بود، راست یافتیم، پس آیا شما هم آنچه را که پروردگارتان به شما وعده داده بود راست یافتید؟ گویند: آری! پس آواز دهندۀ در میان آنها آواز می‌دهد که لعنت الله بر ظالمان باد ﴿44﴾

    (هم) آنانی که مردم را از راه الله (توحید) منع می‌کردند و برای آن کجی می‌خواستند، و آنها از روز آخرت هم منکر بودند ﴿45﴾

    و در بین آن دو (جنت و دوزخ) پرده‌ای است. و بر اعراف مردمانی هستند که هریک (از اهل جنت و اهل دزوخ) را از سیمای آنان می‌شناسند، و اهل جنت را ندا می‌دهند که سلام بر شما باد، در حالیکه هنوز خودشان وارد جنت نشده‌اند، اما امید (داخل شدن) آن را دارند ﴿46﴾

    و چون چشمان‌شان (اصحاب اعراف ) به‌سوی دوزخیان گردانیده شود، گویند: ای پروردگار ما! ما را همرای مردمان ظالم (در دوزخ) قرار مده ﴿47﴾

    و اهل اعراف مردانی (دوزخی) را آواز دهند که آنها را به علامات‌شان می‌شناسند. گویند: جمعیت (و اتفاق) تان و آن همه تكبر (و سرکشی) که می‌کردید. شما را فایده‌ای نبخشید ﴿48﴾

    آیا این‌ها (جنتیان) کسانی هستند، که قسم می‌خوردید که هرگز الله اینها (جنتیان) را شامل هیچ رحمتی قرار نمی‌دهد، (در حالیکه به ایشان گفته می‌شود) در جنت داخل شوید، هیچ ترسی بر شما نیست، و نه اندوهگین می‌شوید ﴿49﴾

    و دوزخیان جنتیان را ندا می‌دهند که جرعه‌ای از آب یا از چیزی که الله به شما روزی داده است، بر ما بریزید. (در جواب) گویند: یقینا الله آن هر دو را بر کافران حرام ساخته است ﴿50﴾

    آنانی که دین خود را به بازی و لهو گرفتند و زندگی دنیا آنها را فریب داد پس امروز آنان را فراموش می‌کنیم، چنانکه آنها ملاقات این روز را (در دنیا) فراموش کرده بودند و آیات ما را انکار می‌کردند ﴿51﴾

    و البته به آنها کتابی آوردیم که مضمون آن را به تفصیل و از روی علم بیان کردیم، در حالیکه هدایت و رحمت برای مؤمنان است ﴿52﴾

    آیا آنان جز در انتظار تأويل آنند (در انتظار انجام و نتیجه آن کتاب اند)؟ روزی که نتیجه و انجام آن بیاید (ظاهر شود) آنانی که نتیجه را پیش از آن (در دنیا) فراموش کرده بودند، می‌گویند: همانا پیغمبران پروردگار ما (دین) حق را آورده بودند (و ليكن ما سخنان آنها را نپذیرفتیم) پس آیا شفاعت کنندگانی هستند که ما را شفاعت کنند (و برای ما واسطه شوند)؟ و یا پس گردانیده شویم (به دنیا) باز عمل کنیم غير از آنچه که می‌کردیم (این آرزوی‌شان فایده ندارد) زیرا خود را زیانمند کردند، و گم شد از آنها آنچه (در دنیا) افترا می‌کردند ﴿53﴾

    يقينا پروردگار شما الله است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش قرار گرفت، شب را به روز می‌پوشاند كه به شتاب روز را می‌طلبد و آفتاب و ماه و ستارگان در فرمان او مسخر هستند. آگاه باشید! که آفرینش و فرمانروایی تنها برای الله است. الله بزرگوار و نهایت بزرگ و با برکت است، (چون او) پروردگار جهانیان است ﴿54﴾

    (پس) پرودگارتان را به عاجزی و پنهانی بخوانید. البته الله از حد تجاوز کنندگان را دوست ندارد. (کسی که او را گذاشته دیگری را بخواند) ﴿55﴾

    و در زمین بعد از اصلاح آن فساد مکنید و او (الله) را با بیم و امید بخوانید، چون رحمت الله به نیکوکاران قریب است ﴿56﴾

    و او (الله) همان ذاتی است که بادها را مژده دهنده پیشاپیش رحمت خود (پیش از باران) می‌فرستد، تا آن که چون ابر گران را بردارد، (پس) آن را به‌سوی زمین مرده (خشک) روان می‌کنیم، باز (به وسیلۀ آن) آب را می‌بارانیم، باز از آن از هر قسم میوه بیرون می‌کنیم، این گونه مرده‌ها را (زنده نموده) بیرون می‌کنیم. (این قیاس برای این است) تا شما پند گیرید ﴿57﴾

    و شهر (زمین) پاک گیاهش به حکم پروردگارش می‌روید، و آن زمینی که ناپاک است گیاهش جز بی‌فایده و اندک نمی‌روید. این گونه آیات (قدرت) خود را برای مردمی که شکر گزاری می‌کنند بیان می‌کنیم ﴿58﴾

    البته نوح را به‌سوی قومش فرستادیم، پس گفت: (در دعوت خود) ای قوم من! (فقط) الله را عبادت کنید (که) برای شما هیچ معبودی برحق غیر از او نیست، يقينا من بر شما از عذاب روز سخت و بزرگ می‌ترسم ﴿59﴾

    رؤسای قوم نوح گفتند: يقينا ما تو را در گمراهی آشکار می‌بینیم ﴿60﴾

    (نوح در جواب) گفت: ای قوم من! در من هیچگونه گمراهی نیست، و ليكن من پیغام رسان از جانب پروردگار عالمیان هستم ﴿61﴾

    به شما پیام‌های پروردگارم را می‌رسانم و شما را نصیحت می‌کنم (پند و اندرز می‌دهم)، و از جانب الله چیزهایی را میدانم که شما نمی‌دانید ﴿62﴾

    آیا تعجب کردید از اینکه به شما پندی از سوی پروردگارتان بر مردی از خودتان آمد؟ تا شما را (از عذاب الله) بترساند. و تا شما (از شرک) پرهیزگاری کنید و باشد که مورد رحمت (الهی) قرار گیرید ﴿63﴾

    اما او را تکذیب کردند. پس او و کسانی را که با او (ایمان آورده و) در کشتی بودند، نجات دادیم، و آنانی را که آیات ما را دروغ شمردند، غرق کردیم. (چون) آنها قوم نابینا (و گمراه) بودند ﴿64﴾

    و به‌سوی قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم. گفت: ای قوم من فقط الله را بپرستید که برای شما معبودی برحق غیر از او نیست، آیا پرهیزگاری نمی‌کنید؟ ﴿65﴾

    سرداران کافر قوم او گفتند: يقينا ما تو را در بیخردی می‌بینیم، و تو را از دروغگویان می‌پنداریم ﴿66﴾

    (هود در جواب شان) گفت: ای قوم من! در من هیچ بیخردی نیست، بلکه من پیغمبری از جانب پروردگار جهانیانم ﴿67﴾

    پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم، و من برای شما خیر خواهی امین‌ام ﴿68﴾

    آیا شما از این تعجب می‌کنید که به شما پندی از جانب پروردگارتان به وسیلۀ مردی از خودتان آمد، تا شما را (از عذاب الله) بترساند؟ و به یاد آورید آن زمان را که شما را جانشین قوم نوح ساخت. و به جسم تان توانایی افزود. پس نعمت‌های الله را به یاد آورید، تا رستگار شوید ﴿69﴾

    (قوم در جواب) گفتند: آیا نزد ما آمده‌ای تا تنها الله را عبادت کنیم و آنچه را که پدران ما عبادت می‌کردند، ترک کنیم؟ پس آنچه را به ما وعده می‌دهی (ما را از آن می‌ترسانی) بر ما بیاور اگر تو از راست گویانی ﴿70﴾

    (هود) گفت: عذاب پروردگارتان بر شما حتمی شده است. آیا در بارۀ نامهایی که شما و پدرانتان (بر آن بتها) نهاده‌اید؛ با من مجادله می‌کنید؟ (در حالیکه) الله هیچ دلیلی بر (حقانیت) آنها نازل نکرده است، پس در انتظار (عذاب الهی) باشید، من هم با شما از انتظار کنندگانم ﴿71﴾

    پس هود و همراهان (مؤمن) او را به رحمتی از جانب خود نجات دادیم، و آنانی که آیات ما را دروغ پنداشتند و مؤمن نبودند، ریشه کن کردیم ﴿72﴾

    و به‌سوی قوم ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم) گفت: ای قوم من، فقط الله را عبادت کنید، برای شما معبودی برحق جز الله نیست. همانا از طرف پروردگارتان معجزۀ آشکار برای شما آمده است، این ماده شتر (از جانب) الله برای شما معجزه است (که خلاف عادت آن را از سنگ آفریده است)، پس بگذارید در زمین الله بچرد، و به آن هیچ آزاری نرسانید که شما را عذاب دردناک خواهد گرفت ﴿73﴾

    و به یاد آورید آن وقتی که شما را پس از قوم عاد جانشین (آنان) گردانید، و در زمین شما را جایگاه (خوب و مناسب) داد که بر قسمتهای هموار آن قصرها می‌ساختید و کوها را برای ساختن خانه‌ها می‌تراشیدید. پس نعمت‌های الله را یاد کنید و در زمین فساد مکنید ﴿74﴾

    رؤسای متکبر قوم صالح به مستضعفانی که ایمان آورده بودند گفتند: آیا می‌دانید (یقین می‌کنید) که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟ (مؤمنان مستضعف) گفتند: (بلی) بدون شک ما به آنچه به او فرستاده شده است، ایمان داریم ﴿75﴾

    متکبرین (قوم صالح) گفتند: يقينا ما به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، کافریم ﴿76﴾

    پس ماده شتر را کشتند و از فرمان پروردگارشان سرکشی نمودند و گفتند: ای صالح! آن (عذاب) را که به ما وعده می‌دهی بیاور، اگر از پیغمبران هستی ﴿77﴾

    پس آنها را زلزله شدید گرفت، پس در وقت صبح، در خانه‌هایشان به زانو افتاده مردند ﴿78﴾

    پس (صالح) از آنها روی گرداند (آنها را مرده به حال‌شان گذاشت) و گفت: البته من پیام پروردگارم را به شما رساندم و شما را پند و اندرز دادم، ولی شما نصیحت کنندگان (خیر خواهان) را دوست ندارید ﴿79﴾

    و لوط (را به حیث پیغمبر فرستادیم) وقتی به قوم خود گفت: آیا آن کار زشت (بی حیائی) را انجام می‌دهید، که هیچ کس از مردم عالم پیش از شما (آن کار قبيح را) نکرده است؟ ﴿80﴾

    البته شما به جای زنان با مردان آمیزش (وشهوترانی) می‌کنید، بلکه شما مردم اسرافکار (و تجاوزکار) هستید ﴿81﴾

    و جواب قوم لوط جز این نبود که (از روی تمسخر) گفتند: آنها را (لوط و پیروان او را) از قریۀ خود بیرون کنید، زیرا این‌ها مردمی هستند که پاکدامنی را می‌خواهند (و از کار ما بیزاری می‌جویند) ﴿82﴾

    پس ما لوط و خانواده اش را، به جز همسر او که از باقی ماندگان در عذاب بود، نجات دادیم ﴿83﴾

    و ما بر آن قوم باران عجیبی (از سنگ‌ها) باراندیم، پس بنگر (ای شنونده) که سرانجام جنایت کاران چه شد؟ ﴿84﴾

    و به‌سوی اهل مدین برادرشان شعیب را (به حیث پیغمبر) فرستادیم (پس شعیب) گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید که برای شما معبودی برحق غیر از او نیست. همانا از نزد پروردگارتان دليل واضح به شما آمده است، پس (حق) پیمانه و ترازو را کامل ادا کنید، و حقوق و اموال مردم را کم نکنید، و در زمین بعد از اصلاح آن فساد نکنید، این (هدایات) به شما خير (و بهتر) است، اگر مؤمن هستید ﴿85﴾

    و بر سر هر راهی منشینید تا کسانی را که به الله ایمان آورده‌اند بترسانید، و از راه الله (مردم را) منع کنید، و آن را کج می‌خواهید، و به یاد آورید (نعمت الله را) وقتی که شما کم بودید پس شما را زیاد کرد. و بنگرید که سرانجام فسادکنندگان چگونه بوده است ﴿86﴾

    اگر گروهی از شما به آنچه که من از جانب الله به (تبلیغ) آن فرستاده شده ام، ایمان آورده‌اند و گروه دیگری هنوز ایمان نیاورده‌اند، پس صبر کنید تا الله میان ما فيصله کند و او بهترین فیصله کنندگان است ﴿87﴾

    رؤسای متکبر قوم شعيب گفتند: ای شعیب، تو و آنانی را که به تو ايمان آورده‌اند از قریۀ خود بیرون می‌رانیم یا آنکه به دین ما باز گردید. گفت: اگر چه از آن کراهت داشته باشیم؟ ﴿88﴾

    که اگر به دین شما باز گردیم بعد از اینکه الله ما را از آن نجات داد، همانا بر الله افترا بسته‌ایم. برای ما شایسته نیست که به آن باز گردیم مگر اینکه پروردگار ما بخواهد، علم پروردگار ما همه چیز را احاطه کرده است، بر الله توکل نموده‌ایم. ای پروردگار ما! میان ما و قوم ما به حق فیصله کن و توئی بهترین فیصله کنندگان ﴿89﴾

    و رؤسای قومش که کافر بودند، گفتند: اگر از شعیب پیروی کنید (در آن صورت) سخت زیان خواهید کرد ﴿90﴾

    پس آنها را زلزله سخت گرفت، پس در خانه‌های خود (مرده) و به زانو افتیده صبح کردند ﴿91﴾

    آنانی که شعيب را دروغگوی شمردند (طوری شدند که) گویا هرگز در آن قریه سکونت نکرده بودند، آنانی که شعيب را دروغگوی شمردند، همان زیان کاران بودند ﴿92﴾

    پس شعیب از نزد آنها روی گرداند و گفت: (به طور افسوس ) ای قوم من! البته من پیام‌های پروردگارم را به شما رساندم، و برای شما نصیحت (و خیرخواهی) کردم، پس چگونه بر (هلاکت شدن) قوم کافر غمگین شوم ﴿93﴾

    و در هیچ شهری، پیغمبری را نفرستادیم مگر اینکه اهل آن شهر را (بعد از نافرمانی شان) به سختی‌ها و ضررها گرفتار کردیم تا باشد که (به الله) زاری و تضرع کنند ﴿94﴾

    باز به جای بدی نیکی را قرار دادیم، تا آن که عددشان افزون شد (باز غافل شده) و گفتند: پدران ما هم (گاه) دچار سختی و (گاه دچار) خوشی و آسانی شدند (و این شیوۀ زمانه است)، پس آنها را (به خاطر سخن کفر آمیز شان) ناگهان هلاک کردیم، در حالیکه آنها (از آمدن عذاب) بی‌خبر بودند ﴿95﴾

    و اگر اهل شهرها (که به آنها پیغمبر فرستاده شد) ایمان می‌آوردند و پرهیزگار می‌شدند، البته بر آنها (دروازۀ) برکات از آسمان و زمین را می‌گشودیم، و لیکن (به جای ایمان آوردن) تکذیب کردند. پس آنها را به سبب آنچه می‌کردند (به عذاب) گرفتار کردیم ﴿96﴾

    آیا اهل قریه‌ها در امان شده‌اند از اینکه عذاب ما هنگام شب، در حالیکه به خواب رفته‌اند، به آنها برسد؟ ﴿97﴾

    آیا اهل قریه‌ها در امان شده‌اند از اینکه عذاب ما در وقت چاشت، در حالیکه به بازی و تفریح مشغول‌اند، به آنها برسد؟ ﴿98﴾

    آیا از مكر (تدبير) الله ایمن شده‌اند؟ زیرا از تدبير الله ایمن نمی‌شود مگر قوم زیانکار ﴿99﴾

    آیا برای آنانی که زمین را بعد از (هلاکت) ساکنان آن به ارث می‌برند، سبب هدایت نگردید که اگر ما بخواهیم آنها را به سزای گناهانشان می‌رساندیم؟ (و نیز) بر دل‌هایشان مهر می‌زدیم؟ تا دیگر نشنوند ﴿100﴾

    این قریه را (که داستان هلاک شدن‌شان ذکر شد) بعضی از اخبار آنها را بر تو بیان می‌کنیم، و البته پیغمبرانشان با دلائل واضح نزد آنها آمده بودند، ولی آنان به سبب اینکه (پیغمبران را) پیش از آن، تکذیب کرده بودند، به ایمان آوردن (به آنها) آماده نشدند، این طور الله بر دل‌های کافران مهر می‌زند ﴿101﴾

    و در بیشتر آنها وفای به عهد نیافتیم، و يقينا بیشتر آنها را (عهدشکن و) نافرمان یافتیم ﴿102﴾

    باز موسی را بعد از آن پیغمبران پیشین همراه با آیات (معجزه‌های) خود به‌سوی فرعون و رؤسای قوم او فرستادیم، اما آنان به (مقابل) آیات ما ظلم کردند. پس بنگر که انجام مفسدان چطور شد؟ ﴿103﴾

    موسی گفت: (در دعوت خود) ای فرعون! يقينا من فرستاده‌ای از سوی پروردگار عالميان‌ام ﴿104﴾

    سزاوار است که دربارۀ الله جز سخن راست و واقعی نگویم. البته من از طرف پروردگارتان برای شما معجزه (و دلیل) روشن آورده ام، پس بنی اسرائیل را (آزاد نموده) همرای من بفرست ﴿105﴾

    (فرعون) گفت: اگر معجزه‌ای (با خود) آورده‌ای، آن را بیاور، اگر از راستگویانی ﴿106﴾

    پس (به طور معجزه) موسی عصای خود را انداخت، پس ناگهان به صورت اژدهای ظاهر شد ﴿107﴾

    و دست خود را (از گریبان) بیرون آورد، پس ناگهان دست او برای بینندگان درخشید ﴿108﴾

    سران قوم فرعون (بعد از دیدن این دو معجزه) گفتند: یقینا این شخص جادو گری دانا است ﴿109﴾

    می‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند، پس چه مشوره می‌دهید؟ ﴿110﴾

    (مشاوران فرعون) گفتند: او (موسی) و برادرش را مهلت بده و نگاه دار، (و کسی را) به شهر‌ها بفرست تا همه مردم را جمع کند ﴿111﴾

    تا هر جادو گر ماهر و دانا را نزد تو بیاورند ﴿112﴾

    و جادوگران نزد فرعون آمدند (و) گفتند: اگر ما غالب شویم آیا برای ما پاداشی (جائزه و انعامی) هست؟ ﴿113﴾

    (فرعون) گفت: بلی، بلکه يقينا شما از مقربان (دربار من) خواهید بود ﴿114﴾

    (در آغاز مقابله جادو گران) گفتند: ای موسی! یا تو (عصایت را برای مقابله) بانداز، یا ما (سحر خود را) می‌اندازیم ﴿115﴾

    (موسی) گفت: (شما) باندازید، پس وقتی (عصاها و ریسمان‌های خود را) انداختند، چشم‌های مردم را جادو کردند، و آنها را ترساندند، و جادوی بزرگی را پیش کردند ﴿116﴾

    (و در عین حال) به موسی وحی فرستادیم که عصای خود را بانداز (چون انداخت) پس ناگهان جادوهای دروغین‌شان را فرو می‌برد ﴿117﴾

    پس حق (معجزۀ موسی) به ثبوت رسید (روشن شد) و آنچه جادوگران می‌کردند، باطل شد ﴿118﴾

    پس در آنجا مغلوب شدند (شکست خوردند جادوگران و اتباع فرعون)، و خوار و ذلیل برگشتند ﴿119﴾

    جادوگران (بی‌اختیار) به سجده افتیدند ﴿120﴾

    (و) گفتند: به پروردگار عالمیان ایمان آوردیم ﴿121﴾

    پروردگار موسی و هارون (که به عبادت او دعوت می‌دهند) ﴿122﴾

    فرعون (جادوگران را عتاب کرده) گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ این حیله‌ای است که شما در بارۀ این شهر سنجیده‌اید تا اهل آن را از آن بیرون کنید. پس به زودی خواهید دانست (که در این شهر چه کسی می‌ماند؟) ﴿123﴾

    البته دستها و پای‌های شما را از جانب مخالف خواهم برید، باز همۀ شما را به دار می‌کشم ﴿124﴾

    (جادوگران مؤمن) گفتند: البته ما به طرف پروردگار ما باز می‌گردیم ﴿125﴾

    (و تو از ما انتقام نمی‌گیری مگر اینکه چون آیات پروردگار ما آمد )و ما( به آن ایمان آورده‌ایم، ای پروردگار ما! بر ما صبر فرو ریز و ما را مسلمان بمیران) ﴿126﴾

    و سران قوم فرعون گفتند: که آیا موسی و قومش را می‌گذاری تا در زمین فساد کنند، و تو و معبودانت را رها کنند؟ (فرعون) گفت: (کجا می‌گذارم) به زودی پسران )و مردان‌) شان را قتل می‌کنیم و زنان آنها را زنده می‌گذاریم، چون ما بر آنها مسلط هستیم ﴿127﴾

    موسی به قوم خود گفت: از الله کمک بخواهید و صبر (و مقاومت) کنید، (چون) زمین از الله است، هر که از بندگان خود را که بخواهد، وارث آن می‌گرداند، و انجام (نیک) از پرهیزگاران است ﴿128﴾

    (بنی اسرائیل به موسی) گفتند: پیش از آنکه نزد ما بیایی و (هم) بعد از آنکه نزد ما آمدی اذیت شدیم، (پس چه باید کرد؟) موسی گفت: امید است که پروردگارتان دشمن شما را نابود کند و شما را در زمین (مصر) جانشین آنان سازد و ببیند که چگونه عمل می‌کنید؟ ﴿129﴾

    و ما فرعونیان را با قحط سالی و کمبود میوه‌ها گرفتار کردیم تا پند گیرند. (و شاید به‌سوی الله برگردند) ﴿130﴾

    (ليكن عبرت نگرفتند) پس وقتی نیکیی به آنها دست می‌داد می‌گفتند: سزاوار ماست و چون بدیی به آنها می‌رسید، به موسی و همراهانش بدفالی می‌گرفتند. آگاه باشید که بدفالی (خوشبختی و بدبختی) آنها نزد الله است، لیکن بیشترینشان نمی‌دانند ﴿131﴾

    و گفتند (ای موسی)! هر چه از معجزه (ها و دلایل) برای ما بیاوری تا ما را با آن جادو کنی، به تو ایمان نمی‌آوریم ﴿132﴾

    پس ما بر آنها طوفان و (هجوم) ملخ و شپش و کوربقه‌ها و خون (روان) را بصورت آیات (و علامات) جدا جدا، فرستادیم. اما باز تكبر ورزیدند و قوم مجرم بودند ﴿133﴾

    و هرگاه که عذاب بر آنها واقع شد، گفتند: ای موسی! با (توسل با) آن عهدی که الله نزد تو دارد، برای ما به پروردگارت دعا کن (که این عذاب را از ما بردارد) اگر عذاب را از ما دور کنی حتما به تو ایمان می‌آوریم، و (به گفتۀ تو) حتما بنی اسرائیل را همراه تو می‌فرستیم ﴿134﴾

    پس چون تا آن وقت معین که قرار گذاشته بودند، عذاب را از آنها دور نمودیم، ناگهان پیمان خود را می‌شکستند ﴿135﴾

    لذا از آنها انتقام گرفتیم پس آنها را در دریا غرق نمودیم به سبب این که آیات ما را دروغ شمردند، و از آنها (عقوبت و قهر الله) غافل بودند ﴿136﴾

    و آن قوم مستضعف (بنی اسرائیل) را در مشارق و مغارب سرزمینی که در آن برکت نهادیم (سرزمین شام) وارث خزانه و سلطنت گردانیدیم. و سخن نیک (وعدۀ نیک) که پروردگار تو به بنی اسرائیل داده بود به سبب اینکه صبر ورزیده بودند، به کمال رسید (تحقق یافت). و آنچه را که فرعون و قومش می‌ساختند و آنچه از باغها را که بر پایه‌ها افراشته بودند، نابود کردیم ﴿137﴾

    و بنی اسرائیل را از بحر گذراندیم، تا اینکه (در راه) بر قومی رسیدند که به عبادت بت‌های خویش مشغول بودند، گفتند: (بنی اسرائیل) ای موسی! برای ما هم معبودی مقرر کن همان طور که آنان را معبودانی هست، گفت: یقینا شما قوم نادان و جاهل هستید ﴿138﴾

    چون آنچه که این مردم در آن قرار دارند، نابود و هلاک شده است، و عملی که می‌کنند باطل است ﴿139﴾

    (موسی) گفت: آیا غیر از الله معبودی برای شما بخواهم؟ در حالیکه او شما را بر جهانیان (زمان تان) فضیلت داده است ﴿140﴾

    و یادآور شوید هنگامی را که شما را از پیروان فرعون نجات دادیم که شما را سخت عذاب می‌کردند؛ پسران تان را قتل می‌کردند و زنان تان را زنده می‌گذاشتند، و در این برای شما از طرف پروردگارتان آزمایش بزرگ بود ﴿141﴾

    و سی شب با موسی وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تکمیل کردیم، تا وقت مقرر پروردگارش چهل شب کامل شد. و (در وقت رفتن به کوه طور) موسی به برادرش هارون گفت: در میان قوم من جانشین (نائب) من باش و در اصلاح (شان) بکوش و از راه مفسدان پیروی مکن ﴿142﴾

    و چون موسی به وعده گاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، (موسی) گفت: ای پروردگارم! خودت را به من نشان ده تا تو را ببینم. (الله) فرمود: مرا هرگز نمی‌توان دید (توان دیدن مرا نداری). بلکه به کوه نگاه کن، اگر در جایش برقرار ماند تو هم مرا خواهی دید. وقتی پروردگارش به کوه تجلی کرد، آن کوه ریز ریز شد و موسی بیهوش به زمین افتید، باز وقتی به هوش آمد، گفت: پاکی ‌ترا است (ای الله)، به دربار تو توبه کردم و من اولین مؤمنان هستم ﴿143﴾

    (الله) فرمود: ای موسی، البته من تو را به (رسانیدن) پیام‌ها و کلام (کتاب) خویش بر مردم برگزیده‌ام، پس چیزی را که من به تو داده ام )از وحی و کتاب( بگیر و از شکرگزاران باش) ﴿144﴾

    و در لوحه‌های تورات برای او (موسی) از هر چیزی نوشتیم تا عبرت و یادآوری، و تفصيل هرچیزی (در شرع موسوی) باشد، برای موسی نوشتیم، پس (به موسی گفتیم:) آن را با قدرت و عزم قوی بگیر، و به قومت دستور بده تا نیکوترین آن را اختیار کنند (که سبب هدایت و رحمت است)، به زودی سرای فاسقان را به شما نشان خواهم داد ﴿145﴾

    به زودی کسانی را که به ناحق در زمین تکبر می‌کنند، از آیات خویش رویگردان می‌سازم، و اگر هر آیتی را ببینند ایمان نمی‌آورند و اگر راه هدایت را ببینند آنرا راه خود قرار نمی‌دهند و اگر راه گمراهی را ببینند آنرا راه خود قرار می‌دهند. زیرا آنها آیات ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند ﴿146﴾

    و آنانی که آیات ما و ملاقات روز آخرت را دروغ شمردند، اعمال‌شان برباد شد، آیا جز در برابر کارهایی که می‌کردند، سزا داده می‌شوند؟ ﴿147﴾

    و قوم موسی بعد از او (رفتن او به کوه طور) از زیورات خود گوساله‌ای که آواز گاو داشت (ساختند و به عبادت) گرفتند. آیا نمی‌دیدند که آن پیکر (گوساله) با آنان سخن نمی‌گوید و آنان را به راهی رهنمایی نمی‌کند؟ باز هم آن را معبود قرار دادند؟ و واقعا که ظالم بودند ﴿148﴾

    و چون ارزش گوساله از نظر‌شان سقوط کرد از آن کار پشیمان شدند و دیدند که گمراه شده‌اند، گفتند: اگر پروردگار ما به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، البته از زیان کاران خواهیم بود ﴿149﴾

    و چون موسی (از کوه طور) به طرف قوم خود بازگشت (و گوساله پرستی آنها را دید) در حالت خشم و افسوس گفت: پس از من بد جانشینانی برایم بودید، آیا در (مخالفت) امر پروردگارتان عجله کردید؟ و لوحه‌های تورات را انداخت و سر برادرش را گرفت و آن را به‌سوی خود کشید. (هارون) گفت: ای پسر مادرم! این قوم مرا ناتوان شمردند و تحقیرم نمودند، (بلکه) نزدیک بود مرا بکشند، پس دشمنان را به من شاد مگردان و مرا با قوم ظالم قرار مده ﴿150﴾

    (وقتی خشم موسی فرو نشست) گفت: ای پروردگارم! من و برادرم را ببخش، و ما را در سایۀ رحمت خود داخل كن، و تو مهربان‌ترین مهربانانی ﴿151﴾

    يقينا آنانی که گوساله را معبود خود قرار دادند قهری بزرگ از جانب پروردگارشان، و خواری در زندگی دنیا آنان را خواهد رسید. و این چنین افتراکنندگان را سزا می‌دهیم ﴿152﴾

    و آنانی که کارهای بد انجام دادند (باز) پس از آن توبه کردند (و) ایمان آوردند (به وحدانیت الله) يقينا پروردگار تو آمرزنده (و) مهربان است ﴿153﴾

    و چون خشم موسی فرو نشست، لوحه‌های تورات را گرفت، و در نوشته‌های آن راهنمائی و رحمت بود برای آنانی که ایشان از پروردگار‌شان بیم دارند ﴿154﴾

    موسی برای وعده گاه ما از میان قوم خود هفتاد تن را انتخاب کرد. چون زلزله آنها را فرو گرفت، گفت: ای پروردگارم، اگر می‌خواستی آنها و مرا پیش از این هلاک می‌کردی. آیا به خاطر اعمالی که بیخردان ما انجام داده‌اند، ما را هلاک می‌کنی؟ و این (عقوبت) جز آزمایش تو نیست، هر کس را که بخواهی به آن گمراه می‌کنی و هر کس را که بخواهی هدایت می‌کنی. توئی مددگار ما، پس ما را بیامرز و بر ما رحم کن که تو بهترین آمرزندگانی ﴿155﴾

    و برای ما در این دنیا نیکی بنویس و در آخرت (نیز نیکی بنویس)، البته ما به‌سوی تو رجوع نمودیم. (الله) فرمود: عذاب خود را به کسی که بخواهم می‌رسانم و رحمت من هر چیزی را در بر گرفته است، و آن را برای کسانی مقرر می‌دارم که پرهیز گاری می‌کنند و زکات را می‌دهند و به آیات ما ایمان می‌آورند ﴿156﴾

    و کسانی که از پیغمبر ناخوان پیروی می‌کنند، پیغمبری که (اوصاف و سیرت) او را نزد خود در تورات و انجیل نوشته می‌یابند، آنان را به کارهای نیک امر می‌کند و از کارهای بد باز می‌دارد، چیز‌های پاکیزه را برایشان حلال می‌کند و چیزهای پلید را بر آنان حرام می‌نماید. و بار گران را از آنها بر می‌دارد و بند و زنجیره‌هایی را که بر آنان بود دور می‌کند، پس کسانی که به او ایمان آوردند و او را تعظیم نمودند و او را مدد کردند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کردند، این گروه رستگار (و کامیاب)‌اند ﴿157﴾

    (ای پیغمبر!) بگو: ای مردم (جهان)، من فرستادۀ الله به‌سوی همۀ شما هستم، آن پروردگاری که سلطنت آسمان‌ها و زمین خاص از اوست. و هیچ معبودی برحق جز او نیست، زنده می‌کند و می‌میراند. پس به الله و رسول عالیقدر او، که ناخوان است و به الله و سخن‌های او ایمان دارد، ایمان بیاورید و از او پیروی کنید، تا هدایت شوید ﴿158﴾

    (و از قوم موسی جماعتی هستند که )دیگران را( به حق راهنمائی می‌کنند، و به آن فيصلۀ عادلانه می‌کنند) ﴿159﴾

    و آنها را (بنی اسرائیل را) به دوازده سبط (طائفه و قبیله) تقسیم کردیم که هر یک امتی بودند، و به موسی وحی فرستادیم وقتی که قومش از او آب خواستند، که با عصایت به سنگ بزن، پس (از زدن عصا) از آن سنگ دوازده چشمه جاری شد که هر گروه جای آب نوشی و آب گیری خود را دانست، و ابر سفید را بر بالای آنها سایه بان ساختیم، و بر آنها من (شیرنی آسمانی) و سلوا (غذایی از پرنده‌ها) را نازل کردیم (و به آنان گفتیم) از چیزهای پاکیزه‌ای که به شما روزی داده‌ایم بخورید، (و آنها به سبب مخالفت امر الله) بر ما ظلم نکردند، بلکه بر خودشان ظلم می‌کردند ﴿160﴾

    و یاد کن وقتی به آنان گفته شد که در این شهر (بیت المقدس ) سکونت کنید و در آن از هر جایی که بخواهید بخورید. و بگویید: گناهان ما را بیامرز. و سجده کنان از دروازه شهر داخل شوید، تا گناهانتان را بیامرزیم (بلکه) به زودی نیکوکاران را اجر بیشتر می‌دهیم ﴿161﴾

    پس ظالمان آنها سخنی که به آنها گفته شده بود (فرمودۀ الله را) به سخن دیگری تبدیل نمودند، پس به سزای اینکه ظلم می‌کردند، عذابی از آسمان بر آنها فرستادیم ﴿162﴾

    و بپرس از آنان (یهود) دربارۀ قریه‌ای که در کنار دریا بود، وقتی که در )روز( شنبه تجاوز می‌کردند، هنگامی که ماهی‌ها در روز شنبه به روی آب ظاهر می‌شدند، و روزهای غیر شنبه به سویشان نمی‌آمدند، اینگونه آنان را به سبب فسقی که می‌کردند، می‌آزمودیم) ﴿163﴾

    و چون جماعتی از ایشان (صالحان يهود) گفتند: چرا قومی را پند می‌دهید که الله، هلاک‌شان خواهد کرد، یا آنها را عذاب سخت خواهد داد؟ گفتند: تا پیش پروردگارتان معذور باشیم و شاید آنها پرهیزگار شوند ﴿164﴾

    پس چون پندی را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، آنانی را که از بدی منع می‌کردند نجات دادیم و ظالمان را به سبب نافرمانی‌شان به عذاب سخت گرفتار کردیم ﴿165﴾

    پس وقتی از چیزی که از آن منع شده بودند سرکشی کردند، به آنها گفتیم: بوزینه‌های حقیر خوار شوید ﴿166﴾

    و یاد آور شو وقتی را که پروردگار تو اعلام کرد که کسی را بر آنان بفرستد که تا روز قیامت به آنها عذاب سخت بچشاند. یقینا پروردگار تو زود سزا می‌دهد و نیز آمرزنده (و) مهربان است ﴿167﴾

    و یهودی‌ها را در روی زمین به صورت گروه‌های مختلف متفرق نمودیم که برخی از آنها صالحان‌اند، و بعضی از آنها کمتر از آنها ‌اند، و آنها را به خوبی‌ها و بدی‌ها آزمودیم تا به دربار الله رجوع نمایند ﴿168﴾

    بعد از آنها جانشینان بد آمدند و وارث آن کتاب گردیدند که متاع دنیوی پست را می‌گیرند و می‌گویند: به زودی آمرزیده می‌شویم. و اگر متاعی مانند آن بیابند باز هم آن را می‌گیرند آیا در کتاب (تورات) از آنها پیمان گرفته نشد که در بارۀ الله نگویند مگر سخن حق، حال آنکه آنچه در آن کتاب آمده بود خوانده بودند. و سرای آخرت برای کسانی که پرهیز گاری پیشه می‌کنند (به مراتب) بهتر است، آیا (پس از این بیان) تعقل (درک) نمی‌کنید؟ ﴿169﴾

    و آنانی که به کتاب (قرآن) تمسک می‌کنند و نماز را برپا داشته‌اند (مستحق اجر ‌اند و بدانند که) ما ثواب اصلاح گران را ضائع نمی‌کنیم ﴿170﴾

    و به یاد آور وقتی که کوه را بر سرشان چون سایبانی قرار دادیم و پنداشتند که اکنون، بر سرشان خواهد افتاد، (در آن وقت به ایشان گفتیم) کتابی را که به شما داده‌ایم با عزم و نیرومندی بگیرید و هر چه را که در آن آمده است یاد کنید، تا پرهیزگار شوید ﴿171﴾

    و به یاد آور وقتی که پروردگار تو از پشت فرزندان آدم فرزندانشان را بیرون آورد، و آنان را بر خودشان گواه گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بلی! گواهی میدهیم. تا روز قیامت نگویید: ما از این (ربوبیت تو) غافل بودیم ﴿172﴾

    یا نگویید که پدران ما پیش از این مشرک بودند و ما نسلی بودیم بعد از آنها (که ما به تقلید آنها رفتیم). آیا به سبب کاری که اهل باطل کرده است، ما را هلاک می‌کنی؟ ﴿173﴾

    و ما این گونه آیات را به تفصیل بیان می‌کنیم (تا بفهمند) و (از کفر به فطرت پاک) باز گردند ﴿174﴾

    و برای آنان خبر آن کس را بخوان که (علم) آیات خود را به او داده بودیم، پس از آن (از عمل کردن به آن) بیرون رفت، و شیطان او را تعقیب کرد (و بر او غالب شد)، و او از جملۀ گمراهان شد ﴿175﴾

    و اگر ما می‌خواستیم مقام او را به سبب علم به آن آیات بالا می‌بردیم، ولی او به زمین متمایل شد و از هوی و هوس خود پیروی کرد. پس حالت او مانند سگ است، اگر او را به رفتن مجبور کنی زبان از دهان بیرون می‌آورد، و اگر آن را رها کنی باز زبان از دهان بیرون می‌آورد. این است حالت قومی که آیات ما را دروغ شمردند. پس داستان تکذیب کنندگان را حکایت کن تا تفکر نمایند (و از تکذیب باز آیند) ﴿176﴾

    بد است مثل مردمی که آیات ما را دروغ شمردند و (لكن) به خود ظلم می‌کردند ﴿177﴾

    الله هرکس را که هدایت کند او راه یاب است، و هر کس را که گمراه سازد پس بی‌گمان ایشان زیانکارانند ﴿178﴾

    البته برای دوزخ بسیاری از جن‌ها و انسانها را آفریدیم که (علامت آنها این است:) ایشان را دل‌هایی است که با آن (حق را) نمی‌فهمند و چشم‌هایی است که با آن نمی‌بینند و گوش‌هایی است که با آن (سخن حق را) نمی‌شنوند اینها مانند چهارپایانند، بلکه گمراه‌تر از آنها. ایشان غافلانند ﴿179﴾

    و تنها الله دارای زیباترین و نیکوترین نام‌ها است، پس او را به آن نام‌ها بخوانید، و بگذارید آنانی را که در نام‌های الله کج روی می‌کنند (و آن را تحریف می‌کنند)، به زودی سزای آنچه را که می‌کردند، خواهند دید ﴿180﴾

    (همه را برای دوزخ نه آفریده‌ایم بلکه) از آنانی که ما آفریده‌ایم جماعتی هستند که مردم را به حق راهنمایی می‌کنند، و به آن عادلانه حکم می‌کنند ﴿181﴾

    و آنانی که آیات ما را دروغ شمردند به تدریج آنها را از جایی که ندانند، گرفتار خواهیم کرد ﴿182﴾

    (اما) اکنون آنها را مهلت میدهم، چون تدبیر من استوار و متین است ﴿183﴾

    آیا فکر نکردند که در همنشین‌شان هیچگونه دیوانگی نیست. و او بیم دهنده‌ای آشکار است ﴿184﴾

    آیا در ملکوت آسمان‌ها و زمین و چیزهای دیگری که الله آفریده است (عقلمندانه) نظر نکردند؟ و شاید که مرگشان (یا مهلت عذاب آنها) نزدیک باشد. و پس از (انکار) آن به کدام سخن باور می‌کنند؟ ﴿185﴾

    هر کس را که الله گمراه کند پس برای او هیچ هدایت کننده‌ای نیست، و آنها را در سر کشی‌شان حیران می‌گذارد ﴿186﴾

    از تو دربارۀ قیامت می‌پرسند که چه وقت رخ می‌دهد؟ بگو: جز این نیست که علم آن نزد پروردگار من است، کسی جز او نمی‌تواند وقتش را ظاهر کند. (این واقعه) بر (اهل) آسمان‌ها و زمین سخت و دشوار است، نمی‌آید (قیامت) به سراغ تان مگر ناگهانی باز از تو دربارۀ قیامت می‌پرسند، گویا تو از آن آگاه هستی، بگو: جز این نیست که علم آن نزد الله است، و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند ﴿187﴾

    بگو: (دانستن وقت قیامت چه) بلکه من مالک (جلب) نفع و (دفع) ضرری برای خود نیستم مگر چیزی را که الله (دربارۀ من) بخواهد، و اگر من غيب را می‌دانستم منافع زیادی (به نفع خود) می‌افزودم، و هیچ ضرری به من نمی‌رسید (بلکه) من نیستم مگر ترساننده و مژده دهنده برای قومی که ایمان می‌آورند ﴿188﴾

    الله آن ذاتی است که شما را از یک شخص آفرید، و از تن او زنش را (نیز) آفرید تا به او آرامش یابد. پس (نظام تولد و تناسل آغاز شد) چون مرد با زن خود همبستر شد (آن زن) به بار سبک باردار شد (حامل شد) پس وقتی که بار وی سنگین شد (و به ولادت نزدیک شد) پس زن و شوهر (هردو) دعا کردند و از پروردگار خود خواستند که اگر به ما فرزند نیک (و سالمی) دهی، ما حتما از شکرگزاران خواهیم شد ﴿189﴾

    پس وقتی (الله) به آن دو فرزند نیک داد، آنان در آنچه که به ایشان عطا نموده بود، برای الله شریکانی قرار دادند، پس الله برتر است از آنچه با وی شریک مقرر می‌کنند ﴿190﴾

    آیا چیزی را شریک الله قرار می‌دهند که چیزی نمی‌آفرینند. در حالیکه خود‌شان نیز مخلوق‌اند (و به آفریننده محتاج اند) ﴿191﴾

    و (آن معبودها) نمی‌توانند یاریشان کنند و حتی خودشان را هم نه می‌توانند یاری کنند ﴿192﴾

    و اگر آن معبودها را به هدایت طلب کنید از شما متابعت نکنند. (پس) بر شما برابر است که آنها را (به حق) بخوانید یا خاموش باشید ﴿193﴾

    البته آنانی را که به جز الله (به عبادت) می‌خوانید، بندگانی مانند شما‌اند. آنها را بخوانید تا (دعای) شما را اجابت کنند، اگر (در دعوای خویش) راستگویید ﴿194﴾

    (بلکه معبودهای تان با شما هیچ مشابهتی ندارند) آیا پاهایی دارند که با آن راه بروند؟ یا دست‌هایی دارند که با آن کاری را انجام دهند؟ آیا چشم‌هایی دارند که با آن ببینند؟ یا گوش‌هایی دارند که با آن بشنوند؟ بگو: شريكان الله را بخوانید، باز دربارۀ من حيله سازی و چاره جویی کنید و باز مرا مهلت ندهید ﴿195﴾

    همانا یار و کارساز من الله است، پروردگاری که کتاب را نازل کرده است. و او صالحان را یاری می‌کند ﴿196﴾

    و آنانی را که به جای الله (برای مدد خود) می‌خوانید، نمی‌توانند شما را یاری کنند و نه خود را یاری می‌کنند ﴿197﴾

    و اگر آنان را به‌سوی (راه) هدایت بخوانید نمی‌شنوند، و آنان را می‌بینی که به‌سوی تو می‌نگرند در حالیکه چیزی را نمی‌بینند ﴿198﴾

    (با وجود بی‌ادبی مشرکین، ادب دعوت را رعایت کن و) عفو را پیشه کن و به نیکی فرمان ده و از جاهلان اعراض کن ﴿199﴾

    و اگر از جانب شیطان وسوسه‌ای به تو رسد، پس به الله پناه بجوی، همانا او شنواى داناست ﴿200﴾

    کسانی که پرهیزگاری می‌کنند چون از شیطان وسوسه‌ای به آنها برسد، الله را یاد می‌کنند، آنگاه بینا می‌گردند (که آن وسوسه شیطانی است) ﴿201﴾

    و برادرانشان (شیطان صفتان گمراه) آنها (مشرکین) را در گمراهی‌شان مدد می‌کنند، باز کوتاهی نمی‌کنند ﴿202﴾

    چون معجزه‌ای برایشان نیاوری، گویند: چرا تو معجزه‌ای انتخاب نکردی؟ بگو: من پیرو چیزی هستم که از پروردگارم به من وحی می‌شود. و این (قرآن) بصيرت‌هایی است از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت است برای مردمی که ایمان می‌آورند ﴿203﴾

    و هرگاه قرآن خوانده می‌شود، به آن گوش دهید و خاموش باشید (تا بشنوید) باشد که بر شما رحم شود ﴿204﴾

    و پروردگارت را در دل خود به عاجزی و ترس، بی‌آنکه آوازت را بلند کنی، در وقت صباح و شامگاه یاد کن و از غافلان مباش ﴿205﴾

    (زیرا) آنانی که نزد پروردگارت هستند از عبادت او تكبر نمی‌ورزند، و او را به پاکی یاد می‌کنند و برای او سجده می‌کنند ﴿206﴾

    انفال

    Surah 8

    از تو دربارۀ مال‌های غنیمت می‌پرسند. بگو: مال‌های غنیمت متعلق به الله و پیغمبر است، پس از الله بترسید و در میان خویش صلح و صفا بیاورید و الله و رسول او را اطاعت کنید اگر شما مؤمن هستید ﴿1﴾

    جز این نیست که مؤمنان کامل آنانی‌اند که هرگاه نام الله (نزد آنها) یاد شود، دل‌هایشان هراسان گردد، و چون آیات الله بر آنها تلاوت شود، ایمان‌شان افزون گردد و بر پروردگارشان توکل می‌کنند ﴿2﴾

    آنانی که نماز را برپا می‌کنند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند ﴿3﴾

    این جماعت در واقع مؤمنان کامل‌اند. برای آنها درجاتی است نزد پروردگارشان، و آمرزش و رزق نیکو است ﴿4﴾

    همچنان که پروردگارت تو را از خانه ات به حق بیرون کرد، در حالیکه گروهی از مسلمانان (از بیرون شدن) سخت کراهت داشتند (باز راضی شدند) ﴿5﴾

    (آن مؤمنان) با تو در بارۀ حق؛ بعد از اینکه (حق بودن آن) واضح شد، مجادله می‌کردند، گویا به‌سوی مرگ سوق داده می‌شدند و ایشان )به آن( می‌نگرند) ﴿6﴾

    و یادآور شوید وقتی را که الله به شما یکی از دو طائفه را وعده کرد که (گروه مسلح) برای شما باشد، و شما می‌خواستید که طائفه بی‌سلاح برای شما باشد. در حالیکه الله می‌خواست که حق (دین و غلبۀ مسلمانان) را با سخنان (فرمان‌های) خود ثابت کند و کافران را ریشه کن کند ﴿7﴾

    تا (دین) حق را ثابت کند و باطل (کفر) را نابود سازد، اگرچه مجرمان خوش نداشته باشند ﴿8﴾

    یادآور شوید وقتی که از پروردگارتان یاری خواستید، پس دعای شما را قبول کرد که من شما را با هزار فرشته که پشت سر یکدیگر قرار دارند، مدد می‌کنم ﴿9﴾

    و آن (مدد آسمانی) را الله جز برای بشارت و اینکه دلهایتان به آن مطمئن شود قرار نداد. و نصرت نیست مگر از جانب الله، چون او غالب حکیم است ﴿10﴾

    (و به یاد آورید) وقتی را که خواب خفیف را بر شما مسلط ساخت، تا باعث امنیت و آرامش شما از جانب الله بگردد، و از آسمان آبی بر شما فرستاد تا با آن شما را پاک بگرداند و پلیدی شیطان را از شما دور سازد، و دل‌های شما را ثابت بگرداند، و به وسیلۀ آن قدم‌های شما را ثابت سازد ﴿11﴾

    (و به یاد آورید) وقتی را که پروردگار تو به فرشته‌ها وحی کرد که من با شما ام، پس مؤمنان را ثابت قدم دارید (مدد کنید). به زودی در دل‌های کافران خوف را می‌اندازم، پس بر بالای گردنها بزنید و انگشتانشان را قطع کنید ﴿12﴾

    این (حمایت الهی) به این سبب است که آنها از الله و رسول او مخالفت کردند، و هر کس که با الله و رسول او مخالفت کند، پس یقینا بداند که عقوبت الله سخت است ﴿13﴾

    این است (عذاب دنیوی) پس بچشید آن را، (و بدانید که) برای کافران (در آخرت) دوزخ (آماده) است ﴿14﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرگاه با (لشکر) کفار روبرو شدید، پس به آنها پشت نگردانید (و فرار نکنید) ﴿15﴾

    و هر کس که در آن روز (به کفار) پشت گرداند، مگر کسی که (قصدش) گوشه گیری برای جنگ (مجدد) یا یاری به گروه (دیگر از مجاهدین) باشد، (در غیر آن) به غضب الله گرفتار می‌شود، و جایگاهش دوزخ است، و چه بدجای بازگشت است (دوزخ) ﴿16﴾

    (بعد از مدد الله به وسیلۀ فرشته‌ها بدانید که در حقیقت) شما (با نیروی خود) آنان را نکشتید، بلکه الله آنها را (با مدد‌های غیبی خود) به قتل رسانید. (و درحقیقت) تو (مشت ریگ را) بر آنها نه افگندی، بلکه الله افگند، (الله چنین کرد) تا مؤمنان را از طرف خود به آزمایش نیک بیازماید (که نصرت و غنیمت است) زیرا الله شنوا (و) دانا است ﴿17﴾

    این است (آزمایش نیك)، و (بدانید که) الله، سست کننده حيله كافران است ﴿18﴾

    (ای مشرکان!) اگر پیروزی (حق) را می‌طلبید، پس اینک فتح و پیروزی به‌سوی شما آمد، و اگر (از جنگ با مسلمانان) باز آیید برای شما بهتر است، و اگر (به کفر و عنادتان) باز گردید ما هم (به نصرت مسلمانان) باز می‌گردیم و (بدانید) که جماعت تان هرچند عدد آنها زیاد باشد، هرگز نمی‌توانند چیزی را از شما دفع کنند، و الله با مؤمنان است ﴿19﴾

    (شرط نصرت الله این است) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، الله و رسول او را اطاعت کنید، و از اطاعت رسول الله اعراض نکنید، در حالیکه امر الله را (در بارۀ اطاعت رسول) می‌شنوید ﴿20﴾

    و مانند آنانی مشوید که گفتند: شنیدیم (سخن رسول را) ولی (در حقیقت) آنها نمی‌شنیدند ﴿21﴾

    زیرا بدترین روندگان (جانوران در روی زمین) نزد الله کران و گنگانی‌اند که (حق را) درک نمی‌کنند ﴿22﴾

    و اگر الله در آنان خیری می‌دانست، آنها را (به شنیدن سخن حق توفیق میداد و) شنوایشان می‌ساخت، و اگر آنان را (در صورت عدم توفيق) شنوا می‌ساخت، البته باز هم روی می‌گردانیدند، در حالیکه اعراض کنان می‌بودند ﴿23﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون الله و پیامبرش شما را به چیزی دعوت دهند که زندگی ابدی تان باشد (پس) دعوتشان را اجابت کنید و بدانید که الله میان شخص و (ارادۀ) قلبش حایل می‌شود. و همه به دربار او جمع کرده می‌شوید ﴿24﴾

    و از فتنه‌ای بترسید که تنها به ظالمان تان نمی‌رسد، و بدانید که الله سخت عقوبت دهنده است ﴿25﴾

    و یادآور شوید وقتی را که شما در زمین کم و مستضعف بودید (و) می‌ترسیدید که مردم شما را اختطاف کنند، پس الله به شما جای داد (در مدینه) و شما را به کمک خود تایید کرد (نصرت بخشید)، و از چیزهای پاکیزه به شما روزی داد، تا شکر گزاری کنید ﴿26﴾

    و ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به الله و رسول خیانت نکنید، و نه در امانت‌های خویش خیانت کنید، در حالیکه شما (سزای خیانت را) می‌دانید ﴿27﴾

    و بدانید که مالها و فرزندانتان (سبب) آزمایشی (برای شما) است، و البته نزد الله ثواب بزرگ است ﴿28﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر از الله بترسید، به شما قوت فرق کننده میان حق و باطل می‌دهد، و بدیهای شما را محو می‌کند و گناهان شما را می‌آمرزد (و شما را از فضل خود اجر و ثواب می‌دهد، چون) الله صاحب فضل بزرگ است ﴿29﴾

    و یادآور شو زمانی که کافران (مکه) در مورد تو حیله سنجی (و نقشه کشی) می‌کردند، تا تو را زندانی کنند، یا تو را بکشند، یا تو را (از مکه) بیرون کنند، و آنها در مورد تو حیله می‌سنجیدند و الله هم (برای نجات تو) تدبیر می‌کرد و الله بهترین تدبیر کنندگان است ﴿30﴾

    و چون آیات ما بر آنها تلاوت شود، گویند: شنیدیم، و اگر بخواهیم ما هم مانند آن (قرآن) می‌گوییم، این چیزی نیست مگر افسانه‌های مردمان پیشین ﴿31﴾

    و یاد آور شو زمانی که گفتند: پروردگارا! اگر این (دین) حق از نزد تو است، پس از آسمان سنگهایی بر ما بباران، و یا برای ما عذابی دردناک بیار ﴿32﴾

    و (لیكن این وقت رسیدن عذاب نیست چون) تا وقتی که تو در میان آنها هستی، الله عذاب دهندۀ آنها نیست، و الله عذاب دهندۀ آنها نیست در حالیکه از الله مغفرت می‌خواهند ﴿33﴾

    و چه (مانعی) است که الله آنها را عذاب نکند، حال آن که (مؤمنان را) از مسجد الحرام منع می‌کنند، و آنها متولیان مسجد الحرام نیستند، و متولیان آن نیست مگر پرهیزگاران، و لیکن بیشتر آنها (این حقیقت) را نمی‌دانند ﴿34﴾

    و نماز آنها (مشرکین) در نزد کعبه نبود مگر صفیر کشیدن و کف زدن (یعنی به جای نمازخواندن چنین تمسخری می‌کردند)، پس (به آنها گفته شد که) عذاب را به سزای کفرتان بچشید ﴿35﴾

    البته آنانی که کفر ورزیدند مال‌های خود را برای منع نمودن مردم از راه و دين الله انفاق می‌کنند، پس زود است که آن را انفاق کنند، باز (عاقبت) آن انفاق‌شان سبب حسرت برایشان خواهد شد، و باز مغلوب می‌گردند. و آنانی که کفر ورزیدند به‌سوی دوزخ حشر می‌شوند ﴿36﴾

    (این حشر نمودن کار برای این است) تا الله پلیدان (کافران) را از پاکان (مؤمنان) جدا سازد و بعضی پلیدان را بر بعض دیگر قرار دهد، پس آن همه (پلیدان) را توده سازد، باز آن (همه) را در دوزخ بیندازد، این جماعت همان زیانکارانند ﴿37﴾

    به کافران بگو: اگر باز آیند (از کفر شان) آنچه گذشته است برای آنها آمرزیده می‌شود، و اگر باز گردند (به کفر و عداوت مسلمانان)، پس طريقۀ الله با کفار پیشین گذشته است ﴿38﴾

    و (اگر به عداوت شما بازگشتند پس) با آنها بجنگید تا فتنۀ (شرک) باقی نماند، و دین، همه برای الله باشد. پس اگر باز آمدند (از كفر)، يقينا الله به آنچه می‌کنند، بیناست ﴿39﴾

    و اگر روی گشتاندند (از ایمان، پس اندوهگین مشوید. بلکه) بدانید که الله کارساز شماست، و الله بهترین کارساز و بهترین مددگار است (پس با مشرکان بجنگید) ﴿40﴾

    و بدانید که هر آنچه را (از کافران) به غنیمت گرفتید، پس پنجم حصه آن از الله و پیغمبر و خویشاوندان (پیغمبر) و یتیمان و مسکینان و مسافران (در راه ماندگان) است، اگر به الله و به آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق و باطل نازل کردیم ایمان دارید؛ روزی که آن دو گروه (مؤمن و کافر در روز بدر) روبرو شدند. و الله بر هر چیزی قادر است ﴿41﴾

    یادآور شوید وقتی که شما در جانب نزدیکتر (به مدینه) بودید، و آنان (دشمنانتان) در جانب دورتر بودند و قافلۀ (تجاری آمده از شام) در پائین‌تر از شما (در کنار ساحل) قرار داشت. و اگر با یکدیگر وعدۀ (جنگ) می‌کردید (و ناگهان حکم جنگ صادر نمی‌شد) البته در وعده مخالفت می‌کردید، و لیکن (ناگهانی به شما دستور جنگ داده شد) تا الله کاری را که انجام دادنی بود، به انجام برساند، تا کسی که به دليل واضح هلاک شدنی بود، هلاک شود. و کسی که به دليل واضح زنده ماندنی بود، زنده بماند. و یقینا الله شنوای داناست ﴿42﴾

    قابل یادآوری است وقتی که الله (عدد) آنها را در خوابت به تو کم نشان داد، و اگر آنها را به تو بسیار نشان می‌داد، البته سست می‌شدید و در کار (جنگ با مشرکین) نزاع می‌کردید، و ليكن الله (شما را از اختلاف و بزدلی) در امان داشت. چون الله از راز سینه‌ها آگاه است ﴿43﴾

    و چون وقتی که با هم روبرو شديد (قبل از شروع جنگ)، الله آنها را در چشم شما کم نشان می‌داد، و شما را (نیز) در چشم آنها کم نشان می‌داد تا الله کاری را که شدنی بود (غلبۀ اسلام)، به انجام برساند و تمام کارها به سوى الله باز گردانیده می‌شود ﴿44﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون با جماعت (کفار در وقت جنگ) روبرو شديد، پس ثابت قدم باشید و الله را بسیار یاد کنید تا (به نصرت و پاداش الهی دست یابید و) رستگار شوید ﴿45﴾

    و (دیگر اینکه در اثنای جنگ) الله و رسول او را اطاعت کنید و با یکدیگر اختلاف نکنید که سست و بزدل می‌شوید و قوت هیبت شما از بین می‌رود. (بلکه) صبر کنید چونکه (نصرت) الله با صبر کنندگان است ﴿46﴾

    و مانند کسانی نباشید که به تکبر و غرور و برای خودنمایی (به مردم) از دیار خویش بیرون آمدند و (در حالیکه) دیگران را از راه الله باز می‌داشتند. و الله به هر کاری که می‌کنند احاطه دارد ﴿47﴾

    و چون شیطان اعمالشان را به آنها زینت داد و گفت: امروز هیچ کس از مردم (مسلمان) بر شما غلبه کننده نیست و يقينا من پناه‌دهنده (و مددگار) شماام. (لیکن) پس چون هر دو گروه (کافر و مسلمان) با هم روبرو شدند، شیطان بر پاشنه‌های خود بازگشت و گفت: البته من از شما بیزارم، چون من چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید، يقينا من از الله می‌ترسم. و الله سخت عذاب دهنده است ﴿48﴾

    (شیطان اعمال‌شان را زینت داد آن) وقتی که منافقین و آنانی که در دل‌هایشان بیماری (شک) بود، می‌گفتند: این جماعت (مسلمانان) را دین‌شان فریفته است. و (ليکن به گفته‌های آنها پروا نکنید زیرا) هر کس بر الله توکل کند (الله او را کافیست)، چون الله غالب (و) باحکمت است ﴿49﴾

    و اگر میدیدی (تو ای مخاطب، تعجب می‌کردی) وقتی که فرشته‌ها روح کافران را (در بدر) قبض می‌کردند، در حالیکه بر روی‌ها و پشت‌هایشان می‌زدند و (می‌گفتند:) عذاب سوزان را بچشید ﴿50﴾

    این (عذاب سوزان) به سبب آن کرداری است که دست‌های شما پیش کرده است، و اینکه الله بر بندگان خود ستمگر نیست ﴿51﴾

    مانند عادت فرعونیان و (عادت) آنانی که پیش از آنها بودند که به آيات الله كفر می‌ورزیدند، پس الله آنها را به سبب گناهانشان گرفتار کرد، و یقیناً الله توانا (و) سخت عذاب دهنده است ﴿52﴾

    آن (عذاب سخت) به این سبب بود که الله تبدیل کننده نعمتی نیست که بر قومی بخشیده باشد مگر آن که آنان آنچه را که در دل اراده دارند تبدیل کنند (ارادۀ شکر را به ناشکری، و ارادۀ ایمان را به کفر، و ارادۀ اطاعت را به نافرمانی،) و الله شنوای دانا است ﴿53﴾

    (باز به تاکید گفته می‌شود که) مانند عادت فرعونیان و (عادت) آنانی که پیش از آنها بودند که آیات (دلائل) پروردگار خود را دروغ شمردند، پس آنها را به سبب گناهانشان هلاک کردیم و فرعونیان را غرق نمودیم (چون که) همۀ آنها ظالم بودند ﴿54﴾

    يقينا بدترین روندگان (جانوران روی زمین) نزد الله کسانی‌اند که کفر ورزیدند، پس ایمان نمی‌آرند ﴿55﴾

    همان کسانی که از آنها عهد گرفتی باز عهد خود را در هر بار می‌شکنند و از (الله و عهدشکنی خویش) نمی‌ترسند ﴿56﴾

    پس اگر آنها را در میدان جنگ بیابی، پس با (قتل و مجازات) آنان، کسانی را که پشتیبان آنان هستند، متفرق ساز (و بترسان)؛ تا عبرت گیرند ﴿57﴾

    و اگر از قومی بیم خیانت (عهدشکنی) داری پس به طرف آنها عهدشان را (علنا و) به طور برابر بینداز (شما و آنها برابر بدانید که عهد شکسته است)، زیرا الله خیانت کاران را دوست ندارد ﴿58﴾

    و کفار گمان نبرند که (از عذاب الهی) سبقت کرده‌اند (و جان به سلامت برده‌اند)، چون آنها (الله را) عاجز کرده نمی‌توانند ﴿59﴾

    و (ای مسلمانان!) برای مقابله با كفار هر چه در توان دارید از انواع قوت، آماده سازید و (خصوصا) از اسپهای مهیا شده، تا با آن دشمن الله و دشمن خودتان را بترسانید. و (نیز) دشمنان دیگر غیر از آنها (مشرکین) را که شما آنها را نمی‌شناسید (و) الله آنها را می‌شناسد، و هر چیزی که در راه الله (برای آمادگی جهاد) انفاق می‌کنید، اجر آن به شما کاملا داده خواهد شد، و به شما ظلم نمی‌شود ﴿60﴾

    و اگر کفار به صلح مائل و (آماده) شدند، پس تو نیز به آن میل کن (آماده شو)، و (لیکن) بر الله توکل کن، چون الله شنوای داناست ﴿61﴾

    و اگر کفار بخواهند که (به بهانۀ صلح) تو را فریب دهند (پروا مكن)، زیرا الله تو را بس است. همان (الله) بود که تو را به کمک خود و مؤمنان قوت داد ﴿62﴾

    و هم اوست که در بین دل‌هایشان (مسلمانان) الفت و محبت ایجاد کرد، اگر همه اموال روی زمین را انفاق می‌کردی نمی‌توانستی در بین دل‌های آنها الفت برقرار کنی، و ليكن الله در میان آنها الفت انداخت، يقينا او غالب باحکمت است ﴿63﴾

    ای پیغمبر! الله و مؤمنان پیرو تو؛ تو را کافی است ﴿64﴾

    ای پیغمبر! مؤمنان را بر قتال (کفار و جهاد در راه الله) ترغیب کن، اگر از شما بیست نفر صابر باشد، بر دو صد تن (کفار) غالب می‌آیند، و اگر از شما صد نفر باشد، بر هزار تن از کافران، غالب می‌شوند. زیرا کفار قومی‌اند، نادان ﴿65﴾

    اکنون الله بر شما تخفیف نمود، چون دانست که در شما (به علّت کثرت دشمن) ضعفی است، پس اگر از شما صد نفر صابر باشد بر دو صد کافر غالب می‌آیند، و اگر از شما هزار نفر باشد (پس) بر دو هزار غالب می‌آیند، به اذن الله. و (نصرت) الله با صابران است ﴿66﴾

    برای هیچ پیغمبری سزاوار (نبوده و) نیست که اسیران (جنگی) داشته باشد (و با گرفتن فدیه، آنان را آزاد کند مگر) تا اینکه در زمین قتل بسیار کند. (ای مؤمنان،) شما متاع (عارضی) دنیا را می‌خواهید و الله (برای شما ثواب) آخرت را می‌خواهد، و الله غالب با حکمت است ﴿67﴾

    اگر حکم پیشین (نوشته شدۀ) الله نبود، البته به شما در مقابل فدیه‌ای که گرفتید، عذاب بزرگ می‌رسید ﴿68﴾

    پس (بگذارید فدیه را و) از آنچه به غنیمت گرفته‌اید، حلال و پاکیزه بخورید، و از الله بترسید، همانا الله بسیار آمرزگار (و) مهربان است ﴿69﴾

    ای پیغمبر! به اسیرانی که در دست شما‌اند بگو: اگر الله در دل‌های شما نیکی را معلوم کند البته به شما بهتر از آن فدیه‌ای که از شما گرفته شده می‌دهد، و شما را می‌آمرزد و الله بسیار آمرزگار (و) مهربان است ﴿70﴾

    و اگر بخواهند به تو خیانت کنند، پس (تعجب مکن که) البته پیش از این نیز به الله خیانت کرده بودند، پس الله تو را (به خاطر انتقام گرفتن) بر آنها مسلط گردانید، و الله دانای حکیم است ﴿71﴾

    يقينا آنانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و با مالها و جانهای خود در راه الله جهاد کردند، و آنانی که (مهاجرین را) جای دادند و مدد کردند، این جماعت دوستان و خیرخواه یکدیگر‌اند. و آنانی که ایمان آوردند و (لیکن) هجرت نکرده‌اند، شما (هیچ‌گونه) دوستی (و مسؤولیّتی در برابر) آنها ندارید، تا آن که هجرت کنند (از مکه به مدینه). و اگر (همین مسلمانان غیر مهاجر) در کارهای دین از شما مدد طلب کنند، پس بر شماست مدد کردن آنها، مگر اینکه علیه قومی که میان شما و آنها عهد و پیمان باشد، و الله به آن چه می‌کنید بیناست ﴿72﴾

    و آنانی که کفر ورزیدند، دوستان یکدیگر‌اند، (و) اگر (شما مؤمنان به این دستور در بارۀ دوستی با مؤمنان و دشمنی با کافران) عمل نکنید (یقیناً) در زمین فتنه و فساد بزرگی برپا خواهد شد ﴿73﴾

    و آنانی که ایمان آورده‌اند و هجرت کرده‌اند و در راه الله جهاد کرده‌اند، و آنان که جای دادند (مهاجرین را) و مدد کردند. همین جماعت در حقیقت مؤمنان کامل‌اند (که) برایشان آمرزش و روزی عزت مندانه است ﴿74﴾

    و آنانی که بعد (از نزول این آیت) ایمان آوردند و هجرت کردند و همرای شما جهاد کردند، پس این جماعت نیز از جملۀ شما‌اند. و در (حکمِ) كتاب الله، صاحبان قرابت نسبت به یکدیگر (در استحقاق میراث از سایر مؤمنان) نزدیکتراند. يقينا الله به هر چیزی داناست ﴿75﴾

    توبه

    Surah 9

    (این) ابراز بیزاری است از طرف الله و رسول او نسبت به آن مشرکانی که با آنها عهد کرده‌اید ﴿1﴾

    (به ایشان بگو:) پس در زمین (حدود مسلمانان) تا چهار ماه (از شوال تا آخر ماه محرم) بگردید و بدانید که شما الله را عاجز کرده نمی‌توانید (از عقوبت مجرمان)، و اینکه الله رسواکنندۀ کافران است ﴿2﴾

    (و اعلان است از طرف الله و رسول او برای مردم )جهان( در روز حج اكبر (حج فرضی) به اینکه الله از مشرکین بیزار است و رسول او (نیز از آنها بیزار است)، پس اگر توبه کنید (از شرک) پس آن برای شما خیر است، و اگر روی بگردانید (و بر شرک باقی بمانید)، پس بدانید که شما الله را عاجز کرده نمی‌توانید، و کافران را به عذاب دردناک مژده بده ﴿3﴾

    مگر آن مشرکانی که با آنها عهد بسته‌اید و باز از آن (تعهدات خود) چیزی را نسبت به شما کم (نقض ) نکردند، و هیچ کس را علیه شما مدد نکردند، پس عهد آنان را تا پایان مدت مقرر‌شان تمام کنید. چون الله متقیان را دوست دارد ﴿4﴾

    پس چون ماه‌های حرام (یعنی مهلت مشرکان) به پایان رسد، پس آن مشرکان را در هر جایی یافتید بکشید، و آنها را (اسیر) بگیرید و آنها را (از داخل شدن در حدود حرم) منع کنید و برای منع آنها در هر کمین گاهی بنشنید، پس اگر (از شرک) توبه کنند و نماز را برپا کنند و زکات بدهند، پس راه را بر آنها باز کنید، (و آنها را از مسجدالحرام و حدود حرم منع نکنید). چون الله آمرزگار (و) مهربان است ﴿5﴾

    و اگر یکی از مشرکان از تو امان (پناه) خواست، پس او را امان ده تا کلام الله را بشنود، باز او را در جای امنش برسان، این (فرمان امان دادن) به سبب آنست که آنها قوم نادان‌اند (تا چیزی از دین ما را بدانند) ﴿6﴾

    (بعد از عهدشکنی خود آنها) چگونه برای مشرکین نزد الله و رسول او عهدی بماند؟ به جز آنانی که با آنها کنار مسجد الحرام عهد بسته بودید، پس تا وقتی که با شما (بر عهد و پیمان شان) وفادار باشند، شما نیز به عهدتان با آنان وفادار باشید. بی‌گمان الله پرهیزگاران را دوست دارد ﴿7﴾

    چگونه (عهد و پیمانی داشته باشند) در حالیکه اگر بر شما غالب شوند، دربارۀ شما حق قرابت و عهد را مراعات نمی‌کنند. (بلکه) شما را با زبان‌شان راضی می‌سازند، و (از دوستی شما) دل‌های آنها ابا می‌ورزد، و بیشترین آنها فاسق (نافرمان و عهدشکن)‌اند ﴿8﴾

    آيات الله را به بهای ناچیزی فروختند و (مردم را) از راه او باز داشتند (و خود‌شان نیز از آن اعراض کردند) و یقینا بد است آنچه می‌کنند ﴿9﴾

    دربارۀ هیچ مؤمنی حق قرابت و عهد را رعایت نمی‌کنند، و این جماعت تجاوزکاران‌اند ﴿10﴾

    پس اگر توبه کردند (از شرک) و نماز را برپا داشتند و زکات را دادند، پس آنها برادران شما در دین هستند، ما آیات خود را برای مردمی که می‌دانند، به تفصیل بیان می‌کنیم ﴿11﴾

    ولی اگر (مشرکین) قسمهای خود را بعد از عهد خویش (با شما) شکستند، و به دین تان (دین اسلام) طعنه زدند، پس با پیشوایان کفر بجنگید‌، چرا که قسم‌های آنها قابل اعتبار نیست، تا (از عهدشکنی خود) دست بردارند ﴿12﴾

    چرا نمی‌جنگید با قومی که قسم‌های خود را شکستند، و به بیرون کردن پیغمبر (از مدینه نیز) عزم کردند، و آنها (جنگ و عهدشکنی را) برای بار اول آغاز نمودند؟ آیا از آنها می‌ترسید؟ پس الله سزاوارتر به آن است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید ﴿13﴾

    با آنان (کفار عهدشکن) بجنگید الله آنها را به دست شما عذاب می‌دهد، و رسوایشان می‌سازد، و شما را بر آنها پیروز می‌گرداند، و سینه‌های مؤمنان را شفا می‌بخشد ﴿14﴾

    و خشم دل‌های مؤمنان را می‌برد. و الله توبۀ هرکس را که بخواهد می‌پذیرد، و الله دانای باحکمت است ﴿15﴾

    آیا گمان کرده‌اید که (بدون امتحان) گذاشته می‌شوید، در حالیکه تا هنوز الله (اخلاص ) آنانی از شما را که جهاد کرده‌اند، معلوم (ظاهر) نکرده است. و (نیز) کسانی را که غیر از الله و رسول او و مسلمانان دوست پنهانی (همراز) نگرفته‌اند (معلوم نکرده است). و الله به آنچه شما می‌کنید باخبر است ﴿16﴾

    برای مشرکان روا نیست که مساجد الله را آباد کنند، در حالیکه بر کفر خود گواهی می‌دهند. این گروه کسانی‌اند که نیکی‌هایشان برباد شده و آنها در دوزخ برای همیشه‌اند ﴿17﴾

    مساجد الله را تنها کسانی آباد می‌کنند که به الله و روز آخرت (قیامت) ایمان داشته و نماز را برپا کنند و زکات دهند و به جز الله از کسی نمی‌ترسند. پس امید است که این جماعت از راه یافتگان باشند ﴿18﴾

    آیا (شما مشركان) تنها آب دادن حاجیان و آباد نمودن مسجد الحرام را مانند عمل کسی قرار داده‌اید که به الله و روز آخرت ایمان آورده و در راه الله جهاد کرده است؟ این دو عمل نزد الله برابر نیستند و الله قوم ظالم را هدایت نمی‌کند ﴿19﴾

    (بلکه) آنانی که ایمان آورده و هجرت کرده‌اند و در راه الله با مالها و جانهای‌شان جهاد کرده‌اند، نزد الله مقام والاتر دارند، و این جماعت رستگاران‌اند ﴿20﴾

    پروردگارشان آنها را به رحمتی از طرف خود و خشنودی و به باغ‌های که در آنها نعمت‌های دائمی دارند، مژده می‌دهد ﴿21﴾

    همیشه‌اند در آن باغها تا ابد، يقينا نزد الله (برای نیکان) ثواب عظیم است ﴿22﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر پدران و برادران شما کفر را بر ایمان ترجیح دادند، پس آنها را به دوستی نگیرید، و هر کسی که از شما با آنان (با پدران و برادران کافر خود) دوستی کند، پس آنان همان ظالمان‌اند ﴿23﴾

    بگو: اگر پدران تان و پسرانتان و برادران تان و زنهایتان و خویشاوندانتان، و مال‌های که کسب کرده‌اید و تجارتی که از بی‌رواجی (و بی‌بازاری) آن می‌ترسید و عمارت‌های که آنرا می‌پسندید، نزد شما از الله و رسول او و از جهاد در راه الله محبوب‌تر است، پس انتظار کنید تا آن که الله حکمش (عقوبتش) را بیاورد. و الله مردم فاسق را هدایت نمی‌کند ﴿24﴾

    البته الله شما را در مواضع بسیاری مدد کرد و (خصوصا) در روز (جنگ) حنين، وقتی که بسیاری تعداد تان شما را فریفته ساخته بود (لیکن) آن بسیاری تعداد چیزی را از شما دفع نکرد (بلکه) زمین با وجود فراخی آن بر شما تنگ گردید، باز در حالیکه پشت به دشمن گردانیده بودید، پا به فرار نهادید ﴿25﴾

    و باز الله آرامش و اطمینان خود را بر رسولش و مؤمنان نازل کرد و (از آسمان) لشکرهای را فرستاد که شما نمی‌دیدید و کافران را عذاب داد. و این است سزای کافران ﴿26﴾

    باز الله بعد از این، توبۀ هر کس را که بخواهد قبول می‌کند و الله آمرزگار (و) مهربان است ﴿27﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! جز این نیست که مشرکها پلیداند، پس نباید به مسجدالحرام نزدیک شوند بعد از این سال شان، و اگر از فقر (به سبب نا آمدن مشرکان) بترسید، پس الله به زودی شما را از فضل خود غنی می‌سازد، اگر بخواهد. چون الله دانای باحکمت است ﴿28﴾

    (ای مسلمانان!) با آنانی (از اهل کتاب) بجنگید که به الله و روز آخرت ایمان نمی‌آورند، و چیزی را که الله و رسول او حرام قرار داده‌اند، حرام نمی‌دانند و از دین حق اطاعت نمی‌کنند، حال آنکه از کسانی‌اند که به آنها کتاب آسمانی داده شده است، (پس بجنگید با آنها) تا آن که (ایمان آورند یا) جزیه را به دست خود با كمال حقارت بدهند ﴿29﴾

    (از دلایل ایمان نیاوردن‌شان این است که) یهودی‌ها گفتند: عُزیر پسر الله است. و نصارا گفتند: مسیح (عیسی بن مریم) پسر الله است. این است سخن آنها (که) در دهانهایشان (وجود دارد) به سخن آنانی که از پیش کفر ورزیده بودند مشابهت دارد. الله آنها را هلاک کند (پس ) چگونه (با وجود دلایل واضح) باز گردانیده می‌شوند؟ ﴿30﴾

    (سبب گمراهی‌شان این بود که) علماء و گوشه نشینان (پیران) خود را به جای الله معبودهای خود گردانیدند، و مسیح پسر مریم را (نیز) معبود خود قرار دادند. حال آنکه امر نشده بودند مگر این که معبود یگانه را عبادت کنند که هیچ معبودی برحق غیر از او نیست. و پاک است او از آنچه با او شریک می‌سازند ﴿31﴾

    می‌خواهند نور الله (چراغ توحید) را با دهانهایشان (با سخنهای دور از حقیقت) خاموش کنند و الله ابا می‌ورزد مگر اینکه نورش را کامل کند، اگر چه کافران دوست نداشته باشند ﴿32﴾

    او (الله) همان ذاتیست که پیغمبر خود را با (اصول) هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر تمامی ادیان عالم غالب سازد، اگر چه مشرکان خوش نداشته باشند ﴿33﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، البته بسیاری از علمای (یهود) و گوشه نشینان (نصارا) مال‌های مردم را به ناحق می‌خورند، و مردم را از راه (و دین) الله منع می‌کنند. و آنانی که طلا و نقره (مال دنیا) را ذخیره می‌کنند و آن را در راه الله انفاق نمی‌کنند، پس آنها را به عذاب دردناک مژده بده ﴿34﴾

    روزی که آن گنجینه‌ها (طلا و نقره) در آتش دوزخ گداخته شود، پس به وسیلۀ آن پیشانی و پهلو و پشت‌های آنها داغ کرده شود )و گفته شود که( این است آنچه برای خود ذخیره کرده بودید، پس آنچه را ذخیره می‌کردید، بچشید) ﴿35﴾

    يقينا شمار ماهها نزد الله در کتابش از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است، دوازده ماه است، از آنجمله چهار ماه حرام (قابل احترام و بزرگداشت) است. دین راست و درست همین است، پس در آنها (چهار ماه حرام؛ به وسیلۀ جنگ) به خویش ظلم مکنید. و با مشرکان بجنگید، قسمی که آنها همه (به همکاری یکدیگر) با شما می‌جنگند، و بدانید که الله با پرهیزگاران است ﴿36﴾

    جز این نیست که تأخیر نمودن ماهای حرام و بی‌جا کردن آن، فزونی در کفر است که کافران به سبب آن گمراه ساخته می‌شوند، چون که (جنگ در) آن را، یک سال حلال می‌شمارند، و یک سال دیگر آن را حرام قرار می‌دهند، تا شمارۀ ماه‌های که الله )جنگ را در آن( حرام قرار داده است موافق سازند، پس )در نتیجه( چیزی را که الله حرام گردانیده است، بر خود حلال گردانند. (در حقیقت) اعمال بدشان برای آنها مزين شده است. و الله قوم کافر را هدایت نمی‌کند ﴿37﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شما را چه شده است که چون به شما گفته می‌شود در راه الله بیرون شوید، گران شده به زمین میل می‌کنید (تنبلی می‌کنید)؟ آیا به جای آخرت به زندگی دنیا راضی شده‌اید؟ پس متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، اندکی بیش نیست ﴿38﴾

    اگر بیرون نشوید (در راه الله) شما را عذاب دردناک می‌دهد، و به جای شما قوم دیگری را می‌آورد، و به او هیچ ضرری رسانده نمی‌توانید، و الله بر هرچیز قادر است ﴿39﴾

    اگر او (پیغمبر) را یاری نکنید (هیچ پروایی نیست) چون او را الله یاری کرد، آن وقتی که او را کافران (از مکه( بیرون کردند در حالیکه او دوم آن دو تن بود، آن وقت که هر دو در غار (ثور) بودند، همان وقتی که به یار خود (ابوبکر صدیق) می‌گفت: غمگین مشو، چون الله با ماست. پس الله آرامش و اطمینان خود را بر پیغمبر نازل کرد و او را به لشکری که آنها را ندیدید کمک کرد، و کلمۀ کافران را پست گردانيد و كلمۀ الله بلند است، و الله غالب (و) باحکمت است ﴿40﴾

    بیرون شوید (برای جهاد) در حالت سبکی و گرانی تان (بانشاط و بی‌نشاط)، و با مالها و جانهای خود در راه الله جهاد کنید، این برای شما خیر است، اگر بدانید ﴿41﴾

    اگر منفعتی نزدیک و سفری آسان بود، حتما از تو پیروی می‌کردند، ولی مسافت طولانی راه برای آنان دشوار است. به الله سوگند می‌خورند که اگر می‌توانستیم با شما بیرون می‌شدیم، خود را هلاک می‌کنند و الله می‌داند که آنها دروغگو‌اند ﴿42﴾

    (اگر چه) الله تو را معاف کرده است. (لیکن) چرا پیش از آنکه راستگویان بر تو معلوم گردند و دروغگویان را بشناسی، به آنها اجازه (نشست از جهاد را) دادی؟ ﴿43﴾

    آنانی که به الله و روز آخرت ایمان دارند، دربارۀ اینکه با مالها و جانهای خود جهاد کنند، از تو اجازه نمی‌طلبند. و الله به احوال (همچون) پرهیزگاران داناست ﴿44﴾

    (تنها آنانی از تو اجازه می‌خواهند )تا به جهاد نروند( که (از زیر دل) به الله و روز آخرت ایمان ندارند، و دل‌هایشان از شک پر شده است، لذا آنها در شک خود (مبتلا بوده) سرگردان‌اند ﴿45﴾

    و اگر آنها (منافقان) به راستی ارادۀ بیرون شدن (برای جهاد( را داشتند البته برای آن سامان و وسایل جنگ را آماده می‌کردند، و لیکن الله روان شدن آنها را (به جهاد) خوش نداشت پس آنان را از حرکت (با شما) منصرف گردانید و (گویا به آنها) گفته شد: بنشینید (در خانه‌های تان) با نشستگان (ضعیفان و اطفال) ﴿46﴾

    (الله آنها را از بیرون رفتن با شما منع کرد که) اگر آنان با شما بیرون می‌آمدند چیزی جز فساد (و اختلاف) به شما نمی‌افزودند، و البته با سرعت در میان شما به فساد انگیزی می‌پرداختند و در حق شما فتنه جویی می‌کردند، در حالیکه در میان شما کسانی هستند که سخن آنها را می‌شنوند. و الله به احوال ظالمان داناست ﴿47﴾

    (دلیل فساد طلبی‌شان این است که) البته پیش از این فتنه را (در غزوۀ تبوک نیز) طلب کرده بودند و بر ضد تو نیرنگها و چاره اندیشی‌ها کردند، تا آن که حق (غلبۀ مسلمانان) آمد و امر (دین) الله آشکار شد، در حالیکه (منافقین) آن را خوش نداشتند ﴿48﴾

    و از آنها (منافقین) کسی هست که می‌گوید: (به پیغمبر) مرا اجازه ده (به تخلف از جهاد) و مرا در فتنه مینداز، آگاه باش که همین اکنون در فتنه افتیده‌اند و یقینا دوزخ احاطه کننده کافران است ﴿49﴾

    اگر به تو خیری برسد آنها را می‌رنجاند، و اگر به تو مصیبتی برسد، می‌گویند: البته ما از پیش احتياط خود را گرفتیم و (از نزد تو) شادمان بر می‌گردند ﴿50﴾

    بگو: هرگز به ما نمی‌رسد مگر آنچه الله برای ما نوشته است، او کارساز ماست، و باید که مؤمنان به الله توکل کنند ﴿51﴾

    بگو: آیا دربارۀ ما جز یکی از این دو خوبی را انتظار دارید ( پیروزی یا شهادت را)؟ در حالی که ما در بارۀ شما انتظار می‌کشیم که الله از نزد خود و یا به دستان ما به شما عذابی برساند. پس انتظار بکشید و ما هم با شما در انتظاریم ﴿52﴾

    بگو: شما (منافقان) چه با خوشی (مال تان را در جهاد) انفاق کنید چه با کراهت، (در هردو صورت) هرگز از شما پذیرفته نمی‌شود، زیرا شما قوم فاسق بودید ﴿53﴾

    و هیچ چیز مانع پذیرفته شدن انفاقهای‌شان نشد جز اینکه (در دل) به الله و رسول او کافر شده‌اند، و به نماز نمی‌آیند مگر در حال کسالت و انفاق نمی‌کنند (مال خود را) مگر با کراهت ﴿54﴾

    پس مالها و اولاد آنها تو را در تعجب نیاندازد، چون الله می‌خواهد آنها را به وسیلۀ اینها (مال و اولاد) در زندگی دنیا عذاب دهد، و جانشان در حالی بیرون آید که کافر باشند ﴿55﴾

    به الله قسم می‌خورند که آنها از شما (مسلمانان)‌اند، و حال آنکه از شما نیستند، و ليكن آنها قومی هستند که می‌ترسند (و تقیه می‌کنند) ﴿56﴾

    اگر پناهگاهی بیابند، یا غارهایی، یا سوراخی را، البته با سرعت به طرف آن روی می‌آورند (تا از شما مخفی شوند) ﴿57﴾

    و بعضی از آنها (منافقین) دربارۀ (تقسیم) صدقات بر تو عیب و ایراد می‌گیرند، پس اگر به آنها از آن داده شود، راضی می‌شوند، و اگر از آن داده نشوند، ناگهان ناراض (و خشمگین) می‌شوند ﴿58﴾

    و اگر آنها به آنچه که الله و رسول او به آنها داده‌اند راضی می‌شدند، و می‌گفتند: الله ما را بس است، به زودی الله از فضلش و رسول او به ما می‌دهند، البته ما به سوى الله مشتاق و راغبیم (این برای‌شان بهتر بود) ﴿59﴾

    صدقه‌ها تنها برای فقیران و مسکین‌ها و وظیفه داران (و کارکنان) جمع آوری صدقات و برای آنانی که دل‌هایشان به طرف اسلام رغبت داده می‌شود و در راه آزادی بردگان (از غلامی) و دینداران و در راه الله (مجاهدان) و برای مسافران (بازماندگان در سفر) اختصاص دارد، فریضه‌ای از طرف الله است. و الله دانا و باحکمت است ﴿60﴾

    و از منافقان کسانی‌اند که پیغمبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: او سراپا گوش (خوش باور) است. بگو: (این) سراپا گوش بودن (او) خیری برای شماست (زیرا از شما درمی‌گذرد، و چونکه) به الله ایمان دارد و (سخن) مؤمنان را تصدیق می‌کند و برای آنانی از شما که ایمان آورده‌اند، رحمتی است. و آنانی که رسول الله را می‌آزارند، عذاب دردناک در پیش دارند ﴿61﴾

    (آن منافقان) در نزد شما به الله قسم می‌خورند تا شما را راضی کنند، حال آنکه سزاوارتر این است که الله و رسولش را از خود راضی کنند، اگر مؤمن هستند ﴿62﴾

    آیا (منافقان) ندانستند که هر کس با الله و رسول او مخالفت کند بی‌گمان برای او آتش دوزخ است که همیشه در آن می‌ماند، و این رسوایی بزرگ است ﴿63﴾

    منافقان (به طور تمسخر آمیز) اظهار ترس می‌کنند از اینکه سوره‌ای دربارۀ آنان نازل شود که آنها را از آنچه که در دل‌هایشان است آگاه سازد، بگو: تمسخر کنید، يقينا الله آنچه را که از آن می‌ترسید، آشکار می‌سازد ﴿64﴾

    و اگر از آنها بپرسی (چرا مسلمانان را مورد تمسخر قرار می‌دهید؟) البته می‌گویند: ما شوخی و بازی می‌کردیم، بگو: آیا به الله و آیات او و رسولش تمسخر می‌کردید؟ ﴿65﴾

    (اکنون) عذر پیش نکنید، چون شما بعد از (اظهار) ایمان تان کافر شده‌اید، اگر گروهی از شما را عفو کنیم، گروهی دیگر را به سبب آنکه (توبه نکردند و) گناهکار بودند، عذاب میدهیم ﴿66﴾

    مردان و زنان منافق (در نفاق و بی‌دینی مانند) یکدیگراند (که) به گناه امر و از نیکی نهی می‌کنند و دست‌های خود را (از انفاق کردن در راه الله) می‌بندند. الله را فراموش کردند، پس الله نیز آنها را (از رحمت خود) فراموش (محروم) کرد، واقعا که منافقان فاسق و نافرمان‌اند ﴿67﴾

    (لذا) الله برای مردان و زنان منافق و کافران، دوزخ را وعده داده است که در آن همیشه‌اند، همان (دوزخ) برایشان کافی است. الله آنها را از رحمت خود دور نموده است، و برای آنها عذاب همیشگی است ﴿68﴾

    (حال شما منافقان) مانند آنانی است که پیش از شما بودند، (بلکه) آنان از شما قوی‌تر و ثروتمندتر و دارای اولاد بیشتر بودند، پس از حصه خویش (چند روز) نفع بردند، و شما هم از حصه خود نفع بردید، قسمی که آنانی که پیش از شما بودند از حصه خود نفع بردند، و شما (در لذت‌های دنیا و تكذيب ما) فرو رفتید طوریکه (مردمان سابق) فرو رفتند. این گروه اعمال‌شان در دنیا و آخرت برباد شد، و این گروه زیانکارانند ﴿69﴾

    آیا به آنها (مشرکین و منافقین) خبر آنانی که پیش از ایشان بودند نیامده است؟ (یعنی) قوم نوح و قوم عاد و قوم ثمود و قوم ابراهيم و باشندگان مدین و قریه‌های زیر و زبر شده که پیغمبرانشان دلائل واضح و روشن برایشان آوردند (ليكن كفر ورزیدند و به سبب آن بر ایشان عذاب آمد) پس الله هرگز به آنها ظلم نکرده بود، ولی آنها بر خود ظلم می‌کردند ﴿70﴾

    مردان و زنان مؤمن دوستان یکدیگرند (که) به نیکی امر می‌کنند و از بدی منع می‌کنند، و نماز را برپا می‌کنند و زکات را می‌پردازند، و الله و رسول او را اطاعت می‌کنند، این گروه‌اند که الله آنها را بزودی مورد رحمت خویش قرار خواهد داد، چون الله غالب (و) باحکمت است ﴿71﴾

    الله به مردان و زنان مؤمن باغ‌های را وعده کرده است که از زیر (درختان و قصر‌های) آن نهرها جاری است، در آن همیشه‌اند، و (نیز) قصرهای پاکیزه در بهشت‌های دائمی را (وعده کرده است)، و خشنودی الله از همه چیز بزرگ‌تر است. (در حقیقت) این است کامیابی بزرگ ﴿72﴾

    ای پیغمبر! با کفار و منافقین جهاد کن و بر آنها شدت کن (این عذاب دنیا است و در آخرت) جایگاهشان دوزخ است، و چه بد جایگاهی است (دوزخ) ﴿73﴾

    (منافقان) به الله قسم می‌خورند که (سخن کفر) نگفته‌اند، (در حالیکه) بدون شک سخن کفر را گفتند، و پس از (اظهار) اسلامشان کافر گشته‌اند و عزم انجام کاری را نمودند که آنرا حاصل کرده نمی‌توانند، و به اعتراض نپرداختند مگر به سبب آن که الله و پیغمبرش آنان را از فضل خود بی‌نیاز ساخت. پس اگر (از نفاق) توبه کنند برایشان بهتر است، و اگر روی بگردانند الله در دنیا و آخرت آنان را به عذابی دردناک مبتلا می‌کند و آنان در روی زمین هیچ کارساز و مددکاری نخواهند داشت ﴿74﴾

    و از آنان (منافقین) کسانی هستند که با الله عهد کردند که اگر از فضل خود به ما (مال و ثروت) دهد، حتما صدقه می‌دهیم و از نیکان خواهیم شد ﴿75﴾

    پس چون (الله) از فضل خود به آنها داد، به آن بخل ورزيدند و اعراض کنان برگشتند ﴿76﴾

    پس در عقب عهدشکنی‌شان (و به سزای آن، الله) نفاق را در دل‌هایشان باقی گذاشت تا روزی که با او ملاقات کنند، به سبب اینکه در چیزی که با او وعده کرده بودند وعدہ خلافی کردند و به سبب اینکه دروغ می‌گفتند ﴿77﴾

    آیا ندانستند که الله رازهای پوشیده و سخنهای پنهانی آنها را می‌داند، و اینکه الله دانای غیبهاست ﴿78﴾

    سانی که از مؤمنان داوطلب در صدقات عیبجویی می‌کنند، و از مردمانی که جز به اندازه توان‌شان چیزی (برای انفاق در راه الله) نمی‌یابند، عیبجویی می‌کنند و آنان را مسخره می‌کنند، الله ایشان را مورد تمسخر قرار می‌دهد و آنها را عذابی دردناک است ﴿79﴾

    (لذا ای پیغمبر)، چه برای آنها آمرزش بخواهی چه آمرزش نخواهی (برابر است، چون) اگر هفتاد بار برای آنها مغفرت بخواهي الله هرگز آنها را نمی‌آمرزد، این (نیامرزیدن) به سبب آن است که آنها به الله و رسولش كفر ورزیدند و الله مردم فاسق (و کافر) را هدایت نمی‌کند ﴿80﴾

    تخلف کنندگان از جهاد (غزوۀ تبوک) به نشستن خود (در خانه‌هایشان) بر خلاف رسول الله شادمان شدند، و خوش نداشتند که با مالها و جانهایشان در راه الله جهاد کنند، و گفتند: (به پیروان خود) در گرما (به جهاد) بیرون مشويد، بگو: آتش جهنم بسیار گرمتر و سوزانتر است اگر می‌دانستند ﴿81﴾

    پس باید کم بخندند و بسیار گریه کنند، این جزای کارهایی است که می‌کردند ﴿82﴾

    پس اگر الله تو را (از غزوۀ تبوک) به‌سوی طائفۀ از منافقین باز گرداند پس ایشان از تو برای بیرون شدن به جهاد اجازه خواستند، بگو: هرگز با من برای جهاد بیرون نخواهید شد، و هرگز همراه من با هیچ دشمنی نخواهید جنگید، چون شما اول بار به نشستن راضی شدید پس اکنون هم با خانه نشینان بنشینید ﴿83﴾

    و هرگز بر هیچ یکی از آنها که بمیرد، نماز (جنازه) مخوان و بر قبر هیچ یکی از آنها مایست، چون ایشان به الله و رسول او کافر شدند و در حال فسق (و بی‌ایمانی) مردند ﴿84﴾

    و اموال و اولاد آنان تو را (ای مخاطب)، در تعجب نه اندازد، چون الله می‌خواهد که آنها را به وسیلۀ آن در دنیا عذاب دهد، و جانشان در حال کفر بیرون رود ﴿85﴾

    و چون سوره‌ای نازل شود که به الله ایمان آورید و همراه پیغمبرش جهاد کنید، ثروتمندان ایشان از تو اجازه می‌خواهند و می‌گویند: بگذار تا با خانه نشینان باشیم ﴿86﴾

    (به جهاد نرفتند بلکه) راضی شدند که همرای تخلف کنندگان باشند، و بر دل‌هایشان مهر نهاده شده است، پس آنها نمی‌فهمند ﴿87﴾

    ليكن پیغمبر و مؤمنانی که همرای وی‌اند، با مالها و جانهای خود جهاد کردند، و اینها برایشان همۀ نعمت‌ها است، و اینها کامیاب‌اند ﴿88﴾

    الله برایشان باغهایی آماده کرده است که از زیر آنها نهرها می‌رود، در آن همیشه‌اند، این همان پیروزی بزرگ است ﴿89﴾

    و عذرخواهان بادیه نشین (نزد تو) آمدند تا برایشان اجازه داده شود (به تخلف از جهاد). و آنانی که به الله و رسول او دروغ گفتند، در خانه نشستند. زود است که به کافران اعراب عذاب دردناک برسد ﴿90﴾

    (در نشستن از جهاد) بر ضعیفان گناهی نیست و بر بیماران گناهی نیست و بر آنانی که چیزی نمی‌یابند تا انفاق کنند (در جهاد) گناهی نیست، به شرطی که برای الله و رسول او خیر خواهی کنند. (چون) بر نیکی کنند گان هیچ راهی (عتاب و عقاب) نیست. و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿91﴾

    و همچنین گناهی نیست بر کسانی که چون پیش تو آمدند تا آنان را بر مرکبی سوار کنی، گفتی: چیزی نمی‌یابم که شما را بر آن سوار کنم، و ایشان برگشتند در حالیکه چشمانشان از شدت اندوه پر از اشک بود از غم اینکه چیزی نمی‌یابند [در راه جهاد] انفاق کنند ﴿92﴾

    البته راه مؤاخذه بر کسانی است که از تو اجازه می‌خواهند درحالیکه ثروتمند هستند. و راضی شدند به اینکه با خانه نشینان باشند، و الله بر دل‌هایشان مُهر نهاده است، پس آنها نمی‌دانند ﴿93﴾

    چون باز گردید (از غزوه تبوک) به‌سوی آنها (منافقین) نزد شما عذر خواهی می‌کنند. بگو: عذر خواهی نکنید که هرگز سخن شما را باور نمی‌کنیم (چون) الله ما را از سخن‌های شما خبر داده است و الله و پیغمبرش عمل شما را خواهند دید، باز به‌سوی ذاتی که از پنهان و آشکار آگاه است باز گردانیده می‌شوید و شما را به آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌سازد ﴿94﴾

    چون به‌سوی آنان برگردید برای شما به الله قسم خواهند خورد تا از (جرم) آنان صرف نظر کنید، پس از آنها روی بگردانید، چون آنها پلیدند و به سزای آنچه می‌کردند، جایگاهشان دوزخ است ﴿95﴾

    (منافقین) برای شما قسم میخورند تا از آنها راضی شوید، پس اگر شما (هم) از آنان راضی شوید الله از قوم نافرمان راضی نمی‌شود ﴿96﴾

    (منافقان) اعراب (صحرانشینان) در کفر و نفاق سخت‌تر‌اند، و سزاوارتراند به اینکه شریعتی را که الله بر پیغمبر خود نازل کرده، ندانند، و الله دانا (و) حکیم است ﴿97﴾

    و از اعراب (صحرانشینان) کسانی هستند که آنچه را انفاق می‌کنند تاوان می‌شمارند، و برای شما پیش آمد بد و ناگوار را انتظار می‌کنند، حال آنکه پیشامد بد بر خود آنها خواهد بود، و الله شنوای داناست ﴿98﴾

    و از اعراب (صحرانشینان) کسانی هستند که به الله و روز آخرت ایمان دارند و آنچه را که در راه الله انفاق می‌کنند باعث تقرب به الله و وسیله‌ای برای دعاهای پیغمبر [در حق خویش] می‌دانند. آگاه باشید! بی‌گمان آن (انفاق مال) برایشان مایۀ تقرب نزد الله است. به زودی الله آنها را در جوار رحمت خود (جنت) داخل می‌کند. چون الله آمرزگار مهربان است ﴿99﴾

    و سبقت کنندگان نخستین (در هجرت و نصرت) از مهاجرین و انصار و آنانی که با نیکوکاری از آنها (صحابه) پیروی کرده‌اند، الله از آنها راضی شده است و آنها از او راضی شده‌اند، و برای آنها باغهایی آماده کرده است که از زیر آن نهرها جاری است، همیشه در آن جاودانند، این است همان پیروزی بزرگ ﴿100﴾

    و (بعضی) از صحرانشینان که در اطراف شما هستند و بعضی از اهل مدینه منافق‌اند که بر نفاق مهارت پیدا نموده‌اند، و تو (ای پیغمبر) آنها را نمی‌شناسی، (بلکه) ما آنها را می‌شناسیم، به زودی آنها را (در دنیا) دو مرتبه عذاب خواهیم داد، باز به طرف عذاب بزرگ (و سخت در آخرت) گردانیده می‌شوند ﴿101﴾

    و دیگرانی‌اند که به گناهان خود اعتراف نموده‌اند (چون) عمل نیک را با عمل دیگر که بد است خلط نموده‌اند، امید است که الله توبۀ آنها را بپذیرد، چون الله آمرزنده (و) مهربان است ﴿102﴾

    (ای پیغمبر!) از مال‌های آنها (مسلمانان) صدقه بگیر تا آنها را با آن پاک سازی، و برای آنها دعا کن، زیرا دعای تو سبب آرامش آنها است، و الله شنوای داناست ﴿103﴾

    آیا نداسته‌اند که تنها الله توبه را از بندگانش می‌پذیرد، و زكات و صدقه را قبول می‌کند، و الله توبه پذیر (و) مهربان است؟ ﴿104﴾

    و بگو: عمل (نیک ) کنید پس به زودی الله اعمال شما را می‌بیند، و همچنین پیغمبرش و مؤمنان اعمال شما را می‌بینند، و به‌سوی دانای پنهان و آشکار بازگردانیده خواهید شد، باز شما را به آنچه می‌کردید آگاه می‌سازد ﴿105﴾

    و دیگرانی هستند که به امر الله واگذار شده‌اند، یا آنها را عذاب می‌دهد و یا توبه‌شان را قبول می‌کند، و الله دانای باحکمت است ﴿106﴾

    و آنانی که به منظور زیان رساندن و (ایجاد و اشاعه) کفر و تفرقه اندازی بین مؤمنان مسجد ساختند تا کمینگاهی برای کسانی که پیش از این با الله و پیغمبرش جنگیده بودند باشد، و قسم می‌خورند که جز نیکی منظوری نداشته‌ایم، اما الله گواهی می‌دهد که آنها دروغگو هستند ﴿107﴾

    هرگز در آن نایست (و نماز مگزار)، البته مسجدی که از روز اول بر اساس تقوا بنیان گذاری شده سزاوارتر است که در آن بایستی (و نماز بگزاری)، در آنجا مردانی‌اند که دوست دارند خود را پاکیزه دارند و الله پاکیزگان را دوست می‌دارد ﴿108﴾

    آیا کسی که بنیاد خود را بر تقوای الله و خشنودی او بنیان نهاده است بهتر می‌باشد یا کسی که بنیاد (کار) خود را بر کنارۀ وادی نزدیک به سقوط بنیان گذاری کرده است و با آن در آتش جهنم می‌افتد؟ و الله قوم ظالم را هدایت نمی‌کند ﴿109﴾

    همیشه آن عمارتی که (بر اساس نفاق) بنا کرده‌اند، در دل‌هایشان سبب شک و پریشانی است، مگر آن که دل‌هایشان پاره پاره شود، (واقعا که) الله دانای حکیم است ﴿110﴾

    بی‌گمان الله از مؤمنان جانهایشان و اموالشان را به عوض آنکه بهشت برای آنان باشد خریده است. در راه الله می‌جنگند، پس می‌کشند (کفار را) و کشته می‌شوند، این وعده‌ای است که در تورات و انجیل و قرآن بر او (الله، مقرر) است، و چه کسی از الله به وعده خود وفا کننده‌تر است؟! پس (ای کسانی که ایمان آورده‌اید) به معامله‌ای که کرده‌اید خوش باشید و این همان پیروزی بزرگ است ﴿111﴾

    آنان (مؤمنان فداکار) توبه کنندگان‌اند، عبادت کنندگان‌اند، حمد گویان‌اند، سفر کنندگان‌اند (در راه الله) رکوع و سجده کنندگان‌اند، به نیکی امرکنندگان‌اند، و از بدی منع کنندگان‌اند، و نگاه کنندگان حدود الله‌اند، و مؤمنان را (به این انجام نیک) مژده بده ﴿112﴾

    پیغمبر و مؤمنان را روا نیست که برای مشرکان آمرزش بخواهند هر چند که خویشاوند باشند، پس از آنکه برایشان روشن شد که آنان اهل دوزخ‌اند ﴿113﴾

    و طلب آمرزش ابراهیم برای پدرش نبود مگر به سبب وعده‌ای که به او داده بود، ولی هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن الله است از او ابراز بیزاری نمود، بی‌گمان ابراهیم بسیار دست به دعا و بردبار و مهربان بود ﴿114﴾

    و الله هرگز قومی را پس از آنکه هدایتشان کرده است گمراه نمی‌سازد تا زمانی که آنچه را باید از آن بپرهیزند برایشان روشن نماید. چون الله به هر چیزی داناست ﴿115﴾

    (قدرت الله نیز مانند علم او به همه کائنات احاطه دارد و) يقينا بادشاهی آسمان‌ها و زمین برای الله است، زندگی می‌بخشد و می‌میراند، و برای شما جز الله هیچ کارساز و مددگاری نیست ﴿116﴾

    بی‌گمان الله بر پیغمبر و مهاجرین و انصار (به رحمت متوجه شد و) ببخشود، آنانی که در هنگام سختی (غزوۀ تبوک) از او پیروی کردند، بعد از آنکه نزدیک بود دل‌های گروهی از آنان منحرف شود، باز توبه آنان را پذیرفت. چرا که او نسبت به آنان مشفق (و) مهربان است ﴿117﴾

    و (الله) توبۀ آن سه کس را پذیرفت که باز مانده بودند تا آنکه زمین با همۀ فراخی اش بر آنان تنگ شد و جانهایشان بر آنان تنگ آمد، و يقين کردند که هیچ پناهگاهی از الله جز به‌سوی او نیست، باز از آنان درگذشت (و آنها را به توبه توفیق داد) تا توبه نمایند. بی‌گمان الله بسیار توبه پذیر (و) مهربان است ﴿118﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله بترسید و با صادقان باشید ﴿119﴾

    برای اهل مدینه و آنانی که در اطراف آنها هستند از بادیه نشینان سزاوار نیست که از همراهی رسول الله پس مانند، و جانهای خود را از جان پیغمبر دوست‌تر داشته باشند، (این پس ماندن به خاطری سزاوارشان نیست) که هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه الله به آنان نمی‌رسد، و هیچ گامی بر نمی‌دارند که کافران را به خشم آورد و هیچ چیزی از دشمن حاصل نمی‌کنند، مگر اینکه به سبب آن ثواب عمل نیکی برای‌شان نوشته می‌شود، زیرا الله اجر نیکوکاران را ضایع نمی‌کند ﴿120﴾

    و هیچ انفاقی، چه اندک و چه زیاد نمی‌کنند و از هیچ سرزمینی عبور نمی‌کنند مگر اینکه برایشان (عمل صالح) نوشته می‌شود، تا الله در عوض نیکوترین اعمالی که می‌کردند به آنان پاداش دهد ﴿121﴾

    و شایسته نیست که مؤمنان همگی (برای طلب علم) بیرون شوند، پس چرا از هر قبیلۀ از ایشان یک گروهی بیرون نمی‌شود تا در دین دانشمند شوند و تا قوم خود را، وقتی به‌سوی آنها باز گردند، بترسانند. شاید که آنها ( پند گیرند و) از عذاب الله بترسند ﴿122﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، با کفاری که با شما متصل (و هم مرزاند) بجنگید، و باید که در شما سختی و قوت را بیابند (و محسوس کنند) و بدانید که (نصرت) الله با پرهیزگاران است ﴿123﴾

    و چون سوره‌ای نازل شود پس از میان آنها (منافقان) کسی هست که (به طور استهزا) می‌گوید: ایمان کدام یک از شما را این (سوره) افزود؟ (بگو:) اما آنانی که ایمان آورده‌اند البته بر ایمان آنها افزوده است و آنها خوش و شادمان می‌شوند ﴿124﴾

    و اما آنانی که در دل‌هایشان مرض (شک و نفاق) است، (آن سوره) پلیدیی بر پلیدی سابق‌شان افزود و (سرانجام) در حالت کفر می‌میرند ﴿125﴾

    آیا (منافقان) نمی‌بینند که آنها در هر سال، یک یا دو بار آزموده می‌شوند؟ (ولی) باز هم توبه نمی‌کنند و پند و عبرت نمی‌گیرند ﴿126﴾

    و هرگاه سوره‌ای نازل شود منافقان به یکدیگر نظر می‌کنند (از روی استهزاء، و از یکدیگر می‌پرسند که) آیا کسی (از مؤمنان در این مجلس ) شما را می‌بیند؟ باز (از مجلس پیغمبر) برمی گردند. الله دل‌های ایشان (را از قبول حق) باز گردانیده است، زیرا آنها قومی هستند که نمی‌فهمند ﴿127﴾

    البته برای شما پیغمبری از خودتان آمده است. رنج و مصیبتی که به شما برسد بر او دشوار است، به شما حریص است و نسبت به مؤمنان مشفق (و) مهربان است ﴿128﴾

    پس اگر روی گردانند (از تو ای محمد) بگو: الله مرا بس است، هیچ معبودی برحق نیست جز او، بر وی توکل کرده ام، و او مالک عرش بزرگ است ﴿129﴾

    یونس

    Surah 10

    (الر) مفهوم این حروف به الله معلوم است، این آیات همان کتاب پر از حکمت است ﴿1﴾

    آیا برای مردم (کفار) تعجب آور است که به‌سوی مردی از خودشان وحی فرستادیم که مردم را (از عذاب الله) بترسان؟ و آنانی را که ایمان آورده‌اند مژده بده به اینکه آنها مقام عالی نزد پروردگارشان دارند، (لیکن) کافران گفتند: همانا این شخص جادو گر آشکار است ﴿2﴾

    (پیام آن شخص این بود که) البته پروردگار شما الله است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفريد، باز (طوریکه شایستۀ شکوه و جلال اوست) بر عرش مستقر شد. (و) کار (کائنات) را تدبیر و اداره می‌کند. هیچ شفاعت کننده‌ای نیست مگر بعد از اجازه او، این است الله پروردگار شما، پس او را عبادت کنید، آیا عبرت نمی‌گیرید ﴿3﴾

    بازگشت همۀ شما به‌سوی اوست، این وعدۀ راست الله است، چون او آفریدن مخلوقات را آغاز می‌کند، باز آن را باز می‌گرداند تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند به عدل و انصاف پاداش دهد، و اما کسانی که کفر ورزیده‌اند نوشیدنی از آب داغ و سوزان دارند و عذابی دردناک در پیش دارند، به سبب آنکه کفر می‌ورزیدند ﴿4﴾

    او (الله) ذاتی است که آفتاب را درخشان و ماه را تابان گردانیده و برای ماه منازلی (مسیرهایی) مقرر نموده است تا شمارۀ سالها و حساب (روز و ماه) را بدانید. الله آن را جز به حق نیافریده است. الله آیات را برای آنانی که می‌دانند به تفصيل (و روشنی) بیان می‌کند ﴿5﴾

    البته در اختلاف (رفت و آمد) شب و روز و آنچه الله در آسمان‌ها و در زمین آفریده است، دلائلى واضح (بر توحيد او تعالی) است برای مردمی که پرهیزگاری می‌کنند ﴿6﴾

    يقينا آنانی که ملاقات ما را امید ندارند و به زندگی دنیا راضی شده‌اند و به آن مطمئن شده‌اند، و نیز آنانی که از آیات ما غافل‌اند ﴿7﴾

    این گروه جایگاه‌شان دوزخ است، به سبب آنچه که می‌کردند ﴿8﴾

    البته آنانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند، پروردگارشان به سبب ایمان شان، آنها را به باغ‌های پر ناز و نعمت جنت هدایت می‌کند که جوی‌ها در زیر آن روان است ﴿9﴾

    (ابتدای) دعای آنها در جنت این است که ای الله! پاکی تو راست، و کلمۀ ملاقات آنها در آنجا سلام (علیکم) است، و پایان دعایشان این است که شکر و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است ﴿10﴾

    و اگر الله به همان شتابی که مردم خیر را می‌طلبند، شر را به آنها به شتاب می‌رسانید، حتما اجلشان به زودی می‌رسید، اما کسانی را که به ملاقات ما امید ندارند، رها می‌کنیم تا در سرکشی و نافرمانی خود سرگردان شوند ﴿11﴾

    و چون به انسان رنجی برسد (خواه) به پهلو یا نشسته یا ایستاده باشد ما را به کمک می‌خواند، پس هرگاه رنج و مصیبت را از او دور کنیم چنان به راه خود می‌رود که گویا ما را به دور کردن رنجی که به او رسیده بود، به کمک نخوانده است، این طور برای اسراف کاران آنچه انجام می‌دادند، زینت داده شده است ﴿12﴾

    و البته مردمان پیش از شما را هلاک کردیم وقتی ظلم کردند، پیغمبرانشان با معجزه‌های روشن نزد آنان آمدند، ولی هرگز آماده نبودند که ایمان بیاورند، این طور قوم مجرم را سزا می‌دهیم ﴿13﴾

    باز شما را بعد از آنها در زمین جانشین گردانیدیم تا ببینیم چگونه عمل می‌کنید ﴿14﴾

    و چون آیات روشن ما بر آنها خوانده شود کسانی که به ملاقات ما امید ندارند، می‌گویند: قرآنی دیگر غیر از این بیاور، یا آن را عوض کن، بگو: مرا نرسد که از پیش خود آن را تغییر دهم، مگر آنچه که به من وحی می‌شود از آن پیروی می‌کنم. من اگر نافرمانی پروردگارم را کنم از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم ﴿15﴾

    بگو: اگر الله می‌خواست آن را بر شما تلاوت نمی‌کردم، و خود او هم شما را به آن آگاه نمی‌کرد، البته پیش از این عمری را در میان شما سپری کرده ام، آیا نمی‌فهمید؟ ﴿16﴾

    پس کیست ظالم‌تر از آن که بر الله دروغ ببندد، یا آیات او را دروغ بشمارد، يقينا مجرمان رستگار نمی‌شوند ﴿17﴾

    و اینها غیر از الله چیزهایی را می‌پرستند که به آنان نه زیانی می‌رسانند و نه نفعی به آنان می‌رسانند، و می‌گویند: اینها شفاعت کنندگان ما نزد الله هستند. بگو: آیا الله را به چیزی که در آسمان‌ها و در زمین (به وجود آن) علم ندارد، خبر می‌دهید؟ (اگر اینها حقیقت می‌داشتند در علم الله حتما می‌بودند) او پاک و برتر است از آنچه با وی شریک می‌سازند ﴿18﴾

    و مردم جهان نبودند مگر امت واحد (پیرو دین حق) پس اختلاف کردند، و اگر سخنی که سابقا از طرف پروردگار تو صادر شده است نبود، البته فیصله می‌کرد در میان آنها (با هلاک نمودن كفار و نجات مسلمانان) در چیزی که در آن اختلاف دارند ﴿19﴾

    و می‌گویند: چرا معجزه‌ای از سوی پروردگارش بر او نازل نشده است (چنانکه ما می‌خواهیم)؟ بگو: جز این نیست که علم غیب مخصوص الله است، پس انتظار بکشید که من هم با شما از انتظار کنندگانم ﴿20﴾

    و چون پس از مصیبت و سختی که به مردم رسیده است رحمتی به آنان بچشانیم، ناگهان در آیات ما مکر و حیله می‌کنند، بگو: الله در مكر (مجازات) سریعتر است. بی‌گمان فرستادگان ما مکر و حیله‌های شما را می‌نویسند ﴿21﴾

    او (الله) آن ذاتیست که شما را در خشکی و دریا می‌گرداند تا آنکه در کشتی‌ها نشینید، و باد خوش آنان را پیش برد و سواران با آن باد موافق شاد شوند، و ناگهان بادی سخت به آنان رسد و از هر سو موج به سویشان آید، و آنان يقين کنند که گرفتار شده‌اند (آن وقت) الله را در حالیکه دین و عبادت را برایش پاک و خالص کرده‌اند، به فریاد می‌خوانند و (می‌گویند:) اگر ما را از این حال نجات دهی البته از شکرکنندگان خواهیم بود ﴿22﴾

    و پس هرگاه آنها را نجات دهد، ناگهانی آنها در زمین به ناحق سرکشی می‌کنند (و به بیراهه می‌روند) ای مردم! غیر از این نیست که سرکشی شما تنها بر ضرر خودتان است، (تا چند روز) بهرۀ زندگانی دنیاست (که از آن استفاده می‌کنید)، باز بازگشت تان به نزد ما است، پس شما را به آنچه که می‌کردید آگاه خواهیم کرد ﴿23﴾

    جز این نیست که مثل زندگانی دنیا مانند آبی است که از آسمان فرود آوردیم و با آن گیاهان زمین که انسانها و چهارپایان از آن می‌خورند درهم آمیخت و زمین درخشانی خود را به دست می‌آورد، و دارای زیب و زینت گردید و ساکنان آن گمان کردند که بر (استفاده از) آن توان دارند. ناگهان فرمان ما در شب یا روز آمد و آن را چون کشت درو شده گردانیدیم، گویی دیروز وجود نداشته است. این چنین آیات را برای مردمی که می‌اندیشند به تفصیل بیان می‌کنیم ﴿24﴾

    و الله (شما را به وسیلۀ این آیات) به‌سوی سرای سلامتی (جنت) دعوت می‌دهد. و هر کسی را که بخواهد به راه راست هدایت می‌کند ﴿25﴾

    (نعمت‌های سرای سلامتی) برای آنانی که کارهای نیک کرده‌اند، نیکویی (جنت) است و افزوده بر آن (دیدار الله) است. و چهره‌هایشان را سیاهی و ذلتی (گناه) نمی‌پوشاند، اینها اهل جنت‌اند که در آن همیشه خواهند بود ﴿26﴾

    و آنانی که مرتکب بدی‌ها شده‌اند (بدانند) که سزای بدی مانند آن است، و بر آنها غبار ذلت و رسوائی نشیند، در برابر الله هیچ پناه دهنده‌ای ندارند، (طوری معلوم می‌شوند که) گویی چهره‌هایشان به قطعه‌های از شب تاریک پوشانیده شده است، اینها دوزخیانند که در آن همیشه می‌باشند ﴿27﴾

    و یادآور شوید روزی را که همه مردم را جمع کنیم، باز به مشرکان می‌گوییم: شما و معبودانی که با الله شریک می‌ساختید در جای خود بایستید. باز در میانشان جدایی می‌آوریم و شریک‌هایشان می‌گویند: شما ما را نمی‌پرستیدید (بلکه شیاطین را پرستش می‌کردید) ﴿28﴾

    پس الله به عنوان گواه در بین ما و شما کافی است، البته ما از عبادت شما بی‌خبر بودیم ﴿29﴾

    در آنجا هر کس آنچه را که قبلا فرستاده بود می‌آزماید (که آیا به نفع خود فرستاده یا به ضرر خود) و به دربار الله که کارساز و معبود حقیقی آنها است باز گردانیده شوند و آنچه به الله افترا می‌کردند، از آنها گم خواهد شد ﴿30﴾

    بگو: (به مشرکان) کیست که از آسمان و زمین به شما روزی میدهد؟ یا کیست که مالک گوش و چشم‌ها است؟ و کیست که زنده را از مرده بیرون می‌آورد، و کیست که مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و کیست که امور (عالم) را تدبیر (و حکم خود را در آن تنفيذ) می‌کند؟ (در جواب) خواهند گفت: «الله»، پس بگو: آیا (از الله) نمی‌ترسید؟ ﴿31﴾

    پس این است الله، پروردگار حقیقی شما، پس بعد از حق جز گمراهی نیست، پس چگونه باز گردانیده می‌شوید؟ ﴿32﴾

    این گونه سخن پروردگارت بر فاسقان ثابت شده است (و به حقیقت پیوست) که آنها ایمان نمی‌آرند (و اهلیت هدایت را ندارند) ﴿33﴾

    بگو: آیا از شریکان شما کسی هست که آفرینش را آغاز کند باز آن را برگرداند؟ بگو: تنها الله آفرینش را آغاز می‌کند باز آن را بر می‌گرداند. پس چگونه باز گردانیده می‌شوید؟ ﴿34﴾

    بگو: آیا از شریک‌های شما کسی هست که (مردم را) به‌سوی دین حق راهنمایی کند؟ بگو: الله (مردم را) به‌سوی دین حق راهنمایی می‌کند. آیا آن کس که به‌سوی حق هدایت می‌کند سزاوارتر است که پیروی شود یا کسی که خودش راه نمی‌یابد مگر اینکه راهنمایی گردد؟ پس شما را چه شده است؟ چگونه حکم (نادرست) می‌کنید؟ ﴿35﴾

    و بیشتر‌شان (مشركان) جز از گمان پیروی نمی‌کنند، حال آنکه گمان، انسان را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. البته الله به آنچه می‌کنند آگاه است ﴿36﴾

    و چنان نیست که این قرآن از سوی غير الله ساخته شود، ليكن تصديق کنندۀ آن کتاب‌های آسمانی است که پیش از آن نازل شده‌اند، و تفصيل دهندۀ کتاب است که در آن هیچ شکی نیست و از سوی پروردگار جهانیان است ﴿37﴾

    آیا (کفار مکه) می‌گویند: آن (قرآن) را به دروغ ساخته است؟ بگو: پس سوره‌ای مانند آن بیاورید و (برای کمک خود) هر کسی را که می‌توانید، غیر از الله، طلب کنید، اگر (در دعوای تان) راستگو هستید ﴿38﴾

    (قرآن ساختۀ بشر نیست) بلکه چیزی را تکذیب کردند که به علم آن آگاهی نداشتند و هنوز تأویلش به آنان نیامده است، کسانی که پیش از آنان بودند نیز همینگونه تکذیب کردند، پس بنگر که سرانجام ظالمان چگونه شد؟ ﴿39﴾

    و (مردم در مورد قرآن دو گروه اند) از ایشان بعضی است که به آن ایمان می‌آورند، و بعضی از آنها به آن ایمان نمی‌آورند، و پروردگار تو به حال مفسدان داناتر است ﴿40﴾

    و اگر تو را تکذیب کردند پس بگو: عمل من به خودم است، و عمل شما به خود شما است، (من جوابگوی عمل خود و شما جوابگوی عمل خودتان هستید) شما از آنچه من می‌کنم بیزارید و من هم از آنچه شما می‌کنید بیزارم ﴿41﴾

    و از آنان (تکذیب کنندگان) کسانی هستند که (به ظاهر) به تو گوش می‌دهند، آیا تو می‌توانی کران را بشنوانی؟ اگر چه عقل و خرد نیز نداشته باشند ﴿42﴾

    و از آنها کسی هست که به تو می‌نگرد، آیا تو کوران را اگر چه نبینند راهنمایی کرده می‌توانی؟ ﴿43﴾

    يقينا الله به هیچ وجه به مردم ظلم نمی‌کند، بلکه مردم به خویشتن ظلم می‌کنند ﴿44﴾

    و در روزی که (در میدان محشر) مردم را جمع می‌کند (چنان معلوم خواهد شد که) گویا به قدر ساعتی از روز نمانده‌اند، (در آن وقت) باهم آشنا می‌شوند، (و ليكن به یکدیگر نفعی رسانده نتوانند). البته آنانی که دیدار الله را (در روز محشر) تکذیب کردند، زیانکار شدند و راه یافته نبودند ﴿45﴾

    و اگر بعضی از آنچه را که به آنها وعده داده‌ایم به تو نشان دهیم، یا تو را بمیرانیم (در هر دو صورت) بازگشت‌شان به‌سوی ماست، باز الله بر آنچه می‌کنند گواه است ﴿46﴾

    و برای هر امتی پیغمبری می‌باشد، پس وقتی پیامبرشان بیاید، به عدل و انصاف در میانشان فیصله می‌شود، و هیچ ظلمی به آنها نمی‌شود ﴿47﴾

    و (مشرکان) می‌گویند: این وعده چه وقت است؟ اگر راست می‌گویید ﴿48﴾

    بگو: (من چه می‌دانم؟ زیرا) من برای خود زیان و نفعی در اختیار ندارم، مگر چیزی را که الله بخواهد، برای هر امتی اجلی است، پس چون اجلشان برسد، نه ساعت تأخیر شود و نه (ساعتی) پیش افتد ﴿49﴾

    بگو: (ای پیغمبر) مرا خبر دهید؛ اگر عذاب او شب یا روز به شما بیاید، پس مجرمان (کافران) بخاطر چه چیز عذاب را به زودی می‌خواهند؟ ﴿50﴾

    (لذا گفته شود) باز آیا وقتی که (آن عذاب) تحقق یابد به آن ایمان می‌آورید؟ آیا اکنون (ایمان می‌آورید) در حالیکه رسیدن آن را به زودی می‌طلبیدید؟ ﴿51﴾

    باز (در روز قیامت) به ظالمان گفته شود عذاب ابدی را بچشید، آیا جز به آنچه کسب می‌کردید (در دنیا) سزا داده می‌شوید ﴿52﴾

    و از تو می‌پرسند که آن (وعدۀ عذاب ابدی) راست است؟ بگو: آری، و قسم به پروردگارم که آن البته حق است، و شما (الله را از فرستادن آن عذاب) عاجزکننده نیستید ﴿53﴾

    و اگر (بالفرض) برای هر کسی که ظلم کرده است، تمام آنچه در زمین است می‌بود، حتما آن را برای نجات خود می‌پرداخت. و چون عذاب الله را ببینند پنهانی اظهار ندامت می‌کنند و در میان آنان به عدل و انصاف فیصله می‌گردد، و بر آنها ظلم نمی‌شود ﴿54﴾

    آگاه باشید آنچه که در آسمان‌ها و زمین است از الله است. آگاه باشید که وعدۀ الله حق است ولی اکثر آنها نمی‌دانند ﴿55﴾

    او (الله) زندگی می‌بخشد و می‌میراند و به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿56﴾

    ای مردم (جهان)؛ يقينا برای شما از طرف پروردگارتان پندی آمده است و شفایی برای آنچه در سینه‌هاست و هدایت و رحمتی است برای کسانی که ایمان آورده‌اند ﴿57﴾

    بگو: به فضل و رحمت الله است که (مسلمانان) باید به آن شادمان شوند. و این از هرچه (از مال و متاع دنیا) جمع می‌کنند بهتر است ﴿58﴾

    بگو: به من خبر دهید آنچه از روزیی که الله برایتان نازل کرده است، پس (چرا) بعضی آن را حرام و بعضی آن را حلال قرار داده‌اید؟ آیا الله به شما اجازه داده است؟ یا بر الله دروغ می‌بندید؟ ﴿59﴾

    و آنانی که بر الله دروغ می‌بندند (در بارۀ) روز قیامت چه گمان دارند؟ یقینا الله نسبت به مردم دارای فضل و مهربانی است، لیکن بیشترشان شکرگزار نیستند ﴿60﴾

    و نمی‌باشی (تو ای انسان) در هیچ حالتی و تلاوت نمی‌کنی هیچ آیه‌ای از قرآن را و هیچ کاری نمی‌کنید مگر اینکه ما بر شما گواهيم وقتی به آن کار شروع می‌کنید. و به اندازۀ ذره‌ای در زمین و آسمان از پروردگارت پنهان نمی‌ماند، و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگتر از آن مگر اینکه در کتابی روشن نوشته شده است ﴿61﴾

    آگاه باشید که البته بر دوستان الله (مردمانی که اعمال نیک انجام می‌دهند) هیچ ترسی نیست و (در روز قیامت) آنها غمگین نمی‌شوند ﴿62﴾

    (این دوستان الله) کسانی‌اند که ایمان آورده‌اند و از الله می‌ترسند و تقوی پیشه کرده‌اند ﴿63﴾

    برای آنها در زندگانی دنیا و آخرت بشارت است، سخنان الله هیچ دگرگونی نمی‌یابد، این همان پیروزی بزرگ است ﴿64﴾

    و سخن آنها ترا غمگین نکند، زیرا عزت کاملا از الله است و او شنوای داناست ﴿65﴾

    آگاه باشید که هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است، از الله است. و کسانی که غیر از الله شریکانی را به کمک (خویش) می‌خوانند جز از گمان پیروی نمی‌کنند، و کارشان جز تخمین و دروغ نیست ﴿66﴾

    اوست آن ذاتی که شب را برای شما آفریده است تا در آن آرام گیرید و روز را (برای دیدن شما) روشن گردانید، يقينا در این امر برای مردمانی که می‌شنوند (کلام الله را) دلائل واضح است ﴿67﴾

    (مشركان) گفتند: الله برای خود فرزند گرفته است (پس فرزند الله را عبادت باید کرد) او پاک و منزه است و او (از هر مخلوقی) بی‌نیاز است. هر چه در آسمان‌ها و زمین است از الله است، هیچ دلیلی بر این (ادعا) ندارید، آیا به الله چیزی را نسبت می‌دهید که نمی‌دانید؟ ﴿68﴾

    بگو: یقینا آنانی که بر الله دروغ می‌بندند کامیاب نخواهند شد ﴿69﴾

    (بلکه چند روز) متاعی است در دنیا، باز بازگشت آنها به‌سوی ماست. باز عذاب سخت را به سبب کفری که می‌ورزیدند به آنها می‌چشانیم ﴿70﴾

    و قصۀ نوح را برای آنان بخوان، وقتی که به قوم خود گفت: «ای قوم من! اگر ماندن من (در بین شما) و پند دادنم به آيات الله بر شما سخت می‌گذرد، پس بر الله توکل کرده ام. لذا شما تصمیم قاطع بگیرید همرای شریکان خویش، باز کارتان بر شما پوشیده نباشد. باز آنچه را که می‌خواهید در حق من انجام دهید، دریغ نکنید و مرا مهلت ندهید ﴿71﴾

    پس اگر (از قبول دعوت من) روی گردانید (به من زیانی نیست و بدانید) که من از شما هیچ مزدی نخواسته ام. مزد من نیست مگر بر الله، و فرمان داده شده ام که از مسلمانان (فرمانبرداران) باشم ﴿72﴾

    پس او را تکذیب کردند، باز او و آنانی را که با او در کشتی بودند نجات دادیم و آنها (نجات یافته گان) را جانشینان گردانیدیم، و آنانی را که آیات ما را تکذیب کردند غرق کردیم، پس ببین که سرانجام بیم داده شدگان چه شد؟ ﴿73﴾

    باز پس از نوح پیغمبرانی را به‌سوی اقوام‌شان فرستادیم، پس به آنها دلائل واضح آوردند، اما ایشان هرگز آماده آن نبودند که به آنچه که قبلا تكذیب نموده بودند، ایمان بیاورند. این طور ما بر دل‌های تجاوزکاران مهر می‌نهیم ﴿74﴾

    باز پس از آنها موسى وهارون را با آیات خود به‌سوی فرعون و سران قوم او فرستادیم، ولی آنها تكبر نمودند و قوم مجرم بودند ﴿75﴾

    پس چون حق از جانب ما بسویشان آمد، گفتند: یقینا این جادوی آشکار است ﴿76﴾

    موسی (در جواب) گفت: آیا وقتی حق به شما آمد، می‌گویید: (این جادو است؟) آیا این جادو است؟ حال آنکه جادو گران (در مقابل دین حق) کامیاب نمی‌شوند ﴿77﴾

    گفتند: آیا پیش ما آمده‌ای تا ما را از چیزهایی که پدران و نیاکان خود را بر آن یافته‌ایم باز داری؟ و می‌خواهید در این سرزمین بزرگی و ریاست برای شما دو نفر باشد؟ و ما به شما دو تن ایمان نمی‌آوریم ﴿78﴾

    و فرعون گفت: هر جادوگر دانا (و ماهر) را نزد من بیاورید ﴿79﴾

    و چون جادوگران (برای مقابله) آمدند، موسی به آنها گفت: آنچه را می‌خواهید بافگنید، (در میدان) بیندازید ﴿80﴾

    پس چون (عصاها و ریسمان‌های خود را) انداختند، موسی گفت: آنچه را که شما آورده‌اید همه جادوست، یقینا الله آن را به زودی باطل خواهد کرد، چون الله کار مفسدان را درست (و سودمند) نمی‌کند ﴿81﴾

    و الله حق را به سخن‌های خود ثابت می‌کند، هر چند مجرمان نپسندند ﴿82﴾

    پس هیچ کس به موسی ایمان نیاورد مگر جوانانی (اندک) از بنی اسرائیل (آن هم) با ترس از فرعون و سران قوم او که مبادا آنان را در فتنه اندازند (و از دین برگردانند). چون فرعون در زمین طغيان کرده بود و از زمرۀ تجاوزکاران بود ﴿83﴾

    و موسی گفت: ای قوم من! اگر به الله ایمان آورده‌اید پس بر وی توکل کنید اگر مسلمان (فرمانبردار) هستید ﴿84﴾

    پس گفتند: بر الله توکل کردیم، ای پروردگار ما! ما را فتنۀ برای قوم ظالم مگردان ﴿85﴾

    و ما را به رحمت خود از قوم کافر نجات ده ﴿86﴾

    و به‌سوی موسی و برادرش (هارون) وحی کردیم که برای قوم خود خانه‌هایی در مصر ترتیب دهید و خانه‌هایتان را رو به قبله (و محل برگزاری نماز) قرار دهید، و نماز را بر پا کنید و مؤمنان را مژده بده ﴿87﴾

    و گفت موسی: ای پروردگار ما! يقينا به فرعون و اشراف قوم او زینت و مال‌های بسیار در زندگانی دنیا داده ای. پروردگارما! تا (مردم را) از راه تو گمراه سازند؟ ای پروردگار ما! مال‌هایشان را نابود کن و دل‌هایشان را سخت کن که ایمان نیارند، تا عذاب دردناک را بینند ﴿88﴾

    (الله) گفت: البته دعای هردوی شما قبول شد، پس (در راه راست) استقامت کنید، و از راه نادانان پیروی نکنید ﴿89﴾

    و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم، پس فرعون و لشکر او از روی ستم و سرکشی آنها را تعقیب کردند، تا آن که غرقاب فرعون را احاطه کرد، گفت: يقين کردم که هیچ معبودی جز آن که بنی اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، نیست. و من (هم اکنون) از مسلمانانم ﴿90﴾

    (به او گفته شد) اکنون؟ در حالیکه پیش از این نافرمانی کردی و از جملۀ مفسدان بودی؟ ﴿91﴾

    پس امروز تو را با جسد بی‌جانت نجات می‌دهیم تا برای کسانی که پس از تو می‌آیند نشانۀ (عبرت) باشی، و يقينا بسیاری از مردم از نشانه‌های (قدرت) ما غافل‌اند ﴿92﴾

    و البته بنی اسرائیل را در جایگاه خوب و ستوده‌ای جای دادیم و از پاکیزه‌ها به آنها روزی دادیم. و اختلاف نورزیدند تا آن که دانش به آنان رسید. یقینا پروردگارت روز قیامت دربارۀ چیزی که در آن اختلاف می‌کردند، در میان آنها فیصله خواهد کرد ﴿93﴾

    پس اگر (بالفرض) دربارۀ چیزی که بر تو نازل کرده‌ایم، در شک و تردید هستی، پس از آنانی که پیش از تو کتاب می‌خواندند بپرس. البته از سوی پروردگارت حق برای تو آمده است. پس، از شک کنندگان مباش ﴿94﴾

    و از آنانی که آيات الله را دروغ شمردند مباش، که از زیانکاران می‌شوی ﴿95﴾

    يقينا آنانی که حکم پروردگارت بر آنها ثابت شده است (که بر کفر از دنیا می‌روند)، ایمان نمی‌آورند ﴿96﴾

    و اگر هر گونه نشانه‌ای به آنها بیاید، (بازهم ایمان نمی‌آورند) تا وقتی که عذاب دردناک را بینند ﴿97﴾

    و مردم هیچ شهری ایمان نیاوردند که ایمانشان به آنان نفعی برساند مگر قوم یونس که چون ایمان آوردند عذاب رسواگر را در زندگی دنیا از آنان برطرف نمودیم و آنان را تا مدتی بهره مند ساختیم ﴿98﴾

    و اگر پروردگار تو می‌خواست البته هرکه در روی زمین است، همه ایمان می‌آوردند (لیکن الله این را نخواست) پس آیا تو مردم را مجبور می‌سازی تا (همه) ایمان بیاورند؟ ﴿99﴾

    و هیچ کس نمی‌تواند ایمان بیاورد مگر به اذن الله، و بر آنانی که نمی‌فهمند پلیدی قرار می‌دهد ﴿100﴾

    بگو: بنگرید که چه چیزی در آسمان‌ها و زمین است؟ اما آیات و بیم دادنها به گروهی که ایمان نمی‌آورند سود نمی‌بخشد ﴿101﴾

    پس آیا جز مانند روزهای پیشینیان را انتظار می‌کشند؟ بگو: پس انتظار بکشید، من نیز با شما از منتظرانم ﴿102﴾

    باز پیغامبران خود و مؤمنان را نجات می‌دهیم، این گونه بر خود لازم گردانیدیم که مؤمنان را نجات می‌دهیم ﴿103﴾

    بگو: ای مردم! اگر راجع به دین در شک و تردید هستید (از من امید چیزی نکنید) زیرا من کسانی را نمی‌پرستم که شما به غیر از الله می‌پرستید، بلکه الله را می‌پرستم که شما را می‌میراند. و به من دستور داده شده که از مؤمنان باشم ﴿104﴾

    و (به من دستور داده شده) اینکه به‌سوی دینی روی آور که خالی از هرگونه شرک و انحراف است. و اینکه هرگز از مشرکان مباش ﴿105﴾

    و (به من دستور داده شده) اینکه به غیر از الله کسی (و چیزی) را مخوان که هیچ سود و زیانی به تو نمی‌رساند، اگر چنین کنی در آن صورت يقينا از ظالمان خواهی شد ﴿106﴾

    و اگر الله به تو ضرری برساند پس هیچ دور کننده‌ای برای آن جز خود او نیست و اگر خیری به تو بخواهد پس فضل او را هیچ ردکننده‌ای نیست، آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می‌رساند و او آمرزنده (و) مهربان است ﴿107﴾

    بگو: ای مردم! حق از نزد پروردگارتان برای شما آمده است، پس هرکس هدایت یافت، به نفع خود هدایت یافته است، و هر کس گمراه شود پس به زیان خودش گمراه می‌شود، و من بر شما وکیل و نگهبان نیستم ﴿108﴾

    و (ای محمد) از آنچه که بر تو وحی می‌شود، پیروی کن. و صابر و شکیبا باش تا آن که الله (در میان تو و مخالفان تو) فيصله کند و او بهترین فیصله کنندگان است ﴿109﴾

    هود

    Surah 11

    الر (معنای این حروف را الله می‌داند)، این (قرآن) کتابی است که آیات آن استوار و محکم گردیده، باز از جانب حکیم آگاه به تفصیل بیان شده است ﴿1﴾

    برای اینکه چیزی را نپرستید مگر الله را، چون من از جانب او برای شما ترساننده و مژده دهنده هستم ﴿2﴾

    و برای اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، باز به دربار او توبه کنید، تا شما را تا مدت معین به طرز نیکو بهره مند سازد و تا به هر صاحب فضل (در عقیده و عمل)، پاداش فضل او را بدهد. و اگر (از عبادت الله و توبه) روی بگردانید، پس من بر شما از عذاب روز بزرگ می‌ترسم ﴿3﴾

    (چون) بازگشت شما به سوى الله است و او بر هرچیزی تواناست ﴿4﴾

    آگاه باش که آنها (مشرکان) سینه‌های خود را می‌پیچند تا خود را از الله پنهان کنند، آگاه باش، وقتی که آنها خود را با جامه‌هایشان می‌پوشانند، الله آنچه را که پنهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌سازند، می‌داند. چرا که او به راز سینه‌ها داناست ﴿5﴾

    هیچ رونده‌ای (جانداری) در زمین نیست مگر اینکه روزی آن بر عهدۀ الله است و محل استقرار و محل بازگشت آن را می‌داند، همه در کتاب بیانگر و روشن (لوح المحفوظ) ثبت است ﴿6﴾

    و او (الله) همان ذاتیست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، در حالیکه عرش او بر آب بود (و شما را آفرید) تا شما را بیازماید که کدام تان نیکوکارترید. و اگر بگویی شما پس از مرگ زنده می‌شوید، کافران می‌گویند: این سخن جز جادوی آشکار نیست ﴿7﴾

    و اگر عذاب را از آنها تا مدت شمرده شده به تأخیر اندازیم، البته (به طور تمسخر) می‌گویند: چه چیز مانع (آمدن آن عذاب) می‌شود؟ آگاه باش! روزی که عذاب به آنها برسد از آنها بازگشتنی نیست و چیزی را که به آن استهزاء می‌کردند، آنان را دربر می‌گیرد ﴿8﴾

    و اگر از جانب خود به انسان رحمتی بچشانیم، باز آن را از وی بگیریم البته بسی ناامید و ناسپاس می‌گردد ﴿9﴾

    و اگر بعد از رنجی که به او رسیده است نعمتی بچشانیم، می‌گوید: بدیها و سختی‌ها از من دور شد. يقينا او شادمان (و) فخر فروش است ﴿10﴾

    مگر آنانی که صبر نمودند و کارهای نیک انجام دادند، اینها برای‌شان آمرزش و پاداش بزرگ است ﴿11﴾

    مبادا بعضی از آنچه را که به سویت وحی می‌شود رها کنی و از اینکه می‌گویند: چرا گنجی بر او نازل نشد یا چرا فرشته‌ای با او نیامد (تا رسالت او را تصدیق کند) دلتنگ و ناراحت شوی، حال آنکه تو تنها بیم دهنده هستی و الله بر همه چیز مراقب و نگاهبان است ﴿12﴾

    یا (مشرکین) می‌گویند: این قرآن خود ساخته و افترای پیغمبر است؟ بگو: پس شما ده سورۀ ساخته شده (دروغین) مانند آن را بیاورید و غیر از الله هرکس را که می‌توانید به یاری طلب کنید، اگر راستگو هستید ﴿13﴾

    پس اگر سخن شما را اجابت نکردند، پس بدانید که قرآن به علم الله نازل شده است و (بدانید) که هیچ معبودی برحق جز او نیست، پس آیا مسلمان (فرمانبردار) می‌شوید؟ ﴿14﴾

    کسانی که زندگانی دنیا و زینت آن را بخواهند، ثمرۀ اعمالشان را در همین دنیا کامل به آنها می‌دهیم، و به آنها کم داده نخواهد شد ﴿15﴾

    (لیکن) ایشان کسانی‌اند که در آخرت (جزایی) جز آتش برایشان نیست و آنچه در دنیا کرده‌اند ضایع و هدر رفته است و کارهایشان باطل گردیده است ﴿16﴾

    آیا کسی که دليل واضح از جانب پروردگار خود دارد و گواهی از طرف الله به دنبال آن باشد، و پیش از قرآن (هم)، کتاب موسی پیشوا و رحمت بوده است (مانند کسی است که در گمراهی قرار دارد)؟! ایشان به آن (حقایقی که پیغمبر آورده) ایمان می‌آورند، و هرکس از این احزاب و گروهها به آن کفر ورزد، پس آتش وعده‌گاه اوست. پس دربارۀ آن در شک و تردید مباش، بی‌گمان آن (قرآن) حق است و از سوی پروردگارت آمده است، ولی بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند ﴿17﴾

    و کیست ظالم‌تر از آن کس که بر الله دروغ ببندد، ایشان بر پروردگارشان عرضه می‌شوند، و گواهان می‌گویند: اینها همان کسانی‌اند که بر پروردگار‌شان دروغ بستند، آگاه باشید! لعنت الله بر ظالمان است ﴿18﴾

    آنانی که مردم را از راه الله منع می‌کنند، و آن را کج (و منحرف) می‌خواهند و آنها از آخرت هم منکرند ﴿19﴾

    ایشان (نمی توانند الله را) در زمین ناتوان و عاجز کنند و آنان به غیر از الله کارساز و مددگاری ندارند، (در آخرت) عذاب برای آنها دو چندان خواهد شد (و آنان) توان شنیدن حق را نداشتند و حق را نمی‌دیدند ﴿20﴾

    این گروه آنانی‌اند که به خود خساره و زیان زده‌اند و آنچه (بر الله) دروغ می‌بستند، از آنها گم و ناپدید گردید ﴿21﴾

    بدون شک آنها در آخرت زیانکارترند ﴿22﴾

    البته آنانی که ایمان آوردند و کارهای نیک کردند و برای پروردگارشان تواضع و فروتنی نمودند، آنها اهل جنت‌اند (که) در آن جاودانند ﴿23﴾

    مثَل این دو گروه مانند کور و کر، و بینا و شنواست، آیا حال این دو گروه باهم برابر است؟ پس آیا پند نمی‌گیرید؟ ﴿24﴾

    و البته نوح را به‌سوی قومش فرستادیم (پس گفت: ای قوم من) يقينا من برای شما بیم دهندۀ آشکار هستم ﴿25﴾

    که جز الله را عبادت نکنید؛ زیرا من از عذاب روز دردناک بر شما می‌ترسم ﴿26﴾

    پس اشراف و سران قوم او که کافر بودند، گفتند: ما تو را جز بشری مانند خودما نمی‌بینیم و ما می‌بینیم که جز افراد حقیر و فرومایه و کوتاه فکر ما کسی از تو پیروی نکرده‌اند، و برای شما بر خود هیچ فضل و برتری نمی‌بینیم، بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم ﴿27﴾

    (نوح) گفت: ای قوم من! به من بگویید اگر دلیلی روشن از سوی پروردگارم داشته باشم و رحمتی از نزد خود به من داده باشد (و این رحمت الهی) بر شما پنهان مانده باشد، آیا می‌توانیم شما را به پذیرش آن ملزم کنیم در حالیکه شما آن را دوست نمی‌دارید؟ ﴿28﴾

    و ای قوم من! در مقابل (تبلیغ) آن (دعوت) از شما چیزی نمی‌خواهم، چرا که پاداش من جز بر الله نیست. و من مؤمنان را (از خود) نمیرانم، آنان پروردگار خود را ملاقات می‌کنند ولی من شما را قومی (نادان) می‌بینم که جهالت می‌کنید ﴿29﴾

    و ای قوم من! اگر آنها را طرد کنم، چه کسی مرا در برابر (عذاب) الله مدد خواهد کرد؟ آیا عبرت نمی‌گیرید؟ ﴿30﴾

    و به شما نمی‌گویم که خزانه‌های الله نزد من است. و (نمی گویم) غیب نیز می‌دانم. و نمی‌گویم که من فرشته هستم. و دربارۀ آنانی که چشمان شما آنان را به حقارت می‌بیند نمی‌گویم الله خیری به آنان نخواهد داد. (بلکه) الله به آنچه در دل‌های آنان است آگاه‌تر است. در این صورت من از جملۀ ظالمان خواهم بود ﴿31﴾

    گفتند: ای نوح، به راستی با ما مجادله کردی و بسیار هم جدال کردی، لذا آنچه را که به ما وعده می‌دهی بیار اگر از راستگویان هستی ﴿32﴾

    (نوح) گفت: تنها الله است که اگر بخواهد آن را برای شما می‌آورد، و شما (الله را) عاجز کننده نیستید ﴿33﴾

    و اگر بخواهم شما را اندرز بگویم، اندرز من به شما سودی نمی‌رساند، اگر الله بخواهد شما را گمراه کند. او پروردگار شماست و به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿34﴾

    آیا (مشرکین مانند قوم نوح) می‌گویند: آن (قرآن) را (محمد) از خود ساخته است؟ بگو: اگر آن را از خود ساخته باشم گناهش بر گردن من است، ولی من از جرمی که شما می‌کنید بیزارم ﴿35﴾

    و به‌سوی نوح وحی فرستاده شد که از قوم تو جز آنانی که ایمان آورده‌اند، هرگز کسی ایمان نخواهد آورد، پس به سبب آنچه می‌کنند غمگین مشو ﴿36﴾

    و زیر نظر ما و به حکم ما کشتی را بساز، و دربارۀ ظالمان با من سخن مگو؛ چرا که آنها غرق شدنی‌اند ﴿37﴾

    و نوح کشتی را می‌ساخت و هر بار که اشرافی از قومش بر او می‌گذشتند، او را مسخره می‌کردند، گفت: اگر (امروز) ما را مسخره می‌کنید، ما نیز شما را همانگونه که مسخره می‌کنید، مسخره خواهیم کرد ﴿38﴾

    پس به زودی خواهید دانست که بر چه کسی عذابی خواهد آمد که خوارش سازد. و بر او عذاب دائمی نازل خواهد شد ﴿39﴾

    تا آن وقت که فرمان ما رسید و آب از تنور فوران کرد، گفتيم: از هر جنسی دو تن (نر و ماده) را در آن سوار کن و خانواده ات را، مگر کسانی که فرمان ما بر (هلاک آنان) از پیش صادر شده است. و کسانی را در آن بردار که ایمان آورده‌اند. و با او جز افراد کم ایمان نیاورده بودند ﴿40﴾

    و (نوح به همراهان خود) گفت: در کشتی سوار شوید، به نام الله است روان شدنش و ایستادنش، البته پروردگار من آمرزندۀ مهربان است ﴿41﴾

    و آن کشتی، آنها را در میان موجی مانند کوه‌ها (با خود) می‌برد و نوح (در وقت سوار شدن) پسرش را در حالیکه در کناری بود، صدا کرد که ای پسرک من! با ما سوار شو و با کافران مباش ﴿42﴾

    (پسر در جواب) گفت: به زودی به‌سوی کوهی پناه می‌برم که مرا از آب نگاه دارد، نوح گفت: امروز هیچ نگاه دارنده‌ای از عذاب الله نیست، به جز کسی که الله به او رحم کند، (در این هنگام بود که) موج میان آن دو حائل شد، پس (پسر) از غرق شدگان شد ﴿43﴾

    (و پس از انجامیدن امر الله، باز فرمان داد به زمین و آسمان و) گفته شد: ای زمین آب خود را فروبر و ای آسمان باران خود را ببند. و آب کم ساخته شد و حكم الله به جا آورده شد و کشتی بر کوه جودی قرار گرفت. و گفته شد: نابود باد قوم ستمکار ﴿44﴾

    و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت: ای پروردگارم! یقینا پسرم از اهل بیت من است، و البته وعدۀ تو (به نجات اهل بیت من) راست است. و تو بهترین (عادل ترین) حکم کنندگانی ﴿45﴾

    الله فرمود: ای نوح! در حقیقت او از اهل تو نیست، چون این (نمونۀ) عمل ناشایست است، پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، البته من به تو پند می‌دهم که مبادا از نادانان باشی ﴿46﴾

    نوح گفت: ای پروردگارم، من به تو پناه می‌برم از اینکه چیزی را از تو بخواهم که به آن علم ندارم، و اگر مرا نیامرزی و بر من رحم نکنی از زیان کاران خواهم بود ﴿47﴾

    گفته شد: ای نوح! فرود آی (از کشتی) با سلامتی از جانب ما با برکت‌های فرود آمده بر تو و بر امت‌هایی که با تو هستند و امت‌های دیگر‌اند که به زودی آنها را (در دنیا) بهره مند می‌کنیم باز به آنها از جانب ما (به خاطر ایمان نیاوردن شان) عذاب دردناک می‌رسد ﴿48﴾

    این (داستان نوح) از خبرهای غیب (و خارج از علم مردم) است که آن را به تو وحی می‌کنیم، در حالیکه تو و قومت پیش از این آن را نمی‌دانستید، پس صبر کن، يقينا عاقبت نیک از پرهیزگاران است ﴿49﴾

    و به‌سوی قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم، (هود) گفت: ای قوم من! (تنها) الله را بپرستيد، جز او هیچ معبودی برحق برای شما نیست و شما (در گرفتن معبودها) جز افتراکنندگان (بر الله) نیستید ﴿50﴾

    ای قوم من! بر (تبلیغ رسالت و بیان) آن مزدی از شما نمی‌خواهم، مزد من تنها بر عهدۀ کسی است که مرا آفریده است، پس آیا نمی‌فهمید؟ ﴿51﴾

    ای قوم من! از پروردگار تان آمرزش بخواهید، باز به‌سوی او توبه کنید که آسمان را بر شما بارنده می‌کند، و قوتی بر قوت (سابق) تان می‌افزاید. و مجرمانه (از ایمان و توبه) روی نگردانید ﴿52﴾

    گفتند: ای هود! برای ما دلیلی واضح نیاورده‌ای و ما به گفتۀ تو معبودان خود را ترک نخواهیم کرد و ما به تو ایمان نمی‌آوریم ﴿53﴾

    دربارۀ تو چیزی نمی‌گوییم مگر این که بعضی معبودان ما به تو آسیبی رسانده است. هود گفت: من الله را گواه می‌گیرم و شما (هم) گواه باشید که من از آنچه (شما می‌پرستید و) شریک الله می‌سازید، بیزارم ﴿54﴾

    به جز الله (از تمامی معبودانتان متنفرم، پس) همگی دربارۀ من به حیله و چاره جویی بپردازید، باز مرا مهلت ندهید ﴿55﴾

    (چون) من بر الله، پروردگار خود و پروردگار شما توکل کرده‌ام، هیچ رونده‌ای نیست مگر اینکه او موی پیشانی او را در دست دارد (بر او مسلط است)، بی‌گمان پروردگارم بر راه راست است ﴿56﴾

    پس اگر روی بگردانید، همانا من آنچه را که به رسانیدن آن به‌سوی شما فرستاده شده‌ام، رسانیدم. و پروردگارم (شما را هلاک نموده) قومی دیگر را به جای شما جانشین خواهد کرد و شما هیچ زیانی به او نمی‌رسانید. یقینا پروردگارم بر همه چیز (ناظر و) نگهبان است ﴿57﴾

    و چون حکم ما (به هلاکت آنها) رسید، هود و کسانی را که با وی ایمان آورده بودند، به (واسطۀ) رحمتی از جانب خویش نجات دادیم و آنها را از عذاب سخت نجات دادیم ﴿58﴾

    و این قبيلۀ عاد بودند که آیات پروردگار خود را انکار نمودند، و پیغمبرانش را نافرمانی کردند و از (دستور) هر متکبر و سرکش پیروی نمودند ﴿59﴾

    و در این دنیا از پی آنها لعنت فرستاده شد. و در روز قیامت نیز، آگاه باشید که قوم عاد به پروردگار خود کفر ورزیدند، آگاه باشید که دوری (و هلاکت) بر عاد قوم هود است ﴿60﴾

    و به‌سوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، (صالح) گفت: ای قوم من! تنها الله را عبادت کنید (که) برای شما هیچ معبودی (برحق) نیست مگر الله (که) او شما را (در آغاز خلقت) از زمین آفرید و شما را آباد کنندگان زمین ساخت، پس از او آمرزش بخواهید، و باز به‌سوی او توبه کنید، که بی‌گمان پروردگار من نزدیک و قبول کنندۀ دعا است ﴿61﴾

    گفتند: ای صالح! البته تو پیش از این در میان ما مایۀ امید بودی، آیا ما را از عبادت آنچه که پدران ما عبادت می‌کردند باز می‌داری؟ و يقينا ما راجع به چیزی که ما را به آن دعوت می‌دهی سخت در شکیم ﴿62﴾

    (صالح) گفت: ای قوم من! آیا دیدید که اگر از سوی پروردگارم دليل واضح داشته باشم و از نزد خود رحمتی به من عطا کرده باشد، پس اگر از فرمان او نافرمانی کنم، چه کسی مرا در برابر (عقوبت) الله یاری خواهد کرد؟ (در نتیجه) شما جز بر زیان من نمی‌افزایید ﴿63﴾

    ای قوم من! این ماده شتر (آفريدۀ) الله است که برای شما معجزه است، پس بگذارید آن را که در زمین الله بچرد، و هیچ آسیبی به او نرسانید که به عذاب زودرس گرفتار می‌شوید ﴿64﴾

    پس آن ماده شتر را کشتند، پس (صالح) گفت: تا سه روز در خانه‌های خود برخوردار شوید، این وعدۀ بی‌دروغ است ﴿65﴾

    پس وقتی که فرمان ما رسید صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند به (سبب) رحمتی از سوی خویش نجات دادیم و از رسوایی آن روز رهایی بخشیدیم، البته پروردگارت توانای غالب است ﴿66﴾

    و آنانی را که ظلم کرده بودند، آواز سخت فراگرفت، پس در خانه‌هایشان (مرده و) بر زانو افتیدند ﴿67﴾

    گویی هرگز در آن جا سکونت نکردند، آگاه باشید که ثمود به پروردگارشان کفر ورزیدند، آگاه باشید! دوری (و هلاکت) بر ثمود باد ﴿68﴾

    و البته فرستادگان (فرشتگان) ما برای ابراهیم مژده آوردند، و گفتند: سلام (بر تو ای ابراهیم)، گفت: سلام (بر شما باد)، پس دیری نپایید که ابراهیم گوسالۀ بریان آورد ﴿69﴾

    پس چون دید که دست‌هایشان به آن (غذا) نمی‌رسد (و نمی‌خورند) این کار را از آنان ناپسند (و ناشناخته) دانست و از آنها در دل احساس خوف نمود، (فرشته‌ها) گفتند: نترس، چون ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‌ایم ﴿70﴾

    و زن ابراهیم ایستاده بود، خندید، پس ما او را به (تولد) اسحاق مژده دادیم، و از پی اسحاق به (تولد) يعقوب ﴿71﴾

    گفت: (ساره) وای بر من! آیا فرزند می‌زایم حال آنکه من پیره زنم، و این شوهرم نیز پیر مرد است؟ واقعا این چیز بسیار عجیب است ﴿72﴾

    فرشته‌ها گفتند: آیا از امر الله تعجب می‌کنی؟ (در حالیکه) رحمت الله و برکات او بر شماست ای اهل این خانه، بی‌گمان او ستوده (و) بزرگوار است ﴿73﴾

    پس چون ترس از ابراهیم زایل شد و مژده (فرزند) به او رسید، شروع کرد به جدال کردن با ما دربارۀ (عذاب) قوم لوط ﴿74﴾

    چون ابراهیم بسی بردبار، آه کشنده (دردمند) و توبه کار بود ﴿75﴾

    (جواب آمد) ای ابراهیم! از این بحث و گفتگو بگذر، چون امر پروردگارت (به هلاک آنها) رسیده است و البته عذاب ردناشدنی بر آنها خواهد آمد ﴿76﴾

    و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند از آمدنشان غمگین شد و بر آنها دل تنگ شد (از غم محافظت آن خوبرویان) و گفت: امروز، روزی سخت است ﴿77﴾

    و قوم او دویده بسویش آمدند و پیش از آن هم کارهای زشت می‌کردند، لوط گفت: ای قوم من! این دختران (قوم) من‌اند، آنها برای شما (حلال و) پاکیزه ترند (پس با آنها نکاح کنید) و از الله بترسید و در بارۀ مهمانانم مرا رسوا و شرمنده نکنید، آیا در میان شما هیچ مرد رشیدی نیست (تا شما را از این کار زشت منع کند)؟ ﴿78﴾

    (بدکاران قوم) گفتند: البته تو خوب دانسته‌ایی که ما به دخترانت هیچ حق و رغبتی نداریم (چون در نکاح ما نیستند) و يقينا تو خوب می‌دانی ما چه می‌خواهیم ﴿79﴾

    لوط گفت: کاش در مقابل شما توانایی داشتم و یا پناهگاه محکمی (قوم و قبیلۀ نیرومند) داشتم که به آن پناه می‌بردم ﴿80﴾

    (فرشته‌ها) گفتند: ای لوط! بی‌گمان ما فرستادگان پروردگار توییم، آنان هرگز به تو رسیده نمی‌توانند (تا گزندی بتو برسانند) پس در حصه‌ای از شب، خانواده ات را ببر و نباید کسی از شما به پشت سر خود بنگرد، مگر همسرت را (با خود نبر)، که هر آنچه به آنان برسد به او (هم) خواهد رسید، البته وعده گاه (نابودی) آنها صبح است، آیا صبح نزدیک نیست؟ ﴿81﴾

    پس چون حكم ما آمد، آن (شهر و سرزمین) را زیر و رو کردیم. و آنجا را با سنگ گلی پیاپی از آسمان، سنگباران کردیم ﴿82﴾

    سنگ‌هایی که نزد پروردگارت نشان دار بودند. و این چنین سنگباران (عذاب) از ظالمان دور نیست ﴿83﴾

    و به‌سوی اهل مدین برادرشان شعیب را فرستادیم که گفت: ای قوم من الله را بپرستید برای شما غير از او (الله) هیچ معبودی (برحق) نیست، و پیمانه و ترازو را (در داد و گرفت) کم مکنید، چون من شما را در نعمت (مال و دارایی بسیار) می‌بینم، و در حقیقت بر شما از عذاب روز احاطه کننده (روز قیامت) می‌ترسم ﴿84﴾

    و گفت، ای قوم من! پیمانه و ترازو را تمام و کمال به انصاف دهید و به مردم چیزهایشان را کم مدهید و در زمین فساد و تباهی نکنید ﴿85﴾

    باقیماندۀ حلالی که الله می‌گذارد برایتان بهتر است، اگر ایمان دارید. و من بر شما محافظ نیستم (تا بر اعمال شما نظارت کنم) ﴿86﴾

    گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان می‌دهد که آنچه را پدران ما می‌پرستیدند ترک کنیم؟ یا در اموال ما به میل خود تصرف نکنیم؟ البته تو بردبار و خردمند هستی ﴿87﴾

    (شعيب) گفت: ای قوم من! به من خبر دهید اگر دليل واضحی از نزد پروردگارم داشته باشم و از نزد خود رزق و روزی خوبی به من داده باشد (آیا می‌توانم به خلاف دستورات او عمل کنم؟)، و نمی‌خواهم شما را از چیزی منع ‌کنم و خودم مرتکب آن شوم. من قصدی جز اصلاح ندارم. و توفيق من جز به تأیید الله نیست، تنها بر او توكل کرده ام و به‌سوی او باز می‌گردم ﴿88﴾

    وای قوم من! جرم مخالفت شما با من، سبب نگردد که همان بلائی به شما برسد که به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید، و قوم لوط از شما دور نیست ﴿89﴾

    و از پروردگار خود آمرزش بخواهید، باز به دربار او توبه کنید، همانا پروردگار من مهربان (و) دوستدار (نیکان) است ﴿90﴾

    (به طور تمسخر) گفتند: ای شعیب! بسیاری از آنچه را که تو می‌گویی، نمی‌فهمیم و ما واقعا تو را در میان خود ناتوان می‌بینیم و اگر قبيلۀ تو نبود، حتما سنگسارت می‌کردیم. و تو بر ما گرانقدر نیستی ﴿91﴾

    (شعيب) گفت: ای قوم من! آیا قبیله‌ام در نزد شما از الله گرامی‌تر است که او را پشت سر خویش قرار داده (و فراموشش کرده‌اید)، در حالیکه پروردگارم به آنچه می‌کنید احاطه دارد ﴿92﴾

    وای قوم من! شما بر روش خود عمل کنید، من نیز بر روش خود عمل می‌کنم، به زودی خواهید دانست که عذاب رسوا کننده به چه کسی می‌رسد، (و خواهید دانست) چه کسی دروغگو است؟ انتظار بکشید، من هم با شما منتظرم ﴿93﴾

    و چون امر ما (به هلاکت قوم) آمد، شعیب و آنانی را که با وی ایمان آورده بودند به رحمتی از جانب خود نجات دادیم و صدایی مرگبار ظالمان را گرفت، پس در خانه‌هایشان از پا در آمدند ﴿94﴾

    گویا در آن قریه (قبلا) سکونت نکرده بودند، آگاه باش، دوری باد بر اهل مدین، همان طوری که ثمود دور افتادند ﴿95﴾

    و البته موسی را با آیات (معجزات) خود و با دلیل ظاهر کنندۀ حق فرستادیم ﴿96﴾

    به‌سوی فرعون و سران قوم او، ولی سران از امر فرعون پیروی کردند، حال آنکه امر فرعون راست و مایۀ هدایت نبود ﴿97﴾

    او (فرعون) روز قیامت پیشاپیش قوم خود می‌رود، پس آنها را وارد آتش دوزخ خواهد ساخت. و دوزخ چه بدجای وارد شدن است برای واردان ﴿98﴾

    در این دنیا و در روز قیامت (نیز) لعنت از پی آنان است، چه بد عطائی است که به آنها داده می‌شود ﴿99﴾

    این از خبرهای شهرهایی است که برای تو حکایت می‌کنیم، برخی از این شهرها هنوز بر سر پا باقی هستند و برخی (مانند کشت درو شده) از بیخ کنده شده‌اند ﴿100﴾

    و ما بر آنها (ساکنان آن شهرها) ظلم نکردیم ولی آنها خود بر خویشتن ظلم کردند، پس معبودانشان را که به غیر از الله می‌خواندند وقتی که فرمان پروردگارت رسید چیزی را از آنان دفع نکردند و بر آنها جز نابودی و هلاکت نه افزودند ﴿101﴾

    و گرفتن پروردگارت این چنین است؛ وقتی شهرهایی را عذاب دهد در حالیکه اهل آن ستمگر باشند، زیرا عذاب الله دردناک و سخت است ﴿102﴾

    يقينا در این (داستانها) دلیل (عبرت) است برای کسی که از عذاب آخرت می‌ترسد، آن روز، روزیست که مردم برای آن جمع کرده می‌شوند و آن روز روزیست که همه مردم در آن حاضر کرده می‌شوند ﴿103﴾

    و ما آن روز (قیامت) را به تأخیر نمی‌اندازیم، مگر تا مدت شمرده شده و معین ﴿104﴾

    روزی که (قیامت) برسد هیچکس سخن نمی‌گوید مگر به اذن الله، پس (در آن روز) برخی از آنان بدبختند و برخی از آنان نیکبخت ﴿105﴾

    اما آنانی که بدبخت شده‌اند پس در آتش دوزخ باشند، برای آنها در آنجا فریاد (نفس با آواز) و ناله (نفس بی‌آواز و پست) است ﴿106﴾

    تا آسمان‌ها و زمین باقی است، ایشان در آن جاودانه می‌مانند مگر آنچه پروردگارت بخواهد، بی‌گمان پروردگار تو هر کاری را که بخواهد انجام می‌دهد ﴿107﴾

    و اما کسانی که نیکبخت شده‌اند، پس در جنت همیشه به سر می‌برند و در آنجا تا زمانی که آسمان‌ها و زمین باقی است جاودانه‌اند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، این بخششی پیوسته و ناگسستنی است ﴿108﴾

    پس در بارۀ (بطلان) آنچه می‌پرستند در شک مباش، آنها همان گونه (چیزهایی را) می‌پرستند که پدرانشان در گذشته می‌پرستیدند، و ما نصيب آنها (از عذاب) را کامل و بدون هیچ کم و کاستی به آنان خواهیم داد ﴿109﴾

    و البته ما به موسی کتاب دادیم، پس در آن اختلاف واقع شد، و اگر سخن پروردگارت از پیش بر این نرفته بود حتما در میان آنان فيصله می‌شد و آنان سخت در شک و تردیدند ﴿110﴾

    و البته پروردگارت (جزای) اعمال همگی را کامل و بدون کم و کاست می‌دهد و او به آنچه می‌کنند آگاه است ﴿111﴾

    پس همانطور که دستور یافته‌ای استقامت کن و (نیز) کسی که همراه تو توبه کرده (و روی به الله آورده است باید چنین کند) و (از راه راست) سرکشی مکنید، بی‌گمان او به آنچه می‌کنید بیناست ﴿112﴾

    و به‌سوی ظالمان (مشرکان) متمایل نشوید که آتش دوزخ به شما خواهد رسید، و جز الله دوست و کارسازی ندارید، باز نصرت داده نمی‌شوید ﴿113﴾

    و در دو طرف روز (بامداد و مغرب) نماز را برپا دار و در ساعتی از شب، چون نیکی‌ها بدی‌ها را محو می‌سازند، این (قرآن) پندی است برای پندپذيران ﴿114﴾

    و صبر پیشه کن که همانا (صبر عمل نیک است و) الله ثواب نیکوکاران را ضائع نمی‌کند ﴿115﴾

    پس چرا در قرنهای پیش از شما صاحبان فضل نبودند که از فساد در روی زمین نهی می‌کردند، مگر اندکی (بودند) از کسانی که از میان آنها نجات‌شان دادیم. و ظالمان به دنبال خوشگذرانی و نعمتی که در آن بودند، رفتند. و آنان مجرمان بودند ﴿116﴾

    و پروردگار تو هرگز بر آن نبوده است که شهرها را به ظلم هلاک سازد، در حالیکه اهل آن مصلح (و نیکوکار) باشند ﴿117﴾

    و اگر پروردگار تو (اسلام اجباری مردم را) می‌خواست، البته همه مردم را امت واحد (تابع توحید) می‌گردانید، (ولی مردم) همیشه در اختلاف‌اند ﴿118﴾

    مگر کسانی که پروردگارت بر آنها رحم کرده، و (الله) برای همین مردم را آفریده است و تمام شد سخن پروردگار تو که البته دوزخ را از جن و انس همگی پر خواهم کرد ﴿119﴾

    و هر یک از سرگذشت پیغمبران را بر تو بیان می‌کنیم، آنچه که دلت را به آن استوار و محکم می‌گردانیم، و در این (سوره) برای تو حق آمده است، و برای مؤمنان پند و یادآوری آمده است ﴿120﴾

    و به آنانی که ایمان نمی‌آورند بگو: شما بر شیوه و طریقۀ خود عمل کنید که ما نیز عمل می‌کنیم ﴿121﴾

    و شما منتظر (نتیجۀ اعمال خود) باشید و ما هم منتظریم ﴿122﴾

    و (دانستن) غیب آسمان‌ها و زمین خاص از الله است. و همه کارها به‌سوی او بازگردانده می‌شود، پس او را عبادت کن و بر او توکل کن. و پروردگارت از آنچه می‌کنید غافل نیست ﴿123﴾

    یوسف

    Surah 12

    الر (مفهوم این حروف به الله معلوم است)، این آیات، آیات کتاب واضح (و بیانگر حق و باطل) است ﴿1﴾

    (چون ما آن را قرآن )خواندنی و( به زبان عربی نازل کردیم تا (مفهوم آن را) درک کنید ﴿2﴾

    ما بهترین داستان‌ها را، با وحی فرستادن و به وسیلۀ این قرآن بر تو حکایت می‌کنیم، حال آنکه پیش از این از بی‌خبران بودی ﴿3﴾

    (آن داستان این است که) چون یوسف به پدرش گفت: ای پدر (بزرگوارم)! من یازده ستاره و آفتاب و ماه را در خواب دیدم، دیدم که آنها برایم سجده می‌کنند ﴿4﴾

    (يعقوب) گفت: ای پسرک من! خوابت را به برادرانت حکایت مکن که برای تو حیله سازی می‌کنند، زیرا شیطان برای انسان دشمن آشکار است ﴿5﴾

    و اینچنین پروردگارت تو را بر می‌گزیند و تعبیر خوابها را به تو می‌آموزد و نعمت خود را بر تو و فرزندان یعقوب کامل می‌کند همانطور که پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق کامل نمود. بی‌گمان پروردگارت دانای باحکمت است ﴿6﴾

    البته در سرگذشت یوسف و برادرانش برای پرسندگان نشانه‌هاست ﴿7﴾

    وقتی که (برادران یوسف در مشورۀ خود) گفتند: یقینا یوسف و برادرش (بنیامین) نزد پدر ما نسبت به ما دوست داشتنی‌ترند، در حالیکه ما جمعی نیرومند هستیم، واقعا پدر ما در خطای آشکار است ﴿8﴾

    (لذا) يوسف را بکشید یا او را در سرزمین (دور) بیندازید تا توجه پدرتان به شما معطوف گردد، و بعد از او (پس از قتل يوسف، با توبه کردن) مردمان نیک و شایسته باشید ﴿9﴾

    گوینده‌ای از آنان گفت: یوسف را نکشید بلکه او را در قعر چاهی باندازید، تا کسی از مسافران او را بگیرد، اگر می‌خواهید کاری بکنید ﴿10﴾

    گفتند: ای پدر (مهربان ما)! چرا در بارۀ یوسف به ما اطمینان نداری حال آنکه ما خیر خواه او هستیم؟ ﴿11﴾

    (اگر ما را خیر خواه او میدانی) فردا او را با ما بفرست تا بخورد و بازی کند و البته ما نگهبان و مراقب او خواهیم بود ﴿12﴾

    (پدر) گفت: اینکه او را با خود ببرید، مرا سخت غمگین می‌کند و (نیز) می‌ترسم از آن که او را گرگ بخورد و شما از او بی‌خبر باشید ﴿13﴾

    (پسران) گفتند: اگر او را گرگ بخورد با اینکه ما (بر دفع گرگ) گروه نیرومند هستیم، در این صورت يقينا زیانکار خواهیم بود ﴿14﴾

    پس وقتی او را بردند و تصمیم گرفتند که او را در قعر چاه بیندازند (در همان لحظه) به او (يوسف) وحی کردیم که البته آنها را از این کارشان آگاه خواهی ساخت، در حالیکه نمی‌فهمند ﴿15﴾

    و شب گریان نزد پدر آمدند ﴿16﴾

    گفتند: ای پدر! ما رفتیم که مسابقه دهیم، و يوسف را نزد سامان و اسباب ما گذاشتیم، پس گرگ او را خورد، ولی تو باور کنندۀ ما نیستی اگر چه راستگو باشیم ﴿17﴾

    و پیراهن او را آلوده به خون دروغ آوردند، پدر گفت: نه، بلکه نفس‌های تان کار زشت را برای شما آراسته است، پس کار من صبر نیک است و راجع به آنچه بیان می‌کنید، از الله مدد (و یاری) می‌خواهم ﴿18﴾

    و کاروانی (نزدیک چاه) آمد پس آب آور خود را فرستادند، پس دلو خود را انداخت (وقتی به جای آب، یوسف را دید) گفت: مژده باد! این یک پسر است، و او را به طور متاعی پنهان ساختند، و الله به آنچه می‌کردند داناست ﴿19﴾

    و او را به پول ناچیزی (و تنها) به چند درهم شمرده شده فروختند و در بارۀ او بی‌علاقه بودند ﴿20﴾

    و آن کس از اهل مصر که او را خریده بود به همسرش گفت: او را گرامی دار شاید به حال ما نفعی برساند، یا او را به فرزندی بگیریم. و این گونه ما یوسف را در سرزمین تمکین دادیم و تا تعبیر خوابها را به او بیاموزیم. و الله بر کار خود غالب است، اما بیشتر مردم نمی‌دانند ﴿21﴾

    و چون به كمال جوانی خود رسید به او حكمت و دانایی دادیم، و این چنین به نیکوکاران پاداش می‌دهیم ﴿22﴾

    و آن زنی که یوسف در خانه اش بود خواست تا از او کام گیرد (و از پاکدامنی او را بیرون آورد)، و درها را بست و گفت: پیش بیا که از توام، یوسف گفت: (از این کار زشت) به الله پناه می‌برم و او (عزیز مصر) آقای من است، (جای) مرا نیکو ساخت، بی‌گمان ظالمان رستگار نمی‌شوند ﴿23﴾

    البته آن زن قصد (مقاربت با) یوسف کرد. (ولی) اگر یوسف برهان پروردگارش را نمی‌دید، او نیز قصد (مقاربت با) آن زن می‌کرد. ما این چنین کردیم تا بدی و فحشا را از او دور سازیم، چون که او از بندگان مخلص و برگزیدۀ ما بود ﴿24﴾

    و هر دو به طرف دروازه بر یکدیگر سبقت کردند و آن زن پیراهن یوسف را از پشت پاره کرد. و شوهرش را نزدیک دروازه یافتند. (زن به شوهر خود) گفت: جزای کسی که قصد بدی به همسرت کرده چیست؟ جز این (نیست) که زندانی گردد یا عذاب دردناک (داده) شود ﴿25﴾

    یوسف (در جواب) گفت: این زن مرا به سوی خود خواست، (ولی من انکار کردم و از وی فرار می‌نمودم) و شاهدی از خانوادۀ آن زن گواهی داد که اگر پیراهن او از پیش روی پاره شده باشد، پس آن زن راست گفته است و یوسف از دروغگویان است ﴿26﴾

    و اگر پیراهنش از پشت پاره شده باشد، پس این زن دروغ گفته است و یوسف از راستگویان است ﴿27﴾

    پس چون (شوهر) دید که پیراهن یوسف از پشت پاره شده، گفت: يقينا این (ماجرا) از مکر شما زنان است، زیرا مکر شما زنان بزرگ است ﴿28﴾

    (عزیز مصر گفت:) ای یوسف! تو از افشای این کار در گذر و تو ای زن! برای گناه خود آمرزش بخواه، چون از خطاکاران بودی ﴿29﴾

    و عده‌ای از زنان در شهر گفتند: زن عزیز از غلامش کام می‌خواهد تا او را از پاکدامنی غافل کند، به راستی محبت (یوسف) در دلش جای گرفته است، البته او را در گمراهی آشکار می‌بینیم ﴿30﴾

    پس چون زن عزیز مکر زنان را شنید، کسی را به‌سوی زنان فرستاد و برای آنها مجلسی آماده کرد و به دست هر یک از آنها کاردی داد و گفت: (به يوسف) بر زنان بیرون آی. پس چون زنان او را دیدند او را (در حسن و جمال) بزرگ یافتند و دست‌های خود را (از شدت مشغول شدن به جمال او) بریدند و گفتند: سبحان الله (پاکی است الله را) این بشر نیست (بلکه) این جز فرشته بزرگوار نیست ﴿31﴾

    زن عزیز گفت: این همان جوانی است که مرا دربارۀ محبت او ملامت کردید، و البته من او را بسوی خود طلب کردم، ولی خود را پاک داشت. و اگر آنچه را که به او دستور میدهم انجام ندهد، حتما زندانی می‌شود و حتما از خوار شدگان خواهد شد ﴿32﴾

    گفت: پروردگارا! زندان برای من دوست داشتنی‌تر است از چیزی که مرا به‌سوی آن می‌خوانند. و اگر مکر آن زنان را از من باز نداری به‌سوی آنان خواهم گروید و از جملۀ نادانان می‌گردم ﴿33﴾

    پس پروردگارش دعای او را قبول کرد و مکر زنان را از او باز داشت. يقينا او شنوای داناست ﴿34﴾

    باز به نظرشان رسید پس از آنکه علامات (پاکی یوسف) را دیدند که البته او را تا مدتی زندانی کنند ﴿35﴾

    و دو جوان با یوسف به زندان در آمدند، یکی از آن دو گفت: من در خواب دیدم که انگور (برای شراب) می‌فشارم، و دیگری گفت: من در خواب دیدم که بر سر خویش نانی برداشته ام که پرنده‌ها از آن می‌خورند، ما را از تعبیر این خواب آگاه کن که تو را از جملۀ نیکوکاران می‌بینیم ﴿36﴾

    یوسف گفت: پیش از آنکه غذایتان به شما برسد، شما را از تعبیر خوابتان آگاه خواهم ساخت، این (تعبیر خواب) که به شما می‌گویم از چیزهایی است که پروردگارم به من آموخته است. همانا من آیین قومی را که به الله ایمان نمی‌آورند و منکر آخرت نیز هستند، ترک کرده‌ام ﴿37﴾

    بلکه دین پدرانم ابراهیم و اسحق و یعقوب را پیروی کرده ام، برای ما شایسته نیست که با الله چیزی را شریک گردانیم، این (ایمان و توحید) از فضل الله بر ما و بر مردم است، ولی بیشتر مردم شکر گزاری نمی‌کنند ﴿38﴾

    (یوسف گفت:) ای دوستان زندانی ام! آیا معبودهای پراگنده بهتر است یا الله یگانۀ غالب (بر همه مخلوقات)؟ ﴿39﴾

    غير از او نمی‌پرستید مگر نام‌هایی را که شما و پدرانتان وضع کرده‌اید، الله (هیچ) دلیل و برهانی بر (صحت) آنان نفرستاده است. فرمانروایی (کائنات) تنها از الله است و امر کرده که جز او را نپرستید، این است دین راست و استوار، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند ﴿40﴾

    ای دوستان زندانی ام! اما یکی از شما (مثل سابق) به آقای خود شراب می‌نوشاند، اما آن دیگر به دار کشیده می‌شود و پرنده‌ها از سر او می‌خورند. (باز گفت:) امری که شما دوتن جویای (تعبير آن) از من شدید، فيصله شده است ﴿41﴾

    و به یکی از آن دو که گمان می‌کرد نجات می‌یابد، گفت: مرا در نزد آقای خود یاد کن، ولی شیطان یادآوری (قضیۀ) یوسف را نزد آقایش از یاد آن (جوان) برد؛ در نتيجه، (یوسف) چند سال در زندان ماند ﴿42﴾

    و پادشاه گفت: من در خواب هفت گاو فربه را دیدم که هفت گاو لاغر، آنها را می‌خوردند، و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک دیگر را دیدم. ای سران قوم! در بارۀ خوابم به من نظر دهید، اگر خواب را تعبیر می‌کنید ﴿43﴾

    (سران قوم) گفتند: این خواب‌های پریشان کننده و بی‌اساس است و ما به تعبیر خواب‌های پریشان و بی‌اساس آگاهی نداریم ﴿44﴾

    و کسی که از آن دو نفر نجات یافته بود بعد از مدتها به یاد آورد (و) گفت: من شما را از تعبیر آن باخبر میسازم، پس مرا (نزد یوسف) بفرستید ﴿45﴾

    (پس نزد یوسف رفته و گفت:) ای یوسف! ای مرد راستگو! دربارۀ هفت گاو فربه که هفت گاو لاغر آنها را می‌خورند، و (دربارۀ) هفت خوشۀ سبز و هفت خوشۀ خشک به ما نظر ده تا اینکه من به‌سوی مردم برگردم، امید است آنان بدانند ﴿46﴾

    يوسف گفت: هفت سال پی در پی کشت کنید و آنچه را که درو نمودید جز اندکی که می‌خورید در خوشۀ آن بگذارید ﴿47﴾

    پس از آن، هفت سال سخت می‌آید که آنچه را به خاطر آن ذخیره کرده‌اید می‌خورند مگر اندکی از آنچه که ذخیره می‌کنید ﴿48﴾

    باز بعد از آن (سالهای خشک و سخت) سالی می‌آید که به مردم (در آن سال) باران می‌رسد، و در آن شیره (انگور و زیتون و دیگر میوه‌ها) را می‌فشارند ﴿49﴾

    و پادشاه گفت: یوسف را پیش من بیاورید، چون قاصد نزد او آمد، گفت: پیش آقایت باز گرد و از او بپرس ماجرای زنانی که دست‌هایشان را بریدند چه بود؟ و یقینا پروردگارم به مکر آنان داناست ﴿50﴾

    پادشاه (زنان را جمع کرده) گفت: جریان شما چه بود آنگاه که خواستید یوسف را به خود بخوانید؟ گفتند: پناه بر الله، هیچ گناهی از او سراغ نداریم. زن عزیز گفت: اکنون حق آشکار شد، این من بودم که او را به‌سوی خود خواندم (ولی او به من روی نداد) و يقينا او از راستگویان است ﴿51﴾

    این (در خواست من) به آن خاطر است که او (عزیز مصر) بداند من در نهان به او خیانت نکرده ام و الله مكر خیانت کاران را به سر نمی‌رساند ﴿52﴾

    و من نفس خود را تبرئه نمی‌کنم؛ چرا که نفس حتما بسیار به بدی امر می‌کند، مگر نفس کسی که پروردگارم به او رحم کند، چون پروردگارم آمرزندۀ مهربان است ﴿53﴾

    و پادشاه (بار دوم) گفت: او را نزد من بیاورید تا وی را از مخصوص (مشورۀ خود و از افراد مقرب) خود گردانم. پس چون با او به سخن پرداخت، گفت: البته تو امروز نزد ما ارجمند و امانتدار (و قابل اعتماد) هستی ﴿54﴾

    يوسف گفت: مرا بر خزانه‌های مصر مقرر کن، چون که من نگاهدارندۀ دانا هستم ﴿55﴾

    این چنین یوسف را در این سرزمین قدرت و نعمت (و نفوذ) دادیم، که در آن هر جا که بخواهد قرار گیرد، ما نعمت خود را به هر کس که بخواهیم می‌رسانیم و مزد نیکوکاران را ضایع نمی‌گردانیم ﴿56﴾

    و البته ثواب آخرت برای آنانی که ایمان آورده و پرهیزگاری می‌کردند (نسبت به پادشاهی دنیا) بهتر است ﴿57﴾

    و برادران یوسف (برای حصول غله) به مصر آمدند، پس بر او وارد شدند، یوسف آنان را شناخت ولی آنها يوسف را نشناختند ﴿58﴾

    و هنگامی که يوسف بارهای آنها را آماده کرد، گفت: (بار دیگر) برادر پدری خود را نزد من آورید، مگر نمی‌بینید که من پیمانه را به تمام و کمال میدهم و من بهترین میزبانان هستم؟ ﴿59﴾

    پس اگر او را نزد من نیاوردید، پس برای شما هرگز پیمانۀ غله نزد من نیست و هرگز به من نزدیک نشوید ﴿60﴾

    گفتند: دربارۀ او با پدرش گفتگو نموده تلاش می‌کنیم که (به هر وسیله ممکن او را نزد تو بیاوریم) و این کار را خواهیم کرد ﴿61﴾

    و به جوانان (خدمتگذار خود) گفت: سرمایۀ (پول)‌شان را (که پرداخته اند) در بارهایشان بگذارید، تا چون به نزد خانواده‌شان بازگردند آن را بازیابند و شاید (دوباره) برگردند ﴿62﴾

    پس چون به‌سوی پدر خویش باز گشتند، گفتند: ای پدر! پیمانۀ غله از ما منع شد، پس برادر ما را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم و همانا ما نگهبان او هستیم ﴿63﴾

    پدر گفت: آیا من دربارۀ او به شما اطمینان کنم همانگونه که دربارۀ برادرش (یوسف) پیش از این به شما اطمینان کردم؟! پس الله بهترین نگهبان و او مهربانترین مهربانان است ﴿64﴾

    و چون بارشان را باز کردند، دیدند که سرمایۀ (پول)‌شان به آنان بازگردانده شده است. گفتند: ای پدر! ما دیگر چه می‌خواهیم؟ این سرمایۀ ماست که به ما بازگردانده شده است و (باز می‌رویم تا) برای خانوادۀ خود آذوقه بیاوریم و برادر خود را محافظت می‌کنیم و یک بار شتر اضافه خواهیم آورد، و این مقدار (برای ما کم و) ناچیز است ﴿65﴾

    يعقوب گفت: هرگز او را با شما نمی‌فرستم تا اینکه عهدی به نام الله به من بدهید که او را حتما نزد من بر می‌گردانید، مگر اینکه گرفتار شوید (و از توان شما خارج گردد)، پس وقتی با پدر عهد بستند، يعقوب گفت: الله بر آنچه می‌گوییم وکیل (آگاه و ناظر) است ﴿66﴾

    و (یعقوب از باب احتیاط) گفت: ای پسران من! از یک دروازه داخل نشوید، بلکه از دروازه‌های مختلف وارد شوید، و نمی‌توانم چیزی را که الله مقرر کرده است از شما دور کنم، (چون) حكم (نفع و ضرر) تنها و خاص به دست الله است، بر او توکل کرده ام و توکل کنندگان باید بر او توکل کنند ﴿67﴾

    و چون همان طور که پدرشان به آنان دستور داده بود، وارد شدند، (چنین ورود) نمی‌توانست آنچه را که الله خواسته بود از آنان دفع کند، ولی آنچه را که در دل يعقوب بود برآورده کرد، يقينا يعقوب به خاطر اینکه ما به او آموخته بودیم، دارای علم بزرگی بود. ليكن بسیاری از مردم نمی‌دانند ﴿68﴾

    و چون (بار دوم) بر يوسف وارد شدند، برادرش (بنیامین) را نزد خود جای داد. گفت: من برادر تو (یوسف) هستم، پس از آنچه کرده‌اند اندوهگین مباش ﴿69﴾

    پس چون يوسف آنان را با آذوقه و سامان‌شان مجهز کرد، جام آبخوری (پادشاه) را در بار برادرش نهاد. باز ندا دهنده‌ای ندا داد: ای کاروان! حتما شما دزد هستید ﴿70﴾

    روی به‌سوی ایشان کرده و گفتند: چه چیز را گم کرده‌اید؟ ﴿71﴾

    گفتند: جام پادشاه را گم کرده‌ایم و برای هر کس که آنرا بیاورد بار شتر (از غله) خواهد بود و من ضامن این (وعده) هستم ﴿72﴾

    (برادران یوسف) گفتند: به الله قسم که شما خوب دانسته‌اید که ما در سرزمین مصر برای فساد نیامده‌ایم و ما (پیش از این) دزد نبودیم ﴿73﴾

    (مأموران) گفتند: پس سزای او (دزد) چیست اگر دروغگو باشید؟ ﴿74﴾

    گفتند: سزایش این است که هر کس آن جام در بارش یافت شود پس به سزای دزدی اسیر گردد، ما این چنین ظالمان را سزا می‌دهیم ﴿75﴾

    پس پیش از بار برادرش، به تفتیش نمودن بارهای دیگران آغاز کرد، باز پیمانه را از بار برادرش بیرون آورد، ما اینگونه برای یوسف تدبیر آموختیم، زیرا او نمی‌توانست در دین پادشاه برادرش را بگیرد، مگر اینکه الله بخواهد، درجات هر کس را که بخواهیم بالا می‌بریم و فوق هر دانایی دانایی بزرگتر هست ﴿76﴾

    (برادرانش) گفتند: اگر او دزدی کند (بعید نیست) چون برادرش پیش از او دزدی کرده بود. پس یوسف آن را در دل خود پنهان نمود و آن را برایشان آشکار نکرد. (و در دل خویش) گفت: شما مقام بدتری دارید و الله به آنچه وصف می‌کنید داناتر است ﴿77﴾

    گفتند: ای عزیز؛ او پدر پیر و سالخورده‌ای دارد، پس یکی از ما را به جای او بگیر، یقینا تو را از نیکوکاران می‌بینیم ﴿78﴾

    يوسف گفت: به الله پناه می‌برم از اینکه غیر از کسی را که متاع خود را نزد او یافته‌ایم بگیریم، ما در آن صورت از ظالمان خواهیم بود ﴿79﴾

    و هنگامی که از او ناامید شدند در خلوتی برای مشورت نشستند، بزرگ آنان گفت: آیا ندانسته‌اید که پدرتان از شما به نام الله عهد محکم گرفته است و پیش از این دربارۀ يوسف کوتاهی کرده‌اید؟ من هرگز از این سرزمین حرکت نمی‌کنم مگر اینکه پدرم به من اجازه دهد، یا الله در حق من حکم کند و او بهترین حکم کنندگان است ﴿80﴾

    نزد پدرتان برگردید و بگویید: ای پدر! پسرت دزدی کرده است، و گواهی ندادیم جز به آنچه دانستیم و ما نگهبان علم غیب نبودیم ﴿81﴾

    و از (مردم) دهی که در آن بودیم و از کاروانی که با آن آمدیم بپرس، و يقينا ما راستگوییم ﴿82﴾

    يعقوب گفت: (نه) بلکه نفس‌های تان امری (زشتی) را برای شما آراسته است، پس کار من صبر نیک است، امید که الله همۀ آنها را یکجا نزد من بیارد، چون او دانای حکیم است ﴿83﴾

    و از آنان روی گرداند و گفت: ای دریغ بر یوسف! و چشمانش از اندوه سفید و نابینا گردید درحالیکه بسیار غمگین بود ﴿84﴾

    پسران گفتند: قسم به الله همیشه یوسف را یاد می‌کنی تا بیمار (و نزدیک به مرگ) شوی یا از هلاک شدگان گردی ﴿85﴾

    يعقوب گفت: من پریشانی حال و اندوهم را تنها به الله شکایت می‌کنم و از سوی الله چیزهایی را می‌دانم که شما نمی‌دانید ﴿86﴾

    ای پسران من! بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت الله ناامید مشوید، زیرا جز قوم کافر از رحمت الله ناامید نمی‌شود ﴿87﴾

    و هنگامی که (بار سوم) پیش یوسف رفتند، گفتند: ای عزیز! به ما و خانواده ما سختی رسیده است و سرمایه اندک و ناچیز آورده‌ایم، پس پیمانه ما را کامل بده و بر ما (بيشتر) بخشش کن، چون الله صدقه دهندگان را پاداش می‌دهد ﴿88﴾

    یوسف گفت: آیا به یاد دارید که با یوسف و برادرش وقتی که نادان بودید چه کردید؟ ﴿89﴾

    گفتند: آیا واقعا تو یوسف هستی؟ گفت: بلی! من يوسف هستم و این برادر من است، الله بر ما منت نهاده است. چون هر کس تقوا و صبر پیشه کند، بی‌گمان الله پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کند ﴿90﴾

    (برادرانش) گفتند: قسم به الله که الله تو را بر ما برتری داده است و در حقیقت ما خطاکار بودیم ﴿91﴾

    یوسف گفت: امروز بر شما هیچ سرزنش و ملامتی نیست. الله شما را می‌آمرزد و او مهربان‌ترین مهربانان است ﴿92﴾

    (و به برادران خود گفت:) این پیراهن مرا با خود ببرید و آن را بر روی پدرم بیاندازید تا بینا گردد و اهل خویش را همه یکجا نزد من بیاورید ﴿93﴾

    و چون کاروان (برادران یوسف به‌سوی شام) حرکت کرد، پدرشان گفت: اگر مرا به بی‌خردی نسبت ندهید همانا من بوی یوسف را می‌یابم ﴿94﴾

    (اهل خانه) گفتند: قسم به الله که تو در همان خطای قدیمت هستی ﴿95﴾

    پس چون مژده دهنده آمد، و پیراهن را بر روی یعقوب انداخت پس او بینا گشت، و گفت: آیا به شما نگفته بودم که از جانب الله چیزهایی را می‌دانم که شما نمی‌دانید؟ ﴿96﴾

    (پس از رسیدن به کنعان) پسران گفتند: ای پدر! برای ما آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم ﴿97﴾

    گفت: به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می‌خواهم زیرا او آمرزگار مهربان است ﴿98﴾

    پس چون بر یوسف در آمدند، پدر و مادر خود را در کنار خود جای داد و گفت: به خواست الله با امن و امان وارد سرزمین مصر شوید ﴿99﴾

    و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همۀ آنان برای او سجده کنان به زمین افتادند، و گفت: ای پدر! این تعبیر خوابی است که قبلا دیده بودم و پروردگارم آن را راست و درست گردانید، و حقا که به من احسان کرد وقتی که مرا از زندان بیرون ساخت و شما را پس از آنکه شیطان بین من و برادرانم اختلاف افگنده بود از دهات باز آورد. به راستی پروردگارم هر چه بخواهد (با لطف و مهربانی خود) سنجیده و دقیق انجام می‌دهد، زیرا او دانای حکیم است ﴿100﴾

    ای پروردگار! واقعا (نصیبی بزرگ) از پادشاهی به من دادی و به من از تعبیر خوابها آموختی، ای آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین! تو کارساز من در دنیا و آخرت هستی، مرا مسلمان بمیران و به صالحان ملحق بگردان ﴿101﴾

    این داستان از خبرهای غیب است که آن را به تو وحی می‌کنیم. و تو نزد آنان نبودی وقتی که تصمیم گرفتند، در حالیکه آنان نیرنگ و توطئه چینی می‌کردند ﴿102﴾

    و بیشتر مردم هر چند حرص بورزی، ایمان نمی‌آورند ﴿103﴾

    و تو در برابر (این دعوت) از آنان مزدی نمی‌خواهی و آن (قرآن) جز پند و اندرزی برای عالمیان نیست ﴿104﴾

    و چه بسیار دلائل قدرت و وحدانیت (الله) در آسمان‌ها و زمین است که بر آن می‌گذرند در حالیکه ایشان از آن روی می‌گردانند ﴿105﴾

    و بیشترشان (که ادعای ایمان می‌کنند) به الله ایمان نمی‌آورند مگر اینکه مشرکند ﴿106﴾

    آیا ایمن هستند از این که عذاب همه گیر از سوى الله بر آنان بیاید، یا ناگهان قیامت به آنها بیاید، در حالیکه غافل و بی‌خبر باشند؟ ﴿107﴾

    بگو: این راه من است، با بصیرت و آگاهی به‌سوی الله دعوت می‌کنم و پیروان من هم (باید چنین باشند) و الله (از هر عیب) پاک است و من از مشرکان نیستم ﴿108﴾

    و نفرستاده‌ایم پیش از تو مگر مردان را که وحی می‌فرستادیم به آنها در حالی که آنها از اهل شهرهای بزرگ ‌بودند، آیا (مشرکان) در زمین (همان پیغمبران) نرفته‌اند تا ببینند که چگونه شد انجام آنان که پیش از مشرکان بودند؟ (بلکه رفته‌اند اما عبرت نگرفته‌اند،) و البته سرای آخرت بهتر است برای پرهیزگاران، آیا نمی‌اندیشید؟ ﴿109﴾

    پیغمبران پیشین اقوام‌شان را دعوت دادند( تا آنکه پیغمبران (از ایمان آوردن مردم) ناامید شدند و (مردم) گمان کردند که (از طرف پیغامبران) به آنها دروغ گفته شده‌است. (در آن حالت،) یاری ما به پیغمبران رسید پس کسانی را که خواستیم نجات یافتند، و عذاب ما از گروه مجرمان برگشت ندارد ﴿110﴾

    به راستی که در داستان‌های پیغمبران عبرتی برای صاحبان خرد است، (قرآن) سخنی نیست که به دروغ ساخته شده باشد بلکه تصدیق کنندۀ کتاب‌های است که پیش از آن بوده، و بیانگر هر ضرورت دینی است و هدایت و رحمتی است برای مردمی که (به آن) ایمان می‌آورند ﴿111﴾

    رعد

    Surah 13

    المر. (مفهوم این حروف را الله می‌داند) این آیات کتاب (قرآن) است، و آنچه که از جانب پروردگارت به‌سوی تو نازل شده حق است، ولی بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند ﴿1﴾

    الله ذاتی است که آسمان‌ها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید بلند کرد، باز بر عرش مستقر شد و آفتاب و ماه را مسخر کرد، هر یک تا مدت معین در حرکت است، الله کار هستی را تدبیر (و اداره) می‌کند و او آیات (علامات قدرت) خود را به تفصیل بیان می‌کند تا شما به ملاقات پروردگارتان یقین کنید ﴿2﴾

    و اوست آن ذاتی که زمین را هموار و گسترده کرد و در آن کوه‌ها و نهرها گذاشت و از هر گونه میوه جفت دو گانه آفرید، شب را بر روز می‌پوشاند، يقينا در این (امور) نشانه‌هایی است برای آنان که (در وحدانیت و قدرت الله) می‌اندیشند ﴿3﴾

    و در زمین قطعه‌های کنار هم (به هم پیوسته) و باغهایی از انگور و کشتزارها وجود دارد و درختان خرما چه از یک ریشه و چه از غیر یک ریشه که همه با یک آب آبیاری می‌شوند، اما برخی را از لحاظ طعم و لذت بر برخی دیگر برتری می‌دهیم، يقينا در این (اختلاف) نشانه‌هایی (قدرت الهی) است برای کسانی که می‌اندیشند ﴿4﴾

    و اگر تعجب کنی (از تکذیب آنان) پس این سخن آنان عجیب‌تر است (که گفتند:) آیا وقتی خاک گردیم به راستی (دوباره زنده می‌شویم و) در آفرینش جدیدی می‌باشیم؟ اینها کسانی‌اند که به پرروردگارشان کفر ورزیدند و طوق و زنجیرها در گردنهایشان خواهد بود. این‌ها دوزخی‌اند و در آن جاودانه می‌مانند ﴿5﴾

    و پیش از خوبی (رحمت الهی)، بدی (عذاب) را با شتاب از تو می‌خواهند، حال آنکه پیش از ایشان عقوبت‌ها (بر امثال شان) گذشته است و یقینا پروردگارت نسبت به مردم - با وجود ظلم‌شان - آمرزنده است و البته پروردگارت سخت عذاب دهنده است ﴿6﴾

    و کافران می‌گویند: چرا معجزه‌ای از سوی پروردگارش بر او فرستاده نشده است؟ همانا تو تنها بیم دهنده هستی و هر قومی راهنمای دارد ﴿7﴾

    الله می‌داند که هر (جاندار) ماده چه چیزی را در شکم حمل می‌کند و (نیز می‌داند) آنچه را که رحمها کم می‌کنند و آنچه را که می‌افزایند، و هر چیزی در نزد الله به اندازۀ معین است ﴿8﴾

    (او) دانای همه پوشیده‌ها و آشکارا است، (و او) بزرگ بلند مرتبه است ﴿9﴾

    برابر است (نزد او) هرکس از شما سخن را پنهان می‌دارد و کسی که آن را آشکار می‌سازد، و (برابر است نزد او) هرکس در شب پنهان است و هر کس در روز آشکارا حرکت می‌کند ﴿10﴾

    برای او فرشتگانی است که پیاپی از روبرو و پشت سر به فرمان الله او را مراقبت (نگهبانی) می‌کنند، همانا الله احوال هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد تا وقتی که آنان احوال خود را تغییر دهند و چون الله برای قومی بلائی بخواهد پس هیچ برگشتی برای آن نیست و برای آنان جز او هیچ کارسازی نیست ﴿11﴾

    اوست که برق (آسمان) را برای بیم و امید به شما نشان می‌دهد و نیز ابرهای سنگین بار را ایجاد می‌کند ﴿12﴾

    و رعد به ستایش او و فرشتگان نیز از ترس او تسبیح می‌گویند، و صاعقه‌ها را می‌فرستد و هرکس را که بخواهد به آنها گرفتار می‌کند، در حالیکه آنان دربارۀ الله مجادله می‌کنند، حال آنکه او (در رساندن عذاب) بسیار قدرتمند است ﴿13﴾

    تنها الله است که شایستۀ عبادت و دعاست. و کسانی که جز الله را می‌خوانند به هیچ وجه دعایشان را اجابت نمی‌کنند، مگر مانند کسی که دو دستش را به‌سوی آب بگشاید تا به دهانش برسد در حالیکه هرگز آب به دهانش نخواهد رسید، و دعای کافران جز در گمراهی (و ناامیدی) نیست ﴿14﴾

    و هر آنچه که در آسمان‌ها و زمین است خواسته و ناخواسته برای الله سجده می‌کنند، و همچنین سایه‌هایشان صبح و شام برای الله سجده می‌کنند ﴿15﴾

    بگو: کیست پروردگار آسمان‌ها و زمین؟ (در پاسخ آنان)، بگو: «الله» بگو: آیا جز الله دوستانی گرفته‌اید که برای خودشان هم مالک نفع و زیانی نیستند؟ بگو: آیا کور و بینا برابرند؟ آیا تاریکی‌ها و روشنی برابرند؟ آیا شریکانی برای الله قرار داده‌اند که همچون آفریدن الله (چیزی را) آفریده باشند پس در نتیجه کار خلقت بر آنها مشتبه شده است؟ بگو: الله آفرینندۀ همه چیز است و اوست یگانۀ غالب ﴿16﴾

    الله از آسمان آبی فرو فرستاد و رودخانه‌هایی به اندازۀ گنجایش خویش روان گشت، پس سیل کف بلندی روی خود برداشت. همچنین از آنچه در آتش می‌گذارید (از طلا و نقره و غیره) برای حصول زیورات و ابزار، از آن نیز کفی بالا می‌آید، الله برای حق و باطل این چنین مثل می‌زند (تا آنرا بیان و روشن کند)، اما آن کف از میان می‌رود و اما آنچه به مردم سود می‌بخشد بر روی زمین باقی می‌ماند، الله این چنین مثلها را می‌زند ﴿17﴾

    برای آنانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده‌اند حسنی (سرانجام نیک) است، و آنانی که دعوت پروردگار خود را اجابت نکرده‌اند (بالفرض) اگر همۀ آنچه که در زمین است و مانند آن را با خود داشته باشند البته همگی را برای رهایی خود (از عذاب الهی) فدیه خواهند داد، برای آنان سختی حساب است و جایگاهشان دوزخ است و (دوزخ) چه بد جایگاهی است ﴿18﴾

    آیا کسی که می‌داند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسی است که نابیناست؟ تنها خردمندانند که پند می‌گیرند ﴿19﴾

    (خردمندان) آنانی‌اند که به عهدی که با الله بسته‌اند، وفا می‌کنند و عهد او را نمی‌شکنند ﴿20﴾

    و (همچنان خردمندان) آنانی‌اند که آنچه را الله به پیوستنش امر کرده است می‌پیوندند و از پروردگار خویش می‌ترسند و از سختی حساب بیمناک هستند ﴿21﴾

    و (همچنان خردمندان) آنانی‌اند که به خاطر پروردگارشان صبر و شکیبایی کردند و نماز را برپا داشتند و از آنچه که به آنها روزی دادیم به صورت پنهان و آشکار انفاق کردند و بدی را به نیکی دفع می‌کنند، این‌ها هستند که پاداش نیک آخرت از ایشان خواهد بود ﴿22﴾

    همان باغ‌های بهشت که جای (اقامت) همیشگی است، آنان همراه پدران و فرزندان و همسران شایستۀ خود در آنجا وارد می‌شوند و فرشتگان (برای سلام و خوش آمدید) از هر دروازه‌ای بر ایشان وارد می‌شوند ﴿23﴾

    (و می‌گویند:) سلامتی بر شما باد به پاداش صبر و شکیبایی که داشتید، پس آن سرای آخرت چه نیکو است ﴿24﴾

    و اما آنانی که عهد الله را پس از بستن آن می‌شکنند و چیزی را که الله به پیوستن آن امر کرده می‌برند و در زمین فساد می‌کنند، این گروه برایشان لعنت است و برایشان سختی آن سرای (نیز) است ﴿25﴾

    الله برای هر کسی که بخواهد، رزق را می‌گشاید و تنگ می‌سازد و (کافران) به زندگی دنیا خورسند شدند، حال آنکه زندگانی دنیا در مقابل آخرت جز بهرۀ ناچیز (و چند روزه) نیست ﴿26﴾

    و کافران می‌گویند: چرا بر او (محمد) معجزه‌ای از جانب پروردگارش نازل نشد؟ بگو: الله هرکس را بخواهد گمراه می‌کند و هر کس را که بسوی او رجوع کند، به راه خویش هدایت می‌کند ﴿27﴾

    آنانی که ایمان آوردند و دل‌هایشان به یاد الله آرام می‌گیرد، آگاه باشید که دلها با یاد الله آرام می‌گیرند ﴿28﴾

    آنانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند، خوشا به حال ایشان و آنان سرانجام نیک دارند ﴿29﴾

    این چنین تو را در میان امتی فرستادیم که امتهای بسیاری پیش از آن گذشته‌اند، تا آنچه را به تو وحی کرده‌ایم بر آنان بخوانی. هر چند که به پروردگار مهربان کفر می‌ورزند. بگو: او (الله) پروردگار من است، جز او معبود به حقی نیست، بر او توکل کرده ام و بازگشت من به‌سوی اوست ﴿30﴾

    و اگر قرآنی بود که کوه‌ها به وسیلۀ آن در حرکت آورده می‌شد و یا زمین به وسیلۀ آن پاره پاره کرده می‌شد و یا مردگان با آن به سخن گفتن در آورده می‌شد (باز هم ایمان نمی‌آوردند)، بلکه همۀ کارها الله را است. آیا مؤمنان ندانسته‌اند که اگر الله می‌خواست همۀ مردم را هدایت می‌کرد؟ و کافران همیشه به سزای آنچه می‌کنند مصیبت کوبنده‌ای به آنان می‌رسد. یا آن مصیبت نزدیک خانۀ‌شان فرود می‌آید، تا آنگاه که وعده الله برسد، بی‌گمان الله وعده خود را خلاف نمی‌کند ﴿31﴾

    البته پیغمبران پیش از تو (نیز) مورد تمسخر قرار گرفتند، پس به کافران مهلت دادم، باز آنها را گرفتار ساختم، پس سزای من چگونه بود؟ ﴿32﴾

    آیا کسی که بر هر شخصی به آنچه کرده حافظ و مراقب است (چون بتان است)؟! و برای الله شریکانی قرار داده‌اند. بگو: نام‌های آنها را بگیرید، آیا الله را به آنچه که در زمین نمیداند (و نمی‌شناسد) خبر می‌دهید؟ یا اینکه با سخنان ظاهری (مردم) فریفته می‌شوید (و آنها را عبادت می‌کنید)؟ بلکه برای کافران مكر (كفر)‌شان مزین شده است و از راه راست باز داشته شده‌اند، و هر کس را که الله گمراه کند هیچ هدایت کننده‌ای ندارد ﴿33﴾

    برای این چنین مردم در زندگی دنیا عذاب سخت است. و البته عذاب آخرت سخت‌تر است، و برای آنها در برابر (عذاب) الله هیچ نگهدارنده‌ای نیست ﴿34﴾

    صفت جنتی که به پرهیزگاران وعده داده شده است (چنین است که) نهرها از زیر قصرها و درختان آن جاری است، میوه‌هایش همیشگی و سایه اش (نیز) دایمی است. این است سرانجام متقیان و سرانجام کافران آتش (دوزخ) است ﴿35﴾

    و (بعضی از) آنانی که به ایشان کتاب داده‌ایم از آنچه به‌سوی تو نازل شده است، خورسند می‌شوند، و از احزاب (کافران) کسانی هستند که بخشی از (احکام) آن را انکار می‌کند. بگو: به من این حکم شده که تنها الله را بپرستم و به او چیزی را شریک نسازم. به‌سوی او (مردم را) دعوت می‌دهم و بازگشت من به‌سوی اوست ﴿36﴾

    و این چنین قرآن را به عنوان کتابی روشن و با زبان عربی نازل کردیم، و (بالفرض) اگر از خواهشات آنها پیروی کنی بعد از علمی که به تو رسیده است، تو را از (عذاب) الله هیچ حمایتگر و مددگاری نیست ﴿37﴾

    و به راستی پیش از تو (نیز) پیغمبرانی را فرستادیم و برایشان زنان و فرزندانی قرار داده‌ایم، و برای هیچ پیغمبری ممکن نیست که معجزه‌ای بیاورد مگر به اجازه الله. و برای هر امری (هر وعدۀ) کتاب (قضای معین) نوشته شده است ﴿38﴾

    الله هر چیزی را که بخواهد از میان می‌برد و هر چیزی را که بخواهد ثابت می‌دارد، و ام الکتاب (لوح محفوظ) در نزد اوست ﴿39﴾

    و اگر برخی از آنچه را که به آنان وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم و یا اینکه تو را بمیرانیم، در هر حال تنها رساندن (پیغام) بر عهدۀ تو است و حساب بر عهدۀ ما می‌باشد ﴿40﴾

    آیا ندیدند که ما به این زمین می‌آئیم (و) از اطراف آن می‌کاهیم (و از تصرف کفار بیرون می‌آوریم)؟ و الله حكم می‌کند و فرمان و حکمش هیچ گونه رد و مانعی ندارد، و او زود حساب گیرنده است ﴿41﴾

    البته آنانی که پیش از ایشان بودند مکر و حیله ورزیدند ولی تدبیر و نقشه‌ها همگی خاص (بدست الله و) از الله است، آنچه را که هر کس انجام میدهد می‌داند و کافران خواهند دانست که انجام نیکو از کیست ﴿42﴾

    و کافران می‌گویند: تو رسول الله نیستی، بگو: کافی است که الله در بین من و شما گواه باشد، (و کافی است گواهی) کسی که نزد او علم کتاب است ﴿43﴾

    ابراهیم

    Surah 14

    الر. (مراد این حروف به الله معلوم است) کتابی است که آن را به‌سوی تو نازل کرده‌ایم تا (به وسيلۀ آن) مردم از تاریکی‌ها (کفر و گناه) به‌سوی روشنایی (ایمان و عمل صالح) به حکم پروردگارشان بیرون آوری، به‌سوی راه آن غالب ستوده ﴿1﴾

    الله ذاتی است که آنچه در آسمان‌ها و زمین است خاص از اوست، و وای (هلاکت باد) بر کافران از عذاب سخت ﴿2﴾

    آنانی که زندگی دنیا را (دوست داشته و) بر آخرت ترجیح می‌دهند و مردم را از راه الله منع می‌کنند و در آن کجی و انحراف می‌طلبند، این گروه کسانی‌اند که در گمراهی دور از حق قرار دارند ﴿3﴾

    و ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر به زبان قومش، تا (دین الله را) برای‌شان بیان کند (ليكن باز هم قبول نکردند) پس الله هر کسی را که بخواهد گمراه می‌کند و هر کسی را که بخواهد، هدایت می‌کند و او غالب با حکمت است ﴿4﴾

    البته موسی را با معجزه‌های خود فرستادیم که قوم خود را از تاریکیها (کفر و جهل) به‌سوی روشنی (ایمان و دانش) بیرون کن و به آنان روزهای (نعمت‌ها و مصیبت‌های) الله را یادآوری کن (تا پند گیرند). يقينا در این (امور) عبرتهایی برای هر صبر کنندۀ سپاسگزار است ﴿5﴾

    و یاد کن برایشان وقتی را که موسی به قوم خود گفت: نعمت الله را بر خود به یاد آورید، آن زمان که شما را از فرعون نجات داد که بدترین عذاب را به شما می‌رساندند و پسرانتان را می‌کشتند و زنانتان را زنده نگاه می‌داشتند و در این امر آزمایش بزرگی از جانب پروردگارتان بود ﴿6﴾

    و چون پروردگارتان اعلان کرد که اگر (نعمت‌هایم را) شکر کنید، البته بر نعمت‌های شما می‌افزایم و اگر کفر بورزید، بی‌گمان عذاب من بسیار سخت است ﴿7﴾

    و موسی گفت: اگر شما و مردمان روی زمین همه یکجا کافر شوید (بدانید) که الله بی‌نیاز و ستوده است ﴿8﴾

    آیا خبر آنانی که پیش از شما بودند (مانند) قوم نوح، عاد، ثمود، و کسان دیگری که پس از ایشان آمدند (و) به جز الله کسی از آنان خبر ندارد، به شما نرسیده است؟ پیغمبرانشان با معجزات (فراوان) به نزد آنان آمدند ولی دستانشان را در دهان‌هایشان گذاشتند و گفتند: ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید کافریم و در مورد آنچه ما را به‌سوی آن دعوت می‌دهید، سخت در شک هستیم ﴿9﴾

    پیغمبران‌شان گفتند: آیا دربارۀ الله آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین شکی است؟! او شما را دعوت می‌کند تا گناهانتان را بیامرزد و تا مدتی معین شما را مهلت می‌دهد. گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید، می‌خواهید ما را از آنچه پدران ما می‌پرستیدند منع کنید، پس (اگر در ادعای تان صادق هستید) برای ما دلیلی آشکار بیاورید ﴿10﴾

    پیغمبرانشان به آنها گفتند: ما جز بشری مثل شما نیستیم، ولی الله بر هر کس از بندگان خود که بخواهد (با انتخاب او به نبوت) منت می‌نهد، و در توان ما نیست که جز به اذن الله برای شما حجتی بیاوریم، و مؤمنان باید تنها بر الله توکل کنند ﴿11﴾

    و (پیغمبران گفتند:) چرا بر الله توکل نکنیم؟ حال آنکه ما را به راه‌های (زندگی و نجات) ما راهنمایی نموده است و البته ما بر آزار شما صبر خواهیم کرد و توکل کنندگان باید تنها بر الله توکل کنند ﴿12﴾

    و (باز) کافران به پیغمبرانشان گفتند: البته شما را از سرزمین خود بیرون می‌کنیم یا اینکه به دین ما باز گردید. پس پروردگارشان به آنان وحی کرد که حتما ظالمان را هلاک می‌کنیم ﴿13﴾

    و پس از آنها شما را در این سرزمین ساکن خواهیم کرد. این (وعده) برای کسی است که از ایستادن در حضور من بترسد و از تهدیدم بیم داشته باشد ﴿14﴾

    و (پیغمبران) از الله فتح (نصرت) طلبیدند و (سر انجام) هر متکبر سرکشی ناکام شد ﴿15﴾

    پشت سر او دوزخ است و از زرداب دوزخیان به او نوشانیده می‌شود ﴿16﴾

    (به سبب تلخی و داغی) آن را جرعه جرعه می‌نوشد و نزدیک نیست که به آسانی از گلویش بگذرد و مرگ از هر سو به سراغ او می‌آید، ليكن نمی‌میرد، و به تعقیب آن، عذاب سختی در پیشروی خود دارد ﴿17﴾

    مثال آنانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند اعمال‌شان مانند خاکستری است که تند بادی در یک روز طوفانی بر آن وزیده باشد، به هیچ چیزی از آنچه (در دنیا) کسب کرده بودند، قدرت ندارند. این همان گمراهی دور (و درازی) است ﴿18﴾

    آیا ندانسته‌ای (ای مخاطب) که الله آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است، اگر بخواهد شما را (از میان) می‌برد و خلق جدیدی می‌آورد؟ ﴿19﴾

    و این کار بر الله مشکل نیست ﴿20﴾

    و (در روز قیامت) همه به دربار الله حاضر می‌شوند، پس ضعیفان به آنانی که خود را بزرگ می‌شمردند می‌گویند: ما پیرو شما بودیم، پس آیا می‌توانید چیزی از عذاب الله را از ما دفع کنید؟ می‌گویند: اگر الله ما را هدایت می‌کرد ما هم شما را هدایت می‌نمودیم، برای ما برابر است چه بی‌تابی کنیم یا صبر کنیم، هیچ پناهگاهی نداریم ﴿21﴾

    و وقتی که کار (قضاوت) به پایان برسد (و کار از کار بگذرد) شیطان می‌گوید: الله به شما وعدۀ راست داد و من به شما وعده دادم و با شما وعدہ خلافی کردم. و من هیچ سلطه‌ای بر شما نداشتم جز اینکه شما را دعوت دادم و شما هم دعوتم را پذیرفتید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید، نه من به فریاد شما می‌رسم و نه شما به فریاد من می‌رسید، البته به اینکه پیش از این شما مرا شریک الله قرار می‌دادید کافرم. بی‌گمان ظالمان برایشان عذاب دردناک است ﴿22﴾

    و کسانی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند به باغهایی در آورده می‌شوند که در زیر (درختان و قصرهای) آن نهرها روان است، در آنجا به حکم پروردگارشان همیشه‌اند، دعای‌شان در آنجا سلام گفتن است ﴿23﴾

    آیا ندیدی که الله چگونه مثال زد؛ کلمۀ طیبه (و پاک) مانند درخت پاک (شیرین میوه‌ای است) که ریشه آن (در زمین) استوار و محکم است و شاخه‌های آن در آسمان است ﴿24﴾

    که به حکم پروردگارش در هر وقتی میوۀ خود را می‌دهد. و الله این مثالها را برای مردم می‌زند تا یادآور شوند و عبرت گیرند ﴿25﴾

    و مثال سخن پلید به درخت پلید می‌ماند که از روی زمین کنده شده و آن را هیچ قراری نباشد ﴿26﴾

    الله مؤمنان را در زندگانی دنیا و آخرت به سبب سخن پایدار، ثابت قدم می‌دارد و ظالمان را گمراه می‌سازد، و الله هرچه بخواهد انجام میدهد ﴿27﴾

    آیا ندیدی آنانی که نعمت الله را به ناسپاسی تبدیل کردند و قومشان را به سرای هلاکت در آورده‌اند؟ ﴿28﴾

    آن (سرای هلاکت) دوزخ است که داخل می‌شوند و چه بد قرارگاه است ﴿29﴾

    و برای الله شریکانی مقرر نمودند تا (مردم را) از راه او گمراه کنند، بگو: برخوردار شوید (بهره و لذت ببرید)، به يقين بازگشت شما به‌سوی آتش است ﴿30﴾

    به بندگان مؤمن من بگو: نماز را برپا کنند و از آنچه به ایشان روزی داده‌ایم (مقداری را) در پنهان و آشکار انفاق کنند، پیش از آنکه روزی برسد که در آن خرید و فروش و دوستی نیست ﴿31﴾

    الله ذاتی است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و از آسمان آبی نازل کرد و با آن آب میوه‌های را پیدا کرد و روزی شما گردانید و کشتی را برایتان رام ساخت تا به حکم او در بحر روان شود، و نهرها را برای شما مسخر کرد ﴿32﴾

    و برای شما آفتاب و ماه را که همیشه در حرکت‌اند، تابع کرد و تابع کرد برای شما شب و روز را ﴿33﴾

    و از هرچیزی که از او خواسته‌اید به شما داده است و اگر نعمت الله را بشمارید نمی‌توانید آنرا به شمار درآورید، واقعا انسان ظالم و ناشکر است ﴿34﴾

    و یادآور شوید وقتی را که ابراهیم گفت: ای پروردگارم! این شهر (مکه) را جای امن بگردان و مرا و اولاد مرا از بت پرستی دور دار ﴿35﴾

    پروردگارا! این بتان بسیاری از مردم را گمراه ساخته‌اند، پس هرکس از من پیروی کند او از من است و هر کس از من نافرمانی کند بی‌گمان تو آمرزندۀ مهربانی ﴿36﴾

    ای پروردگار ما! من (یکی از) فرزندانم را در درۀ بی‌کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن را حرام ساخته‌ای سکونت داده ام، پروردگارا! تا اینکه نماز را برپا دارند، پس چنان کن که دل‌های برخی از مردم به‌سوی آن مایل گردد و از میوه‌ها به آنان روزی ده، باشد که شکرگزاری کنند ﴿37﴾

    ای پروردگار ما! يقينا تو می‌دانی آنچه را که پنهان می‌کنیم و آنچه را که آشکار می‌کنیم. و هیچ چیزی در زمین و در آسمان بر الله پوشیده نمی‌ماند ﴿38﴾

    شكر و ستایش الله را که در سن پیری اسماعیل و اسحاق را به من بخشید، یقینا پروردگارم شنونده دعاست ﴿39﴾

    ای پروردگارم! مرا پابند نماز گردان، و از ذرّیّه‌ام نیز (کسانی را نمازگذار گردان). پروردگارا! و دعای مرا بپذیر ﴿40﴾

    ای پروردگار ما! مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز در آن روزی که حساب برپا می‌گردد ﴿41﴾

    و الله را از آنچه ظالمان می‌کنند، غافل مپندار. جز این نیست که (عذاب) آنها را برای روزی که چشم‌ها در آن خیره شود، به تأخیر می‌اندازد ﴿42﴾

    شتابانند؛ در حالیکه سرهای خود را بالا گرفته‌اند و چشمهای‌شان به سوی‌شان باز نمی‌گردد و دل‌هایشان (از فهم و ادراک) خالی است ﴿43﴾

    و مردم را از روزی بترسان که عذاب به آنها می‌آید پس ظالمان می‌گویند: «ای پروردگار ما! ما را تا مدتی مهلت بده تا دعوتت را بپذیریم و از پیغمبران پیروی کنیم. (به آنان گفته می‌شود:) آیا پیش از این (در دنیا) قسم نخوردید که شما را هیچ زوالی نیست (و از بین نمی‌روید)؟ ﴿44﴾

    و سکونت کردید در منازل آنانی که بر خویش ظلم کرده بودند و برای شما واضح شد که ما با آنها چه کردیم و برای شما مثال‌ها زدیم ﴿45﴾

    و البته آنان دسیسه و مکرشان را به کار بردند و مکرشان با الله است، هر چند از مکرشان کوه‌ها از جای کنده می‌شد ﴿46﴾

    پس گمان مبر که الله وعدۀ خود به پیامبرانش را خلاف می‌کند، بی‌گمان الله غالب (و) انتقام گیرنده است ﴿47﴾

    (آن انتقام) در آن روزی (است) که زمین به غیر این زمین مبدل گردانیده می‌شود و آسمان‌ها به آسمان‌های دیگری تبدیل شده و بندگان در پیشگاه الله یگانۀ قهار حاضر می‌شوند ﴿48﴾

    و جنایت کاران را در آن روز می‌بینی که با یکدیگر در زنجیره‌ها بسته شده‌اند ﴿49﴾

    که پیراهن‌هایشان از سرب گداخته شده است و آتش چهره‌هایشان را می‌پوشاند ﴿50﴾

    تا الله هر شخص را بر وفق آنچه کرده است، سزا دهد. يقينا الله زود حساب گر است ﴿51﴾

    این (قرآن) ابلاغی است برای مردمان تا به آن بیم داده شوند و بدانند که تنها او معبود یگانه است و تا صاحبان خرد پند و عبرت گیرند ﴿52﴾

    حجر

    Surah 15

    الر. (مفهوم این حروف به الله معلوم است) این آیات کتاب و قرآن بیان کنندۀ (حق و باطل) است ﴿1﴾

    چه بسا کافران (در روز قیامت) آرزو کنند که کاش مسلمان بودند ﴿2﴾

    (اکنون) بگذار آنها را تا بخورند و (چند روزی از لذتها) برخوردار شوند و آرزو(ها) آنها را غافل سازد، پس به زودی خواهند دانست ﴿3﴾

    و ما هیچ (اهل) قریه‌ای را هلاک نکردیم مگر آنکه (برای هلاکت آنها) اجل نوشتۀ معلوم بود ﴿4﴾

    و هیچ امتی از اجل خود نه پیش می‌افتد و نه پس می‌مانند ﴿5﴾

    و (مشرکین به طور تمسخر و انکار) گفتند: ای کسی که قرآن بر او نازل شده است! یقینا تو دیوانه هستی ﴿6﴾

    (اگر هوشیار باشی) و اگر از راستگویان هستی چرا فرشتگان را به نزد ما نمی‌آوری؟ ﴿7﴾

    (در جواب بگو:) ما فرشته‌ها را جز به حق فرو نمی‌فرستیم و آنگاه (پس از فرود آمدن فرشته‌ها) به آنها مهلت داده نمی‌شود ﴿8﴾

    بی‌گمان ما خود قرآن را نازل کرده‌ایم لذا ما خود نگهبان آن هستیم ﴿9﴾

    (این رویۀ مشرکین تنها با تو نیست) و البته پیش از تو نیز در مردم‌های پیشین، پیغمبرانی فرستادیم (و ایشان نیز تکذیب شدند) ﴿10﴾

    و هیچ رسولی نزد ایشان نیامد مگر اینکه او را مسخره می‌کردند ﴿11﴾

    این چنین آن (استهزاء) را در دل‌های مجرمان داخل می‌گردانیم ﴿12﴾

    که به آن ایمان نمی‌آورند و البته راه و رسم (تکذیب نمودن کافران باز آمدن عذاب الهی) در پیشینان گذشته است ﴿13﴾

    و اگر بر آنها دروازه‌ای از آسمان باز کنیم، پس همیشه در آن بالا می‌رفتند ﴿14﴾

    حتما می‌گفتند: ما چشم بندی شده‌ایم، بلکه گروهی جادو شده هستیم ﴿15﴾

    و بدون شک ما در آسمان برجهای آفریدیم و آن را برای بینندگان زینت دادیم ﴿16﴾

    و آن را از هر شیطان رانده شده محفوظ و مصون داشتیم ﴿17﴾

    به جز شیطانی که دزدیده گوش دهد که شهاب درخشان در پی او می‌افتند ﴿18﴾

    و زمین را هموار کردیم و در آن کوه‌های محکم نهادیم و از هر چیز به اندازۀ معين و بطور سنجیده رویانیدیم ﴿19﴾

    و برای شما در زمین اسباب معیشت قرار دادیم و برای کسانی که شما روزی دهندۀ آنها نیستید ﴿20﴾

    و هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزانه‌های آن پیش ماست و (لیکن) آن را جز به اندازۀ معین نازل نمی‌کنیم ﴿21﴾

    و بادها را باردار کنندۀ ابر فرستادیم پس از آسمان آب باراندیم و آن را به شما نوشانیدیم و شما ذخیره کنندۀ آن نیستید ﴿22﴾

    و يقينا ما هستیم که زندگی می‌بخشیم و ما می‌میرانیم و ما وارث نعمت‌های روی زمین هستیم ﴿23﴾

    و البته ما (حال) گذشته گان شما را دانسته‌ایم (که چه عمل داشتند) و البته ما آیندگان شما را دانسته‌ایم (که چه عمل خواهند کرد) ﴿24﴾

    و البته پروردگار تو آنان را (در روز قيامت) محشور می‌کند چون او باحکمت داناست ﴿25﴾

    و البته انسان را از گِل خشک از قسم لای سیاه بوی گرفته آفریدیم ﴿26﴾

    و جن را پیش از آدم از آتش سوزان آفریدیم ﴿27﴾

    و یادآور شو چون پروردگارت به فرشته‌ها گفت: که من بشری را از گِل خشک از قسم لای سیاه بوی گرفته خواهم آفرید ﴿28﴾

    پس هرگاه (صورت و جسد) آن را برابر کردم و در آن از روح آفریدۀ خود دمیدم پس (شما فرشته‌ها) پیش او به سجده بیفتید ﴿29﴾

    پس فرشته‌ها همه یکجا سجده کردند ﴿30﴾

    مگر ابلیس که ابا ورزید از اینکه با سجده کنندگان باشد ﴿31﴾

    الله فرمود: ای ابلیس! تو را چه شده است که همراه سجده کنندگان نیستی؟ ﴿32﴾

    ابلیس گفت: من آن نیستم که برای بشری که او را از گل خشک از قسم گل سیاه بوی گرفته آفریدی، سجده کنم ﴿33﴾

    الله فرمود: پس بیرون شو از آنجا (از آن مقام والا) بی‌گمان تو رانده شده‌ای ﴿34﴾

    و يقينا تا روز جزا بر تو لعنت (دوری از رحمت الله) است ﴿35﴾

    ابلیس گفت: ای پروردگار! مرا تا روزی که مردم برانگیخته می‌شوند، مهلت ده ﴿36﴾

    الله فرمود: همانا تو از جملۀ مهلت داده شده گانی ﴿37﴾

    تا روز وقت (مقرر و) معلوم ﴿38﴾

    (باز) ابلیس گفت: ای پروردگارم! به سبب اینکه مرا گمراه نمودی (چون از فرمان تو سرکشی کردم، پس گناهان را) در زمین برایشان زیبا جلوه می‌دهم و همگی آنان را گمراه می‌نمایم ﴿39﴾

    به جز بندگان خالص تو از جملۀ آنان را (که بر آنها مسلط نمی‌توان شد) ﴿40﴾

    الله (در جواب) فرمود: این (دین اسلام) راهی است راست که بر من می‌رسد ﴿41﴾

    البته تو بر بندگان (خالص ) من سلطه نداری مگر گمراهانی که از تو پیروی می‌کنند ﴿42﴾

    و البته وعده گاه همۀ آنها دوزخ است ﴿43﴾

    برای آن هفت در است و برای هر دری از آنان بخشی معین است ﴿44﴾

    البته پرهیزگاران در باغها و چشمه سارها‌اند ﴿45﴾

    (به ایشان گفته می‌شود) در آن با سلامتی و امنیت در آیید ﴿46﴾

    و کینه‌ای را که در سینه‌های آنان است بیرون می‌کشیم (و) برادرانه بر تختها روبروی هم می‌نشینند ﴿47﴾

    در آن جا رنجی به آنان نمی‌رسد، و از آنجا بیرون شدنی نیستند ﴿48﴾

    بندگان مرا آگاه ساز که منم آمرزندۀ مهربان ﴿49﴾

    و (نیز بندگان مرا آگاه کن) يقينا که عذاب من، عذاب دردناک است ﴿50﴾

    و به آنها از مهمانان ابراهيم خبر ده (که هم برای رحمت آمده بودند و هم برای عذاب) ﴿51﴾

    وقتی که بر او وارد شدند، و سلام گفتند، ابراهیم گفت: البته ما از شما ترسان‌ایم ﴿52﴾

    (فرشته‌ها) گفتند: نترس، چون ما تو را به پسر دانا (پیغمبر) مژده می‌دهیم ﴿53﴾

    (ابراهیم) گفت: آیا مرا با وجود اینکه به سن پیری رسیده ام مژده میدهید؟ پس چه مژده‌ای به من می‌دهید؟ ﴿54﴾

    گفتند: ما تو را به حق مژده دادیم، پس از ناامیدان مباش ﴿55﴾

    ابراهیم گفت: جز گمراهان چه کسی از رحمت پروردگارش ناامید می‌شود؟ ﴿56﴾

    (باز) گفت: پس کار مهم شما چیست ای فرستاده شدگان؟ ﴿57﴾

    گفتند: همانا ما به‌سوی قوم مجرم (جنایتکار) فرستاده شده‌ایم ﴿58﴾

    غیر از آل لوط (خانواده و پیروان او) که البته همۀ آنها را نجات می‌دهیم ﴿59﴾

    به جز همسر او (چون الله فرموده است) ما فيصله کرده‌ایم که او از باقی ماندگان در عذاب باشد ﴿60﴾

    پس وقتی فرشته‌های فرستاده شده نزد خاندان لوط آمدند ﴿61﴾

    لوط گفت: البته شما مردم ناآشنائید ﴿62﴾

    گفتند: (نه، ما نا آشنا نیستیم) بلکه برای تو خبر چیزی را آورده‌ایم که (قوم تو) در آن شک می‌کردند ﴿63﴾

    و حق را برای تو آورده‌ایم، و البته ما راستگویانیم ﴿64﴾

    لذا در بخشی از شب خانواده ات را همرایت ببر و خودت از پس ایشان برو و کسی از شما به پشت سر نگاه نکند و به همانجا که به شما دستور داده می‌شوید، بروید ﴿65﴾

    و به‌سوی لوط وحی فرستادیم همان امر را که البته بیخ این گروه در وقت صباح کنده خواهد شد ﴿66﴾

    و (همزمان) اهل شهر (سدوم) خوشی‌کنان آمدند (که مهمانان زیبا و خوبصورت آمده‌اند) ﴿67﴾

    لوط گفت: چون اینها مهمانان من‌اند پس مرا شرمنده مکنید ﴿68﴾

    و از الله بترسید و مرا خوار مکنید ﴿69﴾

    (قوم) گفتند: آیا تو را از (میزبانی) مردم جهان منع نکرده بودیم؟ ﴿70﴾

    لوط گفت: این‌ها دختران من‌اند (با آنها نکاح کنید) اگر می‌خواهید کاری بکنید ﴿71﴾

    قسم به بخشندۀ عمر تو که آنها در مستی (و شهوت پرستی) خود حیران (و سرگردان) بودند ﴿72﴾

    پس هنگام طلوع آفتاب آواز سخت مرگبار ایشان را فرا گرفت ﴿73﴾

    پس آن شهر را زیر و زبر کردیم و بر آنها سنگهایی از سنگ گل بارانیدیم ﴿74﴾

    البته در این (سرگذشت) برای هوشمندان (و عبرت گیرندگان) نشانه‌هایی است ﴿75﴾

    و يقينا آن شهر (ویران شده) بر سر راه عبور و مرور موجود است ﴿76﴾

    البته در این (عذاب) نشانۀ برای یقین کنندگان است ﴿77﴾

    و البته باشندگان ایکه (منطقۀ خلاب نیز) ظالم بودند ﴿78﴾

    پس از آنان نیز انتقام گرفتیم، و هر دو (قریۀ خراب شده) بر سر راهی واضح و آشکار است ﴿79﴾

    و البته اهل حجر (قوم ثمود نیز) پیغمبران را تکذیب کردند ﴿80﴾

    و آیات خود را (توسط پیغمبر شان) برای ایشان فرستادیم ولی آنان روی گردان بودند ﴿81﴾

    و از کوه‌ها خانه‌ها می‌تراشیدند که همیشه در امان باشند ﴿82﴾

    پس صبحدم آواز سخت و مرگبار آنها را فراگرفت ﴿83﴾

    پس آنچه کسب می‌کردند (عذاب الهی را) از ایشان دفع نکرد ﴿84﴾

    و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در بین آندو است جز به حق نه آفریدیم و البته قیامت آمدنی است پس (فعلا) به طريقۀ خوب از آنها در گذر (بدون انتقام گرفتن) ﴿85﴾

    چون پروردگارت همان آفریدگار داناست ﴿86﴾

    و البته سبع المثانی (هفت آیت سورۀ الفاتحه که در نمازها مکرر تلاوت می‌شود) و قرآن بزرگ را به تو دادیم ﴿87﴾

    و چشمانت را به آنچه که گروه‌هایی از آنان را از آن بهره‌مند ساخته‌ایم مدوز و بر آنان غمگین مشو و بال مهربانی خود را برای مؤمنان هموار کن ﴿88﴾

    و بگو: یقینا من بیم دهندۀ آشکارم ﴿89﴾

    همان طور که (عذاب را) بر تقسیم کنندگان فرود آوردیم (شما را نیز از آن بیم می‌دهیم) ﴿90﴾

    آنانی که کتاب آسمانی را بخش بخش ساختند ﴿91﴾

    پس قسم به پروردگارت که البته از همۀ آنها خواهیم پرسید ﴿92﴾

    از آنچه می‌کردند ﴿93﴾

    پس آنچه را که به (دعوت و تبلیغ) آن امر می‌شوی، اعلان و آشکار کن و از مشرکان روی بگردان ﴿94﴾

    چون ما تو را از شر استهزا کنندگان کفایت کننده‌ایم ﴿95﴾

    آنانی که معبود دیگری را با الله قرار می‌دهند، پس به زودی (حقیقت را) خواهند دانست ﴿96﴾

    و البته ما خوب می‌دانیم که سینۀ تو تنگ می‌شود به سبب آنچه می‌گویند ﴿97﴾

    پس پروردگارت را به پاکی یاد کن و از سجده کنندگان (نماز گزاران) باش ﴿98﴾

    و پروردگارت را پرستش کن تا وقتی که یقین تو رسد (مرگ به سراغت بیاید) ﴿99﴾

    نحل

    Surah 16

    امر الله رسید (غلبۀ توحید و شکست كفار) پس آن را به شتاب طلب نکنید، او پاک و بلند مرتبه است از چیزهایی که با او شریک می‌سازند ﴿1﴾

    ملائکه را با وحی، به حکم خود بر هرکس از بندگانش که بخواهد فرود می‌آرد، که بترسانید (مردم را از مخالفت با پیغام الهی) که هیچ معبودی برحق به جز من (الله) نیست، پس از من بترسید (و خود را از عذابم نگاه دارید) ﴿2﴾

    آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است، بلندمرتبه است از آنچه با او شریک می‌سازند ﴿3﴾

    انسان را از نطفه‌ای (قطرۀ منی) آفرید، پس ناگهان وی خصومت کنندۀ آشکار است ﴿4﴾

    چهار پایان را برای شما آفریده است در آنها برای شما وسیلۀ گرم شدن و فائده‌های دیگر است. و از آنها (گوشت و چربی آنها را) می‌خورید ﴿5﴾

    و برایتان در آنها زینت و زیبایی است وقتیکه آنها را (شام از چراگاه) می‌آورید و وقتی که آنها را (صبح به چراگاه) می‌برید ﴿6﴾

    و بارهای شما را به شهر و سرزمینی حمل می‌کنند که جز با رنج و مشقت به آن نمی‌توانستید برسید، یقینا پروردگارتان رؤوف و مهربان است ﴿7﴾

    و اسپ‌ها و قاطرها و الاغ‌ها را آفریده تا بر آنها سوار شوید و زینتی (برای شما) هست. و چیزهایی (دیگر) می‌آفریند که شما نمی‌دانید ﴿8﴾

    و بر عهدۀ الله است كه راه راست را (به مردم) نشان دهد، و برخی از آن (راه‌ها) کج است. و اگر (الله) می‌خواست همۀ شما را هدایت می‌کرد ﴿9﴾

    او ذاتی است که از آسمان برای شما آبی فرو فرستاده است که از آن می‌نوشید و با آن درختان و گیاهان می‌رویند (و) حیوانات خود را در آن می‌چرانید ﴿10﴾

    الله به وسيلۀ آن آب، کشت و زیتون و خرما و انگور و از همه نوع میوه می‌رویاند، به يقين در این چیزها نشانۀ روشنی است برای کسانی که می‌اندیشند ﴿11﴾

    و شب و روز و آفتاب و ماه را برایتان مسخر کرد و ستارگان به حکم او مسخر شده‌اند. بی‌گمان در این کار برای گروهی که تعقل می‌کنند، نشانه‌هاست ﴿12﴾

    و چیزهایی را که در زمین با رنگهای مختلف و در انواع گوناگون آفریده برای شما مسخر و رام گردانیده است. البته در این امر برای گروهی که یادآور شوند، نشانۀ روشنی است ﴿13﴾

    و اوست که دریا را مسخر ساخته است تا از آن گوشت تازه بخورید و از آن زیوراتی بیرون بیاورید که آن را می‌پوشید. و کشتی‌ها را در آن شگافنده می‌بینی، و تا از فضل او طلب معیشت کنید و تا شکر گزاری کنید ﴿14﴾

    و در زمین کوه‌های استوار و پابرجایی قرار داد تا (زمین) شما را نجنباند. و نهرها و راههایی را آفرید تا شما راه خود را بیابید ﴿15﴾

    و نشانه‌هایی دیگر نیز قرار داد، و آنان به وسیلۀ ستارگان راه می‌یابند ﴿16﴾

    پس آیا کسی که می‌آفریند مانند کسی است که نمی‌آفریند؟ آیا یادآور نمی‌شوید؟ ﴿17﴾

    و اگر نعمت‌های الله را بشمارید آن را احاطه کرده نمی‌توانید، بی‌گمان الله آمرزندۀ مهربان است ﴿18﴾

    و الله هرچه را که می‌پوشانید و هرچه را که اظهار می‌کنید، می‌داند ﴿19﴾

    و آنانی را که جز الله (در حاجات خود) می‌خوانند، چیزی نمی‌آفرینند، بلکه خودشان آفریده می‌شوند ﴿20﴾

    (آن معبودهای خود ساخته) مرده‌اند (و بی‌روح اند)، و نمی‌دانند چه وقت زنده و برانگیخته می‌شوند ﴿21﴾

    (پس) معبود واقعی شما معبود یکتا است، لذا آنانی که به روز آخرت ایمان نمی‌آورند، دل‌هایشان انکارگر است، و آنها مستکبران‌اند ﴿22﴾

    شکی نیست که آنچه را پنهان می‌کنید و آنچه را آشکار می‌سازید، (الله) می‌داند، يقينا او مستکبران را دوست نمی‌دارد ﴿23﴾

    و چون به آنان گفته شود: پروردگارتان چه چیز را نازل کرده است؟ می‌گویند: افسانه‌های پیشینیان را (نازل کرده است) ﴿24﴾

    تا در روز قیامت به طور کامل بار گناهان خویش و بخشی از بار گناهان کسانی را حمل کنند که ایشان را به نادانی گمراه ساخته‌اند. و چه بد باری را حمل می‌کنند ﴿25﴾

    البته آنانی که پیش از ایشان بودند (برای انکار توحید) مکر ورزیدند، پس الله از اساس بر بنیان‌شان زد و آنرا انداخت و سقف از بالای سرشان بر آنان افتاد و عذاب (الله) از جایی که نمی‌دانستند به آنان رسید ﴿26﴾

    (این عذاب دنیا بود) باز روز قیامت آنان را رسوا می‌کند و می‌فرماید: کجا‌اند شریک‌های من که شما به خاطر آنها (با پیغمبران) مخالفت می‌کردید؟ صاحبان علم می‌گویند: به یقین خواری و بدی امروز نصيب كافران است ﴿27﴾

    آنانی که فرشتگان ارواح ایشان را قبض می‌کنند، در حالی که برخود ظالم بودند، پس تسلیم می‌شوند (و می‌گویند:) ما هرگز هیچ کار بدی نمی‌کردیم، بلی! یقینا که الله به آنچه می‌کردید، داناست ﴿28﴾

    پس از دروازه‌های دوزخ درآید و همیشه در آن باشید. و حقا که جای متکبران چه بد است ﴿29﴾

    و به پرهیزگاران گفته می‌شود: پروردگارتان چه چیزی را نازل کرده است؟ می‌گویند: خیر را (نازل کرده است لهذا) برای نیکوکاران در همین دنیا نیکی است و يقينا سرای آخرت بهتر خواهد بود. و چه خوب است سرای پرهیزگاران ﴿30﴾

    باغ‌های همیشگی بهشت که در آن وارد می‌شوند نهرها در زیر درختان آن روان است، در آنجا هر چه بخواهند دارند. الله این چنین به متقیان پاداش می‌دهد ﴿31﴾

    آنان که فرشتگان ارواح‌شان را قبض می‌کنند در حالی که پاک‌اند. می‌گویند: سلام بر شما باد به خاطر کارهایی که می‌کردید به بهشت وارد شوید ﴿32﴾

    آیا کافران انتظار نمی‌کشند جز این که فرشتگان به سوی‌شان بیایند، یا اینکه فرمان پروردگارت برسد، همانطور کسانی که پیش از ایشان بودند این چنین کردند؟ و الله بر آنان ظلم نکرد بلکه خودشان به خود ظلم می‌کردند ﴿33﴾

    پس سزای بدی‌هایی که می‌کردند به ایشان رسید و آنچه به آن تمسخر می‌کردند آنان را در بر گرفت ﴿34﴾

    و مشرکان گفتند: اگر الله می‌خواست نه ما و نه پدران ما غیر از او هیچ چیزی را عبادت نمی‌کردیم، و چیزی را بدون حکم او حرام نمی‌کردیم، کسانی که پیش از ایشان بودند نیز این چنین کردند. پس آیا جز ابلاغ آشکار چیزی دیگری بر عهدۀ پیغمبران است؟ ﴿35﴾

    و به یقین ما در میان هر امتی پیغمبری را فرستادیم (تا به مردم بگویند:) الله را بپرستید و از طاغوت اجتناب ورزید. پس از میان ایشان کسانی بودند که الله آنها را هدایت کرد، و گروهی دیگر نیز بودند که گمراهی بر آنها ثابت شد. پس در زمین سیر کنید و بنگرید که انجام تکذیب کنندگان چگونه شد ﴿36﴾

    اگر بر هدایت آنان حریص باشی بدان که الله کسی را که گمراه نماید هدایت نمی‌کند، و آنان هیچ مددگارانی ندارند ﴿37﴾

    و (مشرکان) به طور جدی به الله قسم خوردند که الله کسی را که می‌میرد، زنده نمی‌گرداند، بلی! این وعدۀ حق بر عهدۀ اوست، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند ﴿38﴾

    تا برای‌شان بیان کند آنچه را که در مورد آن اختلاف می‌ورزند و تا کافران بدانند که خود آنان دروغگو بوده‌اند ﴿39﴾

    چون امر ما برای ایجاد چیزی که اراده اش را کرده‌ایم، جز این نیست که می‌گوییم: موجود شو؛ پس فورا موجود می‌شود ﴿40﴾

    و آنان که در راه الله هجرت کردند پس از اینکه مورد ستم قرار گرفتند، البته آنان را در این دنیا به سرای نیک جای می‌دهیم و البته پاداش آخرت بزرگتر است، اگر می‌دانستند ﴿41﴾

    (آن هجرت کنندگان) کسانی‌اند که صبر کردند (بر ترک وطن و دشواریهای هجرت) و بر پروردگارشان توکل می‌کنند ﴿42﴾

    و پیش از تو جز مردانی را که به آنان وحی می‌کردیم، نفرستادیم، پس اگر نمی‌دانید از اهل علم بپرسید ﴿43﴾

    آنان را با دلایل روشن و کتابها فرستادیم. و قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم چیزی را که برای آنان فرستاده شده است بیان کنی، و تا آنان تفکر کنند ﴿44﴾

    آیا کسانی که مکرهای بد سنجیدند، ایمن شده‌اند از اینکه الله آنان را در دل زمین فرو بَرَد یا اینکه عذاب از آن جایی که نمی‌دانند بر آنان بیاید؟ ﴿45﴾

    یا الله در حال رفت و آمدشان آنان را بگیرد؟ پس عاجز کننده نیستند ﴿46﴾

    ا آنان را در حالت ترس‌شان بگیرد، پس یقینا پروردگارتان رؤوف (و) مهربان است ﴿47﴾

    آیا به چیزهایی که الله آفریده است ندیدند که چگونه سایه‌های آن از راست و چپ سجده کنان و فروتنانه برای الله می‌گردند ﴿48﴾

    و هر چه در آسمان‌ها و هرچه در زمین است از جنبده‌ها، برای الله سجده می‌کنند و فرشته‌ها نیز سجده می‌کنند و آنها از عبادت الله سرکشی نمی‌کنند ﴿49﴾

    از پروردگارشان که بالای سرشان است می‌ترسند و آنچه را که به آنان دستور داده می‌شود، انجام می‌دهند ﴿50﴾

    و الله فرمود: دو معبود برای خود نگیرید، جز این نیست که او معبود حق و یکتاست، پس تنها از من بترسید ﴿51﴾

    و آنچه در آسمان‌ها و زمین است خاص از اوست، و دین پایدار نیز خاص از اوست، پس آیا از غير الله می‌ترسید؟ ﴿52﴾

    و آنچه از نعمت‌ها با شماست همه از سوى الله است، باز چون زیان و ضرری به شما رسد، به‌سوی او می‌نالید ﴿53﴾

    باز هنگامی که الله زیان را از شما دور کند آنگاه گروهی از شما به پروردگارشان شرک می‌آرند ﴿54﴾

    (بگذار) تا در آنچه به آنان داده‌ایم ناشکری کنند. پس اکنون (از نعمت‌های دنیا) برخوردار شوید، پس به زودی خواهید دانست (که چه سرنوشت سیاهی دارید) ﴿55﴾

    (و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم نصیبی برای بت‌هایی که )چیزی) نمی‌دانند مقرر می‌کنند. قسم به الله از آنچه که به دروغ افترا می‌کردید، پرسیده خواهید شد ﴿56﴾

    و برای الله دختران را قرار می‌دهند، پاک است او، و برای خود آنچه را که دوست دارند قرار می‌دهند ﴿57﴾

    و هرگاه به یکی از آنها مژده تولد دختر داده شود؛ در حالیکه پر از غصه و اندوه است، چهره اش سیاه می‌گردد ﴿58﴾

    به خاطر مژدۀ بدی که به او داده شده، خود را از قوم پنهان می‌کند، (و با خود می‌گوید): آیا او را با خواری نگاه دارد یا وی را زنده به گور کند؟ آگاه باشید! که چه بد قضاوت می‌کردند ﴿59﴾

    برای آنانی که به آخرت ایمان ندارند، وصف زشت است. و صفت والا برای الله است و او غالب باحکمت است ﴿60﴾

    و اگر الله مردم را به سبب ظلمشان گرفتار می‌کرد هیچ جانداری را بر روی زمین باقی نمی‌گذاشت، لیکن آنان را تا مدت معینی مهلت می‌دهد، پس چون وقت مقرر آنان برسد لحظه‌ای (اجلشان) به تاخیر نمی‌افتد، و لحظه‌ای نیز پیش نمی‌شود ﴿61﴾

    و برای الله چیزی را قرار می‌دهند که خوش ندارند، و زبانهایشان سخن دروغ بیان می‌کند (و می‌گوید:) که نیکویی از ایشان است. بدون شک آتش دوزخ از ایشان است و آنان پیش از دیگران به آنجا رانده می‌شوند ﴿62﴾

    قسم به الله که پیغمبران را به‌سوی امت‌هایی که پیش از تو بودند فرستادیم. پس شیطان کارهایشان را در نظرشان زیبا جلوه داد، لذا امروز هم شیطان یاور شان است و عذاب دردناکی دارند ﴿63﴾

    و ما کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر بخاطر اینکه چیزی را برای‌شان بیان کنی که در آن اختلاف کرده‌اند و تا هدایت و رحمتی برای مؤمنان باشد ﴿64﴾

    و الله از آسمان آبی نازل کرد و با آن زمین را پس از مردنش (خشک شدن) زنده ساخت، به يقين در این دلیل روشنی است برای قومی که (سخن الله را) می‌شنوند ﴿65﴾

    و البته در چهارپایان (شتر و گاو و گوسفند) برای شما عبرت است، از آنچه در شکمهایشان است از میان سرگین و خون، شیری خالص به شما می‌نوشانیم که برای نوشندگان خوشخور و گوارا است ﴿66﴾

    و نیز از میوه‌های درختان خرما و انگور شراب می‌سازید و روزی پاک و حلال از آن می‌گیرید، البته در این نشانه‌ای است برای قومی که درک می‌کنند ﴿67﴾

    و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که از کوه‌ها و از درختان و از آنچه مردم بنا می‌کنند، برای خود خانه‌ها بسازد ﴿68﴾

    باز از همۀ میوه‌ها بخور و رام شده راه‌های پروردگارت را در پیش گیر، از شکم‌های زنبوران نوشیدنی به رنگهای مختلف بیرون می‌آید. در آن برای مردمان شفا است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای مردمی که تفکر می‌کنند ﴿69﴾

    و الله شما را آفرید، باز شما را می‌میراند و برخی از شما به خوارترین (دورۀ) پیری باز گردانیده می‌شود طوریکه پس از دانستن چیزی نمی‌داند (و همه چیز را فراموش می‌کند)، چون الله دانای تواناست ﴿70﴾

    و الله بعضی از شما را بر بعضی دیگر در روزی برتری داده است، آنانی که (در روزی) برتری داده شده‌اند حاضر نیستند که روزی خود را به بردگان خود بدهند تا همۀشان در آن (دارایی) مساوی باشند، پس آیا نعمت الله را انکار می‌کنند؟ ﴿71﴾

    الله از جنس خودتان برای شما همسرانی قرار داد و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوادگان آفرید و از چیزهای پاکیزه به شما روزی داد، آیا (باز هم) به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت الله كفر می‌ورزند؟ ﴿72﴾

    و به جای الله چیزهایی را عبادت می‌کنند که مالک کمترین رزقی در آسمان‌ها و زمین برای آنان نیستند و توانایی ندارند ﴿73﴾

    پس برای الله امثال (مانندها) قرار ندهید (مخلوق را به او تشبیه نکنید)، بی‌گمان الله می‌داند و شما نمی‌دانید ﴿74﴾

    الله بردۀ مملوکی را به طور مثال ذکر کرده است که برای (انجام) هیچ کاری قدرت ندارد، و نیز کسی را مثل می‌زند که از سوی خویش به او روزی پاکیزه داده است، پس او در پنهان و آشکار از آن انفاق می‌کند، آیا این دو برابرند؟ الحمد لله (سپاسها مخصوص الله است)، بلکه بیشتر آنان نمی‌دانند ﴿75﴾

    و الله دو مرد را مَثَل می‌زند که یکی از آنان گنگ است و بر انجام چیزی توانایی ندارد، و او باردوش آقای خویش بوده و هر جا او را بفرستد خیری به همراه نمی‌آورد. آیا او برابر با کسی است که به عدل فرمان می‌دهد و بر راه راست قرار دارد؟ ﴿76﴾

    و علم غیب آسمان‌ها و زمین مخصوص الله است. و کار قیامت به اندازۀ یک چشم زدن یا کمتر از آن است، بی‌گمان الله بر هر کاری قادر است ﴿77﴾

    و الله شما را از شکم‌های مادران تان بیرون آورد، در حالی که هیچ چیز نمی‌دانستید، و برای شما گوش و چشم و دل داد، تا شکر او را به جا آرید ﴿78﴾

    آیا به‌سوی پرندگان رام شده در فضای آسمان ندیده‌اند؟ آنها را کسی جز الله (از افتیدن) نگاه نمی‌دارد، يقينا در این (نمونۀ قدرت الهی) برای کسانی که ایمان دارند نشانه‌هاست ﴿79﴾

    و الله از خانه‌هایتان برای شما جای آرامش و آسایش قرار داد، و از پوست چهارپایان خانه‌هایی برایتان قرار داده است که آنها را در وقت سفرتان و در روز اقامت تان سبک می‌یابید، و از پشم گوسفند و موی شتر و بز وسائل منزل (و موجبات رفاه) شما را آماده کرده است، تا مدتی معین از آنها استفاده کنید ﴿80﴾

    و الله از چیزهایی که آفریده سایه‌هایی را برایتان ایجاد کرد، و از کوه‌ها برای شما غارها قرار داد، و برایتان جامه‌هایی ایجاد کرد که شما را از گرمی (و سردی) حفظ می‌کند و جامه‌هایی که شما را از آسیب جنگ حمایت می‌کند، این چنین او نعمتش را بر شما تمام می‌کند تا تسلیم و منقاد شوید ﴿81﴾

    پس اگر رویگردان شدند (از پذیرش اسلام و ایمان، اندوهگین مشو) چون بر تو رساندن آشکار است و بس ﴿82﴾

    نعمت‌های الله را می‌شناسند (لیکن) باز آن را انکار می‌کنند و بیشتر آنها کافر‌اند ﴿83﴾

    و روزی که از هر امتی گواهی برانگیزیم، باز به کافران اجازه (عذر خواهی) داده نمی‌شود و از آنان خواسته نمی‌شود که (با توبه و عمل صالح) پروردگارشان را راضی کنند ﴿84﴾

    و چون ظالمان عذاب را بینند، پس از آنها کاسته نشود (این عذاب) و نه مهلت داده می‌شوند ﴿85﴾

    و چون مشركان شریکان (معبودان) خود را ببینند، می‌گویند: ای پروردگار ما! این‌ها‌اند شریکان ما که آنان را به جای تو می‌خواندیم، (معبودان) این سخنان آنها را رد می‌کنند (و می‌گویند:) که يقينا شما دروغگوئید ﴿86﴾

    و آن روز به‌سوی الله پیغام تسلیم و انقیاد را می‌افگنند و آنچه را افترا می‌کردند از آنان گم می‌شود ﴿87﴾

    آنانی که کافر شدند و از راه (دین) الله منع نمودند، عذابی بر عذابشان می‌افزاییم به سبب اینکه )در زمین( فساد می‌کردند) ﴿88﴾

    و به یاد آور روزی را که در هر امت گواهی از خود آنها بر آنها می‌فرستیم و تو را هم بر ایشان گواه آوریم. و کتاب را (به تدریج) بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیز و وسيلۀ هدایت و رحمتی (است). و بشارتی‌ است برای مسلمانان ﴿89﴾

    البته الله به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان امر می‌کند و از فحشا (کار زشت) و ناشایست و تجاوز منع می‌کند. و شما را پند می‌دهد تا عبرت گیرید ﴿90﴾

    و به عهد الله چون عهد کرديد، وفا کنید. و قسم‌ها را پس از تأكید آن نشکنید، در حالیکه الله را بر خود کفیل (ضامن) گردانیده‌اید، بی‌گمان الله آنچه را که می‌کنید، می‌داند ﴿91﴾

    و مانند آن (زن) نباشید که رشتۀ خود را پس از محکم تابیدن گسست، تا قسم‌های تان را در میان خود وسیلۀ فریب سازید، تا گروهی از گروهی دیگر (مال و امکانات) بیشتر بدست آورد. جز این نیست که الله شما را به وسيلۀ آن می‌آزماید، و به يقين روز قیامت آنچه را که در آن اختلاف می‌کردید برایتان بیان می‌کند ﴿92﴾

    و اگر الله می‌خواست شما را امت واحد (مسلمان) می‌گردانید ولی کسی را که بخواهد گمراه می‌کند و کسی را که بخواهد هدایت می‌کند. و البته از آنچه در دنیا می‌کردید، پرسیده خواهید شد ﴿93﴾

    و قسم‌هایتان را در میان خود وسیلۀ فریب قرار ندهید، تا (مبادا) قدمهایتان پس از محکم شدنش بلغزد، و به سبب منع کردنتان از راه الله عذاب را بچشید و در آخرت عذاب بزرگ داشته باشید ﴿94﴾

    و عهد الله را به بهای حقیر (دنیا) نفروشید، زیرا آنچه نزد الله است همان برای شما بهتر است، اگر بدانید ﴿95﴾

    (چون) آنچه نزد شماست فانی شدنی است و آنچه نزد الله است (برای همیشه) باقی می‌ماند. و البته صابران را (نظر) به نیکوترین آنچه عمل می‌کردند، ثواب خواهیم داد ﴿96﴾

    هر کس خواه زن و خواه مرد، کار نیک انجام دهد و او مؤمن باشد، البته به زندگی پاک و خوشایند زنده اش می‌کنیم. و حتما (نظر) به نیکوترین آنچه عمل می‌کردند، ثوابشان خواهیم داد ﴿97﴾

    پس هرگاه که خواستی قرآن بخوانی از (شر) شیطان رانده شده به الله پناه بخواه ﴿98﴾

    بی‌گمان شیطان بر کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، هیچ تسلطی ندارد ﴿99﴾

    سلطۀ او تنها بر کسانی است که او را به دوستی می‌گیرند و (سلطۀ او) بر کسانی است که آنها به او (الله) شرک می‌آورند ﴿100﴾

    و چون آیتی را به جای آیت دیگر بدل کنیم و الله به آنچه نازل می‌کند داناتر است. (دوستان شیطان) می‌گویند: جز این نیست که تو افتراکننده ای؛ بلکه اکثر آنها نمی‌دانند ﴿101﴾

    بگو: روح القدس (جبرئیل) آن را به حق از سوی پروردگارت نازل کرده است، تا مؤمنان را ثابت قدم گرداند و تا هدایت و مژده‌ای باشد برای مسلمانان ﴿102﴾

    و البته می‌دانیم که آنان می‌گویند: جز این نیست که بشری این قرآن را به او می‌آموزد. زبان کسی که این را به او نسبت می‌دهند، عجمی (غیر عربی) است. و این (قرآن) به زبان عربی واضح و روشن است ﴿103﴾

    يقينا آنان که به آيات الله ایمان نمی‌آورند، الله آنها به راه راست نمی‌برد، (بلکه) برایشان عذاب دردناک است ﴿104﴾

    جز این نیست که فقط کسانی دروغ می‌بندند که به آیات الله ایمان ندارند و ایشان خود دروغگویانند ﴿105﴾

    کسی که به (وحدانیت) الله بعد از ایمان آوردن خود کافر شود، مگر آن کس که (به کفر گویی) مجبور شده ولی قلبش به ایمان آرام و استوار است. ولی کسی که به کفر سینه گشاده کند، پس غضبی از طرف الله بر آنان است. و برایشان عذاب بزرگ خواهد بود ﴿106﴾

    این (غضب الهی) به سبب آنست که آنها زندگی دنیا را دوست داشتند و بر آخرت ترجیح دادند و اینکه الله قوم کافر را هدایت نمی‌کند ﴿107﴾

    ایشان کسانی‌اند که الله بر دلها و گوشها و چشمانشان مهر زده است آنان غافلانند ﴿108﴾

    شک نیست در اینکه آنها در آخرت خساره کنندگان‌اند ﴿109﴾

    باز پروردگارت نسبت به کسانی که هجرت کردند پس از آنکه شکنجه شدند، باز جهاد کردند و صبر کردند، البته آمرزندۀ مهربان است ﴿110﴾

    روزی که هر شخص جدال کنان از خود دفاع کند. و هر کسی به سزای آنچه کرده، بدون کم و کاست پاداش داده شود و به آنها ظلم نمی‌شود ﴿111﴾

    الله (مردمان) قریه‌ای را مثال می‌زند که در امن و امان و آسودگی بود و از هر طرف روزیش فراوان به سویش می‌رسید، اما کفران نعمت الله را کردند و الله به سزای کاری که انجام دادند لباس گرسنگی و ترس را (به تن آنان کرد و طعم گرسنگی را) به ایشان چشانید ﴿112﴾

    البته پیغمبر از خودشان به‌سوی آنان آمد ولی او را دروغگو شمردند، پس در حالی که ظالم بودند، عذاب آنها را فرا گرفت ﴿113﴾

    پس از روزی حلال و پاکیزه‌ای بخورید که الله به شما روزی داده است و شکر نعمت الله را به جای آورید اگر تنها او را می‌پرستید ﴿114﴾

    جز این نیست که مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نام غير الله (به وقت ذبح) بر آن گفته شده باشد بر شما حرام کرده شده است، ولی اگر کسی به خوردن آنها مجبور شود، در صورتی که علاقمند نبوده و متجاوز نباشد (بر وی ایرادی نیست) يقينا الله آمرزندۀ مهربان است ﴿115﴾

    و برای آنچه که زبانتان به دروغ بیان می‌کند نگویید این حلال است و این حرام، تا بر الله دروغ ببندید، چون کسانی که بر الله دروغ می‌بندند، کامیاب نمی‌شوند ﴿116﴾

    (بلکه برایشان در دنیا) نفع اندک است و برای آنها عذاب دردناک است ﴿117﴾

    و (ما) بر یهودیان چیزهایی را حرام کردیم که قبلا برای تو (در سورۀ انعام) حکایت کردیم، و ما به آنان ظلم نکردیم بلکه خودشان به خویشتن ظلم می‌کردند ﴿118﴾

    باز (هم دروازۀ توبه برایشان باز است) چون پروردگار تو برای آنان که به نادانی کارهای بد کردند باز بعد از آن توبه کردند و اصلاح کردند (عقیده و عمل خود را)، البته پروردگار تو بعد از این (توبه و اصلاح) آمرزندۀ مهربان است ﴿119﴾

    بی‌گمان ابراهیم یک امت (و) مطيع امر الله بود در حالی که او بیزار از دین باطل بود و از مشرکان نبود ﴿120﴾

    شکر گزار نعمت‌های وی (الله) بود، او را برگزید و به راه راست هدایتش کرد ﴿121﴾

    و در این دنیا به او حسنه (نبوت، فرزند صالح) دادیم و همانا او در روز آخرت نیز از نیکان و شایستگان است ﴿122﴾

    باز به‌سوی تو وحی کردیم که از دین ابراهیم که از ادیان باطل بیزار بود، پیروی کن (زیرا) او از مشرکان نبود ﴿123﴾

    جز این نیست که روز شنبه بر کسانی مقرر گردید که در بارۀ آن اختلاف ورزیدند، و بی‌گمان پروردگارت روز قیامت میان آنها دربارۀ آنچه در آن اختلاف می‌کردند، فيصله خواهد کرد ﴿124﴾

    (مردم را) با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت بده و با آنها به شیوۀ که نیکوتر است مجادله کن. همانا پروردگارت به حال کسی که از راه او گمراه و منحرف می‌شود آگاهتر است، و به هدایت یافته گان داناتر است ﴿125﴾

    و اگر خواستید عقوبت کنید به همان اندازه‌ای که مورد عقوبت قرار گرفته‌اید، عقوبت کنید (و عذاب دهید) و اگر صبر کنید البته صبر برای صابران بهتر است ﴿126﴾

    و (تو ای محمد) صبر کن و صبر تو جز به توفيق الله نیست، و بر آنان (کفار) غمگین مشو، و از مکر و حیله آنها دل تنگ مشو ﴿127﴾

    بی‌تردید، الله با پرهیزگاران است و با کسانی که آنها نیکوکار‌اند ﴿128﴾

    اسرا

    Surah 17

    پاک و منزه است آن ذاتی که بندۀ خود را در شبی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد که اطراف آن را برکت داده‌ایم، تا برخی از نشانه‌های (قدرت) خود را به او نشان دهیم، چون اوست که شنوای بیناست ﴿1﴾

    و به موسی کتاب دادیم و آن را برای بنی اسرائیل وسیلۀ هدایت گردانیدیم که غیر از من کارساز دیگری نگیرید ﴿2﴾

    فرزندان کسانی که آنها را با نوح سوار کشتی کردیم، همانا او بندۀ شکر گزار بود ﴿3﴾

    و به بنی اسرائیل در تورات خبر دادیم که البته در زمین دو بار فساد خواهید کرد و البته سرکشی و طغیان بزرگ خواهید کرد ﴿4﴾

    پس (به یاد داشته باشید) وقتی وعدۀ اول آن دو برسد، بندگان سخت جنگجوی خود را بر شما می‌فرستیم، پس میان خانه‌ها به جستجو در آیند، و این وعده، آمدنی و تحقق یافتنی است ﴿5﴾

    باز شما را بر آنان مسلط می‌گردانیم و شما را با اموال و فرزندان مدد می‌رسانیم و تعداد افرادتان را بیشتر می‌گردانیم ﴿6﴾

    و اگر نیکی کنید برای خودتان نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید به خودتان بدی کرده‌اید. پس چون وعده دیگر (دوم) برسد (باز بندگان خود را می‌فرستیم) تا روی شما را ناخوش سازند و تا به مسجد وارد شوند طوری که بار اول در آن داخل شدند و تا نابود کنند بر هر چه دست یابند، نابودی کوبنده ﴿7﴾

    (اگر توبه کنید بعد از بار دوم) امید است پروردگارتان به شما رحم کند. و اگر (به طغيان تان) باز گردید، ما نیز (برای مجازات تان) باز می‌گردیم. و دوزخ را برای کافران زندان ساخته‌ایم ﴿8﴾

    همانا این قرآن به راهی هدایت می‌کند که آن پایدارتر است و به مؤمنانی که کارهای شایسته و پسندیده می‌کنند مژده می‌دهد که آنان پاداش بزرگ دارند ﴿9﴾

    (و نیز خبر می‌دهد) کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند برایشان عذاب دردناک آماده کرده‌ایم ﴿10﴾

    و انسان دعای شر می‌کند، همان طوری که دعای خیر می‌کند، و انسان (همیشه) شتابکار است ﴿11﴾

    و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم، و نشانۀ شب را محو ساختیم و نشانۀ روز را روشنی بخش گردانیدیم تا فضل (رزق) پروردگارتان را بجویید و تا عدد سالها و حساب را بدانید. و ما هر چیزی را به تفصیل بیان نموده‌ایم ﴿12﴾

    و ما اعمال هر کسی را در گردنش (تقدیرش) آویخته‌ایم و روز قیامت کتابی را برای وی بیرون می‌آوریم که آن را باز گشاده بیابد ﴿13﴾

    (به او گفته شود) نامه ات را بخوان، کافی است که امروز خودت حسابگر خود باشی ﴿14﴾

    هر کس که راه (حق را) یابد جز این نیست که به نفع خود راهیاب شده است، و هرکس گمراه شد جز این نیست که به زیان خود گمراه شده است، و هیچ کس بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد، و ما عذاب کننده نیستیم مگر اینکه پیغمبری را بفرستیم ﴿15﴾

    و چون بخواهیم که قریه‌ای (مجرم) را هلاک کنیم، سرکشان آن را فرمان می‌دهیم پس در آن نافرمانی می‌کنند، و در نتیجه عذاب بر آن قریه ثابت گردد، پس آن را کاملا زیر و زبر می‌کنیم ﴿16﴾

    و چه بسا نسلها را بعد از نوح هلاک نمودیم و کافی است که پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه باشد و (او) بس بیناست ﴿17﴾

    کسی که (دنیای) زودگذر را بخواهد، در آن هرچه را بخواهیم زود به او می‌دهیم، باز جهنم را برایش مقرر می‌نماییم که در آن (آتش به صورت) سرزنش شده و رانده شده در آید ﴿18﴾

    و هر کس که آخرت را بخواهد و برای آن طوری که سزاوار است کوشش کند، در حالی که مؤمن است. پس این جماعت کوشش‌شان (نزد الله) قابل تقدیر (و مورد قبول) است ﴿19﴾

    و هر یک از اینها و آنها (دو گروه یاد شده) را از بخشش پروردگارت می‌دهیم. و بخشش پروردگارت (از هیچ کس) منع نشده است ﴿20﴾

    ببین چطور بعضی از آنها را بر بعضی دیگر (در روزی و مال و متاع) برتری داده‌ایم. و البته درجات آخرت و فضیلت آن به مراتب بزرگ‌تر است ﴿21﴾

    (ای انسان) معبود دیگری را با الله قرار مده که باز مذمت شده و بی‌مددگار بنشینی ﴿22﴾

    و پروردگارت حکم کرد که جز او چیزی را عبادت نکنید و به پدر و مادر خوبی کنید. و اگر یکی از آنها یا هردو نزد تو به سن پیری برسند، پس به ایشان (حتی کلمۀ) اف مگو و بر آنها آواز بلند مکن، (بلکه) به آنها سخن نرم و محترمانه بگو ﴿23﴾

    و از روی مهربانی بال تواضع را برای آنان هموار کن و بگو: ای پروردگارم! به آنان (پدر و مادرم) رحم کن طوری که آنان در خوردی مرا پرورش و بزرگ نمودند ﴿24﴾

    پروردگار تان به آنچه در نفسهای شماست داناتر است، اگر نیکان (و توبه کنندگان) باشید، پس یقینا الله برای رجوع کنندگان به بارگاه او آمرزنده هست ﴿25﴾

    و حق خویشاوند و مسکین و مسافر (در راه مانده) را بده. و هیچگاه (مالت را در گناه یا) بر وجه اسراف و تبذیر، خرج مكن ﴿26﴾

    چون اسراف‌کنندگان (و انفاق کنندگان در گناه) برادران شیاطین هستند و شیطان در مقابل پروردگارش ناشکر است ﴿27﴾

    و اگر از آنان (مستحقان) به خاطر طلب رحمت (رزق) پروردگارت که به آن امید داری، رویگردان می‌شوی، پس با آنان سخن ملایم بگو ﴿28﴾

    و دست خود را به گردنت بسته مکن و بسیار هم آنرا گشاده مکن که آنگاه ملامت شده (و) درمانده بنشینی ﴿29﴾

    البته پروردگارت روزی را برای هرکسی که بخواهد می‌گشاید و (روزی هرکسی را که بخواهد) تنگ می‌گرداند، چرا که الله به (مصالح) بندگان خود دانا (و) بیناست ﴿30﴾

    و اولادتان را از ترس ناداری و تنگدستی نکشید، ما به آنان و (به) شما روزی می‌دهیم، چون کشتن آنها گناه بس بزرگ است ﴿31﴾

    و به زنا نزدیک مشويد که يقينا آن گناه بسیار زشت و راه بد است ﴿32﴾

    و نفسی را که الله کشتن آن را حرام کرده است نکشید مگر به حق، و هرکس به ظلم کشته شود برای ولی (صاحب خون او) سلطه‌ای داده‌ایم، پس او نباید در کشتن زیاده روی کند، يقينا که او یاری داده شده است ﴿33﴾

    و به مال يتيم نزدیک مشوید مگر به طریقۀ نیکوتر، تا اینکه (یتیم) به (سن) رشدش برسد، و به عهد و پیمان خود وفا کنید، چرا که از پیمان و عهد پرسیده خواهد شد ﴿34﴾

    و هرگاه پیمانه می‌کنید آن را به تمام و کمال پیمانه کنید و با ترازوی راست و درست وزن کنید که این کار سرانجام نیکوتر و بهتری دارد ﴿35﴾

    و از پی چیزی مرو که به آن علم نداری، بی‌گمان گوش و چشم و دل هر یک مورد سوال واقع خواهند شد ﴿36﴾

    و در زمین به ناز و تکبر راه مرو، چون تو زمین را شگافته نمی‌توانی و به بلندی کوه‌ها رسیده نمی‌توانی ﴿37﴾

    همۀ این خصلت‌ها، بدی‌هایش نزد پروردگارت ناپسند است ﴿38﴾

    این (سفارش‌های مذکور) از امور حکمت‌آمیزی است که پروردگارت به سویت وحی فرستاده است و با الله معبودی دیگر قرار مده که سرزنش شده و رانده شده در دوزخ افگنده خواهی شد ﴿39﴾

    آیا پروردگارتان شما را به داشتن پسران برگزیده و برای خود از فرشته‌ها دختران گرفته است؟ واقعا شما سخن بسیار بزرگ می‌گویید ﴿40﴾

    به يقين که ما در این قرآن (حقایق را به روشهای) گوناگون بیان کردیم تا پند و عبرت گیرند، (ولی) جز بر نفرت و گریز‌شان نمی‌افزاید ﴿41﴾

    بگو: اگر با او چنان که می‌گویند معبودان دیگر بود، پس در آن صورت حتما به‌سوی صاحب عرش راهی تلاش می‌کردند (تا با او تعالی کشمکش کرده و بر او غلبه نمایند) ﴿42﴾

    (لیکن) او پاک و منزه و بلندمرتبه است از آنچه (مشرکین) می‌گویند به بلندی بس بزرگ ﴿43﴾

    آسمان‌های هفت گانه و زمین و هر که در آنها هستند، او را به پاکی یاد می‌کنند. و هیچ چیزی نیست مگر اینکه او را در حال ستایش تسبیح می‌گویند، ولی شما تسبيح آنها را نمی‌فهمید، بی‌گمان او بردبار (و) آمرزنده است ﴿44﴾

    و چون قرآن بخوانی، بین تو و آنانی که به آخرت ایمان ندارند، پردۀ پوشیده قرار می‌دهیم ﴿45﴾

    و بر دل‌هایشان پرده‌هایی می‌نهیم تا آن (قرآن) را نفهمند و در گوش‌هایشان گرانی ایجاد می‌کنیم و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می‌کنی، با نفرت پشت کرده و بر می‌گردند ﴿46﴾

    ما بهتر می‌دانیم که آنان به چه منظور به سخنان تو گوش می‌دهند، وقتی برای گوش کردن سخنانت می‌نشینند و هنگامی که با هم پنهانی صحبت می‌کنند، وقتی که ظالمان می‌گویند: (مسلمانان) جز مرد جادو شده را پیروی نمی‌کنید ﴿47﴾

    ببین که چطور برای تو مثال‌ها زدند! پس گمراه شدند، لذا نمی‌توانند راه حق را پیدا کنند ﴿48﴾

    و گفتند: آیا وقتی که ما (تبدیل به) استخوانها و اعضای پوسیده شدیم، آیا بار دیگر به آفرینش جدید برانگیخته می‌شویم؟ ﴿49﴾

    بگو: (بلی، حتی اگر)، سنگ باشید یا آهن ﴿50﴾

    یا مخلوقی دیگر که در نظر تان بزرگ (و سخت) معلوم می‌شود، (باز هم الله می‌تواند شما را دوباره زنده کند). پس خواهند گفت: چه کسی ما را دوباره زنده می‌کند؟ بگو: (همان) ذاتی که بار اول شما را آفرید. پس (از روی تمسخر) سرهایشان را به سویت تکان داده و می‌گویند: آن کی خواهد بود؟ بگو: شاید که نزدیک باشد ﴿51﴾

    روزی که (الله) شما را بخواند، پس حمدگویان دعوت او را اجابت می‌کنید، و گمان می‌کنید درنگ نکرده بودید مگر مدت اندک ﴿52﴾

    و (ای پیغمبر) به بندگانم بگو: سخنی را بگویند که بهتر است. چون شیطان در میان ایشان فساد و دشمنی می‌اندازد، همانا شیطان برای انسان دشمن آشکار است ﴿53﴾

    پروردگارتان به حال شما آگاه‌تر است، اگر (الله) بخواهد به شما رحم می‌کند و اگر (الله) بخواهد شما را عذاب میدهد. و تو را وکیل و نگهبان بر آنان نفرستاده‌ایم ﴿54﴾

    و پروردگارت به حال هر آنچه که در آسمان‌ها و زمین است آگاه‌تر است. و البته بعضی از پیغمبران را بر بعضی دیگر فضیلت دادیم و به داود زبور را دادیم ﴿55﴾

    (بگو: آنانی را که به جای الله معبود می‌پنداشتید بخوانید. آنها نه می‌توانند زیانی را از شما دفع کنند و نه )می‌توانند آن را( تغییر دهند) ﴿56﴾

    معبودهای را که مشرکین (به یاری و دعا) می‌خوانند، (مانند فرشتگان و عیسی و عزیر)، خود‌شان به‌سوی پروردگارشان وسیله‌ای (برای تقرب) می‌جویند که کدام یک از آنها به الله نزدیکترند و به رحمت وی امیدوارند و از عذاب او می‌ترسند، چرا که عذاب پروردگارت قابل حذر و ترسیدن است ﴿57﴾

    (هیچ قریه‌ای نیست )که اهل آن ظالم باشند( مگر اینکه ما پیش از روز قیامت آن را به هلاکت می‌رسانیم، یا آن را به عذاب سخت گرفتار می‌کنیم. این (وعده) در کتاب (لوح محفوظ) نوشته شده است ﴿58﴾

    و (چیزی) ما را از فرستادن معجزات (مورد نظر مشرکین) بازنداشت، مگر اینکه گذشتگان آن را دروغ شمردند. و به ثمود ماده شتر دادیم تا نشانۀ پیش چشمان باشد، پس به آن ظلم کردند و ما معجزه‌ها را جز برای بیم دادن نمی‌فرستیم ﴿59﴾

    و به یاد آور وقتی که به تو گفتیم: بدون شک پروردگارت به مردم احاطه کامل دارد. و رؤيا و خوابی را که به تو نشان دادیم و درخت نفرین شده در قرآن را جز (وسیلۀ) آزمایش برای مردم قرار ندادیم، ما ایشان را بیم می‌دهیم، ولی جز بر سرکشی شدید آنان نمی‌افزاید ﴿60﴾

    و یادآور شو چون به فرشته‌ها گفتیم که برای آدم سجده کنید، پس (همۀ آنها) سجده کردند مگر ابلیس که (با وجود سجده نکردن) گفت: آیا برای کسی سجده کنم که (او را) از گل آفریده ای؟ ﴿61﴾

    (و) گفت: (ای الله!) به من خبر ده آیا این همان کسی است که او را بر من برتری داده‌ای؟ اگر مرا تا روز قیامت مهلت دهی، حتما همه فرزندانش را -مگر اندکی- ریشه‌کن (و تابع خود) می‌کنم ﴿62﴾

    (الله) فرمود: برو، هر کس از آنان از تو پیروی کند، سزای همۀ شما جهنم است، که سزای وافر (و تمام) است ﴿63﴾

    و هرکس از آنان را که می‌توانی با آواز خویش تحریک کن و سواران و پیادگانت را علیه آنان جلب کن و در اموال و اولاد با آنان شریک شو و به آنان وعده بده. و شیطان جز نیرنگ و فریب به آنها وعده نمی‌دهد ﴿64﴾

    در حقیقت تو را بر بندگان من هیچ تسلطی نیست و همین کافی است که پروردگارت حافظ و حامی (آنها) است ﴿65﴾

    پروردگارتان آن ذاتی است که کشتی‌ها را در دریا برایتان روان می‌کند تا از فضل او طلب کنید، چرا که او همیشه بر شما مهربان است ﴿66﴾

    و هرگاه در بحر سختی‌ها به شما رسد، جز الله همۀ کسانی را که می‌خوانید از نظرتان ناپدید می‌گردند، اما وقتی که (الله) شما را نجات دهد و به خشکی برساند روی گردان می‌شوید. و انسان بسیار ناشکر است ﴿67﴾

    آیا مطمئن و ایمن شده‌اید از اینکه شما را در کناری از خشکی در زمین فرو برد، یا طوفان سنگریزه بر شما بباراند؟ باز برای خود یاری کننده‌ای نیابید ﴿68﴾

    یا مگر ایمن شده‌اید از اینکه شما را به بحر بازگرداند، پس تند باد شکننده بر شما بفرستد، پس به سبب كفرتان شما را غرق کند؟! باز برای خود هیچ بازخواست کننده‌ای علیه ما به سبب آن غرق نیابید ﴿69﴾

    و البته اولاد آدم را گرامی داشته و اکرام نمودیم و آنان را در خشکی و بحر (بر وسایل سفر) سوار کردیم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادیم و آنان را بر بسیاری از آفریدگان خویش برتری آشکار دادیم ﴿70﴾

    یادآور شوید روزی را که هر گروهی را با پیشوای‌شان طلب کنیم، پس هر کس نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود، پس این گروه نامۀ اعمال خود را می‌خوانند. و به اندازه رشتۀ (شگاف وسطی) خستۀ خرما بر آنها ظلم کرده نمی‌شود ﴿71﴾

    و هر کس در این دنیا کور (دل و بی‌بصیرت) باشد، پس وی در آخرت نیز کور است و از راه راست گمراه‌تر است ﴿72﴾

    و نزدیک بود که تو را از آنچه به سویت وحی کردیم در فتنه اندازند (و منصرف گردانند) تا غير آن را به دروغ به ما نسبت بدهی. و در آن صورت تو را به دوستی خود می‌گرفتند ﴿73﴾

    و اگر تو را (بر وحی) ثابت قدم نمی‌داشتیم، نزدیک بود که به‌سوی آنها اندکی میل کنی ﴿74﴾

    در آن صورت تو را دو چند عذاب زندگی دنیا و دوچند عذاب (پس از) مرگ می‌چشانیدیم، باز برای خود هیچ مددگاری در برابر ما نمی‌یافتی ﴿75﴾

    والبته نزدیک بود که تو را از آن سرزمین (مکه) بلغزانند تا تو را از آن بیرون کنند، در این صورت بعد از تو جز مدت کوتاهی باقی نمی‌ماندند ﴿76﴾

    این سنت، همان سنتی است که همیشه در میان آنانی که پیش از تو فرستاده‌ایم برقرار بوده است. و برای سنت و روش ما هیچ تبدیلی نخواهی یافت ﴿77﴾

    و نماز را از وقت زوال آفتاب برپا کن تا نهایت تاریکی شب. و قرآن خواندن صبح را لازم گیر (در نماز صبح)، چون نماز صبح (توسط فرشتگان) مشاهده می‌گردد ﴿78﴾

    و در بخشی از شب برخیز و نماز تهجد بخوان، این یک فریضۀ اضافی مخصوص توست، باشد که پروردگارت تو را به مقامی پسندیده برساند ﴿79﴾

    و بگو: ای پروردگارم! مرا به طور پسندیده در (هر کاری) داخل کن و به طور پسندیده (از آن) بیرون آور. و از جانب خود قوتی به من عطا فرما که یار و مددگارم باشد ﴿80﴾

    و بگو: حق آمد و باطل نابود شد، بی‌گمان باطل همیشه نابود شدنی است ﴿81﴾

    و از قرآن آنچه را که سبب شفاست و برای مؤمنان رحمت است نازل می‌کنیم، (ولی) بر ظالمان جز خسارت و نقصان نمی‌افزاید ﴿82﴾

    چون به انسان نعمت دهیم، روی می‌گرداند و به پهلو خود را کنار می‌کشد. و چون بوی شر برسد (از رحمت الله) ناامید می‌گردد ﴿83﴾

    بگو هر کس به طریقۀ (پسندیدۀ) خود عمل می‌کند، پس پروردگارتان بهتر می‌داند که چه کسی راه یاب‌تر است ﴿84﴾

    و (کفار) از تو دربارۀ روح می‌پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است، و از علم به شما داده نشده است، مگر اندکی ﴿85﴾

    و اگر ما بخواهیم آنچه را که به تو وحی فرستاده‌ایم از بین می‌بریم، باز کسی را نخواهی یافت که در این مورد عليه ما از تو دفاع کند ﴿86﴾

    مگر به سبب رحمت از طرف پروردگارت، چون فضل الله بر تو همواره بزرگ هست ﴿87﴾

    بگو: اگر انس و جن جمع شوند (و متفق شوند) تا مانند این قرآن را بیاورند، هرگز نمی‌توانند مانند آنرا بیاورند، هرچند بعضی از ایشان پشتیبان و مددگار بعض دیگر باشند ﴿88﴾

    البته ما در این قرآن هر مثلی را برای مردم به شیوه‌های گوناگون بیان کردیم، ولی بسیاری از مردم (از ایمان و عمل به آن) ابا ورزیدند و جز کفر و انکار (حق چیزی را نپذیرفتند) ﴿89﴾

    و گفتند: ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم تا اینکه از زمین چشمه‌ای برای ما جاری سازی ﴿90﴾

    یا اینکه باغی از درختان خرما و انگور داشته باشی و نهرها را در آن روان سازی ﴿91﴾

    یا اینکه آسمان را طوری که ادعا می‌کنی، پاره پاره بر سر ما بیندازی. و یا الله و فرشتگان را رو به روی ما بیاوری ﴿92﴾

    یا اینکه خانه‌ای از زر و زیورات داشته باشی و یا اینکه به‌سوی آسمان بالا روی. و به بالا رفتنت هم باور نداریم مگر اینکه کتابی برای ما بیاوری تا آن را بخوانیم. بگو: پروردگارم پاک و منزه است! آیا من جز بشری فرستاده شده هستم؟ ﴿93﴾

    و هیچ چیزی مردم را از ایمان آوردن باز نداشت، وقتی که هدایت به‌سوی آنان آمد، مگر اینکه گفتند: آیا الله انسان را به عنوان پیغمبر فرستاده است؟ ﴿94﴾

    بگو: اگر در زمین فرشته‌های می‌بودند که با اطمینان راه می‌رفتند، البته بر آنها فرشته‌ای را از آسمان به عنوان پیغمبر نازل می‌کردیم ﴿95﴾

    بگو: الله به عنوان گواه بین من و شما کافیست، چون او به بندگان خود دانا (و) بیناست ﴿96﴾

    و هر کس را که الله هدایت کند پس او راه یاب است و هر کس را گمراه سازد پس هرگز برای آنها دوستانی به جز الله نیابی. و آنها را روز قیامت کور و گنگ و کر بر چهره‌هایشان افتاده حشر می‌کنیم. جایگاهشان دوزخ است، هربار که آتش آن فرو نشیند، بر شرارۀ آن می‌افزاییم ﴿97﴾

    این است سزای آنان به خاطر اینکه به آیات ما کافر شدند و گفتند: آیا چون استخوانی چند و اعضای از هم پاشیده شدیم، آیا در آفرینش جدید برانگیخته می‌شویم؟ ﴿98﴾

    آیا ندیدند که الله همان ذاتی است که آسمان‌ها و زمین را آفرید، قادر است که مانند ایشان را بیافریند؟ و برای آنان اجلی مقرر کرده است که شکی در آن نیست، اما ظالمان ابا ورزیده، جز کفر و انکار (چیزی را نپذیرفتند) ﴿99﴾

    بگو: اگر شما مالک خزانه‌های رحمت پروردگارم بودید باز هم از ترس انفاق کردن آن، بخیلی می‌کردید، و انسان بخیل است ﴿100﴾

    همانا ما موسی را نُه معجزه آشکار دادیم. پس از بنی اسرائیل بپرس وقتی که موسی نزدشان آمد، پس فرعون به او گفت: ای موسی! من تو را جادو شده می‌پندارم ﴿101﴾

    (موسی به فرعون) گفت: یقینا دانسته‌ای که اینها (معجزه‌های روشن) را که باعث بینش و بصیرت مردم است، جز پروردگار آسمان‌ها و زمین نفرستاده است. و البته من تو را ای فرعون! هلاک شدنی می‌پندارم ﴿102﴾

    پس (فرعون) خواست که آنان را از سرزمین (مصر) بیرون کند. پس ما او و کسانی را که همراه وی بودند، همه را یکجا غرق کردیم ﴿103﴾

    و پس از (غرق شدن) او به بنی اسرائیل گفتیم: در آن سرزمین (شام) سکونت کنید، پس چون وعدۀ آخرت برسد، همۀ شما را یکجا خواهیم آورد ﴿104﴾

    و آن (قرآن) را به حق نازل کردیم و به حق نازل شده است. و تو را جز مژده دهنده و بیم دهنده نفرستاده‌ایم ﴿105﴾

    و قرآنی که آن را جدا جدا (به تدریج) نازل کردیم تا آن را با درنگ (اندک اندک) بر مردم بخوانی، و آن را به تدریج فرستاده‌ایم ﴿106﴾

    بگو: (به قرآن) ایمان بیاورید، یا ایمان نیاورید (باکی نیست)، همانا آنانی که پیش از نازل شدن قرآن علم به ایشان داده شده است، هنگامی که قرآن بر آنان تلاوت می‌شود، سجده‌کنان به روی می‌افتند ﴿107﴾

    و می‌گویند (پیروان حق) پاک است پروردگار ما، يقينا وعدۀ پروردگارما انجام شدنی است ﴿108﴾

    و گریه‌کنان بر روی‌های خویش می‌افتند و بر تواضع آنان می‌افزاید ﴿109﴾

    بگو: الله را بخوانید یا رحمن را بخوانید، او را به هر یک از نامهایش بخوانید (اشکالی ندارد، زیرا) او دارای نامهای نیکوست. و نمازت را نه با صدای بلند بخوان و نه با صدای آهسته، بلکه میان آن دو، راهی (وسط را) پیش گیر ﴿110﴾

    و بگو: تمامی ستایش‌ها مخصوص الله است که نه فرزندی گرفته و نه در فرمانروایی عالم شریکی دارد و نه او را به سبب ناتوانی و ذلت، یار و مددگاری است. لذا او را طوری‌که سزاوار (شأن او) است، بزرگ بشمار ﴿111﴾

    کهف

    Surah 18

    همه ستایش‌ها برای الله است ذاتی که کتاب را بر بندۀ خود نازل کرد و در آن هیچگونه کجی و انحراف نگذاشت ﴿1﴾

    کتاب راست و درست، تا (کافران را) از عذاب سخت از جانب خود بترساند. و مؤمنانی را که کارهای نیک می‌کنند، مژده دهد به اینکه برای آنها پاداش نیک است ﴿2﴾

    که باشند در آن تا ابد ﴿3﴾

    و تا بترساند کسانی را که گفتند: الله فرزندی (برای خود) گرفته است ﴿4﴾

    حال آنکه نه ایشان و نه پدرانشان به آن (فرزند داشتن الله) هیچ علمی ندارند، سخن بس بزرگ است که از زبانشان بیرون می‌آید، )در این باره( جز دروغ نمی‌گویند) ﴿5﴾

    پس مگر تو جان خود را از غم و اندوه هلاک می‌سازی در پی آنها که اگر به این سخن ایمان نیاورند ﴿6﴾

    در حقیقت همۀ چیزهای که بر روی زمین است، ما برای آن زینت قرار داده‌ایم تا آنان را بیازماییم که کدام یک از آنها نیکوکارترند ﴿7﴾

    و البته ما هر آنچه را که بر روی زمین است حتما میدان هموار و خشک خواهیم ساخت ﴿8﴾

    آیا (گاهی) گمان کرده‌ای که اصحاب کهف (غار) و رقیم (لوحه نوشته) از عجایب و غرایب (دلائل قدرت) ما بودند؟ ﴿9﴾

    وقتی که آن جوانان به غار پناه بردند. پس گفتند: ای پرودگار ما! از جانب خود رحمت به ما ببخش و برای ما در کار ما راه نجات وهدایت را آماده ساز ﴿10﴾

    پس بر گوش‌هایشان در آن غار تا چندین سال پرده (خواب سنگین) نهادیم ﴿11﴾

    باز ایشان را بیدار کردیم تا بدانیم که کدام یک از دو گروه مدت ماندن‌شان (در غار) را شمرده و بهتر به یاد دارد ﴿12﴾

    ما داستان آنان را به راستی و درستی برای تو حکایت می‌کنیم. آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایت آنان افزودیم ﴿13﴾

    و دل‌هایشان را استوار گردانیدیم، وقتی که بر خواستند و گفتند: پروردگارما همان پروردگار آسمان‌ها و زمین است، هرگز جز او معبودی را نخواهیم پرستید، که در غیر این صورت سخن دروغ و دور از حق گفته‌ایم ﴿14﴾

    (لیکن) این قوم ما به جز الله معبودهایی را گرفته‌اند. (پس) چرا بر حقانیت آنها دلیل روشن نمی‌آورند؟ پس کیست ظالم‌تر از کسی که به الله دروغ بندد؟ ﴿15﴾

    و (آن جوانان میان خود گفتند:) چون از آنان و از چیزهایی که به جز الله می‌پرستند کناره گرفتید، پس به آن غار جای گیرید تا پروردگارتان از رحمت خود بر شما بگستراند و در کارتان برای شما گشایش آماده سازد ﴿16﴾

    و آفتاب را می‌بینی که چون طلوع کند به طرف راست غارشان مائل می‌شود، و چون غروب کند از طرف چپشان می‌گذرد، در حالیکه آنان در گشادگی غار قرار داشتند، این از نشانه‌های الله است، الله هر كس را هدایت کند پس او راه یافته است، و هر که را گمراه کند، پس برای او دوست و راهنمایی نمی‌یابی ﴿17﴾

    و گمان می‌کنی که آنان بیدارند، حال آنکه آنان خفته‌اند. و ما آنان را به جانب راست و جانب چپ می‌گردانیدیم، و سگشان دو دستش در دهان غار گشاده بود، اگر به آنها می‌نگریستی از آنان می‌گریختی و البته از مشاهده آنها سینه ات از ترس و وحشت پر می‌شد ﴿18﴾

    و این چنین ایشان را بیدار کردیم تا از یکدیگر بپرسند. گوینده‌ای از آنان گفت: چه مدتی (در این غار) بودید؟ گفتند: یک روز یا بخشی از روز؟ گفتند: پروردگارتان بهتر می‌داند که چقدر مانده‌اید، پس کسی از خودتان را با این سکه نقره به شهر بفرستید، و باید ببیند کدامیک از آنان غذای پاکتر دارد، پس از آن خوردنی برایتان بیاورد. و باید (در رفت و آمد خود) دقت و احتیاط کند و هیچ کسی را دربارۀ شما آگاه نسازد ﴿19﴾

    زیرا اگر آنان بر شما قدرت یابند شما را سنگسار می‌کنند، یا اینکه به دین خود بر می‌گردانند. و در آن صورت هرگز رستگار نخواهید شد ﴿20﴾

    و این چنین مردم را بر حال آنها آگاه ساختیم تا بدانند که وعدۀ الله حق و راست است، و اینکه (بدانند) قیامت (آمدنی است و) هیچ شکی در آن نیست، وقتی که میان خود نزاع کردند و گفتند: بر (غار) آنان بنایی بسازید. پروردگارشان از حال ایشان آگاه‌تر است، و کسانی که بر کار و بار‌شان غلبه یافتند، گفتند: حتما بر غار آنها مسجدی می‌سازیم ﴿21﴾

    (بعضی از مردم) خواهند گفت: آنان سه نفر بودند که چهارم ایشان سگشان بود. و (بعضی دیگر) خواهند گفت: پنج نفر بودند که ششم ایشان سگشان بود. همه اینها از روی حدس و گمان است. و (بعضی) می‌گویند، هفت نفر بودند که هشتم ایشان سگشان بود. بگو: پروردگارم به تعداد آنها داناتر است. جز اندکی تعدادشان را نمی‌دانند، بنابراین جز بر اساس علم و یقین در مورد آنان جدال مکن و دربارۀ آنان از هیچکس سوال مکن ﴿22﴾

    و هرگز دربارۀ هیچ کاری مگو که فردا آنرا انجام می‌دهم ﴿23﴾

    (مگر اینکه بگویی:) اگر الله بخواهد (آن را انجام می‌دهم) و پروردگارت را وقتی که فراموش کردی یاد کن، و بگو: امید است که پروردگارم مرا به (راه) درست‌تر از این رهنمود کند ﴿24﴾

    و (اصحاب کهف) سیصد سال در غارشان ماندند و نه سال دیگر نیز بر آن افزودند ﴿25﴾

    بگو: الله به مدتی که در غار بودند داناتر است، غیب آسمان‌ها و زمین تنها به او اختصاص دارد، چقدر بینا و چقدر شنواست! آنان به جز او هیچ کارسازی ندارند و در حکم خود کسی را شریک نمی‌سازد ﴿26﴾

    و آنچه را که از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است، تلاوت کن، سخنان او را هیچ کس نمی‌تواند تغییر دهد، و هرگز پناهی جز او نیابی ﴿27﴾

    و با آنانی که پروردگار خود را صبح و شام یاد می‌کنند صبر پیشه کن، در حالیکه خشنودی او را می‌خواهند. و نباید در طلب زینت زندگانی دنیا چشمانت از آنان دور شود. و از کسی اطاعت مکن که دل او را از یاد خود غافل ساخته‌ایم و او از هوای نفس خود پیروی کرده و کارش از حد گذشتن و کوتاهی است ﴿28﴾

    و بگو: حق از سوی پروردگارتان است، پس هرکس که می‌خواهد، ایمان بیاورد و هر کس که می‌خواهد، کافر شود. به یقین ما برای ظالمان آتش را آماده کرده‌ایم که سرا پرده‌هایش آنان را در بر می‌گیرد. و اگر کمک بخواهند با آبی همچون مس گداخته شده به فریادشان رسند، که چهره‌ها را بریان می‌کند. چه بد نوشیدنی و چه بد جایگاهی است ﴿29﴾

    بدون شک کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند (بدانند که)، ما پاداش کسانی را ضایع نمی‌کنیم که کار نیک کرده‌اند ﴿30﴾

    آنان کسانی‌اند که بهشت همیشگی برای ایشان است، که در زیر (قصرها و درختان) آنها نهرها روان است، در آن جا با دستبندهای از طلا آراسته می‌شوند و لباسهای ابریشم سبز و نازک و ضخیم می‌پوشند، در حالیکه بر تختها تكيه زده‌اند، چه پاداش خوب و چه نیکو تکیه گاهی است ﴿31﴾

    و برای آنان، آن دو شخص را مثل بزن که به یکی از آنها، دو باغ انگور دادیم و گرداگرد باغ‌ها را با درختان خرما پوشاندیم و میان باغها کشتزار قرار دادیم ﴿32﴾

    هر دو باغ، محصول و میوه‌هایش را (به وقتش) می‌داد و چیزی از محصول و میوه کم نمی‌کرد و ما در میان آن دو باغ جویبار روان کرده بودیم ﴿33﴾

    و برای صاحب باغ میوه‌های (فراوانی) بود، پس به دوست خود در حالیکه با وی گفتگو می‌کرد، گفت: من از تو ثروتمندتر و از لحاظ افراد نسبت به تو نیرومندترم ﴿34﴾

    و در باغش در آمد در حالی که بر خود ظالم بود گفت: گمان نمی‌کنم که هرگز این (باغ) نابود شود ﴿35﴾

    و گمان نمی‌کنم که قیامت برپا شود. و اگر (هم) به‌سوی پروردگارم برگردانیده شوم، البته بهتر از این را در بازگشت خواهم یافت ﴿36﴾

    رفیقش در حالیکه با او گفتگو می‌کرد به وی گفت: آیا به کسی کافر شده‌ای که تو را از خاک باز از نطفه آفرید و باز تو را برابر کرد (و به شکل) مرد کامل در آورد ﴿37﴾

    ليكن من (می گویم) او (الله) پروردگار من است و کسی را با پروردگارم شریک نمیسازم ﴿38﴾

    چرا وقتی که وارد باغت شدی، نگفتی: «ماشاءالله» هیچ قوت و قدرت جز به مشیئت الله نیست، اگر مرا از نگاه مال و اولاد کمتر از خود می‌بینی ﴿39﴾

    (لیکن) امیدوارم که پروردگارم بهتر از باغت به من بدهد و بر آن (باغت) آفتی از آسمان بفرستد و به زمین بی‌گیاه و لغزنده تبدیل گردد ﴿40﴾

    یا اینکه آب آن (باغت) در زمین فرو رود و هرگز نتوانی آن را به دست بیاوری ﴿41﴾

    و بر میوه‌هایش (آفت آسمانی) احاطه کرده شد، پس چنان شد که از افسوس و تأسف بر آنچه در آن باغ انفاق کرده بود، دست بر دست می‌مالید، در حالیکه آن باغ بر ستونهای خود افتیده بود، و می‌گفت: ای کاش کسی را با پروردگارم شریک نمی‌ساختم ﴿42﴾

    و برای او هیچ گروهی نبود که او را در برابر الله مدد کند و نه خود او انتقام گیر بود ﴿43﴾

    در آن مقام (و در آن موقف معلوم شد که) نصرت و کمک به معبود حق تعلق دارد. او بهتر است از لحاظ پاداش و او بهتر است از لحاظ جزا دادن ﴿44﴾

    و برای آنان زندگی دنیا را مثل بزن که مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کردیم، باز گیاهان زمین به وسیلۀ آن باهم خلط شدند، باز چنان خشک شد که بادها آن را پراگنده کرد، و الله بر هر چیزی تواناست ﴿45﴾

    مال و فرزندان زیب زندگانی دنیااند (که به زودی زائل خواهند شد) اما اعمال شایستۀ که پاداش آن پایدار است، بهترین ثواب نزد پروردگارت دارد و بهترین امید است ﴿46﴾

    و یادآور شو روزی که کوه‌ها را روان کنیم و زمین را نمایان (هموار و برابر شده) می‌بینی و همۀ آنان را (در محشر) جمع می‌کنیم، پس هیچ کسی از آنها را نمی‌گذاریم ﴿47﴾

    و (در آن روز مردم) صف بسته بر پروردگارت عرضه می‌شوند، البته طوریکه بار اول شما را آفریدیم به نزد ما آمدید، بلکه (شما) ادعا می‌کردید که هرگز وعد گاهی برای شما مقرر نخواهیم کرد ﴿48﴾

    و کتاب (نامه‌های اعمال) نهاده می‌شود، و مجرمان را از دیدن آنچه در آن است، ترسان می‌بینی و می‌گویند: ای وای بر ما! این چه نامه‌ای است که هیچ عمل خورد و بزرگ را رها نکرده، مگر اینکه همۀ آن را به حساب آورده است؟ و آنچه را که کرده بودند حاضر و آماده می‌یابند و پروردگارت به هیچ کس ظلم نمی‌کند ﴿49﴾

    و یادآور شو چون به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید، پس آنها همگی سجده کردند، مگر ابلیس که از جن بود و از امر پروردگارش سرکشی کرد. آیا او و نسلش را به غیر از من دوستان خود می‌گیرید، حال آنکه آنها برای شما دشمن هستند؟ شیطان چه بد عوض برای ظالمان است ﴿50﴾

    من آنان را در وقت آفرینش آسمان‌ها و زمین و در وقت آفرینش خودشان حاضر نکرده بودم. و من آن نیستم که گمراه کنندگان را مددکار خود بگیرم ﴿51﴾

    و یادآور شو روزی را که الله می‌فرماید: شریک‌هایی را که برای من گمان می‌کردید فریاد کنید پس آنها (شریک‌ها را) فریاد کنند و (لیکن) آنها به فریاد‌شان پاسخ نمی‌دهند، و میانشان مهلكۀ قرار داده‌ایم (تا میان‌شان فاصله ایجاد شود) ﴿52﴾

    و مجرمان آتش دوزخ را می‌بینند و یقین می‌کنند که در آن می‌افتند و از آن جای بازگشتن نیابند ﴿53﴾

    و البته در این قرآن برای مردمان هرگونه مثلی را به شیوه‌های گوناگون بیان کردیم. و (لیکن) انسان بیش از هر چیز مجادله گر است ﴿54﴾

    و (چیزی) مانع مردم نشد از اینکه ایمان آورند وقتی که هدایت به سوی‌شان آمد و از پروردگارشان مغفرت بخواهند، مگر اینکه سنت (و سرنوشت) مردمان سابق برای آنان نیز بیاید و یا اینکه عذاب گوناگون (و رویاروی) به آنها برسد ﴿55﴾

    و ما پیغمبران را جز مژده دهندگان و بیم دهندگان نمی‌فرستیم. و کافران به باطل مجادله می‌کنند تا به وسيلۀ آن حق را نابود گردانند و آیات مرا و چیزی را که به آن بیم داده شده‌اند به تمسخر گرفتند ﴿56﴾

    و کیست ظالم‌تر از کسی که با آیات پروردگارش پند داده شود، پس از آن روی گرداند و آنچه را که دستهایش پیش فرستاده است فراموش کند؟ البته ما بر دل‌هایشان پرده‌ها کشیده‌ایم تا آن (حق و حقیقت) را نفهمند. و در گوش‌هایشان سنگینی قرار داده‌ایم (تا آنرا نشنوند)، و اگر آنها را به‌سوی هدایت دعوت دهی باز هرگز راه نیابند ﴿57﴾

    و (حال آنکه) پروردگار تو بسیار آمرزگار و صاحب رحمت است، اگر آنان را به سبب آنچه بدست آورده‌اند مؤاخذه می‌کرد، عذاب را به شتاب برایشان می‌فرستاد، (ليكن الله زود عذاب نمی‌دهد) بلکه وعدۀ مقرر شده دارند که (در آن وقت) هرگز از آن پناهگاهی نمی‌یابند ﴿58﴾

    و این همان قریه‌های (ویران شده) است که چون ظلم کردند، هلاک کردیم، و برای هلاکت‌شان وعدۀ مقرر کردیم ﴿59﴾

    و یادآور شو وقتی را که موسی به نوجوان (همراه) خود گفت: به سفر خود ادامه می‌دهیم تا اینکه به محل جمع شدن دو دریا برسم، یا اینکه مدت دراز را می‌پیمایم ﴿60﴾

    پس چون به محل جمع شدن دو دریا رسیدند، ماهی خود را فراموش کردند پس ماهی آب را شگافته راهش را در دریا پیش گرفت ﴿61﴾

    پس وقتی (از آنجا) گذشتند، موسی به نوجوان خود گفت: نان چاشت ما را بیار که به راستی در این سفر ما رنج زیاد دیده‌ایم ﴿62﴾

    (نوجوان) گفت: آیا دیدی؟ وقتی که به آن صخره آرام گرفتیم، البته من (در آنجا) ماهی را فراموش کردم. و جز شیطان کسی آن را از یاد من نبرد، و ماهی به طور عجیب راه خود را در دریا پیش گرفت ﴿63﴾

    موسی گفت: این همان جایی بود که ما می‌خواستیم، پس جستجوکنان نقش پای خود را گرفته و بازگشتند ﴿64﴾

    پس بنده‌ای از بندگان ما را یافتند که به او رحمتی از جانب خود داده بودیم و به او علم از جانب خود آموخته بودیم ﴿65﴾

    موسی به او (خضر) گفت: آیا از تو پیروی کنم به این شرط که از رشد و هدایتی که به تو آموخته شده به من بیاموزی؟ ﴿66﴾

    (خضر) گفت: همانا تو هرگز نمی‌توانی با من صبر کنی ﴿67﴾

    و چگونه می‌توانی بر چیزی که به شناخت و حقیقت آن علم نداری صبر کنی؟ ﴿68﴾

    موسی گفت: مرا (ان شاء الله) صابر خواهی یافت و در هیچ کاری از تو نافرمانی نمی‌کنم ﴿69﴾

    خضر گفت: اگر واقعا از من پیروی می‌کنی، پس دربارۀ چیزی از من مپرس، تا آنکه خودم از آن با تو سخن آغاز کنم ﴿70﴾

    پس هر دو روان شدند تا چون سوار کشتی شدند، (و خضر) آن را سوراخ کرد. (موسی) گفت: آیا آن را سوراخ کردی تا سرنشینان آن را غرق کنی؟ بی‌گمان چیزی ناگوار آوردی (کار ناروا کردی) ﴿71﴾

    (خضر) گفت: آیا نگفته بودم که تو هرگز نمی‌توانی با من صبر کنی؟ ﴿72﴾

    (موسی) گفت: مرا به خاطر آنچه فراموش کردم مؤاخذه مکن و در کارم بر من سخت مگیر ﴿73﴾

    باز هر دو به راه خود ادامه دادند، تا به نوجوانی روبرو شدند پس (خضر) او را کشت. (موسی) گفت: آیا انسان بی‌گناه را کشتی، بدون اینکه کسی را کشته باشد؟ البته کار ناپسندی را مرتکب شدی ﴿74﴾

    خضر گفت: آیا به تو نگفته بودم که تو هرگز نمی‌توانی با من صبر کنی؟ ﴿75﴾

    موسی گفت: اگر بعد از این از تو دربارۀ چیزی پرسیدم، دیگر با من همراهی نکن، همانا از سوی من به حد عذر رسیدی (و معذور هستی) ﴿76﴾

    باز رفتند تا به قریه‌ای رسیدند، از مردم آن غذا خواستند، ولی آنان از مهمان کردن آن دو خودداری کردند، پس در آن جا دیواری را یافتند که نزدیک بود بافتد، پس (خضر) آن را راست (و درست) کرد. (موسی) گفت: اگر می‌خواستی در مقابل این کار مزدی می‌گرفتی ﴿77﴾

    خضر گفت: این است وقت جدائی میان من و تو، اکنون تو را از تأویل (و حکمت) آنچه نتوانستی بر آن صبر کنی آگاه می‌سازم ﴿78﴾

    اما آن کشتی از مساکینی بود که در بحر کار می‌کردند، و (من) خواستم آن را معیوب سازم، چون در پشت سر آنان پادشاه (ظالم) بود که هر کشتی (سالم) را به زور می‌گرفت ﴿79﴾

    و اما آن نوجوان، پدر و مادرش هردو مؤمن بودند، پس ترسیدیم که (اگر زنده بمانند) سرکشی و کفر را بر آنها تحمیل کند ﴿80﴾

    پس خواستیم که پروردگارشان به عوض او، فرزند پاکتر و مهربان تری به ایشان دهد ﴿81﴾

    و اما دیوار از دو پسر یتیمی بود که در شهر سکونت داشتند و در زیر آن گنجی متعلق به آن دو وجود داشت، و پدرشان (مردی) صالح بود و پروردگار تو خواست که آن دو به سن بلوغ برسند و گنج خود را بیرون بیاورند که این کار رحمتی از جانب پروردگار تو بود و من این (کارها) را از پیش خود نکردم. این بود تأویل (و حقیقت) آنچه که نتوانستی بر آن صبر کنی ﴿82﴾

    و دربارۀ ذي القرنين از تو می‌پرسند، بگو: اکنون از سرگذشت او برایتان خبر می‌دهم ﴿83﴾

    البته ما به او در زمین قدرت و نفوذ دادیم و از هر چیزی وسیله‌ای به او بخشیدیم ﴿84﴾

    پس راهی را دنبال کرد (یعنی به راهی روان شد) ﴿85﴾

    تا آنکه به محل غروب آفتاب رسید، آن را چنین یافت که (گویی) در چشمه دارای گل سیاه فرو می‌رود، و در آن نزدیکی قومی را یافت. گفتیم: ای ذوالقرنین! (اختیار داری) یا عذاب(شان) می‌دهی و یا به آنها خوبی و احسان می‌کنی؟ ﴿86﴾

    ذوالقرنین گفت: اما کسی که ظلم کند او را عذاب خواهیم داد باز در آخرت به‌سوی پروردگارش برگردانیده می‌شود و او (الله نیز) او را عذاب بسیار سخت می‌دهد ﴿87﴾

    و اما کسی که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، پاداش نيكو خواهد داشت و ما دستور آسانی به او خواهیم داد ﴿88﴾

    باز راهی (دیگر) را دنبال نمود. (یعنی به راه دیگری روان شد) ﴿89﴾

    تا اینکه به محل طلوع آفتاب رسید (و) دید که آفتاب بر مردمانی می‌تابد که برای آنها در برابر تابش آن پوشش و لباسی قرار نداده‌ایم ﴿90﴾

    چنین بود (داستان قدرت ذی القرنين) و ما به آنچه می‌کرد (و نزد او بود) کاملا آگاهی داشتیم ﴿91﴾

    باز راهی (دیگر) را دنبال کرد ﴿92﴾

    تا آن که در میان دو بند (کوه) رسید. و در ورای آن دو بند، قومی را یافت که هیچ سخنی را نمی‌فهمیدند ﴿93﴾

    گفتند: ای ذوالقرنین! همانا يأجوج و مأجوج سخت در این زمین فساد می‌کنند، پس آیا (راضی هستی) که برای تو مالیاتی مقرر کنیم؛ به این شرط که میان ما و آنها سدی بسازی؟ ﴿94﴾

    ذوالقرنین گفت: آنچه پروردگارم (از ثروت و نیرو و قدرت) در اختیار من گذاشته، بهتر است (از ثروت شما). پس مرا با نیروی (بازو) مدد کنید، تا میان شما و آنها بند بزرگ و محکمی بسازم ﴿95﴾

    (وقتی به کار آغاز کرد) گفت: قطعه‌های آهن را برای من بیاورید، تا آنکه بین دو کوه را برابر کرد، گفت: در آن بدمید، تا آنکه (آهن) را آتش گردانید، گفت: مس گداخته شده برایم بیاورید تا بر آن بریزیم ﴿96﴾

    پس نتوانستند بر آن بالا روند و (نیز) نتوانستند آن را سوراخ کنند ﴿97﴾

    ذوالقرنین گفت: این رحمتی از سوی پروردگار من است و هرگاه وعدۀ پروردگارم برسد، آن (سدّ) را (ویران کرده و) با زمین هموار می‌کند، و وعدۀ پروردگارم حق (و بازگشت ناپذیر) است ﴿98﴾

    و در آن روز (ویرانی سدّ) آنها را رها می‌کنیم تا موج‌آسا بعضی با بعضی دیگر خلط شوند، و (بعداً که) در صور دمیده شود، (همه) مردم را (در محشر) جمع کنیم ﴿99﴾

    و دوزخ را در آن روز به طور خاص پیش روی كافران می‌آوریم ﴿100﴾

    (پیش روی) آن کافرانی که چشم‌هایشان از (دیدن) آيات من در پرده‌ای بود و نمی‌توانستند (حق) را بشنوند ﴿101﴾

    آیا کافران گمان کردند که به جز من، بندگان مرا اولياء بگیرند؟ يقينا ما دوزخ را منزلگاه برای کافران آماده کرده‌ایم ﴿102﴾

    بگو: آیا شما را از کسانی که از نگاه عمل خسارمندترین مردمان‌اند، آگاه سازم؟ ﴿103﴾

    آنانی‌اند که کوشش آنها در زندگی دنیا گم شده است و گمان می‌کنند که کار نیک می‌کنند ﴿104﴾

    آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان و ملاقات او کفر ورزیدند، در نتیجه اعمالشان نیست و نابود شد پس روز قیامت هیچ ارزش (و منزلتی) و وزنی برایشان نخواهیم نهاد ﴿105﴾

    این جزای آنهاست به سبب آنکه کفر ورزیدند و آیات و پیامبران مرا به تمسخر گرفتند ﴿106﴾

    البته آنانی که ایمان آوردند و کارهای نیک کردند، برای آنها باغ‌های جنت فردوس (باغ‌های انبوه) جایگاه مهمانی است ﴿107﴾

    همیشه‌اند در آنجا و درخواست انتقال (به جای دیگر) نمی‌کنند ﴿108﴾

    بگو: اگر بحر برای نوشتن سخنان پروردگارم (تبدیل به) رنگ (سیاهی) گردد، پیش از آنکه سخنان پروردگارم خاتمه یابد، بدون شک بحر تمام خواهد شد، هر چند (بحرهایی دیگر) مانند آن (بحر را نیز) به کمک آن بیاوریم ﴿109﴾

    بگو: جز این نیست که من مانند شما بشری هستیم، به من وحی فرستاده می‌شود اینکه معبود شما معبود یگانه است (و بس)، پس هرکس که به دیدار پروردگار خود امید دارد، پس باید کار شایسته کند و در عبادت پروردگار خویش کسی را شریک نسازد ﴿110﴾

    مریم

    Surah 19

    (كهيعص) مفهوم این حروف را الله میداند و بس ﴿1﴾

    (این) یادی است از رحمت پروردگارت بر بنده‌اش زکریا ﴿2﴾

    وقتی که پروردگارش را (در دعایش) آهسته (و آرام) ندا کرد ﴿3﴾

    گفت: ای پروردگارم! استخوانم سست شده است. و موی سرم از پیری شعله‌ور شده و ای پروردگارم! هرگز در دعایت (وقتی چیزی از تو خواسته‌ام) ناامید نبوده‌ام ﴿4﴾

    و من پس از خود از اقاربم بیمناکم. و همسرم بی‌فرزند است، پس از نزد خویش وارثی (در نبوت) به من ببخش ﴿5﴾

    تا وارث من باشد و هم وارث اولاد يعقوب. و او را ای پروردگارم پسندیده بگردان ﴿6﴾

    (الله دعای زکریا را قبول کرد و فرمود) ای زکریا ما تو را به پسری مژده می‌دهیم که نام او یحیی است و پیش از این هیچ هم نام او را پیدا نکردیم ﴿7﴾

    زکریا گفت: ای پروردگارم! چطور مرا پسری خواهد بود، حال آنکه همسرم نازا است و خودم نیز به سبب پیری به نهایت ضعف رسیده‌ام ﴿8﴾

    الله فرمود: همچنین است (فرمان من)، پروردگار تو گفته که این (کار) بر من آسان است چون پیش از این تو را در حالی آفریدم که هیچ چیزی نبودی ﴿9﴾

    زکریا گفت: ای پروردگارم! علامتی برایم قرار ده، فرمود: نشانه‌ات آن است که سه شبانه روز نمی‌توانی با مردم سخن بگویی با وجود اینکه سالم و تندرستی ﴿10﴾

    پس از محراب (جای عبادت) بر قوم خویش بیرون آمد، پس به آنان اشاره کرد که صبح و شام تسبیح گویید ﴿11﴾

    ای یحیی! کتاب را با قوّت بگیر، و به او در کودکی حکمت دادیم ﴿12﴾

    و از نزد خود به او مهر و شفقت دادیم. و برکت و پاکی نصیبش کردیم و او پرهیزگار بود ﴿13﴾

    و با پدر و مادرش نیک رفتار بود، و متکبر و نافرمان نبود ﴿14﴾

    و سلام بر او، روزی که تولد شد و روزی که می‌میرد و روزی که دوباره زنده می‌شود ﴿15﴾

    و یادآور شو در کتاب (قرآن) مریم را، وقتی که در ناحیۀ شرقی (بیت المقدس) از خانواده‌اش به خلوت رفت ﴿16﴾

    پس در مقابل آنان پرده‌ای گرفت، پس روح خود (جبرئیل) را به‌سوی او فرستادیم که در شکل بشر درست اندام بر او نمایان شد ﴿17﴾

    مریم گفت: البته من از تو به پروردگار مهربان پناه می‌برم، اگر پرهیزگار باشی (به من نزدیک مشو) ﴿18﴾

    جبرئیل گفت: جز این نیست که من فرستاده پروردگار تو ام تا به تو پسری پاکیزه (از هر گناه) ببخشم ﴿19﴾

    مریم گفت: چگونه پسری خواهم داشت حال آنکه بشری به من دست نزده و بدکار (هم) نبوده‌ام؟ ﴿20﴾

    جبرئیل گفت: فرمان حق چنین است. پروردگارت فرموده است که این (کار) برای من آسان است. و تا او را معجزه‌ای برای مردم گردانیم و رحمتی از سوی خود سازیم و (این تصمیم) کاری مقدر شده و انجام یافتنی است ﴿21﴾

    پس مریم (از دمیدن فرشته) به او (عیسی) باردار شد و به سبب آن حمل، به مکانی دور (از مردم) کناره گرفت ﴿22﴾

    پس درد ولادت او را به‌سوی تنۀ درخت خرما آورد. گفت: ای کاش پیش از این مرده بودم و یکباره از یادها فراموش شده بودم ﴿23﴾

    پس (فرشته) از جانب پائین او ندا داد که اندوهگین مشو، چون پروردگارت پایین تو چشمه‌ای را جاری ساخته است ﴿24﴾

    و تنۀ درخت خرما را بسوی خود بجنبان که بر تو خرمای تازه چیده شده می‌ریزاند ﴿25﴾

    پس بخور و بنوش و چشم را روشن و آسوده دار. پس اگر کسی از آدمیان را دیدی، بگو: من برای پروردگار مهربان روزه نذر کرده‌ام بنابراین امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت ﴿26﴾

    پس او را برداشت و پیش قوم خود برد، گفتند: ای مریم! به راستی عجب کار قبیحی آورده‌ای ﴿27﴾

    ای خواهر هارون! پدرت مرد بد نبود و مادرت (نیز) زن بدکار نبود ﴿28﴾

    پس مریم به‌سوی طفل (عیسی) اشاره کرد (که از او بپرسید) گفتند: ما چگونه با طفلی که در گهواره است سخن بگوییم؟ ﴿29﴾

    (عیسی) گفت: من بنده الله هستم، به من کتاب داده و مرا به پیغمبری انتخاب نموده است ﴿30﴾

    و هر جا که باشم، مرا مبارک گردانیده است. و تا وقتی که زنده باشم، مرا به نماز و زكات سفارش کرده است ﴿31﴾

    و (همچنان) به نیک رفتاری با مادرم (مرا سفارش نموده) و مرا متکبر و سرکش و بدبخت نگردانیده است ﴿32﴾

    و سلام بر من، روزی که تولد شده‌ام و روزی که می‌میرم و روزی که دوباره زنده می‌شوم ﴿33﴾

    این است (اوصاف) عیسی پسر مریم، سخن راست و درست که ایشان (اهل کتاب) در آن شک می‌کنند ﴿34﴾

    الله را سزاوار نیست که فرزندی گیرد، او پاک و منزه است (از تهمت‌های ناروا)، چون کاری را اراده کند، تنها کافی است که به او بگوید: شو! پس بی‌درنگ موجود می‌شود ﴿35﴾

    و بی‌گمان الله پروردگار من و پروردگار شماست. پس او را بپرستید، این است راه راست ﴿36﴾

    اما (راه راست را گذاشته) گروه‌ها در میان خود اختلاف کردند. پس وای بر کافران از حاضر شدن در روزی بزرگ ﴿37﴾

    چقدر شنوا و چقدر بینا می‌باشند روزی که به‌سوی ما می‌آیند، اما این ظالمان امروز در گمراهی آشکاری قرار دارند ﴿38﴾

    و آنان را که (اکنون) در غفلت به سر می‌برند، از روز حسرت و پشیمانی بترسان، وقتی که کار به انجام رسانیده می‌شود و آنان ایمان نمی‌آورند ﴿39﴾

    البته ماییم که زمین و همۀ کسانی را که بر روی آن هستند به میراث می‌بریم و به‌سوی ما برگردانیده می‌شوند ﴿40﴾

    و یادآور شو در این کتاب ابراهیم را، بی‌گمان او بسیار راستگو و پیغمبر بود ﴿41﴾

    وقتی که به پدر خود گفت: ای پدر جان! چرا چیزی را پرستش می‌کنی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه چیزی را از تو دفع می‌کند؟ ﴿42﴾

    ای پدر جان! البته از علم چیزی به من آمده که به تو نیامده است، لذا، از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت نمایم ﴿43﴾

    ای پدر جان! شیطان را پرستش مکن، به راستی که شیطان عصیانگر پروردگار مهربان است ﴿44﴾

    ای پدرم! من از این می‌ترسم که عذابی از جانب پروردگار مهربان به تو برسد و آنگاه دوست و همنشین شیطان باشی ﴿45﴾

    (پدر ابراهیم) گفت: ای ابراهیم! آیا تو از معبودان من روگردانی؟ اگر (از مخالفت و اعراض خود) بازنیایی حتما تو را سنگ‌سار خواهم کرد، و برو مدت دراز از من دور شو ﴿46﴾

    (ابراهیم) گفت: سلام بر تو (با تو وداع می‌کنم)، به زودی از پروردگارم برایت آمرزش می‌خواهم، چون که او بر من مهربان است ﴿47﴾

    و (حالا) از شما و از آنچه به جز الله می‌پرستید، کناره‌گیری می‌کنم. و پروردگارم را (به دعا) می‌خوانم، امید است که در خواندن پروردگارم ناامید و ناکام نباشم ﴿48﴾

    پس وقتی از آنان و از آنچه به جای الله عبادت می‌کردند دوری کرد، اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و هر یک را پیغمبر گردانیدیم ﴿49﴾

    و از رحمت خویش به آنان بخشیدیم و ایشان را نیک نام و بلند آوازه (و بلند مرتبه) گردانیدیم ﴿50﴾

    و یادآور شو در این کتاب موسی را، یقینا که او خالص کرده‌شده و فرستاده‌ای پیغمبر (بلندمرتبه) بود ﴿51﴾

    و او را از جانب راست کوه طور ندا کردیم و او را رازگویان نزدیک خود ساختیم (با او سخن گفتیم) ﴿52﴾

    و ما از رحمت خود، برادرش هارون را که پیغمبر بود، (مددگار) به او بخشیدیم ﴿53﴾

    و یادآور شو در این کتاب اسماعیل را، همانا او در وعده‌هایش صادق، و رسول و پیغمبر (الله) بود ﴿54﴾

    و او خانواده‌اش را به نماز و زکات امر می‌کرد و در نزد پروردگارش پسندیده بود ﴿55﴾

    و یادآور شو در این کتاب ادريس را، البته او بسیار راست کردار و پیغمبر بزرگ بود ﴿56﴾

    و ما او را به مقام بلند ارتقا دادیم ﴿57﴾

    آنان کسانی از پیغمبران بودند که الله برایشان نعمت داد (از جمله)، از نسل آدم و از نسل کسانی که با نوح بر کشتی سوار کردیم و از فرزندان ابراهیم و يعقوب و از کسانی که آنان را هدایت نمودیم و برگزیدیم، چون آیات پروردگار مهربان بر آنان خوانده می‌شد، سجده‌کنان و گریان (به زمین) می‌افتادند ﴿58﴾

    پس از آنان فرزندان ناخلف جانشین شدند که نماز را ضائع کردند و از شهوات پیروی کردند، پس به زودی با زیان و ناکامی (در وادی غی) روبرو خواهند شد ﴿59﴾

    مگر کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و کارهای شایسته انجام دهد، پس ایشان وارد بهشت می‌شوند و هیچ ظلمی به آنان نمی‌شود ﴿60﴾

    باغ‌های جاودان که پروردگار مهربان بندگانش را در غیب وعده داده است. و وعدۀ الله حقاً آمدنی است ﴿61﴾

    در آن جا هیچ سخن بیهوده نمی‌شنوند، بلکه سلام (می‌شنوند)، روزی‌شان صبح و شام برایشان آماده است ﴿62﴾

    این همان جنتی است که به هر کس از بندگان ما که پرهیزگار باشد به میراث می‌دهیم ﴿63﴾

    و (ای جبرئیل به رسول ما بگو: ما فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آییم، آنچه پیش روی ماست و آنچه پشت سر ماست و آنچه میان این دو است، همه به او اختصاص دارد. و پروردگارت هرگز فراموش کار نیست ﴿64﴾

    پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه در میان این دو است، پس او را پرستش کن و بر عبادت او صابر باش، آیا همتایی برای او می‌شناسی؟ ﴿65﴾

    و انسان می‌گوید: آیا وقتی بمیرم، راستی (دوباره از قبر) بیرون آورده خواهم شد؟ ﴿66﴾

    آیا انسان به یاد نمی‌آورد که ما قبلا او را آفریدیم، در حالیکه چیزی نبود؟ ﴿67﴾

    پس قسم به پروردگارت! که البته آنان را با شیاطین جمع می‌کنیم، باز همه را در حالی که به زانو افتاده‌اند، گرد دوزخ حاضر خواهیم کرد ﴿68﴾

    باز از میان هر گروه افرادی را بیرون می‌کنیم که در مقابل پروردگار مهربان از همه سرکش‌تر بوده‌اند ﴿69﴾

    باز ما به آنان که برای درآمدن در دوزخ سزاوارترند داناتریم ﴿70﴾

    و از شما هیچ کس نیست مگر اینکه وارد آن (دوزخ) می‌شود. این امر بر پروردگارت حتمی و فیصله قطعی است ﴿71﴾

    باز پرهیزگاران را (از آتش) نجات می‌دهیم و ظالمان را به زانو افتاده در آن رها می‌کنیم ﴿72﴾

    و چون آیات واضح ما بر آنان تلاوت شود، کافران به مؤمنان می‌گویند: کدام یک از دو گروه جایگاهش بهتر و مجلسش زیباتر است؟ ﴿73﴾

    و چه بسیار نسل‌ها را که پیش از آنان بودند، هلاک کردیم که نسبت به آنها مال بهتر و متاع زیباتر داشتند ﴿74﴾

    بگو: هر کس که در گمراهی فرو رفته باشد، پروردگار مهربان به ایشان مهلت می‌دهد تا وقتی که آنچه را به آنان وعده داده شده است؛ یا عذاب، یا قیامت را ببینند، پس خواهند دانست که چه کسی جایگاهش بدتر و لشکرش ضعیف‌تر و ناتوانتر است ﴿75﴾

    و الله بر هدایت کسانی که هدایت یافته‌اند، می‌افزاید. و نیکی‌های پایدار در نزد پروردگارت از لحاظ ثواب و عاقبت بهتر است ﴿76﴾

    آیا دیدی آن کسی را که به آیات ما كفر ورزید و گفت: حتما به من مال و فرزند بسیار داده خواهد شد ﴿77﴾

    آیا از غیب آگاه شده است؟ یا از پروردگار مهربان عهدی گرفته است؟ ﴿78﴾

    نه، چنین نیست که او می‌گوید، به زودی آنچه را او می‌گوید، خواهیم نوشت و عذاب را برای او خواهیم افزود ﴿79﴾

    و آنچه را می‌گوید، از وی به ارث می‌بریم و پیش ما تنها می‌آید ﴿80﴾

    و به جای الله معبودانی گرفتند تا برایشان سبب عزت باشند ﴿81﴾

    نه، چنین نیست، به زودی عبادت‌شان را انکار خواهند کرد و ضد و دشمن آنان می‌گردند ﴿82﴾

    آیا ندانسته‌ای که ما شيطان‌ها را بر کافران فرستادیم تا سخت آنها را (بر انجام گناه) تحریک کنند؟ ﴿83﴾

    پس بر (عذاب) آنها شتاب مکن جز این نیست که ما برای آنها مدت (عذاب را) می‌شماریم ﴿84﴾

    روزی که پرهیزگاران را چون مهمانان گرامی به‌سوی رحمن حشر می‌کنیم ﴿85﴾

    و مجرمان را در حال تشنگی به‌سوی دوزخ سوق دهیم ﴿86﴾

    نمی‌توانند شفاعت بکنند، مگر کسی که از جانب پروردگار مهربان عهدی گرفته باشد ﴿87﴾

    و گفتند: (مشرکین) پروردگار مهربان فرزند گرفته است (لذا ما او را عبادت می‌کنیم) ﴿88﴾

    به راستی که (شما مشرکان) سخن بسیار زشتی را (بر زبان) آوردید ﴿89﴾

    نزدیک است که آسمان‌ها از این سخن پاره پاره شوند و زمین بشگافد و کوه‌ها به شدت فرو ریخته شوند ﴿90﴾

    از اینکه به پروردگار مهربان فرزند قایل شدند ﴿91﴾

    و برای پروردگار مهربان سزاوار نیست که فرزند گیرد ﴿92﴾

    (چون) هر که در آسمان‌ها و زمین است، مگر اینکه بنده وار به‌سوی پروردگار مهربان می‌آید ﴿93﴾

    يقينا همۀ آنها را به حصر و حساب آورده و تعدادشان را به شمارش خاص شمار کرده است ﴿94﴾

    و روز قیامت همۀ آنان تک و تنها به دربار او خواهد آمد ﴿95﴾

    البته آنانی که ایمان آوردند و کارهای نیک کردند، به زودی پروردگار مهربان در دل‌های آنان محبت و دوستی قرار می‌دهد ﴿96﴾

    پس جز این نیست که ما (قرآن) را بر زبان تو آسان کردیم تا به وسیلۀ آن پرهیزگاران را مژده دهی و مردم ستیزه جو را با آن بترسانی ﴿97﴾

    و چه بسیار هلاک کردیم پیش از آنها نسل‌ها و امت‌هایی را، آیا کسی از آنان را می‌یابی، یا (کمترین) صدایی از آنان می‌شنوی؟ ﴿98﴾

    طه

    Surah 20

    طه، مفهوم این حروف به الله معلوم است و بس. (نام پیغمبر ج نمی‌باشد) ﴿1﴾

    ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا خود را به رنج و مشقت اندازی ﴿2﴾

    بلکه (آن را نازل کردیم) برای پند آموزی کسانی که از الله می‌ترسند ﴿3﴾

    کتابی است نازل شده از سوی کسی که زمین و آسمان‌های بلند را آفریده است ﴿4﴾

    همان پروردگار بخشنده که بر عرش قرار گرفت ﴿5﴾

    هر آنچه در آسمان‌ها و هر آنچه در زمین است و هر آنچه در میان آن دو است و هر آنچه زیر خاک است؛ همه از الله است (و در تصرف او قرار دارند) ﴿6﴾

    و اگر سخن را آشکارا گویی (یا آن را پنهان کنی، بدان که) او سخن پنهان و پنهان‌تر را می‌داند ﴿7﴾

    الله آن ذاتی است که هیچ معبودی برحق به جز او نیست، برای اوست نام‌های نیکو و زیبا ﴿8﴾

    و آیا خبر موسی به تو رسیده است ﴿9﴾

    هنگامی که آتشی دید، پس به خانواده‌اش گفت: توقف کنید، زیرا من آتشی دیدم، امیدوارم از آن آتش شعله‌ای برای شما بیاورم یا بر آن آتش راهنمایی بیابم ﴿10﴾

    پس چون به آن آتش نزدیک شد، صدا کرده شد که ای موسی!.۔ ﴿11﴾

    يقينا من پروردگار توام، پس نعل‌هایت را از پا بیرون آر، زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی ﴿12﴾

    و من تو را (به رسالتم) برگزیده‌ام، پس به آنچه که وحی می‌شود، گوش کن ﴿13﴾

    البته من «الله» هستم، و معبودی بر حق جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز را برای یاد کردن من برپا کن ﴿14﴾

    بی‌گمان قیامت آمدنی است، (ولی) می‌خواهم (وقت) آن را (كاملاً) پنهان دارم تا هرکس برابر کوشش خود (خیر یا شر) جزا داده شود ﴿15﴾

    پس نباید که تو را از آن (ایمان به روز قیامت و عمل نیک) کسی باز دارد که به قیامت ایمان ندارد و از هوی و هوس خود پیروی کرده است، پس در نتیجه هلاک شوی ﴿16﴾

    (باز الله پرسید:) ای موسی! در دست راست تو چیست؟ ﴿17﴾

    موسی گفت: این عصای من است، بر آن تکیه می‌کنم و با آن برای گوسفندانم برگ می‌تکانم و نیاز‌های دیگری (نیز) برای من از آن بر می‌آید ﴿18﴾

    الله فرمود: ای موسی! آن را بانداز ﴿19﴾

    پس موسی آن را انداخت که ناگهان ماری گردید که می‌دوید ﴿20﴾

    الله فرمود: آن را بگیر و نترس، به زودی آن را به حالت اولی‌اش بر می‌گردانیم ﴿21﴾

    و دست خود را در زیر بازویت ببر، تا سفید و درخشان، بدون هیچ عیبی به عنوان نشانۀ دیگر بیرون آید ﴿22﴾

    تا از آیات بزرگ خود به تو نشان دهیم ﴿23﴾

    (اکنون) به‌سوی فرعون برو، که او طغیان و سرکشی کرده است ﴿24﴾

    موسی (درخواست نموده) گفت: ای پروردگارم! سینه‌ام را برایم بگشا ﴿25﴾

    و کارم را برایم آسان کن ﴿26﴾

    و گره را از زبانم بگشا ﴿27﴾

    تا مردم سخنم را بفهمند ﴿28﴾

    و برایم از خانواده‌ام وزیری قرار ده ﴿29﴾

    برادرم هارون را ﴿30﴾

    پشتِ مرا به او استوار کن ﴿31﴾

    و او را در کارم (رسالت) شریک کن ﴿32﴾

    تا تو را بسیار تسبیح گوییم ﴿33﴾

    و بسیار تو را یاد کنیم ﴿34﴾

    چون تو به احوال ما بینایی ﴿35﴾

    الله فرمود: ای موسی! البته خواسته‌ات به تو داده شد ﴿36﴾

    و به راستی بار دیگر (پیش از این) هم بر تو منت نهادیم ﴿37﴾

    هنگامی که به مادرت آنچه را که باید الهام می‌شد، الهام کردیم ﴿38﴾

    (آن الهام این بود) که او را در صندوقی قرار ده، پس او را در دریا بانداز تا دریا او را به ساحل افگند، و دشمن من و دشمن او، وی را بگیرد، و من محبتی از جانب خود بر تو افگندم، و تا زیر نظر من پرورش یابی ﴿39﴾

    وقتی که خواهرت می‌رفت و می‌گفت: آیا کسی را به شما نشان دهم که پرورش او را به عهده گیرد؟ باز تو را به مادرت باز گردانیدیم تا چشمش روشن شود، و غمگین نگردد، و تو کسی را کشتی و ما تو را از غم و اندوه نجات دادیم، و تو را با آزمایش‌های سخت آزمودیم، پس چندین سال در میان اهل مدین ماندی، باز ای موسی! در زمان مقدر (به مصر) بازگشتی ﴿40﴾

    تو را برای (رسانیدن پیغام) خود ساختم ﴿41﴾

    برو تو و برادرت با معجزه‌های من (برای دعوت فرعون و قوم او) و در یاد کردن من سستی مکنید ﴿42﴾

    به‌سوی فرعون بروید که البته او سرکشی و طغیان کرده است ﴿43﴾

    و با او سخن نرم بگویید، شاید پند گیرد یا (از عذاب الله) بترسد ﴿44﴾

    گفتند: (موسی و هارون) ای پروردگار ما! همانا از آن می‌ترسیم که او بر ما تجاوز کند یا آن که طغیان کند ﴿45﴾

    (الله) فرمود: نترسید، يقينا من با شما هستم بی‌گمان می‌شنوم و می‌بینیم ﴿46﴾

    پس نزد او بروید و بگویید: همانا ما دو فرستادۀ پروردگار تو هستیم، پس بنی اسرائیل را همرای ما بفرست و آنان را عذاب مکن. به درستی که ما معجزه‌ای از سوی پروردگارت برایت آورده‌ایم. و سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند ﴿47﴾

    چون به ما وحی شده است که عذاب بر کسی واقع می‌شود که (آیات آسمانی و معجزات را) تکذیب کند و روی بگرداند ﴿48﴾

    فرعون گفت: ای موسی! پس پروردگار شما کیست (که به‌سوی او مرا دعوت می‌دهید)؟ ﴿49﴾

    موسی (در جواب) گفت: پروردگار ما کسی است که هر چیزی را وجود بخشیده باز آن را (در راستای آن چیزی که برایش آفریده شده) هدایت کرده است ﴿50﴾

    (فرعون) گفت: پس حال (و سرنوشت) نسل‌های پیشین چگونه است؟ ﴿51﴾

    (موسی) گفت: علم آن در کتابی نزد پروردگارم است، پروردگارم نه خطا می‌کند و نه فراموش می‌کند ﴿52﴾

    پروردگاری که زمین را برای شما فرشی (مانند گهواره) ساخت و در آن برای شما راه‌ها را مهیا کرد و از آسمان آبی فرود آورد، پس به وسیلۀ آن انواع مختلف از نباتات را جفت جفت بیرون آوردیم ﴿53﴾

    بخورید و چهارپایانتان را بچرانید، يقينا در این امر برای صاحبان خرد نشانه‌هایی است ﴿54﴾

    از این زمین شما را آفریدیم و در این زمین شما را باز می‌گردانیم و از آن بار دیگر شما را بیرون (زنده) می‌کنیم ﴿55﴾

    البته همۀ آیات خود را به او (فرعون) نشان دادیم، ولی او تکذیب کرد و نپذیرفت ﴿56﴾

    (فرعون) گفت: ای موسی! آیا آمده‌ای که ما را با جادوی خود از سرزمین خود ما بیرونی کنی؟ ﴿57﴾

    پس بدان که ما نیز حتما جادویی مانند آن را برای تو می‌آوریم، پس بین ما و خودت وعده‌ای در مکان هموار بگذار که نه ما و نه تو از آن تخلف کنیم ﴿58﴾

    موسی گفت: وعده گاه‌تان روز جشن است. و اینکه همۀ مردم در وقت چاشت جمع کرده شوند ﴿59﴾

    پس فرعون برگشت و همۀ مکر و فریب خود را جمع کرد، باز (برای مقابله) آمد ﴿60﴾

    موسی به آنان گفت: وای بر شما! بر الله دروغ نبندید، که الله شما را با عذاب سخت ریشه کن خواهد کرد، و کسی که بر الله دروغ بست حتما ناکام می‌گردد ﴿61﴾

    پس (جادوگران) در میان خود اختلاف نمودند و مخفیانه باهم گفتگو کردند ﴿62﴾

    (بالآخره به نتیجه رسیدند و) گفتند: البته این دو جادوگرند که می‌خواهند با جادوی خویش شما را از سرزمین‌تان بیرون کنند و آیین بهتر شما را از بین ببرند ﴿63﴾

    لذا تمام حیله و تدبير خود را جمع کنید، باز صف بسته (به میدان) پیش آیید، بی‌گمان امروز هرکس غالب گردد، پیروز شده است ﴿64﴾

    (جادوگران در آغاز مبارزه) گفتند: ای موسی! یا تو (اول عصایت را) می‌اندازی يا ما اولین کسی باشیم که می‌افگند؟ ﴿65﴾

    موسی گفت: بلکه شما اول بافگنید، پس ناگهان بر اثر سحر آنان، ریسمان‌ها و عصاهایشان (در نظر موسی) چنان معلوم شد که می‌دوند ﴿66﴾

    پس موسی در دل خود احساس ترس کرد (ولی آن را پنهان داشت) ﴿67﴾

    گفتیم: نترس، بدون شک تو غالب و برتری ﴿68﴾

    و آنچه را که در دست راست داری بیانداز، تا هر چه را ساخته‌اند ببلعد، در حقیقت آنچه را که ساخته‌اند، نیرنگ جادوگر است. و جادوگر هرجا برود پیروز نمی‌شود ﴿69﴾

    پس (با دیدنِ غلبۀ حق) جادوگران سجده‌کنان افتادند و گفتند: به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم ﴿70﴾

    (فرعون) گفت: آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ بی‌گمان او بزرگ شماست که به شما جادو آموخته است، پس دست‌ها و پاهای شما را بر خلاف یکدیگر قطع می‌کنم، و شما را بر تنه‌های درخت خرما به دار می‌آویزم، و البته خواهید دانست کدام یک از ما و شما (در عذاب دادن) سخت‌تر و (در دنیا) پاینده‌تر است ﴿71﴾

    (جادوگران به فرعون) گفتند: هرگز تو را بر دلایل روشنی که به ما رسیده و بر کسی که ما را آفریده است، ترجیح نمی‌دهیم. پس هر حکمی که (در حق ما) می‌خواهی، بکن. تو فقط در این زندگانی دنیاست که حکم می‌رانی ﴿72﴾

    البته ما به پروردگار ما ایمان آوردیم تا گناهان ما را بیامرزد و آنچه از جادو را که ما را بر آن مجبور کردی (نیز بیامرزد)، و الله بهتر و پاینده‌تر است ﴿73﴾

    و واقعا هرکس نزد پروردگارش مجرم بیاید، پس یقینا دوزخ برای اوست، که نه در آنجا می‌میرد و نه زنده می‌ماند ﴿74﴾

    و هرکس نزد او مؤمن بیاید، در حالیکه اعمال نیک انجام داده باشد، پس این جماعت برای‌شان رتبه‌های بلند است ﴿75﴾

    باغ‌های همیشگی، که از زیر (قصر‌ها و درختان) آن نهرها روان است، و همیشه در آن می‌مانند و این است پاداش کسی که پاکی اختیار کرده است ﴿76﴾

    و همانا به موسی وحی فرستادیم که بندگانم را در شب ببر، و راه خشک برای آنان در دریا باز کن، که نه از رسیدن (لشکر دشمن) بترسی و نه (از غرق شدن در آن) بیمناک باشی ﴿77﴾

    پس فرعون با لشکریانش آنان را تعقیب کرد، پس پوشانید از (امواج) دریا آنچه آنان را پوشانید ﴿78﴾

    و (نتیجه این شد که) فرعون قومش را گمراه ساخت و (به راه راست) هدایت نکرد ﴿79﴾

    ای بنی اسرائیل! در حقیقت ما شما را از دشمنتان نجات دادیم و در جانب راست کوه طور با شما وعده نهادیم و بر شما من و سلوی نازل کردیم ﴿80﴾

    و از چیزهای پاکیزه‌ای که به شما روزی داده‌ایم بخورید و در آن از حد تجاوز نکنید که غضب من بر شما نازل خواهد شد، و هر کس که غضب من بر او نازل گردد یقینا که نابود شده است ﴿81﴾

    و يقينا من بسیار آمرزنده‌ام برای کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل نیک انجام دهد، باز به راه مستقیم راهیاب شود ﴿82﴾

    و ای موسی! چه چیز (سبب شد که) تو را از نزد قومت به شتاب آورد؟ ﴿83﴾

    (موسی) گفت: آنان پی من‌اند، و ای پروردگارم! من به‌سوی تو شتافتم تا راضی شوی ﴿84﴾

    الله فرمود: اما ما پس از (آمدن) تو قومت را آزمایش کردیم، و سامری آنها را گمراه ساخت ﴿85﴾

    پس موسی خشمگین و با تأسف شدید به‌سوی قومش بازگشت و گفت: ای قوم من! آیا پروردگارتان وعدۀ نیک به شما نداد؟ آیا مدت بر شما دراز شد، یا خواستید که غضبی از سوی پروردگارتان بر شما نازل شود؟ چرا که با وعدۀ من مخالفت کردید ﴿86﴾

    گفتند: ما به اختیار خود از وعدۀ تو مخالفت نکردیم، بلکه بارهای سنگین از زر و زیور قوم (قبط) بر ما تحمیل شده بود، پس آنها را دور انداختیم، و سامری نیز دور انداخت ﴿87﴾

    پس (سامری) مجسمۀ گوساله‌ای را برای‌شان بیرون آورد که (مانند) صدای گوساله داشت، پس گفتند: این معبود شما و معبود موسی است و موسی آن را فراموش کرده است ﴿88﴾

    پس (چگونه گوساله را معبود قرار دادند) آیا نمی‌بینند که پاسخ سخنان‌شان را نمی‌دهد و مالک هیچ زیان و سودی برایشان نیست؟ ﴿89﴾

    و در حالیکه پیش از این هارون به آنان گفته بود: ای قوم من! شما با این (گوساله) مورد ابتلا و آزمون قرار گرفته‌اید، پروردگار شما الله مهربان است، پس از من پیروی کنید و امر مرا بجا آورید ﴿90﴾

    (منحرفان بنی اسرائیل) گفتند: ما پیوسته به عبادت گوساله ادامه می‌دهیم تا آنکه موسی به نزد ما باز گردد ﴿91﴾

    پس (وقتی موسی برگشت) گفت: ای هارون! وقتی آنان را دیدی که گمراه شدند چه چیزی تو را بازداشت؟ ﴿92﴾

    که از من پیروی کنی؟ آیا دستور مرا نافرمانی کردی؟ ﴿93﴾

    گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه موی سرم را، من از آن ترسیدیم که بگویی بین بنی اسرائیل تفرقه انداختی و سخن مرا رعایت نکردی ﴿94﴾

    (موسی) گفت: ای سامری! مقصود و هدف تو چه بود؟ ﴿95﴾

    (سامری) گفت: من چیزی را دیدم که (مردم) آن را نديدند، پس مشتی خاک از نقش پای فرستاده (الله) را گرفتم، پس آن را افگندم. این چنین نفس من (این کار را) در نظرم آراست ﴿96﴾

    موسی گفت: پس برو، یقینا سزای تو در زندگی دنیا این باشد که بگویی: (به من) دست نزنید و نزدیک نشوید، البته وعدۀ دیگر داری که هرگز در آن با تو خلاف نشود. و به آن معبودت که برای عبادت وی معتكف بودی بنگر، که البته آن را می‌سوزانیم، باز آن را در دریا پراکنده می‌کنیم به پراگندگی خاص ﴿97﴾

    بدون شک معبود شما تنها الله است که هیچ معبودی (بر حق) جز او نیست، علم او همه چیز را فرا گرفته است ﴿98﴾

    این چنین اخبار گذشته را برای تو حکایت می‌کنیم، و يقينا از جانب خود پند (قرآن) به تو دادیم ﴿99﴾

    هر کس که از آن روی گردان شود، پس او در روز قیامت بار گناه را بر می‌دارد ﴿100﴾

    که همیشه در آن خواهند ماند و چه بد باری است که در روز قیامت خواهند داشت ﴿101﴾

    روزی که در صور دمیده می‌شود و گناهکاران را در آن روز کبود چشم جمع می‌کنیم ﴿102﴾

    در حالی که پنهانی در میان خویش می‌گویند: شما نمانده‌اید (در دنیا) جز ده شبانه روز ﴿103﴾

    ما به آنچه می‌گویند داناتریم، وقتی نیک روش‌ترین‌شان می‌گوید: نمانده‌اید مگر یک روز ﴿104﴾

    و از تو دربارۀ کوه‌ها می‌پرسند (که در روز قیامت چه خواهند شد) پس بگو: پروردگارم آنها را در هوا پراگنده خواهد کرد ﴿105﴾

    پس آنها را به شکل میدان هموار می‌گذارد ﴿106﴾

    که (تو ای مخاطب) در آن هیچ نشیب و فرازی را نمی‌بینی ﴿107﴾

    در آن روز از دعوت دهنده‌ای پیروی می‌کنند که در آن هیچ کجی نباشد. و صداها در برابر پروردگار مهربان پست و خاموش می‌گردد و جز صدای آهسته نمی‌شنوی ﴿108﴾

    در آن روز شفاعت (احدی) سود نمی‌بخشد، مگر کسی که پروردگار مهربان به او اجازه داده است و او را از روی گفتار بپسندد ﴿109﴾

    الله می‌داند آنچه را که پیش روی مردم است و آنچه را که پشت سر آن‌هاست، ولی (مردم) از نگاه علم به او آگاهی ندارند ﴿110﴾

    و چهره‌ها برای (الله) زنده پاینده که مدبر کائنات است اظهار تواضع می‌کنند و کسی که بار ظلم را بر دوش داشت، ناکام می‌گردد ﴿111﴾

    و هرکس کارهای نیک کند و او مؤمن باشد، پس نه از ظلم (در حق خود) می‌ترسد و نه از کمی ثواب ﴿112﴾

    و این چنین آن را قرآن عربی نازل کردیم و در آن بیم دادن و ترساندن را به (شیوه‌هایی گوناگون) آوردیم، تا پرهیزگار شوند، یا باعث یادآوری و پند ایشان شود ﴿113﴾

    پس الله پادشاه حقیقی و برحق، بزرگ و بلند مرتبه است. و در (خواندن) قرآن عجله مکن پیش از آنکه وحی آن بر تو به انجام رسانده شود، و بگو: پروردگارم! بر علم و دانشم بیافزای ﴿114﴾

    و به یقین پیش از این به‌سوی آدم حکم کردیم، پس (آن را) فراموش کرد و برای او عزم محکم نیافتیم ﴿115﴾

    و یادآور شو وقتی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید، پس همه سجده کردند به جز ابلیس که (از سجده کردن) سرباز زد ﴿116﴾

    پس گفتیم: ای آدم! در حقیقت این ابلیس برای تو و همسرت دشمن است، پس شما را از جنت بیرون نکند، که در رنج و مشقت افتی ﴿117﴾

    و تو در آن (جنت) نه گرسنه می‌شوی و نه برهنه می‌مانی ﴿118﴾

    و هم اینکه در آنجا نه تشنه می‌شوی و نه گرما زدۀ آفتاب ﴿119﴾

    پس شیطان به‌سوی او وسوسه انداخت، گفت: ای آدم! آیا تو را به درخت همیشگی و ملکی که زایل نمی‌شود، راهنمایی کنم؟ ﴿120﴾

    پس هر دو از آن درخت خوردند، در نتیجه، شرمگاه‌های‌شان بر آنها آشکار شد و شروع کردند به چسپانیدن برگ‌های جنت بر خود، و این گونه آدم به پروردگارش عصیان کرد و راه را گم کرد ﴿121﴾

    باز پروردگارش او را برگزید، زیرا توبۀ او را قبول کرد و هدایتش کرد ﴿122﴾

    (الله) فرمود: پس هر دو با هم از آن پایان شوید، در حالی که بعضی از (نسل) شما دشمن بعضی دیگر خواهند بود، پس اگر برای شما از جانب من هدایت رسد، هر کس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه می‌شود و نه رنج می‌کشد ﴿123﴾

    و هرکس از یاد من روی بگرداند زندگی تنگ و سخت خواهد داشت. و روز قیامت او را نابینا حشر خواهیم کرد ﴿124﴾

    می‌گوید: ای پروردگارم! چرا مرا نابینا حشر کردی؟ حال آنکه (در دنیا) بينا بودم ﴿125﴾

    (الله) فرماید: همان طور که آیات ما به تو رسید و آنها را فراموش کردی، همان‌گونه امروز فراموش می‌شوی ﴿126﴾

    و این چنین سزا می‌دهیم کسی را که اسراف کرده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده است. و البته عذاب آخرت سخت‌تر و پاینده‌تر است ﴿127﴾

    آیا برای آنان روشن نشده است که پیش از ایشان چه بسیار نسل‌ها را نابود کردیم که (اکنون آنان) در محل سکونت‌شان رفت و آمد می‌کنند؟ یقینا در این (امر) نشانه‌هایی برای خردمندان است ﴿128﴾

    و اگر سخنی که سابقا از پروردگارت صادر شده، و موعدی مشخص مقرر نشده بود، بدون شک (عذاب آنها در همین دنیا) حتما لازم و واقع می‌شد ﴿129﴾

    پس در مقابل آنچه می‌گویند صبر کن. و قبل از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن و در بخشی از ساعات شب و در بخش‌هایی از روز پروردگارت را به پاکی یاد کن، تا راضی و خشنود گردی، ﴿130﴾

    و به‌سوی آنچه از زیب و زینت زندگی دنیا که برخی از آنان را بهره‌مند ساخته‌ایم چشم مدوز تا آنان را در آن بیازماییم، و روزی پروردگار تو بهتر و پایدارتر است ﴿131﴾

    وخانواده‌ات را به نماز امر کن و (خودت نیز) بر آن صابر باش، ما از تو روزی نمی‌خواهیم، ما تو را روزی می‌دهیم و عاقبت از تقوا است ﴿132﴾

    و (کافران) گفتند: چرا معجزه‌ای از سوی پروردگارش برای ما نمی‌آورد؟ آیا دليل واضح که در صحیفه‌های پیشین است، برایشان نیامده است؟ ﴿133﴾

    و اگر ما آنان را پیش از وی به عذابی هلاک می‌کردیم، می‌گفتند: پروردگارا! چرا پیغمبری را برای ما نفرستادی تا آیات تو را پیروی می‌کردیم، پیش از آنکه خوار و رسوا می‌شدیم؟ ﴿134﴾

    بگو: همه منتظرند پس (شما نیز) در انتظار باشید، پس به زودی خواهید دانست که چه کسانی اهل راه راست هستند و چه کسی راه یافته است ﴿135﴾

    انبیا

    Surah 21

    برای مردم (وقت) حساب‌شان نزدیک شده است، در حالی که آنان در غفلت روی گردانند ﴿1﴾

    هیچ پند (و هدایت) جدیدی از نزد پروردگارشان به آنها نمی‌رسد، مگر اینکه بازی کنان آن را می‌شنوند ﴿2﴾

    (در حالیکه) دل‌هایشان (به دنیا) مشغول است و آنانی که ظلم کرده بودند در پنهان به نجوی و راز گویی پرداختند و گفتند که آیا این (شخص) انسانی مانند شما نیست، آیا به‌سوی جادو می‌روید؟ حال آنکه شما (حقیقت را) می‌بینید ﴿3﴾

    (در جواب بگو:) پروردگارم هر سخنی را که در آسمان و زمین باشد، می‌داند، و او شنوای داناست ﴿4﴾

    بلکه گفتند: خواب‌های پراگنده است، بلکه آن را از پیش خود ساخته است بلکه او شاعر است، (اگر پیغمبر در دعوای خود راست باشد) پس طوری که پیشینیان (با معجزه‌ها) فرستاده شدند، باید معجزه‌ای (حسّی) برای ما بیاورد ﴿5﴾

    پیش از آنان (نیز مردمِ) هیچ قریه‌ای که (اهل) آن را هلاک کردیم ایمان نیاوردند، پس آیا ایشان ایمان می‌آورند؟ ﴿6﴾

    و پیش از تو نیز جز مردانی را که به آنان وحی می‌کردیم، نفرستادیم. پس اگر شما نمی‌دانید، از اهل کتاب بپرسید ﴿7﴾

    پیغمبران را جسدی که غذا نخورند قرار ندادیم و جاودان هم نبودند ﴿8﴾

    باز وعدۀ (خویش) به آنان را راست گردانیدیم، و آنان و هر کسی را که خواستیم، نجات دادیم، و اسرافکاران (تجاوزکاران) را نابود کردیم ﴿9﴾

    البته ما بسوی شما کتابی نازل کردیم که ذكرتان در آن است، آیا نمی‌اندیشید؟ ﴿10﴾

    و چه بسیار قریه‌ها را که اهل آن ظالم بودند، در هم شکستیم (و هلاک کردیم) و پس از آنان قومی دیگر را آفریدیم ﴿11﴾

    پس چون عذاب ما را احساس کردند، ناگهان از آن می‌گریختند ﴿12﴾

    (به آنان گفته می‌شود:) نگریزید و به‌سوی ناز و نعمتی که در آن متنعم بودید، باز گردید، شاید که از شما (چیزی) پرسیده شود ﴿13﴾

    گفتند: ای وای بر ما، واقعا که ما ظالم بودیم ﴿14﴾

    و همیشه سخن‌شان همین بود تا اینکه آنان را مانند کشت درو شده، بی‌حرکت و خاموش شده گردانیدیم ﴿15﴾

    و آسمان و زمین و آنچه را که در میان آن دو است برای بازی و شوخی (بیهوده) نیافریده‌ایم ﴿16﴾

    اگر می‌خواستیم بازیچه‌ای بگیریم حتما آن را از نزد خود انتخاب می‌کردیم ﴿17﴾

    بلکه حق را بر باطل می‌اندازیم، پس آن را می‌شکند و سرکوب می‌کند، پس ناگهان باطل محو و نابود می‌شود. و وای بر شما به سبب آنچه که (الله را به آن) وصف می‌کنید ﴿18﴾

    و از اوست هر که در آسمان‌ها و زمین است، و آنان که در نزد وی هستند از عبادت او تکبر نمی‌کنند و خسته نمی‌شوند ﴿19﴾

    (بلکه) شب و روز تسبیح می‌گویند، بی‌آنکه سست شوند ﴿20﴾

    آیا معبودهای از (موجودات) زمین گرفته‌اند که (ایشان مرده‌ها) را زنده می‌کنند؟ ﴿21﴾

    اگر در آن دو (آسمان‌ها و زمین) غیر از الله معبودهای وجود داشت، حتما آسمان‌ها و زمین هردو تباه می‌شد، پس پاک و منزه است الله پروردگار عرش، از آنچه وصف می‌کنند ﴿22﴾

    (الله) از آنچه می‌کند پرسیده نمی‌شود، ولی آنها پرسیده می‌شوند ﴿23﴾

    آیا به جای او معبودانی را به پرستش گرفته‌اند؟ بگو: دلیل خود را بیان دارید، این است کتاب کسانی که با من‌اند و (اینها هم) کتاب‌های امت‌های قبل از من است. بلکه اکثر آنان حق را نمی‌دانند، پس آنها روی گردان‌اند ﴿24﴾

    و پیش از تو هیچ پیغمبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی می‌فرستادیم که هیچ معبود برحق غیر از من (الله) نیست، لذا تنها مرا عبادت کنید ﴿25﴾

    و (مشرکان) گفتند: پروردگار رحمن (برای خود از فرشته‌ها) فرزند گرفته است! او پاک و منزه است. بلکه آنها (فرشته‌ها) بندگان والاقدرِ مقرب هستند ﴿26﴾

    در سخن گفتن از او پیشی نمی‌کنند، و آنان به حکم وی کار می‌کنند ﴿27﴾

    الله حال و اعمال گذشته و حال و اعمال آیندۀ ایشان را می‌داند، و شفاعت نمی‌کنند مگر برای کسی که (الله) رضایت داده باشد. و آنان از بیم او ترسان‌اند ﴿28﴾

    و هر کس از آنان (فرشته‌ها) بگوید: غیر از الله من نیز معبود هستم، پس او را به دوزخ سزا دهیم، این چنین به ظالمان سزا می‌دهیم ﴿29﴾

    آیا کافران ندیدند که آسمان‌ها و زمین (ابتدا باهم) چسپیده و متصل بودند، باز آن دو را از هم جدا کردیم. و هر چیز زنده را از آب آفریدیم، آیا (به وحدانیت من) ایمان نمی‌آورند؟ ﴿30﴾

    و در زمین کوه‌های استوار و ریشه‌دار قرار دادیم تا مبادا زمین آنان را بجنباند. و در میان کوه‌ها راه‌های گشاده ایجاد کردیم تا که آنان راه یابند ﴿31﴾

    و آسمان را سقف محفوظ قرار دادیم، (ولی) آنان از نشانه‌هایش روی می‌گردانند ﴿32﴾

    و او پروردگاری است که شب و روز و آفتاب و ماه را آفرید و هر یک در مدار (معین) خود شناوراند ﴿33﴾

    و برای هیچ انسانی پیش از تو زندگی دائمی مقرر نکردیم، آیا اگر تو بمیری ایشان جاودانه می‌مانند؟ ﴿34﴾

    و هر نفس (جاندار) چشندۀ مرگ است. و شما را بخاطر امتحان به سختی و آسایش آزمایش می‌کنیم، و به‌سوی ما باز گردانیده می‌شوید ﴿35﴾

    و چون کافران تو را ببینند حتما تو را به مسخره می‌گیرند (و می‌گویند:) آیا این همان کسی است که معبودانتان را (به بدی) یاد می‌کند؟ در حالیکه آنان خود یاد پروردگار رحمن را انکار می‌کنند ﴿36﴾

    انسان از شتاب آفریده شده است. به زودی نشانه‌های خود را به شما نشان خواهیم داد، پس (عذاب و معجزه‌ها را) از من به شتاب طلب نکنید ﴿37﴾

    و می‌گویند: این وعده کی می‌رسد، اگر راست می‌گویید؟ ﴿38﴾

    اگر کافران می‌دانستند هنگامی که نمی‌توانند آتش را از چهره‌هایشان و نه از پس‌هایشان باز دارند و آنان نصرت داده نمی‌شوند، (در آمدن عذاب عجله نمی‌کردند) ﴿39﴾

    بلکه (آتش) ناگهان به آنان می‌رسد و آنها را حیران و سراسیمه می‌سازد و نمی‌توانند آن را برگردانند. و به آنها مهلت داده نمی‌شود ﴿40﴾

    و البته پیغمبرانی پیش از تو نیز مورد تمسخر قرار گرفتند، پس کسانی که آنان را مسخره می‌کردند، آنچه که آن را به استهزا می‌گرفتند، ایشان را احاطه کرد ﴿41﴾

    بگو: چه کسی شما را در شب و روز (از عذاب) پروردگار رحمان نگاه می‌کند؟ بلکه آنان از یاد پروردگارشان روی گردان‌اند ﴿42﴾

    یا برای آنان معبودانی غیر از ما است که ایشان را (از عذاب) حمایت کنند؟! (این معبودان ساختگی) نه می‌توانند خود را مدد کنند، و نه آنان مدد کرده می‌شوند ﴿43﴾

    بلکه ما ایشان و پدرانشان را (از انواع نعمت‌ها و آسایش) بر خوردار ساختیم، تا عمر بر آنان طولانی شد. آیا نمی‌بینند که ما می‌آییم و زمین را از جوانب آن می‌کاهیم (مسلمانان را بر سرزمین‌های کفار مسلط می‌سازیم)، آیا باز هم آنان پیروزند ﴿44﴾

    بگو: من شما را با وحی بیم میدهم، ولی چون کران بیم داده شوند، دعوت را نمی‌شنوند ﴿45﴾

    و اگر کم‌ترین چیزی از عذاب پروردگارت به آنان برسد، حتما (اعتراف می‌کنند و) می‌گویند: ای وای بر ما! واقعا ما ظالم بودیم ﴿46﴾

    و ما ترازوهای عدل را در روز قیامت می‌نهیم، پس بر هیچ کسی در چیزی ظلم کرده نشود. و اگر هم به وزن دانه خردل باشد آن را (برای حساب) می‌آوریم. و بس است که ما حسابرس و حساب‌گر باشیم ﴿47﴾

    و البته به موسی و هارون فرقان (فرق کننده بین حق و باطل و توحید و شرک) دادیم که روشنی و پند برای پرهیزگاران است ﴿48﴾

    همان کسانی که در خفا از پروردگار‌شان می‌ترسند و آنان از (هول) قیامت هراس دارند ﴿49﴾

    و این (قرآن نیز) پند با برکت است که آن را نازل کردیم، آیا شما منکر آن هستید؟ ﴿50﴾

    و البته پیش از این (دادن تورات به موسی و هارون) به ابراهیم هدایت و رشد او را داده بودیم و به (حال) او دانا بودیم ﴿51﴾

    وقتی که (ابراهیم) به پدر و قوم خود گفت: این تمثال‌هایی که شما ملازم آنها شده‌اید چیستند؟ ﴿52﴾

    گفتند: پدران خود را برای آنها عبادت کنان یافتیم ﴿53﴾

    ابراهیم گفت: البته شما و پدران‌تان همه در گمراهی آشکار بودید ﴿54﴾

    گفتند ای ابراهیم! آیا حق را برای ما آورده‌ای یا تو از بازی کنندگانی؟ ﴿55﴾

    (ابراهیم) گفت: بلکه پروردگارتان، پروردگار آسمان‌ها و زمین است، همان پررودگاری که آنها را آفرید، و من بر این (سخن) از گواهانم ﴿56﴾

    و قسم به الله پس از آنکه پشت گردانیدید و رفتید، البته در مورد بت‌هایتان تدبیری خواهم سنجید ﴿57﴾

    پس آنها را قطعه قطعه کرد، مگر بت بزرگ‌شان را، تا به‌سوی آن باز گردند ﴿58﴾

    گفتند: چه کسی با معبودان ما چنین کار را کرده است؟ يقينا او از ظالمان است ﴿59﴾

    (بعضی) گفتند: شنیدیم جوانی از آنها (به بدی) یاد می‌کرد که به او ابراهیم گفته می‌شود ﴿60﴾

    (سران کفر) گفتند: او را در پیش چشم مردم بیاورید شاید که آنان (بر او) گواهی دهند ﴿61﴾

    (بعد از حاضر کردن ابراهیم در مجلس) گفتند: آیا تو این کار را با معبودان ما کرده‌‌ای، ای ابراهیم؟ ﴿62﴾

    (ابراهیم) گفت: بلکه این بت بزرگ چنین کاری را کرده است، پس اگر سخن می‌گویند از آنان بپرسید ﴿63﴾

    پس به خود رجوع کردند، و گفتند: واقعا شما ستمگرید (که معبودهای خود ساخته را عبادت می‌کنید) ﴿64﴾

    باز سرافگنده شدند (و گفتند:) البته تو می‌دانی که آنها سخن نمی‌گویند ﴿65﴾

    (ابراهیم) گفت: آیا به غیر از الله چیزی را می‌پرستید که هیچ سود و زیانی به شما نمی‌رساند؟ ﴿66﴾

    وای بر شما و بر آنچه که به جای الله می‌پرستید! آیا (در قباحت این کارتان) نمی‌اندیشید؟ ﴿67﴾

    (اهل مجلس) گفتند: او را بسوزانید و معبودان‌تان را مدد کنید، اگر می‌خواهید کاری بکنید ﴿68﴾

    (چون ابراهیم را در آتش انداختند) گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش ﴿69﴾

    و خواستند (در حق او) نیرنگ ورزند، پس ما آنان را زیانکارترین مردم گردانیدیم ﴿70﴾

    و او و لوط را نجات دادیم و به سرزمینی بردیم که در آن برای جهانیان برکت نهاده‌ایم ﴿71﴾

    و به او اسحاق را بخشیدیم و (افزون بر خواسته‌هایش) يعقوب را نیز به او بخشیدیم. و همه را از صالحان قرار دادیم ﴿72﴾

    و آنان را پیشوایان مردم قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می‌کردند و انجام دادن نیکی‌ها و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کردیم. و آنان تنها ما را عبادت می‌کردند ﴿73﴾

    و به لوط حکم (نبوت) و علم عطا کردیم. و او را از دیاری که (مردمانش) کارهای زشت می‌کردند، نجات دادیم، بی‌گمان آنان مردمان بد و فاسق بودند ﴿74﴾

    و او را به رحمت خود داخل کردیم، چون او از صالحان بود ﴿75﴾

    و نوح را یاد کن وقتی که پیش از این دعا کرد، پس ما هم دعای او را پذیرفتیم، پس او و خانواده‌اش را از اندوه بزرگ نجات دادیم ﴿76﴾

    و او را بر قومی که آیات ما را دروغ پنداشتند، مدد کردیم. چون که آنان قوم بد بودند، پس همۀ ایشان را غرق کردیم ﴿77﴾

    و داود و سلیمان را یاد کن وقتی که دربارۀ کشتزار فیصله کردند چون شب گوسفندان قومی در آن چریده بودند، و ما بر فیصله آنها شاهد (و ناظر) بودیم ﴿78﴾

    پس آن (قضاوت درست) را به سليمان فهماندیم. و به هر یک آن دو حکمت و علم داده بودیم. و کوه‌ها را برای داود مسخر ساختیم که با او تسبیح می‌گفتند و پرندگان را (نیز مسخر کردیم) و ما کنندۀ این کار بودیم ﴿79﴾

    و به داود ساختن زره را آموختیم تا شما را از (آسیب) جنگ‌تان حفظ کند. پس آیا شکر گزار هستيد؟ ﴿80﴾

    و ما باد سریع را برای سلیمان مسخر ساختیم که به حکم او به‌سوی سرزمینی روان می‌شد که در آن برکت نهاده‌ایم و ما به هر چیز دانا بودیم ﴿81﴾

    و مسخر ساختیم برای سلیمان از شیاطین گروهی را که برای او (در بحر) غواصی می‌کردند (برای او مروارید را از بحر بیرون می‌آوردند) و کارهای دیگر غیر از آن می‌کردند، و ما نگهبان آنها بودیم ﴿82﴾

    و ایوب را یاد کن وقتی که پروردگار خود را ندا کرد (و گفت): همانا به من رنج و آسیب رسیده است و تو مهربان‌ترین مهربانان هستی ﴿83﴾

    پس دعای او را پذیرفتیم و رنج و آسیب را که به او رسیده بود، دور ساختیم، و خانواده‌اش و (نیز) مانندشان را همراه با آنان به او دادیم تا (اینها) رحمتی از جانب ما و پندی برای عبادت کنندگان باشد ﴿84﴾

    و نیز یاد کن اسماعیل و ادریس و ذالکفل را که هر یک از صابران بودند ﴿85﴾

    و آنها را در رحمت خود داخل کردیم، چون ایشان از صالحان بودند ﴿86﴾

    و ذالنون (صاحب ماهی - یونس) را یاد کن وقتی که خشمگینانه (از میان قومش) بیرون رفت و گمان کرد که بر او تنگ نمی‌گیریم. پس در تاریکی‌های شکم ماهی فریاد نمود که (ای الله) معبود (برحق) جز تو نیست، تو پاک و منزهى، واقعا که من از ظالمان بودم ﴿87﴾

    پس دعایش را اجابت کردیم و او را از غم نجات دادیم و مؤمنان را (وقتی به ما رجوع کنند) این چنین نجات می‌دهیم ﴿88﴾

    و زکریا را یاد کن چون پروردگارش را ندا کرد که ای پروردگار من! مرا تنها مگذار و تو بهترین وارثان هستی ﴿89﴾

    پس دعایش را اجابت کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته (حمل) گردانیدیم، البته آنان در (انجام) کارهای خیر شتاب می‌کردند و با امید و بیم ما را می‌خواندند و برای ما متواضع بودند ﴿90﴾

    و (یاد کن) زنی را که پاکدامنی خود را حفظ کرد (مریم)، پس از روح (مخلوق) خویش در او دمیدیم و او و پسرش را نشانۀ (قدرت خود) برای جهانیان قرار دادیم ﴿91﴾

    البته این است امت شما، که امت یگانه است. و من پروردگار شما هستم، پس تنها بندگی مرا کنید ﴿92﴾

    و (اما امت‌ها دربارۀ انبیا) در میان خویش متفرق شدند. و هریک آنها به‌سوی ما باز می‌گردند ﴿93﴾

    پس هر کس از کارهای شایسته انجام دهد در حالیکه ایمان داشته باشد، برای کوشش او ناسپاسی نخواهد شد و ما (نیکی‌هایش) را برای او می‌نویسیم ﴿94﴾

    و بر (مردم) دیاری که آنها را هلاک کردیم، محال است که (به سوی ما) باز نگردند ﴿95﴾

    تا اینکه (سدّ) يأجوج و مأجوج گشوده شود و ایشان شتابان از هر بلندیی بیایند ﴿96﴾

    و وعدۀ حق و راست نزدیک گردد، پس یکباره چشمان کافران خیره شود (و بگویند)، ای وای بر ما! ما از این (روز) در غفلت بودیم، بلکه ما ظالم بودیم ﴿97﴾

    همانا شما و چیزهایی که به غیر از الله می‌پرستید، هیزم جهنم هستید، شما وارد آن خواهید شد ﴿98﴾

    اگر اینها معبودهای واقعی بودند هرگز وارد آن نمی‌شدند و همۀ آنها (عابدان و معبودها) در آنجا جاودانه‌اند ﴿99﴾

    برای آنان در دوزخ نالۀ زار است و در آن جا چیزی را نمی‌شنوند ﴿100﴾

    البته آنان که قبلا از جانب ما به آنها وعدۀ نیک داده شده است، این‌ها از دوزخ دور داشته خواهند شد ﴿101﴾

    (حتى) آواز دوزخ را نمی‌شنوند و آنان در آنچه نفس‌هایشان خواهش داشته باشد، همیشه خواهند بود ﴿102﴾

    ترس بزرگ آن‌ها را غمگین نمی‌سازد و فرشتگان به استقبال‌شان می‌آیند (و می‌گویند:) این همان روزی است که به شما وعده داده می‌شد ﴿103﴾

    روزی که آسمان را مانند پیچیدن صفحه نوشته شده کتاب‌ها می‌پیچیم طوری که بار اول آفرینش را آغاز کردیم (بار دیگر) آن را باز می‌گردانیم. وعدۀ لازمی بر عهدۀ ماست، يقينا ما انجام دهندۀ (آن) هستیم ﴿104﴾

    البته در زبور (کتاب داود) بعد از ذکر (تورات) نوشتیم که زمین را بندگان نیک من به ارث می‌برند ﴿105﴾

    بی‌گمان در این (قرآن) ابلاغی (کافی) برای عبادت گذاران است ﴿106﴾

    و تو را (ای پیغمبر) نفرستادیم مگر رحمتی برای جهانیان ﴿107﴾

    بگو: جز این نیست که به من وحی می‌شود که معبود شما پروردگار یکتا و یگانه است، پس آیا شما مسلمان هستید؟ ﴿108﴾

    پس اگر روی گردان شدند، پس بگو: به همۀ شما برابر اعلام کردم. و نمی‌دانم که آنچه به شما وعده داده می‌شود نزدیک است یا دور ﴿109﴾

    همانا الله هم سخن آشکار را می‌داند و هم آنچه را پنهان می‌کنید ﴿110﴾

    و نمی‌دانم؛ شاید (دوری وعده) برای شما آزمایش باشد (و تأخیر شدن آن) برخوردار شدن (از نعمت‌ها برای شما باشد) تا مدت مقرر ﴿111﴾

    (پیغمبر) گفت: ای پروردگارم! خودت به حق (میان ما و ایشان) فیصله کن. و پروردگار مهربان ما (آن ذاتی است که از او) مدد خواسته می‌شود بر آنچه شما وصف می‌کنید ﴿112﴾

    حج

    Surah 22

    ای مردم! از پروردگارتان بترسید، چون زلزلۀ قيامت چیز بس بزرگ است ﴿1﴾

    روزی که آن را ‌ببینید، هر مادرِ شیردهنده‌ای از طفلی که او را شیر می‌دهد، غافل می‌شود و هر (موجودِ) بارداری بار (جنين) خود را می‌اندازد. و مردم را مست می‌بینی حال آنکه مست نیستند، بلکه عذاب الله بسیار سخت است ﴿2﴾

    و از مردم کسی هست که بدون هیچ علم و دانشی دربارۀ الله مجادله می‌کند و از هر شیطان سرکش پیروی می‌کند ﴿3﴾

    (در ازل) بر او نوشته شده است که هر کس با شیطان دوستی کند، پس شیطان گمراهش می‌کند و او را به‌سوی عذاب آتش سوزان راهنمائی می‌کند ﴿4﴾

    ای مردم! اگر از دوباره زنده شدن در شک هستید پس (بدانید که) ما شما را از خاک آفریده‌ایم، باز از نطفه، باز از خون بسته، باز از پارۀ گوشت شکل داده شده و شکل داده نشده آفریده‌ایم، (همۀ این مراحل) به خاطر این است که برای شما (كمال قدرت خود را) روشن سازیم، و آنچه را بخواهیم تا زمان معین در رحم‌ها قرار می‌دهیم. باز شما را به صورت کودک بیرون می‌آوریم، باز تا به حد رشد (جوانی)تان برسید. و بعضی از شما جانش گرفته می‌شود. و بعضی از شما به پست‌ترین مرحلۀ عمر و پیری باز گردانیده می‌شود تا پس از (آن همه) دانستن چیزی نداند. و زمین را خشک شده می‌بینی اما وقتی که بر آن باران ببارانیم، به حرکت می‌آید و نمو می‌کند و از هر نوع گیاهان زیبا و خرم می‌رویاند ﴿5﴾

    این (قدرت نمایی‌ها) به خاطر آن است که (بدانید) الله ذات حق است. و این که اوست که مرده‌ها را زنده می‌کند و هم اوست که بر هر چیزی تواناست ﴿6﴾

    و اینکه قیامت آمدنی است هیچ شکی در آن نیست. و اینکه تنها الله است که آنانی را که در قبرهاند، دوباره زنده می‌گرداند ﴿7﴾

    و از مردم کسی هست که بدون هیچ علم و بدون هیچ هدایت و بدون هیچ کتاب روشنی دربارۀ الله مجادله می‌کند ﴿8﴾

    متکبرانه صفحۀ گردن خود را می‌پیچاند تا (مردم را) از راه الله گمراه سازد، در دنیا برای او رسوایی بزرگ است و در روز قیامت عذاب سوزان به او می‌چشانیم ﴿9﴾

    این (عذاب) به سزای آن چیزهایی است که در دست تو پیش فرستاده بود. و (گرنه) الله هرگز بر بندگان خود ستمگر نیست ﴿10﴾

    و از میان مردم کسی هست که الله را با دو دلی می‌پرستد، پس اگر خیر به او برسد به آن مطمئن می‌شود، و اگر رنج و پریشانی به او برسد، بر روی خود بر می‌گردد (و مرتد می‌شود)، (چنین شخص) در دنیا و آخرت زیانکار شده، و این همان زیان آشکار است ﴿11﴾

    به جای الله چیزی را می‌خواند که نه نفعی به او می‌رساند و نه سودی به او می‌بخشد. این همان گمراهی دور (از حق) است ﴿12﴾

    کسی را می‌خواند که زیانش از سودش نزدیک‌تر است، چه مددگار بد و چه یاران بد هستند ﴿13﴾

    البته الله کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند در باغ‌هایی داخل می‌کند که نهرها از زیر (درختان و قصرهای) آن روان است. يقينا الله هر چه را بخواهد، انجام می‌دهد ﴿14﴾

    هر که گمان کند که الله او را در دنیا و آخرت نصرت نمی‌دهد، پس باید ریسمانی به آسمان بیاویزد، باز آن را قطع کند، پس ببیند که آیا این تدبیرش چیزی را که سبب خشم او شده از میان می‌برد؟ ﴿15﴾

    و این چنین آن (قرآن) را (به صورت) آیات واضح نازل کردیم و الله هر کس را که بخواهد هدایت می‌کند ﴿16﴾

    البته آنانی که ایمان آوردند و آنانی که یهودی شدند و صابئين (بی‌دینان) و نصارا و آتش پرستان و آنانی که به الله شریک آوردند، يقيناً الله روز قیامت میان‌شان فيصله خواهد کرد، چون الله بر هرچیز گواه است ﴿17﴾

    آیا ندیدی کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند و آفتاب و ماه و ستاره‌ها و کوه‌ها و درختان و چهارپایان و بسیاری از مردم، برای الله سجده می‌کنند؟ و بسیاری هم هستند که عذاب بر آنها لازم شده است. و هر که را الله خوار کند، او هیچ عزت دهنده‌ای ندارد. بی‌گمان الله هر چه بخواهد انجام می‌دهد ﴿18﴾

    این دو فریق که دشمن یکدیگرند، دربارۀ پروردگارشان باهم اختلاف کردند. پس آنان که کفر ورزیده‌اند بر ایشان لباس‌هایی از آتش بریده شده است، از بالای سرشان آب جوشان و سوزان ریخته می‌شود ﴿19﴾

    آنچه در شکم‌های آنهاست و (نیز) پوست‌هایشان به آن (آب جوشان) گداخته و ذوب می‌گردد ﴿20﴾

    و برای (عذاب دادن) آنان، گرزهای از آهن آماده است ﴿21﴾

    هرگاه بخواهند از شدت غم از آن بیرون آیند، در آن باز گردانیده می‌شوند (و به آنان گفته می‌شود:) بچشید عذاب سوزان را ﴿22﴾

    البته الله آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند در باغ‌هایی داخل می‌کند که از زیر (درختان و قصرهای) آن نهرها جاری است، در آنجا با دستبندهای از طلا و مروارید آراسته می‌شوند، و لباس‌شان در آنجا ابریشم است ﴿23﴾

    و (مؤمنان) به سخن پاکیزه راهنمائی کرده شدند و به راه ستوده راهنمائی کرده شدند ﴿24﴾

    بی‌گمان آنان که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه الله و از مسجد الحرام باز می‌دارند که ما آن را برای همۀ مردم اعم از مقیم در آنجا و بادیه نشین (آینده) یک برابر قرار داده‌ایم (برای آنان عذاب سخت و دردناک است)، و هر کس به قصد ظلم در آنجا مرتكب الحاد (شرک و قتل) گردد، او را از عذاب دردناک می‌چشانیم ﴿25﴾

    و به یادآور وقتی که جایگاه خانه (کعبه) را برای ابراهیم معین ساختیم (و به او گفتیم:) که چیزی را با من شریک مکن، و خانه‌ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان (در آن برای نماز) و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاک‌دار ﴿26﴾

    و (به ابراهیم گفتیم که) در میان مردم برای حج اعلان کن، تا پیاده و (سوار) بر هر شتر لاغری که از هر راه دور می‌آیند، به‌سوی تو بیایند ﴿27﴾

    (اعلان کن) تا شاهد منافع خویش باشند و در روزهای معلوم نام الله را بر ذبح چهار پایانی یاد کنند که الله روزیشان کرده است. پس از آنها بخورید و بینوایان و تنگدستان را نیز بخورانید ﴿28﴾

    باز باید آلودگی‌های بدنشان را پاک کنند و باید به نذرهایشان وفا کنند و باید خانۀ قدیمی و گرامی را طواف نمایند ﴿29﴾

    این است حكم الله، و هر کس مقدسات و شعائر الله را بزرگ و محترم بشمارد، پس آن برایش در نزد پروردگارش بهتر است، و چهار پایان برایتان حلال کرده شد مگر آنچه بر شما خوانده می‌شود، پس از پلیدی‌های که از بت‌ها ببار می‌آید، دوری کنید و از سخن دروغ اجتناب ورزید ﴿30﴾

    در حالی که به‌سوی الله خالصانه گرویده باشید و از ادیان باطل بیزاری جویید و هیچ شریکی برای الله قرار ندهید. و هر کس به الله شرک ورزد، گویی از آسمان افتیده است و پرنده‌ها او را ربوده‌اند، یا اینکه باد او را به جای دور افگنده است ﴿31﴾

    چنین است (سزای شرک)، و هر کس شعایر الله را بزرگ شمارد، پس در حقیقت این بزرگ‌داشت و تعظیم از تقوای دل‌هاست ﴿32﴾

    برای شما در آن (قربانی) تا مدت معین فایده‌هاست، باز محل قربانی کردن آنها در جوار خانۀ قدیمی و گرامی (کعبه) است ﴿33﴾

    و برای هر امتی جای قربانی کردن را مقرر نموده‌ایم، تا با نام الله چهارپایانی را ذبح کنند که الله به ایشان عطا نموده است. پس معبودتان معبود یگانه است، پس برای او منقاد شوید و تواضع کنندگان را مژده ده ﴿34﴾

    (آنان) کسانی (هستند) که چون نام الله ياد شود دل‌هایشان ترسان گردد، و در برابر مصیبت‌هایی که به آنان می‌رسد صبر می‌کنند، و (نیز کسانی را مژده بده که) نماز را برپا می‌کنند و از آنچه روزی‌شان داده‌ایم انفاق می‌کنند ﴿35﴾

    و (قربانی کردن) شتران (چاق و فربه) را برایتان از شعائر الله قرار دادیم، در آنها برای شما خير (منافع دینی و دنیوی) است، پس در حالی که بر پای ایستاده‌اند نام الله را بر آنها یاد کنید، پس چون پهلویشان بر زمین افتد از گوشت آنها بخورید، و به بینوایان سائل و غیر سائل بخورانید، اینگونه آنها را برایتان رام و مطيع کرده‌ایم تا که شکر کنید ﴿36﴾

    هرگز گوشت‌ها و خون‌های قربانی‌ها به الله نمی‌رسد، بلکه تقوای شما به او می‌رسد، این چنین آنها را برایتان مسخر نمود تا الله را به خاطر آنکه شما را هدایت کرده است به بزرگی یاد کنید، و نیکوکاران احسان کننده را مژده بده ﴿37﴾

    يقينا الله از مؤمنان دفاع می‌کند، چرا که الله هیچ خیانت‌کار ناشکر را دوست ندارد ﴿38﴾

    به کسانی که کفار با آنان می‌جنگند، اجازۀ (جهاد) داده شد، به سبب این که مورد ظلم قرار گرفته‌اند. و البته الله بر نصرت دادن‌شان تواناست ﴿39﴾

    همان کسانی که از سرزمین‌شان به ناحق بیرون رانده شدند، جز به سبب آن که می‌گفتند: پروردگار ما الله است. اگر الله بعضی از مردم را به وسیلۀ بعضی (دیگر) دفع نمی‌کرد، البته صومعه‌های (راهبان) و کلیساهای (نصارا) و عبادتگاه‌های (يهود) و مسجدهایی که نام الله در آنها بسیار یاد می‌شود، ویران می‌شد، و الله کسی را که (دین) او را یاری کند، یقینا یاری می‌کند. همانا الله قوی (و) غالب است ﴿40﴾

    آن کسانی را که اگر در زمین آنها را قدرت (و حکمرانی) ببخشیم، نماز را برپا می‌دارند و زکات (اموال) را می‌دهند و به کار نیک فرمان می‌دهند و از کار زشت منع می‌کنند، و سر انجام کارها به الله باز می‌گردد ﴿41﴾

    و اگر تو را تکذیب کنند، البته پیش از آنان قوم نوح و عاد و ثمود (نیز پیغمبران‌شان) را تکذیب نموده بودند ﴿42﴾

    و (همچنین) قوم ابراهیم و قوم لوط ﴿43﴾

    و اصحاب مدین (قوم شعیب، نیز پیغمبر خود را تکذیب نمودند) و موسی (نیز) تکذیب شد، پس به کافران مهلت دادم، باز ایشان را گرفتار نمودیم. پس (بنگر) عقوبت من چگونه است؟ ﴿44﴾

    پس چه بسیار قریه‌ها را که اهلش ظالم بودند، نابود کردیم. و (اینک) آن قریه‌ها بر سقف‌های خود افتاده است و چه بسیار چاه‌های معطل و متروک و کاخ‌های بلند و استواری که بی‌صاحب و متروک مانده است ﴿45﴾

    آیا در زمین سیر و سفر نکرده‌اند تا دل‌هایی داشته باشند که با آن بفهمند و گوش‌هایی داشته باشند که با آن بشنوند، در حقیقت چشم‌ها کور نمی‌گردند، بلکه دل‌هایی که در سینه‌هاست کور می‌شوند ﴿46﴾

    و با شتاب عذاب را از تو می‌طلبند. و با آن که الله هرگز وعده‌اش را خلاف نمی‌کند و در حقیقت یک روز نزد پروردگارت، مانند هزار سالی است که شما می‌شمارید ﴿47﴾

    و چه بسیار قریه‌ها (و شهرها) که به (اهالی) آنها در حالیکه ظالم بودند مهلت دادم (اما اصلاح نشدند). سپس آنان را (در موقع مناسب) به عذاب گرفتار کردم، و بازگشت (همه) به‌سوی من است ﴿48﴾

    بگو: ای مردم! جز این نیست که من برای شما تنها بیم دهندۀ آشکار هستم ﴿49﴾

    پس آنان که ایمان آوردند و کارهای نیک کردند، برای آنها آمرزش است، و در جنت از روزی نیک برخوردار‌اند ﴿50﴾

    و اما آنان که در (تكذيب) آیات ما سعی کردند، به قصد عاجز نمودن (پیغمبر) ما، آنان اهل دوزخ‌اند ﴿51﴾

    و پیش از تو هیچ رسول و هیچ نبیی را نفرستادیم مگر اینکه چون آرزویی به خاطر می‌آورد شیطان چیزی را در آرزوی او القا می‌نمود، پس الله آنچه را که شیطان القا می‌کرد از بین می‌برد، باز الله آیاتش را محکم و استوار می‌کند، و الله دانای با حکمت است ﴿52﴾

    تا الله آنچه را که شیطان القا می‌کند، برای کسانی که در دل‌هایشان مرض است، سبب فتنه بگرداند و (نیز) برای آنانی که دل‌هایشان سخت است. و يقينا ظالمان در مخالفت دور از حق‌اند ﴿53﴾

    و تا آنان که به ایشان علم داده شده است بدانند که آن (وحی) از سوی پروردگارت حق است، و به آن ایمان آورند، تا دل‌هایشان به آن آرام و منقاد گردد، يقينا الله مؤمنان را به راه راست راهبر است ﴿54﴾

    و کافران همیشه دربارۀ آن تردید دارند، تا اینکه ناگهان قیامت به آنان برسد، یا عذاب روز نامیمون و عقیم به سراغ‌شان بیاید ﴿55﴾

    در آن روز ملک و سلطنت فقط از الله است، میان آنان فيصله می‌کند، پس کسانی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند، در باغ‌های پرناز و نعمت خواهند بود ﴿56﴾

    اما آنان که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ شمردند، پس برای ایشان عذاب اهانت کننده است ﴿57﴾

    و کسانی که در راه الله هجرت کرده‌اند باز کشته شده یا مرده‌اند، بدون شک الله به آنان روزی نیک می‌دهد و به يقين الله بهترین روزی دهندگان است ﴿58﴾

    الله حتما آنان را به جایگاهی که آن را می‌پسندند وارد خواهد کرد، و یقینا الله دانا (و) بردبار است ﴿59﴾

    (حکم الهی) این است؛ و هر کس (ظالم را) به مانند آنچه خودش مورد ظلم (او) قرار گرفته بود عقوبت دهد، (و اگر) باز مورد ظلم قرار گیرد، حتما الله او را نصرت خواهد داد، چرا که الله بسیار بخشاینده (و) آمرزگار است ﴿60﴾

    این (نصرت دادن مظلوم) به آن سبب است که الله (قادر به همه کار است که) شب را در روز و روز را در شب داخل می‌گرداند، و (نیز به آن سبب است) که الله شنوای بیناست ﴿61﴾

    این (نصرت دادن مظلوم) به آن سبب است که الله همان معبود بر حق است و آنچه را که به جز او می‌پرستند همه باطل است، و (نیز به آن سبب است که) همان الله بلندمرتبه (و) بزرگ است ﴿62﴾

    آیا ندیدی که الله از آسمان آب فرو آورد، پس زمین به سبب آن سرسبز و خرم می‌گردد، بی‌شک الله باریک بینِ آگاه است ﴿63﴾

    آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از اوست، و الله بی‌نیاز (و) ستوده است ﴿64﴾

    آیا ندیدی که الله آنچه را در زمین است و کشتی‌ها را که به حکم او در بحر روان‌اند، برایتان مسخر کرده است. و (الله) آسمان را نگاه می‌دارد از آنکه بر زمین بیفتد، مگر به اذن خودش. زیرا الله نسبت به مردم مشفق (و) مهربان است ﴿65﴾

    و او همان ذاتی است که به شما زندگی بخشید، باز شما را می‌میراند، باز شما را زنده می‌کند. واقعا انسان (در برابر پروردگارش) بسیار ناسپاس است ﴿66﴾

    برای هر امتی شریعت خاص مقرر کرده‌ایم تا آنان به آن عمل کنند، پس نباید دربارۀ این امر با تو نزاع کنند. و به‌سوی پروردگارت دعوت کن، همانا تو بر راه راست قرار داری ﴿67﴾

    و اگر با تو مجادله کردند، پس بگو: الله به آنچه می‌کنید داناتر است ﴿68﴾

    الله میان شما در روز قیامت دربارۀ آنچه بایکدیگر در آن اختلاف می‌کردید، حکم و فیصله خواهد کرد ﴿69﴾

    آیا ندانسته‌ای که الله (همۀ) آنچه را که در آسمان و زمین است می‌داند، بدون شک تمام اینها در کتابی ثبت و ضبط است. و البته این کار برای الله آسان است ﴿70﴾

    (و مشرکان) غیر از الله چیزی را می‌پرستند که الله دلیلی بر (معبود بودن) آن نازل نکرده است، و چیزی را می‌پرستند که به آن علمی ندارند، و برای ظالمان هیچ یاری دهنده‌ای نیست ﴿71﴾

    و چون آیات واضح ما بر آنان خوانده شود در چهرۀ کافران انکار و ناخوشی را می‌بینی، بلکه نزدیک است به کسانی حمله ور شوند که آیات ما را بر آنان می‌خوانند. بگو: آیا شما را به بدتر از این خبر دهم، به (آن) دوزخ که الله آن را به کافران وعده داده است. و چه بد سرانجامی است ﴿72﴾

    ای مردم! مثلی زده شد، پس به آن گوش فرا دهید، کسانی را که غیر از الله به کمک می‌خوانید (و پرستش می‌کنید) هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند، هر چند همه (برای آفرینش آن) جمع شوند، و اگر آن مگس چیزی را از آنان برباید، نمی‌توانند آن را از او دوباره بگیرند، طالب و مطلوب هردو ناتوانند ﴿73﴾

    الله را آنچنان که سزاوار قدر اوست، قدر نگذاشتند، در حالیکه الله توانای غالب است ﴿74﴾

    الله از میان فرشته‌ها رسولانی انتخاب می‌کند، و از میان مردم نیز، چون الله شنوای بیناست ﴿75﴾

    آنچه پیش روی‌شان است و آنچه پشت سرشان است، می‌داند. و همه کارها به‌سوی الله باز گردانیده می‌شود ﴿76﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! رکوع و سجده کنید و پروردگارتان را عبادت کنید، و کار خیر انجام دهید تا رستگار شوید ﴿77﴾

    و در راه الله جهاد کنید، چنان که شایستۀ جهاد در راه اوست. اوست که شما را برگزید. و در دین هیچ کار دشوار و سنگین را بر شما نگذاشت. آیین پدرتان ابراهیم (نیز چنین بوده است)، او شما را پیش از این مسلمان نام نهاده است، تا پیغمبر بر شما گواه باشد و (شما نیز) بر مردم گواه باشید، پس نماز را بر پا کنید و زکات را بدهید، و به دین الله تمسک جویید که او مددگار شماست. پس چه نیک مولایی، و چه نیک مددگاری ﴿78﴾

    مؤمنون

    Surah 23

    به راستی که مؤمنان کامیاب و رستگار شدند ﴿1﴾

    آنانی که ایشان در نماز خود متواضع و ترسناک‌اند ﴿2﴾

    و آنانی که ایشان از (کار و سخن) بیهوده روی گردان‌اند ﴿3﴾

    و آنانی که ایشان زکات را می‌دهند ﴿4﴾

    و آنانی که ایشان شرمگاه‌های خود را (از حرام) نگاه می‌دارند ﴿5﴾

    مگر بر همسران یا کنیزان خود، که در این صورت سزاوار ملامتی و (مجازات) نیستند ﴿6﴾

    پس هر کس غیر از این را بجوید، پس ایشان همان تجاوز کنندگان‌اند ﴿7﴾

    و آنانی که ایشان امانت‌های خود را و عهد خود را رعایت می‌کنند ﴿8﴾

    و آنانی که ایشان بر نماز‌های خود محافظت می‌کنند ﴿9﴾

    این گروه ایشان وارثان‌اند ﴿10﴾

    آنانی که فردوس را به ارث می‌برند، آنها در آن همیشه‌اند ﴿11﴾

    و البته انسان (آدم) را از خلاصۀ از گِل آفریدیم ﴿12﴾

    باز او را (آدم را به اعتبار نسل وی) نطفۀ در قرارگاه استوار و محفوظ (رحم) قرار دادیم ﴿13﴾

    باز آن نطفه را به خون بسته تبدیل کردیم، پس آن خون بسته را به صورت پارۀ گوشت در آوردیم، پس آن پارۀ گوشت را استخوان‌ها ساختیم، پس از آن استخوان‌ها را با گوشت پوشانیدیم، باز او را به آفرینش دیگر (انسان زنده) آفریدیم، پس بسیار بزرگ است الله، بهترین آفرینندگان ﴿14﴾

    باز شما بعد از این مراحل حتما می‌میرید ﴿15﴾

    باز شما روز قیامت برانگیخته خواهید شد ﴿16﴾

    و البته بالای شما هفت راه (آسمان) آفریدیم، و ما هرگز از آفرینش غافل نبوده‌ایم ﴿17﴾

    و از آسمان آب را به اندازه فرود آوردیم و آن را در زمین جای دادیم. و همانا ما بر بردن آن تواناییم ﴿18﴾

    پس ما به وسیلۀ آن آب باغ‌هایی از درختان خرما و انگور را برای شما ایجاد کردیم که برای شما در آنها میوه‌های بسیار است، و از آنها می‌خورید ﴿19﴾

    و (همچنین با آن آب) درختی آفریدیم که در کوه طور سینا می‌روید (درخت زیتون و) روغن و طعام برای خورندگان است ﴿20﴾

    و البته برای شما در چهارپایان عبرت است که شما را از آنچه در شکم آنهاست می‌نوشانیم، و برای شما در آن منافع فراوان است و از آن می‌خورید ﴿21﴾

    و بر آنها و بر کشتی‌ها حمل می‌شوید ﴿22﴾

    و البته نوح را به‌سوی قومش فرستادیم پس گفت: ای قوم من! الله را بپرستید، شما هیچ معبود برحق غیر از الله ندارید. آیا (از عذاب الله و زوال نعمت او) نمی‌ترسید؟ ﴿23﴾

    پس اشراف و سرانی از قومش که کافر بودند، گفتند: این مرد مگر انسانی همچون شما نیست، می‌خواهد بر شما برتری یابد، اگر الله می‌خواست حتما فرشته‌ها را می‌فرستاد، ما چنین سخنی را از پدران پیشین خود نشنیده‌ایم ﴿24﴾

    (و نیز گفتند) او نیست مگر مردی که در او اثر جنون است، پس تا مدتی دربارۀ او انتظار بکشید ﴿25﴾

    (نوح) گفت: ای پروردگارم! مرا نصرت ده در قبال آنکه مرا تکذیب کردند ﴿26﴾

    پس به او وحی فرستادیم که پیش چشم ما و وحی ما کشتی را بساز، پس وقتی فرمان ما رسید و تنور به فوران آمد، پس در آن از هر نوع حیوان، جفتی (نر و ماده) را سوار کن و خانواده ات را نیز سوار کن، مگر کسی از آنان که وعدۀ (حق) از پیش بر او مقرر شده است، و دربارۀ کسانی که ظلم کرده‌اند با من سخن مگو، زیرا آنان غرق شدنی‌اند ﴿27﴾

    پس چون تو و همراهانت بر کشتی قرار گرفتید (سوار شدید) پس بگو: همه ستایش‌ها مخصوص الله است که ما را از قوم ظالم نجات داد ﴿28﴾

    و (در وقت فرود آمدن) بگو: ای پروردگارم! مرا در جایی پر خیر و برکت فرود آور، و تو بهترین فرود آورندگانی ﴿29﴾

    يقيناً در این (قصۀ نوح) البته نشانه‌هایی است، و بدون شک (ما بندگان خود را) آزمایش کننده بودیم ﴿30﴾

    باز بعد از آنان قرنی دیگر را آفریدیم ﴿31﴾

    پس در میان‌شان پیغمبری از خودشان فرستادیم که (بگوید) تنها الله را بپرستید، زیرا جز او معبود به حقی ندارید. پس آیا (از شرک) پرهیز نمی‌کنید؟ ﴿32﴾

    و اشراف قومش که کافر شده بودند و ملاقات روز آخرت را تکذیب نموده بودند و در زندگانی دنیا به آنان آسودگی داده بودیم، گفتند: این شخص جز انسانی مانند شما نیست، از آنچه شما می‌خورید، می‌خورد. و از آنچه شما می‌نوشید، می‌نوشد ﴿33﴾

    و (به پیروان خود گفتند:) اگر از انسانی مانند خود اطاعت کنید در آن صورت حتما زیانکار خواهید بود ﴿34﴾

    آیا به شما وعده می‌دهد که چون مردید و خاک و استخوان شدید باز شما (بار دیگر زنده می‌گردید و از قبرها) بیرون آورده خواهید شد؟ ﴿35﴾

    آنچه وعده داده می‌شوید، دور اندر دور است ﴿36﴾

    جز زندگانی این جهان ما (هیچ زندگی و حیاتی) وجود ندارد (گروهی از ما) زنده می‌شویم، و ما برانگیخته نخواهیم شد ﴿37﴾

    و او جز مردی نیست که بر الله دروغ بسته است و ما تصدیق کننده او نیستیم ﴿38﴾

    گفت: ای پروردگارم! به سبب اینکه مرا دروغگوی شمردند، نصرتم ده ﴿39﴾

    الله فرمود: بعد از مدت اندک (از کفر و عنادشان) سخت پشیمان خواهند شد ﴿40﴾

    پس ناگهان صدای بلند (و مرگبار) نظر به وعدۀ راست، ایشان را فرا گرفت، پس آنان را (مانند) خس و خاشاک (که سیل بر روی آب حمل می‌کند) گردانیدیم، پس دوری و هلاکت باد بر قوم ظالم ﴿41﴾

    باز بعد از ایشان نسل‌های (امت‌های) دیگر را آفریدیم ﴿42﴾

    هیچ امتی نه از اجل مقرر خود سبقت می‌کند و نه پس می‌ماند ﴿43﴾

    باز پیغمبران خود را یکی پس از دیگری فرستادیم، هرگاه پیغمبری برای (هدایت) امتی آمد، او را تکذیب کردند، ما هم یکی را (در هلاکت) تابع دیگری گردانیدیم و (به دیار نیستی فرستادیم و داستان عذاب) آنان را (برای مردم) افسانه ساختیم. پس دوری و هلاکت باد بر قومی که ایمان نمی‌آورند ﴿44﴾

    باز موسی و برادرش هارون را با معجزه‌ها و دلایل روشن خود فرستادیم ﴿45﴾

    به‌سوی فرعون و سران قوم او، ولی آنان تكبر ورزیدند و قوم سرکش و متکبر بودند ﴿46﴾

    پس گفتند: آیا به دو انسانی که مانند خود ما هستند ایمان آوریم، حال آنکه قوم آنها بندگان (خدمت‌گذاران) ما هستند؟ ﴿47﴾

    در نتیجه، آن دو (موسی و هارون) را تکذیب کردند، پس از جملۀ هلاک شدگان گشتند ﴿48﴾

    و يقينا به موسی کتاب (تورات) دادیم تا راهیاب گردند ﴿49﴾

    و پسر مریم و مادرش را آیتی گردانیدیم. و آن دو را در زمین بلند جای دادیم که برخوردار از آب روان و محل آرامی بود ﴿50﴾

    ای پیغمبران! از چیزهای پاکیزه و حلال بخورید و کارهای نیک کنید، يقينا من به آنچه انجام می‌دهید، دانا هستم ﴿51﴾

    در حقیقت این امت شما، امت یگانه است و من پروردگار شما هستم، پس تنها از من بترسید ﴿52﴾

    (اما مردم) کار دین خود را در میان خود پراگنده ساختند. و هر گروه به آنچه نزد آنهاست (در حالیکه آن را از خود وضع کرده‌اند) شادمان هستند ﴿53﴾

    پس آنان را تا مدتی در جهل و گمراهی که در آن غرقند، بگذار ﴿54﴾

    آیا می‌پندارند که آنچه از مال و فرزندان به آنان مدد می‌کنیم، ﴿55﴾

    (به خاطر آن است که) ما به نفع‌شان شتاب می‌کنیم؟! نه، بلکه نمی‌فهمند (که ما ایشان را به تدریج می‌گیریم) ﴿56﴾

    بی‌گمان آنان که ایشان از ترس پروردگارشان هراسان‌اند ﴿57﴾

    و آنان که ایشان به آیات پروردگار خویش ایمان می‌آورند ﴿58﴾

    و آنان که ایشان به پروردگار خویش شریک مقرر نمی‌کنند ﴿59﴾

    و آنان که ایشان آنچه را باید (در راه الله) بدهند، می‌دهند. در حالیکه دل‌هایشان ترسان است از اینکه به‌سوی پروردگارشان باز می‌گردند ﴿60﴾

    آنان‌اند که برای کارهای نیک می‌شتابند و آنان در انجام آن پیشتاز‌اند ﴿61﴾

    و هیچ کس را مکلف نمی‌سازیم مگر به قدر توانش. و نزد ما کتابی است که به حق سخن می‌گوید و به آنان هیچ ظلم کرده نمی‌شود ﴿62﴾

    بلکه دل‌هایشان از این (قرآن) در غفلت غرق است و آنان غیر از این (کار زشت) کارهای زشت دیگری دارند که انجام دهندۀ آنند ﴿63﴾

    (آنها در غفلت‌اند) تا آن که خوشگذرانان ایشان را به عذاب گرفتار می‌کنیم، پس ناگهان شور و فریاد می‌کنند ﴿64﴾

    (به آنها گفته می‌شود) امروز شور و فریاد نکنید، چون شما از جانب ما قطعا یاری و مدد نمی‌شود ﴿65﴾

    (زیرا) آيات من بر شما خوانده می‌شد، ولی شما بر عقب تان باز می‌گشتید ﴿66﴾

    در حالیکه بر مردم (به سبب متولی بودن خانۀ کعبه) تکبر می‌ورزیدید، شب‌ها (در جلسات خود) در بارۀ قرآن بدگویی می‌کردید ﴿67﴾

    آیا در این سخن تدبر نکردند، یا چیزی برایشان آمده که برای پدران پیشین آنها نیامده بود؟ ﴿68﴾

    و یا اینکه پیغمبر خود را نشناختند، پس به این سبب او را انکار می‌کنند؟ ﴿69﴾

    یا می‌گویند: او دیوانه است؟ (نه، چنین نیست) بلکه او حق را برایشان آورده است. لیکن بیشترشان حق را دوست ندارند ﴿70﴾

    و اگر حق از هوی و هوس‌هایشان پیروی می‌کرد، حتما آسمان‌ها و زمین و هر که در آنهاست، تباه می‌شد. بلکه پند و عبرت‌شان را بر آنها آورده‌ایم، اما آنان از پند و نصیحت‌نامه خود روی گردان‌اند ﴿71﴾

    یا از آنان مزد می‌طلبی؟ پس رزق و مزد پروردگارت بهتر است. و او بهترین روزی دهندگان است ﴿72﴾

    (حال آنکه) به يقين تو آنها را به راه راست می‌خوانی ﴿73﴾

    و یقینا کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، از راه راست (به راه‌های گمراهی) منحرف شده‌اند ﴿74﴾

    و اگر بر آنها رحم کنیم و رنج و سختی که به آنان رسیده (از آنان) برطرف سازیم، باز هم حیران و سرگردان در سرکشی و طغیان خود پا فشاری می‌کنند ﴿75﴾

    و البته آنان را به عذاب گرفتار کردیم، ولی برای پروردگارشان نه فروتنی و عاجزی کردند و نه به زاری افتادند ﴿76﴾

    تا آن که دری از عذاب شدید بر آنان گشودیم، ناگهان در آن عذاب، ناامید (از نجات) شدند ﴿77﴾

    و او ذاتی است که برای شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها را آفرید، اما چه اندک شکر می‌گذارید ﴿78﴾

    و او ذاتی است که شما را در زمین منتشر و پراگنده ساخت. و به‌سوی او محشور خواهید شد ﴿79﴾

    و او ذاتی است که زنده می‌کند و می‌میراند، و اختلاف شب و روز از (فرمان) اوست. آیا نمی‌فهمید؟ ﴿80﴾

    بلکه (کفار مکه) گفتند مانند آنچه پیشینیان گفته بودند ﴿81﴾

    گفتند: آیا چون بمیریم و خاک و استخوان‌هایی چند شویم، آیا برانگیخته خواهیم شد؟ ﴿82﴾

    البته این وعده به ما، و در گذشته به پدران ما (نیز) داده شده است، اما این، چیزی جز افسانه‌های پیشینیان نیست ﴿83﴾

    بگو: زمین و کسانی که در آن هستند در تصرف کیست؟ اگر می‌دانید ﴿84﴾

    زودا که گویند: همه (از الله و) در تصرف الله است. بگو: آیا پند نمی‌گیرید؟ ﴿85﴾

    بگو: پروردگار آسمان‌های هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ کیست؟ ﴿86﴾

    خواهند گفت: این همه از الله است. بگو: پس چرا پرهیزگار نمی‌شوید؟ ﴿87﴾

    بگو: کیست آن که پادشاهی هر چیزی در دست اوست؟ و او ذاتی است که پناه می‌دهد، و در برابر (عذاب) او (به کسی) پناه داده نمی‌شود، اگر می‌دانید ﴿88﴾

    زودا که گویند: همه (از الله و) در تصرف الله است. بگو: پس از کجا فریب داده می‌شوید (مانند افسون شده)؟ ﴿89﴾

    بلکه حق را برای آنها آورده‌ایم، و البته آنان دروغگو هستند ﴿90﴾

    الله هیچ فرزندی نگرفته است و هیچ معبودی با او نبوده است، (اگر چنین می‌بود) هر معبودی آنچه را آفریده بود، با خود می‌برد، و حتما بعضی از آنان بر بعضی دیگر غالب می‌شدند، (لذا) منزه و پاک است الله از آنچه (کافران در حق او) وصف می‌کنند ﴿91﴾

    (الله) دانای پنهان و آشکار است، پس برتر است الله از آنچه مشرکین با او شریک مقرر می‌کنند ﴿92﴾

    بگو: ای پروردگارم! اگر آنچه را که به آنان وعده داده شده است به من نشان دهی ﴿93﴾

    ای پروردگارم! پس مرا (در آن وقت) در جملۀ قوم ظالم قرار مده ﴿94﴾

    و به راستی ما بر آن تواناییم که آنچه را به آنان وعده می‌دهیم، به تو نشان دهیم ﴿95﴾

    بدی را به روشی که آن بهتر است دفع کن، ما به آنچه وصف می‌کنند داناتریم ﴿96﴾

    و بگو: ای پروردگارم! از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌برم ﴿97﴾

    و (ای پروردگارم) از این که شیاطین پیش من حاضر شوند، به تو پناه می‌برم ﴿98﴾

    تا آن که مرگ به‌سوی یکی از آنان آید، گوید: ای پروردگارم! مرا (به دنیا) باز گردانید ﴿99﴾

    تا در سرایی که (فرصت‌ها را) از دست داده بودم، کار نیک انجام دهم. نه، هرگز! چون آن سخنی است که او گویندۀ آن (تنها بر زبان) است، و پیش روی آنها حایلی است تا روزی که برانگیخته شوند ﴿100﴾

    پس چون در صور دمیده شود، پس هیچگونه نسبت قرابت در میان‌شان نمی‌ماند و (در آن روز) از یکدیگر نمی‌پرسند ﴿101﴾

    پس کسانی که میزان اعمال نیک‌شان سنگین باشد، پس این گروه، ایشان نجات یافته‌گان‌اند ﴿102﴾

    و کسانی که کفّۀ اعمال نیک‌شان سبک باشد، اینان خویشتن را خساره مند نموده‌اند، و در جهنم همیشه خواهند ماند ﴿103﴾

    و آتش دوزخ چهره‌هایشان را می‌سوزاند، و آنها در آنجا غمگین و ترش روی‌اند ﴿104﴾

    آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد، ولی شما آنها را دروغ می‌پنداشتید؟ ﴿105﴾

    می‌گویند: ای پروردگار ما! بدبختی (لذت‌ها و شهوات) ما بر ما غالب شد، و مردم گمراه بودیم ﴿106﴾

    ای پروردگار ما! ما را از این جا بیرون کن، پس اگر باز (به سوی کفر و شرک) برگشتیم، پس در این صورت ظالم خواهیم بود ﴿107﴾

    (الله) فرماید: با ذلت و رسوایی داخل شوید و با من سخن نگویید ﴿108﴾

    چون گروهی از بندگان من می‌گفتند: ای پروردگار ما! ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن، و تو بهترین رحم کنندگانی ﴿109﴾

    پس شما آنها را به تمسخر گرفتید، تا جایی (که غافل شدید و) ذکر و عبادت مرا از یادتان برد، و شما بر آنان (بندگان مخلص من) می‌خندیدید ﴿110﴾

    البته من هم امروز به سبب صبرشان (در برابر اذیت و تمسخر شما) به آنان این طور پاداش دادم و تنها آنان رستگاران‌اند ﴿111﴾

    (الله از ایشان می‌پرسد:) چه مدت، به عدد سال‌ها در روی زمین ماندید؟ ﴿112﴾

    (در جواب) گویند: یک روز یا بخشی از یک روز ماندیم، پس از شمارکنندگان بپرس ﴿113﴾

    الله می‌فرماید: جز اندکی درنگ نکردید، کاش شما می‌دانستید ﴿114﴾

    آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده‌ایم، و این که به‌سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟ ﴿115﴾

    پس برتر است الله (از این که جهان را بیهوده خلق کند و او) پادشاه برحق است، هیچ معبودی برحق غير از او نیست، اوست پروردگار عرش بزرگ گرامی ﴿116﴾

    و هر کس با الله معبود دیگری را بخواند که هیچ دلیلی بر حقانیت آن ندارد. پس حساب او تنها با الله است. يقينا کافران رستگار نمی‌شوند ﴿117﴾

    و بگو: پروردگارم! (مرا) بیامرز و (بر من) رحم کن، زیرا تو بهترین رحم کنندگانی ﴿118﴾

    نور

    Surah 24

    این سوره‌ای است که آن را نازل کرده‌ایم و (عمل به احکام) آن را فرض گردانیدیم و در آن آیات روشن و واضح نازل کردیم، تا شاید یادآور شوید ﴿1﴾

    زن و مرد زناکار (که هنوز ازدواج نکرده‌اند) به هر یک از آنان صد تازیانه بزنید. و اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید، نباید در (تنفيذ حكم) دین الله درباره آنان دچار دلسوزی شوید. و باید گروهی از مؤمنان بر عذاب ایشان حاضر باشند ﴿2﴾

    مرد زناکار مگر با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‌کند. و زن زناکار را جز مرد زناکار و یا مرد مشرک به زنی نمی‌گیرد، این بر مؤمنان حرام شده است ﴿3﴾

    و کسانی که به زنان پاکدامن مؤمن نسبت زنا می‌دهند، باز چهار گواه نمی‌آورند، به آنان هشتاد تازیانه بزنید، و هرگز شهادت آنان را قبول نکنید، و این گروه، البته فاسقان‌اند ﴿4﴾

    مگر آنان که پس از این توبه کردند و (عمل خود را) اصلاح کردند. پس بدون شک الله آمرزگار (و) مهربان است ﴿5﴾

    و کسانی که به زنان خود نسبت زنا می‌دهند و جز خودشان گواهانی دیگر ندارند، پس شهادت یکی از ایشان این است که چهار بار به نام الله قسم یاد کند که او از راستگویان است ﴿6﴾

    و پنجمین شهادت او این است که (بگوید) لعنت الله بر او باد، اگر از دروغگویان باشد ﴿7﴾

    و عذاب از آن (زن) ساقط می‌شود در صورتی که چهار بار (به الله سوگند بخورد و) گواهی دهد که شوهرش از دروغگویان است ﴿8﴾

    و در مرتبۀ پنجم آن زن بگوید: غضب الله بر وی باد اگر او (شوهرش) از راستگویان باشد ﴿9﴾

    و اگر فضل الله و رحمت او بر شما نمی‌بود (البته دچار عذاب می‌شدید) و اینکه الله توبه‌پذیرِ حکیم است ﴿10﴾

    البته کسانی که تهمت بزرگ را در میان آورده‌اند، گروهی از خود شما هستند، این تهمت را برای خود شر نپندارید، بلکه آن برایتان خیر است، بر عهدۀ هر کدام از آنان که مرتکب آن شده است، سهمی از گناه است. و آن کس از ایشان که بخش بزرگ آن (تهمت) را عهده دار شده است، برایش عذاب بزرگ خواهد بود ﴿11﴾

    چرا وقتی که این تهمت را شنیدید، مردان و زنان مؤمن در حق خویش گمان نیک نکردند (به خود قیاس نکردند) و نگفتند: این دروغ آشکار است؟ ﴿12﴾

    چرا (افتراگران) برای اثبات آن (تهمت) چهار گواه نیاوردند؟ پس چون گواهان را نیاوردند، لذا آنان در نزد الله دروغگو هستند ﴿13﴾

    و اگر فضل الله و رحمت او در دنیا و آخرت بر شما نبود، البته به سبب دخالت تان در کار تهمت (به عائشه)، عذاب بزرگ به شما می‌رسید ﴿14﴾

    چون آن (شایعۀ زشت) را از زبان یکدیگر می‌گرفتید و با زبان‌های خویش چیزی می‌گفتید که علم و اطلاعی از آن نداشتید. و آن را سهل و ساده تلقی می‌کردید، در حالیکه آن (گناه و مجازاتش) نزد الله بسیار بزرگ است ﴿15﴾

    چرا وقتی آن (بهتان بزرگ و ناروا) را شنیدید، نگفتید: برای ما سزاوار نیست که به آن سخن بگوییم، (ای الله) تو را به پاکی یاد می‌کنیم، این بهتانی بزرگ است؟ ﴿16﴾

    الله به شما اندرز می‌دهد که هرگز به مانند آن بازنگردید، اگر مؤمن هستید ﴿17﴾

    الله برای شما آیات خود را بیان می‌کند و الله دانای با حکمت است ﴿18﴾

    البته کسانی که دوست دارند فاحشه و بی‌حیایی در میان مؤمنان شایع گردد، ایشان در دنیا و آخرت عذاب دردناکی دارند، و الله (رازهای سینه‌ها را) می‌داند و شما نمی‌دانید ﴿19﴾

    و اگر فضل و رحمت الله بر شما نبود (حتما شما را در مقابل بهتان و شایعات تان مجازات می‌کرد) و اینکه الله مشفق (و) مهربان است ﴿20﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از گام‌های شیطان پیروی مکنید. و هرکس از گام‌های شیطان پیروی کند (بداند) که او به فحشا و منکر دستور می‌دهد و اگر فضل الله و رحمت وی بر شما نبود، هرگز کسی از شما (از گناه) پاک نمی‌گردید، ولی الله هرکس را که بخواهد پاک می‌گرداند، و الله شنواى داناست ﴿21﴾

    و کسانی از شما که صاحبان فضیلت (در دین) هستند و توانمندان شما (در ثروت)، نباید قسم بخورند که به خویشاوندان و بینوایان و مهاجران در راه الله چیزی ندهند، و باید که عفو کنند و باید گذشت کنند. آیا دوست ندارید که الله شما را بیامرزد؟ و الله آمرزنده (و) مهربان است ﴿22﴾

    (همانا کسانی که زنان پاکدامن و بی‌خبر )از بدکاری) و مؤمن را به زنا متهم می‌سازند، در دنیا و آخرت لعنت شده‌اند، و عذاب بزرگ در پیش دارند ﴿23﴾

    روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان بر آنچه می‌کردند، گواهی می‌دهند ﴿24﴾

    در آن روز، الله جزای شایستۀ آنان را بطور کامل و بی‌کم و کاست به ایشان می‌دهد، و خواهند دانست که الله همان (معبود) حق آشکار است ﴿25﴾

    زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلیدند. و زنان پاکیزه سزاوار مردان پاک‌اند و مردان پاکیزه سزاوار زنان پاک‌اند، این گروه از آنچه (منافقان) می‌گویند، مبرا و منزه هستند. برایشان آمرزش و رزق نیکوست ﴿26﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! وارد خانه‌هایی غیر از خانه‌های خود مشوید تا آنکه اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام گویید، این کار برای شما بهتر است، تا شاید پند گیرید و یادآور شوید ﴿27﴾

    پس اگر کسی را در آن (خانه‌ها) نیافتید، پس داخل آن نشوید، تا اینکه به شما اجازه داده شود. و اگر به شما گفته شود: برگردید، پس برگردید که برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است. و الله به آنچه می‌کنید داناست ﴿28﴾

    بر شما گناهی نیست که به خانه‌های غیر مسکونی داخل شوید که در آنجا متاعی دارید. و الله می‌داند آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را می‌پوشانید ﴿29﴾

    به مردان مؤمن بگو: چشمان خود را (از نگاه به نامحرمان) بپوشند و شرمگاه خود را حفظ کنند و پاکدامنی ورزند، این برایشان پاکیزه‌تر است، زیرا الله از آنچه انجام می‌دهند، آگاه است ﴿30﴾

    و به زنان مؤمن بگو: چشمان خود را (از نامحرمان) بپوشند و شرمگاه خود را حفظ کنند و پاکدامنی ورزند. و زینت خود را ظاهر نسازند مگر آنچه که از آن آشکار است. و باید که چادرهای خود را بر گریبان‌های خود بیاندازند، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهران خود، یا پدارن خود یا پدران شوهران خود، یا پسران خود یا پسران شوهران خود، یا برادرن خود یا پسران برادران خود، یا پسران خواهران خود، یا زنان مسلمان (هم جنس) خودشان، یا کنیزان خود، یا مردان بی‌رغبت (به زنان) که تابع خانوادۀ شمایند. و کودکانی که بر شرمگاه زنان اطلاع نیافته‌اند. و نباید زمین را با پاهای خود بکوبند تا آنچه از زینت‌شان را که پنهان می‌دارند، معلوم گردد. و ای مومنان! همگی به دربار الله توبه کنید تا رستگار شوید ﴿31﴾

    و مردان و زنان بی‌همسر و بردگان و کنیزان صالح خود را (که سزاوار ازدواج هستند) به نکاح بدهید، اگر فقیر باشند الله آنان را از فضل خود غنی و بی‌نیاز خواهد کرد و الله دارای فضل گشاده (و) داناست ﴿32﴾

    و آنان که اسباب ازدواج را نمی‌یابند باید پاکدامنی پیشه کنند، تا آنکه الله آنان را از فضل خود توانگر و بی‌نیاز گرداند. و کسانی از بردگان تان که خواستار قرار داد «کتابت» برای آزاد شدن هستند، اگر توانایی پرداخت قرار داد «کتابت» را در ایشان یافتید، پس با آنان قرارداد ببندید. و از مال الله که به شما ارزانی داشته است به آنان بدهید، و همچنین کنیزان خود را مجبور به زنا نکنید اگر آنان خواستند عفیف و پاکدامن باشند، برای این که بهرۀ زودگذر زندگانی دنیا را بدست آرید. و هر کس آنان را (بر زنا) اجبار کند، يقينا الله پس از اجبار کردنشان (نسبت به آنها) آمرزندۀ مهربان است ﴿33﴾

    و بدون شک به‌سوی شما آیات روشن و مثلی از (حال) کسانی که پیش از شما گذشتند و پندی برای پرهیزگاران نازل کردیم ﴿34﴾

    الله ایجادکنندۀ نور آسمان‌ها و زمین است. مثل نور او مانند چراغدانی است که در آن چراغی باشد و آن چراغ نیز در قندیلی قرار گیرد. آن قندیل گویی ستارۀ درخشان است که افروخته می‌شود (با روغنی) از درخت بابرکت زیتونی، که نه شرقی است و نه غربی، نزدیک است که روغنش روشنی بخشد، هرچند آتشی به آن نرسیده باشد. نوری است بر روی نور. الله هر کس را بخواهد با نور خود هدایت می‌کند. و الله برای مردم مثل‌ها می‌زند، و الله به همه چیز داناست ﴿35﴾

    (و آن چراغ) در خانه‌هایی است که الله حکم کرده که (قدر و منزلت) آنها رفعت یابد و نام او در آنجا یاد شود و صبح و شام در آن (خانه‌ها)‌ او را تسبیح می‌گویند ﴿36﴾

    مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنان را از یاد الله، و برپا نمودن نماز، و دادن زکات غافل نمی‌سازد، از روزی می‌ترسند که دل‌ها و دیده‌ها در آن دگرگون می‌گردد ﴿37﴾

    تا الله به عوض بهترینِ آنچه کرده‌اند، به آنان ثواب بدهد، و از فضل خویش بیشتر به آنان می‌دهد، و الله هر کسی را که بخواهد، بی‌حساب روزی می‌دهد ﴿38﴾

    و آنان که کفر ورزیدند، اعمالشان مانند سراب در دشت هموار است که (فرد) تشنه آنرا آبی گمان می‌کند، تا چون به آن نزدیک شود آن را چیزی نیابد، و الله را نزد خود یابد و حسابش را تمام و کامل به او بدهد، و الله سريع الحساب است ﴿39﴾

    یا (اعمال كفار) مانند تاریکی‌هایی در بحر عمیق است که موجی آن را می‌پوشاند که بر روی آن موج است و بر روی آن نیز ابر است، تاریکی‌هایی است که بعضی از آنها بر روی بعضی دیگر قرار گرفته است، چون (شخص مبتلا در تاریکی‌های داخل بحر) دستش را بیرون کند، نزدیک نیست آن را ببیند. و کسی که الله نوری برایش قرار نداده باشد، برای او نوری نیست ﴿40﴾

    آیا ندانسته‌ای که همه کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند، الله را به پاکی یاد می‌کنند؟! و پرندگان که (در حال پرواز) بال گشوده‌اند نیز (او را تسبیح می‌گویند؟!) هریک از آنان نماز و تسبیح خود را دانسته است و الله به آنچه می‌کنند، داناست ﴿41﴾

    و پادشاهی آسمان‌ها و زمین مخصوص الله است و بازگشت (همۀ شما) به‌سوی الله است ﴿42﴾

    آیا ندیدی که الله ابرهایی را می‌راند، باز میان (اجزای) آن پیوند می‌دهد، باز آنها را متراکم می‌گرداند، پس می‌بینی که قطره‌های باران از لابلای آن بیرون می‌ریزد. و از ابرهایِ کوه مانند ژاله فرود می‌آورد، پس آن را به هر کس بخواهد می‌رساند و آن را از هر کس که بخواهد باز می‌دارد. نزدیک است درخشش برق آن چشم‌ها را برباید ﴿43﴾

    الله شب و روز را می‌گرداند، البته در این (کار) عبرت بزرگی است برای کسانی که بصیرت داشته باشند ﴿44﴾

    و الله هر جنبده‌ای را از آب آفریده است، پس بعضی از آنها بر شکم خود راه می‌روند و بعضی از آنها بر روی دو پا راه می‌روند و بعضی از آنها بر روی چهارپا راه می‌روند. الله هر چه بخواهد می‌آفریند. البته الله بر هر چیز قادر است ﴿45﴾

    البته ما آیات روشنگر را نازل کردیم و الله هر که را بخواهد به راه راست هدایت می‌کند ﴿46﴾

    و (منافقان) می‌گویند: به الله و به پیغمبر ایمان آوردیم و اطاعت کردیم، باز گروهی از آنها بعد از این (اعتراف) روی می‌گردانند و ایشان مؤمن نیستند ﴿47﴾

    و چون به سوى الله و پیغمبرش دعوت داده شوند تا در میان‌شان حکم و فیصله کند، ناگهان گروهی از آنها رویگردانند ﴿48﴾

    و اگر حق به جانب آنان باشد، گردن نهاده به‌سوی او می‌آیند ﴿49﴾

    آیا در دل‌هایشان مرض (نفاق) است یا اینکه به شک افتاده‌اند؟ یا می‌ترسند که الله و پیغمبرش بر آنان ظلم کنند؟ (نه) بلکه خود ایشان ظالمان‌اند ﴿50﴾

    سخن مؤمنان وقتی که به سوى الله و پیغمبرش خوانده شوند، تا میان‌شان فيصله کند تنها این است که می‌گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم و این گروه همان رستگاران‌اند ﴿51﴾

    و هر کس از الله و پیغمبرش اطاعت کند و از الله بترسد و از (عذاب) او خود را نگاه دارد، پس ایشانند که کامیاب‌اند ﴿52﴾

    و (منافقان) به الله قسم خوردند به مؤكدترین قسم‌های خود که اگر به آنها فرمان دهی (که برای جهاد بیرون روند) البته بیرون می‌شوند، بگو: قسم مخورید، اطاعت پسندیده (از شما) مطلوب است، چون الله از آنچه می‌کنید، با خبر است ﴿53﴾

    بگو: از الله اطاعت کنید و از پیغمبر (نیز) اطاعت کنید، پس اگر روی گردانند (بدانند که به رسول ما زیانی نرسانده‌اند) زیرا بر عهدۀ او تنها چیزی است که به آن مکلف شده است. و بر عهدۀ شما هم چیزی است که به آن مکلف هستید. اما اگر او را اطاعت کنید، راهیاب می‌شوید. و بر عهدۀ پیغمبر ما جز ابلاغ آشکار نیست ﴿54﴾

    الله به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده داده است که حتما آنان را در زمین جانشین خواهد کرد، طوری که آنانی را که پیش از ایشان بودند جانشین ساخت، و آن دینی را که برایشان پسندیده است به نفع‌شان پابرجا و برقرار خواهد ساخت، و بیم‌شان را به ایمنی تبدیل خواهد کرد؛ چون مرا پرستش می‌کنند و چیزی را با من شریک نمی‌سازند. و هر کس پس از این کافر شود، پس این گروه همان فاسقان‌اند ﴿55﴾

    و نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و از پیغمبر اطاعت کنید، تا بر شما رحم شود ﴿56﴾

    گمان مبر که کافران عاجزکننده در زمین‌اند. و جایگاه‌شان دوزخ است و بد جای بازگشت است ﴿57﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! حتما باید غلامان و کنیزانتان و کسانی از شما که به (سن) بلوغ نرسیده‌اند، در سه وقت از شما اجازه بگیرند، پیش از نماز صبح و نیم روز، هنگامی که لباس‌های خود را بیرون می‌آورید، و بعد از نماز خفتن. (این) سه وقت برایتان (اوقات) خلوت است. غیر از این (سه وقت) بر شما و بر آنان گناهی نیست، چرا که ایشان در اطراف شما در رفت و آمدند، و شما نیز بر همدیگر وارد می‌شوید. الله این چنین آیات را برایتان روشن می‌سازد، و الله دانای باحکمت است ﴿58﴾

    و چون اطفال شما به سن (بلوغ) رسیدند، باید از شما اجازه بگیرند، مانند کسانی که پیش از آنان بودند، اجازه می‌گرفتند. الله این چنین آیاتش را برایتان روشن می‌سازد، و الله دانای باحکمت است ﴿59﴾

    و بر زنان بر جای نشسته که امید ازدواج ندارند گناهی نیست که لباس‌هایشان (چادرهایشان) را بگذارند به شرطی که زینتی را آشکار نکنند، و اگر پاکی و عفت ورزند، برایشان بهتر است، و الله شنواى داناست ﴿60﴾

    بر نابینا گناهی نیست و بر لنگ (هم) گناهی نیست و بر بیمار (نیز) گناهی نیست و (نیز) بر خودتان گناهی نیست، که از خانه‌های خودتان و از خانه‌های فرزندانتان، یا خانه‌های پدرانتان، یا خانه‌های مادرانتان، یا خانه‌های بردارانتان، یا خانه‌های خواهرانتان، یا خانه‌های عموهای تان، یا خانه‌های عمه‌های تان، یا خانه‌های خالوهای تان و یا خانه‌های خاله‌های تان و یا آن (خانه‌هایی) که کلیدشان را در اختیار دارید، یا خانه‌های دوستانتان طعام بخورید. همچنین بر شما گناهی نیست که یکجا و یا جداگانه طعام بخورید. پس چون به خانه‌ها در آمدید، بر یکدیگر سلام گویید به سلام و درود مبارک و پاکیزه که از جانب الله (ثابت شده) است. الله این چنین آیات (خود) را برایتان بیان می‌کند تا بفهمید ﴿61﴾

    مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که به الله و پیغمبرش ایمان آورده‌اند، و چون در کار جمع کننده (و مهمی که نیاز به جمع شدن مردم دارد) با او باشند به جایی نمی‌روند تا این که از وی کسب اجازه کنند، يقيناً آنان که از تو اجازه می‌خواهند، ایشان کسانی‌اند که به الله و پیغمبرش ایمان دارند. پس چون برای انجام بعضی از کارهای خود از تو اجازه خواستند، به هر کس از آنان که خواستی، اجازه بده و از الله برایشان آمرزش بخواه. بدون شک الله آمرزگار مهربان است ﴿62﴾

    خطاب کردن پیغمبر را در میان خود، مانند خطاب کردن بعضی از خودتان به بعضی دیگر قرار ندهید، بدون شک الله کسانی از شما را که پناه جویان و پنهانی می‌گریزند، می‌شناسد. پس آنانکه با فرمان او مخالفت می‌کنند، باید از این بترسند که مصیبتی به آنان برسد، یا اینکه به عذاب دردناک گرفتار شوند ﴿63﴾

    باید بدانید که يقينا آنچه در آسمان‌ها و زمین است، خاص از الله است، او می‌داند آنچه را که شما بر آن هستید و روزی که به‌سوی او بازگردانده می‌شوند. پس آنان را به آنچه که کرده‌اند خبر می‌دهد، و الله به هر چیز داناست ﴿64﴾

    فرقان

    Surah 25

    بسیار خجسته و بابرکت است آن ذاتی که فرقان (جداکنندۀ حق از باطل) را بر بنده خود (محمد) نازل کرد، تا برای جهانیان بیم ‌دهنده باشد ﴿1﴾

    همان ذاتی که پادشاهی آسمان‌ها و زمین خاص از اوست. و (همان ذاتی که( هیچ فرزندی نگرفته است، و برای او در فرمانروایی شریکی نیست، و همه چیز را آفریده است، پس آنها را به اندازه معین مقرر کرده است) ﴿2﴾

    و غیر از او (الله) معبودانی را برای خود گرفته‌اند که چیزی را نمی‌آفرینند، بلکه خودشان آفریده می‌شوند و برای خود نه اختیار زیان را دارند و نه اختیار نفع را. و نه مالک مرگ‌اند و نه مالک حیات و نه رستاخیز (خویش) ﴿3﴾

    و کافران گفتند: این (قرآن) دروغی بیش نیست که خود (محمد) آن را ساخته است و گروهی دیگر او را بر آن یاری کرده‌اند. به يقين که ظلم و دروغ در میان آورده‌اند ﴿4﴾

    و (باز) گفتند: افسانه‌های پیشینیان است که آن را برای خود نوشته است و صبح و شام بر او خوانده می‌شود ﴿5﴾

    بگو: آن را ذاتی نازل کرده است که هر راز نهانی را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند. يقيناً او آمرزگار (و) مهربان است ﴿6﴾

    و گفتند: این پیغمبر را چه شده است که غذا می‌خورد و در بازارها می‌رود؟! چرا فرشته‌ای به‌سوی او فرستاده نشده تا همراه او بيم‌دهنده باشد؟ ﴿7﴾

    یا چرا گنجی (از آسمان) بر او انداخته نمی‌شود، یا چرا باغی ندارد که از (میوه‌های) آن بخورد؟ و ظالمان گفتند: شما جز از انسان جادوزده پیروی نمی‌کنید؟ ﴿8﴾

    بنگر چگونه برای تو مثل‌ها زدند، پس گمراه شدند، در نتیجه هیچ راهی نمی‌یابند ﴿9﴾

    بسیار خجسته و بابرکت است آن ذاتی که اگر بخواهد برایت بهتر از این می‌سازد، باغ‌هایی که از زیر (درختان) آن نهرها روان است و برای تو قصرها قرار می‌دهد ﴿10﴾

    بلکه قيامت را دروغ شمردند و ما برای کسی که قیامت را دروغ بشمارد، دوزخ را آماده کرده‌ایم ﴿11﴾

    و چون (دوزخ) آنان را از جای دور ببیند، (دوزخیان) خشم و خروشی از آن می‌شنوند ﴿12﴾

    و چون در جای تنگ از آن انداخته شوند، در حالیکه دست و پا بسته‌اند، خواهان مرگ و نابودی می‌شوند ﴿13﴾

    (برایشان گفته می‌شود:) امروز یکبار مرگ و نابودی مخواهید (بلکه برای خود) بارها نابودی را بخواهید ﴿14﴾

    بگو: آیا این (عقوبت) بهتر است یا بهشت جاویدانی که به پرهیز گاران وعده داده شده است؟ که برایشان پاداش و بازگشت‌گاه است ﴿15﴾

    هرچه بخواهند در آنجا دارند. و برای همیشه در آنجا خواهند ماند، (این) وعده‌ای است که تحقق آن بر عهدۀ الله است که از او درخواست شده است ﴿16﴾

    و یادآور شو روزی را که الله آنان را و آنچه را بجای الله می‌پرستیدند جمع کند، و (به معبودان) می‌گوید: آیا شما این بندگانم را گمراه کرده‌اید، یا اینکه خود راه گم کرده‌اند؟ ﴿17﴾

    آنان (معبودان با تعجب در پاسخ) می‌گویند: تو را به پاکی یاد می‌کنیم، برای ما سزاوار نیست که غیر از تو دوستانی بگیریم، بلکه آنان و پدرانشان را (از همه نعمت‌های دنیوی) برخوردار ساختی تا آنجا که یاد تو را فراموش کردند، و قوم هلاک شده بودند ﴿18﴾

    (باز به مشرکان گفته شود:) به یقین ایشان سخنان شما را تکذیب کردند، پس در نتیجه نمی‌توانید عذاب را از خود دفع کنید و نه خود را یاری دهید، و هرکس از شما ظلم کند، عذاب بزرگ را به او می‌چشانیم ﴿19﴾

    و ما پیش از تو پیغمبرانی را نفرستاده‌ایم، مگر اینکه غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند. و ما بعضی از شما را وسیلۀ امتحان بعضی دیگر قرار دادیم. آیا (در برابر آزمایش‌ها) صبر کرده می‌توانید؟ پروردگارت (به هر چیز) بیناست ﴿20﴾

    و آنان که به ملاقات ما امید ندارند، می‌گویند: چرا فرشتگان بر ما فرود آورده نشد؟ یا چرا پروردگار خود را نمی‌بینیم؟ به راستی آنان خویشتن را بزرگ شمردند و سخت سرکشی کردند ﴿21﴾

    روزی که فرشتگان را می‌بینند، آن روز برای مجرمان هیچ مژده‌ای نیست و (فرشتگان به کفار) می‌گویند: (از رحمت الهی) بازداشته شوید (و نصیبی جز محرومیت ندارید) ﴿22﴾

    و ما به (محاسبۀ) تمام اعمالی که آنان انجام داده بودند، می‌پردازیم. باز آن را چون غبار برباد رفته می‌گردانیم ﴿23﴾

    جنتیان در آن روز منزلگاه و استراحت‌گاهشان بهتر و نیکوتر است ﴿24﴾

    و (یادآور شو) روزی که آسمان با ابر شق گردد و فرشتگان پیاپی فرستاده شوند ﴿25﴾

    آن روز سلطنت و پادشاهی حقیقی از پروردگار مهربان است. و آن روزی است که بر کافران بسیار دشوار خواهد بود ﴿26﴾

    و (یادآور شو) روزی را که ظالم دست‌های خود را با دندان می‌گزد؛ می‌گوید: ای کاش من هم همرای پیغمبر، راه (ایمان و نجات را) در پیش می‌گرفتم ﴿27﴾

    وای بر من! ای کاش فلان شخص (گمراه) را دوست خود نمی‌گرفتم ﴿28﴾

    یقیناً که مرا از ذکر (الله و کتاب او) پس از آن که به‌سوی من آمد، گمراه ساخت. و شیطان همیشه خوارکنندۀ انسان است (در خواری و ذلت او را تنها می‌گذارد) ﴿29﴾

    و پیغمبر (شکوا کنان) می‌گوید: ای پروردگارم! قوم من این قرآن را رها نموده و از آن دوری گرفته‌اند ﴿30﴾

    و این چنین برای هر پیغمبر دشمنی از مجرمان قرار دادیم و همین کافی است که پروردگار تو هدایتگر و مددکننده باشد ﴿31﴾

    و کافران گفتند: چرا قرآن یکجا بر او نازل نشد؟ این طور (آن را به تدریج نازل کردیم) تا دل تو را به وسیلۀ آن محکم و استوار کنیم. و آن را آهسته و آرام بر تو خواندیم ﴿32﴾

    و (کافران) نزد تو هیچ مثلی نمی‌آورند، مگر این که ما (جواب) برحق و نیک‌تر از روی تفسیر برایت می‌آوریم ﴿33﴾

    آنان که بر چهره‌های خود افتاده به‌سوی دوزخ حشر می‌شوند، آنان بدترین جای و گم‌ترین راه را دارند ﴿34﴾

    و به یقین ما به موسی کتاب (تورات) دادیم و برادرش هارون را همراه او وزیرش گردانیدیم ﴿35﴾

    پس گفتیم: به‌سوی قومی بروید که آیات ما را دروغ شمردند، پس آنان را به سختی هلاک و نابود کردیم ﴿36﴾

    قوم نوح را چون پیغمبران را تکذیب کردند، غرق ساختیم و ایشان را برای مردم عبرت گردانیدیم، و برای ظالمان عذاب دردناک آماده کرده‌ایم ﴿37﴾

    و عاد و ثمود و اصحاب الرس و اهل قرن‌های زیادی که در این میان‌شان بودند (هلاک و نابود ساختیم) ﴿38﴾

    و برای هریک مثل‌ها آوردیم و هریک را (بعد از نافرمانی‌شان) به سختی نابود کردیم ﴿39﴾

    و البته (مشرکان) بر قریه‌ای که باران بلا بر اهالی آنجا بارانده شد، گذشته‌اند، آیا آن را نمی‌دیدند؟ بلکه امیدی به زنده شدن نداشتند ﴿40﴾

    و چون تو را بینند، جز این نیست که ترا به استهزا و تمسخر می‌گیرند (و می‌گویند): آیا این است همان کسی که الله او را به حیث پیغمبر فرستاده است؟ ﴿41﴾

    (و گفتند:) به راستی نزدیک بود که ما را از (پرستش) معبودان ما گمراه کند، اگر بر آن‌ها صبر و مقاومت نمی‌کردیم. و چون عذاب را ببینند به زودی خواهند دانست که چه کسی گمراهتر است ﴿42﴾

    آیا دیده‌ای آن کسی را که هوای نفس خود را معبود خود گرفته است؟ آیا تو بر او وکیل می‌باشی؟ ﴿43﴾

    یا می‌پنداری که بیشترشان می‌شنوند یا می‌فهمند؟ آنان نیستند مگر مانند چهارپایان (بی‌خرد)، بلکه ایشان گمراه‌ترند ﴿44﴾

    آیا ندیده‌ای که پروردگارت چگونه سایه را گسترده است؟ و اگر می‌خواست آن را ساکن می‌کرد. باز آفتاب را دلیل (گسترش) آن قرار دادیم ﴿45﴾

    باز آن را آهسته به‌سوی خود باز می‌گیریم ﴿46﴾

    و اوست ذاتی که شب را برای‌تان لباس و خواب را مایۀ آرامش گردانید. و روز را (وقت) برخواستن شما (در زمین) قرار داد ﴿47﴾

    و اوست ذاتی که پیش از رحمت خود (باران) بادها را مژده‌دهنده فرستاد و از آسمان آب پاکیزه نازل کردیم ﴿48﴾

    تا به وسیلۀ آن (آب) سرزمین مرده را زنده کنیم و آن را به آنچه از چهارپایان و انسان‌های بسیاری که آفریده‌ایم، بنوشانیم ﴿49﴾

    و یقیناً آن (آیات و اندرزها) را در میان‌شان (به صورت) گوناگون بیان کردیم تا پند گیرند، ولی بیشترِ مردم جز کفران را قبول نکردند ﴿50﴾

    و اگر می‌خواستیم در هر قریه بیم‌دهنده‌ای می‌فرستادیم ﴿51﴾

    پس، از کافران اطاعت مکن. و با آن (قرآن) با آنان جهاد کن، جهادی بزرگ ﴿52﴾

    و او ذاتی است که دو دریا را در کنار هم روان ساخت، یکی شیرینِ خوشگوار و دیگری شورِ تلخ است. و در میان آن دو حایل و مانع محکم و استوار قرار داد ﴿53﴾

    و او ذاتی است که از آب بشر را آفرید، پس برای او پیوند نسبی و سببی قرار داد، و پروردگارت همیشه تواناست ﴿54﴾

    و غیر از الله چیزی را می‌پرستند که به آنان سود نمی‌بخشد و نه به آنان زیان می‌رساند. و کافر همیشه بر نافرمانی پروردگارش پشتیبان (شیطان) است ﴿55﴾

    و تو را جز مژده‌دهنده و بیم‌دهنده نفرستادیم ﴿56﴾

    بگو: بر آن (ابلاغ قرآن) هیچ مزدی از شما نمی‌خواهم، جز این که هرکس بخواهد (به این وسیله) به‌سوی پروردگارش راهی را در پیش گیرد ﴿57﴾

    و بر آن زنده‌ای توکل کن که هرگز نمی‌میرد و با ستایش او را (به پاکی) یاد کن. و همین که او به گناهان بندگان خود آگاه می‌باشد، کافی است ﴿58﴾

    آن ذاتی که آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان آن‌هاست در شش روز آفرید، باز (طوری که شایستۀ شکوه و جلال اوست) بر عرش قرار گرفت. او دارای رحمت فراوان است، پس دربارۀ او از فرد دانا بپرس ﴿59﴾

    و چون به کافران گفته شود: برای پروردگار بخشنده سجده کنید، گویند: پروردگار بخشنده چیست؟ آیا ما به چیزی سجده کنیم که تو به ما دستور می‌دهی؟ و این امر بر نفرت و گریزشان افزود ﴿60﴾

    خجسته و بسیار بابرکت است ذاتی که در آسمان برج‌ها آفرید و در آن چراغ (خورشید) و ماه تابان را قرار داد ﴿61﴾

    و اوست ذاتی که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد، برای کسی که خواهان پند گرفتن یا خواهان شکرگزاری است ﴿62﴾

    و بندگان پروردگار رحمان کسانی‌اند که بر روی زمین متواضع راه می‌روند و چون نادانان ایشان را مخاطب قرار دهند گویند: سلام بر شما ﴿63﴾

    و آنان که شب را با سجده و قیام برای پروردگارشان می‌گذرانند ﴿64﴾

    و آنان که می‌گویند: ای پروردگار ما! عذاب جهنم را از ما بگردان، چون عذابش دایمی و دوامدار است ﴿65﴾

    یقیناً دوزخ بدترین قرارگاه و جایگاه است ﴿66﴾

    و آنان که چون انفاق کنند، نه اسراف می‌کنند و نه بخل می‌ورزند، و شیوۀ‌شان بین این، (دو راه) وسط است ﴿67﴾

    و آنانی که با الله معبود دیگری را نمی‌خوانند و نفسی را که الله (خونش را) حرام کرده است جز به حق نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند. و هرکس چنین کند، مجازات آن را می‌بیند ﴿68﴾

    برای او عذاب در روز قیامت دو چندان می‌گردد و خوار و زار و جاودان در آن می‌ماند ﴿69﴾

    مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس ایشان‌اند که الله بدی‌هایشان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿70﴾

    و هرکس توبه کند و کار نیک انجام دهد حقا که او به‌سوی الله باز می‌گردد ﴿71﴾

    و آنان که گواهی دروغ نمی‌دهند و چون بر (کار و سخن) بیهوده بگذرند، بزرگوارانه و شرافتمندانه می‌گذرند ﴿72﴾

    و آنان که چون به آیات پروردگارشان پند داده شوند، بر آن کر و کور به سجده نمی‌افتند ﴿73﴾

    و آنان که می‌گویند: ای پروردگار ما! به ما از همسران و فرزندان ما آن را عنایت کن که مایۀ روشنی چشمان باشد. و ما را پیشوای پرهیزگاران بگردان ﴿74﴾

    ایشان‌اند که به خاطر آن که صبر کردند، مقام بلند را می‌یابند و در آن جا به سلام و درود روبرو می‌شوند ﴿75﴾

    در آن جا همیشه می‌مانند، چه قرارگاه خوب و چه مقام نیکو است ﴿76﴾

    بگو: اگر دعای‌تان نباشد، پروردگار من به شما هیچ اعتنایی ندارد، در حقیقت تکذیب کردید و (نتیجۀ بد) آن ملازم شما خواهد بود ﴿77﴾

    شعرا

    Surah 26

    طسم. (مراد از این حروف را الله می‌داند) ﴿1﴾

    این است آیات کتاب مبین ﴿2﴾

    شاید از این که ایمان نمی‌آورند جان خود را هلاک کنی ﴿3﴾

    اگر ما بخواهیم از آسمان معجزه‌ای بر آنان نازل می‌کنیم که گردن‌هایشان در مقابل آن خم و منقاد گردد ﴿4﴾

    و به آن‌ها هیچ موعظه و اندرز تازه از سوی پروردگار بخشنده نمی‌آید، مگر این که از آن روی‌گردان هستند ﴿5﴾

    به یقین که تکذیب کردند، پس به زودی اخبار چیزی که به آن تمسخر می‌کردند، به آن‌ها خواهد رسید ﴿6﴾

    آیا به زمین ندیده‌اند که چقدر از هرگونه جفت ارزشمندی در آن رویانده‌ایم؟ ﴿7﴾

    یقیناً در این کار نشانه‌ای است، ولی بیشترشان ایمان‌آرنده نیستند ﴿8﴾

    و البته پروردگار تو همان غالبِ مهربان است ﴿9﴾

    و یادآور شو وقتی که پروردگار تو به موسی ندا کرد (امر کرد) که به نزد آن قوم ظالم برو ﴿10﴾

    قوم فرعون، آیا (از شرک و آمدن عذاب) نمی‌پرهیزند؟ ﴿11﴾

    (موسی) گفت: ای پروردگارم! من می‌ترسم از این که مرا تکذیب کنند ﴿12﴾

    و دلم (از غم تکذیب آن‌ها) تنگ می‌گردد و زبانم (به سبب لکنت) گشاده نمی‌شود، پس (وحی را) به‌سوی هارون بفرست ﴿13﴾

    و (دیگر این که) آنان بر ذمۀ من گناهی دارند و می‌ترسم که مرا بکشند ﴿14﴾

    الله فرمود: نه، چنین نیست. پس هر دوی شما با آیات ما بروید، البته ما با شما (هستیم و) شنونده‌ایم ﴿15﴾

    پس به نزد فرعون بیایید و بگویید: همانا ما فرستادۀ پروردگار عالمیان هستیم ﴿16﴾

    این که بنی اسرائیل را با ما بفرست ﴿17﴾

    (فرعون) گفت: (ای موسی!) آیا ما تو را در طفولیت میان خود پرورش ندادیم؟ و سال‌ها از عمرت را در بین ما به سر نبردی؟ ﴿18﴾

    و آن کاری که (با قبطی) انجام دادی از تو سر زد و تو از ناسپاسان هستی ﴿19﴾

    (موسی) گفت: آن را وقتی مرتکب شدم که (به علم و دانایی نبوت) از بی‌خبران بودم ﴿20﴾

    پس وقتی از شما ترسیدم، از شما گریختم، پس پروردگارم به من علم و فهم بخشید و مرا از پیغمبران گردانید ﴿21﴾

    و آیا این نعمتی است که (آن را) بر من منت می‌نهی؟ در حالی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای ﴿22﴾

    فرعون گفت: و پروردگار عالمیان چیست؟ ﴿23﴾

    (موسی) گفت: پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان هردو است، اگر یقین‌کنندگانید ﴿24﴾

    (فرعون) به اطرافیان خود گفت: آیا نمی‌شنوید؟ (که موسی چه می‌گوید؟) ﴿25﴾

    (موسی) گفت: پروردگار شما و پروردگار نیاکان پیشین شماست ﴿26﴾

    (فرعون) گفت: به یقین پیغمبرتان که به‌سوی شما فرستاده شده، دیوانه است ﴿27﴾

    (موسی) گفت: اوست پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آنهاست، اگر عقلمند هستید ﴿28﴾

    (فرعون) گفت: اگر غیر از من معبودی اختیار کنی، حتماً تو را از جملۀ زندانیان می‌گردانم ﴿29﴾

    (موسی) گفت: آیا اگر چیز آشکار هم برایت بیاورم؟ ﴿30﴾

    (فرعون) گفت: اگر (در ادعایت) از راستگویان هستی، پس آن (چیز آشکار) را بیاور ﴿31﴾

    پس موسی عصایش را انداخت و ناگهان اژدهای نمایان شد ﴿32﴾

    و دست خود را از گریبانش بیرون آورد، پس ناگهان آن برای بینندگان سفید و درخشان معلوم شد ﴿33﴾

    (فرعون) به اشراف و بزرگان دور و پیش خود گفت: یقیناً این مرد جادوگر بسیار داناست ﴿34﴾

    می‌خواهد با جادوی خود شما را از دیارتان بیرون کند، اکنون شما چه رأی می‌دهید؟ ﴿35﴾

    (اشراف قوم) گفتند: او و برادرش را متوقف ساز و افراد را به تمام شهرها بفرست تا جادوگران را جمع کنند ﴿36﴾

    تا هر جادوگر ماهر و دانا را نزد تو بیاورند ﴿37﴾

    پس جادوگران در وعده‌گاه روزی معین جمع کرده شدند ﴿38﴾

    و به مردم گفته شد: آیا شما هم جمع می‌شوید؟ ﴿39﴾

    تا اگر جادوگران غالب شوند، از آنان پیروی کنیم. ­ ﴿40﴾

    پس وقتی که جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: اگر ما غالب شویم آیا برای ما پاداشی خواهد بود؟ ﴿41﴾

    (فرعون) گفت: بلی! (پاداش چه بلکه) شما در آن صورت از جمله (درباریان و) نزدیکان من خواهید بود ﴿42﴾

    موسی به آنان گفت: آنچه را که می‌خواهید بیندازید، بیندازید ﴿43﴾

    پس آنان ریسمان‌ها و عصاهای خود را انداختند و گفتند: به عزت فرعون قسم! ما حتما غالب و پیروزیم ﴿44﴾

    پس موسی عصایش را انداخت، ناگهان (اژدهایی شد که) ساخته‌های دروغین آنان را بلعید. ­ ﴿45﴾

    پس جادوگران سجده‌کنان بر زمین افتادند ﴿46﴾

    گفتند: به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم ﴿47﴾

    پروردگار موسی و هارون ﴿48﴾

    (فرعون) گفت: آیا پیش از اینکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ البته او بزرگترتان است که به شما جادو آموخته است. پس به زودی خواهید دانست، حتما دست‌ها و پاهای شما را بر خلاف جهت همدیگر خواهم برید و همۀ شما را به دار خواهم کشید ﴿49﴾

    گفتند: باکی نیست، چون که ما به‌سوی پروردگار خود باز می‌گردیم ﴿50﴾

    البته ما امیدواریم که پروردگارما گناهان ما را به خاطر اینکه نخستین ایمان‌آورندگان بوده‌ایم، بیامرزد ﴿51﴾

    و به موسی وحی کردیم که بندگانم را در شب ببر، شما حتما تعقیب می‌شوید ﴿52﴾

    پس فرعون جمع‌کنندگان (مردم) را به شهرها فرستاد ﴿53﴾

    (و گفت:) البته این‌ها گروه اندک و ناچیز هستند ﴿54﴾

    و به يقين که آنها ما را به خشم آورده‌اند ﴿55﴾

    و در حالیکه ما گروه بیدار و آماده هستیم ﴿56﴾

    پس ما آنان (فرعون و فرعونیان) را از میان باغ‌ها و چشمه‌ها بیرون کردیم ﴿57﴾

    و (ایشان را) از گنج‌ها و منزلگاه‌های پرناز و نعمت بیرون کردیم ﴿58﴾

    این چنین (آنها را به عذاب خود گرفتار کردیم) و آنها را به بنی اسرائیل به میراث دادیم ﴿59﴾

    پس فرعون و لشکر او، موسی و بنی اسرائیل را در وقت طلوع آفتاب تعقیب کردند ﴿60﴾

    پس چون هر دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: يقينا ما گرفتار می‌شویم ﴿61﴾

    (موسی) گفت: چنین نیست، زیرا پروردگارم با من است، به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد ﴿62﴾

    پس به موسی وحی کردیم که با عصایت به بحر بزن، پس (بحر) شگافت و هر بخشی مانند کوه بزرگ گردید ﴿63﴾

    و دیگران را (نیز) در آنجا نزدیک کردیم ﴿64﴾

    و موسی و همه همراهانش را نجات دادیم ﴿65﴾

    باز دیگران را غرق کردیم ﴿66﴾

    بی‌گمان در این (رویداد) نشانه‌ای است، و بیشترشان مؤمن نبودند ﴿67﴾

    و یقینا پروردگارت توانا و مهربان است ﴿68﴾

    و خبر ابراهیم را برای‌شان بخوان ﴿69﴾

    وقتی که به پدر و قوم خود گفت: شما چه را می‌پرستید؟ ﴿70﴾

    گفتند: بت‌ها را می‌پرستیم، و همیشه بر عبادت‌شان معتکف می‌باشیم ﴿71﴾

    ابراهیم گفت: آیا وقتی که آنها را می‌خوانید سخن شما را می‌شنوند؟ ﴿72﴾

    یا به شما فائده یا ضرری می‌رسانند؟ ﴿73﴾

    گفتند: نه، بلکه پدران خود را دیدیم که چنین می‌کردند ﴿74﴾

    ابراهیم گفت: آیا آنچه را که شما می‌پرستید، دیده‌اید (در آن تأمل کرده‌اید) ﴿75﴾

    و (آنچه را) پدران پیشین‌تان می‌پرستیدند؟ ﴿76﴾

    پس بدانید که همۀ آنها دشمن من‌اند، غیر از پروردگار جهانیان ﴿77﴾

    آن ذاتی که مرا آفریده است، پس او مرا هدایت می‌کند ﴿78﴾

    آن ذاتی که مرا (غذا) می‌خوراند و (آشامیدنی) می‌نوشاند ﴿79﴾

    و چون بیمار شوم، پس وی مرا شفا می‌دهد ﴿80﴾

    و آن ذاتی که مرا می‌میراند، باز زنده‌ام می‌گرداند ﴿81﴾

    و آن ذاتی که امیدوارم در روز جزا خطایم را بیامرزد ﴿82﴾

    ای پروردگارم! به من حكم (علم و نبوت) ببخش و مرا با صالحان ملحق بگردان ﴿83﴾

    و برای من در میان آیندگان نام نیک بگذار ﴿84﴾

    و مرا از جملۀ وارثان جنت پرناز و نعمت بگردان ﴿85﴾

    و پدرم را بیامرز، زیرا او از گمراهان بود ﴿86﴾

    و مرا رسوا مکن روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند ﴿87﴾

    روزی که مال و اولاد (هیچ) سودی نمی‌رسانند ﴿88﴾

    مگر کسی (نجات می‌یابد و سود می‌بیند) که با دل پاک (از شرک و نفاق) نزد الله بیاید ﴿89﴾

    و (در آن روز) جنت برای پرهیزگاران نزدیک آورده شود ﴿90﴾

    و دوزخ برای گمراهان آشکار گردانیده شود ﴿91﴾

    و به آنها گفته می‌شود: کجا هستند معبودانی که (آنها را) عبادت می‌کردید؟ ﴿92﴾

    (معبودهایی) غیر از الله، آیا شما را مدد می‌کنند یا خودشان مدد می‌شوند؟ ﴿93﴾

    پس، آنان و گمراهان یکی بعد از دیگری در آن (دوزخ) انداخته می‌شوند ﴿94﴾

    و (نیز) لشکریان ابلیس همه (در دوزخ انداخته می‌شوند) ﴿95﴾

    آنان در آنجا (با معبودان خود) به نزاع می‌پردازند و می‌گویند ﴿96﴾

    قسم به الله ما در گمراهی آشکار بودیم ﴿97﴾

    آن وقت که شما را با پروردگار جهانیان برابر می‌ساختیم ﴿98﴾

    و ما را گمراه نساخت مگر مجرمان ﴿99﴾

    (اکنون) ما هیچ شفاعت‌کننده‌ای نداریم ﴿100﴾

    و هیچ دوست صمیمی و دلسوزی (نداریم) ﴿101﴾

    پس ای کاش برای ما یکبار برگشت (به دنیا) بود تا از جملۀ مؤمنان می‌شدیم ﴿102﴾

    البته در این (داستان ابراهيم) نشانه‌ای است، و بیشترشان مؤمن نبودند ﴿103﴾

    و البته پروردگارت غالب (و) مهربان است ﴿104﴾

    قوم نوح پیغمبران را تکذیب کردند ﴿105﴾

    چون برادرشان نوح به آنان گفت: آیا از الله نمی‌ترسید؟ ﴿106﴾

    يقينا من برایتان پیغمبر امین هستم ﴿107﴾

    پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید ﴿108﴾

    من بر این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمی‌خواهم، مزد من نیست مگر بر عهدۀ پروردگار جهانیان ﴿109﴾

    پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید ﴿110﴾

    گفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم حال آنکه فرومایگان از تو پیروی کرده‌اند؟ ﴿111﴾

    نوح گفت: من از آنچه آنها می‌کنند چه می‌دانم؟ ﴿112﴾

    حساب ایشان جز بر عهدۀ پروردگارم نیست اگر بدانید ﴿113﴾

    و من طرد کنندۀ مؤمنان از خود نیستم ﴿114﴾

    من جز بیم‌دهندۀ آشکار نیستم ﴿115﴾

    گفتند: ای نوح! اگر (از دعوتت) دست برنداری، البته از جمله سنگسار شدگان خواهی بود ﴿116﴾

    گفت: ای پروردگارم! همانا قومم مرا تکذیب کردند ﴿117﴾

    پس میان من و آنها به حکمی فیصله کن و من و هر کس از مؤمنان را که با من است، نجات ده ﴿118﴾

    پس او و آنانی را که با وی بودند در کشتی پر و گرانبار نجات دادیم ﴿119﴾

    باز باقی ماندگان را غرق کردیم ﴿120﴾

    البته در این (داستان) نشانه‌ای است، و اکثر‌شان مؤمن نبودند ﴿121﴾

    واقعا پروردگارت غالب مهربان است ﴿122﴾

    (قوم) عاد پیغمبران را تکذیب کردند ﴿123﴾

    وقتی که برادرشان هود به ایشان گفت: آیا از الله نمی‌ترسید ﴿124﴾

    البته من برای شما پیغمبر امین هستم ﴿125﴾

    پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید ﴿126﴾

    و در مقابل دعوت خود مزدی از شما نمی‌طلبم و مزد من جز بر عهدۀ پروردگار جهانیان نیست ﴿127﴾

    آیا بر هر بلندیی بنایی می‌سازید که (در آن) به عبث و بیهوده‌کاری مشغول شوید؟ ﴿128﴾

    و قصرها و قلعه‌های محکم می‌سازید، به امید آنکه همیشه بمانید؟ ﴿129﴾

    و چون (کسی را) مؤاخذه کنید، ظالمانه مؤاخذه می‌کنید ﴿130﴾

    پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید ﴿131﴾

    و از آن ذاتی بترسید که شما را به آنچه خود می‌دانید، مدد کرده است ﴿132﴾

    شما را با دادن چهارپایان و فرزندان مدد کرده است ﴿133﴾

    و (نیز با دادن) باغ‌ها و چشمه‌ها (شما را مدد کرد) ﴿134﴾

    البته من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم ﴿135﴾

    گفتند: بر ما برابر است، خواه به ما پند دهی یا از پند دهندگان نباشی ﴿136﴾

    این (تکذیب و طغيانگری) جز شیوۀ پیشینیان نیست ﴿137﴾

    و ما عذاب داده نمی‌شویم ﴿138﴾

    پس (قوم عاد)، هود را تکذیب کردند، در نتیجه آنها را هلاک کردیم. بدون شک در این نشانه است، و اکثر‌شان مؤمن نبودند ﴿139﴾

    و البته پروردگارت همان غالبِ مهربان است ﴿140﴾

    (قوم) ثمود نیز پیغمبران را تکذیب کردند ﴿141﴾

    وقتی که برادرشان صالح به آنها گفت: آیا (از الله) نمی‌ترسید؟ ﴿142﴾

    البته من برای شما پیغمبر امین هستم ﴿143﴾

    پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید ﴿144﴾

    و بر تبلیغ این رسالت از شما مزد و پاداشی نمی‌خواهم، مزد و پاداش من جز بر عهدۀ پروردگار جهانیان نیست ﴿145﴾

    آیا در آنچه (از نعمت‌ها که) اینجاست ایمن (از عذاب و مرگ) گذاشته می‌شوید؟ ﴿146﴾

    در (میان) باغ‌ها و (در کنار) چشمه‌سارها؟ ﴿147﴾

    و کشتزارها و نخلستان‌هایی که میوه و شگوفۀ آن‌تر و تازه است؟ ﴿148﴾

    و با مهارت از کوه‌ها خانه‌هایی برای خود می‌تراشید ﴿149﴾

    پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید ﴿150﴾

    و از فرمان اسراف کاران اطاعت مکنید ﴿151﴾

    آنان که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند ﴿152﴾

    گفتند: جز این نیست که تو از جملۀ جادوشده‌گانی ﴿153﴾

    تو انسانی مگر مانند ما نیستی، پس اگر از راستگویانی معجزه‌ای بیاور ﴿154﴾

    صالح گفت: این ماده شتر است که یک نوبت آب خوردن برای اوست و روزی معین نوبت آب شماست ﴿155﴾

    و به آن آسیب نرسانید، (که در آن صورت) عذاب روز بزرگ شما را فرا خواهد گرفت ﴿156﴾

    پس آن شتر را کشتند، باز پشیمان شدند ﴿157﴾

    پس عذاب آنان را فرا گرفت. البته در این نشانه است، ولی بیشتر‌شان ایمان‌آرنده نبودند ﴿158﴾

    و البته پروردگارت غالب مهربان است ﴿159﴾

    قوم لوط پیغمبران را تکذیب کردند ﴿160﴾

    وقتی برادرشان لوط به آنها گفت: آیا از الله نمی‌ترسید؟ ﴿161﴾

    البته من برای شما پیغمبر امین هستم ﴿162﴾

    پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید ﴿163﴾

    و بر تبلیغ این رسالت از شما مزد و پاداشی نمی‌خواهم، مزد و پاداش من جز بر عهدۀ پروردگار جهانیان نیست ﴿164﴾

    آیا از (فطرت پاک) مردم جهان (مخالفت می‌کنید و زنان را گذاشته) به سراغ مردان می‌روید ﴿165﴾

    و همسران را که پروردگارتان برای شما آفریده است، می‌گزارید؟ بلکه شما مردم تجاوزکارید ﴿166﴾

    گفتند: ای لوط! اگر (از عیبجویی ما) دست برنداری، حتما از بیرون رانده‌شدگان خواهی بود ﴿167﴾

    (لوط) گفت: من از دشمنان (این) کارتان هستم ﴿168﴾

    ای پروردگارم! مرا و خانواده‌ام را از شر آنچه می‌کنند نجات ده ﴿169﴾

    پس او و خانواده‌اش همگی را یکجا نجات دادیم ﴿170﴾

    به جز پیرزنی که در جملۀ باقی‌ماندگان (در عذاب) بود ﴿171﴾

    باز دیگران را هلاک کردیم ﴿172﴾

    و بر آنان باران سخت باراندیم، پس چه بد بود باران بیم داده شدگان ﴿173﴾

    حقا که در این (عقوبت) نشانه‌ایست، و بیشتر‌شان ایمان‌آرنده نبودند ﴿174﴾

    و البته پروردگارت همان غالب مهربان است ﴿175﴾

    اصحاب ایکه (جنگل) پیغمبران را تکذیب کردند ﴿176﴾

    وقتی که شعیب به آنان گفت: آیا (از الله) نمی‌ترسید؟ ﴿177﴾

    البته من برای شما پیغمبر امین هستم ﴿178﴾

    پس از الله بترسید و از من اطاعت کنید ﴿179﴾

    و بر تبلیغ این رسالت از شما مزد و پاداشی نمی‌خواهم، مزد و پاداش من جز بر عهدۀ پروردگار جهانیان نیست ﴿180﴾

    (شعیب گفت:) پیمانه را به تمام و کمال دهید و از کم‌کنندگان مباشید ﴿181﴾

    و با ترازوی برابر و درست وزن کنید ﴿182﴾

    و به مردم اشیای‌شان راکم ندهید و در زمین فسادکار نگردید ﴿183﴾

    و بترسید از ذاتی که شما و امت‌های گذشته را آفریده است ﴿184﴾

    گفتند: تو حتما از جملۀ جادوشدگانی ﴿185﴾

    و تو جز بشری مانند ما نیستی، و یقینا تو را از دروغگویان می‌پنداریم ﴿186﴾

    اگر از راستگویانی، پس قطعه‌ای از آسمان را بر ما بیفگن ﴿187﴾

    (شعيب) گفت: پروردگارم به آنچه می‌کنید داناتر است ﴿188﴾

    پس او را تکذیب کردند و عذاب روز ابر (آتشبار) آنان را فرو گرفت، البته آن عذاب روزی سخت و بزرگ بود ﴿189﴾

    البته در این (هلاک ساختن) نشانه است. و بیشترشان ایمان‌آرنده نبودند ﴿190﴾

    و يقيناً پروردگار تو غالب (و) مهربان است ﴿191﴾

    و البته این (قرآن) فرو فرستادۀ پروردگار جهانیان است ﴿192﴾

    که جبرئیل آن را فرود آورده است ﴿193﴾

    (فرود آورده) بر دل تو تا از بيم‌دهندگان باشی، ﴿194﴾

    (آن قرآن) به زبان عربی واضح و روشن ﴿195﴾

    و البته (وصف) آن در صحیفه‌های پیشینیان آمده است ﴿196﴾

    آیا برایشان نشانۀ (حقانیت قرآن) نیست که علمای بنی اسرائیل آن را می‌دانستند؟ ﴿197﴾

    و اگر آن را بر بعضی از عجمیان نازل می‌کردیم ﴿198﴾

    باز آن را برایشان می‌خواند، به آن ایمان نمی‌آوردند ﴿199﴾

    ما این چنین آن را در دل‌های مجرمان راه دادیم ﴿200﴾

    که به آن ایمان نمی‌آورند، تا آن که عذاب دردناک را ببینند ﴿201﴾

    پس عذاب به طور ناگهانی بر سر آنان می‌آید، در حالیکه بی‌خبرند ﴿202﴾

    پس می‌گویند: آیا به ما مهلت داده می‌شود؟ ﴿203﴾

    پس آیا عذاب ما را به شتاب می‌طلبند؟ ﴿204﴾

    مگر نمی‌دانی که اگر سال‌ها آنها را (مهلت دهیم و از نعمت‌ها) برخوردار سازیم ﴿205﴾

    باز آنچه که به آن وعده داده می‌شوند، به ایشان برسد ﴿206﴾

    آن برخورداریشان چیزی را از آنان دفع نمی‌کند؟ ­ ﴿207﴾

    و (اهل) هیچ قریه را نابود نکردیم مگر اینکه ترسانندگانی (از پیامبران و نائبان آنها) داشتند ﴿208﴾

    برای پند دادن و ما ظلم‌کننده نبودیم ﴿209﴾

    و این قرآن را شیاطین فرود نیاورده‌اند ﴿210﴾

    و سزاوارشان نیست، و نمی‌توانند (آن را نازل کنند) ﴿211﴾

    و چون آنها از شنیدن (قرآن و سخن فرشتگان) دور و محروم‌اند ﴿212﴾

    پس با الله معبود دیگری را به دعا مخوان که از عذاب‌شدگان خواهی بود ﴿213﴾

    و خویشاوندان نزدیکت را (از عذاب) بترسان ﴿214﴾

    و بال مهربانی و شفقت خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند، بگستران ﴿215﴾

    پس اگر از تو نافرمانی کردند، بگو: البته من از آنچه می‌کنید بیزارم ﴿216﴾

    و بر توانای مهربان توکل کن ﴿217﴾

    آن ذاتی که چون (برای نماز شب) می‌ایستی، تو را می‌بیند ﴿218﴾

    و (همچنین می‌بیند) حرکت (قیام و رکوع و نشست و برخاست) تو را در میان سجده‌کنندگان ﴿219﴾

    يقينا او شنوای داناست ﴿220﴾

    آیا شما را خبر دهم که شیاطین بر چه کسى نازل می‌شوند؟ ﴿221﴾

    بر هر دروغگوی گناهکار نازل می‌شوند ﴿222﴾

    گوش می‌دهند (به سخن فرشتگان) و بیشترشان دروغگو‌اند ﴿223﴾

    و شاعران را گمراهان پیروی می‌کنند ﴿224﴾

    آیا ندیدی که آنان در هر وادیی حیران و سرگردانند؟ ﴿225﴾

    و آنها کسانی‌اند که چیزهایی می‌گویند که خود انجام نمی‌دهند ﴿226﴾

    مگر آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند و الله را بسیار یاد کرده‌اند و پس از آنکه مورد ظلم قرار گرفته‌اند، انتقام گرفته‌اند. و زود است که ظالمان بدانند که به کدام بازگشتگاه باز می‌گردند ﴿227﴾

    نمل

    Surah 27

    طس. (معنای این حروف به الله معلوم است)، این آیه‌های قرآن و کتاب روشنگر است ﴿1﴾

    هدایت و مژده‌ای برای مؤمنان است ﴿2﴾

    آنان که نماز را برپا می‌کنند و زکات را می‌دهند و ایشان به آخرت یقین دارند ﴿3﴾

    البته کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، کارهایشان را در نظر‌شان آراسته‌ایم، پس آنان (در گمراهی خود) متردد و حیران‌اند ﴿4﴾

    آنان کسانی‌اند که برای‌شان عذاب بد است، و ایشان در آخرت زیانکارترین (مردم) می‌باشند ﴿5﴾

    و یقینا تو قرآن را از سوی پروردگار حکیم و دانا دریافت می‌کنی ﴿6﴾

    به یادآور وقتی که موسی به اهلش گفت: من آتشی دیدم، (به زودی) برای شما خبری یا شعله‌ای از آن می‌آورم تا خود را گرم کنید ﴿7﴾

    پس چون موسی به نزدیک آن آمد، صدا کرده شد: بابرکت و خجسته گردید آن که در آتش است، و (نیز) آن که اطراف آن است، و الله پاک و منزه است، پروردگار جهانیان ﴿8﴾

    (گفتیم) ای موسی! بدان که من الله، ذات توانای حکیم هستم ﴿9﴾

    و عصای خود را بینداز و چون آن را دید که گویی ماری است که حرکت می‌کند، به عقب بازگشت و پشت خود را نظر نکرد. (فرمودیم) ای موسی! نترس، چونکه پیغمبران در پیشگاه من نمی‌ترسند ﴿10﴾

    مگر کسی که ستم کرده باشد، باز بدی را به نیکی تبدیل کند، پس (بداند که) يقينا من آمرزندۀ مهربانم ﴿11﴾

    و دست خود را در گریبانت داخل کن تا سفیدِ درخشان بی‌عیب بیرون آید. (این) از جملۀ نُه نشانه (است که به تو خواهیم داد) به‌سوی فرعون و قوم او (برو)، زیرا آنان قوم فاسقند ﴿12﴾

    پس چون معجزه‌های ما به وضوح و روشنی (که سبب بصیرت و دانایی بود) به آنان رسید، گفتند: این جادوی آشکار است ﴿13﴾

    و معجزات را در حالیکه دل‌هایشان به آن باور داشت، از روی ظلم و تکبر انکار کردند. پس بنگر که عاقبت فسادکاران چطور شد؟ ﴿14﴾

    و البته به داود و سلیمان (نیز) علم و دانش عطا کردیم و آن دو گفتند: ستایش الله راست که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری داد ﴿15﴾

    و سلیمان (در علم و نبوت) وارث داود گردید، و گفت: ای مردم! به ما زبان پرندگان آموخته شده است، و از همۀ چیزها به ما داده شده است. یقینا این فضیلت آشکار است ﴿16﴾

    و برای سلیمان لشکریانش از جن و انس و پرندگان جمع کرده شدند، پس (در صف‌های منظم) توقف داده شدند ﴿17﴾

    تا آنکه به وادی مورچگان رسیدند، مورچه‌ای گفت: ای مورچگان! به لانه‌های خود در آیید تا سليمان و لشکریانش نادیده و نادانسته شما را پایمال نکنند ﴿18﴾

    سلیمان از سخن آن مورچه تبسم کرد و گفت: ای پروردگارم! به من توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدرم عطا کرده‌ای بجا آورم، و (به من توفیق ده) تا کار نیک انجام دهم که آن را بپسندی، و مرا به رحمت خود در جملۀ بندگان صالحت درآور ﴿19﴾

    و (سلیمان) جویای حال پرندگان شد و گفت: چرا هدهد را نمی‌بینم، یا اینکه از غایبان است؟ ﴿20﴾

    حتماً او را به عذاب سخت سزا خواهم داد، یا سر او را می‌برم، یا (باید) دلیل آشکار برای من بیاورد (که چرا غایب بود) ﴿21﴾

    دیری نگذشت (که هدهد برگشت) و گفت: من از چیزی آگاهی یافتم که تو از آن آگاه نیستی و از (مردم) سبأ برایت خبری یقینی آورده‌ام ﴿22﴾

    من زنی را یافتم که بر آنان فرمانروایی می‌کند و از همه چیز داده شده است و تخت بس بزرگ دارد ﴿23﴾

    او و قومش را چنین یافتم که به جای الله به آفتاب سجده می‌کنند، و شیطان کارهایشان را برایشان آراسته است، و آنان را از راه (حق) بازداشته است. لذا آنها راهیاب نمی‌شوند ﴿24﴾

    (شیطان این کار را برای‌شان آراست) تا سجده نکنند برای پروردگاری که نهان را در آسمان‌ها و زمین آشکار می‌کند و آنچه را پنهان می‌دارید و آنچه را آشکار می‌سازید می‌داند ﴿25﴾

    الله آن ذاتی است که هیچ معبود بر حق به جز او نیست و او پروردگار عرش بزرگ است ﴿26﴾

    (سلیمان به هدهد) گفت: به زودی خواهیم دید که آیا راست گفته‌ای یا از دروغ‌گویان بوده‌ای ﴿27﴾

    (پس) این نامۀ مرا ببر و آن را به‌سوی آنان بینداز، باز از ایشان دور شو، و بنگر که چه (جواب) باز می‌دهند؟ ﴿28﴾

    (پس از رسیدنِ نامه، ملكه بلقیس) گفت: ای بزرگان! البته نامۀ ارجمندی به‌سوی من انداخته شده است ﴿29﴾

    آن نامه از سوی سلیمان است و (سرآغاز) آن چنین است: بنام الله بخشندۀ مهربان ﴿30﴾

    (مضمون نامه این است که ای اهل سبا!) بر من تكبر نورزید و تسلیم شده به نزد من آیید ﴿31﴾

    (ملکه) گفت: ای سران قوم! در کارم به من نظر دهید، من هیچ کاری را بدون حضور و نظر شما انجام نداده‌ام ﴿32﴾

    گفتند: ما دارای قوت و شوکت هستیم و ما صاحبان کارزار سختیم. ولی اختیار کار در دست توست. پس بنگر که چه فرمان می‌دهی ﴿33﴾

    ملکه گفت: چون بادشاهان (فاتحانه) در شهری داخل شوند (پس) آن را ویران و برباد می‌کنند، و عزیز‌ترین مردمانش را خوارترین می‌گردانند، و اینگونه عمل می‌کنند ﴿34﴾

    و من هدیه‌ای به‌سوی‌شان خواهم فرستاد تا ببینم فرستادگان با چه جواب باز می‌گردند ﴿35﴾

    پس چون (فرستاده) به نزد سلیمان آمد، (سلیمان به او) گفت: آیا مرا به مال مدد می‌کنید؟ پس بدانید آنچه الله به من عطا کرده است، بهتر است از آنچه به شما داده است، بلکه این شما هستید که به هدیۀ خود شادمان و خورسند می‌شوید ﴿36﴾

    (سلیمان به فرستاده گفت:) به‌سوی آنان باز گرد، ما حتما با لشکری به سوی‌شان خواهیم آمد که آنان توان مقابله با آن را ندارند، و ایشان را از آنجا با حالت خوار و زبون بیرون خواهیم کرد ﴿37﴾

    (سلیمان) گفت: ای بزرگان! کدام یک از شما تخت او را - پیش از آنکه از در تسلیم نزد من آیند - برایم می‌آورد؟ ﴿38﴾

    عفریتی (تنومندی) از جن گفت: من آن را پیش از آنکه از مجلست برخیزی برایت می‌آورم، و من بر آن (کار) توانا و امین هستم ﴿39﴾

    کسی که نزد او علم و دانشی از کتاب الهی بود، گفت: من آن را پیش از چشم بر هم زدنت نزد تو می‌آورم. پس چون (سلیمان) تخت را پیش خود مستقر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا شکر می‌گزارم یا ناشکری می‌کنم؟ و هر کس شکر گزارد تنها به سود خود شکر می‌ورزد، و هر کس کفران (نعمت) کند، پس بدون شک پروردگارم بی‌نیاز کریم است ﴿40﴾

    (سلیمان) گفت: تخت او را در نظرش ناشناس و دگرگون سازید، تا ببینیم که آیا پی می‌برد یا از آنانی می‌شود که راهیاب نمی‌گردند؟ ﴿41﴾

    پس چون آمد، گفته شد: آیا تخت تو این چنین است؟. گفت: گویا این همان است. و پیش از این به ما علم داده شده بود و ما فرمانبردار و منقاد بودیم ﴿42﴾

    و آنچه را که به غیر از الله پرستش می‌کرد، او را (از عبادت الله) باز داشته بود، چون او از جملۀ قوم کافر بود ﴿43﴾

    به او (بلقیس) گفته شد: به قصر وارد شو، وقتی که آن را دید گمان کرد که حوض است، و دامن را از ساق‌هایش برکشید. (سلیمان) گفت: این قصری صاف و ساده از آبگینه‌هاست. گفت: پروردگارا! من به خود ظلم کردم و اکنون همرای سلیمان تسلیم پروردگار جهانیان شدم ﴿44﴾

    و يقينا به‌سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، که الله را بپرستید. پس ناگهان آنها به دو فريق متخاصم (کافر و مؤمن) تقسیم شدند ﴿45﴾

    (صالح) گفت: ای قوم من! چرا بدی (عذاب) را پیش از نیکی (رحمت) به شتاب می‌طلبید؟ چرا از الله آمرزش نمی‌خواهید تا مورد رحمت قرار گیرید؟ ﴿46﴾

    گفتند: ما به تو و به کسانی که با تو هستند، فال بد گرفته‌ایم. گفت: فال بدتان نزد الله است، بلکه شما گروهی هستید که آزموده می‌شوید ﴿47﴾

    و در آن شهر نه نفر بودند که در زمین فساد می‌کردند و هیچ اصلاح نمی‌کردند ﴿48﴾

    گفتند: به یکدیگر قسم بخورید (عهد ببندید) که بر صالح و خانواده‌اش در شب یورش می‌آوریم، باز به ولی او می‌گوییم: ما در وقت هلاکت خانواده‌اش حاضر نبودیم و البته ما راستگوییم ﴿49﴾

    و حیلۀ بس‌بزرگ سنجیدند و ما هم (برای هلاکت آنها و نجات صالح) تدبیر نمودیم، در حالیکه آنها خبر نداشتند ﴿50﴾

    پس بنگر سرانجام حیله‌سازی آنان چگونه بود؛ ما آنان و قوم‌شان را همگی نابود کردیم ﴿51﴾

    پس این خانه‌های آنان است که به سبب ظلم‌شان به زمین افتاده است. بی‌گمان در این (ماجرا) برای مردمی که می‌دانند، دلیل و نشانه‌ای است ﴿52﴾

    و کسانی را که ایمان آوردند و تقوا پیشه کردند، نجات دادیم ﴿53﴾

    و لوط را (به یادآور) وقتی که به قوم خود گفت: آیا عمل فاحشه را انجام می‌دهید در حالیکه (قباحت آنرا) می‌دانید؟ ﴿54﴾

    آیا شما برای شهوترانی، به جای زنان به سراغ مردان می‌آئید؟ بلکه شما قومی هستید که (عقوبت این جریمه را) نمی‌دانید ﴿55﴾

    پس جواب قومش جز آن نبود که گفتند: خانواده (و پیروان) لوط را از دیار خود بیرون کنید که آنان مردم پاکدامن (و بیزار از ناپاکی‌ها) هستند ﴿56﴾

    پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم، به جز همسرش که او را از جملۀ باقیماندگان (در عذاب) مقدر کردیم ﴿57﴾

    و بر آنان باران سخت (از سنگ) باراندیم، پس چه بد است باران بیم داده شدگان ﴿58﴾

    بگو: ستایش برای الله است. و سلام بر آن بندگانش که (آنان را) برگزیده است. آیا الله بهتر است یا چیزهایی که (با الله) شریک می‌سازند؟ ﴿59﴾

    یا کیست که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و از آسمان آبی برایتان فرود آورده است، پس به وسیلۀ آن باغ‌های زیبا رویانیدیم در حالی که شما نمی‌توانستید درختانش را برویانید. آیا معبودی با الله هست؟ نه، بلکه در حقیقت آنها گروه کجرو هستند ﴿60﴾

    یا کیست که زمین را قرارگاه گردانید و در میان آن نهرها قرار داد و برای آن کوه‌های پابرجا و استوار آفرید و میان دو دریا برزخ و پرده‌ای قرار داد؟ آیا معبودی با الله هست؟ نه، بلکه بیشترشان نمی‌دانند ﴿61﴾

    یا کیست که دعای درمانده را - چون او را به دعا بخواند - اجابت می‌کند، و سختی را دور می‌کند، و شما را جانشین زمین می‌سازد. آیا معبودی با الله هست؟! شما بسیار کم پند می‌گیرید ﴿62﴾

    یا کیست که شما را در تاریکی‌های بیابان و دریا هدایت می‌کند، و کیست که بادها را پیشاپیش رحمتش مژده‌دهنده می‌فرستد. آیا معبودی دیگر با الله هست؟ الله برتر است از آنچه شریک وی می‌سازند ﴿63﴾

    یا کیست که آفریدن را آغاز می‌کند، باز آن را باز می‌گرداند؟ و چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی می‌دهد؟ آیا معبودی با الله هست؟ بگو: دلیل و برهان خود را بیاورید، اگر راست می‌گویید ﴿64﴾

    بگو: هرکه در آسمان‌ها و زمین است، جز الله غيب را نمی‌داند. و نمی‌دانند چه وقتی برانگیخته می‌شوند ﴿65﴾

    بلکه علم ایشان دربارۀ آخرت نارسا است (و در آخرت تکامل خواهد یافت)، بلکه آنان در (وقوع) آن در شک هستند، بلکه آنان در مورد آن کورند ﴿66﴾

    و کافران گفتند: آیا چون ما و پدران ما خاک گردیم، آیا بیرون آورده می‌شویم؟ ﴿67﴾

    در واقع این را به ما و پیش از ما به پدران ما نیز وعده داده‌اند، این جز افسانه‌های گذشتگان نیست ﴿68﴾

    بگو: در زمین بگردید، پس ببینید که سرانجام مجرمان چگونه شد؟ ﴿69﴾

    و بر (كفر) آنان غم و اندوه مخور. و از آنچه مکر می‌ورزند، دل تنگ مباش ﴿70﴾

    و می‌گویند: این وعده کی خواهد بود، اگر راستگویید؟ ﴿71﴾

    بگو: شاید بعضی از آنچه را که به شتاب می‌طلبید، به شما نزدیک شده باشد ﴿72﴾

    و البته پروردگارت بر مردم دارای فضل (فراوان) است، ولی بیشترشان شکر نمی‌گزارند ﴿73﴾

    و يقينا پروردگارت می‌داند آنچه را در دل‌هایشان پنهان می‌کنند و آنچه را که آشکار می‌سازند ﴿74﴾

    و هیچ پوشیده‌ای در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتاب روشن (درج شده) است ﴿75﴾

    یقینا این قرآن برای بنی اسرائیل بیشتر آنچه را که در آن اختلاف می‌کنند، بیان می‌کند ﴿76﴾

    و البته آن (قرآن) برای کسانی که ایمان آورده‌اند، هدایت و رحمت است ﴿77﴾

    به یقین پروردگارت به حکم خود در میان آنها فیصله خواهد کرد. و او غالبِ دانا است ﴿78﴾

    پس بر الله توکل کن، زیرا تو بر حق آشکار هستی ﴿79﴾

    البته تو نمی‌توانی به مردگان بشنوانی، و نمی‌توانی به کران آواز بشنوانی هنگامی‌که پشت‌کرده روی بگردانند ﴿80﴾

    و تو نمی‌توانی نابینایان (حق) را از گمراهی‌شان (به‌سوی حق) هدایت کنی، تو تنها کسی را می‌توانی بشنوانی که به آیات ما ایمان می‌آورد، پس آنها منقاد و فرمانبردارند ﴿81﴾

    و چون فرمان (عذاب) بر آنان تحقق یابد، جانوری را از زمین برای آنها بیرون می‌آوریم که با ایشان سخن می‌گوید، چرا که مردم به آیات ما یقین نداشتند ﴿82﴾

    و آن روز (را به یادآور) که از هر امت، گروهی از آنان را که آیات ما را تکذیب می‌کردند، محشور کنیم. پس آنان توقف داده می‌شوند تا با هم دیگر یکجا شوند ﴿83﴾

    تا آنکه همگی آمدند (الله) می‌فرماید: آیا آیات مرا تکذیب کردید درحالیکه در مورد آن از نظر علم احاطه نداشتید؟ یا (در طول زندگی‌تان) چه می‌کردید؟ ﴿84﴾

    و به سبب ظلمی که کرده بودند، فرمان (عذاب الهی) بر آنان واقع شد، پس آنان (نمی‌توانند) سخن بگویند ﴿85﴾

    آیا ندیدند که ما شب را آفریدیم تا در آن آرام گیرند، و روز را روشن ساختیم؟ البته در این کار برای قومی که ایمان می‌آوردند، علامات (قدرت الهی) است ﴿86﴾

    و یادآور شو روزی که در صور دمیده می‌شود، پس آنانی که در آسمان‌ها و زمین‌اند هراسان شوند، به جز کسی‌که الله (امن‌شان را) بخواهد. و همگی عاجزانه به دربار او آیند ﴿87﴾

    و کوه‌ها را می‌بینی (و) آنها را ساکن می‌پنداری، حال آنکه مانند ابرها در حرکت‌اند. این آفرینش الله است که همه چیز را استوار ساخت. یقینا او به آنچه می‌کنید باخبر است ﴿88﴾

    (پس) هرکس که (به دربار الله) نیکی آورد، پاداشِ بهتر از آن خواهد داشت. و آنان از هراس آن روز ایمن‌اند ﴿89﴾

    و هرکس (به دربار الله) بدی آورد، پس چهره‌هایشان در آتش نگونسار می‌شود. (و به ایشان گفته می‌شود) آیا جز در مقابل آنچه می‌کردید سزا داده می‌شوید؟ ﴿90﴾

    جز این نیست که به من فرمان داده شده است که پروردگار این شهر (مکه) را بپرستم، پروردگاری که آن را حرام قرار داده است و همه چیز از اوست. و به من فرمان داده شده که از جملۀ تسلیم شدگان باشم ﴿91﴾

    و (به من فرمان داده شده است) اینکه قرآن را بخوانم، پس هرکس راه یابد، جز این نیست که به نفع خود راه می‌یابد. و هرکس گمراه شود، بگو: من فقط از بیم دهندگان می‌باشم ﴿92﴾

    و بگو: ستایش برای الله است، به زودی آیاتش را به شما نشان خواهد داد، پس آنها را خواهید شناخت. و پروردگارت از آنچه می‌کنید غافل نیست ﴿93﴾

    قصص

    Surah 28

    طسم. (معنای این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    این است آیات کتاب (که خیر و برکت آن) روشن (است) ﴿2﴾

    بخشی از خبر موسی و فرعون را برای قومی که ایمان دارند، به حق بر تو می‌خوانیم ﴿3﴾

    البته فرعون در زمین (مصر) تکبر ورزید، و مردمان آنجا را گروه گروه کرد، طایفه‌ای از ایشان را ضعیف و ناتوان می‌کرد. پسرانشان را می‌کشت، و زنانشان را زنده نگاه می‌داشت، بی‌گمان او از فسادکاران بود ﴿4﴾

    و می‌خواهیم بر آنان که در زمین ضعیف و ناتوان قرار داده شده بودند، منت بگذاریم و ایشان را پیشوایان بگردانیم و (نیز) آنها را وارثان (سلطنت) بگردانیم ﴿5﴾

    و ایشان را در زمین اقتدار (سلطنت و حکومت) می‌بخشیم، و به فرعون و هامان و لشکریان آن دو؛ آنچه را که از آن می‌ترسیدند، نشان دهیم ﴿6﴾

    و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده. و هنگامی که بر او ترسیدی، او را (در صندوق گذاشته و) به دریا بینداز، و مترس و غمگین مباش، به یقین ما او را به نزد تو باز می‌گردانیم و او را از جملۀ پیغمبران می‌گردانیم ﴿7﴾

    پس خانوادۀ فرعون او را گرفتند تا سرانجام دشمن آنان و سبب غم و اندوه‌شان گردد. یقینا فرعون و هامان و لشکریان آن دو خطاکار بودند ﴿8﴾

    و همسر فرعون گفت: او برای من و برای تو نور چشم خواهد بود، او را نکشید، شاید به ما سود بخشد، و یا او را به فرزندی بگیریم و آنان خبر نداشتند (که عاقبت امر دشمن‌شان خواهد شد) ﴿9﴾

    و دل مادر موسی تهی (از صبر و قرار) شد، و اگر دل او را استوار نمی‌ساختیم تا از جملۀ یقین‌کنندگان (به وعدۀ الله) باشد، نزدیک بود که راز او را آشکار سازد ﴿10﴾

    و (مادر موسی) به خواهرش گفت: در پی او برو. پس خواهرش او را از دور می‌دید، در حالی که آنان نمی‌دانستند ﴿11﴾

    و شیر همۀ دایه‌ها را از قبل بر او حرام ساختیم، پس (خواهرش) گفت: آیا شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که برای شما پرورش او را به عهده بگیرند، در حالیکه خیرخواه او باشند؟ ﴿12﴾

    پس موسی را به مادرش باز گردانیدیم تا چشمش روشن شود، و غمگین نگردد، و بداند که وعدۀ الله حق است. ولی بیشترشان نمی‌دانند ﴿13﴾

    و چون موسی به کمال رشد خود رسید و اندام او کامل شد، به او حکمت و دانش دادیم. و این چنین به نیکوکاران پاداش می‌دهیم ﴿14﴾

    و روزی که مردم شهر غافل بودند وارد آن شد و دید که دو مرد می‌جنگند، یکی از قوم او، و آن دیگری از دشمنانش بود. آن که از قومش بود، از موسی علیه آنکه از دشمنش بود کمک خواست، و (موسی) مشتی به او زد و او را کشت. گفت این از کار شیطان است، چون او دشمن گمراه کنندۀ آشکار است ﴿15﴾

    موسی گفت: ای پروردگارم! من به خود ظلم کردم، پس مرا بیامرز. و الله او را بخشید، یقینا او آمرزندۀ مهربان است ﴿16﴾

    موسی گفت: ای پروردگارم! به سبب نعمت‌هایی که به من داده‌ای، من هرگز مددگار مجرمان نخواهم بود ﴿17﴾

    و شب را ترسان و نگران در شهر روز کرد، ناگهان (دید) همان کسی که دیروز از او مدد خواسته بود، او را فریاد می‌کند. موسی به او گفت: بی‌گمان تو گمراه آشکاری ﴿18﴾

    پس چون (موسی) خواست به شخصی که دشمن هردوی آنان بود، دست دراز کند، گفت: آیا می‌خواهی مرا بکشی، طوری که دیروز کسی را کشتی؟ تو می‌خواهی در زمین ستمگر باشی، و نمی‌خواهی از نیکوکاران باشی ﴿19﴾

    و (در این اثنا) مردی از آخر شهر شتابان آمد، گفت: ای موسی! سران حکومت دربارۀ تو مشورت می‌کنند تا تو را بکشند، پس بیرون برو، یقینا من از خیرخواهان تو هستم ﴿20﴾

    پس موسی از شهر بیرون شد، درحالیکه ترسان و نگران بود. گفت: پروردگارا! مرا از قوم ظالم نجات ده ﴿21﴾

    و وقتی‌که به طرف مدین متوجه شد، گفت: امید است که پروردگارم مرا به راه راست هدایت نماید ﴿22﴾

    و هنگامی که به آب مدین رسید، بر آن گروهی از مردم را دید که به (مواشی) آب می‌دهند، و آن طرف دیگر دو زن را یافت که مواشی خود را باز می‌دارند. گفت: منظورتان از این کار چیست؟ گفتند: ما (مواشی خود را) آب نمی‌دهیم تا اینکه چوپانان (مواشی‌شان را) باز گردانند، و پدر ما پیرمرد بزرگ سال است ﴿23﴾

    پس موسی به (مواشی) آن دو آب داد، باز به سایه بازگشت و گفت: ای پروردگارم! من به آنچه از خیر که به سویم فرود آوردی، محتاجم ﴿24﴾

    پس یکی از آن دو دختر درحالیکه با حیا گام برمی‌داشت به نزد او آمد (و) گفت: پدرم تو را دعوت می‌کند، تا مزد آب دادنِ (مواشی ما) را به تو دهد. پس چون موسی نزد او آمد و داستان را برای او حکایت کرد، گفت: نترس که از مردمان ظالم نجات یافتی ﴿25﴾

    یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر من! او را اجیر بگیر، بی‌گمان بهترین کسی است که به خدمت‌‌گیری (زیرا) هم شخص توانا (و هم) امین است ﴿26﴾

    (آن مرد کهن سال) گفت: من می‌خواهم یکی از این دو دخترانم را به نکاح تو درآورم، به شرط اینکه هشت سال خدمت مرا کنی، پس اگر ده سال را تمام کنی پس از (احسان) توست. من نمی‌خواهم (بر تو سخت‌گیرم و) تو را در مشقت اندازم. اگر الله بخواهد مرا از نیکان خواهی یافت ﴿27﴾

    (موسی) گفت: این پیمان میان من و تو است، البته هرکدام از این دو مدّت را ادا کردم، نباید تجاوزی بر من صورت گیرد. و الله بر آنچه می‌گوییم وکیل و گواه است ﴿28﴾

    و چون موسی آن مدت را به پایان رسانید و با اهل خود روان شد، از سوی (کوه) طور آتشی را دید. به اهل خود گفت: بایستید که من آتشی را دیده‌ام، امیدوارم از آنجا خبری یا شعله‌ای از آتش برایتان بیاورم تا خود را (به آن) گرم کنید ﴿29﴾

    پس وقتی نزدیک آتش آمد، از کنارۀ راست وادی، در جایگاه بابرکت، از درخت آواز کرده شد که ای موسی! من الله پروردگار جهانیانم ﴿30﴾

    و عصای خود را بینداز، پس چون آنرا دید که حرکت می‌کند گویی مار است، موسی پشت گردانید و بازنگشت. (گفتیم) برگرد و نترس، یقینا تو از جملۀ کسانی هستی که در امانند ﴿31﴾

    دستت را به گریبانت درآور تا سفید (و) بی‌عیب بیرون آید. و بخاطر دور کردن ترس، دست‌هایت را به‌سوی خود جمع کن این دو دلیل از سوی پروردگارت برای فرعون و اشراف (قوم) اوست. چون آنان قوم نافرمانِ بدکار بودند ﴿32﴾

    (موسی) گفت: ای پروردگارم! من کسی از آنان را کشته‌ام، پس می‌ترسم که مرا بکشند ﴿33﴾

    و برادرم هارون از من فصیح‌تر است، پس او را با من بفرست تا مددگار من باشد و مرا تصدیق نماید. چون من می‌ترسم از آنکه مرا تکذیب کنند ﴿34﴾

    (الله) فرمود: ما بازوی تو را به وسیلۀ برادرت (هارون) تقویت و نیرومند خواهیم کرد و به شما سلطه و برتری خواهیم داد. پس آنان به شما دست یافته نمی‌توانند، به سبب معجزات ما، شما و کسانی که از شما پیروی می‌کنند غالب خواهید شد ﴿35﴾

    پس وقتی موسی با معجزات روشن و آشکار ما به نزد آنان آمد، گفتند: این جز جادوی خودساخته نیست. و در میان پدران نخستین خود چنین چیزی را نشنیده‌ایم ﴿36﴾

    و موسی گفت: پروردگار من داناتر است که چه کسی هدایت را از سوی او آورده است و چه کسی سرانجام نیک سرای آخرت را دارد، بی‌گمان ظالمان کامیاب نمی‌شوند ﴿37﴾

    و فرعون گفت: ای سران و بزرگان قوم! من جز خودم معبودی را برای شما نمی‌شناسم! پس ای هامان! برای من بر گِل آتش بیافروز (و آنرا پخته کن) باز برای من برج بزرگی بساز، شاید من از معبود موسی اطلاع حاصل نمایم. و به راستی من او را از دروغگویان می‌پندارم ﴿38﴾

    و فرعون و لشکر او به ناحق تکبر ورزیدند و گمان کردند که آنان به‌سوی ما بازگردانیده نمی‌شوند ﴿39﴾

    پس او و سپاهیانش را گرفتیم، پس آنان را در دریا افگندیم. پس بنگر سرانجام ظالمان چگونه بود؟ ﴿40﴾

    و آنان را پیشوایانی گردانیدیم که به‌سوی آتش (دوزخ) دعوت می‌دادند، و روز قیامت یاری نمی‌شوند ﴿41﴾

    و در این دنیا لعنت را از عقب‌شان فرستادیم و روز قیامت هم از جملۀ طرد شدگان هستند ﴿42﴾

    و البته به موسی کتاب آسمانی دادیم، بعد از آنکه اقوام نخستین را نابود کردیم، تا برای مردم سبب بصیرت و وسیله هدایت و رحمت باشد و تا ایشان یادآورد شوند و عبرت گیرند ﴿43﴾

    و (ای محمد) تو در جانب غربی (کوه طور) نبودی، آن دم که امر نبوت را به موسی ابلاغ کردیم. و تو از حاضرین نبودی ﴿44﴾

    و ليكن ما نسل‌هایی بوجود آوردیم، پس عمرشان طولانی شد. و تو در میان اهل مدين مقیم نبودی تا آیات ما را بر آنان بخوانی، لیکن ما فرستنده بودیم ﴿45﴾

    و تو در کنار کوه طور نبودی وقتی که ما ندا دادیم، ولی رحمتی از سوی پروردگارت (آمد) تا قومی را بیم دهی که قبل از تو بیم دهنده‌ای به سوی‌شان نیامده بود، تا آنان پند بپذیرند ﴿46﴾

    اگر (پیش از فرستادن پیغمبر) مصیبتی به خاطر اعمال‌شان به آنان می‌رسید، پس می‌گفتند: ای پروردگار ما! چرا به‌سوی ما پیغمبری نفرستادی تا از آیات تو پیروی می‌کردیم و از مؤمنان می‌بودیم؟ ﴿47﴾

    پس چون حق از جانب ما به سوی‌شان آمد، گفتند: چرا مانند آنچه که به موسی داده شد به او داده نشده است؟ آیا به آنچه پیش از این به موسی داده شد کفر نورزیده‌اند؟ گفتند: این دو (قرآن و تورات) جادویی‌اند که یکدیگر را تأیید می‌کنند. و گفتند: ما همه را انکار می‌کنیم ﴿48﴾

    بگو: پس اگر راست می‌گویید، کتابی از نزد الله بیاورید که از این دو (کتاب) هدایت کننده‌تر باشد، تا از آن پیروی کنم ﴿49﴾

    پس اگر دعوت تو را نپذیرفتند (و ایمان نیاوردند)، بدان که تنها از خواهشات خود پیروی می‌کنند. و کیست گمراه‌تر از کسی که بدون راهنمایی از (سوی) الله، از هوی و هوس خود پیروی می‌کند؟! يقينا الله مردم ظالم را هدایت نمی‌کند ﴿50﴾

    و البته (به وسیلۀ تورات و قرآن) سخن هدایت را به آنها پی در پی رسانیدیم، تا عبرت گیرند ﴿51﴾

    آنانی را که پیش از این (قرآن) کتاب داده‌ایم به آن ایمان می‌آورند ﴿52﴾

    و چون (قرآن) بر آنان خوانده شود، می‌گویند: به آن ایمان آوردیم، چون آن حق است و از سوی پروردگار ماست. ما پیش از (نزول) آن نیز مسلمان (منقاد و فرمانبردار) بودیم ﴿53﴾

    ایشان به خاطر آنکه صبر کردند، اجر‌شان دو بار به آنان داده می‌شود و به خاطر آنکه بدی را با نیکی دفع می‌کنند. و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند ﴿54﴾

    و چون سخن لغو را بشنوند، از آن روی می‌گردانند و می‌گویند: اعمال ما برای ماست، و اعمال شما برای شماست. سلام بر شما ما خواهان (همنشینی با) جاهلان نیستیم ﴿55﴾

    (ای پیامبر!) تو کسی را که دوست داری نمی‌توانی هدایت کنی، بلکه الله هر کس را که بخواهد هدایت می‌کند، و او به هدایت شدگان داناتر است ﴿56﴾

    و گفتند: اگر همراه تو از هدایت پیروی کنیم، از سرزمین خود ربوده می‌شویم. آیا آنان را در حرم امن جای ندادیم، که ثمرات هر چیزی به عنوان روزی از جانب ما به‌سوی آن رسانده می‌شود؟ لیکن بیشترشان نمی‌دانند ﴿57﴾

    و چه بسیار قریه‌ها را نابود کردیم که زندگی خوش، آنها را مست و مغرور کرده بود. پس این خانه‌های ایشان است که بعد از آنان جز اندکی (در آن) سکونت نشده بود و ما خود ما وارث (دیار آنان) شدیم ﴿58﴾

    و پروردگار تو هرگز هلاک کنندۀ شهرها نبوده است، مگر اینکه در اصل و مرکز آن پیغمبری بفرستد که آیات ما را بر آنان بخواند. و ما نابود کنندۀ قریه‌ها نیستیم مگر اینکه اهالی آنجا ظالم باشند ﴿59﴾

    و هر آنچه داده شده‌اید، بهرۀ زندگانی دنیا و زینت آن است. ولی آنچه نزد الله است، بهتر و پاینده‌تر است. پس آیا از عقل‌تان کار نمی‌گیرید؟ ﴿60﴾

    آیا کسی که او را به وعدۀ نیک وعده داده‌ایم و او دریابندۀ آن است، مانند کسی است که متاع زندگی این جهان را به او داده‌ایم، باز او روز قیامت از احضار شدگان (در عذاب) باشد؟ ﴿61﴾

    و یادآور شو روزی را که (الله) آنان را ندا داده و می‌فرماید: کجایند آن شریکانی که آنها را (شفاعت‌گر) گمان می‌کردید؟ ﴿62﴾

    کسانی که حكم عذاب بر آنها ثابت شده است می‌گویند: ای پروردگار ما! ایشان کسانی‌اند که گمراه‌شان کردیم، آنان را چنانکه خود گمراه بودیم گمراه کردیم. ما از آنها به‌سوی تو بیزاری می‌جوییم، ما را عبادت نمی‌کردند (بلکه خواهشات خود را عبادت می‌کردند) ﴿63﴾

    و گفته می‌شود: شریکان‌تان را (برای نجات) بخوانید، پس آنها را می‌خوانند، ولی (ندای)‌شان را پاسخ نمی‌دهند. و عذاب را می‌بینند، (و آرزو می‌کنند)ای کاش راه یافته می‌بودند ﴿64﴾

    و یادآور شو روزی که (الله) آنها را ندا می‌دهد و می‌فرماید: به پیغمبران ما چه پاسخ دادید؟ ﴿65﴾

    پس خبرها در آن روز بر آنان پوشیده می‌گردد و (از شدت دهشت) نمی‌توانند چیزی را از یکدیگر بپرسند ﴿66﴾

    و اما کسی که توبه کرده و ایمان آورده و کار نیک انجام داده باشد، پس امید است که از جملۀ رستگاران گردد ﴿67﴾

    و پروردگار تو هر چه را بخواهد می‌آفریند و (هر کس را بخواهد) اختیار می‌کند، و اختیاری برای آنان نیست. پاک است الله و بالاتر از آن است که برایش شریک قرار می‌دهند ﴿68﴾

    و پروردگارت می‌داند آنچه را سینه‌هایشان پنهان می‌دارد و آنچه را آشکار می‌سازند ﴿69﴾

    و اوست «الله»، معبودی به حق جز او نیست، ستایش در اول و آخر برای اوست و حکم در اختیار اوست و به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿70﴾

    بگو: آیا دیده‌اید اگر الله شب را بر شما تا روز قیامت پیوسته و همیشه بگرداند، کیست معبودی غیر از الله که برایتان روشنی بیاورد؟ آیا (حق را) نمی‌شنوید؟ ﴿71﴾

    بگو: آیا دیده‌اید اگر الله روز را تا قیامت بر شما پیوسته و همیشه بگرداند، به جز الله معبودی است که بتواند برای شما شب را بیاورد تا در آن آرام گیرید؟ آیا نمی‌بینید؟ ﴿72﴾

    و از رحمتش (به شماست که) شب و روز را برایتان آفرید تا در آن آرام گیرید و تا از فضل او روزی بجوئید و تا باشد که شکر بگزارید ﴿73﴾

    و روزی که آنان را ندا میدهد، پس می‌گوید: آن شريكان من که شما می‌پنداشتید، کجایند (تا شما را از عذاب نجات دهند)؟ ﴿74﴾

    و (در آن روز) از هر امتی گواهی بیرون کنیم، پس گوییم: دلیل خود را بیاورید. پس می‌دانند که حق با الله است، و آنچه که (به وحدانیت الله) افترا می‌کردند، از ایشان گم و ناپدید می‌شود ﴿75﴾

    البته قارون از قوم موسی بود، پس بر آنان بغاوت کرد، و از گنج‌ها به اندازه‌ای به او دادیم که کلیدهای آن بر گروه توانمند سنگینی می‌کرد. وقتی قومش به او گفتند: شادی مکن، زیرا الله شاد شوندگان (به مال دنیا) را دوست نمی‌دارد ﴿76﴾

    و در آنچه الله به تو داده است سرای آخرت را بجوی، و نصیب خود را از دنیا فراموش مکن، و چنانکه الله به تو نیکی کرده است (با دیگران) نیکی کن، و در زمین در تلاش فساد مباش که الله فسادکاران را دوست نمی‌دارد ﴿77﴾

    قارون گفت: البته این (مال و ثروت) به خاطر علم و دانشی که دارم به من داده شده است. آیا ندانست که الله پیش از او از قرن‌ها (نسل‌های گذشته) کسانی را که از او تواناتر بودند و نسبت به او بیشتر مال اندوخته بودند، هلاک کرد؟ و مجرمان از گناهشان پرسیده نمی‌شوند (زیرا آنها از سیمای‌شان شناخته می‌شوند) ﴿78﴾

    پس (قارون) آراسته به زینت خود بر قومش بیرون شد، کسانی که زندگانی دنیا را می‌خواستند گفتند: ای کاش! ما نیز مانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بدون شک او از نصیب بزرگ (از نعمت‌های دنیا) برخوردار است ﴿79﴾

    و کسانی که علم داده شده بودند، گفتند: وای بر شما! پاداش الله برای کسی که ایمان آورد و کار نیک انجام دهد، بهتر است. و این سخن را جز صابران نمی‌پذیرند ﴿80﴾

    پس او و خانه‌اش را در زمین فرو بردیم. پس هیچ گروهی نداشت که او را در برابر (عذاب) الله مدد کنند، و خود او نیز از نصرت یافتگان نبود ﴿81﴾

    و همان کسانی که دیروز مقام و منزلت او را آرزو می‌کردند، گفتند: وای! مثل اینکه الله روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد فراخ و تنگ می‌گرداند، و اگر الله بر ما منت ننهاده بود، حتما ما را نیز (در زمین) فرو می‌برد. وای! گویا کافران رستگار نمی‌شوند ﴿82﴾

    آن سرای آخرت را برای کسانی مقرر می‌گردانیم که در زمین خواهان برتری و فساد نیستند، و عاقبت (نیک) برای پرهیزگاران است ﴿83﴾

    هر کس (در روز قیامت) کار نیک بیاورد، برای او (پاداش) بهتر از آن است، و هر کس بدی بیاورد (بداند) کسانی که مرتکب بدی‌ها شده‌اند، جز سزای آنچه کرده‌اند، (افزون بر آن) سزا داده نمی‌شوند ﴿84﴾

    البته همان ذاتی که (عمل کردن به) این قرآن را بر تو فرض کرد، يقيناً او بازگردانندۀ تو به‌سوی بازگشت‌گاه است. بگو: پروردگارم بهتر می‌داند که چه کسی هدایت را (از سوی) او آورده است، و چه کسی در گمراهی آشکار قرار دارد ﴿85﴾

    و تو امید نداشتی که کتاب بر تو نازل شود، بلکه این رحمتی از سوی پروردگارت بود (که این کار انجام شد)، پس هرگز مددگار کافران مباش ﴿86﴾

    و هرگز کافران تو را از آيات الله باز ندارند، پس از آنکه (قرآن) بر تو نازل شده است. و به‌سوی پروردگارت دعوت کن و هرگز از مشركان مباش ﴿87﴾

    و با الله معبود دیگری را مخوان، جز او معبود به حق نیست، همه چیز هلاک شونده است، جز وجه (ذات) او. سلطنت و حکم از او (نافذ) است و (همگی شما) به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿88﴾

    عنکبوت

    Surah 29

    الم. (مفهوم این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    آیا مردم گمان کرده‌اند همین که بگویند: ایمان آوردیم (به حال خود) رها می‌شوند و مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند؟ ﴿2﴾

    و به يقين کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم، پس البته الله آنان را که راست گفتند معلوم می‌دارد، و دروغگویان را (نیز) معلوم می‌دارد ﴿3﴾

    آیا آنان که مرتکب بدی‌ها می‌شوند گمان می‌کنند که از ما پیشی می‌گیرند؟ چه بد قضاوت می‌کنند ﴿4﴾

    هر کس که به لقای الله امید داشته باشد (بداند که) اجل مقرر الله آمدنی است و او شنوای داناست ﴿5﴾

    و هرکس جهاد کنند جز این نیست که تنها برای خودش جهاد می‌کند. البته الله از جهانیان بی‌نیاز است ﴿6﴾

    و آنان که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، حتما گناهانشان را از آنان محو می‌سازیم و به آنان نیکوترین آنچه را که می‌کردند پاداش می‌دهیم ﴿7﴾

    و به انسان سفارش کردیم که نسبت به پدر و مادرش نیکی کند. و اگر بکوشند تا چیزی را که به حقیقت آن علم نداری با من شریک گردانی، پس از آن دو اطاعت مکن، بازگشت تان به‌سوی من است، پس شما را به (حقیقت) آنچه می‌کردید، آگاه می‌سازم ﴿8﴾

    و آنان که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، آنان را در (زمرۀ) صالحان در می‌آوریم ﴿9﴾

    و از مردم کسی هست که می‌گوید: به الله ایمان آورده‌ایم، اما وقتی در راه الله مورد اذیت و آزار قرار گیرد، فتنۀ (شکنجه) مردم را مانند عذاب الله قرار می‌دهد. و اگر نصرتی از سوی پروردگارت (به مؤمنان) رسد، حتما می‌گوید: البته ما با شما بودیم، آیا الله به آنچه در سینه‌های عالميان است، داناتر نیست؟ ﴿10﴾

    و حتما الله مؤمنان را معلوم می‌دارد و حتما منافقان را (نیز) معلوم می‌دارد. ­ ﴿11﴾

    و کافران به مؤمنان گفتند: از راه ما پیروی کنید حتما گناهان شما را به گردن می‌گیریم، در حالیکه آنان چیزی از گناهان ایشان را بردارنده نیستند. بدون شک آنان دروغگویانند ﴿12﴾

    و البته بارهای (گناهان) خود و بارهایی دیگر را با بارهای (گناهان خود) بر می‌دارند و حتمی روز قیامت از آنچه افترا می‌کردند بازخواست می‌شوند ﴿13﴾

    و به يقين که نوح را به‌سوی قومش فرستادیم پس نهصد و پنجاه سال در میان آنان باقی ماند، پس طوفان آنان را در حالیکه ظالم بودند، فرو گرفت ﴿14﴾

    پس او و سواران کشتی را نجات دادیم و آن (کشتی) را پند و عبرتی برای جهانیان گرداندیم ﴿15﴾

    (و یادآور شو) ابراهیم را وقتی که به قومش گفت: الله را بپرستید و از او بترسید، این برای شما بهتر است اگر می‌دانید ﴿16﴾

    جز این نیست که شما غیر از الله بت‌هایی را می‌پرستید و (در عبادت الله) بهتان ایجاد می‌کنید، البته آنانی را که به جای الله می‌پرستید، به شما مالک روزی نیستند. پس نزد الله روزی بجویید و او را (به یگانگی) بپرستید و او را شکر گزارید که به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿17﴾

    و اگر (رسالت مرا) تکذیب کنید، پس امت‌های پیش از شما (نیز آن را) تکذیب کردند. و بر عهدۀ پیغمبر ما (وظیفه‌ای) جز ابلاغ آشکار نیست ﴿18﴾

    آیا ندیدند که الله چگونه خلقت را آغاز می‌کند، باز آن را بر می‌گرداند؟! بی‌گمان این (اعادۀ خلقت) بر الله آسان است ﴿19﴾

    بگو: در زمین بگردید و بنگرید که چگونه خلقت را آغاز کرد، باز پیدایش آخرت (بار دوم) را ایجاد می‌کند، یقینا الله بر هر کاری تواناست ﴿20﴾

    هر کس را بخواهد عذاب می‌دهد و هر کس را بخواهد مورد رحمت قرار می‌دهد، و به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿21﴾

    و شما چه در زمین و چه در آسمان عاجزکننده (الله) نیستید و غیر از الله هیچ دوست و هیچ مددگاری ندارید ﴿22﴾

    و آنان که به آیات الله و لقای او کفر ورزیدند، ایشان از رحمت من ناامید شده‌اند. و آن گروه برای‌شان عذاب دردناک است ﴿23﴾

    پس جواب قومش جز این نبود که گفتند: او را بکشید یا بسوزانید! پس الله او را از آتش نجات داد. بی‌گمان در این (ماجرا) برای قومی که ایمان می‌آورند، نشانه‌هایی (قدرت الله) است ﴿24﴾

    و (ابراهیم) گفت: جز این نیست که غیر از الله بتانی را معبود قرار داده‌اید که برای دوستی میان شما در زندگی دنیاست، باز در روز قیامت بعضی از شما بعضی دیگر را انکار می‌کند و بعضی از شما به بعضی دیگر لعنت می‌فرستد و جایگاه‌تان آتش دوزخ است و برای شما مددگارانی نیست ﴿25﴾

    پس لوط به او (ابراهیم) ایمان آورد و گفت: من به‌سوی پروردگار خود هجرت می‌کنم، چون او غالب با حکمت است ﴿26﴾

    و به (ابراهیم) اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و در نسل او نبوت و کتاب قرار دادیم و در دنیا پاداشش را به او دادیم و البته او در آخرت از جملۀ صالحان است ﴿27﴾

    و لوط (را نیز فرستادیم) وقتی به قومش گفت: شما عمل زشت را به عمل می‌آورید در حالی که هیچکس از جهانیان در (ارتکاب) آن بر شما سبقت نگرفته است ﴿28﴾

    آیا شما با مردان آمیزش می‌کنید و راه (فطری و شرعی تناسل) را می‌بندید و در محافل خود مرتکب منکر می‌شوید؟ پس جواب قومش جز این نبود که گفتند: اگر از راستگویانی (پس) عذاب الله را برای ما بیاور ﴿29﴾

    لوط گفت: ای پروردگارم! مرا بر قوم فساد کار پیروز گردان ﴿30﴾

    و چون فرستادگان ما برای ابراهیم (آمدن فرزند را) مژده آوردند، گفتند: ما هلاک کنندۀ این شهریم، چرا که اهل آن ظالمان‌اند ﴿31﴾

    ابراهیم گفت: لوط در آن شهر است! گفتند: ما به کسانی که در آنجا هستند، داناتریم، البته او و خانواده‌اش را نجات می‌دهیم، به جز همسرش که از باقی ماندگان (در عذاب) خواهد بود ﴿32﴾

    و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، لوط به خاطر آنان غمگین و دلتنگ شد، (فرشتگان) گفتند: مترس و غمگین مباش که ما نجات دهندۀ تو و خانواده‌ات هستیم، مگر همسرت که از باقی ماندگان (در عذاب) خواهد بود ﴿33﴾

    البته ما بر اهل این قریه، به سبب آن که فسق می‌کردند، عذاب سخت را از آسمان فرود آورنده هستیم ﴿34﴾

    و البته از آن (قریه) برای قومی که تعقل می‌کنند، نشانۀ روشن باقی گذاشتیم ﴿35﴾

    و به‌سوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم و گفت: ای قوم من! الله را پرستش کنید و به روز باز پسین امید داشته باشید و در زمین برای فساد و تباهی سعی نورزید ﴿36﴾

    پس او را تکذیب کردند در نتیجه زلزله آنان را گرفت و در خانه‌های خود از پای درآمدند ﴿37﴾

    و عاد و ثمود را (نیز هلاک کردیم) و مسکن‌هایشان برای شما آشکار است و شیطان کارهایشان را برایشان آراسته نمود و آنان را از راه (راست) بازداشت در حالیکه صاحبان بصیرت و عقل بودند ﴿38﴾

    و قارون و فرعون و هامان (را نیز هلاک کردیم) و البته موسی با دلائل و براهین روشن نزد آنان آمده بود، امّا ایشان در زمین استکبار و برتری جویی ورزیدند، ولی (از ما) سبقت گیرنده نبودند ﴿39﴾

    پس هریک را به (سزای) گناهش گرفتار کردیم، پس برای بعضی از ایشان طوفان همراه با سنگریزه فرستادیم، و بعضی از ایشان را بانگ مرگبار فرا گرفت، و برخی از ایشان را در زمین فرو بردیم، و برخی دیگر را غرق کردیم. و الله نبود که بر آنان ظلم کند بلکه آنان خود به خویشتن ظلم می‌کردند ﴿40﴾

    مثال آنانی که به جای الله دوستان گرفته‌اند چون وصف عنکبوت است که خانه‌ای برای خود ساخت، در حالیکه سست‌ترین خانه‌ها خانۀ عنکبوت است، اگر می‌دانستند ﴿41﴾

    بی‌شک الله می‌داند که آنچه را غیر از او می‌خوانند، از هر چه باشد، و او غالب با حکمت است ﴿42﴾

    و این مثال‌ها را برای مردم بیان می‌کنیم، ولی جز دانشمندان آنرا درک نمی‌کنند ﴿43﴾

    الله آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید، البته در این (خلقت) نشانۀ بزرگ برای اهل ایمان است ﴿44﴾

    بخوان (ای پیغمبر!) آنچه از کتاب را که به تو وحی شده است و نماز را برپا دار، چون نماز (مسلمان را) از فحشا و منکر باز می‌دارد و البته ذكر الله بزرگ‌تر است. و الله آنچه را که می‌کنید می‌داند ﴿45﴾

    و با اهل کتاب مجادله نکنید جز به روشی که بهتر است مگر با کسانی از ایشان که ظلم کرده‌اند، و بگویید: به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر شما نازل شده ایمان داریم، و معبود ما و معبود شما یکی است و ما فرمانبردار او هستیم ﴿46﴾

    و همچنین ما بر تو کتاب نازل کردیم، پس کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم، به آن ایمان می‌آورند. و از این گروه کسانی هستند که به آن ایمان می‌آورند و آیات ما را جز کافران انکار نمی‌کنند ﴿47﴾

    و تو پیش از آن (قرآن) کتابی را نمی‌خواندی و با دست راست خود چیزی نمی‌نوشتی، وگرنه باطل اندیشان در شک می‌افتادند ﴿48﴾

    بلکه آن (قرآن) آیات واضح در سینه‌های کسانی است که علم داده شده‌اند. و آیات ما را انکار نمی‌کند مگر ظالمان ﴿49﴾

    و (مشرکان) گفتند: چرا بر او از جانب پروردگارش معجزاتی نازل نشده است؟ بگو: معجزات تنها نزد الله است و من فقط بیم دهندۀ آشکارم ﴿50﴾

    آیا برای آنان کافی نیست که ما این کتاب را که بر آنان خوانده می‌شود، بر تو نازل کرده‌ایم؟ البته در این (کتاب اعجازگر) برای قومی که ایمان می‌آورند، رحمت و پند است ﴿51﴾

    بگو: همین کافیست که الله بین من و شما گواه است، آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند. و کسانی که به (معبودان) باطل ایمان آورده‌اند و به الله كفر ورزیده‌اند، همین گروه زیانکاران‌اند ﴿52﴾

    و (مشركان) عذاب را با شتاب از تو می‌طلبند. و اگر میعاد مقرر نبود، حتما عذاب به آنان می‌رسید و البته ناگهان در حالیکه نمی‌دانند عذاب به آنان می‌آمد ﴿53﴾

    آنان عذاب را به شتاب از تو می‌طلبند درحالیکه جهنم بر کافران احاطه دارد ﴿54﴾

    روزی که عذاب از بالای سر آنها و از زیر پاهایشان آنها را احاطه می‌کند و (الله) می‌گوید: بچشید سزای آنچه را که می‌کردید ﴿55﴾

    ای بندگان من که ایمان آورده‌اید! يقينا زمین من فراخ است، پس تنها مرا عبادت کنید ﴿56﴾

    هر نفسی چشندۀ مرگ است باز به‌سوی ما باز گردانیده می‌شوید ﴿57﴾

    و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک کرده‌اند، ایشان را در غرفه‌های بهشت جای می‌دهیم که در زیر آنها نهرها روان است و در آنجا همیشه خواهند ماند. چه خوب است ثواب عمل کنندگان ﴿58﴾

    همان کسانی که صبر کردند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند ﴿59﴾

    و چه بسیار است جاندارانی که (به سبب ناتوانی) نمی‌توانند روزی خود را بردارند، (بلکه) الله به آنها و به شما روزی می‌دهد، و او شنوای داناست ﴿60﴾

    و اگر از آنان بپرسی که چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده و آفتاب و ماه را مسخر کرده است؟ حتما می‌گویند: الله. پس چگونه به بیراهه برده می‌شوند؟ ﴿61﴾

    الله روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده می‌گرداند، و برای هرکس که بخواهد تنگ می‌گرداند. چون الله به هر چیزی داناست ﴿62﴾

    و اگر از آنان بپرسی که چه کسی از آسمان آب را نازل کرد پس با آن زمین را بعد از مردنش زنده گردانید؟ حتما می‌گویند: الله، بگو: ستایش الله راست، اما بیشتر آنان نمی‌فهمند ﴿63﴾

    و زندگی این دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست، و البته زندگی حقیقی سرای آخرت است، اگر می‌دانستند ﴿64﴾

    و هنگامی که سوار کشتی شوند، الله را خالصانه و مخلصانه به دعا می‌خوانند، ولی چون آنان را به خشکی رسانده نجات دهد، ناگهان شرک می‌ورزند ﴿65﴾

    تا (سرانجام) در آنچه به آنان داده‌ایم ناشکری کنند و تا (از نعمت‌های زودگذر دنیا) برخوردار گردند، پس به زودی (سزای عملکرد خویش را) خواهند دانست ﴿66﴾

    آیا ندیدند که ما حرم ایمن (برای آنان) قرار داده‌ایم. حال آنکه مردم از اطراف آنان ربوده می‌شوند؟ آیا به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت الله كفر می‌ورزند ﴿67﴾

    و کیست ظالم‌تر از کسی که بر الله دروغ ببندد یا چون حق نزد او آید آنرا تکذیب کند؟ آیا در جهنم جایگاهی برای کافران نیست؟ ﴿68﴾

    و کسانی که در راه ما سعی و کوشش کردند، البته آنان را به راه‌های (خشنودی) خویش رهنمود می‌گردانیم، و بی‌گمان الله با احسان کنندگان است ﴿69﴾

    روم

    Surah 30

    الم. (مفهوم این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    رومی‌ها مغلوب شدند (شکست خوردند) ﴿2﴾

    در نزدیک‌ترین سرزمین (به اعراب)، ولی آنها بعد از شکستشان به زودی غالب خواهند شد ﴿3﴾

    در مدت چند سال (آینده). فرجام کار و فرمان، پیش از این و پس از این از الله است، و آن روز مؤمنان شادمان می‌شوند ﴿4﴾

    به نصرت دادن الله (رومی‌ها را بر فارس). هر کس را که بخواهد نصرت می‌دهد و او غالبِ مهربان است ﴿5﴾

    وعدۀ الله است (که رومی‌ها بر فارسیان غالب گردند و) الله وعدۀ خود را خلاف نمی‌کند، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند ﴿6﴾

    از زندگانی دنیا تنها ظاهر را می‌دانند، در حالیکه از آخرت غافل‌اند ﴿7﴾

    آیا در ضمیر خود فکر نکردند که الله آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان آن دو است، جز به حق و برای مدت معین نیافریده است؟! و البته بسیاری از مردم به ملاقات پروردگارشان (در آخرت) کافرند ﴿8﴾

    آیا در زمین سیر نکرده‌اند تا بنگرند سرانجام کسانی که پیش از ایشان بوده‌اند چگونه بوده است؟! در حالیکه آنها از ایشان توانمندتر بودند و زمین را بهتر کاویدند و زیر و رو کردند و آن را بیشتر از آنچه (ایشان) آباد کرده‌اند، آباد نمودند. و پیغمبرانشان با معجزه‌ها به‌سوی آنان آمدند، پس الله بر آن نبود که بر آنان ظلم کند، بلکه آنها خود در حق خویش ظلم می‌کردند ﴿9﴾

    باز عاقبت کسانی که مرتکب کارهای بد شدند، بدتر شد. چرا که آیات الله را تکذیب کردند و به آن استهزا می‌کردند ﴿10﴾

    الله خلقت را آغاز می‌کند باز آن را دوباره برمی گرداند (و مجددا زنده می‌کند) باز (در روز قیامت) به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿11﴾

    و روزی که قیامت برپا شود، در آن روز مجرمان ناامید می‌گردند ﴿12﴾

    و برای آنان از شریکان‌شان هیچ شفاعت کننده‌ای نیست و خود به شریکان‌شان کافر خواهند بود ﴿13﴾

    و روزی که قیامت برپا شود، در آن روز مردم از یکدیگر جدا می‌شوند (اهل جنت به جنت و اهل دوزخ به دوزخ می‌روند)، ﴿14﴾

    اما آنان که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، پس آنها در بوستان (های) جنت شاد و مسرور می‌گردند ﴿15﴾

    و اما آنان که کفر ورزیدند و آیات ما و لقای آخرت را تکذیب کردند پس این گروه در عذاب احضار خواهند شد ﴿16﴾

    پس چون در وقت شام و در وقت صبح وارد می‌شوید، الله را به پاکی یاد کنید ﴿17﴾

    و ستایش در آسمان‌ها و زمین و به هنگام عصر و نیز زمانی که به وقت ظهر وارد می‌شوید، برای اوست ﴿18﴾

    زنده را از مرده بیرون می‌آورد و مرده را از زنده بیرون می‌آورد و زمین را پس از خشک شدنش زنده و سبزه زار می‌گرداند. و این طور (در روز قیامت از قبرهای تان زنده شده) بیرون آورده می‌شوید ﴿19﴾

    و از علامات قدرت الله این است که (اصل) شما (آدم) را از خاک آفرید، باز ناگهان شما انسان‌ها در زمین منتشر شدید ﴿20﴾

    و از علامات قدرت الله این است که از جنس خودتان برایتان همسرانی آفرید تا در کنار آنان آرام گیرید و در میانتان دوستی و مهربانی نهاد، البته در این نشانه‌هایی است برای قومی که می‌اندیشند ﴿21﴾

    و از علامات قدرت الله، آفرینش آسمان‌ها و زمین و مختلف بودن زبان‌ها و رنگ‌های شماست، البته در این (امر) برای اصحاب علم و بصیرت نشانه‌هایی (عبرت انگیز) است ﴿22﴾

    و از علامات قدرت الله، خواب شما در شب و روز و تلاش‌تان برای برخورداری از فضل اوست. بی‌گمان در این (امر) برای قومی که (موعظه‌های ما را) می‌شنوند، عبرت‌ها و نشانه‌هاست ﴿23﴾

    و از علامات قدرت الله این است که برق را برای ترس و امید به شما نشان می‌دهد، و از آسمان آب نازل می‌کند، پس زمین را بوسیلۀ آن پس از خشک شدنش زنده و سر سبز می‌گرداند. يقينا در این (امر) برای مردمی که عقل و خرد می‌ورزند، نشانه‌ها (و عبرت‌ها) است ﴿24﴾

    و از علامات قدرت الله این است که آسمان و زمین به فرمان او برپا و قایم است. باز وقتی شما را از زمین با صدایی بخواند، ناگهان شما بیرون می‌شوید ﴿25﴾

    و هر که در آسمان‌ها و زمین است، از او (و در تصرف او) است و همگی فرمانبردار او هستند ﴿26﴾

    و اوست ذاتی که خلقت را آغاز می‌کند باز آن را دوباره ایجاد می‌کند، و این کار برایش آسان‌تر است، و هر صفت برتر و والاتر (بر زبان خلايق و دلایل) در آسمان‌ها و زمین برای اوست و او غالبِ باحکمت است ﴿27﴾

    الله (در بارۀ وحدانیت خود) برای شما از خودتان مثلی زده است، آیا در آنچه به شما روزی داده‌ایم (می‌پسندید کسی) از غلامان تان شریک تان باشند که شما و ایشان هردو در آن یکسان و برابر باشید؟ و همانطور که شما (آزادگان) از یکدیگر می‌ترسید، از بندگان هم بیمناک باشید؟ این چنین آیات را برای قومی که خرد می‌ورزند به تفصیل و روشنی بیان می‌کنیم ﴿28﴾

    بلکه ظالمان بدون علم از خواهشات خود پیروی کردند، پس کسی را که الله گمراه کرده است چه کسی هدایت می‌کند؟ و برای ایشان مددگارانی نیست ﴿29﴾

    پس رویت را با پیروی از حق و بیزاری از ادیان باطل به‌سوی این دین راست کن، با همان فطرتی که الله مردم را بر آن آفریده است. (چون) در خلقت الله تبدیلی نیست. این است دین محکم و استوار، و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند ﴿30﴾

    رجوع‌کنان به‌سوی الله برگردید و از او بترسید و نماز را برپا کنید و از جملۀ مشرکان نباشید ﴿31﴾

    از کسانی که دینشان را پراکنده کردند و گروه گروه شدند. هر گروهی به آنچه که نزد خود دارند خرسند‌اند ﴿32﴾

    و چون به مردم زیان و بلایی برسد پروردگارشان را رجوع کنان می‌خوانند، باز چون از سوی خود رحمتی به آنها بچشاند، ناگهان گروهی از آنان به پروردگارشان شرک می‌آورند ﴿33﴾

    تا در نتیجه در آنچه که به آنان بخشیده‌ایم ناشکری کنند. پس (اندک زمانی) برخوردار شوید، اما خواهید دانست ﴿34﴾

    آیا بر آنها دلیلی نازل کرده‌ایم پس آن (دلیل) به (صحت) آنچه به او شرک می‌آورند سخن می‌گوید؟ ﴿35﴾

    و چون به مردم رحمتی (نعمت و عافیت) بچشانیم به آن خوش می‌شوند. و اگر رنج و سختی به خاطر کارهایی که کرده‌اند به آنان برسد، ناگهان آنها مأیوس و ناامید می‌شوند ﴿36﴾

    آیا ندیدند که الله روزی را برای هر کس که بخواهد فراخ و (برای هر کس که بخواهد) تنگ می‌گرداند؟ البته در این (نظام) نشانه‌هایی است برای قومی که ایمان می‌آورند ﴿37﴾

    پس به صاحب قرابت حقش را بده و (نیز) به مسكين و مسافر راه مانده (حق‌شان را بده)، این انفاق برای کسانی که رضایت الله را می‌جویند بهتر است. و این گروه نجات یافتگان‌اند ﴿38﴾

    و آنچه به عنوان سود می‌دهید تا (سهم شما) در اموال مردم افزایش یابد، پس (بدانید که) نزد الله افزایش نخواهد یافت، و آنچه از زکات را که در طلب خشنودی الله پرداخت می‌کنید (و عوض آن را از کسی انتظار ندارید) پس همین گروه دارای پاداش چندین برابر خواهند بود ﴿39﴾

    الله ذاتی است که شما را آفرید باز به شما روزی داد. باز شما را می‌میراند باز شما را دوباره زنده می‌کند. آیا از شریک‌هایتان کسی هست که چیزی از این (کارها) را انجام دهد؟! او پاک و منزّه و والاتر است از آنچه شریک او می‌سازند ﴿40﴾

    فساد در خشکی و بحر ظاهر شد به سبب دست آوردهای مردم، تا (الله) سزای بعضی از آنچه را که کرده‌اند به آنان بچشاند، باشد که آنان باز گردند ﴿41﴾

    بگو: در زمین بگردید، پس بنگرید که عاقبت کسانی که پیش از این بودند، چگونه شد، بیشتر آنها مشرک بودند ﴿42﴾

    پس رویت را به‌سوی دین راست استوار بگردان پیش از آنکه روزی برسد که برای آن بازگشتی از (سوی) الله نیست. در آن روز (مردم) متفرق می‌گردند ﴿43﴾

    هرکس کفر ورزد کفرش به زیان خود اوست و هر کس کار نیک انجام دهد پس (از اکنون زمینۀ عاقبت نیک را) برای خود‌شان آماده سازی می‌کنند ﴿44﴾

    تا الله به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند از فضل خود پاداش دهد، چون او كافران را دوست نمی‌دارد ﴿45﴾

    و از علامات قدرت و وحدانیت الله این است که بادها را مژده رسان می‌فرستد تا از رحمت خود به شما بچشاند و کشتی‌ها هم با امر او به حرکت درآیند و تا از فضل او بجویید و تا شکر گزارید ﴿46﴾

    و به تحقیق پیش از تو پیغمبرانی را به‌سوی اقوامشان فرستادیم و آنان دلايل واضح و آشکار برای‌شان آوردند، پس از کسانی که نافرمانی کردند انتقام گرفتیم. و نصرت دادن مؤمنان حق است بر (عهدۀ) ما ﴿47﴾

    الله ذاتی است که بادها را می‌فرستد که ابر را در حرکت می‌آورد، باز هر طوری که بخواهد آن را می‌گستراند و آن را پاره پاره می‌گرداند. و می‌بینی که قطرات باران از لابلای آن بیرون می‌آید. و چون آن را به آن بندگانش که می‌خواهد، برساند، ناگهان آنها شادمان می‌شوند ﴿48﴾

    و هر چند پیش از آن که بر آنان (باران) نازل گردد، سخت ناامید بودند ﴿49﴾

    پس به آثار رحمت الله بنگر که چگونه زمین را پس از مردنش زنده می‌گرداند؟! بی‌گمان این (الله) زنده کننده مردگان است و او بر هرچیز تواناست ﴿50﴾

    و اگر بادی بفرستیم پس آن (کشتزار) را زرد شده ببینند، حتما پس از آن (به جای توبه) ناشکری می‌کنند ﴿51﴾

    پس تو نمی‌توانی به مردگان بشنوانی، و نمی‌توانی به کران آواز بشنوانی هنگامی که پشت کرده روی بگردانند ﴿52﴾

    و تو هدایت کنندۀ کوران از گمراهی‌شان نیستی. و نمی‌توانی جز به کسانی که به آیات ما ایمان می‌آورند، بشنوانی، چون آنها منقاد و فرمانبردارند ﴿53﴾

    الله ذاتی است که شما را ابتدا ضعیف و ناتوان آفرید، باز بعد از این ناتوانی قوت و قدرت بخشید، باز بعد از توانایی (برای شما) ناتوانی و پیری قرار دارد، هر چه بخواهد می‌آفریند و اوست دانای توانا ﴿54﴾

    و روزی که قیامت برپا شود مجرمان قسم می‌خورند که جز ساعتی درنگ نکرده‌اند. این چنین (از راه حق) برگردانیده می‌شوند ﴿55﴾

    و کسانی که به ایشان علم و ایمان داده شده است، می‌گویند: بدون شک طبق حکم در کتاب الله تا روز قیامت درنگ کرده‌اید، پس این روز قیامت است، و ليكن شما نمی‌دانستید ﴿56﴾

    پس آن روز عذرخواهی ظالمان سودی به ایشان نمی‌بخشد و از آنان کسب رضایت (الله) خواسته نمی‌شود ﴿57﴾

    و هر آئینه در این قرآن برای مردم از هر مثلی بیان کرده‌ایم. و اگر برای آنان آیتی بیاوری کافران حتما می‌گویند: شما نیستید مگر باطل اندیشان ﴿58﴾

    این چنین الله بر دل‌های آنانی که نمی‌دانند مهر می‌نهد ﴿59﴾

    پس صبر کن، چون وعدۀ الله حق است. و مبادا کسانی که ایمان ندارند تو را به خشم و سبکسری وا دارند ﴿60﴾

    لقمان

    Surah 31

    الم. (معنای این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    این آیات کتاب پر از حکمت است ﴿2﴾

    هدایت و رحمت است برای محسنان (نیکو کاران مخلص) ﴿3﴾

    آنان که نماز برپا می‌کنند و زکات می‌دهند. و ایشان‌اند که به آخرت يقين دارند ﴿4﴾

    ایشان‌اند که از جانب پروردگارشان بر هدایت هستند و همین ایشان رستگارانند ﴿5﴾

    و از مردمان کسی است که سخنان لهو و بیهوده را می‌خرد تا به نادانی (مردم را) از راه الله گمراه سازد و (راه الله) را به استهزا گیرد. این گروه برایشان عذاب رسواکننده است ﴿6﴾

    و چون آیات ما بر او تلاوت شود، تکبرکنان روی می‌گرداند، چنان که گویا آن را نشنیده است، گویی در گوش‌هایش سنگینی و پرده است، پس او را به عذاب دردناک مژده بده ﴿7﴾

    البته آنان که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، برای آنها باغ‌های پر از ناز و نعمت است ﴿8﴾

    که در آن همیشه خواهند ماند، وعدۀ الله حق است، و او غالب باحمکت است ﴿9﴾

    آسمان‌ها را بدون ستون‌هایی که آنها را ببینید آفریده است و در زمین کوه‌های استوار را افگنده است تا زمین شما را نلرزاند و در آن از هر نوع زنده جان‌ها منتشر کرد و از آسمان آب نازل کردیم، پس در زمین از هر گونه نباتات خوب و ارزشمند رویانیدیم ﴿10﴾

    این است آفرینش الله، پس شما به من نشان دهید کسانی که غير از او ‌اند، چه چیز آفریده‌اند؟ بلکه ظالمان در گمراهی آشکار ‌اند ﴿11﴾

    و يقينا به لقمان حکمت بخشیدیم (و به او دستور دادیم) که الله را شکر کن و هر کس (الله را) شکر گزارد در حقیقت به نفع خود شکر گزاری می‌کند و هر کس ناشکری کند (بداند که) الله بی‌نیاز ستوده است ﴿12﴾

    و (یاد آور شو) وقتی را که لقمان پسر خود را وعظ می‌کرد (به او) گفت: پسر جانم! به الله شریک قرار مده. چرا که شرک ظلم بزرگ است ﴿13﴾

    و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش با ضعف بر بالای ضعف به او باردار شد. و جدا کردن او از شیر در طی دو سال است. (و به انسان سفارش کردیم) برای من و پدر و مادرت شکر گزار باش که بازگشت (همه) به‌سوی من است ﴿14﴾

    و اگر سعی ورزیدند که تو را وادارند به این که چیزی را با من شریک قرار دهی که به آن علم نداری، پس از آنان اطاعت مکن، و در دنیا با آنان به خوبی رفتار کن. و از راه کسی پیروی کن که به‌سوی من بازگشته است، باز باز گشتتان به‌سوی من است، پس شما را از آنچه می‌کردید آگاه می‌سازم ﴿15﴾

    (لقمان گفت): پسر جانم! بدان که اگر آن (عمل) به اندازه دانۀ خردلی باشد و در دل سنگی یا در آسمان‌ها و یا در زمین باشد، الله آن را می‌آورد (و مورد محاسبه قرار می‌دهد)، چون الله باریک بین (و) آگاه است ﴿16﴾

    ای پسر جانم! نماز را برپا کن و به کار نیک دستور بده و از کار بد منع کن و در برابر آنچه به تو می‌رسد صابر باش که این (خصلت‌ها) از کارهای سترگ (و محوری) است ﴿17﴾

    و با تکبر از مردم روی مگردان و در زمین خرامان راه مرو، چون الله هیچ متكبر فخر فروش را دوست ندارد ﴿18﴾

    و در راه رفتن خود میانه روی (را پیشه) کن و صدایت را آهسته بدار، همانا بدترین آوازها، آواز خران است ﴿19﴾

    آیا ندیده‌اید که الله آنچه را که در آسمان‌ها و آنچه را که در زمین است، برایتان مسخر گردانید و نعمت‌های ظاهری و باطنی خود را بر شما گسترده و فراوان ساخته است؟ و از مردم کسانی هستند که در بارۀ الله بدون هیچ علم و بدون هیچ هدایت و بدون هیچ کتاب روشن، مجادله می‌کند ﴿20﴾

    و چون به آنان گفته شود. از آنچه پیروی کنید که الله نازل کرده است، می‌گویند: بلکه از چیزی پیروی می‌کنیم که پدران خود را بر آن یافته‌ایم، آیا (از پدران خود پیروی می‌کنند) حتی اگر شیطان آنان را به‌سوی عذاب سوزان فرا خواند ﴿21﴾

    و هر که روی خویش را به سوى الله متوجه کند، در حالیکه محسن باشد به تحقیق به دستاویز بسیار محکمی چنگ زده است، و سرانجام کارها به‌سوی الله است ﴿22﴾

    و هر که کافر شد، نباید کفر وی تو را غمگین سازد، (چراکه) بازگشت آنان به‌سوی ماست، و ایشان را از کارهایی که کرده‌اند آگاه می‌سازیم. البته الله به راز سینه‌ها آگاه است ﴿23﴾

    و آنها را اندکی بهره مند می‌سازیم باز آنان را به (تحمل) عذاب سخت مجبور می‌سازیم ﴿24﴾

    و اگر از آنان بپرسی که چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ حتما می‌گویند: الله، بگو: الحمد لله (که اقرار نمودید) ولی بیشترشان نمی‌دانند ﴿25﴾

    آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از الله است. در حقیقت الله همان ذات بی‌نیاز و ستوده است ﴿26﴾

    و اگر همۀ درختان روی زمین قلم شوند و دریا (دوات گردد) و هفت دریای دیگر به آن مدد برساند سخنان الله به پایان نرسد، يقينا الله غالب باحکمت است ﴿27﴾

    آفریدن شما و برانگیختنتان جز مانند (آفریدن و برانگیختن) یک تن نیست، همانا الله شنوای بیناست ﴿28﴾

    آیا ندیده‌ای (ای مخاطب) که الله شب را در روز و روز را در شب داخل می‌گرداند؟ و آفتاب و ماه را مسخر کرده است، هریک تا مدتی معین در حرکت است، و (آیا ندیدی که) الله به آنچه می‌کنید آگاه است ﴿29﴾

    این به سبب آن است که الله حق است و آنچه را که به جای او می‌خوانند، باطل است. و الله بلند مرتبه و بزرگ است ﴿30﴾

    آیا ندیده‌ای که کشتی‌ها در دریا به فضل الله حرکت می‌کنند تا (بعضی) از نشانه‌های (قدرت) خود را به شما نشان دهد؟! يقينا در این (کار) دلایل (وحدانیت الله) است برای هر صبر کنندۀ شکر گزار ﴿31﴾

    و چون موجی مانند سایه بان آنها را فراگیرد، الله را خالصانه می‌خوانند و عبادت را خاص او می‌دانند، اما وقتی آنان را به‌سوی خشکه نجات دهد پس برخی از ایشان میانه رو هستند، و هیچ کس جز عهدشکن غدار ناشکر آیات ما را انکار نمی‌کند ﴿32﴾

    ای مردم! از پروردگارتان بترسید، و (نیز) از روزی بترسید که نه هیچ پدری می‌تواند چیزی را از طرف فرزند خود ادا کند و نه هیچ فرزندی می‌تواند چیزی را از طرف پدرش ادا کند، يقينا وعدۀ الله حق است. پس زندگانی دنیا شما را نفریبد. و غرور (شیطان)، شما را نسبت به الله فریب ندهد ﴿33﴾

    بی‌گمان علم (فرا رسیدن) قیامت فقط نزد الله است، و اوست که باران می‌باراند و آنچه که در رحمهاست می‌داند، و هیچ نفس نمی‌داند که فردا چه چیزی کسب می‌کند، و هیچ کسی نمی‌داند که در کدام سرزمین می‌میرد. البته الله دانای آگاه است ﴿34﴾

    سجده

    Surah 32

    الم. (مفهوم این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    فرود آوردن این کتاب که شکی در آن نیست، از طرف پروردگار جهانیان است ﴿2﴾

    آیا می‌گویند: خودش آن را از پیش خود ساخته است؟ بلکه قرآن حق است و از سوی پروردگارت آمده است تا گروهی را بترسانی که پیش از تو ترساننده‌ای نزد آنان نیامده است. باشد که هدایت شوند ﴿3﴾

    الله ذاتی است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان آن دو است، در شش روز آفرید، باز بر عرش قرار گرفت، جز او هیچ دوست و شفاعت کننده‌ای ندارید، آیا عبرت نمی‌گیرید؟ ﴿4﴾

    امر را از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند، باز (گزارش آن) در روزی که اندازۀ آن - از آنچه که شما می‌شمارید- هزار سال است، به‌سوی او بالا می‌رود ﴿5﴾

    او ذاتی است آگاه از پنهان و آشکار (و) غالب (و) مهربان است ﴿6﴾

    ذاتی که هر چیزی را آفریده و آن را حسن و زیبایی بخشیده است. و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد ﴿7﴾

    باز نسل او را از خلاصۀ آب حقیر (منی) آفرید ﴿8﴾

    باز اندام او را برابر کرد و از روح (آفریدۀ) خود در آن دمید و برای شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها آفرید، ولی شما کمتر شکر می‌گزارید ﴿9﴾

    و (کافران) می‌گویند: آیا وقتی (ما مُردیم و) در زمین ناپدید شویم، آیا آفرینش جدیدی خواهیم یافت؟ بلکه آنان به ملاقات پروردگارشان کافرند ﴿10﴾

    بگو: ملک الموت (فرشتۀ مرگ) که بر شما گمارده شده است روح شما را می‌گیرد، باز به‌سوی پروردگارتان باز گردانیده می‌شوید ﴿11﴾

    و اگر ببینی وقتی را که مجرمان نزد پروردگارشان سرهای‌شان را به زیر افگنده باشند و می‌گویند: ای پروردگار ما! دیدیم و شنیدیم پس ما را (به دنیا) باز گردان تا کار نیک انجام دهیم، اکنون ما يقين کرده‌ایم ﴿12﴾

    و اگر ما می‌خواستیم حتما به هر کس هدایتش را می‌دادیم ولی از سوی من این قول فیصله شده است که جهنم را از جن و انس یکجا پر می‌کنم ﴿13﴾

    پس به سبب آن که ملاقات امروزتان را فراموش کردید (عذاب دوزخ را) بچشید، همانا ما نیز فراموش تان کردیم، و بچشید عذاب همیشگی را به سبب آنچه می‌کردید ﴿14﴾

    جز این نیست که کسانی به آیات ما ایمان می‌آورند که چون آن آیات به ایشان یادآوری شود، سجده کنان می‌افتند و پروردگارشان را با ستایش و به پاکی یاد می‌کنند و تکبر نمی‌ورزند ﴿15﴾

    پهلوهایشان از بسترها دور می‌شود، با بیم و امید پروردگارشان را می‌خوانند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند ﴿16﴾

    پس هیچ‌کس نمی‌داند که از آنچه سبب روشنی چشم‌ها است، چه چیزی (از نعمت‌های حیرت‌آور) برای آنها پنهان داشته شده است به پاداش آنچه می‌کردند ﴿17﴾

    آیا کسی که مؤمن است، مانند کسی است که فاسق است؟ هرگز برابر نیستند ﴿18﴾

    اما کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک کرده‌اند، پس برای آنها باغ‌های جنت است که در آن جایگاه‌شان خواهد بود که بطور پذیرایی برای ایشان آماده شده است، به سبب آنچه می‌کردند ﴿19﴾

    و اما کسانی که فاسق هستند پس جایگاهشان آتش دوزخ است، هرگاه که بخواهند از آن بیرون شوند، در آن باز گردانیده می‌شوند و به آنها گفته می‌شود: بچشید عذاب آتشی را که آن را دروغ می‌شمردید ﴿20﴾

    و حتما عذاب نزدیک‌تر (دنیا) را پیش از عذاب بزرگتر (آخرت) به آنها می‌چشانیم، باشد که آنها (از کفر و شرک و گناه) باز گردند ﴿21﴾

    و کیست ظالم‌تر از کسیکه به آیات پروردگارش پند داده شود ولی باز از آن روی بگرداند؟! بی‌گمان ما از مجرمان انتقام گیرنده‌ایم ﴿22﴾

    و البته ما به موسی کتاب (تورات) دادیم. پس از اینکه موسی (تورات) را دریافت کرده است در شک مباش، و آن را برای بنی اسرائیل (سبب) هدایت گردانیدیم ﴿23﴾

    و از آنان (بعضی از بنی اسرائیل) چون صبر کردند و به آیات ما يقين داشتند پیشوایانی قرار دادیم که به حکم ما راهنمایی می‌کردند ﴿24﴾

    البته پروردگارت در روز قیامت میان آنان در آنچه که در آن اختلاف می‌کردند، فيصله خواهد کرد ﴿25﴾

    آیا برایشان روشن نشده است که پیش از آنان چه بسیار از نسل‌ها را نابود کرده‌ایم و (ایشان هم اینک) در مسکن‌هایشان راه می‌روند؟! بی‌گمان در این دلایل (بزرگ و عبرت آموز) است، آیا نمی‌شنوند؟ ﴿26﴾

    آیا ندیده‌اند که ما آب را به‌سوی زمین خشک و بی‌گیاه می‌رانیم و به وسیلۀ آن کشتزار را می‌رویانیم که هم چهارپایانشان و هم خودشان از آن می‌خورند؟! آیا نمی‌بینند؟ ﴿27﴾

    و می‌گویند: این فیصله و قضاوت کی خواهد بود، اگر راستگوئید؟ ﴿28﴾

    بگو: در روز فیصله و قضاوت ایمان کافران به آنان سودی نمی‌بخشد و نه به آنان مهلت داده می‌شود ﴿29﴾

    پس از آنان روی برگردان و منتظر (روز حساب) باش، چراکه ایشان هم منتظر (شکست و نابودی شما) هستند ﴿30﴾

    احزاب

    Surah 33

    ای پیغمبر! از الله بترس و از کافران و منافقان اطاعت مکن، بی‌گمان الله دانای حکیم است ﴿1﴾

    و آنچه را که از سوی پروردگارت به تو وحی می‌شود پیروی کن، البته الله از آنچه می‌کنید آگاه است ﴿2﴾

    و بر الله توکل کن. و الله به عنوان کارساز کافی است ﴿3﴾

    الله برای هیچ کسی دو دل در سینه‌اش ننهاده است، و آن زنانتان را که مورد ظهار قرار می‌دهید مادرانتان نگردانیده است و (همچنین) پسر خوانده‌های تان را پسران شما نگردانیده است. این سخنی شما به زبان‌های تان است و الله حق را می‌گوید و او به راه راست هدایت می‌کند ﴿4﴾

    آنان (پسرخوانده‌ها) را به پدرانشان نسبت دهید، این کار پیش الله عادلانه‌تر است، و اگر پدران‌شان را نشناختید، در آن صورت برادران دینی و آزاد کردگان شما هستند، و در آنچه که اشتباه کرده باشید گناهی بر شما نیست، ليكن (گناه) در آنچه است که دل‌های تان قصد آن را کرده باشد و الله آمرزنده مهربان است ﴿5﴾

    پیغمبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است، و همسرانش مادران مؤمنان هستند، و خویشاوندان (در استحقاق میراث) نسبت به همدیگر در کتاب الله از مؤمنان و مهاجران اولویت بیشتری دارند، مگر اینکه در حق دوستانتان احسان بکنید. این در کتاب نوشته شده است ﴿6﴾

    و یادآور شو وقتی که از پیغمبران عهد گرفتیم و (نیز) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم، و از آنها عهد محکم گرفتیم ﴿7﴾

    تا راستگویان را از راستی‌شان بپرسد و (الله) برای کافران عذاب دردناک آماده کرده است ﴿8﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نعمت الله را بر خود یاد کنید، وقتی که لشکرها به‌سوی شما آمدند پس بر سر آنان طوفانی را فرستادیم و (نیز) لشکرهایی را (به‌سوی‌شان روانه کردیم) که شما آنان را نمی‌دیدید، و الله به آنچه می‌کنید بیناست ﴿9﴾

    وقتی که از طرف بالا و پایین شما به سویتان آمدند و آن هنگام که چشم‌ها خیره شد و دلها به گلوهگاهها رسید و در بارۀ الله گمان‌های گوناگونی می‌کردید ﴿10﴾

    در آن وقت (بود که) مؤمنان آزموده شدند و سخت تکان خوردند و متزلزل شدند ﴿11﴾

    (یاد آور شوید) وقتی را که منافقان و کسانی که در دل‌هایشان بیماری (شک و نفاق) بود می‌گفتند: الله و پیغمبرش جز فریب و وعده‌های دروغ به ما نداده‌اند ﴿12﴾

    و (یاد آور شوید) چون گروهی از آنان گفتند: ای اهل يثرب! دیگر جای پاییدن شما در اینجا نیست، پس باز گردید. و گروهی از آنان از پیغمبر اجازه می‌طلبند و می‌گویند: خانه‌های ما مصئون و محکم نیست، حال آنکه آنها نامصئون و نامحکم نبود و جز فرار قصدی دیگر ندارند ﴿13﴾

    و اگر (لشکر دشمن) بر آنان از اطراف مدینه در آورده می‌شدند، باز از آنان طلب فتنه (خیانت به مسلمانان) می‌شد، حتما این کار را انجام می‌دادند و مگر اندکی در آن درنگ نمی‌کردند ﴿14﴾

    و البته ایشان بودند که پیش از این با الله عهد بسته بودند که (به دشمن) پشت نگردانند و عهد الله بازخواست شدنی است ﴿15﴾

    بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید، هرگز سودی به شما نمی‌بخشد و در آن صورت جز اندکی بهره مند نمی‌شوید ﴿16﴾

    بگو: چه کسی شما را از عذاب الله حفظ می‌کند اگر او در بارۀ شما بدی خواسته باشد یا برای شما رحمتی خواسته باشد؟! و غیر از الله هیچ کارساز و مددگاری برای خود نخواهند یافت ﴿17﴾

    در حقیقت الله کسانی از شما را که مردم را از جنگ باز می‌داشتند می‌شناسد و (نیز) آنان را که به برادرانشان گفتند: نزد ما بیایید و جز اندکی به جنگ نمی‌آیند ﴿18﴾

    در حالی که بر شما بخیلانند، پس چون وقت ترس رسد آنان را می‌بینی که به‌سوی تو می‌نگرند مانند کسی که از (سختی) مرگ بیهوش شده باشد (و) چشمانش (راست و چپ) می‌چرخد. و چون وقت ترس برود، بر شما با زبانهای تند و تیز زبان درازی می‌کنند (و) بر خیر (غنیمت) بخیلان‌اند. این گروه هرگز ایمان نیاورده‌اند، و الله اعمال ایشان را نابود گردانید. و این کار برای الله آسان است ﴿19﴾

    گمان می‌کنند که احزاب (لشكر‌های کافران) نرفته‌اند و اگر احزاب باز آیند ایشان دوست دارند در میان اعراب بادیه نشین باشند و از اخبار شما سوال کنند. و اگر در میان شما بودند جز اندکی پیکار نمی‌کردند ﴿20﴾

    البته برای شما در (سیرت) رسول الله سرمشق و الگویی نیکوست، برای آن کس که به الله و روز قیامت امید دارد و الله را بسیار یاد می‌کند ﴿21﴾

    و چون مؤمنان احزاب (لشکرهای کافران) را دیدند، گفتند: این همان چیزی است که الله و پیغمبرش به ما وعده داده بودند، و الله و پیغمبرش راست گفتند، و این در حق آنان جز ایمان و تسلیم نیافزود ﴿22﴾

    از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با الله بر آن پیمان بسته بودند، صادقانه وفا کردند، پس از آنان کسی است که قرار دادشان را به انجام رساندند و از آنان کسی است که در انتظارند و (در عهد و پیمان خود) هیچ گونه تغییر و تبدیلی نیاورده‌اند ﴿23﴾

    تا الله راستگویان را به خاطر راستی‌شان پاداش بدهد و منافقان را اگر بخواهد عذاب کند یا بر آنان به رحمت باز گردد (ببخشد). به تحقيق الله آمرزندۀ مهربان است ﴿24﴾

    و الله کافران را به خشم و غضبشان بازگردانید، بی‌آنکه به خیری رسیده باشند و الله (با فرستادن طوفان)، مؤمنان را از جنگ بی‌نیاز ساخت و الله توانای غالب است ﴿25﴾

    و الله کسانی از اهل کتاب را که آنان را مدد کرده بودند، از قلعه‌هایشان فرود آورد و در دل‌هایشان ترس و هراس انداخت! (به طوری که) گروهی را می‌کشید و گروهی را اسیر می‌گرفتید ﴿26﴾

    و زمین‌شان و دیارشان و دارایی شان، و همچنین زمینی را که هنوز گام به آنجا ننهاده بودید به شما میراث داد، و البته الله بر هرچیزی تواناست ﴿27﴾

    ای پیغمبر! به همسران خود بگو: اگر خواهان زندگانی دنیا و زینت آن هستید، پس بیایید تا به شما هدیۀ مناسب بدهم و شما را به رها کردنی نیک رها سازم ﴿28﴾

    و اگر الله و پیغمبرش و سرای آخرت را می‌خواهید، پس الله برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی را آماده کرده است ﴿29﴾

    ای همسران پیغمبر! هر کس از شما کار ناشایست آشکار را به عمل آورد، عذابش دو چندان خواهد بود. و این کار برای الله آسان است ﴿30﴾

    و هر کس از شما که برای الله و پیغمبرش قانت و فرمانبردار باشد و کار نیک انجام دهد، پاداشش را دو بار به او می‌دهیم و برای او روزی نیک و ارزشمندی آماده کرده‌ایم ﴿31﴾

    ای زنان پیغمبر! شما مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستید اگر پرهیزگار باشید، پس در سخن گفتن نرمی و ملایمت نکنید تا مبادا کسی که در دلش بیماری است (در شما) طمع کند، و سخن شایسته بگویید ﴿32﴾

    و در خانه‌های تان قرار گیرید و همچون زینت نمایی روزگار جاهلیت پیشین (در میان مردم ظاهر نشوید و) خودنمایی نکنید و نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و از الله و پیغمبرش اطاعت کنید. جز این نیست که الله می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاکیزه گرداند ﴿33﴾

    و آنچه را که از آيات الله و حکمت در خانه‌هایتان خوانده می‌شود یاد کنید، بی‌گمان الله لطف کننده آگاه است ﴿34﴾

    بدون شک مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان فرمانبردار فرمان الله و زنان فرمان بردار فرمان الله و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان بردبار، و مردان فروتن و زنان فروتن و مردان صدقه دهنده، و زنان صدقه دهنده و مردان روزه دار و زنان روزه دار، و مردان پاکدامن و زنان پاکدامن، و مردان و زنانی که الله را بسیار یاد می‌کنند، الله برای آنان آمرزش و پاداش بزرگ آماده کرده است ﴿35﴾

    و هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنه در کاری که الله و پیغمبرش (در آن) فیصله کرده باشند اختیاری از خود ندارند و کسی که از الله و پیغمبرش نافرمانی کند در حقیقت به گمراهی آشکار گرفتار شده است ﴿36﴾

    و یادآور شو چون به کسی که الله به او نعمت داده بود و تو (نیز) بر او انعام کرده بودی، می‌گفتی: همسرت را برای خود نگاه دار و از الله بترس و در نفس خود آنچه را که الله ظاهر کننده‌اش است پنهان می‌ساختی، و از مردم می‌ترسیدی و الله به آنکه از او بترسی سزاوارتر است. پس چون زید نیاز خود را از او برآورد، او را به ازدواج تو در آوردیم تا تنگی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خواندگانشان نباشد، وقتی که نیاز خود را از آنان به انجام رسانند، و حكم الله انجام یافتنی است ﴿37﴾

    بر پیغمبر در آنچه الله برای او مقدر و معین گردانیده هیچ تنگی نیست، این سنت الهی در مورد پیغمبران پیشین نیز جاری بوده و حكم الله به اندازه مقدر و معین است ﴿38﴾

    همان کسانیکه پیام‌های الله را ابلاغ می‌کنند و از او می‌ترسند و جز الله از کسی نمی‌ترسند. و الله از لحاظ محاسبه با بندگان خود کافی است ﴿39﴾

    محمّد پدر هیچ یک از مردان شما نیست بلکه فرستادۀ الله و خاتم پیغمبران است و الله به همه چیز داناست ﴿40﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! الله را بسیار یاد کنید ﴿41﴾

    و او را صبح و شام به پاکی یاد کنید ﴿42﴾

    او (الله) ذاتی است که بر شما درود (و رحمت) می‌فرستد و فرشتگانش (نیز برای شما دعا می‌کنند) تا (الله) شما را از تاریکی‌ها به‌سوی نور بیرون کند و (الله) به مؤمنان بسیار مهربان است ﴿43﴾

    درودشان در روزی که او را ملاقات می‌کنند سلام است و برای آنان پاداش نیک آماده کرده است ﴿44﴾

    ای پیغمبر! ما تو را گواه و مژده دهنده و بیم دهنده فرستادیم ﴿45﴾

    و (نیز) دعوتگر به‌سوی الله به حکم او و چراغ روشن هستی ﴿46﴾

    و (ای پیغمبر!) به مؤمنان مژده بده که از (سوی) الله برای‌شان فضل بزرگ است ﴿47﴾

    و از کافران و منافقان اطاعت مکن و اذیت و آزارشان را اعتبار مده (و استقامت داشته باش) و بر الله توکل کن و همین بس که الله کارساز باشد ﴿48﴾

    ای مؤمنان! چون با زنان مؤمن ازدواج کردید باز پیش از آنکه با آنان آمیزش کنید طلاقشان دادید دیگر شما را بر این زنان عدّه‌ای نیست که آن را بشمارید، پس ایشان را از هدیۀ مناسب بهره مند سازید و به رها کردنی نیک رهایشان کنید ﴿49﴾

    ای پیغمبر! همانا ما برای تو حلال کرده‌ایم (آن) همسرانت را که مهرشان را داده ای، و همچنین کنیزانی را که الله در جنگ بهرۀ تو ساخته است، و دختران عمویت و دختران عمه‌هایت و دختران خالوهایت و دختران خاله‌هایت که با تو هجرت کرده‌اند، و زن مؤمنی که خویشتن را به پیغمبر ببخشد (و) اگر پیغمبر بخواهد که او را به زنی گیرد که مخصوص توست نه دیگر مؤمنان، به راستی دانستیم آنچه را که بر آنان دربارۀ زنانشان و کنیزانشان مقرر کرده‌ایم تا بر تو هیچ حرج و تنگی نباشد و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿50﴾

    (نوبت) هر یک از زنانت را که بخواهی (می‌توانی) به تاخیر اندازی و هر کدام را بخواهی (می‌توانی) نزد خود جای دهی، و اگر یکی از آنان را که (از او) کناره گرفته‌ای باز (به بستر خود) طلب کنی، (در هر حال،) بر تو هیچ گناهی نیست، این نزدیک‌تر است به آن که چشمان‌شان روشن گردد و اندوهگین نشوند و همگی‌شان به آنچه به ایشان داده‌ای خشنود گردند و الله آنچه را که در دل‌های شماست می‌داند و الله دانای بردبار است ﴿51﴾

    بعد از این دیگر گرفتن زنان برای تو حلال نیست و برایت حلال نیست که زنان دیگر را جایگزین آنها کنی هرچند زیبایی آنان تو را به شگفت آورد، به استثنای کنیزانی که در ملک تو هستند. و الله بر همه چیز مراقب است ﴿52﴾

    ای مؤمنان! وارد خانه‌های پیغمبر نشوید مگر آنکه برای (صرف) طعام به شما اجازه داده شود، بی‌آن که منتظر (پخته شدن) آماده شدنش باشید، ولی هنگامی که دعوت شدید وارد شوید و زمانی که غذا را خوردید پراکنده شوید و به گفتگو ننشینید، این کار پیغمبر را رنج می‌دهد اما او شرم می‌کند ولی الله از بیان حق شرم نمی‌کند. و چون از زنان پیغمبر متاعی خواستید از پس پرده از ایشان بخواهید، این برای دلهایتان و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است، و برای شما سزاوار نیست که پیغمبر الله را برنجانید و حق ندارید که پس از مرگ او همسرانش را به همسری خویش در آورید، البته این کار نزد الله گناهی بزرگ است ﴿53﴾

    اگر چیزی را آشکار کنید، یا آن را پنهان دارید، پس (بدانید که) الله به هر چیز داناست ﴿54﴾

    بر زنان گناهی نیست که از پدران‌شان و فرزندان‌شان و برادران‌شان و فرزندان برادران‌شان و فرزندان خواهران‌شان و زنان (هم‌جنس) خودشان و بردگان‌شان (حجاب نگیرند)، ای زنان! از الله بترسید، البته الله بر همه چیز گواه (حاضر و ناظر) است ﴿55﴾

    همانا الله و فرشتگانش بر پیغمبر درود می‌فرستند، (پس) ای مؤمنان! شما هم بر او درود بفرستید و چنانکه باید درود بگویید ﴿56﴾

    همانا کسانی که الله و پیغمبرش را می‌رنجانند الله آنها را در دنیا و آخرت لعنت کرده است و برایشان عذاب خوار کننده‌ای آماده کرده است ﴿57﴾

    و کسانی که مردان و زنان مؤمن را بدون اینکه مرتکب عمل ناروا شده باشند، آزار می‌رسانند به راستی که (بار) بهتان و گناه آشکار بر گردن گرفته‌اند ﴿58﴾

    ای پیغمبر! به زنانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: چادرهایشان را بر خود بیاندازند، این (انداختن چادر) نزدیکتر است به آنکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿59﴾

    اگر منافقان و کسانی که در دل‌هایشان بیماری است و شایعه سازان در مدینه (که باعث اضطراب می‌گردند) از کار خود دست نکشند به یقین تو را بر آنان مسلط می‌گردانیم باز جز اندک مدتی در آن شهر با تو مجاور نخواهند بود ﴿60﴾

    در حالیکه لعنت شدگانند، هر کجا یافت شوند، اسیر گرفته شده و به سختی کشته شوند ﴿61﴾

    این است سنت الهی در مورد کسانیکه پیش از این گذشته‌اند و هرگز برای سنت الله تغییر و تبدیلی نمی‌یابی ﴿62﴾

    مردم از تو دربارۀ (وقت فرا رسیدن) قیامت می‌پرسند، بگو: علم آن تنها نزد الله است و تو چه دانی شاید که قیامت نزدیک باشد ﴿63﴾

    به تحقیق الله کافران را لعنت کرده و برایشان آتش سوزان آماده کرده است. ­ ﴿64﴾

    آنان جاودانه در آن خواهند ماند، (و) هیچ دوست و یاوری نمی‌یابند ﴿65﴾

    روزی که چهره‌هایشان در آتش گردانده می‌شود، می‌گویند: ای کاش الله و پیغمبر را اطاعت می‌کردیم ﴿66﴾

    و گویند: ای پروردگار ما! ما از پیشوایان و بزرگان خود اطاعت نمودیم و ما را از راه گمراه ساختند ﴿67﴾

    ای پروردگار ما! آنان را دوچندان عذاب ده و آنان را لعنت کن لعنتی بزرگ ﴿68﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند پس الله او را از آنچه می‌گفتند پاک و مبرا ساخت، و موسی نزد الله آبرومند بود ﴿69﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله بترسید و سخن حق و راست بگویید ﴿70﴾

    اعمالتان را اصلاح می‌کند و گناهانتان را می‌آمرزد. و هر کس از الله و پیغمبرش اطاعت کند به راستی که به پیروزی و کامیابی بزرگی نایل آمده است ﴿71﴾

    البته ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم ولی از برداشتن آن ابا ورزیدند و از آن ترسیدند و انسان آن را برداشت، يقينا او ظالم نادان است ﴿72﴾

    تا (در نتیجه) الله مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب کند و بر مردان و زنان مؤمن به رحمت باز گردد و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿73﴾

    سبا

    Surah 34

    همه ستایش‌ها آن ذاتی راست که تمام آنچه در آسمان‌ها و زمین است خاص از اوست و در آخرت نیز ستایش سزاوار اوست و او باحکمت آگاه است ﴿1﴾

    می‌داند آنچه را که در زمین فرو می‌رود و آنچه را که از آن بیرون می‌آید و آنچه را که از آسمان فرود می‌آید و آنچه را که در آن بالا می‌رود و او مهربان آمرزنده است ﴿2﴾

    و کافران گفتند: قیامت برای ما فرا نمی‌رسد، بگو: آری! سوگند به پروردگارم، به یقین به سراغتان خواهد آمد، (پروردگار که) دانای غیب است. به اندازۀ ذره‌ای نه در آسمان‌ها و نه در زمین از او پنهان نمی‌ماند، و نه کمتر از آن و نه بزرگ‌تر از آن چیزی نیست مگر آنکه در کتابی روشن (ثبت) است ﴿3﴾

    تا الله پاداش کسانی را بدهد که ایمان آورده و کارهای نیک کرده‌اند، ایشان‌اند که برایشان آمرزش و روزی گرامی است ﴿4﴾

    و کسانی که سعی کردند آیات ما را تکذیب و انکار کنند و گمان کردند که عاجز کننده (پیغمبر ما)‌اند، آنان برایشان عذابی از بدترین و دردناکترین عذاب‌ها خواهد بود ﴿5﴾

    و کسانی که علم داده شده‌اند می‌بینند که آنچه از جانب پروردگارت به‌سوی تو نازل شده حق است و این که به‌سوی راه ذات غالب و دارای صفات کمال و ستوده راهنمایی می‌کند ﴿6﴾

    و کافران گفتند: آیا شما را بر مردی راهنمایی کنیم که به شما خبر می‌دهد: چون (بعد از مرگ) کاملاً متلاشی شدید (پس از آن) به آفرینش جدید آفریده می‌شوید؟ ﴿7﴾

    آیا بر الله دروغ بسته؟ یا او دیوانگی دارد؟ (چنین نیست) بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند در عذاب و گمراهی دور از حق هستند ﴿8﴾

    آیا به‌سوی آنچه که پیش رو و پشت سر‌شان از آسمان و زمین قرار دارد ندیدند؟ اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو می‌بریم یا پاره‌هایی از آسمان را بر آنان می‌افگنیم. بی‌گمان در این امر دلیل و نشانه‌ای است برای هر بنده‌ای که بخواهد خالصانه به‌سوی الله رجوع کند ﴿9﴾

    و البته از سوی خود به داود فضل دادیم (و گفتیم) ای کوه‌ها! همراه او تسبیح گویید و (نیز) پرندگان را (گفتیم با او تسبیح گویید). و آهن را برای او نرم کردیم ﴿10﴾

    (ما به داود دستور دادیم) که زره‌های کامل و پهن بساز و در بافتن (حلقه‌های آن) اندازه را مراعات کن. و کار شایسته کنید که البته من به آنچه می‌کنید بینا هستم ﴿11﴾

    و برای سلیمان باد را (مسخر کردیم) که سیر صبحگاهان آن مسیر یک ماه و سیر شامگاهان آن (نیز) مسیر یک ماه بود. و چشمۀ مس را برای او روان ساختیم. و برخی از جنیان (را برای او رام کردیم که) به فرمان پروردگارش در نزد او کار می‌کردند، و هرکس از آنها از فرمان ما سرپیچی کند، از عذاب سوزان به او می‌چشانیم ﴿12﴾

    آنان (جنیان) هرچه سلیمان می‌خواست برایش می‌ساختند از قبیل قلعه‌ها و مجسمه‌ها و کاسه‌های بزرگی چون حوض‌ها و دیگ‌های ثابت بر جای خود. (به آنان گفتیم:) ای آل داود، شکر [نعمت‌های مرا] به جای آورید که اندکی از بندگانم سپاسگزارند ﴿13﴾

    پس چون مرگ را بر او مقرر کردیم چیزی جز موریانه که عصایش را می‌خورد آنان را از مرگ او مطلع نساخت، پس چون جسد سلیمان (به زمین) افتاد، جنیان پی بردند که اگر غیب را می‌دانستند، در عذاب خوار کننده باقی نمی‌ماندند ﴿14﴾

    بی‌گمان برای (قوم) سبا در محل سکونت‌شان نشانه‌ای بود: دو باغ از جانب راست و از جانب چپ، (گفتيم) از روزی پروردگارتان بخورید و شکر او را به جای آورید، شهری است پاکیزه و پروردگاری است آمرزنده ﴿15﴾

    اما آنان روی گرداندند، پس سیلی ویرانگر را بر آنان فرستادیم و به جای آن دو باغ‌شان دو باغ دیگر عوض دادیم که دارای میوه‌های تلخ و درخت گز و اندکی از درخت کنار بود ﴿16﴾

    این عقوبت را به سزای کفرشان به آنان دادیم، و آیا جز ناسپاس را مجازات می‌کنیم؟ ﴿17﴾

    و میان آنها و میان آبادی‌هایی که در آنها برکت نهاده بودیم آبادی‌هایی به هم پیوسته قرار داده بودیم و در میان آنها مسافت را به اندازه مقرّر داشته بودیم، (و گفتیم) شب‌ها و روزها را با کمال امن و امان در آنها سیر و سفر کنید ﴿18﴾

    اما ایشان گفتند: ای پروردگار ما! فاصلۀ سفرهای ما را دور کن، و بر خود ظلم کردند. پس آنان را افسانه‌ها (بر سر زبان‌ها) گردانیدیم و آنان را سخت متلاشی و پاره پاره ساختیم، البته در این ماجرا برای هر صابر سپاسگزار نشانه‌های (عبرت انگیزی) است ﴿19﴾

    و البته ابلیس گمانش را دربارۀ آنان راست یافت، پس از او پیروی کردند جز گروهی از مؤمنان ﴿20﴾

    و شیطان را بر آنان هیچ سلطۀ نبود، مگر تا کسی را که به آخرت ایمان می‌آورد از کسی که او از آن در شک است معلوم بداریم، و پروردگار تو بر همه چیز مراقب و نگهبان است ﴿21﴾

    (ای پیغمبر) بگو: آنان را که به جای الله (معبودتان) می‌پندارید بخوانید، آنها در آسمان‌ها و زمین به اندازۀ ذره‌ای را مالک شده نمی‌توانند، و در (تدبیر) آن دو، هیچ مشارکتی ندارند و برای الله در میانشان هیچ یاور و پشتیبانی نیست ﴿22﴾

    و شفاعت در نزد او سود نمی‌بخشد مگر برای آن کس که الله به او اجازه دهد، تا چون که اضطراب و هراس از دل‌هایشان برطرف گردد می‌گویند: پروردگارتان چه گفت؟ می‌گویند: حق، و او والای بزرگ است ﴿23﴾

    بگو: کیست که از آسمان‌ها و زمین شما را روزی می‌دهد؟ بگو: الله، و يقينا يا ما، یا شما بر هدایت یا گمراهی آشکار هستیم ﴿24﴾

    بگو: شما از جرمی که ما کرده‌ایم باز خواست نمی‌شوید و ما نیز از آنچه شما می‌کنید بازخواست نمی‌شویم ﴿25﴾

    بگو: پروردگار ما، ما و شما را جمع می‌کند باز در میان ما به حق حکم می‌کند و او فیصله‌کنندۀ داناست ﴿26﴾

    بگو: آنان را که به عنوان شریک به او ملحق ساخته‌اید به من نشان دهید، چنین نیست، بلکه او الله است که غالب باحکمت است ﴿27﴾

    و ما تو را جز مژده رسان و بیم دهنده برای تمام مردم نفرستادیم و لیکن اکثر مردم نمی‌دانند ﴿28﴾

    و می‌گویند: این وعده کی فرا می‌رسد، اگر راست می‌گوئید؟ ﴿29﴾

    بگو: وعده شما روز معینی است که نه ساعتی از آن پس می‌مانید و نه ساعتی از آن پیشی می‌گیرید ﴿30﴾

    و کافران گفتند: به این قرآن و به آنچه پیش از آن است هرگز ایمان نمی‌آوریم. و اگر ببینی ظالمان را وقتی که نزد پروردگارشان نگاه داشته می‌شوند که چگونه بعضی از آنها سخن بعضی دیگر را باز میگرداند، مستضعفان به مستکبران می‌گویند: اگر شما نبوديد يقينا ما مؤمن می‌بودیم ﴿31﴾

    (باز) مستکبران (در پاسخ) به مستضعفان می‌گویند: آیا پس از آنکه هدایت برایتان آمد، ما شما را از آن بازداشتیم؟ بلکه خود شما مجرم بودید ﴿32﴾

    و (بار دیگر) مستضعفان به مستکبران می‌گویند: نه، بلکه مکر شب و روز (تان ما را از هدایت بازداشت) وقتی که به ما دستور می‌دادید که به الله كفر ورزیم و برای او همتایان مقرر کنیم، و وقتی عذاب را بینند، پشیمانی خود را پنهان کنند. و زنجیرها را به گردن‌های کافران می‌اندازیم. آیا جز در برابر کارهایی که می‌کردند، جزا داده می‌شوند؟ ﴿33﴾

    و ما در هیچ قریه‌ای بیم دهنده‌ای نفرستادیم مگر آنکه سرکشان نازپرور آنجا گفتند: ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید، کافریم ﴿34﴾

    و (نیز) گفتند: ما از نگاه اموال و فرزندان بیشتریم و ما عذاب شونده نیستیم ﴿35﴾

    بگو: البته پروردگارم روزی را برای هرکس که بخواهد فراخ یا تنگ می‌گرداند، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند ﴿36﴾

    و اموال و اولادتان چیزی نیست که شما را به ما نزدیک گرداند به مرتبۀ قربت، مگر کسی (مقرب) است که ایمان آورد و کار نیک انجام دهد. پس برای آنان در برابر اعمالی که انجام داده‌اند پاداش دو چندان است و ایشان در غرفه‌های (بلند) ايمن‌اند ﴿37﴾

    و کسانی که در (تکذیب) آیات ما سعی می‌کنند به این گمان که (پیغمبر ما را) عاجز می‌سازند، ایشان‌اند که در عذاب احضار خواهند شد ﴿38﴾

    بگو: در حقیقت پروردگارم است که روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد فراخ می‌گرداند، و برای هر کس که بخواهد تنگ می‌گرداند. و هرچه را انفاق کنید، الله عوضش را می‌دهد و او بهترین روزی دهندگان است ﴿39﴾

    و (یادآور شو) روزی را که الله همۀ آنان را محشور می‌کند، باز به فرشتگان می‌گوید: آیا اینها بودند که شما را پرستش می‌کردند؟ ﴿40﴾

    (فرشته‌ها) گویند: تو پاک و منزهی! و تنها تو باور و کارساز ما هستی! نه، بلکه آنها جنيان را پرستش می‌کردند؟ و بیشترشان به آنها ایمان داشتند ﴿41﴾

    پس امروز هیچ یک از شما مالک نفع و ضرری برای دیگری نیستید، و به ظالمان می‌گوییم: بچشید عذاب آتشی را که آن را تکذیب می‌کردید. ­ ﴿42﴾

    و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، می‌گویند: این (شخص) جز مردی نیست، که می‌خواهد شما را از آنچه پدران شما پرستش می‌کردند باز دارد و می‌گویند: این جز دروغ خودساخته نیست (که به الله نسبت داده شده است). و کافران (درباره) حق چون به آنان آمد گفتند: این جز جادویی آشکار نیست ﴿43﴾

    و ما هیچ کتابی برای ایشان نداده بودیم که آن را بخوانند، و پیش از تو به‌سوی آنان هیچ بیم دهنده‌ای نفرستادیم ﴿44﴾

    و کسانی که پیش از آنها بودند (وحی ما را) تکذیب کردند، حال آنکه آنان به یک دهم آنچه به پیشینیان داده بودیم نرسیده‌اند، پس پیغمبران ما را تکذیب کردند، پس (بنگر) عقوبت من چگونه بود؟ ﴿45﴾

    بگو: من تنها شما را به یک (سخن) نصیحت می‌کنم و آن این است که خالصانه برای الله دونفر دونفر، و یا یک نفر یک نفر، برخیزید، باز اندیشه کنید که این همنشین شما هیچ دیوانگی ندارد، او برای شما جز بیم دهنده، پیش از آمدن عذاب سخت نیست ﴿46﴾

    بگو: هر مزدی که از شما خواسته باشم، پس آن برای شما باشد، مزد من جز بر (عهدۀ) الله نیست و او بر هر چیز گواه است ﴿47﴾

    بگو: پروردگار من حق را (در قلب هرکه بخواهد) می‌اندازد (او) دانای غيب‌هاست ﴿48﴾

    بگو: حق آمد و دیگر باطل از سر نمی‌گیرد (سر از نو ایجاد نمی‌شود) و دوباره برنمی گردد ﴿49﴾

    بگو: اگر گمراه شوم تنها به زبان خود گمراه می‌شوم و اگر راهیاب شوم پس این به سبب آن است که پروردگارم به من وحی می‌کند، بی‌گمان او شنوای نزدیک است ﴿50﴾

    و اگر می‌دیدی وقتی را که مضطرب و هراسناک شوند، آنجا راه گریزی نیست. و از جایی نزدیک گرفتار شوند ﴿51﴾

    و (وقتی عذاب را مشاهده کنند) می‌گویند: اکنون به او ایمان آوردیم، حال آنکه دسترسی به ایمان از راه دور چگونه ممکن است ﴿52﴾

    و حال آنکه پیش از این به آن کفر ورزیدند. و از مکان دور به امور غیب (نسبت‌های باطل‌شان را) می‌افگنند ﴿53﴾

    و میان آنان و میان آنچه خوش دارند حایلی افگنده شد چنان که پیش از این با (گروه‌های) امثال آنان انجام شده است، زیرا آنان سخت در شک بودند ﴿54﴾

    فاطر

    Surah 35

    همۀ ستایش‌ها سزاوار پروردگاری است که آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین است (ذاتی که) فرشتگان را پیام آوران قرار داده است که دارای بالهای دوگانه و سه گانه و چهارگانه‌اند. هرچه بخواهد در آفرینش می‌افزاید، چون الله بر هر چیز قادر است ﴿1﴾

    هر (درِ) رحمت را که الله برای مردم بگشاید پس بازدارنده‌ای برای آن نیست، و هر چیزی را که (الله) باز دارد، پس جز او گشاینده و باز کننده‌ای نیست. و او توانای باحكمت است ﴿2﴾

    ای مردم! نعمت الله را بر خود یاد کنید، آیا آفریدگاری جز الله وجود دارد که به شما از آسمان و زمین روزی بدهد؟ جز او معبود بر حقی وجود ندارد، پس با این حال چگونه (از حق) برگردانیده می‌شوید ﴿3﴾

    و اگر تو را تکذیب کنند (بدان که) پیغمبران پیش از تو نیز تکذیب شده‌اند. و کارها به سوى الله باز گردانیده می‌شود ﴿4﴾

    ای مردم! البته وعدۀ الله (در بارۀ بازگشت به‌سوی او) راست است، پس زندگی دنیا شما را فریب ندهد و شیطان فریبکار شما را دربارۀ الله نفریبد ﴿5﴾

    به تحقیق شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید. جز این نیست که او پیروان خود را دعوت می‌دهد تا از دوزخیان باشند ﴿6﴾

    کسانی که (با پیروی از شیطان) کفر ورزیدند، عذاب سختی دارند. و کسانی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام دادند، برای آنان آمرزش و پاداش بزرگ است ﴿7﴾

    آیا کسی که زشتی عملش برای او آراسته جلوه داده شده است پس آن را نیک می‌بیند (مانند کسی است که چنین نمی‌باشد؟) بیشک الله هرکس را که بخواهد گمراه می‌کند و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند پس نباید خود را به سبب حسرت خوردن بر آنان هلاک سازی، البته الله به آنچه می‌کنند داناست ﴿8﴾

    و الله ذاتی است که بادها را فرستاد پس آن (بادها) ابرها را بر می‌انگیزند و ما آنها را به‌سوی سرزمینی مرده راندیم و با آن زمین را پس از مردنش زنده ساختیم، برانگیختن مردم نیز چنین است ﴿9﴾

    هرکس عزت می‌خواهد (بداند) که عزت همگی از الله است، سخنان پاکیزه به‌سوی او بالا می‌رود و عمل صالح آنرا بالا می‌برد و کسانی که با مکر و حیله بدیها را می‌اندیشند برای آنها عذاب سخت است و مکر و حیله سنجی‌شان خود برباد و تباه می‌گردد ﴿10﴾

    و الله شما را از خاک باز از نطفه آفرید، باز شما را به صورت زوجهایی (نر و ماده) در آورد، و هیچ زنی باردار نمی‌شود و وضع حمل نمی‌کند مگر به علم او، و هیچ سالخورده‌ای عمر دراز نمی‌یابد و از عمرش کاسته نمی‌شود مگر اینکه در کتاب (لوح محفوظ) ثبت و ضبط شده است. به یقین این (کار) برای الله آسان است ﴿11﴾

    و دو دریا برابر نیستند، این شیرین تشنگی بر است که نوشیدنش خوشگوار می‌باشد و آن دیگر شور (و) تلخ مزه است. و از هریک گوشت تازه می‌خورید و از هر دوی آنها وسائل زينت بیرون می‌آورید که آن را می‌پوشید. و کشتی‌ها را در آن (دریا) پاره کننده می‌بینی (که امواج دریا را شگافته می‌آیند) تا از فضل او روزی خود را طلب کنید و باشد که شکرگزارید ﴿12﴾

    (الله) شب را در روز و روز را در شب داخل می‌کند، و آفتاب و ماه را مسخر کرده است که هریک (از آنها) تا مدت معین روان است. این است الله پروردگار شما، فرمانروایی او راست، و کسانی را که به جای او می‌خوانید حتی مالک پوست دانۀ خرمایی هم نیستند ﴿13﴾

    اگر آنها را بخوانید صدای شما را نمی‌شنوند و اگر (به فرض محال) هم بشنوند شما را پاسخ نمی‌دهند. و روز قیامت شرک شما را انکار می‌کنند، و هیچ کس چون ذات آگاه تو را با خبر نمی‌سازد ﴿14﴾

    ای مردم! شما به الله محتاجيد و الله است که (مطلقا) بی‌نیاز ستوده است ﴿15﴾

    اگر بخواهد شما را از میان می‌برد و خلق نو به میان می‌آورد ﴿16﴾

    و این کار بر الله دشوار نیست ﴿17﴾

    و هیچ شخصی بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد، و اگر گرانباری (کسی را) برای برداشتن بار (گناه) خود طلب کند، چیزی از آن برداشته نمی‌شود اگر چه (آن‌کس) خویشاوند باشد. جز این نیست که تو تنها کسانی را بیم می‌دهی که از پروردگارشان در نهان می‌ترسند و نماز را برپا داشته‌اند. و هر کس پاکیزگی جوید، تنها به نفع خویش پاکیزگی می‌جوید و بازگشت به سوى الله است ﴿18﴾

    و نابینا و بینا برابر نیستند ﴿19﴾

    و نه تاریکی‌ها و روشنایی (برابراند) ﴿20﴾

    و نه سایه و باد گرم (برابراند) ﴿21﴾

    و زندگان و مردگان برابر نیستند، البته الله هرکس را بخواهد می‌شنواند و تو شنوانندۀ کسانی که در گورها‌اند، نیستی ﴿22﴾

    (چون) تو جز ترساننده نیستی ﴿23﴾

    در حقیقت ما تو را به حق مژده رسان و بیم دهنده فرستادیم. و هیچ امتی نیست مگر این که در آن بیم دهنده‌ای گذشته است ﴿24﴾

    و اگر تو را تکذیب کنند البته کسانی که پیش از آنان بوده‌اند نیز (پیغمبران را) تکذیب کردند. پیغمبرانشان معجزه‌های آشکار و کتاب‌های روشن برایشان آوردند ﴿25﴾

    باز کافران را گرفتم، پس (بنگر) عقوبت من چگونه بود ﴿26﴾

    آیا ندیدی که الله از آسمان آب فرود آورد، پس به وسیلۀ آن (آب) میوه‌هایی مختلف و رنگارنگ بیرون آوردیم، و از کوه‌ها قطعه‌های است با رنگهای مختلف که برخی از آنها سفید و برخی سرخ و بعضی سیاهند در نهایت سیاهی ﴿27﴾

    و از مردمان و جانوران و چهار پایان نیز رنگهای آنها مختلف و گوناگون است. جز این نیست که از بندگان الله تنها علماء‌اند که از او می‌ترسند. البته الله غالب (و) بس آمرزگار است ﴿28﴾

    البته کسانی که کتاب الله را تلاوت می‌کنند و نماز را برپا داشته‌اند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم در پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، (ایشان) امید به تجارتی دارند که هرگز زوالی ندارد ﴿29﴾

    تا الله ثواب آنان را به تمام و کمال بدهد، و از فضل خود (پاداشی) به آنان بیفزاید بی‌گمان او آمرزگار سپاسگزار است ﴿30﴾

    و آنچه از کتاب (قرآن) که به تو وحی کرده‌ایم حق و تصدیق کنندۀ کتاب‌های (آسمانی) پیش از خود است، یقینا الله از (احوال) بندگان خود باخبر (و) بیناست ﴿31﴾

    باز این کتاب (قرآن) را به آن بندگانم که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم، پس بعضی از آنها به خویشتن ظالم و بعضی از ایشان میانه رو و بعضی از آنان به حکم الله به‌سوی نیکی‌ها پیشگامند. این است همان فضل بزرگ ﴿32﴾

    (وعدۀ ما به پیشگامان به‌سوی نیکی‌ها) باغ‌های همیشگی است که در آنها داخل می‌شوند، در آنجا با دستبند‌های از طلا و مروارید آراسته می‌گردند و لباس‌شان در آنجا ابریشم است ﴿33﴾

    و گویند: ستایش پروردگاری راست که اندوه (بدی‌ها و گناهان) را از ما دور کرد، البته پروردگار ما آمرزندۀ سپاسگزار است ﴿34﴾

    همان ذاتی که از فضل خویش ما را در اقامتگاه ابدی فرود آورد، در آنجا به ما هیچ رنجی نمی‌رسد و در آنجا ما هیچ خستگی نمی‌بینیم ﴿35﴾

    و کسانی که کفر ورزیدند برای آنان آتش دوزخ است، نه بر آنان (به مرگ دیگر) حکم می‌شود تا بمیرند، و نه (چیزی) از عذاب دوزخ از آنان کاسته می‌شود. و اینچنین هر ناسپاسی را سزا می‌دهیم ﴿36﴾

    و آنان در دوزخ فریاد می‌کنند: ای پروردگار ما! ما را بیرون کن تا کارهای شایسته انجام دهیم، غیر از کارهایی که قبلا می‌کردیم، (می‌گوییم:) آیا آنقدر به شما عمر ندادیم که پند پذیر در آن پند و عبرت گیرد؟ و بیم دهنده (هم) نزد شما آمد، پس عذاب را بچشید که برای ظالمان هیچ مددگاری نیست ﴿37﴾

    یقینا الله دانای (امور) پنهان آسمان‌ها و زمین است و البته او از چیزهایی که در داخل سینه‌هاست کاملا داناست ﴿38﴾

    او ذاتی است که شما را در زمین جانشین‌ها گردانید، پس هرکس کفر ورزد، پس کفرش به زیان خود اوست. و کفر کافران در پیشگاه الله جز بر خشم (پروردگار) نمی‌افزاید. و کفر کافران جز زیان چیزی نصیب کافران نمی‌گرداند ﴿39﴾

    بگو: آیا دیدید شریکان مقرر کردۀ خود را که به جای الله می‌خوانید؟ به من نشان دهید که آنان چه چیزی از زمین آفریده‌اند؟ و یا آنها در آفرینش آسمان‌ها شرکت داشته‌اند! یا به آنها کتابی داده‌ایم پس آنها بر حجّتی از آن قرار دارند؟ بلکه حق این است که ظالمان جز فریب به همدیگر وعده نمی‌دهند ﴿40﴾

    البته الله آسمان‌ها و زمین را نگاه می‌دارد تا از جای خود نلغزند و اگر بلغزند هیچ کس بعد از الله نمی‌تواند آنها را نگاه بدارد. بی‌گمان او بردبار آمرزگار است ﴿41﴾

    و با سخت‌ترین قسم‌های خود به الله قسم خوردند که اگر بیم دهنده‌ای نزد آنان بیاید، حتما نسبت به هر امتی راه یافته‌تر خواهند بود. امّا وقتی که بیم‌دهنده برایشان آمد، در حق آنان جز نفرت و گریز نه افزود ﴿42﴾

    (نفرت و گریز‌شان از حق) به خاطر استکبار در زمین و حیله گری‌های زشتی بود که انجام می‌دادند. و حیله گری‌های زشت جز به اهلش بر نمی‌گردد. پس آیا جز سنت پیشینیان را انتظار دارند؟ پس هرگز برای سنت الهی تبدیلی نخواهی یافت. و هرگز برای سنت الهی تغییری نخواهی یافت ﴿43﴾

    آیا در زمین نگشته‌اند تا ببینند که عاقبت پیشینیانشان چگونه شد؟ حال آنکه آنان نسبت به ایشان قوت و قدرت بیشتری داشتند، و هیچ چیزی در آسمان‌ها و در زمین الله را عاجز و ناتوان نخواهد کرد، چرا که او دانای تواناست ﴿44﴾

    و اگر الله مردم را به (سزای) آنچه کرده‌اند گرفتار می‌کرد، بر پشت آن (زمین) هیچ جانوری را نمی‌گذاشت. بلکه آنان را تا وقت معیّنی به تأخیر می‌اندازد (و مهلت می‌دهد)، پس وقتی که مدت مشخص ایشان فرا رسید (هیچ چیزی از الله پوشیده نمی‌ماند) چون الله به بندگانش بیناست ﴿45﴾

    یس

    Surah 36

    يس. (معنای این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    قسم به قرآن پر از حکمت ﴿2﴾

    به تحقیق که تو از جملۀ پیغمبران هستی ﴿3﴾

    بر راه راست قرار داری ﴿4﴾

    (این قرآن) فرو فرستادۀ الله غالبِ مهربان است ﴿5﴾

    تا قومی را بیم دهی که پدرانشان بیم داده نشده‌اند پس آنان خود غافل و بی‌خبرند ﴿6﴾

    بی‌گمان (وعدۀ عذاب) بر بیشتر آنان تحقّق یافته است، پس آنان ایمان نمی‌آورند ﴿7﴾

    بدون شک ما در گردن‌هایشان طوق‌هایی تا زنخ‌هایشان نهاده‌ایم پس در نتیجه سرهایشان رو به بالا است (و زمین را دیده نمی‌توانند) ﴿8﴾

    و در پیش روی ایشان و در پشت سر ایشان سدّی قرار داده‌ایم پس بر چشمان آنان پرده‌ای انداخته‌ایم، در نتیجه آنان هیچ نمی‌بینند ﴿9﴾

    و برای آنان برابر است چه آنها را بترسانی و چه آنها را نترسانی، ایمان نمی‌آورند ﴿10﴾

    تو تنها کسی را می‌ترسانی (و این کار برای کسی فایده دارد) که از قرآن پیروی کند و غائبانه از پروردگار رحمان بترسد، پس او را به آمرزش و پاداش ارجمند مژده بده ﴿11﴾

    بدون شک ماییم که مرده‌ها را زنده می‌سازیم و آنچه (از کارهای نیک و بد را که) پیش فرستاده‌اند و آثار (خوب و بد پس از مرگ)‌شان را می‌نویسیم. و همه چیز را در کتابی که پیشوای روشنگر است ضبط کرده‌ایم ﴿12﴾

    و برای‌شان از اصحاب قريه مثل بزن وقتی که فرستادگان (الله) به‌سوی آنان آمدند ﴿13﴾

    آن وقت که دو نفر (از فرستادگان خود) را به‌سوی ایشان فرستادیم، پس آندو را دروغگو شمردند، پس (آن دو را با شخص) سومی تقویت نمودیم، پس گفتند: بدون شک ما به‌سوی شما فرستاده شده‌ایم ﴿14﴾

    گفتند: شما جز بشری همچون ما نیستید و پروردگار رحمن چیزی نازل نکرده است و شما جز دروغ نمی‌گوئید ﴿15﴾

    (پیغمبران) گفتند: پروردگار ما می‌داند که البته ما به‌سوی شما فرستاده شده‌ایم ﴿16﴾

    و بر عهدۀ ما جز رسانیدن آشکار (پیغام الهی، وظیفۀ دیگری) نیست ﴿17﴾

    مردم گفتند: البته ما شما را به فال بد گرفته‌ایم، اگر دست برندارید حتما شما را سنگسار می‌کنیم و حتما از جانب ما عذاب دردناک به شما خواهد رسید ﴿18﴾

    (پیغمبران) گفتند: شومی و فال بد تان همرای خودتان است. آیا چون اندرز داده شوید (آن‌را فال بد می‌شمارید) نه، بلکه شما قوم اسراف کار هستید ﴿19﴾

    و از دورترین نقطۀ شهر مردی دوان دوان آمد، گفت: ای قوم من! از فرستادگان (الله) پیروی کنید ﴿20﴾

    از کسی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی‌خواهد و خود آنان راه یافته‌اند ﴿21﴾

    و مرا چه شده که ذاتی را نپرستم که مرا آفریده است؟ و همه به‌سوی او بازگردانیده می‌شوید؟ ﴿22﴾

    آیا غیر از او معبودهایی را به عبادت ‌گیرم که اگر پروردگار رحمن زیانی در حق من اراده کند، شفاعت آنان چیزی را از من دفع نمی‌کند و نه آنان می‌توانند مرا نجات دهند؟ ﴿23﴾

    بدون شک من در آن صورت حتما در گمراهی آشکار خواهم بود ﴿24﴾

    البته من به پروردگار شما ایمان آورده‌ام پس (اعلان توحید را) از من بشنوید ﴿25﴾

    (پس از آنکه او را به شهادت رساندند) به او گفته شد: وارد بهشت شو، گفت: ای کاش قوم من این امر را میدانستند ﴿26﴾

    که پروردگارم چگونه مرا آمرزیده و مرا از جملۀ گرامیان قرار داده است ﴿27﴾

    و پس از (شهادت) او هیچ لشکری را از آسمان بر قوم وی نازل نکردیم (و پیش از این نیز) نازل کننده نبودیم ﴿28﴾

    (سزای آنان) تنها یک بانگ مرگبار بود، پس به ناگهان خاموش شدند ﴿29﴾

    ای افسوس بر این بندگان! هیچ پیغمبری به‌سوی ایشان نمی‌آمد مگر اینکه او را به مسخره می‌گرفتند ﴿30﴾

    آیا ندیدند که پیش از آنان چه بسیار امتها را نابود کردیم که دیگر آنان به سویشان باز نمی‌گردند؟ ﴿31﴾

    و حتما همگی‌شان در نزد ما احضار خواهند شد ﴿32﴾

    و زمین مرده برای آنان نشانۀ (از قدرت الله در احضار نمودن‌شان) است که آن را زنده گردانیدیم و از آن دانه‌های بیرون آوردیم که از آن می‌خورند ﴿33﴾

    و در آن باغ‌هایی از درختان خرما و درختان انگور قرار دادیم و از چشمه‌ها در آن روان کردیم ﴿34﴾

    تا از میوه‌های آن درختان و از آنچه دست‌هایشان به عمل آورده بخورند. آیا باز هم شکر نمی‌گزارند؟ ﴿35﴾

    پاک و منزه است ذاتی که همه نر و ماده‌ها را آفریده است، از (قبیل) آنچه زمین می‌رویاند و از خود آنان و از چیزهایی که ایشان نمی‌دانند ﴿36﴾

    و نشانۀ دیگر برای آنها شب است که روز را از آن بر می‌گیریم، ناگهان تاریکی آنان را فرا می‌گیرد ﴿37﴾

    و آفتاب بسوی (مسير) قرارگاه‌اش روان است، این اندازه گیری و تعیین الله غالب داناست ﴿38﴾

    و برای ماه نیز منزل‌هایی تعیین کرده‌ایم که (پس از طی کردن آنها) چون شاخۀ خشکیدۀ کهنۀ خرما باز گردد ﴿39﴾

    نه آفتاب را سزاوار است که به ماه برسد و نه شب را توان سبقت جستن از روز است. و هریک در مسیر خود شناورند ﴿40﴾

    و نشانه‌ای (دیگر) است برای آنان که ما نسل آنها را در کشتی مملو (از انسان و حیوان) حمل کردیم ﴿41﴾

    و برای ایشان مانند کشتی چیزهایی را آفریده‌ایم که سوار (آن) می‌شوند ﴿42﴾

    و اگر بخواهیم آنها را غرق می‌کنیم پس برای آنان فریادرسی نیست و نه نجات داده می‌شوند ﴿43﴾

    جز (به جهت) رحمتی از جانب ما و تا زمانی معین بهره‌مند شوند ﴿44﴾

    و چون به آنان گفته شود از آنچه پیش روی شماست و از آنچه که پشت سرتان است بترسيد تا به شما رحم شود ﴿45﴾

    و هیچ آیتی از آیات پروردگارشان به (سوی) آنان نمی‌آید مگر اینکه از آن روی گردان می‌شوند ﴿46﴾

    و چون به آنان گفته شود: از آنچه که الله به شما روزی داده است انفاق کنید، کافران به مؤمنان می‌گویند: آیا به کسی طعام بدهیم که اگر الله می‌خواست به او طعام میداد، شما جز در گمراهی آشکار نیستید ﴿47﴾

    و می‌گویند: این وعده کی فرا می‌رسد؟ اگر راست می‌گویید ﴿48﴾

    جز یک بانگ تند را انتظار نمی‌کشند که ایشان را در حالی فرا می‌گیرد که با یکدیگر ستیزه و جدال می‌کنند ﴿49﴾

    پس نه ‌وصیتی کرده می‌توانند و نه به‌سوی خانوادۀشان باز می‌گردند ﴿50﴾

    و در صور دمیده می‌شود و ناگهان همۀ آنان از قبرها به‌سوی پروردگارشان می‌شتابند ﴿51﴾

    گویند: ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاه ما برانگیخت؟ این همان چیزی است که الله مهربان وعده داده بود، و پیغمبران راست گفتند ﴿52﴾

    این جز یک بانگ مرگبار نیست، پس ناگهان همگی آنان نزد ما احضار کرده شوند ﴿53﴾

    پس امروز به هیچ کس کمترین ظلمی نمی‌گردد و جز به سزای آنچه می‌کردید جزا داده نخواهید شد ﴿54﴾

    يقينا اهل بهشت امروز سخت سرگرم خوشی و شادمانی (در نعمت‌ها) هستند ﴿55﴾

    آنان و همسرانشان در سایه‌های جنت بر تخت‌ها تکیه زده نشسته‌اند ﴿56﴾

    در آنجا برای آنها میوه‌هایی است و هر چه بخواهند در اختیارشان خواهد بود ﴿57﴾

    سلام بر شما، این سخنی است از جانب پروردگار مهربان ﴿58﴾

    و (فرمان می‌دهیم) ای مجرمان! امروز (از مؤمنان) جدا شوید ﴿59﴾

    ای فرزندان آدم! آیا به شما دستور ندادم که شیطان را عبادت نکنید، چرا که او دشمنی آشکار برای شماست؟ ﴿60﴾

    و اینکه مرا عبادت کنید، این راه راست است ﴿61﴾

    و هر آئینه او (شیطان) گروهی زیادی از شما را سخت گمراه کرد، پس آیا نمی‌فهمیدید ﴿62﴾

    این جهنمی است که به شما وعده داده می‌شد ﴿63﴾

    امروز به سبب کفری که می‌ورزیدید به آن در آیید ﴿64﴾

    امروز بر دهان‌هایشان مهر می‌نهیم و دربارۀ آنچه می‌کردند دست‌هایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان (بر آن) گواهی می‌دهند ﴿65﴾

    و اگر بخواهیم چشمهای‌شان را نابود می‌کنیم، پس در راه (رهایی) بر یکدیگر پیشی می‌جویند، اما از کجا می‌توانند ببینند؟ ﴿66﴾

    بلکه اگر بخواهیم آنان را بر جایشان مسخ می‌کنیم، پس نمی‌توانند پیش بروند و نه بر گردند ﴿67﴾

    و هر که را که عمر دراز دهیم او را در خلقت دگرگون می‌سازیم، آیا درک نمی‌کنید؟ ﴿68﴾

    و ما به او شعر نیاموخته‌ایم و (آموختن شعر) سزاوار او هم نیست، آن جز اندرز و قرآنی آشکار نیست ﴿69﴾

    تا هر کس را که زنده باشد بیم دهد و سخن (عذاب) بر کافران ثابت گردد ﴿70﴾

    آیا ندیدند که ما برای آنان از آنچه دستان ما ساخته است چهار پایانی آفریده‌ایم، پس ایشان مالک آنها‌اند؟ ﴿71﴾

    و آنها را برایشان رام گردانیدیم، پس بعضی از آنها سواری و مرکب آنهاست، و از بعضی (دیگر) آنها می‌خورند ﴿72﴾

    و برای آنان در چهارپایان منفعت‌ها و نوشیدنی‌هاست، پس آیا شکر نمی‌گزارند؟ ﴿73﴾

    و غیر از الله معبودانی گرفتند تا اگر مدد کرده شوند ﴿74﴾

    توانایی مدد‌شان را ندارند و آنها (کفار) برایشان (بتان) لشکری احضار شده هستند ﴿75﴾

    پس گفتار آنان تو را غمگین نکند، چون ما می‌دانیم آنچه را پنهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌سازند ﴿76﴾

    آیا انسان ندیده است که ما او را از نطفه‌ای آفریدیم، پس ناگهان او جدل کنندۀ آشکار شده است ﴿77﴾

    و (این انسان منکر قیامت) برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را فراموش کرد. گفت: چه کسی این استخوان‌های پوسیده و فرسوده را دوباره زنده می‌گرداند؟ ﴿78﴾

    بگو: همان ذاتی که بار اول آنها را آفریده است دوباره زنده می‌گرداند و او به هر آفرینشی داناست ﴿79﴾

    همان ذاتی که از درخت سبز برایتان آتش آفرید، پس شما از آن درخت آتش می‌افروزید ﴿80﴾

    آیا کسی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است قادر نیست بر این که مانند آنها را بیافریند؟ آری! (قادر است) و اوست آفرینندۀ دانا ﴿81﴾

    هرگاه الله آفریدن چیزی را بخواهد کار او تنها این است که به او می‌گوید: موجود شو، پس بی‌درنگ موجود می‌شود ﴿82﴾

    پس پاک و منزه است پروردگاری که مالکیت و حاکمیت همه چیز در دست اوست و به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿83﴾

    صافات

    Surah 37

    قسم به فرشته‌های صف بسته در صفهایی منظم ﴿1﴾

    قسم به آن فرشته‌هایی که (شیاطین را) سخت می‌رانند ﴿2﴾

    قسم به آن گروه فرشته‌ها که ذكر الله (قرآن) را تلاوت می‌کنند ﴿3﴾

    بی‌شک که معبود شما یگانه است ﴿4﴾

    پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، و پروردگار مشرقها (و مغرب‌ها) است ﴿5﴾

    البته ما آسمان پایین (به شما) را به زینت ستارگان آراسته‌ایم ﴿6﴾

    و آن را از هر شیطان سرکش به خوبی حفظ کرده‌ایم ﴿7﴾

    آنان نمی‌توانند به (اسرار) عالم بالا گوش فرا دهند بلکه از هر سو به آنان (شهاب) پرتاب می‌شود ﴿8﴾

    تا رانده شوند. و برای آنها عذاب دائمی است ﴿9﴾

    مگر اینکه شیطانی به سرعت (خبری) را برباید که شعلۀ سوزنده او را دنبال (و نابود) می‌کند ﴿10﴾

    پس از ایشان بپرس که آیا آفرینش آنان دشوارتر است یا آفرینش چیزهایی که (در کائنات) آفریده ایم؟ بدون شک ما آنان را از گل چسپنده آفریده‌ایم ﴿11﴾

    بلکه تعجب می‌کنی (از انکار ایشان) و ایشان مسخره می‌کنند ﴿12﴾

    و چون اندرز داده شوند، عبرت نمی‌گیرند ﴿13﴾

    و چون معجزه‌ای را ببینند به آن تمسخر می‌کنند ﴿14﴾

    و گفتند: این جز جادویی آشکار نیست ﴿15﴾

    آیا وقتی مردیم (و تبدیل به) خاک و استخوانهای پوسیده شدیم، (دوباره) برانگیخته خواهیم شد؟ ﴿16﴾

    و آیا پدران پیشین ما نیز (زنده خواهند شد) ﴿17﴾

    بگو: آری (همۀ شما زنده می‌شوید) در حالیکه شما ذلیل خواهید بود ﴿18﴾

    همانا (قیامت) یک صدای مرگبار است، پس ناگهان آنان (صحنۀ قيامت را) می‌نگرند ﴿19﴾

    و می‌گویند: وای بر ما این روز جزاست؟ ﴿20﴾

    (به آنها گفته می‌شود بلی،) این همان روز جدایی (حق از باطل) است که آن را دروغ می‌پنداشتید ﴿21﴾

    (ندا می‌آید) ظالمان را با همراهان‌شان (و) با آنچه می‌پرستیدند، جمع کنید ﴿22﴾

    غیر از الله (هر چه را پرستش می‌کردند) پس آنان را به راه دوزخ راهنمایی کنید ﴿23﴾

    و آنان را متوقف کنید زیرا که آنها مورد بازخواست قرار می‌گیرند ﴿24﴾

    شما را چه شده که یکدیگر را مدد نمی‌کنید؟ ﴿25﴾

    بلکه آنان امروز تسلیم‌اند ﴿26﴾

    و بعضی از آنان به بعضی دیگر روی کرده و از همدیگر می‌پرسند ﴿27﴾

    (پیروان) می‌گویند: شما بودید که با قهر و غلبه به‌سوی ما می‌آمدید ﴿28﴾

    (پیشوایان) گویند: بلکه (کوتاهی از خودتان بود و) مؤمن نبودید ﴿29﴾

    و ما هیچ سلطه و غلبه بر شما نداشتیم بلکه شما خود قوم سرکش بودید ﴿30﴾

    پس وعدۀ (عذاب) پروردگار ما بر ما لازم شد، بی‌گمان ما چشنده (طعم عذاب) خواهیم بود ﴿31﴾

    چون ما خود گمراه بودیم پس شما را هم گمراه کردیم ﴿32﴾

    پس یقینا آنها (همه) در آن روز در عذاب شریک‌اند ﴿33﴾

    ما این چنین با مجرمان می‌کنیم ﴿34﴾

    آنان چنان بودند که چون به آنان گفته می‌شد: معبود برحق جز الله (یگانه) نیست، تکبر می‌ورزیدند ﴿35﴾

    و می‌گفتند: آیا معبودهای خود را به خاطر (سخن) شاعری دیوانه ترک گوییم؟ ﴿36﴾

    (شاعر و دیوانه نیست) بلکه حق را آورده و پیغمبران را تصدیق کرده است ﴿37﴾

    شما حتما عذاب دردناک را خواهید چشید ﴿38﴾

    و جز (در برابر) آنچه می‌کردید، سزا داده نمی‌شوید ﴿39﴾

    به جز بندگان مخلص الله ﴿40﴾

    ایشان روزی معلوم و خاص دارند ﴿41﴾

    (برایشان انواع) میوه‌ها است و ایشان گرامی‌اند ﴿42﴾

    در باغ‌های پر نعمت (بهشت) ﴿43﴾

    بر تختها روبروی یکدیگر (نشسته اند) ﴿44﴾

    بر آنان جامی از شراب ناب گردانیده شود ﴿45﴾

    که سفید رنگ و لذت بخش است برای نوشندگان ﴿46﴾

    نه در آن زوال عقل است و نه از نوشیدن آن مست می‌شوند ﴿47﴾

    و در نزدشان زنان بزرگ چشم که دیده از غیر می‌بندند خواهند بود ﴿48﴾

    (از شدت سفیدی) گویا آنان تخم‌های (شتر مرغ) هستند که (در زیر پروبال آن) پنهان شده‌اند ﴿49﴾

    پس بعضی رو به بعضی دیگر می‌کنند و از یکدیگر می‌پرسند ﴿50﴾

    گوینده‌ای از آنان می‌گوید: البته من همنشینی داشتم ﴿51﴾

    که می‌گفت: آیا تو (به روز آخرت) از باور کنندگان هستی؟ ﴿52﴾

    آیا چون بمیریم و به خاک و استخوان‌ها تبدیل شویم (دوباره زنده شده) سزا و جزا می‌بینیم؟ ﴿53﴾

    گوید: آیا شما (جنتیان) می‌توانید (از حال او) اطلاع یابید؟ ﴿54﴾

    پس خودش نگریست و او را در وسط دوزخ دید ﴿55﴾

    گفت: سوگند به الله نزدیک بود که مرا هلاک کنی ﴿56﴾

    و اگر نعمت پروردگارم نبود حتما من هم از احضار شدگان (در دوزخ) بودم ﴿57﴾

    (از شدت خوشی می‌گویند:) آیا ما دیگر نمی‌میریم؟ ﴿58﴾

    مگر مرگ نخستینی که داشتیم و ما عذاب نخواهیم دید ﴿59﴾

    يقينا این کامیابی بزرگی است (که نصیب ما شده است) ﴿60﴾

    برای چنین (نعمتی) عمل کنندگان باید کار کنند ﴿61﴾

    آیا این (نعمت جنت) برای پذیرایی بهتر است یا درخت زقوم ﴿62﴾

    بدون شک ما آن را وسیلۀ شکنجه و رنج برای ظالمان قرار داده‌ایم ﴿63﴾

    آن درختی است که از قعر دوزخ می‌روید ﴿64﴾

    خوشه‌ها و شکوفه‌های آن گویا سرهای شیاطین است ﴿65﴾

    آنان از آن می‌خورند و شکم‌ها را از آن پر می‌کنند ﴿66﴾

    باز بر آن آب جوشان و آلوده را می‌نوشند ﴿67﴾

    باز برگشت‌شان به‌سوی دوزخ است ﴿68﴾

    بی‌گمان آنان پدرانشان را گمراه یافتند ﴿69﴾

    پس (با این حال) آنان در پی پدرانشان شتابان می‌روند ﴿70﴾

    البته پیش از آنان اکثر پیشینیان (نیز) گمراه شدند ﴿71﴾

    و همانا ما در میانشان بیم دهندگانی فرستاده بودیم ﴿72﴾

    پس بنگر که عاقبت بیم داده شدگان چطور شد؟ ﴿73﴾

    به جز بندگان خالص شدۀ الله ﴿74﴾

    و البته نوح ما را به فریاد خواند و ما هم چه خوب پاسخ دهندگان هستیم ﴿75﴾

    و او و خانواده‌اش را از اندوه بزرگ نجات دادیم ﴿76﴾

    و تنها نسل او را باقی گذاشتیم ﴿77﴾

    و برای او در میان ملت‌های آینده یادگار و نام نیک به جا گذاشتیم ﴿78﴾

    و در میان جهانیان بر نوح سلام باد ﴿79﴾

    البته ما این چنین به نیکوکاران ثواب می‌دهیم ﴿80﴾

    به يقين او از بندگان با ایمان ما بود ﴿81﴾

    باز دیگران را غرق کردیم ﴿82﴾

    و يقينا ابراهیم از پیروان او بود ﴿83﴾

    وقتی که با دل سالم به پیشگاه پروردگارش آمد ﴿84﴾

    وقتی که به پدر و قوم خود گفت: چه چیزی را می‌پرستید؟ ﴿85﴾

    آیا به دروغ معبودهای دیگری غیر از الله را می‌خواهید؟ ﴿86﴾

    پس گمانتان در بارۀ پروردگار جهانیان چیست؟ ﴿87﴾

    پس نگاه خاصی به ستارگان کرد ﴿88﴾

    پس گفت: من بیمارم ﴿89﴾

    پس مردم از او روی گردانده برگشتند ﴿90﴾

    پس شتابان و نهان به‌سوی معبودهایشان رفت و (مسخره کنان) گفت: آیا نمی‌خورید؟ ﴿91﴾

    شما را چه شده است که حرف نمی‌زنید؟ ﴿92﴾

    پس با دست راست بر آنها ضربۀ محکم وارد کرد ﴿93﴾

    پس مردم شتابان به‌سوی او روی آوردند ﴿94﴾

    (ابراهیم) گفت: آیا چیزهایی را می‌پرستید که خودتان می‌تراشید؟ ﴿95﴾

    حال آنکه الله شما و آنچه را که انجام می‌دهید آفریده است ﴿96﴾

    گفتند: برای او چهار دیوار بزرگی (مانند کوره) بسازید و او را در آتش بیاندازید ﴿97﴾

    پس خواستند برای (نابودی) ابراهیم نیرنگ ورزند، ولی ما آنان را پست و مغلوب قرار دادیم ﴿98﴾

    و ابراهیم گفت: البته من به‌سوی پروردگارم می‌روم، او مرا راهنمایی خواهد کرد ﴿99﴾

    پروردگارم! به من (فرزندی) از صالحان عطا کن ﴿100﴾

    پس او را به پسری بردبار مژده دادیم ﴿101﴾

    وقتیکه (فرزندش) در کار و کوشش به سنی رسید که می‌توانست با او بایستد، (پدر) گفت: فرزندم! من در خواب دیده‌ام که من تو را ذبح می‌کنم، پس بنگر که چه می‌بینی و نظرت چیست؟ (فرزند) گفت: ای پدر! آنچه را مأمور شده‌ای انجام ده اگر الله بخواهد مرا از صابران خواهی یافت ﴿102﴾

    پس چون (پدر و پسر) هردو (به امر الله) گردن نهادند و (ابراهيم) فرزندش را به پیشانی بر زمین خواباند ﴿103﴾

    و او را ندا کردیم که ای ابراهیم ﴿104﴾

    حقا که خواب (خود) را راست گرداندی البته ما این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم ﴿105﴾

    بی‌گمان این یک آزمون آشکار بود ﴿106﴾

    و ما قربانی بزرگ و ارزشمندی را فدای او کردیم ﴿107﴾

    و برای او در ملت‌های آینده نام نیک باقی گذاشتیم ﴿108﴾

    درود و سلام بر ابراهیم ﴿109﴾

    ما این چنین نیکوکاران را ثواب می‌دهیم ﴿110﴾

    چون او از بندگان با ایمان ما بود ﴿111﴾

    و او را به (تولد) اسحاق که پیغمبر و از جملۀ شایستگان بود، مژده دادیم ﴿112﴾

    و بر او و اسحاق خیر و برکت عطا کردیم. و از نسل آن دو (بعضی) نیکو کار و (بعضی) آشکارا بر خود ظالم بودند ﴿113﴾

    و البته بر موسی و هارون منت نهادیم ﴿114﴾

    و هردوی آنان و قومشان را از مصیبت بزرگ نجات دادیم ﴿115﴾

    و آنان را مدد کردیم، پس ایشان بودند که غالب شدند ﴿116﴾

    و به آن دو کتاب واضح و روشنگر دادیم ﴿117﴾

    و آن دو را به راه راست هدایت کردیم ﴿118﴾

    برای آن دو در ملت‌های آینده نام نیک باقی گذاشتیم ﴿119﴾

    سلام بر موسی و هارون ﴿120﴾

    ما این چنین نیکوکاران را ثواب می‌دهیم ﴿121﴾

    چون آن دو از بندگان مؤمن ما بودند ﴿122﴾

    و البته الياس (هم) از پیغمبران بود ﴿123﴾

    وقتی که به قومش گفت: آیا (از الله) نمی‌ترسید؟ ﴿124﴾

    آیا بت بعل را به دعا می‌خوانید و بهترینِ آفرینندگان را می‌گذارید؟ ﴿125﴾

    الله را، که پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست ﴿126﴾

    پس او را تکذیب کردند. پس بدون شک آنان (در دوزخ) احضار خواهند شد ﴿127﴾

    مگر بندگان مخلص الله ﴿128﴾

    و برای او در ملت‌های آینده نام نیک باقی گذاشتیم ﴿129﴾

    سلام بر الياس ﴿130﴾

    ما این چنین نیکوکاران را ثواب می‌دهیم ﴿131﴾

    چون او از بندگان مؤمن ما بود ﴿132﴾

    و يقينا لوط از پیغمبران بود ﴿133﴾

    (یادآور شو) وقتی را که او و خانواده‌اش، همگی را نجات دادیم ﴿134﴾

    به جز پیرزنی که از باقی ماندگان بود ﴿135﴾

    باز دیگران را هلاک کردیم ﴿136﴾

    و البته شما صبحگاهان بر سرزمین ایشان عبور می‌کنید ﴿137﴾

    و نیز گاهی در شب عبور می‌کنید، آیا نمی‌فهمید؟ ﴿138﴾

    و البته يونس از پیغمبران بود ﴿139﴾

    وقتی که به‌سوی کشتی پر از مردم پناه برد ﴿140﴾

    پس در قرعه کشی شرکت کرد و از بازندگان شد ﴿141﴾

    پس ماهی او را بلعید، در حالیکه خود را سرزنش می‌کرد ﴿142﴾

    پس اگر او از تسبیح گویان نبود ﴿143﴾

    به يقين در شکمش تا روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند باقی می‌ماند ﴿144﴾

    پس در حالیکه خسته و بیمار بود او را به سرزمین خشک (و خالی از گیاه) انداختیم ﴿145﴾

    و بر او درختی از (نوع) کدو رویانیدیم ﴿146﴾

    و او را به‌سوی یکصد هزار نفر یا بیشتر فرستادیم ﴿147﴾

    پس ایمان آوردند پس آنان را تا مدتی معین بهره مند ساختیم ﴿148﴾

    پس از آنان بپرس که آیا دختران برای پروردگارت و پسران برای آنان است؟ ﴿149﴾

    یا ما فرشتگان را اناث آفریدیم و آنان حاضر بودند؟ ﴿150﴾

    آگاه باشید! آنان از روی دروغ و تهمت (چنین( می‌گویند) ﴿151﴾

    الله فرزند زاده است! و البته ایشان دروغگویند ﴿152﴾

    آیا الله دختران را بر پسران ترجیح داده است؟ ﴿153﴾

    شما را چه شده است، چگونه حکم و فیصله می‌کنید؟ ﴿154﴾

    آیا عبرت نمی‌گیرید؟ ﴿155﴾

    آیا برای شما دلیل آشکار است؟ ﴿156﴾

    اگر راست می‌گویید کتاب (سند) تان را بیاورید ﴿157﴾

    و (کافران) بين الله و جنیان نسبتی قایل شدند، حال آنکه جنيان می‌دانند که (برای محاسبه) احضار خواهند شد ﴿158﴾

    الله از آنچه (او را به آن) توصیف می‌کنند پاک و منزه است ﴿159﴾

    به جز بندگان مخلص الله (که او را به شایستگی توصیف می‌کنند) ﴿160﴾

    پس شما و آنچه می‌پرستید ﴿161﴾

    هرگز نمی‌توانید کسی را با فتنه و فساد از راه الله منحرف سازید ﴿162﴾

    به جز کسی که (خودش) مایل باشد که وارد دوزخ گردد ﴿163﴾

    (فرشتگان گویند) و کسی از ما نیست مگر آنکه جایگاه مشخصی دارد ﴿164﴾

    و البته ما (برای عبادت الله) به صف ایستادگانیم ﴿165﴾

    و البته این مائیم که تسبیح گویانیم ﴿166﴾

    و هرچند مشرکان می‌گفتند ﴿167﴾

    اگر پندی از پیشینیان در نزد ما بود ﴿168﴾

    به يقين ما هم از بندگان مخلص الله می‌شدیم ﴿169﴾

    پس به آن کفر ورزیدند و به زودی (نتیجۀ کفر خود را) خواهند دانست ﴿170﴾

    و البته وعدۀ نصرت ما دربارۀ بندگان فرستادۀ ما قبلا ثبت و صادر شده است ﴿171﴾

    البته ایشانند که مدد شدگانند ﴿172﴾

    و يقينا لشکر ماست که پیروزمندانند ﴿173﴾

    پس از آنان تا مدتی روی بگردان ﴿174﴾

    و (عناد و سرکشی) آنان را بنگر، پس به زودی خودشان هم خواهند دید ﴿175﴾

    پس آیا به (آمدن) عذاب ما عجله دارند؟ ﴿176﴾

    پس چون (عذاب ما) به ساحت آنان نازل شود، پس بيم داده شدگان چه بامداد بدی خواهند داشت ﴿177﴾

    پس از آنان تا مدتی روی بگردان ﴿178﴾

    و بنگر و آنان خودشان هم به زودی خواهند دید ﴿179﴾

    پاک و منزه است پروردگارت، پروردگار صاحب عزت، از توصیف‌هایی که کافران (در بارۀ او) می‌کنند ﴿180﴾

    و سلام بر همۀ فرستادگان (الله) ﴿181﴾

    و همه ستایش‌ها سزاوار ذاتی است که پروردگار جهانیان است ﴿182﴾

    ص

    Surah 38

    ص. (مفهوم این حرف به الله معلوم است) قسم به قرآن والا و پند آموز ﴿1﴾

    بلکه کافران در سرکشی سخت و مخالفت شدید قرار دارند ﴿2﴾

    چه بسیار اقوام پیش از آنان را نابود کردیم که فریاد نمودند، ليكن فرصت (فرصت) نجات نبود ﴿3﴾

    و تعجب کردند از اینکه بیم دهنده‌ای از خودشان به سویشان آمده است. و کافران گفتند: این جادوگر دروغگو است ﴿4﴾

    آیا معبودان (متعدد) را معبود واحد ساخته است؟ البته که این چیز بسیار عجیب است ﴿5﴾

    و رؤسای‌شان (از مجلس پیغمبر) برآمدند (و به دیگران نیز گفتند:) بروید و بر (پرستش) معبودان خود صبر کنید، بی‌گمان این (مقاومت) همان چیزی است که (از شما) خواسته می‌شود ﴿6﴾

    و ما این مطلب را در آیین اخیر (دین قریش یا دین نصرانیت) نشنیده‌ایم، این آیین جز آیین دروغ و ساختگی نیست ﴿7﴾

    آیا از بین همۀ ما این قرآن بر او نازل شده است؟ بلکه آنان از قرآن من در شک‌اند، بلکه هنوز عذاب مرا نچشیده‌اند ﴿8﴾

    آیا نزد آنها خزانه‌های رحمت پروردگار غالب بخشاینده‌ات هست ﴿9﴾

    آیا پادشاهی آسمان‌ها و زمین و چیزهایی که در میان آن دو است از ایشان است؟ پس اگر چنین است با وسایل و اسباب بالا روند ﴿10﴾

    آنانکه اینجا هستند، لشكر ناچیزی از گروه‌های شکست خورده هستند ﴿11﴾

    پیش از آنان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب لشکر و قدرت (پیغمبران ما را) تکذیب کردند ﴿12﴾

    و قوم ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه، آنان نیز احزابی بودند (که پیغمبران را تکذیب کردند) ﴿13﴾

    هریک از این گروه‌ها پیغمبران را تکذیب کردند، پس عذاب الهی (در مورد آنان) تحقق یافت ﴿14﴾

    این کافران جز یک صدای مرگبار را انتظار نمی‌کشند که (پس از آن) هیچ مهلت و بازگشتی برای آن نیست ﴿15﴾

    و گفتند: (با تمسخر و غرور) ای پروردگار ما! سهم ما را از (عذاب) پیش از روز حساب به ما بده ﴿16﴾

    لذا (ای پیغمبر) بر آنچه می‌گویند صبر کن و بندۀ ما داود را یاد کن که صاحب قدرت بود، واقعا او (به سوی ما) بسیار رجوع کننده بود ﴿17﴾

    البته ما کوه‌ها را مسخر کردیم تا شام و صبح همرای او تسبیح گویند ﴿18﴾

    و پرندگان را نیز مسخر نمودیم در حالیکه با او جمع شده بودند، همگی فرمانبردار او بودند ﴿19﴾

    و فرمانروایی و سلطنت او را استوار و محکم ساختیم و به او حکمت و قدرت قضاوت عادلانه دادیم ﴿20﴾

    و آیا ماجرای دادخواهان به تو رسیده است، وقتی که بر دیوار عبادتگاه (داود) بالا شدند (و بر او فرود آمدند) ﴿21﴾

    چون بر داود (ناگهانی) وارد شدند پس او از آنان ترسید، گفتند: مترس! ما دو مدعی هستیم که یکی از ما بر دیگری ظلم کرده است، پس در میان ما به حق و عدل فيصله و داوری کن، و ظلم روا مدار و ما را به راه راست راهنمایی فرما ﴿22﴾

    يقينا که این برادر من است و او نود و نه میش دارد و من تنها یک میش دارم و (وی به من) می‌گوید: آن را به من واگذار، و او در گفتگو بر من غلبه نموده است ﴿23﴾

    (داود) گفت: بی‌شک او با درخواست (اینکه) میشت (را به او بدهی تا آن را) با میش‌های خود اضافه کند به تو ظلم کرده است. و حقا که بسیاری از شریکان به همدیگر ظلم می‌کنند، مگر آنانی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند ولی چنین کسانی بسیار اندک و کم هستند. پس داود دانست که ما او را آزموده‌ایم، بنابراین، از پروردگار خویش آمرزش خواست و به سجده افتاد و توبه و انابه کرد ﴿24﴾

    پس ما این (قضاوت عجولانه) را بر او بخشیدیم و البته برای او در نزد ما مقام قربت و عاقبت نیک است ﴿25﴾

    ای داود! ما تو را در زمین خلیفه ساخته‌ایم، پس به حق در میان مردم حکم کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه الله منحرف می‌سازد، بی‌گمان آنان که از راه الله منحرف می‌شوند، برای‌شان عذاب سخت است به خاطر آنکه روز حساب را فراموش کردند ﴿26﴾

    و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که بین آن دو است بیهوده نه آفریدیم. این گمان کافران است، پس وای به حال کافران از آتش (دوزخ) ﴿27﴾

    آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند، مانند فساد گران در زمین قرار می‌دهیم؟ یا پرهیزگاران را مانند بدکاران قرار میدهیم؟ ﴿28﴾

    (این) کتابی مبارکی است که آن را به‌سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن تدبر کنند و خردمندان عبرت گیرند ﴿29﴾

    و به داود سلیمان را عطا کردیم، او بهترین بنده‌ای بود، چون بسیار به دربار ما روی می‌آورد ﴿30﴾

    وقتی که عصرگاه اسپهای چابک (و تندرو) به او عرضه شد ﴿31﴾

    پس گفت: واقعا من این اسپان را به خاطر پروردگارم (و جهاد در راه او) دوست داشتم (و نگاه او به دیدن آنها ادامه داشت) تا آنکه اسپان از دیده‌های او پنهان شدند ﴿32﴾

    (پس دستور داد که) آن (اسپها) را نزد من باز گردانید (تا بار دیگر به آنها نگاه کنم)، پس شروع به دست کشیدن بر ساق‌ها و گردنهای آنها کرد ﴿33﴾

    و البته ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افگندیم، باز به سوى (الله) روی آورد و توبه کرد ﴿34﴾

    گفت: ای پروردگارم! مرا بیامرز، و به من پادشاهی عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، چون تو بسیار بخشنده ای ﴿35﴾

    پس باد را برایش مسخر کردیم که به فرمان او هرجا که می‌خواست به آرامی سیر می‌کرد ﴿36﴾

    و شیطان‌ها را (برای او مسخر کردیم) هر معمار و غوطه خور از آنها را ﴿37﴾

    و گروه دیگری از شیاطین را (هم با دست و پاهای) به هم بسته در زنجیرها (مسخر او کردیم) ﴿38﴾

    (و به سلیمان گفتیم:) این بخشش بی‌حساب ماست، پس به هر کس می‌خواهی ببخش یا نگاه دار ﴿39﴾

    و البته او در نزد ما مقامی ارجمند و سرانجامی نیک دارد ﴿40﴾

    و بندۀ ما ایوب را یاد کن وقتی که پروردگارش را فریاد کرد که همانا شیطان به من رنج و عذاب رسانده است ﴿41﴾

    (گفتیم) پای خود را به زمین بزن (تا از زیر پایت چشمه‌ای جاری شود)؛ این (چشمه)، جای شستشو، (و دارای آب) سرد و نوشیدنی است ﴿42﴾

    و ما از رحمت خویش خانواده‌اش را به او بخشیدیم و مانند آنها را به ایشان افزودیم تا پندی برای خردمندان باشد ﴿43﴾

    و (دستور دادیم) که دسته‌ای از شاخه‌های باریک را بگیر و (او را) با آن بزن (تا بدن همسرت آزرده نشود) و سوگند خود را مشكن، ما ایوب را صابر یافتیم، چه بندۀ خوبی بود بی‌گمان او بسیار توبه‌کار بود ﴿44﴾

    و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن که دارای قوت و بصیرت بودند ﴿45﴾

    البته ما آنان را با خلوصی خاصی که یاد آور سرای آخرت بود خالص کردیم ﴿46﴾

    و البته آنها نزد ما از برگزیدگان نیک بودند ﴿47﴾

    و اسماعیل و يسع و ذالکفل را یاد کن و همگی آنان از نیکان بودند ﴿48﴾

    این یادی (از ایشان در دنیا) است و البته برای پرهیزگاران سرانجام نیک (در آخرت) خواهد بود ﴿49﴾

    باغ‌های جاودان (در بهشت) در حالیکه درهایش به روی آنان گشوده است ﴿50﴾

    در آنجا (بر تخت‌ها) تکیه می‌زنند و میوه‌های فراوان و نوشیدنی‌های زیادی را می‌طلبند ﴿51﴾

    و نزد آنان زنانی هستند که تنها به شوهرانشان چشم می‌دوزند و همگی هم سن و سال هستند ﴿52﴾

    این همان ثوابی است که برای روز حساب به شما وعده داده می‌شد ﴿53﴾

    البته این عطا و روزی ماست که برای آن پایانی نیست ﴿54﴾

    این (پاداش پرهیزگاران است) و البته برای سرکشان سرانجام بدی است ﴿55﴾

    دوزخی که در آن وارد می‌شوند و (دوزخ) چه بد آرامگاهی است ﴿56﴾

    این آب داغ و زردآب دوزخیان است که آن را باید بچشند ﴿57﴾

    و عذاب‌های دیگری از همان نوع برای آنان است ﴿58﴾

    (به سران کفر گویند:) این گروهی (از پیروان شما)‌اند که همرای شما وارد (دوزخ) می‌شوند، خوش آمدید برای آنان نیست؛ چون آنان وارد دوزخ شدند ﴿59﴾

    (پیروان) گویند: بلکه شما را خوش آمدید مباد چون شما عذاب را بر ما پیش کردید، پس بد جای قرار است دوزخ ﴿60﴾

    و گویند: ای پروردگار ما! هر کس ما را دچار این سرنوشت ساخته است، پس عذاب او را در آتش دو چند گردان ﴿61﴾

    و (دوزخیان) گویند: ما را چه شده است کسانی را نمی‌بینیم که آنان را از اشرار می‌شمردیم؟ ﴿62﴾

    آیا آنان را به مسخره می‌گرفتیم (و امروز اهل بهشت اند)؟ و یا این که چشمان ما ایشان را دیده نمی‌توانند ﴿63﴾

    البته این مجادلۀ دوزخیان حق و واقع شدنی است ﴿64﴾

    بگو: من تنها بیم دهنده هستم و بس، و هیچ معبود به حقی جز الله واحد و مقتدر وجود ندارد ﴿65﴾

    (ذاتی که) پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است. (ذات) غالب آمرزگار ﴿66﴾

    بگو: آن خبر بزرگ است ﴿67﴾

    که شما از آن روی می‌گردانید ﴿68﴾

    من از عالم بالا وقتی که با همدیگر گفتگو می‌کنند خبری ندارم ﴿69﴾

    (چون) به من وحی نمی‌شود مگر به آن خاطر که بیم دهندۀ آشکار هستم ﴿70﴾

    یادآور شو وقتی که پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من آفرینندۀ بشری از گل هستم ﴿71﴾

    پس چون آن را سر و سامان داده و برابر کردم، و از روح (خلق کرده) خود در او دمیدم، پس (همه) سجده کنان به او بیفتید ﴿72﴾

    پس همۀ فرشتگان جملگی (به آدم) سجده کردند ﴿73﴾

    به جز ابلیس که تكبر ورزید و از کافران شد ﴿74﴾

    (الله) فرمود: ای ابلیس! چه چیزی تو را بازداشت از اینکه برای آنچه با دو دست خود آفریده‌ام سجده کنی؟ تكبر ورزیدی یا از بلندمرتبه‌گان هستی؟ ﴿75﴾

    (ابلیس) گفت: من از او بهتر هستم، مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل آفریده‌ای ﴿76﴾

    (الله) فرمود: از آن بیرون شو چون که تو رانده شده ای ﴿77﴾

    و البته تا روز جزا نفرین من بر تو خواهد بود ﴿78﴾

    (ابلیس) گفت: پروردگارم! تا روزی که بندگان برانگیخته می‌شوند مرا مهلت بده ﴿79﴾

    (الله) فرمود: همانا تو از مهلت داده شد گانی ﴿80﴾

    تا روز و وقت معین (قیامت) ﴿81﴾

    (ابلیس) گفت: پس به عزت و عظمت تو قسم که همگی آنان را گمراه می‌کنم ﴿82﴾

    مگر آن بندگان مخلص تو را (گمراه ساخته نمی‌توانم) ﴿83﴾

    (الله) فرمود: پس (این) حق است و حق را می‌گویم ﴿84﴾

    که حتما دوزخ را هم از تو و هم از کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد ﴿85﴾

    بگو: من در مقابل (تبلیغ) قرآن هیچ مزدی از شما نمی‌طلبم، و از تكلف کنندگان نیستم (زیرا سخنانم روشن است و چیزی را بر شما تحمیل نمی‌کنم) ﴿86﴾

    این (قرآن) جز پندی برای جهانیان نیست ﴿87﴾

    و حتما خبر (حق بودن) آن را بعد از مدتی خواهید دانست ﴿88﴾

    زمر

    Surah 39

    فرود آوردن این کتاب از طرف الله غالب باحکمت است ﴿1﴾

    البته ما کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، پس الله را در حالیکه دین خود را برای او خالص گردانده ای، عبادت کن ﴿2﴾

    بدان که دین خالص مخصوص الله است و کسانی که به جای او دوستانی گرفته‌اند (می گویند:) ما آنان را عبادت نمی‌کنیم مگر برای آنکه ما را به الله نزدیک کنند. البته الله میان آنها دربارۀ چیزی که در آن اختلاف می‌ورزند، فيصله خواهد کرد، یقینا الله دروغگوی ناشکر را هدایت نمی‌کند ﴿3﴾

    اگر الله می‌خواست (برای خود) فرزندی بگیرد، حتما از آنچه که می‌آفریند، چیزی را که می‌خواست، اختیار می‌کرد. او پاک و منزه است (از این که فرزندی داشته باشد) و اوست الله که واحد قهر کننده است ﴿4﴾

    او آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است، شب را بر روز و روز را بر شب می‌پیچد و آفتاب و ماه را مسخر کرده است و هر یک تا مدتی معین در حرکتند. بدان که اوست غالب آمرزگار ﴿5﴾

    شما را از یک نفس آفرید، باز همسرش را از همان نفس آفرید و (از خزانۀ قدرت خود) از چهارپایان هشت نوع برای شما آفرید. او شما را در شکم‌های مادرانتان در میان تاریکی‌های سه گانه آفرینشی پس از آفرینش دیگر می‌آفریند. این است الله پروردگار شما، پادشاهی برای اوست، معبود به حقی به جز او نیست. پس چگونه برگردانیده می‌شوید؟ ﴿6﴾

    اگر کفر ورزید (بدانید که) الله از شما بی‌نیاز است، لیکن کفر را برای بندگان خود نمی‌پسندد. و اگر شکر بگزارید آن را برایتان می‌پسندد. و هیچ کس بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد، باز بازگشت همه شما به‌سوی پروردگارتان است، پس شما را به آنچه می‌کردید خبر می‌دهد. چون او به راز دلها داناست ﴿7﴾

    و چون به انسان آسیبی برسد، پروردگارش را می‌خواند در حالیکه با توبه روی به درگاه او آورده است، باز چون نعمتی از سوی خود به او ببخشد آن (مصیبتی) را که به خاطر رفع آن به درگاه او دعا می‌کرد، فراموش می‌کند و برای الله شریکانی قرار می‌دهد تا (خود و دیگران را) از راه او گمراه سازد. بگو: مدتی اندک از کفر خود برخوردار شو، البته تو از دوزخیان هستی ﴿8﴾

    آیا (مشرکی که اوصافش را بیان کردیم بهتر است یا) کسی که در اوقات شب سجده کنان و ایستاده به عبادت مشغول است در حالیکه از آخرت می‌ترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد؟ بگو: آیا آنان که می‌دانند و آنان که نمی‌دانند برابرند؟. تنها صاحبان عقل و خرد پند می‌گیرند ﴿9﴾

    (ای پیغمبر!) بگو: ای بندگان مؤمن من! از پروردگارتان بترسید، برای کسانی که نیکی کرده‌اند در این دنیا نیکی است، و زمین الله فراخ است، البته به صابران پاداششان به طور کامل و بی‌حساب داده می‌شود ﴿10﴾

    بگو: به من حكم شده که الله را بپرستم، در حالیکه دین را برای او خالص گردانم ﴿11﴾

    و (نیز) به من حكم شده که اولین (کس از) مسلمانان باشم ﴿12﴾

    بگو: البته من اگر از پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روز بزرگ می‌ترسم ﴿13﴾

    بگو: من تنها الله را می‌پرستم در حالیکه دینم را برای او خالص کرده ام ﴿14﴾

    پس (شما مشرکان) هر چه را که می‌خواهید به جای او پرستش کنید. بگو: زیانکاران حقیقی کسانی هستند که خود و خانوادۀ خود را در روز قيامت خساره مند سازند. آگاه باش، این است همان زیان آشکار ﴿15﴾

    از بالای سرشان سایبان‌هایی از آتش و از جانب زیر‌شان نیز سایبان‌هایی از آتش است، این چیزی است که الله به وسیلۀ آن بندگانش را می‌ترساند. پس ای بندگانم! از من بترسید ﴿16﴾

    و کسانی که از عبادت طاغوت اجتناب ورزیدند و به‌سوی الله روی آوردند برای‌شان مژده است. پس بندگانم را مژده ده ﴿17﴾

    آنانی که سخن را (به دقت) می‌شنوند باز بهترین آن را پیروی می‌کنند، ایشانند که الله هدایتشان کرده و ایشانند همان خردمندان ﴿18﴾

    آیا کسی که حکم عذاب بر او حتمی شده است (امید نجات دارد؟) پس آیا تو می‌توانی کسی را که در آتش است نجات دهی؟ ﴿19﴾

    اما آنان که از پروردگار‌شان ترسیدند، برای آنها قصرهای است که بالای یکدیگر ساخته شده‌اند و در زیر آن نهرها روان است، (این) وعدۀ الله است و الله وعده‌اش را خلاف نمی‌کند ﴿20﴾

    آیا ندیدی که الله از آسمان آب فرود می‌آورد، پس آن را به صورت چشمه‌ها در زمین راه داد، باز به وسیلۀ آن انواع سبزه زارها و کشتزارها را با رنگ‌های گوناگون می‌رویاند، باز خشک می‌شود و آن را زرد رنگ می‌بینی، باز آنها را کاه و خاشاک می‌گرداند. البته در این امر برای خردمندان پند و عبرت است ﴿21﴾

    آیا کسی که الله سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام گشوده است و او از سوی پروردگارش از نوری برخوردار است (چون سنگدلان است؟) پس وای بر کسانی که از شدت سنگدلی، الله را یاد نمی‌کنند! ایشان در گمراهی آشکارند ﴿22﴾

    الله بهترین سخن را نازل کرده است، کتابی که آیات آن متشابه (و مشابه به همدیگر) است. (از شنیدن آن) پوست‌های آنانکه از پروردگارشان می‌ترسند به لرزه می‌افتد، باز پوست‌ها و دل‌هایشان با یاد الله نرم می‌شود. این هدایت الله است. و الله هرکس را بخواهد به آن هدایت می‌کند و هر کس را که الله گمراه سازد برای او هیچ راهنما و هدایتگری نیست ﴿23﴾

    آیا کسی که (با ایمان و عمل نیک) روی خود را از عذاب بد روز قیامت دور نگه می‌دارد (مانند کسی است که از عذاب آن روز غافل است؟) و (در آن روز) به ظالمان گفته می‌شود: بچشید (سزای) آنچه را که کسب کردید ﴿24﴾

    آنان که پیش از ایشان بودند (نیز پیغمبران را) تکذیب کردند، پس (در نتیجه) عذاب از جایی که نمی‌دانستند به سراغ‌شان آمد ﴿25﴾

    پس الله خواری و رسوایی را در زندگانی دنیا به آنان چشانید و يقينا عذاب آخرت بزرگ‌تر است، اگر می‌دانستند ﴿26﴾

    و البته ما در این قرآن برای مردم از هر مثلی آورده‌ایم، تا آنان پند گیرند ﴿27﴾

    قرآن عربی، بدون هیچ کجی است، تا آنان (به وسیلۀ آن) پرهیزگار شوند ﴿28﴾

    الله (برای توحید و شرک) مثالی بیان کرده است مردی را که بردۀ شریکان متعدد است که دربارۀ (مالكيت) او ناسازند و مردی را که مطیع یک شخص است، آیا این دو برابر‌اند؟ حمد و ستایش مخصوص الله است، بلکه بیشتر آنان نمی‌دانند ﴿29﴾

    (ای پیغمبر) بدون شک تو خواهی مرد و آنان (نیز) مُردنی هستند ﴿30﴾

    باز شما روز قیامت نزد پروردگارتان نزاع و مخاصمه خواهید کرد ﴿31﴾

    پس کیست ظالم‌تر از کسی که بر الله دروغ بست و چون حقیقت برای او آمد، دروغ شمرد؟ آیا برای کافران در دوزخ جایگاه نیست؟ ﴿32﴾

    و کسیکه سخن راست را با خود آورد و آن را تصدیق کرد، ایشانند همان پرهیزگاران ﴿33﴾

    آنان هر آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان است، این است پاداش نیکوکاران ﴿34﴾

    تا الله بدترین کاری را که کرده بودند از (عملنامۀ) آنان بپوشاند. و آنان را به بهترین اعمالی که انجام داده بودند، اجر می‌دهد ﴿35﴾

    آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟ آنان تو را از غير الله می‌ترسانند. و هرکس را الله گمراه کند، پس هیچ راهنمایی برای او نخواهد بود ﴿36﴾

    و هر کس را الله هدایت کند، پس هیچ گمراه کننده‌ای برای او نیست. آیا الله غالب انتقام گیر نیست؟ ﴿37﴾

    و اگر از آنان بپرسی که چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفرید؟ حتما می‌گویند: الله. بگو: پس آیا در آنچه که به جز الله را می‌خوانید اندیشه کرده‌اید؟ اگر الله بخواهد زیانی به من برساند، آنها می‌توانند آن زیان الهی را برطرف سازند؟ و یا اگر الله رحمتی را به من بخواهد، آنها می‌توانند مانع رحمت او شوند؟ بگو: الله برای من کافی است، توکل کنندگان تنها بر او توکل می‌کنند ﴿38﴾

    بگو: ای قوم من! شما به وضع خود عمل کنید من (نیز به وضع و مأموریت خودم) عمل کننده ام، پس خواهید دانست ﴿39﴾

    (خواهید دانست که) چه کسی عذاب خوار کننده بر وی خواهد آمد و عذاب پاینده بر او نازل خواهد شد ﴿40﴾

    البته ما این کتاب را برای (هدایت) مردم به حق بر تو نازل کردیم. پس هرکس که هدایت یابد به نفع خود اوست و هر کس که گمراه گردد، تنها به زبان خود گمراه می‌شود. و تو بر آنان وکیل و نگهبان نیستی ﴿41﴾

    الله است که جانها را در وقت مرگشان می‌گیرد، و نیز آن (جانی) که نمرده است (آنرا) وقت خوابش (می گیرد)، و (جانی را) که به مرگ آن حکم قطعی کرده است نگاه می‌دارد، و آن دیگر را تا زمان معینی باقی می‌گذارد، يقينا در این امر نشانه‌های روشن (و بزرگ الهی) برای کسانی است که (در قدرت الله) فکر می‌کنند ﴿42﴾

    آیا غیر از الله معبودان شفاعتگر گرفته‌اند؟ بگو: اگر مالک هیچ چیزی نباشند و توان فهمیدن و خرد نداشته باشند (باز هم آنان را شفیعان خود می‌گیرید)؟ ﴿43﴾

    بگو: همه شفاعت‌ها برای الله است، فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از اوست، باز به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿44﴾

    و چون الله به تنهایی یاد شود، کسانی که به آخرت ایمان ندارند متنفر می‌شوند، ولی وقتی کسانی غیر از او یاد شوند، ناگهان شاد و خورسند می‌شوند ﴿45﴾

    بگو: ای پروردگار! ای ایجاد کنندۀ آسمان‌ها و زمین! ای آگاه از پنهان و آشکار! تویی که میان بندگانت در آنچه همیشه اختلاف می‌کردند، فيصله خواهی کرد ﴿46﴾

    و اگر هر آنچه در زمین است از ظالمان باشد و مانند آن (نیز) با آن باشد، به یقین به خاطر (نجات از) سختی عذاب روز قیامت آن را فدیه بدهند (ولی سودی نخواهد داشت) و از جانب الله چیزی برایشان آشکار شود که گمانش را نمی‌کردند ﴿47﴾

    و (در آن روز) بدی آنچه (در دنیا) کسب کرده بودند برایشان آشکار می‌شود و آن عذابی را که به مسخره می‌گرفتند، آنان را فراخواهد گرفت ﴿48﴾

    پس چون سختی و ضرری به انسان برسد، ما را می‌خواند. باز وقتی از سوی خود به او نعمتی عطا کنیم گوید: جز این نیست که آن نعمت بر اساس دانش و تدبیری که دارم به من داده شده! نه، چنین نیست. بلکه این نعمت وسیلۀ آزمایش است ولی بیشتر مردم نمی‌دانند ﴿49﴾

    البته این سخن را کسانی هم گفتند که پیش از ایشان بودند، ولی آنچه را که (در دنیا) کسب می‌کردند، برایشان سودی نکرد ﴿50﴾

    پس (سزای) بدی‌هایی که کرده بودند به آنان رسید، و کسانی از ایشان (کفار مکه) هم که ظلم کرده‌اند (سزای) بدی‌هایی که می‌کردند به آنان خواهد رسید، و هرگز نمی‌توانند (از عذاب الهی بگریزند و الله را) ناتوان کنند ﴿51﴾

    آیا ندانستند که الله روزی را برای هر کس که بخواهد فراخ یا تنگ می‌سازد؟ البته در این امر نشانه‌هایی است برای کسانی که ایمان می‌آورند ﴿52﴾

    بگو: ای بندگانم که بر خود اسراف (و ظلم) کرده‌اید! از رحمت الله ناامید نشوید، یقینا که الله همۀ گناهان را می‌آمرزد، چرا که او بسیار آمرزگار و بسیار مهربان است ﴿53﴾

    و به‌سوی پروردگار خود رجوع کنید و تسلیم او شوید، پیش از اینکه عذاب به شما برسد باز مدد کرده نشوید ﴿54﴾

    و از بهترین چیزی که از سوی پروردگارتان برای شما نازل شده پیروی کنید، پیش از اینکه ناگهان و در حالیکه بی‌خبرید، عذاب به شما برسد ﴿55﴾

    تا (مبادا در قیامت) کسی بگوید: وای بر من به خاطر تقصیری که در حق الله کردم و بی‌گمان از مسخره کنندگان بودم ﴿56﴾

    یا آنکه (از شدت اندوه) گوید: ای کاش الله مرا هدایت می‌کرد و از پرهیزگاران می‌بودم ﴿57﴾

    یا چون عذاب را ببیند، بگوید: ای کاش برای من باز گشتی بود، تا از نیکوکاران می‌شدم ﴿58﴾

    بلی، بی‌گمان آیات من به تو رسید، ولی آن را تکذیب کردی و تكبر ورزیدی و از جملۀ کافران شدی ﴿59﴾

    و روز قیامت آنان را که بر الله دروغ بسته‌اند خواهی دید که چهره‌هایشان سیاه شده است. آیا برای متکبران جایگاهی در دوزخ نیست؟ ﴿60﴾

    و الله پرهیزگاران را به سبب کامیابی‌شان نجات می‌دهد، در حالیکه هیچ رنج و عذاب به ایشان نمی‌رسد و غمگین نمی‌شوند ﴿61﴾

    الله آفرینندۀ همه چیز است و او بر همه چیز وکیل و نگهبان است ﴿62﴾

    کلیدهای آسمان‌ها و زمین از اوست و کسانی که به آيات الله کفر ورزیده‌اند، ایشان زیان کارانند ﴿63﴾

    بگو: ای نادانان! آیا به من دستور میدهید که غیر از الله را عبادت کنم؟ ﴿64﴾

    و يقينا به تو و به کسانی که پیش از تو بودند وحی شده است که اگر شرک ورزی بدون شک عمل تو تباه می‌شود و حتما از زیانکاران خواهی بود ﴿65﴾

    بلکه تنها الله را عبادت کن و از جملۀ شکرگزاران باش ﴿66﴾

    و الله را چنانکه سزاوار بزرگی اوست، قدردانی نکردند و روز قیامت سراسر زمین در قبضۀ او قرار دارد و آسمان‌ها پیچیده به دست راست او می‌باشد. او پاک و منزه است و برتر است از آنچه شریک (وی) می‌گردانند ﴿67﴾

    و در صور دمیده خواهد شد، پس کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند (بی هوش شده) می‌میرند، مگر کسی را که الله بخواهد. باز دوباره در آن دمیده می‌شود، پس ناگهان همگی (زنده شده) می‌خیزند و نظر می‌کنند ﴿68﴾

    و زمین به نور پروردگارش روشن می‌گردد و کتاب (عمل نامه‌ها) نهاده می‌شود و پیغمبران و گواهان آورده می‌شوند و به حق بین آنان فيصله می‌شود و به ایشان ظلم نمی‌شود ﴿69﴾

    و به هرکسی (نتیجۀ) آنچه را که کرده است به تمام و کمال داده می‌شود. و او (الله) به آنچه می‌کنند داناتر است ﴿70﴾

    و کافران به طرف دوزخ گروه گروه رانده می‌شوند و تا چون به نزدیک آن رسند درهایش گشوده شود و نگهبانانش به آنان گویند: آیا پیغمبرانی از خودتان به نزدتان نیامدند تا آیات پروردگارتان را برای شما بخوانند و شما را از ملاقات چنین روزی بترسانند؟ می‌گویند: بلی! ولی فرمان عذاب بر کافران ثابت و حتمی گردید ﴿71﴾

    به ایشان گفته شود: از درهای دوزخ داخل شوید در حالیکه در آن جاودانه خواهید بود. پس چه بد است جایگاه متکبران ﴿72﴾

    و کسانی که از پروردگارشان می‌ترسیدند گروه گروه به‌سوی بهشت سوق داده می‌شوند و تا چون به نزدیک آن رسند (مسرور می‌شوند) و درهایش گشوده شود و نگهبانانش به آنان می‌گویند: سلام بر شما باد! پاک و نیک بودید. پس خوش باشید و برای همیشه در آن در آیید ﴿73﴾

    و (اهل بهشت) می‌گویند: شکر آن ذاتی راست که وعده‌اش را در حق ما محقق ساخت و ما را وارثان زمین (بهشت) گردانید، از بهشت هرجا که بخواهیم مأوى می‌گیریم، پس چه نیکوست پاداش عمل کنندگان ﴿74﴾

    و فرشتگان را می‌بینی که گرد عرش حلقه زده‌اند و به تسبیح و ثنای پروردگار خود مشغولند و در میان آنان به حق فیصله شده و گفته می‌شود: ستایش ذاتی راست که پروردگار جهانیان است ﴿75﴾

    غافر

    Surah 40

    حم. (مفهوم این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    فرود آوردن این کتاب از سوی الله غالب (و) دانا است ﴿2﴾

    (پروردگاری که) آمرزندۀ گناه (و) قبول کنندۀ توبه (است). سخت سزادهنده و صاحب نعمت فراوان (می‌باشد). هیچ معبودی به حق جز او نیست، بازگشت (همه) به‌سوی اوست ﴿3﴾

    جز کافران در آیات الله مجادله نمی‌کنند، پس آمد و رفت آنها در شهرها نباید تو را فریفته سازد ﴿4﴾

    پیش از این (کفار) قوم نوح و گروه‌هایی که بعد از ایشان بودند (پیغمبران‌شان را) تکذیب کردند و هر امتی تصمیم گرفتند تا پیغمبر خود را به عقوبت بگیرند، و به وسیلۀ باطل مجادله کردند تا حق را نابود کنند، ولی من ایشان را (به قهر خود) گرفتار کردم، پس (بنگر که) عقوبت من چطور بود؟ ﴿5﴾

    واینچنین سخن پروردگارت در بارۀ کسانی که کفر ورزیدند، تحقق یافت که آنان دوزخیانند ﴿6﴾

    کسانی که عرش را حمل می‌کنند و آنان که در اطراف (عرش) هستند به ستایش پروردگارشان تسبیح می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان طلب آمرزش می‌کنند (و می‌گویند:) ای پروردگار ما! مهربانی و علم تو همه چیز را فرا گرفته است، پس آنان را که توبه کرده و از راه تو پیروی کرده‌اند، بیامرز و آنان را از عذاب دوزخ حفظ کن ﴿7﴾

    ای پروردگار ما! و آنان را به باغ‌های دائمی بهشت داخل گردان که به ایشان وعده داده‌ای (و نیز) هرکس از پدران و همسران و فرزندانشان را که صالح و نیکوکار بودند (به همان بهشت داخل کن) بی‌گمان تو غالب باحکمت هستی ﴿8﴾

    و آنها را از بدی‌ها نگه دار، و هرکه را در آن روز از (سزای) بدی‌ها نگه داری، واقعا به او رحم کرده‌ای و این است کامیابی بزرگ ﴿9﴾

    البته کافران (در دوزخ) صدا زده می‌شوند (که) يقينا خشم الله (نسبت به شما) بزرگتر از خشم شما نسبت به خودتان است، چرا که به ایمان دعوت داده می‌شدید، ولی کفر می‌ورزیدید ﴿10﴾

    (کفار) می‌گویند: ای پروردگار! ما را دوبار میراندی و دو بار زنده کردی، پس اکنون به گناهان خود اعتراف کردیم، پس آیا برای خارج شدن (از آتش) راهی هست؟ ﴿11﴾

    (در جواب گفته شود: نه) این (عذاب) برای آنست که چون الله به تنهایی یاد می‌شد، (وحدانیت او را) انکار می‌کردید. و چون برای او شریکی قرار داده می‌شد، باور می‌کردید، پس (امروز) حکم و فیصله با پروردگار والا و بزرگ است ﴿12﴾

    او ذاتی است که آیات خود را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی نازل می‌کند، ولی پند و عبرت نمی‌گیرد مگر آن کسی که به درگاه او روی می‌آورد ﴿13﴾

    پس الله را بخوانید در حالیکه عبادت و طاعت را برای او خالص کرده‌اید، هر چند کافران دوست نداشته باشند ﴿14﴾

    الله دارای درجات رفيع و صاحب عرش است، او وحی را به حکم خود بر هرکس از بندگانش که بخواهد نازل می‌کند تا (بندگان را) از روز ملاقات بترساند ﴿15﴾

    روزی که مردم ظاهر و آشکارند چیزی از آنان بر الله پنهان نمی‌ماند (ندا آید:) امروز فرمانروایی از چه کسی است؟ (پاسخ آید) از الله یکتای غالب تواناست ﴿16﴾

    امروز هر کس در مقابل کاری که کرده است، پاداش داده می‌شود. امروز هیچ ظلمی نیست، بی‌گمان الله سريع الحساب است ﴿17﴾

    و آنان را از روز نزدیک (قیامت) بترسان، وقتی که دلها به گلوه گاه می‌رسد، در حالیکه ساکت هستند و سخن نمی‌گویند. ظالمان هیچ دوست مخلص و دلسوز ندارند و هیچ سفارش کننده‌ای که سفارشش قابل پذیرش باشد نیست ﴿18﴾

    (الله) خیانت چشمان و آنچه را که سینه‌ها پوشیده می‌دارند، می‌داند ﴿19﴾

    و الله (خودش) به حق حکم می‌کند و کسانی را که به جای او می‌خوانند، به هیچ چیزی حکم کرده نمی‌توانند، يقينا الله شنوای بیناست ﴿20﴾

    آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند که سرانجام کسانی که پیش از ایشان بودند چگونه شد؟ آنان از ایشان قوی‌تر و آثارشان در زمین بیشتر بوده است و الله ایشان را به سبب گناهانشان گرفتار ساخت و آنان از عذاب الله هیچ پناه دهنده‌ای نداشتند ﴿21﴾

    این (غضب الهی) به این خاطر بوده است که پیغمبران با دلایل واضح نزد آنها می‌آمدند و آنان کفر می‌ورزیدند پس در نتیجه الله آنان را گرفتار ساخت، يقينا او قوی و سخت عذاب دهنده است ﴿22﴾

    و البته ما موسی را با معجزه‌های خود و دلیل روشن فرستادیم ﴿23﴾

    به‌سوی فرعون و هامان و قارون، پس گفتند: او جادوگر دروغگوست ﴿24﴾

    پس وقتی با (پیام) حق از سوی ما به نزد آنان آمد، گفتند: پسران آنان را که همراه با او ایمان آورده‌اند بکشید و زنانشان را زنده بگذارید، و (لیکن) حيلۀ كافران جز در گمراهی و تباهی نیست ﴿25﴾

    و فرعون گفت: بگذارید موسی را بکشم و او پروردگار خود را به کمک طلبد، چون من می‌ترسم که دینتان را تغییر دهد، یا اینکه در این سرزمین فساد برپا کند ﴿26﴾

    موسی گفت: البته من به پروردگار خود و پروردگار شما از (شر) هر متکبری که به روز حساب ایمان ندارد، پناه می‌برم ﴿27﴾

    و مرد مؤمنی از خاندان فرعون که ایمان خود را پنهان می‌کرد گفت: آیا مردی را می‌کشید که می‌گوید: پروردگار من الله است. در حالیکه دلایل روشن و معجزات آشکاری از جانب پروردگارتان برایتان آورده است؟ اگر دروغگو باشد (گناه) دروغش بر (عهدۀ) اوست و اگر راستگو باشد پس بعضی از آنچه را که به شما وعده می‌دهد به شما می‌رسد، زیرا الله کسی را که اسرافکار و دروغگو باشد، هدایت نمی‌کند ﴿28﴾

    (آن مرد مؤمن در ادامه سخن خود گفت:) ای قوم من امروز فرمانروایی در دست شماست و در این سرزمین غلبه دارید، اما اگر عذاب سخت الله بر ما بیاید، چه کسی ما را مدد خواهد کرد؟ فرعون گفت: به شما نشان نمی‌دهم جز آنچه را من در می‌یابم و شما را جز به راه رشد راهنمایی نمی‌کنم ﴿29﴾

    و آن کس که ایمان آورده بود، گفت: ای قوم من! من از روزی مثل روز (هلاکت و سرنوشت بد) گروهها بر شما می‌ترسم ﴿30﴾

    همچون سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنان آمدند. و الله بر بندگان ارادۀ ظلم نمی‌کند ﴿31﴾

    (و نیز گفت) ای قوم من، البته من بر شما از روزی می‌ترسم که مردم یکدیگر را (برای نجات خود از عذاب) فریاد می‌کنند ﴿32﴾

    آن روزی که پشت می‌گردانید و شما در برابر عذاب الله هیچ حمایتگری ندارید، و هر کس را که الله گمراه سازد دیگر او هیچ هدایتگری ندارد ﴿33﴾

    و (آن مرد مؤمن نیز گفت:) البته یوسف پیش از این با دلایل روشن نزد شما آمد، ولی همیشه در مورد آنچه برایتان آورده بود در شک بودید تا اینکه از دنیا رفت (و) گفتید: الله بعد از او هرگز پیغمبری را نخواهد فرستاد. اینچنین الله اشخاص متجاوز و متردد را گمراه می‌سازد ﴿34﴾

    آنان که دربارۀ آيات الله مجادله می‌کنند، بدون آنکه هیچ دلیلی برایشان آمده باشد، (مجادلۀ آنان) نزد الله و نزد مؤمنان خشم بزرگی را در پی دارد. اینچنین الله بر دل هر متكبر جبار مهر می‌نهد ﴿35﴾

    فرعون گفت: ای هامان! بنای بلندی برای من بساز، شاید به راه‌ها دست یابم ﴿36﴾

    راه‌های آسمان‌ها، تا از معبود موسی اطلاع یابم (و بنگرم)، چون من او را دروغگو می‌پندارم. اینچنین برای فرعون بدی کردارش زیبا جلوه داده شد و از راه (حق) باز داشته شد. و حيلۀ فرعون جز در تباهی نبود ﴿37﴾

    و کسی که (از قوم فرعون به موسی) ایمان آورده بود گفت: ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم ﴿38﴾

    ای قوم من! جز این نیست که زندگانی دنیا متاع ناچیزی است و البته آخرت سرای دائمی (و جاودانه) است ﴿39﴾

    هرکس کار بدی انجام دهد جز به همان اندازه جزا داده نمی‌شود، ولی هرکس کار نیک انجام دهد، مرد باشد یا زن به شرط اینکه مؤمن باشد چنین کسانی وارد بهشت می‌شوند و در آنجا روزی بی‌حساب داده می‌شوند ﴿40﴾

    و (نیز گفت:) ای قوم من! مرا چه شده است که شما را به‌سوی نجات دعوت می‌دهم و شما مرا به‌سوی آتش فرا می‌خوانید؟ ﴿41﴾

    مرا فرا می‌خوانید تا به الله كافر شوم و چیزی را که من به (حقیقت) آن علم ندارم شریک او گردانم در حالیکه من شما را به سوى (الله) غالب آمرزگار فرا می‌خوانم ﴿42﴾

    بدون شک آنچه مرا به‌سوی آن دعوت می‌کنید، در دنیا و در آخرت ارزش دعوت ما را ندارند، و به يقين بازگشت ما به‌سوی الله است و اسرافکاران، دوزخی و همدم آتش‌اند ﴿43﴾

    به زودی آنچه را من به شما می‌گویم یاد خواهید کرد و من کار خود را به الله می‌سپارم، چون الله به (حال) بندگان بیناست ﴿44﴾

    پس الله او را از سوء توطئه‌ها و حیله‌های ایشان مصئون و محفوظ داشت و عذاب سخت آل فرعون را فراگرفت ﴿45﴾

    و آتش دوزخ است که هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند و روزی که قیامت برپا شود (الله دستور می‌دهد) آل فرعون را در سخت‌ترین عذاب در آورید ﴿46﴾

    و یادآور شو وقتی را که در آتش دوزخ با همدیگر به مجادله می‌پردازند و ناتوانان به مستکبران می‌گویند: البته ما پیرو شما بودیم، پس آیا می‌توانید بخشی از (عذاب) آتش (دوزخ) را از ما دفع کنید؟ ﴿47﴾

    مستکبران (در جواب( می‌گویند: ما و شما همگی در آن (آتش) هستیم، یقینا که الله میان بندگان (به عدالت) حکم کرده است ﴿48﴾

    (و کسانی که در دوزخ‌اند به نگهبانان دوزخ می‌گویند: از پروردگارتان بخواهید که )فقط) یک روز عذاب را از ما بکاهد ﴿49﴾

    (نگهبانان دوزخ) می‌گویند: آیا پیغمبران تان نبود که با معجزه‌های روشن نزدتان می‌آمدند؟ می‌گویند: آری. (نگهبانان دوزخ) می‌گویند: پس (خودتان) دعا کنید، ولی دعای کافران جز سردرگمی نتیجه‌ای ندارد ﴿50﴾

    (ما حتما پیغمبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، هم در زندگی دنیا و هم در روزی که گواهان )برای گواهی دادن) می‌ایستند، مدد می‌کنیم ﴿51﴾

    همان( روزی که عذرخواهی ظالمان سودشان ندهد و نفرین برای آنان خواهد بود و سرای بد جایگاه‌شان خواهد شد) ﴿52﴾

    و همانا ما به موسی هدایت عطا کردیم و بنی اسرائیل را وارث کتاب (تورات) گردانیدیم ﴿53﴾

    کتابی که( راهنما و اندرز گوی صاحبان عقل است) ﴿54﴾

    پس صبر کن، چون وعدۀ الله حق است. و برای گناهت آمرزش بخواه و شام و صبح با سپاس و ستایش پروردگارت را به پاکی یاد کن ﴿55﴾

    البته کسانی که در آیات الله بدون دلیلی که (از سوی الله) برای‌شان آمده باشد به مجادله می‌پردازند، در سینه‌هایشان جز برتری جویی نیست که هرگز به آن نخواهند رسید، پس به الله پناه ببر، که بیشک او شنوای بیناست ﴿56﴾

    البته آفرینش آسمان‌ها و زمین بزرگ‌تر از آفرینش مردم است، ولی بسیاری از مردم نمی‌دانند ﴿57﴾

    و نابینا و بینا برابر نیستند و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک کرده‌اند، با کسانی که بدکارند، برابر نیستند. اما بسیار کم پند می‌گیرید ﴿58﴾

    البته قیامت آمدنی است؛ شکی در آن نیست، ولی بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند ﴿59﴾

    و پروردگارتان می‌فرماید: مرا به دعا بخوانید تا (دعای) شما را اجابت کنم، بی‌گمان آنانکه از عبادت من تكبر می‌ورزند، به زودی با خواری و ذلت وارد دوزخ می‌شوند ﴿60﴾

    الله آن ذاتی است که شب را برایتان آفرید تا در آن آرام گیرید و روز را روشنی بخش گرداند، البته الله نسبت به مردم لطف و مرحمت دارد، ولی بیشتر مردم شکر نمی‌گزارند ﴿61﴾

    (این است الله پروردگارتان آفریننده هر چیزی، معبودی به حق جز او نیست، پس چگونه )از راه حق( برگردانیده می‌شوید؟) ﴿62﴾

    این چنین کسانی که آيات الله را انکار می‌کردند، به بیراهه گردانیده می‌شوند ﴿63﴾

    الله ذاتی است که زمین را محل استقرار شما گردانید و آسمان را سقف ساخت و شما را شکل و صورت بخشید و شکل‌هایتان را زیبا و نیکو نمود و از پاکیزه‌ها به شما روزی داد. این است الله پروردگارتان، پس بابرکت و خجسته است ذاتی که پروردگار جهانیان است ﴿64﴾

    اوست زندۀ ابدی که هیچ معبودی به حق جز او نیست، پس او را بخوانید در حالیکه دین را برای او خالص نموده‌اید، سپاس و ستایش برای پروردگاری است که پروردگار جهانیان می‌باشد ﴿65﴾

    بگو: (ای پیغمبر) من منع شده‌ام از اینکه کسانی را بپرستم که شما آنها را غیر از الله عبادت می‌کنید، )آن هم( از زمانی که آیات روشن و دلایل اشکار از جانب پروردگار برایم آمده است. و به من فرمان داده شده است که تسلیم و منقاد پروردگار جهانیان باشم) ﴿66﴾

    الله ذاتی است که شما را از خاک باز از نطفه باز از خون بسته آفرید، باز شما را به شکل طفلی (از رحم‌ها) بیرون آورد. باز (شما را پرورانید) تا به کمال قوت خود برسید، باز تا پیر می‌شوید. و بعضی از شما پیش از رسیدن به مرحلۀ پیری می‌میرد و (بعضی از شما زنده می‌ماند) تا به مدتی که معین است برسید. و باشد که بفهمید ﴿67﴾

    او ذاتی است که زندگی می‌بخشد و می‌میراند و هرگاه خواست کاری انجام پذیرد، تنها به آن می‌گوید: باش، پس بی‌درنگ موجود می‌شود ﴿68﴾

    آیا ندیدی کسانی را که دربارۀ آيات الله مجادله و ستیز می‌کنند، چگونه (از حق) باز گردانیده می‌شوند؟ ﴿69﴾

    آنان که کتاب (آسمانی) و آنچه را که پیغمبران ما را به آن فرستادیم تکذیب کردند، پس به زودی (حقیقت را) خواهند دانست ﴿70﴾

    آن وقت که طوقها و زنجیرها در گردن‌هایشان باشد (و به طرف دوزخ) کشیده شوند ﴿71﴾

    در آب جوشان و باز در آتش سوزانده می‌شوند ﴿72﴾

    باز به ایشان گفته می‌شود: آن چه برای الله شریک قرار می‌دادید، کجا هستند؟ ﴿73﴾

    (همان شریکانی که) غیر از الله پرستش (آنها را) می‌کردید؟ می‌گویند: از نزد ما گم شده‌اند، بلکه ما پیش از این چیزی را (غير از الله) نمی‌خواندیم، الله این طور کافران را گمراه می‌کند ﴿74﴾

    این (عذاب) به سبب آن است که در زمین به ناحق شادی می‌کردید و به سبب آن است که به (کفر و سرکشی) خود می‌نازیدید ﴿75﴾

    (اکنون) از درهای دوزخ وارد شوید که در آن جا جاویدان خواهید بود، پس چه بد است جایگاه متکبران ﴿76﴾

    پس صبر کن. چون وعدۀ الله حق است، پس اگر بخشی از آنچه را که به آنها وعده می‌دهیم، به تو نشان دهیم، یا قبل از آن تو را بمیرانیم (در هر دو صورت) به‌سوی ما باز گردانیده می‌شوند ﴿77﴾

    و البته پیش از تو پیغمبرانی را فرستادیم. سرگذشت بعضی از آنها را برای تو بیان کردیم و سرگذشت بعضی دیگر را برای تو بازگو نکردیم. و هیچ پیغمبری نمی‌تواند که معجزه‌ای جز به فرمان الله بیاورد، پس چون فرمان الله آید، به حق حکم و فیصله خواهد شد و باطل پرستان در آنجا زیانکار‌اند ﴿78﴾

    الله همان ذاتی است که چهارپایان را برای شما قرار داد تا بر (بعضی) از آنها سوار شوید و از (بعضی) آنها می‌خورید ﴿79﴾

    و برای شما در آنها منافع (دیگری هم) است. و تا با سوار شدن بر آنها به نیازی که در دل دارید برسید و بر آنها و بر کشتی‌ها حمل می‌شوید ﴿80﴾

    و (الله) علامات قدرت خود را به شما نشان می‌دهد، پس کدام یک از علامات قدرت الله را انکار می‌کنید؟ ﴿81﴾

    پس آیا در زمین سیر نکردند تا بنگرند عاقبت کسانی که پیش از آنها بوده‌اند چه شد؟ آنان نسبت به ایشان نیرومندتر و دارای آثار بیشتری در زمین بوده‌اند، پس آنچه می‌کردند (عذاب الله) را از آنان دفع نکرد ﴿82﴾

    پس چون پیغمبرانشان با معجزه‌ها به‌سوی آنان آمدند، به آن مقدار علمی که داشتند خورسند و شادمان شدند (و حاضر نشدند سخنان انبیاء را بپذیرند) و آنچه را که به تمسخر می‌گرفتند، آنان را فراگرفت ﴿83﴾

    پس وقتی عذاب ما را دیدند گفتند: تنها به الله ایمان آوردیم و به آنچه (قبلا) شرک می‌آوردیم، کافر شدیم ﴿84﴾

    اما پس از آنکه عذاب ما را دیدند، دیگر ایمان‌شان برایشان سودی نرساند. این سنت همیشگی الله در مورد بندگانش جاری است. و كافران آنجا زیان می‌بینند ﴿85﴾

    فصلت

    Surah 41

    حم. (مفهوم این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    فرود آوردن این کتاب از جانب الله بخشندۀ مهربان است ﴿2﴾

    کتابی که آیاتش واضح و روشن بیان شده است، قرآن عربی است، برای قومی که می‌دانند ﴿3﴾

    در حالیکه (کتاب) مژده دهنده و بیم دهنده است، (لیکن) بیشترشان روی گردانند و آنان (ندای آن را) نمی‌شنوند ﴿4﴾

    و گفتند: دل‌های ما از آنچه ما را به‌سوی آن دعوت می‌دهی در پرده است و در گوش‌های ما سنگینی است. و میان ما و تو حجاب است، پس تو عمل کن (و) البته ما نیز عمل می‌کنیم ﴿5﴾

    بگو: (ای پیغمبر) جز این نیست که من بشری هستم مانند شما، به من وحی می‌شود که البته معبودتان معبود یگانه است، پس راست (و بدون انحراف) به‌سوی او روی بیاورید و از او آمرزش بخواهید، و وای به حال مشركان ﴿6﴾

    آنان که زکات نمی‌دهند و آنها همان کسانی هستند که به آخرت کافر‌اند ﴿7﴾

    البته آنان که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، برای آنها ثواب بی‌پایان (و بی‌منت) است ﴿8﴾

    بگو: آیا شما به کسی کفر می‌ورزید که زمین را در دو روز آفریده است و برای او همتایان قرار می‌دهید؟ حال آنکه او پروردگار جهانیان است ﴿9﴾

    و در زمین کوههای استوار را قرار داد و در آن خیر و برکت نهاد و روزی (اهل) آن را در چهار روز به اندازۀ معین مقدر کرد، (بنابراین) برای سؤال کنندگان (واضح و) روشن گردید ﴿10﴾

    باز قصد آفرینش آسمان را کرد، در حالیکه دود بود و به آسمان و زمین فرمود: با رغبت یا کراهت (شکل گرفته) بیایید. گفتند: فرمانبردار آمدیم ﴿11﴾

    پس در دو روز آنها را هفت آسمان ساخت، و در هر آسمانی امرش را وحی کرد. و ما آسمان دنیا را با چراغهایی (ستارگان) زینت دادیم، و (آن را از دخالت شیاطین) محافظت نمودیم، این است تقدير ذات غالب دانا ﴿12﴾

    پس اگر روی گردان شدند، بگو: همانا شما را از صاعقه‌ای مانند صاعقۀ عاد و ثمود می‌ترسانم ﴿13﴾

    وقتی پیغمبران از پیش رو و از پشت سر به نزدشان آمدند (و گفتند:) جز الله را عبادت نکنید، گفتند: اگر پروردگارما می‌خواست (پیغمبری بفرستد) فرشتگان را می‌فرستاد، پس ما به آن چه شما به (تبلیغ) آن فرستاده شده‌اید، کافریم ﴿14﴾

    پس عاد در زمین به ناحق تكبر ورزیدند و گفتند: کیست نیرومندتر از ما؟ آیا ندیده‌اند که الله همان ذاتی که آنان را آفریده است، توانمندتر از آنهاست؟ آنان آیات ما را انکار می‌کردند ﴿15﴾

    پس در روزهای نحس و بی‌برکت، باد سرد و سختی را بر آنان فرستادیم تا عذاب رسوا کننده را در زندگی این دنیا به ایشان بچشانیم، و البته عذاب آخرت رسواکننده‌تر است، در حالیکه آنان مدد نمی‌شوند ﴿16﴾

    و اما قوم ثمود، ما ایشان را هدایت کردیم لیکن کوری را بر هدایت ترجیح دادند. بنابراین، به سبب کارهایی که می‌کردند، صاعقۀ عذاب رسواکننده آنان را گرفت ﴿17﴾

    و ما آنانی را که ایمان آوردند و پرهیزگار بودند، نجات دادیم ﴿18﴾

    و روزی که دشمنان الله به‌سوی دوزخ جمع گشته و همه (توقف داده می‌شوند تا همه) يكجا شوند ﴿19﴾

    تا چون به آن (دوزخ) بیایند، گوش و چشم‌ها و پوستهایشان به آنچه می‌کردند، گواهی می‌دهد ﴿20﴾

    و آنها به پوست‌های خود می‌گویند: چرا علیه ما گواهی دادید؟ گویند: الله همان ذاتی که همه چیز را به نطق آورده ما را نیز به نطق آورده است. و او بار اول شما را آفریده است و به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿21﴾

    و نمی‌توانستید چیزی را پنهان کنید که (مبادا) گوش و چشم و پوستهایتان علیه شما گواهی دهند، بلکه گمان کردید که الله بسیاری از آنچه را که می‌کنید نمی‌داند ﴿22﴾

    این گمان (بد) شما دربارۀ پروردگارتان بود که شما را هلاک کرد پس در نتیجه از زیانکاران شدید ﴿23﴾

    پس اگر صبر کنند (چه فایده که) آتش دوزخ جایگاهشان است و اگر طلب عفو کنند پس از بخشودگان نیستند ﴿24﴾

    و برای آنان همنشینانی گماشتیم که از پیش و پشت سرشان (کارهای ناشایست‌شان) را در نظرشان زیبا جلوه دادند، و فرمان عذاب الهی که قبل از آنان دربارۀ اقوام (گمراه) از جن و انس ثابت و صادر شده بود، بر آنان نیز ثابت شد. البته آنها زیانکار بودند ﴿25﴾

    و کافران گفتند: به این قرآن گوش ندهید و در (هنگام تلاوت آن) سخن لغو و بیهوده گویید تا شاید غالب شوید ﴿26﴾

    پس حتما به کافران عذاب سخت می‌چشانیم و حتما آنان را در برابر بدترین کاری که کرده‌اند، سزا خواهیم داد ﴿27﴾

    این است سزای دشمنان الله که همان آتش است، که در آن سرای همیشگی دارند. این سزا به آن سبب است که آیات ما را انکار می‌کردند ﴿28﴾

    و کافران گویند: ای پروردگار ما! آن دو تن از جن و انس را به ما نشان بده که ما را گمراه ساختند تا ایشان را زیر پاهای خود بگذاریم تا از پست‌ترین اشخاص شوند ﴿29﴾

    بی‌گمان کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است. باز (بر این عقیده) استقامت نمودند، فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند (و به آنان مژده می‌دهند) که نترسید و غمگین نباشید و بشارت باد بر شما به بهشتی که وعده داده می‌شدید ﴿30﴾

    ما در زندگانی دنیا و آخرت دوستان شما هستیم و (اکنون هم) در آخرت برای شما هر چه آرزو کنید و هر چه بخواهید هست ﴿31﴾

    (اینها همه) پذیرایی از سوى الله آمرزگار مهربان است ﴿32﴾

    و کیست خوش سخن‌تر از کسی که به‌سوی الله دعوت کند و کارهای نیک کند و گوید: من از جملۀ مسلمانان هستم؟ ﴿33﴾

    و نیکی و بدی برابر نیست، (بدی دیگران را) به شیوه‌ای که بهتر است دفع کن، که (اگر چنین کنی) ناگاه کسی که میان تو و او دشمنی است، چون دوست گرم و صمیمی گردد ﴿34﴾

    و جز صابران (این خصلت نیکو) را دریافت نمی‌کنند و این را جز کسانی که بهرۀ بزرگی (از اخلاق و ایمان) داشته باشند نخواهد یافت ﴿35﴾

    و هرگاه وسوسه‌ای از شیطان به تو رسد، پس به الله پناه ببر، چون او شنوای داناست ﴿36﴾

    از علامات قدرت او شب و روز و آفتاب و ماه است، پس برای آفتاب و ماه سجده نکنید، بلکه برای پروردگاری که آنها را آفریده است سجده کنید، اگر واقعا تنها او را عبادت می‌کنید ﴿37﴾

    پس اگر (کافران) تكبر ورزیدند (باکی نیست زیرا) آنانکه نزد پروردگارت هستند شب و روز او را به پاکی یاد می‌کنند و آنان خسته نمی‌شوند ﴿38﴾

    و از علامات قدرت الله این است که تو زمین را پژمرده و بی‌جان می‌بینی، اما چون آب را بر آن فرود آوریم به حرکت آید و سبز شود و نمو کند. البته ذاتی که این زمین را زنده می‌گرداند همان ذات زنده کنندۀ مردگان است بی‌گمان او بر هر چیزی قادر است ﴿39﴾

    البته کسانی که در آیات ما به انحراف و باطل می‌روند بر ما پوشیده نیستند. آیا کسیکه در آتش انداخته می‌شود بهتر است یا کسی که در آرامش و آسایش در روز قیامت (به سوی حشر و حساب) می‌آید؟ شما هرچه می‌خواهید انجام دهید یقینا او به آنچه می‌کنید بیناست ﴿40﴾

    يقينا آنانی که قرآن را چون به آنها رسید انکار کردند (به سبب كفرشان مجازات خواهند شد) در حالی که این کتاب ارجمند است ﴿41﴾

    باطل از هیچ جهتی، نه از پیشرو و نه از پشت سر، در آن راه نمی‌یابد زیرا از (سوی) ذات باحکمت و ستوده فرستاده شده است ﴿42﴾

    به تو گفته نمی‌شود جز آنچه به پیغمبران پیش از تو نیز گفته شده است، یقینا پروردگار تو صاحب آمرزش بزرگ و عذاب دردناک است ﴿43﴾

    و اگر آن را قرآن عجمی قرار می‌دادیم حتما می‌گفتند: چرا آیت‌هایش به تفصيل (و روشن) بیان نشده؟ آیا (قرآن) به زبان غیر عربی (نازل می‌شود) و (پیغمبر مرد) عربی (باشد)؟ بگو: قرآن برای مؤمنان سبب هدایت و شفا است و کسانی که ایمان نمی‌آورند در گوش‌هایشان گرانی است و آن (قرآن) بر آنان سبب کوری است. (گویی) ایشان از دور ندا می‌شوند (ولی صدا را نمی‌شنوند) ﴿44﴾

    و البته به موسی کتاب (آسمانی) دادیم پس در آن اختلاف شد، و اگر سخن پروردگارت از پیش بر این صادر نشده بود، حتما در میان ایشان فیصله می‌گردید. و آنان در بارۀ آن (قرآن) در شک قوی و سوء ظن هستند ﴿45﴾

    هرکس کار نیک انجام دهد به سود خود اوست و هرکس کار بدی کند به زیان خود می‌کند و پروردگار تو به بندگان ظالم نیست ﴿46﴾

    علم به زمان وقوع قیامت به الله باز می‌گردد. و هیچ میوه‌ای از غلاف خود بیرون نمی‌آید و هیچ ماده‌ای باردار نمی‌شود و وضع حمل نمی‌کند مگر با علم و اطلاع او، و روزی که الله آنان را ندا کند: شرکایی که با من (شریک می‌پنداشتید) کجایند؟ گویند: به تو خبر دادیم (ای الله) که از ما کسی گواه شریک بودن آنها نیست ﴿47﴾

    و آنچه را که از پیش می‌خواندند از نزد آنها ناپدید می‌شود و یقین پیدا می‌کنند که هیچ راه فرار ندارند ﴿48﴾

    انسان از طلب خير خسته نمی‌شود. و اگر شری به او برسد مأیوس و ناامید می‌گردد ﴿49﴾

    و اگر پس از سختی که به انسان رسیده است از طرف خود رحمتی به او بچشانیم، حتما خواهد گفت: این حق من و لايق من است (و چنان مغرور می‌شود که می‌گوید) گمان نمی‌کنم قیامت برپا شود و اگر به‌سوی پروردگارم باز گردانیده شوم، حتما در پیشگاه او دارای مقام و منزلت خوبی هستم. پس بی‌گمان کافران را به آنچه کرده‌اند خبر خواهیم داد و حتما عذاب بسیار سخت به آنها می‌چشانیم ﴿50﴾

    و هرگاه به انسان نعمت دهیم روی گردان می‌شود و تکبر می‌ورزد و هرگاه رنج و بلایی به او برسد، بسیار دعای طولانی می‌کند ﴿51﴾

    (ای پیغمبر) بگو: به من خبر دهید اگر این (قرآن) از سوى الله آمده باشد باز (شما) به آن کفر ورزید، کیست گمراه‌تر از آن که در مخالفت شدید با حق باشد؟ ﴿52﴾

    به زودی نشانه‌های قدرت خود را در اطراف عالم و (هم) در نفس خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا برای ایشان روشن و ثابت شود که يقينا او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیزی گواه باشد؟ ﴿53﴾

    آگاه باش که آنان از ملاقات پروردگارشان (در قیامت) در شک عمیق اند! آگاه باش که او (الله) به همه چیز احاطه دارد ﴿54﴾

    شوری

    Surah 42

    حم ﴿1﴾

    عين. سين. قاف. (مفهوم این حروف به الله معلوم است) ﴿2﴾

    این چنین (الله) به تو و به کسانی که پیش از تو بودند وحی می‌کند. الله غالب باحکمت است ﴿3﴾

    آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از اوست و او بلند مرتبه و بزرگ است. ­ ﴿4﴾

    نزدیک است که آسمان‌ها (از عظمت وحی) از بالایشان بشکافند، در حالیکه فرشته‌ها با ستایش پروردگارشان را تسبیح می‌گویند و برای کسانی که در زمین هستند آمرزش می‌خواهند. آگاه باش که الله آمرزگار مهربان است ﴿5﴾

    و آنان که جز الله برای خود دوستان و مددگاران گرفته‌اند، الله مراقب ایشان است و تو بر آنان وکیل و مسؤل نیستی (تا آنان را بر ایمان آوردن وادار کنی) ﴿6﴾

    و این چنین قرآن عربی به تو وحی کردیم تا مردم ام القرى (مكه مكرمه) و کسانی را که در اطراف آن هستند بترسانی و (آنان را) از روز جمع شدن (روز قیامت) که شکی در آن نیست بیم دهی. گروهی در بهشت و گروهی در دوزخ خواهند بود ﴿7﴾

    و اگر الله می‌خواست آنان را یک امت می‌ساخت، ولی الله هرکه را بخواهد به رحمت خود وارد می‌کند و ظالمان هیچ دوست و مددگاری ندارند ﴿8﴾

    آیا بجای الله دوستان دیگر گرفته‌اند؟ حال آنکه تنها الله کارساز است و اوست که مردگان را زنده می‌کند و اوست که بر همه چیز قادر است ﴿9﴾

    و در هرچیزی که اختلاف کنید، حکم و فیصلۀ آن به الله بر می‌گردد. این است الله، پروردگار من، که بر او توکل کرده‌ام و به‌سوی او باز می‌گردم ﴿10﴾

    آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین است، از خودتان برای شما همسرانی قرار داده و چهارپایان را نیز جفت‌ها (نر و ماده) قرار داد و به این تدبیر شما را زیاد می‌گرداند. هیچ چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست ﴿11﴾

    کلیدهای آسمان و زمین در تصرف اوست، روزی را برای هرکس که بخواهد می‌گشاید و (برای هرکس که بخواهد) تنگ می‌کند، يقينا او به هر چیز داناست ﴿12﴾

    از (احکام) دین آنچه را به نوح فرمان داده بود و آنچه را که به تو وحی کرده‌ایم و آنچه را به ابراهیم و موسی و عیسی فرمان داده بودیم، برای شما نیز مقرر نمود که دین را بر پا دارید و در آن اختلاف نورزید. چیزی که مشرکان را به‌سوی آن دعوت می‌دهی، بر آنان سنگین است. الله هرکس را بخواهد به‌سوی خود انتخاب می‌کند و هر کس را که به درگاه او رو آورد به‌سوی خویش هدایت می‌کند ﴿13﴾

    و پراگنده و متفرق نشدند مگر بعد از آنکه علم و آگاهی برایشان حاصل شد. و این تفرقه به سبب کینه و بغاوت در میان خودشان بود، و اگر سخن سابق از سوی پروردگارت صادر نشده بود که تا زمانی معین (مهلت) یابند، به يقين در میان آنان فيصله می‌شد و البته کسانیکه پس از آنان کتاب به آنها میراث داده شد در حقانیت آن دچار شک و تردید هستند ﴿14﴾

    پس از این جهت (مردم را به‌سوی دین حق) دعوت بده و طوریکه به تو حکم شده پایداری کن، و از خواسته‌های آنان پیروی مکن. (و به آنان) بگو: به هر کتابی که از سوی الله نازل شده است ایمان آورده‌ام و به من دستور داده شده که در میان شما به عدالت حکم کنم، الله پروردگار ما و پروردگار شماست. اعمال ما برای ماست و اعمال شما برای شماست، هیچ حجتی میان ما و شما (ناگفته) نمانده است، الله میان ما جمع خواهد کرد و بازگشت همه به‌سوی اوست ﴿15﴾

    و آنان که در بارۀ الله به مجادله و مخاصمه می‌پردازند، آن هم پس از آنکه (دین او) قبول کرده شده است، مجادلۀ آنان در نزد پروردگارشان باطل است و غضب (الله) بر آنان است و برای‌شان عذاب سخت است ﴿16﴾

    الله آن ذاتی است که کتاب و میزان را به حق نازل کرده است. و تو چه میدانی شاید قیامت نزدیک باشد ﴿17﴾

    کسانی که به قیامت ایمان ندارند، در رسیدن آن شتاب می‌ورزند، اما مؤمنان به سبب آن در خوف و هراسند و می‌دانند که قیامت حق است. بدانید آنانی که در بارۀ قیامت شک داشته و به مجادله می‌پردازند، در گمراهی دور از حق قرار دارند ﴿18﴾

    الله نسبت به بندگانش مهربان و مشفق است، به هر کس که بخواهد روزی می‌دهد و او نیرومند غالب است ﴿19﴾

    کسی که کشت آخرت را بخواهد در کشت او می‌افزاییم، کسی که کشت دنیا را بخواهد از آن به او می‌دهیم. و او در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد ﴿20﴾

    آیا (کافران) شریکانی دارند که برای ایشان دینی مقرر کرده است که الله به آن اجازه نداده است؟ و اگر سخن قطعی (دربارۀ مهلت دادن کافران) نبود، حتما بین آنان فيصله می‌شد، و بی‌گمان ظالمان برایشان عذاب دردناک است ﴿21﴾

    ظالمان را در (قیامت) خواهی دید که از آنچه انجام داده‌اند، سخت بیمناک‌اند، در حالیکه آن عذاب حتما برایشان واقع شدنی است، و آنانکه ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، در باغ‌های بهشت هستند، برای آنان نزد پروردگارشان هر چه بخواهند میسر است، این است آن فضل بزرگ ﴿22﴾

    این (ثواب بزرگ) همان چیزی است که الله به آن بندگان مؤمن و نیکوکار خود را مژده می‌دهد. بگو: من بر این از شما مزدی نمی‌خواهم، مگر دوستی به خاطر خویشاوندی. و هر کس که نیکی کند برای او در نیکی آن می‌افزاییم. یقینا الله آمرزندۀ قدردان است ﴿23﴾

    آیا می‌گویند: (پیغمبر) بر الله دروغ بسته است؟، اگر الله بخواهد بر دل تو مهره می‌نهد، و الله با سخنانش باطل را محو می‌سازد و حق را محکم و پابرجا می‌کند. همانا او به راز سینه‌ها آگاه است ﴿24﴾

    و اوست ذاتی که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و از گناهان در می‌گذرد و آنچه را انجام می‌دهید، می‌داند ﴿25﴾

    و (دعای) کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند اجابت می‌کند، و از فضل خود به آنان می‌افزاید و برای کافران عذاب سخت است ﴿26﴾

    و اگر الله روزی را برای بندگانش فراخ کند، حتما در زمین طغیان می‌کردند و ليكن به اندازۀ آنچه بخواهد نازل می‌کند، چرا که او به (احوال) بندگانش دانا (و) بیناست ﴿27﴾

    و اوست که پس از ناامیدی مردم باران را نازل می‌کند و رحمت خود را می‌گستراند و اوست کارساز ستوده ﴿28﴾

    و از نشانه‌های (قدرتش) آفرینش آسمان‌ها و زمین، و (نیز) جاندارانی است که در آن دو پراگنده کرده است. و او بر جمع نمودن آنها هنگامیکه بخواهد قادر است ﴿29﴾

    و آنچه از مصیبت به شما رسد، به خاطر دست آورد خودتان است. و او از بسیاری (گناهان‌تان) در می‌گذرد ﴿30﴾

    و شما هرگز نمی‌توانید (الله را از دستیابی به خود) در زمین عاجز سازید، و برای شما غیر از الله هیچ کارساز و مددگاری نیست ﴿31﴾

    و از نشانه‌های (قدرت) او کشتی‌هایی است که مانند کوههای برجسته در بحر روانند ﴿32﴾

    اگر بخواهد باد را ساکن می‌سازد و کشتی‌ها بر روی بحر متوقف می‌گردند، البته در این امر برای هر صبر کنندۀ شکر گذار نشانه‌هاست ﴿33﴾

    یا اگر بخواهد کشتی‌ها را به خاطر آنچه (سرنشینان) آنها انجام داده‌اند، هلاک می‌سازد. و از بسیاری درمی‌گذرد ﴿34﴾

    و تا آنانی که در آیات ما مجادله می‌کنند بدانند که برایشان راه گریز نیست ﴿35﴾

    هر چه که به شما داده شده است بهرۀ چند روزۀ زندگانی دنیاست. و آنچه که نزد الله است بهتر و همیشگی است برای کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگار‌شان توکل می‌کنند ﴿36﴾

    و (نیز) برای آنان که از گناهان بزرگ و اعمال زشت پرهیز می‌کنند. و چون خشم و غضب کنند، آنها می‌بخشند ﴿37﴾

    و (نیز) آنانکه (دعوت) پروردگارشان را پذیرفتند و نماز را برپا داشتند و کارشان با یکدیگر به شیوۀ مشورت است. و از آنچه به ایشان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند ﴿38﴾

    و (نیز) برای آنان که چون تجاوزی به آنان برسد، انتقام می‌گیرند ﴿39﴾

    و سزای بدی، بدیی مانند آن است، پس هرکس عفو کند و (عمل خود را) اصلاح نماید پس پاداش او بر الله است. يقينا الله ظالمان را دوست ندارد ﴿40﴾

    و البته کسیکه پس از ستم دیدن خویش (برای دفع آن) انتقام بگیرد، بر آنان راهی (عتاب و عقاب) نیست ﴿41﴾

    راه (عتاب و عقاب) تنها بر کسانی است که به مردم ظلم می‌کنند و در زمین به ناحق طغیان می‌کنند. آنانند که برایشان عذاب دردناک است ﴿42﴾

    و کسیکه صبر کند و (مجرم را) عفو کند (بداند که) این (اوصاف) از کارهای استوار و سترگ است ﴿43﴾

    و کسی را که الله گمراه سازد به غیر از او هیچ کارسازی برای او نیست. و ظالمان را خواهی دید که وقتی عذاب را می‌بینند می‌گویند: آیا راهی به‌سوی بازگشت (به دنیا) هست؟ ﴿44﴾

    و آنان (ظالمان) را می‌بینی که بر آتش عرضه می‌شوند، در حالیکه از شدت ذلت و خواری ترسان‌اند، و از گوشۀ چشم مخفیانه (به آتش) می‌نگرند. و مؤمنان می‌گویند: البته زیانکاران کسانی‌اند که در روز قیامت خود و خانواده خود را به خسارت و زیان افگندند. آگاه باش! ظالمان در عذاب دائمی خواهند بود ﴿45﴾

    و برای آنان جز الله ياران و دوستانی نیست که ایشان را یاری دهند، و هر کس را که الله گمراه سازد پس برای او هیچ راه (نجات) نیست ﴿46﴾

    دعوت پروردگار خود را اجابت کنید، پیش از آنکه روزی فرا رسد که از (سوی) الله بازگشتی نباشد، در آن روز نه پناهگاهی دارید و نه می‌توانید انکار کنید ﴿47﴾

    پس اگر روی بگردانند پس تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‌ایم (تا آنان را بر ایمان مجبور سازی)، بر تو نیست مگر رسانیدن پیغام الله. و البته وقتی از جانب خویش رحمتی به انسان بچشانیم به آن شاد می‌شود (و ما را فراموش می‌کند). و اگر بلا و مصیبتی به خاطر کارهایی که کرده است به او برسد (نعمتها را فراموش می‌کند)، يقينا انسان ناسپاس است ﴿48﴾

    فرمانروایی آسمان‌ها و زمین مخصوص الله است، هر چه بخواهد می‌آفریند، به هر کس که بخواهد دختران می‌بخشد و به هر کس که بخواهد پسران می‌بخشد ﴿49﴾

    و یا اینکه هم پسر و هم دختر به آنان می‌دهد، و (الله) هرکه را بخواهد عقیم می‌کند چون او بس آگاه و تواناست ﴿50﴾

    و هیچ انسانی را سزاوار نیست که الله با او سخن بگوید مگر از طریق وحی یا از پس پرده یا اینکه الله فرستاده‌ای (فرشته) بفرستد و آن (فرستاده) به حکم او (الله) هر چه را بخواهد وحی می‌کند، بی‌شک او والای باحکمت است ﴿51﴾

    و این چنین روحی از حکم خود (قرآن) را به تو وحی کردیم، (قبل از آن) تو نمی‌دانستی که کتاب و ایمان چیست، ولی آن (قرآن) را نوری گردانیدیم که با آن هرکس از بندگان ما را که بخواهیم هدایت می‌کنیم و البته تو (مردم را) به راه راست هدایت می‌کنی ﴿52﴾

    راه الله، پروردگاری که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، برای اوست. آگاه باشید! همۀ کارها به سوى الله باز می‌گردد ﴿53﴾

    زخرف

    Surah 43

    حم. (مفهوم این حروف به الله معلوم است)، ﴿1﴾

    قسم به این کتاب واضح (و بیانگر حق و باطل) ﴿2﴾

    به یقین ما این (کتاب) را قرآن عربی گردانیدیم تا شما بفهمید ﴿3﴾

    و البته این کتاب در لوح محفوظ پیش ما ثبت است که بلند مرتبه و پر از حکمت است ﴿4﴾

    آیا این قرآن را از شما باز گردانیم به خاطر آنکه شما گروه اسرافکارید؟ ﴿5﴾

    و چه بسیار پیغمبران را در میان امت‌های پیشین فرستادیم ﴿6﴾

    و هیچ پیغمبری به نزد آنان نمی‌آمد مگر آنکه او را مسخره می‌کردند ﴿7﴾

    پس ما کسانی را هلاک کردیم که سخت‌تر از این اسرافکاران بودند. و نمونه‌هایی از عذاب پیشینیان گذشته است ﴿8﴾

    و اگر از آنان بپرسی که چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است، حتما می‌گویند: آنها را پروردگار غالب دانا آفریده است ﴿9﴾

    و آن ذاتی که زمین را برایتان محل آسایش گردانید و در آن برای شما راهها قرار داد تا شاید راه یابید ﴿10﴾

    و آن ذاتی که از آسمان به اندازۀ معین آب فرود آورد، پس با آن آب زمین مرده را زنده کردیم. شما نیز این گونه (از قبرها) بیرون آورده می‌شوید ﴿11﴾

    و آن ذاتی که همۀ جفت‌ها (نر و ماده) را آفریده است و برای شما از کشتی‌ها و چهارپایان چیزی آفرید که (بر آنها) سوار می‌شوید ﴿12﴾

    تا بر پشت آنها قرار گیرید، و چون بر آن استقرار یافتید، نعمت پروردگارتان را یاد کنید، و بگویید: پاک و منزه است آن ذاتی که این را برای ما مسخر کرد و ما بر (رام کردن) آن قادر نبودیم ﴿13﴾

    و البته ما به‌سوی پروردگار خود باز می‌گردیم ﴿14﴾

    و برای او از بندگانش جزئی (مانند فرزند و شریک) قرار دادند، واقعا انسان ناسپاس آشکار است ﴿15﴾

    آیا از آنچه می‌آفریند (برای خود) دختران را انتخاب کرد و برای شما پسران را برگزیده است؟ ﴿16﴾

    در حالی که چون یکی از آنان را به آن چه برای رحمن مثل زده است، مژده دهند، چهره‌اش سیاه می‌شود و پر از غم می‌گردد ﴿17﴾

    آیا کسی را که در زیور پرورش یافته و در وقت خصومت و مجادله نمی‌تواند مقصود خود را آشکار و اثبات کند (به الله نسبت می‌دهند؟) ﴿18﴾

    و فرشتگان را که بندگان پروردگار مهربان هستند، مؤنث قرار دادند. آیا در وقت آفریدن آنان حاضر بودند؟ گواهی آنان به زودی نوشته می‌شود و بازخواست خواهند شد ﴿19﴾

    و گفتند: اگر پروردگار مهربان می‌خواست ما فرشتگان را عبادت نمی‌کردیم، آنان هیچ اطلاع و دلیلی به این ندارند. و ایشان جز از حدس و تخمین، سخنی نمی‌گویند ﴿20﴾

    آیا پیش از این (قرآن) کتابی به آنان داده‌ایم که ایشان به آن چنگ زده‌اند؟ ﴿21﴾

    بلکه گفتند: يقينا ما پدران خود را بر دینی یافته‌ایم و ما بر نقش قدم آنها روان و راه یافته‌ایم ﴿22﴾

    و همین طور در هیچ دیاری پیش از تو بیم دهنده‌ای نفرستاده‌ایم مگر آنکه ثروتمندان متکبر‌شان گفتند: يقينا ما پدران خود را بر دینی یافته‌ایم و ما به راه و روش آنها اقتدا می‌کنیم ﴿23﴾

    (پیغمبر‌شان به آنها) گفت: آیا اگر دینی را هم برای شما بیاورم که هدایت بخش‌تر از دینی باشد که پدرانتان را بر آن یافته‌اید (باز هم از آیین میراثی پیروی می‌کنید؟!) گفتند: ما به آنچه که به آن فرستاده شده‌اید کافریم ﴿24﴾

    پس ما از آنها انتقام گرفتیم، پس ببین که سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود؟ ﴿25﴾

    و یادآور شو چون ابراهیم به پدر و قومش گفت: من از آنچه شما می‌پرستید بیزارم ﴿26﴾

    به جز آن معبودی که مرا آفریده است و او مرا هدایت خواهد کرد ﴿27﴾

    و (الله) آن را در میان فرزندانش کلمۀ ماندنی قرار داد تا آنان (به توحید) باز گردند ﴿28﴾

    بلکه من ایشان و پدرانشان را (از نعمت‌هایم) برخوردار ساختم، تا آنکه حق و پیغمبر آشکار به نزدشان آمد ﴿29﴾

    و هنگامی که حق به نزد آنان آمد، گفتند: این جادو است و البته ما به آن کفر می‌ورزیم ﴿30﴾

    و گفتند: چرا این قرآن بر مردی بزرگ (از نگاه جاه و مال) از دو شهر نازل نشد؟ ﴿31﴾

    آیا آنها رحمت پروردگار تو را تقسیم می‌کنند؟ در حالی که ما معیشت آنان را در زندگی دنیا بین آنان تقسیم کرده‌ایم و بعضی را بر بعضی دیگر برتری‌هایی داده‌ایم تا بعضی از آنان بعضی دیگر را به خدمت گیرند و رحمت پروردگارت از آنچه جمع آوری می‌کنند بهتر است ﴿32﴾

    اگر (این) نبود که مردم (در گمراهی) همه یک امت شوند، ما برای کسانی که به الله مهربان کفر می‌ورزند خانه‌هایی با سقف‌هایی از نقره می‌ساختیم و برای آنان زینه‌های از نقره قرار می‌دادیم که به وسیلۀ آنها بالا بروند ﴿33﴾

    و برای خانه‌هایشان درهایی (از نقره قرار می‌دادیم) و تخت‌هایی نقره‌ای که بر آنها تکیه کنند (می‌ساختیم) ﴿34﴾

    و هر گونه اسباب زينت (برایشان قرار می‌دادیم)، اما همۀ اینها اسباب برخورداری زندگانی دنیاست و آخرت نزد پروردگارت برای پیرهیزگاران است ﴿35﴾

    و هر کس که از یاد پروردگار مهربان غافل و روی گردان شود، برایش شیطانی می‌گماریم و آن (شیطان) همنشین او می‌گردد ﴿36﴾

    و البته آنان (شیاطین) ایشان (انسانها) را از راه باز می‌دارند و گمان می‌کنند که ایشان هدایت یافته گان‌اند ﴿37﴾

    تا وقتی که (چنین کسی) به پیش ما آید، (و به شیطان همنشین خود) گوید: ای کاش بین من و تو به اندازۀ مشرق و مغرب فاصله بود! چه بد همنشینی بودی ﴿38﴾

    و امروز (آرزوی دوری از شیطان) برای شما سودی ندارد، چرا که شما ظلم کرده‌اید ﴿39﴾

    آیا تو می‌توانی به کران بشنوانی؟ و یا اینکه کوران و کسانی را که در گمراهی آشکاری هستند، هدایت کنی؟ ﴿40﴾

    پس وقتی تو را (از میان آنها) ببریم، پس حتمی از آنان انتقام خواهیم گرفت ﴿41﴾

    یا آنچه را که به آنان وعده کرده‌ایم به تو نشان دهیم، زیرا ما بر آنان مسلط و مقتدریم ﴿42﴾

    پس به آنچه به تو وحی شده است محکم چنگ بزن، چرا که تو به يقين بر راه مستقیم قرار داری ﴿43﴾

    و چون قرآن برای تو و قومت پندی است و از شما سوال خواهد شد ﴿44﴾

    و از (پیروان) پیغمبران پیشین ما بپرس، آیا به جز پروردگار مهربان معبودهایی قرار داده‌ایم که عبادت شوند؟ ﴿45﴾

    و البته موسی را با نشانه‌های خود به‌سوی فرعون و سران (قوم) او فرستادیم (و موسی) گفت: یقیناً من فرستادۀ پروردگار عالمیان‌ام ﴿46﴾

    وقتی که با نشانه‌های ما (به‌سوی) آنان آمد، پس آنان به آن (نشانه‌ها) می‌خندیدند ﴿47﴾

    و ما هیچ معجزه‌ای را به ایشان نشان نمی‌دادیم مگر اینکه یکی از دیگری بزرگتر بود و آنان را به عذاب گرفتیم تا شاید باز گردند ﴿48﴾

    و (به موسی) گفتند: ای جادوگر! پروردگارت را با آنچه که به تو عهد کرده است برای ما بخوان، ما حتما هدایت تو را خواهیم پذیرفت ﴿49﴾

    پس وقتی عذاب را از ایشان دور کردیم، ناگهان همگی عهدشکنی کردند ﴿50﴾

    و فرعون در میان قوم خود اعلان کرد و گفت: ای قوم من! آیا فرمانروایی مصر و این نهرها که از زیر (کاخهای) من روان است، از من نیست؟ آیا (عظمت مرا) نمی‌بینید؟ ﴿51﴾

    نه، بلکه من بهترم از این شخص که خوار و حقیر است و نمی‌تواند روشن سخن بگوید ﴿52﴾

    (اگر موسی راست می‌گوید) پس چرا دستبندهای از طلا بر او آویخته نشده است؟ یا چرا فرشتگان (برای یاری او) یکجا با او نیامده‌اند؟ ﴿53﴾

    پس (فرعون) قوم خود را سبک و بی‌خرد شمرد، پس آنان از او اطاعت کردند. البته آنان قوم فاسق بودند ﴿54﴾

    پس وقتی ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همۀ آنان را غرق کردیم ﴿55﴾

    پس آنان را پیشگامان (بد) و عبرت برای آیندگان قرار دادیم ﴿56﴾

    و چون پسر مریم (عیسی) به طور مثال ذکر شد، ناگهان قوم تو از آن با فریاد به )تمسخر و( شور و هلهله پرداختند) ﴿57﴾

    و گفتند: آیا معبودان ما بهترند یا او؟ (آن مثال را) برای تو جز از روی جدال نیاوردند، بلکه آنان قوم جدل پیشه‌اند ﴿58﴾

    در حالیکه عیسی جز بنده‌ای نیست که بر او انعام کردیم و او را نمونۀ هدایت برای بنی اسرائیل گردانیدیم ﴿59﴾

    و اگر بخواهیم به جای شما در زمین فرشتگان قرار میدهیم تا جانشین شما شوند ﴿60﴾

    و به يقين (عیسی) نشانه‌ای برای قیامت است پس هرگز دربارۀ آن (قیامت) شک نکنید و از من پیروی کنید که همین راه راست است ﴿61﴾

    و شیطان هرگز شما را (از راه الله) باز ندارد، يقينا او برای شما دشمن آشکار است ﴿62﴾

    و چون عیسی با معجزه‌های آشکار آمد، گفت: بدون شک برای شما حکمت آورده (و آمده‌ام) تا بعضی از امور را برای شما بیان و روشن کنم که در آنها اختلاف می‌ورزید، پس از الله بترسید و مرا اطاعت کنید ﴿63﴾

    چون الله پروردگار من و پروردگار شماست پس او را عبادت کنید، این است راه راست ﴿64﴾

    پس گروها بین خود اختلاف نمودند، پس وای به حال کسانی که ظلم کردند، از عذاب روز دردناک، ﴿65﴾

    آیا منتظر این هستند که قیامت ناگهانی و در حالیکه از آن بی‌خبرند به سراغ‌شان بیاید؟ ﴿66﴾

    دوستان در آن روز دشمنان یکدیگر می‌شوند، مگر پرهیزگاران (که دوستی‌شان باقی می‌ماند) ﴿67﴾

    ای بندگان من! امروز بر شما هیچ ترسی نیست و نه شما غمگین می‌شوید ﴿68﴾

    همان کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و همیشه تسليم حق بودند ﴿69﴾

    شما و همسران تان به بهشت در آئید در حالی که شادمان و مسرورید ﴿70﴾

    بر ایشان ظرفها و جام‌های طلایی چرخانده می‌شود و هر چه دل بخواهد و هر چه چشم از آن لذت ببرد در بهشت موجود است و شما در آن جاودانه هستید ﴿71﴾

    و این همان جنتی است که به سبب کارهایی که می‌کردید، به میراث برده‌اید ﴿72﴾

    در آن برای شما میوۀ بسیار است که از آن می‌خورید ﴿73﴾

    البته مجرمان در عذاب دوزخ همیشه می‌مانند ﴿74﴾

    عذاب از آنان کاسته نمی‌شود و آنان در آن نا امید شده و خاموش هستند ﴿75﴾

    و ما به آنان ظلم نکردیم بلکه آنان خود ظالم بودند ﴿76﴾

    و فریاد می‌کشند: ای مالک (نگهبان دوزخ)! پروردگارت باید عليه ما حکم مرگ صادر کند. گویند: شما (در آن) ماندنی هستید ﴿77﴾

    البته ما حق را برای شما آوردیم، ولی بیشتر شما با حق کراهت داشتید ﴿78﴾

    آیا آنان تصمیم محکم (علیه پیغمبر ما) گرفتند؟ پس ما نیز ارادۀ محکم و تغییر ناپذیر (برای نجات او) گرفتیم ﴿79﴾

    آیا گمان می‌کنند که ما اسرار پنهانی و سخنان در گوشی آنان را نمی‌شنویم؟! بلی! (می شنویم) و فرشتگان ما نزد آنها (همه چیز را) می‌نویسند ﴿80﴾

    بلکه اگر برای پروردگار بخشنده فرزندی می‌بود، پس من اولین عبادت کنندگانم ﴿81﴾

    پاک و منزه است پروردگار آسمان‌ها و زمین و پروردگار عرش، از آنچه او را توصیف می‌کنند ﴿82﴾

    پس آنان را به حال خود‌شان واگذار تا در باطل خویش غوطه ور گردند و سرگرم بازی شوند تا روزی را که وعده داده می‌شوند ملاقات کنند ﴿83﴾

    و او ذاتی است که در آسمان معبود است و در زمین (نیز) معبود می‌باشد و اوست حکیم دانا۔ ﴿84﴾

    و خجسته و بابرکت است ذاتی که پادشاهی آسمان‌ها و زمین و هر آنچه میان آن دو است از اوست و علم قیامت مخصوص اوست و به‌سوی او باز گردانیده می‌شوید ﴿85﴾

    و کسانی را که به جای او پرستش می‌کنند مالک هیچ شفاعت نیستند مگر کسانی که شهادت به حق داده باشند و آنان می‌دانند ﴿86﴾

    و اگر از آنها بپرسی چه کسی آنان را آفریده است؟ حتما می‌گویند: الله! پس چگونه به انحراف کشانیده می‌شوند؟ ﴿87﴾

    و (الله فرمود:) سخن پیغمبر ما این است: پروردگارا! بدون شک اینها قومی هستند که ایمان نمی‌آورند ﴿88﴾

    پس از آنان روی بگردان و بگو: سلام، (وداع با شما) در آینده خواهند دانست (که چه سرنوشتی دارند) ﴿89﴾

    دخان

    Surah 44

    حم. (مفهوم این دو حرف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    قسم به این کتاب واضح و بیانگر (حق و باطل) ﴿2﴾

    بدون شک ما آن را در شبی بابرکت و خجسته نازل کردیم و ما همیشه بیم دهنده بودیم ﴿3﴾

    (چون) هر کار مهم و حکیمانه در آن (شب مبارک) بیان و مقرر می‌گردد ﴿4﴾

    امری است از سوی ما،. بی‌گمان ما فرستنده بودیم ﴿5﴾

    (این کار) رحمت بزرگ از سوی پروردگارت است، البته او شنوای داناست ﴿6﴾

    پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است اگر یقین کننده هستید (پس ایمان آورید) ﴿7﴾

    هیچ معبودی به حق جز او نیست و اوست که زنده می‌کند و می‌میراند و پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست ﴿8﴾

    بلکه آنان در شک (عمیق) بازی می‌کنند ﴿9﴾

    پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکار را با خود می‌آورد ﴿10﴾

    مردم را فرا می‌گیرد، این است عذاب دردناک ﴿11﴾

    (مردم می‌گویند:) ای پروردگار ما! عذاب را از ما دور کن، همانا ما ایمان آرندگانیم ﴿12﴾

    این پند برای آنان چه سود؟ در حالیکه پیغمبر روشنگر (حق) نزد آنان آمده بود ﴿13﴾

    باز از وی روی گرداندند و گفتند: او دیوانۀ آموخته شده است ﴿14﴾

    البته ما برای مدتی اندک برطرف کنندۀ عذاب هستیم (لیکن) شما باز (به شرک خود) رجوع کننده‌اید ﴿15﴾

    روزی که به گرفتن سخت (شما را) بگیریم، البته ما انتقام گیرنده‌ایم ﴿16﴾

    و بدون شک ما پیش از ایشان قوم فرعون را آزمودیم در حالیکه پیغمبر بزرگوار نزدشان آمد ﴿17﴾

    (با این پیغام) که بندگان الله (بنی اسرائیل) را به من بسپارید، يقينا من برایتان پیغمبر امین هستم ﴿18﴾

    و (اینکه) بر الله برتری نجویید (همانا) من برای شما دلیل آشکار می‌آورم ﴿19﴾

    و البته من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می‌برم از اینکه مرا سنگسار کنید ﴿20﴾

    و اگر به من ایمان نمی‌آورید، پس از من کناره‌گیری کنید ﴿21﴾

    پس او (پیغمبر) پروردگار خود را به دعا خواند که يقينا آنها قوم مجرم‌اند ﴿22﴾

    (به او گفتیم:) پس بندگانم را شبانه ببر (و بدانید که) حتما شما تعقیب می‌شوید ﴿23﴾

    و بحر را آرام رها کن، زیرا ایشان لشکری‌اند غرق شده‌گان ﴿24﴾

    (پس از غرق شدن) چه باغها و چشمه‌های بسیاری را گذاشتند ﴿25﴾

    و چه کشتزارها و جایگاهی عالی (را بجا گذاشتند) ﴿26﴾

    و چه نعمتی که در آن شاد و خرم بودند ﴿27﴾

    این طور (شد) و ما همه‌ای این نعمت‌ها را (از آنها گرفتیم و) به قوم دیگری دادیم ﴿28﴾

    پس نه آسمان بر (حال) آنها گریست و نه زمین. و نه از مهلت داده شدگان بودند ﴿29﴾

    و البته ما بنی اسراییل را از عذاب اهانت آمیز نجات دادیم ﴿30﴾

    از فرعون که او سرکش و از اسرافکاران بود ﴿31﴾

    و همانا ما بنی اسرائیل را عالمانه برگزیدیم و بر جهانیان (هم عصر شان) برتری دادیم ﴿32﴾

    و از نشانه‌هایی به آنان دادیم که در آن آزمایش آشکار بود ﴿33﴾

    البته این (مشرکان) می‌گویند ﴿34﴾

    غیر از این مرگ اول ما (زندگی دیگر) نیست و ما بار دیگر زنده نخواهیم شد ﴿35﴾

    پس اگر (شما پیغمبران) راستگو هستید، پدران (مردۀ) ما را بیاورید ﴿36﴾

    آیا آنان (مشرکان مکه) بهترند یا قوم «تُبّع»؟ و کسانی که پیش از آنان بودند؟ ما آنان را به خاطر اینکه قوم مجرم بودند، نابود کردیم ﴿37﴾

    ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان آن دو است بیهوده و بی‌هدف نیافریدیم ﴿38﴾

    ما آن دو را جز به حق نیافریدیم لیکن بیشترشان نمی‌دانند ﴿39﴾

    البته روز فیصله (میان توحید و شرک) وعده‌گاه همۀ آنهاست ﴿40﴾

    روزی که هیچ دوستی از دوستی (دیگر) چیزی را دفع نکند و آنان مدد نمی‌شوند ﴿41﴾

    به جز کسی که الله بر او رحم کند، چون او (الله) غالب مهربان است ﴿42﴾

    البته درخت زقوم ﴿43﴾

    غذای گنهگاران است ﴿44﴾

    مانند مس گداخته شده در شکم‌ها می‌جوشد ﴿45﴾

    چون جوشیدن آب گرم ﴿46﴾

    (به مأموران دوزخ دستور داده می‌شود) او را بگیرید پس وی را به سختی به‌سوی قعر دوزخ بکشانید ﴿47﴾

    باز بر بالای سرش از عذاب آب جوشیده بریزید ﴿48﴾

    (به او گفته شود: عذاب را) بچش، چون تو بسیار عزت مند و (گرامی) و بزرگوار هستی ﴿49﴾

    این همان چیزی است که همیشه دربارۀ آن شک و تردید داشتید ﴿50﴾

    البته پرهیزگاران در جایگاه امن و امانی هستند ﴿51﴾

    در (میان) باغها و (در کنار) چشمه سارها ﴿52﴾

    لباس‌هایی از ابریشم نازک و ضخیم می‌پوشند و در مقابل یکدیگر نشسته‌اند ﴿53﴾

    این چنین (است مقام پرهیزگاران) و حورهای گشاده چشم را همسر آنان قرار می‌دهیم ﴿54﴾

    آنان در آنجا هر میوه‌ای را (که بخواهند) با آسودگی می‌طلبند ﴿55﴾

    در جنت مرگ را نچشند، به جز مرگ نخستین را که (قبلا) چشیده بودند و الله آنان را از عذاب دوزخ حفظ نموده است ﴿56﴾

    (این همه) فضل و بخششی است از سوی پروردگار تو، این همان کامیابی بزرگ است ﴿57﴾

    جز این نیست که ما قرآن را با زبان تو آسان کردیم تا شاید پند گیرند ﴿58﴾

    پس منتظر باش که آنان (نیز) منتظرند ﴿59﴾

    جاثیه

    Surah 45

    حم. (مفهوم این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    فرود آوردن این کتاب از جانب الله غالب با حکمت است ﴿2﴾

    بدون شک در آسمان‌ها و زمین برای مؤمنان نشانه‌هایی است ﴿3﴾

    و (نیز) در آفرینش شما و (در آفرینش) آنچه از جنبنده‌ها (که در روی زمین) منتشر می‌سازد، نشانه‌هایی است برای قومی که یقین می‌کنند ﴿4﴾

    و (در) اختلاف شب و روز و در آنچه از روزی که الله از آسمان نازل کرده و زمین را به وسیلۀ آن پس از خشک شدنش زنده گردانیده است و (نیز) در گردش بادها، برای قومی که خرد می‌ورزند نشانه‌هایی است ﴿5﴾

    اینها آيات الله است که به حق بر تو می‌خوانیم، پس بعد از (پند) الله و آیات او به چه سخنی ایمان می‌آورند؟ ﴿6﴾

    وای به حال هر دروغ پرداز گناهکار ﴿7﴾

    آیات الله بر او خوانده می‌شود، باز تکبر کنان (بر کفر) اصرار می‌ورزد گویی که آن را نشنیده است. پس او را به عذاب دردناک مژده بده ﴿8﴾

    و چون از آیات ما چیزی بفهمد، آن را به مسخره می‌گیرد، این گروه برایشان عذاب اهانت کننده است ﴿9﴾

    پیش رویشان دوزخ است. و آنچه (از مال و متاع دنیا) را به دست آورده‌اند و آنچه غیر از الله را دوستان خود گرفته‌اند، چیزی از (عذاب را) از آنان دفع نمی‌کند و برای آنان عذاب بس بزرگ است ﴿10﴾

    این (قرآن) راهنماست. و آنانی که به آیات پروردگارشان کفر ورزیده‌اند، برای‌شان عذاب دردناک، از عذاب نفرت انگیز است ﴿11﴾

    الله ذاتی است که بحر را برایتان مسخر ساخت تا کشتی‌ها به حکم او در آن روان شوند و (نیز) تا شما از فضل او طلب کنید و تا شکرگزاری کنید ﴿12﴾

    و آنچه که در آسمان‌ها و زمین است، همه از اوست که برایتان مسخر کرد، یقینا در این نشانه‌هایی است برای کسانی که می‌اندیشند ﴿13﴾

    به مؤمنان بگو: از کسانی که به روزهای الله امید ندارند درگذرند تا (الله) هر قومی را به آنچه می‌کردند سزا دهد ﴿14﴾

    هر کس که کار نیک انجام دهد به سود خود اوست و هر کس که کار بد کند به زیان خود اوست، باز به‌سوی پروردگارتان باز گردانیده می‌شوید ﴿15﴾

    و البته به بنی اسرائیل کتاب و حکمت و پیغمبری دادیم و به آنان از پاکیزه‌ها روزی عطا کردیم و آنان را بر جهانیان (هم عصرشان) برتری دادیم ﴿16﴾

    و به آنان دلائل واضح و روشن در بارۀ دین دادیم. پس اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه حقیقت برای‌شان حاصل شد (آن اختلاف هم) از روی عداوت و حسادت بود که در میان‌شان وجود داشت، البته پروردگار تو روز قیامت در میانشان دربارۀ چیزی که در آن اختلاف می‌کردند، فيصله خواهد کرد ﴿17﴾

    باز تو را بر آئین و راه روشنی از دین قرار دادیم پس از آن پیروی کن و از خواهشات آنان که نمی‌دانند پیروی مکن ﴿18﴾

    آنان از (عذاب) الله چیزی را از تو دفع کرده نمی‌توانند و ظالمان دوستان یکدیگرند و الله هم یار و مددگار پرهیزگاران است ﴿19﴾

    این (قرآن) وسيلۀ بینش و بصیرت بشریت و سبب هدایت و رحمت کسانی است که اهل یقین هستند ﴿20﴾

    آیا کسانی که مرتکب بدی‌ها شدند، گمان کردند که آنان را مانند کسانی قرار می‌دهیم که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند؟ تا زندگانی و مرگ‌شان برابر باشد؟ چه بد حکم می‌کنند ﴿21﴾

    و الله آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است تا هر کس به موجب آنچه کسب نموده سزا و جزا داده شود و آنان مورد هیچ گونه ظلمی واقع نمی‌شوند ﴿22﴾

    پس آیا دیدی آن را که هوی و هوس خود را معبود خویش گردانیده و الله او را با وجود آگاهیش گمراه ساخته و بر گوش و دل او مهر نهاده، و بر چشمش پرده قرار داده است؟ پس چه کسی بعد از الله او را هدایت کند؟ آیا عبرت نمی‌گیرید؟ ﴿23﴾

    و گفتند: جز همین زندگانی دنیوی، زندگی دیگری نداریم، می‌میرم و زنده می‌شویم و جز زمانه ما را هلاک نمی‌سازد. حال آنکه ایشان هیچ علمی به این (ادعا) ندارند، بلکه تنها گمان می‌کنند ﴿24﴾

    و چون آیات واضح و روشن ما بر آنان تلاوت شود، دلیل و حجتی ندارند جز این که می‌گویند: اگر راست می‌گوئید پدران ما را (زنده کرده) بیاورید ﴿25﴾

    بگو: الله شما را زنده می‌کند باز شما را می‌میراند باز برای روز قیامت که شکی در آن نیست شما را جمع می‌کند ولی اکثر مردم نمی‌دانند ﴿26﴾

    پادشاهی آسمان‌ها و زمین مخصوص الله است. و روزی که قیامت برپا می‌شود در آن روز باطل گویان زیانکار می‌شوند ﴿27﴾

    هر امتی را می‌بینی که بر سر زانوها نشسته است، هر امتی به‌سوی نامۀ اعمال خود فرا خوانده می‌شود، امروز پاداش کارهایی که می‌کردید به شما داده می‌شود ﴿28﴾

    این است کتاب ما که به حق بر شما سخن می‌گوید، البته ما آنچه را که شما می‌کردید نسخه برداری کرده می‌نوشتیم ﴿29﴾

    و اما آنانکه ایمان آورده و کارهای نیک کرده‌اند، پروردگارشان آنان را در رحمت خود داخل می‌کند، این است همان کامیابی بزرگ ﴿30﴾

    و اما آنانکه کفر ورزیده‌اند (به آنان گفته می‌شود:) آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد پس تکبر ورزیدید و قوم مجرم بودید؟ ﴿31﴾

    و هنگامیکه گفته شود: وعدۀ الله حق است و شکی در (آمدن) قیامت نیست، می‌گفتید: ما نمی‌دانیم قیامت چیست، ما تنها گمانی (دربارۀ آن) داریم و به هیچ وجه يقين و باور نداریم ﴿32﴾

    و بدی‌هایی اعمالشان برایشان آشکار شد و آنچه را به استهزاء می‌گرفتند، آنان را فرا گرفت ﴿33﴾

    و گفته می‌شود: امروز شما را فراموش می‌کنیم، چنانکه شما دیدار این روزتان را فراموش کردید و جایگاهتان آتش دوزخ است و برای شما هیچ مددگاری نیست ﴿34﴾

    (این )عقوبت) به خاطر آن است که شما آيات الله را مورد تمسخر و استهزا قرار دادید و زندگانی دنیا مغرورتان کرد، پس امروز از آن (دوزخ) بیرون آورده نمی‌شوند و نه از آنها خواسته می‌شود که الله را خشنود سازند ﴿35﴾

    پس ستایش تنها مخصوص الله است که پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است ﴿36﴾

    و بزرگی در آسمان‌ها و زمین مخصوص اوست و او غالب باحکمت است ﴿37﴾

    احقاف

    Surah 46

    حم. (مفهوم این حروف به الله معلوم است) ﴿1﴾

    فرود آوردن این کتاب از جانب الله توانمند باحکمت است ﴿2﴾

    آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان این دو است جز به حق و تا وقت معين نه آفریده‌ایم و کافران از آنچه که از آن بیم داده شده‌اند، روی گردانند ﴿3﴾

    بگو: آنچه را به جای الله (به دعا) می‌خوانید، دیده‌اید؟ به من نشان دهید چه چیزی از زمین را (معبودان باطل‌تان) آفریده‌اند؟ یا اینکه در آفرینش آسمان‌ها شراکت داشته‌اند؟ اگر راستگو هستید پس کتابی پیش از این یا نشانه‌ای از علم (گذشتگان) را برای من بیاورید ﴿4﴾

    و (وقتی دلیلی ندارید پس) کیست گمراه‌تر از آن که به جای الله کسی را (به دعا) می‌خواند که تا روز قیامت (دعای) او را اجابت کرده نتواند و آنان (معبودان باطل) از دعاهایشان غافل و بی‌خبر ‌اند؟ ﴿5﴾

    و چون مردم جمع کرده شوند (آن معبودها) دشمن آنان خواهند بود و عبادتشان را انکار می‌کنند ﴿6﴾

    و هنگامیکه آیت‌های واضح ما بر آنان تلاوت شود، کسانی که کفر ورزیده‌اند دربارۀ حقی که به آنان آمده، می‌گویند: این جادوی آشکار است ﴿7﴾

    یا اینکه می‌گویند: (پیغمبر) آن را از خود ساخته و به الله نسبت داده است؟ بگو: اگر من آن را به دروغ به الله نسبت داده باشم شما نمی‌توانید در برابر قهر الله کاری برای دفاع از من بکنید. او از آنچه شما در بارۀ آن (قرآن) گفتگو می‌کنید، داناتر است. کافی است که او در میان من و شما گواه باشد و اوست آمرزگار مهربان ﴿8﴾

    بگو: من پیغمبر نو آمد و نخستین در میان پیغمبران نیستم و نمی‌دانم که با من و شما چگونه رفتار خواهد شد؟ من پیروی نمی‌کنم مگر آنچه را که به من وحی فرستاده می‌شود و من جز بیم دهندۀ آشکار نیستم ﴿9﴾

    بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوى الله باشد و آن را انکار کنید، در حالیکه گواهی از بنی اسرائیل، بر مانند آن (تورات) گواهی داده و ایمان آورده، ولی شما همچنان تکبر می‌ورزید (پس آیا ظالم نیستید؟) حقا که الله قوم ظالم را هدایت نمی‌کند ﴿10﴾

    و کافران دربارۀ مؤمنان گفتند: اگر (دین اسلام) چیز خوبی بود آنها در پذیرفتن آن از ما سبقت نمی‌کردند و چون خود‌شان به وسیلۀ آن هدایت نشده‌اند، می‌گویند: این دروغی قدیم است ﴿11﴾

    و پیش از آن (قرآن) کتاب موسی پیشوا و رحمت بود. و این کتابی است تصدیق کنندۀ (آن) که به زبان عربی (نازل شده) است، تا ظالمان را بترساند و برای نیکوکاران مژده باشد ﴿12﴾

    البته آنان که گفتند: الله پروردگار ماست، باز استقامت ورزیدند، نه ترسی بر آنان است و نه غمگین می‌شوند ﴿13﴾

    ایشان اهل بهشت‌اند که در آن همیشه‌اند، به خاطر آنچه (از اعمال نیک) می‌کردند ﴿14﴾

    و انسان را دربارۀ پدر و مادرش به نیکوکاری سفارش کردیم، مادرش او را به سختی حمل کرد و به سختی به دنیا آورد، و دوران بارداری و از شیر جدا کردن او سی ماه را در بر می‌گیرد، تا آنکه به كمال جوانی برسد و چهل ساله شود، می‌گوید: ای پروردگارم! به من توفیق ده تا نعمتی را که بر من و بر پدر و مادرم بخشیده‌ای شکر گزارم و کار نیک انجام دهم که از آن راضی شوی. و فرزندانم را نیز برایم نیک بگردان. همانا من به‌سوی تو باز گشته‌ام و از جملۀ مسلمانانم ﴿15﴾

    آنان کسانی‌اند که بهترین کردارشان را از آنان می‌پذیریم و از بدی‌هایشان در می‌گذریم، در حالیکه در (میان) جنتیان خواهند بود، این همان وعدۀ راستی است که به آنان وعده داده می‌شد ﴿16﴾

    و آنکه به پدر و مادرش گفت: اف بر شما! آیا به من وعده می‌دهید که من (از قبر) بیرون آورده خواهم شد، حال آنکه پیش از من اقوام و ملت‌هایی از جهان رفته‌اند (و زنده نشده‌اند) و آن دو (پدر و مادر) الله را می‌خوانند (و می‌گویند:) وای بر تو! ایمان بیاور، بی‌گمان وعدۀ الله حق است. اما او می‌گوید: این جز افسانه‌های مردمان گذشته نیست ﴿17﴾

    اینها‌اند که وعدۀ عذاب بر آنان همراه با امت‌هایی از جن و انس که پیش از آنان گذشته‌اند محقق شده است. يقينا آنان زیان‌کار بودند ﴿18﴾

    و برای هریک از آنچه عمل کرده‌اند، درجاتی است تا به این وسیله، الله سزای اعمالشان را به طور کامل به آنان بدهد و آنها مورد ظلم قرار نگیرند ﴿19﴾

    و یادآور شو، روزی که کافران بر آتش عرضه شوند (در این وقت به آنان گفته می‌شود) شما لذت‌ها و خوشی‌های خود را در زندگانی دنیای خویش از بین بردید و از آن برخوردار شدید، امروز شما به سبب آن که به ناحق در زمین تکبر می‌ورزیدید و به (سزای) آنکه مرتکب گناه می‌شدید، به عذاب خوار کننده و ذلت بار سزا داده می‌شوید ﴿20﴾

    و (هود) برادر (قوم) عاد را یاد کن وقتی که در منطقۀ ریگستان احقاف قوم خود را (از عذاب الله) بیم داد، و به راستی پیش از او و پس از او نیز بیم دهندگانی گذشته بودند (با این پیام) که جز الله را نپرستید. چون من از عذاب روز بزرگ بر شما می‌ترسم ﴿21﴾

    گفتند: آیا آمده‌ای تا ما را از معبودان ما برگردانی؟ اگر از راستگویان هستی پس آنچه را که به ما وعده میدهی، برای ما بیار ﴿22﴾

    گفت: علم (زمان رسیدن عذاب) تنها نزد الله است، من چیزی را به شما ابلاغ می‌کنم که به تبلیغ آن فرستاده شده ام، ولی شما را قومی جاهل می‌بینم ﴿23﴾

    پس چون تودۀ ابر را دیدند که به‌سوی دره‌هایشان روی آورده است، گفتند: این ابری است که برای ما خواهد بارید، (نه)، بلکه آن چیزی است که آن را به شتاب می‌خواستید، بادی است که عذاب دردناک در آن نهفته است ﴿24﴾

    همه چیز را به امر پروردگارش نابود می‌کند. پس چنان شدند که جز خانه‌هایشان چیزی دیده نمی‌شد، این چنین مجرمان را سزا می‌دهیم ﴿25﴾

    و البته به آنان چنان امکانات داده بودیم که به شما ندادیم و برای آنها گوش و چشمان و دلها قرار داده بودیم، اما گوشها و چشم‌ها و دل‌هایشان به حال‌شان سودی نبخشید، چرا که آیات الله را انکار می‌کردند و آنچه که به آن تمسخر می‌کردند، آنان را احاطه کرد ﴿26﴾

    و البته قریه‌های را که در اطراف شما قرار داشتند؛ هلاک کردیم و آیات خود را به صورت‌های مختلف بیان نمودیم، تا (از کفر خود) بازگردند ﴿27﴾

    پس چرا کسانیکه (ایشان را) برای تقرب به الله معبود (خود) برگزیده بودند، آنها را یاری نکرد؟ بلکه از نزد آنان محو شدند و این بود (عاقبت) دروغ و افترای‌شان ﴿28﴾

    و یادآور شو وقتی که گروهی از جن را به‌سوی تو روان کردیم تا قرآن را بشنوند، پس وقتی حاضر شدند، گفتند: خاموش باشید پس چون (تلاوت قرآن) تمام شد به‌سوی قومشان بازگشتند تا آنها را بیم دهند ﴿29﴾

    گفتند: ای قوم ما! ما کتابی را شنیدیم که پس از موسی نازل شده است و تصدیق کنندۀ کتاب‌های پیش از خود است، (و) به حق و به راه راست هدایت می‌کند ﴿30﴾

    ای قوم ما! سخنان دعوتگر الهی را بپذیرید و به او ایمان آورید تا الله گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذاب دردناک امان دهد ﴿31﴾

    و کسیکه (دعوت) دعوت دهندۀ الله را نپذیرد، پس نمی‌تواند (اسباب غضب الله) در زمین را عاجز کند و برای او جز الله هیچ ولی و یاوری نیست، (بلکه) ایشان در گمراهی آشکارند ﴿32﴾

    آیا ندیده‌اند که الله همان ذاتی است که آسمان‌ها و زمین را آفریده و در آفریدن آنها عاجر و خسته نشده است، قادر است بر آنکه مرده‌ها را زنده کند؟! بلی؛ او بر هر کاری قادر است ﴿33﴾

    و روزی که کافران بر دوزخ عرضه شوند (به آنان گفته می‌شود:) آیا این حق نیست؟ می‌گویند: بلی، قسم به پروردگارما. الله (به ایشان) می‌فرماید: پس به سبب آنکه کفر می‌ورزیدید عذاب را بچشید ﴿34﴾

    (وقتی سزای‌شان چنین باشد) پس صبر کن طوری که پیغمبران اولوالعزم صبر کردند، و برای (عذاب) آنها شتاب مكن. روزی که آنچه را وعده داده می‌شوند، ببینند، گویی (در دنیا) جز ساعتی از روز نمانده‌اند، این (قرآن) ابلاغی است. پس آیا (قومی) جز گروه فاسقان هلاک می‌شود؟ ﴿35﴾

    محمد

    Surah 47

    آنان که کفر ورزیدند و مردم را از راه (دین) الله منع کردند، (الله) اعمال‌شان را تباه کرد ﴿1﴾

    و آنان که ایمان آوردند و کارهای نیک کردند و به آنچه که بر محمد نازل شده است، ایمان آوردند، چون که آن حق است و از سوی پروردگارشان آمده است، (الله) گناهانشان را از آنان محو می‌کند و حال و وضعشان را )برای کارهای نیک( اصلاح و سامان می‌بخشد) ﴿2﴾

    این (دو عاقبت) به آن خاطر است که کافران از باطل پیروی کردند و مؤمنان از همان حقى پیروی کردند که از سوی پروردگارشان آمده است. این چنین الله برای مردم مثال‌های ایشان را بیان می‌دارد ﴿3﴾

    پس وقتی با کافران روبرو شدید گردنهایشان را بزنید، تا آنکه آنها را مغلوب سازید (و چون در دست شما اسیر شوند) پس آنان را محکم ببندید. باز آنان را به احسان یا در بدل فديه رها کنید تا جنگ بارهای سنگین خود را بگذارد و پایان یابد، این است (حكم الله) و اگر الله می‌خواست از آنان انتقام می‌گرفت ولی (می‌خواهد) برخی از شما را با برخی دیگر بیازماید. و کسانی که در راه الله کشته شوند الله هرگز اعمال آنان را ضایع نمی‌کند ﴿4﴾

    به زودی الله آنان را هدایت خواهد کرد و حال و وضعشان را نیکو و اصلاح می‌سازد ﴿5﴾

    و آنان را به جنتی داخل خواهد کرد که به آنان (در قرآن) توصیف کرده است ﴿6﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر الله را یاری و مدد کنید؛ الله (هم) شما را یاری و مدد می‌کند و گام‌هایتان را ثابت و استوار می‌دارد ﴿7﴾

    و آنان که کفر ورزیدند، مرگ و هلاکت بر آنان باد و الله اعمال‌شان را نابود و بی‌اثر گردانید ﴿8﴾

    این (ذلت و هلاکت) به آن خاطر است که آنان آنچه را که الله نازل کرده است، مکروه پنداشتند، پس در نتیجه الله اعمال‌شان را تباه کرد ﴿9﴾

    آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند سرانجام کسانی که پیش از ایشان بودند؛ چطور شد؟ الله (همه چیز) آنان را نابود کرد و برای کافران نیز (سزای بد) مانند آن خواهد بود ﴿10﴾

    این (مدد مؤمنان و هلاكت كافران) به این سبب است که الله کارساز مؤمنان است و کافران هیچ کارسازی ندارند ﴿11﴾

    بی‌گمان الله کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند به باغهایی داخل می‌کند که نهرها از زیر (قصرها و درختان) آن روان است. و كافران (در دنیا) برخوردار می‌شوند و می‌خورند (بدون فرق حلال و حرام) طوری که چهارپایان می‌خورند و در آخرت دوزخ جایگاه آنهاست ﴿12﴾

    و چه بسیار (اهالی) قریه‌های که آنها از (اهالی) شهری که تو را از آن بیرون کردند قدرتمندتر بودند و ما آنان را نابود کردیم پس هیچ یار و مددگاری نداشتند ﴿13﴾

    آیا کسی که از سوی پروردگارش بر دليل واضح قرار داشته باشد، مانند کسی است که کردار بدش برای او مزین شده و (ایشان) از هوی و هوس خود پیروی کردند؟ ﴿14﴾

    صفت جنتی که به پرهیزگاران وعده داده شده (چنین است که) در آن نهرهایی از آب (زلال و خاص) است که بدبو شدنی نیست، و نهرهایی از شیری است که مزه‌اش تغییر نکرده و نهرهایی از شرابی است که برای نوشندگان لذت بخش است و نهرهایی از عسلی است که ناب و خالص است و در آن جا برای آنان هرگونه ميوه است و از آمرزش پروردگارشان برخوردارند. (آیا ایشان) مانند کسانی هستند که در آتش دوزخ دائمی‌اند؟ و از آب جوشان نوشانده می‌شوند که روده‌هایشان را پاره پاره می‌کند ﴿15﴾

    و از آنان (منافقان) کسانی هستند که به تو (در ظاهر) گوش می‌دهند، اما وقتی که از نزد تو بیرون می‌روند به کسانی که به آنان علم و دانش بخشیده شده است (به طور تمسخر) می‌گویند: او هم اکنون چه گفت؟ ایشان کسانی‌اند که الله بر دل‌هایشان مهر نهاده است و از هوی و هوس‌هایشان پیروی کرده‌اند ﴿16﴾

    و کسانی که هدایت یافته‌اند، الله بر هدایت‌شان افزود و اسباب تقوایشان را به آنها داد ﴿17﴾

    پس آیا در انتظار قیامت هستند که ناگهان به آنان بیاید؟ به راستی که هم اکنون علایم و نشانه‌های آن ظاهر شده است پس چون قیامت به سراغشان بیاید، عبرت گرفتن‌شان چه سودی برای آنان خواهد داشت؟ ﴿18﴾

    پس بدان که معبود به حق جز الله نیست و برای گناهانت و برای مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه و الله گردش و آرامیدن‌ تان را می‌داند ﴿19﴾

    و مؤمنان (آرزوکنان) می‌گویند: چرا سوره‌ای (در بارۀ جهاد) فرستاده نشد؟ پس چون سوره روشن و محکم نازل شود و در آن جنگ ذکر گردد، آنان را که در دل‌هایشان مرض نفاق است می‌بینی مانند کسی به تو نگاه می‌کنند که به سبب مرگ بیهوش شده باشد، پس همان مرگ برایشان بهتر است ﴿20﴾

    فرمانبردارای و گفتار نیک برای آنها بهتر است، پس چون امر (جنگ) قطعی شد، اگر به الله راست گویند (و صادقانه بجنگند) حتما برایشان خیر است ﴿21﴾

    پس آیا اگر روی گردان شوید جز این از شما انتظار نمی‌رود که در زمین فساد کنید و پیوندهای خویشاوندی تان را قطع کنید؟ ﴿22﴾

    ایشان کسانی‌اند که الله آنها را لعنت کرده است بنابر این گوش‌هایشان را کر و چشم‌هایشان را کور کرده است ﴿23﴾

    آیا در قرآن نمی‌اندیشند یا بر دلها(یشان) قفل‌هایی زده شده است؟ ﴿24﴾

    البته کسانی که پس از آنکه هدایت برایشان روشن شد به آن پشت کردند، شیطان (کارهایشان را) برای آنها آراسته جلوه داد و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است ﴿25﴾

    این به خاطر آن است که آنان به کسانی که از دستورات نازل شدۀ الله ناخوش بودند، گفتند: در برخی از امور از شما اطاعت خواهیم کرد و الله پنهان کاری آنان را می‌داند ﴿26﴾

    پس (حالشان) چگونه خواهد بود وقتی که فرشته‌ها جان‌هایشان را قبض کنند و روی‌ها و پشت‌های ایشان را می‌زنند؟ ﴿27﴾

    این (گونه قبض نمودن ارواح‌شان) به آن جهت است که آنان از آنچه که الله را ناراض می‌سازد پیروی کردند و (کسب) رضایت او را ناخوش داشتند، پس (الله) اعمالشان را تباہ و برباد ساخت ﴿28﴾

    آیا کسانی که در دل‌هایشان مرض نفاق است گمان کرده‌اند که الله کینه‌های (پنهانی)‌‌شان را آشکار نخواهد ساخت ﴿29﴾

    و اگر بخواهیم، آنان را یک یک به تو نشان می‌دادیم پس آنان را از سیمایشان می‌شناختی. و حتما آنان را در طرز سخن گفتن می‌شناسی و الله اعمالتان را می‌داند ﴿30﴾

    و بدون شک شما را می‌آزماییم تا مجاهدان و صابران شما را معلوم کنیم و اخبار شما را بیازماییم ﴿31﴾

    یقینا کسانی که پس از این که هدایت بر ایشان روشن شد، کفر ورزیدند و (مردم را) از راه الله باز داشتند و با پیغمبر مخالفت کردند هرگز به الله کم‌ترین زیانی نمی‌رسانند و الله اعمالشان را تباه خواهد کرد ﴿32﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله و پیغمبر اطاعت کنید و کارهای خود را (با مخالفت الله و رسولش) باطل و ضائع نسازید ﴿33﴾

    البته آنانکه کفر ورزیدند و (مردم را) از راه الله باز داشتند باز مردند در حالیکه کافر بودند، پس هرگز الله ایشان را نخواهد بخشید ﴿34﴾

    (وقتی که انجام کفر چنین باشد) پس سست مشوید و به سازش دعوت ندهید، چرا که شما برترید و الله با شماست و هرگز (اجر و پاداش) اعمالتان را کم نمی‌کند ﴿35﴾

    بی‌گمان زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی است. و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگاری کنید پاداش‌هایتان را به شما می‌دهد و مال‌هایتان را هم نمی‌خواهد ﴿36﴾

    اگر الله مال‌هایتان را از شما بخواهد و (بر این امر) اصرار بورزد بخل خواهید ورزید و (این درخواست) کینه‌های شما را آشکار می‌کند ﴿37﴾

    آگاه باشید این شما هستید که دعوت داده می‌شوید تا در راه الله انفاق کنید! (و ليكن) بعضی از شما بخل می‌ورزند و هر کس که بخل ورزد در حق خود بخل می‌ورزد. و الله بی‌نیاز است و شما نیازمندانید، و اگر روی بگردانید قوم دیگر را جایگزین شما می‌کند، باز آنان مانند شما (بخيل) نخواهند بود؟ ﴿38﴾

    فتح

    Surah 48

    البته ما برای تو به فتحی آشکار حکم کردیم ﴿1﴾

    تا (در نتیجه) الله همۀ گناهان گذشته و آیندۀ تو را بیامرزد و نعمتش را بر تو تمام سازد و تو را به راه راست هدایت کند ﴿2﴾

    و تا الله تو را به نصرت قوی و غالب (شکست ناپذیر) مدد کند ﴿3﴾

    اوست ذاتی که در دل مؤمنان سکون و اطمینان را نازل کرد تا ایمانی بر ایمان خود بیافزایند. و لشکرهای آسمان و زمین از الله است و الله دانای باحکمت است ﴿4﴾

    تا مردان و زنان مؤمن را در باغ‌های در آورد که در زیر (درختان و قصرهای) آن نهرها جاری است و همیشه در آن خواهند بود، و اینکه بدی‌هایشان را محو سازد و این در نزد الله کامیابی بزرگ است ﴿5﴾

    و تا مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب دهد که به الله گمان بد دارند، بدیها و بلاها تنها بر ایشان است و الله بر آنان غضب کرده و آنان را لعنت کرده است و دوزخ را برایشان آماده ساخته است که دوزخ بد جایگاه است ﴿6﴾

    و لشکرهای آسمان و زمین از الله می‌باشد و الله غالب با حكمت است ﴿7﴾

    البته ما تو را گواه (بر اعمال) و مژده رسان و بیم دهنده فرستادیم، ﴿8﴾

    تا به الله و پیغمبرش ایمان بیاورید و او را مدد کنید و او را بزرگ بدارید. و صبح و شام الله را به پاکی یاد کنید ﴿9﴾

    البته کسانیکه با تو بیعت می‌کردند جز این نیست که با الله بیعت می‌کردند. دست الله بالای دست‌های آنان است، پس هرکس پیمان شکنی کند پس به زیان خود پیمان شکنی می‌کند و هر کس به آنچه که بر آن با الله عهد بسته است وفا کند، پس (الله) به زودی پاداش بزرگی به او خواهد داد ﴿10﴾

    زود است که پس ماندگان عرب‌های بادیه نشین به تو بگویند: اموال و فرزندان ما، ما را مشغول ساخت، پس برای ما آمرزش بخواه، با زبانهایشان چیزی را می‌گویند که در دل‌هایشان نیست، بگو: اگر الله بخواهد به شما زیانی یا نفعی برساند چه کسی در برابر او برای شما اختیار چیزی را دارد؟ بلکه الله به آنچه می‌کنید آگاه است ﴿11﴾

    (مشغول نبودید) بلکه گمان کردید که پیغمبر و مؤمنان هرگز به‌سوی خانواده‌هایشان باز نخواهند گشت و این در دل‌هایتان آراسته شد و گمان بد کردید و مردمان هلاک شده و بدبخت بودید ﴿12﴾

    و هر کس به الله و پیغمبرش ایمان نیاورد پس (بداند که) ما برای کافران آتش شعله ور آماده کرده‌ایم ﴿13﴾

    و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از الله است هر کسی را بخواهد می‌آمرزد و هر کسی را بخواهد عذاب می‌دهد و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿14﴾

    زود است همان پس ماندگان (غزوۀ حدیبیه) بگویند، وقتی که شما برای به دست آوردن غنیمتهای (خیبر) روان شوید، بگذارید که همراه شما برویم، می‌خواهند سخن الله را تغییر دهند. بگو: هرگز با ما نخواهید رفت، الله از پیش این چنین (دربارۀ شما) فرموده است، پس خواهند گفت: (الله نگفته است) بلکه شما نسبت به ما حسد می‌ورزید. (مسلمانان حسد نمی‌ورزند) ولی آنان جز اندکی نمی‌فهمند ﴿15﴾

    به پس ماندگان بادیه نشین بگو: به زودی از شما دعوت خواهد شد که به‌سوی قوم جنگجو و قدرتمند بروید، تا با آنان بجنگید، یا اسلام آورند. پس اگر اطاعت کنید، الله پاداش نیک به شما خواهد داد. و اگر روی بگردانید، طوریکه پیش از این روی گرداندید، شما را به عذاب دردناک شکنجه خواهد کرد ﴿16﴾

    بر نابینا گناهی نیست و بر لنگ گناهی نیست و بر بیمار گناهی نیست (که به جهاد نروند) و هرکس از الله و پیغمبرش اطاعت کند، الله او را به باغهایی وارد می‌سازد که از زیر (درختان و قصرهای) آن نهرها روان است. و هرکس روی بگرداند، او را به عذاب دردناک، عذاب خواهد داد ﴿17﴾

    هر آئینه که الله از مؤمنان راضی شد، هنگامیکه زیر درخت با تو بیعت می‌کردند، پس آنچه را که در دل‌هایشان بود دانست، در نتیجه بر آنان سکون و آرامش نازل کرد و به آنان فتح نزدیک را پاداش داد ﴿18﴾

    و غنیمت‌های بسیاری که آن را به دست خواهند آورد، و الله غالب باحکمت است ﴿19﴾

    الله غنيمت‌های بسیار را به شما وعده کرده است که آنها را به دست می‌آورید و این (غنیمت) را زودتر به شما داد و دست تجاوز مردم را از شما باز داشت. تا نشانه‌ای (نصرت الهی) برای مؤمنان باشد و شما را به راه راست هدایت کند ﴿20﴾

    و غنیمتهای دیگری (را نیز نصیب تان خواهد کرد) که هنوز قادر به گرفتن آن نشده‌اید، اما الله بر آن احاطه دارد. و الله بر هر چیزی قادر است ﴿21﴾

    و اگر کافران (در حدیبیه) با شما می‌جنگیدند به یقین پشت‌هایشان را می‌گردانیدند، باز کارساز و مددگاری نمی‌یافتند ﴿22﴾

    این سنت الله است که پیش از این (در مقابل كفار) گذشته است و هرگز برای سنت الله تغییر و تبدیل نخواهی یافت ﴿23﴾

    او همان ذاتی است که در داخل مکه دست کافران را از شما و دست شما را از ایشان بازداشت، بعد از آنکه شما را بر آنان پیروز ساخت و الله به آنچه می‌کنید، بیناست ﴿24﴾

    آنها کسانی هستند که کفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام منع کردند و نگذاشتند قربانی‌هایی نگاه داشته شده به جایگاهش برسد، و اگر مردان و زنان مؤمن (و مستضعف مکه) نبودند که آنان را نمی‌شناسید (و ممکن بود) آنها را پایمال کنید، پس نادانسته دربارۀ آنان رنج و آسیب به شما می‌رسید. (الله هرگز مانع این جنگ نمی‌شد) تا الله هرکسی را بخواهد در رحمت خود در آورد. اگر (مؤمنان و مشرکان) از هم جدا بودند حتما کافران را به عذاب دردناکی گرفتار می‌کردیم ﴿25﴾

    وقتی که کافران تعصب و ننگ جاهلیت را در دل‌هایشان جای دادند، پس الله سکون و آرامش خود را بر پیغمبرش و (نیز) بر مؤمنان نازل کرد و آنان را به کلمۀ تقوا ملزم ساخت و آنان به آن سزاوارتر و اهل آن بودند و الله به هر چیز داناست ﴿26﴾

    البته الله خواب پیغمبر خود را راست (به او نشان داد) و به حق تحقق بخشید که اگر الله بخواهد ایمن و در حالیکه موی سرتان را تراشیده و کوتاه کرده‌اید بدون ترس وارد مسجد الحرام خواهید شد. ولی الله چیزهایی را می‌دانست که شما نمی‌دانستید. پس، پیش از این فتحی نزدیک را مقرر گردانید ﴿27﴾

    اوست ذاتی که پیغمبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همۀ ادیان غالب گرداند و کافی است که الله گواه باشد ﴿28﴾

    محمد فرستادۀ الله است، و کسانی که با او هستند بر کافران سخت‌گیر و در میان خود مهربانند. آنان را در حال رکوع و سجده می‌بینی که فضل و خشنودی الله را می‌جویند. نشانۀ صلاح ایشان از اثر سجده در چهره‌هایشان نمایان است. این وصف آنان در تورات است، و اما توصیف‌شان در انجیل چنین است که مانند کشتزاری هستند که جوانه‌هایش را بیرون آورده و آنها را نیرو داده و محکم نموده، پس بر ساقه‌های خویش راست ایستاده باشد، طوریکه کشاورزان را در تعجب می‌اندازد تا کافران را به سبب آنان خشمگین کند. الله به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند آمرزش و پاداش بزرگ وعده داده است ﴿29﴾

    حجرات

    Surah 49

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در مقابل الله و رسولش پیش دستی نکنید، و از الله بترسید، همانا الله شنوای داناست ﴿1﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدای خود را از صدای پیغمبر بلند نکنید و طوریکه با یکدیگر بلند گفتگو می‌کنید با پیغمبر به آواز بلند سخن نگویید تا ندانسته اعمالتان بی‌اجر و ضایع نشود ﴿2﴾

    بی‌گمان کسانی که صدای خود را نزد پیغمبر الله پست می‌کنند، آنان کسانی‌اند که الله دل‌هایشان را برای (پذیرش) تقوا آزمایش و آماده کرده است. آمرزش و پاداش بزرگ مخصوص آنهاست ﴿3﴾

    البته آنان که از پشت حجره‌ها تو را با صدای بلند می‌خوانند، بیش ترشان نمی‌فهمند ﴿4﴾

    و اگر آنها صبر می‌کردند تا تو به‌سوی آنان بیرون آیی برایشان بهتر بود و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿5﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر فاسقی خبری را برایتان آورد دربارۀ آن تحقیق کنید تا (مبادا) به نادانی به گروهی زیان رسانید پس بر آنچه مرتکب شده‌اید پشیمان شوید ﴿6﴾

    و بدانید که پیغمبر الله در میانتان است، اگر در بسیاری از کارها از شما اطاعت کند به مشقت خواهید افتاد، ولی الله ایمان را در نظرتان محبوب گرداند و آن را در دل‌هایتان زینت بخشید و کفر و فسق و نافرمانی را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داد. اینها‌اند که راه یافته‌اند ﴿7﴾

    (این) به فضل و نعمتی از سوی الله است و الله دانای حکیم است ﴿8﴾

    و اگر دو گروه از مؤمنان به جنگ با یک یگر پرداختند بین آن دو گروه آشتی و صلح برقرار کنید، پس اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تجاوز کرد با آن گروهی که تجاوز می‌کند بجنگید تا این که به حکم الله بر گردد، پس چون بازگشت در میان ایشان عادلانه صلح برقرار سازید و عدالت و انصاف کنید، بی‌گمان الله عادلان را دوست دارد ﴿9﴾

    جز این نیست که مؤمنان با یکدیگر برادراند، پس در میان برادران تان صلح و آشتی برقرار کنید. و از الله بترسید تا مورد رحمت قرار گیرید ﴿10﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از شما گروهی دیگری را مسخره کند چه بسا که آنان از ایشان بهتر باشند و نباید زنانی زنانی دیگر را مسخره کنند چه بسا که آنان از ایشان بهتر باشند و در میان تان عیب جویی نکنید و یکدیگر را با لقب‌های زشت مخوانید. چه بد است نام و عنوان فسق بعد از ایمان آوردن! و کسانی که توبه نکنند پس ایشان همان ظالمان‌اند ﴿11﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها اجتناب کنید، چون بعضی از گمان‌ها گناه می‌باشد. و جاسوسی مکنید و برخی از شما برخی دیگر را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ به يقين که آن را کریه و ناپسند می‌دانید، و از الله بترسید، يقينا الله توبه پذیر مهربان است ﴿12﴾

    ای مردم! ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد الله باتقواترین شماست. همانا الله دانای باخبر است ﴿13﴾

    بادیه نشینان اعراب گفتند: ایمان آورده‌ایم، بگو: شما ایمان نیاورده‌اید، بلکه بگوئید: مسلمان شده‌ایم و ایمان هنوز به دلهایتان وارد نشده است. و اگر از الله و پیغمبرش فرمانبرداری کنید، الله از (پاداش) کارهایتان چیزی نمی‌کاهد، به يقين الله آمرزندۀ مهربان است ﴿14﴾

    مؤمنان (واقعی) تنها کسانی هستند که به الله و پیغمبرش ایمان آورده‌اند، باز هرگز شک به دل راه نداده‌اند، و با مال‌ها و جانهای‌شان در راه الله جهاد کرده‌اند. ایشان (در ایمان خود) همان راستگویانند ﴿15﴾

    بگو: آیا الله را از دینتان آگاه می‌سازید حال آنکه الله آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است می‌داند و او به هر چیزی داناست؟ ﴿16﴾

    بر تو منت و احسان می‌گزارند که اسلام آورده‌اند. بگو: با اسلام خود بر من منت مگذارید بلکه الله بر شما منت می‌گزارد که شما را به‌سوی ایمان هدایت کرده است، اگر راست می‌گوئید ﴿17﴾

    البته الله غيب آسمان‌ها و زمین را می‌داند و الله به آنچه می‌کنید بیناست ﴿18﴾

    ق

    Surah 50

    ق، (مفهوم این حرف به الله معلوم است)، قسم به قرآن که دارای مجد و بزرگی است ﴿1﴾

    بلکه تعجب کردند از اینکه بیم دهنده‌ای از خودشان به‌سوی آنان آمد. پس کافران گفتند: این (کلامی که از امور غیبی خبر می‌دهد) چیز عجیبی است ﴿2﴾

    آیا وقتی مردیم و خاک شدیم (دوباره زنده می‌شویم؟) چنین برگشت بعید است ﴿3﴾

    يقينا هر چه را که زمین از آنان می‌کاهد، می‌دانیم. و نزد ما کتابی است (که همه چیز را در خود) حفظ می‌کند ﴿4﴾

    بلکه آنان وقتی حق برایشان آمد، آن را دروغ شمردند، پس آنان در کار (بعثت و نبوت) پریشان و حیران هستند ﴿5﴾

    پس آیا به آسمان بالای سرشان نگاه نکرده‌اند که ما چگونه آن را بنا کرده‌ایم و با (ستارگان) آن را مزین نموده‌ایم که در آن هیچ شگافی نیست؟ ﴿6﴾

    و زمین را هموار کردیم و کوه‌های محکم و استوار را در آن افگندیم و در آن از هر نوع (گیاه) پسندیده رویانیدیم ﴿7﴾

    تا (این‌ها) برای بینش و پند دادن هر بندۀ توبه کننده باشد ﴿8﴾

    و از آسمان آب پر برکت را فرود آوردیم و به وسيلۀ آن باغها و دانه‌های درو شدنی رویانیدیم ﴿9﴾

    و درختان بلند خرما را (رویانیدیم) که آن میوۀ باهم پیوسته دارد ﴿10﴾

    (آن را) برای روزی بندگان (آفریدیم) و با آن سرزمین مرده را زنده کردیم، خروج از قبر (نیز) این طور است ﴿11﴾

    پیش از ایشان قوم نوح و اصحاب «رس» و قوم ثمود (پیغمبرانشان را) تکذیب کردند ﴿12﴾

    و نیز قوم عاد و فرعون (با قومش) و برادران لوط ﴿13﴾

    و اصحاب ایکه و قوم تُبّع هر یک پیغمبران را تکذیب کردند و وعدۀ عذاب من دربارۀ ایشان قطعی شد ﴿14﴾

    آیا ما از آفریدن اول درمانده و ناتوان شدیم؟ (نه) بلکه آنان دربارۀ آفرینش جدید شک و تردید دارند ﴿15﴾

    و البته ما انسان را آفریدیم و می‌دانیم آنچه را که نفسش به او وسوسه می‌کند و ما از شاهرگ گردن به او نزدیکتریم ﴿16﴾

    وقتی که دو فرشته (ملازم انسان) از راست و چپ (به مراقبت) نشسته (اعمال انسان را) دریافت می‌کنند ﴿17﴾

    هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد مگر آنکه نزدش نگهبان آماده (حضور) دارد ﴿18﴾

    و (وقتی) بیهوشی و سختی مرگ به راستی بیاید، (به انسان گفته می‌شود:) این همان چیزی است که از آن می‌گریختی ﴿19﴾

    و در صور دمیده می‌شود، این روز (تحقق) وعدۀ عذاب است ﴿20﴾

    و هر کس در حالی (به میدان محشر) می‌آید که سوق دهنده و گواهی، با خود دارد ﴿21﴾

    يقينا از این (روز) در غفلت بودی، پس پردۀ غفلت را از دیده ات برداشتیم و امروز چشمانت تیز شده است ﴿22﴾

    و (فرشتۀ) همراهش گوید: این است آنچه در نزد من آماده است ﴿23﴾

    هر کافر سرکشی را به دوزخ بیاندازید ﴿24﴾

    آن که مانع هر خیر (و) تجاوزگر شک انداز است ﴿25﴾

    آن که معبود دیگری را با الله مقرر کرده بود، پس او را در عذاب سخت (دوزخ) بیاندازید ﴿26﴾

    (شیطان) هم نشین او می‌گوید: ای پروردگار ما! من او را گمراه نساخته بودم، بلکه (خود او) در گمراهی دور از حق بود ﴿27﴾

    الله می‌فرماید: نزد من با یکدیگر مشاجره مکنید و بی‌گمان (پیش از این) برایتان بیم و وعدۀ عذاب داده بودم ﴿28﴾

    سخن (فيصله شده) در نزد من تغییر داده نمی‌شود و من هرگز به بندگان ظالم نیستم ﴿29﴾

    روزی که به دوزخ بگوییم: آیا پر شده ای؟ و (دوزخ) می‌گوید: آیا افزون بر این هم هست؟ ﴿30﴾

    و جنت برای پرهیزگاران نزدیک کرده شود و از آنان دور نخواهد بود ﴿31﴾

    گفته شود: این است آنچه به شما وعده داده می‌شد، که برای هر توبه‌کار و حافظ (حدود الهی) است ﴿32﴾

    برای کسی که در نهان از پروردگار مهربان بترسد و با دل توبه کار پیش (به ‌سوی الله) آید ﴿33﴾

    به سلامت وارد جنت شوید. این است روز زندگی دائمی ﴿34﴾

    آنان در آنجا هرچه بخواهند دارند و نزد ما افزون (بر خواهشات آنها) است ﴿35﴾

    و پیش از آنان اقوام زیادی را هلاک ساختیم که از ایشان نیرومندتر بودند و در شهرها سیر کردند و آنرا گشودند، اما آیا برای آنها راه گریزی بود؟ ﴿36﴾

    و يقينا در این عبرت است برای کسی که دل (آگاه) داشته باشد و با حضور قلب (به سخنان) گوش فرا دهد ﴿37﴾

    و البته آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در بین آن دو است، در شش روز آفریدیم و هیچ خستگی به ما نرسید ﴿38﴾

    پس بر آنچه می‌گویند صبر کن و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن به ستایش پروردگارت تسبیح گوی ﴿39﴾

    و در بخشی از شب و در عقب نمازها نیز او را به پاکی یاد کن ﴿40﴾

    و گوش به (زنگ) روزی باش که ندادهنده از مکان نزدیک ندا کند ﴿41﴾

    روزی که بانگ مرگبار حقیقی را می‌شنوند، آن روز، روز بیرون آمدن (از قبرها) است ﴿42﴾

    البته ما هستیم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم و بازگشت به‌سوی ماست ﴿43﴾

    روزی که زمین به سرعت از (روی) آنان می‌شگافد؛ این جمع کردنی است که بر ما آسان است ﴿44﴾

    ما به آنچه می‌گویند داناتریم و تو مأمور به اجبار مردم (به ایمان آوردن) نیستی. پس هر کسی را که از وعدۀ (عذاب) می‌ترسد به (وسیلۀ) قرآن پند ده ﴿45﴾

    ذاریات

    Surah 51

    قسم به بادهایی که (هر چیز را) با شدت پراگنده می‌کنند ﴿1﴾

    قسم به ابرهای گران بار ﴿2﴾

    قسم به کشتی‌های که به آرامی می‌روند ﴿3﴾

    و قسم به فرشتگانی که کارها را (به امر الله) تقسیم می‌کنند ﴿4﴾

    بی‌گمان آنچه که وعده داده می‌شوید راست است ﴿5﴾

    و حتما روز جزا (قیامت) واقع شدنی است ﴿6﴾

    و قسم به آسمان که دارای راههای مختلف است ﴿7﴾

    همانا شما در سخنان گوناگون سرگردان هستید ﴿8﴾

    کسی که از آن (راه راست) منحرف شود (در آینده نیز از راه راست) باز گردانیده می‌شود ﴿9﴾

    مرگ بر دروغگویان (که بدون دلیل و برهان در بارۀ قرآن و قیامت سخن می‌گویند) ﴿10﴾

    کسانی که ایشان در نادانی و بی‌خبری غرقند ﴿11﴾

    می‌پرسند: روز جزا چه وقتی خواهد بود؟ ﴿12﴾

    روزی که آنان بر آتش عذاب داده شوند ﴿13﴾

    (گفته شود) بچشید عذاب تان را، این همان عذابی است که در بارۀ آن عجله داشتید ﴿14﴾

    البته پرهیزگاران در باغها و چشمه سارها خواهند بود ﴿15﴾

    چیزهایی را که پروردگارشان به آنان می‌دهد بدست می‌آرند. چون آنان پیش از این (در دنیا) نیکوکار بودند ﴿16﴾

    آنان بودند که اندکی از شب را می‌خوابیدند ﴿17﴾

    و در سحرگاهان (از پروردگارشان) آمرزش می‌خواستند ﴿18﴾

    و در اموالشان برای گدا و بینوا حقی بود ﴿19﴾

    و در زمین برای یقین کنندگان نشانه‌هایی (قدرت الهی) است ﴿20﴾

    و در وجودتان (نشانه‌هایی قدرت الهی است) آیا نمی‌بینید؟ ﴿21﴾

    و روزی شما و آنچه وعده داده می‌شوید، در آسمان (مقرر) است ﴿22﴾

    به پروردگار آسمان و زمین قسم که البته این (وعده) حق است، مانند آنکه شما سخن می‌گویید ﴿23﴾

    آیا داستان مهمانان گرامی ابراهیم به تو رسیده است؟ ﴿24﴾

    وقتی که بر او وارد شدند پس گفتند: سلام (بر تو، و ابراهیم نیز) گفت: سلام (بر شما، و در دل گفت:) مردمان ناشناس هستید ﴿25﴾

    پس آهسته به‌سوی خانواده‌اش رفت و گوساله فربه (و بریان شده) آورد ﴿26﴾

    پس آن را نزدیک آنان نهاد (و) گفت: آیا نمی‌خورید؟ ﴿27﴾

    و (در دل) از ایشان احساس ترس کرد. گفتند: مترس، و او را به پسر دانا مژده دادند ﴿28﴾

    پس همسرش (با شنیدن مژده فرزند) فریادکنان پیش آمد، و بر چهرۀ خود زد و گفت: پیرزنی نازا هستم (چگونه فرزندی به دنیا بیاورم؟) ﴿29﴾

    فرشته‌ها گفتند: پروردگار تو این چینن گفته است، چون او باحکمتِ داناست ﴿30﴾

    (ابراهیم) گفت: ای فرستادگان کار شما چیست؟ ﴿31﴾

    گفتند: همانا ما به‌سوی قوم مجرم و گناهکار فرستاده شده‌ایم ﴿32﴾

    تا بر آنان سنگ‌هایی از گل بریزیم ﴿33﴾

    که نزد پروردگارت برای (نابودی) اسرافکاران، نشان‌کرده شده است ﴿34﴾

    پس هر کس از مؤمنان را که در آنجا بودند، بیرون کردیم ﴿35﴾

    پس در آنجا جز یک خانه‌ای از مسلمانان نیافتیم ﴿36﴾

    (و در آن قریه برای کسانی که از عذاب دردناک می‌ترسند، نشانه‌ای )برای عبرت( گذاشتیم) ﴿37﴾

    و در قصۀ موسی (نیز نشانه‌ای هست) وقتی که او را با دلیلی آشکار به‌سوی فرعون فرستادیم، ﴿38﴾

    پس با لشكر خویش روی گردان شد و گفت: او جادوگر یا دیوانه است ﴿39﴾

    پس ما او و لشکریانش را (به قهر خود) گرفتار کردیم و آنها را در دریا انداختیم در حالیکه او سزاوار سرزنش بود ﴿40﴾

    و در (ماجرای) عاد (نیز عبرتهایی است) وقتی تند باد بی‌خیر و برکت را بر آنان فرستادیم ﴿41﴾

    بر هر چیزی که می‌وزید آن را باقی نمی‌گذاشت مگر اینکه آن را چون استخوان پوسیده می‌گردانید ﴿42﴾

    و در قصۀ قوم ثمود نیز علامت عبرت گذاشتیم، وقتی که به ایشان گفته شد: تا مدتی (از نعمت‌های دنیا) مستفید شوید ﴿43﴾

    پس از حکم پروردگارشان سرکشی کردند در نتیجه صاعقه (حادثۀ بیهوش کننده) ایشان را فرا گرفت در حالیکه نگاه می‌کردند ﴿44﴾

    پس نه توان برخواستن را داشتند و نه توانستند از کسی کمک بطلبند ﴿45﴾

    و پیش از آنها قوم نوح را هلاک نمودیم؛ چون آنها قوم فاسق بودند ﴿46﴾

    و آسمان را با قوت و توانمندی بنا نمودیم و يقينا ما وسعت دهنده‌ایم ﴿47﴾

    و زمین را هموار کردیم پس چه خوب هموار کننده‌ایم ﴿48﴾

    و از هر چیزی دو نوع (جفت) آفریدیم تا شما پند گیرید ﴿49﴾

    پس (از شرک) به‌سوی (توحید) الله بگریزید، البته من از سوی او برایتان بیم دهندۀ آشکار هستم ﴿50﴾

    و با الله معبود دیگر قرار ندهید، همانا من از سوی او برایتان بیم دهندۀ آشکار هستم ﴿51﴾

    هم چنین هیچ پیغمبری به‌سوی مردمان پیش از ایشان نیامده است مگر اینکه گفتند: جادوگر یا دیوانه است ﴿52﴾

    آیا یکدیگر را (به گفتن چنین سخنی) سفارش کرده‌اند؟! (نه) بلکه آنان قوم سرکش‌اند ﴿53﴾

    لذا از آنان روی بگردان چون تو سزاوار نکوهش و ملامتی نیستی ﴿54﴾

    و (به مردم) پند ده یقینا که پند دادن به مؤمنان نفع می‌رساند ﴿55﴾

    و من جن و انس را نیافریدم مگر برای آنکه مرا عبادت کنند ﴿56﴾

    من از آنها هیچ رزقی نمی‌خواهم. و نمی‌خواهم که به من طعام دهند ﴿57﴾

    چون تنها الله روزی رسان و صاحب قدرت و نیرومند است ﴿58﴾

    همانا برای کسانی که ظلم کردند نصیبی (از عذاب) مانند نصیب یارانشان (و هم مسلکان‌شان) دارند، پس نباید )عذاب را( به شتاب (از من) بخواهند ﴿59﴾

    پس وای بر کافران از آن روزشان که وعده داده می‌شوند ﴿60﴾

    طور

    Surah 52

    قسم به کوه طور ﴿1﴾

    و به کتاب نوشته شده ﴿2﴾

    در ورق گشوده ﴿3﴾

    و قسم به خانۀ معمور و آباد (در آسمان که به عبادت همیشگی ملایکه،‌ آباد است) ﴿4﴾

    و قسم به سقف بلند (آسمان) ﴿5﴾

    و قسم به بحر شعله ور و افروخته شده ﴿6﴾

    که عذاب پروردگارت حتما واقع شدنی است ﴿7﴾

    و برای آن هیچ دفع کننده‌ای نیست ﴿8﴾

    روزی که آسمان به شدت پیچیده شود و بچرخد ﴿9﴾

    کوه‌ها به شتاب روان شوند ﴿10﴾

    پس در آن روز، وای بر تکذیب کنندگان ﴿11﴾

    کسانی که در کفر و بیهوده گویی سرگرمند ﴿12﴾

    روزی که به سختی به‌سوی آتش دوزخ رانده شوند ﴿13﴾

    (گفته می‌شود) این همان دوزخی است که آن را دروغ می‌شمردید ﴿14﴾

    آیا این جادو است یا این که شما نمی‌بینید؟ ﴿15﴾

    به آن وارد شوید، چه صبر کنید یا صبر نکنید بر شما برابر است، جز این نیست که در برابر آنچه می‌کردید جزا داده می‌شوید ﴿16﴾

    البته پرهیزگاران در باغها و ناز و نعمت خواهند بود ﴿17﴾

    به آنچه که پروردگارشان به آنان داده است شاد و مسرور‌اند، و پروردگارشان آنان را از عذاب دوزخ محفوظ و مصئون داشته است ﴿18﴾

    (گفته شود) به پاداش کارهایی که کرده‌اید، گوارا بخورید و بنوشید ﴿19﴾

    بر تختهای که کنار هم چیده شده تکیه کرده‌اند و زنان زیبا و سیاه چشم را همسران‌شان می‌گردانیم ﴿20﴾

    و آنان که ایمان آوردند و فرزندانشان نیز در ایمان آوردن از آنان پیروی کرده‌اند، فرزندانشان را به آنان ملحق می‌کنیم و از عملشان چیزی نمی‌کاهیم. هر شخص در گرو کاری است که کسب کرده است ﴿21﴾

    و آن‌ها را با میوه و گوشت از هر نوع که بخواهند، مدد می‌کنیم ﴿22﴾

    در آنجا جامی را از دست هم دیگر می‌گیرند که در (نوشیدن) آن هیچ بیهودگی و گناهی نیست ﴿23﴾

    و نوجوانانی همچون مروارید در صدف، برای (خدمت آنان) بر گردشان می‌گردند ﴿24﴾

    و رو به یکدیگر نموده و از همدیگر می‌پرسند (که سبب کامیابی ما چیست؟) ﴿25﴾

    گویند: البته ما پیش از این در میان اهل خویش، تنها از الله می‌ترسیدیم ﴿26﴾

    پس الله بر ما منت گذاشت و ما را از عذاب سوزان نگه داشت ﴿27﴾

    چون ما بودیم پیش از این که الله را (در مشکلات خود) می‌خواندیم واقعا که او (بر بندگان مؤمن خود) احسان کننده و مهربان است ﴿28﴾

    پس (به مردم) پند بده که تو به فضل پروردگارت کاهن و دیوانه نیستی ﴿29﴾

    یا می‌گویند: (محمد) شاعری است و ما منتظر رسیدن مرگ ناخوش او هستیم؟ ﴿30﴾

    بگو: انتظار بکشید که من هم با شما از منتظرانم ﴿31﴾

    (آیا عقل‌هایشان آنها را به این )سخنان( دستور می‌دهد یا آنها قوم سرکش‌اند؟) ﴿32﴾

    یا می‌گویند: قرآن را خود (محمد) ساخته (و به الله نسبت داده است)؟ نه، بلکه آنها ایمان نمی‌آورند ﴿33﴾

    اگر راست می‌گویند پس سخنی مانند آن را بیاورند ﴿34﴾

    آیا بدون هیچ خالقی آفریده شده‌اند یا خود آفریننده خود ‌اند؟ ﴿35﴾

    یا آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟ نه، بلکه (حق این است که) يقين نمی‌کنند ﴿36﴾

    آیا نزد آنها خزانه‌های پروردگار توست؟ یا اینکه (بر عالم) سیطره دارند؟ ﴿37﴾

    آیا زینه‌ای دارند که به وسیلۀ آن (اسرار آسمان‌ها را) می‌شنوند؟ (اگر چنین است) پس باید شنوندۀ آنان دلیل آشکار بیاورد ﴿38﴾

    آیا دختران سهم الله است و پسران سهم شما؟ ﴿39﴾

    یا از آنها مزد می‌طلبی که پرداخت آن بر آنها دشوار است؟ ﴿40﴾

    یا علم غیب نزد آنهاست که (هر چه بخواهند) می‌نویسند؟ ﴿41﴾

    یا می‌خواهند حیله و مکری را (به خلاف پیغمبر) بکار برند؟ پس (بدانند که) کافران خود گرفتار حیله و مکر خواهند شد ﴿42﴾

    آیا برای آنها معبودی غیر از الله هست؟ الله پاک و منزه است از آنچه برای او شریک قرار می‌دهند ﴿43﴾

    اگر بینند که قطعه‌ای از آسمان می‌افتد (باز هم ایمان نمی‌آورند)، می‌گویند: ابری متراکم است (نه غضب الهی) ﴿44﴾

    پس آنها را (به حال خود‌شان) بگذار، تا آن روزشان را ببینند که در آن گرفتار صاعقه (عذاب الهی) شوند ﴿45﴾

    روزی که حیلۀ‌شان چیزی (از عذاب الله) را از آنان دفع نمی‌کند و مدد و یاری نمی‌شوند ﴿46﴾

    و البته برای آنان که ظلم کرده‌اند عذابی است غیر از این عذاب (دنیا و برزخ)، ولی بیشترشان نمی‌دانند. ­ ﴿47﴾

    و بر (رساندن) حکم پروردگارت صبر کن که تو زیر نظر ما هستی. و هنگامی که (از خواب) برخواستی، با ستایش پروردگارت را تسبیح گوی ﴿48﴾

    و در بخشی از شب و (نیز) بعد از پنهان شدن ستارگان، او را به پاکی یاد کن ﴿49﴾

    نجم

    Surah 53

    قسم به ستاره وقتی پنهان شود ﴿1﴾

    (که) هم صحبت شما نه گمراه شده و نه منحرف گشته است ﴿2﴾

    و از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید ﴿3﴾

    نیست این کلام مگر پیغام الهی که به او وحی می‌شود ﴿4﴾

    (فرشتۀ) بس نیرومند آن را به او آموخته است ﴿5﴾

    (فرشتۀ نیرومند برای رساندن و حی) راست و برابر ایستاد ﴿6﴾

    در حالیکه او بر کنارۀ بلند آسمان بود ﴿7﴾

    باز نزدیک شد، پس فرود آمد ﴿8﴾

    تا جایی که فاصله‌اش به اندازۀ دو کمان یا کمتر گردید ﴿9﴾

    پس (الله) آنچه را باید وحی می‌کرد (توسط آن فرشته) به بنده‌اش وحی کرد ﴿10﴾

    دل (پیغمبر) آنچه را دید دروغ نشمرد ﴿11﴾

    آیا با او دربارۀ چیزی که می‌بیند جدال می‌کنید؟ ﴿12﴾

    و البته او (فرشته) را بار دیگر در فرود آمدنش هم دید ﴿13﴾

    نزد سدرة المنتهى (درختی که علم مخلوقات به آن منتهی می‌شود) ﴿14﴾

    که آرامگاه متقیان در بهشت نزد آن درخت است ﴿15﴾

    وقتی که (درخت) سدره را پوشاند آنچه که می‌پوشانید ﴿16﴾

    چشم (پیغمبر) منحرف نشد و از حد تجاوز نکرد ﴿17﴾

    البته او بخشی از نشانه‌های بزرگ پروردگار خود را مشاهده کرد ﴿18﴾

    آیا (بت‌های) «لات» و «عزی» را دیده‌اید؟ ﴿19﴾

    و «منات» آن بت سومی دیگر را؟ ﴿20﴾

    آیا (گمان دارید که) پسر برای شما است و دختر برای او (الله)؟ ﴿21﴾

    در این صورت این تقسیم ظالمانه است ﴿22﴾

    این بتها جز نام‌هایی بیش نیستند که شما و پدرانتان آنرا نام نهاده‌اید که الله دربارۀ (حقانیت) آن دلیلی نازل نکرده است؟! جز از گمان و خواهشات نفس پیروی نمی‌کنند در حالیکه از (سوی) پروردگارشان برای آنان هدایت آمده است ﴿23﴾

    آیا (گمان دارند که) انسان به هر چه آرزو کند می‌رسد؟ ﴿24﴾

    پس آخرت و دنیا برای الله است ﴿25﴾

    و چه بسا فرشتگانی در آسمانهاست (ولی) شفاعتشان سودی ندارد مگر بعد از آنکه الله برای هرکس که بخواهد و راضی شود، اجازه شفاعت دهد ﴿26﴾

    البته آنان که به روز آخرت ایمان ندارند، فرشته‌ها را بنام دختران نام گذاری می‌کنند ﴿27﴾

    در حالیکه آنان به آن هیچ علمی ندارند، جز از گمان پیروی نمی‌کنند و به یقین گمان، انسان را از (شناخت) حق بی‌نیاز نمی‌کند ﴿28﴾

    لذا، از کسی روی بگردان که از یاد ما روی گردان شده و جز زندگی دنیوی نمی‌خواهد ﴿29﴾

    این مُنتهای علم و شناخت آنان است، بی‌گمان پروردگارت به کسیکه از راه او گمراه شده داناتر است و او به کسیکه راهیاب شده داناتر می‌باشد ﴿30﴾

    و آنچه در آسمان‌ها و زمین است برای الله است تا کسانی را که بدی کرده‌اند به (سزای) آنچه کرده‌اند جزا دهد و تا نیکوکاران را به بهترین وجه پاداش دهد ﴿31﴾

    آنانی که از گناهان کبیره و زشتی‌ها جز گناهان صغيره اجتناب می‌کنند (بدانند که) البته پروردگارت (نسبت به آنان) آمرزشش وسیع است. او به (حال) شما وقتیکه شما را از زمین آفرید و هنگامی که شما در شکم‌های مادرانتان جنينها بودید داناتر است. پس از پاک بودن خود سخن مگویید. او به پرهیزگاران داناتر است ﴿32﴾

    پس آیا دیدی آن شخصی را که اعراض کرد؟ ﴿33﴾

    و اندکی (از مال) داد و سنگ دل شد (و از دادن آن دست کشید) ﴿34﴾

    آیا او علم غیب دارد پس او (همه چیز را) می‌بیند؟ ﴿35﴾

    یا به آنچه که در صحیفه‌های موسی آمده، خبر داده نشده است؟ ﴿36﴾

    و (نیز به آنچه در صحیفه‌های) ابراهیم که (در عهد خود با الله) وفا کرد ﴿37﴾

    (مضمون همۀ کتب آسمانی این بود که) هیچ کس بار گناه دیگری را حمل نمی‌کند ﴿38﴾

    و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده (نصیب دیگر) نیست ﴿39﴾

    و اینکه تلاش و سعی او به زودی دیده خواهد شد ﴿40﴾

    باز جزای کافی به او داده خواهد شد ﴿41﴾

    و اینکه انتهای همه چیز به‌سوی پروردگار توست ﴿42﴾

    و اینکه اوست که می‌خنداند و می‌گریاند ﴿43﴾

    و اینکه اوست که می‌میراند و زنده می‌کند ﴿44﴾

    و اوست که دو زوج نر و ماده را آفرید ﴿45﴾

    از نطفه‌ای که (در رحم) ریخته می‌شود ﴿46﴾

    و بر (عهدۀ) اوست آفریدن دوباره ﴿47﴾

    اوست که غنی می‌سازد و راضی می‌کند ﴿48﴾

    و اوست پروردگار ستارۀ شعری ﴿49﴾

    و او عاد اول را نابود کرد ﴿50﴾

    و قوم ثمود را (هلاک کرد) و کسی از ایشان را باقی نگذاشت ﴿51﴾

    و (نیز) پیش از این قوم نوح را (هلاک کرد) چون آنان ظالم‌تر و سرکش‌تر بودند ﴿52﴾

    و (دیار) مؤتفکه (زیر و زبر شدۀ قوم لوط) را سرنگون کرد ﴿53﴾

    پس آن قریه را (با قهر و غضب خود) پوشانید آنچه پوشانید ﴿54﴾

    پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارت شک و تردید می‌کنی؟ ﴿55﴾

    این (پیغمبر) بیم دهنده‌ای از بیم دهندگان پیشین است ﴿56﴾

    قیامت نزدیک گردیده است ﴿57﴾

    کسی غیر از الله برطرف کننده‌ای (شدت و سختی آن روز) نیست ﴿58﴾

    آیا از این سخن الهی تعجب می‌کنید؟ ﴿59﴾

    و می‌خندید و گریه نمی‌کنید ﴿60﴾

    در حالیکه شما غافليد و هوس رانید؟ ﴿61﴾

    پس تنها برای الله سجده کنید و (او را) عبادت کنید ﴿62﴾

    قمر

    Surah 54

    قیامت نزدیک شد و ماه شگافت ﴿1﴾

    و اگر معجزه‌ای را ببیند روی می‌گردانند و می‌گویند: جادویی پی در پی است ﴿2﴾

    و تکذیب کردند و از خواهشات (نفسانی) خود پیروی نمودند. و هر کاری هم جایگاه و قرارگاهی دارد ﴿3﴾

    البته خبرهای مهم، آنچه که موجب بیزاری (از گناهان) شود، به اندازۀ کافی برای آنان آمده است ﴿4﴾

    (قرآن) حکمتی رسا است، پس بیم دهندگان (برای سرکشان) سودی نبخشیدند ﴿5﴾

    پس از ایشان روی بگردان (و منتظر باش تا) آن روزی که دعوت دهنده به‌سوی چیزی ناخوشایند فرا خواند ﴿6﴾

    در حالیکه چشم‌هایشان (از ترس و وحشت) فروافتاده است. از گورها چنان بیرون می‌آیند که گویی آنها ملخ‌هایی پراگنده‌اند ﴿7﴾

    شتابان به‌سوی دعوت دهنده می‌روند. کافران می‌گویند: این روزی بسیار سخت است ﴿8﴾

    پیش از آنان قوم نوح تکذیب کردند و بندۀ ما را دروغگو شمردند و گفتند: دیوانه است. و (او) به خشونت (از دعوت دادن به‌سوی حق) منع شد ﴿9﴾

    پس پروردگار خود را خواند که من مغلوب شده‌ام پس (از آنها) انتقام بگیر ﴿10﴾

    پس درهای آسمان را با ریزش آب باز کردیم ﴿11﴾

    و از زمین چشمه‌ها جاری کردیم، پس (هردو) آب برای انجام کاری که مقدر شده بود یکجا شد ﴿12﴾

    و نوح را بر کشتی که دارای تخته‌ها و میخها بود، برداشتیم ﴿13﴾

    (کشتی) زیر نظر چشم‌های ما روان بود. (این امر) پاداش کسی بود که (نبوتش) انکار شده بود ﴿14﴾

    و البته آن را نشانه‌ای باقی گذاشتیم، پس آیا عبرت گیرنده‌ای هست؟ ﴿15﴾

    پس عذاب و ترساندن من چطور بود؟ ﴿16﴾

    البته ما قرآن را برای تذکر و عبرت آسان گردانیده‌ایم، پس آیا عبرت گیرنده‌ای هست؟ ﴿17﴾

    (قوم) عاد تکذیب کردند (پس ببین) عذاب من و بیم دادن‌هایم چطور بود؟ ﴿18﴾

    البته که ما در روزی بی‌خیر و برکت (و) پی در پی تند باد سختی را بر آنان فرستادیم ﴿19﴾

    آن باد مردم را (از زمین) بر می‌داشت، گویی که آنها تنه‌های درختان خرمای ریشه کن شده‌اند ﴿20﴾

    پس عذاب من و بیم دادن‌هایم چطور بود؟ ﴿21﴾

    و البته قرآن را برای پند و عبرت گرفتن آسان گردانیده‌ایم، پس آیا عبرت گیرنده‌ای هست؟ ﴿22﴾

    ثمود بیم دادن (پیغمبر شان) را تکذیب کردند ﴿23﴾

    پس گفتند: آیا از فردی پیروی کنیم که از خود ماست؟ يقينا ما در این صورت در گمراهی و جنون عمیق خواهیم بود ﴿24﴾

    آیا از میان همۀ ما وحی بر او نازل کرده شد؟ بلکه او دروغگویی متکبر است ﴿25﴾

    فردا خواهند دانست که دروغگوی و متکبر کیست؟ ﴿26﴾

    البته ما ماده شتر را برای امتحان آنان خواهیم فرستاد، پس (ای صالح) در انتظار (هلاکت شان) باش و صبر کن ﴿27﴾

    و به آنان خبر ده که آب در میان آنان تقسیم شده است. نوبت هر کدام که باشد بر سر آب حاضر شود ﴿28﴾

    پس یارشان را صدا کردند و او دست درازی کرد پس شتر را از پای در آورد ﴿29﴾

    پس عذاب من و بیم دادن‌هایم چطور بود؟ ﴿30﴾

    همانا بر آنان صدای مرگبار را فرستادیم و ایشان همگی مانند گیاه خشک و ریزه شده شدند ﴿31﴾

    و البته قرآن را برای پند و عبرت گرفتن آسان گردانیده‌ایم، پس آیا عبرت گیرنده‌ای هست؟ ﴿32﴾

    قوم لوط بیم دهندگان را دروغ شمردند ﴿33﴾

    (لذا) ما بر آنان سنگ باد فرستادیم، جز خانواده لوط که آنان را به هنگام سحر نجات دادیم. (همه نابود شدند) ﴿34﴾

    این (نجات) نعمتی بود از جانب ما، این چنین کسی را که شکر گزار باشد، جزای نیک می‌دهیم ﴿35﴾

    و البته (لوط) آنان را از عقوبت ما بیم داده بود، اما آنان دربارۀ بیم دهندگان (پیغمبران) شک کردند ﴿36﴾

    و البته (با لوط) دربارۀ (سوء قصد به) مهمانانش سخن گفتند، پس ما چشمهای آنها را کور کردیم (و گفتیم: لذت) عذاب من و ترسانیدن‌های مرا بچشید ﴿37﴾

    و البته صبحگاهان عذاب پیاپی و پایدار بر ایشان آمد ﴿38﴾

    (و گفتیم: لذت) عذاب من و ترسانیدن‌های مرا بچشید ﴿39﴾

    و البته قرآن را برای پند و عبرت گرفتن آسان گردانیده‌ایم، پس آیا عبرت گیرنده‌ای هست؟ ﴿40﴾

    و البته بیم دهندگان به نزد فرعون و پیروان او آمده بودند ﴿41﴾

    آنان همه آیات ما را تکذیب کردند، لذا آنها را مانند گرفتن مقتدر و توانا (به قهر خود) گرفتیم ﴿42﴾

    (بگو: ای اهل مکه!) آیا کافران شما از این‌ها (که ذکر شد) بهترند یا اینکه برائت شما از عذاب، در کتاب‌های (آسمانی سابق) درج است؟ ﴿43﴾

    یا می‌گویند: ما گروه شکست ناپذیر و انتقام گیر هستیم و یکدیگر را پشتیبانی می‌کنیم؟ ﴿44﴾

    زود است که این گروه شکست بخورند (و در مقابل مسلمانان) پشت بگردانند ﴿45﴾

    بلکه وعدۀ عذاب آنها قيامت است. و (عذاب) قیامت سخت‌تر و تلخ‌تر است ﴿46﴾

    يقينا مجرمان در گمراهی و آتش دوزخ‌اند ﴿47﴾

    روزی که بر روی‌هایشان در دوزخ کشیده می‌شوند (و به آنان گفته شود:) طعم رسیدن آتش را بچشید ﴿48﴾

    ما هر چیز را به اندازۀ معین آفریده‌ایم ﴿49﴾

    و حكم ما نیست مگر مانند یک چشم زدن ﴿50﴾

    و يقينا امثال شما (هم فکران و هم‌مسلکان شما) را نابود کردیم. پس آیا پند پذیری هست؟ ﴿51﴾

    و هر چیزی را که انجام داده‌اند، در نامه‌های اعمال‌شان ثبت است ﴿52﴾

    و هر خورد و بزرگ نوشته شده است ﴿53﴾

    بی‌گمان پرهیزگاران در باغها و (در جوار) نهرها خواهند بود ﴿54﴾

    در مقام و منزلت راستین، نزد فرمانروایی مقتدر ﴿55﴾

    الرحمن

    Surah 55

    الله بخشنده (است) ﴿1﴾

    قرآن را (به محمد) آموخت ﴿2﴾

    انسان را آفرید ﴿3﴾

    به او نطق و بیان آموخت ﴿4﴾

    آفتاب و ماه طبق حساب مقرر روانند ﴿5﴾

    و گیاه و درخت برای او سجده می‌کنند ﴿6﴾

    و آسمان را بلند برد و ترازو را مقرر کرد ﴿7﴾

    تا در ترازو از حد تجاوز نکنید ﴿8﴾

    و وزن را بر اساس عدل برپا دارید و در ترازو کم نگذارید ﴿9﴾

    و زمین را برای خلق گسترانید ﴿10﴾

    که در آن میوه (‌های فراوان) هست و درختهای خرمای غلافدار ﴿11﴾

    (و در آن) دانۀ برگدار و گیاه خوشبو است ﴿12﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿13﴾

    انسان (آدم) را از گل خشک مانند سفال آفرید ﴿14﴾

    و جن را از شعلۀ آتش آفرید ﴿15﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿16﴾

    (اوست) پروردگار دو مشرق و دو مغرب ﴿17﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿18﴾

    دو دریا (شور و شیرین) را (در کنار هم) روان کرد که با یکدیگر متصل می‌شوند ﴿19﴾

    (اما) بين آن دو حجابی است که (به محدودۀ هم دیگر) تجاوز نمی‌کنند ﴿20﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿21﴾

    از آن دو (دریا) مروارید و مرجان بیرون می‌آید ﴿22﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿23﴾

    و او (الله) در بحر کشتی‌های ساخته شده مانند کوه دارد ﴿24﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿25﴾

    هر چه بر آن (زمین) است، فناپذیر است ﴿26﴾

    و (تنها) پروردگارت صاحب صورت، که دارای شکوه و اکرام است، باقی می‌ماند ﴿27﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿28﴾

    هرکس که در آسمان‌ها و زمین است از او (کمک) می‌خواهد و هر روزی او در کاری است ﴿29﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿30﴾

    ای انس و جن! به زودی به حساب شما می‌پردازیم ﴿31﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿32﴾

    ای گروه‌های جن و انس! اگر می‌توانید از کناره‌های آسمان و زمین بگذرید، پس بگذرید، (اما) نمی‌توانید بگذرید مگر به واسطۀ قدرت (که شما آن قدرت را ندارید) ﴿33﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿34﴾

    در آن روز شعله‌ای از آتش و دود بر شما فرستاده می‌شود. پس نمی‌توانید انتقام بگیرید ﴿35﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿36﴾

    پس وقتی آسمان بشکافد پس (مانند( گل سرخ، همچون روغن گداخته شود) ﴿37﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿38﴾

    پس آن روز هیچ انس و جن از گناهش پرسیده نمی‌شود. (بلکه به علامت شناخته می‌شوند) ﴿39﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿40﴾

    (گناهکاران از سیما و قیافه‌هایشان شناخته می‌شوند، پس از موهای پیشانی و قدم‌هایشان گرفته می‌شوند )و در دوزخ انداخته می‌شوند ﴿41﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿42﴾

    (گفته شود) این همان دوزخی است که مجرمان آن را دروغ می‌شمردند ﴿43﴾

    بین آتش و آب گرم جوشان می‌گردند ﴿44﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿45﴾

    و برای کسیکه از ایستادن (در حضور) پروردگار خود ترسیده باشد، دو باغ است ﴿46﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿47﴾

    (آن دو باغ که درختانش) شاخه‌های بسیار دارد ﴿48﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿49﴾

    در آن دو (باغ) دو چشمه جاری است ﴿50﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿51﴾

    در آن دو (باغ) از هر میوه‌ای دو نوع است ﴿52﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿53﴾

    بر فرش‌هایی تکیه کرده‌اند که آسترهایش از ابریشم ضخیم است. و میوۀ آن دو باغ برای چیدن در دسترس است ﴿54﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿55﴾

    در آن (کاخ‌ها و باغ‌ها حوریان) همسران‌شان است که نگاه‌شان را از دیگران فرو می‌اندازند (و) پیش از آنان دست هیچ انس و جن به آنها نرسیده است ﴿56﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿57﴾

    آن زنان چنان زیبا ‌اند که( گویا یاقوت و مرجان‌اند) ﴿58﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿59﴾

    آیا پاداش نیکوکاری جز جزای نیکو است ﴿60﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿61﴾

    و غیر از آن دو باغ (برایشان( دو باغ دیگر هم است) ﴿62﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿63﴾

    و آن دو باغ از شدت سبزی سیاه معلوم می‌شوند ﴿64﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿65﴾

    در آن دو باغ دو چشمه فواره کنان است ﴿66﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿67﴾

    در آن دو (باغ) میوه‌ها و درخت‌های خرما و انار است ﴿68﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿69﴾

    در آن باغها زنان نیک‌سیرت و خوبصورت است ﴿70﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿71﴾

    (حوریان نگه داشته شده‌اند )برای نشستن همرای ازواج خود) در خیمه‌ها ﴿72﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿73﴾

    در حالیکه دست هیچ انس و جن پیش از آنان (مؤمنان) به آنان نرسیده است ﴿74﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿75﴾

    در حالیکه (جنتیان) بر بالش‌های سبز و بسترهای بی‌نظیر و زیبا تکیه زده‌اند ﴿76﴾

    پس کدام نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ ﴿77﴾

    بسیار بابرکت است نام پروردگارت که صاحب جلال و اکرام است ﴿78﴾

    واقعه

    Surah 56

    چون واقعۀ بزرگ (قیامت) واقع شود ﴿1﴾

    که در واقع شدن آن هیچ دروغی نیست ﴿2﴾

    (آن واقعه، گروهی را) پایین می‌آورد (و گروهی دیگر را) بالا می‌برد ﴿3﴾

    آن وقت که زمین به شدت تکان داده می‌شود ﴿4﴾

    و کوه‌ها کوبیده و به شدت متلاشی شوند ﴿5﴾

    پس چون غبار پراگنده شوند ﴿6﴾

    و شما (انسانها) به سه گروه تقسیم خواهید شد ﴿7﴾

    پس (گروه اول) اهل سمت راست هستند. اما اهل سمت راست چه کسانی هستند؟ ﴿8﴾

    و (گروه دوم) اهل سمت چپ هستند! اما اهل سمت چپ چه کسانی هستند؟ ﴿9﴾

    و (گروه سوم) سبقت کنندگان، (که در کارهای نیک) سبقت کننده‌اند ﴿10﴾

    آنان مقربان (دربار الهی)‌اند ﴿11﴾

    که در باغ‌های نعمت خواهند بود ﴿12﴾

    (آن مقربان) گروه زیادی از پیشینیان‌اند ﴿13﴾

    و گروه اندکی از پسينيان‌اند ﴿14﴾

    بر تخت‌های چیده شده و بافته شده از دُر و یاقوت (خواهند نشست) ﴿15﴾

    در حالیکه روبروی هم نشسته‌اند، بر این تخت‌ها تکیه می‌کنند ﴿16﴾

    بر آنها پسرانی که همیشه جوان‌اند می‌گردند ﴿17﴾

    با جام‌ها و کوزه‌ها و ظرف‌های از شراب جاری (که هیچ بیماری و آفتی ندارد بر آنان می‌گردند) ﴿18﴾

    نه از آن (شراب) سردرد شوند و نه مست و بیهوش ﴿19﴾

    (و به گرد آنان می‌گردند) با میوه‌هایی که اختیار کنند ﴿20﴾

    و گوشت پرنده‌ها از هر نوع که اشتها دارند ﴿21﴾

    و زنان سفید روی و بزرگ چشم (گرد آنها می‌گردند) ﴿22﴾

    که همچون مروارید پنهان شده در صدف‌اند ﴿23﴾

    (نعمت‌هایی که به ایشان داده می‌شود) به پاداش کارهایی است که می‌کرده‌اند ﴿24﴾

    و در آنجا نه سخن بیهوده می‌شنوند و نه سخن گناه ﴿25﴾

    مگر این سخن را که سلام و درود (بر شما) باد ﴿26﴾

    و اصحاب دست راست چه (وضع و) حالی دارند، اصحاب دست راست؟ ﴿27﴾

    در (میان) درختان سدر (کنار) بی‌خار‌اند ﴿28﴾

    و در باغ‌های درختان موز که میوه‌هایش چیده شده است ﴿29﴾

    و در سایه‌های گسترده‌ ﴿30﴾

    و در کنار آبشارها (و آب‌های روان)، ﴿31﴾

    و در میان میوه‌های فراوان‌ هستند ﴿32﴾

    که نه تمام می‌شود و نه از مصرف آن منع می‌گردند ﴿33﴾

    و (بر) بسترهای بلند (نشسته اند) ﴿34﴾

    البته ما آن حوران را به طور خاص آفریدیم ﴿35﴾

    پس ایشان را دوشیزه و باکره گردانیدیم ﴿36﴾

    زنانی هم سن و سال و شوهر دوست‌اند ﴿37﴾

    این نعمت‌ها برای اصحاب دست راست است ﴿38﴾

    که گروهی از امتهای پیشین ﴿39﴾

    و گروهی از امتهای پسین هستند ﴿40﴾

    و اصحاب دست چپ چه (وضع و) حالی دارند، اصحاب دست چپ؟ ﴿41﴾

    در باد گرم و آب جوش خواهند بود ﴿42﴾

    و در سایه‌ای از دود سیاه ﴿43﴾

    که نه سرد است و نه سودبخش ﴿44﴾

    چون آنان پیش از این (در دنیا) در ناز و نعمت و خوشگذرانی بودند ﴿45﴾

    و همیشه بر گناه بزرگ ادامه می‌دادند ﴿46﴾

    و می‌گفتند: (راجع به انکار قیامت) آیا چون مردیم و خاک و استخوان گشتیم دوباره زنده خواهیم شد؟ ﴿47﴾

    و آیا پدران نخستین ما (نیز دوباره زنده می‌شوند؟) ﴿48﴾

    بگو: البته تمام پیشینیان و پسینیان ﴿49﴾

    به‌سوی وعده‌گاه روز معین جمع کرده می‌شوند ﴿50﴾

    باز شما ای گمراهان تکذیب کنندۀ (توحید و قیامت) ﴿51﴾

    حتما از درختی که زقوم است، خواهید خورد ﴿52﴾

    پس شکم‌ها را از آن پر خواهید کرد ﴿53﴾

    باز بالای آن از آب جوش مینوشید ﴿54﴾

    و مانند شتران تشنه می‌نوشید ﴿55﴾

    این است پذیرایی از آنان در روز قیامت ﴿56﴾

    ما شما را آفریده‌ایم پس چرا تصدیق نمی‌کنید؟ ﴿57﴾

    آیا دربارۀ نطفه‌ای که در (رحم زنان) می‌ریزید، دقت کرده‌اید؟ ﴿58﴾

    آیا شما آن را (بصورت انسان) می‌آفرینید یا ما آفریدگاریم؟ ﴿59﴾

    ما در میان شما مرگ را مقدر کرده‌ایم و هرگز عاجز و ناتوان نیستیم و کسی بر ما پیشی نمی‌گیرد ﴿60﴾

    از اینکه مانند شما را جاگزین کنیم و شما را در جهانی که نمی‌دانید دوباره آفرینش تازه‌ای ببخشیم ﴿61﴾

    و البته شما آفریدن بار اول را دانسته‌اید، پس چرا متذکر نمی‌شوید؟ ﴿62﴾

    آیا آنچه را کشت می‌کنید، دیده‌اید؟ ﴿63﴾

    آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟ ﴿64﴾

    اگر بخواهیم آن را گیاهی خشک و خاشاک می‌گردانیم پس تعجب خواهید کرد ﴿65﴾

    (و می‌گوئید که) البته ما خسارمند شدیم ﴿66﴾

    بلکه ما محروم و بدبختیم ﴿67﴾

    آیا آبی را که می‌نوشید دیده‌اید؟ ﴿68﴾

    آیا شما آن را از ابر پایین آورده‌اید یا ما آن را فرود می‌آوریم؟ ﴿69﴾

    اگر بخواهیم آن را شور و تلخ می‌گردانیم پس چرا شكر نمی‌گزارید؟ ﴿70﴾

    آیا آتشی را که می‌افروزید، دیده‌اید؟ ﴿71﴾

    آیا شما درخت آن را آفریده‌اید یا ما آفریننده‌ایم؟ ﴿72﴾

    (بلکه) ما آن را وسيلۀ تذكر (آتش آخرت) و منفعتی برای مسافران قرار داده‌ایم ﴿73﴾

    پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن ﴿74﴾

    پس قسم به جایگاه ستارگان ﴿75﴾

    و البته اگر بدانید آن قسمی است، بزرگ ﴿76﴾

    که این (کتاب) قرآنی گران قدر است ﴿77﴾

    در کتاب پنهان (پوشیده از نظر انس و جن) قرار دارد ﴿78﴾

    که به آن دست نمی‌رساند مگر پاکان (فرشتگان) ﴿79﴾

    از (سوی) پروردگار کائنات نازل شده است ﴿80﴾

    آیا شما با این کلام (الهی) با سستی و سبکی برخورد می‌کنید؟ ﴿81﴾

    و (به جای شکر) روزی تان (روزی دهنده) را تکذیب می‌کنید؟ ﴿82﴾

    پس چرا وقتی که جان به حلقوم می‌رسد (توانایی بازگرداندن آن را نداريد؟) ﴿83﴾

    و شما در آن وقت (سكرات موت را) می‌نگرید ﴿84﴾

    و ما از شما به او (محتضر) نزدیک تریم، ولی شما نمی‌بینید ﴿85﴾

    پس اگر شما (در برابر اعمال تان) جزاء داده نمی‌شوید ﴿86﴾

    چرا روح را باز نمی‌گردانید اگر راست می‌گویید؟ ﴿87﴾

    پس اما اگر از مقربان (دربار الهی) باشد ﴿88﴾

    پس آسایش و ریحان و باغ پرناز و نعمت دارد ﴿89﴾

    و اما اگر از اصحاب دست راست باشد ﴿90﴾

    پس (برایش گفته می‌شود: چون تو) از اصحاب دست راست بودی، سلامتی (و امنیت) برای توست ﴿91﴾

    و اما اگر از جملۀ تکذیب کنندگان گمراه باشد ﴿92﴾

    پس با آب جوش از او پذیرایی می‌گردد ﴿93﴾

    و (عاقبتش) افتادن در دوزخ است ﴿94﴾

    بی‌گمان این (قرآن) خبر راست و یقین است ﴿95﴾

    پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن ﴿96﴾

    حدید

    Surah 57

    آنچه در آسمان‌ها و زمین است الله را به پاکی یاد می‌کنند و اوست غالب باحکمت ﴿1﴾

    پادشاهی آسمان‌ها و زمین خاص از اوست و او زنده می‌کند و می‌میراند و او بر هر چیز تواناست ﴿2﴾

    او «اول» و «آخر» و «ظاهر» و «باطن» است و او به هر چیز داناست ﴿3﴾

    اوست ذاتی که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفريد آنگاه [آن گونه كه شايسته جلال و مقام اوست] بر عرش قرار گرفت. می‌داند آنچه را که در زمین داخل می‌شود و آنچه را که از آن خارج می‌گردد هر کجا که باشید او با شماست و الله به آنچه می‌کنید بیناست ﴿4﴾

    فرمانروایی آسمان‌ها و زمین خاص از اوست و همه کارها به او بازگردانیده می‌شود ﴿5﴾

    شب را در روز و روز را در شب داخل می‌کند. و او به راز سینه‌ها خوب داناست ﴿6﴾

    به الله و پیغمبرش ایمان بیاورید و از آنچه شما را در (استفادۀ) آن جانشین قرار داده است، انفاق کنید. پس کسانی که از شما ایمان آورند و انفاق کنند، برایشان پاداش بزرگ است ﴿7﴾

    و شما را چه شده که به الله ایمان نمی‌آورید در حالیکه پیغمبر شما را دعوت می‌دهد تا به پروردگارتان ایمان بیاورید. یقینا الله از شما پیمان گرفته است اگر باور دارید ﴿8﴾

    اوست ذاتی که بر بندۀ خود (محمد) آیات واضح نازل می‌کند تا شما را از تاریکیها به‌سوی نور بیرون کند و همانا الله نسبت به شما مشفق و مهربان است ﴿9﴾

    و شما را چه شده است که در راه الله انفاق نمی‌کنید، حال آنکه میراث آسمان‌ها و زمین برای اوست؟! کسانی از شما که پیش از فتح (مکه) انفاق کرده‌اند و جنگیده‌اند (با انفاق کنندگان و مجاهدان پس از فتح) برابر نیستند، آنان درجه و مقامشان برتر از درجه و مقام کسانی است که بعد از فتح بذل و انفاق نموده و جنگیده‌اند. اما به هرحال الله به همه وعدۀ نیک داده است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است ﴿10﴾

    کیست آن که به الله قرض نیک دهد تا آن را برایش دوچندان گرداند و برای او پاداشی ارزشمند است ﴿11﴾

    روزی که مردان و زنان مؤمن را می‌بینی که نورشان از پیش روی آنان و در جانب راستشان شتابان می‌رود. امروز شما را مژده باد باغ‌هایی که (در زیر قصرها و درختان آن) نهرها جاری است و در آنجا جاودانه می‌باشید. این است کامیابی بزرگ ﴿12﴾

    روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: درنگی کنید (و به ما بنگرید) تا از نورتان سهمی حاصل کنیم. گفته می‌شود: به عقب برگردید و (در آنجا) نور بجویید. پس میان آنان دیواری زده می‌شود با دری که داخل آن رحمت و جانب بیرون آن رو به عذاب است ﴿13﴾

    (منافقان) مؤمنان را ندا می‌دهند: آیا (در دنیا) با شما نبودیم؟ می‌گویند: بلی، و لیكن خویشتن را گرفتار فتنه کردید و چشم به راه (حوادث بد بر مؤمنان) بودید و (در دین حق) شک کردید و آرزوهای باطل شما را فریفته ساخت، تا آنکه حكم الله رسید و فریب‌گر بزرگ (شیطان) شما را در بارۀ الله فریب داد ﴿14﴾

    پس امروز، از شما (منافقان) و از کسانی که کفر ورزیدند، بدل و فدیه پذیرفته نمی‌شود. جایگاه شما دوزخ است. آتش یاور شماست و بد جای بازگشت است ﴿15﴾

    آیا برای مؤمنان وقت آن نرسیده است که دل‌هایشان به (هنگام) یاد الله و به (سبب یاد آوردن) آنچه از حق نازل شده است، نرم و متواضع گردد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب داده شد و زمان بر آنان طولانی شد؛ پس دل‌هایشان سخت شد و بسیار‌شان فاسق‌اند؟ ﴿16﴾

    بدانید که الله زمین را پس از مرگش زنده می‌کند. البته آیات (قدرت و وحدانیت خود) را به وضاحت برایتان بیان کردیم تا این که شما تعقل کنید ﴿17﴾

    يقينا مردان و زنان صدقه دهنده و کسانی که به الله قرض نیک داده‌اند، (پاداش) آنان چندین برابر داده می‌شود و برای آنان اجر عزت‌مندانه است ﴿18﴾

    و آنان که به الله و پیغمبران او ایمان آورده‌اند، ایشان راستان کامل‌اند. و شهیدان نزد پروردگارشان، پاداش و نورشان را دارند. و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند آنان یاران دوزخ‌اند ﴿19﴾

    بدانید که زندگانی دنیا چیزی جز بازی، سرگرمی و زینت و فخر فروشی در میانتان و افزون طلبی در اموال و اولاد نیست. مانند بارانی که گیاه (رویدۀ) آن کشاورزان را به تعجب می‌آورد باز خشک می‌شود و آن را زرد می‌بینی، باز کاه می‌گردد. و در آخرت عذاب سخت و (هم) مغفرت و رضامندی از جانب الله است. و زندگانی دنیا نیست مگر سبب و وسيلۀ غرور و فریب ﴿20﴾

    (لذا) به‌سوی آمرزش از جانب پروردگارتان و جنتی که پهنایش مانند پهنای آسمان و زمین است؛ بشتابید که برای کسانی که به الله و پیغمبران او ایمان آورده‌اند، آماده شده است این فضل الله است، به هرکس که بخواهد آنرا می‌دهد و الله دارای فضل و بخشش بزرگ است ﴿21﴾

    هیچ مصیبتی در زمین و نه در جان‌هایتان به شما نرسد مگر پیش از آنکه آن را ایجاد کنیم در کتاب (تقدیر) ثبت و نوشته است. چون این امر بر الله آسان است ﴿22﴾

    این برای آنست تا بر آنچه از دستتان رفته است افسوس نخورید و به آنچه که (الله) به شما می‌دهد شاد نشوید و الله هیچ شخص متكبر فخر فروش را دوست نمی‌دارد ﴿23﴾

    همان کسانی که بخل می‌ورزند و مردم را به بخل ورزيدن فرمان می‌دهند و هر کس که روی گردان شود (بداند که) الله بی‌نیاز و قابل ستایش است ﴿24﴾

    البته ما پیغمبران خود را با دلایل واضح فرستادیم و با آنها کتاب و ترازو را نیز نازل کردیم تا مردم در میان خود عدالت را قایم کنند. و آهن را که در آن نیروی سخت و منافع برای مردم است نازل کردیم، تا الله بداند چه کسی او و پیغمبرانش را نادیده یاری می‌کند، زیرا الله قوی (و) غالب است ﴿25﴾

    و البته نوح و ابراهیم را فرستادیم و در نسل هر دو نبوت و کتاب را قرار دادیم، پس بعضی از آنان هدایت یافتند ولی بسیاری از آنها فاسق‌اند ﴿26﴾

    باز به تعقیب آنان پیغمبران خود را فرستادیم و عیسی پسر مریم را در پی آنان فرستادیم و به او انجیل دادیم و در دل‌های کسانی که از او پیروی کردند مهربانی و شفقت را قرار دادیم. و (اما) رهبانیتی (ترک دنیا) را که خودشان آن را اختراع نمودند، ما آن را بر آنان واجب نکرده بودیم، بلکه آنان برای به دست آوردن خشنودی الله (آن را ایجاد کرده بودند) ولی چنانکه باید (حقش را) رعایت نکردند. پس به مؤمنان‌شان پاداش آنان را دادیم و بسیاری از آنان فاسقان بودند ﴿27﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از الله بترسید و به پیغمبر او ایمان بیاورید تا الله دو پاداش از رحمت خود را به شما بدهد و برایتان نوری قرار دهد که در روشنی آن حرکت کنید. و تا شما را بیامرزد و الله آمرزندۀ مهربان است ﴿28﴾

    تا در نتیجه اهل کتاب بدانند که چیزی از فضل الله را در اختیار ندارند و اینکه فضل و رحمت در دست الله است، آن را به هر کس که بخواهد می‌دهد. و الله دارای فضل و بخشش بزرگ است ﴿29﴾

    مجادله

    Surah 58

    البته الله سخن زنی را شنید که دربارۀ همسرش با تو گفتگو می‌کرد و به الله شکایت می‌کرد. و الله گفتگوی شما دو نفر را می‌شنود. بی‌گمان الله شنوای بیناست ﴿1﴾

    کسانی از شما که با زنانشان ظهار می‌کنند (و می‌گویند: تو به من مانند پشت مادرم هستی) آنان مادرانشان نیستند. بلکه مادرانشان تنها زنانی هستند که آنها را زاده‌اند و همانا آنان سخن زشت و دروغ می‌گویند و بدون شک الله عفو کنندۀ آمرزگار است ﴿2﴾

    و آنانی که با زنان خود ظهار می‌کنند باز از آن چه گفته‌اند باز می‌گردند پیش از آن که با یکدیگر نزدیکی کنند باید برده‌ای را آزاد کنند. این درس و پندی است که به شما داده می‌شود و الله به آن چه می‌کنید آگاه است ﴿3﴾

    پس اگر کسی (برده) نیابد باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد پیش از آنکه زن و شوهر با همدیگر نزدیکی کنند. و کسی که نمی‌تواند پس باید شصت نفر مسکین را طعام بدهد. این برای آن است که به الله و پیغمبرش ایمان بیاورید. و این (احکام) حدود مقرر شدۀ الله است و کافران عذاب دردناک دارند ﴿4﴾

    يقينا آنانی که با الله و پیغمبرش مخالفت می‌کنند خوار و ذلیل می‌شوند همان طور که پیشینیانشان خوار شدند و البته نشانه‌های واضح نازل کردیم و برای کافران عذاب رسواکننده است ﴿5﴾

    روزی که الله همۀ آنان را برانگیزد تا به آنچه کرده‌اند خبر‌شان دهد؛ الله آن (اعمال) را شماریده و آنان فراموش کرده‌اند و الله بر همه چیز گواه است ﴿6﴾

    آیا ندیدی که الله آنچه را که در آسمانهاست و آنچه را که در زمین است می‌داند؟ هیچ سه نفری نیست که با همدیگر رازگویی کنند مگر این که الله چهارم ایشان است و نه پنج نفری مگر این که الله ششم ایشان است و نه (رازگویانی) کمتر از این و نه بیشتر از این، مگر این که الله با ایشان است در هر کجا که باشند. باز روز قیامت از آنچه که کرده‌اند خبرشان می‌دهد چرا که الله به همه چیز داناست ﴿7﴾

    آیا ندیده‌ای آنانی را که از نجوی (رازگویی) منع شده‌اند باز به آنچه که از آن منع شده‌اند باز می‌گردند و برای انجام گناه و سرکشی و نافرمانی پیغمبر با هم دیگر به نجوا می‌پردازند و چون نزد تو آیند طوری به تو سلام و تحیت می‌گویند که الله به تو آنطور سلام و تحیت نگفته است و در میان خود می‌گویند: پس چرا الله ما را به خاطر آنچه می‌گوییم عذاب نمی‌دهد؟ دوزخ برای آنان کافی است، وارد آن می‌شوند و (دوزخ) چه بد جا و بد سر انجامی است ﴿8﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هرگاه با همدیگر به رازگویی پرداختید برای انجام گناه و تجاوزگری و نافرمانی از پیغمبر راز مگویید. و به نیکی و پرهیزگاری راز بگویید و از الله بترسید که به‌سوی او محشور می‌شوید ﴿9﴾

    جز این نیست که راز گویی از (کارهای) شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین سازد و هیچ ضرری به آنان رسانده نمی‌تواند مگر به ارادۀ الله و مؤمنان باید بر الله توکل کنند ﴿10﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون به شما گفته شود: در مجلس (برای دیگران) جای فراخ کنید، جای فراخ کنید، تا الله (رحمت خود را) برایتان فراخ گرداند. و چون گفته شود: برخیزید! پس برخیزید. الله به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و آنانی را که علم داده شده‌اند رفعت و بزرگی می‌بخشد، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است ﴿11﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرگاه خواستید با پیغمبر نجوا (رازگویی) کنید، پیش از نجوایتان صدقه‌ای بدهید، این برایتان بهتر و پاکیزه‌تر است پس اگر (صدقه) نیابید (بدانید که) الله آمرزگار مهربان است ﴿12﴾

    آیا می‌ترسید که پیش از نجوایتان صدقه‌هایی را بدهید؟ پس اگر صدقه ندادید و الله هم شما را بخشید، پس نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و الله و پیغمبرش را اطاعت کنید و الله به آنچه می‌کنید آگاه است ﴿13﴾

    آیا ندیدی به‌سوی کسانی که دوستی کردند با قومی که الله بر آنان غضب نموده است! آنها (منافقان) نه از شما‌اند و نه از آنان (یهود) و به دروغ سوگند می‌خورند در حالیکه می‌دانند ﴿14﴾

    الله برای آنان عذابی سخت آماده کرده است، زیرا کاری انجام می‌دهند که بسیار بد است ﴿15﴾

    آنان قسم‌هایشان را سپر ساخته‌اند و مردم را از راه الله منع نمودند لذا برایشان عذاب خوارکننده است ﴿16﴾

    هرگز مال و اولادشان چیزی از عذاب الله را از آنها دفع نمی‌کند؟ (چون) این گروه دوزخیان‌اند که آنها در دوزخ جاودان‌اند ﴿17﴾

    روزی که الله همۀ آنان را زنده می‌گرداند پس برایش قسم می‌خورند چنانکه برای شما قسم می‌خورند و گمان می‌کنند که ایشان بر چیزی هستند. آگاه باش! یقینا ایشان دروغگویانند ﴿18﴾

    (چون که) شیطان بر آنان غالب شده است، پس یاد الله را از یادشان برده است، لذا آنها حزب شیطان هستند. آگاه باش که حزب شیطان زیانکارانند ﴿19﴾

    يقينا آنانی که با الله و پیغمبرش دشمنی می‌کنند از جملۀ پست‌ترین و خوارترین (مردمان) خواهند بود ﴿20﴾

    الله نوشته (و مقرر داشته) است که من و پیغمبرانم غالب می‌شویم. زیرا الله قویی غالب است ﴿21﴾

    گروهی را که به الله و روز قیامت ایمان می‌آورند نخواهی یافت با کسی که با الله و پیغمبرش مخالفت ورزیده است دوستی کنند هرچند پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا خویشاوندانشان باشند. ایشان‌اند که (الله) در دل‌هایشان ایمان را نوشته است و آنان را به روحی از سوی خود تأیید نموده است و آنان را به باغهایی در می‌آورد که از زیر (قصرها و درختان) آنها نهرها روان است و جاودانه در آنجا می‌مانند. الله از آنان راضی است و آنان (نیز) از او راضی‌اند. ایشان حزب الله هستند. آگاه باشید! که تنها حزب الله رستگار می‌باشند ﴿22﴾

    حشر

    Surah 59

    هر آنچه در آسمان‌ها و هر آنچه در زمین است، الله را به پاکی یاد می‌کند و او غالب باحکمت است ﴿1﴾

    او ذاتی است که کافران اهل کتاب را در نخستین جمع شدن‌شان (علیه پیغمبر اسلام) از سرزمینشان بیرون کرد، شما گمان نمی‌کردید که آنان (از مدینه) بیرون شوند و آنان گمان می‌کردند که قلعه‌هایشان آنان را از (عذاب) الله محافظت می‌کند پس (عذاب) الله از راهی که گمان نمی‌کردند بر آنها وارد شد و در دل‌هایشان ترس و هراس انداخت طوری که با دستهای خود و دست‌های مؤمنان خانه‌های خویش را ویران می‌کردند. پس ای صاحبان بصیرت و آگاهی عبرت بگیرید ﴿2﴾

    اگر الله آوارگی را بر آنان مقرر نمی‌کرد حتما آنان را در دنیا به عذاب گرفتار می‌کرد و برای آنها در آخرت عذاب دوزخ است ﴿3﴾

    این عذاب به سبب آن است که آنان با الله و رسول او دشمنی و مخالفت نمودند و هر کس که با الله دشمنی و مخالفت کند (پس هلاک می‌شود) چون الله سخت عذاب دهنده است ﴿4﴾

    آنچه از درختان خرما را بریدید یا آنرا بر پایه‌هایش قائم گذاشتید، پس به حكم الله بوده است و تا بدکاران را خوار و رسوا کند ﴿5﴾

    و آنچه را الله از (اموال) آنان به پیغمبرش داده است شما برای حصول آن هیچ اسب و شتری را نتاختید بلکه الله پیغمبرانش را بر هر کس که بخواهد مسلط می‌سازد و الله بر هر چیزی قادر است ﴿6﴾

    آنچه را الله از (اموال) اهالی آبادی‌های دیگر به پیغمبرش داده است متعلق به الله و پیغمبر و خویشاوندان (پیغمبر) و يتميان و مسکینان و مسافران (در راه ماندگان) است تا تنها در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد. و آنچه که پیغمبر به شما بدهد آن را بگیرید و از آنچه که شما را از آن منع می‌کند اجتناب ورزید. و از الله بترسید چون الله سخت عقوبت دهنده است ﴿7﴾

    (همچنین غنائم) برای فقرای مهاجرین است که از خانه‌هایشان و اموالشان رانده شده‌اند فضل و رضایت الله را می‌جویند و الله و پیغمبرش را مدد می‌کنند. این گروه ایشان راستگویانند ﴿8﴾

    و آنانی که پیش از مهاجرین خانه و کاشنه را آماده کردند و ایمان (نیز) در دلشان جای گرفت، کسانی را که به‌سوی آنان هجرت کنند دوست می‌دارند، و در دل‌های خود، از آنچه (به مهاجران) داده‌ شده احساس حسادت نمی‌کنند و (دیگران را) بر خودشان ترجیح می‌دهند هرچند که خود آنها سخت محتاج باشند. و آنانی که از حرص نفس خویش مصئون باشند، ایشان‌اند که رستگارند ﴿9﴾

    و آنانی که پس از (مهاجرین و انصار) آمدند می‌گویند: ای پروردگار ما! ما و برادران ما را که در ایمان آوردن از ما سبقت نمودند بیامرز و در دل‌های ما هیچ کینه‌ای در حق کسانی که ایمان آورده‌اند قرار مده، ای پروردگار ما! یقینا تویی که بخشندۀ مهربانی ﴿10﴾

    آیا منافقان را ندیدی که به برادران کافر خود از اهل کتاب (یهود) می‌گویند: هرگاه شما را بیرون کنند ما هم با شما بیرون خواهیم آمد و در حق شما هرگز از کسی فرمان نمی‌بریم، و اگر با شما جنگ و پیکار شود حتما شما را یاری می‌رسانیم. و الله گواهی میدهد که آنان دروغگو هستند ﴿11﴾

    اگر (یهود) بیرون رانده شوند با آنان بیرون نمی‌روند و اگر با آنان جنگ صورت گیرد به آنان یاری نمی‌رسانند و اگر ارادۀ کمک کنند، حتما پشت می‌گردانند و می‌گریزند، باز یاری و مدد نخواهند شد ﴿12﴾

    البته ترس شما (مسلمانان) در سینه‌های ایشان بیش از ترس آنان از الله است، این به آن خاطر است که آنان قومی‌اند که نمی‌فهمند ﴿13﴾

    آنان هرگز با شما به صورت دسته جمعی جز در پس قلعه‌های محکم و یا از پشت دیوارها نمی‌جنگند. عداوت و جنگشان در میان خودشان سخت است، ایشان را متحد می‌پنداری حال آنکه دل‌هایشان پراگنده است. این (اختلاف) به آن خاطر است که آنان گروهی‌اند که تعقل نمی‌کنند ﴿14﴾

    (حالت این یهودیان، در فایده نبردن از وعدۀ منافقان) مانند حالت مشرکانی است که چندی پیش از اینان بودند (که وعدۀ شیطان به آنها فایده نرساند؛ و) سزای کار (بد) خود را (در بدر) چشیدند. و آنان (در آخرت نیز) عذابی دردناک دارند ﴿15﴾

    (حالت منافقان در وعدۀ خلافی) مانند (حالت) شیطان است که به انسان می‌گوید: کافر شو، اما وقتی که (انسان) کافر شود، (شیطان به او) می‌گوید: من از تو بیزارم، زیرا من از الله، که پروردگار جهانیان است می‌ترسم ﴿16﴾

    پس عاقبت هردو (انسان کافر و شیطان) آن است که همیشه در دوزخ باشند و این عذاب ابدی سزای هر ظالم است ﴿17﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله بترسید و هر شخص باید بنگرد که چه چیزی را برای (عاقبت) فردا پیش فرستاده است. و از الله بترسید، چون الله به آنچه می‌کنید باخبر است ﴿18﴾

    و مانند کسانی نباشید که الله را فراموش کردند در نتیجه (الله نیز) خودشان را از یاد خودشان برد این گروه بدکاران‌اند ﴿19﴾

    دوزخیان با بهشتیان برابر نیستند، چونکه بهشتیان رستگارند ﴿20﴾

    اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم البته آن را از ترس الله خاشع و عاجز و از هم پاشیده می‌دیدی. و این مثال‌ها را برای مردم بیان می‌کنیم تا که ایشان بیانديشند ﴿21﴾

    اوست الله که هیچ معبودی به حق جز او نیست، دانای پوشیده و آشکار. اوست بخشندۀ مهربان ﴿22﴾

    اوست الله که هیچ معبودی به حق جز او نیست، او پادشاه، منزه و بی‌عیب و نقص، امان دهنده و امنیت بخشنده، محافظ و مراقب، قدرتمند و غالب، بزرگوار و شکوهمند و والا مقام و صاحب بزرگی کامل است. پاک است الله از آنچه (با او) شرک می‌آورند ﴿23﴾

    اوست الله، آفریدگار، پدید آورنده، صورت دهنده. نام‌های نیک تنها برای اوست، آنچه در آسمان‌ها و زمین است او را به پاکی یاد می‌کند، و او غالب باحکمت است ﴿24﴾

    ممتحنه

    Surah 60

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمنان من و دشمنان خود را به دوستی نگیرید شما با ایشان دوستی می‌کنید در حالی‌که آنها به حق و حقیقتی ایمان ندارند که برای شما آمده است. پیغمبر و شما را به خاطر اینکه به الله -پروردگارتان- ایمان دارید، (از شهر و دیارتان) بیرون می‌کنند. اگر شما برای جهاد در راه من و طلب رضایتم بیرون آمده‌اید (با آنان دوستی نکنید). شما مخفیانه با آنها رابطه دوستى برقرار می‌کنید در حالیکه من نسبت به هرچه پنهان می‌کنید یا آشکار می‌سازید داناتر هستم. و هر کس از شما چنین کاری را کند يقينا از راه راست گم گشته است ﴿1﴾

    اگر بر شما مسلط شوند دشمنان سرسخت شما خواهند بود، و دستان و زبان‌های خود را به‌سوی شما به بدی دراز می‌کنند و دوست دارند که شما کافر شوید ﴿2﴾

    در روز قیامت خویشاوندانتان و فرزندانتان سودی به شما نخواهند بخشید. در آن روز الله در میانتان جدایی خواهد آورد و الله به آنچه می‌کنید بیناست ﴿3﴾

    البته برای شما در ابراهیم و آنانکه با او بودند سرمشقی نیکوست. وقتی به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه به جای الله می‌پرستید بیزاریم، به شما کفر ورزیده‌ایم و بین ما و شما برای همیشه دشمنی و کینۀ ابدی است تا این که تنها به الله ایمان آورید، مگر گفتۀ ابراهیم به پدرش که (گفت:) برایت آمرزش خواهم خواست و در برابر الله برایت اختیار چیزی را ندارم. پروردگارا! بر تو توکل کرده‌ایم و به‌سوی تو روی آورده‌ایم و بازگشت به‌سوی توست ﴿4﴾

    ای پروردگار ما! ما را محل آزمایشی برای کافران مگردان و ما را بیامرز، پروردگارا! تو غالب باحکمت هستی ﴿5﴾

    البته در آنان برای شما سرمشق نیکوست برای کسی (از شما) که به ملاقات الله و روز قیامت امیدوار است و هر کس رویگردان شود (بداند که) الله بی‌نیاز و ستوده است ﴿6﴾

    امید است که الله بین شما و کسانی که با آنان دشمنی داشته‌اید (به وسیلۀ اسلام آوردن شان) دوستی برقرار کند و الله تواناست و الله آمرزگار مهربان است ﴿7﴾

    الله شما را از کسانی که با شما در (بارۀ) دین نجنگیده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نکرده‌اند، منع نمی‌کند که به آنان نیکی کنید و در حق آنان به عدل و انصاف رفتار کنید، چون الله عادلان و با انصافان را دوست دارد ﴿8﴾

    تنها شما را از کسانی منع می‌کند که در (بارۀ) دین با شما جنگیده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون کرده‌اند و در بیرون کردن تان (دیگران را) پشتیبانی کرده‌اند، از آن که با آنان دوستی کنید، و هر کس با آنان دوستی ورزد پس این گروه همان ظالمان‌اند ﴿9﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چون زنان مؤمن هجرت کردند و به نزد شما آمدند آنان را بیازمائید - الله به ایمانشان داناتر است - پس اگر آنان را زنانی مؤمن دریافتید آنان را به کافران برنگردانید نه اینان (زنان مؤمن) برای آنان (کافران) حلالند و نه آنان (کافران) برای اینان (زنان مؤمن) حلالند و آنچه را مردان (کافر) انفاق کرده‌اند به آنان بدهید، و گناهی بر شما نیست که با آنان ازدواج کنید به شرطی که مهرهایشان را به آنان بدهید. و به (نکاح) زنان کافر (تان) پایبند نباشید (بلکه رهایشان کنید)؛ و آنچه را (به عنوان مهریه به زنان‌تان که مرتد شده و به کفار پیوسته‌اند) خرج کرده‌اید (از کافران) مطالبه کنید و (کافران نیز) آنچه را (که به زنان‌شان که اسلام آورده و به شما پیوسته‌‌اند) خرج کرده‌اند (از شما) مطالبه کنند. این حکم الله است که بین شما حکم می‌کند و الله دانای باحکمت است ﴿10﴾

    و اگر کسی از همسرانتان به‌سوی کافران رفته و از دست شما برود، پس وقتی (کافران را) سزا دادید (و اموالشان را به غنیمت گرفتید) به آنان که همسرانشان (به سوی كفار) رفته‌اند به مقدار آن چه انفاق کرده‌اند بپردازید و از الله آن ذاتی بترسید که شما به او ایمان دارید ﴿11﴾

    ای پیغمبر! هنگامی که زنان مؤمن پیش تو بیایند و بخواهند با تو بیعت کنند بر این که چیزی را شریک الله نسازند و دزدی نکنند و مرتکب زنا نشوند و فرزندانشان را نکشند و بهتانی را که با آن (از روی دروغ) فرزندی را به شوهرانشان نسبت دهند در میان نیاورند و در کارهای نیک (از فرمان) تو نافرمانی نکنند با آنان بیعت کن، و از الله برای آنان آمرزش بخواه. چون الله آمرزگار مهربان است ﴿12﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! قومی را دوست خود قرار ندهید که الله بر آنان غضب کرده است، در حالیکه آنان از آخرت ناامید‌اند، چنانکه کافران از گور‌خفتگان ناامید شده‌اند ﴿13﴾

    صف

    Surah 61

    آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است الله را به پاکی یاد می‌کند و او غالب با حکمت است ﴿1﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا چیزی را می‌گوئید که آنرا انجام نمی‌دهید؟ ﴿2﴾

    بسیار ناپسند است نزد الله؛ اینکه چیزی بگوئید که آنرا انجام نمی‌دهید ﴿3﴾

    يقينا الله کسانی را دوست دارد که در راه او صف بسته می‌جنگند گویی بنایی استوار و به هم پیوسته‌اند ﴿4﴾

    و یادآور شو آن وقت که موسی به قوم خود گفت : ای قوم من! چرا مرا آزار می‌دهید حال آنکه خوب می‌دانید که من فرستادۀ الله به‌سوی شما هستم؟! پس چون منحرف شدند الله دل‌هایشان را منحرف ساخت و الله گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند ﴿5﴾

    و یادآور شو وقتی که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستادۀ الله به‌سوی شما هستم و تورات را که پیش از من آمده تصدیق می‌کنم و به پیغمبری که بعد از من می‌آید و نام او احمد است مژده می‌دهم. پس چون با معجزه‌ها به‌سوی آنان آمد گفتند: این جادویی آشکار است ﴿6﴾

    و کیست ظالم‌تر از آنکه بر الله دروغ می‌بندد در حالیکه به اسلام دعوت می‌شود و الله گروه ظالمان را هدایت نمی‌کند ﴿7﴾

    (منافقان و اهل کتاب) می‌خواهند با دهانهای خود نور الله را خاموش کنند و الله کامل کنندۀ نور خود است هر چند کافران خوش نداشته باشند ﴿8﴾

    اوست ذاتی که پیغمبر خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همۀ ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند ﴿9﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید؟ آیا شما را بر تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک نجات دهد؟ ﴿10﴾

    (آن تجارت این است که) به الله و پیغمبرش ایمان آورید و در راه الله با اموال و جان‌هایتان جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید ﴿11﴾

    تا گناهان شما را برایتان بیامرزد و شما را به باغ‌هایی درآورد که از زیر (قصرها و درختان) آن نهرها روان است. و خانه‌های دلپسند در بهشت‌های جاودان به دست آورید، این است کامیابی بزرگ ﴿12﴾

    و (نعمتی) دیگر (به شما می‌دهد) که آن را دوست دارید؛ پیروزی از سوی الله و فتحی نزدیک (فتح مکه) است و به مؤمنان مژده ده ﴿13﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نصرت دهندگان (دین) الله باشید طوری که عیسی پسر مریم به حواریان گفت: مددگاران من (در دعوت) به‌سوی الله کیست؟ حواریان گفتند: ما مددگاران (دین) الله‌ایم، پس گروهی از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کفر ورزیدند در نهایت مؤمنان را بر دشمنانشان توان دادیم پس (تا اینکه) پیروز شدند ﴿14﴾

    جمعه

    Surah 62

    آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است الله، پادشاه پاک (و) غالب (و) باحکمت را به پاکی یاد می‌کنند ﴿1﴾

    اوست کسی که در میان ناخوانان پیغمبری از خود آنان فرستاد که آیاتش را بر آنان می‌خواند و آنان را پاک می‌دارد و به آنان کتاب و حکمت می‌آموزد، هرچند که پیش از این در گمراهی آشکار بودند ﴿2﴾

    و (این بعثت خاص به مردم زمان پیغمبر نیست بلکه به) قومی دیگر از آنان (نیز است) که هنوز به ایشان نپیوسته‌اند (و بعدها به دنیا خواهند آمد)، و الله غالب با حکمت است ﴿3﴾

    این (بعثت) فضل الله است، آن را به هر کس که بخواهد می‌دهد و الله دارای فضل بزرگ است ﴿4﴾

    مثال آنان که مکلف به تورات شدند باز (چنانکه باید) رعایتش نکردند، مانند خری است که کتاب‌هایی را حمل می‌کند (اما از محتوای آن بی‌خبر است). چه بد است مثَل گروهی که آیات الله را دروغ شمردند! و الله قوم ظالم را هدایت نمی‌کند ﴿5﴾

    بگو: ای یهودیان! اگر گمان می‌کنید که شما دوستان الله هستید نه مردمان دیگر، پس اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید ﴿6﴾

    ولی آنان به خاطر آنچه پیش از این فرستاده‌اند، هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد و الله به (حال) ظالمان داناست ﴿7﴾

    بگو: آن مرگی که از آن می‌گریزید (بدانید) که آن به شما رسیدنی است، باز به (نزد) دانای پنهان و آشکار بازگردانده می‌شوید پس شما را به (حقیقت) آنچه می‌کردید آگاه می‌سازد ﴿8﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هرگاه در روز جمعه برای نماز ندا داده شد به یاد الله بشتابید و خرید و فروش را رها کنید، این برایتان بهتر است اگر بدانید ﴿9﴾

    چون نماز ادا شد، در زمین پراگنده شوید و از فضل الله بجوئيد و الله را بسیار یاد کنید تا شما رستگار شوید ﴿10﴾

    و چون تجارت و سرگرمی را ببینند به‌سوی آن پراگنده شده و تو را ایستاده رها می‌کنند. بگو: آنچه نزد الله است از سرگرمی و تجارت بهتر است و الله بهترین روزی دهندگان است ﴿11﴾

    منافقون

    Surah 63

    چون منافقان نزد تو آیند می‌گویند: گواهی می‌دهیم که تو پیغمبر الله هستی، و الله می‌داند که تو فرستادۀ الله می‌باشی و الله گواهی میدهد که منافقان دروغگویانند ﴿1﴾

    قسم‌های خود را (برای پوشانیدن نفاق شان) سپر قرار داده‌اند پس مردم را از راه الله منع کردند، البته بد است آنچه آنها می‌کنند ﴿2﴾

    این (نفاق) به آن خاطر است که ایشان ایمان آوردند، باز کفر ورزیدند پس بر دل‌هایشان مهر نهاده شد، پس آنها نمی‌فهمند ﴿3﴾

    و هنگامی که آنها را می‌بینی قد و قامت‌شان تو را در تعجب می‌اندازد! و اگر سخن گویند به گفتۀ آنان گوش می‌دهی، آنان گویا تخته‌هائی هستند که تكيه داده شده‌اند. هر فریادی را علیه خود می‌پندارند، آنان دشمن‌اند. پس از آنان برحذر باش! الله آنان را بکشد، (از حق) به کجا گردانیده می‌شوند؟ ﴿4﴾

    و چون به آنان گفته شود: بیایید تا رسول الله برایتان آمرزش بخواهد، سرهایشان را می‌گردانند و آنان را می‌بینی که دیگران را از راه الله منع می‌کنند در حالیکه تكبر می‌ورزند ﴿5﴾

    برای آنان برابر است، چه برایشان آمرزش بخواهی و چه آمرزش نخواهی، هرگز الله ایشان را نمی‌آمرزد. زیرا الله مردمان فاسق را هدایت نمی‌کند ﴿6﴾

    آنها کسانی‌اند که می‌گویند: بر آنانی که نزد رسول الله هستند انفاق مکنید تا منتشر و پراگنده شوند. حال آنکه خزانه‌های آسمان و زمین از الله است، ولی منافقان نمی‌فهمند ﴿7﴾

    (و نیز) می‌گویند: اگر به مدینه باز گردیم به يقين عزتمندتر ذلیل‌تر را از آنجا بیرون می‌کند، حال آنکه عزت تنها مخصوص الله و رسول او و مؤمنان است، ولی منافقان نمی‌دانند ﴿8﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال و اولادتان شما را از یاد الله غافل نکند و هر کس که چنین کند پس همان گروه زیانکارند ﴿9﴾

    و از چیزهایی که به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید پیش از آنکه مرگ یکی از شما برسد و بگوید: پروردگارا! چرا مرگ مرا تا مدتی اندک به تأخیر نیانداختی تا صدقه می‌دادم و از صالحان میشدم ﴿10﴾

    و الله هرگز (مرگ) کسی را چون اجلش برسد به تأخیر نمی‌اندازد. و الله به آنچه می‌کنید باخبر است ﴿11﴾

    تغابن

    Surah 64

    آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است الله را به پاکی یاد می‌کنند، فرمانروایی (حقیقی) از اوست و ستایش (نیز) او راست و او بر هر کاری تواناست ﴿1﴾

    او (الله) ذاتی است که شما را آفریده است پس بعضی از شما کافر و بعضی از شما مؤمن هستید و الله به آن چه می‌کنید بیناست ﴿2﴾

    آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده و شما را صورت بخشید و صورتهای شما را خوب و زیبا کرده است و بازگشت همه به‌سوی اوست ﴿3﴾

    آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند و آنچه را که پنهان می‌کنید و آنچه را که آشکار می‌سازید، می‌داند و الله به آنچه در سینه‌ها است آگاهی دارد ﴿4﴾

    (آیا خبر آنان که پیش از این کافر بودند به شما نیامده است؟ آنان سزای کار خود را چشیدند و عذابی دردناک )در پیش( دارند) ﴿5﴾

    این (عذاب) به این جهت بود که پیغمبرانشان با معجزات (آشکار) نزد آنان آمدند و گفتند: آیا بشری (عادی) ما را هدایت می‌کند؟ پس کفر ورزیدند و روی گرداندند و الله اظهار بی‌نیازی نمود و الله بی‌نیاز ستوده است ﴿6﴾

    کافران گمان کردند که دوباره زنده نخواهند شد، بگو: بلی! قسم به پروردگارم! به يقين دوباره زنده خواهید شد باز از آن چه می‌کردید به شما خبر خواهد داد و این کار برای الله آسان است ﴿7﴾

    پس به الله و پیغمبر او و نوری که نازل کرده‌ایم ایمان بیاورید و الله به آن چه می‌کنید باخبر است ﴿8﴾

    وقتی که (الله) شما را در روز اجتماع جمع کند، آن روز، روز زیان و نقصان است و کسی که به الله ایمان بیاورد و کار نیک کند بدی‌هایش را از او دور می‌سازد و به باغ‌هایی داخل می‌گرداند که از زیر (قصرها و درختان) آن نهرها جاری است که در آنجا همیشه و جاودانه‌اند. این است کامیابی بزرگ ﴿9﴾

    و آنان که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ شمردند ایشان دوزخی‌اند، در آن جاودانه‌اند و این سر انجام بدی است ﴿10﴾

    هیچ مصیبتی نمی‌رسد جز به حكم الله و هرکس به الله ایمان بیاورد الله دل او را هدایت می‌کند و الله به همه چیز داناست ﴿11﴾

    از الله و پیغمبر اطاعت کنید و اگر رویگردان شوید (پس بدانید که) بر فرستادۀ ما جز رسانیدن پیغام آشکار نیست ﴿12﴾

    الله است که جز او معبودی به حق نیست، پس مؤمنان باید بر الله توکل کنند ﴿13﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به یقین بعضی از همسران و فرزندانتان دشمن شما‌اند، پس از آنان حذر کنید. و اگر عفو کنید و چشم پوشی نمائید و درگذرید (بدانید) که الله آمرزگار مهربان است ﴿14﴾

    جز این نیست که اموالتان و فرزندانتان وسیلۀ امتحان شما‌اند و نزد الله پاداش بزرگی است ﴿15﴾

    پس تا حد توان تان از الله بترسید و بشنوید و اطاعت کنید و انفاق نمائید که برای خودتان بهتر است و کسانی که از بخل و حرص نفس خویش در امان بمانند، آنانند که کامیابند ﴿16﴾

    اگر به الله قرض حسنه بدهید آن را برایتان چندین برابر می‌سازد و شما را می‌آمرزد و الله سپاسگزار بردبار است ﴿17﴾

    و او دانای همه پوشیده و آشکار است، غالب (و) باحکمت است ﴿18﴾

    طلاق

    Surah 65

    ای پیغمبر! وقتی که خواستید زنان را طلاق دهید آنان را در وقت عدۀ‌شان طلاق دهید و عده را بشمارید و از الله پروردگارتان بترسید. آنان را از خانه‌هایشان بیرون نکنید و آنان هم بیرون نروند مگر آنکه کار زشت آشکاری را مرتکب شوند و این حدود الله است و هر کس از حدود الله تجاوز کند در حقیقت بر خود ظلم کرده است. تو نمیدانی، چه بسا الله بعد از آن امری (دیگر) در میان آورد ﴿1﴾

    و چون مدت عدۀ آنان به پایانش نزدیک شد آنان را به نیکی نگاه دارید یا به نیکی از آنان جدا شوید و دو مرد عادل از میانتان گواه بگیرید و گواهی را برای (رضای) الله ادا کنید. این طور، کسی که به الله و روز قیامت ایمان دارد به آن پند داده می‌شود و کسی که از الله بترسد برایش راه رهایی (از مشکلات) قرار خواهد داد ﴿2﴾

    و او را از جایی روزی خواهد داد که او گمان نمی‌برد. و کسی که بر الله توکل کند او برایش کافی است. بی‌گمان الله امر خود را محقق می‌سازد. به تحقیق الله برای هر چیزی اندازه‌ای مقرر کرده است ﴿3﴾

    و زنانی که از عادت ماهواری ناامید شده‌اند اگر (در عدۀ آنها) شک کردید، عدۀ آنان سه ماه است و (نیز) آنانکه به سن حیض نرسیده‌اند. و عدۀ زنان باردار وضع حمل است. و هرکس از الله بترسد و پرهیزگاری کند الله برایش در کارش آسانی می‌آورد ﴿4﴾

    این حكم الله است که آن را به‌سوی شما نازل کرده است و هر کس از الله بترسد گناهانش را محو می‌کند و پاداش او را بزرگ می‌گرداند ﴿5﴾

    آنان را در جایی سکونت دهید که خودتان سکونت دارید و در توانایی شماست و به آنان زیان نرسانید تا (عرصه را) بر آنان تنگ کنید. اگر باردار باشند به آنان نفقه دهید تا آنکه وضع حمل می‌کنند. پس اگر (فرزندتان) را برای شما شیر دهند مزدشان را بدهید و (در بارۀ نوزاد) میان خود به نیکی مشورت و توافق کنید. و اگر به دشواری افتادید (باید) زن دیگر (به درخواست) او (شوهر) شیر دهد ﴿6﴾

    باید صاحب دارایی از دارایی خود نفقه دهد و کسی که روزی‌اش تنگ شده است باید از آن چه الله به او داده است انفاق کند، الله هیچ کس را جز به همان اندازه که به او داده است مكلف نمی‌کند. به زودی الله پس از سختی آسانی را می‌آورد ﴿7﴾

    و چه بسا (اهالی) قریه‌ها از فرمان پروردگارشان و (فرمان) رسول او سرکشی کردند، پس به سختی از آنان حساب گرفتیم و به عذابی سخت ناشناخته عذابشان کردیم ﴿8﴾

    پس سزای کار خود را چشیدند و سرانجام کارشان خساره و نقصان شد ﴿9﴾

    الله برای آنان عذابی سخت آماده کرده است. پس ای خردمندان مؤمن! از الله بترسید، يقيناً الله به سوی شما ذکر (یعنی قرآن) را نازل کرده است ﴿10﴾

    (و نیز) پیغمبری را (فرستاده) که برایتان آیات الله را که بیانگر (حق و باطل است) می‌خواند تا آنان را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند از تاریکی‌ها به‌سوی نور بیرون آورد، و کسی که به الله ایمان دارد و کار شایسته انجام دهد (الله) او را به باغهایی که از زیر (درختان و قصرهای) آن نهرها روان است وارد خواهد کرد که همیشه در آن جاودانه‌اند. یقینا الله روزی او را نیک ساخته است ﴿11﴾

    الله ذاتی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آن را (آفرید)، فرمان الهی میان آنها نازل می‌شود تا بدانید که الله بر هر کاری قادر است وعلم او همه چیز را احاطه کرده است ﴿12﴾

    تحریم

    Surah 66

    ای پیغمبر! چرا چیزی را که الله برایت حلال کرده است به خاطر به دست آوردن خشنودی همسرانت بر خود حرام می‌کنی؟ و الله آمرزگار مهربان است ﴿1﴾

    البته الله گشودن (شکستن) سوگندهایتان را برای شما مقرر کرده است و الله مددگار شماست و اوست دانای باحکمت ﴿2﴾

    و وقتی که پیغمبر با یکی از زنانش سخنی نهانی گفت، پس چون وی آن (سخن) را برای (زن دیگر) بازگو کرد و الله (پیغمبر) را بر آن مطلع گردانید (پیغمبر) بخشی از آن را اظهار کرد و از بخشی (دیگر) اعراض نمود. و چون (موضوع) را به آن (زن) خبر داد، وی گفت: چه کسی این را به تو خبر داده است؟ گفت: (الله) دانای آگاه به من خبر داده است ﴿3﴾

    (شما ای دو همسر پیغمبر) اگر به درگاه الله توبه کنید (برایتان بهتر است)، بی‌گمان دلهایتان منحرف گشته است و اگر بر ضد او همدست شوید (بدانید) که الله مددگار اوست و (نیز) جبرئیل و مؤمنان نیک و فرشتگان مددگار او هستند ﴿4﴾

    اگر (پیغمبر) شما را طلاق دهد زود است که پروردگارش او را همسرانی بهتر از شما اعم از بیوه و دختر، عوض دهد که زنانی مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، توبه‌گار، عبادت‌پیشه (و) روزه‌دار باشند ﴿5﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خودتان و خانواده تان را از آتشی حفظ کنید که هیزمش مردم و سنگها خواهند بود. فرشتگانی بر آن مقرر است که خشن و سخت گیر و زورمند و توانا هستند، از الله در آن چه به آنان امر کند نافرمانی نمی‌کنند و آنچه را که فرمان یابند، انجام می‌دهند ﴿6﴾

    ای آنانی که کافر شده‌اید! امروز عذرخواهی نکنید. جز این نیست که در برابر آنچه (در دنیا) می‌کردید، جزا داده می‌شوید ﴿7﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به درگاه الله رجوع کنید و توبه خالصانه بکنید امید است پروردگارتان گناهانتان را محو کند و شما را به باغهایی در آورد که از زیر (درختان و قصرهای آن) نهرها روان است. روزی که الله پیغمبرش و آنانی را که با او ایمان آورده‌اند خوار و رسوا نمی‌سازد. نورشان پیش روی آنان و به سمت راستشان با شتاب روان است. می‌گویند: ای پروردگار ما! نور ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز چون تو بر هر کاری توانایی ﴿8﴾

    ای پیغمبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت گیر، و جایگاه آنان دوزخ است و بدجای بازگشت است ﴿9﴾

    الله برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثال زده است که (آن دو) در نکاح دو بنده از بندگان صالح ما بودند ولی به آنان خیانت کردند پس آن (دو پیغمبر) نتوانستند از (عذاب) الله چیزی را از آن (دو زن) دفع کنند و گفته شد: با واردشدگان به آتش (دوزخ) درآئید ﴿10﴾

    و الله برای مؤمنان (نیز) زن فرعون را مثل زده است، هنگامی که گفت: ای پروردگار من! برای من در بهشت نزد خودت خانه‌ای بساز و مرا از فرعون و کارهایش نجات بده و مرا از (دست) گروه ظالم نیز نجات بده ﴿11﴾

    و (الله) مریم دختر عمران (را نیز مثل زده) که شرمگاه خود را از حرام نگه داشت (و پاکدامنی ورزید)، پس از روح (آفریدۀ) خود در او دمیدیم و او سخنان پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از اطاعت کنندگان بود ﴿12﴾

    ملک

    Surah 67

    بابرکت (و بزرگوار) است آن ذاتی که پادشاهی (عالم) به دست اوست و او بر هر چیزی قادر است ﴿1﴾

    آن ذاتی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما نیکوکارتر است و او غالب (و) آمرزگار است ﴿2﴾

    آن ذاتی که هفت آسمان را طبقه طبقه (و هماهنگ) آفريد، در آفرینش پروردگار مهربان هیچ تفاوت و خللی نمی‌بینی، باز چشم بگردان آیا (در آن) نقص و خللی می‌بینی؟ ﴿3﴾

    باز هم پی در پی چشم خود را برگردان، (خواهی دید که) چشم در حالیکه خسته و ناتوان است به سویت باز می‌گردد ﴿4﴾

    البته آسمان دنیا را با چراغها زینت دادیم و آنها را (وسیلۀ) سنگسار کردن شیطان‌ها آماده کردیم و عذاب سوزان را برای آنها آماده کرده‌ایم ﴿5﴾

    و برای آنانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند عذاب دوزخ (آماده است) و بد بازگشتگاهی است ﴿6﴾

    چون در آنجا افگنده شوند از آن آوازهایی (بد) می‌شنوند در حالیکه می‌جوشد ﴿7﴾

    نزدیک است که (دوزخ) از خشم پاره پاره شود، هرگاه که گروهی (از کفار) در آن انداخته شوند، نگهبانانش از آنها می‌پرسند: آیا بیم دهنده‌ای به‌سوی شما نیامده بود؟ ﴿8﴾

    گویند: بلی! بیم دهنده‌ای نزد ما آمد لیكن ما (دعوت او را) دروغ شمردیم و گفتیم: الله چیزی را نازل نکرده است. جز این نیست که شما در گمراهی بس بزرگ هستید ﴿9﴾

    و گویند اگر می‌شنیدیم و یا تعقل می‌کردیم در (زمرۀ) دوزخیان قرار نمی‌گرفتیم ﴿10﴾

    پس به گناه خود اعتراف کردند. پس نفرین بر دوزخیان باد ﴿11﴾

    يقينا آنانی که در پنهانی از پروردگار خود می‌ترسند آمرزش و اجر بزرگ دارند ﴿12﴾

    و سخنان را نهان دارید یا آن را آشکار سازید. (در هر صورت) او به راز دلها آگاه است ﴿13﴾

    آیا کسی که (همه چیز را) آفریده است نمی‌داند؟ در حاليكه او باریک بین از هر چیز آگاه است ﴿14﴾

    او ذاتی است که زمین را برایتان مسخر گردانیده است پس در اطراف آن بروید و از روزی الله بخورید و بازگشت (زنده شدن دوباره) در دست اوست ﴿15﴾

    آیا از ذاتی که در آسمان است خود را در امان می‌دانید که شما را در زمین فرو برد در حالیکه آن می‌جنبد ﴿16﴾

    آیا از ذاتی که در آسمان است ایمن شده‌اید که طوفانی از سنگریزه بر شما بفرستد؟! پس خواهید دانست که بیم دادن من چگونه است ﴿17﴾

    و البته آنانی که پیش از اینها بودند (پیغمبران را) تکذیب کردند (پس ببین) عقوبت من چگونه بوده است ﴿18﴾

    آیا پرندگان را بالای سرشان ندیدند که گاهی بالهای خود را گسترده و گاهی جمع می‌کنند؟! جز پروردگار مهربان آنها را (از افتیدن) نگاه نمی‌دارد، يقينا او هر چیزی را می‌بیند ﴿19﴾

    و کیست آن که لشکر شما باشد و به جای پروردگار مهربان به شما کمک کند؟ کافران جز در فریب و گمراهی نیستند ﴿20﴾

    یا کیست کسی که اگر الله روزی خود را قطع کند به شما روزی دهد؟ بلکه در سرکشی و نفرت لجاجت می‌کنند ﴿21﴾

    پس آیا کسی که بر چهرۀ خود افتاده راه می‌رود هدایت یافته‌تر است یا کسی که ایستاده به راه راست می‌رود؟ ﴿22﴾

    بگو: او ذاتی است که شما را آفریده و برایتان گوش و چشم‌ها و دل‌ها قرار داده است. (ولی) کمتر شکر گزاری می‌کنید ﴿23﴾

    بگو: او ذاتی است که شما را در زمین منتشر ساخت و تنها به‌سوی او حشر می‌شوید ﴿24﴾

    و می‌گویند: این وعده‌ای که می‌دهید کی خواهید بود اگر راست می‌گویید؟ ﴿25﴾

    بگو: علم (آن) تنها نزد الله است و جز این نیست که من بيم دهندۀ آشکار هستم ﴿26﴾

    پس هرگاه آن را (که وعده داده می‌شدند) نزدیک ببینند، چهره‌های کافران قبيح و گرفته می‌گردد و گفته می‌شود. این همان وعده‌ای است که می‌طلبیدید ﴿27﴾

    بگو: به من خبر دهید اگر الله من و همراهان مرا هلاک کند و یا بر ما رحم کند پس چه کسی کافران را از عذاب دردناک پناه می‌دهد؟ ﴿28﴾

    بگو: او پروردگار مهربان است، به او ایمان آورده‌ایم و تنها بر او توکل کرده‌ایم، پس خواهید دانست که چه کسی در گمراهی آشکار است ﴿29﴾

    بگو: به من خبر دهید اگر آب شما در زمین فرو رود، چه کسی برایتان آبی روان (و شیرین) می‌آورد؟ ﴿30﴾

    قلم

    Surah 68

    ن. (مفهوم این حرف به الله معلوم است)، قسم به قلم و به آنچه می‌نویسند ﴿1﴾

    (که) تو به فضل پروردگارت دیوانه نیستی ﴿2﴾

    و يقينا برای تو اجر (دائمی و) بی‌پایان است ﴿3﴾

    و حقا که تو دارای اخلاق بس بزرگ هستی ﴿4﴾

    پس خواهی دید و (آنان) هم خواهند دید ﴿5﴾

    (و خواهند دید) که کدام یک از شما دیوانه است؟ ﴿6﴾

    البته پروردگارت به کسی که از راهش گمراه شده داناتر است و او به راه یافتگان (هم) داناتر می‌باشد ﴿7﴾

    پس از تکذیب کنندگان اطاعت مکن ﴿8﴾

    آنان (مشرکین) آرزو دارند که نرمی و سازش کنی تا آنان هم نرمی و سازش از خود نشان دهند ﴿9﴾

    و از هر حقیر و پستی که بسیار سوگند می‌خورد پیروی مکن ﴿10﴾

    (آن که) بسیار عیب جوی است (و) همیشه سخن چینی می‌کند ﴿11﴾

    بسیار منع کنندۀ خير (و) تجاوزگر گناهکار است ﴿12﴾

    بد اخلاق است، (و نیز) بی‌اصل و نسب است ﴿13﴾

    (این همه بدی‌ها در او به این سبب است) که دارای مال و اولاد (بسیار) است ﴿14﴾

    چون آیات ما بر او خوانده شود می‌گوید: افسانه‌های پیشینیان است ﴿15﴾

    به زودی بر بینی او داغ ذلت خواهیم نهاد (و او را رسوا خواهیم کرد) ﴿16﴾

    البته ما آنان را آزمودیم طوری که صاحبان آن باغ را آزمودیم، وقتی که قسم خوردند که میوه‌های باغ را صبحگاهان بچینند ﴿17﴾

    و ان شاء الله نگفتند ﴿18﴾

    پس بر آن باغ بلایی از سوی پروردگارت آمد در حالیکه آنان خوابیده بودند ﴿19﴾

    پس (باغ‌شان چنان سوخت که) مانند شب تاریک گردید ﴿20﴾

    باز (بی خبر از ماجرا) صبحگاهان همدیگر را ندا دادند ﴿21﴾

    که اگر قصد چیدن میوه دارید، پس صبح به کشتزار برسید ﴿22﴾

    پس روان شدند در حالیکه آهسته به یکدیگر می‌گفتند ﴿23﴾

    که نباید امروز مسکینی در باغ نزد شما بیاید ﴿24﴾

    و صبحگاهان قصد باغ کردند، در حالیکه خود را قادر بر جمع محصول (و منع مساکین) می‌پنداشتند ﴿25﴾

    پس چون باغ را (سوخته) دیدند، گفتند: حتما ما راه را گم کرده‌ایم ﴿26﴾

    (نه) بلکه ما از کشتزار خود محروم شده‌ایم ﴿27﴾

    بهترین آنان گفت: آیا به شما نگفته بودم که چرا الله را به پاکی یاد نمی‌کنید؟ ﴿28﴾

    گفتند: پروردگار ما پاک و منزه است، البته ما ظالم بودیم ﴿29﴾

    پس ملامت کنان به یکدیگر روی آوردند ﴿30﴾

    گفتند: ای وای بر ما! واقعا ما سرکش بودیم ﴿31﴾

    امید است پروردگار ما بهتر از آن را برای ما عوض دهد، يقينا ما به پروردگار خویش رغبت و امید داریم ﴿32﴾

    این چنین است عذاب (دنیا) و البته عذاب آخرت (از این) بزرگتر است، اگر می‌دانستند ﴿33﴾

    البته برای پرهیزگاران در نزد پروردگارشان باغ‌های پر نعمت است ﴿34﴾

    پس آیا مسلمانان (فرمانبرداران) را مانند مجرمان (گناهکاران) قرار می‌دهیم؟ ﴿35﴾

    شما را چه شده؛ چگونه حکم می‌کنید؟ ﴿36﴾

    آیا برای شما کتابی هست که در آن می‌خوانید؟ ﴿37﴾

    و شما آنچه را که می‌پسندید در آن است؟ ﴿38﴾

    آیا شما بر عهدۀ ما تا روز قیامت عهدهایی محکم دارید؟ که هر چه را حکم کنید برای شما باشد؟ ﴿39﴾

    از آنها (کفار) سوال کن که کدام یک از ایشان ضامن چنین عهد است ﴿40﴾

    یا برای آنها شریکهائی است، پس اگر راست می‌گویند، شریکان خود را بیاورند ﴿41﴾

    روزی که ساق (پروردگار عالميان) آشکار ساخته می‌شود و به سجده فراخوانده می‌شوند ولی نمی‌توانند ﴿42﴾

    این در حالی است که چشمانشان به زیر افتاده و خواری و ذلت ایشان را فرا گرفته است، در حالیکه (در دنیا) برای سجده کردن فراخوانده می‌شدند و آنها سالم (و تندرست) بودند (ولی سجده نمی‌کردند) ﴿43﴾

    پس مرا با کسی بگذار که این (قرآن) سخن الهی را تکذیب می‌کند، زود است که به تدریج آنها را از جایی که نمی‌دانند خواهیم گرفت ﴿44﴾

    اما (فعلا) ایشان را مهلت می‌دهیم، چون تدبير من محکم و استوار است ﴿45﴾

    آیا از ایشان مزدی طلب می‌کنی که آنان از پرداختن آن سنگین بارند؟ ﴿46﴾

    یا اینکه نزدشان علم غیب وجود دارد که ایشان (از روی آن) می‌نویسند؟ ﴿47﴾

    پس در رسیدن حکم پروردگارت صابر باش و مانند صاحب ماهی مباش که با دلی پر اندوه ندا (دعا) کرد ﴿48﴾

    اگر نعمت پروردگارش نبود، در حالیکه قابل ملامتی بود به صحرایی بی‌آب و گیاه، افگنده می‌شد ﴿49﴾

    (لیکن باز) پروردگارش او را برگزید و در زمرۀ صالحان قرار داد ﴿50﴾

    و به يقين نزدیک بود کافران چون قرآن را شنیدند تو را با چشم‌های (تیز) خود بلغزانند و می‌گویند: يقينا این شخص (پیغمبر) دیوانه است ﴿51﴾

    حال آنکه آن (قرآن) پندی برای جهانیان است ﴿52﴾

    حاقه

    Surah 69

    حاقه (حادثۀ ثابت و واقع شدنی) ﴿1﴾

    چیست آن حاقه (حادثۀ ثابت و واقع شدنی)؟ ﴿2﴾

    و تو چه می‌دانی که آن حاقه (حادثۀ ثابت و واقع شدنی) چیست؟ ﴿3﴾

    قوم ثمود و عاد آن حادثۀ کوبنده و واقع شدنی را تکذیب نمودند ﴿4﴾

    اما ثمود به (وسیلۀ) آواز سخت و مرگبار هلاک شدند ﴿5﴾

    و اما عاد به (وسیلۀ) تندبادی سرد و سوزنده هلاک شدند ﴿6﴾

    که الله آن را هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنان مسلط کرد آنگاه مردمان را می‌دیدی که روی زمین افتاده‌اند و گویی تنه‌های پوک درختان خرما‌اند ﴿7﴾

    پس آیا می‌بینی که اثری از آنها باقی مانده باشد؟ ﴿8﴾

    و فرعون و کسانی که پیش از او بودند و همچنین اهالی قریه‌های زیر و زبر شده (قوم لوط) مرتکب گناه و نافرمانی شدند ﴿9﴾

    زیرا آنان از (فرمان) فرستادۀ پروردگارشان نافرمانی کردند، و الله ایشان را به سختی گرفت ﴿10﴾

    البته وقتی که آب (به امر ما) طغیان کرد، شما را در کشتی روان برداشتیم ﴿11﴾

    تا آن (عذاب) را برایتان پندی قرار دهیم و گوش‌هایی شنوا آن را به خاطر بسپارد ﴿12﴾

    پس چون در صور دمیده شود یک دمیدنی ﴿13﴾

    و زمین و کوه‌ها برداشته شوند، پس يکباره درهم کوبیده شوند ﴿14﴾

    پس در آن روز واقعه (قیامت) رخ دهد ﴿15﴾

    و آسمان (نیز) بشگافد و در آن روز سست گردد ﴿16﴾

    و فرشته‌ها بر اطراف آن (آسمان) خواهند بود و عرش پروردگارت را در آن روز هشت فرشته بالای سر خود حمل می‌کنند ﴿17﴾

    در آن روز شما (به بارگاه پروردگارتان) عرضه می‌شوید، هیچ پوشیدۀ شما (که آنرا انجام داده بودید) مخفی نماند ﴿18﴾

    پس هر کس که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود (شادی کنان) می‌گوید: بگیرید نامۀ اعمال مرا بخوانید ﴿19﴾

    چون من یقین داشتم که البته با حساب خودم روبرو خواهم شد ﴿20﴾

    پس او در زندگانی خوش و رضایت بخش خواهد بود ﴿21﴾

    در بهشت (بسیار) بلند خواهد بود ﴿22﴾

    که میوۀ آن در دسترس است ﴿23﴾

    (گفته می‌شود) گوارا بخورید و بنوشید به (پاداش) آنچه در روزگاران گذشته انجام میدادید ﴿24﴾

    و اما کسی که نامۀ اعمالش به دست چپش داده شود، پس می‌گوید: ای کاش نامه‌ام بمن داده نمی‌شد ﴿25﴾

    و (ای کاش) نمی‌دانستم که حساب من چیست ﴿26﴾

    و ای کاش مرگ فیصله کننده و پایان کارم بود ﴿27﴾

    دارایی من هیچ نفعی بمن نرساند ﴿28﴾

    قدرت و پادشاهی من از دستم رفت ﴿29﴾

    (گفته می‌شود) او را بگیرید، پس به زنجیرش کشید ﴿30﴾

    باز او را در دوزخ داخل کنید ﴿31﴾

    باز در زنجیری که درازی آن هفتاد گز باشد او را ببندید ﴿32﴾

    چون او به الله بزرگ ایمان نمی‌آورد ﴿33﴾

    و (مردم را) بر طعام دادن مسکین ترغیب نمی‌کرد ﴿34﴾

    پس او امروز در این جا هیچ دوست مهربانی ندارد ﴿35﴾

    و نه طعامی دارد جز زرداب دوزخیان ﴿36﴾

    که جز گنهگاران آن را نمی‌خورند ﴿37﴾

    پس قسم به آنچه می‌بینید ﴿38﴾

    و به آنچه نمی‌بینید ﴿39﴾

    که این (قرآن) سخن فرستاده (فرشته) بزرگوار است ﴿40﴾

    و آن سخن شاعری نیست، اندکی ایمان می‌آورید ﴿41﴾

    و (قرآن) گفتۀ غیبگو و کاهن نیست، اندکی عبرت می‌گیرید ﴿42﴾

    (بلکه) از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است ﴿43﴾

    و اگر (بالفرض) پیغمبر بعضی از سخنان را به دروغ به ما نسبت می‌کرد ﴿44﴾

    البته او را با قدرت می‌گرفتیم ﴿45﴾

    باز رگ دلش را قطع می‌کردیم ﴿46﴾

    پس هیچ کس از شما منع کننده‌ای (جزای ما) از او نیست ﴿47﴾

    البته قرآن برای پرهیزگاران نصیحت و پند است ﴿48﴾

    و البته ما به یقین می‌دانیم که برخی از شما تکذیب‌کننده‌اید ﴿49﴾

    و البته آن (تکذیب) مایۀ حسرت بر کافران است ﴿50﴾

    و البته آن (قرآن سخن) حق و یقینی است ﴿51﴾

    پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن ﴿52﴾

    معارج

    Surah 70

    درخواست کننده‌ای (به تمسخر) عذاب واقع شدنی را طلب کرد ﴿1﴾

    بر کافران است (و) هیچ دفع‌کننده‌ای برای آن نیست ﴿2﴾

    از سوی الله صاحب درجات و مراتب بلند (است) ﴿3﴾

    فرشتگان و (نیز) روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به‌سوی او بالا می‌روند ﴿4﴾

    پس صبر کن صبری نیکو (و بدون شکوه) ﴿5﴾

    البته آنان آن (روز) را دور می‌بیند ﴿6﴾

    و ما آن را نزدیک می‌بینیم ﴿7﴾

    (قیامت آن) روزی که آسمان مانند مس گداخته شود ﴿8﴾

    و کوه‌ها مانند پشم حلاجی شده و رنگین گردد ﴿9﴾

    و هیچ دوستی از (حال) دوست دیگر نمی‌پرسد ﴿10﴾

    (دوستان و خویشاوندان) به ایشان نشان داده می‌شوند، گناهکار آرزو می‌کند که فرزندان خود را فديه (برای نجات) از عذاب آن روز قرار دهد ﴿11﴾

    همچنین همسر و برادرش را ﴿12﴾

    و قبیلۀ خود را که به او جای میدادند (و مدد می‌کردند) ﴿13﴾

    (بلکه می‌خواهد که) تمام انسان‌های روی زمین را (فدا کند) تا (این کار) او را نجات دهد ﴿14﴾

    هرگز نه، دوزخ آتش سوزان و سراپا شعله است ﴿15﴾

    که پوست بدن را به شدت جدا می‌کند ﴿16﴾

    کسی را طلب می‌کند که پشت کرده و (از حق) روی گردانیده است ﴿17﴾

    و (نیز کسی را که) مال جمع کرد و نگاه داشت ﴿18﴾

    واقعا که انسان بی‌تاب و بی‌صبر (و حريص) آفریده شده است ﴿19﴾

    چون به او مصيبت رسد بی‌تاب و پریشان می‌گردد ﴿20﴾

    و چون خوبی به او رسد بخيل می‌گردد (و منع می‌کند) ﴿21﴾

    مگر نمازگزاران ﴿22﴾

    آنانی که بر نماز‌شان (پایبندی و) مداومت دارند ﴿23﴾

    و آنانی که در اموالشان سهمی معین و معلوم است ﴿24﴾

    برای گدا و محروم ﴿25﴾

    و آنانی که به روز جزا (قیامت) یقین کامل دارند ﴿26﴾

    و آنانی که از عذاب پروردگارشان بیمناک و ترسناکند ﴿27﴾

    چون از عذاب پروردگارشان ایمنی نیست ﴿28﴾

    و آنانی که شرمگاه‌هایشان را (از حرام) محافظت می‌کنند ﴿29﴾

    مگر بر زنان و کنیزان خود که (در این صورت) ملامتی برایشان نیست ﴿30﴾

    پس هر کس فراتر از این را (برای قضای شهوت خود) بجوید آنانند که تجاوزکارند ﴿31﴾

    و آنان که ایشان امانتها و عهدشان را رعایت می‌کنند ﴿32﴾

    و آنان که به (ادای) گواهی‌هایشان قایم هستند (و از آن انکار نمی‌کنند) ﴿33﴾

    و آنان که ایشان بر نمازهای خود محافظت و مواظبت می‌کنند ﴿34﴾

    ایشان‌اند که در باغ‌های جنت باعزت و گرامی داشته می‌شوند ﴿35﴾

    پس کافران را چه شده که به‌سوی تو شتابان می‌آیند؟ ﴿36﴾

    گروه گروه از جانب راست و از جانب چپ ﴿37﴾

    آیا هر یک از ایشان آرزو دارد که به بهشت پرناز و نعمت در آورده شود؟ ﴿38﴾

    نه، چنین نیست، يقينا ما آنان را از آنچه می‌دانند آفریده‌ایم ﴿39﴾

    سوگند به پروردگار مغربها و مشرقها که ما توانائیم ﴿40﴾

    بر اینکه بهتر از آنان را جایگزین کنیم و ما ناتوان نیستیم ﴿41﴾

    پس آنان را به حال خود بگذار تا در باطل خود فرو روند و (به متاع دنیا) بازی کنند تا روزی را که وعده داده شده‌اند ملاقات کنند ﴿42﴾

    روزی که شتابان از قبرهای خود بیرون می‌شوند. گویی آنان به‌سوی نشانه‌های (بت‌های) نصب شده می‌دوند ﴿43﴾

    در حالیکه چشمانشان زیر افتاده و خواری و ذلت ایشان را فرا گرفته است، این است آن روزی که وعده داده می‌شدند ﴿44﴾

    نوح

    Surah 71

    البته ما نوح را به‌سوی قومش فرستادیم که قوم خود را پیش از این که عذاب دردناک به سراغ آنها بیاید، بترسان ﴿1﴾

    (نوح) گفت: ای قوم من! من برای شما بیم دهنده‌ای آشکارم ﴿2﴾

    این که الله را عبادت کنید و از او بترسید و مرا اطاعت کنید ﴿3﴾

    که الله گناهان شما را می‌آمرزد و اجل شما را تا وقتی معین به تأخیر می‌اندازد. يقيناً هرگاه اجل (و مهلت) مقرر الله برسد به تأخیر نمی‌افتد، اگر می‌دانید ﴿4﴾

    نوح گفت: ای پروردگارم! من قومم را شب و روز (به ‌سوی توحید) دعوت دادم ﴿5﴾

    ولی دعوت من جز بر فرار آنان نیفزود ﴿6﴾

    و هرگاه من آنان را دعوت دادم تا (گناهان)‌شان را بیامرزی، انگشتان‌شان را به گوش‌های خود در آوردند و جامه‌هایشان را به چهره‌های خود پیچیدند و بر (طغیان خود) اصرار نمودند و سخت تکبر ورزیدند ﴿7﴾

    باز ایشان را به آواز بلند دعوت دادم ﴿8﴾

    باز (دعوتم را) برای آنان اعلان کردم و گاهی به صورت نهانی (هم) به ایشان دعوت دادم ﴿9﴾

    پس گفتم: از پروردگارتان مغفرت بخواهید که او بسیار آمرزنده است ﴿10﴾

    (اگر چنین کنید الله) از آسمان باران‌های پیاپی بر شما می‌باراند ﴿11﴾

    و شما را با اموال و فرزندان مدد می‌کند و برای شما باغها قرار میدهد و برای شما نهرها جاری می‌سازد ﴿12﴾

    شما را چه شده است که بزرگی و جلال برای الله قایل نمی‌شوید؟ ﴿13﴾

    حال آنکه شما را در مراحل مختلف آفریده است ﴿14﴾

    آیا نمی‌بینید که الله چگونه هفت آسمان را یکی بر بالای دیگر آفریده است؟ ﴿15﴾

    و ماه را در میان آنها تابان و خورشید را چراغ درخشان گردانید؟ ﴿16﴾

    و الله شما را از زمین (مانند گیاه) رویانید (آفرید) ﴿17﴾

    باز شما را به زمین باز می‌گرداند و (باز) شما را (از زمین) بیرون می‌آورد ﴿18﴾

    و الله زمین را برای شما بستر هموار گردانید ﴿19﴾

    تا در راه‌های وسيع آن بروید ﴿20﴾

    نوح (در دعای خود) گفت: پروردگارا! بی‌گمان ایشان از من نافرمانی کردند و از کسی پیروی کردند که مال و اولادش جز زیان و نقصان بر او نیفزود ﴿21﴾

    و آن (پیشوایان در بارۀ پیروان خود) دست به مکری بس بزرگ زدند ﴿22﴾

    و گفتند: معبودان خود را ترک نکنید خصوصا (پنج بت را که عبارت‌اند از) ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر را (ترک نکنید) ﴿23﴾

    واقعا که مردم بسیار را گمراه کردند (پس) ای الله! ظالمان را جز گمراهی نیفزا ﴿24﴾

    به (سبب) گناهانشان غرق شدند باز به آتش در آورده شدند و برای خود در برابر الله مددگارانی نیافتند ﴿25﴾

    و نوح گفت: ای پروردگار! هیچ کسی از کافران را بر روی زمین باقی مگذار ﴿26﴾

    زیرا اگر آنها را زنده بگذاری بندگانت را گمراه می‌سازند و جز بد کار و کافر نمی‌زایند ﴿27﴾

    ای پروردگارم! من و پدر و مادرم را و هر کسی را که مؤمن به خانه‌ام داخل شود و مردان و زنان مؤمن را بیامرز و ظالمان را جز نابودی نیفزا ﴿28﴾

    جن

    Surah 72

    بگو: به من وحی شده که گروهی از جن (به تلاوت من) گوش دادند، پس گفتند: ما قرآن عجیبی شنیدیم ﴿1﴾

    که به راه راست هدایت می‌کند، پس به آن ایمان آوردیم و (بعد از این) هرگز کسی را با پروردگار خود شریک نمی‌سازیم ﴿2﴾

    و (ایمان آوردیم به اینکه) ‌شأن و شکوه پروردگار ما بسیار بلند است، او زن و فرزندی (برای خود) نگرفته است ﴿3﴾

    و (شگفت) اینکه نادان ما دربارۀ الله سخنان دروغ و ناحق می‌گفت (که او شریکی دارد) ﴿4﴾

    و ما گمان می‌کردیم که انسانها و جن‌ها هرگز بر الله دروغ نخواهند گفت ﴿5﴾

    و اینکه مردانی از انسان به مردانی از جن پناه می‌بردند، پس به این وسیله بر سر کشی آنها افزودند ﴿6﴾

    و اینکه آنها (انسانها) گمان کردند طوری که شما (جنیات) گمان کردید که هرگز الله کسی را (به پیغمبری) مبعوث نخواهد کرد ﴿7﴾

    و اینکه ما به آسمان‌ها نزدیک شدیم و آن را چنان یافتیم که از محافظانی نیرومند و شهاب‌ها پر شده است ﴿8﴾

    و اینکه ما (پیش از این) در گوشه‌های آسمان برای استراق سمع (شنیدن کلام عالم بالا) می‌نشستیم ولی اگر کسی اکنون گوش دهد، برای خود شهابی مراقب را می‌یابد ﴿9﴾

    و اینکه ما نمی‌دانیم که آیا برای ساکنان زمین شر اراده شده یا این که پروردگارشان برای آنان خیر و هدایت خواسته است ﴿10﴾

    و اینکه برخی از ما صالح و نیک و برخی غير آن (بد)‌اند. ما گروه‌های گوناگون هستیم ﴿11﴾

    ما یقین کردیم که هرگز نمی‌توانیم بر ارادۀ الله در زمین غالب شویم و نمی‌توانیم با فرار از سلطۀ او خارج شویم ﴿12﴾

    و اینکه چون (ندای حق و) هدایت را شنیدیم به آن ایمان آوردیم، پس هر کس که به پروردگارش ایمان بیاورد، نه از نقصان حقی می‌ترسد و نه از ستمی ﴿13﴾

    و اینکه (اکنون) بعضی از ما فرمانبردار و بعضی از ما سرکش و ظالم‌اند، پس کسانی که اسلام آوردند، ایشان‌اند که راه راست را می‌طلبند ﴿14﴾

    و اما ظالمان (و منحرفان) پس هیزم دوزخند ﴿15﴾

    و اگر بر راه راست استقامت کنند البته آنها را با آب بسیار سیراب می‌کنیم ﴿16﴾

    (و لیکن بر آنها تنگی نمودیم) تا ایشان را بیازماییم، و هر کس از ذکر و یاد پروردگارش روی گردان گردد او را به عذابی سخت داخل می‌گرداند ﴿17﴾

    و اینکه مساجد خاص برای عبادت الله است، پس کسی دیگر را با الله مخوانید ﴿18﴾

    و اینکه چون بنده الله بر خواست تا او را به (عبادت الله) بخواند نزدیک بود که بر او هجوم آورند ﴿19﴾

    بگو: (ای محمد) من فقط پروردگار خود را می‌خوانم (عبادت میکنم) و کسی را با او شریک نمی‌گردانم، ﴿20﴾

    بگو: من مالک هیچ گونه زیانی برای شما نیستم و نمی‌توانم شما را هدایت کنم ﴿21﴾

    بگو: هرگز کسی مرا از عذاب الله پناه داده نتواند و هرگز پشت و پناهی جز او نمی‌یابم ﴿22﴾

    تنها (می‌توانم) پیغامی از جانب الله و رسالت‌های او را به انجام برسانم و هرکس از (فرمان) الله و رسول او نافرمانی کند بی‌گمان آتش دوزخ برای او خواهد بود که در آن جاودانه می‌ماند ﴿23﴾

    (آنان در غفلت به سر می‌برند) تا آنکه آنچه را به آنها وعده داده می‌شود ببینند، پس آن وقت خواهند دانست که چه کسی مدد گارانش ناتوان‌تر و تعدادش کمتر است ﴿24﴾

    بگو: نمی‌دانم آیا آنچه به شما وعده داده می‌شود نزدیک است یا اینکه پروردگارم مدت طولانی برای آن مقرر می‌کند؟ ﴿25﴾

    (چون او) دانای همه رازهای پوشیده است، پس هیچ کسی را بر غیب خود آگاه نمی‌سازد ﴿26﴾

    (مگر کسی از رسولانی که خود بپسندد پس )در این صورت(پیشاپیش و پشت سر او نگهبانی می‌فرستد) ﴿27﴾

    تا بداند که پیغمبران پیام‌های پروردگارشان را رسانده‌اند و (الله) به آنچه که در نزد آنان است احاطه دارد و هر چیزی را با عدد شماره کرده است ﴿28﴾

    مزمل

    Surah 73

    ای جامه بخود پیچیده ﴿1﴾

    شب برخیز مگر اندکی (از آن را) ﴿2﴾

    (برخیز) نیمی از شب یا اندکی از آن کم کن ﴿3﴾

    یا اندکی بر آن بیافزای و قرآن را با تدبر و تأمل و شمرده بخوان ﴿4﴾

    (چون) ما کلام نهایت گران (و موجب مسئولیت را) بر تو القا خواهیم کرد ﴿5﴾

    به يقين شب زنده داری در تزکیه و اصلاح نفس مؤثرتر و در سخن استوارتر است ﴿6﴾

    چون تو در روز مشغولیت و تلاش طولانی داری ﴿7﴾

    و نام پروردگارت را یاد کن و (از هر چیز صرف نظر کرده و) به‌سوی او متوجه شو ﴿8﴾

    (چون) او پروردگار مشرق و مغرب و (همه جهات) است که هیچ معبودی (بر حق) به جز او نیست، پس او را وکیل و کارساز خود قرار ده ﴿9﴾

    و بر آنچه (کفار) می‌گویند صبر کن و به شیوۀ نیکو از ایشان دوری کن ﴿10﴾

    و مرا با این تکذیب کنندگان برخوردار از ناز و نعمت تنها بگذار و آنها را اندکی مهلت ده ﴿11﴾

    (که) نزد ما (سزاهایی چون) زنجیرهای سنگین و آتش سوزان دوزخ است ﴿12﴾

    و (نزد ما) غذایی گلوگیر و عذاب دردناک است ﴿13﴾

    (این عذاب) در روزی خواهد بود که زمین و کوه‌ها بجنبند و کوه‌ها به توده‌های پراگنده و تپه‌های ریگ روان تبدیل می‌گردند ﴿14﴾

    البته ما پیغمبری را که بر شما گواه است به‌سوی شما فرستادیم، چنانکه به‌سوی فرعون پیغمبری فرستادیم ﴿15﴾

    پس فرعون از آن رسول نافرمانی کرد (لذا) او را به سزای سخت گرفتیم ﴿16﴾

    پس اگر کفر ورزید، چگونه خود را از (عذاب) روزی که کودکان را پیر می‌گرداند نگاه می‌دارید؟ ﴿17﴾

    آسمان به سبب (هول) آن روز شق می‌شود (چون) وعدۀ او حتما شدنی است ﴿18﴾

    البته این (قرآن) پند است، پس هرکس که بخواهد راهی به‌سوی پروردگار خود در پیش بگیرد ﴿19﴾

    همانا پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از کسانی که با تو هستند نزدیک به دو سوم شب، یا نصف و یا یک سوم آن را به نماز می‌ایستید. و الله شب و روز را اندازه می‌کند. الله دانست که شما نمی‌توانید حساب آن را داشته باشید، لذا از شما درگذشت، پس آن مقدار از قرآن را (در نماز) بخوانید که برایتان میسر است و الله دانست که برخی از شما بیمار خواهند بود و دیگرانی هم برای به دست آوردن نعمت الله در زمین مسافرت می‌کنند و گروهی دیگر در راه الله جهاد می‌کنند. پس آنچه میسر باشد از آن بخوانید. و نماز را برپا کنید و زکات را بپردازید و به الله قرض الحسنه بدهید (در راه او به اخلاص انفاق کنید). و کارهای نیکی را که برای خودتان پیش می‌فرستید آن را نزد الله بهتر و با پاداش بیشتر خواهید یافت. و از الله مغفرت بخواهید که یقینا الله آمرزندۀ مهربان است ﴿20﴾

    مدثر

    Surah 74

    ای جامه بر خود کشیده ﴿1﴾

    برخیز و (مردم را از عذاب الله) بترسان ﴿2﴾

    و پروردگارت را به بزرگی یاد کن ﴿3﴾

    و لباس‌هایت را پاکیزه دار ﴿4﴾

    و از پلیدی دوری کن ﴿5﴾

    و بخشش مکن تا بیش از آن بخواهی ﴿6﴾

    و برای (رضایت) پروردگارت صبر کن ﴿7﴾

    پس چون در صور دمیده شود ﴿8﴾

    پس آن روز، روزی سخت است ﴿9﴾

    بر کافران آسان نیست ﴿10﴾

    مرا با آن که تنها آفریدمش بگذار ﴿11﴾

    و به او مال فراوان دادم ﴿12﴾

    و پسرانی که (هر وقت در کنارش) حاضرند ﴿13﴾

    و برای او (وسائل زندگی را) از هر نظر آماده ساختم ﴿14﴾

    (با این حال) باز هم طمع دارد که او را بیشتر دهم ﴿15﴾

    هرگز نه، زیرا او در مقابل آیات ما عناد می‌ورزید ﴿16﴾

    (بلکه) به زودی او را به بالا شدن بر گردنۀ سخت مجبور می‌سازم ﴿17﴾

    همانا او (برای مبارزه با قرآن) اندیشید و سنجيد ﴿18﴾

    پس مرگ بر او باد چگونه سنجید!؟ ﴿19﴾

    باز مرگ بر او باد چگونه سنجید؟ ﴿20﴾

    باز نگریست ﴿21﴾

    باز روی ترش کرد و پیشانی در هم کشید ﴿22﴾

    باز پشت گردانید و تکبر کرد ﴿23﴾

    پس گفت: این (قرآن) چیزی جز جادوی نقل شده (از پیشینیان) نیست ﴿24﴾

    و این (قرآن) نیست مگر گفتۀ بشر ﴿25﴾

    (به سزای این سخن) زود است که او را در سقر (دوزخ) داخل کنم ﴿26﴾

    و تو چه می‌دانی که سقر چیست؟ ﴿27﴾

    (سقر چیزی است که) نه باقی می‌گذارد و نه رها می‌کند ﴿28﴾

    تغیر دهنده و سوزانندۀ پوست انسان است ﴿29﴾

    بر آن (دوزخ) نوزده فرشته (محافظ) مقرراند ﴿30﴾

    و ما محافظان دوزخ را جز از فرشتگان قرار ندادیم و شمار آنها را نیز جز وسيلۀ آزمایش کافران قرار ندادیم، تا اهل کتاب يقين کنند (که قرآن کتاب آسمانی است) و تا ایمان مؤمنان بیشتر شود و تا اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا بیماردلان (منافقان) و کافران بگویند: الله از این مثل چه خواسته است؟ الله این چنین هر کس را که بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را که بخواهد هدایت می‌کند. و لشکرهای پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند و این جز اندرزی برای بشر نیست ﴿31﴾

    نه چنین نیست (که کفار می‌پندارند)، قسم به ماه ﴿32﴾

    قسم به شب چون پشت کند ﴿33﴾

    قسم به صبح چون روشن شود ﴿34﴾

    که دوزخ یکی از نشانه‌های بزرگ (قدرت الله) است ﴿35﴾

    در حالیکه ترسانندۀ بشر است ﴿36﴾

    (ترساننده است) برای هر کس از شما که بخواهد پیش رود (در گناه)، یا پس ماند (از نیکی) ﴿37﴾

    هر نفس (هر شخص) در گرو کاری است که انجام داده است ﴿38﴾

    مگر اصحاب دست راست ﴿39﴾

    که آنها در باغها‌اند و می‌پرسند ﴿40﴾

    از مجرمان (کافران) ﴿41﴾

    که شما را چه چیز در دوزخ در آورد؟ ﴿42﴾

    (در جواب) گویند: ما از نمازگزاران نبودیم ﴿43﴾

    و مسکینان را طعام نمی‌دادیم ﴿44﴾

    (بلکه) با آنانی که سخن باطل می‌گفتند (در کفر گویی) فرو می‌رفتیم ﴿45﴾

    و روز جزا را دروغ می‌شمردیم، ﴿46﴾

    تا آن که مرگ به سراغ ما آمد ﴿47﴾

    پس (این تکذیب کنندگان بی‌ایمان را) شفاعت شفاعت کنندگان نفع نرساند ﴿48﴾

    پس آنان را چه شده است که از پند روی گردانند؟ ﴿49﴾

    گویا آنها گوره خرانی رمنده‌اند ﴿50﴾

    که از شیر گریخته‌اند ﴿51﴾

    بلکه هر فردی از آنها می‌خواهد که صحیفه‌های سرگشاده (از سوی الله) به او داده شود ﴿52﴾

    چنین نیست، بلکه ایشان از روز آخرت نمی‌ترسند ﴿53﴾

    واقعا که آن قرآن تذكر (و پند ارزشمند) است ﴿54﴾

    پس هر کس بخواهد آن را یاد کند ﴿55﴾

    و یاد نمی‌کنند مگر اینکه الله بخواهد (و به ایشان توفیق دهد). او (الله) سزاوار تقوی است و او سزاوار آمرزش است ﴿56﴾

    قیامت

    Surah 75

    قسم می‌خورم به روز قیامت ﴿1﴾

    و قسم می‌خورم به نفس ملامت کننده (و پشیمان‌شونده) ﴿2﴾

    آیا انسان گمان می‌کند که استخوان‌هایش را جمع نخواهیم کرد؟ ﴿3﴾

    بلی! (چنین خواهیم کرد) در حالیکه قادریم بر آن که (حتى) سرانگشتان او را (هم) برابر سازیم ﴿4﴾

    بلکه انسان می‌خواهد (با انکار نمودن) راه فسق و فجور را پیش روی خود باز کند ﴿5﴾

    (و به طور استهزا) می‌پرسد: روز قیامت چه وقت است؟ ﴿6﴾

    پس وقتی که چشم‌ها خیره شود ﴿7﴾

    و ماه بی‌نور و تاریک شود ﴿8﴾

    و آفتاب و ماه یکجا جمع شود ﴿9﴾

    و (وقتی روز قیامت برپا شود) انسان می‌گوید: راه گریز کجاست؟ ﴿10﴾

    نه! هرگز جای (گریز و) پناه نیست ﴿11﴾

    (بلکه) در آن روز قرارگاه تنها به‌سوی پروردگار توست ﴿12﴾

    انسان در آن روز به آنچه پیش فرستاده و به آنچه پس گذاشته است خبر داده می‌شود ﴿13﴾

    بلکه انسان به (خوب و بد) نفس خود بیناست ﴿14﴾

    اگرچه (در آن روز) عذرهایی پیش کند ﴿15﴾

    (ای پیغمبر! در وقت نزول وحی) زبانت را حرکت مده تا در یاد کردن آن شتاب کنی ﴿16﴾

    بی‌گمان جمع کردن آن در سینۀ تو و خواندنش بر عهدۀ ماست ﴿17﴾

    پس چون آن را (به زبان جبریل) خواندیم، پس قرائت آن را پیروی کن ﴿18﴾

    باز بیان (حقایق و تفسیر) آن بر عهدۀ ماست ﴿19﴾

    نه، چنین نیست (که می‌گویید) بلکه شما دنیای زودگذر را دوست می‌دارید ﴿20﴾

    و آخرت را ترک می‌کنید ﴿21﴾

    (حال آن که کامیاب و ناکام در آخرت معلوم شود) در آن روز چهره‌هایی شاداب (و خرم) هستند ﴿22﴾

    (چرا که) به پروردگار خود می‌نگرند ﴿23﴾

    و چهره‌هایی در آن روز گرفته (و غمگین) است ﴿24﴾

    (چون) یقین دارند که به معصیت کمرشکن گرفتار می‌شوند ﴿25﴾

    چنین نیست (که ایشان گمان دارند) هنگامی که جان به گلوگاه رسد ﴿26﴾

    و گفته شود: آیا کسی هست که افسون بخواند؟ ﴿27﴾

    و (محتضر) يقين کند که زمان جدایی (روح از بدن) فرا رسیده است ﴿28﴾

    و ساق پا به ساق دیگر بپیچد (که دیگر حرکت نتواند) ﴿29﴾

    آن روز، روز سوق دادنش به‌سوی پروردگار توست ﴿30﴾

    پس (انسان نافرمان) نه تصدیق کرد و نه نماز گزارد ﴿31﴾

    بلکه دروغ شمرد و اعراض نمود ﴿32﴾

    باز متکبرانه و خرامان به‌سوی خانواده‌اش رفت ﴿33﴾

    وای بر تو، باز وای بر تو ﴿34﴾

    باز وای بر تو، وای بر تو ﴿35﴾

    آیا انسان گمان می‌کند که به حال خود گذاشته می‌شود (و با او حساب و کتاب صورت نمی‌گیرد)؟ ﴿36﴾

    آیا او نطفه‌ای از منی که در رحم ریخته شده، نبود؟ ﴿37﴾

    باز خون بسته‌ای بود که (الله آن را) آفرید باز (خلقت او را) استوار و برابر کرد ﴿38﴾

    پس از آن (قطرۀ منی) دو جفت مرد و زن را آفرید ﴿39﴾

    و آیا همین (آفرینندۀ انسان‌ها از منی) قادر نیست که (بار دوم) مُرده‌ها را زنده کند؟ ﴿40﴾

    انسان

    Surah 76

    آیا بر انسان مدتی از زمان گذشت که چیزی قابل ذکر نبود ﴿1﴾

    البته ما انسان را آمیخته از نطفه (مرد و زن) آفریده‌ایم، تا او را بیازمائیم (لذا) او را شنوای بینا گردانیدیم ﴿2﴾

    البته ما به انسان راه راست را نشان دادیم، خواه شکرگزار باشد، خواه ناشکر ﴿3﴾

    (لیکن) ما برای کفار زنجیرها و طوق‌ها و آتش سوزان را آماده کرده‌ايم ﴿4﴾

    و البته نیکان از جامی می‌نوشند که با کافور آمیخته شده است ﴿5﴾

    چشمه‌ای که بندگان نیک الله از آن می‌نوشد، هرگونه بخواهند آن را جاری می‌سازند ﴿6﴾

    (علامت آن بندگان الله این است که) به نذرهای خود وفا می‌کنند و از روزی می‌ترسند که شرش عام و گسترده است ﴿7﴾

    و طعام را با وجود محبت و حاجت خود، به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند ﴿8﴾

    (و می‌گویند) ما برای رضای الله به شما طعام می‌دهیم و از شما هیچ پاداش و تشکری نمی‌خواهیم ﴿9﴾

    البته ما از پروردگار ما می‌ترسیم در روزی که ترش روی و دشوار است ﴿10﴾

    پس الله آن‌ها را از شر و ضرر آن روز حفظ کرد و به آن‌ها درخشانی چهره و خرمی بخشید ﴿11﴾

    و در مقابل صبرشان (الله) باغ و (لباس‌های) ابریشمی به آنان پاداش می‌دهد ﴿12﴾

    در حالی که بر تخت‌ها تکیه زده‌اند، نه (گرمی) آفتاب و نه (سوز) سرما را در آن جا می‌بینند ﴿13﴾

    و سایه‌های آن (درختان جنت) به ایشان نزدیک است و میوه‌هایش در دسترس (شان) قرار داده شود ﴿14﴾

    و بر آن‌ها ظرف‌های نقره‌ای و جام‌های بلورین گردانیده می‌شود ﴿15﴾

    بلورهای از نقره، که آن را به اندازه‌های (متفاوت) اندازه‌گیری کرده‌اند ﴿16﴾

    و در آن جا جام شرابی نوشانیده می‌شوند که آمیختۀ آن از چشمۀ زنجبیل است ﴿17﴾

    چشمۀ است در جنت که سلسبیل نامیده می‌شود ﴿18﴾

    و پسران همیشه جوان (برای خدمت) بر آنان می‌گردند و چون ایشان را ببینی، آنان را مرواریدهای پراگنده می‌پنداری ﴿19﴾

    و چون آن جا را نگاه کنی، نعمت فراوان و پادشاهی بزرگ را می‌بینی ﴿20﴾

    بر تن آن‌ها (جنتیان) لباس‌های ابریشم نازک و ابریشم ضخیم است و با دستبندهای از نقره آراسته شده‌اند، و پروردگارشان شراب پاکیزه به آن‌ها می‌نوشاند ﴿21﴾

    البته این (نعمت‌ها) پاداش (اعمال) شما است و سعی‌تان مورد سپاس (و قابل تقدیر) است ﴿22﴾

    البته ما قرآن را به تدریج بر تو نازل کرده‌ایم ﴿23﴾

    پس بر حکم پروردگارت صابر باش و گناهکار یا ناسپاس آنان را اطاعت مکن ﴿24﴾

    و نام پروردگارت را در هر صبح و شام یاد کن ﴿25﴾

    و در حصه‌ای از شب برای الله نماز بگذار و در حصۀ طولانی از شب او را به پاکی یاد کن ﴿26﴾

    بی‌گمان ایشان دنیای زودگذر را دوست می‌دارند و روز دشوار آخرت را پشت سر خویش می‌نهند ﴿27﴾

    ما آن‌ها را آفریدیم و آفرینش آن‌ها را استوار و محکم کردیم و هر وقت بخواهیم مانند آن‌ها انسان‌های دیگری را جایگزین‌شان می‌کنیم ﴿28﴾

    یقیناً این (تعلیمات قرآن)، یادآوری و پندی است؛ پس هرکس بخواهد راهی را به‌سوی پروردگارش برگزیند ﴿29﴾

    شما نمی‌توانید (چیزی را) بخواهید مگر این که الله بخواهد، بی‌گمان الله دانای باحکمت است ﴿30﴾

    (لذا) در رحمت خود کسی را که بخواهد داخل می‌کند و برای ظالم‌ها (که مستحق رحمت نیستند) عذاب دردناک را آماده کرده‌ایم ﴿31﴾

    مرسلات

    Surah 77

    قسم به بادهای فرستاده شده‌ای پی در پی ﴿1﴾

    (باز) قسم به بادهای تیز وزنده ﴿2﴾

    و قسم به بادهای که ابرها را منتشر می‌کنند (برای باریدن باران) ﴿3﴾

    باز قسم به فرشتگان فرق‌کننده (بین حق و باطل) ﴿4﴾

    پس قسم به فرشتگان القا کنندۀ وعظ و وحی ﴿5﴾

    برای رفع عذر یا بیم دادن (از عذاب الله) ﴿6﴾

    که البته آنچه وعده داده می‌شوید (از جزا و سزا) واقع شدنی است ﴿7﴾

    پس وقتی که ستاره‌ها بی‌نور و محو شوند ﴿8﴾

    و وقتی که آسمان شگافته شود ﴿9﴾

    و وقتی که کوه‌ها ریشه کن و پراگنده شوند ﴿10﴾

    و وقتی که برای (جمع شدن) پیغمبران وقت تعیین شود ﴿11﴾

    برای کدام روزی پس انداخته شده‌اند؟ ﴿12﴾

    برای روز فیصله (به دادگاه الهی پس انداخته شده‌اند) ﴿13﴾

    و تو چه می‌دانی که روز فیصله چیست؟ ﴿14﴾

    در آن روز وای بر تکذیب‌کنندگان ﴿15﴾

    آیا ما پیشینیان (مجرم) را هلاک نکردیم؟ ﴿16﴾

    باز پسينيان [مجرم‌] را در پی آنان می‌آوریم ﴿17﴾

    ما با مجرمان اینگونه رفتار می‌کنیم ﴿18﴾

    در آن روز وای بر تکذیب‌کنندگان ﴿19﴾

    آیا شما را از آب حقیر (منی) نیافریدیم؟ ﴿20﴾

    باز آن را در قرارگاه محفوظ و استوار (رحم مادر) قرار دادیم ﴿21﴾

    تا مدتی معین ﴿22﴾

    پس اندازه کردیم (برای بودنِ آن در رحم مادر) پس ما چه خوب اندازه‌کنندگانیم ﴿23﴾

    در آن روز وای بر تکذیب‌کنندگان ﴿24﴾

    آیا زمین را جمع‌کننده نگردانیدیم؟ ﴿25﴾

    (برای) زنده‌ها و مرده‌ها؟ ﴿26﴾

    و در آن کوه‌های بلند قرار دادیم و به شما (از زمین) آب شیرین نوشانیدیم ﴿27﴾

    در آن روز وای بر تکذیب‌کنندگان ﴿28﴾

    (به مجرمان گویند) بروید به‌سوی آنچه که آن را دروغ می‌شمردید ﴿29﴾

    بروید به‌سوی سایۀ سه شاخه (سایۀ آتش دوزخ) ﴿30﴾

    (آن سایه) نه سردی دارد و نه گرمی شعلۀ آتش را دفع می‌کند ﴿31﴾

    آتش پاره‌هایی از خود بیرون می‌اندازد که مانند قصر (بزرگ) است ﴿32﴾

    گویی شعله‌های آن (در بزرگی) مانند شترهای زردرنگ است ﴿33﴾

    در آن روز وای بر تکذیب‌کنندگان ﴿34﴾

    این روزی است که (کفار) نمی‌توانند سخن بگویند ﴿35﴾

    و به آنان اجازه داده نمی‌شود تا عذرخواهی کنند ﴿36﴾

    در آن روز وای بر تکذیب‌کنندگان ﴿37﴾

    (و گفته شود) این روز روزِ فیصله است که شما و مردمان پیشین را جمع کردیم ﴿38﴾

    پس اگر حیله‌ای دارید پس به کار گیرید ﴿39﴾

    در آن روز وای بر تکذیب‌کنندگان ﴿40﴾

    البته پرهیزگاران در سایه‌ها و چشمه‌ها قرار دارند ﴿41﴾

    و از هر نوع میوه که بخواهند ﴿42﴾

    (به آن‌ها گفته شود که) بخورید و بنوشید خوشگوار به پاداش آنچه (در دنیا) می‌کردید ﴿43﴾

    همانا ما اینطور نیکوکاران را پاداش می‌دهیم ﴿44﴾

    در آن روز وای بر تکذیب‌کنندگان ﴿45﴾

    (به تکذیب‌کنندگان گفته می‌شود) بخورید و بهره گیرید اندک، یقیناً شما مجرمید ﴿46﴾

    در آن روز وای بر تکذیب‌کنندگان ﴿47﴾

    و چون به آنان گفته شود به رکوع بروید نمی‌توانند به رکوع بروند ﴿48﴾

    در آن روز وای بر تکذیب‌کنندگان ﴿49﴾

    پس بعد از این (انکار قرآن) به کدام سخن ایمان می‌آورند؟ ﴿50﴾

    نبا

    Surah 78

    دربارۀ چه از یکدیگر می‌پرسند؟ ﴿1﴾

    از خبر بزرگ (می‌پرسند) ﴿2﴾

    (خبری) که آن‌ها در آن اختلاف دارند ﴿3﴾

    چنین نیست (آن خبر را عنقریب) خواهند دانست ﴿4﴾

    (باز می‌گویم) چنین نیست (آن خبر را عنقریب) خواهند دانست ﴿5﴾

    (برپا کردن قیامت به ما چه مشکل است؟) آیا ما زمین را بستر نگردانیده‌ایم؟ ﴿6﴾

    و کوه‌ها را (همچون) میخ‌ها (نگردانیده‌ایم)؟ ﴿7﴾

    و شما را جفت (نر و ماده) آفریدیم ﴿8﴾

    و خواب‌تان را سبب آرامش قرار دادیم ﴿9﴾

    و شب را (مانند لباس) پوششی گردانیدیم ﴿10﴾

    و روز را وقتِ تلاش و معاش گردانیدیم ﴿11﴾

    و بالای سر شما هفت آسمانِ محکم بنا نمودیم ﴿12﴾

    و (آفتاب را) چراغ فروزان و درخشنده ساختیم ﴿13﴾

    و از ابرهای متراکم و فشرده آبِ فراوان نازل کردیم ﴿14﴾

    تا به وسیله آن دانه و گیاه را بیرون آریم ﴿15﴾

    و باغ‌های درهم‌پیچیده و انبوه را نیز (آفریدیم) ﴿16﴾

    یقیناً روز فیصله، وقت مقرر و معین است ﴿17﴾

    روزی که در صور دمیده شود، پس (به دربار پروردگارتان) گروه گروه بیایید ﴿18﴾

    و آسمان گشوده شود و به صورت دروازه‌هایی باز درآید ﴿19﴾

    و کوه‌ها روان شوند و مانند سراب گردند ﴿20﴾

    البته دوزخ در انتظار (مردم سرکش) است ﴿21﴾

    و برای سرکشان جای بازگشت است ﴿22﴾

    در آن جا مدت طولانی می‌مانند ﴿23﴾

    در آن جا نه سردی می‌چشند و نه نوشیدنی گوارائی می‌نوشند ﴿24﴾

    مگر آب جوش و زرداب زخم دوزخیان را ﴿25﴾

    این جزایی است مناسب و موافق (حال و وضعیت آن‌ها) ﴿26﴾

    (چون) آن‌ها (در دنیا) حساب روز قیامت را امید نداشتند ﴿27﴾

    و آیات ما را به شدت تکذیب کردند ﴿28﴾

    ولی ما هرچیز را با نوشتن حفظ نموده‌ایم ﴿29﴾

    پس (برای‌شان گفته می‌شود که) بچشید عذاب را، چون هرگز به شما جز عذاب نخواهیم افزود ﴿30﴾

    البته برای پرهیزگاران کامیابی بزرگ است ﴿31﴾

    و باغ‌ها، و درختانِ انگور ﴿32﴾

    و دختران نوجوان و هم‌سال ﴿33﴾

    و پیاله‌ای پر از شراب ﴿34﴾

    در آن جا سخن بیهوده و دروغ نمی‌شنوند ﴿35﴾

    این پاداش از سوی پروردگار تو (است) پاداش و بخششی از روی حساب ﴿36﴾

    پروردگار آسمان‌ها و زمین و هرچه در بین آن دو قرار دارد که او بسیار مهربان است، (با این وصف از عظمت او) نمی‌توانند با او سخنی بگویند ﴿37﴾

    روزی که جبرئیل و دیگر فرشته‌ها (به دربار الله) صف‌بسته می‌ایستند، سخن نمی‌گویند، مگر کسی که پروردگار مهربان به او اجازه دهد و او نیز سخن حق و درست بگوید ﴿38﴾

    آن روز، روز حق (و راست) است، پس هرکه بخواهد نجات یابد (عمل درست انجام دهد) که در روز قیامت به‌سوی او بازمی‌گردد ﴿39﴾

    البته ما شما را از عذاب نزدیک ترسانیدیم، روزی که انسان آنچه را با دستان خویش پیش فرستاده است می‌بیند و کافر می‌گوید: ای کاش من خاک می‌بودم ﴿40﴾

    نازعات

    Surah 79

    قسم به فرشته‌های که ارواح کافران را به سختی می‌گیرند ﴿1﴾

    و قسم به فرشته‌های که ارواح مؤمنان را به آسانی می‌گیرند ﴿2﴾

    و قسم به فرشتگانی که (در اجرای اوامر الهی) به سرعت شناورند ﴿3﴾

    پس قسم به فرشتگانی که (در اجرای اوامر الهی) از یکدیگر سبقت می‌گیرند ﴿4﴾

    باز قسم به فرشتگانی که همۀ کارها را تدبیر می‌کنند ﴿5﴾

    روزی که زلزلۀ سخت همه چیز را به لرزه درمی‌آورد ﴿6﴾

    به تعقیب آن لرزۀ دیگر واقع شود ﴿7﴾

    برخی از دل‌ها (در آن روز) ترسان و لرزان است ﴿8﴾

    (و) چشم‌های ایشان پایین افتاده است ﴿9﴾

    می‌گویند: آیا ما دوباره بازگردانیده می‌شویم (به حالت نخستین؟) ﴿10﴾

    آیا (باز زنده می‌شویم که) استخوان‌های پوسیده شویم؟ ﴿11﴾

    گویند (اگر چنین باشد) آن زندگی زیانبار خواهد بود ﴿12﴾

    (الله در جواب آن‌ها فرمود): جز این نیست که آن تنها آواز بلند است ﴿13﴾

    پس ناگهان در میدان محشر (که جای بی‌خوابی است) حاضر شوند ﴿14﴾

    آیا داستانِ (دعوت) موسی به تو رسیده است؟ ﴿15﴾

    وقتی که پروردگارش او را در وادی پاک طوی صدا کرد ﴿16﴾

    (به او گفت): به‌سوی فرعون برو که سرکشی و طغیان کرده است ﴿17﴾

    پس به او بگو: آیا می‌خواهی که (از کفر) پاک شوی؟ ﴿18﴾

    و تو را به‌سوی پروردگارت راهنمائی کنم تا (بعد از شناختن پروردگارت) بترسی (و ایمان آوری و سرکشی نکنی) ﴿19﴾

    پس (موسی) معجزۀ بزرگ را به او نشان داد ﴿20﴾

    اما او دروغ شمرد و نافرمانی کرد ﴿21﴾

    باز پشت کرد (از مجلس موسی و برای فساد) سعی می‌نمود ﴿22﴾

    پس (ساحران را) جمع کرد و اعلان نمود ﴿23﴾

    پس گفت: من پروردگار بزرگتر شما هستم ﴿24﴾

    پس الله او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار کرد ﴿25﴾

    یقیناً در این (ماجرا) برای کسی که (از عذاب الله) بترسد، عبرت است ﴿26﴾

    آیا (دوباره) آفریدن شما سخت‌تر است یا آفریدن آسمانی که او (الله) آن را بنا کرده؟ ﴿27﴾

    و بلندی آن را بر افراشت، پس آن را استوار و برابر کرد ﴿28﴾

    و شبش را تاریک و روزش را روشن گردانید ﴿29﴾

    و بعد از آن زمین را هموار نمود ﴿30﴾

    از آن (زمین) آب و چراگاهش را بیرون کرد ﴿31﴾

    و کوه‌ها را (بر زمین) محکم و پابرجا کرد ﴿32﴾

    (این همه را پیدا کرد) برای منفعت شما و چهارپایان‌تان ﴿33﴾

    پس وقتی که بزرگ‌ترین حادثۀ (قیامت) بیاید ﴿34﴾

    روزی که انسان آن کوشش خود را (در دنیا) به یاد می‌آورد ﴿35﴾

    و دوزخ برای هر بیننده‌ای آشکار و نمایان شود ﴿36﴾

    اما هر کسی طغیان و سرکشی کرد ﴿37﴾

    و زندگانی دنیا را (بر آخرت) ترجیح داد ﴿38﴾

    پس یقیناً دوزخ جایگاه اوست ﴿39﴾

    و اما کسی که از ایستادن در حضور پروردگارش ترسید و نفسش را از هوی و هوس باز داشت ﴿40﴾

    پس یقیناً جنت جایگاه اوست ﴿41﴾

    دربارۀ قیامت از تو می‌پرسند که چه وقتی برپا می‌شود؟ ﴿42﴾

    تو را چه خبر از (وقت برپا شدن) آن ﴿43﴾

    پایان و سرانجام آن با پروردگار توست ﴿44﴾

    تو تنها بیم‌دهندۀ کسی هستی که از آن (قیامت) می‌ترسد ﴿45﴾

    روزی که آن را می‌بینند، گویا که آنان جز (به قدر) شب یا چاشتی (در دنیا و برزخ) درنگ نکرده‌اند ﴿46﴾

    عبس

    Surah 80

    روی ترش کرد و اعراض نمود ﴿1﴾

    به این که نزد او نابینا آمد ﴿2﴾

    و تو چه دانی که او شاید در پی پاکی باشد ﴿3﴾

    یا پند گیرد، پس آن پند به او سودی رساند ﴿4﴾

    اما کسی که خود را بی‌نیاز می‌داند ﴿5﴾

    پس تو در پی او شدی؟ ﴿6﴾

    و اگر او (شخص بی‌نیاز) پاک هم نشود، گناهی بر تو نیست ﴿7﴾

    و اما کسی که شتابان نزد او آمد ﴿8﴾

    در حالی که (از الله) می‌ترسید ﴿9﴾

    پس تو (به دیگران مشغول شده) از وی روی‌گردان می‌شوی ﴿10﴾

    چنین نیست (که آن‌ها می‌پندارند) یقیناً قرآن وسیله‌ای پند است ﴿11﴾

    پس هرکس (پند) بخواهد باید آن را یاد کند ﴿12﴾

    (همانا آیات قرآن) در صحیفه‌های قدرمند درج و محفوظ است ﴿13﴾

    که بلندمرتبه و پاکیزه است ﴿14﴾

    به دستِ نویسندگان ﴿15﴾

    بزرگوار و نیک‌کردار ﴿16﴾

    مرگ بر این انسان (کافر و سرکش)، چه ناشکر است ﴿17﴾

    (دقت نکرده که) الله او را از چه چیز آفریده است؟ ﴿18﴾

    از نطفه (قطرۀ منی در رحم مادر) او را آفرید، پس (اندازۀ ماندن او در رحم مادر را) مقرر کرد ﴿19﴾

    باز راه را برای او آسان گردانید ﴿20﴾

    باز (بعد از پایان‌یافتن عمر) او را می‌میراند و در قبر می‌نهد ﴿21﴾

    باز هر وقتی که بخواهد او را زنده می‌کند ﴿22﴾

    نه! آنچه را که به او فرمان داده بود انجام نداد ﴿23﴾

    پس باید انسان به غذای خود بنگرد ﴿24﴾

    (که) ما آب را به فراوانی فرو ریختیم ﴿25﴾

    باز زمین را به خوبی شگافتیم ﴿26﴾

    پس در زمین دانه‌ها را رویانیدیم ﴿27﴾

    و (درخت‌های) انگور و سبزیجات را ﴿28﴾

    و (درخت‌های) زیتون و خرما را ﴿29﴾

    و باغ‌های پر درخت را ﴿30﴾

    و میوه‌ها و علف‌زارها (چراگاه‌ها) را ﴿31﴾

    (این همه را آفریدیم) برای نفع شما و حیواناتِ شما ﴿32﴾

    پس چون آواز سخت و هولناک (قیامت) بیاید ﴿33﴾

    روزی که انسان از برادر خود می‌گریزد ﴿34﴾

    و از مادر و پدر خود ﴿35﴾

    و از زن و فرزند خود ﴿36﴾

    (چون) هرکس از آنان در آن روز حالتی دارد که برایش کفایت می‌کند ﴿37﴾

    در آن روز چهره‌هایی شاد و درخشانند ﴿38﴾

    و خوش و خندانند ﴿39﴾

    و در آن روز چهره‌هایی است که بر آن‌ها غبار نشسته است ﴿40﴾

    چهرۀ آن‌ها را سیاهی و تاریکی پوشانده است ﴿41﴾

    این‌ها همان گروه کافرِ بدکار‌اند ﴿42﴾

    تکویر

    Surah 81

    وقتی که آفتاب پیچانیده شود (بی‌نور گردد) ﴿1﴾

    و وقتی که ستاره‌ها بی‌نور و تاریک شوند ﴿2﴾

    و وقتی که کوه‌ها را روان سازند ﴿3﴾

    و وقتی که ماده شترانِ باردار معطل گذاشته شوند ﴿4﴾

    و وقتی که حیوانات وحشی حشر شوند ﴿5﴾

    و وقتی که بحرها به جوش آیند ﴿6﴾

    و وقتی که اجساد را با ارواح یکجا کنند ﴿7﴾

    و وقتی که از دختر زنده به گورشده پرسیده شود ﴿8﴾

    (که) به کدام گناه کشته شده است؟ ﴿9﴾

    و وقتی که نامه‌های اعمال گشوده شود ﴿10﴾

    و وقتی که آسمان از جای کنده شود ﴿11﴾

    و وقتی که دوزخ شعله‌ور شود ﴿12﴾

    و وقتی که جنت (برای اهلش) نزدیک آورده شود ﴿13﴾

    هرکس آنچه (از نیکی و بدی) را که آماده (و حاضر) کرده است بداند ﴿14﴾

    پس قسم به ستاره‌های که بازمی‌گردند ﴿15﴾

    (ستارگان) حرکت کننده (باز در افق) نهان شونده ﴿16﴾

    و قسم به شب چون برود ﴿17﴾

    و قسم به صبح چون بدمد ﴿18﴾

    یقیناً (قرآن) سخن رسول گرامی است ﴿19﴾

    (که) او نیرومند است و در بارگاه صاحب عرش (الله) دارای منزلت والایی است ﴿20﴾

    از او فرمان می‌برند، در آن جا (او) امین است ﴿21﴾

    و هم صحبت شما (محمد) دیوانه نیست ﴿22﴾

    و البته (او) آن (فرشته) را در کنارۀ آشکار آسمان دید ﴿23﴾

    و او بر رسانیدن سخن‌های غیب بخیل نیست ﴿24﴾

    و قرآن سخن شیطانِ رانده‌شده نیست ﴿25﴾

    پس (قرآن را گذاشته) به کجا می‌روید؟ ﴿26﴾

    آن قرآن جز پند و اندرز برای جهانیان نیست ﴿27﴾

    برای کسی از شما که بخواهد (کردارش) به راه راست، مستقیم شود ﴿28﴾

    و شما چیزی را نمی‌خواهید مگر آن که الله، پروردگار جهانیان آن را بخواهد ﴿29﴾

    انفطار

    Surah 82

    وقتی که آسمان شگافته شود ﴿1﴾

    و وقتی که ستاره‌ها پراگنده (تاریک) شوند ﴿2﴾

    و وقتی که دریاها جاری شوند ﴿3﴾

    و وقتی که قبرها سر و زیر شوند (و مرده‌ها زنده شوند) ﴿4﴾

    هر شخص آنچه را پیش فرستاده و آنچه را که پس گذاشته است بداند ﴿5﴾

    ای انسان! چه چیزی تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته (و فریب داده) است؟ ﴿6﴾

    آن که تو را آفرید، پس (اندام) تو را برابر و معتدل کرد ﴿7﴾

    به هر شکلی (و صورتی) که خواست تو را ترتیب کرد ﴿8﴾

    چنین نیست (که می‌گویید) بلکه شما سزا را دروغ می‌شمارید ﴿9﴾

    در حالی که بر شما نگهبانانی مقرر شده است ﴿10﴾

    نویسندگان بزرگوار (اند) ﴿11﴾

    هرچه را می‌کنید، می‌دانند ﴿12﴾

    البته نیکوکاران در نعمت‌ها و (جنت)‌اند ﴿13﴾

    و البته بدکاران در دوزخ‌اند ﴿14﴾

    که در روز جزا به آن داخل خواهند شد ﴿15﴾

    و آنان هیچگاه از آن دور (بیرون) نمی‌شوند ﴿16﴾

    تو چه می‌دانی که روز جزا چیست؟ ﴿17﴾

    باز (گفته می‌شود که) تو چه می‌دانی که روز جزا چیست؟ ﴿18﴾

    روزی که هیچ کسی برای دیگری نمی‌تواند کاری بکند و در آن روز فرمان، فرمانِ الله است (و بس) ﴿19﴾

    مطففین

    Surah 83

    وای بر کم‌کنندگان (حقوق مردم) ﴿1﴾

    کسانی که وقتی از مردم پیمانه بگیرند به تمام و کمال می‌گیرند ﴿2﴾

    و چون به ایشان پیمانه دهند یا وزن کنند، کم می‌کنند ﴿3﴾

    آیا به این گمان نیستند (و نمی‌دانند) که دوباره زنده می‌شوند ﴿4﴾

    برای روزی بس بزرگ؟ ﴿5﴾

    روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان (برای جواب دادن) می‌ایستند ﴿6﴾

    چنین نیست (که آنان گمان دارند) البته عمل‌نامۀ بدکاران در سجّین (درج) است ﴿7﴾

    و تو چه می‌دانی که سجّین چیست؟ ﴿8﴾

    کتاب نوشته شده است ﴿9﴾

    وای بر تکذیب‌کنندگان (منکران) در آن روز ﴿10﴾

    آنانی که روز جزا را انکار می‌کنند ﴿11﴾

    و تکذیب (و انکار) نمی‌کند روز جزا را مگر هر تجاوزگر گنهگار ﴿12﴾

    چون آیات ما بر او خوانده شود می‌گوید: این افسانه‌های پیشینیان است ﴿13﴾

    چنین نیست، بلکه آنچه می‌کردند (از کفر و معاصی) بر دل‌هایشان زنگ نهاده است ﴿14﴾

    چنین نیست؛ بی‌گمان آنان آن روز از (دیدار) پروردگارشان در حجاب‌اند ﴿15﴾

    باز بی‌گمان آن‌ها در دوزخ داخل خواهند شد ﴿16﴾

    باز (برای‌شان) گفته خواهد شد که این همان عذابی است که آن را دروغ می‌دانستید ﴿17﴾

    چنین نیست، حقا که عمل‌نامۀ نیکان در علیین (درج) است ﴿18﴾

    و تو چه می‌دانی که علیین چیست؟ ﴿19﴾

    کتاب نوشته شده است ﴿20﴾

    مقربان (دربار الهی) در آن جا حضور می‌یابند ﴿21﴾

    بی‌گمان نیکان در نعمت‌ها‌اند ﴿22﴾

    بر تخت‌ها نشسته (تکیه زده و) می‌نگرند ﴿23﴾

    (تو ای مخاطب) خوشی و خرمیِ نعمت را در چهره‌هایشان می‌بینی ﴿24﴾

    از شراب خالص و مهر شده، نوشانیده می‌شوند ﴿25﴾

    مهر آن مشک است. و رغبت‌کنندگان باید در (حصول) این نعمت رغبت کنند ﴿26﴾

    و مخلوط آن از تسنیم است ﴿27﴾

    (تسنیم) چشمه‌ای است که مقربان از آن می‌نوشند ﴿28﴾

    بی‌گمان گناهکاران (در دنیا) به مؤمنان می‌خندیدند ﴿29﴾

    و هرگاه مسلمانان از کنار آن‌ها می‌گذشتند (به طور استهزا با چشم و ابرو) به یکدیگر اشاره می‌کردند ﴿30﴾

    و هنگامی که گناهکاران به خانوادۀ خود بازمی‌گشتند، شادمان برمی‌گشتند ﴿31﴾

    و چون مؤمنان را می‌دیدند می‌گفتند: یقیناً این گروه گمراه‌اند ﴿32﴾

    در حالی که بر آنان (مؤمنان) نگهبانان فرستاده نشده‌اند ﴿33﴾

    پس امروز (روز قیامت) مؤمنان بر کافران می‌خندند ﴿34﴾

    بر تخت‌ها نشسته (تکیه زده و) می‌نگرند ﴿35﴾

    و (می‌پرسند) آیا به کافران سزای کارهایی که می‌کردند داده شده است؟ ﴿36﴾

    انشقاق

    Surah 84

    وقتی که آسمان بشگافد (و پاره پاره شود) ﴿1﴾

    و حکم پروردگار خود را فرمان برد که چنین سزاوار است ﴿2﴾

    و وقتی که زمین کشیده و هموار گردد ﴿3﴾

    و آنچه در آن است بیرون اندازد و تهی گردد ﴿4﴾

    و حکم پروردگار خود را فرمان برد که چنین سزاوار است ﴿5﴾

    ای انسان! یقیناً تو با تلاش و رنج فراوان به‌سوی پروردگارت رهسپاری و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد ﴿6﴾

    (پس از ملاقات) کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود ﴿7﴾

    پس به آسانی با او حساب خواهد شد ﴿8﴾

    و شادمان به‌سوی خانوادۀ خود بازمی‌گردد ﴿9﴾

    اما کسی که نامۀ اعمالش از پشت سر (به دست چپ) او داده شود ﴿10﴾

    پس با داد و فریاد هلاکت را می‌طلبد ﴿11﴾

    و وارد دوزخ خواهد شد ﴿12﴾

    چون او (در دنیا) در میان خانوادۀ خود شادمان (و غافل از آخرت) بود ﴿13﴾

    و چون او گمان می‌کرد که هرگز (به سوی الله) باز نمی‌گردد ﴿14﴾

    آری! (بازگشت به‌سوی الله حق است) به درستی که پروردگارش به او بیناست ﴿15﴾

    پس قسم به شفق (سرخی بعد از غروب آفتاب) ﴿16﴾

    و قسم به شب و آنچه (در زیر سیاهی خود) جمع می‌کند ﴿17﴾

    و قسم به ماه چون کامل گردد ﴿18﴾

    که همیشه از یک حالت به حالت دیگر درآیید ﴿19﴾

    پس کفار را چه شده که ایمان نمی‌آرند؟ ﴿20﴾

    و هرگاه قرآن بر آن‌ها خوانده شود، سجده نمی‌کنند (منقاد نمی‌شوند) ﴿21﴾

    (سجده کردن چه که) بلکه کفار قرآن را تکذیب می‌کنند ﴿22﴾

    و الله به آنچه در دل دارند عالم‌تر است ﴿23﴾

    پس آن‌ها را به عذاب دردناک مژده ده ﴿24﴾

    مگر آنانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک انجام داده‌اند که برای آن‌ها اجر و ثوابی ابدی و قطع ناشدنی است ﴿25﴾

    بروج

    Surah 85

    قسم به آسمانی که دارای برج‌هاست ﴿1﴾

    و قسم به روز موعود (روز قیامت) ﴿2﴾

    و قسم به شاهد (روز جمعه)، و قسم به مشهود (روز عرفه) ﴿3﴾

    اهل خندق‌ها کشته شدند ﴿4﴾

    خندق‌های پر از آتش و دارای هیزم فراوان ﴿5﴾

    وقتی که بر آن (خندق‌ها) نشسته بودند ﴿6﴾

    و آن‌ها بر آنچه با مؤمنان می‌کردند حاضر بودند ﴿7﴾

    و آن‌ها از مؤمنان انتقام نگرفتند مگر این که به الله غالب و ستوده ایمان آورده بودند ﴿8﴾

    آن ذاتی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین خاص از اوست و الله بر همه چیز گواه و آگاه است ﴿9﴾

    یقیناً آنانی که مردان و زنان مؤمن را در فتنه انداختند (عذاب دادند) باز توبه نکردند، پس برای آن‌ها عذاب دوزخ و همچنین عذاب سوزنده است ﴿10﴾

    البته آنانی که ایمان آوردند و کارهای نیک کردند باغ‌هایی دارند که از زیر آن جوی‌ها روان است. این است پیروزی بزرگ ﴿11﴾

    (لیکن به یاد داشته باش که) البته گرفتِ پروردگار تو بسیار سخت است ﴿12﴾

    چون او (آفرینش) را آغاز می‌کند و (بار دوم نیز) او (زندگی هرچیز را) بازمی‌گرداند ﴿13﴾

    و او آمرزنده و دوستدار مؤمنان است ﴿14﴾

    و اوست صاحب عرش دارای مجد و عظمت ﴿15﴾

    هرچه را بخواهد حتماً انجام می‌دهد ﴿16﴾

    آیا قصۀ آن لشکرها (که هلاک شدند) به تو رسیده است؟ ﴿17﴾

    (لشکریان) فرعون و ثمود ﴿18﴾

    (اما کفار از قصه‌های قرآن عبرت نمی‌گیرند)، بلکه کافران همیشه در پی تکذیب قرآن‌اند ﴿19﴾

    و لیکن الله از هر طرف بر آن‌ها احاطه دارد ﴿20﴾

    (قرآن قابل تکذیب نیست)، بلکه قرآن کتابی بزرگوار و عالی‌قدر است ﴿21﴾

    که در لوح المحفوظ (لوحۀ که از دسترسِ مخلوقات محفوظ است) ثبت است ﴿22﴾

    طارق

    Surah 86

    قسم به آسمان، و قسم به طارق (یعنی ستاره ظاهرشونده در شب) ﴿1﴾

    تو چه می‌دانی که طارق چیست؟ ﴿2﴾

    آن ستارۀ درخشنده است ﴿3﴾

    کسی نیست مگر آن که بر او نگهبانی است ﴿4﴾

    پس باید انسان بنگرد که از چه آفریده شده است؟ ﴿5﴾

    از آب (منی) زودریزنده آفریده شده است ﴿6﴾

    که از میان استخوان پشت (مرد) و استخوان سینه (زن) بیرون می‌شود ﴿7﴾

    لذا الله بر بازگردانیدن (یعنی دوباره زنده کردنِ) انسان‌ها قادر است ﴿8﴾

    روزی که رازهای پوشیده ظاهر شود ﴿9﴾

    پس در آن روز (برای انسان) هیچ قوتی و هیچ یاری‌دهنده‌ای نیست ﴿10﴾

    قسم به آسمان باران‌دار ﴿11﴾

    و قسم به زمین شگافنده (برای رویانیدن نباتات) ﴿12﴾

    که قرآن کلام فیصله‌کننده (بین حق و باطل) است ﴿13﴾

    و سخن بیهوده و شوخی نیست ﴿14﴾

    البته آن‌ها (کفار) سخت نیرنگ می‌کنند ﴿15﴾

    و من نیز (برای مجازات‌شان) چاره‌اندیشی می‌کنم ﴿16﴾

    پس کافران را مهلت ده (تا فکر کنند و) زمانِ اندک آن‌ها را رها کن ﴿17﴾

    اعلی

    Surah 87

    نام پروردگار بلندمرتبه‌ات را به پاکی یاد کن ﴿1﴾

    کسی که آفرید (هرچیز را)، پس (آن را) استوار و برابر کرد ﴿2﴾

    و کسی که اندازه را (برای هر چیز) مقرر کرد باز هدایت نمود ﴿3﴾

    و کسی که (از زمین‌های علف‌زار) چراگاه را رویانید ﴿4﴾

    باز آن را خشک و سیاه ساخت ﴿5﴾

    ما بر تو (قرآن را) می‌خوانیم، پس تو دیگر فراموش نخواهی کرد ﴿6﴾

    مگر آنچه را که الله خواسته باشد (از دلت فراموش می‌کند)، چون الله آشکار و آنچه که پوشیده است می‌داند ﴿7﴾

    و تو را برای شریعت آسان آماده می‌کنیم ﴿8﴾

    پس پند ده (مردم را) اگر پند دادن مفید افتد ﴿9﴾

    کسی که از الله می‌ترسد به زودی پند خواهد گرفت ﴿10﴾

    و بدبخت‌ترین انسان‌ها از آن اجتناب می‌ورزد ﴿11﴾

    آن کس که در آتش بزرگ داخل خواهد شد ﴿12﴾

    باز در آن جا نه می‌میرد و نه زنده می‌ماند ﴿13﴾

    البته کسی که خود را از (پلیدی شرک) پاک کرد، رستگار شد ﴿14﴾

    و نام پروردگار خود را یاد کرد و باز نماز خواند ﴿15﴾

    ولی شما زندگانی دنیا را ترجیح می‌دهید ﴿16﴾

    حال آن که زندگی آخرت بهتر و پاینده‌تر است ﴿17﴾

    البته این مضمون در صحیفه‌های سابق هم آمده است ﴿18﴾

    صحیفه‌های ابراهیم و موسی ﴿19﴾

    غاشیه

    Surah 88

    آیا خبر حادثۀ احاطه‌کننده (قیامت) به تو رسیده است؟ ﴿1﴾

    که چهره‌هایی در آن روز خوار و ذلیل‌اند ﴿2﴾

    (با آن که) مشقت‌کشیده و رنج برده‌اند ﴿3﴾

    (لیکن) در آتش شعله‌ور و سوزان داخل شوند ﴿4﴾

    از چشمۀ داغِ جوشان نوشانیده شوند ﴿5﴾

    خوراکی جز ضریع (خار تلخ) ندارند ﴿6﴾

    که نه فربه می‌کند و نه از گرسنگی نجات می‌دهد ﴿7﴾

    چهره‌هایی در آن روز خرم و تازه خواهند بود ﴿8﴾

    و از کوشش خود راضی‌اند ﴿9﴾

    در بهشت برین (و بلند جای دارند) ﴿10﴾

    در آن جا سخن بیهوده نشنوند ﴿11﴾

    در آن جا چشمۀ جاری است ﴿12﴾

    و در آن جا تخت‌های بلند است ﴿13﴾

    و جام‌های چیده شده است ﴿14﴾

    و بالش‌های در صف نهاده شده است ﴿15﴾

    و فرش‌های گرانبها گسترده شده است ﴿16﴾

    آیا به شتران نمی‌نگرند (منکران توحید) که چگونه آفریده شده‌اند؟ ﴿17﴾

    و به‌سوی آسمان نگاه نمی‌کنند که چگونه برافراشته شده است؟ ﴿18﴾

    و به طرف کوه‌ها (نمی‌نگرند) که چگونه نصب (برقرار) گردیده‌اند؟ ﴿19﴾

    و به طرف زمین که چگونه هموار شده است؟ ﴿20﴾

    پس پند و اندرز ده که وظیفۀ تو تنها پند دادن و یادآوری است ﴿21﴾

    بر آن‌ها مسلط نیستی ﴿22﴾

    مگر آن که روی گرداند و کفر پیشه کند ﴿23﴾

    پس الله او را به عذاب سخت سزا می‌دهد ﴿24﴾

    یقیناً بازگشت آن‌ها به‌سوی ماست ﴿25﴾

    باز حساب آن‌ها با ما خواهد بود ﴿26﴾

    فجر

    Surah 89

    قسم به فجر (صبح) ﴿1﴾

    و قسم به شب‌های ده‌گانه ﴿2﴾

    و قسم به جفت و طاق ﴿3﴾

    و قسم به شب چون سپری شود ﴿4﴾

    آیا درین (امر) قسم کافی برای صاحبان خرد نیست؟ (بلی هست) ﴿5﴾

    آیا ندیدی که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟ ﴿6﴾

    قوم ارم که صاحب قامت‌های بلند و ستون مانند بودند ﴿7﴾

    که مانند آن در (هیچ‌یک) از شهرها آفریده نشده بود ﴿8﴾

    و با قوم ثمود؟ آنانی که سنگ‌ها را در وادی (القری) می‌تراشیدند ﴿9﴾

    با فرعون؟ که میخ‌ها (برای سزا دادنِ مردم) داشت ﴿10﴾

    (این سه قوم) همان کسانی بودند که در شهرها سرکشی کردند ﴿11﴾

    پس در آن شهرها فساد بیشتر کردند ﴿12﴾

    لهذا پروردگارت آنان را به عذاب سخت گرفتار کرد ﴿13﴾

    یقیناً پروردگار تو در کمین‌گاه (مراقب اعمال بندگان) است ﴿14﴾

    پس اما انسان هرگاه پروردگارش او را امتحان کند و به او مقام و نعمت دهد، می‌گوید: پروردگارم مرا عزت داد ﴿15﴾

    و اما وقتی که پروردگارش او را امتحان کند و روزی‌اش را بر او تنگ سازد، می‌گوید: پروردگارم مرا اهانت کرده است ﴿16﴾

    نه، چنین نیست، بلکه شما یتیم را گرامی نمی‌دارید ﴿17﴾

    و همدیگر را بر طعام دادن مسکین ترغیب نمی‌کنید ﴿18﴾

    و میراث دیگران را با مال خود خلط نموده (به طریقۀ نادرست) می‌خورید ﴿19﴾

    و مال را بسیار (بیش از حد) دوست می‌دارید ﴿20﴾

    چنین نیست، بلکه وقتی زمین به شدت درهم کوبیده شود ﴿21﴾

    و پروردگارت بیاید و فرشتگان صف بسته حاضر شوند ﴿22﴾

    و آن روز دوزخ در میان آورده شود، آن روز انسان (کافر) عبرت می‌گیرد، ولی چنین عبرت گرفتن چه سودی برای او دارد؟ ﴿23﴾

    می‌گوید: ای کاش برای این زندگی‌ام چیزی قبلاً می‌فرستادم ﴿24﴾

    پس آن روز هیچ کسی چون عذاب الله عذاب نکند ﴿25﴾

    و هیچ کسی هم چون الله او را به بند (زنجیرها) نمی‌بندد ﴿26﴾

    (و در حالت نزع گفته شود که) ای نفس (شخص) آرام‌گیرنده (به ایمان) ﴿27﴾

    به‌سوی پروردگارت بازگرد، (در حالی که) تو از او راضی و او از تو راضی است ﴿28﴾

    پس در زمره بندگانم داخل شو ﴿29﴾

    و در جنت من داخل شو ﴿30﴾

    بلد

    Surah 90

    قسم به این شهر (مکه مکرمه) ﴿1﴾

    و در حالی که تو در این شهر (مکه) ساکن هستی ﴿2﴾

    و قسم به پدر و به آنچه از او تولد شده است ﴿3﴾

    که البته انسان را در (قعر) مشقت و تکلیف آفریدیم ﴿4﴾

    آیا (انسان) گمان می‌کند که هرگز کسی بر او قادر نمی‌شود ﴿5﴾

    و می‌گوید: مال بسیار انفاق کردم ﴿6﴾

    آیا گمان می‌کند که او را کسی ندیده است؟ ﴿7﴾

    آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟ ﴿8﴾

    و یک زبان و دو لب؟ ﴿9﴾

    و به او راه خیر و شر را نشان دادیم ﴿10﴾

    پس در آن گردنۀ سخت قدم نگذاشت؟ ﴿11﴾

    و چه می‌دانی که آن گردنۀ سخت چیست؟ ﴿12﴾

    آزاد کردن گردن‌ها (برده‌ها) است ﴿13﴾

    یا طعام دادن در روزِ گرسنگی است ﴿14﴾

    به یتیمی که از اقارب باشد ﴿15﴾

    یا به مسکین خاک‌آلود ﴿16﴾

    باز از آنانی باشد که ایمان آورده‌اند و یکدیگر را به صبر نمودن (در راه دین) و نرمی و مهربانی سفارش کرده‌اند ﴿17﴾

    این گروه اصحاب دست راست‌اند ﴿18﴾

    و آنانی که به آیات ما کفر ورزیدند، آن‌ها اصحاب دست چپ‌اند ﴿19﴾

    بر آنان (از هر سو) آتشی مسلط باشد (که راه فرار نداشته باشند) ﴿20﴾

    شمس

    Surah 91

    قسم به آفتاب و روشنی آن ﴿1﴾

    و قسم به ماه چون از پی آفتاب رود (بعد از غروب آفتاب ظاهر شود) ﴿2﴾

    و قسم به روز چون ظاهر کند روشنی آفتاب را ﴿3﴾

    و قسم به شب چون بپوشاند نور آفتاب را ﴿4﴾

    و قسم به آسمان و به آن ذاتی آن را ساخته است ﴿5﴾

    و قسم به زمین و به آن ذاتی که آن را هموار کرده است ﴿6﴾

    و قسم به نفس انسانی و به آن ذاتی که برابر کرده است (قوت جسمی و روحی او را) ﴿7﴾

    باز به او راه بدی و نیکی او را الهام کرد ﴿8﴾

    البته کامیاب شد هرکس که نفس خود را پاک کرد ﴿9﴾

    و البته ناکام و ناامید شد آن که نفس خود را به گناه آلود ﴿10﴾

    (مانند) قوم ثمود که به سبب سرکشی رسول الله را تکذیب نمودند ﴿11﴾

    آن وقت که بدبخت‌ترین آن‌ها برخواست ﴿12﴾

    پس رسول الله به آن‌ها گفت: شترِ (آفریدۀ) الله و آب‌خوردن آن را بگذارید ﴿13﴾

    پس او را تکذیب نمودند و شتر را کشتند، پس به سزای گناهانشان، پروردگارشان بر آنان عذاب نازل کرد و ایشان را هلاک کرد و آن عقوبت همۀ آن‌ها را با خاک برابر کرد ﴿14﴾

    و الله از عاقبت آن کار نمی‌ترسد ﴿15﴾

    لیل

    Surah 92

    قسم به شب چون روز را (با تاریکی) بپوشاند ﴿1﴾

    و قسم به روز چون روشن شود ﴿2﴾

    و قسم به آن ذاتی که نر و ماده را آفریده است ﴿3﴾

    همانا کوشش‌های شما گوناگون و مختلف است ﴿4﴾

    پس اما کسی که (در راه الله مال خود را) بخشید و پرهیزگاری کرد ﴿5﴾

    و شریعت نیک (و آسان) را تصدیق کرد ﴿6﴾

    پس (راه رسیدن) به آسایش را برای او آسان می‌گردانیم ﴿7﴾

    ولی کسی که بخل ورزید، و (خود را) مستغنی شمرد ﴿8﴾

    و (شریعت) نیک (و آسان) را تکذیب کرد ﴿9﴾

    پس زودا که راه سختی (راه دوزخ) را به او آسان کنیم ﴿10﴾

    و وقتی (به گور) انداخته شود مال و دارایی‌اش به او سودی نخواهد کرد ﴿11﴾

    البته راهنمائی (انسان‌ها) بر عهدۀ ماست ﴿12﴾

    و البته (کامیابی) دنیا و آخرت در اختیار ماست ﴿13﴾

    پس شما را از آتشی که شعله می‌زند ترسانیدم ﴿14﴾

    جز بدبخت‌ترین انسان‌ها در آن درنیاید ﴿15﴾

    آن که تکذیب کرد و روی گشتاند ﴿16﴾

    و پرهیزگارترین (انسان‌ها) از آن دور داشته خواهد شد ﴿17﴾

    آن که مال خود را می‌دهد تا پاک شود ﴿18﴾

    و هیچ کسی نزد او نعمتی ندارد که پاداش (آن را) ببیند ﴿19﴾

    (انفاق نمی‌کند آن متقی) مگر برای کسب رضایت پروردگار والاترش ﴿20﴾

    و البته به زودی راضی شود ﴿21﴾

    ضحی

    Surah 93

    قسم به وقت چاشت ﴿1﴾

    و قسم به شب چون (تاریک شود و) آرام گیرد ﴿2﴾

    پروردگارت تو را رها نکرده و بر تو خشم نگرفته است ﴿3﴾

    و البته آخرت برای تو بهتر از دنیاست ﴿4﴾

    و البته پروردگارت به تو (نعمت) خواهد داد که راضی و شادمان شوی ﴿5﴾

    آیا تو را یتیم نیافت پس تو را جای داد؟ ﴿6﴾

    و تو را بی‌خبر (از احکام شرع) یافت پس هدایت کرد ﴿7﴾

    و تو را فقیر یافت پس غنی گردانید ﴿8﴾

    پس بر یتیم قهر مکن ﴿9﴾

    و سائل و گدا را از خود مران ﴿10﴾

    و اما نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن ﴿11﴾

    انشراح

    Surah 94

    آیا سینه‌ات را برایت نکشادیم؟ ﴿1﴾

    و بار سنگین را از تو برنداشتیم؟ ﴿2﴾

    همان باری که پشت تو را سنگین کرده بود ﴿3﴾

    و آوازه‌ات را برایت بلند گردانیدیم ﴿4﴾

    پس یقیناً با هر سختی آسانی است ﴿5﴾

    یقیناً با (همان) سختی آسانی (دیگر) است ﴿6﴾

    پس هرگاه فارغ شدی (از دعوت و تبلیغ)، پس بکوش (برای عبادت پروردگارت) ﴿7﴾

    و (با رغبت و اشتیاق) به‌سوی پروردگارت روی آور ﴿8﴾

    تین

    Surah 95

    قسم به انجیر و زیتون ﴿1﴾

    و قسم به طور سینا ﴿2﴾

    و قسم به این شهر امن (مکه) ﴿3﴾

    بی‌گمان انسان را در بهترین صورت (و ترکیب) آفریدیم ﴿4﴾

    باز او را به پست‌ترین مرحله (حقیرترین مرتبه؛ به سبب کفر) بازگردانیدیم ﴿5﴾

    مگر آنانی که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، پس برای آن‌ها اجریست قطع ناشدنی ﴿6﴾

    پس چه چیز سبب می‌شود (ای انسان) که قیامت را تکذیب کنی ﴿7﴾

    آیا الله بزرگ‌ترین فرمانروایان نیست؟ (بلی هست! و من بر آن از جملۀ گواهانم) ﴿8﴾

    علق

    Surah 96

    بخوان به نام پروردگارت که (همه چیز را) آفرید ﴿1﴾

    (و) انسان را از خون بسته آفرید ﴿2﴾

    بخوان که پروردگارت کریم‌تر (و گرامی‌تر) است ﴿3﴾

    آن که (انسان را) با قلم آموخت ﴿4﴾

    آن چیزی را به انسان آموخت که نمی‌دانست ﴿5﴾

    نه چنین نیست، بی‌گمان انسان طغیان می‌کند ﴿6﴾

    چون خود را مستغنی (بی‌نیاز) می‌بیند ﴿7﴾

    البته بازگشت همه به‌سوی پروردگار توست ﴿8﴾

    آیا دیدی آن را که منع می‌کند ﴿9﴾

    بنده‌ای را که نماز گزارد ﴿10﴾

    آیا دیده‌ای (ای مخاطب) که (آن بندۀ نمازگزار) بر راه راست باشد ﴿11﴾

    یا به پرهیزگاری سفارش کند (بازهم او را منع می‌کند)؟ ﴿12﴾

    آیا دیده‌ای (ای مخاطب که) اگر (حق را) تکذیب کند و اعراض نماید (آیا الله او را به حالش می‌گذارد؟) ﴿13﴾

    آیا ندانست که الله می‌بیند؟ ﴿14﴾

    چنین نیست (که او گمان دارد، اگر بازنیاید (آن منع‌کننده) البته پیشانی‌اش را خواهیم کشید ﴿15﴾

    پیشانی دروغ‌گوی خطاکار ﴿16﴾

    پس باید اهل مجلسش را بخواهد ﴿17﴾

    ما هم به زودی فرشته‌های موظف دوزخ را طلب می‌کنیم ﴿18﴾

    نه، چنین نیست، هرگز از او اطاعت مکن (بلکه) سجده کن (به دربار پروردگارت) و تقرب جوی ﴿19﴾

    قدر

    Surah 97

    یقیناً ما قرآن را در شب قدر (شب دارای مرتبه و فضیلت) نازل کردیم ﴿1﴾

    و تو چه می‌دانی که شب قدر چیست؟ ﴿2﴾

    شب قدر بهتر است از هزار ماه ﴿3﴾

    (خاصیت آن شب این است که) فرشتگان و جبرئیل در آن شب به حکم پروردگار خود فرود می‌آیند، برای انجام دادن هر کاری (که الله خواهد) ﴿4﴾

    آن شب محل نزول سلامتی و رحمت است تا طلوع صبح ﴿5﴾

    بینه

    Surah 98

    کافران اهل کتاب (یهود و نصاری) و مشرکین (از دین و آئین خود) دست‌بردار نیستند تا آن که دلیل ظاهر به آن‌ها بیاید ﴿1﴾

    پیغمبری از طرف الله که صحیفه‌های پاک را بر آن‌ها تلاوت می‌کند ﴿2﴾

    که در آن نوشته‌های (احکام) راست و درست است ﴿3﴾

    و اهل کتاب متفرق نشدند (اختلاف نکردند) مگر بعد از این که به آن‌ها دلیل روشن آمد ﴿4﴾

    حال آن که مأمور نبودند مگر این که الله را خالصانه عبادت کنند که برای او دین و عبادت خود را خالص سازند، و متنفر از دین‌های باطل باشند، و نماز را برپا کنند و زکات بدهند، و این است دین راست و درست ﴿5﴾

    یقیناً آنانی از اهل کتاب و مشرکان که کافر شدند در آتش دوزخ‌اند، در آن جاودانه‌اند، این گروه بدترین مخلوقات‌اند ﴿6﴾

    البته آنانی که ایمان آورده‌اند و اعمال نیک انجام داده‌اند این‌ها بهترین مخلوقات‌اند ﴿7﴾

    جزای (ثواب) آن‌ها نزد پروردگارشان باغ‌های جاودانه است که از زیر آن‌ها جوی‌ها می‌رود، جاودانه و برای همیشه در آن خواهند ماند. الله از آن‌ها راضی است و آن‌ها از الله راضی‌اند، این جزا برای کسی است که از پروردگارش بترسد ﴿8﴾

    زلزال

    Surah 99

    وقتی که زمین به لرزش شدید خود لرزانده شود ﴿1﴾

    و زمین بارهای سنگین خود را (معادن و اموات را) بیرون کند ﴿2﴾

    و انسان گوید: این زمین را چه شده است؟ ﴿3﴾

    در آن روز زمین خبرهای خود را (راجع به اعمال بنی آدم) اظهار کند ﴿4﴾

    چرا که پروردگارت به او (این کار را) وحی کرده است ﴿5﴾

    در آن روز مردم (به دربار الهی) گروه‌های متفرق از قبرها بیرون می‌آیند، تا اعمال‌شان به آنان نشان داده شود ﴿6﴾

    پس هرکس به اندازۀ ذره‌ای نیکی کرده باشد (پاداش) آن را می‌بیند ﴿7﴾

    و هرکس به اندازۀ ذره‌ای بدی کرده باشد (پاداش) آن را (در آن روز) می‌بیند ﴿8﴾

    عادیات

    Surah 100

    قسم به اسپان دونده (در عرصۀ جهاد) که نفس‌زنان می‌دوند ﴿1﴾

    باز قسم به اسپانی که (از سم شان) جرقه می‌افروزند ﴿2﴾

    باز قسم به اسپانی که در وقت صبح بر دشمن یورش می‌برند ﴿3﴾

    پس (به سبب تیز دویدن) گرد و غبار برمی‌انگیزند ﴿4﴾

    باز در میان گروه دشمن داخل می‌شوند ﴿5﴾

    همانا انسان (در مقابل پروردگار خود) بسیار ناشکر است ﴿6﴾

    و او بر ناشکری خود گواه است ﴿7﴾

    و او علاقۀ شدیدی به مال و دارایی دارد ﴿8﴾

    آیا انسان نمی‌داند که وقتی آنچه در قبرهاست، برانگیخته شود ﴿9﴾

    و آنچه در سینه‌هاست ظاهر شود ﴿10﴾

    البته پروردگارشان در آن روز، از وضع و حال آن‌ها باخبر است ﴿11﴾

    قارعه

    Surah 101

    قارعه (حادثه کوبندۀ قیامت) ﴿1﴾

    چیست آن قارعه (حادثۀ کوبنده)؟ ﴿2﴾

    و تو را چه چیز آگاه ساخت که آن قارعه (حادثه کوبنده) چیست؟ ﴿3﴾

    (آن حادثه در) روزی (ظاهر گردد) که مردم مانند پروانه‌های پراگنده شوند ﴿4﴾

    و کوه‌ها مانند پشم رنگین و حلاجی‌شده شوند ﴿5﴾

    پس کسی که کفه ترازوی نیکی‌های او گران شود ﴿6﴾

    پس او در زندگی رضایت‌بخشی باشد ﴿7﴾

    اما کسی که کفه ترازوی نیکی‌های او سبک شود ﴿8﴾

    پس مأوای او هاویه است ﴿9﴾

    و تو را چه چیز آگاه ساخت که هاویه چیست؟ ﴿10﴾

    آن آتشی است بزرگ و سوزان ﴿11﴾

    تکاثر

    Surah 102

    طلب کثرت مال و اولاد شما را مشغول (غافل) ساخت ﴿1﴾

    تا آن که به قبرستان رسیدید (یعنی دفن گردیدید) ﴿2﴾

    چنین نیست؛ خواهید دانست (در قبر) ﴿3﴾

    باز (می‌گویم) که چنین نیست، خواهید دانست (در روز قیامت) ﴿4﴾

    چنین نیست، اگر شما (حق‌بودنِ قیامت را) به یقین می‌دانستید (از آمدن آن غافل نمی‌شدید) ﴿5﴾

    البته دوزخ را (بعد از موت در برزخ) خواهید دید ﴿6﴾

    باز البته آن (دوزخ) را به دیدۀ یقین (در روز قیامت) خواهید دید ﴿7﴾

    باز البته در آن روز دربارۀ نعمت‌های که الله به شما داده است، پرسیده خواهید شد ﴿8﴾

    عصر

    Surah 103

    قسم به زمانه ﴿1﴾

    که البته انسان در خساره است ﴿2﴾

    به جز آنانی که ایمان آوردند و اعمال نیک انجام دادند و یکدیگر را به حق توصیه کردند، و یکدیگر را به صبر (در راه حق) توصیه کردند ﴿3﴾

    همزه

    Surah 104

    وای بر هر طعنه‌زنِ عیب‌جو ﴿1﴾

    آن که مال را جمع کرد و آن را شمارید ﴿2﴾

    گمان می‌کند که مالش او را جاودانه می‌دارد ﴿3﴾

    نه، چنین نیست (بلکه) در حطمه انداخته خواهد شد ﴿4﴾

    و تو را چه چیز آگاه ساخت که حطمه چیست؟ ﴿5﴾

    (آن) آتش الله است که برافروخته شده ﴿6﴾

    آتشی که بر دل‌ها مسلط می‌شود ﴿7﴾

    البته (دروازۀ) آن آتش بر آن‌ها بسته شده است ﴿8﴾

    (در حالی که بند و قید اند) در ستون‌های (آتشین) دراز ﴿9﴾

    فیل

    Surah 105

    آیا ندیدی که پروردگارت با صاحبان فیل چه کرد؟ ﴿1﴾

    آیا نیرنگ آن‌ها را تباه و باطل نگردانید؟ ﴿2﴾

    و بر آن‌ها پرنده‌های (کوچک) را گروه گروه فرستاد ﴿3﴾

    که بر آن‌ها سنگریزه‌های از گل انداختند ﴿4﴾

    پس (الله) آن‌ها را مانند کاه جویده‌شده ساخت ﴿5﴾

    قریش

    Surah 106

    برای الفت‌دادن قریش ﴿1﴾

    الفت‌دادن آن‌ها به سفر زمستان و تابستان ﴿2﴾

    پس باید صاحب این خانه را عبادت کنند ﴿3﴾

    کسی که آن‌ها را در گرسنگی طعام داد و در وقت ترس، امن و امان بخشید ﴿4﴾

    ماعون

    Surah 107

    آیا دیدی آن شخصی را که جزای اعمال را تکذیب می‌کند ﴿1﴾

    پس آن شخص همان است که یتیم را (اهانت کرده) از خود میراند ﴿2﴾

    (و مردم را) بر طعام‌دادن مسکین ترغیب نمی‌کند ﴿3﴾

    پس وای بر آن نمازگزارانی که، ﴿4﴾

    از نماز خود غافل‌اند ﴿5﴾

    آنانی که خودنمایی می‌کنند ﴿6﴾

    و از دادن وسایل (یا حاجت به همسایه) خودداری می‌کنند ﴿7﴾

    کوثر

    Surah 108

    البته (ای محمد! خیر بسیار که از جملۀ آن) حوض کوثر (می‌باشد) به تو دادیم ﴿1﴾

    پس برای (رضای) پروردگارت نماز بگزار، و قربانی کن ﴿2﴾

    یقیناً دشمن تو بی‌عقب و مقطوع النسل خواهد بود ﴿3﴾

    کافرون

    Surah 109

    بگو: ای کافران ﴿1﴾

    من نمی‌پرستم چیزی را که شما می‌پرستید ﴿2﴾

    و نه شما می‌پرستید آنچه را که من می‌پرستم ﴿3﴾

    و نه من می‌پرستم آنچه را که شما پرستش کرده‌اید ﴿4﴾

    و نه شما (در آینده) آنچه را که من می‌پرستم، می‌پرستید ﴿5﴾

    (لذا) دین شما برای خودتان و دین من برای خودم است ﴿6﴾

    نصر

    Surah 110

    چون مدد الله (فتح مکه) برسد ﴿1﴾

    و مردم را ببینی که دسته دسته در دین الله (دین اسلام) داخل شوند ﴿2﴾

    پس پروردگار خود را به پاکی و ثنا یاد کن و از او مغفرت بخواه، چون که او توبه‌پذیر است ﴿3﴾

    مسد

    Surah 111

    بریده (و شکسته) باد دست‌های ابولهب، و (ابولهب) هلاک شد ﴿1﴾

    (که) مال و آنچه به دست آورده است (از عزت و ریاست) به او سودی نکرد ﴿2﴾

    به زودی در آتش شعله‌ور داخل شود (بعد از مرگ) ﴿3﴾

    و همسرِ او (نیز داخل شود با او) در حالی که هیزم‌کش است ﴿4﴾

    و در گردن او ریسمانی از لیف خرما است ﴿5﴾

    اخلاص

    Surah 112

    (ای پیغمبر)! بگو: او الله یگانه است ﴿1﴾

    (و) الله از هرچیز بی‌نیاز (و برطرف کنندۀ نیازها) است ﴿2﴾

    نه کسی را زاده و نه او زاده شده است ﴿3﴾

    و هیچکس مانند و همتای او نیست ﴿4﴾

    فلق

    Surah 113

    (ای پیغمبر)! بگو: پناه می‌برم به پروردگار صبح (سپیده دم) ﴿1﴾

    از شر هر آنچه آفریده است ﴿2﴾

    و از شر تاریکی شب وقتی که همه جا را بپوشاند ﴿3﴾

    و از شر زنان جادوگر که در گره‌ها می‌دمند ﴿4﴾

    و از شر هر حسودی وقتی که حسد ورزد ﴿5﴾

    ناس

    Surah 114

    (ای پیغمبر)! بگو: پناه می‌برم به پروردگار مردم ﴿1﴾

    (و به) پادشاه (حقیقی) مردم ﴿2﴾

    (و به) معبود (حقیقی) مردم ﴿3﴾

    از شر وسوسه‌کننده‌ای که واپس می‌رود ﴿4﴾

    آن که در دل‌های مردم وسوسه می‌اندازد ﴿5﴾

    از جنس جن باشد و یا از جنس انسان ﴿6﴾